پومپئو خارجه و یک زن رئیس سیا می شوند

نوشت: یک مأمور سیا آرام به در اتاق هتل کوبید. پس از نطق های اصلی، پنل های بحث و شام، شرکت کنندگان همایش برای استراحت شبانه رفته بودند. رصد سمعی و بصری اتاق نشان می داد عوامل پاسداران انقلاب ی که مراقب دانشمندان هسته ای بودند، خو ده اند، ولی او هنوز بیدار بود. او با اطمینان خاطر، به تنهایی در را باز کرد.دانشمند هسته ای جاسوسی سیابه روایت یک فرد آشنا با این واقعه که حدود یک دهه پیش رُخ داد، آژانس۱ ماه ها زمینه سازی کرده بود. آژانس از طریق یک شرکت صوری تجاری، بودجه و سامان دهی همایش در یک مرکز پژوهش علمی خارجی را ترتیب داده بود که شک و تردیدی برنمی انگیخت، سخنرانان و مهمانان را دعوت کرده بود، و مأموران خود را بین خدمتکاران آشپزخانه و دیگر کارمندان جا داده بود، فقط به این خاطر که بتواند آن کارشناس هسته ای را به خارج از ایران بکشاند، چند دقیقه او را از نگهبانانش جدا کند، و رودررو به او پیشنهادی بدهد. در دقایق آ یک مانع می رفت که برنامه ها را به هم بریزد: هدف هتلش را عوض کرد چون هتل توصیه شدۀ کنفرانس ۷۵ دلار گران تر از آن رقمی بود که بالادستی های او در ایران حاضر بودند پول بدهد.آن مأمور سیا برای نشان دادن صمیمیت و حسن نیتش، دست روی قلبش گذاشت و گفت: «سلام حبیبی! من از سیا آمده ام، و می خواهم با من سوار یک هواپیما بشوید و به ایالات متحده بیایید.» مأمور سیا می توانست واکنش های آن ایرانی را روی صورتش بخواند: مخلوطی از شوک، ترس و کنجکاوی. بنا به تجربۀ پیشین خود با پناهندگان، می دانست هزاران سؤال به ذهن آن دانشمند هجوم آورده اند: خانواده ام چه می شود؟ چطور از من حفاظت می کنید؟ کجا زندگی خواهم کرد؟ چطور امرار معاش کنم؟ چطور ویزا بگیرم؟ وقت دارم چمدانم را ببندم؟ اگر بگویم نه، چه می شود؟همین که دانشمند آمد تا سؤال اول را بپرسد، عنصر سیا وسط حرفش پرید و گفت: «اول سطل را یخ بردارید.»«چرا؟»«اگر نگهبان ها بیدار شدند، می توانید بگویید که می خواهید یخ بیاورید.»سیا میلیون ها دلار برای همایش های علمی صرف می کندسیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و انه ترین نفوذ به تشکیلات ی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است. هدفش وسوسۀ دانشمندان ایرانی به بیرون کشاندن آن ها از وطن شان به جایی بود که بتوان به آن ها دسترسی داشت، جایی که افسران اطلاعاتی اش بتوانند تک به تک سراغ شان بروند و برای پناهندگی روی آن ها فشار بیاورند. به بیان دیگر، آژانس راهی یافته بود تا توسعۀ سلاح های هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد: بهره گیری از وجهۀ بین المللی تشکیلات ی، و گذاشتن یک کلاه بزرگ سر نهادهایی که میزبان همایش ها بودند و انی که در آن ها شرکت و سخنرانی می د. روح شرکت کنندگان همایش هم خبر نداشت که بازیگر نمایشی اند که شبیه سازی واقعیت است اما از دوردست ها صحنه چینی شده است. می شود بحث کرد که آیا آن مأموریت امنیت ملی می تواند گمراه سازی این دسته از ان را توجیه کند یا خیر، اما تردیدی نیست که اکثر یان از اینکه نقش یک ساده لوح را در این طرح سیا بازی کرده اند برمی آشوبند.همایش ها بیش از هر عرصۀ ی دیگری، مستعد جاسوسی اند. این مراسم هایِ آیینیِ اجتماعی و فکری، به مدد جهانی سازی، همه جا رواج پیدا کرده اند. مثل پاتوق های میزبانی تورهای تنیس یا گلف جهانی، این همایش ها نیز هرجا که اقلیم مساعدی داشته باشد سر بر می آورند و جماعت هواپیماسوار را جلب می کنند. حتی اگر هم پول وپله کم داشته باشند، پرستیژی دارند که جبرانش می کند. گرچه محققان دائم با وسایل الکترونیکی با هم صحبت می کنند، جلسات مجازی اصلاً و ابداً جایگزین دورهمی با همتایان، شبکه سازی برای شغل ی ، امتحان جدیدترین ابزارک ها و ارائۀ مقالاتی نیست که بعدتر در مجلدات مشروح همایش چاپ می شوند. دیوید لاج، رمان نویس مشهور انگلیسی، در رمان دنیای کوچک۲ (۱۹۸۴) که تقلیدی خنده دار از حیات ی بود نوشت: «جاذبۀ همایش های دوره ای: شیوه ای است برای تبدیل کار به تفریح، ترکیب حرفه ای گری و گردشگری، و همۀ این ها به ج یک نفر دیگر. مقاله ای بنویسید تا دنیا را ببینید!»حضور جاسوس ها معیار اهمیت یک همایش علمینه فقط تعداد برندگان جوایز نوبل یا اساتید آ فورد، که تعداد جاسوسان حاضر در همایش هم می تواند معیار اهمیتش باشد. افسران اطلاعاتی یی و خارجی به همان دلیل روانۀ همایش ها می شوند که مسئولان جذبِ نیروی روی محلات کم درآمد تمرکز می کنند: اینجا بهترین زمین برای شکار است. در سیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و انه ترین نفوذ به تشکیلات ی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است هر پردیس ی شاید فقط یک یا دو برای یک سرویس اطلاعاتی جذاب باشند، اما در یک همایش مناسب (مثلاً دربارۀ فناوری پهپادها یا شاید هم ) یک دوجین از آن ها پیدا می شود.یک مأمور سابق سیا گفت: «هر سرویس اطلاعاتی دنیا همایش برگزار می کند، حامی همایش ها می شود، و دنبال راهی برای فرستادن افرادی به همایش ها می گردد.»مارک گ ، محقق ارشد در مؤسسۀ روابط بین الملل پراگ و مشاور ویژۀ سابق وزارت خارجۀ بریتانیا، می گوید: «نیروگیری یعنی فرآیند طولانی اغواء. گام اول، برنامه ریزی برای رفتن به کارگاهی است که هدف در آن حضور دارد. حتی اگر فقط حرف های عادی بزنید، دفعۀ بعد می توانید بگویید: شما را در استانبول ندیده بودم؟»اف .بی .آی در سال ۲۰۱۱ دربارۀ همایش ها به یان هشدار داد، و این سناریو را ذکر کرد: «دعوت نامۀ ناخواسته ای برای ارسال مقاله به یک همایش بین المللی به یک پژوهشگر می رسد. او مقاله ای می فرستد که پذیرفته می شود. در همایش، میزبان ها یک نسخۀ ارائه اش را می گیرند. میزبان ها یک فلش به لپ تاپ او وصل می کنند و بدون اطلاع او، هرچه فایل و اطلاعات را روی رایانه اش باشد می کنند.» اف. بی. آی و سیا هم سرازیر همایش ها می شوند. یک مأمور سابق اف. بی. آی می گوید که در دورهمی ها در ، «افسران اطلاعاتی خارجی سعی می کنند یی ها را تور کنند؛ ما سعی می کنیم آن ها را تور کنیم.» سیا به چند طریق درگیر همایش هاست: افسران خود را به آن ها می فرستد؛ از طریق شرکت های صوری در محدودۀ واشنگتن میزبان همایش ها می شود تا مجموعه های اطلاعاتی بتوانند چیزی از دریای حکمت ی صید کنند؛ و همایش های جعلی راه می اندازد تا به پناهندگان بالقوه از کشورهای متخاصم دست پیدا کند.سیا همایش های آتی در سراسر دنیا را رصد کرده و نمونه های جالب را شناسایی می کند. فرض کنید یک همایش بین المللی در پا تان دربارۀ فناوری سانتریفیوژ برگزار می شود: سیا مأمور خود را تحت پوشش می فرستد، یا ی را که شاید به آن همایش برود به خدمت می گیرد تا برایش گزارش بیاورد. اگر خبردار شود که یک دانشمند هسته ای ایرانی در همایش شرکت می کند، روی او کلید می کند تا در نشست سال بعد نیروگیری کند.اطلاعات حاصل از همایش ها سیاست گذاری ها را شکل می دهداطلاعات حاصل از همایش های ی ممکن است سیاست گذاری ها را شکل دهد. در اقناع ت جورج دابلیو بوش به اینکه صدام همچنان تسلیحات کشتار جمعی در عراق می سازد (که غلط از آب درآمد)، همایش ها نقش داشتند. جان یاکو، افسر سابق ادارۀ ضدتروریسم سیا، در یادداشتی به سال ۲۰۰۹ نوشت: «جاسوس ها و خبرچین های ما متوجه شدند که دانشمندان عراقیِ متخصص در شیمی، زیست شناسی، و تا حد کمتری انرژی هسته ای، همچنان در سمپوزیوم های بین المللی حاضر می شدند. آن ها مقاله ارائه می دادند، به ارائه های دیگران گوش می سپردند، یادداشت های حجیم برمی داشتند، و به اردن برمی گشتند که از آنجا می توانستند زمینی به عراق برگردند.»شاید برخی از آن جاسوس ها به نتایج غلط رسیده بودند چون تحصیلات عالیه در شیمی، زیست شناسی یا انرژی هسته ای نداشتند. بدون این تخصص، شاید آن مأموران بحث را درست نمی فهمیدند یا لو می رفت که قل اند. در همایش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین حول موضوعاتی از قبیل هیدرولوژی ایزوتوپ ها و انرژی گداخت هسته ای، «شاید تعداد افسران اطلاعاتی که در تالارها پرسه می زدند بیشتر از دانشمندان واقعی بود.» این را جین کویل می گوید که از ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۶ برای سیا کار کرده است، و اضافه می کند: «فقط یک مشکل کوچک بود: اگر قرار است یکی از آدم های سیا را به این همایش ها بفرستید، باید بتواند مثل آن ها حرف بزند. اعزام یک دانش آموختۀ تاریخ سخت است که فقط می تواند بگوید: «بله من ای فیزیک پلاسما دارم.» به علاوه، دنیای این رشته ها بسیار کوچک است. اگر بگویید از مؤسسۀ فِرمی در شیکاگو آمده اید، می گویند: لابد باب، فرد و سوزی را می شناسی.»برخوردهای به ظاهرا اتفاقی جاسوس را به متصل می کندکویل می گوید که در عوض، آژانس می تواند یک مناسب را از طریق «ادارۀ منابع ملی» به خدمت بگیرد. این اداره، سرویس پنهانی سیا در داخل کشور است که «رابطه ای کاری» با تعدادی از دانشمندان دارد: «اگر همایشی در وین پیدا کنند می توانند بگویند: پروفسور اسمیت، شرکت شما در این همایش طبیعی به نظر می آید.»«اسمیت هم مثلاً می گوید: من در آن شرکت می کنم، و به شما خبر می دهم با چه انی حرف زده ام. اگر به یک ایرانی بخورم، مسیرم را عوض نمی کنم. اگر او بگوید که «دوست دارم شرکت کنم ولی بودجۀ مسافرت مان خیلی کم است»، سیا یا اف. بی. آی شاید بگوید: «خُب، می دانید، شاید بتوانیم پول بلیط شما را بدهیم، البته بلیط قسمتِ ارزان قیمت.»
*****
دل دادن و قلوه گرفتنِ جاسوس و اغلب با مواجهه ای ظاهراً تصادفی در یک همایش ی شروع می شود، که در این حرفه به آن «برخورد» می گویند. یکی از عناصر سیا که قبلاً در مأموریت های خارجی فعال بود برایم توضیح داد که «برخورد» چطور کار می کند. فرض کنیم اسمش آر. است.آر. به من گفت: «من یک عالم آدم را در همایش ها نیروگیری . در این کار ماهر بودم، و کار سختی هم نیست.»او در بین مأموریت هایش، به فهرستی از همایش های آتی نگاه می انداخت، یکی را انتخاب می کرد، و روی دانشمندی انگشت می گذاشت که حداقل دوبار در سال های قبل در همان رویداد با او حرف زده بود و احتمال داشت در آن همایش شرکت کند. آر. از کارآموزان سیا و آژانس امنیت ملی می خواست که پروفایلی از هدف تهیه کنند: به کدام رفته است، اساتیدش چه انی بوده اند، و مواردی از این دست. سپس به دفتر مرکزی پیغام می داد تا بودجۀ سفر را تقاضا کند. فوت کوزه گری آن بود که پیغامش قدری قانع کننده باشد که هزینه ها را جور کند، اما آن قدر وسوسه انگیز نباشد که سایر مأمورانی که آن را می خوانند و به همایش نزدیک ترند دنبال همان هدف بروند.بعد باید پوشش را درست می کرد، که معمولاً بازرگان بود. اسمِ یک شرکت را از خودش درمی آورد، وب سایت آماده ای برایش می ساخت و کارت ویزیت چاپ می کرد. برای آن شرکتی که وجود خارجی نداشت، صورت حساب و تلفن و سوابق کارت اعتباری دست و پا می کرد. برای معرفی خودش هم سراغ یکی از هفت اسم مستعارش می رفت.شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟آر. سررشته ای از علم نداشت. برای باز ِ سر حرف نمی توانست چیزی دربارۀ فرضیۀ ریمان بگوید. در عوض، خوب می دانست دانشمندان اکثراً درون گراهایی اند که در روابط اجتماعی سررشته ندارند. برای همین راهش را به سمت هدف کج می کرد که در گوشۀ سالن دورهمی همایش ایستاده و می گفت: «شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟» بعد هم راهش را می گرفت و می رفت. آر. گفت: «این برخورد گذراست. فقط صورتتان در ذهن طرف می ماند.» هیچ دیگر نباید متوجه برخورد شود. یک خطای آماتوری آن است که جلوی دیگرانی سراغ هدف بروید که شاید مراقبان او از کشورش باشند. مراقبان لابد این گفت وگو را گزارش می دهند که امنیت هدف را به خطر می اندازد و موجب می شود دفعۀ بعد که سراغش می روید، میل یا توان هم صحبتی نداشته باشد.در مابقی طول همایش، آر. «با انرژی فراوان این سو و آن سو پرسه می زد» تا در هر فرصتی به هدف برخورد کند. با هر تماس، که در اصطلاحات سیا «وقت گذراندن با هدف» نام دارد و جزء عملکرد شغلی او حساب می شود، خودش را در دل بیشتر جا می داد. او که کارش را بلد بود مثلاً می گفت مقاله ای عالی دربارۀ فلان موضوع خوانده است که اسم نویسنده یادش نیست. آن دانشمند هم می گفت: «نویسنده اش منم!» و گل از گلش می شکفت.پس از چند روز، آر. دانشمند را به ناهار یا شام دعوت می کرد و پیشنهادش را ارائه می داد: شرکتش به حوزۀ تخصصی آن دانشمند علاقمند است و می خواهد از کارش حمایت کند. او توضیح داد: «همۀ یانی که تا حالا دیده ام، همیشه در تلاشند کمک هزینه ای برای ادامۀ پژوهششان بیابند. همۀ حرف هایشان در این باره است.» آن دو دربارۀ یک پروژۀ خاص و البته قیمتش توافق می د، که بسته به کشور دانشمند متفاوت بود: «هزار تا پنج هزار دلار برای یک پا تانی. برای کره بیشتر.» همین که پولی از سیا به یک خارجی برسد، حتی اگر او در ابتدا از منبع بودجه بی خبر باشد، تحت کنترلشان قرار می گیرد چون افشاء این رابطه می تواند شغل یا حتی زندگی اش در میهن خودش را به خطر بیاندازد.همایش های علمی چنان کششی برای عناصر امنیتی دارند که یکی از بزرگ ترین نگرانی های مأموران سیا، مداخلۀ همکارانی است که می خواهند برای هدف آن ها دام پهن کنند. یک افسر سابق سیا با نام مستعار اشمائیل جونز در کتاب عامل انسانی: درون فرهنگ اطلاعاتی بدکارکرد سیا۳ (۲۰۰۸) نوشت: «ما این طوری سرازیر برنامه هایی از این دست می شویم.»جونز تعریف می کند که در یک همایش در سال ۲۰۰۵ در پاریس که انتظار داشت «میعادگاه دیدار دانشمندان تسلیحاتی از کشورهای سرکش» باشد، وقتی نگاهش به آن طرف اتاق افتاد و دو مأمور سیا را دید (که خودشان بودند) دلش گرفت. سعی کرد از دید آن ها دور بماند و مشغول پرسه زنی در همایش شد: به اتیکت های اسامی نگاه می کرد تا برای « انی که شاید منابع خوبی باشند» تور بیاندازد، انی که ترجیحاً از کرۀ شمالی، ایران، لیبی، روسیه یا چین باشند.نمونه ای از حضور علنی جاسوس ها در یک همایش علمیکرتسن گیسر گفت: «تعجب می کنم که حضور اطلاعاتی ها در این همایش ها این قدر علنی است. یک عالم آدم می چرخند، از یک عالم جایی که فقط اسم اختصاری دارند.» گیسر، رییس سیاست گذاری امنیت مجازی وزارت خارجۀ آلمان، و من در ششمین همایش بین المللی سالانۀ تعامل سایبری صحبت می کردیم که آوریل ۲۰۱۶ در جورج تاون در واشینگتن دی. سی. برگزار شد. آثار هنریِ مذهبی، پنجره هایی با شیشه های رنگی و نقل قول های کلاسیکی که در تالار گستون ردیف شده بودند، مثل یک استتار انه برای مدیران ان. اس. ای۴ و اف .بی. آی عمل می د که ناطقان اصلی برنامه بودند؛ برنامه ای پیرامون مبارزه با یکی از هولناک ترین چالش های قرن بیست ویکم: حملات سایبری.در آنجا رمزشکن ارشد سابق ان. اس .ای سخنرانی کرد، همچنین رییس سابق شورای ملی اطلاعات، معاون وزارت امنیت ایتالیا، و مدیر مرکزی که برای سرویس اطلاعاتی سوئد پژوهش های محرمانه انجام می دهد. اتیکت های اسامی تقریباً همۀ آن ۷۰۰ شرکت کننده نشان می داد که برای حکومت ایالات متحده، سفارت خانه های خارجی، پیمان کاران اطلاعاتی یا فروشندگان محصولات سایبری کار می د، یا اینکه در ها تدریس می نمودند.شاید همۀ حضور اطلاعاتی ها هم علنی نبود. به طور رسمی ۴۰ کشور (از برزیل تا موریس، صربستان و سریلانکا) در آن همایش داشتنند، اما روسیه نه. ولی در انتهای بالکن مرد جوان باریک اندامی می پلکید که کیفی در دست داشت و به پنل ها گوش می داد. یقه اش به اتیکت اسم آراسته نبود. سراغش رفتم، خودم را معرفی ، و اسمش را پرسیدم. گفت «ال اندر» و پس از مکثی کوتاه، «بلوزوف.»«از این همایش خوشتان آمده است؟»او گفت «نه» و سعی کرد جلوی سؤال های بیشترم را بگیرد. «من از سفارت روسیه ام. نظری ندارم. فقط می خواهم باخبر بشوم، همین.»یک کارت ویزیت به او تقدیم و کارت ویزیتش را خواستم که بی ثمر بود. «من فقط یک ماه است که اینجایم. هنوز کارت هایم چاپ نشده اند.»اصرار و از شغلش در سفارت پرسیدم. (با نگاهی به راهنمای دیپلماتیک فهمیدم که «دبیر دوم» است.) نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «ببخشید. باید بروم.»
وقتی سیا نظر یک مثلاً پروفسور جان بوث را می خواهد، به او تلفن می کند تا ببیند که آیا وقت سخنرانی در یک همایش را دارد یا خیر. اما خبری از اسم آژانس در دعوت نامه و دستوکار رسمی همایش نیست، همایشی که همیشه یک پیمان کار مستقر در واشنگتن را به عنوان حامی خود معرفی می کند.سیا با پنهان نقشش، کار دانش پژوهان برای طرح نظراتشان را ساده تر می کند. ارائه در همایش می تواند به اعتبار رزومۀ علمی شان بیافزاید بدون اینکه افشاء کنند به سیا مشاوره داده اند، چون این کار شاید رابطۀ آن ها با برخی همکاران ی شان و همچنین کشور محل اجرای تحقیقاتشان را به خطر بیاندازد.بوث بازنشستۀ علوم در نورث تگزاس است که در مطالعات ی لاتین تخصص دارد، یعنی منطقه ای که مقاماتش از تاریخ درس گرفته اند دلواپس کارهای سیا باشند. بوث در مارس ۲۰۱۶ به من گفت «اگر قصد بازگشت به ی لاتین را داشتید باید مراقب می بودید» که اثری از چنین ارائه هایی «در روزمه تان نیامده باشد.» او گفت: «وقتی به یکی از این همایش ها می روید، اگر مسئولان آژانس های اطلاعاتی یا دفاعی در آنجا باشند، ردّش روی رزومۀ علمی تان نمی ماند. این یک برگ انجیر برای پوشاندن است. هنوز هم قدری سوگیری علیه این کارها دارد. من وقتی در نشست های مطالعات ی لاتین پرسه می زنم، نمی گویم به همایشی رفته ام که سیا برگزار کرده است.»سیا همایش هایی دربارۀ مسائل سیاست خارجی برگزار می کند تا تحلیلگرانش که اغلب در دریایی از اطلاعات محرمانه غوطه ورند، بتوانند از دانش پژوهانی درس بگیرند که تصویر بزرگ ماجرا را درک کرده و با اطلاعات عمومی در آن زمینه آشنایند. اساتید شرکت کننده معمولاً علاوه بر مخارج سفر، یک هزار دلار دستمزد می گیرند. این جلسات، با ارائه های پژوهشی و سپس پرسش و پاسخ، مثل هر جلسۀ ی دیگرند، با این استثنا که در اتیکتِ نام بسیاری از شرکت کنندگان (که گمان می رود تحلیل گران سیا هستند) فقط اسم کوچکشان دیده می شود.سنتراتکنولوژی پیمان کار سیا در همایش های علمی از ده همایش اطلاعاتی که بوث در سال های متوالی شرکت کرده است (آ ین آن ها نشستی در سال ۲۰۱۵ پیرامون ورود موج ک ن آوارۀ ی مرکزی به ایالات متحده بود)، سیا و دفتر مدیر اطلاعات ملی (اُ.دی.ان.آی) فقط یک یا دو مورد را مستقیماً برگزار د. مابقی به شرکتی به نامِ سنتراتکنولوژی برون سپاری شد که در صنعت رو به رشد واسطه ها (یا در زبان جاسوسی «فیوزهای خ ر») در محدودۀ واشنگتن پیشتاز است و همایش ها را برای سیا برگزار می کند.سیا بودجه و فهرستی از شرکت کنندگان را به سنتراتکنولوژی می دهد که در مرکز همایش های این شرکت در آرلینگتون (ای ویرجینیا) جمع می شوند. به گفتۀ وب سایت این شرکت، آنجا «محلی ایدئال برای همایش ها، جلسات، بازی ها و فعالیت های مشارکتی مشتریانمان است.»رابرت جرویس، سیاست بین الملل کلمبیا و مشاور قدیمی سیا، می گوید: «اگر دستی بر آتش داشته باشید، وقتی سنترا را ببینید می فهمید که احتمالاً سیا یا اُ.دی.ان.آی است. آن ها به واقع احساس می کنند که یک پوشش رقیق کار برخی از یان را راه می اندازد.»سنتراتکنولوژی که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شده است، بیش از ۲۰۰میلیون دلار از قراردادهای حکومتی دریافت کرده است، از جمله ۴۰میلیون دلار از سیا برای پشتیبانی اداری از قبیل گردآوری و ویراستاری پیغام ها و اسناد طبقه بندی شده برای مطالعۀ پنج سالۀ کمیتۀ اطلاعاتی سنا دربارۀ برنامۀ شکنجۀ آژانس. در سال ۲۰۱۵، افسران اطلاعاتی سابق به رده های مدیریتی آن پیوستند. هارولد رُزنبائوم، بنیان گذار و مدیرعامل آن، مشاور علم و فناوری سیا بوده است. معاون ارشدش ریک بوگوسکی رئیس بخش کره در آژانس اطلاعات دفاعی بوده است. معاون پژوهشی اش جیمز هریس به مدت ۲۲ سال برنامه های تحلیلی را در
دل دادن و قلوه گرفتنِ جاسوس و اغلب با مواجهه ای ظاهراً تصادفی در یک همایش ی شروع می شود
سیا مدیریت می کرده است. پگی لیونز، مدیر ارتباطات جهانی شرکت، مدیر و افسر قدیمی سیا بوده که چندین مأموریت در آسیای شرقی داشته است. دیوید کانین، مدیر تحلیل های شرکت، ۳۱ سال تحلیلگر سیا بوده است.سامیت گنگالی علوم ایندیانا نیز مثل بوث در چند همایش سنتراتکنولوژی سخنرانی کرده است. او می گوید: «هر ی که با سنترا کار می کند می داند که آن ها عملاً برای حکومت ایالات متحده کار می کنند. اگر اسم سیا را بیاورد، انی هستند که اعتراض کنند. من برای همکارانم در این باره لاپوشانی نمی کنم. اگر رنجیده شوند، مشکل از خودشان است. من یک شهروند یی ام و احساس می کنم که باید بهترین مشاورۀ ممکن را به حکومتم بدهم.»یک علوم دیگر که چهار ارائه در سنتراتکنولوژی داشته است گفت که به او گفته بودند این شرکت نمایندۀ «مشتریانی» است که نامشان معلوم نیست. او نفهمید آن مشتریان آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده اند تا اینکه دید اتیکت نام های مخاطبانش فقط اسم کوچکشان را دارد. او بعداً در یک همایش ی به یکی دو نفر از همان ها برخورد. آن ها اتیکت اسم نداشتند و در فهرست برنامه نبودند.سنتراتکنولوژی سعی می کند ارتباطات خود با سیا را پنهان نماید. این شرکت در سال ۲۰۱۵ زندگی نامۀ مدیرانش را از وب سایت خود حذف کرد. در فهرست «مشتریان برجسته» در آن وب سایت، وزارت امنیت داخلی و اف. بی. آی و و ۱۶ شاخۀ دیگر از ت فدرال دیده می شوند، اما خبری از سیا نیست. به رُزنبائوم تلفن و دربارۀ برگزاری همایش ها توسط سنترا برای سیا پرسیدم. او گفت: «اشتباه تماس گرفته اید. ما ربطی به این قضیه نداریم.» و بعد گوشی را گذاشت.به دفاتر سنترا در طبقۀ پنجم ساختمانی در برلینتگون (ای ماساچوست) سر زدم که در حومۀ شمال شرقی بوستون قرار دارد. در برگۀ ورود از بازدیدکنندگان می پرسید که شهروند کدام کشورند و «نوع بازدید» آن ها چیست: طبقه بندی شده یا خیر. مسئول میز پذیرش به مدیر منابع انسانی شرکت، دایان کالپیتز، خبر داد. او مؤدبانه سؤالم را شنید، با رُزنبائوم چک کرد، و به من گفت که سنترا در این زمینه نظری نمی دهد. او گفت: «روشن بگویم، مشتریانمان ترجیح می دهند ما با رسانه ها صحبت نکنیم.»فیوزهای خ ر چطور ط را به دام سیا می انداخت؟برای یان ایرانی که به غرب می گریزند، همایش های ی یک نسخۀ امروزی از قطارهای زیرزمینی اند. سیا از این نقطه ضعف کمال بهره برداری را کرده است. دیوید آلبرایت، از مؤسسۀ امنیت علم و بین الملل، به من گفت که از زمان پرزیدنت جورج دابلیو. بوش، حکومت ایالات متحده «پول بی کرانی» را برای تلاش های مخفیانه ج کرده است تا توسعۀ تسلیحات هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد. یک برنامه، «عملیات فرار مغزهای سیا» بود که می خواست دانشمندان هسته ای برجستۀ ایران را به پناهندگی وادارد.یک افسر اطلاعاتی سابق به من گفت که چون رفتن سراغ این دانشمندان در ایران دشوار بود، سیا آن ها را به شرکت در همایش هایی در کشورهای دوست یا بی طرف ترغیب می کرد. آژانس ضمن م با ، یک ک د را انتخاب می کرد. سپس همایشی در یک مؤسسۀ علمی معتبر از طریق یکی از آن فیوزهای خ ر راه می انداخت، یعنی نوعاً یک بازرگان که با مبلغی بین پانصد هزار تا دو میلیون دلار از بودجه های آژانس، هزینۀ سمپوزیوم را می پرداخت. بعضی وقت ها آن بازرگان صاحب یک شرکت فناوری بود، یا آژانس یک شرکت صوری می ساخت تا حمایت او برای آن مؤسسۀ پژوهشی موجه و مقبول باشد، مؤسسه ای که خبر نداشت دست سیا در کار است. آن افسر سابق به من گفت: « یان هرچه بی خبرتر باشند، ماجرا برای همه امن تر می شود.» آن فیوزهای خ ر می دانستند که به سیا کمک می کنند، اما از دلیل کارشان خبر نداشتند، و آژانس هم از هرکدام فقط یک بار استفاده می کرد. محور آژانس یکی از جنبه های فیزیک هسته ای بود که کاربردهای غیرنظامی داشت و با علایق پژوهشی آن هدف ایرانی هم قرابت داشت. دانشمندان هسته ای ایران نوعاً مناصب ی هم داشتند. مثل هر دیگری، آن ها هم از سیر و سیاحت لذت می بُردند. حکومت ایران گاهی اوقات به آن ها اجازه می داد که همراه تعدادی مراقب به همایش ها بروند تا از آ ین پژوهش ها باخبر شوند و با تأمین کنندگان فناوری های مدرن ملاقات کنند، که البته سفرشان بار تبلیغاتی هم داشت.رونن برگمن به من گفت: «از دیدگاه ایرانی ها، فرستادن دانشمندان به همایش هایی دربارۀ استفاده های صلح آمیز انرژی هسته ای مشخصاً سودمند بود.» برگمن یک رو مه نگار برجستۀ ی و مؤلف جنگ محرمانه با ایران: ۳۰ سال کشمکش مخفیانه علیه خطرناک ترین قدرت تروریستی دنیا۵ است که اکنون مشغول نوشتن تاریخچه ای از سرویس اطلاعات مرکزی (موساد) است. به گفتۀ او، «آن ها می گویند: بله، ما دانشمندانمان را به همایش ها می فرستیم تا از فناوری صلح آمیز برای مقاصد صلح آمیز استفاده کنیم.»وقتی یک افسر سیا برای این مأموریت منصوب می شود، در نقش دانشجو، مشاور فنی یا غرفه دار ظاهر می شود. اولین وظیفه اش آن است که مراقبان را از دانشمند دور کند در یک مورد، سیا خدمتکاران آشپزخانه را استخدام کرد تا غذای مراقبان را مسموم کنند تا با اسهال و استفراغ از پا بیافتند. امید داشتند که آن ها غذای هواپیما یا خوراک ناآشنای محلی را علت بیماری شان حساب کنند.با قدری شانس، افسر می توانست چند دقیقه با دانشمند تنها شود و پیشنهادش را به او عرضه کند. او با خواندن پرونده ها و هم صحبتی با «عناصر دسترسی دار» نزدیک به آن دانشمند، روی وضعیت او سوار می شد. بدین ترتیب، اگر آن دانشمند می گفت که مطمئن نیست واقعاً با سیا سروکار دارد، افسر می توانست بگوید که همه چیز حتی خصوصی ترین جزئیات را دربارۀ او می داند و می توانست حرفش را اثبات کند. یک افسر به یکی از آن گزینه های پناهندگی گفته بود: «می دانم سرطان بیضه داشته ای و بیضۀ چپت را خارج کرده اند.»حتی پس از قبول پناهندگی، ممکن بود آن دانشمند نظرش عوض شود و فرار کند. آن افسر سابق به من گفت: «شما همواره درگیر نیروگیری دوبارۀ آن آدم هستید.» وقتی که او در یک ماشین مطمئن به سمت فرودگاه سوار می شد، سیا برای تدارک ویزاها و اسناد پروازی با آژانس های اطلاعاتی همسو هماهنگی می کرد. همچنین تمام تلاش خود را می کرد تا همسر و فرزندان او را هم خارج کند؛ اما برای معشوقه ها، که یک بار یکی از دانشمندان تقاضا کرده بود، چنین نمی کرد. آژانس تدارکات اقامت آن دانشمند و خانواده اش را می دید و مزایای درازمدت (از جمله پرداخت هزینۀ و تحصیلات تکمیلی فرزندانش) را در اختیارش می گذاشت.چند دانشمند هسته ای به پناهنده شده اند؟آن افسر سابق آشنا با این عملیات به من گفت تعداد کافی از دانشمندان (از طریق همایش ها یا روش های دیگر) به ایالات متحده پناهنده شدند که برنامۀ تسلیحات هسته ای ایران به مانع بخورد. او گفت یک که سانتریفیوژها را برای برنامۀ هسته ای ایران مونتاژ می کرد، به یک شرط حاضر به پناهندگی شد: اینکه برای ا به ام. آی. تی برود. متأسفانه سیا او را بدون مدارکش مثل دیپلم و رونوشت هایش، از ایران خارج کرده بود. در ابتدا ام. آی. تی تقاضای سیا برای بررسی پروندۀ او را نپذیرفت. اما آژانس اصرار کرد، و آن دانشکدۀ معتبر ی هم پذیرفت که با کنارگذاشتن رویه های متعارف بررسی هایش، از سیا تمکین کند. ام. آی. تی یک گروه از اساتید دانشکده های مرتبط را جمع کرد تا با او مصاحبه کنند. او در امتحان شفاهی نمرۀ عالی آورد، پذیرفته شد، و ایش را گرفت.مدیران ام. آی. تی منکر اطلاع از این قضیه اند. گنگ چِن، رییس دانشکدۀ ی مکانیک، گفت: «من کاملاً از این قضیه بی خبرم.» با این حال، دو بخش های اصلی این قصه را تأیید د. محمد سهیمی، ی نفت در کالیفرنیای جنوبی که توسعۀ هسته ای و ایران را دنبال و مطالعه می کند، به من گفت یک پناهنده از برنامۀ هسته ای ایران، مدرک ای ی مکانیک خود را از ام .آی .تی گرفته است. تیموتی گاتوفسکی، ی مکانیک ام. آی. تی، گفت: «مرد جوانی را می شناختم که اینجا در آزمایشگا همان کار می کرد. به طریقی خبردار شدم که در ایران روی سانتریفیوژها کار کرده بود. پیش خودم فکر می : اینجا چه خبر شده است؟»در سال ۲۰۱۵ که ایران پذیرفت توسعۀ تسلیحات هسته ای را محدود کند تا تحریم های بین المللی برداشته شود، ضرورت نیروگیری تشکیلات اطلاعاتی از پناهندگان فعال در این برنامه، قدری کاهش یافت. اما اگر رئیس جمهور ترامپ این توافق را کنار بگذارد یا به دنبال مذاکرۀ مجدد برود، توافقی که ماه سپتامبر در سخنرانی در مجمع عمومی ملل متحد آن را نکوهش کرد، همایش های صحنه چینی شده به دستِ سیا برای جذب دانشمندان هسته ای مهم ایران شاید دوباره در خفا جان بگیرند.اطلاعات کتاب شناختی:
golden, daniel. spy schools: how the cia, fbi, and foreign intelligence secretly exploit america's universities. henry holt, 2017پی نوشت ها:
* این مطلب را دنیل گولدن نوشته است و در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۱۷ با عنوان «the science of spying: how the cia secretly recruits academics» در وب سایت گاردین منتشر شده است.
** دنیل گولدن (daniel golden) رو مه نگار پرسابقۀ یی، برندۀ جایزۀ پولیتزر و از دبیران ارشد سایت پروپابلیکا است. حوزۀ کاری گولدن عمدتاً بر ها متمرکز است. نام کتاب دیگر او چنین است: قیمت پذیرش گرفتن: چطور طبقۀ حاکم راه ورودش به های نخبه را می د و چه انی بیرون دروازه می مانند (the price of admission: how america's ruling cl buys its way into elite colleges—and who gets left outside the gates).
*** این نوشته گزیده ای است از کتاب مدرسۀ جاسوسی: چطور سیا، اف.بی. آی و امنیت خارجی، مخفیانه های را استثمار می کنند نوشتۀ دنیل گولدن.
****
[۱] central intelligence agency: آژانس اطلاعات مرکزیْ هم چنین مشهور با سرواژه سیا
[۲] small world
[۳] the human factor: inside the cia’s dysfunctional intelligence culture
[۴] national security agency: آژانس امنیت ملی ایالات متحده
[۵] the secret war with iran: the 30-year clandestine struggle against the world’sمنبع: ترجمان
به گزارش جام نیوز، یک مأمور سیا آرام به در اتاق هتل کوبید. پس از نطق های اصلی، پنل های بحث و شام، شرکت کنندگان همایش برای استراحت شبانه رفته بودند. رصد سمعی و بصری اتاق نشان می داد عوامل پاسداران انقلاب ی که مراقب دانشمندان هسته ای بودند، خو ده اند، ولی او هنوز بیدار بود. او با اطمینان خاطر، به تنهایی در را باز کرد.به روایت یک فرد آشنا با این واقعه که حدود یک دهه پیش رُخ داد، آژانس۱ ماه ها زمینه سازی کرده بود. آژانس از طریق یک شرکت صوری تجاری، بودجه و سامان دهی همایش در یک مرکز پژوهش علمی خارجی را ترتیب داده بود که شک و تردیدی برنمی انگیخت، سخنرانان و مهمانان را دعوت کرده بود، و مأموران خود را بین خدمتکاران آشپزخانه و دیگر کارمندان جا داده بود، فقط به این خاطر که بتواند آن کارشناس هسته ای را به خارج از ایران بکشاند، چند دقیقه او را از نگهبانانش جدا کند، و رودررو به او پیشنهادی بدهد. در دقایق آ یک مانع می رفت که برنامه ها را به هم بریزد: هدف هتلش را عوض کرد چون هتل توصیه شدۀ کنفرانس ۷۵ دلار گران تر از آن رقمی بود که بالادستی های او در ایران حاضر بودند پول بدهد.آن مأمور سیا برای نشان دادن صمیمیت و حسن نیتش، دست روی قلبش گذاشت و گفت: «سلام حبیبی! من از سیا آمده ام، و می خواهم با من سوار یک هواپیما بشوید و به ایالات متحده بیایید.» مأمور سیا می توانست واکنش های آن ایرانی را روی صورتش بخواند: مخلوطی از شوک، ترس و کنجکاوی. بنا به تجربۀ پیشین خود با پناهندگان، می دانست هزاران سؤال به ذهن آن دانشمند هجوم آورده اند: خانواده ام چه می شود؟ چطور از من حفاظت می کنید؟ کجا زندگی خواهم کرد؟ چطور امرار معاش کنم؟ چطور ویزا بگیرم؟ وقت دارم چمدانم را ببندم؟ اگر بگویم نه، چه می شود؟همین که دانشمند آمد تا سؤال اول را بپرسد، عنصر سیا وسط حرفش پرید و گفت: «اول سطل را یخ بردارید.»«چرا؟»«اگر نگهبان ها بیدار شدند، می توانید بگویید که می خواهید یخ بیاورید.»*****سیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و انه ترین نفوذ به تشکیلات ی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است. هدفش وسوسۀ دانشمندان ایرانی به بیرون کشاندن آن ها از وطن شان به جایی بود که بتوان به آن ها دسترسی داشت، جایی که افسران اطلاعاتی اش بتوانند تک به تک سراغ شان بروند و برای پناهندگی روی آن ها فشار بیاورند. به بیان دیگر، آژانس راهی یافته بود تا توسعۀ سلاح های هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد: بهره گیری از وجهۀ بین المللی تشکیلات ی، و گذاشتن یک کلاه بزرگ سر نهادهایی که میزبان همایش ها بودند و انی که در آن ها شرکت و سخنرانی می د. روح شرکت کنندگان همایش هم خبر نداشت که بازیگر نمایشی اند که شبیه سازی واقعیت است اما از دوردست ها صحنه چینی شده است. می شود بحث کرد که آیا آن مأموریت امنیت ملی می تواند گمراه سازی این دسته از ان را توجیه کند یا خیر، اما تردیدی نیست که اکثر یان از اینکه نقش یک ساده لوح را در این طرح سیا بازی کرده اند برمی آشوبند.همایش ها بیش از هر عرصۀ ی دیگری، مستعد جاسوسی اند. این مراسم هایِ آیینیِ اجتماعی و فکری، به مدد جهانی سازی، همه جا رواج پیدا کرده اند. مثل پاتوق های میزبانی تورهای تنیس یا گلف جهانی، این همایش ها نیز هرجا که اقلیم مساعدی داشته باشد سر بر می آورند و جماعت هواپیماسوار را جلب می کنند. حتی اگر هم پول وپله کم داشته باشند، پرستیژی دارند که جبرانش می کند. گرچه محققان دائم با وسایل الکترونیکی با هم صحبت می کنند، جلسات مجازی اصلاً و ابداً جایگزین دورهمی با همتایان، شبکه سازی برای شغل ی ، امتحان جدیدترین ابزارک ها و ارائۀ مقالاتی نیست که بعدتر در مجلدات مشروح همایش چاپ می شوند. دیوید لاج، رمان نویس مشهور انگلیسی، در رمان دنیای کوچک۲ (۱۹۸۴) که تقلیدی خنده دار از حیات ی بود نوشت: «جاذبۀ همایش های دوره ای: شیوه ای است برای تبدیل کار به تفریح، ترکیب حرفه ای گری و گردشگری، و همۀ این ها به ج یک نفر دیگر. مقاله ای بنویسید تا دنیا را ببینید!»نه فقط تعداد برندگان جوایز نوبل یا اساتید آ فورد، که تعداد جاسوسان حاضر در همایش هم می تواند معیار اهمیتش باشد. افسران اطلاعاتی یی و خارجی به همان دلیل روانۀ همایش ها می شوند که مسئولان جذبِ نیروی روی محلات کم درآمد تمرکز می کنند: اینجا بهترین زمین برای شکار است. در هر پردیس ی شاید فقط یک یا دو برای یک سرویس اطلاعاتی جذاب باشند، اما در یک همایش مناسب (مثلاً دربارۀ فناوری پهپادها یا شاید هم ) یک دوجین از آن ها پیدا می شود.یک مأمور سابق سیا گفت: «هر سرویس اطلاعاتی دنیا همایش برگزار می کند، حامی همایش ها می شود، و دنبال راهی برای فرستادن افرادی به همایش ها می گردد.»مارک گ ، محقق ارشد در مؤسسۀ روابط بین الملل پراگ و مشاور ویژۀ سابق وزارت خارجۀ بریتانیا، می گوید: «نیروگیری یعنی فرآیند طولانی اغواء. گام اول، برنامه ریزی برای رفتن به کارگاهی است که هدف در آن حضور دارد. حتی اگر فقط حرف های عادی بزنید، دفعۀ بعد می توانید بگویید: شما را در استانبول ندیده بودم؟»اف. بی. آی در سال ۲۰۱۱ دربارۀ همایش ها به یان هشدار داد، و این سناریو را ذکر کرد: «دعوت نامۀ ناخواسته ای برای ارسال مقاله به یک همایش بین المللی به یک پژوهشگر می رسد. او مقاله ای می فرستد که پذیرفته می شود. در همایش، میزبان ها یک نسخۀ ارائه اش را می گیرند. میزبان ها یک فلش به لپ تاپ او وصل می کنند و بدون اطلاع او، هرچه فایل و اطلاعات را روی رایانه اش باشد می کنند.»اف. بی. آی و سیا هم سرازیر همایش ها می شوند. یک مأمور سابق اف. بی. آی می گوید که در دورهمی ها در ، «افسران اطلاعاتی خارجی سعی می کنند یی ها را تور کنند؛ ما سعی می کنیم آن ها را تور کنیم.» سیا به چند طریق درگیر همایش هاست: افسران خود را به آن ها می فرستد؛ از طریق شرکت های صوری در محدودۀ واشنگتن میزبان همایش ها می شود تا مجموعه های اطلاعاتی بتوانند چیزی از دریای حکمت ی صید کنند؛ و همایش های جعلی راه می اندازد تا به پناهندگان بالقوه از کشورهای متخاصم دست پیدا کند.سیا همایش های آتی در سراسر دنیا را رصد کرده و نمونه های جالب را شناسایی می کند. فرض کنید یک همایش بین المللی در پا تان دربارۀ فناوری سانتریفیوژ برگزار می شود: سیا مأمور خود را تحت پوشش می فرستد، یا ی را که شاید به آن همایش برود به خدمت می گیرد تا برایش گزارش بیاورد. اگر خبردار شود که یک دانشمند هسته ای ایرانی در همایش شرکت می کند، روی او کلید می کند تا در نشست سال بعد نیروگیری کند.اطلاعات حاصل از همایش های ی ممکن است سیاست گذاری ها را شکل دهد. در اقناع ت جورج دابلیو بوش به اینکه صدام همچنان تسلیحات کشتار جمعی در عراق می سازد (که غلط از آب درآمد)، همایش ها نقش داشتند. جان یاکو، افسر سابق ادارۀ ضدتروریسم سیا، در یادداشتی به سال ۲۰۰۹ نوشت: «جاسوس ها و خبرچین های ما متوجه شدند که دانشمندان عراقیِ متخصص در شیمی، زیست شناسی، و تا حد کمتری انرژی هسته ای، همچنان در سمپوزیوم های بین المللی حاضر می شدند. آن ها مقاله ارائه می دادند، به ارائه های دیگران گوش می سپردند، یادداشت های حجیم برمی داشتند، و به اردن برمی گشتند که از آنجا می توانستند زمینی به عراق برگردند.»شاید برخی از آن جاسوس ها به نتایج غلط رسیده بودند چون تحصیلات عالیه در شیمی، زیست شناسی یا انرژی هسته ای نداشتند. بدون این تخصص، شاید آن مأموران بحث را درست نمی فهمیدند یا لو می رفت که قل اند. در همایش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین حول موضوعاتی از قبیل هیدرولوژی ایزوتوپ ها و انرژی گداخت هسته ای، «شاید تعداد افسران اطلاعاتی که در تالارها پرسه می زدند بیشتر از دانشمندان واقعی بود.» این را جین کویل می گوید که از ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۶ برای سیا کار کرده است، و اضافه می کند: «فقط یک مشکل کوچک بود: اگر قرار است یکی از آدم های سیا را به این همایش ها بفرستید، باید بتواند مثل آن ها حرف بزند. اعزام یک دانش آموختۀ تاریخ سخت است که فقط می تواند بگوید: «بله من ای فیزیک پلاسما دارم.» به علاوه، دنیای این رشته ها بسیار کوچک است. اگر بگویید از مؤسسۀ فِرمی در شیکاگو آمده اید، می گویند: لابد باب، فرد و سوزی را می شناسی.»کویل می گوید که در عوض، آژانس می تواند یک مناسب را از طریق «ادارۀ منابع ملی» به خدمت بگیرد. این اداره، سرویس پنهانی سیا در داخل کشور است که «رابطه ای کاری» با تعدادی از دانشمندان دارد: «اگر همایشی در وین پیدا کنند می توانند بگویند: پروفسور اسمیت، شرکت شما در این همایش طبیعی به نظر می آید.»«اسمیت هم مثلاً می گوید: من در آن شرکت می کنم، و به شما خبر می دهم با چه انی حرف زده ام. اگر به یک ایرانی بخورم، مسیرم را عوض نمی کنم. اگر او بگوید که «دوست دارم شرکت کنم ولی بودجۀ مسافرت مان خیلی کم است»، سیا یا اف. بی. آی شاید بگوید: «خُب، می دانید، شاید بتوانیم پول بلیط شما را بدهیم، البته بلیط قسمتِ ارزان قیمت.»*****
دل دادن و قلوه گرفتنِ جاسوس و اغلب با مواجهه ای ظاهراً تصادفی در یک همایش ی شروع می شود، که در این حرفه به آن «برخورد» می گویند. یکی از عناصر سیا که قبلاً در مأموریت های خارجی فعال بود برایم توضیح داد که «برخورد» چطور کار می کند. فرض کنیم اسمش آر. است.آر. به من گفت: «من یک عالم آدم را در همایش ها نیروگیری . در این کار ماهر بودم، و کار سختی هم نیست.»او در بین مأموریت هایش، به فهرستی از همایش های آتی نگاه می انداخت، یکی را انتخاب می کرد، و روی دانشمندی انگشت می گذاشت که حداقل دوبار در سال های قبل در همان رویداد با او حرف زده بود و احتمال داشت در آن همایش شرکت کند. آر. از کارآموزان سیا و آژانس امنیت ملی می خواست که پروفایلی از هدف تهیه کنند: به کدام رفته است، اساتیدش چه انی بوده اند، و مواردی از این دست. سپس به دفتر مرکزی پیغام می داد تا بودجۀ سفر را تقاضا کند. فوت کوزه گری آن بود که پیغامش قدری قانع کننده باشد که هزینه ها را جور کند، اما آن قدر وسوسه انگیز نباشد که سایر مأمورانی که آن را می خوانند و به همایش نزدیک ترند دنبال همان هدف بروند.بعد باید پوشش را درست می کرد، که معمولاً بازرگان بود. اسمِ یک شرکت را از خودش درمی آورد، وب سایت آماده ای برایش می ساخت و کارت ویزیت چاپ می کرد. برای آن شرکتی که وجود خارجی نداشت، صورت حساب و تلفن و سوابق کارت اعتباری دست و پا می کرد. برای معرفی خودش هم سراغ یکی از هفت اسم مستعارش می رفت.آر. سررشته ای از علم نداشت. برای باز ِ سر حرف نمی توانست چیزی دربارۀ فرضیۀ ریمان بگوید. در عوض، خوب می دانست دانشمندان اکثراً درون گراهایی اند که در روابط اجتماعی سررشته ندارند. برای همین راهش را به سمت هدف کج می کرد که در گوشۀ سالن دورهمی همایش ایستاده و می گفت: «شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟» بعد هم راهش را می گرفت و می رفت. آر. گفت: «این برخورد گذراست. فقط صورتتان در ذهن طرف می ماند.» هیچ دیگر نباید متوجه برخورد شود. یک خطای آماتوری آن است که جلوی دیگرانی سراغ هدف بروید که شاید مراقبان او از کشورش باشند. مراقبان لابد این گفت وگو را گزارش می دهند که امنیت هدف را به خطر می اندازد و موجب می شود دفعۀ بعد که سراغش می روید، میل یا توان هم صحبتی نداشته باشد.در مابقی طول همایش، آر. «با انرژی فراوان این سو و آن سو پرسه می زد» تا در هر فرصتی به هدف برخورد کند. با هر تماس، که در اصطلاحات سیا «وقت گذراندن با هدف» نام دارد و جزء عملکرد شغلی او حساب می شود، خودش را در دل بیشتر جا می داد. او که کارش را بلد بود مثلاً می گفت مقاله ای عالی دربارۀ فلان موضوع خوانده است که اسم نویسنده یادش نیست. آن دانشمند هم می گفت: «نویسنده اش منم!» و گل از گلش می شکفت.پس از چند روز، آر. دانشمند را به ناهار یا شام دعوت می کرد و پیشنهادش را ارائه می داد: شرکتش به حوزۀ تخصصی آن دانشمند علاقمند است و می خواهد از کارش حمایت کند. او توضیح داد: «همۀ یانی که تا حالا دیده ام، همیشه در تلاشند کمک هزینه ای برای ادامۀ پژوهششان بیابند. همۀ حرف هایشان در این باره است.» آن دو دربارۀ یک پروژۀ خاص و البته قیمتش توافق می د، که بسته به کشور دانشمند متفاوت بود: «هزار تا پنج هزار دلار برای یک پا تانی. برای کره بیشتر.» همین که پولی از سیا به یک خارجی برسد، حتی اگر او در ابتدا از منبع بودجه بی خبر باشد، تحت کنترلشان قرار می گیرد چون افشاء این رابطه می تواند شغل یا حتی زندگی اش در میهن خودش را به خطر بیاندازد.همایش های علمی چنان کششی برای عناصر امنیتی دارند که یکی از بزرگ ترین نگرانی های مأموران سیا، مداخلۀ همکارانی است که می خواهند برای هدف آن ها دام پهن کنند. یک افسر سابق سیا با نام مستعار اشمائیل جونز در کتاب عامل انسانی: درون فرهنگ اطلاعاتی بدکارکرد سیا۳ (۲۰۰۸) نوشت: «ما این طوری سرازیر برنامه هایی از این دست می شویم.»جونز تعریف می کند که در یک همایش در سال ۲۰۰۵ در پاریس که انتظار داشت «میعادگاه دیدار دانشمندان تسلیحاتی از کشورهای سرکش» باشد، وقتی نگاهش به آن طرف اتاق افتاد و دو مأمور سیا را دید (که خودشان بودند) دلش گرفت. سعی کرد از دید آن ها دور بماند و مشغول پرسه زنی در همایش شد: به اتیکت های اسامی نگاه می کرد تا برای « انی که شاید منابع خوبی باشند» تور بیاندازد، انی که ترجیحاً از کرۀ شمالی، ایران، لیبی، روسیه یا چین باشند.کرتسن گیسر گفت: «تعجب می کنم که حضور اطلاعاتی ها در این همایش ها این قدر علنی است. یک عالم آدم می چرخند، از یک عالم جایی که فقط اسم اختصاری دارند.» گیسر، رییس سیاست گذاری امنیت مجازی وزارت خارجۀ آلمان، و من در ششمین همایش بین المللی سالانۀ تعامل سایبری صحبت می کردیم که آوریل ۲۰۱۶ در جورج تاون در واشینگتن دی. سی. برگزار شد. آثار هنریِ مذهبی، پنجره هایی با شیشه های رنگی و نقل قول های کلاسیکی که در تالار گستون ردیف شده بودند، مثل یک استتار انه برای مدیران ان. اس. ای۴ و اف. بی. آی عمل می د که ناطقان اصلی برنامه بودند؛ برنامه ای پیرامون مبارزه با یکی از هولناک ترین چالش های قرن بیست ویکم: حملات سایبری.در آنجا رمزشکن ارشد سابق ان. اس. ای سخنرانی کرد، همچنین رییس سابق شورای ملی اطلاعات، معاون وزارت امنیت ایتالیا، و مدیر مرکزی که برای سرویس اطلاعاتی سوئد پژوهش های محرمانه انجام می دهد. اتیکت های اسامی تقریباً همۀ آن ۷۰۰ شرکت کننده نشان می داد که برای حکومت ایالات متحده، سفارت خانه های خارجی، پیمان کاران اطلاعاتی یا فروشندگان محصولات سایبری کار می د، یا اینکه در ها تدریس می نمودند.شاید همۀ حضور اطلاعاتی ها هم علنی نبود. به طور رسمی ۴۰ کشور (از برزیل تا موریس، صربستان و سریلانکا) در آن همایش داشتنند، اما روسیه نه. ولی در انتهای بالکن مرد جوان باریک اندامی می پلکید که کیفی در دست داشت و به پنل ها گوش می داد. یقه اش به اتیکت اسم آراسته نبود. سراغش رفتم، خودم را معرفی ، و اسمش را پرسیدم. گفت «ال اندر» و پس از مکثی کوتاه، «بلوزوف.»«از این همایش خوشتان آمده است؟»او گفت «نه» و سعی کرد جلوی سؤال های بیشترم را بگیرد. «من از سفارت روسیه ام. نظری ندارم. فقط می خواهم باخبر بشوم، همین.»یک کارت ویزیت به او تقدیم و کارت ویزیتش را خواستم که بی ثمر بود. «من فقط یک ماه است که اینجایم. هنوز کارت هایم چاپ نشده اند.»اصرار و از شغلش در سفارت پرسیدم. (با نگاهی به راهنمای دیپلماتیک فهمیدم که «دبیر دوم» است.) نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «ببخشید. باید بروم.»*****وقتی سیا نظر یک مثلاً پروفسور جان بوث را می خواهد، به او تلفن می کند تا ببیند که آیا وقت سخنرانی در یک همایش را دارد یا خیر. اما خبری از اسم آژانس در دعوت نامه و دستوکار رسمی همایش نیست، همایشی که همیشه یک پیمان کار مستقر در واشنگتن را به عنوان حامی خود معرفی می کند.سیا با پنهان نقشش، کار دانش پژوهان برای طرح نظراتشان را ساده تر می کند. ارائه در همایش می تواند به اعتبار رزومۀ علمی شان بیافزاید بدون اینکه افشاء کنند به سیا مشاوره داده اند، چون این کار شاید رابطۀ آن ها با برخی همکاران ی شان و همچنین کشور محل اجرای تحقیقاتشان را به خطر بیاندازد.بوث بازنشستۀ علوم در نورث تگزاس است که در مطالعات ی لاتین تخصص دارد، یعنی منطقه ای که مقاماتش از تاریخ درس گرفته اند دلواپس کارهای سیا باشند. بوث در مارس ۲۰۱۶ به من گفت «اگر قصد بازگشت به ی لاتین را داشتید باید مراقب می بودید» که اثری از چنین ارائه هایی «در روزمه تان نیامده باشد.» او گفت: «وقتی به یکی از این همایش ها می روید، اگر مسئولان آژانس های اطلاعاتی یا دفاعی در آنجا باشند، ردّش روی رزومۀ علمی تان نمی ماند. این یک برگ انجیر برای پوشاندن است. هنوز هم قدری سوگیری علیه این کارها دارد. من وقتی در نشست های مطالعات ی لاتین پرسه می زنم، نمی گویم به همایشی رفته ام که سیا برگزار کرده است.»سیا همایش هایی دربارۀ مسائل سیاست خارجی برگزار می کند تا تحلیلگرانش که اغلب در دریایی از اطلاعات محرمانه غوطه ورند، بتوانند از دانش پژوهانی درس بگیرند که تصویر بزرگ ماجرا را درک کرده و با اطلاعات عمومی در آن زمینه آشنایند. اساتید شرکت کننده معمولاً علاوه بر مخارج سفر، یک هزار دلار دستمزد می گیرند. این جلسات، با ارائه های پژوهشی و سپس پرسش و پاسخ، مثل هر جلسۀ ی دیگرند، با این استثنا که در اتیکتِ نام بسیاری از شرکت کنندگان (که گمان می رود تحلیل گران سیا هستند) فقط اسم کوچکشان دیده می شود.از ده همایش اطلاعاتی که بوث در سال های متوالی شرکت کرده است (آ ین آن ها نشستی در سال ۲۰۱۵ پیرامون ورود موج ک ن آوارۀ ی مرکزی به ایالات متحده بود)، سیا و دفتر مدیر اطلاعات ملی (اُ. دی. ان. آی) فقط یک یا دو مورد را مستقیماً برگزار د. مابقی به شرکتی به نامِ سنتراتکنولوژی برون سپاری شد که در صنعت رو به رشد واسطه ها (یا در زبان جاسوسی «فیوزهای خ ر») در محدودۀ واشنگتن پیشتاز است و همایش ها را برای سیا برگزار می کند.سیا بودجه و فهرستی از شرکت کنندگان را به سنتراتکنولوژی می دهد که در مرکز همایش های این شرکت در آرلینگتون (ای ویرجینیا) جمع می شوند. به گفتۀ وب سایت این شرکت، آنجا «محلی ایدئال برای همایش ها، جلسات، بازی ها و فعالیت های مشارکتی مشتریانمان است.»رابرت جرویس، سیاست بین الملل کلمبیا و مشاور قدیمی سیا، می گوید: «اگر دستی بر آتش داشته باشید، وقتی سنترا را ببینید می فهمید که احتمالاً سیا یا اُ. دی. ان. آی است. آن ها به واقع احساس می کنند که یک پوشش رقیق کار برخی از یان را راه می اندازد.»سنتراتکنولوژی که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شده است، بیش از ۲۰۰میلیون دلار از قراردادهای حکومتی دریافت کرده است، از جمله ۴۰میلیون دلار از سیا برای پشتیبانی اداری از قبیل گردآوری و ویراستاری پیغام ها و اسناد طبقه بندی شده برای مطالعۀ پنج سالۀ کمیتۀ اطلاعاتی سنا دربارۀ برنامۀ شکنجۀ آژانس. در سال ۲۰۱۵، افسران اطلاعاتی سابق به رده های مدیریتی آن پیوستند. هارولد رُزنبائوم، بنیان گذار و مدیرعامل آن، مشاور علم و فناوری سیا بوده است. معاون ارشدش ریک بوگوسکی رئیس بخش کره در آژانس اطلاعات دفاعی بوده است. معاون پژوهشی اش جیمز هریس به مدت ۲۲ سال برنامه های تحلیلی را در سیا مدیریت می کرده است. پگی لیونز، مدیر ارتباطات جهانی شرکت، مدیر و افسر قدیمی سیا بوده که چندین مأموریت در آسیای شرقی داشته است. دیوید کانین، مدیر تحلیل های شرکت، ۳۱ سال تحلیلگر سیا بوده است.سامیت گنگالی علوم ایندیانا نیز مثل بوث در چند همایش سنتراتکنولوژی سخنرانی کرده است. او می گوید: «هر ی که با سنترا کار می کند می داند که آن ها عملاً برای حکومت ایالات متحده کار می کنند. اگر اسم سیا را بیاورد، انی هستند که اعتراض کنند. من برای همکارانم در این باره لاپوشانی نمی کنم. اگر رنجیده شوند، مشکل از خودشان است. من یک شهروند یی ام و احساس می کنم که باید بهترین مشاورۀ ممکن را به حکومتم بدهم.»یک علوم دیگر که چهار ارائه در سنتراتکنولوژی داشته است گفت که به او گفته بودند این شرکت نمایندۀ «مشتریانی» است که نامشان معلوم نیست. او نفهمید آن مشتریان آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده اند تا اینکه دید اتیکت نام های مخاطبانش فقط اسم کوچکشان را دارد. او بعداً در یک همایش ی به یکی دو نفر از همان ها برخورد. آن ها اتیکت اسم نداشتند و در فهرست برنامه نبودند.سنتراتکنولوژی سعی می کند ارتباطات خود با سیا را پنهان نماید. این شرکت در سال ۲۰۱۵ زندگی نامۀ مدیرانش را از وب سایت خود حذف کرد. در فهرست «مشتریان برجسته» در آن وب سایت، وزارت امنیت داخلی و اف. بی. آی و و ۱۶ شاخۀ دیگر از ت فدرال دیده می شوند، اما خبری از سیا نیست. به رُزنبائوم تلفن و دربارۀ برگزاری همایش ها توسط سنترا برای سیا پرسیدم. او گفت: «اشتباه تماس گرفته اید. ما ربطی به این قضیه نداریم.» و بعد گوشی را گذاشت.به دفاتر سنترا در طبقۀ پنجم ساختمانی در برلینتگون (ای ماساچوست) سر زدم که در حومۀ شمال شرقی بوستون قرار دارد. در برگۀ ورود از بازدیدکنندگان می پرسید که شهروند کدام کشورند و «نوع بازدید» آن ها چیست: طبقه بندی شده یا خیر. مسئول میز پذیرش به مدیر منابع انسانی شرکت، دایان کالپیتز، خبر داد. او مؤدبانه سؤالم را شنید، با رُزنبائوم چک کرد، و به من گفت که سنترا در این زمینه نظری نمی دهد. او گفت: «روشن بگویم، مشتریانمان ترجیح می دهند ما با رسانه ها صحبت نکنیم.»برای یان ایرانی که به غرب می گریزند، همایش های ی یک نسخۀ امروزی از قطارهای زیرزمینی اند. سیا از این نقطه ضعف کمال بهره برداری را کرده است. دیوید آلبرایت، از مؤسسۀ امنیت علم و بین الملل، به من گفت که از زمان پرزیدنت جورج دابلیو. بوش، حکومت ایالات متحده «پول بی کرانی» را برای تلاش های مخفیانه ج کرده است تا توسعۀ تسلیحات هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد. یک برنامه، «عملیات فرار مغزهای سیا» بود که می خواست دانشمندان هسته ای برجستۀ ایران را به پناهندگی وادارد.یک افسر اطلاعاتی سابق به من گفت که چون رفتن سراغ این دانشمندان در ایران دشوار بود، سیا آن ها را به شرکت در همایش هایی در کشورهای دوست یا بی طرف ترغیب می کرد. آژانس ضمن م با ، یک ک د را انتخاب می کرد. سپس همایشی در یک مؤسسۀ علمی معتبر از طریق یکی از آن فیوزهای خ ر راه می انداخت، یعنی نوعاً یک بازرگان که با مبلغی بین پانصد هزار تا دو میلیون دلار از بودجه های آژانس، هزینۀ سمپوزیوم را می پرداخت. بعضی وقت ها آن بازرگان صاحب یک شرکت فناوری بود، یا آژانس یک شرکت صوری می ساخت تا حمایت او برای آن مؤسسۀ پژوهشی موجه و مقبول باشد، مؤسسه ای که خبر نداشت دست سیا در کار است. آن افسر سابق به من گفت: « یان هرچه بی خبرتر باشند، ماجرا برای همه امن تر می شود.» آن فیوزهای خ ر می دانستند که به سیا کمک می کنند، اما از دلیل کارشان خبر نداشتند، و آژانس هم از هرکدام فقط یک بار استفاده می کرد.محور آژانس یکی از جنبه های فیزیک هسته ای بود که کاربردهای غیرنظامی داشت و با علایق پژوهشی آن هدف ایرانی هم قرابت داشت. دانشمندان هسته ای ایران نوعاً مناصب ی هم داشتند. مثل هر دیگری، آن ها هم از سیر و سیاحت لذت می بُردند. حکومت ایران گاهی اوقات به آن ها اجازه می داد که همراه تعدادی مراقب به همایش ها بروند تا از آ ین پژوهش ها باخبر شوند و با تأمین کنندگان فناوری های مدرن ملاقات کنند، که البته سفرشان بار تبلیغاتی هم داشت.رونن برگمن به من گفت: «از دیدگاه ایرانی ها، فرستادن دانشمندان به همایش هایی دربارۀ استفاده های صلح آمیز انرژی هسته ای مشخصاً سودمند بود.» برگمن یک رو مه نگار برجستۀ ی و مؤلف جنگ محرمانه با ایران: ۳۰ سال کشمکش مخفیانه علیه خطرناک ترین قدرت تروریستی دنیا۵ است که اکنون مشغول نوشتن تاریخچه ای از سرویس اطلاعات مرکزی (موساد) است. به گفتۀ او، «آن ها می گویند: بله، ما دانشمندانمان را به همایش ها می فرستیم تا از فناوری صلح آمیز برای مقاصد صلح آمیز استفاده کنیم.»وقتی یک افسر سیا برای این مأموریت منصوب می شود، در نقش دانشجو، مشاور فنی یا غرفه دار ظاهر می شود. اولین وظیفه اش آن است که مراقبان را از دانشمند دور کند. در یک مورد، سیا خدمتکاران آشپزخانه را استخدام کرد تا غذای مراقبان را مسموم کنند تا با اسهال و استفراغ از پا بیافتند. امید داشتند که آن ها غذای هواپیما یا خوراک ناآشنای محلی را علت بیماری شان حساب کنند.با قدری شانس، افسر می توانست چند دقیقه با دانشمند تنها شود و پیشنهادش را به او عرضه کند. او با خواندن پرونده ها و هم صحبتی با «عناصر دسترسی دار» نزدیک به آن دانشمند، روی وضعیت او سوار می شد. بدین ترتیب، اگر آن دانشمند می گفت که مطمئن نیست واقعاً با سیا سروکار دارد، افسر می توانست بگوید که همه چیز حتی خصوصی ترین جزئیات را دربارۀ او می داند و می توانست حرفش را اثبات کند. یک افسر به یکی از آن گزینه های پناهندگی گفته بود: «می دانم سرطان بیضه داشته ای و بیضۀ چپت را خارج کرده اند.»حتی پس از قبول پناهندگی، ممکن بود آن دانشمند نظرش عوض شود و فرار کند. آن افسر سابق به من گفت: «شما همواره درگیر نیروگیری دوبارۀ آن آدم هستید.» وقتی که او در یک ماشین مطمئن به سمت فرودگاه سوار می شد، سیا برای تدارک ویزاها و اسناد پروازی با آژانس های اطلاعاتی همسو هماهنگی می کرد. همچنین تمام تلاش خود را می کرد تا همسر و فرزندان او را هم خارج کند؛ اما برای معشوقه ها، که یک بار یکی از دانشمندان تقاضا کرده بود، چنین نمی کرد. آژانس تدارکات اقامت آن دانشمند و خانواده اش را می دید و مزایای درازمدت (از جمله پرداخت هزینۀ و تحصیلات تکمیلی فرزندانش) را در اختیارش می گذاشت.آن افسر سابق آشنا با این عملیات به من گفت تعداد کافی از دانشمندان (از طریق همایش ها یا روش های دیگر) به ایالات متحده پناهنده شدند که برنامۀ تسلیحات هسته ای ایران به مانع بخورد. او گفت یک که سانتریفیوژها را برای برنامۀ هسته ای ایران مونتاژ می کرد، به یک شرط حاضر به پناهندگی شد: اینکه برای ا به ام. آی. تی برود. متأسفانه سیا او را بدون مدارکش مثل دیپلم و رونوشت هایش، از ایران خارج کرده بود. در ابتدا ام. آی. تی تقاضای سیا برای بررسی پروندۀ او را نپذیرفت. اما آژانس اصرار کرد، و آن دانشکدۀ معتبر ی هم پذیرفت که با کنارگذاشتن رویه های متعارف بررسی هایش، از سیا تمکین کند. ام. آی. تی یک گروه از اساتید دانشکده های مرتبط را جمع کرد تا با او مصاحبه کنند. او در امتحان شفاهی نمرۀ عالی آورد، پذیرفته شد، و ایش را گرفت.مدیران ام. آی. تی منکر اطلاع از این قضیه اند. گنگ چِن، رییس دانشکدۀ ی مکانیک، گفت: «من کاملاً از این قضیه بی خبرم.» با این حال، دو بخش های اصلی این قصه را تأیید د. محمد سهیمی، ی نفت در کالیفرنیای جنوبی که توسعۀ هسته ای و ایران را دنبال و مطالعه می کند، به من گفت یک پناهنده از برنامۀ هسته ای ایران، مدرک ای ی مکانیک خود را از ام. آی. تی گرفته است. تیموتی گاتوفسکی، ی مکانیک ام. آی. تی، گفت: «مرد جوانی را می شناختم که اینجا در آزمایشگاهمان کار می کرد. به طریقی خبردار شدم که در ایران روی سانتریفیوژها کار کرده بود. پیش خودم فکر می : اینجا چه خبر شده است؟»در سال ۲۰۱۵ که ایران پذیرفت توسعۀ تسلیحات هسته ای را محدود کند تا تحریم های بین المللی برداشته شود، ضرورت نیروگیری تشکیلات اطلاعاتی از پناهندگان فعال در این برنامه، قدری کاهش یافت. اما اگر رئیس جمهور ترامپ این توافق را کنار بگذارد یا به دنبال مذاکرۀ مجدد برود، توافقی که ماه سپتامبر در سخنرانی در مجمع عمومی ملل متحد آن را نکوهش کرد، همایش های صحنه چینی شده به دستِ سیا برای جذب دانشمندان هسته ای مهم ایران شاید دوباره در خفا جان بگیرند.206
خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی / رئیس جدید روز (۲۲ حوت) رسانه های خبر برکناری «ر تیلرسون» خارجه امریکا را، بعد از ماه ها چالش و جدل میان او و رییس جمهور ، منتشر د. همزمان از واشینگتن خبر رسیده که «مایک پومپئو»، رییس کنونی سیا، گزینه ترامپ برای جایگزینی تیلرسن است. اما خبر مهم دیگر این که، ترامپ اعلام کرده با رفتن پومپیو از سیا، یک زن را به نام «جینا هاسپل» (قائم مقام کنونی پومپیو در سیا) به عنوان رییس سیا منصوب می کند. از این رو، در گزارش پیش رو، نگاهی به سوابق اولین زنی می اندازیم که به بالاترین مقام اطلاعاتی در تاریخ ایالات متحده رسیده است. ر تیلرسون مایک پومپیو «جینا شری هاسپل» (geena cheri haspel)، متولد ۱۹۵۶(۶۲ ساله)، افسر ارشد اطلاعاتی ست که از ۱۹۸۵ به سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) پیوست. او در فوریه سال ۲۰۱۷، از سوی دانلد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده، به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب شد. او چند سالی هم سیا در بریتانیا بود. جینا هاسپل هاسپل در ۲۰۰۲، مسوول یکی از زندان های مخفی سیا در تایلند بود (این نوع زندان های سیا به «black site» معروفند) که با کد «چشم گربه» شناخته می شد. دو تن از اعضای القاعده با نام های «عبدالرحیم الناشری» و «ابو زبیده»، مدتی در این زندان مخفی محبوس بودند. طبق گزارش های متعددی که بعدها منتشر شد، در این زندان، تحت مسوولیت هاسپل، روی زندانیان القاعده شکنجه هایی چون «غرق » (waterboarding) به صورت مرتب و متعدد اجراء می شد. طبق گزارش های داخلی سیا که از محرمانگی خارج شدند، ابوزبیده در ۸۳ نوبت در یک ماه با شیوه «غرق » شکنجه شد. بارها به مدت چند روز متوالی او را بی خواب نگه داشتند و به واسطه ی قرار دادن او در یک «محفظه تنگ» به مدت طولانی، در حالی که سرش به دلیل تنگی این محفظه با دیوار در تماس بود، چشم چپ خود را از دست داد. در نهایت طبق همین گزارش های داخلی، بازجویان سیا تایید د که او اطلاعات به درد بخوری در اختیار نداشته است. تصویر جینا هاسپل در سال ۲۰۰۲ شکنجه «غرق » هاسپل بعد از این، مدیر دفتر «خوزه رودریگز»، مسوول وقت «مرکز ضدتروریزم سیا» شد. رودریگز در کتاب خاطرات خود نوشت که هاسپل در سال ۲۰۰۵ دستور داد که چند دوجین نوار ویدیویی که از روند بازجویی ها در زندان مخفی سیا در تایلند (تحت مسوولیت هاسپل) تهیه شده بود و در واقع اسناد محکومیت خود او بودند، نابود شود. در ۲۰۱۳، «جان برنان»، مدیر وقت سیا، هاسپل را به عنوان معاون «سرویس ملی عملیات مخفی» تعیین کرد که وظیفه آن انجام عملیات سرّی در سراسر دنیاست. با این حال، این تصمیم، به واسطه انتقادات شدید و گسترده ای که به عملکرد گذشته هاسپل و نقش او در برنامه «بازپرسی، بازداشت، بازجویی» سیا وجود داشت، مورد پذیرش مقامات ارشد سیا قرار نگرفت. با این حال، هاسپل به عنوان معاون این قسمت در امور جاسوسی و اقدام خارجی به فعالیت مشغول شد. در ۲ فوریه ۲۰۱۷، دانلد (دونالد) ترامپ هاسپل را به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب کرد. در ۸ فوریه، چند عضو کمیته اطلاعات سنا، خواستار تجدیدنظر ترامپ در این انتصاب شدند. سناتور «شلدون وایتهاوس»، از طرف خود و دو همکار سناتور نوشت: " من به خصوص نگران گزارش هایی هستم که درباره نقش این فرد(هاسپل) در نابودی بدون مجوز نوارهای بازجویی سیا در اختیار دارم، نوارهایی که کاربرد شکنجه علیه محبوسین توسط سیا را مستند می کرد. همکاران من سناتور وایدن و سناتور هینریش گفته اند که اطلاعات محرمانه ای در اختیار دارند که نشان می دهد فرد تازه منصوب شده برای این جایگاه «نامناسب» است و درخواست خارج شدن این اطلاعات از محرمانگی را داده اند. من هم با این درخواست همراه هستم. " در ۱۵ فوریه ۲۰۱۷، «اسپنسر آکرمن»، خبرنگار حوزه اطلاعات و امنیت در رو مه دیلی بیست، گزارش داد که دو روانشناس به نام های «بروس یِسِن» و «جیمز میچل»، طراح اصلی «برنامه بازجویی تشدید شده» هستند که در زندان مخفی سیا در تایلند روی ابو زبیده، و بعد، دیگر زندانیان سیا در سراسر دنیا اجراء شد. یِسِن و میچل با شکایت سلیمان عبدالله سلیم، محمد احمد بن سعود و عبیدالله، زندانیان سابق سیا که به شدت شکنجه شده بودند، قرار گرفتند. این سه تن، در واقع از طرف یک تبعه افغانستان به نام «گل رحمان» شکایت را طرح د که این فرد به عنوان مظنون توسط سیا دستگیر شد و از شدت شکنجه در بلک سایت سیا(تحت نظارت هاسپل) کشته شد. در حال حاضر، این پرونده در جریان است و یِسِن و میچل به شدت دنبال آن هستند که هاسپل و دیگر همکار سابق او در تایلند را به شهادت به نفع خود وادار کنند. این دو روانشناس به دادگاه گفتند که کلیه اقدامات آن ها بدون اجازه و دستور هاسپل امکانپذیر نبوده و قاضی باید او را برای ادای شهادت به دادگاه فرا بخواند. علاوه بر هاسپل، پای دو مقام ارشد دیگر سیا که در زمان وقوع شکنجه علیه گل رحمان و این سه شاکی مسوولیت داشتند، به میان آمد و قاضی پرونده آن ها را برای ثبت اظهارات احضار کرد. البته خانم هاسپل که از حمایت ویژه ترامپ برخوردار است، تاکنون از سوی قاضی به دادگاه فراخوانده نشده است.

در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، بعد از انتشار گزارش جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا درباره شکنجه در سازمان های اطلاعاتی ، «مرکز اروپایی حقوق اساسی و بشر» اتهامات جنایی را علیه ان ناشناس سیا که مرتکب شکنجه شده اند، طرح کرد. در ۷ ژوئن ۲۰۱۷، همین مرکز اروپایی از دادستان کل آلمان خواست که حکم بازداشت خانم جینا هاسپل را به دلیل آن که شکنجه مظنونین تحت مسوولیت او انجام گرفت، صادر کند. طبق گزارش رو مه گاردین(۱۵ فوریه ۲۰۱۷)، هاسپل زمانی که با نام مستعار «جینا دو»(geena doe) رییس دفتر رودریگز در مرکز ضدتروریزم سیا بود، به او کمک کرد که حدود ۱۰۰ نوار ویدیویی از بازجویی های سیا در زندان های مخفی نابود شود. افشای این مساله جرقه اصلی بود که تحقیقات جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا را درباره شکنجه در دستگاه های اطلاعاتی در ۲۰۱۴ رقم زد.

لازم به ذکر است که ترامپ در ۲۶ ژانویه اعلام کرد که به زودی با صدور یک فرمان اجرایی، کاربرد شکنجه را دوباره به سیستم های اطلاعاتی بازخواهد گرداند که البته این تصمیم با مخالفت های جدی در درون سیا و سایر تشکیلات اطلاعاتی ، به ویژه سناتورها و نمایندگان دمکرات کنگره مواجه شد و موقتا مسکوت ماند. اما در درون تشکیلات ترامپ خط بازگشایی دوباره «زندان های مخفی» (بلک سایت ها) که در زمان وزارت دفاع «لئون پانتا» ظاهرا تعطیل شده بود، به شدت دنبال می شود. به گفته برخی تحلیل گران، انتصاب فردی چون هاسپل با آن سابقه در زمینه شکنجه به عنوان قائم مقام سیا، و اکنون به عنوان نامزد ریاست سیا، نشان از آن دارد که ترامپ قصد دارد همه شیوه های کثیف سیا را به این تشکیلات بازگرداند. ترامپ در توجیه این تصمیم، سخنانی گفت که به شدت سر و صدا کرد: " من در ۲۴ ساعت گذشته با شماری از بلندمرتبه ترین مقامات اطلاعاتی صحبت و از آن ها این سوال را پرسیدم که آیا این(شکنجه) جواب می دهد؟ و جواب «بله، قطعا» بود. تا جایی که به من مربوط می شود، آتش را باید با آتش جواب داد. "
در سال گذشته که هاسپل با دستور ترامپ قائم مقام سیا شد، صدای منتقدان زیادی بلند شد. برای مثال، «کریستوفر آندرس»، نایب رییس دفتر واشینگتن اتحادیه های مدنی در مصاحبه با نیویورک تایمز از «نگرانی شدید» خود از انتصاب هاسپل خبر داد. او گفت: " مایک پومپیو(رییس سیا) باید به مردم توضیح دهد که چگونه ارتقاء فردی که به اداره یک شکنجه گاه متهم است(هاسپل) با سوگند او در کنگره مبنی بر مخالفتش با هر نوع شکنجه و آزار، جور درمی آید. " پومپیو در جلسه تایید انتصاب خود در سنا سوگند خورده بود که تحت ریاست او، اقدامی در جهت بازگرداندن شیوه های غیرقانونی بازجویی به سیا انجام نخواهد گرفت. گرچه، شماری از مقامات امنیتی سابق و چهره های کهنه کار سیا، انتخاب هاسپل را تحسین د و او را گزینه ای مناسب برای این کار دانستند. از آن جمله، «جیمی کِلَپر» ، مشاور امنیتی پیشین رییس جمهور و مسوول سابق جامعه اطلاعاتی بود که درباره هاسپل چنین گفت: " او یک کهنه سرباز باتجربه در آژانس است که هم در محیط اطلاعاتی و هم خارج از آن بسیار مورد احترام است. " به هر حال، همان طور که جینا هاسپل در سال گذشته اولین زنی بود که به جایگاه نفر دوم سازمان سیا رسید، با اعلام نامزدی او برای پست ریاست سیا، اولین زنی است که به این جایگاه می رسد. این که ترامپ، که گزارش های بسیاری درباره زن-ستیزی و رفتارهای شنیع و شرم آور او با ن زیردستش منتشر شده، یک زن را به مهم ترین پست اطلاعاتی ایالات متحده رسانده، نشان از آن دارد که هاسپل ویژگی های خاصی دارد که برای پیشبرد برنامه های سیاست خارجی ترامپ مناسب است. بخشی از این «ویژگی های خاص» البته از سوابق سیاه او در تایلند مشخص است. منبع : مشرق
این که ترامپ زن ستیز با سابقه ای طولانی از رفتار شنیع با ن زیردست، یک «زن» را به بالاترین مقام اطلاعاتی می رساند، نشان از ویژگی های خاص دارد که از سوابق سیاه هاسپل در تایلند آشکار می شود. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روز (۲۲ اسفند) رسانه های خبر برکناری «ر تیلرسون» خارجه امریکا را، بعد از ماه ها چالش و جدل میان او و رییس جمهور ، منتشر د. همزمان از واشینگتن خبر رسیده که «مایک پومپئو»، رییس کنونی سیا، گزینه ترامپ برای جایگزینی تیلرسن است. اما خبر مهم دیگر این که، ترامپ اعلام کرده با رفتن پومپیو از سیا، یک زن را به نام «جینا هاسپل» (قائم مقام کنونی پومپیو در سیا) به عنوان رییس سیا منصوب می کند. از این رو، در گزارش پیش رو، نگاهی به سوابق اولین زنی می اندازیم که به بالاترین مقام اطلاعاتی در تاریخ ایالات متحده رسیده است. ر تیلرسون مایک پومپیو «جینا شری هاسپل» (geena cheri haspel)، متولد ۱۹۵۶(۶۲ ساله)، افسر ارشد اطلاعاتی ست که از ۱۹۸۵ به سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) پیوست. او در فوریه سال ۲۰۱۷، از سوی دانلد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده، به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب شد. او چند سالی هم سیا در بریتانیا بود. جینا هاسپل هاسپل در ۲۰۰۲، مسوول یکی از زندان های مخفی سیا در تایلند بود (این نوع زندان های سیا به «black site» معروفند) که با کد «چشم گربه» شناخته می شد. دو تن از اعضای القاعده با نام های «عبدالرحیم الناشری» و «ابو زبیده»، مدتی در این زندان مخفی محبوس بودند. طبق گزارش های متعددی که بعدها منتشر شد، در این زندان، تحت مسوولیت هاسپل، روی زندانیان القاعده شکنجه هایی چون «غرق » (waterboarding) به صورت مرتب و متعدد اجراء می شد. طبق گزارش های داخلی سیا که از محرمانگی خارج شدند، ابوزبیده در ۸۳ نوبت در یک ماه با شیوه «غرق » شکنجه شد. بارها به مدت چند روز متوالی او را بی خواب نگه داشتند و به واسطه ی قرار دادن او در یک «محفظه تنگ» به مدت طولانی، در حالی که سرش به دلیل تنگی این محفظه با دیوار در تماس بود، چشم چپ خود را از دست داد. در نهایت طبق همین گزارش های داخلی، بازجویان سیا تایید د که او اطلاعات به درد بخوری در اختیار نداشته است. تصویر جینا هاسپل در سال ۲۰۰۲ شکنجه «غرق » هاسپل بعد از این، مدیر دفتر «خوزه رودریگز»، مسوول وقت «مرکز ضدتروریزم سیا» شد. رودریگز در کتاب خاطرات خود نوشت که هاسپل در سال ۲۰۰۵ دستور داد که چند دوجین نوار ویدیویی که از روند بازجویی ها در زندان مخفی سیا در تایلند (تحت مسوولیت هاسپل) تهیه شده بود و در واقع اسناد محکومیت خود او بودند، نابود شود. در ۲۰۱۳، «جان برنان»، مدیر وقت سیا، هاسپل را به عنوان معاون «سرویس ملی عملیات مخفی» تعیین کرد که وظیفه آن انجام عملیات سرّی در سراسر دنیاست. با این حال، این تصمیم، به واسطه انتقادات شدید و گسترده ای که به عملکرد گذشته هاسپل و نقش او در برنامه «بازپرسی، بازداشت، بازجویی» سیا وجود داشت، مورد پذیرش مقامات ارشد سیا قرار نگرفت. با این حال، هاسپل به عنوان معاون این قسمت در امور جاسوسی و اقدام خارجی به فعالیت مشغول شد. در ۲ فوریه ۲۰۱۷، دانلد (دونالد) ترامپ هاسپل را به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب کرد. در ۸ فوریه، چند عضو کمیته اطلاعات سنا، خواستار تجدیدنظر ترامپ در این انتصاب شدند. سناتور «شلدون وایتهاوس»، از طرف خود و دو همکار سناتور نوشت: " من به خصوص نگران گزارش هایی هستم که درباره نقش این فرد(هاسپل) در نابودی بدون مجوز نوارهای بازجویی سیا در اختیار دارم، نوارهایی که کاربرد شکنجه علیه محبوسین توسط سیا را مستند می کرد. همکاران من سناتور وایدن و سناتور هینریش گفته اند که اطلاعات محرمانه ای در اختیار دارند که نشان می دهد فرد تازه منصوب شده برای این جایگاه «نامناسب» است و درخواست خارج شدن این اطلاعات از محرمانگی را داده اند. من هم با این درخواست همراه هستم. " در ۱۵ فوریه ۲۰۱۷، «اسپنسر آکرمن»، خبرنگار حوزه اطلاعات و امنیت در رو مه دیلی بیست، گزارش داد که دو روانشناس به نام های «بروس یِسِن» و «جیمز میچل»، طراح اصلی «برنامه بازجویی تشدید شده» هستند که در زندان مخفی سیا در تایلند روی ابو زبیده، و بعد، دیگر زندانیان سیا در سراسر دنیا اجراء شد. یِسِن و میچل با شکایت سلیمان عبدالله سلیم، محمد احمد بن سعود و عبیدالله، زندانیان سابق سیا که به شدت شکنجه شده بودند، قرار گرفتند. این سه تن، در واقع از طرف یک تبعه افغانستان به نام «گل رحمان» شکایت را طرح د که این فرد به عنوان مظنون توسط سیا دستگیر شد و از شدت شکنجه در بلک سایت سیا(تحت نظارت هاسپل) کشته شد. در حال حاضر، این پرونده در جریان است و یِسِن و میچل به شدت دنبال آن هستند که هاسپل و دیگر همکار سابق او در تایلند را به شهادت به نفع خود وادار کنند. این دو روانشناس به دادگاه گفتند که کلیه اقدامات آن ها بدون اجازه و دستور هاسپل امکانپذیر نبوده و قاضی باید او را برای ادای شهادت به دادگاه فرا بخواند. علاوه بر هاسپل، پای دو مقام ارشد دیگر سیا که در زمان وقوع شکنجه علیه گل رحمان و این سه شاکی مسوولیت داشتند، به میان آمد و قاضی پرونده آن ها را برای ثبت اظهارات احضار کرد. البته خانم هاسپل که از حمایت ویژه ترامپ برخوردار است، تاکنون از سوی قاضی به دادگاه فراخوانده نشده است. در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، بعد از انتشار گزارش جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا درباره شکنجه در سازمان های اطلاعاتی ، «مرکز اروپایی حقوق اساسی و بشر» اتهامات جنایی را علیه ان ناشناس سیا که مرتکب شکنجه شده اند، طرح کرد. در ۷ ژوئن ۲۰۱۷، همین مرکز اروپایی از دادستان کل آلمان خواست که حکم بازداشت خانم جینا هاسپل را به دلیل آن که شکنجه مظنونین تحت مسوولیت او انجام گرفت، صادر کند. طبق گزارش رو مه گاردین(۱۵ فوریه ۲۰۱۷)، هاسپل زمانی که با نام مستعار «جینا دو»(geena doe) رییس دفتر رودریگز در مرکز ضدتروریزم سیا بود، به او کمک کرد که حدود ۱۰۰ نوار ویدیویی از بازجویی های سیا در زندان های مخفی نابود شود. افشای این مساله جرقه اصلی بود که تحقیقات جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا را درباره شکنجه در دستگاه های اطلاعاتی در ۲۰۱۴ رقم زد. لازم به ذکر است که ترامپ در ۲۶ ژانویه اعلام کرد که به زودی با صدور یک فرمان اجرایی، کاربرد شکنجه را دوباره به سیستم های اطلاعاتی بازخواهد گرداند که البته این تصمیم با مخالفت های جدی در درون سیا و سایر تشکیلات اطلاعاتی ، به ویژه سناتورها و نمایندگان دمکرات کنگره مواجه شد و موقتا مسکوت ماند. اما در درون تشکیلات ترامپ خط بازگشایی دوباره «زندان های مخفی» (بلک سایت ها) که در زمان وزارت دفاع «لئون پانتا» ظاهرا تعطیل شده بود، به شدت دنبال می شود. به گفته برخی تحلیل گران، انتصاب فردی چون هاسپل با آن سابقه در زمینه شکنجه به عنوان قائم مقام سیا، و اکنون به عنوان نامزد ریاست سیا، نشان از آن دارد که ترامپ قصد دارد همه شیوه های کثیف سیا را به این تشکیلات بازگرداند. ترامپ در توجیه این تصمیم، سخنانی گفت که به شدت سر و صدا کرد: " من در ۲۴ ساعت گذشته با شماری از بلندمرتبه ترین مقامات اطلاعاتی صحبت و از آن ها این سوال را پرسیدم که آیا این(شکنجه) جواب می دهد؟ و جواب «بله، قطعا» بود. تا جایی که به من مربوط می شود، آتش را باید با آتش جواب داد. " در سال گذشته که هاسپل با دستور ترامپ قائم مقام سیا شد، صدای منتقدان زیادی بلند شد. برای مثال، «کریستوفر آندرس»، نایب رییس دفتر واشینگتن اتحادیه های مدنی در مصاحبه با نیویورک تایمز از «نگرانی شدید» خود از انتصاب هاسپل خبر داد. او گفت: " مایک پومپیو(رییس سیا) باید به مردم توضیح دهد که چگونه ارتقاء فردی که به اداره یک شکنجه گاه متهم است(هاسپل) با سوگند او در کنگره مبنی بر مخالفتش با هر نوع شکنجه و آزار، جور درمی آید. " پومپیو در جلسه تایید انتصاب خود در سنا سوگند خورده بود که تحت ریاست او، اقدامی در جهت بازگرداندن شیوه های غیرقانونی بازجویی به سیا انجام نخواهد گرفت. گرچه، شماری از مقامات امنیتی سابق و چهره های کهنه کار سیا، انتخاب هاسپل را تحسین د و او را گزینه ای مناسب برای این کار دانستند. از آن جمله، «جیمی کِلَپر» ، مشاور امنیتی پیشین رییس جمهور و مسوول سابق جامعه اطلاعاتی بود که درباره هاسپل چنین گفت: " او یک کهنه سرباز باتجربه در آژانس است که هم در محیط اطلاعاتی و هم خارج از آن بسیار مورد احترام است. " به هر حال، همان طور که جینا هاسپل در سال گذشته اولین زنی بود که به جایگاه نفر دوم سازمان سیا رسید، با اعلام نامزدی او برای پست ریاست سیا، اولین زنی است که به این جایگاه می رسد. این که ترامپ، که گزارش های بسیاری درباره زن-ستیزی و رفتارهای شنیع و شرم آور او با ن زیردستش منتشر شده، یک زن را به مهم ترین پست اطلاعاتی ایالات متحده رسانده، نشان از آن دارد که هاسپل ویژگی های خاصی دارد که برای پیشبرد برنامه های سیاست خارجی ترامپ مناسب است. بخشی از این «ویژگی های خاص» البته از سوابق سیاه او در تایلند مشخص است.
سرویس جهان مشرق - روز (۲۲ اسفند) رسانه های خبر برکناری «ر تیلرسون» خارجه امریکا را، بعد از ماه ها چالش و جدل میان او و رییس جمهور ، منتشر د. همزمان از واشینگتن خبر رسیده که «مایک پومپئو»، رییس کنونی سیا، گزینه ترامپ برای جایگزینی تیلرسن است. اما خبر مهم دیگر این که، ترامپ اعلام کرده با رفتن پومپیو از سیا، یک زن را به نام «جینا هاسپل» (قائم مقام کنونی پومپیو در سیا) به عنوان رییس سیا منصوب می کند. از این رو، در گزارش پیش رو، نگاهی به سوابق اولین زنی می اندازیم که به بالاترین مقام اطلاعاتی در تاریخ ایالات متحده رسیده است.ر تیلرسونمایک پومپیو«جینا شری هاسپل» (geena cheri haspel)، متولد ۱۹۵۶(۶۲ ساله)، افسر ارشد اطلاعاتی ست که از ۱۹۸۵ به سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) پیوست. او در فوریه سال ۲۰۱۷، از سوی دانلد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده، به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب شد. او چند سالی هم سیا در بریتانیا بود.جینا هاسپلهاسپل در ۲۰۰۲، مسوول یکی از زندان های مخفی سیا در تایلند بود (این نوع زندان های سیا به «black site» معروفند) که با کد «چشم گربه» شناخته می شد. دو تن از اعضای القاعده با نام های «عبدالرحیم الناشری» و «ابو زبیده»، مدتی در این زندان مخفی محبوس بودند. طبق گزارش های متعددی که بعدها منتشر شد، در این زندان، تحت مسوولیت هاسپل، روی زندانیان القاعده شکنجه هایی چون «غرق » (waterboarding) به صورت مرتب و متعدد اجراء می شد. طبق گزارش های داخلی سیا که از محرمانگی خارج شدند، ابوزبیده در ۸۳ نوبت در یک ماه با شیوه «غرق » شکنجه شد. بارها به مدت چند روز متوالی او را بی خواب نگه داشتند و به واسطه ی قرار دادن او در یک «محفظه تنگ» به مدت طولانی، در حالی که سرش به دلیل تنگی این محفظه با دیوار در تماس بود، چشم چپ خود را از دست داد. در نهایت طبق همین گزارش های داخلی، بازجویان سیا تایید د که او اطلاعات به درد بخوری در اختیار نداشته است.تصویر جینا هاسپل در سال ۲۰۰۲شکنجه «غرق »هاسپل بعد از این، مدیر دفتر «خوزه رودریگز»، مسوول وقت «مرکز ضدتروریزم سیا» شد. رودریگز در کتاب خاطرات خود نوشت که هاسپل در سال ۲۰۰۵ دستور داد که چند دوجین نوار ویدیویی که از روند بازجویی ها در زندان مخفی سیا در تایلند (تحت مسوولیت هاسپل) تهیه شده بود و در واقع اسناد محکومیت خود او بودند، نابود شود.در ۲۰۱۳، «جان برنان»، مدیر وقت سیا، هاسپل را به عنوان معاون «سرویس ملی عملیات مخفی» تعیین کرد که وظیفه آن انجام عملیات سرّی در سراسر دنیاست. با این حال، این تصمیم، به واسطه انتقادات شدید و گسترده ای که به عملکرد گذشته هاسپل و نقش او در برنامه «بازپرسی، بازداشت، بازجویی» سیا وجود داشت، مورد پذیرش مقامات ارشد سیا قرار نگرفت. با این حال، هاسپل به عنوان معاون این قسمت در امور جاسوسی و اقدام خارجی به فعالیت مشغول شد.در ۲ فوریه ۲۰۱۷، دانلد (دونالد) ترامپ هاسپل را به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب کرد. در ۸ فوریه، چند عضو کمیته اطلاعات سنا، خواستار تجدیدنظر ترامپ در این انتصاب شدند. سناتور «شلدون وایتهاوس»، از طرف خود و دو همکار سناتور نوشت:" من به خصوص نگران گزارش هایی هستم که درباره نقش این فرد(هاسپل) در نابودی بدون مجوز نوارهای بازجویی سیا در اختیار دارم، نوارهایی که کاربرد شکنجه علیه محبوسین توسط سیا را مستند می کرد. همکاران من سناتور وایدن و سناتور هینریش گفته اند که اطلاعات محرمانه ای در اختیار دارند که نشان می دهد فرد تازه منصوب شده برای این جایگاه «نامناسب» است و درخواست خارج شدن این اطلاعات از محرمانگی را داده اند. من هم با این درخواست همراه هستم. "در ۱۵ فوریه ۲۰۱۷، «اسپنسر آکرمن»، خبرنگار حوزه اطلاعات و امنیت در رو مه دیلی بیست، گزارش داد که دو روانشناس به نام های «بروس یِسِن» و «جیمز میچل»، طراح اصلی «برنامه بازجویی تشدید شده» هستند که در زندان مخفی سیا در تایلند روی ابو زبیده، و بعد، دیگر زندانیان سیا در سراسر دنیا اجراء شد. یِسِن و میچل با شکایت سلیمان عبدالله سلیم، محمد احمد بن سعود و عبیدالله، زندانیان سابق سیا که به شدت شکنجه شده بودند، قرار گرفتند. این سه تن، در واقع از طرف یک تبعه افغانستان به نام «گل رحمان» شکایت را طرح د که این فرد به عنوان مظنون توسط سیا دستگیر شد و از شدت شکنجه در بلک سایت سیا(تحت نظارت هاسپل) کشته شد.در حال حاضر، این پرونده در جریان است و یِسِن و میچل به شدت دنبال آن هستند که هاسپل و دیگر همکار سابق او در تایلند را به شهادت به نفع خود وادار کنند. این دو روانشناس به دادگاه گفتند که کلیه اقدامات آن ها بدون اجازه و دستور هاسپل امکانپذیر نبوده و قاضی باید او را برای ادای شهادت به دادگاه فرا بخواند. علاوه بر هاسپل، پای دو مقام ارشد دیگر سیا که در زمان وقوع شکنجه علیه گل رحمان و این سه شاکی مسوولیت داشتند، به میان آمد و قاضی پرونده آن ها را برای ثبت اظهارات احضار کرد. البته خانم هاسپل که از حمایت ویژه ترامپ برخوردار است، تاکنون از سوی قاضی به دادگاه فراخوانده نشده است.در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، بعد از انتشار گزارش جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا درباره شکنجه در سازمان های اطلاعاتی ، «مرکز اروپایی حقوق اساسی و بشر» اتهامات جنایی را علیه ان ناشناس سیا که مرتکب شکنجه شده اند، طرح کرد.در ۷ ژوئن ۲۰۱۷، همین مرکز اروپایی از دادستان کل آلمان خواست که حکم بازداشت خانم جینا هاسپل را به دلیل آن که شکنجه مظنونین تحت مسوولیت او انجام گرفت، صادر کند.طبق گزارش رو مه گاردین(۱۵ فوریه ۲۰۱۷)، هاسپل زمانی که با نام مستعار «جینا دو»(geena doe) رییس دفتر رودریگز در مرکز ضدتروریزم سیا بود، به او کمک کرد که حدود ۱۰۰ نوار ویدیویی از بازجویی های سیا در زندان های مخفی نابود شود. افشای این مساله جرقه اصلی بود که تحقیقات جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا را درباره شکنجه در دستگاه های اطلاعاتی در ۲۰۱۴ رقم زد.لازم به ذکر است که ترامپ در ۲۶ ژانویه اعلام کرد که به زودی با صدور یک فرمان اجرایی، کاربرد شکنجه را دوباره به سیستم های اطلاعاتی بازخواهد گرداند که البته این تصمیم با مخالفت های جدی در درون سیا و سایر تشکیلات اطلاعاتی ، به ویژه سناتورها و نمایندگان دمکرات کنگره مواجه شد و موقتا مسکوت ماند. اما در درون تشکیلات ترامپ خط بازگشایی دوباره «زندان های مخفی» (بلک سایت ها) که در زمان وزارت دفاع «لئون پانتا» ظاهرا تعطیل شده بود، به شدت دنبال می شود. به گفته برخی تحلیل گران، انتصاب فردی چون هاسپل با آن سابقه در زمینه شکنجه به عنوان قائم مقام سیا، و اکنون به عنوان نامزد ریاست سیا، نشان از آن دارد که ترامپ قصد دارد همه شیوه های کثیف سیا را به این تشکیلات بازگرداند. ترامپ در توجیه این تصمیم، سخنانی گفت که به شدت سر و صدا کرد:" من در ۲۴ ساعت گذشته با شماری از بلندمرتبه ترین مقامات اطلاعاتی صحبت و از آن ها این سوال را پرسیدم که آیا این(شکنجه) جواب می دهد؟ و جواب «بله، قطعا» بود. تا جایی که به من مربوط می شود، آتش را باید با آتش جواب داد. "در سال گذشته که هاسپل با دستور ترامپ قائم مقام سیا شد، صدای منتقدان زیادی بلند شد. برای مثال، «کریستوفر آندرس»، نایب رییس دفتر واشینگتن اتحادیه های مدنی در مصاحبه با نیویورک تایمز از «نگرانی شدید» خود از انتصاب هاسپل خبر داد. او گفت:" مایک پومپیو(رییس سیا) باید به مردم توضیح دهد که چگونه ارتقاء فردی که به اداره یک شکنجه گاه متهم است(هاسپل) با سوگند او در کنگره مبنی بر مخالفتش با هر نوع شکنجه و آزار، جور درمی آید. "پومپیو در جلسه تایید انتصاب خود در سنا سوگند خورده بود که تحت ریاست او، اقدامی در جهت بازگرداندن شیوه های غیرقانونی بازجویی به سیا انجام نخواهد گرفت.گرچه، شماری از مقامات امنیتی سابق و چهره های کهنه کار سیا، انتخاب هاسپل را تحسین د و او را گزینه ای مناسب برای این کار دانستند. از آن جمله، «جیمی کِلَپر» ، مشاور امنیتی پیشین رییس جمهور و مسوول سابق جامعه اطلاعاتی بود که درباره هاسپل چنین گفت:" او یک کهنه سرباز باتجربه در آژانس است که هم در محیط اطلاعاتی و هم خارج از آن بسیار مورد احترام است. "به هر حال، همان طور که جینا هاسپل در سال گذشته اولین زنی بود که به جایگاه نفر دوم سازمان سیا رسید، با اعلام نامزدی او برای پست ریاست سیا، اولین زنی است که به این جایگاه می رسد. این که ترامپ، که گزارش های بسیاری درباره زن-ستیزی و رفتارهای شنیع و شرم آور او با ن زیردستش منتشر شده، یک زن را به مهم ترین پست اطلاعاتی ایالات متحده رسانده، نشان از آن دارد که هاسپل ویژگی های خاصی دارد که برای پیشبرد برنامه های سیاست خارجی ترامپ مناسب است. بخشی از این «ویژگی های خاص» البته از سوابق سیاه او در تایلند مشخص است.
به گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ روز (۲۲ اسفند) رسانه های خبر برکناری «ر تیلرسون» خارجه امریکا را، بعد از ماه ها چالش و جدل میان او و رییس جمهور ، منتشر د. همزمان از واشینگتن خبر رسیده که «مایک پومپئو»، رییس کنونی سیا، گزینه ترامپ برای جایگزینی تیلرسن است. اما خبر مهم دیگر این که، ترامپ اعلام کرده با رفتن پومپیو از سیا، یک زن را به نام «جینا هاسپل» (قائم مقام کنونی پومپیو در سیا) به عنوان رییس سیا منصوب می کند. از این رو، در گزارش پیش رو، نگاهی به سوابق اولین زنی می اندازیم که به بالاترین مقام اطلاعاتی در تاریخ ایالات متحده رسیده است.ر تیلرسون2211367 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرمایک پومپیو«جینا شری هاسپل» (geena cheri haspel)، متولد ۱۹۵۶(۶۲ ساله)، افسر ارشد اطلاعاتی ست که از ۱۹۸۵ به سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) پیوست. او در فوریه سال ۲۰۱۷، از سوی دانلد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده، به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب شد. او چند سالی هم سیا در بریتانیا بود.2211368 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرجینا هاسپلهاسپل در ۲۰۰۲، مسوول یکی از زندان های مخفی سیا در تایلند بود (این نوع زندان های سیا به «black site» معروفند) که با کد «چشم گربه» شناخته می شد. دو تن از اعضای القاعده با نام های «عبدالرحیم الناشری» و «ابو زبیده»، مدتی در این زندان مخفی محبوس بودند. طبق گزارش های متعددی که بعدها منتشر شد، در این زندان، تحت مسوولیت هاسپل، روی زندانیان القاعده شکنجه هایی چون «غرق » (waterboarding) به صورت مرتب و متعدد اجراء می شد. طبق گزارش های داخلی سیا که از محرمانگی خارج شدند، ابوزبیده در ۸۳ نوبت در یک ماه با شیوه «غرق » شکنجه شد. بارها به مدت چند روز متوالی او را بی خواب نگه داشتند و به واسطه ی قرار دادن او در یک «محفظه تنگ» به مدت طولانی، در حالی که سرش به دلیل تنگی این محفظه با دیوار در تماس بود، چشم چپ خود را از دست داد. در نهایت طبق همین گزارش های داخلی، بازجویان سیا تایید د که او اطلاعات به درد بخوری در اختیار نداشته است.2211373 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرتصویر جینا هاسپل در سال ۲۰۰۲2211377 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرشکنجه «غرق »2211379 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرهاسپل بعد از این، مدیر دفتر «خوزه رودریگز»، مسوول وقت «مرکز ضدتروریزم سیا» شد. رودریگز در کتاب خاطرات خود نوشت که هاسپل در سال ۲۰۰۵ دستور داد که چند دوجین نوار ویدیویی که از روند بازجویی ها در زندان مخفی سیا در تایلند (تحت مسوولیت هاسپل) تهیه شده بود و در واقع اسناد محکومیت خود او بودند، نابود شود.در ۲۰۱۳، «جان برنان»، مدیر وقت سیا، هاسپل را به عنوان معاون «سرویس ملی عملیات مخفی» تعیین کرد که وظیفه آن انجام عملیات سرّی در سراسر دنیاست. با این حال، این تصمیم، به واسطه انتقادات شدید و گسترده ای که به عملکرد گذشته هاسپل و نقش او در برنامه «بازپرسی، بازداشت، بازجویی» سیا وجود داشت، مورد پذیرش مقامات ارشد سیا قرار نگرفت. با این حال، هاسپل به عنوان معاون این قسمت در امور جاسوسی و اقدام خارجی به فعالیت مشغول شد.در ۲ فوریه ۲۰۱۷، دانلد (دونالد) ترامپ هاسپل را به عنوان قائم مقام ریاست سیا منصوب کرد. در ۸ فوریه، چند عضو کمیته اطلاعات سنا، خواستار تجدیدنظر ترامپ در این انتصاب شدند. سناتور «شلدون وایتهاوس»، از طرف خود و دو همکار سناتور نوشت:” من به خصوص نگران گزارش هایی هستم که درباره نقش این فرد(هاسپل) در نابودی بدون مجوز نوارهای بازجویی سیا در اختیار دارم، نوارهایی که کاربرد شکنجه علیه محبوسین توسط سیا را مستند می کرد. همکاران من سناتور وایدن و سناتور هینریش گفته اند که اطلاعات محرمانه ای در اختیار دارند که نشان می دهد فرد تازه منصوب شده برای این جایگاه «نامناسب» است و درخواست خارج شدن این اطلاعات از محرمانگی را داده اند. من هم با این درخواست همراه هستم. “در ۱۵ فوریه ۲۰۱۷، «اسپنسر آکرمن»، خبرنگار حوزه اطلاعات و امنیت در رو مه دیلی بیست، گزارش داد که دو روانشناس به نام های «بروس یِسِن» و «جیمز میچل»، طراح اصلی «برنامه بازجویی تشدید شده» هستند که در زندان مخفی سیا در تایلند روی ابو زبیده، و بعد، دیگر زندانیان سیا در سراسر دنیا اجراء شد. یِسِن و میچل با شکایت سلیمان عبدالله سلیم، محمد احمد بن سعود و عبیدالله، زندانیان سابق سیا که به شدت شکنجه شده بودند، قرار گرفتند. این سه تن، در واقع از طرف یک تبعه افغانستان به نام «گل رحمان» شکایت را طرح د که این فرد به عنوان مظنون توسط سیا دستگیر شد و از شدت شکنجه در بلک سایت سیا(تحت نظارت هاسپل) کشته شد.در حال حاضر، این پرونده در جریان است و یِسِن و میچل به شدت دنبال آن هستند که هاسپل و دیگر همکار سابق او در تایلند را به شهادت به نفع خود وادار کنند. این دو روانشناس به دادگاه گفتند که کلیه اقدامات آن ها بدون اجازه و دستور هاسپل امکانپذیر نبوده و قاضی باید او را برای ادای شهادت به دادگاه فرا بخواند. علاوه بر هاسپل، پای دو مقام ارشد دیگر سیا که در زمان وقوع شکنجه علیه گل رحمان و این سه شاکی مسوولیت داشتند، به میان آمد و قاضی پرونده آن ها را برای ثبت اظهارات احضار کرد. البته خانم هاسپل که از حمایت ویژه ترامپ برخوردار است، تاکنون از سوی قاضی به دادگاه فراخوانده نشده است.2211372 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویر2211371 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویردر ۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، بعد از انتشار گزارش جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا درباره شکنجه در سازمان های اطلاعاتی ، «مرکز اروپایی حقوق اساسی و بشر» اتهامات جنایی را علیه ان ناشناس سیا که مرتکب شکنجه شده اند، طرح کرد.در ۷ ژوئن ۲۰۱۷، همین مرکز اروپایی از دادستان کل آلمان خواست که حکم بازداشت خانم جینا هاسپل را به دلیل آن که شکنجه مظنونین تحت مسوولیت او انجام گرفت، صادر کند.طبق گزارش رو مه گاردین(۱۵ فوریه ۲۰۱۷)، هاسپل زمانی که با نام مستعار «جینا دو»(geena doe) رییس دفتر رودریگز در مرکز ضدتروریزم سیا بود، به او کمک کرد که حدود ۱۰۰ نوار ویدیویی از بازجویی های سیا در زندان های مخفی نابود شود. افشای این مساله جرقه اصلی بود که تحقیقات جنجالی کمیته اطلاعاتی سنا را درباره شکنجه در دستگاه های اطلاعاتی در ۲۰۱۴ رقم زد.2211381 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویر2211376 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویرلازم به ذکر است که ترامپ در ۲۶ ژانویه اعلام کرد که به زودی با صدور یک فرمان اجرایی، کاربرد شکنجه را دوباره به سیستم های اطلاعاتی بازخواهد گرداند که البته این تصمیم با مخالفت های جدی در درون سیا و سایر تشکیلات اطلاعاتی ، به ویژه سناتورها و نمایندگان دمکرات کنگره مواجه شد و موقتا مسکوت ماند. اما در درون تشکیلات ترامپ خط بازگشایی دوباره «زندان های مخفی» (بلک سایت ها) که در زمان وزارت دفاع «لئون پانتا» ظاهرا تعطیل شده بود، به شدت دنبال می شود. به گفته برخی تحلیل گران، انتصاب فردی چون هاسپل با آن سابقه در زمینه شکنجه به عنوان قائم مقام سیا، و اکنون به عنوان نامزد ریاست سیا، نشان از آن دارد که ترامپ قصد دارد همه شیوه های کثیف سیا را به این تشکیلات بازگرداند. ترامپ در توجیه این تصمیم، سخنانی گفت که به شدت سر و صدا کرد:” من در ۲۴ ساعت گذشته با شماری از بلندمرتبه ترین مقامات اطلاعاتی صحبت و از آن ها این سوال را پرسیدم که آیا این(شکنجه) جواب می دهد؟ و جواب «بله، قطعا» بود. تا جایی که به من مربوط می شود، آتش را باید با آتش جواب داد. “2211370 - خانمِ «سرشکنجه گر» در بالاترین مقام اطلاعاتی +تصاویردر سال گذشته که هاسپل با دستور ترامپ قائم مقام سیا شد، صدای منتقدان زیادی بلند شد. برای مثال، «کریستوفر آندرس»، نایب رییس دفتر واشینگتن اتحادیه های مدنی در مصاحبه با نیویورک تایمز از «نگرانی شدید» خود از انتصاب هاسپل خبر داد. او گفت:” مایک پومپیو(رییس سیا) باید به مردم توضیح دهد که چگونه ارتقاء فردی که به اداره یک شکنجه گاه متهم است(هاسپل) با سوگند او در کنگره مبنی بر مخالفتش با هر نوع شکنجه و آزار، جور درمی آید. “پومپیو در جلسه تایید انتصاب خود در سنا سوگند خورده بود که تحت ریاست او، اقدامی در جهت بازگرداندن شیوه های غیرقانونی بازجویی به سیا انجام نخواهد گرفت.گرچه، شماری از مقامات امنیتی سابق و چهره های کهنه کار سیا، انتخاب هاسپل را تحسین د و او را گزینه ای مناسب برای این کار دانستند. از آن جمله، «جیمی کِلَپر» ، مشاور امنیتی پیشین رییس جمهور و مسوول سابق جامعه اطلاعاتی بود که درباره هاسپل چنین گفت:” او یک کهنه سرباز باتجربه در آژانس است که هم در محیط اطلاعاتی و هم خارج از آن بسیار مورد احترام است. “به هر حال، همان طور که جینا هاسپل در سال گذشته اولین زنی بود که به جایگاه نفر دوم سازمان سیا رسید، با اعلام نامزدی او برای پست ریاست سیا، اولین زنی است که به این جایگاه می رسد. این که ترامپ، که گزارش های بسیاری درباره زن-ستیزی و رفتارهای شنیع و شرم آور او با ن زیردستش منتشر شده، یک زن را به مهم ترین پست اطلاعاتی ایالات متحده رسانده، نشان از آن دارد که هاسپل ویژگی های خاصی دارد که برای پیشبرد برنامه های سیاست خارجی ترامپ مناسب است. بخشی از این «ویژگی های خاص» البته از سوابق سیاه او در تایلند مشخص است. منبع : مشرقانتهای پیام/
سیا در دام کاخ سفیدبه نظر بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران، سازمان سیا در مقام مرکز فرماندهی اطلاعاتی و امنیتی ، شاید بیشتر از هر زمان دیگری در طول تاریخ این کشور به سازمانی بدل شده است. به نظر کاخ سفید که با کوهی از مشکلات داخلی و خارجی دست به گریبان است، از سازمان سیا می خواهد در خارج از مرزهای این کشور رویکرد خصمانه تری در پیش گیرد ولی هنوز استراتژی و راهبرد مشخص و واضحی را برای این کار ارائه نکرده است و از دیگر سو به نظر نمی رسد که درحال حاضر، حمایت کافی نیز از آن وجود داشته باشد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ، در اظهارنظری از سر خشم، دست اندرکاران اطلاعاتی را با نازی ها مقایسه کرده و هشدار این سازمان درخصوص جدی بودن تهدید روسیه را «اخباری جعلی» یا «توهم» می خواند. البته این اظهارات ترامپ از سوی دست اندرکاران سیا نیز بی پاسخ نمانده است؛ به طوری که «جیمز کلپر» و «جان برنان»، مدیران اسبق امنیت ملی و سیا، اظهارات ترامپ را توهین آمیز، نادرست و دور از شأن رئیس جمهور دانسته اند. با این حال از نظر دیوید ایگناتیوس در میانه این اوضاع آشوب زده، «مایک پمپئو»، رئیس سازمان سیا، یک استثنا به حساب می آید. او به نظر همان ی است که کاخ سفید انتظارش را داشته است. ترامپ عمل می خواهد و به نظر پمپئو مرد عمل است. ت ترامپ در مدت زمانی که قدرت را در دست گرفته، از اتخاذ تصمیمات راهبردی مشخص عاجز بوده است؛ مسئله ای که شاید بیش از هر جای دیگری خود را در بحران قطر بروز داد. سیاست های ترامپ در قبال ، روسیه، ایران و چین نیز ملغمه ای از اه متضاد و مسائل حل نشده است. در چنین شرایطی، ترامپ سیا را تحت فشار گذاشته تا گزینه هایی را پیش روی ت او قرار دهد. تجربه تاریخی به ما نشان می دهد که این مسئله می تواند پای سازمان سیا را روی پوست بزه بگذارد. رؤسای جمهوری که می خواهند خودی نشان دهند اما فاقد یک استراتژی نظام مند دیپلماتیک اند، به اقداماتی مانند براندازی ت ها یا راه اندازی جنگ های ناموجه روی می آورند و چه جایی بهتر از سازمان سیا برای پیش بردن این اقدامات پنهانی. اظهارنظرهای اخیر برخی مقامات یی درخصوص برنامه تغییر نظام در ایران را باید در راستای خواست ت ترامپ و خود سازمان سیا برای ایفای نقشی پررنگ تر در مسائل فرامرزی تحلیل کرد. ترامپ نه تنها بارها را قراردادی نامطلوب برای طرف یی دانسته بلکه هم زمان با حمایت تمام عیار از رقیب منطقه ای ایران یعنی عربستان سعودی، این چرخش را به خوبی نشان داده است. در یک مورد نیز، «ر تیلرسون»، خارجه این کشور، ایران را به حمایت از تروریسم، مداخله در امور عراق، حمایت از حوثی ها در یمن و حملات سایبری علیه ایالات متحده متهم کرد. جالب اینکه پمپئو نیز دربارهٔ ایران نظر مشابهی دارد؛ او بر این باور است که ایالات متحده باید رویه دلجویی و ملاطفت را کنار گذاشته و پلتفرمی پیدا کند که بتواند مانع از توسعه طلبی ایران در منطقه شود. او همچنین خواهان آن است که سازمان تحت مدیریتش هم از لحاظ گردآوری و عملیات مخفی علیه اه ی مانند کره شمالی و ایران جسورانه تر عمل کند.کره شمالی
هرچند کره شمالی و ایالات متحده مدت هاست هیچ گونه روابط دیپلماتیکی با هم ندارند، اما از زمان روی کارآمدن دونالد ترامپ و به خصوص بعد از آزمایش های موشکی پیونگ یانگ در سالروز استقلال ، تنش میان دو کشور افزایش یافته است. در همین رابطه، ر تیلرسون در سفر خود به ژاپن با اشاره به اینکه تلاش های دیپلماتیک و تحریم های اقتصادی در ۲۰ سال گذشته مانع دستی کره شمالی به بمب اتمی نشده است، از وم اتخاذ رویکردی متفاوت به کره شمالی سخن گفت. او در کره جنوبی نیز از پایان دوران «صبر استراتژیک» خبر داد. در همان زمان، دونالد ترامپ در مصاحبه «فایننشال تایمز»، احتمال اقدام نظامی یک جانبه علیه کره شمالی را مطرح کرد. جالب اینکه پمپئو نیز در قبال پیونگ یانگ موضع مشابهی دارد. او در جایی با اشاره به اینکه حتی مردم کره شمالی هم از رفتن کیم جونگ اون خوشحال می شوند، تلویحاً خواستار تغییر رژیم در کره شمالی شده بود. و روسیه
بااین حال، به نظر، ترامپ و سیا در همه زمینه ها با هم همسو نیستند. هفته گذشته بود که واشینگتن پست از تصمیم ترامپ برای پایان دادن به برنامه سیا برای تجهیز و آموزش شورشیان سوری میانه رو خبر داد. این برنامه ای است که ت «باراک اوباما» سلف ترامپ، در سال ۲۰۱۳ میلادی آغاز کرد اما به علت محرمانه بودن، هیچ گاه مورد تأیید مقامات نظامی و تی قرار نگرفت. برخی تحلیلگران، این تصمیم ترامپ برای علنی این برنامه و پایان دادن به آن را نتیجه معامله و توافق با روسیه می دانند؛ امری که «تونی توماس»، رئیس فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده، آن را قویا تکذیب می کند. در هر صورت، با پایان یافتن برنامه سیا در ، مداخله و حضور نظامی در این کشور به حملات هوایی علیه مواضع و همچنین برنامه آموزش و تجهیز نیروهای کرد سوری در رقه و حاشیه رود فرات از سوی پنتاگون محدود می شود. به نظر آنچه ایالات متحده در بعد از ش ت در بلندمدت دنبال می کند، ایجاد یک سری آتش بس های منطقه ای میان جنگجویان تحت حمایت ، ت و روسیه باشد. البته برخی تحلیلگران، قطع حمایت از نیروهای میانه رو را زمینه ساز قدرت گیری گروه های تندرو و افراطی و اشتباهی استراتژیک برای ایالات متحده می دانند که میدان جنگ را ی ره تحویل روسیه می دهد. درهرصورت، فارغ از پیامدهای این تصمیم برای سیاست خارجی ، این اقدام به یقین به معنای محدودیت عمل سیا در است که چندان نباید به مذاق پمپئو خوش بیاید. از دیگر سو، درحالی که ترامپ بر همکاری با روسیه برای ش ت اصرار دارد، از نظر پمپئو، روسیه نمی تواند متحدی مطمئن برای در باشد. شاید روسیه در ادامه بتواند به یکی از نقاط تنش میان سیا و کاخ سفید بدل شده و راه ترامپ و پمپئو را از هم جدا کند. اتفاقی که پیش تر برای «جیمز کومی»، رئیس سابق «اف بی آی» رخ داد. بااین حال، تا آن زمان، ترامپ و پمپئو، روزهای خوشی را در پیشبرد جاه طلبی هایشان خواهند داشت.
***
مایک پمپئو؛ جاه طلب اطلاعاتی
مایک پمپئو، سیاست مدار جمهوری خواه و تاجر ۵۴ساله یی، پیش از آن که سکان هدایت سازمان سیا را در ۲۳ ژانویه سال جاری در دست بگیرد، نمایندگی ایالات کانزاس بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ را برعهده داشت. مدیر فعلی سازمان سیا همچنین عضویت در مجمع ملی جمهوری خواهان و عضویت در مجمع منتخب اطلاعات کنگره را در پرونده خود می بیند. از اقدامات پمپئو از زمان حضور در رأس سیا، می توان به دیدار با «رجب طیب اردوغان»، رئیس جمهوری ترکیه و همچنین سفر به عربستان اشاره کرد. او در سفر به عربستان سعودی، مدال «جرج تنت» را به «محمدبن نایف»، ولیعهد پیشین عربستان اهدا کرد که جزء اولین نشانه های نگاه مثبت ت ترامپ به آل سعود بود. بااین حال، آنچه پمپئو را از اخلاف اش متمایز می کند، عطش او برای انجام کارها و اقدامات پنهانی است که در برخی اظهارات او دربارهٔ ایران، کره شمالی و روسیه مشخص است. از دیگر سو، درحالی که مدیران زیرک سیا همواره از درگیرشدن در مباحث اجتناب می ورزند، پمپئو تقریباً هر روز در کاخ سفید حضور دارد و به ترامپ گزارش می دهد. باوجود برخی اختلاف نظرها با کاخ سفید، جاه طلبی و ریسک پذیری پمپئو، او را به گزینه ای ایده آل برای ت ترامپ بدل کرده است.***
مرور برخی عملیات های سری سازمان سیا کشف و بحث دربارهٔ عملیات های پنهانی ت ها و نیروهای اطلاعاتی همواره یکی از جذاب ترین ها بوده و آژانس اطلاعات مرکزی ، سیا، بیش از هر سازمان دیگری درگیر چنین عملیات هایی بوده است. ناآرامی های و جنگ بستر مناسبی برای عملیات های پنهانی این سازمان است؛ سازمانی که تاکنون با به کاربردن تاکتیک های مختلف پروژه هایی را به نفع ت های پیش برده که در بیشتر موارد تاریخ دیگر کشورها را تغییر داده است. در زیر تعدادی از این عملیات های سری را مرور می کنیم.کودتای سیا در گواتمالا
پی بی سا س نام رمز کودتای تحت حمایت سازمان سیا بود علیه حکومت منتخب جاکوبو آربنز، رئیس جمهور گواتمالا در سال ۱۹۵۴. آربنز که در سال ۱۹۵۰ انتخاب شده بود، مصرانه به دنبال ایجاد اصلاحاتی در کشورش بود و با پس دادن بخش زیادی از زمین های تی به شهروندان در راه خودکفایی این کشور گام برداشت. از آنجا که بیشتر این زمین ها متعلق به شرکت میوه متحد بود و این شرکت با ت آیزنهاور و به ویژه سازمان سیا در روابط بسیار داشت، ت عدم اتکای شرکت های گواتمالایی به ایالات متحده و متحدانش را تاب نیاورد و در سال ۱۹۵۴ عملیات سازمان سیا برای سرنگون رئیس جمهوری وقت این کشور آغاز شد. ۴۸۰ سرباز مزدور که از سوی سازمان سیا آموزش دیده بودند، با استفاده از زور گواتمالا را از چنگ آربنز درآوردند. دخ سازمان سیا تا وقتی ۲۰۰ هزار نفر کشته نشدند، خاتمه نیافت و پس از آن کمپانی های یی باز مشغول تجارت سودآور خود شدند.عملیات مانگوس
پس از ش ت حمله در خلیج خوک ها در کوبا، در سال ۱۹۶۱، وجهه عمومی سازمان سیا خدشه دار شده بود. کندی رئیس جمهوری وقت ایالات متحده برای مقابله با کوبا به برادرش رابرت رجوع کرد که در آن زمان از معدود افراد معتمدش بود و پس از آن مقدمات عملیات مانگوس چیده شد. عملیات مانگوس از سوی وزارت دفاع و با همکاری سازمان سیا آغاز شد. رابرت کندی که هدایت این عملیات را برعهده داشت، در اولین جلسه خود با تیمش گفت کشتن کاسترو اولویت اصلی ت ایالات متحده است و بقیه چیزها ثانویه است. سازمان سیا ده ها روش هولناک تروریستی را برای کشتن کاسترو در نظر گرفت، از مسموم خ ر او تا کارگذاشتن بمب در یکی از سیگارهایش. اما همه اینها به ش ت انجامید.وا یناسیون جعلی
حمله ماه می سال ۲۰۱۱ که به کشته شدن اسامه بن لادن القاعده منجر شد، فارغ از جنایت های او برای مردم پا تان عواقب بی شماری به همراه داشت. سازمان سیا پزشکان معتبر پا تانی را برای انجام وا یناسیون جعلی در شهر بسیج کرد و در این روند نمونه خون ک ن منطقه را جمع آوری کرد تا ببیند بچه های بن لادن در این منطقه هستند یا نه. پزشکان اول از مناطق فقیرتر شروع د و یک ماه بعد به منطقه اطراف خانه بن لادن رسیدند. پس از ثابت شدن این عملیات، ت پا تان پزشکانی را که در آن شرکت د، به اتهام خیانت محکوم و روانه زندان کرد. علاوه بر این، این عملیات آسیب های جبران ناپذیری به سازمان هایی که وا یناسیون قانونی انجام می دهند، وارد کرد.مجاهدین
در سال ۱۹۷۸ افغاستان وارد جنگی داخلی شد و حزب دموکراتیک خلق کنترل این کشور را برعهده گرفت. وقتی شورشیان ضد کمونیست در این کشور علیه حزب دموکراتیک خلق وارد کارزار شدند، اتحاد جماهیر شوروی به این کشور حمله کرد تا از ت کمونیست افغانستان دفاع کند. پس از آن سازمان سیا اردوگاه هایی را برای آموزش شورشیانی که به مجاهدین معروف شدند، به راه انداخت و تاکتیک های لازم برای مبارزه با شوروی را به آنها آموزش و سلاح های پیشرفته ای نیز در اختیار آنها قرار داد. اتحاد شوروی تقریباً تا زمانی فروپاشی خود در افغانستان حضور داشت اما میراث مجاهدین همچنان در افغانستان زنده است. سازمان سیا با آموزش مجاهدین درواقع تروریست های ماهری را تربیت کرد که به ستون اصلی القاعده و دیگر گروه های تروریستی منطقه بدل شدند.عملیات ماکینگ برد
این عملیات بزرگ ترین برنامه سازمان سیا برای هدایت رسانه های خبری بود که در ابتدای دهه ۵۰ آغاز شد. این عملیات حاوی رویکردی دوجانبه در برخورد با رسانه ها بود: از یک طرف رو مه نگاران به طور معمول از سوی سازمان سیا استخدام می شدند تا اطلاعاتی جمع آوری کنند یا برخی رویدادهای خاص را به نحوی گزارش دهند که مطلوب ست. از سوی دیگر این سازمان جاسوس هایی در رسانه ها داشت که در ازای پول، تبلیغاتی را به افکار عمومی می خوراندند. این برنامه بیشتر با این هدف بود که افکار عمومی را متقاعد کند که کمونیسم فوق العاده ترسناک است. سازمان سیا حتی برای حذف برخی رویدادهای خارجی از رو مه ها و شبکه های تلویزیونی به رو مه نگاران و مدیران رسانه ها پول می پرداخت و رویدادهایی مثل کودتای در گواتمالا هم یکی از همین موارد است که در آن زمان از سوی رسانه های یی چندان مورد بحث قرار نگرفت.
به گزارش مشرق، جان نی ون، تحلیل گر ارشد سیا که سال ها به روی شخصیت های مختلف جهان تحقیق و بررسی کرده و عمده کارش، مطالعه و تحقیق درباره شخصیت های جهان و دیدگاه های آنهاست، در سال 2003 مأمور بازجویی از صدام حسین شد. مجموع بازجویی های نی ون با صدام حسین بعدها در کت تحت عنوان «بازجویی از صدام، تخلیه اطلاعاتی رئیس جمهور» انتشار یافت. این کتاب تصوری بی طرفانه از یکی از قدرتمندترین حاکمان بدنام عصر به ما می دهد. خواندن ماجرای بازجویی ها، علاوه بر اطلاعاتی که درباره شخصیت صدام در اختیار مخاطب می گذارد، او را چنان در برابر ما می نشاند که گویی صدا و طنین کلماتش را هم می شنویم.اشاره به 20 شهریور 1380 مستقلا هیچ خاطره مهمی را در ذهن ما ایرانیان تداعی نمی کند اما تاریخ میلادی مقارن آن برای همه جهانیان معادل یک واقعه بزرگ است، یازده سپتامبر. در حاشیه رودخانه هادسون، در شهر نیویورک، زمانی دو برج بلند که برای سال ها لقب بلندترین برج های جهان را یدک می کشیدند، وجود داشت. بنایی عظیم که اعتبار شهر بود. با وجود این دو ساختمان بلند که از هر نقطه شهر قابل رویت بود، دیگر گم شدن مشکل به نظر می رسید. فقط کافی بود برای یافتن آدرس، یا دوری تان از برج های دوقلو را مشخص می کردید. آن بنای عظیم از هر نقطه شهر معلوم بود. به تعبیر بسیاری از شهروندان نیویورکی، آنها زیر سایه این برج ها بزرگ شده بودند. قد خاطرات بعضی از آنها هم قد برج ها شده بود. حالا دیگر خبری از آن دو برج نیست.ساعاتی بعد از حمله به برج ها، جورج بوش در نخستین سخنرانی اش خطاب به ملت اعلام کرد که کشور ما مورد یک حمله تروریستی قرار گرفته است و در پنجمین روز بعد از این حادثه و بعد از گمانه زنی های بسیار بر سر مظنونان مختلف، عاقبت انگشت اتهام به سوی سازمان القاعده نشانه رفت. القاعده ای که به قول نوام چامسکی به بهای پیروزی بر شوروی پا گرفته بود. یی ها نیازمند پاسخی روشن برای وقوع این حملات بودند اما در آن ساعات پر هاب ی نمی توانست یا نمی خواست پاسخی روشن به آن بدهد. لحظه به لحظه بر تعداد سوالات افزوده می شد. خشم تمام را فراگرفته بود. تمردان یی می بایست خیلی زود مسببین این واقعه را معرفی می د، حالا دیگر احتمالات و تحلیل ها کارساز نبود. دیگر در گزارش های رسمی دشمن فرضی باید تبدیل به دشمن عینی می شد. رسانه ها به اندازه کافی افکارعمومی را آماده کرده بودند. آنها با شت که تا آن زمان کم سابقه بود به کمک ت آمده بودند تا گروه های تندروی مسلمان را عامل اصلی این حملات بخوانند. بستر کاملا آماده شده بود چرا که تصور یی ها از مسلمانان اغلب دارای نقصان بوده است، آنها همواره فکر می د و هنوز هم فکر می کنند که مسلمانان به دنبال کشتن آنها یا مقابله با ارزش های یی هستند.معروف است که در سیاستمداران در تجلیل تشریفاتی مردم شان می گویند مردم احمق نیستند یا وقتی سیاستمداری سوالی از نظام حاکم دارد می گوید که مردم می خواهند بدانند. فهم آنچه در یازده سپتامبر رخ داد حق شهروندان مالیات دهنده یی بود. می گویم شهروندان مالیات دهنده، چون در نظام سرمایه داری تنها شهروندان مالیات دهنده ارزش و شأ ن شمارش دارند. خیلی ها معتقدند که در این ماجرا احمق فرض شدند و این جمله که مردم می خواهند بدانند در حد یک جمله مضحک باقی ماند.حالا دیگر زباله های ساختمانی برج های فرو ریخته جمع آوری شده بود. در عوض هزاران دسته گل به یاد قربانیان این حادثه خودنمایی می کرد. کابوی های یی که همیشه از هیجان لذت می بردند وقتی متوجه شدند که ت شان برای گوشمالی حامیان تروریست، قصد لشکرکشی و نزاع با افغانستان و دیگر کشورهای حامی القاعده را دارد کمی آرام شدند. خشم و عصبانیت آنها با یک آتش بازی بزرگ، ولو نمایشی می توانست فروکش کند و این را واشنگتن نشینان به درستی می دانستند.در فرهنگ گنده لات های ایرانی، مقاومت در مقابل یک گنده لات یعنی تضعیف جایگاه او. او همیشه باید در چشم مردم به عنوان یک فرد شاخص و پر زور، نمود داشته باشد. س یچی از این قاعده یعنی روبه رو شدن با نوچه های گنده لات و یک شکم سیر کتک خوردن، تا حساب کار دستت بیاید که گنده لات محله کیست. این رویارویی ا اما و همیشه برای بالا کشیدن دارایی یا غارت اموال نیست، بلکه پیشگیری برای س یچی های بعدی است. اینکه شایعه شود که شما گنده لاتی را نادیده گرفتید و از مجازات آن در امان مانده اید، در درازمدت این تمردها، او را دچار مشکل خواهد کرد. در لشگرکشی به منطقه خاورمیانه آنچه برای دارای اولویت بود حفظ اعتبار بود و نه ضرورتا منافع. هرچند منافع هم در پی اش جست وجو و بعضا حاصل شد. در حقیقت به افغانستان و عراق حمله کرد تا همه بدانند که ارباب کیست .بعد از ماه ها فعالیت خبری در افغانستان و پوشش جنگ با تروریست هایی که هیمنه اش را به چالش کشیده بودند، بر این باور بودم که عطش کابوی ها با این نمایش قدرت، آن هم در مقابل کشوری بی دفاع، فروکش کرده است. اما یی ها که در ین جدید، قائل به استفاده از زور علیه هر کشوری که آن را بالقوه خطر تلقی کنند، بودند، عراق را به عنوان تهدیدی وحشتناک برای بقا و صدام را به عنوان ی که شخصا در حملات یازده سپتامبر شرکت داشت معرفی کرده و زمانی که کاملا نسبت به توان دفاعی عراق اشراف داشتند و حتی از تعداد چاقوهای جیبی آنها مطلع بودند، به عراق حمله د تا شاید خشم یی ها فروکش کند. مجبور شدم زمستان و تابستان سال های 2002 و 2003 را در عراق باشم. بعد از حادثه یازده سپتامبر ی نمی توانست یا نمی خواست مانع حملات ت شود. هرگونه ضدیت با این حملات، اتهامات زیادی را متوجه اشخاص، ت و یا ت های ضد جنگ می کرد. اغلب ت ها تنها تماشاگر این ماجراجویی های نظامی بودند. ترس از واکنش یی ها آنها را از هر اقدامی بر حذر می داشت. یی ها با استفاده از رسانه های بین المللی چنان جوی را در راستای مبارزه با تروریسم در جهان به وجود آورده بودند که حتی یک سوال ساده می توانست برچسب حمایت از تروریسم را به همراه داشته باشد.در طول همه این سال ها، مطالب متعددی درباره غلط یا درست بودن اقدام بوش در حمله به عراق و سرنگونی صدام خوانده بودم اما باید اعتراف کنم که هیچ کدام از آنها به اندازه کتاب بازجویی از صدام نوشته جان نی ون، تحلیلگر ارشد ی بین سال های 1998 تا 2011 در سیا مرا مجذوب خود نکرد. نی ون نخستین ی بود که باید برای سیا،صدام را بعد از دستگیری شناسایی می کرد. او بلافاصله بعد از شناسایی صدام کار بازجویی از او را آغاز کرد. بی شک شوق ما برای بیشتر دانستن موقعی به اوج می رسد که بدانیم یک سیا چگونه دیکتاتوری در قامت رئیس جمهور را تخلیه اطلاعاتی می کند و چگونه بدون اینکه خود بداند و شاید هم دانسته و هدفمند تبدیل به فردی در تایید عملکرد او می شود و از همه مهمتر چرا و با چه قصدی تا این اندازه بی محابا شکل و کیفیت کار سیا و نهادهای قدرت در موضوع عراق را به چالش می کشد؟همه ما شاید به دفعات مستندهای که ساخته غربی هاست را دیده و کیفیت بالای روایت داستان در کنار قدرت تکنیکی آن را ستوده باشیم. همیشه برایم سوال بود که چرا مستندهای یا امنیتی ایران ولو اینکه با بهترین کیفیت از لحاظ شکلی تهیه و تولید شده باشند، هرگز گیرایی و کشش مستندهایی با موضوع مشابه از نوع غربی اش را ندارند. بعدها راز اقبال از این دست مستندهای غربی را در دسترسی به آدم های اطلاعاتی و منابع اصلی در روایت داستان آن هم مقابل دوربین یا به عنوان منابع خبری دیگر رسانه ها یافتم. اینکه رئیس میز سیا در اروپا، مقابل دوربین از چگونگی تحویل پول به مخبر عراقی در پاریس برای لو دادن محل اختفای سلاح های شیمیایی صدام بگوید و یا یک کارشناس ارشد سازمان سیا اعتراف کند که چگونه احمد چلبی آنها را بازی داده است، حتما برای مخاطب، این شکل از روایت، باو ذیرتر خواهد بود تا وقتی که شما در ایران برای فهم یک موضع امنیتی و یا حتی بعضا پلیسی، هیچ گونه دسترسی به مسئول مستقیم پرونده یا کارشناس آن موضوع ندارید. اینها را گفتم که برسم به این مطلب که شما در کتاب بازجویی از صدام با یک فرد اصلی و مهم سیا در موضوع صدام، به عنوان راوی طرف هستید.بنابراین روایت به نظر دست اول و درست ترسیم می شود. خواننده مستقیم و بی واسطه داستان را دنبال می کند. دعوای جان نی ون با روسای خود و نقد سیاست های ت بوش، در کنار تطهیر صدام مبنی بر اینکه آن قدرها که کاخ سفید فکر می کرد آدم بدی نبود و ادامه حکومتش منافع یی ها را در عراق و منطقه بیشتر تامین می کرد تا سرنگونی اش، همه و همه باعث می شود تا این کتاب خواندنی تر شود.نویسنده از بخش پیشگفتار تا انتهای کتاب مدام به یک موضوع اشاره می کند و آن هم بدفهمی ایالات متحده درباره شخص صدام است و نقشی که او به عنوان دشمن قاطع جریان های رادیکال در دنیای ، از جمله افراطی گری سنی داشت. صدام در بازجویی هایش به کرار بر این نکته اشاره می کرد که حزب بعث او مبلغ ناسیونالیسم عربی و سوسیالیسم بوده و او افراطی گری ی را تهدیدی علیه بنیان قدرت خود می دید. او نگران ظهور افراطی گری و بنیادگرایی سنی در کشورش بود. صدام مدعی بود که شیعیان و بنیادگرایان سنی می توانند آداب و رسوم مذهبی خود را به جا بیاورند اما آنها نمی توانند عقاید خود را وارد سیاست کنند. اینکه ی در منطقه خاورمیانه، کشورش را خط مقدم دفاع عربی در برابر فارس های ایران و خود را به عنوان محافظ سنی ها در مقابل جمعیت گسترده شیعه کشورش بداند، چیزی نبود که بازجوی ارشد سیا انتظار شنیدنش را داشته باشد. جان نی ون طی بازجویی ها به این باور رسید که صدام چنین کارکردهایی را داشت و می توانست در صورت ادامه حکومتش، یک شریک خوب برای واشنگتن در این زمینه باشد.جان به نقش صدام در اینکه او سدی در برابر نفوذ شیعیان و مانعی در مقابل هر نوع افراطی گری سنی، خاصه وه ت است، اعتقاد پیدا کرده بود و این موضوع شاید اصلی ترین دلیل اختلافش با روسای خودش در سیا و کاخ سفید بود. او همواره ناراحت بود که چرا کارشناسان سیا به این موضوع توجه نکرده یا چرا بوش بدون لحاظ این حقیقت که صدام با این دیدگاه تا چه اندازه می تواند برای منافع مفید باشد، او را سرنگون کرده اند. بازجوی سیا، های عربی و در پی آن آشفتگی منطقه به خاطر ظهور بنیادگرایان سنی – – را تلویحا به خاطر بی تدبیری کاخ سفید در براندازی حکومت بعث در عراق می داند. او بر این باور است که اگر صدام یا جانشین احتمالی اش در قدرت باقی می ماندند، شاید این اتفاقات رخ نمی داد و نیروهای اش، تجربه های باارزش نظامی را در اختیار قرار نمی دادند و او می توانست با استفاده از زور، تنش های فرقه ای در عراق را سرکوب کند. نویسنده کتاب هر از گاهی با مظلومین عراقی که قربانیان اصلی حکومت صدام هستند همدردی می کند اما هرگز نمی تواند خشمش را از کج فهمی سیا، بوش و تیمش به خاطر سرنگونی حکومتی که تماما در زمین منافع بازی می کرد، پنهان کند.جان، آنقدر که به جنون سیا و بوش در مواجهه با موضوع عراق معتقد بود هیچ اعتقادی به دیوانه بودن صدام نداشت. او مطلع بود که صدام یکصد هزار شیعه در جنوب و همین اندازه کردها در شمال را به کشتن داده و از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است. اما بر این باور بود که ت هرگز فکر نمی کرد که خاورمیانه بدون صدام شبیه چه خواهد بود؟ جان همواره به نقش مهم صدام در منطقه ایمان داشت و همه دلایل مطرح شده برای تحت پیگرد قرار دادن او را روی فرضیات غلط می دانست ؛ موضوعی که ایالات متحده خیلی دیر به آن پی برد.نویسنده کتاب اعتراف می کند که در مقاطعی سکوت اختیار کرد چون سکوت از رشادت بهتر است. آنجا که دوست داشت بر سر مافوقش فریاد بزند که صدام هرگز بدل نداشت و این کار را نکرد. گزارش های زیادی درباره این موضوع به بیل کلینتون، جورج بوش، رامسفلد و جورج تنت، رئیس سیا از سال 1996 تا 2004 ارائه شد که جملگی نادرست بود. جان وقتی در زمان بازجویی از صدام همین سوال را می پرسد صدام با خنده پاسخ می دهد که شاید من بدل او باشم و خود صدام جایی قایم شده باشد.سیا در طول بازجویی از صدام از هیچ یک از شیوه های خشن برای اعتراف گیری استفاده نکرد، بر ع ، آنها سعی د تا با ایجاد فضایی دوستانه و در قالب یک گپ و گفت صمیمانه همه آنچه را که می خواهند بدانند از صدام به دست آورند. برخلاف ادعای جان نی ون در کتابش که اتخاذ چنین شیوه ای باعث نرمش صدام در اعتراف به خیلی چیزها در طول بازجویی شد، نویسنده این سیاهه معتقد است که میل صدام در همکاری با و یافتن راهی برای نجات خودش و متقاعد آنها در اینکه یی ها گزینه ای بهتر از صدام برای منافع شان در عراق نمی توانند پیدا کنند، دلیل وادادگی صدام بود. صدام ترسوتر و بزدل تر از آن بود که بخواهد در برابر ان سیا مقاومت کند. او با این اعترافات ثابت کرد که خائن تر از هر خائنی نسبت به منافع کشورش است چرا که قبول بازجویی شدن آن هم توسط دشمنی که کشورش را کرده خود یک خطای نابخشودنی است. برخلاف تصور مقام های یی که صدام برای اینکه اسیر نشود دست به خودکشی می زند یا حین فرار کشته خواهد شد، او حتی شجاعت این کار را هم نداشت. صدام در طول بازجویی نشان داد که عاشق حرف زدن است تا جایی که به قول جان، بعضا به دشواری می شد دهانش را بست.مجموعه اعترافات خودخواسته صدام بی شک توانست بخش قابل توجهی از پازل سیا را تکمیل کند. تع ر بازجوی ارشد سیا از صدام مبنی بر اینکه او آدمی سرسخت، زیرک و دغل باز بود بیشتر از اینکه بخواهد ترسیم کننده حاکمی قوی در حفظ منافع کشورش باشد، اغراقی است برای بزرگ نشان دادن کار خودش یا بازجویان سیا. والا صدام تا دم مرگ به دوستی با امیدوار بود و نمی توانست بفهمد که خطایش کجا بود که این چنین مورد خشم کاخ سفید قرار گرفت؟ ایالات متحده خواهان رفتار با صدام براساس الحاقیه های کنوانسیون ژنو بود. این یعنی در جریان بازجویی ها نباید از هیچ شیوه قهرآمیزی علیه او استفاده می شد. این ژست ی و رعایت حقوق زندانی، طنزی بیش نیست چرا که داستان آنجا مضحک می شود که شما بخواهید علیه ی که داوطلبانه حاضر به بیان همه چیز آن هم با جزئیات است، از خشونت یا قوه قهریه استفاده کنید. این جمله صدام که فقط دو روز بعد از دستگیری اش گفته بود را به خاطر داشته باشید. چرا ی برای حرف زدن سراغ من نمی آید؟ » او خوش ی را به حدی رسانده بود که دوست داشت پیش از شروع هر جلسه بازجویی به برود تا بازجوهای سیا اذیت نشوند! بازجوهای سیا هرگز او را به عنوان آقای رئیس جمهور یا آقای صدام خطاب نمی د بلکه او را با اسم کوچک صدا می د؛ صدام ، همین و بس.دیکتاتور عراق در جایی از بازجویی اش نسبت به رفتار خشن نیروهای عملیات ویژه حین دستگیری اش گله می کند. اینکه او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و یکی از همان نیروها به او مشت زده و گفته بود این هم به خاطر حادثه یازده سپتامبر! جان اعتراف می کند که ی این شکوه را دارد که برای کشتن مردمش هرگز دوباره فکر نمی کرد، به این بین ید که صدام به خاطر جان هایی که از ایرانیان در طول جنگ تحمیلی هشت ساله گرفت، حین دستگیری اش، مستحق چه تنبیهی بود اگر سهمش از کشته های حادثه یازده سپتامبر که صدام هیچ نقشی در آن نداشت، یک مشت آبدار و ضرب وشتمی جانانه بود؟ به خاطر نداشتن سفارتخانه در عراق، فاقد اطلاعات جامع و بعضا صحیح از اتفاقات و مناسبات آن کشور بود. این موضوع سیا را تا حد زیادی وابسته به اطلاعات پناهندگان کرده بود. آنها اطلاعات کافی از میزان نفوذ ان شیعه و شیعیان، در آینده عراق و عراق بعد از صدام نداشتند. بانک اطلاعاتی آنها بیشتر روی صدام و حلقه داخلی او متمرکز بود. سیا بر این باور بود که شیعیان اهمیتی ندارند و احتمالا یک سنی مقتدر جانشین صدام خواهد شد.صدام در سال های آ حکومت خود در حال فاصله گرفتن از اداره کشور بود و بیشتر اوقاتش را صرف علایق شخصی و غیرحکومتی می کرد. او مشغول نوشتن رمان ذبیبه و سلطان بود. کاری که بعضی از اعضای سیا آن را باور نداشتند و کتاب را محصول نویسنده های در سایه می دانستند. آنها بر این باور بودند که یک احتمالا فرصت رمان نوشتن ندارد اما حقیقت این بود که صدام در اوا حکومتش علاقه ای به کار حکومت نداشت و بخش اعظم امور حکومتی را به دستیاران ارشدش واگذار کرده بود. او عمده دلمشغولی اش نوشتن این رمان بود. جان نتیجه می گیرد این آدمی نبود که به دنبال مقابله و حمله نظامی باشد. هر چند ارسال این اطلاعات به کاخ سفید هم نمی توانست مانع بروز حمله شود چرا که سیاستگذاران تصمیم شان را برای سرنگونی صدام قطعی کرده بودند.درست است که برنامه ریزی برای حمله به جنا و باربارا، دختران جورج بوش به دستور صدام به تلافی کشته شدن پسرانش در ژوئن 2003، ادعایی مضحک بود که سیا هرگز آن را تایید نکرد اما واشنگتن از این شایعه بیشترین بهره برداری را برای توجیه حمله به عراق کرد. رسانه ها داشتند ماهی خودشان را می گرفتند و یی ها چون همیشه داشتند لذت می بردند از خواندن داستانی دروغ اما جذاب. کاخ سفید باید هر روز یک سند جدید از دهشتناک بودن صدام رو می کرد تا به وقت حمله، هیچ تردیدی در این نداشته باشد که سربازان یی دارند به جنگ چه دیکتاتور خطرناکی می روند اما مشکل اینجاست که صدام آنقدر که در کتاب جان نی ون به خاطر سلاح های شیمیایی و تهدید به قتل دختران بوش که توهمی بیش نبود، جنایتکار و خطرناک ترسیم می شد، به خاطر کشتن صدها هزار انسان بیگناه در عراق و در طول جنگ با ایران، جانی و خطرناک تصویر نشد.کتاب هیچ چیز نو و باارزشی درباره دلایل خصومت صدام و جزئیات جنگ هشت ساله با ایران از منظر حاکمیتی و حزب بعث به ما نمی دهد.آنچه در طول بازجویی ها گفته شد و در کتاب منتشر شده، اطلاعاتی است قدیمی و تکراری و سوخته. در بازجویی ها هیچ ردی از تحریک کنندگان و حامیان اصلی و خارجی صدام در این جنگ وجود ندارد. هر چه هست موضوعاتی است کلی که فاقد اطلاعات بکر و قوی است. نویسنده کتاب هوشمندانه با ارائه بخش کوچکی از بازجویی ها که درباره جنگ عراق و ایران است، خواننده را متوجه می کند که اولویت کاخ سفید از بازجویی ها، یافتن سرنخی از سلاح های کشتار جمعی است نه یافتن مقصر یا مقصرین اصلی جنگ ایران و عراق. با اینکه تحلیلگران نظامی معتقد بودند عراق آغازکننده حمله بوده است اما صدام ایران را مسئول خصومت ها می دانست. او در بازجویی هایش ایرانی ها را مردمانی غیرقابل اعتماد و دروغگو می نامید و بر این باور بود که آنها به دنبال امپراتوری ی هستند. صدام استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایران را حربه ای برای دفاع می دانست و حملات شیمیایی علیه اکراد را به خاطر انتقام گیری از فریب کاری های ان کرد می دانست. هر چند در طول بازجویی زیر بار این اتهام نرفت که او دستور حمله شیمیایی به حلبچه را داد که منجر به کشتار پنج هزار کرد شده بود.یکی از صریح ترین اعترافات جان نی ون در کتاب بازجویی از صدام زمانی است که او اعلام می کند نتوانستند صدام را در یک تصویر بزرگ تر ژئوپولتیکی ترسیم کنند و به خاطر نبود منابع اطلاعاتی قوی، مجبور به پذیرش کاریکاتوری خالص از صدام به عنوان ی قصاب که به هر نحو و با هر قیمتی باید از سر راه برداشته شود، شدند. جان، ناراحت است که چرا نتوانستند به صدام از دریچه همدلانه بنگرند. دریچه ای که اقدامات صدام از جمله تعقیب شیعیان عراقی را توجیه می کرد.نویسنده در فصل هفتم و هشتم و در ادامه تا انتهای کتابش دیدگاه های صدام درباره مذهب و افراطیون مذهبی را خیلی ظریف و شیک تبلیغ می کند، به گونه ای که مخاطب در انتها پی به درستی اظهارات و پیش بینی های صدام می برد. اینکه صدام حسین مخالف ورود مذهب به حکومت و سیاست بود چرا که این امر موجب تنزل مذهب می شود و سیاست را تباه می کند یا اینکه در جایی دیگر همگان را متوجه رشد سریع وه ت در منطقه به خاطر ناکامی های ان عربی طی پنجاه سال گذشته می کند و اذعان می دارد که همیشه از جانب وه ها و سلفی ها احساس نگرانی می کرد. او نظام امتیازدهی به سنی ها و اعمال زور علیه شیعیان کشورش را فرمولی مقبول می دانست. ی که خود را بزرگمرد بزرگمردان عرب می دانست، ایالات متحده را به بی اطلاعی از جهان عرب متهم می کرد و معتقد بود که حکومت بر عراق به این سادگی نیست و در نهایت ش ت خواهد خورد. او که همیشه توسط غرب مورد تمجید قرار می گرفت، به ناگاه بعد از سال ١٩٩٠ و بعد از حمله به کویت، همه چیز تغییر کرد و صدام تبدیل به یک دشمن شد. این چیزی بود که صدام را متعجب می کرد. اینکه این رابطه در کجا به خطا رفت. دیکتاتور عراق در بازجویی اش اعتراف می کند که اگر از مخالفت در حمله به کویت مطلع بود، از خط قرمز عبور نمی کرد. ایالات متحده همواره از صدام در طول جنگ ایران و عراق حمایت کرد و این چرخش ناگهانی برای او عجیب بود. این دیکتاتور جاهل پیش تر و درست بعد از حملات یازده سپتامبر هم بر این باور بود که این رویداد باعث عراق و ایالات متحده خواهد شد. چرا که حملات تروریستی به نیویورک و واشنگتن کار بنیادگرایان ی است و یحتمل ایالات متحده برای مبارزه با وه ون تندرو از حکومت سکولار او کمک خواهد گرفت. توهمی که عمرش به سالی نکشید.در بخش بخش این کتاب ما با واری از اظهارات و ادعاهای غلط و توهمات بی پایان صدام روبه رو هستیم. برای درک این موضوع کافی است که این سطر از گفت وگوی کوتاه جان در روزهای قبل از ترک عراق را مرور کنیم. جان و همکارش از صدام درباره دستاوردهای او پرسیدند. صدام گفت: «ساختن عراق از کشوری که مردمش پا بودند، بیسوادی 73 درصد بود، درآمدها پایین بود، تا جایی توسعه یافته شدیم که ما را تهدید دانست. همه جا مدرسه است، بیمارستان است و درآمد شخصی پیش از جنگ با ایران خیلی بالا بود... حتی یی ها که وارد خاک عراق شدند تحت تاثیر توسعه کشور قرار گرفتند...» نمی دانم چرا خواندن چندین باره این اظهارات، ناخواسته مرا یاد توهمات و خود بزرگ بینی های دیکتاتور ایران، محمدرضا شاه، در روزهای پایانی حکومتش می اندازد. او هم بر این باور بود که قربانی دسیسه های قدرت های جهانی به خاطر ظهور قدرتی بزرگ به نام ایران در منطقه شده است. گویا دیکتاتورها در متوهم بودن اشتراکات بسیاری دارند.جان در برگشت به و بعد از کش و قوس های مختلف، روی موضوع مقتدی صدر کار می کند. باز هم او معتقد است که سیا اطلاعات کمی درباره مقتدی صدر دارد. او وقتی برای ادای توضیحات درباره میزان نفوذ صدر در آینده عراق و یافته هایش در بازجویی از صدام به اتاق بیضی کاخ سفید دعوت می شود با این سوال جورج بوش مواجه می شود که آیا باید صدر را بکشیم؟ جان مخالفت می کند و معتقد است که این قضیه از او فقط یک شهید می سازد و محبوبیتش را بالا می برد. جلوتر بوش از جان می پرسد که صدام را چطور آدمی دیدید و او در جواب می گوید: «آدمی خوش مشرب، شوخ طبع و افتاده... » این جواب بوش را عصبانی می کند و جان سریع توضیح می دهد که اینها ظاهر امر بود و صدام واقعی که من می شناسم، آدمی طعنه زن و گستاخ... مردی بی رحم و سادیستی بود. شاید طنزآمیزترین جمله این کتاب جمله ای است که در اتاق بیضی، بوش به جان و دیگر حاضرین می گوید که صدام در آن دنیا باید بابت خیلی چیزها جواب بدهد. طنز داستان در این است که دیکتاتور عراق هم چنین باوری درباره و بوش داشت. باز هم گویا دیکتاتورها در گرفتن ژست بر حق بودن اشتراکات زیادی دارند.جلوتر، جان درباره جلسه دوم در اتاق بیضی با جورج بوش که مربوط به ایران و تروریسم است می نویسد اما هوشمندانه به خواننده هیچ اطلاعاتی بکر و ناگفته درباره دیدگاهش و یا سیا نسبت به این موضوع نمی دهد. آنچه در کتاب به آن اشاره می کند اطلاعاتی سوخته و بعضا نادرست است که گاهی تعمدانه برای فریب مخاطب به آن اشاره می کند. مثلا آنجا که به دنبال یافتن ردی بین ارتباطات یا اختلافات مقتدی صدر با ایران است. جالب تر اینکه برداشت های جورج بوش درباره مقتدی صدر از یافته های جان نی ون به عنوان ارشد سیا و ی که به طور تخصصی درباره مقتدی صدر کار کرده به واقعیت های امروزش نزدیک تر است. بوش و تیم او تع ر تند و بعضا زشت و ناپسندی درباره مقتدی صدر در این کتاب به کار می برند که بنده از تکرار آنها ابا دارم اما چکیده نظر بوش بر این استوار بود که نباید مقتدای صدر را خیلی جدی گرفت و سایزی بیش از حد به او در فضای عراق و آینده عراق داد.در ادامه ارشد سیا شروع به خودزنی می کند و تا انتهای کتابش به کرار از ایرادات شکلی و اجرایی سازمان سیا می گوید. او آنقدر به وضوح نظام اداری، کار کارشناسی، شیوه گردآوری اطلاعات و درستی اطلاعات و منابع سازمانش را به چالش می کشد که خواننده تردید می کند چطور سازمان سیا حاضر شد چنین کت اساسا نوشته، چاپ و توزیع شود؟ جان در بخش های پایانی کتابش بار دیگر همه سیاست های کاخ سفید و بوش پسر در رویارویی با صدام را به چالش و بعضا به س ه می گیرد و حتی در قسمتی از کتاب درباره شباهت های صدام و بوش می نویسد، اینکه هر دو رفتارهای خیره سرانه و سلطه جویانه داشتند، هر دو به شدت نسبت به جهان خارج بی اعتنا و کمتر به خارج از کشورشان سفر د، هر دو از سوی مشاورانی مطیع محاصره شده بودند و تحملی اندک نسبت به حرف مخالف داشتند، هر دو به نظرهای کارشناسی بی اعتماد بودند و... آیا قرار است ما با این همه صراحت در نقد نهادهای قدرت و شخص نخست ایالات متحده، پی به وجود بیان در ببریم یا اینکه قصد و هدف دیگری پشت این درشت گویی ها و نقادی ها و خودزنی ها نهفته است؟ آیا این یک تسویه حساب سازمانی است یا یک بازی هوشمندانه برای القا یا جا انداختن مطلبی مهم تر؟شاید اگر به نویسنده کتاب، این امکان داده می شد که خیلی شفاف و روشن و موجز، آرزوی قلبی خود را بیان کند، بی شک این کتاب در دو جمله خلاصه می شد و آن جملات هم این بود ما در براندازی صدام اشتباه کردیم. صدام می توانست همچنان حاکم خوب و حرف گوش کنی برای منافع در عراق باشد.نویسنده این مقاله، بدبینی توام با افراط به آنچه جان نی ون در کتاب بازجویی از صدام نوشته را نمی پسندد اما بی شک خوش بینی بیش از اندازه نسبت به همه یافته های ارشد سیا را هم نوعی خامی می داند. به نظر شما در چه ح ی سازمان سیا حاضر می شود به کت که تماما ساختار، روش، شکل کار، صداقت، درستی و غیره مجموعه اش یا بالاترین مقام کشور یعنی رئیس جمهور را زیر سوال می برد مجوز نشر بدهد؟ چقدر وجی این کتاب در درازمدت باید برای منافع ملی سود داشته باشد که حاضر به چنین خودزنی شود؟ آیا ضدیت و زدن سیا و نظام حاکم وقت، ارزش تطهیر صدام یا خلق جایگزینی با همین ویژگی در آینده عراق که پاسبان منافع باشد را دارد؟ باید دو بار درباره اش فکر کرد. با عینک خوش بینی و بدبینی... فقط فراموش نکنید که نویسنده کتاب یک کارکشته و ارشد اداره تحلیلگر ی سازمان سیا به نام آقای جان نی ون است.منبع: مثلث
مایک پومپئو رئیس سیا خارجه جدید ما خواهد بود. او عملکرد فوق العاده ای خواهد داشت. ر تیلرسون، ممنون بابت خدماتت. «دونالد ترامپ» رئیس جمهور روز اعلام کرد «مایک پومپئو» رئیس کنونی آژانس مرکزی اطلاعات (سیا) از این پس به عنوان خارجه این کشور فعالیت می کنداقتصاد گردان - رئیس جمهور با اعلام خبر برکناری تیلرسون، اعلام کرد از این پس «مایک پومپئو» خارجه خواهد بود. «دونالد ترامپ» رئیس جمهور روز اعلام کرد «مایک پومپئو» رئیس کنونی آژانس مرکزی اطلاعات (سیا) از این پس به عنوان خارجه این کشور فعالیت می کند.پومپئو که چه زمان فعالیت به عنوان کنگره و چه در منصب ریاست سیا گرایشات به شدت ضد ایران داشت، جایگزین «ر تیلرسون» می شود.در مدت یک سالی که تیلرسون خارجه بود در پرونده های مختلف از جمله توافق هسته ای با ایران و پرونده روسیه با ترامپ اختلاف نظر داشت و تقریبا هر ماه شایعاتی از احتمال برکناری وی منتشر می شد. این شایعات ۶ ماه پیش، یعنی زمانی که رسانه های یی گزارش دادند تیلرسون ترامپ را «کودن» خوانده، به اوج رسید.از همان زمان گمانه زنی هایی درباره اینکه احتمالا پومپئو سکان دستگاه دیپلماسی را به دست می گیرد، مطرح شد. ترامپ بارها از پومپئو تمجید کرده و گفته بود او در سیا «عملکرد فوق العاده ای» داشته است.ترامپ امروز در توییتر نوشت: «مایک پومپئو رئیس سیا خارجه جدید ما خواهد بود. او عملکرد فوق العاده ای خواهد داشت. ر تیلرسون، ممنون بابت خدماتت.»انتصاب رسمی خارجه جدید، نیازمند تایید سنا است. کمیته روابط خارجی سنا قرار است هفته آینده برای بررسی صلاحیت پومپئو تشکیل جلسه دهد.ترامپ ساعتی بعد از اعلام برکناری تیلرسون، در جمع خبرنگاران حاضر شد و اختلاف نظر درباره را مهمترین دلیل تصمیمش عنوان کرد.او گفت: «ما درباره مسائلی اختلاف نظر داشتیم. به نظر من توافق هسته ای با ایران وحشتناک است، اما فکر می کنم او با این توافق مشکلی نداشت. من می گفتم این توافق را به هم بزنیم، یا کاری درباره اش انجام دهیم، اما نظر او کمی متفاوت بود. بنابراین، ما ی ان فکر نمی کردیم، اما تفکرات من و مایک (پومپئو) بسیار شبیه به هم است.»ا اج تیلرسون در حالی صورت گرفت که وی تازه ب از تور آفریقایی اش به واشنگتن بازگشته بود. مقام های وزارت خارجه می گویند او از اینکه قرار است برکنار شود، بی اطلاع بوده است.«استیو گلدشتین» معاون دیپلماسی عمومی وزارت خارجه در واکنش به برکناری تیلرسون، گفت: « به دلیل پیشرفت های مهمی که در زمینه امنیت صورت گرفته، کاملا قصد داشت که به کارش ادامه دهد. او دلتنگ همکارانش در وزارت خارجه و وزرای خارجه ای خواهد بود که با آن ها کار کرده بود.»وی افزود: « با رئیس جمهور صحبت نکرده و از دلیل [برکناری] اطلاعی ندارد. او برای پومپئو که نامزد وزارت خارجه شده، آرزوی موفقیت می کند.»یک مقام وزارت خارجه هم که خواسته نامش فاش نشود، گفته است که تیلرسون هم مانند بقیه مردم تنها بعد از انتشار توییت ترامپ از برکناری اش مطلع شده است.به گفته وی، با وجود اختلاف نظر دیرینه تیلرسون و ترامپ در موضوعات مختلف، تصور نمی شده که وی اینطور ناگهانی برکنار شود. رئیس جدید سیارئیس جمهور همچنین اعلام کرد که «جینا هاسپل» از افسران اطلاعاتی کهنه کار یی را به ریاست سیا منصوب کرده است.وی در توییتر نوشت: «جینا هاسپل رئیس جدید سیا و اولین زنی خواهد بود که به این سمت انتخاب شده است. تبریک به همه.»هاسپل که در سال ۱۹۸۵ به سیا پیوست، در فوریه ۲۰۱۷ به معاونت این سازمان منصوب شد.نام وی یک دهه پیش، زمانی بر سر زبان ها افتاد که مشخص شد سیا در تایلند یک زندان مخفی برای نگهداری، شکنجه و بازجویی از متهمان به ارتباط با گروه های تروریستی ایجاد کرده است.وی در سال ۲۰۰۲ ریاست این بازداشتگاه را بر عهده داشته است. اسنادی که بعدا منتشر شد، نشان داد زندانیان در این بازداشتگاه به روش هایی که حتی در قوانین غیرقانونی است، شکنجه می شده اند.هاسپل بعدا رئیس دفتر «خوزه رودریگز» رئیس وقت مرکز ضدتروریسم سیا شد و در سال ۲۰۱۳ هم به معاونت «سرویس سری ملی» که مسئولیت عملیات های مخفیانه در سرتاسر جهان را بر عهده دارد، منصوب شد.رسانه های یی نوشته اند که ترامپ در تلاش است تا پیش از آغاز مذاکرات با کره شمالی، تغییر و تحولات لازم در تیم دیپلماسی خود را ایجاد کند و با ترکیبی جدید وارد گفت وگو با پیونگ یانگ شود.
سرویس جهان مشرق - دونالد ترامپ طی تبلیغات انتخاباتی خود بارها مواضع تندی را علیه ایران اتخاذ کرده و قول داده بود با آن چه «اقدامات اب کارانه و ثبات زدای» ایران توصیف می کرد، مقابله کند. رئیس جمهور روز ۱۲ داد ۹۶ با انتصاب «مایکل دی آندریا[۱]» به عنوان رئیس عملیات های مخفی سیا در ایران، به اعتقاد کارشناسان یی اولین گام محکم را برای عمل به قول هایش درباره ایران برداشت[۲]. برای آن که بدانید چرا کارشناسان بین المللی انتصاب دی آندریا را اولین نشانه قطعی از آغاز سیاست ایران ستیزانه ت ترامپ می دانند، باید مایکل دی آندریا و سابقه وی در «آژانس مرکزی اطلاعات» را بهتر بشناسید.تصویری که برخی منابع خبری به «مایکل دی آندریا» نسبت داده اندمرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4توضیحات «مارک مازتی» خبرنگار نیویورک تایمز درباره برنامه های تحت مدیریت «مایکل دی آندریا» در سیا«آیت الله مایک» کیست«مایکل دی آندریا» در سالی نامعلوم در ای ویرجینیا و در خانواده ای به دنیا آمد که سرنوشتش از دو دهه قبل با سیا گره خورده بود[۳]. اگرچه گفته می شود دی آندریا اکنون ششمین دهه از عمر خود را می گذراند، اما تاریخ تولد یا سن دقیق او مشخص نیست. با این وجود، آن چه می دانیم این است که وی سال ۱۹۷۹ به سیا پیوست، هرچند تا پیش از آوریل سال ۲۰۱۵ ی از نام واقعی او خبر نداشت.دی آندریا بین سال های ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵، صرفاً با نام های مستعار شناخته می شد. همکارانش وی را با نام هایی از قبیل «عهده دار[۴]»، «شاه زاده تاریکی[۵]»، «آیت الله مایک[۶]» و «راجر[۷]» شناسایی می د. سایر مردم در و جهان نیز از سال ۲۰۱۲ او را با نام «گُرگ[۸]» شناختند؛ شخصیتی در هالیوودی و شناخته شده «سی دقیقه پس از نیمه شب[۹]» درباره عملیات ترور اسامه بن لادن که برگرفته از نقش دی آندریا در عملیات ترور بن لادن بود. غیر از این نام ها، تا سال ۲۰۱۵ اطلاعات اندکی درباره او در دست رس بود، مثلاً این که همکارانش می گفتند به کت و شلوارهای رنگ تیره بسیار علاقه مند است، اخلاق بدی دارد و به شدت به سیگار معتاد است.بخش دیگری از زندگی دی آندریا که تعجب برانگیز است، داستان ازدواج او با یک زن مسلمان به نام «فریده کوریمجی» در کشور جزیره ای «موریس» (تبعیدگاه و محل فوت رضاشاه پهلوی) در آفریقا و مسلمان شدن دی آندریاست[۱۰]. وی طی مدتی که برای انجام مأموریت به آفریقا اعزام شده بود، با کوریمجی (که حدود ۱۰ سال از او بزرگ تر بود) آشنا و حتی حاضر شد برای ازدواج با او مسلمان شود؛ اقدامی که احتمالاً نام مستعار «آیت الله» را برای او به ارمغان آورده است.البته گفته می شود دلیل ازدواج دی آندریا با کوریمجی، وماً عشق و عاشقی نبوده، بلکه ثروت و تجارت گسترده خانوادگی کوریمجی ها در آفریقا در زمینه های متنوعی از جمله ارتباطات، رسانه، املاک و مستغلات، توریسم، خدمات مالی و انرژی بوده که می توانسته پوشش مناسبی را برای عملیات های مخفیانه دی آندریا فراهم کند[۱۱]. ضمن این که دی آندریا با گرویدن ظاهری به (بدون آن که واقعاً اعتقاد یا زامی به پیدا کند) می توانسته راحت تر اذهان اطرافیان را از مأموریت واقعی اش در آفریقا منحرف کند.تصویری که برخی منابع خبری به «فریده کوریمجی» همسر «مایکل دی آندریا» نسبت داده اندمایکل دی آندریا و نقش او در کشتارهای پهپادی سیاچنان که گفته شد، اختفای دی آندریا پشت نام های مستعار، ماه آوریل سال ۲۰۱۵ پایان یافت. یک ماه بعد از آن که وی پس از ۹ سال، سِمت خود به عنوان مدیر «مرکز مبارزه با تروریسم» سیا را ترک کرد[۱۲]، «مارک مازتی» خبرنگار نیویورک تایمز هویت او را افشا نمود[۱۳]؛ اقدامی که با انتقادات شدید مواجه شد، اما نیویورک تایمز از آن پا پس نکشید[۱۴]. مازتی توضیح داد که دی آندریا چگونه از آغاز برنامه بازداشت و بازجویی سیا، به عنوان مدیر عملیات های این سازمان، در شکنجه افراد بازداشت شده دست داشته و سپس در سمت مدیر مرکز مبارزه با تروریسم نیز طراح و حامی یک تنه برنامه کشتار هدفمند سیا با حملات پهپادی به ویژه در پا تان و یمن بوده است.بر خلاف انتظار، تأثیرگذارترین نقش دی آندریا طی حدود ۴۰ سال خدمتش در سیا و آن چه احتمالاً دی آندریا را نزد مقامات سیا محبوب کرده است، ی وی در عملیات ترور بن لادن در سال ۲۰۱۱ نبود، بلکه جلوگیری او از مختومه شدن برنامه حملات پهپادی سیا در کشورهایی مانند پا تان بعد از رسوایی بزرگی بود که سال ۲۰۱۵ به وجود آمد.اولین روزهای سال ۲۰۱۵، یک شهروند یی و یک شهروند ایتالیایی که به دست القاعده اسیر شده بودند، در یکی از حملات پهپادی سیا کشته شدند. اعتراف سیا به این که از حضور این دو شهروند غربی در محل بمباران اطلاعی نداشته است، انتقادات از برنامه کشتارهای هدفمند پهپادی را به اوج خود رساند و حتی اوباما را مجبور به عذرخواهی رسمی در این باره کرد[۱۵]، اما نهایتاً این دی آندریا بود که در جلسات مخفیانه با اعضای کنگره توانست نمایندگانی از هر دو حزب را متقاعد کند تا رأی به ادامه حملات پهپادی در خارج از مرزهای بدهند.«چرا خانواده من را کشتید؟»؛ اعتراض به حملات پهپادی در یمنمرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4عذرخواهی اوباما به خاطر کشته شدن دو شهروند غربی در حملات پهپادی دی آندریا، یکی از عاملان حوادث ۱۱ سپتامبریکی از بخش های مهم در رزومه دی آندریا که شاید کم تر مورد توجه قرار گرفته باشد، نقش او در شکل گیری حوادث ۱۱ سپتامبر است. چنان که «جین میر» خبرنگار سرشناس مجله نیویورکر در کتاب تأثیرگذار خود «جنبه تاریک: داستان واقعی چگونگی تبدیل «جنگ با تروریسم» به جنگ با ایده آل های یی[۱۶]» توضیح می دهد، دی آندریا مأموریت خود درباره ردی «نواف الحمزی» یکی از هواپیماربایان عربستانی در حوادث ۱۱ سپتامبر را انجام نداده بود[۱۷].هنگامی که الحمزی وارد شد، سیا از این مطلب خبر داشت. هم زمان، یکی از مأموران اف بی آی به نام «داگ میلر» و عضو واحد اطلاعاتی تعقیب کننده اسامه بن لادن، یادداشتی را درباره ارتباط حمزی با تروریست ها نوشت و قصد داشت آن را با اف بی آی در میان بگذارد تا بتوانند این فرد مظنون را ردی کنند. با این وجود، مقام مافوق میلر یعنی مایکل دی آندریا که آن زمان صرفاً با نام «مایک» و به عنوان یکی از اعضای واحد بن لادن در مرکز مبارزه با تروریسم سیا شناسایی می شد، به وی دستور داد تا از تسلیم یادداشت خود به اف بی آی خودداری کند.دی آندریا سه ساعت بعد از آن که میلر بار دیگر درخواست کرد تا یادداشت خود را تحویل مقامات اف بی آی بدهد، به مقامات مافوق خود در سیا اعلام کرد که یادداشت را به اف بی آی تحویل داده است. به این ترتیب مقامات سیا تصور می د که اف بی آی از موضوع یادداشت میلر اطلاع دارد، در حالی که واقعیت چیز دیگری بود. اظهارات یکی از اعضای کمیسیون تحقیقات ۱۱ سپتامبر نشان می دهد که دی آندریا بعدها دریافت هرگونه اطلاعاتی درباره الحمزی را انکار کرده است. عجیب تر، این که وی بعد از ۱۱ سپتامبر حتی ترفیع رتبه هم دریافت کرده بود.دی آندریا تعمداً به یکی از هواپیماربایان عربستانی اجازه داد تا در حوادث ۱۱ سپتامبر شرکت داشته باشدنقاط قوت و ضعف مایکل دی آندریارزومه دی آندریا شامل موفقیت ها و ش ت های زیادی است. علاوه بر گسترش برنامه حملات پهپادی سیا و عملیات ترور بن لادن، یکی از این موفقیت ها ترور «عماد مغنیه» از ان برجسته نظامی و اطلاعاتی حزب الله لبنان در شهر دمشق [۱۸] و یکی از بزرگ ترین ش ت های دی آندریا، اشتباه در شناسایی «همام البلوی» بود.البلوی یک پزشک اردنی و جاسوس سه جانبه بود که سال ۲۰۰۹ هم زمان با نفوذ در سازمان اطلاعات اردن و سیا خود را فردی معرفی کرد که می تواند در القاعده رخنه کند و اطلاعات ارزشمندی را درباره «ایمن الظواهری» کنونی القاعده و جانشین اسامه بن لادن، برای اردن و جمع آوری نماید[۱۹]. این در حالی بود که البلوی در حقیقت وابسته به گروه های افراط گرا بود و توانست از ذوق زدگی افرادی مانند مایکل دی آندریا که تصور می د بالأ ه می توانند یک عامل نفوذی در القاعده پیدا کنند، سوءاستفاده نماید.وی در تاریخ ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹ در حالی که یک کمربند انفجاری پوشیده بود، در جلسه معارفه ای در یکی از پایگاه های سیا در شهر «خوست» در افغانستان حاضر شد و هنگام دیدار با چندین مأمور سیا خود را منفجر کرد. این حادثه به کشته شدن هفت افسر سیا منجر شد و دی آندریا به شدت زیر سؤال رفت؛ تا جایی که یکی از دلایل برکناری وی از سمت ریاست مرکز مبارزه با تروریسم سیا را همین حادثه دانسته اند.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4عملیات ترور اسامه بن لادن یکی از بزرگ ترین موفقیت های «دی آندریا» شمرده می شودچرا دی آندریا برای ی عملیات های ضدایرانی سیا انتخاب شداگرچه دی آندریا نقاط ضعفی هم در کارنامه خود دارد، اما نقاط درخشان پرونده او نظیر کشتارهای پهپادی در پا تان و یمن، عملیات ترور بن لادن و همین طور ترور عماد مغنیه در (به عنوان فرمانده ای که یی ها معتقدند تحت حمایت مستقیم ایران بود) موجب شده تا مقامات سیا علاقه زیادی به او پیدا کنند. به همین دلیل هم تنها دو سال بعد از آن که دی آندریا سال ۲۰۱۵ از سِمت ریاست مرکز مبارزه با تروریسم سیا کنار گذاشته شد، مسئولیت جدیدی برای او دست و پا د.«آیت الله مایک» در حالی ۹ سال تمام رئیس مرکز مبارزه با تروریسم سیا بود که رؤسای قبلی این مرکز هیچ یک نتوانسته بودند حتی ۳ سال، در این سمت باقی بمانند. همکاران دی آندریا او را فردی سخت کوش و متعهد معرفی می کنند که پیش از طلوع آفتاب سرِ کارش حاضر می شد و گاهی حتی شب را هم در دفتر کار می خو د و به خانه اش نمی رفت. البته همین عادت موجب شد تا در این مدت دوباره به کشیدن سیگاری روی بیاورد که ۱۰ سال بود آن را کنار گذاشته بود.در طرف دیگر، زیردستان «شاه زاده تاریکی» خاطرات خوشی از او ندارند، بلکه او را بیش تر با فحاشی و ناسزاگویی، سخت گیری و سرکوفت، و این اعتراض دائمی می شناسند که «تا حالا کاری به افتضاحی کارِ تو ندیده ام.» البته حتی زیردستان دی آندریا هم اعتراف می کنند که کم تر ی به اندازه او تخصص و تجربه دارد؛ اعترافی که میان زیردستان و مقامات مافوق دی آندریا مشترک است. اگرچه مقامات مافوق «راجر» هم او را فردی تندخو، گستاخ و سرکش توصیف می کنند.بعید نیست همین ویژگی های شخصیتی و شغلی دی آندریا، ترامپ را مجاب کرده باشد تا او را برای برخورد با کشوری منصوب کند که رئیس جمهور آن را « ت تروریستی شماره یک» در جهان توصیف می نماید. کارشناسان یی معتقدند این تصمیم ترامپ می تواند با هدف قدرت نمایی مقابل ایران هم اتخاذ شده باشد. اکنون باید منتظر ماند و دید انتخاب دی آندریا چه تغییراتی را در رویکرد مقابل ایران ایجاد خواهد کرد.در حالی که اوباما به روش نرم به دنبال مقابله با ایران بود، به نظر می رسد ترامپ روش های سخت تری را انتخاب کرده استدی آندریا طی سال های خدمتش در سیا نشان داد مرد روزهای سخت است و ترامپ هم می داند مقابله با ایران، احتمالاً بزرگ ترین و دشوارترین چالش پیش روی ت اوست. هرچه باشد در ایران سفارت ندارد و هم طی تاریخ حدود ۴۰ ساله روابط با نشان داده که همواره در مقابل افرادی که تصور کند ممکن است برای واشینگتن کار کنند، هوش یار و مراقب است.با این وجود، «مایکل مورل» معاون سابق مدیر سیا دی آندریا را «یکی از بهترین مأموران اطلاعاتی نسل خود» توصیف می کند. هم چنین «رابرت ایتینگر» از وکلای سابق سیا، دی آندریا را برای مدیریت عملیات های ضدایرانی سیا مناسب می داند و می گوید که وی «می تواند برنامه به شدت تهاجمی را مدیریت کند، اما به شکلی بسیار هوشمندانه.» ایتینگر در پاسخ به این سؤال که آیا انتصاب دی آندریا به سمت جدیدش به معنای آن است که ترامپ موضعی تهاجمی تر را نسبت به اوباما در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد یا نه، می گوید: «فکر نمی کنم این برداشت، اشتباه باشد.»نکته آ ، این که دی آندریا از نظر مقامات امنیتی هم چنان یک «مأمور مخفی» است و تا این لحظه هم هیچ یک از نهادهای رسمی درون ت یا سازمان سیا تأیید نکرده اند که مایکل دی آندریا به عنوان رئیس اتاق عملیات سیا علیه ایران منصوب شده است[۲۰]. آن چه در این گزارش خو د، برگرفته از اطلاعات خبرگزاری های مختلف و نهادهای ژورنالیستی و تحقیقاتی یی است.[۱]michael d’andrea link[۲]michael d'andrea, cia iran chief, named link[۳]who is michael d’andrea, trump's new head of the cia’s iran operations? link[۴]undertaker[۵]dark prince[۶]ayatollah mike[۷]roger[۸]wolf[۹]zero dark thirty link[۱۰]at cia, a convert to islam leads the terrorism hunt link[۱۱]cia agent ayatollah mike’s face revealed: iran’s view link[۱۲]cia official who directed hunt for bin laden is being removed from post link[۱۳]deep support in washington for c.i.a.’s drone missions link[۱۴]new york times defends decision to identify undercover cia agent link[۱۵]obama apologizes after drone kills american and italian held by al qaeda link[۱۶]the dark side: the inside story of how the war on terror turned into a war on american ideals link[۱۷]outing the cia’s ‘undertaker’ michael d’andrea link[۱۸]cia and mossad killed senior hezbollah figure in car bombing link[۱۹]c.i.a. names the ‘dark prince’ to run iran operations, signaling a tougher stance link[۲۰]cia names former osama bin laden hunt chief michael d'andrea to run iran spying: report link