dominations v6 631 631 بازی موبایل تمدن های سلطه گر

کلمات کلیدی: dominations, dominations v1.5.68, dominations v1.5.68 data, dominations v1.5.68 free , dominations v1.5.68 دیتا, بازی dominations, بازی dominations v1.5.68, بازی hd, بازی تمدن های سلطه گر, موبایل dominations, p30 , رایگان dominations, با , تمدن های سلطه گر, موبایل تمدن های سلطه گر, رایگان , پی سی , پی 30 , رایگان از پی سی , با , تحمیل , डाउनलोड, indirmek, memuat turun, cкачать, télécharger, descărca, scaricare, ڈاؤن لوڈ , dominations, dominations v1.5.68, dominations v1.5.68 data, dominations v1.5.68 free , dominations v1.5.68 دیتا, بازی dominations, بازی dominations v1.5.68, بازی hd, بازی تمدن های سلطه گر, http://p30 .com/fa/entry/59362/
به گزارش سرویس فرهنگی پایگاه 598، متن زیر گفتاری از آیت الله میرباقری است در خصوص تمدن ی است که در ادامه می خوانید: برخی که تمدن ی را نفی می کنند، به ‎واسطه‎ی این است که نگاهشان به دین یک نگاه حداقلی است و برای ظرفیتی قائل نیستند که بتواند تمدن بسازد. اینها همین‎طور که علم را به دینی و غیردینی تقسیم نمی‎کنند و نمی‎پذیرند که علم، دینی و غیردینی دارد، نسبت به تمدن هم معتقدند تمدن، صورت حیات بشری است و دینی و غیردینی نمی‎پذیرد.این رویکردها به نظر من اصلاً قابل بحث نیست. دوران بحث با آنها گذشته. اینکه ما بنشینیم با آنها چانه بزنیم که ظرفیت ساخت تمدن دارد یا ندارد، وقت تلف است.متن کامل سخنرانی‎های میرباقری با موضوع انقلاب ی و تمدن نوین ی:آیت‎الله میرباقری در اسفند 95 در پنجمین نشست از سلسله همایش های گفتمان انقلاب ی با موضوع انقلاب ی و تمدن نوین ی، بحثی تفصیلی ایراد د که می‎توان آن را نقد رویکرد موسوم به فردیدی در نسبت با علم دینی و تمدن ی قلمداد کرد. این سخنرانی اگر چه تمامی زوایای بحث و گفت‎و‎گو پیرامون این رویکرد را در بر نمی‎گیرد اما حاوی طرح بحث و محورهای مهمی است که توجه بدان را اهمیتی مضاعف می‎بخشد. در این فضا البته می‎توان پرسش‎ها و بحث‎هایی دیگری نیز داشت که در سایر سخنرانی‎های میرباقری تفصیل پیدا کرده‎اند.بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً وهَب لَنا رأفتَه و رحمتَة و دعائه و خیره ماننال به سعة من رحمتک و فوزاً عندک. خدای متعال ان‎شاء‎الله مجلس ما را مورد رضایت زمان ارواحنا فداه قرار بدهد و قلوب ما را با معرفت حضرت نورانی بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
قبل از تقدیم عرایضم خدای متعال را سپاسگزار هستم که توفیق حضور در این جلسه را به من عنایت کرد. از همه عزیزانی که این فرصت را فراهم د تشکر می‎کنم. از شما بزرگوارانی که وقتتان را با حوصله در اختیار قرار می‎دهید هم عذرخواهی و تشکر می‎کنم.
بحث در باب "تمدن ی" گستره وسیعی دارد که در یک جلسه قاعدتاً قابل بحث نیست. انی هم که دستیبانی به تمدن ی را ممکن می‎دانند، با قرائت‎های مختلفی از این تمدن بحث می‎کنند و مخالفین هم همین‎طور؛ یک طیف گسترده‎ای هستند. طرح همه آن بحث‎ها و بیان نظر مختار کار فرصت‎بری است و در یک جلسه مقدور نیست. من هم تلاش می‎کنم بحث را به گونه‎ای عرض کنم که عمده‎ترین و مهمترین نقدی که به پذیرش تمدن ی و امکان آن هست پاسخ بگیرد.
برخی که تمدن ی را نفی می کنند، به‎واسطه‎ی این است که نگاهشان به دین یک نگاه حداقلی است و برای ظرفیتی قائل نیستند که بتواند تمدن بسازد. اینها همین‎طور که علم را به دینی و غیردینی تقسیم نمی‎کنند و نمی‎پذیرند که علم، دینی و غیردینی دارد، نسبت به تمدن هم معتقدند تمدن، صورت حیات بشری است و دینی و غیردینی نمی‎پذیرد. این رویکردها به نظر من اصلاً قابل بحث نیست. دوران بحث با آنها گذشته. اینکه ما بنشینیم با آنها چانه بزنیم که ظرفیت ساخت تمدن دارد یا ندارد، وقت تلف است.
**تقریر اشکال نسبت به طرح تمدن ی
یک اشکال دیگری وجود دارد که در خور بحث است. آن اشکال این است که تمدن، ظاهر غربِ مدرن است؛ بنابراین تمدن ی را بدین معنا که هم ی باشد و هم تمدن، باید یک پارادو دانست. از طرف دیگر بر فرض اگر ما بپذیریم که یک تمدن ی هم داریم، باید بتوانیم توضیح دهیم این تمدن چه نسبتی با تمدن غربی، چه نسبتی با و چه نسبتی با دوران ظهور دارد. آیا در مسیر حرکت ما به سمت عصر ظهور، مرحله‎ای به نام تمدن ی وجود دارد یا وجود ندارد؟ اینها سوالات جدی است.
معتقدند که باطنِ غرب عبارت است از عقلانیت مدرنی که رویکرد تصرفی و تکنیکی نسبت به عالم و آدم دارد. به تعبیر دیگر رویکرد سوبژکتیو دارد.(من خیلی دوست ندارم این اصطلاحات را به کار ببرم. عمداً هم به کار نمی‎برم. گاهی اینها را یاد هم نمی‎گیرم.) اینها می‎گویند تمدن غرب ذیل عقلانیت مدرن غربی است؛ غربی که حاصل رویکرد تکنیکی به عالم و آدم است. معتقدند غرب ناشی یک متافیزیکی است که از یونان قدیم ناشی می‎شود و در غرب مدرن به نقطه اوج خودش می‎رسد که در آن نسبت خاصی بین ما و عالم تعریف می‎شود.
خیلی اگر بخواهیم موحدانه این نسبتِ میان جهان و خدای متعال را تعریف کنیم، باید بگوییم نسبت ساعت‎ساز به ساعت است. خدای متعال عالم را آفریده و بعد این عالم دیگر خودش کار می‎کند. آن‎وقت در این جهانی که خدا هست و او را آفریده و واگذار کرده، انسان است که به این عالم صورت و نقش می‎دهد. اراده‎های ما این‎طور نیست که جهان را کشف کند؛ بلکه جهان را می‎سازد. جهان و صورتی که جهان پیدا می‎کند، محصول ذهن آدمی است نه معروف و شناخته شده‎ی ذهن انسان. دو بحث است: 1)این انسان است که محور عالم است، عالَم را طبق اراده خودش می‎سازد و متصرف عالَم است. 2)حق هم هست که عالَم را آنچنان که می‎خواهد بسازد.
در بین دو محوری که مطرح شد، دومی مهمتر از اولی است. یعنی برای اراده‎های انسانی و خواست انسانی حقی وجود ندارد که انسان در صورت‎گری عالم و ساخت عالم و فُرمی که به عالم می‎دهد، تابع آن حق باشد. اگر برخی فیلسوفان غربی، معتقد به خدا هم باشند، آن خدا چنین خ است. خدای غرب مدرن، خ است ساعت‎ساز که عالم را رها کرده و ما خودمان هستیم که عالم را طبق میل و اراده خودمان می‎سازیم، نقش می‎دهیم و صورت می‎دهیم. انسان در محور این جهان است و می‎تواند جهان را طبق اراده خود بسازد. اوست که صورت می‎دهد. کانّه در بیرون از انسان یک امتدادی است که انسان به او صورت، رنگ و فعلیت می‎دهد. شبیه(شباهتی است صرفاً) همان چیزی که در فلسفه کلاسیک ما بوده که هیولایی داریم که هیچ فعلیتی ندارد و صورت‎ها به او نقش می‎زنند و فعلیت می‎دهند.
عالم بیرونِ اراده انسانی عالمی است بی‎صورت که ما به او صورت می‎دهیم. بحث اکتشاف عالم نیست. بحث ساخت و صورت‎گری عالم است. معتقدند باطن غرب همین نسبتی است که انسان غربی با عالم برقرار کرده و بر اساس این نسبت جهان را صورت‎گری کرده. حاصل این نسبت و صورت‎گری می‎شود تمدن غرب. در معنای گسترده خودش، تمدن با همین نگاه انسان به جهان، نگاه تکنیکال، سوبژکتیو و تصرفی که در جهان می‎کند، ساخته می‎شود. تمدن، ظاهر این جهان غربی است. باطن جهان غربی، انسانی است که نسبتی خاص با عالم پیدا کرده و مستغنی از خدای متعال است. لااقل در ساخت جهان بدون اتکاء به وحی با عقلانیت خودبنیاد خودش، با عقل عملی و نظری خودش یعنی آن هدفی که خودش می‎خواهد و آنچنان که خودش جهان را فهم می‎کند، با فهم خودش جهان را می‎سازد.
بر همین اساس اشکال د که تمدن، این صورتی است که دنیای غرب پیدا کرده که صورت آن باطنِ جامعه غربی است. باطن جامعه غربی آن رابطه‎ای است که انسان با خدا و مخلوقات و به تعبیر آنها با هستی برقرار کرده. نسبتی که بشر با هستی برقرار کرده، حاصلش شده است این تمدنی که صورت آن باطن جامعه غربی است. حالا بعد عرض می‎کنم این تحلیل، تحلیل دقیقی نیست. حتی اگر بخواهیم غرب را بر اساس نگاه تکنیکالی که آنها به جهان دارند، تعریف کنیم، باید به گونه‎ی دیگری تعریف و تحلیل کنیم. لذا بر این اساس به ما اشکال می کنند. می‎گویند ما اصلاً چیزی به نام تمدن ی نداریم.
اگر آن نسبتی که انسان و بشر غربی با جهان و هستی برقرار کرده که باطن جامعه غرب را می‎سازد، اگر آن نگاه را نمی‎پسندید و نمی‎پذیرید، دیگر چیزی به نام تمدن باقی نمی‎ماند. تمدنی که شما می‎بینید که در صورت منفعت‎طلبی و با رویکردهای جزئی شکل می‎گیرد، تمدنی که شما می‎بینید که اجزاء‎اش عبارتند از نظام و اقتصادی و فرهنگی، تمدنی که در قالب یک سبک زندگی در غرب ظهور پیدا می‎کند، حاصل یک باطنی است و به تعبیر دیگر ظهور آن باطن غربی است. هیچ‎وقت شما نمی‎توانید آن پوشش را بر جهان دینی بزنید.
اگر نسبت انسان‎ها با خدای متعال نسبت دیگری شد، انسان‎ها رابطه‎شان با خدای متعال رابطه بندگی شد و عالم بستر بندگی آنها شد، دیگر اصلا چیزی به نام تمدن شکل نمی‎گیرد. تمدن حاصل آن نگاه خاص و آن نسبت خاصی است که بین انسان غربی و جهان برقرار شده. بعد حالا تفلسف د، انقلاب علمی د، انقلاب صنعتی د، فناوری‎ها و تکنولوژی‎ها را فراهم د، ساختارهای اجتماعی را شکل دادند، محصولات این فرایند را تولید د، بعد شده یک تمدن. باطن تمدن آن ارتباط انسان با جهان است. شما وقتی آن ارتباط را نمی‎پسندید و در دنیا و فرهنگ ، نسبت جهان با انسان نسبت دیگری است، در این نسبت اصلاً تمدن شکل نمی‎گیرد. این اشکال آنهاست.
*ادعای خلط ظاهر و باطن غرب
کانّه می‎خواهند به ما اشکال کنند که شما مبتلای به چند مشکل هستید. مشکل اول اینکه خلط کردید بین باطن و ظاهر غرب. غرب را برابر با تمدن می‎گیرید. غرب، تمدن نیست. تمدن، ظاهر یک جامعه است. دوم اینکه این لباسی است که آن انسان به جهان و به خودش پوشانده. با عالَم دینی و انسان دینی چنین جهانی شکل نمی‎ گیرد. جامعه دینی چنین مظاهری هم ندارد. بنابراین آنها اگر هم بحث کنند، بحث از یک عالَم دینی می‎کنند نه از تمدن ی. یک عالَم دینی که در آن عالَم، انسان‎ها و اراده‎های انسانی یک نسبت دیگری با هستی به قول آنها برقرار می‎کنند، یک نسبت دیگری با خدای متعال برقرار می‎کنند، یک گونه‎ی دیگری زندگی می‎کنند، یک عالم دیگری درست می‎شود که در آن عالم، احساس، شه و عمل و حیات اجتماعی و فردی انسان یک شکل دیگر و مظاهر دیگری پیدا می‎کند.
می‎گویند شما در واقع دارید از جامعه غربی و تمدن غربی وام می‎گیرید و بعد همان را می‎خواهید با ی مع در دنیای محقق کنید و تمدن ی بسازید؛ این درست نیست. خلط کردید بین ظاهر و باطن. خلط کردید بین اجزاء و کل. غرب، نظام و اقتصادی و فرهنگی و حتی سبک زندگی نیست. اینها مظاهر غرب مدرن هستند.
*پرسش از نسبت تمدن ی با ظهور
نکته دیگر این است که بر فرض که شما بگویید ما می‎خواهیم یک جهان دیگری بسازیم مبتنی بر انسان الهی که اسم آن را هم می‎گذارید تمدن. این که شما می‎خواهید بسازید، چه نسبتی با تمدن مدرن دارد؟ و دوران او چه دورانی است؟ آیا دوران ظهور است؟ دوران قبل از ظهور است؟ اگر دوران ظهور است و می‎خواهید بگویید تمدن ی یعنی آن مدنیتی که بعد از ظهور محقق می‎شود، نسبت انسان‎ها با عالم فرق می‎کند، انسان‎ها، انسان دیگری می‎شوند، به گونه‎ی دیگری زیست می‎کنند و یک جهان دیگری هم ساخته می‎شود، اسم آن را می‎گذارید تمدن ی، این مال دوران ظهور است؛ به شما چه مربوط است؟
می‎گویند دوران قبل از ظهور، دوران ایجاد خودآگاهی نسبت به تمدن غربی است که انسان باید نسبت به این تمدن غربی خودآگاه بشود، تلاش کند دیگران را هم خودآگاه کند و آنها را به مرز انتظار حضرت برساند. باید در این دوران توجه به حضرت داد. باید انسان‎ها را نسبت به باطن جهان غرب و دنیایی که آنها را محاصره کرده و دورانی که در آن زندگی می‎کنند، آگاه کرد. بعضی از آنها وام گرفته‎اند از بعضی اصطلاحات عرفانی و آن را دوران یک اسم خاص می‎دانند؛ دوران اسم یامُضِل! می‎گویند انسان باید درک عمیق و یک خودآگاهی نسبت به این جهان پیدا کند، دنیا را بشناسد و بفهمد که در این جهان از ما تصرفی ساخته نیست. ما نباید تسلیم شویم، باید نسبت به آن جهان خودآگاه شویم. با ادبیات درون‎دینی باید تبری از این جهان پیدا کنیم. ولی معنی این تبری، این نیست که ما می‎توانیم یک جهان جدید بسازیم. آن جهان جدید در دوران ظهور ساخته می‎شود که در آن ت یک اسم می‎رود و ت اسم دیگر می‎آید. بنابراین می‎گویند شما باید نسبت خودتان را با عصر ظهور هم تعریف کنید.
*پرسش از نسبت تمدن ی با تمدن غربی
همچنین می‎گویند اگر معتقد به تمدن دینی هستید، نسبت خودتان را با این تمدن هم تعریف کنید. باید خلط بین ظاهر و باطن جامعه غربی نکنید. باید توجه داشته باشید که غرب می‎تواند بیاید در جامعه شما نفوذ کند و متناسب با شرایط شما مظاهر جامعه خودش را ایجاد کند. این در واقع تمدن غربی است؛ تمدن ی نیست. اگر خلط بین ظاهر و باطن شد، خیال می‎کنید اگر این ظواهر تغییر کرد، تمدن ی درست شده و تمدن غربی از بین رفته. در حالی که باطن تمدن غرب این نیست. باطن تمدن غرب همان انسان و نگاه خاص به جهان و نسبتی است که با جهان برقرار کرده. اگر توانست آن فرهنگ را منتقل کند و در جامعه دیگری متناسب با اقتضائات آن جامعه ولی با همین نگاه و همین رویکرد تکنیکال، با همین رویکردی که از نسبت انسان و جهان دارد، یک مظاهر دیگری ایجاد کند، آن مظاهر، ی نیست. آن مظاهر، همان تمدن غرب است. شما چون بین ظهر و باطن غرب خلط می‎کنید، خیال می‎کنید اگر این ظواهر را دستکاری کردید، تمدن، ی می‎شود. تمدن غربی پوشش جامعه غربی است. اگر آن باطن حیات انسانی غرب در یک جهان و جامعه‎ای پیدا شد، آن جهان، جهان غربی است. ولو ظواهرش متناسب با اقتضائات و بومی تغییر کند، این تمدن دینی نیست. این اشکالی است که به ما می‎کنند. می‎گویند شما باید بین ظاهر و باطن خلط نکنید. اگر خلط کردید، دچار تمدن غرب می‎شوید. جامعه شما غربی می‎شود ولو شکل ظهری‎اش متفاوت باشد. باید بتوانید نسبت خودتان را اگر معتقد به یک تمدن هستید، با این تمدن فراگیر غرب تعریف کنید، نسبت خودتان را با عصر ظهور تعریف کنید. اینها آن چیزهایی است که باید توضیح داده شود تا ما بتوانیم معقول بودن یک تمدن دینی را توضیح دهیم.
*توبه فرهنگیِ اشکال‎کنندگان
عرض خیلی از اشکالاتی که در تمدن ی می‎شود اصلا قابل شنیدن نیست. حیف است انسان وقت بگذارد این اشکال‎ها را بشنود. این یک صورت نسبتاً معقول و قابل شنیدن است. انی هستند طرفدار دین و خدا، طرفدار جامعه دینی به یک معنا، طرفدار عالم دینی. عالم غرب را نمی‎پذیرند، تمدن غربی را نمی‎پذیرند. نمی‎پذیرند که نسبت ما با عالم باید همان نسبتی باشد که انسان غربی با هستی برقرار کرده. اینها را نمی‎پذیرند. ولی معتقدند که دوران، دوران این تمدن است و امکان ایجاد یک تمدن دیگری نیست.
حتی بعضی از این محققین و بزرگانشان با به شدت همراهی د و تلقی‎شان این بود که انقلاب ی مرحله‎ای از ورود به یک جهان جدید و یک عالم جدید است که در آن عالم جدید از نگاه آنها اولین چیزی که تغییر می‎کند، نسبت انسان با هستی است. انسان باید یک جور دیگری مناسبات دیگری را در عالم برقرار کند. تلقی‎شان این بود که دوران جدید شروع شده و لذا به میدان آمدند. بعد که 38 گذشته احساس د که نه. سختی‎های راه که همراه شده، خیال کرده‎اند که ما در خلأ داریم زندگی می‎کنیم. بر فرض که جهان را با ت اسماء تفسیر کنیم، خیال می‎ د که ت یک اسم می‎رود در یک نقطه صفر می‎شود و ت دیگری شروع می‎شود. توجه به اینکه عبور از یک دوران به دوران جدید با یک درگیری‎های عظیم همراه است، نداشتند.
ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم که یک دفعه دوران جدیدی درست شود. باید از آن دروان گذر کرد به یک دوران جدید و این هم زمان خودش را می‎برد که زمان یک روز و دو روز نیست. زمان عبور از یک عالم به عالم دیگر و عبور از یک تمدن به تمدن دیگر است. با غفلت از این نکته، خیال می‎ د جهان جدیدی شروع شده و مناسبات جدید و عالم جدید محقق شده است. وقتی جلو رفتیم، دیدند ما نتوانستیم مظاهر تمدن غرب را در جامعه خودمان حذف کنیم و بلکه چون دوران گذار ماست و به تعبیر دیگر بین در ایستاده‎ایم، نه داخل می‎رویم و نه بیرون می‎آییم، مشکلات بیشتر و بحران‎هایی برای ما درست شده. احساس د که اصلا دیگر نمی‎شود کار کرد. برگشتند گفتند درست است جهان غرب جهانی است که مطلوب ما نیست. اما چاره‎ای نیست. توسعه را بپذیرید! در واقع این یک نوع توبه‎نامه فرهنگی است. بعضی تائبین، تائبین هستند، نگاهشان به انقلاب ی نگاه بوده؛ توبه آنها هم توبه است. بعضی‎ها نگاهشان به انقلاب ی، نگاه عمیق فرهنگی است، توبه آنها هم توبه فرهنگی است. یعنی احساس می‎کنند محاسبات فرهنگی‎شان غلط بود. ما گر چه جهان مطلوبمان جهان غرب نیست و نباید غرب را به عنوان مطلوب بپذیریم و نباید نسبت ما با عالم، نسبت غرب مدرن با عالم باشد، ولی چاره‎ای هم از او نیست. حرکت فراگیری است که می‎آید ما را هم تحت پوشش خودش قرار می‎دهد. ما فقط باید ایجاد خودآگاهی کنیم و تلاش کنیم که از طریق خودآگاهی، انسان‎ها را برای یک دوران جدید محیا کنیم. ولی آن دوران فرا نرسیده، آغاز هم نشده.(البته من روایت خودم را از شه‎ی آنها می‎گویم. حتماً نسبت نمی‎دهم)
*جمع‎بندی اشکال
ما اگر از تمدن ی بحث می‎کنیم، باید به این سوال‎ها بتوانیم جواب روشنی بدهیم. بگوییم نسبت ما با ظهور چیست، نسبت ما با جهان غرب چیست، نسبت ما با تمدن غربی چیست و چرا ما در مسیر حرکت به سمت عصر ظهور می‎توانیم از یک تمدن ی صحبت کنیم؛ ولو اینکه شما این اسم را بر او نپسندید و یک نام دیگری بر روی آن بگذارید. بر همین اساس من بحثم را ناظر به پاسخگویی به این سؤالات خدمتتان تقدیم می‎کنم.
**پاسخ به اشکال نسبت به تمدن ی
*انسان موجودی مختار است
شاید بتوان این‎گونه گفت که خدای متعال انسان‎ها را آفریده و به آنها اختیار و مسئولیت داده. این نکته اول است. انسان در عالم دارای اختیار است. نه مجبور است به جبر طبیعی و نه مجبور است به جبر الهی. البته معنی این اختیار، اختیار مطلق نیست. انسان، خدای عالم نیست. این‎طور نیست که به انسان، خ تفویض شده باشد. بعضی اشتباه می‎کنند. خیال می‎کنند اختیار یعنی تفویض الوهیت. الوهیت قابل تفویض نیست. ما بخواهیم یا نخواهیم، مخلوقیم. بخواهیم یا نخواهیم، پرستش می‎کنیم. بخواهیم یا نخواهیم دل می‎بندیم و... .
معنی اختیار این است که انسان در پرستش خدای متعال آزاد است. می‎تواند خدا را بپرستد و می‎تواند نپرستد. می‎تواند دین الهی داشته باشد؛ می‎تواند دین مادی داشته باشد. اصل پرستش و دینداری تعطیل‎بردار نیست. ما در اصل پرستش مختار نیستیم. در انتخاب معبود خودمان مختاریم.
این آیه نورانی سوره بقره معرفی مقام عبودیت الهی است: الله لا اله الا هو. و نسبت این عبودیت با کائنات تا هو العلی العظیم. بعد می‎فرماید: لا اکراه فی الدین. شما در پذیرش عبودیت خدای متعال، در پرستش خدای متعال جبراً مُکرَه نیستید. این همان آیین خداپرستی است. لا اکراه فی الدین. قد تبیّن الرشد من الغیّ و من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله... . دین از اینجا آغاز می‎شود. از کفر به طاغوت و ایمان بالله. در این جهان که زندگی می‎کنیم، می‎توانیم کفر به طاغوت داشته باشیم و ایمان بالله. یک طاغوتی است که ما را دعوت به طغیان و استکبار می‎کند. در مقابل می‎توانیم پرستش خدای متعال را . فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله، از اینجا دینداری شروع می‎شود. فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیعٌ علیم. حالا متمسک به عروه دین شدیم که همان عروه‎ی ولایت است. بعد می‎فرماید حالا این انسانی که دینداری را پذیرفت، مُکرَه نبود، مسئولیت داشت، اختیار داشت، این انسان تحت ولایت الهی قرار می‎گیرد که ولایت نور است. ی جونهم من الظلمات إلی النور. ولی اگر دین الهی را نپذیرفت و مؤمن بالله نشد و از پرستش خدای متعال سر باز زد، والذین کفروا أولیائهم الطاغوت. ی ونهم من النور إلی الظلمات.
دو جهان شکل می‎گیرد. جهان نورانی و جهانی ظلمانی. جهان نورانی، جهان آنهایی است که دین الهی و توحید را پذیرفته‎اند، در مقدمه‎ی او کفر به طاغوت ورزیده‎اند و تحت ولایت الله قرار گرفته‎اند. جهان ظلمانی، جهان انی است که الوهیت الهی را نپذیرفته‎اند، تحت ولایت اولیاء طاغوت واقع شده‎اند، سیرشان از نور به سمت ظلمات است. اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. از همین جا عالَمشان، عالَم نار و آتش است. بعد هم که مخلد در آن عالَم هستند.
پس این یک نکته که انسان‎ها دارای اختیار در پرستش خدای متعال هستند و چون اختیار دارند، مسئولیت دارند. مسئولند، مورد سؤال قرار می‎گیرند. اگر توحید را اختیار د چه اتفاقی می‎افتد؟ ولایت خدای متعال بر آنها واقع می‎شود. در محیط نور قرار می‎گیرند. در محیط حیات طیبه به تعبیر خدای متعال قرار می‎گیرند، در جنت قرار می‎گیرند. در محیط امن قرار می‎گیرند. دو جهان است.
*محدوده پرستش الهی
حالا دو سؤال مطرح است. این پرستش خدای متعال که ما در آن مختاریم و مسئول، محدود به حوزه خصوصی ماست یا اینکه همه‎ی عرصه‎های اختیار ما اعم از اختیار ظاهری و باطنی را فرامی‎گیرد؟ آیا از باطنی‎ترین لایه‎های وجود انسان که اختیار در آنجا معنی دارد مثل روح انسان، قلب انسان، فکر انسان و... تا عالم حس ما تحت این پرستش واقع می‎شود؟ پرستش مخصوص به یک عالم است یا این سنت در همه عوالم اختیار انسان هست؟
در هر عالمی یا انسان، خدا را پرستش می‎کند، الله ولی الذین آمنوا یا اعراض از پرستش خدای متعال می‎کند. در ح دوم عالَمش ظلمانی می‎شود. پس انسان دارای عوالم ظاهری و باطنی است. همه عوالم انسانی این حکم را دارند. در همه عوالم انسانی، نورانی زندگی به این است که انسان تحت ولایت الله قرار بگیرد. این منوط به این است که انسان، توحید و دین و پرستش خدا را بپذیرد. اگر در لایه‎های ظاهری وجود خودش خداپرستی می‎کرد اما در لایه‎های باطنی خودش اعراض از توحید داشت و به تعبیر دیگر استکبار داشت، به تعبیر دیگر در لایه‎های باطنی خودش دچار نفس‎پرستی و ‎پرستی شد، الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا ال ، اگر به استکبار رو آورد، آن عوالمش تحت ولایت اولیاء طاغوت قرار می‎گیرد. این یک نکته.
*خداپرستی جمعی یا ‎پرستی جمعی
نکته دوم اینکه این سنت اختصاص به عالم حیات خصوصی انسان ندارد. در حوزه حیات اجتماعی انسان هم همین‎طور است. انسان‎ها آنجا که دور هم جمع می‎شوند، با هم همدلی و همفکری و همکاری می‎کنند. آنها از اعماق وجودشان با هم ارتباط پیدا می‎کنند. عمق جامعه انسانی به اعماق اراده‎های انسان و عوالم انسان برمی‎گردد. یعنی انسان نگاه می‎کند این جامعه یک ظاهر دارد. این جامعه عوالم باطنی دارد. اراده‎ها در اثر ارتباط با هم و به انسجام و وحدت رسیدن، نظام پیدا می‎کنند. حاصلش هم همدلی، هم‎فکری و همکاری است. در یک لایه‎ای عمیق‎تر از اینها بیش از همدلی و هم‎فکری و همکاری، عوالم وجودی انسان‎ها با هم مرتبط می‎شود و در این ارتباطِ عوالم وجودی هم باز یا استکبار جمعی اتفاق می‎افتد یا پرستش جمعی. یا خداپرستی جمعی است یا ‎پرستی جمعی. بنابراین باز یا عالمِ ولایت الهی است یا عالمِ ولایت اولیاء طاغوت. یا نور است یا ظلمت. عوالم باطنی هم این‎گونه است. این هم نکته دوم.
*پیوند میان اراده‎ها و اراده برتر
نکته سوم اینکه اراده‎هایی که پرستش خدای متعال را انتخاب می‎کنند، این اراده‎ها مثل دانه‎های تسبیح از هم جدا نیستند، مثل شن و ماسه‎های کنار هم ریخته نیستند، مثل جزایر مستقل از هم نیستند؛ بلکه دانه‎های تسبیح‎اند که یک رشته‎ای آنها را به هم وصل می‎کند و بر حول آن رشته با هم مرتبط می‎شوند و نظام پیدا می‎کنند. واقعاً وحدت اجتماعی اراده‎ها حول یک اراده‎ی برتر اتفاق می‎افتد که این اراده‎ی برتر یا ولیّ حق است یا ولیّ باطل؛ یا خالص‎ترین اراده‎ها در بندگی خداست یا خالص‎ترین در شیطنت.
همان‎طور که انسان‎هایی که اراده‎ی بندگی می‎کنند، حول عبدترین، شدیدترین انسان‎ها در بندگی خدا، خالص‎ترین و خاضع‎ترین جمع می‎شوند، اراده‎های ی هم برای پرستش نفس و پرستش و دنیا حول شدیدترین اراده جمع می‎شوند. آنها هم خالی از پرستش نیستند. پس اراده‎ها بر محور اراده‎های برتر، نظام پیدا می‎کند. نمی‎خواهم بگویم همه‎ی اراده‎ها در کف قرار دارند و یک دفعه به نقطه هرم متصل می‎شوند. این اراده‎ها به صورت هرمی هستند. نظم اراده‎ها پیچیده است. به صورت هرمی به هم متصل می‎شوند و به یک اراده‎ی محوری برمی‎گردند. نظام اراده‎ها شکل می‎گیرد. این نظام اراده‎ها یا جمعاً دارند پرستش خدا را می‎کنند یا پرستش دنیا را می‎کنند. پرستش جمعی و مُشاع دنیا یا خدا اتفاق می‎افتد. این مقدمه سوم.
*رد یک فرضیه‎ی جامعه‎شناختی
مقدمه چهارم: بحثی در مبانی جامعه‎شناسی مطرح شده، بعضی غربی‎ها گفته‎اند و دیگران هم تکرار می‎کنند و آن را پذیرفته‎اند که مردود است. می‎گویند انسان‎ها چون نیازهای طبیعی داشتند، دور هم جمع شدند. این ضرورت‎های طبیعی انسان‎ها را دور هم جمع کرده، مخاطرات طبیعی مشترک و... بعد هم یک حرف‎هایی زدند. گفتند اولی که دور هم جمع شدند، زبان نداشتند! حرف‎هایی که واقعاً مشمئز کننده است، بعضی‏‎هایش نفرت‎آور است. به اسم علم این حرف‎ها را می‎زنند. اینها روی این مبنا پایه‎ای ندارد.
انسان‎ها دور هم جمع شدند یا برای شیطنت یا برای پرستش خدای متعال. یا با برای دنیاپرستی یا برای خداپرستی. این‎طور نیست که انسان‎ها یک نیاز طبیعی عام مشترک داشته باشند، همه برای آن نیازهای طبیعی دور هم جمع شده باشند و آن نیازهای طبیعیِ خود را با تجارب تاریخی و عقلانیت تاریخی خودشان هموار کرده و به کاملترین تجربه‎ها رسیده باشند. این‎طور نیست که بگوییم همین هم، راه صحیح است.
کتاب حکمت و حکومت آقای حائری، آنجایی که می‎گوید حکومت از جنس نیست و وک است، مربوط به فقیه هم نیست، مربوط به حکیم و فیلسوف عمل است، مبتنی بر همین نگاه است. یکی از اصول مهمش این اصل بنیادین جامعه‎شناختی است که انسان‎ها برای تأمین نیازهای ضروری خودشان دور هم جمع شدند. دین آنها را دور هم جمع نکرده که حالا بگویید دین آنها را اداره کند. انبیاء آنها را دور هم جمع ن د که حالا انبیاء اداره‎شان کنند. بعد هم برای پرستش و بندگی دور هم جمع نشدند. برای حل نیازهایشان بوده. اینها هم با یک عقلانیت جمعی با یک تجارب هم‎افزای تاریخی کم‎کم حلش کرده‎اند. رسیده‎اند به یک عقلانیت برتر و دارند با آن جامعه‎شان را اداره می‎کنند. چه نیازی به دین دارند؟ چرا دین بخواهد در حیات اجتماعی دخ کند؟
از اساس این حرف، حرف باطلی است. انسان‎ها دور هم جمع می‎شود، آنچه آنها را دور هم جمع می‎کند، همدلی‎ها و دغدغه های مشترک آنهاست و این دغدغه‎ها یا در پرستش خداست یا در پرستش دنیا. اراده‎هایی که حول محور بندگی بر محور انبیاء و اولیاء جمع می‎شوند؛ در هرم تاریخی بر محور وجود مقدس نبی اکرم صلی‎الله‎علیه‎و‎آله‎و‎سلم شکل می‎گیرند. اراده‎های باطل هم حول شیاطین و طواغیت تا بر محور شیاطین اصلی و ابلیس الابالسه و بزرگی که محور هرم تاریخی شیطنت است، جمع می‎شوند. این اراده‎ها همدلی و هم‎فکری می‎کنند، همکاری می‎کنند.
*نسبت بندگی با خدا منافاتی با تصرف در عالم ندارد
اینکه گفته‎اند انسان‎ها نسبتشان با خدا نسبت بندگی است، درست است. اما نسبت بندگی منافاتی با تصرف ندارد. همین‎طوری که شیاطین می‎خواهند در جهان تصرف کنند، انسان موحد هم تصرف می‎کند. لذت جهان هم مس اوست. تفاوت در این است که آیا جهت تصرف، جهت پرستش خداست یا جهت شیطنت نفس و استکبار؟ می‎خواهد جهان را طبق اراده و میل خودش بسازد، می‎خواهد مس کند برای شیطنت یا می‎خواهد مس کند برای بندگی؟ آن انسان‎هایی که عبدترین انسان‎ها هستند، کائنات مس آنهاست و با عبادت خودشان همه کائنات را به سمت خدای متعال سوق می‎دهند و نورانی می‎کنند. پس این‎گونه نیست که اگر ما بخواهیم بندگی خدا کنیم، مؤمنین، جهان را نمی‎سازند. نخیر! مؤمنین هم جهان را می‎سازند. نمی‎خواهم بگویم نگاه تکنیکال به جهان دارند یا می‎گویند ما اصل هستیم و هرگونه دلمان بخواهد جهان را بسازیم. اصلاً این‎گونه نیست. ولی این‎گونه هم نیست که فقط می‎خواهند جهان را به یک شناخت سطحی بشناسند و بعد هم در این جهان یک عبادت سطحی کنند. این‎گونه نیست. جهان را می‎شناسند، متصرفند، تصرفشان هم عبادت است. بر اساس بندگی خدای متعال جهان را می‎سازند. منتهی خودشان خدای عالم نیستند که جهان را طبق میل خودشان بسازند. جهان را طبق اراده‎ی الهی می‎سازند.
پس این‎طور نیست که ساخت جهان مال انسان غربی باشد که نسبتش با جهان این‎گونه است که خیال می‎کند خودش ولو خدا او را آفریده باشد، متصرف است و هر‎گونه می‎خواهد عالم را می‎سازد. نخیر! آنهایی هم که می‎خواهند در عالم بندگی کنند هم جهان را طبق اراده‎ی خدای متعال می‎سازند. لذا حضرت حجت جهان می‎سازد. بهشت اصلاً به یک معنا مصنوع آنهاست. این‎گونه نیست که ساخت جهان فقط مال انسانِ با نگاه سوبژکتیو باشد که خودش را محور می‎داند و می‎گوید من به جای اینکه کاشف جهان باشم، متصرف در آنم و ذهن من به عالم صورت می‎دهد. لازم نیست انسان این حرف‎ها را بزند.
نکته این بود که انسان‎ها جامعه‎سازی‎شان، اینکه دور هم جمع می‎شوند، حیات اجتماعی‎شان برای پرستش است. حالا یا پرستش دنیا یا پرستش نفس. این هرم خداپرستی و دنیاپرستی شکل می‎گیرد. هر دو هم به نوعی متصرف در جهان هستند. منتهی انسانی که شیطنت را می‎پذیرد، خودش را محور عالم می‎داند و می‎خواهد عالم را طبق اراده‎ی خودش بسازد. خیال می‎کند او خدای عالم است. استکبار می‎کند. ولی انسانی که عبد است، جهان را بر مدار بندگی خدای متعال در مسیر پرستش خدای متعال شکل می‎دهد. آنجا هم بنابراین یک جهانی ساخته می‎شود. اسم آن را تمدن بگذارید یا نگذارید، مهم نیست.
*اختلاط دو عالَم
نکته دیگر این که دو جهانی که می‎بینید، سابقه‎شان به قبل از عالم دنیا هم برمی‎گردد. در دنیا ادامه دارند و به بعد از دنیا هم کشیده می‎شوند. این دو جهان بر محور انبیاء و اولیاء از یک طرف و فراعنه، طواغیت، و اولیاء طاغوت از طرف دیگر شکل می‎گیرد. به عبارت دیگر بر محور وجود مقدس نبی خاتم از یک طرف و ابلیس الابالسه، شیاطین اصلی جنی و انسی از طرف دیگر شکل می‎گیرد. این دو جهان، دو جهانی هستند که از عوالم قبل شروع شدند تا عوالم بعد هم ادامه دارند. در این دنیا یک اختلاطی بینشان اتفاق افتاده. قاطی شده‎اند. در عالم دنیا که عالم ابتلاست با هم اختلاط پیدا کرده‎اند. این اختلاط بین این دو عالم یعنی عالم نور و ظلمت، عالم حق و باطل، عالم ایمان و کفر، عالم خداپرستی و ‎پرستی، عالم نور و ظلمت، عالم بهشت و جهنم، عالم رحمت و عذاب و... است که می‎توان بر آنها مبتنی بر ادبیات دینی نام‎های مختلفی گذاشت. این دو عالم یک اختلاطی پیدا کرده‎اند.
این اختلاط تا کجا پیش می‎رود؟ اگر فرض کنید بتواند عالم ی یک انسانی و یک جامعه‎ای را در درون هاضمه‎ی خودش هضم کند به طوری که لایه‎های باطنی وجود خودش را هم از آنِ خودش کند و متعلق به خودش کند، اینجا یک مؤمن کافر شده است. یا به ع اگر عالم ایمانی بتواند از آن جهان صید کند و یک انسان را به این طرف بیاورد و بعد یک دگرگونی عمیق در او ایجاد کند و او را کاملاً متحول کند تا از اعماق وجودش خداپرست شود، این هم یک یک آدم و جامعه‎ای را از جامعه کفر به ایمانی تبدیل کرده.
چه بسا این اتفاق نمی‎افتد. عالم انبیاء ظواهر انسان‎هایی را تسلیم می‎کند. آنها باطنشان دنبال راه خودشان است. ظواهرشان می‎آید صورت انبیاء به خود می‎گیرد. در صف اول جماعت می‎ایستد، قرآن می‎خواند تا جهاد هم احیاناً می‎آید اما باطنش را که نگاه می‎کنید، یک منافق با قلب ظلمانی است.
از این طرف هم می‎بینید یک مؤمنی را می‎برند، متصرف می‎شوند، ظواهرش را تغییر می‎دهند، می‎بینید مثل آنها لباس می‎پوشد، مثل آنها خوراک می‎خورد، مثل آنها همسر می‎گیرد، مثل آنها خانه می‎سازد اما اعماق وجودش را نمی‎توانند دست بزنند. اگر نتوانستند اعماق وجودش را تصرف کنند، آن اعماق تحت تصرف ولیّ حق باقی می‎ماند و از همان جا یک حرکتی شروع می‎شود. اصلاً معنی توبه همین است. چه در حیات فردی بگیرید چه در حیات جمعی، این مسئله هست.
*دستگاه در آ ا مان همه‎ی لایه‎های وجود عالم انسانی و جامعه مؤمنین را نمی‎تواند تصرف کند
اینهایی که خیال می‎کنند دوران غرب است و غرب می‎آید و در همه عالم تمدن می‎سازد، تلقی‎شان این است که غرب می‎آید همه‎ی لایه‎های وجود انسانی را تصرف می‎کند. اصلا این‎گونه نیست. دستگاه در آ ا مان همه‎ی لایه‎های وجود عالم انسانی و جامعه مؤمنین را تصرف نمی‎کند. لایه‎های باطنی جامعه‎ی مؤمنین باقی می‎ماند و جوشش حق از همان لایه‎هاست. حقیقت اتصال جامعه‎ی مؤمنین به ولی خدا ولو فضا، فضا ظلمانی باشد، همچنان باقی است.
این آیه را مکرر خو د. این ظلماتی که مال عالم طواغیت است، والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات، در سوره مبارکه نور توضیح داده: أو کظلمات فی بحر لُجّی، هر کلمه‎اش احتیاج به دقت دارد. قرآن است. حروف قرآن همه‎اش معنا دارد. تک‎تک حروف قرآن این‎گونه است. أو کظلماتٍ فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحابٌ ظلماتٌ بعضها فوقَ بعض إذا أ ج یده لم یکد یراها. این ظلمات مؤمن را هم فرا می‎گیرد.
ظلمت سقیفه که مهمتر از این است. این آقایان مقهور ظلمت غربند. ظلمت غرب و تمدن جدید غرب یکی از درکات ظلمات دشمنان اهل‎بیت است. یکی از درکات آن است. بعضی به نظرشان خیلی مهم آمده! نخیر! آن فضای ظلماتی که قرآن وقتی می‎خواهد از آن حکایت کند می‎فرماید والیل إذا یغشی بعد از ظهور تعبیر می‎کند به و النهار إذا تجلی، آن ظلمات هم ظلماتی نیست که وقتی فراگیر می‎شود، اراده‎های باطنی مؤمنین از دست برود. نخیر! درست است إذا ا جه یده لم یکد یراها، در روایت صادق فرمودند إذا ا ج المؤمن یده فی ظلمةِ فتنهم لم یکد یراها اما در همان فضا هم و مَن لم یجعل الله له نوراً فما لهُ مِن نور. در آن فضای ظلمانی، ظلمات مواج در یک دریای عمیق ظلمانی، ظلماتٌ بعضها فوق بعض، آنجا هم یک چراغی روشن است. آن چراغ چیست؟ و من لم یجعل الله له نوراً أی إماماَ مِن وُلدِ فاطمه. بله آنجا ممکن است نور عقل و شهود و حس ما کار نکند ولی نور آنجا هم حضور دارد و آنهایی که در باطن متصل به ند، آن ظهور جزئی برای نفوس هست. ولو اینکه ظهور کلی وقتی است که والنهار إذا تجلی. آن غشاء از حقیقت ولایت حقه برداشته می‎شود و تجلی نبی اکرم در عالم واقع می‎شود و الشمس و ضحاها. در حدیث دارد شمس المؤمنینند. ضحی هم موقعی است که خورشید کاملا بالا می‎آید و جهان را کاملا روشن می‎کند. وقتی می‎گویند این در وقت ضحی خوانده شود، یعنی همین. یعنی وقتی خورشید بالا می‎آید و روشن می‎کند. فرمود ضحی یعنی دوره ظهور زمان(عج). أن یُ الناس ضحی. گویا مردم یک ی دارند در دوران ظهور.
جامعه غربی، یک جامعه‎ای است که بر محور اولیاء طاغوت و فراعنه طاغوت شکل گرفته. این جامعه غربی که یک روح ظلمانی در اعماقش وجود دارد و لایه‎هایی دارد که لایه‎های ظلمانی عمیقش همان ارواح ظلمانی است که حول هم جمع شدند برای شیطنت و استکبار و انسان‎مداری، این‎طور نیست که بتواند بیاید ارواح انسان‎های مؤمن را مسخّر کند. نمی‎تواند لایه‎های وجودی آنها را از طریق تسخیر طبیعت به عالم ی محو کند. حتی در دوران غلبه ظاهری که دوران و اللیل إذا یخشی است، یا دوران و اللیل إذا یَسر است. به تعبیر قرآن ت فلان یَسری إلی ظهور المهدی(ع). در آن دوران هم در واقع در باطن عالم یک لیلة القدری است که لیلة القدر اولیاء است. و آن لیلة القدر تا مطلع الفجر ظهور و قیامت هست. آن لیلة القدری که در دوران ظلمات هم هست و انسان‎ها را تا فجر می‎رساند، سلام هی حتی مطلع الفجر، حضرت زهراست. این بحث بماند.
پس این‎گونه نیست که بگوییم یک اسم آمده و تمام شد و همه عالم تحت پوشش یک اسم است. حرف اسم و... در معارف ما حرف‎های بی‎پایه‎ای است. بله، ت باطلی است. فراگیر می‎شود. کما مُلِأت ظلماً و جوراً. و اللیل إذا یغشی. یک غشای کلی می‎اندازد اما در زیر این غشاء و ، در باطن آن یک عده‎ای می‎شوند جزو این ظلمات، والذین کفروا اعمالهم راب أو کظلماتٍ. آنهایی که ولایت اینها را قبول می‎کنند، با همه وجود غرق در این ظلماتند. اما جامعه مؤمنین در همین دوران هم در پسِ این ظلمات و دریای مواج تاریک از نور خودشان مثل خورشید پشت ابر استفاده می‎کنند. پس این‎گونه نیست که ی خیال کند دورانی است که هیچ کاری نمی‎شود کرد. اگر فرض کنید غرب آمد ظواهر تمدنی خودش را در جامعه‎ی ما آورد و حتی سبک زندگی خودش را آورد، این جامعه شده غربی! هرگز غربی نشده. مگر اینکه شمایی که می‎گویید غرب، ظاهر و باطن دارد، خود شما خلط بین ظاهر و باطن کنید! چرا خود شما خلط بین ظاهر و باطن می‎کنید؟
مظاهر تمدنی غرب آمده، مردم مثل آنها می‎پوشند، مثل آنها می‎خورند، فست‎فود دارند، سبک زندگی‎شان، ازدواجشان، شان، هر جا نگاه می‎کنید، این‎گونه است. اما آیا این جامعه غربی است؟ نخیر! غربی نیست. تمدن غربی آمده ولی جامعه غربی نشده است. چون حقیقت جامعه غربی آن جریان شیطنت و استکبار علی الله است که حول هم جمع می‎شوند و از اعماق جامعه‎شان اختیار شیطنت و استکبار و نفس‎پرستی و بت‎پرستی می‎کنند. کار با فطرتشان ندارم. باز انسان غربی هم فطرتش محفوظ است. فطرت الله ی فطر الناس علیها. از آنجایی که اختیارشان شروع می‎شود، از اعماق وجودشان طغیان می‎کنند. دور هم جمع می‎شوند برای اینکه نفس‎پرستی کنند. یک تمدنی درست کنند. تعبیر به تمدن هم نکنیم. دور هم جمع می‎شوند تا دنیاپرستی‎شان را روان کنند. اگر آنها این کار را د ویک جهان غربی ساختند که غرب مدرن هم یک لایه‎ای از آن جهان ظلمانی است، یک مرحله‎ای از آن هرم ظلمانی شیطنت هست، این جهان با همه وسعتش و همه لوازمش وقتی می‎آید سمت جامعه مؤمنین ولو اینکه سیطره‎ی ظاهری هم پیدا کند، کَما مُلِأت ظلماً، همه روابط را ظلمانی کند، ولی این‎گونه نیست که بتواند اعماق جامعه مؤمنین را فتح کند. لذا در اینجا جامعه غربی اتفاق نمی‎افتد.
*انقلاب ی؛ گواهی بر عدم امکان غلبه‎ی تام جریان طاغوت
برای همین است که شما می‎بینید در همین جامعه در دورانی که آنها خیال می‎کنند مرزهای جغرافیایی خودشان را پشت سر گذاشته‎اند، تمدن خودشان را جهانی کرده‎اند و دیگر یک تمدن و جامعه بیشتر نیست، همه غربی می‎ شند، غربی احساس می‎کنند، غربی جهان را می‎فهمند، در همان دوره می‎بینید یک امتی سر برمی‎دارد و مقابل کل این تمدن می‎ایستد و کل این جریان را به چالش می‎کشد. این معنایش این است که آن اتفاق نیافتاده. ولو اینکه شما بگویید مثلا تعداد مراکز عیاشی در تهران در سال 56 از 1000تا بیشتر است؛ خُب باشد. این یعنی تمام شد؟ همه چیز از دست رفت؟! نخیر! این‎گونه نیست. چه ی گفته همه چیز از دست رفت؟!
می‎دانید اولین کشوری که در کشورهای آسیای جنوب غربی و شرقی برنامه‎ریزی را در آن شروع د، ایران است. 1327 برنامه‎ریزی به مفهوم مدرنش در ایران شروع شده. یی‎ها آمدند. به یک معنا سازمان مدیریت و برنامه‎ریزی را آنها در ایران تأسیس د. آن موقع کره جنوبی هیچ‎چیز نداشت. همان موقع شهردار سئول آمد در تهران گفت: کِی می‎شود که سئول هم مثل تهران شود! بعد هم قرار شد یک خیابان در تهران به اسم سئول بگذارند و یک خیابان در سئول به نام تهران. همین کار را هم د. یعنی اینجا را انتخاب د به عنوان نقطه تصرفشان برای تسلط بر بقیه‎ی منطقه‎های نزدیک به اینجا در آسیای شرق و غرب و میانه. اینجا را محور تصرفشان قرار دادند. اما از همین جا بر علیه آن تمدن حرکتی شروع شده و مرزهای خودش را هم پشت سر گذشته و این حرکت تسلیم هم نخواهد شد. این حرکت تبدیل می‎شود به یک جریان. این حرکت به سمت ظهور است. این حرکت مرحله‎ی جدیدی از خواهی، دین‎خواهی و پرستش خداست که دارد در عالم ظهور پیدا می‎کند. یک عمق تاریخی غیرقابل تصرفی هم دارد، یک قله‎های استراتژیکی هم دارد که به هیچ‎وجه دست به آن نمی‎رسد مثل عاشورا، مثل قصه مقاومت حضرت زهرا(س). عقبه‎ی تاریخی این حرکت هم اصلا قابل فتح نیست. از تیررس آنها بیرون است.
یک همچنین حرکت عجیب و عمیقی که از اعماق لایه‎های جامعه دارد اتفاق می‎افتد و در یک نقطه‎ای ظهور پیدا می‎کند و بعد هم درگیر می‎شود، با این نگاه انقلاب ی بعدش حتماً باید به یک نظام ی ختم شود. بعد حتماً باید بتواند اداره‎ی کشور را ی کند. اسمش را نگذارید ت ی چون همین که می‎گویید ت خیال می‎کنند مقصود ت مدرن است با چهار تا مؤلفه‎ی جغرافیا و جمعیت و حکومت و حاکمیت. نخیر! مقصود از ت این نیست. ت ی یعنی اداره‎ی ی. منتهی ما گرفتار اصطلاحات مدرن هستیم. باید از آنها پُل بزنیم و عبور کنیم. باید حرکت کنیم به سمت ایجاد جامعه ی. وقتی چنین اتفاقی افتاد که جامعه ی ایجاد شد، چه چیزی اتفاق می‎افتد؟ دوران ظهور است؟ نخیر! اسمش را تمدن نمی‎گذارید، نگذارید.
این دو جریان هر کدام خدای خودشان را می‎پرستند. قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد. می‎دانید این پیغمبر ی است که محور کائنات است. وقتی می‎گوید صف‎بندی یعنی صف‎بندی در طول تاریخ. وقتی سر خدا دعوا شد، من خدای شما را به هیچ وجه قبول نمی‎کنم. شما هم خدای من را قبول نمی‎کنید. لکم دینکم. تعدد اله، تعدد دین می‎آورد. دعوا بر سر همین دین است. آن وقت این دعوا نقطه‎های حادثه‎خیز و نقطه‎های تلاقی این دو پرستش است. نقطه‎های تلاقی این دو دین است. قاتلوهم حتی لات فتنه و ی الدین کله لله. این به خاطر اختلاط دو عالم است. البته این اختلاط با بینه الهی که دین خداست که در سوره بیّنه توضیح داده شده و با ولیّ خدا و رسول خدا تفکیک می‎شود تا به غلبه‎ی مطلق جبهه حق و خلوص جبهه حق و متراکم شدن باطل می‎رسد. یکی می‎شود شر البریه و یکی می‎شود خیر البریه. آنها می‎شوند جهنمی اینها می‎شوند بهشتی. دیگر نقطه‎ی تلاقی‎شان هم برداشته می‎شود.
*به نقطه‎ای رسیدیم که انقلاب ی ضروری بود
و النهار إذا تجلی، و الشمس و ضحاها و القمر إذا تلاها و نهار إذا جلاها. نهار آن شمس و تجلی است. شمس نبوت و ولایت در این نهار تجلی می‎کند که دوران ظهور است. ظهور، تجلی آن حقیقت اول در عالم اراده‎های انسانی است. انسان‎ها مجرای آن نور و نورانی به آن نور می‎شوند. انسان‎ها می‎شوند مؤمن، انسان‎ها زنده می‎شوند، بعد عالم هم زنده می‎شود. إعلموا أن الله یحی الارض بعد موتها. فرمود موت الارض موت اهلها و الکافر میتٌ. همه می‎شوند موحد. عالم می‎شود عالم نورانی به نور . اشرقت الارض بنور ربها. حرکت به سمت آن دوران این‎گونه نیست که این چراغ، خاموشِ خاموش می‎شود. اصلا این‎گونه نیست. یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله مُتِمُّ بنوره. هیچ‎وقت این چراغ خاموش نمی‎شود. ممکن است این چراغ پشت ابر برود اما خاموش نمی‎شود. ممکن است بهره‎ی ما از این چراغ، بهره‎ی از آفتابِ پشت ابر باشد. والله متم نوره ولو کره المشر ، کافرون. پس این نور هست. این نور راه خودش را می‎رود. آن جریان ظلمت هم می‎آید. این درگیری هم هست.
ما به یک نقطه‎ای رسیدیم که انقلاب ی در آن ضروری بود. بعضی ممکن است بگویند انقلاب اسلا
وحدت، پیش نیاز تمدن نوین یreviewed by on dec 5rating: آقای ، با توجه به این که در هفته وحدت قرار داریم و از آنجا که می توان یکی از اه وحدت در جهان را دستی به تمدن نوین ی یا دست کم زمینه سازی برای آن دانست، فکر می کنید تا رسیدن به چنین جایگاهی چقدر فاصله داریم و چه اولویت هایی را برای تحقق این آرمان باید پیش ببریم؟در هر جامعه به لحاظ فکری، فرهنگی، و اقتصادی، مجموعه ای از گفتمان ها وجود دارد که تعامل آنها و برآیندی که حاصل می شود، حیات فکری، ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی آن جامعه را شکل می دهد. یکی از گفتمان های رایج جامعه ما که هم موجود بود و با ایدئولوژی سازی ای که اتفاق افتاد به انقلاب ی تبدیل شد، گفتمان گرایی، یا های ی بوده است. این گفتمان در مقطع انقلاب ی به صورت هژمون درآمد. در عین حال، گفتمان های دیگری در سطح جامعه وجود داشت؛ مثل گفتمان چپ که تلفیقی از مار یسم، لنینیسم و مائوییسم بود. گفتمان لیبرال هم در جامعه مطرح می شد که گاه در سایه و گاه در آفتاب به سر می برد. در جهتی گفتمان سلطنت طلب ها بود که ناسیونالیسم باستان گرا را با چاشنی سلطنت طلبی بیان می کرد و در کنار سایر گفتمان ها از سوی حکومت دوران ، ایدئولوژی سازی نسبت به آن صورت می گرفت. گفتمان چپ در آن زمان منتقد، اپوزیسیون و انقل محسوب می شد که نظام شاه را برنمی ت د. برع آن، گفتمان راست انقل نبود و مجموعه ای از دال مرکزی خودش و دال های شناور خودش را داشت. گفتمان گرا هم خصوصا از سال ۴۲ انقل بود. بخشی از این گفتمان ها معناسازی می د و بخش قابل توجهی از مردم را به خیابان ها می آوردند؛ مثل گفتمان ی و گفتمان چپ.بنابراین گفتمان گرا تنها محدود به نظریه پردازی نبود، بلکه کنش روشنی داشت.بله، این گفتمان در مرحله مفهوم سازی گفتمانی باقی نماند بلکه به جریان تبدیل شد. از یاد نبریم، گفتمان ها برای زنده و پویا ماندن به بازسازی، مفهوم سازی، ابداع و نوآوری نیاز دارند. گفتمان ها در ح راکد می میرند و اگر پویایی لازم را نداشته باشند، در رقابت با رقیبی که از این خصلت برخوردار است، از بین می روند. یکی از لازمه های بقای گفتمان ها، تجدیدحیات، بازسازی و خلق ده گفتمان هاست. به عبارت دیگر، نظام خلق حقیقت باید استمرار پیدا کند.همین طور است. گفتمان ها باید آنقدر تازه باشد تا مورد اقبال قرار گیرد و نظام معنایی آن به طرفدارانش کمک کند تا بتوانند شرایط جدید را با آن نظام معنایی بفهمند و تحلیل کنند. این پدیده در انقلاب ها مضاعف است. انقلاب هایی که براساس گفتمان شکل می گیرند، برای این که بتوانند تداوم انقلاب را تثبیت کنند، نیاز مضاعف به بازسازی و احیای گفتمانی خود دارند. گفتمان گرایی که از آن ایدئولوژی ی درآمد و به ایدئولوژی انقلاب ی تبدیل شد، بعد از پیروزی نیاز دائم داشت که در ایستگاه های مختلف، بازسازی و خلق ده گفتمان های جدید را انجام دهد و ترمیم گفتمان کند، به گونه ای که نظام معنایی فعال و پویایی را بسازد که شرایط جدید را تبیین کند. این گفتمان باید دال های شناور جدیدی را خلق کند که حول دال مرکزی، مفهوم سازی و تبیین گری را انجام دهد. انقلاب ی از این قاعده مستنثنا نیست. با توجه به چالش هایی که انقلاب ی در خودش با آنها مواجه شد و اتفاقات محیط بین الملل، بردارهای تحولات داخلی و بردارهای تحولات خارجی، گفتمان انقلاب ی را به جایی می رساند که آن را گریزی از مفهوم تمدن ی نیست. سیر تحولات گفتمانی و تحول حوادث درون و برون جامعه ایران، ایجاب می کند که تحولی در محتوای گفتمان انقلاب ی به وجود بیاید. شایسته ترین، غنی ترین و مناسب ترین مفهوم برای این که بتواند به شرایط درونی و بیرونی جامعه ایرانی کمک کند، تمدن نوین ی است.بنابراین می توان گفت، تمدن ی دال مرکزی آن گفتمان می شود؟دال مرکزی گفتمان ، حکومت ی است که در شکل گرفته ولی در این مقطع تمدن ی دال شناور فعال و پویای حکومت ی است تا بتواند، حیات این حکومت را تضمین کند. براساس بیانات معظم انقلاب، ما پنج مرحله برای رسیدن به تمدن ی داریم: انقلاب ی، نظام ی، ت ی، جامعه ی و در نهایت تمدن ی. آیا می شود هر کدام از این پنج مرحله را دال مرکزی گفتمان انقلاب ی در مقطع تاریخی خاص خود دانست؟موضوعی که می گویید، می تواند به عنوان نظریه ای باشد که این پنج مرحله طی شود
و به نوعی قیاسی است. آنچه من می خواهم عرض کنم، استقرایی است. به مفهوم این که تحول هست ها، جامعه ی و انقلاب ی را به جایی رسانده که تلاش می کند با مفهوم تمدن نوین ی، خود را بازسازی معنایی کند. باید دید، در درون و برون چه اتفاقی می افتد. درون انقلاب ی به دلیل عظمت و اه والایی که برای خودش تعریف کرده، خیلی زود در رقابت تمدنی با تمدن های موجود خصوصا تمدن مسلط یا تمدن غرب قرار می گیرد. یعنی نظام معنایی انقلاب ی ایران از بنیاد با تمدن هژمون یا تمدن غرب درگیر می شود. اوایل انقلاب فقط بحث هژمونی تمدن غرب مطرح نبود و ما شاهد تبلیغات گفتمان کمونیستی هم بودیم. در آن مقطع، گفتمان گرا با هر دو قطب گفتمانی مسلط درگیر می شود؟ ی ایران با تمدن غرب آشکارا به چالش برمی خیزد، چون نظام ایران مستظهر به پشتیبانی با غرب بود و در بلوک غرب تعریف می شد.در رابطه با بلوک چپ، حضرت (ره) جمله ای دارند که می گویند مار یسم به موزه تاریخ می پیوندد. گویی گفتمان مار یسم پویایی خود را از دست می دهد. شاید برای همین است که شما اصرار دارید، رقیب اصلی گفتمان انقلاب ی را گفتمان غربی بدانید؟بله، گفتمان چپ عملا از دور خارج می شود. انقلاب ی ایران به دلیل این که نظام شاهنشاهی در بلوک غرب قرار داشت، بعد از انقلاب با تمدن غرب به لحاظ و فکری درگیر می شود. تمدن غرب، تمدنی ماده پایه و لذت پایه و سودمحور و منفعت محور است، اما انقلاب ی ایران تمدنی ماده معنا و اخلاق محور و فضیلت محور است. به عبارت دیگر یک انسان هابزی را تبدیل به یک خلیفه الله می کند… .حداقل این تصویر را دارد و آن را شدنی می داند. اگر گفتمان انقلاب ایران مستحکم شود، صرف وجودش کیش و ماتی برای تمدن غرب خواهد بود. حداقل تمدن غرب این تصور را دارد.با چنین تعریفی، دست کم تمدن غرب نمی تواند به تعبیر فوکویاما مدعی پایان تاریخ شود.بله. ادعای غرب این است که تنها یک تمدن می تواند بشر را اداره کند و آن هم انسان محور و ماده محور است. این گفتمان ها با هم در می افتند. در این چالش به دلیل این که جامعه ایران به نسبت تمدن غرب ح فرودست داشته و چند قرن ادامه پیدا کرده و تمدن ی از دوران شکوفایی خود فاصله بسیار گرفته بود. در این ح ایران نیز در دایره تمدن ی یک تمدن فرودست در مقابل تمدن فرادست غرب بود. در نتیجه براساس قاعده ظروف مرتبطه (یعنی وقتی ظرف بزرگی در بلندی قرار بگیرد و آن را تمدن فرادست به حساب آوریم و تمدن های فرودست به مثابه ظرف های کوچک تر در پایین دست به صورت نیمه پر باشند، ارتباط باعث می شود که محتوای آن ظرف بزرگ در ظروف کوچک تر بریزد)، جامعه ی ایران و انقلاب ی با این چالش مواجه می شود که با غرب به لحاظ معنایی همخوانی ندارد ولی در عین حال، دستاوردهای تمدنی غرب شامل بخشی از علوم و تکنولوژی را گریزی نیست که استفاده کند. بخشی از دال مرکزی و دال شناور غرب، درون جامعه ایران مقبولیت پیدا می کند. در نتیجه تفکر ی که خمیرمایه انقلاب ی ایران بوده با چالش در درون مواجه می شود که با غرب چه باید کرد. بالا ه باید همه مظاهر تمدنی غرب را بپذیریم یا نه، یا بخشی را بپذیریم و بخشی را نپذیریم. نظرات مختلفی مطرح شده است. گروهی که معتقدند بخشی از تمدن غرب را بپذیریم، به دو دسته تقسیم می شوند. گروهی می گویند بخش کاربردی تمدن غرب مانند تکنولوژی، محصول یک تمدن نیست بلکه حاصل استمرار و تلاش تاریخی بشریت است. بنابراین می توان این بخش از تمدن غرب را پذیرفت. ایده مرحوم شریعتی همین بود که این مساله در انقلاب هم بازسازی و از سوی برخی جریان ها به رسمیت شناخته شد. تفکری هم در بعد از انقلاب قوی تر شکل گرفت، بر این مبنا که چون غرب یکپارچه است، باید همه مظاهر آن را بپذیریم یا هیچ کدام را نپذیریم. این مساله تبدیل به چالشی در درون گفتمان انقلاب ی شد و این سوال مطرح بود که با تمدن غرب چه باید کرد. ضرورت ایجاب می کند، مفهومی تعریف شود که بتواند ظرفیتی را برای انقلاب ی تدارک ببیند تا هم مجموعه درون خود را توجیه و هم افق را ترسیم کند تا در رقابت با تمدن مسلط غرب ادامه حیات دهد. بویژه آن که ما یک یی داریم که از موضع دین، با تمدن غرب همراهی می کرد.بله، به جایی می رسد که تعامل دش با تمدن غرب با چالش مواجه می شود. بنابراین باید کلی را تعریف کند که با کل تمدنی غرب هماوردی کند. این زمانی اتفاق می افتد که تمدنی ساخته شود. اضلاع تمدن شامل فلسفه، دین، اخلاق، زیبایی شناسی، معماری، هنر و زبان است. این مجموعه همگن و منسجم، تمدن را شکل می دهد. ایران در سینما های موفقی می سازد که برخلاف تمدن غرب در آن از س و خشونت خبری نیست. از همین رهگذر می توان به توفیقات انقلاب ی در فلسفه، معماری و مباحث فکری اشاره کرد. البته بخش هایی از آن ناهمخوانی دارد، به دلیل این که بالغ نیست و هنوز در ابتدای راه است. بنابراین لازم است، گام های پراکنده در قالب افقی که در نظر گرفته شده جهت پیدا کند تا بتواند منظومه کامل را بسازد. این همان بحث تمدن ی است که در درون یک ضرورت می شود. انقلاب ی یک افق ۱۴۰۴ دارد و باید یک افق ۱۴۴۰ نیز داشته باشد و این برنامه را برای
۵۰ سال بعد باید داشته باشد تا همه مظاهر تمدنی در یک سمت و سوی مشخص رشد پیدا کند. در این مقطع داشتن یک افق تمدنی به گفتمان انقلاب ی انسجام می بخشد. بموقع بودن این ضرورت زمانی خودش را بروز می دهد که ما شاهد نوعی بیداری تمدنی در جهان هستیم. یعنی تمدن های کهنی که تا چند سال قبل به نسبت تمدن غرب فرودست محسوب می شدند از بخش های مهمی از تکنولوژی نوین برخوردار هستند ولی نظام معنایی خود را که به این سخت افزار معنا بدهد، ندارند. در نتیجه دنبال این هستند که با تکیه بر گذشته خودشان سازه های تمدنی نوینی بسازند که معنابخش پیشرفت و ترقی شان باشد. به طور مشخص، چین و روسیه در پی تحقق چنین هدفی هستند. چینی ها دومین اقتصاد جهان بوده، اما بعد از گذشت دو دهه به اولین اقتصاد جهان تبدیل می شوند. در عین حال، خطری که احساس می کنند این است که اگر این پیشرفت سخت افزاری از سازه نظری بی بهره باشد، در تمدن غرب استحاله می شود. این مساله برای ان چین قابل قبول نیست. به نظر من یک نهضت بیداری تمدنی در چین در حال شکل گیری است که تلاش می کند با آیین کنفوسیوس و سنن کهن چینی بنیادهای تمدن جدید را بسازد که دیگر انسان چینی انسان غربی نباشد. همچنین روسیه تلاش می کند با نگاه ارتدو ی این هدف را محقق کند. تلاش های بیرونی روسیه هم بر همین رویه مبتنی است و می خواهد میان خود و غرب به ی به لحاظ و اقتصادی تمایز
قائل شود. شما از نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون سخن می گویید…این همان حرفی است که هانتینگتون بعد از فروپاشی شوروی بیان کرده بود. او البته از چالش تمدنی سخن به میان آورده بود و بعضی از آن جنگ تمدنی تعبیر د. در حالی که به نظر من، جنگ تمدنی نیست ولی قطعا چالش تمدنی است.پس شما همان تقسیم بندی نه گانه هانتینگتون را دارید؟خیر. من از ضرورت درونی شروع . ضرورت درونی، ما را به جایی می رساند که به لحاظ شرایط امروز زیست در جهان، ما از یک تک درخت صحبت نمی کنیم بلکه شبیه ما تمدن های دیگری که در گذشته ریشه دارند، برای ماندن در دنیای جدید صحبت از احیای تمدنی می کنند. در دنیای جدید، تمدن، هویت بخش می شود. سرزمین های مختلف برای این که تمایزی میان خود و دیگری ایجاد کنند، با نام و مفهوم تمدن این معنابخشی را انجام می دهند. مثل تمدن چینی، روسی، ی و…؛ هانتینگتون در بحث چالش تمدن ها می گوید از ۹ تمدنی که شکل می گیرد، تمدن اول تمدن مسلط غرب است که هشت تمدن دیگر آن را به چالش می کشد. او در بررسی این موضوع از کنار شش تمدن می گذرد و دو تمدن را خیلی جدی می داند. یکی تمدن چینی که به لحاظ اقتصادی غرب را به چالش خواهد کشید و دیگری تمدن ی که به لحاظ فرهنگی با تمدن مسلط غرب چالش
خواهد کرد. همان نظریه ام القری که نقش ی برای ایران قائل است… .دقیقا. اگر قرار باشد این کشورها پیشرو داشته باشند، چهار با پنج کشور مثل مصر، عربستان، ترکیه، اندونزی و ایران می توانند این نقش را ایفا کنند. مصر در شرایط جدیدی که برای این کشور رخ داده به حاشیه رفته و ترکیه قدرت جدی است. اندونزی به دلایل شرایطی که دارد، به عنوان گزینه جدی مطرح نیست. عربستان به لحاظ وجود مکه و مدینه و از نظر فکری مطرح است، اما در سال های اخیر با ش ت های پی د ی روبه رو شده است. بیش از هر زمان دیگری، ایران به عنوان گزینه جدی مطرح است بویژه آن که آن چیزی که تمایز جدی با غرب پیدا می کند، است، نه سنتی، محافظه کار و وه . بگذارید همین جا به یک خط تبلیغات منفی رسانه های غربی و عربی اشاره کنم که محور ایران هراسی است. آنها می گویند ایران به دنبال تمدن ی نیست، بلکه می خواهد امپراتوری پارس را احیا کند. به ادعای آنها ایران می خواهد با چیرگی بر کشورهای ی، همان سلطه ژئوپلتیک تاریخی خود بر غرب آسیا را احیا کند. پاسخ شما به این ادعا یا به این صورت بندی ضدایرانی مساله چیست؟در مقام رقابت، رقیبان ایران اگر بخواهند گزینه هایی را برای مهار کشورمان انتخاب کنند، یکی از مطرح ترین گزینه های ادعایی، موضوع احیای امپراتوری پارس و هلال شیعی است. این رویکرد، باعث ایجاد دوگانه دیرین عرب و عجم می شود و با همین ادعا می خواهند خیز بلند ایران را در لب مرزهایش زمینگیر کنند. در گام بعد موضوع هلال شیعی را مطرح می کنند. این رویکرد استفاده از جغرافیا و تاریخ برای مهار ایران است. هانتینگتون در بحث چالش تمدنی، لبه تماس میان تمدن و غرب را خونین توصیف می کند. آنها سعی د این لبه خونین را به درون تمدن برگردانند. به جای این که تمدن ی در برخورد با تمدن غرب یکپارچه شود، جهان با موضوعات موهومی مثل تمدن پارس درگیر می شود و جنگ های شیعه و سنی راه می افتد. پیاده کننده این لبه خونین در جهان بود. اقدامات محمد بن سلمان نیز در درون همین طرح قابل ارزی است. آنها در تلاش هستند، هویت تمدن ی شکل نگیرد. صدام در تلاش بود، این طرح را اجرایی کند. او تلاش کرد، خود را عرب در مقابل فارس ها بداند.بله، به او می گفتند، قادسیه که نمادی از یک پیشینه چالش برانگیز تمدنی است…به همین دلیل مورد حمایت بخشی از مخالفان ایران قرار گرفت. در دوره جدید هم تلاش می شود دوگانه عرب و عجم و شیعه و سنی براه بیفتد. در نظم نوین چند تمدنی، تمدنی قابلیت بیشتری برای اجرایی شدن دارد که از انسجام بیشتری برخوردار باشد. بگذارید به یک نقد دیگر بپردازم. برخی معتقدند، عاملی که باعث موفقیت برای تمدن ی بویژه شده، این نیست که ایران وزن برجسته ای دارد بلکه به خاطر ناکامی های تمدن غرب است. در مقطعی از تاریخ که های بخش شکل گرفته بود، برخی تحلیلگران شکل گیری و موفقیت این ها را به ش ت استعمارگران نسبت می دادند. آیا موفقیت فعلی ایران، ناشی از مجموعه اشتباهاتی است که تمدن غربی کرده و به همین واسطه شرایط برای تنفس ایران مهیا شد و اگر به تعبیر ترامپ دوباره رویکرد سرکوبگرانه اتخاذ کند، این مساله باعث عقب نشینی ایران می شود؟ یا این مساله به جوشش درونی برمی گردد و ربطی به ناکامی غرب ندارد و ما به لحاظ مفهومی از چنان جوششی برخورداریم که قدرت غرب را به حاشیه می رانیم؟به پرسش شما از دو منظر پاسخ می دهم. در منطقه کنونی که ۱۰ تا ۱۵ کشور وجود دارند، چرا ایران می تواند از این موقعیت بهره مند شود و چنین توفیقی نصیب کشورهای دیگر نمی شود؟ در احیای تمدنی، متعرض ایران می شوند، چون ایران در دو مقطع شکوفایی تمدنی دارد. اینها از خود می پرسند چرا به مقطع سوم دستی پیدا نکند؟ ببینید، ۳۰۰ درباره ایران ساخته می شود و قصد ت یب مظاهر تمدنی ایران را دارد. چرا؟ چون این پتانسیل و توانمندی را در تمدن ایران می بیند. ایران حتی در موضوع بیداری ی الهام بخش بوده است. نکته دیگر درباره ضعف غرب و قوت انقلاب ی است. غرب چه کاری می توانست انجام دهد که انقلاب ایران را مهار کند؟جنگ، تحریم، فشار … .همه تنگناها را ایجاد کرد، اما ایران دوباره مسیر ترقی را پیمود و این مساله البته به سرمایه گذاری ایران در گذشته هم مربوط می شود. مثلا زمان صدام مخالفان او اعم از شیعیان و کردها سرکوب شدند و بخشی از آنها که توانستند فرار کنند، به ایران پناه آوردند. هر نظام که با قهر حکومت کند و ساقط شود، قوی ترین اپوزیسیون آن نظام به قدرت می رسد. تمدن غرب، قصد مهار ایران را با صدام داشت، اما بعدها زمینه سقوط او را فراهم آوردند. همین مساله باعث شد، قوی ترین اپوزیسیون صدام که در ایران بودند، طی روندی دموکراتیک قدرت را در عراق به دست بگیرند. برخی قصد ملامت ایران را دارند و می گویند، چرا ایران در عراق نفوذ پیدا می کند در حالی که این گری پذیر است، چون اپوزیسیون صدام در دوران حاکمیت او در ایران حضور داشت. طبعا عراق از این پس به همراه ایران محور مقاومت شد. و لبنان هم که در این محور فعالیت می د. بنابراین ایران در طی یک مسیر به مرزهای دریای مدیترانه رسید. دقت کنید، به لبه تمدنی با غرب. برای این که این خط کور شود، نیت مخالفان ایران تصرف بود و برای این که به لحاط فکری این حلقه قطع شود، بحث هلال شیعی مطرح شد. این حرف از زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد. گرچه این حرف در اصل مبنای صهیونیستی دارد چون تا پیش از شروع جنگ در ی حرفی از شیعه بودن حافظ اسد و بشار اسد و حکومت شیعیان در نمی زد. در لبنان هم که شیعیان حکومت نمی کنند. این هلال که از آن به عنوان شیعی یاد می کنند، هلال مقاومت و هلال ضد صهیونیستی است، اما برای این که صهیونیست ها هزینه ای پرداخت نکنند، مسلمانان منطقه تحریک می شوند تا با طرح جنگ شیعه و سنی لبه خونین را در درون تمدن ی ایجاد کنند.فکر می کنید در چنین شرایطی، چقدر علمای ی آمادگی پذیرش این واقعیت را دارند که به جای تفرقه، از طریق وحدت، زمینه را برای ایجاد تمدن نوین ی فراهم کنند؟ آیا برگزاری اجلاس اخیر علمای مقاومت می تواند نمایشی از عزم امت ی برای وحدت باشد؟بله. جامعه مدنی در جهان ، آمادگی وحدت برای ایجاد تمدن نوین ی را دارد. تنش های اخیر که عربستان ایجاد کرده، این فرآیند را کمی مشکل کرده است. مساله عربستان این است که می گوید یا من باید تمدن نوین ی باشم، یا این تمدن نباید شکل بگیرد. این یک مشکل جدی است. با این حال علمای تقریبی می توانند این شرایط را تغییر دهند.در مسیر تمدن سازی نوین، ممکن است برخی تمدن ها با یکدیگر دست به ائتلاف بزنند؟ مثلا تمدن ی به ی ایران و تمدن ارتدو روسی؟فراموش نکنید که ذات تمدن غربی استکباری است. برای همین، گمان های دیگر از آن فاصله می گیرند. در حال حاضر تمدن غربی در رقابت همزمان با تمدن های دیگر، بویژه تمدن ی، ارتدو روسی و کنفوسیوس چینی است. بنابراین ممکن است این دشمنی مشترک، تمدنی را باعث شود. با وجود این، قرابت ها موقت است و در بلندمدت نمی تواند به یگانگی آنها منتهی شود.شرایط بین المللی، آماده شکوفایی تمدن یاز دو منظر به ضرورت محیط بین الملل نگاه می کنم. یکی این که در فضای بین الملل صحبت از این است که عمر جهان دوقطبی از ربع قرن پیش تمام شده و نظم جدید شکل نگرفته است. همه گزاره ها و روندها نشان می دهد که نظم آینده بازگشت به نظم دوقطبی نخواهد بود و علاوه بر این نظم تک قطبی هم نخواهد داشت چون تک قطب پیروز برای این موضوع تلاش کرد اما ناکام ماند. بنابراین یک نظم چند قطبی خواهیم داشت، اما حرف این جاست که یکی از گزاره های این نظم، نظم چندقطبی چند تمدنی است. در این ساختار جدید، ایران و انقلاب ی با همه تمایزاتی که برای خود تعریف کرده، ذیل تمدن ی قرار می گیرد. همه ۵۳ کشور ی هم در این موقعیت قرار می گیرند، منتهی رتبه ایران در میان کشورهای ی به اذعان همه متخصصان بالاست.مصطفی انتظاری/ فتاح غلامی
رجانیوز - گروه شه: آیت‎الله میرباقری در اسفند 95 در پنجمین نشست از سلسله همایش های گفتمان انقلاب ی با موضوع انقلاب ی و تمدن نوین ی، بحثی تفصیلی ایراد د که می‎توان آن را نقد رویکرد موسوم به فردیدی در نسبت با علم دینی و تمدن ی قلمداد کرد. این سخنرانی اگر چه تمامی زوایای بحث و گفت‎و‎گو پیرامون این رویکرد را در بر نمی‎گیرد اما حاوی طرح بحث و محورهای مهمی است که توجه بدان را اهمیتی مضاعف می‎بخشد. در این فضا البته می‎توان پرسش‎ها و بحث‎هایی دیگری نیز داشت که در سایر سخنرانی‎های میرباقری تفصیل پیدا کرده‎اند.رجانیوز ضمن گرامیداشت یاد سید احمد فردید، متن کامل این سخنرانی را برای اولین بار منتشر می‎کند. امید آنکه به دامنه‎دار شدنِ دوباره‎ی بحث از افق تمدن ی و تولید علم دینی در کشور منجر شود و ساحت شه را بار دیگر در میان نخبگان و دانشجویان رونق بخشد.فایل صوتی سخنرانی: .:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.2_5283203210264182797.mp3 | فایلبسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً وهَب لَنا رأفتَه و رحمتَة و دعائه و خیره ماننال به سعة من رحمتک و فوزاً عندک. خدای متعال ان‎شاء‎الله مجلس ما را مورد رضایت زمان ارواحنا فداه قرار بدهد و قلوب ما را با معرفت حضرت نورانی بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.قبل از تقدیم عرایضم خدای متعال را سپاسگزار هستم که توفیق حضور در این جلسه را به من عنایت کرد. از همه عزیزانی که این فرصت را فراهم د تشکر می‎کنم. از شما بزرگوارانی که وقتتان را با حوصله در اختیار قرار می‎دهید هم عذرخواهی و تشکر می‎کنم.بحث در باب "تمدن ی" گستره وسیعی دارد که در یک جلسه قاعدتاً قابل بحث نیست. انی هم که دستیبانی به تمدن ی را ممکن می‎دانند، با قرائت‎های مختلفی از این تمدن بحث می‎کنند و مخالفین هم همین‎طور؛ یک طیف گسترده‎ای هستند. طرح همه آن بحث‎ها و بیان نظر مختار کار فرصت‎بری است و در یک جلسه مقدور نیست. من هم تلاش می‎کنم بحث را به گونه‎ای عرض کنم که عمده‎ترین و مهمترین نقدی که به پذیرش تمدن ی و امکان آن هست پاسخ بگیرد.برخی که تمدن ی را نفی می کنند، به‎واسطه‎ی این است که نگاهشان به دین یک نگاه حداقلی است و برای ظرفیتی قائل نیستند که بتواند تمدن بسازد. اینها همین‎طور که علم را به دینی و غیردینی تقسیم نمی‎کنند و نمی‎پذیرند که علم، دینی و غیردینی دارد، نسبت به تمدن هم معتقدند تمدن، صورت حیات بشری است و دینی و غیردینی نمی‎پذیرد. این رویکردها به نظر من اصلاً قابل بحث نیست. دوران بحث با آنها گذشته. اینکه ما بنشینیم با آنها چانه بزنیم که ظرفیت ساخت تمدن دارد یا ندارد، وقت تلف است.**تقریر اشکال نسبت به طرح تمدن ییک اشکال دیگری وجود دارد که در خور بحث است. آن اشکال این است که تمدن، ظاهر غربِ مدرن است؛ بنابراین تمدن ی را بدین معنا که هم ی باشد و هم تمدن، باید یک پارادو دانست. از طرف دیگر بر فرض اگر ما بپذیریم که یک تمدن ی هم داریم، باید بتوانیم توضیح دهیم این تمدن چه نسبتی با تمدن غربی، چه نسبتی با و چه نسبتی با دوران ظهور دارد. آیا در مسیر حرکت ما به سمت عصر ظهور، مرحله‎ای به نام تمدن ی وجود دارد یا وجود ندارد؟ اینها سوالات جدی است. معتقدند که باطنِ غرب عبارت است از عقلانیت مدرنی که رویکرد تصرفی و تکنیکی نسبت به عالم و آدم دارد. به تعبیر دیگر رویکرد سوبژکتیو دارد.(من خیلی دوست ندارم این اصطلاحات را به کار ببرم. عمداً هم به کار نمی‎برم. گاهی اینها را یاد هم نمی‎گیرم.) اینها می‎گویند تمدن غرب ذیل عقلانیت مدرن غربی است؛ غربی که حاصل رویکرد تکنیکی به عالم و آدم است. معتقدند غرب ناشی یک متافیزیکی است که از یونان قدیم ناشی می‎شود و در غرب مدرن به نقطه اوج خودش می‎رسد که در آن نسبت خاصی بین ما و عالم تعریف می‎شود. خیلی اگر بخواهیم موحدانه این نسبتِ میان جهان و خدای متعال را تعریف کنیم، باید بگوییم نسبت ساعت‎ساز به ساعت است. خدای متعال عالم را آفریده و بعد این عالم دیگر خودش کار می‎کند. آن‎وقت در این جهانی که خدا هست و او را آفریده و واگذار کرده، انسان است که به این عالم صورت و نقش می‎دهد. اراده‎های ما این‎طور نیست که جهان را کشف کند؛ بلکه جهان را می‎سازد. جهان و صورتی که جهان پیدا می‎کند، محصول ذهن آدمی است نه معروف و شناخته شده‎ی ذهن انسان. دو بحث است: 1)این انسان است که محور عالم است، عالَم را طبق اراده خودش می‎سازد و متصرف عالَم است. 2)حق هم هست که عالَم را آنچنان که می‎خواهد بسازد.در بین دو محوری که مطرح شد، دومی مهمتر از اولی است. یعنی برای اراده‎های انسانی و خواست انسانی حقی وجود ندارد که انسان در صورت‎گری عالم و ساخت عالم و فُرمی که به عالم می‎دهد، تابع آن حق باشد. اگر برخی فیلسوفان غربی، معتقد به خدا هم باشند، آن خدا چنین خ است. خدای غرب مدرن، خ است ساعت‎ساز که عالم را رها کرده و ما خودمان هستیم که عالم را طبق میل و اراده خودمان می‎سازیم، نقش می‎دهیم و صورت می‎دهیم. انسان در محور این جهان است و می‎تواند جهان را طبق اراده خود بسازد. اوست که صورت می‎دهد. کانّه در بیرون از انسان یک امتدادی است که انسان به او صورت، رنگ و فعلیت می‎دهد. شبیه(شباهتی است صرفاً) همان چیزی که در فلسفه کلاسیک ما بوده که هیولایی داریم که هیچ فعلیتی ندارد و صورت‎ها به او نقش می‎زنند و فعلیت می‎دهند. عالم بیرونِ اراده انسانی عالمی است بی‎صورت که ما به او صورت می‎دهیم. بحث اکتشاف عالم نیست. بحث ساخت و صورت‎گری عالم است. معتقدند باطن غرب همین نسبتی است که انسان غربی با عالم برقرار کرده و بر اساس این نسبت جهان را صورت‎گری کرده. حاصل این نسبت و صورت‎گری می‎شود تمدن غرب. در معنای گسترده خودش، تمدن با همین نگاه انسان به جهان، نگاه تکنیکال، سوبژکتیو و تصرفی که در جهان می‎کند، ساخته می‎شود. تمدن، ظاهر این جهان غربی است. باطن جهان غربی، انسانی است که نسبتی خاص با عالم پیدا کرده و مستغنی از خدای متعال است. لااقل در ساخت جهان بدون اتکاء به وحی با عقلانیت خودبنیاد خودش، با عقل عملی و نظری خودش یعنی آن هدفی که خودش می‎خواهد و آنچنان که خودش جهان را فهم می‎کند، با فهم خودش جهان را می‎سازد. بر همین اساس اشکال د که تمدن، این صورتی است که دنیای غرب پیدا کرده که صورت آن باطنِ جامعه غربی است. باطن جامعه غربی آن رابطه‎ای است که انسان با خدا و مخلوقات و به تعبیر آنها با هستی برقرار کرده. نسبتی که بشر با هستی برقرار کرده، حاصلش شده است این تمدنی که صورت آن باطن جامعه غربی است. حالا بعد عرض می‎کنم این تحلیل، تحلیل دقیقی نیست. حتی اگر بخواهیم غرب را بر اساس نگاه تکنیکالی که آنها به جهان دارند، تعریف کنیم، باید به گونه‎ی دیگری تعریف و تحلیل کنیم. لذا بر این اساس به ما اشکال می کنند. می‎گویند ما اصلاً چیزی به نام تمدن ی نداریم. اگر آن نسبتی که انسان و بشر غربی با جهان و هستی برقرار کرده که باطن جامعه غرب را می‎سازد، اگر آن نگاه را نمی‎پسندید و نمی‎پذیرید، دیگر چیزی به نام تمدن باقی نمی‎ماند. تمدنی که شما می‎بینید که در صورت منفعت‎طلبی و با رویکردهای جزئی شکل می‎گیرد، تمدنی که شما می‎بینید که اجزاء‎اش عبارتند از نظام و اقتصادی و فرهنگی، تمدنی که در قالب یک سبک زندگی در غرب ظهور پیدا می‎کند، حاصل یک باطنی است و به تعبیر دیگر ظهور آن باطن غربی است. هیچ‎وقت شما نمی‎توانید آن پوشش را بر جهان دینی بزنید. اگر نسبت انسان‎ها با خدای متعال نسبت دیگری شد، انسان‎ها رابطه‎شان با خدای متعال رابطه بندگی شد و عالم بستر بندگی آنها شد، دیگر اصلا چیزی به نام تمدن شکل نمی‎گیرد. تمدن حاصل آن نگاه خاص و آن نسبت خاصی است که بین انسان غربی و جهان برقرار شده. بعد حالا تفلسف د، انقلاب علمی د، انقلاب صنعتی د، فناوری‎ها و تکنولوژی‎ها را فراهم د، ساختارهای اجتماعی را شکل دادند، محصولات این فرایند را تولید د، بعد شده یک تمدن. باطن تمدن آن ارتباط انسان با جهان است. شما وقتی آن ارتباط را نمی‎پسندید و در دنیا و فرهنگ ، نسبت جهان با انسان نسبت دیگری است، در این نسبت اصلاً تمدن شکل نمی‎گیرد. این اشکال آنهاست.*ادعای خلط ظاهر و باطن غربکانّه می‎خواهند به ما اشکال کنند که شما مبتلای به چند مشکل هستید. مشکل اول اینکه خلط کردید بین باطن و ظاهر غرب. غرب را برابر با تمدن می‎گیرید. غرب، تمدن نیست. تمدن، ظاهر یک جامعه است. دوم اینکه این لباسی است که آن انسان به جهان و به خودش پوشانده. با عالَم دینی و انسان دینی چنین جهانی شکل نمی‎ گیرد. جامعه دینی چنین مظاهری هم ندارد. بنابراین آنها اگر هم بحث کنند، بحث از یک عالَم دینی می‎کنند نه از تمدن ی. یک عالَم دینی که در آن عالَم، انسان‎ها و اراده‎های انسانی یک نسبت دیگری با هستی به قول آنها برقرار می‎کنند، یک نسبت دیگری با خدای متعال برقرار می‎کنند، یک گونه‎ی دیگری زندگی می‎کنند، یک عالم دیگری درست می‎شود که در آن عالم، احساس، شه و عمل و حیات اجتماعی و فردی انسان یک شکل دیگر و مظاهر دیگری پیدا می‎کند. می‎گویند شما در واقع دارید از جامعه غربی و تمدن غربی وام می‎گیرید و بعد همان را می‎خواهید با ی مع در دنیای محقق کنید و تمدن ی بسازید؛ این درست نیست. خلط کردید بین ظاهر و باطن. خلط کردید بین اجزاء و کل. غرب، نظام و اقتصادی و فرهنگی و حتی سبک زندگی نیست. اینها مظاهر غرب مدرن هستند.*پرسش از نسبت تمدن ی با ظهورنکته دیگر این است که بر فرض که شما بگویید ما می‎خواهیم یک جهان دیگری بسازیم مبتنی بر انسان الهی که اسم آن را هم می‎گذارید تمدن. این که شما می‎خواهید بسازید، چه نسبتی با تمدن مدرن دارد؟ و دوران او چه دورانی است؟ آیا دوران ظهور است؟ دوران قبل از ظهور است؟ اگر دوران ظهور است و می‎خواهید بگویید تمدن ی یعنی آن مدنیتی که بعد از ظهور محقق می‎شود، نسبت انسان‎ها با عالم فرق می‎کند، انسان‎ها، انسان دیگری می‎شوند، به گونه‎ی دیگری زیست می‎کنند و یک جهان دیگری هم ساخته می‎شود، اسم آن را می‎گذارید تمدن ی، این مال دوران ظهور است؛ به شما چه مربوط است؟ می‎گویند دوران قبل از ظهور، دوران ایجاد خودآگاهی نسبت به تمدن غربی است که انسان باید نسبت به این تمدن غربی خودآگاه بشود، تلاش کند دیگران را هم خودآگاه کند و آنها را به مرز انتظار حضرت برساند. باید در این دوران توجه به حضرت داد. باید انسان‎ها را نسبت به باطن جهان غرب و دنیایی که آنها را محاصره کرده و دورانی که در آن زندگی می‎کنند، آگاه کرد. بعضی از آنها وام گرفته‎اند از بعضی اصطلاحات عرفانی و آن را دوران یک اسم خاص می‎دانند؛ دوران اسم یامُضِل! می‎گویند انسان باید درک عمیق و یک خودآگاهی نسبت به این جهان پیدا کند، دنیا را بشناسد و بفهمد که در این جهان از ما تصرفی ساخته نیست. ما نباید تسلیم شویم، باید نسبت به آن جهان خودآگاه شویم. با ادبیات درون‎دینی باید تبری از این جهان پیدا کنیم. ولی معنی این تبری، این نیست که ما می‎توانیم یک جهان جدید بسازیم. آن جهان جدید در دوران ظهور ساخته می‎شود که در آن ت یک اسم می‎رود و ت اسم دیگر می‎آید. بنابراین می‎گویند شما باید نسبت خودتان را با عصر ظهور هم تعریف کنید. *پرسش از نسبت تمدن ی با تمدن غربیهمچنین می‎گویند اگر معتقد به تمدن دینی هستید، نسبت خودتان را با این تمدن هم تعریف کنید. باید خلط بین ظاهر و باطن جامعه غربی نکنید. باید توجه داشته باشید که غرب می‎تواند بیاید در جامعه شما نفوذ کند و متناسب با شرایط شما مظاهر جامعه خودش را ایجاد کند. این در واقع تمدن غربی است؛ تمدن ی نیست. اگر خلط بین ظاهر و باطن شد، خیال می‎کنید اگر این ظواهر تغییر کرد، تمدن ی درست شده و تمدن غربی از بین رفته. در حالی که باطن تمدن غرب این نیست. باطن تمدن غرب همان انسان و نگاه خاص به جهان و نسبتی است که با جهان برقرار کرده. اگر توانست آن فرهنگ را منتقل کند و در جامعه دیگری متناسب با اقتضائات آن جامعه ولی با همین نگاه و همین رویکرد تکنیکال، با همین رویکردی که از نسبت انسان و جهان دارد، یک مظاهر دیگری ایجاد کند، آن مظاهر، ی نیست. آن مظاهر، همان تمدن غرب است. شما چون بین ظهر و باطن غرب خلط می‎کنید، خیال می‎کنید اگر این ظواهر را دستکاری کردید، تمدن، ی می‎شود. تمدن غربی پوشش جامعه غربی است. اگر آن باطن حیات انسانی غرب در یک جهان و جامعه‎ای پیدا شد، آن جهان، جهان غربی است. ولو ظواهرش متناسب با اقتضائات و بومی تغییر کند، این تمدن دینی نیست. این اشکالی است که به ما می‎کنند. می‎گویند شما باید بین ظاهر و باطن خلط نکنید. اگر خلط کردید، دچار تمدن غرب می‎شوید. جامعه شما غربی می‎شود ولو شکل ظهری‎اش متفاوت باشد. باید بتوانید نسبت خودتان را اگر معتقد به یک تمدن هستید، با این تمدن فراگیر غرب تعریف کنید، نسبت خودتان را با عصر ظهور تعریف کنید. اینها آن چیزهایی است که باید توضیح داده شود تا ما بتوانیم معقول بودن یک تمدن دینی را توضیح دهیم. *توبه فرهنگیِ اشکال‎کنندگانعرض خیلی از اشکالاتی که در تمدن ی می‎شود اصلا قابل شنیدن نیست. حیف است انسان وقت بگذارد این اشکال‎ها را بشنود. این یک صورت نسبتاً معقول و قابل شنیدن است. انی هستند طرفدار دین و خدا، طرفدار جامعه دینی به یک معنا، طرفدار عالم دینی. عالم غرب را نمی‎پذیرند، تمدن غربی را نمی‎پذیرند. نمی‎پذیرند که نسبت ما با عالم باید همان نسبتی باشد که انسان غربی با هستی برقرار کرده. اینها را نمی‎پذیرند. ولی معتقدند که دوران، دوران این تمدن است و امکان ایجاد یک تمدن دیگری نیست. حتی بعضی از این محققین و بزرگانشان با به شدت همراهی د و تلقی‎شان این بود که انقلاب ی مرحله‎ای از ورود به یک جهان جدید و یک عالم جدید است که در آن عالم جدید از نگاه آنها اولین چیزی که تغییر می‎کند، نسبت انسان با هستی است. انسان باید یک جور دیگری مناسبات دیگری را در عالم برقرار کند. تلقی‎شان این بود که دوران جدید شروع شده و لذا به میدان آمدند. بعد که 38 گذشته احساس د که نه. سختی‎های راه که همراه شده، خیال کرده‎اند که ما در خلأ داریم زندگی می‎کنیم. بر فرض که جهان را با ت اسماء تفسیر کنیم، خیال می‎ د که ت یک اسم می‎رود در یک نقطه صفر می‎شود و ت دیگری شروع می‎شود. توجه به اینکه عبور از یک دوران به دوران جدید با یک درگیری‎های عظیم همراه است، نداشتند. ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم که یک دفعه دوران جدیدی درست شود. باید از آن دروان گذر کرد به یک دوران جدید و این هم زمان خودش را می‎برد که زمان یک روز و دو روز نیست. زمان عبور از یک عالم به عالم دیگر و عبور از یک تمدن به تمدن دیگر است. با غفلت از این نکته، خیال می‎ د جهان جدیدی شروع شده و مناسبات جدید و عالم جدید محقق شده است. وقتی جلو رفتیم، دیدند ما نتوانستیم مظاهر تمدن غرب را در جامعه خودمان حذف کنیم و بلکه چون دوران گذار ماست و به تعبیر دیگر بین در ایستاده‎ایم، نه داخل می‎رویم و نه بیرون می‎آییم، مشکلات بیشتر و بحران‎هایی برای ما درست شده. احساس د که اصلا دیگر نمی‎شود کار کرد. برگشتند گفتند درست است جهان غرب جهانی است که مطلوب ما نیست. اما چاره‎ای نیست. توسعه را بپذیرید! در واقع این یک نوع توبه‎نامه فرهنگی است. بعضی تائبین، تائبین هستند، نگاهشان به انقلاب ی نگاه بوده؛ توبه آنها هم توبه است. بعضی‎ها نگاهشان به انقلاب ی، نگاه عمیق فرهنگی است، توبه آنها هم توبه فرهنگی است. یعنی احساس می‎کنند محاسبات فرهنگی‎شان غلط بود. ما گر چه جهان مطلوبمان جهان غرب نیست و نباید غرب را به عنوان مطلوب بپذیریم و نباید نسبت ما با عالم، نسبت غرب مدرن با عالم باشد، ولی چاره‎ای هم از او نیست. حرکت فراگیری است که می‎آید ما را هم تحت پوشش خودش قرار می‎دهد. ما فقط باید ایجاد خودآگاهی کنیم و تلاش کنیم که از طریق خودآگاهی، انسان‎ها را برای یک دوران جدید محیا کنیم. ولی آن دوران فرا نرسیده، آغاز هم نشده.(البته من روایت خودم را از شه‎ی آنها می‎گویم. حتماً نسبت نمی‎دهم)*جمع‎بندی اشکالما اگر از تمدن ی بحث می‎کنیم، باید به این سوال‎ها بتوانیم جواب روشنی بدهیم. بگوییم نسبت ما با ظهور چیست، نسبت ما با جهان غرب چیست، نسبت ما با تمدن غربی چیست و چرا ما در مسیر حرکت به سمت عصر ظهور می‎توانیم از یک تمدن ی صحبت کنیم؛ ولو اینکه شما این اسم را بر او نپسندید و یک نام دیگری بر روی آن بگذارید. بر همین اساس من بحثم را ناظر به پاسخگویی به این سؤالات خدمتتان تقدیم می‎کنم.**پاسخ به اشکال نسبت به تمدن ی*انسان موجودی مختار استشاید بتوان این‎گونه گفت که خدای متعال انسان‎ها را آفریده و به آنها اختیار و مسئولیت داده. این نکته اول است. انسان در عالم دارای اختیار است. نه مجبور است به جبر طبیعی و نه مجبور است به جبر الهی. البته معنی این اختیار، اختیار مطلق نیست. انسان، خدای عالم نیست. این‎طور نیست که به انسان، خ تفویض شده باشد. بعضی اشتباه می‎کنند. خیال می‎کنند اختیار یعنی تفویض الوهیت. الوهیت قابل تفویض نیست. ما بخواهیم یا نخواهیم، مخلوقیم. بخواهیم یا نخواهیم، پرستش می‎کنیم. بخواهیم یا نخواهیم دل می‎بندیم و... . معنی اختیار این است که انسان در پرستش خدای متعال آزاد است. می‎تواند خدا را بپرستد و می‎تواند نپرستد. می‎تواند دین الهی داشته باشد؛ می‎تواند دین مادی داشته باشد. اصل پرستش و دینداری تعطیل‎بردار نیست. ما در اصل پرستش مختار نیستیم. در انتخاب معبود خودمان مختاریم. این آیه نورانی سوره بقره معرفی مقام عبودیت الهی است: الله لا اله الا هو. و نسبت این عبودیت با کائنات تا هو العلی العظیم. بعد می‎فرماید: لا اکراه فی الدین. شما در پذیرش عبودیت خدای متعال، در پرستش خدای متعال جبراً مُکرَه نیستید. این همان آیین خداپرستی است. لا اکراه فی الدین. قد تبیّن الرشد من الغیّ و من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله... . دین از اینجا آغاز می‎شود. از کفر به طاغوت و ایمان بالله. در این جهان که زندگی می‎کنیم، می‎توانیم کفر به طاغوت داشته باشیم و ایمان بالله. یک طاغوتی است که ما را دعوت به طغیان و استکبار می‎کند. در مقابل می‎توانیم پرستش خدای متعال را . فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله، از اینجا دینداری شروع می‎شود. فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیعٌ علیم. حالا متمسک به عروه دین شدیم که همان عروه‎ی ولایت است. بعد می‎فرماید حالا این انسانی که دینداری را پذیرفت، مُکرَه نبود، مسئولیت داشت، اختیار داشت، این انسان تحت ولایت الهی قرار می‎گیرد که ولایت نور است. ی جونهم من الظلمات إلی النور. ولی اگر دین الهی را نپذیرفت و مؤمن بالله نشد و از پرستش خدای متعال سر باز زد، والذین کفروا أولیائهم الطاغوت. ی ونهم من النور إلی الظلمات. دو جهان شکل می‎گیرد. جهان نورانی و جهانی ظلمانی. جهان نورانی، جهان آنهایی است که دین الهی و توحید را پذیرفته‎اند، در مقدمه‎ی او کفر به طاغوت ورزیده‎اند و تحت ولایت الله قرار گرفته‎اند. جهان ظلمانی، جهان انی است که الوهیت الهی را نپذیرفته‎اند، تحت ولایت اولیاء طاغوت واقع شده‎اند، سیرشان از نور به سمت ظلمات است. اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. از همین جا عالَمشان، عالَم نار و آتش است. بعد هم که مخلد در آن عالَم هستند. پس این یک نکته که انسان‎ها دارای اختیار در پرستش خدای متعال هستند و چون اختیار دارند، مسئولیت دارند. مسئولند، مورد سؤال قرار می‎گیرند. اگر توحید را اختیار د چه اتفاقی می‎افتد؟ ولایت خدای متعال بر آنها واقع می‎شود. در محیط نور قرار می‎گیرند. در محیط حیات طیبه به تعبیر خدای متعال قرار می‎گیرند، در جنت قرار می‎گیرند. در محیط امن قرار می‎گیرند. دو جهان است. *محدوده پرستش الهیحالا دو سؤال مطرح است. این پرستش خدای متعال که ما در آن مختاریم و مسئول، محدود به حوزه خصوصی ماست یا اینکه همه‎ی عرصه‎های اختیار ما اعم از اختیار ظاهری و باطنی را فرامی‎گیرد؟ آیا از باطنی‎ترین لایه‎های وجود انسان که اختیار در آنجا معنی دارد مثل روح انسان، قلب انسان، فکر انسان و... تا عالم حس ما تحت این پرستش واقع می‎شود؟ پرستش مخصوص به یک عالم است یا این سنت در همه عوالم اختیار انسان هست؟ در هر عالمی یا انسان، خدا را پرستش می‎کند، الله ولی الذین آمنوا یا اعراض از پرستش خدای متعال می‎کند. در ح دوم عالَمش ظلمانی می‎شود. پس انسان دارای عوالم ظاهری و باطنی است. همه عوالم انسانی این حکم را دارند. در همه عوالم انسانی، نورانی زندگی به این است که انسان تحت ولایت الله قرار بگیرد. این منوط به این است که انسان، توحید و دین و پرستش خدا را بپذیرد. اگر در لایه‎های ظاهری وجود خودش خداپرستی می‎کرد اما در لایه‎های باطنی خودش اعراض از توحید داشت و به تعبیر دیگر استکبار داشت، به تعبیر دیگر در لایه‎های باطنی خودش دچار نفس‎پرستی و ‎پرستی شد، الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا ال ، اگر به استکبار رو آورد، آن عوالمش تحت ولایت اولیاء طاغوت قرار می‎گیرد. این یک نکته.*خداپرستی جمعی یا ‎پرستی جمعینکته دوم اینکه این سنت اختصاص به عالم حیات خصوصی انسان ندارد. در حوزه حیات اجتماعی انسان هم همین‎طور است. انسان‎ها آنجا که دور هم جمع می‎شوند، با هم همدلی و همفکری و همکاری می‎کنند. آنها از اعماق وجودشان با هم ارتباط پیدا می‎کنند. عمق جامعه انسانی به اعماق اراده‎های انسان و عوالم انسان برمی‎گردد. یعنی انسان نگاه می‎کند این جامعه یک ظاهر دارد. این جامعه عوالم باطنی دارد. اراده‎ها در اثر ارتباط با هم و به انسجام و وحدت رسیدن، نظام پیدا می‎کنند. حاصلش هم همدلی، هم‎فکری و همکاری است. در یک لایه‎ای عمیق‎تر از اینها بیش از همدلی و هم‎فکری و همکاری، عوالم وجودی انسان‎ها با هم مرتبط می‎شود و در این ارتباطِ عوالم وجودی هم باز یا استکبار جمعی اتفاق می‎افتد یا پرستش جمعی. یا خداپرستی جمعی است یا ‎پرستی جمعی. بنابراین باز یا عالمِ ولایت الهی است یا عالمِ ولایت اولیاء طاغوت. یا نور است یا ظلمت. عوالم باطنی هم این‎گونه است. این هم نکته دوم.*پیوند میان اراده‎ها و اراده برترنکته سوم اینکه اراده‎هایی که پرستش خدای متعال را انتخاب می‎کنند، این اراده‎ها مثل دانه‎های تسبیح از هم جدا نیستند، مثل شن و ماسه‎های کنار هم ریخته نیستند، مثل جزایر مستقل از هم نیستند؛ بلکه دانه‎های تسبیح‎اند که یک رشته‎ای آنها را به هم وصل می‎کند و بر حول آن رشته با هم مرتبط می‎شوند و نظام پیدا می‎کنند. واقعاً وحدت اجتماعی اراده‎ها حول یک اراده‎ی برتر اتفاق می‎افتد که این اراده‎ی برتر یا ولیّ حق است یا ولیّ باطل؛ یا خالص‎ترین اراده‎ها در بندگی خداست یا خالص‎ترین در شیطنت. همان‎طور که انسان‎هایی که اراده‎ی بندگی می‎کنند، حول عبدترین، شدیدترین انسان‎ها در بندگی خدا، خالص‎ترین و خاضع‎ترین جمع می‎شوند، اراده‎های ی هم برای پرستش نفس و پرستش و دنیا حول شدیدترین اراده جمع می‎شوند. آنها هم خالی از پرستش نیستند. پس اراده‎ها بر محور اراده‎های برتر، نظام پیدا می‎کند. نمی‎خواهم بگویم همه‎ی اراده‎ها در کف قرار دارند و یک دفعه به نقطه هرم متصل می‎شوند. این اراده‎ها به صورت هرمی هستند. نظم اراده‎ها پیچیده است. به صورت هرمی به هم متصل می‎شوند و به یک اراده‎ی محوری برمی‎گردند. نظام اراده‎ها شکل می‎گیرد. این نظام اراده‎ها یا جمعاً دارند پرستش خدا را می‎کنند یا پرستش دنیا را می‎کنند. پرستش جمعی و مُشاع دنیا یا خدا اتفاق می‎افتد. این مقدمه سوم.*رد یک فرضیه‎ی جامعه‎شناختیمقدمه چهارم: بحثی در مبانی جامعه‎شناسی مطرح شده، بعضی غربی‎ها گفته‎اند و دیگران هم تکرار می‎کنند و آن را پذیرفته‎اند که مردود است. می‎گویند انسان‎ها چون نیازهای طبیعی داشتند، دور هم جمع شدند. این ضرورت‎های طبیعی انسان‎ها را دور هم جمع کرده، مخاطرات طبیعی مشترک و... بعد هم یک حرف‎هایی زدند. گفتند اولی که دور هم جمع شدند، زبان نداشتند! حرف‎هایی که واقعاً مشمئز کننده است، بعضی‏‎هایش نفرت‎آور است. به اسم علم این حرف‎ها را می‎زنند. اینها روی این مبنا پایه‎ای ندارد. انسان‎ها دور هم جمع شدند یا برای شیطنت یا برای پرستش خدای متعال. یا با برای دنیاپرستی یا برای خداپرستی. این‎طور نیست که انسان‎ها یک نیاز طبیعی عام مشترک داشته باشند، همه برای آن نیازهای طبیعی دور هم جمع شده باشند و آن نیازهای طبیعیِ خود را با تجارب تاریخی و عقلانیت تاریخی خودشان هموار کرده و به کاملترین تجربه‎ها رسیده باشند. این‎طور نیست که بگوییم همین هم، راه صحیح است. کتاب حکمت و حکومت آقای حائری، آنجایی که می‎گوید حکومت از جنس نیست و وک است، مربوط به فقیه هم نیست، مربوط به حکیم و فیلسوف عمل است، مبتنی بر همین نگاه است. یکی از اصول مهمش این اصل بنیادین جامعه‎شناختی است که انسان‎ها برای تأمین نیازهای ضروری خودشان دور هم جمع شدند. دین آنها را دور هم جمع نکرده که حالا بگویید دین آنها را اداره کند. انبیاء آنها را دور هم جمع ن د که حالا انبیاء اداره‎شان کنند. بعد هم برای پرستش و بندگی دور هم جمع نشدند. برای حل نیازهایشان بوده. اینها هم با یک عقلانیت جمعی با یک تجارب هم‎افزای تاریخی کم‎کم حلش کرده‎اند. رسیده‎اند به یک عقلانیت برتر و دارند با آن جامعه‎شان را اداره می‎کنند. چه نیازی به دین دارند؟ چرا دین بخواهد در حیات اجتماعی دخ کند؟ از اساس این حرف، حرف باطلی است. انسان‎ها دور هم جمع می‎شود، آنچه آنها را دور هم جمع می‎کند، همدلی‎ها و دغدغه های مشترک آنهاست و این دغدغه‎ها یا در پرستش خداست یا در پرستش دنیا. اراده‎هایی که حول محور بندگی بر محور انبیاء و اولیاء جمع می‎شوند؛ در هرم تاریخی بر محور وجود مقدس نبی اکرم صلی‎الله‎علیه‎و‎آله‎و‎سلم شکل می‎گیرند. اراده‎های باطل هم حول شیاطین و طواغیت تا بر محور شیاطین اصلی و ابلیس الابالسه و بزرگی که محور هرم تاریخی شیطنت است، جمع می‎شوند. این اراده‎ها همدلی و هم‎فکری می‎کنند، همکاری می‎کنند.*نسبت بندگی با خدا منافاتی با تصرف در عالم ندارداینکه گفته‎اند انسان‎ها نسبتشان با خدا نسبت بندگی است، درست است. اما نسبت بندگی منافاتی با تصرف ندارد. همین‎طوری که شیاطین می‎خواهند در جهان تصرف کنند، انسان موحد هم تصرف می‎کند. لذت جهان هم مس اوست. تفاوت در این است که آیا جهت تصرف، جهت پرستش خداست یا جهت شیطنت نفس و استکبار؟ می‎خواهد جهان را طبق اراده و میل خودش بسازد، می‎خواهد مس کند برای شیطنت یا می‎خواهد مس کند برای بندگی؟ آن انسان‎هایی که عبدترین انسان‎ها هستند، کائنات مس آنهاست و با عبادت خودشان همه کائنات را به سمت خدای متعال سوق می‎دهند و نورانی می‎کنند. پس این‎گونه نیست که اگر ما بخواهیم بندگی خدا کنیم، مؤمنین، جهان را نمی‎سازند. نخیر! مؤمنین هم جهان را می‎سازند. نمی‎خواهم بگویم نگاه تکنیکال به جهان دارند یا می‎گویند ما اصل هستیم و هرگونه دلمان بخواهد جهان را بسازیم. اصلاً این‎گونه نیست. ولی این‎گونه هم نیست که فقط می‎خواهند جهان را به یک شناخت سطحی بشناسند و بعد هم در این جهان یک عبادت سطحی کنند. این‎گونه نیست. جهان را می‎شناسند، متصرفند، تصرفشان هم عبادت است. بر اساس بندگی خدای متعال جهان را می‎سازند. منتهی خودشان خدای عالم نیستند که جهان را طبق میل خودشان بسازند. جهان را طبق اراده‎ی الهی می‎سازند. پس این‎طور نیست که ساخت جهان مال انسان غربی باشد که نسبتش با جهان این‎گونه است که خیال می‎کند خودش ولو خدا او را آفریده باشد، متصرف است و هر‎گونه می‎خواهد عالم را می‎سازد. نخیر! آنهایی هم که می‎خواهند در عالم بندگی کنند هم جهان را طبق اراده‎ی خدای متعال می‎سازند. لذا حضرت حجت جهان می‎سازد. بهشت اصلاً به یک معنا مصنوع آنهاست. این‎گونه نیست که ساخت جهان فقط مال انسانِ با نگاه سوبژکتیو باشد که خودش را محور می‎داند و می‎گوید من به جای اینکه کاشف جهان باشم، متصرف در آنم و ذهن من به عالم صورت می‎دهد. لازم نیست انسان این حرف‎ها را بزند.نکته این بود که انسان‎ها جامعه‎سازی‎شان، اینکه دور هم جمع می‎شوند، حیات اجتماعی‎شان برای پرستش است. حالا یا پرستش دنیا یا پرستش نفس. این هرم خداپرستی و دنیاپرستی شکل می‎گیرد. هر دو هم به نوعی متصرف در جهان هستند. منتهی انسانی که شیطنت را می‎پذیرد، خودش را محور عالم می‎داند و می‎خواهد عالم را طبق اراده‎ی خودش بسازد. خیال می‎کند او خدای عالم است. استکبار می‎کند. ولی انسانی که عبد است، جهان را بر مدار بندگی خدای متعال در مسیر پرستش خدای متعال شکل می‎دهد. آنجا هم بنابراین یک جهانی ساخته می‎شود. اسم آن را تمدن بگذارید یا نگذارید، مهم نیست.*اختلاط دو عالَمنکته دیگر این که دو جهانی که می‎بینید، سابقه‎شان به قبل از عالم دنیا هم برمی‎گردد. در دنیا ادامه دارند و به بعد از دنیا هم کشیده می‎شوند. این دو جهان بر محور انبیاء و اولیاء از یک طرف و فراعنه، طواغیت، و اولیاء طاغوت از طرف دیگر شکل می‎گیرد. به عبارت دیگر بر محور وجود مقدس نبی خاتم از یک طرف و ابلیس الابالسه، شیاطین اصلی جنی و انسی از طرف دیگر شکل می‎گیرد. این دو جهان، دو جهانی هستند که از عوالم قبل شروع شدند تا عوالم بعد هم ادامه دارند. در این دنیا یک اختلاطی بینشان اتفاق افتاده. قاطی شده‎اند. در عالم دنیا که عالم ابتلاست با هم اختلاط پیدا کرده‎اند. این اختلاط بین این دو عالم یعنی عالم نور و ظلمت، عالم حق و باطل، عالم ایمان و کفر، عالم خداپرستی و ‎پرستی، عالم نور و ظلمت، عالم بهشت و جهنم، عالم رحمت و عذاب و... است که می‎توان بر آنها مبتنی بر ادبیات دینی نام‎های مختلفی گذاشت. این دو عالم یک اختلاطی پیدا کرده‎اند. این اختلاط تا کجا پیش می‎رود؟ اگر فرض کنید بتواند عالم ی یک انسانی و یک جامعه‎ای را در درون هاضمه‎ی خودش هضم کند به طوری که لایه‎های باطنی وجود خودش را هم از آنِ خودش کند و متعلق به خودش کند، اینجا یک مؤمن کافر شده است. یا به ع اگر عالم ایمانی بتواند از آن جهان صید کند و یک انسان را به این طرف بیاورد و بعد یک دگرگونی عمیق در او ایجاد کند و او را کاملاً متحول کند تا از اعماق وجودش خداپرست شود، این هم یک یک آدم و جامعه‎ای را از جامعه کفر به ایمانی تبدیل کرده. چه بسا این اتفاق نمی‎افتد. عالم انبیاء ظواهر انسان‎هایی را تسلیم می‎کند. آنها باطنشان دنبال راه خودشان است. ظواهرشان می‎آید صورت انبیاء به خود می‎گیرد. در صف اول جماعت می‎ایستد، قرآن می‎خواند تا جهاد هم احیاناً می‎آید اما باطنش را که نگاه می‎کنید، یک منافق با قلب ظلمانی است.از این طرف هم می‎بینید یک مؤمنی را می‎برند، متصرف می‎شوند، ظواهرش را تغییر می‎دهند، می‎بینید مثل آنها لباس می‎پوشد، مثل آنها خوراک می‎خورد، مثل آنها همسر می‎گیرد، مثل آنها خانه می‎سازد اما اعماق وجودش را نمی‎توانند دست بزنند. اگر نتوانستند اعماق وجودش را تصرف کنند، آن اعماق تحت تصرف ولیّ حق باقی می‎ماند و از همان جا یک حرکتی شروع می‎شود. اصلاً معنی توبه همین است. چه در حیات فردی بگیرید چه در حیات جمعی، این مسئله هست.*دستگاه در آ ا مان همه‎ی لایه‎های وجود عالم انسانی و جامعه مؤمنین را نمی‎تواند تصرف کنداینهایی که خیال می‎کنند دوران غرب است و غرب می‎آید و در همه عالم تمدن می‎سازد، تلقی‎شان این است که غرب می‎آید همه‎ی لایه‎های وجود انسانی را تصرف می‎کند. اصلا این‎گونه نیست. دستگاه در آ ا مان همه‎ی لایه‎های وجود عالم انسانی و جامعه مؤمنین را تصرف نمی‎کند. لایه‎های باطنی جامعه‎ی مؤمنین باقی می‎ماند و جوشش حق از همان لایه‎هاست. حقیقت اتصال جامعه‎ی مؤمنین به ولی خدا ولو فضا، فضا ظلمانی باشد، همچنان باقی است. این آیه را مکرر خو د. این ظلماتی که مال عالم طواغیت است، والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات، در سوره مبارکه نور توضیح داده: أو کظلمات فی بحر لُجّی، هر کلمه‎اش احتیاج به دقت دارد. قرآن است. حروف قرآن همه‎اش معنا دارد. تک‎تک حروف قرآن این‎گونه است. أو کظلماتٍ فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحابٌ ظلماتٌ بعضها فوقَ بعض إذا أ ج یده لم یکد یراها. این ظلمات مؤمن را هم فرا می‎گیرد. ظلمت سقیفه که مهمتر از این است. این آقایان مقهور ظلمت غربند. ظلمت غرب و تمدن جدید غرب یکی از درکات ظلمات دشمنان اهل‎بیت است. یکی از درکات آن است. بعضی به نظرشان خیلی مهم آمده! نخیر! آن فضای ظلماتی که قرآن وقتی می‎خواهد از آن حکایت کند می‎فرماید والیل إذا یغشی بعد از ظهور تعبیر می‎کند به و النهار إذا تجلی، آن ظلمات هم ظلماتی نیست که وقتی فراگیر می‎شود، اراده‎های باطنی مؤمنین از دست برود. نخیر! درست است إذا ا جه یده لم یکد یراها، در روایت صادق فرمودند إذا ا ج المؤمن یده فی ظلمةِ فتنهم لم یکد یراها اما در همان فضا هم و مَن لم یجعل الله له نوراً فما لهُ مِن نور. در آن فضای ظلمانی، ظلمات مواج در یک دریای عمیق ظلمانی، ظلماتٌ بعضها فوق بعض، آنجا هم یک چراغی روشن است. آن چراغ چیست؟ و من لم یجعل الله له نوراً أی إماماَ مِن وُلدِ فاطمه. بله آنجا ممکن است نور عقل و شهود و حس ما کار نکند ولی نور آنجا هم حضور دارد و آنهایی که در باطن متصل به ند، آن ظهور جزئی برای نفوس هست. ولو اینکه ظهور کلی وقتی است که والنهار إذا تجلی. آن غشاء از حقیقت ولایت حقه برداشته می‎شود و تجلی نبی اکرم در عالم واقع می‎شود و الشمس و ضحاها. در حدیث دارد شمس المؤمنینند. ضحی هم موقعی است که خورشید کاملا بالا می‎آید و جهان را کاملا روشن می‎کند. وقتی می‎گویند این در وقت ضحی خوانده شود، یعنی همین. یعنی وقتی خورشید بالا می‎آید و روشن می‎کند. فرمود ضحی یعنی دوره ظهور زمان(عج). أن یُ الناس ضحی. گویا مردم یک ی دارند در دوران ظهور. جامعه غربی، یک جامعه‎ای است که بر محور اولیاء طاغوت و فراعنه طاغوت شکل گرفته. این جامعه غربی که یک روح ظلمانی در اعماقش وجود دارد و لایه‎هایی دارد که لایه‎های ظلمانی عمیقش همان ارواح ظلمانی است که حول هم جمع شدند برای شیطنت و استکبار و انسان‎مداری، این‎طور نیست که بتواند بیاید ارواح انسان‎های مؤمن را مسخّر کند. نمی‎تواند لایه‎های وجودی آنها را از طریق تسخیر طبیعت به عالم ی محو کند. حتی در دوران غلبه ظاهری که دوران و اللیل إذا یخشی است، یا دوران و اللیل إذا یَسر است. به تعبیر قرآن ت فلان یَسری إلی ظهور المهدی(ع). در آن دوران هم در واقع در باطن عالم یک لیلة القدری است که لیلة القدر اولیاء است. و آن لیلة القدر تا مطلع الفجر ظهور و قیامت هست. آن لیلة القدری که در دوران ظلمات هم هست و انسان‎ها را تا فجر می‎رساند، سلام هی حتی مطلع الفجر، حضرت زهراست. این بحث بماند.پس این‎گونه نیست که بگوییم یک اسم آمده و تمام شد و همه عالم تحت پوشش یک اسم است. حرف اسم و... در معارف ما حرف‎های بی‎پایه‎ای است. بله، ت باطلی است. فراگیر می‎شود. کما مُلِأت ظلماً و جوراً. و اللیل إذا یغشی. یک غشای کلی می‎اندازد اما در زیر این غشاء و ، در باطن آن یک عده‎ای می‎شوند جزو این ظلمات، والذین کفروا اعمالهم راب أو کظلماتٍ. آنهایی که ولایت اینها را قبول می‎کنند، با همه وجود غرق در این ظلماتند. اما جامعه مؤمنین در همین دوران هم در پسِ این ظلمات و دریای مواج تاریک از نور خودشان مثل خورشید پشت ابر استفاده می‎کنند. پس این‎گونه نیست که ی خیال کند دورانی است که هیچ کاری نمی‎شود کرد. اگر فرض کنید غرب آمد ظواهر تمدنی خودش را در جامعه‎ی ما آورد و حتی سبک زندگی خودش را آورد، این جامعه شده غربی! هرگز غربی نشده. مگر اینکه شمایی که می‎گویید غرب، ظاهر و باطن دارد، خود شما خلط بین ظاهر و باطن کنید! چرا خود شما خلط بین ظاهر و باطن می‎کنید؟مظاهر تمدنی غرب آمده، مردم مثل آنها می‎پوشند، مثل آنها می‎خورند، فست‎فود دارند، سبک زندگی‎شان، ازدواجشان، شان، هر جا نگاه می‎کنید، این‎گونه است. اما آیا این جامعه غربی است؟ نخیر! غربی نیست. تمدن غربی آمده ولی جامعه غربی نشده است. چون حقیقت جامعه غربی آن جریان شیطنت و استکبار علی الله است که حول هم جمع می‎شوند و از اعماق جامعه‎شان اختیار شیطنت و استکبار و نفس‎پرستی و بت‎پرستی می‎کنند. کار با فطرتشان ندارم. باز انسان غربی هم فطرتش محفوظ است. فطرت الله ی فطر الناس علیها. از آنجایی که اختیارشان شروع می‎شود، از اعماق وجودشان طغیان می‎کنند. دور هم جمع می‎شوند برای اینکه نفس‎پرستی کنند. یک تمدنی درست کنند. تعبیر به تمدن هم نکنیم. دور هم جمع می‎شوند تا دنیاپرستی‎شان را روان کنند. اگر آنها این کار را د ویک جهان غربی ساختند که غرب مدرن هم یک لایه‎ای از آن جهان ظلمانی است، یک مرحله‎ای از آن هرم ظلمانی شیطنت هست، این جهان با همه وسعتش و همه لوازمش وقتی می‎آید سمت جامعه مؤمنین ولو اینکه سیطره‎ی ظاهری هم پیدا کند، کَما مُلِأت ظلماً، همه روابط را ظلمانی کند، ولی این‎گونه نیست که بتواند اعماق جامعه مؤمنین را فتح کند. لذا در اینجا جامعه غربی اتفاق نمی‎افتد. *انقلاب ی؛ گواهی بر عدم امکان غلبه‎ی تام جریان طاغوتبرای همین است که شما می‎بینید در همین جامعه در دورانی که آنها خیال می‎کنند مرزهای جغرافیایی خودشان را پشت سر گذاشته‎اند، تمدن خودشان را جهانی کرده‎اند و دیگر یک تمدن و جامعه بیشتر نیست، همه غربی می‎ شند، غربی احساس می‎کنند، غربی جهان را می‎فهمند، در همان دوره می‎بینید یک امتی سر برمی‎دارد و مقابل کل این تمدن می‎ایستد و کل این جریان را به چالش می‎کشد. این معنایش این است که آن اتفاق نیافتاده. ولو اینکه شما بگویید مثلا تعداد مراکز عیاشی در تهران در سال 56 از 1000تا بیشتر است؛ خُب باشد. این یعنی تمام شد؟ همه چیز از دست رفت؟! نخیر! این‎گونه نیست. چه ی گفته همه چیز از دست رفت؟! می‎دانید اولین کشوری که در کشورهای آسیای جنوب غربی و شرقی برنامه‎ریزی را در آن شروع د، ایران است. 1327 برنامه‎ریزی به مفهوم مدرنش در ایران شروع شده. یی‎ها آمدند. به یک معنا سازمان مدیریت و برنامه‎ریزی را آنها در ایران تأسیس د. آن موقع کره جنوبی هیچ‎چیز نداشت. همان موقع شهردار سئول آمد در تهران گفت: کِی می‎شود که سئول هم مثل تهران شود! بعد هم قرار شد یک خیابان در تهران به اسم سئول بگذارند و یک خیابان در سئول به نام تهران. همین کار را هم د. یعنی اینجا را انتخاب د به عنوان نقطه تصرفشان برای تسلط بر بقیه‎ی منطقه‎های نزدیک به اینجا در آسیای شرق و غرب و میانه. اینجا را محور تصرفشان قرار دادند. اما از همین جا بر علیه آن تمدن حرکتی شروع شده و مرزهای خودش را هم پشت سر گذشته و این حرکت تسلیم هم نخواهد شد. این حرکت تبدیل می‎شود به یک جریان. این حرکت به سمت ظهور است. این حرکت مرحله‎ی جدیدی از خواهی، دین‎خواهی و پرستش خداست که دارد در عالم ظهور پیدا می‎کند. یک عمق تاریخی غیرقابل تصرفی هم دارد، یک قله‎های استراتژیکی هم دارد که به هیچ‎وجه دست به آن نمی‎رسد مثل عاشورا، مثل قصه مقاومت حضرت زهرا(س). عقبه‎ی تاریخی این حرکت هم اصلا قابل فتح نیست. از تیررس آنها بیرون است. یک همچنین حرکت عجیب و عمیقی که از اعماق لایه‎های جامعه دارد اتفاق می‎افتد و در یک نقطه‎ای ظهور پیدا می‎کند و بعد هم درگیر می‎شود، با این نگاه انقلاب ی بعدش حتماً باید به یک نظام ی ختم شود. بعد حتماً باید بتواند اداره‎ی کشور را ی کند. اسمش را نگذارید ت ی چون همین که می‎گویید ت خیال می‎کنند مقصود ت مدرن است با چهار تا مؤلفه‎ی جغرافیا و جمعیت و حکومت و حاکمیت. نخیر! مقصود از ت این نیست. ت ی یعنی اداره‎ی ی. منتهی ما گرفتار اصطلاحات مدرن هستیم. باید از آنها پُل بزنیم و عبور کنیم. باید حرکت کنیم به سمت ایجاد جامعه ی. وقتی چنین اتفاقی افتاد که جامعه ی ایجاد شد، چه چیزی اتفاق می‎افتد؟ دوران ظهور است؟ نخیر! اسمش را تمدن نمی‎گذارید، نگذارید. این دو جریان هر کدام خدای خودشان را می‎پرستند. قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد. می‎دانید این پیغمبر ی است که محور کائنات است. وقتی می‎گوید صف‎بندی یعنی صف‎بندی در طول تاریخ. وقتی سر خدا دعوا شد، من خدای شما را به هیچ وجه قبول نمی‎کنم. شما هم خدای من را قبول نمی‎کنید. لکم دینکم. تعدد اله، تعدد دین می‎آورد. دعوا بر سر همین دین است. آن وقت این دعوا نقطه‎های حادثه‎خیز و نقطه‎های تلاقی این دو پرستش است. نقطه‎های تلاقی این دو دین است. قاتلوهم حتی لات فتنه و ی الدین کله لله. این به خاطر اختلاط دو عالم است. البته این اختلاط با بینه الهی که دین خداست که در سوره بیّنه توضیح داده شده و با ولیّ خدا و رسول خدا تفکیک می‎شود تا به غلبه‎ی مطلق جبهه حق و خلوص جبهه حق و متراکم شدن باطل می‎رسد. یکی می‎شود شر البریه و یکی می‎شود خیر البریه. آنها می‎شوند جهنمی اینها می‎شوند بهشتی. دیگر نقطه‎ی تلاقی‎شان هم برداشته می‎شود.*به نقطه‎ای رسیدیم که انقلاب ی ضروری بودو النهار إذا تجلی، و الشمس و ضحاها و القمر إذا تلاها و نهار إذا جلاها. نهار آن شمس و تجلی است. شمس نبوت و ولایت در این نهار تجلی می‎کند که دوران ظهور است. ظهور، تجلی آن حقیقت اول در عالم اراده‎های انسانی است. انسان‎ها مجرای آن نور و نورانی به آن نور می‎شوند. انسان‎ها می‎شوند مؤمن، انسان‎ها زنده می‎شوند، بعد عالم هم زنده می‎شود. إعلموا أن الله یحی الارض بعد موتها. فرمود موت الارض موت اهلها و الکافر میتٌ. همه می‎شوند موحد. عالم می‎شود عالم نورانی به نور . اشرقت الارض بنور ربها. حرکت به سمت آن دوران این‎گونه نیست که این چراغ، خاموشِ خاموش می‎شود. اصلا این‎گونه نیست. یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله مُتِمُّ بنوره. هیچ‎وقت این چراغ خاموش نمی‎شود. ممکن است این چراغ پشت ابر برود اما خاموش نمی‎شود. ممکن است بهره‎ی ما از این چراغ، بهره‎ی از آفتابِ پشت ابر باشد. والله متم نوره ولو کره المشر ، کافرون. پس این نور هست. این نور راه خودش را می‎رود. آن جریان ظلمت هم می‎آید. این درگیری هم هست. ما به یک نقطه‎ای رسیدیم که انقلاب ی در آن ضروری بود. بعضی ممکن است بگویند انقلاب ی هم اشتباه بود. عرض توبه‎ها گاهی توبه است؛ گاهی توبه‎ فرهنگی است. به نقطه‎ای رسیدیم که این حرکت نیاز به یک حرکت جدید و یک مرزشکنی داشت. البته مرزها را ش ته، وارد عرصه جهانی شده. در ادامه هم باید نظام درست می‎کرده که نظام درست کرده. این نظام هم یک ت‎هایی را سر کار می‎آورد. این ت‎ها می‎خواهند مسیر دیگری بروند نه از باب اینکه خودآگاه باشد؛ ناخودآگاه. چون ما هنوز تئوری ت‎سازیِ کامل نداریم. ظرفیت این انقلاب که به نظام تبدیل شده به حدی است که همه‎ی اینها را مهار می‎کند. ت‎ها یکی پس از دیگری می‎آیند ولی جهت‎ها ثابت می‎ماند. تا بتوانی
اقتصاد گردان -کتاب اقتصاد ایران امروز: توسعه بر محور آموزش، فرهنگ و تمدن نوشته حسین عظیمی و نوشته ها و آثار و شه های این اقتصاد دان نام دار ایرانی، به کوشش و جمع آوری خسرو نورمحمدی توسط نشر نی منتشر شد. از آنجا که عظیمی در سال های پایان عمر خود، فرصت انتشار بسیاری از افکار و شه ها وآثار خود را نداشت، در نتیجه پس از مدتی با همت خانواده، و مسوول جمع آوری آثار ایشان یعنی جناب خسرو نورمحمدی، به تدریج این افکار و آثار جمع آوری و منتشر شده است. از این رو علاقه مندان به مباحث توسعه، که به اثر فرهنگ و تاریخ و تمدن و آموزش بر پیشرفت و توسعه و رشد اقتصادی، آگاهی پیدا کرده اند می توانند از شه های عمیق حسین عظیمی در مورد آموزش و فرهنگ وتوسعه بهره ببرند. خواندن این کتاب را به همه علاقه مندان به ایران، توسعه اقتصادی ایران، معلمان، متفکران، کارشناسان رشته های مختلف و هر که دل در گروی ایران نوین و توسعه یافته دارد، توصیه می کنیم... باشد که راه حسین عظیمی با انتشار شه های ایشان ادامه یابد. راهش پر رهرو... در انتشار معرفی کتاب به دوستان و علاقه مندان در شبکه های اجتماعی، کوشا باشید و به هر میزان که علاقه مند به ایران و توسعه اقتصادی و فرهنگی هستید، در معرفی این کتاب و سایر آثار عظیمی کوشش فرمایید تا به سهم خود در رسیدن به یک اجماع و عزم ملی برای توسعه کشور تلاش کنیم. عظیمی در بخشی از کتاب گفته است: ما شمندان جامعه چه در لباس و چه در وت ی، هنوز تکلیف خودمان را با توسعه و تمدن سازی روشن نکرده ایم و دقیقاً نمی دانیم تمدنی را که می خواهیم بسازیم کدام شه اساسی را در کنارش دارد؟ یا اصلاً برای توسعه نیاز به شه خاصی هست یا نه؟ حتی در صورت پذیرش، چنین تمدنی نیاز به انجام چه اقداماتی برای ایجاد، رشد و شکوفایی دارد؟ و این تمدن در ارتباط با تمدن صنعتی جهان چه وضعی دارد؟ بدیهی است که در چنین شرایطی نتوانسته ایم مسئله را برای مردم خود نیز روشن کنیم و به جای آن در بحث های محدود فنی و تکنیکی سرمایه، تخصص، رشد، اشتغال، تورم و امثال آن باقی مانده و نتیجه جدی و ملموس نیز حاصل نخواهد شد. تا بحث توسعه و تمدن سازی حل وفصل و روشن نشود، نمی توانیم اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ شکوفا داشته باشیم.زنده یاد حسین عظیمی (آرانی)مقدمه:هر مسأله و موضوع اقتصادی اجتماعی که در کشورهای جهان سوم در نظر بگیریم، موضوعی چند وجهی و پیچیده است که هم باید از ابعاد تاریخی، فرهنگی، فلسفی، تمدنی و و هم روابط میان آن ها، آن را بررسی کرد و شناخت. با روش های شناختی تک سویه و تحلیل های جزئی نه می توان موضوعات را شناخت و نه می توان برای تغییر و اصلاح و ارتقاء آن کاری کرد. مخصوصاً اگر در لابلای مطالعات، بحث ها و تحلیل ها، دغدغه مسئولیت های ملی و اجتماعی و توسعه وجود داشته باشد. حتی تجربه دنیای پیشرفته صنعتی و به ویژه کشورهای در حال توسعه در بهره برداری از منابع و ت یب محیط زیست جهانی گویای این است که در قلمرو مطالعات فیزیکی و در حوزة علوم دقیقه هم باید بر تحلیل های کلی، عام و همه جانبه نگر تاکید شود، چه رسد به حوزة مطالعات اجتماعی و انسانی. بنابراین در کشور ما هم مطالعات اقتصادی اجتماعی معطوف به توسعه، باید از رویکرد همه جانبه نگر و جامع پیروی کند. طبیعتاً سیاست ها و اقدامات علاجی و اصلاحی هم باید بر شناخت های جامع و کلی مبتنی باشد. تفاوت ی ویه نگری و تحلیل جزئی با تحلیل های مبتنی بر واقعیت اشیاء و موضوعات و لحاظ همه جنبه ها در حوزه شناخت، تفاوت عدم درک موضوعات و گمراهی با شناخت و فهم صحیح آنهاست. تفاوت این دو روش تحلیلی در حوزة کاربرد و عمل نیز تفاوت ادامه روند و تشدید و بازتولید مشکلات با رهایی از دام ها و دورهای باطل و ارتقاء و اصلاح امور است.ما امروزه هر موضوع اقتصادی ساده را که در نظر بگیریم ح چند وجهی بخود گرفته و دارای جنبه های فرهنگی، اجتماعی، و البته اقتصادی است. موضوعات مبنایی مثل توسعه و پیشرفت اقتصادی اساساً دارای جنبه های تمدنی، فرهنگی، تاریخی، و اجتماعی است. بطوریکه امروزه بسیاری بر این عقیده اند که ما در شکل دادن نظام های دلخواه اجتماعی چندان دستمان باز نیست زیرا چنین امور مهمی نیازمند وجود پیشینة تمدنی، فرهنگی و تاریخی مناسب است.در این سال ها و روزها که در حوزة مطالعات اقتصادی و سیاست گذاری ها، با رواج تحلیل های جزئی نگر و سیاست گذاری های برخاسته از آنها مواجهیم، نقش مرحوم حسین عظیمی به عنوان یک اقتصاددان دردمند و پرمسئولیت که دغدغه اش درد و رنج مردم ایران زمین بود و در ارایه و تدریس توسعه براساس نگاه همه جانبه نگر و تحلیل های جامع و تعمیق دانش اقتصادی در کشور و محافل علمی و اجتماعی عمل می کرد، کاملاً مشهود و برجسته است. ایشان با وجود بهره مندی از دانش ریاضی و روش های کمی ، به خاطر تأثیر متقابل پدیده های اجتماعی و قلمروهای مختلف اجتماعی یکدیگر، در طرح مسایل توسعه کشور حتی هنگام بیان مفاهیم عادی سعی می کرد طوری مسایل را بیان و تحلیل کنند که تأثیرات متقابل مذکور را لحاظ کند. بنابراین، نقش فرهنگ، تمدن، آموزش و نهادها را در توسعه کشور مهم می دانست. لذا مطالبی که به صورت مواد درسی برای تدریس یا سخنرانی یا مقاله ارایه می کرد پر از نکته و قابل استفاده بود.عظیمی معتقد بود، در ایران به دلیل توجه محدود به سیر تحول علم اقتصاد در جهان صنعتی، علم اقتصاد را از مبانی فلسفی و شه ای آن جدا کرده ایم. حدود ۲۰۰ سال از تاسیس علم اقتصاد می گذرد. از ابتدا یعنی از زمان اسمیت (انتشار کتاب ثروت ملل در سال ۱۷۷۶) تا زمان مارشال (انتشار کتاب اصول علم اقتصاد در سال ۱۹۱۹)، تمام کتب اقتصاددانان بزرگ بر پایه شه های اصلی جامعه شناسانه و فیلسوفانه آنها است. تکنیک ها کمتر موردتوجه بودند و حتی اسم علم اقتصاد تا قبل از کتاب مارشال اقتصاد نام دارد. یعنی علم اقتصاد در دوران شکل گیری اش از ۱۷۵۰ تا حدود ۱۹۰۰ در دنیای مدرن و اروپا، بیشتر به مبانی شه ای و فکری پرداخت. از سال ۱۹۱۹ تا حول وحوش دهه ۶۰ و ۷۰، با جا افتادن نظام صنعتی، محتوای فلسفی و اجتماعی و شه ای علم اقتصاد کاهش یافت و لذا علم اقتصاد وارد بحث های شدیداً تکنیکی و ریاضیات شد. اقتصاد د در این مرحله ایجاد شد و اقتصاد کلان که بعدا ایجاد شد، در مدل های ریاضی تبلور یافت، همچنین شاخه های جدید علم اقتصاد مانند اقتصاد صنعتی، اقتصادسنجی و ... ایجاد شد. ولی در سال های اخیر که نظام صنعتی دچار مشکلات و بحران های اساسی شده که با اقتصاد د و کلان و ... قابل حل و فصل نیست، پرداختن به مباحث فلسفی و اجتماعی و محتوای شه ای مجددا گسترش یافته است.به عبارت روشن تر علم اقتصاد هرگاه که لازم بوده برای شناخت و حل و فصل مشکلات اجتماعی، سراغ بقیه علوم رفته و میان رشته ای عمل کرده و هرگاه مشکل حل شده معطوف به مسایل تکنیکی داخل رشته ای شده است. ولی آن چیزی که در ایران وجود دارد و قابل درک نیست، این است که فکر می شود در شرایط شکل گیری اقتصاد صنعتی ایران، حتما باید مسائل را ا اما فنی و تکنیکی و ریاضی دید. آن تکنیک ها درست و بجا و خیلی هم مهم است ولی پاسخ تکنیکی برای شرایط کنونی اقتصاد ایران، درواقع همین بحث های شه ای و فلسفی است. یعنی در شرایطی که سایر مسایل غیراقتصادی بر اقتصاد ما موثر است، ما نیز باید مانند دانشمندان علم اقتصاد سراغ مبانی اجتماعی، تاریخی، دینی، فلسفی و ... برویم. و هرگاه اقتصاد ما باثبات شد و جا افتاد آنگاه عمدتاَ معطوف به مسایل فنی و تکنیکی خواهیم شد.در واقع در شرایط کنونی پاسخ تکنیکی و فنی و ریاضی در عین حال که در جای خودش اهمیت دارد، برای اقتصاد ایران اولویت اصلی نیست. پاسخ تکنیکی و فنی و ریاضی برای اقتصاد ایران، همین بحث های شه ای و فلسفی است که نهایتا شمندان خودمان باید ارائه دهند و خوشبختانه علم اقتصاد توانایی خود را در آن نشان داده است. نباید بدون توجه به شرایط، همواره علم اقتصاد را صرفا یک فن و یک تکنیک تلقی کنیم که براساس آن همیشه تولید ملی تابعی از مقدار سرمایه گذاری و میزان تخصص بدون توجه به شرایط اجتماعی، و فرهنگی در یک جامعه است. نباید فکر کنیم که چنین فرمولی در همه کشورهای جهان و تحت هر شرایط صادق است. نباید علم اقتصاد محدود به مسایل تکنیکی و فنی شود، چراکه مانند گذشته جواب قابل توجهی نخواهد گرفت.برای توضیح بیشتر لازم است ذکر شود که دروس کنونی علم اقتصاد برای اساتید و دانشجوی اقتصاد کشورهای توسعه یافته هم قابل درک است و هم وجود دارد، چون آن ها در واقع در آزمایشگاه اقتصاد د و کلان زندگی می کنند و لذا دروس آن ها متناسب با جامعه اشان است. ولی در ایران ما در آزمایشگاه توسعه قرار داریم و باید عوامل شه ای، فلسفی و اجتماعی موثر بر علم اقتصاد را بشناسیم تا اقتصادمان وارد فرآیندهای توسعه ای شود. از این رو باید حل مشکلات اقتصادی کشورهای در حال گذر مانند ایران را عمدتا در شاخه اقتصاد توسعه و تمدن سازی بررسی کرد.آثاری که جناب آقای خسرو نورمحمدی از ایشان جمع آوری و انتشار داده اند، از این جهت قابل تحسین و دارای کاربرد است که علاوه بر برجسته نقش تمدن و فرهنگ و تعامل و تعالی آن دو با مسایل ، اجتماعی، علمی، نهادی و اقتصادی، استفاده از میراث تمدنی و فرهنگی و اصلاح و ارتقاء آن طبق نیازهای توسعه کشور را به عنوان یک امر ضروری و پراهمیت گوشزد کرده است و لذا جمع آوری آثار ایشان و انتشار آن در قالب یک مجموعه با عنوان "اقتصاد ایران فردا: در چارچوب تمدن و فرهنگ ی و صنعتی"هم کمک شایسته ای به تصحیح نگاه ها به مسایل اقتصادی و توسعه است و هم بعضی از جنبه های حسرت آمیز فقدان ایشان و کاربرد نظریاتشان را جبران می کند.مطالعه این مجموعه به دانشجویان دوره های مختلف اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشجویان درس اقتصاد ایران و توسعه و همه علاقمندان به اقتصاد و توسعه ایران پیشنهاد می شود. عباس شاکریخلاصه کتاب:در این قسمت خلاصه ای از اهم مطالب هریک از مقالات ارائه شده است، البته از تکرار مطالب مشترک پرهیز شده است.•اولین مقاله تحت عنوان"ارتباط تمدن ی با تمدن صنعتی"، به اقتصاد ایران از دیدگاه شه ای و تمدنی می پردازد. توسعه تحولی بنیادین در تمام ساختارهای یک جامعه بر اساس یک شه اصلی و بنیادین است و این تعریف مترادف با تمدن است. ولی جامعه ما باور ندارد که هر تمدن بر اساس یک شه، بینش یا بصیرت اصلی بنیان گذاشته می شود که آن شه تمام ظرفیت تمدن مذکور را تحت تأثیر قرار می دهد و آن تمدن ظرفیتش متناسب با شکوفایی آن شه خواهد بود. لذا توسعه همان تمدن یا تمدن سازی است. بررسی ها نشان می دهد که تمدن صنعتی بر دو شه علم باوری و انسان باوری بنیان گذاشته شده است. استنباط می شود، جامعه علمی، و مذهبی ایران هنوز تصور دقیق، صحیح و کاملی از تمدن های گذشته (اعم از صنعتی و ی) و تمدنی که می خواهد بسازد، نیافته است و تا زمانی که بحث تمدن سازی یا توسعه در ایران حل نشود، ظرفیت های کشور بلااستفاده خواهد ماند و نخواهیم توانست حتی رشد اقتصادی معقولی را به دست بیاوریم.•مقاله دوم "تمدن ایران، بحران امروز، هویت فردا" نام دارد. در این مقاله به بحران تمدنی و الگوی گذر از آن اشاره می شود و اهمیت بحران حقوق خصوصی و تمدن گوشزد می شود. در شرایط امروز دچار بحران تمدنی هستیم و لذا بحران های ما، ناشی از مسائل زودگذر نیست. یعنی ما مشکلاتی پیدا می کنیم که شه و ابزارهای تمدن فعلی ما دیگر پاسخگوی آن ها نیست. لذا دو راه پیش رو داریم، یا یافتن هویت تازه ای با ایجاد تمدن ی ایرانی و یا از دست دادن کامل هویت ایرانی.روش کنونی توسعه ما اشتباه است، لذا باید ی از پرداختن به مسائل روزمره دست بکشیم و به مسائل تمدنی بپردازیم. تمدن جدید مبتنی بر دو شه انسان باوری و علم باوری است. هر تمدن بالغی نیز باید توان پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی انسان های جامعه خود را به گونه ای و در حدی داشته باشد که هویت فردی و جمعی آنان متز ل نشود. انسان باوری به معنای رعایت حقوق خصوصی افراد می باشد. از سوی دیگر هر تمدنی باید بتواند به نیازهای مادی و نیز غیرمادی جامعه خود پاسخ دهد و نیازهای تأمین نشده را نیز تأمین کند! به عبارت روشن تر باورهای فرهنگی ویژه ای برای نیازهای تأمین نشده فراهم کند تا جامعه از این بابت تأمین روانی شود.البته برای تأمین نیازهای مادی و معنوی جامعه باید بین شمندان و سیاست مداران ایران ارتباط مؤثری برقرار شود، درحالی که بین آن ها، در جامعه ایران همواره بریدگی بوده و در چند دهه اخیر به مرحله خطرناکی رسیده است. یعنی به تدریج به مرحله ای با دو ویژگی گام نهاده ایم: اول اینکه دانشمندان کاملاً خود را نسبت به سیاست مداران بیگانه می بینند و ثانیاً سیاستمداران که در گرد از مسائل و مشکلات قرار گرفته اند نه تنها ضرورت مراجعه به شمندان را انکار کرده اند بلکه هر نوع امیدی را از یافتن راه حل در میان نخبگان جامعه از دست داده اند.نتیجتاً اولین قدم، پر شکاف نخبگان فکری و سیاستمداران می باشد. ولی در این میان نمی توان انتظار داشت که دانش و دانشمند سازشی بپذیرد و به سوی سیاستمداران حرکت کند. این امر در تاریخ شناخته شده جهان سابقه ندارد و این بار نیز اتفاق نخواهد افتاد. چراکه این سازش، نخبگان را از نخبگی می اندازد و اگر چنین شد، اصل مسئله منتفی است.راه حل این است که، باید سیاست مداران جامعه ی از پرداختن به مسائل و مشکلات روزمره جامعه باز ایستند و به تفکر و ریشه ی در بحران تمدنی موجود بین ند و اگر به نتیجه رسیدند مسیر لازم را برای پر فاصله خود با شمندان بیابند. توجه شود که این کار نه از طریق تأمین مالی، نه از طریق ایجاد نهادهای تحقیقاتی و نه حتی از طریق دادن فکر و شه به آنان قابل پر است. سیاست اصلی لازم در این نکته نهفته است که باید سیاست مداران در اولین قدم، با سعه صدر به شه حقوق خصوصی در جامعه ایران بپردازند، افکار و باورهای فعلی خود را در این زمینه ها مورد تجدیدنظر اساسی قرار دهند. وفاق عمومی را از حوزه اجرایی برانند و عملاً خواستار واقعی حوزه حقوق خصوصی مردم شوند. در بطن این استراتژی است که به تدریج آغوش سیاست مداران به روی شمندان گشوده خواهد شد و شمندان به تدریج پذیرای چتر حمایتی و تشویقی سیاست مداران خواهند گردید. در این راستا است که پایه های اولیه وفاق ملی فراهم خواهد آمد و امکان تدوین و به کارگیری راه حل های بنیادین فراهم می شود. در صورت عدم رفع بریدگی میان سیاستمداران و شمندان جامعه ایران، متأسفانه راهی جز اضمحلال این تمدن از دیدگاه های تلاش های انسانی وجود ندارد و در این مسیر دوم هویت بحران زده فعلی نیز یک باره از دست خواهد رفت.•مقاله سوم به "ظرفیت تمدنی و بهره وری ملی در اقتصاد ایران"پرداخته است. ظرفیت یک جامعه به منابع طبیعی، انسانی و سرمایه ای آن نیست، بلکه به نوع تمدن آن و به عبارتی به ظرفیت آن شه ای است که تمدن را ساخته و پرداخته است. به عبارت روشن تر دنیای جدید و توسعه یافته و تمدن جدید، دنیای انسان هاست نه دنیای منابع. که باید با پشتیبانی علم و فناوری و نهادسازی این ظرفیت های انسانی را شکوفا کنیم. هر تمدن باید بتواند نیازهای آحاد مردم خود را تأمین کند و راه حلی فرهنگی برای نیازهای تأمین نشده فراهم کند و جامعه را به یک آرامش برساند.•عنوان مقاله چهارم" وم تعریفی دوباره از تمدن غرب صنعتی" است که نحوه مواجه اشتباه تمدن ایرانی با تمدن صنعتی غرب و نتایج آن را توضیح می دهد. طی 100 سال اخیر جامعه ما به دنبال بازسازی هویتی خود در مقابل غرب بوده است. در این رابطه دو گروه شمندان و سیاستمداران نقش ایفا کرده اند.ما در مواجه با هر پدیده دارای سه حوزه شه عرفانی، شه فلسفی و شه تجربی هستیم که به نظر می رسد در این برخورد با مسئله غرب دچار قاط شده ایم. لذا غربی که ما می شناسیم در حقیقت غرب بازسازی شده از طریق شه و تفکر ماست و با غرب واقعی تفاوت دارد.اولین برخوردهای ما با غرب در حوزه "مسائل مادی و فیزیکی" مطرح شده است. به عبارت دیگر، اولین برخوردهای ما و آنان در حوزه تجارت و یدوفروش کالا یا در حوزه جنگ، توپ و تفنگ بوده است. به این صورت طبعاً مقدم ترین حوزه برخورد شه ای ما و غرب نیز همان حوزه معرفت تجربی (علوم) بوده و هست. چراکه این حوزه از معرفت بشری مستقیماً وارد مسائل فنی می شود و کالاهای مختلف فیزیکی از جمله توپ، تفنگ و ... می سازد.در حوزه معرفت فلسفی برخوردی جدی بین شمندان ایرانی معاصر با غرب صورت نگرفته است، چراکه به نظر می رسد در دوران معاصر اساساً جامعه خود را از شه فلسفی تا حد زیادی خالی کرده ایم. فلسفه ظاهراً " کلی بافی" و "کلی گویی" شده و لابد نباید " کلی گویی" و "کلی بافی" کرد! به این صورت است که مثلاً، ما قبل از تفکر فلسفی وارد تفکر شده ایم و مشکلات عظیمی هم برای خودمان ایجاد کرده ایم. به هرحال به نظر می رسد که در زمینه معرفت فلسفی ما آگاهانه یا به صورت غیرارادی به دنبال "پاک صورت مسئله" بوده ایم و لذا برخورد عمیقی هم در این زمینه با غرب و تفکر غربی نداشته ایم.در حوزه معرفت عرفانی به دلایلی دیگر، که عمدتاً ناشی از اص و عمق این گونه شه ها در فرهنگ ایرانی است، برخورد محدودتری با غرب و تفکر غربی وجود داشته است. البته تفکر عرفانی نیز از ضربه و آسیب در این زمینه دور نبوده، چراکه بسیاری از تحصیل کردگان معاصر ایرانی بدون آنکه تفکر عرفانی در جامعه ما و حتی غرب را شناخته باشند، عرفان را مایه عقب ماندگی کشور تلقی کرده اند و کوشیده اند آن را به " تمس و استهزاء" بگیرند و به این صورت "عرفان" را نیز از جامعه برانند که البته در بطن عظیم معرفت عرفانی ایرانی، اینان "آب در هاون کوبیده اند" و معرفت عرفانی در جامعه ایرانی به زندگی خود ادامه داده و خواهد داد.بنابراین در سه حوزه مواجه معرفت تجربی، فلسفی و عرفانی به درستی عمل نکرده ایم. در بخشی از حوزه معرفت تجربی نیز مقلد مصرفی صرف و تام و تمام شده ایم ... و بالع در بخش ماهیتی یا علوم انسانی آن که به هرحال با فلسفه نیز ارتباط داشته است، موفق نبوده ایم و تمایلی جدی به توفیق نیز نداریم.در زمینه نقش دین و رفرم دینی، تجربه کشور به خوبی نشان می دهد که در ایران، بسیاری از مفاهیم در حال شدن هستند. باید فرق بسیار، بین دین قشری کلیسایی که سال ها جاافتاده و در حکومت خود را نشان داده بود با تشیعی که در اپوزیسیون بوده و به تازگی به میدان آمده است، قائل شد. برای مثال تا روزی که تشیع در حکومت نبود فقط می گفت ربا حرام است و همین کافی بود، ولی حالا می بینیم بحث انواع بهره شروع شده است. وقتی هنوز بحث و بررسی هست چطور می توان گفت: دین با توسعه ا اماً مخالف یا موافق است؟ ما مفاهیمی در حال شدن داریم و حکومت شیعی باید تئوری ها، چارچوب ها و را ارهای عملی در همه حوزه های اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی ارائه کند. ولی باید توجه کنیم که در این خیزش و اقتدار دینی، علم نبابد به هر دلیلی محدود شود و برابری و مشارکت به معنای واقعی باید محقق شود، اص انسانی پذیرفته شود و خیلی تغییرات در ساختار -اجتماعی صورت گیرد.•پنجمین مقاله "وضعیت اقتصاد ایران از دیدگاه تمدن امروز" نام دارد. روش شناسی و مفاهیم مقاله به این صورت شروع می شود که انسان ها را می توان از نظر اقتصادی در نقش های مختلفی مانند وسیله و ابزار کار، مصرف کننده، توزیع کننده، مدیر، سرمایه گذار نوآور، ت مرد، کارشناس و ... طبقه بندی نمود. این نقش های متفاوت مجموعاً سه نیاز "تأمین، امنیت و هویت" را می طلبند. ولی انسان در هر نقشی باشد نیاز آن نقش در او جدی تر است. پس باید سؤال کرد که ت مردان که نیاز به قدرت دارند چگونه دو نیاز دیگر یعنی "تأمین و هویت جامعه" را با تبدیل شدن به ت کارآمد تأمین می کنند.در ادامه، نگاهی به وضعیت اقتصادی کشور می شود و نتیجه گرفته می شود که الگوی توسعه فعلی کشور الگویی کارآمد نیست و نمی تواند نیازهای آحاد جامعه را تأمین کند. پس باید به توسعه یا به عبارت روشن تر تمدن سازی توجه کنیم. تمدن ها بر اساس یک شه اساسی شکوفا شده و سامان می یابند. تمدن جدید بشری با تغییر نگاه به انسان شکوفا شده و سامان یافته است. پس باید نهادهایی در حوزه های ، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی ساخت تا آن شه بنیادی را شکوفا کند.در این زمینه باید توجه داشت که هیچ نوع الگوی تمدن صنعتی در هیچ جای جدید کاربرد ندارد. الگوی تحول در یک جامعه، الگویی واحد و منحصربه فرد است و وارداتی و قابل تکرار نیست. این نکته بسیار ساده ای است که کمتر مورد توجه ما قرار می گیرد. یعنی ما صرفاً می توانیم با استفاده از تئوری و الگوهای توسعه از قانون مندی های کشف شده استفاده نماییم ولی برای توسعه کشور خود و ایجاد تمدن مناسب خود، نیاز به الگویی منحصربه فرد، خاص و مطابق شرایط و قانون مندی های کشور داریم که از طریق علم و تحقیقات حاصل می شود.•مقاله ششم"انسان باوری، دباوری، دین باوری" نام دارد. تأکید می شود که توسعه اساساً در گروی منابع نیست، بلکه در گروی ظرفیت انسان های جامعه است. در صورت نداشتن چنین تفکری به ظرفیت های انسانی تک تک افراد جامعه، هرچه کارخانه، اداره، مرکز تحقیقات و ... بسازیم تبدیل به چیزهایی غی ویا می شود. اگر قرار بود توسعه ناشی از منابع فیزیکی باشد باید حتماً و ا اماً کویت، عربستان، چین، امارات، ایران، روسیه و ... توسعه یافته بودند و قطعاً سوییس، ژاپن و ... نباید به توسعه دست می یافتند.در تأیید این مطلب، از سال 1350 تاکنون بیش از 2000 میلیارد دلار در کشور تزریق کرده ایم، ولی هنوز وابسته به نفت هستیم. پس توسعه در گروی یک نکته است و آن ایجاد فضایی است که در آن فضا، خلاقیت تک تک انسان های کشور امکان بروز پیدا کند و اگر این فضا ایجاد نشود باوجود منابع سرشار، توسعه اتفاق نخواهد افتاد. لذا ت و متخصصین باید برای این توسعه برنامه ریزی کنند. نه اینکه انسان ها را مستقیماً بخواهند پرورش دهند چون این کار شدنی نیست باید برای ساختن این انسان فضاسازی کنیم، بقیه را خود انسان ها انجام می دهند. به همین دلیل برنامه ریزی توسعه برخلاف برنامه ریزی در کشورهای سابق کمونیستی، دخ مستمر در امور مردم نیست، بلکه برنامه ریزی توسعه و تمدن سازی، ایجاد فضایی برای شکوفایی و خلاقیت مردم است.برای تحقق توسعه، نیاز به انجام سه مرحله است: 1-درک و هضم دو شه اصلی توسعه یعنی انسان باوری و علم باوری، 2-تبدیل این دو شه به شه های ریز و تفصیلی در همه حوزه ها و 3- ساختن نهادهایی (15 نهاد) که ضامن اجرا، کاربرد، کارایی و شکوفایی این شه ها شود. بر همین اساس، ما در صورتی می توانیم تمدن ی ادعایی را ایجاد کنیم که شه های اصلی تمدن ی را بشناسیم، آن ها را تفصیلی کنیم و نهادهای اجراکننده و شکوفا کننده آن ها را بسازیم. باید توجه داشت که دو مسیر برای توسعه و تمدن سازی وجود دارد: 1- مسیر تحول فرهنگی یا حکومت شه و کلام و 2- مسیر تحول فیزیکی یا حکومت سرمایه.ضمناً این نهادهای 15 گانه شامل موارد زیر می باشد: 1-ساختار بودجه ت، 2-نظام آموزش عمومی، 3-زیرساخت های اقتصادی، 4-زیرساخت های اجتماعی، 5-نظام تشنج ز از روابط خارجی، 6-نظام پیوستگی اقتصادی با جهان، 7- دموکراسی، 8- نهاد قضایی، 9- رسانه های جمعی، 10- احزاب ، 11- نهاد مؤسسات نظریه پردازی، مجامع علمی و مؤسسات تحقیقی، 12- مؤسسات پژوهش های کاربردی، 13- مجامع و تشکیلات صنعتی – تولیدی شرکت های سرمایه گذاری، 14- آموزش عالی و 15- مجامع و تشکیلات صنعتی – تولیدی شرکت های سرمایه گذاری.•هفتمین مطلب، تحت عنوان "ایران و تمدن معاصر" می باشد. این نوشته به عنوان مقدمه اولیه "گزارش نشست عزم ملی تحقیقات" استفاده شده است. تمدن جدید متکی بر دو بصیرت و شه اساسی است: شه برابری و در فضای ارزشی و شه محوریت علم و فن در فضای کاربردی و توسعه یعنی فرآیند نهادینه این تمدن جدید، فرآیندی که طی آن دو شه بنیادین مورد بحث، تحت نفوذ گرمای سازنده خورشید نظریه پردازی و شه فلسفی، توسط جامعه درک و هضم می شود. این شه ها و بصیرت های دوگانه توسط شمندان کشورها و در پرتو شعاع تابنده تحقیقات علمی به شه های تفصیلی متناسب و سازگار تبدیل می گردند. نهایتاً این شه های تفصیلی در پرتو حمایت تحقیقات کاربردی همه جانبه در مؤسسات و نهادهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سازمانی متناسب تجسم می یابد.انسان در تمدن جدید صنعتی با اتکا بر شه محوریت علم و فن در فضای کاربردی، شه ها، استعدادها و خلاقیت های نهفته الهی خود را شکوفا ساخته است. در این راستا با تحقیقات، هر آن گوشه ای تازه از رمز و راز حیات از نهان برون می افتد، منفذی هرچند محدود در حجاب خلقت برای تماشای اسرار گشوده می شود (... ما اوتیتم من العلم الا قلیلا...) قانونمندی هایی تازه ای از جهان خلقت کشف می گردد، این قانونمندی ها در حل وفصل مسائل انسانی-اجتماعی بکار گرفته می شود، و در یک کلام، انسانی نو و جامعه ای نو پدید می آید. بدین گونه است که هرروز بر عمق درک ما از شکوه و عظمت وصف ناپذیر خلقت بیکران الهی افزوده می گردد. در همین راستا، انسان، این خلقت تحسین شده الهی (تبارک آ... احسن الخالقین...)، هر روز توان بیشتری می یابد تا با استفاده از قوانین خلقت نه تن ها به حل مشکلات خویش بپردازد بلکه پای در افلاک نهد و نمودهای عینی رس "خلیفه الهی" خویش را به نمایش گذارد. این گونه است که به قول حافظ و در زبان زیبای استعارات اعجاز گونه او خ ان حرم ستر و ملکوت با این بشر راه نشین باده مستانه می زنند و این آغاز راه است. باید منتظر بود تا "صبح ت" این انسان"خلیفه الله"بدمد.•مطلب هشتم تحت عنوان "نقش فرهنگ سازی آموزش ابت در آینده توسعه و تمدن ایران" است. از ابتدا توسعه مترادف با تمدن دانسته شده و لذا تحقق آن مست م تحولات بنیادین و یکپارچه، نه تنها در حوزه اقتصاد، بلکه حوزه های اجتماعی، و فرهنگی می باشد. عظیمی نظرات مختلفی در همه این حوزه ها برای توسعه کشور ارائه نموده است، ولی استراتژی مناسب تحقق توسعه ایران را، استراتژی تحول فرهنگی می داند و طی مسیر توسعه فرهنگی نیز از طریق آموزش وپرورش و به ویژه آموزش ابت میسر انگاشته شده است.واقعیت آن است که جامعه تمدن ساز ایرانی، که تاکنون دو بار تمدن سازی کرده است، این بار در برخورد با تمدن جدید صنعتی تاب مقاومت نیاورده است، عملکردی موفق نداشته است و علیرغم تلاش های جامعه ایرانی طی صدسال اخیر، هنوز وضعیت ایران در چارچوب تمدن و تمدن سازی روشن نیست. هر تمدنی ازجمله تمدن جدید صنعتی یا همان توسعه دو بخش دستاوردهای مادی و معنوی دارد. در برخورد جامعه ایرانی، اعم از مردم و ت در برخورد با بخشی از دستاوردهای تمدن صنعتی (بخش مادی و فیزیکی) عاشقانه و شیفته عمل نموده اند، (اتومبیل، صنعت، موبایل، سلول های بنیادی، انرژی هسته ای، آموزش وپرورش، مجلس، و ...) و با بخشی از دستاوردهای آن (بخش معنوی) برخوردی تنفرآمیز یا بی اعتنا داشته اند. (علم باوری، انسان باوری، نظم، مدیریت، دموکراسی، قانون گرایی، درک تمدن، درک هدف اصلی آموزش وپرورش و ...) لذا در چنین شرایطی (عشق و نفرت و بی اعتنایی و عدم شناخت) واقعیت این است که نمی توان انتظار برخوردی معقول و منطقی با تمدن جدید داشت و یا تمدن نو و ی ساخت.با توجه به منابع و شرایط، امکان ساختن تمدن جدید برای سومین بار، را برای ایران ممکن و سهل تر از بسیاری کشورها می باشد و احیای تمدن ایرانی جدید ممکن و متناسب با احیای شه های محوری که شه های محوری تمدن جدید صنعتی یعنی علم باوری و انسان باوری نیز هستند، می باشد.دستی به تمدن جدید یا توسعه مشروط به سه قدم است: اول، درک و هضم شه ها و بصیرت های دنیای مدرن، دوم، تفصیلی این شه ها و باز هضم آن ها و سوم، ساختن نهادهای مربوط به آن شه ها پس از تفصیلی شدن آن ها.با توجه به تجربیات جهان و قانونمندی های علمی، توسعه می تواند از دو مسیر عبور کند مسیر اول با محوریت شه و کلام است و در کنارش سرمایه گذاری های فیزیکی است و مسیر دوم با محوریت سرمایه فیزیکی و در کنارش شه و کلام است. ایران با تقلید از رفاه غرب در مسیر دوم حرکت کرد و این به تشدید تضادها و ایجاد تنش های اجتماعی انجامید.آینده توسعه کشور می تواند پ یچ وخم باشد (مانند کشورهای اروپایی با حکومت سرمایه) و ما غیرازاین، جز تجربیات سریع و همراه با آرامش ژاپن و کره طی چهار الی پنج دهه که با محوریت تحول فرهنگی (حکومت شه و کلام) به سمت توسعه حرکت کرده اند، راه دیگری نمی شناسیم. معروف است که کشورهای توسعه یافته همواره در هر زمینه، بر اساس یک نظریه یا شه محوری حرکت می کنند، تا زمانی که شه محوری یا نظریه جدیدی را جایگزین کنند. برای مثال یک شه محوری مثل شه آدام اسمیت حدود 150 سال جامعه صنعتی را اداره کرد. ما نیز باید بر اساس شه های محوری تمدن سازی حرکت کنیم و نهادها و ساختارهای تأمین کننده، تحکیم کننده و شکوفا ساز انسان محوری و علم محوری را ایجاد کنیم. راه توسعه تا حد زیادی برای ما ممکن و بخش عمده قانونمندی های تحقق آن شناخته شده است.نهایتاً باید اظهار داشت، مسیر تحول فرهنگی با تأکید بر آموزش وپرورش به ویژه آموزش ابت راهی سریع، با آرامش بیشتر، انسجام اجتماعی و هویت ی و هویت ایرانی بیشتر و اتلاف منابع کمتر در جهت تحقق توسعه و تمدن جدید است.•مقاله نهم به بحث"تمدن و آموزش" پرداخته است. در ابتدای مطلب با این سؤال مواجه می شویم که چرا متوسط تولید سرانه یا ظرفیت تولیدی یک ایرانی پایین و در حدود 2.5 درصد متوسط کشورهای توسعه یافته است؟ پاسخ این است که، ظرفیت هر شخص یا کشور بر اساس عصر تاریخی و تمدنی خویش تعریف می شود. لذا باید آماده شناخت، پذیرش، تفصیلی ، نهادسازی و بازسازی کامل جامعه بر اساس آن شه جدید تمدن خود باشیم.ما نباید توسعه را صرفاً در سرمایه گذاری ببینیم. در دوران بعد از انقلاب یعنی در 23 سال گذشته ما فقط از بخش درآمد نفت، نزدیک به 400 میلیارد دلار پول گرفتیم و مصرف کرده ایم، ولی متأسفانه بر اساس ارقام بانک مرکزی، تولید سرانه به قیمت ثابت 30 درصد از سال کاهش یافته است. توجه داشته باشیم که سرمایه گذاری توسعه را ایجاد نمی کند، یا فروش بیشتر یا کمتر نفت، درآمدهای صادراتی و امثال آن. بدین ترتیب توسعه در گروی تی شدن اقتصاد نیست. در گروی سرمایه گذاری وسیع نیز نیست. توسعه در گروی این است که "ذهن های جامعه را خلاق کنیم، به مشارکت بکشانیم و سپس این ذهن های خلاق است که سرمایه گذاری خواهند کرد" و الی آ . بنابراین بازدهی ضعیف در چارچوب اقتصادی و استفاده از 2.5 درصد ظرفیت نشانگر این است که یا شه ها را متوجه نشدیم یا درست تفصیلی نکرده ایم و یا نهاد لازم را برای آن نساخته ایم و یا هر سه این ها. بودن در نقطه 2.5 درصدی از 100، به معنی آن است که عمدتاً شه های اصلی تمدن جدید را هنوز درک و هضم نکرده ایم.بنابراین آنچه توسعه را ایجاد می کند، یک تدبیر کامل در شه، فکر و دیدگاه ما است و آموزش بخش مهمی را در معرفی و تفصیلی تمدن سازی تشکیل می دهد.•دهمین مقاله تحت عنوان "گروه های اجتماعی، ساختار و بهره وری ملی در فرآیند تحول فرهنگی توسعه" می باشد. در ابتدا تأکید می شود که بهره وری سقف و محدودیتی دارد که وابسته به تمدنی است که در آن زندگی می کنیم. یا به عبارتی وابسته به آن شه اصلی تمدنی است که در آن زندگی می کنیم. بنابراین اگر بهره وری ملی ما پایین است راه حل آن را باید در شه تمدنی جامعه جستجو کنیم.گروه های جمعیتی در جوامع ناپایداری مانند ما شامل ۳ گروه: نوگرا، سنت گرا و متز ل می باشند که از هم قابل تمیز هستند. ساختار هرچند در چنین شرایطی بخواهد به سمت یکدستی پیش رود ولی گروه های جمعیتی سه گانه فوق این اجازه را نخواهد داد. در جوامع در حال گذار و ناپایدار دو حرکت توأم و ناهم سو صورت می گیرد. ازیک طرف تمرکز ساختار است که از نوع ملوک الطوایفی به حکومت مرکزی تبدیل می شود. اقوام مختلفی که در این جامعه وجود دارند به مفهوم انتزاعی به ملت تبدیل می شوند. یعنی ازیک طرف در این جوامع نوعی گرایش به تمرکز و یکی شدن پیدا می شود که بیشتر در ساختار ملحوظ است و از طرف دیگر در ساختار اجتماعی آن، گسیختگی فرهنگی ایجاد می شود و جامعه به چند قلمروی فرهنگی تبدیل می شود و درنهایت این طور به نظر می رسد که گویا در جامعه در حال گذار، چند جامعه در یک سرزمین زندگی می کنند. به عبارت دیگر گروه های اجتماعی رو به افتراق می نهند و چون ادراکات فرهنگی اشان فرق می کند، لذا در بهترین ح نگرش های یکدیگر را بی معنی تلقی می کنند و در شرایط بحران اجتماعی، همدیگر را خائن و خطرناک می شمارند. در جامعه شناسی این یک قانون است که در شرایط خاصی می توانیم شاهد جنگ های داخلی، گسیختگی های قومی، کشتارهای قومی و مقولاتی این چنینی باشیم که امروزه در خیلی از کشورهای جهان درحال توسعه قابل مشاهده است. چنانچه آنچه در رواندا یا در یوگسلاوی سابق (بوسنی-هرزه گوین) اتفاق افتاده و آنچه که در بسیاری از کشورهای ناپایدار دیگر در جریان است، ظاهراً ناشی از این نوع عوامل است. به هرحال ترکیب دو تحول گروه های اجتماعی و ساختار است که تحولات بعدی جامعه ازجمله کارایی را سامان می دهد.•مقاله یازدهم به "نقش فرهنگی آموزش وپرورش در تمدن سازی" اختصاص دارد. باید توجه داشت که نظام آموزش وپرورش تمدن صنعتی از بطن آموزش وپرورش قدیمی آن بیرون آمده است. ولی نظام آموزش وپرورش ما به یک باره و بدون ارتباط با دنیای قدیم ما ایجاد شده است. لذا یک دوگانگی میان آموزش حوزوی و رسمی ما شکل گرفته است.ما در حال تغییر تمدنی هستیم و آموزش وپرورش مهم ترین رکن این تغییر فرهنگی است که دو وظیفه اجتماعی دانش آموزان و انتقال علم به آنان را دارد. ولی دخ ت در تمامی مسائل آموزش وپرورش این نهاد را از کارایی انداخته است. نظام آموزش وپرورش باید از نظر مالی، تی باشد ولی ازنظر آموزشی، غیر تی باشد و اگرنه نظام آموزش وپرورش نمی تواند در تمدن سازی نقشی مهم و اساسی ایفا کند. لذا اکنون آموزش وپرورش ما کمکی به توسعه و تمدن سازی کشور نمی کند. برای توسعه و تمدن سازی مدارس باید در خدمت خانواده ها درآیند.•"توسعه و فرهنگ" عنوان دوازدهمین نوشتار است. این بحث به دنبال مشخص تعریف فرهنگ از دیدگاه توسعه می باشد. از دیدگاه توسعه، فرهنگ را مجموعه ای از باورها و تلقی ها و پندارهایی می دانیم که دارای دو ویژگی باشند. اولین ویژگی این است که این باورها یا پندارها در سطح جامعه نسبتاً عمومی باشند، به عبارت دیگر اکثریت مردم آن ها را پذیرفته باشند. دومین خصیصه این است که برای اعتقاد پیدا به این باورها معمولاً به روش استدلالی عمل نکنیم. به عبارت دیگر روش های غیرمستقیم است که این باورها را در اذهان و در مجموعه پندارهای جامعه وارد می کند و استدلال این کار را انجام نمی دهد. البته این سخن به این معنا نیست که اگر استدلال کنیم این باورها منطقاً غلط است و یا اگر استدلال نکنیم، این باورها ا اماً درست است. ممکن است این باورها یا بخشی از آن ها از دیدگاه منطقی درست یا غلط باشند، ولی این نکته در اینجا مورد بحث ما نیست. نکته مورد عنایت در این قسمت از بحث این است که روش پذیرش و یا روش آموزش باور فرهنگی، روش غیرمستقیم و غیراستدلالی است.اهمیت این باورهای فرهنگی در این است که مانند ملات در ساختمان عمل می کند و مصالح مختلف را به هم پیوند می دهد، به عبارت دیگر زمینه ای هستند که جامعه بر آن ها استوار می شود. در حقیقت وجود جامعه مست م وجود این باورهاست، در غیر این صورت واحدهایی که در جامعه هست، مانند خانواده مثل مصالحی می شوند که به صورت پراکنده در جایی ریخته شده باشند، این مصالح پراکنده هرچند می توانند مصالح عالی و مفید باشند ولی اگر تعاملات فرهنگی آن ها را به هم پیوند نزند، جامعه حاصل نمی شود.به عبارت دیگر می دانیم که انسان ها دارای ی ری رفتارهای انعکاسی غریزی هستند و بدون اراده، از لحاظ ژنتیک این رفتارها را انجام می دهند. مثلاً یک آدم سالم اگر تصادفاً، دستش نزدیک آتش قرار بگیرد، بدون آنکه صحبت اراده و تصمیم گیری در میان باشد، دستش را به صورت غریزی و انعکاسی از آتش دور می کند. این نوع رفتارها، رفتارهای غریزی هستند که برای زنده ماندن بسیار مهم می باشند. حالا اگر همین بحث را به بخش اجتماعی بیاوریم در بخش اجتماعی هم می شود تصور کرد که فرهنگ در حقیقت مانند همان زیربنای ژنتیکی بدن، در داخل اجتماع نقشی مهم ایفا می کند و زیربنای بیولوژیکی اجتماع است و انسان ها در قالب همین فرهنگ دارای ی ری رفتارهای غریزی اجتماعی می شوند. به عبارت دیگر این باورها و پندارهای فرهنگی که انسان ها به آن عادت کرده اند و بدون فکر آن ها را پذیرفته اند و به آن ها اعتقاد و ایمان پیدا کرده اند، باعث می شوند که در موقعیت های مختلف، ع العمل هایی نشان بدهند، که غریزی، سریع و فوری و ضمناً غیراستدلالی و به تعبیری غیرارادی است.انسان بخصوص در دوران گذشته خود و حتی در حال حاضر، مدام در مقابله با نیروهای بسیار خشن طبیعت که او را احاطه کرده اند، واقع است. یکی از این نیروهای خشن، طبیعت بوده است ولی او همچنان زندگی را پیش گرفته است و مهم ترین وسیله ای که در برای زندگی در اختیار او بوده، همین پندارها و باورهای فرهنگی بوده است. در همین جا باید یادآوری کرد، که در طبیعت و فطرت بشر گرایشی عمیق به مذهب وجود دارد و بنابراین وقتی ما در باورهای فرهنگی خود به دنبال پناهگاه می گردیم، چه پناهگاهی از نظر عموم بهتر از مذهب و چه کششی قوی تر از مذهب می توان سراغ داشت. لذا انسان باورهای فرهنگی را هرچند ریشه مذهبی هم نداشته باشند می تواند وارد مذهب خود کند. یکی از نمونه های آن در ایران این است که خیلی جاها مثلاً ما، رستم را در باورهای فرهنگی خود به حضرت علی (ع) پیوند می زنیم...بنابراین، یک نوع مذهب را به عنوان مذهب عمومی می توان بیان کرد. یعنی مجموعه باورهایی تلقی کرد که اکثریت مردم به آن معتقدند و ا اماً از متون مذهبی نشأت نگرفته است، بخشی از این باورها از فقها و علمای مذهبی سرچشمه گرفته و قسمتی از آن، باورهای فرهنگی ای است که خود مردم به مرور آن ها را وارد مذهب کرده اند. بنابراین فرهنگ و مذهب یک رابطه خیلی ظریف و زیبایی دارند که باید به این رابطه توجه داشت. بنابراین اگر ما در مورد نقش مذهب در توسعه بحث می کنیم، باید بیان کنیم که منظورمان کدام مذهب است؟ علمای توسعه معمولاً از سه خصلت عمده به عنوان ا امات فرهنگی توسعه نام برده اند. این خصلت ها عبارت اند از: فرهنگ باید علمی شود، فرهنگ باید غیر افی شود و فرهنگ باید متکی بر احترام به و احترام به برابری انسان ها شود.عظیمی تاکید می کند: "مطالعات محدود بنده نشان می دهد که مذهب واقعی به هیچ وجه مغایر با علم نبوده، بلکه مشوق گسترش آن هم بوده است. در دوران شکوفایی بوده است که علوم امکان نشو و نما یافته اند. علم مغایر با متون نیست." ضمناً دین بر انسان محوری و دوری از افات تاکید دارد.•سیزدهمین مطلب به "ساختار فرهنگی و اثرات آن در شکوفایی اقتصاد ایران" پرداخته است. حرکت توسعه و تمدن سازی از یک سری قانونمندی به نام اصول ثابت توسعه می گذرد. اصل اول می گوید که توسعه ا اماً باید در تمامی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، ، فرهنگی، معیشتی، علمی و ... جامعه به صورت هماهنگ و متناسب با هم اتفاق بیافتد. ولی اصل دوم به عنوان یک واقعیت عملی این است که این حرکت نهایتاً هیچ گاه به صورت هماهنگ صورت نمی گیرد. لذا به عنوان اصل سوم همیشه یک شکاف توسعه ای میان ساختارها وجود دارد، یعنی یا ساختاری جلوتر از ساختار یا ساختارهای دیگر یا عقب مانده تر از آن ها می شود. مثلاً صنعت کشور می تواند جلوتر یا عقب تر از ساختار علمی یا فرهنگی قرار گیرد. اصل چهارم بیان می دارد که به دلیل وجود این شکاف و عدم تناسب میان ساختارها، ویژگی اصلی کشورهای درحال توسعه، عدم تعادل و بحران همیشگی است. اصل پنجم بیان می دارد که اگر این شکاف و عدم تناسب میان ساختارها از حدی بیشتر باشد، آن ساختار دیگر عامل توسعه نخواهد بود. بلکه تبدیل به مانع توسعه و بحران می شود. معمولاً این عقب ماندگی ها باعث خمودگی، اتلاف منابع و کاهش کارایی جامعه می شود. ولی یک استثنا وجود دارد و آن هنگامی است که ساختار عقب بماند که جامعه با بحران و تاب و تحولات انقلاب اجتماعی مواجه خواهد شد. در شرایط کنونی مهم ترین عامل توسعه نیافتگی کشور عقب ماندگی فرهنگ مناسب توسعه و تمدن سازی کشور است که باید با تلاش ساختار متناسب گردد.فرهنگ دارای هویت دوران تاریخی خاص خود است. فرهنگ باعث تسهیل زندگی مردم می شود. در یک کلام فرهنگ پس ازاینکه به وجود آمد، نقش سیستم دفاعی جامعه را به عهده می گیرد. مسئله اساسی این است که هر عامل خارجی که بخواهد وارد این جامعه بشود، با تهاجم نیروهای فرهنگی درونی مواجه می شود. به عبارت ساده تر آنچه که اتفاق می افتد این است که فرهنگ پس ازاین که جای خودش را باز کرد، نقشی را در جامعه به عهده می گیرد که سیستم گلبول های سفید خون در بدن به عهده می گیرند. لذا نکته ای که باید به شدت موردتوجه قرار بگیرد، نقش دفاعی است که فرهنگ در سطح جامعه دارد. علت این توجه و تأکید این است که ما در فرآیند توسعه ازیک طرف می خواهیم وارد دوران دیگری از تاریخ بشویم و از طرف دیگر فرهنگی داریم که دفاع از دوران قبلی و قدیمی جامعه ما را بر عهده داشته است. لذا به محض این که نیروهای نوسازی وارد جامعه می شوند، با مقاومت و تهاجم فرهنگ درونی مواجه می شوند. بااین حال در دهه های اخیر متأسفانه ما عمدتاً به عامل تهاجم فرهنگ خارجی و بیرونی توجه کرده ایم، بطوریکه حتی معنای تهاجم فرهنگی در جامعه ما به معنای تهاجم فرهنگ خارجی گرفته می شود. درحالی که در فرایند توسعه تهاجم فرهنگ درونی قوی تر و مهم تر است، برای همین نیز در حوزه مسائل و رفتار فرهنگی سامان پیدا نکردیم. از طرف دیگر باید توجه داشت که جامعه ایران مواجه با سه فرهنگ سنتی، ی و صنعتی می باشد.به صورت تصویری اقتصاد ایران را می توان این گونه تجسم کرد که مثل یک موجود قدرتمند است ولی ما روی گلوگاه آن نشسته و این گلوگاه را گرفته ایم و اجازه نمی دهیم که به درستی نفس بکشد و کارکردهای خودش را نشان بدهد. مشکل این است که ما متأسفانه در اقتصاد ایران به عامل فیزیکی توسعه یعنی سرمایه و نیروی انسانی توجه داشته ایم. به یمن دلارهای نفتی نیز در این عوامل تقریباً در تمامی زمینه ها دارای مزیت هستیم. اگر مشکلی وجود دارد که حتماً وجود دارد در بحث فرهنگ و سایر مسائل مانند نهادها، نگرش های مدیریتی، جایگاه علمی-تحقیقاتی و در یک کلام دانایی ملی است، که اجازه اصلاح آن را نداده ایم.•چهاردهمین مقاله به "سرچشمه های فرهنگی و وضعیت آینده ایران در فرآیند توسعه" پرداخته است. ایران دارای سه سرچشمه فرهنگی قبل از ، ی و تمدن صنعتی است. ولی هر یک از این فرهنگ ها در کنار و تقابل با یکدیگر خالص نمانده اند. درحالی که جامعه ایران برای توسعه باید به سوی یکدستی فرهنگی حرکت کند. البته یکدستی فرهنگی به معنای تی فرهنگ نیست، بلکه باید از متخصصین علوم اجتماعی بهره گرفت و فرهنگ مناسب توسعه را ایجاد و تقویت کرد.ولی متأسفانه ما به مقوله توسعه و فرهنگ توجه لازم را نداشته ایم. لذا عمدتا
اعتیاد آورترین بازی های اندروید و آیفون
در این مقاله قصد داریم بازی های اعتیادآور اندروید و آیفون را معرفی کنیم. به گزارش ملکانه : بین بازی های موبایل، یک بازی ایده آل چه بازی است؟ آیا اهل بازی هستید که نهایت دو سه روز شما را سرگرم کند یا اینکه ترجیح می دهید به سمت بازی هایی بروید که وقت شما را حس پر کرده و حالا حالاها شما را سرگرم کنند و به هیچ وجه گذر زمان را حس نکنید؟ معمولا یک بازی موبایل ایده آل جدا از ساده بودنش، باید شدیدا شما را به خود درگیر کند. حال بعضی از بازی ها نسبت به محتویاتی که دارند، در بازه زمانی کمتری شما را معتاد خود می کنند و بعضی دیگر، تا طولانی مدت مهمان شما خواهند بود. در این مط های اعتیادآور اندروید و آیفون را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. alto’s adventureبازی موبایل alto’s adventure یکی از سرگرم کننده ترین بازی هایی است که تا به حال روی گوشی های موبایل عرضه شده است. در ظاهر با یک بازی ساده طرف هستید که مدام می بایست سکه و لاما (شترهای بی کوهان ی جنوبی) جمع آوری کرده و اسکیت سواری کنید ولی، دنیای بازی اندروید و آیفون alto’s adventure، فراتر از این حرف ها است و در وهله ی اول، طراحی هنری و موسیقی گوش نواز آن شما را جذب خود خواهد کرد. در ادامه بازی تشکیل شده است از ۱۱ سطح مختلف که هر سطح چالش هایی را به دنبال دارد. اگر در انجام تمامی چالش ها موفق باشید، به سطح بعدی راه پیدا خواهید کرد و اگر ناکام بمانید، جاذبه ی بازی آن قدر شما را به خود جذب می کند که بارها و بارها تلاش خواهید کرد تا درنهایت موفق شوید. نکته ی دیگر بازی که شما را به خود جذب می کند، سیستم شب و روز و آب و هوایی بازی است که به خوبی در درجه سختی های بازی تاثیر گذار است. فرض کنید در شب و هوای بارانی به اسکی می پردازید و طبیعتا تمامی دنیای بازی تاریک است و باید حس حواس خود را جمع کنید. اگر این بازی را تجربه نکرده اید، همین حالا به فروشگاه گوشی موبایل خود رفته و این بازی اعتیادآور اندروید و آیفون را کرده و از آن لذت ببرید. بازی alto’s adventure پلی استور اپ استور ویندوز استوربازی موبایل big hunterbig hunter بازی big hunterیکی دیگر از بازی های اعتیادآور اندروید و آیفون، بازی موبایل big hunterاست. بازی اندروید و آیفون bug hunterr نیز جز آن دسته از بازی هایی است که به واسطه ی چالشی که برای بازیکن به وجود می آورد، شما را حس سرگرم می کند. نحوه بازی هم بدین شکل است که شما یک شکارچی ماموت هستید که باید با شکار ، قبیله ی خود را از گرسنگی و انقراض نجات بدهید. حال روز به روز به شکار می روید و باید یک ماموت را کشته و برگردید. هر روز که می گذرد، چالش های جدیدی برای شما در نظر گرفته می شود. برای مثال در چند روز ابت تنها نوار سلامت ماموت ها افزایش پیدا می کند و می بایست در زمان مشخصی آن ها را بکشید. اما در ادامه زمان بازی برداشته می شود و نیزه های شما محدود می شوند. شاید در یک نگاه بازی ساده به نظر آید ولی ماموت ها قطعا سر جای خود نمی ایستند و به شما حمله کرده یا صرفا به واسطه ی طوم های خود، نیزه های شما را دفع می کنند. همچنین بازی از پرداخت درون برنامه ای نیز برخوردار است و با مراجعه به فروشگاه بازی، شما می توانید نیزه های قوی تری را برای خود یداری کنید. اگر به دنبال یک بازی بدون دیتا و اعتیادآور برای گوشی های اندرویدی یا آیفون خود هستید، بازی big hunter می تواند گزینه ی مناسبی باشد. پلی استور اپ استوربازی موبایل circlecircleاگر می خواهید بازی ای را امتحان کنید که در عین حال هم اعصاب اتان را خورد کند و هم اینکه شدیدا شما را سرگرم کند، بازی موبایل circle بهترین گزینه برای شما خواهد بود. یک بازی کاملا ساده دیگر که شدیدا جذاب و اعتیادآور است. شما در نقش یک حلقه هستید و یک مسیر و پیچ و خم دار را باید جوری پشت سر بگذارید که به خط برخورد نکنید. به عبارتی بازی اندروید و آیفون circle، یک بازی تسلط بر اعصاب است که اگر نتوانید بر آن پیروز شوید، بازنده ی میدان خواهید بود. بازی دارای یک سری چالش است که باید آن ها را پشت سر بگذارید تا اچیومنت های بازی را دریافت کنید. همچنین سیستم ثبت رکورد بازی، سبب می شود تا هر بار این بازی را امتحان کرده و رکورد جدیدی را ثبت کنید. زمانی که می خواهید به آرامش برسید یا اعصاب خود را آرام کنید، بازی موبایل circle بهترین گزینه برای شما خواهد بود. بازی circle پلی استور اپ استوربازی موبایل clash of clansclash of clans بازی clash of clansنمی توان شخصی را پیدا کرد که بازی موبایل clash of clans را نشناسد یا آن را تجربه نکرده باشد. استودیو سل، سازنده ی بازی clash of clanss با ساخت این بازی اعتیادآور، نشان داد که هنوز می توان از طریق پلتفرم موبایل ب درآمد کرد و حال ساخته ی این استودیو به یکی از پرمخاطب ترین و محبوب ترین بازی های موبایل دهه ی اخیر تبدیل شده است. بازی اندروید و آیفون clash of clans، زمانی روی واقعی خود را نشان می دهد که وارد کلن های دوستان اتان شده و به مبارزات کلن به کلن می پردازید. اگر یک خوب هستید، در اینجا می توانید خود را نشان داده و با چیدن استراتژی های جنگی و تنظیم زمان مبارزات، کلن خود را به بهترین شکل اداره کرده و قدرتمند باقی بمانید. مورد دیگری که شدیدا پیروز شدن یا نشدن شما در طول جنگ ها را تعیین می کند، منابع و سربازانی است که در اختیار دارید. اگر نیروهای خود را تقویت نکرده و از جدیدترین سربازان برخوردار نباشید، کار برای شما کمی سخت می شود. از این رو اگر بخواهید به صورت حرفه ای به بازی موبایل clash of clans بپردازید، باید به واسطه ی پرداخت های درون برنامه ای بازی، مدام به یدن جم پرداخته و منابع خود را لول آپ کنید. از آن جایی که از یک نقطه به بعد ارتقای سطح منابع شما زمان بسیار زیادی نیاز دارد، استفاده از جم برای بازیکنان حرفه ای منطقی ترین راه است. از این رو شاید در نگاه اول با یک بازی رایگان طرف باشیم ولی می بینیم که درآمد این بازی از یک بازی متوسط نسل هشتمی کنسول های خانگی هم بیشتر است. شاید اصلی ترین موردی که این بازی اعتیادآور را هنوز سرگرم کننده نگه داشته، به روزرسانی های متوالی و محتویاتی باشند که استودیو سل برای بازی خود در نظر گرفته است. همیشه یک پشتیبانی عالی از بازی های آنلاین می تواند باعث موفقیت تیم سازنده و اثر مورد نظر شود. شاید با خود بگویید که سل تنهای روی بازی clash of clans موفق بوده است؛ اما قضیه متفاوت بوده و این استودیو با ساخت بازی موبایل clash royale، نشان داد که در زمینه ی نوآوری، حرف ها برای گفتن دارد و جدیدترین ساخته ی سل نیز همانند clash of clans، هم اعتیادآور است و هم اینکه می توان آن را در سبک خود بهترین دانست. پلی استور اپ استوربازی موبایل office space: idle profits office space: idle profits بازی office space: idle profitsبازی اندروید و آیفون office space: idle profits در نگاه اول اصلا بازی جذ به نظر نمی رسد. با همین دید به خود می گویید بگذار کمی دیگر وقت خود را صرف بازی م شاید از آن خوشم آمد. با این دید به سراغ بخش های مختلف بازی اندروید و آیفون office space: idle profits می روید و وقتی به خودتان می آیید، می بینید که ساعت ها است به جمع آوری سکه و ید بخش های مختلف یک ساختمان اداری و نصب یک ویروس روی سیستم این بخش ها هستید تا پول بیشتری به جیب بزنید. بازی برگرفته از یک کلیپ به نام office space است و بازیگرهای همان کلیپ در دنیای office space: idle profits نیز استفاده شده اند. شما یک کارمند ناراضی از شغل خود هستید و ظاهرا همین روزها است که ا اج شوید. خب چه کاری بهتر از این که ویروسی روی سیستم های مختلف کمپانی نصب کرده و شروع به یدن پول ید! با همین نگرش بازی را شروع می کنید و مدام به ذخایر خود افزوده و از آن طرف با پرداخت هزینه های بیشتر بخش های مختلفی را در دسترس خود قرار می دهید. با کارگذاری ویروس روی سیستم ها، هر از چند ثانیه مقداری پول به حساب شما واریز می شود و حتی می توانید افراد خاصی را برای پیشرفت در پروسه کاری خود استخدام کرده تا از آن بخش پول های بیشتری به دست بیاورید. بازی موبایل office space: idle profits در نگاه اول هیجان انگیز به نظر نمی رسد ولی رفته رفته خود را یک بازی اعتیادآور اندروید و آیفون معرفی می کند. پلی استور اپ استوربازی موبایل pinoutpinoutبازی محبوب و دوست داشتنی pinball را که یادتان است، حال این بازی سرگرم کننده و اعتیادآور را روی گوشی های موبایل آورده و گرافیک و نحوه طراحی و مکانیسم بازی را کمی تغییر دهید تا بازی اندروید و آیفون pinout به وجود آید. بازی موبایل pinout شامل یک سری محل های مختلف است که از طراحی های متفاوتی برخوردار بوده و به عبارتی هر محل جدید یک چک پوینت به حساب می آید. حال شما با توجه به زمانی که در اختیار دارید، می بایست توپ را به چک پوینت های بعدی رسانده و رکورد جدیدی را برای خود به ثبت برسانید. البته پس از تمام شدن زمان مورد نظر، اگر می خواهید از آ ین چک پوینت خود به بازی بپردازید، باید نسخه ی پرمیوم بازی را یداری کنید. اما همین نسخه ی رایگان بازی آن قدر اعتیادآور و سرگرم کننده است که به هیچ وجه به ید نسخه ی پرمیوم بازی موبایل pinout احتیاج پیدا نمی کنید. بازی pinout پلی استور اپ استور بازی موبایل rodeo stampederodeo stampede: sky zoo safari بازی rodeo stampedeیکی از بهترین بازی های اعتیادآور که می توانید تجربه کرده و از آن خسته نشوید. بازی موبایل rodeo stampede شما را در نقش یک چران قرار می دهد که یک باغ وحش دارد و حال باید مدام حیوانات جدید را در اختیار گرفته و آن ها را وارد باغ وحش خود کند. جدای از این موارد، موردی که باعث جذ ت بازی اندروید و آیفون rodeo stampede شده، المان های نقش آفرینی است. جدای از اینکه باید حیوان های جدیدی را وارد باغ وحش خود کنید، باید باغ وحش خود را نیز توسعه داده و بخش های مختلفی برای آن بسازید و ارتقا دهید. در همین ابتدا بگویم که تنها موردی که در این زمینه شما را اذیت می کند، ویدیوهای تبلیغاتی بازی است که این روزها در اکثر بازی های رایگان برای دریافت سکه یا آیتم های بیشتر، باید تبلیغ های مخلتفی را تماشا کنید یا اینکه به واسطه ی پرداخت درون برنامه ای، هزینه کرده و کار خود را پیش ببرید. نحوه ی بازی هم بدین شکل است که در محیط بازی که شامل کوهستان، دشت های سرسبز و محیط های برفی و سایر موارد می شود، می بایست از این حیوان به حیوان دیگر پرش کرده و نه به موانع بازی برخورد کرده و نه اینکه به سایر حیوان ها برخورد کنید. حال در این میان با پ روی حیوان های جدید، می توانید آن ها را اهلی کرده و در اختیار بگیرید. اگر به دنبال بازی سرگرم کننده بدون دیتا برای اندروید و آیفون هستید، بازی موبایل rodeo stampede می تواند گزینه ی مناسبی برای شما باشد. پلی استور اپ استوربازی موبایل shooty skiesshooty skies بازی shooty skiesبه شخصه معتقدم یکی از دسته بازی های مورد نیاز برای پلتفرم موبایل، بازی های هواپیمایی هستند که تنها کاری که نیاز است انجام دهید، جا خالی دادن و شلیک است. بازی اندروید و آیفون shooty skies به خوبی خواسته های شما را فراهم خواهد کرد. نکته ی جالب دیگری که در این بازی توجه شما را جلب خواهد کرد، گرافیک پی لی آن است که شدیدا با فضا و اتمسفر آن هم خوانی دارد. همچنین دشمنان شما صرفا رادیو و تلویزیون یا موارد این چنینی هستند که به شما حمله خواهند کرد. به عبارتی جدای از مکانیسم های گیم پلی، طراحی هنری بازی نیز عامل دیگری است که باعث می شود ساعت ها وقت خود را صرف بازی موبایل shooty skies کنید. دنیای بازی تشکیل شده از سطح های مختلف که با هر بار بازی ، در بالای صفحه نوار مخصوص به آن سطح را مشاهده خواهید کرد که با پر شدن آن، به باس فایت بازی خواهید رسید. چالشی بودن بازی، دلیل دیگری است که به سراغ آن بروید. سختی بازی جوری است که با هر بار ش ت خوردن، بیشتر مشتاق بازی خواهید شد. پلی استور اپ استوربازی موبایل sky dancersky dancer بازی sky dancerیکی از دسته بازی هایی اندروید و آیفون که شدیدا بین مخاطبان پلتفرم موبایل طرفدار دارد، بازی های رانینگ هستند که شما با چپ و راست یا بالا و پایین شخصیت بازی از موانع عبور می کنید. نکته ای که سبب می شود یک بازی رانینگ به موفقیت برسد، نوآوری و میزان سرگرمی است که برای مخاطب بوجود می آورد. بازی موبایل sky dancer دقیقا همان چیزی است که یک گیمر روی گوشی موبایل خود نیاز دارد. یک بازی سرگرم کننده و اعتیادآور که ساعت ها شما را سرگرم خواهد کرد و قول می دهم هیچ وقت از بازی این بازی اندروید و آیفون خسته نخواهید شد. دنیای بازی در آسمان ها است و شما مدام از این پلتفرم باید به پلتفرم های دیگر پریده و چالش های بازی را انجام دهید. موردی که شدیدا باعث جذب شما می شود، نوع طراحی مراحل و سیستم شب و روز بازی است که شدیدا خوب کار شده و زیبایی خاصی را وارد بازی کرده است. به راستی که sky dancer اسم زیبایی برای بازی است و شما همانند یک رقاص در آسمان ها قرار می گیرید تا موانع را پشت سر گذاشته و بدون هیچ نقص و ایرادی روی پلتفرمی دیگر فرود آیید. اگر این بازی را تجربه نکرده اید یا به دنبال یک بازی شدیدا اعتیادآور می گردید، بازی موبایل sky dancer را از دست ندهید. پلی استور اپ استوربازی smash rocketsmash rocketمعمولا بازی هایی که در جریان آن ها باید هدف گیری کرده و به هدف خود شلیک کنید نیز از جذ ت بالایی برخوردار هستند. اگر فکر می کنید از هدف گیری خوبی برخوردار هستید، بازی اندروید و آیفون smash rocket را تجربه کنید. در این بازی شما در فضا قرار دارید و می بایست به وسیله ی پیکان هایی که در اختیار دارید، به ک شان ها و موارد دیگری که نمایش داده می شود، شلیک کنید. دنیای بازی از دو بخش متفاوت تشکیل شده است. اولین بخش تشکیل شده از ۱۰۰۰ استیج متفاوت و شدیدا متنوع که در محیط های فضایی مختلفی صورت می گیرد. این بخش به عبارتی یک بخش تمرینی برای قسمت دوم بازی که ح استقامتی است، به حساب می آید زیرا هرچقدر شما پیکان های خود را هدر بدهید، آن استیج را از اول شروع خواهید کرد. در بخش دوم کمی قضیه متفاوت است و فرض کنید ۳۰ استیج جلو رفته و رکورد خوبی را از خود به جای می گذارید اما، اگر یکی از پیکان های خود را هدر بدهید، بازنده خواهید شد. همین مورد سبب می شود برای ادامه ی بازی اشتیاق بیشتری پیدا کنید و ساعت ها از وقت خود را صرف ثبت رکوردهای مختلف کرده و چالش های بازی را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارید. بازی smash rocket پلی استور اپ استوربازی موبایل stackstack بازی stackبازی موبایل هرچه ساده تر جذاب تر و stack این قاعده را به خوبی رعایت کرده است. بازی موبایل stack از سادگی بسیار بالایی برخوردار است و این سادگی با یک طراحی مرحله عالی ترکیب شده است و همین مورد دلیلی است تا تمامی بازی های خود را کنار گذاشته و ساعت ها وقت خود را پای بازی اندروید و آیفون stack بگذارید. در دنیای بازی stack، شما باید مکعب ها را روی هم قرار داده و آسمان اش بسازید. حال اگر نتوانید مکعب ها را به درستی روی هم قرار دهید، تکه ی اضافه مکعب ها برش داده خواهند شد و این کار تا زمانی انجام می گیرد که دیگر نازک شده و کار را برای شما سخت ند. همین امر سبب می شود بازنده بازی شوید. در واقع بازی از چالش خاصی برخوردار نیست بلکه این بی دقتی خود بازیکن است که چالش را به وجود می آورد. اگر شما دقت کافی را نداشته باشید، بازی سخت تر و سخت تر خواهد شد تا اینکه در آ تن به ش ت دهید. پلی استور اپ استور ویندوز استوربازی موبایل subway surferssubway surfersکمتر شخصی پیدا می شود که بازی اعتیادآور اندروید و آیفون subway surfers را بازی نکرده باشد. بازی ای که شما را در نقش یک کودک قرار می دهد که در حال اب کاری در یک ایستگاه راه آهن هستید و باید از دست نگهبان ایستگاه فرار کنید. حال شما هستید و موانع بسیاری که سر راه اتان قرار دارند و از آن طرف سرعت بازی که به مرور زمان افزایش پیدا می کند و به جایی می رسید که دقت و سرعت عمل، برگ برنده ی شما خواهد بود. همچنین بازی شامل المان های نقش آفرینی است که در جریان آن می توانید قابلیت های بازی نظیر جت پک یا آهن ربا را ارتقا دهید. این ارتقا سبب می شود بتوانید مدت زمان بیشتری از آیتم های بازی استفاده کنید. از طرفی یک سری آیتم های دیگر نیز در دنیای بازی موبایل subway surfers تعبیه شده است که در ابتدای بازی شما را یاری می دهند. همچنین subway surfers شامل یک سری چالش های روزانه و کلی است که با انجام دادن آن ها، سکه و آیتم های مختلف دریافت می کنید که به واسطه ی آن ها می توانید بعضی از شخصیت های بازی موبایل subway suerfers را آزاد کنید. زمانی که در حال مسافرت هستید، بازی آفلاین بدون دیتان اندروید و آیفون subway surfers به خوبی می تواند شما را سرگرم نگه دارد. بازی subway surfers پلی استور اپ استور ویندوز استورراهنمای تروفی zigzag بازی zigzagاگر هنوز فکر می کنید بازی هایی مثل circle اعصاب شما را خورد نمی کند، حتمابازی موبایل zigzag را نصب کنید. بازی از هیچ قاعده ی خاصی برخوردار نیست و تنها کاری که لازم است انجام دهید، چپ و راست گلوله ای است که روی یک پلتفرم پیچ و خم دار حرکت می کند. اما مشکل اینجاست که پیچ های این پلتفرم آن قدر تیز و پشت سر هم هستند که بعضی وقت ها قاطی می کنید! از این رو این بازی اندروید و آیفون نیز شدیدا نیازمند اعص روان و تمرکزی بالا است تا بتوانید با دقت کار خود را پیش ببرید. مهم نیست که اعصاب اتان خورد است یا آرام هستید، زمانی که پای این بازی اعتیادآور اندروید و آیفون بنشینید، ساعت ها سرگرم آن خواهید شد و بازهم دوست دارید شانس خود را امتحان کرده تا موفقیتی بهتر را ب کرده و رکورد خود را به ثبت برسانید و از این موفقیت خود ذوق زده شوید! پلی استور اپ استوربازی موبایل 20482048 بازی 2048یکی دیگر از بازی های ساده و در عین حال سرگرم کننده و اعتیادآور، بازی 2048 است که با عرضه شدن اش، مخاطبین زیادی را به خود جذب کرد. بازی موبایل 2048 با به کارگیری عمل ریاضی جمع، ساعت ها شما را به خود جذب می کند. موردی که در بازی اندروید و آیفون 20488 شدیدا جذاب است، این است که نمی توانید بدون حساب و کتاب در بازی موفق شوید. در واقع نحوه ی جمع خانه ها یا نگه داری اعدادی که فعلا با آن ها سر و کار ندارید، همگی باید از پیش تعیین شده باشند. اگر بدون فکر کار کنید، به هیچ وجه در این بازی موفق نخواهید بود ولی، قدرت جاذبه ی بازی به شکلی است که چه بخواهید و چه نخواهید، 2048 شما را مجبور به فکر و چیدن یک استراتژی مناسب برای جمع آوری اعداد می کند. اگر می خواهید به خوبی از اوقات فراغت خود بهترین استفاده را ببرید، بازی کم حجم بدون دیتا اندروید و آیفون 2048 را کرده و از آن لذت ببرید. پلی استور اپ استوربازی موبایل skyforce reloadedsky force reloadedنوبتی هم باشد نوبت بازی فوق العاده جذاب sky force reloaded است. بازی موبایل sky force reloaded با ارائه ی یک گرافیک عالی و سیستم گیم پلی شدیدا راحت سبب شده تا به راحتی به بازی پرداخته و تنها با یک دست بتوانید هواپیمای خود را کنترل کرده و مانور دهید. دنیای بازی اندروید و آیفون sky force reloaded تشکیل شده از مراحل متنوع و چالش برانگیزی که در پایان هرکدام یک باس فایت در نظر گرفته شده که از طراحی و سیستم مبارزاتی خوبی برخوردار هستند. همچنین هر مرحله یک سری چالش مخصوص به خود را دارد که با انجام دادن آن، ستاره های بیشتری دریافت خواهید کرد و ستاره ها منبع اصلی برای بخش به روزرسانی شما هستند. همچنین هر مرحله برای در دسترس قرار گرفتن به تعداد ستاره های مشخصی نیازمند هستند و اگر نتوانید آن ها را به دست بیاورید، نمی توانید در بازی پیش روی داشته باشید. در بخش به روزرسانی می توانید هواپیمای خود را ارتقا داده و سیستم ت عی و تهاجمی آن را قوی کرده تا در مراحل بالاتر، دچار مشکل نشوید. اگر به دنبال یک بازی رایگان اندروید و آیفون یا یک بازی آفلاین اندروید و آیفون در سبک هواپیمایی هستید که شدیدا شما را سرگرم کند، بازی موبایل sky force reloaded بهترین گزینه برای شما است. بازی sky force reloaded پلی استور اپ استوربازی موبایل crossy roadcrossy road بازی crossy roadتا به حال با یک مرغ از خیابان رد شده اید؟! آیا خود را جای یک مرغ گذاشته اید؟! قطعا جواب نه است ولی بازی موبایل crossy road فضایی را برای شما خلق خواهد کرد که در قالب یک مرغ از خیابان های پر ترافیک و خطرناک عبور کنید. خیابان هایی که اتومبیل ها با سرعت های مختلف در حال عبور و مرور هستند و اگر دقت کافی را نداشته باشید، خواهید مرد. بازی اعتیادآور و شدیدا سرگرم کننده اندروید و آیفون crossy road شما را در نقش یک مرغ بامزه قرار می دهد و شما باید از خیابان ها آبگیرها و ریل های قطار عبور کنید تا هربار بتوانید یک رکورد جدید را برای خود ثبت کنید. اما در این میان یک نکته ی بسیار مهم وجود دارد و آن هم این است که زیاد برای عبور از یک نقطه به نقطه ی دیگر صبر نکنید زیرا عقاب بازی، شما را در چنگال های خود اسیر خواهد کرد. از طرفی زمانی که صدای قدقد این مرغ بامزه را شنیدید، سریعا به محل امنی بروید زیرا این قدقد همان زنگ خطر بازی است. بازی موبایل crossy road به خوبی به شما نشان می دهد که برای سرگرم نیازی به استفاده از المان های پیچ در پیچ و گرافیک های خفن نیست بلکه، با یک گرافیک فوق العاده ساده و چند ضربه انگشت هم می توان مخاطب را سرگرم کرد. پلی استور اپ استور ویندوز استوربازی موبایل fallout shelterfallout shelterنمی توان شخصی را پیدا کرد که نام مجموعه ی fallout را نشنیده باشد. مجموعه ای که طرفداران تعصبی و شدیدا وفادار خود را دارد. یکی از خبرهای خوب برای طرفداران این بود که کمپانی بتسدا، سازنده و ناشر بازی موبایل fallout shelter، در حال کار روی یک نسخه ی موبایل از این مجموعه است و زمانی که عرضه شد، تمامی مخاطبان بازی های موبایل و مجموعه ی فال اوت به سمت fallout shelter هجوم بردند تا جدیدترین دست پخت بتسدا را روی گوشی های موبایل بچشند. بازی اندروید و آیفون fallout shelter بیان گر دنیایی جنگ زده است که حال شما با راه اندازی یک پناه گاه می بایست به آن ها پناه داده و جدای از این موارد، با تامین نیازهای اولیه ی آن ها نظیر آب، برق و خوراک، مردمان نجات یافته را از خود راضی نگه دارید. اگر نتوانید این کار را انجام دهید، از پناه گاه شما خارج خواهند شد. رفته رفته با گسترش جمعیت پناه گاهی که راه اندازی کرده اید، نیاز به گسترش آن دارید و از بخش ساخت و ساز می توانید پناه گاه خود را گسترش داده و بخش های مختلفی را بسازید. از این رو مردمان بیشتری در بخش های مختلفی مشغول به کار می شوند و همیشه از شما خوشحال و راضی خواهند بود. تنها موردی که در این بازی کمی اذیت کننده است، سرعت بزرگ نمایی و کوچک نمایی صفحه نمایش جهت لول آپ بخش های پناهگاه و سایر موارد است که امکان دارد شما را آزار دهد.منبع : زومجی
dominations به فارسی (سلطنت، فرمانروایی) یک بازی جدید و فوق العاده زیبا با گرافیک خیره کننده اچ دی در سبک بازی های استراتژیک از استودیوی بازیسازی nexon m inc برای دستگاه های اندرویدی است که شاهد عرضه شدن رایگان آن در پلی استور بودیم و تصمیم گرفتیم مثل همیشه پیش قدم شویم و برای اولین بار ان را حضور شما دوستداران بازی های استراتژی معرفی نماییم. این بازی مبتنی بر ساخت و ساز طراحی شده است و در آن شما می بایستی که یکی از ملت های بزرگ دنیا را از میان بریتانیا، روم، چین، آلمان، فرانسه، ژاپن و یونان را انتخاب کرده و آن را به برترین امپراطوری دنیا تبدیل کنید! محدوده ی زمانی بازی فوق به گستردگی تاریخ بشریت است! جایی که بازیکن باید در دنیا گشته و اقدام به ساخت عجایب هفت گانه نماید! شخصیت های مهم تاریخ، از جمله اسکندر کبیر، کلئوپاترا و ناپلئون حضور دارند و در برهه های مهم تاریخی خود به مبارزه می پردازند. همچنین شما قادر خواهید بود تا بیش از ۱۰۰ سازه ی قابل ارتقای منحصر به فرد بسازید و تمدن خود را گسترش دهید. شما می بایستی که غذا و پول خود را مدیریت کنند و در عین حال نیروهای خود را برای غلبه بر همسایگان و گسترش قلمرو تحت حکومت پرورش دهد! البته ناگفته نماند که بازی دارای بخش داستانی هم هست که از هلال حاصل خیز شروع می شود و تا جنگ جهانی دوم و بعد از آن ادامه دارد!* انتخاب ملت خود از میان بریتانیا، روم، چین، آلمان، فرانسه، ژاپن و یونان* انتخاب فرمانرواهای معروف اسکندر کبیر، کلئوپاترا و ناپلئون برای جنگ* افزایش شهرت خود با ساخت عجایب هفتگانه جهان با اهرام و مجمسه ازادی* پیوستن به یک اتحاد و همکاری برای ش ت دشمنان سراسر جهان* بازی در ح داستانی از هلال حاصل خیز تا جنگ جهانی دوم و بعد از آن* گرافیک hd، طراحی منحصر به فرد انیمیشن ها به همراه صداگذاری مهیجتوجه داشته باشید که :۱ – بازی dominations اینترنتی و آنلاین است – برای اجرای بازی اینترنت مورد نیاز می باشد.
۲ – نسخه آسیا توسط سازنده مخصوص کاربران قاره آسیا طراحی شده است و در ان کاربران آسیایی حضور دارند .
۳ – هر دو نسخه آسیا و اصلی مربوط به ۲ آگوست و ا ین نسخه هستند.۴ – هنگام اجرای بازی به صورت خ ر دیتای اضافی می شود – نسخه جدید بدون دیتای اختصاصی عرضه شده است.تغییرات نسخه ی v5.577.577 :
* اضافه شدن ویژگی های جدید
* بهینه سازی های مختلف + رفع باگ ها و مشکلات بازیپیش نیاز : اندروید ۴.۰.۳ و بالاترتصاویری از محیط بازی : dominations 5.577.577 بازی تمدن های سلطه گر اندروید استراتژیک بازی اندروید موبایل  dominations 5.577.577 بازی تمدن های سلطه گر اندروید استراتژیک بازی اندروید موبایل  dominations 5.577.577 بازی تمدن های سلطه گر اندروید استراتژیک بازی اندروید موبایل
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (3 نظر, میانگین: 5٫00 از 5)loading... برچسب ها: dominationsاندرویدبازی سلطنت dominationsسلطنت
کلمات کلیدی: bridge constructor پل سازی bridge constructor bridge constructor for android bridge constructor for android bridge constructor bridge constructor برای اندروید bridge constructor برای اندروید بازی bridge constructor برای اندروید پل سازی بازی پل سازی بازی bridge constructor برای htc بازی bridge constructor برای samsung بازی bridge constructor برای motorola بازی bridge constructor برای سامسونگ بازی bridge constructor برای اچ تی سی بازی bridge constructor برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا bridge constructor پل سازی bridge constructor bridge constructor for ios bridge constructor for ios bridge constructor پل سازی bridge constructor for iphone bridge constructor for iphone bridge constructor for ipad bridge constructor for ipad bridge constructor for ipod bridge constructor for ipod پل سازی پل سازی for ios پل سازی for ios پل سازی پل سازی for iphone پل سازی for iphone پل سازی for ipad پل سازی for ipad پل سازی for ipod پل سازی for ipod bridge constructor برای iphone bridge constructor برای iphone bridge constructor برای ipad bridge construc...
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری true skate true skate for android true skate for android true skate true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا true skate اسکیت سواری true skate true skate for ios true skate for ios true skate اسکیت سواری true skate for iphone true skate for iphone true skate for ipad true skate for ipad true skate for ipod true skate for ipod اسکیت سواری اسکیت سواری for ios اسکیت سواری for ios اسکیت سواری اسکیت سواری for iphone اسکیت سواری for iphone اسکیت سواری for ipad اسکیت سواری for ipad اسکیت سواری for ipod اسکیت سواری for ipod true skate برای iphone true skate برای iphone true skate برای ipad true skate برای ipa...
کلمات کلیدی: hill climb racing صعود به تپه hill climb racing hill climb racing for android hill climb racing for android hill climb racing hill climb racing برای اندروید hill climb racing برای اندروید بازی hill climb racing برای اندروید صعود به تپه بازی صعود به تپه بازی hill climb racing برای htc بازی hill climb racing برای samsung بازی hill climb racing برای motorola بازی hill climb racing برای سامسونگ بازی hill climb racing برای اچ تی سی بازی hill climb racing برای موتورولا بازی صعود به تپه برای htc بازی صعود به تپه برای samsung بازی صعود به تپه برای motorola بازی صعود به تپه برای سامسونگ بازی صعود به تپه برای اچ تی سی بازی صعود به تپه برای موتورولا بازی صعود به تپه برای htc بازی صعود به تپه برای samsung بازی صعود به تپه برای motorola بازی صعود به تپه برای سامسونگ بازی صعود به تپه برای اچ تی سی بازی صعود به تپه برای موتورولا hill climb racing صعود به تپه hill climb racing hill climb racing for ios hill climb racing for ios hill climb racing صعود به تپه hill climb racing for iphone hill climb racing for iphone hill climb racing for ipad hill climb racing for ipad hill climb racing for ipod hill climb racing for ipod صعود به تپه صعود به تپه for ios صعود به تپه for ios صعود به تپه صعود به تپه for iphone صعود به تپه for iphone صعود به تپه for ipad صعود به تپه for ipad صعود به تپه for ipod صعود