یت تبشیری جامعه ی مصر را تهدید می کند

رو مه دنیای اقتصاد: پس از گذشت حدود 60 سال بار دیگر مسائل و اختلافات مربوط به حاکمیت مصر و عربستان بر دو جزیره «تیران» و «صنافیر» مطرح شده است. براساس توافقی که بین این دو کشور و در جریان سفر 5 روزه ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، به قاهره در آوریل 2016 درخصوص ترسیم مرزهای بین دو کشور به امضا رسید، مصر در مقابل دریافت سالانه دو میلیارد دلار و 25 درصد نفت و گاز مورد نیاز خود، این دو جزیره را به عربستان سعودی واگذار کرد. کمیسیون امور قانون اساسی و قانونگذاری در پارلمان مصر روز چهارشنبه با توافق تعیین مرزها میان مصر و عربستان سعودی موافقت کرد. از میان ۴۳ عضو، اکثریت ۳۵ عضو از اعضای کمیسیون امور قانون اساسی و قانون گذاری در پارلمان مصر با این تفاهم نامه جنجالی موافقت کرده و هشت تن دیگر با آن مخالفت د.طبق اعلام اسناد مربوط به ت مصر این دو جزیره در آب های سرزمینی عربستان سعودی قرار می گیرد اما با این حال برخی از نیروها و جریان های با این موضوع مخالف هستند و تاکید می کنند مصر به نوعی درخصوص این دو جزیره کوتاه آمده و با فروش سرزمین مصر به نسل های آینده خیانت کرده است. به گزارش گاردین، درخصوص مالکیت این جزایر اختلافاتی بین مصر و عربستان وجود داشته است. در سال 1954 سازمان ملل این دو جزیره را متعلق به مصر دانست که مورد قبول سعودی ها نبود و آنها در سال 1975 هیاتی را به سازمان ملل فرستادند تا بر مالکیت خود بر این دو جزیره تاکید کنند. اختلافات بین دو کشور ادامه داشت و درحالی که عربستان تاکید می کرد که این دو جزیره در آب های سرزمینی این کشور قرار گرفته اند، مصر هم ادعای مشابهی داشت اما هیچ مرز مشخصی بین دو کشور ترسیم نشده بود به همین دلیل این اختلاف تاکنون همچنان پابرجا بود.

جامعه مصر ملتهب استواگذاری این جزایر به عربستان پس از تصویب پارلمان موجی از اعتراض را در جامعه مصر برانگیخته است. از ی و، مردم در ای مختلف مصر تظاهرات د. از سوی دیگر، برخی نمایندگان مجلس مصر در پی موافقت پارلمان این کشور با ترسیم مجدد مرزهای آبی مصر با عربستان و واگذاری دو جزیره به عربستان، استعفا کرده و برخی دیگر نیز دست به تحصن زدند. همچنین گفته می شود «حمدین صباحی»، سیاستمدار مصری و نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز در این اعتراضات حضور داشته که با حمله نیروهای امنیتی صباحی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پلیس مصر همچنین ده ها فعال این کشور را که به تصمیم پارلمان مصر برای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان معترض بودند، بازداشت کرد. با این حال، نیروهای امنیتی مصر نیز وارد عمل شده و مردم را متفرق د.این اعتراضات به مردم و سیاستمداران محدود نماند. احزاب مصر نیز چهارشنبه گذشته با حضور در برابر پارلمان این کشور به توافق نامه واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان اعتراض د. در میان نهادهای قانونی- قضایی مصر هم نوعی سردرگمی دیده می شود. از ی و به گزارش اسکای نیوز، دادگاه عالی اداری مصر حکم نهایی خود را درباره لغو توافق نامه ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان صادر کرد. احمد الشاذلی، رئیس دادگاه عالی اداری مصر در این باره گفت: «دادگاه به این نتیجه رسیده که جزایر تیران و صنافیر متعلق به مصر هستند.» از سوی دیگر، دادگاه تجدیدنظر قاهره به صحیح بودن توافق ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان رای مثبت داد که طبق آن دو جزیره راهبردی «تیران» و «صنافیر» در دریای سرخ، به عربستان واگذار می شود. ت مصر هفته گذشته توافق واگذاری این دو جزیره را تصویب کرد و این توافق را برای تایید به پارلمان ارجاع داد. گاردین در گزارش خود به نقل از الاهرام فضای جامعه مصر را چنین توصیف می کند: «موج گسترده ای از مشاجره و سردرگمی.» در فضای مجازی نیز تمردان مصری به ویژه عبدالفتاح السیسی آماج حملات توییتری بودند. کاربران او را به فروش جزایر به عربستان محکوم می د. توییت های مربوط به تیران و صنافیر به چند ده هزار توییت رسید. گاردین می نویسد به چندین نسل از مصری ها در کتاب های تاریخ آموزش داده می شد که این جزایر مصری هستند که به دلیل ماهیگیری و شنا هستند. هاب در فضای اجتماعی مصر به فضای مجازی نیز سرایت کرد. جوک ها و کاریکاتورهایی علیه سیاستمداران دخیل در این اقدام به ویژه السیسی ساخته و پرداخته شد. این جوک ها، کاریکاتورها و توییت ها السیسی را به دلیل اتفاقات مصر و سرنگون ت مرسی در سال 2013 به انتقاد می کشیدند. در یکی از پست ها آمده: «فروش این جزایر از سوی السیسی به این بهانه انجام می شود که این جزایر سعودی هستند اما اگر در دوران مرسی این طور می شد این جزایر مصری تلقی می شدند.» در پست های توییتری همچنین به سخن جمال عبدالناصر اشاره می شد که هشدار می داد این جزایر مصری هستند. یک کاریکاتور هم السیسی را در ح ی نشان می دهد که کیسه ای برنج به دلیل فروش این جزایر در دست دارد.منتقدان از جمله برخی اعضای اخوان المسلمین با حمله به سیسی می گویند: «او این جزایر را به خاطر مشتی دلار در ازای قتل، بازداشت، تخلف، ناپدید شدگی های اجباری و کشتارهای فراقانونی در داخل واگذار کرد.» چنین به نظر می رسد که دیگر چیزی از میراث ناصر باقی نمانده است. اگر او هشدار داده بود که این جزایر مصری هستند اما اکنون وارثانش با واگذار این جزایر در ازای دریافت دلار، مردم خود را نیز سرکوب می کنند. مصری که روزگاری نقطه ثقل تحولات جهان عرب و اعراب بود اکنون این ی را به عربستان واگذار کرده و یوغ بندگی سعودی را بر گردن آویخته است. شاید تمام این مصیبت ها محصول بهار عربی باشد. شاید اگر مبارک بر سر کار بود و مشت آهنین «آ ین دیکتاتور» و «آ ین فرعون» همچنان بر سر مصر بود مصری ها شاهد چنین روزهایی نبودند. شاید اگر «بهار عربی» به «خزان» تبدیل نمی شد مصر در جایگاه بهتری قرار داشت. چه بسیارند مصری هایی که اکنون حسرت روزهای آرامش و امنیت دوران مبارک را می خورند. اگر آن روزها سعودی ها و خادمان حرمین شریفین سر بر آستان فراعنه می ساییدند اکنون این فراعنه هستند که طوق رقیت سعودی بر گردن انداخته و سر بر آستان سلمان می سایند. مصر اکنون بیمار است و بی جهت نیست اگر این کشور را به تأسی از عثمانی «مرد بیمار خاورمیانه عربی» بنامیم؛ مردی که نتوانسته از پس حدود 7 سال اعتراض مردمی برآید و هر روز کمرش خمیده تر و اقتصادش وخیم تر می شود. مصر همچون پیرمرد دست به عصا و نیازمندی است که کاسه گ نزد وه ون سعودی دراز کرده است.«تیموتی. ای. کالداس»، محقق شکده تحریر برای خاورمیانه مستقر در واشنگتن می گوید: فضای ملتهب مصر و احکام قضایی ضدونقیض باعث سردرگمی ت اقتدارگرای مصر شده است. او می گوید اگر روزگاری در مصر یک «نهاد» قدرت وجود داشت اما اکنون «نهادهای» قدرت هستند که نه تنها هیچ حرف شنوی از هم ندارند بلکه چوب لای چرخ هم می گذارند. او می گوید علاوه بر سیسی به عنوان قوه مجریه، سیستم قضایی مصر هم در داخل و خارج به خاطر فقدان استقلال و بازیچه شدن در دستان نظامیان مورد انتقاد است. شاید جرقه ای که واگذاری تیران و صنافیر به عربستان روشن کرد پاشنه آشیل ت نظامیان باشد؛ ی نمی دانست که خودسوزی یک جوان تونسی موجب برانگیختن چنان اعتراضات دومینوواری در جهان عرب شود. شاید جرقه تظاهرات اخیر در مصر اندکی طول بکشد تا به آتشی بزرگ تبدیل شود و من نظامیان را بسوزاند.تیران و صنافیر با چند روایتدر مورد مالکیت تاریخی این جزایر روایاتی مطرح شده است. برخی مالکیت آن را از ابتدا از آن مصر دانسته اند که پس از درگیری این کشور با موجب ج آنها از مصر و انتقال دوباره آنها به قاهره در سال 1982 شد. برخی دیگر معتقدند این جزایر از سوی عربستان به مصر واگذار شد.1- روایت اول را «الهامی الملیجی» کارشناس و تحلیلگر مصری می گوید. او معتقد است مصر و ت عثمانی در سال 1906 مرزهای دریایی خود را ترسیم د که به موجب آن دو جزیره تیران و صنافیر به مصر اعطا شد. در تاریخ 24 فوریه سال 1949 مصر با توافق «رودس» را امضا کرد و خط آتش بس نیز شامل مرزهای 1906 به جز غزه بود. این در حالی بود که عربستان سعودی به شکل کنونی آن در سال 1932 تاسیس شد. در دهم مارس 1949 آتش بس رودس را نقض کرده و به مرزهای دریایی مصر در شرق «طابا» و غرب «ایلات» حمله کرده و «ام الرشراش» را در اختیار خود گرفت. سپس در سال 1950 نظام حاکم سعودی مدعی مالکیت دو جزیره صنافیر و تیران شد اما مصر نپذیرفت و بر صحت ترسیم مرزهای خود بنابر معاهده 1906 تاکید کرد. در نتیجه عربستان به دلیل نداشتن نیروی دریایی برای حمایت از این دو جزیره آن را رها کرد. مصر در برابر هیات عمومی سازمان ملل در سال 1954 تاکید کرد که دو جزیره صنافیر و تیران مصری هستند و عربستان هیچ گونه حق تاریخی و قانونی در آن ندارد. در مارس سال 1957 با مشروط حضور نیروهای بین المللی در دو جزیره مزبور از سینا و این دو جزیره خارج شد و سازمان ملل نیز به مصری بودن آن اعتراف کرد. سه روز پس از آن یعنی در 22 مه مصر به طور رسمی از مسدود تنگه تیران به روی کشتی های ی خبر داد. دهم ژوئن همان سال سینا و دو جزیره مزبور را کامل کرد.26 مارس 1979 مصر و توافق نامه صلح امضا د و جامعه جهانی حق مصر مبنی بر مالکیت این دو جزیره را تایید کرده و به رسمیت شناخت. در سال 1989 عربستان سندی را منتشر کرد که در آن این دو جزیره بخشی از خاک عربستان معرفی شده بودند اما مصر با توجه به اینکه این جزایر را در اختیار خود داشت، این موضوع را پیگیری نکرد. در این میان برخی در واکنش به ترسیم مرزهای دریایی جزیره تیران و صنافیر اعلام د که این دو جزیره براساس قانون بین المللی و قوانین ترسیم مرزهای دریایی متعلق به عربستان است و در واقع به مثابه امانت در اختیار مصر بود زیرا مصر برای تسلط بر تنگه های منتهی به ایلات و ام الر که به در آورده بود، به این دو جزیره نیاز داشت.2- روایت دوم سابقه این مساله را به سال 1967 و جنگ 6 روزه اعراب و باز می گرداند. بر همین اساس، دو جزیره تیران و صنافیر در جنگ معروف 6 روزه اعراب و در سال 1967 از سوی ملک فیصل (شاه وقت سعودی) در اختیار جمال عبدالناصر مصر قرار گرفت تا مصر بتواند با استفاده از این دو جزیره از توان بالاتری در جنگ علیه برخوردار باشد. اما پس از ش ت اعراب در این جنگ این جزایر همراه با شبه جزیره سینای مصر، بلندی های جولان و بخش غربی اردن به تصرف رژیم گر درآمد. پس از این دو جزیره توسط رژیم صهیونیستی، عربستان حاکمیت خود را بر این تنگه استراتژیک از دست داد. جزایر تیران و صنافیر تا سال 1979 همزمان با قرارداد کمپ دیوید در تصرف بود اما از این تاریخ برای جلوگیری از هرگونه تحریک افکار عمومی مردم عربستان آن را به شکل صوری در اختیار سازمان ملل قرار داد. حاکمان عربستان تا زمان سفر پادشاه عربستان به مصر در آوریل 2016 نه می توانستند از این دو جزیره تاریخی و راهبردی استفاده کنند و نه اقدامی برای باز پس گیری آن در مراجع بین المللی انجام دادند. این موضوع در رسانه های وابسته به سعودی نیز به دلایل معلوم مورد سانسور شدید قرار گرفت.3- روایت سوم می گوید عبدالعزیز آل سعود، پادشاه عربستان، در سال 1950 از مصر خواسته بود مسوولیت حمایت از این دو جزیره را برعهده بگیرد؛ در حقیقت پس از آنکه قرارداد کمپ دیوید امضا شد رژیم سعودی با حضور ناظران بین المللی موافقت کرد و درباره مسوولیت جزایری که به مصر س بود، مطلبی مطرح نکرد و در نتیجه با قرارداد کمپ دیوید این جزایر به مصر رسید (با توجه به اینکه در سال 50 میلادی مالکیت این جزایر به مصر داده شده بود). کارشناسان حقوق بین الملل بر این عقیده اند چنانچه عربستان همانند یمن درباره جزیره حریش به دادگاه های بین المللی شکایت کند می تواند برای بازپس گیری جزایر تیران و صنافیر اقدامی جدی کند، زیرا یمن توانست جزایر حریش را از کشور اریتره بازپس گرفته و به خاک کشورش بازگرداند. اما ظاهرا عربستان ترجیح داد به جای توسل به مراجع بین المللی، این موضوع را به صورت «درون خانوادگی» حل کند و با سفر ملک سلمان به مصر عملا این مساله کلید خورد.4- «مرکز اطلاعات و حمایت از تصمیم گیری ها (idsc) وابسته به ت مصر اما آب پاکی را بر دست های موافقان و مخالفان ریخت. به گزارش آناتولی، این مرکز در بیانیه ای «اسناد» مربوط به واگذاری تیران و صنافیر را منتشر کرد؛ هرچند برخی ناظران در مورد این اسناد نیز اماو اگرهایی دارند. این اسناد مشتمل بر 2 مقاله، یک طرح سازمان ملل، حکم ریاست جمهوری، نامه سفیر سابق در مصر، 4 تلگراف، و همچنین مکاتبات دو طرفه مسوولان مصری و سعودی است. این مرکز در بیانیه خود اعلام کرد «توافق ترسیم مرزهای دریایی بین مصر و عربستان سعودی تصمیمی نبود که به سرعت اتفاق افتاد بلکه این توافق براساس مطالعات و نظرات کمیسیون ملی ترسیم مرزهای دریایی مصر که به مدت 6 سال این یت را پیگیری می کرد، انجام شد.» این بیانیه افزود: «گاهشناسی وابستگی این دو جزیره به عربستان را نشان می دهد. قاهره و ریاض سال 1950 توافق د این دو جزیره تحت مدیریت ت مصر باشد؛ چراکه با توجه به موقعیت استراتژیک این جزایر، این دو ت تمایل داشتند موضع نظامی کشورهای عربی در رویارویی با تقویت شود و همچنین استحکامات نظامی مصر در سینا (شمال شرق) و به ویژه دروازه خلیج العقبه (شمال دریای سرخ) مستحکم شود. این مرکز پس از این مقدمه، به «9 سند»، که عربستانی بودن تیران و صنافیر را نشان می دهد، اشاره می کند:1- نامه «عبدالعزیز آل سعود» (بنیانگذار رژیم سعودی) به مختار وقت سعودی در قاهره (نامش ذکر نشده است) در فوریه 1950.2- متون نامه های رد و بدل شده بین وزارت خارجه های مصر و عربستان در ارتباط با جزایر تیران و صنافیر طی سال های 1988 و 1989. خارجه وقت عربستان (نامش ذکر نشده است) در این نامه ها، خواستار استرداد دو جزیره به حاکمیت عربستان پس از تمام شدن دلایل واگذاری آنها به مصر شده است.3- اظهارات «عصمت عبدالمجید» خارجه اسبق مصر خطاب به «عاطف صدقی.» (صدقی طی سال های 1989 تا 1996 نخست ی مصر را بر عهده داشت)4- نامه محرمانه سفیر در قاهره در سال 1950 (نامش ذکر نشده است)، که نشان می دهد جزایر تیران و صنافیر متعلق به عربستان است. در این نامه که به خارجه وقت ارسال شده، آمده است «مصر از طریق هماهنگی با عربستان، کنترل این 2 جزیره را به دلیل محافظت از آنها در مقابل بر عهده گرفته، عربستان نیز پذیرفته است که از مصر برای مقابله با هرگونه تلاش خارجی ها برای حمله به جزایر، کمک بگیرد.»5- متن اظهارات دائم وقت مصر در سازمان ملل (نامش ذکر نشده است) در تاریخ 27 ماه مه 1967. این مقام مصری تاکید می کند «مصر هیچ زمانی تلاش نکرده که ادعا کند حاکمیت این جزایر به آن واگذار شده است بلکه مصر مسوولیت دفاع از این جزایر را بر عهده دارد.»6- طرح سازمان ملل تصویب شده در 16 نوامبر 1973.7- مقاله رو مه یی «نیویورک تایمز» در 19 ژانویه 1982، که از «نگرانی های درخصوص اقدام مصر به استرداد این جزایر به صاحبان سعودی آن بعد از بازگشت روابط قاهره و ریاض به ح عادی» سخن می گوید.8- مقاله «محمد البرادعی» (دیپلمات مصری)، که در جولای 1982 با عنوان «معاهده صلح مصر و و کشتیرانی در خلیج العقبه» در مجله «حقوق بین الملل» منتشر شد. در این مقاله آمده است «جزایر تیران و صنافیر از سال 1950 به مصر درآمده است، در حالی که عربستان سعودی ادعای مالکیت آنها را می کند و می گوید این جزایر داخل آب های منطقه ای عربستان واقع است در حالی که تنگه تیران که بین جزیره تیران و ساحل سینا واقع شده، داخل آب های منطقه ای مصر قرار دارد و این یک آبراه حیاتی در بخش کشتیرانی است.»9- حکم شماره 27 ریاست جمهوری مصر در سال 1990 در ارتباط با این جزایر.در هر حال، برخی معتقدند دلیل طرح بحث واگذاری این جزایر در شرایط فعلی منطقه این است که پس از بهار عربی، سقوط مبارک، روی کار آمدن ت اخوانی و سپس سقوط آن به دست نظامیان اقتصاد مصر روند رو به افولی را شروع کرده و هر روز این روند افولی بیشتر می شود. در این مدت، ت عربستان با سخاوتمندی های مالی خود ت نظامیان را سر پا نگه داشت. به این ترتیب، ناظران معتقدند ت مصر برای ادای دین به سعودی و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و بحران های داخلی نیازمند جذب سرمایه برای گرداندن چرخ اقتصاد است. شاید واگذاری این جزایر- صرف نظر از استدلال ها و اسناد و بحث های تاریخی- بتواند اندکی از بار مشکلات اقتصادی این کشور بکاهد.
رقیب کُشی «السیسی» در انتخابات مصر؛ ابعاد و پیامد هابه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، پس از سلسله فشارهای بزرگی که بر روی مهم ترین چهره های رقیب «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهور کنونی مصر برای ا اج آنان از دور رقابت اعمال شد، کمیته ملی انتخابات مصر سرانجام دوشنبه 29 ژانویه 2018 از پایان وقت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری پس از 10 روز از آغاز آن خبر داد.هیأت ملی انتخابات مصر شب به صورت رسمی اعلام کرد: «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهوری کنونی و «موسی مصطفی موسی» رئیس حزب الغد، شرایط قانونی لازم را برای نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری دارا هستند.السیسی به صورت رسمی نامه حمایت 549 مجلس و تاییدیه حمایت 161 هزار و 707 نفر را به این هیأت ارائه داده است و مصطفی موسی نامزد دیگر نیز تاییدیه 26 پارلمان را ارائه داده است اما تاییدیه حمایت شهروندان عادی را ارائه نکرده است. بنابراین احتمال می رود که انتخابات به سمت انتخابات غیر رقابتی هدایت شود؛ بدین ترتیب سوال هایی درباره پیامدهایی که حرکت در مسیر انتخابات غیر رقابتی می تواند بر آینده اوضاع داخل مصر و نقش منطقه ای آن داشته باشد، مطرح می شود.چه انی خواهان رقابت با السیسی بودند؟به گزارش مرکز مطالعات راهبردی «الفکر»، نظام السیسی تد ری شدید علیه ک داهایی که مایل به پیوستن به گردونه رقابت با او بودند، به کار بست. این کار با احمد شفیق، نخست سابق و رقیب محمد مرسی، رئیس جمهوری سابق مصر در انتخابات سال 2012، آغاز شد.سرتیپ شفیق در 29 نوامبر 2017 از تصمیم خود برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خبر داد و به دنبال آن بلافاصله به هجمه های گسترده رسانه های تی مصر معترض شد و در عوض به نحوی آشکار اقدامات شدید علیه شفیق اوج گرفت وی سپس اعلام کرد که مقامات امارات مانع وج او از این کشور شدند. شفیق از زمان ش ت در انتخابات 2012 در امارات به سر می برد و معلوم شد که مقامات این کشور به سفارش همتایای مصری خود شفیق را ممنوع ال وج د.به محض اینکه شفیق در دسامبر 2017 توانست از امارات به قاهره بازگردد هواپیمای حامل وی هنگامی که به زمین نشست تحت تد ر شدید امنیتی قرار گرفت و پس از یک ماه از اقامت شبه اجباری شفیق در یکی از هتل های لو قاهره، وی در هفتم ژانویه 2018 خطاب به مصری ها از پشیمانی خود برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 خبر داد.وی در توجیه انصراف خود از نامزدی در انتخابات در صفحه شخصی خود در توئیتر گفت: فردی کامل تر برای هدایت امور کشور در مقطع پیش رو وجود ندارد و از خداوند متعال می خواهم که به تلاش های ت در تکمیل مسیر توسعه و رسیدن به مصر عزیز برکت دهد.به گفته نیویورک تایمز مقامات مصری شفیق را تحت فشارهای شدید گرفتند تا وادار به عقب نشینی از رقابت کنند بنا به اظهاراتی که به یکی از وکلای شفیق نسبت داده شده حکومت مصر او را تهدید کرد که اتهامات قبلی علیه وی درباره فساد را بررسی خواهد کرد.نزاع پنهان در نهاد نظامی مصرقوی ترین موضع السیسی علیه سرتیپ سامی عنان رئیس اسبق ستاد کل مصر بود که در نوزدهم ژانویه 2018 نامزدی رسمی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری این کشور اعلام کرد.در صورتی که ت مصر به پیشبرد سناریو خود (حذف کامل رقبا) ادامه بدهد با مشکل روی گردانی مردم از حضور در انتخابات روبه رو می شود، چون احتمال می رود که میزان مشارکت مردمی به سطحی بی سابقه تنزل کند آن هم در شرایطی که بخشی از جامعه مصر مخالف مسیر به قدرت رسیدن السیسی بود آن هم با کودتا..او در صفحه شخصی خود در از نهادهای مدنی و نظامی مصر خواست در انتخابات بی طرف باشند بلافاصله او از طرف فرماندهی کل نیروهای مسلح برای بازجویی فراخوانده شد، این نهاد بیانیه نامزدی عنان را تحریک صریح علیه نیروهای مسلح به منظور ایجاد شکاف بین و ملت بزرگ مصر دانست.در بیانیه ای که تلویزیون رسمی مصر در 23 ژانویه 2018 پخش کرد، مصر این عضو ارشد نیروهای مسلح را به ارتکاب تخلفات قانونی و نقض آشکار قوانین خدمت در نهاد نظامی متهم کرد و در 23 ژانویه 2018 کمیته عالی انتخابات مصر عنان را از فهرست واجدان شرایط رای دهی هم حذف کرد، به این بهانه که سامی عنان هنوز از بازنشسته نشده است.به دنبال آن حکم بازداشت نظامی سامی عنان را به جرم دست داشتن در جعل مدارک و تخلفات انتخاباتی صادر کرد. بازداشت سامی عنان که به احتمال زیاد به منظور محاکمه وی صورت گرفت موجب شد که ستاد انتخاباتی عنان از توقف کار خود تا اطلاع ثانوی خبر دهد.عنان این ژنرال کارکشته مصر، همچنین هشام جنینه را جانشین خود در تبلیغات انتخاباتی مربوط به امور مبارزه با فساد کرده بود، جنینه پیش تر از ریاست سازمان حسابرسی مرکزی مصر کنار گذاشته شده بود، آن هم پس از اینکه گفته بود صورت حساب فساد در مصر به ششصد میلیارد جنیه یعنی 34 میلیارد دلار می رسد.جنینه هنگامی که سوار بر خودروی شخصی خود در مسیر حضور در جلسه اعتراض به دستور برکناری وی از سمتش بود از سوی افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفت و «علی طه»، او پلیس را به تلاش برای قتل موکلش متهم کرد چون او را در حالی که خون از بدنش جاری بود در اداره پلیسی که به آنجا منتقل شد، رها کرد و به بیمارستان نرساند.طه گفت که خود او نیز از اداره پلیس بیرون رانده شد و هیچ راه تماسی با موکلش ندارد. جنینه همچنین به دفتر دادستانی کل رفته تا ابلاغیه رسمی علیه وزارت کشور تقدیم کند که در آن وزارت کشور را به ممانعت از دریافت موکلش از درمان لازم برای وضعیت بحرانی او متهم می کند.در میان بخش هایی از جامعه مصر اعتقاد بر این است که سرویس های امنیتی ممکن است پشت حمله به جنینه قرار داشته باشند تا تاوان جرات وی برای انتقاد از فساد رژیم سپس جسارت او برای پیوستن به هجمه های ضد مبارزات انتخاباتی السیسی باشد.سیاست السیسی در حذف مخالفان از صحنه رقابت های انتخاباتی مشمول احمد قنصوه یک سرهنگ مصر نیز شد. او در دسامبر 2017 در کلیپی که در منتشر کرد در پوشش نظامی نامزدی خود را در انتخابات ریاست جمهوری با هدف نجات کشورش از اوضاع وخامت بارش اعلام کرد.در واکنش به نامزدی قنصوه، دادگاهی نظامی در شمال قاهره در تاریخ 19 دسامبر 2017، او را پس از محکوم شدن به « نقض احکام و قواعد نظامی»، به شش سال زندان محکوم کرد.این دادگاه سه اتهام به قنصوه وارد کرد شامل ظاهر شدن با لباس نظامی در کلیپی ویدیویی در شبکه اجتماعی و بیان دیدگاه هایی در پوشش نظامی و اظهار نظر در حالی که هنوز عضو نهاد نظامی مصر است که برخلاف ا امات و دستورالعمل های نظامی است.محمد انور عصمت سادات هم در سایه اقداماتی که قبلا علیه وی شده و بیم تشدید آن انصراف خود را از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و خالد علی چپ گرای معروف مصر هم پس از مشاهده تد ر سختگیرانه ای که علیه سامی عنان، رئیس سابق ستاد کل مصر صورت گرفت از حضور در انتخابات انصراف داد.واکنش ها به سیاست انتخاباتی السیسیاز سوی دیگر، رژیم مصر تحت تاثیر انتقاد شدید قرار گرفت، مهمترین آنها انتقاد سناتور «جان مک کین»، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای بود که از ت مصر خواسته است که به «روح انقلاب 25 ژانویه» و آرمان های دموکراتیک مصری ها احترام بگذارد.مک کین در بیانیه ای به مناسبت سالگرد انقلاب 25 ژانویه 2011 آنچه را او «سرکوبگری» رئیس جمهور مصر، عبدالفتاح السیسی علیه مخالفان و دستگیری دو نامزد ریاست جمهوری توصیف کرد، محکوم کرد و امکان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه در مصر را شک برانگیز خواند.مک کین گفت: تمام نامزدها باید فرصت های برابر داشته باشند، اما در عوض تعدادی از نامزدها دستگیر شده و مجبور به عقب نشینی شده اند، علاوه بر اینکه فضای سرکوب ایجاد شده و ترس از مجازات بیشتر وجود دارد، بنابراین بدون رقابت واقعی، تصور اینکه این انتخابات می تواند آزاد یا عادلانه باشد، دشوار است.گروهی از چهره های عمومی در مصر بانی گسترش ایده تحریم انتخابات ریاست جمهوری ماه مارس این کشور شدند، این گروه استفاده رژیم مصر از دستگاه های اداری و امنیتی خود برای ممانعت از برگزاری شفاف انتخابات را محکوم کرد.از جمله اعضای این گروه دعوت کننده به تحریم انتخابات، «عبدالمنعم ابوالفتوح» سیاستمدار گرایی که در انتخابات سال 2012 شرکت داشت، « هشام جنینه» رئیس سابق سرویس حسابرسی مرکزی بزرگ ترین نهاد نظارتی در مصر که به عنوان معاون «سامی عنان» در مبارزات انتخاباتی او همکاری می کرد، «محمد انور السادات»، نامزد انتخابات سال 2012 ، «حازم حسنی»، علوم قاهره، «عصام حجی»، مشاور «عدلی منصور» رئیس جمهور موقت سابق مصر است.
این گروه در بیانیه ای از آحاد مردم مصر خواست انتخابات ریاست جمهوری را کاملا تحریم کرده و نتیجه آن را به رسمیت نشناسند.با تمام شدن ثبت نام برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری مصر روند این انتخابات تقریبا روشن است به گونه ای که با رقابتی نامتوازن بین السیسی و رئیس حزب الغد مصر فرآیند برگزاری انتخابات صوری در مصر تقویت می شود و همه این اقدامات به منظور پاسخ به ا امات قانونی و ادعا درباره انتخاب السیسی از طریق انتخابات مردمی صورت می گیرد.با این وجود تعلیق انتخابات هم بعید نیست چون در صورت بالا رفتن هزینه اجرای سناریوی رقابتی صوری احتمال تعویق آن وجود دارد بخصوص اگر حمله تروریستی بزرگی اتفاق افتد و در چنین مواردی رژیم ابزارهای خود را برای جمع آوری امضاهای زیادی تحریک می کند تا چتر حمایتی مردمی برای به تعویق افتادن انتخابات فراهم شود و حضور السیسی در قدرت به بهانه تهدیدهای امنیتی ادامه یابد.پیامدهای بزرگی انتخابات صوری در مصربا محدود شدن رقبای انتخابات ریاست جمهوری مصر به السیسی و رئیس حزب الغد، تمایل ت مصر به برگزاری انتخابات غیر رقابتی تایید شد.در صورتی که رژیم حاکم بر مصر به پیشبرد سناریوی خود ادامه بدهد با مشکل روی گردانی مردم از حضور در انتخابات روبه رو می شود، چون احتمال می رود که میزان مشارکت مردمی به سطحی بی سابقه تنزل کند آن هم در شرایطی که بخشی از جامعه مصر مخالف مسیر به قدرت رسیدن السیسی بود آن هم با کودتا علیه رئیس جمهوری منتخب و بخش دیگری از جامعه مصر هم از سیاست های اقتصادی السیسی که موجب بالا رفتن قیمت ها و افزایش درد و رنج اقشار بزرگی از جامعه مصر شد آسیب دیدند و در سایه تد ری که سرویس های امنیتی رژیم مصر برای حذف نامزدهای رقیب السیسی اتخاذ د این رژیم مجبور به دستکاری در نتایج انتخابات است.این امر تنش های و اجتماعی را افزایش خواهد داد و پیامدهای جدی و منفی بر ثبات در مصر و وضعیت ، اقتصادی و امنیتی این کشور خواهد داشت، این امر رژیم را در مرحله بعدی به سوی استبداد و تعطیلی بیشتر هدایت می کند که می تواند مصر را به کودتای نظامی یا ناآرامی های اجتماعی ممتدی منتهی کند همچنین موجب کاهش نقش مصر در سطوح منطقه ای و بین المللی می شود، به ویژه پس از آنکه مناقشه به خود نهاد نظامی مصر هم نفوذ پیدا کرد.هیأت ملی انتخابات مصر اعلام کرد انتخابات ریاست جمهوری این کشور 26 تا 28 ماه مارس (6 تا 8 فروردین 97) برگزار می شود.
عبدالفتاح السیسی در هشتم ژوئن سال 2014 با ب 96.9 درصد آراء عهده دار پست ریاست جمهوری شد و در تاریخ هفتم ژوئن 2018 (17 داد 1397) دوران چهارساله ریاست جمهوری اش به پایان می رسد و بدین ترتیب رئیس جمهور جدید باید از ماه ژوئن سال 2018 آغاز به کار کند.بر اساس قانون مصر، حتی اگر یک نامزد برای انتخابات وجود داشته باشد یا نامزدهای دیگر کناره گیری کنند و فقط یک نامزد باقی بماند، رأی گیری باید انجام شود و رئیس جمهور برای پیروزی در این رقابت دست کم باید پنج درصد آراء را از آن خود کند و اگر نامزدی این میزان رأی را ب نکند، هیات عالی انتخابات طی 15 روز، بار دیگر نام نویسی برای نامزدهای جدید را آغاز می کند.بر اساس قانون انتخابات ریاست جمهوری مصر، هر که قصد نامزدی برای این انتخابات را داشته باشد، یا باید تاییدیه و حمایت 25 هزار شهروند مصری در 15 استان را داشته باشد یا دست کم 20 مجلس (از مجموع 596 ) توصیه نامه و تاییدیه ای مبنی بر صلاحیت آن فرد برای ریاست جمهوری را امضا کنند.منبع: فارس
گروه بین الملل برهان/ محمد رادمرد؛ در اکتبر سال 1981م. اتفاقی در قاهره ی مصر افتاد که جهان را تکان داد. فرعون مصر به دست یک جوان انقل عضو گروه «الجهاد» ترور شد. اگرچه مرگ «انور سادات» نیز نتوانست ساختار حاکمیتی را که از عدم مشروعیت و مقبولیت در میان مردم مصر رنج می برد، درمان نماید، اما توانست عمق اعتراض جامعه را به سیاست های حاکمین این کشور که بر مبنای قیام افسران جوان در سال 1952م. ایجاد شده بود، نشان دهد. آنچه مقاله ی حاضر به دنبال واکاوی آن است، دلایل فوران این اعتراض است.چه مسایلی در جامعه و سیاست مصر در حال وقوع بود که «خالد بولی» را وادار نمود که طی یک حرکت برنامه ریزی شده با یاران خود در گروه الجهاد، اقدام به ترور رییس حکومت د؟ به عبارتی علمی تر، بسترها و زمینه های قیام خالد بولی و گروه الجهاد چه بود؟ بر این اساس این مقاله پس از نگاهی گذرا و کوتاه به دفاعیات خالد بولی، سه دلیل را به عنوان علل عمده ی قیام او و یارانش بر می شمرد. غرب گرایی، ضدیت با و توافق با اسراییل آن سه دلیل عمده اند. ناگفته پیداست که میان سه دلیل ذکر شده، حلقه های اتصالی وجود دارد که آن ها را از یک دیگر تفکیک ناپذیر می سازد. اما مقاله ی حاضر برای واکاوی بیش تر و بهتر موضوع، استدلال های خود را در این چارچوب د نموده و به تحلیل آن می پردازد.
دستگیری و دفاعیات خالد بولی
به دنبال ترور انور سادات، ستون های حکومت مصر به لرزه افتاد. حکومتی که در ابتدا مبهوت مانده بود، برای نشان دادن زهر چشم خود بیش از سه هزار نفر را دستگیر و روانه ی زندان نمود.[1] خالد بولی که پس از ترور دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفته بود، در دادگاه مسایلی را مطرح نمود که به جرأت می توان گفت درد دل مردم مصر بود. او به نکاتی اشاره نمود که اگر به آن ها با دقت نگاه کنیم، می توانیم سه عامل یاد شده را در بطن آن ها دری م.'
خالد بولی در میان سخنان خود به فساد در ایمان و عقیده ی سران انقلاب فرمایشی(قیام افسران آزاد 1952م.)، وابستگی در سیاست خارجی، ش ت اقتصادی، کشتار فرزندان ، از جمله متفکر بزرگ «سید قطب»، امضای قرارداد با دشمن غدار ، اسراییل اشاره نمود.[2] او هر یک از موارد مطرح شده را در وقت مختصر و محدود خود تشریح نمود. خالد اگرچه نتوانست رژیم حاکم بر مصر را به تفکر درباره ی عملکرد خود وا دارد، اما به جهانیان اثبات نمود آنچه از سوی حاکمیت مصر تبدیل به سیاست می شود و در عرصه ی سیاست داخلی و خارجی بازخورد می یابد، بسیار با شه و تفکر مردم مصر متفاوت است. با وقایع اخیر مصر و پیروزی بیداری ی و بازگشت به صحنه ی اجتماع و سیاست، مردم این کشور حلقه ی مفقودی را که سال ها پیش از آن، خالد آن ها را مورد تأکید قرار داده بود، باز یافتند. بر این اساس در ادامه این مطلب به کالبد شکافی عواملی که به ترور انور سادات انجامید، می پردازیم.
بسترهای ترور انور سادات:
1. سیاست های ضد گرایانه ی رژیم مصر
در سال 1952م. «ملک فاروق» که از نوادگان «محمد علی پاشا» بود، بر کشور مصر حکم می راند. عدم مشروعیت حکومت او در میان مردم باعث گردید تا زمینه برای کودتا بر ضد وی فراهم شود. این گونه بود که تعدادی از افسران جوان که مغز متفکر آن ها «جمال عبدالناصر» بود، بر ضد رژیم سلطنتی مصر قیام نمودند و آن را سرنگون ساختند و ژنرال «نجیب» را به قدرت رساندند.[3] اما انقلاب مصر نیز مانند بسیاری از ها و قیام های دیگر به تدریج مسیر انحرافی را در پیش گرفت و به دیکتاتوری یک فرد تبدیل شد. قیام افسران آزاد که در سال 1952م. از یک ایدئولوژی محافظه کارانه برخوردار بود، رویکرد انقل نداشت. اگرچه قیام آن ها از پشتیبانی هیچ منبع ایدئولوژیک برخوردار نبود اما به تدریج به سمت ناسیونالیسم انقل گرایش پیدا کرد. در حالی که افسران در ابتدا گرایش ها و تمایل های مذهبی هر چند کمی داشتند و با گروه های ی در تعامل و ارتباط بودند، اما با کنار رفتن ژنرال نجیب از رأس قدرت و به قدرت رسیدن ناصر، مفاهیمی چون پان عربیسم، سوسیالیسم و پوپولیسم به عنوان رویکرد جدید رژیم ناصر مورد استفاده قرار گرفت.[4]ناصر فراموش نموده بود که مصر کشوری ی است که تا پیش از این در زیر لوای امپراطوری عثمانی و خلفای آن به سر می برده است، اما کاریزمای او در میان مردم مصر، بروز واقعیت ها را مدتی به تأخیر انداخت. کاریزمایی که ناشی از پوپولیسم و فریب مردم بود. همان گونه که پس از ش ت از اسراییل در سال 1967م. به شکل نمادین از قدرت کناره گرفت و سرانجام بنا به حضور مردم در خیابان ها به قدرت بازگشت. این کاریزما باعث گردید تا وی به تدریج به شکلی لجام گسیخته و مستبدانه افسار قدرت را به سمت یک دیکتاتوری تمام عیار سوق دهد.
این گونه بود که در سال 1954م. به دنبال نمایش ترور نافرجام وی که از سوی خود او ترتیب داده شده بود، ت به سراغ گروه های مذهبی و به طور خاص «اخوان المسلمین» رفت. ناصر از پتانسیل مذهبی مردم مصر آگاه بود و از قدرت مذهب احساس خطر می نمود. به همین دلیل در برخورد با اخوان المسلمین چاره ای جز سرکوب نداشت. بنا بر این فرصت ضربه ی کاری به اخوان المسلمین فراهم شد «در 9 دسامبر، 6 تن از اعضای ی اخوان، بالای چوبه ی دار رفتند و هزاران تن از آنان دستگیر، گشته و جمعیت به طور کامل متلاشی گردید.»[5]
پس از ناصر، سادات به قدرت رسید. او در ابتدا تلاش نمود تا در برخورد با نیروهای گرا بر خلاف سلف خود، عمل نماید. در واقع آنچه سادات در ذهن داشت، بهره برداری از حرکت های ی در جهت تثبیت خود و حکومتش بود. او ت خود را ت علم و ایمان لقب داد و با این شعار تلاش نمود تا هم چون دوران امپراطوری عثمانی، خود را خلیفه ی مؤمنین(!) نشان دهد. اما آنچه او از گرایش به مذهبیون و تظاهر به دین داری در ذهن داشت، این بود که با کمک احزاب ی تلاش کند تا بر جریان های حامی عبدالناصر و گروه های چپ که در مصر پس از ناصر هم چنان نیرومند بودند، چیره شود. سادات می خواست با سرکوب و منزوی نمودن این گروه ها، ارکان قدرت خویش را محکم تر نماید. به همین دلیل بود که اعضای زندانی اخوان المسلمین و های ی دیگر هم چون «جماعت»، «تکفیر» و طرفداران «سید قطب» و ... را از بند رها نمود و آنان را بار دیگر به عرصه ی باز گرداند.[6]انقلاب مصر نیز مانند بسیاری از ها و قیام های دیگر به تدریج مسیر انحرافی را در پیش گرفت و به دیکتاتوری یک فرد تبدیل شد. قیام افسران آزاد که در سال 1952م. از یک ایدئولوژی محافظه کارانه برخوردار بود، رویکرد انقل نداشت. اگرچه قیام آن ها از پشتیبانی هیچ منبع ایدئولوژیک برخوردار نبود اما به تدریج به سمت ناسیونالیسم انقل گرایش پیدا کرد.اما این سیاست دوام چندانی نداشت. زمانی که از یک سو او به اه خود رسید و از سوی دیگر موج گرایی دوباره در مصر هویدا شد، انور سادات به سرکوب گرایان پرداخت. در واقع آنچه بیش از همه سادات را ترساند، مهم ترین تحولی بود که آن زمان در منطقه ی خاورمیانه روی داده بود: «انقلاب ی ایران» با پیروزی انقل با رنگ و بوی ی در ایران که یی ها از آن به عنوان جزیره ی ثبات و ژاندارم منطقه یاد می نمودند، سادات که تا این زمان با گروه های گرا با مدارا برخورد می نمود، سیاست چماق و هویج را در برابر آنان در پیش گرفت. او از طرفی تلاش می نمود تا در برابر دین مردم ایستادگی نکند و در این راستا شریعت را به عنوان یکی از ارکان قانون گذاری در اجتماع مورد استفاده قرار داد و از سوی دیگر تلاش می نمود تا گروه های گرا را سرکوب کند. سیاستی که تناقض از درون آن می بارید. در راستای همین سیاست سرکوب بود که او اقدام به تأسیس یک سازمان اطلاعاتی در مصر نمود. سازمانی که زیر نظر «ریچارد هلمز» یی در مصر تشکیل شده بود. [7] گویا یی ها در هراس بودند که مبادا سرنوشت مصر نیز هم چون ایران شود. اما ترور انور سادات بیانگر خشم مردم مسلمان مصر در برابر سیاست های ضد ی او و سلفش در این کشور بود.
2. غرب گرایی
از آن جا که حکومت سلطنتی مصر حکومتی زیر نظر استعمارگران انگلیسی بود، با قیام افسران جوان به طور طبیعی حکومت جدید رنگ و بویی ضد غربی به خود گرفت. برخوردها و رویارویی ها با اسراییل نیز دلیل مضاعفی می شد تا حکومت جدید مصر به سمت رویارویی و ضدیت با غرب پیش رود. اگرچه این رویارویی به عنوان یک تقابل مستقل نمود. ناصر در تقابل با غرب به آغوش شرق (شوروی) افتاده بود. به ویژه آن که شوروی به شدت از او پشتیبانی می کرد. نمونه ی بارز این پشتیبانی زمانی بود که ناصر کانال سوئز را ملی نمود. اسراییل و انگلستان به مصر اعلام جنگ دادند و اگر اولتیماتوم شوروی به غرب نبود، به طور قطع مصر در این جنگ ش ت سختی می خورد.
گرایش به چپ در کل دوران حکومت ناصر ادامه داشت. این گرایش با نوعی تمایل ملی گرایانه به پان عربیسم آمیخته بود. گرایشی که در آن زمان تعدادی از کشورهای جهان عرب، هم چون ، یمن و لیبی به آن دچار بودند. در مقابل این گرایش همان طور که گفته شد، ناصر به شدت سیاست های ضد مذهبی را دنبال می کرد، زیرا نه دیدگاه های چپ، تاب تحمل گرایی را داشتند و نه ملی گراها. از نگاه هر دوی این ایدئولوژی ها، رناتیوی بود که می توانست شه و تفکر آنان را از بنیان به چالش بطلبد. به خصوص که به شدت در میان مردم خواهان دارد. اما با مرگ ناصر، گرایش به شوروی به یک باره پایان یافت.
انور سادات در همه ی ابعاد به آغوش غرب رفت. او بعد از جنگ 1973م. به تدریج به سمت غرب گرایش یافت. انور سادات در سال 1976م. قرارداد دوستی با شوروی را یک جانبه لغو نمود. روابط با لیبی نیز به تیرگی گرایید. او از سال 1987م. اقدام به جایگزینی سلاح های یی و غربی به جای سلاح های روسی نمود. در همین راستا کمک های نظامی و اقتصادی فراوانی به رژیم های سودان و شورشیان هوادار «حسن هابره» در چاد، ارسال کرد. انور سادات هم چنین در جریان جنگ تحمیلی و حمله ی عراق به ایران، کمک های شایان توجه ای به عراق نمود. تمامی این اقدام های انور سادات خشم مردم مصر را در پی داشت، به طوری که موارد گفته شده به همراه امضای قرارداد «کمپ دیود» باعث شورش ها و تظاهرات گسترده ای در این کشور شد.[8]
در همین راستا، انور سادات مدل اقتصادی خود را نیز هم چون غرب به سمت رها تمرکز تی و اقتصاد آزاد پیش برد. بعد از سال ها، اقتصاد متمرکز تی در زمان ناصر، اقتصاد این کشور آمادگی لازم برای ورود به اقتصاد بازار آزاد را نداشت. در واقع در وضعیتی که سیستم کنترلی تبدیل نشدن لیبرالیسم اقتصاد نوظهور و تازه تأسیس به یک تاراج اقتصادی وجود نداشت، گرایش ناگهانی به سمت بازار آزاد، نسل جدیدی از مؤسسه های بازرگانی و سفته بازان را به وجود آورد که روش های آنان اقتصاد مصر را به عقب راند. در ژانویه ی 1977م. بود که قطع کمک های اقتصادی ت برای پایین نگه داشتن قیمت کالاهای مهم و اساسی موجب بروز شورش های گسترده در این کشور شد.[9]
سادات در گرایش به غرب پا را از این نیز فراتر نهاد و از حکومت تک حزبی ناصر به سمت سیستم چند حزبی حرکت کرد. مسلم است که برای فردی که سودای ریاست جمهوری مادام العمر را در سر داشت، این حرکت جز یک بازی برای فریب مردم نبود. این گونه بود که در سال 1976م. سادات اتحادیه ی سوسیالیست عرب را که تنها حزب قانونی مصر در سیستم تک حزبی جمال عبدالناصر بود، منحل کرد. انحلال این حزب بیانگر حرکت سیاست داخلی این کشور از سیستم سوسیالیستی مورد حمایت شوروی به سمت یک نظام به سبک و سیاق غرب بود. جالب آن که حزب مخالف سوسیال لیبرال آن چنان از خواسته های بی چون و چرای سادات حمایت می کرد که « حزب مزبور «مصطفی کامل مراد» داوطلب شد تا سادات را در سفرش به بیت المقدس در سال 1977م. همراهی کند.»[10]
اما سرانجام سادات نتوانست حتی همین پلورالیسم ظاهری را نیز تحمل کند. در جریان سفر وی به اسراییل، هنگامی که «مناخیم بگین» نخست وقت اسراییل از احتمال ناتوانی مصر از انجام تعهداتش در قبال وج اسراییل از صحرای سینا ابراز نگرانی نمود، سادات برای کاهش نگرانی او از نگرش های ضد صهیونیستی مردم مصر، سیستم چند حزبی را کنار نهاد و در مقابل سیاست سرکوب را در پیش گرفت، عملی که در نهایت به مرگش منجر شد.[11]
3. پذیرش اسراییل
اما آنچه ضربه ی نهایی و کاری را به انور سادات زد، گرایش او به سمت اسراییل بود. در واقع انور سادات با این حرکت خود، حجت را بر مخالفین گرای خود تمام نمود. او در سال 1977م. در یک اقدام شگفت انگیز که خشم و تعجب مردم مصر و جهان را برانگیخت، به اسراییل سفر نمود. در واقع سادات با این حرکت خود عملاً اسراییل را به رسمیت شناخت. حرکتی که ادامه اش منجر به امضای قرارداد صلح بین مصر و اسراییل معروف به قرارداد کمپ دیوید شد. بدین ترتیب سادات یک جانبه و با دخ و شخص «کارتر» قراردادی را با بناخیم بگین، نخست رژیم صهیونیستی امضا نمود که خشم کشورهای عربی و ی را برانگیخت. بسیاری از کشورهای عربی رابطه ی خود با مصر را قطع نموده و یا آن را به ح تعلیق درآوردند. بر اساس این قرارداد توافق شده بود که اسراییل اراضی شده ی سینا را به مصر بازگرداند و طی سه مرحله در سال های 1980، 1981 و 1982 میلادی به این کشور واگذار نماید و در مقابل مصر نیز اسراییل را مورد شناسایی قرار داده و با این کشور ترک مخاصمه نماید.[12]
این مسأله برای مصری ها بسیار گران تمام شد. کشوری که از نظر تمامی گروه های گرای مصر دشمن ذاتی بود، اینک به دوست تبدیل شده بود. به ویژه آن که قرار بود طرفین روابط خود را در حد سفارت برقرار نمایند. اگرچه مصر در قبال این حرکت که حیثیت بین المللی آن را در جهان از بین برد، امتیازها یی از غرب گرفت، اما مصر اعتبار گذشته ی خود را به عنوان کشوری که در جهان عرب در کنار کشورهایی چون عربستان داعیه دار ی بود، از دست داد. همان طور که گفته شد به جرأت می توان گفت این مسأله بیش از هر چیز در حرکت گروه الجهاد و در رأس آن ها خالد برای ترور انور سادات تأثیر داشت.
سخن آ
در این مقاله تلاش نمودیم تا به بررسی بسترهای قیام خالد در مقابل انور سادات که سرانجام به قیمت شهادت او تمام شد، بپردازیم. همان طور که گفته شد، قیام خالد اگرچه نتوانست ساختار مصر را تغییر دهد، اما می توانست برای حاکمین ت های ی و رأس آن ها جهان عرب و علاوه بر آن ها غرب، هشداری باشد تا به زمینه های مردمی که در کشورهای ی وجود دارد، پی ببرند. اما حاکمیت مصر تلاش نمود تا با دستگیری های گسترده ی یون به حرکت خالد پاسخ دهد. بدین ترتیب حکومت مصر عملاً فضای خفقانی را که در این کشور وجود داشت بیش از پیش مسدود نمود. آنچه ما امروز تحت عنوان بیداری ی در کشور مصر و کشورهای منطقه می بینیم، نتیجه ی همان خفقان هاست. توجه ن به بسترهای و در مقابل آن گرایش به سوی غرب باعث گردید تا به تدریج ن یتی ها در این کشور بر روی هم انباشت شود و سرانجام به دنبال یک خودسوزی ساده در تونس، بازی دومینو از قاره ی آفریقا به راه بیفتد و دامن مصر را نیز بگیرد. «مبارک» که رفتار سلف خود را در پیش گرفته بود، از رأس هرم قدرت سقوط نمود. او که زمانی خود اخوانی ها را با قفس به زندان می برد، با قفس به زندان رفت.(*)
پی نوشت ها:
1- مهدی تکیه ای، مصر، تهران ، وزارت امور خارجه، مؤسسه ی چاپ و انتشارات ‏‫، 1375، ص 63
2-م عات تاریخی خالد بولی(2) ، مجله ی درس هایی از مکتب ، اسفند 1361، شماره ی 264، صص 6-64
3- کوثری، تاریخچه ی روی کار آمدن ت نوین مصر، مجله، آبان 1349، شماره ی 83، ص1323
4- حمید کریم نیا، موقعیت مصر در مواجهه با سنت و لیبرالیسم، مجله ی مطالعات آفریقا، بهار و تابستان 1388، شماره ی 19، ص 81
5-ریچارد میشل، تاریخ جمعیت اخوان المسلمین از آغاز تا امروز، ترجمه: سید هادی خسرو شاهی، تهران، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1386، ص 405
6- صالح الوردانی، مصر، نگاه از درون، مجله ی کیهان فرهنگی، آبان 1382، شماره ی 205، صص9 و 19
7- سادات و ی مصر/ سیری در مطبوعات، مجله ی درس هایی از مکتب ، اسفند 1358، سال نوزدهم، شماره ی 12، ص 58
8- مهدی تکیه ای، همان، ص 63
9- احمد محمد، رشد بنیادگرایی ی در مصر، اطلاعات - اقتصادی، فروردین 1367، شماره ی 18، صص 18-23
10- احمد محمد، همان، ص 23
11- همان
12- مهدی تکیه ای، همان، صص 62-63
*محمد رادمرد؛ پژوهشگر تاریخ معاصر/انتهای متن|
به گزارش مشرق، پس از سلسله فشارهای بزرگی که بر روی مهم ترین چهره های رقیب «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهور کنونی مصر برای ا اج آنان از دور رقابت اعمال شد، کمیته ملی انتخابات مصر سرانجام دوشنبه 29 ژانویه 2018 از پایان وقت ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری پس از 10 روز از آغاز آن خبر داد.
هیأت ملی انتخابات مصر شب به صورت رسمی اعلام کرد: «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهوری کنونی و «موسی مصطفی موسی» رئیس حزب الغد، شرایط قانونی لازم را برای نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری دارا هستند.السیسی به صورت رسمی نامه حمایت 549 مجلس و تاییدیه حمایت 161 هزار و 707 نفر را به این هیأت ارائه داده است و مصطفی موسی نامزد دیگر نیز تاییدیه 26 پارلمان را ارائه داده است اما تاییدیه حمایت شهروندان عادی را ارائه نکرده است. بنابراین احتمال می رود که انتخابات به سمت انتخابات غیر رقابتی هدایت شود؛ بدین ترتیب سوال هایی درباره پیامدهایی که حرکت در مسیر انتخابات غیر رقابتی می تواند بر آینده اوضاع داخل مصر و نقش منطقه ای آن داشته باشد، مطرح می شود.چه انی خواهان رقابت با السیسی بودند؟
به گزارش مرکز مطالعات راهبردی «الفکر»، نظام السیسی تد ری شدید علیه ک داهایی که مایل به پیوستن به گردونه رقابت با او بودند، به کار بست. این کار با احمد شفیق، نخست سابق و رقیب محمد مرسی، رئیس جمهوری سابق مصر در انتخابات سال 2012، آغاز شد.بیشتر بخوانید:سرتیپ شفیق در 29 نوامبر 2017 از تصمیم خود برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خبر داد و به دنبال آن بلافاصله به هجمه های گسترده رسانه های تی مصر معترض شد و در عوض به نحوی آشکار اقدامات شدید علیه شفیق اوج گرفت وی سپس اعلام کرد که مقامات امارات مانع وج او از این کشور شدند. شفیق از زمان ش ت در انتخابات 2012 در امارات به سر می برد و معلوم شد که مقامات این کشور به سفارش همتایای مصری خود شفیق را ممنوع ال وج د.به محض اینکه شفیق در دسامبر 2017 توانست از امارات به قاهره بازگردد هواپیمای حامل وی هنگامی که به زمین نشست تحت تد ر شدید امنیتی قرار گرفت و پس از یک ماه از اقامت شبه اجباری شفیق در یکی از هتل های لو قاهره، وی در هفتم ژانویه 2018 خطاب به مصری ها از پشیمانی خود برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 خبر داد.وی در توجیه انصراف خود از نامزدی در انتخابات در صفحه شخصی خود در توئیتر گفت: فردی کامل تر برای هدایت امور کشور در مقطع پیش رو وجود ندارد و از خداوند متعال می خواهم که به تلاش های ت در تکمیل مسیر توسعه و رسیدن به مصر عزیز برکت دهد.به گفته نیویورک تایمز مقامات مصری شفیق را تحت فشارهای شدید گرفتند تا وادار به عقب نشینی از رقابت کنند بنا به اظهاراتی که به یکی از وکلای شفیق نسبت داده شده حکومت مصر او را تهدید کرد که اتهامات قبلی علیه وی درباره فساد را بررسی خواهد کرد.نزاع پنهان در نهاد نظامی مصر
قوی ترین موضع السیسی علیه سرتیپ سامی عنان رئیس اسبق ستاد کل مصر بود که در نوزدهم ژانویه 2018 نامزدی رسمی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری این کشور اعلام کرد.در صورتی که ت مصر به پیشبرد سناریو خود (حذف کامل رقبا) ادامه بدهد با مشکل روی گردانی مردم از حضور در انتخابات روبه رو می شود، چون احتمال می رود که میزان مشارکت مردمی به سطحی بی سابقه تنزل کند آن هم در شرایطی که بخشی از جامعه مصر مخالف مسیر به قدرت رسیدن السیسی بود آن هم با کودتا..او در صفحه شخصی خود در از نهادهای مدنی و نظامی مصر خواست در انتخابات بی طرف باشند بلافاصله او از طرف فرماندهی کل نیروهای مسلح برای بازجویی فراخوانده شد، این نهاد بیانیه نامزدی عنان را تحریک صریح علیه نیروهای مسلح به منظور ایجاد شکاف بین و ملت بزرگ مصر دانست.در بیانیه ای که تلویزیون رسمی مصر در 23 ژانویه 2018 پخش کرد، مصر این عضو ارشد نیروهای مسلح را به ارتکاب تخلفات قانونی و نقض آشکار قوانین خدمت در نهاد نظامی متهم کرد و در 23 ژانویه 2018 کمیته عالی انتخابات مصر عنان را از فهرست واجدان شرایط رای دهی هم حذف کرد، به این بهانه که سامی عنان هنوز از بازنشسته نشده است.به دنبال آن حکم بازداشت نظامی سامی عنان را به جرم دست داشتن در جعل مدارک و تخلفات انتخاباتی صادر کرد. بازداشت سامی عنان که به احتمال زیاد به منظور محاکمه وی صورت گرفت موجب شد که ستاد انتخاباتی عنان از توقف کار خود تا اطلاع ثانوی خبر دهد.عنان این ژنرال کارکشته مصر، همچنین هشام جنینه را جانشین خود در تبلیغات انتخاباتی مربوط به امور مبارزه با فساد کرده بود، جنینه پیش تر از ریاست سازمان حسابرسی مرکزی مصر کنار گذاشته شده بود، آن هم پس از اینکه گفته بود صورت حساب فساد در مصر به ششصد میلیارد جنیه یعنی 34 میلیارد دلار می رسد.جنینه هنگامی که سوار بر خودروی شخصی خود در مسیر حضور در جلسه اعتراض به دستور برکناری وی از سمتش بود از سوی افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفت و «علی طه»، او پلیس را به تلاش برای قتل موکلش متهم کرد چون او را در حالی که خون از بدنش جاری بود در اداره پلیسی که به آنجا منتقل شد، رها کرد و به بیمارستان نرساند.طه گفت که خود او نیز از اداره پلیس بیرون رانده شد و هیچ راه تماسی با موکلش ندارد. جنینه همچنین به دفتر دادستانی کل رفته تا ابلاغیه رسمی علیه وزارت کشور تقدیم کند که در آن وزارت کشور را به ممانعت از دریافت موکلش از درمان لازم برای وضعیت بحرانی او متهم می کند.در میان بخش هایی از جامعه مصر اعتقاد بر این است که سرویس های امنیتی ممکن است پشت حمله به جنینه قرار داشته باشند تا تاوان جرات وی برای انتقاد از فساد رژیم سپس جسارت او برای پیوستن به هجمه های ضد مبارزات انتخاباتی السیسی باشد.سیاست السیسی در حذف مخالفان از صحنه رقابت های انتخاباتی مشمول احمد قنصوه یک سرهنگ مصر نیز شد. او در دسامبر 2017 در کلیپی که در منتشر کرد در پوشش نظامی نامزدی خود را در انتخابات ریاست جمهوری با هدف نجات کشورش از اوضاع وخامت بارش اعلام کرد.در واکنش به نامزدی قنصوه، دادگاهی نظامی در شمال قاهره در تاریخ 19 دسامبر 2017، او را پس از محکوم شدن به « نقض احکام و قواعد نظامی»، به شش سال زندان محکوم کرد.این دادگاه سه اتهام به قنصوه وارد کرد شامل ظاهر شدن با لباس نظامی در کلیپی ویدیویی در شبکه اجتماعی و بیان دیدگاه هایی در پوشش نظامی و اظهار نظر در حالی که هنوز عضو نهاد نظامی مصر است که برخلاف ا امات و دستورالعمل های نظامی است.محمد انور عصمت سادات هم در سایه اقداماتی که قبلا علیه وی شده و بیم تشدید آن انصراف خود را از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و خالد علی چپ گرای معروف مصر هم پس از مشاهده تد ر سختگیرانه ای که علیه سامی عنان، رئیس سابق ستاد کل مصر صورت گرفت از حضور در انتخابات انصراف داد.واکنش ها به سیاست انتخاباتی السیسی
از سوی دیگر، رژیم مصر تحت تاثیر انتقاد شدید قرار گرفت، مهمترین آنها انتقاد سناتور «جان مک کین»، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای بود که از ت مصر خواسته است که به «روح انقلاب 25 ژانویه» و آرمان های دموکراتیک مصری ها احترام بگذارد.مک کین در بیانیه ای به مناسبت سالگرد انقلاب 25 ژانویه 2011 آنچه را او «سرکوبگری» رئیس جمهور مصر، عبدالفتاح السیسی علیه مخالفان و دستگیری دو نامزد ریاست جمهوری توصیف کرد، محکوم کرد و امکان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه در مصر را شک برانگیز خواند.مک کین گفت: تمام نامزدها باید فرصت های برابر داشته باشند، اما در عوض تعدادی از نامزدها دستگیر شده و مجبور به عقب نشینی شده اند، علاوه بر اینکه فضای سرکوب ایجاد شده و ترس از مجازات بیشتر وجود دارد، بنابراین بدون رقابت واقعی، تصور اینکه این انتخابات می تواند آزاد یا عادلانه باشد، دشوار است.گروهی از چهره های عمومی در مصر بانی گسترش ایده تحریم انتخابات ریاست جمهوری ماه مارس این کشور شدند، این گروه استفاده رژیم مصر از دستگاه های اداری و امنیتی خود برای ممانعت از برگزاری شفاف انتخابات را محکوم کرد.از جمله اعضای این گروه دعوت کننده به تحریم انتخابات، «عبدالمنعم ابوالفتوح» سیاستمدار گرایی که در انتخابات سال 2012 شرکت داشت، « هشام جنینه» رئیس سابق سرویس حسابرسی مرکزی بزرگ ترین نهاد نظارتی در مصر که به عنوان معاون «سامی عنان» در مبارزات انتخاباتی او همکاری می کرد، «محمد انور السادات»، نامزد انتخابات سال 2012 ، «حازم حسنی»، علوم قاهره، «عصام حجی»، مشاور «عدلی منصور» رئیس جمهور موقت سابق مصر است.این گروه در بیانیه ای از آحاد مردم مصر خواست انتخابات ریاست جمهوری را کاملا تحریم کرده و نتیجه آن را به رسمیت نشناسند.با تمام شدن ثبت نام برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری مصر روند این انتخابات تقریبا روشن است به گونه ای که با رقابتی نامتوازن بین السیسی و رئیس حزب الغد مصر فرآیند برگزاری انتخابات صوری در مصر تقویت می شود و همه این اقدامات به منظور پاسخ به ا امات قانونی و ادعا درباره انتخاب السیسی از طریق انتخابات مردمی صورت می گیرد.با این وجود تعلیق انتخابات هم بعید نیست چون در صورت بالا رفتن هزینه اجرای سناریوی رقابتی صوری احتمال تعویق آن وجود دارد بخصوص اگر حمله تروریستی بزرگی اتفاق افتد و در چنین مواردی رژیم ابزارهای خود را برای جمع آوری امضاهای زیادی تحریک می کند تا چتر حمایتی مردمی برای به تعویق افتادن انتخابات فراهم شود و حضور السیسی در قدرت به بهانه تهدیدهای امنیتی ادامه یابد.پیامدهای بزرگی انتخابات صوری در مصر
با محدود شدن رقبای انتخابات ریاست جمهوری مصر به السیسی و رئیس حزب الغد، تمایل ت مصر به برگزاری انتخابات غیر رقابتی تایید شد.در صورتی که رژیم حاکم بر مصر به پیشبرد سناریوی خود ادامه بدهد با مشکل روی گردانی مردم از حضور در انتخابات روبه رو می شود، چون احتمال می رود که میزان مشارکت مردمی به سطحی بی سابقه تنزل کند آن هم در شرایطی که بخشی از جامعه مصر مخالف مسیر به قدرت رسیدن السیسی بود آن هم با کودتا علیه رئیس جمهوری منتخب و بخش دیگری از جامعه مصر هم از سیاست های اقتصادی السیسی که موجب بالا رفتن قیمت ها و افزایش درد و رنج اقشار بزرگی از جامعه مصر شد آسیب دیدند و در سایه تد ری که سرویس های امنیتی رژیم مصر برای حذف نامزدهای رقیب السیسی اتخاذ د این رژیم مجبور به دستکاری در نتایج انتخابات است.این امر تنش های و اجتماعی را افزایش خواهد داد و پیامدهای جدی و منفی بر ثبات در مصر و وضعیت ، اقتصادی و امنیتی این کشور خواهد داشت، این امر رژیم را در مرحله بعدی به سوی استبداد و تعطیلی بیشتر هدایت می کند که می تواند مصر را به کودتای نظامی یا ناآرامی های اجتماعی ممتدی منتهی کند همچنین موجب کاهش نقش مصر در سطوح منطقه ای و بین المللی می شود، به ویژه پس از آنکه مناقشه به خود نهاد نظامی مصر هم نفوذ پیدا کرد.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل - فاطمه محمدی پور: « جان کری» خارجه سابق اوا ماه گذشته فاش کرد که ، مصر و عربستان سعودی پیش از دستی به توافق هسته ای با تهران، ایالات متحده را به بمباران ایران ترغیب می د.وی در این ارتباط گفت: و مصر پیش از حصول توافق هسته ای به گفتند که ایران را بمباران کن، چون بمباران تنها زبان قابل فهم برای ایران است؛ اما از نظر من این یک تله بود، زیرا اگر ایران را بمباران می کرد، همین کشورها علنی ما را سرزنش می د، در حالی که مخفیانه از این بمباران حمایت می د. مهمترین دشمن ایران بوده پس اتخاذ چنین رویکردی از سوی ان آن عجیب نیست، اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که علت واقعی اتخاذ رویکرد تهاجمی مصر علیه ایران چه بوده است؟از سوی دیگر امور خارجه ترکیه پس از حمله تروریستی به مسجد مصر، پیام تسلیت رسمی برای رئیس جمهور مصر ارسال نمود. این در حالی است که ترکیه و مصر به علت حمایت ترکیه از اخوان المسلمین دارای روابط تیره هستند. تحلیلگران بر این باور هستند که ترکیه تلاش می کند جهت کاهش فشارها بر اخوان المسلمین با مصر روابط نزدیک تر برقرار نماید.جهت پاسخ به سوال فوق و بررسی مسائل ترکیه و مصر خبرنگار مهر گفتگویی با پروفسور «جفری لفور»، علوم کنتیکت امریکا انجام داده است که در ادامه می آید.*در حمله تروریستی اخیر در مصر، ترکیه ضمن تسلیت به ت سیسی یک روز هم عزای عمومی اعلام کرد. با توجه به تیرگی روابط ت اردوغان با ت سیسی که اخوان المسلمین را تروریستی می داند دلیل رویکرد اخیر آنکارا چیست؟به نظر می رسد که حرکت اردوغان گام مهمی جهت بهبود روابط با مصر که از زمان مرسی به وخامت گرائیده بود، باشد. اردوغان همچنین ممکن است تلاش کند تا مصر را از ایران و عربستان دور کند.در تابستان گذشته، مصر به طور موفقیت آمیزی روابط خود را با حکومت بشار اسد تقویت نمود. این اقدامات مخالف سیاست سعودی ها بوده و می توان حدس زد که مصر ممکن است ترکیه را به عنوان یکی از قدرتهای منطقه ای مهم واسطه در ، در کنار ایران قرار دهد.از سوی دیگر مصر از اتحادیه عرب به ی عربستان حمایت کرده است تا قطر را منزوی کند. بنابراین رفتار سیاست خارجی مستقل مصر در سال گذشته موجب شده تا اردوغان بتواند از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را کرده و مصر را از برقراری روابط نزدیک با عربستان و ایران دور کند.*برخی معتقد هستند دلیل نزدیک شدن آنکارا به ت سیسی وساطت برای کاهش فشار بر اخوان مصر است. نظر شما چیست؟قطعا اردوغان می خواهد مصر شدت مبارزات علیه اخوان المسلمین را کاهش دهد. به نظر می رسد تلاش ترکیه جهت کاهش فشارها بر اخوان المسلمین در مصر نتیجه ای نداشته باشد، به ویژه از زمانی که مصر روابط خود را با حکومت سکولار در دمشق توسعه داده است.کمپین مبارزه با اخوان المسلمین سیاستی است که ریاض و قاهره آنر ا پذیرفته اند و کمک های مالی عربستان به مصر از جمله عرضه نفت زیر قیمت بازار به مصر بخش از این سیاست است.*از حیث معادلات منطقه ای آیا اردوغان به ت مصر از بیم بیشتر مصر به عربستان نیست؟اردوغان قطعا امیدوار است جایگزین عربستان سعودی برای مصر باشد. اجرای این سیاست می تواند دشوار باشد زیرا مصر وابستگی مالی شدیدی به عربستان و حمایت مالی آن دارد. با این حال ممکن است اردوغان دلگرم شود که مصر در هر طرح ابتکاری عربستان به ویژه در ارتباط با شرکت نمی کند. اما ترکیه و مصر در بحران قطر طرفهای مخالف یکدیگر هستند.*جان کری خارجه پیشین اعلام کرده که در زمان اوباما ت مصر به واشنگتن برای حمله نظامی به ایران فشار وارد می کرد. دلیل این رویکرد تهاجمی ت مصر چه بوده است؟بر اساس بیانیه جان کری مصر همراه با عربستان از ت اوباما خواستند ایران را قبل از که در جولای ۲۰۱۵ امضاء شد، بمباران کند. کری خاطر نشان کرد که ت خواسته عربستان و مصر را یک تله دانسته زیرا مصر و عربستان مخفیانه امریکا را جهت حمله نظامی به ایران تحت فشار قرار داده بودند، این در حالی است که اگر امریکا به ایران حمله می کرد به طور علنی از آن انتقاد می د. به نفع مصر است که خیرخواهان سعودی خود را خوشحال کند.*یکی از کشورهایی که از بهبود روابط ایران و مصر هراس دارد عربستان و تا حدی ترکیه است. نقش این کشورها را در تداوم مخاصمات ایران و مصر چقدر ارزی می کنید؟علی رغم تحت فشار قرار دادن امریکا جهت حمله نظامی به ایران قبل از جولای ۲۰۱۵ و این مسئله که هر دو کشور روابط دیپلماتیک خود را که در سال ۱۹۷۹ قطع شده بود به طور کامل از سر نگرفته اند، روابط مصر و ایران در سال گذشته به طور قابل توجهی بهبود یافته است. مصر موافقت نموده اجازه صدور نفت ایران از طریق خطوط لوله sumed به کشورهای اطراف دریای مدیترانه و اروپای جنوبی را داده و هر دو طرف تلاش های خود را جهت تقویت صنایع گردشگری در هر دو کشور هماهنگ کنند. علاوه بر این ایران و مصر در حال حاضر از حکومت بشار اسد در حمایت می کنند. قطعا رشد همکاریهای اقتصادی و بین مصر و ایران تهای ترکیه و عربستان را عصبانی کرده است.
اتاق خبر 24: بر اساس توافقنامه ترسیم مرزهای آبی بین مصر و عربستان، جزایر تیران و صنافیر به عربستان واگذار می شود.بر اساس ماده 151 قانون اساسی مصر هر معاهده صلح یا ائتلافی که به واگذاری بخشی از خاک این کشور به غیر منجر شود، باید به همه پرسی عمومی گذاشته شود. اما رئیس پارلمان مصر اعلام کرد که کمیته قانون گذاری صلاح دیده است در خصوص واگذاری این دو جزیره همه پرسی صورت نگیرد.اسناد تاریخی درباره مالکیت صنافیر و تیرانحاکمیت همزمان امپراتوری عثمانی بر دو سوی دریای سرخ (مصر و شبه جزیره عربستان) جای هیچ اختلافی را درباره مالکیت بر جزایر تیران و صنافیر باقی، نمی‎گذاشت، اما با استقلال ت مصراز امپراتوری عثمانی، مالکیت این دو جزیره مورد توجه قرار گرفت. در سال 1906 میلادی ت مصر با امضای تفاهم نامه ای با ت عثمانی مالکیت جزیره تیران و صنافیر را به دست گرفت.با آغاز فرمانروایی ملک عبدالعزیز سعودی از سال 1902 میلادی و تثبیت پادشاهی جدید سعودی در عربستان، اختلافات عربستان با مصر بر سر جزایر تیران و صنافیر آغاز شد و تا سال 1950 ادامه یافت. در این سال جلسه مشترکی میان دو کشور در سال 1950، برگزار شد و مالکیت مصر بر تیران و صنافیر از سوی عربستان به رسمیت شناخته شد.علت اصلی دست کشیدن عربستان از مالکیت بر این دو جزیره در این سال ضعف شدید توان نظامی عربستان در این دوره بوده است.در سال 1951م و به فاصله ی ال پس از امضای توافق نامه میان مصر و عربستان، حکومت وقت مصر ضمن اعلام ممنوعیت رفت و آمد هرگونه کشتی متعلق به تاکید کرد که عبور و مرور از تنگه تیران (آبراه سوئز) با هماهنگی و تایید مصر امکان پذیر است.در سال 1594م مصر با ارسال مستنداتی به سازمان ملل متحد خواستار به رسمیت شناختن مالکیت مصر بر جزایر تیران و صنافیر در این سازمان شد.توافق 4 آوریل 2016 در قاهرهدر فرودین ماه سال 95، ملک سلمان در راس هیات اقتصادی بزرگی به همراه ١٨ ، ٢٥ شاهزاده و بزرگ ترین هیات از سرمایه گذاران سعودی به مصر رفت.احمد قطان، سفیر عربستان سعودی در قاهره پیش از سفر ملک سلمان به مصر گفته بود: ارقام قراردادهای سرمایه گذاری که میان مصر و عربستان سعودی در روز شنبه به امضا خواهد رسید شگفتی همه را برمی انگیزد.در این سفر بیش از ٢٠ پیمان با هدف تقویت همکاری در زمینه های انرژی، نفت، سرمایه گذاری، گردشگری، مسکن و نیروی انسانی میان دو کشور به امضا رسید. عربستان همچنین درباره یک برنامه ٥/١ میلیارد دلاری سرمایه‎گذاری برای توسعه صحرای سینا با مصر به توافق رسید.پیش از این سفر هم ملک سلمان طی فرمانی مجوز سرمایه گذاری ٨ میلیارد دلار در مصر و تامین نیازهای نفت مصر به مدت پنج سال را صادر کرده بود که اسناد آن در این سفر به امضای طرفین رسید.و البته در همین سفر بود که ملک سلمان با عبدالفتاح سیسی در چهارم آوریل 2016 درباره واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان به توافق رسیدند. توافقی که پس از افشای آن موجی از مخالفت ها را برانگیخت و محافل ور سانه ای مخالف درمصر از برنامه‎های اقتصادی سفر ملک سلمان به عنوان هزینه فروش خاک مصر به عربستان یاد د.به همین دلیل موجی از اعتراض‎ها و خشونت‎ها در ماه‎های اردیبهشت و داد سال 95 مصر را فراگرفت. به گونه‎ای که سرانجام دادگاه عالی قانون اساسی مصر در بیست و یکم داد سال 95 حکم واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان را لغو کرد.اما ت مصر موضوع را به گذر زمان سپرد و در فاصله یک سال گذشته رایزنی‎های وسیعی برای جلب موافقت مخالفان کرد و به تبیین اه اقتصادی ناشی از واگذاری این دو جزیره به عربستان همت گماشت.چنانکه نشست آرام مجلس مصر در جلسه تصویب واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان و امضای بدون تنش رئیس جمهوری مصر پای این مصوبه حکایت از موفقیت ت مصر در اقناع مخالفان دارد.چرا تیران و صنافیر برای سعودی ها اهمیت دارد؟جزیره تیران در ورودی تنگه تیران واقع است که خلیج عقبه را از دریای سرخ جدا می کند و ۶ کیلومتر با ساحل شرقی سینا فاصله دارد و مساحت آن ۸۰ کیلومتر است. جزیره صنافیر هم در شرق جزیره تیران واقع شده است.براساس توافق صورت گرفته بین قاهره و ریاض در سفر ملک سلمان به مصر، دو جزیره تیران و صنافیر به مالکیت عربستان درآمده بود، اما دادگاه قضایی اداری مصر روز اخیرا طی حکمی امضای توافق ترسیم مرزها میان قاهره و ریاض را باطل اعلام کرد.این دو جزیر همچنین در ۱۲ مایلی سواحل شبه جزیره سینا قرار دارند و تنها مسیر دریایی مناسب برای کشتیرانی در این محور به شمار می آیند.طبق توافقنامه بین المللی آب های آزاد، کشورهای حاشیه مسیرهای دریایی بین المللی کم، مساحت باید ی ان و مساوی به بهره برداری از این مسیرها بپردازند و با توجه به اینکه پهنای خلیج عقبه فقط ۱۴ مایل است، مصر و عربستان مشترکا از حق مالکیت بر آب های خلیج تیران برخوردارند.بعلاوه تنگه تیران تنها مسیر دسترسی از خلیج عقبه به دریای سرخ است و نقش مهمی در تبادلات تجاری این رژیم دارد.نکته مهم در طرح واگذاری جزایر مصری به عربستان حمایت از این طرح است. به گونه ای که برخی منابع حمایت از واگذاری این دو جزیره به عربستان را نقطه عطفی در روابط سه گانه ، عربستان، مصر برشمردند.تیران و صنافیر موقعیت بسیار مناسبی برای انتقال خط لوله نفت عربستان به صحرای سینا، از آنجا به منطقه حیفا در سرزمین‎های ی و صادرات آن به اروپا دارند. با این اقدام هزینه نفت مصرفی از درآمدهای این خط لوله به دست می آید.فارغ از مسائل اقتصادی، موقعیت استراتژیک این جزایر ضامن همکاری های نظامی عربستان و در آینده است. و امکان رصد هرگونه تردد و جابجایی نظامی و تسلیحاتی به سوی دریای سرخ را که حاشیه امن اسراییل است فراهم می کند.از این منظر موافقت مصر با واگذاری این دو جزیره به عربستان بخشی از فرایند عادی سازی روابط عربستان با اسراییل ارزی می شود.مثلث عربستان، مصر، اسراییلروند تدریجی همگرایی میان مصر، عربستان اسراییل، بخشی از آثار موج بیداری ی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به شمار می آید.مقامات سعودی اگرچه در تاریخ روابط خود با مصر شاهد افت و خیزهایی در دهه های اخیر بودند، اما در فرایند بیداری ی و انقلاب مصر به اصلی ترین متحد ت حسنی مبارک تبدیل شدند، و حتی از وی برای فرار به عربستان دعوت د.پیروزی انقلاب مصر هم نتوانست حمایت عربستان را از و جریان مخالف اخوان المسلمین تغییر دهد، به همین دلیل عربستان از نخستین کشورهایی بود که از کودتا علیه ت اخوانی «محمد مرسی» در مصر حمایت کرد و در کنار کشورهای کویت و امارات با تصویب کمک 12 میلیارد دلاری به پشتیبانی از ت نوپای عبدالفتاح سیسی پرداخت.در این دوره با رسیدن موج بیداری ی از مصر به بحرین و یمن و عمق خاک عربستان، نگرانی‎های سران سعودی بیشتر و بیشتر شد، و انگیزه‎های مشترک ریاض و قاهره برای مقابله با موج بیداری ی را تقویت کرد.از سوی دیگرماهیت ی و ملی انقلاب ها در کشورهای عربی، نگرانی‎های عمیق اسراییل درباره چشم انداز پیش روی منطقه را برانگیخت و تلاویو را به همسویی با ریاض و مصر برای مقابله با انقلاب‎ها در منطقه سوق داد.به همین دلیل واگذاری جزایر صنافیر و تیران به عربستان با توجه به انگیزه و توان مالی و نظامی سعودی‎ها برای مدیریت امنیتی موثرتر بر این دو جزیره با حمایت اسراییل همراه شد.
گروه بین الملل شکده برهان/ فاطمه تفتیان؛ تاریخ کشورهایی که امروزه به عنوان جهان سوم یا کشورهای در حال توسعه شناخته شده اند نشان داغی از فجایع استعمار بر پیشانی خود دارد. به یقین ننگ این داغ بیش از همه بر دوش نخبگانی است که به وعده های استعمار دل خوش کرده اند، مرعوب تهدیدهای آن شده اند و نهایتاً در صحنه ی شطرنج استعمار، ملت خود را مات کرده اند. اما این مسئله مربوط به گذشته نیست و تاریخ تکرار می شود.اگر در گذشته، استعمار و خشن به تاراج ملل دیگر می پرداخت، امروز در عصر نوامپریالیسم، لباسی زیبنده از تار و پود صلح جهانی بر قامتش دوخته اند تا ماهیتش را پنهان کنند. آنچه امروز در قبال سایر کشورها و به ویژه جهان سوم انجام می دهد در راستای همان اه شومی است که استعمار کهن و سردمدار آن، انگلستان در قرون گذشته دنبال می کرد. استعمار به تاراج ملل مختلف می پرداخت و آن گاه که ملت ها در مقابل آن می ایستادند، با لطایف حیل و ارعاب ان، ایجاد اختلاف و چنددستگی و نهایتاً به مدد حکومت های دست نشانده و وابسته، مردمی را به ش ت می کشاند و آن ها را تحت سیطره ی خود درمی آورد. این خطری است که امروز بیش از همه بیداری ی در منطقه ی خاورمیانه را تهدید می کند. نوشتار حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که تبعات اعتماد به از جانب کشورهای مختلف به ویژه کشورهای خاورمیانه چیست؟رهنمودهای معظم انقلاب درباره ی وم پرهیز از امید به وعده های دشمنان در مسیر بیداری ی راهنمای ما در پاسخ گویی به پرسش مذکور و نگارش نوشتار حاضر است:«وعده ها و وعیدهاى دشمنان نباید در تصمیم ها و اقدام هاى نخبگان سیاسى و در حرکت عظیم مردمى اثر بگذارد. آن ها که در طول سالیان به وعده هاى دل خوش کرده و ر به ظالم را مبناى مشى و سیاست خود ساختند، نتوانستند گرهى از کار ملت خود بگشایند یا ستمى را از خود یا دیگران برطرف کنند. آن ها با تسلیم در برابر نتوانستند از ویرانىِ حتى یک خانه ى فلسطینى در سرزمینى که متعلق به فلسطینیان است، جلوگیرى کنند. سیاست مداران و نخبگانى که فریفته ى تطمیع یا مرعوب تهدید جبهه ى استکبار شوند و فرصت بزرگ بیدارى ى را از دست دهند، باید از این تهدید الهى بیمناک باشند که فرمود: ألم تر الى الّذین بدّلوا نعمت الله کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنم یصلونها و بئس القرار.»الف) خاورمیانه ی ناکام از وعده های استعمار در معرض آزمونی دیگر1. فلسطین؛ از اعلامیه ی بالفور تا وعده های اوبامادر جریان جنگ جهانی اول، بریتانیا و فرانسه، علاوه بر را ارهای نظامی علیه امپراتوری عثمانی، با حیله و دسیسه، ان عرب و به ویژه خاندان هاشمی را، که شریف حسین آن ها را ی می کرد، برای به راه انداختن شورش علیه حاکمان عثمانی ترغیب د و در مقابل، وعده ی استقلال اعراب را تضمین د. وعده ای که در موافقت نامه ی «مک ماهون ـ حسین» جنبه ی رسمی به خود گرفت. اما پس از جنگ و در کنفرانس های صلح «پاریس» و «سن ریمو»، امیدهای اعراب برای ب خودمختاری، قربانی بلندپروازی های استعمارگران شد.تاریخ حاکی از آن است که اعتماد به استکبار جهانی باعث ج هرچه بیشتر ملت ها از ت هایشان شده است. هر چه سران ت ها بیشتر به طرف استعمار حرکت کرده اند، موجبات تحقیر و وابستگی بیشتر کشورشان به استعمارگران را فراهم نموده اند و بیش از پیش از ملت خود جدا شده اند.در ادامه با آشکار شدن موافقت نامه ی «سای پیکو»، که بر اساس آن بریتانیا، فرانسه و روسیه به طور مخفیانه در خصوص تقسیم خاورمیانه به توافق رسیده بودند و همچنین اعلامیه ی «بالفور» که در آن بریتانیا حمایت ضمنی اش را از تثبیت سرزمین یهود در فلسطین اعلام داشته بود، خیانت و پوشالی بودن وعده های استعمارگران بیش از پیش نمایان شد و اعراب تاوان سنگینی برای این اعتماد نابجا پرداختند؛ اما قربانی اصلی این جریان، فلسطین بود که تحت قیومیت بریتانیا درآمد.[1]از همان ابتدای طرح قیومت، حقوق فلسطینیان عرب برای استقلال و خودمختاری انکار شد و در عوض، از منافع صهیونیست ها حمایت کامل به عمل آمد. مهاجرت یهودیان نیز به سرزمین فلسطین ظرف سه سال، چندین برابر شد؛ به طوری که در سال 1933، تعداد مهاجران یهود به فلسطین به سی هزار نفر در سال رسید؛ در حالی که این رقم برای سه سال قبل فقط چهار هزار نفر بود. به تدریج با قدرت گیریبیشتر صهیونیست ها، درگیری های خونینی در فلسطین رخ داد و عده ی زیادی از فلسطینیان مجبور به ترک سرزمین خود شدند. نهایتاً در اوا دهه ی 1940 بریتانیا، که از برقراری نظم ناتوان مانده بود و از سوی دیگر قدرتش رو به افول بود، جای خود را به قدرت تازه نفسی داد که پا جای پای استعمار کهن گذاشته بود و اه شوم آن را در شکلی نوین دنبال می کرد.ایالات متحده به شدت از صهیونیسم و شکل گیری یک ت یهود در منطقه ی خاورمیانه حمایت کرد و حتی زمینه ی صلح اعراب و با میانجیگری کارتر در کمپ دیوید فراهم شد. گویی باز هم سران عرب و به خصوص مصر، از تجربه های گذشته عبرت نگرفته بودند و بار دیگر به وعده های توخالی دشمنان اعتماد د. بدین ترتیب، از مسیر درست به بیراهه کشیده شدند و موجبات تفرقه بین اعراب و شرایط بهتر برای ریشه دواندن هر چه بیشتر صهیونیسم در منطقه فراهم شد و این همان ادامه ی سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» استعمار کهن بود که به دست استعمار نو، یعنی ، به اجرا درآمده بود.[2]مواردی چون موافقت نامه ی «وای ریور» نیز نه تنها برای برقراری صلح و بهره گیری بخش فلسطین از حمایت و اف بی آی نبود، بلکه نشان از اجرای سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» در بین فلسطینیان ( بخش فلسطین و مقاومت ی) داشت که در راستای دستی به اه شومی به اجرا درآمد که تئودور هرتزل یک قرن پیش، در کتاب «سرزمین یهود» بیان کرده بود.ناگفته نماند که علاوه بر موارد مذکور، بارها از حق وتو برای رهایی از قطعنامه ها و توافق نامه های بین المللی استفاده کرده است. به گفته ی گاردین، از سال 2000 تا سال 2011 ده بار از حق وتو خود در سازمان ملل استفاده کرده که 9 بار آن در حمایت از بوده است.[3]کمک های به نیز تا کنون 118 میلیارد دلار بوده است.[4]موجبات قدرت گیری و امنیت روزافزون رژیم صهیونیستی و تضییع حقوق فلسطینیان را فراهم کرده است. با توجه به آنچه گفته شد، آیا وعده های جدید رئیس جمهور به فلسطینیان جای هوشیاری و تأملی عمیق ندارد؟ و آیا در صحت و سقم این وعده ها نباید تردید کرد؟ به علاوه همواره با تفرقه ی بین کشورهای عرب و ارعاب و تطمیع سران آن ها، میزانبررسی اقدامات استعمار قدیم و جدید در سایر کشورهای خاورمیانه راهنمای خوبی برای ارائه ی پاسخی قطعی به سؤالات مذکور است.2. مصر از تحت الحمایگی تا بیداری یوسعت جمعیت، کانال سوئز، ی اجتماعی و فرهنگی دنیای عرب، قرار گرفتن میان قاره ی آسیا، آفریقا و همسایگی با رژیم صهیونیستی جایگاه ژئوپلیتیک ویژه ای به سرزمین مصر داده است. تاریخ این کشور نیز مانند سایر کشورهای منطقه حاکی از فجایع استعمار است. بد اری و وابسته شدن به اقتصاد اروپا، نظامی و از دست دادن کنترل و اقتصادی کشور به مدت هفتاد سال، ارمغان های نامیمون استعمارگر پیر برای مصر در دوران حکومت محمدعلی پاشا و جانشینانش بود. سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» هم چاشنی اقدامات بریتانیا بود؛ به طوری که برخی از طبقات و گروه ها در توزیع امکانات حمل ونقل پیشرفته، بهداشت و آموزش، بیشتر از دیگران بهره مند می شدند؛ اما در پایین ترین سطح طبقات اجتماعی بزرگ ترین گروه یا طبقه ی مصری، یعنی دهقانان، قرار داشتند که با تلاش خود منافع بریتانیا را تأمین می د. خاندان پاشاها هم که با حمایت انگلیس به قدرت رسیده بودند، همکاری قابل توجهی با انگلیس داشتند.[5]در سال 1922 بر اثر مبارزات ملت مصر و مجاهدت های سعد زغلول و نحاس پاشا ( ان حزب وفد) بریتانیا به تحت الحمایگی مصر پایان داد و در آنجا حکومت پادشاهی مشروطه اعلام کرد. بدین ترتیب در سال 1923، بر اساس قانونی مدون، حکومت جدید در مصر تشکیل شد؛ اما صیاد پیر حاضر نبود به این سادگی از ط ی خود چشم بپوشد. لذا شاه را برای انحلال حکومت جدید و ادامه ی حضور و نظامی خود ترغیب می کرد و نهایتاً موفق شد با انعقاد معاهده ی انگلیس ـ مصر در سال 1936، ضمن افزایش قدرت و نفوذ خود در مصر، آن را به پایگاه مهمی برای خود، به خصوص در جنگ جهانی دوم تبدیل کند. بدین ترتیب حرکت مردم مصر برای استقلال، با ترفندهای استعمار در فریب سلاطین این کشور، به فرجام نرسید.با پایان جنگ جهانی دوم، موج جدیدی از توسط گروه های ملی گرا و ی در مصر پدید آمد. این بار مردم مصر فهمیده بودند که ریشه کن استعمار در کشورشان مست م نابودی ایادی بومی استعمار، یعنی خاندان پاشاهاست. بدین ترتیب، با کودتای افسران آزاد، به ی جمال عبدالناصر، در سال 1952، ملک فاروق برکنار و از انگلیس خلع سلاح شد. با وقوع این کودتا، که در واقع واکنش اراده ی عمومی مردم مصر در مقابل گرایش های حکومت های قبلی به غرب بود، دوران تساهل با غرب و حاکمیت خاندانی خاتمه یافت. در ادامه نیز با ملی شدن کانال سوئز، کنترل آن از دست انگلیس خارج شد.جمال عبدالناصر، ملی گرای مصر در ردیف یکی از مهم ترین چهره های خاورمیانه در قرن بیستم قرار گرفت. وی که به دنبال تشکیل دنیای متحد عربی بود، ملی گرایی عربی را به پیام شخصی خود تبدیل کرد.[6] چندی نگذشت که شه های ناصر در کانون فکری جهان عرب قرار گرفت و حتی نظام های محافظه کار عرب که با ناصریسم مخالف بودند، در اثر فشار و احساسات شدید مردم، مجبور شدند به نام فلسطینی ها، در کنار ناصر، علیه قرار بگیرند. بدین ترتیب، مصر با استقلال از استعمار و طرح های تفرقه اندازش توانست پایه های اتحاد کشورهای عربی را علیه رژیم مجعول استوار کند؛ غافل از آنکه استعمار در شکلی جدید در کمین این اتحاد و نقطه ی کانونی آن، یعنی مصر نشسته بود و به دنبال فرصت مناسبی می گشت تا اه شوم خود را تحقق بخشد. که بعد از عقب نشینی انگلیس، تسلط و نفوذ خود را در منطقه ی خاورمیانه گسترش داده بود، به دنبال مرگ ناصر و هم زمان با جنگ سوم اعراب و (1973)، این فرصت طلایی را به دست آورد. از یک سو انور سادات که چرخش 180 درجه ای از سیاست شرق گرایی ناصر داشت به سمت همکاری با غرب و روی آورد و از دیگر سو، مصر در نگاه حائز اهمیت بسیاری شده بود و این کشور تلاش وافری کرد تا اولین گام مذاکرات دیپلماتیک رژیم صهیونیستی با اعراب از طریق مصر به عنوان شاه کلید منطقه ی خاورمیانه غربی با پیمان کمپ دیوید برداشته شود.[7]پیمان کمپ دیوید و به رسمیت شناختن رژیم ، نقطه ی عطفی درتغییر سیاست خارجی و جایگاه منطقه ای و بین المللی مصر بود و این کشور را به متحدیکلیدی برای و کشوری ثبات آفرین و امنیت ساز برای ، تبدیل کرد.[8]بدین ترتیب، نخبگان مصر، گذشته و جنایات استعمار را فراموش د و بدون توجه به آیات قرآن دست دوستی استعمار جدید، یعنی را به گرمی فشردند و چشم خود را به روی جنایات بستند. قرآن می فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»: به طور مسلّم، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان خواهی یافت.[9]«وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدى»: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا [به طور کامل، تسلیم خواسته های آن ها شوی و] از آیین [تحریف یافته ی] آنان پیروی کنی. بگو [ای ] هدایت الهی، تنها هدایت است.[10]مصر در دوره حسنی مبارک نیز جایگاه مهمی در سیاست خاورمیانه ای داشت و باسیاست ها و رفتارهای منطقه ای خود، در راستای منافع و اه و درمنطقه حرکت کرد. روابطی متعادل و باثبات با ، رویارویی با گروه هایمقاومت فلسطینی و لبنانی و تقابل با بازیگران ضدغربی، مانند ایران،از جمله رفتارهای مصر در این دوران بود که آن را به بازیگری مهم برای مبدل ساخت.[11]اما همسویی کامل مبارک با غرب و صهیونیسم بین الملل، مردم مصر را به ستوه آورده بود. آن ها خشمگین از شدت وابستگی کشورشان به غربی ها و تحقیرشان توسط ت، به دنبال فرصت مناسبی برای پایان دادن به عمر این رژیم نامبارک بودند. سرانجام حوادث تونس و جریان بیداری ی در سال 2011 جرقه ای بود که بر انبار باروت خشم مردم مصر افتاد و موج انفجار آن، منجر به سقوط و فرار مبارک شد.[12]اکنون که به برکت بیداری ی، فرصت مناسبی برای مصری ها به وجود آمده است، سیاست مداران و نخبگان مصر باید هوشیار باشند و ضمن عبرت از گذشته، «فریفته ى تطمیع یا مرعوب تهدید جبهه ى استکبار نشده و این فرصت بزرگ بیدارى ى را از دست ندهند.»ب) دست نشاندگان جدا از ملت؛ ابزار سلطه ی استعمار و استکباربعد از جنگ جهانی اول، قدرت های اروپایی نه تنها وعده های خود در رابطه با استقلال اعراب را نادیده گرفتند، بلکه به مدد جامعه ی ملل، راه را برای به دست گرفتن کنترل و اقتصادی خاورمیانه هموار د. کشورهای مختلفی بدون توجه به قومیت های منطقه و بر اساس منافع استعمارگران جایگزین امپراتوری عثمانی مغلوب در جنگ جهانی شدند و استعمارگران تحت عناوین قیومت، تحت الحمایگی و کاپیتولاسیون، به غارت ملل مختلف ن خاورمیانه پرداختند. عراق، لبنان و فلسطین تحت قیومت بریتانیا درآمدند و فرانسه به عنوان قیم الجزایر شناخته شد. همواره با ایجاد تفرقه بین کشورهای عرب و ارعاب و تطمیع سران آن ها، موجبات قدرت گیری و امنیت روزافزون رژیم صهیونیستی و تضییع حقوق فلسطینیان را فراهم کرده است. با توجه به آنچه گفته شد، آیا وعده های جدید رئیس جمهور به فلسطینیان جای هوشیاری و تأملی عمیق ندارد؟ و آیا در صحت و سقم این وعده ها نباید تردید کرد؟همان طور که قبلاً هم اشاره شد، استعمار کهن تا سال 1945 بیشتر دوام نیاورد و جای خود را به استعمار جدید و کشور تازه نفس داد. که به دنبال تأمین منافع خود و امنیت رژیم صهیونیستی بود، با توجه به پیروزی های چشمگیر های بخش کشورهای آسیا، آفریقا، ی لاتین و خاورمیانه، ترجیح داد به جای حضور نظامی در منطقه، که موجب حساسیت مردم و همچنین صرف هزینه های کلان برای این کشور بود، استراتژی دیگری به کار برد که به ین نی ون ـ ینجر معروف شد. این ین حفظ منافع در جهان با هزینه ی مالی و انسانی کمتر از طریق ایجاد قطب های قدرتمند در کشورها و مناطق استراتژیک جهان را دنبال می کرد. این ین در خاورمیانه دو ستون نظامی (ایران) و اقتصادی (عربستان) داشت و این دو کشور منافع را در منطقه تأمین می د و حتی شورش هایی که در سایر کشورهای منطقه رخ می داد توسط این دو کشور و به ویژه ایران، به عنوان ژاندارم منطقه، سرکوب می شد (مانند سرکوب انقل ون ظفار در یمن جنوبی).[13] بدین ترتیب، استکبار جهانی به دست ایادی خود در منطقه، اه شوم خود را دنبال می کرد. البته ناگفته نماند که به موازات افزایش وابستگی این ت ها به بیگانگان، فاصله ی آن ها از ملت هایشان نیز افزایش می یافت؛ اتفاقی که سه دهه پیش در ایران افتاد و حکومت دست نشانده ی پهلوی در سیل وشان خشم ملت غرق و به تاریخ س شد.با پیروزی انقلاب ی در ایران، نه تنها یکی از مهره های کلیدی خود را در منطقه ی خاورمیانه از دست داد، بلکه انقلاب ایران الگویی به دست مردم سایر کشورهای منطقه داد تا در برابر ت های دست نشانده و نخبگان فریب خورده بایستند. بیداری ی در منطقه ی خاورمیانه، که به تظاهرات گسترده ی مردم علیه دیکتاتوری ها در تونس، مصر، لیبی، عربستان، یمن، الجزایر، بحرین و... انجامید، نمود عینی و عملی این ایستادگی است. اما همچنان که انقلاب فرمودند، این فرصتی است که ملل ی و نخبگان آن ها نباید با اعتماد نابجا به استکبار جهانی یا ترس از تهدید هایش، آن را از دست بدهند؛ کاری که گذشتگان در قبال استعمار قدیم و جدید انجام دادند و جز پشیمانی و وابستگی چیزی نصیبشان نشد.ج) تبعات اعتماد به استعمار قدیم و جدیدبا توجه به آنچه تا کنون بیان شد، می توان تبعات اعتماد به استعمارگران قدیم و جدید را در دو بُعد کلی نشان داد:الف) بُعد خارجی؛ تفرقه و اختلافهمان طور که اشاره شد، استعمار قدیم و جدید همواره از سیاست «اختلاف بینداز و حکومت کن» برای پیشبرد اه خود بهره جسته است؛ چرا که نفوذ و سلطه بر یک منطقه ی یک پارچه و متحد بسیار سخت و عملاً ناممکن است و استعمارگران که به خوبی این مسئله را دریافته اند، همواره با سیاست های خود مانع این اتحاد شده اند. نمونه ی بارز این مسئله را در پیمان کمپ دیوید و ج مصر از اتحاد اعراب علیه می توان دید. ان مصر با اعتماد به نه تنها دردی از مردم فلسطین دوا ن د، بلکه با جدا شدن از اعراب متحد علیه ، موجبات جنایات فزاینده ی این رژیم علیه مسلمانان فلسطین را فراهم د.ب) بُعد داخلی؛ بیگانه شدن ت ها از ملت هاتاریخ حاکی از آن است که اعتماد به استکبار جهانی باعث ج هر چه بیشتر ملت ها از ت هایشان شده است. هر چه سران ت ها بیشتر به طرف استعمار حرکت کرده اند، موجبات تحقیر و وابستگی بیشتر کشورشان به استعمارگران را فراهم نموده اند و بیش از پیش از ملت خود جدا شده اند. سرانجام این ت ها، که به ابزار دست دشمنان تبدیل شده اند و آب بر آسیاب آن ها ریخته اند، از هرگونه جنایتی نسبت به مردم خود و همسایگان مسلمانشان فروگذار نبوده اند. کاری که ت حسنی مبارک در قبال مردم خود و همسایگان مسلمانش انجام داد و در نهایت، آتش خشم ملت مصر طومار حکومت او را در هم پیچید. محمدرضا پهلوی، بن علی و معمرقذافی نمونه های دیگر این ت ها در خاورمیانه بودند که به سرنوشت مشابهی دچار شدند.نتیجهمقاله ی حاضر با الهام از سخنان معظم انقلاب در خصوص وم پرهیز از امید به وعده های دشمنان در مسیر بیداری ی نگاشته شده و به دنبال بررسی تبعات اعتماد به استکبار جهانی برای ملل مسلمان خاورمیانه است و ضمن بررسی موردی تاریخ فلسطین و مصر، به عنوان دو کشور مهم و کلیدی در منطقه ی خاورمیانه ی غربی، تبعات اعتماد به استعمار قدیم و جدید را به تصویر کشیده است. در ادامه به تجربه ی ایران، به عنوان الگوی اصلی بیداری ی در خاورمیانه و ج ملت ایران، تونس، مصر، الجزایر و... از حکومت پهلوی، بن علی، مبارک و قذافی به خاطر وابستگی این حکومت ها به استکبار جهانی اشاره شده است.(*)پی نوشت ها:
[1]. بیورلی میلتون ادواردز، سیاست و حکومت در خاورمیانه، ترجمه ی رسول افضلی، تهران، بشیر علم و ادب، 1382، ص 38.[2]. همان، ص 49 تا 51.[3]. ed pilkington, us vetoes condemnation of israeil settlements, the guardian, urday 19 february 2011[4]. jeremy m. sharp, congressional research service, u.s. foreign aid to israel, april 11, 2013, summary, accessed on: http://www.fas.org/sgp/crs/mideast/rl33222.pdf[5]. میلتون ادواردز، همان، ص 46 تا 48.[6]میلتون ادواردز، همان، ص 79.[7]. مجتبی فردوسی پور، مصر جدید بدون دیکتاتوری مبارک، ویژه نامه ی فرهنگ عمومی (ویژه ی تحولات خاورمیانه)، فروردین 1390، ص 124.[8]. تحولات مصر و سیاست خارجی ، معاونت پژوهش سیاست خارجی، 16 فروردین 1390، ص 1:http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=01&depid=44&semid=444[9]. سوره ی مائده، آیه ی 82.[10]. سوره ی بقره، آیه ی 120.[11]. معاونت پژوهش سیاست خارجی، همان. [12]. ابوالفضل رافعی، بررسی نفوذ صهیونیسم در مصر، ویژه نامه ی فرهنگ عمومی (ویژه ی تحولات خاورمیانه)، فروردین 1390، ص 122.[13] - علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران 1320- 1357، تهران، قومس، 1381، صص 336- 388*فاطمه تفتیان؛ پژوهشگر مسائل ایران/انتهای متن|

محمد اکبری: قاهره این روزها، به شکلی فعالی در بازی های منطقه ای خودنمایی می کند. از زمان روی کار آمدن سیسی و البته بعد از مقطعی کش و قوس تنش با سعودی، قاهره بالا ه در دام سعودیها افتاد و در تقلاست تا با حمایت های مالی ریاض، اقتدار گذشته را بازیابد. امروز مصر بیش از هر زمانی وابسته به منابع مالی سعودی است و البته این واقعیت نمود عینی نیز داشته است. ماجرای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر که چند ماهی است در کانون منازعات داخلی مصر قرار دارد، مصداق بارز این ادعاست. با این حال آنچه در یک سال گذشته، موجب اهمیت یافتن این دو جزیره شده، موقعیت استراژیک آنهاست. قرار گرفتن این دو جزیره در مسافت کوتاهی از هم و درست در دهانه تنگه عقبه موجب شده تا تسلط بر این جزایر به نحوی قابلیت عبور و مرور از این آبها را به کشور مالک بدهد. برای بررسی بیشتر این موضوع با فیاض زاهد کارشناس ارشد مسائل بین المللی گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:
بحث واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان چرا در حال حاضر مطرح می شود؟ این دو جزیره از چه اهمیتی برای طرفین برخوردار است؟

برای اهمیت این دو جزیره باید به سال های 1950 به بعد اشاره کنیم. این به آن سال ها برمی گردد و از آنجا که قضایا بسیار به حوزه سرزمینی عربستان سعودی نزدیک است، از زمان ناصر عملا اداره و کنترل سرزمینی آن به ت مصر س شد، اما از نظر تحلیل فلات قاره ای، جزایر در منطق جغرافیایی و تاریخ عربستان سعودی است. عربستان یک کشور نوظهور است و نمیتوان همچنان که مصری ها اعتقاد داشتند قبل از شکل گیری عربستان به عنوان یک کشور این جزایر به مصر واگذار شده بود، ولی اگر مسئله شبه جزیره عربستان مبنا باشد چه در زمان عثمانی و چه الان، بیش از آنچه به مصر متعلق باشد در اختیار شبه جزیره عربستان بوده است. حالا عربستان سعودی به جهت اهمیت استراتژیکی که نسبت به دریای سرخ و همینطور جزایر سرزمینی خودش دارد، در ازای وام های بسیار سنگین چه با عوض و چه بلاعوض به ت مصر می پردازد، درصدد تصرف این جزایر است. برای اینکه سلطه دریایی بیشتر خودش را در آبراهه اقیانوس هند و همینطور مسیر دریای سرخ حفظ کند. در هر حال این موضوع در پارلمان مصر مطرح وتصویب شده است و به نظر می رسد در مصر هم بیش از آنکه کنش های اصیل به همراه داشته باشد با نوعی ملی گرایی قابل احترامی که در مصر هست، مخالفت هایی را برمی انگیزد. با توجه به مواضع ت عربستان سعودی و اخوان المسلمین و با توجه به ریشه دار بودن جریان اخوان المسلمین در مصر فکر می کنم طرفداران آن به شدت نسبت به این موضع، گارد دارند. یعنی بیش از آنکه مسئله به جغرافیای برگردد به مناسبات و اختلافات میان این گروه ها و عربستان برمی گردد که امواجی را هم در مصر ایجاد کرده که به نظرم خیلی تعیین کننده نخواهد بود و سرانجام با آنچه که در دادگاه عالی اتفاق افتاده، به نظر می رسد که عربستان در ازای پرداخت پول ها و وام های سنگین به ت مصر و همینطور حمایت از السیسی این جزایر را به دست خواهد آورد. به نظرم فارغ از اینها موضوع چندان چه از نظر نظامی و چه از نظر ژئوپو ک از اهمیت برخوردار نیست که به آن پرداخته شود. از موضع چطور می توان نگاه کرد. نظر این است که این دو جزیره به نوعی در جنگ های شش روزه مبادله شده و باعث شد که مصر دست برتر داشته باشد. الان چنانچه این جزایر به عربستان برسد، از آن موضوع حمایت می کند و احساس می کند که از لحاظ جغرافیای به نفع آن است؟از زمان مذاکرات مربوط به طی سه سال اخیر ولی به طور مشخص در ی ال اخیر اخباری وجود دارد مبنی بر ملاقات های پی د ی مقامات امنیتی و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی با سران جدید عربستان سعودی مخصوصا محمد بن سلمان و اطرافیان او. به نظر می رسد که وجود یک دشمن فرضی مشترک به نام ایران بسیار و عربستان سعودی را بهم نزدیک کرده است. کشور مصر، کشور همسایه ت گر صهیونیستی است. طبیعتا هرگونه کنشی که منجر به تضعیف موقعیت مصر شود، برای یک دام استراتژیک است. همانطور که ذکر شد، خود جزایر از نظر استراتژیک و از نظر نظامی خیلی در منازعه میان آینده روابط مصر و تعیین کننده نیستند ولی از نظر قدرت نمایی و از نظر پرستیژ برای عربستان می تواند اهمیت داشته باشد. ت مصر هم می تواند از آنجا که این جزایر از مصر جداست و شاید پای هیچ مصری ای تاکنون به این جزایر نرسیده باشد، پول خوبی در این رابطه بدست بیاورد. ولی الان روابط عربستان و بگونه ای است که در این منازعه هم به صورت تضعیف وضعیت مصر نزدیک و هم تقویت عربستان دوست دور، طبیعتا موضع عربستان را مورد حمایت قرار خواهد داد. به نظرتان روابط عربستان و مصر تحت الشعاع بحران قطر بهم نزدیک تر شده است؟ آیا همین شکل می تواند ادامه داشته باشد یا از آنجا که مصر کشوری است که در گذشته قدرت و ی جهان را داشته دوباره با بدست آوردن اقتدار گذشته، این فضا دوباره با عربستان تضعیف می شود؟از زمان ماجرای مرسی و اخوان المسلمین و البته رفتارهای خیلی ناب دانه یا حداقل غیرهوشمندانه مرسی و اطرافیانش فرصتی فراهم شد برای اینکه عربستان و ل عربستان موفق شود در اینکه موضع خودش را تثبیت کند. می دانیم که اخوان المسلمین مناسبات خوبی با عربستان نداشت، عربستان از م عان و حامیان حسنی مبارک بود و بخشی از اسناد ویکی ولی گویای این حقیقت است که ت عربستان در ماجرای سقوط حسنی مبارک به هیچ وجه اوباما را نبخشید و معتقد بود آن بی وفایی که در ذات یی هاست در ماجرای حسنی مبارک خودش را نشان داده ولی با قدرت گرفتن السیسی، عربستان به یکی از قوی ترین حامیان ت مصر بدل شد. علی رغم پروپاگاندای فراوانی که عربستان می کند، عربستان سعودی با ری بودجه قابل ملاحظه ای روبه رو است. عربستان طی دو، سه سال گذشته خودش را درگیر جنگ های بی سابقه و هزینه های مالی فراوان نظامی در یمن کرده اما با همه اینها عربستان از م عان ت مصر است. به نظر هم نمی رسد که در کوتاه مدت، تفاوت معناداری در روابط مصر و عربستان شکل بگیرد. مصر به شدت از نظر اقتصادی آسیب پذیر شده، بی ثباتی گسترده در اثر رشد و گروه های افراطی در مصر و همینطور مشکلاتی که در ارتباط با مسئله آقای مرسی و برخوردهای گسترده با اخوان المسلمین که جریانی ریشه دار در مصر هستند، سبب می شود که مصر از درون همچنان دچار بی ثباتی و چالش باشد. فکر می کنم که در یک فرآیند شاید میان مدت ت مصر صلاح را در این بداند که شاید با ت عربستان سعودی ، روابط استراتژیک خودش را حفظ کند. به توجه به تحولات پیش آمده و تنش های موجود به نظرتان روابط ایران و مصر در آینده کوتاه یا میان مدت چه چشم اندازی دارد؟ در زمان حسنی مبارک این دو کشور روابط خوبی با هم نداشتند و بعد هم که اخوانی ها آمدند، تغییر چندانی پیدا نکرد و الان هم که السیسی هست، باز یک فضای خوبی وجود ندارد. چه شرایطی باید شکل بگیرد که یک توسعه روابطی بوجود بیاید؟به نظر می رسد که دورنمای روابط ایران و مصر در واقع چندان مثبت نخواهد بود منوط به آنکه روابط ایران و عربستان تغییر پیدا کند. امروز تهای مصر و عربستان، پیوندهای استراتژیک دارند. اگر ما با عربستان سعودی به یک نقطه فیصله بخش برسیم که فعلا دورنمای آن در مناسبات ایران و عربستان وجود ندارد، طبیعتا راه برای گسترش مناسبات یا ترمیم آن فراهم خواهد شد. ما از نظر تاریخی، مذهبی و فرهنگی پیوندهای بسیار عمیقی با مردم مصر داریم. ادبیات، مطالعات مذهبی، همینطور مطالعات مربوط به تمدن ها و سوابق تاریخی میان دو کشور بسیار قدیمی است. ما از زمان هخا ان آمد و شد داشتیم و پادشاهان ما به آنجا رفته و آنجا را د. بخشی از تمدن و فرهنگ مصر به ایران آمد و بخشی از فرهنگ و تمدن ایران حتی به لیبی رفت و امپراطوری باستانی ایران بسیار منطقه گسترده ای را نمایندگی می کرد. مصر هم که یک بخشی از آن تمدن بود چه در زمان داریوش و چه در زمان کمبوجیه و خشایارشاه. به هر حال مصریان با ما روابط بسیار تاریخی دارند اما فکر نمی کنم در کوتاه مدت ما بتوانیم امیدوار به بهبود روابط ایران و مصر باشیم.52312
egypt درباره مصراگر قصد ید تور گردشگری مصر را دارید بهتر است با برخی از حقایق جالب درمورد این کشور تاریخی آشنا شوید.به گزارش آلامتو و به نقل از کجارو؛ تاریخ غنی مصر، آن را به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری جهان تبدیل کرده و علاقه مندان به تاریخ و مسائل اسرارآمیز را به این کشور جذب می کند. صحنه ی سیاست این کشور نیز فراز و نشیب های زیادی داشته و دارد. با ما همراه باشید تا با حقایق مصر بیشتر آشنا شوید.تمدن مصر از قدیمی ترین تمدن های بشر است و بسیاری از پیشرفت های علمی بشر ریشه در این کشور دارد. اگر شما هم به این کشور پررمز و راز علاقه دارید، این مقاله را تا آ بخوانید تا با ۳۹ حقیقت جالب آن آشنا شوید:۱. از قرن چهارم تا قرن هفتم میلادی، یت دین رسمی کشور مصر بود.۲. مصریان باستان بیش از ۱۴۰۰ خدا و بت را می پرستیدند!۳. در بسیاری از مقبره های باستانی در مصر، تو پیدا شده است!۴. قدیمی ترین پیراهن جهان در مصر کشف شده است که متعلق به ۵ هزار سال قبل است!۵. در مرز میان مصر و سودان، منطقه ای به مساحت ۲۰۶۰ کیلومتر مربع وجود دارد که هیچ کدام از این کشورها ادعای مالکیت آن را ندارند!۶. زبان نوشتاری به صورت مستقل هم توسط مصریان، هم سومریان، هم چینی ها و هم توسط مایاها اختراع شده است.۷. تعداد اهرام سودان بیشتر از مصر است!۸. عقاب حیوان ملی مصر است.۹. مجسمه ی برای مصر در نظر گرفته شده بود.۱۰. اهرام مصر توسط کارگرانی ساخته شد که حقوقشان پرداخت می شد نه بردگان! این یک افسانه ای است که توسط «هرودوت»، مورخ یونانی گفته شده است.egypt 2۱۱. شهر گمشده ی «heracleion» در مصر، ۱۲۰۰ سال بعد در زیر دریا پیدا شد!۱۲. مصریان باستان روی بالشت های می خو دند که از سنگ ساخته شده بود!۱۳. بزرگترین هرم جهان در مصر قرار ندارد! این هرم در مکزیک قرار گرفته است.۱۴. اولین قایق بادبانی در مصر اختراع شد.۱۵. اولین سنت و آیین تبادل حلقه ی عروسی به دوران مصریان باستان می رسد.۱۶. مصریان باستان به منظور عزاداری برای گربه های از دست رفته شان، ابروهای خود را اصلاح می د!۱۷. در هرم جیزه ی مصر، هنوز هم معابری ناشناخته و کشف نشده وجود دارد!۱۸. «کولی» (gypsy) کوتاه شده ی کلمه ی «مصری» (egyptian) است.۱۹. مصر پرجمعیت ترین کشور خاورمیانه است و بیشترین جمعیت عرب زبان را در جهان دارد.۲۰. شاه مصر باستان، «توت عنخ آمون» در ۱۸ سالگی فوت کرد.۲۱. در دوران حکومت فرعونیان در مصر، دلستر پول ملی کشور بود!۲۲. تا سال ۲۰۱۵ هیچ کدام از روسای جمهور مصر بدون این که دستگیر شود یا بمیرد، از مسند قدرت کناره گیری نکرد!۲۳. در مصر باستان اگر ی، حتی به صورت غیر عمد و تصادفی گربه می کشت، به مجازات محکوم می شد!۲۴. یک زن در مصر به مدت ۴۳ سال خودش را یک مرد جا زده بود تا بتواند مخارج زندگی دخترش را تامین کند!۲۵. نتایج یک نظرسنجی نشان می دهد که ۸۶ درصد مصریان موافق مجازات برای ی هستن که از دین خارج شده است.۲۶. «کلئوپاترا» اولین حاکم از سلسله ی فرمانروایان یونانی مصر بود که می توانست به زبان مصری صحبت کند!۲۷. زمانی که هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۲ به مصر سفر کرد، معترضان با پرتاب گوجه فرنگی و کفش از او استقبال د!۲۸. «انور سادات» مصر را به اولین ملت عربی تبدیل کرد که با صلح کرد (در سال ۱۹۷۹). به همین علت انور سادات برنده ی جایزه ی صلح نوبل شد، عضویت مصر در اتحادیه ی عرب به ح تعلیق درآمد و سادات را ترور د!۲۹. ۲۲۰۰ سال قبل «اراتوستن» بدون این که حتی یک بار هم از مصر خارج شود، محیط زمین را با استفاده از ریاضی تخمین زد. او بسیار دقیق بود. بعدها «کریستف کلمب» در مورد او به مطالعه و تحقیق پرداخت.۳۰. قدیمی ترین کتاب پزشکی جهان که مصری است و نام آن «kahun papyrus» است، مدفوع تمساح را برای جلوگیری از بارداری یا برای سقط جنین توصیه کرده است!۳۱. کتابخانه ی فعلی اسکندریه یک کپی از تمام صفحات وب از هر وبسایتی (که از سال ۱۹۹۶ منتشر شده اند) در اینترنت را دارد!۳۲. سفال حکاکی شده که از دوران پادشاهی وسطی مصر باستان به یادگار مانده است، ت انسان ها را در ۳ نوع دسته بندی کرده است! دلیل این کار مشخص نشده است.۳۳. هرم باستانی جیزه درست مقابل شهر مدرن قاهره قرار گرفته است.۳۴. کلئوپاترا، آ ین فرعون مصر، یونانی بود نه مصری!۳۵. فرعون های باستانی مصر، علی رغم تصاویر و توصیفات موجود، همگی چاق بودند و تغذیه ی سالمی نداشتند چون رژیم غذایی پر از قند مانند الکل، نان و عسل داشتند.۳۶. «scatomancy» به عملی اطلاق می شود که از مدفوع ی به پیش گویی در مورد آینده ی او بپردازند! این کار در مصر باستان بسیار پرطرفدار بود!۳۷. هرم بزرگ جیزه، ۸ وجه دارد نه ۴ وجه!۳۸. کوتوله ها در مصر باستان بسیار مورد احترام همگان بودند و مردم به آن ها به عنوان ی که نقص جسمی دارد، نگاه نمی د.۳۹. یکی از درمان های مصر باستان برای ن نایی، ریختن چشم له شده ی خوک در گوش بیمار بود!۶ راه خانگی برای سفید دندان ها
برترین جاهای دیدنی روسیه برای تفریح
با آنکه بارگاه رأس الحسین قاهره همواره از سوی بزرگان مذاهب ی مورد احترام بوده اما سلفی ها اقدامات صوفیه در تکریم مقام رأس الحسین را افات دانسته و خواستار تعطیلی این بارگاه شدند.بارگاه افاتی رأس الحسین تعطیل و ت یب شودبه گزارش«شیعه نیوز»، هرساله همزمان با فرا رسیدن مناسبت های مذهبی مرتبط با اهل بیت(علیهم السلام) در مصر مانند ایام محرم، اربعین حسینی، میلاد حسین (علیه السلام) و ... هجمه شدید سلفی ها علیه محبّان خاندان عصمت و طهارت افزایش می یابد. بارگاه رأس الحسین که به اعتقاد بسیاری از مردم مصر محل تدفین رأس مبارک حسین (علیه السلام) است، هر ساله شاهد حضور خیل کثیری از مشتاقان برای برگزاری مراسم های مختلف مذهبی است. در همین راستا و زمانی که محبّان اهل بیت(علیهم السلام) در مصر خود را آماده برگزاری مراسم سالروز ورود رأس مطرح سیدال ء (علیه السلام) به مصر می کنند جریان های سلفی با حمله به دوست داران خاندان نبوت و طهارت اعم از شیعه، صوفی و حتی اهل سنت، خواستار مقابله جدی با اینگونه مراسم ها از سوی ت می شوند.

مخالفت با برگزاری مراسمات مذهبی شیعیان
به تازگی جریان سلفیت مصر در آستانه سالروز ورود رأس الحسین (علیه السلام) به مصر از وزارت اوقاف خواست تا ضمن تشکیل جلسه ای با علمای تاریخ برای بیان حقیقت آنچه که از سوی آنان «ضریح های خیالی» نامیده شده است، اقدام به تعطیلی این بارگاه ها در سراسر مصر کنند.سامح عبدالحمید حموده از مبلغان برجسته سلفی مصر با پیشنهاد تشکیل کمیته مشترک از علمای تاریخ برای آنچه که وی «رسوایی حامیان ضریح های خیالی» نامیده است، با اهانت آشکار به مقدسات جمع کثیری از محبّان اهل بیت(علیهم السلام) گفت: با تشکیل چنین کمیته ای معلوم خواهد شد که سرهای ها و گوساله ها در این مکان ها مدفون شده است.وی با استفاده از ادبیات هتاکانه علیه اهل بیت(علیهم السلام) افزود: حسین! هیچگاه نه مرده اش و نه زنده اش به مصر نیامده و در مسجد قاهره، حسینی نیست. بسیاری از مقام هایی که در مصر وجود دارد همگی ساختگی، فاقد دلیل، غیر قابل اثبات و برخی از این مقبره ها با روایات تاریخی متعارض است.سامح عبدالحمید با حمله به صوفیان مصر خاطر نشان کرد: اقدامات صوفیه در تکریم مقام رأس الحسین افاتی بیش نیست و باید این اقدامات در مصر متوقف شود. حکومت نباید به آنان اجازه دهد که درون مسجد الحسین برنامه ای اجرا کنند به ویژه آنکه این مراسم ها «باب شیعه گری» را در مصر ترویج می دهد.مبلغ سلفی مصر که بارها از و گرو های تکفیری با عناوین مختلف حمایت کرده و پیشتر نیز خواستار ت یب بارگاه رأس الحسین شده بود اینبار با حمله به شیعیان اظهار داشت: شیعیان با همراهی بزرگان صوفیه بدعت های بسیاری را بنا نهادند. وزارت اوقاف باید هرچه سریعتر ضریحی که منسوب به حسین! است را تعطیل کند.خطر شیعیان را باید جدی گرفت
علاء سعید سخنگوی رسمی ائتلاف «آل الصحب» نیز همسو با سایر سلفی ها حضور نیروهای امنیتی در بارگاره رأس الحسین برای جلوگیری از آنچه که او «نفوذ شیعیان» خوانده را ضروری دانسته و تاکید کرد: شیعیان در مصر در اقلیت هستند اما مشکل اصلی آن است که بسیاری از عراقی ها در مصر ن بوده و آنان شعائر مذهبی عجیبی دارند.وی با اتهامه زنی به شیعیان مبنی بر آنکه «شیعیان عامل اصلی ایجاد فتنه و اختلافات مذهبی در مصر هستند» خاطر نشان کرد: بسیاری از شیعیان هنگامی که درون منازل خود جشن های مذهبی را برگزار می کنند به پخت حلوا و توزیع آن در میان شیعیان اکتفا می کنند اما زمانی که به مساجد می آیند رفتارهای خطرناکی از آنان سر می زند.سخنگوی رسمی ائتلاف «آل الصحب» از ان امنیتی درخواست کرد تا در مناطقی که شیعیان در آن حضور دارند مشارکت جدی داشته و هنگامی که شیعیان درصدد انجام اقدامات ابکارانه بودند عرصه را بر آنان تنگ کنند.واکنش وزارت اوقاف مصر
همزمان با حمله سلفی ها به محبّان اهل بیت(علیهم السلام) شیخ جابر طایع رییس بخش دینی وزارت اوقاف اعلام کرد که تا کنون هیچ دستوری از مقامات مربوطه مبنی بر تعطیلی ضریح حسین (علیه السلام) دریافت نکرده و لذا این وزارت خود را موظف به حمایت از این بارگاه می داند.وی همچنین با رد سخنان عبدالحمید مبنی بر ارائه پیشنهاد برای تشکیل کمیته ای تاریخی جهت بررسی اماکن و بارگاه های مذهبی در مصر افزود: تا به این لحظه وزارت اوقاف هیچ درخواست کتبی یا شفاهی را از سوی جریان سلفیت مبنی بر بررسی بارگاه ها دریافت نکرده و در صورت درخواست به این مساله پرداخته خواهد شد.سلفیان مسلمان نیستند
در همین راستا علاء ابوالعزائم شیخ طریقه عزیمه و رییس اتحادیه جهانی صوفیان مصر با محکوم اظهارات هتاکانه سلفی ها علیه مقدسات مسلمانان گفت: جریان سلفی به دنبال آن است که مسلمانان و صوفیان میلاد حسین (علیه السلام) را جشن نگیرد زیرا آنان خوارجی هستند که به نفوذ کرده تا با ایجاد تفرقه میان مسلمانان وجهه رحمانی را ت یب کنند.شیخ ابوالعزائم ابراز داشت: بسیاری از سلفیان موجود در مصر و سراسر جهان از صوفیان کینه به دل داشته و به هر شکلی که شده درصدد نابودی صوفیان هستند. سلفی ها خود رفتاری متعارض دارند زیرا برخی از آنان محب اهل بیت(علیهم السلام) بوده و نیز ممکن است مراسم جشن و سروری نیز در مناسبت های مذهبی شیعیان ب ا کنند اما اجازه سرور و شادی را به صوفیان نمی دهند.وی با بیان آنکه صوفیان سراسر جهان میلاد حسین (علیه السلام) را جشن خواهند گرفت اعلام کرد که به سلفیان اجازه نمی دهیم از این شرایط سوء استفاده کنند. اقامه مراسم جشن و سرور برای حسین (علیه السلام) حرام نیست زیرا اولیای الهی در این مراسم ها مشارکت می کنند. سنت برگزاری اینگونه مراسم ها در مسجد الحسین قاهره از دیرباز وجود داشته و عمل جدیدی نیست که سلفی ها بخواهند این مراسم را تحریم کنند.اجازه کارشکنی به سلفی ها نمی دهیم
شیخ مالک علوان شیخ طریق علوانیه و عضو شورای عالی صوفیان مصر نیز با ابراز تاسف از موضع گیری سلفی ها در برابر اقامه مراسم میلاد حسین (علیه السلام) تاکید کردکه سلفی ها ضعیف ترین موجودات روی کره خاکی بوده و همواره با صوفیان دشمنی داشتند با آنکه می دانند صوفی ها بیشتر از آنان به پروردگار نزدیک هستند.وی تصریح کرد که با وجود تمام مخالفت ها و کارشکنی هایی که سلفیان انجام می دهند اما صوفیان مصر با شکوه بیشتری این مراسم را نسبت به سال های قبل برگزار کرده و حق اظهار نظر را به سلفیان در این مساله نخواهند داد.دیروز تحریم میلاد امروز تحریم میلاد حسین (علیه السلام)
به نظر می رسد که افزایش هجمه های سلفی ها علیه محبّان اهل بیت(علیهم السلام) در مصر را باید در نکته ای دانست که عبدالحمید بدان اشاره کرد. هرچند شیعیان همواره همزیستی مسالمت آمیزی با پیروان سایر ادیان و مذاهب ی در مصر داشتند اما ترس سلفی ها از آن است که محبّان و عاشقان اهل بیت(علیهم السلام) در این کشور افزایش یابند.اما سوال اساسی آن است که چرا افزایش جمعیت محبّ اهل بیت(علیهم السلام) برای جریان سلفیّت مصر دغدغه ایجاد کرده است؟ پاسخ این پرسش با بررسی رویکرد جامعه سلفیّت مصر به راحتی می توان داد. سلفی ها که مدت ها خود را غم خوار مظلومان و مسلمانان دانسته و همواره داعیه حمایت از مسلمانان در سراسر جهان داشتند اما در سال های اخیر رویکرد خود را تغییر دادند. اگر بخواهیم دقیق تر به قضاوت بنشینیم باید گفت که از آغاز این شعارها جنبه عوام فریبی داشته و آنان هیچگاه جز به منافع شخصی به مساله دیگری توجه نداشتند.دشمنی سلفی ها تنها با شیعیان و محبّان اهل بیت(علیهم السلام) نیست بلکه آنان با هر شه ای که به سوی محبّت، رحمت، مودّت، همزیستی مسالمت آمیز، پذیرش دیگری، گفتگوی مبتی بر احترام و نقد سازنده استوار باشد مخالفت می کنند. هفته گذشته بود که موجی از حملات از سوی سلفی ها علیه یان مصر به راه افتاد که آنان مدعی شدند تبریک اعیاد یان و ابراز سندی در شادی آنان حرام است؛ گو آنکه درخت سلفیّت تنها میوه تحریم شه مخالف را به بار می آورد.مساله سلفی ها این نیست که آیا مرقد رأس الحسین (علیه السلام) یا سایر بارگاه ها و مضجع های موجود در مصر دارای ادلّه کافی تاریخی هستند یا خیر بلکه اساسا هدف آنها حذف تمامی جریان های دینی مخالف است به ویژه آنکه در موضوع حوادث منطقه ای بسیاری از بزرگان سلفیت از تروریست های تکفیری حمایت د و امروز همان تروریست ها پس از تحمل ش ت سنگین در عراق و رحل اقامت در سرزمین سینای مصر افکنده و زندگی را برای نان سینا به جهنم تبدیل کرده اند.آری حقیقت آن است که اقبال جامعه دینی مصر و مردم به سلفیّت روز به روز کاهش یافته و این مساله زنگ خطر جدی برای جریان سلفیّت در مصر است. آنان قادر به پذیرش این امر نیستند که سطح آگاهی دینی جامعه مصر در اثر تلاش های مبلّغان راستین و علمای ربّانی و نیز اقدامات الازهر و سایر نهادهای مذهبی ارتقا یافته و مردم به سهولت می توانند عالمان حقیقی را از عالم نماها تمییز دهند. طبیعی است که این امر برای سلفیّت گران تمام می شود. دیروز میلاد حضرت (علیه السلام) را تحریم و امروز میلاد حسین (علیه السلام) را حرام می کنند و فردا مساله دیگری را دستاویزی برای س وش نهادن بر اشتباهات و تندروی های قرار می دهند و شرح حال جریان سلفیّت در مصر شرح حال فردی است که در حال غرق شدن به هر خس و خاشاکی چنگ می اندازد که «الغرِیقُ یتشبَّثُ بکُلّ حَشیش»