نظر ضرغامی در مورد حوادث 88 و حصر

گروه خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که پیشتر با مطلب "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن"، و نیز گفت وگویی با عباس سلیمی نمین با عنوان "برخی تندروهای اصلاحات می خواهند و شوند" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند؛ این گفت وگوها در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.آنچه در ادامه می آید حاصل گفتگوی نزدیک به 2 ساعته خبرگزاری تسنیم با عباس عبدی تحلیلگر مطرح اصلاح طلب درباره مسئله حصر و را ارهای پیش روی آن است. البته در خلال این گفت وگو و به مناسبت هایی مجدداً بحث ها و پرسش و پاسخ هایی راجع به انتخابات 88 نیز پیش کشیده شد، اما با توافق طرفین گفتگو، بویژه موضع آقای عبدی مبنی بر اینکه باید فارغ از مباحث 88 درباره حصر گفت وگو کرد، چراکه سخن گفتن درباره 88 نیازمند موقعیت و فرصت دیگری است از این رو بخش هایی که مباحث جانبی گفت وگو بودند از متن حذف شد.
تسنیم: بسم الله الرحمن الرحیم.موضوع گفت وگوی ما راجع به مساله حصر است.سوالات مختلفی راجع به این موضوع داریم اما اگر اجازه بدهید با مقدمه شما شروع کنیم اینکه در حال حاضر وضعیت حصر را چگونه می­بینید؟عبدی: ببینید اگر بخواهم درباره حصر صحبت کنم، اول باید مشخص کنم موضع ­ام کدام طرف است. یک زمانی از موضعِ اصلاح­ طلبان صحبت می­ کنم، یک زمان هم از موضعِ ناظر به موضوع نگاه می ­کنم. از موضع اصلاح­ طلبی معتقدم مهمترین مسالۀ ­ اصلاح­ طلبان باید حلِ مسالۀ حصر باشد. علتش هم این است که حصر یک نمادی بوده از یک موقعیتی که در گذشته پیش آمده و به یک شکافِ قابل توجهی میان آنها و حکومت منجر شده است و وجود همین شکاف اساساً رفتار اصلاح ­طلبانه را با اختلال مواجه کرده است. با وجودِ چنین شکافی خیلی نمی ­توانند به یک سیاستِ اصلاح­ طلبانه عمل کنند و جلو بروند. بنابراین همیشه معتقد بودم اولین اولویت­ آنها در سیاست باید حل این مساله باشد.اما وقتی می­ گوییم حل شود، معنای آن این نیست که بپرسیم آیا باید "توبه کنند"، قطعا چنین نیست. ممکن است اقدامی هم ند و حل نشود، اما ناظران و مردم وقتی ببینند اینها درست اقدام د ولی پاسخ مثبتی نمی ­گیرند، مسئولیتش را می ­اندازند به گردن انی که به این کار پاسخِ مثبتی نمی­ دهند و انی هم که پاسخ مثبت نمی ­دهند "فعّالِ مایشاء" نیستند که هر کاری بخواهند، بتوانند انجام دهند. آنها هم به عرصۀ اجتماعی نگاه می کنند، می­ بینند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اگر این کار را نکنند، مردم راجع به آنها چگونه قضاوت می ­کنند؟ ون چگونه قضاوت می ­کنند؟ به همین دلیل معتقدم اولین مساله این است؛ اما به شرطی که این مساله در چارچوبِ 92 حل می­شد نه در چارچوب 88. در چارچوب 88 نگاه به حل مساله یک چیز است، در چارچوب 92 نگاه کاملاً به موضوع متفاوت است.ولی در مجموع معتقدم این مساله چندان آن طور که باید و شاید، و به معنای دقیق در دستور کار اصلاح ­طلبان قرار نگرفت. انتظارشان این بود که ت این کار را کند. در حالی که به نظر من ت یا آقای فارغ از اینکه اصلاً دوست داشته باشد یا دوست نداشته باشد، توان این کار را ندارد. اینکه وی رئیس شورایعالی امنیت ملی است، فرعِ بر مساله است. اصلاً یک بحث شکلی نیست که نامه ­ای نوشته شود و بخواهد که شرایط تغییر پیدا کند. بحث این است که یک مجموعه­ ای باید ارتباط خود با سیستم را روشن کنند و بعد براساس آن روش عمل کند. نیازی هم به عذرخواهی و توبه طرفین نیست. وقتی بر آن اساس عمل می ­کنند، آن موقع منطقاً باید پاسخ مثبتی هم بگیرند. این از نگاهِ اصلاح ­طلبی به قضیه است.اما از نگاه عنصر ناظر یعنی به عنوان تحلیلگر که نگاه می­ کنم، معتقدم از سال 92 کم ­کم معلوم شد که ادامه حصر به نفع کشور نیست و پس از انتخابات امسال ادامه این مساله اصلا به مصلحت هیچ کدام از دو طرف ماجرا نیست. اما این بدان معنا نیست که هیچ کدام از دو طرف تقصیر ندارند یا مثلاً می­ توانند فوری آن را جمع کنند. طرفین باید به این درک برسند که ادامۀ این وضعیت نفعی برای آنها ندارد. علتش هم این است، عاملی که موجب حصر شده از بین رفته است. برای چه این را می ­گویم؟ برای اینکه من میان حصر به عنوان یک اقدام پیشگیرانه و حصر به عنوان یک عملِ مجازاتی، کاملاً تمایز قائلم. معتقد نیستم حصر عملی مجازاتی است، چون اگر یک اقدام مجازاتی است، اقدام مجازاتی بدونِ رسیدگی دادگاهی امکانپذیر نیست. هیچ در این مملکت این ادعا را نمی ­کند. حتی اگر بدترین آدمها هم باشند، اصلا بدون دادگاه امکان ندارد که مجازات انجام شود.اما بدون دادگاه ممکن است بتوان از طریق شورای عالی امنیت ملی یا موارد دیگری، اقدامات پیشگیرانه­ ای انجام داد. مثلاً یادم است زمانی که بعد از پذیرش قطعنامه مشابه این اتفاقات به یک شکلی دیگری رخ داد و استانداران و شورای تامین می­ توانستند برخی افراد را به طور موقت تبعید کنند، اما این تبعید، تبعیدِ مجازاتی نبود، یک تمهیدی بود برای اینکه یک اتفاقاتی رخ ندهد. بخصوص در منطقۀ خوزستان رخ داد ولی به معنای مجازات و حکم نبود.این اقدامات همیشه مبتنی بر یک مقدماتی است، یعنی اگر آن مقدمات منتفی شود، آن پیشگیری هم عملاً منتفی شده است. در حالی که در مجازات چنین شرطی را نداریم. معتقدم حتی اگر سال 89 حصر براساس اه پیشگیرانه­ ای انجام شده باشد، آن اه به طور قطع بعد از سال 92 تضعیف شده و از سال 96 به بعد موضوعیتی ندارد. بنابراین چون عاملی که سبب حصر شده است، دیگر وجود ندارد، خود حصر بی ­معنا است؛ اما باز هم به این معنا نیست که بتوان صفر و یکی آن را حل کرد. حصر را می­ توان در یک فرآیند کوتاه مدت از بین برد. البته هنگامی که می ­گوییم حصر یک اقدام پیشگیرانه است، آن زمان دیگر ماهیت آن با یک مجازات متفاوت است. مجازات این است که آن فرد باید زجر و سختی بکشد، و این سختی، جزء مجازات است اما در اقدامِ پیشگیرانه اصلاً چنین مساله ­ای وجود ندارد. فقط برای پیشگیری از یک اقدام دیگری است و نباید همراه با سختی باشد.بنابراین می شود در این چارچوب نگاه کرد و برای آن تمهیداتِ مناسبی شید و بعد می ­شود به صورت پله ­ای آن را رفع کرد، ابتدا ممکن است خانواده­ هایشان بیشتر و راحت تر به دیدارشان بروند یا کم­ کم ی ری از دوستان و نزدیکان آنها بروند و خود این می­ تواند یک تجربۀ کاملاً روشنی باشد برای اینکه نشان دهد آن عاملِ پیشگیری منتفی شده یا منتفی نشده است.به نظر من بدترین اثری که تداوم حصر دارد این است که اجازه نمی دهد به اتفاقات سال 88 فارغ از حصر، نگاه شود. هنوز در جامعه ارزش ­گذاری، قضاوت و داوری­ اتفاقات 88 در پرتو وضعیت حصر انجام می شود و این درست نیست لذا باید خیلی سریع تر حل شود. این مسئله هم به نفع حکومت و هم به نفع طرف مقابل است.همچنین برداشت شخصی من این است که عامل ایجادکنندۀ حصر فارغ از هر نگاهی که به آن داشته باشیم، از بین رفته و می­ شود این مشکل را برطرف ­­کرد.تسنیم: در مطلبیفرموده بودید، زمینۀ موجد حصر از بین رفته و اثر آندیگر وجود ندارد، الان زمان آن است که حصر از بین برود آن هم با هر نتیجه ­ای؛ چه دادگاه و چه کامل. شما گفته بودید کامل بهتر است، منتها فرض کنید حصر برداشته شود و تصمیم بر تشکیل دادگاه باشدتا به اقدامات آقایان هم رسیدگی قضایی شود. به ویژه از این نظر که حق خصوصی هم این وسط وجود دارد، مثلاً انی هستند که سال 88 آسیب دیدند، ن نا شدند، قطع نخاع شدند و اینها می­خواهند از آقایان و شکایت کنند، به نظر شما امکانِ برگزاری دادگاه وجود دارد؟ به عبارت روشن ­تر افرادی که سال 88 به آنها گفته شد ما می ­توانیم کل آرا را برای شما بازشماری کنیم،اما اینها نپذیرفتند، حالا که بحث دادگاه خیلی داغ شده و آقای گفته من را دادگاهی کنید، اگر دادگاهی برگزار شود، چنین افرادی اساساً رای دادگاه را می پذیرند؟عبدی: از نظر من هر اتفاقی می­ افتد، بیفتد ولی اصلاً دادگاه هیچ موضوعی را حل نمی­ کند. واقعیت این است که نمی شود مسائلِ را از طریق قضایی حل کرد، مسائل راه­ حل­ های دارد. اتفاقات سال 88 فارغ از هر نکته ­ای که طرح شود یک مساله بود و را­ه­ حل­ های و نه قضایی دارد. آنان که گمان دارند با روش های قضایی و غیر می توان مسائل را حل کرد یا متوجه ماجرا نیستند یا ریگی در کفش دارند.تسنیم: اکنون در این مساله دو طرفوجود دارند، یک طرفمحصور و یک طرفکه در قبال آنها مدعی است، به عنوان یک ناظر بیرونی معتقد نیستیدحق بزرگی از پایمال شده که باید جبران شود؟عبدی: فارغ از اینکه مقصر اتفاقات سال 88 چه ی بود، باید بگویم این اتفاقات بیش از اینکه به 4 یا 5 نفر یا حتی صد نفر لطمه وارد کرده باشد، یک ضربۀ عظیم به مملکت بود. البته ممکن است تحلیل من متفاوت از خیلی ها در دو طرف ماجرا باشد. اما اینکه تقصیر چه ی بود، یک بحث دیگری است و در کوتاه مدت نمی توان به نتیجه رسید چون مرجع بیطرفی برای رسیدگی وجود ندارد و همه انی که می خواهند رسیدگی کنند در این مورد موضع دارند؛ در هر حال اصل مسالۀ 88 یک فاجعه­ ای است و آیندگان بیشتر آثارِ این فاجعه را متوجه خواهند شد که چگونه پس از این حوادث ساخت ت در ایران امنیتی شد. دلیل بخش عمده­ ای از فسادهایی که اکنون شما می ­بینید، همان فضا و وضعیتی بود که به وجود آمد و فضا را امنیتی کرد. اصلاً یک فاجعۀ عجیب و غریبی بود. من نمی­دانم چه ی باید تمامی پاسخ و هزینه ­های آن را بدهد!تسنیم: قضیه حصر با تصویب شورایعالی امنیت ملی در سال 89 انجام شد. علت اصلی هم این بود که آقایان وارد فاز دیگری شده بودند و دیگر بحث انتخابات مطرح نبود، بیانیه ­ای که برای 25 بهمن صادر شد، هیچ ارتباطی به انتخابات نداشت؛ گفتند بیایید به خاطر همبستگی با مردم و مصر و لیبی به داخل خیابان­ها بریزیم! آن هم به موازات فراخوان­ هایی که برای 22 بهمن انجام می ­شد یعنی به نوعی مقابله با 22 بهمن هم معنا می ­داد. فکر می ­کنید آن زمینه ها و انگیزه های آقایان برچیده شده و این آقایان انگیزه­ ای برای این کارها ندارند؟عبدی: در مورد اینکه چنین انگیزه هایی هست یا نیست، ما نمی­توانیم انگیزه ­خوانی کنیم. آنچه که می ­توانیم بگوییم واقعیت عملی است که در حال رخ دادن است. من برداشت خودم را از این واقعیت می ­گویم که اگر چنانچه انی در جامعه باشند که الان هم بخواهند گذشته را بازتولید کنند، خیلی صریح و روشن علیه آنها موضع ­گیری و برخورد می ­کنند.تسنیم: چه انی؟ از خود اصلاح ­طلبان؟عبدی: بله. بدون تردید. به همین دلیل است که شما این نوع اظهارنظرها و دیدگاه­ ها را نمی ­بینید.تسنیم: گام مثبتی است اما سوالی که پیش می آید آن است که چرا آن زمان اصلاح­ طلبان کار موثری برای جلوگیری از این کارها ن د؟ و اینکه چرا همین الان هم اصلاح طلبان صریح و روشن نمی گویند که "این آقایان اشتباه د آن زمان این کار را د". حتی همین را هم نمی­ گویند.عبدی: علت اینکه نمی گویند اشتباه د یا ن د، این است که شما هنوز وسط دعوا هستید. باشد، اشکالی ندارد، اصلاح طلبان این سخنان را بگویند اما آن طرف حاضر است این را بگوید. آن طرف که نمی ­گوید. پس از این خواسته نسبت به هر دو طرف باید گذشت. سیاست را نباید به گونه ای تعریف کرد که تعلیق به محال شود. سیاست را باید در عمل دید و نه سخن.تسنیم: چه چیزی را بگوید؟عبدی: 7 نفر از اعضای شورای نگهبان در ستاد آقای احمدی ­نژاد چه می ­ د؟ برخی برای او سخنرانی می­ د. آیا پذیرفتنی است که نهاد ناظر طرفدار علنی یک نامزد باشد؟ اگر قاضی پیش از صدور حکم در باره پرونده ای اظهار نظر کند از قضاوت در باره آن منع می شود چطور از یک نامزد علنی طرفدار د؟ این فقط یک مورد.تسنیم: فکر میکنم دوباره بازگشت شد به بحث انتخابات! ولی عرض من این بود که اصلاً به گفته شما بحث انتخابات را کنار بگذاریم و درباره خود حصر صحبت کنیم که سال 89 و به دلیل آن اقدامات 25 بهمن اتفاقا افتاد! مقصودم از سوال این بود که چرا اصلاح طلبان به صورت صریح و رسا نمی گویند که آقایان کاملاً اشتباه د در سال 89 و ... عبدی: من اصلاً به قبل از سال 88 می روم. به خاطر اینکه قبل از اینکه اتفاقات سال 88 رخ دهد، مواضع ­ام را در این قضیه برای دوستانم نوشتم تا وارد این جریان نشوند. ریشه های این جریان در قبل از سال 88 است.اعتقاد من این بود که نباید با هدف تغییر وارد انتخابات 88 شد چراکه این اقدام جز به بحران و بن ­­بست، ما را به جایی دیگری نمی ­رساند. این اقدام جز اینکه نه تنها اصلاح ­طلبان، بلکه کل اصلاح طلبی را با بن ­بست مواجه ­کند، چیزی نداشت. همه این نکات مکتوب وجود دارد. بنابراین این مساله از 22 داد 88 شروع نشد. مصاحبۀ فرماندۀ نیروی انتظامی را حتماً بخوانید. آقای احمدی­ مقدم از آقای نقل و قول­ هایی می ­کند که حس می ­کنم حتی ادبیاتی که نقل و قول می ­کند، عیناً ادبیاتِ احمدی­ نژاد است. نقل به مضمون هم نکرده است. این برای من جالب است. به نظرم آن رویداها یک بازی بود که آن طرف یعنی جناح احمدی­ نژاد طراحی کرد و اصلاح­ طلبان هم در این بازی افتادند و معتقدم ی هم به هیچ­ وجه این مساله را دوست نداشت. اکنون هم این مسائل را نمی­ گویم. من فردای آن مناظره 13 داد، در کردستان سخنرانی داشتم. عین همین قضیه را گفتم. در واقع سیستم آنها ( ) این بازی را طراحی د و اصلاح ­طلبان هم وارد آن شدند و کل این بازی شکل گرفت.بنابراین اتفاقات نه از 22 داد شروع شد و نه در 23 داد تمام شد. یک فرآیند، پروسه­ و جریان شکل گرفت، یک طرف بازی فعال بود و یک طرف دیگر هم فریب قضیۀ خورد و وارد جریانی شدند که انتهای آن حداقل از نظر من، کاملاً مشخص بود چه نتیجه ای خواهد داشت. و این را 5 ماه پیش از انتخابات مکتوب .تسنیم: ضربه بزرگی هم به وارد د. آنهم با ادعاهایی علیه کل ساختار و...عبدی: آن اتفاقات صد در صد برای جامعه زیانبار بود. گذشته گذشته است ولی قرار نیست این ضربه ادامه پیدا کند. نکته اینجاست، هدفِ سیاست، قضاوت و اجرای عد نیست. برای اینکه اگر بخواهیم این کار را ، باید از ق ل شروع کنیم و او را محاکمه­­ کنیم که چرا ه ل را کشتی؟ کوشش سیاست این است که آلام را کم کند.عده ­ای از انی که طرفدار سبز بودند، وقتی نظرات من را می ­خواندند، می ­گفتند ده­­ها نفر کشته شدند، شما چرا این حرف ها را می زنید؟ من در جواب گفتم: شاید به کشته شدن ده ­ها نفر راضی نیستید، و تا صدها و هزاران نفر کشته نشوند، اصلاً قانع نمی­ شوید. من هم می ­فهمم آدم کشته شده اما از این مهمتر این بود که به مملکت این همه ضربه وارد شد. از همه این مسایل مهمتر این است که دیگر ی کشته نشود و باید ببینیم از حالا به بعد چه کنیم که این خسارت­ها افزایش پیدا نکند؟ اینگونه باید به این مسالۀ سیاست نگاه کرد ولی اگر از این زاویه نگاه کنیم که حق با این است یا حق با آن است، این مجازات شود یا آن مجازات شود، راه به جایی ندارد.تسنیم: آیا اصلاح طلبان حاضر هستند تضمین بدهند که این آقایان در صورت رفع حصر اتفاقات سابق را تکرار نمی کنند؟ عبدی: تضمین به نظرم حرف درستی نیست. اینهایی که می­ گویم در موارد دیگر هم بوده و مشابه آن را نوشتم. مثلاً در مورد می­گویند این تضمین دارد یا ندارد؟ پاسخ روشن است که تضمین حقوقی چندانی ندارد. اگر من یک را از شما ب م و یک قراردادی را بنویسم، ولی پول بدهم و شما جنس را ندهید، این تضمین دارد و تضمین آن دستگاه قضایی است، چون ما در این مملکت زندگی می ­کنیم و مطابق این قوانین شکایت می­کنیم. اما در مسالۀ ، تضمین «قدرت» است. احتیاح نیست به ی بگویید این کار را می­کنی یا خیر.تحلیلی به موضوع نگاه می ­کنم که او این کار را نمی ­کند و اگر د هزینه­ آن برایش سنگین می ­­شود. پس اصل مبتنی بر موازنه قدرت است. اگر امروز هم یک نفر چنین تضمینی بدهد و فردا نشد، می ­خواهید با آن فرد چه کنید؟ وثیقه که نیست که به اجرا بگذارید.بنابراین تضمین که می­ گوییم، یک امر حقوقی نیست. یک امر و یک فهمِ است. مثلاً من پذیرفتم شما با من مصاحبه کنید، هیچ تضمینی داشتید که وقتی آمدید من با شما مصاحبه کنم؟ من این کار را می ­کنم و حتی اگر حوصله هم نداشته باشم زیر این قول و قرارم نمی ­زنم چون می­دانم این کار آبروی من را می­ برد بنابراین در این موضوع تضمین حقوقی نداریم، تضمین داریم و اصلاً نیازی هم به آن نیست. لذا برداشت من این است که چنین اتفاقی نمی­ افتد و تکراراتفاقات گذشته بی معنی است.اصلاً ی از دو طرف دنبال این کارها نمی­رود.تسنیم: چرا اصلاح طلب ها به این نتیجه رسیدند{که تکرار آن اتفاقات بی معنی است}؟عبدی: چند دلیل دارد؛ یکی این است که حکومت هم متوجه شد که در سال 88 یک خسارتِ سنگینی خورده است فارغ، از اینکه تقصیر چه ی بوده است. مثلا ببینید شورای نگهبان بعد از آن ملاحظاتی را رعایت می ­کند و بعد هم ی ری موارد دیگری در انتخابات 92 و 96 رعایت شد. به هر حال همه داریم از گذشته درس می ­گیریم. حالا یک وقتی عبرت گیری از این درس را بیان می ­کنیم و یک وقتی براساس آن عمل می­ کنیم. این عمل است که اهمیت دارد.به نظر من همه مردم و اکثریت هر دو طرف از 88 حداقل به لحاظ عملی عبور کرده اند، حتی اگر به لحاظ ذهنی هم عبور نکرده باشند، به لحاظ عملی حس می ­کنند این اتفاق خیلی بدی برای مملکت بوده است. یعنی اگر آقای احمدی ­نژاد به صورت عادی از سال88 تا 92 رئیس جمهور می شد(بدون آن اتفاقات پس از انتخابات 88)، خسارات آن برای مملکت یک دهم آن چیزی است که الان بود. اگر این بود خیلی بهتر بود.اصلا آقای چرا در انتخابات 88 حاضر شد؟ چون یک انگیز ه ­ای داشت و فکر می­کرد کارهای احمدی­ نژاد به نفع مملکت نیست. من تا اینجا با او موافق هستم فارغ از اینکه اگر ایشان می ­آمد آیا می ­توانست جلوی این سیاست ها را بگیرد یا نه؟ من از این نظر با آقای موافقم که ادامۀ آن سیاستها مثبت نبود و باید تغییر می­کرد. ولی از اینجا به بعد وماً با او موافق نیستم که این روشی که طی شد، آیا منجر به آن هدف می­ شود یا خیر؟ مثلاً اگر یک نفر روی زمین بیافتد و در وضع بدی باشد، هم من و هم شما دوست داریم او نجات پیدا کند ولی آیا این دلیل می ­شود هر نوع تجویزی برای او انجام دهیم؟ شاید تجویز من سبب کشتن او شود بنابراین انگیزۀ ما مجوزی برای درستی عمل­مان نیست.من واقعاً می ­گویم از اینکه احمدی ­نژاد رئیس ­جمهور این مملکت بود از خودم خج می­ کشیدم، که ما به کجا رسیدیم که چنین اتفاقی افتاد؟! اما با همۀ این حرف ها معتقد بودم سال 88 نباید علیه او به این شکل وارد می شدند تا او را کنار بزنند. برای اینکه می ­دانستم این اتفاق نمی ­افتد نه اینکه از آن سیاست ها راضی بودم.به دلایل متعدد معتقدم امکان و اجتماعی کنارگذاشتن او نبود بنابراین علیرغم اینکه از آن موقعیت و سیاست­ های او بدم می آمد اما این را می ­فهمیدم که نباید برای کنار گذاشتن او دست به هرکاری زد. برای هر کدام از این کارها باید جداگانه مجوز بیاورید. اما معتقد بودم که هیچگاه حاضر نبود به صحنه انتخابات بیاید و سال 88 با انگیزۀ درستی آمد، نمی ­تواند را کنار بگذارد. البته اعتراض من تنها به ادامه آمدن آقای نیست حتی به آمدن آقای خاتمی هم اعتراض داشتم و معتقد بودم این ها در مملکت بحران­ سازی می ­کند ولو اینکه آنها نخواهند چنین اتفاق بیفتد. همه این صحبت های من به صورت مکتوب هم وجود دارد. این مساله کلیدی است که میان انگیزه و عمل، انگیزۀ خوب هیچ عملی را وماً توجیه نمی ­کند.تسنیم: الان یک قسمتی از ماجرا انی هستند که هرازگاهی کمپین راه می­ اندازند و این مسئله را پیچیده تر می کند؛ بویژه اینکه تجربه هم نشان داده حکومت در شرایط فشار تصمیم نمی گیرد. این نقد همیشه به اصلاح­ طلبان بوده که این چرا با این جور کمپین ها که می توان حدس زد چندان هم واقعاً به دنبال رفع حصر نیستند مرزبندی ­ دقیقی نمی کنند. مثلاً تفاوت وجود دارد بین شخصیت­ هایی مانند شما در جبهه اصلاح­ طلب با یک شخصی مانند آقای تاج­زاده در همین جریان. یک جور و یک دیدگاهنیستند ولی مرزبندی هم نمی کنند.عبدی: در اینکه همۀ اصلاح­ طلبان یک­دست نیستند تردیدی نیست همچنان که آن طرف هم این وضعیت را ندارد. ممکن است انگیزه ­ها، تحلیل ها، سابقه و ذائقه هر کدام از آنها متفاوت باشد. اما برای مملکت مناسب نیست تا قصد انجام کاری دارد، این طرف یک کمپینی راه بیندازد و حکومت هم بگوید این کار را نمی ­کنیم مبادا بگویند ضعیف هستیم. این اصلاً درست نیست، حکومت باید اعتماد به نفس داشته باشد و اصلاً به کمپین ­ها اهمیت ندهد. اگر این کار به نفع مملکت است و اگر با سال 88 به این دلیل مخالف است که آن را به ضرر مملکت می دانسته، می ­تواند با ادامۀ حصر هم به همین دلیل مخالف باشد.تسنیم: یکی از این نفع و ضررها «معنا»یی است که آن اتفاق پیدا می کند. مثلاً یک نفر مانند شما می­ گویید 88 را کنار بگذاریم و از 88 به بعد را ببنیم، ولی یک زمانی برخی می خواهند اگر هم رفع حصری صورت گرفت آن را اینچنین «معنا» کنند که حکومت پی برده در سال 88 هم ادعاهایش اشتباه بوده لذا این آقایان را آزاد کرده است!عبدی: این به آن شرط است که شما همه چیز را بخواهید ذهنی تحلیل کنید مثلاً سال 92 که این اتفاق افتاد، برخی{در سوی مقابل} گفتند "دیدید سال 88 چه کارکرد خوبی داشت، مانع شد که در 92 تقلب کنند!" ولی فکر نمی­ کنم این ایده جا افتاد. با گفتن یک طرف هرچیزی که جا نمی ­افتد. همچنان که آن طرف هم نتوانست سلامت 92 را قرینه انتخابات 88 معرفی کند. اینگونه ما داریم واقعیت را در شعار و تبلیغات مستحیل می کنیم. اینکه سیستم، حصر را رفع کند، فارغ از اینکه کمپین ها و دیگران چه می گویند، همه متوجه می ­شوند این اقدام را از موضع مصلحت ­سنجی و اقتدار انجام داده یا از موضع ضعف و ترس.تسنیم: شما فکر می کنید جامعه چه تصوری می­ کند؟عبدی: مردم در هر زمان، به شرایط نگاه می ­کنند. می گوید سیستم، حصر را تاکنون ادامه داده و از این به بعد هم می ­تواند ادامه بدهد، مشکلی برای ادامه دادن ندارد. به نظرم جامعه در شرایط کنونی از موضع مصلحت ­سنجی و عقلانیت حکومت و منتفی شدن عامل آن نگاه می کند.تسنیم: معنای تحمیل پیدا نمی ­کند؟عبدی: نه. به نظرم حکومت باید کار خود را انجام دهد و به این حرف ها و کمپین ها توجهی نکند. با کمپین که نمی ­شود واقعیت­ ها را قلب کرد. البته ممکن است کمپینی مبتنی بر واقعیت باشد. اما در نهایت سیستم هیچ حکومتی نباید رفتارهای خود را به این چیزها ربط بدهد. وقتی چند بار حکومت مستقل تصمیم بگیرد و کار خودش را انجام دهد، از دفعات بعد دیگر ی چنین قضاوت ­هایی نمی­ کند، اما اگر ببینند حکومت هربار بر اساس این نوع رفتارها واکنش­ نشان می­ دهد، طبیعی است که کمپین ها این موضوع را به همه موارد تعمیم می ­دهند.تسنیم: شما این را قبول دارید برخی انی که منادی رفع حصر هستند، واقعا به دنبال رفع حصر نیستند و سودی برای آنها ندارد؟عبدی: من در ذهن آنها نیستم. اما اینطور نگاه می ­کنم که برخی کارها حصر را تشدید می ­کند. بنابراین انی که چنین کارهایی می کنند یا آگاه نیستند و یا آگاهانه این کارها را می کنند لذا یکی از این دو ح است و شِق سوم ندارد.تسنیم: الان اگر ما در موضع اپوزیسیون بیرون بنشینیم و از نظرگاه آنها به تحولات ایران نگاه کنیم، طبیعی است که دوست نداریم حصر پایان بگیرد، هرچند ظاهراً موضع رفع حصر داشته باشیم.عبدی: آنها می ­خواهند حصربه نفع خودشان رفع شود، یعنی اینکه بگویند حکومت ترسید و حصر را خاتمه داد! بنابراین این حرف ها را می ­گویند که حکومت بترسد و این کار را نکند. خیلی ساده است. یا اگر حکومت چنین کاری کرد آنها یک سکه ­­ای را بالا می ­اندازند می ­گویند "شیر و خط" ؛ چه شیر بیاید یا خط، در هرصورت درست پیش­ بینی کرده باشند. بنابراین اپوزیسیون به گونه ای حرف می زند که چه حصر منتفی بشود چه نشود به نفع آنها تمام شود. این یعنی انفعال حکومت. ولی حکومت مقتدر نباید به این چیزها توجه کند. باید یک کمیته بگذارد تا آن کمیته بررسی کند که رفع حصر به نفع حکومت است یا نه؟ اگر به نفع است، ادامه دهد و اگر به نفع نیست، چگونه آن را رفع کند؟حالاهر ی هر چه می­خواهد، بگوید.تسنیم: این پروژه اصلاح ­طلبان(رفع حصر) اگر واقعاً با نیت عملی شدنباشد، قطعاً راهش بوق(کمپین رسانه ای) نیست، در این قضیه کاری شده است؟عبدی: نمی شود.وقتی می­ گویید راه حل بوق نیست این هم مشکلاتی ایجاد می ­کند مثلاً سر این بیماری آقای ، این همه مسائل پیش آمد. اصلاً قبل از این ی چیزی نمی ­گفت، اما وقتی فردی مریض می شود و بیمارستان می رود، طبیعی است که این مسائل مطرح می­ شود بنابراین باید انتظار این سر وصداها را داشت.تسنیم: ی برود با آقای و صحبت کند که از راه گذشته برگردند.عبدی: قبل از اینکه ی با و صحبت کند، عده ای پیگیر بودند. من خبرِ ریز آن را دارم. پیگیر بودند که اجازه داده شود کم ­کم با آنها ملاقات شود و دوستان نزدیک به دیدارشان بروند اما راه نمی دهند. اصلاً یک عده ­ای در آن طرف نمی­ خواهند مساله حل شود. یعنی فکر می ­کنند اگر حل شود، آنها بیکار می ­شوند. اینطوری نباید باشد. باید صحبت کرد. آنها هم مثل همه افراد به محیط­ خود نگاه می­کنند و متناسب آن پاسخ می دهند.هیچ سیاستمداری در ایران فعال مایشاء نیست که هر تصمیمی را هرطور که می ­خواهد بگیرد. سیاستمدار به عرصۀ عمومی نگاه می کند که اگر حرفی زده شود، چقدر یدار دارد و چه انی به او نگاه می کنند؟ این تضمینی که می­گویم اینجاست. اصلاً چنین چیزی شدنی نیست.تسنیم: شما فرمودید همه از جمله اصلا ح طلباندرس گرفتند که آن شرایط هاب به نفع کشور نیست، پس به این سمت حرکت نمی­ کنند. اما گمان می کنم تصور حکومت این است که حداقل بخشی از اصلاح طلبان در شرایط فعلی چنین مواضعی دارند ولی اگر یک دفعه فضا مخدوش شد و مسئله ای ایجاد شد اتفاقاً اصلاح­ طلبان باز هم ممکن است پای کار بیایند و وسط معرکه باشند.عبدی: اصلاً فرض کنید اینطوری باشد. تداوم حصر که این را بدتر می ­کند. تدوام حصر چه چیزی را حل می ­کند؟! اگر این مشکل هم وجود داشته باشد، راه حلش این نیست. ببینید مشکل حکومت ایران این است که اصلاً با اپوزیسیون ارتباط ندارد. الان آقایان ، و خانم رهنورد 7 سال است که در حصر هستند، چند نفر از حکومت رفتند با آنها صحبت کنند که شما به این دلایل این وضعیت را دارید و تا این زمان اینگونه ادامه پیدا می ­کند و شرط رفع حصر هم این است؟ آنان یا می پذیرند یا نمی پذیرند. اصلاً حکومت صحبت نمی ­کند. نمی­دانم در این یط چه اتفاقی پیش می ­آید! وقتی دوطرف صحبت نکنند آن زمان ذهنیت ­های منفی نسبت به هم پیدا می ­کنند و چیز وحشتناکی می ­شود. در حالیکه راه­ حل وجود دارد. آدمها حتی وقتی می ­خواهند با هم دعوا کنند، صحبت­شان را می ­کنند. مشکل خاصی وجود ندارد. حداقل منافع گفت وگو این است که طرفین از افکار، نیات و برنامه ­های هم مطلع می ­­شوند. به نظرم اینطوری اصلاً مناسب نیست البته نه فقط در حصر، بلکه در تمام حوزه ­ها باید این اتفاقات رخ دهد.تسنیم: اعتقاد برخیاین است که نفع بخشی از بدنۀ اصلاحات در ادامۀ حصر است تا رفع حصر.عبدی: اصلاً فرض کنیم این درست باشد، خُب چرا حکومت اجازه می دهد اینها چنین نفعی ببرند؟تسنیم: تصور اصلاح­ طلباناین بود که آقای کاری می­ کند، آقای هم در این زمینه اقدامی نکرده؛ منظورم از اقدام، فشار به حاکمیت نیست، چرا که قطعاً عملی نیست. لذا مقصودم اقدامی است که زمینه های حصر را کاملاً مرتفع کند.عبدی: در دو طرف انگیره ای برای حل این مساله نمی بینم. قطعا یک عده قابل توجهی از حل شدن حصر نفع نمی برند چون یک چیزی این وسط وجود دارد که حل می­شود که به نفع آنان نیست. یک عده ­ای از رفع حصر دفاع نمی ­کنند یا یک عده­ ای حداقل انگیزه­ ای برای حل آن ندارند. چون باید هزینه­ بدهند و اقدام کنند من فارغ از اینکه نمی­ دانم در ذهن آقای چه می ­گذارد، ایرادم به اصلاح­ طلبان این بود که شما چرا مساله خودرا حل نمی ­کنید.؟البته آقای اصلا ابزار این کار را هم ندارد، چون آقای در شکافِ بین این طرف و آن طرف است که بالا آمده . از بدی او هم نیست از زرنگی­ اش است. این را بد نمی ­دانم. تقریباً دو طرفِ اصلی ماجرا در این قضیه منفعل هستند. اینها تناقض ­های عجیب و غریب برای اصلاح­ طلبان و طرف دیگر درست کرده است.تسنیم: شما گفتید عامل اصلی حصر از بین رفته است با توجه به اینکه شما از زاویه امر به ماجرا نگاه کنید، معتقدید حصر به خاطر مصلحت امنیتی اتفاق افتاد؟عبدی: معتقد بودم بهترین شکل رفتار به گونه ای بود که به این وضع دچار نمی شدند. باید بیرون می­ ماندند. در ایران این مهم است. یعنی نباید کاری می ­ د که کار به اینجا کشیده شود. فرآیند رادیکال این شرایط را ایجاد می­ کند. مانند اعتیاد است برای اینکه راحت شوی، مجبوری دُز مصرف را بالا ببرید.تسنیم: یعنی باید حواسشان بود تا کلاً از دور خارج نشوند.عبدی: من همان موقع از انتشار بیانیه 17 دفاع و بهتر بود همان مسیر تداوم می یافت.تسنیم: امروز که می ­گویید این عامل از بین رفته، اینکهی ری بازی ­های ِ رادیکالی را دوبار لید بزنند، به زنده شدن این ماجرا کمک نمی ­کند؟ مثل اعتصاب غذای آقای دوباره ماجرا را وارد یک سیری جدید می کند.عبدی: نه آقای واقعا در این قضیه حق دارد.تسنیم: ادامۀ از دور خارج شدن نیست؟عبدی: نه نیست. آقای قبلاً در یک طبقه مس ی بودند و در یک طبقه هم ان بودند، چیز خاصی هم نداشت اما الان ساختمان غیرآپارتمانی است و حضور نگهبان در خانه آن هم در شرایطی که وی است، بی معناست. به همین دلیل باید رعایت کرد. نمی­دانم چرا به این مسائل توجه نمی­ کنند.خوب ایشان پیر است، کمردرد گرفته، نتوانسته تکان بخورد، هر ی هم بود عصبانی می ­شد و باید یک کاری می ­کرد. این رفتارها با ایشان درست نیست. می ­خواهید مجازات کنید، دادگاه بگذارید انجام دهید. این حصر است و فقط محدودیت ­های ارتباطی دارد دیگر هیچ مشکل دیگری نباید برای او ایجاد شود.تسنیم: آقای که وضعیت بغرنجی در حصر نداشته؛ ایشان مسافرت می رود گفته می شود رامسر و سرعین و جاهای دیگر هم راحت می رود؛ رستوران اگر بخواهد می رود. در واقع حصر هم آن معنایی که در افکار عمومی پیدا کرده، نیست.عبدی: آقای آدم با محبت و بسازی است. اهل گردش به معنای عرفی نیست یک عمر زحمت کشیده و مبارزه کرده فکر کنید رامسر و یا جاهای دیگر رفته است، این را برای آرام محیط انجام داده. یعنی صادقانه با اینها برخورد کرد، بعد دید آنها به گونه دیگری استفاده د. یک بخش از هدفش این بوده که بگویدحصر آنطور که گفته می ­شود، نیست. شما می ­توانید این را هم از آن موضع تصور کنید. ولی سوء تبلیغات د.تسنیم: یعنی دوست داشته پالس­ های مثبت بفرستد؟عبدی: می خواسته همراهی کند و گرنه می توانست بگوید"من نمی­ آیم، می ­خواهم همین جا باشم". بعد مگر ناتوان است که بخواهند او راسفر ببرند.وقتی در خانه خودش آزاد باشد، می ­تواند هر جا برود.تسنیم: پسرش و دیگران دارند فضای حصر را وحشتناک نشان می­ دهند در صورتی که اینطور هم نیست.عبدی: حالاچرا با اینکه چندین بار از دستگاه قضا خواسته شده هر هفته یک تعداد به ملاقات این افراد بروند و با هم گپ بزنند این اجازه داده نشده. مگر چه می ­شود؟تسنیم: شاید به انی که می­ خواهند بروند گپ بزنند اعتماد ندارند.عبدی: نه به همه آنها اعتماد دارند. حالا فرض کنیم، به آنها هم اعتماد ندارند و آنها می خواهند به دیدار آنها بروند و آنها را تند کنند. خانم که هر روز می ­رود و می ­­آید. فرزندانشان هم هر هفته می ­آیند و می­ روند. پس ادامه کار این چه توجیهی دارد؟!تسنیم: به عنوان جمع بندی، شما می گویید ادامۀ روند برای مملکت چندان آورده­ برای هیچ طرف ندارد. درست است؟عبدی: اصلاً ندارد. در بدترین ح این است که آقایان بعد از رفع حصر دوباره سیاست قبل­ خود را تکرار می کنند و آن اتفاقات رخ می دهد، خب این بار همه می ­فهمند بی خود آنها را آزاد د. اتفاقی که نمی ­افتاد. دیگر بدتر از این که نمی ­شود.سیاست رفع حصر، سیاستِ غیرقابل اشتباهی است، برای اینکه هر زمان پشیمان شدند، دوباره این کار را می ­کنند. در این صورت دیگران هم قضاوت می­ کنند که عجب کارِ بدی د، آنها را آزاد د، خوب است آنها را حصر کنند.تسنیم: آقای نامه­ ای نوشته است و موسسه ای در لندن هم کت از نامه های آقای چاپ کرده که چیزی مبنی بر پشیمانی از حتی برخی رفتارها در سالهای قبل در آن مشاهده نمی شود.عبدی: من تاکنون چنین چیزی را نشنیدم.(بعد از گفتگو کتاب را گرفتم ولی هنوز نخوانده ام) البته کاری هم به این موضوع ندارم. فرض کنید یک نفر با این عقیده رفع حصر شود. مگر افراد را به دلیل عقیده حصر می کنند.تسنیم: مجددا هاب ایجاد می ­شود! می توان با امنیت اینطور شوخی کرد؟عبدی: این تازه یک احتمال است که شما می­ گویید. من معتقدم اگر ی بخواهد رفتار گذشته را تکرار کند، بخش عمده ­ای از طرفداران با آن برخورد می­ کنند. رفتار گذشته ناظر به وضع گذشته بوده است و وضع امروز رفتار جدید طلب می کند. متاسفانه در آن طرف هستند که سیاستهای امروز خود را با وضع گذشته و نه امروز هماهنگ می کنند. البته فرض من این نیست که ی همان کارها را انجام می دهند.اما فارغ از این فرض، خود طرفداران اینها با آن اقدامات موافقت نمی ­کنند. برای حکومت چه چیزی از این بهتر.تسنیم: آقای خاتمی هم جزء افرادی استکه با آنها مخالفت کنند؟عبدی: من که نمی­توانم لیست بدهم. من یک جامعه ­ای را می ­بینم و حدسم را از این جامعه می­گویم. رفع حصر، حکم نیست که اگر اشتباه شد، بگوییم نمی ­شود آنها را زنده کرد. یک حکم رفع حصر است. اگر یک نفر در حصر فوت کند و آن فوت را تقصیر حصر بگذارند، برای حکومت بدتر است یا بیرون بیایند و حالا چند تا نظر هم بگویند.اصلاً نمی­دانم این موضوع برای چه ادامه پیدا می ­کند؟! هر چه فکر می­ کنم این موضوع را نمی ­فهمم. حصر که کار سختی نیست. نمی­ خواهم بگویم این کار را انجام دهند اما میخواهم بگویم راه ­حلهای را باید به شکلهای متنوعی تجربه کرد.بخش عمده­ ای از افرادی که با این محصورین ارتباط دارند از جریان میانه­ روی این جریان هستند. اطرافیان آقای اعضای حزب اعتماد ملی هستند و اطرافیان اقای خط ی ها...دو جریان رادیکال در هر جریان اکنون هم کار خود را می ­کنند. حصر هم رفع شود، مستمسک دیگری پیدا کرده و می ­روند یک نوع دیگری این کار را انجام می ­­دهند. خیلی دربند این قضیه نیستند. از طرفی مسائل را نمیشود اینگونه حل کرد.شما حتی اگر حصر را حل کنید، چندمسالۀ دیگر به وجود می ­آید، در این کشور مساله که کم نداریم. سیاست همین است باید هر روز با یک مساله ای دست و پنجه نرم کرده و آن را حل کنیم. مسائل تمام شدنی نیست آن هم در ایران!!انتهای پیام/
رفع حصر نزدیک است. این نوید را محمدباقر نوبخت سخنگوی ت می دهد و با همین یک جمله ثابت می کند در ت دوازدهم وعده هایش را فراموش نکرده است. از نگه داشتن دستی که دکمه ینگ را می زند گرفته تا یافتن کلیدی برای قفل حصر. آفتاب نیوز : زمستان ٩٦ با گشایش هایی در روند ملاقات با محصورین همراه بود و افرادی همچون علی مطهری نیز می گفتند که تا قبل از نوروز گره از این بوی بهبود ز اوضاع زمانه؛ رفع حصر نزدیک است؟/ته دل همه آقایان این است که حصر برداشته شودکلاف باز می شود؛ چنین نشد اما اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور در حاشیه آ ین جلسه هیات ت (٢٧ اسفند ماه) با اشاره به اینکه «در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اقدامات خوبی صورت گرفته است» از رفع حصر در سال جدید خبر داد. به گزارش آفتاب‏‏ نیوز به نقل از رو مه اعتماد؛ حالا یک ماه از سال گذشته و نوبخت می گوید: «ما در شرایطی هستیم که همه باید در کنار هم باشیم و اینکه از شایستگی برخی از شخصیت های نظام بنا به دلایلی نتوانیم استفاده کنیم، خوب نیست. امروز با توجه به شرایط باید کنارهم باشیم و ت از رفع حصر حمایت می کند، موضع آقای رییس جمهور را می بینم و ای کاش بخشی از جامعه تلاش های ت در این زمینه را می دانست. اینکه ما با رفع حصر شاهد برخورداری کشور از فرزندانش باشیم، نزدیک است.»فال نیکاین جملات نوبخت حجم قابل توجهی از امید را به حامیان ت و آن بخشی از جامعه که مطالبه رفع حصر دارند، تزریق کرد. هر چه باشد او سخنگوی ت است و بر مبنای خبرها و اطلاعاتش حرف می زند. بعید هم به نظر می رسد که بدون برنامه ریزی قبلی یا بدون اطلاع رییس جمهور در خصوص چنین موضوعی اطلاع رسانی کند. بر همین اساس باید باور کرد که خبرهای خوبی در راه است.طولانی شدن این پرونده و وعده وعیدهای روی زمین مانده اما برخی افراد همچون خانواده محصورین را دیرباور کرده است. برای همین هم بلافاصله بعد از شنیدن حرف های نوبخت سراغ اعضای کمیته رفع حصر می روند تا مطمئن شوند اقدام جدیدی صورت گرفته و خبر خوشی در راه است. محمدحسین ، فرزند شیخ مهدی در گفت وگو با «اعتماد» گفت: «با اعضای کمیته رفع حصر تماس گرفتم که از اظهارات آقای نوبخت و اقداماتی که ت تاکنون داشته اظهار بی اطلاعی د اما امیدواریم این بار اقدامی عملی در جهت رفع حصر انجام شود و مثل پنج سال گذشته در حد حرف یا وعده و وعید نباشد.»وی با ابراز خوشحالی از اینکه ت برای اولین بار به صورت شفاف موضع خود را درباره رفع حصر اعلام کرده است، گفت: « انتظارمان این است که اقدام عملی در این زمینه صورت گیرد و در صورت صلاحدید گزارشی به اطلاع کمیته رفع حصر و خانواده محصورین داده شود. انتظار مردم که با امیدی تا ساعت ١٢ شب در صف های رای ایستادند این بود که آقای احساس مسوولیت بیشتری نسبت به درخواست رفع حصر داشته باشد و تلقی مردم این نباشد که خدای ناکرده آقای بعد از انتخابات طور دیگری به درخواست مردم نگاه می کند.»محمدحسین خاطرنشان کرد: «به هر حال سخنان آقای نوبخت را به فال نیک می گیریم و امیدوار هستیم در سال ٩٧ هر چی زودتر این حصر غیرقانونی پایان پذیرد.»می توان کمی از محمدحسین خوشبین تر بود و به اتکای اتفاق نظرنسبی موجود در مورد ضرورت گره گشایی از پرونده حصر باور کرد که و همراهانش با استفاده از اختیارات و امکانات خود گام هایی برداشته اند. وعده رفع حصر از زبان سخنگوی ت و معاون اول رییس جمهور به فاصله تقریبا یک ماه و در شرایط غیرانتخاباتی اکتفا می کند اما پیگیری های برخی نمایندگان مجلس و کمیته رفع حصر یا اظهارنظر ون بعضا اصولگرا نیز آفت است دلیل آفتاب و این امید را می دهد که آنچه می شنویم و می خوانیم فراتر از وعده است.پیگیری هایی که با رییس جمهور شدن در سال ٩٢ آغاز و به عنوان یک مطالبه جدی در فضای و رسانه ای کشور طرح شد، در راه به ثمر رسیدن است. البته او در این مسیر تنها نبوده است و مجلس دهم نیز بعد از شکل گیری در داد ٩٥ به عنوان یک بازوی کمکی وارد عمل شد. نمایندگان اصلاح طلب از جمله الیاس حضرتی تلاش هایی کرده بودند اما امیدواری ها از نیمه مرداد ٩٦ یعنی بعد از آن جلسه پرحاشیه شورای مرکزی فرا یون امید و تشکیل کمیته رفع حصر تقویت شد. الیاس حضرتی، محمدرضا تابش، قاسم میرزایی نیکو، محمد کاظمی، غلامرضا حیدری، علی نوبخت حقیقی و عبدالرضا هاشم زایی در قالب کمیته مذکور و محمدرضا عارف رییس فرا یون امید، مسعود پزشکیان و علی مطهری به عنوان نواب رییس مجلس دست به کار شدند و خواستند که در گفت وگو با روسای قوا و مسوولان و امنیتی از جمله دبیر شورای عالی امنیت ملی راهی برای حل و فصل این مشکل بیابند. فراهم شدن مقامات این دیدار تا آبان ماه طول کشید و از محتوای آن نیز چیز زیادی به بیرون درز نکرد. فقط همین قدر که غلامرضا حیدری گفت «خوب و امیدوارکننده» بود.در همین اثنا اعتصاب غذای مهدی بستر ورود عملی ت را فراهم کرد. اجابت یکی از درخواست های از سوی ت و وج ان امنیتی نشان داد که در حیطه اختیارات خود عمل می کند. کمی بعد ماجرای دیدار علی لاریجانی رییس مجلس با یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی رسانه ای و امیدواری ها بیشتر شد. به گفته سخنگوی شورای عالی امنیت ملی در آن جلسه تصمیم خاصی گرفته نشد اما موجب شد که رسانه های اصولگرا تا حدی تغییر رویه دهند و به جای ت یب و توهین به بررسی چیستی و چرایی حصر بپردازند. در ادامه این تلاش ها و رایزنی ها بود که علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در حاشیه حضورش در نمایشگاه مطبوعات استفاده از واژه حصر را نادرست خواند و گفت که محصورین هر را بخواهند ملاقات می کنند. این آغاز گشایش ها بود و دیدارهای آْغاز شد. او میزبان اسماعیل دوستی، محمدرضا عباسی فرد و حجت ال مجتبی ذوالنور بود.میر حسین و زهرا رهنورد که از ابتدای حصر وضعیت سخت تر و پیچیده تری داشتند نیز فرصت این را پیدا د که برخی از اعضای خانواده را بیشتر و راحت تر از قبل ملاقات کنند. حتی دیدارهای چندساعته زهرا رهنورد با مادر بیمارش شایعه رفع حصر را به راه انداخت.با این همه، برخلاف اعلام قبلی در روزهای پایانی اسفندماه خبری از رفع حصر نشد و علی مطهری در اظهارنظری از خلف وعده مسوولان گلایه کرد. این خلف وعده اما اصلاح طلبان را ناامید نکرد و برای همین بود که الیاس حضرتی در آ ین روز تعطیلات نوروزی دست به قلم شده و خطاب به رییس جمهور خواست که از همه اختیارات خود استفاده کند زیرا «ادامه این روند به صلاح نظام نیست.»همص برای رفع حص یگیری ها ادامه یافت و حتی خبرهای غیر رسمی از طرح این موضوع در جلسه اخیر ، سید محمد خاتمی، ناطق نوری و اسحاق جهانگیری حکایت داشت. فقط همین نبود و اعضای فرا یون امید از فرصت جلسه یکشنبه عصر با سران قوا نیز برای تاکید بر ضرورت رفع این مساله استفاده د. نکته اینجا است که اصلاح طلبان در مطالبه رفع حصر تنها نیستند و شاهدیم که بسیاری از نمایندگان مستقل مجلس یا فعالان اصولگرا نیز در ماه های اخیر تحقق این مهم را لازم می دانند. ابوالقاسم رئوفیان، فعال اصولگرا از جمله انی است که باور دارد مسائل هزینه ساز تر از رفع حصر هم وجود دارد لذا می توان با حل و فصل پرونده حصر بخشی از تنش های جامعه را کاست. او در همین اسفند ماه گذشته در گفت وگویی با ایلنا گفته بود: «نگرانی برخی مسوولان از این بابت است که ممکن است حضور محصوران در جامعه تنش زا باشد و مصالح نظام به خطر بیفتد. لذا حصر ادامه دارد که البته به نظر من رفع حصر در مورد آنان هیچ تهدیدی برای نظام در پی نخواهد داشت اما این رفتارهای است که برای نظام هزینه دارد.»نمایندگان مجلس از ابزار خود یعنی نطق و تذکر و... استفاده می کنند تا توجه ها را به این موضوع جلب کرده و رفع حصر را خواستار شوند. برای مثال جهانبخش محبی نیا، میاندوآب هفته قبل در نطق میان دستور خود گفت: «من می گویم نه حرف حصرنشینان درست است نه حرف قصرنشینان. به خاطر خدا دست از لجاجت برداریم. ما نزدیک به یک میلیون نفر شهید و آزاده داده ایم. بعضی ها شرم کنند از اینکه اختلافات را ادامه می دهند. اگر مصلحت کشور این است که یک را بدهید، خب بدهید. ما به اندازه کافی دشمن داریم و بچه های انقلاب نباید به جان هم بیفتند.»غلامعلی جعفرزاده، نایب رییس فرا یون مستقلان ولایی نیز دیروز به نامه نیوز گفته بود: «نمی خواهم بگویم آقایانی که امروز در حصر هستند خطا ن د، هیچ ی هم چنین حرفی نمی زند، قطعا آنها اشتباهاتی مرتکب شدند اما ضرورت دارد ما با حل مسائل داخلی خودمان برای درست کشور یکدیگر کشور را کمک و همیاری رسانیم.»مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردمسالاری نیز همین یکی دو هفته قبل برای طرح موضوع یک راست سراغ ی رفت و از او خواست که وارد عمل شد. او با طرح این پرسش که « طرح گفت وگوی ملی چه شد؟» گفت: «من بارها از ی تقاضا بازهم تکرار می کنم، عزیز پس از هفت سال دستور فرمایید رفع حصرها انجام شود و رییس جمهور محترم ما به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی به وعده خود عمل کند به ویژه آنکه ماهیت افرادی همچون دیگر بر همگان روشن شده است.»اکنون و بعد از این اجماع نظر نسبی، محمدباقر نوبخت از نزدیک بودن رفع حصر خبر داده است. سوال اینجا است که چقدر نزدیک؟ آیا این بار نیز بعد از چند ماه صبر و امیدواری کار به خلف وعده می رسد یا واقعا رفع حصر صورت می گیرد؟فصل الخطاب یجلال جلالی زاده، سابق مجلس نیز در یادداشتی نوشت: موضوع حصر همواره یکی از مهم ترین چالش های ت بوده است. هرچند مشکلات فراوان و اقتصادی در کشور وجود دارد، اما با توجه به وعده های انتخاباتی رییس جمهور «رفع حصر» یکی از جدی ترین مطالبات جامعه ایران است که باید هرچه سریع تر جهت تحقق این وعده گام برداشت. گشایش در وضعیت محصورین، آثار و نتایج مثبتی را برای کشور به همراه دارد. یکی از آثار مثبت این عمل، برطرف شدن برخی مشکلات و نگرانی هایی است که درگذشته میان جناح های مختلف ایجاد شده است. آنچه و آنکه این مشکلات را پدید آورد، این روز ها خود تبدیل به مشکل شده و این روزها در زندان هستند. انی که با رفتن به زندان نیز سبب تشدید تنش در کشور شده اند. رفع حصر می تواند موجب جریان اصلاحات به حاکمیت و همچنین برطرف نگرانی هایی باشد که در گذشته نسبت به اصلاح طلبان شکل گرفته است. اصلاح طلبان همواره در کمال آرامش به دنبال توسعه کشور و ایجاد فضای امن برای شهروندان هستند. با توجه به ارجاع پرونده حصر به شورای عالی امنیت ملی که ریاست آن بر عهده رییس جمهور است با رویکرد حل با دستور ی، به نظر می رسد دیگر مانعی برای حل این مشکل وجود ندارد زیرا نظر ایشان فصل الخطاب است.بوی بهبود ز اوضاع زمانهالیاس حضرتی، تهران در مجلس نیز نوشت: طولانی تر شدن حصر به نفع نظام نیست. نمایندگان مجلس، فعالان ، بعضی از مسوولان بلندپایه، فارغ از گرایش حزبی شان، مدت های مدید است که تلاش می کنند پایان مسالمت آمیز و مصلحت جویانه ای برای حصر رقم بزنند. در این خصوص اخبار پنهانی و معامله های ای وجود ندارد که مردم از آن بی خبر باشند. خبرها را اگر پیگیری کرده باشید، می دانید که گفت وگوها و نامه نگاری هایی در سطح مسوولان امر رد و بدل شده و خدا را شکر در چند ماه اخیر گشایش هایی نیز صورت گرفته است. مردم نامحرم نیستند، از آنجایی که رفع حصر خواست اکثرشان بوده و در مقاطع مختلف و به مناسبت های آن را برزبان آورده اند شایسته است که –به دور از هیاهو وجنجال بی مورد- در جریان روند عمومی پرونده قرار بگیرند.مردم بزرگوار ما در سه، چهار انتخابات گذشته حضوری چشمگیر داشته اند و بعد از ماجراهای تلخ ٨٨ وفاداری شان را به نظام به اثبات رسانده اند. نه تنها یکی از مطالبات جدی ایشان از رییس جمهور رفع حصر و گشایش فضای بوده است بلکه کتبی و شفاهی از وکلای خود در مجلس شورای ی خواسته اند قانونی و در نهایت آرامش، جلوی تداوم حصر را بگیرند. روزی هم که شورای عالی امنیت ملی مسوولیت این پرونده را به عهده گرفت قرار شد تا با پرهیز از نزاع و جنجال خبری و بدون شلوغ کاری های رسانه ای، زمینه های احقاق حقوق شهروندی محصورین هرچه زودتر فراهم شود. عقلا و خیرخواهان و دلسوزان نظام می دانند که این گره، گره ای نبوده و نیست که ی بخواهد یا بتواند با دندان بازش کند. همچنین تندی و درشت گویی و سوءظن در این عرصه ما را به نتیجه نمی رساند. اضافه می کنم که در این کار از بده بستان های و از تمناهای حزبی و جناحی هم باید دوری کرد و صرفا کار را به کارشناسان مدبر سپرد تا آ ین قدم های رفع حصر را بردارند و جامعه را که در این سال ها، به خصوص در این ماه های اخیر، از بسیاری ناملایمت های فرهنگی و اقتصادی رنجیده خاطر شده، شاد کنند و امید به اصلاح و تداوم تدبیر را تقویت کنند. ضمن اینکه وقتی مصلحت جویانه و عملگرایانه به ماجرا نگاه می کنیم هیچ یک از گروه های وفادار به نظام را نمی بینیم که از ادامه حصرمنتفع شود و برآن اصرار بورزد. در این میان ادامه حصر اگر نفعی داشته باشد برای مع ن است که بهانه جویی کنند و بر آتش ن یتی مردم بدمند و علیه و آشتی ملی تبلیغات راه بیندازند. بلکه برع ، اتمام حصر می تواند نشاط و شاد اجتماعی را به جامعه برگرداند و مردم بزرگوار و همراه با انقلاب را به نظام و ت امیدوارتر کند. البته خیلی ها هستند که برای حصر دلایلی ریز و درشت برمی شمرند. به نظرم الآن وقت خوبی برای بحث درباره آن دلایل نیست زیرا این دلایل هرچه باشند و حتی اگر بنا به ملاحظاتی در زمان خود موجه بوده باشند امروز دیگر توجیهی ندارند. از یاد نبریم آن فضای ای که هشت سال پیش منجر به حصر آقایان و و سرکار خانم رهنورد شد، امروز نزدیک صد و هشتاد درجه تغییر کرده و حتی می شود گفت بافت / اجتماعی کشور عوض شده است. امروز آقای و حلقه نزدیک به او در موقعیت جدیدی قرار گرفته اند. همچنین دادگاه های صالحه بعضی از افراد ت سابق را روانه زندان کرده و بسیاری از نیروهای طرفدار هم از این جمع تبری جسته اند. لذا حصر با هر نیتی که اعمال شده باشد، سالبه به انتفاء موضوع است و ادامه آن نیز کارکرد و معنای خود را از دست داده است. به خاطر همان تغییر بافت و به خاطر درخواست های مکرر مردم، خصوصا موکلین تهرانی ام بوده که بارها و بارها برای اتمام حصر دست یاری به سوی مسوولان عالی مقام دراز کرده ام و کتبی و شفاهی از رییس جمهور و از رییس مجلس و بطور ویژه از دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی خواسته ام تا با تدبیر و خیرخواهی نسبت به محصورین اقدام کنند. خدا را شکر که بوی خیر از اوضاع شنیده می شود و حالا که در ماه مبارک شعبان به سر می بریم و به رحمت عام پروردگار نزدیک می شویم امیدواریم با حسن تدبیر مسوولان بلندپایه و عنایت ویژه ی، قصه پر غصه حصر نیز به سر بیاید، ان شاءالله تعالی.
آرزو فرشید در رو مه اعتماد نوشت: تغییر ترکیب مجلس در انتخابات ٩٤ را می توان یکی از بزرگ ترین شانس های به حساب آورد زیرا در غیر این صورت فرا یون امیدی در کار نبود تا یک بازوی کمکی برای تحقق وعده های انتخاباتی رییس جمهور باشد. صحبت از تشکیل کمیته «رفع حصر» در این فرا یون است؛ کمیته ای که رسانه ای شدن خبر تشکیل آن تحرک و تکاپوی قابل توجهی در جریان م ع حصر به پا کرد. رای دهندگان به تلاش ت برای رفع حصر را از همان وقتی که حصر دوساله بود؛ یعنی در انتخابات ٩٢ طلب د اما رسانه ها و چهره های خاصه اصولگرایان در همه این مدت به اندازه دو ماه گذشته این موضوع را جدی نگرفته بودند. البته برخی اصلاح طلبان همچون محمدرضا عارف، رییس فرا یون امید از تمرکز رسانه ها در این باره خوش شان نمی آید. عارف پیش تر ورود رسانه ها به موضوع حصر را عامل به نتیجه نرسیدن گشایش هایی دانسته بود که به گفته او در تابستان ٩٢ ایجاد شده بودند. او حتی مایل بود که تشکیل کمیته رفع حصر در فرا یون محرمانه بماند تا بتوانند بی سرو صدا مساله را پیگیری کنند و نهایتا به یک نتیجه برد – برد برسند. نیمه مرداد ماه بود که خبر تشکیل کمیته رفع حصر منتشر شد و پس از آن هم خبر دیدار با علی لاریجانی رییس مجلس و یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی به رسانه ها رسید. بعد هم مشخص شد که اعضای شورای عالی امنیت در جلسه ای پیرامون موضوع حصر به گفت وگو نشسته اند. اگرچه سخنگوی شورا تاکید کرد که این گفت وگو ها بدون اینکه در دستور کار باشد، انجام شده و به تصمیمی در مورد تغییر در وضعیت حصر نیز ختم نشده است اما امید به ختم این غائله افزایش یافت.در همین حال رسانه های اصولگرا به شکلی اگر نگوییم بی سابقه اما کم سابقه موضوع حصر را در دستور کار قرار داده و در قالب های مختلف از جمله یادداشت و گفت وگو به آن پرداختند؛ پرداختی متفاوت از قبل. اغلب مطالب منتشر شده در دو ماه گذشته پیرامون موضوع حصر رنگ و بوی راه حل جویی دارد. از همین رو است که بیش از ت یب و توهین به محصورین به چرایی و چیستی حصر می پردازد. اینجاست که از حصر به عنوان یک راه حل پیشگیرانه و نه مجازات یاد شده و پیشنهادات مختلفی برای حل و فصل آن طرح می شود. تسنیم بیش از دیگر رسانه های همفکر خود روی مساله حصر تمرکز کرده و با فعالان و چهره های هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در این باره به گفت وگو نشسته یا سخنان آنان را پوشش داده است. از نجات گرفته تا عباس عبدی، از اسماعیل کوثری تا داریوش سجادی، فعال ن امریکا.نمی توان گفت بی طرفانه و منصفانه اما حرف های همه را کم و بیش شنیده و منتشر کرده است. این رویکرد متفاوت از یک سو و تلاش کمیته رفع حصر از سوی دیگر این گمانه را تقویت می کند که قرار است مقامات مسوول در نظام ایران این گره را با دست بازکنند و اجازه ندهند که گذر زمان کار را به دندان برساند.اقدامی پیشگیرانه و نه مجازاتنخستین موضوعی که سبب می شود تلاش ها برای حل و فصل مساله حصر جدی تلقی شود، تعریف و تاکید بر چرایی حصر است. به عنوان مثال اکنون دیگر علی مطهری تنها ی نیست که اعتقاد دارد حصر به عنوان مجازات در نظر گرفته نشد.عزت الله ضرغامی نیز در مراسم یادواره م عان حرم در فسا گفته بود «تصمیم حصر در جلسه رسمی شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت و علت اصلی آن هم جلوگیری از نا امنی و تشنج جدید و تبدیل کشور به صحنه درگیری مسلحانه همچون برخی کشورهای منطقه بود». یا رضا سراج فعال اصولگرا در یادداشتی نوشت: «چرایی حصر به فراخوان و در بهمن ٨٩ بازمی گردد. این فراخوان هیچ ارتباطی با موضوع انتخابات نداشت و در راستای بی ثبات سازی همزمان ایران و محور مقاومت و پاسخ در مبداء (ایران) به بیداری ی بود.»یادآوری این نکته که حصر به عنوان یک راه حل پیش گیرانه در نظر گرفته شد تا مانع از سرایت بی ثباتی های منطقه به داخل کشور شود؛ نتیجه ای غیر از این ندارد که با توجه به تغییر وضعیت منطقه، لازم است در مورد تداوم یا رفع حصر نیز یک بار دیگر به صورت جدی بررسی و تصمیم گیری شود.تلاش برای اثبات حسن نیتدومین نکته ای که سبب می شود تلاش مقامات مسوول اعم از هواداران حصر و هواداران رفع حصر برای رسیدن به یک اتفاق نظر را جدی تلقی کنیم این است که م عان حصر برای نشان دادن حسن نیت نظام از موضوعات تازه ای سخن گفته اند. به عنوان مثال مقدم فر، کارشناس مسائل و امنیتی اصولگرا در گفت وگو با تسنیم برای نخستین بار پس از انتخابات سال ٨٨ خبر از موافقت نظام با بازشماری کل آرای انتخابات داده و گفته است: «معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد «اگر اعتراض دارید، آرای «تمام صندوق ها» را تمام شمار می کنیم. دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟... ی با آقای جلسه گذاشتند و نصیحت شان د که همه اعتراضاتت را قانونی پیگیری کن. بعدها که این افراد در مقابل نظام قرار گرفتند، باز هم شنیدم آقا افرادی را فرستادند تا به آقای پیغام دهند شما چه می خواهید، مگر نمی خواهید از نتیجه انتخابات مطمئن باشید؟ بیایید صندوق ها را بشمارید. (نقل به مضمون)، بعدها هم شنیدم که ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم؟ من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.»بیان این قبیل مطالب و تلاش های کمیته رفع حصر در چارچوب دیدار با اعضای شورای عالی امنیت ملی در کنار اتفاقات کم نظیری مثل دیدار یک فعال با یکی از محصورین سبب می شود که گمان کنیم حل و فصل موضوع- فارغ از اینکه تصمیم نهایی تداوم حصر است یا رفع آن – نزدیک است.اسماعیل دوستی عضو دوره چهارم شورای ی شهر تهران و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی که اخیرا با مهدی ملاقات کرده است در این خصوص گفته «مدت ها بود که برای دیدار با آقای به مراجع ذی صلاح درخواست هایی داده بودم که خوشبختانه اخیرا از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این اجازه صادر شد تا با ایشان دیداری داشته باشم. این دیدار نیز خیلی مفصل انجام شد و آقای امیدواری بسیاری نسبت به آینده نظام و انقلاب داشتند.»دوستی با تاکید بر اینکه در این دیدار حامل هیچ پیامی از طرف فرد خاصی یا برای فرد خاصی نبوده است، گفته بود: « موضوع رفع حصر نیازمند تد ری است که نظام در حال اتخاذ آنهاست.»راه حل جویی منطقیسومین موضوعی که سبب می شود گمان کنیم در نظام عزمی جدی برای تعیین تکلیف موضوع حصر وجود دارد همان وجه تمایز کار رسانه ای جریان اصولگرا طی دو ماه گذشته نسبت به قبل از آن است. انتشار مطالبی که محور اصلی آن راه حل جویی است نشان می دهد، طرفداران ادامه حصر منطق در بیان خود را افزایش داده و رویکردی نسبتا متفاوت اتخاذ کرده اند. آنان که طی سال های گذشته تنها «عذرخواهی» رسمی و صریح آقایان و و خانم رهنورد را خواستار بودند اکنون از ضرورت ارایه «تضمین» سخن می گویند. دغدغه فعلی هواداران ادامه حصر این است که در صورت رفع حصر، آرامش و امنیت نظام به خطر نیفتد. برخی از فعالان اصلاح طلب اما این دغدغه را چندان جدی نمی دانند. مثلا عباس عبدی در گفت وگو با تسنیم در این مورد گفته است: «در بدترین ح آقایان بعد از رفع حصر دوباره سیاست قبل خود را تکرار می کنند و آن اتفاقات رخ می دهد، خب این بار همه می فهمند بیخود آنها را آزاد د. اتفاقی که نمی افتد. دیگر بدتر از اینکه نمی شود. سیاست رفع حصر، سیاستِ غیرقابل اشتباهی است، برای اینکه هر زمان پشیمان شدند، دوباره این کار را می کنند. در این صورت دیگران هم قضاوت می کنند که عجب کارِ بدی د، آنها را آزاد د، خوب است آنها را حصر کنند.»اصولگرایان اما به اندازه عبدی این موضوع را ساده نمی بینند و برای اینکه مطمئن باشند اتفاقات سال ٨٨ تکرار نخواهد شد، تضمین می خواهند. آنها که پیش تر به کمتر از «عذرخواهی» رسمی محصورین راضی نمی شدند اکنون به یک دستخط از سید محمد خاتمی رضایت خواهند داد. این را سعید احدیان در رو مه اسان کمی بعد از ماجرای اعتصاب غذای نوشت: «اگر سران اصلاحات و آقای خاتمی خواهان رفع حصر هستند، به جای مطالبه کلی وارد صحنه شوند و برهم نزدن آرامش و امنیت کشور را تضمین کنند البته این تضمین باید اولا توسط شخص آقای خاتمی نیز صورت گیرد چرا که تنها تضمین آقای خاتمی است که نتایجی که ذکر خواهد شد را خواهد داشت و ثانیا باید طی مکتوبه ای رسمی و علنی اعلام عمومی شود.»درخواست ارایه ضمانت از سوی رییس ت اصلاحات در حالی است که او در دیدار با جمعی از جوانان اصلاح طلب به تلاش خود برای رفع حصر اشاره کرده و از ی خواسته بود تا دستور فرمایند مساله حصر حل شود. ت یب محبوبانکنار هم قراردادن اظهارنظرهای اخیر و معیار قرار دادن تمرکز رسانه ای جریان اصولگرا بر موضوع حصر برای آنکه نتیجه بگیریم حصر به زودی مرتفع خواهد شد، می تواند واقع بینانه نباشد چه آنکه نگاهی به همان رسانه های اصولگرا نشان می دهد که برخی از چهره های غیرمعتدل این جریان علاقه ای به حل و فصل موضوع حصر ندارند. این طیف همان دغدغه ها را دارند و خواهان تضمین هستند اما تضمینی سفت و سخت تر. آنها خاتمی را فرد مناسبی برای تضمین ارایه دادن نمی دانند و حتی او را به دورویی و دروغگویی متهم می کنند. به عنوان مثال جهان نیوز، در مطلبی تحت عنوان «تلاش برای رفع حصر یا شگردی برای سفیدنمایی خود؟!» نوشته بود: «خاتمی در سال های اخیر تلاش کرده که مخفیانه به مقامات عالی نظام پیام بدهد که از فتنه ٨٨ نادم است و حاضر است با فراهم شدن برخی شرایط حتی اعلام برائت علنی هم د. او همچنین در محافل خصوصی از عدم تقلب و افراط و در سال ٨٨ نیز سخن می گوید. حال همین خاتمی درباره حصر یکطرفه مطالبی را بیان می کند که نه با عد سازگار است و نه با اعلام مخفیانه نادم بودنش از اقدامات خودش و و همخوانی دارد. همین مواضع اوست که بسیاری را نسبت به نیت برخی نامه نگاری ها و چراغ سبز نشان دادنش برای بازگشت به حاکمیت و برخی تلاش ها برای خارج شدن از نظام را مشکوک می کند. خاتمی با تکرار این مواضع بر بی صداقتی خود صحه می گذارد. او بیش از هر دیگری از موضع حاکمیت دربرابر فتنه گران که همان توبه از اقدامات ضدامنیت ملی و اعتراف به گفتن دروغ بزرگ (تقلب) وهمچنین جبران برخی اشتباهات گذشته است، خبر دارد. با همه اینها ظاهرا می خواهد مسیر دیگری را طی کند که وی و جمع دیگری از اصلاح طلبان را در مسیر ج بیشتر از حاکمیت قرار خواهد داد.»طرح موضوع محاکمهتوهین و ت یب چهره های محبوب جریان اصلاح طلب برای دلسرد آنها از پادرمیانی و نهایتا حل و فصل مساله تنها را اری نیست که برگزیده شده است. دومین گزینه آنها ایجاد هراس از نتیجه محاکمه است. با وجود اینکه خواسته اصلی محصورین طی این سال ها برگزاری دادگاه علنی بوده، این گروه معتقدند که محاکمه محصورین پیامدی بد و مجازاتی سنگین برای آنها خواهد داشت لذا به نفع خودشان است که از این درخواست چشم پوشی کنند. به عنوان مثال نجات وقتی در جمع مسوولان بسیج دانشجویی کشور صحبت می کرد با اشاره به آنچه جوسازی درخصوص نامه نوشتن به ی برای رفع حصر خواند؛ گفت: «اصلا ی در امور حصر دخ نداشتند و ندارند. درخواست رییس قوه قضاییه و مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود. امروز هم اگر بنابر مصالحی فرضا شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت در شرایط حصر تغییر ایجاد کند، باز حق قوه قضاییه برای محاکمه آنها سرجای خودش است چرا که هر سه نفر این افراد پرونده مجرمیت مفتوح دارند.»اینکه تصمیم نهایی در مورد تداوم یا رفع حصر چیست، موضوعی است در صلاحیت مقامات عالی نظام و به طور مشخص شورای عالی امنیت ملی اما سوال اینجا است که ت و بازوی کمکی او یعنی کمیته رفع حصر در فرا یون امید در فراهم بستر مناسب برای تصمیم گیری در این خصوص چقدر موفق خواهند بود. نگاه به ترکیب اعضای شورای عالی امنیت ملی ( ، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، محمدباقر نوبخت، دریابان علی شمخانی، سعید جلیلی، سرلشکر محمد باقری، سرلشکر سیدعبدالرحیم ، سرلشکر محمدعلی جعفری، عبدالرضا رحمانی فضلی، محمدجواد ظریف و سید محمود علوی) امید و انتظار در مورد موفقیت ت را افزایش می دهد چراکه و وزرایش ٥ نفر از ١٢ عضو شورا هستند. علی لاریجانی نیز بعد از دیدار با کمیته رفع حصر وعده داده بود که این موضوع را پیگیری می کند لذا راضی نیمی از اعضای شورای عالی امنیت ملی می تواند ساده تر از قبل باشد.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست، سیدمحمدمهدی توسلی، حسام رضایی: پدرش چون اعتقادات خاصی داشت، اجازه داشتن تلویزیون در منزل شان را نمی داد اما بعدها در نیمه نخست دهه هشتاد سکاندار رادیو و تلویزیون ایران شد. متولد سال ۳۸ در تهران است؛ میدان گمرک، خیابان انبار نفت. پدر و مادرش هر دو از دیار دزفول هستند. پدرش کارگر شرکت نفت، مسئول بخش تایپ بود. این ها شرحی از زندگی سیدعزت الله ضرغامی است. ی پیش از به ثمررسیدن انقلاب در بهمن ماه سال ۵۷، همزمان با فعالیت های انقل در محله جمادی الحق تهران، لباس دانشجویی رشته عمران در کبیر را به تن کرد. وقوع انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی و پس از همه این ها، وقوع انقلاب فرهنگی در تیرماه سال ۵۹، باعث شد تا اخذ مدرک کارشناسی اش، ۸ سال زمان ببرد.از همان اوان جوانی، هر چند به شریعتی هم علاقه داشت ولی «مطهری» خوان بود. تسلطش به زیر و بم آثارِ تئوریسین شهیر انقلاب ی، تا حدی بود که وقتی اکبر گنجی در سال های پس از دوم داد، یادداشتی درباره شهید مطهری نوشت، قلم را برداشت و در مقاله ای با عنوان «خویش را تاویل کن، نِی ذکر را»، در مقام دفاع از شهید، پاسخ پدیدآورنده «عالیجناب سرخ پوش» را محکم داد.همکاری با پاسداران از جمله مسئولیت های مهم ضرغامی در دهه شصت بود. ضرغامی در ت اکبر هاشمی رفسنجانی و در زمان صدارت علی لاریجانی بر ارشاد، معاون امور سینمایی شد. وی در زمان حضور علی شمخانی در وزارت دفاع در مقام معاون پارلمانی بار مسئولیت را به دوش می کشید اما در حالی که یک سال به پایان عصر ت اصلاحات مانده بود، ضرغامی در نیمه نخست سال ۸۳ جانشین علی لاریجانی در ساختمان شیشه ای جام جم شد. ضرغامی تا نیمه دوم سال ۹۳ در این سمت باقی ماند.ضرغامی هم اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای عالی فضای مجازی است. برای گفتگو با سیدعزت الله ضرغامی به خیابان پاستور رفتیم. حیاتی دلپذیر با باغچه نسبتا بزرگ که در دو طرف ساختمان قرار دارد، حس خوبی به محیط داده است. پس از وقفه ای کوتاه که ناشی از پذیرایی عوامل دفتر بود، به دفتر ضرغامی وارد شدیم. با ورود به دفتر، اولین سوژه ای که نگاه را به سمت خود جلب می کند، تخته وایت برد سفید رنگی است که روی آن قرارهای صبحانه نوشته شده است! نظر خودش درباره صبحانه ها جالب است؛ می گوید ۹۹ درصد مطالبی که در این صبحانه ها زده می شود، غیرقابل انتشار است. البته در مورد قرارها هم می گوید به جز دو مورد «اسکویی» و «زم» بقیه دیدارها بنا به درخواست طرف مقابل است. ضرغامی در همین باره گفت: برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!وی با اشاره به رویکرد این روزهایش که عده ای آن را به اعتدال تعبیر می کنند،اظهار داشت: اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع و اعلام سطح ایشان بالاتر از تمام انی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز بسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.ضرغامی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟ گفت: این مساله، رس امروز من نیست. من فکر می کنم باید از را ارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. در فضای کشور، نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای است. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر باشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.وی با اشاره به ایراد به سیاست صداوسیما نسبت به بدحج به ویژه در ایام انتخابات گفت: یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم.ضرغامی در پاسخ به اینکه آیا قصد ایجاد رو مه یا خبرگزاری دارد؟ گفت: نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، همیشه باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.وی با اشاره به روند ایجاد مناظره ها در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ گفت: در انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار هاب نشود. من در این زمینه با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما برنامه هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر م ی شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.رئیس اسبق رسانه ملی با اشاره به نقش فضای مجازی در کشور تاکید کرد: به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب ی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید.ضرغامی درباره چرایی گسترش تلگرام در ایران گفت: چند سال قبل، در یک مقطعی بی توجهی شد و یک پیام رسان خارجی(اشاره به تلگرام) حمایت و دوپینگ فنی و شد. اگر این امکانات داده نمی شد، یک پیام رسان خارجی نمی توانست اینقدر گسترده شود.وی با اشاره به اقدامات انجام شده توسط وزارت ارتباطات برای بومی سازی فضای مجازی اظهار داشت: ساختار وزارت ارتباطات بر اساس وصل دوتا سیم به یکدیگر است! البته آقای جهرمی دارد کارهای خوبی انجام می دهد؛ این اقدامات را به من هم گفته است. من هم به طور دائم به ایشان می گویم چه کاری از من برمی آید؛ به من بگو تا انجام دهم. اگر من جای آقای جهرمی بودم، کاری می که پیام رسان های داخلی به ثمر بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی شان به لحاظ سرعت، قیمت و کارکردهای مختلف آنقدر خوب باشد که دیگر ی سراغ پیام رسان های خارجی نرود.ضرغامی تصریح کرد: من اگر جای بودم، خود را مسئول این کار می دیدم که «تازیانه» بردارم و قسمت هایی که ظرفیت دارند اما کم کاری می کنند برخورد می تا این موضوع به ثمر بنشیند. امروز آقای ارتباطات باید خودش را در این جایگاه ببیند ولو اینکه در شرح وظایف اش وجود نداشته باشد.در ادامه مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدعزت الله ضرغامی را می خوانید: جلسات صبحانه های شما با شخصیت های مختلف و پست هایی که در این زمینه در فضای مجازی به اشتراک می گذارید، معروف شده است! اندکی از این جلسات برای ما بگویید؟ درخواست جلسات از سوی شما مطرح می شود یا میهمانان؟ من در طول روز جلسات متعددی دارم و هدفم در این جلسات - با توجه به ارتباطات و یتی که در شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی دارم – کمک به حل بعضی از مشکلات کشور است. بعد از مدتی متوجه شدم در نشست هایی که با افراد مختلف دارم، حرف های خوبی رد و بدل می شود و خوب است که در حد محدودی، افکار عمومی از آن ها مطلع شوند.با توجه به سابقه کاری ام در فضای رسانه، احساس برخی موضوعات وقتی خبری می شود، به نوبه خود می تواند در رسانه ها «پیام» داشته باشد. بیشتر این جلسات، صبح برگزار می شد و واقعا برنامه خاصی تحت عنوان «برنامه صبحانه » نداشتم. احساس ، فضای صبحانه ها صمیمی است و اگر تصویری از آن ها منتشر شود، می تواند تاثیر خبری خود را داشته باشد لذا آرام آرام این جلسات تبدیل به «هشتگ» شد و صبحانه های ما موضوعیت پیدا کرد. به جز دو، سه مورد که استثنا بود، بقیه صبحانه ها با درخواست طرف مقابل برگزار شده است.دیدار با «رابعه اسکویی» درخواست شما بود؟ محمدعلی زم و رابعه اسکویی را خودم تماس گرفتم که بیایند. برایم مهم بود در کنار برخی مسائلی که حول و حوش آقای زم مطرح است، قرائت خود آقای زم را هم بدانم.درباره پسرشان هم صحبت کردید؟ بله صحبت کردیم. آقای زم که در بخشِ هنریِ نظام، چهره شاخصی است و در مقطعی، کارهای بزرگی برای کشور انجام داده، برایم مهم بود که چه مکانیزمی باعث شده تا فرزند ایشان مسیر دیگری را طی کند.تاکنون که ظاهراً آقای زم از پسرشان اعلام برائت ن د...حتما مسیر آقای زم، مسیر پسرش نیست و حتما منتقد شدید وی است. برایم مهم است که فرایند چهره هایی مانند آقای زم را بدانم. من در پی این هستم که فارغ از هیاهوها و زنده بادها و مرده بادها، ببینم واقعا چه فعل و انفعلاتی در جامعه رخ می دهد.برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه ۹۹ درصد حرف هایی که در جلسات صبحانه مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند! بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!وقتی جلسات صبحانه های خود را در صفحه اینستاگرام تان منتشر می کنید، تا چه اندازه بازتاب های اش برایتان اهمیت دارد؟ می خواهید چه چهره ای از عزت الله ضرغامی در رسانه ها برای خودتان بسازید؟اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع و اعلام سطح ایشان بالاتر از تمام انی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز نمی خواهم من را به عنوان شخصی معتدل بشناسندبسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.یک عده کاملا مخالف خانم چرخنده اند چون می گویند ایشان، این وَری! تحول پیدا کرده؛ اگر آن وَری! تحول پیدا کرده بود، همه برایش می زدند. حاضرند فردی در لجن زار ابتذال سقوط کند و سر تا پا شود اما به اسم «حق انتخاب» و « » و «حقوق شهروندی» آن را توجیه کنند. یک خانمی متحول شده و با این تحول، چادر سرش کرده؛ ببینید چه کار که با وی در فضای مجازی ن د. برخی نیروهای مذهبی و انقل هم چون اصولا نگاه های امنیتی و اطلاعاتی دارند، به چنین موضوعاتی ورود نمی کنند؛ می گویند ببینیم داستان چیست؛ بی خود حمایت نکنیم!اصلا من به راست و چپ و اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدال به معنای رایج آن تعلقی ندارم. وقتی می خواهیم حقیقت را اندکی بدون روتوش و آنطور که هست، مطرح کنیم، فکر می کنند ما اعتدالی هستیم؛ حالا امکان دارد در هر دوره ای، یک چیزی به شما بچسبد! من معتقدم ، شیرین است؛ شیرین تر از آن چیزی که فکرش را کنید. ، گمشده ماست. نیازهای ما در برطرف می شود. ، ارمغان های زیادی برای ما به همراه دارد که یکی از آن ها آرامش و طمأنینه است. آیا پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب به این ها دست یافته ایم؟ دست نیافته ایم. آیا اشکال از است؟ خیر؛ اشکال از شناسان و شناس نماهاست.یک نفر که را به طور شیرین توضیح می دهد، به جان آدم می نشیند. من بارها گفته ام که عده ای فقط به «جلال» اهمیت می دهند تا به «جمال». درباره ی معظم انقلاب هم چنین است؛ جمال انقلاب وسیع تر و گسترده تر از جلال ایشان است؛ البته در مقابله با استکبار و در حوزه های ، از جلالیت ی بیشتر استفاده می شود که البته نیاز هم هست اما جمال ی در محاق قرار گرفته است. بسیاری از جمال ی آگاهی دارند اما به ی جفا می کنند و بُعد دیگری از ایشان را مطرح می کنند. از طرف دیگر، عده ای هنر طرح آن جمال را ندارند.وقتی مواضع انقلاب را با تجربه شخصی خودم در جلسه یا محفلی مطرح می کنم، همه تعجب می کنند. اگر در جایی ابعاد مختلف موضوعی را مطرح می کنم، اصلا بحثم، بحث اعتدال نیست. اعتدال به معنای رایج و آن را اصلا قبول ندارم. به نظرم، اصولگرایی و اصلاح طلبی از همان ابتدا «پوست بزه» بوده اند؛ چه بسا چهره های مطرح اصولگرا که اصلا شاخصه های اصولگرایی را در زندگی شخصی و رفتارو کلام شان ندارند و وقتی با آن ها سلام و علیک می کنید، انگار از آسمان به کف زمین افتاده اند!بسیاری از اصلاح طلبان هم خیال می کنند که مترقی اند و نگاه اصلاح گرایانه به معنایی که من هم آن را قبول دارم، دارند اما اصلا حرفی برای گفتن ندارند و سخنانشان کلیشه ای و نخ نماست و اصلا مترقی نیستند و بیشتر گروهی و محفلی هستند و دارند نان اصلاح طلبی و نان رفتارهای بد اصولگرایان را می خورند؛ به این معنی که مردم به طور سلبی وقتی سمت اصولگرایان نمی روند، بنابراین سمت اصلاح طلبان می روند!برخی اصلاح طلبان امروز عنوان کرده اند که اصلاحات، نیازمند اصلاحات است؛ این حرف درستی است. اصلاح طلبان به رای دادند اما آیا واقعا اصلاح طلب است؟ کدام رفتار به اصلاح طلبی می خورد؟ ایشان کدام کار اساسی را انجام داده که بگوییم به معنای واقعی کلمه اصلاح طلب است؟ اعتدال هم به همین صورت است. من به طور کلی این کلمات را بیشتر یک جور «دکان» می دانم. به نظر من، صداقت، صراحت و شجاعت در برخورد با پدیده ها شخصیت انسان را می پروراند.من که در فضای رسانه حضور دارم - با پیشینه عبارت «خس و خاشاک» - می بینم که لفظ « » می تواند به همه انی که در اعتراضات اخیر به خیابان ها آمدند، اطلاق شود؛ البته حتما منظور محترم تهران، همه انی که به خیابان ها آمدند، نبود. در مورد عبارت «خس و خاشاک» هم مصاحبه هایی با آقای ترتیب دادیم و ایشان گفت که منظورش همه مردم نبوده اما این عبارت خس و خاشاک، اثر خود را گذاشت و در این میان، دشمن هم کار خود را انجام داد.یکی از نمایندگان سابق مجلس که تکنوکرات است و از قدیم با ایشان دوست بودم، به من می گفت که رئیس جمهور به ما گفته خس و خاشاک! من به این توضیح دادم که منظور رئیس جمهور شما نبودید بلکه انی بودند که شیشه ها را ش تند و اغت به پا د اما این حرف من را قبول نکرد. وقتی چنین فرد نخبه ای نمی تواند به راحتی موضوعات را از یکدیگر تمیز دهد، من مجبورم بعدا بگویم که کاربرد کلمه هم خوب نیست.آقای وحید حقانیان، فرد مهمی در دفتر ی است اما در داستان ز له کرمانشاه، خطاب به معاون اول رئیس جمهور لفظی را به کار برد که اصلا سنخیتی با رفتار شخصی ی ندارد. «آقا» همواره مسئولین را دعا می کنند؛ اصلا همه مسئولین محتاج دعای ایشان هستند و من مطمئن هستم که آقا به طور مرتب تمردان را دعا می کنند. با این وجود، وقتی گفته شد که «خدا معاون اول رئیس جمهور را لعنت کند که این تخم لق را گذاشت»، من مجبور شدم در پُستی، بدون نام بردن از فرد خاصی، بگویم که مشی ی اصلا چنین نیست. به نظر شما کجای این «اعتدال» است؟ اتفاقا این صداقت و کمک به ی است. البته این موضوع، نیازمند شجاعت و نگاه فراحزبی است.در صبحانه ای که با آقای «آل هاشم» ولی فقیه در تبریز داشتم، به ایشان گفتم آقای آل هاشم! کار بسیار خوبی می کنید سوار تا ی و مترو می شوید و یوم می روید و بازی های تراکتور را تماشا می کنید اما خیال نکنید که «شاخ غول» ش ته اید! اصلاً شما کار مهمی را انجام نداده اید. از بس خلاف این رویه انجام شده و از بس سبک زندگی و رفتار تغییر کرده، خیال می کنند اگر شما در خیابان راه رفتید، اتفاق بسیار عجیبی رخ داده است. آقای آل هاشم در پاسخ به حرف های من گفت که کاملاً حرف های شما درست است. در خیابان راه رفتن یا برداشتن نرده های میان مردم و مسئولین در ، واقعاً کار خاصی نیست، در واقع کاری نکرده ایم!یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، خیر؛ نشدم! با وجود همه این صحبت ها، چرا اقدامات آقای آل هاشم بازتاب داشت؟ چون از سال ۵۷ فاصله گرفته ایم. وقتی صحبت می کنیم، می گویند که شما در سال ۵۷ مانده اید، در حالی که شرایط عوض شده. اتفاقا من می گویم ما باید به رفتار سال ۵۷ بازگردیم. ما از وقتی آسیب پذیر شدیم که از رفتارهای سال ۵۷ فاصله گرفتیم.شهید مطهری ایدئولوگ بزرگ انقلاب ی، در سال ۵۷ مجری مراسم ورود به بهشت زهرا شد. حال اگر الان باشد می گویند، با این شخصیت نباید این کارها را ید و اصلا مجری گری و این طرز رفتار در شأن شما نیست.یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، من اصلاح طلب آنطور که شما می شناسید، خیر؛ نشدم! من حرف حق را می گویم. خیال می کنند اگر در قبال جریانات کلیشه، حرف متفاوتی بزنیم، پس حتما خط عوض کرده ایم. اصلا این طور نیست.برخی در مورد من اشتباه فکر می کنند؛ به من می گویند فلان حرف جایگاه تان را تنزل داد. من در پاسخ به آن ها می گویم که اصلا برای چنین اه ی حرف نمی زنم. من وقتی در مورد مسئله ای به جمع بندی برسم، اعلام موضع می کنم.یعنی نظر مردم برای اقداماتی که انجام می دهید، مهم نیست؟این مسئله ملاک اصلی من نیست؛ معتقدم وقتی مردم حس کنند فردی دارد صادقانه با آن ها حرف حق را می زند، نسبت به آن فرد نظر منفی پیدا نمی کنند چون صداقت را دوست دارند.بالا ه مردم شما را به عنوان یک فعال اصولگرا می شناسند و مواضع تان هم از دایره اصولگرایی خارج نبوده ولی چرا اعلام می کنید که اصولگرا نیستید؟اصولگرایی و اصلاح طلبی از نظر مصطلح بر ما تحمیل شده است. اگر اصولگرایی به معنای قبول اصول انقلاب و ارزش های پاک و فطری بود که روزهای ابت انقلاب داشتیم، اگر منظور از اصولگرایی، منش و ی است، من حتما دوست دارم یک اصولگرا باشم. نمی توانیم باشیم اما آرزو می کنیم چنین باشد.خود را در چارچوب احزاب اصولگرا نمی بینید؟ خیر؛ من نسبتی با این احزاب ندارم.اخیرا در جلسات برخی احزاب اصولگرا برای سخنرانی حضور پیدا کردید؛ اگر احزاب اصلاح طلب از شما دعوت کنند، در جلسات آن ها حضور پیدا می کنید؟ اگر دعوت کنند، با اولویت حتماً در جلسات احزاب اصلاح طلب هم حضور پیدا می کنم.تاکنون دعوتی از سوی احزاب اصلاح طلب نشده است؟ خیر؛ تاکنون دعوتی صورت نگرفته است.مراسم های ی هم می روید...بله؛ اتفاقا در یک سخنرانی در شیراز دانشجویان اصلاح طلب از آقای مصطفی معین هم دعوت کرده بودند و پس از آن، بسیج دانشجویی همان از من به عنوان سخنران بعدی دعوت کرده بود.من به بچه های شیراز اصرار ابتدا به همان جلسه سخنرانی برویم که آقای معین حضور دارد تا سخنرانی ایشان را گوش کنم. تا خواستیم به سخنرانی برویم، دیدیم که برنامه آقای معین به اتمام رسیده. اگر اصلاح طلبان در هر جایی برای سخنرانی از من دعوت کنند، حتماً با اولویت خواهم رفت.با توجه به اینکه می گویید قصد ندارید در ذیل هیچ حزبی قرار بگیرید، ورود شما به جبهه مردمی نیروهای انقلاب چگونه بود؟ جمنا(جبهه مردمی نیروهای انقلاب) حزب نبود. جمنا چون جبهه مردمی و انقل بود و من اکثر افراد حاضر در آن جمع را قبول داشتم، وقتی از من برای حضور در انتخابات اصرار د...آقای رحیمیان از شما دعوت کرد؟ اعضای برجسته جمنا به صورت فردی یا گروهی تشریف می آوردند و با من صحبت می د. حتی بعد از انتخابات جمنا آقایان رحیمیان، حداد عادل و ف هر سه اینجا آمدند و با من جلسه ای گذاشتند. این بزرگواران به ادامه حضور من در جبهه مردمی علاقه مند بودند. من هم در جواب گفتم هر گونه کمکی باشد و بتوانم انجام دهم، انجام خواهم داد.حتی من در روزهای پایانی منتهی به انتخابات به اصفهان رفتم تا برای آقای رئیسی سخنرانی کنم. تصور من از جبهه مردمی، یک جمع فراجناحی بود. اگر دوستان جبهه مردمی از من دعوت نمی د، شاید اصلا در انتخابات حضور پیدا نمی . پس از انتخابات دیگر ارتباطی با این جبهه ندارم.آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟ این مساله، رس امروز من نیست. من فکر می کنم باید از را ارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. من این مسئله را از شهید مطهری یاد گرفتم. شهید مطهری هرچند در بعضی از حوزه ها بود، اما در جاهایی ورود می کرد که می دید دست زیاد نیست و ی به آن حوزه توجه نکرده است. احساس من امروز همین است.رس امروز من نیست که جریان جبهه مانندی در بین نیروهای انقلاب ایجاد کنمدر فضای کشور، نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای است. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر باشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.مخاطبان زیادی در جامعه داریم که می خواهند با یک ادبیات جدید و نگاه متفاوت و عینک دیگری نسبت به پدیده ها قضاوت کنند. من در هنر، فرهنگ، سیاست و بحث های ایدئولوژیک تجربه دارم و در حاکمیت بودم و هستم و اطلاعاتم از درون حاکمیت بسیار زیاد است. این توانمندی را دارم که بتوانم بدون رودربایستی مسائل را مطرح کنم. احساس می کنم اگر به بحث های جدی برخورد کنم، می توانم رودربایستی را کنار بگذارم.چه اسمی روی این طرحتان می گذارید؟ من خودم روی این موضوع اسم نمی گذارم. در کامنت هایی که برای صفحه اینستاگرام من می گذارند، از این حرف ها پر است. برخی در کامنت ها می نویسند، آقای ضرغامی! من خط شما که اصولگرایی است را قبول ندارم اما تمام حرف هایی که در پست هایت می آوری را قبول دارم. برخی مخاطبان، من را اصولگرا می دانند.یعنی تلاش شما برای تغییر نگاه مخاطب است؟اصلاً من در پی این هدف نیستم. من در پی حرف متفاوت هستم. بگذارید بگویند اصولگرایم اما در کنارش این حرف ها را هم می زنم. برخی دیگر می گویند که شما اصولگرایید اما حرف های اصلاح طلبی می زنید. در فضای کشور به خصوص در حوزه اصولگرایان، معتقدم که انتخابات بلای جان وحدت نیروهای اصولگرایی است. چرا؟ چون هرگاه می خواهند کنار هم بنشینند و با هم چای بخورند! و چهار تا کار درست و حس انجام دهند، انتخابات بعدی می رسد و می گویند قرار است این فرد ک دا شود یا آن فرد! یا در مورد انتخابات مجلس می گویند فلان آقا آیا در لیست حضور دارد یا ندارد.انتخابات باید برای ما جشن و عروسی باشد. انتخابات پدیده بسیار شیرینی است اما ما آن را تلخ کرده ایم. ببینید! وقتی انتخابات می شود، جریان انقل چه کارها که با هم نمی کنند! شما در انتخابات ۹۲ و ۹۶ دیدید که چه اتفاقاتی افتاد؛ در انتخابات ۹۶، تا حدی سعی د کنترل شده رفتار کنند اما وقتی به سایت ها و کانال های متعلق به آقایان سر می زدید، می دیدید که چطور علیه هم شمشیر می زدند. وقتی انتخابات تمام می شود، این ها رفاقت بیشتری با هم دارند. اصولگرایان مانند تیم فوتبالی هستند که سال ها مربی خوب نداشته اند که دور یکدیگر جمع شان کند.انتخابات مجلس یازدهم را در پیش داریم. انتخابات مجلس هم طوری نیست که یک ماهه و دو ماهه و یک ساله به نتیجه برسد. شما برای ائتلاف و اتحاد جریان اصولگرایی چه اقدامی انجام داده اید؟ آیا در این باره، با شخصیت های موثر جریان اصولگرایی نشست و برخاست داشته اید؟ من برای انتخابات مجلس، هیچ اقدام خاصی انجام نداده ام. من ظرفیت های خودم را می دانم.آیا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شرکت می کنید؟ تا ۱۴۰۰، کی مرده، کی زنده!؟انشاءالله همیشه سلامت باشید. از جریان خاصی حمایت خواهید کرد؟ من یک فعال هم هستم؛ اگر در انتخابات احساس کنم که یک حرف و موضع گیری خوب از انی که انسان از آن ها باورش می شود...آ بعضی اوقات، برخی افراد شعارهایی انتخاب می کنند که اصلا به آن ها نمی خورد! این اقدام اصلا بی احترامی به مردم است. شعاردادن اشکالی ندارد اما شعاری بده که به شما بخورد! برخی الفبای کار تبلیغات به این معنا را هم نمی دانند؛ در مجموع اگر احساس کنم که یک شعار و نگاهی برای انتخابات ۹۸ اولویت دارد و احساس کنم افرادی می توانند این شعارها را محقق کنند، ممکن است در جهت تقویت آن نگاه فعالیت کنم.در همین راستا، خودتان به طور مستقیم با چهره ها رایزنی نخواهید کرد؟ علاقه ای به این کار ندارم. شاید در جلسه ای از ما نظر خواسته باشند اما این کار را به عنوان یک «مسیر» یا یک «مشی» دنبال نمی کنم.اخیرا موضوع « ی خوب» و « ی بد» را مطرح کردید. با این اظهارات می خواهید مسئولیت «عملیات روانی» را بر عهده بگیرد که بتواند رای بیشتری به سبد جریان انقل منتقل کند؟ تع ر زیادی از ی شده و می شود که برخی از آن ها نادرست بوده و هست. برای همین از عبارت ی خوب و ی بد استفاده . ی بد یعنی بخواهیم برای رای آوردن، به طور نامشروع و خلاف قانون از قدرت و امکانات بیت المال استفاده کنیم؛ این کار حتما غلط است؛ حالا از طرف هر ی می خواهد باشد. در انتخابات چون بحث رای آوردن و رقابت مطرح است، قاعدتا باید یک نظام ی صحیح برقرار باشد تا اگر ی وارد رقابت می شود، بتواند پیروز شود. این منطق کار است؛ من از این نظر، ی را قبول دارم.یک جریان برای شعارهایی که می دهد باید به پایگاه رای، اقشار، قومیت ها و استان ها نگاه کند تا ببیند چه قدر این شعارهای در میان مردم جایگاه دارد تا در آن جهت فعال تر عمل کند.ولو اینکه توان و قابلیت تحقق آن شعار را نداشته باشد؟ من دارم صرفا درباره انتخابات صحبت می کنم. من معتقدم آقای نتوانسته به بسیاری از شعارهایی که داد، عمل کند اما توانسته با همین شعارها رای بگیرد.شما می خواهید «عملیات روانی» در جریان انقلاب باشید؟ من می گویم جریانات باید ی انتخابات را بلد باشند. الان در تهران به گونه ای از ی انجام شده که در دو، سه دوره انتخابات نتایجش را می بینیم. وقتی یک جریان با شعارهای انتخاب شده، درست می تواند انگیزه درصدی از مردم که نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند را برای حضور در انتخابات بالا می برد، این ی خوب است.اگر به من بگویید که پنج نفر از اعضای شورای شهر تهران را نام ببرم، واقعا نمی توانم بگویم. اگر به من بگویید که پنج نفر از نمایندگان تهران در مجلس را نام ببرم، به جز دو، سه نفر که اخیرا سر و صدا کرده اند و حرف های متفاوت زده اند، نمی توانم بگویم؛ اکثر آنان را به چهره هم نمی شناسم! اما این ها رای آوردند چون ی خوب د. لیست اصولگرایان را تقریبا همه می شناختند؛ آقای حدادعادل و آقای توکلی؛ اما رای نیاوردند؛ چرا؟ چون نتوانستند ی خوب ند. باید به رای مردم احترام بگذاریم؛ مردم وقتی با قاطعیت می گویند که ما این خط را می خواهیم، جمهوریت نظام اقتضا می کند که همراهی کنیم. البته هر چه جلوتر می رویم، فضا متفاوت تر می شود و ممکن است مردم به هر دو جریانِ اصلاح طلبی یا اصولگرایی، آرام آرام احساس ناامنی پیدا کنند و احساس کنند هیچ جریانی نمی تواند مشکلات آن ها را حل کند. این مساله به نظر من خطر است.پیگیر موضوع ی خوب در حوزه علمیات روانی نیستید، با جریانات هم تمایل ندارید نشست و برخواست انتخاباتی داشته باشید؛ بالا ه عزت الله ضرغامی جایگاه و نقش خود در جبهه انقلاب کجا تعریف می کند؟ می خواهم کاری کنم مردم احساس کنند در کنار نگاه های کلاسیک و کلیشه ای که هر موضوعی را صرفا از منظر بررسی می کند، یک نگاه دیگری هم هست که دارد واقعیات را می بیند و این شجاعت را هم دارد که واقعیات رو بگوید.در چه بستری می خواهید این مساله را ترویج کنید؟ با رسانه جدید؟ یا همان شبکه های محدود اجتماعی خودتان؟من رسانه دارم؛ این گوشی هوشمند رسانه من است؛ فالوئرهای من در صفحه اینستاگرام فقط ۱۲۰k است اما مهم موج سازی پیام هاست. نمی خواهم از ارزش های آن انی که فالوئرهای میلیونی دارند، کم کنم. ولی انتشار پست های من در فضای مجازی نوعاً چندصدهزار و برخی مواقع به چند میلیون می رسد. این نشان می دهد که مسیر انتشار موضوع و پیام، امروز نسبت به گذشته کاملا فرق کرده است. به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است. من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنماحساس می کنم که حرفم مخاطب دارد و به قولی «نفوذ» دارد! خوبی فضای مجازی این است که وقتی مطلبی را خودم با دقت می نویسم، ی نمی تواند آن را تحریف کند. در مصاحبه و سخنرانی بعضاً حرف شما تحریف می شود. من جدی ترین صحبت ها را در فضای مجازی می زنم اما به حاشیه نرفته است چون نظراتم را دقیق نوشته ام.به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب ی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید. شما خیال می کنید اصلاح طلبان در حوزه هایی، موافق فضای مجازی اند؟ اصلا این ها(اصلاح طلبان) فضای لجام گسیخته ای که هر ی بیاید داخل آن و هر حرفی بزند و تاثیرگذار باشد را «سم ژورنالیسم» و نگاه های اصلاح طلبانه می دانند.من کاری ندارم فضای مجازی به نفع چه ی تمام می شود اما اگر فضای مجازی نبود، بسیاری از حرف ها قابلیت انتشار نداشت چون رسانه های رسمی ما قواعد خاص خودشان را دارند؛ اشکالی هم نمی شود به آن گرفت. حتی رسانه های غیررسمی ما، هوای حزب و گروه و تشکیلات خودشان را دارند. «اکبر گنجی» مقاله ای تحت عنوان «دین ستیزی و دین گریزی» در رو مه «جامعه» متعلق به عبدالله نوری نوشت؛ من خودم را کشتم! تا پاسخ ایدئولوژیکی ام به آقای گنجی در همین رو مه منتشر شود. از آقای سعید حجاریان تا بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را واسطه اما حاضر نشدند پاسخ من را چاپ کنند!یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم. جالب است بعضی اوقات در برخی تصاویری که از حضور مردم در پای صندوق های رای، به خصوص در استان ها به دست ما می رسید، بدحج بسیاری در تصاویر وجود داشت! یعنی وضعیت خانم ها بسیار بد بود؛ خب! ما این تصاویر را پخش نمی کردیم.با آقای «جهرمی» ارتباطات، مدام مشغول صحبت و رایزنی هستیم؛ دارم به آقای جهرمی کمک می کنم تا بتواند چند کار بزرگ در این کشور انجام دهد. من می دانم یک مشکل آقای جهرمی، قوه قضاییه است. آقای جهرمی به من می گوید، اگر ی در پیام رسان های خارجی مطلبی ولو غیراخلاقی منتشر کند، ی احضارش نمی کند اما اگر یک پیام رسان داخلی راه بیفتد و چهارتا پیام داخلش جابه جا شود، آن فرد یا رسانه سریعا احضار و مجرم شناخته می شوند. من می گویم شما درست می گویی؛ نگاه ما باید در فضای مجازی کاملا متفاوت شود. «تلرانس» مطبوعات بیشتر از صداوسیما است؛ از طرف دیگر این مطبوعات، به طور حزبی حرف می زنند؛ یعنی یک رو مه اصلاح طلب، نوعاً حاضر نیست، حرفی متفاوت از آنچه به طور معمول می گوید را مطرح کند. صداوسیما هم چارچوب های ملی خود را دارد که البته کاملا قابل دفاع است.در کنار این، تلرانس فضای مجازی بسیار باز است؛ یکی از دلایلی که من به تلویزیون نمی آیم این است که من با سبکی صحبت می کنم که اگر به تلویزیون نروم، بهتر است؛ البته آن ها(برنامه سازان تلویزیون) به من می گویند شما هر چه بگویی، برای ما خطر ندارد؛ چون شما داری مطرح می کنی!من می خواهم بگویم، می شود حرف خود را از طریق فضای مجازی بیان کرد، بدون اینکه به صداوسیما نیاز باشد. من به عنوان یک فعال اجتماعی و فرهنگی می خواهم امتحان کنم آیا می شود اصلا به تلویزیون کاری نداشت و حرف را از طریق فضای مجازی منتقل کرد و نفوذ داد.یک روز آقای جهرمی - ایشان قبل از اینکه شود، در جلسات شورای عالی فضای مجازی به عنوان کارشناس و معاون حضور پیدا می کرد - به من اظهار لطف کرد و گفت آقای ضرغامی! فرق شما با بقیه این است که فضای مجازی را بسیار خوب می شناسید و چون کارشناس هستید، اگر حرفی هم بزنید، من ناراحت نمی شوم اما دیگران نمی دانند و فقط یک چیزی می گویند و آدم می ماند چگونه به این ها توضیح بدهد.گلوگاه ما در فضای مجازی، «تولید» است. اگر نتوانیم فرهنگ ایرانی و ی مان را در فضای مجازی بریزیم، این فرهنگ غنی دفن می شود؛ به همین صراحت! ما امروز در آستانه دفن فرهنگ مان قرار داریم. من اخیرا در یک کارگاه آموزشی که در وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد، به ون گفتم که امروز وظیفه و نحوه تبلیغ شما نسبت به گذشته بسیار متفاوت شده است. امروز من تمرکزم را در فضای مجازی گذاشته ام؛ حالا این فعالیت برای خود، موج سازی و اجتماعی هم خواهد داشت ولی این فعالیت ها فعلاً کاملاً فردی و متکی به فرد است.آقای ضرغامی! با توجه به اینکه ۱۰ سال بزرگ ترین رسانه کشور یعنی صداوسیما را مدیریت کردید، امروز تصمیم ندارید که سایت یا رو مه یا خبرگزاری تاسیس کنید؟ نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، همیشه باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.فکر نمی کنید اگر از این فردگرایی فاصله بگیرید، می توانید تاثیرگذارتر باشید؟ فعلا به این نتیجه نرسیده ام.یعنی همینطور می خواهید فردی و بدون کار جمعی جلو بروید؟ الان کار فردی پرنفوذتر است. رسانه یعنی شجاعت، ریسک و تشخیص درست زمان در انتشار مطلب. من اگر خودم تنها باشم، می توانم این چند ویژگی را به خوبی با هم ممزوج کنم و حرف هایم پرنفوذتر شود اما اگر بخواهم این اختیارات را به یک مجموعه ای بسپارم، نتیجه کار یا مواضع محافظه کارانه می شود یا اگر بخواهد در جاهایی به معنای مثبت، کاملا رادیکال و پرنفوذ شود، ممکن است مبانی را ندانند و مطلب به طور نادرست منتقل شود. آیا با چهره های اصلاح طلب، خاصه درباره مساله انتخابات یا کار به خصوصی، دیداری داشته اید؟ خیر؛ بسیاری از دوستان من به لحاظ گرایش ، اصلاح طلب اند. من بعضی اوقات شوخی می کنم، می گویم مردم چندان «گول» بسیاری از دعواهای را نخورند. بعضی از این ها بسیار با هم رفیق اند. این ها وقتی با هم می نشینند و با هم چای می خورند، اصلا دعوای با هم ندارند. ، بگو و بخند برخی مسئولین با هم فوق العاده ست. البته من اختلافات مبنایی برخی افراد با یکدیگر را نفی نمی کنم؛ آن سر جای خود هست. من در فضای ، اصلاً با اصلاح طلبان بحث های انتخاباتی نداشته ام و الان هم ندارم.حتی پیشنهادی هم از سوی چهره های برای تشکیل یک مجموعه یا نهاد به خصوص، به شما نشده است؟ خیر؛ آدمی که مستقل است و یت خود را بر مبنای بیان حقیقت گذاشته، کمتر در چارچوب های گروهی جای می گیرد. من در روز ۱۷ فروردین سال گذشته، وقتی در «جمنا» سخنرانی ،
خودم می دانستم این سخنرانی، سخنرانی نخواهد بود که بشود به خاطر آن رای بگیرم. احساس اصولگرایانی که در فضای جمنا آمده اند، اشکالات اساسی در روش های تبلیغ شان دارند لذا یک سخنرانی انتقادی انجام دادم. برخی آمدند و گفتند به خاطر این سخنرانی که انجام دادی، بسیاری به شما رای نمی دهند؛ من هم گفتم رای ندهند اما بالا ه یک جا باید اشکالات دوستان مطرح شود؛ کجا بهتر از تریبون جمنا. من به خوبی، فرق میان «نگاه فردی» و «نگاه سازمانی» را می دانم؛ من در مدیریت این ها را درس می دهم؛ برخی به من می گویند، «چرا وقتی خودت رئیس سازمان صداوسیما بودی، بعضی حرف ها را نمی زدی؟» شماها از کجا می دانید این حرف ها را نمی زدم؟ مواضع من در جلسات رسمی صداوسیما یا دیگر جلسات، مشخص است اما وقتی رئیس یک سازمان می خواهد صحبت یکی از اشکالات ما این است که «اپوزیسیون» می شویم! کند، باید مواضع سازمانی اش را اعلام کند نه مواضع شخصی و فردی خودش را. یکی از اشکالات ما در کشور این است که وقتی افراد مسئولیت می پذیرند، به جای تبیین مواضع سازمانی، اپوزیسیون می شوند؛ این غلط است. من الان مسئولیت ندارم؛ در نتیجه می توانم مواضع شخصی ام را بیان کنم اما زمانی که رئیس سازمان صداوسیما بودم نمی توانستم بخشی از آن ها را علنی کنم. یکی از دلایلی که باعث می شود به حضور در تشکل های علاقه ای نداشته باشم، این است که چون ما بلوغ لازم پیدا نکرده ایم، جریانات حزبی ما یا ناکارآمد می شوند یا اگر ناکارآمد
نشدند، برای خود اعضای آن حزب ناراحتی ایجاد می کند. در همین انتخابات اخیر(ریاست جمهوری ۹۶) حزب موتلفه تصمیم گرفت به جمنا بپیوندد و بر اساس نظر جمنا عمل کند اما آ دیدیم آقای میرسلیم به نمایندگی از این حزب وارد انتخابات شد. آ هم نفهمیدیم چه شد؟ البته خوب شد که آقای میرسلیم آمد؛ من در جایی نوشتم که موتور آقای میرسلیم «دیزلی» است! دیر راه می افتد اما وقتی راه می افتد، خوب کار می کند. برای مناظره های انتخابات سال ۹۲ با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. آقای به شدت طرفدار مناظره بوددر انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار هاب نشود. من در این زمینه با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما برنامه هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر م ی شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.نظر آقای چه بود؟ آقای به شدت طرفدار مناظره بود. البته قول دادم که جزئیات این جلسه را جایی عنوان نکنم. ی هم بود که مخالف مناظره باشد؟ یک نگاه مخالف همراه با شک و تردید هم وجود داشت. در جلسه مشاوره با معاونین خودم سه ساعت پای تخته ایستادم و همه نظرات، اعم از مضرات و فوائد مناظره را روی تخته نوشتم. با جمع بندی به عمل آمده، تصمیم بر این شد که مناظره حتما برگزار شود و اشکالات مطرح شده، حتی المقدور در مناظره ها نباشد و برطرف شود.با توجه به اینکه در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، یکی از گزینه های مدنظر جبهه مردمی نیروهای انقلاب بودید، برای بهترشدن روند کاری «جبهه اصولگرایی» چه پیشنهادی دارید؟ ایده ام این است که جبهه مردمی نیروهای انقلاب، قبل از اینکه بخواهد صرفا در مقاطع انتخاباتی فعال باشد و یک سری تصمیمات مکانیکی بگیرد که بسیاری را هم راضی نمی کند، وظیفه جبهه ای خود که کادرسازی، تفکرات به یکدیگر و دادن خوراک فکری به اعضاست را انجام دهد که متاسفانه در این حوزه کاری انجام نشده است. یعنی پس از انتخابات، شما یک بیانیه نمی بینید که درباره یک موضوع مهم در کشور، جمنا به هوادارانش، خط داده باشد.مثلا در برهه ای، موضوع نظام پارلمانی مطرح شد؛ خوب بود که جمنا هم نظرش را درباره این مساله بیان می کرد. اصلاح طلبان موضع گرفتند که ما مخالف نظام پارلمانی هستیم؛ من خودم موافق نظام ریاستی هستم چون ما احزاب قوی نداریم، در نتیجه ل ها زیاد شده و الیگارشی شکل گرفته، قدرتمندتر می شود و در نتیجه ل گرها پیروز می شوند و در نهایت، همین انتخابات مستقیمی که مایه نشاط مردم است و می توانند رئیس جمهور را خودشان، مستقیم انتخاب کنند را از دست می دهیم. آیا یک جریان نباید نظرش را درباره موضوع این چنینی بیان کند؟ لااقل ابعاد آن را تبیین کند؛ این ضعف جمناست. قبل از انتخابات هم همین بود؛ من به برخی دوستان که قبل از انتخابات نزد من می آمدند، می گفتم که باید برای انتخابات، به نیروهای انقلاب خوراک فکری بدهید.مردم باید بدانند نگاه جمنا به موضوعات اقتصادی چگونه است. اینکه آقای قالیباف بگوید ما می خواهیم درآمد کشور را دو برابر کنیم ولی آقای توکلی هم مصاحبه کند و بگوید انی که وارد انتخابات می شوند، لطفاً از یک کارشناس اقتصادی مشاوره بگیرند. هر دو متعلق به یک جریان اند. من به دوستان می گفتم، مگر شما در یک جبهه نیستید؟ خب بروید نگاه تان را در اقتصاد، سیاست و هنر یکی کنید. نه قبل از انتخابات این اتفاق افتاد، نه پس از انتخابات.شما ببینید سازمان مجاهدین انقلاب پس از تحولاتی که در زمان مرحوم «آیت الله راستی کاشانی» داشت، آن جریان ۵ نفره ای که سعید حجاریان می گفت در یک فول هم جای می گیرند؛ آمدند نشریه ای به نام «عصر ما» راه انداختند و برای هواداران خود به طور مرتب خوراک فکری تهیه می دادند.جبهه مردمی در زمان انتخابات یک کانال تلگرامی راه انداخت که تا ۴۰ هزار member داشت؛ اما الان به کمتر از ۱۴ هزارتا رسیده است؛ بقیه هم حذف نکرده اند برای اینکه ببینند چه می شود. شما فقط به این کانال نگاه کنید، من چیزی نمی گویم! ببینید خوراک فکری و حرفی برای هواداران تبیین می شود؟ به همین د
گروه خبرگزاری تسنیم- عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ در یکی از آ ین مواضع رسمی راجع به این موضوع، آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته است که شورای عالی امنیت ملی در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از چندی پیش آغاز شد، سعی کرده است در گفت وگو با صاحب نظران با دیدگاه های مختلف به این مسئله بپردازد.+ بیشتر بخوانید: چرا برخی تندروهای اصلاحات می خواهند و شوند؟+ بیشتر بخوانید: حداقل های رفع حصر و چیست؟آنچه در این خبر می خوانید مشروح گفت وگوی تسنیم با حمیدرضا مقدم فر مدرس و کارشناس مسائل و امنیتی است. از مقدم فر اخیراً یادداشتی نیز درباره موضوع حصر در تسنیم منتشر شد که این مصاحبه با عنایت به آن یادداشت و به در تشریح و تبیین بیشتر مباحث پیرامون حصر و فتنه 88 انجام شده است. او نظراتی متفاوت با برخی مصاحبه شوندگان در پرونده ی «درباره حصر» دارد.+ بیشتر بخوانید: سه نگاه درباره رفع حصر و ؛ کدام حصر رفع شود؟مقدم فر در این گفت وگو از اقدامات بسیاری که مجموعه نظام برای جلوگیری از بروز واقعه ای مانند حصر یا مجازات و انجام داد سخن می گوید. از اینکه حتی شورای نگهبان به گفت که اگر بخواهد می توانیم تمام صندوقها را بازشماری کنیم. از توصیه های انقلاب به و برای پیگیری تمام اعتراضاتشان از مسیر قانونی و وارد نشدن به راهی که انتهای آن فقط به سود دشمنان کشور است. مقدم فر همچنین درباره مواضع خصوصی و علنی محمد خاتمی سخن گفته است؛ از اینکه چرا او برخی حقایق فتنه 88 را در جلسات خصوصی می گوید و حاضر به اظهار علنی آنها نیست.بیشتر بخوانید: اگر و بعد از حصر همان رفتارها را تکرار کنند، اصلاح طلبان چه خواهند کرد؟ عباس عبدی پاسخ می دهدآنچه در ادامه می آید متن کامل این گفتگو است:+ تسنیم: روایت شما از نحوه شکل گیری حصر چیست؟ یک نوع بحث واکاوی تحرکات این آقایان است؛ یعنی پرداختن به اینکه چه روندی را در پیش گرفتند که نتیجه آن حصر بود. البته در این مورد همانطور که پیش از این نیز طی مطالبی در تسنیم اشاره شده در ایام منتهی به حصر نوعی از اتفاق و اجماع میان گروه های مختلف از راست و چپ وجود داشته است که حرکات آقایان خلاف امنیت ملی است و حتی فردی مانند آقای ناطق که از حامیان آقای در انتخابات بود از ضرورت برخود جدی قضایی با مسببان ماجرای 25 بهمن 89 سخن می گوید. ولی نوع دیگر بحث این است که بپرسیم آیا تمهیدات لازم از سوی نظام برای اینکه این آقایان به این مرحله نرسند، و یا به عبارت دیگر به آنها کمک شود تا از این راه بازگردند انجام شد یا خیر؟- مقدم فر: فتنه 88 یکی از فتنه های عظیم بود که شاید بتوان آن را سخت ترین، پیچیده ترین، مهمترین و سنگین ترین تهدید علیه نظام دانست. حتی از 8 سال جنگ تحمیلی هم سخت تر بود. که محل بحث آن اینجا نیست. در واقع موضوع ما در حال حاضر دو نفری هستند که در حصر قرار دارند.معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد اگر اعتراض دارید، آرای "تمام صندوق ها" را تمام شمار می کنیم. دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟ اما آقای میرحسین قبول نکرد.امروز راحت می شود در مورد این موضوع صحبت کرد. کاری به عاملان بیرونی فتنه 88 نداریم. درواقع سران اصلی فتنه را افرادی می دانیم که در ، و بیرون از مرزهای ما بودند. سران داخلی فتنه هم با اینکه در انقلاب ی خوش سابقه بوده و سوابق خوبی داشتند، اما به خاطر نفسانیت، قدرت طلبی و یا غفلت گرفتار شدند. این دو گروه یعنی سران فتنه داخلی و خارجی تقریبا در یک مسیری قرار گرفتند که آن مسیر، مسیر دشمنان تابلودار، آشکار و معاند نظام از اول پیروزی انقلاب تاکنون بوده است. متاسفانه هر دو با هم در یک ریل قرار گرفتند.امروز این ارزی خیلی راحت است، چون بسیاری از انی که سران فتنه را همراهی می د، امروز حاضر به همراهی با آنها نیستند البته برخی هنوز جرأت بیان ندارند اما بعضی بیان می کنند که اطلاعیه ها، رفتارها و نوع اعتراضات در انتخابات 88 توسط این دو نفر غلط، بی منطق و غیرقانونی بود. اما نظام در مقابل قانون شکنی آنها به خاطر پیشینه و سوابق آنها و زحماتی که برای انقلاب کشیده بودند خیلی به این آقایان لطف کرد.زمانی که سران فتنه اعتراضات غیرقانونی را شروع د و بخشی از افرادی که به آنها رأی داده بودند، را به کف خیابان کشاندند که منتج به رقم خوردن فتنه شد، خیلی از بزرگان اعلام د: "شما این نظام، قانون اساسی و مراتب قانونی این نظام را پذیرفتید. شما می گویید تقلب شده، اشکالی ندارد. مسیر اعتراض روشن است". البته دوستان این افراد بعدها در دادگاه گفتند "تقلب رمز آشوب بود و اصلا تقلب در فرآیند انتخابات ایران ناممکن است. ممکن است تخلف رخ دهد اما تقلب و تخلف موثری که سرنوشت صندوق را عوض کند، امکان پذیر نیست".خیلی از بزرگان با سران فتنه ناصحانه صحبت د و پیغام دادند "کاری که شما آغاز می کنید، بعدا نمی توانید مدیریت کنید. شما آغاز کننده هستید اما پایان آن دست شما نخواهد بود. دیگران از بیرون مرزها این اعتراضات را مدیریت می کنند". اما گوش ن د. حتی نظام قصد داشت تن به یک کار غیرمعمول بدهد. معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد اگر اعتراض دارید، آرای "تمام صندوق ها" را تمام شمار می کنیم.دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟ اما آقای میرحسین قبول نکرد. در واقع هیچ کاری غیر از اینکه اعلام شود او پیروز انتخابات بوده را قبول نداشت! می گفت زمانی می گویم انتخابات سالم بوده که من پیروز انتخابات اعلام شوم! استدلال آقایان اینطوری بود. ی با آقای جلسه گذاشتند و نصیحتشان د که همه اعتراضاتت را قانونی پیگیری کن. بعدها که این افراد در مقابل نظام قرار گرفتند، باز هم شنیدم آقا افرادی را فرستادند تا به آقای پیغام دهند "شما چه می خواهید. مگر نمی خواهید از نتیجه انتخابات مطمئن باشید؟ بیایید صندوق ها را بشمارید".(نقل به مضمون) بعدها هم شنیدم که ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم، من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.(نقل به مضمون)در واقع هیچ کاری غیر از اینکه اعلام شود او پیروز انتخابات بوده را قبول نداشت! می گفت زمانی می گویم انتخابات سالم بوده که من پیروز انتخابات اعلام شوم! استدلال آقایان اینطوری بود.بنابراین تلاش های بسیاری شد تا این اتفاق نیفتد ولی افتاد و فتنه ای رقم خورد. 8 ماه با آشوب گذشت و حوادث روز عاشورا، روز قدس و روز دانشجو اتفاق افتاد تا روز 9 دی که مردم عظیمی انجام دادند. اما این افراد دست بر نداشتند.از داد 88 تا زمانی که این افراد به حصر رفتند، حدود 20 ماه گذشت. در این ایام علیرغم آن آشوب ها و اغت ات هیچ این افراد را احضار، زندانی و یا حصرشان نکرد تا اینکه داستان بیداری ی در برخی کشورهای ی رخ داد. در این ایام این آقایان و برخی طرفدارانشان در زندان در اطلاعیه ها، صحبت ها، سخنرانی ها و پیامهای خود می گفتند در حال حاضر که در مصر و تونس و برخی کشورها این چنین انقلاب هایی اتفاق افتاده، ما هم باید با آنها پیوند بخوریم! در واقع نحله ی سبز را به انقلاب گران آن کشورها و نظام را به نظام دیکتاتوری حاکم در مصر و تونس و... تشبیه می د و می گفتند "ما هم با همان الگو شروع کنیم به بیداری ی و انسانی رقم بزنیم". بنابراین تحرکات سران فتنه باهمین بهانه ادامه یافت و مجددا مشکلاتی ایجاد د. این چنین شد که شورای امنیت ملی تصمیم به حصر آنها گرفت. ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم، من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.(نقل به مضمون)بنابراین حصر غیر از فرآیند قانونی که مصوبه شورای امنیت است، از حیث محتوایی چنین فرآیندی داشته است. این نکته اول است.+ تسنیم: فکر می کنم حداقل به واسطه ی مطالب و مباحثی که طی سالهای اخیر گفته و شنیده شده و بویژه در پی انتخابات بعد از سال 88 که خود فی نفسه ادعای آقایان درباره امکان تقلب در انتخابات را زیر سوال می برد؛ تقریباً کمتر ی که مشکل دیگری با ندارد آن تصمیم در سال 89 را تخطئه می کند. حتی بسیاری از اصلاح طلبان نیز طی سالهای اخیر رسماً اعلام کرده اند که آنکارها ضررهای بسیاری به کشور وارد کرد و اگر باز هم بخواهد همان رفتارها تکرار شود این بار اصلاح طلبان هم مقابلش باید بایستند! اما در این میان نظراتی هم مطرح است مبنی بر اینکه "آن تصمیم شورای عالی امنیت ملی چند سالی گذشتهو شرایط و شرایط امنیتی که علت موجده این تصمیم بود،تغییر کرده و اکنون امنیت و آرامش برقرار است لذا این آقایان می توانند از حصر خارج شوند تا زمانی که دادگاهی و محاکمه شوند" نظر شما چیست؟- مقدم فر: در پاسخ به این سوال اولین بحثی که پیش می آید این است که آیا برای این آقایان تنبهی ایجاد شده است یا خیر؟ همچنین تضمینی وجود دارد که اگر این آقایان از حصر خارج شدند، مجدداً همان رفتارها در سال 88 و 89 را خواهند داشت یا خیر؟ پاسخ این سؤالات منفی است. خود این افراد چنین پاسخی دادند. می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان حرفها را می زنیم. افرادی هم که خواهان وج آقای و از حصر هستند، می دانند که این آقایان امروز هم همان ح را دارند.+ تسنیم: نظر یکی از اصلاح طلبان این است که خب فرض کنیم همان رفتارها را تکرار کنند، نظام که ضرری نمی کند؛ باز هم می تواند آنها را به وضعیت حصر بازگرداند؛ اما اتفاق مثبتی که برای نظام می افتد این است که همگان می فهمند نظام حق داشته آنها را در حصر نگهدارد!- مقدم فر: بله! وقتی سوال می شود که اگر حصر برداشته شد، چه تضمینی وجود دارد که امنیت مردم بهم نریزد، تحریمها تشدید نشود، مجددا بهانه دست دشمن داده نشود و تمام مصیبت های فتنه 8 ماه، تکرار نشود، پاسخ می دهند "تضمینی وجود ندارد اما برای نظام خیلی خوب است. چون وقتی این مطالبه رفع حصر تبدیل به وج این افراد از حصر شود و مجددا همان رفتارها را شروع کنند، برای مردم اثبات می شود که این افراد همان آدم هایی هستند که می گوید و این به نفع است چراکه این حرف ثابت می شود".کدام نظام هوشمند و عاقلی در سراسر دنیا، با امنیت ملی خود ریسک، خط ذیری و شوخی می کند. یعنی در شرایطی که حصر برای این افراد تنبهی نداشته و خودشان هم می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان رویه را دنبال می کنیم. نظام برای اینکه به طرفداران قلیل این افراد ثابت شود که قابل اطمینان نیستند و کشور را به آشوب می کشند، چنین ریسکی کند؟در حالیکه این عرصه، حوزه و ساحت امنیت ملی است و شوخی پذیر و ریسک پذیر نیست. آن هم در این شرایطی که ما با تهدیدهایی مثل نفوذ، و تکفیری مواجهیم. بنابراین اگر نظام چنین ریسکی کند، یعنی از عقل خارج شده است درصورتی که نظام ما، نظام عاقل و هوشمندی است که اگر نبود 38 سال دوام نمی آورد. نظام ما عاقل است که علی رغم تمام تعرضات و دشمنی ها و انواع و اقسام کینه ورزی ها توانسته 38 سال س ا باشد و رشد کند و حرکت رو به جلوی خود را ادامه دهد. نظام هوشمند و عاقل است، پس با توجه به این شرایط حاکم، نباید بی عقلی کند و این آقایان را از حصر خارج کند که این حرف ها ثابت بشود یا نشود.در شرایطی که حصر برای این افراد تنبهی نداشته و خودشان هم می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان رویه را دنبال می کنیم. نظام برای اینکه به طرفداران قلیل این افراد ثابت شود که قابل اطمینان نیستند و کشور را به آشوب می کشند، چنین ریسکی کند؟نکته سومی که در مورد حصر وجود دارد، این است که افرادی که رفع حصر را به یک موضوع رسانه ای تبدیل د و در مورد آن حرف می زنند، یادداشت می نویسند، نظام و برخی افراد را را متهم می کنند، سراغ قوه قضاییه می روند و گاهی با کنایه سراغ ی می روند و در مجموع اصل نظام را با موضوع حصر هدف گرفته اند، به چند گروه تقسیم می شوند.برخی از جنس انی هستند که در باطنشان جنبه عاطفی و دلسوزانه ای نسبت به این دو یا سه نفری که در حصر هستند، ندارند. مثل همان خاطره ای که آقای سلیمی نمین در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم نقل کرد که آقای کیومرث صابری در گل آقا در جلسات خود، به داستان آقای هاشم آغاجری به اتهام ساب النبی و جسارت به برخی احکام دین در خانه معلم همدان اشاره کرد که البته آن حکم اولیه ، بعدها به زندان تقلیل پیدا کرد اما در زمان اعلام حکم آغاجری، یک سری اعتراضاتی مطرح شد. از قول آقای کیومرث صابری نقل می کنند در یک مراسم افطاری که جمعی از اصلاح طلبان هم حضور داشته اند گفته که "این تاج زاده که خود را برای هاشم(آغاجری) به زحمت انداخته و اعتراض و فریاد می کند، در عمق جانش کاری به آغاجری ندارد، اتفاقا دوست دارد که وی شود. او دنبال هدف دیگری علیه نظام است". برخی از دوم دادی ها که ادعای تلاش برای رفع حصر دارند واقعاً دنبال رفع حصر نیستند. آنها حتی اگر و شوند بیشتر خوشحال می شونددر حال حاضر هم واقعا همینطور است اصلا اینگونه نیست که برخی از این آقایان، دلشان برای آقای ، آقای و خانم رهنورد سوخته باشد. آنها به هر مساله ای علیه نظام متمسک و متوسل می شوند. امروز هم این مستمسک برای آنها موضوع حصر است. اصلا هم برایشان مهم نیست که اگر این افراد از حصر خارج شده و محاکمه شوند، چه احکامی دارند. در حالیکه طبق نظر فقها ممکن است در صورت دادگاهی شدن شوند یا حبس ابد در انتظارشان باشد. پس مسلما شرایط آنها بدتر می شود. اکنون این افراد در خانه خودشان هستند. در وضعیتی قرار دارند که می توانند به اسب دوانی و است بروند، سفر کنند و ای مختلف بروند. به سرعین اردبیل بروند. وقتی از آنها می پرسید که آیا می خواهید این وضعیت آنها، تبدیل به زندان ابد یا شود؟ برایشان اصلا اهمیتی ندارد اتفاقا دوست دارند که این افراد شوند.یک عده دیگر واقعا دلسوز هستند و می خواهند حصر پایان یابد. این عده واقعا خواستار و حبس ابد -که برای سران فتنه متصور است- نیستند. آنها دنبال این هستند که آقای و به عنوان اصلاح طلب و بازیگران به صحنه بیایند و حرف بزنند اما توجهی به تبعات بعدی آن از جمله تبعات امنیتی، چه برای شخصی آنها و چه برای نظام ندارند.این آقایان سوابق فتنه آنها را فراموش کرده اند. آنها دوست دارند که داستان فتنه 88 فراموش شوند، در حالیکه که فتنه 88 در عین اینکه آسیب های فراوانی به کشور زد اما تجربه بزرگ تاریخی برای نظام بود. این تجربه زحمت و آسیب برای نظام داشت اما سرمایه ای برای نظام شد که فهمید نظام سلطه برای براندازی نظام به مدل انقلاب های مخملی و رنگین رسیده که مردم باید در آن مدل استحمار شوند و فریب بخورند. بهانه آن هم حتما باید انتخابات باشد مثل همان 198 دستورالعمل جین شا که در کتاب "از دیکتاتوری به دموکراسی" عنوان شده بود.این عده در واقع می خواهند این داستان فراموش شود و نظام این سرمایه را از دست بدهد. درصورتی که نباید این داستان فراموش شود. چراکه گرچه نظام در فتنه 88 صدمه خورد و 8 ماه دفاع نرم داشت اما بعد از این مدت به یک باطل السحر برای فتنه ها و تهدیدهای دیگر رسید. به یک الگو و مدل رسید تا این مدل تهدیدها علیه نظام را به راحتی خنثی کند. این مدل "بصیرت و حضور به موقع مردم در صحنه" است. این باطل السحر آن توطئه است.بنابراین 9 دی باطل السحر فتنه 88 بود. چرا باطل السحر بود؟ برای اینکه مردم به صحنه آمدند.+ تسنیم: و البته عاشورا نقطه عطفی در این مسئله بود.- مقدم فر: بله. ما مدیون سیدال هستیم. حادثه عاشورا عموم مردم را به این فهم رساند و این مرز را نشان داد. همه داستان در فتنه 88 یک حرف بود. این بود که مردم فریب بخورند. حرف نظام هم این بود که تقسیم کنید و مرزها را جدا کنید. چرا نخبگان و خواص شک و تردید نمی کنند که اینجا مسیر و مواضعشان با منافقین یکی شده است؟ چرا شک نمی کنند که منافقین به چه دلیل برای رفتار آنها، کف می زند و سلطنت طلبان آنها را تشویق می کنند؟ انی که خودشان 30 سال با منافقین، و سلطنت طلبان جنگیده بودند. آقای و در معرض تهاجم و تهدید منافقین و سلطنت طلبان بودند. آقای از قبل انقلاب با آنها جنگیده بود و مجاهدت داشت. اما چرا تردید نمی د که به چه دلیل سلطنت طلبان کف زنند، تشویق کرد، خانم کلینتون گفت "توئیتر در آشوب ها موثر بود و با اینکه دوران تعمیرات آن بود اما ما جلوی آن را گرفتیم. چون آشوب ها باید شدت پیدا می کرد و آقای و تقویت می شدند تا به نتیجه نهایی برسند و نظام را تغییر دهند". چرا این آقایان یک مقدار تردید نمی د که نکند راهشان اشتباه است.به نظر من عظمت این فتنه، همین نقطه است. با اینکه نظام بارها از جانب دشمن دچار تهدید و فتنه شده بود، که یکی از آنها، فتنه صدام و 8 سال دفاع مقدس بود اما چرا فتنه 88 از همه بزرگتر بود؟ چون در هیچ کدام از فتنه های گذشته خواص به این میزان دچار بی بصیرتی نشدند تا با دشمن آشکار نظام همکاری کنند. این همان اتفاقی بود که در حادثه عاشورا رخ داده بود. در حادثه عاشورا حسین (ع) و یاران و اصحابش را کشتند و سرب د. اهل بیت را به اسارت بردند. با اینکه همه آنها مسلمان بودند و خیلی از آنها وضو گرفتند، غسل د و با نیت قربة الی الله در کربلا حضور پیدا د و حسین را کشتند. خیلی از آنها، بزرگان کوفه بودند که به حسین نامه داده و به کوفه دعوتش کرده بودند. همانها در کربلا با حسین(ع) و اصحابش مقاتله د، چون دچار بی بصیرتی شده بودند. اول بی بصیرتی و بعد گرایش به دنیا و قدرت طلبی باعث شد این افراد که می توانستند اصحاب حسین باشند، اصحاب ابن زیاد شدند و کنار شمر جنگیدند. همین اتفاق در فتنه 88 افتاد. در فتنه 88 یک حجت داشتیم که ی و نایب عصر(عج) بود، آنها مواضع این حجت خدا را رها د و خط مشی او را کنار گذاشتند و هم مسیر، هم زبان و هم موضع با دشمنان آشکاری شدند که خودشان سالها با آنها جنگیده بودند.عظمت این فتنه همین این بود. سران فتنه آدم های کمی نبودند، آقای چندین حکم از (ره) داشت؛ در کمیته امداد، در بنیاد شهید، در حج و دو دوره رئیس مجلس بود و آقای هم نخست دوران جنگ بود لذا سوابق مثبتی در نظام داشتند. اما چه اتفاقی افتاد؟ چه اتفاقات و حوادثی رقم زدند؟ کار این افراد خائنانه بود ولو اینکه نیت خیانت نداشته باشند و به خاطر غفلت نفهمیده باشند که سر اصلی فتنه، ، انگلیس و است و غیرمستقیم آنها مشغول هدایت فتنه و فتنه گران هستند. این آقایان نفهمیدند ولی برآیند کارشان خیانت بود.+ تسنیم: برخی شخصیت های مطرح اصلاح طلبان از جمله خود آقای خاتمی بارها در جلسات خصوصی تاکید کرده که سال 88 تقلبی رخ نداده؛ حتی بعضاً از عملکرد آقایان و هم انتقاد کرده و این انتقادات او شفاهی از طریق افراد حاضر در جلسه به بیرون منتقل شده. حتی یک بار هم صوت صحبتهای او درباره عدم تقلب در انتخابات در رسانه ها منتشر شد. اما نکته این است که چرا شخصیتی مانند او علناً و رسماً از آن اتفاقات انتقاد و بر ضرورت عدم تکرار آن تاکید نمی کند؟ چون چنین موضعی می تواند نتایج بسیار مثبتی در ساحت ایران داشته باشد. - مقدم فر: تصور می کنم دلیل این اقدام، سکوت این افراد در دوران فتنه و در مقابل اقدامات ساختارشکنانه آقای و بود. این افراد زمانی که اغت ات جاری بود، سکوت د و سکوت آنها به معنای تأیید اقدامات و مواضع این آقایان تلقی شد و اگر امروز اعلام کنند که اقدامات سران فتنه اشتباه بوده است، یک عده سوال می کنند "چرا آن زمان به ما نگفتید که به خیابان نریزید؟"، در واقع طرفداران اصلاحات، آنها را مورد خطاب و عتاب قرار می دادند لذا این افراد از طرح علنی این موضوع خودداری می کنند و از نظام می خواهند، همین موضع پنهان آنها را بپذیرد.به اعتقاد من خیانت و خطای این سکوت که قلباً، منطقاً و عقلاً به این مواضوع رسیدند اما اعلام نمی کنند، کمتر از فعل آن آقایان نیست. در واقع باز هم همراهی با آنها است. ولو اینکه طرفدارانتان به شما تعرض کنند، اشکالی ندارد، این اقدام را انجام دهید. چراکه مرز ما حق و باطل است. حق و باطل را روشن کنید ولو اینکه به ضرر شماست. مگر شما ، مسلمان و پیرو المومنین نیستید؟ مگر این دستور صریح معصومین نیست که حق را بگویید ولو اینکه به ضررتان باشد؟ ما می دانیم اعلام این مساله به ضرر شما است و مورد اعتراض قرار می گیرید اما از حق دفاع کنید و یک عده را از انحراف و باطل نجات دهید.آقای خاتمی در جلسات خصوصی رسماً می گوید که در سال 88 تقلب نشد و و هم اشتباه د؛ اما اینها را علنی نمی گوید. به اعتقاد من فردی مانند آقای خاتمی که می داند ولی سکوت می کند و با این سکوتش لطمه به کشور می زند کارش با کار آقایان و تفاوتی نداردگاهی اوقات، افراد در قدرت قرار می گیرند و به خاطر اینکه در قدرت بمانند و بقا داشته باشند، برخی حقایق را کتمان می کنند و حرف نمی زنند. اما اینجا بحث صرفاً قدرت نبوده و نیست. اینجا موضوعی مهمتر از قدرت مطرح است، یعنی امنیت ملی. در آن دوران ممکن بود نظام مضمحل شود چراکه ظرفیت فتنه 88 به گونه ای بود که می توانست یک براندازی را رقم بزند. می توانست از کشور ما، کشوری مثل درست کند. ببینید چطور مورد هجمه قرار گرفت و تمامیت ارزی آن برای سال ها از بین رفت؟ فتنه 88 چنین ظرفیتی داشت. این افراد چرا با سکوتشان با امنیت ملی ما چنین کاری د؟آقایانی که با سکوت خود باعث شدند انسان هایی این مسیر غلط را ادامه دهند باید جواب بدهند. اینجا بحث انحراف در بخشی از جامعه است.انحرافی که می توانست صحنه بسیار تلخ تری را رقم بزند. اگر از عاشورا عبرت نمی گرفتیم، نمی توانست این فتنه را جمع کند. فتنه 88 شبیه فتنه عاشورا بود. در فتنه 88 قرار بود نخبگان و خواص بی بصیرت دچار انحراف شوند و به واسطه آنها بخشی از جامعه منحرف شود. اقدامی که در کوفه و در کربلا رخ داد و منجر به واقعه عاشورا شد. اگر این عبرت نبود، ممکن بود یک انحراف دیگری مثل حادثه عاشورا در تکرار شود. این آقایان می خواهند چه جو بدهد؟در واقعه عاشورا برخی اهل بی بصیرت و برخی خواص بی بصیرت و خواصی که به تعبیر ی اگر در کوفه سکوت نمی د، واقعه عاشورا رقم نمی خورد، سکوت د، سکوتی که باعث شد عاشورا رقم بخورد مثل تین در فتنه.انتهای پیام/
به گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ پدرش چون اعتقادات خاصی داشت، اجازه داشتن تلویزیون در منزل شان را نمی داد اما بعدها در نیمه نخست دهه هشتاد سکاندار رادیو و تلویزیون ایران شد. متولد سال ۳۸ در تهران است؛ میدان گمرک، خیابان انبار نفت. پدر و مادرش هر دو از دیار دزفول هستند. پدرش کارگر شرکت نفت، مسئول بخش تایپ بود. این ها شرحی از زندگی سیدعزت الله ضرغامی است. ی پیش از به ثمررسیدن انقلاب در بهمن ماه سال ۵۷، همزمان با فعالیت های انقل در محله جمادی الحق تهران، لباس دانشجویی رشته عمران در کبیر را به تن کرد. وقوع انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی و پس از همه این ها، وقوع انقلاب فرهنگی در تیرماه سال ۵۹، باعث شد تا اخذ مدرک کارشناسی اش، ۸ سال زمان ببرد.از همان اوان جوانی، هر چند به شریعتی هم علاقه داشت ولی «مطهری» خوان بود. تسلطش به زیر و بم آثارِ تئوریسین شهیر انقلاب ی، تا حدی بود که وقتی اکبر گنجی در سال های پس از دوم داد، یادداشتی درباره شهید مطهری نوشت، قلم را برداشت و در مقاله ای با عنوان «خویش را تاویل کن، نِی ذکر را»، در مقام دفاع از شهید، پاسخ پدیدآورنده «عالیجناب سرخ پوش» را محکم داد.همکاری با پاسداران از جمله مسئولیت های مهم ضرغامی در دهه شصت بود. ضرغامی در ت اکبر هاشمی رفسنجانی و در زمان صدارت علی لاریجانی بر ارشاد، معاون امور سینمایی شد.وی در زمان حضور علی شمخانی در وزارت دفاع در مقام معاون پارلمانی بار مسئولیت را به دوش می کشید اما در حالی که یک سال به پایان عصر ت اصلاحات مانده بود، ضرغامی در نیمه نخست سال ۸۳ جانشین علی لاریجانی در ساختمان شیشه ای جام جم شد. ضرغامی تا نیمه دوم سال ۹۳ در این سمت باقی ماند.ضرغامی هم اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای عالی فضای مجازی است.برای گفتگو با سیدعزت الله ضرغامی به خیابان پاستور رفتیم. حیاتی دلپذیر با باغچه نسبتا بزرگ که در دو طرف ساختمان قرار دارد، حس خوبی به محیط داده است. پس از وقفه ای کوتاه که ناشی از پذیرایی عوامل دفتر بود، به دفتر ضرغامی وارد شدیم.با ورود به دفتر، اولین سوژه ای که نگاه را به سمت خود جلب می کند، تخته وایت برد سفید رنگی است که روی آن قرارهای صبحانه گزارش شده است! نظر خودش درباره صبحانه ها جالب است؛ می گوید ۹۹ درصد مطالبی که در این صبحانه ها زده می شود، غیرقابل انتشار است. البته در مورد قرارها هم می گوید به جز دو مورد «اسکویی» و «زم» بقیه دیدارها بنا به درخواست طرف مقابل است.ضرغامی در همین باره گفت: برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!وی با اشاره به رویکرد این روزهایش که عده ای آن را به اعتدال تعبیر می کنند،اظهار داشت: اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع و اعلام سطح ایشان بالاتر از تمام انی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز بسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.بیشتر بخوانید: از نظر برای 4 سال کافی بود/ مسئولان از اخلاق سال 57 فاصله گرفته اند/ نمی خواهم شاهد جشن و پایکوبی منتقدان 84 باشمضرغامی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟ گفت: این مساله، رس امروز من نیست. من فکر می کنم باید از را ارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. در فضای کشور، نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای است. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر باشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.وی با اشاره به ایراد به سیاست صداوسیما نسبت به بدحج به ویژه در ایام انتخابات گفت: یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم.ضرغامی در پاسخ به اینکه آیا قصد ایجاد رو مه یا خبرگزاری دارد؟ گفت: نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، همیشه باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.وی با اشاره به روند ایجاد مناظره ها در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ گفت: در انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار هاب نشود. من در این زمینه با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما برنامه هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر م ی شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.رئیس اسبق رسانه ملی با اشاره به نقش فضای مجازی در کشور تاکید کرد: به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب ی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید.ضرغامی درباره چرایی گسترش تلگرام در ایران گفت: چند سال قبل، در یک مقطعی بی توجهی شد و یک پیام رسان خارجی(اشاره به تلگرام) حمایت و دوپینگ فنی و شد. اگر این امکانات داده نمی شد، یک پیام رسان خارجی نمی توانست اینقدر گسترده شود.وی با اشاره به اقدامات انجام شده توسط وزارت ارتباطات برای بومی سازی فضای مجازی اظهار داشت: ساختار وزارت ارتباطات بر اساس وصل دوتا سیم به یکدیگر است! البته آقای جهرمی دارد کارهای خوبی انجام می دهد؛ این اقدامات را به من هم گفته است. من هم به طور دائم به ایشان می گویم چه کاری از من برمی آید؛ به من بگو تا انجام دهم. اگر من جای آقای جهرمی بودم، کاری می که پیام رسان های داخلی به ثمر بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی شان به لحاظ سرعت، قیمت و کارکردهای مختلف آنقدر خوب باشد که دیگر ی سراغ پیام رسان های خارجی نرود.ضرغامی تصریح کرد: من اگر جای بودم، خود را مسئول این کار می دیدم که «تازیانه» بردارم و قسمت هایی که ظرفیت دارند اما کم کاری می کنند برخورد می تا این موضوع به ثمر بنشیند. امروز آقای ارتباطات باید خودش را در این جایگاه ببیند ولو اینکه در شرح وظایف اش وجود نداشته باشد.در ادامه مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدعزت الله ضرغامی را می خوانید:جلسات صبحانه های شما با شخصیت های مختلف و پست هایی که در این زمینه در فضای مجازی به اشتراک می گذارید، معروف شده است! اندکی از این جلسات برای ما بگویید؟ درخواست جلسات از سوی شما مطرح می شود یا میهمانان؟من در طول روز جلسات متعددی دارم و هدفم در این جلسات – با توجه به ارتباطات و یتی که در شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی دارم – کمک به حل بعضی از مشکلات کشور است. بعد از مدتی متوجه شدم در نشست هایی که با افراد مختلف دارم، حرف های خوبی رد و بدل می شود و خوب است که در حد محدودی، افکار عمومی از آن ها مطلع شوند.با توجه به سابقه کاری ام در فضای رسانه، احساس برخی موضوعات وقتی خبری می شود، به نوبه خود می تواند در رسانه ها «پیام» داشته باشد. بیشتر این جلسات، صبح برگزار می شد و واقعا برنامه خاصی تحت عنوان «برنامه صبحانه » نداشتم. احساس ، فضای صبحانه ها صمیمی است و اگر تصویری از آن ها منتشر شود، می تواند تاثیر خبری خود را داشته باشد لذا آرام آرام این جلسات تبدیل به «هشتگ» شد و صبحانه های ما موضوعیت پیدا کرد. به جز دو، سه مورد که استثنا بود، بقیه صبحانه ها با درخواست طرف مقابل برگزار شده است.دیدار با «رابعه اسکویی» درخواست شما بود؟محمدعلی زم و رابعه اسکویی را خودم تماس گرفتم که بیایند. برایم مهم بود در کنار برخی مسائلی که حول و حوش آقای زم مطرح است، قرائت خود آقای زم را هم بدانم.درباره پسرشان هم صحبت کردید؟بله صحبت کردیم. آقای زم که در بخشِ هنریِ نظام، چهره شاخصی است و در مقطعی، کارهای بزرگی برای کشور انجام داده، برایم مهم بود که چه مکانیزمی باعث شده تا فرزند ایشان مسیر دیگری را طی کند.تاکنون که ظاهراً آقای زم از پسرشان اعلام برائت ن د…حتما مسیر آقای زم، مسیر پسرش نیست و حتما منتقد شدید وی است. برایم مهم است که فرایند چهره هایی مانند آقای زم را بدانم. من در پی این هستم که فارغ از هیاهوها و زنده بادها و مرده بادها، ببینم واقعا چه فعل و انفعلاتی در جامعه رخ می دهد.برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!پاسخ به ایراد از نمایش«بدحج »/رو مه و خبرگزاری نمیزنموقتی جلسات صبحانه های خود را در صفحه اینستاگرام تان منتشر می کنید، تا چه اندازه بازتاب های اش برایتان اهمیت دارد؟ می خواهید چه چهره ای از عزت الله ضرغامی در رسانه ها برای خودتان بسازید؟اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع و اعلام سطح ایشان بالاتر از تمام انی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز نمی خواهم من را به عنوان شخصی معتدل بشناسندبسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.یک عده کاملا مخالف خانم چرخنده اند چون می گویند ایشان، این وَری! تحول پیدا کرده؛ اگر آن وَری! تحول پیدا کرده بود، همه برایش می زدند. حاضرند فردی در لجن زار ابتذال سقوط کند و سر تا پا شود اما به اسم «حق انتخاب» و « » و «حقوق شهروندی» آن را توجیه کنند. یک خانمی متحول شده و با این تحول، چادر سرش کرده؛ ببینید چه کار که با وی در فضای مجازی ن د. برخی نیروهای مذهبی و انقل هم چون اصولا نگاه های امنیتی و اطلاعاتی دارند، به چنین موضوعاتی ورود نمی کنند؛ می گویند ببینیم داستان چیست؛ بی خود حمایت نکنیم!اصلا من به راست و چپ و اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدال به معنای رایج آن تعلقی ندارم. وقتی می خواهیم حقیقت را اندکی بدون روتوش و آنطور که هست، مطرح کنیم، فکر می کنند ما اعتدالی هستیم؛ حالا امکان دارد در هر دوره ای، یک چیزی به شما بچسبد! من معتقدم ، شیرین است؛ شیرین تر از آن چیزی که فکرش را کنید. ، گمشده ماست. نیازهای ما در برطرف می شود. ، ارمغان های زیادی برای ما به همراه دارد که یکی از آن ها آرامش و طمأنینه است. آیا پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب به این ها دست یافته ایم؟ دست نیافته ایم. آیا اشکال از است؟ خیر؛ اشکال از شناسان و شناس نماهاست.یک نفر که را به طور شیرین توضیح می دهد، به جان آدم می نشیند. من بارها گفته ام که عده ای فقط به «جلال» اهمیت می دهند تا به «جمال». درباره ی معظم انقلاب هم چنین است؛ جمال انقلاب وسیع تر و گسترده تر از جلال ایشان است؛ البته در مقابله با استکبار و در حوزه های ، از جلالیت ی بیشتر استفاده می شود که البته نیاز هم هست اما جمال ی در محاق قرار گرفته است. بسیاری از جمال ی آگاهی دارند اما به ی جفا می کنند و بُعد دیگری از ایشان را مطرح می کنند. از طرف دیگر، عده ای هنر طرح آن جمال را ندارند.وقتی مواضع انقلاب را با تجربه شخصی خودم در جلسه یا محفلی مطرح می کنم، همه تعجب می کنند. اگر در جایی ابعاد مختلف موضوعی را مطرح می کنم، اصلا بحثم، بحث اعتدال نیست. اعتدال به معنای رایج و آن را اصلا قبول ندارم. به نظرم، اصولگرایی و اصلاح طلبی از همان ابتدا «پوست بزه» بوده اند؛ چه بسا چهره های مطرح اصولگرا که اصلا شاخصه های اصولگرایی را در زندگی شخصی و رفتارو کلام شان ندارند و وقتی با آن ها سلام و علیک می کنید، انگار از آسمان به کف زمین افتاده اند!بسیاری از اصلاح طلبان هم خیال می کنند که مترقی اند و نگاه اصلاح گرایانه به معنایی که من هم آن را قبول دارم، دارند اما اصلا حرفی برای گفتن ندارند و سخنانشان کلیشه ای و نخ نماست و اصلا مترقی نیستند و بیشتر گروهی و محفلی هستند و دارند نان اصلاح طلبی و نان رفتارهای بد اصولگرایان را می خورند؛ به این معنی که مردم به طور سلبی وقتی سمت اصولگرایان نمی روند، بنابراین سمت اصلاح طلبان می روند!برخی اصلاح طلبان امروز عنوان کرده اند که اصلاحات، نیازمند اصلاحات است؛ این حرف درستی است. اصلاح طلبان به رای دادند اما آیا واقعا اصلاح طلب است؟ کدام رفتار به اصلاح طلبی می خورد؟ ایشان کدام کار اساسی را انجام داده که بگوییم به معنای واقعی کلمه اصلاح طلب است؟ اعتدال هم به همین صورت است. من به طور کلی این کلمات را بیشتر یک جور «دکان» می دانم. به نظر من، صداقت، صراحت و شجاعت در برخورد با پدیده ها شخصیت انسان را می پروراند.من که در فضای رسانه حضور دارم – با پیشینه عبارت «خس و خاشاک» – می بینم که لفظ « » می تواند به همه انی که در اعتراضات اخیر به خیابان ها آمدند، اطلاق شود؛ البته حتما منظور محترم تهران، همه انی که به خیابان ها آمدند، نبود. در مورد عبارت «خس و خاشاک» هم مصاحبه هایی با آقای ترتیب دادیم و ایشان گفت که منظورش همه مردم نبوده اما این عبارت خس و خاشاک، اثر خود را گذاشت و در این میان، دشمن هم کار خود را انجام داد.یکی از نمایندگان سابق مجلس که تکنوکرات است و از قدیم با ایشان دوست بودم، به من می گفت که رئیس جمهور به ما گفته خس و خاشاک! من به این توضیح دادم که منظور رئیس جمهور شما نبودید بلکه انی بودند که شیشه ها را ش تند و اغت به پا د اما این حرف من را قبول نکرد. وقتی چنین فرد نخبه ای نمی تواند به راحتی موضوعات را از یکدیگر تمیز دهد، من مجبورم بعدا بگویم که کاربرد کلمه هم خوب نیست.آقای وحید حقانیان، فرد مهمی در دفتر ی است اما در داستان ز له کرمانشاه، خطاب به معاون اول رئیس جمهور لفظی را به کار برد که اصلا سنخیتی با رفتار شخصی ی ندارد. «آقا» همواره مسئولین را دعا می کنند؛ اصلا همه مسئولین محتاج دعای ایشان هستند و من مطمئن هستم که آقا به طور مرتب تمردان را دعا می کنند. با این وجود، وقتی گفته شد که «خدا معاون اول رئیس جمهور را لعنت کند که این تخم لق را گذاشت»، من مجبور شدم در پُستی، بدون نام بردن از فرد خاصی، بگویم که مشی ی اصلا چنین نیست. به نظر شما کجای این «اعتدال» است؟ اتفاقا این صداقت و کمک به ی است. البته این موضوع، نیازمند شجاعت و نگاه فراحزبی است.در صبحانه ای که با آقای «آل هاشم» ولی فقیه در تبریز داشتم، به ایشان گفتم آقای آل هاشم! کار بسیار خوبی می کنید سوار تا ی و مترو می شوید و یوم می روید و بازی های تراکتور را تماشا می کنید اما خیال نکنید که «شاخ غول» ش ته اید! اصلاً شما کار مهمی را انجام نداده اید. از بس خلاف این رویه انجام شده و از بس سبک زندگی و رفتار تغییر کرده، خیال می کنند اگر شما در خیابان راه رفتید، اتفاق بسیار عجیبی رخ داده است. آقای آل هاشم در پاسخ به حرف های من گفت که کاملاً حرف های شما درست است. در خیابان راه رفتن یا برداشتن نرده های میان مردم و مسئولین در ، واقعاً کار خاصی نیست، در واقع کاری نکرده ایم!یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، خیر؛ نشدم! با وجود همه این صحبت ها، چرا اقدامات آقای آل هاشم بازتاب داشت؟ چون از سال ۵۷ فاصله گرفته ایم. وقتی صحبت می کنیم، می گویند که شما در سال ۵۷ مانده اید، در حالی که شرایط عوض شده. اتفاقا من می گویم ما باید به رفتار سال ۵۷ بازگردیم. ما از وقتی آسیب پذیر شدیم که از رفتارهای سال ۵۷ فاصله گرفتیم.شهید مطهری ایدئولوگ بزرگ انقلاب ی، در سال ۵۷ مجری مراسم ورود به بهشت زهرا شد. حال اگر الان باشد می گویند، با این شخصیت نباید این کارها را ید و اصلا مجری گری و این طرز رفتار در شأن شما نیست.یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، من اصلاح طلب آنطور که شما می شناسید، خیر؛ نشدم! من حرف حق را می گویم. خیال می کنند اگر در قبال جریانات کلیشه، حرف متفاوتی بزنیم، پس حتما خط عوض کرده ایم. اصلا این طور نیست.برخی در مورد من اشتباه فکر می کنند؛ به من می گویند فلان حرف جایگاه تان را تنزل داد. من در پاسخ به آن ها می گویم که اصلا برای چنین اه ی حرف نمی زنم. من وقتی در مورد مسئله ای به جمع بندی برسم، اعلام موضع می کنم.یعنی نظر مردم برای اقداماتی که انجام می دهید، مهم نیست؟این مسئله ملاک اصلی من نیست؛ معتقدم وقتی مردم حس کنند فردی دارد صادقانه با آن ها حرف حق را می زند، نسبت به آن فرد نظر منفی پیدا نمی کنند چون صداقت را دوست دارند.بالا ه مردم شما را به عنوان یک فعال اصولگرا می شناسند و مواضع تان هم از دایره اصولگرایی خارج نبوده ولی چرا اعلام می کنید که اصولگرا نیستید؟اصولگرایی و اصلاح طلبی از نظر مصطلح بر ما تحمیل شده است. اگر اصولگرایی به معنای قبول اصول انقلاب و ارزش های پاک و فطری بود که روزهای ابت انقلاب داشتیم، اگر منظور از اصولگرایی، منش و ی است، من حتما دوست دارم یک اصولگرا باشم. نمی توانیم باشیم اما آرزو می کنیم چنین باشد.خود را در چارچوب احزاب اصولگرا نمی بینید؟خیر؛ من نسبتی با این احزاب ندارم.اخیرا در جلسات برخی احزاب اصولگرا برای سخنرانی حضور پیدا کردید؛ اگر احزاب اصلاح طلب از شما دعوت کنند، در جلسات آن ها حضور پیدا می کنید؟اگر دعوت کنند، با اولویت حتماً در جلسات احزاب اصلاح طلب هم حضور پیدا می کنم.تاکنون دعوتی از سوی احزاب اصلاح طلب نشده است؟خیر؛ تاکنون دعوتی صورت نگرفته است.مراسم های ی هم می روید…بله؛ اتفاقا در یک سخنرانی در شیراز دانشجویان اصلاح طلب از آقای مصطفی معین هم دعوت کرده بودند و پس از آن، بسیج دانشجویی همان از من به عنوان سخنران بعدی دعوت کرده بود.من به بچه های شیراز اصرار ابتدا به همان جلسه سخنرانی برویم که آقای معین حضور دارد تا سخنرانی ایشان را گوش کنم. تا خواستیم به سخنرانی برویم، دیدیم که برنامه آقای معین به اتمام رسیده. اگر اصلاح طلبان در هر جایی برای سخنرانی از من دعوت کنند، حتماً با اولویت خواهم رفت.با توجه به اینکه می گویید قصد ندارید در ذیل هیچ حزبی قرار بگیرید، ورود شما به جبهه مردمی نیروهای انقلاب چگونه بود؟جمنا(جبهه مردمی نیروهای انقلاب) حزب نبود. جمنا چون جبهه مردمی و انقل بود و من اکثر افراد حاضر در آن جمع را قبول داشتم، وقتی از من برای حضور در انتخابات اصرار د…آقای رحیمیان از شما دعوت کرد؟اعضای برجسته جمنا به صورت فردی یا گروهی تشریف می آوردند و با من صحبت می د. حتی بعد از انتخابات جمنا آقایان رحیمیان، حداد عادل و ف هر سه اینجا آمدند و با من جلسه ای گذاشتند. این بزرگواران به ادامه حضور من در جبهه مردمی علاقه مند بودند. من هم در جواب گفتم هر گونه کمکی باشد و بتوانم انجام دهم، انجام خواهم داد.حتی من در روزهای پایانی منتهی به انتخابات به اصفهان رفتم تا برای آقای رئیسی سخنرانی کنم. تصور من از جبهه مردمی، یک جمع فراجناحی بود. اگر دوستان جبهه مردمی از من دعوت نمی د، شاید اصلا در انتخابات حضور پیدا نمی . پس از انتخابات دیگر ارتباطی با این جبهه ندارم.آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟این مساله، رس امروز من نیست. من فکر می کنم باید از را ارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. من این مسئله را از شهید مطهری یاد گرفتم. شهید مطهری هرچند در بعضی از حوزه ها بود، اما در جاهایی ورود می کرد که می دید دست زیاد نیست و ی به آن حوزه توجه نکرده است. احساس من امروز همین است.رس امروز من نیست که جریان جبهه مانندی در بین نیروهای انقلاب ایجاد کنمدر فضای کشور، نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای است. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر باشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.مخاطبان زیادی در جامعه داریم که می خواهند با یک ادبیات جدید و نگاه متفاوت و عینک دیگری نسبت به پدیده ها قضاوت کنند. من در هنر، فرهنگ، سیاست و بحث های ایدئولوژیک تجربه دارم و در حاکمیت بودم و هستم و اطلاعاتم از درون حاکمیت بسیار زیاد است. این توانمندی را دارم که بتوانم بدون رودربایستی مسائل را مطرح کنم. احساس می کنم اگر به بحث های جدی برخورد کنم، می توانم رودربایستی را کنار بگذارم.چه اسمی روی این طرحتان می گذارید؟من خودم روی این موضوع اسم نمی گذارم. در کامنت هایی که برای صفحه اینستاگرام من می گذارند، از این حرف ها پر است. برخی در کامنت ها می نویسند، آقای ضرغامی! من خط شما که اصولگرایی است را قبول ندارم اما تمام حرف هایی که در پست هایت می آوری را قبول دارم. برخی مخاطبان، من را اصولگرا می دانند.پاسخ به ایراد از نمایش«بدحج »/رو مه و خبرگزاری نمیزنمیعنی تلاش شما برای تغییر نگاه مخاطب است؟اصلاً من در پی این هدف نیستم. من در پی حرف متفاوت هستم. بگذارید بگویند اصولگرایم اما در کنارش این حرف ها را هم می زنم. برخی دیگر می گویند که شما اصولگرایید اما حرف های اصلاح طلبی می زنید. در فضای کشور به خصوص در حوزه اصولگرایان، معتقدم که انتخابات بلای جان وحدت نیروهای اصولگرایی است. چرا؟ چون هرگاه می خواهند کنار هم بنشینند و با هم چای بخورند! و چهار تا کار درست و حس انجام دهند، انتخابات بعدی می رسد و می گویند قرار است این فرد ک دا شود یا آن فرد! یا در مورد انتخابات مجلس می گویند فلان آقا آیا در لیست حضور دارد یا ندارد.انتخابات باید برای ما جشن و عروسی باشد. انتخابات پدیده بسیار شیرینی است اما ما آن را تلخ کرده ایم. ببینید! وقتی انتخابات می شود، جریان انقل چه کارها که با هم نمی کنند! شما در انتخابات ۹۲ و ۹۶ دیدید که چه اتفاقاتی افتاد؛ در انتخابات ۹۶، تا حدی سعی د کنترل شده رفتار کنند اما وقتی به سایت ها و کانال های متعلق به آقایان سر می زدید، می دیدید که چطور علیه هم شمشیر می زدند. وقتی انتخابات تمام می شود، این ها رفاقت بیشتری با هم دارند. اصولگرایان مانند تیم فوتبالی هستند که سال ها مربی خوب نداشته اند که دور یکدیگر جمع شان کند.انتخابات مجلس یازدهم را در پیش داریم. انتخابات مجلس هم طوری نیست که یک ماهه و دو ماهه و یک ساله به نتیجه برسد. شما برای ائتلاف و اتحاد جریان اصولگرایی چه اقدامی انجام داده اید؟ آیا در این باره، با شخصیت های موثر جریان اصولگرایی نشست و برخاست داشته اید؟من برای انتخابات مجلس، هیچ اقدام خاصی انجام نداده ام. من ظرفیت های خودم را می دانم.آیا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شرکت می کنید؟تا ۱۴۰۰، کی مرده، کی زنده!؟انشاءالله همیشه سلامت باشید. از جریان خاصی حمایت خواهید کرد؟من یک فعال هم هستم؛ اگر در انتخابات احساس کنم که یک حرف و موضع گیری خوب از انی که انسان از آن ها باورش می شود…آ بعضی اوقات، برخی افراد شعارهایی انتخاب می کنند که اصلا به آن ها نمی خورد! این اقدام اصلا بی احترامی به مردم است. شعاردادن اشکالی ندارد اما شعاری بده که به شما بخورد! برخی الفبای کار تبلیغات به این معنا را هم نمی دانند؛ در مجموع اگر احساس کنم که یک شعار و نگاهی برای انتخابات ۹۸ اولویت دارد و احساس کنم افرادی می توانند این شعارها را محقق کنند، ممکن است در جهت تقویت آن نگاه فعالیت کنم.در همین راستا، خودتان به طور مستقیم با چهره ها رایزنی نخواهید کرد؟علاقه ای به این کار ندارم. شاید در جلسه ای از ما نظر خواسته باشند اما این کار را به عنوان یک «مسیر» یا یک «مشی» دنبال نمی کنم.اخیرا موضوع « ی خوب» و « ی بد» را مطرح کردید. با این اظهارات می خواهید مسئولیت «عملیات روانی» را بر عهده بگیرد که بتواند رای بیشتری به سبد جریان انقل منتقل کند؟تع ر زیادی از ی شده و می شود که برخی از آن ها نادرست بوده و هست. برای همین از عبارت ی خوب و ی بد استفاده . ی بد یعنی بخواهیم برای رای آوردن، به طور نامشروع و خلاف قانون از قدرت و امکانات بیت المال استفاده کنیم؛ این کار حتما غلط است؛ حالا از طرف هر ی می خواهد باشد. در انتخابات چون بحث رای آوردن و رقابت مطرح است، قاعدتا باید یک نظام ی صحیح برقرار باشد تا اگر ی وارد رقابت می شود، بتواند پیروز شود. این منطق کار است؛ من از این نظر، ی را قبول دارم.یک جریان برای شعارهایی که می دهد باید به پایگاه رای، اقشار، قومیت ها و استان ها نگاه کند تا ببیند چه قدر این شعارهای در میان مردم جایگاه دارد تا در آن جهت فعال تر عمل کند.ولو اینکه توان و قابلیت تحقق آن شعار را نداشته باشد؟من دارم صرفا درباره انتخابات صحبت می کنم. من معتقدم آقای نتوانسته به بسیاری از شعارهایی که داد، عمل کند اما توانسته با همین شعارها رای بگیرد.شما می خواهید «عملیات روانی» در جریان انقلاب باشید؟من می گویم جریانات باید ی انتخابات را بلد باشند. الان در تهران به گونه ای از ی انجام شده که در دو، سه دوره انتخابات نتایجش را می بینیم. وقتی یک جریان با شعارهای انتخاب شده، درست می تواند انگیزه درصدی از مردم که نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند را برای حضور در انتخابات بالا می برد، این ی خوب است.اگر به من بگویید که پنج نفر از اعضای شورای شهر تهران را نام ببرم، واقعا نمی توانم بگویم. اگر به من بگویید که پنج نفر از نمایندگان تهران در مجلس را نام ببرم، به جز دو، سه نفر که اخیرا سر و صدا کرده اند و حرف های متفاوت زده اند، نمی توانم بگویم؛ اکثر آنان را به چهره هم نمی شناسم! اما این ها رای آوردند چون ی خوب د. لیست اصولگرایان را تقریبا همه می شناختند؛ آقای حدادعادل و آقای توکلی؛ اما رای نیاوردند؛ چرا؟ چون نتوانستند ی خوب ند.باید به رای مردم احترام بگذاریم؛ مردم وقتی با قاطعیت می گویند که ما این خط را می خواهیم، جمهوریت نظام اقتضا می کند که همراهی کنیم. البته هر چه جلوتر می رویم، فضا متفاوت تر می شود و ممکن است مردم به هر دو جریانِ اصلاح طلبی یا اصولگرایی، آرام آرام احساس ناامنی پیدا کنند و احساس کنند هیچ جریانی نمی تواند مشکلات آن ها را حل کند. این مساله به نظر من خطر است.پیگیر موضوع ی خوب در حوزه علمیات روانی نیستید، با جریانات هم تمایل ندارید نشست و برخاست انتخاباتی داشته باشید؛ بالا ه عزت الله ضرغامی جایگاه و نقش خود در جبهه انقلاب کجا تعریف می کند؟می خواهم کاری کنم مردم احساس کنند در کنار نگاه های کلاسیک و کلیشه ای که هر موضوعی را صرفا از منظر بررسی می کند، یک نگاه دیگری هم هست که دارد واقعیات را می بیند و این شجاعت را هم دارد که واقعیات را بگوید.در چه بستری می خواهید این مساله را ترویج کنید؟ با رسانه جدید؟ یا همان شبکه های محدود اجتماعی خودتان؟من رسانه دارم؛ این گوشی هوشمند رسانه من است؛ فالوئرهای من در صفحه اینستاگرام فقط ۱۲۰k است اما مهم موج سازی پیام هاست. نمی خواهم از ارزش های آن انی که فالوئرهای میلیونی دارند، کم کنم. ولی انتشار پست های من در فضای مجازی نوعاً چندصدهزار و برخی مواقع به چند میلیون می رسد. این نشان می دهد که مسیر انتشار موضوع و پیام، امروز نسبت به گذشته کاملا فرق کرده است.به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است. من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنماحساس می کنم که حرفم مخاطب دارد و به قولی «نفوذ» دارد! خوبی فضای مجازی این است که وقتی مطلبی را خودم با دقت می نویسم، ی نمی تواند آن را تحریف کند. در مصاحبه و سخنرانی بعضاً حرف شما تحریف می شود. من جدی ترین صحبت ها را در فضای مجازی می زنم اما به حاشیه نرفته است چون نظراتم را دقیق گزارش ام.به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب ی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب ی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید. شما خیال می کنید اصلاح طلبان در حوزه هایی، موافق فضای مجازی اند؟ اصلا این ها(اصلاح طلبان) فضای لجام گسیخته ای که هر ی بیاید داخل آن و هر حرفی بزند و تاثیرگذار باشد را «سم ژورنالیسم» و نگاه های اصلاح طلبانه می دانند.من کاری ندارم فضای مجازی به نفع چه ی تمام می شود اما اگر فضای مجازی نبود، بسیاری از حرف ها قابلیت انتشار نداشت چون رسانه های رسمی ما قواعد خاص خودشان را دارند؛ اشکالی هم نمی شود به آن گرفت. حتی رسانه های غیررسمی ما، هوای حزب و گروه و تشکیلات خودشان را دارند. «اکبر گنجی» مقاله ای تحت عنوان «دین ستیزی و دین گریزی» در رو مه «جامعه» متعلق به عبدالله نوری نوشت؛ من خودم را کشتم! تا پاسخ ایدئولوژیکی ام به آقای گنجی در همین رو مه منتشر شود. از آقای سعید حجاریان تا بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را واسطه اما حاضر نشدند پاسخ من را چاپ کنند!یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم یک بار آقای به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از ن را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حج » نشان دهیم. جالب است بعضی اوقات در برخی تصاویری که از حضور مردم در پای صندوق های رای، به خصوص در استان ها به دست ما می رسید، بدحج بسیاری در تصاویر وجود داشت! یعنی وضعیت خانم ها بسیار بد بود؛ خب! ما این تصاویر را پخش نمی کردیم.با آقای «جهرمی» ارتباطات، مدام مشغول صحبت و رایزنی هستیم؛ دارم به آقای جهرمی کمک می کنم تا بتواند چند کار بزرگ در این کشور انجام دهد. من می دانم یک مشکل آقای جهرمی، قوه قضاییه است. آقای جهرمی به من می گوید، اگر ی در پیام رسان های خارجی مطلبی ولو غیراخلاقی منتشر کند، ی احضارش نمی کند اما اگر یک پیام رسان داخلی راه بیفتد و چهارتا پیام داخلش جابه جا شود، آن فرد یا رسانه سریعا احضار و مجرم شناخته می شوند. من می گویم شما درست می گویی؛ نگاه ما باید در فضای مجازی کاملا متفاوت شود. «تلرانس» مطبوعات بیشتر از صداوسیما است؛ از طرف دیگر این مطبوعات، به طور حزبی حرف می زنند؛ یعنی یک رو مه اصلاح طلب، نوعاً حاضر نیست، حرفی متفاوت از آنچه به طور معمول می گوید را مطرح کند. صداوسیما هم چارچوب های ملی خود را دارد که البته کاملا قابل دفاع است.در کنار این، تلرانس فضای مجازی بسیار باز است؛ یکی از دلایلی که من به تلویزیون نمی آیم این است که من با سبکی صحبت می کنم که اگر به تلویزیون نروم، بهتر است؛ البته آن ها(برنامه سازان تلویزیون) به من می گویند شما هر چه بگویی، برای ما خطر ندارد؛ چون شما داری مطرح می کنی!من می خواهم بگویم، می شود حرف خود را از طریق فضای مجازی بیان کرد، بدون اینکه به صداوسیما نیاز باشد. من به عنوان یک فعال اجتماعی و فرهنگی می خواهم امتحان کنم آیا می شود اصلا به تلویزیون کاری نداشت و حرف را از طریق فضای مجازی منتقل کرد و نفوذ داد.یک روز آقای جهرمی – ایشان قبل از اینکه شود، در جلسات شورای عالی فضای مجازی به عنوان کارشناس و معاون حضور پیدا می کرد – به من اظهار لطف کرد و گفت آقای ضرغامی! فرق شما با بقیه این است که فضای مجازی را بسیار خوب می شناسید و چون کارشناس هستید، اگر حرفی هم بزنید، من ناراحت نمی شوم اما دیگران نمی دانند و فقط یک چیزی می گویند و آدم می ماند چگونه به این ها توضیح بدهد.گلوگاه ما در فضای مجازی، «تولید» است. اگر نتوانیم فرهنگ ایرانی و ی مان را در فضای مجازی بریزیم، این فرهنگ غنی دفن می شود؛ به همین صراحت! ما امروز در آستانه دفن فرهنگ مان قرار داریم. من اخیرا در یک کارگاه آموزشی که در وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد، به ون گفتم که امروز وظیفه و نحوه تبلیغ شما نسبت به گذشته بسیار متفاوت شده است. امروز من تمرکزم را در فضای مجازی گذاشته ام؛ حالا این فعالیت برای خود، موج سازی و اجتماعی هم خواهد داشت ولی این فعالیت ها فعلاً کاملاً فردی و متکی به فرد است.آقای ضرغامی! با توجه به اینکه ۱۰ سال بزرگ ترین رسانه کشور یعنی صداوسیما را مدیریت کردید، امروز تصمیم ندارید که سایت یا رو مه یا خبرگزاری تاسیس کنید؟نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، همیشه باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.فکر نمی کنید اگر از این فردگرایی فاصله بگیرید، می توانید تاثیرگذارتر باشید؟فعلا به این نتیجه نرسیده ام.یعنی همینطور می خواهید فردی و بدون کار جمعی جلو بروید؟الان کار فردی پرنفوذتر است. رسانه یعنی شجاعت، ریسک و تشخیص درست زمان در انتشار مطلب. من اگر خودم تنها باشم، می توانم این چند ویژگی را به خوبی با هم ممزوج کنم و حرف هایم پرنفوذتر شود اما اگر بخواهم این اختیارات را به یک مجموعه ای بسپارم، نتیجه کار یا مواضع محافظه کارانه می شود یا اگر بخواهد در جاهایی به معنای مثبت، کاملا رادیکال و پرنفوذ شود، ممکن است مبانی را ندانند و مطلب به طور نادرست منتقل شود.آیا با چهره های اصلاح طلب، خاصه درباره مساله انتخابات یا کار به خصوصی، دیداری داشته اید؟خیر؛ بسیاری از دوستان من به لحاظ گرایش ، اصلاح طلب اند. من بعضی اوقات شوخی می کنم، می گویم مردم چندان «گول» بسیاری از دعواهای را نخورند. بعضی از این ها بسیار با هم رفیق اند. این ها وقتی با هم می نشینند و با هم چای می خورند، اصلا دعوای با هم ندارند. ، بگو و بخند برخی مسئولین با هم فوق العاده ست. البته من اختلافات مبنایی برخی افراد با یکدیگر را نفی نمی کنم؛ آن سر جای خود هست. من در فضای ، اصلاً با اصلاح طلبان بحث های انتخاباتی نداشته ام و الان هم ندارم.حتی پیشنهادی هم از سوی چهره های برای تشکیل یک مجموعه یا نهاد به خصوص، به شما نشده است؟خیر؛ آدمی که مستقل است و یت خود را بر مبنای بیان حقیقت گذاشته، کمتر در چارچوب های گروهی جای می گیرد. من در روز ۱۷ فروردین سال گذشته، وقتی در «جمنا» سخنرانی ،
خودم می دانستم این سخنرانی، سخنرانی نخواهد بود که بشود به خاطر آن رای بگیرم. احساس اصولگرایانی که در فضای جمنا آمده اند، اشکالات اساسی در روش های تبلیغ شان دارند لذا یک سخنرانی انتقادی انجام دادم. برخی آمدند و گفتند به خاطر این سخنرانی که انجام دادی، بسیاری به شما رای نمی دهند؛ من هم گفتم رای ندهند اما بالا ه یک جا باید اشکالات دوستان مطرح شود؛ کجا بهتر از تریبون جمنا.من به خوبی، فرق میان «نگاه فردی» و «نگاه سازمانی» را می دانم؛ من در مدیریت این ها را درس می دهم؛ برخی به من می گویند، «چرا وقتی خودت رئیس سازمان صداوسیما بودی، بعضی حرف ها را نمی زدی؟» شماها از کجا می دانید این حرف ها را نمی زدم؟ مواضع من در جلسات رسمی صداوسیما یا دیگر جلسات، مشخص است اما وقتی رئیس یک سازمان می خواهد صحبت یکی از اشکالات ما این است که «اپوزیسیون» می شویم! کند، باید مواضع سازمانی اش را اعلام کند نه مواضع شخصی و فردی خودش را. یکی از اشکالات ما در کشور این است که وقتی افراد مسئولیت می پذیرند، به جای تبیین مواضع سازمانی، اپوزیسیون می شوند؛ این غلط است. من الان مسئولیت ندارم؛ در نتیجه می توانم مواضع شخصی ام را بیان کنم اما زمانی که رئیس سازمان صداوسیما بودم نمی توانستم بخشی از آن ها را علنی کنم.یکی از دلایلی که باعث می شود به حضور در تشکل های علاقه ای نداشته باشم، این است که چون ما بلوغ لازم پیدا نکرده ایم، جریانات حزبی ما یا ناکارآمد می شوند یا اگر ناکارآمد
نشدند، برای خود اعضای آن حزب ناراحتی ایجاد می کند. در همین انتخابات اخیر(ریاست جمهوری ۹۶) حزب موتلفه تصمیم گرفت به جمنا بپیوندد و بر اساس نظر جمنا عمل کند اما آ دیدیم آقای میرسلیم به نمایندگی از این حزب وارد انتخابات شد. آ هم نفهمیدیم چه شد؟ البته خوب شد که آقای میرسلیم آمد؛ من در جایی نوشتم که موتور آقای میرسلیم «دیزلی» است! دیر راه می افتد اما وقتی راه می افتد، خوب کار می کند.برای مناظره های انتخابات سال ۹۲ با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. آقای به شدت طرفدار مناظره بوددر انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار هاب نشود. من در این زمینه با دو گروه م ؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما برنامه هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر م ی شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.نظر آقای چه بود؟آقای به شدت طرفدار مناظره بود. البته قول دادم که جزئیات این جلسه را جایی عنوان نکنم.پاسخ به ایراد از نمایش«بدحج »/رو مه و خبرگزاری نمیزنم ی هم بود که مخالف مناظره باشد؟یک نگاه مخالف همراه با شک و تردید هم وجود داشت. در جلسه مشاوره با معاونین خودم سه ساعت پای تخته ایستادم و همه نظرات، اعم از مضرات و فوائد مناظره را روی تخته نوشتم. با جمع بندی به عمل آمده، تصمیم بر این شد که مناظره حتما برگزار شود و اشکالات مطرح شده، حتی المقدور در مناظره ها نباشد و برطرف شود.با توجه به اینکه در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، یکی از گزینه های مدنظر جبهه مردمی نیروهای انقلاب بودید، برای بهترشدن روند کاری «جبهه اصولگرایی» چه پیشنهادی دارید؟ایده ام این است که جبهه مردمی نیروهای انقلاب، قبل از اینکه بخواهد صرفا در مقاطع انتخاباتی فعال باشد و یک سری تصمیمات مکانیکی بگیرد که بسیاری را هم راضی نمی کند، وظیفه جبهه ای خود که کادرسازی، تفکرات به یکدیگر و دادن خوراک فکری به اعضاست را انجام دهد که متاسفانه در این حوزه کاری انجام نشده است. یعنی پس از انتخابات، شما یک بیانیه نمی بینید که درباره یک موضوع مهم در کشور، جمنا به هوادارانش، خط داده باشد.مثلا در برهه ای، موضوع نظام پارلمانی مطرح شد؛ خوب بود که جمنا هم نظرش را درباره این مساله بیان می کرد. اصلاح طلبان موضع گرفتند که ما مخالف نظام پارلمانی هستیم؛ من خودم موافق نظام ریاستی هستم چون ما احزاب قوی نداریم، در نتیجه ل ها زیاد شده و الیگارشی شکل گرفته، قدرتمندتر می شود و در نتیجه ل گرها پیروز می شوند و در نهایت، همین انتخابات مستقیمی که مایه نشاط مردم است و می توانند رئیس جمهور را خودشان، مستقیم انتخاب کنند را از دست می دهیم.آیا یک جریان نباید نظرش را درباره موضوع این چنینی بیان کند؟ لااقل ابعاد آن را تبیین کند؛ این ضعف جمناست. قبل از انتخابات هم همین بود؛ من به برخی دوستان که قبل از انتخابات نزد من می آمدند، می گفتم که باید برای انتخابات، به نیروهای انقلاب خوراک فکری بدهید.مردم باید بدانند نگاه جمنا به موضوعات اقتصادی چگونه است. اینکه آقای قالیباف بگوید ما می خواهیم درآمد کشور را دو برابر کنیم ولی آقای توکلی هم مصاحبه کند و بگوید انی که وارد انتخابات می شوند، لطفاً از یک کارشناس اقتصادی مشاوره بگیرند. هر دو متعلق به یک جریان اند. من به دوستان می گفتم، مگر شما در یک جبهه نیستید؟ خب بروید نگاه تان را در اقتصاد، سیاست و هنر یکی کنید. نه قبل از انتخابات این اتفاق افتاد، نه پس از انتخابات.شما ببینید سازمان مجاهدین انقلاب پس از تحو
گروه خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از روز گذشته با مطلبی با عنوان "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند.آنچه در ادامه می آید گفت وگوی تسنیم با عباس سلیمی نمین رو مه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل است. او در دسته بندی های نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام ضرورتاً منطبق نیست.تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سؤالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلّیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سؤالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسم الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­ گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تأمل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان هم این اقدام انجام می­ شد، حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده د تا آن فضای احساسی برطرف شود، مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان (ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، از ابزار حصر استفاده د تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چندلایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد.تسنیم: یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله م عان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه ­ ها، به طور کلی داعیه ­دار هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و این طور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد؟سلیمی ­نمین:خوب، طبیعتاً هستند عده محدودی میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند، چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همان طوری که در رفتارِ فردی، اگر ی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ ا اماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیات این تعداد آدم بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می خواهند آن فرد به اشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام می خواهد و حاصل آن «آگاهی جامعه» است، البته اینکه به این خواسته خود می­ رسد یا نمی­ رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید، هدف نظام­ های این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائل فردمحوری و تمایلات فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد، یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکم دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضع ­ اش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد، بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است، می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرک احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم، بنابراین آن عده ای که می گویند همین الآن باید به اشد مجازات برسند، به نظرم نگاه حکومتی ندارند، می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم این است، اما در حکم هم تشخیص برای جامعه مهم است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه ی است.تسنیم: بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهد.سلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوت جامعه مهم است، اگر قضاوت جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابت جدی، مردم و انی که رأی می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار د که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رأی و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد، در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. ون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خو دم، صندوق­ها را جابه جا د!" از قضا در کت که اخیراً در خارج از کشور مرتبط با آقای منتشر شد، به نقل از آقای این بحث را مجدداً مطرح می ­کند که "سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خو بود که من داشتم"!چه ی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور. از قضاء آقای در این مکتوبش می­ گوید "من نامه اعتراضی به ی نوشتم و ی در جواب من گفتند: «من با آقای خاتمی صحبت ، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است»."، پس ببینید استدلال آقای چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­ گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخ ­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخ ­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تأثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رأی نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطح نگاه یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابت برای ب جایگاه ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند."، چراکه هم گروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار د و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می د، یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالی که نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متأسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوع استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالی که این طور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان ی که اطلاعات غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافل مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، به هم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است.تسنیم: تا 9 دی این مسئله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمع انی می ­کش م که به این آقایان 13 میلیون رأی داده بودند.تسنیم: قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلا ل ها از جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین گفته می ­شد "اگر معتقدید در انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­ گفت؟ می­ گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­ شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم، در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبت آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوع استدلال برخی از افراد دقت کنید؛ می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را ن د در حالی که همین مسئله پررنگ­ترین مهر بطلان به روی پیشانی آقای و آقای میرحسین بود، معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست. ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­ کند.تسنیم: بله، در واقع رأی دادن آقای خاتمی به ویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آن قدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین ک داها انتخاب کنم؛ ثانیاً آن قدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رأی دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متأسفانه ما در این وادی قرار نداریم. انی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما مؤثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلّیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با ی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه ی است که نفهمد نظام فعلاً دَعوی محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دعوی این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر. این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سؤال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را به هم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رأی ­گیری، ک دا شدن یا رأی دادن، فهم آقای و آقای میرحسین را زیر سؤال می­ برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم.تسنیم: فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دعوی این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مسئله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفاً راجع به بقیه موانع رفع حصر و انی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر انی هستند که در جبهۀ اصلاح­ طلبان و جناح اوپوزیسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزی می­ کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منع می شد مانند رأی دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرور کاذب آقای برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟تسنیم: بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم.تسنیم: مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که؛ چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد؟سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون ی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین حتماً باید بگوید «غلط »". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رأی دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مسئله نیست، یعنی برای محافلی که به او رأی دادند، روشن شود که آقای میرحسین یک آدمِ احساسی است و نمی تواند ش ت را تحمل کند. ببینید، آدم احساسی این گونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار ش ت بخورد، بازی را به هم نمی ­زند. من نمی­ خواهم از بعضی از سیاستمداران نام ببرم اما شما ی را سیاستمدار می­ دانید که اگر ش ت می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویر واقعی آقای را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدار برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­ توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم "مردم جامعه، آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رأی نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجع قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجدداً به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟".ببینید، ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن است یک سیاستمدار بگوید بخشی از این دستاوردهای مدنی که داشتیم نقیصه دارد و باید برطرف شود یا بخش دیگر آن باید شفاف شود و... بله. این موارد درست و خیلی هم خوب است، مثلاً بگوید شورای نگهبان باید در این زمینه پاسخگو باشد و شفاف­تر سخن بگوید، ایرادی ندارد اما اگر اساس شورای نگهبان به عنوان یک نهاد قانونی بسیار مهم را از بین ببرد، یعنی زمینه آنارشیسم (هرج ومرج) ایجاد کرده است. هیچ سیاستمدار منطقی این رویه را نمی ­پذیرد، می پذیرد که در جاهایی از شورای نگهبان انتقاد شود تا این نهاد شفاف ­تر عمل کند اما اینکه یک فردی یک بار ش ت بخورد و همۀ مراجع قانونی را زیر پا له کند، اصلاً از سوی هیچ فرد مصلحی پذیرفته شده نیست، خود اصلاح­ طلبان هم این قضیه را نپذیرفتند، نکته جالبی است. این افراد هم عملاً حرف این آقایان را نپذیرفتند، و آن را کوته ­نظری، خودمحوری و خودخواهی دانستند، لذا ما باید این را برای جامعه شفاف کنیم.اما در حال حاضر دچار یک بلیّه شدیم و این برای جامعۀ بسیار بنیان ­کن است. من در مطلبی که در اختیار خبرگزاری تسنیم گذاشتم، نگرانی ام در مورد تیره شدن روابط بین جریانات را عنوان . این نگرانی است که سالهاست با آن مواجه ایم و از آن رنج می بریم. در گذشته هم آقای کیومرث صابری از این قضیه بسیار رنج می­ برد و تلاش جدی داشت تا روابط بین نیروها را بهتر کند، هرسال ضیافت افطاری می ­داد و تلاش می ­کرد همۀ نیروهای شاخص را جمع کند، هدفش این بود که بگوید "شما با هم رقابت کنید اما بفهمید که همۀ شما روزه می­ گیرید و مسلمان هستید، پس اشتراکات­ خود را فراموش نکنید."، نصایح خوبی هم می­ کرد با اینکه ارتباطات زیادی با جریان اصلاح ­طلب داشت و در آن جایگاه تعریف می ­شد اما یک نیروی عاقل اصلاح ­طلب بود و از اختلاف بین جریانات به طور جد رنج می ­­برد.اما در مقابل یک چنین افرادی مانند آقای صابری و چنین رویکرد عاقلانه ای، یک بخش تندرو هم در جریان اصلاح­ طلب داریم که حیات آنها هم بستگی به حاد این مسائل دارد. حصر برای این است کهیک مسئله ای به آرامی منتفی شود و از موضوعیت بیفتد اما آن بخش تندروی اصلاح طلبان نمی خواهند این مسئله از موضوعیت بیفتد.تسنیم: همین اعتصاب غذایی که به نوعی آقای را تشویق به آن د یا از آن حمایت می د...سلیمی ­نمین: بله. همین هدف را دنبال می ­کنند تا مسئله را احساسی کنند، در حالی که حتماً باید جنبۀ فکری در این موضوع غالب شود. یک عملکردی بوده است که این عملکرد باید بررسی شود. این مسئله باید در محافل مختلف بررسی شود و اصلاح­ طلبان و اصولگرایان دراین باره با هم صحبت کنند تا ببینند کجای این قضیه قابل دفاع است. اصلاً خود اصلاح طلبان دفاع می ­کنند؟! این دو جریان در این زمینه باید با یکدیگر، مناظره و گفت وگو داشته باشند.تسنیم: تکلیف خساراتی که وارد شده است چه می­ شود؟ ضربه های بسیاری به اعتبار و حیثیت وارد شد؛ حتی بسیاری هم هستند که در این میانه حق خصوصی دارند؛ افرادی داریم که قطع نخاع شده اند، ن نا شده اند؛ برخی ها فوت و شهید شده اند؛ اینها حقی ندارند؟ حق خصوصی را چه باید کرد؟ ما الآن دو مصاحبه داریم با آقایان رسولی مهربانی و هادی خیاط زاده؛ یکی ن نا شده و در دنیای خود محصور است و دیگری قطع نخاع و در ویلچرش حصر! اینها می خواهند از آقایان و شکایت کنند. چه باید ند؟سلیمی ­نمین:­ حتماً حق دارند، حتی آن چیزی که برای آنها یام ­بخش است، ترمیم زخم­ هاست. آنها به دلیل اینکه در جامعه یک صف ­بندی غلط ایجاد شده است، ضربه خوردند، در واقع براساس یک اطلاعات خلاف واقع، صف ­بندی کاذبی ایجاد شد که اگر این صف ­بندی برداشته شود و جامعه از تمام یا بخش اعظم ظرفیت خود استفاده کند، برای آنها هم یام ­بخش است. ما الآن در شرایطی قرار گرفتیم که بیشتر نیروهای عاقل دو جریان اصلاح ­طلب و اصولگراها به این جمع بندی رسیدند که باید بیشتر با هم ارتباط داشته باشند. اما حاصل این ارتباط چه خواهد شد؟ منزوی شدن آدمهای تندرو.طرح این بحث ها نه تنها ایرادی ندارد بلکه باید هم مطرح شود. امروز از نداشتن ارتباط و امکان گفتگو با همدیگر ضربه هایی می خوریم. ارتباط در هر نظام ­ای تعیین ­کننده است. در شرایط کنونی حتی حاضر شدیم، در بعضی زمینه ­ها با دشمن البته نه دشمن تراز اول­ بلکه با دشمنان تراز دوم خود مثل اروپا گفت وگو کنیم. معتقدیم در برخی زمینه ­ها حتی با برای روشن شدن افکار عمومی مذاکره را می پذیریم اما در مورد مناسبات داخلی هیچ شأنی برای مذاکره و ارتباط قائل نیستیم.تسنیم: اشکالی ندارد، اما یک سؤال مهم این وسط به ذهن می آید و آن اینکه این آقایانی که به نوعی جزء عقلای اصلاح طلبان هستند، زمانی که این فضاهای خطرناک مثل فتنه 88 پیش می ­آید، کجا هستند؟ یعنی سال 88 یا سال 89 کجا بودند؟ یک عدم اعتمادی نسبت به آنها وجود دارد که وقتی فضا آرام است، خوب، ظاهر آرامتری هم دارند اما وقتی داستانی پیش می آید اینها هم وسط معرکه اند. چرا این افراد آن زمان فضا را آرام و تلطیف ن د؟ همان زمان اطراف آقای و را خالی می د تا چنین فضایی شکل نگیرد و به اینجا منجر نشود. مگر آقای خاتمی نمی دانست در امکان تقلب وجود ندارد، چرا همان زمان نگفت؟ پس یا معتدلین اینها معتدل نیستند یا اگر هم معتدل هستند، چندان کارآمد نیستند یا به نوعی اکثریت آن جریان نیستند تا بتوانند جلوی بحران­ هایی مانند 88 را بگیرند؟سلیمی ­نمین: این بحث خوبی است. در هر جناحی منطقی بودن یک هزینه ­ای دارد که باید آن هزینه را بدهند. اما نکته اول این است که میزان آمادگی هر ی برای هزینه دادن، متفاوت است. ثانیاً ما در خارج از آن حزب، گروه یا طیف باید به گونه ­ای عمل کنیم که هزینه دادن فردی که هزینه می ­دهد، دیده شود، یعنی برای آن یک اعتباری قائل شویم، در واقع اگر ی برای مصالح ملی نه منافع شخصی و فردمحوری، هزینه داد و مصالح جامعه را تشخیص داد و در درون جریان خود در برابر آن جو حاکم مقاومت کرد، باید دیده شود. اما آیا در حال حاضر چنین فردی دیده می شود؟ به عنوان مثال، آقای خوئینی ­ها در چند مورد در برابر جوّ حاکمی که کارگزاران بر اصلاح­ طلبان حاکم می­ کند، مقابله کرد. در برهه ای هم در مورد آقای هاشمی­ رفسنجانی انتقادی را مطرح کرد، آن هم با توجه به اینکه مرحوم هاشمی رفسنجانی یک سری قوت ­ها و ضعف ها داشت اما یک جریان تلاش می کرد اصلاً ضعف های ایشان را نبیند و از او را یک بت بسازد اما آقای موسو ی خوئینی ها انتقادی را مطرح کرده است و این انتقاد، مقابله با جوی است که امروز کارگزاران ایجاد کرده است. اما چقدر دیده می ­شود؟ چقدر کمک می ­شود که آن فشارها از روی او برداشته شود؟دیده شدن یعنی اینکه در یک نظام تعادل ایجاد کند. اگر در یک جایی فشاری ایجاد شد، در یک جایی تلاش شود فشار برداشته شود و توازن ایجاد شود. هزینه دادن برای یک فرد آن قدر زیاد نشود که طرف زمین­گیر شود. وقتی یک خبرنگار اصلاح ­طلب جزء به آقای ­ خوئینی ­ها توهین می ­کند، برای یک سیاستمدارِ باسابقۀ مُسن خیلی شکننده است. اما سوای اینجاست در این مواقع، چقدر این هزینه دادن دیده می ­شود و فشار از روی آن فرد برداشته می­ شود؟تسنیم: یعنی شما می­ فرمایید بخشی از مشکل مربوط به این می­ شود که برخی از آنها به اندازۀ کافی هزینه نمی­ دهند و یک بخشی هم این است که ما اجازه نمی­ دهیم دیده شود، یعنی تأکید داریم همه را یک شکل و یک ببینیم؟سلیمی ­نمین: بله. بخشی محافظه کاری است، بخشی هم این است که با خود می گوییم نکند این موضوع موجب تطهیر اصلاح ­طلبان شود. این باعث می ­شود صحنه به طرف حاکم شدن نیروهای عاقل نرود، در حالی که تدبیر کلان باید به گونه ای باشد که به این روند کمک کنند یعنی اگر یک نیروی عاقل در جریان اصولگرا موضعی گرفت و یک اصولگرای کم ­دان به او ­دری و توهین کرد، تدبیر کلان به شکلی باشد که اولاً آن اصولگرای کم دان را سر جای خود بنشاند و اجازه دری به او ندهد از طرفی هم اگر زخمی بر اصولگرای فهیم­ تر وارد شده، آن فرد مورد حمایت قرار گیرد تا خسته نشود و احساس منزوی بودن نکند، این قطعاً باید در نگاهِ کلان باشد.ما به این مطلب رسیدیم که حاکم شدن نیروهای تندرو در سالهای گذشته چه هزینۀ زیادی بر ما حاکم کرد و چقدر ما را از مسیر تمدن­ سازی خود دور کرد؟ ببینید، چهره یک نظامِ موقّر و یک نظام پرجاذبه که در تمدن سازی تأثیر بسیاری دارد، چقدر با بعضی حرکات نازل نیروهای تندرو مخدوش شده است؟ چقدر از پروژه تمدن سازی عقب افتاده است؟ آیا به این رسیده ایم که باید به این هزینه دادن ­ها پایان داد یا خیر؟ این مسئله را باید در نظام دنبال کنیم.به عنوان مثال کیومرث صابری (گل آقا) به عنوان یک نیروی اصلا ح ­طلب نمی ­خواهد فردی مانند تاج­ زاده در جریان اصلاحات حاکم شود، می خواهد تاج زاده باشد ولی جلودار نباشد، این را چه زمانی گفت؟ سال 83 یعنی یک دهه و قبل. او از این مسئله ناراحت است و در اوجِ قدرت تاج­ زاده هم این نکته را می ­گوید. ببینید، ما باید مسائل را حل کنیم کما اینکه حل کردیم، مثلاً 2 تا روش برای حل مسئلۀ آغاجری بود. به نظر من هاشم آغاجری یک حرف بی منطق و بی اساسی گفته بود. حرف او قابل دفاع نبود اما اینکه قوه قضاییه برای وی حکم صادر کند، بسیار کار نامربوطی بود، این مسئله باید حل می­ شد.گاهی برخی افراد می خواهند واقعاً مسئله را حل کنند تا آرامش به جامعه منتقل شود اما برخی افراد می خواهند یک مسئله را به یک نقطۀ انفجار تبدیل کنند. در موضوع آغاجری هم برخی اصولگرایان و هم برخی اصلاح طلبان در این وادی گام برمی­ داشتند که حتماً باید شود. البته خوشبختانه اصولگرایان عاقل گفتند "این غلط است". حالا این فرد یک حرف غلطی گفته است. اما درست نیست اگر یک نفر حرف سبکی زد، برای او حکم صادر کنیم.تسنیم: این ماجرای آقای کیومرث صابری و آقای تاج زاده چیست؟ گویا در مراسم افطاری بودید و آقای صابری گفته بود که تاج زاده ظاهراً دنبال آغاجری است ولی در واقع می خواهد او شود...سلیمی نمین: من در آن جلسه بودم. وقتی افطار کردیم، کیومرث صابری به دیوار تکیه زد و شروع ­کرد به نصیحت . مصطفی تاج­ زاده هم نشسته بود. آن زمان معاون کشور بود. هاشم آغاجری هم آن زمان زندان بود. کیومرث صابری گفت "هاشم فکر می ­کند این مصطفی (تاج زاده) خود را به آب و آتش می ­زند تا او را از زندان آزاد کند. نمی­ داند مصطفی از خدا می ­خواهد او شود". این موضوع واقعیت امر بود. مرحوم کیومرث صابری عین واقعیت را در قالب طنز گفت. مصطفی تاج زاده آن روز دنبال آغاجری بود و امروز هم دنبال این است که میرحسین یا شوند. تاج زاده دنبال این نیست که مسئله را حل کرده و شرایط حصر را منتفی کند، منافع او حکم می ­کند که این مسئله را حادتر از شرایط کنونی آن کند، در حالی که یک نفر مصلح چه اصلاح ­طلب و چه اصولگرا، به دنبال حل این مسئله است.تسنیم: جالب بود؛ برگردیم به سؤال قبلی، در توضیح مطلبی که فرمودید که کدام مؤثرتر است بالا ه الآن اگر حاکمیت بخواهد تصمیم بگیرد، تندروهای اصلاحات در این روند مؤثرترند که بعضی از کارها گیر می­ کند و مقطع خودش را طی نمی­ کند. نکته دیگر اینکه اصولگرایان نشان دادند با تندروی­ ها بهتر مقابله می­ کنند یا بهتر حاضرند که یک سری مرزبندی­ها را انجام بدهند؟ کما اینکه وقتی احمدی­ نژاد به یک جایی رسید و مواضعش شروع شد سریع او را کنار گذاشتند در صورتی که اگر می­ خواستند صرفاً نگاه کنند آن چیزی که آنها را به قدرت نزدیک می­ کند آقای احمدی­ نژاد راه رأی آوردن را از بسیاری از اصولگراها بهتر بلد بود ولی او را کنار گذاشتند و به نوعی با او تصفیه د. سؤال روشنم این است که الآن ما در اصلاح طلبان چقدر کیومرث صابری داریم که حاضر باشد شفاف صحبت کند و مرزبندی کند و تندروها را کنار بگذارد؟سلیمی ­نمین: من خلأ این موضوع را هم در اصولگرایان و هم در اصلاح ­طلبان می بینم. من این فرمایش شما را قبول ندارم که ما در مواجهه با برخی تندروی­های آقای احمدی­ نژاد کاملاً خوب عمل کردیم، بله، اصولگرایانی داشتیم که از ابتدای تندروی ­های آقای احمدی­ نژاد با آن مقابله د اما چقدر از ظرفیت اصولگرایان پشت سر آنها قرار گرفت؟ما زمانی برای مقابله با تندروی ­های آقای احمدی­­ نژاد به صحنه آمدیم که تندروی ­های ایشان متوجۀ ارکان اصلی نظام شد وگرنه قبل از آن چندان با تندروی ­های وی مقابله نکردیم، حتی اگر برخی از نیروهای برجستۀ اصولگرا با فردمحوری ­های مقابله د، مورد حمایت قرار نگرفتند، مثلاً فردی مانند آقای توکلی را در برخی مواقع، به دلیل مقابله جدی و اصولی با آقای احمدی ­نژاد، کنار گذاشتیم.تسنیم: درباره این فرمایش شما بحث دارم ولی فرض کنیم کاملاً درست باشد؛ طرف مقابل چه؟ آنها که وقتی ارکان هم به لرزه درمی­ آید برایشان خیلی اهمیتی ندارد!سلیمی ­نمین: این را قبول دارم. ببینید، چون مبانی در جبهۀ اصولگرایی روشن­ تر است. ما در و اصول داریم که تظاهر به ساده­ زیستی نباید مورد پذیرش قرار بگیرد. نه اهل ریا بود، نه ی و نه برخی شخصیت­های دیگر؛ این افراد ساده زیستی دارند و ریا نمی­ د اما برخی از ریاکاری ­های آقای احمدی­ نژاد اصلاً مورد مقابله قرار نگرفت اما بعضی از اصولگرایان چون مبنا داشتند، در برابر بعضی از ریاکاری ­های وی ایستادند.اما در مورد اصلاح­ طلبان مسئله پیچیده­ تر شده است و باید این را درنظر گرفت. اکنون میان اصلاح­ طلبان مسئله یک مقداری غامض شده است که باید کمک کنیم این مسئله حل شود. ما در درون جریان اصلاح ­طلب جدا از تندروی ها، یک جنگی بین نیروهای باهویت و بی ­هویت داریم، یعنی انی که اصلاً هویت فکری ندارند، بحث­شان فقط بحث قدرتِ مطلق است، حاضرند با هر ی کار کنند چون نگاه­شان فقط نگاه قدرت است. این افراد مبانی ندارند، هم با آقای خاتمی کار می ­کنند، هم با آقای هاشمی کار می ­کنند یعنی کاری ندارند به اینکه زمانی این افراد، در برابر هم قرار داشتند و مطبوعات آنها علیه هم و کاملاً در جهت حذف هم کار می­ د.مثلاً تکنوکرات­ هایی داشتیم که در ت آقای هاشمی در جایگاه­ های بسیار حساس بودند و بعد هم در ت آقای خاتمی قرار گرفتند. برای آنها اصلاً مهم نبود که این دو با هم کاملاً متفاوت هستند. اینجا بیشتر طیف کارگزاران مدنظر من است. اکنون یک جنگ قدرت بین کارگزاران و جریان چپ سابق وجود دارد. کارگزاران توانسته برخی از نیروهای چپ را استحاله کند و به دنیاگرایی سوق بدهد و مبانی فکری­ آنها را کمرنگ کند البته نتوانسته بعضی از نیروهای اصلاح ­طلب را استحاله کند و این افراد همچنان روی مبانی فکری­ خود هستند، به و انقلاب ی توجه دارند، و اصول برای آنها بسیار حائز اهمیت است.امروز جریان کارگزاران هم اقتصاد و هم رسانه ­ها را در دست دارد. آقای عارف حتی نتوانست یک رو مه الکترونیک را به لحاظ مالی مدیریت کند اما آنها کارتل ­های رسانه ­ای متعدد دارند که وقتی ­خوئینی ها سخنی می گوید که مطابق ذوق آن رأس هرم تشکیلاتی کارگزاران نیست، علیه او هجمۀ توهین ­آمیز به راه می اندازند، لذا این نکته تعیین کننده است. البته باید این نکته را هم درنظر گرفت، نیروهای اصلاح ­طلبی که سالم زندگی کرده و خود را به مسائل اقتصادی آلوده ن د، امروز امکانات کمی دارند.تسنیم: یکی از علل این مسئله خودشان نیستند؟ مسئله هویت یک موضوع مهم در اصلاح ­طلبان است که به فرموده شما الآن بی ­هویت ­ها چون گلوگاه­ های اقتصاد و رسانه­ ها را گرفتند که در حال حاضر بر بقیه هم تا حدی حکومت هم می­ کنند، این مسئله از خودشان نشئت نمی­ گیرد، چون تکنوکرات­ ها هم آدم­های زرنگی هستند، در بزنگاه ­ها مثل سال 88 پنهان می­ شوند و یعنی این طور نیستند که هزینه بدهند؟سلیمی ­نمین: نه. در بزنگاه ­ها موضع­شان را تغییر می ­دهند، چرا پنهان شوند؟ (خنده)تسنیم: در دوران هایی مانند 78 و 88 اصلاح­ طلبان در یک رادیکالیسمی قرار گرفتند و هزینه ­اش را دادند و اکنون برای اینکه در ساخت کشور باشند و فعال هم باشند، مجبورند به کارگزاران تن بدهند و به آنها زام کنند. یک بخشی از این مشکلات از خود اصلاح­ طلبان ناشی نمی ­شود، یعنی صرف نظر از زرنگی های کارگزاران، خود اصلاح طلبان اشتباه د که به اینجا رسیدند؟سلیمی­ نمین: طبیعتاً خودشان در این موضوع بی­ تأثیر نبودند اما می ­خواهم بگویم امروز با یک مشکلی مواجه هستیم که حل این مشکل صرفاً نمی تواند از طریق خود آنها باشد. قطعاً جریان مقابل هم که به سالم ­سازی فضای رقابت اعتقاد دارد، باید درک کند.تسنیم: یعنی اصولگرایان به اصلاح طلبان کمک کنند که از زیر بار تکنوکراتها خارج شوند؟ چگونه؟سلیمی ­نمین: خیلی مشخص است. نفس درک این مطلب مهم است که؛ آیا می ­خواهیم فضای جامعه را به سوی حرکت در مسیر تمدن پیش ببریم یا خیر؟ اگر می­ خواهیم پیش ببریم با جریان کارگزاران نمی توانیم پیش ببریم. شاید برای ما کارگزاران منعطف ­تر باشد، این خیلی مهم است، چون مبنایی ندارند و سریع می ­تواند زیگزاگ­ های داشته باشند اما برای رسیدن به مسیر تمدن­ سازی نیاز به فکر داریم یا آدم ­های بندباز؟همه مجموعه های نظام اعم از اصولگرایان، اصلاح ­طلبان، شورای نگهبان، قوه قضاییه و... باید توجه کنند که اگر فکر از رقابت برداشته شود، فقط جنگ قدرت می­ ماند، یعنی اگر در یک جریان اصلاح ­طلب این بحث و فکر برداشته شود، آرام آرام روی جریان اصولگرا هم تأثیر می­ گذارند، در حالی که اگر دغدغه­ شما بحث فکر باشد، در انتخابات هم رأی نیاوردید، مشکلی نیست، چون این گونه نگاه می کنید که "من در انتخابات فرصت پیدا 10 گام برای شۀ خود بردارم و یا در این انتخابات فرصت شد تا با مردم سخن گفته و شۀ خود را تبیین کنم".ولی این موضوع در حال حاضر وجود ندارد، یعنی اگر ی نتواند در انتخابات به فلان جایگاه برسد، انگار مرگ آن فرد فرا رسیده است! نه این طوری نیست. این مهم است که در انتخابات چقدر توانستید تبیین ­گر فکرتان باشید؟ اگر دغدغه ما مسئلۀ فکری شد، اصلاً نگاهِ متفاوت می شود بعد دیگر هر ابزار کثیفی را برای پیروزی در انتخابات به کار نمی ­گیریم. آیا در این کارهای بسیار بسیار زشتی که در ایام انتخابات ها برای ت یب یکدیگر انجام می­ دهند، نگاه خدمت حاکم است یا نگاه قدرت؟ توجیه به قدرت رسیدن آنها را به سوی استفاده از این نوع ابزارهای نامشروع می کشاند.نگرانی ای که در حال حاضر وجود دارد کمرنگ شدن فکر در رقابت­های است، این مسیر را باید تغییر دهیم. با نیروهای تندرو و قدرت طلب این مسئله ممکن نخواهد شد، بنابراین باید به همدیگر کمک کنیم. در تعامل با نیروهای دلسوز اصلاح ­طلب است که می توانیم کمک کنیم تا این صحنه صورت نگیرد. اگر کیومرث صابری امروز زنده بود آیا با او قابل مذاکره بودیم یا خیر؟ او هم دغدغۀ ما را داشت، او هم ابزار داشت، می­ توانست به این مسئله کمک کند.انتهای پیام/*
نامه نیوز: عزت الله ضرغامی گویا قصد ندارد یک بار دیگر برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری تا دقیقه نود منتظر بماند. او از همین حالا تلاشش را آغاز کرده و نمی خواهد که بعد از انتخابات بعدی نیز در دفتر فعلی اش در میدان پاستور با فعالان صبحانه میل کند. چند ساختمان آن طرف تر نهاد ریاست جمهوری است و رئیس اسبق سازمان صدا و سیما گمان می کند که راه رسیدن به آن کرسی چندان دور نیست.حالا باید دید که ضرغامی دلخوری هایش از جمنا را کنار گذاشته یا خیر. هرچه باشد آن ها در انتخابات قبلی با چراغ سبزهایی به او فرصت ثبت نام داده اما در نهایتا قالیباف و رئیسی را انتخاب د. برخی تحلیل گران اصولگرا معتقد بودند که ضرغامی می تواند در جریان مناظرات تلویزیونی پاس گل های خوبی به ک دای اصلی بدهد اما جمنایی ها تحت تاثیر چیدمان و ل هایی از سوی برخی نامزدهای این جریان که رتبه های اول را در چند نفر انتخاب شده برای ثبت نام داشتند این ظرفیت را نادیده گرفتند. رویکرد جبهه مردمی نیروهای انقلاب موجبات دلخوری هایی را فراهم کرد، چنانچه وقتی ضرغامی در یکی از جلسات جمنا از دلخوری های امثال جلیلی سخن می گفت،برخی گمان د که حرف دل خود را می زند. رویکرد ضرغامی در ماه های بعد از انتخابات اما نشان می دهد که او قصد کوتاه آمدن ندارد و احتمالا این بار چندان هم دل به حمایت جمنا نمی بندد. از همین رو است که می کوشد از خود چهره ای معتدل و میانه ترسیم کند. ضرغامی این روزها همان ی است که هم با محمدعلی ابطحی صبحانه می خورد و هم با پرویز فتاح. دیگر خبری از سازمان عریض و طویل صدا و سیما نیست و ضرغامی برای بیان مواضع خود با حداقل امکانات یعنی همان صفحه اینستاگرام و تلگرام می سازد. از یک سو ع بستنی تعارف حجت ال سید رضا تقوی را منتشر کرده و از سوی دیگر را ار موقت تهران برای رواج دین را پس می زند و می نویسد: « کلام غیردقیق، زمینه ساز فهم نادرست و بروز فتنه است. راه حل معضلات فرهنگی - اجتماعی افزایش بودجه حوزه های علمیه نیست!» او حتی نسبت به تعبیر حجت ال صدیقی از معترضان نیز واکنش نشان داد و تاکید کرد: « تعبیر کلی " " در مورد معترضین، مشابه "خس و خاشاک" هزینه ساز است».
ضرغامی این روزها در ماجرای سپنتا نیکنام موضع جالبی دارد .ضرغامی این روزها وقتی قرار باشد به اظهارات ترامپ واکنش دهد آن بخش از حرف هایش که به خلیج فارس مربوط بوده را انتخاب و یادآوری می کند که روی سنگ قبر برخی سربازان یی نام خلیج فارس درج شده است. ع های ضرغامی با بچه های بوشهر، بچه های خزانه و ... فضای انتخابات را یادآوری و مخاطب را مطمئن می کند که در این کادر یک ک دای ریاست جمهوری جای گرفته است. ک که هنوز معلوم نیست به عنوان نامزد اصلی جریان اصولگرا مورد حمایت قرار می گیرد یا نهایتا نقش پوششی ایفا می کند. عملکرد و رویه ضرغامی در ماه های اخیر نشان می دهد که او قصد دارد به چهره ای معتدل و میانه در اردوگاه اصولگرایی بدل شود. یک نکته اما مبهم است و قطعا تا روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهور روشن نخواهد شد. باید منتظر ماند و دید که ضرغامی برای خود چه جایگاهی قائل است. اینکه او قصد دارد به ک دای نهایی اصولگرایان تبدیل شود یا تنها سعی می کند در فقدان شیخوخیت از خود یک برند بسازد؛ به این زودی ها مشخص نخواهد شد. اینکه تصمیم ضرغامی چیست فقط یک روی سکه است، روی دیگر واقعیت های موجود است. واقعیت هایی که شانس تبدیل شدن ضرغامی به ک دای اصلی اصولگرایان را از او می گیرد. بر اساس شنیده ها و گمانه ها ضرغامی رقبایی همچون حجت ال ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف و پرویز فتاح خواهد داشت. قالیباف احتمالا رقیب چندان قدری نیست . او یک انصراف و دو ش ت در کارنامه دارد و حالا بعد از افشاگری های محمدعلی کمتر از قبل شانس دارد. رئیسی نیز اگرچه در انتخابات قبلی شانزده میلیون رای آورد اما معلوم نیست که در انتخابات بعدی ک دا شود یا خیر. خصوصا بعد از طرح گمانه سرلیستی او در انتخابات مجلس باید منتظر ماند و دید که اصولگرایان چطور با مهره او بازی خواهند کرد. این طور که به نظر می رسد پرویز فتاح جدی ترین رقیب ضرغامی است . او در کمیته موفق ظاهر شده و نقاط تاریکی در کارنامه ندارد. همه این ها در حالی است که بر اساس شنیده ها و نشانه ها در اتاق های محرمانه اصولگرایان خبرهای دیگیری هم شنیده می شود . اخباری که عزت الله ضرغامی هم آن ها را شنیده است . او اگر چه در اکت های اش بیش فعالی پیشه کرده اما در برای روشن شدن سرنوشت اش صبور است . همین صبر است که از او چهره های منعطف نشان می دهد . عزت الله ضرغامی اگر نامزد انتخابات باشد حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت ؛صندوقچه رازهای آقای ضرغامی هنوز باز نشده است .
نامه نیوز نوشت : عزت الله ضرغامی گویا قصد ندارد یک بار دیگر برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری تا دقیقه نود منتظر بماند. او از همین حالا تلاشش را آغاز کرده و نمی خواهد که بعد از انتخابات بعدی نیز در دفتر فعلی اش در میدان پاستور با فعالان صبحانه میل کند. چند ساختمان آن طرف تر نهاد ریاست جمهوری است و رئیس اسبق سازمان صدا و سیما گمان می کند که راه رسیدن به آن کرسی چندان دور نیست.
حالا باید دید که ضرغامی دلخوری هایش از جمنا را کنار گذاشته یا خیر. هرچه باشد آن ها در انتخابات قبلی با چراغ سبزهایی به او فرصت ثبت نام داده اما در نهایتا قالیباف و رئیسی را انتخاب د. برخی تحلیل گران اصولگرا معتقد بودند که ضرغامی می تواند در جریان مناظرات تلویزیونی پاس گل های خوبی به ک دای اصلی بدهد اما جمنایی ها تحت تاثیر چیدمان و ل هایی از سوی برخی نامزدهای این جریان که رتبه های اول را در چند نفر انتخاب شده برای ثبت نام داشتند این ظرفیت را نادیده گرفتند. رویکرد جبهه مردمی نیروهای انقلاب موجبات دلخوری هایی را فراهم کرد، چنانچه وقتی ضرغامی در یکی از جلسات جمنا از دلخوری های امثال جلیلی سخن می گفت،برخی گمان د که حرف دل خود را می زند. رویکرد ضرغامی در ماه های بعد از انتخابات اما نشان می دهد که او قصد کوتاه آمدن ندارد و احتمالا این بار چندان هم دل به حمایت جمنا نمی بندد. از همین رو است که می کوشد از خود چهره ای معتدل و میانه ترسیم کند. ضرغامی این روزها همان ی است که هم با محمدعلی ابطحی صبحانه می خورد و هم با پرویز فتاح. دیگر خبری از سازمان عریض و طویل صدا و سیما نیست و ضرغامی برای بیان مواضع خود با حداقل امکانات یعنی همان صفحه اینستاگرام و تلگرام می سازد. از یک سو ع بستنی تعارف حجت ال سید رضا تقوی را منتشر کرده و از سوی دیگر را ار موقت تهران برای رواج دین را پس می زند و می نویسد: « کلام غیردقیق، زمینه ساز فهم نادرست و بروز فتنه است. راه حل معضلات فرهنگی - اجتماعی افزایش بودجه حوزه های علمیه نیست!» او حتی نسبت به تعبیر حجت ال صدیقی از معترضان نیز واکنش نشان داد و تاکید کرد: « تعبیر کلی " " در مورد معترضین، مشابه "خس و خاشاک" هزینه ساز است».
ضرغامی این روزها در ماجرای سپنتا نیکنام موضع جالبی دارد .ضرغامی این روزها وقتی قرار باشد به اظهارات ترامپ واکنش دهد آن بخش از حرف هایش که به خلیج فارس مربوط بوده را انتخاب و یادآوری می کند که روی سنگ قبر برخی سربازان یی نام خلیج فارس درج شده است. ع های ضرغامی با بچه های بوشهر، بچه های خزانه و ... فضای انتخابات را یادآوری و مخاطب را مطمئن می کند که در این کادر یک ک دای ریاست جمهوری جای گرفته است. ک که هنوز معلوم نیست به عنوان نامزد اصلی جریان اصولگرا مورد حمایت قرار می گیرد یا نهایتا نقش پوششی ایفا می کند. عملکرد و رویه ضرغامی در ماه های اخیر نشان می دهد که او قصد دارد به چهره ای معتدل و میانه در اردوگاه اصولگرایی بدل شود. یک نکته اما مبهم است و قطعا تا روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهور روشن نخواهد شد. باید منتظر ماند و دید که ضرغامی برای خود چه جایگاهی قائل است. اینکه او قصد دارد به ک دای نهایی اصولگرایان تبدیل شود یا تنها سعی می کند در فقدان شیخوخیت از خود یک برند بسازد؛ به این زودی ها مشخص نخواهد شد. اینکه تصمیم ضرغامی چیست فقط یک روی سکه است، روی دیگر واقعیت های موجود است. واقعیت هایی که شانس تبدیل شدن ضرغامی به ک دای اصلی اصولگرایان را از او می گیرد. بر اساس شنیده ها و گمانه ها ضرغامی رقبایی همچون حجت ال ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف و پرویز فتاح خواهد داشت. قالیباف احتمالا رقیب چندان قدری نیست . او یک انصراف و دو ش ت در کارنامه دارد و حالا بعد از افشاگری های محمدعلی کمتر از قبل شانس دارد. رئیسی نیز اگرچه در انتخابات قبلی شانزده میلیون رای آورد اما معلوم نیست که در انتخابات بعدی ک دا شود یا خیر. خصوصا بعد از طرح گمانه سرلیستی او در انتخابات مجلس باید منتظر ماند و دید که اصولگرایان چطور با مهره او بازی خواهند کرد. این طور که به نظر می رسد پرویز فتاح جدی ترین رقیب ضرغامی است . او در کمیته موفق ظاهر شده و نقاط تاریکی در کارنامه ندارد. همه این ها در حالی است که بر اساس شنیده ها و نشانه ها در اتاق های محرمانه اصولگرایان خبرهای دیگیری هم شنیده می شود . اخباری که عزت الله ضرغامی هم آن ها را شنیده است . او اگر چه در اکت های اش بیش فعالی پیشه کرده اما در برای روشن شدن سرنوشت اش صبور است . همین صبر است که از او چهره های منعطف نشان می دهد . عزت الله ضرغامی اگر نامزد انتخابات باشد حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت ؛صندوقچه رازهای آقای ضرغامی هنوز باز نشده است .
به گزارش مشرق، 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آنگونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر بویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.آنچه در ادامه می آید گفت وگو با عباس سلیمی نمین رو مه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل است. او در دسته بندی های نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام ضرورتاً منطبق نیست. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سوالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سوالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسمه الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تامل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان هم این اقدام انجام می­ شد، حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده د تا آن فضای احساسی برطرف شود. مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان (ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، از ابزار حصر استفاده د تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چند لایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد. یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله ی م عان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه ­ ها، به طور کلی داعیه ­دار هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و اینطور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد.سلیمی ­نمین:خب طبیعتاً هستند عده محدودی در میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند. چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همانطوری که در رفتارِ فردی، اگر ی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ ا اماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیاتِ این تعداد آدمِ بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می­ خواهند آن فرد به اَشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام می­ خواهد و حاصل آن «آگاهیِ جامعه» است، البته اینکه به این حواسته خود می­رسد یا نمی­رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید هدف نظام­ های این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه که در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائلِ فردمحوری و تمایلاتِ فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد،یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکمِ دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضعِ ­ش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد. بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است.می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرکِ احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم. بنابراین آن عده ای که می گویند همین الان باید به اشد مجازات برسند ، به نظرم نگاهِ حکومتی ندارند. می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم این است، اما در حکم هم تشخیص برای جامعه مهم است. یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه ی است. بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهدسلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است. یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او در نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوتِ جامعه مهم است، اگر قضاوتِ جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را در نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابتِ جدی، مردم و انی که رای می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار د که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده و اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رای و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد. در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. ون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خو دم، صندوق­ها را جابجا د!" از قضا در کت که اخیرا در خارج از کشور مرتبط با آقای منتشر شد، به نقل از آقای این بحث را مجددا مطرح می ­کند که سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود، من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خو بود که من داشتم!چه ی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور.از قضاء آقای در این مکتوبش می­گوید "من نامه اعتراضی به ی نوشتم و ی در جواب من گفتند: من با آقای خاتمی صحبت ، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است". پس ببینید استدلال آقای چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخ ­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخ ­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تاثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رای نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطحِ نگاهِ یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابتِ برای ب جایگاهِ ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند". چراکه همگروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار د و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می د. یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالیکه نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متاسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوعِ استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می ­کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالیکه اینطور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان ی که اطلاعاتِ غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافلِ مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، بهم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است. تا 9 دی این مساله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمعِ انی می ­کش م که به این آقایان 13 میلیون رای داده بودند. قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلال­ هااز جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین گفته می ­شد "اگر معتقدیددر انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­گفت؟ می­گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم. در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبتِ آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوعِ استدلالِ برخی از افراد دقت کنید. می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را ن د در حالی که همین مساله پررنگ­ترین مهرِ بطلان بر روی پیشانی آقای و آقای میرحسین بود. معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست.ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­کند. بله در واقع رای دادن آقای خاتمی بویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آنقدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین ک داها انتخاب کنم؛ ثانیاً آنقدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رای دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متاسفانه ما در این وادی قرار نداریم. انی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما موثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را که مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با ی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه ی است که نفهمد نظام فعلاً دعوِ محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دَعوِ این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر؟ این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سوال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را بهم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رای ­گیری، ک دا شدن یا رای دادن، فهم آقای و آقای میرحسین را زیر سوال می­برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم. فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دَعو این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مساله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفا راجع به بقیه موانع رفع حصر و انی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر انی هستند که در جبهۀ اصلاح­طلبان و جناح اپوزوسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزی می­کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منع می شد مانند رای دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرورِ کاذب آقای برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟ بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم. مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد.سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون ی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین حتماً باید بگوید غلط ". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رای دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مساله نیست. یعنی برای محافلی که به او رای دادند، روشن شود که آقای میرحسین یک آدمِ احساسی است و نمی تواند ش ت را تحمل کند. ببینید آدم احساسی اینگونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار ش ت بخورد، بازی را بهم نمی ­زند. من نمی­خواهم از بعضی از سیاستمدارن نام ببرم اما شما ی را سیاستمدار می­ دانید که اگر ش ت می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویرِ واقعی آقای را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدارِ برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم مردم جامعه آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رای نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجعِ قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجددا به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟ببینید ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن است یک سیاستمدار بگوید بخشی از این دستاوردهای مدنی که داشتیم نقیصه دارد و باید برطرف شود یا بخش دیگر آن باید شفاف شود و... بله. این موارد درست و خیلی هم خوب است. مثلا بگوید شورای نگهبان باید در این زمینه پاسخگو باشد و شفاف­تر سخن بگوید، ایرادی ندارد اما اگر اساسِ شورای نگهبان به عنوان یک نهادِ قانونی بسیار مهم را از بین ببرد، یعنی زمینه آنارشیسم (هرج و مرج) ایجاد کرده است. هیچ سیاستمدارِ منطقی این رویه را نمی ­پذیرد. می پذیرد که در جاهایی از شورای نگهبان انتقاد شود تا این نهاد شفاف ­تر عمل کند اما اینکه یک فردی یکبار ش ت بخورد و همۀ مراجع قانونی را زیر پا له کند، اصلا از سوی هیچ فرد مصلحی پذیرفته شده نیست. خود اصلاح­ طلبان هم این قضیه را نپذیرفتند. نکته جالبی است. این افراد هم عملاً حرف این آقایان را نپذیرفتند، و آن را کوته ­نظری، خودمحوری و خودخواهی دانستند. لذا ما باید این را برای جامعه شفاف کنیم.اما در حال حاضر دچار یک بلیّه شدیم و این برای جامعۀ بسیار بنیان ­کن است. من در مطلبی که در اختیار ما گذاشتم، نگرانی ام در مورد تیره شدن روابط بین جریانات را عنوان . این نگرانی است که سالهاست با آن مواجه ایم و از آن رنج میبریم. در گذشته هم آقای کیومرث صابری از این قضیه بسیار رنج می­ برد و تلاشِ جدی داشت تا روابطِ بین نیروها را بهتر کند. هرسال ضیافت افطاری می ­داد و تلاش می ­کرد همۀ نیروهای شاخص را جمع کند. هدفش این بود که بگوید "شما با هم رقابت کنید اما بفهمید که همۀ شما روزه می­گیرید و مسلمان هستید. پس اشتراکات­ خود را فراموش نکنید". نصایح خوبی هم می­ کرد با اینکه ارتباطات زیادی با جریان اصلاح ­طلب داشت و در آن جایگاه تعریف می ­شد اما یک نیروی عاقل اصلاح ­طلب بود و از اختلاف بین جریانات به طور جد رنج می ­­برد.اما در مقابل یک چنین افرادی مانند آقای صابری و چنین رویکرد عاقلانه ای، یک بخش تندرو هم در جریان اصلاح­ طلب داریم که حیات آنها هم بستگی به حاد این مسائل دارد. حصر برای این است کهیک مساله ای به آرامی منتفی شود و از موضوعیت بیفتد اما آن بخش تندروی اصلاح طلبان نمی خواهند این مساله از موضوعیت بیفتد. همین اعتصاب غذایی که به نوعی آقای را تشویق به آن د یا از آن حمایت می د...سلیمی ­نمین: بله. همین هدف را دنبال می ­کند تا مساله را احساسی کنند. در حالی که حتماً باید جنبۀ فکری در این موضوع غالب شود. یک عملکردی بوده است که این عملکرد باید بررسی شود. این مساله باید در محافل مختلف بررسی شود و اصلاح­ طلبان و اصولگرایان در اینباره با هم صحبت کنند تا ببینند کجای این قضیه قابل دفاع است. اصلا خود اصلاح طلبان دفاع می ­کنند؟! این دو جریان در این زمینه باید با یکدیگر، مناظره و گفت وگو داشته باشند. تکلیف خساراتی که وارد شده است چه می­شود؟ ضربه های بسیاری به اعتبار و حیثیت وارد شد؛ حتی بسیاری هم هستند که در این میانه حق خصوصی دارند؛ افرادی داریم که قطع نخاع شده اند، ن نا شده اند؛ برخی ها فوت و شهید شده اند؛ اینها حقی ندارند؟ حق خصوصی را چه باید کرد؟ ما الان دو مصاحبه داریم با آقایان رسولی مهربانی و هادی خیاط زاده؛ یکی ن نا شده و در دنیای خود محصور است و دیگری قطع نخاع و در ویلچرش حصر! اینها می خواهند از آقایان و شکایت کنند. چه باید ند؟سلیمی ­نمین:­ حتما حق دارند. حتی آن چیزی که برای آنها یام ­بخش است، ترمیم زخم­ هاست. آنها به دلیل اینکه در جامعه یک صف ­بندی غلط ایجاد شده است، ضربه خوردند. در واقع براساس یک اطلاعات خلاف واقع، صف ­بندی کاذبی ایجاد شدکه اگر این صف ­بندی برداشته شود و جامعه از تمام یا بخش اعظم ظرفیت خود استفاده کند، برای آنها هم الیتام ­بخش است. ما الان در شرایطی قرار گرفتیم که بیشتر نیروهای عاقلِ دو جریان اصلاح ­طلب و اصولگراها به این جمع بندی رسیدند که باید بیشتر با هم ارتباط داشته باشند. اما حاصل این ارتباط چه خواهد شد؟ منزوی شدن آدمهای تندرو.طرح این بحث ها نه تنها ایرادی ندارد بلکه باید هم مطرح شود. امروز از نداشتن ارتباط و امکانِ گفتگو با همدیگر ضربه هایی می خوریم. ارتباط در هر نظام ­ای تعیین ­کننده است. در شرایط کنونی حتی حاضر شدیم، در بعضی زمینه ­ها با دشمن البته نه دشمن تراز اول­ بلکه با دشمنان تراز دوم خود مثل اروپا گفت وگو کنیم. معتقدیم در برخی زمینه ­ها حتی با برای روشن شدن افکار عمومی مذاکره را می پذیریم اما در مورد مناسبات داخلی هیچ شانی برای مذاکره و ارتباط قائل نیستیم. اشکالی ندارد، اما یه سوال مهم این وسط به ذهن می آید و آن اینکه این آقایانی که به نوعی جزء عقلای اصلاحطلبان هستند، زمانی که این فضاهای خطرناک مثل فتنه 88 پیش می ­آید، کجا هستند؟ یعنی سال 88 یا سال 89 کجا بودند؟ یک عدم اعتمادی نسبت به آنها وجود دارد که وقتی فضا آرام است، خب ظاهر آرامتری هم دارند اماوقتی داستانی پیش می آید اینها هم وسط معرکه اند. چرا این افراد آن زمان فضا را آرام و تلطیف ن د؟ همان زمان اطراف آقای و را خالی می د تا چنین فضایی شکل نگیرد و به اینجا منجر نشود. مگر آقای خاتمی نمی دانست در امکان تقلب وجود ندارد، چرا همان زمان نگفت؟ پس یا معتدلین اینها معتدل نیستند یا اگر هم معتدل هستند، چندان کارآمد نیستند یا به نوعی اکثریت آن جریان نیستند تا بتوانند جلوی بحران­ هایی مانند 88 را بگیرند؟سلیمی ­نمین: این بحث خوبی است. در هر جناحی منطقی بودن یک هزینه ­ای دارد که باید آن هزینه را بدهند. اما نکته اول این است که میزان آمادگی هر ی برای هزینه دادن، متفاوت است. ثانیا ما در خارج از آن حزب، گروه یا طیف باید به گونه ­ای عمل کنیم که هزینه دادن فردی که هزینه می ­دهد، دیده شود، یعنی برای آن یک اعتباری قائل شویم. در واقع اگر ی برای مصالح ملی نه منافع شخصی و فردمحوری، هزینه داد و مصالحِ جامعه را تشخیص داد و در درون جریان خود در برابر آن جوِ حاکم مقاومت کرد، باید دیده شود. اما آیا در حال حاضر چنین فردی دیده می ­شود؟ به عنوان مثال، آقای خوئینی ­ها در چند مورد در برابر جوِ حاکمی که کارگزاران بر اصلاح­ طلبان حاکم می­ کند، مقابله کرد. در برهه ای هم در مورد آقای هاشمی­رفسنجانی انتقادی را مطرح کرد. آن هم با توجه به اینکه مرحوم هاشمی ­رفسنجانی ی ری قوت ­ها و ضعف ها داشت اما یک جریان تلاش می کرد اصلاً ضعف های ایشان را نبیند و از او را یک بت بسازد اما آقای خوئینی ها انتقادی را مطرح کرده است و این انتقاد، مقابله با جوی است که امروز کارگزاران ایجاد کرده است. اما چقدر دیده می ­شود؟ چقدر کمک می ­شود که آن فشارها از روی او برداشته شود؟دیده شدن یعنی اینکه در یک نظام تعادل ایجاد کند. اگر در یک جایی فشاری ایجاد شد، در یک جایی تلاش شود فشار برداشته شود و توازن ایجاد شود. هزینه دادن برای یک فرد آنقدر ریاد نشود که طرف زمین­گیر شود. وقتی یک خبرنگارِ اصلاح ­طلب جزء به آقای ­ خوئینی ­ها توهین می ­کند،برای یک سیاستمدارِ باسابقۀ مُسن خیلی شکننده است. اماسوای اینجاست در این مواقع،چقدر این هزینه دادن دیده می ­شود و فشار از روی آن فرد برداشته می­ شود؟ یعنی شما می­ فرمایید بخشی از مشکل مربوط به این می­شود که برخی از آنها به اندازۀ کافی هزینه نمی­ دهند و یک بخشی هم این است که ما اجازه نمی­دهیم دیده شود، یعنی تاکید داریم همه را یک شکل و یک ببینیم.سلیمی ­نمین: بله. بخشی محافظه کاری است، بخشی هم این است که با خود می گوییم نکند این موضوع موجب تطهیر اصلاح ­طلبان شود. این باعث می ­شود صحنه به طرفِ حاکم شدن نیروهای عاقل نرود. در حالیکه تدبیرِ کلان باید به گونه ای باشد که به این روند کمک کنند یعنی اگر یک نیروی عاقل در جریان اصولگر موضعی گرفت و یک اصولگرای کم ­دان به او ­دری و توهین کرد، تدبیر کلان به شکلی باشد که اولاً آن اصولگرای کم دان را سر جای خود بنشاند و اجازه دری به او ندهد از طرفی هم اگر زخمی بر اصولگرای فهیم­ تر وارد شده، آن فرد مورد حمایت قرار گیرد تا خسته نشود و احساس منزوی بودن نکند. این قطعاً باید در نگاهِ کلان باشد.ما به این مطلب رسیدیم که حاکم شدنِ نیروهای تندرو در سالهای گذشته چه هزینۀ زیادی بر ما حاکم کرد وچقدر ما را از مسیر تمدن­ سازی خود دور کرد؟ ببینید چهره یک نظامِ ِ موقر و یک نظامِ پرجاذبه که در تمدن ­سازی تاثیر بسیاری دارد، چقدر با بعضی حرکات نازل نیروهای تندرو مخدوش شده است؟ چقدر از پروژه تمدن ­سازی عقب افتاده است؟ آیا به این رسیده ایم که باید به این هزینه دادن ­ها پایان داد یا خیر؟ این مساله را باید در نظام دنبال کنیم.به عنوان مثال کیومرث صابری(گل آقا) به عنوان یک نیروی اصلاح ­طلب نمی ­خواهد فردی مانند تاج­زاده در جریان اصلاحات حاکم شود، می خواهد تاج زاده باشد ولی جلودار نباشد. این را چه زمانی گفت؟ سال 83 یعنی یک دهه و قبل. او از این مساله ناراحت است و در اوجِ قدرت تاج­زاده هم این نکته را می ­گوید. ببینید ما باید مسائل را حل کنیم کما اینکه حل کردیم. مثلا 2 تا روش برای حل مسالۀ آغاجری بود. به نظر من هاشم آغاجری یک حرفِ بی منطق و بی اساسی گفته بود. حرف او قابل دفاع نبود اما اینکه قوه قضاییه برای وی حکم صادر کند، بسیار کار نامربوطی بود. این مساله باید حل می­ شد.گاهی برخی افراد می خواهند واقعا مساله را حل کنند تا آرامش به جامعه منتقل شود اما برخی افراد می خواهند یک مساله را به یک نقطۀ انفجار تبدیل کنند. در موضوع آغاجری هم برخی اصولگرایان و هم برخی اصلاح طلبان در این وادی گام برمی­داشتند که حتماً باید شود. البته خوشبختانه اصولگرایان عاقل گفتند "این غلط است". حالا این فرد یک حرف غلطی گفته است. اما درست نیست اگر یک نفر حرف سبکی زد، برای او حکم صادر کنیم. این ماجرای آقای کیومرث صابری و آقای تاجزاده چیست؟ گویا در مراسم افطاری بودید و آقای صابری گفته بود که تاجزاده ظاهراً دنبال آغاجری است ولی در واقع می خواهد او شود...سلیمی نمین: من در آن جلسه بودم. وقتی افطاری کردیم، کیومرث صابری به دیوار تکیه زد و شروع ­کرد به نصیحت . مصطفی تاج­زاده هم نشسته بود. آن زمان معاون کشور بود. هاشم آغاجری هم آن زمان زندان بود. کیومرث صابری گفت "هاشم فکر می ­کند این مصطفی (تاجزاده) خود را به آب و آتش می ­زند تا او را از زندان آزاد کند. نمی­ داند مصطفی از خدا می ­خواهد او شود". این موضوع واقعیت امر بود. مرحوم کیومرث صابری عین واقعیت را در قالب طنز گفت. مصطفی تاجزاده آن روز دنبال آغاجری بود و امروز هم دنبال این است که میرحسین یا شوند. تاجزاده دنبال این نیست که مساله را حل کرده و شرایط حصر را منتفی کند. منافع او حکم می ­کند که این مساله را حادتر از شرایط کنونی آن کند. در حالی که یک نفر مصلح چه اصلاح ­طلب و چه اصولگرا، به دنبال حلِ این مساله است. جالب بود؛ برگردیم به سوال قبلی، در توضیح مطلبی که فرمودید که کدام موثرتر است بالا ه الان اگر حاکمیت بخواهد تصمیم بگیرد، تندروهای اصلاحات در این روند موثرترند که بعضی از کارها گیر می­کند و مقطع خودش را طی نمی­کند. نکته دیگر اینکه اصولگرایان نشان دادند با تندروی­ ها بهتر مقابله می­کنند یا بهتر حاضرند که ی ری مرزبندی­ها را انجام بدهند؟ کما اینکه وقتی احمدی­ نژاد به یک جایی رسید و مواضعش شروع شد سریع او را کنار گذاشتند در صورتی که اگر می­خواستند صرفاً نگاه کنند آن چیزی که آنها را به قدرت نزدیک می­کند آقای احمدی­ نژاد راه رای آوردن را از بسیاری از اصولگراها بهتر بلد بود ولی او را کنار گذاشتند و به نوعی با او تصفیه د. سوال روشنم این است که الان ما در اصلاح طلبان چقدر کیومرث صابری داریم که حاضر باشد شفاف صحبت کند و مرزبندی کند و تندروها را کنار بگذارد؟سلیمی ­نمین: من خلاء این موضوع را هم در اصولگرایان و هم در اصلاح ­طلبان می بینم. من این فرمایش شما را قبول ندارم که ما در مواجهه با برخی تندروی­های آقای احمدی­ نژاد کاملاً خوب عمل کردیم. بله. اصولگرایانی داشتیم که از ابتدای تندروی ­های آقای احمدی­ نژاد با آن مقابله کرد اما چقدر از ظرفیتِ اصولگرایان پشت سر آنها قرار گرفت؟ما زمانی برای مقابله با تندروی ­های آقای احمدی­­نژاد به صحنه آمدیم که تندروی ­های ایشان متوجۀ ارکانِ اصلی نظام شد وگرنه قبل از آن چندان با تندروی ­های وی مقابله نکردیم. حتی اگر برخی از نیروهای برجستۀ اصولگرا با فردمحوری ­های مقابله د، مورد حمایت قرار نگرفتند. مثلاً فردی مانند آقای توکلی را در برخی مواقع، به دلیل مقابله جدی و اصولی با آقای احمدی ­نژاد، کنار گذاشتیم. درباره این فرمایش شما بحث دارم ولی فرض کنیم کاملاً درست باشد؛ طرف مقابل چه؟ آنها که وقتی ارکان هم به لرزه درمی­ آید برایشان خیلی اهمیتی ندارد!سلیمی ­نمین: این را قبول دارم. ببینید چون مبانی در جبهۀ اصولگرایی روشن­ تر است. ما در و اصول داریم که تظاهر به ساده­ زیستی نباید مورد پذیرش قرار بگیرد. نه اهل ریا بود، نه ی و نه برخی شخصیت­های دیگر؛ این افراد ساده زیستی دارند و ریا نمی­ د اما برخی از ریاکاری ­های آقای احمدی­ نژاد اصلاً مورد مقابله قرار نگرفت اما بعضی از اصولگرایان چون مبنا داشتند، در برابر بعضی از ریاکاری ­های وی ایستادند.اما در مورد اصلاح­طلبان مساله پیچیده­ تر شده است و باید این را درنظر گرفت. اکنون در میان اصلاح­ طلبان مساله یک مقداری غامض شده است که باید کمک کنیم این مساله حل شود. ما در درون جریان اصلاح ­طلب جدا از تندروی ها، یک جنگی بین نیروهای باهویت و بی ­هویت داریم. یعنی انی که اصلاً هویت فکری ندارند، بحث­شان فقط بحث قدرتِ مطلق است. حاضرند با هر ی کار کنند چون نگاه­شان فقط نگاه قدرت است. این افراد مبانی ندارند. هم با آقای خاتمی کار می ­کنند، هم با آقای هاشمی کار می ­کنند یعنی به اینکه کاری ندارند که زمانی این افراد، در برابر هم قرار داشتند و مطبوعات آنها علیه هم و کاملا در جهت حذف هم کار می­ د.مثلا تکنوکرات­ هایی داشتیم که در ت آقای هاشمی در جایگاه­ های بسیار حساس بودند و بعد هم در ت آقای خاتمی قرار گرفتند. برای آنها اصلا مهم نبود که این دو با هم کاملاً متفاوت هستند. اینجا بیشتر طیف کارگزاران مدنظر من است. اکنون یک جنگ قدرت بین کارگزاران و جریان چپ سابق وجود دارد. کارگزاران توانسته برخی از نیروهای چپ را استحاله کند و به دنیاگرایی سوق بدهد و مبانی فکری­ آنها را کمرنگ کند البته نتوانسته بعضی از نیروهای اصلاح ­طلب را استحاله کند و این افراد همچنان روی مبانی فکری­ خود هستند، به و انقلاب ی توجه دارند، و اصول برای آنها بسیار حائز اهمیت است.امروز جریان کارگزاران هم اقتصاد و هم رسانه ­ها را در دست دارد. آقای عارف حتی نتوانست یک رو مه الکترونیک را به لحاظ مالی مدیریت کند اما آنها کارتل ­های رسانه ­ای متعدد دارند که وقتی ­خوئینی ها سخنی می گوید که مطابق ذوق آن راس هرمِ تشکیلاتی کارگزاران نیست، علیه او هجمۀ توهین ­آمیز به راه می اندازند. لذا این نکته تعیین­ کننده است. البته باید این نکته را هم درنظر گرفت، نیروهای اصلاح ­طلبی که سالم زندگی کرده و خود را به مسائل اقتصادی آلوده ن د، امروز امکاناتِ کمی دارند. یکی از علل این مساله خودشان نیستند؟ مساله هویت یک موضوع مهم در اصلاح ­طلبان است که به فرموده شما الان بی ­هویت ­ها چون گلوگاه­ های اقتصاد و رسانه­ ها را گرفتند که در حال حاضر بر بقیه هم تا حدی حکومت هم می­کنند. این مساله از خودشان نشات نمی­گیرد؟چون تکنوکرات­ ها هم آدم­های زرنگی هستند، در بزنگاه ­ها مثل سال 88 پنهان می­ شوند و یعنی اینطور نیستند که هزینه بدهند.سلیمی ­نمین: نه. در بزنگاه ­ها موضع­شان را تغییر می ­دهند. چرا پنهان شوند؟(خنده) در دوران هایی مانند 78 و 88 اصلاح­ طلبان در یک رادیکالیسمی قرار گرفتند و هزینه ­اش را دادند و اکنون برای اینکه در ساخت کشور باشند و فعال هم باشند، مجبورند به کارگزاران تن بدهند و به آنها زام کنند. یک بخشی از این مشکلات از خود اصلاح­طلبان ناشی نمی ­شود؟ یعنی صرف نظر از زرنگی های کارگزاران، خود اصلاح طلبان اشتباه د که به اینجا رسیدند.سلیمی­ نمین: طبیعتاً خودشان در این موضوع بی­ تاثیر نبودند اما می ­خواهم بگویم امروز با یک مشکلی مواجه هستیم که حلِ این مشکل صرفاً نمی تواند از طریق خود آنها باشد. قطعاً جریان مقابل هم که به سالم ­سازیِ فضای رقابت اعتقاد دارد، باید درک کند. یعنی اصولگرایان به اصلاح طلبان کمک کنند که از زیر بار تکنوکراتها خارج شوند؟ چگونه؟سلیمی ­نمین: خیلی مشخص است. نفس درکِ این مطلب مهم است که آیا می ­خواهیم فضای ِ جامعه را به سویِ حرکت در مسیر تمدن پیش ببریم یا خیر؟ اگر می­خواهیم پیش ببریم با جریان کارگزاران نمی توانیم پیش ببریم. شاید برای ما کارگزاران منعطف ­تر باشد، این خیلی مهم است. چون مبنایی ندارند و سریع می ­تواند زیگزاگ­ های داشته باشند امابرای رسیدن به مسیرِ تمدن­سازی نیاز به فکر داریم یا آدم ­های بندباز؟همه مجموعه های نظام اعم از اصولگرایان، اصلاح ­طلبان، شورای نگهبان، قوه قضاییه و... باید توجه کنند که اگر فکر از رقابت برداشته شود، فقط جنگ قدرت می­ ماند. یعنی اگر در یک جریان اصلاح ­طلب این بحث و فکر برداشته شود، آرام آرام روی جریان اصولگرا هم تاثیر می­ گذارند. در حالی که اگر دغدغه­ شما بحث فکر باشد، در انتخابات هم رای نیاوردید، مشکلی نیست. چون اینگونه نگاه می کنید که "من در انتخابات فرصت پیدا 10 گام برای شۀ خود بردارم و یا در این انتخابات فرصت شد تا با مردم سخن گفته و شۀ خود را تبیین کنم".ولی این موضوع در حال حاضر وجود ندارد. یعنی اگر ی نتواند در انتخابات به فلان جایگاه برسد، انگار مرگ آن فرد فرا رسیده است! نه اینطوری نیست. این مهم است که در انتخابات چقدر توانستید تبیین ­گر فکرتان باشید؟ اگر دغدغه ما مسالۀ فکری شد، اصلاً نگاهِ متفاوت می شود بعد دیگر هر ابزارِ کثیفی را برای پیروزی در انتخابات به کار نمی ­گیریم. آیا در این کارهای بسیار بسیار زشتی که در ایام انتخابات ها برای ت یب یکدیگر انجام می­ دهند، نگاهِ خدمت حاکم است یا نگاهِ قدرت؟ توجیه به قدرت رسیدن آنها را به سوی استفاده از این نوع ابزارهای نامشروع می کشاند.نگرانی که در حال حاضر وجود دارد کمرنگ شدن فکر در رقابت­های است. این مسیر را باید تغییر دهیم. با نیروهای تندرو و قدرت طلب این مساله ممکن نخواهد شد. بنابراین باید بهم کمک کنیم. در تعامل با نیروهای دلسوز اصلاح ­طلب است که می توانیم کمک کنیم تا این صحنه صورت نگیرد. اگر کیومرث صابری امروز زنده بود آیا با او قابل مذاکره بودیم یا خیر؟ او هم دغدغۀ ما را داشت، او هم ابزار داشت. می­ توانست به این مساله کمک کند.