نخستین همایش بین المللی زبان فارسی و شه ایرانی ی

به گزارش گروه وبگردی ملکانه،زبان فارسی در چین سابقه دیرینه­ ای دارد. پیشینه روابط تمدنی ایران و چین به بیش از 2600 سال می رسد و تعامل این دو کشور باستانی از عهد ساسانیان تداوم داشته و در دوره ساخت جاده ابریشم این روابط به اوج خود رسیده و هرچند در برهه ای ارتباطات کم تر شده اما پس از ظهور این مناسبات توسعه پیدا کرده است.بر اساس گزارش­ های جهانگردانی مانند پادری اودوریک، مارکوپولو و ابن بطوطه، در دوران فعالیت راه ابریشم، زبان فارسی، زبان بین المللی و بازرگانی در مناطق چینی راه ابریشم بوده و به دستور امپراطوران چینی، در چین قدیم مدرسه­ هایی برای تدریس زبان فارسی و تربیت کارمندان فارسی­ دان تاسیس شده بود که در اسناد تاریخی و رویدادهای چینی به آن اشاره شده است. وجود نسخه های خطی فارسی و تألیف کتاب­ هایی از جمله فرهنگ فارسی در چین تالیف حسین وفایی در قرن دهم و منهاج الطلب گزارش محمد بن حکیم زینینی در دستور زبان فارسی در سال 1660 میلادی در صرف و نحو و زبان فارسی گواه این ادعاست.با لشکر­کشی مغولان به شرق و پایه گذاری دودمان مغولی یوان، تعداد زیادی از مسلمانان منطقه آسیای مرکزی و غربی به چین مهاجرت د که در میان آنها، ایرانی ها و فارسی زبان ها سهم قابل توجهی داشتند. از این رو زبان فارسی در این دوره، یکی از سه زبان رسمی چین و اولین زبان رایج میان مسلمانان مهاجر به چین شد. پس از فروپاشی حکومت مغولان و وم یادگیری زبان چینی برای مراوده به سایر مردم، زبان فارسی کم کم از زبان روزمره مسلمانان کنار گذارده شد، اما به دنبال ب ایی نظام آموزشی علوم دینی، جایگاه زبان فارسی در مساجد و کلاس های درسی علوم دینی به قوت خود باقی ماند. همچنین وجود کتیبه ها و سنگ گزارش و کلمات فراوان فارسی در زندگی روزمره مسلمانان چینی از جمله دلایل رواج زبان فارسی در این سرزمین بوده است. زبان فارسی در چین، زبان فرهنگی و دینی مسلمانان به شمار می رود.برخی از محققان عقیده دارند که خط از طریق اسان به چین وارد شده است. با این حال، دقیقاً مشخص نیست که زبان فارسی در چه تاریخی وارد چین شده، ولی آنچه مسلم است زبان فارسی از زمره زبان هایی بوده که بر زبان و فرهنگ مردم چین تاثیر به سزایی گذاشته است.با گسترش تجارت بین شرق و غرب و فزونی رفت و آمد بین مردم چین و ایران، تاثیر و نفوذ متقابلی بین زبان این دو کشور به وجود آمده و کم کم گسترش چشمگیری داشته است. اوج نفوذ فرهنگ فارسی و عربی در چین مربوط به دوره یوآن است و اشعار فارسی و عربی و کلمات پند آموز و دعای خیر گزارش شده بر روی ظروف چینی دوره مینگ از نظر هنر نویسندگی و همبستگی اشعار و نقوش بسیار جالب توجه است. این ظروف غالباً سفارشی بوده و برای مسلمانان ساخته شده است.همه چیز درباره زبان فارسی در چین از آغاز تا امروزوجود هزاران نفر ایرانی که به انحاء مختلف وارد سرزمین چین می شدند، چه آنهایی که به صدارت و مقامات عالیه می رسیدند و چه تجار و مذهبی ها همه سعی در اشاعه فرهنگ و زبان فارسی در چین را داشته و باید گفت که در این امر تا حد زیادی موفق بوده اند. با توجه به روابط دیرینه بین چین و ایران و تاثیر عمیق زبان فارسی در چین، از گذشته تاکنون شماری زیادی از محققان و دانشمندان مشغول تحقیقات در این زمینه هستند.گو موژو اولین ی است که رباعیات خیام را در سال 1924 میلادی از زبان انگلیسی به چینی ترجمه کرد. ترجمه چینی رباعیات خیام، تأثیر بسیاری در ادبیات نوین چین به جای نهاد و ترجمه محافل ادبی چین را به افکار خیام برانگیخت.علاوه بر این، زبان فارسی در چین زبان فرهنگی و دینی مسلمانان بوده است و هنوز هم در آموزشگاه ­های ی که زبان چینی “نظام آموزشی مسجدی” خوانده می شود، زبان فارسی برای دانشجویان معارف ی تدریس می ­شود. واژه هوی هوی که امروزه در زبان چینی به معنای مسلمان است، در چین قدیم معنای فارسی زبان و زبان فارسی داشت و چون فارسی زبان دینی و فرهنگی مسلمانان بوده، به تدریج هوی هوی در زبان چینی معنای مسلمان گرفته است. مطالعات تاریخی نشان می دهد که ورود به چین بر بال ­های زبان فارسی بوده و مطالعات ی با این زبان دلنشین در دل ­های مردم آن دیار رخنه کرده است. بدین سان، هنوز نیت های یومیه، اسامی ها، شعائر ی و جملات رسمی در عقد و ازدواج و بسیاری موارد دیگر هنوز به زبان فارسی ادا می شود، نباید تعجب کرد. علاوه بر آن، بسیاری از اصطلاحات ی که در ایران به زبان عربی استفاده می­ شود، در چین به زبان فارسی بیان می ­شود.نشانه ­های تاریخی رواج زبان فارسی هنوز در اصطلاحات روزمره دینی رایج در میان مسلمانان و بعضی از واژه های فارسی که وارد زبان چینی شده ­اند، همچنین در کتیبه ها و سنگ گزارش­ ها تاریخی که به زبان فارسی در سراس چین وجود دارند، نمایان است. تعداد نسخه های خطی فارسی نیز در چین فراوان است.در اسناد چینی از مردمان غیر چینی به نام “پوسیو” یا “پوسه” نام برده شده که به پارسیان و پارسایان و ایرانی ها اطلاق شده است. در چین قدیم (زمان سلسله منیگ) به دلیل نیاز به فهمیدن زبان فارسی، یک فرهنگ چینی به فارسی تالیف شد. در حوزه ­های علمیه سنتی در شین جیانگ شان دونگ، شان شی ، فارسی زبان اصلی آموزش بوده و گسترش و کاربرد زبان فارسی در بین مسلمانان و غیر مسلمانان چینی مورد تحقیق بسیاری از پژوهشگران چینی بوده است.روابط چین و ایران پس از پیروزی انقلاب ی نیز با اجرای اصلاحات و درهای باز در چین در عالی ترین سطح خود قرار گرفت و همچنان این تعامل ادامه دارد. سیاستمداران چین هر چند در ابتدای انقلاب از روند وقایع ایران بسیار نگران بودند، اما با اعلام موضع «نه شرقی نه غربی» از سوی تمردان ایران، این اطمینان را پیدا د که انقلاب ی موجبات افزایش نفوذ شوروی در منطقه را فراهم نخواهد ساخت. از همین رو با توجه به دیدگاه های مشترکی که میان ان دو کشور به وجود آمد، از آن پس ایران و چین در زمینه مبارزه با استیلا طلبی قدرت های غربی همسو بوده و از یکدیگر پشتیبانی نمودند.نخستین کرسی زبان فارسی در سال 1957 میلادی با پیگیری پروفسور جی شیان لین شرق شناس و برجسته پکن در این بدون هیچ گونه مساعدت ایران یا کشورهای فارسی زبان آغاز به کار کرد. نخستین گروه از فارغ حصیلان زبان فارسی پکن، از جمله مرحوم پروفسور زِن یان شِن، مرحوم پروفسور جان خونین و مرحوم پروفسور یه ای لیانگ، هسته مرکزی گروهی را تشکیل دادند که با تربیت شاگردان بیشتر و تألیف و ترجمه آثار و مقالات و کتاب پیرامون زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی، خدمات برجسته ای برای توسعه زبان و ادبیات فارسی و ایرانشناسی ارائه د. پس از پکن، رادیو تلویزیون پکن و لویانگ، مراکز ی دیگری بودند که پیش از پیروزی انقلاب ی در ایران اقدام به تأسیس کرسی زبان فارسی د. پس از انقلاب نیز در های زبان های خارجی شانگهای، مطالعات خارجی پکن، تجارت و بازرگانی پکن و شمالغرب شهر شی اَن کرسی زبان فارسی دایر و در هر ده ها دانشجو در مقاطع مختلف به فراگیری زبان فارسی اشتغال داشته و بخشی از نیازهای ت و شرکت های اقتصادی چین به زبان دان و مترجم فارسی را برآورده می سازند. در ایران نیز تاکنون کرسی زبان و ادبیات چینی در های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، اصفهان، سمنان و تهران دایر شده و دانشجویان علاقه مند به زبان و ادبیات چینی در این ها در مقطع کارشناسی به تحصیل اشتغال دارند.زبان فارسی در منطقه سین کیانگ:منطقه سین کیانگ (تر تان شرقی) با مساحتی تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین واقع در غرب کشور که با هشت کشور از روسیه در شمال تا پا تان در جنوب غربی جمعاً 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد. در منتهی الیه حوزه فرهنگ ایرانی در شرق محسوب شده و درطول تاریخ از نظر دستخوش تحولات و دگرگونی ­های گوناگونی بوده است. نان اصلی این منطقه عموماً به زبان اویغوری تکلم کرده و پیرو آیین هستند.ازحدود هزار سال قبل نور براین سرزمین ت ده و هم ­اکنون نیز دین اکثریت نین این منطقه محسوب می شود. منطقه سین کیانگ پیش از س ت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغدها و… با گویش زبان­های شرق ایران در آن به سر می ­بردند . در کتب تاریخی از س ت شاخه ­هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت های محلی نیز بوده­ اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می­ آید. عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب شده نژادهای گوناگونی با فرهنگ های مختلف در آن ن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند که فرهنگ­ های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می ­زده است.در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که به زبان های شرق ایران صحبت می­ د، رو به کاهش گذاشت و کم ­کم در جمعیت غالب ذوب شدند،در قرن نهم(840 میلادی) به علت بروز قحطی و خش الی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغولها از محل س ت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با نان بومی(سکاها- آریائی ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعدها به اویغورها معروف شدند. بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه­ی تورفان پرداخته اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسی زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه سین کیانگ می زیسته اند، نام برده شده است.همه چیز درباره زبان فارسی در چین از آغاز تا امروزفارس­ ها (parrig)
پارت­ ها تورفان(pan lavaning)
سغدی ­ها (sog dag)همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی س ت داشته که حکومتی به نام یو تیان(yu tian ) را تشکیل داده و بیش از یک­صد سال در این منطقه حکومت کرده اند. بر اساس گفته ضمیر سعداله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه ­ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی نند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند. نقاشی­ ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه های حوزه رودخانه تاریم که هم­ اکنون در موزه تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می شود، و همچنین سکه ­های فراوان دوره­ های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده و آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.در اوا قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم­زمان با حاکمیت سلسله سامانیان(999-840) در منطقه سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسی در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسی جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسی با احکام شرعی و اعتقادات ی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند. همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسی موجب شد که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار شود. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در تورفان، نامه ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسی برای خانواده اش گزارش بود نیز کشف شده است که نشان می دهد در قرن دهم زبان فارسی در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است. نفوذ زبان و ادبیات فارسی در کتاب های “دیوان لغات رک” محمود کاشغری و “دانش خوشبختی” یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان گزارش شده­ اند را می توان به خوبی مشاهده کرد.همچنین از سبک و سیاق کتاب ” غوتاد قوبلیک” که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می­ توان نتیجه گرفت که نویسنده آن “یوسف خاص حاجب” عمیقا تحت تأثیر “شاهنامه” قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است. تأثیر و نفوذ ادبیات فارسی در کتاب “دروازه های حقیقت” و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می خورد.محمود کاشغری شمند قرن یازدهم اویغور در “دیوان لغات رک” خود ضمن تشریح واژه “تات ” می گوید :” به نظر ترک­ها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسی حرف می زند.” و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که : ” بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود.” یعنی بدون زبان و ادبیات فارسی زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت. از گفته محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می توان درک نمود.در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر 2263 باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسی از دروس اصلی به حساب می آمد و در همین ایام بود که به منطقه خاش “بخارای دوم” می گفتند.از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسی در تر تان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیرگذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیماً با زبان ترکی که زبان اصلی نین منطقه بود رقابت می­ کرد. آموختن زبان فارسی در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر شد، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اوا قرن نوزدهم (1885 میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس “حسینیه” تأسیس و راه ­اندازی شد، نیز هر هفته آموزش زبان فارسی جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال 1950 در منطقه پایدار بود. فراگیران زبان فارسی تنها به آموختن این زبان نمی پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسی را یاد می گرفتند.به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیماً از زبان فارسی به زبان اویغوری ترجمه شده ­اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق، کتاب های ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده ­اند که تأثی ذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسی به وضوح مشخص است که در این جا به ای از آنان اشاره می شود: آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون “داستانهای یوسف” به قلم شخصی به نام علی در قرن 13، “خسرو و شیرین” به قلم قطبی در قرن 14، “یوسف و زلیخا” به قلم دربک در قرن 14 و ترجمه ی کتابهایی همچون “سندباد نامه”، “گلستان”، “بوستان”، “ظفرنامه”، “منطق الطیر” و سرودن اشعار دو زبانه فارسی و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی(1465-1366)، سرفی سرایی(قرن14) و احمد حق بیک(قرن 15) و دیگران نمونه­ های بارزی از تأثیر­گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغوری است.پس از قرن پانزدهم ترجمه آثار ادبیات فارسی به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن 15تا19 اکثر آثار ادبی فارسی توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشرشد که این ترجمه ها علاوه بر فراهم زمینه آشنایی هر چه بیشتر مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسی، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسی را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می­ د، معرفی و آنان را به زبان فارسی برگرداندند.همه چیز درباره زبان فارسی در چین از آغاز تا امروزبرخی دیگر از شمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسی می­ نگاشتند. افرادی همچون: سیدی (1554-1499)، رشید(1678-1514)، زلیخا بیگم (1608-؟)، میرزا حیدر(1554-1499)، اغلب آثار خود را به فارسی خلق می­ د. حتی در دوران­های متأ نیز افرادی همچون تاجری(1925 56)،احمد ضیایی(1989-1913) که در سال 1936 شعر خود تحت عنوان “گل و مرغ چکاوک” را در شهر خاش به زبان فارسی سرود، همچنان به این روند ادامه دادند. در سال 1687 ملاشاه هرجان نیمه نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش در سال 1791 با ترجمه نیمه دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال 1836شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسی به اویغوری برگردانده و نام آن را “شاهنامه ی زبان ترکی” نهاد.در سال 1787 محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال 1717 ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال 1800 حاج یعقوب پارکندی چهار درویش خسرو را و در سال 1887 حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسی به زبان اویغوری برگردانده و ده­ها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسی را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده اند. تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغور به حدی که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسی ناقص و غیر ممکن ساخته است. پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر­کشی­های چنگیز اوضاع منطقه سین کیانگ متشنج و حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به­تدریج سین کیانگ روابط خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبانهای عربی و فارسی در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان “جغتایی” به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسی به چشم می خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسی به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از 355 شاعر ترک نام می برد که بین قرن­ های 14 و 15 می زیسته اند که از این میان تنها 30 نفر به زبان ترکی شعر سروده­ اند و بقیه همگی به زبان فارسی شعر می گفته­ اند.در قرن شانزدهم (1678-1514) منطقه یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع - اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسی تکلم می­ د، موقعیت زبان فارسی مستحکم­تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسی به وجود آوردند که شمندانی همچون خالق، حنیفی، اباتی، ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله این شخصیت ها محسوب می شوند. در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسی ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(1696-1629)، میرزا حیدر قل(1551-1500) کتاب­های تاریخی مهمی همچون “تاریخ راشدی”، “منتخبات تاریخ” و “تواریخ” را به زبان فارسی نوشتند. از اوا قرن 17 تا اواسط قرن 18 که مجددا اوضاع ، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری­ های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسی وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید.اگر چه یادگیری زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی ـ فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسی با همه سوابق درخشان و تأثیرگذاری در طول تاریخ، وضعیت مناسبی در این منطقه ندارد.زبان فارسی در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ها و مراکز تحقیقاتی پکن: این ، یکی از بزرگ­ترین های چین است که در شهر پکن در سال 1898 تأسیس شده است. رشته زبان فارسی در سال 1957 در این در دانشکده زبان­ های خارجی، گروه زبان­ های آسیای غربی ایجاد شد. این بخش در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و ا دانشجو می ­پذیرد و در مجموع به صورت میانگین15 دانشجو دارد. دارای سه زبان فارسی است. همچنین از سال 2015، با توجه به درخواست و علاقه دانشجویان، زبان فارسی به عنوان زبان دوم عمومی در همه رشته­ ها به صورت واحد انتخ ، ارائه می­ شود. مطالعات زبان­ های خارجی پکن: این (bfs ) که مستقیما زیر نظر وزارت آموزش چین قرار دارد، در سال 1941 تاسیس شد و نسبت به ­ های دیگر چین از قدمت بیشتری برخوردار است. کرسی زبان فارسی در این در سال 2012 به عنوان سومین کرسی زبان فارسی در شهر پکن، ایجاد شد. اقتصاد و تجارت بین الملل: این در سال 1951 در شهر پکن تأسیس شد و جزو ده ی است که بالاترین نمره و سخت­ ترین مراحل را برای پذیرش دانشجو اعمال می­ کند. این بر اساس نیاز کشور برای مبادلات اقتصادی با خارج طراحی شده و طی این سال­ها نقش مهمی در اقتصاد خارجی چین ایفا کرده است. زبان فارسی یازدهمین زبانی است که در این راه اندازی شده است. زبان فارسی، به عنوان یک رشته تحصیلی از سال 2012 میلادی در آن، تدریس می شود. لویانگ:این که یک نظامی است، از سال­های دور دارای رشته زبان فارسی است و سه نفر چینی به آموزش زبان فارسی، در مقطع کارشناسی می پردازند.همه چیز درباره زبان فارسی در چین از آغاز تا امروز رادیو تلویزیون: این نیز از سال­های دور(پیش از انقلاب ی) دارای رشته زبان فارسی است ولی به صورت مستمر دانشجو نمی گیرد، و هر زمان که بخشهای مریوطه نیاز پیدا می کنند اقدام به پذیرش دانشجو کرده است. مطالعات بین­ المللی شانگهای(sisu) مطالعات بین­ المللی شانگهای (sisu) در ماه دسامبر سال 1949 میلادی تاسیس شد. این نخستین مطالعات خارجی پس از تاسیس جمهوری خلق چین به شمار می ­رود. مطالعات بین­ المللی شانگهای یکی از مراکز مهم آموزش زبان های خارجی در چین محسوب می­ شود. این دارای 25 رشته زبان­ های خارجی و 13 رشته غیر زبان در دوره لیسانس دارد. تا ماه اوت سال 2013، مطالعات بین­ المللی شانگهای با 280 و سازمان بین المللی از 54 کشور و منطقه جهان، روابط همکاری و تبادل برقرار کرده است. پس از بیش از 60 سال توسعه، این به پیشرو در چین تبدیل شده است.در سال 1997 میلادی گروه زبان و ادبیات فارسی در مطالعات بین ­المللی شانگهای با همکاری شهید بهشتی ایران و کمک­ های سرکنسولگری ایران در شانگ های بنیان نهاده شد. دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی در سال1997، دوره کارشناسی ارشد در سال 2007 ایجاد شد. در طول بیش از 15 سال تلاش مداوم، بیش از 60 تن از فارغ حصیلان مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی مطالعات بین المللی شانگ های در سازمان­ ها و اداره ­های مختلف تی، شرکت ­های تجاری و مراکز رسانه­ ای اشتغال یافته ­اند.در سال 1394، 12 دانشجو در مقطع کارشناسی، یک دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد در این گروه آموزشی مشغول به تحصیل بودند. از فعالیت های مهم گروه زبان و ادبیات فارسی مطالعات بین ­المللی شانگهای، تأسیس اتاق ایرانشناسی در سال 2012 و بر گزاری نشست های بزرگداشت شاعران بزرگ فارسی از جمله سعدی، فردوسی، خیام، مولوی هستند. از دیگر کوشش های این گروه برگزاری همایش های ملی، تخصصی و بین المللی در حوزه های مختلف زبان و ادبیات فارسی است که از آن جمله می توان به سمینار بررسی متون درسی زبان فارسی در چین اشاره کرد. امروزه، این گروه در کنار تدریس زبان و ادبیات فارسی، در زمینه مطالعات ایران­شناسی نیز تحقیقات گسترده ­ای دارد. مطالعات خارجی شهر شیان: یکی از سیاست­ های این در سال­ های اخیر ایجاد کرسی زبان کشورهایی بوده که در مسیر جاده ابریشم قرار دارند. بر اساس این سیاست، در سال 2012 رشته زبان فارسی در این تأسیس شد. این هر سال 30 نفر را در رشته زبان فارسی پذیرفته است. در بخش فارسی این دو زبان فارسی از چین و یک ایرانی( ای تاریخ از چین) تدریس می کنند. این در ابتدای تأسیس یکی از ایرانیان دانشجوی شهر وو هان را برای تدریس انتخاب کرد.
مدارسمدرسه مرکزی سوم چین ان(شانگهای): این مدرسه وابسته به کنسرواتوار شانگهای هست و بسیار مدرن و دارای امکانات خوب و فضای آموزشی بسیار بزرگ همچون محیط وفضای ی هست. کلیه دانش آموزان در این مدرسه تا کلاس نهم درس می­خوانند و همه دانش آموزان علاوه بر دروس عمومی در حال فراگیری دروس موسیقی هستند در نواختن یک ساز متبحر می شوند. 22 دانش آموز دوره ابت در حال فراگیری زبان فارسی هستند.دوره ­های آزادرایزنی فرهنگی ایران در پکنوابستگی فرهنگی ج.ا.ایران در شانگهایمنبع:تسنیمانتهای پیام/
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، زبان فارسی در چین سابقه دیرینه­ ای دارد. پیشینه روابط تمدنی ایران و چین به بیش از 2600 سال می رسد و تعامل این دو کشور باستانی از عهد ساسانیان تداوم داشته و در دوره ساخت جاده ابریشم این روابط به اوج خود رسیده و هرچند در برهه ای ارتباطات کم تر شده اما پس از ظهور این مناسبات توسعه پیدا کرده است. بر اساس نوشته­ های جهانگردانی مانند پادری اودوریک، مارکوپولو و ابن بطوطه، در دوران فعالیت راه ابریشم، زبان فارسی، زبان بین المللی و بازرگانی در مناطق چینی راه ابریشم بوده و به دستور امپراطوران چینی، در چین قدیم مدرسه­ هایی برای تدریس زبان فارسی و تربیت کارمندان فارسی­ دان تاسیس شده بود که در اسناد تاریخی و رویدادهای چینی به آن اشاره شده است. وجود نسخه های خطی فارسی و تألیف کتاب­ هایی از جمله فرهنگ فارسی در چین تالیف حسین وفایی در قرن دهم و منهاج الطلب نوشته محمد بن حکیم زینینی در دستور زبان فارسی در سال 1660 میلادی در صرف و نحو و زبان فارسی گواه این ادعاست.با لشکر­کشی مغولان به شرق و پایه گذاری دودمان مغولی یوان، تعداد زیادی از مسلمانان منطقه آسیای مرکزی و غربی به چین مهاجرت د که در میان آنها، ایرانی ها و فارسی زبان ها سهم قابل توجهی داشتند. از این رو زبان فارسی در این دوره، یکی از سه زبان رسمی چین و اولین زبان رایج میان مسلمانان مهاجر به چین شد. پس از فروپاشی حکومت مغولان و وم یادگیری زبان چینی برای مراوده به سایر مردم، زبان فارسی کم کم از زبان روزمره مسلمانان کنار گذارده شد، اما به دنبال ب ایی نظام آموزشی علوم دینی، جایگاه زبان فارسی در مساجد و کلاس های درسی علوم دینی به قوت خود باقی ماند. همچنین وجود کتیبه ها و سنگ نوشته و کلمات فراوان فارسی در زندگی روزمره مسلمانان چینی از جمله دلایل رواج زبان فارسی در این سرزمین بوده است. زبان فارسی در چین، زبان فرهنگی و دینی مسلمانان به شمار می رود.برخی از محققان عقیده دارند که خط از طریق اسان به چین وارد شده است. با این حال، دقیقاً مشخص نیست که زبان فارسی در چه تاریخی وارد چین شده، ولی آنچه مسلم است زبان فارسی از زمره زبان هایی بوده که بر زبان و فرهنگ مردم چین تاثیر به سزایی گذاشته است. با گسترش تجارت بین شرق و غرب و فزونی رفت و آمد بین مردم چین و ایران، تاثیر و نفوذ متقابلی بین زبان این دو کشور به وجود آمده و کم کم گسترش چشمگیری داشته است. اوج نفوذ فرهنگ فارسی و عربی در چین مربوط به دوره یوآن است و اشعار فارسی و عربی و کلمات پند آموز و دعای خیر نوشته شده بر روی ظروف چینی دوره مینگ از نظر هنر نویسندگی و همبستگی اشعار و نقوش بسیار جالب توجه است. این ظروف غالباً سفارشی بوده و برای مسلمانان ساخته شده است.وجود هزاران نفر ایرانی که به انحاء مختلف وارد سرزمین چین می شدند، چه آنهایی که به صدارت و مقامات عالیه می رسیدند و چه تجار و مذهبی ها همه سعی در اشاعه فرهنگ و زبان فارسی در چین را داشته و باید گفت که در این امر تا حد زیادی موفق بوده اند. با توجه به روابط دیرینه بین چین و ایران و تاثیر عمیق زبان فارسی در چین، از گذشته تاکنون شماری زیادی از محققان و دانشمندان مشغول تحقیقات در این زمینه هستند.گو موژو اولین ی است که رباعیات خیام را در سال 1924 میلادی از زبان انگلیسی به چینی ترجمه کرد. ترجمه چینی رباعیات خیام، تأثیر بسیاری در ادبیات نوین چین به جای نهاد و ترجمه محافل ادبی چین را به افکار خیام برانگیخت. علاوه بر این، زبان فارسی در چین زبان فرهنگی و دینی مسلمانان بوده است و هنوز هم در آموزشگاه ­های ی که زبان چینی "نظام آموزشی مسجدی" خوانده می شود، زبان فارسی برای دانشجویان معارف ی تدریس می ­شود. واژه هوی هوی که امروزه در زبان چینی به معنای مسلمان است، در چین قدیم معنای فارسی زبان و زبان فارسی داشت و چون فارسی زبان دینی و فرهنگی مسلمانان بوده، به تدریج هوی هوی در زبان چینی معنای مسلمان گرفته است. مطالعات تاریخی نشان می دهد که ورود به چین بر بال ­های زبان فارسی بوده و مطالعات ی با این زبان دلنشین در دل ­های مردم آن دیار رخنه کرده است. بدین سان، هنوز نیت های یومیه، اسامی ها، شعائر ی و جملات رسمی در عقد و ازدواج و بسیاری موارد دیگر هنوز به زبان فارسی ادا می شود، نباید تعجب کرد. علاوه بر آن، بسیاری از اصطلاحات ی که در ایران به زبان عربی استفاده می­ شود، در چین به زبان فارسی بیان می ­شود.نشانه ­های تاریخی رواج زبان فارسی هنوز در اصطلاحات روزمره دینی رایج در میان مسلمانان و بعضی از واژه های فارسی که وارد زبان چینی شده ­اند، همچنین در کتیبه ها و سنگ نوشته­ ها تاریخی که به زبان فارسی در سراس چین وجود دارند، نمایان است. تعداد نسخه های خطی فارسی نیز در چین فراوان است. در اسناد چینی از مردمان غیر چینی به نام "پوسیو" یا "پوسه" نام برده شده که به پارسیان و پارسایان و ایرانی ها اطلاق شده است. در چین قدیم (زمان سلسله منیگ) به دلیل نیاز به فهمیدن زبان فارسی، یک فرهنگ چینی به فارسی تالیف شد. در حوزه ­های علمیه سنتی در شین جیانگ شان دونگ، شان شی ، فارسی زبان اصلی آموزش بوده و گسترش و کاربرد زبان فارسی در بین مسلمانان و غیر مسلمانان چینی مورد تحقیق بسیاری از پژوهشگران چینی بوده است.روابط چین و ایران پس از پیروزی انقلاب ی نیز با اجرای اصلاحات و درهای باز در چین در عالی ترین سطح خود قرار گرفت و همچنان این تعامل ادامه دارد. سیاستمداران چین هر چند در ابتدای انقلاب از روند وقایع ایران بسیار نگران بودند، اما با اعلام موضع «نه شرقی نه غربی» از سوی تمردان ایران، این اطمینان را پیدا د که انقلاب ی موجبات افزایش نفوذ شوروی در منطقه را فراهم نخواهد ساخت. از همین رو با توجه به دیدگاه های مشترکی که میان ان دو کشور به وجود آمد، از آن پس ایران و چین در زمینه مبارزه با استیلا طلبی قدرت های غربی همسو بوده و از یکدیگر پشتیبانی نمودند.نخستین کرسی زبان فارسی در سال 1957 میلادی با پیگیری پروفسور جی شیان لین شرق شناس و برجسته پکن در این بدون هیچ گونه مساعدت ایران یا کشورهای فارسی زبان آغاز به کار کرد. نخستین گروه از فارغ حصیلان زبان فارسی پکن، از جمله مرحوم پروفسور زِن یان شِن، مرحوم پروفسور جان خونین و مرحوم پروفسور یه ای لیانگ، هسته مرکزی گروهی را تشکیل دادند که با تربیت شاگردان بیشتر و تألیف و ترجمه آثار و مقالات و کتاب پیرامون زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی، خدمات برجسته ای برای توسعه زبان و ادبیات فارسی و ایرانشناسی ارائه د. پس از پکن، رادیو تلویزیون پکن و لویانگ، مراکز ی دیگری بودند که پیش از پیروزی انقلاب ی در ایران اقدام به تأسیس کرسی زبان فارسی د. پس از انقلاب نیز در های زبان های خارجی شانگهای، مطالعات خارجی پکن، تجارت و بازرگانی پکن و شمالغرب شهر شی اَن کرسی زبان فارسی دایر و در هر ده ها دانشجو در مقاطع مختلف به فراگیری زبان فارسی اشتغال داشته و بخشی از نیازهای ت و شرکت های اقتصادی چین به زبان دان و مترجم فارسی را برآورده می سازند. در ایران نیز تاکنون کرسی زبان و ادبیات چینی در های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، اصفهان، سمنان و تهران دایر شده و دانشجویان علاقه مند به زبان و ادبیات چینی در این ها در مقطع کارشناسی به تحصیل اشتغال دارند.زبان فارسی در منطقه سین کیانگ:منطقه سین کیانگ (تر تان شرقی) با مساحتی تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین واقع در غرب کشور که با هشت کشور از روسیه در شمال تا پا تان در جنوب غربی جمعاً 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد. در منتهی الیه حوزه فرهنگ ایرانی در شرق محسوب شده و درطول تاریخ از نظر دستخوش تحولات و دگرگونی ­های گوناگونی بوده است. نان اصلی این منطقه عموماً به زبان اویغوری تکلم کرده و پیرو آیین هستند.ازحدود هزار سال قبل نور براین سرزمین ت ده و هم ­اکنون نیز دین اکثریت نین این منطقه محسوب می شود.منطقه سین کیانگ پیش از س ت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغدها و... با گویش زبان­های شرق ایران در آن به سر می ­بردند . در کتب تاریخی از س ت شاخه ­هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت های محلی نیز بوده­ اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می­ آید. عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب شده نژادهای گوناگونی با فرهنگ های مختلف در آن ن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند که فرهنگ­ های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می ­زده است.در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که به زبان های شرق ایران صحبت می­ د، رو به کاهش گذاشت و کم ­کم در جمعیت غالب ذوب شدند،در قرن نهم(840 میلادی) به علت بروز قحطی و خش الی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغولها از محل س ت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با نان بومی(سکاها- آریائی ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعدها به اویغورها معروف شدند. بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه­ی تورفان پرداخته اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسی زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه سین کیانگ می زیسته اند، نام برده شده است.فارس­ ها (parrig)پارت­ ها تورفان(pan lavaning)سغدی ­ها (sog dag)همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی س ت داشته که حکومتی به نام یو تیان(yu tian ) را تشکیل داده و بیش از یک­صد سال در این منطقه حکومت کرده اند. بر اساس گفته ضمیر سعداله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه ­ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی نند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند. نقاشی­ ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه های حوزه رودخانه تاریم که هم­ اکنون در موزه تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می شود، و همچنین سکه ­های فراوان دوره­ های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده و آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.در اوا قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم­زمان با حاکمیت سلسله سامانیان(999-840) در منطقه سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسی در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسی جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسی با احکام شرعی و اعتقادات ی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند. همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسی موجب شد که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار شود. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در تورفان، نامه ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسی برای خانواده اش نوشته بود نیز کشف شده است که نشان می دهد در قرن دهم زبان فارسی در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است. نفوذ زبان و ادبیات فارسی در کتاب های "دیوان لغات رک" محمود کاشغری و "دانش خوشبختی" یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان نوشته شده­ اند را می توان به خوبی مشاهده کرد. همچنین از سبک و سیاق کتاب " غوتاد قوبلیک" که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می­ توان نتیجه گرفت که نویسنده آن "یوسف خاص حاجب" عمیقا تحت تأثیر "شاهنامه" قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است. تأثیر و نفوذ ادبیات فارسی در کتاب "دروازه های حقیقت" و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می خورد.محمود کاشغری شمند قرن یازدهم اویغور در "دیوان لغات رک" خود ضمن تشریح واژه "تات " می گوید :" به نظر ترک­ها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسی حرف می زند." و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که : " بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود." یعنی بدون زبان و ادبیات فارسی زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت. از گفته محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می توان درک نمود.در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر 2263 باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسی از دروس اصلی به حساب می آمد و در همین ایام بود که به منطقه خاش "بخارای دوم" می گفتند.از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسی در تر تان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیرگذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیماً با زبان ترکی که زبان اصلی نین منطقه بود رقابت می­ کرد. آموختن زبان فارسی در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر شد، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اوا قرن نوزدهم (1885 میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس "حسینیه" تأسیس و راه ­اندازی شد، نیز هر هفته آموزش زبان فارسی جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال 1950 در منطقه پایدار بود. فراگیران زبان فارسی تنها به آموختن این زبان نمی پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسی را یاد می گرفتند.به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیماً از زبان فارسی به زبان اویغوری ترجمه شده ­اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق، کتاب های ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده ­اند که تأثی ذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسی به وضوح مشخص است که در این جا به ای از آنان اشاره می شود: آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون "داستانهای یوسف" به قلم شخصی به نام علی در قرن 13، "خسرو و شیرین" به قلم قطبی در قرن 14، "یوسف و زلیخا" به قلم دربک در قرن 14 و ترجمه ی کتابهایی همچون "سندباد نامه"، "گلستان"، "بوستان"، "ظفرنامه"، "منطق الطیر" و سرودن اشعار دو زبانه فارسی و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی(1465-1366)، سرفی سرایی(قرن14) و احمد حق بیک(قرن 15) و دیگران نمونه­ های بارزی از تأثیر­گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغوری است.پس از قرن پانزدهم ترجمه آثار ادبیات فارسی به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن 15تا19 اکثر آثار ادبی فارسی توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشرشد که این ترجمه ها علاوه بر فراهم زمینه آشنایی هر چه بیشتر مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسی، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسی را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می­ د، معرفی و آنان را به زبان فارسی برگرداندند. برخی دیگر از شمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسی می­ نگاشتند. افرادی همچون: سیدی (1554-1499)، رشید(1678-1514)، زلیخا بیگم (1608-؟)، میرزا حیدر(1554-1499)، اغلب آثار خود را به فارسی خلق می­ د. حتی در دوران­های متأ نیز افرادی همچون تاجری(1925 56)،احمد ضیایی(1989-1913) که در سال 1936 شعر خود تحت عنوان "گل و مرغ چکاوک" را در شهر خاش به زبان فارسی سرود، همچنان به این روند ادامه دادند. در سال 1687 ملاشاه هرجان نیمه نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش در سال 1791 با ترجمه نیمه دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال 1836شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسی به اویغوری برگردانده و نام آن را "شاهنامه ی زبان ترکی" نهاد.در سال 1787 محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال 1717 ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال 1800 حاج یعقوب پارکندی چهار درویش خسرو را و در سال 1887 حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسی به زبان اویغوری برگردانده و ده­ها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسی را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده اند. تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغور به حدی که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسی ناقص و غیر ممکن ساخته است. پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر­کشی­های چنگیز اوضاع منطقه سین کیانگ متشنج و حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به­تدریج سین کیانگ روابط خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبانهای عربی و فارسی در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان "جغتایی" به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسی به چشم می خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسی به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از 355 شاعر ترک نام می برد که بین قرن­ های 14 و 15 می زیسته اند که از این میان تنها 30 نفر به زبان ترکی شعر سروده­ اند و بقیه همگی به زبان فارسی شعر می گفته­ اند.در قرن شانزدهم (1678-1514) منطقه یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع - اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسی تکلم می­ د، موقعیت زبان فارسی مستحکم­تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسی به وجود آوردند که شمندانی همچون خالق، حنیفی، اباتی، ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله این شخصیت ها محسوب می شوند. در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسی ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(1696-1629)، میرزا حیدر قل(1551-1500) کتاب­های تاریخی مهمی همچون "تاریخ راشدی"، "منتخبات تاریخ" و "تواریخ" را به زبان فارسی نوشتند. از اوا قرن 17 تا اواسط قرن 18 که مجددا اوضاع ، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری­ های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسی وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید. اگر چه یادگیری زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی ـ فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسی با همه سوابق درخشان و تأثیرگذاری در طول تاریخ، وضعیت مناسبی در این منطقه ندارد. زبان فارسی در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ها و مراکز تحقیقاتی پکن: این ، یکی از بزرگ­ترین های چین است که در شهر پکن در سال 1898 تأسیس شده است. رشته زبان فارسی در سال 1957 در این در دانشکده زبان­ های خارجی، گروه زبان­ های آسیای غربی ایجاد شد. این بخش در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و ا دانشجو می ­پذیرد و در مجموع به صورت میانگین15 دانشجو دارد. دارای سه زبان فارسی است. همچنین از سال 2015، با توجه به درخواست و علاقه دانشجویان، زبان فارسی به عنوان زبان دوم عمومی در همه رشته­ ها به صورت واحد انتخ ، ارائه می­ شود.
مطالعات زبان­ های خارجی پکن: این (bfs ) که مستقیما زیر نظر وزارت آموزش چین قرار دارد، در سال 1941 تاسیس شد و نسبت به ­ های دیگر چین از قدمت بیشتری برخوردار است. کرسی زبان فارسی در این در سال 2012 به عنوان سومین کرسی زبان فارسی در شهر پکن، ایجاد شد.
اقتصاد و تجارت بین الملل: این در سال 1951 در شهر پکن تأسیس شد و جزو ده ی است که بالاترین نمره و سخت­ ترین مراحل را برای پذیرش دانشجو اعمال می­ کند. این بر اساس نیاز کشور برای مبادلات اقتصادی با خارج طراحی شده و طی این سال­ها نقش مهمی در اقتصاد خارجی چین ایفا کرده است. زبان فارسی یازدهمین زبانی است که در این راه اندازی شده است. زبان فارسی، به عنوان یک رشته تحصیلی از سال 2012 میلادی در آن، تدریس می شود.
لویانگ:این که یک نظامی است، از سال­های دور دارای رشته زبان فارسی است و سه نفر چینی به آموزش زبان فارسی، در مقطع کارشناسی می پردازند.
رادیو تلویزیون: این نیز از سال­های دور(پیش از انقلاب ی) دارای رشته زبان فارسی است ولی به صورت مستمر دانشجو نمی گیرد، و هر زمان که بخشهای مریوطه نیاز پیدا می کنند اقدام به پذیرش دانشجو کرده است.
مطالعات بین­ المللی شانگهای(sisu) مطالعات بین­ المللی شانگهای (sisu) در ماه دسامبر سال 1949 میلادی تاسیس شد. این نخستین مطالعات خارجی پس از تاسیس جمهوری خلق چین به شمار می ­رود. مطالعات بین­ المللی شانگهای یکی از مراکز مهم آموزش زبان های خارجی در چین محسوب می­ شود. این دارای 25 رشته زبان­ های خارجی و 13 رشته غیر زبان در دوره لیسانس دارد. تا ماه اوت سال 2013، مطالعات بین­ المللی شانگهای با 280 و سازمان بین المللی از 54 کشور و منطقه جهان، روابط همکاری و تبادل برقرار کرده است. پس از بیش از 60 سال توسعه، این به پیشرو در چین تبدیل شده است.در سال 1997 میلادی گروه زبان و ادبیات فارسی در مطالعات بین ­المللی شانگهای با همکاری شهید بهشتی ایران و کمک­ های سرکنسولگری ایران در شانگ های بنیان نهاده شد. دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی در سال1997، دوره کارشناسی ارشد در سال 2007 ایجاد شد. در طول بیش از 15 سال تلاش مداوم، بیش از 60 تن از فارغ حصیلان مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی مطالعات بین المللی شانگ های در سازمان­ ها و اداره ­های مختلف تی، شرکت ­های تجاری و مراکز رسانه­ ای اشتغال یافته ­اند. در سال 1394، 12 دانشجو در مقطع کارشناسی، یک دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد در این گروه آموزشی مشغول به تحصیل بودند. از فعالیت های مهم گروه زبان و ادبیات فارسی مطالعات بین ­المللی شانگهای، تأسیس اتاق ایرانشناسی در سال 2012 و بر گزاری نشست های بزرگداشت شاعران بزرگ فارسی از جمله سعدی، فردوسی، خیام، مولوی هستند. از دیگر کوشش های این گروه برگزاری همایش های ملی، تخصصی و بین المللی در حوزه های مختلف زبان و ادبیات فارسی است که از آن جمله می توان به سمینار بررسی متون درسی زبان فارسی در چین اشاره کرد. امروزه، این گروه در کنار تدریس زبان و ادبیات فارسی، در زمینه مطالعات ایران­شناسی نیز تحقیقات گسترده ­ای دارد. مطالعات خارجی شهر شیان: یکی از سیاست­ های این در سال­ های اخیر ایجاد کرسی زبان کشورهایی بوده که در مسیر جاده ابریشم قرار دارند. بر اساس این سیاست، در سال 2012 رشته زبان فارسی در این تأسیس شد. این هر سال 30 نفر را در رشته زبان فارسی پذیرفته است. در بخش فارسی این دو زبان فارسی از چین و یک ایرانی( ای تاریخ از چین) تدریس می کنند. این در ابتدای تأسیس یکی از ایرانیان دانشجوی شهر وو هان را برای تدریس انتخاب کرد.مدارسمدرسه مرکزی سوم چین ان(شانگهای): این مدرسه وابسته به کنسرواتوار شانگهای هست و بسیار مدرن و دارای امکانات خوب و فضای آموزشی بسیار بزرگ همچون محیط وفضای ی هست. کلیه دانش آموزان در این مدرسه تا کلاس نهم درس می­خوانند و همه دانش آموزان علاوه بر دروس عمومی در حال فراگیری دروس موسیقی هستند در نواختن یک ساز متبحر می شوند. 22 دانش آموز دوره ابت در حال فراگیری زبان فارسی هستند. دوره ­های آزادرایزنی فرهنگی ایران در پکن وابستگی فرهنگی ج.ا.ایران در شانگهای
------------------برگرفته از شناخت نامه زبان فارسی، تهیه شده در بنیاد سعدیانتهای پیام/
چرا به زبان فارسی افتخار نمی کنیم؟به گزارش ایران خبر، همۀ این ها را در ذهن خود تصور کنید: غزل حافظ، نثر سهل و ممتنع سعدی، عاشقانه های نظامی و حماسه سرایی های فردوسی؛ حالا به زبان فارسی افتخار می کنید؟ نه؟ کاش پاسخ «بله» بود و کاش زبان فارسی را دوست داشتیم. کاش به جای کلمۀ چهارحرفیِ «مرسی» که خودِ فرانسوی ها «مِقسی» تلفظش می کنند، می گفتیم «سپاس» یا «متشکرم» یا کاش از به کاربردن کلمۀ «اوکی» احساس باکلاسی نمی کردیم. ما فارسی زبان ها ۱۲۰۰ سال است که فارسی حرف می زنیم، فارسی می نویسیم و مادرانمان فارسی برایمان لالایی می خوانند.ما وارث میراث بزرگی هستیم که روزبه روز در اثر غفلت خودمان کوچکتر و نحیف ترش می کنیم. امروز به بهانه «روز شعر و ادب پارسی» می خواهیم با خودمان مرور کنیم چه بلایی سر زبان فارسی آورده ایم. «محمدمهدی باقری» مدرس و ویراستار جوانی است که به ما می گوید در طول سال ها چه ظلم هایی به زبان مادری خود کرده ایم و حالا باید چطور نجاتش دهیم.زبان فارسیِ دوست داشتی زبان فارسی بیش از ۱۲۰۰ سال سن دارد و با وجود این عمر بلند، ارتباط ما با متن های کهن قطع نشده است و هنوز می توانیم دیوان فردوسی و سعدی را در دست بگیریم و بخوانیم و بفهمیم. هنوز می توانیم به رسم قدیم به دیوان لسان الغیب تفأل بزنیم و کج دارومریز فالمان را بخوانیم. باقری دربارۀ این توان زبان فارسی می گوید: «ویژگی مثبت زبان ما این است که ما اگر متن های هزار سال پیش را بخوانیم، آن ها را می فهمیم و این ارتباط حفظ شده است. انگلیسی ها متن ش پیر را بخوانند، نمی فهمند و زبانشان دچار تغییرات زیادی در واژه و ساختار شده است.البته هستند متن هایی که خواندن و فهمیدنشان برای ما دشوار باشد یا قواعد زبانی را کمی به هم ریخته باشند، که به این متن ها به اصطلاح متن های «نشان دار» می گویند که این ها در زمان خودشان هم دشوار بوده اند.قسمت منفی ماجرا آنجاست که واژگان و حتی ساختارهای بیگانۀ زیادی وارد فارسی شده است. البته اینجا تأکید می کنم که ورود واژه های بیگانه به زبان فارسی آن قدر خطرساز نیست که ورود ساختارهای دستوری زبان های دیگر خطرساز است؛ یعنی خطر جملۀ «الیوم استعمال توتون و تنباکو بایّ نحوٍ کانَ در حکم محاربه با زمان است» کمتر است از جملۀ «گلدان توسط بچه ش ته شد»! حالا شما در جملۀ اول کلاً چند واژۀ فارسی می بینید؟جملۀ اول پر از کلمه های عربی استٰ؛ اما ساختار آن به زبان فارسی است. جالب اینکه اگر این جمله را به یک عرب زبان بگویید متوجه معنی اش نخواهد شد! یک سری کلمات پراکنده می شنود؛ چون زیرساخت و دستورش عربی نیست. در جملۀ دوم گرچه بیشترِ واژه ها فارسی اند، زیرساخت دستوری اش انگلیسی است؛ چرا که در عمر ۱۲۰۰سالۀ زبان فارسی سابقه ندارد که فاعل را همراه فعل مجهول در جمله بیاوریم؛ چون مجهول تعریفش در فارسی به «نبودن فاعل» است. آقای دربارۀ مدخلِ «توسط» در کتاب «غلط ننویسیم» می گوید: «خودِ توسط غلط نیست.کاربردش در این جایگاه غلط است.» در زبان انگلیسی وقتی می خواهند بگویند بچه گلدان را ش ت، این جمله را با شروع می کنند؛ اما اگر بخواهند کلمۀ گلدان را ابتدای جمله بیاورند و در واقع بر آن تأکید کنند، با فاعل اشتباه می شود و زبانشان هیچ راهی به آن ها نمی دهد! به جز اینکه مفعول را با فاعل، در جملۀ مجهول بیاورند و کلمۀ by را هم بیفزایند؛ چون مفعولشان نشانه ندارد و آن ها هم مثل خیلی زبان های دنیا «را» ندارند.ما در فارسی به راحتی مفعول را اولِ جمله می آوریم و دچار مجهول نویسیِ با فاعل هم نمی شویم: «گلدان را بچه ش ت.» راحت! چرا؟ چون مفعولِ فارسی «را» دارد و می تواند همه جای جمله برود و همچنان مفعول بماند. ما هیچ وقت در ساختار زبان مجاز به تغییر نیستیم. محال است در گفتار، درِ یخچال را باز کنید و بگویید «پنیر توسط چه ی خورده شد؟» همین طور در گفت وگوهای روزانه، به جای مجهولِ بی فاعل هم، اغلب از فعل معلوم استفاده می کنید، مثلاً «مدارک را در سایت اشتباه نوشته اند.» یا «خیابان را آسف د.»زبانِ نشانه ها هم ویرایش می خواهد؟ اولین گام برای حفاظت از زبان فارسی این است که درست بخوانیم، درست بنویسیم و معنای مدنظرمان را درست نشان دهیم. محمدمهدی باقری، سرویراستار ناشران معتبر کشور، می گوید: «هر نوع زبانی به ویرایش احتیاج دارد: زبان، انتقال معنا از ذهن فرستنده به ذهن مخاطب است. این انتقال پیام در چهار زبانِ موجود نیاز به اصلاح دارد: «زبان گفتار، زبان نوشتار، زبان بدن و زبان نشانه ها. حتی نشانه ها هم به ویرایش نیاز دارند. اگر تابلویی شما را به مقصد نرسانَد، نیاز به ویرایش دارد. ببینید صریح ترین نشانه ها کجا به کار رفته اند؟جایی که جان انسان ها در خطر است و باید معنا در ری از ثانیه انتقال پیدا کند. مصداق این قضیه کجاست؟ در اورژانس. شما وقتی وارد اورژانس می شوید، یک خط قرمز روی زمین کشیده اند که نشان می دهد این خط به سی سی یو یا آی سی یو می رسد. اگر تابلویی نصب می د با این مضمون که «بروید ته سالن» یا «بپیچید به راست» و مانند این ها، چه اتفاقی می افتاد؟ ممکن بود اشتباه رخ دهد. در خط قرمز اورژانس، شما می فهمید، یک معنا هم می فهمید، آن یک معنا را سریع هم می فهمید.»زبان فارسی را ما عقیم کرده ایم برخلاف آنچه فکر می کنیم، زبان فارسی در واژه سازی ناتوان نیست؛ اما در طول سال ها از سرِ غفلت ما، واژه ها و فعل های زیادی کم کم متروک شده اند. کار به جایی رسیده که عملاً ترمز زبان را کشیده ایم و مانع زایایی و پویایی اش شده ایم. «زبان فارسی شاید از زبان های مشهورِ دیگر، کمتر فعل های بسیط داشته باشد؛ اما همان تعداد کم هم به مرور زمان دارند به تاریخ می پیوندند. فعل هایی مثل نوشیدن، نگریستن، ربودن، هلیدن، زیبیدن حالا دیگر نه در متن ها جایی دارند، نه در گفتار روزانۀ ما.زبان فارسی عقیم نیست. ما خودمان عقیمش کرده ایم. ترکیب سازی در زبان فارسی خیلی جدی است: فقط ۶۰۰ واژه با «سَر» ساخته ایم. به راحتی می توانیم با پیشوند و پسوندها واژه سازی کنیم.؛ اما به همان واژه های قبلی هم بی مهری می کنیم. خیلی از افعال ما در طول زمان دیگر در حال ازبین رفتن هستند. حتی بین افعال بسیط و مرکب (افعالی که با اسم + همکرد ساخته می شوند) ترجیح بر آن است که بسیطش را بیاوریم؛ اما اغلب نوع مرکبش را به کار می بریم و فکر می کنیم درست تر است. مثلاً ما در حالی که می توانیم فعل بسیط نگریستن را به کار ببریم، اغلب از فعل مرکب نگاه استفاده می کنیم.»هیچ زبانی کامل تر از دیگری نیست
هر زبانی برای خودش محدودیت هایی دارد و امکاناتی. هیچ وقت نمی توان گفت که زبانی کامل تر از زبان دیگر است. حتی اگر به لحاظ دستوری فکر کنیم یک زبان دچار محدودیت است، همین محدودیت می تواند یک امکان در اختیار ما قرار دهد. زبان فارسی هم، در دستور خود فاقد امکاناتی مثل ت یا مُثنّی است؛ اما شاید این محدویت خیلی هم بد نباشد! باقری دراین باره می گوید: «اصلاً بد و خوب گذاریِ دستورزبان ها درست نیست. هیچ زبانی به لحاظ دستوری کامل تر از زبان های دیگر نیست؛ اما از نظر واژه زبان ها با هم رقابت می کنند.مثلاً فارسی به دلیل آهنگین بودن اختیار بیشتری برای ادیبانه فکر به فرد می دهد و زبان آلمانی واژه های انتزاعی بیشتری به ویژه در بخش فلسفی دارد و به خاطر این واژه ها هر زبانی برای خودش محدودیت ها و امکاناتی دارد.در چند زبان دنیا ت هست؛ اما در فارسی نیست. این مثال جالب است: رضا خانی در یک مراسم تلویزیونی دعوت بودند که مجری از او پرسید: «از شما کت به زبان های دیگر ترجمه شده است؟» گفت: «بله، "منِ او" به چند زبان ترجمه شده است. فقط یک نکتۀ جالب پیش آمد: مترجم عربی که می خواست کتاب را ترجمه کند، می پرسید: این "انا هو" است یا "انا هی"؟ و من در جواب گفتم: «نمی دانم!» ببینید، می گوید فرا تی فکر کرده ام، آن هم نویسنده ای که مدت ها با داستانش زندگی کرده است! این ت نداشتن خودش امکان زبانی ماست.»«می باشد» غلط می باشدو اما یکی دیگر از آفت هایی که زبان ما به آن دچار است، استفاده از فعل ها و واژه هایی است که نه در ادبیات کهن جایی دارند، نه در گپ وگفت های مردم به کار می روند و فقط میان متن های خشک یا اداری و رسمی جا خوش کرده اند: «برخی غلط ها در گفتار فارسی هم آمده اند، مثل سبزیجات که با نشانۀ عربیِ «ات» جمع بسته شده و به نظر عده ای معنای نوعِ سبزی دارد. فراموش نکنید که زبان گفتار، زبان طبیعیِ هر ملتی است.زبان نوشتار در همۀ زبان ها به طور کلی به حساب می آید. کلمه ای که در گفتار نباشد، در متون کهن هم نباشد و فقط در زبان نوشتار باشد، غلط است و نشان می دهد که طبیعت زبان هنوز آن را نپذیرفته است؛ مثل کلمۀ «مرحومه» که محال است در گفتار طبیعی فارسی بیاید یا «می باشدِ» معروف! از قدیم، فعل های جعلی در فارسی ساخته شده، مانند «چربیدن». چون در گفتارِ فارسی آمده است، بی ایرادند و به تازگی مردم «بزنگ» و «بپیامک» هم می گویند که نظر عمدۀ ویراستارها این است که عیبی ندارد؛ چون با همین کارها زبان زایا می شود.»وقتی عربی زبان باکلاسها بود! شاید باورش سخت باشد؛ اما هیچ وقت در تاریخ خود، به زبانمان افتخار نکرده ایم و همیشه چشممان به مرغ غازگونۀ همسایه بوده است! باقری که برای تدریس ویرایش و درست نویسی به ۱۱ شهر ایران رفته است، با بیان این مشکل می گوید: «هیچ وقت زبان فارسی برای فارسی زبان ها زبان باکلاسی نبوده است! تا قبل از مشروطه، زبان عربی زبان باکلاسی بود و زبان علم و تمدن و دقت ورزی به شمار می رفت.ابوریحان بیرونی دو مرتبه در کتاب هایش از زبان فارسی بد می گوید و آن را ضعیف می خواند! بعد از مشروطه، تا مدتی زبان فرانسه زبان روشنفکرها بود و پس از انقلاب هم زبان انگلیسی. ما افتخاری به زبان خود نمی کنیم. این افتخار به معنای افتخار حکومتی یا افتخار فرهیختگان نیست. افتخار به این معنا که تودۀ مردم زبان خودشان را دوست داشته باشند و از آن ذوق کنند. تا قبل مشروطه، هم زبان دربار و هم زبان علم به شدت عربی زده بوده است. اما باز جالب است که همان زمان فقط واژه های عربی را وارد می د و کاری به ساخت و دستور عربی نداشتند.شما تصور کنید بعد از مشروطه چاپ آمد و دیگر کل مردم می توانستند بخوانند و بنویسند. آن وقت، نام رو مه را می گذارند «وقایع اتفاقیه»، درحالی که هم چاپ و هم رو مه نگاری از غرب وارد شده است. چرا؟چون آن زمان عربی باکلاس بود. بعد از مشروطه یک سری نویسندگان شروع می کنند به ساده زبان، مثل بهار و دهخدا و جما اده و فروغی و خانلری. این تلاش چندساله باعث می شود زبان فارسی ساده شود که در نوع خودش انقلاب است و اتفاقی می افتد این است که زبان معیار ما به بهترین شکل ممکن شکل می گیرد، با کمترین تغییر در دستور. برای نمونه، «را» قبلاً حرف اضافه بود، مانند «او را گفتند» و الان دیگر فقط نشانۀ مفعول است. امروزه، دیگر عربی باکلاس نیست؛ اما جایش را به فارسی نداده و به انگلیسی داده. مدت هاست که دیگر، واژه ای از عربی وارد نمی کنیم؛ اما حدود ۵۵درصدِ واژهای امروزِ فارسی عربی است.»وقتی «تندرو»، «بی آر تی» شددر این اوضاعی که زبان در خطر است، شاید نوک پیکان بیشترِ انتقادها به سمت فرهنگستان باشد. اما باید گفت فرهنگستان در مقاطعی در واژه سازی موفق بوده است و آنجایی دچار مشکل شده که خواسته عادت ذهنی مردم را از یک واژه تغییر دهد. این مدرسِ دوره های ویرایش و نگارش دراین باره چنین می گوید: «واژه های فرهنگستان بسیار عالی اند. فرهنگستان در حد وظیفه خودش، یعنی ساختن واژه، انصافاً خوب عمل می کند؛ اما عملکردش در بازاری و روابط عمومی بسیار ضعیف است.برای شما یک مثال می زنم: فرهنگستان در برابر واژۀ «سوئیت» واژۀ «سراچه» را پیشنهاد کرده است. «سوئیت» را ما از انگلیسی گرفته ایم و با املای عربی می نویسیم! نکته اینجاست: مردم وقتی به واژه ای عادت کنند، دیگر تغییردادنش سخت است. فرهنگستان باید زود واژه سازی کند و زود بین مردم جا بیندازدش. پس واژۀ خوب می گذارد، اما در زمان بد.اعتراض به فرهنگستان چیز تازه ای نیست و از همان فرهنگستان اول که به راه افتاد، اعتراض ها به واژه های تولیدی اش مطرح می شد. جالب است بدانید قبلاً برای محصّل دبستان کلمۀ «طلبه» به کار می رفت که فرهنگستانِ آن زمان کلمۀ «دانش آموز» را برایش انتخاب کرد. خیلی ها مس ه اش د و گفتند: «پس لابد تخته پاک کن هم باید بشود دانش مال!» اما الان این واژه جاافتاده است.البته مزیت گذشته ها این بود که رسانه ها و تولید متن و جمعیت مردم کم بود و جاانداختن واژه راحت تر بود. شما الان چطور می توانید به مردم بگویید به «بی آرتی» بگویند «تندرو»؟ یادم هست آقای قالیباف زمان معرفیِ این سیستم جدید حمل ونقل، حرفش را قطع کرد و گفت: «ما امیدواریم هرچه زودتر فرهنگستان واژۀ مناسبی انتخاب کند که ما مدام مجبور نباشیم بگوییم بی آرتی!» یک ماه بعد فرهنگستان واژۀ «تندرو» را جایگزین کرد؛ اما یک ماه برای مردم زیاد است! آیا مردم معنی بی آرتی را می فهمند؟ یا می توانند آن را راحت بنویسند؟ نه. اما سختی و راحتی یا کوتاهی و بلندی کلمه مهم نیست، زودآمدنش مهم است. هر واژه ای زودتر به گوش مردم برسد، برنده است.»خوش شانسیِ برخی واژه ها گذشته از تمام واژه های بدشانسی که فرهنگستان نتوانست آن ها را سرِ زبان مردم بیندازد، معدود واژه های سعادتمندی بوده اند که موفق شده اند به زندگی روزمرۀ مردم راه پیدا کنند: هواپیما، فرودگاه، یخچال و دانش آموز واژه های خوشبخت فرهنگستان قدیم اند و یارانه و احتمالاً پیامک از آ ین های این گروه به حساب می آیند. آقای باقری، ضمن تأیید این نکته، می گوید: «دربارۀ واژۀ «یارانه» آقای مشاهی در کتابِ «از واژه تا فرهنگ» می گوید: «آقای حبیبی، رئیس وقت فرهنگستان، به من گفت این ت می خواهد سوبسیدها را هدفمند کند.کاش واژۀ جایگزینی برای سوبسید داشتیم.» آقای مشاهی می گوید: «بگذارید یارانه.» می پرسد: «چرا یارانه؟» در جواب می گوید: «مولوی شعری دارد که در آن یارانه را به معنای کمکی، به کار برده است.» حالا ببیند. آقای مشاهی فاصلۀ ۷۰۰، ۸۰۰ساله را پر می کند و یک واژه را به چرخۀ زبان برمی گردانَد. حالا شما فرض کنید ت یک ماه می گفت «هدفمند سوبسیدها» و پس از این یک ماه، می گفت: «آقا، هدفمندی یارانه ها.» چه اتفاقی می افتاد؟ ی آن را قبول می کرد؟وقتی رسانه هم بی خیال زبان فارسی است چرا به زبان فارسی افتخار نمی کنیم؟
تقریباً هر کلمۀ بیگانه ای که رواج پیدا کند، به سختی با تغییر روبه رو خواهد شد. این قضیه الان با فراوانی رسانه ها مشکل تر هم شده است. فقط یک راه برای تغییر و جایگزینیِ این واژه وجود دارد و آن همکاری تمام قدِ رسانه هاست. به نظر این ویراستار: «جایگزین یک واژه کار سختی است؛ چون مردم قبول نمی کنند که دست از عادت ذهنی شان بکشند؛ همان طورکه قبلاً به واژۀ «دانش آموز» می خندیدند. برای همین، اگر بخواهید واژه ای جا بیندازید، همۀ رسانه ها باید همکاری کنند. خوش شانس ترین واژه برای تغییر «پیامک» بود. مهران رجبی قوی ترین ی بود که «پیامک» را به تلویزیون آورد، به سریالی در ماه رمضان سال ها پیش، به گمانم «سه درچهار».در این سریال هیچ تلفن همراه نداشت و موبایل یک پدیده به حساب می آمد. وسط دعوا و درگیریِ ، صدای دینگ دینگِ گوشی او می آمد. می گفت: «یه پیامک اومده. یکی می خواست بره تونس. نتونس!» در هر قسمت ده بار کلمه پیامک را تکرار می کرد و... . گذشته از این، همۀ رسانه ها از این واژه حمایت د و به کارش بردند.حتی برنامۀ نود هم کوتاه آمد. بااین همه، عده ای از مردم هنوز می گویند: «اس ام اس.» نصف دیگر می گویند: «مسیج» و نصف سوم (!) هم «پیامک». تازگی ها نصف چهارمی پیدا شده اند که می گویند: «اس دادم!» بله، اگر می خواهیم واژه ای بین مردم جا بیفتد، باید آن را در دهان جواد رضویان بگذاریم، نه اینکه فرهنگستان بخشنامه اش کند. رسانه ها هم باید پشت کار را بگیرند، نه اینکه مس ه کنند!»چطور از واژۀ «موش واره» خج نکشیم؟
درازآویز زینتی، دووَ ف و کش لقمه واژه هایی هستند که به اشتباه به فرهنگستان نسبت داده شده اند و همین بهانه ای شده است برای تمس و متهم فرهنگستان به ساختن واژه های نامناسب. به گفتۀ باقری: «واژه هایی مثل دووَ ف و کش لقمه و... کار فرهنگستان نیست؛ اما به شما قول می دهم همین واژه ها هم، اگر «به موقع» آمده بودند، رایج می شدند و الان مردم به هم می گفتند: «بریم کش لقمه بخوریم.» الان فرهنگستان به جای «سایدبای ساید» واژۀ «هم بر» را گذاشته که هم کوتاه است، هم فارسی، هم خوش آهنگ و هم معنی را منتقل می کند؛ اما واکنش مردم به این معادل سازی چیست؟ بعضی به فرهنگستان انتقاد می کنند که واژه های پیشنهادی اش دقیق نیست.اصلاً مگر همۀ معادل سازی ها دقیق است؟ همین «فرودگاه» که معادل خوبی به نظر می رسد، دقیق است؟ مگر فرودگاه فقط محل فرودآمدن است؟ پس بلندشدن (صعود) چه می شود؟ اما قصه همان است که گفتم: اگر زود بگویند و جا بیفتد، اصلاً این دعواها رخ نمی دهد.برخلاف ما، آغوش انگلیسی زبان ها به روی واژه های جدید باز است؛ مثلاً یک محصول برای رایانه می سازند و چون شبیه موش است، نامش را «موس» می گذارند و مردم هم قبول می کنند. دقت کنید: خودِ «موس» را می گویند، صاف و رک! یعنی فارسی اش می شود: «موش.» اما می دانند که مردم نمی پذیرند. پس کمی جدی ترش می کنند و می گذارند: «موش واره.» اما باز مردم قبول نمی کنند. یا شما فکرش را ید: محصولی آنجا تولید می شود و نامش «لپ تاپ» می شود.لپ تاپ یعنی روی رانِ پا! اگر این محصول در ایران تولید می شد و اسمش «رو رونی» بود، مردم چه واکنشی نشان می دادند؟! لپ تاپ دقیقاً به همین معناست. فکر نکنید واژه های انگلیسی معانی بلد و ژرفی دارند. همه همین است. آن ها دنیا را خیلی ساده می بینند.»زبان فارسی دلسوز نداردحالا با این همه مانور واژه ها و ساخت های بیگانه در زبان فارسی و هرچه بیشتر منزوی شدن زبان فارسی، شاید بیش از هر زمانی لازم باشد که زبان پارسی را پاس بداریم. مدرس ویراستاری می گوید: «مشکل اینجاست که ما بازاری بلد نیستیم! بازاری به معنای عام کلمه. به آن معنی که وقتی از گ می پرسند تو چه کاره ای؟ می گوید: «من بازاریاب هندم!» بازاری یعنی شما این هنر را بلد باشید که بتوانید خوبی های چیزی را ارائه کنید و مردم را قانع کنید به آن اقبال نشان دهند.الان از زبان فارسی چه قدرت ها، امکانات، شگردها و زیبایی هایی ارائه شده است؟ هیچ! برای همین است که ما به آن علاقه مند می شویم. ما بلد نیستیم زبانمان را جذاب ارائه کنیم. پذیرش مردم برای زبان فارسی کم است و باکلاسی، الان، در انگلیسی است. قبلاً اسم بیسکوئیت «مادر» بود، الان شده است « های بای». زبان فارسی رها شده است و حتی بین مسئولان هم حمایتی از آن نمی شود. زبان فارسی برای مردم مهم نیست. برای مسئولان هم ما متن های سخنرانی های رؤسای جمهور ایران را بررسی کردیم. هیچ نشانی از دغدغه مندی شان به زبان فارسی نیافتیم. فقط انقلاب است که دلسوز زبان فارسی است که به تازگی هم کت شامل سخنرانی های ایشان دربارۀ زبان فارسی منتشر شده است، به نام «امین زبان فارسی». زبان فارسی رها شده است، به دادش برسیم!»
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری میزان، فاطمه فاطمی فارغ حصیل ای ادبیات و زبان فارسی از تهران و عضو سابق لویی جرگه با اشاره به روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار، در رابطه با جایگاه ارزنده این شاعر ایرانی گفت: «محمد حسین بهجت تبریزی» متخلص به شهریار شاعر بزرگ و بلند آوازه ایران شخصیت جهانی، فرا ملی و منطقه ای دارد.وی با بیان اینکه اشعار شهریار با زندگی مردم ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارد، اظهار داشت: شعرهای شهریار عرفانی، عاشقانه و مذهبی است و اشعار ایشان به دلیل اینکه خاستگاه آن زبان فارسی است برای مردم افغانستان شناخته شده است، مردم با فرهنگ و فرهنگ دوست افغانستان اشعار این شاعر بزرگ ایران را می شناسند و به آن علاقه دارند. زبان و ادبیات فارسی در ادامه خاطرنشان کرد: برای نمونه شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا/ نوش دارویی و بعد مرگ سهراب آمدی/ سنگدل می خواستی زودتر حالا چرا/ از اشعار زیبای شهریار است و به یاد دارم که خواننده های افغانستان از روی آن آواز خلق کرده اند.فاطمی در ادامه به سروده شهریار در وصف مولای متقیان حضرت علی (ع) اشاره داشت و گفت: همچنین شعر علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه هما را از جمله اشعار زیبای این شاعر بلند آوازه است و نشان دهنده علاقه مردم افغانستان به شعر فارسی و است و اینکه شهریار نیز برای مردم افغانستان گرامی است و مردم افغانستان اشعار او را می خوانند.وی در رابطه با نقش زبان و ادبیات فارسی در یکپارچگی وحدت ملی کشورهای فارسی زبان منطقه و تاثیرگذاری آن بیان کرد: اشعار شهریار که پیشرو در زبان فارسی است در کشورهای آذربایجان و سایر کشورهای فارسی زبان منجر به اتحاد و آنها می شود و یکرنگی و همگرایی را بین ملت های فارسی زبان بیشتر می کند.عضو سابق لویه جرگه با اشاره به محبوبیت اشعار فارسی در کشورهای اروپایی و آلمان گفت: اشعار شاعرانی مثل مولوی و حافظ سخن آنها بردل نشسته است و آنها این اشعار را به زبان خود ترجمه و استفاده کرده اند، کشورهای پا تان، هند و شبه قاره و مردم اردو زبان اشعار فارسی را تکلم می کنند و به غیر از شاعران ایران، تاجی تان و افغانستان شاعرانی هستند که شعر فارسی می سرایند.فاطمی با بیان اینکه در کشور تاجی تان که از ا شوروی سابق است، زبان فارسی جایگاه خوبی دارد، بیان کرد: آنها زبان اصلی خود را فراموش نکرده اند، زبان و ادب فارسی عامل اتحاد، هماهنگی، همگرایی و دوستی بین ملت های شرق آسیا و اقیانوسیه است و باید گسترش یابد تا صلح، دوستی، فرهنگ و ارتقای فرهنگی در کشورهای منطقه افزایش یابد. زبان و ادبیات فارسی افغانستانی با اشاره به اینکه آثار شاعران فارسی زبان از جمله مولانا، حافظ و سعدی دارای محبوبیت جهانی است، خاطرنشان کرد: زبان فارسی در کشورهای منطقه از جمله هند و پا تان نیز جایگاه ویژه ای دارد، به عنوان مثال علامه اقبال لاهوری باوجود اینکه فارسی زبان نبوده است اما اشعار فارسی زیبایی را سروده است.فاطمی زبان و ادبیات فارسی را عامل وحدت بین ت ها دانست و بیان کرد: زبان و ادبیات فارسی عامل ارتقای صلح و فرهنگ می شود.وی در رابطه با تأثیر زبان قرآن کریم که عربی است بر زبان و ادبیات فارسی، گفت: زبان فارسی با زبان عربی دارای اشتراکاتی است و کلماتی از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است.عضو سابق لویه جرگه گفت: زبان قرآن عربی است و زبان عربی در زبان فارسی تاثیر گذاشته است، اشعاری بعد از سروده شده است بیت ها و ردیف و وزن آن به زبان عربی است.فاطمی با بیان اینکه زبان ها از دینی به دین دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل می شوند، خاطرنشان کرد: در زبان عربی واژه های فارسی وجود دارد در زبان فارسی هم به این صورت است، وقتی قرآن می خوانیم بر زبان فارسی هم اثر می گذارد همچنان که شاهد هستیم که شعرای فارسی زبان شعرهای عربی نیز سروده اند. زبان و ادبیات فارسی در ادامه افزود: شاعران بسیاری بعد از تشرف به دین تحت تاثیر این زبان قرار گرفتند و در اشعار برخی شعرا از جمله حافظ نیز تاثیر زبان و کلام عربی را مشاهده می کنیم که در برخی اشعار واژه های عربی استفاده شده است.فاطمی با بیان اینکه آثار فوق العاده ای در نظم و نثر زبان فارسی داریم، اظهار داشت: این آثار به زبان های دیگر نیز ترجمه شده و گسترش آن از مرزهای کشورهای فارسی زبان فراتر رفته است و در کشورهایی مثل هند و چین که تحت استعمار قرار داشته اند وارد شده است.وی در رابطه با هواداران زبان فارسی در کشورهای دیگر و اینکه بسیاری از دانشجویان غیر فارسی زبان علاقه مند به آموزش این زبان هستند، بیان کرد: این علاقه مندی مردم جهان به زبان فارسی مربوط به اشعار زیبایی است که شاعران فارسی زبان سروده اند و در ایران نیز تهران دانشجویان غیر فارسی زبان به فراگیری این زبان مشغول هستند.عضو سابق لویه جرگه با اشاره به 14 قرن تلاش و زحمت شاعران فارسی زبان در عرصه شعر و فراز و فرودهای شعر فارسی، گفت: شخصیت های فراوانی در این سالها ظهور د و که حاصل آن اشعار در موضوعات مذهبی، عرفانی، عاشقانه و بزم و رزم را شاهد هستیم که وقت بیشتری را برای صحبت در باره آن می طلبد.فاطمی با اشاره به تاریخ زبان و ادبیات فارسی گفت: زبان فارسی باعث افتخار کشورهای فارسی زبان است و باید برای گسترش فرهنگ و ارتقای آن کوشا باشیم چرا که این زبان حاوی نکات پرباری است. زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه گستره زبان فارسی از اسان بزرگ تا بغداد و چین بوده، مطرح کرد: باید در راه ارتقای فرهنگ فارسی کوشا باشیم و سعی کنیم تا این زبان پربارتر و با شکوه تر باشد تا این مسیر پ یچ خم را ادامه یابد.فاطمی در رابطه دلیل محبوبیت اشتیاق غیر فارسی زبانان به زبان فارسی گفت: آثار فوق العاده ای نظم و نثر زبان فارسی اشتیاق غیر فارسی زبان ها را بر می انگیزد و برخی افرادی تألیفاتی در رابطه با زبان فارسی دارند، مردم جهان احساس و شعر فارسی را دوست دارند و زیبایی که در زبان و فارسی است در هیچ زبان دیگری نیست. زبان و ادبیات فارسی در ادامه افزود: وقتی بخواهیم شعر را ترجمه کنیم وزن شعر از بین می رود و از آنجا که بهتر است شعر به زبان خودش خوانده شود، علاقه مندان زبان فارسی به یادگیری این زبان می پردازند و شعرفارسی اشتیاق مردم جهان را برای یادگیری این زبان زیاد می کند.وی با بیان اینکه ایران به عنوان پایگاه زبان و ادبیات فارسی است، خاطرنشان کرد: ایران در گسترش وحدت بین فارسی زبان نقش دارد و باید تلاش کنیم تا صلح و آرامش برابری، برادری را توسط زبان و ادبیات فارسی برای کشورهای منطقه به ارمغان بیاوریم./انتهای پیام/
یو گویلی، بنیان گذار گروه زبان وادبیات فارسی دانشکده آسیا و آفریقای مطالعات زبان های خارجی پکن می گوید: گلستان سعدی هم به عنوان یکی از کتاب های معروف ادبیات فارسی در جهان و هم به عنوان یک کتاب درسی آموزش دین در چین به حساب می آید؛ یعنی مسلمانان چین اگر بخواهند درس بخوانند، باید حتما این کتاب را بخوانند. گلستان را در مساجد چین تدریس می کنند و قدمت تدریس آن در چین بیش از 500 سال است.گلستان سعدی کتاب درسی آموزش دین در چین است/ تدریس آثار سعدی در چین قدمت 500 ساله داردبه گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سعدی شاعر سخنور فارسی که به سخن معروف است، شهرتش، بیش و پیش از دیگر شاعران ایرانی به آن سوی مرزهای ایران رسید. حتی در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه نیز او را می شناختند و اشعارش را می خواندند. بوستان و گلستان و حتی غزلیات سعدی در جای جای جهان مورد توجه پژوهشگران ادبیات و اخلاق قرار گرفته است، به همین دلیل در آستانه اول اردیبهشت که به عنوان روز بزرگداشت سعدی در تقویم ملی ما ثبت شده، به سراغ خانم یوگویلی، ، موسس و مدیر گروه زبان وادبیات فارسی در مطالعات زبان های خارجی پکن رفتیم که خود را یک ایران شناس از طریق کلیات سعدی می داند . س ت او در چین، سختی هایی برای برقراری ارتباط و گفت وگو با او به همراه داشت اما نتیجه کار که یک بحث مفصل و جالب درباره جایگاه سعدی و آثار او در چین است، سختی ها را به شیرینی مبدل کرد. این گفت وگو را در ادامه می خوانید.
ابتدا به صورت مختصر خود را معرفی کنید و بفرمایید که مشغول چه کاری هستید؟ «یوگویلی » اهل «خی لون جیان» در شمال چین هستم. «یو» فامیل من و «گویلی » اسم کوچک من است، چون در چین ابتدا فامیل و سپس اسم کوچک می آید. از سال 1997 میلادی به ایران سفر و به مدت 10 سال در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و ی در دانشکده ادبیات فارسی تهران تحصیل . مدرک ی خود را در سال 2006 دریافت . پایان نامه ام را با عنوان «جلوه های نقاشی چینی در ادبیات فارسی» با راهنمایی زنجانی و ستوده، با نمره 20 دفاع و در سال 2009 به عنوان مدرس زبان فارسی در مطالعات زبان های خارجی پکن انتخاب شدم و گروه زبان و ادبیات فارسی را در آنجا تاسیس . از سال 2009 تا امسال که حدود 9 سال است، دو گروه دانشجوی لیسانس از گروه زبان و ادبیات فارسی در مطالعات زبان های خارجی پکن فارغ حصیل شده اند و الان در سومین دوره گروه زبان وادبیات فارسی، 22 دانشجو در حال تحصیل هستند. در سال پیش یعنی سال ۲۰۱۷ کتاب آموزش زبان فارسی ابتدائی با همکاران چینی را چاپ کرده ام. کتاب دستور چینی (shk) برای چینی آموزان ایرانی در سطح عالی را با خانم آزاده چاپ کرده ام. همچنین یک کتاب با عنوان «گام اول» با همکاری اساتید بنیاد سعدی نوشته ام، که در مرحله چاپ است. کتاب «گزیده ادبیات فارسی» را هم که در سال 20۱6 در انتشارات علامه طباطبایی به چاپ رساندم، الان به چاپ دوم رسیده است. برگردان کتاب ادبیات چینی را هم با همکاری خانم باقری در سال 20۱6 به چاپ رس م. دو کتاب «برنامه درسی بین المللی آموزش زبان چینی » و « ۸۰۰ هیروگلیف کاربردی زبان چینی» در سال 2010 در انتشارات خودمان به چاپ رسید و کتاب «آشنایی با فرهنگ ایران پژوهش و نگارش یک ایران شناس چینی » که مثل یک سفرنامه است را هم در دایره المعارف ایران شناسی در سال ۲۰۱۲ به چاپ رساندم. همچنین طی این 9 سال بیش از 10مقاله از من در مجلات ایرانی مثل حافظ و مجلات بخارا و مجلات چینی مثل گزارش توسعه ایران از انتشارات اسناد علوم جامعه به چاپ رسید.به جز پژوهش علمی تبادل و به جز تالیف و ترجمه کتاب، در در زمینه جاده ابریشم هم فعالیت می کنم. مثلا در حال حاضر در حال ترجمه کتاب «کنفوسیوس» به زبان فارسی هستم. همچنین در کنار این فعالیت ها یک سری خدمات اجتماعی هم دارم، مثلا طی این 9 سال همیشه در برنامه های ملاقات مقامات ایران و چین، کنفرانس ها و سمینارها به عنوان مترجم همزمان حضور داشته و دارم.
سعدی را چقدر می شناسید و به نظر شما ویژگی های شعر سعدی چیست؟
سعدی دو کتاب بوستان و گلستان دارد که این دو از لحاظ ارزش هنری دارای سه ویژگی برجسته هستند. خیال پردازی، شکل دادن و زبان شعر سعدی که بسیار زیبا است و این ویژگی ها با اخلاق ی هماهنگ شده است. اگر از زاویه شکل آثار ادبی به این دو کتاب نگاه کنیم، پدیدار شدن این دو اثر ابتدا نوآوری به حساب می آید، یعنی هر چند که شاعران پیشین سعدی آثاری دارند ولی شعری مانند شعر سعدی در گلستان پدید نیامده است. چنان که از تاریخ نثر فارسی برمی آید، پیش از روزگار سعدی و هم در زمان وی دو سبک در نگارش نثر فارسی مرسوم بوده است. یکی ساده نویسی که شیوه نوشتن کتاب های علمی بوده است. از دیرگاه نثر مرسل در بیان مقصد علمی به کار می رفته و تا امروز نیز همین شیوه به کار می رود و دیگری نثر فنی است که خود دارای چند شیوه است.باید دانست که سعدی در نگارش گلستان اگرچه به شیوه پیشین هم پرداخته، ولی آغاز تا انجام اثر، بر تازگی سخن و نوآفرینی و چیره دستی نویسنده گواهی می دهد. سعدی با ژرف شی در آثار پیشینیان، اثری بدیع در نثر فارسی و شا اری در مقامه نویسی پدید آورده است که هرگز زمان دست تطاول در آن نمی گشاید و هنوز هم پس از 700 سال تروتازگی و زیبایی دیرینه ای را نگاه داشته است. پس از سعدی هیچ یک از شاگردان مکتبش به پای وی نرسیدند. یعنی تا به امروز افراد زیادی آثاری تولید کرده اند، اما به آثار سعدی نمی رسند و تاکنون ی به درستی نتوانسته همه این لطیفه ها را دریابد.شیوه سعدی که به قول یکی از محققان باید آن را شعر منثور نام داد، در نثر فارسی تاثیری شگفت برجای گذاشت و باعث شد که نویسندگان دیگر هم بکوشند تا به پیروی از این نویسنده بزرگ از نثر فنی پیروی کنند. سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان ایران است. معروف است که زندگی او سه بخش داشته است. یک سوم اول عمر او به آموزش دانش های زمان گذشته است. یک سوم میانی عمرش به گردش و سیاحت در کشورهای مختلف از بغداد و شام گذشته است، که این دوره تقریبا سی سال به طول انجامیده و حتی به چین هم رسیده است. سعدی ثلث آ عمر خود را در وطن اصلی اش، شهر شیراز گذرانده و در آنجا به خلق آثار ارزشمندش به نظم و نثر مشغول شده است.آنچه که از زندگی سعدی معلوم است، این است که وی به خاندان تعلق داشته است، چنان که خود گفته است همه قبیله من عالمان دین بودند. سعدی در کودکی یتیم شده، او پس از اتمام تحصیلات ابت در شیراز، برای ادامه تحصیل به بغداد رفته و در مدرسه نظامی آن شهر که یادگار نظام الملک طوسی است، به تحصیل علوم شرعی پرداخته است. سعدی در روزگار خویش آفاق بوده است. آثار سعدی از همان زمان زندگی خود او در سرتاسر مناطق پارسی زبان شهرت یافته بود، اما معلوم است که شهرت او پس از مرگش به مراتب بیشتر شده است، چنان که یک جهانگرد معروف عرب به نام «ابن بطوطه» گزارش کرده است که چون به چین رسید و همراه پسر بزرگ چین به ساحل دریا رفت، خنیاگران به دستور او به آوازخوانی پرداختند و ترانه ایشان این غزل سعدی بود که:«تا دل به مهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام/ چون در ه ام گویی به محرابم دری». امروز کتاب بوستان و گلستان سعدی برای مسلمانان چین تدریس می شود، یعنی مسلمانان چین 13کتاب تعلیم دینی دارند که یکی از این کتاب ها بوستان و گلستان سعدی است.
ماجرای آشنایی شما با شعر سعدی چیست و چه چیزی باعث شد که شما به سراغ شعر سعدی بروید و به مطالعه و تحقیق درباره آن علاقه نشان دهید؟
من از سال 1997 میلادی وارد ایران شدم. 9 ماه در موسسه دهخدا زبان فارسی خواندم. بعد وارد تهران شدم و در دانشکده ادبیات فارسی، با دانشجویان ایرانی شروع به تحصیل . یادم است که اولین کلاس من با زنجانی که صاحب تصحیح گلستان است، بود و به بچه ها گلستان سعدی درس می داد. جلسه اول من از کلاس ایشان هیچ چیز نفهمیدم ولی از خواندن متن سعدی بسیار لذت بردم و هنوز در ذهنم است: «منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...». درست است که آن زمان تمام بیت ها را نفهمیدم ولی از خواندن این نوع متن فارسی سلیس سعدی لذت بردم و از همان روز اول بود که تصمیم گرفتم که در آینده بیت به بیت این کتاب را خوب مطالعه کنم. به خوابگاه برگشتم و به کمک بچه های ایرانی و طی چهار سال لیسانس، کتاب گلستان و بوستان سعدی را یک دور به صورت بیت به بیت و مو به مو خواندم.
سال 2006 مدرک ا از تهران دریافت و تا سال 2009 قرار شد که من برای تاسیس زبان فارسی به مطالعات زبان های خارجی پکن بروم، در طول این سه سال مشغول جمع آوری کتاب های آموزشی برای دانشجویان خودم شدم. خوشبختانه در همین مدت با مصباح آشنا شدم که ایشان، گوینده آثار مولوی، حافظ، سعدی و بزرگان ادبیات فارسی هم بود و خودش بعضی مواقع به عنوان مجری برنامه ادبی هم در کانون های مختلف ادبی، فعالیت می کرد. ما اشعار بوستان سعدی را ضبط کردیم که حاصل کار هم خیلی خوب شد. در زمان ضبط این آثار من بیشتر به سعدی علاقه مند شدم. یک سری این کتاب ها هنوز چاپ نشده ولی در چین مورد استفاده بچه ها قرار گرفت. همچنین سال 2017 در همایش بین المللی «کنفوسیوس و سعدی در دوران معاصر؛ بزرگان فرهنگی و تاثیرات آن ها» شرکت و در آنجا مقاله ای در بررسی و مقایسه آموزش سعدی و کنفوسیوس را ارائه و تحویل دادم.در چین سعدی و شعر او چقدر شناخته شده است و چه کارهایی در جهت معرفی او انجام شده ست؟
در چین بازتاب هایی از اشعار سعدی وجود داشته است، ولی در این زمینه، افراد ادبیاتی و نویسنده بیشتر به اشعار سعدی می پردازند. یک سری از این افراد، انی هستند که فارسی می دانند، مثل مدرسان و اساتیدی که زبان فارسی را در های چین تدریس می کنند و می توانند از کتاب فارسی استفاده کنند. یک سری هم افرادی هستند که زبان انگلیسی را خوب می دانند، چون بعضی کتاب های سعدی به زبان انگلیسی هم وجود دارد و یک سری افراد هم می توانند کتاب سعدی را که به زبان چینی ترجمه شده را بخوانند و آن را بفهمند. ولی این افراد خیلی محدود اند، چون کمتر پیش می آید که افراد عادی با کتاب سعدی آشنا شوند، چون او را نمی شناسند. ولی مثلا شعر معروف «بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند» چون در سازمان ملل آویخته شده، به زبان چینی هم ترجمه شده است که این شعر را بیشتر در آثار ادبی و نوشته هایی می بینیم و مورد علاقه قرار گرفته است. هر دو کتاب بوستان و گلستان، یعنی هم آثار نظم و هم آثار نثر، چه در زبان فارسی، چه انگلیسی و چه به زبان چینی را همه دوست دارند ولی مشکل اینجاست که تعداد نسبتا کمی با این آثار آشنا هستند.چند روز پیش یک همایش با عنوان «گردهمایی نویسندگان چین و ایران؛ حفظ و نوآوری فرهنگی» با همکاری شهر کتاب ایران، آکادمی ادبیات لوسون، انجمن نویسندگان چین با حضور سه نویسنده معروف ایرانی ابوالقاسم اسماعیل پور ، جمشید خانیان و مریم برادران حقیر، به دعوت انجمن نویسندگان چین و انجمن نویسندگان شانگهای برگزار شد که این سه شاعر با رایزن فرهنگی الماسیه و نویسندگان معروف چینی دو گردهمایی برگزار د. در این همایش من دریافتم که شاعران یا نویسندگان چین نسبت به شناختن آثار سعدی که در کدام سطح قرار گرفته، علاقه مند هستند. بعضی نویسندگان چینی که فارسی نمی دانند، خودشان به خواندن آثار سعدی که به زبان چینی ترجمه شده است، می پردازند که این خود نشان دهنده علاقه آن ها به شعر سعدی است و خودشان هم گفتند که بسیار تحت تاثیر شه و زبان سعدی قرار گرفته اند و لذت شان از این آثار را برای ما بازگو د. بنابراین من فهمیدم که برای خواندن بوستان و گلستان نه فقط از آثار فارسی، بلکه حتی می توان از آثار به زبان دیگر مثل زبان انگلیسی و چینی هم با روح بلند سعدی آشنا شویم و لذت ببریم.با برگزاری این دو همایش در پکن و شانگهای، برای دومین بار بعد از انقلاب ی ایران بود که تبادل فرهنگی و ادبیات معاصر بین چین و ایران صورت گرفت. این تبادل، اولین بار سال پیش در شهر کتاب که پل ادبی ایران و چین به عهده علی اصغر محمد خانی به عهده گرفت برگزار شد، صورت گرفت و از شش نویسنده چینی دعوت شد، به ایران سفر د و در آن همایش شرکت د که خود من هم در آن همایش شرکت . در این همایش ها هم از شاعران بزرگ ایران، مثل سعدی، حافظ، مولانا یا فردوسی، هم از معاصر و رمان نویسی امروز ایران و هم از آثار قدیمی تا معاصر ادبیات چین سخن گفته شده است. از این همایش ها دریافتیم که تبادل فرهنگی و ادبی ایران و چین چقدر مفید بود و لازم است که دو کشور آثار یکدیگر را بشناسند. امیدواریم که آثار سعدی از این به بعد بیشتر و با شیوه بهتر در کشور چین شناسانده شود، چون بعد از همایش کنفوسیوس و سعدی مشخص شد که باید همایش یا کنفرانس های بیشتری برگزار شود تا چینی ها بیشتر با این آثار عظیم آشنا شوند.
در کشور چین چه ترجمه هایی از شعر سعدی صورت گرفته است؟ از چه سالی شروع به ترجمه اشعار سعدی به زبان چینی شده و چه ی ترجمه کرده است؟
گلستان سعدی در سال 2000 میلادی از سوی «جانگ هونگ نین» (متولد ۱۹۳۱ میلادی ) ترجمه شده است. ایشان دانشکده زبان شرقی پکن و همچنین عضو انجمن تحقیقات و پژوهش ادبیات زبان های خارجی چین و مدیر پژوهشگاه فرهنگ ایران در دانشکده زبان های شرقی بوده است که یکی از دیکشنری های فارسی به چینی از تالیفات این است. البته آثار ایشان زیاد است و به جز گلستان، تاریخ ادبیات فارسی، ادبیات معاصر ایران، مجموعه داستان ادبیات فارسی، لیلی و مجنون، گزیده کتاب فارسی و سالنامه تاریخ چین را نیز در کارنامه خود دارد. ایشان در سال 1992 جایزه ادبیات از طریق پژوهش بین المللی زبان فارسی تهران، در سال 1998 جایزه ادبیات و تاریخ بنیاد افشار ایران و در سال 2000 جایزه خدمت برجسته از طرف ایران را دریافت کرد و سرانجام در سال 2015 به علت بیماری سرطان از دنیا رفت.من در زندگی فقط دو بار «جانگ هونگ نین» را دیدم. در سال 2009 که ایران را به قصد چین ترک و برای تاسیس گروه فارسی به مطالعات زبان های خارجی پکن پیوستم، در یک سمینار در پکن شرکت و آنجا برای اولین بار «جانگ هونگ نین» را ملاقات و آنجا ایشان دو کتاب به من هدیه کرده، یکی گزیده داستان شاهنامه فردوسی و دومی گلستان سعدی بود و به من به خاطر تاسیس گروه زبان فارسی در مطالعات زبان های خارجی پکن تبریک گفت، از این کار خیلی خوشحال شد و این کار را به فال نیک گرفت. بار دوم در سال 2013 یا 2014 با سابقی، رایزن فرهنگی سابق سفارت ایران در پکن و به دعوت ایشان به منزل «جانگ هونگ نین» رفتم که آن موقع ایشان بیمار بود ولی باز مشغول ترجمه کت از زبان فارسی بود. آن روز تمام کتاب هایی که تا به حال تالیف کرده بود را آورد که سابقی آن ها را در کاغذی یادداشت د و به مصاحبه و گفت وگو پرداختند و من هم به ایشان کمک . یادم است که آن روز «جانگ هونگ نین» در عین صحبت گفت که کتاب فردوسی مثل چراغی است که راهنمای زندگی مردم ایران است و بوستان و گلستان سعدی مثل یک معیار اصول اخلاقی برای ایرانیان است و کتاب حافظ عشق را مثل آتشی در درون قلب ایرانیان روشن کرده است. عاشق فرهنگ ایرانی بود. وقتی که خبر مرگ ایشان به من رسید بسیار نارحت شدم و چقدر افسوس خوردم که چرا در طول این سال ها که می توانستم از ایشان استفاده کنم، این کار را از خودم دریغ و از وجود و علم شان بهره نبردم.
کتاب بوستان را «جانگ هوی» به زبان چینی ترجمه کرده است. آشنایی با جانگ هوی در سال 2009 بود . من بعد از 10 سال تحصیل در تهران به پکن برگشتم. در مطالعات زبان های خارجی پکن گروه زبان و ادبیات فارسی در سال 2009 میلادی تاسیس شد و در سال 2011میلادی آقای جانگ هوی به عنوان مدعو با این گروه همکاری داشت و این مدت همکاری نه فقط دانشجویان گروه فارسی از ایشان دانش فارسی را یاد گرفتند، بلکه خودم بیشتر از وجود جانگ هوی درس زندگی یاد گرفتم.
آقای جانگ هوی در 29 آوریل 1938 در شهر پکن متولد شد. وی در سال 1956-1958 در انستیتوی زبان های خارجی پکن زبان انگلیسی را و درسال 1958–196 در پکن زبان و ادبیات فارسی آموخت. وی عضو اداره نشریات زبان های خارجی جمهوری خلق چین و از ایران شناسان و علاقه مندان به نام فرهنگ فارسی به شمار می رود. وی در دو کورس ده ها شاگرد آشنا به زبان و ادبیات فارسی را تربیت کرد. وی در سال 1983 -1980 دبیر اول فرهنگی در سفارت جمهوری خلق چین در ایران بود. ایشان از سال1980 کار بررسی و ترجمه ادبیات فارسی به زبان چینی را آغاز کرد. و تاکنون چندین کتاب ادبی فارسی را به زبان چینی ترجمه کرده است. عمده ترین آثار ترجمه ایشان عبارتند از:
1-دیوان رودکی چاپ اول فوریه 1982 چاپ دوم 1984، چاپ سوم 2001
2-منتخبات نظامی گنجوی چاپ اول مارس 1988
3-غزلیات ایران : آثار 14 شاعر مشهور ایرانی را در بر دارد. منجمله حافظ، سعدی ، نظامی ، مولوی، سنائی، عطار چاپ اول 1988.
4-رباعیات ایران، آثار 47 شاعر مشهور ایرانی را در بر دارد، چاپ اول 1991.
5-رباعیات عمر خیام: چاپ اول 1988.
6-قابوس نامه چاپ اول 1990، چاپ چهارم 2001
7-مثنوی مولوی چاپ اول 2001(جلد پنجم از طرف ایشان ترجمه گردید)
8-فرهنگ ادبای جهان که در آن 13 نویسنده و شاعر ایرانی معروف شده اند . چاپ
اول 1988
9-فرهنگ شعر جهان که در آن ده ها شاعر ایرانی همراه آثار آنها معرفی شده اند. چاپ اول 1994
وی همچنین ده ها مقاله راجع به ادب و فرهنگ فارسی در رو مه ها و مجلات چین منتشر کرده است. رئیس جمهوری ایران آقای خاتمی در سال 2000 در موقع سفر به چین به آقای جانگ هوی تقدیر نامه "دانشمند برجسته" اعطا کرد.یک نفر دیگر هم به نام «یانک ون باو» که مسلمان هم هست، گلستان سعدی را به زبان چینی ترجمه کرده که این کتاب در سال 2012 به چاپ رسیده است. همچنین یک به نام «سیو جین فو.»، گلستان سعدی را از زبان انگلیسی به زبان چینی ترجمه کرده و انتشارات «ادبیات مردمی» آن را به چاپ رسانده است. یادآوری می شود که گلستان سعدی هم به عنوان یکی از کتاب های معروف ادبیات فارسی در جهان و هم به عنوان یک کتاب درسی آموزش دین در چین به حساب می آید؛ یعنی مسلمانان چین اگر بخواهند درس بخوانند، باید حتما این کتاب را بخوانند. گلستان را در مساجد چین تدریس می کنند و قدمت تدریس آن در چین بیش از 500 سال است.ایران و چین همیشه اشتراکات فرهنگی و ادبی زیادی داشته اند، یک مقدار به این اشتراکات اشاره کنید.
چین و ایران هر دو تاریخ و تمدن غنی هستند. چین و ایران دارای تمدنی غنی هستند که هردو در مسیر جاده ابریشم قرار دارند. تاریخ تبادلات این دو کشور از پیش از دو هزار سال پیش آغاز شده است. در این زمینه برای اولین بار فرستاده ای به نام جانگ چین و گن ینگ به سرزمین «سی یو» یا «منطقه غربی» که ایران هم شامل آن بود، رفتند. و این به نوعی پایه گذار روابط پیشرفته دو کشور به حساب می آید. همفکری و همدلی مردم دو کشور، نیازمند شناخت کامل تر تفکر فرهنگی متقابل دو کشور است.
به عنوان سخن پایانی هم اگر نکته ای دارید، بفرمایید.
من در راه یادگیری ادبیات فارسی سعی از کلیات ذو معنا و ارزش آثار شروع کنم و شخصیت های نامدار دوره های مختلف ایران را با هم دوره های خود در چین مقایسه کنم. چون تمیز و دریافت ذهن از دوگانگی و چندگانگی پدید می آید، برای من در هم آمیختن دو فرهنگ ایرانی و چینی، به اندازه همین کوشش کم، تمیز فرهنگی مناسبی پدید آمد، و پیشنهاد و درخواست می نمایم که با هماهنگی بیشتر بین فرهنگ دو کشور و ترجمان آثار چینی به ایرانی و ایرانی به چینی و نیز هماهنگی هر دو کشور در دیگر پدیده ها فرهنگی، خدمات شایانی به خواستاران فرهنگ، ادب و انسانیت جهانی در راستای عشق و کمال نموده باشیم.
به گزارش خبرنگار لی ، غلامعلی حداد عادل، رئیس بنیاد سعدی در ابتدای نشست خبری از آغاز دوره دانش افزایی از فردا (یکشنبه دوازدهم تیرماه) و به مدت یک ماه در تهران خبر داد و گفت: ۱۴۵ نفر از فارسی آموزان خارجی از ۴۴ کشور جهان در این دوره پذیرفته شده اند که کلاس های آن ها از فردا در علامه طباطبایی برگزار خواهد شد و خوابگاه های علامه طباطبایی در اختیار این فارسی آموزان قرار خواهد گرفت. به گفته حداد عادل کلاس های درسی این دوره آموزشی در یک ماه آتی صبح ها و به مدت ۶ ساعت تشکیل خواهد شد. این زبان آموزها بعدازظهرها در قالب برنامه های فوق برنامه از اماکن فرهنگی و تاریخی بازدید خواهند کرد.وی همچنین از سفر تفریحی این زبان آموزان به دو شهر اصفهان و کاشان به منظور بازدید از اماکن تاریخی آنها در یک دوره یک ماهه خبر داد. او دوره آموزشی امسال را مهمترین دوره ای عنوان کرد که بنیاد سعدی در طول سال های گذشته برگزار کرده است و انجام تمام مراحل ثبت نام و پذیرش فارسی آموزان از طریق فضای مجازی و شرکت داوطلبان در آزمون اینترنتی قبل از پذیرش را از تفاوت های آن با دوره های قبل برشمرد و توضیح داد: برای پذیرش در این دور ها برخورداری از حداقل دانش زبان فارسی را شرط قرار دادیم تا افرادی که در این دوره ها حضور می یابند دست کم در مرحله متوسط آموزش زبان باشند. سعی کردیم افرادی که در مرحله ابت یادگیری زبان فارسی هستند در این دوره ها شرکت نکنند و به آنان توصیه کردیم که مرحله مقدماتی زبان را در کشور خود سپری نمایند. به همین دلیل تعداد شرکت کنندگان در این دوره ها به نسبت سال ای قبل حدود 25 درصد کمتر است.طبق گفته حداد عادل بعد از فراخوانی که برای این دوره انجام شد، تعداد ۱ هزار و ۲۹۸ نفر عضو و ۴۵۲ نفر از آنها متقاضی شرکت در این دوره شدند. ۶۰ درصد زبان آموزان را خانم ها و ۴۰ درصد را آقایان تشکیل می دهند. بیشتر این افراد در رده سنی ۲۰ تا۳۰ سال قرار دارند. همچنین ۳۴ درصد این دانش آموزان دانشجوی زبان فارسی، ۳۰ درصد دانشجوی رشته های مرتبط با زبان فارسی و ۱۱ درصد هم دانشجویان رشته ایران شناسی هستند. اکثر شرکت کنندگان در مقطع کارشناسی تحصیل می کنند.350 مدرس و معلم با حمایت بنیاد سعدی به تدریس زبان فارسی اشتغال دارندرئیس بنیاد سعدی در ادامه گزارشی از فعالیت های این بنیاد ارائه داد. حداد عادل با اشاره به فعالیت 5 ساله این بنیاد گفت: این بنیاد مسئول گسترش زبان فارسی در جهان است. در حال حاضر زبان فارسی در ۳۴۰ در جهان تدریس می شود که بنیاد سعدی در بعضی از این ها، دوره های آموزشی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد منتهی به ی برگزار می کند. در تعداد دیگری از این ها، زبان فارسی به عنوان واحد اجباری و در برخی مانند پا تان و شهر لاهور هم به عنوان واحد اختیاری تدریس می شود. او با بیان اینکه بنیاد سعدی از تمامی این ها حمایت می کند افزود: در برخی از کشورها مانند لبنان، ارمنستان، صربستان، آلمان و تاجی تان زبان فارسی در سطح دبیرستان تدریس می شود. همچنین 70 نمایندگی فرهنگی در خارج از کشور دوره های آزاد زبان فارسی برگزار می کنند. تعداد فارسی آموزان آزاد حدود ۱۰ هزار نفر است.وی ادامه داد: این بنیاد برای فرزندان ایرانیان خارج از کشور در کشورهایی مانند امریکا، انگلستان، استرالیا و اتریش، کار آموزش زبان فارسی را در قالب تشکیل کلاس هایی در آ هفته انجام می دهد. همچنین در حوزه های علمیه و مدارس دینی نیز زبان فارسی تدریس می شود. به گفته حداد عادل در حال حاضر حدود 350 مدرس و معلم با حمایت بنیاد سعدی به تدریس زبان فارسی اشتغال دارند. رئیس بنیاد سعدی در زمینه کتاب های آموزشی برای تدریس زبان فارسی گفت: این بنیاد برنامه وسیعی برای تأمین مواد آموزشی لازم در حوزه زبان فارسی دارد که نتیجه آن تدوین چندین کتاب آموزشی در سال های اخیر بوده است. این متون آموزشی که در هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان فارسی تدریس خواهند شد در مجموع چهار مهارت خواندن، سخن گفتن، نوشتن و درک مطلب به زبان فارسی را شامل می شود. همچنین برنامه ای برای آموزش زبان فارسی و تقویت آن از طریق فضای مجازی طراحی شده است.به گفته او در طول سال هم دوره های کوتاه مدت یک یا دو هفته ای برای فارسی آموزانی که از یک کشور خاص به ایران سفر می کنند برگزار می شود. او آموزش زبان دوم را مست م استاندارد شدن بیان کرد و گفت: بنیاد سعدی نهایت تلاش خود را انجام می دهد تا متون آموزشی را به شکلی استاندارد به زبان آموزان خارجی آموزش دهد. از نظر سطح امتحان و طرح سوالات و همچنین از نظر تعیین سطح داوطلبین موفق شدیم آموزش زبان را استاندارد کنیم. برگزاری دوره های المپیاد زبان فارسی در کشورهای مختلف از جمله اقداماتی است که در راستای استانداردسازی آموزش زبان فارسی اجرا می شود.او تربیت مدرس زبان را از دیگر فعالیت های این بنیاد عنوان کرد. به گفته حدادعادل در سال 95 با شرکت 150 هزار نفر، ۱۲ دوره آموزشی به منظور تربیت مدرس فارسی در برگزار شده است حداقل مقطع تحصیلی این مدرسان کارشناسی ارشد زبان فارسی و یا زبان شناسی بوده است.۸۰ درصد منابع مورد نیاز برای آموزش زبان فارسی تولید بنیاد سعدی استهمچنین در این نشست خبری رضا مراد صحرایی معاون آموزشی بنیاد سعدی یکی از مهمترین تفاوت های این دوره با دوره قبل را برگزاری کلاس های تخصصی مهارت آموزشی به مدت ۹۰ ساعت عنوان کرد.صحرایی برنامه دوره دانش افزایی تابستان را پیچیده و متنوع توصیف کرد و گفت: به علت حضور حدود 200 فارسی آموز از کشورهای مختلف و با سطح زبانی مختلف از مقدماتی تا پیشرفته، برنامه ریزی برای این دوره ها کار دشواری است.او ادامه داد: امسال در سطح پیشرفته دو کلاس تربیت مدرس زبان داریم. در سال گذشته برای ایرانیان 23 دوره در داخل ایران برگزار کردیم.به گفته صحرایی حدود ۸۰ درصد منابع مورد نیاز برای برگزاری هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان فارسی، تولید بنیاد سعدی است.او مجموعه دو جلدی آموزشی – کاربردی واژه که بر مبنای سیلابس مهارتی، کتاب گام اول برای زبان آموزان سطح مبتدی،کتاب درخت زنده (جهت معرفی ادبیات ایران از انقلاب ی تا به امروز)، کتاب های لذت خواندن و ایران شناسی، مجموعه کتاب مینا و مجموعه کتاب های فانوس را از جمله متون آموزشی این دوره برشمرد.وی کتاب گام اول را نخستین و تنها کتاب زبان آموز سطح مبتدی برای زبان فارسی عنوان کرد که 60 ساعت آموزش زبان با 8 زبان واسط شامل انگلیسی، روسی، فرانسوی، آلمانی، چینی، اسپانیایی، اردو و عربی را برعهده دارد. هر کدام از این کتاب ها یک مشاور اصلی زبان دارند.صحرایی دو رمان حوزه دفاع مقدس «شطرنج با ماشین قیامت» تألیف حبیب احمدزاده و «گلستان یازدهم» که خاطرات همسر یک شهید است و همچنین رمان «کوچه اقاقیا» نوشته راضیه تجار را به عنوان کتاب هایی که فارسی آموزان جهت تقویت زبان فارسی در قالب واحدی به عنوان خواندن گسترده باید مطالعه کنند، معرفی کرد.به گفته معاون آموزشی بنیاد سعدی، جهت استاندارد سازی آزمون های تعیین سطح زبان فارسی ۱۲۰۰ سوال استاندارد شده در بانک سوالات بنیاد سعدی وجود دارد که مدام به روز می شوند و نرم افزارهایی هم برای بهره برداری آسان تر از این سوالات طراحی شده است.وی به فعالیت های بنیاد سعدی برای آموزش مجازی و به صورت آنلاین به اتباع خارجی اشاره کرد و از برگزاری 20 دوره در سال گذشته جهت آموزش به داوطلبان خارجی خبر داد و به برگزاری المپیاد زبان فارسی در ۸ کشور خارجی اشاره کرد.انتشار 18 کتاب به خط فارسی در تاجی تانحسن قریبی بنیاد سعدی در تاجی تان و رئیس پژوهشگاه فارسی و سیریلیک در شهر دوشنبه در سخنانی با اشاره به انتشار مجموعه کتاب های پزشکی در تاجی تان به زبان فارسی از ایجاد نرم افزاری با قابلیت تبدیل متون فارسی به سیریلیک و برع در این پژوهشگاه خبر داد. به گفته وی این نرم افزار به صورت رایگان و توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای استفاده عموم قابلیت پیدا کرده و با 98 درصد کارآیی دقت این نرم افزار تضمین شده است.او همچنین از انتشار 18 کتاب به خط فارسی در تاجی تان خبر داد که در سال گذشته در قالب پنج عنوان درسی با مجوز وزارت معارف تاجی تان در مقطع دبیرستان تدریس می شوند.حداد عادل و صحرایی در ادامه به سوالات خبرنگاران پاسخ داند.بودجه بنیاد 7 میلیارد تومان تصویب ولی 5 و نیم میلیارد پرداخت شدحداد عادل در پاسخ به سوال خبرنگار لی در مورد دلایل استفاده از کتاب های رمان منتشر شده در دوران پس از انقلاب و ادبیات دفاع مقدس جهت آموزش زبان و انتقال فرهنگ ایرانی و عدم معرفی متون ادبیات معاصر و ادبیات کلاسیک گفت: ما ادبیات فارسی را، ادبیاتی گسترده که شامل حداقل یک دوره ۱۲۰۰ ساله میدانیم و آن را منحصر به ادبیات بعد از انقلاب ی و یا فقط ادبیات دفاع مقدس نمی دانیم. به عنوان نمونه کتاب های آقای مرادی کرمانی که جزء ادبیات معاصر ایران است و ارتباطی به دفاع مقدس ندارد به زبان آموزان تدریس می شود. در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار لی در مورد بودجه این بنیاد، صفایی گفت: بنیاد سعدی در شروع کار خود با مشکلات مالی ت مواجه بود. در سال گذشته نیز بودجه این بنیاد 7 میلیارد تصویب ولی حدود 5 و نیم میلیارد تومان پرداخت شد. ما با این محدودیت بودجه تلاش داریم تا بودجه اضافی به ت تحمیل نکنیم.با توجه به اینکه ما بودجه مدرسین و معلمان آموزش زبان فارسی زیرمجموعه بنیاد سعدی را در کشورهای دیگر به صورت ارزی پرداخت می کنیم، رقمی در حدود 1.5 میلیون یورو خواهد شد که در مقایسه با بنیادهای دیگر مانند بنیاد یونس اِمره بسیار کم است.حدادعادل نیز با انتقاد از صحبت های حاشیه ای در مورد بودجه بنیاد سعدی تاکید کرد: ما سعی می کنیم با صرفه جویی بهترین استفاده را از بودجه داشته باشیم. رئیس بنیاد سعدی در مورد برنامه هایی که این بنیاد برای استفاده از فارسی آموزان خارجی، با بیان اینکه برای استفاده از فارسی آموزانی خارجی در بازار کار توصیه می کنیم، از فعالیت آن ها در سفارتخانه ها، رایزنی های فرهنگی و برخی از شرکت هایی که کارهای صنعتی و عمرانی انجام می دهند خبر داد و افزود: البته بسیاری از این فارسی آموزان با هدف تحقیق در تاریخ و ادبیات فارسی و ایران شناسی به قصد استفاده تخصصی اقدام به آموختن زبان فارسی می کنند.صحرایی در پاسخ به انتقاد خبرنگاران بخاطر استفاده کمتر از تصاویر ایرانی در کتاب ها جهت معرفی فرهنگ و آداب ایران، با اشاره بر اینکه بسیاری از تصاویر کتاب اصلاح شده است، گفت: تصاویری که در کتاب بنیاد سعدی استفاده می شود شناسنامه دار است، ما ع ها را از سایت شاتر استار که بنیاد سعدی نیز عضو آن است، یداری کردهیم و طراح ما آن ها را رتوش و طراحی کرد. علاوه بر آن بسیاری از ع ها نیز ایرانی است که عکاسان ما تهیه کرده اند. ما در کتاب گام اول 570 قطعه ع مستقیم گرفتیم. کتاب برای فارسی زبانان خارجی طراحی شده است و لازم است برخی از تصاویر نیز بین المللی باشد.هر جا زبان فارسی حضور داشته باشد فرهنگ ایران نیز حضور داردغلامعلی حداد عادل در بخش دیگری از سخنان خود ابراز امیدواری کرد با اهتمام ت به گسترش زبان فارسی، این زبان از جایگاهی مناسب و در خور شأن آن و همچنین فرهنگ ایرانی و ی در جهان برخوردار شود. حداد عادل همچنین از همکاری ستاد گردشگری، شهرداری تهران و بانک گردشگری و همچنین اصفهان، شهرداری اصفهان و کاشان در برگزاری هشتاد و چهارمین دوره آموزش زبان فارسی و دانش افزایی زبان تشکر کرد.او از برگزاری اختتامیه برای دوره های آموزشی فارسی آموزان در آینده خبر داد.حداد عادل در پایان تصریح کرد: پیام بنیاد سعدی این است که مردم ایران و مسئولان اطمینان پیدا کنند که بنیاد سعدی تلاش می کند تا آموزش زبان فارسی را بر پایه علمی استوار نماید و آموزش زبان فارسی به صورت تخصصی به غیرفارسی زبانان طراحی و اجرا شود. بنابراین تلاش می کنیم تا کتاب هایی که چاپ می شود هم از نظر ظاهری جذاب باشد و هم معرف فرهنگ و جایگاه ایران باشد، چرا که هر جا زبان فارسی حضور داشته باشد فرهنگ ایران نیز حضور دارد.
زبان فارسی با وجود حضور در از وضعیت نسبتا خوبی در سطح آموزش در این کشور برخوردار است، هرچند زبان فارسی در این کشور در سال های اخیر با آسیب هایی نیز مواجه شده است.خبرگزاری تسنیم: جمهوری عربی کشوری غنوده در غرب آسیا و هم­ مرز با دریای مدیترانه و کشورهای لبنان، عراق، ترکیه، اردن پذیرای اقوام و ادیان متفاوتی همچون عرب­ های سوری، یونانی­ها، ارمنی ­ها، کردها، عاشوری­ها، چِرکِس­ها، تَرک­ها و ... از سرزمین­های همسایه و معتقد به ادیان مختلف است. ویژگی فوق این کشور را زیستگاه مردمانی با زبان­های عربی، کردی، ارمنی، ترکی آذری و ... کرده است.روابط فرهنگی دو کشور ایران و به لحاظ تاریخی از قدیمی ترین روابط موجود با جهان عرب است. قرارداد فرهنگی مبسوط بین دو کشور در سال 1353 امضا شده و همواره در حال تمدیداست. قرارداد مبادلات فرهنگی جامع بین دو کشور منعقد شده است. تأسیس رایزنی فرهنگی ایران در در سال 1362 انجام گرفت.بطور کلی، تدریس زبان فارسی در به صورت رسمی از سال 55 - 1354 هجری شمسی در دانشکده ادبیات دمشق آغاز شد. آموزش زبان و ادبیات فارسی در بعد از انقلاب ی با تحول چشم گیر روبرو شد، با تأسیس رایزنی فرهنگی ایران در ، زبان فارسی به عنوان دومین زبان گسترده در جهان بیش از هر زمان مورد توجه قرار گرفت . تاکنون با برگزاری 84 دوره آموزشی، گام ­های موثری در جهت آموزش و ترویج آن برداشته است.به­ رغم شرایط فعلی که کشور درگیر جنگ بر علیه تروریست­ های ی است، آموزش زبان فارسی در کشور پابرجا است و به­ طور رسمی از دو طریق رایزنی فرهنگی ایران، و مرکز فرهنگی لاذقیه، به عنوان نمایندگان بنیاد سعدی و دیگری کرسی­ های زبان و ادبیات فارسی در ­ های آن دنبال می­ شود که البته نباید از تأثیر فراگیر شروع و تثبیت سریع زبان روسی در این کشور، که پس از تعاملات و تعهدات دوستانه ت روسیه درباره پاک­سازی سرزمین از وجود نیروهای تروریستی به وجود آمد، غافل شد.زبان فارسی در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ ها: بر اساس آمار رسمی سال 1391 تعداد دانشجویان زبان فارسی در های 15790 نفر بوده است.1- دمشق: رشتهزبان فارسی در گروه زبان و ادبیات فارسی این که قدیمی­ ترین است، در مقطع کارشناسی مورد تدریس قرار ­گرفته است و هم ­اکنون نیز به عنوان یک زبان اختیاری از مجموع زبان­ های شرقی (فارسی، عبری، سریانی، واگاریتی، فرانسه و روسی) در رشته­ های تاریخ و زبان و ادبیات عربی تدریس می­ شود. ( دارای گروه و کرسی آموزش زبان فارسی است.)در دانشکده­ های دیگری مانند گروه تاریخ دانشکده سویدا وابسته به دمشق، گروه زبان و ادبیات عرب دانشکده سویدا، گروه زبان و ادبیات عرب دانشکده درعا وابسته به دمشق و ...، زبان فارسی به عنوان درس اختیاری تدریس می شود.2- حلب:این در گروه زبان و ادبیات فارسی خود، رشته زبان و ادبیات فارسی را در مقطع کارشناسی، و زبان فارسی را به عنوان واحد اختیاری در رشته­ های تاریخ و زبان و ادبیات عربی تدریس می شود. (دارای گروه و کرسی آموزش زبان فارسی است.)3- البعث (استان حمص): در این نیز مانند دو اخیر، رشته زبان و ادبیات فارسی در گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، در مقطع کارشناسی تدریس می شود (دارای گروه و کرسی آموزش زبان فارسی است.) همچنین زبان فارسی به عنوان واحد اختیاری در گروه­های زبان و ادبیات عرب و تاریخ مزبور تدریس می­ شود.4- تشرین( tishreen university, lakatia): این که در استان لاذقیه واقع شده است، در گروه زبان و ادبیات عرب و تاریخ دانشکده­ ادبیات و علوم انسانی خود، آموزش زبان فارسی را به عنوان زبان اختیاری و یا زبان دوم از سال 1374 ه.ش آغاز کرد و همچنان دنبال می ­کند. همچنین این سابقه همکاری با سمنان را نیز در کارنامه فعالیت­های آموزشی مرتبط با ایران را دارا است.5- طرطوس: این وابسته به تشرین است و زبان فارسی در آن به عنوان واحد اختیاری در گروه زبان و ادبیات عرب، تدریس می شود.6- فرات (استان دیر ا ور): در این نیز در گروه زبان و ادبیات عرب، از آموزشِ زبان فارسی به عنوان درس اختیاری استقبال می ­شود.7-دانشکده حماه: وابسته به البعث است و به آموزشِ زبان فارسی در سطح واحدی اختیاری بسنده کرده است.8-دانش سرای عالی زبان­ های خارجی دمشق9- حضرت رقیه (س)گروه زبان وادبیات فارسی در سه دمشق، حلب و بعث در استان حمص تدریس می شده و قبل از بحران اخیر چهار ایرانی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری کشورمان برای تدریس در این ها اعزام می شدند ، اما به دلایل امنیتی حضورشان منتفی شده و تاثیر منفی در روند آموزش زبان وادبیات فارسی این ها داشته است.تا سال 1390، در هریک از سه دمشق، حلب و البعث به طور میانگین 200 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بوده اند.مدارسمجتمع آموزشی (ره) دمشقمدرسه محسنیه ویژه ایرانیان مقیممجمع الرسول الاعظم در لاذقیه با 680 دانش آموزدوره­ های آزاد:1-موسسه عالی زبان­ها وابسته به تشرین لاذقیه: مراکز آموزشی:مرکز آموزش زبان فارسی لاذقیه: این مرکز در سال 1385 جهت گسترش زبان فارسی تأسیس شد، این مرکز در دوره های جدید آموزش زبان فارسی در مرحله مقدماتی و پیشرفته سی وهشتمین دوره آموزشی زبان فارسی را در مرداد ماه 1395 آغاز کرد.بخش آموزش زبان و ادبیات فارسی در مرکز آموزش زبانهای خارجی دمشق: این مرکز به همت رایزنی فرهنگی وقت ج.ا.ایران در سال 1379-80 تأسیس شد.بخش آموزش زبان و ادبیات فارسی در مرکز آموزش زبانهایخارجی در حلب:واحد آموزش زبان فارسی در رایزنی فرهنگی ایران در دمشق؛ مرکز آموزش زبان فارسی سیده زینب (س) در منطقه زینبیه ـ شام: (آموزش زبان فارسی در مرکز به ­رغم درگیری­ ها و بمب­گذاری ها برقرار است لیکن با دشواری خاصی پیش ­می ­رود.آموزشکده زبان های خارجی وابسته به دمشقآموزش زبان فارسی در آموزشکده نظامی (در گذشته)آموزش زبان فارسی در مؤسسه جنه العقیلهآموزش زبان فارسی در مرکز الحجه (در استان طرطوس)آموزش زبان فارسی در مراکز فرهنگی و دینیدمشق:مجتمع دینی الهدی ویژه ایرانیان مقیم؛ جامعة المصطفى العالمیه.حوزه (قدس سره).مراکز مطالعاتی و اتاق­ های ایرانشناسی:1- اتاق ایرانشناسی: سالن مرکز ایرانشناسی، در محل رایزنی فرهنگی کشورمان در دمشق واقع شده است و از آن به هنگام ب ایی مراسم افتتاحیه و اختتامیه دوره­ های آموزشی و دیگر مراسم رسمی استفاده می­ شود.2-مرکز مطالعات ایران و عرب(ایران­شناسی): با وجود مشترکات دینی و فرهنگی وتاریخ دیرینه روابط مشترک ایران وعرب، متأسفانه باورهای نادرست و اختلافات عقیدتی و مذهبی موجب عدم تحقق اه و آرمان های راهبردی و مشترک ایران وجهان عرب در منطقه شده است. به منظور رفع این توهمات شائبه ­های نادرست بین شمندان وفرهیختگان، طرح راه اندازی مرکز ایرانشناسی مطالعات فرهنگی ایران و عرب با اه ی فراگیر وگسترده، درباره­ اجرای پژوهش های مختلف و ارتباط فعال و منسجم بین پژوهشگران یایرانی و عرب مطرح و نخستین گام دراین زمینه در سال 1379برداشته شد.این مرکز دارای کتابخانه ­ای با 8000عنوان کتاب و مرجع ایرانشناسی به زبان فارسی و 1000 عنوان کتاب و مرجع ایرانشناسی به زبان عربی و دهها مجله و نشریات فارسی وعربی و نرم افزار است و تاکنون توانسته خدمات ارزشمندی در جهت شناساندن فرهنگ و تمدن و ادب و تاریخ ایران کهن و معاصر به عرب زبانان و ان و دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و ا و علاقه مندان به ایران و انقلاب ی ایران ارائه کند. این مرکز دارای جایگاه ویژه ای در میان فرهنگیان عرب زبان است.ارسال کتب آموزشی و واژه نامه­ ها: رایزنی فرهنگی ایران تاکنون از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات ی و سپس بنیاد سعدی تعداد بیش از 1200 عنوان کتاب آموزشی، و ادبی وانواع امه­ ها به کتابخانه ویژه زبان فارسی این سه ارسال کرده است.آسیب های زبان فارسی در سوری اهش جذب دانشجو در ­ها به دلیل مشکلات اخیر؛توسعه زبان ترکی استانبولی؛بی­ ثباتی و ناامنی؛تثبیت زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس وجود نیروهای متخاصم نظامی، مذهبی و ؛فرصت های ویژه گسترش زبان فارسی در وجود زمینه تدریس زبان فارسی در برخی مدارس این کشور؛اساتید سوری فارغ ­ حصیل ­های ایران؛تأثیر رسانه­ های خبری فعال ایرانی و شبکه ­های ایرانی مانند ifilm؛اشتیاق زیاد داوطلبان آزاد برای ارتباط با ایرانیان به خاطر نوع شغل، نیاز به یادگیری زبان فارسی مانند بخش تجارت و جهانگردی؛علاقه مندی بعضی از نهادهای تی سوری به آموختن زبان فارسی؛روابط همسو؛برگرفته از "شناختنامه زبان فارسی" تولید شده در معاونت بین الملل بنیاد سعدی
کاستی های ش ته نویسی را شاید بشود به هر سبب نادیده گرفت یا کم اهمیت انگاشت، اما از پیامدهای زیانبار رواج بی رویه ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی نمی شود گذشت.

ناگفته پیداست که سخن گفتن خیلی پیرسال تر از نوشتن است. با این همه از حدود 3000 پ.م. (تاریخ نخستین نوشتارهای سومریان در جنوب عراق کنونی) تاکنون زبان نوشتاری چنان کارکرد ناگزیر و جایگاه برجسته ای داشته که تصور نبودنش ممکن نیست. گفتار و نوشتار با یکدیگر تفاوت های چشمگیری دارند، اما هرکدام در جایی و به وقتی به کار می آیند. اگر زبان نوشتار با آموزش و تمدن و قدرت - اقتصادی و ادبیات و هنر پیوند داشته، زبان گفتار هم زبان مردمان گوناگونی بوده که بی بودنشان دستی به تمدن و قدرت و هنر شدنی نبوده.
بنابراین همراه با افت و خیز کشمکش های طبقاتی میان فرداستان و فرودستان و دگرگونی های اجتماعی هر یک از این دو گونه زبان ناگزیر به همزیستی و تاثی ذیری از یکدیگر بوده اند. این تاثیر گاه سازنده و سودمند بوده و گاه زورورزانه و زیانبار. اگر در دوران استبدادی زبان نوشتاری سلاحی می شود در دست زورمندان و زورگویان، در دوران انقل یا بحرانی هم زبان گفتاری مجالی برای خودنمایی یا زورآزمایی پیدا می کند. ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی، مصیبت زبان فارسی
در دوران دموکراسی و در جامعه هایی که بنیاد دموکراتیک دارند و پایدار می نمایند، زبان نوشتار و زبان گفتار هرکدام در جای خود و در موقعیتی برابر کارکرد و نقش خود را دارند و گرچه بر یکدیگر تاثیر می گذارند، یکدیگر را نفی نمی کنند. دوران گذار و تنش و نابسامانی اما بستری برای توازن و هماهنگی و همسازی میان زبان نوشتار و زبان گفتار فراهم نمی کند.
تفاوت های میان گفتار و نوشتار که کم یا بیش در هر زبانی دیده می شوند، به خودی خود مایه ستیز و ناسازگاری میان این دو نمی شوند. این تفاوت ها در گذر تاریخ و بنا به آنچه در بیرون از زبان و در جهان گویشوران می گذرد، پررنگ و کمرنگ و نیز دگرگون میشوند، بی آن که به نابودی یا سستی نوشتار یا گفتار بینجامند. برای نمونه در انگلیسی از زمان چاوسر به بعد تلفظ (واگویه) واژه ها بسیار دگرگون شده، بی آن که دیکته یا وانویسه واژه ها دگرگونی چندانی پیداکرده باشد. بر این روال در انگلیسی امروزی تفاوت میان شکل نوشتاری بسیاری از واژه ها با شکل گفتاری آن ها بسیار است. در فرانسه امروزی هم نمونه پربسامد و در خور توجه از تفاوت ساختاری یا دستوری در گفتار و نوشتار را می توان در شیوه منفی فعل ها یافت (در نوشتار با دو نشان منفی و در گفتار با یکی)*.
در فارسی (نیز در عربی) تفاوت میان زبان گفتار و زبان نوشتار چشمگیر است. در ایران تا زمانی که سواد و کتاب در انحصار خواص بود، زبان نوشتاری در خدمت آنان بود و مردم هم با زبان ها و گویش ها و لهجه های خود فولکلور یا فرهنگ و ادبیات مردمی خود را داشتند. همزمان با مشروطه و پس از آن تا پیش از انقلاب، زبان نوشتاری به یاری روشنفکران و نویسندگان پوست انداخت و دگرگون شد تا بتواند به میان مردم کوچه و بازار راهی بیابد. به این ترتیب از نابرابری زبان نوشتاری و زبان گفتاری و بیگانگی میان این دو کاسته شد و همچنان که مردم به راه گذر از وضعیت رعیت به شهروند افتادند، زبان نوشتاری و زبان گفتاری هم فرصتی یافتند تا در کنار هم و نه در فراز و فرود یکدیگر قرار بگیرند و به نوعی از توازن و تناسب و هماهنگی دست یابند.
زندگی زبان فارسی مانند هر زبان دیگری پیرو تاریخ و جغرافیای گویشوران آن است. زبان فارسی کنونی در ایران نه تنها برکنار از موقعیت ایران در جهان و بحران های -اجتماعی آن و نیز ناگزیری و سختی دوره گذار فرهنگی از سنت به مدرنیته نیست که بسیار تاثی ذیر از این فاکتور (سازه)هاست. برخی از تاثیرها سازنده و پیش برنده و زمینه ساز دگرگونی های مثبت در زبانند. برای نمونه کوشش برای ساختن و توانمند زبان فارسی علمی، برآمده از تاثیر جهان پیشرفته و جایگاه علم و تکنولوژی در آن است. در برابر، ای دیگر از تاثیرها و دگرگونی ها می توانند مایه گزند و آسیب باشند و زبان فارسی را بیمار و کم توان کنند. در کوران دگرگونی های پرشتاب و عالمگیر فناوری، بحران - اجتماعی- فرهنگی درون ایران در چند دهه گذشته زبان فارسی را آسیب پذیر کرده است.
در میان بیماری ها یا آسیب هایی که گریبانگیر فارسی امروزی شده اند، یکی هست که می شود آن را زبان ولنگاری نامید. زبان ولنگاری گستره بزرگی دارد و هرگونه کاستی برآمده از بی دانشی یا کم دانشی یا بددانشی زبانی و سرسری گیری ها ریز و درشت را در بر می گیرد- از گرته برداری های نابجا از زبان انگلیسی (و گاهی زبان فرانسه یا دیگر زبان ها) گرفته تا ترجمه های نادرست یا شتابزده تا غلط پراکنی های رسانه ها تا رواج واگیردارانه نادرست گویی و نادرست نویسی در زندگی روزانه و بازتاب آن در شبکه های اجتماعی، ناگفته پیداست که توانمندی فزاینده رسانه ها و به ویژه رشد و رواج پرشتاب رسانه ها و شبکه های اجتماعی و تاثیر روزافزون آن ها بر زندگی اجتماعی- فرهنگی همراه با ناگزیری ارتباط از راه نوشتن و افزایش میل و توان همگان به نوشتن سودمندی هایی به ارمغان آورده اند.
در همین حال اما این ها زمینه ساز آسیب رسانی به بزبان فارسی از راه واگیری گسترده و پرشتاب کاستی ها و نادرستی ها یا رویکردها و روش های ناسنجیده زبانی هم می شوند. یکی از آسیب های واگیرداری که از راه شبکه های اجتماعی (و گاه حتی رسانه های سنتی) به زبان فارسی می رسد، چیرگی (و اگر گویاتر بخواهم بگویم، «زورآوری») نابجا و ناسنجیده زبان گفتار بر زبان نوشتار است. ش ته نویسی ناروشمند و خودسرانه نمودی از این زورآوری است. ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی، مصیبت زبان فارسی
پیش از بررسی ش ته نویسی خوب است درباره دو ترم و یک مفهوم روشنگری شود. یکم این که چه در فارسی و چه در انگلیسی گاهی مرز میان رسانه ها اجتماعی و شبکه اجتماعی روشن نیست. شبکه های اجتماعی، اگر بخواهیم دقیق باشیم، بخشی از مجموعه یا پیکره رسانه های اجتماعی اند. شاید بهترین راه برای بیان تفاوت میان این دو اشاره به تفاوت سبک یا روش ارتباط آن ها باشد.
در رسانه تکیه بر گفتن است، در حالی که در شبکه تکیه بر گفتن و شنیدن است. برای نمونه شبکه ای برای ارتباط دو یا چندسویه و گفت و شنود است. کانال تلگرامی رسانه ای برای ارتباط یک سویه است. در این نوشته گرچه سوی نگاه رو به هرگونه رسانه اجتماعی است که در آن نوشتار هم به کار می آید، تاکید بر شبکه های اجتماعی گذاشته می شود.
دوم این که ش ته نویسی با گفتارنویسی یکی نیست. برخی از کاربران زبان فارسی یا از تفاوت این دو بی خبرند یا به این تفاوت بی اعتنایند و بنابراین هر دو را یکی می انگارند. ش ته نویسی یکی از نمودها یا روش های پیاده گفتارنویسی به شمار می آید و تنها می تواند در سطح آوایی بازتاباننده زبان گفتاری باشد. پس مهم است از یاد نبریم که ش ته نویسی کاری به تفاوت های میان گفتار و نوشتار در سطح واژگانی یا در سطح ساختاری یا دستوری ندارد.
گرایش به نوشتن بر پایه زبان گفتاری یا نوشتاری گفتار و همچنین میل به ساده دیکته و بنابراین روی آوردن به کوتاه نویسی در زبان های دیگر هم دیده می شود. برای نمونه در زبان انگلیسی در گستره پیام های خصوصی و در اندازه ای محدود و به شکلی قاعده مند کوتاه نویسی (مانند حرف یو به جای واژه یو به معنی تو یا شما) به کار می رود.
با این همه در انگلیسی به رغم تفاوت چشمگیر و پربسامد میان دیکته یک واژه و تلفظ آن همگان کم یا بیش پایبندی خود را به قاعده ها و هنجارها نشان می دهند و از ایجاد هرج و مرج در زبان می پرهیزند. از این گذشته، نمی شود از یاد برد که گرچه باخبری از رویکردها و رفتارهای زبانی کاربران زبان های دیگر خوب است، نمی توانیم با تقلید یا الگوبرداری از زبان های دیگر گرفتاری های زبان فارسی را از میان ببریم.
از دیدگاه روانشناسی اجتماعی می توانیم گرایش واگیردارانه به ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی فارسی زبان را نمودی از میل به نافرمانی ببینیم؛ و یا نمودی از سرکشی در برای هرگونه اتوریته (از جمله اتوریته نهادهای رسمی و آموزشی که با زبان سر و کار دارند و حتی اتوریته اهل زبان) و نیز میل به خودمختاری یا آسانگیری یا پاسخگویی به ناگزیری های زمانه (فردگرایی، دور تند زندگی، خودکفایی...).
از دیدگاه زبان فارسی اما پیامدهای این گرایش بیش از انگیزه ها و هدف های آن اهمیت دارند- گرچه بازشناسی آن ها ناگزیر است. دیدگاه نخست در گستره کارشناسی جامعه شناسان است. در این جا تنها از نگاه یکی از اهل زبان کارکرد و دامنه و کاستی ها و پیامدهای رواج بی رویه ش ته نویسی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در دیدرس قرار می گیرد.
کارکرد ش ته نویسی این است که از راه ش ته نوشتن واژه ها یا نوشتن واژه ها به صورتی که بر زبان می آیند یا به شکلی نزدیک به آنچه بر زبان می آیند، وجه آوایی زبان گفتاری را به عرصه زبان نوشتاری بیاورد تا به این ترتیب به پدیدآوردن لحن (نواخت) خودمانی و نارسمی یاری برساند.
ش ته نویسی را می توان به سه شاخه بخش کرد؛ در شاخه نخست تفاوت شکل گفتاری یک واژه با شکل نوشتاری آن برآمده از نیاز یا میل گویشوران به کوتاه یا کم هجا (میرم/ می روم//...) است.
در شاخه دوم تفاوت از این جا آب می خورد که گفتن واژه به شکل نوشتاری آن روان نیست و بنا به گرایش زبان گفتاری به روانی دگرگونی آوایی در واژه رخ می دهد (نمونه ها: گشد/ گشت// پمبه/ پنبه// یخه/ یقه// وخت/ وقت// اشتماعی/ اجتماعی// اختصاد/ اقتصاد// اژداد/ اجداد// پن یا پنش/ پنج// شمبه/ شنبه// هیش/ هیچ//).
در شاخه سوم ش ته نویسی بیانگر تفاوت میان واژه در زبان نوشتاری معیار با شیوه بیان آن در گویشی ویژه است (نمونه برای گویش مشهدی: امشو/ امشب// نمونه برای گویش تهران: خونه/ خانه// تهران/ تهران//). این نوع یا شاخه ش ته نویسی که نه نمایانگر گرایش زبان گفتاری به کوتاه شدن و روان شدن واژه ها که بیانگر میل به نویساندن گویشی ویژه است، در متن های ادبی (مانند گفت و گوهای داستانی یا دیالوگ های آمده در داستان) با پژوهش هایی ویژه یا ترانه می تواند بجا و حتی ضروری باشد. اما نمود این شاخه از ش ته نویسی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی حکایت از آن دارد که برای گرویدن به گویش تهرانی(به بیان دقیق تر گویش پایتختی به معنی گویش چیره در پایتخت) به نشانه همرنگی با زبان پایتخت نشینان چشم و هم چشمی خواسته ناخواسته و دانسته نادانسته ای در کار است که هم نابجا و هم زیانبار است.
ش ته نویسی همیشه و همه جا بیهوده و بیجا یا زیانبار نبوده و نیست. پس از مشروطه و با آغاز داستان نویسی مدرن در ایران و به کوشش انی چون دهخدا و جما اده و هدایت (و بعدتر چوبک و دیگران) زبان گفتار که در آن هنگام تنها زبان مردم کوچه و بازار بود از تنگنای تحمیلی درآمد و در ادبیات بازت د. ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی، مصیبت زبان فارسی
ادبیات در بستر گریز از استبداد و کشش به مردم سالاری به فرهنگ شفاهی مردم و زبان گفتار و گویش ها و لهجه ها روی آورد و با برداری از این گنج های پنهان غنای زبان گفتاری و همچنین گویش های گوناگون را آشکار کرد. به این ترتیب هم گرایش به بهره گیری از توانمندی های زبان گفتاری و هم ش ته نویسی گفت و گوها در داستان ها و به کار گرفتن زبان ها و گویش های بومی رایج شد.
در دوره های بعدی برخی از داستان نویسان بر پایه پسند و تجربه خود از ش ته نویسی دیالوگ ها چشم پوشی د، اما در گستره ادبیات و به ویژه داستان نویسی از اهمیت توجه به زبان گفتاری و پتانسیل زبان ها و گویش های بومی کاسته نشد.
ادبیات عرصه آفرینش است و زبان ابزار آن است. در این عرصه نویسنده (دربرگیرنده شاعر و ترانه سرا) حق دارد به تشخیص خود و به فراخور کارش به گفتارنویسی و ش ته نویسی روی بیاورد یا از این دو جشم بپوشد. به بیان روشن تر چون ادبیات سرشت آفرینشگر و آزاد دارد، باید و نبایدهایش نه از جبرهای بیرون از خود که از سرشت و درون خودش سرچشمه می گیرند.
در هر عرصه ناهمگانی (از جمله پیام ها یا پیامک ها یا چت ها) هم هر آزاد است که هر زبان و هر شیوه دلخواهی- از ش ته نویسی گرفته تا زبان زرگری (به معنی دربرگیرنده هر زبان خودساخته قراردادی میان دو یا چند نفر)- را به کار بگیرد.
رد و بدل پیام های شخصی میان دو یا چند نفر چه از راه پیامک یا تلگرام در عرصه ناهمگانی می گنجد و به رای و پسند پیام دهنده و پیام گیرنده بستگی دارد. تلگرام گرچه برنامه و نرم افزاری برای پیام رسانی است، برای کاربران ایرانی کارکرد همگانی هم دارد و بنابراین گاهی در کنار و اینستا و گوگل پلاس و توییتر و وبلاگ ها و وبگاه ها و... قرار می گیرد. در این صورت رد و بدل پیام یا رای و برداشت یا هرگونه سخن و حرفی در کانال ها و گروه های تلگرامی موضوع محور چون فراتر از دایره شخصی می رود، همگانی به شمار می آید. عرصه های همگانی (چه رسانه های سنتی و چه شبکه های اجتماعی) چون ملک طلق و هیچ فردی نیستند، نیازمند قانون و قاعده اند و خودسری فردی و روش و رویکرد دلبخواهی را بر نمی تابد.
برخی از کاربران شبکه های اجتماعی یا به دلیل کوچکی شبکه خود یا بی اعتنا به بزرگی یا کوچکی آن همگانی بودن شبکه های اجتماعی را نادیده می گیرند و به حساب خود در یک شبکه اجتماعی به چشم دفترچه خصوصی خود نگاه می کنند. اما هر اندازه هم که محتوای نوشته این گروه خصوصی و دایره مخاطبانشان کوچک باشد، این را نمی شود نادیده گرفت که بیشتر انی که روی به شبکه ها می آورند، در پی یافتن مخاطبانی بیش از خویشان و دوستان و آشنایان واقعی خود هستند.
گروهی هم گمان می کنند که اگر ش ته ننویسند، زبان نوشتارشان طبیعی نخواهدبود. این گمان بیش از آن که بر پایه منطق و دلیلی استوار باشد، برخاسته از رواج واگیردار ش ته نویسی در سال های رشد و گسترش روزافزون رسانه های اجتماعی و ابزارهای تکنولوژیک است. پیش از این دوره وقتی ی در کت یا داستانی گفت و گویی را می خواند که در آن نویسنده ش ته نویسی نکرده بود، به صرف این گمان نمی کرد که زبان دیالوگ طبیعی نیست. اما امروزه باور کم و بیش همگانی بر این است که شبکه های اجتماعی زبان رسمی یا کت را بر نمی تابند و بنابراین در این عرصه می بایستی با زبانی طبیعی نوشت تا لحن نوشتار خودمانی بنماید.
درستی این باور هم نسبی است. برای نمونه اگر و کانال ها و گروه های تلگرامی را در نظر بگیریم، برخی از پست ها حرف و حالی بسیاری شخصی اند و بنابراین زبان و لحن خودمانی می طلبند. با این همه شمار پست هایی که خبری یا آموزشی یا تحلیلی اند هم کم نیست. رسمی بودن یا خودمانی بودن لحن هر نوشتاری را نویسنده آن نوشتار به فراخور دانش زبانی و پسند شخصی و نوع مخاطبان خود تعیین می کند. به بیان درست تر باید گفت که رسمی بودن یا خودمانی بودن لحن هر نوشتاری برخاسته از نوع آن و نوع مخاطبان است، اما تشخیص نوع نوشتار و نوع مخاطبان به ناگزیر با نویسنده است و بنابراین درستی یا نادرستی تشخیص هم برعهده اوست.
پس با در نظر گرفتن سرشت و کارکرد شبکه های اجتماعی و میل و گرایش نسبی کاربران، نمی شود کاربران فارسی زبان شبکه های اجتماعی را از به کار بردن لحن خودمانی بازداشت. اما سه نکته را نباید از یاد برد. یکم این که با تکیه بر این که گرایش به ش ته نویسی واگیردار است و بنابراین روز به روز پرتوان تر می شود، نمی توانیم کاستی ها و زیان هایش را نادیده بگیریم. دوم این که زبان گفتاری همیشه و در همه حال خودمانی نیست. سوم این که لحن خودمان یا به بیان دیگر نزدیک شدن به زبان گفتاری در نوشتار تنها از راه ش ته نویسی به دست نمی آید.
چنان که پیشتر اشاره شد تفاوت زبان گفتاری با زبان نوشتاری در سه سطح است و ش ته نویسی تنها در سطح آوایی کار می کند. اگر پستی یا پیامی می بایستی به فراخور محتوای خود و مخاطبانش لحنی خودمانی داشته باشد، می شود این لحن را با گزینش واژه ها یا عبارت ها یا تعبیرهای زبان گفتاری به جای واژگان لحن رسمی پدید آورد (برای نمونه: درباره ی/ از// در/ تو یا توی// زیرا/ چون که یا برای این که// گویی/ انگار//). همچنین می شود به تفاوت های دستوری یا ساختاری یا نحوی میان گفتار و نوشتار توجه کرد (نمونه: دارم میرم خونه/ دارم به خانه می روم**// بارون بیاد پامو از در خونه بیرون نمیذارم/ اگر باران بیاید پایم را از در خانه بیرون نمی گذارم***). ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی، مصیبت زبان فارسی
گفتارنویسی مطلق و بی چون و چرا (به معنی این که نوشتار باید تمام و کمال نشانگر گفتار باشد) نه شدنی است و نه ضرورتی دارد. در نهایت به از میان رفتن زبان نوشتاری یا سست و ناکارآمد آن می انجامد. در هیچ زبانی و با هیچ منطق و استدلالی از میان رفتن یا کم توان شدن زبان نوشتاری تبیین و حتی و توجیهی ندارد.
هیچ کدام را نه می شود و نه باید کنار گذاشت یا به سود دیگری کم توانش کرد. هر دو در جای خود و در کنار یکدیگر هم معنی پیدا می کنند و هم کارآمد و سودمند می شوند. بنابراین مهم آن است که هر کدام را بجا و درست به کار برد. بر این روال برای نگه داشتن توازن میان این دو در شبکه های اجتماعی هم اگر نیازی به بازتاباندن جلوه ای از زبان گفتاری باشد، می بایستی سنجیده و به اندازه و در سطح واژگانی یا گاهی در سطح ساختاری از زبان گفتار بهره گرفت.
اگر هدف از نزدیک شدن به زبان گفتاری پدید آوردن لحن یا نواخت خودمانی یا پرهیز از خشکی لحن یا نواخت رسمی باشد، با گزینش واژه های رایج در زبان گفتار و با پیروی به اندازه و درست از نحو زبان گفتار به آسانی می شود این کار را کرد و نیازی به ش ته نویسی نیست. اگر نه همه، بسیاری از انی که در رسانه های اجتماعی برای ایجاد ارتباط از راه نوشتار ش ته می نویسند، از تفاوت میان شنیدن و خواندن غافلند یا آن را نادیده می گیرند و در برابر گفتارنویسی را با خودِ گفتار یکی می گیرند.
در روند گفت و شنود رابطه میان زبان و گوش بی واسطه است و چشم هم می تواند یاری رسان دریافت و درک پیام باشد. میان نوشتن و خواندن اما فاصله و واسطه است و در دریافت و درک پیام حافظه دیداری ما از نویسه یا شکل نوشتاری مقدم بر حافظه نوشتاری ما کار می کند. خواندن گاهی ممکن است به سببی بلندخوانی باشد، اما در بیشتر وقت ها خاموش خوانی است.
در خاموش خوانی گرایش به تندخوانی طبیعی است و بنابراین کلمه ها گرچه که ش ته نشده باشند، نه شمرده و آهسته که تند و ش ته خوانده می شوند. به بیان روشن تر، به فراخور عادت به خواندن و مهارت در خواندن و تندخواندن کلمه های نوشته شده ش ته شده در خاموش خوانی خود به خود تند و ش ته خوانده می شوند.
چشمگیرترین کاستی های ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی از این قرارند: یکم، نداشتن دقت و با ساده گیری بی جا تفاوت های زبانی را ندیده گرفتن (نمونه: رفته ام/ رفته م/ رفتم). دوم، یکدست نبودن (نمونه: من را/ من رو/ منو) و نایکدست دیکته برخی از واژه ها (بذار/ بزار). سوم، روشمند نبودن (گرچه که در زمینه ش ته نویسی کتاب «اصول ش ته نویسی...» به قلم یکی از ویراستاران سرشناس، علی صلح جو، در دسترس است، بی تردید نه همگان از آن باخبرند و نه همگان به آن پایبند).
چهارم، گرایش به گریز از هر قاعده و رواج دوگانگی برخاسته از خودسری و سرسری نویسی (نمونه: دوستانی که تمایل به شرکت دارند تا شب خبر بدن لطفن// چرا هیشوخ ک دای زن برا ریاست جمهوری نداریم).
پنجم، کند یا دشوار روند خواندن و یا فراهم زمینه برای بدخوانی یا نادرست خوانی (نمونه: یکی میاد خونتون که دیگه نمیره خونشون).
کاستی های ش ته نویسی را شاید بشود به هر سبب نادیده گرفت یا کم اهمیت انگاشت اما از پیامدهای زیانبار رواج بی رویه ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی نمی شود گذشت. پیش از هر چیز باید دریافت که این رواج به واگیری و عادی شدن روزافزون آن می انجامد و دگرگونی بزرگی پدید می آورد. روشن است که دگرگونی به خودی خود ناپسند و نادلخواه نیست. دگرگونی برخاسته از رواج مهارناپذیر ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی به این سبب دلخواه نیست که مایه پدید آمدن زیان های جبران ناپذیر می شود.
در گستره های محدودی چون ادبیات (داستان و ترانه و...) قاعده مند ش ته نویسی کاری شدنی می نماید. اما در نبود سیاست گذاری زبانی ملی و لازم الاجرا و سنجیده و کارآمد برای رسانه ها و نهادهای آموزشی ش ته نویسی در گستره همگانی بزرگ و بی در و پیکری چون رسانه های اجتماعی مهارناپذیر خواهدشد و به روالی خودسرانه و پیش بینی ناپذیر به تمامی پیکره زبان فارسی آسیب خواهدرساند.
رواج ش ته نویسی در شبکه های اجتماعی مایه ناآشنانمایی زبان معیار در چشم انبوه کاربران این شبکه ها می شود. ناگفته پیداست که هر دَم شمار کاربران افزایش می یابد و بنابراین میزان تاثیرگذاری روش نوشتاری این انبوه مردمان بر دیگر گستره های ارتباطی هم توانمندتر و چیره تر می شود.
از سوی دیگر زبان معیار ناگزیر بر زبان نوشتاری استوار است و ناآشنایی با آن به معنی سست شدن و کمرنگ شدن زبان نوشتاری می شود. این که به جای هماهنگی و هم توانی و ه نی زبان گفتاری و زبان نوشتاری در پی جایگزین زبان نوشتاری با زبان گفتاری و یا یکی این دو باشیم، در نهایت نه به توانمندی پیکره زبان که به سستی آن می انجامد (برای نمونه پیامد جایگزین متشکرم با مچکرم).
سخن آ این که زیان بارترین پیامد کم توان زبان نوشتاری و دگرگون زبان معیار از راه رواج مهارناپذیر ش ته نویسی بعدی فرهنگی- دارد که هواداران ش ته نویسی یا تاکنون به آن نین یده اند یا اهمیت آن را در نمی یابند. ش ته نویسی در شبکه ها خواهی نخواهی زبان گفتاری پایتخت را واگیردار و چیره می کند و ویژگی های گفتاری تهرانی ها را رواج می دهد.
بنابراین از مرز کوتاه نویسی و آسان سازی فراتر می رود و بی هیچ دلیل و منطق زبانی جا و سهم گویش های دیگر را به سود گویش تهرانی تنگ و کم کمی کند (نمونه: خودمونی به جای خودمانی// باهار به جای بهار// کوش به جای کجاست// کیا به جای چه انی// اوناهاش به جای آن جاست// باهاش به جای با او// بش یا بهش به جای به او// توش به جای در آن).از سوی دیگر، زبان فارسی زبان میانجی همه ایرانیان است و بنابراین زبان معیار زبان ملی است و تنها از آن فارسی زبان های ایرانی نیست. آن ها که تهرانی نیستند یا پایتخت نشین نیستند (چه فارسی زبان و چه ترکی زبان و چه کردی زبان و...) و فارسی نوشتاری را در مدرسه یاد گرفته اند، چرا باید به جریان تقلید از گویش رایج در پایتخت تن بدهند؟ چنین روندی آیا به کم توانی گویش های دیگر نمی انجامد؟ آیا سد راه همبستگی فرهنگی و زبانی میان مردمان گوناگون ایران نمی شوند؟ آیا به نابرابری و ج میان آن ها دامن نمی زند؟پی نوشت:
* je ne parle pas persan/ je parle pas persan
** ش ته نویسی + حذف حرف اضافه + دگرگونی نحو یا ساختار جمله
*** ش ته نویسی + حذف اگر که حرف شرط است
گروه فرهنگی ـ همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » عصر شنبه، 28 بهمن در لرستان برگزار شد.به گزارش ایکنا از لرستان، همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » عصر شنبه، 28 بهمن ماه، با حضور آیت الله سیدمحمد خاتمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان ی و موقت تهران و آیت الله سیداحمد میرعمادی، ولی فقیه در استان و م آباد و جمعی از مسئولان و مدیران دستگاه های اجرایی استان در محل سالن همایش های سازمان جهاد کشاورزی لرستان برگزار شد.گزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستانگزارش تصویری همایش «بصیرت فاطمی و حوزه انقل » در لرستان
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، روابط فرهنگی ایران و لبنان دارای ریشه ای عمیق در تاریخ بوده و فرهنگ دو ملت تأثیر و تأثر متقابل از یکدیگر داشته است؛ تأثیر پذیری ملت ایران از نخبگان لبنانی در بعد اجتماعی، مذهبی، و فرهنگی و نقش مرحوم محقق کرکی، شیخ بهایی، شهید اول و... در شکل گیری نظام فرهنگی ایران در عهد صفویان قابل اغماض نیست، متقابلاً نیز تأثیرگذاری شمندان ایرانی در شکل گیری فرهنگ و نظام لبنان امری مسلم است و نمی توان تأثیر شگرف و عمیق افرادی همچون موسی، شهید چمران و... را در این راستا انکار کرد.حضور چشمگیر شیعیان در جامعه لبنانی در همه صحنه های اجتماعی، فرهنگی، و نظامی دیده می شود؛ اکثریت قریب به اتفاق آنان به ایران و فرهنگ ایرانی و انقلاب ی به دیده احترام و به عنوان ام القراس ی می نگرند و خود را مدیون نظام ی ایران دانسته و شیفته فرهنگ ایرانی بوه و خود را نیازمند به فراگیری زبان فارسی می دانند؛ از این رو این کشور ظرفیت ­های بالقوه بسیاری برای ارتقای وضعیت آموزش زبان فارسی دارد که به دلایل مختلف تاکنون مورد توجه قرار نگرفته اند. ایران بلافاصله پس از اعلام استقلال لبنان، آن را به رسمیت شناخت و اولین موافقت نامه فرهنگی میان دو کشور در 1956 میلادی به امضا رسید که همچنان معتبر است.در سطح آموزش عالی، لبنان و تهران در موافقتنامه همکاری سال 1993 بر راه اندازی گروه زبان و ادبیات فارسی در لبنان و حمایت و پشتیبانی تهران از آن توافق د.زبان فارسی از دیرباز به عنوان یکی از سه زبان اختیاری در های لبنان مطرح بوده و با توجه به قرابت بیشتر زبان فارسی به ادبیات عرب و فرهنگ آنان، تمایل دانشجویان به فراگیری این زبان بیشتر است. زبان فارسی در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ها و مراکز تحقیقاتی لبنان:اولین گام برای تدریس زبان فارسی در لبنان در سال 1956 با راه اندازی کرسی زبان فارسی به عنوان زبان اختیاری در دانشکده ادبیات لبنان برداشته شد که نتیجه امضای توافقنامه همکاری میان لبنان و تهران بوده است. در سال 1975 بدنبال جنگ داخلی لبنان و مشکلات موجود بر سر راه دانشجویان و اساتید، لبنان شعبه هایی را در مناطق مختلف لبنان راه اندازی کرد و لذا از ح تمرکز در بیروت خارج شد و به تبع آن زبان فارسی نیز به عنوان زبان اختیاری در شعبه های آن تدریس شد. در شعبه دوم، موسوم به شعبه «الفنار» در منطقه شرقیه بیروت، الکک و پس از آن طونی الحاج عهده دار تدریس زبان فارسی شدند؛ در شعبه سوم «طرابلس» اغناطیوس الصیصی تدریس زبان فارسی را تا سال 1999 که بازنشسته شد عهده دار بود و پس از آن ی جایگزین وی نشد. در شعبه چهارم (زحله) علی نورالدین از سال 1987 عهده دار تدریس زبان فارسی شد که تاکنون ادامه دارد. سنت جوزف (یسوعیه):در سال 1331 کرسی زبان فارسی در این تأسیس شد. در سال 1389 پس از 12 سال تعطیلی این کرسی، آموزش زبان فارسی به عنوان واحد اختیاری آغاز شد. سنت جوزف از مهم­ترین های لبنان به شمار می آید و دانشکده ادبیات کشورهای شرقی با سابقه ی بیش از یک قرن از قدیمی ترین و علمی ترین مراکز شرق شناسی در خاورمیانه است. روح القدس:در این نیز مانند سنت­ژزف و بر اساس تفاهم­نامه فردوسی و روح القدس از سال 1390/2011 هفته­ ای 2 ساعت و با حضور 9 نفر از دانشجویان رشته شرق­ شناسی، به آموزش زبان فارسی پرداخته می شود. روح القدس از های معتبر لبنان به شمار می آید که در منطقه ی نشین لیک واقع شده است آموزش زبان فارسی در این برای نخستین بار در طول حیات 65 ساله آن ، اتفاق افتاد. یه:کرسی زبان فارسی در سال 1393 تأسیس شده است. یی بیروت:در این نیز به صورت نامنظم درس زبان فارسی تدریس می­ شود.مدارسمدارس المهدی:در سال 1387 به پیشنهاد رایزنی فرهنگی ایران در بیروت تدریس زبان فارسی به صورت آزمایشی در 12 کلاس در دو شعبه­ شاهد و حدث آغاز شد. دانش آموزان این مدارس به مدت پنج سال تحصیلی (از کلاس هفتم تا یازدهم) شروع به یادگیری زبان فارسی د.موفقیت طرح تدریس زبان فارسی در مدارس المهدی به گونه ­ای بود که در سال تحصیلی (88-89) تعداد دو هزار دانش آموز در 67 کلاس در 11 مدرسه مشغول فراگیری زبان فارسی بودند و طبق برنامه در مجموع، هفته ای 134 ساعت زبان فارسی در این مدارس تدریس می شود و در سال 92-93 تعداد ساعات آموزشی به حدود 250 ساعت در هفته رسیده است. در سیزده مدرسه المهدی زبان فارسی تدریس می شود، از آن جمله: بیروت:مدرسه الحدث و مدرسه شاهدجنوب لبنان:مدرسه الغازیه ، مدرسه کفرفیلا، مدرسه صور، مدرسه المجادل مدرسه الشرقیهمنطقه بقاع:مدرسه بعلبک، مدرسه البزالیه، مدرسه شمسطار، مدرسه النبی شیت*به منظور نظارت مستمر بر آموزش زبان فارسی در مدارس المهدی، گروه زبان و ادبیات فارسی در مدیریت این مدارس راه اندازی شده است. وظیفه این گروه، نظارت و مدیریت علمی و آموزشی بر آموزش زبان فارسی در مدارس و بررسی فعالیت معلمان و دانش آموزان است.2. مدارس امداد حضرت (ره): با امضای توافقنامه آموزش زبان فارسی بین رایزنی فرهنگی و مدارس امداد حضرت (ره) از مهرماه سال 1392 تدریس زبان فارسی در کنار زبان انگلیسی، به عنوان زبان دوم در مدارس امداد با بیش از 3000 دانش آموز در مقاطع ششم و هفتم و هشتم(مقطع راهنمایی) تحصیلی آغاز شد. در حال حاضر 600 دانش آموز، زبان فارسی را به عنوان زبان خارجی دوم خویش می آموزند. دوره­ های آزادمرکز آموزش زبان فارسی رایزنی فرهنگی: برگزاری دوره های آموزش زبان فارسی که در آغاز کار در چهار سطح و برگرفته از کتاب چهار جلدی «آزفا» تعریف شد. رایزنی فرهنگی در بیروت در دهه شصت و به هدف تأمین کتاب آموزشی برای دوره های زبان فارسی، اقدام به ترجمه عربی آزفا نمود و از آن زمان این کتاب، منبع آموزشی اصلی دوره های زبان فارسی شد. سپس کتاب شش جلدی آموزش نوین فارسی جایگزین این کتاب شد. بر این اساس برنامه آموزشی دوره های زبان فارسی رایزنی تغییر و از چهار مرحله به شش مرحله با تعریف جدید هر دوره تغییر بر اساس گزارش سال2015 تا آن زمان 23 دوره آموزش زبان فارسی برگزار شده بود و در هر ترم بیش از 200 فارسی آموز در رایزنی فرهنگی مشغول به آموزش زبان فارسی بوده اند اما پس از انفجار در سفارت ایران این دوره ها تعطیل شده اند. * در خارج از رایزنی و حتی در ایی همچون نبطیه، صور و بعلبک نیز کلاس­های آموزش فارسی با مساعدت و همکاری رایزنی فرهنگی برگزار می­ شود. برگزاری دوره تربیت مدرس زبان فارسی: مجموعه این دوره ­ها از سال 1388 در رایزنی فرهنگی ایران در بیروت برگزار شده است. دوره های سه گانه تربیت معلم زبان فارسی شامل سه دوره ی آموزشی 51 ساعته بوده که به همت رایزنی فرهنگی ایران در بیروت برگزار شده است. تا سال 1391 تاکنون بیش از 150 نفر در این دوره­ شرکت کرده اند و حدود 70 موفق به آموزش زبان فارسی در مدارس رایزنی و دیگر مؤسسه ها شده اند.
برگزاری کارگاه­ های یک الی دو روزه روش تدریس کتاب­ های آموزش نوین زبان فارسی برگزاری دوره آموزش ترجمه (فارسی ـ عربی) *پس از انفجار رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در بهمن ماه 92 و انتقال محل رایزنی فرهنگی به مکان جدید که امکان برگزاری کلاس های زبان فارسی در آن ممکن نبود، رایزنی طی توافق با بعضی از موسسه های فرهنگی و آموزشی قابل اطمینان در بیروت کلاس های زبان فارسی را در کلاس های آن موسسه ها برگزار کرده است. در سال 1393 به غیر از مرحله اول حدود 75 نفر مشغول آموزش هستند و هم اکنون رایزنی در پی آن است که دو آپارتمانی که در محل ضاحیه در تملک دارد را با در نظر گرفتن تد ر امنیتی به بخش آموزش زبان فارسی رایزنی تبدیل کند.