چگونه بفهمیم یک استارتاپ ارزش ریسک دارد

استارتاپ یا استارت آپ یک سرمایه گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده ی جدیدی برای ب و کار ارائه می دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا یک مدل ب و کار تکرا ذیر و مقیاس پذیر راه اندازی می شود. البته اختلاف بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته ی مشترک در همه ی آن ها این است که بر اساس یک ایده ی خلاقانه و جدید فعالیت آن ها آغاز می شود. این ایده ها بازار نیازمندی ها را هدف قرار می دهند و با ارائه ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می کنند.از آنجایی که هدف از راه اندازی یک استارتاپ پیدا مدل ب و کار است ؛ عمر آن نمی تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می رسد یا بودجه ی آن تمام می شود و ش ت می خورد. استارتاپ ها برای شروع فعالیت خود وما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان گذار می توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه ی راه اندازی استارتاپ های معمولا کم است؛ اما اگر ایده ی خوبی داشته باشند خیلی زود می توانند مورد حمایت سرمایه گذاران قرار بگیرند.اصطلاحات رایج در استارتاپافرادی که با استارتاپ ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می پردازیم.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (11)lean startupمتو وژی لین استارتاپ (lean startup) یا نوپای ناب به شما یاد می دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت استارتاپ به شما می دهد و کمک می کند که محصول خودتان را سریع تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ ها با ایده ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه اندازی می شوند. آن ها ماه ها و حتی سال ها زمان صرف می کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث ش ت خوردن بسیاری از آن ها می شود. زیرا آن ها با مشتری ها صحبت نمی کنند و در مورد محصولات خود از آن ها بازخورد نمی گیرند. زمانی که مشتری ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده ی آن اهمیتی نمی دهند و درنتیجه استارتاپ ش ت می خورد.unicorn startupاستارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (unicorn startup) به استارتاپ هایی گفته می شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه ای، تک شاخ را به عنوان نماد این مدل استارتاپ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ ترین استارتاپ هایی که در این دسته جا می گیرند می توان به uber ،xiaomi ،airbnb ،dropbox و pinterest اشاره کرد.بنیان گذار استارتاپ (founder)به شخصی که استارتاپ را راه اندازی می کند بنیان گذار گفته می شود. این اشخاص معمولا علاقه ای به کار برای دیگران ندارند و باور دارند که می توانند با تلاش های بی وقفه ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته های آن ها موفقیت آمیز باشد، نتیجه ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.شتاب دهنده ی استارتاپ (startup accelerators)شتاب دهنده ها شرکت هایی هستند که روی استارتاپ هایی با ایده های جالب و البته کاربردی سرمایه گذاری می کنند. این شرکت ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی ها و آشنا آن ها با سرمایه گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می کنند. درواقع این شرکت ها شانس موفقیت استارتاپ ها و پیدا سرمایه ی بالقوه برای فعالیت هایشان را بالا می برند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (10)استارتاپ ویکند (startup weekend)استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آ هفته برگزار می شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه مندان به استارتاپ، توسعه دهندگان، برنامه نویسان، مدیران ب و کارها، بازاریاب ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده ها در این رویداد مطرح می شوند و افراد گروه تشکیل می دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده ی خود را پیاده سازی کنند.استارتاپ گرایند (startup grind)استارتاپ گرایند یک برنامه ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می شود تا داستان موفقیت و چالش های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می توانند در این برنامه با پروژه های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.تجارت b2bاین اصطلاح کوتاه شده ی عبارت business to business است و به ب و کاری گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به یک ب و کار دیگر ارائه می دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (b2c) قرار دارد.تجارت b2cتجارت b2c مخفف عبارت business to customers است و به ب و کارهایی گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری های عرضه می کنند.تجارت c2cنوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می کنند. وب سایت ها و سرویس های ید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه های تجارت customer to customer هستند.سرمایه ی بذری (seed funding)همان طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه ی اولیه شروع می شود. به سرمایه ای که در مرحله ی اولیه راه اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می گیرد، سرمایه ی بذری گفته می شود.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (9)واگذاری (vesting)به نوعی تخصیص سهامی گفته می شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین شده به کارمندان داده می شود. به عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می کند. این کار به کارمندان انگیزه می دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.بنچمارک (benchmark)به فرآیندی گفته می شود که یک استارتاپ برای اندازه گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می کند. سرمایه گذاران میزان موفقت استارتاپ ها را بر اساس بنچمارک ها می سنجند. به عنوان مثال وقتی می گوییم شرکت a به بنچمارک درآمد x در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به x برساند.بوت است (bootst ped)زمانی که گفته می شود یک شرکت بوت است است، یعنی بودجه ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه ی خود شرکت تأمین شده است.وام موقت (bridge loan)این نوع وام به swing loan نیز معروف است و به مساعده هایی گفته می شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می شود و فاصله ی بین درآمدهای عمده را پر می کند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (8)فروش (buyout)یک استراتژی معمول برای وج است که طی آن سهام شرکت به فروش می رسد و به یداران آن اجازه ی کنترل شرکت داده می شود.سرمایه (capital)به دارایی های مالی گفته می شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می کنند و مقدار آن را افزایش می دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.دو دلیجنس (due diligence)به ارزی و تحلیل سرمایه گذاران از وضعیت و پتانسیل های سرمایه گذاری گفته می شود. این ارزی می تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه گیری roi باشد.بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه (roi)همان طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می دهد. درواقع به پولی گفته می شود که به یک سرمایه گذار به عنوان درصدی از سرمایه گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می شود. به عنوان مثال اگر یک سرمایه گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای ید ۲۰ درصد سهام یک شرکت ج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (6) وج (exit)برخی بنیان گذاران و سرمایه گذاران استارتاپ این گونه پولدار می شوند؛ exit به متدی گفته می شود که یک سرمایه گذار و یک کارآفرین سرمایه ی خودشان را از شرکت خارج می کنند. وج معمولا در زمان ipo و m&a اتفاق می افتد.آی پی او (ipo)زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می دهد. در این ح یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می شود و دیگر یک استارتاپ نیست. مالکیت و ادغام (merge & acquisition)زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ تر یداری یا با آن ادغام می شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می گیرد.توافقنامه عدم افشاگری (nda)nda مخفف عبارت non-disclosure agreement است و به توافقنامه ای گفته می شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی گذارند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (6)پیوت (pivot)زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی های خودش را سریعا تغییر می دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می افتند و طی آن بر ویژگی های دیگر محصولات یا مشتری ها تمرکز می شود.مذاکره در آسانسور (elevator pitch)فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه گذار هم مسیر شده اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده ی شما سرمایه گذاری کند. به عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه حل آن و بازار مشتری ها را برای سرمایه گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.نرم افزار به عنوان سرویس (saas)به یک محصول نرم افزاری گفته می شود که از راه دور به وسیله ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می شود.چگونه یک استارتاپ راه اندازی کنیمشما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده ی ساختن محصولی که مشتری ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا یک هم بنیان گذار و کم هزینه ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ هایی که ش ت می خورند، معمولا در عمل به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده ی خاص و عالی برای شروع استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه اندازی استارتاپ بخوانید.۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارداگر دقت کنید متوجه می شوید که سیستم های تا یرانی قبل از پیدایش uber بسیار آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس ای مردم علاقه ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده ی جدیدی برای آن ارائه دهید.۲- آن را یادداشت کنیدمهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.۳- یک نمونه ی اولیه بسازیدبسیاری از ایده های خلاقانه ی ما حتی بهترین ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی شوند و شما حتی اگر آن ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می تواند مانع از فراموش شدن آن ها شود، تهیه ی یک نمونه ی اولیه است. آن ها را برنامه نویسی کنید یا به صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (5)۴- نمونه ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهیدحالا شما باید از نقطه ی آسایش خود خارج شوید و نمونه ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.۵- تکرار کنیدمردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی مجدد همه چیز کنید.۶- یک هم بنیان گذار (co-founder) پیدا کنیدزمانی که احساس کردید نمونه ی اولیه تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال های عمر خود را صرف عملی این ایده کند.۷- ب و کار خود را ثبت کنیدبعد از صحبت با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. می توانید مراحل ثبت شرکت را به طور کامل در این مقاله مطالعه کنید.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (4)۸- به دنبال سرمایه گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنیداگر بودجه ی کافی برای تولید اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا سرمایه گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی تواند بودجه ی مورد نظر خود را از سرمایه گذاران دریافت کند.۹- راه اندازی کنیدهرچقدر نسخه ی اولیه تان ناقص بود، آن را راه اندازی کنید. ویژگی های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه سازی از جمله مواردی هستند که می توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.۱۰- با کاربران همراه باشیدمشتری های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.۱۱- دوباره راه اندازی کنیدهر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه د، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (3)۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهیدشاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ تاپ آن ها را قرض بگیرید و وب سایت خود را به آن ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.۱۳- رشد کنیدپاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه گذار، استارتاپ ها را تشویق می کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به عبارت دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ ترین استارتاپ ها خواهید شد.۱۴- به موفقیت برسیدشما می توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید. منبع : fundersandfoundersshare0share0share0share0
لین استارتاپ تفکر موجود در دنیای ب و کار امروز را به کلی تغییر داده است. در این مقاله به شما خلاصه ای از روش های لین استارتاپ و رشدوتکامل آن را خواهیم آموخت. از همه مهم تر، به شما خواهیم گفت که چگونه با ترکیب روندهای روز ب و کارهای مختلف می توان یک کارآفرینی جدید ایجاد کرد.حتما بخوانید:شاید در گذشته ی نه چندان دور، همین چند سال گذشته منظورمان است، فرقی نمی کرد درحال راه اندازی شرکتی جدید با یک استارتاپ فناوری باشید و یا ب و کاری کوچک و یا حرکتی جدید در یک شرکت بزرگ، تمام این موارد همیشه احتمال ش ت زیادی داشتند.طبق چیزی که از دهه های گذشته مرسوم بوده، شما برای جذب سرمایه گذار و گسترش کار خود حتما اقدام به نوشتن طرح ب و کار خود می کردید و به همراه گروه تان آن را به سرمایه گذاران ارائه می دادید؛ سپس محصولی می ساختید و با تلاش فراوان سعی می کردید، آن را در بازار بفروشید و در جایی در دنباله ی اتفاقات، احتمالا دچار رکود و ش ت سنگینی می شدید. خب باید بگوییم که در بیشتر مواقع هم شانس با شما یار نیست. در پژوهش جدیدی که مدرسه ی ب و کار هاروارد انجام داده، نشان می دهد که ۷۵% ب و کارها ش ت می خورند. به این رقم دقت کنید!حتما بخوانید:دلایل ش ت ب و کارهای نوپا چیست؟مفهوم لین استارتاپ چیست؟لین استارتاپ چیستاخیرا رویکرد جدیدی به وجود آمده است که فرایند شروع ب و کار جدید را با ریسک کمتر همراه می کند؛ نام این روش لین استارتاپ است. در لین استارتاپ از بررسی بازار به جای برنامه ریزی های بسیار دقیق، از بازخورد مشتری به جای تصمیم گیری های شخصی و از روش های طراحی چند مرحله ای به جای روش های سنتی طراحی محصول نهایی در اولین قدم به کار گرفته می شود.تعریف ساده ای از لین استارتاپ می توانیم ارائه دهیم: «سازمانی موقت که برای جست وجو و یافتن مدل ب و کاری تکرا ذیر و مقیاس پذیر طراحی شده و به وجود آمده است.»اگرچه این روش فقط چند سال است که در دنیا قدمت دارد، مفاهیمی مانند کمینه محصول پذیرفتنی (mvp) و تغییر جهت استارتاپ (pivoting) به سرعت در استارتاپ های کل دنیا ریشه دوانده است و مدرسه های ب و کار، خود را با آموزش چنین مفاهیمی تطبیق داده اند.البته لین استارتاپ هنوز جریانِ غالب نشده است و هنوز باید منتظر تأثیر تمام عیار این جریان نوظهور باشیم. جریان لین استارتاپ تقریبا مشابه جریان داده های انبوه در ۵ سال گذشته در کشور ست؛ موضوعی که هنوز به طور گسترده ای درک نشده است و فقط بعضی از شرکت ها آن را به کار گرفته اند.این رویکرد جدید با تفکر مدرنِ به وجودآمده، جایگزین تفکر سنتی و رایج درباره ی کارآفرینی شده است. سرمایه گذاران جدید سعی د با پیروی از اصول «ش ت سریع تر و یادگیریِ پیوسته»، شانس خود را برای رسیدن به موفقیت افزایش دهند. برخلاف نام این روش که به ظاهر فقط برای شروع است، در بلندمدت بازگشت منافع به مراتب بهتر و بیشتری برای شرکت های بزرگ به همراه خواهد داشت که به آن نیز افتخار خواهند کرد.حتما بخوانید:چطور بدون خالی بندی استارتاپ را س ا کنیم؟آیا لین استارتاپ جایگزین طرح های ب و کار شده است؟لین استارتاپ و مدیریتبراساس فضای غالب در دنیای ب و کار امروز، اولین چیزی که هر بنیان گذار باید طراحی کند یک طرح ب و کار است؛ یک سند ایستا که اندازه ی فرصتی که بنیان گذار از ب و کار خود در اختیار دارد، مسئله ای که می خواهد حل کند و راه حل های سرمایه گذاری جدیدی را ارائه کند. به طور معمول طرح های ب و کار شامل پیش بینی درآمد، سود و جریان مالی پنج ساله هستند. طرح ب و کار اساسا طرحی آزمایشی است که بدون درنظر گرفتن عوامل مؤثر و مرتبط نوشته شده که هر کارآفرین حتی قبل از شروع ساخت محصولش آن را تهیه می کند. این فرض وجود دارد که طرح ب و کار این توانایی را دارد که ناشناخته های دنیای تجارت را قبل از گرفتن سرمایه و حتی قبل از عملی شدن واقعی ایده با همه ی مشکلات و موانع پیش بینی کند.طبق روال مرسوم وقتی که کارآفرینی با طرح ب و کار قانع کننده ای از سرمایه گذاران پول می گیرد، شروع به توسعه محصول می کند، توسعه دهندگان ب و کار را به کار می گیرد و هزاران ساعت بدون درنظر گرفتن نظرات واقعی مشتریان محصول، برای راه اندازی محصول وقت صرف می کنند.تنها پس از ساخت، راه اندازی و ارائه ی محصول به بازار، با فشار آوردن به نیروهای فروش سازمان سعی می کند محصولات خود را در بازار جای دهد و در این زمان با بازخورد زیادی از مشتریان راضی و ناراضی مواجه می شوند و اغلب، پس از چند ماه یا حتی سال ها توسعه، کارآفرینان به سختی متوجه می شوند که مشتریان واقعا نیازی به بسیاری از ویژگی های محصول آنها ندارند.حتما بخوانید:۵ نکته برای کشیدن نقشه راه استارتاپدلایل جایگزینی لین استارتاپ به جای روش های سنتیپس از چند دهه، تماشای هزاران استارتاپ و رویه ی ثابتی که در تولید محصولات آنها وجود داشت، ما اکنون حداقل سه چیز را آموخته ایم:طرح های تجاری به ندرت در اولین ارتباط با مشتریان بدون تغییر باقی می مانند. بو ور مشهور، مایک تایسون، دربارۀ استراتژی پیش قدمی مبارزان خود گفته است: «هر ی برای خودش برنامه ای دارد؛ تا وقتی که اولین مشت به دهانش می خورد.»هیچ ی به جز سرمایه گذاران جسور و اتحاد جماهیر شوروی سابق، برنامه های پنج ساله را برای پیش بینی ناشناخته ها نمی پذیرد. این برنامه ها به طور کلی داستان و خیالات است؛ رؤیاهای این چنین تقریبا همیشه اتلاف وقت است.استارتاپ ها نسخه های کوچک تری از شرکت های بزرگ نیستند. آنها مطابق برنامه های کلان فعالیت نمی کنند. تنها انی که درنهایت موفق می شوند که درحال تطبیق خود با محیط هستند، برای بهبود ایده ی اولیه خود تلاش می کنند، به سرعت از ش تی به ش ت بعدی پیش می روند و به طور مداوم از مشتریان یاد می گیرند.یکی از تفاوت های مهم در این است که اگر شرکت های موجود یک مدل ب و کار را اجرا می کنند، استارتاپ ها دائما درحال تغییر هستند تا مدلی مناسب را بیابند. می توان این تمایز را قلب روش لین استارتاپ نامید.بو ور مشهور، مایک تایسون، درباره ی استراتژی پیش قدمی مبارزان خود گفته است: «هر ی برای خودش برنامه ای دارد؛ تا وقتی که اولین مشت در دهانش می خورد.»سه اصل کلیدی در لین استارتاپ۱. روی بوم مدل ب و کار بنویساول، به جای مشارکت در ماه های برنامه ریزی و تحقیق، کارآفرینان می پذیرند که همه ی آنها در روز اول، با مجموعه ای از فرضیه های امتحان نشده روبه رو هستند و اساسا حدس های خوب. بنابراین، به جای نوشتن طرح ب و کار پیچیده، بنیان گذاران فرضیه های خود را در چهارچوبی به نام بوم مدل ب و کار خلاصه می کنند. این مدل عموما نموداری از چگونگی ایجاد ارزش برای خود سازمان و مشتریان است.۲. «از شرکت خارج شو»دوم، لین استارتاپ از رویکرد «از شرکت خارج شو» استفاده می کند که برنامه ای برای گرفتن بازخورد از مشتریان و توسعه ی آن نام گرفته تا استارتاپ ها فرضیه های خود را آزمایش کنند. افراد از شرکت خود بیرون می آیند و از مشتریان بالقوه، یدارها و شرکای تجاری درمورد همه ی جوانب مدل ب و کار خود بازخورد می گیرند؛ ازجمله درباره ی ویژگی های محصول، شیوه قیمت گذاری، کانال های توزیع و استراتژی های ید مقرون به صرفه ی مشتری از آنها می پرسند.۳. سریعا با نیاز مشتری خود را تطبیق بدهسوم، لین استارتاپ، چیزی به نام توسعه ی چابک (agile development) را در خود جای داده است که ابتدا در صنعت تولید نرم افزار به وجود آمده است. توسعه ی چابک با توسعه ی مشتریان دست به دست می شود و برخلاف چرخه های معمول سالیانه ی توسعه ی محصول که پیش بینی دانش مشکلات مربوط به مشتریان و نیازهای محصول را دارند، توسعه روزافزون زمان و منابع هدررفته را از طریق تکرار و تدریج توسعه ی محصول کاهش می دهد. این فرایند ایجاد حداقلی محصولات پذیرفتنی را برای آزمون شروع می کند.وقتی جورج هرو (jorge heraud) و لی ردن (lee redden) شرکت استارتاپی blue river technology خود را تأسیس د، طرحی برای تولید ربات چمن زنی برای فضاهای تجاری داشتند. آنها پس از صحبت با بیش از ۱۰۰ مشتری از شرکت های دارای زمین های گلف در ۱۰ هفته متوجه شدند، ربات آنها کاربرد زیادی برای چمن زنی در زمین های گلف ندارد و باوجود اینکه دستگاه آنها مخصوص این کار طراحی شده بود، به اندازه ی کافی مناسب نیست. پس از آن با دسته ی جدیدی از مشتریان یعنی کشاورزان صحبت د و سریعا متوجه تقاضای زیادی برای راه حل ازبین بردن خ ر علف های هرز بدون مواد شیمیایی شدند. پر خلأ موجود به تمرکز روی محصول جدید تبدیل شد و طی ۱۰ هفته، شرکت آنها یک نمونه ی اولیه ساخت و آزمایش کرد. نه ماه پس از آن برای استارتاپ آنها بیش از ۳ میلیون دلار سرمایه گذاری شد. شرکت انتظار داشت که نسخه ی تجاری محصول آنها فقط ۹ ماه پس از آن آماده شود.حتما بخوانید:چگونه بدون دغل بازی مشتریان را ترغیب به ید کنیم؟پاسخ گویی بازخوردها و توسعه ی سریع اولویت تان باشدپاسخگویی به مشتریحالا دیگر فعالیت بی سروصدا محبوبیت خود را ازدست داده است. لین استارتاپ مفاهیم دنیای ب و کار را دگرگون کرده است. در طول دوره ی رونق زمان دات کام ها، استارتاپ ها اغلب در «ح فعالیت پنهانی» (برای جلوگیری از هشدار دادن به رقبای بالقوه فرصت بازار) فعالیت می د. عرضه ی نمونه ی اولیه به مشتریان فقط در زمانی اتفاق می افتاد که آزمایش های بتای بسیاری انجام گرفته بود. روش لین استارتاپ این مفاهیم را منسوخ کرده است، زیرا معتقد است که در اکثر صنایع، بازخورد مشتری بیشتر از محرمانه بودن مهم است و بازخورد ثابت نتایج بهتر را در مقایسه با موارد پیش بینی شده فراهم می کند.این دو قاعده اساسی در طول زندگی حرفه ای به عنوان یک کارآفرین برای ما شکل گرفته است. نویسنده ی این مطلب می گوید: «من با هشت کارآفرین با مهارت و آگاه از تکنولوژی های جدید به عنوان یک بنیان گذار یا یک کارمند اولیه مشغول به کار شده بودم. یک دهه پیش، فرمول توسعه ی مشتری را که قبلا شرح داده شد، مطرح . در سال ۲۰۰۴، در استارتاپ اریک ریس (eric ries) و ویل هاروی (will harvey) سرمایه گذاری و به عنوان شرط سرمایه گذاری اصرار داشتم که آنها دوره های آموزشی من را فرا بگیرند. اریک به سرعت متوجه شد که توسعه ی آبشاری، رویکرد توسعه ی سنتی و تولید خطی محصول باید با روش های تکرار چابک جایگزین شود. او همچنین شباهت بین این مجموعه از استارتاپ های درحال ظهور و سیستم تولید تویوتا را که به عنوان «تولید ناب» شناخته می شود، دریافت. اریک به ترتیب ترکیبی از توسعه ی مشتریان و عملکردهای چابک را «لین استارتاپ» نامید.حتما بخوانید:کاربرد شاخص رضایت مشتری (c ) و نحوه محاسبه آنلین استارتاپ چقدر رشد داشته است؟این ابزار با کمک مجموعه ای از کتاب های موفق معروف گردید. در سال ۲۰۰۳، «چهار مرحله برای تغییر ناگهانی» (the four steps to the epiphany) که نوشته شد، برای اولین بار بیان کرد که استارتاپ ها نسخه های کوچک تری از شرکت های بزرگ نیستند و در جزئیات فرایند توسعه ی مشتری رشد می یابند. در سال ۲۰۱۰، ال اندر اوستروالدر (alexander osterwalder) و یوس پیگنور (yves pigneur) به کارآفرینان چهارچوب استانداردی برای مدل های ب و کار در نسل مدل ب و کار ارائه دادند. در سال ۲۰۱۱، اریک مقاله ای مروری بر لین استارتاپ منتشر کرد. در سال ۲۰۱۲، باب دورف (bob dorf) خلاصه ای از روش های لین استارتاپ را در کتابچه راهنمای گام به گام به نام «راهنمایی برای مالک استارتاپ» (the startup owner’s manual) منتشر کرد.درحال ِحاضر لین استارتاپ در بیش از ۲۵ ب و کار در دنیا و همچنین ازطریق دوره ی آنلاین پرطرفدار در وب سایت یوداسیتی (udacity.com) تدریس می شود. علاوه براین، تقریبا در هر شهر در سراسر جهان، سازمان هایی مانند استارتاپ ویکند را خواهید یافت که به معرفی روش لین استارتاپ برای صدها کارآفرین آینده می پردازند. در این جلسات، تعداد زیادی از گروه های استارتاپی می توانند در کمتر از شش ساعت ایده های بالقوه محصول را درعرض چند ساعت معرفی کنند. اگرچه به نظر می رسد برای انی که با آن آشنایی ندارند باور ن ی باشد؛ در این رویدادها برخی از استارتاپ ها در یک روز شکل می گیرند و تا بعدازظهر یکشنبه، درآمد واقعی خود را ب می کنند.حتما بخوانید:استراتژی اقیانوس آبی چیست و چه کاربردی در مدیریت شما دارد؟لین استارتاپ چه ارزشی در اقتصاد نوآور و کارآفرینانه دارد؟درحالی که برخی از طرفداران ادعا می کنند که فرایند لین استارتاپ می تواند استارتاپ های شخصی را به موفقیت برساند، ما اعتقاد داریم که بیشتر ادعایی پرزرق وبرق است. رسیدن به موفقیت عوامل زیادی دارد تا تضمین شود که هر استارتاپی برنده خواهد بود، اما براساس آنچه که ما در صدها استارتاپ دیده ایم، در برنامه های آموزشی که اصول لین استارتاپ را آموزش می دهند و در شرکت های معتبر که آنها را به کار می گیرند، می توانیم ادعای مهمی را مطرح کنیم: استفاده از روش های ناب (لین) در مجموعه های مختلف از استارتاپ منجربه ش ت های کمتر نسبت به استفاده از روش های سنتی خواهد شد.نرخ ش ت پایین تر برای استارتاپ ها می تواند نتایج و عواقب مفید زیادی برای اقتصاد داشته باشد. امروز نیروهای ت یب کننده ی طبیعت، جهانی سازی و مقررات حاکم بر دنیا، اقتصاد کشورها را تحت تأثیر قرار می دهند. صنایع گسترش یافته به سرعت شغل ها را ازبین می برند، که بسیاری از آنها هیچگاه باز نخواهند گشت. رشد اشتغال در قرن بیست ویکم باید از سرمایه گذاری های جدید به دست آید. بنابراین همه ی ما علاقه مند به ایجاد محیطی هستیم که به آنها کمک می کند تا به موفقیت، رشد و استخدام کارگران بیشتری دست یابند. ایجاد یک اقتصاد نوآوری که ازطریق گسترش سریع تأسیسات باشد، هرگز ضروری نبوده است.حتما بخوانید:۷ استراتژی بازاری ربایشی که استارتاپ ها باید بدانندچرا لین استارتاپ همه چیز را دگرگون کرده است؟هیئت مدیرهدر گذشته، رشد تعدادی از استارتاپ ها به پنج عامل محدود می شد:هزینه های زیاد برای به دست آوردن اولین مشتری و حتی هزینه ی زیادتری برای تولید محصول اشتباه؛چرخه ی طولانی توسعه ی فناوری؛تعداد افراد محدود با اشتیاق برای ریسک در استارتاپ ها؛ساختار سرمایه گذاری جسورانه که در آن تعدادی از شرکت ها فقط به ازای داشتن فرصت برای بازگشت سرمایه مناسب، سرمایه گذاری می د؛ تخصص واقعی در چگونگی ایجاد استارتاپ که در ایالات متحده عمدتا در نواحی هایی در سواحل شرقی و غربی وجود دارد. (این تمرکز بیش ازحد در اروپا و سایر نقاط جهان کمتر است.)رویکرد لین استارتاپ، دو محدودیت اول را با کمک به راه اندازی خط تولید محصولات جدید که نیاز واقعی مشتریان است، برطرف کرده است. همچنین محدودیت سوم را با ایجاد ریسک کمتر و بسیار سریع تر و ارزان تر از روش های سنتی حل کرده است. ما شاهدیم در زمانی که سایر روندهای ب و کار و فناوری مانع از ایجاد استارتاپ ها شده اند، این روش ظهور کرده است. ترکیبی از تمام این مسائل چشم انداز کارآفرینی را تغییر داده است.امروزه منبع باز نرم افزاری مانند github و خدمات ابری مانند خدمات وب آمازون هزینه های توسعه ی نرم افزار را از میلیون ها دلار تا هزاران دلار کاهش داده است. استارتاپ های سخت افزاری دیگر نیازی به ساخت کارخانجات خود ندارند، زیرا به راحتی به تولیدکنندگان دسترسی دارند. درحقیقت، حالا دیگر با روش لین استارتاپ شرکت های زیادی متولد می شوند. با این روش جدید از محصولات نرم افزاری گرفته تا تولید قطعات مختلف، همگی در کمتر از سه هفته آماده می شوند. عجیب نیست اگر بگوییم امروزه در دنیا، از طراحی محصول گرفته تا دریافت اولین نمونه ی محصول ساخته شده در کشور چین، فقط سه هفته طول می کشد.روش های مبتنی بر لین استارتاپ نه تنها برای سرمایه گذاری های تکنولوژی جوان است، که حتی شرکت های بزرگ مانند ge و intuit به استفاده از این روش روی آورده اند.حتما بخوانید:انواع ریسک سرمایه گذاری؛ ۱۱ ریسکی که سرمایه شما را تهدید می کندآیا سرمایه گذاران هم از اصول لین استارتاپ استفاده می کنند؟سرمایه گذاری جسورانهیکی دیگر از روندهای مهم، تمرکزز دسترسی به منابع مالی است. سرمایه گذاران جسور که ابتدا باشگاه کوچکی از شرکت های ی در سیلی ولی، بوستون و نیویورک بودند، حالا در همه جا هستند. در ا یستم کارآفرینی امروز، صندوق های جدید کوچک تر از صندوق vc سنتی ۱۰۰ میلیارد دلاری، می توانند سرمایه گذاری های اولیه را انجام دهند. در سراسر جهان، صدها شتاب دهنده استارتاپ مانند y combinator و techstars شروع به سرمایه گذاری در استارتاپ ها کرده اند. سایت های پرطرفداری مانند kickstarter هم روش دیگری را برای تأمین مالی استارتاپ ها فراهم می کنند.دردسترس بودن اطلاعات لحظه ای برای شرکت های سرمایه گذاری جدید امروزه مزیت بسیار بزرگی است. قبل از اینترنت، بنیان گذاران شرکت ها فقط می توانستند از سرمایه گذاران یا کارآفرینان باتجربه ای که درحال نوشیدن قهوه بودند، به صورت حضوری توصیه هایی بشنوند. امروزه بزرگ ترین چالش هم از طریق مشاوره های متعدد برای استارتاپ ها به راحتی فراهم می شود. مفاهیم لین استارتاپ چهارچوبی را ارائه می دهند تا شما بتوانید خوب را از بد تشخیص دهید.در ابتدا، روش های لین استارتاپ برای سرمایه گذاری های فناوری با رشد سریع طراحی شده بودند، اما اعتقاد داریم که این مفاهیم به همان اندازه برای ایجاد ب و کارهای کوچک که اکثریت اقتصاد را تشکیل می دهند، معتبر هستند. اگر کل جهان، ب و کارهای کوچک آنها را پذیرفت، می توان نتیجه گرفت که رشد و کارایی را افزایش می دهد و تأثیر مستقیم و فوری بر gdp و اشتغال دارد.نشانه هایی وجود دارد که ممکن است در واقعیت رخ دهد. در سال ۲۰۱۱، بنیاد ملی علوم ایالات متحده از روش لین استارتاپ برای استفاد ه ی تجاری در تحقیقات علمی پایه ای در یک برنامه به نام نوآوری استفاده کرد. درحال حاضر ۱۱ روش های لین استارتاپ را به وسیله ی صدها تیم از دانشمندان ارشد تحقیق در سراسر ایالات متحده آموزش می دهد.حتما بخوانید:مدیریت ب و کارهای کوچک با ۶ نکته ای که برای پیشرفت باید بدانیددر دانشکده های mba اصول لین استارتاپ تدریس می شوددانشکده mbaبرنامه های جدید mba ها نیز از این روش ها استفاده می کنند. در سال های گذشته به دانشجویان، استفاده از رویکرد مدیریت شرکت های بزرگ مانند روش های حسابداری برای ردی درآمد و جریان نقدی و نظریه های سازمانی در مورد مدیریت استارتاپ ها آموزش داده می شد؛ این در حالی است که استارتاپ ها با مسائل کاملا متفاوتی روبه رو هستند. درحال حاضر دانشکده های ب و کار متوجه شده اند که سرمایه گذاری های جدید به ابزار مدیریتی به روز و متناسب با خود نیاز دارد.دانشکده های ب و کار، تمایز بین مدیریت و یافتن مدل ب و کار مناسب را فهمیده اند. آنها طرح ب و کار را به عنوان الگویی مناسب برای آموزش کارآفرینی کنار گذاشته اند. مسابقات طرح ب و کار که بخش مهمی از تجربه mba در طی یک دهه بوده است، با رقابت های جست وجوی مدل ب و کار جایگزین شده اند. استنفورد، هاروارد، برکلی و کلمبیا پیشرو در برنامه ی درسی با لین استارتاپ هستند.آیا شرکت های بزرگ، خود را با لین استارتاپ تطبیق داده اند؟درحال حاضر شیوه های لین استارتاپ فقط برای شرکت های فناوری جوان استفاده نمی شود.در ۲۰ سال گذشته شرکت ها سعی داشتند با کاهش هزینه ها، بهره وری را افزایش دهند، اما دیگر تمرکز بر بهبود مدل های موجود ب و کار کافی نیست. تقریبا هر شرکت بزرگ می داند که باید با تهدیدات خارجی فزاینده ای روبه رو شود. برای اطمینان از بقا و رشد آنها، شرکت ها باید مدل های ب و کار جدیدی را خلق کنند. این چالش نیازمند ساختارها و مهارت های جدید سازمانی است.در طول سال ها کارشناسان مدیریتی فکر کرده اند که شرکت های بزرگ چگونه می توانند روند نوآوری خود را بهبود بخشند. در طول سه سال گذشته، ما شاهد این موضوع بوده ایم که شرکت های بزرگ، از جمله کوالکام (qualcomm) ، جنرال الکتریک (general electric) و اینچوئت (intuit) روش لین استارتاپ را در شرکت های خود به کار گرفته اند.اصول لین استارتاپ در شرکت جنرال الکتریکبخش ذخیره انرژی شرکت ge، از شیوه ای برای راه های نوآورانه استفاده می کند. در سال ۲۰۱۰، پرکات لوگان، مدیر کل همان بخش، باتری جدیدی را معرفی کرد که توانست صنعت باتری را درهم بریزد. پرکات لوگان به جای ساخت یک کارخانه، افزایش تولید و عرضه ی جدید، روش های لین استارتاپ را اعمال کرد. او شروع به جست وجو برای یک مدل ب و کار متناسب با کشف نیاز مشتری کرد.او و تیمش با چندین چشم انداز جهانی برای کشف بازارها و برنامه های جدید بالقوه روبه رو بودند. اعضای تیم او نمودارها و اسلایدهایشان را کنار گذاشتند و به مسائل و دغدغه های مشتریان باتری گوش فرا دادند. آنها دانستند که مشتریان چگونه باتری های صنعتی را می ند و از آن استفاده می کنند. با این بازخوردها، آنها تغییر زیادی در بخش سیاست های مشتری مداری خود انجام دادند.آنها یکی از بخش های هدف اولیه خود، یعنی مراکز داده را حذف د و یک سرویس جدید به وجود آوردند. علاوه براین، آنها بخش وسیعی از مشتریان مخابرات را به ارائه دهندگان تلفن همراه در کشورهای درحال توسعه با شبکه های برق نامناسب محدود د. درنهایت ge سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیون دلاری را برای ساخت مجتمع تولید باتری در نیویورک و در سطح جهانی انجام داد که در سال ۲۰۱۲ افتتاح شد. طبق گزارش های مطبوعاتی، تقاضا برای باتری های جدید بسیار زیاد است و ge هم اکنون درحال پرداختن به سفارشات بی شماری است.در دنیای پرشتاب امروز، لین استارتاپ را فرا بگیریددر صد سال اخیر، دانش مدیریت بر ایجاد استراتژی و ابزارهایی برای اجرا و بهبود بهره وری در ب و کارها تمرکز کرده بود. درحال حاضر این فضا و شرایط به کلی تغییر کرده است و اولین مجموعه از ابزارهای جست وجو برای مدل های ب و کار جدید به عنوان راه اندازی استارتاپ ها به وجود آمده است. در قرن بیست و یکم، نیروهای تغییردهنده، شرایط مردم را در هر نوع سازمان و استارتاپی، ب و کارهای کوچک، شرکت ها و ت با تغییرات بسیار مواجه می کنند. رویکرد لین استارتاپ به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید با این تغییرات سریع همراه شوید و ب و کار خود را کاملا منعطف و درحال تغییر مدیریت کنید.در ادامه بخوانید:استارتاپ های موفق خارجی و نکته هایی جذاب درباره آنهااین کتاب پرطرفدار را از دست ندهیدکتاب الکترونیکیکتاب الکترونیکی تدوین طرح ب و کار به روش اساتید هارواردایده خود را به پول تبدیل کنید36000تومان8000تومانمشاهده محصول
استارتاپ به یک ب و کار نوپا گفته می شود که با هدف پیدا مدل ب و کار راه اندازی می شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد. ۵۵آنلاین :استارتاپ یا استارت آپ یک سرمایه گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده ی جدیدی برای ب و کار ارائه می دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا یک مدل ب و کارتکرا ذیر و مقیاس پذیر راه اندازی می شود. البته اختلاف بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته ی مشترک در همه ی آن ها این است که بر اساس یک ایده ی خلاقانه و جدید فعالیت آن ها آغاز می شود. این ایده ها بازار نیازمندی ها را هدف قرار می دهند و با ارائه ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می کنند.از آنجایی که هدف از راه اندازی یک استارتاپ پیدا مدل ب و کار است ؛ عمر آن نمی تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می رسد یا بودجه ی آن تمام می شود و ش ت می خورد. استارتاپ ها برای شروع فعالیت خود وما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان گذار می توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه ی راه اندازی استارتاپ های معمولا کم است؛ اما اگر ایده ی خوبی داشته باشند خیلی زود می توانند مورد حمایت سرمایه گذاران قرار بگیرند.اصطلاحات رایج در استارتاپافرادی که با استارتاپ ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می پردازیم.lean startuplean startupمتو وژی لین استارتاپ (lean startup) یا نوپای ناب به شما یاد می دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت استارتاپ به شما می دهد و کمک می کند که محصول خودتان را سریع تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ ها با ایده ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه اندازی می شوند. آن ها ماه ها و حتی سال ها زمان صرف می کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث ش ت خوردن بسیاری از آن ها می شود. زیرا آن ها با مشتری ها صحبت نمی کنند و در مورد محصولات خود از آن ها بازخورد نمی گیرند. زمانی که مشتری ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده ی آن اهمیتی نمی دهند و درنتیجه استارتاپ ش ت می خورد.unicorn startupاستارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (unicorn startup) به استارتاپ هایی گفته می شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه ای، تک شاخ را به عنوان نماد این مدل استارتاپ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ ترین استارتاپ هایی که در این دسته جا می گیرند می توان به uber ،xiaomi،airbnb ،dropbox و pinterest اشاره کرد.بنیان گذار استارتاپ (founder)به شخصی که استارتاپ را راه اندازی می کند بنیان گذار گفته می شود. این اشخاص معمولا علاقه ای به کار برای دیگران ندارند و باور دارند که می توانند با تلاش های بی وقفه ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته های آن ها موفقیت آمیز باشد، نتیجه ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.شتاب دهنده ی استارتاپ (startup accelerators)شتاب دهنده ها شرکت هایی هستند که روی استارتاپ هایی با ایده های جالب و البته کاربردی سرمایه گذاری می کنند. این شرکت ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی ها و آشنا آن ها با سرمایه گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می کنند. درواقع این شرکت ها شانس موفقیت استارتاپ ها و پیدا سرمایه ی بالقوه برای فعالیت هایشان را بالا می برند.startupاستارتاپ ویکند (startup weekend)استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آ هفته برگزار می شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه مندان به استارتاپ، توسعه دهندگان، برنامه نویسان، مدیران ب و کارها، بازاریاب ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده ها در این رویداد مطرح می شوند و افراد گروه تشکیل می دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده ی خود را پیاده سازی کنند.استارتاپ گرایند یک برنامه ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می شود تا داستان موفقیت و چالش های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می توانند در این برنامه با پروژه های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.تجارت b2bاین اصطلاح کوتاه شده ی عبارت business to business است و به ب و کاری گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به یک ب و کار دیگر ارائه می دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (b2c) قرار دارد.تجارت b2cتجارت b2c مخفف عبارت business to customers است و به ب و کارهایی گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری های عرضه می کنند.تجارت c2cنوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می کنند. وب سایت ها و سرویس های ید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه های تجارت customer to customer هستند.سرمایه ی بذری (seed funding)همان طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه ی اولیه شروع می شود. به سرمایه ای که در مرحله ی اولیه راه اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می گیرد، سرمایه ی بذری گفته می شود.startupواگذاری (vesting)به نوعی تخصیص سهامی گفته می شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین شده به کارمندان داده می شود. به عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می کند. این کار به کارمندان انگیزه می دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.بنچمارک (benchmark)به فرآیندی گفته می شود که یک استارتاپ برای اندازه گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می کند. سرمایه گذاران میزان موفقت استارتاپ ها را بر اساس بنچمارک ها می سنجند. به عنوان مثال وقتی می گوییم شرکت a به بنچمارک درآمد x در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به x برساند.بوت است (bootst ped)زمانی که گفته می شود یک شرکت بوت است است، یعنی بودجه ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه ی خود شرکت تأمین شده است.وام موقت (bridge loan)این نوع وام به swing loan نیز معروف است و به مساعده هایی گفته می شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می شود و فاصله ی بین درآمدهای عمده را پر می کند.startupفروش (buyout)یک استراتژی معمول برای وج است که طی آن سهام شرکت به فروش می رسد و به یداران آن اجازه ی کنترل شرکت داده می شود.سرمایه (capital)به دارایی های مالی گفته می شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می کنند و مقدار آن را افزایش می دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.دو دلیجنس (due diligence)به ارزی و تحلیل سرمایه گذاران از وضعیت و پتانسیل های سرمایه گذاری گفته می شود. این ارزی می تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه گیری roi باشد.بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه (roi)همان طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می دهد. درواقع به پولی گفته می شود که به یک سرمایه گذار به عنوان درصدی از سرمایه گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می شود. به عنوان مثال اگر یک سرمایه گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای ید ۲۰ درصد سهام یک شرکت ج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.startup وج (exit)برخی بنیان گذاران و سرمایه گذاران استارتاپ این گونه پولدار می شوند؛ exit به متدی گفته می شود که یک سرمایه گذار و یک کارآفرین سرمایه ی خودشان را از شرکت خارج می کنند. وج معمولا در زمان ipo و m&aa اتفاق می افتد.آی پی او (ipo)زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می دهد. در این ح یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می شود و دیگر یک استارتاپ نیست. مالکیت و ادغام (merge & acquisition)زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ تر یداری یا با آن ادغام می شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می گیرد.توافقنامه عدم افشاگری (nda)nda مخفف عبارت non-disclosure agreement است و به توافقنامه ای گفته می شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی گذارند.startupپیوت (pivot)زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی های خودش را سریعا تغییر می دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می افتند و طی آن بر ویژگی های دیگر محصولات یا مشتری ها تمرکز می شود.مذاکره در آسانسور (elevator pitch)فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه گذار هم مسیر شده اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده ی شما سرمایه گذاری کند. به عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه حل آن و بازار مشتری ها را برای سرمایه گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.نرم افزار به عنوان سرویس (saas)به یک محصول نرم افزاری گفته می شود که از راه دور به وسیله ی اینترنت یا سیستمرایانش ابری کنترل می شود.چگونه یک استارتاپ راه اندازی کنیمشما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده ی ساختن محصولی که مشتری ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا یک هم بنیان گذار و کم هزینه ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ هایی که ش ت می خورند، معمولا در عمل به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده ی خاص و عالی برای شروع استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه اندازی استارتاپ بخوانید.startup۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارداگر دقت کنید متوجه می شوید که سیستم های تا یرانی قبل از پیدایش uber بسیار آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس ای مردم علاقه ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده ی جدیدی برای آن ارائه دهید.۲- آن را یادداشت کنیدمهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.۳- یک نمونه ی اولیه بسازیدبسیاری از ایده های خلاقانه ی ما حتی بهترین ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی شوند و شما حتی اگر آن ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می تواند مانع از فراموش شدن آن ها شود، تهیه ی یک نمونه ی اولیه است. آن ها را برنامه نویسی کنید یا به صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.startup۴- نمونه ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهیدحالا شما باید از نقطه ی آسایش خود خارج شوید و نمونه ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.۵- تکرار کنیدمردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی مجدد همه چیز کنید.۶- یک هم بنیان گذار (co-founder) پیدا کنیدزمانی که احساس کردید نمونه ی اولیه تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال های عمر خود را صرف عملی این ایده کند.۷- ب و کار خود را ثبت کنیدبعد از صحبت با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. می توانید مراحل ثبت شرکت را به طور کامل در این مقاله مطالعه کنید.startup۸- به دنبال سرمایه گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنیداگر بودجه ی کافی برای تولید اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا سرمایه گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی تواند بودجه ی مورد نظر خود را از سرمایه گذاران دریافت کند.۹- راه اندازی کنیدهرچقدر نسخه ی اولیه تان ناقص بود، آن را راه اندازی کنید. ویژگی های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه سازی از جمله مواردی هستند که می توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.۱۰- با کاربران همراه باشیدمشتری های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.۱۱- دوباره راه اندازی کنیدهر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه د، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.startup۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهیدشاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ تاپ آن ها را قرض بگیرید و وب سایت خود را به آن ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.۱۳- رشد کنیدپاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه گذار، استارتاپ ها را تشویق می کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به عبارت دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ ترین استارتاپ ها خواهید شد.۱۴- به موفقیت برسیدشما می توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید. نویسنده: بنفشه نیک بخت
ارزش گذاری هر نوع ب وکاری کمی چالش برانگیز است. برای استارتاپ های بدون درآمد یا با درآمد اندک که آینده ی مشخصی هم ندارند، این ارزش گذاری دشوارتر هم می شود. ب وکارهای بالغ، مطرح و با درآمد ثابت، به کمک حقایق، آمار موجود و … قابل ارزش گذاری هستند اما ارزش گذاری استارتاپ ها کار پیچیده ای است. زیرا فروش و روند آنها با هیچ نمونه ی دیگری قابل مقایسه نیست. اگر خواهان افزایش سرمایه ی استارتاپ خود هستید، باید حتما ارزش گذاری آن را به درستی صورت بدهید. چگونه می توان ارزش گذاری استارتاپ را به درستی صورت داد؟ با ما همراه باشید:مقاله های مرتبط:در سال ۲۰۱۳، ب وکاری که در زمینه ی هوش تجاری فعالیت می کرد، با در نظر گرفتن استراتژی تهاجمی در زمینه ی ارزش گذاری استارتاپ خود در دردِسر بزرگی افتاد. آنها ارزش گذاری استارتاپ را ۵ میلیون دلار بیش از ارزش واقعی تخمین زده بودند و نرخ رشد ضعیف شان گواهی بر ارزش گذاری اشتباه بود. گرچه از این موضوع درس بزرگی گرفتند اما این درس برایشان بهای سنگینی داشت. ارزش گذاری واقعی به گونه ای دیگر رقم خورد و حتی به عقب نشینی یکی از سرمایه گذاران منجر شد.بهترین روش ارزش گذاری استارتاپاهمیت ارزش گذاری استارتاپگفته می شود که ارزش گذاری استارتاپ ها و ب وکارهای مختلف بیشتر علم است تا هنر. این مسئله درباره ی استارتاپ ها بیشتر هم می شود زیرا داده های در دسترس برای بررسی اوضاع بسیار محدودتر است. به زبان ساده ارزش استارتاپ شما به میزانی است که یک نفر حاضر به سرمایه گذاری روی آن باشد و هنر در اینجا به معنای این است که ارزش گذاری شما و سرمایه گذار با هم ی ان باشد. یعنی ارزش گذاری به گونه ای باشد که هم شما راضی باشید و هم سرمایه گذار به انتظارات موردنظرش دست بیابد.نزدیک شدن به سرمایه گذاران با پیش بینی های مالیبرآورد و تخمین درآمد استارتاپ ها کار ساده ای نیست اما برای جلب نظر سرمایه گذاران لازم است چشم اندازی از آینده در اختیار آنان قرار بدهید. خودتان را به جای سرمایه گذاران بگذارید. باید طوری آنها را جلب کنید که از میان تعداد بی شماری از استارتاپ های مختلفی که قد علم کرده اند، شما را انتخاب کنند. سرمایه گذاران به دنبال بازگشت ۱۰ برابری سرمایه ی خود هستند. پس برنامه ی ۵ سال آتی شما باید تضمینی برای بازگشت این سرمایه ارائه بدهد.از اهمیت تحقیقات غافل نشویدشما می توانید با بررسی سایر استارتاپ های مشابه در صنعت و ناحیه ی جغرافیایی تان، در همان مراحل اولیه به ارزش گذاری استارتاپ بپردازید. این حرکت به شما ایده و درکی از ظرفیت بالقوه تان در بازار می دهد. مثلا شاید شما به ظرفیت چندین میلیون دلاری ارزش استارتاپ خود پی ببرید اما برای توجیه سرمایه گذاران برای هم نظر شدن با شما کمی تلاش لازم است. برای دفاع از ارزشی که پیش بینی می کنید، باید به سراغ موارد قابل مقایسه با مثال های عینی بروید.برای اینکه از وضعیت فروش سایر ب کارها مطلع بشوید، می توانید از پایگاه هایی که اطلاعات صنایع و ب وکارها را در اختیار می گذارند، بهره ببرید. مثلا بیزبای سل (bizbysell) یا بیزبای کوئست (bizbyquest) از نمونه های خارجی این پایگاه های اطلاعاتی هستند. حسابداران و وکلا نیز گزینه های مناسبی برای مقایسه ی ب وکار شما با سایر استارتاپ های مشابه هستند. اما برای مشاوره باید با افراد هر دو گروه صحبت کنید، زیرا دسته ی اول تمایل به ارزش گذاری بیش از حدِ واقعی و دسته ی دوم تمایل به ارزش گذاری کمتر از رقم واقعی دارند.از مشاور مالی کمک بگیریدمشاور مالی و ارزش گذاری استارتاپگاهی اوقات برآورد ارقام و اعداد و مطالعه و بررسی آمارها برای ارزش گذاری استارتاپ از عهده ی شما خارج است. در این مواقع حتما باید با مشاوران مالی خبره صحبت و هم فکری کنید. حضور مشاوران می تواند در بررسی معاملات مختلف در زمینه های گوناگون ادغامات و اکتسابات در بازاری که فعالیت می کنید، کمک کند.ارزش گذاری استارتاپ برای شما و سرمایه گذار ضروری استقبل از اینکه با سرمایه گذاران وارد بحث و معامله بشوید، باید به خوبی به ارزشی که ارائه خواهید داد، واقف باشید. حمایت از شما تنها در صورتی ممکن است که بدانید چگونه منجر به افزایش سرمایه خواهید شد.عرضه و تقاضا یکی از اصول اولیه در بحث اقتصاد است. همان طور که از نامش پیداست، هرقدر میزان عرضه کمتر باشد، تقاضا بالاتر می رود. برای مثال، اگر حیطه ی فعالیت استارتاپ شما به ایده ای در فناوریِ تازه اختراع شده ای می پردازد، می توانید سرمایه گذاران مشتاقی را که در این زمینه با هم رقابت می کنند، جذب کنید.بیشتر استارتاپ ها با استقبال رقبای سرمایه گذار روبه رو نیستند. حتی اگر سرمایه گذاران گوناگون برای همکاری با شما سرودست نمی شکنند، باید طوری کار خود را جلوه بدهید که سرمایه گذار موردنظرتان احساس نکند تنها فردی است که خواهان همکاری با شماست. باید از قانون عرضه و تقاضا کمک بگیرید و کم یاب بودن و نوظهور بودن خود را در ذهن دیگران تداعی کنید.ارزش شما چقدر استارزش گذاری استارتاپارزش شما را بازار مشخص می کندارزشی که شما برای استارتاپ خود در نظر دارید، با ارزشی که سرمایه گذار می گوید احتمالا متفاوت است. مثلا شاید شما براساس دارایی های جاری و قابل وصول خود رقم ۵ میلیون دلار را در نظر می گیرید اما این رقم از نگاه سرمایه گذار ۱ میلیون دلار است. اگر نتوانید سرمایه را با ارزش بیشتری افزایش بدهید، مجبور خواهید بود به رقمی که بازار به شما دیکته می کند، راضی بشوید.اگر سرمایه گذاران شما اعضای خانواده و دوستان تان باشند، اوضاع بهتری خواهید داشت. مثلا پدر یا هم اتاقی سابق تان به ازای هر سهم ۲۰ دلار به شما می دهند، اما سرمایه گذاران حرفه ای حتی در صورت رشد نیز چنین مبلغی به شما نمی دهند.می توانید ارزش بازار را تحت تأثیر قرار بدهیدشاید این مورد با مورد قبلی کمی در تناقض به نظر برسد، اما واقعیت این است که شما می توانید ارزشی را که بازار به شما داده است تحت تأثیر قرار بدهید. اگر سرمایه گذاران فکر می کنند که ارزش سرمایه گذاری بر استارتاپ شما به جای ۵ میلیون دلاری که در نظر دارید، ۱ میلیون دلار است باید فکری برای این موضوع ید و این دیدگاه را تغییر بدهید.شما در ابتدای راه هستید و طبیعتا سابقه ی عملکردی برای ارائه ندارید، پس باید به کمک مقایسه موارد قابل قیاس با همتایان خود و اطلاعات موجود در بازار توجیه مناسبی برای سرمایه گذاران پیدا کنید و رقمی را که بازار به شما القا کرده است تحت تأثیر قرار بدهید.شما هنوز سودی ب نکرده اید، پس به ارزش آتی چشم بدوزیدبا توجه به اینکه هنوز درآمد و سودی در کار نیست، دارایی های شما قابل برآورد و بررسی نیستند. بدون وجود جریان نقدینگی، ارزش گذاری استارتاپ ها کمی دشوار می شود. پس باید این سؤالات را از خود بپرسید:رسیدن به سوددهی چند سال طول می کشد؟ هرقدر زودتر به سوددهی برسید، ارزش تان افزایش بیشتری خواهد داشت؛سایر استارتاپ های مشابه و قابل قیاس در زمان رسیدن به سوددهی چه ارزشی داشته اند.برخی شرکت ها در زمان سوددهی به رقمی معادل ر ارزشی که تعیین کرده بودند می رسند. عواملی مانند احتمال موفقیت و کیفیت تیم مدیریتی در این مسئله مؤثرند.صنعت شما متمایز استهر صنعتی برای ارزش گذاری استارتاپ هایش روش خاص خود را دارد. ارزش استارتاپ ها در صنایع مختلف متفاوت است مثلا سرمایه گذاری و ارزش گذاری فعالیت ها در حیطه ی واقعیت-مجازی با حوزه ی مدیریت روابط مشتریان (crm) تفاوت دارد. قبل از اینکه به سرمایه گذاران نزدیک بشوید، از آمارهای موجود در صنعت مطلع شوید و سعی کنید راجع به معاملات ادغامات و اکتساب، اطلاعاتی داشته باشید.بخشی از سرمایه گذاران خصوصی، برای تعیین ارزش استارتاپ ها از قاعده ای سرانگشتی کمک می گیرند و به سطح توسعه ی استارتاپ توجه می کنند. نمونه هایی از سطح توسعه شامل موارد زیر است:استارتاپ ایده ی ب وکار خوبی دارد؛استارتاپ موردنظر تیم ان و حامی خوبی دارد؛استارتاپ دارای شرکا، پایگاه مشتریان و مشتریان بالقوه است؛استارتاپ دارای mvp (حداقل محصول قابل عرضه) با مشتریان زودپذیرنده است؛مسیر افزایش و رشد درآمد و سوددهی مشخص و واضح است.رتبه و سطح شما چیستیکی از روش های تعیین سطح شما تفکیک سطوح توسعه به ۴ بخش و دوره است. سطحی که در آن قرار می گیرید عامل مهمی در تعیین ارزش شماست. مثل سال های تحصیلی می توان این ۴ سطح را تقسیم بندی کرد:سال اول: ایده، تیم یا الگوی اولیه. در این سطح از استارتاپ، سرمایه گذاری بدون سرمایه گذار و به طور بوت است (boot st ) شکل می گیرد و سرمایه گذاری از ۵ هزار دلار تا ۰٫۵ میلیون دلار برآورد می شود؛سال دوم: استارتاپ دارای mvp با مشتریان زودپذیرنده است و سرمایه اختصاص داده شده به آن از ۵۰۰ هزار دلار تا ۱٫۵ میلیون دلار برآورد می شود؛سال سوم: استارتاپ خود را اثبات کرده و در تعداد مشتریان و میزان درآمد رشد داشته است. به درآمدی بالغ بر ۱ میلیون دلار رسیده و سرمایه ی مخصوص به آن از ۱٫۵ تا ۵ میلیون دلار برآورد می شود. سرمایه گذاران افرادی هستند که دور اول سرمایه گذاری روی استارتاپ را تجربه می کنند؛سال آ : استارتاپ درآمد و سود کلانی ایجاد کرده است و سرمایه گذاران ۵ تا ۵۰ میلیون دلار به این استارتاپ ها اختصاص می دهند. سرمایه گذاران دور دوم سرمایه گذاری روی استارتاپ را تجربه می کنند.چشم انداز مشخصچشم انداز استارتاپ - ارزش گذاری استارتاپهرقدر میزان وضوح شما در بیان چگونگی استفاده و وم سرمایه برای سرمایه گذاران بیشتر باشد، راحت تر آنها را متقاعد به همکاری خواهید کرد. باید مشخص کنید که استارتاپ شما ظرفیت ایجاد درآمد و رشد بالایی دارد یا به شکل متعادل تری در پی پیشبرد آن هستید. یکی از راه هایی که به کمک آن می توانید خود را به سرمایه گذاران اثبات کنید، آزمودن ایده هایتان است.با آزمایش ایده ی خود به سرمایه گذاران نشان می دهید که چیزی برای ابراز و ارائه به صنعت دارید که می تواند نتایج مناسب و خوبی به همراه داشته باشد. بدیهی است که همه ی سرمایه گذاران با قرار دادن سرمایه خود در اختیار شما خواهان ب نتیجه، سود و بازگشت سرمایه هستند.پیشاپیش برنامه ی کاری و طرحی را که در سر دارید با سرمایه گذاران مطرح کنید. فرقی نمی کند که برنامه و طرح بلندبالایی دارید که تا آ بر آن پایدار می مانید یا معتقد به آزمودن فرصت های مختلف هستید، در هر صورت باید سرمایه گذاران را از ذهنیت خود آگاه کنید.دارایی هایتان در سرمایه گذاری نظیر تیم تان، شاخص های مختلفی مانند kpi و … را با رقبا مقایسه کنید. مطالعه ی بازار را فراموش نکنید و اوضاع رقابتی بازار را بشناسید و بررسی کنید. یادتان باشد که ارزش گذاری استارتاپ باید واقع بینانه صورت بگیرد. شما نمی توانید با ارزش گذاری بالا به خوبی در مسیر خود قدم بردارید و برای رسیدن به انتظارات کاذبی که در زمینه ی رشد و … ایجاد کرده اید ش ت خواهید خورد.برگرفته از: medium.comبرچسب ها:توسعه ب و کاردانش مالیکارآفرینی
استارتاپ ها با مشکلات زیادی روبه رو هستند و نداشتن سرمایه تنها دلیل ش ت نیست. گاهی اوقات استارتاپ ها با وجود سرمایه ی زیاد باز هم نمی توانند موفق شوند.هرجا زندگی وجود داشته باشد مرگ معنا پیدا می کند و سیلی ولی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این روزها بازار استارتاپ ها حس داغ شده است و به هر مرکز شتاب دهنده ای که مراجعه کنید، می بینید هر تیم با لباس های ی ان مشغول کار روی ایده ی خود هستند. البته در این میان تیم هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف نتوانسته اند به کار خود ادامه دهند و با گذاشتن یک یادداشت خداحافظی محل کار را ترک کرده اند. در این مقاله ی زومیت به معرفی ۱۰ استارتاپی می پردازیم که با وجود جذب سرمایه ی بالا، بازهم به دلایل مختلف نتوانسته اند در سال ۲۰۱۷ دوام بیاورند و ش ت خوردند. این شرکت ها در مجموع ۱.۶۹۵ میلیارد دلار بودجه جذب د؛ اما سرمایه گذاران آن دیگر هیچ امیدی به بازگشت پولشان ندارند.۱- استارتاپ beepi: از سال ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۷beepiسرمایه ی جذب شده: ۱۵۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۵۶۰ میلیون دلاروب سایت استارتاپ beepi در زمینه ی ید و فروش ماشین فعالیت داشت و یداران و فروشندگان ماشین دست دوم را در کنار یکدیگر جمع می کرد. هر دو شرکت fair و dgdg قصد داشتند این استارتاپ را یداری کنند؛ اما بعد از مدتی تصمیمشان عوض شد. در نهایت بودجه ی استارتاپ به پایان رسید و به فعالیت خود پایان داد.۲- استارتاپ quixey: از سال ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷quixeyسرمایه ی جذب شده: ۱۳۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۶۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ موتور جستجویی برای اپلیکیشن ها ارائه داده بود. این موتور جستجوی موبایل که اطلاعات مورد نیازش را از اپلیکیشن ها جمع آوری می کرد، مجبور شد تا پایان ماه فوریه اغلب کارمندان خود را ا اج کند. این شرکت مدیرعامل خود را در مارس ۲۰۱۶ عوض کرد؛ اما نتوانست جایگاه خودش را پیدا کند و به درآمد ثابتی برسد.۳- استارتاپ yik yak: از سال ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۷yik yakسرمایه ی جذب شده: ۷۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۴۰۰ میلیون دلاراپلیکیشن این استارتاپ در زمینه شبکه های اجتماعی فعالیت می کرد. این اپلیکیشن با اینکه توانسته بود در میان دانشجویان چند محبوب شود، در ماه آوریل به فعالیت خود پایان داد. ظاهرا این اپلیکیشن نتوانست کاربران را برای طولانی مدت راضی نگه دارد. چند روز قبل از بسته شدن این استارتاپ، یک شرکت مرتبط با امور مالی تیم ی آن را به مبلغ سه میلیون دلار یداری کرد.۴- استارتاپ maple: از سال ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷mapleسرمایه ی جذب شده: ۲۹ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۵ میلیون دلاراستارتاپ maple در نیویورک راه اندازی شد و در زمینه ی تحویل غذا به مشتری ها فعالیت می کرد. این استارتاپ در آغاز فعالیت خود از طرف دیوید چنگ، سرآشپز و بنیان گذار رستوران های زنجیره ای و سطح بالای momo u حمایت می شد و بسیار پرطرفدار بود. این اپلیکیشن خدمات خاصی داشت و امکان پرداخت انعام و هزینه ی حمل را نیز برای کاربران مهیا کرده بود؛ همچنین همراه سفارش، نوعی شیرینی خوشمزه ی رایگان برای کاربران ارسال می شد. مشتری ها زمانی متوجه تغییرات اساسی شدند که مشاهده د شیرینی های واقعی جای خود را به تصویری از شیرینی داده اند. برخی از تیم های این استارتاپ توسط deliveroo، خدمات تحویل غذای انگلیسی یداری شدند.۵- استارتاپ sprig: از سال ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷sprigسرمایه ی جذب شده: ۵۷ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۰ میلیون دلاراین استارتاپ نیز در زمینه ی تحویل غذا فعالیت می کرد. هدف استارتاپ ارائه ی غذای باکیفیت در کم تر از ۱۵ دقیقه به مشتری و استفاده از منابع غذایی محلی بود. اما مدل ب و کار این استارتاپ در مقایسه با رقبای خود مانند seamless، از پایداری کم تری برخوردار بود. مدیرعامل این استارتاپ بعد از پایان دادن به فعالیت های خود در وب سایت نوشت: «فرآیند تولید مواد غذایی و تحویل به موقع و منظم چالش بزرگی برای ما بود.»۶- استارتاپ hello: از سال ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷helloسرمایه ی جذب شده: ۴۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ دستگاه هایی به نام hello به مشتریان عرضه می کرد تا الگوی خواب آن ها را زیر نظر داشته باشد. این دستگاه ها طوری طراحی شده بودند که نیازی نبود به مچ دست بسته شوند و با قرار گرفتن در اتاق، الگوی خواب کاربر را دریافت می د. این استارتاپ نیز نتوانست یدار پیدا کند و درنهایت به فعالیت های خود پایان داد. استارتاپ hello در kickstarter راه اندازی شد و حتی محصول آن در ده فروشی ها عرضه شد؛ اما این موفقیت ها هم نتوانستند به دوام استارتاپ کمکی کنند.۷- استارتاپ jawbone: از سال ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷jawboneسرمایه ی جذب شده: ۱ میلیارد دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳ میلیارد دلاراستارتاپ jawbone پیشگام در عرضه ی دستگاه های پوشیدنی بود و در زمینه ی ردیاب های تناسب اندام و بلندگوهای قابل حمل فعالیت می کرد؛ اما در پرداخت هزینه به فروشندگان موفق نبود. این استارتاپ در ماه جولای امسال تعطیل شد و دارایی های خود را فروخت. بعد از این ماجرا حسین رحمان، بنیان گذار و مدیرعامل این استارتاپ، شرکت دیگری را با نام مرکز سلامتی jawbone در زمینه ی ارائه ی سخت افزار و نر افزار مرتبط با سلامتی راه اندازی کرد.۸- استارتاپ juicero: از سال ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷juiceroسرمایه ی جذب شده: ۱۱۸.۵ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۲۷۰ میلیون دلارشرکت دستگاه های آب میوه گیری juicero در سال ۲۰۱۳ سرمایه جذب کرد؛ اما محصول خود را در سال ۲۰۱۶ به بازار ارائه داد. یک سال بعد از ورود این دستگاه به بازار، سرمایه گذاران به بزرگ ترین راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری پی بردند و متوجه شدند که آب میوه گیری های ۴۰۰ دلاری این شرکت عملکرد موفقی در خالی پاکت ندارند و با فشار دست خالی می شوند. بنابراین شرکت نتوانست سرمایه ی جدیدی از طرف سرمایه گذاران دریافت کند و از نظر مالی با مشکل روبه رو شد.۹- استارتاپ tr: از سال ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷ trسرمایه ی جذب شده: ۴۴ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۷۰ میلیون دلارخدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که کدام بازی را چه مدت زمانی انجام داده است. tr بعد از گذشت تقریبا یک دهه، به شبکه ی اجتماعی مخصوص عاشقان بازی تبدیل شده بود. خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که دوستانش چه بازی هایی انجام می دهند و به آن ها کمک می کرد که از راه دور با یکدیگر بازی کنند. بعد از گذشت مدتی شرکت های دیگر نیز خدمات مشابهی ارائه دادند. از طرفی استارتاپ tr نتوانست همکاری خودش را با شرکت amd سازنده ی پردازنده ی کامپیوتر ادامه دهد و در نهایت ش ت خورد.۱۰- استارتاپ doppler labs: از سال ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷doppler labsسرمایه ی جذب شده: ۵۱ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۲۳۵ میلیون دلاراین استارتاپ با ارائه ی هدفون هوشمند و وایرلس توانست نظر سرمایه گذاران را به خود جلب کند. این هدفون سر و صدای شهری را حذف می کرد؛ اما مکالمات عادی به راحتی برای کاربر قابل شنیدن بودند. این محصول حریف های بزرگی مانند airpods شرکت اپل و pixel buds شرکت گوگل داشت؛ اما سرعت فروش پایین بود و شرکت نتوانست ماندگاری خود را در بازار ب و کار تضمین کند.۱۱- استارتاپ luxe: بعد از بسته شدن دوباره به زندگی بازگشتluxeسرمایه ی جذب شده: ۷۵ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۱۱۰ میلیون دلاراستارتاپ luxe در زمینه ی ارائه ی خدمات پارکینگ فعالیت می کرد و امسال نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این شرکت بعد از یداری چند گاراژ پارکینگ اپلیکیشن خود را در ماه آوریل بست و به طور موقت خدمات سنتی دیگری را به کاربران خود ارائه می داد. این شرکت با تغییر دادن موضوع فعالیت محصول اصلی و دامن زدن به شایعه هایی مانند یداری شدن توسط اوبر مشتری ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا اینکه در سپتامبر امسال توسط شرکت سوئدی ولوو یداری شد. اطلاعات بیشتری از جزئیات معامله منتشر نشده است؛ اما مطمئنا شرایط آن به اندازه ای خوب بوده که توانسته است سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ۷۵ میلیون دلاری تشویق کند.
هر پروژه در طول عمر خود (از ابتدای شروع کار تا انتهای آن و رسیدن به اه تعیین شده) با فرصت ها و ریسک هایی روبه رو می شود. ریسک ها همان عوامل خطرسازی هستند که می توانند در اجرای پروژه اختلال ایجاد کنند و باعث ش ت آن شوند. برای جلوگیری از این خطرات احتمالی مدیریت ریسک امری کاملا ضروری است. این مقاله را بخوانید تا ببینید مدیریت ریسک چیست و چرا از اهمیت زیادی برخوردار است.مقاله مرتبط: فار چیست و سرمایه گذاری در آن چه ریسک هایی دارد؟مدیریت ریسک چیست؟مدیریت ریسک به فرایند شناسایی تحلیل و پاسخ به عوامل خطرساز گفته می شود که در طول عمر یک پروژه ممکن است رخ بدهند. اگر مدیریت ریسک به درستی انجام شود می تواند با کنترل وقایع آینده از خطرات احتمالی پیش گیری کند.برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:فرض کنید برای انجام یک فعالیت در شبکه به توسعه ی فناوری جدیدی نیاز است. مدیر پروژه یک برنامه ی زمان بندی شش ماهه برای آن تنظیم می کند اما نظر کارکنان فنی این است که این کار حداقل به ماه زمان نیاز دارد. اگر مدیر پروژه فردی پیشگام باشد و به موقع دست به کار شود تیم پروژه می تواند بلافاصله یک برنامه ی اضطراری تدوین کند. در این صورت پیش از موعد مقرر مشکل زمان حل خواهد شد. در غیر این صورت تیم پروژه (که هیچ برنامه ی اضطراری ای تدوین نکرده است) نمی تواند کاری انجام بدهد. در حالی که بسیاری از کارها ناتمام مانده است مهلت انجام پروژه به پایان می رسد و مدیر پروژه تازه به فکر مدیریت بحران می افتد. به این ترتیب وقت ارزشمند اعضای تیم به سادگی هدر می رود.مدیریت صحیح ریسک نه تنها احتمال رخ دادن آن بلکه دامنه ی تأثیرات آن را نیز کاهش خواهد داد.سیستم های مدیریت ریسکمدیریت ریسک چیست - مدیر پروژه پیشگامسیستم های مدیریت ریسک علاوه بر شناسایی ریسک ها و تعیین کیفیت شان می توانند تأثیراتی را که بر پروژه می گذارند نیز پیش بینی کنند. پذیرش یا عدم پذیرش ریسک معمولا به سطح تاب آوری (tolerance level) مدیر پروژه بستگی دارد.اگر مدیریت ریسک به طور منظم برای شناسایی مشکلات احتمالی و یافتن راه حل آنها انجام شود به راحتی فرایندهای دیگر ازجمله سازمان دهی برنامه ریزی بودجه و کنترل هزینه را کامل خواهد کرد. مدیر پروژه ای که در این زمینه پیشگام باشد می تواند تا حد زیادی از وقوع اتفاقات غیرمنتظره در طول عمر پروژه پیش گیری کند.مدیریت ریسک یک فرایند مستمر استمدیریت ریسک نه تنها در ابتدای پروژه که باید در سراسر طول عمر پروژه انجام شود. به عنوان مثال اگر مدت زمانی که برای انجام یک پروژه برآورد شده سه ماه است ارزی ریسک حداقل باید در پایان ماه اول و پایان ماه دوم صورت گیرد. در هر مرحله از عمر پروژه باید ریسک های جدید را پس از شناسایی و تعیین کیفیت ارزی و مدیریت کرد.پس از آنکه تیم پروژه تمام ریسک های احتمالی را که ممکن است موفقیت پروژه را به خطر بیندازد شناسایی د حال باید ریسک هایی را که احتمال رخ دادن آنها بیشتر است انتخاب کنند. این انتخاب باید بر اساس تجربیات گذشته آموخته ها اطلاعات موجود و نظایر آنها صورت گیرد.معمولا اوایل کار یک پروژه ریسک های زیادی وجود دارد و هرچه پروژه جلوتر می رود به آن ریسک ها نزدیک تر می شود. بنابراین مدیریت ریسک باید از همان ابتدای کار آغاز شود و پا به پای پروژه پیش برود.نکته ی مهمی که در اینجا وجود دارد این است که به طورکلی فرصت و ریسک در طی برنامه ریزی پروژه (ابتدای چرخه ی عمر پروژه) در سطح نسبتا بالایی باقی می مانند. اما به دلیل اینکه میزان سرمایه گذاری در این مرحله پایین است مقدار مخاطره ی مالی اندک خواهد بود. در مقابل در طی اجرای پروژه سطوح ریسک به تدریج به کمترین میزان خود می رسد چراکه موارد ابهام آمیز کم کم شناسایی می شوند. اما از آنجا که منابع سرمایه گذاری شده ی موردِنیاز برای تکمیل پروژه افزایش می یابد میزان مخاطره ی مالی نیز افزایش می یابد.پاسخ به ریسکپاسخ به ریسک به طور کلی شامل موارد زیر است:اجتناب: از بین بردن ریسک یا تهدیدی خاص با از بین بردن علت آن تعدیل: کاهش ارزش مالی مورد انتظار یک ریسک از طریق کاهش امکان وقوع آن پذیرش: پذیرش عواقب ناشی از ریسک این کار اغلب از طریق توسعه ی یک برنامه ی اضطراری برای رویدادی که ممکن است رخ بدهد صورت می گیرد.برنامه ی اضطراریمدیریت ریسک - برنامه اضطراریبرنامه ای است که در آن اعضای تیم روی فرایند حل مشکل احتمالی کار می کنند. نتیجه ی نهایی طرحی است که درست در لحظه ی وقوع ریسک چاره ساز خواهد بود.هدفی که تیم پروژه برای دستی به آن تلاش می کند توانایی مقابله با موانع و محدودیت هایی است که اجازه نمی دهند کار پروژه (به دلیل اتمام زمان یا بودجه) با موفقیت انجام شود. برنامه ی اضطراری به تیم اطمینان می دهد که اگر در مسیر پیش رو با مشکلاتی مواجه شدند بتوانند به سرعت راه حلی برای آن بیابند و بدون مشکل به کار خود ادامه بدهند.چرا مدیریت ریسک انجام می شود؟مدیریت ریسک هدف اصلی را دنبال می کند:شناسایی ریسک های احتمالی کاهش یا تعدیل ریسک ها فراهم اصول منطقی برای تصمیم گیری بهتر در رابطه با ریسک ها برنامه ریزی.ارزی و مدیریت ریسک ها بهترین راه مبارزه با حوادث ناگوار سر راه پروژه است. با ارزی برنامه برای مشکلات بالقوه و راهبردهایی برای رفع آنها شانس موفقیت تیم بهبود خواهد یافت.با مدیریت صحیح ریسک های با اولویت بالاتر شناسایی می شوند و هزینه های احتمالی ناشی از آنها در طول اجرای پروژه مدیریت خواهند شد.مدیریت ریسک چگونه انجام می شود؟مدیریت ریسک - چگونگی انجام مدیریت ریسک هابرای چگونگی مدیریت ریسک ابتدا باید تمام منابع مختلف ریسک را در نظر گرفت. این منابع بسیار زیادند و نمی توان به سادگی فهرست جامعی از آنها تهیه کرد. اما همین فهرست می تواند یک راهنمای ذهنی اولیه برای تیم پروژه باشد تا با مراجعه به آن بتوانند بخش عمده ای از خطرات ممکن بر سر راه پروژه را شناسایی کنند.منابع مختلف ریسک شامل موارد زیر هستند:بخشی که به مدیریت پروژه مربوط استمدیر ارشد فعالیت مربوطه را به عنوان یک پروژه به رسمیت نمی شناسد پروژه های زیادی هم زمان در دست اقدام هستند تعهدات برنامه غیرممکن است ورودی های عملی در مرحله ی برنامه ریزی وجود ندارد هیچ مسئول کلی اجرای پروژه نیست کنترل ضعیف تغییرات طراحی کنترل ضعیف تغییرات مشتری درک ضعیف از کار مدیر پروژه انتصاب نادرست مدیر پروژه عدم برنامه ریزی و کنترل یکپارچه ی پروژه سازمان قادر به فراهم منابع نیست برنامه ریزی پروژه واقع گرایانه نیست ناتوانی در رسیدگی به هزینه های پروژه وجود تضاد در اولویت های پروژه دفتر سازمان دهی ضعیف پروژه.منابع خارجی . منابع خارجی غیرقابل پیش بینیا امات قانونی پیش بینی نشده بلایای طبیعی اب کاری کارشکنی و اثرات جانبی پیش بینی نشده. . منابع خارجی قابل پیش بینیریسک بازار یا ریسک عملیاتی ریسک اجتماعی ریسک محیطی تورم نوسانات نرخ ارز رسانه ها. . منابع خارجی فنیتغییرات فناوری ریسک های ناشی از فرایند طراحی. . منابع خارجی قانونیتخلف در علائم تجاری و مجوزها شکایت به دلیل نقض قرارداد مشکلات کارگر یا محل کار دعوی قضایی به دلیل قانون مسئولیت های مدنی قانون گذاری.فرایند تجزیه و تحلیل ریسکمدیریت ریسک - تجزیه و تحلیل ریسکفرایند تجزیه و تحلیل ریسک اساسا به فرایند حل مشکل گفته می شود. ابزار کیفیت و ارزی برای تعیین و اولویت بندی ریسک ها به منظور ارزشی و حل و فصل آنها به کار می روند.فرایند تجزیه و تحلیل ریسک به شرح زیر است:شناسایی ریسکدر این مرحله با بررسی فهرستی از منابع خطر احتمالی و همچنین تجربیات تیم پروژه و دانش آنها همه ی خطرات بالقوه شناسایی می شوند با استفاده از یک ابزار سنجش این خطرات باید طبقه بندی و اولویت بندی شوند. تعداد ریسک ها معمولا از ظرفیت زمانی تیم پروژه برای تجزیه و تحلیل آنها و طراحی برنامه ی اضطراری می کند. روند اولویت بندی به آنها کمک می کند تا خطراتی که هم تأثیر بیشتری دارند و هم احتمال وقوع آنها زیاد است مدیریت شوند.ارزی ریسکراه حل سنتی برای مشکلات این گونه است که از شناسایی مشکل به سوی حل آن حرکت می کند. با این حال قبل از تلاش برای اینکه تشخیص داده شود مدیریت ریسک ها چگونه بهتر انجام می شود باید ابتدا علل ریشه ای ریسک های تعیین شده شناسایی شوند. در این راستا ممکن است پرسش های زیر برای تیم پروژه مطرح شود:علل این ریسک ها چه مواردی هستند؟این ریسک ها چگونه می توانند بر پروژه تأثیر بگذارند؟پاسخگویی به ریسکحالا تیم آماده ی شروع روندِ بررسیِ راه حل های ممکن برای مدیریت ریسک یا پیش گیری از وقوع احتمالی آن است. تیم پروژه ممکن است پرسش های زیر را مطرح کند:برای کاهش احتمال وقوع این ریسک ها چه کارهایی می توان انجام داد؟در صورت وقوع ریسک چگونه می توان آن را مدیریت کرد؟تدوین یک برنامه ی اضطراری یا اقدامات پیش گیرانه برای ریسک:تیم پروژه ایده هایی را که برای کاهش یا از بین بردن احتمال وقوع ریسک تعیین شده بودند به وظایف تبدیل خواهد کرد.وظایفی که برای مدیریت ریسک تعیین شده اند به برنامه های اضطراری کوتاه مدت تبدیل می شوند که می توانند کنار گذاشته شوند. هنگامی که ریسک رخ داد این برنامه ها روی کار می آیند و به سرعت اجرا می شوند. در صورت اجرای به موقع این برنامه ها نیازی به مدیریتِ بحرانِ ریسک نخواهد بود.برگرفته از: bia.caبرچسب ها:اصول مدیریتی
امروزه، بیش از گذشته، کلمه ی استارتاپ را می شنویم و نقش آن را در زندگی روزمره به وضوح می بینیم. آیا تاکنون به این فکر افتاده اید که ب وکار خود را راه بیاندازید؟ برای این کار ابتدا باید با انواع استارتاپ آشنا شوید. برای آشنایی با استارتاپ ها، در ادامه ی مطلب همراه ما باشید.مقاله های مرتبط:استارتاپ، ممکن است آرایشگاهی ساده یا شرکتی برجسته و موفق در زمینه ی هوش یا چیزی بین این دو باشد. بسیاری معتقدند استارتاپ ها به سرمایه گذاری های خط ذیر، ان مجرب و آموزش دیده در بهترین مؤسسات آموزشی و مدیران برجسته نیاز دارند اما این طور نیست. در واقع، اکثر استارتاپ های موفق بدون سرمایه گذاری و بودجه ای کلان، با سرعتی ثابت و در عین حال به آرامی رشد می کنند.انواع مختلفی از استارتاپ وجود دارد. اگر در نظر دارید ب وکار خود را داشته باشید، باید در مورد انواع استارتاپ ها بدانید و تفاوت های آنها را درک کنید. به این ترتیب می توانید استارتاپی را که متناسب با ب وکار مورد نظر شما است و با نیازها، شخصیت و سبک زندگی شما هماهنگ است، انتخاب کنید.پرسش های کلیدیپاسخ به این پرسش ها، نوع استارتاپ شما را مشخص می کند. پاسخ های شما، بیشترین تأثیر را در تشخیص و شناسایی نوع استارتاپ شما دارد:پتانسیل رشد و ابعاد استارتاپ ب وکار شما به سرعت رشد خواهد کرد و بزرگ خواهد شد یا آهسته و پیوسته به رشد خود ادامه می دهد؟ ب وکارهایی با سرعت رشد بالا معمولا دارای این ویژگی ها هستند:بازاری با پتانسیل بالا، مثل بازار گوشی های هوشمند یا موتورهای جست وجو؛فناوری نو یا مدل تجاری که به سرعت مورد توجه مشتریان قرار بگیرد؛دارای قابلیت گسترده برای ایجاد تغییر در مقیاس مدل تجارت. معمولا این فناوری است که چنین قابلیتی را ممکن می سازد، به همین دلیل بیشتر استارتاپ هایی که رشد سریع دارند، شرکت های مبتنی بر فناوری هستند؛نیاز به ع العمل و عملکرد سریع به دلیل احتمال ورود رقبای جدید.نیاز به تأمین سرمایهبرای راه اندازی ب وکار خود به چه میزان سرمایه نیاز دارید و چه ی آن را تأمین می کند؟ پاسخ به این سؤال، مهم ترین عامل تعیین کننده ی نوع استارتاپ شماست. استارتاپ هایی که به سرمایه گذاری فراوان افرادی از خارج ب وکار نیاز دارند معمولا دارای این ویژگی ها هستند:عملکرد سریع برای پیش افتادن از رقبا یا ایجاد دارایی ها و امکاناتی مثل سهم بازار یا حق انحصاری که رقیبان را از ورود به بازار دلسرد کند.برای جذب سرمایه خارجی، این ب وکار باید استراتژی وج دقیق و تفصیلی داشته باشد.احتمالا سرمایه گذار(ان) می خواهند از طریق منابع خارجی (مثل شرکت های سرمایه گذاری ریسک پذیر یا شرکت های مدیریت سرمایه گذاری خصوصی) که بر مسیر آتی ب وکار تأثیر و نظارت دارند، در اداره ی شرکت سهیم باشند.تأمین سرمایه و موضوع ساختار تجاری ب وکار باعث می شود این استارتاپ نتواند تجارت «خانوادگی» یا متناسب با «سبک زندگی » باشد.در نظر داشته باشید بین پاسخ های دو پرسش بالا رابطه ی همبستگی وجود دارد. ب وکارهایی با رشد سریع و بازارهای وسیع معمولا نیازمند جذب سرمایه های خارجی زیاد هستند و ل با شیوه ی سرمایه گذاری مخاطره آمیز بودجه ی لازم برای کار خود را فراهم می کنند.انواع استارتاپاستارتاپ ها را می توان به پنج دسته ی زیر تقسیم کرد. در نظر داشته باشید که این فهرست، کامل نیست اما چارچوبی تحلیلی در اختیار شما می گذارد تا با کمک آن ب وکار و استارتاپ خود را ارزی کنید و برای راه اندازی و گسترش آن، تصمیمات درستی بگیرید. ب و کار متناسب با سبک زندگیانواع استارتاپ - ب و کارهای مرتبط با سبک زندگیاین نوع ب وکار به شما امکان می دهد با توجه به شرایط خود کار کنید (تنظیم ساعت و محل کار با خود شماست) با این حال درآمد آن به اندازه ای است که برایتان رضایت بخش باشد. چنین ب و کاری ممکن است بر پایه دانش و تجربیات قبلی مؤسس و پایه گذار خود قرار گیرد و معمولا آغازگر آن فردی بازنشسته از شغلی رده بالاست که از ارتباطات کاری بسیار خوبی بهره مند است. این تجارت به مکانی از خشت و سیمان نیاز ندارد و پایه گذار آن حتی به طور مجازی (مثلا با استفاده از اینترنت و فناوری های ارتباط و همکاری مدرن) هم می تواند فعالیت کند. از نمونه های چنین ب و کارهایی می توان به دفترهای مشاوره ، مثل دفتر مشاوره ی اقتصادی اشاره کرد. ب و کار متناسب با سبک زندگی، ممکن است بر اساس یک سرگرمی یا اشتیاق شکل بگیرد. چنین کارآفرینی، کار خود را دوست دارد و رئیس خودش است. عکاسی حرفه ای، آموزش موج سواری، طراحی وب و سفرنامه نویسی نمونه هایی از ب وکارهایی هستند که بر اساس اشتیاق و کارهای مورد علاقه ی ما شکل می گیرند. این ب و کارها، غالبا یا کارمند ندارند یا تعداد کمی کارمند دارند که به امور فرد مؤسس رسیدگی می کنند.چنین ب وکارهایی به ندرت به شرکت های بزرگ و روبه رشد با تعداد زیادی کارمند تبدیل می شوند ولی معمولا کارآفرینان، از چنین ب وکارهایی احساس رضایت می کنند چرا که می توانند در کنار کار و فعالیت، سبک زندگی خود را نیز حفظ کنند. ب وکارهای کوچک و سنتیانواع استارتاپ - ب وکارهای کوچک سنتیدر دنیای امروز، تعداد بسیار زیادی از کارآفرینان در گروهی قرار دارند که بهترین نام برای آن، گروه ب و کارهای کوچک و سنتی است. این دسته بندی شامل ب و کارهایی معمولا پایدار هستند اما میزان رشد و افزایش سود آنها، نسبت به بسیاری از ب وکارها کمتر است. فروشگاه های مواد غذایی، آرایشگاه ها، دفاتر مشاوره، شرکت های آی تی، شرکت های بیمه، دفترهای عرضه ی خدمات اینترنت، نجاری، لوله کشی، برق کاری و مواردی از این دست، نمونه هایی از ب و کارهای کوچک سنتی هستند.فرانشیز یکی دیگر از نمونه های رایج این نوع ب وکار است که به یک شرکت اختیار می دهد تا تولیدات و یا فراورده های شرکت دیگر را بفروشد و در برابر آن مبلغی دریافت کند. فرانشیز برای کارآفرینانی مناسب است که به دنبال ساختار، راهنمایی و حمایت های بازاری هستند. این نوع ب وکار نیاز به سرمایه گذاری ابت و مشتریان وفادار بسیار دارد که همیشه برای یدهای خود به این شرکت بازگردند. البته فرانشیز، جایگزینی عالی برای کارآفرینانی است که تجربه ی کمی در راه اندازی استارتاپ ها دارند اما می توانند سرمایه ی مورد نیاز برای چنین ب وکاری را تأمین کنند.هدف بیشتر ب وکارهای کوچک، رشد و تبدیل شدن به تجارتی بزرگ نیست بلکه معمولا صاحبان چنین مشاغلی، می خواهند ب وکار خود را داشته باشند و مخارج خانواده ی خود را تأمین کنند. بنابراین، این ب وکارها، سود قابل توجه و زیادی ندارند به خصوص اگر صاحبان ب وکار، برای خود بر اساس نرخ حقوق بازار، حقوق و مزایا در نظر بگیرند. تنها سرمایه ی آنان، پس اندازها، وام های بانکی یا مبالغی است که از دوستان و آشنایان قرض می گیرند. صاحبان ب وکارهای کوچک، میلیاردر نمی شوند و در رسانه ها به شهرت نمی رسند، اما در مجموع، این ب وکارها را بیشتر می توان کارآفرینی نامید چرا که مشاغل محلی بیشتری در جوامع مختلف ایجاد می کند. ب وکارهایی با سرمایه گذاری شخصیانواع استارتاپ - ب وکارهایی با سرمایه گذاری شخصی ب وکاری که آشکارا با هدف رشد و تبدیل شدن به شرکتی بزرگ بدون استفاده از سرمایه ی خارجی کار خود را آغاز می کند، در این دسته قرار می گیرد. در چنین ب و کارهایی، هزینه های استارتاپ و سرمایه های مورد نیاز آن از منابع، اعتبارات و دارایی های شخصی تأمین می شود. کارآفرینان نباید از طریق فروش سهام، منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین کنند زیرا تنها در این صورت می توانند کنترل کامل ب وکار خود را در دست داشته باشند. این نوع تجارت را افرادی آغاز می کنند که به طور مستقل دارای ثروت و دارایی قابل توجه هستند یا تجربه ای موفق در راه اندازی استارتاپ های دیگر داشته اند و قصد دارند ایده های بعدی خود را دنبال کنند.توجه داشته باشید ب و کاری که در این دسته بندی قرار می گیرد ممکن است در آینده، وقتی ب و کار به اندازه ی کافی توسعه یافت و به ارزش بالایی در بازار دست پیدا کرد، به دنبال سرمایه ی خارجی باشد. اما این نوع ب وکارها برای راه اندازی و آغاز به کار، به سرمایه خارجی وابسته نیستند و کارآفرین با سرمایه ی شخصی خود می تواند کار را آغاز کند، و این نکته ، وجه تمایز اصلی این نوع تجارت است.استارتاپ های مقیاس پذیر و مبتنی بر سرمایه گذاری خارجیانواع استارتاپ - استارتاپ های مقیاس پذیر مبتنی بر سرمایه گذاری خارجیاین گروه به درستی خصوصیات استارتاپ های فناوری «سیلی ولی» (silicon valley) را شرح می دهند؛ استارتاپ هایی چون ، اوبر، کلودرا نمونه هایی از این نوع گروه هستند. پایه گذاران این استارتاپ ها اعتقاد دارند ایده ی آنها، دنیا را تغییر خواهد داد. آنها می خواهند به سرعت ایده های خود را اجرا کنند و برای این کار به حجم زیادی از سرمایه نیاز دارند. برخلاف کارآفرینان ب وکارهای کوچک، در چنین ب وکارهایی، پایه گذاران استارتاپ ها، صرفا به دنبال ب درآمد برای گذران زندگی نیستند؛ آنان می خواهند شرکتی بسازند که علاوه بر ارزش بالای مادی، به شهرت جهانی دست یابد و برای سرمایه گذاران و بنیان گذارانش، سود فراوان به دنبال داشته باشد.استارتاپ های مقیاس پذیر، نیاز دارند سرمایه را به خطر بیاندازند تا بتوانند بودجه ی لازم برای تحقیق در مورد مدل ب و کار خود را تأمین کنند. آنها بهترین و موفق ترین کارکنان را جذب می کنند. وقتی به سرمایه ی کافی دست یابند، به خاطر تمرکزشان بر مقیاس و اندازه ی تجارت خود، نیاز دارند باز هم سرمایه را به خطر بیاندازند تا بتوانند سریع رشد کنند. چنین سرمایه گذاری های پرمخاطره ای یا کاملا موفق می شوند یا ش ت می خورند و مقدار زیادی سرمایه را هدر می دهند.از ویژگی های این استارتاپ ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:پتانسیل بالای بازار هدف؛داشتن ایده ی نوین یا مدل جدید ب و کار؛مدل ب وکار بسیار مقیاس پذیر؛قابلیت عملکرد سریع برای پیش افتادن از رقبا که نیازمند تحقیق و توسعه و استعدادی است؛سرمایه ی خارجی قابل توجه؛ساختار سرمایه ای پیچیده در جریان چندین دور سرمایه پذیری؛اداره ی تجارت بدون کنترل مؤسسان و پایه گذاران؛موفقیت یا ش ت بزرگ؛نیاز به روابط عمومی قوی و پوشش گسترده در رسانه ها.استارتاپ ها یا شرکت های هدف (acquisition targets)انواع استارتاپ - استارتاپ ها یا شرکت های هدف این نوع استارتاپ به نحوی طراحی می شود که در آینده به شرکتی بزرگ تر س شود. این ب وکارها با نوع قبلی استارتاپ ها ویژگی های مشترک، و یک تفاوت کوچک دارد: بازار هدف آنها، کوچک تر است. استارتاپ های این گروه غالبا می کوشند تا یک مدل تجاری موفق را در سطح جهان یا در داخل کشور اجرا کنند.در پنج سال اخیر، هزینه های راه اندازی استارتاپ های فناوری کاهش یافته است. بسیاری از این استارتاپ ها، از روش سرمایه گذاری های جمعی و فرشته (crowd or angel funding) بهره می برند، و سرمایه گذاری های خط ذیر سنتی را کنار می گذارند. در برخی موارد، در حالی که توانایی ایجاد ب وکاری بزرگ و ارزشمند وجود دارد، نبود سرمایه گذاران خط ذیر سنتی، باعث می شود فشار دستی به اه رفیع در زمینه ی نقدینگی از بین برود و شرکت از آن فاصله بگیرد. این دسته از استارتاپ ها احتمالا به یک شرکت بزرگ تر فروخته می شوند.ویژگی های این استارتاپ :نسبتا کوچک است ولی بازارهای کاملا تعریف شده و معین دارد. در آمد آنها به جای میلیاردها دلار، میلیون ها دلار است.مکمل ب وکارهای بزرگ دیگر است.گاهی شرکت های بزرگ تر و یدار این استارتاپ ها، آنها را به مرکز تحقیق و توسعه شرکت خود تبدیل می کنند. شرکت های بزرگ که به دنبال ید استارتاپ های کوچک هستند، مدل های ناشناخته ی ب وکار را امتحان می کنند. آنها از این استارتاپ های کوچک تر به عنوان مکانی موقتی برای اجرای ایده های خود بهره می برند تا به یک مدل ب وکار مقیاس پذیر و قابل تکرار دست پیدا کنند بدون اینکه به سرمایه و شرکت اصلی، لطمه ای وارد شود و خطری آن را تهدید کند.اگر صاحبان یک استارتاپ مقیاس پذیر مبتنی بر سرمایه گذاری خارجی به این نتیجه برسند که پتانسیل بازار برای این ب وکار آن طور که در ابتدا فکر می د، بزرگ و پرسود نیست، ممکن است در نهایت به این نوع استارتاپ تبدیل شوند.برگرفته از: startupdecisionsبرچسب ها:کارآفرینی
اتاق خبر 24: ریسک های مالی یکی از اصلی ترین نگرانی های هر ب و کار در سراسر حوزه ها و جغرافیاهاست. قبل از درک تکنیک های موجود برای کنترل و شکل دهی مدیریت ریسک، بسیار مهم است که بدانید ریسک چیست و انواع ریسک ها را شناخته و بتوانید انواع آن ها را از هم تمییز دهید.
ریسک های مالی یکی از اصلی ترین نگرانی های هر ب و کار در سراسر حوزه ها و جغرافیاهاست. قبل از درک تکنیک های موجود برای کنترل و شکل دهی مدیریت ریسک، بسیار مهم است که بدانید ریسک چیست و انواع ریسک ها را شناخته و بتوانید انواع آن ها را از هم تمییز دهید.ریسک های مالی و انواع آنریسک و انواع آنریسک را می توانیم شانس وقوع پیامدی غیرمنتظره یا منفی تعریف کنیم. هر عمل یا فعالیتی که ما را به سمت زیان سوق دهد، می تواند ریسک قلمداد شود. در دنیای کنونی انواع گوناگونی از ریسک وجود دارد که یک بنگاه ممکن است با آن مواجه شود و باید بتواند آن را از سر بگذراند. در بسیاری مواقع ریسک ها را می توان به سه گروه دسته بندی کرد: ریسک های تجاری، ریسک های مالی و ریسک های غیرتجاری.ریسک های تجاری (ریسک ب و کار): این نوع ریسک از سوی شرکت های تجاری خود به منظور حداکثر سود و ارزش سهام انجام می گیرد. برای مثال شرکت ها ریسک هایی با هزینه های بسیار بالا را در امر بازاری برای تولید و فروش محصولات جدید به بازار برعهده می گیرند.ریسک های غیرتجاری: درواقع این نوع ریسک ها تحت کنترل شرکت ها نیست. ریسک های ناشی از عدم تعادل اقتصادی و را می توان ریسک های غیرتجاری نامید.ریسک های مالی: ریسک های مالی در اصطلاح مخاطراتی را نشان می دهد که وقوعشان می توانند موجب خسارت های مالی برای شرکت شود. ریسک های مالی عمدتا از بی ثباتی و زیان در بازارهای مالی به علت تغییرات قیمت سهام و ارزها و نرخ بهره و... ناشی می شود.
انواع ریسک های مالیریسک مالی یکی از ریسک های ارجح برای هر ب و کار به حساب می آید. ریسک های مالی ناشی از حرکات بازار است و حرکات بازار نیز می تواند ناشی از عوامل گوناگونی باشد. بر این اساس ریسک مالی را می تواند به گروه های متنوعی از جمله ریسک بازار، ریسک اعتباری، ریسک نقدشوندگی، ریسک عملیاتی و ریسک حقوقی تقسیم بندی کرد. این نوع ریسک ناشی از تغییر در قیمت ابزارهای مالی است. ریسک بازار را می توان به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم تقسیم بندی کرد. ریسک مستقیم ناشی از تغییر قیمت سهام، نرخ بهره و... است.ریسک اعتباریریسکی است که از «اتفاقی اعتباری» به وجود می آید. تاریخ نشان می دهد این ریسک معمولا در اوراق قرضه واقع می شد؛ بدین صورت که قرض دهندگان از بازپرداخت وامی که به قرض گیرنده داده بودند، نگران بوده اند. به همین خاطر گاهی اوقات ریسک اعتباری را «ریسک نکول» هم می گویند. ریسک اعتباری از این واقعیت ریشه می گیرد که طرف قرارداد، نتواند یا نخواهد تعهدات قرارداد را انجام دهد. تاثیر این ریسک با هزینه جایگزینی وجه نقد ناشی از نکول طرف قرارداد سنجیده می شود.ضررهای ناشی از ریسک اعتباری ممکن است قبل از وقوع نکول واقعی طرف قرارداد رخ دهند. به طور کلی تر ریسک اعتباری را می توان ضرر محتمل که در اثر رخدادی اعتباری اتفاق می افتد، بیان کرد. رخداد اعتباری زمانی واقعی می شود که توانایی طرف قرارداد در تکمیل تعهداتش تغییر کند. ریسک اعتباری یکی از مهم ترین عوامل تولید ریسک در بانک ها و شرکت های مالی است. این ریسک از این جهت ناشی می شود که دریافت کنندگان تسهیلات توانایی بازپرداخت اقساط بدهی خود را به بانک نداشته باشند.
ریسک نقدشوندگیدر علوم مالی ریسک نقدشوندگی را نمی توان همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. اصولا سرمایه گذاران، نقدشوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار می دهند که بتوانند دارایی را سریعا ب ند یا بفروشند، بدون آن که قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود و از همین دیدگاه است که می گویند دارایی مذکور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر ید و فروش دارایی سریع تر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کم تر می شود. نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکت های کوچک سرمایه گذاری کند که برای ید یا فروش آن ها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و گاهی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر کند.ریسک عملیاتیریسک عملیاتی عموما ناشی از اشتباه های انسانی یا اتفاقات و خطای تکنیکی تعریف می شود. این ریسک شامل تقلب (موقعیتی که معامله گرها اطلاعات غلط می دهند)، اشتباه های مدیریتی و کاستی کنترل می شود. خطای تکنیکی ممکن است ناشی از نقص در اطلاعات پردازش معاملات، سیستم های جا به جایی یا به طور کلی هر مشکل دیگری باشد که در سطح سازمان روی می دهد. ریسک های عملیاتی ممکن است منجر به ریسک های اعتباری و بازاری شوند. برای مثال اشتباه عملیاتی در معامله تجاری مانند عدم انجام جا به جایی ممکن است ریسک بازار یا ریسک اعتباری ایجاد کند؛ زیرا هزینه آن به تغییر قیمت بازار وابسته است. از این رو مدت این ریسک نیاز مبرم همه موسسات مالی اعم از بانک ها، موسسات اعتباری، بیمه ها و... است.ریسک قانونیریسک قانونی زمانی مطرح می شود که یک معامله از نظر قانونی انجام پذیر نباشد. ریسک قانونی در کل با ریسک اعتباری مرتبط است؛ زیرا طرفین معامله در صورت زیان در معامله به دنبال بستر قانونی برای زیر سوال بردن اعتبار معامله می گردند.این ریسک می تواند به صورت شکایت سهام داران علیه شرکتی که ضررده باشد، ظاهر می شود. ریسک های قانونی از طریق سیاست هایی کنترل می شود که قسمت حقوقی موسسه با مشاوره مدیر ریسک و مدیریت سطح بالا اعمال می کند. موسسات باید مطمئن باشند قراردادها با طرفین قابلیت اجرا را دارد. با این حال وقتی پای زیان های بزرگ در میان باشد کشمکش های هزینه بر به وجود می آید، زیرا منافع زیادی درگیر است.منبع: دنیای اقتصاد
استارتاپ ها با مشکلات زیادی روبه رو هستند و نداشتن سرمایه تنها دلیل ش ت نیست. گاهی اوقات استارتاپ ها با وجود سرمایه ی زیاد باز هم نمی توانند موفق شوند. ۵۵آنلاین :هرجا زندگی وجود داشته باشد مرگ معنا پیدا می کند و سیلی ولی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این روزها بازار استارتاپ ها حس داغ شده است و به هر مرکز شتاب دهنده ای که مراجعه کنید، می بینید هر تیم با لباس های ی ان مشغول کار روی ایده ی خود هستند. البته در این میان تیم هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف نتوانسته اند به کار خود ادامه دهند و با گذاشتن یک یادداشت خداحافظی محل کار را ترک کرده اند. در این مقاله ی زومیت به معرفی ۱۰ استارتاپی می پردازیم که با وجود جذب سرمایه ی بالا، بازهم به دلایل مختلف نتوانسته اند در سال ۲۰۱۷ دوام بیاورند و ش ت خوردند. این شرکت ها در مجموع ۱.۶۹۵ میلیارد دلار بودجه جذب د؛ اما سرمایه گذاران آن دیگر هیچ امیدی به بازگشت پولشان ندارند.وب سایت استارتاپ beepi در زمینه ی ید و فروش ماشین فعالیت داشت و یداران و فروشندگان ماشین دست دوم را در کنار یکدیگر جمع می کرد. هر دو شرکت fair و dgdg قصد داشتند این استارتاپ را یداری کنند؛ اما بعد از مدتی تصمیمشان عوض شد. در نهایت بودجه ی استارتاپ به پایان رسید و به فعالیت خود پایان داد.۲- استارتاپ quixey: از سال ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱۳۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۶۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ موتور جستجویی برای اپلیکیشن ها ارائه داده بود. این موتور جستجوی موبایل که اطلاعات مورد نیازش را از اپلیکیشن ها جمع آوری می کرد، مجبور شد تا پایان ماه فوریه اغلب کارمندان خود را ا اج کند. این شرکت مدیرعامل خود را در مارس ۲۰۱۶ عوض کرد؛ اما نتوانست جایگاه خودش را پیدا کند و به درآمد ثابتی برسد.۳- استارتاپ yik yak: از سال ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۷۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۴۰۰ میلیون دلاراپلیکیشن این استارتاپ در زمینه شبکه های اجتماعی فعالیت می کرد. این اپلیکیشن با اینکه توانسته بود در میان دانشجویان چند محبوب شود، در ماه آوریل به فعالیت خود پایان داد. ظاهرا این اپلیکیشن نتوانست کاربران را برای طولانی مدت راضی نگه دارد. چند روز قبل از بسته شدن این استارتاپ، یک شرکت مرتبط با امور مالی تیم ی آن را به مبلغ سه میلیون دلار یداری کرد.۴- استارتاپ maple: از سال ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۲۹ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۵ میلیون دلاراستارتاپ maple در نیویورک راه اندازی شد و در زمینه ی تحویل غذا به مشتری ها فعالیت می کرد. این استارتاپ در آغاز فعالیت خود از طرف دیوید چنگ، سرآشپز و بنیان گذار رستوران های زنجیره ای و سطح بالای momo u حمایت می شد و بسیار پرطرفدار بود. این اپلیکیشن خدمات خاصی داشت و امکان پرداخت انعام و هزینه ی حمل را نیز برای کاربران مهیا کرده بود؛ همچنین همراه سفارش، نوعی شیرینی خوشمزه ی رایگان برای کاربران ارسال می شد. مشتری ها زمانی متوجه تغییرات اساسی شدند که مشاهده د شیرینی های واقعی جای خود را به تصویری از شیرینی داده اند. برخی از تیم های این استارتاپ توسط deliveroo، خدمات تحویل غذای انگلیسی یداری شدند.۵- استارتاپ sprig: از سال ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۵۷ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۰ میلیون دلاراین استارتاپ نیز در زمینه ی تحویل غذا فعالیت می کرد. هدف استارتاپ ارائه ی غذای باکیفیت در کم تر از ۱۵ دقیقه به مشتری و استفاده از منابع غذایی محلی بود. اما مدل ب و کار این استارتاپ در مقایسه با رقبای خود مانند seamless، از پایداری کم تری برخوردار بود. مدیرعامل این استارتاپ بعد از پایان دادن به فعالیت های خود در وب سایت نوشت: «فرآیند تولید مواد غذایی و تحویل به موقع و منظم چالش بزرگی برای ما بود.»۶- استارتاپ hello: از سال ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۴۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ دستگاه هایی به نام hello به مشتریان عرضه می کرد تا الگوی خواب آن ها را زیر نظر داشته باشد. این دستگاه ها طوری طراحی شده بودند که نیازی نبود به مچ دست بسته شوند و با قرار گرفتن در اتاق، الگوی خواب کاربر را دریافت می د. این استارتاپ نیز نتوانست یدار پیدا کند و درنهایت به فعالیت های خود پایان داد. استارتاپ hello در kickstarter راه اندازی شد و حتی محصول آن در ده فروشی ها عرضه شد؛ اما این موفقیت ها هم نتوانستند به دوام استارتاپ کمکی کنند.۷- استارتاپ jawbone: از سال ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱ میلیارد دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳ میلیارد دلاراستارتاپ jawbone پیشگام در عرضه ی دستگاه های پوشیدنی بود و در زمینه ی ردیاب های تناسب اندام و بلندگوهای قابل حمل فعالیت می کرد؛ اما در پرداخت هزینه به فروشندگان موفق نبود. این استارتاپ در ماه جولای امسال تعطیل شد و دارایی های خود را فروخت. بعد از این ماجرا حسین رحمان، بنیان گذار و مدیرعامل این استارتاپ، شرکت دیگری را با نام مرکز سلامتی jawbone در زمینه ی ارائه ی سخت افزار و نر افزار مرتبط با سلامتی راه اندازی کرد.۸- استارتاپ juicero: از سال ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱۱۸.۵ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۲۷۰ میلیون دلارشرکت دستگاه های آب میوه گیری juicero در سال ۲۰۱۳ سرمایه جذب کرد؛ اما محصول خود را در سال ۲۰۱۶ به بازار ارائه داد. یک سال بعد از ورود این دستگاه به بازار، سرمایه گذاران به بزرگ ترین راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری پی بردند و متوجه شدند که آب میوه گیری های ۴۰۰ دلاری این شرکت عملکرد موفقی در خالی پاکت ندارند و با فشار دست خالی می شوند. بنابراین شرکت نتوانست سرمایه ی جدیدی از طرف سرمایه گذاران دریافت کند و از نظر مالی با مشکل روبه رو شد.۹- استارتاپ tr: از سال ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۴۴ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۷۰ میلیون دلارخدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که کدام بازی را چه مدت زمانی انجام داده است. tr بعد از گذشت تقریبا یک دهه، به شبکه ی اجتماعی مخصوص عاشقان بازی تبدیل شده بود. خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که دوستانش چه بازی هایی انجام می دهند و به آن ها کمک می کرد که از راه دور با یکدیگر بازی کنند. بعد از گذشت مدتی شرکت های دیگر نیز خدمات مشابهی ارائه دادند. از طرفی استارتاپ tr نتوانست همکاری خودش را با شرکت amd سازنده ی پردازنده ی کامپیوتر ادامه دهد و در نهایت ش ت خورد.۱۰- استارتاپ doppler labs: از سال ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۵۱ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۲۳۵ میلیون دلاراین استارتاپ با ارائه ی هدفون هوشمند و وایرلس توانست نظر سرمایه گذاران را به خود جلب کند. این هدفون سر و صدای شهری را حذف می کرد؛ اما مکالمات عادی به راحتی برای کاربر قابل شنیدن بودند. این محصول حریف های بزرگی مانند airpods شرکت اپل و pixel buds شرکت گوگل داشت؛ اما سرعت فروش پایین بود و شرکت نتوانست ماندگاری خود را در بازار ب و کار تضمین کند.۱۱- استارتاپ luxe: بعد از بسته شدن دوباره به زندگی بازگشتسرمایه ی جذب شده: ۷۵ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۱۱۰ میلیون دلاراستارتاپ luxe در زمینه ی ارائه ی خدمات پارکینگ فعالیت می کرد و امسال نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این شرکت بعد از یداری چند گاراژ پارکینگ اپلیکیشن خود را در ماه آوریل بست و به طور موقت خدمات سنتی دیگری را به کاربران خود ارائه می داد. این شرکت با تغییر دادن موضوع فعالیت محصول اصلی و دامن زدن به شایعه هایی مانند یداری شدن توسط اوبر مشتری ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا اینکه در سپتامبر امسال توسط شرکت سوئدی ولوو یداری شد. اطلاعات بیشتری از جزئیات معامله منتشر نشده است؛ اما مطمئنا شرایط آن به اندازه ای خوب بوده که توانسته است سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ۷۵ میلیون دلاری تشویق کند.
ریسک مرتبط با احتمال تی شدن صنایع، اعمال نامطلوب حکومت یا تغییرات اجتماعی که به از دست رفتن ارزش منجر بشود ریسک اجتماعی یا نامیده می شود. ریسک های قانون گذاری مرتبط با نرخ های بهره نیز می توانند جزءِ ریسک های قانون گذاری به حساب بیاینداقتصاد گردان - ریسک تجاری، نرخ بهره، مالیات و بازار؛ از جمله یازده ریسک مهمی هستند که می توانند سرمایه گذاری ها را تهدید کنند.به گزارش ایبِنا، ۱۱ ریسک مهم در سرمایه گذاری ها وجود دارد که ممکن است سرمایه شما را با مخاطره مواجه کند.ریسک نرخ بهره (interest rate risk)ریسک نرخ بهره احتمال افت ارزش اوراق بدهی با نرخ ثابت است که بر اثر افزایش نرخ تورم اتفاق می افتد. هر زمان که سرمایه گذاران اوراق بهاداری ب ند که سودی با نرخ ثابت دارد، سرمایه شان را در معرض ریسک نرخ بهره قرار داده اند. این مسئله برای اوراق قرضه و همچنین سهام ممتاز مصداق دارد.ریسک تجاری (business risk)ریسک تجاری میزان ریسکی است که با اوراق بهادارِ به خصوصی مرتبط است. این ریسک را با نام ریسک غیرسیستماتیک نیز می شناسند که به ریسک مرتبط با صادرکننده به خصوص یک اوراق بهادار ارتباط دارد. به طور کلی همه ب و کارها در یک صنعت دارای نوع ی انی از ریسک تجاری هستند. اما ریسک تجاری در مورد هر ب و کار به احتمال ورش تگی مالی صادر کننده سهم یا ورق قرضه آن ب و کار اشاره دارد. یک راه متداول برای اجتناب از ریسک غیرسیستماتیک ایجاد تنوع در سرمایه گذاری است؛ یعنی ید سهم از صندوق های سرمایه گذاری مشترکی که اوراق بهادار شرکت های متنوع بسیاری را در سبد سرمایه گذاری شان دارند.ریسک اعتباری (credit risk)این ریسک به احتمال عدم توانایی صادرکننده اوراق قرضه برای پرداخت نرخ سود مورد انتظار و/یا بازپرداخت اصل پول اشاره می کند. معمولا هرچه ریسک اعتباری بالاتر باشد نرخ بهره ی اوراق نیز بالاتر خواهد بود.ریسک مالیات پذیری (taxability risk)ریسک مالیات پذیری به ریسک اوراق قرضه ای اشاره دارد که در ابتدا با فرض معاف بودن از مالیات صادر می شوند اما ممکن است پیش از فرا رسیدن موعد سررسید، تغییر وضعیت بدهند و شامل پرداخت مالیات بشوند. از آنجا که اوراق قرضه معاف از مالیات نرخ بهره پایین تری نسبت به انواع دیگر این اوراق دارند، دارندگان آنها در صورت بالفعل شدن ریسک مالیات پذیری، بازدهی کمتری نسبت به ح اولیه (معاف بودن از پرداخت مالیات) دریافت خواهند کرد.ریسک استرداد (call risk)ریسک استرداد مختص اوراق قرضه است و به احتمال استرداد اوراق قرضه پیش از موعد سررسید آن اشاره دارد. ریسک استرداد معمولا در کنار ریسک سرمایه گذاری مجدد مطرح می شود، که کمی بعد به آن می پردازیم، زیرا دارنده اوراق قرضه در این مرحله باید بفهمد کدام سرمایه گذاری مقدار برابری سود و ریسک را برای او به همراه خواهد آورد. ریسک استرداد اغلب زمانی محتمل تر است که نرخ تورم رو به کاهش باشد. در چنین شرایطی شرکت ها سعی می کنند با جمع آوری اوراق قرضه منتشر شده شان و سپس انتشار اوراقی که نرخ بهره پایین تری دارند؛ پول کمتری از دست بدهند. در شرایط کاهش نرخ بهره سرمایه گذاران معمولا مجبورند ریسک بیشتری را برای به دست آوردن جریان درآمدی ی ان با گذشته متحمل بشوند.ریسک تورم (inflationary risk)ریسک تورم یا ریسک قدرت ید به احتمال کاهش ارزش یک دارایی یا درآمد بر اثر افت ارزش واحد پولی یک کشور اشاره دارد. به زبان دیگر ریسک تورم ریسک تورم اقتصادی در آینده است که طی آن قدرت ید پول جاری که از یک سرمایه گذاری به دست می آید افت پیدا می کند. بهترین راه کاهش این ریسک سرمایه گذاری های سنجش پذیر (appreciable investments) مانند سهام یا اوراق قرضه قابل تبدیل است که از نوعی مؤلفه رشد برخوردارند که در طولانی مدت از تورم پیشی می گیرد.ریسک نقدینگی (liquidity risk)ریسک نقدینگی به این احتمال اشاره دارد که یک سرمایه گذار ممکن است در زمان مورد نیاز و به اندازه ی کافی نتواند ید یا فروش انجام بدهد زیرا در فرصت های سرمایه گذاری برای ید و فروش محدودیت وجود دارد. فروش املاک و مستغلات مثالی خوب برای تشریح ریسک نقدینگی هستند. برخلاف اوراق قرضه تی یا سهام بلوچیپ (blue chip) که از شهرت و اطمینان شرکت های معتبر و بزرگ برخوردار هستند و ریسک نقدینگی پایین دارند (به سرعت به فروش می روند) اغلب اوقات فروش املاک و مستغلات در لحظه ی مورد نیاز، دشوار است.ریسک بازار (market risk)ریسک بازار یا ریسک سیستماتیک نوعی ریسک است که تمام اوراق بهادار را به شیوه ای ی ان تحت تأثیر قرار می دهد. به زبان دیگر این ریسک در اثر عواملی به وجود می آید که نمی توان آن را با تنوع بخشی به سرمایه گذاری کنترل کرد. این عوامل در حقیقت برآیند متغیرهای اقتصاد کلان هستند که خارج از کنترل سرمایه گذار است مانند: سیاست گذاری ت، نرخ بیکاری، تغییرات نرخ ارز، تورم، تولید ناخالص ملی و …ریسک سرمایه گذاری مجدد (reinvestment risk)در شرایط کاهش نرخ تورم، دارندگان اوراق بهادار که موعد سررسیدشان نزدیک است یا برای تحویل اوراق بدهی احضار شده اند، با انتخ سخت برای سرمایه گذاری روی اوراقی روبرو هستند که بتوانند نرخ بهره ای مساوی یا بیشتری از اوراق تحویل شده برای شان به ارمغان بیاورد. برای این منظور آنها غالبا مجبورند اوراقی را یداری کنند که مانند گذشته سود عایدشان نمی کنند؛ مگر اینکه ریسک اعتباری یا ریسک بازار بیشتری را متحمل شوند و اوراقی را یداری کنند که از اعتبار کمتری برخوردارند.این شرایط به ریسک سرمایه گذاری مجدد معروف است: این ریسک در شرایطی به وجود می آید که در آن کاهش نرخ تورم به افت ارزش پول به دست آمده از یک سرمایه گذاری منتهی می شود و موجب می شود که اصل و سود سرمایه مجددا با نرخ بهره ای کمتر سرمایه گذاری شود.ریسک اجتماعی، ، قانون گذاری (social/political / legislative risk)ریسک مرتبط با احتمال تی شدن صنایع، اعمال نامطلوب حکومت یا تغییرات اجتماعی که به از دست رفتن ارزش منجر بشود ریسک اجتماعی یا نامیده می شود. ریسک های قانون گذاری مرتبط با نرخ های بهره نیز می توانند جزءِ ریسک های قانون گذاری به حساب بیایند.ریسک نرخ ارز (currency/exchange rate risk)ریسک نرخ ارز، ریسک ناشی از تبدیل واحد پول به یک واحد پولی دیگر است. نوسانات دائمی نرخ ارز خارجی که سرمایه گذاری در آنجا انجام شده در برابر نرخ پول داخلی ممکن است ارزش یک دارایی را با ریسک بالاتری روبرو کند. برای سرمایه گذاری در کشورهای خارجی نیاز است این تفاوت نرخ ارز در دو کشور مدنظر قرار بگیرد. این ریسک به خصوص زمانی افزایش می یابد که واحد پول کشوری به خصوص به مقدار قابل توجه افت پیدا کند، در این ح تمام سرمایه گذاری های خارجی انجام شده در آن کشور نیز دستخوش این افت خواهند شد. به همین منوال در صورتی که واحد پول کشور یک سرمایه گذار افت کند سرمایه گذاری خارجی برای او سودآور خواهد بود.