هایی از صدای ماندگار مرحوم قاسم افشار

مهناز افشار بازیگر و هنرمند سرشناس امروز به میان دهها کودکی رفت و در کار نقاشی با آنها مشارکت کرد.به گزارش تهران نیوز ، مهناز افشار بازیگر و هنرمند سرشناس امروز به میان دهها کودکی رفت و در کار نقاشی با آنها مشارکت کرد. افشار در صفحه توئیتر خودنوشت: امروز با حدود ۳۰۰۰ کودکی که آمده بودند نقاشی بکشند. نقاشی من که وحشتناک شد ???? و در آ سوار بر وانت که خیلییی چسبید.بیوگرافی و ع های مهناز افشار و همسرشنام :مهناز
نام خانوادگی :افشار
تاریخ تولد :۱۳۵۶/۳/۲۱
محل تولد :تهرانمهناز افشارهمسر:یاسین رامینفرزندان:یک دختر به نام لیا
——————————–زندگی شخصی مهناز افشارمهناز افشار متولد ۲۱ داد ۱۳۵۶ در تهران بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی است. او متولد سال مار است در کودکی خیلی شیطنت می کرد و همیشه دوست داشت بوفه دار مدرسه باشد یک بار بخاطر شیطنت های فراوانش دو روز از مدرسه ا اج شد.مهناز افشار در دوران کودکیکودکی مهناز افشار در دوران کودکی عاشق آتاری مخصوصا بازی و پلیس بود و به تماشای کارتون علاقه فراوانی داشت،از سیندرلا، صد ویک سگ خالدار،پلنگ صورتی، مورچه و مورچه خوار، سند باد، باربا پاپا، بامزی، هاچ زنبور عسل، خانواده ارنست و جودی ابوت بعنوان کارتونهای دوست داشتنی دوران کودکی اش یاد میکند .مهناز افشارع دوران کودکی مهناز افشار مهناز افشار دیپلمش را در رشته تجربی گرفت و برای ادامه تحصیل به مدت چهار سال در موسسه ای غیرانتفاعی به تحصیل در رشته تدوین پرداخت و در کلاس های بازیگری حمید سمندریان تعلیم دید.مهناز افشار در دبیرستانمهناز افشار در دبیرستان مهناز افشار خانواده اش ریشه مذهبی دارند، به همین دلیل هم در ابتدا مخالف بودند که دخترشان وارد بازیگری شود.مهناز افشار در کنار مادرشمهناز افشار و مادرش مهناز افشار در کنار برادرشبرادر مهناز افشاراو درباره سابقه جواهرسازی در خانواده اش می گوید:«برادر کوچکترم ۱۵-۱۴ سال است که در زمینه م اج کاری و جواهرسازی فعالیت دارد و من هم گاهی با او همکاری می کنم. فعالیتم هم به این شکل است که گاهی طراحی های جدیدی به او ارائه می دهم و او آنها را می سازد.»مهناز افشار در کنار برادرزاده اشبرادر زاده مهناز افشار
ازدواج مهناز افشارمهناز افشار با محمد امین رامین فرزند محمد علی رامین معاون مطبوعاتی “محمد حسینی” فرهنگ و ارشاد ی در دوره دوم ریاست جمهوری ازدواج کرده است.مهناز افشار و همسرشمهناز افشار و همسرش یاسین رامینمهناز افشار و یاسین رامین در ۴ داد ماه سال ۱۳۹۴ صاحب دختری به نام لیا شدند.ع مهناز افشار و دخترشمهناز افشار و دخترش لیاع مهناز افشار و دخترش ع مهناز افشار و دخترش کنار سفره هفت سینعلایق مهناز افشارتبریک تولد بهترین شادباشی است که تاکنون شنیده است و به معنای واقعی تولد را دوست دارد،خود را خیلی شکمو میداند و غذا خوردن را هم دوست دارد و می گوید:“به نظرم دست پختم عالی است چون به دلیل شکمو بودنم برای غذا پختن وقت می گذارم و طعم غذا هم برایم اهمیت فراوانی دارد”مهناز افشار و مسعود کیمیاییمهناز افشار در تولد مسعود کیمیایی غذاهای مورد علاقه اش لوبیا پلو و ماکارونی است و به خاطر همین علاقه این غذاها را خیلی خوب می پزد. در زندگی همه چیز را فقط از خدا میخواهد و بس،مدتی مزون لباس داشت اما به خاطر وقت گیر بودنش از این کار صرف نظر کرد.مهناز افشار در کنار دوستانش سر میز غذاع مهناز افشار در رستوراندر سینما به قسمت و اتفاقات ناشی از آن که برای آدمها رخ میدهند اعتقاد دارد و می گوید “من معتقدم که مسیرم مشخص شده است” در کودکی از کارهای سخت که هیجان زیادی داشت لذت میبرد و به همین دلیل هیچوقت دوست نداشت یا شود بلکه میخواست راننده کامیون باشد!مهناز افشار و گربه اشع مهناز افشار و گربه اش اگر قرار باشد برای معرفی دنیا به فضایی ها یک را انتخاب کند آن “اشکها و لبخندها” خواهد بود عاشق تزیینات منزل است و دوست دارد هر چند سال یکبار فضای جدیدی را برای خانه طراحی کند،همیشه وقتی های خودش را می بیند احساس می کند راضی نیست و انگار خودش را در ها دوست ندارد.مهناز افشار و دلفینشبازی مهناز افشار با دلفینش ”تعریفی که مهناز افشار از خودش دارد چنین است:آدمی با میلیون ها صفت خوب و بد ولی اگر حمل بر خودخواهی نباشد خونگرم است و به دوستانش تا جایی که در توانش باشد محبت میکند و توقع محبت ندارد .مهناز افشار و مرجانه گلچین مهناز افشار در جشن تولد مرجانه گلچیندنیای بازیگری مهناز افشار مهناز افشار بازیگری برایش از تلویزیون و با مجموعه تلویزیونی (عشق گمشده) در سال ۱۳۷۶ آغاز شد. با ( دوستان ) به کارگردانی علی حاتمی در سال ۱۳۷۷ به سینما راه یافت به اتفاق محمد رضا گ ار با حضور در های ( کما)، ( زهر عسل)، ( ۱۳ گربه روی شیروانی)، ( تله) ، ( آتش بس) و ( کلاغ پر) به نوعی میتوان گفت که یک زوج هنری تشکیل داده بودند.مهناز افشار و محمدرضا گ ارمهناز افشار و محمدرضا گ ار در آتش بس در تنها دوره برگزاری مراسم زرشک زرین سینمای ایران ” شور عشق” جایزه زرشک زرین را دریافت کرد. وی که در این بازیگر نقش اول بود اعتقاد دارد اختصاص یافتن زرشک زرین به “شور عشق” باعث شد که دیده شود.مهناز افشار و بهرام رادانمهناز افشار و بهرام رادان در شور عشقدر بیشتر نقشهایی که بازی کرده به ارائه کاراکتر یک دختر شوخ و اجتماعی و برون گرا می پردازد کاراکترهای خا تری را به نقشهای کاملا مثبت و کاملا منفی ترجیح میدهد و معتقد است خا تری بودن یک کاراکتر کمک میکند که تماشاگر تا انتهای برود و منتظر کشف جدیدی باشد،همیشه دوست داشت نقشهای متفاوت و عجیب غریب بازی کند و می گوید:“آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژ پشت نتردام را بازی کنم “همچنین بخوانید : تمامی مطالب مرتبط با مهناز افشارمهناز افشار در دعوتمهناز افشار در دعوتتا قبل از حضور در “دعوت” تجربه اسب سواری نداشت و برای ایفای نقشی که در این داشت قبل از هر کاری به سوار کاری رفت چندی پیش در گفتگویی از دو نامه داستانی خبر داد که آنها را برای دل خودش مقابل دوربین خواهد برد،با دیدن های خود همیشه فکر میکند که میتوانست بهتر بازی کند و این شاید از سخت گیری زیاد اوست .اسب سواری مهناز افشاراسب سواری مهناز افشاراز های “سالاد فصل” ، “آتش بس” و “دعوت” بعنوان های متفاوت و ارزشمند کارنامه هنری خود یاد میکند،تا قبل از بازی در “سالاد فصل” همیشه در های عامه پسند و در سینمای بدنه حضور داشت و بازی اش چندان دیده نمی شد و صرفا بخاطر چهره اش مطرح شده بود،مانی حقیقی وقتی بازی افشار را در سالاد فصل دید از او برای حضور در “کارگران مشغول کارند” دعوت کرد،از تهمینه میلانی یاد گرفته است که باید با کودک در درون به صلح رسید.مهناز افشار و محمدرضا شریفی نیامهناز افشار و محمدرضا شریفی نیا در سینمایی سالاد فصل در فاجعه کشتار مردم غزه به دست سربازان رژیم صهیونیستی ضمن ابراز همدردی با مردم ستمدیده فلسطین بخشی از دستمزد خود برای بازی در “پسر آدم ، دختر حوا” را به ک ن بی پناه غزه اختصاص داد.مهناز افشار و حامد کمیلیمهناز افشار و حامد کمیلی در پسر آدم ، دختر حوا مهناز افشار برای بازی در تهران تا بهشت ابوالفضل صفاری در بهمن ماه سال ۱۳۹۲ برای حضور در جشنواره روتردام به هلند سفر کرد. تهران تا بهشت پنجم بهمن ماه در جشنواره روتردام روی رفت و با استقبال تماشاگران، سالن نمایش آن کاملا پر شده بود.
مهناز افشار در جشنواره مهناز افشار در جشنواره روتردام هلند گریم متفاوت مهناز افشار یک داستان خانوادگی بهرام توکلی اقتباسی از نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس است. ع ی از مهناز افشار را با تست گریم این با طراحی گریم سعید ملکان برای بازی در نقش یک زن شصت ساله را در ادامه می بینید.گریم مهناز افشار در یک داستان خانوادگی شناسی مهناز افشارمهناز افشار در سینما۱۳۹۴ خانه ای در خیابان چهل یکم۱۳۹۵ نهنگ عنبر۲۱۳۹ معلم۱۳۹۲ دلم می خواد ۱۳۹۲ بیگانه ۱۳۹۲ متروپل ۱۳۹۱ کلاه قرمزی ۹۲ ۱۳۹۱ چه خوبه برگشتی ۱۳۹۱ از تهران تا بهشت ۱۳۹۰ هیچ کجا هیچ ۱۳۹۰ پل چوبی ۱۳۸۹ برف روی کاج ها ۱۳۸۹ یه عاشقانه ساده ۱۳۸۹ سعادت آباد ۱۳۸۹ قصه پریا ۱۳۸۸ طبقه سوم ۱۳۸۸ پسر آدم، دختر حوا ۱۳۸۸ خاطره۱۳۸۸ امشب شب مهتابه ۱۳۸۷ پوپک و مش ماشاالله۱۳۸۷ شیرین ۱۳۸۷ دعوت ۱۳۸۶ انعکاس۱۳۸۶ تسویه حساب ۱۳۸۶ کلاغ پر ۱۳۸۵ رئیس ۱۳۸۵ محاکمه۱۳۸۴ آتش بس ۱۳۸۴ آکواریوم ۱۳۸۴ تله ۱۳۸۴ چه ی را کشت ۱۳۸۴ کارگران مشغول کارند ۱۳۸۳ سالاد فصل ۱۳۸۲ سیزده گربه روی شیروانی ۱۳۸۲ کما ۱۳۸۱ دختری در قفس۱۳۸۱ زهر عسل۱۳۸۰ نگین ۱۳۷۹ خا تری ۱۳۷۹ شور عشق ۱۳۷۸ دوستان ۱۳۷۸ شیرهای جوانمهناز افشار در تلویزیون۱۳۹۳–۹۴عشق تعطیل نیست۱۳۹۲کلاه قرمزی ۹۲۱۳۷۷گم شدهمهناز افشار در تئاتر۱۳۹۵دکلره۱۳۹۳دور همی ن ش پیر۱۳۹۱بیست و یک بار مردن در سی روز۱۳۹۰آمدیم، نبودید، رفتیم۲۴آنلاین نیوز، نمناکانتهای متن/*
تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتشییع پیکر مرحوم قاسم افشارتصاویر تشییع پیکر مرحوم قاسم افشار-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.i_like_it+ 0i_dont_like_it- 0
به گزارش پایگاه 598به نقل از ایسنا، محمدرضا حیاتی، مازیار ناظمی، مرتضی حیدری، حسن عابدینی و فواد بابان که تجربه سال ها همکاری با زنده یاد قاسم افشار را داشتند، خاطراتشان را با این گوینده باسابقه روایت د. قاسم افشار با تمام وجود دعا خبر درگذشت قاسم افشار شایعه باشدمحمدرضا حیاتی با اشاره به درگذشت زنده یاد قاسم افشار (گوینده سابق خبر صداوسیما) اظهار کرد: آقای افشار برای من دوست و رفیق خیلی خوبی بود و من با شنیدن خبر درگذشت او با تمام وجود دعا کاش تمام این ها شایعه ای باشد که مانند همیشه در فضاهای مجازی علم می کنند اما متاسفانه با خبر شدم که یکی از همکارانم را برای همیشه از دست داده ام. او با بیان این که زنده یاد افشار خدمت گزار و تاثیرگذار در عرصه رسانه و صداوسیما بود، اظهار کرد: قاسم افشار در سال هایی که مشغول به کار بود با همه اعضای خبر و اعضای تحریریه رابطه خوب و صمیمانه ای داشت. زمانی که در هیات تحریریه بود ارتباط خیلی خوب و با همه داشت و هیچ موقع در طول این ایام طولانی که همکار ما بود هیچ کلام نامربوطی از او شنیده نشد. حیاتی درباره نحوه آشنایی خود با مرحوم افشار و شروع به کار در صداوسیما گفت: آقای افشار قبل از من در یک برنامه مذهبی جلوی دوربین می رفت و برنامه اجرا می کرد. در همان سال ها بود که با حضور او در بخش خبر آشنا شدم و کارمان در بخش خبر را به موازات هم شروع کردیم. در لحظاتی که ما با هم بودیم، افشار خیلی آدم شاد و بذله گویی بود و همه را با کلمات و زبان خود سر ذوق می آورد. او روحیه ای ب داشت که همین یکی از خصوصیات ویژه شخصیتش بود. این گوینده خبر با بیان این که این اوا با ارتباطات تلفنی و دیگر راه ها با ایشان در ارتباط بودم، تصریح کرد: از ابتدای بیماری آقای افشار به طور مرتب جویای احوالش بودم و وقتی از دوستان نزدیک پرس وجو می کردیم می گفتند که حالش خوب است. همین چند وقت پیش با تماس تلفنی که با افشار داشتم، گفتم که به زودی برای زیارت شما به مشهد می آیم که خیلی خوشحال شد و قرار شد که به زودی همدیگر را ببینیم که متاسفانه دیگر میسر نشد. وی با اشاره به خاطرات هشت سال دفاع مقدس و فضای کار در دوران جنگ تحمیلی، بیان کرد: عملیات که می شد ما در تحریریه حضور داشتیم و خبرهای مربوط به پیروزی ها و عملیات را می خو م و در این سال ها که در کنار آقای افشار در رادیو و تلویزیون کار می او با صدای رسا و گرمی که داشت بسیار تاثیرگذار بود.قاسم افشار که از سال های اول انقلاب، گویندگی در بخش های خبری رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت و در بحبوحه سال های دفاع مقدس با ص حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی های رزمندگان را به اطلاع هموطنان رسانده بود، بامداد امروز بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. قاسم افشار در گویندگی بی نظیر بودفواد بابان، گوینده پیش وت خبر نیز با خواندن بیت شعر «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما»، یادآور شد: درباره شخصیت بی بدیل خبر تلویزیون هرچقدر بگویم کم است به دلیل اینکه سی سال سر یک میز باهم بودیم. ایشان سال ۶۰ برای گویندگی امتحان دادند و وارد سازمان شدند.او درباره شخصیت قاسم افشار بیان کرد: قاسم افشار فردی برجسته، متدین، معتقد، با ایمان، پاک، خالص، ثابت قدم و خوش خلق بود . همچنین از جهت شخصیت حقوقی و کاری بی بدیل بود و از سال ۶۰ تا ۹۰ که گویندگی د و ما در زام رکاب ایشان بودیم ، یکبار هم غیبت نکرد . اگر می خواست یک یا دو روز مرخصی بگیرد از قبل زنگ می زد و به شوخی می گفت، شنیدم می خواهی به جای من بیایی و در ادامه می گفت به جای شما می آیم و شما هم به جای من بیا. ایشان بسیار بذله گو، رک و دوست داشتنی بود. این گوینده پیش وت خبر با اشاره به فعالیت خبری خود از سال ۱۳۵۲ ادامه داد: می توانم قسم بخورم که در گویندگان قبل انقلاب و بعد از انقلاب نظیر قاسم افشار را از جهت گویندگی ندیدم چون تن صدای بی نظیری داشت و کمترین تپق را در طول گویندگی خود می زد و این مساله بی نظیر است من کمتر ی را اینگونه دیدم.بابان اضافه کرد: ایشان همیشه دو ساعت قبل از پخش خبر می آمد زیرا گویندگان معمولا باید دوساعت قبل به استودیو بیایند. او در طول این سی سال بی نظمی در رفت و آمد به کار نداشت درحالی که ما بی نظمی داشتیم.او در پایان درباره کناره گیری قاسم افشار از تلویزیون، اظهار کرد: ایشان سی سالشان پر شده بود و خودشان هم مایل نبودند که به کار ادامه دهند. البته چشمشان به واسطه بیماری دیابت ضعیف شده بود. همیشه می گفتند دوست دارم در اوج از کار کناره بگیرم و تقریبا سال ۹۰ بود که از سازمان کناره گرفت.میان فعالان خبر تلویزیون ارتباط دوستانه ای وجود داردحسن عابدینی، مدیر خبرگزاری صداوسیما نیز ضمن عرض تسلیت برای درگذشت قاسم افشار (گوینده خبر) اظهار کرد: این واقعه نه فقط برای تلویزیون، بلکه برای حوزه رسانه ای کشور بسیار تاسف برانگیر است. درگذشت جناب آقای قاسم افشار که از گویندگان حرفه ای نسل نخست گویندگان صداوسیما بودند، برای همه همکارانی که با او کار د و مردمی که بیش از سه دهه با ایشان خاظره دارند، بسیار سخت است.او ادامه داد: آقای افشار فردی بسیار اخلاقی و به وقت کار بسیار جدی بودند که تلاش می د دانشی که دارند را به نیروهای جوان منتقل کنند. وظیفه شناسی آقای افشار به گونه بود که در این ۳۰ سالی که گویندگی خبر می د حتی یک بار به اندازه یک دقیقه هم تاخیر نداشتند. همچنین از نظر فن گویندگی جزو سرآمدان گویندگی بودند و همواره تلاش می د تا به نیروهای جوان و تازه کار کمک کنند و تجربیاتشان را در اختیار آنها بگذارند. امیدوارم خدواند ایشان را رحمت کند و به خانواده شان صبر بدهد و در نهایت به همه انی که با صدا و تصویر او در سال های جنگ و بعد از انقلاب خاطره دارند، تسلیت می گویم.مدیر خبرگزاری صداوسیما همچنین در پاسخ به این پرسش که "آیا در ۱۰ سالی که زنده یاد قاسم افشار در تلویزیون حضور نداشت، از او خبر داشتید؟"، گفت: گاهی در این مدت دوستان صداوسیما با او ارتباط داشتند و ارتباط دوستانه ای وجود داشت. میان دوستانی که خبر تلویزیون را برعهده دارند، ارتباط دوستانه ای وجود دارد که به مرور به ارتباطی عمیق و صمیمی تبدیل می شود. بنابراین این ارتباط نه تنها با آقای افشار بلکه با سایر دوستانی که از این حرفه بازنشسته شده اند نیز وجود داشته و همواره نیز وجود دارد.عابدینی همچنین درباره زمان و مکان تشییع پیکر زنده یاد قسام افشار، بیان کرد: ما از زمانی که خبر فوت آقای قاسم افشار را شنیدیم، یک تیم خبری را به منزل ایشان فرستادیم. طبیعتا و قطعا خانواده آن مرحوم در این باره تصمیم می گیرند که به محض اطلاع رسانی، زمان و مکان دقیق را اعلام می کنیم تا تمام افرادی که با ایشان خاطره دارند در این مراسم حضور پیدا کنند. باید حرمت قاسم افشار بیشتر نگه داشته می شدهمچنین مازیار ناظمی، گوینده خبر در سخنانی اظهار کرد: حدود دو ماه پیش با ی ری از دوستان قدیمی خبر به موسسه خیریه (بنت الهدی) ایشان که برای درگذشت دختر کوچک خود ایجاد کرده است، رفتیم و ایشان را دیدیم. ایشان گفت به من سر بزنید و حالم را بپرسید به دلیل اینکه روزگار خیلی طولانی نیست. فقدان او غم انگیز است، قاسم افشار مرد بزرگی بود که روحیه بزرگی داشت. صدا، ابهت و اجرای او برای کشور و نظام ذخیره بود و از ایشان آموختیم و بسیاری مانند من افتخار می کنند که شاگرد قاسم افشار بودند. جای او خالی است و باید تا دور هم هستیم قدر هم را بدانیم و به هم احترام بگذاریم.او با اشاره به آشنایی خود با قاسم افشار بیان کرد: قاسم افشار یک شخصیت دوست داشتنی بود و صدای او بی نظیر و ماندگار است. این عبارت که تنها صداست که می ماند، برازنده قاسم افشار است. در رویای من بود که با آقای حیاتی و فواد بابان همکار شوم. سال ۷۹ روز اولی بود که آقای افشار را دیدم؛ در خبر ۱۹ شبکه یک بخش ورزشی را اجرا می . خود را معرفی و گفتم نیروی جدید اخبار ورزشی هستم و ایشان هم با دقت به حرف من گوش می داد. در نهایت گفت خوشحالم که همکار ما شدی. ایشان در آن دوره به من اصول خبر را می گفت و برای من جالب بود که فردی چنین نگاه محبت آمیزی به جوانی دارد که از شهرستان آمده است و رفتارش سخاوتمند بود.این گوینده خبر تلویزیون ادامه داد: او فردی فوتبالی بود و اطلاعاتش در این راستا کامل بود و درباره فوتبال سر به سر هم می گذاشتیم و با من شوخی می کرد. آهنگ صدای ایشان، طمانینه، حضور و اجرای ایشان به ما انگیزه می داد و همیشه پشت ما بود. حضور او در تحریریه، حرف زدن و نگاهش برای بچه هایی مانند ما که تازه داشتیم در خبر مطرح می شدیم و کار یاد می گرفتیم، واقعا ارزشمند بود.ناظمی درباره کناره گیری قاسم افشار از تلویزیون اظهار کرد: ما سرمایه های سازمان و بخش خبر را باید بهتر از این حفظ می کردیم و من دقیق نمی دانم چه اتفاقی افتاد که از کار خبر تلویزیون کنار رفتند اما فکر می کنم باید حرمت ایشان بهتر نگه داشته می شد. در آن دوره موضوعی پیش آمد و گفتند گویندگانی که بازنشسته هستند، در شیفت قرار نگیرند؛ البته این موضوع با حال و هوای انتخابات سال ۸۸ تقارن پیدا کرد اما به نظرم موضوع کناره گیری ایشان بیشتر کم حرمتی به او بود. قاسم افشار فردی ارزشمند بود و فردی نبود که بخواهی هر جا از او استفاده کنی. بعد از آن هم برنگشت و هیچ برنامه ای را نپذیرفت. گاهی با او ارتباط تلفنی داشتیم.او در پایان گفت: قاسم افشار بیماری دیابت هم داشت و با آن درگیر بود. فضای مجازی در این مدت نامهربان بود و شایعاتی درباره سلامتی ایشان منتشر می د. قاسم افشار هیچگاه از کار خیر فروگذار ن رتضی حیدری ـ مجری و گوینده خبر ضمن عرض تسلیت برای درگذشت قاسم افشار (گوینده خبر) گفت: آقای افشار یک تمام عیار بود. نه اینکه بخواهم الان که او را از دست داده ایم بگویم، بلکه همیشه هم به خودشان و هم در جمع همکاران گفته ام که او بسیار در کارش جدی و و در آداب و معا انسانی بسیار شریف و بی ریا بود. او ادامه داد: آقای افشار در تمام عمر و به ویژه در این ۱۰ سالی که از کار خبر دور بودند، کار خیر می د و به افراد محروم و نیازمند رسیدگی می د. در واقع او هم در کار حرفه ای خود و انسانی تمام عیار بود و هم در منش و رفتار خود. امیدوارم خداوند او را رحمت کند.حیدری یادآور شد: زنده یاد افشار با وجود اینکه در سال های اخیر با بیماری دست و پنجه نرم می د، اما هیچ گاه از کار خیر فروگذاری ن د.
محمدرضا حیاتی، مازیار ناظمی، مرتضی حیدری، حسن عابدینی و فواد بابان که تجربه سال ها همکاری با زنده یاد قاسم افشار را داشتند، در گفت وگوهایی مجزا با ایسنا خاطراتشان را با این گوینده باسابقه روایت د.با تمام وجود دعا خبر درگذشت قاسم افشار شایعه باشدمحمدرضا حیاتی با اشاره به درگذشت زنده یاد قاسم افشار (گوینده سابق خبر صداوسیما) اظهار کرد: آقای افشار برای من دوست و رفیق خیلی خوبی بود و من با شنیدن خبر درگذشت او با تمام وجود دعا کاش تمام این ها شایعه ای باشد که مانند همیشه در فضاهای مجازی علم می کنند اما متاسفانه با خبر شدم که یکی از همکارانم را برای همیشه از دست داده ام.او با بیان این که زنده یاد افشار خدمت گزار و تاثیرگذار در عرصه رسانه و صداوسیما بود، اظهار کرد: قاسم افشار در سال هایی که مشغول به کار بود با همه اعضای خبر و اعضای تحریریه رابطه خوب و صمیمانه ای داشت. زمانی که در هیات تحریریه بود ارتباط خیلی خوب و با همه داشت و هیچ موقع در طول این ایام طولانی که همکار ما بود هیچ کلام نامربوطی از او شنیده نشد.حیاتی درباره نحوه آشنایی خود با مرحوم افشار و شروع به کار در صداوسیما گفت: آقای افشار قبل از من در یک برنامه مذهبی جلوی دوربین می رفت و برنامه اجرا می کرد. در همان سال ها بود که با حضور او در بخش خبر آشنا شدم و کارمان در بخش خبر را به موازات هم شروع کردیم. در لحظاتی که ما با هم بودیم، افشار خیلی آدم شاد و بذله گویی بود و همه را با کلمات و زبان خود سر ذوق می آورد. او روحیه ای ب داشت که همین یکی از خصوصیات ویژه شخصیتش بود.این گوینده خبر با بیان این که این اوا با ارتباطات تلفنی و دیگر راه ها با ایشان در ارتباط بودم، تصریح کرد: از ابتدای بیماری آقای افشار به طور مرتب جویای احوالش بودم و وقتی از دوستان نزدیک پرس وجو می کردیم می گفتند که حالش خوب است. همین چند وقت پیش با تماس تلفنی که با افشار داشتم، گفتم که به زودی برای زیارت شما به مشهد می آیم که خیلی خوشحال شد و قرار شد که به زودی همدیگر را ببینیم که متاسفانه دیگر میسر نشد.وی با اشاره به خاطرات هشت سال دفاع مقدس و فضای کار در دوران جنگ تحمیلی، بیان کرد: عملیات که می شد ما در تحریریه حضور داشتیم و خبرهای مربوط به پیروزی ها و عملیات را می خو م و در این سال ها که در کنار آقای افشار در رادیو و تلویزیون کار می او با صدای رسا و گرمی که داشت بسیار تاثیرگذار بود.به گزارش ایسنا، قاسم افشار که از سال های اول انقلاب، گویندگی در بخش های خبری رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت و در بحبوحه سال های دفاع مقدس با ص حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی های رزمندگان را به اطلاع هموطنان رسانده بود، بامداد امروز بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.قاسم افشار در گویندگی بی نظیر بودفواد بابان، گوینده پیش وت خبر نیز با خواندن بیت شعر «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما»، یادآور شد: درباره شخصیت بی بدیل خبر تلویزیون هرچقدر بگویم کم است به دلیل اینکه سی سال سر یک میز باهم بودیم. ایشان سال ۶۰ برای گویندگی امتحان دادند و وارد سازمان شدند.او درباره شخصیت قاسم افشار بیان کرد: قاسم افشار فردی برجسته، متدین، معتقد، با ایمان، پاک، خالص، ثابت قدم و خوش خلق بود . همچنین از جهت شخصیت حقوقی و کاری بی بدیل بود و از سال ۶۰ تا ۹۰ که گویندگی د و ما در زام رکاب ایشان بودیم ، یکبار هم غیبت نکرد . اگر می خواست یک یا دو روز مرخصی بگیرد از قبل زنگ می زد و به شوخی می گفت، شنیدم می خواهی به جای من بیایی و در ادامه می گفت به جای شما می آیم و شما هم به جای من بیا. ایشان بسیار بذله گو، رک و دوست داشتنی بود.این گوینده پیش وت خبر با اشاره به فعالیت خبری خود از سال ۱۳۵۲ ادامه داد: می توانم قسم بخورم که در گویندگان قبل انقلاب و بعد از انقلاب نظیر قاسم افشار را از جهت گویندگی ندیدم چون تن صدای بی نظیری داشت و کمترین تپق را در طول گویندگی خود می زد و این مساله بی نظیر است من کمتر ی را اینگونه دیدم.بابان اضافه کرد: ایشان همیشه دو ساعت قبل از پخش خبر می آمد زیرا گویندگان معمولا باید دوساعت قبل به استودیو بیایند. او در طول این سی سال بی نظمی در رفت و آمد به کار نداشت درحالی که ما بی نظمی داشتیم.او در پایان درباره کناره گیری قاسم افشار از تلویزیون، اظهار کرد: ایشان سی سالشان پر شده بود و خودشان هم مایل نبودند که به کار ادامه دهند. البته چشمشان به واسطه بیماری دیابت ضعیف شده بود. همیشه می گفتند دوست دارم در اوج از کار کناره بگیرم و تقریبا سال ۹۰ بود که از سازمان کناره گرفت.میان فعالان خبر تلویزیون ارتباط دوستانه ای وجود داردحسن عابدینی، مدیر خبرگزاری صداوسیما نیز ضمن عرض تسلیت برای درگذشت قاسم افشار (گوینده خبر) اظهار کرد: این واقعه نه فقط برای تلویزیون، بلکه برای حوزه رسانه ای کشور بسیار تاسف برانگیر است. درگذشت جناب آقای قاسم افشار که از گویندگان حرفه ای نسل نخست گویندگان صداوسیما بودند، برای همه همکارانی که با او کار د و مردمی که بیش از سه دهه با ایشان خاظره دارند، بسیار سخت است.او ادامه داد: آقای افشار فردی بسیار اخلاقی و به وقت کار بسیار جدی بودند که تلاش می د دانشی که دارند را به نیروهای جوان منتقل کنند. وظیفه شناسی آقای افشار به گونه بود که در این ۳۰ سالی که گویندگی خبر می د حتی یک بار به اندازه یک دقیقه هم تاخیر نداشتند. همچنین از نظر فن گویندگی جزو سرآمدان گویندگی بودند و همواره تلاش می د تا به نیروهای جوان و تازه کار کمک کنند و تجربیاتشان را در اختیار آنها بگذارند. امیدوارم خدواند ایشان را رحمت کند و به خانواده شان صبر بدهد و در نهایت به همه انی که با صدا و تصویر او در سال های جنگ و بعد از انقلاب خاطره دارند، تسلیت می گویم.مدیر خبرگزاری صداوسیما همچنین در پاسخ به این پرسش که "آیا در ۱۰ سالی که زنده یاد قاسم افشار در تلویزیون حضور نداشت، از او خبر داشتید؟"، گفت: گاهی در این مدت دوستان صداوسیما با او ارتباط داشتند و ارتباط دوستانه ای وجود داشت. میان دوستانی که خبر تلویزیون را برعهده دارند، ارتباط دوستانه ای وجود دارد که به مرور به ارتباطی عمیق و صمیمی تبدیل می شود. بنابراین این ارتباط نه تنها با آقای افشار بلکه با سایر دوستانی که از این حرفه بازنشسته شده اند نیز وجود داشته و همواره نیز وجود دارد.عابدینی همچنین درباره زمان و مکان تشییع پیکر زنده یاد قسام افشار، بیان کرد: ما از زمانی که خبر فوت آقای قاسم افشار را شنیدیم، یک تیم خبری را به منزل ایشان فرستادیم. طبیعتا و قطعا خانواده آن مرحوم در این باره تصمیم می گیرند که به محض اطلاع رسانی، زمان و مکان دقیق را اعلام می کنیم تا تمام افرادی که با ایشان خاطره دارند در این مراسم حضور پیدا کنند.باید حرمت قاسم افشار بیشتر نگه داشته می شدهمچنین مازیار ناظمی، گوینده خبر در سخنانی اظهار کرد: حدود دو ماه پیش با ی ری از دوستان قدیمی خبر به موسسه خیریه (بنت الهدی) ایشان که برای درگذشت دختر کوچک خود ایجاد کرده است، رفتیم و ایشان را دیدیم. ایشان گفت به من سر بزنید و حالم را بپرسید به دلیل اینکه روزگار خیلی طولانی نیست. فقدان او غم انگیز است، قاسم افشار مرد بزرگی بود که روحیه بزرگی داشت. صدا، ابهت و اجرای او برای کشور و نظام ذخیره بود و از ایشان آموختیم و بسیاری مانند من افتخار می کنند که شاگرد قاسم افشار بودند. جای او خالی است و باید تا دور هم هستیم قدر هم را بدانیم و به هم احترام بگذاریم.او با اشاره به آشنایی خود با قاسم افشار بیان کرد: قاسم افشار یک شخصیت دوست داشتنی بود و صدای او بی نظیر و ماندگار است. این عبارت که تنها صداست که می ماند، برازنده قاسم افشار است. در رویای من بود که با آقای حیاتی و فواد بابان همکار شوم. سال ۷۹ روز اولی بود که آقای افشار را دیدم؛ در خبر ۱۹ شبکه یک بخش ورزشی را اجرا می . خود را معرفی و گفتم نیروی جدید اخبار ورزشی هستم و ایشان هم با دقت به حرف من گوش می داد. در نهایت گفت خوشحالم که همکار ما شدی. ایشان در آن دوره به من اصول خبر را می گفت و برای من جالب بود که فردی چنین نگاه محبت آمیزی به جوانی دارد که از شهرستان آمده است و رفتارش سخاوتمند بود.این گوینده خبر تلویزیون ادامه داد: او فردی فوتبالی بود و اطلاعاتش در این راستا کامل بود و درباره فوتبال سر به سر هم می گذاشتیم و با من شوخی می کرد. آهنگ صدای ایشان، طمأنینه، حضور و اجرای ایشان به ما انگیزه می داد و همیشه پشت ما بود. حضور او در تحریریه، حرف زدن و نگاهش برای بچه هایی مانند ما که تازه داشتیم در خبر مطرح می شدیم و کار یاد می گرفتیم، واقعا ارزشمند بود.ناظمی درباره کناره گیری قاسم افشار از تلویزیون اظهار کرد: ما سرمایه های سازمان و بخش خبر را باید بهتر از این حفظ می کردیم و من دقیق نمی دانم چه اتفاقی افتاد که از کار خبر تلویزیون کنار رفتند اما فکر می کنم باید حرمت ایشان بهتر نگه داشته می شد. در آن دوره موضوعی پیش آمد و گفتند گویندگانی که بازنشسته هستند، در شیفت قرار نگیرند؛ البته این موضوع با حال و هوای انتخابات سال ۸۸ تقارن پیدا کرد اما به نظرم موضوع کناره گیری ایشان بیشتر کم حرمتی به او بود. قاسم افشار فردی ارزشمند بود و فردی نبود که بخواهی هر جا از او استفاده کنی. بعد از آن هم برنگشت و هیچ برنامه ای را نپذیرفت. گاهی با او ارتباط تلفنی داشتیم.او در پایان گفت: قاسم افشار بیماری دیابت هم داشت و با آن درگیر بود. فضای مجازی در این مدت نامهربان بود و شایعاتی درباره سلامتی ایشان منتشر می د.قاسم افشار هیچگاه از کار خیر فروگذار ن رتضی حیدری ـ مجری و گوینده خبر ـ در گفت وگو با ایسنا ضمن عرض تسلیت برای درگذشت قاسم افشار (گوینده خبر) گفت: آقای افشار یک تمام عیار بود. نه اینکه بخواهم الان که او را از دست داده ایم بگویم، بلکه همیشه هم به خودشان و هم در جمع همکاران گفته ام که او بسیار در کارش جدی و و در آداب و معا انسانی بسیار شریف و بی ریا بود.او ادامه داد: آقای افشار در تمام عمر و به ویژه در این ۱۰ سالی که از کار خبر دور بودند، کار خیر می د و به افراد محروم و نیازمند رسیدگی می د. در واقع او هم در کار حرفه ای خود و انسانی تمام عیار بود و هم در منش و رفتار خود. امیدوارم خداوند او را رحمت کند.حیدری یادآور شد: زنده یاد افشار با وجود اینکه در سال های اخیر با بیماری دست و پنجه نرم می د، اما هیچ گاه از کار خیر فروگذاری ن د.
به گزارش لی ، مراسم بزرگداشت ایرج افشار در هشتمین سالگرد وفات وی روز شنبه ۱۹ اسفندماه در مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی تهران با حضور جمعی از اساتید کتابداری، و اهالی فرهنگ و ادب برگزار شد. در این بزرگداشت کتاب های «کتابشناسی موضوعی_تاریخی از چاپکرده ها و نوشته های ایرج افشار؛ منتشر شده در سال های ۱۳۹۵-۱۳۲۳» تحقیق و تالیف میلاد عظیمی و «اسناد تاریخ تهران، موجود در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد » گردآوری اصیلی که به کوشش موسسه خانه کتاب منتشر شده بود، رونمایی شدند.کتابخانه ها نیاز به یک تحول دارند اولین سخنران این مراسم رسول جعفریان، رئیس مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی تهران بود. وی به فعالیت های ایرج افشار در این کتابخانه اشاره کرد و گفت: افشار ۱۴ سال بین سال های ۱۳۴۳ – ۱۳۵۷ ریاست کتابخانه مرکزی را بر عهده داشت. مهم ترین تحول این کتابخانه ساختمان مرکزی است. امروز با گذشت چند دهه ما احساس کهنگی در آن نمی کنیم.وی ادامه داد: مرحوم مشکات اولین بار نسخ خطی را اهدا کرد و هسته اصلی کتابخانه مرکزی در سال هایی که افشار رئیس آن بود تاسیس شد. این کتابخانه یکی از بهترین مجموعه ها را دارد ولی متاسفانه به این کتابخانه کمتر توجه شده است که امیدواریم این روند تغییر کند.جعفریان درباره وضعیت کتابداری در ایران گفت: در ایران کتابخانه کم نداریم ولی در مدیریت آنها بینش بسته موجب مشکلاتی شده است. ما مجموعه های ارزشمندی داریم که بسیاری فهرست نشده و باید برای آنها تلاش کنیم. ما قصد کشورگشایی نداریم ولی می خواهیم سهم خودمان از فرهنگ دنیا را داشته باشیم. ایرج افشار در مدیریت نیز تجربه درخشان داشت. رئیس مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی تهران به نیاز تحول الکترونیکی در کتابداری ایران اشاره کرد و گفت: یک تحول الکترونیکی باید رخ دهد. متاسفانه در کشور ما هیچ سازمانی به صورت متمرکز برای کتابخانه ها کار نمی کند. ما نیاز به یک تحول داریم که در آن اساتید کتابدرای و علوم اجتماعی نقش داشته باشند. وی در پایان گفت: عمده سرمایه ما در کتابخانه ها میراثی است که نگهداری می شود. کتابخانه مرکزی تهران می تواند با توجه به موقعیتی که دارد برنامه ای ویژه داشته باشد که توسط دیگر کتابخانه های ها پیروی شود. هر ساله تهران برای ید اطلاعات اینترینتی بسیار هزینه می کند ولی در حوزه کتابخانه این هزنیه کمتر است و های خارجی نیز به اطلاعات کتابخانه ما دسترسی ندارند. ایرج افشار یک ایراندوست به تمام معنا بود در ادامه این جلسه مصطفی محقق داماد، رئیس موقوفات افشار به ایراد سخن پرداخت. وی از ابعاد گوناگون زندگی و فعالیت ایرج افشار گفت. محقق داماد عنوان کرد: افشار هنگامه ای از خود به جا گذاشته است که ابعاد گوناگونی دارد و انسان با دیدن آن انگشت به دهان می ماند. اگر قرار باشد افشار را با ی در ایران مقایسه کنیم، می بایست او را با محمدبن اسحاق بن ندیم مقایسه کنیم که کتاب الفهرست را به نگارش درآورد. در این کتاب اسحاق بن ندیم تمام کتاب های زمان خود را فهرست کرد و خلاصه ای از آنها را نیز نوشت.وی افزود: این کتابدار سنتی همچنین یک تقسیم بندی از علوم زمان خود را ارائه کرده است. همچنین کتابداران سنتی بزرگ دیگری هستند که می توان کارهای افشار را در امتداد کارهای ایشان دید مانند شیخ آقا بزرگ تهرانی که در زمانی که امکانات و تکنولوژی نبود فهرست نویسی و نسخه برداری می کرد. محقق داماد خاطره ای از دیدارش از کتابخانه وین نقل کرد که تمام کتابداران آن کتابخانه اذعان داشتند که افشار را می شناسند و او با نسخ خطی این کتابخانه مانوس است. وی سپس به بعد ایرانشاسی ایرج افشار اشاره کرد و گفت: تعریف دقیقی از علم ایرانشاسی اراده نشده است. این علم به فرهنگ و تاریخ ایران باستان تا به امروز می پردزاد و ظاهرا دانش آن را اولین بار غربی ها به وجود آوردند. اولین بار سفیر ونیز در تخت جمشید که آن زمان چهل منار نام داشت به تحقیق و مطالعه پرداخت و در طی سال ها شخصیت های بزرگی مانند ادوارد بروان و ریچارد فرای که از معاصران ایرانشناسی هستند در این رشته فعالیت کرده اند. وی اضافه کرد: ولی هم اکنون این علم بومی شده است. ایرج افشار نیز از ایرانشناسان مهم دوره معاصر است که عاشق این خاک و بوم بود. او یک ایراندوست به تمام معنا بود و سفرهای زیادی به جای جای ایران انجام داد و سفرنامه ها نوشت. در متن وقفنامه پدرش بخش خاصی به ایرانشناسی تعلق دارد که من مطمئن هستم با مشاوره ایرج افشار اعمال شده است. ایرج افشار با کتابداری نوین جهان همراه شد در بخش دیگر این برنامه قدرت الله روشنی زعفرانلو، یکی از همکاران ایرج افشار در کتابخانه مرکزی تهران از شکل گیری این کتابخانه و دوران فعالیت خود صحبت کرد. همچنین نورالله مرادی، کتابداری به بعد کتابداری فعالیت های ایرج افشار پرداخت و گفت: ایرج افشار آنقدر در رشته های مختلف تخصص و اشراف داشت که از قالب یک فرد درآمده و مانند یک موسسه می نمود. من به عنوان یک کتابدار به وجه کتابداری او می پردازم. افشار پدر کتابداری نوین ایران بود.وی ادامه داد: کتابداری ستنی در کشور ما سابقه طولانی نزدیک به هزار سال دارد. نمونه آن کتابخانه آستان قدس رضوی است که در منطقه مثال زدنی است. میراث عظیم نسخ خطی یادگار کتابداری سنتی است. سرآغاز کتابداری نوین در دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی و بعد از آشنایی اولیه با غرب است. در این زمان عده ای از کتابداران ایرانی به خارج رفتند تا این علم را فرابگیرند که یکی از آنها ایرج افشار بود. مرادی افزود: دهه ۴۰ برای کتابداری ایران بسیار با ارزش است. جهشی در کتابداری ایران در این دهه اتفاق افتاد. یکی از اتفاقات مهم تاسیس انجمن کتابداری بود. افشار در دوره ای در امور انجمن نیز نقش مهمی داشت. در آن زمان کتابداران سنتی و نوین مخالفت داشتند. تنها افشار از میان کتابداران سنتی بود که از کتابداری نوین حمایت کرد زیرا تغییر را احساس کرد و با آن همراه شد. این کتابداری همچنین به دوران مدیریت کوتاه مدت افشار در کتابخانه ملی نیز اشاره کرد و گفت: افشار تنها هفت ماه مدیریت کتابخانه ملی را بر عهده داشت ولی امروز هر کار مهمی که در کتابخانه ملی صورت می گیرد ما به ایرج افشار می رسیم. در سال ۱۳۲۸ کتابخانه مرکزی تهران به همت افشار و با وقف مجموعه مشکات و همکاری دیگر اساتید تاسیس شد. امروز اگر به خشت خشت این کتابخانه نگاه کنیم، نام ایرج افشار به چشم می خورد. وی در پایان به کتابشناسی ایرج افشار و کت که در این روز رونمایی شد اشاره کرد: افشار در آن زمان کتابشناسی هایی را منتشر کرد که کاملا علمی بودند. افشار همچنین کتابشناسی کتابشناسی منتشر کرد، به این معنا که کتابشناسی های موضوعی مختلف را در کتابشناسی خود معرفی می کرد.حتی اظهار نظرهای یک کلمه ای افشار نیز در این کتاب فهرست شده اند اصیلی، کتابداری، و گردآورنده کتاب «اسناد تاریخ تهران، موجود در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد » دیگر سخنران این بزرگداشت بود. اصیلی به فعالیت های افشار در کتابخانه مرکزی تهران اشاره کرد و گفت: افشار در صدد تربیت و اصلاح دانشجویان کتابداری بود به همین منظور مجلات و نشریات کتابداری را بنا نهاد تا دانشجویان به منابع مرتبط دسترسی داشته باشند. نشریه انجمن کتابداران یکی از این مجلات بود.وی اظهار داشت: همچنین افشار بین سال های ۱۳۴۵ – ۱۳۴۷، حدود ۴۰۰ واژه کتابداری را از زبان های دیگر به فارسی برگرداند. در فهرست نویسی و طبقه بندی کتاب ها نیز آن را با روش های نوین سازی کرد. وی در دوران بازنشستگی نیز نزدیک به ۲۰۰۰ نسخ خطی را به کتابخانه اضافه کرد. اگر امروز این کتابخانه ارزشمند است و بیش از یک میلیون نسخه دارد به دلیل ایده ها و فعالیت های ایرج افشار است. آ ین سخنران این جلسه، میلاد عظیمی، مولف کتاب های «کتابشناسی موضوعی_تاریخی از چاپکرده ها و نوشته های ایرج افشار؛ منتشر شده در سال های ۱۳۹۵-۱۳۲۳» بود. وی درباره روش تحقیق و مباحث کتاب توضیح داد. عظیمی گفت: در نگارش و فهرست نویسی این کتاب از تمام منابع موجود که سخنی یا مقاله ای از ایرج افشار در آنها به انتشار رسیده، استفاده شده است. در این کتاب ها از تمام نشریات، رو مه ها، خبرگزاری ها، کانال های تلگرامی، وبسایت ها، وبلاگ ها کتاب ها و ... استفاده شده است که تمام نام ها در منابع کتاب ذکر شده اند.وی یکی از دلایل چاپ این کتاب را ارائه منبعی نه تنها برای کتابداران یا ایرانشناسان بلکه برای ایرج افشار پژوهان عنوان کرد و گفت: فهرست همه نوشته ها و چاپ کرده های افشار با این رویکرد که ما خوب و بد کار را در نظر نگیریم صورت گرفته است. این روش را خود افشار به من آموخت. حتی یک کلمه یا یک جمله اظهار نظر افشار نیز در این کتاب فهرست شده است. عظیمی اضافه کرد: در این کتاب سیر تاریخی در نظر گرفته شده است تا خواننده با سیر تغییر و تحولات زندگی و کار ایرج افشار آشنا شود و ببیند که به طور مثال در سال های حساس -اجتماعی ایران، افشار مشغول به چه کاری بود و آیا تغییری در روند کارهای فرهنگی او صورت گرفت یای خیر. همچنین در فهرست موضوعی تمامی مطالبی که با عناوین و موضوعات دیگری به چاپ رسیده بودند نیز مطالعه و است اج شده است. او این کتاب را ادای دین خود به ایرج افشار نامید و اظهار داشت: افشار نه یک فرد بلکه یک منش فرهنگی و یک مسلک زیستن بود و این کتاب مروری است بر یک عمر کار و فعالیت او. هر چه از دستم بر می آمد انجام دادم تا خدمات وی را روشن کنم. در بخش پایانی این مراسم از کتاب های ذکر شده رونمایی شد و همچنین از اهدا کنندگان مجموعه به کتابخانه نیز تقدیر به عمل آمد.برای شنیدن فایل صوتی کامل این برنامه می توانید به رادیو رویداد فرهنگی مراجعه کنید.
آرزو افشاربیوگرافی کامل آرزو افشار“آرزو افشار” بازیگر زن ایرانی متولد ۲۹ مرداد ۱۳۵۷ در تهران می باشد.تحصیلات وی لیسانس بازیگری و فوق لیسانس کارگردانی از دانشکده هنر و معماری مدرس می باشد …آرزو افشار کار در های سینمایی کمکم کن، همکلاس، ماه وش، رسوایی در کارنامه خود دارد.وی همچنین در سریالهای شب زدگان، آژانس دوستی، روزهای به یاد ماندنی، جاده های انتظار,آوای باران حضور داشته است.همچنین نیز در تله های شب گمشده، دست راست، سرشاخ، دنیایی بهتر به ایفای نقش پرداخته است.آرزو افشارچه شد که بازیگر شدم
من تک فرزند خانواده هستم، در دوره کودکی و نوجوانی بسیار پرتحرک بودم و مادرم مرا برای آموزش بسیاری از فنون مثل خیاطی، گلدوزی، ژیمناستیک، نقاشی و… به کلاس های مختلف فرستاد و از آنجا که حس شاگر اولی در من تقویت شده بود، سعی در تمام کلاس ها جزو بهترین ها باشم، اما دغدغه ام بیشتر ورزش فوتبال بود. آرزو داشتم روزی جراح قلب بشوم و اگر می شد به گذشته برگردم، حتماً پزشکی می خواندم و جراح قلب می شدم.آرزو افشارالبته خیلی ها می گویند امروز هم اگر بخواهم، هنوز دیر نشده و می توانم در کنکور پزشکی شرکت کنم و حتی می گویند خیلی عالی است که یک بازیگر جراح قلب داشته باشیم. اما الان دیگر آن آرزو کمرنگ شده، اما در عوض همین امسال قصد ادامه تحصیل در مقطع ای کارگردانی را دارم. در مورد اینکه چرا به رشته بازیگری علاقمند شدم باید بگویم در آن سال ها کمند سلیمانی که در شیفت بعدازظهر مدرسه ما درس می خواند، در سینمایی «ترنج» بازی کرده بود که خیلی هم گل کرد و به واسطه توجه ویژه ای که دانش آموزان، مسئولان مدرسه و مردم نسبت به او نشان می دادند، من هم علاقند شدم تا راه او را دنبال کنم به همین دلیل بعد از پایان دوره دبیرستان تصمیم گرفتم تحصیلاتم در رشته بازیگری را دنبال کنم که خوشبختانه شرایط ادامه تحصیلم فراهمه شد و ضمن تحصیل در در چند آموزشگاه معتبر هم که زیر نظر اساتید خوب بازیگری اداره می شد با الفبای بازیگری و کارگردانی آشنا شدم.آرزو افشاربازیگران مورد علاقه من در سال های نوجوانی زنده یاد خسرو شکیبایی، امین تارخ و فریماه فرجامی بودند و هنوز هم معتقدم فرجامی یکی از بهترین بازیگران زن سینمای کشور بود. معیار من در انتخاب نقش، قصه خوب با کارگردانی موفق است که اثری موفق را به ثبت می رساند و بیشتر مایلم در کارهای خوب کارگردانان کار بلد ژانرهایی را که تاکنون تجربه نکرده ام، تجربه کنم. خدا را شکر از موقعیت فعلی خودم راضی هستم چون راهم را جهت دار دنبال کرده ام.آرزو افشارآرزو افشارآرزو افشارآرزو افشارآرزو افشارآرزو افشار
مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازمراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه ساز-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.موافقم+ 1مخالفم- 0
منبع: http://www.mehrnews.com/p o/4036728/مراسم-تشییع-پیکر-مرحوم-حبیب-الله-کاسه-ساز
گروه ادب ــ در مراسم نکوداشت مرحوم ایرج افشار که عصر امروز 19 اسفندماه با حضور چهره های برجسته فرهنگی و ادبی کشور در تهران برگزار شد؛ ابعاد گوناگون شخصیت علمی وی تحلیل شد.به گزارش خبرنگار ایکنا؛ آئین نکوداشت مرحوم ایرج افشار عصر امروز 19 اسفندماه با حضور محمود نیلی، رئیس تهران، سیدمحمدکاظم بجنوردی رئیس دایرةالمعارف بزرگ ی، نیکنام حسین پور، س رست خانه کتاب، حجت ال محمود دعایی، مدیرعامل مؤسسه اطلاعات، اساتید ها به ویژه محمدرضا شفیعی کدکنی، اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه میراث مکتوب و قدرت الله روشنی زعفران لو، یار دیرین افشار در کتابخانه مرکزی تهران برگزار شد.
حجت ال والمسلمین رسول جعفریان، رئیس کتابخانه مرکزی تهران در این آئین گفت: افشار از سال 1343 تا 1357 ریاست کتابخانه مرکزی تهران را برعهده داشت و مهمترین تحول در آن دوره، همین ساختمانی است که امروز به عنوان کتابخانه مرکزی تهران می بینیم و چنان زحمتی کشید که هیچ احساس کهنگی در این بنا نمی بینیم، با وجود اینکه حدود 40 سال از ساخت آن می گذرد و بایستی یادی از مشکات هم که اولین بار نسخ خطی خود را به این کتابخانه اهدا د و هسته اولیه کتابخانه مرکزی را بنا گذاشتند.کتابخانه کم نداریم، مشکل مدیریت است/ افشار نگران حقوق ملت ایران بود
وی افزود: این کتابخانه به عنوان مهمترین کتابخانه کشور بود، اما پس از تأسیس کتابخانه ملی، تحت الشعاع آن قرار گرفت و نسبت به آن بی توجهی هایی را شاهد بودیم و در حال حاضر در نقطه ای هستیم که چرخه فعالیت این کتابخانه نیازمند توجه مردم و مسئولان است.
جعفریان ادامه داد: ما کتابخانه کم نداریم و مشکل در مدیریت کتابخانه است و نگاه بسته ای که نسبت به مدیریت کتابخانه وجود دارد. همچنین مجموعه های باارزشی داریم و بسیاری از نسخ فهرست نشده و یا در دسترس قرار نگرفته اند؛ از این رو برای ارائه آنها تلاش می کنیم. ما که قصد کشورگشایی نداریم اما دوست داریم، سهم هر چند اندکی در زمینه فرهنگ داشته باشیم و ایرج افشار در این زمینه نقش محوری داشت.
وی تصریح کرد: کتابخانه های خوبی داریم و باید مدیریت آن را اصلاح کنیم و در این زمینه نیازمند کار نو در حوزه کتابداری هستیم. در حال حاضر تکنولوژی پیشرفت بسیاری داشته و کتابداری نیز از این امر بی بهره نبوده است، تکنولوژی در ذهن و آگاهی ما رسوخ کرده و اکنون فناوری جدیدی ذهن و آگاهی را تحت تأثیر قرار داده است و بخش مهمی از این آگاهی مربوط به کتابخانه ها است که آنها نیز در حال تبدیل شدن به موزه هستند؛ از این رو باید از این تکنولوژی در مدیریت و کتابداری بهره گرفت.
رئیس کتابخانه مرکزی تهران ادامه داد: دلخوش به شورای عالی فضای مجازی اشتباه است و به نظر می رسد آنها در رابطه با کتاب در فضای مجازی مسئولیتی ندارند، در کشور ما هیچ نهادی متکفل حوزه فضای مجازی در زمینه کتاب نیست که به صورت متمرکز بر آن نظارت کند، در حال حاضر 60 هزار عنوان در کتابخانه مرکزی تهران وجود دارد و بیشتر مربوط به نسخه های نادر است و در کتاب خانه های دیگر هم نظیر آنها را نداریم و متأسفانه این نسخه ها دیجیتالیزه هم نشده اند و تهران با توجه به موقعیتی که دارد باید به این موضوع بیش از پیش توجه کند.
وی در ادامه بیان کرد: هیچ ی به اندازه تهران در زمینه ید دیتا و اطلاعات مقاله ها هزینه نمی کند و در حال حاضر بیش از 8 میلیارد تومان برای ید اطلاعات و مقاله صرف می شود.
آیت الله سیدمصطفی محقق داماد، رئیس تولیت موقوفات افشار در ادامه این مراسم به ابعاد شخصیتی ایرج افشار اشاره کرد و گفت: ایرج ابعاد گوناگون دارد و امروز باید از ابعاد دیگری درباره وی سخن گفت، ایرج افشار کارهای بسیاری کرد و افراد نسبت به هنگامه ای که آفرید، انگشت حیرت به دهان دارند که یک تنه این همه کار کرده است. از همه بزرگتر و درشت تر این است که اولاً کتاب شناس و نسخه شناس و کتابدار است و اگر بخواهیم او را در این زمینه تحلیل کنیم، باید با محمدبن اسحاق ابن ندیم مقایسه کنیم. ابن ندیم کتاب الفهرست را نسبت به کتاب های تا زمان خود، نوشته و یک کاتالوگر تنها نیست و می توان او را دایرةالمعارف نویس نامید و فقط نام کتاب را معرفی نکرده، بلکه زندگی مؤلف و خلاصه کتاب را نیز بیان کرده است.کتابخانه کم نداریم، مشکل مدیریت است/ افشار نگران حقوق ملت ایران بود
وی افزود: ابن ندیم در این کتاب، تقسیم بندی جالبی از علوم زمان خود در سال 377 هجری قمری انجام داده و کتاب ها را به کتب مقدس ادیان، نحو و لغت، تاریخ، شعر و شاعران، علوم کلام، فقه و احادیث، فلسفه، علوم قدیم، افسانه، سحر و جادو، مذاهب و ادیان غیرالهی و کیمیا تقسیم کرده است.
محقق داماد ادامه داد: اگر بخواهیم شخصیت های دیگری را در زمینه فهرست نویسی عنوان کنیم، افراد دیگری نظیر عبدالله انوار و عبدالحسین حائری نیز وجود دارند که فهرست نویس نسخ خطی هستند، اما در میان آنها دو ستاره بزرگ به نام محمدتقی دانش پژوه و ایرج افشار کارهای اولیه خود را از کتابخانه مرکزی تهران آغاز د.
وی بعد دیگر شخصیت ایرج افشار را بعد ایران شناسی وی عنوان کرد و گفت: ایران شناسی یک علم است و ظاهراً اول بار غربی ها این رشته را به وجود آوردند و به نظر می رسد به هر قصد و انگیزه ای این کار را انجام دادند، این دانش را به وجود آوردند و ارنست امیل هرتسفلد برای اولین بار درباره تخت جمشید تحقیق کرده است.
رئیس تولیت موقوفات افشار در ادامه گفت: ایرج افشار، ایران شناسی را بومی کرد و ایران شناسی حتی با روش و متد غربی نیز جای قدردانی دارد. وقف نامه هایی که از سوی پدر مرحوم افشار نوشته شده، یقیناً با نظر ایرج افشار بوده است؛ چرا که توجه جدی به ایران و ایران شناسی داشته است. چه ی خانه خود را وقف انی می کند که حتی در خارج از کشور به ایران شناسی پرداخته اند، افرادی چون کمال عینی، پروفسور فراگنر و ... .کتابخانه کم نداریم، مشکل مدیریت است/ افشار نگران حقوق ملت ایران بود
وی ادامه داد: برخی از ایران شناسان فقط محقق اند و در اعماق خود علاقه و عشق کمتری به ایران دارند، اما نوادری از آنها هستند که در کنار دانش، عشق به ایران خمیره جانشان می شود، نظیر ریچارد فرای که وصیت کرده بود پیکرش در شهر اصفهان و در کنار زاینده رود به خاک س شود و بسیاری را دیده ام که هیچ نگران حقوق ملت ایران نیستند، اما انی هم هستند که نگران حقوق ملت ایران، آبروی ملت ایران و تحکیم وحدت ملی ایران هستند و این چنین انی ایران دوست هستند و من ایرج افشار را چنین فردی یافتم. افشار، ایران گرد بود و با پای پیاده همراه با انی چون زریاب خویی، شفیعی کدکنی و ... روستا به روستا را دیده بودند. از این رو در بنیاد افشار تصمیم گرفتیم کتابچه سفرنامه ای که دارند را گسترش دهیم و یادداشت های منتشر نشده وی را به عنوان جلد دوم این اثر منتشر کنیم.
وی در پایان یادآور شد: ناسپاسی است اگر نامی از منوچهر ستوده نبریم که کتاب از «آستارا تا استارباد» را نوشته و با پای پیاده شمال ایران را طی کرده و به آداب و رسوم و اخلاق این منطقه پرداخته است.در ادامه این مراسم، قدرت الله روشنی زعفرانلو، از مترجمان و اسان شناسان معاصر ایران و از دوستان ایرج افشار به پیشینه تأسیس کتابخانه مرکزی تهران پرداخت و گفت: ایرج افشار کتابخانه مرکزی تهران را پایه گذاری کرد و در این زمینه زحمات بسیاری را متحمل شد و خدمت بزرگی به فرهنگ کشور کرد. او همواره در خدمت کتاب بود.وی در ادامه به همکاری و دوستی بیست ساله خود با ایرج افشار اشاره کرد و افزود: افشار علاقه بسیاری به کتابداری داشت و به همین دلیل تلاش کرد تا هر چه زودتر این کتابخانه به ثمر برسد. در کار خود بسیار منظم بود و اقدامات مهمی را در حوزه کتابداری انجام داد.بر اساس این گزارش، نورالله مرادی، پیش وت عرصه کتابداری و از دوستان ایرج افشار دیگر سخنران این مراسم بود که در آغاز گفت: ایرج افشار یک انسان چند بعدی بود و از فرد خارج شده و تبدیل به یک مجموعه و تشکیلات شده بود و از این رو برای شناخت وی باید هر بعد از شخصیت وی به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.وی افزود: با توجه به بعد کتابداری وی، سابقه کتابداری در ایران به بیش از هزار سال می رسد و یکی از کتابخانه های مهم در کشور، کتابخانه آستان قدس رضوی است و این میراث عظیم، از کتابداری سنتی به یادگار مانده است. در دهه 30 چند دوره کتابداری نوین در ایران برگزار شد و چند نفر مانند ایرج افشار به فرانسه رفتند و دوره کتابداری نوین را گذراندند و جهش کتابداری ایران از همین کتابداری نوین بوده است که از دهه 40 آغاز شد.مرادی ادامه داد: تأسیس انجمن کتابداران و راه اندازی کارشناسی ارشد رشته کتابداری از سوی ایرج افشار انجام شد و نقش مستقیم و فعال در این زمینه داشت و این امر در دهه 40 با انقلاب آموزشی مقارن بود و هر چند دوستش، محمدتقی دانش پژوه با آن مخالف بود، اما افشار موافق این کار بود و با تغییر کتابداری همراه شد.کتابخانه کم نداریم، مشکل مدیریت است/ افشار ایران شناسی را بومی کردوی در ادامه عنوان کرد: دومین حضور افشار در حوزه کتابداری، تصدی ریاست کتابخانه ملی بود که این مدیریت 7 ماه بیشتر ادامه نداشت و وی از سمت خود استعفا کرد؛ چرا که متوجه شد خانلری ابرهیم صفا را برای این پست درنظر داشت. در مدت اندکی که در کتابخانه ملی بود، اتفاقات مهمی را رقم زد و بیشتر کارهای مهمی که امروز ثمر داده اند، غیر از عرصه نرم افزاری مربوط به ایرج افشار است و مهم ترین این کارها، راه اندازی بخش ایران شناسی در کتابخانه ملی بود. همچنین فیپا نیز از کارهای مهم وی است، زمانی که در تهران بود، کارت شناسایی کتابها را می نوشت و داخل آنها قرار می داد.مرادی تصریح کرد: تدوین کتابشناسی ملی ایران در سال 1334 از سوی ایرج افشار آغاز شد و کتابشناسی 10 ساله ایران را سال 1344 چاپ کرد و تدوین آن براساس نام نویسنده و نه نام کتاب ها است و اولین فهرست کتابشناسی کتابشناسی ها را وی تدوین کرده است. اصیلی نیز در ادامه این مراسم به فعالیت های ایرج افشار در کتابخانه مرکزی تهران پرداخت و سپس روش و چگونگی تدوین کتابشناسی موضوعی را تشریح کرد.در پایان این مراسم از خانواده های زنده یاد آیت الله محمد محمدی گیلانی، غلامرضا علی بابایی و رجبعلی لعل خمسه از حامیان مالی و اهداکنندگان اسناد و نسخه های خطی کتاب های چاپی به کتابخانه مرکزی تهران و محمدعلی صحرائیان، سیدحسن معصومی اشکوری و ابراهیم جمیلی تجلیل شد.کتابخانه کم نداریم، مشکل مدیریت است/ افشار ایران شناسی را بومی کردهمچنین کتاب های «کتابشناسی موضوعی تاریخی از چاپکرده ها و نوشته های ایرج افشار تحقیق و تألیف میلاد عظیمی و «اسناد تاریخ تهران، موجود در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد » به کوشش اصیلی و پریسا کرم رضایی رونمایی شد و تالار مرحوم ایرج افشار واقع در کتابخانه مرکزی تهران افتتاح شد.یادآور می شود، این عناوین از سوی مؤسسه خانه کتاب منتشر شده و علاقه مندان می توانند این آثار را با 20 درصد تخفیف تهیه کنند.انتهای پیامگزارش تصویری این مراسم را اینجا ببینید.
جشن هنر شیراز یک نمایش بود/مرکز حفظ و اشاعه موسیقی تمایل داشت بچه ها را برای اجرا به دربار و کاخ اشرف ببرد/ساز هم بخش دوم گفتگوی منتشر نشده زنده یاد جلال ذوالفنون به مسائل مختلفی چون اتفاقات پیرامون مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، اختلافات داریوش صفوت و نورعلی خان برومند، شیوه آموزشی عجیب رضا محجوبی با روش "گور بابای حسن خان"، ردیف میرزاعبدالله و روایت هایی تاریخی از دیگر شخصیت های موسیقی ایران اختصاص دارد. به گزارش خبرنگار ایلنا، گفتگو با زنده یاد جلال ذوالفنون بین سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ در چند مرحله صورت گرفته است. سروش قهرمانلو که سال ها همراه جلال ذوالفنون بوده و مهمترین شاگرد او محسوب می شود، به همراه عادل حسین کوچک (طراح سوالات) این گفتگوی مفصل را انجام داده اند که تاکنون منتشر نشده است.بخش اول این مصاحبه چهارم مرداد ماه امسال با عنوان " نود درصد از خوانندگان توانایی تک خوانی ندارند/آقای شجریان خواننده توانایی ست اما فلسفه آواز ما طاهرزاده است" منتشر شد.جلال ذوالفنون از سه تارنوازان چیره دست و همچنین آهنگساز توانمند معاصر موسیقی ایرانی است که آلبوم های "گل صدبرگ" و "آتش در نیستان" به خوانندگی شهرام ناظری، "مستانه (ای دل اگر عاشقی)" با صدای علیرضا افتخاری و نیز آثاری با صدای صدیق تعریف از او به یادگار مانده است. موسیقی انیمیشن "شکرستان" نیز ازجمله آثار خاطره انگیز او در موسیقی ایران محسوب می شود. او در روزهای پایانی سال ۱۳۹۰ و درحالیکه هنوز انتظار می رفت آثار ماندگار دیگری را خلق کند، بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان البرز کرج درگذشت. چرا همیشه می گوییم ردیف میرزا عبدالله؛ در صورتی که آقاحسینقلی هم در این زمینه نقش داشته؟من فکر می کنم به خاطر اینکه معلم خوبی بوده و تدریس می کرده و شاگردهای زیادی هم داشته است. شما در کتاب گل صد برگ گفته اید که کار جمع آوری ردیف توسط مرحوم میرزا عبدالله در حدود ۱۴۰سال قبل انجام شده. نت نویسی ردیف چه زمانی انجام شده است؟نت نویسی ردیف اول بار توسط مرحوم کلنل ی انجام شد. ایشان نزد مرحوم میرزا عبدالله و آقاحسینقلی می رود و سعی می کند ردیف را نت نویسی کند. در حدود دو سال نزد میرزا عبدالله می رود و نت نویسی می کند. بار دوم مهدی قلی خان هدایت (مخبرالسلطنه) از مرحوم منتظم الحکما نت نویسی می کند. منتظم الحکما سه تار می زده و شاگرد میرزا عبدالله بوده است. بار سوم هم مرحوم برومند و ژان دورینگ این کار را می کنند. مرحوم صبا مجموعا چند گوشه به ردیف اضافه کرده است؟صبا گوشه های دیلمان، گیلکی و ی را از مازندران گرفته بود؛ یکی هم گوشه " چوبی" محسوب می شود که از گیلان گرفته بود. "زرد ملیجه" و "رباعی مستزاد" جزو گوشه هایی است که صبا آنها را به ردیف اضافه کرده. "رباعی مستزاد" یعنی نسبت به رباعی یک تکه اضافه دارد که شعرش این است: دوشینه پی گلاب می گردیدم در طرف چمن/ افسرده گلی میان گلها دیدم می سوخت چو من / گفتم که چه کرده ای چرا می سوزی ای عاشق زار / گفتا که در این چمن بسی خندیدم صد وای به من.این گوشه ح آوازی دارد. فرم شعرش رباعی است و فرم ملو هم رباعی محسوب می شود. فرم رباعی در شعر این گونه است که سه مصرع به هم شبیه هستند و یک مصرع هم با بقیه فرق دارد. موسیقی آن نیز به این صورت است که جمله اول سه بار تکرار می شود و جمله آ فرق می کند. گوشه های دیگری هم صبا دارد که من به خاطر نمی آورم.علت اینکه برخی از گوشه ها را در کتاب آموزشی از ردیف صبا گرفتید؛ چه بوده؟به خاطر اینکه زیبا هستند. صبا درحالیکه مقید به سنت گذشته خودش و مسائل پشت سرش بود، یک مقداری هم نگاهش به جلو بود. نمونه اش همین چیزهایی است که مثل "صدری"، "شه " از گوشه و کنار جمع آوری کرده است. درست است که الان نگاه نسبت به ردیف عوض شده ولی آیا انی داشته ایم که به این شکل جستجو کنند و گوشه هایی به ردیف اضافه کنند؟مثلا گوشه" ی" رو که ایشان آورده، که من ریتمیکش . یا مثلا در "زرد ملیجه" زینت های دیگری آوردم. یک مقداری تزیینات و چیزهای جدیدی در ترکیب اینها می شود آورد.در مورد قضیه نامگذاری قطعه دشتی "در قفس" که مر حوم صبا ساخته جریان این بوده که یک روز ایشان در خانه می ماند و بستگان و خانواده بیرون می روند. نمی دانستند که ایشان خو ده است. بعد صبا بیدار می شود می بیند ی نیست و با وجود اینکه باید برای انجام کاری از خانه خارج می شده اما به دلیل اینکه در قفل بوده نمی تواند از خانه خارج شود. خلاصه زندانی می شود. برای اینکه سر خودش را گرم کند ساز می زند و آهنگ "در قفس" را می سازد.مقام موالیان تجویدی چیست؟موالیان ردیف ترکیبی از حصار چهار گاه و درآمد همایون است ولی موالیان آقای تجویدی ترکیب درآمد همایون با سه گاه است. شهرآشوب ماهور در کدام ردیف است؟این آهنگ قدیمی است و در ردیف موسی خان معروفی قرار دارد. حتما میرزا عبدالله هم با آن آشنا بوده است. آیا دیدگاه گذشته که هر ی بیاید و ردیف ارائه بدهد؛ دیگر وجود ندارد؟نه. البته می تواند باشد. من تعریفی از ردیف ارائه کرده ام و در کتاب گل صد برگ، گفته ام ما باید ببینیم میرزا عبدالله چه کرده که ما آن را به عنوان ردیف قبول کردیم؛ چون اول یک چیزی متولد می شود بعد ما اسم روی آن می گذاریم. حالا وقتی کار میرزا عبدالله را تجزیه و تحلیل می کنیم می بینیم موسیقی زمان خودش را که به طور شفاهی در ذهن افراد گوناگون و خودش پراکنده بود، همه را جمع آوری کرد و ضمنا یک شکل آموزشی جدید هم به آن داد و تدوینش کرد تا راحت تر به هنرجویان منتقل شود. خب اگر ما آن اسم را درست گذاشته ایم بنابراین هر این کار را انجام بدهد ردیف حساب می شود؛ اگر اسم را درست نگذاشته ایم، باید اصلاحش کنیم.منتهی همانطور که در هر فضایی باید یک نوع ادبیات به کار گرفته شود در موسیقی هم همینگونه است. مثلا فرض کنید قرار است آموزش ادبیات در فضاهای آکادمیک از سطوح پایین شروع شود و ادامه پیدا کند. بنابراین باید کار از کلاس دوم، سوم ابت شروع شود. در دوم و سوم ابت ، اشعاری در کتاب ها منتشر می شود که ساده است؛ مثل اشعار "یمینی شریف" و "ایرج میرزا". وقتی به مقاطع بالاتر می رویم از اشعار شاعران دیگر هم استفاده می شود؛ تا به آن بالا می رسیم که مثلا در یونسکو یا سازمان های جهانی می خواهند ادبیات فارسی را مطرح کنند از نظامی، فردوسی و سعدی بیان می کنند. همه اینها ادبیات ایران است، منتهی هر کدامش به درد یک فضایی می خورد.ردیف هم همینطور است. نمی شود به ی گفت ردیف ننویسد. ما می گویم آقا مگر میرزا عبدالله موسیقی زمان خودش را جمع آوری نکرده و شما هم اسمش را ردیف گذاشتید؟ اگر غلط اسم گذاری کرده اید این اسم را اصلاحش کنید و بگوید اشتباه شده. اگر درست اسم گذاری شده پس من هم همین کار را می کنم و باید اسمش ردیف باشد و به نام من هم در این زمانه باشد. مثلا "ردیف سال ۱۳۸۴ نوشته شده توسط آقای کوچکی" می توانیم داشته باشیم؛ منتهی چنین ردیفی کاربرد مشخص و جای مشخصی دارد. بعد می گویند این ردیفی که آقای کوچکی نوشته مثلا به درد انی که در مرحله متوسطه هنرجو هستند می خورد. ولی اگر بخواهیم موسیقی ایران را در جهان شان بدهیم ردیف آقای کوچکی خیلی چیزها کم دارد؛ آنجا باید ردیف میرزا عبدالله یا ردیف شهنازی مطرح بشود. به نظر من الان هر ی می تواند ردیف بنویسد. اساسا نوشتن ردیف برای موسیقیدانان یک رس است و باید حتما این کار مهم را انجام بدهند؟می تواند مهم باشد می تواند نباشد. بستگی به کاربردش دارد. ببینید نمی توانیم بگویم نوشتن کتاب مهم است یا نه. نوشتن کت که فردوسی بنویسد مهم است. ولی برای یک آدم معمولی ممکن است اینگونه نباشد. بستگی به ارزش محتوایش دارد. این که الان ردیف به نظر ما مهم می رسید به این دلیل است که اشخاص معتبری این کار را کرده اند و انگشت شمار هم بوده اند. نظر شخصی خود شما این نیست که یک ردیف ارائه کنید؟خب همین کتاب های آموزشی که من نوشتم ردیف است. موسیقی زمان خودم را نوشته ام. تصانیف و چیزهایی که آورده ایم موسیقی زمان مان است دیگر. برای همین هم هست که با مخاطب ارتباط برقرار کرده است. ایشان هم (میرزا عبدالله) وقتی ردیف نوشته است که مسلما سعی می کرده که محتوای به گونه ای باشد تا با نسل هم زمان خودش بتواند ارتباط برقرار کند. مسلما مردم یک ذهنیتی از این آهنگ ها مانند چوبی و شهرآشوب و غیره داشتند؛ حتما بسیاری از اینها در چیزهای محلی اجرا می شده و در ذهن مردم بوده است و مردم زیاد با آنها بیگانه نبوده اند و الا پذیرفته نمی شند. پس این ردیف شور که شما تهیه کرده اید هدفش چیست؟این بیشتر برای معرفی سبک و روش نوازندگی ذوالفنون است. این ردیف آماده است و باید آقای سروش (قهرمانلو) با آقای جعفری بنشینند و برای انتشار آماده اش کنند.مرحوم صبا ظاهرا همین گونه که من می گویم فکر می کرده است؛ می گفت میرزا عبدالله موسیقی زمان خودش، یعنی آن چیزی که از گوشه و کنار و اشخاص شنیده را جمع کرده است؛ ما هم می توانیم این کار را کنیم. آن واعظی هم که یک چیزی می خواند و ما تا حالا نشنیده ایم و برایمان تازگی دارد، و می توانیم در ردیف هم بیاوریم؛ و بعد اسمش را هم "صدری" بگذاریم چون اسم طرف "صدرالواعظین" بوده است. آن آهنگی هم که در مازندران مردم با عنوان " ی" می خوانند، می توانیم در ردیف بیاوریم. اینها را تغییر داده اند یا با همان کیفیت در ردیف آورده اند؟نه همان است. اینها را مردم آن مناطق می خواندند. در کتاب گل صد برگ به پایه گذاری کنسرت توسط مرحوم درویش خان و انجمن اخوت اشاره شده ولی به نقش عارف اشاره نشده است.نه ما از نظر اینکه کنسرت چگونه در ایران شکل گرفته است حرف زدیم. چون قبلش بیشتر محفل موسیقی بوده. کنسرت به صورت اینکه یک عده بیایند و سن چیده شود و سالن و جمعیتی باشد نبوده است. ولی نقش عارف را نباید ندیده گرفت، هر چند که کنسرت های عارف بعد از درویش خان بوده اند.سروش قهرمانلو: مثل اینکه عارف با درویش خان هم اختلافاتی داشته است؟عارف در دیوانش نوشته و خودش به این اختلافات اشاره کرده که البته در دوران پیری این مطالب را نوشته است.خب من نظرم این است که، اختلافات اینچنینی اگر جنبه هنری ندارد، باید نادیده گرفته شود. ، ما نه درویش خان را دیده ایم و نه عارف را. بنابراین وقتی می گوییم درویش خان و عارف، منظور ماآثار اینهاست. بنابراین اگر این اختلافات به آثارشان و کار هنری آنها ارتباط پیدا می کند، ارزش بررسی دارد، اگر غیر از این باشد به نظرم ارزش ندارد. به هر حال هر انسانی ممکن است با انسان دیگری اختلاف داشته باشد. به هر حال به لحاظ تاریخی بررسی این موضوعات مهم است. ظاهرا در یکی از سفرهای خارجی که مرحوم دوامی و درویش خان و طاهرزاده برای ضبط صفحه به تفلیس رفته بودند، عارف، عبداله دوامی را قبل از حرکت می بیند و به او می گوید که تصنیف "شوستر(۶)" من را هم بخوانید و ضبط کنید. اما درویش خان و طاهرزاده مخالفت می کنند و می گویند که عارف در سیاست است و ما نیستیم. بعد عبداله دوامی می گوید که در حین خواندن، وقتی آواز تمام شد شروع به خواندن تصنیف "شوستر". تا خواندم درویش خان با مشت زد پوست تار را کرد و قهر کرد و رفت(۷). چون درویش خان بعد از آن قضیه شعاع السلطنه (پسر مظفرالدین شاه و حاکم فارس) و صدور دستور قطع انگشتانش و پناهنده شدن به سفارت انگلیس، دیگر از مسائل دوری می کرده. در مورد آن ی که مرحوم کمالیان از آقای هرمزی با کمک تلویزیون ضبط کرده اند می توانید توضیح بدهید؟بله. مرحوم هرمزی آن موقع مریض احوال بود و در فصل تابستان از راه دور، از جنوب تهران پا می شد می آمد شمال شهر؛ بعد یا به مرکز حفظ و اشاعه می رفت و یا به تلویزیون. بعد در همچین موقعیتی از ایشان خواسته بودند که ی از زندگی شان بگیرند. فکر بطور کلی، فکر خوبی بود. این برنامه را تلویزیون برای یاد بود گذشتگان در نظر گرفته بود. خوب هم بود، منتهی خب مشکلاتی داشت. مثلا در مورد ایشان رفته بودند به منزلشان در خیابان شاپور(۸)؛ گفته بودند داخل منزل که اشکال ندارد؛ خوب است؛ منتهی بیرونش کوچه های تنگ جنوب تهران که برای برداری مناسب نیست به شمال شهر در بلوار جردن برویم. آنجا خانه هایی مخصوص این کارها بود که در اختیار تلویزیون قرار داشت. این طفلک را در گرمای تابستان به آنجا ببرند؛ بعد مدام در را باز کرده بودند؛ راننده آمده بود، ماشین را بیرون آورده بود؛ برده بود داخل؛ در ماشین را بازکرده بودند و مدام بسته بودند. این بیچاره هم خسته شده بود. برداری کار خسته کننده ای است دیگر. هی تکرار کنید، تکرار کنید. این بنده خدا هم که مریض حال بود خسته شده بود؛ ناراحت شده بود و به مدیر برنامه گفته بود: "آقا من را اینجا سر پا نگه داشته اید که بگیرید؛ تازه این که زندگی من نیست که دارید می گیرید. ماشین و ی که در را باز کند و اینها؛ کجای زندگی من این چیزها هست."این ماجرا مربوط به سال های ۵۴ و ۵۵ می شود. آقای کمالیان آن موقع از این کارها زیاد می کرد. این نوارهای ضبط مرحوم برومند هم در خانه آقای کمالیان ضبط شده است. ضبط برنامه مرحوم برومند را هنگام ضبطش من حاضر بودم. شما ارتباطتان با آقای کمالیان چگونه بود؟بیشتر با مرحوم برومند ارتباط داشتیم. ایشان هم (کمالیان) آدم خوب و گرم و صمیمی بود. یکی دو بار با بچه ها به خانه شان رفتیم. رابطه اش با مرکز زیاد نبود، احتیاجی هم نداشت. او کار خودش را می کرد و با بچه ها هم دوست بود. بعد برای دیدن دخترش که در بود به آنجا رفت و یک مدتی ماندگار شد. در با آقای لطفی هم بود و یک تعدادی ساز هم ساخت.. در مصاحبه ای که مرحوم کمالیان با مرحوم هرمزی انجام داده اند، مرحوم هرمزی می فرمایند "سیم اضافه شده به تار و سه تار هر دو توسط مرحوم درویش خان اضافه شده است."نه خیر؛ سیم تار را مرحوم درویش خان اضافه د و سیم سه تار را مرحوم مشتاق علیشاه کرمانی. باستانی پاریزی در این مورد مطالبی نوشته اند.مرحوم کمالیان یک جایی گفتند که هر موقع به آقای هرمزی می گفتند سه تار بزن، نمی زده، ولی آقای فروتن هر موقع پیش می آمده ساز می زده است. یعنی مرحوم هرمزی هر موقع که از نظر روحی آماده بوده می نواخته ولی آقای فروتن نه.بله یک همچین ح ی بود. مرحوم فروتن منتظر فضای خاص روحی نبود. سازهای مختلف هم می زد و به ریزه کاری های سه تار هم آنقدر اهمیت نمی داد.{در این بخش از مصاحبه جلال ذوالفنون به سه تارنوازی پرداخت}.من همینطور که فرود دشتی را می زدم یاد یک خاطره ای از مرحوم رضا محجوبی افتادم. رضا محجوبی در اوا عمر یک مقداری ح پریشان حالی پیدا کرده بود و یکی از سرگرمی هایش این بود که به کلاس های موسیقی بقیه دوستان می رفت و سری می زد و یک چایی می خورد. همه هم او را می شناختند. آن موقع هم ویولن مرسوم بود. سه تار و اینها مثل الان مرسوم نبود. ساز متداول ویولن بود. یک بچه ای از ش درس می گرفته، درسش هم فرود دشتی بود. آن بچه که ۱۴،۱۵ ساله بود نمی توانست درس را در بیاورد. رضا به دوستش می گوید "بده من یادش بدم". محجوبی می گوید: "ببینم پسرم، اسم ت چیه؟" بچه می گوید: "حسن خان." محجوبی می گوید: "خب من یک چیزی بهت می گم که دیگه هیچ وقت ریتم فرود دشتی یادت نره. وقتی می خواستی بزنی می گی: "گور بابای بابای بابای حسن خان". البته صرفنظر از این قضیه که جنبه طنز دارد، اصولا در گذشته این روش مرسوم بود، به خاطر اینکه گوشه ها در ذهن بنشیند، کلماتی برایش درست می د.این اوا یکی از برنامه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی دعوت از اساتید قدیمی بود، و چند تا از بازماندگان مکتب درویش خان بودند که تصمیم گرفته بودند اینها را دعوت کنند و ما چند نفری که بودیم، استفاده کنیم. مثل مرحوم هرمزی و فروتن و درگاهی؟نه درگاهی آن موقع فوت شده بود. بعد آقای فروتن آن موقع که ما دیدیمش در سن ۹۰ سالگی بود. ولی ماشاالله خیلی سالم و سر حال و شوخ و خوش بیان بود و روحیه اش خوب بود. یک بار آقای صفوت آمد و به آقای فروتن گفت که این دختر خانم هم می خواهد در کلاس شما شرکت کند. آقای فروتن گفتند که: "بفرما بشین". نشست و بعد از این که کار ما تمام شد، آقای فروتن به آن خانوم گفت که: "خانوم شما چقدر کار کردید؟" آن خانوم گفت که: "من هنرستان بودم و اونجا پیانو می زنم، ساز تخصصی من پیانو هست." فروتن گفت: "پس چه جوریه حالا سه تارمی خواهید یاد بگیرید؟ گفت: "که یک ۵،۶ ماهی هست که سه تار می زنم." فروتن گفت: "والله با ۵،۶ ماه که فکر نمی کنم از این کلاس بتونی استفاده ی چون اینجا از مرحله مقدماتی گذشته. حالا من یک چیزی می زنم شما هم بزنید." خلاصه امتحان کرد و دید که نمی شود؛ چون آنقدر مبتدی است که با وضعیت کلاس جور درنمی آید. بعد از کلاس به من گفت{با من صمیمی بود}: "آقای ذوالفنون به این آقای صفوت سلام برسونید و بفرمایید که شاگرد هایی که برای من می فرستید یا استعداد فوق العاده باید داشته باشن یا ..."۹۰ سالش بود ولی عشقی بود. خانمش در اثر یک حادثه خیلی ساده، بیچاره زمین گیر شده بود. خانمش به مطب می رود و بعد پایش لیز می خورد، منتهی معمولا آدم یک پایش که لیز می خورد با پای دیگر خودش را کنترل می کند. اما این بیچاره نمی دانم چه طور لیز می خورد که ستون فقراتش آسیب می بیند و ۱۰ ،۱۵ سالی زمین گیر می شود. بنده خدا بچه هم نداشت.مرحوم برومند یک چند تایی نوار از طاهرزاده داشت که من گوش . "سه گاه"، "ماهور"، "ابوعطا" و یک "اصفهان" من از ایشون شنیدم. طاهرزاده اصفهانی بود و با برومند هم خیلی دوست بود. برومند می گفت "طاهرزاده اومده بوده تهران و یه آمپولی داشت؛ گفت که یک جا پیدا کنیم آمپولم رو بزنم." برومند گفت "بردیمش بخش تزریقات بعد گویا در اصفهان که می زده یک ده احساس درد داشته، اینجا یک ده مه ون بیشتر بوده ظاهرا دردی احساس نکرده بوده. بعد رو اون روحیه اصفهانی گری گفته بوده: "درد نداشت نکند، آ، آمپول رو نزدید؟"{ با لهجه اصفهانی}در مورد قطعه بندباز کلنل ی یک توضیحاتی بفرمایید.وقتی آدم این قطعه را زیاد بزند حال و هوایش هم پیدا می شود. در ابتدای کار فقط نت هست و البته یک مقدار پیچیدگی دارد و آدم اذیت می شود. خود من اوایل فکر می که این نوع نت نویسی چه معنی می دهد؟ هم زدنش برایم سخت بود هم معنیش را نمی فهمیدم. بعد دیدم این نوع نت نویسی یک نوع زینت است؛ چون بعضی چیزها هست که حرکت است. در موسیقی چیزهایی داریم که معنیش ربط دادن دوتاصدا در یک زمان خاص است. اگر بخواهیم مثال بزنیم، مثل کارهایی که مولانا در شعر کرده است. مثلا: " من نه منم نه من منم"؛ یا خیلی چیزهای شبیه به این. اینها را اگر بخواهیم ترجمه یا آنالیز کنیم چیزی از آن درنمی آید. بلکه ترکیب و فضایی که ایجاد می کند مهم است. اگر در اثر زیاد نواختن، از قالب نتی آن قطعه بیرون بیاید و آدم به حال و هوایش برسد، درک آن آسان تر می شود؛ البته اولش مشکل است. من این قطعه را ۴۰ سال پیش زدم؛ موقعی که در منزل بودم، قبل از هنرستان به شکل تفننی با سه تار می زدم؛ البته با راهنمایی برادرم که این قطعه را روی سه تار زیاد می زد. ویژگی این قطعه چیست؟از ویژگی های آن یکی تنوع ریتم است. ما در موسیقی ایرانی در یک قطعه ریتم های رنگارنگ و مختلف نداریم. موسیقی ایرانی با یک ریتم شروع می شود و تا آ می رود. این تنوع ریتمی در واقع اقتباس از غرب است و قشنگ هم هست. یک جا تند می شود یکجا سنگین می شود، مثل سونات و کنسرتو. دیگری اینکه بطور کلی مایه را ایرانی نگه داشته ولی حرکات را یک مقدار غربی کرده است. اینطور که خودش در یادداشت هایش نوشته و مرحوم خالقی و اطرافیانش بعدا برای ما تعریف د، گفته بوده ما می توانیم مایه های موسیقی ایرانی را تا حدودی در فرم های غربی اجرا کنیم. شما کلنل ی را ملاقات کرده بودید؟بله در هنرستان که بودم ایشان به آنجا می آمدند. من دیپلمم را از دست ایشان گرفتم. چه پستی در هنرستان داشت؟بازنشسته بود. دوست داشت، به هنرستان می آمد سر می زد. موقعی بود که هنرستان جنبه تی نداشت. به خاطر دوستی با مرحوم خالقی سر می زد. بعدا که تی شد دیگر نیامد. مؤسس هنرستان که بود؟انجمن موسیقی. یک انجمنی بنیانگذاری کرده بودند که برادر من هم عضو آن بود و ده دوازده نفر دیگر هم بودند. ولی مدیر مرحوم خالقی بود. انجمن موسیقی در سال ۱۳۲۸ تأسیس شد و هنرستان در سال ۱۳۳۰.(۹) با بودجه خود آقای خالقی اداره می شد؟بله. ان دیگری هم بودند. البته وزارت فرهنگ وقت هم کمک می کرد. کمک های بخش خصوصی هم بود. ولی بودجه تی نداشت. بنیانگذاران مرکز حفظ و اشاعه موسیقی چه انی بودند؟ من، صفوت، مجید کیانی، داوود گنجه ای و یک نفر دیگر به نام آقای "انور" که در تئاتر بود. یعنی آقای برومند بعد از شما وارد مرکز شد و از ابتدا نبود؟بله. بوجود آمدن مرکز حفظ و اشاعه ابتکار صفوت بود و بنیانگذارانش را هم که گفتم. آقای برومند بعدا دعوت شدند و وقتی آمدند از رهنمودهای ایشان استفاده شد. من در کتاب گل صد برگ مسائل تاریخی را ذکر و بی طرف هم نوشتم و از لحاظ تاریخی و بیان حقیقت، همه چیز سر جایش قرار دارد. اینکه گفته شده مرکز حفظ و اشاعه زیر نظر برومند تأسیس شده، درست نیست؟نخیر. اولین بار که ما در رادیو برنامه رسمی اجرا کردیم در گلچین هفته، آقای برومند شنیده بود. بعد گفت "آقای ذوالفنون، برنامه تون رو شنیدم. شما در سه تار که شاگرد من نبودی؟" حالا من در رادیو چیزی نگفته بودم؛ همینطوری کلا گفته بودم که موسیقی را نزد آقای برومند کار . ولی بدش نمی آمد که یک تاییدی بگیرد، که حالا که ما در سه تار به یک جایی رسیدیم، منتسب به ایشان هم بشویم. من نمی دانستم چه باید بگویم، مثبت بگویم منفی بگویم. من گفتم به هر حال موسیقی را نزد شما یاد گرفتیم. بدش نمی آمد که من بگویم: "بله؛ سه تار را هم پیش شما یاد گرفتیم." نوارهایی که سر کلاس از تدریس آقای برومند ضبط کردید، هنوز دارید؟نه نگه نداشتم. خب آن موقع از منظر تاریخی به موضوع نگاه نمی کردیم. بیشتر نگاه ما آموزشی بود. من موقعی که دانشکده نزد مرحوم برومند می رفتم ، متخصص گوشه "عزال(۱۰)" بودم. یعنی همه را خوب اجرا می ، منتهی "عزال" که می خواستیم بزنیم، مرحوم برومند به شاگردها می گفتند "عزال می خواهی بزنی برو پیش ذوالفنون." این کتاب ردیف میرزا عبدالله به روایت برومند، توسط چه ی نت نویسی شد؟نت نویسی آقای داریوش طلایی به کمک آقای ژان دورینگ است. البته قبل از اینکه اینها این کار را ند من سرکلاس برومند که درس می گرفتم ردیف را نت نویسی می . منتهی من به قصد چاپ ننوشتم؛ کامل هم نبود. همینجور برای خودم بود. آقای برومند در جریان باله ای که با آقای "موریس بژار" اجرا کردید نبودند؟نه خبر نداشت. این باله قرار بود در ارگ بم اجرا شود و توسط آقای "پرویز کیمیاوی" برداری شود، اما نشد. ما ۹ نفر نوازنده بودیم و برنامه ها همه زنده اجرا می شد. موسیقی هم انتخ بود که توسط آقای "بژار" انتخاب شده بود. آقای "بژار" از موسیقی هایی که در مرکز وجود داشت؛ استفاده می کرد. در مورد مرحوم نورعلی خان برومند می خواستم بپرسم که آیا ایشان نقطه عطفی در موسیقی ایرانی بودند؟ایشان خودش به تنهایی نقطه عطفی نیست. ولی شخصیتش ارزش این را داشت که در نقاط عطف قرار بگیرد. و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، دو نقطه عطف در موسیقی ایران بودند. انی که شایستگی داشتند، به این مجموعه ها دعوت می شدند. مرحوم برومند هم یکی از اینها بود. دیدگاهی وجود دارد که می گوید چیزی که الان در موسیقی ایرانی می بینیم و افراد برجسته ای که امروز در موسیقی ایرانی داریم، اینها اکثرا شاگردان مرحوم برومند بودند، که حدود ۲۰ نفر هستند. به عبارت بهتر آنچه که ما الان داریم محصول تربیت مرحوم برومند است(۱۱)؟نه اینها دست پرورده مرکز حفظ و اشاعه و بودند، ولی این جاها نقاط عطفی بودند که بالا ه افراد ذی صلاح آنجا دعوت می شدند، که یکی هم مرحوم برومند بود. مرحوم برومند طبعا شاگردانی هم خارج از مرکز و داشتند که مطرح نشدند. می شود گفت فضای و مرکز به همراه آقای برومند باعث چنین جریانی شده است. ایرادی که در مورد مرحوم برومند مطرح شده قضیه ردیف میرزا عبدالله است. آقای برومند می گوید این ردیفی که از آقای اسماعیل قهرمانی ضبط ، چون ایشان پیر بود و مضرابش ضعیف بود و به سختی شنیده می شد، من اینها را گوش بعد با ممارست فراوان خودم دوباره نواختم و به بازار ارائه . ولی همان نوارهای اسماعیل قهرمانی را در دسترس قرار نمی دهد. خب ایراد اینجاست که می توانست نوارهای آقای قهرمانی را منتشر کند و کار خودش را هم ارائه می کرد.شاید به نظرش رسیده که کیفیتش خیلی ضعیف بوده؛ بعد هم در اینجور قضایا مطلب مهم است. از لحاظ تکنیک به هر حال باید اذعان کنیم که قدیمی ها به پای جدیدها نمی رسند. یعنی با ساز اسماعیل قهرمانی یا حتی میرزا عبدالله در مقابل جوان های امروز نمی شود نمایش تکنیک داد. ولی مطالب دیگری می شود مطرح کرد که آن مطالب نقل قول هم که بشود، و همان معنی را می دهد.آقای محمدرضا لطفی و مرحوم کمالیان این ردیف قهرمانی را ظاهرا جایی شنیده اند و مرحوم کمالیان می گوید که ردیف نواخته شده توسط برومند با چیزی که قهرمانی زده بود قدری متفاوت است(۱۲).حتما از لحاظ تکنیکی گفته است. حالا باشد، ردیف های ایرانی همه شان با هم متفاوت هستند؛ ردیف میرزا عبدالله با ردیف شهنازی متفاوت است. ردیف دوامی با آن یکی متفاوت است. ردیف ها همه با هم تفاوتهایی دارند؛ چون بالا ه یک مقداری مطالب شفاهی بوده است دیگر. حالا انی که ایراد می گیرند و می گویند مطالب آقای برومند با مطالب آقای قهرمانی متفاوت است، مگر مطمئن هستند که روایت اسماعیل قهرمانی با اجرای میرزا عبدالله مطابقت دقیق داشته است؟یک موضوع دیگر در مورد مرحوم برومند، این است که ایشان اجازه ضبط دروس و مطالب را سر کلاس نمی دادند، مگر در اوا عمرشان.اولا ضبط که د، حالا به قول شما در اوا کار. بعد هم خب این مصلحتی بوده که در شیوه آموزشی داشتند. فکر می د ممکن است شاگردها به یادگیری دل ندهند یا گوششان قوی نشود یا حافظه شان تنبل بماند. چون انی که ضبط می د، سر کلاس نمی آمدند و سوءاستفاده می د. البته در مورد من و یکی دو نفر دیگر اجازه ضبط می دادند. ولی البته هدف دیگرشان هم این بود که روش قدما که روش آموزش به است را حفظ کنند. اینکه گفته شده مرحوم برومند در موسیقی ایرانی جامع الاطراف بودند درست است؟ مثلا ردیف تار را از درویش خان یاد گرفته، در سه تار شاگرد یوسف فروتن بوده، در سنتور ۱۲ سال شاگرد حبیب سماعی بوده، در آلمان دو سال تمرین پیانو کرده، نت، سلفژ و موسیقی علمی را یاد گرفته، و محضر اساتید قدیمی تنبک را درک کرده است(۱۳). چه نظری دارید؟اینها همه بوده ولی بیشتر جنبه آموزشی داشته است. مرحوم برومند هیچ وقت اجرا کننده خوبی نبود، ولی در آموزش، کاملی بودند."مرحوم برومند با تکیه بر ارکان اصیل موسیقی ایرانی یعنی ردیف، نسلی از نوازندگان و آهنگسازان را تربیت د که در عین حفظ اص ها و سنت ها، نوآوری و خلاقیت را انکار ن د{ صفحه پنجاه و سه منبع؛ کتاب"نورعلی برومند" به کوشش احمد کریمی، انتشارات دوست، چاپ اول، تهران ۱۳۸۰}"(۱۴). اینها در مورد مرحوم برومند درست است؟بله.شما در کتاب گل صد برگ اشاره کردید که در مورد نحوه فعالیت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی اختلاف نظر وجود داشت.بله بین برومند و صفوت اختلاف بود."مرحوم برومند می دید که شعارهای مسئولان رادیو و تلویزیون در حمایت از موسیقی اصیل یک نمایش است و هدف رادیو و تلویزیون این است که استفاده تولیدی ببرند، که نتیجه اش توقف آموزش هنرجویان است. مرکز تمایل داشت بچه ها را برای اجرای موسیقی به دربار و کاخ اشرف ببرد(۱۵)". این حرف درست است؟بله این حرف درست است. البته آن موقع ایجاب می کرد که دیگر بعد از ۱۰، ۱۲ سال تحقیق و آموزش، تولید هم اضافه شود. ایشان با تولید زودرس مخالف بود. به هر حال جشن هنر شیراز هم یک نمایش بود. سفرهای خارجی هم که ما می رفتیم یک نمایش بود. اگر اسمش را ارائه بگذاریم، با آن اه مغایرتی ندارد. به هر حال شما با نظر مرحوم برومند مخالف بودید که در مرکز م د، چون بعد از برومند خیلی ها از مرکز رفتند.بله خیلی ها رفتند. ولی در کل همه یک هدف را دنبال می د. برای اینکه مسئله آموزش و تحقیق در موسیقی بود، که پیرو نظرات مرحوم برومند انجام می شد، ولی حالا نحوه ارائه اش دیگر زیاد مهم نیست. آقای صفوت بعد از اینکه می بیند برومند در برابر نظراتش مقاومت می کند دست به ی ری تغییرات می زند، ازجمله تغییر منبع ردیف آموزشی از ردیف میرزا عبدالله به ردیف موسی معروفی. نه، همه از لحاظ ارائه محتوای آموزشی آزاد بودند. البته مرحوم برومند خودشان هم این را می گویند که به من گفته شد دیگر در مرکز نباید ردیف میرزا عبدالله و سبک طاهرزاده تدریس شود.خب این اختلاف ها بالا ه گذراست و چیز مهمی نیست که بشود بر رویش تکیه کرد. بعد این که آقای صفوت این دستور را داده، ضمانت اجرایی که نداشته است.یعنی علی رغم دستور آقای صفوت، مرحوم برومند همچنان کار خودش را کرده است؟بله.مرحوم برومند حرف آقای صفوت را قبول نداشته و معتقد بوده که در این زمینه آقای صفوت صاحب نظر نیست.چرا صاحب نظر بود.خب پس دوباره حرف معیار هنری و ذوق هنری وسط می آید. حرف مرحوم برومند براساس ذوق بوده یا براساس معیارهای هنری و به همین شکل در مورد آقای صفوت چطور؟این ردیف هایی که ما داریم سرچشمه هم اش یکی است. مقداری روایات اینها فرق می کند، وجه تمایز آنقدر مهمی ندارند.یک ویژگی خوبی که شما دارید این است که همیشه ما را به صلح دعوت می کنید. مرحوم کمالیان و محمودعلی برومند برادر مرحوم برومند می گویند که آقای صفوت اصرار داشت به جای آقای کمالیان، که پیشنهاد مرحوم برومند بود، یک نجار معمولی به عنوان تعمیر کننده ساز به مرکز بیاید.نجار معمولی نیامد؛ "عشقی" آمد. بعد هم بالا ه کارگاه ی ری کارهایش نجار معمولی هم می خواهد. الان هم اگر به کارگاه ها بروید، می بینید که یک دستیارهایی دارند که نجاری می کنند. همه که قرار نیست آن ایدوئولوژی اصلی را داشته باشند. "زادخیل" هم که نجار معمولی نبود. من نمی دونم منظور از نجار معمولی چه ی است!در مورد آقای صفوت مطلبی مطرح شده و آن این است که یک سه تار خاصی بوده که متعلق به آقای حاج آقا محمد ایرانی مجرد بوده؛ نام آن سه تار "مراغه" بوده و دسته بلند و کاسه بزرگی داشته. خیلی هم قدیمی بوده است. این ساز را مرحوم برومند به اصرار زیاد آقای صفوت، به مبلغ ۳۰۰ تومان می دهد به آقای صفوت. بعد آقای صفوت دسته ساز را کوتاه می کند که در جعبه جا بشود.به هر حال آقای صفوت مالک سه تار بوده. یک چیز خصوصی بوده؛ اصلا دوست داشته بندازد زیر دیگ بسوزاند!یک مطلب دیگر در مورد آقای صفوت، همان موضوع معروف پرونده سازی برای آقای لطفی است و اینکه به هر حال یک نامه می نویسد که در پرونده لطفی بگذارند مبنی بر این که از لحاظ عقیدتی صلاح نیست لطفی در مرکز باشد.از این حرف ها هست دیگر. در مورد برومند هم، به هر حال دوره ای که برومند در مرکز بوده چهار سال بیشتر نیست.من یک بار از شما پرسیدم که واقعی شما چه ی بود شما گفتید برومند. این درست است؟خب بله این درست است. البته در دوران خب صفوت هم مهم بوده است. آقای صفوت الان کجا هستند (داریوش صفوت در زمان انجام این مصاحبه در قید حیات بود و بعدها در ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ دار فانی را وداع گفت)؟در خانه است و محافل دوستانه و رفت و آمد های محدودی دارند.شما ایشان را می بینید؟من نه. دوست دارم ببینم. اتفاقا یک موردی هم پیش آمده بود که بروم و ایشان را ببینم. به هر حال مترصد هستم که فرصتی پیش بیاد ببینم شان. بالا ه من بودند. یک ی درست کردیم، در واقع زندگینامه سه تار بود. از ساخت سه تار شروع می شد؛ من ساز می زدم. بعد این آقای فرمان مرادی قرار شد قسمت کارگاهی آن را انجام بدهد. ایشان با آقای صفوت صحبت کرده بود که همچین کاری می خواهیم انجام بدهیم و ذوالفنون هم هست. آقای صفوت اظهار تمایل کرده بود که با هم دیداری داشته باشیم.{سروش قهرمانلو نقل کرده است: سال بعد از این مصاحبه، این دیدار با حضور بنده در محفلی عرفانی رخ داد. صفوت فقط یکبار در آن محفل شرکت د و ذوالفنون بنده را به ایشان معرفی د و گپی کوتاه با هم زدند}.در "سوته دلان" مرحوم علی حاتمی در قسمتی از در حالی که بهروز وثوقی دارد شیر را گرم می کند تا بخورد؛ یک قطعه ای همزمان نواخته می شود که در پیش درآمد ابو عطا اجرا شده و از ساخته های شماست و در کتاب آموزشی شما هم آمده است..من به منظور موسیقی آن قطعه را اجرا ن ، آنها خودشان از مرکز حفظ و اشاعه یا نوارهای آموزشی برداشته بودند. ما اجراهای مختلفی برگزار کردیم و نوارهای مختلفی در مرکز داشتیم. حالا آقای حاتمی تشخیص دادند که این تیکه به فضای شان می خورد و آن را انتخاب د.. سال ۵۴ ساخته شده است. احتمالا آقای برومند هم زنده بودند. در پایان هم نوشته شده "با همکاری مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی". نظرتان در مورد "موسیقی " چیست و اینکه آیا خودتان موسیقی کار کرده اید؟نه من هیچوقت موسیقی کار ن . موسیقی احتیاج به ار تراسیون دارد که چون من در این زمینه زیاد کار نکرده ام، گرایشی ندارم. یک دفعه هم برایتان گفتم که از مرحوم خالقی پرسیدند موسیقی ایرانی را چرا روی موسیقی قرار نمی دهند؟ ایشان جواب قشنگی داده بود؛ ایشان گفت برای اینکه موسیقی ایرانی یک ح ی دارد که در طول زمان پیامش را نشان می دهد. یعنی ما باید یک ربع، بیست دقیقه در یک مقام ایرانی بالا پایین کنیم تا معلوم بشود که فضا چیست و پیاممان را برسانیم؛ و این کار با که با ثانیه و زمان کم سر و کار دارد سازگار نیست. ولی در موسیقی پلی فونی با چهارتا آکورد در عرض دو ثانیه می شود این فضا را ساخت. چونکه موسیقی ایرانی خطی است و تأثیرش در دراز مدت ظاهر می شود. موسیقی کار قشنگی است. من اگر توانایی ار تراسیون داشتم این کار را می . ولی خب در این زمینه کار ن . این کارها را باید بگذاریم به عهده آقای "ف الدینی". یکی از هنرهایی که ایشان در موسیقی سریال" سربداران" به کار برده این است که از آن اصلی دشتی که "کرون" است استفاده نکرده ولی فضای دشتی را می رساند. ایشوان بسیار تواناست. خب دیگران هم کارهایی کرده اند البته، منتهی آقای ف الدینی ذهنیتش نسبت به فضای موسیقی ایرانی خیلی خوب است. یعنی فضای موسیقی ایران را واقعا درک کرده. اکثر انی که کار ار تراسیون می کنند، کمتر دیدیم که موسیقی ایرانی را واقعا حس کرده باشند. بیشتر روی آن قواعد و اصول آهنگسازی فکر می کنند.در مورد نوازنده های نوار "آتشی در نیستان" نیز توضیح بفرمایید.اینها را من خودم همه را زدم بعد در استودیوی ضبط آنها را با هم می کردیم. چون خیلی ریزه کاری ها وجود داشت و هماهنگی آنها خیلی مشکل بود، همه را باید خودم می زدم ولی اسم دوستان را هم نوشتم. شما با اساتید دیگر رفت و آمدی دارید، مثلا با آقایان لطفی، شهناز یا علیزاده؟دورادور. به هر حال از حال هم بی خبر نیستیم. ممکن است فرصت دیدار حضوری نباشد ولی به هر حال ارتباط هست. هنرمندان بطور کلی یک مسأله ای هم دارند. یک وقت هست که دیدار و ارتباط خارج از بخش هنری است. مثلا من از اخلاق آقای علیزاده خوشم می آید، می نشینیم با هم صحبت می کنیم، خانه همدیگر می رویم، تلفن می زنیم حال همدیگر را می پرسیم. ولی ربطی به کار هنر ندارد. ولی از لحاظ کار هنری تصور بعضی ها این است که اگر ذوالفنون در کنار مثلا آقای علیزاده یا آقای لطفی بشیند، یک کار فوق العاده ای از آن در می آید. در صورتی که اینگونه نیست. من همیشه گفتم مثل این است که بگویم مثلا مسجد شاه اصفهان چون یک شا ار معماری است، اگر وسط تخت جمشید قرارش بدهیم، ترکیبش یک شا ار می شود. ولی نه شا ار نمی شود، اتفاقا" چیز مز فی می شود. اینها هر کدام به تنهایی برای خودشان یک رنگ و بوی خاصی دارند. البته یک مواردی هم هست که از ترکیب و همکاری بعضی افراد کار خوبی هم درمی آید. ولی آن تصوری که مردم دارند این است که چون دو نفر مطرح هستند، پس اگر کنار هم بشینند تا کاری ارائه کنند یک چیز عالی درمی آید؛ اما اینطور نیست.در مورد کوک سه تار که قبلا گفته بودید الان یادم آمد، مثلا بعضی مواقع وقتی کوک را عوض می کنیم ممکن است لازم باشد ها را کمی جابه جا کنیم؛ البته برای گوشی که تشخیص می دهد.. بعضی مواقع چرا ساز درست کوک نمی شود؟ممکن است به خاطر سیم باشد. سیم فرسوده می شود، موج می گیره، بخصوص سیم سل خیلی حساس است. گاهی اوقات ساز اصلا با ما کنار نمی آید.مرحوم عبادی در این جور مواقع می گفت ساز هوو می خواهد (خندد). یک ساز دیگر بیاورید، این را کنار بگذارید و بعد از مدتی خودش راه می آید. بله تحت تاثیر هوا قرار میگیرد، تحت تأثیرعوامل فیزیکی قرار می گیرد. البته وضع روحی نوازنده هم تأثیر دارد. خاطره ای از مرحوم ناصر فرهنگ فر داشتید می شود آن را تعریف کنید؟بله. ما برنامه ای که در جشن هنر شیراز با گروه مرکز حفظ و اشاعه اجرا می کردیم، از نظر محتوا و از نظر کار و تمرین بهتر از دیگران بود. از گروه هایی که از رادیو و تلویزیون یا از جاهای دیگر می آمدند بهتر بود. چون شش ماه رویش کار می کردیم؛ کاری که نداشتیم؛ محتوایش را هم که مرحوم برومند تهیه می د، مجموعا چیز خوبی می شد. بعد ما که در حافظیه برنامه اجرا کردیم، رو مه های کیهان و اطلاعات نوشتند: "موسیقی سنتی در حافظیه اجرا شد ولی اساتید هنوز نیامده اند". منظورشان از اساتید آقای شهناز و قوامی و پایور و تجویدی بود. این موضوع به فرهنگ فر برخورد. تا اینکه چند شب بعدش، اساتید آمدند. حالا ما در حیاط هتل جهانگردی نشسته بودیم داشتیم غذا می خوردیم. آنها هم آنطرف نشسته بودند. معمولا این برنامه شهریور ماه بود. آن موقع رسم بود که کلمه " " را زیاد بکار می بردند. مثلا طرف می رفت مغازه می گفت، " یک سیگار بده". " " سر زبان ها افتاده بود. بعد ناصر فرهنگ فر همینجور که نشسته بود، داد می زد" "، بعد اینها هم برمی گشتند نگاه می د. بعد ناصر رو می کرد به سمت گارسون و می گفت: "یه چند تا یخ بیار. یک ربع بعد دوباره می گفت: " ، نوشابه بیار." این دو نوار(۱۶) جدیدی که از شما به بازار آمده چیست؟"دانه های مروارید" از انتشارات چهار باغ که متعلق به آقای رستمی است منتشر شده .این اثر ضبطش در سال ۵۸ اتفاق افتاده.کجا ضبط شده است؟در منزل ضبط شده است. منزل یکی از دوستان به نام آقای شهریار سالک که الان در ست ضبط شد؛ یعنی همان موقع رفت و این نوار را هم با خودش برد. جالب اینکه در این بیست و چهار، پنج سال ایرانی های ن این اثر را بیشتر می شناسند تا داخل ایران.در هم منتشر شده است؟انتشار رسمی نشده ولی خیلی ها آن را دارند و همینطور دست به دست شده است. این اثر هم با سه تار مرحوم هاشمی اجرا شده است؟بله. آقای شهریار سالک تشخیص داد این اثر حیف است که منتشر نشود و ترتیب انتشارش را در ایران داد؛ اولش نوار هم یک صحبت هایی کرده که خیلی جالب است. مطالب منطقی و قشنگی گفته است.سروش قهرمانلو: خودتان هم دانه های مروارید را شنیده اید؟نه هنوز فرصت نکرده ام.سروش قهرمانلو: هنوز انتهای اثر را نشنیده اید که صحبت های خودتان است؟نه؛ اصلا نمی دانم آن صحبت ها کی بوده است. آقای قهرمانلو آن یکی نوار چه بود که گفتید دو نوار از منتشر شده است؟سروش قهرمانلو: آن یکی "رنگ فرح" بود؛ همان جریان کار در برو ل است.آهان، بله آن را دیدم. از خارج آمده؛ برنامه هایی که با موریس بژار و ترکیب موسیقی ایرانی با باله داشتیم یک قسمتش رنگ فرح بود. آنجا ما چیزهای زیادی داریم.سروش قهرمانلو: تصویری هایش فکر کنم ارزش بیشتری داشته باشد. ، موریس بژار زنده است؟والله بی خبرم، دیگه رابطه مان قطع شد.سروش قهرمانلو: ع ی هم که از ایشان دیدم جوان بود، یعنی هم سن و سال شما بودند.نه یک خورده مسن تر بود. آن موقع که با موریس بژار کار می کردیم، ما حدود بیست پنج شش ساله بودیم و ایشان چهل ساله بود.. الان دیگر احت کم است که در قید حیات باشد. یعنی حدود ۸۰ سالش می شود. آن موقع موریس بژار جزو موسیقیدانان معروف بلژیک و اروپا بود؟نه ایشان موسیقیدان نبود. ایشان در واقع گروه باله بود منتهی ذوق هنری داشت. در انتخاب ذوق داشت. یک کاری با موسیقی هند کرده بود که موفق بود. بعد هم همکاری با ایران کرد که خودش همان موقع گفت همکاری با ایران موفقتر بوده است.زبان فارسی می دانست؟نه زبان فارسی نمی دانست، ولی با فرهنگ ایرانی در رابطه بود، مسلمان هم شده بود، البته در واقع با عرفان ی آشنا شده بود. خیلی ها در زمان گذشته اینگونه بودند.درباره این آهنگ لالایی که می نوازید لطفا توضیح بدید.در حدود ۴۰ سال قبل، رادیو یک برنامه ای داشت به نام داستان های شب. در آن برنامه آثار کلاسیک دنیا را در رادیو اجرا می د. این آهنگ را که تیتراژ برنامه بود یک ایتالیایی به نام"اروین موره" که در ایران زندگی می کرد زده بود(۱۷). بعد گاهی ویگن هم باهاش می خواند. من از آن گرفتم. ************ نود درصد از خوانندگان توانایی تک خوانی ندارند/ آقای شجریان خواننده توانایی ست اما فلسفه آواز ما طاهرزاده است توضیحات:صفحه چهل و شش توضیح عدد(۶): تصنیف "شوستر" را، عارف قزوینی در آواز دشتی در ۱۴ آذر ۱۲۹۰ در "بهجت آباد" سروده است. مضمون این تصنیف در مورد یماتوم روسیه به ایران و ا اج "مورگان شوستر" یی از ایران است که ظاهرا" عارف از وی حمایت کرده است. مطلع این تصنیف:" ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود" " جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود".صفحه چهل و شش توضیح عدد(۷): مصاحبه رادیویی با مرحوم عبد الله دوامی. به نقل از کتاب "عارف، نغمه سرای ملی ایران" تألیف "مهدی نورمحمدی"، انتشارات "عبید زاکانی" قزوین، شهریور ۱۳۷۸، صفحه ۳۳۱.صفحه چهل و شش توضیح عدد(۸): اسم کنونی خیابان شاپور؛ وحدت ی است.صفحه پنجاه توضیح عدد (۹): البته به نقل از هفدهمین شماره مجله (موسیقی رادیو ایران)؛ اردیبهشت ۱۳۳۸، به سردبیری شادروان" حسینعلی ملاح"؛ تاریخ تأسیس انجمن موسیقی ملی ۱۳۲۳ و تاریخ تأسیس هنرستان موسیقی ملی سال ۱۳۲۸ ذکر گردیده است. منبع: کتاب" قصه شمع" تألیف "اسماعیل نواب صفا"، انتشارات پیکان، چاپ چهارم، تهران ۱۳۸۸، صفحه ۳۱۴.صفحه پنجاه و یک توضیح عدد(۱۰): گوشه" عزال" از ردیف دستگاه شور.صفحه پنجاه ودو توضیح عدد(۱۱): منبع؛ کتاب" نورعلی برومند" به کوشش احمد کریمی، انتشارات دوست، چاپ اول، تهران۱۳۸۰صفحه پنجاه و دو توضیح عدد(۱۲): منبع؛ کتاب " گفته ها و ناگفته ها؛ خاطرات مهدی کمالیان" گردآوری و تنظیم بهروز مبصری؛ انتشارات نی، چاپ اول تهران ۱۳۸۱صفحه پنجاه و سه توضیح عدد(۱۳): منبع؛ کتاب"نورعلی برومند" به کوشش احمد کریمی، انتشارات دوست، چاپ اول، تهران ۱۳۸۰صفحه پنجاه و سه توضیح عدد(۱۴): همان منبع.صفحه پنجاه و چهار توضیح عدد(۱۵): همان منبع. صفحه پنجاه و نه توضیح عدد (۱۶): منظور نوارهای " دانه های مروارید" و " رنگ فرح" است. توضیح عدد(۱۷): "اروین موره" گیتاریست آلمانی- اسپانیایی که در دهه ۴۰ و ۵۰ در رادیو تهران گیتار می نواخته است. مرحوم "عباس مهر پویا" گیتار را نزد ایشان آموخته است.
به گزارش شمانیوز، در این سال های دوری از قاب تصویر، چندباری خبر دروغین درگذشت قاسم افشار در برخی سایت ها و شبکه های اجتماعی منتشر شده بود، اما پس از چندساعت این خبر توسط دوستان و همکاران قدیمی اش تکذیب می شد. اما این بار خبر درگذشت قاسم افشار بلافاصله از طریق منابع رسمی صداوسیما منتشر شد تا بر هر احتمالی برای شایعه بودن، خط قرمز بکشد.در ادامه خبر چنین آورده بودند: «افشار از سال های اول انقلاب، گویندگی در بخش های خبری رادیو و تلویزیون را برعهده داشت و در بحبوحه سال های دفاع مقدس با ص حماسی بار ها اخبار مربوط به پیروزی های رزمندگان را به اطلاع هموطنان رسانده بود»؛ اما به رغم همه این توصیف ها برای «گوینده توانمند و باسابقه صداوسیما»، علاقه مندان بخش های خبری نزدیک یک دهه (۹ سال) بود که از حضور یکی از مجرب ترین گویندگان خبر، در قاب تلویزیون بی بهره بودند.به گزارش ایسنا، قاسم افشار چند سالی بود که کمتر در رسانه ها ظاهر می شد و عمده خبر ها از او بعضا گزارش ها و تصاویری بود که دوستانش در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر می د.حضور کم رنگ افشار در تلویزیون بعد از حوادث سال ۸۸ رقم خورد؛ به نحوی که برخی این مساله را به اتفاقات آن دوران نسبت دادند و عده ای هم تلاش د به این مساله رنگ دیگری بزنند. با این حال خود افشار در تمام این سال ها نه تایید کرد و نه تکذیب و سکوت را ترجیح داد.از جمله این خاطرات به آبان سال ۹۶ برمی گردد؛ زمانی که صفاری، یکی از سردبیران سابق خبرگزاری صداوسیما، با عده ای از گویندگان و مجریان به دیدن قاسم افشار می روند.صفاری در توصیف این دیدار نوشته است:«خنده دارترین تصویری که در دفتر کار قاسم افشار می شد دید، یک تلویزیون حدود ۴۰ اینچی بود که روی میز کار، درست جلو قاسم قرار داشت. قاسم در وسط خنده ها وشوخی هایش به ما فهماند که به علت قند بالا و ضعف بینایی، از این تلویزیون بزرگ به عنوان مانیتور رایانه استفاده می کند. صحبت از دیدن تلویزیون هم شد و گفت که ساختمان بلندی جلو خانه او بنا شده و سیگنال ها را دریافت نمی کند. به هر حال گفتیم و خندیدیم و جلسه تمام شد و بیرون آمدیم.».اما در بخش دیگری از یادداشت صفاری، چنین آمده است:«روز بعد، یکی از دوستان، پستی در اینترنت گذاشت و با انتشار ع هایی که خود گویای فضای خنده و شوخی حاکم بر جلسه بود، نوشت که قاسم افشار دیگر تلویزیون نگاه نمی کند. بعد از آن هم کانال های معلوم الحال در فضای مجازی نوشتند که قاسم افشار بعد از سال ۸۸ با نظام مشکل پیدا کرده و دیگر تلویزیون نمی بیند.»صفاری سپس با تکذیب این مساله آورده است: «بسیار دوست داشتم که این سخنان را از زبان آقای افشار بشنوم و چند پیام هم به ایشان دادم که خودشان جمله عزیزمان را درباره ندیدن تلویزیون اصلاح کنند، اما ایشان به هر دلیلی این کار را صلاح ندیده اند. کما اینکه پیشنهاد های متعدد مدیران سازمان را برای همکاری (که برخی از آن ها را شخص اینجانب به ایشان منتقل کرده ام) رد کرده اند.»محمدرضا حیاتی دیگر فردی است که به تکذیب خبر هایی پرداخت که قطع همکاری افشار با تلویزیون را به حوادث سال ۸۸ نسبت می دادند.این گوینده قدیمی با بیان این مطلب که صحبتی درباره آقای افشار مطرح شد و ع های او در فضا های مجازی دست به دست شد، درحالی که چنین چیزی به هیچ وجه واقعیت ندارد، به یکی از رو مه ها گفته بود: «حقیقت این است که آقای افشار به دلایلی از خبر خداحافظی د و مساله اتفاقات گفته شده در ارتباط با کار او هیچ نقشی نداشت؛ البته آقای افشار هم باید می دانست ترک میدان خبر در آن شرایط باعث انتشار چنین شایعاتی می شود و می توانست رفتن خود را به تأخیر بیندازد.»حیاتی یادآور شده بود که به خاطر دارد که حتی معاونت هم از قاسم افشار درخواست کرده برای اینکه شبهه ای ایجاد نشود، حداقل سه ماهی رفتنش را به تعویق بیندازد که افشار نپذیرفته بود.این گوینده در عین حال چنین گفته بود: «اما در اینکه آن زمان دوران سختی را پشت سر گذاشتیم، هیچ شکی نیست. دورانی بسیار پر هاب و دشوار برای همه، بخصوص گویندگان خبر بود. در تمام دوران کاری، شرایط سخت بسیاری را تجربه . مثل زمانی که زیر موشک باران خبر می خو م و فراموش نمی کنم روز هایی که در استودیو بودیم و هم زمان از بیرون صدای بمب می شنیدیم.»حیاتی که چندی پیش در زمان وقوع حادثه منا، خبر درگذشت قاسم افشار را تکذیب کرده بود، این بار هم آرزو داشت که خبر درگذشت دوست قدیمی اش شایعه ای بیش نباشد، اما متاسفانه خبر این بار صحت داشت.خبرنگار ایسنا پس از درگذشت افشار، علاوه بر حیاتی، با گویندگان خبر متعددی درباره ویژگی های شخصیتی و حرفه ای او صحبت کرد و البته علت ج این گوینده باسابقه از تلویزیون را هم جویا شد. در این میان مازیار ناظمی که اکنون در یکی از وزارتخانه ها به کار مشغول است، کمی راحت تر از دیگران به تشریح وضعیت پرداخته است.ناظمی درباره کناره گیری قاسم افشار از تلویزیون به ایسنا گفته است: ما سرمایه های سازمان و بخش خبر را باید بهتر از این حفظ می کردیم و من دقیق نمی دانم چه اتفاقی افتاد که از کار خبر تلویزیون کنار رفتند، اما فکر می کنم باید حرمت ایشان بهتر نگه داشته می شد. در آن دوره موضوعی پیش آمد و گفتند گویندگانی که بازنشسته هستند، در شیفت قرار نگیرند. البته این موضوع با حال و هوای انتخابات سال ۸۸ تقارن پیدا کرد، اما به نظرم موضوع کناره گیری ایشان بیشتر کم حرمتی به او بود. قاسم افشار فردی ارزشمند بود و فردی نبود که بخواهی هر جا از او استفاده کنی. بعد از آن هم برنگشت و هیچ برنامه ای را نپذیرفت. گاهی با او ارتباط تلفنی داشتیم. «ناظمی البته به این نکته هم اشاره کرده که قاسم افشار بیماری دیابت داشت و با آن هم درگیر بود و اینکه فضای مجازی در این مدت با او نامهربان بود و شایعه هایی درباره سلامتی اش منتشر می شد. پیکر قاسم افشار صبح پنجشنبه تشییع می شود. خانواده اش ترجیح داده اند که این مراسم از مقابل منزلش انجام شود و پیکر او در جوار دخترش به خاک س خواهد شد؛ دختری که در سنین کودکی و در اوج زمان حضور افشار در تلویزیون به دلیل گیر جسم خارجی در گلو جان به جان آفرین تسلیم کرد و در آن دوره، حادثه ای دردناک را برای گوینده محبوب بخش های خبری تلویزیون رقم زد؛ دردی که تا مدت ها، حتی به هنگام گویندگی خبر، در چهره اش احساس می شد.قاسم افشار بعد از انقلاب به بخش های خبری صداوسیما وارد شده بود و ۳۰ سال تمام در یک بخش خبری ماند و خبر مشروح شبکه یک را خواند. او برخلاف اغلب همکارانش فعالیت در دیگر بخش های صداوسیما را نپذیرفت و ترجیح داد کاملا تخصصی به این حرفه مشغول باشد.او حدود سه دهه پیش، متن راهنمایی را برای زائران آستان قدس رضوی خوانده بود که به طور مرتب از بلندگو های صحن های حرم ضامن آهو، رضا (ع) پخش می شد.به گفته همکارانش، اشتباه های قاسم افشار در طول دوران کاری سطح حداقل ها بود و البته کارش را بسیار جدی می گرفت؛ چنین ویژگی هایی باعث شده است که به رغم ج ۱۰ ساله از قاب تصویر، قاسم افشار همچنان در ذهن مخاطبان بخش های خبری زنده بماند و قلب علاقه مندان به وی با شنیدن خبر درگذشتش به درد بیاید. روحش شاد و یادش گرامی باد.