کاهش یازده ونیم درصدی نرخ طلاق

بسیاری از زوج ها به اشتباه تصور می کنند همین که قادر به تحمل یکدیگر نباشند و احساسات شان نسبت به هم سرد شود، یعنی موعد زندگی مشترک شان به سر رسیده و دیگر وقت ج است. اما نه! همان طور که برای آغاز زندگی مشترک باید به بلوغ فکری و پختگی برسید، برای طلاق نیز باید از لحاظ روحی و روانی آمادگی پیدا کنید. اقدام به طلاق بدون آمادگیِ مواجهه با پیامدهای آن، موجب بروز ج های زودهنگام و نسنجیده ای می شود که زندگی طرفین را تا سالیان سال تحت الشعاع قرار خواهد داد. در این مطلب قصد داریم به مرورِ آمادگی های لازم جهت تصمیم گیری برای طلاق بپردازیم. آنچه در ادامه می خوانید، گزیده ای از توصیه های بروس دِرمَن (bruce derman)، روان شناس بالینی، و وِندی گرِگسون (wendy gregson)، مشاور ازدواج و خانواده است که به زوج های متقاضی طلاق کمک می کنند تا ج کم آسیب تری داشته باشند.مقاله های مرتبط:(توجه داشته باشید نمونه هایی که در خلال متن می خوانید، برگرفته از تجربیاتی هستند که دِرمَن و و گرِگسون با مراجعان شان داشته اند.)گاهی در یک رابطه، این خودِ شما هستید که در پی مواجهه با مشکلات شویی تصمیم به طلاق می گیرید:«احساس می کنم که دیگه باید طلاق بگیرم و بالا ه، این ازدواجِ ش ت خورده رو تمومش کنم. اما هنوز ته دلم مطمئن نیستم. آخه از کجا بفهمم که دارم کار درستی می کنم یا نه؟! بعضی وقتا خیلی از این تصمیمم مطمئنم. ولی هنوز یه بخشی از وجودم عاشقشه یا بهتر بگم، این آدم هنوز یه جورایی برام مهمه. فکر نمی کنم که دیگه واقعا عاشقش باشم. اما نکنه دارم کار اشتباهی می کنم! این تصمیم می تونه روی زندگی بچه هام تأثیر بذاره. شاید بهتر باشه برای طلاق عجله نکنم. درسته که سه ساله دارم به این موضوع فکر می کنم، ولی اگه همسرم سعی کنه رفتارش رو تغییر بده، اون وقت همه چی حل می شه و دیگه می تونم از فکر طلاق بیرون بیام.»تصمیم گیری برای طلاق - دعوای زن و شوهریالبته، همیشه هم خودتان تصمیم گیرنده نیستید و گاهی این همسرتان است که تصمیم به طلاق می گیرد. اما به نظرتان فکر طلاق از کجا به سرش زده است؟«این فکر، دو هفته ی پیش که سر تعطیلات رفتن مون حس جروبحث کردیم، به سرم زد. تا اون موقع، هیچ وقت فکرش رو هم نکرده بودم که زندگی مون این قدر تأسف بار شده باشه. شوکه شدم و حالم خیلی ابه. باید یه راهی پیدا کنم تا این قضیه بالا ه یه جایی تموم شه. شاید اصلا همه ی اینا یه خوابه و وقتی از خواب پاشم، ببینم همه چی روبه راهه.»تصمیم گیری برای طلاق از جمله مهم ترین تصمیمات زندگی است که می تواند پیامدهای چندساله یا مادام العمر به همراه داشته باشد. متأسفانه در بسیاری موارد، این تصمیم سرنوشت ساز با سهل انگاری و بدون ارزی موقعیت گرفته می شود، درحالی که خودِ امر طلاق فی نفسه یک فرایند است. چنانچه زن و شوهر هردو بر سر این موضوع به توافق برسند و نیز برای طلاق آمادگی داشته باشند، این فرایند سریع تر و راحت تر طی خواهد شد و همچنین از خسارات روحی و حتی مالی که معمولا درنتیجه ی طلاق های پرکشمکش و نامحترمانه بروز می کنند، جلوگیری می شود.اکثر زوج ها وقتی تصمیم به طلاق می گیرند، حتی به ذهن شان هم خطور نمی کند که این اقدام خطیر مست م ب آمادگی است، زیرا به خیال خودشان هرچه زودتر از این منجلاب پراسترس خلاص شوند، به نفع شان است. از این رو، افرادی که زندگی مشترک ناآرامی را تجربه می کنند، معمولا تمایل دارند که در سریع ترین زمان ممکن طلاق بگیرند تا بتوانند زندگی جدیدی را شروع کنند. جالب تر اینکه حتی اطرافیان شان نیز از این تصمیم استقبال می کنند. اغلبِ افراد بر این باورند که هرچه قائله ی یک زندگی زخم خورده زودتر ختم شود، آسیبی که به زندگی طرفین وارد شده است، سریع تر یام خواهد یافت و همه چیز خیلی زود به ح عادی بازخواهد گشت. اما آگاه باشید که این کار در بسیاری موارد به نتیجه ی مع می انجامد.زوج هایی که با شتاب اقدام به طلاق می کنند، فرصت کافی برای ارزی احساسات، افکار و گزینه های پیش ِرو را ندارند. به همین دلیل در مواجهه با هجوم احساساتِ ناشی از ج ، پیچیدگی های قانونی امر طلاق و تصمیمات سرنوشت سازی که باید در این مسیر بگیرند، احساس ناتوانی می کنند. خیلی اوقات، زوج هایی که عجولانه تصمیم به طلاق می گیرند، حتی نمی توانند بر سر موضوعاتی که با یکدیگر توافق می کنند، پابرجا بمانند و به دنبال هر توافق موقتی و ناپایدار، فقط مشکلات شان عوض می شود، اما هیچ مشکلی به راه حل قطعی و پایدار نمی رسد. دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از پرونده های طلاق، با اینکه در ابتدا تصور می شد خیلی زود به نتیجه می رسند، سال ها در پیچ وخم های قانونی به طول می انجامند.مقاله مرتبط: مهمترین مشکلات زندگی مشترک و را ارهای حل آندشواری های تصمیم گیری برای طلاقزوج هایی که تصمیم به طلاق می گیرند، باید دست به انتخاب های چالش برانگیزی بزنند که به سادگی میسر نیستند و فرد را در تنگنای چندین و چند انتخاب قرار می دهند. فردی که در تنگنای انتخاب با خود کلنجار می رود، در واقع از پیامدهای ناخوشایندی که هرکدام از این انتخاب ها در پی خواهند داشت، می ترسد و قادر به تصمیم گیری نیست. تعدادی از شایع ترین دشواری های تصمیم گیری برای طلاق عبارتند از:۱. می خوام طلاق بگیرم، اما مطمئن نیستم که تصمیم درستیه یا نهاز آنجایی که طلاق روی زندگی فرزندان، سبک زندگی، وضعیت مالی و سرمایه گذاری های شویی تأثیر می گذارد، بسیاری از زوج ها اصرار دارند تصمیمی که می گیرند، از هر لحاظ صحیح و بی عیب و نقص باشد. متأسفانه، هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد. تنها راه حلش این است که از روی احساسات یا خودخواهی تصمیم نگیرید و شرایط را تا حد امکان به درستی سبک سنگین کنید.۲. من راضی به طلاق نیستم. این تصمیم همسرمهدر چنین شرایطی، فرد احساس می کند که قربانی شده است و به همین دلیل، شدیدا به هم می ریزد و دچار بحران روحی می شود، زیرا زندگی خود را در آستانه ی تغییراتی می بیند که انتخاب خودش نبوده است. در مواجهه با این دشواری، باید از خودتان بپرسید که آیا اصرارتان به ادامه ی این ازدواج براساس دلایل منطقی است یا توهمات غیرواقعی. البته، ی که احساس می کند از سوی طرف مقابل زخم خورده است، به این راحتی ها نمی تواند مشکلات موجود در زندگی مشترک شان را با دید منطقی و واقع بینانه بنگرد و مسلما آسان نیست که خود را برای رویارویی منطقی با این مشکلات آماده کند.۳. فقط واسه این می خوام طلاق بگیرم که احساس می کنم ازدواج مون راه به جایی نمی برهافرادی که با این دشواری دست وپنجه نرم می کنند، معمولا همسرشان را مقصر این ش ت می دانند و به هر قیمتی از خودشان سلب مسئولیت می کنند تا انگشت اتهام فقط به سمت طرف مقابل باشد. این قبیل افراد نسبت به همسر خود احساس خشم می کنند، چرا که معتقدند رفتار و کردار طرف مقابل باعث شده است که چنین تصمیمی بگیرند. هرچه از بیان ترس ها و ناراحتی های مرتبط با طلاق، بیزارتر باشید، شدت جاروجنجال های زندگی مشترک تان بالا خواهد گرفت. اما یادتان باشد که چنانچه در این روند تجدیدنظر نکنید و صرفا سرزنش ها و عدم پذیرش نگرانی هایتان را ادامه بدهید، طلاق تان به فرایندی تنش زا و پرکشمکش تبدیل خواهد شد که آسیب های فراوانی به همراه خواهد داشت.وجه مشترک مواردی که مرور کردیم، ترس است. در مورد اول، فرد می ترسد که مبادا تصمیم اشتباهی بگیرد؛ در مورد دوم، فرد تمایل دارد که مشکلات شویی خود را انکار کند و در مورد سوم، فرد از مسئولیت پذیری و نرم خویی می ترسد. نتیجه ی تمامی اینها، طولانی شدن فرایند طلاق، جنگ و دعواست. اما برای اینکه بتوانید طی فرایندی مشارکتی و محترمانه طلاق بگیرید، باید آماده شوید تمامی سطوح زندگی مشترک تان را از یکدیگر جدا کنید. به این منظور، هردوی شما باید درمورد ۸ پرسش زیر به نتیجه برسید.مقاله مرتبط: ۱۰ نکته موثر که مردان برای داشتن ازدواج موفق باید بدانند۱. آیا هنوز به همسرتان علاقه مند هستید؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا هنوز به همسرتان علاقه مند هستید؟بسیاری از افرادی که تصمیم به طلاق می گیرند، هنوز نسبت به طرف مقابل احساس علاقه می کنند، اما و صمیمیتی که پیشتر در رابطه ی آنها بود، اکنون به دلیل مدت ها کشمکش رنگ باخته است. چنانچه در چنین وضعیتی گیر افتاده اید، توصیه می شود پیش از تصمیم گیری برای طلاق، سعی کنید زندگی مشترک تان را نجات بدهید، وگرنه در این احساس فقدان و اندوه باقی خواهید ماند و چه بسا که احوال تان حتی پس از طلاق نیز بیشتر به هم بریزد.«یک روز خانمی به دفترم مراجعه کرد که هفت سال از ازدواجش با مردی که عاشقش بود و می گفت انسان متشخصی است، می گذشت. مشکلش با شوهرش این بود که درمورد مسائل مالی با یکدیگر توافق نداشتند. تأمین مخارج زندگی برعهده ی زن بود و همسرش فقط بدهی بالا می آورد. زن که به شدت احساس پریشانی و درماندگی می کرد، به این نتیجه رسیده بود که طلاق تنها راه خلاصی از این همه فشار مالی است. این خانم هنوز به شوهرش علاقه داشت و چون از پایان دادن به این رابطه می ترسید، نمی توانست قاطعانه و با اطمینان تصمیم بگیرد. ولی درنهایت، طی جلسات مشاوره متوجه شد که بالا ه باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کند: یا باید طلاق بگیرد و عمیقا مایل به اتمام ازدواجش باشد یا اینکه زندگی مشترکش را ادامه بدهد و بپذیرد که عمرش را با درگیری بیهوده در فرایند طلاق تلف نکند.»۲. آیا در زندگی مشترک تان، از «من» به «ما» رسیده بودید؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا رابطه تان ازدواج به معنی واقعی کلمه بوده است؟ازدواج به معنی واقعی کلمه یعنی اینکه دو طرف باید در رابطه ی شویی خود از «من» به «ما» برسند. بسیاری از زوج هایی که اقدام به طلاق می کنند، در ازدواج شان فقط به دنبال برآورده سازی نیازهای شخصی خودشان بوده اند. این قبیل زوج ها با اینکه زیر یک سقف زندگی می کنند و شاید حتی صاحب فرزند باشند، تمام تلاش شان در زندگی مشترک یک اقدام رقابتی با هدف پیروزی بر یکدیگر است و هرگز از یک موضع مشارکتی به حل مسائل زندگی وارد نمی شوند. چنین افرادی به جای اینکه در تصمیم گیری ها به منفعت همسرشان نیز توجه کنند و کل نظام خانواده را در نظر بگیرند، فقط به میل خودشان فکر می کنند. پس چنانچه هنوز در زندگی مشترک تان از «من» به «ما» نرسیده اید، دو انتخاب دارید:یا باید سعی کنید مقدمات و اصول «ما شدن» را به اتفاق همسرتان یاد بگیرید و زندگی مشترک تان را با آگاهی از مهارت های زندگی شویی ادامه بدهید؛یا اینکه بپذیرید ازدواج تان هرگز ازدواج به معنی واقعی کلمه نبوده است و این رابطه را تمام کنید. دِرمَن به یک تجربه ی شخصی در این ارتباط اشاره می کند:«جالب است بدانید من نیز به عنوان درمانگری که در حوزه ی مشاوره ی طلاق فعالیت می کنم، سال ها قبل به سختی توانستم بپذیرم که ازدواج چهارده ساله ام یک ازدواج حقیقی نبوده است و من و همسرم تا آن زمان، علی رغم سال ها زندگی تحت عنوان زن و شوهر، به معنی واقعی کلمه زن و شوهر نبودیم. آن وقت ها، رابطه مان هر چند ماه یک بار در معرض ج قرار می گرفت. کار هر روزمان شده بود جنگ و دعوا و بعدش هم سازش هایی که حتی به هفته نمی کشیدند. به شوخی به همسرم می گفتم که همیشه باید یک چمدانِ آماده دَمِ دست داشته باشد تا هروقت که لازم دید، بدون معطلی منزل را ترک کند. با اینکه به چندین مشاور خانواده مراجعه کرده بودیم، اختلافات مان هم چنان ادامه داشتند، تا اینکه به خودم آمدم و متوجه شدم که هنوز، علی رغم سال ها تأهل و حضور در زندگی مشترک، نه متأهلم و نه مجرد. پس از درک این قضیه بود که دو ماه بعد، فرایند طلاق را به طور جدی آغاز کردیم.»مقاله مرتبط: ازدواج پایدار با ۱۱ نکته ای که پایه های زندگی را محکم نگه می دارد۳. آیا واقعا قصد طلاق دارید یا هدف تان فقط تهدید و ترساندن طرف مقابل است؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا واقعا قصد طلاق دارید یا هدف تان فقط تهدید و ترساندن طرف مقابل است؟بسیاری از افراد، به ویژه در هیاهوی دعواهای زن و شوهری، طرف مقابل شان را تهدید به طلاق می کنند. این تهدید معمولا به یکی از دلایل زیر رخ می دهد:خشم و عصبانیت؛اِعمال قدرت و سلطه بر دیگری به منظور تحمیل دیدگاه و نظرات خود؛تفهیم جدیت و پافشاری خود مبنی بر نیاز شدید به مشاهده ی تغییرات واقعی؛هشدار درمورد لغزش و بی ثباتی یک رابطه.افرادی که مدام همسرشان را به ج تهدید می کنند بدون اینکه واقعا بخواهند طلاق بگیرند، به اعتبار خود در زندگی مشترک لطمه می زنند. اما درصورتی که به طور جدی مایل به طلاق هستید و به این نتیجه رسیده اید که «این ازدواج یه فصلی از زندگیم بود که دلم می خواد تمومش کنم، چون خیالم راحته که هرکاری از دستم برمیومد به امید ادامه ی این رابطه انجام دادم، اما دیگه هیچ کاری از دستم ساخته نیست»، باید این موضوع را به نحوی مسالمت آمیز و بدون خشونت و سرزنش با همسرتان در میان بگذارید.مقاله مرتبط: آشنایی با مراحل تصمیم گیری درست و منطقی۴. آیا تصمیم تان برای طلاق، یک تصمیم منطقی و از روی خودآگاهی است یا یک تصمیم احساسی و صرفا واکنشی؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا این یک تصمیم منطقی و از روی خودآگاهی است یا یک تصمیم احساسی و صرفا واکنشی؟زمانی برای طلاق آمادگی خواهید داشت که بتوانید قاطعانه و بدون دخ احساسات، در این مورد تصمیم بگیرید تا در آینده، از اقدام به طلاق پشیمان نشوید. طلاق یعنی اینکه باید بتوانید از تمامی وابستگی های عاطفی به طرف مقابل دل ید. یادتان باشد که تصمیمات احساسی دوام زیادی نخواهند داشت و راه حل مناسبی برای رفع مشکل اصلی نیستند. عده ی زیادی از افرادی که از روی عصبانیت اقدام به طلاق می کنند، عصبانیت شان حتی پس از ج نیز رفع نمی شود.«خانمی را به خاطر دارم که وقتی به من مراجعه کرد، پنج سال از طلاقش می گذشت و هنوز از پیامدهای این اقدام رنج می بُرد. مشکلش این بود که هنوز نسبت به همسر سابقش احساس خشم می کرد. به او گفتم: «به نظر می رسه هنوز خودت رو یه آدم متأهل می بینی.» اما او اصرار داشت به خاطر تنفری که حس می کند، اصلا چنین چیزی امکان پذیر نیست. طی جلسات مشاوره، متوجه شدم تنفر این خانم در واقع نشان دهنده ی علاقه ی زیادی بود که هنوز نسبت به همسر سابقش احساس می کرد، اما به این احساس علاقه برچسب تنفر زده بود. برایش روشن که فقط یک شخص متأهل می تواند چنین عشق و علاقه ای را تجربه کند و دقیقا از همان زمان بود که سعی کرد وابستگی عاطفی خود به همسرش را قطع کند و با ادامه ی جلسات مشاوره، به تدریج بپذیرد که واقعا طلاق گرفته است.»از نشانه های تصمیم منطقی و غیرواکنشی این است که با اذعان و احترام به اه ، شخصیت و حقوق همسرتان به این نتیجه برسید که حاضر به ادامه ی زندگی مشترک تان نیستید. همان طور که گفته شد، از جمله لازمه های طلاق این است که وابستگی های عاطفی خود را به طرف مقابل، به حداقل برسانید وگرنه در طول فرایند طلاق به فرازونشیب های احساسی شدیدی نظیر خشم، بدگمانی و احساس خسارت، دچار خواهید شد.۵. نیت تان از اقدام به طلاق چیست؟تصمیم گیری برای طلاق - نیت تان از اقدام به طلاق چیست؟هر نیتی به جز خاتمه دادن به رابطه، نشان دهنده ی عدم آمادگی کافی جهت اقدام به طلاق است. چنانچه با این امید قدم در مسیر طلاق گذاشته اید که همسرتان در طول این فرایند به خودش بیاید و در رفتارش تغییر رویه بدهد، سخت در اشتباه هستید و دلیل تان برای اقدام به طلاق، موجه نیست. فراموش نکنید که طلاق نه قلب و ذهن طرف مقابل را تغییر می دهد و نه قادر به جبران خطاهای گذشته ی اوست. تنها کارکرد طلاق، خاتمه ی ازدواج است و به طرفین فرصت می دهد تا زندگی جدیدی برای خود تشکیل بدهند.مقاله مرتبط: تکنیک های تصمیم گیری؛ چگونه بهترین انتخاب پیش رو را داشته باشیم۶. آیا کشمکش های درونی خود را درمورد طلاق حل کرده اید؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا کشمکش های درونی خود را در مورد طلاق حل کرده اید؟هر ی که تصمیم به طلاق می گیرد، در درون خود به ستیز و کشمکشی آزاردهنده دچار می شود. بعضی افراد علی رغم اینکه با خاطرجمعی خواستار ج و پایان یک رابطه هستند، هم زمان از احساس گناه رنج می برند. بعضی دیگر احساس خیانت می کنند و هم زمان به این مسئله نیز اذعان دارند که اتمام این رابطه به نفع زندگی شان خواهد بود. بنابراین، آمادگی برای طلاق مست م شناخت کشمکش هایی است که انتظار می رود تحت تأثیر این تصمیم در بخش هایی از وجود فرد شعله ور شوند و یک ستیز درونی را رقم بزنند.«آقایی را به خاطر دارم که نمی توانست درمورد طلاق یا ادامه ی زندگی مشترکش تصمیم بگیرد. سردرگم بود و می گفت که مدت هاست با خودش درمورد طلاق کلنجار می رود. نه می توانست با ادامه ی این رابطه کنار بیاید و نه با طلاق. همسرش به او زخم زبان می زد و می گفت بی عُرضه است که نمی تواند تصمیم بگیرد. از او خواستم درمورد بخشی از وجودش که خواستار ج بود، صحبت کند و تأکید که حاشیه نرود. با ذکر این ادعا شروع کرد که هیچ علاقه ای به همسرش احساس نمی کند، اما همین که یکی دو دقیقه گذشت، به بیان افکاری مانند «البته، مادر خیلی خوب و قابل اطمینانیه» گریز زد. هروقت که از مسیر سؤال اصلی خارج می شد، مجبور بودم یادآوری کنم که فقط می خواهم درمورد بخشی از ندای درونش که او را به طلاق فرامی خواند، بشنوم و وقتی سعی کرد به این سؤالم واضح تر و واضح تر جواب بدهد، متوجه شدم که ناگهان عرق کرد و حالش دگرگون شد. علت را جویا شدم و در جوابم گفت که احساس گناه می کند. پرسیدم چرا و با این جواب مواجه شدم: «به خودم قول داده بودم که هیچ وقت مثل پدرم که مادرم رو وِل کرد، زنم رو ترک نکنم.» بعد از اینکه مرد به تضاد این قول با خواسته ی فعلی خود پی برد، توانست از سردرگمی دربیاید. طی جلسات مشاوره، کمکش که این تضاد را در درون خود حل کند و پس از آن بود که درنهایت با ذهنی آسوده درمورد این انتخاب تصمیم گرفت و سه ماه بعد، فرایند طلاق را به اتفاق همسرش آغاز کرد.»۷. آیا می توانید با پیامدهای ناخوشایند طلاق مواجه شوید؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا قادرید با پیامدهای ناخوشایند طلاق مواجه شوید؟طلاق موجب تغییر و اندوه می شود، زیرا رابطه ای را که با هزاران امید و آرزو تشکیل شده بود، خاتمه می دهد. احساس خسارت، ناامیدی، تنهایی، ش ت، طرد شدن و احساس عدم کفایت از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است در مسیر پُرآسیب طلاق بر روح و روان فرد غلبه کنند. برای اینکه خودتان را جهت مواجهه ی سالم با فرازونشیب های فرایند طلاق مهیا کنید، باید از حلقه ی خانواده و دوستانی پشتیبان و یاری گر برخوردار باشید، تا هر زمان که لازم شد، از لحاظ عاطفی و عملی کمک تان کنند.یکی از سخت ترین پیامدهای طلاق این است که فرد باید با درد و اندوه اطرافیانش نیز مواجه شود. زندگی فرزندان، اعضای خانواده یا حتی دوستان نیز درنتیجه ی تصمیم فرد به طلاق تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. چنانچه خود شما تصمیم به طلاق گرفته اید، بدانید که باید تصمیم تان را در شرایطی که افراد دیگری نیز از این تصمیم متأثر خواهند شد، پیش ببرید. حتی اگر خودتان تصمیم گیرنده نیستید و این همسرتان است که تصمیم به طلاق دارد، باز هم باید جهت پذیرش پیامدهای ازدواج نافرجام خود آماده شوید. برای اینکه بدانید تا چه حد برای انجام فرایند طلاق آمادگی دارید، از خودتان بپرسید که آیا برای مواجهه با تغییرات زیر به اندازه ی کافی مهیا هستید یا خیر:آیا حاضرید تغییر وضعیت مالی یا تغییراتی را که به موجب طلاق در سبک زندگی تان ایجاد خواهند شد، بپذیرید؟آیا آمادگی دارید که با ناراحتی و خشم فرزندان تان مواجه شوید؟آیا می دانید که ممکن است گاهی به احساساتی چون ناامنی و ترس دچار شوید؟آیا می توانید همسرتان را از دل و فکر خود بیرون کنید؟«خانمی را به خاطر دارم که از دست شوهرش که به قول خودش شخصیتی تک بعدی و منفعل داشت، خسته شده بود و طوری حرف می زد که انگار شدیدا مایل است به ازدواج بیست ساله ی خود با این مرد پایان بدهد. هربار که قرار می شد این تصمیم را با همسرش در میان بگذارد، به طریقی از ابراز این تصمیم طفره می رفت. برای اینکه تکلیفش را با خودش روشن کند، از او خواستم که فهرستی از پیامدهای احتمالی اقدام به طلاق تنظیم کند. با این ترفند بود که متوجه شد تنها مسئله ای که هرگز نمی تواند بپذیرد این است که فرزندانش به خاطر ترک پدرشان از او متنفر شوند. به عبارتی، به هیچ وجه قادر به پذیرش چنین پیامدی نبود و همین شد که گفت اصلا مهم نیست چقدر از همسرش خسته شده است. وقتی با خودش اتمام حجت کرد که تجربه ی نفرت فرزندانش از قدرت تحمل او خارج است، تازه توانست به راه حل های دیگری به جز طلاق فکر کند. این خانم بعد از مدتی تصمیم گرفت برای اینکه از این احساس و بی حوصلگی که در زندگی مشترکش حس می کرد، خلاص شود، مستقل تر باشد و روحیه ی خود را ضمن مسافرت و گشت وگذار با پرداختن به علایق و دلبستگی هایش حفظ کند.»مقاله مرتبط: چطور بعد از طلاق به زندگی عادی برگردیم۸. آیا می توانید زندگی خود را به نحوی مسئولانه و معقول مدیریت کنید؟تصمیم گیری برای طلاق - آیا قادرید زندگی خود را به نحوی مسئولانه و معقول مدیریت کنید؟چه خودتان تصمیم گیرنده ی طلاق باشید و چه همسرتان، در هر صورت در این قضیه که ازدواج تان در آستانه ی فروپاشی است، هیچ تفاوتی ایجاد نمی شود. در واقع، نحوه ی رویارویی افراد با این قضیه، نوع طلاق و آینده شان را رقم می زند. بعضی ها خودشان را درمانده تصور می کنند و از درِ خشونت و انتقام جویی وارد می شوند و بعضی دیگر با درک و احترام متقابل درمورد آینده ی خود با طرف مقابل به گفت وگو می نشینند. پس این رویکرد خود شماست که نوع طلاق تان را مشخص می کند.در توافقاتی که پیشِ رو دارید، باید درمورد انتخاب های زیر تصمیم بگیرید:یا باید فقط در فکر حقوق خودتان باشد، یا به حقوق همسرتان نیز احترام بگذارید؛یا باید فقط به دنبال منافع خودتان باشید، یا به منافع دیگران نیز اهمیت بدهید؛یا باید از پرداخت حق و حقوق همسرتان دریغ کنید و درگیر رفت وآمدهای مکرر در دادگاه خانواده شوید، یا همه ی آنچه را که قانونا حق اوست، بی دردسر و تمام وکمال به او بپردازید؛یا باید فقط در پی آسایش خودتان باشید، یا در توافق هایتان به تأمین آسایش دیگران نیز توجه کنید.خلاصه اینکه شواهد نشان می دهد زوج هایی که خودشان را پیش از اقدام به طلاق برای ورود به این فرایند پرماجرا آماده می کنند، شانس بیشتری برای طلاق توافقی خواهند داشت. چنانچه با آمادگی در این مسیر قدم بردارید، می توانید با یکدیگر به توافقات پایدارتری برسید و راحت تر مشکلات تان را حل کنید. این آمادگی موجب می شود که زوج های صاحب فرزند، بهتر بتوانند درمورد تربیت فرزندشان تصمیم بگیرند و در مجموع، حقوق یکدیگر را محترم بشمارند.برگرفته از: mediate.comبرچسب ها:حل مسئلهطلاق
سلامت نیوز: متأسفانه روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفی بسیار رواج پیدا می کند و این در مردان و در ن مشترک است. البته در ن، با نمونه ای مواجه نشدیم که این روابط، علت طلاق عاطفی باشد بلکه پیامد بوده است. ازطرفی در گفت وگو با این ن متوجه می شدیم که وقتی زن، مرد دیگری که با او آشنا شده است را توصیف می کند، از عبارات و ویژگی هایی صحبت می کند که او قبلاً به عنوان نقاط ضعف همسرش بیان کرده بود.به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهرخانه، طلاق عاطفی، طلاق خاموش یا طلاق تاریک؛ قائل به هر نامی برای آن باشیم پیامدهایش ی ان است. همچون نسیمی بی سروصدا می آید و چون گردبادی هر آن چه در مسیرش است را با خود می برد؛ تاجایی که هیچ خاطره ای برای تغییر چهره عبوس رابطه ای که زمانی طعم شیرین داشت، باقی نمی گذارد. هرچند در سال های اخیر روند افزایشی طلاق در جامعه، این طور به نظر برسد که چنین معضلی در خانواده ها وجود نداشته یا کمتر شده باشد، اما نتایج بررسی های کارشناسان نشان می دهد که طلاق عاطفی یکی از مسائلی است که باید به آن توجه ویژه داشت.بسیاری از روان شناسان عقیده دارند که طلاق عاطفی از همان سال های اول ازدواج رخ می دهد، حتی می تواند از دوران آشنایی و نامزدی تا آ عمر رگه های طلاق عاطفی در زندگی زوجین ایجاد شود؛ اما شایع ترین آن ها در سال سوم و چهارم زندگی و دهه پنجم و ششم زندگی است.کارشناسان بر این باورند که فرآیند طلاق در اکثر مواقع این سیر را طی می کند و طلاق عاطفی در مرحله ای قبل از طلاق قانونی رخ می دهد: اختلافات جزیی، تکرار اختلافات جزیی و جدی شدن آنها، ج یا بی میلی یکی از زوجین به طرف مقابل، قهرهای طولانی و تکرار آن، خستگی زوجین از قهرها و درگیری ها، طلاق عاطفی و طلاق قانونی.طلاق عاطفی؛ پدیده ای چندعاملی
پدیده طلاق عاطفی پدیده ای چندعاملی است به این صورت که هرگز یک عامل به تنهایی نمی تواند موجبات پیدایش آن را فراهم کند. بنابراین برای آن که دیدگاهی جامع نسبت به طلاق عاطفی و زمینه های بروز آن داشته باشیم هم بایستی به ریشه های اجتماعی آن توجه کنیم و هم به ریشه ی عوامل ارتباطی و روانی اقدام کنیم.به این ترتیب مهرخانه گفت وگویی با ستار پروین، جامعه شناس و عضو هیأت علامه طباطبایی و نویسنده مقاله "عوامل جامعه شناختی مؤثر در طلاق عاطفی در بین خانواده های تهرانی" و همچنین روشنی، از دانش آموختگان مقطع ای رشته مطالعات ن تربیت مدرس و یکی از نویسندگان مقالات "پیامدهای طلاق عاطفی و استراتژی های مواجهه با آن" و "طلاق عاطفی: علل و شرایط میانجی" ترتیب داده و سعی کرده است از نگاهی جامعه شناختی و روان شناختی به موضوع طلاق عاطفی بپردازد. مشروح این گفت وگو در ادامه گزارش آمده است.عوامل اجتماعی مؤثر در طلاق عاطفی
ستار پروین درباره علل اجتماعی بروز طلاق عاطفی در میان خانواده ها گفت: البته در مفهوم طلاق عاطفی مقداری ابهام حاکم است و در کشورهای دیگر هم بار معنایی مشخصی ندارد. ولی اگر به لحاظ عرفی این مفهوم را بپذیریم، معنای آن این است که زوجین هنوز طلاق واقعی نگرفتند و زیر یک سقف زندگی می کنند ولی روابط آن ها دچار تنش و تعارض است و از کمیت و کیفیت لازم برخوردار نیست. در نتیجه، ساختار بیرونی خانواده حفظ می شود اما درواقع از درون تهی است.او با تأکید بر این که شاخصه ی این مفهوم در میان خانواده ها چندان سهل و آسان نیست و به لحاظ سنجش واقعی میزان وقوع این اتفاق در خانواده های ایرانی دچار مشکل هستیم، درباره علل جامعه شناختی این معضل در میان زوجین گفت: علت های مختلفی در طلاق عاطفی دخیل هستند که یکی از آن ها بحث همسری است که هم از لحاظ تطابق ویژگی های روان شناختی افراد و هم به لحاظ ویژگی های فرهنگی و خانوادگی زوجین مورد توجه قرار می گیرد. در واقع طبقه اجتماعی، فرهنگ، تحصیلات از جمله مواردی هستند که در بحث همسری مطرح اند و هرچه در ابعاد مختلف، زوجین به هم نزدیک تر باشند یعنی از همسری بیشتری برخوردارند و احتمال کمتری دارد که دچار طلاق عاطفی شوند.پروین در ادامه برشمردن علت های جامعه شناختی دخیل در روابط عاطفی به موضوع سلامت روحی و روانی و سرمایه اجتماعی زوجین اشاره کرد و افزود: هرچه زوجین از سلامت روحی، روانی و همچنین سلامت اجتماعی بیشتری برخوردار باشند، طبیعتاً زندگی مشترک باکیفیت تری را تجربه خواهند کرد و سرمایه اجتماعی زوجین و تعاملات سازنده ای که با یکدیگر دارند نیز در این موضوع تأثیرگذار است که اساس آن مشارکت در نقش هاست. به عنوان مثال چقدر زوجین در امور خانه با یکدیگر مشارکت دارند؟ چقدر با یکدیگر به سفر می روند؟ درواقع مشارکت و اعتماد زوجین نسبت به یکدیگر دو بعد اساسی سرمایه اجتماعی یک زندگی مشترک است.او افزود: هرچه قدر زن و شوهر نسبت به نیازها و مسائل یکدیگر آگاهی بیشتری داشته باشند بیشتر می توانند همدیگر را درک کنند و تع ت کمتری به وجود خواهد آمد. همچنین موضوع مهمی که در اصطلاح جامعه شناختی به عنوان نظم درون خانوادگی مطرح است نیز در طلاق عاطفی دخیل است. یعنی هر چقدر زوجین به لحاظ ذهنی و به لحاظ عینی، زندگی شان از نظم بیشتری برخوردار باشد، کمتر دچار طلاق عاطفی می شود که در این مورد بحث های همدلی و همفکری و همگامی زوجین با یکدیگر مطرح می شود.این درباره اهمیت نظم درون خانوادگی در میزان بروز طلاق عاطفی افزود: نتایج بسیاری از تحقیقات و از جمله تحقیقاتی که در سطح شهر تهران انجام داده ام نشان می دهد که بین عامل نظم درون خانواده یعنی همان متغیری که میزان همدلی و همفکری میان زوجین را می سنجد، با طلاق عاطفی رابطه بسیار قوی وجود دارد و پس از آن عامل ساختار قدرت در خانواده قرار می گیرد. ساختار قدرت در خانواده یعنی چه ی در مورد مسائل خانواده تصمیم گیری می کند و آیا همه اعضای خانواده قادر به ارائه نظرات خود هستند یا خیر؟کم و کیف طلاق عاطفی با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی
این جامعه شناس در بخش دیگری از صحبت های خود به خاستگاه فرهنگی و اجتماعی بروز طلاق عاطفی در میان خانواده ها پرداخت و گفت: طلاق عاطفی بسته به بافت فرهنگی مناطق مختلف، متفاوت است و این تفاوت در خاستگاه فرهنگی، طبیعتاً بر علت های بروز و همچنین میزان طلاق عاطفی در خانواده ها اثر می گذارد. به عنوان مثال در ایلام شکل طلاق عاطفی و نوع واکنش های زوجین به آن با ای بزرگی مانند تهران متفاوت است و در آن ساختار، ن بیشتر نقش سازش گر را در طلاق عاطفی ایفا می کنند و به جای آن که به طلاق واقعی و قانونی رو آورند ممکن است واکنش های متفاوتی نسبت به آن نشان دهند و شاید آمار بالای خودکشی در میان ن ایلام و آمار بالای میزان افسردگی آنان بی ارتباط با موضوع طلاق عاطفی و بحران در روابط شویی نباشد.او افزود: در کشورهای دیگر دنیا ممکن است که اصلاً بحث طلاق عاطفی مطرح نباشد چون اگر دو نفر احساس کنند که دیگر عاطفه ای نسبت به یکدیگر ندارند به راحتی به زندگی مشترک خود پایان می دهند اما در جامعه ما است که موضوع طلاق عاطفی بسیار نمود دارد؛ به این خاطر که عنصر خانواده هنوز برای ما مهم و حیاتی است.طلاق عاطفی در طبقات متوسط و بالا بیشتر نمود دارد
ستار پروین در پاسخ به این سؤال که در چه خانواده هایی بیشتر احتمال شکل گرفتن طلاق عاطفی وجود دارد گفت: با توجه به تحقیقات صورت گرفته، در قشر سنتی جامعه این موارد کمتر اتفاق می افتد و در طبقات متوسط و بالا این موضوع بیشتر نمود داشته است. همچنین بین شرایط نامساعد اقتصادی خانواده و طلاق عاطفی رابطه معناداری مشاهده نشده است و به همین خاطر می بینیم که حتی در طبقات پایین جامعه که درآمد کمتری دارند، میزان طلاق عاطفی کمتر از اقشار طبقه بالا و متوسط است.شرایط اقتصادی از علل فرعی بروز طلاق عاطفی در بین خانواده ها است
او ادامه داد: شاید درست تر این است که ما شرایط اقتصادی را به عنوان یک عامل فرعی در بروز طلاق عاطفی در نظر بگیریم نه عامل اصلی. البته این به معنای آن نیست که خانواده ای که شرایط اقتصادی مناسب ندارد، دچار طلاق عاطفی نمی شود بلکه یک سری عوامل اصلی دیگر دخیل در این مسأله هستند.تغییرات اجتماعی و ظهور خانواده مدرن
عضو هیأت علمی علامه طباطبایی همچنین یادآور شد که تغییرات اجتماعی و افزایش های فردی ن در این موضوع دخیل است که موجب تغییر ساختار های خانواده و ایجاد یک سری مطالبات در ن شده است. او نقطه تعارض این تغییرات را این طور بیان کرد که ممکن است مردی که دارای تفکرات سنتی تری است با این انتظارات تغییریافته زن خانواده مخالفت کند و به راحتی آن خواسته ها را قبول نکند و این موضوع زمینه ساز مشاجرات بسیاری در میان خانواده شود.شبکه های اجتماعی علت یا معلول بروز طلاق عاطفی؟
پروین به شبکه های اجتماعی نیز اشاره کرد و گفت: یکی از کانون های تعارض و تصمیمات خانواده امروز ما شبکه های اجتماعی است. یعنی زوجینی که به لحاظ فیزیکی و روانی ارتباط با یکدیگر ندارند، تلاش می کنند نیازهای برآورده نشده خود را در فضای دیگری به جز خانواده جست وجو کنند. البته بسیاری، فضای مجازی را به عنوان یکی از پیامدهای مشکل در روابط زن و شوهر می دانند یعنی وقتی که فضای خانواده سرد باشد، زوجین به فضای مجازی رو می آورند و سعی می کنند خود را با آن سرگرم کنند. به عبارتی شبکه های اجتماعی هم می تواند نقش علت را بازی کند و هم نقش معلول و در موارد مختلف، این عامل متفاوت است.این پژوهشگر در انتها خاطرنشان کرد: برای طلاق عاطفی زمان مشخصی نداریم؛ اما اکثر اختلافات در سال های اولیه زندگی مشترک به وجود می آید و زوجین وارد دنیای جدیدی با نقش ها و هنجارهای متفاوت می شوند و تع ت و مسائل از همان ابتدا خود را نشان می دهد اما همیشه باید آماده دفاع در برابر طلاق عاطفی باشیم و مهارت های دفاع را قبل از ازدواج آموزش ببینیم.نادیده گرفته شدن ن در طلاق عاطفی و را ارهای مقابله ای آنان
روشنی دانش آموخته مقطع ای رشته مطالعات ن تربیت مدرس در گفت وگو با مهرخانه، با رویکردی روان شناسانه به موضوع طلاق عاطفی پرداخت و درباره علل و شرایط پیدایش این معضل در میان خانواده ها گفت: در تحقیقات مان، علل و شرایط میانجی بروز پدیده طلاق عاطفی در میان زن و شوهرها را بررسی کردیم. شرایط علی درواقع به شرایطی اطلاق می شود که مربوط به رابطه میان زن و شوهر است و شرایط میانجی شرایطی خارج از رابطه مثل تاریخچه زندگی، شغل و وضعیت اقتصادی و... است.او درباره نتایج بررسی های خود گفت: در مجموع متوجه شدیم که طلاق عاطفی در نگاه ن، نادیده گرفته شدن است. یعنی زن ها نوعی نادیده گرفته شدن را حس و تجربه می کنند و این امر در سه حوزه نیازها، نظرات و انتظارات است.این پژوهشگر در ادامه به جزییات علل بروز طلاق عاطفی پرداخت و تصریح کرد: اگر به صورت جزیی تر و دقیق تر درباره علت ها بحث کنیم باید به شرایط انتخاب همسر هم اشاره کنیم که بسیاری از نی که دچار این مشکل در رابطه با همسرشان شدند، اعتقاد داشتند که اصلاً در انتخاب همسر اختیار نداشتند و شرایط انتخابِ درست برایشان فراهم نبوده است.او افزود: بعد از بحث انتخاب همسر که آن را به عنوان یک علت ریشه ای در این موضوع می دانم، وارد روابط زوجین می شویم. نادیده گرفته شدن نیازهای عاطفی و بی توجهی همسر، عدم همدلی و همراهی، رفتارهای خشونت آمیز یا آزاردهنده همسر، عدم صرف وقت با یکدیگر، ن یتی و اختلال در ارتباطات کلامی، بی اعتمادی، سلب های مشروع زن، ناهماهنگی زن و شوهر که بحث عدم تناسب فکری و اعتقادی زن و شوهر و عدم تناسب فرهنگ خانواده ها مطرح می شود، عدم تعادل روحی همسر، وابستگی غیرمتعارف مرد به خانواده خود، عدم احساس مسؤولیت مرد، مغایرت انتظارات زن با واقعیت زندگی؛ این ها شرایط علی طلاق عاطفی در میان خانواده ها هستند که بر روابط زن و شوهر اثرگذار است.عوامل میانجی بروز طلاق عاطفی
دانش آموخته ای مطالعات ن در ادمه به برشمردن عوامل میانجی پرداخت که بیشتر موضوعاتی زمینه ای و فردی هستند که رابطه غیرمستقیم اما تأثیرگذار در طلاق عاطفی دارند و از جمله این عوامل به موضوع اعتیاد مرد یا چندهمسری او و یا وضعیت اقتصادی اشاره کرد.روشنی در ادامه گفت: در تحقیقاتمان به طلاق عاطفی از دیدگاه ن پرداختیم و طبیعتاً در مصاحبه ای که با ن داشتیم عامل اصلی طلاق عاطفی را بیشتر در مردان می دیدند ولی وقتی از این ن می پرسیدیم که نظر همسرتان درباره علت طلاق عاطفی چیست، بیشتر ن به ایرادهای خود در زندگی مشترک اشاره می د اما بعد از آن این نکته را به ما می گفتند که دلیل این رفتارشان با همسر، صرفاً واکنشی به برخی ویژگی ها و رفتارهای آن ها بوده است، به عبارتی رفتارهای نادرست بیشتر ن، به زعم خودشان واکنشی به کوتاهی ها و رفتارهای نادرست هسرشان است.راهبردهایی که خود به علت تبدیل می شوند
این پژوهشگر حوزه مطالعات ن یادآور شد: من اصلاً نمی خواهم بگویم که ن کاملاً بی تقصیر هستند اما گویا آن ها یک سری انتظارات و نیازهایی دارند که در این رابطه تأمین نمی شود و بسته به این که در مواجهه با این شرایط علی، چه راهبردی را انتخاب می کنند، گاهی خودشان مقصر واقع می شوند و در رابطه کوتاهی می کنند که این راهبردهای نادرست ن، به مرور زمان به مشکل دامن می زند و وضعیت را بدتر می کند.او در ادامه درباره استراتژی های مقابله ای ن در رابطه با طلاق عاطفی گفت: راهبردهای ن و پیامدهایی که در پی آن دارد، به بازتولید اختلالات ارتباطی میان زوجین کمک می کند و به این صورت تبدیل به شرایط علی بروز طلاق عاطفی می شود. بنابراین راهبردی که قرار بوده است از بین برنده علت طلاق عاطفی شود، خود در جایگاه یکی از علت های طلاق می نشیند. ن بیشترین تلاش را برای بازگشت رابطه دارند
روشنی در بخشی از صحبت هایش به مسؤولیت های بروز این معضل در روابط زوجین اشاره و تأکید کرد: زمانی می توانیم رابطه را درست تحلیل کنیم که این فرآیند ارتباط را تصویرسازی و تحلیل کنیم. چون بعضی اوقات یک یا دو خطا از یک نفر سر می زند ولی این که واقعاً طرف مقابل تعامل، چگونه با فرد برخورد می کند، به امکان اصلاح خطا کمک می کند اما بعضی اوقات با واکنش های منفی، این خطا بدتر می شود.او ادامه داد: یک سری عوامل نیز در این مسأله تأثیر می گذارد که دست خود زن ها نیست. مثلاً خانمی قصد اصلاح رابطه را دارد و بارها به مشاور مراجعه می کند و مشاور به او می گوید که بایستی با همسرت در جلسات شرکت کنی ولی مرد مقاومت می کند و هیچ گاه به مراکز مشاوره مراجعه نمی کند و تلاش های این زن بی ثمر می ماند. اگر هم در ابتدای رابطه زن و شوهر با هم مقصر اصلی بروز طلاق عاطفی بوده اند ولی الان که این همسر مقاومت در برابر تغییر و اصلاح دارد، این جا دیگر زن مقصر نیست.روشنی با اشاره به تحقیقات خود گفت: ما بیشتر شاهد تلاش ن برای بازگرداندن رابطه بوده ایم و مردهای کمتری دیدیم که این اهتمام را داشته باشند. جالب این جاست که در همه این موارد این زن ها بودند که همسرانشان را به آمدن به مراکز مشاوره راضی د و خیلی وقت ها هم بسیاری از مردان راضی به آمدن نشدند و یا بعد از دو جلسه دیگر حاضر به ادامه دوره های مشاوره نبودند. درحقیقت با ن بسیاری مواجه بودیم که تلاش هایشان بی نتیجه می ماند.روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفی
این پژوهشگر درباره واکنش های متفاوت ن و مردان نسبت به طلاق عاطفی گفت: مردها هم وقتی در این شرایط قرار می گیرند واکنش های عاطفی دارند حالا ممکن است این واکنش ها در ن بارزتر باشد و در مردان یک "در درون خود رفتن" به وجود آید که این واکنش بازهم ممکن است شرایط علی بدتر دیگری را بازتولید کند. ولی خاصه در بحث روابط خارج از چارچوب خانواده، در تحقیقاتی که داشتیم با نمونه هایی مواجه شدیم و این روابط را در مردان هم به صورت شرایط علی دیدیم، هم به صورت پیامد.او افزود: این شرایط در مورد ن هم مصداق دارد. متأسفانه روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفی بسیار رواج پیدا می کند و این در مردان و در ن مشترک است. البته در ن، با نمونه ای مواجه نشدیم که این روابط، علت طلاق عاطفی باشد بلکه پیامد بوده است. ازطرفی در گفت وگو با این ن متوجه می شدیم که وقتی زن، مرد دیگری که با او آشنا شده است را توصیف می کند، از عبارات و ویژگی هایی صحبت می کند که او قبلاً به عنوان نقاط ضعف همسرش بیان کرده بود. یعنی خلأهای در همسرش هست که جایگزین آن را در دیگری می بیند و به او وابسته می شود.مشکلات ارتباطی ریشه بسیاری از طلاق های عاطفی در میان زوجین است
روشنی، مشکلات ارتباطی را در روابط زوجین و بروز طلاق عاطفی مهم ارزی کرد و ادامه داد: نیازهایی که در مورد طلاق عاطفی روی آن متمرکز هستیم در مرحله اول بیشتر نیازهای ارتباطی هستند. نیازهای مربوط به تعاملات ما با دیگران، محبت، احترام و... به عنوان مثال ممکن است در فردی نیاز به رشد در رابطه با همسرش تأمین نشود ولی نیازهای دیگر او تأمین گردد. در این مورد با وجود آن که اختلال در آرامش وجود دارد ولی وماً دچار طلاق عاطفی نخواهند شد. پس موضوع اصلی که باید در بحث طلاق عاطفی به آن توجه کنیم عوامل ارتباطی و نیازهای ارتباطی زوجین است. اما در بحث آرامش در زندگی شویی، نیازها و عوامل دیگری غیر از نیازهای ارتباطی مطرح می شود و طلاق عاطفی تنها یکی از عوامل اختلال در احساس آرامش است و اگر ما بخواهیم دیدی وسیع تر نسبت به رابطه زوجین داشته باشیم، باید به مسأله آرامش نیز توجه کنیم.
متأسفانه روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفی بسیار رواج پیدا می کند و این در مردان و در ن مشترک است.به گزارش آناج به نقل از مهرخانه، طلاق عاطفی، طلاق خاموش یا طلاق تاریک؛ قائل به هر نامی برای آن باشیم پیامدهایش ی ان است. همچون نسیمی بی سروصدا می آید و چون گردبادی هر آن چه در مسیرش است را با خود می برد؛ تاجایی که هیچ خاطره ای برای تغییر چهره عبوس رابطه ای که زمانی طعم شیرین داشت، باقی نمی گذارد. هرچند در سال های اخیر روند افزایشی طلاق در جامعه، این طور به نظر برسد که چنین معضلی در خانواده ها وجود نداشته یا کمتر شده باشد، اما نتایج بررسی های کارشناسان نشان می دهد که طلاق عاطفی یکی از مسائلی است که باید به آن توجه ویژه داشت.بسیاری از روان شناسان عقیده دارند که طلاق عاطفی از همان سال های اول ازدواج رخ می دهد، حتی می تواند از دوران آشنایی و نامزدی تا آ عمر رگه های طلاق عاطفی در زندگی زوجین ایجاد شود؛ اما شایع ترین آن ها در سال سوم و چهارم زندگی و دهه پنجم و ششم زندگی است.کارشناسان بر این باورند که فرآیند طلاق در اکثر مواقع این سیر را طی می کند و طلاق عاطفی در مرحله ای قبل از طلاق قانونی رخ می دهد: اختلافات جزیی، تکرار اختلافات جزیی و جدی شدن آنها، ج یا بی میلی یکی از زوجین به طرف مقابل، قهرهای طولانی و تکرار آن، خستگی زوجین از قهرها و درگیری ها، طلاق عاطفی و طلاق قانونی.طلاق عاطفی؛ پدیده ای چندعاملیپدیده طلاق عاطفی پدیده ای چندعاملی است به این صورت که هرگز یک عامل به تنهایی نمی تواند موجبات پیدایش آن را فراهم کند. بنابراین برای آن که دیدگاهی جامع نسبت به طلاق عاطفی و زمینه های بروز آن داشته باشیم هم بایستی به ریشه های اجتماعی آن توجه کنیم و هم به ریشه ی عوامل ارتباطی و روانی اقدام کنیم.به این ترتیب مهرخانه گفت وگویی با ستار پروین، جامعه شناس و عضو هیأت علامه طباطبایی و نویسنده مقاله "عوامل جامعه شناختی مؤثر در طلاق عاطفی در بین خانواده های تهرانی" و همچنین روشنی، از دانش آموختگان مقطع ای رشته مطالعات ن تربیت مدرس و یکی از نویسندگان مقالات "پیامدهای طلاق عاطفی و استراتژی های مواجهه با آن" و "طلاق عاطفی: علل و شرایط میانجی" ترتیب داده و سعی کرده است از نگاهی جامعه شناختی و روان شناختی به موضوع طلاق عاطفی بپردازد. مشروح این گفت وگو در ادامه گزارش آمده است.عوامل اجتماعی مؤثر در طلاق عاطفی ستار پروین درباره علل اجتماعی بروز طلاق عاطفی در میان خانواده ها گفت: البته در مفهوم طلاق عاطفی مقداری ابهام حاکم است و در کشورهای دیگر هم بار معنایی مشخصی ندارد. ولی اگر به لحاظ عرفی این مفهوم را بپذیریم، معنای آن این است که زوجین هنوز طلاق واقعی نگرفتند و زیر یک سقف زندگی می کنند ولی روابط آن ها دچار تنش و تعارض است و از کمیت و کیفیت لازم برخوردار نیست. در نتیجه، ساختار بیرونی خانواده حفظ می شود اما درواقع از درون تهی است.او با تأکید بر این که شاخصه ی این مفهوم در میان خانواده ها چندان سهل و آسان نیست و به لحاظ سنجش واقعی میزان وقوع این اتفاق در خانواده های ایرانی دچار مشکل هستیم، درباره علل جامعه شناختی این معضل در میان زوجین گفت: علت های مختلفی در طلاق عاطفی دخیل هستند که یکی از آن ها بحث همسری است که هم از لحاظ تطابق ویژگی های روان شناختی افراد و هم به لحاظ ویژگی های فرهنگی و خانوادگی زوجین مورد توجه قرار می گیرد. در واقع طبقه اجتماعی، فرهنگ، تحصیلات از جمله مواردی هستند که در بحث همسری مطرح اند و هرچه در ابعاد مختلف، زوجین به هم نزدیک تر باشند یعنی از همسری بیشتری برخوردارند و احتمال کمتری دارد که دچار طلاق عاطفی شوند.پروین در ادامه برشمردن علت های جامعه شناختی دخیل در روابط عاطفی به موضوع سلامت روحی و روانی و سرمایه اجتماعی زوجین اشاره کرد و افزود: هرچه زوجین از سلامت روحی، روانی و همچنین سلامت اجتماعی بیشتری برخوردار باشند، طبیعتاً زندگی مشترک باکیفیت تری را تجربه خواهند کرد و سرمایه اجتماعی زوجین و تعاملات سازنده ای که با یکدیگر دارند نیز در این موضوع تأثیرگذار است که اساس آن مشارکت در نقش هاست. به عنوان مثال چقدر زوجین در امور خانه با یکدیگر مشارکت دارند؟ چقدر با یکدیگر به سفر می روند؟ درواقع مشارکت و اعتماد زوجین نسبت به یکدیگر دو بعد اساسی سرمایه اجتماعی یک زندگی مشترک است.او افزود: هرچه قدر زن و شوهر نسبت به نیازها و مسائل یکدیگر آگاهی بیشتری داشته باشند بیشتر می توانند همدیگر را درک کنند و تع ت کمتری به وجود خواهد آمد. همچنین موضوع مهمی که در اصطلاح جامعه شناختی به عنوان نظم درون خانوادگی مطرح است نیز در طلاق عاطفی دخیل است. یعنی هر چقدر زوجین به لحاظ ذهنی و به لحاظ عینی، زندگی شان از نظم بیشتری برخوردار باشد، کمتر دچار طلاق عاطفی می شود که در این مورد بحث های همدلی و همفکری و همگامی زوجین با یکدیگر مطرح می شود.این درباره اهمیت نظم درون خانوادگی در میزان بروز طلاق عاطفی افزود: نتایج بسیاری از تحقیقات و از جمله تحقیقاتی که در سطح شهر تهران انجام داده ام نشان می دهد که بین عامل نظم درون خانواده یعنی همان متغیری که میزان همدلی و همفکری میان زوجین را می سنجد، با طلاق عاطفی رابطه بسیار قوی وجود دارد و پس از آن عامل ساختار قدرت در خانواده قرار می گیرد. ساختار قدرت در خانواده یعنی چه ی در مورد مسائل خانواده تصمیم گیری می کند و آیا همه اعضای خانواده قادر به ارائه نظرات خود هستند یا خیر؟کم و کیف طلاق عاطفی با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعیاین جامعه شناس در بخش دیگری از صحبت های خود به خاستگاه فرهنگی و اجتماعی بروز طلاق عاطفی در میان خانواده ها پرداخت و گفت: طلاق عاطفی بسته به بافت فرهنگی مناطق مختلف، متفاوت است و این تفاوت در خاستگاه فرهنگی، طبیعتاً بر علت های بروز و همچنین میزان طلاق عاطفی در خانواده ها اثر می گذارد. به عنوان مثال در ایلام شکل طلاق عاطفی و نوع واکنش های زوجین به آن با ای بزرگی مانند تهران متفاوت است و در آن ساختار، ن بیشتر نقش سازش گر را در طلاق عاطفی ایفا می کنند و به جای آن که به طلاق واقعی و قانونی رو آورند ممکن است واکنش های متفاوتی نسبت به آن نشان دهند و شاید آمار بالای خودکشی در میان ن ایلام و آمار بالای میزان افسردگی آنان بی ارتباط با موضوع طلاق عاطفی و بحران در روابط شویی نباشد.او افزود: در کشورهای دیگر دنیا ممکن است که اصلاً بحث طلاق عاطفی مطرح نباشد چون اگر دو نفر احساس کنند که دیگر عاطفه ای نسبت به یکدیگر ندارند به راحتی به زندگی مشترک خود پایان می دهند اما در جامعه ما است که موضوع طلاق عاطفی بسیار نمود دارد؛ به این خاطر که عنصر خانواده هنوز برای ما مهم و حیاتی است.طلاق عاطفی در طبقات متوسط و بالا بیشتر نمود داردستار پروین در پاسخ به این سؤال که در چه خانواده هایی بیشتر احتمال شکل گرفتن طلاق عاطفی وجود دارد گفت: با توجه به تحقیقات صورت گرفته، در قشر سنتی جامعه این موارد کمتر اتفاق می افتد و در طبقات متوسط و بالا این موضوع بیشتر نمود داشته است. همچنین بین شرایط نامساعد اقتصادی خانواده و طلاق عاطفی رابطه معناداری مشاهده نشده است و به همین خاطر می بینیم که حتی در طبقات پایین جامعه که درآمد کمتری دارند، میزان طلاق عاطفی کمتر از اقشار طبقه بالا و متوسط است.شرایط اقتصادی از علل فرعی بروز طلاق عاطفی در بین خانواده ها استاو ادامه داد: شاید درست تر این است که ما شرایط اقتصادی را به عنوان یک عامل فرعی در بروز طلاق عاطفی در نظر بگیریم نه عامل اصلی. البته این به معنای آن نیست که خانواده ای که شرایط اقتصادی مناسب ندارد، دچار طلاق عاطفی نمی شود بلکه یک سری عوامل اصلی دیگر دخیل در این مسأله هستند.تغییرات اجتماعی و ظهور خانواده مدرنعضو هیأت علمی علامه طباطبایی همچنین یادآور شد که تغییرات اجتماعی و افزایش های فردی ن در این موضوع دخیل است که موجب تغییر ساختار های خانواده و ایجاد یک سری مطالبات در ن شده است. او نقطه تعارض این تغییرات را این طور بیان کرد که ممکن است مردی که دارای تفکرات سنتی تری است با این انتظارات تغییریافته زن خانواده مخالفت کند و به راحتی آن خواسته ها را قبول نکند و این موضوع زمینه ساز مشاجرات بسیاری در میان خانواده شود.شبکه های اجتماعی علت یا معلول بروز طلاق عاطفی؟پروین به شبکه های اجتماعی نیز اشاره کرد و گفت: یکی از کانون های تعارض و تصمیمات خانواده امروز ما شبکه های اجتماعی است. یعنی زوجینی که به لحاظ فیزیکی و روانی ارتباط با یکدیگر ندارند، تلاش می کنند نیازهای برآورده نشده خود را در فضای دیگری به جز خانواده جست وجو کنند. البته بسیاری، فضای مجازی را به عنوان یکی از پیامدهای مشکل در روابط زن و شوهر می دانند یعنی وقتی که فضای خانواده سرد باشد، زوجین به فضای مجازی رو می آورند و سعی می کنند خود را با آن سرگرم کنند. به عبارتی شبکه های اجتماعی هم می تواند نقش علت را بازی کند و هم نقش معلول و در موارد مختلف، این عامل متفاوت است.این پژوهشگر در انتها خاطرنشان کرد: برای طلاق عاطفی زمان مشخصی نداریم؛ اما اکثر اختلافات در سال های اولیه زندگی مشترک به وجود می آید و زوجین وارد دنیای جدیدی با نقش ها و هنجارهای متفاوت می شوند و تع ت و مسائل از همان ابتدا خود را نشان می دهد اما همیشه باید آماده دفاع در برابر طلاق عاطفی باشیم و مهارت های دفاع را قبل از ازدواج آموزش ببینیم.نادیده گرفته شدن ن در طلاق عاطفی و را ارهای مقابله ای آنان روشنی دانش آموخته مقطع ای رشته مطالعات ن تربیت مدرس در گفت وگو با مهرخانه، با رویکردی روان شناسانه به موضوع طلاق عاطفی پرداخت و درباره علل و شرایط پیدایش این معضل در میان خانواده ها گفت: در تحقیقات مان، علل و شرایط میانجی بروز پدیده طلاق عاطفی در میان زن و شوهرها را بررسی کردیم. شرایط علی درواقع به شرایطی اطلاق می شود که مربوط به رابطه میان زن و شوهر است و شرایط میانجی شرایطی خارج از رابطه مثل تاریخچه زندگی، شغل و وضعیت اقتصادی و... است.او درباره نتایج بررسی های خود گفت: در مجموع متوجه شدیم که طلاق عاطفی در نگاه ن، نادیده گرفته شدن است. یعنی زن ها نوعی نادیده گرفته شدن را حس و تجربه می کنند و این امر در سه حوزه نیازها، نظرات و انتظارات است.این پژوهشگر در ادامه به جزییات علل بروز طلاق عاطفی پرداخت و تصریح کرد: اگر به صورت جزیی تر و دقیق تر درباره علت ها بحث کنیم باید به شرایط انتخاب همسر هم اشاره کنیم که بسیاری از نی که دچار این مشکل در رابطه با همسرشان شدند، اعتقاد داشتند که اصلاً در انتخاب همسر اختیار نداشتند و شرایط انتخابِ درست برایشان فراهم نبوده است.او افزود: بعد از بحث انتخاب همسر که آن را به عنوان یک علت ریشه ای در این موضوع می دانم، وارد روابط زوجین می شویم. نادیده گرفته شدن نیازهای عاطفی و بی توجهی همسر، عدم همدلی و همراهی، رفتارهای خشونت آمیز یا آزاردهنده همسر، عدم صرف وقت با یکدیگر، ن یتی و اختلال در ارتباطات کلامی، بی اعتمادی، سلب های مشروع زن، ناهماهنگی زن و شوهر که بحث عدم تناسب فکری و اعتقادی زن و شوهر و عدم تناسب فرهنگ خانواده ها مطرح می شود، عدم تعادل روحی همسر، وابستگی غیرمتعارف مرد به خانواده خود، عدم احساس مسؤولیت مرد، مغایرت انتظارات زن با واقعیت زندگی؛ این ها شرایط علی طلاق عاطفی در میان خانواده ها هستند که بر روابط زن و شوهر اثرگذار است.عوامل میانجی بروز طلاق عاطفیدانش آموخته ای مطالعات ن در ادمه به برشمردن عوامل میانجی پرداخت که بیشتر موضوعاتی زمینه ای و فردی هستند که رابطه غیرمستقیم اما تأثیرگذار در طلاق عاطفی دارند و از جمله این عوامل به موضوع اعتیاد مرد یا چندهمسری او و یا وضعیت اقتصادی اشاره کرد.روشنی در ادامه گفت: در تحقیقاتمان به طلاق عاطفی از دیدگاه ن پرداختیم و طبیعتاً در مصاحبه ای که با ن داشتیم عامل اصلی طلاق عاطفی را بیشتر در مردان می دیدند ولی وقتی از این ن می پرسیدیم که نظر همسرتان درباره علت طلاق عاطفی چیست، بیشتر ن به ایرادهای خود در زندگی مشترک اشاره می د اما بعد از آن این نکته را به ما می گفتند که دلیل این رفتارشان با همسر، صرفاً واکنشی به برخی ویژگی ها و رفتارهای آن ها بوده است، به عبارتی رفتارهای نادرست بیشتر ن، به زعم خودشان واکنشی به کوتاهی ها و رفتارهای نادرست هسرشان است.راهبردهایی که خود به علت تبدیل می شونداین پژوهشگر حوزه مطالعات ن یادآور شد: من اصلاً نمی خواهم بگویم که ن کاملاً بی تقصیر هستند اما گویا آن ها یک سری انتظارات و نیازهایی دارند که در این رابطه تأمین نمی شود و بسته به این که در مواجهه با این شرایط علی، چه راهبردی را انتخاب می کنند، گاهی خودشان مقصر واقع می شوند و در رابطه کوتاهی می کنند که این راهبردهای نادرست ن، به مرور زمان به مشکل دامن می زند و وضعیت را بدتر می کند.او در ادامه درباره استراتژی های مقابله ای ن در رابطه با طلاق عاطفی گفت: راهبردهای ن و پیامدهایی که در پی آن دارد، به بازتولید اختلالات ارتباطی میان زوجین کمک می کند و به این صورت تبدیل به شرایط علی بروز طلاق عاطفی می شود. بنابراین راهبردی که قرار بوده است از بین برنده علت طلاق عاطفی شود، خود در جایگاه یکی از علت های طلاق می نشیند. ن بیشترین تلاش را برای بازگشت رابطه دارندروشنی در بخشی از صحبت هایش به مسؤولیت های بروز این معضل در روابط زوجین اشاره و تأکید کرد: زمانی می توانیم رابطه را درست تحلیل کنیم که این فرآیند ارتباط را تصویرسازی و تحلیل کنیم. چون بعضی اوقات یک یا دو خطا از یک نفر سر می زند ولی این که واقعاً طرف مقابل تعامل، چگونه با فرد برخورد می کند، به امکان اصلاح خطا کمک می کند اما بعضی اوقات با واکنش های منفی، این خطا بدتر می شود.او ادامه داد: یک سری عوامل نیز در این مسأله تأثیر می گذارد که دست خود زن ها نیست. مثلاً خانمی قصد اصلاح رابطه را دارد و بارها به مشاور مراجعه می کند و مشاور به او می گوید که بایستی با همسرت در جلسات شرکت کنی ولی مرد مقاومت می کند و هیچ گاه به مراکز مشاوره مراجعه نمی کند و تلاش های این زن بی ثمر می ماند. اگر هم در ابتدای رابطه زن و شوهر با هم مقصر اصلی بروز طلاق عاطفی بوده اند ولی الان که این همسر مقاومت در برابر تغییر و اصلاح دارد، این جا دیگر زن مقصر نیست.روشنی با اشاره به تحقیقات خود گفت: ما بیشتر شاهد تلاش ن برای بازگرداندن رابطه بوده ایم و مردهای کمتری دیدیم که این اهتمام را داشته باشند. جالب این جاست که در همه این موارد این زن ها بودند که همسرانشان را به آمدن به مراکز مشاوره راضی د و خیلی وقت ها هم بسیاری از مردان راضی به آمدن نشدند و یا بعد از دو جلسه دیگر حاضر به ادامه دوره های مشاوره نبودند. درحقیقت با ن بسیاری مواجه بودیم که تلاش هایشان بی نتیجه می ماند.روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفیاین پژوهشگر درباره واکنش های متفاوت ن و مردان نسبت به طلاق عاطفی گفت: مردها هم وقتی در این شرایط قرار می گیرند واکنش های عاطفی دارند حالا ممکن است این واکنش ها در ن بارزتر باشد و در مردان یک "در درون خود رفتن" به وجود آید که این واکنش بازهم ممکن است شرایط علی بدتر دیگری را بازتولید کند. ولی خاصه در بحث روابط خارج از چارچوب خانواده، در تحقیقاتی که داشتیم با نمونه هایی مواجه شدیم و این روابط را در مردان هم به صورت شرایط علی دیدیم، هم به صورت پیامد.او افزود: این شرایط در مورد ن هم مصداق دارد. متأسفانه روابط خارج از چارچوب خانواده در طلاق عاطفی بسیار رواج پیدا می کند و این در مردان و در ن مشترک است. البته در ن، با نمونه ای مواجه نشدیم که این روابط، علت طلاق عاطفی باشد بلکه پیامد بوده است. ازطرفی در گفت وگو با این ن متوجه می شدیم که وقتی زن، مرد دیگری که با او آشنا شده است را توصیف می کند، از عبارات و ویژگی هایی صحبت می کند که او قبلاً به عنوان نقاط ضعف همسرش بیان کرده بود. یعنی خلأهای در همسرش هست که جایگزین آن را در دیگری می بیند و به او وابسته می شود.مشکلات ارتباطی ریشه بسیاری از طلاق های عاطفی در میان زوجین است روشنی، مشکلات ارتباطی را در روابط زوجین و بروز طلاق عاطفی مهم ارزی کرد و ادامه داد: نیازهایی که در مورد طلاق عاطفی روی آن متمرکز هستیم در مرحله اول بیشتر نیازهای ارتباطی هستند. نیازهای مربوط به تعاملات ما با دیگران، محبت، احترام و... به عنوان مثال ممکن است در فردی نیاز به رشد در رابطه با همسرش تأمین نشود ولی نیازهای دیگر او تأمین گردد. در این مورد با وجود آن که اختلال در آرامش وجود دارد ولی وماً دچار طلاق عاطفی نخواهند شد. پس موضوع اصلی که باید در بحث طلاق عاطفی به آن توجه کنیم عوامل ارتباطی و نیازهای ارتباطی زوجین است. اما در بحث آرامش در زندگی شویی، نیازها و عوامل دیگری غیر از نیازهای ارتباطی مطرح می شود و طلاق عاطفی تنها یکی از عوامل اختلال در احساس آرامش است و اگر ما بخواهیم دیدی وسیع تر نسبت به رابطه زوجین داشته باشیم، باید به مسأله آرامش نیز توجه کنیم.
خبرگزاری مهر، گروه جامعه - مهناز قربانی: افزایش سطح فرهنگ و دانش و تکنولوژی در جامعه علاوه بر اینکه باعث بالا رفتن توقعات جوانان شده باعث شده تا افراد میانسال و مسن نیز نگاه جدیدی به زندگی داشته باشند به طوری که دیگر مثل گذشته حاضر به ادامه زندگی مشترک به هر قیمتی نیستند.مشکلات اقتصادی و عدم تامین هزینه های زندگی، تغییرات نگرش فرهنگی و افزایش توقعات، از بین رفتن قبح طلاق، افزایش آمار سالمندان، افزایش سن امید به زندگی، نبود مهارتهای زندگی و... از جمله دلایلی است که باعث شده براساس آمار ثبت احوال طلاق در میان سالمندان نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کند.در گذشته زوجینی که چند دهه از زندگی آنها می گذشت به یک پایداری در زندگی رسیده بودند که دیگر هیچ کدام از آنها به هیچ وجه به طلاق و ج حتی فکر هم نمی د اما امروزه شاهد ج افرادی هستیم که با بروز مشکلات کوچک به راحتی بعد از ازدواج فرزندان با داشتن عروس و داماد و نوه از قید زندگی مشترک گذشته و به طلاق عاطفی هم رضایت نداده و به طور کامل از یکدیگر جدا می شوند.براساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۱۸۱ هزار و ۴۹ مورد طلاق به ثبت رسید که ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال و ۲ هزار و ۶۹ مورد نیز در ن ۶۰ سال به بالا ثبت رشده است جامعه شناسان معتقدند درخواست طلاق در افراد مسن برخلاف جوانترها معمولا از سوی مردان رخ می دهد و مردسالاری خودش را نشان می دهد چرا که مردان بعد از دوران کار و آغاز بازنشستگی که خانه نشین می شوند نمی توانند خود را با شرایط جدید وفق دهند و هر موضوعی می تواند باعث ناراحتی شان شود و در برخی موارد تحمل شرایط جدید را ندارند و همین موضوع باعث بروز مشکلاتی در زندگیشان خواهد شد.ارائه آموزشهای خانواده و مشاوره های لازم برای زوجهای سالمند، بررسی علل ج بعد از سه دهه زندگی، آموزش روشهای ثبات و آرامش در زندگی، روشهای حل مساله مشکلات خاص افراد مسن، نحوه برقراری ارتباطای موثر و سودمند در این دوران و ... از جمله اقداماتی است که لازم است مسئولان برای حفظ و پایداری زندگی زوجین در میانسالی انجام دهند.براساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۱۸۱ هزار و ۴۹ مورد طلاق به ثبت رسید که ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال و ۲ هزار و ۶۹ مورد نیز در ن ۶۰ سال به بالا ثبت رشده است.افزایش طلاق در مردان و ن بالای ۶۰ سالسید حسن چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی در مورد افزایش آمار طلاق میان سالمندان به خبرنگار مهر گفت: یکی از موضوعاتی که کشور با آن مواجه است، بحث طلاق است به طوری که در حال حاضر یکی از پنج اولویت اصلی در حوزه اجتماعی به شمار می رود به همین دلیل جلساتی در خصوص آسیب های اجتماعی با ی برگزار و طی آن جلسات بر موضوع کاهش و کنترل طلاق نیز تاکیداتی صورت گرفت.به گفته چلک، روند رشد طلاق در کشور به گونه ای است که باعث ایجاد نگرانی هایی شده است و در نهایت این نگرانی ها منجر به این شد که در برنامه ششم تعهدی را مبنی بر کاهش ۲۵ درصدی طلاق تا پایان اجرای برنامه به ت تکلیف د.بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال در هر ساعت ۲۰ طلاق به ثبت رسیده و در ازای ۳.۶ ازدواج یک طلاق ثبت شده است، این در حالی است که در ۹ ماهه مشابه سال گذشته در ازای هر ۳.۹ ازدواج یک طلاق ثبت شده بود وی به آمار ۹ ماهه طلاق اشاره کرد و گفت: بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال در هر ساعت ۲۰ طلاق به ثبت رسیده و در ازای ۳.۶ ازدواج یک طلاق ثبت شده است، این در حالی است که در ۹ ماهه مشابه سال گذشته در ازای هر ۳.۹ ازدواج یک طلاق ثبت شده بود.رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی اظهار داشت: نگاهی به وضعیت آمار طلاق نشان می دهد که در میان ن و مردان بالای ۶۰ سال یا سالمندان افزایش آمار ج ها را شاهد هستیم و بر همین اساس باید برنامه ریزی و اقدامات مشخصی صورت گیرد.وی به آمار طلاق های صورت گرفته در مردان اشاره کرد و گفت: در سال ۹۵، ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال به ثبت رسیده که ۳.۸ درصد کل طلاق ها را شامل می شود و این آمار در میان ن بالای ۶۰ سال نیز ۲ هزار و ۶۹ مورد بوده که ۱.۱ درصد طلاق ها را شامل شده است. این آمارها نسبت به سال گذشته افزایش یافته به طوری که در سال قبل آن طلاق در میان مردان و ن در همین سن به ترتیب ۵ هزار و ۷۳۴ و یک هزار و ۶۶۴ مورد بوده است.چلک تصریح کرد: مقایسه های انجام شده نشان می دهد که درصد طلاق در میان افراد بالای ۶۰ سال در مقایسه با کل طلاق های صورت گرفته نسبت به گذشته بیشتر شده و ۸.۶ درصد تغییرات مثبت در میان مردان و ۱۰ درصد تغییر مثبت در میان ن را به همراه دارد.تغییر سبک زندگی در دوران بازنشستگی یک از دلایل طلاق در سالمندیوی با اشاره به اینکه درست است که سهم ن از کل طلاق ها کمتر است اما درصد تغییرات ن مطلقه بالای ۶۰ سال بیشتر از مردان است.رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی گفت: یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در میان ن و مردان مربوط به افزایش جمعیت سالمندان در جامعه است و دلایل دیگر آن نیز به موضوعات مختلفی باز می گردد که یکی از آنها این است که زوجینی به خاطر فرزندان یکدیگر را تحمل می کنند، بعد از بزرگ شدن آنها دیگر عاملی برای حفظ ثبات زندگی خود ندارند و همین موضوع باعث می شود به طلاق فکر کنند به ویژه اینکه اگر در طول زندگی شان با اختلافات، دعوا و سوءظن نیز مواجه باشند.این جامعه شناس به تغییر سبک زندگی بعد از بازنشستگی اشاره کرد و گفت: تا زمانی که زوجین کار می کنند یک سبک زندگی دارند و زمانی که بازنشسته می شوند، سبک زندگی آنها تغییر می کند و همین امر منجر به تغییر در رفتارشان می شود به طوری که گاهی دیگر نمی توانند زندگی و رفتار خود را مدیریت کنند که این موضوع نیز می تواند عاملی برای طلاق در سالمندی باشد.یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در میان ن و مردان مربوط به افزایش جمعیت سالمندان در جامعه است و دلایل دیگر آن نیز به موضوعات مختلفی باز می گردد که یکی از آنها این است که زوجینی به خاطر فرزندان یکدیگر را تحمل می کنند، بعد از بزرگ شدن آنها دیگر عاملی برای حفظ ثبات زندگی خود ندارند و همین موضوع باعث می شود به طلاق فکر کنند به ویژه اینکه اگر در طول زندگی شان با اختلافات، دعوا و سوءظن نیز مواجه باشند چلک افزود: کاهش قدرت و ازدواج دختران جوان و مردان سالمند ثروتمند نیز می تواند دلیل دیگری باشد به طوری که در صورت ازدواج مجدد، همسر اول بعد از سالها زندگی حاضر به طلاق و ترک زندگی خود می شود.وی به افزایش امید به زندگی نیز در کشور اشاره کرد و اظهار داشت: این موضوع باعث شده بعد از بازنشستگی، توقع افراد نیز بالا برود و بر همین اساس تقاضای زندگی بهتری دارند و در صورتی که هر یک از طرفین نتوانند توقعات را برآورده کنند، از یکدیگر جدا می شوند.قبح طلاق از بین رفته استرئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی آ ین دلیل را از بین رفتن قبح طلاق دانست و گفت: این موضوع حتی در دوران سالمندی نیز اثر منفی خود را بر جامعه گذاشته به طوری که برای تنوع بعد از دوران بازنشستگی حاضرند زندگی خود را نیز تغییر دهند که در نهایت تمام این عوامل باعث می شود زوجین حاضر به زندگی در کنار یکدیگر نباشند و نسبت به گذشته راحت تر زندگی مشترکشان را از دست بدهند.چلک به ضرورت بازتعریف دوران سالمندی اشاره کرد و گفت: سالمندان و مسئولان باید بازتعریفی از دوران سالمندی و بازنشستگی داشته باشند تا بتوانند راحت تر و با آرامش، این دوران را در کنار زوج و زوجین بگذرانند. در ج های سالمندان دخ اطرافیان نقش بسیار کمرنگی دارد.سلمان خدادادی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به افزایش آمار طلاق در میان سالمندان گفت: بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال، افزایش طلاق را در یک دهه گذشته شاهد بودیم که این افزایش در سنین مختلف رخ داده که البته در بعضی از موارد افزایش طلاق به بیش از یک دوم رسیده است در بعضی مناطق ۲۰ تا ۳۰ درصد و در برخی تا ۴۵ درصد شاهد افزایش آمار طلاق بوده ایم و در مجموع ثبت طلاق نسبت به ازدواج ۳۰ درصد رشد داشته است.وی با اشاره به اینکه طلاق در میان افراد بالای ۶۰ سال نیز افزایش پیدا کرده است، گفت: بر اساس آمارهای طلاق بیش از ۶۰ درصد طلاق ها بین ۵ تا ۷ سال اول زندگی رخ داده و بعد از آن ۳ تا ۵ سال نیز بیشترین آمار را داشته است.وی گفت: اما در سنین بالای ۵۰ سال نیز نسبت به سال گذشته با افزایش آمار طلاق مواجه بوده ایم و بالطبع با بروز این پدیده آسیب نیز در جامعه ایجاد شده است و طبیعتاً در سنین مختلف تاثیرگذار خواهد بود. به طوری که قبلاً شاهد طلاق کمتری در بین سنین بالا بوده ایم.طلاق عاطفی در دوران پیری دیگر کارساز نیستاین مجلس تاکید کرد: موقعیت های اجتماعی، فرهنگ سازی و غیره باعث شده طی چند سال گذشته نرخ طلاق افزایش پیدا کند که تمامی آنها باعث شده کل جامعه درگیر آسیب طلاق باشند.وی گفت: آمارهای منتشر شده نشان می دهد ۵۵ درصد علل طلاق مربوط به اعتیاد است. ۳۲ درصد نیز مسائل مربوط به اقتصادی می شود و متاسفانه مشکلات اقتصادی باعث تشدید طلاق شده است به همین دلیل وظیفه تمامی نهادهای فرهنگی سنگین تر شده است و باید نهادهای مربوطه باید در این خصوص اقدامات حمایتی لازم را از خانواده ها داشته باشند تا شاید بتوانیم آمار افزایش طلاق را کنترل کنیم.به دلایل فرهنگی در گذشته در سنین بالاتر طلاق عاطفی انجام می شد و افراد زیر یک سقف زندگی می د اما از هم طلاق نمی گرفتند. هرچند این عمل آنها نیز زشت شمرده می شد و اثرات منفی به همراه داشت، اما امروزه به دلیل ش ته شدن قبح فرهنگی طلاق، زوجین بعد از سالهای زیادی زندگی، طلاق عاطفی را تبدیل به طلاق می کنند و به راحتی علی رغم داشتن فرزندان بزرگ و حتی عروس و داماد از هم جدا می شوند که این موضوع نیز جای کارشناسی زیادی دارد.وی از تشکیل جلسات مختلف با مسئولان دستگاه های حمایتی خبر داد و گفت: تاکنون بیش از ۹ جلسه در رابطه با آسیب های اجتماعی از جمله طلاق برگزار شده و تمامی محورهای دستورات ی در اولویت بررسی و تحلیل قرار گرفته و بر اساس آن اقدامات لازم نیز انجام شده است مانند برگزاری کلاس های کاهش طلاق و مددکاری در استان یزد که به دنبال آن شاهد کاهش آمار طلاق در این استان بوده ایم.وی گفت: اینگونه اقدامات باید در استان های دیگر نیز گسترش پیدا کند تا شاهد کاهش و کنترل این آسیب اجتماعی باشیم.نهادهای فرهنگی و حمایتی مداخله کنندوی به پیگیری های لازم نهادهای فرهنگی و حمایتی اشاره کرد و گفت: تمامی نهادهای فرهنگی باید فعالیت و اقدامات لازم را در این خصوص انجام دهند همچنین مشاوره های قبل از ازدواج و مشاوره های قبل از طلاق و همچنین پرداختن به موضوعات مربوط به رفع مشکلات اقتصادی خانواده ها و... از دیگر اقداماتی است که باید صورت گیرد.به گفته وی: در حال حاضر در برخی از استانها مشاوره های قبل از طلاق به صورت پایلوت اجرا می شود که شاهد اثربخشی آنها بوده ایم به گونه ای که ۲۰ تا ۳۰ درصد آمار طلاق کاهش پیدا کرده است.وی گفت: طرح مشاوره ها چنانچه در تمامی استان ها به صورت کامل اجرایی شود، شاهد کاهش آمار طلاق خواهیم بود که البته طلاق در سنین بالا موضوعی است که باید مددکاران، کارشناسان و متخصصین امر به طور ویژه به آن بپردازند. مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی و نیز در این مورد به خبرنگار مهر گفت: طلاق به عنوان ج اختیاری بین زن و مرد به یکی از آسیب های جدی در جامعه ما تبدیل شده است. تا قبل از این یک امر ناپسند و غیراجتماعی بود که بسیاری از خانواده ها آن را زشت می دانستند و از نظر دینی نیز تأکید بر این است که تا حد امکان این ج صورت نگیرد اما متأسفانه در دهه اخیر علیرغم افزایش آمار ازدواج در میان افراد ۶۰ سال به بالا، شاهد خبرهای ناگوار افزایش طلاق نیز در این طیف سنی هستیم.علت این موضوع نیز به طور خاص این است که در این سن افراد کم حوصله تر می شوند و از سوی دیگر گاهی ممکن است بیماری های مختلفی داشته باشند که باعث و ناراحتی طرف مقابل شود.ضرورت حمایت از سالمندان در عمل، نه در حرفابهری ادامه داد: جدا از هزینه های بیماری و رژیم های غذایی، فرزندان نیز به دنبال زندگی خود رفته اند و کمتر به سراغ والدین خود می آیند. بنابراین تنهایی از یک طرف و حمایت از سالمندان در عمل و نه در حرف مانند کمک به هزینه های درمانی، مددکاری اجتماعی و ایجاد تسهیلات برای گردش و امور رفاهی آنها می تواند به نشاط روانی این طبقه کمک موثری کرده و افسردگی و اضطراب آنها را نیز کاهش دهدخستگی نیز از سوی دیگر باعث می شود سالمندان جدا شدن را در زندگی مشترک ترجیح دهند و متأسفانه ی نیز نمی تواند در بین آنها داوری کرده و یا آنها را نصیحت کند چرا که این گونه افراد در سنین خاصی هستند که خود مشاور و تعیین کننده هستند.این آسیب شناس اجتماعی تصریح کرد: حمایت از سالمندان در عمل و نه در حرف مانند کمک به هزینه های درمانی، مددکاری اجتماعی و ایجاد تسهیلات برای گردش و امور رفاهی آنها می تواند به نشاط روانی این طبقه کمک موثری کرده و افسردگی و اضطراب آنها را نیز کاهش دهد. متأسفانه رشد آمار طلاق میان سالمندان الگوی منفی برای جوانان نیز هست و وقتی پدر و مادر که دارای عروس و داماد و نوه هستند از یکدیگر جدا می شوند تکلیف جوانان روشن می شود و بنابراین باید تا دیرتر از این نشده، نهادهای حمایتی نسبت به حل این مشکلات و کمک به سالمندان اقدامات لازم را انجام دهند چرا که آسیب طلاق سالمندان عوارض مختلفی را بر جامعه خواهد داشت که اگر به موقع مشکلات بررسی و را ارهای اساسی برای آن در نظر گرفته نشود اثرات جبران ناپذیری خواهد داشت.ارائه آموزشهای خانواده و مشاوره های لازم برای زوجهای سالمند، بررسی علل ج بعد از سه دهه زندگی، آموزش روشهای ثبات و آرامش در زندگی، روشهای حل مساله مشکلات خاص افرا د مسن، نحوه برقراری ارتباطای موثر و سودمند در این دوران و ... از جمله اقداماتی است که لازم است مسئولان برای حفظ و پایداری زندگی زوجین در میانسالی انجام دهند.
تغییر سبک زندگی و گذر از سنت به مدرنیته باعث به وجود آمدن تحولات زیادی در اجتماع شده که همین تحولات در مواردی منجر به ناسازگاری زوجین و طلاق در خانواده ها شده است که بررسی پرونده طلاق در قم نشان می دهد بیشترین علت این آسیب اجتماعی در این استان، ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط است.به گزارش صبحانه،تغییر سبک زندگی و گذر از سنت به مدرنیته باعث به وجود آمدن تحولات زیادی در اجتماع شده که همین تحولات در مواردی منجر به ناسازگاری زوجین و طلاق در خانواده ها شده است که بررسی پرونده طلاق در قم نشان می دهد بیشترین علت این آسیب اجتماعی در این استان، ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط است.خانواده یکی از مهم ترین و مقدس ترین نهادهای اجتماعی و کانون رشد و آرامش افراد است و کمترین آسیبی به این واحد جامعه آثار و تبعات جبران ناپذیری می تواند برای اعضای آن در پی داشته باشد.امروز طلاق یکی از معضلات و آسیب هایی است که برخی خانواده ها را درگیر کرده و در واقع بحرانی در روابط اجتماعی جامعه است که بنیان خانواده ها را سست می کند و آسیب های عاطفی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زیادی برای زوجین و فرزندان به همراه دارد.افزایش آمار طلاق به موضوعی نگران کننده تبدیل شده است که با بررسی پرونده های طلاق در قم و کشور مشاهده می کنیم استان قم یکی از استان هایی است که این آسیب اجتماعی در آن زیاد رخ می دهد.مدیرکل ثبت احوال قم در این زمینه می گوید: در 6 ماه نخست امسال چهار هزار و 175 واقعه ازدواج و در مقابل یک هزار و 207 واقعه طلاق در این شهر ثبت شده که نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته به ترتیب 15 درصد و 23 درصد کاهش یافته است.خلیل مرادی با بیان این که کاهش ازدواج به تبع باعث کاهش طلاق نیز می شود، افزود: در سال 95، تعداد سه هزار و 504 واقعه طلاق ثبت شده که نسبت به سال 94، 597 واقعه بیشتر بوده است و در مقابل چهار هزار و 930 واقعه ازدواج نیز به ثبت رسیده است.وی خاطرنشان کرد: سال گذشته در هر ماه 294 و روزانه 10 واقعه طلاق ثبت شده است.وی تصریح کرد: در سال 95، نرخ طلاق در استان قم برابر با 2.71 بوده است که به ازای هر یک هزار تن جمعیت، 2.71 واقعه طلاق به ثبت رسیده، در حالی که میانگین نرخ حاصل از ثبت طلاق در کل کشور 2.13 است؛ قم بالاترین نرخ طلاق را طی سال گذشته در کشور داشته است.** ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط، مهم ترین علت طلاق در قممدیرکل اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری قم به خبرنگار ایرنا گفت: بیش از 50 درصد طلاق هایی که امروز به ثبت می رسد، مربوط به متولدان دهه 60 و 70 است و در صورتی که برنامه جامع و مدونی برای این ز له خاموش شیده نشود، این معضل میان متولدان دهه 80 به سونامی تبدیل می شود.سعید کاویانی تصریح کرد: در کنار آمار طلاق قانونی، بر اساس آمار حدود 30 تا 40 درصد خانواده ها نیز در طلاق عاطفی به سر می برند و این مساله آتش خاموشی است که تبعاتش می تواند منجربه بسیاری از آسیب های اجتماعی شود.وی افزود: بر اساس بررسی 10 ساله بر روی مساله طلاق در استان قم، عامل 60 درصد طلاق ها ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط کلامی، معنوی، و اجتماعی و 40 درصد نیز سایر عوامل بوده است.وی با بیان این که 60 درصد طلاق ها در پنج سال نخست زندگی روی می دهد، ادامه داد: ناکارآمدی طرح های دستگاه های ذیربط در امر پیشگیری، آشنا نبودن زوجین با مهارت ها و آموختنی های زندگی و اعتیاد یکی از زوجین از دیگر دلایل طلاق در استان قم است.کاویانی اضافه کرد: دوره های آموزشی پیش از ازدواج که توسط دستگاه های مختلف برگزار می شود ا ام آور و تاثیرگذار نیست، چون همان جامعه هدفی که این دوره هارا گذرانده است، در پنج سال نخست زندگی متقاضی طلاق می شود.وی ادامه داد: این مساله نشان می دهد یا دوره ها موثر و مفید نیست و یا مجری های برگزارکننده رویکرد مناسبی ندارند.به گفته وی، دوره های آموزشی باید پیوست داشته باشد و از مقطع ابت در مدارس آغاز شود و تا پس از ازدواج ادامه داشته باشد، در حالی که امروز هیچ حلقه ارتباطی بین این دوره ها وجود ندارد.کاویانی تصریح کرد: متاسفانه در طول دهه های گذشته بیشتر نگرش کارشناسان به سمت علت های طلاق بوده و کمتر را ارهای پیشگیری از طلاق بررسی شده است و اگر بررسی شده نیز بیشتر کلیشه ای و ژورنالیستی بوده است.وی موازی کاری بین دستگاه های مسئول را عامل دیگر ناکارآمدی دوره ها دانست و گفت: دستگاه های متولی ضمن ناهماهنگی در برگزاری دوره ها، برنامه آموزشی دقیقی ارائه نمی دهند که از دستگاه های حاکمیتی به ویژه استانداری و شورای فرهنگ عمومی انتظار می رود این مساله را حل نمایند.وی تصریح کرد: محور اساسی که باید هماهنگ کننده بین دستگاه های استان قم باشد غایب است، اگر هم حضور دارد، تاثیرگذار نیست؛ اداره کل فرهنگی و اجتماعی استانداری به عنوان دستگاهی که در راس حاکمیت در استان قرار دارد، می تواند هماهنگ کننده همه برنامه ها باشد.مدیرکل اجتماعی دادگستری قم با بیان این که نگرش به سمت خانواده نگرشی آسایش محور شده است نه آرامش محور، گفت: حاکم بودن رویکرد آسایش محوری به جای آرامش محوری از معضلات در ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط با یکدیگر هست.وی اضافه کرد: از سوی دیگر رویکرد در خانواده ی باید بر اساس احترام متقابل نهادینه شود؛ اگر حرمت ها آسیب ببیند اعضای خانواده نمی توانند ارتباط موفقی داشته باشند.وی، مهم ترین را ارهای کاهش طلاق را بازنگری در دوره های آموزشی، پرهیز از موازی کاری دستگاه های متولی تحکیم خانواده، توجه به جایگاه مسجد و نهادهای مذهبی عنوان کرد.** در مساله طلاق، پیشگیری باید مقدم بر درمان باشدکارشناس مسئول امور آسیب دیدگان اداره کل بهزیستی استان قم نیز در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در سال های اخیر به دلیل افزایش طلاق و تبعاتی که این آسیب اجتماعی به همراه دارد، توجه بیشتری به آن صورت گرفته است و حتی در برخی استان ها با رشد طلاق و کاهش ازدواج مواجه هستیم که جای نگرانی دارد.محمد مجیدی با اشاره به عوارض فردی و اجتماعی طلاق، گفت: طلاق علاوه بر زوجین، تبعات و آسیب های روحی و روانی بسیاری برای اطرافیان به ویژه فرزندان به همراه دارد که با توجه به سن، آسیب هایی از جمله افسردگی و اضطراب متوجه آن ها می شود.وی گفت: بهزیستی در دبیرخانه کاهش طلاق و 13 مرکز مشاوره خصوصی زیر نظر این اداره کل اقدام به برگزاری جلسه های مشاوره با هدف ایجاد صلح و سازش بین زوجین متقاضی طلاق می نماید.وی با تاکید بر این که ایجاد سازش بین زوجین از سخت ترین و پیچیده ترین حوزه های مشاوره است، خاطرنشان کرد: این زوجین با هدف طلاق و حل نشدن مشکل وارد مراکز مشاوره می شوند و عمدتا نمی خواهند زندگی مشترک خود را ادامه دهند.مجیدی با تاکید بر این که در طلاق، پیشگیری باید مقدم بر درمان باشد، بیان کرد: ایجاد مشکل و اختلاف در زندگی شویی کاملا طبیعی است، لذا لازم است زوجینی که در زندگی با اختلاف مواجه می شوند، قبل از این که این اختلاف ها شدیدتر شده و هزینه های مادی و معنوی به وجود آورد، با مداخله و مشاوره به هنگام مسائل شان را رفع نمایند.وی با اشاره به این که در نیمه نخست امسال و سال گذشته به ترتیب 353 و 354 زوج به مراکز مشاوره زیر نظر بهزیستی قم مراجعه کرده اند، خاطرنشان کرد: بررسی های صورت گرفته صرفا مربوط به مراکز مشاوره بهزیستی است و نمی توان به کل استان قم تعمیم داد.وی به پرونده های رسیدگی شده در مراکز مشاوره زیر نظر بهزیستی اشاره و خاطرنشان کرد: در 6 ماه نخست پارسال، 20 درصد و در 6 ماه نخست امسال، 15 درصد پرونده های رسیدگی شده در مراکز مشاوره بهزیستی منجر به صلح و سازش شده است.مجیدی افزود: در نیمه نخست امسال در بین مراجعان به مراکز بهزیستی به ترتیب خیانت، اعتیاد، نداشتن مهارت و دخ اطرافیان عامل اصلی درخواست طلاق بوده است.به گفته وی، اعتیاد، خیانت، عدم مهارت و مسئولیت پذیری و سوءظن و بدبینی علت درخواست طلاق در 6 ماه نخست سال گذشته در این مراکز گزارش شده است.وی افزود: در 6 ماه نخست امسال حدود 46 درصد از زوجینی که متقاضی طلاق در مراکز مشاوره بهزیستی بودند فرزند نداشته و 54 درصد دیگر دارای فرزند بوده اند.کارشناس مسئول امور آسیب دیدگان اداره کل بهزیستی قم اضافه کرد: در نیمه نخست سال گذشته نیز 47 درصد زوجینی که به این مراکز مراجعه داشته اند، فرزند نداشته و 53 درصد دارای فرزند بوده اند.به گفته وی، در 6 ماه نخست امسال و سال گذشته به ترتیب حدود 26 و 21 درصد از زوجینی که طلاق گرفته اند، در مرحله نامزدی بوده اند.وی تصریح کرد: آمار این مراکز نشان دهنده این است که زوجین زیادی در سال های نخست زندگی مشترک اقدام به طلاق نموده اند، لذا لازم است بر پیشگیری و همچنین حمایت های روانی و مشاوره ای از زوجین در سال های اول زندگی مشترک تاکید شود.مجیدی بیان کرد: در صورتی که مشکلات بین زوجین در ماه ها و سال های نخست زندگی حل شود، زندگی شویی دوام بیشتری خواهد داشت، ولی اگر به اختلاف ها توجهی نشود مشکلات بیشتر می شود.وی با بیان این که افراد باید ترغیب شوند تا اگر مسائل و مشکلاتی را نتوانستند در زندگی شان حل کنند، قبل از هر اقدامی به مشاور مراجعه نمایند، تاکید کرد: زوجین باید آموزش های لازم را قبل، حین و بعد از ازدواج دریافت کنند تا توانایی لازم برای حل اختلافات و مشکلات خود را داشته باشند؛ متاسفانه افرادی که به سمت طلاق می روند عمدتا توانایی و مهارت های لازم برای حل این مشکلات را ندارند.وی با اشاره به این که همه دستگاه ها باید در پیشگیری از طلاق سهیم باشند، ادامه داد: پیشگیری و آموزش های خانواده باید در قالب طرح ها و فعالیت های منسجم تر صورت گیرد و در این راستا استانداری ها به عنوان متولی اصلی و ناظر این طرح ها می توانند اقدام هایی هدفمند انجام دهند.مجیدی در ادامه، فضای مجازی را از مهم ترین علت های وقوع طلاق در خانواده ها عنوان و بیان کرد: سوءظن و حساسیت زوجین به گوشی تلفن همراه یکدیگر از تبعات استفاده نادرست از فضای مجازی است که متاسفانه در بسیاری از خانواده ها به امری عادی تبدیل شده است.وی اضافه کرد: فضای مجازی که باید عامل پیشرفت و آگاهی افراد در زندگی باشد، امروزه به دلیل استفاده نادرست به ابزاری در جهت ایجاد اختلاف در کانون خانواده ها تبدیل شده است.وی همچنین به طراحی سامانه ای توسط اداره کل بهزیستی که با همکاری دادگستری قم ایجاد خواهد شد اشاره کرد و گفت: این سامانه با هدف انجام اقدام های مختلف مشاوره ای برای زوجین متقاضی طلاق قبل از ورود آن ها به سیستم قضایی طراحی و به صورت آزمایشی در چند استان اجرا شده که به زودی در قم نیز اجرایی می شود.کارشناس مسئول امور آسیب دیدگان اداره کل بهزیستی قم افزود: بر اساس اقدام های صورت گرفته در این طرح اگر مشاوره های ارائه شده نتیجه بخش باشد، بین زوجین سازش ایجاد می شود و به زندگی خود ادامه خواهند داد، در غیراینصورت به دستگاه قضایی معرفی می شوند.وی بیان کرد: یکی از نتایج عمده این اقدام ها برای انی که طلاق می گیرند، کاهش تبعات و عوارض طلاق می باشد.** فاصله بین رفتارها و باورها سبب افزایش طلاق شده استمدیرکل فرهنگی و اجتماعی استانداری قم نیز به خبرنگار ایرنا گفت: بزرگ ترین دلیل طلاق در قم، فقر فرهنگی است و تا زمانی که خانواده از لحاظ پشتیبانی فرهنگی، مادی و مالی احساس خودکفایی نکند با آسیب مواجه می شود.عطاءالدین قاسمی اضافه کرد: از سوی دیگر یکی از مهم ترین علت هایی که باعث شده آسیب های اجتماعی به ویژه طلاق در کشور افزایش یابد، فاصله بین رفتارها و باورهاست که در قشرهای جامعه ایجاد شده است؛ شبکه های مجازی به راحتی در کانون های خانواده وارد شده و حتی نوجوانان و ک ن را تحت تاثیر قرار داده اند و ک ن و نوجوانان به راحتی به مسائلی که در دین و عرف ممنوع است، دسترسی دارند.وی گفت: تحکیم بنیان خانواده به عنوان اساسی ترین نهاد اجتماع همواره مورد تاکید و بزرگان دینی بوده است و هر چه این بنیان قوی باشد، فرزندان سالم تحویل جامعه داده می شود و شاهد ایجاد جامعه ای بالنده خواهیم بود.وی افزود: همه حاکمیت و آحاد جامعه باید تلاش کنند بنیادها و بنیان های کشور استحکام یابد و در این راستا همه به اخلاقیات، صداقت، وفای به عهد و رعایت حقوق یکدیگر پایبند باشند.قاسمی با اشاره به این که دستگاه های متولی از جمله بهزیستی و ورزش و جوانان موظف به برگزاری دوره های آموزشی برای زوجین هستند، گفت: آموزش نباید مقطعی باشد بلکه باید تداوم داشته باشد و همانطور که در برنامه ملی کنترل و کاهش طلاق تاکید شده باید از مهدکودک ها برای آموزش شروع کرد.وی همچنین پیشگیری و مقاوم سازی در مقابل ناهنجاری های اخلاقی و اعتیاد از جمله آموزش هایی است که از سوی اداره کل بهزیستی و وزرش و جوانان برای زوج های جوان برگزار می شود.وی با بیان این که اداره کل ورزش و جوانان و همچنین مرکز بهداشت نیز آموزش هایی در حوزه های مرتبط باید ارائه دهند، گفت: این دستگاه ها باید برنامه هایی در زمینه آگاه سازی نسبت به فرزندپروری، مدیریت جامع ارتباط ، توانمندسازی و ارتقاء آمادگی جسمی و روانی و تقویت نظام روانی دانش آموزان تولید کند.مدیرکل فرهنگی و اجتماعی استانداری قم افزود: مشاوره صحیح و کاربردی، حمایت های اجتماعی، توانمندسازی خانواده ها، توانمندسازی افرادی که طلاق گرفته اند، فرزندان طلاق و فرهنگ سازی باید مدنظر تمام مشاوران باشد.وی خاطرنشان کرد: سال گذشته و امسال معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت کشور 10 میلیارد ریال بودجه برای کاهش و حل معضلات اجتماعی قم اختصاص داده که بین دستگاه های مسئول تقسیم شده است.** دستگاه های مسئول کاهش طلاق مکمل هم نیستندمدیرکل امور بانوان استانداری قم نیز به خبرنگار ایرنا گفت: در فرهنگ اصیل استان قم، طلاق جزو مقوله های ناپسند است که متاسفانه امروز به دلیل گسترش استفاده از فضای مجازی، و ارتباطات بیرون استانی، این مساله در نگرش بانوان استان قبح خود را از دست داده است.معصومه ظهیری افزود: از سوی دیگر آستانه تحمل یا تاب آوری اجتماعی در افراد پایین آمده و با کوچکترین اختلافی، نخستین و آ ین راه حل را طلاق می دانند.وی ادامه داد: زوجین باید گذشت به معنای عملی را یاد بگیرند و پس از اشتباه، فرصت دوباره به همسر خود بدهند؛ فهم متقابل از زندگی باید تقویت و برای قوام، رشد زندگی تربیت فرزند تلاش و سرمایه گذاری شود.وی با بیان این که امروز طلاق از مهم ترین معضلاتی است که جامعه را تهدید می کند، بیان کرد: اگر مسئولان با مدیریت بحران توانستند به داد جامعه برسند و این مساله را حل کنند، سلامت به کانون خانواده برمی گردد، ولی اگر صدای خطر را نشنویم، در آینده نزدیک خطر متوجه نسل آینده و جوان می شود.ظهیری اضافه کرد: ن بی س رست، مردان تنها و ک ن بدون حمایت، بی ثباتی خانواده ها و افزایش فساد آسیب هایی است که طلاق به دنبال دارد و موجب افزایش فساد در جامعه می شود.وی با بیان این که معمولا ن پس از طلاق محکوم به تنهایی زیستن هستند، تصریح کرد: دستگاه های متولی باید برای پس از طلاق نیز برنامه داشته باشند و کلینیک هایی راه اندازی نمایند تا با ایجاد امید به زندگی و فراهم عرصه زندگی سالم افراد دوباره به آغوش خانواده بازگردند.وی ادامه داد: در کلینیک های طلاق باید به زوجین مشاوره دهیم که طلاق آسیب است، اما باید درصد آسیب دیدگی را برای افراد پایین آوریم و امید به زندگی دوباره را برایشان فراهم کنیم؛ در این مراکز باید سلامت فرزندان طلاق نیز بررسی شود تا دچار افسردگی و آسیب های دیگر نشوند.مشاور استاندار قم در امور بانوان با بیان این که دستگاه های مسئول طلاق مکمل و مقوم هم نیستند، گفت: همدستی، همدلی و همراهی برای حل معضل طلاق باید بیش از گذشته بین سازمان ها برقرار باشد و متولیان فرهنگی و مسئولانی که اعتبارات دستشان است باید بیش از گذشته این صدای کمک خواهی را بشنوند.وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که شاید متولیان فرهنگی به دلیل فضای معنوی قم فعالیت کمتری در این شهر دارند، گفت: حوزه علمیه گویا مکانش قم است و خدمات حوزه به بیرون از قم بیشتر از درون قم است.وی افزود: شخصا معتقدم استان قم تولیدکننده ای است که تولیدات خود را کمتر مصرف می کند؛ همه تلاش های فرهنگی که در دیگر ا می شود در قم نیز باید بشود.را ارهای مختلفی برای معضل طلاق در سطح استان بررسی و گاهی نیز اجرایی شده است، ولی از آنجایی که در برخی موارد این را ارها فاقد پشتوانه علمی و ضمانت اجرایی بوده است و یا دستگاه های متولی موازی کاری نموده اند، منجر به نتایج مثبت و قابل قبولی نشده است.با توجه به این که استان قم مرکز فرهنگی جهان تشیع است و افزایش طلاق در این استان علاوه بر پیامدهای منفی فرهنگی و دینی، ابعاد و اجتماعی نیز می تواند به دنبال داشته باشد، از مسئولان امر انتظار می رود با بررسی را ارهای بلندمدت، تدوین برنامه قابل اجرا و همچنین اجباری بودن مراجعه به مشاوره قبل از طلاق، نسبت به این معضل حساسیت بیشتری داشته باشند.منبع:انتخاب
چرا ازدواج چرا طلاق کتاب چرا ازدواج چرا طلاق مقاله چرا ازدواج چرا طلاق کتاب چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی ازدواج دوم متن چرا ازدواج چرا طلاق چرا ازدواج چرا طلاق / اگر می خواهید ازدواج پایدار داشته باشید که منجربه طلاق نشود این متن را بخوانید. , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکویی فرهنگ هلاکویی در سمینار «چرا ازدواج؟ چرا طلاق؟» به خیلی از پرسش های شما در رابطه با ازدواج و طلاق پاسخ می دهد.وشما باخواندن این مطلب و اجرای توصیه های او می توانید زندگی مشترک خود را دگرگون کنید. , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکویی فرهنگ هلاکویی جامعه شناس و مشاور خانواده و روان درمانگر ایرانی ـ یی است. فرهنگ هلاکویی درتاریخ ۱۳۲۳ درشهرشیرازمتولدشد .وی دارای مدرک ا در رشتهٔ جامعه شناسی و سه فوق لیسانس در رشته های روان شناسی، اقتصاد و مشاورهٔ ازدواج، خانواده و ک ن است و در حال حاضر مدیر مرکز بهزیستی بورلی هی است ودرهمین مرکز به عنوان مشاور ازدواج، خانواده و ک ن فعالیت می کند .ازدواج یعنی چه ؟ازدواج عبارت است ازمجموعه قوانینی دررابطه با مسئله شویی یک زن ومرد که جامعه برایشان وضع می کند که دراین راستا سه چرای اصلی وجود دارد که عبارتند از :
۱) چرا عده ای دوست ندارند که ازدواج کنند ؟ ۲) چطور مردم می توانند انتخاب صحیحی در امر ازدواج داشته باشند؟ وآیا دلایل آنها بر اساس چهار چوب نظام خانواده است یا نه ؟ ۳) دلایل غلط کدامند ؟ هلاکویی ازدواج
(علت بی علاقه بودن برخی نسبت به مقوله ازدواج )
۱) یکی از این علل از آنجانشأت می گیرد که فرد خود در خانواده ای زندگی کرده که رابطه بین پدر ومادر و اعضای دیگر خانواده خیلی بد بوده است. ۲) ممکن است فرد دوران کودکی بدی را سپری کرده باشد مثلاً دائمامریض شده باشد ویااینکه رفتار اطرافیانش با اومناسب نبوده باشد. واز این رو آن کودک آسیب دیده باشد. ۳) دلیل بعدی می تواند ناراحتی و ن یتی فرد از ت خود ناشی از توقع بیجای پدر و مادر باشد مثل آنکه به دختری گفته اند پدرت (پدربزرگ و مادر بزرگ و …) پسر دوست داشت ولی تو دختر شدی و کودک به غلط خود را مقصر این مسئله می پندارد . ۴) بیماری روانی هم از دیگر علت هاست . ۵)بسیاری از مردم این تصور واحساس را دارند که با ازدواج ،راحتی های انسان به اتمام می رسد ویک سری وظایف و مسئولیت هایی گریبان گیر فرد می شود بنابراین افراد عنوان می کنندکه فعلاً وقت زیاد است واز زندگیمان لذت ببریم . ۶)یکی از افرادازدواج را به منزله زندانی شدن می دانند و حرف بعضی از متأهلان که عنوان می کنند که ما اصلاً جوانی نکردیم را سر لوحه خود قرار می دهند. 7) عذر وبهانه تحصیل هم ازدیگر مواردی است که مانع از ازدواج فرد می گردد . ۸) اشتغال وداشتن در آمد خوب هم مورد دیگر است که بیشتر در آقایان دیده می شود و ترجیح می دهند با داشتن وضعیت بالاتر از طرف مقابل خود اقدام به ازدواج با وی کنند و درآمد بیشتر به عنوان امتیازو برگ برنده آنها در این انتخاب محسوب می شود درزمانی که مثلاً قصد دارند با خانمی بسیار زیباتر از خود ازدواج کنند. ۹)تنوع پرستی هم از موارد دیگر است زمانی که فرد به یک زن یا مرد بسنده نمی کند . ۱۰)ترس از اشتباه و ش ت وطلاق هم بی تأیر نیست ولی فراموش نکنید که بعضی از پیروزی ها بعد از لمس ش ت به دست می آید. ۱۱)نگرانی از اینکه طرف مقابل شما عقیده اش نسبت به شما عوض شود و دیگرشما را دوست نداشته باشد ازدیگر موارد بازدارنده در امر ازدواج است . بنابراین بهترین کار این است که شما به هنگام آشنایی عیوب خود را از محاسن خود بیشتر جلوه دهید . ۱۲) ازدواج قبلی وداشتن رابطه عاطفی قبلی هم ممکن است شما را طوری آشفته کند که دیگر به ازدواج مجدد فکر نکنید . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکوییملاک های ازدواج هلاکویی
( دلایل ازدواج ) در مورد این مبحث بطور کلی باید گفت که شما برای یک انتخاب خوب باید ابتدا شناخت کافی در مورد شخص مورد نظر پیدا کنید ولی قبل از آن باید خودتان را بشناسید وبدونید که کی هستید وچی می خواهید وسپس به شناخت فرد دیگر بپردازید ناگفته نماند که نیازها واحتیاجات افراد تا حدود زیادی مشخص کننده نوع رفتار آنهاست . گام بعدی برای یک انتخاب خوب آشنا شدن شما با چند کتاب درزمینه مقدمه روانشناسی است وسپس بر اساس علاقه شما به موضوعی خاص در جهتی که کتاب به شما داده به کتاب های دیگری مراجعه کنید مثلا رفتار شناسی یا دوگانگی شخصیت ویا ……… مورد بعدی این است که با توجه به اینکه انسان ها ازلایه های شخصیتی متفاوتی برخوردارند یعنی در برخورد با افراد مختلف لایه های شخصیتی متفاوت از خود نشان می دهند به همین دلیل هلاکویی مطرح می کنند که برای شناخت لایه اصلی باید صمیمیت ایجاد کرد وصمیمیت یعنی اینکه شما خود واقعی را نشان دهید بدون اینکه ترس از قضاوت طرف مقابل داشته باشید وبرای این کار شما نیاز به بودن بااو درساعت های طولانی دارید زیرا در زمان طولانی انسان توانایی نقش بازی را ندارد (آمدن آقا به منزل خانم و صحبت با ایشان در حضور خا نواده ) رشد وتکامل دلیل بعدی است ازدواج باید درب های رشد وتکامل را به سمت شما بگشاید به همین دلیل اگر قرارباشد شما با ازدواج متوقف ،ویا به عقب برگردید غلط واشتباه است مثلا اگر ازدواج باعث شود که شما تحصیلات خود را رها کنید ویا ازسایر فعالیت های اجتماعی باز بمانید غلط واشتباه است وبه ویژه در خانم ها افسردگی را به همراه خواهد داشت . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکویی -دلیل دیگر ازدواج ،خوشبختی است به این معنی که شما بعنوان یک فرد خوشبخت با فرد خوشبخت دیگری ازدواج می کنید ودر تداوم خوشبختی خود و او تلاش می کنید . نکته ای که در این بین حائزاهمیت است این است که ملاک خوشبختی میزان موفقیت و محبوبیت شما درشغل واجتماع نیست چون ممکن است شما شخصی معتبر درزمینه تحصیلی خود باشید و ای تخصصی رشته خود را داشته باشید اما خوشبخت نباشیدشما در اینصورت فقط یک برنده هستید نه یک خوشبخت . تشکیل خانواده هم از دلایل دیگر ازدواج است که علوم مختلف وتحقیقات متفاوت بیانگر این مطلب می باشدو همچنین مطالعات نشان می دهد افرادی که تصمیم به تجرد وعدم تشکیل خانواده می گیرند بعدها از تصمیم خود پشیمان وناراحت می شوند. احتیاج .مهمترین مسئله ومهمترین دلیل تداوم رابطه شویی است. اگر شما و همسرتان بتوانید نیازهای یکدیگررا از هر حیث برآورده کنید هم می توانید زندگی را به درستی اداره کنید و هم اینکه برده اید.البته باید به یک گرفتاری فرهنگی که به خصوص در بین آقایان دیده می شود توجه کنید که بعضی از آنها همیشه به دنبال دختر و زنی هستند که نیازهای متعددی داشته باشد و آنها بتوانند تمام نیازهای او را برآورده کنند و اینگونه مورد پرستش زن قرار گیرند و زبانزد قوم وخویش قرار گیرندکه اصلا درست نیست چون زندگی همانند یک بازی تنیس است که وقتی بازی جالب خواهد بود که دو بازیگر تلاش داشته باشند . دلیل دیگر جهت و هدف است . ما با ازدواج هدف مند می شویم وانرژی مضاعف پیدا می کنیم مثلا براثر ازدواج درآمد دو نفر با هم جمع می شود درحالی که در زمان مجردی ج زندگی بالاتر هم هست بنابراین باید توجه داشت که با توجه به اهمیت شغل نباید ازدواج باعث آن شود که پس از ازدواج شغل تان را (بیشتر در خا نم ها ) به علت برآورده شدن نیازهای مالی بوسیله همسر، ترک کنید بلکه شما در اثر ازدواج باید در تمام زمینه ها پیشرفت کنید طوری که بعد از ده سال زندگی مشترک احیانا نگوئید اگر ازدواج نمی پیشرفتم بیشتر می شد وصحبت هایی از این قبیل . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکویی علاقه به بچه و بچه دار شدن هم از دلایل دیگر است . زیبا دوستی. باتوجه به اینکه انسان موجودی است فطرتا زیبا دوست به همین دلیل گرایش زیادی به سمت زیبایی دارد پس باید دقت داشته باشید که بنا به هر دلیلی نباید با ی ازدواج کنید که از نظر شما زشت است چرا که زیبایی عادی می شود ولی زشتی خیر . بنابراین ی را انتخاب کنید که از نظر ، جسمی و ظاهری مجذوب او می شوید . پیشرفت. انتخاب فردی هم سطح و نهایتاً کمی بهتر،انتخ منطقی است اما خیلی بالاتر به طوری که به دسته اجتماعی متفاوتی تعلق داشته باشد، درست نیست. همین که دو نفر انتخاب درستی داشته باشند به صورت خ ر پیشرفت خواهند کرد . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکویی شادی و رضایت و لذت. خصوصیات اخلاقی همسر شما باید طوری باشد که باعث شادی و شأف وشورونشاط شود به عبارت دیگر همسر شما بایستی فردی با اخلاق وباحوصله باشد که از ارتباطات اجتماعی و تفریح و لذت برخوردار شوید البته شما هم متقابلا باید همان طور باشید .شبیه بودن .یعنی بایدازدواج بین دو انسان شبیه به هم صورت بگیرد .منظور از شبیه بودن در اینجا یعنی شبیه بودن در کلیات وجزءیات اهمیتی ندارد . بنابراین ازدواج بین افرادی که از نظر مذهبی متفاوتند ویاخارج از مذهب ،فاقد بهره هوشی وبرخورداری از زیبایی و فرهنگ، و همچنین تفاوت سنی زیاد هستند توصیه نمی شود.برآورده انتظارات وتوقعات خانواده هم از دیگر دلایل ازدواج می باشد ضمن آنکه یک قرارداد اجتماعی نیز می باشد . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکوییهلاکویی طلاق( دلایل طلاق )
در مورد این مبحث به چند مورد به صورت کلی بسنده می کنیم که آنها عبارتند از : ۱-بیمار روانی بودن . ۲-وابستگی واعتیاد . اگر روابط انسان ها را با هم به چند بخش تقسیم کنیم متأسفانه وابستگی واعتیاد بخش عمده آن را تشکیل می دهنددرست به همان شکل که یک فرد معتاد به ، به مواد افیونی احتیاج دارد برخی ازانسان ها نیز یک لحظه بدون زن یا شوهر نمی توانند زندگی کنند. جالب آنجاست که فرد دارای اعتیاد به داشتن همسر فقط همسر می خواهد و دیگر صفات خوب یا بداو برایش اصلا مهم نیست به طوری که این فرد به مجرد آنکه برایش مسجل شود که زندگیش به طلاق می انجامد با اصرار و خواهش از همسرش جهت جلوگیری از طلاق تلاش می کند ولی از آنطرف هنوز دادگاه رای به طلاق نداده به محض ترک آنجا در صورت آنکه شماره تماسی از شخص دیگری برای زندگی با اوداشته باشد با وی تماس خواهد گرفت. این افراد به هیچ وجه نمی توانند بدون تصور نداشتن همسر به زندگی ادامه دهند. در حالی که انسان سالم پس از ش ت در یک رابطه ازدواج تا مدت ها نمی تواند به هیچ زن یا مردی جهت ازدواج فکر کند. 3- ج فرد از خانواده هم یکی دیگر از دلایل غلط ازدواج است که فرد به علت تنهایی ، همسرش رابه عنوان دارویی برای ناراحتی های ناشی از ج می خواهد . هر چند ج را می توان از طریق ازدواج پایان داد اما راه درستی نیست . 4-ناتوان بودن در ی نیازهای فیزیکی و روانی هم ازدلایل غلط ازدواج محسوب می شود . 5- داشتن حس رقابت وحسادت هم در این زمینه درست نیست . مثلا فرد می گوید که اگر ازدواج نکنم وبچه نداشته باشم از دوستانم عقب می افتم . 6- فشارات مختلف هم بی تأثیر در ازدواج نا صحیح نیست (فشار خانواده – فشار اجتماعی – وفشاراخلاقی – مذهبی درخصوص مسائل ) 7- برخی ازدواج را به منزله آ ین راه وپایان تمام بدبختی های خود می دانند که این تفکر هم درست نیست . ۸-ازدواج به خاطر علاقه شدید ی به شما ، ویا به جهت انتقام شما از ی ، نیز غلط است . , فایل صوتی چرا ازدواج چرا طلاق,چرا ازدواج چرا طلاق ,کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, هلاکویی ازدواج دوم, کتاب چرا ازدواج چرا طلاق, رایگان چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی,متن چرا ازدواج چرا طلاق هلاکویی, 50 باید و نباید هلاکوییتوجه : اضافه یک مسئله در اینجا لازم است که چند موردهم در دلایل درست ازدواج ذکر شد وهم جزء دلایل غلط ازدواج می باشد مثل بچه دار شدن، انتظار خانواده یا … که باید گفت این دلایل درست زمانی دلیل غلط ازدواج خواهند شد که تنها دلیل باشند یعنی شما ازدواج می کنید چون فقط بچه می خواهید یا فقط به دنبال رضایت خانواده خود هستید
اگر زن در زندگی مشترک دچار عسر و حرج باشد، و این عسر و حرج در دادگاه ثابت شود، دادگاه مرد را م م می کند که زن را طلاق دهد و اگر مرد این کار را نکند، دادگاه به حکم خود زن را طلاق می دهد.سرویس سبک زندگی فردا؛ مرجان رضازاده: همانطور که می دانیم ازدواج یک نوع عقد و قرارداد است که مانند سایر عقود ممکن است به طرق مختلف پایان یابد. یکی از انواع راه های انحلال عقد نکاح، طلاق است. تصوراتی در خصوص طلاق وجود دارد که ممکن است ناشی از اطلاعات نادرست در این زمینه باشد. سعی داریم در این یادداشت در مورد مطالبی بگوییم که کمتر شنیده اید.مواردی که زن می تواند تقاضای طلاق کند طلاق طلاق یک عملِ حقوقی ِ یک طرفه است که از سوی یکی از طرفین اعمال می شود. در قانون مدنی براساس ماده ٔ ۱۱۳۳ حق طلاق با مرد است و برای اعمال این حق نیاز به دلیل خاصی ندارد. اگر چه دادگاه ها در غیر موارد طلاق توافقی، موضوع طلاق را برای ایجاد صلح و سازش به داوری ارجاع می دهند و به راحتی به صرف تقاضای مرد یا زن حکم طلاق صادر نمی کنند. مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در همین قانون، تقاضای طلاق کند. زن نیز براساس ماده ٔ ۱۱۳۴ می تواند با رعایت شرایط از دادگاه طلاق را بخواهد. طلاق به اشاره ٔ صریح قانون مدنی، فقط در عقد دائم امکان پذیر است و برای اتمام ، راه های دیگری وجود دارد. شرایط طلاق دهنده براساس قانون مدنی فردی که خواهان اجرای طلاق است باید عاقل، بالغ، قاصد و مختار باشد. مردی که خواهانِ طلاق است، می تواند اختیار اجرای ٔ طلاق را به خود بدهد، در این ح هم باید شرایطی را که ذکر کردیم، داشته باشد. هیچ نمی تواند بدون رضایت مرد، همسرش را از جانب او طلاق دهد و اگر چنین کند، این عمل فاقد هرگونه اثر است. بیشتر بخوانید: چگونه می توان عقد نکاح را فسخ کرد؟
عاقل بودن در برابر مجنون نبودن قرار می گیرد. ماده ۱۱۳۷ قانون مدنی مقرر می دارد که «ولی مجنون دائمی می تواند در صورت مصلحت مولی علیه، زنِ او را طلاق دهد». منظور از مجنون دائمی ی است که هیچ وقت در ح بهبودی نیست. برخلاف مجنون ادواری که گاهی در ح سلامت و گاهی در ح جنون است. مجنون ادواری می تواند در ح سلامت (افاقه) همسر خود را طلاق دهد. ممکن است فرد غیربالغ، با استناد به ماده ٔ ۱۰۴۱ قانون مدنی که ازدواج دختر زیر ۱۳ سال و پسر زیر ۱۵ سال را با اذن ولی و رعایت مصلحت او و اجازه ٔ دادگاه مقدور دانسته است، ازدواج کند. در چنین ح ی فرد تا زمانی که به سن بلوغ نرسد و شرایط مقرر برای طلاق دهنده را نداشته باشد، نمی تواند همسر خود را طلاق دهد، حتی ولی او هم حق گرفتن چنین تصمیمی را ندارد. طلاقشرایط زن در هنگام طلاقبراساس ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی، طلاق زن در دوره ٔ عادت ماهیانه یا در حال نفاس (پس از زایمان) صحیح نیست، مگر اینکه زن باردار باشد یا طلاق پیش از وقوع رابطه ٔ محقق شود. اگر مرد غایب باشد و از اینکه زن در حال عادت یا نفاس است مطلع نباشد، طلاق در این ح ممکن است.مواردی که زن می تواند تقاضای طلاق کند انواع طلاقطلاق در قانون مدنی به دو نوع بائن و رجعی تقسیم می شود. در طلاق بائن حق رجوع وجود ندارد. رجوع یک عمل حقوقی یک جانبه (ایقاع) است که از طرف مرد انجام می شود. رجوع باید بیانگر برگشت مرد به زندگی با زن باشد و می تواند با هر حرف یا عملی که نشان دهنده ٔ این قصد باشد، ابراز شود. رجوع باید در مدت عده ٔ زن انجام شود. اگر قبل از وقوع رابطه ٔ طلاق واقع شود یا زن یائسه باشد، طلاق حتما بائن است و رجوع در آن راه ندارد. طلاقی که به حکم دادگاه واقع می شود و دادگاه مرد را م م به طلاق زن می کند، بائن است. بیشتر بخوانید: چه ی بیشترین آسیب را در طلاق می بیند
عدهعده مدتی است که زن تا پایان آن نمی تواند مجددا ازدواج کند. عده ٔ طلاق تا زمان پاک شدن از ۳ حیض است. زنی که بین او و همسرش رابطه ٔ نبوده و زن یائسه عده ٔ طلاق و فسخ نکاح ندارند.مواردی که زن می تواند تقاضای طلاق کند مواردی که زن می تواند تقاضای طلاق کندبر اساس ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی، طرفین عقد نکاح می توانند هر شرطی را که بر خلاف ذات عقد نباشد بین خود مقرر کنند. مثل اینکه شرط کنند اگر مرد همسر دوم اختیار کند، زن از جانب مرد باشد که خود را با اثبات شرایط، در دادگاه مطلقه کند. اگر شوهر از دادن نفقه خودداری کند و نتوان او را به حکم دادگاه مجبور به پرداخت نفقه کرد و در ح ی که مرد به دلیل ناتوانی مالی قدرت پرداخت نفقه را ندارد، زن می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و دادگاه مرد را به طلاق ا ام می کند. بیشتر بخوانید: قوانین در مورد طلاق توافقی چه می گویند؟
اگر زن در زندگی مشترک دچار عسر و حرج باشد، و این عسر و حرج در دادگاه ثابت شود، دادگاه مرد را م م می کند که زن را طلاق دهد و اگر مرد این کار را نکند، دادگاه به حکم خود زن را طلاق می دهد. عسر و حرج به معنای وضعیتی است که ادامه ٔ زندگی برای زوجه با سختی همراه باشد. شرایط مذکور در تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی که در زیر بیان می کنیم از جهات عسر و حرج است که با اثبات آن در دادگاه می توان تقاضای طلاق کرد.ترک زندگی خانوادگی توسط زوج
۱. ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه۲. اعتیاد زوج به یکی از انواع و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان ا ام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک، مجددا به مصرف روی آورد، بنا به درخواست زوجه طلاق انجام می شود.۳. محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر بیشتر بخوانید: وقتی طلاق به فانتزی های نسل جدید اضافه می شود
۴. ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده ٔ مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.۵. ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ٔ صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نمیاد.موارد عسر و حرج محدود به موارد مذکور نیست و اگر دادگاه موارد دیگری را موجب عسر و حرج زن بداند حکم به طلاق خواهد داد.طلاق توافقی طلاق توافقیبر اساس ماده ۲۵ قانون حمایت خانواده، اگر زوجین خواهان طلاق توافقی باشند، دادگاه باید موضوع را به مرکز مشاوره ٔ خانواده ارجاع دهد. البته طرفین می توانند از همان ابتدا طلاق توافقی را از این مرکز بخواهند. مرکز مشاوره موارد توافق را مشخص نموده و موضوع را برای اخذ تصمیم نهایی به دادگاه ارسال می کند. اگر طلاق توافقی یا به درخواست زوج باشد، دادگاه باید گواهی عدم امکان سازش صادر کند و اگر به درخواست زوجه باشد، دادگاه حکم به ا ام زوج به طلاق یا اعمال وک در طلاق می دهد.طلاق گواهی عدم بارداریاگر چه برای ثبت طلاق ارائه ٔ گواهی پزشک به عدم وجود جنین لازم است، اما به استناد ماده ۳۱ قانون حمایت خانواده، اگر زوجین بر وجود جنین اتفاق نظر داشته باشند، نیازی به گواهی نیست. با ب اطلاعات درست حقوقی، آگاهی بخش خود و اطرافیانمان باشیم.
آ ین خبر: ازدواج و طلاق افراد مشهور در همه جای دنیا مورد توجه مردم است. در ایران هم زندگی شخصی سلبریتی ها زیر ذره بین طرفداران آنها است. زندگی هنرمندان سبک خاصی دارد به همین دلیل وقتی دو هنرمند با هم ازدواج می کنند ی تصور نمی کند که زندگی مشترک آنها به ج ختم شود. اما حداقل در ایران، طلاق زوج های هنرمند آمار قابل توجهی دارد. به همین بهانه در ادامه، اسامی هنرمندان ایرانی که از یکدیگر طلاق گرفته اند، آمده است.‎
طلاق های رامبد جوان از دو بازیگر
رامبد جوان در دهه هفتاد با ماندانا روحی ازدواج می کند. همسرش هم مانند او هنرمند بوده و البته سروصدای ازدواج آنها زیاد به اطرافیان نمی رسد. در هر حال تنها چند سال بعد این ازدواج به بن بست رسیده و این دو از هم جدا می شوند. چند سال بعد و در 36 سالگی دوباره به فکر ازدواج می افتد. این بار همسر او سحر تشاهی است که ماجرای آشنایی آنها به صحنه تئاتر برمی گردد. رامبد جوان در سال 94 از همسرش سحر تشاهی هم جدا شد و با نگار جواهریان بازیگر سینما ازدواج کرد.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
ج بهاره از پیمان و ازدواج با حاجی
هر چقدر طلاق بهاره رهنما از پیمان قاسمخانی در سکوت انجام شد ازدواج دوم پر سر و صدا و همراه با مراسم انجام شد. قاسمخانی تا کنون هیچ واکنشی به این موضوع نداشته است.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
ج ناباورانه مهدی پاکدل از بهنوش طباطبایی
در مهر ماه 95 خبری مبنی بر ج بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل زوج هنرمند منتشر گردید که این خبر توسط هیچکدامشان تایید یا تکذیب نشده اما شواهد نشان می داد که این زوج از یکدیگر جدا شده اند. همچنان این دو نفر در واکنش به این موضوع سکوت اختیار کرده اند.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
برخورد روشنفکرانه آزاده صمدی با طلاقش از هومن سیدی
خیلی از مخاطبان تلویزیون آزاده صمدی و هومن سیدی را با سریال پرطرفدار "راه بی پایان" شناختند. آنها با وجود اینکه پیش از آن سریال هم نقش آفرینی هایی داشتند اما با پخش این سریال بود بر سر زبان ها افتادند. جدای از داستان سریال و ویژگی هایی که نقش این دو داشت خبر ازدواج آنها نیز دلیل دیگری برای این مطرح شدن بود. هومن سیدی با انتشار متنی در صفحه شخصی اش پایان زندگی مشترکش با آزاده صمدی را رسما اعلام کرد. آزاده صمدی در واکنش به این موضوع زندگی خود با هومن سیدی را موفق دانست. چند هفته قبل هومن سیدی ازدواج مجدد و بچه دارشدنش را با هم اعلام کرد که تعجب بسیاری از افراد را برانگیخت.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
حمید گودرزی و ازدواجی که به طلاق انجام شد
این زوج نامی کشورمان که بسیار بخاطر عشق و علاقه به هم تر شده بودند در نهایت از هم جدا شدند.
بارها و بارها حمیدگودرزی و ماندانا دانشور با هم ع هایی را منتشر کرده بودند و در سایت های گوناگون از عشق و علاقه فراوان این دو به هم گفته شده بود اما مدتی پیش خبر طلاق حمید گودرزی و همسرش شوک عجیبی به مردم وارد کرد.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق امین حیایی از یک بازیگر و ازدواج با یک بازیگر دیگر
مونا بانکی پور همسر سابق امین حیایی است که مدت زیادی است از یکدیگر جدا شدهاند حاصل این ازدواج پسری به نام دارا حیایی است. مونا بانکی پور بازیگری است که سابقه بازیگری در سریال خواب و بیدار (در نقش همسر دانیال حکیمی) و سینمایی خانه ای در شن رو دارد. امین حیایی با نیلوفر خوش خلق که او نیز بازیگر است، ازدواج کرده است.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
ج پدر و مادر ملیکا و مهراوه از هم
حاصل ازدواج محمدرضا شریفی نیا و آزیتا حاجیان دو دختر با نام های مهراوه و ملیکا است. این دو هنرمند چند روز قبل ع ی مشترک با فرزندانشان انداختند که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق اولین استار سینمای ایران
زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. از آنطرف، آناهیتا نعمتی تازه با خوش ساخت «هیوا»، ساخته رسول ملاقلی پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و با استعداد، اول راه بود.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق مهتاب سینمای ایران
بابک ریاحی پور یکی از معروف ترین نوازنده های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می کند. مهتاب کرامتی از سال ۱۳۷۷ با بازی در «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد. جالب اینکه ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال ۱۳۷۴ برای موسیقی «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حس مشغول است. طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
زندگی نافرجام بازیگر معصومیت از دست رفته
این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می د، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است، ادامه می دهند.
طلاق فریبرز عرب نیا از آتنه فقیه نصیری و عسل بدیعی
فریبرز عرب نیا به ترتیب با آتنه فقیه نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن ها جدا شد. عرب نیا که اغلب، او را با بازی های چشم گیرش در های مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر می آورند و همچنین نقش مختار که ماندگار شد. آتنه فقیه نصیری نیز که در ها و سریال های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش « سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاه ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در «بودن یا نبودن»، ساخته ی کیانوش عیاری، شروع شد. عرب نیا از مرحومه سل بدیعی یک پسر دارد.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق مادر خانمی سریال «قصه های تا به تا»
لیلی رشیدی و نیما بانکی چند سالی می شود که از یکدیگر جدا شده اند. نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده». حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می کند. طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
چرخش زندگی الهام چرخنده
این زوج اندکی پیش از ایام نوروز 1393 تصمیم به ج و طلاق خود را عملی د. چرخنده نیمه دوم سال 92 نیز با سریال آوای باران بازی قابل توجهی را در شبکه سه ارائه داد. وی در چند سال اخیر به دلیل پوشش و برخی از مواضع جنجال آفرین بوده است.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق اوس موسی از همسر بازیگرش
هدایت هاشمی که بازی حرفه اش در نقش اوس موسی سریال پایتخت به یادماندنی شد، بعد از ج نگار عابدی با مهشید ناصری ازدواج نمود.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
ج بهروز بقایی از دختر پدر سالار
پرستو گلستانی یا همان دختر کوچک پدر سالار همسرِ سابق بهروز بقایی است. بقایی مدت کوتاهی با رامبد جوان در خندوانه همکاری می کرد.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
سیما تیرانداز و ناصر هاشمی با هم به تفاهم نرسیدند
سیما تیرانداز از شاگردان گلاب آدینه در واقع جاری سابق خود بوده است. حاصل ازدواج وی با ناصر هاشمی یک پسر است که با مادرش زندگی می کند.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
طلاق دو بازیگر پیش وت
فرحناز منافی ظاهر دختر بزرگ پدر سالار هم از همسر بازیگرش حسین محب اهری جدا شده است. محب اهری در چند سال با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کند .طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
زندگی مشترک شادروان پوپک گلدره به ج ختم شد
غفارمنش 6 اردیبهشت سال 1347 در تهران متولد شد و فعالیت هنری خود را با بازی در تئاتر آغاز نمود. پس از آن توسط آقایان محمد رحمانیان و حسن فتحی به تلویزیون راه یافت و در سریالهای مختلف تلویزیونی از جمله:ساعت خوش، سیب خنده، قصه های شبانه، همسایه ها، چشم به راه، دنیای شیرین، جادوی مهتاب، هفت گنج و رستوران خانوادگی به ایفای نقش پرداخت. او حضور در سینما را با خانه ای روی آب ساخته بهمن فرمان آرا تجربه کرد. وی متاهل است و مرحوم پوپک گلدره نیز همسر سابق وی بوده است.طلاق های جنجالی سینمای ایران +ع
تبعات طلاق برایش تمامی ندارد. به دلیل مطلقه بودن، مجبور است نگاه های سنگین و سوزاننده جامعه را تحمل کند. گاه نیز پیشنهاد های بی شرمانه برخی از مردان هوس باز تا مغز استخوانش را می سوزاند. او که یک باره پس از طلاق با مسائل، مشکلات و موانع زیادی یا به عبارتی دنیایی دیگر مواجه شده، باید تمام توان خود را به کار گیرد تا با تمامی آن ها مبارزه کندو بتواند به زندگی خود ادامه دهد. اولین گام نیز، برطرف مشکلات اقتصادی و یافتن شغل است. به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون ، این گونه ن به دلیل عدم حمایت قوانین از آنان، مجبورند بار اقتصادی خانواده را خود به دوش بکشند و شغلی آبرومند داشته باشند، اما مهر طلاق در شناسنامه بلای جان شان شده و صاحبان کار به هزاران دلیل از استخدام آن ها طفره می روند. مشکل بعدی یافتن خانه و س ناهی است که در آن آرامش یابندو باز به دلیل مطلقه بودن، صاحب خانه از اجاره دادن خانه خود به آن ها دوری می کند. البته این ها بخشی از مشکلاتی هستند که ن مطلقه با آن دست و پنجه نرم می کنند. دید منفی جامعه نسبت به آنان، این گونه ن را در معرض انواع سوء نیت ها و آزارهای دیگران قرار داده که گاه از تاب و تحمل شان خارج است .حذف مهرطلاق از شناسنامه ن مطلقه، یکی از را ارها برای کاهش مشکلات ن مطلقه است که اخیرا از سوی رییس سازمان ثبت احوال مطرح شده و هدف آن نیز ازدواج آسان این گونه ن بیان شده است. البته این اولین بار نیست که این مساله مطرح می شود و در گذشته نیز حذف طلاق از شناسنامه در مجلس شورای ی مطرح شده اما با مخالفت نمایندگان روبه رو شده بود.هرچند ما در مقام قضاوت و تایید یا رد این موضوع نیستیم اما نکته قابل تامل این است که حذف مهر طلاق، می تواند اندکی از فشاری را که جامعه به ن مطلقه تحمیل می کند،کاهش دهد و آن ها می توانند راحت تر مشکلات بعد از طلاق را تحمل کنند.هرچند که نمی توان نگاه سنتی بسیاری از خانواده ها به بحث ازدواج و طلاق را نادیده گرفت. با وجوداینکه بسیاری از مسائلی که درگذشته به عنوان تابو مطرح بوده اند امروز دیگر تابو نبوده و نگرش افراد نسبت به آن ها تغییر پیدا کرده اما در مورد ازدواج و طلاق همچنان نگاه سنتی در جامعه حاکم است. ن بیوه هنوز با دیدی متفاوت از دیگر ن نگریسته می شوند. این درحالی است که بحث طلاق در بسیاری از کشورها، امری عادی تلقی شده و ن بیوه در حمایت قانون قرار می گیرند اما این امر هنوز در کشور ما اتفاق نیفتاده است. پس پاک مهر طلاق از شناسنامه ن مطلقه نیز، ممکن است از سوی جامعه مورد پذیرش واقع نشود. حذف مهر طلاق از شناسنامه، موافقان و مخالفان بسیاری دارد اما در این برهه از زمان، آنچه اهمیت دارد تغییر این نگاه سنتی به ازدواج و طلاق است زیرا تا زمانی که این رویه تغییر نکند، حذف مهر شناسنامه از طلاق فقط پاک صورت مساله به نظر می رسد. در ادامه نظرات کارشناسان و حقوقدانان را در مورد آثار و پیامدهای حذف مهر طلاق از شناسنامه جویا شدیم .علی نقی زاده کوچصفهانی / حقوقدان و دادگستریمنفورترین حلال خداوند را محبوب نکنیمازدواج، پایه گذار زندگی خانوادگی و یکی از علل تشکیل جوامع و موجب بقای آن شناخته شده است و به دلیل همین نقش موثر، قانونگذاران در همه جوامع بشری توجه ویژه ای به ازدواج داشته اند.این در حالی است که جامعه شناسی طلاق حکایت از آسیب های متعددی داشته که در هر دوره قانونگذاران را مجبور به وضع قوانین جدید کرده است. اما در مورد تصمیم اخیر رییس سازمان ثبت احوال کشوردر مورد تهیه پیش نویس طرحی مبتنی بر حذف ثبت طلاق سابق از شناسنامه، این پرسش مطرح می شود که ضرورت تصویب این قانون چیست؟ و اینکه خلأهای موجود در جامعه که موجد این نیاز شده اند، کدام است؟‎البته موضوع حذف نام همسر سابق تا قبل از این طرح نیز تحت شرایطی اجرا می شد . طبیعی است که زوجین بعد از ج بخواهند خاطرات و اثرات تلخ طلاق را محو کنند که یکی از مهم ترین آن ها می تواند پاک واقعه طلاق و نام همسر از شناسنامه باشد که البته این امر برای ن به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است.‎در این راستا باید گفت، برداشت قانونگذار از آثار طلاق بر روی ن این است که ن مطلقه، جایگاه حساسی در جامعه داشته و برای ادامه زندگی اجتماعی خود دچار مشکلات بیشتری نسبت به دیگر ن و البته مردان خواهند شد که از جمله می توان به یافتن شغل، مسکن و ... اشاره کردکه به نظر می رسد طرح حذف ازدواج اول، از مسائل حاشیه ای و فرعی ن بوده و قانونگذار باید اهتمام خود را بر فرهنگ مقابله با آثار سوء طلاق بگذارد . ضمن اینکه باید توجه داشت که ن زیادی به علل مختلفی از قبیل بیماری های جسمی و روحی همسران شان، بیکاری، اعتیاد و ... طلاق خواسته اند و حال می خواهند زندگی دوباره ای را شروع کنند و باید واقف باشیم برای جبران ش ت، احتیاجی به مخفی کاری نیست.‎تدلیس در ازدواج و فقدان وصفی که عقد، متباینا بر اساس آن واقع شده، یکی از دلایل فسخ نکاح محسوب می شود . مقوله مهمی که به لحاظ اهمیت آن، قانونگذار در قانون مجازات ی بر آن مبنا، جرم انگاری نیزکرده است. تسهیل در حذف واقعه طلاق از شناسنامه، فسخ نکاح یا تعقیب کیفری مرتکب با سوء نیت را دچار اخلال خواهد کرد.در صورت تصویب چنین طرحی بدون ملاحظه قوانین دیگر از جمله قانون مدنی و همچنین قانون مجازات ی، پیامدهای قانونی و ثبوتی و اثباتی عدیده ای به همراه خواهد داشت. ضمن اینکه قابل ذکر است که حذف مهر طلاق می تواند باعث بی اطلاعی فرزندان از گذشته والدین شان شود که این موضوع نیز در نوع خود قابل توجه است و این طرح در ظاهر برای نی که از همسرشان صاحب فرزند هستند، با موانع اجرایی همراه خواهد بود.‎گفته می شود هدف این طرح، تسهیل ازدواج ن بیوه ذکر شده است اما چنانچه فلسفه وضعی طرح، تسهیل در ازدواج مجدد باشد به نظر می رسد چندان کارآمد نخواهد بود و اتفاقا پیامدهای ناگواری از جمله تسهیل تدلیس در ازدواج و مانعی جدی در تحقق فسخ و اثبات آن به شمار می رود.‎اما در خاتمه باید یادآور شد با توجه به نگاه سنتی حاکم بر جامعه و فرهنگ غالب در جامعه ایرانی و در نگاهی کلان فرهنگ حاکم بر زندگی شرقی، نهادینه چنین طرحی با موانع و مشکلات فراوانی همراه خواهدبود به گونه ای که به جای تسهیل در ازدواج، باو ذیری و اعتماد متقابل را خدشه دار کرده و از موانع ازدواج به شمار می رود. همان گونه که پیشتر نیزگفتم، تصویب چنین طرحی بدون بررسی های کارشناسانه و آسیب شناسی اجتماعی و فرهنگی و همچنین عدم ملاحظه جوانب حقوقی و جامعه شناختی موضوع، می تواند تبعات فراوانی به همراه داشته باشد و نتایج مع ی به بار آورد. طلاق، منفور ترین حلال خداوند است که با تصویب مقرره هایی از این دست،نباید آن را محبوب کرد.مجید ابهری/ آسیب شناس اجتماعیحذف مهر طلاق از شناسنامه، تشویق به دروغ گویی نیستطلاق، جدا شدن اختیاری و قطع ارتباط عاطفی و شویی توسط زوجین است. هرچند این عمل از نظر شرعی و قانونی مانعی ندارد، اما زشت ترین حلال ها نزد خداوند محسوب می شود. از نگاه آسیب شناسی اجتماعی نیز، طلاق هم به عنوان آسیب اجتماعی مطرح بوده و هم اینکه بستر آسیب ساز برای عوارض و ناهنجاری های مختلف به حساب می آید.طلاق به لحاظ رفتاری در سه شکل عاطفی، روانی، حقوقی و قانونی اتفاق می افتد که در شکل سوم(حقوقی و قانونی ) در شناسنامه های زن و شوهر، موضوع ج و تاریخ آن قید می شود. این حرکت ممکن است برای مردان اشکالی ایجاد نکند اما در جامعه فعلی ما، ن مطلقه از نظر برخی از مردان و در برخی از محیط های شغلی به شکل ط نگریسته شده و اغلب بانوان با شرایط تخصصی و شغلی مناسب به دلیل این نگاه، قید کار و اشتغال را زده اند. برخی از صاحب نظران، حذف مهر طلاق از شناسنامه را تشویق به دروغ گویی می دانند؛ در حالی که با استعلام از ثبت احوال مشخص می شود فرد ازدواج کرده است یا خیر. بارها اتفاق افتاده که برخی از خانم ها برای حذف مهر طلاق از صفحه دوم شناسنامه در دام جاعلان و کلاهبرداران افتاده و متحمل مشکلات مضاعف شده اند.اما زمانی که بعد از طلاق خانمی قصد ازدواج داشته باشد، باید صادقانه موضوع را به همسرش بگوید زیرا به قول معروف «آفتاب زیر ابر نمی ماند» و این موضوع آشکار شده و ارکان زندگی را به هم می ریزد. به اعتقاد بنده حذف مهر طلاق از شناسنامه بانوان، تشویق به دروغ گویی یا مخفی کاری نیست بلکه ایجاد پوشش امنیت روانی و اجتماعی برای آن هاست و اگر خانمی تا این میزان در زندگی بی صداقت و پنهان کار باشد، باید بداند آن زندگی دوام و استحکام نخواهد داشت. بنابراین با حذف مهر طلاق، اضطراب و نگرانی از بانوان مطلقه فاصله می گیرد؛هرچند نکته مهم این است که ن نیز باید در زندگی دوم، حتما این موضوع را باهمسر خود مطرح کنند.در خاتمه باید گفت متاسفانه در جامعه ما نگاه منفی نسبت به ن مطلقه وجود دارد و کمتر پدر و مادری وجود دارند که با ازدواج پسر خود با یک بانوی مطلقه رضایت دهند. با توجه به کاهش سن طلاق و رسیدن سن بیوه گی به17 سال، براساس یک فرهنگ غلط، زن مطلقه جوان حتما باید با مردی با سن پدر خود یا دارای خانواده ازدواج کند؛ چراکه برچسب بیوه گی بر وی خورده حتی اگر عقد کرده باشد و وارد زندگی شویی نشده باشد.تغییر این نگاه سنتی در جامعه ضروری به نظر می رسد زیرا پسران ما نیز چندان نیستند که دنبال همسر مانند خود بگردند.نکته مهم دیگر اینکه در بسیاری از موارد هنوز مشخص نشده که علت طلاق و عامل آن شوهر بوده یا زن، این نوع قضاوت ها بر ن مطلقه اعمال می شود. این درحالی است که چگونه یک دختر می تواند با فرد معتادی که دست بزن هم دارد، زندگی را ادامه دهد. بسیار اتفاق افتاده برخی از بانوان به دلیل همین نگاه مجبور به ادامه زندگی شده که در این صورت یا زیر کتک کشته شده اند یا از خانه فرار کرده و مجبور به خودکشی شده اند و دربرخی موارد نیز، روابط فرا شویی، در این نوع زندگی ها مشاهده شده است.پس با توجه به این گونه مشکلات،ابتدا باید با فرهنگ سازی توسط نهادهای فرهنگی درخانواده ها این نگاه سنتی تغییر کند تا ی از کلمه بیوه شرمسار نشده و متوسل به روش های غیراخلاقی و غیرقانونی نشود.فریده غیرت/ حقوقدان و دادگستریحذف طلاق از شناسنامه ضرورتی ندارددر مورد تصمیمی که اخیرا اتخاذ شده مبنی برحذف مهر طلاق از شناسنامه بانوان مطلقه، باید بگویم به اعتقاد بنده این امر به هیچ عنوان موثر و اصولی نبوده و مشکلی را برطرف نخواهد کرد زیرا با حذف طلاق از شناسنامه، حقیقت و واقعیت که همان ازدواج و طلاق زن است، تغییر نخواهد کرد بلکه با این کار به نوعی به ترویج امری خلاف دامن زده ایم،چون خانم مطلقه ای که قرار است دوباره ازدواج کند، می خواهد از پاک بودن شناسنامه اش استفاده بهینه کند. این درحالی است که به هرحال خانم باید حقیقت را به همسر خود بگوید و در صورتی که خانمی ازدواج اول خود را مطرح نکند، در صورت روشن شدن حقیقت و پی بردن همسرش به گذشته وی ، قطعا مشکلاتی در زندگی آن ها ایجاد خواهد شد. پس با این وجود حذف مهر طلاق، امری توجیه پذیر نخواهد بود و به اعتقاد بنده ترویج پنهان کاری محسوب می شود، در نتیجه خیلی موثر نیست.این در حالی است که این امر با حذف طلاق از شناسنامه دختران ای که در دوران عقد، طلاق گرفته اند، متفاوت است که این عمل در حال حاضر نیز صورت می گیرد. باید گفت حذف طلاق از شناسنامه دخترانی که عقد کرده و ازدواج نکرده اند ، با سایر ن مطلقه در عمل تفاوت خواهد داشت.به اعتقاد بنده بهتر است مسئولان به جای این موضوع به دیگر مسائل و معضلات حقوقی که مشکلات بسیاری را برای هموطنان ایجاد کرده است، پرداخته و را ارهایی برای رفع آن ها ارائه دهند زیرا وقتی که وجود طلاق با استعلام از اداره ثبت احوال روشن می شود، ضرورتی برای حذف مهر طلاق از شناسنامه وجود ندارد.پروانه سلحشوری/ مجلسزندگی باید صادقانه آغاز شوددر مورد تصمیم اخیر سازمان ثبت احوال در مورد تهیه پیش نویس حذف واژه طلاق از شناسنامه ن مطلقه، باید گفت هرچند که حذف واژه طلاق با هدف افزایش ازدواج مطرح شده اما سیاست اشتباهی است که نباید اجازه داد به قانون تبدیل شود. اصولا به اعتقاد بنده زندگی باید بر پایه صداقت پایه گذاری شود، از همین رو حذف واژه طلاق از شناسنامه ن مطلقه به معنی پایه گذاری زندگی بر مبنای دروغ و فریب کاری است؛ به عبارت دیگر در آغاز زندگی شویی هر زن یا مردی، باید طرف مقابل را از هر مساله یا موردی اعم از بیماری، ازدواج قبل و... آگاه سازد تا زندگی صادقانه ای بنا نهاده شود، پس به این ترتیب حذف واژه طلاق از شناسنامه ن از نظر اخلاقی درست نیست زیرا امروزه مشکل و معضل طلاق در جامعه، ثبت یا عدم ثبت آن در شناسنامه نیست. این اقدام به نوعی پاک صورت مساله بوده و مشکلاتی را برای این گونه ن در ازدواج بعدی ایجاد خواهد کرد. به اعتقاد بنده نباید این موضوع جنبه قانونی پیدا کند. هرچند در جامعه ما به دلیل اینکه فرهنگ طلاق هنوز پذیرفته نشده ، واژه مطلقه برای ن تبعاتی به همراه دارد اما باید باور داشت که ازدواجی صورت گرفته و به هر دلیلی فرد طلاق گرفته است، حال اینکه واژه طلاق در شناسنامه باشد یا نباشد درکاهش این مشکلات تاثیری نخواهد داشت.بنابراین به اعتقاد بنده ،کاهش مشکلات ن مطلقه، بیشتر نیازمند تغییر نگاه جامعه و اقدامات فرهنگی است .
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق ، احمد مجتهد، اقتصاددان و مدرس که زمانی با چند نفر از رؤسای بانک مرکزی ه ن بوده، یکی از اساسی ترین مشکلات و چالش های بانک ها را در همراهی ن بانک مرکزی با سایر بانک ها می داند. زمانی که از نام افراد صحبت می شد، تنها به خنده ای اکتفا و از ذکر نام پرهیز می کند. با این اوصاف، از ذکر یاد و نام ت که در زمان او بلاهایی از جنس جهنم بر نظام بانکداری ایران روانه شد، خودداری نمی کند. احمد مجتهد وقتی با اصرارهای من درباره ذکر ریشه اساسی مشکلات و ناگفته های همراهی اش با چند نفر از «بانک مرکزی نشین ها» مواجه می شود، شرط ادامه گفت وگو را قطع ضبط صدا می داند. مجتهد بعد از یک ساعت ونیم گفت وگوی ضبط شده، حدودا یک ساعت ونیم دیگر از منافذ تاریک مشکلات بانکی سخن گفت. حرف هایی که قرار شد بین من و او ماندگار بماند. درحال حاضر نرخ سود به یکی از بزرگ ترین چالش های بانکی تبدیل شده است. در دوران ریاست جمهوری محمود ، تصمیم گرفته شد نرخ سود را به صورت دستوری تعیین کنند. تحلیل شما از تعیین نرخ سود دستوری در آن دوران چیست؟ آیا ضربه آن قدر کاری بود که تا امروز از جبران آن عاجز باشیم؟اقتصاد مجموعه ای از رویدادهای به هم پیوسته است؛ بنابراین اتفاق هایی را که در اقتصاد رخ می دهد، نمی توان به صورت «مجرد» و سوای از هم بررسی کرد. اقتصاد ایران در ت دهم شرایط خاصی داشت؛ درآمد هنگفت نفت منجر به دست ودل بازی های زیادی شد. بر همین اساس، طرح های جاه طلبانه ای مطرح شد که به علت بررسی نشدن کافی کارشناسی، در اجرا نتایج دلخواه به دست نیامد. موارد متعددی را می توان مطرح کرد که اگر درست عمل می شد، اثر آن بر سیستم بانکی و اقتصادی و اشتغال غیر از اوضاع کنونی می شد.در ابتدا باید عوامل را در نظر بگیریم. در شرایط ت دهم، بحث تحریم ها از عواملی بود که خیلی از مسائل اقتصادی و ازجمله نرخ ارز و تورم و فعالیت های سرمایه گذاری را تحت تأثیر خود قرار داد. بحث یارانه ها نیز اگر به صورت صحیح انجام می شد، می توانست مثمر واقع شود؛ چراکه هدف از پرداخت یارانه های نقدی، کاهش مصرف انرژی و استفاده از افزایش درآمد حاصل از افزایش قیمت ها و کمک به طبقات کم درآمد جامعه بود. رقم پرداختی یارانه ها در واقع نصف رقمی بود که باید پرداخت می شد؛ چراکه منابع کافی برای آن موجود نبود. به هرحال، این مسئله فشار زیادی را بر بودجه ت وارد کرد. ت در این شرایط، بودجه کافی نداشت تا یارانه ها را پرداخت کند. در نتیجه، مشکلاتی پیدا شد؛ ازجمله اینکه فعالیت هایی که باید طبق قانون از طریق منابع درآمدی یارانه ها انجام می شد، صورت نگرفت. همچنین قرار بود مقداری از درآمدهای حاصل از یارانه ها، به وزارت نیرو و وزارت نفت برای سرمایه گذاری داده شود که این هم اتفاق نیفتاد. حتی ت برای پرداخت یارانه ها، دست به برداشت از بانک ها زد. حتما برداشت های شبانه در ت دهم را به یاد دارید که این مسئله باعث شد منابع بانکی برای پرداخت به بنگاه های اقتصادی کاهش پیدا کنند. در این حال، نیاز بنگاه های اقتصادی به منابع بانکی افزایش یافت؛ چراکه قیمت ارز سه برابر شد و بنابراین وارد کننده های مواد اولیه تولید داخلی، ناچار شدند به منابع بیشتری دسترسی یابند تا بتوانند واردات کنند. از طرف دیگر، کاهش صادرات نفت منجر به ری بودجه شد و با توجه به ممنوعیت استفاده از منابع بانک مرکزی ت، بانک ها را تحت فشار قرار داد تا منابع مالی مورد نیاز ت را تأمین کنند این عوامل نرخ سود تسهیلات را افزایش داد و ت سعی کرد به صورت دستوری آن را کاهش دهد. طرح مسکن مهر یکی از طرح هایی بود که از نظر اجتماعی می توانست منفعت خوبی برای جامعه داشته باشد؛ اما وقتی قرار شد منابع این طرح از طرف بانک مرکزی تأمین شود، منجر به برداشت رقم بیش از هفت هزار میلیارد تومان از منابع بانک مرکزی شد که اثر تورمی از خود برجای گذاشت. بانک های تی با مشکلات زیادی روبه رو شدند؛ زیرا منابعی که آنها در اختیار داشتند، عمدتا صرف پروژه های تی شد و ت و شرکت های تی بدهی سنگینی به بانک ها پیدا د. حتی بانک های خصوصی هم از این مسئله در امان نماندند. در این شرایط، ت دهم طرح اشتغال زایی زودبازده را به صورت ضرب الاجل برای کاهش بی کاری در دستور کار قرار داد. به همین دلیل، منابع زیادی از بانک ها صرف این طرح شد که البته این هم طرح ناموفقی مانند طرح های قبلی بود. اینها مجموعه تصمیمات ت بود تا اقتصاد کشور و سیستم بانکداری کشور را با مشکلاتی عدیده مواجه کند. البته تصمیمات و دخ مجلس وقت برای کاهش نرخ سود به صورت دستوری و تثبیت قیمت ها را نیز نباید فراموش کرد. این مسئله در مجلس به عنوان منطقی نرخ سود بانک ها، مطرح شد که بعدها خودشان متوجه شدند این طرح کاملا غیرمنطقی بوده است. در شرایط تورمی، نرخ ها باید افزایش پیدا کند نه اینکه کاهش یابد. به هرحال، منابع درآمدی بانک ها محدود است و کاهش نرخ سود تسهیلات، باعث می شود ریسک بانک ها افزایش پیدا کند و منابع درآمدی آنها کاهش یابد و با زیان روبه رو شوند. این بنگاه داری بانک ها غیرقانونی نیست؟خیر؛ غیرقانونی نیست؛ اما حد مشخصی دارد. بانک ها مجاز هستند تا ٢٠ درصد از سرمایه خود را وارد فعالیت های بنگاه داری و سرمایه گذاری کنند. این ٢٠ درصد رعایت می شد؟البته این رعایت نشد. بنابراین می توان گفت قضیه سرمایه گذاری بانک ها به صورت غیرقانونی رخ می داد.اصل قضیه غیرقانونی نیست، اما میزان را رعایت نمی د که تخلف محسوب می شود. برخی بانک ها برای جبران زیان عملیاتی خود وارد بخش مسکن و فعالیت های مربوط به واحدهای تجاری شدند که در شرایط تورمی اثر مثبت و سودآوری دارد؛ اما در شرایط رکودی به عنوان یک مشکل برای بانک ها جلوه می کند؛ چراکه نرخ ها افزایش پیدا نمی کنند، تقاضا وجود ندارد و بازار مسکن در ح رکود باقی می ماند و منابع بانک ها این گونه منجمد می شود. در ورود به بخش مسکن، بانک ها تنها نبودند و مؤسسات مالی هم به این بازار ورود د.مؤسسات غیررسمی که مجوز از بانک مرکزی نداشتند بیشتر منابع خود را به سمت بخش مسکن بردند. اتفاق دیگری هم در این دوران تحت عنوان «ساماندهی به مؤسسات قرض الحسنه و مؤسسات غیرمجاز» برای کنترل و نظارت این مؤسسات افتاد و باعث شد که در دوران ت دهم آقای به این مؤسسات مجوز فعالیت مشروط داده شود. برخی از آنها مربوط به نهادهای غیراقتصادی بودند و این مسئله یک مرتبه حجم فعالیت های بانک های مجاز را افزایش داد. اینکه اکنون تعداد شعب بانک ها در ایران بیش از نیاز است به ارائه مجوز در دوران ت دهم با وجود توسعه بانکداری الکترونیکی بازمی گردد که پیامدهای آن به ت یازدهم رسیده است. اینکه برخی از این مؤسسات اکنون با مشکل مواجه هستند به مسئله نظارت از سوی بانک مرکزی برمی گردد. در آن زمان نظارت و حسابرسی به صورت درستی صورت نمی گرفت. برخی از این مؤسسات اکنون با کمبود منابع مواجه هستند. در حسابرسی هایی که صورت گرفته، مشخص نیست این منابع دقیقا در کجا هزینه شده اند. وقتی به صورت اصولی نظارت صحیح بانکداری انجام نمی گیرد و با چنین مسائلی برخورد نمی شود، نتیجه اش همین می شود که اکنون می بینیم. اینکه می گویید «پول ها معلوم نیست به کجا می رود» مقداری مأیوس کننده است. به هر حال سیستم حسابرسی که برای بررسی حساب بانک ها و مؤسسات وجود دارد مشخصا سیستم کارآزموده ای است؛ یعنی واقعا اعداد و ارقام در این سیستم گم می شوند؟ببینید؛ البته این کار خیلی آسانی هم نیست. فرض کنیم که مؤسسه اعتباری اعلام می کند که مبلغی وام به مؤسسه ای پرداخته است. این مؤسسه بعد از مدتی منحل می شود و مشخص نمی شود که صاحبان آن کجا رفته اند. در برخی موارد به مؤسساتی وام داده شده است که اصلا آن مؤسسات وجود خارجی نداشته اند. بنابراین وقتی نظارت و اصول بانکی به صورت صحیح اجرا نشود، این مشکلات پیش می آید. برخی از افرادی که وامدار بوده اند به خارج از کشور رفته اند یا ادعای ورش تگی می کنند و بنابراین منابع قابل وصول نیستند. آنها وام ها را با نام ان دیگری گرفته و وثیقه کافی نگذاشته اند، به همین دلیل اکنون یکی از معضلات بانک ها این است که مطالباتی دارند و قادر به شناسایی وام گیرندگان یا اموال آنها نیستند. نرخ تورم در ت رقم بیش از ٤٠ درصد تجربه کرد. این مسئله می تواند برای تعیین نرخ سود هم معضل باشد؛ چراکه هرچه تورم بالاتر برود، ناگزیر نرخ سود هم بالا می رود. این مسئله چقدر باعث شد تا نرخ سود به عنوان چالشی برای نظام بانکی تبدیل شود.تعیین نرخ سود به چند طریق انجام می شود؛ یکی به صورت دستوری است و از طرف بانک مرکزی نرخ ها به بانک ها ابلاغ می شود. وقتی این اتفاق دستوری رخ می دهد باید پرسید که آیا تعادل در بازار نقدینگی در چه نرخی وجود دارد؟ توجه کنیم که بانک ها جزء مؤسسات انتفاعی هستند و به دنبال سودآوری اند. اگر بانک ها در عملیات بانکی شان دچار مشکل شوند و سودآوری نداشته باشند، سعی می کنند که منابع خود را در جاهای دیگری به کار بگیرند. یادمان نرود که در قانون بانکداری ی، بانک ها س گذار هستند و باید سعی کنند برای س گذاران سود ایجاد کنند. اگر دستور بانک مرکزی موجب زیان دهی س گذاران شود، در حقیقت این مسئله از نظر بانک ها قصور در وظایفشان تلقی می شود. در بانکداری ی «نرخ بالا یا پایین» مطرح نیست. چنین چیزی وجود ندارد. افرادی که منابع خود را در اختیار بانک ها می گذارند انتظار سود مناسب دارند.در همین راستا اگر بانک مرکزی نرخ سود را تعیین کند که کمتر از نرخ تعادلی باشد، شکاف نقدینگی ایجاد می شود. بنگاه هایی که نیاز به منابع مالی دارند نمی توانند منابع خود را از طریق بانک ها به علت کمبود منابع تأمین کنند و ناچارند که به بازار آزاد رجوع کنند که نرخ ها در آن سرسام آور است. یادمان باشد که سیستم اقتصادی ایران بانک محور است. به این معنا که مؤسسات تولیدی ما بیش از ٨٠ درصد منابعشان از طریق بانک ها تأمین می شود و بورس اوراق بهادار سهم کمتری دارد. بنابراین اگر نرخ بالا برود، هزینه این بنگاه ها و قیمت ها افزایش می یابد و بنابراین نمی توانند با کالاهای وارداتی رقابت کنند یا اینکه کالاهای خود را صادر کنند و تولید کنندگان دچار زیان می شوند زیرا هزینه تولید به ناچار بالا می رود و تقاضا برای تولید بنگاه ها کاهش می یابد. اگر نرخ سود دستوری برای س گذاران بانک ها از نرخ تورم کمتر باشد به آن اصطلاحا «سرکوب مالی» می گویند. این مسئله در نهایت باعث می شود که پس انداز در جامعه کم شود و در عین حال تقاضا برای گرفتن تسهیلات افزایش پیدا کند. به عبارتی اگر یک بنگاه دار با نرخ پایین پنج درصدی بهره در تسهیلات بانکی مواجه شد، علاقه مند به دریافت تسهیلات می شود. برع ی که در بانک س دارد پولش را از بانک خارج می کند و به جایی می برد که سوددهی بالاتری دارد. در نتیجه سرمایه گذاری و رشد اقتصادی کاهش و بی کاری افزایش می یابد. نکته دیگر اینکه نرخ تورم فقط یک عامل از عوامل تعیین کننده نرخ تسهیلات است و عوامل دیگر نیز تأثیرگذار هستند. انتظارات مردم در مورد شرایط اقتصادی تورم یا رکود تأثیرگذار خواهد بود. بازدهی سایر بازارها نیز مطرح است. همچنین هزینه تمام شده برای بانک نیز در تعیین نرخ تسهیلات بسیار مهم و مطرح است. نکته دیگر به بلوکه شدن پول بانک ها باز می گردد. مقداری از آن دست ت و مقداری دیگر در دست افرادی است که به هر دلیلی آن را پرداخت نمی کنند. این مسئله منجر به خالی ماندن دست بانک ها شده است. آیا این مورد در بالابردن نرخ سود از سوی بانک ها تأثیرگذار بوده یا خیر؟حقیقت این است که مقداری از دارایی های بانک ها تبدیل به مطالبات شده که نزد وام گیرندگان است. بخشی دیگر تبدیل به دارایی های «تملیک شده» شده است. شخص بد ار به بانک، پولی نداشته که بدهی خود به بانک ها را پرداخت کند؛ بنابراین دارایی او به وسیله بانک تملیک شده است. این اموال برای بانک سودآوری ندارد یا اینکه بانک کارخانه شخص بد ار را گرفته است. در نتیجه برخی از بانک ها بالاجبار صاحب کارخانه شده اند؛ زیرا وثیقه تسهیلات مربوطه سند کارخانه بوده است. بانک نمی تواند بنگاه داری کند و اکثر این بنگاه ها زیان ده هستند و برای بانک ها زیان به بار می آورند. این مسئله درباره بانک های تی چون که سرمایه آنها متعلق به ت است و ت پشتیبان آنهاست، چندان نگرانی ندارد؛ اما در نهایت سرمایه این بانک های و از جمله بانک های خصوصی به علت زیان کاهش می یابد. درباره بانک های نیمه تی مطالبات از ت مشکل زا شده است. مثال جالب به یکی از بانک های «خصولتی» کشور بازمی گردد. مدیر عامل این بانک می گفت که ١٩ هزار میلیارد تومان از ت و شرکت های تی طلبکار هستیم که ٤٩ درصد دارایی بانک را تشکیل می دهد! آیا ت بدهی خود را پرداخت می کند و بابت این ١٩ هزار میلیارد تومان سود متعارف می دهد؟ این مشکلات از دوران ت دهم آغاز شد و به ت فعلی رسیده است؛ بنابراین بانک ها باید صددرصد مبلغ س سود پرداخت کنند؛ ولی درآمد آنها از محل ٦٠ درصد مبلغ س هاست؛ بنابراین یا نرخ تسهیلات باید افزایش یابد یا با زیان روبه رو می شوند. آیا این روند بانک ها را به سمت ورش تگی نمی کشاند؟بله همین گونه است. اگر این بانک ها تی نبودند یا از طریق ت به آنها منابعی تزریق نمی شد، یقینا ورش ته می شدند. طبق مصوبه مجلس شورای ی استقراض ت از بانک مرکزی ممنوع است؛ بنابراین ت و شرکت های تی مجبورند برای ادامه فعالیت های خود از بانک ها وام بگیرند. ت نیز باید این بدهی بابت این وام ها را پرداخت کند که در حال حاضر توانایی آن را ندارد. برای پرداخت این بدهی ها در چند مرحله این بحث مطرح شد که ت به سمت بازار بورس و اوراق بهادار و اوراق قرضه و صکوک برود و از آن طریق بدهی خود را تسویه کند. متأسفانه به علت اینکه ما با سیستم مالی بین المللی ارتباطی نداریم، امکان تأمین مالی از مؤسسات بین المللی را نداریم؛ بنابراین ناچاریم به بازار داخلی رجوع کنیم. همین که بحث از این می شود که ت در بازار بورس، اوراق بدهی منتشر کند، متولیان بازار بورس و اوراق بهادار نگران می شوند و خواهش و تمنا می کنند که «تو را به خدا این کار را نکنید»؛ زیرا منابعی که درگیر ید و فروش سهام در بورس هستند، به سمت ید «اوراق بدهی منتشرشده از سوی ت» می روند که ریسک ندارد و سودآوری آن از سهام بیشتر است و این گونه بورس دچار مشکل می شود و قیمت سهام کاهش می یابد. قاعدتا نباید این مشکل در بازار بورس به وجود بیاید. نگرانی آنها چقدر منطقی است؟اگر بازار ما بازار بزرگی باشد، نباید اتفاقی بیفتد. بازار مالی ایران با محدودیت منابع همراه است؛ بنابراین باید برای تأمین منابع مالی از منابع مالی بین المللی استفاده کنیم. ما در مقطعی هستیم که به منابع بین المللی نیاز داریم. در برنامه ششم توسعه هم پیش بینی شده که به ٥٠ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی نیاز است. سرمایه گذاری خارجی به دو صورت انجام می شود. یکی از طریق fdi که سرمایه گذار مستقیما وارد می شود و به عنوان مثال کارخانه ای را در ایران راه اندازی می کند. مورد دیگر به این صورت است که سرمایه دار اوراق بدهی و سهام را یداری می کند؛ اما درحال حاضر با دونرخی بودن نرخ ارز و با بحث ریسک بالایی که هنوز ایران در سیستم بین المللی مالی دارد، این سرمایه گذار با ریسک بالا مواجه است و مردد است که وارد کشور شود. البته بعد از این ریسک سرمایه گذاری کاهش پیدا کرد؛ اما هنوز ایران درجه ریسک بالایی برای سرمایه گذاران خارجی دارد. اکنون رتبه ریسک اعتباری oecd، برای ایران شش است؛ در حالی که قبل از مشکلات پیش آمده (بحث تحریم های زمان ) چهار بود. هرچه این عدد کمتر باشد، نشانه ریسک کمتری است. همچنین درحال حاضر رتبه تأییدشده بین المللی تی نداریم و نتوانسته ایم رتبه بین المللی به دست آوریم. فروش اوراق بدهی در خارج، بستگی به همین رتبه بندی ت ایران دارد. مؤسسات مالی و اعتباری بدون مجوز در سال های اخیر به شدت فعالیت خود را افزایش داده اند. این مؤسسات در رقابت با بانک ها، نرخ سود را افزایش داده اند و بانک ها نیز برای اینکه از قافله عقب نمانند، نرخ سود خود را افزایش می دادند. این مسابقه نهایتا افزایش نرخ سود را در پی داشت؛ با آنکه تورم کاهش پیدا کرده بود. نظر شما درباره این چالش رقابتی بین بانک ها و مؤسسات چیست؟یک علت این مسئله این بود که این مؤسسات س قانونی نزد بانک مرکزی نداشتند. مؤسسات بانکی رسمی باید نزد بانک مرکزی س قانونی داشته باشند. این مؤسسات اعتباری بدون مجوز چون نزد بانک مرکزی س قانونی نداشتند و مقررات بانک مرکزی را نیز رعایت نمی د؛ بنابراین درآمدشان از بانک ها بیشتر بود. مسئله دیگر این بود که این مؤسسات وارد فعالیت های بنگاه داری در سطح وسیعی شده بودند؛ در حالی که اگر زیر نظر بانک مرکزی بودند، طبق مقررات نمی توانستند این فعالیت ها را انجام دهند. این نوع فعالیت ها ریسک و سودآوری بالایی داشت که مؤسسات اعتباری نباید وارد آن می شدند. در شرایط تورمی و در شرایطی که سمت وسوی اقتصاد کشور مثبت است، شاید ورود به چنین فعالیت های اقتصادی ای در کوتاه مدت پاسخ بدهد، اما در شرایط رکودی این رویکرد جواب نمی دهد. تنها کاری که در این مؤسسات انجام می شود شبیه همان بازی پانزی است؛ این گونه که سود مربوط به س افراد را از طریق سرمایه و س های جدید س گذاران دیگر پرداخت می کنند که این کار در نهایت منجر به ورش تی آنها می شود. این نرخ سود بالای مؤسسات ظاهرا در تعیین میزان نرخ سود از سوی بانک ها تأثیر داشت.بله؛ صددرصد. اتفاقی که در ت آقای رخ داد این بود که نرخ تورم کاهش یافت. در این شرایط تصمیم گرفته شد ت از بانک مرکزی استقراض نکند و ری بودجه نداشته باشد؛ به اصطلاح سیاست انقباض پولی پیش گرفته شد. در سیاست انقباض پولی، رشد نقدینگی کاهش می یابد و منابع پولی بانک ها محدود می شود؛ بنابراین یک نوع رقابت بین بانک ها و این مؤسسات اعتباری برای جذب س ایجاد شد که افزایش سود پرداختی به س گذاران را افزایش داد. آیا بانک مرکزی به عنوان یک نهاد ناظر، در چنین شرایط حساسی از عهده وظایف خود برآمده است؟سیاستی که اکنون بانک مرکزی به اجبار در پی آن است، کاهش نرخ سود تسهیلات است، آن هم بدون توجه به هزینه تمام شده پول برای بانک ها که در نهایت منجر به زیان بانک ها می شود. زیان بانک ها تا مدتی می تواند قابل تحمل باشد، اما وقتی از حدی گذشت، دیگر هیچ بانکی نمی تواند روی پای خود بایستد و ورش ت خواهد شد. بانک های ایران با بانک های خیلی فرق دارند. در بانک ها تک شعبه یا سه و چهار شعبه ای هستند، درحالی که در ایران شعب برخی بانک ها حتی بیش از سه هزار شعبه است. در ممکن است سالانه ٢٠٠ بانک هم ورش ت شوند و مشکلی پیش نیابد، زیرا این بانک ها تک شعبه هستند و با ایران فرق دارد؛ در واقع بحران یک بانک در ایران به مراتب بیشتر از بانک های کشورهای دیگر می تواند بر اقتصاد تأثیر م ب داشته باشد.نرخ های کنونی که از سوی بانک مرکزی یا شورای پول و اعتبار تصویب شده هزینه عملیات بانکی را نمی پوشاند. در این اوضاع باید حاشیه سود افزایش یابد یا برای جبران هزینه ها بانک مرکزی باید نرخ های کارمزدی را افزایش دهد تا بانک ها از آن طریق درآمد بیشتری داشته باشند و بتوانند روی پای خود بایستند؛ برای مثال آمار نشان می دهد درآمد کارمزدی بانک ها از تراکنش های الکترونیکی کمتر از درآمد بانک مرکزی است. بانک ها سرمایه گذاری سنگینی روی بانکداری الکترونیک انجام داده اند؛ اما با این اوصاف درآمد بانک مرکزی در این زمینه از بانک های تجاری بیشتر است. درحالی که این درآمدها باید وارد بانک ها شود تا بتوانند حداقل بخشی از زیان ناشی از فعالیت های عملیات بانکی شان را جبران کنند.درمجموع در ایران حدود ١٢ درصد درآمد بانک ها از محل کارمزد است. در کشورهای دیگر این رقم حدود ٥٠ درصد درآمد بانک ها را تشکیل می دهد. ما باید این نسبت را درست کنیم. نرخ کارمزدها را بانک مرکزی تعیین می کند. درحال حاضر درآمد کارمزدی ١٢ درصد جواب زیان بانک ها را از محل پرداخت تسهیلات بانکی نمی دهد. چرا بانک مرکزی به این سمت نمی رود؟ دلیل خاصی دارد؟اولویت اول بانک مرکزی، کاهش تورم است؛ این مسئله در حقیقت اولویت تمام اقتصاددا ن هاست، اما به هرحال برخی هزینه ها را ت باید قبول کند؛ چراکه منافعی برای کل کشور دارد. بانک ها و بانک مرکزی یک سیستم بسیار مجهز تهیه کرده اند که تراکنش ها و چک ها به صورت الکترونیک ردوبدل می شود و این امر کارایی را بالا برده است. سود این جریان نباید فقط به بانک مرکزی برسد، سایر بانک ها نیز باید از آن بهره ببرند.مشکل اصلی دیگر به دارایی های منجمد یا دارایی های مسموم بانک ها بازمی گردد. این دارایی ها درآمدزا نیستند و سوددهی ندارند، بانک ها با حجم کمتر از ٥٠ درصد از س ها، باید صد درصد سود به س گذاران پرداخت کنند. بانک ها برای جبران این کمبود، مجبورند از بنگاه های اقتصادی نرخ سود بالاتری را طلب کنند. هرچند این نرخ ممکن است با نرخ مصوب بانک مرکزی مطابقت نداشته باشد. همچنین بانک ها ناچار هستند برای حفظ نقدینگی و جلوگیری از فرار س ها، سود س بالایی را پرداخت کنند. ازاین رو می خواهم بگویم برخی از مقررات بانک مرکزی، بانک ها را مجبور به تخلف می کند. بانک ها می خواهند س ا بایستند و رشد کنند و نمی توانند برای مدت طولانی زیان ده باشند. یک بانک تا چند سال می تواند تحمل زیان داشته باشد و سهام داران خود را حفظ کند؟ یعنی بانک مرکزی با پایین نگه داشتن سود بانک ها در پی ب سود بیشتر برای خود است؟البته همه موضوع به ب درآمد از سوی بانک مرکزی بازنمی گردد. در کنار ب سود از سوی بانک مرکزی، مسئله عمده نگرانی از افزایش تورم و فشارهای نیز مطرح است که بانک مرکزی نمی خواهد این مسئله رخ دهد. مگر تأثیرش بر تورم چه مقدار است که بانک مرکزی مدام بر این سیاست ها تأکید می کند؟ البته یک طرف دیگر ماجرا سود برای نظام بانکی کشور است. حین مقایسه این دو موضوع به نظر شما کدام یک را باید بانک مرکزی در ارجحیت قرار دهد؟اگر میزان کارمزدها افزایش پیدا کند به نظرم اثر تورمی زیادی ندارد. از سال ٨٧ تاکنون که حدود ١٠ سال می شود، بانک مرکزی یکی، دو بار نرخ کارمزد ها را تعدیل کرده که اگر نرخ کارمزد ها را با نرخ تورم تعدیل می کرد، نرخ ها باید خیلی بیشتر افزایش پیدا می یافت. نکته دوم این است که بانک ها در سال های قبل از تحریم درآمد درخور توجهی از محل فعالیت های بین المللی داشته اند. این تحریم ها باعث شد فعالیت های بین المللی بانک ها کاهش چشمگیری داشته باشد؛ اکنون آن درآمد ها کاهش پیدا کرده است. مشکل دیگر به این موضوع بازمی گردد که بخشی از فعالیت های بین المللی بانک ها اکنون به وسیله صرافی ها انجام می شود. تحریم باعث شد که بانک های خارجی با ایران کار نکنند و وظیفه بانک ها را صرافی ها برای انتقال ارز به صورت حواله انجام دهند. یک مسئله مهم دیگر در نظام بانکی کشور، به نرخ جریمه ٣٤درصدی برای انضباط مالی بانک ها بازمی گردد که ازسوی بانک مرکزی اجرائی می شود. درباره این مسئله توضیح می دهید؟ آیا در نهایت این میزان جریمه بر تعیین نرخ سود تأثیر داشته یا خیر؟فعالیت های اقتصادی نیاز شدیدی به نقدینگی دارند. افزایش سه برابری نرخ ارز و تورم گذشته باعث شده که این نیاز افزایش شدید پیدا کند. رشد نقدینگی ما در چند سال گذشته بین ٢٠ تا ٣٠ درصد افزایش داشته است که این مقدار کافی نبوده و این امر به کمبود منابع مورد نیاز بنگاه ها و افزایش نرخ سود تسهیلات منجر شده است اما این جوابگوی تقاضای بنگاه های اقتصادی در ظرفیت کامل نیست. بنگاه های اقتصادی درحال حاضر نمی توانند پرداخت سود بسیار بالا را تحمل کنند. اما راه حل این مشکل این نیست که به بانک ها برای کاهش نرخ تسهیلات فشار آوریم. ما باید کاری کنیم که نرخ تمام شده یا هزینه پول برای بانک ها کاهش پیدا کند تا بانک ها بتوانند نرخ های پایین تر ارائه کنند. نرخ بهره بین بانکی، نرخی است که بانک ها به همدیگر یک شبه قرض می دهند. معمولا آ روز، مثلا بانک ملت صد میلیارد تومان به بانک مرکزی بد ار می شود. اینجا بانک ملت از بانک دیگری قرض می کند و مثلا سراغ بانک سامان می رود، زیرا اگر این بدهی به بانک مرکزی باقی بماند، باید ٣٤ درصد به بانک مرکزی جریمه پرداخت کند. پس برای بانک صرف می کند که از بانک های دیگر وام با نرخ کمتر بگیرد. وقتی نقدینگی کم باشد، نرخ بهره بین بانکی افزایش پیدا می کند. بانک مرکزی سال گذشته با تصمیماتی که انجام داد، این نرخ را کاهش داد و باعث شد که نرخ سود بانک ها نیز به تدریج کاهش پیدا کند اما امسال آن دخ را در بازار بین بانکی انجام نداد و بنابراین نرخ ها افزایش پیدا کرد. بانک ها ترجیح می دهند به جای پرداخت ٣٤ درصد جریمه به بانک مرکزی ٢٠ درصد سود به بانک دیگر بپردازند که باز هم به نفعشان است. نرخ بهره بین بانکی تا حدود ١٦ درصد هم کاهش پیدا کرده بود؛ زیرا بانک مرکزی دخ کرد و منابعی را در اختیار بانک ها قرار داد و بنابراین بانک ها شروع د نرخ های پرداختی به س گذاران خود را کاهش دهند و این گونه زیانشان کم می شد. اما اکنون باز هم این نرخ ها بالا رفته و به حدود ٢٢ درصد رسیده است. «کانون بانک های خصوصی» اکنون از بانک مرکزی درخواست کرده که بازهم دخ کند تا این نرخ کاهش پیدا کند. اگر این نرخ کاهش یابد در نهایت نرخ سود س بانک ها و تسهیلات نیز کاهش خواهد یافت. چرا بانک مرکزی از دخ برای کاهش نرخ سود بین بانکی دست برداشت؟نگران تورم بود؛ زیرا رشد نقدینگی افزایش یافت و تورم در سال ٩٦ مجددا دو رقمی شد. بحث این است سیاست های دیگری هم هستند که اگر بانک مرکزی و ت بیشتر به آن توجه کنند، تأثیر بیشتری بر کاهش تورم خواهد داشت. همچنین درباره همین کاهش دخ های بانک مرکزی در سود بین بانکی که به آن اشاره داشتید، اگر بانک مرکزی این سیاست خود را ادامه می داد در نهایت باعث کاهش بهره بین بانکی می شد و این مسئله به نوبه خود می توانست در کاهش نرخ سود س تأثیرگذار باشد.اگر بانک مرکزی این سیاست (دخ برای کاهش نرخ بهره بین بانکی) را ادامه می داد، باید منابع بیشتری به بانک ها تزریق می کرد. راه حل دیگری که می توان پیشنهاد کرد این است که بانک مرکزی دارایی های «مسموم» بانک ها را از آنها ب د تا برخی از مشکلات آنها حل شود اما به هرحال همیشه نگرانی درباره تورم وجود دارد که در صورت افزایش سرمایه گذاری و رشد اقتصادی می توان جلوی آن را گرفت. ایده ایجاد یک بانک بد برای قبول دارایی های مسموم و یک بانک خوب بدون مطالبات در کشورهای اروپایی طرفداران زیادی دارد. پس چرا بانک مرکزی آنها را نمی د؟این کار را در بحران اقتصادی ٢٠٠٧ در قبال بانک های خود انجام داد. همین طور اروپا. در این روند مؤسسه ای ایجاد می شود و این دارایی های مسموم بانک ها را می ند تا مشکلشان حل شود. بعد از اینکه شرایط اقتصادی خوب شد، این دارایی ها را می توانند به خود بانک ها یا به دیگران بفروشند. به این صورت بخشی از معضل نقدینگی بانک ها حل می شود و جلوی بحران گرفته می شود.این را از بانک مرکزی باید پرسید که چرا این کار را انجام نمی دهد. چندین بار این پیشنهاد را در مصاحبه هایم به بانک مرکزی داده ام و حتی رئیس کل بانک مرکزی این مسئله را در مصاحبه های خود نیز مطرح کرده است ولی هنوز سازوکار مشخصی برای آن تعریف نشده است. فکر می کنید دلیل تعلل بانک مرکزی چه باشد؟بانک مرکزی شاید شدت بحران را هنوز درست درک نکرده است. چون این مشکلات چند سال پیش به بانک مرکزی منتقل شد؛ اما بانک مرکزی فکر نمی کرد که بانک ها به شدت دچار این مشکل شده باشند. گاهی اوقات برخی مسائل و تصمیمات از سوی بانک مرکزی جنبه دارد. برخی فشارها ممکن است بانک مرکزی را به تصمیماتی وادار کند که از نظر اقتصادی توجیه ندارد؛ برای همین است که در کشورهای دنیا همیشه بر استقلال بانک مرکزی تأکید می شود. منشأ این فشارها از سوی چه انی است؟درحال حاضر به طور مشخص یکی از منابع تصمیم گیری در مسائل اقتصادی تصمیمات مجلس شورای ی است که این فشارها را بر تصمیمات بانک مرکزی وارد می کند. مجلس برخی مصوبات را دارد که اثر تورمی از خود بر جای می گذارد و با سیاست های بانک مرکزی همخوانی ندارد.این طرح هایی که مجلس ارائه می کند طرح هایی مثل پرداخت وام ازدواج به صورت قرض الحسنه یا بخشش سود وام های معوق زیر صد میلیون تومان هستند و می خواهند این گونه عده ای را خوشحال کنند. اینها می گویند ما به فکر مردم هستیم. در صورتی که «به فکر مردم بودن» این گونه نیست و اثرات سوء آن در جایی دیگر مثل تورم نمایان می شود و آثار م ب تری بر اقتصاد می گذارد. قرار بر این بوده که بانک ها علاوه بر سود علی الحساب، در پایان سال، سود واقعی را محاسبه و مابه فاوت را به س گذار بپردازند. آیا این مسئله با توجه به اوضاع بانک ها عملیاتی شده؟این میزان سودی که اکنون به س ها تعلق می گیرد، حداقل مبلغ تضمین شده است. بانک ها گفته اند که مثلا سالانه ١٨ درصد سود را به س گذار تضمین می کنند و اگر بانک سود بیشتری عایدش شد، در پایان سال آن سود اضافی را به مشتری پرداخت می کند. در برخی سال ها بانک ها این کار را انجام می دادند اما اکنون دیگر نمی توانند این کار را انجام دهند؛ چراکه زیان ده هستند و از منابع خودشان باید پرداخت کنند. کاهش نرخ سود بانکی از اه نظام اقتصادی کشور بوده و هست. به نظر شما عملیاتی شدن این تصمیم چه منافعی را می تواند برای سیستم اقتصادی کشور داشته باشد؟ آیا شما موافق این امر هستید یا خیر؟به نظر من تورم باید کاهش پیدا کند؛ زیرا در فعالیت های اقتصادی در حقیقت باید گردش جریان پول عوض شود. انی که منابع س گذاری دارند به جای اینکه به سمت س گذاری در بانک ها بروند، مثلا به سمت بورس و اوراق بهادار حرکت کنند که البته ریسک بالاتری دارد اما در آنجا سودهای بالاتری را نیز ب می کنند. بانک های اروپایی و یی، سود زیادی را به س ها پرداخت نمی کنند. حتی در برخی از کشورها کارمزد از آنها دریافت می شود. به عنوان مثال در سوئیس و آلمان از س ای بانکی ١,٥ درصد کارمزد اخذ می کنند. اگر سود س پایین بیاید، نرخ تسهیلات هم کم می شود و این به نوبه خود می تواند موجب افزایش سرمایه گذاری و رونق فعالیت های اقتصادی شود. شیوه بانکداری نیز جزئی دیگر از مسئله است که در تعیین نرخ سود می تواند تأثیرگذار باشد. درحال حاضر شیوه بانکداری در ایران به شکل سنتی و شعبه محور است. این شیوه بانکداری سنتی هزینه بر است و در نهایت می تواند بر نرخ سود تأثیرگذار باشد. نظر شما چیست؟درحال حاضر بسیاری از بانک ها شعب خود را کاهش داده اند یا برای کاهش برنامه ریزی کرده اند؛ زیرا بانکداری الکترونیکی توسعه درخورتوجهی یافته است و نیازی به شعب زیادی نیست. این مسئله باعث شده که حتی ارزش تجاری مغازه های اجاره ای نیز کاهش پیدا کند. مثلا بانک ملی بیش از صد شعبه زیان ده خود را کاهش داده است تا هزینه ها را کاهش دهد. از شنیده ها مشخص است که کاهش نرخ سود بانکی جدی است. شرایط سه گانه ای از سوی بانک ها مطرح شده که این مسئله صورت بگیرد. این شرایط اصلی عبارت اند از (تعدیل نرخ اندوخته قانونی، کاهش نرخ جریمه اضافه برداشت بانک ها از بانک مرکزی و همچنین فعالیت مؤثر بانک مرکزی در بازار بین بانکی). رعایت این شروط اصلی آیا راهگشا خواهد بود؟درباره نرخ س قانونی، قانونی وجود دارد که مصوب سال ١٣٥١ است. در این قانون مشخص شده که نرخ س قانونی بین ١٠ تا ٣٠ درصد باشد؛ درحالی که در بسیاری از کشورها این میزان اکنون به صفر هم رسیده است. بانک مرکزی اکنون تلاش دارد این نرخ را کاهش دهد و اکنون نرخ س قانونی تا حدود ١٢ درصد کاهش یافته است. این تصمیم بر نرخ سود تسهیلات هم می تواند تأثیر داشته باشد. زیرا یک نوع مالیات بر بانک ها محسوب می شود. این پیشنهادات مدت ها قبل به بانک مرکزی ارائه شده. این پیشنهادات را به آقای سیف و دوستان دیگر در بانک مرکزی مطرح . اما آنها نگران تورم هستند. البته اگر مقداری هم تورم ایجاد شود تا رشد اقتصادی صورت بگیرد، به نظر من ایرادی ندارد. در ادامه می توان سیاست های انقباضی پولی را پیش بگیریم و تورم را کنترل کنیم. شما با توجه به عملکرد بانک مرکزی فکر می کنید چالش نرخ سود تا چه سالی دوام داشته باشد؟به نظر من بانک مرکزی شاید خیلی زود ناچار شود که تغییراتی در سیاست هایش اعمال کند. مشکلات بانک ها به هر صورت ممکن است تبدیل به مسئله عمومی شود. برخی از سیاست های سختگیرانه بانک مرکزی باید تعدیل شود. راه حل آن هم موجود است. شاید این مسئله منجر به افزایش نرخ تورم چنددرصدی شود. اما به هر صورت لازمه اش این است که بانک مرکزی از طریق مکانیسم عرضه و تقاضا این کار را انجام دهد. پیشنهادی که ما ارائه کردیم این بود که چند بانک را که دچار مشکل بودند و با ورود به بازار نرخ ها را زیر پا گذاشته بودند درصورت امکان اصلاح یا حتی در صورت ممکن نبودن اصلاح، تنبیه و مجارات کنند. این بانک ها باید از چرخه فعالیت های غیرمتعارف بانکی خارج شوند و مقررات را رعایت کنند. این بانک هایی که مشکل دارند وابسته به کجا هستند؟برخی وابسته هستند و برخی نیز وابسته غیررسمی هستند. این بانک ها قانون شکنی می کنند. بانک مرکزی آنها را خوب می شناسد و احتیاجی نیست نام آنها را ببرم. فعالیت این بانک ها باید از سوی بانک مرکزی محدود شود و در نهایت از بازار خارج شوند. اینها بازار پول ایران را اب د. مؤسسات مالی و اعتباری بدون مجوز در سال های اخیر به شدت فعالیت خود را افزایش داده اند. این مؤسسات در رقابت با بانک ها، نرخ سود را افزایش داده اند و بانک ها نیز برای اینکه از قافله عقب نمانند، نرخ سود خود را افزایش می دادند. این مسابقه نهایتا افزایش نرخ سود را در پی داشت؛ با آنکه تورم کاهش پیدا کرده بود. نظر شما درباره این چالش رقابتی بین بانک ها و مؤسسات چیست؟یک علت این مسئله این بود که این مؤسسات س قانونی نزد بانک مرکزی نداشتند. مؤسسات بانکی رسمی باید نزد بانک مرکزی س قانونی داشته باشند. این مؤسسات اعتباری بدون مجوز چون نزد بانک مرکزی س قانونی نداشتند و مقررات بانک مرکزی را نیز رعایت نمی د؛ بنابراین درآمدشان از بانک ها بیشتر بود. مسئله دیگر این بود که این مؤسسات وارد فعالیت های بنگاه داری در سطح وسیعی شده بودند؛ در حالی که اگر زیر نظر بانک مرکزی بودند، طبق مقررات نمی توانستند این فعالیت ها را انجام دهند. این نوع فعالیت ها ریسک و سودآوری بالایی داشت که مؤسسات اعتباری نباید وارد آن می شدند. در شرایط تورمی و در شرایطی که سمت وسوی اقتصاد کشور مثبت است، شاید ورود به چنین فعالیت های اقتصادی ای در کوتاه مدت پاسخ بدهد، اما در شرایط رکودی این رویکرد جواب نمی دهد. تنها کاری که در این مؤسسات انجام می شود شبیه همان بازی پانزی است؛ این گونه که سود مربوط به س افراد را از طریق سرمایه و س های جدید س گذاران دیگر پرداخت می کنند که این کار در نهایت منجر به ورش تی آنها می شود. این نرخ سود بالای مؤسسات ظاهرا در تعیین میزان نرخ سود از سوی بانک ها تأثیر داشت.بله؛ صددرصد. اتفاقی که در ت آقای رخ داد این بود که نرخ تورم کاهش یافت. در این شرایط تصمیم گرفته شد ت از بانک مرکزی استقراض نکند و ری بودجه نداشته باشد؛ به اصطلاح سیاست انقباض پولی پیش گرفته شد. در سیاست انقباض پولی، رشد نقدینگی کاهش می یابد و منابع پولی بانک ها محدود می شود؛ بنابراین یک نوع رقابت بین بانک ها و این مؤسسات اعتباری برای جذب س ایجاد شد که افزایش سود پرداختی به س گذاران را افزایش داد. آیا بانک مرکزی به عنوان یک نهاد ناظر، در چنین شرایط حساسی از عهده وظایف خود برآمده است؟سیاستی که اکنون بانک مرکزی به اجبار در پی آن است، کاهش نرخ سود تسهیلات است، آن هم بدون توجه به هزینه تمام شده پول برای بانک ها که در نهایت منجر به زیان بانک ها می شود. زیان بانک ها تا مدتی می تواند قابل تحمل باشد، اما وقتی از حدی گذشت، دیگر هیچ بانکی نمی تواند روی پای خود بایستد و ورش ت خواهد شد. بانک های ایران با بانک های خیلی فرق دارند. در بانک ها تک شعبه یا سه و چهار شعبه ای هستند، درحالی که در ایران شعب برخی بانک ها حتی بیش از سه هزار شعبه است. در ممکن است سالانه ٢٠٠ بانک هم ورش ت شوند و مشکلی پیش نیابد، زیرا این بانک ها تک شعبه هستند و با ایران فرق دارد؛ در واقع بحران یک بانک در ایران به مراتب بیشتر از بانک های کشورهای دیگر می تواند بر اقتصاد تأثیر م ب داشته باشد.نرخ های کنونی که از سوی بانک مرکزی یا شورای پول و اعتبار تصویب شده هزینه عملیات بانکی را نمی پوشاند. در این اوضاع باید حاشیه سود افزایش یابد یا برای جبران هزینه ها بانک مرکزی باید نرخ های کارمزدی را افزایش دهد تا بانک ها از آن طریق درآمد بیشتری داشته باشند و بتوانند روی پای خود بایستند؛ برای مثال آمار نشان می دهد درآمد کارمزدی بانک ها از تراکنش های الکترونیکی کمتر از درآمد بانک مرکزی است. بانک ها سرمایه گذاری سنگینی روی بانکداری الکترونیک انجام داده اند؛ اما با این اوصاف درآمد بانک مرکزی در این زمینه از بانک های تجاری بیشتر است. درحالی که این درآمدها باید وارد بانک ها شود تا بتوانند حداقل بخشی از زیان ناشی از فعالیت های عملیات بانکی شان را جبران کنند.درمجموع در ایران حدود ١٢ درصد درآمد بانک ها از محل کارمزد است. در کشورهای دیگر این رقم حدود ٥٠ درصد درآمد بانک ها را تشکیل می دهد. ما باید این نسبت را درست کنیم. نرخ کارمزدها را بانک مرکزی تعیین می کند. درحال حاضر درآمد کارمزدی ١٢ درصد جواب زیان بانک ها را از محل پرداخت تسهیلات بانکی نمی دهد. چرا بانک مرکزی به این سمت نمی رود؟ دلیل خاصی دارد؟اولویت اول بانک مرکزی، کاهش تورم است؛ این مسئله در حقیقت اولویت تمام اقتصاددا ن هاست، اما به هرحال برخی هزینه ها را ت باید قبول کند؛ چراکه منافعی برای کل کشور دارد. بانک ها و بانک مرکزی یک سیستم بسیار مجهز تهیه کرده اند که تراکنش ها و چک ها به صورت الکترونیک ردوبدل می شود و این امر کارایی را بالا برده است. سود این جریان نباید فقط به بانک مرکزی برسد، سایر بانک ها نیز باید از آن بهره ببرند.مشکل اصلی دیگر به دارایی های منجمد یا دارایی های مسموم بانک ها بازمی گردد. این دارایی ها درآمدزا نیستند و سوددهی ندارند، بانک ها با حجم کمتر از ٥٠ درصد از س ها، باید صد درصد سود به س گذاران پرداخت کنند. بانک ها برای جبران این کمبود، مجبورند از بنگاه های اقتصادی نرخ سود بالاتری را طلب کنند. هرچند این نرخ ممکن است با نرخ مصوب بانک مرکزی مطابقت نداشته باشد. همچنین بانک ها ناچار هستند برای حفظ نقدینگی و جلوگیری از فرار س ها، سود س بالایی را پرداخت کنند. ازاین رو می خواهم بگویم برخی از مقررات بانک مرکزی، بانک ها را مجبور به تخلف می کند. بانک ها می خواهند س ا بایستند و رشد کنند و نمی توانند برای مدت طولانی زیان ده باشند. یک بانک تا چند سال می تواند تحمل زیان داشته باشد و سهام داران خود را حفظ کند؟ یعنی بانک مرکزی با پایین نگه داشتن سود بانک ها در پی ب سود بیشتر برای خود است؟البته همه موضوع به ب درآمد از سوی بانک مرکزی بازنمی گردد. در کنار ب سود از سوی بانک مرکزی، مسئله عمده نگرانی از افزایش تورم و فشارهای نیز مطرح است که بانک مرکزی نمی خواهد این مسئله رخ دهد. مگر تأثیرش بر تورم چه مقدار است که بانک مرکزی مدام بر این سیاست ها تأکید می کند؟ البته یک طرف دیگر ماجرا سود برای نظام بانکی کشور است. حین مقایسه این دو موضوع به نظر شما کدام یک را باید بانک مرکزی در ارجحیت قرار دهد؟اگر میزان کارمزدها افزایش پیدا کند به نظرم اثر تورمی زیادی ندارد. از سال ٨٧ تاکنون که حدود ١٠ سال می شود، بانک مرکزی یکی، دو بار نرخ کارمزد ها را تعدیل کرده که اگر نرخ کارمزد ها را با نرخ تورم تعدیل می کرد، نرخ ها باید خیلی بیشتر افزایش پیدا می یافت. نکته دوم این است که بانک ها در سال های قبل از تحریم درآمد درخور توجهی از محل فعالیت های بین المللی داشته اند. این تحریم ها باعث شد فعالیت های بین المللی بانک ها کاهش چشمگیری داشته باشد؛ اکنون آن درآمد ها کاهش پیدا کرده است. مشکل دیگر به این موضوع بازمی گردد که بخشی از فعالیت های بین المللی بانک ها اکنون به وسیله صرافی ها انجام می شود. تحریم باعث شد که بانک های خارجی با ایران کار نکنند و وظیفه بانک ها را صرافی ها برای انتقال ارز به صورت حواله انجام دهند. یک مسئله مهم دیگر در نظام بانکی کشور، به نرخ جریمه ٣٤درصدی برای انضباط مالی بانک ها بازمی گردد که ازسوی بانک مرکزی اجرائی می شود. درباره این مسئله توضیح می دهید؟ آیا در نهایت این میزان جریمه بر تعیین نرخ سود تأثیر داشته یا خیر؟فعالیت های اقتصادی نیاز شدیدی به نقدینگی دارند. افزایش سه برابری نرخ ارز و تورم گذشته باعث شده که این نیاز افزایش شدید پیدا کند. رشد نقدینگی ما در چند سال گذشته بین ٢٠ تا ٣٠ درصد افزایش داشته است که این مقدار کافی نبوده و این امر به کمبود منابع مورد نیاز بنگاه ها و افزایش نرخ سود تسهیلات منجر شده است اما این جوابگوی تقاضای بنگاه های اقتصادی در ظرفیت کامل نیست. بنگاه های اقتصادی درحال حاضر نمی توانند پرداخت سود بسیار بالا را تحمل کنند. اما راه حل این مشکل این نیست که به بانک ها برای کاهش نرخ تسهیلات فشار آوریم. ما باید کاری کنیم که نرخ تمام شده یا هزینه پول برای بانک ها کاهش پیدا کند تا بانک ها بتوانند نرخ های پایین تر ارائه کنند. نرخ بهره بین بانکی، نرخی است که بانک ها به همدیگر یک شبه قرض می دهند. معمولا آ روز، مثلا بانک ملت صد میلیارد تومان به بانک مرکزی بد ار می شود. اینجا بانک ملت از بانک دیگری قرض می کند و مثلا سراغ بانک سامان می رود، زیرا اگر این بدهی به بانک مرکزی باقی بماند، باید ٣٤ درصد به بانک مرکزی جریمه پرداخت کند. پس برای بانک صرف می کند که از بانک های دیگر وام با نرخ کمتر بگیرد. وقتی نقدینگی کم باشد، نرخ بهره بین بانکی افزایش پیدا می کند. بانک مرکزی سال گذشته با تصمیماتی که انجام داد، این نرخ را کاهش داد و باعث شد که نرخ سود بانک ها نیز به تدریج کاهش پیدا کند اما امسال آن دخ را در بازار بین بانکی انجام نداد و بنابراین نرخ ها افزایش پیدا کرد. بانک ها ترجیح می دهند به جای پرداخت ٣٤ درصد جریمه به بانک مرکزی ٢٠ درصد سود به بانک دیگر بپردازند که باز هم به نفعشان است. نرخ بهره بین بانکی تا حدود ١٦ درصد هم کاهش پیدا کرده بود؛ زیرا بانک مرکزی دخ کرد و منابعی را در اختیار بانک ها قرار داد و بنابراین بانک ها شروع د نرخ های پرداختی به س گذاران خود را کاهش دهند و این گونه زیانشان کم می شد. اما اکنون باز هم این نرخ ها بالا رفته و به حدود ٢٢ درصد رسیده است. «کانون بانک های خصوصی» اکنون از بانک مرکزی درخواست کرده که بازهم دخ کند تا این نرخ کاهش پیدا کند. اگر این نرخ کاهش یابد در نهایت نرخ سود س بانک ها و تسهیلات نیز کاهش خواهد یافت. چرا بانک مرکزی از دخ برای کاهش نرخ سود بین بانکی دست برداشت؟نگران تورم بود؛ زیرا رشد نقدینگی افزایش یافت و تورم در سال ٩٦ مجددا دو رقمی شد. بحث این است سیاست های دیگری هم هستند که اگر بانک مرکزی و ت بیشتر به آن توجه کنند، تأثیر بیشتری بر کاهش تورم خواهد داشت. همچنین درباره همین کاهش دخ های بانک مرکزی در سود بین بانکی که به آن اشاره داشتید، اگر بانک مرکزی این سیاست خود را ادامه می داد در نهایت باعث کاهش بهره بین بانکی می شد و ای?