مووی مگ

به نقل از mamadcity : ↑پوسته حرفه ای مخصوص و سریال مجیک مووی[ img]
دارای 5 رنگ متنوع و چشم نواز
طراحی کاملا اختصاصی و ایرانی
دارای پنل تنظیمات قالب فوق حرفه ای
افزونه پخش ج هفتگی سریال با نمای جدید
دارای سئو قابل قبول به همراه کدنویسی اصولی
پشتیبانی از ابزارک
پشتیبانی ۱ ماه رایگان
دارای با حرفه ای مخصوص و سریالدمو آنلاین[ img]55,000 تومان
شما می توانید توسط تمامی کارت های بانکی عضو شتاب ید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از ید آن را دریافت نمایید.جهت ید محصول کلیک کنید
پشتیبانی از طریق تلگرام
پشتیبانی از طریق yahoo m enger
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-**

[ img] طراحی کاملا اختصاصی و ایرانی
دارای پنل تنظیمات قالب فوق حرفه ای
دارای افزونه پولی پخش ج هفتگی سریال (۳۰ هزار تومان)
دارای سئو قابل قبول به همراه کدنویسی اصولی
پشتیبانی از ابزارک
پشتیبانی ۱ ماه رایگاندمو آنلاین[ img]60,000 تومان
شما می توانید توسط تمامی کارت های بانکی عضو شتاب ید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از ید آن را دریافت نمایید.جهت ید محصول کلیک کنیدبا من در تلگرام در تماس باشید
پشتیبانی از طریق yahoo m enger*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*پوسته حرفه ای مخصوص و سریال مووی[ img]
طراحی کاملا اختصاصی و ایرانی
دارای پنل تنظیمات قالب فوق حرفه ای
دارای افزونه پولی پخش ج هفتگی سریال (۳۰ هزار تومان)
دارای سئو قابل قبول به همراه کدنویسی اصولی
پشتیبانی از ابزارک
پشتیبانی ۱ ماه رایگان
دارای با حرفه ای مخصوص و سریال به همراه جوایزدمو آنلاین[ img]55,000 تومان
شما می توانید توسط تمامی کارت های بانکی عضو شتاب ید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از ید آن را دریافت نمایید.جهت ید محصول کلیک کنیدبا من در تلگرام در تماس باشید

توجه : فروش پوسته منحصرا تحت نظر سایت راست چین می باشد کلیک کنید تا بازشود...از شما دوست عزیز دعوت میشه تا طرح های تجاری یا رایگان خود را در مارکت سایت مجمع طراحان قرار دهید.
[ img]
http://dwgir.com/مجمع طراحان وب و گرافیک ایران در اسفند ۱۳۹۴ گروه تلگرامی خود را با هدف حمایت از طراح ایرانی و فراهم فضای مناسب برای رونق ب و کار و بالا بردن سطح دانش طراحان ایجاد و فعالیت خود را آغاز نمود.به لطف خداوند پروژه طراحی و راه اندازی وبسایت مجمع در مرداد ماه سال ۱۳۹۵ شروع شد .امید است تا بتوانیم فضایی مناسب برای دیده شدن و فعالیت مفید ، همچنین توسعه ب و کار طراحان ایرانی را فراهم کنیم.
ب مووی ها احتمالا مهم ترین بخش زندگی پسربچه ها هستند. یعنی این طوری تصور می کنم که همه ما پسر ای داشته ایم که یک ب مووی ی در مورد یاروهای مشت و لگد زن را هزار بار پشت سر هم دیده است و به نظرش دیگر در تمامی عالم هستی ی روی دست کذا چیزی نساخته است.
ولی چه ی بن مووی ها را می سازد؟ کیست که پفک خوران ما را به همراه رفقا روشن می کند؟ به هر حال باور کنید یا نه، حتی ب مووی ها هم کارگردان دارند و بعضی از این کارگردان ها زندگی حرفه ای شان را پای ساختن ب مووی گذاشته اند. آدم هایی که شاید خورشان در هالیوود ملس بوده و اگر به مهمانی های آن چنانی راه پیدا می د (که نمی د اصولا)، برای این بوده که مورد تمس دوستان جریان اصلی شان قرار بگیرند و موجبات تفریح را فراهم آورند.با گذشت سال ها حتی بعضی از ما معتقدیم که ب مووی دیدن یک جور فعالیت لذت بخش است که نیاز نیست به صورت طعنه آمیزانه رخ بدهد. به خاطر احساسات نوستالژیک هم که شده، می نشینیم و ب مووی هایی مثل مورتال کامبت یا های چینی قدیمی می بینیم. در این لیست بگذارید از 9 تن صحبت به میان بیاوریم که در طومار تاریخ نامشان به عنوان بدترین کارگردان های ب مووی ساز نوشته شده است.شماره 1. سداریس سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
سداریس تا به حال هفت بار برنده جایزه امی شده است. ولی همان طور که یحتمل حدس زده اید، نه برای کارگردانی هایش، بلکه برای کارگردانی و تهیه کنندگی برنامه های ورزشی از جمله المپیک! اما اوا عمر سداریس تصمیم می گیرد که کلا شغل عوض کند و برود سراغ ساختن، و باور کنید یا نه، خیلی هم خوب می دانسته دلش چه جور ی می خواهد و در نهایت همان مدلی هم که می خواسته، هایش را ساخته.
سداریس 12 به معنی واقعی کلمه ساخته که به خاطر رعایت موازین اخلاقی نمی توانم حتی درست و درمان در مورد پلات هایشان صحبت کنم. همین بس که بیشتر پسر نوجوان پسند هستند، بافته بر گلوله و انفجار و خانم های آن چنانی. داستان هر 12 تقریبا از این قرار است: یک پلیس در جنگل های گرمسیری با دار و دسته قاچاقچی ها درگیر می شود. احتمالا اگر به نظرتان بازی حدیث میرامینی در سریال «در جست و جوی آرامش» افتضاح است و دیگر بدتر و نمایشی تر از این ممکن نیست، پیشنهاد می کنم سری به بازی های های سداریس بزنید.
مهم ترین سداریس hard ticket to hawaii است. این در مورد ماری سمی است که توسط موش های سرطانی گزیده شده و... خیلی سمش قوی تر شده... و خلاصه بگذاری پلات را لو ندهم.

شماره 2. لوید کافمن سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
لوید کافمن ملقب به پدرخوانده بی شعوری در سینمای و مدیر شرکت تروماست که 40 سال است مامن ترین سازان عرصه طنز و وحشت هالیوود است. کافمن یکی از اولین انی بود که به ظرفیت بی نظیر عصر ویدیوهای خانگی پی برد و سرمایه گذاری خوبی روی این قضیه کرد که وقتی رفقا دور هم می نشینند و پفک و چیپس می خورند، دلشان می خواهد های عجیب و غریب تماشا کنند و دور هم بخندند. برای همین کافمن برای غریب ترین سلایق بصری هم ساخته است.
کافمن به سیاق هیچکاک در های خودش حضور پیدا می کند، ولی در ضمن مثل آلن لی توی های مردم دیگر هم ظاهر می شود. ظهور کافمن در یک ی به منزل تاییدیه و نشان افتخار است.
مهم ترین کافمن poultrygeist: night of the chicken dead ی در ژانر موزیکال وحشت و طنز است و در مورد یک رستوران پارودی کی اف سی است که روی زمین یک قبرستان سرخ پوست ها ساخته شده و این قضیه باعث می شود مرغ های سرخ شده رستوران زنده شوند. این جذاب را لااقل دو ساعت بعد از بلع و هضم و دفع غذایتان ببینید.

شماره 3. گادفری هو سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
هو کارگردانی بسیار پرکار بوده است که طی 10 سال صدها ساخته است. باور کنید یا نه، هیچ نمی داند هو دقیقا چند تا ساخته، چون اسم های مستعار بی شماری هم داشته است. ولی چطور می شود به چنین درجه ای از اخلاص در سازی رسید/ های ساخته دست هو معمولا ترکیبی زا های مختلف بوده اند. مثلا ترکیبی از روبوکاپ و خون آشام و کینگ گ. که حاصلش معمولا سورئال ترین اکشن قابل تصور می شود. 90 درصد های هو نینجا هم داشتند. منتها مهم ترین دلیل حضور هو در این لیست، استفاده عجیبش از بدل کارهاست. در یکی از هایش یک خانم اروپایی را می بینید که قرار است از پنجره به بیرون پرت شود. در صحنه بعد این خانم با بدل کاری چینی با کلاه گیسی خا تری و کوتاه جایگزین می شود.
مهم ترین کار هو ninja terminator عبارت است از... بله درست حدس زدید «ترمیناتور» که تویش نینجا دارد. با دیدن این به این نتیجه می رسید که فیلی نیست که به اضافه نینجا بهتر نشود. غرور و تعصب و نینجاها. نینجاهای الم استریت. بر نینجا رفته. همشهری نینجا. دوازده نینجای عصبانی. پرواز بر فراز آشیانه فاخته (به کمک تکنیک های نینجوتسو) و قس علی هذا.

شماره 4. دانلد جی ج ون سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
با اطمینان می شود گفت که بدترین کارگردان این لیست همین آقاست. هایش قابل دیدن نیستند. ولی به نظرم خودش در کنار اد وود، جذاب ترین شخصیت این لیست است. ج ون مبدع ذن در هنر سازی است. به این معنا که به قول خودش آدم باید ذهنش را باز بگذارد و اجازه بدهد خودش جلو برود. در این روش اصلا نیازی به نامه نیست. بلکه کارگردان و بازیگرها باید با همکاری هم به یک جایی برسند. اکثر های ج ون قابل توصیف نیستند.
مهم ترین ش the roller blade seven ترکیبی زا رویاهای تب آلود پساآ ا مانی و کاتاناهای ژاپنی است، ولی دقیقه مشخص نیست چه اتفاقی قرار است بیفتد.

شماره 5. اد وود سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
سال های سال اد وود را به عنوان بدترین کارگردان سینمایی می شناختند. ولی قول می دهم وقتی توی این لیست پایین برویم، متوجه می شوید چرا وود وسط لیست است. های وود بی نظیر نیستند، ولی یک جور سادگی دهاتی طور و خوش باورانه تویشان هست که صمیمیتی عجیب در بیننده ایجاد می کند. انگار حاصل رویای یک کودک 40 ساله باشد که صادقانه تلاش کرده خوبی بسازد، ولی عملا آن قدر در این قضیه ناتوان است که حاصل کار خج آور است. منتها آن صداقت که حرفش رفت، در به چشم می خورد. مثلا شباهت عمیقی را که سناریوهای اد وود به هم دارند، در نظر بگیرید. مثل این می ماند که وود در مورد خوب و موفق یک سری ایده داشته و در نتیجه مدام سعی می کرده از همان ایده ها استفاده کند، به امین این که این بار دیگر ش خوب می شود. هایش به واقع خوب نیستند، ولی دیدنشان سخت نیست. یعنی موقع دیدنشان ترجیح نمی دهید چنگال توی چشمتان کنید.
مهم ترین اد وود from outer space 9 plan است. خواندن در مورد پروسه ساخت این اشک از نهاد سنگ بیرون می کشد. اد وود تمام قلب و روحش را توی این پروژه ریخته است، ولی همان طور که احتمالا به درستی حدس زده اید، حاصلش ی بود که دومی نداشت. البته واقعا تهوع آور یا توهین آمیز نبود. مثل بعضی های کافمن. چطور بگویم. دیده اید وقتی یک نفر می زند زیر آواز و صداش به شدت بد است؟ آن قدر بد که شما به جایش خج زده می شوید؟ این وود هم یک همچین حسی دارد. مثلا اگر خواهرزاده هفت ساله تان درست کند، قطعا حاصل کار مز ف است. ولی در ضمن بانمک هم هست.

شماره 6. ویلیام ل سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
ویلیام ل به نظرم یکی از مهم ترین شخصیت های این لیست است. چون به ما یادآوری می کند که ب مووی ساختن یک هنر عامه پسند است و همه اش بر می گردد به نظر مردم و خواست مردم. این که مردم عادی چه فرمولی را به عنوان فرمول موفق می شناسند. چون همه های ژانر در نهایت توی دلشان از یک سری فرمول ساده پیروی می کنند. ل سال های سال وسترن می ساخت، ولی وقتی استودیو بهش اجازه داد که های خودش را بسازد، رفت سراغ ساختن های وحشت.
ل در ضمن یک شومن موفق هم بود. به طور مثال هایش روی سینما می آمد و در مورد سرنوشت آدم بده داستان نظرسنجی عمومی راه می انداخت. یا مثلا برای یکی از هایش بیمه عمر می فروخت که اگر خ نکرده توی سینما وسط از ترس مردید، زن و بچه تان گرسنه نمانند. فقط وحشت نبود. یک جور سرخوشی احمقانه هم همراهش بود.
مهم ترین ل house on haunted hill است که گویا 1999 هم یک بار دیگر بازسازی شده است. نسخه اورژینال این یک سینمای وحشت کلاسیک دهه 50 است که دیدنش را به همگان توصیه می کنم.

شماره 7. چنگ چی سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
با وجود این که های کنگ فوی هنگ کنگی در دهه های 60 تا 80 طرفداران بسیاری داشتند و سر و صدای زیادی د، نمی شود گفت کارگردان مشخصی هست که به خاطر ساختن این ژانر ها معروف شده، یا الان بشود گفت امضایش پای کارش مشخص است، یا از این جور اصطلاحات. منتها این وسط چنگ چی قطعا استثنا است. ممکن نیست که اسم شمشیرزن یک دست به گوشتان نخورده باشد. چی به تنهایی آغازگر ساب ژانرهای بی شمار سینمای هنگ کنگ بوده است. مثلا سری های شائولینش به قدری موفق بوده که هنوز که هنوز است، در این ساب ژانر ساخته می شود.
مهم ترین ش بعد از پنج سم کشنده، five element ninjas scott pilgrim vs the world بهترین ترکیب بازی های رایانه ای و رسانه سینماست. شخصیت ها پنج نینجای آتش و آب و چوب و خاک و طلا هستند که یاروی اصلی باید همگی را ش ت بدهد. به قدری همه چیز کارتونی است که ترکیبش با صحنه های خون آلود به خصوص پایانش، تضاد غیرقابل تحملی ایجاد می کند.

شماره 8. شروان سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
شروان، کارگردان ایرانی، توی پاسادینای کالیفرنیا تئاتر خوانده است. من یک جایی می خواندم که پاسادینا بدترین ست و مثلا از آریزونا هم بدتر است. ولی هیچ کدام از این ها دلیل نمی شود که آدم هایی مشابه های شروان بسازد. احتمالا اگر بگوییم های شروان بدترین اکشن های تاریخ هستند، داریم از ظرفیت های زبان فارسی به درستی استفاده نمی کنیم. مثلا اگر بگوییم یک جایی در جهنم هست که آدم به جای این که میله داغ توی آستینش ند، مجبورش می کنند های شروان تماشا کند، به واقعیت ماجرا نزدیک تر شده ایم.
اکثر های شروان یک ترکیبی بودند از فرمول های سری lethal weapon و ناتوانی شدید در امر سازی. های شروان شبیه پروژه های هجوآمیز دبیرستانی از کار در می آمدند. با این تفاوت که شروان اصلا قصدش هجو ژانر پلیسی نبود. در هایش هیچ جایی برای غیرکلیشه بودن نیست. غیرکلیشه ها جایی در هایش ندارند. درواقع یک مشت کلیشه است که با تف به هم چسبانده اند.
مهم ترین شروان samurai cop است. به قدری بد است و دیالوگ ها به قدری بد هستند که ممکن است تصور کنید شروان مدیر مکتب ذن جی ج ون است. ساخته دست آدم فضایی هایی است که دارند سعی می کنند تظاهر کنند که آدم هستند، ولی هیچ ایده ای در مورد رفتارهای حداقلی بشری ندارند.

شماره 9. راجر کورمن سینمای رده «ب» زیر دین این ۹ تن است
راجر کورمن سلطان بلامنازع ب مووی سازان است و هنوز در سن 88 سالگی مشغول ساختن است. نفوذ او در سینما پژواکی رسا داشته است؛ به خصوص به خاطر شانس های متعددی که به کارگردان ها و بازیگران تازه کار داده است. شاید باورتان نشود، ولی بین 385 ی که تهیه کنندگی اش را به عهده داشته، اولین کارهای کارگردان هایی مثل فردریک فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی و جیمز کمرون هم به چشم می خورند.
راجر کورمن یک جورهایی ورژن یی های همر بریتانیایی است. شهرت او به خصوص به خاطر تاثیری است که ظاهرا از ادگار آلن پو و اچ پی لاوکرفت در سازی اش گرفته است.
the haunted palace یکی از های سری ادگار آلن پوی کورمن است که از قضا بسیار هم ظاهر جذ دارد. اگر طرفدار سینمای وحشت کلاسیک هستید، ممکن نیست چشمتان به کارهای کورمن نخورده باشد. ولی احیانا اگر با ساخته هایش بیگانه هستید، به شما پیشنهاد می کنم the case of charles dexter ward را حتما ببینید.
خوانندگان گرامی مووی مگ ی ال دیگر از فعالیت سایت مووی مگ در کنار شما عزیزان گذشت. سالی که در آن به همراه یکدیگر سینما را دنبال کرده و از تماشای آثار محبوبمان لذت بردیم. اعضای کادر مدیریت و نویسندگان مووی مگ در این ی ال تمام تلاش خود را به کار بستند تا بتوانند بهترین خدمات را به مخاطبین فهیم و ارزشمندشان ارائه دهند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نبوده اند. ما در این ی ال همواره تلاش کردیم تا جدیدترین رویدادهای روز سینمای ایران و جهان را پوشش داده و تا حد امکان نسبت به آگاهی بخشی درباره آثار هالیوود مطالب مفیدی منتشر نمائیم.البته در این راه پستی و بلندی های فراوانی را هم تجربه کردیم. ایجاد بخش های جدید که برای سال 95 برنامه ریزی شده بود به دلیل مشکلات غیرقابل پیش بینی به تعویق افتادند و برخی پروژه های جذاب مووی مگ همانند « انتقام جویان در ایران » نیز به دلیل تامین زیرساخت های ممکن برای انتشار در موعد مقرر منتشر نشدند و با تاخیر در بهار 96 به مووی مگ ملحق خواهد شد. حالا که سال جدید از راه رسیده و بهاری دیگر را تجربه خواهیم کرد تمام اتفاقات تلخ در سالی که گذشت را از یاد خواهیم برد و خود را برای سالی جدید و امکاناتی بی نظیر آماده خواهیم کرد. در سال پیش روی مووی مگ تغییرات گسترده ای را به خود خواهد
نایت مووی (nig ovie)، سایت و سریال، پس از حدود 6 سال فعالیت امروز بسته شد. پیش از این، بسته شدن تاینی موویز حواشی زیادی را ایجاد کرده بود.پس از بسته شدن سایت تاینی موویز (tinymoviez) و دستگیر شدن عوامل این سایت و سریال به دلیل آنچه تهیه و دوبله های و مستهجن خوانده شد، حالا نوبت به یکی دیگر از سایت های رسیده و nig ovie هم پس از حدود 6 سال فعالیت به کار خود پایان داد.تایید بسته شدن نایت مووی پس از 6 سالهنوز اطلاعات بیشتری در این مورد منتشر نشده اما خبر بسته شدن نایت مووی در صفحه اینستاگرام این رسانه تایید شد:هر شروعی پایانی دارد و پایان کار ما هم پس از حدود 6 سال این چنین بود. سایت تاینی مووی هم مثل خیلی از سایت های دیگر بسته شد. طی چند روز گذشته همه تلاش مان را کردیم که سایت را برگردانیم اما نشد.این در حالیست که کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرامی با نام نایت مووی در حال فعالیت است اما در پست اینستاگرامی این رسانه تاکید شده که این کانال و پیج فیک بوده و کانال رسمی تلگرام nig ovie نیز بسته شده است.تهیه شده توسطگجت نیوز
آقا بهار اومد و سال جدید شد و ما هم یه مدت نبودیم جاتون خالی رفته بودیم سفر و گردش که یکمی خلاص بشیم از دست اتفاقات هفتگی سینما. همچین که برگشتیم هم اول جایگاه لوح و تمشک هامون رو خالی کردیم و قشنگ زیرش دستمال کشیدیم تا سال جدید اونا رو خیلی شیک و مجلسی تحویل بدیم! اولین لوح زرین سال 1396 رو می خواهیم به بهار و کاربرای عزیزمون در مووی مگ تقدیم کنیم که سال گذشته کلی از دست ما حرص خوردن و اذیتشون کردیم. شما عزیزان سرمایه اصلی مووی مگ هستید و بدونید که اگه شما نباشید مووی مگ هم نخواهد بود. از این رو به دلیل آنچه که « تقدیر از کاربران مووی مگ » می نامیم لوح زرینی را در اولین روزهای بهار 96 تقدیم شما می کنیم و امیدواریم که امسال هم بتونید ما رو تحمل کنید. شما از ما نشنیده بگیرید اما امسال بچه ها قراره با دست پُر مووی مگ رو یه خانه تکانی اساسی ند. حالا این وسط ما شانس نداریم همین ستونم از ما میگیرن به اسم « ادغام » بعدش یکی دیگه رو میارن و ما رو هم میندازن بیرون که تعدیل کنن و ... آقا سال نو مبارک در کل! در اولین روزهای سال جدید داشتیم توی خیابان راه می رفتیم که چشممون به جمال مبارک پوستر « گشت 2 » افتاد که یه پارچه ای چیزی روی بخش خط خطیش کشیده و سانسور رو اعمال کرده بودن. خودِ اسم که « گشت 2 » هست هی
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما برترین های فوتسال جهان در سال 2017 معرفی شدند.
به گزارش فوتسال پلانت، این پایگاه قبلا نامزدهای جوایز خود در هجدهمین انتخاب برترین های جهان را در بخش های مختلف معرفی کرده بود که در نهایت با رای کارشناسان و رو مه نگاران این رشته در سراسر جهان برترین ها معرفی شدند.
فهرست برترین های سال به این شرح است :
* برترین دروازه بان زن جهان : استلا گارسیا رودرو از اسپانیا با 438 امتیاز
- در این بخش ایران نامزدی نداشت.
* برترین بازیکن زن جهان :
1- آم نیا از برزیل 677 امتیاز 2- آملیا رومرو از اسپانیا 469 امتیاز 3- وانسا پریرا از برزیل 375 امتیاز
- در این بخش ایران نامزدی نداشت.
* بهترین دروازه بان :
1- پاکو سدانو آنتولین از اسپانیا (بارسلونا لاسا اسپانیا) 639 امتیاز
2- لئوناردو هیگیتا ستاره برزیل الاصل تیم قزاقستان (غیرت آلماتی قزاقستان)562
3- خسوس اره رو پارون از اسپانیا (اینتر مووی استار اسپانیا) 518
- در این بخش علیرضا صمیمی از ایران (مس سونگون ایران) با 212 امتیاز هفتم شد و سپهر محمدی از ایران (گیتی پسند اصفهان ایران) با 178 امتیاز در رده هشتم قرار گرفت.بدین ترتیب صمیمی بهترین سنگربان آسیا شد.
* برترین داور سال :
1- ساشا تومیچ از کرواسی 714 امتیاز 2- بوگدان سورسکیو از رومانی 505 3- داریو خاویر سانتاماریا از آرژانتین 451
- در این بخش ایران نداشت و توموهیرو کوزاکی از ژاپن که با 385 امتیاز در رده چهارم قرار گرفت بهترین داور آسیا شد.
* بهترین تیم ملی :
1- برزیل 681 امتیاز 2- آرژانتین 662 3- اسپانیا 646
- در این بخش تیم ملی ایران با 471 امتیاز چهارم شد و بهترین تیم آسیا لقب گرفت.تیم جوانان کمتر از 20 سال ایران با 118 امتیاز در رده هفتم قرار گرفت و دومین تیم برتر آسیا شد.
* بهترین مربی باشگاهی :
1- خسوس تخادا از اسپانیا و تیم اینتر مووی استار اسپانیا با 704 امتیاز
2- ریکاردو کاکائو از برزیل و تیم غیرت آلماتی قزاقستان با 558
3- داوید مارین اورتگا از اسپانیا و تیم لوپارنزه ایتالیا با 353
- در این بخش ایران نامزد نداشت و راکفول ساینتنگام از تایلند و تیم چونبوری تایلند که با 95 امتیاز در رده نهم قرار گرفت بهترین مربی باشگاهی آسیا شد.
* بهترین مربی تیم های ملی :
1- خوسه و و لوپس ایه رو از اسپانیا و تیم ملی اسپانیا با 745 امتیاز
2- دیه گو رائول جیوستوتسی از آرژانتین و تیم ملی آرژانتین با 467
3- سید محمد ناظم الشریعه از ایران و تیم ملی ایران با 446
- ناظم الشریعه بهترین مربی ملی آسیا لقب گرفت.
* برترین تیم باشگاهی :
1- اینتر مووی استار اسپانیا با 947 امتیاز 2- کارلوس باربوسا برزیل با 499 3- اسپورتینگ لیسبون پرتغال با 490
- در این بخش ایران نامزدی نداشت و تیم چونبوری بلوویو تایلند که با 189 امتیاز ششم شد بهترین تیم آسیا لقب گرفت.
* بهترین بازیکن جوان :
1- آنتونیو فرنان از اسپانیا و تیم ال پوسو مورسیا اسپانیا با 607 امتیاز
2- لیاندرو دوس سانتوس از تیم ملی برزیل و تیم ماگنوس سوروکابا برزیل با 484
3- ماتیاس روسا از تیم ملی آرژانتین و تیم پسکارا ایتالیا با 442
- در این بخش توحید لطفی از تیم ملی امید ایران و تیم مس سونگون ورزقان ایران با 310 امتیاز ششم شد و بهترین بازیکن جوان آسیا لقب گرفت.
* بهترین بازیکن جهان 2017 :
1- ریکاردینیو از تیم ملی پرتغال و تیم اینتر مووی استار اسپانیا با 917 امتیاز
2- کارلوس اورتیس خیمه نس از تیم ملی اسپانیا و تیم اینتر مووی استار اسپانیا با 508
3- سانتیاگو باسیله از تیم ملی آرژانتین و تیم کیمبرلی آرژانتین با 332
- در این بخش حسین طیبی از تیم می ایران و تیم های غیرت آلماتی قزاقستان و تای سون نام ویتنام با 299 امتیاز در رده پنجم قرار گرفت و بالاتر از جیراوات سورن ویچیان از تیم ملی تایلند و تیم چونبوری بلوویو تایلند با 101 امتیاز نهم شد ، بهترین بازیکن آسیا لقب گرفت.
----
در تاریخ انتخاب برترین های فوتسال جهان از ایران ، تیم ملی ایران در سال 2009 به عنوان بهترین تیم ملی ، حسین شمس در سال 2009 به عنوان بهترین سرمربی ملی و مصطفی نظری در سال 2010 بهترین دروازه بان جهان انتخاب شدند.در سال 2017 نیز سید محمد ناظم الشریعه سرمربی تیم ملی ایران در رده سوم برترین مربیان ملی جای گرفت.
--
فهرست برترین فوتسالیست های جهان در ادوار مختلف به این شرح است :
2000 : مانوئل توبیاس از برزیل
2001 : مانوئل توبیاس از برزیل
2002 : مانوئل توبیاس از برزیل
2003 : آدریانو فوگلیا از برزیل / ایتالیا
2004 : آلساندرو فالکائو از برزیل
2005 : خاویر رودریگس از اسپانیا
2006 : آلساندرو فالکائو از برزیل
2007 : ولادیسلاو شایاخمتوف از روسیه
2008 : فلاویو شوماکر از برزیل
2009 : انریکه کیکه از اسپانیا
2010 : ریکاردینیو از پرتغال
2011 : آلساندرو فالکائو از برزیل
2012 : آلساندرو فالکائو از برزیل
2013 : سرخیو مارتینس از اسپانیا
2014 : ریکاردینیو از پرتغال
2015 : ریکاردینیو از پرتغال
2016 : ریکاردینیو از پرتغال
2017 : ریکاردینیو از پرتغال
« ددپول » یکی از موفق ترین های اَبَرقهرمانی در سالهای اخیر بوده که توانست برخلاف پیش بینی ها به یکی از پرفروش ترین و محبوب ترین آثار اَبَرقهرمانی تاریخ سینما تبدیل شود. اینبار در مووی مگ تصمیم گرفتیم تا در بخش آزمون سینمایی اطلاعات شما درباره این را محک بزنیم تا ببینیم آیا شما هم طرفدار سرسخت « ددپول » هستید یا خیر!آیا فکر میکنید که مخاطب جدی « ددپول » هستید و به خوبی می توانید به سوالات طرح شده درباره آن پاسخ دهید؟ پس بهتر هست تا آزمون سینمایی طراحی شده توسط سایت مووی مگ را گذرانده تا از میزان اطلاعاتتان در اینباره مطمئن شوید.در بخش « آزمون سینمایی » وضعیت آزمون با سه رنگ تعیین شده است : رنگ سبز : چنانچه در مقابل نام رنگ سبز به نمایش در آید بدین معناست که شما آزمون مورد نظر را با موفقیت پشت سر گذاشته اید و نمره قبولی را ب کرده اید.رنگ قرمز : چنانچه شما رنگ قرمز را در مقابل نام مورد نظرتان مشاهده نمائید بدین معناست که شما در آزمون حد نصاب نمره لازم را ب نکرده اید و به عبارت ساده تر در این آزمون رد شده اید!رنگ زرد : این رنگ نشانه این است که شما در این آزمون شرکت نکرده اید. * نکته : برای استفاده از « آزمون سینمایی » شما باید در جامعه مجازی سایت مووی مگ ثبت نام کرده و سپس اقدام...
کاربران گرامی مووی مگساعاتی است که مشکلاتی برای جامعه مجازی مووی مگ ایجاد شده که در حال بررسی و رفع آن هستیم که امکان دارد ساعاتی به طول بینجامد. از بابت مشکلات پیش آمده پوزش می خواهیم و امیدواریم که بتوانیم در اولین فرصت مشکلات را برطرف نمائیم.لطفا صبور باشیدبا تشکر
مجموعه شش قسمتی resident evil، پرفروش ترین های ویدیو گیمی سینما محسوب می شوند. در این مطلب این مجموعه را مرور کرده و از راز موفقیتش می گوییم. به گزارش مجموعه زندگی به نقل از زومجی، تفاوت بازی های «رزیدنت اویل» (resident evil) با های اقتباسی شان زمین تا آسمان است. بازی های «رزیدنت ایول» منهای قسمت های ضعیفی مثل «رزیدنت ایول ۶» که به ماهیت این مجموعه توهین می کنند همیشه جزو مهم ترین و جریان سازترین بازی های هنر هشتم بوده اند. هروقت حرف از بهترین مجموعه تاریخ بازی های ویدیویی می شود، «رزیدنت ایول» حتما جایی در پنج تای اول دارد. اما چنین چیزی درباره ی های اقتباسی از روی آنها صدق نمی کند. به طوری که وقتی حرف از بدترین مجموعههای تاریخ سینما می شود، احتمال اینکه چشمتان به «رزیدنت ایول» های کمپانی سونی بیافتد زیاد است. چون شاید بازی های «رزیدنت ایول» فقط چند قسمت بد داشته باشند و تاثیرگذاری مثبتشان روی صنعت بازی بیشتر از ش ت هایشان باشد، اما هر شش «رزیدنت ایول» به طرز کاملا درستی مورد عنایت منتقدان قرار گرفته اند. با این حال حتما دلیلی دارد که این بی مووی ها برخلاف امتیازهای خج آورشان برای شش قسمت ادامه پیدا د و از اولین قسمت که در سال ۲۰۰۲ عرضه شد تاکنون، بیش از یک میلیارد و ۲۴۵ میلیون دلار فروخته اند که آن را به موفق ترین ویدیویی گیمی سینما از لحاظ تجاری تبدیل کرده است. شاید وجودِ اکشن های ضعیفی که در طولانی مدت دوام آورده اند غیرعادی نباشند که از نمونه اش می توان سری «دنیای زیرین» (underworld) را نام برد، اما چنین دستاوردهایی برای یک ویدیو گیمی غیرمنتظره و منحصربه فرد است.داریم درباره ی های ویدیو گیمی حرف می زنیم که هیچ وقت موفق به دوام آوردن در هالیوود نشده اند و مثل اتفاقی که این اوا در رابطه با «وارکرفت»(warcraft) و «فرقه اساسین» ( in’s creed) افتاد، هروقت با وعده های ش تن این طلسم پا پیش گذاشته اند، نه تنها آن را نش ته اند، بلکه به هرچه سرسخت تر شدن این طلسم کمک کرده اند. هایی که براساس دوتا از مهم ترین و پرطرفدارترین و جریان اصلی ترین مجموعههای صنعت بازی اقتباس شده اند، اما در نهایت ش ت خوردند. هایی که با هدف ادامه پیدا توسط دنباله های متعدد برنامه ریزی شده بودند، اما به حدی ضعیف بودند که سرمایه شان را نیز به زور درآوردند. پس سوال این است که «رزیدنت ایول» چگونه از طلسم های ویدیو گیمی فرار کرده است و به چنین موفقیت طولانی مدتی دست پیدا کرده است. چرا هایی که با شخصیت پردازی بیگانه هستند، داستانگویی های ش ه و کم توانی دارند و به کلیشه های عامه پسندِ ژانرهای وحشت و علمی -تخیلی خلاصه شده اند این قدر توسط عموم مردم مورد استقبال قرار گرفته اند؟ های «رزیدنت ایول» چیزی بیشتر از یک سری سکانس های اکشنِ بی مغز که به یکدیگر دوخته شده اند نیستند. و این دقیقا همان چیزی است که طرفداران زیادی برای این مجموعه جفت و جور کرده است. اگرچه همه ی ها از اکشن های خوبی بهره نمی برند، اما وقتی این ها روی دور می افتند، سرگرمی احمقانه ای را ارائه می کنند که تماشای آنها را لذت بخش می کند. پس با اینکه «رزیدنت ایول» ها فرسنگ ها با هنر فاصله دارند و با اینکه انتقادات منتقدان درباره ی عدم وجود هرگونه شخصیت پردازی و داستانگویی در این ها حقیقت دارد، اما اگر با انتظار تماشای یک سری اکشن های دیوانه وار با محوریت میلا یوویچ به عنوان شخصیت اصلی و زامبی های وحشی سراغ آنها بروید، مطمئنا سرگرم می شوید. اما برای اینکه بهتر ویژگی های این مجموعه را بررسی کنیم، بیایید هر شش مجموعه را به طور کلی مرور کنیم.resident evilرزیدنت ایول – آغازی کنجکاوی برانگیزresident evilاولین قسمت «رزیدنت ایول» یک ترسناک اکشن و علمی تخیلی درباره ی زنی به اسم آلیس (یوویچ) است که بدون اینکه بداند کجاست و چه ی است و خاطره ای از گذشته اش داشته باشد بیدار می شود و کمی بعد خودش را در حال آکروباتیک بازی روی در و دیوار و لگد زدن به صورت سگ های زامبی پیدا می کند! این قسمت که توسط پاول اندرسون، هدایت کننده ی اصلی مجموعه کارگردانی شده است، بی مووی کم جی بود که در مقایسه با قسمت های بعدی، نقشه های جاه طلبانه ای هم نداشت. اگرچه این قسمت هم مثل دیگر های مجموعه دقیقا سینمای خوبی نیست، اما نسبتا در کاری که می خواهد انجام دهد موفق است: سرگرم ، هیجان زده و کنجکاو . وقتی آلیس در بیدار می شود سریعا مورد تهاجم نیروی ضربت قرار می گیرد و متوجه می شود عمارتی که در آن بیدار شده، به سازمان تحقیقاتی سری زیرزمینی ا ی به اسم «هایو» متصل است که توسط کمپانی آمبرلا گردانده می شود. کمپانی قدرتمند اما آب زیرکاهی که منبع شرارت اصلی مجموعه است. آلیس و این تیم ضربت به علاوه ی دو نفر غریبه ی دیگر سفرشان در این لابراتور ما یچ و چندطبقه ی زیرزمینی را آغاز می کنند و سر راه با کارکنان آمبرلا که توسط سلاحی بیولوژیکی به اسم «ویروس تی» به زامبی تبدیل شده اند، سگ های قاتل زامبی، یک هوش مرگبار در قالب یک دختربچه ی بریتانیایی و یک هیولای بیولوژیکی بزرگ غول پیکر برخورد می کنند که راستش این آ ی به دلیل جلوه های کامپیوتری اوایلِ دهه ی ۲۰۰۰، در حال حاضر چندان قابل قبول نیست.resident evilدر به یادماندنی ترین سکانس که بعدها به معروف ترین سکانس سری تبدیل شد و من را برای اولین بار عاشق این کرد، اعضای تیم ضربت در راهرویی باریک گرفتار می شوند و توسط سیستم دفاعی لابراتور که به سمتشان لیزرهای قطع کننده ی اعضا شلیک می کند تکه تکه می شوند. اولین «رزیدنت ایول» الگوی تکرارشونده ی های بعدی را معرفی می کند: آلیس، ویروس تی، هیولاهای بیولوژیکی، سیل زامبی ها، هوش ، راهروی مجهز به لیزرهای مرگبار و یک کمپانی قدرتمند. اینها عناصرِ معرفِ این مجموعه هستند و آنها کم و بیش در تمام های مجموعه حضور دارند. مثلا در آغاز هر ، آلیس اتفاقات های قبلی را برایمان توضیح می دهد و همیشه به این نکته اشاره می کند که کمپانی آمبرلا، بزرگ ترین و بانفوذترین کمپانی بوده است. کمپانی ای که اگرچه در تولید محصولات آرایشی و بهداشتی و کامپیوتر تخصص داشته است، اما در واقع سود اصلی اش را از طریق تولید تکنولوژی ها، آزمایشات ژنتیکی و تولید سلاح های می برای تامین می کرده است. حقیقتی که کارکنان کمپانی چیزی درباره ی آن نمی دانند. پس در همین ابتدا سوالات زیادی ذهن مان را مشغول می کند: آمبرلا چگونه این قدر در مخفی نگه داشتن رازش از کارکنانش موفق بوده است؟ چگونه شرکتی که صنعت کامپیوتر و محصولات بهداشتی را در اختیار مطلق دارد، اصل سودش را از آنها به دست نمی آورد؟ چرا هوش هایو که هدف اصلی اش کنترل ِ ویروس و جلوگیری از پخش آن به خارج از لابراتور است، هیچ وقت وظیفه اش را به درستی انجام نمی دهد؟این سوالات و سوالات بی شماری که در هر با آنها برخورد می کنید، از آن سوالاتی هستند که نباید هنگام تماشای های «رزیدنت ایول» از خود بپرسید. اگر از انی هستید که در جزییات داستانی و معنای ها عمیق می شوند، «رزیدنت ایول» احتمالا به دردتان نمی خورد. این ها برای دنیاسازی، پرورش راز و رمزهای پیچیده یا جواب دادن به سوالات تان ساخته نشده اند. در واقع این ها دقیقا برای این ساخته شده اند که علاقه تان به سوال پرسیدن را به ح تعلیق در بیاورند. اما همین طوری رهایتان هم نمی کنند. بلکه جای خالی سوالاتِ بی جوابتان را با زامبی های وحشی، هیولاهای جهش یافته و به تصویر کشیدنِ نِ بزن بهادرِ تیرانداز و خفن پر می کنند. روی هم رفته اولین «رزیدنت ایول» شاید در زمان عرضه مورد انتقاد گسترده ی منتقدان قرار گرفت، اما تنها مجموعه است که امروزه به جایگاه کلاسیکی دست پیدا کرده است. یعنی اگر از طرفداران «رزیدنت ایول» هم نیستند بهتر است آن را از دست ندهید. قسمت اول «رزیدنت ایول» یکی از بهترین بی مووی هایی است که تماشای آن در یک شب آ هفته، بعد از صرف شام و به صورت خانوادگی خیلی می چسبد.resident evilرزیدنت ایول: آ ا مان – با آلیس، قهرمان اکشن آشنا بشوresident evil: apocalypseدر «آ ا مان» از فضای کلاستروفوبیک و بسته ی قسمت اول فاصله می گیریم و ویژگی های وحشت/بقای آن جای خودشان را به یک اکشن علمی -تخیلی مرسوم می دهند. اندرسون اگرچه به عنوان نویسنده و تهیه کننده ی «آ ا مان» بازگشت، اما وظیفه ی کارگردانی به ال اندر ویت س شد. ی که معمولا به عنوان کارگردان واحد دوم فعالیت می کرده است. پس تعجب برانگیز هم نیست که «آ ا مان» با افت قابل توجه ای در مقایسه با قسمت اول مواجه شده است و حال و هوای کوتاهی را دارد که به اندازه ی یک بلند کش آمده است. داستان این قسمت هم حول و حوش آلیس و یک تیم ضربت دیگر ( های «رزیدنت ایول» مملو از مردان عضلانی با دم و دستگاه های مجهز هستند) می چرخد که در را سیتی که حالا به خاطر ویروس تی تمام نانس به زامبی تبدیل شده اند یت دارند تا به دنبال دختر جوان یکی از دانشمندان کمپانی آمبرلا بگردند.اما این داستان نصفه و نیمه فقط بهانه ای برای یک سری اکشن های دیوانه وار است که مهم ترینشان درگیری کاراکترها با هیولای جهش یافته ی یک چشمی که پ وی سیاه چرمی به تن می کند و با یک راکت لانچر و مسلسل مبارزه می کند. بله، منظورم همان نمسیس خودمان است که قبل از این توفیق آشنایی با او را در بازی «رزیدنت ایول: نمسیس» داشته ایم و تماشای فرار و مبارزه ی آلیس از دستِ نمسیس که دیگر مثل زامبی ها با یکی-دوتا گلوله و چندتا مشت و لگد کشته نمی شود، به برخی از بهترین لحظات این تبدیل شده است. در همین است که آلیس از دخترِ فراموش کار و منزوی قسمت اول به مبارزِ ش ت ناپذیری در قسمت دوم که روی در و دیوار می دود و با موتور از درون پنجره ها وارد می شود و زامبی ها را با دو تفنگ در دست به رگبار می بندد تبدیل می شود و تقریبا از همان الگوی شخصیت الن ریپلی در دو قسمت اول «بیگانه» پیروری می کند. از آنجایی که آلیس پیچیده ترین شخصیت ژانر اکشن نیست، یوویچ عاطفی ترین بازیگر دنیا نیست و نقش آلیس هم دیالوگ زیادی برای گفتن ندارد، در نتیجه باید انرژی و جذ ت واقعی این شخصیت را در سکانس های اکشن جستجو کرد و یوویچ در این زمینه انرژی و شکوه پرهیجانی به نقشش تزریق می کند که خیلی زود به یکی از نکات مثبت مجموعه تبدیل شد.
resident evilرزیدنت ایول: انقراض – وقتی آلیس جا پای مد م می گذاردresident evil: extinctionقسمت اول «رزیدنت ایول» درباره ی لحظات ابت گسترش اپیدمی ویروس تی در لابراتور تولید آن بود، قسمت دوم درباره ی فاجعه و هرج و مرجی بود که این ویروس در دنیای بیرون به وجود آورده بود و قسمت سوم ما را به بیابان های برهوت دنیایی می برد که به طور کامل توسط ویروس تی بلیعده شده است و اگر قبل از این به نظر می رسید که دنیا شانسی برای جلوگیری از پیشرفت ویروس تی دارد، در آغاز «انقراض» متوجه می شوید که انسان ها دیگر در مرحله ی آغازین حرکت به سوی انقراض قرار دارند. آلیس دوباره با گروهی از بازماندگان سرسختِ آ ا مان که در بین آنها کلر ردفیلد (الی لارتر) نیز حضور دارد همراه می شود؛ گروهی که انگار قبل از آ ا مان طرفدار سرسخت سری «مد م » هم بوده اند و حالا با الهام از آن ، برای مقابله با گله ی زامبی ها، ماشین هایشان را با هر ی که گیرشان آمده مقاوم کرده و بهبود بخشیده اند. در این قسمت گروه با سیل بزرگی از زامبی های آمبرلا در نسخه ی پسا-آ ا مانی لاس وگاس که توسط طوفان های شن بلعیده شده است مبارزه می کنند. نکته ی جدید این قسمت در رابطه با آلیس این است که قدرت های او به فراتر از هنرهای رزمی و تیراندازی رفته اند: او یک شب که وسط بیابان خو ده است متوجه می شود که دارای قدرت تله کینسیس است. قدرتی که در از بین بردنِ دسته ی بزرگی از کلاغ های زامبی با استفاده از هدایت شعله های آتش با ذهنش، خیلی به کار او و دوستانش می آید.آلیس، ویروس تی، هیولاهای بیولوژیکی، سیل زامبی ها، هوش ، راهروی مجهز به لیزرهای مرگبار و یک کمپانی قدرتمند. اینها عناصرِ معرفِ این مجموعه هستنددر نهایت کار آلیس به مبارزه با نسخه ی هیولایی ال اندر آیزا (با بازی آین گلن از «بازی تاج و تخت»)، یکی از دانشمندان بالارتبه ی آمبرلا منجر می شود. جایی که آیزا با بیرون آوردنِ شاخک های چندش آورِ مرگبار از نوک انگشتانش حس به سیم آ می زند. (راستی، در طول این ها هیچ وقت معلوم نمی شود چرا آمبرلا این قدر روی تولید این هیولاهای شاخک دار سرمایه گذاری می کند. بالا ه فکر کنم انواع دیگر سلاح های بیولوژیکی خیلی بهتر از شاخک درآوردن از نوک انگشتان باشد. ولی هرچه هست، دلیل این موضوع هیچ وقت روشن نمی شود. نمی دانم، شاید امضای آمبرلا، هیولاهای شاخک دارش باشد!) این در حالی است که مثل روند همیشگی «رزیدنت ایول» ها، «انقراض» هم فاقد هرگونه شخصیت پردازی های احساسی یا قوس های شخصیتی است. برای مثال یکی از کاراکترهای جدید این دختر جوانی به اسم کی مارت است؛ کاراکتری که فاش می کند بعد از اینکه تمام نزدیکانش می میرند، تصمیم می گیرد اسم قبلی اش را نگه ندارد: «تموم ایی که می شناختم مرده بودن. پس به نظر رسید وقت تغییرـه». بله، این تمام پیش زمینه ی داستانی این کاراکتر است و حتی این اطلاعات هیچ وقت به انگیزه ای برای تصمیم گیری تبدیل نمی شوند یا هیچ جا مفید واقع نمی شوند. چنین چیزی درباره ی تمام کاراکترهای سری صدق می کند. می خواهد کاراکتر ناشناخته ای باشد یا کریس ردفیلد یا لئون اس. کندی. تمام آنها با یکی-دوتا ویژگی کلیشه ای شناخته می شوند و نقش شان به دو ح خلاصه می شود: یا نقش پیشتیبان آلیس را برعهده دارند یا توسط زامبی ها نوش جان می شوند (یا هردوتا با هم).resident evilرزیدنت ایول: آ ت – آلبرت وسکر برمی خیزدresident evil: afterlifeاندرسون برای کارگردانی این دنباله بازمی گردد. این اولین مجموعه بود که به صورت سه بعدی تصویربرداری شد. «آ ت» در سپتامبر ۲۰۱۰ روی رفت. کمتر از یک سال بعد از اینکه «آواتار» (avatar) فرمت سه بعدی را به اسباب بازی جالبی برای افزایش ارقام با آفیس داخلی و خارجی تبدیل کرد و این هم با فاصله گرفتن از حال و هوای داستانگویی معمول سه قسمت قبلی و تمرکز بیشتر روی اکشن ها و تصاویر خیره کننده سعی کرد تا از این طریق برای ویژگی سه بعدی اش مشتری جمع کند. تصمیمی که جواب داد. «آ ت» که با ۵۷ میلیون دلار بودجه تهیه شده بود، ۶۰ میلیون دلار در گیشه ی خانگی به دست آورد، ۲۳۶ میلیون از کشورهای خارجی به جیب زد و به درآمد جهانی فک اندازِ ۲۹۶ میلیون دلار دست پیدا کرد. شاید بگوید بخش قابل توجه ای از این رقم به خاطرِ بلیت های سه بعدی بوده است، اما با این حال هنوز داریم درباره ی ب ۲۹۶ میلیون دلار در دنیا از بودجه ای ۶۰ میلیون دلاری حرف می زنیم که چهارمین «رزیدنت ایول» را در آن سال پشت سرِ «شاهزاده ی پارسی» (prince of persia) به دومین ویدیو گیمی پرفروش دنیا تبدیل کرد. «شاهزاده ی پارسی» شاید ۳۳۶ میلیون دلار در دنیا فروخته بود، اما بودجه اش ۲۰۰ میلیون دلار بود.«آ یت» اما ی است که در آن آلیس در جستجوی اطلاع از ماهیت سیگنالی که خبر از منطقه ی امنی خالی از زامبی های ویروس تی می دهد، به آلاسکا سفر می کند و از آنجا با یک هواپیمای تک موتوره روی سقف زندانی در فرود می آید که توسط گروهی از بازماندگان حوصله سربر و تک بُعدی به عنوان پناهگاهی برای فرار از دست زامبی ها شده است. بخش میانی «آ ت» که در داخل زندان جریان دارد برای مجموعه ی پرسرعتی مثل «رزیدنت ایول» خیلی آرام و خسته کننده است، اما در ی آ و به محض اینکه آلیس با آلبرت وسکر (شاون رابرتز)، یکی از کله گنده های آمبرلا برخورد می کند هیجان انگیز می شود. شاون رابرتر در نقش وسکر آن قدر عجیب و غریب است که حتی آلیس را هم در زمینه ی غیرمنطقی بودن پشت سر می گذارد و واقعا در بازی یک شخصیتِ خشک و مضحک ویدیو گیمی توی خال می زند. وسکر داخل محیط های پرنور عینک آفت می زند، موهایش در همه حال تخت و صاف باقی می مانند و کت چرمی سیاهش هم آن قدر زیادی عجیب است که احتمالا فقط به تهدید تفنگ می توانید خیاطی را راضی به دوختن چنین لباسی کنید! دیالوگ ها و حرکات کاراکتر وسکر مثل این می ماند که یک بازی دهه ی نودی را با موتورهای گرافیکی سال ۲۰۱۷ درست کرده باشید. کیفیت تصویر و مُدل ها عالی هستند، اما انگار در زمینه ی دیالوگ نویسی و انیمیشن، با شخصیتِ عقب مانده ای طرف هستیم . خلاصه با بازی حقیقتا عجیب و غریبی از یک کاراکتر حقیقتا عجیب و غریب طرفیم که راستش یکی از باحال ترین عناصر مجموعه هم است. به خاطر اینکه «رزیدنت ایول» ها همیشه وقتی در بهترین ح شان به سر می برند که دیوانگی شان را می پذیرند و آن را به آشکارترین شکل ممکن به نمایش می گذارند و وسکر و یک سری از ست پیس های تر و تمیزِ این با محوریت حرکات تند و سریعش در جاخالی دادن از گلوله ها، به برخی از به یادماندنی ترین لحظات مجموعه تبدیل شده اند.resident evilرزیدنت ایول: قصاص – آلیس در اوجresident evil: retributionاندرسون بعد از «آ ت» باز دوباره برای کارگردانی «قصاص» برمی گردد و این بار با خود فرم بصری معرکه ای را می آورد که از نگاه من به بهترین «رزیدنت ایول» منتهی شده است. اندرسون خیلی با یک کارگردان خوب فاصله دارد، اما فرم سازی او دارای ویژگی های خاصی است که امضای او را تشکیل می دهند. از مهم ترین آنها باید به تکیه اش روی اکشن ها و آکروباتیک بازی های اسلوموشن اشاره کرد که از سری «ماتری » (the matrix) الهام گرفته است. اما اسلوموشن های اندرسون به یک سری سکانس های اکشن خلاصه نمی شوند. او در سکانس افتتاحیه ی «قصاص» در زمینه ی استفاده از تکنیکِ اسلوموشن طوری به طرز لذت بخشی زیاده روی می کند که نتیجه اش دیدن دارد! دارم درباره ی سکانس تیراندازی اسلوموشنی بین آلیس و نیروهای تاکتیکال آمبرلا حرف می زنم که در آن سربازان از هلی کوپترهای علمی -تخیلی آویزان می شوند، پوکه های مسلسل هلی کوپترها مثل باران روی سر آلیس فرو می ریزند، همه چیز در پس زمینه منفجر می شود و تمام این اتفاقات علاوه بر اسلوموشن بودن، در ابتدا رو به عقب و بعد رو به جلو پخش می شوند. نتیجه دیدنی ترین سکانس کل سری است که بیشتر شبیه تریلر سیمانتیکِ بازی جدید «رزیدنت ایول» می ماند!resident evilاین نشان می دهد اگرچه سکانس های اکشنِ اندرسون همیشه اورجینال نیستند، اما او همیشه سعی می کند اکشن های روان و منسجم و شفافی ارائه کند که در دنیای بی مووی های کم ج به ندرت می بینیم. او می داند تماشاگران این ها نه به خاطر کاراکترها یا داستان، بلکه به خاطر اکشن هایش آنها را می بینند. پس برخورد فیزیکی کاراکترها با دشمنانشان را طوری کارگردانی و تدوین می کند که تماشاگر حتی کوچک ترین جزییات نبردها را هم از دست ندهد. اندرسون در این می داند اکشن ها سلسله ای از اتفاقات علت و معلولی هستند که باید تجربه شوند، نه اینکه آنها را طوری به طرز نامفهومی با هم مخلوط کنیم که به نتیجه ی درهم برهمی تبدیل شود. مردم «رزیدنت ایول» را به خاطر داستانگویی و شخصیت پردازی ماهرانه اش نمی بینند، بلکه می خواهند برای یک ساعت و نیم با اکشن های بی توقفی روبه رو شوند که براساس منطقِ بی منطقِ بازی های ویدیویی طراحی شده اند. «قصاص» بهترین مجموعه است چون تنها مجموعه است که این نکته را از ثانیه ی اول تا تیتراژ پایانش رعایت می کند.«قصاص» ویدیو گیمی ترین قسمتِ این مجموعه ی ویدیو گیمی است«قصاص» ویدیو گیمی ترین قسمتِ این مجموعه ی ویدیو گیمی است. کل داستان این قسمت در لابراتور زیرزمینی آمبرلا و محیط هایی که از روی مدل های واقعی برای شبیه سازی اثرِ ویروس تی ساخته شده اند اتفاق می افتد. آلیس باید خود را از این سوی لابراتور به آنسو برساند و در این مسیر محیط های مختلفی را پشت سر می گذارد؛ از چهارراه های نئونی توکیو گرفته تا حومه ی شهر نیویورک و مناطق برفی روسیه که هرکدام از آنها حکم یک مرحله از بازی را دارند. ساختار مثل یک بازی ویدیویی است که هر مرحله ی طولانی مدتش توسط یک میان ی چند دقیقه ای به دیگری متصل شده است. یکی از بهترین سکانس های اکشن مبارزه ی آلیس با چند زامبی در یک راهرو است. مبارزه ای که از لحاظ کیفیتِ کوریوگرافی در کنار بهترین های رزمی قرار می گیرد. با این تفاوت که اینجا آلیس در لباسی سرتاسر سیاه و چسبان و در راهرویی کاملا نورانی با استفاده از زنجیری متصل به یک گرز آهنی با زامبی ها می جنگد و نتیجه به روح ژاپنی رزیدنت ایول وفادار است. نهایتا با نمایی به پایان می رسد که امکان ندارد آه تماشاگران را بلند نکند. آلیس، آلبرت وسکر، ادا وانگ و بقیه ی کاراکترها روی سقفِ کاخ سفید ایستاده اند و به ی از مردگان و موجودات جهش یافته ی پرنده و غی رنده ای که از همه طرف به سمتشان حمله می کنند نگاه می کنند. «قصاص» وقتی در سال ۲۰۱۲ اکران شد، فقط ۴۲ میلیون دلار از گیشه ی خانگی ب کرد، اما با این حال به ۲۴۰ میلیون دلار درآمد جهانی از بودجه ای ۶۵ میلیون دلاری دست پیدا کرد.resident evilرزیدنت ایول: آ ین فصل – بدترین فصل!resident evil: final chapter«رزیدنت ایول: آ ین فصل» به عنوان ششمین و آ ین قسمت داستان آلیس، شاید بدترین مجموعه هم است. «آ ین فصل» تمام خصوصیات لازم برای تبدیل شدن به یک خداحافظی تمام عیار و باشکوه با این مجموعه را داشت و آزاد بود تا بدون کوچک ترین محدودیتی، دیوانگی اش را آزاد کند و ما را با آرواره هایش ببلعد. بالا ه دو قسمت قبلی نشان داده بودند که قلق کار به مرور دستِ اندرسون آمده است. «آ ین فصل» می توانست به پایان نوستالژیکی تبدیل شود که این داستان را در اوج به اتمام می رساند. راستش روی کاغذ تمام مواد لازم برای این کار را هم داشته است. نه تنها قبلی با آغاز جنگی حماسی بین قهرمانان و ِ بزرگی از مردگان به اتمام رسید، بلکه در این قسمت وسکر، آیزا و آن سگ های چندش آور هم برمی گردند. خود آلیس هم برای بستن پرونده ی آمبرلا باید به را سیتی برگشته و به درون هایو برگردد. این یعنی حتما نسخه ی جدیدی از صحنه ی لیزرهای مرگبارِ اول در این قسمت هم وجود دارد. اما از هیچکدام از اینها استفاده نمی کند. وسکر حضور بی تاثیری دارد که بود و نبودش فرقی نمی کند، آیزا به طرز غیرقابل تحملی حوصله سربر است و از همه بدتر این است که بعد از پایان جنگ واشنگتن آغاز می شود. بله، «قصاص» با قولِ نبردی «ارباب حلقه ها»وار به پایان رسید و «آ ین فصل» آن را به طرز تعجب برانگیز و شرم آوری نادیده می گیرد.«قصاص» با قولِ نبردی «ارباب حلقه ها»وار به پایان رسید و «آ ین فصل» آن را به طرز تعجب برانگیز و شرم آوری نادیده می گیردالبته که «رزیدنت ایول» ها از بودجه ی کافی برای خلق نبردی به آن بزرگی بهره نمی برند، اما این دلیل قابل توجیهی نیست. یا اندرسون می بایست لقمه ای اندازه اش دهانش برمی داشت و به طرفداران وعده وعیدهای الکی نمی داد، یا حداقل می بایست گوشه ای از آن نبرد را به تصویر می کشید. مشکل اصلی «آ ین فصل» اما این است که حذف نبرد واشنگتن فقط یکی از پیش پاافتاده ترین مشکلاتش است. درباره ی قسمت قبل نوشتم که از چه اکشن های خوش ساخت و خیره کننده ای بهره می برد. اما به نظر می رسد اندرسون در جریان چهار سال فاصله ی بین قسمت قبلی و این قسمت زمین تا آسمان تغییر کرده است و اولویت هایش عوض شده اند و جاذبه ی اصلی این ها را فراموش کرده است یا شاید هم کلا برایش اهمیتی نداشته است و فقط کارش را کرده و پولش را گرفته و رفته است. خلاصه می خواهم بگویم دریغ از یک صحنه ی اکشنِ خوب در کل . بخش قابل توجه ای از «آ ین فصل» به مبارزه های تن به تن آلیس با آیزا روی سقف یک ماشین زرهی اختصاص دارد که از چنان تدوینِ ش ه و کات های پرتعداد و بی موردی ضربه خورده که باعث سرگیجگی می شود.resident evilصحنه ی اکشنِ نیمه ی که به ساختن منجلیق های پرتاب کننده ی گلوله های آتشین به سوی زامبی ها و دار و دسته ی آیزا اختصاص دارد کمی بهتر است و به ماهیت این مجموعه که تمایل به سمت اکشن های دیوانه وار است نزدیک تر می شود، اما باز در ادامه از ارائه ی چیز جدیدی که نسخه ی بهترش را در قسمت های قبلی ندیده باشیم ش ت می خورد. تنها چیز جدیدی که «آ ین فصل» برای عرضه دارد، ارائه ی پس زمینه ی داستانی مجموعه است که تاکنون ناگفته مانده بود. در این قسمت می فهمیم که کمپانی آمبرلا به دلایل خنده داری که فقط در یک رزیدنت ایولی قابل قبول است، خودِ پخش ویروس تی و به پایان رساندن دنیا را برنامه ریزی کرده بود. همچنین فاش می شود که آلیس کلونِ یکی از اعضای پیرِ آمبرلا است که به منظور حفاظت از هایو ساخته شده است. آیزا به او می گوید: «تو به این دلیل هیچ خاطره ای نداری چون هیچ زندگی ای قبل از عمارت که ما خلقت کردیم نداشتی». این از آن پیچ های داستانی کلیشه ای است که فقط به این دلیل کار می کند که دلیل عدم شخصیت پردازی آلیس در طول مجموعه را توجیه می کند. حقیقتش در طول این شش قسمت، ما هیچ اطلاعات جدیدی درباره ی آلیس به دست نمی آوریم و داستان هیچ وقت تلاشی برای برداری از زندگی گذشته اش یا درگیری های درونی فعلی اش نمی کند. در پایان معلوم می شود دلیلش به خاطر این بوده که آلیس اصلا یک انسان واقعی نبوده که دارای چنین خصوصیاتی باشد. او یک اسباب بازی است. او فقط به این دلیل ساخته شده که این سو و آنسو بدود و ما را سرگرم کند. تمام زندگی آلیس این بوده که زامبی ها را بکشد، چوب لای چرخ آیزا کند و هایو را از بین ببرد.«رزیدنت ایول: آ ین فصل» اکرانش را با ب ۲۶ میلیون دلار در ی شمالی به پایان رساند (که خیلی کمتر از درآمدهای ۴۰ تا ۶۰ میلیون دلاری قسمت های قبلی است)، اما به لطف فروش خارجی به ۳۲۲ میلیون دلار درآمد جهانی دست پیدا کرد. در مقایسه «آ ین فصل» بالاتر از درآمد ۳۰۰ میلیون دلاری «رزیدنت ایول: آ ت» قرار می گیرد و پشت سر درآمد ۴۳۳ میلیون دلاری «وارکرفت»، درآمد ۳۴۹ میلیون دلاری « پرندگان خشمگین» (angry birds) و ۳۳۶ میلیون دلاری «شاهزاده ی پارسی» در رده ی چهارم پرفروش ترین های ویدیو گیمی تاریخ قرار می گیرد. این در حالی است که مجموع فروش کل مجموعه «رزیدنت ایول» یک میلیارد و ۲۴۵ میلیون دلار است که آن را به بزرگ ترین مجموعه ویدیو گیمی سینما و بعد از های «بیگانه» (alien) به دومین مجموعه ترسناک پرفروش تاریخ تبدیل می کند.resident evil the final chapterاما حالا که تک تک های این مجموعه را مرور کردیم، سوال باقی مانده است که چه چیزی این سری را موفق کرد. چرا در حالی که بقیه ی های ویدیو گیمی به ش ت های شرم آوری تبدیل می شوند، «رزیدنت ایول» این قدر در گیشه مورد استقبال قرار گرفت. چه خوش تان بیاید و چه نیاید باید بدانید که اولین مجموعه زمانی عرضه شد که چیزی شبیه به آن در بازار وجود نداشت. «رزیدنت اویل» که با ۳۳ میلیون دلار بودجه تهیه شده بود، در ماه مارس ۲۰۰۲ زمانی اکران شد که هنوز زامبی ها به پای ثابتِ فرهنگ عامه تبدیل نشده بودند. قضیه برای قبل از «۲۸ روز بعد» (۲۸ days later)، قبل از بازسازی «طلوع مردگان» (dawn of dead) و قبل از «شان مُردگان» (shaun of the dead) یا سریال «مردگان متحرک» (the walking dead) است. «رزیدنت ایول» فقط اقتباسی از روی بازی های پرطرفداری نبود، بلکه انرژی تازه ای به درون زیرژانری تزریق کرد که مدتی در سکوت به سر می برد. دلیل بعدی به خاطر این بود که این مجموعه روی پای خودش می ایستاد و مخاطبان برای فهمیدن آن نیازی به اطلاعات قبلی از منبع اقتباس نداشتند. این به این معنا نیست که ها فاقد ایستر اگ های مختلف بودند یا جلوی حضورِ کاراکترها و هیولاهای بازی ها در را می گرفتند، اما با این حال کماکان برای همه ی مخاطبان قابل دسترس بودند.یکی از مشکلات های ویدیو گیمی ش ت خورده این است که محتوای بازی ها را به طور کاملا «یهویی» به سینما منتقل می کنند. چیزی که در مدیوم بازی کار می کند وما در سینما هم کار نمی کند. اندرسون می دانست که ریتم آرام و باطمانینه و المان های ترسناک بازی های «رزیدنت ایول» را نمی تواند به ها منتقل کند، پس تصمیم گرفت تا سراغ اکشن مطلق با المان های ترسناک برود و تلاشی برای وفادار ماندن به منبع اقتباس نکند و از هرچیزی که در بازی ها گیرش می آمد به روش خودش در ها استفاده کند. درست برخلاف «فرقه اساسین» که آن قدر می خواست به بازی ها وفادار باشد که برخی از بدترین مشکلات بازی ها را هم با خود به ها آورده بود و حتی تاثیرشان را بدتر از چیزی که در بازی ها بود کرده بود (نمونه اش دستگاه انیموس)، سری «رزیدنت ایول» فقط اسم «رزیدنت ایول» را یدک می کشد و بس. پس «رزیدنت ایول» ها در کنار بتمن های نولان و «ترنسفورمرها»ی مایکل بی، یکی دیگر از مجموعههایی بود که حاصل چشم انداز خود ساز بودند و چه خوب و چه بد، سعی می د تا تجربه ی جدیدی در مقایسه با چیزهایی که قبلا از آن آی پی ها دیده بودیم ارائه کنند. مجموعه ی «رزیدنت ایول» شاید بهترین و بی نقص ترین های ویدیو گیمی سینما نباشند و شاید یکی در میان های ناامیدکننده ای هستند و به تمام پتانسیل هایشان دست پیدا نکرده اند و شاید نتوانیم با نهایت غرور از آنها به عنوان موفق ترین های ویدیو گیمی یاد کنیم، اما های ویدیو گیمی آینده می توانند درس های زیادی از این مجموعه بگیرند و بدانند وقتی یک سری بی کیفیت این قدر موفق بودند، های باکیفیت چه کارها که نخواهند کرد.
کلمات کلیدی: movie creator, movie editor, edit movie, editor, studio, edit, ادیتور, ویرایشگر, ویرایشگر , ویرایشگر ویدئو, نرم افزار ادیتور, نرم افزار ویرایشگر , نرم افزار ویرایشگر ویدئو, ادیتور , مووی کریتور, مووی ادیتور, ادیت مووی, استدیو, ادیت, نرم افزار ویرایش فایل های ویدئویی, magix movie edit pro, magix, نرم افزار مجی مووی ادیت پرو,