ن رنگین پوست ها و غیر یی ها چه سهمی در اسکار داشته اند اخبار سینمای ایران و جهان

رنگین کمان شگفت انگیزترین ع رنگین کمان بسیار زیبا در جهان
گالری شگفت انگیزترین ع رنگین کمان بسیار زیبا در جهانهمراه ع رنگین کمان بخش مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیمع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا
باورهایی درباره رنگین کمان رنگین کمان به شکل سحرآمیزی ناگهان در افق ظاهر می شود و باریکه ای از رنگ های دلپذیر را در پهنه آسمان به نمایش می گذارد. در این هنگام تقریبا همه دست از کار می کشند و با چشمان خیره به آسمان نگاه می کنند. حتی بعضی ها فورا گوشی تلفن همراهشان را در می آورند تا از این لحظه ناب ع بگیرند.همان طور که پیداست کمتر ی پیدا می شود که از دیدن رنگین کمان خوشحال نشود و لبخند بر لبانش ننشیند. به همین علت در بیشتر جشن هایی که برای ک ن ب ا می شود روی صورت آنها رنگین کمان می کشند. در تزئین کیک تولد، پرچم هایی که در باغ ها نصب می شود و نیز روتختی و ملحفه تصویر رنگین کمان بسیار به چشم می خورد. شاعران زیادی هم از واژه رنگین کمان در ترانه های خود استفاده کرده اند. به علاوه، رنگین کمان در افسانه های قومی و اجدادی کشورهای مختلف وجود دارد. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا اما رنگین کمان دقیقا چگونه پدیده ای است و چطور ظاهر می شود؟
شاید عجیب به نظر برسد، اما رنگین کمان فقط یک خطای چشمی است. وقتی نور به قطرات آب برخورد می کند رنگین کمان تشکیل می شود. بر اثر این برخورد نور ش ته و در پشت قطره بازتاب می شود. نور هنگام وج از قطره نیز بار دیگر در زوایای مختلف بازتاب می یابد.شاید فکر کنید چون رنگین کمان پدیده شناخته شده ای است پس خود به خود همه چیز را درباره آن می دانیم، اما به راستی این طور نیست. اکنون چند نکته را که احتمالا درباره آنها نشنیده اید با یکدیگر مرور می کنیم. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا در انتهای رنگین کمان یک کوزه پر از طلا وجود دارد!
یکی از معروف ترین افسانه های قدیمی که درباره رنگین کمان گفته می شود این است که در انتهای آن یک کوزه پر از طلا وجود دارد که یک لِپِرکان از آن نگهبانی می کند. لپرکان یک موجود افسانه ای در اساطیر ایرلند است که به شکل پیرمردی کوچک اندام با کت و کلاه به تصویر کشیده می شود. این افسانه می گوید: در گذشته های دور، وایکینگ هایی که در ایرلند زندگی می د از راه غارتگری روزگار می گذراندند. آنها ثروتی را که با زور و چپاول به دست آورده بودند در مکان های مختلف دفن می د تا دست هیچ به آنها نرسد، اما وقتی ایرلند را ترک د بخشی از غنایم خود را جا گذاشتند. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا لپرکان ها این گنج های پنهان را یافتند. آنها وقتی فهمیدند وایکینگ ها این ثروت را از راه نادرست اندوخته بودند، دیگر نتوانستند به هیچ انسانی اعتماد کنند. پس از آن برای این که هیچ انسانی نتواند به گنجی که حالا آنها از آن خود می دانستند دست پیدا کند، همه طلاها را دوباره در اعماق زمین در قسمت های مختلف جزیره پنهان د. اکنون گمان می رود هر وقت رنگین کمان ظاهر می شود، انتهای آن دقیقا همان محلی است که لپرکان ها یکی از کوزه های طلا را دفن کرده بودند! اما هر که به جستجوی انتهای رنگین کمان رفته در نهایت دست خالی برگشته است، چون هیچ نمی تواند انتهای آن را پیدا کند. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا
رنگین کمان نیمدایره ای است
درست است که شکل هندسی رنگین کمان نیمدایره به نظر می رسد، اما در واقعیت رنگین کمان یک دایره کامل را تشکیل می دهد. پس چرا ما به جای دایره کامل فقط یک نیمدایره می بینیم؟وقتی از روی زمین به رنگین کمان نگاه می کنیم، فقط نوری را که به وسیله قطرات آب بالای افق بازتاب شده می بینیم. به همین علت نیمه پایینی و پنهان رنگین کمان مشاهده نمی شود. برای دیدن دایره کامل رنگین کمان باید خلبان باشید یا سرنشین هواپیما، آن وقت این امکان را دارید تا نیمه پایینی افق را هم ببینید و دایره کامل رنگین کمان برای شما ظاهر شود.گاهی اوقات ایستادن در مکان های بلند یا در قله کوه نیز راه حل مناسبی است. از آنجا که رنگین کمان دایره ای شکل است هیچ انتها و پایانی برای آن ممکن نیست. وقتی حرکت می کنید به نظر می رسد رنگین کمان هم با حرکت شما جابه جا می شود، چون نوری که باعث تشکیل رنگین کمان شده همیشه در فاصله و زاویه مشخصی از شما قرار دارد. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا رنگین کمان هفت رنگ دارد
تعداد رنگ هایی که در رنگین کمان می بینید بستگی به این دارد که چگونه به آن نگاه می کنید. در مدرسه یاد گرفتیم که رنگین کمان شامل هفت رنگ است. این رنگ ها به ترتیب عبارتند از: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش. اینها دقیقا همان رنگ های طیف مرئی هستند. قرمز بیشترین طول موج و بنفش کمترین طول موج را دارد.بعضی دانشمندان نیز فکر می کنند که دو رنگ نیلی و آبی آن قدر به هم شبیه هستند که تشخیص آنها چندان ساده نیست، اما رنگین کمان فقط به این هفت رنگ محدود نمی شود. حتما می پرسید بقیه رنگ ها مثل صورتی یا قهوه ای کجاست؟ جالب است بدانید این رنگ ها و بسیاری رنگ های دیگر در رنگین کمان وجود دارد. رنگین کمان از بیش از یک میلیون رنگ تشکیل شده که البته همه آن برای انسان قابل رؤیت نیست. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا
همه آدم ها دقیقا یک رنگین کمان را می بینند
یکی دیگر از ویژگی های جالب درباره رنگین کمان این است که هیچ وقت دو نفر دقیقا یک رنگین کمان را نمی بینند! شاید فکر کنید دقیقا همان رنگین کمانی را می بینید که بغل دستی تان دارد تماشا می کند. حتی ممکن است آنچه را می بینید توصیف کنید و نفر دیگر هم تائیدتان کند و بگوید او هم دقیقا مثل شما می بیند. اما مطمئن باشید هر دو نفرتان مثل هم نمی بینید!علت این است که وقتی به رنگین کمان نگاه می کنید، یعنی دارید نوری را می بینید که در قطرات آب بالای افق بازتاب یافته است، اما افقی که شما می بینید همیشه با بغل دستی تان فرق دارد. به عبارت دیگر، مرکز کمان در یک خط فرضی از چشم ناظر به سمت خورشید قرار دارد و چون دو ناظر هیچ وقت نمی توانند دقیقا در یک نقطه مکانی قرار بگیرند، پس هیچ وقت دقیقا یک رنگین کمان را نمی بینند. شاید باورتان نشود، اما واقعیت این است که حتی هر دو چشم یک ناظر هم دو رنگین کمان مختلف را می بیند. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا رنگین کمان همیشه بعد از باران اتفاق می افتد
دلایل قانع کننده برای این ادعا وجود دارد که رنگین کمان فقط در هوای بارانی اتفاق می افتد. برای تشکیل رنگین کمان لازم است در هوا قطرات آب وجود داشته باشد. در مرحله بعد باید نور با زاویه مناسب به این قطرات بتابد. اگر این اتفاق بیفتد، شاهد یک رنگین کمان زیبا خواهید بود!اما قطرات آب ممکن است به بسیاری دلایل دیگر غیر از باران در هوا وجود داشته باشد. در مکان هایی که آبشار وجود دارد مقدار زیادی از قطرات آب بر اثر برخورد با ص ه ها در هوا پراکنده می شود یا مثلا در هوای مه آلود یا شبنم دار نیز قطرات آب در هوا وجود خواهد داشت. اصلا مهم نیست این قطرات آب از کجا می آید، اما این نکته را هم فراموش نکنید که در همان لحظه نور خورشید باید با زاویه مناسب بتابد. زاویه تابش مناسب تا حداکثر ۴۲ درجه محاسبه شده است، در غیر این صورت رنگین کمان در پایین خط افق بازتاب خواهد یافت. اگر همه این شرایط مهیا شود باز هم لازم است آفتاب پشت سر شما باشد تا بتوانید رنگین کمان را ببینید. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا رنگین کمان در هر ساعتی از روز اتفاق می افتد
شاید فکر کنید احتمال به وجود آمدن رنگین کمان در هر ساعتی از روز ی ان است، چون صبح، ظهر و غروب در هر زمانی از روز ممکن است بعد از بارش باران یا مه آلود شدن هوا آفتاب دربیاید. کاملا درست فکر می کنید، اما معمولا احتمال بارندگی در اوا بعدازظهر بسیار بیشتر از اوایل صبح یا نیمه های روز است. به همین علت احتمال مشاهده رنگین کمان هنگام غروب و پایان روز بیشتر است. از طرفی، زاویه تابش نیز در این زمان بسیار مناسب است. البته آنچه گفته شد بیشتر در ماه های گرم تر سال صدق می کند، چون در ماه های سردتر خورشید چندان اوج نمی گیرد و رنگین کمان ممکن است در نیمه های روز هم دیده شود.از طرفی، ابرها و بالطبع بارندگی معمولا از غرب به شرق حرکت می کند؛ این در حالی است که خورشید از مشرق طلوع و در مغرب غروب می کند. در یک صبح بارانی، در حالی که خورشید از سمت مشرق در حال طلوع است برای دیدن رنگین کمان باید رو به مغرب و پشت به خورشید بایستید، اما اوا بعدازظهر همه چیز برع است. خورشید در مغرب در حال غروب است و در این ح برای دیدن رنگین کمان باید رو به مشرق بایستید. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا
شما نمی توانید خودتان رنگین کمان درست کنید
اصلا این طور نیست! اگر خوب فکر کنید یادتان می آید حتما در دوران کودکی این کار را انجام داده اید. همه کاری که باید انجام دهید این است که شیلنگ آب را باز کنید و پشت به آفتاب بایستید. سپس فشار آب را طوری تنظیم کنید که آب به اندازه مناسبی افشانه شود. بعد با دقت نگاه کنید، در میان افشانه های آب یک رنگین کمان ظاهر خواهد شد.اما برای این که با یک آزمایش علمی رنگین کمان درست کنید به یک ظرف کم عمق، مقداری آب، کاغذ سفید و یک آینه احتیاج دارید. ابتدا ظرف را تا نیمه از آب پر کنید و آینه را طوری در آب قرار دهید که نور خورشید به آن قسمت آینه که داخل آب فرورفته برخورد کند. سپس کاغذ سفید را بالای آینه در زوایای مختلف حرکت دهید تا این که رنگین کمان روی کاغذ ظاهر شود. این آزمایش فقط در روزهای آفت جواب می دهد، اما اگر هوا ابری بود هم می توانید به جای نور خورشید از نور چراغ قوه استفاده کنید. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا شما نمی توانید رنگین کمان را از بین ببرید
همان طور که می شود رنگین کمان درست کرد، این امکان هم وجود دارد که آن را از بین ببریم! فقط کافی است یک عینک آفت از نوع پولارایز (به معنی قطبی شده) تهیه کنید و آن را به ح عمودی جلوی خودتان نگه دارید. رنگین کمان پدیده ای است که باعث قطبی شدن پرتوهای نور در سطح عمودی می شود؛ یعنی همه پرتوهای نور در یک جهت به ارتعاش درمی آید. عینک های آفت قطبی شده نیز به همین ترتیب عمل می کند. این عینک ها از ورود بازتاب ها و تابش های خیره کننده که از سطح آب یا سایر سطوح مسطح که در جهت افقی قطبی شده اند جلوگیری می کند.به عبارت دیگر، عینک های قطبی شده فقط پرتوهای عمودی نور را به چشم راه می دهند و مانع ورود پرتوهای افقی می شوند. نکته اینجاست که رنگین کمان از پشت عینک های قطبی شده قابل رؤیت است، اما اگر همین عینک ها را به ح عمودی بگیرید، یعنی جهت قطبی شدنشان را از عمودی به افقی تغییر دهید آن وقت پرتوهای نور از رنگین کمان به چشم شما وارد نخواهد شد؛ گویی اصلا رنگین کمانی وجود ندارد. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا رنگین کمان فقط روزها اتفاق می افتد
به رنگین کمانی که شب ها اتفاق می افتد رنگین کمان قمری می گویند. رنگین کمان قمری وقتی تشکیل می شود که نور بازتاب یافته از ماه به قطرات آب موجود در هوا برخورد کند. برای این که رنگین کمان قمری شکل بگیرد ماه باید کامل باشد و همان طور که پیشتر هم گفته شد قطرات آب در هوا وجود داشته باشد.از آنجا که در مناطق گرمسیری مثل جزایر کارائیب و هاوایی بارش ها اغلب تا هنگام غروب ادامه می یابد، رنگین کمان قمری در این مناطق بسیار معمول است، اما رنگین کمان قمری کمرنگ تر از رنگین کمان عادی است، چون شدت نور ماه از نور خورشید کمتر است، اما دقیقا همان رنگ ها را دارد.چون در تاریکی تشخیص رنگ ها دشوارتر است، رنگین کمان قمری عموما سفید دیده می شود، اما اگر از همان لحظه با تکنیک نوردهی و عکاسی در شب ع بگیرید حتما یک رنگین کمان رنگی در ع تان ثبت خواهد شد. ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا شگفت انگیزترین ع رنگین کمان زیبا ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا شگفت انگیزترین ع رنگین کمان زیبا ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا شگفت انگیزترین ع رنگین کمان زیبا ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا شگفت انگیزترین ع رنگین کمان زیبا ع رنگین کمان، ع رنگین کمان زیبا
مراسم اسکار برای انی که به دنیای علاقه دارند، یا بازیگران و یا سلبریتی هایی که شاید هیچگاه جایزه اسکار در دسترس آن ها نباشد، مراسمی است که می توان آن را با کریسمس تقویم فرهنگ عمومی مقایسه کرد. آیا چیزی جالب تر از این وجود دارد که مردان و نی را تماشا کنید که لباس های فا آن ها حتی از ماشینی که سوار می شوید نیز گران تر است؟ آیا تماشای شادی انی که در مراسم اسکار برنده جایزه می شوند و بی تفاوتی دروغین انی که دست خالی از مراسم اسکار به خانه می روند جذاب نیست؟مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد
این روزها بحث مراسم اسکار ۲۰۱۸ داغ است و چیزی نمانده تا شاهد شبی شگفت انگیز و پر حاشیه باشیم، شبی که بسیاری ماحصل تلاش های یک سال خود را در آن جستجو می کنند. اما در مورد مراسم اسکار چه می دانید؟ آیا باورهایی که در مورد این مراسم دارید واقعیت دارند؟ در طی سالیان دراز برگزاری مراسم اسکار شایعات زیادی در مورد این مراسم شکل گرفته است که در ادامه این مطلب می خواهیم صحت وسقم آن ها را با هم مورد بررسی قرار دهیم.
۱- نفرین اسکار: بعد از دریافت اسکار سقوط در انتظار برنده خواهد بودمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد در هالیوود بسیاری به نفرین مراسم اسکار باور دارند. بر اساس این نفرین با بدیمنی، هر ی که برنده جایزه اسکار شود حرفه او خیلی زود در سراشیبی سقوط قرار گرفته و دیگر به موفقیتی در این حوزه دست نخواهد یافت. این افسانه به دهه ۱۹۳۰ باز می گردد، زمانی که یک بازیگر زن بعد از بدست آوردن جایزه اسکار در دو سال متوالی، شاهد افول خود و دور شدن از موفقیت بود. لوییز رینر جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ برای های «زیکفلد بزرگ» (the great ziegfeld) و «زمین خوب» (the good earth) دریافت کرد.اما کمتر ی اسم این بازیگر زن را به یاد می آورد زیرا او بعد از بدست آوردن این دو جایزه اسکار کاملاً محو شد. او بعدها جوایز اسکارش را به خاطر این افول سرزنش کرد و همین موضوع باعث شکل گیری افسانه نفرین اسکار شد. در سال های اخیر نیز چندین نمونه از این دست اتفاقات رخ داده که اعتقاد به نفرین اسکار را افزایش داده است. در مراسم اسکار سال ۱۹۹۷، کیوبا گودینگ جونیور جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای «جری مگوایر» (jerry maguire) بدست آورد اما خیلی زود به یک بازیگر معمولی و فراموش شده تبدیل شد.مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود داردهمین اتفاق برای هالی بری که در مراسم اسکار ۲۰۰۲ برای «توپ هیولا» (monster’s ball) جایزه بهترین بازیگر بازیگر نقش مکمل زن بدست آورده بود، آدرین برودی که در سال ۲۰۰۳ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای «پیانیست» (the pianist) را از آنِ خود کرده بود و همچنین مونیکه که در سال ۲۰۱۰ برای بازی در «گرانبها» (precious) برنده جایزه اسکار شده بود نیز رخ داد.این بازیگران از زمانی که برنده جایزه اسکار شده اند دیگر هیچگاه نتوانستند به اوج بازگردند و معمولاً در های درجه دوم یا نقش های مکمل و کمتر دیده شده بازی می کنند. اما ریاضی چیز دیگری می گوید. بر اساس آمار بیشتر انی که برنده جایزه اسکار شده اند پس از ترک مراسم اسکار حرفه ی آن ها شتاب بیشتری گرفته و موفقیت های بیشتری را برای آن ها رقم زده است.بر اساس مطالعات مبسوطی که در این زمینه توسط یک انجام شده و با بررسی بیش از ۱٫۰۲۳ بازیگر زن و مرد که جزو نامزدها و برندگان جایزه اسکار بوده اند مشخص گردیده که اکثر آن ها بعد از مراسم اسکار شرایط بسیار بهتری نسبت به قبل از آن داشته اند. علاوه بر این بازیگرانی که جایزه اسکار دریافت کرده و یا نامزد دریافت این جایزه شده اند در ۵ سال بعد از آن همواره نسبت به بازیگران دیگر نقش های بیشتری دریافت کرده اند.۲- نفرین عشقی اسکار: نی که اسکار می برند طلاق می گیرندمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد چیزی به بزرگی مراسم اسکار مطمئناً برای بیش از یک افسانه و شایعه جا دارد که به آن ربط داده می شود. شایعه پردازان که از باور داشتن به نفرین اسکار برای انی که برنده جایزه می شوند قانع نشده اند تئوری دیگری نیز ارائه کرده اند که بر اساس آن هر بازیگر زنی که برنده جایزه اسکار شود بلافاصله در روابط عاشقانه و زندگی خصوصی اش با مشکل مواجه شده و ج را تجربه خواهد کرد. بر اساس این افسانه، وقتی یک بازیگر زن با مجسمه اسکار به خانه می رود این مجسمه مرد به تنها مرد مورد علاقه او در زندگی تبدیل می شود و در نهایت باعث می شود در سال های اخیر نمونه های مشهور و پر سر و ص وجود داشته که ظاهراً این افسانه را تایید می کند.در کمال ناباوری، ریس ویثرسپون، ساندرا بولاک، هالی بری و هیلاری سوانک بعد از دریافت جایزه اسکار با ج از همسرشان روبرو شدند. اما آمارها نشان می دهد که این قاعده تنها در مواردی کوچک صحت داشته و نمی توان آن را به تمام انی که در مراسم اسکار موفق به دریافت جایزه شده اند تعمیم داد. بر اساس مطالعات همان ی که در مورد قبل به آن اشاره کردیم در مورد ۸۰۸ بازیگر زن شناخته شده، مشخص گردید که احتمال جدا شدن از همسر در نی که برنده جایزه اسکار شده اند ۸۵ درصد کمتر از دیگران بوده است و این عدد در میان نامزدهای دریافت جایزه اسکار نیز ۶۸ درصد کمتر از دیگر بازیگران زن تخمین زده شد.البته یک استثنا نیز وجود دارد و آن هم این که اگر یک زن و شوهر در ی همبازی باشند و در نهایت زن برنده جایزه اسکار شود احتمال ج آن دو بسیار زیاد است. شاید دلیل اصلی این موضوع این باشد که بازیگر مرد نمی تواند ندیده شدن در ی مشترک با همسرش را تحمل کند و بدین ترتیب نمی تواند با برتری همسرش بر خود در یک حرفه مشترک کنار بیاید.۳- کمدی ها و کمدین ها شانس کمی برای برنده شدن دارندمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد خب بسیاری بر این باورند برای این که در مراسم اسکار دیده شوید بهتر است سراغ کمدی نروید. بر اساس شایعات داوران اسکار بیش از همه به های درام یا بازی در های درام و عاشقانه توجه بیشتری نشان می دهند. به عبارت دیگر هر چه و نقش اشک تماشاگران را بیشتر و بهتر در بیاورد شانس آن برای دیده شدن در مراسم اسکار بیشتر است. بدین ترتیب حتی اگر ی به خاطر بیش از حد خنده دار بودن باعث جاری شدن اشک از چشمان شما شود نیز شانسی برای بردن آن مجسمه مرد کوچک نخواهد داشت.اما واقعیت این است که اگر چه در بسیاری از مراسم اسکار این اتفاق رخ داده اما همیشه نیز اینچنین نبوده است. در تاریخ مراسم اسکار کمتر پیش آمده که ی کمدی برنده اسکار شود اما بی سابقه نیز نیست. شاهد این مدعا نیز این است که تاکنون ۷ کمدی برنده جایزه اسکار شده اند که از آن ها می توان به «نمی تونی با خودت ببریش» (you can’t take it with you) در سال ۱۹۳۸، «آنی هال» (annie hall) در سال ۱۹۷۷ و اخیراً نیز «بازیگر» (the artist) در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. البته برخی دیگر از این ها نیز هایی درام بوده اند که رگه هایی از کمدی را در خود داشته اند، برای مثال های «فارست گامپ» (forrest gump) در سال ۱۹۹۴ و «مرد پرنده» (birdman) در سال ۲۰۱۴٫ همچنین بازیگران زیادی به خاطر بازی در های کمدی نامزد دریافت جایزه اسکار می شوند.برای مثال وودی آلن در سال ۱۹۷۷ برای «آنی هال» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. ر ن ویلیامز به خاطر «صبح بخیر، ویتنام» به شهرت رسید و آلن آرکین نیز برای بازی در کمدی «خانم سان شاین کوچولو» (little miss sunshine) برنده جایزه اسکار شد. البته در بخش های دیگری نیز جوایز اسکار به های کمدی رسیده است: کریستین ویگ برای «ندیمه های عروس» (bridesmaids) برنده بهترین نامه غیراقتباسی شد و اسکارهای افتخاری نیز بارها به بازیگران های کمدی تعلق گرفته است.۴- ماریسا تومی تنها به اشتباه جایزه اسکار دریافت کردمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد شاید این مشهورترین شایعه در مورد مراسم اسکار باشد. بر اساس این شایعه در سال ۱۹۹۳، ماریسا تومی برای «پسرعمویم وینی» (my cousin vinny) نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. اگر چه تنها نامزد شدن در این بخش برای تومی موفقیتی بزرگ محسوب می شود و در مقابل نیز بازیگران سرشناس دیگری مانند ونسا ردگریو و جوان پلورایت نیز برای هایی بزرگ تر در این بخش نامزد شده بودند اما در نهایت این تومی بود که جایزه اسکار را با خود به خانه برد.بلافاصله پس از اتمام مراسم اسکار شایعات شروع شد و بسیاری ادعا د که برنده شدن او تنها حاصل یک اشتباه بوده و درواقع ونسا ردگریو برنده واقعی جایزه اسکار بوده است. بر اساس این ادعاها، جک پالانس، از اهدا کنندگان جوایز اسکار سال ۱۹۹۳ ، به دلیل گیجی یا مستی نتوانسته اسمی که روی کاغذ به عنوان برنده این جایزه وجود داشت را به درستی بخواند. از این رو آ ین اسمی که در فهرست نامزدهای جایزه اسکار این بخش قرار داشت را خواند و آن هم ی جز تومی نبود. بدین ترتیب مدیران مراسم اسکار برای جلوگیری از آشفتگی در مراسم و ناراحت نشدن تومی چاره ای جز دادن جایزه اسکار به او نداشتند.اما این شایعات درست به نظر نمی رسد زیرا اگر مراسم اسکار سال ۲۰۱۷ را تماشا کرده باشید متوجه می شوید که هر گونه اشتباهی در اعلام اسامی نامزدها یا برندگان بلافاصله تصحیح خواهد شد. در مراسم اسکار ۲۰۱۷، اسم «لا لا لند» (la la land) به عنوان برنده اسکار بهترین سال انتخاب شد در حالی که قرار بود اسم «مهتاب» (moonlight) به عنوان برنده اعلام شود و در عرض چند دقیقه این اشتباه تصحیح شده و «مهتاب» به عنوان برنده جایزه اسکار بهترین اعلام شد. اگر تومی نیز برنده واقعی جایزه اسکار سال ۱۹۹۳ نبود این جبران اشتباه بلافاصله انجام می گرفت. علاوه بر این دو نفر در پشت صحنه که اسامی تمام برندگان را می دانند مراقب هستند که اشتباهی در دادن جوایز رخ نداده و کوچکترین اشتباهی را تصحیح خواهند کرد.۵- جایزه اسکار تنها یک دلار می ارزدمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد فرض کنید یک بازیگر، بردار یا صداپیشه در دنیای هالیوود هستید و به خاطر هنر و تلاشتان برنده جایزه اسکار می شوید. بعد از مدتی ورق بر می گردد و به هر دلیلی شرایطی برایتان پیش می آید که چاره ای جز فروش جایزه اسکار خود ندارید. اما یک قاعده کلی وجود دارد که در صورت تصمیم داشتن برای فروش جایزه اسکار باید آن را به آکادمی اسکار بازگردانید و یک دلار بابت آن دریافت کنید. در کمال ناباوری این موضوع صحت دارد اما این بدان معنا نیست که جایزه اسکار تنها یک دلار ارزش دارد. بر اساس محاسبات ساخت هر کدام از مجسمه های اسکار بیش از ۴۰۰ دلار هزینه دارد.اگر چه این مجسمه ظاهری طلایی دارد اما تنها روکشی از طلا روی آن کشیده شده و بیشتر آن از قلع ساخته شده است. اما چیزی که جایزه اسکار را باارزش می کند صاحب و دلیل دریافت آن است که می تواند ارزش این جایزه را صدها برابر افزایش دهد.قانون بازگرداندن مجسمه اسکار و دریافت یک دلار برای آن صحت دارد اما این قانون تنها برای جوایز اسکاری که پس از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند اعمال می شود. برای جوایز اسکاری که قبل از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند نیز بازار بسیار خوبی وجود دارد.بیشترین مبلغی که تاکنون برای یک جایزه اسکار پرداخت شده در سال ۱۹۹۹ بوده است که طی آن مایکل ج ون با مبلغ خیره کننده ۱٫۵۴۲٫۵۰۰ دلار توانست جایزه اسکار بهترین که متعلق به «بر باد رفته» (gone with the wind) بود را در یک حراجی از آنِ خود کند. جایزه اسکار ویوین لی برای بازی در همین نیز با قیمت بیش از ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به فروش رسید. برخی اوقات نیز جوایز اسکار یده می شوند زیرا ان می دانند که این مجسمه ها ارزش بسیار بالایی دارند.۶- تنها یک نفر می تواند برنده جایزه اسکار باشدمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد بعد از افتضاح خنده دار مراسم اسکار ۲۰۱۷ شاید دیگر هیچ چیزی تا این اندازه شما را هنگام شنیدن اسم برندگان شگفت زده کند اما باید بدانید که ممکن است اتفاقات عجیب تری نیز در مراسم اسکار رخ دهد. برای مثال ممکن است در هر بخشی بیش از یک برنده وجود داشته باشد و این اتفاق نیز تاکنون ۵ بار در مراسم اسکار رخ داده است. چنین اتفاقی با توجه به این که هزاران نفر در رأی گیری ها شرکت می کنند دور از ذهن نخواهد بود. در سال ۱۹۳۲، که هنوز مراسم اسکار به بلوغ چندانی نرسیده بود، یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد تنها با اختلاف یک رأی توانست رقیبش را ش ت دهد و برنده اسکار شود.اما داوران اسکار تشخیص دادند که این یک رأی برای برتری یکی بر دیگری کافی نبوده و به هر دو شخص به طور مشترک جایزه اسکار اعطا شد. البته امروزه این قانون تغییر کرده و تنها در صورتی که نتایج کاملاً مساوی باشند به بیش از یک نامزد، جایزه اسکار آن بخش اهدا می شود. اولین رأی مساوی در سال ۱۹۴۹ و برای بهترین مستند کوتاه رخ داد. در سال ۱۹۸۶ این اتفاق در مورد جایزه بهترین مستند رخ داد. همچنین در سال ۱۹۹۵ رأی دو نامزد برای دریافت جایزه بهترین لایو اکشن کوتاه مساوی شد که در نهایت جایزه اسکار به هر دو نامزد اهدا گردید.آ ین باری نیز که این اتفاق رخ داده در سال ۲۰۱۳ و در بخش بهترین صداگذاری بود که جایزه اسکار به طور مشترک به دو «سی دقیقه پس از نیمه شب» (zero dark thirty) و «اسکای فال» (skyfall) رسید. اما مشهورترین و جالب ترین مورد در سال ۱۹۶۹ رخ داد که در آن باربارا استریسند و کاترین هپبورن در بخش بهترین بازیگر زن هر کدام دقیقاً ۳٫۰۳۰ رأی را بدست آوردند.۷- رأی دهندگان نیز توسط هالیوود انتخاب می شوندمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد دعوت شدن برای عضویت در آکادمی اسکار افتخار بزرگی برای انی است که در حوزه سینما فعالیت دارند. شاید فکر کنید که داوران آکادمی اسکار از قشرهای مختلف جامعه با دیدگاه های متنوع هستند. بر اساس گزارش رو مه تایمز در سال ۲۰۱۳، بیش از ۹۳ درصد داوران اسکار سفید پوست و ۷۶ درصد از آن ها مرد بودند. میانگین سن داوران نیز ۶۳ سال بود. این ناهماهنگی قابل قبول به نظر نمی رسد و همین موضوع در سال ۲۰۱۶ جنجال ساز شد. بر اساس گزارش یو اس ای تودی، برای دومین سال متوالی تمامی ۲۰ بازیگر زن و مردی که برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده بودند همگی سفید پوست بودند. این اتفاق از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ هیچگاه رخ نداده بود.خیلی زود در رسانه های مجازی نژادپرستی در مراسم اسکار بزرگنمایی شد و درخواست های زیادی به آکادمی اسکار فرستاده شد تا از تنوع بیشتر در نامزدهای جوایز اسکار اطمینان حاصل شود. اکادمی اسکار نیز صداهای مختلف را شنیده و سعی کرد اقدامی برای حل این مشکل انجام دهد. اکنون داوران اسکار انی هستند که باید در ده سال اخیر در دنیای سینما فعالیت داشته باشند در غیر این صورت حق رأی دادن ندارند. بدین ترتیب انی که سنین بالایی دارند و سال هاست در سینما فعالیتی نداشته اند از جرگه داوران کنار رفته اند. همچنین داوران جوان تر معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض تی و نژادی داشته و در رأی های خود ت و نژاد را دستکم کمتر از گذشتگان مورد توجه قرار می دهند.۸- نقش های خاصی شانس برنده شدن بیشتری دارندمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد برخی از انواع نقش ها وجود دارند که خیلی زود به ط اسکار تبدیل می شوند. به عبارت دیگر گفته می شود که برخی نقش های خاص وجود دارند که بیشتر از دیگر نقش ها در مراسم اسکار مورد توجه قرار می گیرند و دیده می شوند.اما آمار و شواهد با این ادعا همخوانی زیادی ندارد. مجله انترتینمنت ویکلی برای اثبات یا رد این ادعاها تحقیقات وسیعی انجام داد. برای مثال ابتدا این مجله به بررسی این ادعا پرداخت که بازی در نقش مردان یا ن دارای مشکلات هویت ، شانس بازیگر را برای دریافت جایزه اسکار یا دستکم نامزد شدن افزایش خواهد داد.اولین بازیگری مردی که برای بازی در نقش یک مرد نامزد دریافت جایزه اسکار شد پیتر فینچ در سال ۱۹۷۱ بود. سپس ویلیام هرت در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش یک مرد در «بوسه زن عنکبوتی» (kiss of the spider woman) برنده جایزه اسکار شد. این اتفاق در سال ۱۹۹۸ نیز برای گرگ کینیر در «بهتر از این نمیشه» (as good as it gets) افتاد. از آن سال به بعد اما با توجه به این که بازیگران متعددی نقش ان را بازی کرده اند اما به ندرت پیش آمده که بتوانند در مراسم اسکار نامزد شوند یا جایزه را دریافت نمایند.برخی دیگر نیز بر این باورند که در صورتی که بازیگران به صورت در ی حاضر شوند شانس برنده شدن آن ها در مراسم اسکار بیشتر است. آمار نیز این ادعا را رد می کند و در طول سال های اخیر نیز به ندرت پیش آمده بازیگرانی با این شرایط توانسته باشند جایزه اسکار را با خود به خانه ببرند.۹- اهدا کننده جایزه همیشه ارتباطی با برنده داردمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد برخی در هالیوود بر این باورند که با توجه به فردی که برای اهدای جایزه فرا خوانده می شود می توان شخص برنده را حدس زد. در طول سال ها برگزاری مراسم اسکار نیز اتفاقات جالبی رخ داده که نشان می دهد ممکن است بین شخص اهدا کننده و برنده جایزه ارتباطی وجود داشته باشد. برای مثال یک بار ویلیام هرت برای دادن جایزه به مارلی ماتلین فرا خوانده شد در حالی که تنها چند ماه قبل از مراسم اسکار این دو از هم جدا شده بودند.در موردی دیگر هریسون فورد برای اهدای جایزه بهترین اسکار به روی صحنه دعوت شد و همه به این باور رسیدند که بدون شک استیون اسپیلبرگ، دوست قدیمی فورد، برای «نجات سرباز رایان» (saving private ryan) جایزه بهترین را دریافت خواهد کرد اما در نهایت هریسون فورد جایزه اسکار بهترین سال را به «ش پیر عاشق» (shakespeare in love) اهدا کرد. واقعیت این است که هالیوود یک شهر بسیار کوچک است و همه با دیگران به نحوی ارتباط پیدا می کنند. بر اساس مطالعاتی که مجله انترتینمنت ویکلی انجام داده است در ۲۵ سال اخیر تنها در ۱۸ مورد از ۱۵۱ مورد بین اهدا کننده جایزه و برنده آن ارتباطی وجود داشته است.نکته اینجاست که افراد بسیار کمی از اسم برندگان هر بخش اطلاع دارند و همه ثانیه هایی پیش از اعلام اسامی با برندگان آشنا می شوند. از این رو دعوت عمدی افرادی که با برندگان جوایز اسکار ارتباطی دارند تقریباً محال است. علاوه بر این معمولاً در بخش های بهترین بازیگر زن و مرد نیز اهدا کنندگان جوایز در واقع خود برنده سال قبل جایزه اسکار این بخش بوده اند. از این رو اگر هم ارتباطی بین اهدا کننده و برنده جایزه اسکار وجود داشته باشد کاملاً تصادفی خواهد بود.۱۰- مراسم اسکار همیشه مراسم اسکار نامیده می شده استمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد به طور رسمی مجسمه ای که به عنوان جایزه مراسم اسکار اهدا می شود «جایزه لیاقت آکادمی» (academy award of merit) نام دارد اما شاید کمتر ی این عنوان را شنیده باشد زیرا همه با عنوان جوایز اسکار یا مراسم اسکار از این شب فراموش نشدنی یاد می کنند. اما این موضوع از ابتدای شروع مراسم اسکار اینچنین نبوده است. بر اساس اطلاعات قرار داده شده در سایت آکادمی اسکار،مجسمه ی باارزش اسکار اسم خود را تصادفی بدست آورده است. آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال ۱۹۲۷ تاسیس شده و اولین مهمانی بزرگ خود را دو سال بعد برگزار کرد که با استقبال و مقبولیت غیرقابل انکاری مواجه گردید.جایزه مراسم اسکار طوری طراحی شده بود که شبیه یک شوالیه که شمشیری در دست دارد و روی حلقه ی با پنج چرخ ایستاده است به نظر برسد. این پنج چرخ نشان دهنده پنج رکن آکادمی (بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و غیره) بودند. این مجسمه تنها ۳۴ سانتیمتر ارتفاع اما وزن سنگینی نزدیک به ۴ کیلوگرم داشت. زمانی که مارگرت هریک، مسئول کتابخانه آکادمی اسکار، نسخه نهایی این مجسمه را دید اعلام کرد که این مجسمه شبیه عمویش اسکار است. به نظر می رسد که این سخنان او تاثیر زیادی بر روی اعضای موسس آکادمی داشته و از اسم عمو اسکار برای نامیدن مجسمه باارزش مراسم اسکار استفاده د.البته تا سال ۱۹۳۹ این اسم به طور رسمی برای جوایز مراسم آکادمی مورد استفاده قرار نگرفت. اما این اسم چنان مشهور شده بود که در سال ۱۹۳۴ نیز تمامی رو مه ها و رسانه ها از عنوان اسکار برای جوایز آکادمی استفاده می د. بدین ترتیب اسکار به عنوان اسم جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینما انتخاب شد و تاکنون نیز همین اسم باقی مانده است.
حسین علی پناهیشنبه، ۲۳ دیمراسم اسکار برای انی که به دنیای علاقه دارند، یا بازیگران و یا سلبریتی هایی که شاید هیچگاه جایزه اسکار در دسترس آن ها نباشد، مراسمی است که می توان آن را با کریسمس تقویم فرهنگ عمومی مقایسه کرد. آیا چیزی جالب تر از این وجود دارد که مردان و نی را تماشا کنید که لباس های فا آن ها حتی از ماشینی که سوار می شوید نیز گران تر است؟ آیا تماشای شادی انی که در مراسم اسکار برنده جایزه می شوند و بی تفاوتی دروغین انی که دست خالی از مراسم اسکار به خانه می روند جذاب نیست؟این روزها بحث مراسم اسکار ۲۰۱۸ داغ است و چیزی نمانده تا شاهد شبی شگفت انگیز و پر حاشیه باشیم، شبی که بسیاری ماحصل تلاش های یک سال خود را در آن جستجو می کنند. اما در مورد مراسم اسکار چه می دانید؟ آیا باورهایی که در مورد این مراسم دارید واقعیت دارند؟ در طی سالیان دراز برگزاری مراسم اسکار شایعات زیادی در مورد این مراسم شکل گرفته است که در ادامه این مطلب می خواهیم صحت وسقم آن ها را با هم مورد بررسی قرار دهیم.۱- نفرین اسکار: بعد از دریافت اسکار سقوط در انتظار برنده خواهد بوددر هالیوود بسیاری به نفرین مراسم اسکار باور دارند. بر اساس این نفرین با بدیمنی، هر ی که برنده جایزه اسکار شود حرفه او خیلی زود در سراشیبی سقوط قرار گرفته و دیگر به موفقیتی در این حوزه دست نخواهد یافت. این افسانه به دهه ۱۹۳۰ باز می گردد، زمانی که یک بازیگر زن بعد از بدست آوردن جایزه اسکار در دو سال متوالی، شاهد افول خود و دور شدن از موفقیت بود. لوییز رینر جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ برای های «زیکفلد بزرگ» (the great ziegfeld) و «زمین خوب» (the good earth) دریافت کرد.اما کمتر ی اسم این بازیگر زن را به یاد می آورد زیرا او بعد از بدست آوردن این دو جایزه اسکار کاملاً محو شد. او بعدها جوایز اسکارش را به خاطر این افول سرزنش کرد و همین موضوع باعث شکل گیری افسانه نفرین اسکار شد. در سال های اخیر نیز چندین نمونه از این دست اتفاقات رخ داده که اعتقاد به نفرین اسکار را افزایش داده است. در مراسم اسکار سال ۱۹۹۷، کیوبا گودینگ جونیور جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای «جری مگوایر» (jerry maguire) بدست آورد اما خیلی زود به یک بازیگر معمولی و فراموش شده تبدیل شد.همین اتفاق برای هالی بری که در مراسم اسکار ۲۰۰۲ برای «توپ هیولا» (monster’s ball) جایزه بهترین بازیگر بازیگر نقش مکمل زن بدست آورده بود، آدرین برودی که در سال ۲۰۰۳ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای «پیانیست» (the pianist) را از آنِ خود کرده بود و همچنین مونیکه که در سال ۲۰۱۰ برای بازی در «گرانبها» (precious) برنده جایزه اسکار شده بود نیز رخ داد.این بازیگران از زمانی که برنده جایزه اسکار شده اند دیگر هیچگاه نتوانستند به اوج بازگردند و معمولاً در های درجه دوم یا نقش های مکمل و کمتر دیده شده بازی می کنند. اما ریاضی چیز دیگری می گوید. بر اساس آمار بیشتر انی که برنده جایزه اسکار شده اند پس از ترک مراسم اسکار حرفه ی آن ها شتاب بیشتری گرفته و موفقیت های بیشتری را برای آن ها رقم زده است.بر اساس مطالعات مبسوطی که در این زمینه توسط یک انجام شده و با بررسی بیش از ۱٫۰۲۳ بازیگر زن و مرد که جزو نامزدها و برندگان جایزه اسکار بوده اند مشخص گردیده که اکثر آن ها بعد از مراسم اسکار شرایط بسیار بهتری نسبت به قبل از آن داشته اند. علاوه بر این بازیگرانی که جایزه اسکار دریافت کرده و یا نامزد دریافت این جایزه شده اند در ۵ سال بعد از آن همواره نسبت به بازیگران دیگر نقش های بیشتری دریافت کرده اند.۲- نفرین عشقی اسکار: نی که اسکار می برند طلاق می گیرندچیزی به بزرگی مراسم اسکار مطمئناً برای بیش از یک افسانه و شایعه جا دارد که به آن ربط داده می شود. شایعه پردازان که از باور داشتن به نفرین اسکار برای انی که برنده جایزه می شوند قانع نشده اند تئوری دیگری نیز ارائه کرده اند که بر اساس آن هر بازیگر زنی که برنده جایزه اسکار شود بلافاصله در روابط عاشقانه و زندگی خصوصی اش با مشکل مواجه شده و ج را تجربه خواهد کرد. بر اساس این افسانه، وقتی یک بازیگر زن با مجسمه اسکار به خانه می رود این مجسمه مرد به تنها مرد مورد علاقه او در زندگی تبدیل می شود و در نهایت باعث می شود در سال های اخیر نمونه های مشهور و پر سر و ص وجود داشته که ظاهراً این افسانه را تایید می کند.در کمال ناباوری، ریس ویثرسپون، ساندرا بولاک، هالی بری و هیلاری سوانک بعد از دریافت جایزه اسکار با ج از همسرشان روبرو شدند. اما آمارها نشان می دهد که این قاعده تنها در مواردی کوچک صحت داشته و نمی توان آن را به تمام انی که در مراسم اسکار موفق به دریافت جایزه شده اند تعمیم داد. بر اساس مطالعات همان ی که در مورد قبل به آن اشاره کردیم در مورد ۸۰۸ بازیگر زن شناخته شده، مشخص گردید که احتمال جدا شدن از همسر در نی که برنده جایزه اسکار شده اند ۸۵ درصد کمتر از دیگران بوده است و این عدد در میان نامزدهای دریافت جایزه اسکار نیز ۶۸ درصد کمتر از دیگر بازیگران زن تخمین زده شد.البته یک استثنا نیز وجود دارد و آن هم این که اگر یک زن و شوهر در ی همبازی باشند و در نهایت زن برنده جایزه اسکار شود احتمال ج آن دو بسیار زیاد است. شاید دلیل اصلی این موضوع این باشد که بازیگر مرد نمی تواند ندیده شدن در ی مشترک با همسرش را تحمل کند و بدین ترتیب نمی تواند با برتری همسرش بر خود در یک حرفه مشترک کنار بیاید.۳- کمدی ها و کمدین ها شانس کمی برای برنده شدن دارندخب بسیاری بر این باورند برای این که در مراسم اسکار دیده شوید بهتر است سراغ کمدی نروید. بر اساس شایعات داوران اسکار بیش از همه به های درام یا بازی در های درام و عاشقانه توجه بیشتری نشان می دهند. به عبارت دیگر هر چه و نقش اشک تماشاگران را بیشتر و بهتر در بیاورد شانس آن برای دیده شدن در مراسم اسکار بیشتر است. بدین ترتیب حتی اگر ی به خاطر بیش از حد خنده دار بودن باعث جاری شدن اشک از چشمان شما شود نیز شانسی برای بردن آن مجسمه مرد کوچک نخواهد داشت.اما واقعیت این است که اگر چه در بسیاری از مراسم اسکار این اتفاق رخ داده اما همیشه نیز اینچنین نبوده است. در تاریخ مراسم اسکار کمتر پیش آمده که ی کمدی برنده اسکار شود اما بی سابقه نیز نیست. شاهد این مدعا نیز این است که تاکنون ۷ کمدی برنده جایزه اسکار شده اند که از آن ها می توان به «نمی تونی با خودت ببریش» (you can’t take it with you) در سال ۱۹۳۸، «آنی هال» (annie hall) در سال ۱۹۷۷ و اخیراً نیز «بازیگر» (the artist) در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. البته برخی دیگر از این ها نیز هایی درام بوده اند که رگه هایی از کمدی را در خود داشته اند، برای مثال های «فارست گامپ» (forrest gump) در سال ۱۹۹۴ و «مرد پرنده» (birdman) در سال ۲۰۱۴٫ همچنین بازیگران زیادی به خاطر بازی در های کمدی نامزد دریافت جایزه اسکار می شوند.برای مثال وودی آلن در سال ۱۹۷۷ برای «آنی هال» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. ر ن ویلیامز به خاطر «صبح بخیر، ویتنام» به شهرت رسید و آلن آرکین نیز برای بازی در کمدی «خانم سان شاین کوچولو» (little miss sunshine) برنده جایزه اسکار شد. البته در بخش های دیگری نیز جوایز اسکار به های کمدی رسیده است: کریستین ویگ برای «ندیمه های عروس» (bridesmaids) برنده بهترین نامه غیراقتباسی شد و اسکارهای افتخاری نیز بارها به بازیگران های کمدی تعلق گرفته است.۴- ماریسا تومی تنها به اشتباه جایزه اسکار دریافت کردشاید این مشهورترین شایعه در مورد مراسم اسکار باشد. بر اساس این شایعه در سال ۱۹۹۳، ماریسا تومی برای «پسرعمویم وینی» (my cousin vinny) نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. اگر چه تنها نامزد شدن در این بخش برای تومی موفقیتی بزرگ محسوب می شود و در مقابل نیز بازیگران سرشناس دیگری مانند ونسا ردگریو و جوان پلورایت نیز برای هایی بزرگ تر در این بخش نامزد شده بودند اما در نهایت این تومی بود که جایزه اسکار را با خود به خانه برد.بلافاصله پس از اتمام مراسم اسکار شایعات شروع شد و بسیاری ادعا د که برنده شدن او تنها حاصل یک اشتباه بوده و درواقع ونسا ردگریو برنده واقعی جایزه اسکار بوده است. بر اساس این ادعاها، جک پالانس، از اهدا کنندگان جوایز اسکار سال ۱۹۹۳ ، به دلیل گیجی یا مستی نتوانسته اسمی که روی کاغذ به عنوان برنده این جایزه وجود داشت را به درستی بخواند. از این رو آ ین اسمی که در فهرست نامزدهای جایزه اسکار این بخش قرار داشت را خواند و آن هم ی جز تومی نبود. بدین ترتیب مدیران مراسم اسکار برای جلوگیری از آشفتگی در مراسم و ناراحت نشدن تومی چاره ای جز دادن جایزه اسکار به او نداشتند.اما این شایعات درست به نظر نمی رسد زیرا اگر مراسم اسکار سال ۲۰۱۷ را تماشا کرده باشید متوجه می شوید که هر گونه اشتباهی در اعلام اسامی نامزدها یا برندگان بلافاصله تصحیح خواهد شد. در مراسم اسکار ۲۰۱۷، اسم «لا لا لند» (la la land) به عنوان برنده اسکار بهترین سال انتخاب شد در حالی که قرار بود اسم «مهتاب» (moonlight) به عنوان برنده اعلام شود و در عرض چند دقیقه این اشتباه تصحیح شده و «مهتاب» به عنوان برنده جایزه اسکار بهترین اعلام شد. اگر تومی نیز برنده واقعی جایزه اسکار سال ۱۹۹۳ نبود این جبران اشتباه بلافاصله انجام می گرفت. علاوه بر این دو نفر در پشت صحنه که اسامی تمام برندگان را می دانند مراقب هستند که اشتباهی در دادن جوایز رخ نداده و کوچکترین اشتباهی را تصحیح خواهند کرد.۵- جایزه اسکار تنها یک دلار می ارزدفرض کنید یک بازیگر، بردار یا صداپیشه در دنیای هالیوود هستید و به خاطر هنر و تلاشتان برنده جایزه اسکار می شوید. بعد از مدتی ورق بر می گردد و به هر دلیلی شرایطی برایتان پیش می آید که چاره ای جز فروش جایزه اسکار خود ندارید. اما یک قاعده کلی وجود دارد که در صورت تصمیم داشتن برای فروش جایزه اسکار باید آن را به آکادمی اسکار بازگردانید و یک دلار بابت آن دریافت کنید. در کمال ناباوری این موضوع صحت دارد اما این بدان معنا نیست که جایزه اسکار تنها یک دلار ارزش دارد. بر اساس محاسبات ساخت هر کدام از مجسمه های اسکار بیش از ۴۰۰ دلار هزینه دارد.اگر چه این مجسمه ظاهری طلایی دارد اما تنها روکشی از طلا روی آن کشیده شده و بیشتر آن از قلع ساخته شده است. اما چیزی که جایزه اسکار را باارزش می کند صاحب و دلیل دریافت آن است که می تواند ارزش این جایزه را صدها برابر افزایش دهد.قانون بازگرداندن مجسمه اسکار و دریافت یک دلار برای آن صحت دارد اما این قانون تنها برای جوایز اسکاری که پس از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند اعمال می شود. برای جوایز اسکاری که قبل از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند نیز بازار بسیار خوبی وجود دارد.بیشترین مبلغی که تاکنون برای یک جایزه اسکار پرداخت شده در سال ۱۹۹۹ بوده است که طی آن مایکل ج ون با مبلغ خیره کننده ۱٫۵۴۲٫۵۰۰ دلار توانست جایزه اسکار بهترین که متعلق به «بر باد رفته» (gone with the wind) بود را در یک حراجی از آنِ خود کند. جایزه اسکار ویوین لی برای بازی در همین نیز با قیمت بیش از ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به فروش رسید. برخی اوقات نیز جوایز اسکار یده می شوند زیرا ان می دانند که این مجسمه ها ارزش بسیار بالایی دارند.۶- تنها یک نفر می تواند برنده جایزه اسکار باشدبعد از افتضاح خنده دار مراسم اسکار ۲۰۱۷ شاید دیگر هیچ چیزی تا این اندازه شما را هنگام شنیدن اسم برندگان شگفت زده کند اما باید بدانید که ممکن است اتفاقات عجیب تری نیز در مراسم اسکار رخ دهد. برای مثال ممکن است در هر بخشی بیش از یک برنده وجود داشته باشد و این اتفاق نیز تاکنون ۵ بار در مراسم اسکار رخ داده است. چنین اتفاقی با توجه به این که هزاران نفر در رأی گیری ها شرکت می کنند دور از ذهن نخواهد بود. در سال ۱۹۳۲، که هنوز مراسم اسکار به بلوغ چندانی نرسیده بود، یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد تنها با اختلاف یک رأی توانست رقیبش را ش ت دهد و برنده اسکار شود.اما داوران اسکار تشخیص دادند که این یک رأی برای برتری یکی بر دیگری کافی نبوده و به هر دو شخص به طور مشترک جایزه اسکار اعطا شد. البته امروزه این قانون تغییر کرده و تنها در صورتی که نتایج کاملاً مساوی باشند به بیش از یک نامزد، جایزه اسکار آن بخش اهدا می شود. اولین رأی مساوی در سال ۱۹۴۹ و برای بهترین مستند کوتاه رخ داد. در سال ۱۹۸۶ این اتفاق در مورد جایزه بهترین مستند رخ داد. همچنین در سال ۱۹۹۵ رأی دو نامزد برای دریافت جایزه بهترین لایو اکشن کوتاه مساوی شد که در نهایت جایزه اسکار به هر دو نامزد اهدا گردید.آ ین باری نیز که این اتفاق رخ داده در سال ۲۰۱۳ و در بخش بهترین صداگذاری بود که جایزه اسکار به طور مشترک به دو «سی دقیقه پس از نیمه شب» (zero dark thirty) و «اسکای فال» (skyfall) رسید. اما مشهورترین و جالب ترین مورد در سال ۱۹۶۹ رخ داد که در آن باربارا استریسند و کاترین هپبورن در بخش بهترین بازیگر زن هر کدام دقیقاً ۳٫۰۳۰ رأی را بدست آوردند.۷- رأی دهندگان نیز توسط هالیوود انتخاب می شونددعوت شدن برای عضویت در آکادمی اسکار افتخار بزرگی برای انی است که در حوزه سینما فعالیت دارند. شاید فکر کنید که داوران آکادمی اسکار از قشرهای مختلف جامعه با دیدگاه های متنوع هستند. بر اساس گزارش رو مه تایمز در سال ۲۰۱۳، بیش از ۹۳ درصد داوران اسکار سفید پوست و ۷۶ درصد از آن ها مرد بودند. میانگین سن داوران نیز ۶۳ سال بود. این ناهماهنگی قابل قبول به نظر نمی رسد و همین موضوع در سال ۲۰۱۶ جنجال ساز شد. بر اساس گزارش یو اس ای تودی، برای دومین سال متوالی تمامی ۲۰ بازیگر زن و مردی که برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده بودند همگی سفید پوست بودند. این اتفاق از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ هیچگاه رخ نداده بود.خیلی زود در رسانه های مجازی نژادپرستی در مراسم اسکار بزرگنمایی شد و درخواست های زیادی به آکادمی اسکار فرستاده شد تا از تنوع بیشتر در نامزدهای جوایز اسکار اطمینان حاصل شود. اکادمی اسکار نیز صداهای مختلف را شنیده و سعی کرد اقدامی برای حل این مشکل انجام دهد. اکنون داوران اسکار انی هستند که باید در ده سال اخیر در دنیای سینما فعالیت داشته باشند در غیر این صورت حق رأی دادن ندارند. بدین ترتیب انی که سنین بالایی دارند و سال هاست در سینما فعالیتی نداشته اند از جرگه داوران کنار رفته اند. همچنین داوران جوان تر معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض تی و نژادی داشته و در رأی های خود ت و نژاد را دستکم کمتر از گذشتگان مورد توجه قرار می دهند.۸- نقش های خاصی شانس برنده شدن بیشتری دارندبرخی از انواع نقش ها وجود دارند که خیلی زود به ط اسکار تبدیل می شوند. به عبارت دیگر گفته می شود که برخی نقش های خاص وجود دارند که بیشتر از دیگر نقش ها در مراسم اسکار مورد توجه قرار می گیرند و دیده می شوند.اما آمار و شواهد با این ادعا همخوانی زیادی ندارد. مجله انترتینمنت ویکلی برای اثبات یا رد این ادعاها تحقیقات وسیعی انجام داد. برای مثال ابتدا این مجله به بررسی این ادعا پرداخت که بازی در نقش مردان یا ن دارای مشکلات هویت ، شانس بازیگر را برای دریافت جایزه اسکار یا دستکم نامزد شدن افزایش خواهد داد.اولین بازیگری مردی که برای بازی در نقش یک مرد نامزد دریافت جایزه اسکار شد پیتر فینچ در سال ۱۹۷۱ بود. سپس ویلیام هرت در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش یک مرد در «بوسه زن عنکبوتی» (kiss of the spider woman) برنده جایزه اسکار شد. این اتفاق در سال ۱۹۹۸ نیز برای گرگ کینیر در «بهتر از این نمیشه» (as good as it gets) افتاد. از آن سال به بعد اما با توجه به این که بازیگران متعددی نقش ان را بازی کرده اند اما به ندرت پیش آمده که بتوانند در مراسم اسکار نامزد شوند یا جایزه را دریافت نمایند.برخی دیگر نیز بر این باورند که در صورتی که بازیگران به صورت در ی حاضر شوند شانس برنده شدن آن ها در مراسم اسکار بیشتر است. آمار نیز این ادعا را رد می کند و در طول سال های اخیر نیز به ندرت پیش آمده بازیگرانی با این شرایط توانسته باشند جایزه اسکار را با خود به خانه ببرند.۹- اهدا کننده جایزه همیشه ارتباطی با برنده داردبرخی در هالیوود بر این باورند که با توجه به فردی که برای اهدای جایزه فرا خوانده می شود می توان شخص برنده را حدس زد. در طول سال ها برگزاری مراسم اسکار نیز اتفاقات جالبی رخ داده که نشان می دهد ممکن است بین شخص اهدا کننده و برنده جایزه ارتباطی وجود داشته باشد. برای مثال یک بار ویلیام هرت برای دادن جایزه به مارلی ماتلین فرا خوانده شد در حالی که تنها چند ماه قبل از مراسم اسکار این دو از هم جدا شده بودند.در موردی دیگر هریسون فورد برای اهدای جایزه بهترین اسکار به روی صحنه دعوت شد و همه به این باور رسیدند که بدون شک استیون اسپیلبرگ، دوست قدیمی فورد، برای «نجات سرباز رایان» (saving private ryan) جایزه بهترین را دریافت خواهد کرد اما در نهایت هریسون فورد جایزه اسکار بهترین سال را به «ش پیر عاشق» (shakespeare in love) اهدا کرد. واقعیت این است که هالیوود یک شهر بسیار کوچک است و همه با دیگران به نحوی ارتباط پیدا می کنند. بر اساس مطالعاتی که مجله انترتینمنت ویکلی انجام داده است در ۲۵ سال اخیر تنها در ۱۸ مورد از ۱۵۱ مورد بین اهدا کننده جایزه و برنده آن ارتباطی وجود داشته است.نکته اینجاست که افراد بسیار کمی از اسم برندگان هر بخش اطلاع دارند و همه ثانیه هایی پیش از اعلام اسامی با برندگان آشنا می شوند. از این رو دعوت عمدی افرادی که با برندگان جوایز اسکار ارتباطی دارند تقریباً محال است. علاوه بر این معمولاً در بخش های بهترین بازیگر زن و مرد نیز اهدا کنندگان جوایز در واقع خود برنده سال قبل جایزه اسکار این بخش بوده اند. از این رو اگر هم ارتباطی بین اهدا کننده و برنده جایزه اسکار وجود داشته باشد کاملاً تصادفی خواهد بود.۱۰- مراسم اسکار همیشه مراسم اسکار نامیده می شده استبه طور رسمی مجسمه ای که به عنوان جایزه مراسم اسکار اهدا می شود «جایزه لیاقت آکادمی» (academy award of merit) نام دارد اما شاید کمتر ی این عنوان را شنیده باشد زیرا همه با عنوان جوایز اسکار یا مراسم اسکار از این شب فراموش نشدنی یاد می کنند. اما این موضوع از ابتدای شروع مراسم اسکار اینچنین نبوده است. بر اساس اطلاعات قرار داده شده در سایت آکادمی اسکار،مجسمه ی باارزش اسکار اسم خود را تصادفی بدست آورده است. آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال ۱۹۲۷ تاسیس شده و اولین مهمانی بزرگ خود را دو سال بعد برگزار کرد که با استقبال و مقبولیت غیرقابل انکاری مواجه گردید.جایزه مراسم اسکار طوری طراحی شده بود که شبیه یک شوالیه که شمشیری در دست دارد و روی حلقه ی با پنج چرخ ایستاده است به نظر برسد. این پنج چرخ نشان دهنده پنج رکن آکادمی (بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و غیره) بودند. این مجسمه تنها ۳۴ سانتیمتر ارتفاع اما وزن سنگینی نزدیک به ۴ کیلوگرم داشت. زمانی که مارگرت هریک، مسئول کتابخانه آکادمی اسکار، نسخه نهایی این مجسمه را دید اعلام کرد که این مجسمه شبیه عمویش اسکار است. به نظر می رسد که این سخنان او تاثیر زیادی بر روی اعضای موسس آکادمی داشته و از اسم عمو اسکار برای نامیدن مجسمه باارزش مراسم اسکار استفاده د.البته تا سال ۱۹۳۹ این اسم به طور رسمی برای جوایز مراسم آکادمی مورد استفاده قرار نگرفت. اما این اسم چنان مشهور شده بود که در سال ۱۹۳۴ نیز تمامی رو مه ها و رسانه ها از عنوان اسکار برای جوایز آکادمی استفاده می د. بدین ترتیب اسکار به عنوان اسم جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینما انتخاب شد و تاکنون نیز همین اسم باقی مانده است.اگر بعد از خواندن این مطلب بلند هنوز هم دوست دارید در مورد مراسم اسکار بیشتر بدانید می توانید به لینک های زیر نیز مراجعه کنید. هایی که در کمال ناباوری موفق به ب جایزه اسکار بهترین نشدند [قسمت اول]مروری بر تمامی عناوینی که برنده جایزه اسکار بهترین شده اند [قسمت اول]۲۶ چهره مشهور هالیوود که در عین ناباوری تاکنون موفق به ب جایزه اسکار نشده اند [قسمت اول]فراموش شدن بعد از شهرت؛ ۱۰ بازیگری که بعد از دریافت جایزه اسکار دچار افول شدندبرچسب هاoscar, oscars, جایزه اسکار, جوایز اسکار, سینما, مراسم اسکار, مراسم اسکار 2018, هالیوود
حسین علی پناهی۴ ساعت پیشمراسم اسکار ۲۰۱۸ به عنوان نودمین مراسم اسکار در طول تاریخ بسیار پرهیجان تر و حساس تر از سال های قبل بود. تحسین شده «شکل آب» (the shape of water) تنها چهار جایزه اسکار (بهترین ، بهترین کارگردانی، بهترین موسیقی اورجینال و بهترین طراحی تولید) را از آنِ خود کرد و بیشتر از هر دیگری در این جشنواره سینمایی جایزه برد. در رتبه دوم از لحاظ تعداد جوایز نیز «دانکرک» (dunkirk) قرار داشت که جوایز بهترین تدوین، بهترین صداگذاری و بهترین تدوین صدا را به خود اختصاص داد. های مختلف دیگری نیز هر کدام توانستند دو جایزه را از مراسم اسکار ۲۰۱۸ به خانه ببرند که از آن میان می توان به «بلید رانر ۲۰۴۹»، «کوکو»، «تاریک ترین ساعت» و «سه بیلبورد بیرون نگ، می » اشاره کرد.اسکار 2018چیزی که در مراسم اسکار ۲۰۱۸ خود را نشان داد این بود که جوایز بین های متعددی توزیع شد و برخلاف بسیاری از سال های گذشته، ی نتوانست بخش زیادی از جوایز را به خود اختصاص دهد. این موضوع بسیار امیدوار کننده است زیرا نشان می دهد که های زیادی شایستگی بدست آوردن جایزه اسکار و دیده شدن توسط تماشاگران را دارند. اما شاید وقتی پای صحبت در مورد برندگان و بازندگان جوایز اسکار ۲۰۱۸ به میان بیاید تعداد برندگان بیشتر از اشخاص و هایی بود که برنده جایزه مرد طلایی شدند. این مراسم ۸ برنده مختلف و دو بازنده داشت که جدای از دریافت کنندگان جوایز اسکار به آن ها خواهیم پرداخت.برنده بزرگ: شکل آباسکار 2018 ی که بیشترین نامزدی برای دریافت جایزه اسکار را داشت، بزرگترین برنده شب رویایی سینمای جهان نیز لقب گرفت. «شکل آب» در ۱۳ بخش نامزد دریافت جایزه شده بود که از آن میان ۴ جایزه را بدست آورد؛ از جمله دو مورد از مهمترین جوایز اسکار ۲۰۱۸ یعنی جایزه اسکار بهترین و بهترین کارگردانی برای گیرمو دل تورو. شکل آب یک داستان عاشقانه با ترکیبی از داستان های قدیمی و فانتزی است که داستان آن در دهه ۱۹۶۰ در ب یمور و در بحبوحه جنگ سرد می گذرد. این با نقدهای مثبت منتقدان روبرو شده و در میان تماشاگران نیز به شدت مورد توجه قرار گرفت، بدین ترتیب «شکل آب» توانست نام خود را برای همیشه در تاریخ سینما جاودانه سازد.با این وجود، بردن این جایزه در اسکار ۲۰۱۸ برای «شکل آب» آسان نبود زیرا باید رقبای متعدد و سرسختی را کنار می گذاشت تا دستکم برنده جایزه اسکار بهترین سال شود. ی تا آ ین لحظه اعلام برنده اسکار این بخش نمی توانست با اطمینان بگوید که کدام یک برنده جایزه خواهد شد. اما در نهایت سالی هاوکینز و ماهی دوست داشتنی اش توانستند این جایزه را از چنگ رقبا دربیاورند. زنده باد عشق واقعی!برندگان اسکار ۲۰۱۸: سه بیلبورد بیرون نگ، می ، دانکرک و برو بیروناسکار 2018هر سه این ها در بدست آوردن باارزش ترین جایزه اسکار ۲۰۱۸ ش ت خوردند اما اگر وارن بیتی اسم هر یک از این ها را به عنوان برنده اسکار بهترین سال می خواند هیچ ی از انتخاب داوران اسکار تعجب نمی کرد، بدین ترتیب می تواند این سه را نیز بازندگانی در حد برنده در دسته نامزدهای بهترین سال دانست که شایستگی ب این جایزه را داشتند. حماسی جنگی «دانکرک» توانست در زمینه بدست آوردن جوایز اسکار در رتبه ی دوم قرار گرفته و بعد از «شکل آب» با ۳ جایزه (بهترین تدوین، بهترین می صدا و بهترین تدوین صدا) برنده بزرگ دوم سال لقب بگیرد. اگر چه جوایز اسکار بخش صداگذاری را نمی توان با جایزه بهترین سال مقایسه کرد اما بدون شک جایزه بهترین تدوین چیز زیادی از جایزه بهترین کم ندارد.کریستوفر نولان، کارگردان «دانکرک»، فراز و نشیب های زیادی را در مراسم اسکار سال های پیش تجربه کرده اما برای های «تلقین» (inception) و «دانکرک» به ترتیب ۴ و ۳ جایزه اسکار را به خانه برده است و بدین ترتیب می توان گفت که نولان رفته رفته راه برنده شدن در مراسم اسکار را یاد گرفته است. از این رو می توان انتظار داشت که ساخته بعدی او بزرگ ترین موفقیتش در ب جوایز اسکار لقب بگیرد. به نظر می رسید تاثیرگذار «سه بیلبورد بیرون نگ، می » (three billboards outside ebbing, missouri) که چند هفته قبل بزرگ ترین برنده جوایز بفتا بود در مراسم اسکار ۲۰۱۸ نیز جوایز متعددی دریافت کند اما مشخص شد که واکنش های متفاوت نسبت به کمی از شور و شوق ها برای دادن جوایز متعدد به این کاسته است.اسکار 2018با این وجود «سه بیلبورد» دستکم توانست جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول (فرانسس مک دورمند) و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سم راکول) را به خود اختصاص دهد که موفقیتی قابل توجه به شمار می آید. در نهایت نیز ترسناک «برو بیرون» (get out) علیرغم شایستگی ها و شوری که در سال ۲۰۱۷ در سینماها بپا کرد تنها یک جایزه را به خانه برد و در یکی از دسته بندی های مهم و با پرستیژ جشنواره توانست جایزه بهترین نامه اورجینال را به خود اختصاص بدهد.اگر فکر می کنید چنین ی نمی توانست تنها با یک اسکار دیگر برنده جایزه بهترین سال شود بهتر است به اتفاقات دو سال پیش فکر کنید که در آن «اسپات لایت» (spotlight) علاوه بر جایزه بهترین سال تنها یک جایزه اسکار دیگر (بهترین نامه اورجینال) را به خود اختصاص داد که یکی از مهم ترین جوایز اسکار بوده و های بسیاری برای بدست آوردن آن با هم رقابت داشتند. اگر «برو بیرون» این موفقیت را تکرار می کرد جای تعجب نداشت. بدون شک جوردن پیل نیز مانند نولان برای بردن جوایز اسکار در سال های آینده بازخواهد گشت.بازنده بزرگ: لیدی برداسکار 2018 گرتا گرویگ در مورد یک دختر نوجوان در رامنتو که در حال به اتمام رساندن آ ین سال دبیرستان خود است شاید از همان ابتدا رقیب سرسختی برای دیگر های نامزد اسکار نبود. هایی که در مورد دختران نوجوان ساخته می شوند هیچگاه ط خوبی برای داوران اسکار و جوایز این جشنواره سینمایی شناخته شده نبوده اند، به خصوص اگر رگه هایی از کمدی نیز در خود داشته باشند. اما «لیدی برد» (lady bird) در اسکار ۲۰۱۸ حرف های زیادی نیز برای گفتن داشت؛ سناریویی غنی و چند لایه همراه با تدوین و کارگردانی بی نقص و قوی. از این رو نامزد شدن «لیدی برد» در چهار دسته چندان نیز عجیب و غریب نبود: دو نامزدی در بخش بهترین بازیگری برای سایروس رونان و لوری متکالف، دو نامزدی برای گرتا گرویگ در بخش نویسندگی و کارگردانی و مهم تر از همه در بخش بهترین کارگردانی.گرویک در حالی در این بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شده که در تاریخ ۹۰ ساله اسکار تنها ۴ زن دیگر نامزد بهترین کارگردانی اسکار شده و گرویک نفر پنجم بود. «لیدی برد» با دست خالی مراسم اسکار ۲۰۱۸ را ترک کرد هرچند به شدت مورد تحسین تماشاگران و منتقدان قرار گرفت و جوایز متعدد دیگری را در جشنواره های دیگر دریافت کرده بود. شاید موضوع باعث شد شانس «لیدی برد» برای بردن اسکار کاهش یابد اما جای شک باقی نیست که گرویگ سال های موفقی در آینده پیش روی خود دارد. بعد از ش ت تلخ ب در مراسم اسکار ۲۰۱۸، بسیاری امیدوارند که او در سال های آینده به آن چه که لیاقتش را دارد دست یابد.برنده پیر: پیرترین افسانه های زنده هالیووداسکار 2018با ۸۹ سال سن، جیمز آیوری، جایزه اسکار بهترین نامه اقتباسی سال را به خاطر تحسین شده «با اسمت مرا صدا بزن» (call me by your name) به خانه برد و به مسن ترین برنده جایزه اسکار در تاریخ ۹۰ ساله آن تبدیل شد. آیوری قبلاً نیز سه بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود و همگی این نامزدی ها در بخش بهترین کارگردانی بود: «باقیمانده های روز» (the remains of the day) در سال ۱۹۹۴، «پایان هاواردها» (howards end) در سال ۱۹۹۳ و «اتاقی با یک چشم انداز» (a room with a view) در سال ۱۹۸۷٫ تمامی این سه از رمان هایی مشهور اقتباس شده بودند اما آیوری خود کارگردانی آن ها را بر اساس نامه هایی اقتباس شده از دیگران ساخت که همگی نامزد دریافت جایزه اسکار شده و دو مورد آ نیز جایزه اسکار را با خود به خانه بردند.اسکار 2018با این وجود آیوری تنها پیر افسانه ای اسکار ۲۰۱۸ نبود. اگنس واردا، که یکی از شخصیت های سینمایی موثر در جریان موج نو سینمای فرانسه است ۹ روز مسن تر از آیوری است و توانست جایزه افتخاری اسکار برای یک عمر فعالیت هنری را دریافت کند. وی در بخش بهترین مستند نیز نامزد شده بود که این جایزه را در نهایت به «ایکاروس» (icarus) واگذار کرد. کریستوفر پلامر که ۸۷ سال سن دارد نیز در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در «تمام پول دنیا» (all the money in the world) نامزد اسکار شده بود که او را به مسن ترین بازیگر نامزد دریافت جایزه اسکار در تاریخ این مراسم تبدیل کرد.دو تن از اهدا کنندگان جوایز به نام های ریتا مورنو، ۸۶ ساله و ایوا ماری سنت، ۹۳ ساله نیز در مراسم اسکار ۲۰۱۸ توانستند اسم خود را در میان پیرهای تاریخ ساز هالیوود جاودانه سازند. در صنعتی که به طور عمده و غالب به ساختن بت از جوانان مشهور است، جای خوشحالی است که هنوز شخصیت هایی بالاتر از ۸۰ سال را می بینیم که در بزرگ ترین مراسم سینمایی جهان مورد ستایش و تمجید قرار می گیرند.برندگان بار اولی: تازه از راه رسیده هااسکار 2018تعدادی از انی که در مراسم ب اسکار ۲۰۱۸ به روی صحنه رفتند برای اولین بار بود که خود را در مراسم اسکار می دیدند. جایزه های بخش تکنیکی سازی به انی تعلق گرفت که برای اولین بار برنده این جایزه می شدند. در این میان می توان به راجر دیکینز اشاره کرد که قبلاً ۱۳ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده و هر بار قافیه را به رقبای خود باخته بود اما امسال توانست برای «بلید رانر ۲۰۴۹» (blade runner 2049) برنده جایزه بهترین برداری شود. با این وجود بسیاری از برندگان بزرگ اسکار ۲۰۱۸ حتی سابقه حضور در بین نامزدهای اسکار سال های قبل را نیز نداشتند.اسکار 2018یکی از این نامزدهای جدید، آلیسون جینی بود که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برای بازی در «من، تونیا» (i, tonya) بدست آورد. نفر بعدی جوردن پیل، نویسنده و کارگردان «برو بیرون» بود که به اولین کارگردان سیاهپوستی تبدیل شد که در بخش های بهترین نامه اورجینال، بهترین کارگردانی و بهترین نامزد دریافت جایزه اسکار در یک سال می شد. وی همچنین اولین کارگردان سیاهپوستی بود که با اولین خود در این سه بخش برای بدست آوردن جایزه اسکار رقابت می کرد. پیل در نهایت جایزه بهترین نامه اورجینال را بدست آورد. و گیرمو دل تورو نیز یکی از چهار کارگردان در بخش نامزدهای بهترین کارگردانی بود که برای اولین بار نامزد دریافت جایزه اسکار این بخش شده بود.گرتا گرویگ، کریستوفر نولان و جوردن پیل سه کارگردان دیگری بودند که برای اولین بار در این بخش نامزد اسکار شده و پل توماس اندرسون تنها کارگردانی بود که سابقه نامزدی قبلی در این بخش را نیز داشت. گیرمو دل تورو در نهایت توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای «شکل آب» (the shape of water) بدست آورد که در شبی فراموش نشدنی جایزه اسکار بهترین سال را نیز به خود اختصاص داد.برندگان پنهان: تیفانی ه و مایا رو فاسکار 2018همه می دانیم که تیفانی ه و مایا رو ف شخصیت های جذاب و دوست داشتنی هستند و از دیدن های آنان لذت برده ایم. چیزی که متوجه نشدیم میزان دوست داشتنی بودن و جذ ت این دو در مراسم اسکار ۲۰۱۸ بود زیرا در سال های گذشته مراسم اسکار استارهای کمدی بسیاری را به این مراسم تبدیل کرده و در کمال ناباوری همه از آن ها چهره ای خسته کننده و آزار دهنده دیدند. این دو ب بی نقص بودند.برنده عجیب: دکور مراسماسکار 2018مطمئناً بسیاری از اهدا کنندگان جوایز و برندگان از دکور غول پیکر و زیبای صحنه لذت بردند که آن را به یکی از برندگان مراسم تبدیل می کرد. از قالب های کریستالی دقیق تمامی صحنه گرفته تا فضای شبه قلعه ی تئاتر دالبی که به نظر می رسید از یک مراسم شام مربوط به یک تریلر ترسناک عاریه گرفته شده است همه چیز فوق العاده دیدنی بود. اما آیا تابحال به یاد دارید که دکور مراسم نظر شما را جلب کرده باشد؟ آیا شده حاضران در بالای صحنه حتی در مورد آن صحبت کنند؟در مراسم ب اسکار ۲۰۱۸ جین فاندا که همراه با هلن میرن برای اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد روی صحنه حاضر شده بودند اعلام کرد که دکور صحنه او را به یاد یکی از های دوران جوانی اش می اندازد. طراحان صحنه مراسم اسکار ۲۰۱۸ ، خسته نباشید! نمی توانیم با قطعیت بگوییم که همه از دکور مراسم خوششان آمد اما بدون شک این دکور برای همیشه در یادها می ماند.بازنده اخلاق: آکادمی اسکار به خاطر کم ارزش پیام «time’s up» با اهدای جایزه به کوبی برایانتاسکار 2018شاید از جهتی قابل درک باشد که کوبی برایانت برای کوتاه انیمیشنی خود با عنوان «بسکتبال عزیز» (dear basketball) برنده جایزه اسکار شود که نسخه انیمیشنی شعری است که توسط برایانت سروده شده. این انیمیشن در ظاهر برای نشان دادن عشق او به بسکتبال ساخته شده اما در عمل به محملی برای نشان دادن مهارت او در این ورزش تبدیل شده است. او از آن دسته سلبریتی هایی است که به ندرت برای رقابت در این بخش دیده خواهد شد اما برایانت برای این انیمیشن کوتاه، حمایت گلن کین به عنوان یک انیماتور افسانه ای و همچنین جان ویلیامز به عنوان یک آهنگساز مشهور را پشت خود داشت.علاوه بر این وی برای تیم محبوب شهر یعنی لیکرز بازی می کرد از این رو اگر برنده این بخش نمی شد باید تعجب می کردیم هر چند ساخته او آن قدرها هم خارق العاده نبود که به این سادگی برنده شناخته شود. از همه مهم تر این که برنده شدن کوبی برایانت یک دهن کجی به های حمایت از ن «time’s up» و «#metoo» بود زیرا برایانت در سال ۲۰۰۳ به متهم شد. این ماجرا اگر چه در نهایت با توافق طرفین و رأی دادگاه خاتمه یافت اما شواهدی که نشان می داد این اتفاق واقعاً رخ داده، شاید بهترین دلیل برای رأی دهندگان اسکار ۲۰۱۸ بود که در حمایت از های حمایت از ن در هالیوود، انتخاب دیگری غیر از کوبی برایانت داشته باشند.مجری برنده: جیمی کیملاسکار 2018بسیاری از مجریان اسکار در دومین تجربه حضور خود در این مراسم عملکرد بهتری داشته اند زیرا به این نقش عادت کرده و دیگر استرس سابق را ندارند. جیمی کیمل اما بعد از مراسم اسکار ۲۰۱۷ چیزهای زیادی برای اثبات داشت؛ از جمله اشکالی که در اعلام نام بهترین سال در مراسم اسکار ۲۰۱۷ رخ داد و البته هیچ انتقادی را متوجه کیمل نکرد. البته کیمل در سال گذشته نیز عملکرد خوبی داشت و خونسردی او در پایان مراسم برای همیشه ماندگار شد.وی تجربیات خوبی از مراسم سال گذشته اندوخته و به خوبی می دانست که چگونه این مراسم را مدیریت نماید. در سالی که مراسم اسکار از تیفانی ه و مایا ه به عنوان مجریان فرعی سود می برد، کیمل واکنش بسیار طبیعی و خیره کننده ای داشت. نطق او در مراسم اسکار ۲۰۱۸ بسیار موثر و با قدرت بود و مسایل که در برنامه شبانه قبلی خود به آن اشاره کرده بود را مورد توجه قرار داد. همچنین وی جوک های جالب و نیشداری در مورد نحوه به گوشه رانده شدن ن در هالیوود و اذیت و آزار آنان ادا کرد.برندگان پیشگوی اسکاراسکار 2018شاید عجیب ترین برندگان اسکار، پیشگویانی بودند که اتفاقات اسکار ۲۰۱۸ را تقریباً درست پیش بینی کرده بودند. از چهار بخش اسکار در حوزه بازیگری تا بهترین کارگردانی و بخش اعظم جوایز مربوط به حوزه های تکنیکی، بسیاری از پیشگویی ها درست از آب درآمد. بسیاری پیش بینی کرده بودند که در بخش های مهم و رقابتی اسکار یعنی بهترین و بهترین نامه اقتباسی به ترتیب های «شکل آب» و «برو بیرون» برنده جایزه اسکار خواهند شد و جالب این که در رقابتی ترین بخش جوایز اسکار دقیقاً همین اتفاق افتاد. البته مراسم اهدای جوایز سینمایی در ماه های گذشته سهم زیادی در درست بودن این حدس ها داشت زیرا تا حدود زیادی مشخص شده بود که چه هایی از بیشترین شانس برخوردارند.برخی دیگر نیز با جمع آوری داده ها در مورد ها توانسته بودند آن هایی که شانس بیشتری برای بردن جایزه دارند را مشخص نمایند. البته امسال برخلاف سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، هایی که بیشترین شانس را داشتند برنده اسکار شدند و انتخاب هیچ ی باعث شگفتی نشد. برنده شدن «شکل آب» در بخش بهترین اسکار ۲۰۱۸ بسیار عجیب بود زیرا ی است که در آن با یک مرد به شکل ماهی آشنا می شویم اما اگر مراسم اهدای جوایز سینمایی چند ماه اخیر را دنبال کرده باشید متوجه می شوید که این بیشترین نامزدی را در جشنواره های سینمایی داشته است. مراسم اسکار ۲۰۱۸ مراسم بی نظیری بود و احتمالات بسیاری در مورد برنده نهایی داده می شد.فهرست برندگان اسکار ۲۰۱۸: طوفان «دانکرک» و «شکل آب» در ایستگاه ۹۰ایرانیان هم در اسکار ۲۰۱۸ افتخار آفرینی دمراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود داردبرچسب هاoscar, oscar 2018, اسکار, اسکار 2018, برندگان اسکار, برندگان اسکار 2018, جشنواره اسکار, جشنواره های سینمایی, مراسم اسکار
با افزایش سن، نشانه های پیری به تدریج روی پوست ما پدیدار می شوند. با گذشت زمان، پوست ح ارتجاعی طبیعی خود را از دست می دهد و این مسئله، زمینه ساز شل شدن و افتادگی پوست می شود. افتادگی پوست امری طبیعی است که نمی توان جلوی آن را گرفت؛ اما می توانیم میزان افتادگی پوست را کم کنیم و با رعایت نکاتی، زمان بروز این مشکل را به تأخیر بیندازیم.مقاله های مرتبط:اغلب افراد برای مقابله با مشکل افتادگی پوست به سراغ جراحی های زیبایی می روند. این جراحی ها، افزون بر هزینه های سنگین، معمولا یک سری عوارض جانبی هم در پی دارند.خوشبختانه، برخی درمان های ساده و آسانِ خانگی برای سفت پوست وجود دارند که برای کاهش چین و چروک و خطوط پوست نیز مؤثر هستند. پیش از معرفی این روش ها، بهتر است کمی در مورد عوامل شل شدگی و افتادگی پوست صحبت کنیم.چه عواملی باعث افتادگی و شل شدن پوست می شوند؟افتادگی پوست - افتادگی پوستافتادگی پوست، یکی از اصلی ترین نشانه های پیری است که روی پوست صورت بیش از سایر قسمت ها، خود را نشان می دهد. نخستین نشانه ی پیری، چین و چروک است. پوست چانه، گونه، بینی، گردن، بازوها و سایر قسمت های بدن با افزایش سن دچار افتادگی می شود. علل و عوامل اصلی افتادگی پوست را در ادامه شرح می دهیم:با افزایش سن، سرعت سنتز کُلاژن در پوست کند می شود و در نتیجه، پوست به مرور کشش و سفتی خود را از دست می دهد.بافت همبند پوست که از غضروف و استخوان های گوناگون محافظت می کند، با گذشت زمان ضعیف می شود.حجم چربی هایی که به صورت یکنواخت در زیر پوست توزیع شده اند و پوست را صاف نگه می دارند، کاهش می یابند و توده هایی تشکیل می دهند. این توده ها بر اثر نیروی گرانش زمین دچار افتادگی می شوند.قرارگیریِ بیش از حد در معرض نور خورشید، موجب از بین رفتن کلاژن و اِلاستین پوست و در نتیجه افتادگی پوست می شود. دود سیگار و آلودگی هوا نیز عوامل دیگری هستند که فرآیند شکل گیری چین و چروک را تسریع می کنند.کاهش سریع وزن و بارداری نیز ممکن است موجب افتادگی پوست شود.بنابراین، هم عوامل درونی و هم عوامل بیرونی در شل شدگی و افتادگی پوست نقش دارند. در ادامه ی این نوشتار، بهترین روش ها و ماسک های خانگی را برای رفع و جلوگیری از افتادگی پوست معرفی خواهیم کرد.مقاله مرتبط: ۱۰ خوراکی که شما را ۱۰ سال جوان تر می کندنسخه های خانگی برای سفت پوستنسخه های خانگی - افتادگی پوست ۱. روغن های سفت کننده ی پوست۲. ماسک های سفت کننده ی پوستماسک سفیده ی تخم مرغ؛ماسک موز؛ماسک خاک رس.۳. سایر نسخه های خانگی برای سفت پوستتفاله ی قهوه؛نارون کوهی؛ژل آلوئه ورا؛زاج سفید؛گوجه فرنگی؛نمک اِپسوم یا نمک فرنگی؛آبلیمو؛ماست.با ما همراه باشید تا ببینیم این نسخه های خانگی برای درمان افتادگی پوست به چه مواد اولیه ای نیاز دارند، چند بار باید استفاده شوند و چگونه به شما کمک می کنند پوستی زیبا داشته باشید.مقاله مرتبط: روش تهیه ۱۰ ماسک برای سفت شدن پوست صورتبخش اول: روغن های سفت کننده ی پوست۱. روغن نارگیلروغن نارگیل - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:روغن نارگیل اصلروش استفاده:روی قسمت هایی از پوست که دچار افتادگی شده اند، روغن بمالید و با حرکات دایره ای رو به بالا پوست را ماساژ دهید.ماساژ را به مدت ۱۰ دقیقه ادامه دهید.اجازه دهید روغن تا صبح روی پوست شما بماند.تعداد دفعات استفاده:هر شب، پیش از رفتن به رختخواب می توانید از این روش استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:روغن نارگیل با نفوذ به لایه های عمقی پوست، به جوان سازی سلول های پوستی کمک می کند. این روغن پوست را تغذیه می کند و آن را مرطوب نگه می دارد. آنتی ا یدان های موجود در این روغن، اثر رادیکال های آزاد را خنثی کرده و از پیری زودرس پوست جلوگیری می کنند.مقاله مرتبط: خواص روغن نارگیل برای پوست، مو و کاهش وزن۲. روغن دلمواد مورد نیاز:نصف فنجان روغن دلروش استفاده:روغن را حرارت دهید تا نیم گرم شود.پیش از است ، قسمت هایی را که دچار افتادگی پوست هستند و یا کل بدن را به روغن آغشته کنید و ماساژ دهید.ماساژ را به مدت پنج دقیقه و با حرکات رو به بالا ادامه دهید.پس از ماساژ دوش بگیرید.تعداد دفعات استفاده:می توانید از این روغن ۲ تا ۳ بار در هفته استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:روغن دل پوست را سفت و درخشان می کند. با افزایش گردش خون براثر ماساژ با روغن، جوان سازی پوست صورت می گیرد. همچنین، سطح بالای ویتامین e موجود در این روغن، از پیری پوست و بروز چین و چروک پیش گیری می کند.هشدار:روغن دل ممکن است موجب حساسیت پوستی شود. بهتر است پیش از ماساژ با این روغن، آن را روی قسمت کوچکی از بدن امتحان کنید.۳. روغن رزماریمواد مورد نیاز:نصف خیاریک قاشق غذاخوری روغن رزماریروش استفاده:پوست خیار را بگیرید و آن را رنده کنید تا از آن یک مایع روان به دست بیاید.روغن رزماری را به خیار اضافه کنید و خوب به هم بزنید.مخلوطِ به دست آمده را روی صورت و سایر مناطقی که دچار افتادگی پوست هستند، بمالید.پس از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پوست خود را بشویید.تعداد دفعات استفاده:هر ۳ یا ۴ روز یک بار، می توانید از این روش بهره بگیرید.علت تأثیرگذاری روش:این روغن گردش خون را بهبود می بخشد و افزایش گردش خون، پوست افتاده را سفت می کند. افزون بر آن، آنتی ا یدان های موجود در این ماسک، تولید فیبروپلاست و قابلیت ارتجاعی پوست را افزایش می دهند. این ماسک سرشار از کارنوزول و اسکوالین است که روند پیری پوست را کند می کنند.۳. روغن باداممواد مورد نیاز:روغن بادامروش استفاده:پیش از است ، روغن بادام را به مدت ۲۰ دقیقه روی پوست خود ماساژ دهید.تعداد دفعات استفاده:هر روز یا دستِ کم یک روز در میان از این روغن استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:روغن بادام سرشار از ویتامین e است که پوست را مرطوب می کند. این روغن به طور محسوسی، افتادگی پوست را کاهش می دهد و پوست را به صورت طبیعی سفت می کند.۴. روغن آووکادومواد مورد نیاز:روغن آووکادوروش استفاده:پوست افتاده و شل را با حرکات رو به بالا توسط روغن آووکادو به مدت ۱۵ دقیقه ماساژ دهید.یک ساعت یا بیشتر منتظر بمانید و سپس پوست خود را بشویید.تعداد دفعات استفاده:روزی یک بار می توانید این کار را انجام دهید.علت تأثیرگذاری روش:روغن آووکادو، رطوبت رسانی قوی است که به لایه های عمقی پوست نفوذ می کند. این روغن سنتز کلاژن را سرعت می بخشد و به این ترتیب، پوست شما به طور چشمگیری سفت خواهد شد. این روغن حاوی ویتامین های b، a و e است که به سفت شدن پوست کمک می کنند.مقاله مرتبط: سفید پوست صورت با ۱۰ ماسک طبیعی۵. روغن ویتامین eمواد مورد نیاز:کپسول ویتامین eروش استفاده:تعدادی کپسول ویتامین e را سوراخ کنید و روغن داخل آن را خارج کنید.این روغن را به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه روی پوست ماساژ دهید.اجازه دهید روغن تا صبح روی پوست تان بماند.تعداد دفعات استفاده:روغن ویتامین e را می توانید هرشب پیش از خواب استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:ویتامین e برای سلامت، درخشش و سفتی پوست ضروری است. این ویتامین، آنتی ا یدانی طبیعی است که از آسیب ِ رادیکال های آزاد به پوست جلوگیری می کند و باعث می شود پوستی زیبا و سالم داشته باشید.۶. روغن ماهیروغن ماهی - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:کپسول روغن ماهیروش استفاده:کپسول ها را سوراخ کنید و روغن موجود در آن را روی پوست خود بمالید.دو دقیقه پوست خود را با روغن ماساژ دهید.می توانید روغن را تا صبح، روی پوست خود نگه دارید یا اینکه پس از یک ساعت، آن را بشویید.همچنین می توانید هر روز یک کپسول روغن ماهی را به صورت خوراکی صرف کنید.تعداد دفعات استفاده:هر شب، پیش از خواب می توانید از این روغن بهره بگیرید.علت تأثیرگذاری روش:روغن ماهی حاوی مقادیر زیادی اسیدهای چرب اُمگا می باشد که موجب آبرسانی و مرطوب پوست می شوند. با افزایش گردش خون، میزان بازسازی سلول های پوست نیز بیشتر می شود. در پی استفاده از این روغن، پوست شما در مدتی کوتاه سفت و درخشان می شود.هشدار:اگر به ماهی یا فرآورده های آن آلرژی دارید، از این نسخه استفاده نکنید.مقاله مرتبط: آشنایی با روش های درمان خشکی پوست۷. روغن زیتونمواد مورد نیاز:روغن زیتون اصلروش استفاده:پس از است ، پوست خود را خشک کنید.به مدت چند دقیقه تمام بدن خود را با روغن زیتون ماساژ دهید.تعداد دفعات استفاده:هر روز به جای لوسیونِ بدن از روغن زیتون استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:ماساژ با روغن زیتون، روشی مطمئن است که رطوبت پوست شما را حفظ می کند و باعث درخشندگی آن می شود. این روغن، سرشار از ویتامین e و آنتی ا یدان هایی است که پوست شما را سفت کرده و آن را در برابر آسیب ها مقاوم می سازند.۸. روغن گل پامچالمواد مورد نیاز:روغن گل پامچالروش استفاده:چند قطره روغن گل پامچال را روی انگشتان خود بریزید و با حرکات رو به بالا صورت و گردن خود را با این روغن ماساژ دهید.۵ تا ۷ دقیقه ماساژ را ادامه دهید.اجازه دهید روغن در طول شب روی پوست تان بماند.تعداد دفعات استفاده:هر شب، پیش از رفتن به رختخواب این کار را انجام دهید.علت تأثیرگذاری روش:روغن گل پامچال حاوی گاما لینولنیک اسید (gla) است که با کمک به سنتز کلاژن، چین و چروک، خطوط و افتادگی پوست را کاهش می دهد.۹. روغن آرگانروغن آرگان- افتادگی پوستمواد مورد نیاز:روغن آرگانروش استفاده:چند قطره روغن آرگان به لوسیون خود اضافه کنید یا از این روغن به تنهایی برای ماساژ پوست تان استفاده کنید.اجازه دهید روغن در طول روز روی پوست تان بماند.تعداد دفعات استفاده:هر روز هنگام مرطوب پوست تان می توانید از این روغن استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:مواد مُغذیِ موجود در روغن آرگان با افزیش قابلیت ارتجاعی پوست، آن را سفت و کشیده می کنند. اثر ضد پیریِ روغن آرگان، توسط پژوهشگران به اثبات رسیده و عملا نیز تجربه شده است. بهره گیری منظم از این روغن، به شکلی محسوس، موجب کشیدگی و رفع افتادگی پوست خواهد شد.مقاله مرتبط: لایه برداری پوست صورت با ۲۸ ماسک موثر خانگیبخش دوم: ماسک های سفت کننده ی پوست صورت۱. ماسک سفیده ی تخم مرغمواد مورد نیاز:۱ عدد سفیده ی تخم مرغیک قاشق غذاخوری عسلروش استفاده:سفیده ی تخم مرغ را با عسل مخلوط کنید.ماسک را روی صورت خود پخش کنید و ۱۵ دقیقه منتظر بمانید.پس از این مدت صورت خود را با آب بشوئید.تعداد دفعات استفاده:برای داشتن پوستی سفت و کشیده می توانید از این ماسک ۳ بار در ماه استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:سفیده ی تخم مرغ سرشار از پروتئینِ آلبومین است و می تواند به شکلی مؤثر، قابلیت ارتجاعی پوست را بهبود بخشد. این ماده همچنین به بازسازی سلول های پوست کمک می کند و باعث طراوت و شاد طبیعی پوست می شود. عسل نیز رطوبت پوست شما را حفظ می کند و با آنتی ا یدان هایی که دارد، به جوان سازی پوست کمک می کند. این ماسک یکی از نسخه های مطمئن برای رفع افتادگی پوست است.۲. ماسک موزمواد مورد نیاز:۱ عدد موز رسیدهچند قطره آبلیموی تازه (اختیاری)روش استفاده:موز را له کنید و آن را روی تمام پوست صورت و گردن خود بمالید.می توانید چند قطره آبلیموی تازه داخل ماسک خود بچکانید.۱۵ دقیقه منتظر بمانید و سپس پوست خود را بشویید.تعداد دفعات استفاده:برای نتیجه گیری مناسب، هر هفته دوبار از این ماسک استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:موز سرشار از آهن، روی، پتاسیم، منیزیم و ویتامین های c، b، a و d است. موز رسیده ی له شده، عامل خوبی برای سفت پوست است؛ زیرا مواد معدنی و ویتامین های موجود در آن، دارای خواص ضدپیری هستند. این ماسک همچنین به نرمی و رطوبت پوست کمک می کند.۳. ماسک خاک رسماسک خاک رس - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:۲ قاشق غذاخوری رس سبز یا پودر رس بنتونیت۱ قاشق چای خوری پودر شیر خشکآبروش استفاده:شیر خشک و خاک رس را مخلوط کنید.آب را به این مخلوط اضافه کنید تا خمیری نرم به دست آید.این ماسک را روی گردن و صورت خود پخش کنید و منتظر بمانید تا خشک شود.پس از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پوست خود را بشویید.صورت خود را خشک کنید و با یک مرطوب کننده ی مناسب، صورت خود را مرطوب کنید.تعداد دفعات استفاده:یک بار در هفته از این ماسک استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:گِل رس سبز و بنتونیت هر دو برای پوست بسیار مفید هستند. این مواد، با جذب ناخالصی ها و پر منافذ، پوست را صاف و نرم می کنند. همچنین بنا بر پژوهش ها، بهره گیری از خاک رس در ماسک های زیبایی موجب افزایش سنتز کلاژن می شود.هشدار:زمانی که ماسک روی صورت تان قرار دارد، سعی کنید حرکت نکنید. حرف زدن، اخم و خندیدن در زمان استفاده از ماسک، ممکن است باعث بروز چین و چروک شود.مقاله مرتبط: درمان لک صورت با ۱۰ ماسک موثر خانگیبخش سوم: را ارهای دیگر برای پیشگیری از افتادگی پوست۱. پودر قهوهمواد مورد نیاز:۱/۴ فنجان پودر قهوه۱/۴ فنجان شکر قهوه ای۲ تا ۳ قاشق غذاخوری روغن نارگیل یا روغن زیتوننصف قاشق چای خوری دارچینروش استفاده:روغن نارگیل را حرارت دهید تا ذوب شود. سپس منتظر بمانید تا به دمای اتاق برسد.سایر مواد را با هم مخلوط کنید و سپس روغن نارگیلِ خنک شده را به آنها اضافه کرده و خوب به هم بزنید.چند دقیقه پوست تان را با این مخلوط و با حرکات دایره ای ماساژ دهید.پوست خود را با آب ولرم بشویید.تعداد دفعات استفاده:می توانید یک تا دوبار در هفته از این نسخه استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:کافئین موجود در قهوه، رطوبتِ بیش از حد پوست و رسوبات چربی را از بین می برد و موجب نرمی و سفت شدن پوست می شود. قهوه همچنین حاوی آنتی ا یدان هایی است که روند پیری پوست را کند می کنند. دانه های درشت قهوه و شکر، پوست را لایه برداری کرده و به کشیدگی پوست کمک می کنند. روغن نارگیل نیز باعث آبرسانی بهتر به پوست می شود.۲. نارون کوهیمواد مورد نیاز:محلول نارون کوهییک تکه پنبهروش استفاده:پنبه را به محلول نارون کوهی آغشته کرده و آن را با حرکات ضربه ای به پوست گردن و صورت خود بمالید.۵ دقیقه منتظر بمانید تا پوست تان خشک شود و دوباره مرحله ی ۱ را تکرار کنید.صورت خود را نشویید.شما همچنین می توانید از این محلول برای سایر قسمت هایی که دچار افتادگی پوست شده اند مانند بازوها و شکم استفاده کنید.تعداد دفعات استفاده:هرشب، پیش از رفتن به رختخواب از این محلول استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:نارون کوهی به طور معمول به عنوان قابض (جمع کننده ی بافت های پوستی) مورد استفاده قرار می گیرد. این ماسک منافذ پوست شما را جمع می کند و در نتیجه، موجب سفت شدن و کشیدگی پوست خواهد شد. آنتی ا یدان های موجود در نارون کوهی مانع عملکرد آنزیم هایی می شوند که سطح کلاژن و الاستین پوست را کاهش می دهند.مقاله مرتبط: پا ازی پوست صورت با ۹ روشی که چهره شما را متفاوت می سازد۳. ژل آلوئه وراالوئه ورا - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:روش استفاده:یک برگ آلوئه ورا را برش دهید و ژلی را که در میان برگ وجود دارد، خارج کنید.ژل تازه را روی پوست تان بمالید و مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه منتظر بمانید تا خشک شود.پوست تان را با آب بشویید.تعداد دفعات استفاده:هر روز یک بار می توانید ار این ماسک استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:آلوئه ورا حاوی ترکیب های فیتوشیمیایی خاصی است که سلامت پوست شما را تضمین می کنند. این مواد موجب تغذیه ی پوست و رطوبت رسانی به آن می شوند و با محافظت از پوست در برابر اشعه های مضر، از پیری زودرس آن جلوگیری می کنند. ژل آلوئه ورا همچنین، از افتادگی پوست پیشگیری می کند.۴. زاج سفیدمواد مورد نیاز:روش استفاده:زاج سفید را در آب خیس کنید و سپس آن را به آرامی به صورت خود بمالید.صورت تان را پس از ۲۰ دقیقه بشویید.تعداد دفعات استفاده:برای داشتن پوستی سفت و کشیده هر روز این کار را تکرار کنید.علت تأثیرگذاری روش:زاج سفید، ماده ای مؤثر برای جلوگیری از افتادگی پوست است که هم به تنهایی به کار می رود و هم در صورت بهره گیری در سایر ماسک ها، می تواند خاصیت سفت کنندگی آنها را افزایش دهد. زاج سفید همچنین به عنوان یک ماده ی قابض، منافذ باز پوست را جمع می کند.۵. گوجه فرنگیمواد مورد نیاز:روش استفاده:آب گوجه فرنگی را بگیرید و پنبه را به آن آغشته کنید.لایه ای نازک از آب گوجه فرنگی را روی پوست قسمت موردنظر بمالید.۱۰ تا ۱۵ دقیقه منتظر بمانید و سپس با آب تمیز پوست خود را بشویید.تعداد دفعات استفاده:دوبار در روز این کار را تکرار کنید.علت تأثیرگذاری روش:آب گوجه فرنگی موجب تسکین و آرامش پوست می شود. این ماده یک تونر (تقویت کننده ی پوست) طبیعی به شمار می آید و می تواند به رفع افتادگی پوست کمک کند. همچنین، گوجه فرنگی حاوی آنتی ا یدان هایی است که رنگ پوست را روشن و آن را درخشان می کنند.مقاله مرتبط: ۹ عادتی که باعث می شود زودتر پیر شوید۶. نمک اپسوم یا سولفات منیزیمنمک اپسم - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:۱ تا ۲ فنجان نمک اپسومآب گرموان روش استفاده:وان را با آب گرم پر کنید و نمک اپسوم را به آب اضافه کنید.نمک را در آب حل کنید و به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه داخل وان دراز بکشید.تعداد دفعات استفاده:۲ تا ۳ بار در هفته می توانید از این روش برای رفع مشکل افتادگی پوست کمک بگیرید.علت تأثیرگذاری روش:نمک اپسوم پوست را کشیده و چربی های اضافی را که موجب افتادگی پوست می شوند، از بین می برد. این ماده با افزایش گردش خون به سفت شدن پوست کمک می کند.۷. آبلیمومواد مورد نیاز:روش استفاده:آب یک عدد لیمو را بگیرید و با استفاده از پنبه آن را به صورت و گردن خود بمالید.بگذارید آبلیمو به مدت ۱۰ دقیقه روی صورت شما بماند.صورت خود را با آب بشویید و پس از خشک آن، از یک مرطوب کننده ی مناسب استفاده کنید.چنانچه پوستی حساس دارید، بهتر است پیش از استفاده، آبلیمو را با مقدار مساوی آب رقیق کنید.تعداد دفعات استفاده:دوبار در روز می توانید از این روش استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:خاصیت قابض بودن لیمو برای رفع افتادگی و سفت پوست مفید است و ویتامین c موجود در لیمو نیز به سنتز کلاژن کمک می کند.۸. ماستماست - افتادگی پوستمواد مورد نیاز:دو قاشق غذاخوری ماستچند قطره آبلیموروش استفاده:ماست و آبلیمو را باهم مخلوط کنید.این مخلوط را به صورت خود بمالید.صورت خود را ۱۰ دقیقه با این مخلوط ماساژ دهید و اجازه دهید ۵ دقیقه روی صورت شما بماند و سپس صورت خود را بشویید.تعداد دفعات استفاده:۳ تا ۴ بار در هفته می توانید از این ماسک استفاده کنید.علت تأثیرگذاری روش:ماسک صورت ماست، معمولا به عنوان روشی طبیعی برای رفع افتادگی پوست توصیه می شود. اسید لاکتیک موجود در ماست باعث جمع شدن منافذ پوست و سفت شدن آن می شود. استفاده ی منظم و مداوم از این ماسک موجب درخشندگی پوست خواهد شد.نگذارید پوست تان با گذشت زمان پیر و افتاده شود؛ حتی اگر فقط ۲۰سال سن دارید، به کارگیری این ماسک ها را آغاز کنید تا در ۶۰ سالگی پوستی زیبا و سالم داشته باشید.مقاله مرتبط: فواید ماست؛ ۱۰ فایده شگفت انگیز این خوراکی همه فن حریفپاسخ متخصصان به پرسش های رایج درباره ی افتادگی پوسترژیم غذایی مناسب برای پیشگیری از افتادگی پوستدر کنار بهره گیری موضعی از ماسک ها و روغن های طبیعی، رعایت یک رژیم غذایی مناسب برای جلوگیری از افتادگی پوست بسیار اهمیت دارد. در ادامه به معرفی برخی مواد غذایی می پردازیم که موجب سفت شدن پوست می شوند:چای سبز خواص درمانی بسیاری دارد. بسیاری از مردم، برای حفظ تناسب اندام چای سبز مصرف می کنند. چای سبز همچنین به سم ز پوست نیز کمک می کند و سرشار از آنتی ا یدان هایی است که موجب تسریع تولید و بازسازی کلاژن و در نتیجه سلامت و استحکام پوست می شوند.برای کمک به بدن خود برای ساخت عضله، کلاژن و الاستین، در رژیم غذایی خود، مقدار قابل توجهی موادِ حاوی پروتئین، مانند مرغ، ماهی، تخم مرغ، لوبیا و پنیر بگنجانید.میوه ها و سبزیجات تازه، مواد مُغذی و آنتی ا یدان های لازم را برای تقویت و سفتی پوست فراهم می کنند. صرف ۵ تا ۶ وعده میوه و سبزی تازه در روز توصیه می شود.برخی از میوه های مفید برای رفع افتادگی پوست عبارت اند از انواع توت ها، انبه، موز و گریپ فروت. از میان سبزیجات نیز می توان به آووکادو، هویج، خیار و گوجه فرنگی اشاره کرد. میوه ها و سبزیجات حاوی مقدار زیادی آب هستند و این باعث می شود که پوست شما مرطوب و نرم شود.نوشیدن آب به مقدار لازم در روز، کلید اصلی برخورداری از پوستی زیبا و سالم است. عادت کنید که روزانه ۸ تا ۱۰ لیوان آب بنوشید.در کنار مصرف مواد غذایی توصیه شده، برای داشتن پوستی سفت و کشیده، بهتر است از صرف غذاهای زیر پرهیز کنید:تنقلات و غذاهای پرروغنکنسروها و نوشیدنی هایی که قند بالایی دارندالکلیوگا برای سفت پوستیوگا نه تنها شما را از اضطراب و استرس رها می کند و انعطاف پذیری بدن تان را افزایش می دهد، بلکه در استحکام عضلات و رفع افتادگی پوست نیز بسیار مؤثر خواهد بود.حرکات و کشش هایی که در یوگا انجام می دهید، باعث فعالیت ماهیچه ها و افزایش گردش خون می شود. با افزایش گردش خون و کاهش استرس و نگرانی، پوست شما سالم و سفت خواهد شد. حرکات یوگا همچنین موجب درخشش پوست شما می شوند.برای اثربخشی بیشتر، می توانید از حرکات زیر در تمرین های روزانه ی خود کمک بگیرید تا پوستی کشیده و سالم تر داشته باشید:حرکت سگی رو به پایین: این حرکت موجب سفت شدن پوست به ویژه در نواحی شکم و ران می شود.پوزیشن کُبری: این حرکت پوست شکم و را سفت می کند.حرکت سگی رو به بالا: این حرکت به رفع افتادگی پوست در شکم، گردن، پشت بدن و پاها کمک می کند.حرکت پلانک: منطقه ی شکم را سفت می کند و همچنین موجب تقویت ستون فقرات می شود.حرکت کمان: این حرکت، پوست گردن، صورت و نیز شکم را سفت می کند.سایر پوزیشن های تنفس: پوزیشن های تنفس، به طور طبیعی گردش خون را بهبود می بخشند و پوست را کشیده می کنند.حرکات یوگا اگر در ساعات اولیه ی روز و در هوای پاک و آزاد انجام شوند، مؤثرتر خواهند بود. شما می توانید در مورد جزئیات و چگونگی انجام این حرکات، به منابع معتبر آموزش یوگا مراجعه کنید.تمرینات سفت پوستتمرینات سفت پوست - افتادگی پوستعلاوه بر یوگا، شما می توانید روزانه تمرینات و ورزش های دیگری را نیز برای رفع افتادگی پوست تان انجام دهید.اگر پوست تان به دلیل کاهش وزن، بارداری یا بالا رفتن سن، شل و افتاده شده، انجام منظم یک سری از تمرینات قدرتی، تأثیر چشمگیری در رفع این مشکل خواهد داشت. در این دسته از تمرینات، از وزنه اسفاده می شود که علاوه بر تقویت ماهیچه ها، قابلیت ارتجاعی پوست را افزایش داده و مشکل افتادگی پوست را نیز برطرف می کند.بهتر است این تمرین ها را دستِ کم ۳ بار در هفته و هر بار به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه انجام دهید. برخی از تمرین های مؤثر برای رفع افتادگی پوست عبارت اند از:کرانچ؛پای دوچرخه؛کشش پاها به سمت بالا؛درازنشست؛اسکوات؛تمرینات لگنی؛تمرین با دمبل؛پلانک.چند نکته برای سفت شدن پوستمهم ترین و نخستین نکته اینکه بخش بزرگی از رژیم غذایی خود را به میوه ها، سبزیجات و پروتئین ها اختصاص دهید.در طول روز به مقدار کافی آب بنوشید تا پوست تان آبرسانی شود. برای تغذیه ی پوست تان از مرطوب کننده ی مناسب استفاده کنید.به کمک ضدآفتاب هایی با spf مناسب، از پوست تان در برابر پرتوهای خورشید محافظت کنید. ضدآفتاب را علاوه بر صورت، روی گردن، دست ها و پاها نیز بمالید.اگر به طور مداوم در معرض تابش نور خورشید قرار دارید، ضدآفتاب تان را هر ۳ تا ۴ ساعت یک بار، تجدید کنید.هر روز این سه کار مهم را به ترتیب انجام دهید: تمیز صورت و گردن، استفاده از یک تونر (تقویت کننده ی پوست) مناسب و سپس استفاده از مرطوب کننده.همیشه هنگام مصرف کرم ها و روغن ها، به ویژه در مورد صورت و گردن، از حرکات روبه بالا استفاده کنید.دستِ کم یک بار در هفته از پیلینگ برای صورت، گردن و بدن خود استفاده کنید.به طور منظم ورزش کنید تا عضلات و پوست شما ورزیده و سفت شوند.از استعمال دخانیات پرهیز کنید؛ چرا که مصرف دخانیات موجب اختلال در تولید کلاژن می شود و آثار منفی زیادی روی پوست صورت خواهد داشت.بهتر است از مصرف صابون ها، سرُم ها و لوسیون هایی که حاوی مواد شیمیایی هستند پرهیز کنید، زیرا این مواد ممکن است عوارض جانبی طولانی مدت روی کشش پوست داشته باشند.آ ین نکته اینکه به طور منظم از ماسک های ویژه ی رفع افتادگی پوست استفاده کنید تا پوستی سالم، کشیده و زیبا داشته باشید.ویتامین های مؤثر در رفع افتادگی پوستپوست، ارگان پیچیده ای است و برای اینکه به خوبی وظابف خود را انجام دهد، به مجموعه ای از ویتامین ها نیاز دارد. برای بهره مندی از پوستی سالم و قوی به ویتامین های زیر نیاز دارید.ویتامین c: کلاژن و الاستین نقش بسیار مهمی در سفتی و حفظ ح ارتجاعی پوست دارند. بدن انسان آنزیم مورد نیاز برای سنتز کلاژن را در خود ندارد و با بهره گیری از ویتامین c موجود در غذا این کار را انجام می دهد. ویتامین c به طور مستقیم در سنتز کلاژن دخ دارد و مقدار مناسبی از آن باید از طریق رژیم غذایی یا به صورت موضعی به پوست منتقل شود.ویتامین a: این ویتامین به تقسیم سلولی و ترمیم پوست کمک می کند.ویتامین e: هرچند سایر ویتامین ها نیز خاصیت آنتی ا یدانی دارند، ویتامین e از این نظر به ویژه در مورد پوست، قوی تر از سایر ویتامین ها عمل می کند و با حفاظت از پوست در برابر رادیکال های آزاد، از پیری و افتادگی پوست جلوگیری می کند.ویتامین d: این ویتامین از کل ساختار پوست محافظت می کند و نقشی مؤثر در رشد و بازسازی سلول های پوست دارد.تغذیه ی بدن با مفدار کافی از این ویتامین ها تاثیر چشمگیری در سلامت، سفتی و درخشندگی پوست خواهد داشت. با گذشت زمان و بالا رفتن سن، چین و چروک ها روی پوست پدیدار می شوند و در مرحله ی بعد، افتادگی پوست رخ می دهد. استفاده از ماسک ها و نسخه های خانگیِ معرفی شده در این مقاله و نیز رعایت رژیم غذایی مناسب، ورزش منظم و برخورداری از شیوه ی زندگی سالم، کمک خواهد کرد تا پوستی سالم و شاداب داشته باشید.در این نوشتار به معرفی روش هایی ساده و خانگی برای پیشگیری از مشکل افتادگی پوست و رفع آن پرداختیم. چنانچه شما خواننده ی گرامی روش دیگری برای رفع این مشکل سراغ دارید، آن را در قسمت نظرات با ما و سایر خوانندگان وبسایت چطور در میان بگذارید.برگرفته از : stylecraze.comبرچسب ها:مراقبت از پوست و مو
میزگرد بررسی سینمای هنروتجربه با حضور هوشنگ گلمکانی، محسن یوسفی، شاهین امین و فائزه عزیزخانیهنر و تجربه تا حالا بیش از 10 ساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. سازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، توده روستا و....به گزارش بولتن نیوز، مخالفت با «هنر و تجربه» درست از همان روزهایی علنی شد که سانس های محدود این گروه سینمایی در اختیار های اکران آزاد قرار گرفت؛ همان هایی که به قدر کافی در تهران و دیگر ای ایران سالن برای نمایش داشتند و حالا ظرفیت محدود هنر و تجربه هم به امکانات اکران شان اضافه شده بود. با این وجود دست اندرکاران این گروه سینمایی معتقدند ریشه این اختلافات به پیدایش «هنر و تجربه» و آغاز فعالیت آن برمی گردد؛ همان روزهایی که ت یازدهم همت کرد تا بخش ویژه ای به نمایش های مخاطب خاص و تجربی اختصاص دهد و به قسمتی از انگیزه های سازان جوان و علاقه مندان به سینما پاسخ دهد. از آنجا که داشته های سینمای ایران از تعداد سالن نمایش و میزان بودجه گرفته تا مدیران آن، اندک است، دعوا بر سر تعداد صندلی ها یکی از مرسوم ترین اختلافات رایج در این حوزه است. شاید به همین خاطر است که بودجه دو میلیارد تومانی و 1500 صندلی ای که سازمان سینمایی به نمایش های هنری و تجربی اختصاص داده، در میان 150 هزار صندلی سینما و میلیاردها تومان بودجه صرف شده در این حوزه به چشم می آید!با این همه، به بهانه بازپس گیری سینما فرهنگ از هنر و تجربه و محدود فعالیت های این گروه و مخالفت برخی سینماگران با ادامه اکران های خاص، میزگردی با حضور هوشنگ گلمکانی از اعضای شورای سیاستگذاری این گروه، محسن یوسفی کارگردان سینما، شاهین امین منتقد سینما و سردبیر سایت هنر و تجربه و فائزه عزیزخانی یکی از کارگردانانی که ش در این گروه سینمایی اکران شده، برگزار کردیم؛ میزگردی که در آن جای خالی مخالفان به شدت احساس می شد و برای جبران این فقدان، من به عنوان مصاحبه کننده نقد منتقدان را تا جای ممکن در قالب سوال مطرح . گروه هنر و تجربه در ابتدای راه نجات دهنده تعداد قابل توجهی از های توقیفی بود؛ همان هایی که سال ها پشت درهای وزارت ارشاد منتظر دریافت مجوز بودند. شاید به همین خاطر این گروه کار خود را قدرتمند آغاز کرد، اما در ادامه با افت مخاطب و کیفیت آثار روبه رو شد؛ اتفاقی که انتقاد برخی سینماگران را در پی داشت. مخالفان این گروه سینمایی معتقدند هدفگذاری و تعیین استراتژی مناسبی برای این تجربه سینمایی اتخاذ نشده است. به همین خاطر مخاطبان برخی های به نمایش درآمده در سالن های هنر و تجربه انگشت شمارند.هوشنگ گلمکانی: من مطمئنم همه انی که به تعداد مخاطبان های هنر و تجربه معترض اند، تجربه ای از حضور در سالن های سینمایی هنر و تجربه خارج از ایران نداشته اند. این افراد در داخل ایران هم معمولا بیننده های سینمای بدنه اند و به اشتباه میزان فروش و تعداد مخاطب هنر و تجربه را با سینمای بدنه مقایسه می کنند. در تمام دنیا های هنر و تجربه برای مخاطبان انگشت شمار به نمایش درمی آید و این گروه سینمایی برای نمایش همین جور های کم مخاطب تاسیس شده است. تا جایی که یادم می آید اخیرا آماری درباره تعداد مخاطبان یکی از های هنر و تجربه منتشر شد که در یک بازه زمانی، سه، چهار بیننده بیشتر نداشت!گلمکانی: چنین چیزی صحت ندارد. این آمار مربوط به هایی است که به صورت تک سانس به نمایش درمی آیند. برای بررسی تعداد مخاطب باید میانگین تعداد تماشاگران چند را با هم مقایسه کرد نه پایین ترین رقم ها را.شاهین امین: در بهار 96 که فروش ها نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته، افت داشته، ضریب های هنر و تجربه در سینماها 14 درصد و ضریب های سینمای بدنه 10 درصد است. این در حالی است که ضریب صندلی سینماها سال 95، روزهایی که استقبال خوبی از ها می شد، 15 درصد و همان زمان ضریب صندلی های هنر و تجربه 27 درصد بود.گلمکانی: طبیعتا میزان فروش یک در 30 سینما با فروش یک در چهار سانس متفاوت است. گروه هنر و تجربه اتفاقا مختص هایی است که به خاطر نداشتن تماشاگر برخی سانس های آنها کنسل می شود. انی که به تعداد مخاطبان این گروه معترض اند، سالن های هنروتجربه کشورهای اروپایی را با دو، سه تماشاگر ندیده اند! من در پاریس برای تماشای یک هنر و تجربه رفتم و تنها تماشاگر خودم بودم، یک بار چهار نفر در سالنی بودیم و یک بار مثلا 12 - 10 نفر. در هنر و تجربه مسائل تجاری و اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار ندارند. در واقع اینگونه ها مثل جویباری کوچک در کنار جریان اصلی سینماست؛ جویباری که باید وجود داشته باشد تا به واسطه آن استعدادهای جوان بتوانند خودشان را معرفی کنند.محسن یوسفی: در سینمای ایران هر دوره ای یک چیزی مد می شود. دوره ای بحث کارگردان سالاری داغ بود و دوره ای سینمای جشنواره ای و دوره ای هم بحث استارسازی بود و حالا در دوره ای به سر می بریم که تماشاگر در سینما اهمیت پیدا کرده و این موضوع هم اتفاق بدی نیست اما متاسفانه باید بگویم که سینمای ایران تنها سینمایی در جهان است که به سینمای مستقلش نگاه حذفی دارد. می خواهم به آنهایی که طرفدار تماشاگر بیشتر در سالن های سینما هستند و کعبه آمالی به نام هالیوود و بالیوود دارند، بگویم اتفاقا سینمای مستقل در دو کشور هند و امریکا به خوبی نفس می کشد و اوضاعش از ایران خیلی هم بهتر است. در همان دنیای پول و ثروت و چرخش مالی عظیم در سینمای شان باز هم های سینمای مستقل ساخته و اکران می شوند و تماشاگر خودشان را دارند و هیچ ی به خودش اجازه نمی دهد به حذف سینمای مستقل فکر کند. اما در سینمای ایران این اتفاق نمی افتد. به نظرم بحثی که پیرامون هنروتجربه راه افتاده، مساله نگرانی از کمبود سالن نیست، چون تعداد سالن های این گروه سینمایی که چهار تا بیشتر نیست! اما اگر موضوع تعداد مخاطبان است با همین استدلال باید سالن های نمایش دهنده سینمای بدنه را هم تعطیل کرد! چرا که سینمای ایران بعد از انقلاب تا امروز هر دهه با افت تعداد مخاطب روبه رو بوده است. به این نکته توجه کنید که ما از فروش ها و خبرهایی که در این باره منتشر می شود، حرف نمی زنیم. دهه60 فرهنگ سینما رفتن برای مردم جایگاه ویژه ای داشت. تعداد مخاطبان «عقاب ها» و «اجاره نشین ها» قابل مقایسه با های پر فروش این روزها نیست. درست است که در این سال ها dvd و جای سینما را گرفته اند اما مگر dvd و به کشورهای دیگر نیامده و آنها هم با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند، پس چرا میزان تماشاگران سینما و سرانه دیدن در کشورهای دیگر پایین نرفته است؟ در حال حاضر در سینمای ایران اگر از جمعیت 80 میلیونی یک میلیون نفر ی را ببینند، جشن ملی می گیرند! خب این اتفاق بیشتر شبیه جوک است. الان مثلا پرفروش ترین سینمایی ما دو تا دو میلیون و سیصد هزار نفر مخاطب دارد. حال می شود این سوال را از سینمای بدنه ایران هم پرسید که به نسبت جمعیت هشتاد میلیونی ایران که باید حداقل 30 میلیون سینمارو داشته باشد چرا کمتر از 10 درصد از این تعداد مردم به سینما می روند؟! چرا دیگر سینما رفتن جزیی از آیین ها و رفتار گروهی مردم نیست؟ درست است که زمین همیشه کج است و ما یاد گرفتیم بد یدن مان را گردن دیگران بیندازیم و در اینجا هم گردن ت می افتد. خود من بزرگ ترین مشکلات کاری را در تمام عمر کاری ام با همین سیستم مدیریت تی دارم، اما ت ها به تنهایی مقصر نیستند و باید خود سینما را هم مورد آسیب شناسی قرار داد. در سال های اخیر هایی با مضامین سطحی، همه سینما را گرفته اند. نمی گویم این ها در سینما نباشد، اما باید قسمتی از این حوزه باشد نه تمام آن. در چنین شرایطی به نظرم سینمای هنروتجربه می تواند و باید به سینمای بدنه اعلام خطر کند. در حال حاضر سینمای ایران به جای اینکه به مشکلات خودش بپردازد که عمده آن از دست دادن تماشاگران است ولی وحدتی توسط مخالفان علیه هنروتجربه شکل گرفته که همه مشکلات را متعلق به این گروه سینمایی می داند که درصد بسیار ناچیزی از صندلی های سینمای کشور را دارند. اما من فکر می کنم مقابله با این گروه سینمایی به نوعی خودزنی برای کل سینماست.گلمکانی: خانم ن شما می توانید به ما بگویید مخالفان هنروتجربه چه گروهی هستند؟ حتما شما جواب این سوال را بهتر از من می دانید اما به نظرم اگر سرآغاز این دعوا را بررسی کنیم، ممکن است به نتایجی برسیم. دعوایی که با اکران همزمان های سینمای بدنه در هنروتجربه آغاز شد. گلمکانی: نه این دعوا قبل از اینها شروع شد. من می خواهم بدانم آیا مردم همان هایی که اصلا سینما نمی روند، مشکلی با فعالیت هنروتجربه دارند؟ مخاطبان سینما چطور؟ آنها از چهار سالنی که در اختیار این گروه سینمایی است دلخورند؟ پاسخ این سوال ها کاملا واضح است؛ ی که می خواهد در سینما یک کمدی عامه پسند را ببیند، اصلا خبر ندارد که گروه هنر و تجربه هم وجود دارد! این گروه سینمایی تعداد اندکی تماشاگر دارد که تنوع منوی سینمایی ها در تهران (و چند شهر دیگر) و بیشتر شدن امکان انتخاب شان خوشحال اند. اما بخشی از این مخالفت ها مربوط به منتقدان و رو مه نگاران است که نقد بخشی از ذات کارشان است. در نتیجه بیشتر مخالفت ها از سمت خود سینماست. در حالی که آدم های اصلی سینما باید متوجه باشند موج عظیمی از جوان ها متقاضی حضور در عرصه سینما هستند. سینماگران باید این واقعیت را بپذیرند که در 10 سال اخیر هجوم جوان ها به سینما بیشتر شده و یکی از دلایل این اشتیاق تحول تکنولوژی است. تفکر حاکم بر صنعت سینمای ایران یک تفکر سنتی است و مثل همیشه تفکرات سنتی در کشور ما در برابر پدیده های نو مقاومت می کند. از جنبه اقتصادی هم هنر و تجربه برای سازانی که تفکر سنتی دارند، خطری بالقوه است که بیم آن دارند بالفعل شود. ما ظرفیت ها و امکانات محدودی در حوزه سینما داریم و عده ای می خواهند این امکانات بین آدم های محدود تری تقسیم شود.پیش از به راه افتادن گروه هنر و تجربه به دلیل بروکراسی موجود در سازی، جوانی که می خواست بسازد باید تهیه کننده باسابقه ای پیدا می کرد و سرمایه ای را که از منبعی جذب کرده بود در اختیار او می گذاشت تا بتواند ش را بسازد. خیلی از تهیه کنندگان فقط با دادن کارت تهیه کنندگی شان به انی و بدون انجام دادن کاری چند ده میلیون تومان صاحب می شدند که اسم شان تهیه کننده صوری است. بعد از راه افتادن گروه هنر وتجربه خیلی از مشتاقان سازی مجال پیدا د بروکراسی موجود را دور بزنند. آنهایی که از این بروکراسی نفع می بردند، از جمله معترضان گروه هنر وتجربه اند. اما برای مخالفت شان به بهانه های دیگری متوسل می شوند. پس منطقی نیست تنها دلیل اعتراض شان اکران همزمان های سینمای بدنه در سالن های هنر و تجربه باشد. چون نمایش این ها در دوره ای اتفاق افتاد به قصد آزمون و خطا. این چیزی است که در مرامنامه گروه هنر و تجربه هم نوشته شده اما مخالفان بدون خواندنش این ایراد را می گیرند. هنر و تجربه نباید فقط بر چند ی که با آنها قرارداد پخش و نمایش بسته، تمرکز کند. ما نگاه مان به کل تولیدات سینمای ایران است و می خواهیم های هنری و تجربی دیگری را هم که خارج از این گروه نمایش داده می شوند آدرس بدهیم. با این همه قبول دارم تعداد سانس های این ها کمی زیاد بود. اما این آزمون و خطا آنقدر نیاز به جنجال نداشت که به بهانه اش کل موجودیت این گروه را زیر سوال ببرند.امین: ما اگر بخواهیم بحث هزینه- فایده کنیم، که بحثی کاملا عینی است و کارکردهای هنروتجربه را بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم سینمای ایران باید این گروه را حلوا حلوا کند! هنروتجربه از نظر بهره وری دو کارکرد دارد، یکی از این کارکردها، اقتصادی است. بیش از 10 مصاحبه طی سال های اخیر موجود است که در آن آقای فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش و تهیه کنندگان سینما به این نکته اذعان داشتند که هنروتجربه باری را از دوش سینمای ایران برداشته است. فشاری که از سمت برخی سازان وارد می شد و انتظار داشتند آثارشان اکران شود. یک گروه کوچک با چهار سالن سینما، هایی را که مناسب اکران گسترده نیستند، روی برده است. خب می دانید که ما در سینمای ایران توزیع فقر می کنیم! در چنین ح ی نباید هایی که با هزینه های اندک ساخته شده اند، با ی که سه میلیارد تومان صرف ساخت آن شده، مقایسه کنیم. اتفاقا خیلی از هایی که در هنروتجربه اکران می شوند، به لحاظ مالی و به نسبت هزینه شان درآمد مناسبی دارند. به این می گویند بهره وری با امکانات کم و بازدهی مناسب. یعنی وقتی ی با بودجه 100 میلیون تومانی ساخته شده وقتی فقط از هنروتجربه همین مقدار یا بیشتر درآمد دارد یعنی سود. مساله بعدی این است که به واسطه هنروتجربه سازان بسیاری به سینما معرفی شدند، به جز محسن یوسفی، مجید برزگر و شهرام مکری که پیش از شکل گیری این گروه، اسم شان شنیده شده و های شان اکران نشده بود، بقیه سازان اصلا اجازه شناخته شدن و حتی نفس کشیدن در فضای سینما نداشتند. در شرایطی که بازدهی خیلی از شرکت های تی و خصوصی در ایران به 10درصد هم نمی رسد، بازدهی گروه هنرو تجربه بیش از 50 درصد بوده است. هنر و تجربه تا حالا بیش از 10 ساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. سازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، توده روستا و.... علاوه بر این توانسته اند ب و کار د و اندکی به راه بیندازند. خیلی از سازان این گروه با پول توجیبی شان ساخته اند. پس به لحاظ اقتصادی و فرهنگی این گروه سینمایی تا اینجا مفید فایده است. این را هم بگویم بسیاری از مخالفان هنروتجربه، نه های این گروه سینمایی را می بینند و نه مطالب مربوط به هنروتجربه را درست می خوانند. آنهایی که در این چند وقت در مخالفت با هنروتجربه تندروی د، فقط کافی است اسم 10 ی را که در هنر و تجربه دیده اند، بگویند. مثلا چند وقت پیش آقای سیروس الوند گفته بود مشکل گروه هنروتجربه تغییر پیاپی مدیریت است. یعنی این جمله شا ار بود! آقای الوند با تمام احترامی که برای شان قایلم گفته است وجود هنروتجربه خوب است اما ا یستم سینما را به هم زده! این حرف یعنی چی؟! یعنی یک سالن سینما فرهنگ ا یستم سینما را به هم زده است؟! واقعیت این است که ما حرف زدن بدون دقت به آمار و اطلاعات واقعی و نه حرف های دوستان را خوب بلدیم! انی که یک بار تجربه اکران در گروه هنروتجربه را داشتند، حاضرند بعدی شان را با همین شیوه اکران کنند؟ فائزه عزیزخانی: جریان هنر و تجربه آنقدر دانشجویی و جمع و جور است که من از این بحث ها تعجب می کنم! بحث هایی که پیرامون این گروه شکل گرفته نشان دهنده ترسی است که آقای گلمکانی از آن حرف زد. عده ای در سینمای ایران هستند که نمی خواهند گاردشان را باز کنند و ی را به جمع شان راه بدهند، اما به نظرم تاریخ مصرف این جبهه گیری ها گذشته است. بهانه هایی هم که می آورند هیچ ربطی به چرخه اقتصادی سینما ندارد. می دانید هنروتجربه جلوی چه اعتراض بزرگی را گرفته است؟! نسلی در سینمای ایران مدام ساختند و های شان در کمدها ماند. خیلی وقت ها به ژانرهای مختلف پناه بردند و برای دیده شدن استراتژی شان را تغییر دادند. حق انتخاب دیگری هم به جز سینما نداشتند، حالا که این انتخاب کوچک برای شان ایجاد شده، عده ای جلوی این روزنه را گرفته اند!اما در پاسخ به سوال تان باید بگویم معلوم است من ساز علاقه ندارم م را در هنروتجربه اکران کنم! چرا باید در دو سالن م را نمایش دهم؟! من هم دلم می خواهد اتفاق استاندارد برای م بیفتد! اما وقتی مجبورم بین چیزی که وجود ندارد (اکران عمومی) و هنروتجربه یکی را انتخاب کنم، خب انتخابم دومی است و برای این کار دست هنروتجربه را هم می بوسم. این گروه بستری کوچک را فراهم کرد اما همین بستر کوچک را هم تحمل نمی کنند. همه آنهایی که می سازند اگر همین چند سانس را هم برای اکران نداشته باشند، بالا ه جایی صدای شان بلند می شود. با این حرف ها هنروتجربه معبر و گذرگاه برای برخی سازان است. این با ایده تقویت سینمای مستقل در تضاد نیست؟ یا اینکه ما اصلا صنعت سینما نداریم که بخواهیم به پیشرفت سینمای مستقل در این ساز و کار فکر کنیم!گلمکانی: عنوان سینمای مستقل برای برخی ها در سینمای ایران به دلیل تعریف جهانی آن بحث برانگیز است. به نظرم بهتر است وارد این مساله نشویم چون خیلی از هایی که در هنروتجربه اکران می شوند در دسته بندی سینمای مستقل جا نمی گیرند. اما مساله اینجاست در کشوری که استانداردهای تعداد صندلی برای هر 100 یا 1000 نفر پایین تر از استانداردهای جهانی است و تعداد تولیدات بیش از این ظرفیت است، دعوا بر سر صندلی سینما، عادی است. حرف های خانم عزیزخانی حرف دل بسیاری از انی است که شان در هنروتجربه به نمایش درمی آید و همه می خواهند امکانات و صندلی های بیشتری داشته باشند. در این میان تعداد کمی تصور می کنند جایگاه شان در همین یکی دو سالن است و اگر شان در بیست سالن به نمایش درآید، به ضررشان است. اما مقصر این کاستی ها گروه هنروتجربه نیست. مناسبات سینمای ایران به نحوی است که به آنها اجازه نمی دهد جایگاه مورد نظرشان را پیدا کنند. من مطمئنم خیلی از سازانی که شان در گروه هنر و تجربه اکران می شود قبلش سراغ پخش کننده های سینمای بدنه رفته اند و ی حاضر نشده شان را پخش کند. این طبیعی است. آقای گلمکانی با توجه به اظهارات شما ما نمی توانیم هنر و تجربه را در ایران با مدل جهانی آن مقایسه کنیم. در سینمای ایران کارگردان و ساز راه دیگری برای نمایش ش ندارد جز اینکه سراغ هنرو تجربه برود. حتما در مدل جهانی این اجبار وجود ندارد. امین: در جهان انواع مدل های نمایش وجود دارد اما ما در ایران انواع و نمایش نداریم. یک مدل نمایشی بوده که تا امروز همان اجرا می شود. همین حالا اگر سری به دفاتر پخش ما بزنید می بینید یک مدل سنتی عقب مانده از همان روزها تا امروز وجود دارد و مدل دیگری را هم نمی پذیرند. اما در دنیا چون مدل های مختلف نمایش وجود دارد، مدل هنروتجربه پذیرفته شده است. با این همه باید به این نکته توجه کنیم هنروتجربه اکران خانه ای مانند سینماتک نیست، مدل اکران محدود در سینماست. در حال حاضر امکانات حداقلی برای هنروتجربه در شهری مثل تهران باید یک پردیس سه سالنی باشد، خب وقتی چنین اتفاقی نیفتاده باید بگوییم امکانات این گروه زیر حداقل است. آقایان می خواهند همین امکانات حداقلی را هم زمین بزنند. سالن شماره 2 سینما فرهنگ را از هنر و تجربه قصد دارند بگیرند، در حالی که اگر این سالن تمام سانس هایش در کل سال کامل فروش کند، مبلغی که به تهیه کننده می رسد، 700 میلیون تومان است. تازه این اتفاق هم هیچ وقت نمی افتد اما دیدید بابت این سالن و این مبلغ چه جنجالی به پا د.گلمکانی: اگر دنبال الگوهای جهانی هنر و تجربه می گردید، باید بگویم سینمای هنر و تجربه فرانسه 50، 60 سال قدمت دارد. متاسفانه ما آنقدر ملت عجولی هستیم که حاضر نیستیم پنج، شش سال صبرکنیم. شکل سنتی تولید و نمایش در دنیا اینطور بوده که وسایل سازی در دست عده معدودی سرمایه گذار قرار داشته و ساز باید به ساخت ی فکر می کرده که بتواند حداقل نیمی از این سالن ها را پر کند. در سال های اخیر وضعیت، متفاوت تر از قبل شده است. برخلاف گذشته که سینماگران برای ساخت راهی جز ثبت نام در فار و انتظار برای دریافت دوربین و تجهیزات و مواد خام نداشتند، حالا دیگر نیازی به این مجوزها و تجهیزات نیست و به تعبیری، قدرت توزیع شده است. حالا با همین گوشی های تلفن همراه هم می شود ساخت. حالا می شود بروکراسی را دور زد. در بخش نمایش هم تنوع امکانات عرضه و نمایش به وجود آمده است. اگر زمانی ها تنها در سینما یا تلویزیون که در کشور ما حکومتی و انحصاری است به نمایش درمی آمدند، حالا شبکه نمایش خانگی هم هست، به اضافه امکان نمایش در سالن های کوچک غیررسمی و خیلی راحت می توان را در اینترنت آپلود کرد و به دست همه رساند. این روزها مردم در خانه های شان هم سینما دارند و مسوولان محترم هم نمی توانند این وضعیت را کنترل کنند، اگر می توانستند، حتما این کار را می د!ضمن اینکه در گذشته وقتی سازی می خواست بسازد، در قصه، انتخاب بازیگر، پروداکشن و... باید چیزهایی را در نظر می گرفت که به واسطه آنها بتواند سالن بزرگی را پر کند. در حالی که امروز سازانی با تفکرات و ایده هایی وجود دارند که دنبال تماشاگران میلیونی نیستند. به نظرم این اتفاق عین دموکراسی است، اینکه زمانی خدمات برای اکثریت سینمارو بود و در حال حاضر اقلیت هم حق انتخاب دارند. گروه هنروتجربه به نوعی معنای دموکراسی است. هم برای ساز و هم برای تماشاگری که انتظار انتخاب و تماشای های متنوع تری را دارد.فرض را بر این بگذارید که خانه سینما یا مسوولان سینمایی یا هر نهاد و مقام دیگری گروه هنروتجربه را تعطیل کنند، جز اینکه دل عده ای در سینما خنک می شود، چه اتفاق مثبت دیگری می افتد؟ این کار چه سودی برای مخالفانش دارد؟ اگر مشکل بودجه ای است که صرف این گروه می شود که مبلغ آن اعلام شده است. دو میلیارد و 500 میلیون تومانی که بودجه تولید یک معمولی در سینمای بدنه است. آن وقت می گویند هنروتجربه بودجه ت را هدر می دهد! در سراسر جهان ت ها برای فعالیت های فرهنگی که سودآور نیست و مخاطب محدودی دارد تا ابد باید سوبسید بدهند؛ این وظیفه شان است. برخلاف تصور برخی، اصلا قرار نیست هنروتجربه خودکفا شود. ت برای اینکه شمع این بخش از فعالیت های فرهنگی که مخاطب عام و درآمد بالا ندارد روشن بماند، باید همیشه به آن سوبسید بدهد. بودجه هنروتجربه فرانسه را وزارت فرهنگ تامین می کند نه سی ان سی (مرکز ملی سینماتوگرافی). تی که بابت این فعالیت ها سوبسید ندهد، ت عقب مانده ای است. سال ها در ایران این سوبسید سینما در مرحله تولید داده می شد که فسادآور است. های زیادی تولید شدند که تهیه کنندگانش در مرحله تولید سود بردند و هیچ علاقه ای به نمایش آنها نداشتند. اکثر این ها بایگانی شدند. حالا این نخستین بار است که ت به درستی سوبسید را به مرحله نمایش اختصاص داده است.اما در مورد گذرگاه بودن، باید بگویم بله به نظرم هنروتجربه جایی است که استعدادهایی را که به سمت سینما هجوم آورده اند، از هم جدا می کند. غربال می کند. در این میان مثل مرحله جداسازی سنگ های معدن است؛ مقداری ضایعات وجود دارد، عده ای می فهمند به درد کار در سینما نمی خورند و این حرفه را رها می کنند. برخی بر اساس بازتاب ها سراغ سینمای بدنه می روند، عده ای راه تلویزیون را در پیش می گیرند یا در حوزه های تبلیغاتی فعالیت می کنند و خلاصه با آزمون اکران های شان هر به تدریج در جایگاه درست خودش قرار می گیرد. در سه سال اخیر حدود 500 بلند به هنر و تجربه ارایه شده که 60 درصدشان رد شده اند. سازندگان آنها حتما از این رد شدن دلخور شده اند اما راضی اند که تکلیف شان روشن شده و می دانند این رد شدن بر اساس نظریه کارشناسی بوده نه سانسور. چون سانسور جایی در وظایف هنروتجربه ندارد. اتفاقا خیلی از سازانی که تفکر سنتی ندارند این نگرانی را دارند که هر ش در هنر و تجربه اکران شده مدعی سازی است. می گویند هنروتجربه آدرس غلط به جوان ها می دهد. این سرند که از آن حرف می زنید مدل ایده آلی برای این گروه سینمایی است اما می خواهم بدانم توهم ساز شدن نگران کننده است؟امین: باید ببینیم آنهایی که از این توهم نگرانند خودشان دچار توهم نیستند؟! یوسفی: این توهم مختص ما ایرانی هاست (می خندد) . به نظرم سرآغاز پیشرفت ما این است که بدانیم و بپذیریم کشوری جهان سومی هستیم. هر چقدر جهان پیشرفته به ما آدرس غلط بدهند و بگویند در حال توسعه ولی ما باید موقعیت واقعی خودمان را بشناسیم. توهمی که از آن حرف می زنید در کل سینمای ایران وجود دارد. همه جای دنیا در کنار سینمای بدنه و رایج، سینمای مستقل و متفاوت کارش را انجام می دهد اما سینمای مستقل در ایران با دو نگاه روبه روست، یکی سینمای تی یا بخشنامه ای و سفارشی و دیگری سینمای تجاری. این دو غول سینمایی سال هاست در سینمای ایران وجود دارد. حالا تصور کنید سینمای مستقل و متفاوت ما در برابر این دو نگاه با چه مشکلاتی مواجه است و شرایط سخت تری برای سازان متفاوت وجود دارد که البته بین آنها ممکن است چند نفری هم دچار توهم باشند. اما این توهم نگران کننده نیست. ی که توهم دارد بعد از دوره کوتاهی متوجه این متوهم بودنش می شود. بازیگری که توهم دارد یا سازی که تصور می کند اسکورسیزی و وودی آلن سینمای ایران است، از جایی به بعد متوجه این توهم می شود. مشکل سینمای ما این است که عده ای با وجود فهمیدن و داشتن این توهم دهه هاست در سینما حضور دارند و با اعتماد به نفس کار می کنند! ما شاهد نازل ترین سریال ها در تلویزیون هستیم یا در سینما هایی می بینیم که از سطح استاندارد سینمای ایران هم پایین تر است، هایی که دیده می شوند و فروش می کنند. در چنین وضعیتی علاقه مندان مستعد سینما پیش خودشان می گویند ما چرا نسازیم. از قدیم گفتند اگر می خواهید تمدنی را از بین ببرید، کارهای کوچک را به آدم های بزرگ و کارهای بزرگ را به آدم های کوچک بسپارید. آن وقت توازن به راحتی به هم می ریزد. حالا این روایت حکایت قسمتی از سینمای ایران است. برخی معتقدند تنها چیزی که باید در سینمای ایران باقی بماند های بفروش است و این وضعیت فقط به نفع گروهی از سینماست. در چنین ح ی سازان واقعی یا کنار گذاشته می شوند یا ترجیح می دهند کمتر کار کنند. با این روش جریان سینما پایان نمی گیرد بلکه فقط آدم های شایسته از این جریان فاصله می گیرند. زمانی در دهه 60 با نمایش های خارجی مخالفت شد. گروهی از سازان بحثی را پیش کشیدند که اتفاقا جریان بعد از انقلاب و دهه 60 هم از طرح آن بدش نمی آمد؛ با این بهانه که سینمای ایران باید از سیطره های خارجی، امپریالیستی و... خلاص شود. می گفتند باید بیشتر روی سینمای خودمان تمرکز کنیم و خب به ظاهر حرف های خوبی می زدند. اما نتیجه این حرف ها چه شد؟! بساط نمایش های خارجی برای همیشه برچیده شد و خود سینماگران باعث و بانی این مساله شدند. اگر جریان نمایش های خارجی دوباره راه بیفتد، توفانی به پا می شود که اثری از سینمای نحیف بدنه باقی نمی گذارد! مخالفان هنروتجربه چطور می خواهند در مقابل این توفان بایستند؟! یک بار از یکی از کارگردانان قدیمی سینما پرسیدم چرا جزو گروهی بودید که جلوی نمایش های خارجی را گرفتید؟ گفت اگر این کار را نمی کردیم امروز شما ساز نبودید! این حرف واقعا خنده دار است چون آنها یی که در هنرو تجربه ماندگارند، نگرانی بابت اکران های خارجی ندارند. اتفاقا اکران های خارجی به نفع سینمای هنروتجربه است. اما چرا جلوی این اتفاق را می گیرند؟ چون در واقع بینانه ترین ح تماشاگران های درجه دو و سه سینمای دنیا را به های ظاهرا درجه یک سینمای تجاری ایران ترجیح می دهد. یک زمانی همین وصله هایی که به های هنروتجربه می بستند، به های خارجی نسبت می دادند، اینکه سازان هنروتجربه لوس اند! در حالی که این سینمای لوس و پر از ادا در واقع همین سینمای بدنه ما است که جلوی همه جریان های سینمایی ازجمله هنروتجربه و های خارجی را می گیرد تا بتواند به حیاتش ادامه دهد! سینمایی که با پول نهادهای تی س ا مانده و حتما انتظار دارند در ادامه به مردم تکلیف شود تا مخاطب های شان شوند! حالا در ساختار سینمای ایران این نکته جالب توجه وجود دارد که ما نمی توانیم های خارجی را در سینما نمایش دهیم اما همین ها از تلویزیون پخش می شود! این تناقض واقعا عجیب است.این را هم بگویم که تماشاگران هنروتجربه، یعنی همین چند ده هزار نفری که های این گروه را در سینما می بینند، مخاطبان سینمای بدنه نبوده و نیستند. آنها پیش از این در محافل خصوصی و در جمع دوستان شان می دیدند و هنروتجربه این تعداد تماشاچی را به سینمای ایران اضافه کرده است. آنها حالا لطف می کنند و برای تماشای بعضی های ایرانی بلیت می ند و چنین اتفاقی مثبت است. با این حساب سینمای بدنه به نوعی مدیون سینمای هنروتجربه است که تماشاگران جدیدی را به این سینما آورده است و از همین رو باید به هنر و تجربه کمک کنند تا تعداد تماشاگرانش را بیشتر کند.اما من فکر می کنم یکی از مشکلات هنروتجربه این بود که هر چه جلوتر آمد، تعداد سینماهایش را افزایش نداد و با توجه به اتفاقات خوبی که در ابتدا برایش افتاده قدر استقبال اولیه را ندانست و تا اینجا خیلی متواضعانه برخورد کرده است. در نهایت گروهی کوچک از مخالفین آن در سینما جسورتر شدند و حالا درصدد از بین بردن این گروه سینمایی هستند. هنروتجربه باعث شده انگیزه خیلی از جوانان ساز برای حضور های شان در جشنواره های خارجی کم شود. آنها زمانی به امید نمایش آثارشان، در جشنواره های خارجی شرکت می د اما حالا به اکران در هنروتجربه راضی اند و مخاطبان ایرانی های شان را می بینند. آیااین اتفاق بدی است؟! به جای اینکه ی را 10 سال در توقیف نگه دارند و برای ساز این توهم ایجاد شود که حتما شا اری ساخته! باید را زمان خودش نمایش دهند و اگر مورد استقبال تماشاگران قرار نگیرد، تکلیفش روشن می شود. من این حرف ها را در شرایطی می زنم که متاسفانه بیشترین سابقه توقیف را در کارنامه کاری ام داشته ام! بعد گلایه می کنیم چرا مردم به های سطحی و سبک علاقه مند شده اند! خب وقتی جلوی های اجتماعی و آثاری که حرفی برای گفتن دارند را می گیرید، طبیعتا دست نامه نویسان هم می لرزد و نتیجه اش می شود افزایش های سطحی و بفروشی که می بینیم. البته معتقدم باید به این سینما هم احترام گذاشت اما این سینما باید در کنار دیگر ها حیاتش را ادامه دهد نه اینکه یکه تاز میدان باشد.در مورد دغدغه و نگرانی برخی سازان هم باید بگویم اتفاقا تنوع افکار و دیدگاه ها در حوزه سینما فعالیت آدم های حرفه ای را مشخص می کند. پس نباید به خاطر زیاد شدن تعداد سازان، دست و دل ی بلرزد. مشخص شدن حرفه ای بودن یک سینماگر میان 100 نفر خیلی بهتر از 10 نفر است. این ترسی که از فعالیت های هنروتجربه به وجود آمده به نظرم مختص انی است که به نسیمی نامه، سینما و آنچه در این حوزه برای خودشان ساخته اند را از دست می دهند. به نظرم این گروه پایشان محکم نیست و همیشه نگران خارجی، هنر و تجربه و سینمای مستقل اند! اسم این شیوه سازی نیست. مثال این است که همسایه ها یاری کنید تا ما سازی کنیم! به نظرم این نوع نگاه هیچ جای دنیا وجود ندارد.گلمکانی: مگر در سینمای بدنه این توهم ها وجود ندارد؟! مثلا راننده تا ی یا متوهم نداریم؟!امین: ما کلی آدم با ژن خوب داریم که همه شان متوهم اند. (می خندد)گلمکانی: فضای مجازی هم که معدن توهم است! اما احساس خطری را که مخالفان هنرو تجربه دارند، معمولا با رنگ و لعاب غیراقتصادی و فرهنگی مطرح می کنند. درست مثل مخالفت سینماگران با نمایش های خارجی که به بهانه هجوم غرب به فرهنگ ایران و فروپاشی کیان خانواده اتفاق افتاد، اما واقعیت این است که می خواهند رقیبان سینمای بدنه را کنار بزنند. حالا هم درباره هنروتجربه این حرف ها را می زنند و می گویند نتیجه فعالیت این گروه توهم عده ای جوان بی تجربه است. به این مساله توجه نمی کنند که همین هنروتجربه توانسته جلوی انفجار تعداد قابل توجهی از جوانان را بگیرد.عزیزخانی: به نظرم ی که توهم را به خوبی می شناسد و متوجه می شود آدم های اطرافش توهم دارند، نگاهش به دنیا همراه با توهم است. نمی خواهم بگویم چنین چیزی میان سینماگران یا اقشار دیگر جامعه وجود ندارد، اما این نگاه قضاوت گری که به آدم ها می شود از آن توهم خیلی مسموم تر است و کاملا از آدم های محروم می آید. ی که در محرومیت چیزی را به دست می آورد، دوست دارد بیشتر دیده شود و احساس خطر می کند و دشمنانش را هم با این شیوه شناسایی می کند. کافی است کمی آرام تر باشیم! به هر حال همه آدم ها به مرور می توانند جای خودشان را پیدا کند. ممکن است در نهایت یک ساز اولی با استاری تماس بگیرد و از او بخواهد در ش بازی کند، اما این اتفاق آنقدر بزرگ و مهم نیست که به ی بربخورد. اگر بخواهیم واقع بینانه حرف بزنیم، باید اشاره کنیم بخشی از این اعتراض ها هم از داخل هنروتجربه و از میان سازانی است که تجربه اکران آثارشان در این گروه را داشتند. منصفانه بخواهید بگویید، بزرگ ترین نقد وارده به هنروتجربه چیست؟عزیزخانی: از گروهی که کارش را با در اختیار داشتن دو سالن آغاز کرده است، نمی توان انتظار زیاد داشت. اما من انتقادی دارم که از جنس دیگری است. خیلی ها فکر می د هنروتجربه به مرور پیشرفت می کند اما این اتفاق نیفتاد. با این همه می دانم ما با آدم هایی در این گروه روبه رو هستیم که قدرت کافی برای پاسخ دادن به درخواست های ما را ندارند و فشارهایی که به این گروه وارد می شود، آنقدر قوی است که به نظرم نمی توان مقابل آنها ایستاد. یوسفی: من در مورد آن بخش از حرف های خانم عزیزخانی که می گوید مخالفت با هنروتجربه عجیب و بچه گانه است می خواهم بگویم، سوای اینکه این حرف ها برای ما عجیب است، باید آنها را جدی گرفت چون به خیلی ها آدرس غلط می دهد. درست مثل اتفاقی که برای های خارجی افتاد. در دهه 40 و 50 ی تصور نمی کرد یک روزی نمایش های خارجی در کشور ممنوع شود و همه به این ایده می خندیدند. اما دیدیم که شد. اتفاقی که گروهی از اهالی سینما باعث و بانی آن شدند و با آدرس غلطی که به حکومت دادند جلوی نمایش این ها را گرفتند. سینماگران این آدرس غلط را به حکومت دادند، اما برای جبران این اشتباه در دهه های بعد تلاشی ن د. در مورد هنروتجربه هم هیچ نمی گوید این سینما از اساس وجود داشته باشد و جای خوشبختی است که اهمیت هنروتجربه را درک کرده اند، اما اگر در مورد همین میزان مخالفت حرفی زده نشود، ممکن است ما هم روزی کنار هم جمع شویم و از هنر و تجربه ای حرف بزنیم که اتفاق خوبی در سینمای ایران بود اما تمام شد! ما هنر مدرنی به نام سینما در کشورمان داریم اما نمی خواهیم به نقاط ضعف آن اشاره کنیم. در کشورهای دیگر اگر ایرادی چون ریزش مخاطب به سینما وارد شود، آن را مطرح می کنند، درباره اش حرف می زنند تا برطرف شود اما ما از ریزش مخاطب حرفی نمی زنیم. روی یکی از بیلبوردهای تبلیغاتی نوشته شده بود «عیب» و روی آن را پوشانده بودند. این پوشاندن از فرهنگ ما می آید اما در فرهنگ های دیگر می گویند باید عیب را فریاد بزنیم تا برطرف شود. این را هم بگویم اگر روابط عمومی هنروتجربه بخواهد شیطنت کند می تواند لیستی از های سینمای بدنه هم منتشر کند که با سالن های خالی روی می روند.امین: امسال به نسبت زمان مشابه سال گذشته تعداد تماشاگر در سینمای ایران دو میلیون نفر کاهش پیدا کرده است. دوستان م ع سینمای بدنه حرفی از این کاهش نمی زنند. اما بد نیست بگویم همه سینماگران بدنه مخالف ادامه حیات هنروتجربه نیستند. مخالفان تعداد اندکی اند که اتفاقا آدم های درجه یک سینما هم نیستند و فقط سر و صدایشان زیاد است. تعداد انی که در دو سال اول در سینمای بدنه از هنروتجربه دفاع د بالغ بر 100 نفر است، از رخشان بنی اعتماد تا کیانوش عیاری، مرحوم عباس کیارستمی و بهمن فرمان آرا گرفته تا کیومرث پوراحمد و علیرضا رییسیان. آنها هنوز هم م ع هنروتجربه اند. اما آن گروه پرسروصدا طوری جلوه می دهند که انگار کلیت بدنه سینمای ایران با این گروه مخالف است. یکی از دلایلی هم که گروهی از مخالفان حاضر نمی شوند علنی در مخالفت با هنروتجربه حرف بزنند این است که نمی خواهند زیر بار بی آبرویی این مساله بروند. چون دلایل منطقی برای مخالفت خود ندارند. تعدادی از آنها تنها با بهانه هایی به ظاهر مصلحانه اصل ماجرا را پنهان د. همان اصلی را که آقای گلمکانی هم اشاره د. ببینید در کل کشور 140 هزار صندلی سینما داریم و کل صندلی های هنر و تجربه در تهران و دیگر شهرستان ها 1500 صندلی است! این رقم می شود 2/1درصد از کل صندلی های سینمای ایران. دوستان مخالف، ظاهرا شمارش هم بلد نیستند! برخی هم جوگیر می شوند و بدون اطلاعات حرف می زنند و وقتی برای شان توضیح می دهیم، تازه می فهمند چه خبر است. مزیت نسبی هنروتجربه هیچ وقت فروش نبوده و معرفی ساز بوده که این مساله خیلی مهمی است. برآیند نسبی کیفی های هنروتجربه از سینمای بدنه واقعا بالاتر است.این هم که می گوییم بودجه هنروتجربه دو میلیارد تومان است، باید تاکید کنم کمترین بخش این پول صرف امور اجرایی می شود. بخش اعظم این پول صرفا برای ید صندلی سالن های سینما صرف می شود تا تمام فروش به تهیه کننده ها برسد. اینکه می گوییم بهترین سوبسید در سینما در حوزه پخش است، معنی اش همین است. در کل کشور شش سالن کامل یداری شده است و بقیه سالن هایی که در دیگر ا هستند به صورت توافقی یده می شوند. اتفاقا خیلی از این سینماها از نمایش های هنروتجربه استقبال می کنند، کمااینکه مدیر سینما تمایل داشت یک سالن این سینما را به های هنروتجربه اختصاص دهد. اگر فشارهای شورای صنفی نمایش و حوزه هنری نبود، قطعا به جای سینما فرهنگ ما یک سالن در داشتیم.از طرفی عده ای از مخالفان به سازان هنر و تجربه می گویند بچه پررو! خب سوال من اینجاست، آنهایی که دهه 60 در حوزه سینما پا گذاشتند، سرشان را کج د تا توانستند به این حوزه راه پیدا کنند؟! اگر جوان های ساز برای حضور در سینما جسارت نداشته باشند که خیلی از سینماگران فعال به این حوزه راه شان نمی دهند! اینکه می گویند این میزان اولی وارد سینما می شوند و در ادامه معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا می کنند باید بگویم، در سینمای ایران ما در طول 30 سال بیش از 400 ساز اول به سینما آمدند که به دوم نرسیدند. خب چه اتفاقی افتاد؟! آسمان به زمین رسید؟! حالا هنروتجربه در این میان حتی اگر دو ساز بااستعداد در سال هم معرفی کند، واقعا هنر کرده است.گلمکانی: من بر اساس تجربه و اطلاعاتی که از نمایش های خاص با عنوان «آسمان باز» و «مخاطب خاص» در سال های گذشته داشتم به این نتیجه رسیدم که ش ت این برنامه ها دو دلیل داشت. اول استفاده از امکانات نمایشی سینمای بدنه و دوم مدیریت این گروه توسط افراد سینمای بدنه. از آنجایی که این ها، آثار کم فروشی هستند، وقتی ظرفیت نمایشی را نسبت به هایی که به نظر می رسد فروش بیشتری دارند، د، از طرف مجموعه سینما با مقاومت مواجه شدند. بنابراین برای تعطیل این فعالیت تلاش د تا خطر آن را از سر سینما رفع کنند! از طرف دیگر افراد سینمای بدنه که مدیریت نمایش های خاص را عهده دار شدند، چون متعلق به سینمای مخاطب عام بودند، تمایلی به نمایش های خاص نداشتند. اما به دلیل قبول این مسوولیت و حفظ ظاهر، در ادامه با سوءمدیریت سعی د این برنامه ش ت بخورد.امین: سعی هم نمی د به شکل ذاتی این اتفاق می افتاد.گلمکانی: نه، من فکر می کنم، سعی د. بعد از آن دو تجربه وقتی بحث شکل گیری گروه هنروتجربه به وجود آمد، چیزی که من مدام تکرار می این بود که تا جای ممکن از امکانات سینمای بدنه استفاده نکنیم و مدیریت هم نباید از میان افراد بدنه سینما انتخاب شود. از همین رو انتخاب آقای علم الهدی به عنوان مدیر اجرایی به نظرم بهترین انتخاب بود. قبل از آن، این خطر وجود داشت فردی از سینمای بدنه بیاید. من همانجا گفتم اگر مدیری از سینمای بدنه روی کار بیاید، من کنار می کشم چون می دانم باعث تعطیلی این حرکت می شود. من حتی معتقد بودم تا وقتی گروه هنروتجربه پردیس اختصاصی خودش را نداشته باشد نباید فعالیتش را شروع کند، چون مطمئن بودم سینمای بدنه با این قضیه مخالفت می کند و ما دچار دردسر می شویم. طی سه سال اخیر هم بیشترین وقت و انرژی گروه صرف خنثی همین مخالفت ها شده است. با وجود این میزان مخالفت با مدیریت و استفاده از امکانات سینمای بدنه، پس چرا زمانی حاضر شدید های سینمای بدنه از جمله «لانتوری»، «فروشنده» و «ایستاده در غبار» را در سالن های هنروتجربه نمایش دهید؟! گلمکانی: عرض که ما وظیفه خودمان می دانیم برخی از های سینمای ایران را هم که نگاهی هنری و تجربه ای دارند، نشان بدهیم. می خواستیم به تماشاگران این آدرس را بدهیم و بنابراین برخی از های سینمای بدنه در گروه هنروتجربه هم نمایش داده شد. اما تعداد سانس هایی که به این ها اختصاص داده شد، به نظرم زیاد بود. در ادامه هم این روند تصحیح شد. آزمون و خطا یعنی همین. فاجعه و گناه کبیره ای که اتفاق نیفتاده! اما این کار را پیراهن عثمان د! درباره سوال شما هم باید بگویم از کارگردان و تهیه کننده هر ی که اینجا پذیرفته می شود در برنامه اکران قرار بگیرد، دعوت می شود به دفتر هنر و تجربه بیاید و درباره شرایط اکران و تبلیغات با آنها مذاکره می شود. به آنها گفته می شود که این گروه بودجه اندکی برای اطلاع رسانی و تبلیغات دارد؛ بنابراین از خود سازندگان ها دعوت می شود تا در این امر به خودشان کمک کنند. ممکن است سازندگان بعضی از ها امکانات شخصی داشته باشند، ارتباطاتی داشته باشند که بتوانند امکانات تبلیغاتی از نهادهایی بگیرند. بعضی ها این کار را کرده اند و مثلا تیزر برخی از های هنر و تجربه از تلویزیون پخش شده است. بیشتر دست اندرکاران گروه هنروتجربه خودشان دست اندرکار سینمای حرفه ای و ساز نیستند. در این گروه هیچ از اینکه ی زمین بخورد، نفعی نمی برد. اعضای شورای سیاستگذاری رقابتی با سازهایی که شان در این گروه نمایش داده می شود، ندارند. هرچه ها بیشتر فروش کند، ما خوشحال تر می شویم و همه فروش هم به جیب صاحبان آثار می رود. پس تا جای ممکن برای بهتر دیده شدن ها تلاش می شود. درست برخلاف دست اندرکاران شورای صنفی نمایش که خودشان صاحب منفعتند و ممکن است رقابت های درونی حرفه ای با هم داشته باشند.امین: در واقع از فروش ها چیزی عاید هنر و تجربه نمی شود.گلمکانی: اصلا سینمای هنروتجربه درآمدی برای خودش ندارد و نباید داشته باشد. بودجه ای را از ت می گیرد و آن را صرف نمایش تعدادی از ها می کند و اگر درآمدی به دست آورد به سازان می دهد. چقدر از بودجه این گروه صرف اطلاع رسانی و تبلیغات می شود؟ بخشی که هنروتجربه تا امروز از آن زیاد لطمه خورده است!امین: بیست میلیون تومان برای تبلیغات در نظر گرفته شده است. اما بقیه ماجرای تبلیغات به سازان برمی گردد چون ما هزینه چندانی برای این کار نداریم. خیلی ها از همین که شما گفتید و تعداد سانس های شان گله دارند... گلمکانی: ها درجه بندی کیفی می شوند و بر اساس آن برای تعیین سانس ها تصمیم گرفته می شود. با تکیه بر تجربه چند ساله که ممکن است گاهی در عمل هم کاملا معتبر و تضمین شده نباشد، گفته می شود این به این شکل و در این تعداد سانس و در این سینماها اکران شود بهتر است. چون اکران هنر و تجربه طولانی مدت است می توان در موقع وم آن را تغییر د
سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود/می خواهند سینمای ایدئولوگ را مقابلِ روشنفکری قرار دهند/تغییر مخملباف از یک فناتیک ی به مدرن سینمای پس از انقلاب وامدار چه انی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان انقل و تاریخی ساخته می شوند. به گزارش خبرنگار ایلنا، در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه انی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ سازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقل اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقل ون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار ا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و ی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای (ره) نبود که گفت سینما با ا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از ون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع د و فرار د و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقل آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی ها از فارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند که تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقل جا زدند. آن ها همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فارسی را یک جور دیگری وارد فضای بعد از انقلاب د. در های آن ها، جاهل فارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقل شده بود که پیشینه ی هم دارد و ش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقل و دگرگونی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از و تغییر حکومت ساسانی به خلفای ی شباهت هایی وجود دارد. این ها در گفتمان انقل و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقل جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فارسی را یک جور دیگری وارد فضای بعد از انقلاب د. در های آن ها، جاهل فارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقل شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و ش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه ی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر ی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های در خیابان ها می گرفت یا وابسته ی یک گروه شده بود و می خواست برای آن گروه تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی ی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره ک ن کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره ک ن ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.yazdgerd3نمایی از مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضاییدر آن دوران ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل . «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای نامه شب سمور بیضایی) اصلا یک انقل است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فار ، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که های دیگری ساخته شود و سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند.محسن مخملباف آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ از یک آدم فناتیک ی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی مدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از سازی انقل و م ع نظام به ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک ی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی مدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از سازی انقل و م ع نظام به ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای و ی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای ی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقل که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری، ادامه ی تفکر اولیه مخملباف اند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری درتضادند و می خواهند تفکر جدید و سینمای رناتیوی را که با ارزش های ی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای رناتیوی را که با ارزش های ی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین او بلکه یکی از بهترین های سینمای بعد از انقلاب است. او ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش ک نِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این ها خیلی برجسته است.gabehنمایی از گبه ساخته محسن مخملبافدر این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که اصلا وجود نداشته است. برای جنگ ظفار عمان و... هم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، داستانی در مورد دخ ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار سازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً های این سازان متفاوت است با های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که های جنگی می سازند. اصلا آن ژانر دیگری است و بیشتر سینمای حادثه ای و ماجراجویانه است که تقلید ناشیانه ای از سینمای حادثه ای و جنگی هالیوودی است. اما جنگ در سینمای سازانی مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، در واقع عرصه نبرد خیر و شر و ایمان و کفر است. اینها مسائل سینمای جدید جنگی است که با این سازها می آید.در «دیده بان» حاتمی کیا، با اینکه لحن، حماسی است اما قهرمانِ فردی وجود ندارد و جمع، قهرمان است. فرد ممکن است ش ت بخورد و کشته شود اما شهادت، اصل است. در سینمای مستند جنگی آوینی و در سینمای ملاقی پور هم همینطور است. در سینمای پس از جنگ است که فردیت مطرح می شود و های شخصیت محور مثل «آژانس شیشه ای» و «عروسی خوبان» ساخته می شود.می توان آن را با کار سازی مثل الیور استون مقایسه کرد که «جوخه» را می سازد؟سینمای الیور استون، سینمای رادیکال ضدجنگ است که در تقابل با سینمای مین استریم (جریان اصلی) جنگی هالیوودی مطرح است. بیشتر در تضاد با هایی مثل «طولانی ترین روز» یا «کلاه سبزها» که ژانر مسلط جنگی است، نه سینمای ترنس مالیک و الیور استون یا ساموئل فولر که علیه جنگ و مصائب آن می سازند و هایشان بیانی رادیکال دارد و در تقابل با سیاست های جنگ طلبانه ت ست. سینمای جنگی ما فرق دارد و ضدجنگ نیست اما از طرفی، جسارت، لحن و قالب هایی دارند که کلیشه های های متعارف جنگی را می شکنند و ش تن این کلیشه ها، یک نوع جسارت سینمایی و رادیکالیزم است که در سینمای ژانر جنگ اوایل انقلاب وجود ندارد. این ها با توقعات و انتظارات تماشاگر عام سینما نمی خواند، کمتر دنبال قهرمان پروری و ایجاد هیجان های کاذب اند و بیشتر درگیر فضاسازی و موقعیت سازی اند یا مسائل ایمانی و قدسی و معجزه و شهادت برایشان مطرح است. مثلا در «دیده بان» حاتمی کیا، با اینکه لحن، حماسی است اما قهرمانِ فردی وجود ندارد و جمع، قهرمان است. فرد ممکن است ش ت بخورد و کشته شود اما شهادت، اصل است. راه شهید ادامه دارد. او خود را فدای منافع جمع کرده و در واقع در راه خدا شهید شده. در سینمای مستند جنگی آوینی و در سینمای ملاقی پور هم همینطور است. در سینمای پس از جنگ است که فردیت مطرح می شود و های شخصیت محور مثل «آژانس شیشه ای» و «عروسی خوبان» ساخته می شود.20130921131045_شیشه اینمایی از آژانس شیشه ای ساخته ابراهیم حتمی کیاآیا می توان گفت سینمای دفاع مقدس یک ژانر است؟حتما یک ژانر است و ژانر بسیار مهمی است و قابل مطالعه و بررسی از زوایای مختلف. در سینمای ایران، ژانر به مفهوم واقعی کلمه، وجود ندارد. ما چرا در سینمای مان ژانر هارور و وحشت نداریم؟ چند تا وحشت داریم؟ چرا ژانر تریلر و جنایی خوب نداریم. نوآر و گانگستری نداریم. هایی در مورد اعتیاد و باندهای و پلیس شاید داریم اما این ها با ژانر تریلرهای جنایی از نوع های هیچکاک و یا داستان های جنایی از نوع داستان های «آگاتا کریستی» خیلی فرق دارند.در این بین؛ نبود این ژانرها در سینمای ایران، تا چه حد به ضعف در متن و ادبیات داستانی ما برمی گردد؟اصلا مشکل اصلی در همین جاست. چراکه ما اصلا سنتِ قوی و ژانر ادبیات جنایی یا هارور نداریم. داستان نویسان و نامه نویسانی که در این حوزه ها کار کنند، نداریم. این نوع ادبیات ما ضعیف است؛ و نمونه های انگشت شماری در این زمینه ها داریم. منظور من بیشتر ادبیات مدرن است وگرنه ما در ادبیات کلاسیک، نمونه های درخشانی مثل داستان های هزار و یکشب و فرج بعد از شدت را داریم. در ادبیات مدرن، شاید گلشیری و ساعدی توانسته اند در چند داستان وارد این فضاها شوند؛ «ترس و لرز» ساعدی در فضای سورئال و وحشت یا «ملکوت» بهرام صادقی که عناصر غیرواقعی و متافیزیکی مثل جن را وارد فضای قصه های مدرن ایرانی می کند. اقتباس های سینمایی هم در این زمینه هست مثل ملکوت هژیر داریوش و یا «سایه های بلند باد» که بهمن فرمان آرا براساس رمانی از گلشیری ساخت و یک جورهایی عناصر هارور را وارد کرد اما به طور کلی غیبت این نوع ادبیات و این نوع سینما به شدت محسوس است.جن را هنوز سینمای ایران نتوانسته ملموس و سینمایی، بازآفرینی کند. چون به هرحال باید نشانش دهد. بخشی از این مشکل مربوط به ممیزی و سانسور است. در سینمای غرب شما می توانید روح و کلا عناصر متافیزیکی را نشان دهید اما آیا سینمای ایران اجازه دارد چنین مواردی را تصویر کند؟ ممیزی چقدر اجازه می دهد؟این درست که سازانی جسته گریخته به سراغ عناصر بومی مثل جن و ناشناخته های ترسناک رفتند، اما در بسیاری موارد این کارشان تبدیل به کارهای کمیک و خنده دار شده است.برای اینکه تجربه ساخت آن وجود ندارد. جن را هنوز سینمای ایران نتوانسته ملموس و سینمایی، بازآفرینی کند. چون به هرحال باید نشانش دهد. بخشی از این مشکل مربوط به ممیزی و سانسور است. در سینمای غرب شما می توانید روح و کلا عناصر متافیزیکی را نشان دهید اما آیا سینمای ایران اجازه دارد چنین مواردی را تصویر کند؟ ممیزی چقدر اجازه می دهد؟ برای همین سازی مثل بابک انوری که در انگلیس ساخته و به عنوان سینمای انگلیس به اسکار رفته با «زیر سایه» موفق می شود که این فضاها را بسازد و تا حدی خوب از کار دربیاورد. ، مربوط به دوره جنگ ایران و عراق و موشک باران تهران است اما انوری، عناصر متافیزیکی و سورئال مثل جن را هم وارد قصه اش کرده است. ارجاعاتی به ملکوت و ترس و لرز بهرام صادقی هم دارد. «اژدها وارد می شود» مانی حقیقی هم گویا در چنین فضایی ساخته شده. البته من هنوز موفق به دیدن آن نشده ام.2 «خواب تلخ» محسن یوسفی از این عناصر به خوبی استفاده کرده.«خواب تلخ»، عناصر سوررئال دارد اما کم است. بیشتر اگزوتیک و گروتسک است تا وحشت. هارور نیست اصلا. اما بابک انوری، سینمای وحشت است و کاملا از عناصر این ژانر بهره برده است. اگرچه نمادگرایی آن و استفاده اش از زنی با برقع و چادر به عنوان عنصرِ هارور، به شدت کلیشه ای و غرب پسندانه است. با این حال به نظرم در ژانر وحشت، تجربه موفقی بوده است در سینمای غرب. فضای ایران دهه 60 و موشک باران تهران را در خارج از تهران خیلی خوب درآورده. این کار با بازیگران ایرانی خارج از کشور ساده نیست. کمتر ساز مهاجری موفق بوده، تصویر باو ذیری از تهران و ایران را در خارج از کشور بسازد. این برای یک ساز مهاجر و در اولین اش، موفقیت بزرگی است.پس نمونه های زیای از این ژانر در سینمای ایران نداریم.متاسفانه نداریم.وقتی صحبت از سینمای «آرت» می کنیم بحث ژانر کنار می رود چون تقسیم بندی این ها براساس ژانر خیلی سخت می شود. مثلا برای «خواب تلخ»، «ماهی و گربه» یا «خانه پدری» نمی توانید ژانر مشخصی تعریف کنید. گرچه معمولا آنها را در یک ژانر کلی مثل ژانر اجتماعی قرار می دهند که سرش خیلی بحث است که آیا اصلا می شود به سینمای اجتماعی ژانر گفت یا نه؟ سازان ما این علاقه را نشان نداده اند یا بستر برای ساختن این نوع ها فراهم نبوده؟ ما دوره های اجتماعی مختلفی داشتیم که می شد عده ای بیایند سراغ تجربه های جدیدتر و بخواهند ی را در ژانر به خصوصی تجربه کنند. باید دید اصلا ژانر یعنی چه؟ یعنی کار با عناصر تکرار شونده و آشنا برای مخاطب که موفقیت تجاری داشته و تماشاگر خواهان دیدن دوباره آن است. به این معنی، سینمای هنری ایران را نمی توان ژانر به حساب آورد.مثلا «ماهی و گربه» شهرام مکری، به نظرم یک هنری است و در تقسیم بندی سینمای «آرت» (art house film) قرار می گیرد اما به خاطر نوع روایت و فضای جنایی داستان، در ژانر تریلر جنایی هم قرارش می دهند. وقتی صحبت از سینمای «آرت» می کنیم بحث ژانر کنار می رود چون تقسیم بندی این ها بر اساس ژانر خیلی سخت می شود. مثلا برای «خواب تلخ»، «ماهی و گربه» یا «خانه پدری» نمی توانید ژانر مشخصی تعریف کنید. گرچه معمولا آنها را در یک ژانر کلی مثل ژانر اجتماعی قرار می دهند که سرش خیلی بحث است که آیا اصلا می شود به سینمای اجتماعی ژانر گفت یا نه؟ سینمای اجتماعی، یک کلِ بزرگ و گل و گشاد است و از های پناهی و رخشان بنی اعتماد و جلیلی گرفته تا اصغر فرهادی و مخملباف، و همه را دربرمی گیرد. اما اگر جزئی تر نگاه کنید، عناصر بعضی از ژانرها را می شود در آنها تشخیص داد. مثلاً «خواب تلخ» یوسفی، سینمای کمیک است و عناصر کمدی دارد یا «آتشکار» همین ساز، در ژانر کمدی و طنز است. «ماهی و گربه»، تریلر جنایی با اِلِمان های وحشت و اسلشر مووی است. در این قالب می توان به آنها نگاه کرد. البته در سینمای ایران، ژانرهای شکل گرفته و تثبیت شده هم داریم؛ مثل ژانر کمدی، ملودرام، و جنگ اما ما داریم در مورد ژانرهای غایب حرف می زنیم. به خصوص ژانر وحشت. به نظر می رسد اصولا باید اینطور باشد که این نوع سینما با اقبال عمومی مواجه می شود و این به ذهن کارگردان و تهیه کننده هم می رسد.سینمای وحشت، از مهم ترین ژانرهاست. در سینمای جهان خیلی ژانر مهم و بزرگی است و ساب ژانرهای مختلف دارد. از اسلشر مووی بگیرید تا خون آشام ها و... ما هیچ کدام از اینها را نداریم و تجربه ای در این زمینه نداریم و برای همین شاید اگر ی در این زمینه ساخته شود به تجربه ای کمیک تبدیل شود. باید خیلی کار شود تا به عنوان یک ژانر جا بیفتد و بعد درون اش جسارت های فرمی و ساختاری اتفاق بیفتد، یا حتی مضمونی. من فکر می کنم الان اگر سازان بخواهند بروند سراغ این ژانر با توجه به محدودیت هایی که وجود دارد، هم از نظر ممیزی و هم از نظر فنی، صنعتی و ساخت و پروداکشن، به چیزهای لوس و پیش پا افتاده ای تبدیل می شود. مضحکه می شود. به جای اینکه بترساند، می خنداند. باید خیلی زیاد کار شود و تجربه شود. ممکن است این اتفاق هم بیفتد. در درجه اول همه چیز بستگی به متن ( نامه) دارد و بعد به شرایط تولید و بازار و خواست جامعه و تحمل دستگاه ممیزی و نهادهای سینمایی. اینکه با وجود خطوط قرمز حاکم بر سینمای ایران، سینماگر ایرانی تا چه حد اجازه دارد وارد این فضاهای متافیزیکی و تصویرسازی شان بشود و نگویند اینها افات و افه پرستی اند و باید جمع شوند.چند سال پیش سریال هایی با موضوع تصویرسازی و داستان های متافیزیکی ساخته شد؛ سریال های مناسبتی ماه رمضان. جدا از قوت و ضعف و پایبندی به فرهنگ عامه، چند سال پشت سر هم ساخته شد و آنقدر مورد استقبال مردم قرار گرفت که تمام سریال های ماه رمضانی درباره حضور بود. البته بعد جلویش را گرفتند چون موج انتقادی راه افتاد که ویژگی های درست را ندارد.متاسفانه من این سریال ها را ندیده ام اما تا جایی که می دانم این گرایش خاصی بود که از طریق بعضی نامه نویسان و سازان وارد تلویزیون شد. آن هم در دوره ای که گرایش های خاصی حاکم بود و حرف های عجیبی زده می شد و بستر ساختن این نوع سریال ها هم وجود داشت. البته اگر ساخت این سریال ها ادامه پیدا می کرد، چه بسا به سینما هم می رسید. به هر حال ی را ندیده و هر تصورش را از در سینما می سازد. اینکه تصویر ، چقدر هالیوودی و غیردینی است و یا تا چه اندازه به مفهوم دینی و قرآنی آن نزدیک است، کارِ تحلیل گران است. تصویری که برگمن در «مهر هفتم» از مرگ ارائه کرده با هیچ تصویر دیگری از این فرشته و موجود متافیزیکی همخوانی ندارد. تشخیص اینکه این نوع تصویرسازی ها در سینما، چقدر واقعی و مطابق روایت های دینی و متون مذهبی است و چقدر افی و انحرافی است، کار ساده ای نیست.حتی اگر به سینمای کودک و نوجوان ژانر هم نگوییم، باز به عنوان یک کتِگوری بزرگ و یک گرایش سینمایی قوی و مسلط مطرح است که خیلی از سازان از بیضایی تا کیارستمی و جلیلی و مجیدی و پناهی را دربرمی گیرد. خیلی کم اند سازانی که در این ژانر نساخته باشند.شاید در این میان در سینمای کودک و نوجوان موفق بوده ایم؛ سینمایی که قبل انقلاب کلید خورد اما بازدهی اش عملا بعد از انقلاب بود؛ ی مثل داود رشیدی، پیش از انقلاب در تلویزیون مرکز هنرهای نمایشی را راه انداخت که می شود از آن به عنوان سینمای کودک و نوجوان یاد کرد. نه! سینمای کودک از و در کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان شکل گرفت. شروعش آنجا بود، با شکل گیری کانون و بخش سینمایی کانون و دعوت از سازانی مثل تقوایی (رهایی)، بیضایی (عمو سیبیلو- سفر) و کیارستمی که از پیشگامان است در این زمینه از «نان و کوچه» بگیرید تا «مسافر» و «لباس برای عروسی» و «تجربه»، مهرجویی که دیرتر آمد و حتی کیمیایی که دو کوتاه «اسب» و «پسر شرقی» را در کانون ساخت. نادری هم بود که «ساز دهنی» و «انتظار» را ساخت. محمدرضا اصلانی، «بد بده» و «چنین کنند حکایت» و رضا علامه زاده، «دار» و شاپور غریب، «هفت تیرهای چوبی» را ساختند. های بسیار خوب و مهمی با محور زندگی ک ن در کانونِ ساخته شد. بعد از انقلاب، این جریانِ کانونی تبدیل به یک ژانر مسلط در سینمای ایران می شود. حتی اگر به آن ژانر هم نگوییم، باز به عنوان یک کتِگوری بزرگ و یک گرایش سینمایی قوی و مسلط مطرح است که خیلی از سازان از بیضایی تا کیارستمی و جلیلی و مجیدی و پناهی را دربرمی گیرد. خیلی کم اند سازانی که در این ژانر نساخته باشند. مخملباف شاید جزو سازانی است که اصلا با کودک شروع نمی کند. سینمایش ربطی به ژانر کودک ندارد، یا کیانوش عیاری. ولی اکثر سازان مهم ما در این ژانر کار کرده اند.kokertrilogy_800x450نمایی از خانه دوست کجاست ساخته عباس کیارستمیگفتگو: سبا حیدرخانی
سینماپرس: جشنواره فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر ی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند که این رویداد به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود. سیدرضا منتظری/ جشنواره فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر ی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند رویدادی که احتمالاً بیشتر به شکل مناسبتی و برای پربارتر شدن جشن های دهه فجر، یا دست بالا برنامه ای برای جایگزین جشنواره ای به جای جشنواره «سپاس»، یا «جشنواره جهانی تهران» تدارک دیده شد، نه تنها چند دهه دوام بیاورد، بلکه به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود! اما واقعیت این است که جشنواره فجر در طول تمام این سال ها علیرغم مشکلات متعددی که بر سر راه خود داشته به حیات خود ادامه داده و همواره برای سینماگران حائز اهمیت بوده است؛ در مجموعه مقالات پیش رو سعی شده تا نگاهی اجمالی به ۳۵ دوره برگزاری این رویداد سینمایی داشته باشیم.جشنواره فجر در دورانی متولد شد که تولیدات سالانه سینمای کشور از نظر کمی در سطح پایینی بود. اما در طول سال های بعد با گسترده تر شدن ابعاد تولید در سینمای ایران، بیشتر اهمیت آن مورد توجه قرار گرفت؛ البته همانطور که پیش تر هم اشاره شد جشنواره فجر در طول این سال ها با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده و هر سال با نگاه دبیران و مدیران به صورتی تغییر شکل داده است به نحوی که با یک بررسی ساده و اجمالی از زمان برگزاری نخستین دوره این رویداد تاکنون می توان دریافت که از سیمرغ های جشنواره گرفته تا دبیر، جوایز، محل برگزاری، تعداد های بخش مسابقه و... همواره و در ادوار مختلف دستخوش تغییر شده است.از سوی دیگر جشنواره فجر در طول ۳۵ سال برگزاری همواره یک جشنواره سلیقه ای بوده و متأسفانه این رویداد مهم سینمایی هرگز به کشف قابلیت ها و استعدادهای مهم در سینمای کشور نپرداخته است که شاید بتوان دلیل اصلی آن را حضور باندهای مافیایی و پدرخوانده ها و مادرخوانده ها در سینمای ایران دانست که همه سینما را برای خود می خواهند و به دیگران اجازه بروز و ظهور استعدادهای شان را نمی دهند!همچنین می توان بر این امر صحه گذاشت که تناقض در سیاست گذاری های جشنواره فجر آسیب های جدی به این رویداد وارد ساخته است و به نوعی آن را دچار سرگردانی کرده و همین امر از کیفیت آن به شدت کاسته است. این جشنواره که در ابتدا تنها نمایشگاهی از تولیدات سالانه سینمای ایران بود و بعدها داعیه آن را داشت که به جشنواره ای صاحب سبک در عرصه بین الملل تبدیل شده بعد از گذشت چند دوره مجدداً بازگشتی رو به عقب داشت و باز همانند همان سال های بدو تأسیس اش به نمایشگاهی برای تولیدات سالانه سینمای کشور بدل شد!فاجعه بارتر از همه اینک که در آستانه سی و ششمین سالگرد تولد این رویداد سینمایی شاهد آن هستیم مسئولان برگزار کننده جشنواره با تدبیری هرچه تمام تر و با کم های حاضر در جشنواره رونق همیشگی آن را نیز از بین برده اند و به نظر می رسد جشنواره فجر به سمت کوچک سازی و بی اهمیت شدن گام برمی دارد!بی توجهی به سازان اول و حذف بخش نگاه نو از این رویداد یکی از اشتباهات فاحشی است که مسئولان جشنواره با این کار به بخش اعظمی از استعدادهای نهان سینمای کشور اجازه دیده شدن ندادند. این اتفاق در حالی است که به خصوص طی سال های اخیر سازان اول بسیار حرفه ای تر و جدی تر از سازان کهنه کار توانسته اند در سینمای کشور بدرخشند و در همین یکی دو سال اخیر سازانی همچون: منیر قیدی، مرتضی علی عباس میرزایی، کاوه صباغ زاده، محمدحسین مهدویان، محمود ، سیدمحمدرضا دمندان، سعید روستایی، احسان بیگلری، سهیل بیرقی و... پا به عرصه سینمای حرفه ای گذاشتند و با های اولشان توانستند تحولی شگرف در صنعت سازی کشور ایجاد کنند و آثارشان مورد توجه مخاطبان، منتقدان و اهالی رسانه قرار گرفت! اما گویا علیرغم شعار «جوان گرایی در سینما» که همواره ورد زبان مدیران است آن ها رسماً می خواهند این جماعت را از گردونه هنرهفتم دور سازند.از سوی دیگر حذف برج میلاد به عنوان کاخ جشنواره مکانی که اهالی رسانه طی ۸ سال گذشته در کنار هنرمندان به تماشای های جشنواره می نشستند و رابطه دو سویه میان آن ها در ایام جشنواره مجدداً به روز می شد و تعیین پردیس سینمایی ملت به عنوان سینمای رسانه ها که حتی کشش و پتانسیل برگزاری اکران خصوصی یک را هم ندارد یکی از نکات منفی است که باز هم به دلیل تصمیمات خلق الساعه و لحظه ای مدیران سینمایی آسیبی جدی به این رویداد وارد کرده که تبعات منفی آن قطعاً پس از ایام برگزاری جشنواره فجر بیش از پیش مشخص خواهد شد!سرگردانی در جشنواره فجر سال به سال در حال تشدید شدن است و برنامه ریزی های سلیقه ای و بدون کارشناسی دست اندرکاران آن باعث شده تا این جشنواره اعتبار سابق خود را از دست بدهد. معتقدم یکی از مهمترین دلایل ضعف جشنواره فجر این است که دبیران آن تعیین کننده نیستند؛ هرچند که هر دبیری بنا به سلیقه خود دست به تغییراتی در روند برگزاری این جشنواره زده است اما هیچ یک از این تغییرات نتوانسته به قوام جشنواره فجر کمک کند.آنچه بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور به آن اعتقاد دارند این است که جشنواره فجر نیاز به سازماندهی غیر تی دارد و اگر یک مدیر غیر تی برای اداره حداقل زمانی ۵ تا ۱۰ساله برای این رویداد در نظر گرفته شود می توان امیدوار بود که جشنواره فجر تاحدودی خود را از آسیب های متعددی که گریبانش را گرفته دور کند و مجدداً بتواند حرفی جدی برای گفتن داشته باشد؛ در واقع فردی که عهده دار مسئولیت اجرای این جشنواره می شود باید در روند برگزاری این جشنواره یک بازنگری کند و یک تعریف یکتا از جشنواره فجر ارائه دهد تا جشنواره فجر به دلیل تصمیم گیری های خلق الساعه، لحظه ای و سلیقه ای برخی از مدیران سینمایی دچار آسیب نشود.از جمله تصمیمات خلق الساعه مدیران سینمایی که طی سال های اخیر باعث نزول جشنواره فجر شد می توان به تفکیک جشنواره فجر که بدون توجه به نظر کارشناسان و متخصصان سینما و رسانه انجام شد و همین امر آسیب های جدی را بر پیکره این رویداد سینمایی وارد ساخت اشاره کرد. مدیران سینمایی پیشین با تصور باطلی که جداسازی جشنواره ها می تواند کمک شایانی در روند کیفی آن ها داشته باشد دست به این کار زدند این اتفاق در حالی بود که تفکیک جشنواره های ک ن و نوجوانان از یکدیگر موقعیت مضحکی را در سینمای ایران به وجود آورده بود و تفکیک بخش های بین الملل و ملی جشنواره فجر هم باعث شد تا فقط هزینه ای مضاعف بر سینمای نحیف ایران تحمیل شود!تفکیک و جداسازی این جشنواره ها از یکدیگر نه تنها باعث قوام و موفقیت هیچ یک از بخش های آن نشد بلکه باعث شد تا توجهات جهانیان نسبت به این جشنواره بسیار کمرنگ تر از گذشته شود چرا که در همه فستیوال های مهم دنیا که بخش های ملی دارند یک وجهه بین الملل هم وجود دارد و همیشه این بخش ها توأمان با یکدیگر برگزار می شوند و این بدعت اشتباه مورد پسند هیچ سینماگری در دنیا نیست.بگذریم که اصولاً عنوان «بین المللی» هم تنها یک صفت باسمه ای و تبلیغاتی برای جشنواره است و جشنواره ثابت کرده از عنوان «بین المللی» بودن خود تنها طی این سال ها استفاده ابزاری کرده ، به نحوی که اه جشنواره فجر هیچ گونه جنبه بین المللی نداشته و ندارند!جشنواره فجر در سی و پنجمین دوره برگزاری اش به قدری دچار افول شد که بسیاری از اهالی سینما که حتی ک دای دریافت سیمرغ بلورین هم شده بودند به دلیل آنچه ناداوری و بی عد ی در جشنواره خوانند از ک داتوری خود انصراف دادند که از جمله آن ها می توان به عوامل های «خفه گی» به کارگردانی فریدون جیرانی و «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی اشاره کرد؛ همچنین بسیاری از اهالی رسانه، منتقدان، کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور نیز اعتراضی جدی نسبت به برگزارکنندگان سی و پنجمین دوره این رویداد سینمایی داشتند و به خصوص بهروز افخمی در برنامه سینمایی «هفت» مرتباً انعکاس دهنده بازخوردهای منفی صاحب نظران سینمای کشور بود و باید دید در جشنواره سی و ششم چه اتفاقی برای این رویداد سینمایی خواهد افتاد؟به هر حال چه به جشنواره فجر نگاه انتقادی داشته باشیم و چه آن را تحسین کنیم، این نکته غیر قابل کتمان است که این جشنواره پایدارترین و اثرگذارترین جشنواره تاریخ سینمای ایران است. در مجموعه مقالات پیش رو تلاش کرده ایم تا ۳۵ دوره از جشنواره را در دهه های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.************************************نخستین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۱ - دبیر: حسین وخشوری(تولد بزرگترین رویداد سینمایی کشور)اولین دوره جشنواره فجر درست در دورانی که آتش جنگ تحمیلی در کشور شعله ور شده بود و سیاست گذاران هنوز برنامه ریزی مشخص و دقیقی برای حیات و بقای سینمای کشور نداشتند به دبیری حسین وخشوری شکل گرفت.جالب ترین نکته در برگزاری اولین دوره جشنواره بین المللی فجر عدم داوری های بخش سینمای حرفه ای بود به نحوی که ها در بخش مسابقه تنها به نمایش در آمدند و در نهایت به دلیل عدم وجود هیأت داوری این جشنواره بدون اهدای هیچ جایزه ای به کار خود پایان داد.در این دوره تنها ۵ در بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درآمدند که عبارت بودند از: «حاجی واشنگتن» به کارگردانی زنده یاد علی حاتمی، «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی، «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، «اشباح» به کارگردانی زنده یاد رضا میرلوحی و «سفیر» به کارگردانی زنده یاد فریبرز صالح، که از میان این ۵ ، «سفیر» و «اشباح» بعدها اکران شدند که اولی با ۱۵ میلیون تومان فروش، رکورد فروش را در سینمای ایران ش ت؛ اما «حاجی واشنگتن» حدود ۱۵ سال بعد و زمانی که کارگردان اش فوت کرده بود، از محاق درآمد و اکران شد و «خط قرمز» و «مرگ یزدگرد» هم هرگز امکان اکران عمومی پیدا ن د. از میان مابقی آثار به نمایش در آمده در این رویداد ۱۵ اثر به خارج از کشور تعلق داشت و در بخش های کوتاه نیز ۱۷ اثر داخلی و خارجی با هم به رقابت پرداختند.همانگونه که پیش از این عنوان شد در اولین دوره برگزاری این رویداد سینمایی میان آثار سینمای حرفه ای هیچ گونه رقابتی وجود نداشت و تنها های آماتوری مورد داوری قرار می گرفتند که با دیپلم افتخار از آن ها تجلیل می شد. «بچه های دیار صفا»، «علمدار»، « مشهر ۶۱»، «با هم برای ایثار»، «یا زهرا»، «کدام مکتب است این»، « مشهر، شهر خون، شهر عشق»، « نابود است» و «بر بال ملائک» از جمله هایی بودند که در بخش آماتوری این رویداد سینمایی حضور داشتند که دیپلم افتخار بهترین کوتاه جنگی به « مشهر، شهرخون، شهر عشق» به کارگردانی منوچهر عسگری نسب رسید و جواد شمقدری نیز توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای مستند «یا زهرا» از آن خود نماید.اما علاوه بر حضور های آماتوری در این رویداد سینمایی هایی از سینمای جهان نیز در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمد؛ بخش های مهم اولین دوره جشنواره بین المللی فجر شامل: مسابقه سینمای ایران، چشم انداز سینمای کوبا، سینمای ایتالیا از نئورئالیسم تا امروز، سرخ پوستان و سیاه پوستان در سینما، سینمای ک ن و نوجوانان، سینمای ایران پس از انقلاب ی و نمایش های ویژه بود که زنده یاد احمد جورقانیان آرشیو دار قدیمی سینمای ایران، بزرگترین سهم را جهت نمایش های سینمای جهان در اولین دوره برگزاری این جشنواره داشت. مهم ترین نکته در اولین دوره برگزاری جشنواره فجر این بود که این رویداد در اولین دوره برگزاری اش هیچ نشانی از «بین المللی» بودن نداشت و تنها در ایام دهه فجر انقلاب با نمایش هایی ایرانی و چند محدود از سایر کشورهای جهان آغاز به کار کرد؛ هرچند که مسئولین و دست اندرکاران سینمای ایران تمایل داشتند تا جشنواره فجر سمبل سینمای ایران باشد و در ایام پیروزی انقلاب همه ساله پربارتر از گذشته به بقای خود ادامه دهد اما به دلیل کیفیت پایین برگزاری این جشنواره و عدم کمیت کافی برای های تولید شده، بیم آن می رفت تا این جشنواره نتواند به راه خود ادامه دهد!پوستری هم که برای اولین دوره جشنواره فجر در نظر گرفته شده بود نام «الله» و نمادی از یک نگاتیو داشت. استفاده از نمادهای سینمایی و انقل و نام «الله» در ۶ دوره اول طراحی پوستر جشنواره بسیار به چشم می خورد. اولین پوستر جشنواره تصویری از مردم را نشان می دهد که ع ی از (ره) را در دست دارند. این اتفاق قطعاً به دلیل آن بوده که این جشنواره پیروی جشن های پیروزی انقلاب ی طراحی و بنیان گذاشته شده و دست اندرکاران آن می خواستند تا نمادی از انقلاب در پوستر جشنواره دیده شود.در نهایت اینکه اگرچه اولین دوره جشنواره فجر آن چنان که باید جشنواره ای پربار نبود اما حداکثر هدف برگزار کنندگان جشنواره که همانا برگزاری فستیوال ی پس از انقلاب ی بود را برآورده ساخت اما به طور کلی بنا به شرایط زمانه و بحران خاصی که نه تنها سینمای ایران بلکه کلیت کشور را در برگرفته بود و تعداد کثیری از های تولید شده بین سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ از جمله: «راهی به سوی خدا» به کارگردانی جلال مهربان، «خشم الهی» به کارگردانی عزیز رفیعی، «شجاعان ایستاده می میرند» به کارگردانی عباس ایی، «آقای هیروگلیف» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مسافر شب» به کارگردانی منصور تهرانی، «آزمایشگاه جهنمی» به کارگردانی احمدرضا جغتایی، «گفت هر سه نفرشان» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مفسدین» به کارگردانی امان منطقی، «تاریخ سازان» به کارگردانی هادی صابر، «قیام» به کارگردانی رضا صفایی، «قدیس» به کارگردانی ناصر محمدی، «بند» به کارگردانی غلامحسین طاهری «دوست، جاده» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «تب مرگ» به کارگردانی مشترک امان منطقی و داریوش کوشان، «سیم خاردار» به کارگردانی مهدی معدنیان و ده ها دیگر هیچگاه به نمایش عمومی درنیامده و بعضاً در توقیف به سر می بردند و یا هایی مانند «برزخی ها» به کارگردانی زنده یاد ایرج قادری توسط افرادی مانند محسن مخملباف که خود را همه کاره سینمای ایران می دانستند از سینما به زیر کشیده می شدند و احتمال نمی رفت تا سینمای ایران بتواند به درستی به راه خود ادامه دهد!دومین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۲ - دبیر: گروهی(ورود سازان تازه نفس و تثبیت جشنواره) دومین دوره جشنواره فجر در شرایطی برگزار شد که با ورود جوانان تازه نفس به جرگه سازان، سینمای ایران در حال تولدی دوباره و احیای حیات خویش بود، این مهم در زمانه ای که اغلب سازان قدیمی یا از کشور خارج شده و یا به شکلی ناگفته فعالیت شان ممنوع شده بود و یا برخی از آنان میلی به کار نداشتند نکته بسیار مهمی بود و باعث شد تا خون خشکیده در رگ های سینمای ایران دوباره جوشان شده و به حرکت درآید. بسیاری از سازان مطرح و شاخص سینمای ایران از جمله: محسن مخملباف، رسول صدرعاملی، محمدعلی سجادی، محمدرضا اعلامی، حسن هدایت و خسرو سینایی در این دوره به جرگه سازان حرفه ای سینمای ایران پیوستند.پوستر دومین دوره جشنواره بین المللی فجر از نماد پرنده و نگاتیو که اصلی ترین نشانه سینما در آن دوران بود بهره گرفته شده بود.این دوره از جشنواره باشکوه تر از دوره قبلی برگزار گردید و به علت عدم داوری ها در دور اول جشنواره فجر، های سال قبل هم جواز حضور در این دوره از جشنواره را دریافت د که به همین ترتیب ۲۴ در بخش مسابقه سینمای ایران دومین جشنواره فجر به نمایش درآمد.مهم ترین نکته در تاریخ برگزاری ۳۶ جشنواره فجر عدم وجود دبیر مشخص برای برگزاری این دوره از جشنواره بود، به نحوی که از دبیر این دوره جشنواره به عنوان «دبیر گروهی» یاد شد و از این لحاظ دومین جشنواره فجر متمایزترین دوره در طول سابقه برگزاری این مهم ترین رویداد سینمایی کشور بوده است. البته بعدها حجت الله سیفی کارگردان سینمای کشور در گفتگویی اعلام کرد که دبیری این دوره از جشنواره را وی بر عهده داشته و حتی یکی از بنیان گذاران جشنواره فجر بوده که بنا به دلایل نامعلومی نام وی هیچ گاه به عنوان دبیر و موسس این رویداد سینمایی در جایی ذکر نشده است!از جمله های حرفه ای حاضر در دومین دوره جشنواره می توان به های «آوای غریب» به کارگردانی سعید حاجی میری، «دیار عاشقان» به کارگردانی حسن کاربخش، «خانه عنکبوت» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پرونده» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، «رهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی، «بازجویی» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «دادشاه» به کارگردانی حبیب کاوش، «نقطه ضعف» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «جایزه» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پیک جنگل» به کارگردانی حسن هدایت و «هیولای درون» به کارگردانی خسرو سینایی اشاره کرد.دومین دوره جشنواره فجر شامل ۲ بخش مهم بود؛ اول بخش سینمای حرفه ای که های سازان مطرح و باتجربه سینمای ایران در آن به نمایش در می آمد و دوم بخش مسابقه سینمای آماتوری که اغلب سازان جوان و تازه کار ایران که بعدها از میان آن ها کارگردانانی همچون: زنده یاد تهمینه اردکانی و شهاب رضویان توانستند به جرگه سازان حرفه ای بپیوندند به چشم می خورد.همچنین در بخش های کوتاه این دوره از جشنواره هم نام هایی همچون: «ما زنده برآنیم» به کارگردانی بزرگمهر رفیعا، «باران» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «همسرایان» به کارگردانی عباس کیارستمی، « » به کارگردانی مهدی مسعودشاهی، «وارث» به کارگردانی جواد شمقدری و... به چشم می خورد.دومین جشنواره فجر شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران و سینمای ایران پس از انقلاب ی در بخش حرفه ای، و در بخش آماتوری هم شامل مسابقه سینمای ایران، بهترین ها، یادها و خاطره ها، نگاهی به گذشته و بخش ویژه بود.همچنین برای اولین بار در این دوره از جشنواره هیأت داوری وجود داشت و به افراد برگزیده برای اولین بار «لوح زرین» که از هفتمین دوره جشنواره به بعد به «سیمرغ بلورین» تغییر هویت داده است اهدا شد.نکته جالب در روند دومین جشنواره فجر این بود که به دلیل شرایط خاص جامعه و نگاه های غلطی که نسبت به سینما و فرهنگ و هنر وجود داشت هیأت داوری در این دوره از جشنواره هیچ یک از بازیگران زن سینمای ایران را شایسته دریافت جایزه نداستند و این مهم طی سال های بعد به شیوه های گوناگون و توسط افراد مختلفی که اغلب آنان جزو هیأت داوران جشنواره بودند ادامه یافت.داوران این دوره از جشنواره عبارت بودند از: سیدمحمد بهشتی، مهدی حجت، اکبر عالمی، منوچهر عسگری نسب، مهدی کلهر، محمدعلی و سینا واحد همچنین در بخش سینمای آماتوری داورانی همچون: مرتضی پوراظهری، حمید دهقان پور و حجت الله سیفی به داوری مشغول بودند.در دومین جشنواره فجر جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:۱-بخش سینمای حرفه ای:لوح زرین بهترین تدوین به حسین زندباف برای «مرگ سفید»لوح زرین بهترین موسیقی متن به عباس دبیر دانش برای «چشم تنگ دنیا دار»لوح زرین بهترین برداری به اسماعیل ی برای «هیولای درون»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به پرویز پورحسینی برای «دیار عاشقان»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به حسین پرورش برای «نقطه ضعف»لوح زرین بهترین نامه به علیرضا داوودنژاد و ابراهیم مکی برای «جایزه»لوح زرین بهترین کارگردانی به خسرو سینایی برای «هیولای درون»لوح زرین بهترین کوتاه به عباس کیارستمی برای «همسرایان»و جایزه ویژه هیأت داوران به حسن کاربخش برای «دیار عاشقان»۲- بخش سینمای آماتوری:لوح زرین بهترین بازیگر مرد به مراد ابوالقاسمی برای «من هم باید بروم» و محمد مرادی برای «تله»لوح زرین بهترین صداگذاری به محمد طلوع برای «بهترین خانه»لوح زرین بهترین برداری به علی میرقطبی برای بر «مزار اسرار»لوح زرین بهترین تدوین به علیرضا سلماس برای «به یاد کربلا»لوح زرین بهترین کارگردانی به کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان برای «این رشته سر دراز دارد»لوح زرین بهترین طرح کوتاه به شهاب رضویان برای «یکی دیگر» و کریم هاتفی نیا برای «تله»لوح زرین بهترین بهترین نقاشی متحرک (پویانمایی) به محسن صمیمی برای «درسی برای گنجشک»لوح زرین بهترین بهترین عروسکی به محمدرضا عابدی زمانی برای «بهترین خانه»لوح زرین بهترین مستند داستانی به حسین میوچوئی برای «زمین»لوح زرین بهترین ۱۶ میلیمتری به تهیمنه اردکانی برای «بچه های بالاچلی»جایزه ویژه هیأت داوران به وحید زمانی برای «دوچرخه»سومین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۳ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(از تمایل بخش خصوصی برای تولید آثار سینمایی تا اهدای اولین جایزه به یک بانوی سینماگر) سومین دوره جشنواره فجر به دبیری سیدمحمد بهشتی در حالی آغاز به کار کرد که سینمای ایران به ثباتی نسبی دست یافته بود و فارغ از کمک های بخش تی بخش خصوصی هم تمایل به سرمایه گذاری در ساخت ها کرد. های تولید سینمای ایران در این سال برای اولین بار پس از انقلاب ی به این سمت گرایش پیدا کرده بودند که به سمت جذب مخاطب بروند.پوستر سومین دوره جشنواره بین المللی فجر هم همانند پوستر جشنواره دوم از نماد پرنده و نگاتیو که اصلی ترین نشانه سینما در آن دوران بود بهره گرفته بود و تنها رنگ پس زمینه آن دچار تغییر شده بود.یکی از نکات مهم این دوره از جشنواره این بود که همانند دوره دوم تنها آثاری از سینمای ایران به شکل رقابتی به نمایش درآمدند و خبری از های خارجی در این دوره از جشنواره نبود.در این دوره از جشنواره فجر به سازان تازه وارد و جوان بهای ویژه ای داده شد و های آنان در بخش مستقلی در جشنواره به نمایش درآمد و ت از برگزیدگان این بخش ها حمایت هایی را برای تولید آثار بعدی سازان می نمود. نکته ای که متأسفانه در سینمای امروز ایرانو پس از گذشت سال ها از توجه ویژه به جوانان به فراموشی س شده و سازان جوان علیرغم تمامی شعارها و وعده هایی که داده می شود برای ورود به عالم سینما باید مدت ها دوندگی نمایند و در نهایت هم هیچیک از ارگان ها و سازمان های مختلفی که هر یک به نحوی داعیه دار سینمای ایران هستند برای این مهم پاسخگو نیستند. اتفاق ناشایستی که اینک در آستانه جشنواره سی و ششم شاهد آن هستیم که تنها ۳ ساز اول توانستند مجوز حضور در جشنواره را ب کنند و بی دلیل بخش مهم «نگاه نو» در جشنواره حذف شده است! این اتفاق در حالی است که طی سال های اخیر به همگان ثابت شده جوانان بسیار بهتر از سازان کهنه کار مبادرت به ساخت می کنند و منتقدان سینما و عموم مردم نیز توجه ویژه تری به های جوانان دارند.یکی دیگر از اتفاقات این دوره از جشنواره حضور گل های داوودی به کارگردانی رسول صدرعاملی بود که این بعد از گذشت بیش از ۶ سال از پیروزی انقلاب ی برای اولین بار در سینمای ایران از «عشق» سخن به میان آورده بود که این مهم نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران محسوب می شد. البته صدرعاملی در این دو شخصیت اصلی اش را افرادی ن نا نشان داده بود تا بتواند از شرایط سخت و ممیزی های دشوار آن زمانه که متأسفانه امروزه نیز گریبان سینمای ایران را گرفته است عبور کند.در این دوره از جشنواره همچنین برای اولین بار در سینمای ایران پروانه معصومی برای بازی در گل های داوودی جایزه بهترین بازیگر زن را ب می کند و به همین جهت معصومی اولین زن سینمای پس از انقلاب ی است که جایزه ای از جشنواره فجر ب می کند البته متأسفانه در دوره های بعدی جشنواره به دلیل سیاست گذاری های غلط مجدداً جایزه بهترین بازیگر زن از فهرست جوایز جشنواره فجر حذف می شود و به نوعی زحمات تمامی ن سینماگر ایران که طی این سال ها نقش کلیدی و مهمی در سینمای ایران داشته اند نادیده گرفته می شود.در بخش مسابقه سینمای ایران این دوره از جشنواره ۲۰ به نمایش درآمدند که که از میان این آثار می توان به «پایگاه جهنمی» به کارگردانی اکبر صادقی، «پرچمدار» به کارگردانی شهریار بحرانی، «تاتوره» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «ریشه در خون» به کارگردانی سیروس الوند، « جنگل» به کارگردانی زنده یاد قویدل، «سناتور» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، «فرار» به کارگردانی جمشید حیدری، «کمال الملک» به کارگردانی زنده یاد علی حاتمی، «مردی که زیاد می دانست» به کارگردانی یدالله صمدی و... اشاره کرد.در بخش های کوتاه هم ۱۹ حضور داشتند که در این میان نام کارگردان هایی چون: ابراهیم حاتمی کیا با «تربت» و «صراط»، حمید تمجیدی با «درخت»، ایرج کریمی با «زنگ درس، زنگ تفریح»، ابراهیم فروزش با «نگاه»، نادر طالب زده با «والعصر»، عباس کیارستمی با «همشهری» و امرالله احمدجو با «عمو ابراهیم» به چشم می خورد.این جشنواره شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران، نخستین آثار سازان و سینمای ایران و جشنواره های جهانی بود و داوران این دوره از جشنواره افرادی همچون: مهدی حجت، محمد خزاعی(سفیر سابق ایران در سازمام ملل)، سیف الله داد، اکبر عالمی و محمدعلی بودند که اغلب آن ها از جمله محمد خزاعی خود را برای داوری دوره های بعدی جشنواره تا سال ها تثبیت کرده بودند. در این دوره از جشنواره جوایزی به این شرح به برگزیدگان اهدا گردید:لوح زرین بهترین تدوین به عباس گنجوی برای دو «تاتوره» و «گل های داوودی»لوح زرین بهترین موسیقی متن به کامبیز روشن روان برای دو «گل های داوودی» و « ه تو»لوح زرین بهترین برداری به فیروز ملک زاده برای «گل های داوودی»لوح زرین بهترین بازیگر دسال به محمدرضا مرسلی برای «مترسک»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به جیران شریف برای «مترسک»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول زن به پروانه معصومی برای «گل های داوودی»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به جمشید مشایخی برای دو «گل های داوودی» و «کمال الملک»لوح زرین بهترین کارگردانی به یدالله صمدی برای «مردی که زیاد می دانست»لوح زرین بهترین به حسن زاهدی برای «مترسک» دیپلم افتخار بهترین به ابراهیم حاتمی کیا برای «صراط» و مسعود جعفری جوزانی برای «و با من حرف بزن»لوح زرین بهترین به علی اصغر آگه بنایی برای «آداب بهاری»لوح زرین بهترین آموزشی به ابراهیم فروزش برای «نگاه»لوح زرین بهترین مستند به حمید تمجیدی برای «هوردوق»لوح زرین بهترین داستانی به امرالله احمدجو برای «عمو ابراهیم»همچنین در بخش نخستین آثار سازان نیز جوایزی به شرح زیر اهدا شد:لوح زرین بهترین برداری به شاهپور نوری برای «تلاش»لوح زرین بهترین نامه به قدرت الله صالحی برای «گازر»لوح زرین بهترین کارگردانی به محمد ترکاکلی برای «قاصد»لوح زرین بهترین جنگی به محمد ترکاکلی برای «قاصد»لوح زرین بهترین داستانی به قدرت الله کاویانی برای «تلاش»لوح زرین بهترین مستند به هلن حقانی راد برای «نساجی»لوح زرین بهترین نقاشی متحرک (پویانمایی) به حسن اسانی برای «باغ وحش کاغذی» جایزه ویژه هیأت داوران به ناصر گلی برای «همراه راهیان» و غلامحسین پیرهادی برای «گر مرد رهی»چهارمین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۴ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(تولد نخستین جشنواره های ک ن و نوجوانان در بطن جشنواره فجر و حرکت به سوی بین المللی این رویداد)چهارمین جشنواره فجر به دبیری سید محمد بهشتی در حالی برگزار شد که به یکی از مهم ترین و تاریخ ساز ترین دوائر جشنواره فجر در تاریخ سینمای ایران بدل گشت.در این دوره از جشنواره فجر تغییرات ساختاری زیادی در روند برگزاری جشنواره لحاظ شد از جمله این که برای اولین بار های ک ن و نوجوانان از سایر ها متمایز گردید و به شکلی نوین در جشنواره ای جدید با عنوان «نخستین جشنواره ک ن و نوجوانان» در دل جشنواره فجر برگزار شد که البته بعدها های ک ن و نوجوانان به تمامی از جشنواره فجر جدا شد و به شکلی مجزا در جشنواره ای تحت عنوان جشنواره بین المللی های ک ن و نوجوانان برگزار گردید که تا امروز هم این جشنواره همه ساله برگزار می گردد. (هرچند که در دوران مدیریت حجت الله ایوبی به عنوان رئیس سازمان سینمایی این رویداد یک سال برگزار نشد)پوستر این دوره از جشنواره هم برخلاف ۳ دوره گذشته از برخی تکنیک های گرافیکی نیز بهره گرفته شده بود و فضای شادتری نسبت به پوسترهای ادوار گذشته جشنواره داشت. همچنین عنوان «بین المللی» بودن جشنواره شکلی جدی تر به خود می گرفت و بر خلاف جشنواره های پیشین هایی از چندین کشور جهان در این دوره از جشنواره به نمایش درآمد.اما از سوی دیگر این دوره از جشنواره دچار عقبگرد فکری نیز بود. چرا که هیأت داوران این دوره از جشنواره طی بیانیه ای اعلام د که نقش و جایگاه زن در این دوره از جشنواره درخور ن نبوده و به همین دلیل اعطای جایزه به بازیگران زن امکان پذیر نیست! این امر در حالی بود که تسلیمی در آن سال در «مادیان» به شکلی خارق العاده ایفای نقش کرده بود که طی سال های بعد از آن به عنوان یکی از ماندگارترین نقش آفرینی در سینمای ایران نام برده می شد. از سوی دیگر عدم اعطای جایزه به ن در این دوره از جشنواره در حالی صورت پذیرفت که قبل از آن در سومین جشنواره فجر به پروانه معصومی برای «گل های داوودی» جایزه تعلق گرفته بود. نکته اسفبارتر در مورد این نگاه بی دانه این که طی آن سال ها شنیده شد یکی از اعضای هیأت داوران این گونه بیانیه صادر کرده که اصلاً مگر ن اهمیت هم دارند تا از آن ها در مراسمی بین المللی تقدیر و تشکر هم بشود!علی ژکان، مسعود جعفری جوزانی، کیانوش عیاری و زنده یاد رسول ملاقلی پور از جمله سازانی بودند که در این دوره از جشنواره رسماً به سینمای حرفه ای کشور پیوستند. چهارمین جشنواره فجر از بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران، مرور یک سال سینمای ایران، سینمای ایران و جشنواره های حرفه ای بعد از انقلاب ی، سینمای کودک و نوجوان، چشم انداز سینما در آسیا و نمایش های ویژه بود. در این دوره از جشنواره افرادی همچون: مجید بهمن پور، کمال حاج سیدجوادی، فرید حاج کریم خان، محمد خزاعی، جلال رفیع، مهدی فرید زاده و منوچهر محمدی داوری ها را بر عهده داشتند.در بخش سینمای ایران این دوره از جشنواره ۲۲ اثر سینمایی حضور داشتند که از میان آنها می توان به «آتش در زمستان» به کارگردانی حسن هدایت، «آن سوی مه» به کارگردانی منوچهر عسگری نسب، «آوار» به کارگردانی سیروس الوند، «اتوبوس» به کارگردانی یدالله صمدی، «اولی ها» به کارگردانی عباس کیارستمی، «بایکوت» و «بلمی به سوی ساحل» به کارگردانی زنده یاد رسول ملاقلی پور، «بهار» به کارگردانی ابوالفضل جلیلی، «تشریفات» به کارگردانی مهدی فخیم زاده، «تنوره دیو» به کارگردانی کیانوش عیاری، «جاده های سرد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی و... اشاره کرد.هم چنین ۲۴ کوتاه در این بخش حضور داشت که نام افرادی چون کیومرث پوراحمد با دو «تاروپود» و «پلکان»، ابراهیم حاتمی کیا با «طوق سرخ»، ابراهیم فروزش با «خودم من خودم» و محمد آفریده با «قهرمان کیه؟» به چشم می خورد.در این دوره از جشنواره جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:دیپلم افتخار بهترین بازیگر دسال به مهدی اسدی برای «بهار»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به مهری مهرنیا برای «تنوره دیو»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به اسماعیل محمدی برای «تنوره دیو»لوح زرین بهترین تدوین به حسین زندباف برای «اتوبوس»لوح زرین بهترین برداری به تورج منصوری برای «جاده های سرد»لوح زرین بهترین موسیقی به شریف لطفی برای «مادیان»لوح زرین بهترین نامه به مجید قاری زاده برای «پدربزرگ»لوح زرین بهترین کارگردانی به کیانوش عیاری برای «تنوره دیو»و جایزه ویژه هیأت داوران به عباس کیارستمی برای «اولی ها»، ابوالفضل جلیلی برای «بهار»، مسعود جعفری جوزانی برای «جاده های سرد»، مجید قاری زاده برای «پدربزرگ» و محمدعلی طالبی برای «خط پایان»همچنین در بخش مسابقه های کوتاه نیز جوایزی بدین شرح اهدا گردید:دیپلم افتخار بهترین بازیگر دسال به نجمه مشروطه برای «تار و پود»دیپلم افتخار بهترین به کار گروهی برای « مشهر خانه توست» و فرشید مثقالی برای «چرا و چطور؟»لوح زرین بهترین به کیومرث پوراحمد برای «تار و پود»پنجمین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۵ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(از رویارویی ۲ نسل سینمای ایران تا بی توجهی به اولی ها و بانوان سینماگر)این دوره از جشنواره نیز که دبیری آن را سید محمد بهشتی بر عهده داشت با افت و خیزهای فراوانی روبرو بود. هرچند که در این دوره از جشنواره شمار های خارجی نسبت به دوره های قبل بسیار افزایش یافته بود اما به دلیل سیاست گذاری های غلط مسئولین سینمای ایران جشنواره فجر هنوز شکل بین المللی به خود نگرفته بود و از سوی دیگر دومین جشنواره های ک ن و نوجوانان نیز به شکل غیر رقابتی در دل جشنواره فجر برگزار می شد.در طراحی پوستر پنجمین دوره جشنواره هم همچنان نگاتیو و پرنده حضوری چشمگیر داشت و هنوز امیدی برای تغییر در روند طراحی پوستر جشنواره به ذهن نمی رسید.از سوی دیگر پنجمین جشنواره فجر به نحوی باعث رویارویی دو نسل پیشین و جدید سینمای ایران شده بود از یک سو سازان شاخصی همچون: ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی و عباس کیارستمی برای این دوره از جشنواره داشتند و از سوی دیگر سازان جدیدی همچون محسن مخملباف و کیومرث پوراحمد و داریوش فرهنگ و مهدی صباغ زاده و ابراهیم حاتمی کیا و پوران درخشنده نیز در بخش سینمای حرفه ای وارد شده بودند. پنجمین جشنواره فجر اما به نحوی با یک عقبگرد روبرو شده بود، هیأت داوران این دوره از جشنواره دوباره جایزه بهترین بازیگری زن را از جشنواره حذف د که این مهم رفتار ناخوشایندی با نیمی از بدنه اصلی سینمای ایران بود.نکته جالب در مورد این دوره از جشنواره این بود که حمایت از سازان اولی از دستور کار خارج شده بود اما با حضور های درخشانی همچون: «اجاره نشین ها»، «خانه دوست کجاست؟»، «ناخدا خورشید» و «تیغ و ابریشم» در کنار هم این دوره از جشنواره به یکی از ماندگارترین ادوار جشنواره فجر در ایران تبدیل شد.از طرف دیگر در این دوره از جشنواره بخش مسابقه پوسترهای سینمایی نیز به سایر بخش های جشنواره افزوده شد.در این دوره از جشنواره فجر ۲۰ با هم به رقابت پرداختن که در میان آنها نام هایی چون « و نویسنده» به کارگردانی کاظم معصومی، «بی بی چلچله» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «طلسم» به کارگردانی داریوش فرهنگ، «مهمانی خصوصی» به کارگردانی حسن هدایت، «ترنج» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «کلید» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «رابطه» به کارگردانی پوران درخشنده و ... به چشم می خورد.پنجمین جشنواره فجر شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران، مرور یک سال سینمای ایران، نمایشگاه پوسترهای سینمایی، سینمای ک ن و نوجوانان، منظر سینمای سه قاره و نمایش های ویژه بود.هیأت داوران این دوره از جشنواره را افرادی همچون: محمد خزاعی، منوچهر عسگری نسب، محمد باقر کریمیان، منوچهر محمدی و عطا الله مهاجرانی تشکیل می دادند.در این دوره از جشنواره جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:لوح زرین بهترین صداگذاری به اسحاق خانزادی برای «شیرسنگی»لوح زرین بهترین جلوه های ویژه به علی رستگار برای «پرواز در شب»لوح زرین بهترین صدابرداری به جهانگیر میرشکاری، اصغر شاهوردی و بهروز معاونیان برای دو «خانه دوست کجاست؟» و «اجاره نشین ها»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به سعید پورصمیمی برای «ناخدا خورشید»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به داریوش ارجمند برای «ناخدا خورشید»لوح زرین بهترین برداری به محمد آلادپوش برای «گزارش یک قتل»لوح زرین بهترین تدوین به مهرزاد مینویی برای «دست نوشته ها»لوح زرین بهترین موسیقی به فرهاد ف الدینی برای «گزارش یک قتل»لوح زرین بهترین نامه به مسعود جعفری جوزانی برای «شیرسنگی»لوح زرین بهترین کارگردانی به عباس کیارستمی برای «خانه دوست کجاست؟»لوح زرین بهترین به رسول ملاقلی پور برای «پرواز در شب»جایزه ویژه هیأت داوران به عباس کیارستمی برای «خانه دوست کجاست؟»لوح زرین بهترین کوتاه مستند به عزیز الله حمید نژاد برای «زندگی در ارتفاعات»لوح زرین بهترین نقاشی متحرک (پویانمایی) به کارگروهی برای «بازگشت»ششمین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۶- دبیر: سیدمحمد بهشتی(افت کیفی ها، هیأت داوران تکراری و پوستری بدون تحول دستاورد جشنواره ششم)ششمین دوره جشنواره فجر که مجدداً دبیری آن را سید محمد بهشتی بر عهده داشت به نسبت دوره های گذشته از افت کیفی زیادی برخوردار بود. حضور هیأت داورانی تکراری که در راس آن ها محمد خزاعی قرار داشت و بی توجهی به رشد و ارتقا و درجا زدن جشنواره کمی برای سینماگران جای سوأل داشت.طراحی پوستر جشنواره ششم هم همچنان از نگاتیو و نوار به عنوان اصلی ترین نماد سینما صورت گرفته بود.یکی از نکات حیرت انگیز در این دوره از جشنواره حضور محمدعلی در تیم هیأت داوران بود که خود با «پرستار شب» در جشنواره حضور داشت و اتفاقاً اش در ۴ رشته هم ک دای دریافت جایزه شد! نکته ای که در هیچ از جشنواره های حتی پیش پا افتاده دنیا هم به چشم نمی خورد و همیشه رعایت می شود!همانطور که پیش از این اشاره شد این دوره از جشنواره از لحاظ کیفی نسبت به جشنواره های قبلی به ویژه جشنواره پنجم از افت کیفی بیش از حدی در ها برخوردار بود و شاهد حضور های شاخصی مانند دوره گذشته نبودیم (به جز ۲-۳ مورد خاص) اما در این دوره از جشنواره برای اولین بار مسابقه بهترین آنونس سینمایی نیز برگزار شد.این دوره از جشنوراه شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران، مرور یک سال سینمای ایران، چشم انداز نمونه (آنونس) های بعد از انقلاب ی، نمایشگاه پوسترهای سینمایی، سینمای ک ن و نوجوانان، نمایش های ویژه، سینمای غیرمتعهدها و سینمای آندری تارکوفسکی بود.در این دوره از جشنواره که اشخاصی همچون: سید محمد بهشتی، محمد خزاعی، کریم زرگر، محمد باقر کریمیان و محمدعلی داوری ها را بر عهده داشتند جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:لوح زرین بهترین طراحی صحنه به محسن شاه ابراهیمی و سعید جلالی برای «پرستار شب»لوح زرین بهترین جلوه های ویژه به محمدرضا شرف الدین برای «کانی مانگا»لوح زرین بهترین صدابرداری به پرویز آبنار و مسعود بهنام برای «آن سوی آتش»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به آنیک شفرازیان برای «سرزمین آرزوها»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به سعید پورصمیمی برای «تحفه ها»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول زن به پروانه معصومی برای دو «شکوه زندگی» و «ج ه ای برای رباب»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به فرامرز قریبیان برای «ترن»لوح زرین بهترین تدوین به روح الله ی برای «کانی مانگا»لوح زرین بهترین موسیقی متن به فرهاد ف الدینی برای «پرستار شب»لوح زرین بهترین برداری به اصغر رفیعی جم برای «شاید وقتی دیگر»لوح زرین بهترین کارگردانی به کیانوش عیاری برای «آن سوی آتش»جایزه ویژه هیأت داوران بهترین بازیگر نوجوان به عطیه معصومی برای «پرنده کوچک خوشبختی»جایزه ویژه هیأت داوران و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نوجوان به مهدی اسدی برای «شیرک»جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین به پوران درخشنده برای «پرنده کوچک خوشبختی» و سیف الله داد برای «کانی مانگا»دیپلم افتخار بهترین داستانی کوتاه به سیدرضا میرکریمی برای داستانی برای «او»جایزه ویژه هیأت داوران بهترین مستند به جواد شمقدری برای «کربلای پنج»جایزه ویژه هیأت داوران بهترین به کارگروهی برای «از طهران تا تهران»لوح زرین و دیپلم افتخار بهترین پوستر به حسین خسروجردی برای «دستفروش» و مرتضی ممیز برای «شیرسنگی» و پرویز محلاتی برای «بی بی چلچله»لوح زرین و دیپلم افتخار بهترین نمونه به ابراهیم حقیقی برای «جاده های سرد» و صمد تواضعی برای «بازجویی یک جنایت» و «آن سوی مه» و محمدحسین محتشمی برای «مادیان»هفتمین دوره جشنواره فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۷ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(از خداحافظی با لوح زرین و طراحی سیمرغ بلورین به عنوان نماد جشنواره تا رقابتی شدن های ک ن و نوجوانان با داورانی مستقل و توجه به بانوان بازیگر)شاید مهم ترین نکته در این دوره از جشنواره فجر که دبیری آن را سید محمد بهشتی بر عهده داشت رقابتی شدن بخش های ک ن و نوجوانان بود که با هیأت داورانی مستقل برگزار گردید.همچنین یکی دیگر از نکات بسیار مهم این دوره از جشنواره حذف «لوح زرین» بود و «سیمرغ بلورین» به عنوان نماد اصلی جشنواره پای در عرصه حیات نهاد که تا امروز نیز به عنوان نماد اصلی جشنواره فجر شناخته می شود. البته طی دوره های برگزاری بیست و هشتمین و بیست و نهمین جشنواره فجر که دبیری آن را مهدی مسعودشاهی بر عهده داشت سعی شد که نمادی جدید با عنوان «سیمرغ زرین» جایگزین «سیمرغ بلورین» شود که این امر با مخالفت جدی تعداد کثیری از صاحب نظران و هنرمندان روبرو گشت و ملغی شد اما در سی و یکمین دوره جشنواره که دبیری آن را محمدرضا عباسیان بر عهده داشت مجدداً طراحی سیمرغ بلورین دچار تغییر شد و برای اولین بار از سیمرغ حجمی بلورین رونمایی شد که این سیمرغ حجمی هم با مخالفت بسیاری از اهالی سینما و رسانه روبرو گشت و مجدداً از جشنواره سی و دوم همان سیمرغ بلورین غیرحجمی به عنوان نماد این رویداد سینمایی به برگزیدگان اهدا گردید.پوستر این دوره از جشنواره تاحدودی از نمادهای پرکاربرد فاصله گرفت و طراحی و نمادهای اسلیمی نیز در آن دیده می شد.بسیاری از بزرگان امروز سینمای کشور نیز در این دوره از جشنواره به آثارشان به خوبی دیده شدند و برای ا
سینمای پس از انقلاب وامدار چه انی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان انقل و تاریخی ساخته می شوند.
در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه انی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ سازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود

می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقل اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقل ون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار ا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و ی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای (ره) نبود که گفت سینما با ا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از ون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع د و فرار د و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقل آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقل و دگرگونی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از و تغییر حکومت ساسانی به خلفای ی شباهت هایی وجود دارد. این ها در گفتمان انقل و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقل جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فارسی را یک جور دیگری وارد فضای بعد از انقلاب د. در های آن ها، جاهل فارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقل شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و ش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه ی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر ی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های در خیابان ها می گرفت یا وابسته ی یک گروه شده بود و می خواست برای آن گروه تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی ی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره ک ن کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره ک ن ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.
سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود
نمایی از مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضایی
در آن دوران ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل . «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای نامه شب سمور بیضایی) اصلا یک انقل است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فار ، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که های دیگری ساخته شود و سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک ی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی مدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از سازی انقل و م ع نظام به ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای و ی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای ی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقل که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای رناتیوی را که با ارزش های ی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین او بلکه یکی از بهترین های سینمای بعد از انقلاب است. او ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش ک نِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این ها خیلی برجسته است.
سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود
نمایی از گبه ساخته محسن مخملباف

در این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که اصلا وجود نداشته است. برای جنگ ظفار عمان و... هم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، داستانی در مورد دخ ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار سازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً های این سازان متفاوت است با های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که های جنگی می سازند. اصلا آن ژانر دیگری است و بیشتر سینمای حادثه ای و ماجراجویانه است که تقلید ناشیانه ای از سینمای حادثه ای و جنگی هالیوودی است. اما جنگ در سینمای سازانی مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، در واقع عرصه نبرد خیر و شر و ایمان و کفر است. اینها مسائل سینمای جدید جنگی است که با این سازها می آید.می توان آن را با کار سازی مثل الیور استون مقایسه کرد که «جوخه» را می سازد؟سینمای الیور استون، سینمای رادیکال ضدجنگ است که در تقابل با سینمای مین استریم (جریان اصلی) جنگی هالیوودی مطرح است. بیشتر در تضاد با هایی مثل «طولانی ترین روز» یا «کلاه سبزها» که ژانر مسلط جنگی است، نه سینمای ترنس مالیک و الیور استون یا ساموئل فولر که علیه جنگ و مصائب آن می سازند و هایشان بیانی رادیکال دارد و در تقابل با سیاست های جنگ طلبانه ت ست. سینمای جنگی ما فرق دارد و ضدجنگ نیست اما از طرفی، جسارت، لحن و قالب هایی دارند که کلیشه های های متعارف جنگی را می شکنند و ش تن این کلیشه ها، یک نوع جسارت سینمایی و رادیکالیزم است که در سینمای ژانر جنگ اوایل انقلاب وجود ندارد. این ها با توقعات و انتظارات تماشاگر عام سینما نمی خواند، کمتر دنبال قهرمان پروری و ایجاد هیجان های کاذب اند و بیشتر درگیر فضاسازی و موقعیت سازی اند یا مسائل ایمانی و قدسی و معجزه و شهادت برایشان مطرح است. مثلا در «دیده بان» حاتمی کیا، با اینکه لحن، حماسی است اما قهرمانِ فردی وجود ندارد و جمع، قهرمان است. فرد ممکن است ش ت بخورد و کشته شود اما شهادت، اصل است. راه شهید ادامه دارد. او خود را فدای منافع جمع کرده و در واقع در راه خدا شهید شده. در سینمای مستند جنگی آوینی و در سینمای ملاقی پور هم همینطور است. در سینمای پس از جنگ است که فردیت مطرح می شود و های شخصیت محور مثل «آژانس شیشه ای» و «عروسی خوبان» ساخته می شود.
سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود
نمایی از آژانس شیشه ای ساخته ابراهیم حاتمی کیا

آیا می توان گفت سینمای دفاع مقدس یک ژانر است؟حتما یک ژانر است و ژانر بسیار مهمی است و قابل مطالعه و بررسی از زوایای مختلف. در سینمای ایران، ژانر به مفهوم واقعی کلمه، وجود ندارد. ما چرا در سینمای مان ژانر هارور و وحشت نداریم؟ چند تا وحشت داریم؟ چرا ژانر تریلر و جنایی خوب نداریم. نوآر و گانگستری نداریم. هایی در مورد اعتیاد و باندهای و پلیس شاید داریم اما این ها با ژانر تریلرهای جنایی از نوع های هیچکاک و یا داستان های جنایی از نوع داستان های «آگاتا کریستی» خیلی فرق دارند.در این بین؛ نبود این ژانرها در سینمای ایران، تا چه حد به ضعف در متن و ادبیات داستانی ما برمی گردد؟اصلا مشکل اصلی در همین جاست. چراکه ما اصلا سنتِ قوی و ژانر ادبیات جنایی یا هارور نداریم. داستان نویسان و نامه نویسانی که در این حوزه ها کار کنند، نداریم. این نوع ادبیات ما ضعیف است؛ و نمونه های انگشت شماری در این زمینه ها داریم. منظور من بیشتر ادبیات مدرن است وگرنه ما در ادبیات کلاسیک، نمونه های درخشانی مثل داستان های هزار و یکشب و فرج بعد از شدت را داریم. در ادبیات مدرن، شاید گلشیری و ساعدی توانسته اند در چند داستان وارد این فضاها شوند؛ «ترس و لرز» ساعدی در فضای سورئال و وحشت یا «ملکوت» بهرام صادقی که عناصر غیرواقعی و متافیزیکی مثل جن را وارد فضای قصه های مدرن ایرانی می کند. اقتباس های سینمایی هم در این زمینه هست مثل ملکوت هژیر داریوش و یا «سایه های بلند باد» که بهمن فرمان آرا براساس رمانی از گلشیری ساخت و یک جورهایی عناصر هارور را وارد کرد اما به طور کلی غیبت این نوع ادبیات و این نوع سینما به شدت محسوس است.این درست که سازانی جسته گریخته به سراغ عناصر بومی مثل جن و ناشناخته های ترسناک رفتند، اما در بسیاری موارد این کارشان تبدیل به کارهای کمیک و خنده دار شده است.برای اینکه تجربه ساخت آن وجود ندارد. جن را هنوز سینمای ایران نتوانسته ملموس و سینمایی، بازآفرینی کند. چون به هرحال باید نشانش دهد. بخشی از این مشکل مربوط به ممیزی و سانسور است. در سینمای غرب شما می توانید روح و کلا عناصر متافیزیکی را نشان دهید اما آیا سینمای ایران اجازه دارد چنین مواردی را تصویر کند؟ ممیزی چقدر اجازه می دهد؟ برای همین سازی مثل بابک انوری که در انگلیس ساخته و به عنوان سینمای انگلیس به اسکار رفته با «زیر سایه» موفق می شود که این فضاها را بسازد و تا حدی خوب از کار دربیاورد. ، مربوط به دوره جنگ ایران و عراق و موشک باران تهران است اما انوری، عناصر متافیزیکی و سورئال مثل جن را هم وارد قصه اش کرده است. ارجاعاتی به ملکوت و ترس و لرز بهرام صادقی هم دارد. «اژدها وارد می شود» مانی حقیقی هم گویا در چنین فضایی ساخته شده. البته من هنوز موفق به دیدن آن نشده ام. «خواب تلخ» محسن یوسفی از این عناصر به خوبی استفاده کرده.«خواب تلخ»، عناصر سوررئال دارد اما کم است. بیشتر اگزوتیک و گروتسک است تا وحشت. هارور نیست اصلا. اما بابک انوری، سینمای وحشت است و کاملا از عناصر این ژانر بهره برده است. اگرچه نمادگرایی آن و استفاده اش از زنی با برقع و چادر به عنوان عنصرِ هارور، به شدت کلیشه ای و غرب پسندانه است. با این حال به نظرم در ژانر وحشت، تجربه موفقی بوده است در سینمای غرب. فضای ایران دهه 60 و موشک باران تهران را در خارج از تهران خیلی خوب درآورده. این کار با بازیگران ایرانی خارج از کشور ساده نیست. کمتر ساز مهاجری موفق بوده، تصویر باو ذیری از تهران و ایران را در خارج از کشور بسازد. این برای یک ساز مهاجر و در اولین اش، موفقیت بزرگی است.پس نمونه های زیای از این ژانر در سینمای ایران نداریم.متاسفانه نداریم. سازان ما این علاقه را نشان نداده اند یا بستر برای ساختن این نوع ها فراهم نبوده؟ ما دوره های اجتماعی مختلفی داشتیم که می شد عده ای بیایند سراغ تجربه های جدیدتر و بخواهند ی را در ژانر به خصوصی تجربه کنند. باید دید اصلا ژانر یعنی چه؟ یعنی کار با عناصر تکرار شونده و آشنا برای مخاطب که موفقیت تجاری داشته و تماشاگر خواهان دیدن دوباره آن است. به این معنی، سینمای هنری ایران را نمی توان ژانر به حساب آورد.مثلا «ماهی و گربه» شهرام مکری، به نظرم یک هنری است و در تقسیم بندی سینمای «آرت» (art house film) قرار می گیرد اما به خاطر نوع روایت و فضای جنایی داستان، در ژانر تریلر جنایی هم قرارش می دهند. وقتی صحبت از سینمای «آرت» می کنیم بحث ژانر کنار می رود چون تقسیم بندی این ها بر اساس ژانر خیلی سخت می شود. مثلا برای «خواب تلخ»، «ماهی و گربه» یا «خانه پدری» نمی توانید ژانر مشخصی تعریف کنید. گرچه معمولا آنها را در یک ژانر کلی مثل ژانر اجتماعی قرار می دهند که سرش خیلی بحث است که آیا اصلا می شود به سینمای اجتماعی ژانر گفت یا نه؟ سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود سینمای اجتماعی، یک کلِ بزرگ و گل و گشاد است و از های پناهی و رخشان بنی اعتماد و جلیلی گرفته تا اصغر فرهادی و مخملباف، و همه را دربرمی گیرد. اما اگر جزئی تر نگاه کنید، عناصر بعضی از ژانرها را می شود در آنها تشخیص داد. مثلاً «خواب تلخ» یوسفی، سینمای کمیک است و عناصر کمدی دارد یا «آتشکار» همین ساز، در ژانر کمدی و طنز است. «ماهی و گربه»، تریلر جنایی با اِلِمان های وحشت و اسلشر مووی است. در این قالب می توان به آنها نگاه کرد. البته در سینمای ایران، ژانرهای شکل گرفته و تثبیت شده هم داریم؛ مثل ژانر کمدی، ملودرام، و جنگ اما ما داریم در مورد ژانرهای غایب حرف می زنیم. به خصوص ژانر وحشت. به نظر می رسد اصولا باید اینطور باشد که این نوع سینما با اقبال عمومی مواجه می شود و این به ذهن کارگردان و تهیه کننده هم می رسد.سینمای وحشت، از مهم ترین ژانرهاست. در سینمای جهان خیلی ژانر مهم و بزرگی است و ساب ژانرهای مختلف دارد. از اسلشر مووی بگیرید تا خون آشام ها و... ما هیچ کدام از اینها را نداریم و تجربه ای در این زمینه نداریم و برای همین شاید اگر ی در این زمینه ساخته شود به تجربه ای کمیک تبدیل شود. باید خیلی کار شود تا به عنوان یک ژانر جا بیفتد و بعد درون اش جسارت های فرمی و ساختاری اتفاق بیفتد، یا حتی مضمونی. من فکر می کنم الان اگر سازان بخواهند بروند سراغ این ژانر با توجه به محدودیت هایی که وجود دارد، هم از نظر ممیزی و هم از نظر فنی، صنعتی و ساخت و پروداکشن، به چیزهای لوس و پیش پا افتاده ای تبدیل می شود. مضحکه می شود. به جای اینکه بترساند، می خنداند. باید خیلی زیاد کار شود و تجربه شود. ممکن است این اتفاق هم بیفتد. در درجه اول همه چیز بستگی به متن ( نامه) دارد و بعد به شرایط تولید و بازار و خواست جامعه و تحمل دستگاه ممیزی و نهادهای سینمایی. اینکه با وجود خطوط قرمز حاکم بر سینمای ایران، سینماگر ایرانی تا چه حد اجازه دارد وارد این فضاهای متافیزیکی و تصویرسازی شان بشود و نگویند اینها افات و افه پرستی اند و باید جمع شوند.چند سال پیش سریال هایی با موضوع تصویرسازی و داستان های متافیزیکی ساخته شد؛ سریال های مناسبتی ماه رمضان. جدا از قوت و ضعف و پایبندی به فرهنگ عامه، چند سال پشت سر هم ساخته شد و آنقدر مورد استقبال مردم قرار گرفت که تمام سریال های ماه رمضانی درباره حضور بود. البته بعد جلویش را گرفتند چون موج انتقادی راه افتاد که ویژگی های درست را ندارد.متاسفانه من این سریال ها را ندیده ام اما تا جایی که می دانم این گرایش خاصی بود که از طریق بعضی نامه نویسان و سازان وارد تلویزیون شد. آن هم در دوره ای که گرایش های خاصی حاکم بود و حرف های عجیبی زده می شد و بستر ساختن این نوع سریال ها هم وجود داشت. البته اگر ساخت این سریال ها ادامه پیدا می کرد، چه بسا به سینما هم می رسید. به هر حال ی را ندیده و هر تصورش را از در سینما می سازد. اینکه تصویر ، چقدر هالیوودی و غیردینی است و یا تا چه اندازه به مفهوم دینی و قرآنی آن نزدیک است، کارِ تحلیل گران است. تصویری که برگمن در «مهر هفتم» از مرگ ارائه کرده با هیچ تصویر دیگری از این فرشته و موجود متافیزیکی همخوانی ندارد. تشخیص اینکه این نوع تصویرسازی ها در سینما، چقدر واقعی و مطابق روایت های دینی و متون مذهبی است و چقدر افی و انحرافی است، کار ساده ای نیست.شاید در این میان در سینمای کودک و نوجوان موفق بوده ایم؛ سینمایی که قبل انقلاب کلید خورد اما بازدهی اش عملا بعد از انقلاب بود؛ ی مثل داود رشیدی، پیش از انقلاب در تلویزیون مرکز هنرهای نمایشی را راه انداخت که می شود از آن به عنوان سینمای کودک و نوجوان یاد کرد.نه! سینمای کودک از و در کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان شکل گرفت. شروعش آنجا بود، با شکل گیری کانون و بخش سینمایی کانون و دعوت از سازانی مثل تقوایی (رهایی)، بیضایی (عمو سیبیلو- سفر) و کیارستمی که از پیشگامان است در این زمینه از «نان و کوچه» بگیرید تا «مسافر» و «لباس برای عروسی» و «تجربه»، مهرجویی که دیرتر آمد و حتی کیمیایی که دو کوتاه «اسب» و «پسر شرقی» را در کانون ساخت. نادری هم بود که «ساز دهنی» و «انتظار» را ساخت. محمدرضا اصلانی، «بد بده» و «چنین کنند حکایت» و رضا علامه زاده، «دار» و شاپور غریب، «هفت تیرهای چوبی» را ساختند. های بسیار خوب و مهمی با محور زندگی ک ن در کانونِ ساخته شد. بعد از انقلاب، این جریانِ کانونی تبدیل به یک ژانر مسلط در سینمای ایران می شود. حتی اگر به آن ژانر هم نگوییم، باز به عنوان یک کتِگوری بزرگ و یک گرایش سینمایی قوی و مسلط مطرح است که خیلی از سازان از بیضایی تا کیارستمی و جلیلی و مجیدی و پناهی را دربرمی گیرد. خیلی کم اند سازانی که در این ژانر نساخته باشند. مخملباف شاید جزو سازانی است که اصلا با کودک شروع نمی کند. سینمایش ربطی به ژانر کودک ندارد، یا کیانوش عیاری. ولی اکثر سازان مهم ما در این ژانر کار کرده اند.
سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود
نمایی از خانه دوست کجاست ساخته عباس کیارستمی
سفت پوست دغدغه بسیاری از افراد است مخصوصا آنهایی که پا به میانسالی می گذارند. پیر که می شویم، پوست مان شروع به نشان دادن علائم پیری می کند. پوست، شروع به از دست دادن قابلیت ارتجاعی می کند که باعث افتادگی پوست می شود. افتادگی پوست یک فرآیند طبیعی و بازگشت ناپذیر است اما می توان آن را کاهش داد یا به تاخیر انداخت. معمولا، افراد عمل های جراحی زیبایی را که بسیار گران هستند و عوارض جانبی دارند را انتخاب می کنند. خوشبختانه، برای سفت پوست، درمان های خانگی وجوددارد. این درمان ها آسان و ساده هستند و در کاهش چین وچروک و خطوط موثرند.
قبل از اینکه دردرمان های خانگی متعدد جست وجوکنیم، اجازه دهید دلایل شل شدن و افتادگی پوست را بدانیم.
چه چیزی باعث شل شدن و افتادگی پوست می شود؟
افتادگی پوست یکی از علائم اصلی پیری است و اول در صورت ظاهر می شود. چین وچروک و شیارها نخستین علائمی هستند که هنگام پیرشدن می بینید. پوست تان آرام آرام، از قسمت گونه ها، بینی، چانه، گردن، بازوها و دیگر قسمت های بدن شل می شود. موارد زیر، دلایل اصلی این اتفاق هستند:
سنتز کلاژن با بالارفتن سن کندتر شده و این مسئله باعث ازدست رفتن قابلیت ارتجاعی پوست و شل شدن آن می شود.
بافت همبند موجود در پوست که از غضروف ها و استخوان های مختلف پشتیبانی می کند، با افزایش سن ضعیف می شود.
چربی که زمانی به طور مساوی زیر پوست توزیع شده بود و پوست را نگه می داشت، شروع به از دست دادن حجم و تشکیل توده می کند. این توده ها به دلیل جاذبه، شروع به افتادگی می کنند.
قرارگرفتن بیش ازحد در معرض آفتاب، به کلاژن و الاستین پوست آسیب زده و باعث بازشدن آنها و درنتیجه افتادگی پوست می شود. سیگارکشیدن و آلودگی هوا عوامل دیگری هستند که می توانند فرآیند ایجاد چین وچروک و افتادگی پوست را تسریع کنند.
کاهش وزن سریع و بارداری نیز می توانند باعث افتادگی پوست شوند. پس، هم عوامل درونی و هم بیرونی در شل شدن و افتادگی پوست نقش دارند. اجازه دهید به درمان های خانگی که می توانید برای سفت پوست تان استفاده کنید نگاهی بیندازیم.
الف. روغن های سفت کننده پوست۱. روغن نارگیل برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
روغن نارگیل بکر
کاری که باید انجام دهید:
۱. روغن را به صورت حرکت های دورانی روبه بالا بر نواحی آسیب دیده ماساژدهید.
۲. بین پنج تا ۱۰ دقیقه ماساژدهید.
۳. اجازه دهید روغن شب بر پوست تان بماند.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را هر شب قبل از خواب انجام دهید.
این کار چرا مفید است؟
روغن نارگیل به لایه های عمیق تر پوست نفوذکرده و سلول های پوست را جوانسازی می کند. روغن نارگیل پوست را هیدراته و تغذیه شده نگه می دارد. آنتی ا یدان های روغن نارگیل، رادیکال های آزاد را که به پوست تان آسیب می زنند و فرآیند پیری را سریع می کنند، ازبین می برد.۲. روغن دل برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
فنجان روغن دل
کاری که باید انجام دهید:
۱. روغن را تا حد ولرم شدن حرارت دهید.
۲. قبل از دوش گرفتن، نواحی آسیب دیده یا تمام بدن تان را با روغن دل ماساژدهید.
۳. آن را به صورت حرکات دورانی روبه بالا ماساژدهید.
۴. مانند همیشه دوش بگیرید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را دو تا سه بار در هفته تکرارکنید.
چرا این کار مفید است
روغن دل، پوست را سفت کرده و باعث درخشانی آن می شود. به دلیل ماساژ روغن دل، گردش خون افزایش یافته و درنتیجه پوست جوان می شود. سطوح بالای ویتامین e در روغن دل، از پیری و چون وچروک جلوگیری می کند.
ملاحظه
روغن دل گاهی می تواند باعث هاب پوست شود. قبل از استفاده روغن دل برای ماساژ پوست، یک تست پچ (تست حساسیت ) انجام دهید.۳. روغن رزماری برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
نصف یک خیار
۱ قاشق غذاخوری روغن رزماری
کاری که باید انجام دهید:
۱. خیار را پوست گرفته و رنده کنید تا مایع صافی به دست بیاید.
۲. روغن رزماری را به آن اضافه کرده و خوب ترکیب کنید.
۳. این ترکیب را بر صورت و دیگر نواحی آسیب دیده قراردهید.
۴. آن را ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بر پوست گذاشته و سپس آب بکشید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این درمان را هر سه یا چهار روز یک بار استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
این روغن معطر، گردش خون را افزایش می دهد و این، در عوض، پوست شل شده شما را ح می دهد. آنتی ا یدان های موجود در روغن رزماری، تولید فیبروبلاست ها را افزایش داده و قابلیت ارتجاعی پوست را بهبودمی بخشد. این روغن سرشار از کارنوزول و اسکوالین است که فرآیند پیری پوست را کندمی کنند.۴. روغن بادام برای سفت پوست
مواد موردنیاز
روغن بادام
کاری که باید انجام دهید
روغن بادام را قبل از به مدت ۲۰ دقیقه بر پوست تان ماساژدهید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را حداقل یک روز درمیان انجام دهید
چرا این کار مفید است؟
روغن بادام سرشار از ویتامین e است و رطوبت پوست را تامین می کند. این روغن به شکل واضحی افتادگی پوست را کاهش داده و پوست را به طور طبیعی سفت می کند.۵. روغن آووکادو برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
روغن آووکادو
کاری که باید انجام دهید:
۱. پوست شل و افتاده را با حرکات دورانی روبه بالا به مدت ۱۵ دقیقه با روغن آووکادو ماساژدهید.
۲. آن را برای یک ساعت یا بیشتر گذاشته و سپس بشویید.
چندبار باید این کار را انجام بدهید؟
این کار را روزی یک بار انجام دهید.
چرا این کار مفید است؟
روغن آووکادو به طور طبیعی بسیار مرطوب کننده است و به عمق پوست نفوذمی کند. همچنین این روغن، سنتز کلاژن را تقویت کرده و این کار سفتی پوست تان را بیشترمی کند. روغن آووکادو دارای ویتامین های a، b و e است که به سفتی پوست کمک می کنند.۶. روغن ویتامینe برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
کپسول های ویتامینe
کاری که باید انجام دهید:
۱. چند کپسول ویتامین e را سوراخ کرده. روغن داخل آنها را بیرون بیاورید.
۲. این روغن را به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بر پوست تان ماساژدهید.
۳. اجازه دهید روغن شب بر پوست تان بماند.
چندبار باید این کار ا انجام بدهید؟
روغن ویتامینe را هر شب قبل از خواب استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
ویتامین e برای سلامت، درخشانی و سفت ماندن پوست ضروری است. آنتی ا یدان های موجود در روغن ویتامینe از آسیب دیدن پوست توسط رادیکال های آزاد جلوگیری کرده و سلامت و ظاهر پوست را بهبودمی بخشد.۷. روغن ماهی برای سفت پوست
موارد موردنیاز:
کپسول های روغن ماهی
کاری که باید انجام دهید:
۱. کپسول ها را سوراخ کرده و روغن درون آنها را بر پوست تان بگذارید.
۲. چند دقیقه ماساژدهید.
۳. می توانید روغن را یک شب بر پوست گذاشته یا آن را بعد از یک ساعت بشویید.
همچنین می توانید کپسول روغن ماهی را هرروز بخورید.
چندبار باید این کار را انجام داد؟
این کار را هرروز قبل از خواب تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
روغن ماهی دارای مقدار فراوان اسیدهای چرب امگا است که پوست را آبرسانی و تغذیه می کند. گردش خون در پوست افزایش یافته و این کار، بر ظرفیت تجدید سلول تاثیرمی گذارد. پوست تان خیلی زود محکم و درخشان می شود.
ملاحظه
درصورت حساسیت به ماهی و محصولات ماهی از این درمان استفاده نکنید.۸. روغن زیتون برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
روغن زیتون بکر
کاری که باید انجام دهید:
۱. بعد از دوش گرفتن، بدن تان را آهسته خشک کنید.
۲. روعن زیتون را چند دقیقه به تمام بدن تان ماساژدهید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
هرروز از روغن زیتون به جای لوسیون بدن استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
روغن زیتون یک درمان مفید برای مرطوب و درخشان پوست است. روغن زیتون سرشار از آنتی ا یدان و ویتامینe است که پوست تان را سفت کرده و از آسیب ناشی از اشعه ماوراء بنفش جلوگیری می کند.۹. روغن گل پامچال برای سفت پوستمواد موردنیاز:
روغن گل پامچال
کاری که باید انجام دهید:
۱. چند قطره روغن گل پامچال را بر انگشتان تان گذاشته و صورت و گردن تان را با حرکات روبه بالا ماساژدهید.
۲. ماساژ را ۵ تا ۷ دقیقه ادامه دهید.
۳. بگذارید روغن یک شب بر پوست تان بماند
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را هرشب قبل از خواب انجام دهید.
چرا این کار مفید است؟
روغن گل پامچال دارای اسید گاما لینولنیک (ga) است که به سنتز کلاژن کمک کرده و به شکل قابل توجهی، خطوط، چین وچروک و افتادگی پوست را کاهش می دهد.۱۰. روغن آرگان برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
روغن آرگان
کاری که باید انجام دهید:
۱. می توانید چندقطره روغن آرگان را به لوسیون بدن خود اضافه کرده یا آن را به تنهایی روی تن خود ماساژدهید.
۲. اجازه دهید روغن یک روز روی پوست تان بماند.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
از روغن آرگان در برنامه روزانه مرطوب سازی پوست تان استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
تغذیه تامین شده توسط روغن آرگان برای پوست، به پوست قابلیت ارتجاعی داده و آن را سفت تر می کند. تاثیرات ضدپیری روغن آرگان، توسط دانشمندان و افراد عادی امتحان شده اند. پس از استفاده منظم از روغن آرگان، قابلیت ارتجاعی قابل توجهی در پوست مشاهده شده است.
ب. ماسک ها یا بسته های صورت سفت کننده پوست۱۱. ماسک سفت کننده پوست سفیده تخم مرغ
مواد موردنیاز:
۱ سفیده تخم مرغ
۲ قاشق غذاخوری عسل
کاری که باید انجام دهید:
۱. سفیده تخم مرغ را با عسل مخلوط کنید.
۲. این ماسک را به صورت تان زده و بگذارید ۱۵ دقیقه بماند.
۳. سپس با آب بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
توصیه شده برای داشتن پوستی سفت تر، این ماسک را سه بار در ماه استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
سفیده تخم مرغ سرشار از پروتئین آلبومین است و می تواند قابلیت ارتجاعی پوست را تا حد زیادی بالاببرد. همچنین سفیده تخم مرغ به بازسازی سلول های پوست و ایجاد درخشش طبیعی کمک می کند. عسل، در رطوبت پوست تان مانده و پوست را با آنتی ا یدان ها جوانسازی می کند. این یکی از درمان های مطمئن برای سفت پوست است.۱۲. ماسک موز برای سفت پوست
مواد مورد نیاز:
یک موز رسیده
چند قطره آبلیمو (اختیاری)
کاری که باید انجام دهید:
۱. موز را له کرده و آن را بر صورت و گردن تان بگذارید.
۲. همچنین می توانید چند قطره آبلیمو را در موز بریزید.
۳. آن را ۱۵ دقیقه بر صورت تان گذاشته و سپس با آب بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
برای ب نتیجه بهتر، دوبار در هفته از این بسته استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
موز سرشار از آهن، روی، پتاسیم، منیزیم و ویتامین های a، b، c و d است. موزهای رسیده و له شده را می توان برای سفت پوست استفاده کرد زیرا مواد معدنی و ویتامین های موجود در موز به آن خاصیت ضدپیری می دهند. موز پوست را نیز نرم و مرطوب می کند.۱۳. ماسک خاک رس برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
۲ قاشق غذاخوری خاک رس سبز یا پودر خاک رس بنتونیت
۱ قاشق چایخوری شیر خشک
آب
کاری که باید انجام دهید:
۱. پودر خاک رس و شیر خشک را باهم ترکیب کنید.
۲. به اندازه کافی آب بریزید تا خمیر نرمی به دست آید.
۳. این ترکیب را بر همه نواحی صورت و گردن گذاشته و بگذارید خشک شود.
۴. ماسک را بعد از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بشویید.
۵. آرام خشک کرده و مرطوب کنید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
از این ماسک یک بار در هفته استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
هم خاک رس سبز و هم خاک رس بنتونیت برای پوست عالی هستند. ناخالصی ها را جذب کرده، منافذ را بسته و پوست را نرم و سفت می کنند. گفته شده کاربرد خاک رس بر پوست، سنتز کلاژن را نیز افزایش می دهد.
ملاحظه
زمانی که ماسک بر پوست تان است، صورت تان را تکان ندهید. صحبت ، اخم یا خندیدن هنگام وجود ماسک بر پوست، باعث چین وچروک می شود.
پ. درمان های آسان دیگر برای سفتی پوست۱۴. پودر قهوه برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
فنجان پودر قهوه
فنجان شکر قهوه ای
۲-۳ قاشق غذاخوری روغن نارگیل یا روغن زیتون
قاشق چایخوری پودر دارچین
کاری که باید انجام دهید:
۱. روغن نارگیل را به آرامی حرارت دهید تا ذوب شود. اجازه دهید تا به دمای محیط برسد.
۲. بقیه مواد را مخلوط کرده و روغن نارگیل خنک شده را به مخلوط اضافه کرده، خوب ترکیب کنید.
۳. این ترکیب را به آرامی برای چند دقیقه به صورت دورانی بر پوست تان ماساژدهید.
۴. با آب ولرم بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
از این اسکراب قهوه یک یا دوبار در هفته استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
کافئین موجود در قهوه، چربی اضافه پوست را گرفته و باقی مانده های چربی را ازبین می برد که این کار پوست را سفت و نرم می کند. قهوه، آنتی ا یدان نیز دارد که فرآیند پیری پوست را کندمی کند. دانه های درشت قهوه و شکر، پوست را لایه برداری کرده و به سفت نگه داشتن آن نیز کمک می کنند. در طول این فرآیند، روغن نارگیل پوست را هیدراته و مرطوب نگه می دارد.۱۵. نارون کوهی برای سفت پوست
مواد مورد نیاز:
محلول نارون کوهی
پد پنبه ای
کاری که باید انجام دهید:
۱. پد پنبه ای را در مایع نارون کوهی بگذارید و آن را با حرکت های روبه بالا بر روی صورت و گردن تان بگذارید.
۲. ۵ دقیقه اجازه دهید تا خشک شود. دوباره، زدن نارون کوهی را تکرارکنید.
۳. صورت خود را پس از استفاده نشویید.
۴. این ماده را برای قسمت های دیگر بدن تان مانند بازوها، شکم و دیگر قسمت های آسیب دیده نیز به همین شکل به کارببرید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
بهتر است این کار را شب قبل از خواب انجام دهید. این کار را هرروز تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
نارون کوهی یک سفت کننده معمولی است. نارون کوهی، منافذ پوست را می بنند و این کار باعث سفت شدن پوست می شود. پلی فنل های (آنتی ا یدان ها) موجود در نارون کوهی، مانع از فعالیت آنزیم هایی که کلاژن و الاستین پوست را ت یب می کنند، می شود.
۱۶. ژل آلوئه ورا برای سفتی صورت
مواد موردنیاز:
یک برگ آلوئه ورا
کاری که باید انجام دهید:
۱. برگ آلوئه ورا را برش بزنید و ژل درون آن را بیرون بیاورید.
۲. ژل تازه آلوئه ورا را بر نواحی آسیب دیده بگذارید و ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بمانید تا خشک شود.
۳. با آب بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را یک بار در روز تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
آلوئه ورا دارای موادشیمیایی گیاهی است که سلامت مناسب پوست شما را تضمین می کند. آلوئه ورا پوست را نرم کرده، آن را تغذیه می کند و در برابر آسیب های اشعه ماوراء بنفش و درنتیجه پیری، از پوست محافظت می کند.۱۷. زاج برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
یک قطعه کوچک زاج
آب
کاری که باید انجام دهید
۱. قطعه زاج را در آب گذاشته و آن را به آرامی بر پوست بمالید.
۲. بعد از ۲۰ دقیقه آب بکشید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
برای داشتن پوستی سفت تر، این کار را هرروز انجام دهید.
چرا این کار مفید است؟
زاج یک عامل سفت کننده پوست طبیعی است که می تواند به تنهایی استفاده شده یا برای افزایش اثرات سفت کنندگی پوست به ماسک ها اضافه شود. زاج همچنین مانند یک ماده قابض عمل کرده و منافذ بازشده پوست را کاهش می دهد.
ملاحظه
زاج ممکن است پوست را خشک کند. همیشه پوست تان را بعد از شستن از باقی مانده زاج، مرطوب کنید.۱۸. گوجه فرنگی برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
یک گوجه فرنگی کوچک
پنبه
کاری که باید انجام دهید:
۱. آب گوجه فرنگی را گرفته و پنبه را در آن بگذارید.
۲. لایه نازکی از آب گوجه فرنگی را بر ناحیه آسیب دیده بگذارید.
۳. اجازه دهید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بماند. سپس با آب تمیز بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را دوبار در روز تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
آب گوجه فرنگی تسکین دهنده پوست است. یک تونر طبیعی است که پوست شل و افتاده را سفت می کند. آب گوجه فرنگی حاوی آنتی ا یدان است که به پوست رنگ داده و آن را درخشان می کند.۱۹. نمک اپسوم برای سفت پوست
مواد لازم:
۱-۲ فنجان نمک اپسوم
آب گرم
وان
کاری که باید انجام دهید
۱. وان را با آب گرم پرکرده و نمک اپسوم را به آن اضافه کنید
۲. آب و نمک را باهم ترکیب کنید و ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در آن بنشینید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
دو یا سه بار در هفته در محلول آب و نمک اپسوم بنشینید.
چرا این کار مفید است؟
نمک اپسوم پوست را سفت کرده و مایعات اضافی که باعث افتادگی پوست می شوند را از بین می برد. همچنین، نمک اپسوم گردش خون را افزایش داده که باعث سفتی پوست می شود.۲۰. آبلیمو برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
یک عدد لیمو
پنبه
کاری که باید انجام دهید:
۱. آب یک لیموی تازه را بگیرید و با استفاده از پنبه به صورت و گردن تان بگذارید.
۲. اجازه دهید ۵ تا ۱۰ بماند.
۳. با آب بشویید. خشک کرده و مرطوب کنید.
اگر پوست تان حساس است، قبل از استفاده بر پوست، آبلیمو را با واحد مساوی آب رقیق کنید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را روزانه دوبار تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
خواص قابض آبلیمو برای سفت پوست نیز مفیدند. ویتامین c موجود در آبلیمو به سنتز کلاژن کمک می کند.۲۱. خاک رنگبر برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
۲ قاشق غذاخوری خاک رنگ بر
۱ قاشق غذاخوری عسل
گلاب
کاری که باید انجام دهید:
۱. گلاب را با خاک رنگ بر و عسل ترکیب کنید. خمیر منسجمی به دست خواهدآمد که استفاده از آن آسان است.
۲. این بسته را با قلم مو یا انگشتان تان بر صورت و گردن بگذارید.
۳. دقیقه ۲۰ اجازه دهید تا خشک شود و سپس با آب سرد بشویید.
۴. پوست تان را بعد از شستن مرطوب کنید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
از این بسته، دوبار در هفته استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
خاک رنگ بر وقتی که بر پوست قراربگیرد، عمل پاک کنندگی عمیقی را از خود نشان می دهد. همه ناخالصی ها را جذب کرده و همزمان، گردش خون را در پوست افزایش می دهد. خاک رنگ بر پوست را باطراوت نگه می دارد.
ملاحظه
اگر پوست حساسی دارید از این درمان استفاده نکنید.
۲۲. پاپایا برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
چند تکه پاپایای رسیده
۱-۲ قاشق غذاخوری آرد برنج
کاری که باید انجام دهید:
۱. پاپایا را به قطعات کوچک تقسیم کرده و در مخلوط کن بریزید. سپس آرد برنج را در آن ریخته و خوب ترکیب کنید.
۲. این مخلوط را بر پوست تان بگذارید و با حرکات دورانی روبه بالا ماساژدهید.
۳. این کار را ۱۵ دقیقه انجام دهید و سپس با آب بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
برای داشتن پوستی سفت تر، این اسکراب را دوبار در هفته استفاده کنید.
چرا این کار مفید است؟
پاپایا آنزیم های مفیدی مانند پاپائین دارد که به سفت پوست افتاده کمک می کند. پاپایا به دلیل داشتن ویتامین a و آنتی ا یدان، پوست را نرم می کند. پاپایا ویتامین c هم دارد و همانگونه که می دانیم نقش مهمی در سنتز و حفظ کلاژن بازی می کند.۲۳. ماست برای سفت پوست
مواد موردنیاز:
۲ قاشق غذاخوری ماست
چندقطره آبلیمو
کاری که باید انجام دهید:
۱. ماست را با آبلیمو ترکیب کنید.
۲. این ترکیب را بر صورت تان بگذارید.
۳. ۱۰ دقیقه ماساژدهید و بگذارید ۵ دقیقه دیگر بماند. سپس با آب بشویید.
چندبار باید این کار را انجام دهید؟
این کار را ۳ تا ۴ بار در هفته تکرارکنید.
چرا این کار مفید است؟
ماسک صورت ماست، به میزان زیادی، به عنوان درمان طبیعی برای سفت پوست استفاده می شود. اسیدلاکتیک موجود در ماست منافد پوست را کوچک کرده و پوست را سفت می کند. استفاده منظم از این ماسک به ایجاد درخشش طبیعی در پوست نیز کمک می کند.
منتظرنمانید که پوست تان پر از چین وچروک و شل شود! استفاده از این درمان ها را شروع کنید حتی اگر ۲۰ سال تان باشد، تا زمانی که به سن ۶۰ سالگی می رسید پوستی سالم داشته باشید.منبع/ایران خبرتذکر: کاربر محترم! انتشار مطالب دیگر رسانهها از سوی پایگاه خبری تحلیلی بی باک وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" یا پل ارتباطی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، منتشر گردد.------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی رو مه های کشور را رایگان مطالعه کنید -------------