پلنگ ها می توانند چهار ماه بالای درخت زندگی کنند ع

انقراض پلنگ به دلایل مختلفی رخ می دهد، اما بیشترین علت مرگ آن ها از تعارض با انسان ها صورت می گیرد.به گزارش صدخبرگربه های بزرگی مثل شیر، ببر و پلنگ در سراسر جهان پراکندگی گسترده ای دارند، اما در بین تمامی گربه سانان این پلنگ است که پراکنش جغرافیایی بیشتری دارد.
خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /علفزار های گرم و باز افریقا، جنگل های مرطوب هند و افریقا، جنگل های سرد خاور دور روسیه و کوهستان های سرد و ص ه ای خاورمیانه محدوده ی پراکنش پلنگ است.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /
در ایران نیز پراکندگی پلنگ در مناطق مختلف کشور از جمله برخی از استان های شمال کشور، برخی نواحی کوه های البرز، مناطقی در دشت ها و کوه ها و همچنین برخی از نقاط زاگرس، از جمله استان لرستان گزارش شده است.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خال های روی بدن پلنگ ها مانند اثرانگشت منحصر به فرد استپلنگ به دلیل شباهت زیاد با ببر و یوزپلنگ در برخی موارد با این موجودات اشتباه گرفته می شود در حالی که ببر بر خلاف پلنگ دارای نوار های عرضی است که به علت شباهت ظاهری اسم یوزپلنگ به پلنگ ها اکثر اوقات آن ها با هم اشتباه گرفته می شوند.پلنگ ها بدنی عضلانی، خال های تو خالی شبیه به گل و آرواره هایی پهن و قوی دارند.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /
خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / یوزپلنگ ها بدنی کشیده، دست و پا هایی بلند و خال های توپر دارند، علاوه بر این بارزترین خصوصیت یوزپلنگ ها وجود خط اشک در صورت آن ها است.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /
خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خال های روی بدن پلنگ ها مانند اثر انگشت انسان ها منحصر به فرد هستند. اگر خال های بدن یک پلنگ را با دیگری مقایسه کنید کاملا با هم متفاوت هستند.شنوایی و بینایی از قوی ترین خواص پلنگ هاست، شنوایی پلنگ دو برابر انسان است و در نور ملایم ۶ برابر بیناییش بهتر از انسان است. خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /بزرگترین گونه پلنگ دنیا در ایران استرحیمی، کارشناس محیط زیست استان لرستان درباره این گونه ی حیات وحش گفت: پلنگ ایرانی که فقط در ایران وجود دارد، بزرگترین پلنگ دنیا نامگذاری شده است. از خصوصیات این حیوان این است که وابسته به یک زیستگاه و ط خاصی نیست. در خیلی از نقاط دنیا ثبت شده است که حتی از مارمولک ها هم تغذیه می کنند. ولی بیشتر تغدیه آن ها از گراز وحشی، قوچ و میش است.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / ///وی در ادامه گفت: پلنگ بیشتر در هنگام شب فعالیت دارد و روز هم خود را آنگونه پنهان می کند که به راحتی شناسایی نشوند به طوری که در کنار ما باشند و ما متوجه حضور آن ها در مان نباشیم به همین دلیل به سختی در طبیعت قابل مشاهده هستند، شاید به همین دلیل است که تاکنون نسل این گونه کمیاب منقرض نشده است.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / فتحی بیرانوند، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان لرستان گفت: از این گونه کمیاب به نام سلطان ص ه ها یاد می شود و وجود پلنگ به عنوان یک گونه چتری می تواند نشان دهنده یک ا یستم کامل در منطقه را نشان دهد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /با استفاده از دوربین هایی در مناطق مختلف گذاشته می شوند تا در شب عبور پلنگ ها را تصویربرداری کنند می توان جمعیت پلنگ ها را برآورد کرد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /گونه ی پلنگ ایرانی در معرض خطر انقراضبا انقراض شیر ایرانی و ببر خزر امروزه پلنگ بزرگ جثه ترین گربه سان کشور محسوب می شود.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / این در حالیست که در فاصله سال های ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۲ تمامی پلنگ ها به عنوان آسیب پذیر در لیست صلح طبقه بندی شده و تجارت بین المللی پلنگ ممنوع گردید و زیر گونه ی پلنگ ایرانی در معرض خطر انقراض اعلام شد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /انقراض پلنگ به دلایل مختلفی رخ می دهد، اما بیشترین علت مرگ آن ها از تعارض با انسان ها صورت می گیرد. خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /رهسپار، کارشناس محیط زیست استان لرستان در مورد خطراتی که پلنگ زاگرس را تهدید می کند گفت:از مهمترین عوامل انسانی مسموم شدن توسط مردم محلی با ط سمی، شکار شدن توسط شکارچیان یا در مسیر جاده های ساخته شده به دست انسان تصادف می کنند.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /جاده ها یکی از بزرگترین معضلات برای حیات وحش محسوب می شوند. چون چشم پلنگ ها در شب نور بیشتری را جذب می کنند، نور های ناگهانی لامپ خودرو ها باعث می شود به صورت ناگهانی ایست کنند و باعث تصادف این حیوانات در جاده ها می شود.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / کار های امنیتی که در دنیا انجام می دهند در مناطقی که زیستگاه این حیوانات است به وسیله فنس دور جاده را مسدود می کنند و حیوانات را به عبور به مثل زیرگذر هایی که قرار داده اند هدایت می کنند؛ و از دیگر اقدامات این است که در اطراف جاده سنسور هایی قرار می دهند که در صورت نزدیک شدن حیوانات به جاده به راننده در حال عبور از جاده خبر می دهد که با احتیاط بیشتری رانندگی کند.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / با این همه مشکلات و تهدیدات برای حیات پلنگ زاگرس، ولی هستند افرادی که در شرایط خاص و خطرناک هم حاضر به شلیک به این گونه ی در حال انقراض نمی شوند.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان / خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /تقی زاده ، رئیس اداره حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان گفت: طبق مصوبه ی ۳۸۰ شورای عالی حفاظت محیط زیست جریمه شکار پلنگ ۸۰۰ میلیون ریال می باشد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /رازانی دادستان شهرستان م آباد درباره شکار حیوانات گفت: اگر انی اقدام به شکار بدون مجوز قانونی حیوانات وحشی به خصوص پلنگ در منطقه حفاظت شده کنند، قطعا بازداشت خواهند شد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /یکی از دامداران عشایر لرستان در منطقه ی تنگ هفت استان لرستان با مشاهده پلنگ در بین ان خود حاضر به شلیک به پلنگ نشد. نوروز حیدری چوپان این گله گفت:چندین سال است که منطقه کول پیر در زمستان چراگاه دام های ماست. وی در مورد روز حادثه گفت: دم غروب برای جمع ان به چراگاه رفتم. نزدیک چند تا از ان که رفتم متوجه شدم که گردن آن ها خونی شده است و حتما یک حیوان درنده در بین ان است. وقتی بالاتر رفتم دیدم که یک پلنگ در بین گله ان است و درحال شکار دام هاست. خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خال های پلنگ مانند اثر انگشت انسانها منحصر به فرد است + تصاویرآقای حیدری در ادامه گفت: در حالی که تفنگ در دستم بود، ولی حاضر به شلیک به پلنگ نشدم و سعی با داد و فریاد پلنگ را در بین گله ان فراری بدهم. وقتی پلنگ من را دید ترسید و به سمت بالای کوه فرار کرد، چون هوا بارانی و مه آلود بود دیگر نتواستم پلنگ را ببینم. در این حادثه ۴۴ راس از دام ها تلف شد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /
حیدری دلیل اینکه نتواست به پلنگ شلیک کند این دانست که دوست ندارد در طبیعت حیوانات نباشد و از وجود پرندگان، عقاب ها و قوچ و کل و بز و پلنگ ها در این مناطق لذت می برد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /خال های پلنگ مانند اثر انگشت انسانها منحصر به فرد است + تصاویر انسان های طبیعت دوستی مانند آقای حیدری زیاد دیده می شود، نوروز حیدری هایی که هم زیستی می کنند با طبیعت نه تک زیستی. ما باید همچین فرهنگی را گسترش بدهیم و تلاش کنیم افرادی مانند نوروز حیدری در بین ما بیشتر و بیشتر شود. سازمان حفاظت محیط زیست لرستان برای حفاظت از پلنگ برنامه هایی را در دستور کار خود قرار داده است تا به بقای اندک باقی مانده از سلطان ص ه ها کمک کند.فتحی بیرانوند، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان لرستان در این باره گفت: به دنبال تهیه نقشه پراکنش پلنگ و آموزش جوامع محلی هستیمخطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /وی در ادامه گفت: پلنگ در استان لرستان تحت پوشش بیمه قرار گرفته است، چنان چه دامداران از طرف پلنگ ها دچار خسارات شوند ، از طرف بیمه جبران خسارت خواهد شد.خطر انقراض پلنگ زاگرس گونه ی کمیاب حیات وحش لرستان /گزارش از سعیده دری دانتهای پیام/د
خبرگزاری تسنیم: سازمان حفاظت محیط زیست در تصمیم گیری برای آرزو بهتر از این نمی توانست عمل کند و باید به این عملیات، از پروسه درمان در تهران گرفته تا بازپروری در قزوین، انتقال به گیلان، رهاسازی و پایش بعد از رهاسازی در این استان افتخار کند.پرونده آرزو، پلنگ رودسر که روند زنده گیری، درمان، بازپروری و رهاسازی اش یکی از پرمخاطب ترین اخبار حیات وحش کشور محسوب می شد، پس از کشف لاشه این حیوان در ۲۸ آذر با انتشار گزارش کالبدگشایی لاشه بسته شد. این گزارش حکایت از درگیری مرگبار آرزو با پلنگی دیگر داشت که مشاهده آثار دندان نیش روی جمجمه و وجود موی پلنگ در دهان آرزو موید آن بود و شایعه کشته شدن آرزو توسط تشی را که برخی رسانه ها منتشر کرده بودند تکذیب می کرد.مرگ پلنگی که ابتدا از تله سیمی گراز و سپس از نسخه یوتانایز دامپزشکان جان سالم به در برد، یک عمل جراحی موفقیت آمیز را پشت سرگذاشت، ماه های پایانی نقاهت را در باغ وحش قزوین گذراند و سپس با رای اکثریت اعضای یک کمیته تخصصی در چهاردهم آبان، به زیستگاهش در سجیدان رودسر بازگشت، پرسش هایی را در فضای مجازی به همراه داشته. پرسش هایی از این دست که آیا حیوان توانایی جسمانی لازم برای بقا در طبیعت را به دست آورده بود؟ آیا بهتر نبود این حیوان به جای رهاسازی به باغ وحش منتقل می شد؟ آیا قلاده ردی که به گردن حیوان نصب شده می تواند عامل ش ت این پلنگ در درگیری با پلنگ حریف محسوب شود؟ آیا این تجربه، تصمیم گیری در موارد مشابه آتی را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟به منظور بررسی این شبهات، خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، پرسش هایی را با محمدصادق فرهادی نیا، دانشجوی پسا ی جانورشناسی آ فورد که سال ۹۳، پروژه ردی پلنگ های ایرانی در پارک ملی تندوره را زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست و به عنوان پایان نامه دوره ی آغاز کرد و سال گذشته به پایان رسانده در میان گذاشت. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:از همه ظرفیت ها برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده شدبه عنوان یک جانورشناس که تجربه زنده گیری، نصب قلاده ردیاب و رهاسازی پلنگ های ایرانی را در کارنامه خود دارد، روند زنده گیری، درمان و رهاسازی پلنگ رودسر را چگونه ارزی می کنید؟ آیا رهاسازی این پلنگ را تصمیم درستی می دانستید؟
فرهادی نیا: فکر می کنم، پرونده پلنگ رودسر یکی از ارزشمند ترین تجربیات کشور در حوزه حیات وحش است که مهم ترین جنبه آن استفاده از د جمعی است. یکی از معدود مواردی که در آن از ظرفیت های دامپزشکان، علاقه مندان حیوانات، متخصصان حیات وحش و مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده شد. این همکاری ها و همفکری های سازنده سبب شد پلنگ رودسر کارایی ستون مهره های خود را بازیابد. در بازپروری حیوان هم با توجه به ظرفیت های موجود، اقدامات خوبی صورت گرفت. حیوان مرحله به مرحله به جایگاه های بزرگتری منتقل شد و به طور مرتب تحت نظارت و پایش قرار گرفت. سپس توان حیوان در شکار ط مورد ارزی قرار گرفت و نتیجه رضایت بخش این آزمایش سبب شد سازمان حفاظت محیط زیست با تشکیل کمیته ای متشکل از کارشناسان و متخصصان برای سرنوشت این حیوان تصمیم بگیرد و رهاسازی را انتخاب کند. پس از رهاسازی هم، یک تیم پایش در اداره محیط زیست رودسر با دقت و حساسیت بسیار این جانور را رصد می د.تحلیل یک جانورشناس از علت مرگ پلنگ رودسر +ع پلنگ رودسر هر دو ریسکی را که برای رهاسازی پیش رو داشت با موفقیت پشت سر گذاشتتسنیم: اما این پرونده در نهایت، پایانی ناگوار به همراه داشت. به نظر می رسد اعلام خبر مرگ این پلنگ مشهور، که از زمان زنده گیری تا کنون یکی از جذاب ترین و امیدوارکننده ترین خبر های حیات وحش کشور را به خود اختصاص داده بود، علاوه بر دوستدران حیات وحش، مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست را هم تا حدی نسبت به رهاسازی جانواران وحشی در آینده دلسرد کرده. فکر می کنید پایان تلخ پلنگ رودسر، پایانی بر انتخاب گزینه رهاسازی در موارد مشابه خواهد بود؟
فرهادی نیا: ناگوار بودن و نادرست بودن، دو مفهوم متفاوت است. مرگ این پلنگ ناگوار بود، اما انی که از آزادسازی این جانور در جلسات مختلف حمایت د، نباید در اینکه درست ترین تصمیم را گرفته اند به خود شکی راه دهند. من از گفت وگو های آن زمان خاطرم هست که دو نگرانی بزرگ پیش روی تصمیم گیرندگان بود:اول، اینکه جانور قدرت فیزیکی خود را بدست نیاورده باشد. دوم، اینکه جانور با این وضعیت نتواند شکار کند. خصوصا که شکار گراز دشوار است و این پلنگ بنا بود در منقطه ای رهاسازی شود که گراز از سایر ط ها فراوانتر است.
تحلیل نوع جابجایی و حرکت جانور پس از رهاسازی، نشان داد که جانور از نخستین روز رهاسازی تا روز آ ، الگوی جابجایی منظمی داشته است. یعنی یک هفته جابه جایی زیاد و یک هفته جابه جایی کم، به صورت سینوسی. در صورتی که اگر مشکل فیزیکی وجود داشت، جابه جایی حیوان باید از ابتدا تا انتها به صورت خطی کاهش می یافت. پس، نگرانی نخست عملا جدی نبود. بررسی نقاط حضور جانور هم نشان داد که حیوان در این مدت حداقل یک گراز شکار کرده بود. در یکی از نقاط حضور جانور سرگین پلنگ حاوی موی گراز مشاهده شد. پس نگرانی دوم هم عملا رفع شده بود. من شخصا بسیار مشکوک بودم که این جانور بتواند گراز را با گردنی بسیار کلفت شکار کند و بعد هم سالم بماند و به زندگی ادامه دهد. اما این پلنگ موفق شد.
زمانی که سازمان حفاظت محیط زیست، تصمیم گیری برای سرنوشت این پلنگ را مورد بررسی قرار داد، طبیعتا این دو خطر را پذیرفت و به این ریسک تن داد. ریسک هایی که این پلنگ با موفقیت پشت سر گذاشت. اما قرار نیست پلنگ ها در زندگی طبیعی خود با هیچ خطری روبه رو نشوند و قرار هم نیست همه مخاطرات کنترل شوند. آنچه مهم است این است که این پلنگ هر دو ریسکی که همه نگران بودند را با موفقیت رد کرده است.
یعنی کشته شدن پلنگ ها در درگیری با یکدیگر بیش از آنچه تصور می کنیم رخ می دهد و ردی از آن باقی نمی ماند؟
فرهادی نیا: همین طور است، این واقعیتی است که پیشتر نمی دانستیم. برای روشن شدن موضوع، چهار نتیجه ای که در حوزه اسان به دست آمده را مثال می زنم. اول اینکه تعداد پلنگ های نری که توسط انسان از پا در می آیند، دو برابر ماده ها است. دوم اینکه در منطقه ای مانند تندوره با بیشترین جمعیت پلنگ، سالانه دستکم ۶ تا ۷ توله با نسبت مساوی متولد می شوند. سوم اینکه بالغ ها هم نسبت ی انی دارند. چهارم، در این مناطق، به سادگی می توان نر پیر پیدا کرد، ولی ماده مسن و بی دندان خیلی به ندرت. براساس این چهار واقعیت، این سوال مطرح می شود که درحالیکه نر ها و ماده ها نسبت تی مساوی متولد می شوند و نر ها بیشتر از ماده ها تلفات دارند، چرا نسبت تی پلنگ های بالغ برابر است؟ چه عاملی جمعیت ماده های بالغ را کاهش می دهد که از آن بی خبریم؟ دلیلی که به نظر من می رسد برخورد های خشونت بار درون گونه ای است. یعنی درحالی که نر ها بیشتر توسط عوامل انسانی از پا در می آیند، ماده ها توسط عوامل طبیعی از بین می روند که نتیجه می شود نسبت ی ان آن ها در سن بلوغ که داده های دوربین های تله ای به وضوح این نسبت های مساوی را نشان می دهد.اتفاقا مقاله ای هم در این زمینه منتشر شده است. بررسی هایی که در سال ۲۰۱۵ در جنوب آفریقا انجام شد حکایت از آن دارد که از هر دو ماده پلنگ مجهز به ردیاب ای، تقریبا یکی توسط سایر پلنگ ها کشته شده است. این یعنی پلنگ ها نیمی از ماده های جمعیت خودشان را حذف می کنند. به عبارتی، این را باید بدانیم که از هر دو ماده پلنگی که توسط دوربین یا قلاده پایش می شوند، یکی شانس بالایی برای از بین رفتن توسط سایر پلنگ ها دارد، درحالیکه نر ها شانس بالاتری دارند که توسط عوامل انسانی ازپا در بیایند.شایعه جوجه تیغیِ پلنگ کُشپیش از انتشار تصاویر کالبدگشایی که حفره های جمجمه آرزو را به نمایش می گذاشت و کشته شدنش توسط حیوانی مانند پلنگ را تایید می کرد، شایعاتی مبنی بر احتمال کشته شدن آرزو توسط تشی یا به گفته برخی جوجه تیغی در فضای مجازی منتشر شد. آیا تیغ های تشی که در بدن پلنگ مشاهده می شود را می توان عاملی ولو ثانویه در مرگ این حیوان دانست؟
فرهادی نیا: تشی چطور با ایجاد آن زخم های سطی روی اندام غیرحیاتی یعنی دست ها می تواند این پلنگ را کشته باشد؟ تشی شکار رایجی برای پلنگ نیست. ولی این دلیلی نیست که پلنگی که سراغ تشی می رود از بین برود. در تندوره، دو تا از ۶ پلنگی که قلاده گذاری کردیم هر کدام یک بار تشی شکار د و هر دو حداقل ۲ سال بعد از شکار تشی زنده بودند.با توجه به اینکه این پلنگ سال گذشته به دلیل نزدیک شدن به جوامع انسانی در تله سیمی گرفتار شده بود می توان نتیجه گرفت که این منطقه به دلیل عواملی مانند کمبود ط ، پلنگ ها را دچار مشکل می کند و پلنگ ها به ناچار یا به سوی جوامع انسانی روی می آورند و یا در جانشان را رقابت هایی مرگبار از دست می دهند؟ آیا بهتر نبود زیستگاهی دیگر برای رهاسازی پلنگ رودسر انتخاب می شد؟
فرهادی نیا: فقدان ط وما دلیل نزدیک شدن جانوران به جوامع انسانی نیست. این جانوران در گستره خانگی خود جابه جا می شوند و در این مسیر ممکن است در تله هایی که معمولا برای گراز گذاشته می شود گرفتار شوند. نزدیک به یک پنجم پلنگ های قلاده دار در تندوره خارج از پارک هم عبور می د در حالی که داخل پارک شکار می د. چرا از پارک بیرون می رفتند؟ نمی دانیم. ولی می دانیم بیرون می رفتند. اتفاقات طبیعت سادهنیستند که بروز یک واقعه را فورا به رقابت و رانده شدن از سوی دیگران نسبت دهیم. پیچیدگی های بسیاری وجود دارد، درحالیکه ما سعی می کنیم ساده ترین دلایل را ارائه کنیم. درحال حاضر در کدام منطقه ایران است که در گستره پراکنش پلنگ باشد، از ط مناسب برخوردار باشد و پلنگ نداشته باشد که بتوان آرزو یا پلنگ های مشابه را در آن رهاسازی کرد؟! من جایی غیر از برخی مناطق کویری مانند یزد و اصفهان را نمی شناسم. در واقع هیچ مقصد ایده آلی وجود ندارد. البته این یک حقیقت خوشحال کننده است که در هر منطقه ای که پلنگ می تواند زندگی کند، جمعیتی از پلنگ وجود دارد و به جز بخش هایی از یزد و اصفهان احتمالا در مناطق دیگر با انقراض محلی پلنگ روبه رو نیستیم. حالا در این شرایط کدام گزینه برای رهاسازی بهتر است؟ زیستگاه خود پلنگ که کاملا به آن اشراف داشته یا بردن به منطقه ای کویری که اصلا شرایط زیستگاهی آنرا تجربه نکرده است؟قلاده ردیاب، عاملی موثر در مرگ پلنگ ها؟ تا کنون در کشور ۷ پلنگِ رشد یافته در طبیعت به گردنبند ردیاب ای مجهز شده اند که دو مورد از آن ها ماده بوده اند و هر دو پس از مدتی، طی درگیری با یک پلنگ دیگر از پای درآمده اند: ایران و آرزو. برخی، وجود ردیاب را عاملی ثانویه در مرگ این دو پلنگ می دانند: گروهی از آن ها این شبهه را مطرح می کنند که وجود گردنبند به عنوان یک جسم غیرطبیعی ممکن است سبب تحریک سایر پلنگ ها و عاملی برای بروز درگیری باشد. گروهی دیگر هم معتقدند گردنبند ردیاب در هنگام درگیری، امکان حرکت پلنگ را محدود کرده و در مبارزه با پلنگ حریف، یک امتیاز منفی به حساب می آید. در این باره چه می گویید؟
فرهادی نیا: ما در پروژه قلاده گذاری پلنگ های تندوره، روی شش پلنگ قلاده نصب کردیم که یکی از آن ها ماده پلنگی به نام ایران بود و در درگیری با یک پلنگ دیگر کشته شد. آرزو هم هرچند، چند ماهی از طبیعت به دور بوده، اما پلنگی بود که در طبیعت رشد یافته بود. درباره اینکه آیا قلاده عامل تحریک و حمله سایر پلنگ ها می شود، باید گفت: در دنیا هزاران حیوان به ردیاب مجهز هستند و تا کنون به گردن حدود ۲۵۰ پلنگ قلاده ردیاب نصب شده، اما اینکه قلاده سبب حمله سایر پلنگ ها می شود گزارش نشده است.درباره دو احتمالی که مطرح کردید باید بگویم در صورتی که قلاده باعث بروز مشکل در رفتار و جابجایی جانور شود باید جانور نسبت به زمان زنده گیری بسیار لاغرتر شده باشد (که در هیچیک از این دو پلنگ کاهش وزنی مشاهده نشده)، نتوانسته باشد شکار کند (که هر دو شکار کرده بودند) یا حین جفتگیری با پلنگ نر، درگیری رخ داده باشد. ایران که اساسا توسط یک ماده بالغ کشته شده است و درمورد آرزو نمی دانیم پلنگ کشنده نر بوده یا ماده. به علاوه، بررسی های دامپزشکی نشان می داده که آن ها در زمان مرگ فحل هم نبوده اند، یعنی اساسا آماده هم نبوده اند که نر بخواهد جفتگیری کند. به علاوه، اگر قلاده باعث تحریک همنوعان برای حمله شده باشد، پس نباید در پلنگ های بدون قلاده چنین اتفاقی رخ دهد، درحالی که پیشتر دو پلنگ دیگر در گیلان بی آنکه قلاده داشته باشند توسط پلنگ هایی دیگر کشته شده اند.حالا بیایید از زاویه دیگر به سرنوشت این دو ماده پلنگ نگاه کنیم: وقتی تمام شواهد دال بر آن هستند که برخورد های خشونت بار زیادی بین ماده ها و سایر پلنگ ها در طبیعت وجود دارد، چرا نباید به این فکر کرد که این دو پلنگ ماده واقعیت طبیعت زندگی پلنگ ها در ایران را نشان می دهند؟ اینکه یکی از عوامل مهم تلفات پلنگ ها، کشته شدن توسط سایر پلنگ ها است.خاطرم هست زمانی که ایران توسط ماده دیگری کشته شده بود، حتی خود ما هم متعجب شده بودیم، چون در کتاب ها خوانده بودیم که نر ها یکدیگر را می کشند. اما حالا وقت آن رسیده که تصورات قدیمی درباره جانوران را با دانش مستند عوض کنیم. درباره یوز هم همینطور بود، اولین بار که دوربین های تله ای در منطقه ای در یزد نشان دادند که یوز ها میان دو زیستگاه رفت و آمد کرده اند، ی باور نمی کرد. حتی به یاد دارم شیوه شناسایی خال ها را یکی از ان های تهران زیر سوال برد. ولی بعدا فهمیدیم که ۵۲% یوز های شناسایی شده در ایران، از زیستگاه خود خارج شده و به مناطق حفاظت شده دیگر رفته اند. حتی یکی از یوزها، ۵ منطقه حفاظت شده را طی کرده بود. همیشه برای قبول واقعیت های جدید که با باور های قدیمی در تناقض هستند، مخالفت وجود دارند، درحالی که دانش مسیر خود را طی می کند، چه ما باور کنیم چه نکنیم. روش های به روزتری برای ردی حیات وحش ابداع نشده تا این احتمالات از میان برداشته شود؟ مثلا وسایلی مانند میکروچیپ نمی توانند برای ردی حیات وحش مورد استفاده قرار بگیرند؟
فرهادی نیا: در ردی جانور، باید دو عنصر را در نظر گرفت: وسیله ای که نقطه حضور را برداشت می کند و وسیله ای که این نقطه را ارسال می کند. هر دوی آن ها نیازمند ماه ها استفاده از باتری هستند. ترکیب اینها، عملا وسیله ای چند صدگرمی می شود که به ما اجازه دهد جانور را ردی کنیم. وسایل کوچکتر معمولا فقط یک gps ساده هستند، ولی امکان ارسال نقطه را ندارند. میکروچیپ ها که معمولا همان نقطه را هم برداشت نمی کنند. قلاده «ایران» از معتبرترین کمپانی کانا یداری شده بود و ظاهرا قلاده «آرزو» هم ساخت آلمان بود و از یکی از بهترین شرکت های اروپایی یداری شده بود.سه معیار برای انتخاب میان رهاسازی و اسارت بهتر نیست در موارد مشابه، جانواران وحشی که از طبیعت جدا می شوند به جای بازگردانده شدن به زیستگاهشان به منظور تکثیر در اسارت مورد استفاده قرار بگیرند؟
فرهادی نیا: تصمیم گیری درمورد جانوری مانند پلنگ که از لحاظ حفاظتی حساس است، نیازمند تصمیم گیری مورد به مورد است و به سه نکته اصلی وابسته است:
نکته اول: جمعیتی که پلنگ از آن جدا شده. اگر جمعیت پلنگ در آن منطقه به شدت کم باشد، جدا آن فرد می تواند در بلندمدت بسیار مخاطره آمیز باشد. مثلا در برخی از مناطق مرکزی ایران، به شدت با کمبود پلنگ نر مواجه هستیم. حالا اگر نری به دلیل جراحت از آن جمعیت جدا شود و برگردانده نشود، می تواند روند انقراض آن جمعیت را تسریع کند. آرزو هم ظاهرا متعلق به محدوده ای با تراکم پلنگ کم بود و وجود این ماده بالغ می توانست برای افزایش جمعیت آن منطقه مفید باشد.
نکته دوم: آیا این فرد، وحشی است یا در اسارت بزرگ شده؟ اگر در اسارت بزرگ شده باشد، طبیعتا شانس کمی برای بقا در طبیعت دارد. ولی اگر وحشی بوده و سال های زیادی را طبیعت گذرانده باشد چرا نباید به طبیعت بازگردد؟ آرزو کاملا مصداق چنین فردی بود.
نکته سوم: رفتار خود فرد. اگر آن فرد یک معارض باشد که مثلا زندگی خود را با شکار و می گذراند، این فرد را در هر منطقه ای رهاسازی کنیم احتمالا دوباره همین رفتار را د یش می گیرد. معارض ها را باید از طبیعت جدا کرد. ولی در مورد آرزو اطلاعاتی دال بر معارض بودن وجود نداشت
این سه مورد، می تواند ما را برای تصمیم گیری درباره سرنوشت یک پلنگ و انتخاب میان رهاسازی یا تکثیر در اسارت راهنمایی کند. رهاسازی یک تصمیم ساده نیست. عملیاتی با ریسک بالاست که درنظر گرفتن همه شرایط را می طلبد. به نظر من سازمان حفاظت محیط زیست در تصمیم گیری برای آرزو بهتر از این نمی توانست عمل کند و باید به این عملیات، از پروسه درمان در تهران گرفته تا بازپروری در قزوین، انتقال به گیلان، رهاسازی و پایش بعدی در این استان افتخار کند.
ع از پلنگ زیباترین ع از پلنگ های ایرانی و آفریقایی در دنیا
گالری زیباترین ع از پلنگ های ایرانی و آفریقایی در دنیاهمراه ع پلنگ بخش مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیمع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی
پلنگ ایرانی
بخشی از مقاله ای که در قسمت قبل درباره اش نوشتیم به وضعیت زیرگونه پلنگ ایرانی panthero pardus saxicolor می پردازد و با همکاری مدیر پروژه و همکارانش در پروژه پلنگ ایرانی که از سوی انجمن یوز ایرانی و واحد تحقیقات حفاظت حیات وحش آ فورد در پارک ملی تندوره اجرا می شود، به نگارش در آمده است. این پروژه در شمال شرقی ایران و از سال 1392 کار خود را آغاز کرده و تلاش می کند تا پرسش های جدی درباره زیست شناسی و رفتار پلنگ ایرانی را در برخی از مناطق حفاظت شده، به خصوص پارک ملی تندوره پاسخ دهد. ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی با همکاری اداره کل حفاظت محیط زیست اسان رضوی، در این پروژه از پیشرفته ترین ابزار و فناوری موجود در دنیا بهره گرفته شده و تا به حال پنج پلنگ در این مدت زنده گیری و مجهز به ردیاب ای شده اند. مدیر این پروژه در حال انجام پایان نامه ی اش در رشته جانورشناسی در آ فورد است. به همین مناسبت با او درباره این مطالعه و همین طور وضعیت پلنگ ایرانی، آنچه درباره اش می دانیم و را ارهای حفاظت از بزرگترین زیرگونه پلنگ در جهان گفتگویی داشتیم: ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی دو برابر تراکم پلنگ در پارک ملی گلستان استدر مقاله ای که با همکاری شما نوشته شده، آمده است که پلنگ ها تقریبا دو سوم زیستگاه شان را نسبت به دوران صنعتی از دست داده اند. این متوسط برای کل جهان ذکر شده بود. در ایران وضعیت زیستگاهی این گونه چطور است؟ اصلا اطلاعات تاریخی مناسبی داریم که بتوانیم وضعیت زیستگاه این گونه را نسبت به گذشته حدس بزنیم؟ ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی – در واقع اطلاعات تاریخی ما خیلی کامل نیست و به این باز می گردد که مثلا افراد مسن می گویند ما اینجا پلنگ دیده ایم یا در مناطقی سابقه دیده شدن پلنگ به کرات دیده شده است. در میانگین جهانی پلنگ چیزی بین 65 تا 75 درصد محدوده زیستی سابقش را از دست داده است اما وقتی روی زیرگونه هایی مثل پلنگ ایرانی در غرب آسیا که از افغانستان و ترکمنستان و بخش عمده ای از ایران و کمی از عراق و قفقاز و ترکیه پراکندگی دارد، متمرکز می شویم در می ی م که این از دست رفتن زیستگاه تقریبا 85 درصد است. ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی دو برابر تراکم پلنگ در پارک ملی گلستان است. در حقیقت این موضوعات به ما نشان می دهد هر چند این گونه پراکنش گسترده ای دارد اما در هر جا مانند گونه ای متفاوت رفتار می کند و نمی توانیم آن چیزی را که در هند یا آفریقا درباره پلنگ به دست آمده است، در مورد کشورمان هم درست فرض کنیم. این یکی از چالش های ما با سازمان محیط زیست برای اخذ مجوز برای زنده گیری پلنگ بود؛ آنها می گفتند برای چه می خواهید این کارها را انجام دهید. ما هم می گفتیم اصلا مهم نیست که صدها مقاله درباره پلنگ چاپ شده است، درباره ایران چه می دانیم؟ ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی در مقاله شما آمده در حال حاضر به صورت رسمی و قانونی 17 درصد زیستگاه پلنگ در جهان حفاظت شده است؛ این رقم در مورد ایران چقدر است؟- این رقم در مورد ایران بین 25 تا 30 درصد است اما موضوع اصلی این است که پلنگ بیشتر کیوانی کوه زی است و کوه محل تامین آب است. طبیعتا هر جا آب باشد برای انسان هم بسیار مهم است، بنابراین عملا این امکان وجود ندارد که هر جا پلنگ هست حفاظت شده اعلام شود و ومی ندارد همه مناطقی که پلنگ دارند، پارک ملی باشد. پلنگ می تواند نزدیک انسان زندگی کند، مسئله این است که مردم پلنگ را نکشند. ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی یعنی برای حفاظت از پلنگ باید تع ت را از بین برد.- بله؛ چون هر روز فشار بر منابع طبیعی بیشتر می شود و باید بتوانیم همین چیزی که امروز باقی مانده است را حفظ کنیم. بنابراین ما نباید همه چیز را تسلیم کنیم، یعنی باید تعدادی از مناطق اصلی را حفظ کنیم و به دور از دسترس انسان و بکر نگه شان داریم. چند عامل در تعیین این مناطق مهم هستند. به عنوان نمونه، دگرگونی های ژنتیکی. یعنی اگر جایی تنوع ژنتیکی متفاوت دارد حتما باید حفظ شود. ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی از آنجا که تنوع ژنتیکی بسیار مهم است اکثر مناطقی که تنوع ژنتیکی بالایی دارند، امروزه به مناطق حفاظت شده و پارک ملی ها تبدیل شده اند اما اگر این تنوع ژنتیکی هنوز در مناطق حفاظت شده قرار ندارد، نباید از آن ناامید شد. پلنگ می تواند آنجا هم زندگی کند و ایجاد مناطق حفاظت شده تنها مکانیزم حفظ پلنگ نیست.ع از پلنگ و ببر ع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقاییع از پلنگ های ایرانی و آفریقاییع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقاییع از پلنگ های ایرانی و آفریقاییع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقاییع از پلنگ های ایرانی و آفریقاییع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقاییع از پلنگ های ایرانی و آفریقاییع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقاییع از پلنگ های ایرانی و آفریقاییع از پلنگ، ع از پلنگ ایرانی، ع از پلنگ آفریقایی
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، پرونده آرزو، پلنگ رودسر که روند زنده گیری، درمان، بازپروری و رهاسازی اش یکی از پرمخاطب ترین اخبار حیات وحش کشور محسوب می شد، پس از کشف لاشه این حیوان در 28 آذر با انتشار گزارش کالبدگشایی لاشه بسته شد. این گزارش حکایت از درگیری مرگبار آرزو با پلنگی دیگر داشت که مشاهده آثار دندان نیش روی جمجمه و وجود موی پلنگ در دهان آرزو موید آن بود و شایعه کشته شدن آرزو توسط تشی را که برخی رسانه ها منتشر کرده بودند تکذیب می کرد.مرگ پلنگی که ابتدا از تله سیمی گراز و سپس از نسخه یوتانایز دامپزشکان جان سالم به در برد، یک عمل جراحی موفقیت آمیز را پشت سرگذاشت، ماه های پایانی نقاهت را در باغ وحش قزوین گذراند و سپس با رای اکثریت اعضای یک کمیته تخصصی در چهاردهم آبان، به زیستگاهش در سجیدان رودسر بازگشت، پرسش هایی را در فضای مجازی به همراه داشته. پرسش هایی از این دست که آیا حیوان توانایی جسمانی لازم برای بقا در طبیعت را به دست آورده بود؟ آیا بهتر نبود این حیوان به جای رهاسازی به باغ وحش منتقل می شد؟ آیا قلاده ردی که به گردن حیوان نصب شده می تواند عامل ش ت این پلنگ در درگیری با پلنگ حریف محسوب شود؟ آیا این تجربه، تصمیم گیری در موارد مشابه آتی را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟به منظور بررسی این شبهات، خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، پرسش هایی را با محمدصادق فرهادی نیا، دانشجوی پسا ی جانورشناسی آ فورد که سال 93، پروژه ردی پلنگ های ایرانی در پارک ملی تندوره را زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست و به عنوان پایان نامه دوره ی آغاز کرد و سال گذشته به پایان رسانده در میان گذاشت. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:از همه ظرفیت ها برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده شدتسنیم: به عنوان یک جانورشناس که تجربه زنده گیری، نصب قلاده ردیاب و رهاسازی پلنگ های ایرانی را در کارنامه خود دارد، روند زنده گیری، درمان و رهاسازی پلنگ رودسر را چگونه ارزی می کنید؟ آیا رهاسازی این پلنگ را تصمیم درستی می دانستید؟
فرهادی نیا: فکر می کنم، پرونده پلنگ رودسر یکی از ارزشمند ترین تجربیات کشور در حوزه حیات وحش است که مهم ترین جنبه آن استفاده از د جمعی است. یکی از معدود مواردی که در آن از ظرفیت های دامپزشکان، علاقه مندان حیوانات، متخصصان حیات وحش و مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده شد. این همکاری ها و همفکری های سازنده سبب شد پلنگ رودسر کارایی ستون مهره های خود را بازیابد. در بازپروری حیوان هم با توجه به ظرفیت های موجود، اقدامات خوبی صورت گرفت. حیوان مرحله به مرحله به جایگاه های بزرگتری منتقل شد و به طور مرتب تحت نظارت و پایش قرار گرفت. سپس توان حیوان در شکار ط مورد ارزی قرار گرفت و نتیجه رضایت بخش این آزمایش سبب شد سازمان حفاظت محیط زیست با تشکیل کمیته ای متشکل از کارشناسان و متخصصان برای سرنوشت این حیوان تصمیم بگیرد و رهاسازی را انتخاب کند. پس از رهاسازی هم، یک تیم پایش در اداره محیط زیست رودسر با دقت و حساسیت بسیار این جانور را رصد می د.
پلنگ رودسر هر دو ریسکی را که برای رهاسازی پیش رو داشت با موفقیت پشت سر گذاشتتسنیم: اما این پرونده در نهایت، پایانی ناگوار به همراه داشت. به نظر می رسد اعلام خبر مرگ این پلنگ مشهور، که از زمان زنده گیری تا کنون یکی از جذاب ترین و امیدوارکننده ترین خبرهای حیات وحش کشور را به خود اختصاص داده بود، علاوه بر دوستدران حیات وحش، مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست را هم تا حدی نسبت به رهاسازی جانواران وحشی در آینده دلسرد کرده. فکر می کنید پایان تلخ پلنگ رودسر، پایانی بر انتخاب گزینه رهاسازی در موارد مشابه خواهد بود؟
فرهادی نیا: ناگوار بودن و نادرست بودن، دو مفهوم متفاوت است. مرگ این پلنگ ناگوار بود، اما انی که از آزادسازی این جانور در جلسات مختلف حمایت د، نباید در اینکه درست ترین تصمیم را گرفته اند به خود شکی راه دهند.من از گفت وگوهای آن زمان خاطرم هست که دو نگرانی بزرگ پیش روی تصمیم گیرندگان بود:اول، اینکه جانور قدرت فیزیکی خود را بدست نیاورده باشد. دوم، اینکه جانور با این وضعیت نتواند شکار کند. خصوصا که شکار گراز دشوار است و این پلنگ بنا بود در منقطه ای رهاسازی شود که گراز از سایر ط ها فراوانتر است.
تحلیل نوع جابجایی و حرکت جانور پس از رهاسازی، نشان داد که جانور از نخستین روز رهاسازی تا روز آ ، الگوی جابجایی منظمی داشته است. یعنی یک هفته جابه جایی زیاد و یک هفته جابه جایی کم، به صورت سینوسی. در صورتی که اگر مشکل فیزیکی وجود داشت، جابه جایی حیوان باید از ابتدا تا انتها به صورت خطی کاهش می یافت. پس، نگرانی نخست عملا جدی نبود. بررسی نقاط حضور جانور هم نشان داد که حیوان در این مدت حداقل یک گراز شکار کرده بود. در یکی از نقاط حضور جانور سرگین پلنگ حاوی موی گراز مشاهده شد. پس نگرانی دوم هم عملا رفع شده بود. من شخصا بسیار مشکوک بودم که این جانور بتواند گراز را با گردنی بسیار کلفت شکار کند و بعد هم سالم بماند و به زندگی ادامه دهد. اما این پلنگ موفق شد.
زمانی که سازمان حفاظت محیط زیست، تصمیم گیری برای سرنوشت این پلنگ را مورد بررسی قرار داد، طبیعتا این دو خطر را پذیرفت و به این ریسک تن داد. ریسک هایی که این پلنگ با موفقیت پشت سر گذاشت. اما قرار نیست پلنگ ها در زندگی طبیعی خود با هیچ خطری روبه رو نشوند و قرار هم نیست همه مخاطرات کنترل شوند. آنچه مهم است این است که این پلنگ هر دو ریسکی که همه نگران بودند را با موفقیت رد کرده است.بیشتر بخوانید: پلنگ رودسر، توله گراز شکار کرد / تحلیل رفتاری و الگوی جابه جاییبرخوردهای خشونت بار درون گونه ای، راز تلفات ماده پلنگ ها تسنیم: یعنی کشته شدن پلنگ ها در درگیری با یکدیگر بیش از آنچه تصور می کنیم رخ می دهد و ردی از آن باقی نمی ماند؟
فرهادی نیا: همین طور است، این واقعیتی است که پیشتر نمی دانستیم. برای روشن شدن موضوع، چهار نتیجه ای که در حوزه اسان به دست آمده را مثال می زنم. اول اینکه تعداد پلنگهای نری که توسط انسان از پا در می آیند، دو برابر ماده ها است. دوم اینکه در منطقه ای مانند تندوره با بیشترین جمعیت پلنگ، سالانه دستکم 6 تا 7 توله با نسبت مساوی متولد می شوند. سوم اینکه بالغ ها هم نسبت ی انی دارند. چهارم، در این مناطق، به سادگی می توان نر پیر پیدا کرد، ولی ماده مسن و بی دندان خیلی به ندرت. براساس این چهار واقعیت، این سوال مطرح می شود که درحالیکه نرها و ماده ها نسبت تی مساوی متولد می شوند و نرها بیشتر از ماده ها تلفات دارند، چرا نسبت تی پلنگ های بالغ برابر است؟ چه عاملی جمعیت ماده های بالغ را کاهش می دهد که از آن بی خبریم؟ دلیلی که به نظر من می رسد برخوردهای خشونت بار درون گونه ای است. یعنی درحالی که نرها بیشتر توسط عوامل انسانی از پا در می آیند، ماده ها توسط عوامل طبیعی از بین می روند که نتیجه می شود نسبت ی ان آنها در سن بلوغ که داده های دوربین های تله ای به وضوح این نسبت های مساوی را نشان می دهد.
اتفاقا مقاله ای هم در این زمینه منتشر شده است. بررسی هایی که در سال 2015 در جنوب آفریقا انجام شد حکایت از آن دارد که از هر دو ماده پلنگ مجهز به ردیاب ای، تقریبا یکی توسط سایر پلنگ ها کشته شده است. این یعنی پلنگ ها نیمی از ماده های جمعیت خودشان را حذف می کنند. به عبارتی، این را باید بدانیم که از هر دو ماده پلنگی که توسط دوربین یا قلاده پایش می شوند، یکی شانس بالایی برای از بین رفتن توسط سایر پلنگها دارد، درحالیکه نرها شانس بالاتری دارند که توسط عوامل انسانی ازپا در بیایند.
شایعه جوجه تیغیِ پلنگ کُشتسنیم: پیش از انتشار تصاویر کالبدگشایی که حفره های جمجمه آرزو را به نمایش می گذاشت و کشته شدنش توسط حیوانی مانند پلنگ را تایید می کرد، شایعاتی مبنی بر احتمال کشته شدن آرزو توسط تشی یا به گفته برخی جوجه تیغی در فضای مجازی منتشر شد. آیا تیغ های تشی که در بدن پلنگ مشاهده می شود را می توان عاملی ولو ثانویه در مرگ این حیوان دانست؟
فرهادی نیا: تشی چطور با ایجاد آن زخم های سطی روی اندام غیرحیاتی یعنی دستها می تواند این پلنگ را کشته باشد؟ تشی شکار رایجی برای پلنگ نیست.ولی این دلیلی نیست که پلنگی که سراغ تشی می رود از بین برود. در تندوره، دو تا از 6 پلنگی که قلاده گذاری کردیم هر کدام یک بار تشی شکار د و هر دو حداقل 2 سال بعد از شکار تشی زنده بودند.تسنیم: با توجه به اینکه این پلنگ سال گذشته به دلیل نزدیک شدن به جوامع انسانی در تله سیمی گرفتار شده بود می توان نتیجه گرفت که این منطقه به دلیل عواملی مانند کمبود ط ، پلنگ ها را دچار مشکل می کند و پلنگ ها به ناچار یا به سوی جوامع انسانی روی می آورند و یا در جانشان را رقابت هایی مرگبار از دست می دهند؟ آیا بهتر نبود زیستگاهی دیگر برای رهاسازی پلنگ رودسر انتخاب می شد؟
فرهادی نیا: فقدان ط وما دلیل نزدیک شدن جانوران به جوامع انسانی نیست. این جانوران در گستره خانگی خود جابه جا می شوند و در این مسیر ممکن است در تله هایی که معمولا برای گراز گذاشته می شود گرفتار شوند. نزدیک به یک پنجم پلنگ های قلاده دار در تندوره خارج از پارک هم عبور می د در حالی که داخل پارک شکار می د. چرا از پارک بیرون می رفتند؟ نمی دانیم. ولی می دانیم بیرون می رفتند. اتفاقات طبیعت سادهنیستند که بروز یک واقعه را فورا به رقابت و رانده شدن از سوی دیگران نسبت دهیم. پیچیدگی های بسیاری وجود دارد، درحالیکه ما سعی می کنیم ساده ترین دلایل را ارائه کنیم. درحال حاضر در کدام منطقه ایران است که در گستره پراکنش پلنگ باشد، از ط مناسب برخوردار باشد و پلنگ نداشته باشد که بتوان آرزو یا پلنگ های مشابه را در آن رهاسازی کرد؟! من جایی غیر از برخی مناطق کویری مانند یزد و اصفهان را نمی شناسم. در واقع هیچ مقصد ایده آلی وجود ندارد. البته این یک حقیقت خوشحال کننده است که در هر منطقه ای که پلنگ می تواند زندگی کند، جمعیتی از پلنگ وجود دارد و به جز بخش هایی از یزد و اصفهان احتمالا در مناطق دیگر با انقراض محلی پلنگ روبه رو نیستیم. حالا در این شرایط کدام گزینه برای رهاسازی بهتر است؟ زیستگاه خود پلنگ که کاملا به آن اشراف داشته یا بردن به منطقه ای کویری که اصلا شرایط زیستگاهی آنرا تجربه نکرده است؟قلاده ردیاب، عاملی موثر در مرگ پلنگ ها؟تسنیم: تا کنون در کشور 7 پلنگِ رشد یافته در طبیعت به گردنبند ردیاب ای مجهز شده اند که دو مورد از آنها ماده بوده اند و هر دو پس از مدتی، طی درگیری با یک پلنگ دیگر از پای درآمده اند: ایران و آرزو. برخی، وجود ردیاب را عاملی ثانویه در مرگ این دو پلنگ می دانند: گروهی از آنها این شبهه را مطرح می کنند که وجود گردنبند به عنوان یک جسم غیرطبیعی ممکن است سبب تحریک سایر پلنگ ها و عاملی برای بروز درگیری باشد. گروهی دیگر هم معتقدند گردنبند ردیاب در هنگام درگیری، امکان حرکت پلنگ را محدود کرده و در مبارزه با پلنگ حریف، یک امتیاز منفی به حساب می آید. در این باره چه می گویید؟
فرهادی نیا: ما در پروژه قلاده گذاری پلنگ های تندوره، روی شش پلنگ قلاده نصب کردیم که یکی از آنها ماده پلنگی به نام ایران بود و در درگیری با یک پلنگ دیگر کشته شد. آرزو هم هرچند، چند ماهی از طبیعت به دور بوده اما پلنگی بود که در طبیعت رشد یافته بود. درباره اینکه آیا قلاده عامل تحریک و حمله سایر پلنگ ها می شود، باید گفت در دنیا هزاران حیوان به ردیاب مجهز هستند و تا کنون به گردن حدود 250 پلنگ قلاده ردیاب نصب شده اما اینکه قلاده سبب حمله سایر پلنگ ها می شود گزارش نشده است.
درباره دو احتمالی که مطرح کردید باید بگویم در صورتی که قلاده باعث بروز مشکل در رفتار و جابجایی جانور شود باید جانور نسبت به زمان زنده گیری بسیار لاغرتر شده باشد (که در هیچیک از این دو پلنگ کاهش وزنی مشاهده نشده)، نتوانسته باشد شکار کند (که هر دو شکار کرده بودند) یا حین جفتگیری با پلنگ نر، درگیری رخ داده باشد. ایران که اساسا توسط یک ماده بالغ کشته شده است و درمورد آرزو نمی دانیم پلنگ کشنده نر بوده یا ماده. به علاوه، بررسی های دامپزشکی نشان می داده که آنها در زمان مرگ فحل هم نبوده اند، یعنی اساسا آماده هم نبوده اند که نر بخواهد جفتگیری کند. به علاوه، اگر قلاده باعث تحریک همنوعان برای حمله شده باشد، پس نباید در پلنگ های بدون قلاده چنین اتفاقی رخ دهد، درحالی که پیشتر دو پلنگ دیگر در گیلان بی آنکه قلاده داشته باشند توسط پلنگ هایی دیگر کشته شده اند.
حالا بیایید از زاویه دیگر به سرنوشت این دو ماده پلنگ نگاه کنیم: وقتی تمام شواهد دال بر آن هستند که برخوردهای خشونت بار زیادی بین ماده ها و سایر پلنگ ها در طبیعت وجود دارد، چرا نباید به این فکر کرد که این دو پلنگ ماده واقعیت طبیعت زندگی پلنگ ها در ایران را نشان می دهند؟ اینکه یکی از عوامل مهم تلفات پلنگ ها، کشته شدن توسط سایر پلنگ ها است.
خاطرم هست زمانی که ایران توسط ماده دیگری کشته شده بود، حتی خود ما هم متعجب شده بودیم، چون در کتابها خوانده بودیم که نرها یکدیگر را می کشند. اما حالا وقت آن رسیده که تصورات قدیمی درباره جانوران را با دانش مستند عوض کنیم. درباره یوز هم همینطور بود، اولین بار که دوربین های تله ای در منطقه ای در یزد نشان دادند که یوزها میان دو زیستگاه رفت و آمد کرده اند، ی باور نمی کرد. حتی به یاد دارم شیوه شناسایی خال ها را یکی از ان های تهران زیر سوال برد. ولی بعدا فهمیدیم که 52% یوزهای شناسایی شده در ایران، از زیستگاه خود خارج شده و به مناطق حفاظت شده دیگر رفته اند. حتی یکی از یوزها، 5 منطقه حفاظت شده را طی کرده بود. همیشه برای قبول واقعیت های جدید که با باورهای قدیمی در تناقض هستند، مخالفت وجود دارند، درحالی که دانش مسیر خود را طی می کند، چه ما باور کنیم چه نکنیم.تسنیم: روش های به روزتری برای ردی حیات وحش ابداع نشده تا این احتمالات از میان برداشته شود؟ مثلا وسایلی مانند میکروچیپ نمی توانند برای ردی حیات وحش مورد استفاده قرار بگیرند؟
فرهادی نیا: در ردی جانور، باید دو عنصر را در نظر گرفت: وسیله ای که نقطه حضور را برداشت می کند و وسیله ای که این نقطه را ارسال می کند. هر دوی آنها نیازمند ماه ها استفاده از باتری هستند. ترکیب اینها، عملا وسیله ای چند صدگرمی می شود که به ما اجازه دهد جانور را ردی کنیم. وسایل کوچکتر معمولا فقط یک gps ساده هستند ولی امکان ارسال نقطه را ندارند. میکروچیپ ها که معمولا همان نقطه را هم برداشت نمی کنند. قلاده «ایران» از معتبرترین کمپانی کانا یداری شده بود و ظاهرا قلاده« آرزو» هم ساخت آلمان بود و از یکی از بهترین شرکت های اروپایی یداری شده بود.سه معیار برای انتخاب میان رهاسازی و اسارتتسنیم: بهتر نیست در موارد مشابه، جانواران وحشی که از طبیعت جدا می شوند به جای بازگردانده شدن به زیستگاهشان به منظور تکثیر در اسارت مورد استفاده قرار بگیرند؟
فرهادی نیا: تصمیم گیری درمورد جانوری مانند پلنگ که از لحاظ حفاظتی حساس است، نیازمند تصمیم گیری مورد به مورد است و به سه نکته اصلی وابسته است:
نکته اول: جمعیتی که پلنگ از آن جدا شده. اگر جمعیت پلنگ در آن منطقه به شدت کم باشد، جدا آن فرد می تواند در بلندمدت بسیار مخاطره آمیز باشد. مثلا در برخی از مناطق مرکزی ایران، به شدت با کمبود پلنگ نر مواجه هستیم. حالا اگر نری به دلیل جراحت از آن جمعیت جدا شود و برگردانده نشود، می تواند روند انقراض آن جمعیت را تسریع کند. آرزو هم ظاهرا متعلق به محدوده ای با تراکم پلنگ کم بود و وجود این ماده بالغ می توانست برای افزایش جمعیت آن منطقه مفید باشد.
نکته دوم: آیا این فرد، وحشی است یا در اسارت بزرگ شده؟ اگر در اسارت بزرگ شده باشد، طبیعتا شانس کمی برای بقا در طبیعت دارد. ولی اگر وحشی بوده و سالهای زیادی را طبیعت گذرانده باشد چرا نباید به طبیعت بازگردد؟ آرزو کاملا مصداق چنین فردی بود.
نکته سوم: رفتار خود فرد. اگر آن فرد یک معارض باشد که مثلا زندگی خود را با شکار و می گذراند، این فرد را در هر منطقه ای رهاسازی کنیم احتمالا دوباره همین رفتار را د یش می گیرد. معارض ها را باید از طبیعت جدا کرد. ولی در مورد آرزو اطلاعاتی دال بر معارض بودن وجود نداشت.
این سه مورد، می تواند ما را برای تصمیم گیری درباره سرنوشت یک پلنگ و انتخاب میان رهاسازی یا تکثیر در اسارت راهنمایی کند. رهاسازی یک تصمیم ساده نیست. عملیاتی با ریسک بالاست که درنظر گرفتن همه شرایط را می طلبد. به نظر من سازمان حفاظت محیط زیست در تصمیم گیری برای آرزو بهتر از این نمی توانست عمل کند و باید به این عملیات، از پروسه درمان در تهران گرفته تا بازپروری در قزوین، انتقال به گیلان، رهاسازی و پایش بعدی در این استان افتخار کند. شادی مدرسانتهای پیام/
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، پلنگ ایرانی به عنوان یکی از بزرگترین زیرگونه های پلنگ در دنیا، پراکنش بالایی در مناطق کوهستانی با پوشش جنگلی بالا دارد. این گونه در سال 2008 در فهرست جانوران در خطر انقراض اتحادیه ی جهانی حفاظت از طبیعت قرار گرفت. تخمین زده می شود بین 550 تا 800 قلاده از این گربه سان زیبا در کشور ما زیست کند. از این میان دو رشته کوه البرز و زاگرس زیستگاه اصلی پلنگ ایرانی در دنیا می باشند. عمده ی تحقیقات انجام گرفته بر روی پلنگ ایرانی معطوف به رشته کوه البرز و به ویژه شمال و شمال شرق کشورمان می باشد. از این میان پارک ملی تندوره با میزان تقریبی 35 قلاده میزبان بزرگترین جمعیت پلنگ در ایران معرفی شده است. در جنوب و به ویژه کوهستان های زاگرس تحقیقات جامعی بر روی جمعیت های پلنگ ایرانی انجام نشده است. با این حال گزارشات متعددی که از مشاهدات عینی و یا تلفات این گربه سان زیبا منتشر می شود، نشانگر وجود جمعیت نسبتاً بالای پلنگ ایرانی در این مناطق می باشد. شاید بتوان بر اساس گزارشات رسمی و غیر رسمی از پلنگ ایرانی در کهگیلویه و بویراحمد، این استان را مهمترین میزبان پلنگ ایرانی در جنوب کشور نامید. بی شک استان کهگیلویه و بویراحمد با داشتن پوشش جنگلی بالا و نقاط کوهستانی زیاد، منابع آبی فراوان، پراکنش بالای گونه هایی که در رژیم غذایی پلنگ قرار می گیرند (از جمله کل و بز و قوچ و میش و ....) میزبان مهمی برای پلنگ ایرانی است. کما اینکه آمار تلفات 10 قلاده ای پلنگ در 18 ماه اخیر ( همزمان با روی کار آمدن مدیریت فعلی اداره کل حفاظت از محیط زیست استان) این ادعا را ثابت می کند. اما در 18 ماه اخیر چه بر سر پلنگ ایرانی در استان کهگیلویه و بویر احمد گذشت؟ متأسفانه در هر دو سال 95 و 96 سریال تلفات پلنگ ایرانی از استان کهگیلویه و بویراحمد شروع شد. در این بین طفره رفتن مسئولین سازمان از افشای حقایق مربوط به مرگ پلنگ های استان و آوردن ادله های غیر علمی و ساده لوحانه ، وضعیت پلنگ ایرانی را در این استان روز به روز بدتر کرده است. 21 فرودین 95 اولین گزارش از تلفات پلنگ ایرانی از پارک ملی دنا منتشر شد. مدیرکل محیط زیست استان در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، پرت شدن از ص ه را محتمل ترین عامل مرگ پلنگ اعلام نمود. بی شک قبول این نظریه، بدون کار کارشناسی شده از طرف فعالان محیط زیست و متخصصین حیات وحش با استقبال چندانی مواجه نشد. کمتر از 10 روز بعد و در اوج ناباوری در تاریخ 30/1/95 تلخ ترین خبر مربوط به پلنگ در سال های اخیر از دشت م ناز یاسوج مخابره شد. این بار اما تصاویر لاشه ی یک قلاده پلنگ در حین زایمان در حالی که آبستن چهار توله بود دست به دست منتشر شد. تصاویری که نشان از سر و دست سوخته ی پلنگ و دم بریده شده ی آن داشت. دو تا از توله ها متولد شده و دوتای دیگر در رحم از بین رفتند. ناراحت کننده تر از خبر مرگ همزمان این پنج قلاده پلنگ، دلیلی بود که مسئولین برای مرگ این پلنگ ها عنوان کرده اند: سخت زایی! این نظریه در آن زمان با مخالفت و اعتراض شدید متخصصین و فعالان محیط زیست کشور همراه شد، طوری که « ایمان معماریان» دامپزشک کلینیک حیات وحش پردیسان، به عنوان یکی از دامپزشکان مطرح کشور در مصاحبه با پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران این نظریه را قویاً رد کرده است. همچنین پایگاه خبری مذکور، ط ی آغشته به سم و عوامل انسانی را عامل احتمالی مرگ پلنگ م ناز اعلام کرد. مرگ 6 قلاده پلنگ در کمتر از 10 روز و در یک محدوده ی جغرافیایی کوچک شاید تلخ ترین روزهای پلنگ ایرانی را تا این زمان رقم زده باشد. گویی تیره روزی های سال 95 برای پلنگ های استان کهگیلویه و بویراحمد تمامی نداشت. 12 بهمن، خبر کشته شدن دو توله پلنگ با اسلحه ی شکاری برنو در روستای موگرمون از توابع شهرستان لنده کام تمامی دوست داران حیات وحش کشور را تلخ کرد. اگرچه خبر دستگیری عاملین این جنایت و جریمه ی 160 میلیون تومانی آنها و همچنین مجازات دو سال حبس برای آنها کمی خوشایند به نظر می رسید، اما گویی مسئولین از اهمیت لاشه های این گربه سان زیبا نیز بی خبر بوده اند چرا که علیرغم اعلام آمادگی کوهنوردان استان، لاشه ی یکی از پلنگ ها در ارتفاعات ماند تا اکنون موزه های جانوری استان از وجود اسکلت و یا پوست با ارزش آنها نیز بی بهره باشند. موزه هایی خالی که می توانند کمک شایانی به شناخت و انجام تحقیقات بر روی گونه ها شاخص استان داشته باشند. 29 فرودین سال 96 نیز اولین مورد از تلفات پلنگ در ایران از شهر سیسخت منتشر شد. پلنگ جوانی که در است های نا ایمن و غیر اصولی کشاورزان به دام افتاده و بر اثر خفگی جان باخت. این بار نیز مدیر کل محیط زیست استان نیز توپ را در زمین دیگری انداخته و در مصاحبه با رسانه های محلی اعلام داشت((سد نیروگاه بندان شهرستان دنا خارج از مناطق تحت حفاظت و مدیریت اداره کل محیط زیست کهگیلویه وبویر احمد است)). روزگار ناخوش پلنگ های ایرانی استان کهگیلویه و بویراحمد کماکان ادامه داشت تا اینکه در تاریخ 28 شهریور سال جاری لاشه ی یک پلنگ قوی هیکل و زیبا در شهرستان باشت پیدا شد. هنوز علت مرگ این پلنگ اعلام نشده است. در کنار اخبار ناگورار تلفات پلنگ در استان، متأسفانه مشاهدات مستند شده ی پلنگ ایرانی از ابتدای سال 95 حتی به عدد انگشتان دو دست هم نمی رسد. در این بازه زمانی گزارشات کمی از ثبت حضور پلنگ توسط محیط بانان منتشر شد تا مسئولین سازمان حفاظت از محیط زیست استان در محافل غیر رسمی، با استناد به این گزارشات، افزایش جمعیت پلنگ و سلامت زیستگاه های استان را به پایش مستمر آنها توسط اداره ی متبوع ربط دهند (!). فقدان برنامه ریزی موثر و منسجم حفاظتی برای پلنگ ایرانی و همچنین عدم اقرار مسولین به کوتاهی در انجام این برنامه ها، پس راندن فعالان و متخصصین حوزه ی محیط زیست و حیات وحش در استان، اخبار غیر رسمی از کاهش ط های پلنگ ایرانی همچون کل و بز و قوچ و میش در مناطق حفاظت شده و مهمتر از همه آتش سوزی بیش از نیمی از مراتع و جنگل های حیاتی استان در سال های جاری، همه و همه شرایط زیست پلنگ در استان را به شدت بحرانی کرده است. رخ دادن بیش از 30 درصد تلفات پلنگ ایرانی در دو سال اخیر و در پنجمین استان کوچک کشور خبر از بروز یک فاجعه ی محیط زیستی در این استان دارد، به صورتی که علاوه بر به خطر انداختن نسل پلنگ های ایرانی، باعث ارائه ی تصویری زشت از هموطنان ما در استان کهگیلویه و بویراحمد در کشور شده است. پلنگ ایرانی، میراثی گرانبها که اگر نتوانیم آن را حفظ کنیم هرگز مورد بخشش آیندگان قرار نخواهیم گرفت و این مهم به دست نخواهد آمد مگر با تلاش نهادهای ذیربط، از جمله صدا و سیما، آموزش و پرورش و سازمان حفاظت از محیط زیست. یاسر فاطمی – پژوهشگر و فعال محیط زیست
عجیب ترین هاعجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیا
انواع عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاهمراه با عجیب ترین ها مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیمعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، بیایید در مورد جالب ترین درختان جهان بیشتر بدانیم؛ این لیست تنها به کهن ترین ترین درختان نمی پردازد بلکه آنهایی که دارای شکل یا ح منحصر به فردی هستند را نیز مورد توجه قرار می دهد.بزرگ ترین و پیر ترین درختان جهان بسیار باشکوه هستند چرا که شاهد ظهور و سقوط تمدن های متعددی بوده اند. مثلاً ژنرال شرمن، بزرگترین درخت تک ریشه ای که تا به حال شناخته شده و یا تجیکو با ۹۵۵۰ سال قدمت که قدیمی ترین درخت کلونال است. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا جولیان هایت می گوید "درختان باستانی پیوند زنده ی ما انسان ها با گذشته هستند و در جریان تغییرات همیشگی، شکل خود را حفظ می کنند. این داستان درختان است اما به نوعی قصه ی ما انسانها نیز هست. هر درخت شکل و شخصیتی مخصوص به خود دارد که در طول زندگی اش آن را حفظ می کند.با این مقدمه بیایید در مورد جالب ترین درختان جهان بیشتر بدانیم؛ این لیست تنها به کهن ترین ترین درختان نمی پردازد بلکه آنهایی که دارای شکل یا ح منحصر به فردی هستند را نیز مورد توجه قرار می دهد. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت بلوط فرشته
این درخت ۱۵۰۰ ساله در جزیره ی جونز و در ای کارولینای جنوبی در قرار دارد. شاخه های این درخت بلند بر مساحتی حدود ۵ کیلومتر مربع سایه می افکنند. گفته می شود که این درخت یکی از قدیمی ترین ارگانیسم های زنده در شرق رودخانه ی می سی سی پی است. اندازه ی محیط تنه ی درخت بلوط فرشته ۸ متراست و هر یک از شاخه های آن تا ۳۰ متر کشیده شده اند. این درخت بلایای طبیعی بسیاری را از سر گذرانده است که از آن جمله می توان به ز له ای در سال ۱۸۸۶، سیل های بیشمار و طوفان هایی مثل طوفان هوگو در سال ۱۹۸۹ اشاره کرد. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا الیا بوی بون، درخت زیتون وووِز
آیا باور دارید که کهن ترین درخت زیتون جهان هنوز هم هرسال زیتون های خوش مزه به بار آورد؟ دانشمندانِ کرت، عمر این درخت را بین ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال تخمین زده اند؛ محیط تنه ی این درخت بیش از ۴,۵ متر است. این درخت در روستای آنو وووز در کرت قرار دارد و سالانه حدود ۲۰ هزار نفر از آن دیدن می کنند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت خون اژدها این درخت کمیاب که به نام درخت اژدهای سوکوترا نیز مشهور است در کشور یمن قرار دارد و مشهور ترین گیاه در جزیره ی یمنی سوکوترا است. بر اساس آمار یونسکو ۳۷ درصد از گیاهان، ۹۰ درصد از خزندگان و ۹۵ درصد از ح ون های موجود در این جزیره در هیچ جای جهان وجود ندارند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت اژدها شبیه به یک چتر است و به این دلیل به نام خون اژدها مشهور است که یک مایع سرخ رنگ از خود ترشح می کند. نان محلی هنوز هم از این مایع به عنوان یک ماده ی شفا بخش در تولیدات آرایشی و یا به عنوان رنگ در تزئین سفال استفاده می کنند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت توله ارتفاع این درخت توله ی بزرگ بیش از ۳۵ متر است و در شهر اوخاکا در مکزیک قرار دارد. هر یک از شاخه های این درخت می توانند یک درخت مستقل باشند. محیط تنه ی این درخت ۳۶ متر است؛ این درخت به قدری بزرگ است که در ابتدا دانشمندان تصور می د چندین درخت به هم چسبیده و باعث بوجود آمدن آن شده اند اما آزمایش هایی که بر روی dna آن انجام شد خلاف این نظریه را ثابت کرد. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت بائوباب قوری هر ۸ گونه ی درخت بائوباب منحصربه فرد و جالب هستند. درخت بائوباب آفریقایی بومی سرزمین آفریقا است اما درآسیا و شبه جزیره ی عربستان هم یافت می شود. ۶ گونه از این درخت بومی منطقه ی ماداگاسکار هستند و یک گونه ی دیگر هم در استرالیا یافت می شود. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا موضوع جالب در مورد این گونه خاص از درختان این است که آنها شبیه بطری و گاهی شبیه به قوری هستند؛ این گونه ی خاص در ایفاتی در ماداگاسکار است. درختی که در ع مشاهده می کنید ۱۲۰۰ سال سن دارد. این نوع درخت می تواند تا ۱۲۰ هزار لیتر آب در خود ذخیره کند و از سخت ترین خشکی ها جان سالم به در ببرد. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درختان تا فروم این درختان که بر روی بقایای یک معبد کامبوجی به نام تا فروم رشد کرده اند بسیار جالب هستند. دو گونه درخت خاص در این معبد رشد کرده اند. برخی از متخصصین معتقدند که درخت بزرگ تر گونه ای به نام سیبا پنتاندرا باشد و گروهی دیگر معتقدند که این درخت یک تیت پاک است، درختان کوچک تر که به درخت اصلی چسبیده اند نوعی درخت انجیر چسبنده هستند. ریشه های غول آسای این درخت سالانه بازدیدکنندگان بسیاری را به این محل می کشاند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت اوکالیپتوس رنگین کمان این درخت نوعی اوکالیپتوس همیشه سبز است که ارتفاع آن تا ۷۵ متر می رسد. پراکندگی این درخت از مناطقی در اندونزی تا فیلیپین است. چیزی که باعث می شود این درخت بسیار خاص باشد، نوار های زرد، سبز، صورتی، قرمز، بنفش و نارنجی رنگی است که شاخه ها و تنه ی این درخت را پوشانده است و این رنگ های زیبا کاملاً طبیعی هستند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا سطح پوسته ی این نوع درخت بسیار نرم است و در هنگام رشد لایه هایی از آن جدا می شوند. این جریان در زمان های متعدد و در قسمت های متفاوتی از درخت اتفاق می افتد. هرچه از عمر پوسته ی جدید می گذرد رنگ آن از سبز روشن به سبز تیره ی مایل به آبی یا بنفش و بعد صورتی و نارنجی تغییر می کند. و چون این اتفاق در قسمت های متفاوتی از درخت می افتد این ح به صورت نوارهای رنگی در کنار هم قرار می گیرند که تنه ی این درخت را به یک تابلوی نقاشی تبدیل می کنند. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا درخت زندگی نمونه های بسیاری از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته بسیار جالبی که در مورد این تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد این است که توانسته در وسط بیابان و بدون هیچ منبع شناخته شده ای از آب دوام بیاورد. این درخت که درفاصله ی ۲ کیلومتری جبل دخان در بحرین قرار دارد یکی از عجایب طبیعی است. اگر می خواهید منحصر به فرد بودن این درخت را به خوبی درک کنید آن را در نقشه ی هوایی گوگل تماشا کنید و می بینید که از هر نوع گیاهی بسیار دور است. عجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیاتصاویر عجیب ترین ها و شگفت انگیزترین درخت های دنیاعجیب ترین ها،عجیب ترین درخت های دنیا
در هفته ای که گذشت مرگ پلنگ نر در پارک ملی گلستان، حاشیه ساز شد. یک خبرگزاری مخالف ت ناگهان در آستانه رهاسازی پلنگ نر در گلستان خبر داد پلنگ ماده ای که در شهریور سال گذشته رهاسازی شده بود، تلف شده و بهتر بود به جای آزاد شدن در فضای خطرناک و سخت طبیعت یا به باغ وحش ها س می شد یا پیش از رهاسازی، به قفسی بزرگ تر در محیطی طبیعی منتقل می شد. آنها می گفتند اگر این کار را انجام می دادند، «هیرکان» به این زودی تلف نمی شد و حالا که دفتر حیات وحش سازمان امکان چنین روندی را فراهم نکرده بود، حیوان نباید به طبیعت باز می گشت و باید به باغ وحش س می شد.آغاز ماجراتیر ماه ۹۳ بود که تلفنی به اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان خبر دادند دو توله پلنگ در جعبه ای مقابل اداره محیط زیست شهرستان «کردکوی» رها شده اند؛ بدون این که معلوم شود چرا و چگونه از مادر جدا شده اند و در دست تماس گیرندگان چه می کنند. اداره کل گلستان ناگزیر به تحویل گرفتن و نگهداری از آنها در قفس شد، قفسی که در محوطه پشتی آنجا قرار داشت، در حالی که نه بودجه ای برای موارد مشابه تعریف شده بود و نه توجه ویژه ای از دفتر حیات وحش سازمان به نحوه نگهداری و روش های علمی موجود شد.بودجه ای که به پلنگ های ایران نرسید!فقط یک پیشنهاد همواره از سوی مسئولان حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به چشم می خورد: «توله پلنگ ها به باغ وحش تحویل داده شوند.» اما این پیشنهاد خلاف وظایف اصلی سازمان حفاظت محیط زیست بود، چرا که سازمان مسئولیت حفظ و حمایت از تنوع زیستی و حیات وحش در محیط طبیعی را بر عهده دارد. بر این اساس کارشناسان اداره حیات وحش گلستان راضی نشدند توله پلنگ ها را به بخش خصوصی یا همان باغ وحش ها تحویل دهند.آنها «هیرکان» و «ورکان» را تیمار د؛ از چند کارشناس در این راستا کمک خواستند و با آنها م د و بارها با ارسال نامه به دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست از آنها درخواست بودجه ای برای نگهداری اصولی از توله پلنگ ها در فضایی بزرگ تر، طبیعی تر و با شرایط علمی تر د. با این همه پاسخ دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست فقط یک چیز بود و آن نبود بودجه لازم برای این پروژه و در مقابل اصرار بر تحویل آنها به باغ وحش بود.۲۷ ماه گذشت تا شهریور ۹۵ که پلنگ ماده در طبیعت رهاسازی شد؛ در این مدت حرف و حدیث های فراوانی درباره «هیرکان» و «ورکان» گفته شد؛ اینکه پلنگ ها دست آموز بوده اند و با آدم ها مهربان و این که از دست انسان غذا می خوردند. حتی هنگام رهاسازی پلنگ ماده یک خبرگزاری مخالف ت ع ی از تیمارگر پلنگ ها منتشر کرد و نوشت که هیرکان و ورکان گربه های خانگی و دست آموز بوده اند.سیاوش روشنیان، مسئول تیمار و نگهداری توله پلنگ ها درباره آن ع گفت: «ع مربوط به سال ۱۳۸۹ است و پلنگی که در بغل گرفتم، همان پلنگی است که در «ارتفاعات زیارت» واقع در «منطقه حفاظت شده جهان نما» دستش در تله گیر کرده و ش ته بود.ناچار بودیم دستش را جراحی کنیم؛ برای همین هم پزشکان بی هوشش د و بعد از جراحی هنوز به هوش نیامده بود که در حین گذاشتنش در قفس، عکاس اداره کل ع ی از من گرفت. این ع در همان فاصله برداشته شده است. نمی دانم چرا یک خبرگزاری بدون این که از خود من بپرسند، ع را به عنوان ع هیرکان منتشر د و بعدا توضیحی هم ندادند. روزی که ما توله پلنگ های دو ماه تا ۴۵ روزه را تحویل گرفتیم، در اصل مرده بودند؛ چرا که از مادر جدا شده بودند.زحمات زیادی کشیده شد و هزینه بسیاری صرف شد که آنها شانس دوباره ای برای زندگی پیدا کنند. این در واقع یک فرصت پنج درصدی برای آنها بود که ما با تلاش توانستیم از آن استفاده کرده و آنها را زنده نگه داریم و بزرگ کنیم. امکان داشت دو پلنگ نحیف کوچک که قابلیت زنده ماندن نداشتند همان روزهای اول بدون مادر بمیرند؛ چیز عجیبی هم نبود؛ اما ما با همراهی و امکانات اداره کل و بدون بودجه ای که از سازمان رسیده باشد، آنها را نگه داشتیم و بزرگ کردیم و در نهایت یکی از آنها رهاسازی شد.»بودجه ای که به پلنگ های ایران نرسید!فراموشی موقتپس از مدتی حاشیه ها درباره هیرکان و ورکان به خاموشی گرایید و فعالان محیط زیست آنها را فراموش د. هیچ هم سراغ اداره کل محیط زیست گلستان نرفت تا کار آنها را نقد کند و تاکید کند که قفس آنها کوچک است. موضوع های جدید محیط زیستی به سرعت جایگزین موضوع پلنگ ها شدند و این مسئله مهم دوباره به حاشیه رانده شد. مسئولان حیات وحش در سازمان حفاظت محیط زیست ایران همچنان بر طبل تحویل پلنگ ها به باغ وحش می کوبیدند.چندین مکاتبه بین اداره کل گلستان و دفتر حیات وحش سازمان نشان دهنده تلاش گلستان برای جذب بودجه با هدف استانداردسازی شرایط نگهداری هیرکان و ورکان است تا برای رهاسازی آماده تر شوند. بودجه ای که همواره از سوی دفتر حیات وحش سازمان در پردیسان رد شد. با این همه هیچ یک از منتقدان رهاسازی پلنگ ماده، به این موضوع اشاره ن د و گزارشی نیز درباره تعلل این دفتر در حمایت از کار بزرگی که به گفته بسیاری از کارشناسان برای نخستین بار در ایران کلید خورد و با زحمات زیادی اجرائی شد، از سوی هیچ یک از رسانه ها منتشر نشد.اهمیت پروژه حمیدرضا رضایی، ای محیط زیست با گرایش حیات وحش و ژنتیک جانوری از فرانسه و عضو هیئت علمی علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در این باره گفت: «به نظر من این یک پروژه موفق و بی سابقه بود و تاکنون در ایران انجام نشده بود. این توله ها از ابتدا با حساسیت و رعایت موازین برای آزادسازی بزرگ شدند.شما نگاه کنید به موارد دیگر،دوتا ببر از روسیه گرفتیم، نتوانستیم آنها را بزرگ کنیم و قبل از رهاسازی، یکی از آنها در محل نگهداری یعنی باغ وحش تهران، تلف شد. ما دوتا پلنگ در قبال آنها داده بودیم و هنوز هم معلوم نیست چه اتفاقی برای آن ببر نر که تلف شد افتاد. شیرهای پارک ارم را ببینید الان چه وضعیتی دارند؟ حتی سازمان جهانی حفاظت به ما پیشنهاد د که برای آزادسازی پلنگ ماده پروتکل بدهید. خود دفتر حیات وحش می گفت این شیوه بسیار خوب است و iucn گفته است اگر پلنگ ماده یک ماه زنده بماند؛ یعنی پروژه موفقیت آمیز بوده و برای آن پروتکل بدهید.»دست آموز بودن پلنگ هااز دیگر مواردی که از سوی منتقدان طرح شد، «دست آموز» و اهلی بودن توله پلنگ به دلیل زندگی در قفس بود. آنها می گفتند هیرکان و ورکان نباید آزاد شوند، چرا که مثل یک گربه خانگی و در شرایط و غیر استاندارد بزرگ شده اند و حالا که هیرکان مرده برادرش نباید رهاسازی شود، چرا که او نیز خواهد مرد.بودجه ای که به پلنگ های ایران نرسید!سیاوش روشنیان در رد ادعای دست آموز بودن پلنگ ها گفت: «هیرکان و ورکان تا ۷، ۸ ماهگی حیوان زنده نخورده بودند؛ اما این گونه نبود که با دست و مثل گربه خانگی تغذیه شوند. برای این که به آنها غذای زنده بدهیم، آزمایشی انجام دادیم که واقعا نتیجه اش جالب بود. مقداری گوشت گراز را به پای گوش وصل کردیم.پلنگ آمد گوشت گراز را بخورد، گوش فرار کرد و گوشت را هم با خود برد آن سوی قفس، آنجا بود که گوش را به عنوان رقیب غذایی خودشان دیدند و شکارش د و خوردند؛ هایش هم هست. بعد از آن ماجرا شاید نزدیک به ۵۰ تا گوش زنده انداختیم توی قفس و همه را شکار د و خوردند.جالب تر این بود که درست گردن گوش را برای شکار می گرفتند؛ در حالی که ی به آنها آموزش شکار به این شکل را نداده بود و مادر هم نداشتند که یادشان بدهد. در واقع به اصل خودشان بازگشته بودند و بر اساس غریزه و ذات خودشان شکار می د. مهم این بود که ما شرایط این کار را برای شان آماده کنیم.»او تاکید می کند که بعدها حتی آنها حیوانات زنده دیگری را در قفس می گرفتند و شکار می د و حتی من که مسئول تیمار آنها بودم نمی توانستم به آنها نزدیک شوم. دور تا دور قفس آنها با مقواهای ضخیم گرفته شده بود که ی آنها را نبیند و دست آموز نشوند. بقیه و حتی عکاس ها نیز اجازه نزدیک شدن به قفس آنها را نداشتند. خاطرم هست یک بار یکی از عکاسان نسبتا شناخته شده مجلات از تهران به اینجا آمد که اجازه بازدید و عکاسی از پلنگ را به او ندادند. خیلی هم ناراحت شد و در این قضیه حاشیه هایی هم ایجاد شد.فکر کرد ما عمدا او را راه نداده ایم، در حالی که ما با ی دشمنی نداشتیم. از ابتدا مقرر شده بود توله ها طبق ضوابط طبیعی بزرگ شوند و از آدمیزاد دور باشند و حتی بوی انسان را کمتر استنشاق کنند. ما هم مسئولیت داشتیم از این قوانین پیروی کنیم. گوشت را روی درختی که در قفس شان بود در دو و نیم متر ارتفاع از روی درخت آویزان می کردیم تا با پرش آن را بگیرند و بخورند؛ به خاطر این که هم تنبل نشوند و عضلات شان خشک نشود و هم با آدم ها برخورد نداشته باشند.» رضایی که سابقه بیش از ۲۰ سال کار در حوزه های مختلف ژنتیک از جمله مشاور بخش ژنتیک معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست را در کارنامه دارد نیز درباره دست آموز بودن پلنگ ها گفت: «اینهایی که می گویند پلنگ دست آموز بوده اگر جرأت دارند به این یکی نزدیک شوند ببینند رفتارش چگونه است. اصلا بیاییم یک حیوان زنده در قفس اینها بیندازیم و از تلویزیون مدار بسته واکنش او را ببینیم. کار سختی نیست. ما دیده ایم؛ چرا برخی بدون تحقیق و مستندات نظر می دهند؟»او در ادامه با تاکید بر این که در تمام مراحل نگهداری به عنوان کارشناس حضور داشته است، گفت: «ما از ابتدا سعی کردیم برای این پلنگ ها برنامه بگذاریم که از پرنده زنده تا جوندگان و ... گونه های مختلف را شکار کنند و بخورند؛ حتی های آنها هست که با یک ارتفاعی پریده و حیوان را شکار کرده اند. ما فقط گونه های تلف شده برای شان نگذاشتیم بلکه غذای زنده هم به آنها دادیم تا این آمادگی را برای زنده ماندن در طبیعت ب کنند. با انواع غذاها هم آشنا شدند. یکی از هدف ها هم این بود که با انسان اخت نشوند و از تماس شان با انسان از همان ابتدا جلوگیری کردیم.»بودجه ای که به پلنگ های ایران نرسید!باغ وحش داری به جای حفاظت از حیات وحشاز مهم ترین انتقادهایی که درباره سازمان حفاظت محیط زیست و دفتر حیات وحش این سازمان مطرح شد، شیوه نگهداری حیات وحش و رویکرد باغ وحش داری در این سازمان است. کارشناسان می گویند این سازمان مسئول حفظ تنوع زیستی است نه نگهداری از حیات وحش و پرورش آنها برای تحویل به باغ وحش. رضایی در پاسخ به این که چرا در تمام مدت ۲۷ ماه تا رهایی هیرکان و اکنون نیز در آستانه رهاسازی برادرش ورکان در طبیعت، برخی کارشناسان دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست همچنان بر تحویل آنها به بخش خصوصی و باغ وحش ها اصرار می ورزند، گفت: «متاسفانه سازمان در زمینه رهاسازی و مجوز رهاسازی این دو پلنگ تعلل کرد و ما مجبور شدیم یکی را رهاسازی کنیم.من واقعا متاسفم که داریم به این سمت پیش می رویم. همین چند ماه پیش در سازمان جلسه ای بود درباره قوچ و میش های بیجار. هدف سازمان این بود که اینها را ببرند و به یک باغ وحش خصوصی در یزد بدهند. می گفتند اینها در اسارت، نگهداری شده اند و حالا ما نمی توانیم اینها را «رهاسازی» کنیم؛ اگر بروند بیرون، گرگ آنها را می خورد! پاسخ بنده این است که خب بخورد؛ گرگ هم جزئی از حیات وحش است. اصلا سازمان باید آنها را پرورش می داد برای گرگ ها، چرا که ارزش گرگ ها بالاتر از قوچ و میش هاست. هیچ ارتباطی از نظر من بین بیجار و یزد وجود ندارد که حالا بخواهیم قوچ و میش هایش را منتقل کنیم آنجا.ما در همه جای دنیا رهاسازی را داریم. در ایران یکی از کارهایی که برای حیات وحش انجام می دهیم، تکثیر در اسارت است. این که ما ن زرد را با صرف میلیاردها تومان هزینه تکثیر کرده ایم، چه کار می خواهیم بگنیم؟ مگر رهاسازی شان نکرده ایم؟ همه شان راهی باغ وحش ها شده اند. من نمی دانم سازمان حفاظت محیط زیست می خواهد با این ن زرد، باغ وحش داری راه بیندازد؟ پلنگ هم این گونه است.من فکر می کنم باید به دنبال را اری باشیم برای این که بتوانیم آنهایی را که توان برگشت به طبیعت را دارند و معلول، ناتوان و بیمار نیستند، به طبیعت بازگردانیم. وقتی جانوری سالم است و می توانیم برای آزادسازی پرورشش بدهیم، چرا این کار را نکنیم؟»دریافت بودجه از سازمان های جهانییکی دیگر از هایی که در حاشیه اخبار مرگ هیرکان مطرح شد، «دریافت بودجه از سازمان های جهانی» از جمله «سازمان جهانی حفاظت» (iucn) بود. منتقدان می گفتند به این دلیل خبر مرگ هیرکان را پنهان کرده اند که بودجه های بین المللی شان قطع نشود.بودجه ای که به پلنگ های ایران نرسید!مجتبی حسینی، معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان گفت: «از شهریور ۹۳ که توله پلنگ ها به اداره کل ما تحویل شدند تاکنون یک ریال هم از هیچ سازمان، گروه و انجمن داخلی یا خارجی دریافت نشده و فقط ۱۰ میلیون تومان از دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به ما داده شد. بیش از ۶۰ درصد این مبلغ هزینه نمونه برداری و آزمایش خون مرال های پارک جنگلی قرق که مشکوک به بیماری «یون» بودند شده است.»او در ادامه تاکید کرد سازوکار دریافت کمک از «صندوق تسهیلات ملل متحد»، «یونسکو» یا «آی یو سی ان» بسیار پیچیده است و شرایط و ضوابط خاصی دارد که باید از سوی دفتر امور بین الملل سازمان حفاظت محیط زیست و دفاتر تخصصی، پیگیری و اقدام شود و اساسا در حوزه اختیار این اداره کل نبوده است.آ رویداد نامعلوم استانتهای ماجرا هنوز معلوم نیست. اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان می گوید می خواهد پلنگ نر را هم آزاد کند؛ اما دفتر حیات وحش سازمان همچنان بر تحویل دادن این پلنگ به باغ وحش و بخش خصوصی اصرار می ورزد. کارشناسان حیات وحش می گویند این طرحی موفق بوده و ورکان نیز باید رهاسازی شود. باید منتظر بود و نگاه به پردیسان داشت. آیا او می تواند ماجرای مهم تری را که در لابلای یک ماجرای دیگر پنهان شده دریابد و درمان کند؟! منبع: هفته نامه جامعه پویا
کشته شدن پلنگ ایرانی در منطقه تورانیک کارشناس حیات وحش می گوید نباید با قضاوت های احساسی مانند «یک روز در طبیعت بهتر از یک عمر در اسارت است»، امکان اقدامات فنی و علمی پشتیبان جمعیت های طبیعی را از بین ببریم.واکنش ابتکار به ابهامات مرگ پلنگ هیرکان پیگیری موضوع ماده پلنگ رها شده در طبیعتثبت حضور پلنگ در منطقه حفاظت شده درونهبه گزارش ایسکانیوز به نقل از مهر،خبر پنهان کاری اداره کل محیط زیست گلستان دربارهٔ مرگ هیرکان طی روزهای اخیر به یکی از چالش های جدی سازمان محیط زیست بدل شده و رسانه ها همچنان منتظر گزارش بازرسی این سازمان هستند. صفحه محیط زیست اغلب رسانه ها در روزهای اخیر به این موضوع پرداختند اما آنچه کمتر به آن پرداخته شد ابعاد فنی و کارشناسی ماجرا بود. برای بررسی فنی موضوع به سراغ محمدصادق فرهادی نیا دانشجوی ای جانورشناسی آ فورد و عضو گروه تخصصی گربه سانان اتحادیه جهانی حفاظت iucn رفتیم.شما مصاحبه های هفته های اخیر دربارهٔ وضعیت پرونده هیرکان، عملکرد قلاده اش، زنده بودن یا نبودن آن و غیره را احتمالاً خوانده اید. چه قضاوتی در خصوص مسائل فنی و اجرایی این ماجرا دارید؟بله اکثر آنها را خوانده ام. اجازه می خواهم که وارد مسائل جزئی این پرونده نشویم. بهرحال به نظر نمی رسد خیلی نکته ای پنهان مانده باشد که نیاز به ذکر مجدد آنها داشته باشد. من ترجیح می دهم بیشتر درخصوص درس های آموخته و مسائل فنی که شاید به پلنگ کمک کند بپردازیم.اخیراً رضایی که مشاور فنی این پروژه بودند، خیلی از عملکرد این تلاش دفاع کرده و حتی ذکر د که این پلنگ طی حدود ۲ ماهی که زنده بوده (برخلاف اینکه گفته می شود حدوداً ۳۵ روز زنده بوده است)، ۷ بار اقدام به شکار کل و قوچ کرده است. به نظر شما این ادعا چقدر می تواند منطبق بر واقعیت باشد؟این خیلی عالی است که از وجود ان بنامی به عنوان مشاور استفاده شده است. وقتی ایشان چنین آماری را ارائه می کنند، این موفقیت بزرگی برای یک پلنگ رهاسازی شده از اسارت است. من تنها تجربه ای که درخصوص پلنگ ایرانی با این سن و سال دارم، مربوط به ماده پلنگی به نام ایران است که در تندوره قلاده داشت. طی ۵۴ روز که ردی شد، این پلنگ ۲ قوچ شکار کرد و ۳ بار لاشه خواری کرد. در نهایت، سر لاشه شکار با یک پلنگ درشت تر درگیر شد و توسط پلنگ دیگری کشته شد. این پلنگ در زمان مرگ، تقریباً همان وزن هنگام رهاسازی را داشت و وضعیت جسمانی خوبی داشت، به عبارتی از گرسنگی رنج نمی برده است. ایران وحشی جوان بسیار کمتر از هیرکان اقدام به شکار کرده بود درحالی که در بهترین زیستگاه های تندوره در تردد بود.یعنی می فرمایید که آمار شکاری که دربارهٔ هیرکان داده شده است، نادرست است؟بنده چنین عرضی ن ، من صرفاً براساس تجربه محدودی که داشتم به بیان موردی پرداختم که نرخ شکار آن بسیار متفاوت با هیرکان بود.در مجموع این اقدام را چگونه ارزی می کنید؟این سؤال ساده ای نیست و جواب یک کلمه ای ندارد، بخصوص پس از این همه پوشش رسانه ای ملی و بین المللی. من دیدگاه خودم را درخصوص پلنگ های که به هر دلیل از طبیعت خارج می شوند عرض می کنم. ی شک ندارد که اگر پلنگی قابل بازگشت به طبیعت باشد، باید در اسرع وقت رهاسازی شود. سؤال دربارهٔ پلنگ هایی است که قابل رهاسازی نیستند (جراحت جدی یا محدودیت سن دارند) یا نمی دانیم که آیا قابل رهاسازی هستند یا خیر (مثلا توله های یتیم هستند، خیلی مسن هستند، درگیر تعارض جدی بودند و …).در ماه های اخیر به کرات گفته شد که «یک روز در طبیعت بهتر از یک عمر اسارت است». این هدف شاید برای بیان در رسانه ها خوب باشد، ولی واقعاً وقتی برای مدیریت یک گونه در معرض خطر باید برنامه ریزی کنیم، باید نگاه کنیم چه اقدامی می تواند سرنوشت گونه/جمعیت را تضمین کند. در مدیریت حیات وحش، واحد عمل ما جمعیت ها هستند و در این راه گاهی اوقات شاید ناچار شویم برخلاف تمایلات شخصی و احساسی خود، مداخلاتی در زندگی افراد . مثلاً، وقتی تصور کنید در یک منطقه جمعیتی از پلنگ ها (۱۵–۲۰ فرد) باشند و اطراف آن روستا باشد، در اینجا، مسئولیت ما زندگی دو گروه است: هم جمعیت انسان ها و هم جمعیت پلنگ ها. اگر پلنگی پیدا شد که به انسان حمله کرد و این رفتار را نه به صورت تصادفی، بلکه به صورت مکرر انجام داد، راه حلی جز زنده گیری و انتقال به اسارت ندارد. در این ح زندگی مردم حفظ شده و امیدوار هستیم تحمل مردم با خارج یک فرد مشکل ساز نسبت به جمعیت آن گونه افزایش یابد. ما نمی توانیم حیوانات را در خلأ حفظ کنیم، باید حواسمان به مردمی باشد که هر روز هم تعدادشان بیشتر می شود. با این مقدمه، هر اقدامی که می خواهیم انجام دهیم باید یک سؤال از خودمان بپرسیم: «این اقدام چه تأثیری در حفاظت از جمعیت گونه موردنظر در منطقه مزبور دارد؟» همه شرایط باید با این معیار سنجیده شود.البته این بدان معنا نیست که هر پلنگی جایی به سگ یا حمله کرد سریع برویم و زنده گیری کنیم. پروتکل دارد براساس اینکه شدت آسیب رسانی آن جانور چقدر است؟ در واقع آیا آن فرد یک فرد مشکل ساز شده است که برای وارد شدن به این طبقه، بایدها و نبایدهای زیادی وجود دارد و به همین سادگی هم نیست.خوب فرض کنید که یک پلنگی به هر دلیلی در اسارت است، باید با این پلنگ چه کرد؟من شخصاً با توجه به بضاعت محدودی که دارم، احساس می کنم باید دو رویکرد در پیش گرفته شود: ۱) تلاش برای رهاسازی افرادی که حداقل شانسی دارند و درغیر این صورت ۲) ایجاد یک ذخیره برای تکثیر در اسارت زیرنظر مستقیم خود سازمان (نه باغ وحش ها) برای افرادی که هیچ شانسی برای بازگشت ندارند. من فکر می کنم اگر سازمان بتواند هدف اول را اولویت قرار دهد برای بقای پلنگ بهتر است، البته با درنظر گرفتن شرایط و بایدها و نبایدهای آن.چرا؟ببینید بسیاری از جمعیت های پلنگ در ایران شکننده هستند و کوچک بودن آنها (غالبا کمتر از ۱۰ فرد) آنها را آسیب پذیرتر در برابر عوامل تصادفی می کند. ما امروزه می دانیم جمعیت پلنگی در یکی از نقاط ایران پنج سال پیش ۸ بالغ داشته است و امسال ۵ فرد هستند (که تنها یکی از آنها نر است). جمعیت کوچک همین مشکلات را دارد، درحالیکه جمعیت ط ها پایدار و حتی درحال افزایش است و ما از روند فعالیت های حفاظتی خوشحال هستیم، ولی جمعیت گوشتخوار آنقدر شکننده است که هر اتفاقی می تواند باعث به قهقرا رفتن آن جمعیت شود، مثلاً اگر یک دامدار یک پلنگ را بکشد یا یکی برود زیرماشین، به راحتی ۲۰–۲۵ درصد جمعیت یک منطقه از بین می رود. قبلاً هم این مشکلات بوده است، ولی اتصال مناطق بیشتر بوده و پلنگ ها در جابجایی می توانستند اگر منطقه ای خالی شده را دوباره کنند. اما امروز چنین شرایطی نیست. ما، طی ده بیست سال آینده، چه بخواهیم چه نخواهیم، احتمالاً ناچار خواهیم بود مدیریت های مداخله گرانه بیشتری در طبیعت کنیم. ما ناچار خواهیم بود پلنگ ها را به صورت دستی به مناطقی که قبلاً از بین رفتند ببریم. دقیقاً شبیه به همین کاری که امروزه برای حفاظت سگ وحشی آفریقایی در جنوب آفریقا انجام می دهند.این رویکرد مدیریتی در ایران تجربه نشده است، ما ناچاریم در این مسیر حرکت کنیم. چاره ای نیست که امروز ما اگر افرادی پیدا می کنیم که حداقل شانسی برای بازگشت به طبیعت دارند، را به صورت علمی و منطقی به مناطق مستعد معرفی کنیم تا هم مناطق مستعد احیا شوند و هم تجربه عملی بهتری ب شود.البته رهاسازی با باز در قفس و ول جانور خیلی فرق دارد، برای پلنگ های نابالغ و جوان که از تولگی در اسارت بودند حداقل یک دوره ۲ ماهه نیاز دارد تا شرایط آموزش و سازگار با زیستگاه خودش انجام شود و اگر این فرایند موفقیت آمیز بود، در آن صورت می توان برای رهاسازی آن برنامه ریزی کرد (منطقه هدف، میزان پذیرش مردم، تراکم پلنگ در منطقه هدف، ط و غیره). تجربیات اندکی با نتایج متناقضی در این خصوص دردنیا وجود دارد. روس ها با همین روش سه پلنگ را رهاسازی د (که البته نمی دانیم چه اتفاقی برای آنها افتاد) و چندین بار ببرهایی که از تولگی در اسارت بودند را به طبیعت معرفی د که اتفاقاً زادآوری هم کرده اند. درحالیکه در برزیل این تجربه درخصوص جگوار موفقیت آمیز نبوده است.با توجه به سوابق و عملکرد پیشین، چه اندازه امیدوارید که سازمان حفاظت محیط زیست همین رویکرد مورد نظر شما را در پیش بگیرد؟ببیینید این نظرات که کارشناسانی مانند بنده می دهند فقط یک جنبه تصمیم سازی هستند. برای یک تصمیم به این بزرگی، یک مدیر ناچار است جنبه های مختلف را درنظر بگیرد و باید و نباید علمی فقط یکی از جنبه هاست. باید به بودجه، میزان حمایت اجتماعی، توان و ظرفیت کارشناسی بدنه خود، حمایت مسئولین و غیره نگاه کند و نهایتاً برآیند آنها می شود یک تصمیم.موارد مختلف، ازجمله مورد کشته شدن ایران به عنوان یک ماده جوان توسط پلنگ دیگر، ماده جوانی که اخیراً در درفک توسط پلنگ دیگری کشته شد و مطالعات مشابه نشان می دهند که ماده های جوان بخاطر وفاداری که به محدوده مادری خود دارند، کمتر تحرک دارند و به شدت آسیب پذیرتر از سایر گروه های پلنگ ها هستند. نکته جالب آن است که بعداً در کارگاهی با حضور کارشناسان سازمان محیط زیست در کرج نشان دادیم که بیش از نیمی از پلنگ هایی که طی یک دهه گذشته در آغل یا باغی گیر کرده و تلاش برای رهاسازی آنها منجر به مرگ جانور شده، ماده جوان بودند. ماده های جوان خیلی آسیب پذیر هستند و بخاطرهمین ما باید مراقب باشیم که بر این آسیب پذیری اضافه نکنیم. ظاهراً گفته می شود که هیرکان هنگام پیدا شدن لاشه زخم های عمیقی داشته و درگیر شده بود. البته همان طور که گفتم این نظر بنده یک نظر کارشناسی با درجه ای از خطا می تواند باشد، ولی مدیرکل شاید احتمال داده که مثلاً امکانات کنترل جانور در گلستان از سایر مناطق استان بهتر است و نهایتاً تصمیم برانتخاب آن محل گرفته است که از این جهت قابل درک است.و دربارهٔ پلنگ هایی که به هیچ وجه امکان رهاسازی به طبیعت ندارند چه فکر می کنید؟من فکر می کنم همه باید از دشواری که امروز برای یوز داریم درس گرفته و به فکر آینده ای باشیم که ممکن است شرایط پلنگ بدتر از امروز باشد. امروز اگر یوز ایرانی یک جمعیت تکثیر در اسارت مناسب داشت، ما می توانستیم امید بیشتری برای احیای جمعیت یوزها در ایران داشته باشیم، ولی با دو فرد (کوشکی و دلبر) خیلی شرایط شکننده و کم امیدی داریم. چه ی می تواند ضمانت کند که ده بیست سال آینده شرایط پلنگ مانند امروز یوز نشود؟ خاطرم هست که بسیاری از کارشناسان داخلی و حتی برخی مشاورین بین المللی یوز همان سالها می گفتند یوز را حفظ کنیم خودش زیاد می شود. واقعاً درمورد گوشتخواران بخصوص گربه سانان بزرگ شرایط به همین سادگی نیست. نباید از برنامه پشتیبان غافل شد. مضافاً اینکه گربه های بزرگ یک مشکل دیگر هم دارند، در مقایسه با س ها و سگ سانان، تنوع ژنتیکی آنها معمولاً پایین تر است. مثلاً مطالعات دانشجویان مختلف در تهران نشان داده که پلنگ ایرانی تنوع ژنتیکی به مراتب پایین تری نسبت به س قهوه ای و گرگ در ایران دارد. تنوع ژنتیکی در مراحلی که جمعیت به تعداد محدود می رسد می تواند بسیار تعیین کننده باشد. غرض من از آوردن این فرضیه ها، آن است که پلنگ و یوز گونه های دشواری هستند و وجود یک برنامه تکثیر دراسارت بدون شک یک اولویت جدی برای آنهاست. ما نباید با این قضاوت های احساسی مانند «یک روز در طبیعت بهتر از یک عمر در اسارت است» امکان اقدامات فنی و علمی که می تواند پشتیبان جمعیت های طبیعی ما باشد را ازبین ببریم.یعنی می فرمایید سازمان باید باغ وحش داری کند؟البته مفهوم عرایض بنده باغ وحش داری نیست. باغ وحش داری معمولاً یک فرایند خصوصی در اکثر دنیاست. کدام باغ وحش در انگلستان، ، آلمان و غیره متعلق به سازمان محیط زیست این کشورهاست؟ ولی در همه این کشورهای طرح های تکثیر دراسارت برای کندر کالیفرنیا، گرگ مکزیکی، سیاهگوش ایبریایی، پلنگ آمور، ببر سیبری و غیره وجود دارد که به شدت زیرنظر ت است. الان هم در ایران مرکز بازپروری و تکثیر در اسارت داریم که زیرنظر محیط زیست هستند. کدامیک از آنها هدف تجاری دارند؟ اساساً ایجاد مرکز تکثیر و بازپروری یک فرایند هزینه بر بدون سود اقتصادی است درحالیکه باغ وحش داری می تواند منجر به سود مالی منجر شود. اینکه گفته می شود باغ وحش داری با اه سازمانی محیط زیست در تناقض است، شاید به لحاظ مفهوم تجاری درست باشد، ولی سازمان باید تشویق شود و حمایت شود برای ایجاد مراکز بازپروری و البته تکثیر در اسارت به عنوان پشتیبان جمعیت های وحشی در طبیعت. البته در تعداد موردنیاز و معقول، نه مثل چند سال پیش که توی هر منطقه یک فنس کشیده شد.و چه اندازه می توان به تکثیر در اسارت گونه ای همچون پلنگ و یوزپلنگ امیدوار بود؟گربه های بزرگ گربه های متناقضی هستند، ببر و شیر به سادگی در اسارت زادآوری می کنند، درحالیکه پلنگ و یوز بسیار دشوار هستند. مثلاً در سوچی روسیه، با اینکه ۴ پلنگ گرفته بودند، ولی در زادآوری موفق نبودند تا اتحادیه باغ وحش های اروپایی چند پلنگ ایرانی به آنها اضافه د و کارشناسان رفتند آنجا. همه فکر می کنند زادآوری پلنگ در اسارت ساده است، درحالیکه درعمل اینطوری نیست. این بدان معناست که ایجاد یک برنامه تکثیر در اسارت مشخصا باید زیرنظر سازمان و با بهره مندی از توان کارشناسان داخلی و خارجی که در این زمینه تجربه دارند انجام بگیرد و اگر فردی امکان بازگشت به طبیعت ندارد، در قالب این برنامه تکثیر در اسارت وارد شود. در این برنامه ممکن است باغ وحش ها هم بتوانند مشارکت ند، ولی سازمان نباید این فرایند و حتی زادآوری میان پلنگ ها را موکول به تصمیم مراکز نگهدای کند و باید نظارت کامل و جدی روی کل فرایند داشته باشد.704
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، خبر ورود یک پلنگ نر به باغ وحش ارم، هفته گذشته به یکی از خبرهای مهم محیط زیست در برخی از رسانه ها تبدیل شد. پلنگی که به گفته ایرج جهانگیری، مدیرعامل شرکت ارم سبز، حاصل جفت گیری دو پلنگ ایرانی در باغ وحش لیسبون پرتغال است و به منظور جفتگیری با پلنگ ماده باغ وحش ارم به این باغ وحش منتقل شده.حضور محمدحسین بازگیر، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهر تهران در مراسم ورود این پلنگ به باغ وحش ارم از یک سو و تیترهایی از قبیل "بازگشت پلنگ ایرانی به کشور"، "یکی از حیوانات خارج شده از کشور به میهن بازگشت"، "نژاد پلنگ ایرانی زنده می شود"و "تلاش برای حفظ یک گونه در خطر انقراض" که در چند نوبت توسط برخی رسانه ها منتشر شد سبب شد خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، طی گفت وگویی با کیانا گودرز، کارشناس ارشد محیط زیست، گرایش زیستگاه ها و تنوع زیستی، پرسش هایی را درباره سرنوشت این پلنگ زیبا و اهمیت آن برای محیط زیست کشور در میان بگذارد. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:تسنیم: با توجه به سابقه حوادثی ناگوار برای گربه سانان در باغ وحش ارم که سبب شده برخی فعالان حقوق حیوانات از ورود پلنگ جدید به این مجموعه ابراز نگرانی کنند سرنوشت این پلنگ را چگونه پیش بینی می کنید؟
گودرز: به هر حال آن حوادث هرچند تلخ اما مربوط به گذشته بوده. طی دو سال گذشته، حساسیت ها در سطح جامعه نسبت به شرایط نگهداری از حیوانات و حوادثی که به آزار یا مرگشان منجر می شود به شدت افزایش یافته و همین سبب شده دست اندرکاران باغ های وحش و باغ های پرندگان، ضوابط نگهداری از حیوانات را بهتر از گذشته مورد توجه قرار دهند. باغ وحش ارم هم هرچند در مورد بسیاری از جایگاه ها هنوز با ضوابط تعیین شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست سازگار نشده اما قطعا شرایط حداقلی را برای نگهداری از این پلنگ تامین کرده که توانسته مجوز ورود گونه را از سازمان حفاظت محیط زیست دریافت کند. اگر اشتباه نکنم برای هر گربه سان بزرگ از جمله پلنگ، فضایی به مساحت دستکم 150 متر مربع مورد نیاز است که امیدوارم پس از پایان دوران قرنطینه این پلنگ، در اختیارش گذاشته شود.تسنیم: بازگشت این پلنگ ایرانی به کشور چگونه نژاد پلنگ ایرانی را زنده خواهد کرد؟
گودرز: سو ان اشتباه است. هم مسئولان باغ وحش و هم برخی رسانه ها به گونه ای وانمود کرده اند که گویی حیوانی که نسلش در کشور منقرض شده و در باغ وحش پرتغال وجود داشته را به کشور بازگردانده اند. اینکه مسئولان باغ وحش، برای تبلیغات چنین اظهاراتی را عنوان کنند هرچند غیرمعقول اما به دلیل حرفه ای که دارند و تلاشی که برای جذب بازدیدکننده می کنند قابل توجیه است اما اینکه رسانه ها چنین اظهاراتی را منع کنند و در سرخط اخبارشان بگنجانند شبهه برانگیز است. هر رسانه فعال در حوزه محیط زیستی می داند که پلنگ ایرانی در کشور وجود دارد و خوشبختانه جمعیت آن در مقایسه با گونه های در خطر انقراضی چون یوزپلنگ و روباه ترکمنی به مراتب رضایت بخش تر است. به علاوه پلنگی که از باغ وحش لیسبون به ایران وارد شده، در همان باغ وحش لیسبون از دو پلنگ ایرانی متولد شده است. اینکه یک باغ وحش برای فراهم آوردن مقدمات جفتگیری گونه هایش حیوان جدیدی به مجموعه اضافه کند جزو روال جاری این باغ وحش هاست. مانند مغازه ای که جنس جدیدی به ویترین خود اضافه می کند. اما اینکه باغ وحش ها بخواهند به این تجارت روزمره خودشان رنگ و لعاب حفاظت از محیط زیست بدهند و یا احساسات وطن دوستانه مردم را برانگیزند و بگویند پلنگ ایرانی را به کشور برگرندانده ایم یا شیر ایرانی را به زودی به زادگاهش بازمی گردانیم چندان صادقانه نیست. باعث تاسف است که در مراسم ورود این پلنگ، مسئولان محیط زیست طی اظهاراتی تبلیغات گونه به نفع باغ وحش در جمع خبرنگاران، ورود این پلنگ را حرکت رو به جلو در جهت تکثیر و احیای گونه های منقرض شده یا در حال انقراض کشور عنوان د.تسنیم: اما با توجه به اینکه در برخی گزارش ها کاهش جمعیت پلنگ در سطح کشور نگران کننده اعلام شده، اضافه شدن یک پلنگ به منظور تولید مثل می تواند خبر خوبی باشد. این طور فکر نمی کنید؟
گودرز: پلنگی که به کشور وارد شده بنا نیست نسلی را برای زندگی در طبیعت به حیات وحش ایران تحویل بدهد. توله های حاصل از احتمالی این پلنگ نر با پلنگ ماده باغ وحش ارم، پلنگ هایی خواهند بود که تا پایان عمر در باغ وحش به حیات ادامه خواهند داد. این توله پلنگ ها قرار نیست در زیستگاه ها رها شوند. بنابراین ادعای زنده نژاد پلنگ ایرانی یا جلوگیری از انقراض پلنگ ایرانی به دنبال ورود این پلنگ از پرتغال، عوامفریبی محض است. اصلا مگر ژن پلنگ های ایرانی از بین رفته که با ورود این پلنگ، بخواهد زنده شود؟ ای کاش، تجارت حیوانات را به نام حفاظت از محیط زیست به جامعه عرضه نکنند.تسنیم: امکان رهاسازی توله های حاصل از جفتگیری این دو پلنگ باغ وحش ارم در طبیعت وجود ندارد؟
گودرز: مسلما خیر. پلنگ هایی که در اسارت به دنیا آمده و بزرگ شده اند با هیچ کدام از مهارت های زندگی در طبیعت آشنا نیستند. نه تجربه شکار را فرا گرفته اند و آمادگی برخورد با همنوعانشان را در درگیری هایی که بر سر قلمرو رخ می دهد دارند. مرگ هیرکان، پلنگی که تمامی عمر دو ساله خود را در قفس گذرانده بود تنها یک ماه پس از رهاسازی، نمونه تلخی از رهاسازی ناموفق گربه سانانی است که در اسارت زندگی کرده اند. به علاوه، این پلنگ، با وساطت اتحادیه باغ وحش های اروپا و در قبال حق عضویتی که باغ وحش ارم به این اتحادیه می پردازد به صورت امانی به باغ وحش ارم منتقل شده. بنابراین، این اتحادیه است که برای توله پلنگ های متولد شده تصمیم گرفته و احتمالا آنها را بین دو باغ وحش ارم و لیسبون تقسیم خواهد کرد.تسنیم: به حضور آقای محمدحسین بازگیر، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهر تهران در مراسم ورود پلنگ به باغ وحش ارم انتقاد کردید؟ چرا؟
گودرز: در حالی که در سراسر دنیا، نگهداری و تکثیر حیوانات در اسارت، روزبه روز بیشتر مورد نکوهش قرار می گیرد و در جایی که باغ وحش های کشورمان با استانداردهای بین المللی که هیچ با ضوابط تعیین شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست هم فاصله بسیار دارند البته که جای تاسف است که یک مقام مسئول سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان تنها نهاد متولی حفاظت از حیات وحش، در مراسم مبادلات حیوانات باغ وحشی حاضر شود و از زحمات آنها برای آشنا دانش آموزان با گونه های بومی حیات وحش قدردانی کند. این رسما تبلیغ برای اسارت حیوانات است. من از ایشان می پرسم آیا روی حیوانات بومی یا غیربومی که دانش آموزان در قفس های غیراستاندارد باغ وحش های کشور می بینند می شود نام حیات وحش گذاشت که آشنایی ک ن با حیات وحش را حاصل زحمات باغ وحش ها معرفی می کنند؟ دوره ای که مار به مدارس می بردند و روی گردن دانش آموزان می انداختند تا اصطلاحا آنها را با حیات وحش آشنا کنند در کشورهای پیش رفته به پایان رسیده. با وجود این حجم از مستندها و تصاویر حیات وحش چگونه می توان گفت باغ وحش ها ک ن را با حیات وحش آشنا می کنند؟ من از ایشان می پرسم اگر بخواهند شیر را به کودکی معرفی کنند، مستندی از زندگی شیرها در آفریقا به او نشان می دهند یا جایگاه 200 متری باغ وحش ارم را که برای 8 شیر اختصاص داده شده تا در دو گروه به نوبت از فضای بسته پشت به آن منتقل شوند انتخاب می کنند؟ اگر جوابشان گزینه دوم باشد باید بگوبم نمی توان به اصلاح شرایط محیط زیست کشور امیدوار بود.تسنیم: شیر ایرانی چطور؟ باغ وحش ارم به زودی یک جفت شیر ایرانی وارد خواهد کرد. شیر ایرانی که دیگر منقرض شده. در این مورد که نوشته اند باغ وحش ارم شیر ایرانی را به زیستگاهش بازمی گرداند که دیگر انتقادی ندارید؟
گودرز: بله شیر ایرانی منقرض شده. اما زیستگاه آن دشت ارژن بوده. استان فارس و خوزستان. نه باغ وحش. اگر شیر ایرانی را به باغ وحش بیاورند همانطور که گفتم حیوان جدیدی به ویترین فروشگاهشان اضافه کرده اند. اما شیر ایرانی را به زیستگاهش بازنگردانده اند. البته شیر ایرانی که منقرض شده. آنچه به کشور وارد می کنند شیر هندی است و می تواند در قفس هر باغ وحشی در سراسر دنیا وجود داشته باشد. همانطور که گفتم اینکه احساسات وطن دوستانه مردم را برانگیزند و بگویند بعد از سالها شیر ایرانی را به کشور بازمیگردانیم صادقانه نیست. البته این وارد شیر هم حکایتی دارد. دو سال پیش مسئولان باغ وحش ارم مدعی شده بودند قرار است این دو شیر را از طریق اتحادیه باغ وحش های اروپا به ایران وارد کنند. نامه ای هم در رسانه ها منتشر د که حکایت از موافقت این اتحادیه با انتقال دو شیر به ایران داشت اما نتیجه استعلامی که رسانه ها از اتحادیه باغ وحش های اروپا گرفتند این ادعا را تکذیب کرد. مسئولان اتحادیه باغ وحش های اروپا نامه ای که توسط باغ وحش ارم در رسانه ها منتشر شده بود را جعلی عنوان د با این حال مسئولان باغ وحش ارم از آن زمان تا کنون درباره جعل نامه و ادعای خلاف واقعشان توضیحی به رسانه ها یا فعالان محیط زیست نداده اند. نمی دانیم شیرهایی که گفته بودند قرار است اتحادیه باغ وحش های اروپا به آنها بدهد را می خواستند از کجا به ایران وارد کنند.انتهای پیام/
فرناز حیدری در رو مه شرق نوشت: هنوز به درستی نمی دانیم، چند صد قلاده پلنگ در ایران باقی مانده است. در علم مدیریت حیات وحش، پایش جمعیت گونه ها بسیار مهم است و تنها از این طریق است که می توان درجه حفاظتی یک گونه را تعیین کرد؛ درحالی که در کشور ما هنوز چنین اطلاعات زیربنایی وجود ندارد و در مقابل تنها آمار تلفات است که گاه و بی گاه از این سو و آن سو شنیده می شود. خبر مرگ یک پلنگ ماده و توله اش در منطقه جنگلی شهید آباد استان مازندران تنها یکی از ده ها موردی است که رسانه ای می شود و در این میان نه تع ت میان دام د اران و گوشت خواران درشت جثه در ایران جدی گرفته می شود و نه متأسفانه آمارهای غیرقابل استناد جمعیتی دقیق تر و مستندتر می شوند؛ درحالی که همین موارد مهم است که در اصل پشتوانه حفاظت از این حیوانات زیبا و کم نظیر است. مرزهای فراخ بی اطلاعیعوامل بسیاری در زندگی پلنگ های ایرانی ناشناخته هستند؛ به عنوان مثال تجربیات مختلف حاکی از آن است که اگر یک منطقه ظرفیت ۱۰ پلنگ را داشته باشد؛ اما بر اثر زادآوری این تعداد به ۱۳ الی ۱۴ پلنگ افزایش پیدا می کند، آن گاه سه الی چهار پلنگ اضافه به ناچار وادار به ترک محیط و پیدا یک قلمرو جدید می شوند؛ دقیقا همین نوع جابه جایی هاست که اغلب مشکل ساز می شود و در ایران نیز تحقیقات درستی بر روی آن انجام نشده است. پلنگ هایی که به این شکل مجبور به ترک زیستگاه می شوند؛ یا باید از جاده یا باید حتی از روستا گذر کنند و در این شرایط است که بیشترین آمار تلفات هم طبیعتا انتظار می رود. نباید فراموش شود همین آمار و ارقام غیرقابل استناد است که بر وضعیت حفاظتی به شدت تأثیر گذاشته است. پلنگ حیوانی است که معمولا در شب فعال و طول شب نیز در فصل زمستان گاه از چهار الی پنج ساعت بیشتر است؛ در نتیجه این طولانی تربودن زمان شب به این معناست که حیوان زمان بیشتری هم برای جابه جایی داشته و بالطبع امکان دارد که بتواند خود را از مناطق ناامن دور کرده و وارد مناطق به نسبت امن تر شود. در عین اینکه در فصل های سرد سال تداخل با زمان جفت گیری نیز زیاد می شود؛ یعنی حیوان طبیعتا مدت زمان بیشتری را هم در قلمرو جابه جا خواهد شد؛ درحالی که در فصل تابستان خطرات برای پلنگ ها از جنس دیگری است. پلنگ ها در فصل تابستان به دلیل طولانی تربودن روز، مدت زمان بیشتری در معرض مشاهده از سوی عوامل انسانی هستند و بنابراین تع ت زیادی هم در این فصل در ایران اتفاق می افتد. از آن جایی که بیشتر جابه جایی پلنگ ها در اطراف محدوده آبشخورها یا آبگیرها صورت می گیرد، در نتیجه احتمال آسیب پذیری آنها در این مناطق بیشتر از سایر جاهاست؛ چراکه فرضا در مناطق کوهستانی تر احتمال مخفی شدن هست؛ درحالی که در آبگیر یا رودخانه چنین امکانی برای پلنگ ها وجود ندارد. بسیاری از شکارچیان نیز از این آسیب پذیری پلنگ ها استفاده کرده و آنها را در این مناطق شکار می کنند؛ چنانچه مورد تلفات اخیر مادر و توله شهیدآبادی نیز درست در چشمه رخ داده است. هم اکنون در دنیا ٩ زیرگونه از پلنگ ها وجود دارد که یک مورد در کل قاره آفریقا و هشت زیرگونه دیگر در آسیا شناخته شده اند. از این تعداد دو مورد با نام های پلنگ عربی و پلنگ ایرانی تنها در خاورمیانه پراکنش دارند. پلنگ ایرانی در حد فاصل افغانستان تا عراق زیست می کند و یکی از زیرگونه های منحصربه فرد در نوع خود است. جثه پلنگ ایرانی از جثه پلنگ های عربی بزرگ تر است. یک فرضیه مبنی بر این است که اندازه جثه گوشت خواران تا حد زیادی به اندازه ط غالب آنها بستگی دارد؛ مثلا در عربستان جثه ط های پلنگ به واسطه خشکی هوا اغلب کوچک تر از ط های پلنگ ایرانی است؛ درحالی که پلنگ ایرانی در کشور ما ط ای مانند گراز و حتی مرال دارد. شرایط اقلیمی از جمله مسائل تأثیرگذار است؛ به عنوان مثال در مناطقی که تغییرات دمایی زیاد است؛ یعنی اختلاف میان حداقل و حداکثر درجه حرارت چشمگیر است، می توان جثه بزرگ تری را در پلنگ ها انتظار داشت. یک فرضیه دیگر هم مبتنی بر این است که در عرض های جغرافیایی شمالی تر هر چقدر که به سمت شمال برویم، جثه حیوان گوشت خوار بزرگ تر می شود؛ اما واقعیت این است که هنوز اطلاعات دقیقی درباره بسیاری از مسائل زیربنایی زندگی پلنگ ها از جمله فصل جفت گیری آنها در ایران وجود ندارد. موارد متعددی از جفت گیری پلنگ ها در فصل بهار یا حتی تابستان دیده شده؛ اما اطلاعات موثقی در دست است که باور گذشته مبنی بر انحصار فصل جفت گیری به زمستان و اوا آن را رد می کند. موارد ضد و نقیض از این دست فراوان است و همین مسائل است که حفاظت از آنها را با چالش جدی مواجه کرده است. تع ت پلنگ ها با انسان هامسئله تع ت میان انسان و گوشت خوارانی مانند پلنگ ها درحال حاضر جزء مباحث روز مدیریت حیات وحش است. شاید برای شما نیز این پرسش مطرح باشد که چرا در سال های اخیر تع تی نظیر مورد پلنگ ماده و توله اش در شهیدآباد افزایش پیدا کرده؛ درحالی که در گذشته به این صورت نبوده است؟ برخی از دام داران این ادعا را مطرح می کنند که پلنگ ها به دام های آنها حمله کرده و بقای شان را به مخاطره می اندازند و به همین دلیل هم باید حذف شوند؛ اما سؤال اینجاست که چه چیزی پلنگ ها را از زیستگاه های طبیعی شان خارج می کند و به جای ط های طبیعی به سمت دام ها سوق می دهد؟ نتایج تازه ترین تحقیقات کارشناسان آلمانی و کارشناسان ایرانی مؤسسه میراث حیات وحش پارسیان بر روی پلنگ ها نشان می دهد که در برخی مناطق پلنگ ها در فصل سرد به دام ها حمله می کنند؛ زیرا در این اوقات از سال ط های طبیعی آنها نظیر قوچ و میش ها به دلیل کمبود منابع غذایی یا نداشتن توانایی فیزیکی کمتر در دسترس هستند؛ درحالی که دام های اهلی به دلیل چرای کنترل ناپذیر در بیشتر اوقات سال در قلمرو زیستی همین گوشت خواران حضور دارند؛ اما از طرف دیگر در برخی مناطق، اوج شکار دام های اهلی در فصول خشک اتفاق می افتد که این امر بیشتر به دلیل وضعیت خاص پوشش گیاهی است؛ یعنی با کاهش پوشش گیاهی امکان شکار سُم داران نیز کمتر می شود، در مقابل این دام های اهلی هستند که با تمرکز زیاد در حواشی و اطراف چاه ها و سایر منابع محدود آبی یافت می شوند؛ بنابراین چندان عجیب نیست که گوشت خوارانی مانند پلنگ به یک شکار موفق با حداقل انرژی علاقه نشان دهند. شناسایی این قبیل تع ت و دلایل وقوع آنها درحال حاضر جزء مهم ترین وظایف سازمان های دست اندرکار یعنی سازمان حفاظت از محیط زیست است؛ بنابراین شایسته تر آن است که برای حل معضل تع ت بیشتر از هر چیز دیگر بر مطالعات تحقیقاتی سرمایه گذاری شود؛ چراکه تجربه مدیریت حیات وحش نشان داده که تنها در صورت داشتن اطلاعات علمی صحیح و موثق است که می توان به بهترین شکل ممکن از گونه های در معرض خطری مانند پلنگ ها حفاظت کرد.