معرفی راه یافتگان جایزه ادبی ارغوان

جوایز ادبی مهم که در قالب های گوناگونی از پول نقد یا تندیس و مدال و... سایر نمادهای اعتباری اغلب توسط نهادهای تی، فرهنگستان ها، انجمن های ادبی، بنیادها و یا اشخاص منفرد به آثار ادبی برگزیده شده داده می شوند، یکی از مهمترین راه های تشویق نویسندگان و شاعران به انجام فعالیت های ادبی و نیز یکی از محرک های اجتماعی برای گرم تر شدن بازار ادبیات به شمار می آیند. به گزارش صد خبر در چند روز گذشته خبری منتشر شد درباره دلایل بی تأثیر بودن اغلب جوایز ادبی در ایران که به بهانه آغاز به کار جایزه جدیدی به نام احمد محمود نوشته شده بود. در آن مطلب اشاره شده بود که جوایز ادبی مهم دنیا، به دلیل استمرار و نیز معیارهای مشخص انتخاب شده اند و تقدیر از آثار و نویسندگان هرکدام به این دلیل که سلایق خاصی را بی توجه به فرامتن های - تبلیغاتی و... پوشش می دهند، جایگاهی تثبیت شده یافته اند؛ و به این دلیل هم برنده شدن اثر یا نویسنده ای در آنها می تواند در حکم اعتبار و افتخاری بزرگ برای آنان محسوب شود و به عبارت بهتر برنده را در مدت زمانی کوتاه بدل به یک برند در حرفه اش کند...جوایز ادبی مهم که در قالب های گوناگونی از پول نقد یا تندیس و مدال و... سایر نمادهای اعتباری اغلب توسط نهادهای تی، فرهنگستان ها، انجمن های ادبی، بنیادها و یا اشخاص منفرد به آثار ادبی برگزیده شده داده می شوند، یکی از مهمترین راه های تشویق نویسندگان و شاعران به انجام فعالیت های ادبی و نیز یکی از محرک های اجتماعی برای گرم تر شدن بازار ادبیات به شمار می آیند.این را نیز باید اضافه کرد که این جوایز در سطوح گوناگونی وظیفه حمایت از نویسندگان را عهده دار می شوند. ارزش نقدی برخی جوایز ادبی آنچنان قابل توجه است که مابقی عمر نویسنده را تضمین می کند و این خود می تواند مرهمی بر دغدغه های فکری نویسنده شده و او را در خلق دیگر آثار برجسته و ماندگار کمک کند. اما همه چیز این جوایز در مبلغ جوایز نقدی خلاصه نمی شود. در واقع فارغ از جایزه نقدی بیشترین سود برخی جوایز از مطرح شدن نام نویسندگان به واسطه این جایزه ها و به تبع آن فروش بیشتر آثار و بالا رفتن میزان ترجمه آثار به نویسندگان می رسد.مطلبی که در پی می آید، نگاهی دارد به برخی از مطرح ترین جایزه های بین المللی کتاب و ادبیات...جایزه ملی کتاب محبوبه های میلیون دلاری!
یکی از فراگیرترین جوایز ادبی جایزه ملی کتاب است که همه ساله در ماه نوامبر برگزیدگانش را در ٤ بخش ادبیات داستانی، ادبیات غیرداستانی، شعر و نویسندگان جوان با یک جایزه نقدی ١٠هزار دلاری و نشان برنز مورد تقدیر قرار می دهد... جایزه کتاب ملی که در سال ۱۹۳۶ به دست انجمن کتاب فروشان بنیاد نهاده شد، در طول جنگ جهانی دوم فعالیتی نداشت و سپس در سال ۱۹۵۰ توسط ۳ سازمان فعال در صنعت کتاب مجدد راه اندازی شد. نویسندگان و ناشران غیر یی پیش از جنگ واجد شرایط دریافت جایزه بودند، ولی درحال حاضر جایزه به نویسندگان یی برای کتاب هایی اهدا می شود که در حدود سال اهدای جایزه در منتشر شده باشد. عنوان شده که این جایزه هدفش تجلیل از بهترین آثار ادبی برای گسترش مخاطبان آنها به منظور ارتقا دادن ارزش نوشتن خوب در ست.جایزه ادبی بوکر منبی تردید معتبرترین جایزه ادبی دنیا بوکر من است؛ که برنده شدن در آن قطعا آینده نویسنده اش را تضمین می کند. این جایزه که به آثار داستانی تعلق می گیرد، با نام کوتاه بوکر شناخته می شود؛ و نام هایی چون مارگارت اتوود، ایشی گورو، موراکامی و... که در سال های اخیر این جایزه را برنده شده اند، می تواند بهترین نشانه برای اعتبار و جایگاه آن باشد... جایزه بوکر من هر سال به بهترین رمان انگلیسی زبان که از سوی شهروندان انگلیسی زبان یا همسو با بریتانیا نوشته شده باشد، اعطا می شود.ثابت شده که این جایزه تأثیر بسیار زیادی بر فروش و ترجمه کتاب در سطح جهان دارد؛ و البته گذشته از این تأثیر غیرمستقیم جایزه ای ٥٠هزار پوندی نیز برای برنده به همراه دارد. باید اضافه کرد که به این جایزه از سال ٢٠٠٥ بخش بین الملل نیز اضافه شده است و هر دو سال یک جایزه ٦٠هزار پوندی به بهترین نویسنده در جهان که کتابش به انگلیسی ترجمه شده باشد، داده می شود.از سال ١٩٩٢ بخش روسی به این جایزه اضافه شده است. در جایزه بوکر آسیایی نیز در آغاز تنها کشورهای آسیای شرقی درنظر گرفته می شدند، اما از سال ٢٠١١ آثار ادبی کشورهای ایران، قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه و تاجی تان نیز که به انگلیسی ترجمه شده باشند، داوری خواهند شد. به تازگی بوکر عربی هم از سوی امارات و با حمایت جایزه بوکر من آغاز به کار کرده است...جایزه ادبی پن فاکنریکی از معتبرترین جوایز ادبی دنیا جایزه پن فاکنر است که از سال ١٩٨١ به این سو همه ساله اهدا می شود. این جایزه به همراه جایزه نقدی ١٥هزار دلاری اش از سوی بنیاد فاکنر - که به نام ویلیام فاکنر، نویسنده برنده نوبل نامگذاری شده است - به بهترین نویسنده سال اهدا می شود؛ با این توضیح که برندگان باید تبعه باشند. همچنین علاوه بر برنده اصلی این جایزه، ٤نویسنده که به مرحله نهایی این جایزه رسیده اند، نیز، هرکدام ٥٠٠٠ دلار جایزه نقدی دریافت می کنند.جایزه پن فاکنر که بخشی از جوایز بنیاد پن محسوب می شد، تاکنون به نویسندگانی چون جان ادگار وایدمن، توبیاس وولف، ای. ال. وف، آنی پرول ، فیلیپ راث، ریچارد فورد، مایکل کانینگهام، جان آپدایک، جوزف اونیل، دبورا آیزنبرگ و... اهدا شده است...جایزه ادبی نوبلمحبوبه های میلیون دلاری!
با ارزش ترین جایزه ادبی دنیا که فارغ از تمام مواهبش برای برنده جایزه نقدی یک میلیون دلاری نیز به همراه دارد، نوبل است؛ که همه ساله به کارنامه کاری یک نویسنده تعلق می گیرد. این جایزه از سال ١٨٩٥ به این سو درحال برگزاری است و با نگاه به کتاب های انگلیسی یا ترجمه شده به زبان انگلیسی، کلیت کارنامه کاری یک نویسنده را مدنظر دارد... برنده جایزه نوبل یک مدال طلا، دیپلم افتخار و یک جایزه نقدی دریافت می کند که میزان جایزه نقدی به درآمد بنیاد نوبل در آن سال بستگی دارد. ماریو بارگاس یوسا، هرتا مولر، اورهان پاموک، آلیس مونرو، دوریس لسینگ، هارولد پینتر، وی. اس. نایپل، گونتر و ژوزه ساراماگو شماری از برندگان جایزه ادبی نوبل در بیست سال اخیر هستند.جایزه ادبی سروانتسجایزه ادبی سروانتس بعد از نوبل با ارزش ترین جایزه نقدی را در اختیار برگزیدگانش قرار می دهد؛ جایزه ای بالغ بر ١٢٥هزار یورو؛ که از سوی وزارت فرهنگ اسپانیا و به یاد میگل دو سروانتس نویسنده اثر جاودانه دون کیشوت به نویسندگان اسپانیایی زبان داده می شود. این جایزه که در سال ١٩٧٦ بنیان نهاده شده است، به منظور ارج نهادن به زبان اسپانیایی از سوی آکادمی زبان اسپانیا اهدا می شود. بورخس، اکتاویو پاز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس از برگزیدگان این جایزه بوده اند.جایزه ادبی گنکورمعتبرترین، قدیمی ترین، مشهورترین و بحث برانگیزترین جایزه ادبی کشور فرانسه که براساس وصیت ادموند دو گنکور- نویسنده و منتقد فرانسوی - در سال ١٨٩٦ بنا شده است. این جایزه هر سال به بهترین کتاب داستانی فرانسوی که همان سال منتشر شده باشد، داده می شود. هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می شود. در این میان، رومن گاری یک استثنا به شمار می آید که یک بار این جایزه را در سال ۱۹۵۶ برای رمان ریشه های آسمان و یک بار با نام امیل آژار در سال ۱۹۷۵ برای رمان زندگی در برابر خود دریافت می کند.علاوه بر اعطای این جایزه به رمان، آکادمی این جایزه چهار برگزیده نیز در بخش رمان اول، داستان کوتاه، زندگینامه و شعر هم معرفی می کنند. جایزه گنکور مبلغ ناچیزی را به برگزیده خود اهدا می کند، اما علاوه بر شهرت نویسنده، این جایزه بر فروش آثار نیز موثر است. طاهر بن جلون، مارگریت دوراس، پل کنستان و... شماری از برندگان این جایزه معتبر هستند...جایزه کتاب کاستامحبوبه های میلیون دلاری!

جایزه کاستا به عنوان یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه های ادبی، که در آن تنها کتاب ها و نویسندگان مطرح انگلستان و ایرلند مورد ارزی قرار می گیرند، در ٦بخش رمان اول، رمان، زندگینامه ، داستان کوتاه، شعر و کتاب ک ن برگزیدگان خود را معرفی می کند. جایزه کاستا برای برگزیدگان هر بخش ٥٠٠٠ پوند جایزه نقدی است؛ و البته برنده برندگان که از میان این٦ برگزیده انتخاب می شود، جایزه اصلی ٣٠هزار پوندی کاستا را به عنوان جایزه دریافت می کند. این جایزه که از سال ١٩٧١ کار خود را به عنوان جایزه ادبی وایت برد آغاز کرده و سپس در سال ٢٠٠٦ به جایزه کتاب کاستا تغییر نام داده است، از دوره جدیدش در سال ١٩٨٥ به این سو جایزه اصلی اش را ۱۱ بار به رمان، ٥ بار به رمان نخست، ٦ مرتبه به آثار زندگی نامه ای و ٧ بار به مجموعه شعر اختصاص داده است. الان در حدود هفت - هشت سال می شود که بخش داستان کوتاه کاستا نیز به فهرست بخش های این جایزه افزوده شده است. جایزه ادبی فمینادیگر جایزه مهم ادبی فرانسه جایزه ادبی فمینا است که در سال ١٩٠٤ از سوی ٢٢ نویسنده مجله زندگی زیبا که بعد فمینا نام گرفت، بنیان نهاده شد. داوران این جایزه زن هستند، اما وما برگزیدگان آن از ن نیستند. آنتوان دوسنت اگزوپری سرشناس ترین نویسنده برنده این جایزه است که در سال ١٩٣٠ برای پرواز شبانه موفق به دریافت آن شد.جایزه آسترید لیندگرنجایزه آسترید لیندگرن که یکی از معتبر ترین جایزه های ادبی در حوزه کتاب کودک است، پس از مرگ آسترید لیندگرن - نویسنده سوئدی کتاب های ک ن و نوجوانان - به بهترین برنامه یا برترین افراد در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اهدا می شود. این جایزه یکی از گران ترین جایزه های ادبیات کودک محسوب می شود و ۵۰۰۰ کرون سوئد به برگزیده خود اعطا می کند. در ایران شورای کتاب کودک، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات ک ن و کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سه نهادی هستند که می توانند نامزدهای خود را برای دریافت این جایزه اعلام کنند.جایزه پولیتزرمحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه ادبی پولیتزر که در رو مه نگاری، رو مه نگاری آنلاین، ادبیات و موسیقی اعطا می شود، در سال ١٩١٧ در پایه گذاری شده است و به یاد جوزف پولیتزر و از سوی کلمبیا در نیویورک برگزار می شود. بخش ادبی این جایزه که پولیتزر برای داستان نامیده می شود، یکی از هفت جایزه پولیتزر یی است که هر ساله برای داستان، نمایشنامه و موسیقی اعطا می شود. پولیتزر داستانی را که توسط یک مؤلف یی ترجیحاً در برخورد با زندگی یی نوشته شده و در طی تقویم سال پیش چاپ شده باشد به رسمیت شناخته و به ارزی می نشیند. در کل جایزه پولیتزر در ٢١ بخش اعطا می شود که در ٢٠ بخش هر برگزیده ١٠هزار دلار دریافت می کند و برگزیده بخش رو مه نگاری یک مدال طلا نیز علاوه بر جایزه نقدی دریافت می کند. جویس کارول اوتس، ای ال وف، جومپا لاهیری، فیلیپ راث و... شماری از برندگان این جایزه در سال های اخیر هستند... جایزه ادبی اورنججایزه ادبی اورنج که درواقع جایزه ادبیات داستانی ن است، یکی از جایزه های مطرح انگلیسی است که به نویسندگانی از هر ملیت اعطا می شود که رمان شان را به انگلیسی نوشته و آن را در انگلیس منتشر کرده باشند. کمپانی اورنج برگزارکننده این جایزه ٣٠هزار پوندی است.جایزه ادبی هانس کریستین اندرسنجایزه ادبی هانس کریستین اندرسن تقریبا مهمترین جایزه ادبی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که گاه نوبل کوچک خوانده می شود. این جایزه که هر دو سال یک بار از سوی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان در دو بخش به نویسندگان و تصویرگران اهدا می شود، به نام هانس کریستین اندرسن، نویسنده افسانه های ک نه دانمارکی، نامگذاری شده است و برگزیدگان آن جایزه خود را از دست ملکه دانمارک دریافت می کنند.انتخاب نویسندگان و تصویرگران ممتاز برنده جایزه آندرسن تا سال ۲۰۰۲ به عهده هیأتی از داوران بین المللی بود که همگی در زمینه ادبیات ک ن و نوجوانان (تألیف و تصویر) صاحب نظر بودند، از سال ۲۰۰۲ هیأت داوران به دو بخش مجزا تقسیم شد: بخشی مسئول داوری تصویر و بخشی در کار داوری تألیف مشغول شدند. از ایران تاکنون چهار دوره توران میرهادی، یک دوره ثریا قزل ایاغ، دو دوره زهره قایینی و دو دوره نیز منصوره راعی این جایزه را داوری کرده اند. از تصویرگران ایرانی فرشید مثقالی برنده این جایزه شده و هوشنگ مرادی کرمانی مورد تشویق‎ هیأت داوران این جایزه قرار گرفته است.جایزه کتاب اول گاردینمحبوبه های میلیون دلاری!
برای نویسندگان تازه کار جایزه کتاب اول گاردین شاید مهمترین جایزه ای باشد که می تواند آینده کاری آنها را به سطحی فراتر ارتقا دهد؛ چرا که این جایزه هر سال آثار کتاب اولی های انگلیسی زبان یا آثار نویسندگان نوقلم دیگر زبان ها را که به انگلیسی ترجمه شده باشند، بررسی و مورد ارزی قرار می دهد. عنوان شده که هدف این جایزه که کتاب هایی را در همه ژانر ها در نظر دارد، معرفی استعداد های تازه در ادبیات است.این جایزه از سوی گروهی از نویسندگان و خوانندگان کتاب ها بررسی می شود و برنده جایزه کتاب اول گاردین، ١٠ هزار دلار به همراه تبلیغ کتابش در رو مه گاردین دریافت می کند. از برندگان پیشین جایزه کتاب اول گاردین می توان به کالین برت، زدی اسمیت، کوین پاورز، یی یون لی و دونال رایان اشاره کرد. هاروکی موراکی، جومپا لاهیری، ادنا اوبراینو ران راش نیز دیگر برندگان این جایزه البته در بخش داستان کوتاه هستند... جایزه ادگار آلن پوجایزه ادگار آلن پو که مهمترین جایزه ادبیات جنایی جهان محسوب می شود، توسط انجمن نویسندگان رازگون (mystery writers of america) هر ساله برای بزرگداشت نام این نویسنده یی به جنایی نویسان برگزیده یی در بخش های ادبیات داستانی، غیرداستانی و نامه تلویزیونی اعطا می شود.جایزه کتاب شیخ زایدجایزه کتاب شیخ زاید که یکی از معروف ترین جوایز ادبی جهان عرب محسوب می شود، هر ساله در ٩ بخش مختلف برگزار می شود و درمجموع مبلغ ٧ میلیون درهم، معادل ٢١٢ هزار دلار به هر نویسنده اعطا می شود. از آن جا که پیوند ادبیات عرب با زبان اسپانیایی زیاد است، اهداکنندگان جوایز شیخ زاید تصمیم گرفتند تا از این پس بهترین کتاب اسپانیایی زبانی را که درباره فرهنگ عربی نوشته شده را نیز انتخاب و از آن با اهدای جایزه تجلیل کنند.جایزه ادبی کشورهای مشترک المنافعاین جایزه با هدف تشویق نویسندگان و با همکاری سازمان های جهانی ادبی قصد گسترش فعالیت های ادبی را در ٥٤ کشور عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع دارد. این جایزه هر سال در دو بخش رمان و رمان اول اعطا می شود.جوایز ادبی تی ایرانجایزه کتاب سالکتاب سال ایران عنوان یک جایزه تی جهانی است که هر ساله در بهمن ماه و با تأیید نهایی فرهنگ و ارشاد ی به نویسندگان برگزیده در بخش های کلیات، فلسفه ی، فلسفه غرب، دین، علوم اجتماعی، زبان، علوم کاربردی، هنر، ادبیات و تاریخ اعطا می شود. جایزه جهانی کتاب سال در ایران برای نخستین بار در سال ١٣٧٢ برگزار شد. این جایزه به منظور شناسایی و معرفی کتاب های برتر علمی، ادبی و پژوهشی در دو حوزه و ایران و بزرگداشت پدیدآورندگان این آثار، توسط خانه کتاب ایران برگزار می شود.دبیرخانه جایزه جهانی فروردین ماه هر سال، با درج فراخوان از طریق وب سایت رسمی جایزه جهانی کتاب سال و همچنین آگهی در رسانه ها و اطلاع رسانی مناسب در داخل و خارج از کشور از نویسندگان، پژوهشگران، صاحب نظران، ناشران، کانون ها، موسسه های علمی ـ پژوهشی دعوت می کند، کتاب های پیشنهادی خود را که طی سال میلادی گذشته و برای نخستین بار انتشار یافته، تا پایان تیرماه به دبیرخانه اعلام و ارسال کنند و مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه جهانی کتاب سال در دهه فجر هر سال برگزار خواهد شد. به برگزیدگان هر رشته تندیس جایزه جهانی، لوح تقدیر به امضای رئیس جمهوری و جایزه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد ی اهدا می شود و میزان جایزه به پیشنهاد هیأت علمی و تصویب معاون فرهنگی قابل افزایش یا کاهش است.جایزه جلال آل احمدمحبوبه های میلیون دلاری! جایزه ادبی جلال آل احمد یک جایزه ادبی تی است که به منظور معرفی آثار برگزیده ادبیات داستانی در ایران پایه گذاری شده است. این جایزه به نام جلال آل احمد نویسنده مشهور ایرانی که از بزرگترین روشنفکران معاصر جهان است، نامگذاری شده است و با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۷ نخستین دوره خود را در سالروز تولد آل احمد آغاز کرد. موسسه خانه کتاب ایران مسئول برگزاری این جایزه بود اما در حال حاضر بنیاد ادبیات داستانی مسئولیت برگزاری این جایزه را به عهده دارد.هدف از اهدای جایزه ادبی، جلال آل احمد ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی مبنی بر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته، بدیع و پیشرو است و تشویق و ترغیب نویسندگان، منتقدان، مستندنویسان و تاریخ نگاران باید در جهت اه پیش گفته باشد و حوزه مورد ارزی هیأت داوران این جایزه، شامل آثاری است که با موضوع: داستان، نقد ادبی، مستندنگاری و تاریخ نگاری به چاپ رسیده باشند.نیمه نخست هر سال دبیرخانه جلال آل احمد، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمام نویسندگان، منتقدان و تاریخ نگاران دعوت می کند تا آثار خود را تا پایان تیرماه به دبیرخانه ارسال کنند و پس از بررسی و ارزی توسط هیأت داوران، هر سال طی مراسمی همزمان با سالروز تولد جلال آل احمد (دوم آذرماه) به برگزیدگان جوایز تعیین شده در این آیین نامه اهدا خواهد شد. این جایزه که گران ترین جایزه ادبی کشور به شمار می رود، به نفرات اول برگزیده در هرکدام از رشته های این جایزه، نشان ادبی جلال آل احمد، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و ١١٠ سکه بهار اهدا می کند.
جایزه ادبی پروین اعتصامیاین جایزه تی به نام پروین اعتصامی که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می شود، نامگذاری شده است. هدف از برگزاری جایزه ادبی پروین اعتصامی و اهدای جایزه آن بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران پروین اعتصامی، رشد و اعتلای خلاقیت ها و آفرینش های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج ازکشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به ویژه در حوزه جهان ، معرفی چهره های شاخص ن ادیب و پژوهنده و تقدیر از ن در عرصه زبان و ادب فارسی است.جایزه پروین اعتصامی در حال حاضر توسط بنیاد ادبیات داستانی برگزار می شود. این جایزه در چند حوزه شعر، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، پژوهش های ادبی و ادبیات ک ن برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره پروین اعتصامی نیمه نخست هر سالی که مراسم اهدای جایزه برگزار می شود، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمامی بانوان اهل قلم اعم از شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگران دعوت می کند که آثار خود را تا پایان شهریورماه آن سال به دبیرخانه ارسال کنند، جوایز جایزه هر دو سال یک بار طی مراسمی مقارن با روز تولد پروین اعتصامی (نیمه دوم اسفندماه) اهدا می شود و به نفرات برتر در هرکدام از موضوعات، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و جایزه ویژه که به پیشنهاد دبیر هیأت امنا و تصویب هیأت امنا در هر دوره تعیین می شود، اهدا می شود.جایزه قلم زرینجایزه قلم زرین هر ساله همزمان با روز ملی قلم توسط انجمن قلم ایران برگزار می شود. انجمن قلم ایران طی فراخوانی از کلیه ناشران، نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، منتقدان و مولفان مجاز برای شرکت در این جایزه دعوت می کند و حوزه های ادبی ازجمله نقد و پژوهش ادبی، داستانی بزرگسال، شعر بزرگسال، داستان کودک و نوجوان، شعر کودک و نوجوان که برای نخستین بار در همان سال منتشر شده اند را مورد ارزی قرار می دهد.جشنواره قلم زرین، در سال ۱۳۸۰ توسط هیأت موسس انجمن قلم ایران تأسیس شد و بادوام ترین و درعین حال معتبرترین و گران ترین جایزه غیر تی کشور و تنها جایزه رسمی است که در ابتدای تابستان برگزار می شود و منتخبان خود را معرفی می کند. گزینش، معرفی و تقدیر از آثار شایسته ادبی، تکریم و تقدیر از مولفان و پدیدآورندگان آثار برگزیده و معرفی آثار برتر به جامعه ازجمله رویکردهای این جایزه محسوب می شود.جایزه لاک پشت پرندهاین جایزه هر سال توسط جمعی از نویسندگان کودک و نوجوان ایران معرفی می شود که حاوی عناوین بهترین کتاب های منتشر شده در کشورمان است و مرجع خوبی است برای انی که علاقه مند ید کتاب خوب و مناسب برای ک ن هستند. در این لیست کتاب ها بر مبنای امتیاز لاک پشت دریافت می کنند. کتاب ها بر مبنای گروه سنی و گروه موضوعی و همچنین، برحسب رأی داورها با امتیاز ٦ لاک پشت (کتاب های بسیار عالی)، ٥ لاک پشت (کتاب های عالی)، ٤ لاک پشت (کتاب های خیلی خوب) و ٣ لاک پشت (کتاب های خوب) معرفی می شوند.شهروند
رو مه شهروند - امین فرج پور: در چند روز گذشته خبری منتشر شد درباره دلایل بی تأثیر بودن اغلب جوایز ادبی در ایران که به بهانه آغاز به کار جایزه جدیدی به نام احمد محمود نوشته شده بود. در آن مطلب اشاره شده بود که جوایز ادبی مهم دنیا، به دلیل استمرار و نیز معیارهای مشخص انتخاب شده اند و تقدیر از آثار و نویسندگان هرکدام به این دلیل که سلایق خاصی را بی توجه به فرامتن های - تبلیغاتی و... پوشش می دهند، جایگاهی تثبیت شده یافته اند؛ و به این دلیل هم برنده شدن اثر یا نویسنده ای در آنها می تواند در حکم اعتبار و افتخاری بزرگ برای آنان محسوب شود و به عبارت بهتر برنده را در مدت زمانی کوتاه بدل به یک برند در حرفه اش کند...
جوایز ادبی مهم که در قالب های گوناگونی از پول نقد یا تندیس و مدال و... سایر نمادهای اعتباری اغلب توسط نهادهای تی، فرهنگستان ها، انجمن های ادبی، بنیادها و یا اشخاص منفرد به آثار ادبی برگزیده شده داده می شوند، یکی از مهمترین راه های تشویق نویسندگان و شاعران به انجام فعالیت های ادبی و نیز یکی از محرک های اجتماعی برای گرم تر شدن بازار ادبیات به شمار می آیند. این را نیز باید اضافه کرد که این جوایز در سطوح گوناگونی وظیفه حمایت از نویسندگان را عهده دار می شوند. ارزش نقدی برخی جوایز ادبی آنچنان قابل توجه است که مابقی عمر نویسنده را تضمین می کند و این خود می تواند مرهمی بر دغدغه های فکری نویسنده شده و او را در خلق دیگر آثار برجسته و ماندگار کمک کند. اما همه چیز این جوایز در مبلغ جوایز نقدی خلاصه نمی شود. در واقع فارغ از جایزه نقدی بیشترین سود برخی جوایز از مطرح شدن نام نویسندگان به واسطه این جایزه ها و به تبع آن فروش بیشتر آثار و بالا رفتن میزان ترجمه آثار به نویسندگان می رسد.مطلبی که در پی می آید، نگاهی دارد به برخی از مطرح ترین جایزه های بین المللی کتاب و ادبیات...جایزه ملی کتاب محبوبه های میلیون دلاری!
یکی از فراگیرترین جوایز ادبی جایزه ملی کتاب است که همه ساله در ماه نوامبر برگزیدگانش را در ٤ بخش ادبیات داستانی، ادبیات غیرداستانی، شعر و نویسندگان جوان با یک جایزه نقدی ١٠هزار دلاری و نشان برنز مورد تقدیر قرار می دهد... جایزه کتاب ملی که در سال ۱۹۳۶ به دست انجمن کتاب فروشان بنیاد نهاده شد، در طول جنگ جهانی دوم فعالیتی نداشت و سپس در سال ۱۹۵۰ توسط ۳ سازمان فعال در صنعت کتاب مجدد راه اندازی شد. نویسندگان و ناشران غیر یی پیش از جنگ واجد شرایط دریافت جایزه بودند، ولی درحال حاضر جایزه به نویسندگان یی برای کتاب هایی اهدا می شود که در حدود سال اهدای جایزه در منتشر شده باشد. عنوان شده که این جایزه هدفش تجلیل از بهترین آثار ادبی برای گسترش مخاطبان آنها به منظور ارتقا دادن ارزش نوشتن خوب در ست.جایزه ادبی بوکر منبی تردید معتبرترین جایزه ادبی دنیا بوکر من است؛ که برنده شدن در آن قطعا آینده نویسنده اش را تضمین می کند. این جایزه که به آثار داستانی تعلق می گیرد، با نام کوتاه بوکر شناخته می شود؛ و نام هایی چون مارگارت اتوود، ایشی گورو، موراکامی و... که در سال های اخیر این جایزه را برنده شده اند، می تواند بهترین نشانه برای اعتبار و جایگاه آن باشد... جایزه بوکر من هر سال به بهترین رمان انگلیسی زبان که از سوی شهروندان انگلیسی زبان یا همسو با بریتانیا نوشته شده باشد، اعطا می شود. ثابت شده که این جایزه تأثیر بسیار زیادی بر فروش و ترجمه کتاب در سطح جهان دارد؛ و البته گذشته از این تأثیر غیرمستقیم جایزه ای ٥٠هزار پوندی نیز برای برنده به همراه دارد. باید اضافه کرد که به این جایزه از سال ٢٠٠٥ بخش بین الملل نیز اضافه شده است و هر دو سال یک جایزه ٦٠هزار پوندی به بهترین نویسنده در جهان که کتابش به انگلیسی ترجمه شده باشد، داده می شود. از سال ١٩٩٢ بخش روسی به این جایزه اضافه شده است. در جایزه بوکر آسیایی نیز در آغاز تنها کشورهای آسیای شرقی درنظر گرفته می شدند، اما از سال ٢٠١١ آثار ادبی کشورهای ایران، قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه و تاجی تان نیز که به انگلیسی ترجمه شده باشند، داوری خواهند شد. به تازگی بوکر عربی هم از سوی امارات و با حمایت جایزه بوکر من آغاز به کار کرده است...جایزه ادبی پن فاکنریکی از معتبرترین جوایز ادبی دنیا جایزه پن فاکنر است که از سال ١٩٨١ به این سو همه ساله اهدا می شود. این جایزه به همراه جایزه نقدی ١٥هزار دلاری اش از سوی بنیاد فاکنر - که به نام ویلیام فاکنر، نویسنده برنده نوبل نامگذاری شده است - به بهترین نویسنده سال اهدا می شود؛ با این توضیح که برندگان باید تبعه باشند. همچنین علاوه بر برنده اصلی این جایزه، ٤نویسنده که به مرحله نهایی این جایزه رسیده اند، نیز، هرکدام ٥٠٠٠ دلار جایزه نقدی دریافت می کنند.
جایزه پن فاکنر که بخشی از جوایز بنیاد پن محسوب می شد، تاکنون به نویسندگانی چون جان ادگار وایدمن، توبیاس وولف، ای. ال. وف، آنی پرول ، فیلیپ راث، ریچارد فورد، مایکل کانینگهام، جان آپدایک، جوزف اونیل، دبورا آیزنبرگ و... اهدا شده است...

جایزه ادبی نوبلمحبوبه های میلیون دلاری!
با ارزش ترین جایزه ادبی دنیا که فارغ از تمام مواهبش برای برنده جایزه نقدی یک میلیون دلاری نیز به همراه دارد، نوبل است؛ که همه ساله به کارنامه کاری یک نویسنده تعلق می گیرد. این جایزه از سال ١٨٩٥ به این سو درحال برگزاری است و با نگاه به کتاب های انگلیسی یا ترجمه شده به زبان انگلیسی، کلیت کارنامه کاری یک نویسنده را مدنظر دارد... برنده جایزه نوبل یک مدال طلا، دیپلم افتخار و یک جایزه نقدی دریافت می کند که میزان جایزه نقدی به درآمد بنیاد نوبل در آن سال بستگی دارد. ماریو بارگاس یوسا، هرتا مولر، اورهان پاموک، آلیس مونرو، دوریس لسینگ، هارولد پینتر، وی. اس. نایپل، گونتر و ژوزه ساراماگو شماری از برندگان جایزه ادبی نوبل در بیست سال اخیر هستند.جایزه ادبی سروانتسجایزه ادبی سروانتس بعد از نوبل با ارزش ترین جایزه نقدی را در اختیار برگزیدگانش قرار می دهد؛ جایزه ای بالغ بر ١٢٥هزار یورو؛ که از سوی وزارت فرهنگ اسپانیا و به یاد میگل دو سروانتس نویسنده اثر جاودانه دون کیشوت به نویسندگان اسپانیایی زبان داده می شود. این جایزه که در سال ١٩٧٦ بنیان نهاده شده است، به منظور ارج نهادن به زبان اسپانیایی از سوی آکادمی زبان اسپانیا اهدا می شود. بورخس، اکتاویو پاز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس از برگزیدگان این جایزه بوده اند.جایزه ادبی گنکور
معتبرترین، قدیمی ترین، مشهورترین و بحث برانگیزترین جایزه ادبی کشور فرانسه که براساس وصیت ادموند دو گنکور- نویسنده و منتقد فرانسوی - در سال ١٨٩٦ بنا شده است. این جایزه هر سال به بهترین کتاب داستانی فرانسوی که همان سال منتشر شده باشد، داده می شود. هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می شود. در این میان، رومن گاری یک استثنا به شمار می آید که یک بار این جایزه را در سال ۱۹۵۶ برای رمان ریشه های آسمان و یک بار با نام امیل آژار در سال ۱۹۷۵ برای رمان زندگی در برابر خود دریافت می کند.
علاوه بر اعطای این جایزه به رمان، آکادمی این جایزه چهار برگزیده نیز در بخش رمان اول، داستان کوتاه، زندگینامه و شعر هم معرفی می کنند. جایزه گنکور مبلغ ناچیزی را به برگزیده خود اهدا می کند، اما علاوه بر شهرت نویسنده، این جایزه بر فروش آثار نیز موثر است. طاهر بن جلون، مارگریت دوراس، پل کنستان و... شماری از برندگان این جایزه معتبر هستند...جایزه کتاب کاستامحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه کاستا به عنوان یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه های ادبی، که در آن تنها کتاب ها و نویسندگان مطرح انگلستان و ایرلند مورد ارزی قرار می گیرند، در ٦بخش رمان اول، رمان، زندگینامه ، داستان کوتاه، شعر و کتاب ک ن برگزیدگان خود را معرفی می کند. جایزه کاستا برای برگزیدگان هر بخش ٥٠٠٠ پوند جایزه نقدی است؛ و البته برنده برندگان که از میان این٦ برگزیده انتخاب می شود، جایزه اصلی ٣٠هزار پوندی کاستا را به عنوان جایزه دریافت می کند. این جایزه که از سال ١٩٧١ کار خود را به عنوان جایزه ادبی وایت برد آغاز کرده و سپس در سال ٢٠٠٦ به جایزه کتاب کاستا تغییر نام داده است، از دوره جدیدش در سال ١٩٨٥ به این سو جایزه اصلی اش را ۱۱ بار به رمان، ٥ بار به رمان نخست، ٦ مرتبه به آثار زندگی نامه ای و ٧ بار به مجموعه شعر اختصاص داده است. الان در حدود هفت - هشت سال می شود که بخش داستان کوتاه کاستا نیز به فهرست بخش های این جایزه افزوده شده است. جایزه ادبی فمینا
دیگر جایزه مهم ادبی فرانسه جایزه ادبی فمینا است که در سال ١٩٠٤ از سوی ٢٢ نویسنده مجله زندگی زیبا که بعد فمینا نام گرفت، بنیان نهاده شد. داوران این جایزه زن هستند، اما وما برگزیدگان آن از ن نیستند. آنتوان دوسنت اگزوپری سرشناس ترین نویسنده برنده این جایزه است که در سال ١٩٣٠ برای پرواز شبانه موفق به دریافت آن شد.
جایزه آسترید لیندگرن
جایزه آسترید لیندگرن که یکی از معتبر ترین جایزه های ادبی در حوزه کتاب کودک است، پس از مرگ آسترید لیندگرن - نویسنده سوئدی کتاب های ک ن و نوجوانان - به بهترین برنامه یا برترین افراد در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اهدا می شود. این جایزه یکی از گران ترین جایزه های ادبیات کودک محسوب می شود و ۵۰۰۰ کرون سوئد به برگزیده خود اعطا می کند. در ایران شورای کتاب کودک، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات ک ن و کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سه نهادی هستند که می توانند نامزدهای خود را برای دریافت این جایزه اعلام کنند.جایزه پولیتزرمحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه ادبی پولیتزر که در رو مه نگاری، رو مه نگاری آنلاین، ادبیات و موسیقی اعطا می شود، در سال ١٩١٧ در پایه گذاری شده است و به یاد جوزف پولیتزر و از سوی کلمبیا در نیویورک برگزار می شود. بخش ادبی این جایزه که پولیتزر برای داستان نامیده می شود، یکی از هفت جایزه پولیتزر یی است که هر ساله برای داستان، نمایشنامه و موسیقی اعطا می شود. پولیتزر داستانی را که توسط یک مؤلف یی ترجیحاً در برخورد با زندگی یی نوشته شده و در طی تقویم سال پیش چاپ شده باشد به رسمیت شناخته و به ارزی می نشیند. در کل جایزه پولیتزر در ٢١ بخش اعطا می شود که در ٢٠ بخش هر برگزیده ١٠هزار دلار دریافت می کند و برگزیده بخش رو مه نگاری یک مدال طلا نیز علاوه بر جایزه نقدی دریافت می کند. جویس کارول اوتس، ای ال وف، جومپا لاهیری، فیلیپ راث و... شماری از برندگان این جایزه در سال های اخیر هستند...
جایزه ادبی اورنج
جایزه ادبی اورنج که درواقع جایزه ادبیات داستانی ن است، یکی از جایزه های مطرح انگلیسی است که به نویسندگانی از هر ملیت اعطا می شود که رمان شان را به انگلیسی نوشته و آن را در انگلیس منتشر کرده باشند. کمپانی اورنج برگزارکننده این جایزه ٣٠هزار پوندی است.
جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن
جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن تقریبا مهمترین جایزه ادبی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که گاه نوبل کوچک خوانده می شود. این جایزه که هر دو سال یک بار از سوی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان در دو بخش به نویسندگان و تصویرگران اهدا می شود، به نام هانس کریستین اندرسن، نویسنده افسانه های ک نه دانمارکی، نامگذاری شده است و برگزیدگان آن جایزه خود را از دست ملکه دانمارک دریافت می کنند. انتخاب نویسندگان و تصویرگران ممتاز برنده جایزه آندرسن تا سال ۲۰۰۲ به عهده هیأتی از داوران بین المللی بود که همگی در زمینه ادبیات ک ن و نوجوانان (تألیف و تصویر) صاحب نظر بودند، از سال ۲۰۰۲ هیأت داوران به دو بخش مجزا تقسیم شد: بخشی مسئول داوری تصویر و بخشی در کار داوری تألیف مشغول شدند. از ایران تاکنون چهار دوره توران میرهادی، یک دوره ثریا قزل ایاغ، دو دوره زهره قایینی و دو دوره نیز منصوره راعی این جایزه را داوری کرده اند. از تصویرگران ایرانی فرشید مثقالی برنده این جایزه شده و هوشنگ مرادی کرمانی مورد تشویق‎ هیأت داوران این جایزه قرار گرفته است.جایزه کتاب اول گاردینمحبوبه های میلیون دلاری!
برای نویسندگان تازه کار جایزه کتاب اول گاردین شاید مهمترین جایزه ای باشد که می تواند آینده کاری آنها را به سطحی فراتر ارتقا دهد؛ چرا که این جایزه هر سال آثار کتاب اولی های انگلیسی زبان یا آثار نویسندگان نوقلم دیگر زبان ها را که به انگلیسی ترجمه شده باشند، بررسی و مورد ارزی قرار می دهد. عنوان شده که هدف این جایزه که کتاب هایی را در همه ژانر ها در نظر دارد، معرفی استعداد های تازه در ادبیات است. این جایزه از سوی گروهی از نویسندگان و خوانندگان کتاب ها بررسی می شود و برنده جایزه کتاب اول گاردین، ١٠ هزار دلار به همراه تبلیغ کتابش در رو مه گاردین دریافت می کند. از برندگان پیشین جایزه کتاب اول گاردین می توان به کالین برت، زدی اسمیت، کوین پاورز، یی یون لی و دونال رایان اشاره کرد. هاروکی موراکی، جومپا لاهیری، ادنا اوبراینو ران راش نیز دیگر برندگان این جایزه البته در بخش داستان کوتاه هستند...
جایزه ادگار آلن پو
جایزه ادگار آلن پو که مهمترین جایزه ادبیات جنایی جهان محسوب می شود، توسط انجمن نویسندگان رازگون (mystery writers of america) هر ساله برای بزرگداشت نام این نویسنده یی به جنایی نویسان برگزیده یی در بخش های ادبیات داستانی، غیرداستانی و نامه تلویزیونی اعطا می شود.
جایزه کتاب شیخ زاید
جایزه کتاب شیخ زاید که یکی از معروف ترین جوایز ادبی جهان عرب محسوب می شود، هر ساله در ٩ بخش مختلف برگزار می شود و درمجموع مبلغ ٧ میلیون درهم، معادل ٢١٢ هزار دلار به هر نویسنده اعطا می شود. از آن جا که پیوند ادبیات عرب با زبان اسپانیایی زیاد است، اهداکنندگان جوایز شیخ زاید تصمیم گرفتند تا از این پس بهترین کتاب اسپانیایی زبانی را که درباره فرهنگ عربی نوشته شده را نیز انتخاب و از آن با اهدای جایزه تجلیل کنند.
جایزه ادبی کشورهای مشترک المنافع
این جایزه با هدف تشویق نویسندگان و با همکاری سازمان های جهانی ادبی قصد گسترش فعالیت های ادبی را در ٥٤ کشور عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع دارد. این جایزه هر سال در دو بخش رمان و رمان اول اعطا می شود.
جوایز ادبی تی ایرانجایزه کتاب سال
کتاب سال ایران عنوان یک جایزه تی جهانی است که هر ساله در بهمن ماه و با تأیید نهایی فرهنگ و ارشاد ی به نویسندگان برگزیده در بخش های کلیات، فلسفه ی، فلسفه غرب، دین، علوم اجتماعی، زبان، علوم کاربردی، هنر، ادبیات و تاریخ اعطا می شود. جایزه جهانی کتاب سال در ایران برای نخستین بار در سال ١٣٧٢ برگزار شد. این جایزه به منظور شناسایی و معرفی کتاب های برتر علمی، ادبی و پژوهشی در دو حوزه و ایران و بزرگداشت پدیدآورندگان این آثار، توسط خانه کتاب ایران برگزار می شود. دبیرخانه جایزه جهانی فروردین ماه هر سال، با درج فراخوان از طریق وب سایت رسمی جایزه جهانی کتاب سال و همچنین آگهی در رسانه ها و اطلاع رسانی مناسب در داخل و خارج از کشور از نویسندگان، پژوهشگران، صاحب نظران، ناشران، کانون ها، موسسه های علمی ـ پژوهشی دعوت می کند، کتاب های پیشنهادی خود را که طی سال میلادی گذشته و برای نخستین بار انتشار یافته، تا پایان تیرماه به دبیرخانه اعلام و ارسال کنند و مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه جهانی کتاب سال در دهه فجر هر سال برگزار خواهد شد. به برگزیدگان هر رشته تندیس جایزه جهانی، لوح تقدیر به امضای رئیس جمهوری و جایزه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد ی اهدا می شود و میزان جایزه به پیشنهاد هیأت علمی و تصویب معاون فرهنگی قابل افزایش یا کاهش است.جایزه جلال آل احمدمحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه ادبی جلال آل احمد یک جایزه ادبی تی است که به منظور معرفی آثار برگزیده ادبیات داستانی در ایران پایه گذاری شده است. این جایزه به نام جلال آل احمد نویسنده مشهور ایرانی که از بزرگترین روشنفکران معاصر جهان است، نامگذاری شده است و با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۷ نخستین دوره خود را در سالروز تولد آل احمد آغاز کرد. موسسه خانه کتاب ایران مسئول برگزاری این جایزه بود اما در حال حاضر بنیاد ادبیات داستانی مسئولیت برگزاری این جایزه را به عهده دارد. هدف از اهدای جایزه ادبی، جلال آل احمد ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی مبنی بر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته، بدیع و پیشرو است و تشویق و ترغیب نویسندگان، منتقدان، مستندنویسان و تاریخ نگاران باید در جهت اه پیش گفته باشد و حوزه مورد ارزی هیأت داوران این جایزه، شامل آثاری است که با موضوع: داستان، نقد ادبی، مستندنگاری و تاریخ نگاری به چاپ رسیده باشند.
نیمه نخست هر سال دبیرخانه جلال آل احمد، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمام نویسندگان، منتقدان و تاریخ نگاران دعوت می کند تا آثار خود را تا پایان تیرماه به دبیرخانه ارسال کنند و پس از بررسی و ارزی توسط هیأت داوران، هر سال طی مراسمی همزمان با سالروز تولد جلال آل احمد (دوم آذرماه) به برگزیدگان جوایز تعیین شده در این آیین نامه اهدا خواهد شد. این جایزه که گران ترین جایزه ادبی کشور به شمار می رود، به نفرات اول برگزیده در هرکدام از رشته های این جایزه، نشان ادبی جلال آل احمد، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و ١١٠ سکه بهار اهدا می کند. جایزه ادبی پروین اعتصامی
این جایزه تی به نام پروین اعتصامی که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می شود، نامگذاری شده است. هدف از برگزاری جایزه ادبی پروین اعتصامی و اهدای جایزه آن بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران پروین اعتصامی، رشد و اعتلای خلاقیت ها و آفرینش های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج ازکشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به ویژه در حوزه جهان ، معرفی چهره های شاخص ن ادیب و پژوهنده و تقدیر از ن در عرصه زبان و ادب فارسی است.
جایزه پروین اعتصامی در حال حاضر توسط بنیاد ادبیات داستانی برگزار می شود. این جایزه در چند حوزه شعر، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، پژوهش های ادبی و ادبیات ک ن برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره پروین اعتصامی نیمه نخست هر سالی که مراسم اهدای جایزه برگزار می شود، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمامی بانوان اهل قلم اعم از شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگران دعوت می کند که آثار خود را تا پایان شهریورماه آن سال به دبیرخانه ارسال کنند، جوایز جایزه هر دو سال یک بار طی مراسمی مقارن با روز تولد پروین اعتصامی (نیمه دوم اسفندماه) اهدا می شود و به نفرات برتر در هرکدام از موضوعات، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و جایزه ویژه که به پیشنهاد دبیر هیأت امنا و تصویب هیأت امنا در هر دوره تعیین می شود، اهدا می شود.
جایزه قلم زرین
جایزه قلم زرین هر ساله همزمان با روز ملی قلم توسط انجمن قلم ایران برگزار می شود. انجمن قلم ایران طی فراخوانی از کلیه ناشران، نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، منتقدان و مولفان مجاز برای شرکت در این جایزه دعوت می کند و حوزه های ادبی ازجمله نقد و پژوهش ادبی، داستانی بزرگسال، شعر بزرگسال، داستان کودک و نوجوان، شعر کودک و نوجوان که برای نخستین بار در همان سال منتشر شده اند را مورد ارزی قرار می دهد. جشنواره قلم زرین، در سال ۱۳۸۰ توسط هیأت موسس انجمن قلم ایران تأسیس شد و بادوام ترین و درعین حال معتبرترین و گران ترین جایزه غیر تی کشور و تنها جایزه رسمی است که در ابتدای تابستان برگزار می شود و منتخبان خود را معرفی می کند. گزینش، معرفی و تقدیر از آثار شایسته ادبی، تکریم و تقدیر از مولفان و پدیدآورندگان آثار برگزیده و معرفی آثار برتر به جامعه ازجمله رویکردهای این جایزه محسوب می شود.
جایزه لاک پشت پرنده
این جایزه هر سال توسط جمعی از نویسندگان کودک و نوجوان ایران معرفی می شود که حاوی عناوین بهترین کتاب های منتشر شده در کشورمان است و مرجع خوبی است برای انی که علاقه مند ید کتاب خوب و مناسب برای ک ن هستند. در این لیست کتاب ها بر مبنای امتیاز لاک پشت دریافت می کنند. کتاب ها بر مبنای گروه سنی و گروه موضوعی و همچنین، برحسب رأی داورها با امتیاز ٦ لاک پشت (کتاب های بسیار عالی)، ٥ لاک پشت (کتاب های عالی)، ٤ لاک پشت (کتاب های خیلی خوب) و ٣ لاک پشت (کتاب های خوب) معرفی می شوند.
در چند روز گذشته خبری منتشر شد درباره دلایل بی تأثیر بودن اغلب جوایز ادبی در ایران که به بهانه آغاز به کار جایزه جدیدی به نام احمد محمود نوشته شده بود. در آن مطلب اشاره شده بود که جوایز ادبی مهم دنیا، به دلیل استمرار و نیز معیارهای مشخص انتخاب شده اند و تقدیر از آثار و نویسندگان هرکدام به این دلیل که سلایق خاصی را بی توجه به فرامتن های - تبلیغاتی و... پوشش می دهند، جایگاهی تثبیت شده یافته اند؛ و به این دلیل هم برنده شدن اثر یا نویسنده ای در آنها می تواند در حکم اعتبار و افتخاری بزرگ برای آنان محسوب شود و به عبارت بهتر برنده را در مدت زمانی کوتاه بدل به یک برند در حرفه اش کند... جوایز ادبی مهم که در قالب های گوناگونی از پول نقد یا تندیس و مدال و... سایر نمادهای اعتباری اغلب توسط نهادهای تی، فرهنگستان ها، انجمن های ادبی، بنیادها و یا اشخاص منفرد به آثار ادبی برگزیده شده داده می شوند، یکی از مهمترین راه های تشویق نویسندگان و شاعران به انجام فعالیت های ادبی و نیز یکی از محرک های اجتماعی برای گرم تر شدن بازار ادبیات به شمار می آیند.این را نیز باید اضافه کرد که این جوایز در سطوح گوناگونی وظیفه حمایت از نویسندگان را عهده دار می شوند. ارزش نقدی برخی جوایز ادبی آنچنان قابل توجه است که مابقی عمر نویسنده را تضمین می کند و این خود می تواند مرهمی بر دغدغه های فکری نویسنده شده و او را در خلق دیگر آثار برجسته و ماندگار کمک کند. اما همه چیز این جوایز در مبلغ جوایز نقدی خلاصه نمی شود. در واقع فارغ از جایزه نقدی بیشترین سود برخی جوایز از مطرح شدن نام نویسندگان به واسطه این جایزه ها و به تبع آن فروش بیشتر آثار و بالا رفتن میزان ترجمه آثار به نویسندگان می رسد. مطلبی که در پی می آید، نگاهی دارد به برخی از مطرح ترین جایزه های بین المللی کتاب و ادبیات...جایزه ملی کتاب محبوبه های میلیون دلاری!یکی از فراگیرترین جوایز ادبی جایزه ملی کتاب است که همه ساله در ماه نوامبر برگزیدگانش را در ۴ بخش ادبیات داستانی، ادبیات غیرداستانی، شعر و نویسندگان جوان با یک جایزه نقدی ١٠هزار دلاری و نشان برنز مورد تقدیر قرار می دهد... جایزه کتاب ملی که در سال ۱۹۳۶ به دست انجمن کتاب فروشان بنیاد نهاده شد، در طول جنگ جهانی دوم فعالیتی نداشت و سپس در سال ۱۹۵۰ توسط ۳ سازمان فعال در صنعت کتاب مجدد راه اندازی شد. نویسندگان و ناشران غیر یی پیش از جنگ واجد شرایط دریافت جایزه بودند، ولی درحال حاضر جایزه به نویسندگان یی برای کتاب هایی اهدا می شود که در حدود سال اهدای جایزه در منتشر شده باشد. عنوان شده که این جایزه هدفش تجلیل از بهترین آثار ادبی برای گسترش مخاطبان آنها به منظور ارتقا دادن ارزش نوشتن خوب در ست.جایزه ادبی بوکر منبی تردید معتبرترین جایزه ادبی دنیا بوکر من است؛ که برنده شدن در آن قطعا آینده نویسنده اش را تضمین می کند. این جایزه که به آثار داستانی تعلق می گیرد، با نام کوتاه بوکر شناخته می شود؛ و نام هایی چون مارگارت اتوود، ایشی گورو، موراکامی و... که در سال های اخیر این جایزه را برنده شده اند، می تواند بهترین نشانه برای اعتبار و جایگاه آن باشد... جایزه بوکر من هر سال به بهترین رمان انگلیسی زبان که از سوی شهروندان انگلیسی زبان یا همسو با بریتانیا نوشته شده باشد، اعطا می شود.ثابت شده که این جایزه تأثیر بسیار زیادی بر فروش و ترجمه کتاب در سطح جهان دارد؛ و البته گذشته از این تأثیر غیرمستقیم جایزه ای ۵٠هزار پوندی نیز برای برنده به همراه دارد. باید اضافه کرد که به این جایزه از سال ٢٠٠۵ بخش بین الملل نیز اضافه شده است و هر دو سال یک جایزه ۶٠هزار پوندی به بهترین نویسنده در جهان که کتابش به انگلیسی ترجمه شده باشد، داده می شود.از سال ١٩٩٢ بخش روسی به این جایزه اضافه شده است. در جایزه بوکر آسیایی نیز در آغاز تنها کشورهای آسیای شرقی درنظر گرفته می شدند، اما از سال ٢٠١١ آثار ادبی کشورهای ایران، قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه و تاجی تان نیز که به انگلیسی ترجمه شده باشند، داوری خواهند شد. به تازگی بوکر عربی هم از سوی امارات و با حمایت جایزه بوکر من آغاز به کار کرده است...جایزه ادبی پن فاکنریکی از معتبرترین جوایز ادبی دنیا جایزه پن فاکنر است که از سال ١٩٨١ به این سو همه ساله اهدا می شود. این جایزه به همراه جایزه نقدی ١۵هزار دلاری اش از سوی بنیاد فاکنر - که به نام ویلیام فاکنر، نویسنده برنده نوبل نامگذاری شده است - به بهترین نویسنده سال اهدا می شود؛ با این توضیح که برندگان باید تبعه باشند. همچنین علاوه بر برنده اصلی این جایزه، ۴نویسنده که به مرحله نهایی این جایزه رسیده اند، نیز، هرکدام ۵٠٠٠ دلار جایزه نقدی دریافت می کنند. جایزه پن فاکنر که بخشی از جوایز بنیاد پن محسوب می شد، تاکنون به نویسندگانی چون جان ادگار وایدمن، توبیاس وولف، ای. ال. وف، آنی پرول ، فیلیپ راث، ریچارد فورد، مایکل کانینگهام، جان آپدایک، جوزف اونیل، دبورا آیزنبرگ و... اهدا شده است...جایزه ادبی نوبلمحبوبه های میلیون دلاری!با ارزش ترین جایزه ادبی دنیا که فارغ از تمام مواهبش برای برنده جایزه نقدی یک میلیون دلاری نیز به همراه دارد، نوبل است؛ که همه ساله به کارنامه کاری یک نویسنده تعلق می گیرد. این جایزه از سال ١٨٩۵ به این سو درحال برگزاری است و با نگاه به کتاب های انگلیسی یا ترجمه شده به زبان انگلیسی، کلیت کارنامه کاری یک نویسنده را مدنظر دارد... برنده جایزه نوبل یک مدال طلا، دیپلم افتخار و یک جایزه نقدی دریافت می کند که میزان جایزه نقدی به درآمد بنیاد نوبل در آن سال بستگی دارد. ماریو بارگاس یوسا، هرتا مولر، اورهان پاموک، آلیس مونرو، دوریس لسینگ، هارولد پینتر، وی. اس. نایپل، گونتر و ژوزه ساراماگو شماری از برندگان جایزه ادبی نوبل در بیست سال اخیر هستند.جایزه ادبی سروانتسجایزه ادبی سروانتس بعد از نوبل با ارزش ترین جایزه نقدی را در اختیار برگزیدگانش قرار می دهد؛ جایزه ای بالغ بر ١٢۵هزار یورو؛ که از سوی وزارت فرهنگ اسپانیا و به یاد میگل دو سروانتس نویسنده اثر جاودانه دون کیشوت به نویسندگان اسپانیایی زبان داده می شود. این جایزه که در سال ١٩٧۶ بنیان نهاده شده است، به منظور ارج نهادن به زبان اسپانیایی از سوی آکادمی زبان اسپانیا اهدا می شود. بورخس، اکتاویو پاز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس از برگزیدگان این جایزه بوده اند.جایزه ادبی گنکورمعتبرترین، قدیمی ترین، مشهورترین و بحث برانگیزترین جایزه ادبی کشور فرانسه که براساس وصیت ادموند دو گنکور- نویسنده و منتقد فرانسوی - در سال ١٨٩۶ بنا شده است. این جایزه هر سال به بهترین کتاب داستانی فرانسوی که همان سال منتشر شده باشد، داده می شود. هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می شود. در این میان، رومن گاری یک استثنا به شمار می آید که یک بار این جایزه را در سال ۱۹۵۶ برای رمان ریشه های آسمان و یک بار با نام امیل آژار در سال ۱۹۷۵ برای رمان زندگی در برابر خود دریافت می کند. علاوه بر اعطای این جایزه به رمان، آکادمی این جایزه چهار برگزیده نیز در بخش رمان اول، داستان کوتاه، زندگینامه و شعر هم معرفی می کنند. جایزه گنکور مبلغ ناچیزی را به برگزیده خود اهدا می کند، اما علاوه بر شهرت نویسنده، این جایزه بر فروش آثار نیز موثر است. طاهر بن جلون، مارگریت دوراس، پل کنستان و... شماری از برندگان این جایزه معتبر هستند...جایزه کتاب کاستامحبوبه های میلیون دلاری!جایزه کاستا به عنوان یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه های ادبی، که در آن تنها کتاب ها و نویسندگان مطرح انگلستان و ایرلند مورد ارزی قرار می گیرند، در ۶بخش رمان اول، رمان، زندگینامه ، داستان کوتاه، شعر و کتاب ک ن برگزیدگان خود را معرفی می کند. جایزه کاستا برای برگزیدگان هر بخش ۵٠٠٠ پوند جایزه نقدی است؛ و البته برنده برندگان که از میان این۶ برگزیده انتخاب می شود، جایزه اصلی ٣٠هزار پوندی کاستا را به عنوان جایزه دریافت می کند. این جایزه که از سال ١٩٧١ کار خود را به عنوان جایزه ادبی وایت برد آغاز کرده و سپس در سال ٢٠٠۶ به جایزه کتاب کاستا تغییر نام داده است، از دوره جدیدش در سال ١٩٨۵ به این سو جایزه اصلی اش را ۱۱ بار به رمان، ۵ بار به رمان نخست، ۶ مرتبه به آثار زندگی نامه ای و ٧ بار به مجموعه شعر اختصاص داده است. الان در حدود هفت - هشت سال می شود که بخش داستان کوتاه کاستا نیز به فهرست بخش های این جایزه افزوده شده است.جایزه ادبی فمینا دیگر جایزه مهم ادبی فرانسه جایزه ادبی فمینا است که در سال ١٩٠۴ از سوی ٢٢ نویسنده مجله زندگی زیبا که بعد فمینا نام گرفت، بنیان نهاده شد. داوران این جایزه زن هستند، اما وما برگزیدگان آن از ن نیستند. آنتوان دوسنت اگزوپری سرشناس ترین نویسنده برنده این جایزه است که در سال ١٩٣٠ برای پرواز شبانه موفق به دریافت آن شد.جایزه آسترید لیندگرن جایزه آسترید لیندگرن که یکی از معتبر ترین جایزه های ادبی در حوزه کتاب کودک است، پس از مرگ آسترید لیندگرن - نویسنده سوئدی کتاب های ک ن و نوجوانان - به بهترین برنامه یا برترین افراد در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اهدا می شود. این جایزه یکی از گران ترین جایزه های ادبیات کودک محسوب می شود و ۵۰۰۰ کرون سوئد به برگزیده خود اعطا می کند. در ایران شورای کتاب کودک، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات ک ن و کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سه نهادی هستند که می توانند نامزدهای خود را برای دریافت این جایزه اعلام کنند.جایزه پولیتزرمحبوبه های میلیون دلاری!جایزه ادبی پولیتزر که در رو مه نگاری، رو مه نگاری آنلاین، ادبیات و موسیقی اعطا می شود، در سال ١٩١٧ در پایه گذاری شده است و به یاد جوزف پولیتزر و از سوی کلمبیا در نیویورک برگزار می شود. بخش ادبی این جایزه که پولیتزر برای داستان نامیده می شود، یکی از هفت جایزه پولیتزر یی است که هر ساله برای داستان، نمایشنامه و موسیقی اعطا می شود. پولیتزر داستانی را که توسط یک مؤلف یی ترجیحاً در برخورد با زندگی یی نوشته شده و در طی تقویم سال پیش چاپ شده باشد به رسمیت شناخته و به ارزی می نشیند. در کل جایزه پولیتزر در ٢١ بخش اعطا می شود که در ٢٠ بخش هر برگزیده ١٠هزار دلار دریافت می کند و برگزیده بخش رو مه نگاری یک مدال طلا نیز علاوه بر جایزه نقدی دریافت می کند. جویس کارول اوتس، ای ال وف، جومپا لاهیری، فیلیپ راث و... شماری از برندگان این جایزه در سال های اخیر هستند...جایزه ادبی اورنج جایزه ادبی اورنج که درواقع جایزه ادبیات داستانی ن است، یکی از جایزه های مطرح انگلیسی است که به نویسندگانی از هر ملیت اعطا می شود که رمان شان را به انگلیسی نوشته و آن را در انگلیس منتشر کرده باشند. کمپانی اورنج برگزارکننده این جایزه ٣٠هزار پوندی است.جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن تقریبا مهمترین جایزه ادبی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که گاه نوبل کوچک خوانده می شود. این جایزه که هر دو سال یک بار از سوی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان در دو بخش به نویسندگان و تصویرگران اهدا می شود، به نام هانس کریستین اندرسن، نویسنده افسانه های ک نه دانمارکی، نامگذاری شده است و برگزیدگان آن جایزه خود را از دست ملکه دانمارک دریافت می کنند.انتخاب نویسندگان و تصویرگران ممتاز برنده جایزه آندرسن تا سال ۲۰۰۲ به عهده هیأتی از داوران بین المللی بود که همگی در زمینه ادبیات ک ن و نوجوانان (تألیف و تصویر) صاحب نظر بودند، از سال ۲۰۰۲ هیأت داوران به دو بخش مجزا تقسیم شد: بخشی مسئول داوری تصویر و بخشی در کار داوری تألیف مشغول شدند. از ایران تاکنون چهار دوره توران میرهادی، یک دوره ثریا قزل ایاغ، دو دوره زهره قایینی و دو دوره نیز منصوره راعی این جایزه را داوری کرده اند. از تصویرگران ایرانی فرشید مثقالی برنده این جایزه شده و هوشنگ مرادی کرمانی مورد تشویق‎ هیأت داوران این جایزه قرار گرفته است.جایزه کتاب اول گاردینمحبوبه های میلیون دلاری!برای نویسندگان تازه کار جایزه کتاب اول گاردین شاید مهمترین جایزه ای باشد که می تواند آینده کاری آنها را به سطحی فراتر ارتقا دهد؛ چرا که این جایزه هر سال آثار کتاب اولی های انگلیسی زبان یا آثار نویسندگان نوقلم دیگر زبان ها را که به انگلیسی ترجمه شده باشند، بررسی و مورد ارزی قرار می دهد. عنوان شده که هدف این جایزه که کتاب هایی را در همه ژانر ها در نظر دارد، معرفی استعداد های تازه در ادبیات است.این جایزه از سوی گروهی از نویسندگان و خوانندگان کتاب ها بررسی می شود و برنده جایزه کتاب اول گاردین، ١٠ هزار دلار به همراه تبلیغ کتابش در رو مه گاردین دریافت می کند. از برندگان پیشین جایزه کتاب اول گاردین می توان به کالین برت، زدی اسمیت، کوین پاورز، یی یون لی و دونال رایان اشاره کرد. هاروکی موراکی، جومپا لاهیری، ادنا اوبراینو ران راش نیز دیگر برندگان این جایزه البته در بخش داستان کوتاه هستند...جایزه ادگار آلن پو جایزه ادگار آلن پو که مهمترین جایزه ادبیات جنایی جهان محسوب می شود، توسط انجمن نویسندگان رازگون (mystery writers of america) هر ساله برای بزرگداشت نام این نویسنده یی به جنایی نویسان برگزیده یی در بخش های ادبیات داستانی، غیرداستانی و نامه تلویزیونی اعطا می شود.جایزه کتاب شیخ زاید جایزه کتاب شیخ زاید که یکی از معروف ترین جوایز ادبی جهان عرب محسوب می شود، هر ساله در ٩ بخش مختلف برگزار می شود و درمجموع مبلغ ٧ میلیون درهم، معادل ٢١٢ هزار دلار به هر نویسنده اعطا می شود. از آن جا که پیوند ادبیات عرب با زبان اسپانیایی زیاد است، اهداکنندگان جوایز شیخ زاید تصمیم گرفتند تا از این پس بهترین کتاب اسپانیایی زبانی را که درباره فرهنگ عربی نوشته شده را نیز انتخاب و از آن با اهدای جایزه تجلیل کنند.جایزه ادبی کشورهای مشترک المنافع این جایزه با هدف تشویق نویسندگان و با همکاری سازمان های جهانی ادبی قصد گسترش فعالیت های ادبی را در ۵۴ کشور عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع دارد. این جایزه هر سال در دو بخش رمان و رمان اول اعطا می شود.جوایز ادبی تی ایرانجایزه کتاب سال کتاب سال ایران عنوان یک جایزه تی جهانی است که هر ساله در بهمن ماه و با تأیید نهایی فرهنگ و ارشاد ی به نویسندگان برگزیده در بخش های کلیات، فلسفه ی، فلسفه غرب، دین، علوم اجتماعی، زبان، علوم کاربردی، هنر، ادبیات و تاریخ اعطا می شود. جایزه جهانی کتاب سال در ایران برای نخستین بار در سال ١٣٧٢ برگزار شد. این جایزه به منظور شناسایی و معرفی کتاب های برتر علمی، ادبی و پژوهشی در دو حوزه و ایران و بزرگداشت پدیدآورندگان این آثار، توسط خانه کتاب ایران برگزار می شود.دبیرخانه جایزه جهانی فروردین ماه هر سال، با درج فراخوان از طریق وب سایت رسمی جایزه جهانی کتاب سال و همچنین آگهی در رسانه ها و اطلاع رسانی مناسب در داخل و خارج از کشور از نویسندگان، پژوهشگران، صاحب نظران، ناشران، کانون ها، موسسه های علمی ـ پژوهشی دعوت می کند، کتاب های پیشنهادی خود را که طی سال میلادی گذشته و برای نخستین بار انتشار یافته، تا پایان تیرماه به دبیرخانه اعلام و ارسال کنند و مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه جهانی کتاب سال در دهه فجر هر سال برگزار خواهد شد. به برگزیدگان هر رشته تندیس جایزه جهانی، لوح تقدیر به امضای رئیس جمهوری و جایزه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد ی اهدا می شود و میزان جایزه به پیشنهاد هیأت علمی و تصویب معاون فرهنگی قابل افزایش یا کاهش است.جایزه جلال آل احمدمحبوبه های میلیون دلاری! جایزه ادبی جلال آل احمد یک جایزه ادبی تی است که به منظور معرفی آثار برگزیده ادبیات داستانی در ایران پایه گذاری شده است. این جایزه به نام جلال آل احمد نویسنده مشهور ایرانی که از بزرگترین روشنفکران معاصر جهان است، نامگذاری شده است و با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۷ نخستین دوره خود را در سالروز تولد آل احمد آغاز کرد. موسسه خانه کتاب ایران مسئول برگزاری این جایزه بود اما در حال حاضر بنیاد ادبیات داستانی مسئولیت برگزاری این جایزه را به عهده دارد.هدف از اهدای جایزه ادبی، جلال آل احمد ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی مبنی بر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته، بدیع و پیشرو است و تشویق و ترغیب نویسندگان، منتقدان، مستندنویسان و تاریخ نگاران باید در جهت اه پیش گفته باشد و حوزه مورد ارزی هیأت داوران این جایزه، شامل آثاری است که با موضوع: داستان، نقد ادبی، مستندنگاری و تاریخ نگاری به چاپ رسیده باشند. نیمه نخست هر سال دبیرخانه جلال آل احمد، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمام نویسندگان، منتقدان و تاریخ نگاران دعوت می کند تا آثار خود را تا پایان تیرماه به دبیرخانه ارسال کنند و پس از بررسی و ارزی توسط هیأت داوران، هر سال طی مراسمی همزمان با سالروز تولد جلال آل احمد (دوم آذرماه) به برگزیدگان جوایز تعیین شده در این آیین نامه اهدا خواهد شد. این جایزه که گران ترین جایزه ادبی کشور به شمار می رود، به نفرات اول برگزیده در هرکدام از رشته های این جایزه، نشان ادبی جلال آل احمد، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و ١١٠ سکه بهار اهدا می کند.جایزه ادبی پروین اعتصامی این جایزه تی به نام پروین اعتصامی که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می شود، نامگذاری شده است. هدف از برگزاری جایزه ادبی پروین اعتصامی و اهدای جایزه آن بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران پروین اعتصامی، رشد و اعتلای خلاقیت ها و آفرینش های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج ازکشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به ویژه در حوزه جهان ، معرفی چهره های شاخص ن ادیب و پژوهنده و تقدیر از ن در عرصه زبان و ادب فارسی است. جایزه پروین اعتصامی در حال حاضر توسط بنیاد ادبیات داستانی برگزار می شود. این جایزه در چند حوزه شعر، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، پژوهش های ادبی و ادبیات ک ن برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره پروین اعتصامی نیمه نخست هر سالی که مراسم اهدای جایزه برگزار می شود، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمامی بانوان اهل قلم اعم از شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگران دعوت می کند که آثار خود را تا پایان شهریورماه آن سال به دبیرخانه ارسال کنند، جوایز جایزه هر دو سال یک بار طی مراسمی مقارن با روز تولد پروین اعتصامی (نیمه دوم اسفندماه) اهدا می شود و به نفرات برتر در هرکدام از موضوعات، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و جایزه ویژه که به پیشنهاد دبیر هیأت امنا و تصویب هیأت امنا در هر دوره تعیین می شود، اهدا می شود.جایزه قلم زرین جایزه قلم زرین هر ساله همزمان با روز ملی قلم توسط انجمن قلم ایران برگزار می شود. انجمن قلم ایران طی فراخوانی از کلیه ناشران، نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، منتقدان و مولفان مجاز برای شرکت در این جایزه دعوت می کند و حوزه های ادبی ازجمله نقد و پژوهش ادبی، داستانی بزرگسال، شعر بزرگسال، داستان کودک و نوجوان، شعر کودک و نوجوان که برای نخستین بار در همان سال منتشر شده اند را مورد ارزی قرار می دهد.جشنواره قلم زرین، در سال ۱۳۸۰ توسط هیأت موسس انجمن قلم ایران تأسیس شد و بادوام ترین و درعین حال معتبرترین و گران ترین جایزه غیر تی کشور و تنها جایزه رسمی است که در ابتدای تابستان برگزار می شود و منتخبان خود را معرفی می کند. گزینش، معرفی و تقدیر از آثار شایسته ادبی، تکریم و تقدیر از مولفان و پدیدآورندگان آثار برگزیده و معرفی آثار برتر به جامعه ازجمله رویکردهای این جایزه محسوب می شود.جایزه لاک پشت پرنده این جایزه هر سال توسط جمعی از نویسندگان کودک و نوجوان ایران معرفی می شود که حاوی عناوین بهترین کتاب های منتشر شده در کشورمان است و مرجع خوبی است برای انی که علاقه مند ید کتاب خوب و مناسب برای ک ن هستند. در این لیست کتاب ها بر مبنای امتیاز لاک پشت دریافت می کنند. کتاب ها بر مبنای گروه سنی و گروه موضوعی و همچنین، برحسب رأی داورها با امتیاز ۶ لاک پشت (کتاب های بسیار عالی)، ۵ لاک پشت (کتاب های عالی)، ۴ لاک پشت (کتاب های خیلی خوب) و ٣ لاک پشت (کتاب های خوب) معرفی می شوند. منبع: رو مه شهروند
در چند روز گذشته خبری منتشر شد درباره دلایل بی تأثیر بودن اغلب جوایز ادبی در ایران که به بهانه آغاز به کار جایزه جدیدی به نام احمد محمود نوشته شده بود. در آن مطلب اشاره شده بود که جوایز ادبی مهم دنیا، به دلیل استمرار و نیز معیارهای مشخص انتخاب شده اند و تقدیر از آثار و نویسندگان هرکدام به این دلیل که سلایق خاصی را بی توجه به فرامتن های - تبلیغاتی و... پوشش می دهند، جایگاهی تثبیت شده یافته اند؛ و به این دلیل هم برنده شدن اثر یا نویسنده ای در آنها می تواند در حکم اعتبار و افتخاری بزرگ برای آنان محسوب شود و به عبارت بهتر برنده را در مدت زمانی کوتاه بدل به یک برند در حرفه اش کند...
جوایز ادبی مهم که در قالب های گوناگونی از پول نقد یا تندیس و مدال و... سایر نمادهای اعتباری اغلب توسط نهادهای تی، فرهنگستان ها، انجمن های ادبی، بنیادها و یا اشخاص منفرد به آثار ادبی برگزیده شده داده می شوند، یکی از مهمترین راه های تشویق نویسندگان و شاعران به انجام فعالیت های ادبی و نیز یکی از محرک های اجتماعی برای گرم تر شدن بازار ادبیات به شمار می آیند. این را نیز باید اضافه کرد که این جوایز در سطوح گوناگونی وظیفه حمایت از نویسندگان را عهده دار می شوند. ارزش نقدی برخی جوایز ادبی آنچنان قابل توجه است که مابقی عمر نویسنده را تضمین می کند و این خود می تواند مرهمی بر دغدغه های فکری نویسنده شده و او را در خلق دیگر آثار برجسته و ماندگار کمک کند. اما همه چیز این جوایز در مبلغ جوایز نقدی خلاصه نمی شود. در واقع فارغ از جایزه نقدی بیشترین سود برخی جوایز از مطرح شدن نام نویسندگان به واسطه این جایزه ها و به تبع آن فروش بیشتر آثار و بالا رفتن میزان ترجمه آثار به نویسندگان می رسد.مطلبی که در پی می آید، نگاهی دارد به برخی از مطرح ترین جایزه های بین المللی کتاب و ادبیات...جایزه ملی کتاب محبوبه های میلیون دلاری!
یکی از فراگیرترین جوایز ادبی جایزه ملی کتاب است که همه ساله در ماه نوامبر برگزیدگانش را در ٤ بخش ادبیات داستانی، ادبیات غیرداستانی، شعر و نویسندگان جوان با یک جایزه نقدی ١٠هزار دلاری و نشان برنز مورد تقدیر قرار می دهد... جایزه کتاب ملی که در سال ۱۹۳۶ به دست انجمن کتاب فروشان بنیاد نهاده شد، در طول جنگ جهانی دوم فعالیتی نداشت و سپس در سال ۱۹۵۰ توسط ۳ سازمان فعال در صنعت کتاب مجدد راه اندازی شد. نویسندگان و ناشران غیر یی پیش از جنگ واجد شرایط دریافت جایزه بودند، ولی درحال حاضر جایزه به نویسندگان یی برای کتاب هایی اهدا می شود که در حدود سال اهدای جایزه در منتشر شده باشد. عنوان شده که این جایزه هدفش تجلیل از بهترین آثار ادبی برای گسترش مخاطبان آنها به منظور ارتقا دادن ارزش نوشتن خوب در ست.جایزه ادبی بوکر منبی تردید معتبرترین جایزه ادبی دنیا بوکر من است؛ که برنده شدن در آن قطعا آینده نویسنده اش را تضمین می کند. این جایزه که به آثار داستانی تعلق می گیرد، با نام کوتاه بوکر شناخته می شود؛ و نام هایی چون مارگارت اتوود، ایشی گورو، موراکامی و... که در سال های اخیر این جایزه را برنده شده اند، می تواند بهترین نشانه برای اعتبار و جایگاه آن باشد... جایزه بوکر من هر سال به بهترین رمان انگلیسی زبان که از سوی شهروندان انگلیسی زبان یا همسو با بریتانیا نوشته شده باشد، اعطا می شود. ثابت شده که این جایزه تأثیر بسیار زیادی بر فروش و ترجمه کتاب در سطح جهان دارد؛ و البته گذشته از این تأثیر غیرمستقیم جایزه ای ٥٠هزار پوندی نیز برای برنده به همراه دارد. باید اضافه کرد که به این جایزه از سال ٢٠٠٥ بخش بین الملل نیز اضافه شده است و هر دو سال یک جایزه ٦٠هزار پوندی به بهترین نویسنده در جهان که کتابش به انگلیسی ترجمه شده باشد، داده می شود. از سال ١٩٩٢ بخش روسی به این جایزه اضافه شده است. در جایزه بوکر آسیایی نیز در آغاز تنها کشورهای آسیای شرقی درنظر گرفته می شدند، اما از سال ٢٠١١ آثار ادبی کشورهای ایران، قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه و تاجی تان نیز که به انگلیسی ترجمه شده باشند، داوری خواهند شد. به تازگی بوکر عربی هم از سوی امارات و با حمایت جایزه بوکر من آغاز به کار کرده است...جایزه ادبی پن فاکنریکی از معتبرترین جوایز ادبی دنیا جایزه پن فاکنر است که از سال ١٩٨١ به این سو همه ساله اهدا می شود. این جایزه به همراه جایزه نقدی ١٥هزار دلاری اش از سوی بنیاد فاکنر - که به نام ویلیام فاکنر، نویسنده برنده نوبل نامگذاری شده است - به بهترین نویسنده سال اهدا می شود؛ با این توضیح که برندگان باید تبعه باشند. همچنین علاوه بر برنده اصلی این جایزه، ٤نویسنده که به مرحله نهایی این جایزه رسیده اند، نیز، هرکدام ٥٠٠٠ دلار جایزه نقدی دریافت می کنند.
جایزه پن فاکنر که بخشی از جوایز بنیاد پن محسوب می شد، تاکنون به نویسندگانی چون جان ادگار وایدمن، توبیاس وولف، ای. ال. وف، آنی پرول ، فیلیپ راث، ریچارد فورد، مایکل کانینگهام، جان آپدایک، جوزف اونیل، دبورا آیزنبرگ و... اهدا شده است...

جایزه ادبی نوبلمحبوبه های میلیون دلاری!
با ارزش ترین جایزه ادبی دنیا که فارغ از تمام مواهبش برای برنده جایزه نقدی یک میلیون دلاری نیز به همراه دارد، نوبل است؛ که همه ساله به کارنامه کاری یک نویسنده تعلق می گیرد. این جایزه از سال ١٨٩٥ به این سو درحال برگزاری است و با نگاه به کتاب های انگلیسی یا ترجمه شده به زبان انگلیسی، کلیت کارنامه کاری یک نویسنده را مدنظر دارد... برنده جایزه نوبل یک مدال طلا، دیپلم افتخار و یک جایزه نقدی دریافت می کند که میزان جایزه نقدی به درآمد بنیاد نوبل در آن سال بستگی دارد. ماریو بارگاس یوسا، هرتا مولر، اورهان پاموک، آلیس مونرو، دوریس لسینگ، هارولد پینتر، وی. اس. نایپل، گونتر و ژوزه ساراماگو شماری از برندگان جایزه ادبی نوبل در بیست سال اخیر هستند.جایزه ادبی سروانتسجایزه ادبی سروانتس بعد از نوبل با ارزش ترین جایزه نقدی را در اختیار برگزیدگانش قرار می دهد؛ جایزه ای بالغ بر ١٢٥هزار یورو؛ که از سوی وزارت فرهنگ اسپانیا و به یاد میگل دو سروانتس نویسنده اثر جاودانه دون کیشوت به نویسندگان اسپانیایی زبان داده می شود. این جایزه که در سال ١٩٧٦ بنیان نهاده شده است، به منظور ارج نهادن به زبان اسپانیایی از سوی آکادمی زبان اسپانیا اهدا می شود. بورخس، اکتاویو پاز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس از برگزیدگان این جایزه بوده اند.جایزه ادبی گنکور
معتبرترین، قدیمی ترین، مشهورترین و بحث برانگیزترین جایزه ادبی کشور فرانسه که براساس وصیت ادموند دو گنکور- نویسنده و منتقد فرانسوی - در سال ١٨٩٦ بنا شده است. این جایزه هر سال به بهترین کتاب داستانی فرانسوی که همان سال منتشر شده باشد، داده می شود. هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می شود. در این میان، رومن گاری یک استثنا به شمار می آید که یک بار این جایزه را در سال ۱۹۵۶ برای رمان ریشه های آسمان و یک بار با نام امیل آژار در سال ۱۹۷۵ برای رمان زندگی در برابر خود دریافت می کند.
علاوه بر اعطای این جایزه به رمان، آکادمی این جایزه چهار برگزیده نیز در بخش رمان اول، داستان کوتاه، زندگینامه و شعر هم معرفی می کنند. جایزه گنکور مبلغ ناچیزی را به برگزیده خود اهدا می کند، اما علاوه بر شهرت نویسنده، این جایزه بر فروش آثار نیز موثر است. طاهر بن جلون، مارگریت دوراس، پل کنستان و... شماری از برندگان این جایزه معتبر هستند...جایزه کتاب کاستامحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه کاستا به عنوان یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه های ادبی، که در آن تنها کتاب ها و نویسندگان مطرح انگلستان و ایرلند مورد ارزی قرار می گیرند، در ٦بخش رمان اول، رمان، زندگینامه ، داستان کوتاه، شعر و کتاب ک ن برگزیدگان خود را معرفی می کند. جایزه کاستا برای برگزیدگان هر بخش ٥٠٠٠ پوند جایزه نقدی است؛ و البته برنده برندگان که از میان این٦ برگزیده انتخاب می شود، جایزه اصلی ٣٠هزار پوندی کاستا را به عنوان جایزه دریافت می کند. این جایزه که از سال ١٩٧١ کار خود را به عنوان جایزه ادبی وایت برد آغاز کرده و سپس در سال ٢٠٠٦ به جایزه کتاب کاستا تغییر نام داده است، از دوره جدیدش در سال ١٩٨٥ به این سو جایزه اصلی اش را ۱۱ بار به رمان، ٥ بار به رمان نخست، ٦ مرتبه به آثار زندگی نامه ای و ٧ بار به مجموعه شعر اختصاص داده است. الان در حدود هفت - هشت سال می شود که بخش داستان کوتاه کاستا نیز به فهرست بخش های این جایزه افزوده شده است. جایزه ادبی فمینا
دیگر جایزه مهم ادبی فرانسه جایزه ادبی فمینا است که در سال ١٩٠٤ از سوی ٢٢ نویسنده مجله زندگی زیبا که بعد فمینا نام گرفت، بنیان نهاده شد. داوران این جایزه زن هستند، اما وما برگزیدگان آن از ن نیستند. آنتوان دوسنت اگزوپری سرشناس ترین نویسنده برنده این جایزه است که در سال ١٩٣٠ برای پرواز شبانه موفق به دریافت آن شد.
جایزه آسترید لیندگرن
جایزه آسترید لیندگرن که یکی از معتبر ترین جایزه های ادبی در حوزه کتاب کودک است، پس از مرگ آسترید لیندگرن - نویسنده سوئدی کتاب های ک ن و نوجوانان - به بهترین برنامه یا برترین افراد در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اهدا می شود. این جایزه یکی از گران ترین جایزه های ادبیات کودک محسوب می شود و ۵۰۰۰ کرون سوئد به برگزیده خود اعطا می کند. در ایران شورای کتاب کودک، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات ک ن و کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان سه نهادی هستند که می توانند نامزدهای خود را برای دریافت این جایزه اعلام کنند.جایزه پولیتزرمحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه ادبی پولیتزر که در رو مه نگاری، رو مه نگاری آنلاین، ادبیات و موسیقی اعطا می شود، در سال ١٩١٧ در پایه گذاری شده است و به یاد جوزف پولیتزر و از سوی کلمبیا در نیویورک برگزار می شود. بخش ادبی این جایزه که پولیتزر برای داستان نامیده می شود، یکی از هفت جایزه پولیتزر یی است که هر ساله برای داستان، نمایشنامه و موسیقی اعطا می شود. پولیتزر داستانی را که توسط یک مؤلف یی ترجیحاً در برخورد با زندگی یی نوشته شده و در طی تقویم سال پیش چاپ شده باشد به رسمیت شناخته و به ارزی می نشیند. در کل جایزه پولیتزر در ٢١ بخش اعطا می شود که در ٢٠ بخش هر برگزیده ١٠هزار دلار دریافت می کند و برگزیده بخش رو مه نگاری یک مدال طلا نیز علاوه بر جایزه نقدی دریافت می کند. جویس کارول اوتس، ای ال وف، جومپا لاهیری، فیلیپ راث و... شماری از برندگان این جایزه در سال های اخیر هستند...
جایزه ادبی اورنج
جایزه ادبی اورنج که درواقع جایزه ادبیات داستانی ن است، یکی از جایزه های مطرح انگلیسی است که به نویسندگانی از هر ملیت اعطا می شود که رمان شان را به انگلیسی نوشته و آن را در انگلیس منتشر کرده باشند. کمپانی اورنج برگزارکننده این جایزه ٣٠هزار پوندی است.
جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن
جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن تقریبا مهمترین جایزه ادبی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که گاه نوبل کوچک خوانده می شود. این جایزه که هر دو سال یک بار از سوی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان در دو بخش به نویسندگان و تصویرگران اهدا می شود، به نام هانس کریستین اندرسن، نویسنده افسانه های ک نه دانمارکی، نامگذاری شده است و برگزیدگان آن جایزه خود را از دست ملکه دانمارک دریافت می کنند. انتخاب نویسندگان و تصویرگران ممتاز برنده جایزه آندرسن تا سال ۲۰۰۲ به عهده هیأتی از داوران بین المللی بود که همگی در زمینه ادبیات ک ن و نوجوانان (تألیف و تصویر) صاحب نظر بودند، از سال ۲۰۰۲ هیأت داوران به دو بخش مجزا تقسیم شد: بخشی مسئول داوری تصویر و بخشی در کار داوری تألیف مشغول شدند. از ایران تاکنون چهار دوره توران میرهادی، یک دوره ثریا قزل ایاغ، دو دوره زهره قایینی و دو دوره نیز منصوره راعی این جایزه را داوری کرده اند. از تصویرگران ایرانی فرشید مثقالی برنده این جایزه شده و هوشنگ مرادی کرمانی مورد تشویق‎ هیأت داوران این جایزه قرار گرفته است.جایزه کتاب اول گاردینمحبوبه های میلیون دلاری!
برای نویسندگان تازه کار جایزه کتاب اول گاردین شاید مهمترین جایزه ای باشد که می تواند آینده کاری آنها را به سطحی فراتر ارتقا دهد؛ چرا که این جایزه هر سال آثار کتاب اولی های انگلیسی زبان یا آثار نویسندگان نوقلم دیگر زبان ها را که به انگلیسی ترجمه شده باشند، بررسی و مورد ارزی قرار می دهد. عنوان شده که هدف این جایزه که کتاب هایی را در همه ژانر ها در نظر دارد، معرفی استعداد های تازه در ادبیات است. این جایزه از سوی گروهی از نویسندگان و خوانندگان کتاب ها بررسی می شود و برنده جایزه کتاب اول گاردین، ١٠ هزار دلار به همراه تبلیغ کتابش در رو مه گاردین دریافت می کند. از برندگان پیشین جایزه کتاب اول گاردین می توان به کالین برت، زدی اسمیت، کوین پاورز، یی یون لی و دونال رایان اشاره کرد. هاروکی موراکی، جومپا لاهیری، ادنا اوبراینو ران راش نیز دیگر برندگان این جایزه البته در بخش داستان کوتاه هستند...
جایزه ادگار آلن پو
جایزه ادگار آلن پو که مهمترین جایزه ادبیات جنایی جهان محسوب می شود، توسط انجمن نویسندگان رازگون (mystery writers of america) هر ساله برای بزرگداشت نام این نویسنده یی به جنایی نویسان برگزیده یی در بخش های ادبیات داستانی، غیرداستانی و نامه تلویزیونی اعطا می شود.
جایزه کتاب شیخ زاید
جایزه کتاب شیخ زاید که یکی از معروف ترین جوایز ادبی جهان عرب محسوب می شود، هر ساله در ٩ بخش مختلف برگزار می شود و درمجموع مبلغ ٧ میلیون درهم، معادل ٢١٢ هزار دلار به هر نویسنده اعطا می شود. از آن جا که پیوند ادبیات عرب با زبان اسپانیایی زیاد است، اهداکنندگان جوایز شیخ زاید تصمیم گرفتند تا از این پس بهترین کتاب اسپانیایی زبانی را که درباره فرهنگ عربی نوشته شده را نیز انتخاب و از آن با اهدای جایزه تجلیل کنند.
جایزه ادبی کشورهای مشترک المنافع
این جایزه با هدف تشویق نویسندگان و با همکاری سازمان های جهانی ادبی قصد گسترش فعالیت های ادبی را در ٥٤ کشور عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع دارد. این جایزه هر سال در دو بخش رمان و رمان اول اعطا می شود.
جوایز ادبی تی ایرانجایزه کتاب سال
کتاب سال ایران عنوان یک جایزه تی جهانی است که هر ساله در بهمن ماه و با تأیید نهایی فرهنگ و ارشاد ی به نویسندگان برگزیده در بخش های کلیات، فلسفه ی، فلسفه غرب، دین، علوم اجتماعی، زبان، علوم کاربردی، هنر، ادبیات و تاریخ اعطا می شود. جایزه جهانی کتاب سال در ایران برای نخستین بار در سال ١٣٧٢ برگزار شد. این جایزه به منظور شناسایی و معرفی کتاب های برتر علمی، ادبی و پژوهشی در دو حوزه و ایران و بزرگداشت پدیدآورندگان این آثار، توسط خانه کتاب ایران برگزار می شود. دبیرخانه جایزه جهانی فروردین ماه هر سال، با درج فراخوان از طریق وب سایت رسمی جایزه جهانی کتاب سال و همچنین آگهی در رسانه ها و اطلاع رسانی مناسب در داخل و خارج از کشور از نویسندگان، پژوهشگران، صاحب نظران، ناشران، کانون ها، موسسه های علمی ـ پژوهشی دعوت می کند، کتاب های پیشنهادی خود را که طی سال میلادی گذشته و برای نخستین بار انتشار یافته، تا پایان تیرماه به دبیرخانه اعلام و ارسال کنند و مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه جهانی کتاب سال در دهه فجر هر سال برگزار خواهد شد. به برگزیدگان هر رشته تندیس جایزه جهانی، لوح تقدیر به امضای رئیس جمهوری و جایزه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد ی اهدا می شود و میزان جایزه به پیشنهاد هیأت علمی و تصویب معاون فرهنگی قابل افزایش یا کاهش است.جایزه جلال آل احمدمحبوبه های میلیون دلاری!
جایزه ادبی جلال آل احمد یک جایزه ادبی تی است که به منظور معرفی آثار برگزیده ادبیات داستانی در ایران پایه گذاری شده است. این جایزه به نام جلال آل احمد نویسنده مشهور ایرانی که از بزرگترین روشنفکران معاصر جهان است، نامگذاری شده است و با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۷ نخستین دوره خود را در سالروز تولد آل احمد آغاز کرد. موسسه خانه کتاب ایران مسئول برگزاری این جایزه بود اما در حال حاضر بنیاد ادبیات داستانی مسئولیت برگزاری این جایزه را به عهده دارد. هدف از اهدای جایزه ادبی، جلال آل احمد ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی مبنی بر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته، بدیع و پیشرو است و تشویق و ترغیب نویسندگان، منتقدان، مستندنویسان و تاریخ نگاران باید در جهت اه پیش گفته باشد و حوزه مورد ارزی هیأت داوران این جایزه، شامل آثاری است که با موضوع: داستان، نقد ادبی، مستندنگاری و تاریخ نگاری به چاپ رسیده باشند.
نیمه نخست هر سال دبیرخانه جلال آل احمد، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمام نویسندگان، منتقدان و تاریخ نگاران دعوت می کند تا آثار خود را تا پایان تیرماه به دبیرخانه ارسال کنند و پس از بررسی و ارزی توسط هیأت داوران، هر سال طی مراسمی همزمان با سالروز تولد جلال آل احمد (دوم آذرماه) به برگزیدگان جوایز تعیین شده در این آیین نامه اهدا خواهد شد. این جایزه که گران ترین جایزه ادبی کشور به شمار می رود، به نفرات اول برگزیده در هرکدام از رشته های این جایزه، نشان ادبی جلال آل احمد، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و ١١٠ سکه بهار اهدا می کند. جایزه ادبی پروین اعتصامی
این جایزه تی به نام پروین اعتصامی که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می شود، نامگذاری شده است. هدف از برگزاری جایزه ادبی پروین اعتصامی و اهدای جایزه آن بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران پروین اعتصامی، رشد و اعتلای خلاقیت ها و آفرینش های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج ازکشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به ویژه در حوزه جهان ، معرفی چهره های شاخص ن ادیب و پژوهنده و تقدیر از ن در عرصه زبان و ادب فارسی است.
جایزه پروین اعتصامی در حال حاضر توسط بنیاد ادبیات داستانی برگزار می شود. این جایزه در چند حوزه شعر، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، پژوهش های ادبی و ادبیات ک ن برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره پروین اعتصامی نیمه نخست هر سالی که مراسم اهدای جایزه برگزار می شود، با درج آگهی فراخوان در رو مه های کثیرالانتشار و رسانه های جمعی، از تمامی بانوان اهل قلم اعم از شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگران دعوت می کند که آثار خود را تا پایان شهریورماه آن سال به دبیرخانه ارسال کنند، جوایز جایزه هر دو سال یک بار طی مراسمی مقارن با روز تولد پروین اعتصامی (نیمه دوم اسفندماه) اهدا می شود و به نفرات برتر در هرکدام از موضوعات، تندیس، لوح تقدیر به امضای فرهنگ و ارشاد ی و جایزه ویژه که به پیشنهاد دبیر هیأت امنا و تصویب هیأت امنا در هر دوره تعیین می شود، اهدا می شود.
جایزه قلم زرین
جایزه قلم زرین هر ساله همزمان با روز ملی قلم توسط انجمن قلم ایران برگزار می شود. انجمن قلم ایران طی فراخوانی از کلیه ناشران، نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، منتقدان و مولفان مجاز برای شرکت در این جایزه دعوت می کند و حوزه های ادبی ازجمله نقد و پژوهش ادبی، داستانی بزرگسال، شعر بزرگسال، داستان کودک و نوجوان، شعر کودک و نوجوان که برای نخستین بار در همان سال منتشر شده اند را مورد ارزی قرار می دهد. جشنواره قلم زرین، در سال ۱۳۸۰ توسط هیأت موسس انجمن قلم ایران تأسیس شد و بادوام ترین و درعین حال معتبرترین و گران ترین جایزه غیر تی کشور و تنها جایزه رسمی است که در ابتدای تابستان برگزار می شود و منتخبان خود را معرفی می کند. گزینش، معرفی و تقدیر از آثار شایسته ادبی، تکریم و تقدیر از مولفان و پدیدآورندگان آثار برگزیده و معرفی آثار برتر به جامعه ازجمله رویکردهای این جایزه محسوب می شود.
جایزه لاک پشت پرنده
این جایزه هر سال توسط جمعی از نویسندگان کودک و نوجوان ایران معرفی می شود که حاوی عناوین بهترین کتاب های منتشر شده در کشورمان است و مرجع خوبی است برای انی که علاقه مند ید کتاب خوب و مناسب برای ک ن هستند. در این لیست کتاب ها بر مبنای امتیاز لاک پشت دریافت می کنند. کتاب ها بر مبنای گروه سنی و گروه موضوعی و همچنین، برحسب رأی داورها با امتیاز ٦ لاک پشت (کتاب های بسیار عالی)، ٥ لاک پشت (کتاب های عالی)، ٤ لاک پشت (کتاب های خیلی خوب) و ٣ لاک پشت (کتاب های خوب) معرفی می شوند.
سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین:جایزه مهرگان ادب قدیمی ترین جایزه ای است که در دو دهه اخیر در حوزه ادبیات داستانی نام و رسمی پیدا کرده است. در راستای پرداختن به جایزه های ادبی این بار از برگزارکنندگان مهرگان ادب دعوت کردیم تا در میزگردی به چند و چون این جایزه و موضوع جایزه های ادبی و باید و نبایدهای آن ها بپردازیم. علیرضا زرگر، مدیر جایزه مهرگان، مهدی غبرایی و لیلا صادقی از داوران این جایزه در پاسخ به پرسش های ایبنا نظرات خود را بیان د. مشروح این میزگرد را در ادامه می خوانید. در این دوره از جایزه مهرگان 1280 کتاب به دبیرخانه رسیده است. غربالگری این کتاب ها به چه شکلی انجام شده است؟علیرضا زرگر: روال دبیرخانه مهرگان به این شکل است که در طول دوره جایزه و خصوصاً در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران که عموم ناشران با کتاب های تازه انتشاریافته خود حضور دارند، کتاب های رمان و مجموعه داستان را یداری می کند. البته تنها یک نسخه از هر عنوان؛ چراکه توانایی مالی دبیرخانه بیشتر از این نیست. بعد از آن در دبیرخانه و توسط افراد کتابخوان حرفه ای که کاملا با نظر و چهارچوب های جایزه مهرگان آشنایی دارند، آثار خوانده شده و در این مرحله به 756 اثر رسیده ایم. از مرحله 756 اثر به 527 اثر اصلی یک چین دیگر با دو داور مرحله مقدماتی و همکاران دبیرخانه مهرگان انجام شده و کتاب هایی حذف شده است تا ما به آثار اصلی این دوره رسیده ایم: 285 رمان و 242 مجموعه داستان. در این میان بیشتر ناشران نیز لطف می کنند و سه نسخه از کتاب های خود را برای دبیرخانه جایزه ارسال می کنند که این سه نسخه در کنار آن یک نسخه ابت قرار می گیرد و امکان داوری همزمان برای چهار داور فراهم می شود. در این بین هم داوران مقدماتی و هم داوران اصلی فعالیت دارند، یعنی همه 527 اثر خوانده می شود. چنانچه در این مرحله برآیند نظر داوران در مورد کت مثبت باشد چند نسخه دیگر یداری شده و برای سایر داوران ارسال می شود. این کتاب ها باید اکثریت نظر داوران را به خود جلب کنند تا به مرحله بالاتر راه یابند. سپس نشست های اقناعی داوران آغاز می شود و به ترتیب 21، 14 و 7 اثر تا مرحله نهایی پیش می روند. به نظر من زحمت اصلی جایزه مهرگان بر دوش داوران است و خوشحالم که در میزگرد امروز آقای مهدی غبرایی به نمایندگی از نسل قدیم و خانم لیلا صادقی به نمایندگی از نسل جوان حضور دارند. قرار بود علیرضا سیف الدینی داور پرسابقه مهرگان و نسل میانه داوران نیز در این میزگرد حضور داشته باشند که راه بندان ناشی از هوای برفی تهران مانع رسیدن ایشان شد.هر جایزه ای اعتبارش به عواملی مشخص مربوط می شود و بدون شک یکی از ویژگی های جایزه مهرگان، حضور داوران ثابت است. ملاک انتخاب داوران در مهرگان به چه شکل است؟علیرضا زرگر: به جز دوره اول و دوم مهرگان که صرفاً بر اساس شناخت شخصی ام از منتقدان و چهره های برجسته ادبی، داوران را به همکاری دعوت ، در دوره های بعد همواره اساسنامه جایزه مهرگان ملاک کار بوده است. ما در چارچوب اساسنامه مهرگان آیین نامه های مختلفی در زمینه های مورد نیاز داریم که یکی از آنها آیین نامه داورگزینی است. ما در آنجا فکر کردیم که داوران باید بعد از چند دوره تغییر کنند تا خون تازه وارد رگ های جایزه شود و نسل های جدید نیز نمایندگانی در جایزه داشته باشند. شما اگر به دوره اول و دوم جایزه نگاه کنید، متوجه می شوید که میانگین سن داوران بالاست به همین دلیل به مرور دست به تغییر زدیم و هم اکنون روال ما این است که وقتی می خواهیم داور جدیدی را انتخاب کنیم از داوران گذشته م می گیریم و تا این حد که داوران خودشان می آیند و داور یا داوران جایگزین را پیشنهاد می کنند. یعنی همواره چند داور قدیمی در کنار داوران جدید مشغول فعالیت هستند.به این ترتیب علاوه بر حفظ روال منطقی کار استمرار آن نیز با حضور داوران جوان تر میسر می شود. برای مثال در دوره گذشته من برای تک تک داوران جدید با آقایان غبرایی، اسحاقیان، سیف الدینی و دیگر بزرگان م . توجه داشته باشید که این م برای یک دست و هم نظر شدن داوران نیست؛ داوران در انتخاب های خود کاملاً مستقل اند و معیارهای داوری جایزه مهرگان نیز تعریف شده و مورد قبول آنها است. در مهرگان همه چشم ها روی رای هاست؛ بنابراین برای ما مهم است که داور جدید به خوبی ادبیات را بشناسد، فرد خوش نامی باشد و از همه مهم تر شجاعت داشته باشد. با این سه اصل کارنامه داوران جوان را بررسی کرده و دست به انتخاب می زنیم. بعد از انتخاب نهایی با داوران وارد مذاکره می شویم.برخی خیلی علاقه مند هستند که در میان داوران باشند اما به دلیل مشغله های کاری توانایی خواندن بیش از چند کتاب را ندارند؛ در نتیجه ما با کمال شرمندگی از حضور این دوستان چشم پوشی می کنیم؛ زیرا مهرگان جای این گونه تعارف ها نیست. وقتی 300 عنوان رمان وجود دارد، یک داور چطور می خواهد فقط با خواندن هفت تا ده کتاب دست به انتخاب بزند؟بنابراین داوران مهرگان حداقل 35 اثر را مطالعه می کنند و علاوه بر آن در طول دوره نیز چندین کتاب دیگر را بنا بر علاقه شخصی یا برای حضور در جلسات نقد کتاب خوانده اند که در مجموع کتاب های خوانده شده داوران را به عدد قابل پذیرش مهرگان می رساند. البته این عدد در مراحل نهایی بیشتر هم می شود و در حال حاضر که من در خدمت شما هستم اغلب داوران حدود 80 عنوان کتاب خوانده اند. شخص پیشنهادشده برای داوری مهرگان که می گوید من 10 کتاب بیشتر نمی توانم بخوانم البته روی چشم ما جا دارد ولی قطعاً نمی تواند کمکی به ما کند و داور مهرگان باشد. از طرفی روند کتابخوانی داوران و گردش کار آنها نیز کاملا مشخص است. یعنی ما برای هر داور فایلی داریم و مشخص است که فلان داور چه کتاب هایی را دریافت کرده است، کدام آثار را خوانده و نظرش درباره کتاب ها چه بوده است؟نظرهای داوری به دست خط داوران در فرم های مربوطه ثبت شده و به تأیید آنها می رسد. لازم است این نکته را بگویم که در حال حاضر داوران مهرگان ادب بیش از 10 ماه است که درگیر کار داوری و بررسی آثار هستند. من این تضمین را می دهم که کتاب هایی به مراحل نهایی می رسد که حتماً توسط اکثریت داوران خوانده شده باشد.1-_u7a6432در نهایت تأکید می کنم که داورگزینی فرآیند بسیار مهمی در هر جایزه ای است و در مهرگان ضروری است داوران در هر دوره به تعداد کافی و متناسب با تعداد آثار منتشره کتاب بخوانند. دبیرخانه مهرگان هم وظیفه دارد نظریه داوران را به صورت مدون در دبیرخانه ثبت و نگهداری کند. بدون شک خانم لیلا صادقی به عنوان ی که برای نخستین بار وارد چرخه داوری مهرگان شده است، می تواند بهتر درباره وجه اعتباری جایزه مهرگان صحبت کند؛ چرا که اگر این دوره را کنار بگذاریم، در دوره های گذشته زیاد وارد کار داوری نشده است و به عنوان یک نویسنده و فعال ادبی می تواند دیدگاهش را نسبت به جوایزه ادبی به خوبی مطرح کند.لیلا صادقی: تا پیش از این در هیچ جایزه ای به عنوان داور فعالیت ن ، زیرا اعتقادی به این کار نداشتم. من نگاه متفاوتی به روند داوری آثار در ایران دارم و سال ها منتقد داوری بودم. در داوری جوایز ایرانی معمولاً مسایلی مطرح است که من آن ها را نمی پذیرم و تا قبل از این من را متقاعد نکرده بودند که حضور من به عنوان یک داور می تواند تأثیرگذار باشد؛ بنابراین دلم نمی خواست تا داوری باشم که در جوایز مصرف شوم. یعنی از اعتبارم برای جایزه استفاده کنم و از آن طرف جایزه کار خودش را انجام دهد. این در حالی است که وقتی با آقای زرگر وارد مذاکره شدم، مطالبی مطرح شد که متقاعد شدم در جایزه حضور داشته باشم. از این فرصت بسیار خوشحالم، زیرا باعث شد تا حجم بسیار زیادی کتاب بخوانم و مطمئناً اگر دست خودم بود، این حجم رمان نمی خواندم. نکته ای که در این بین برای من بسیار ارزشمند بود، این است که در این جایزه داوران با نگاه های کاملا متفاوت و ارزش گذاری متفاوت درباره یک اثر صحبت می کنند که این امر نشان می دهد، آن اثر از جنبه ها مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.همه این ها در حالی است که در سایر جوایز می بینیم که دوستی و رفاقتی میان داوران وجود دارد که برای مخاطب این سوءتفاهم ایجاد می شود که داوران با هم تبانی کرده اند. من در گذشته فکر می که در جوایز بر اساس معیارهای مشخص کتاب ها انتخاب می شوند و باید دیدگاه ها نزدیک به هم باشد اما در مهرگان به این شکل نیست و هر ی نظر خاص خودش را دارد و بر اساس سلیقه خودش نمره می دهد. به نظر من مهرگان محلی است که داوران درباره آنچه که خوانده اند بحث می کنند و به نظر من محلی برای شبیه شدن دیدگاه ها به هم نیست. در کشور ما همه دائم در تلاش هستند تا انسان ها را شبیه به خودشان کنند؛ بدون شک اگر مهرگان نیز چنین ویژگی داشت، قطعاً نمی پذیرفتم. مهدی غبرایی: ما در گذشته در مرحله نهایی داوری سه نفر بودیم، در نتیجه اختلاف سلیقه و نظر کمتر بود، اما در این اوا به دلیل آنکه حجم کارها بیشتر شده است، لازم بود، تعداد داوران نیز افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی بدون شک دامنه نظرات نیز متفاوت تر می شود؛ بنابراین ما در این داوری ها و در جلسات اقناعی، ابتدا به اتفاق آرا می شیم اما اگر به نتیجه مشخص نرسیم به سراغ اکثریت آرا می رویم.در اینجا می گویم که تک تک داوران جوان مورد تایید من هستند؛ چراکه ورود این افراد باعث دمیدن روح تازه در بدنه جایزه می شود. نکته مهمی که در داوری ها باید رعایت شود این است که ما نباید نویسنده ایرانی را با امثال موراکامی و همینگوی مقایسه کنیم و بگوییم که فلان اثر شایستگی لازم برای انتخاب شدن ندارد. به نظر من در هر پروسه داوری می توان از میان آثار یک کتاب را به عنوان برگزیده انتخاب کرد؛ زیرا در یک جمع معمولاً یک اثر از سایر آثار بهتر است، با این حال عده ای معتقدند که چنین نیست و گاهی نباید اثر برگزیده انتخاب کرد.ما در اینجا در انتخاب ها سلیقه شخصی خودمان را کنار می گذاریم و معیارهای حرفه ای را در نظر می گیریم؛ زیرا کتاب برگزیده فردا روزی به میان جامعه می رود و آن وقت از ما سوال می کنند که به چه دلیل این کتاب برگزیده شده است. ما در مهرگان کتاب هایی را انتخاب می کنیم که عامه جامعه بتواند آن را بخوانند و از خواندن آن لذت ببرند و در کنار آن قشر روشنفکر نیز آن را بپذیرند. یکی از ویژگی های جایزه مهرگان استقلال داوران است. اگر این موضوع را بخواهم باز کنم باید بگویم که هشت سال است که با آقای زرگر همکاری دارم و در این مدت یک بار هم ندیدم که وی در نظر داوران ذره ای دخ داشته باشد. به همین دلیل این موضوع را کتبی نوشتم و اینجا نیز اعلام می کنم که یکی از افتخارات زندگی من همکاری با جایزه مهرگان است.یکی از دلایلی که باعث می شود یک جایزه راهی میان اهل قلم پیدا کند، وجه ادبی آن جایزه است. در حال حاضر وجه ادبی جایزه مهرگان میان اهل قلم به چه شکل است؟لیلا صادقی: طبیعتاً نویسنده برای برگزیده شدن در جایزه نمی نویسد و حتی ی ری از نویسندگان اعتقاد دارند که اگر کاری در جایزه برگزیده شود، نشان دهنده آن است که اثرشان به سطح جامعه نزدیک شده است؛ اما با همه این تفاسیر وقتی نویسنده متوجه می شود که اثرش توسط نگاه های متفاوت دیده و نقد و بررسی می شود، بدون شک برای آثار بعدی وقت بیشتری می گذارد. در حال حاضر همه معتقدند که در جوایز ادبی باندبازی انجام می شود؛ در چنین شرایطی اگر چند جایزه سالم در کشور برگزار شود، می تواند در میان نویسندگان جایگاه ویژه ای داشته باشد.نظر من نویسنده امروز تنها به احترام و توجه نیاز دارد. برای مثال خود من به عنوان نویسنده و مترجم، هر بار که برای کار جدیدم با ناشر قراری می گذارم، به دلیل تیراژ کتاب و برخورد نامناسب ناشر احساس دلسردی می کنم. این روزها ناشران کاملا بازاری برخورد می کنند که در برخی مواقع حق هم دارند؛ زیرا زیرساخت های فعلی جامعه آماده نیست. ناشر به من می گوید که این کارها مخاطب ندارد و چرا آنقدر کار تخصصی ترجمه می کنی یا می نویسی؟ این در حالی است که این ها لازمه ادبیات پویاست. در چنین وضعیتی اگر همه کار خودشان را به درستی انجام دهند مسیر رشد سریع تر طی می شود، اما متاسفانه همه کار خودشان را به درستی انجام نمی دهند.یکی از اتفاقاتی که در جایزه های دیگر کمتر مشاهده شده است، نگاه دقیق مهرگان به آثار برگزیده است، به شکلی که همه داوران روی کتاب مورد نظر خود یادداشتی می نویسند و در آ مشخص است که فلان داور بر چه اساسی به یک کتاب رای بالا و به کت رای پایین داده است.علیرضا زرگر: بله چنین است. داوران مهرگان به دنبال رای مثبت خود به یک کتاب در مورد آثار برگزیده نقدها و یادداشت هایی نیز در رسانه ها منتشر می کنند اما نکته مهم تر شیوه تنظیم بیانیه های مهرگان ادب است. در تهیه بیانیه نهایی جایزه مهرگان همواره اختصار و ایجاز را رعایت کرده ایم. قبل از نگارش بیانیه ها، گفت وگوهای مفصلی داریم و داوران مهم ترین جهات انتخاب خود را اعلام می کنند که در متن بیانیه می آید. در بیانیه ها سنت جایزه مهرگان به این شکل است، که درباره دلایل انتخاب و نکات برجسته کتاب برنده جایزه چند سطری نوشته می شود، همچنین درباره آثار شایسته تحسین هیأت داوران نیز دلایل انتخاب گفته می شود؛ در مورد آثار تقدیرشده به بیان نام اثر اکتفا می کنیم.البته این پایان ماجرا نیست و بعد از جایزه ما از داوران خواهش می کنیم، حالا که کار تمام شده است، نقدی را درباره آثار برگزیده بنویسند و از انتخاب خود دفاع کنند. این رویه سال هاست انجام می شود. چون داوران ما هر یک از زوایای مختلف به آثار نگاه می کنند، بنابراین نقاط قوت و ضعف هیچ اثری از چشم داوران مخفی نمی ماند. در همین جا اعلام می کنم که اگر فردی به جایزه مهرگان نقدی دارد، روی آثار انتخاب شده نقد خود را بنویسد و یا اگر به شیوه کار ما نقدی دارد اشکال کار را بنویسد؛ غر زدن و حرف های تکراری گره گشای کار نیست.ما معتقدیم که تأثیرگذاری خود را داشته ایم. به عنوان نمونه کتاب 750 صفحه ای "چیدن باد" که سال گذشته در جایزه مهرگان برگزیده شده در نه ماه به چاپ دوازدهم رسیده است. این نکته و رسیدن سایر آثار برگزیده مهرگان به چندین چاپ به درستی کار ما صحه می گذارد. حال اگر دوستان به این موضوع نقدی دارند، می توانند آن را بنویسند و منتشر کنند و ما از این امر استقبال می کنیم. جدا از حرف های شفاهی که نقد جدی به حساب نمی آید، در دو دهه ای که جایزه مهرگان در حال برگزاری است، من مشاهده ن که دوستی نقدی بنویسد، منتشر کند و یا تحویل دبیرخانه جایزه بدهد.آقای زرگر در صحبت های خود درباره تأثیر یک جایزه ادبی بر فروش کتاب صحبت کردید که جا دارد روی این موضوع بحث کنیم. سالانه تعداد بیشماری کتاب منتشر می شود که این موضوع انتخاب را برای مخاطب سخت می کند. در این میان یکی از ابزارهایی که به مخاطب کمک می کند تا تصمیمی بهتری بگیرد، جایزه های ادبی است، به همین دلیل بعد از اعلام برگزیدگان جایزه های جهانی معمولا آثار برگزیده پرفروش می شوند. این اتفاق معمولا در جوایز ادبی داخلی خیلی کم اتفاق می افتد؛ شاید نمونه بارز این موضوع انتخاب کتاب نسیم مرعشی به عنوان برگزیده جایزه جلال و پرفروش شدنش باشد. آیا چنین اتفاقی در جایزه مهرگان نیز رخ می دهد؟علیرضا زرگر: برای جایزه مهرگان این اتفاق به شکل محسوس تری رخ داده است. بیشتر کتاب های برگزیده به چندین چاپ رسیده اند، برای مثال ما کتاب برگزیده ای با 84 چاپ هم داریم.1-_u7a6473مهدی غبرایی: چند مثال را آقای زرگر زدند و من نیز چند مثال دیگر مانند اثر شاهرخ گیوا را به خاطر دارم که جایزه تأثیر زیادی روی فروش آن داشته است. توجه داشته باشید که تنها جایزه خصوصی که چنین قدمتی دارد، جایزه ادبی مهرگان است. جایزه ای خصوص که حتی اسپانسر هم ندارد. این جایزه با تلاش آقای زرگر 20 سال دوام آورده و چند سالی است، که به شکل قانونی نیز به ثبت رسیده است. ما در این جایزه به هیچ و هیچ جریانی تعلق نداریم و همین موضوع باعث می شود، مخاطب به نظر و رای ما اعتماد کند. در جایزه امسال آثار دوستان نزدیکم به دبیرخانه ارسال شده است اما من به هیچ عنوان به آن دوستی نگاه نمی کنم. در این جایزه دوستی ملاک نیست؛ زیرا برای مثال امسال سه نفر از دوستان من کتاب دارند و اگر قرار باشد بر اساس دوستی جایزه بدهیم، باید به هر سه عزیز جایزه ای تعلق گیرد. از همه مهم تر این است که داوران مهرگان هیچ گاه اهل حاشیه نبوده اند، بنابراین حاشیه ای هم برای این جایزه ساخته نشده است. امروز مردم به سادگی قضاوت می کنند و می سنجند که به فلان جایزه می توان اعتماد کرد یا خیر. خوشبختانه مهرگان ادب توانسته نظر مردم و اهل قلم را به خود جلب کند و امروز مخاطبان به انتخاب های جایزه مهرگان اعتماد دارند.آقای زرگر، شما 20 سال با تلاش و زحمت فراوان جایره مهرگان را برگزار کردید، در این سال ها چه مشکلاتی سد راه شما بوده است؟علیرضا زرگر: گفتن از مشکلات و مصایب کار گفت وگوی ما را ملال آور و تکراری می کند. به این نکات بارها اشاره کرده ام. جایزه مهرگان جایزه ای مستقل است که هیچ وقت زیر بار فشارها نرفته و تحت تأثیر حرف ها و حاشیه سازی ها قرار نگرفته است. همیشه در چارچوب معیارهای حرفه ای و مستقل عمل کرده است و ریالی از ت ها کمک مالی نگرفته است. ما سال های سیاهی را هم پشت سرگذاشته ایم اما هیچ وقت خسته و مأیوس نشده ایم. سال هایی بود که حتی اجازه اجرای مراسم دو ساعته اختتامیه را هم به ما نمی دادند، یا با یک تلفن چند ساعت قبل از برگزاری مراسم، مراسم نهایی یا نشست مطبوعاتی مهرگان را تعطیل می د. سال ها بود که اجازه برگزاری مراسم اختتامیه در رستوران ها و دفترهای نشر و حتی دفتر شخصی ام را هم نمی دادند؛ اما با همه این مشکلات ما تحمل کردیم تا به اینجا رسیدیم. امیدوارم آن سال های تاریک دیگر تکرار نشود؛ چرا که روی آثار هم تأثیر گذاشته بود و سطح کیفی نوشته ها بسیار پایین آمده بود. بسیاری از کتاب های شایسته به دلیل ممانعت از انتشار در جوایز دیده نمی شدند. در این شرایط جوایزی تعطیل شدند. من تعطیلی هیچ جایزه ای را به نفع فرهنگ و ادب این مملکت نمی دانم. آرزوی من این است که تعداد این جوایز سال به سال بیشتر شود. کشورهایی که جمعیتی نزدیک به ما دارند، جوایز ادبی بسیاری در آنها برگزار می شود، بعد ما چشم دیدن همین چند جایزه خصوصی را هم نداریم.در این کشورها مدرسه ها، کلیساها، آکادمی های هنر و ادبیات، کمپانی ها، کارخانه ها، ها و ده ها نهاد دیگر جایزه می دهند و جوایز در سطح های مختلف برگزار می شود و همه دوست دارند که بتوانند جایزه بدهند. در این کشورها ت ها تسهیل کننده برگزاری جوایز ادبی هستند و به این جریان ها کمک می کنند البته بدون کمترین دخل و تصرفی در داوری ها و نحوه برگزاری جایزه. جالب این است که این جوایز در ژانرهای مختلفی نیز برگزار می شود و ما شاهد برگزاری جوایز در ژانرهای مختلف از ادبیات جدی گرفته تا عامه پسند، از پلیسی و عشقی گرفته تا تخلیلی و تاریخی و دینی و علمی و ... هستیم. در مقابل ما در کشوری زندگی می کنم که هر روز به جوایز ادبی خصوصی اعتراض می شود و این در حالی است که تعداد جوایز از تعداد انگشتان دو دست نمی کند. از همه این ها که چشم پوشی کنیم، اخیراً حرف های جدیدی نیز مد شده است. مثلا نویسنده ای که تازه از گذراندن یک کلاس داستان نویسی ساده فارغ شده و یکی دو مجموعه داستان نوشته است با مطبوعات مصاحبه می کند و می گوید که من دیگر از اثر ایرانی خوشم نمی آید؛ خیلی ضعیف است؛ و ترجمه ها آثار بهتری هستند. این حرف چه منطقی دارد و با کدام پشتوانه تحقیقی زده شده که این روزها رسانه ای هم آن را بازنشر می کند، صرف نظر از اینکه ترجمه های بسیار خوبی هم داریم، مگر می شود در ادبیات معاصرمان، داستان خوب وجود نداشته باشد.مگر می شود که اثری به چاپ بیستم و پنجاهم برسد و هیچ نقطه قوتی نداشته باشد. جوایز ادبی مهم هستند، زیرا یکی از حلقه های اصلی فرهنگ و ادب را تشکیل می دهند. "پدید آورندگان"، "مخاطبان"، "ناشران و کتابفروشان و توزیع کنندگان"، "مدیران و سیاستگذاران فرهنگی"، "فضای مجازی و رسانه ها" و آ ین حلقه این زنجیره "جوایز ادبی وابسته به تشکل های مدنی" هستند. کار و هماهنگی میان این حلقه های به هم پیوسته است که به رشد و تعالی فرهنگ و ادب منجر می شود. باید به این نکته توجه داشت که هیچ نویسنده ای برای دل خودش نمی نویسد و بدون شک مخاطب و تعداد خواننده برای نویسنده ارزش زیادی دارد. بنابراین وقتی نویسنده ای برگزیده می شود، تشویق می شود و انگیزه مضاعفی پیدا می کند؛ در می یابد که عده ای نوشته های او را زیر نظر گرفته اند و در نتیجه تلاش می کند تا بهتر بنویسد. متقابلاً انتظار جامعه هم از او بالا می رود. در این بازاری که چندهزار ناشر ده ها هزار کتاب منتشر می کنند، پدر و مادری که دست فرزندش را گرفته و می خواهد برای او کتاب ب د باید به سراغ کدام کتاب برود؟ تکلیف جوان علاقه مندی که دنبال کتاب داستانی خوب و خواندنی می گردد چیست؟ اثربخشی جوایز ادبی در چنین مواقعی روشن تر می شود و مردم رفته رفته به جوایز ادبی قدیمی و خوش نام اعتماد می کنند.جوایزی که ما امروز در ایران شاهد آن هستیم چه تفاوت های با جوایز مهم بین المللی دارد؟علیرضا زرگر: وقتی فهرست جایزه "بوکرمن" اعلام می شود، تمام کتاب های لیست در بازار دچار تغییر و تحول می شوند که این موضوع به دلایل مختلفی ارتباط پیدا می کند. در این کشورها ضرورت برگزاری جوایز ادبی از 100 سال پیش چنان احساس شده است که امروز تعداد این جوایز به چند هزار رسیده است. در چنین شرایطی می توان گفت که جوایز ادبی مورد توجه نویسندگان، مخاطبان، ناشران و کتابفروشان قرار گرفته و ضروری است مورد توجه ت ها نیز قرار بگیرد. شما به عملکرد وزارت آموزش و پرورش خودمان توجه کنید و بگویید که متن کدام یک از آثار برگزیده در جوایز ادبی به کتاب های درسی ورود پیدا می کند تا مخاطب لذت خواندن آن را بچشد و با ادبیات داستانی معاصر انس بگیرد.سوال من این است که جایگاه شعر و ادبیات داستانی معاصر در کتاب های درسی ما کجاست؟ این که بچه ها ادبیات کهن فارسی را بخوانند البته بسیار خوب و ضروری است اما امروز این نیاز هم احساس می شود که ادبیات داستانی روز ایران نیز باید در کلاس های ادبیات مدارس مطرح شود. چهار دهه از انقلاب می گذرد و دیگر به حرکت های نمادین نیازی نداریم. باید به کارهای زیربنایی و اساسی در عرصه فرهنگ و ادب توجه کرد. آقای مسجدجامعی برای من و اهالی فرهنگ انسان شریف و قابل احترامی است اما یقینا می دانند که با یک روز کتابگردی مشکل کتابخوانی جامعه حل نمی شود. مسئولین باید از حرکت های نمادین دست بردارند و به این سوال پاسخ دهند که چرا وضعیت مطالعه در کشور ما به این روز افتاده است. پیشنهاد می کنم آقای مسجدجامعی با تجربه طولانی در عرصه فرهنگ در کنار فرهنگ و ارشاد و آموزش و پرورش و رئیس صدا و سیما و ... موضوعات بنیادی تر و اساسی تری را مورد توجه قرار دهند تا بن مایه های فرهنگ جامعه بیش از این سست نشود. جایزه های ادبی در دهه های گذشته، چندان که باید و شاید نتوانسته اند بر چهره سازی از نویسندگان و پرتیراژ آن ها تاثیر بگذارد. البته نمی توان منکر چند مورد انگشت شمار شد. اما یادمان باشد که این چند کتاب حتی اگر جایزه هم نمی گرفتند پرتیراژ بودند و اغلب آن ها هم وقتی جایزه گرفته اند که به چاپ چندم رسیده اند. باز هم تاکید می کنم که در کشور ما جوایز ادبی برند نشده اند.اگر این اتفاق برای جایزه های ادبی افتاده بود، با برگزیده شدن یک اثر تیراژ آن باید به شکل محسوسی تغییر می کرد، اما این اتفاق رخ نداده است. رگ و راست بگویم که امروز کتابخوان ها منتظر نیستند تا لیست نهایی جایزه ادبی مهرگان یا سایر جوایز منتشر شود و بنابر آن لیست ید کنند. تب وت که برای جوایز خارجی وجود دارد در جوایز داخلی دیده نمی شود؛ بنابراین نمی توان امیدوار بود که این جوایز تأثیرگذاری ویژه ای داشته باشند. پرسش اصلی از برگزارکنندگان جایزه های ادبی این است که چرا هنوز نتوانسته اند به اعتباری در نزد مخاطب راه یابند تا آثار انتخاب شده در آن جایزه با استقبال کتابخوان ها رو به رو شود. علیرضا زرگر: این روزهای وقتی کت برگزیده می شود، بعضی ناشران به این اکتفا می کنند که در چاپ های بعدی روی جلد را تغییر داده و بنویسند که این کتاب فلان جایزه را برنده شده است. این کار خوب است ولی می شود حرفه ای تر عمل کرد. برای مثال ناشران ما به نمایشگاه فرانکفورت می روند و عملکرد ناشران موفق غربی را می بینند. اما سوغاتی آنها از نمایشگاه همان سوغاتی است که 20 سال پیش با خود به کشور می آوردند. شما به من پاسخ دهید که در حال حاضر ناشران برای کتاب های برگزیده چه کار بیشتری انجام می دهند. من منطقاً نباید این کار را انجام دهم اما بارها به دوستان ناشر زنگ زده ام و گفته ام که فلان کتاب شما در جایزه مهرگان برگزیده شده، لااقل یک نشست عصرانه به همراه پذیرایی ساده ای برگزار کرده و در حضور منتقدان، نویسندگان و چندتایی خبرنگار از نویسنده اثر تقدیر کنید، مختصری هم از ویژگی های کتاب برگزیده بگویید. مسلما این گونه کارها و ایده ها می تواند به مطرح شدن بیشتر کتاب برگزیده کمک کند.در این سال ها تعداد کمی از ناشران به این خواهش ما پاسخ مثبت داده اند، البته معدودی از ناشران نیز در این مواقع سنجیده و حرفه ای عمل می کنند. جالب است داستانی را برای شما تعریف کنم. یکی از برگزیدگان جایزه مهرگان و یکی دو جایزه خصوصی دیگر در آلمان نیز برنده جایزه ای شد؛ در این راستا چند شبکه تلویزیونی و رادیویی و چندین خبرگزاری و رو مه آلمانی با او مصاحبه د، حتی جالب است که بدانید در نمایشگاه فرانکفورت نیز تریبونی به او دادند تا برای مخاطبان در مورد کتابش صحبت کند. وقتی من این اخبار را می شنیدم به خودم می گفتم که ای کاش این شرایط در ایران هم برای نویسنده ها فراهم می شد. واقعا چرا ما آنقدر بی توجه هستیم و به این اتفاقات مهم نگاه نمی کنیم. در نقدهایی که به جایزه مهرگان می شود یکی هم عمل لاک پشتی آن است. این دسته از منتقدان براین باورند که یک جایزه تاثیرگذار باید در جاهایی هم سرعت عمل داشته باشد و بتواند تاثیرگذاری اش را زیادتر کند.علیرضا زرگر: دوری گزینی از حاشیه را نمی شود حرکت لاک پشتی دانست. کار حرفه ای باید در چارچوب ملاک های حرفه ای برگزار شود، این امر شاید کمی زمان بر باشد اما مفید است. قیاس یک جایزه خصوصی در ایران با تنگناها و محدودیت هایش با یک جایزه خصوصی خارجی کار کاملا اشتباهی است.مهدی غبرایی: من هم موافق این نظر هستم که هر چه تعداد جوایز ادبی بیشتر شود، اتفاقات بهتری برای ادبیات رخ خواهد داد. به نظر من اگر چند جایزه برگزار شود، لیست های بیشتری ارایه می شود و همین باعث می شود که داوران سایر جوایز از برخی کتاب ها به سادگی عبور نکنند و کت از چشم شان پنهان نماند. باید به این نکته توجه داشت که جایزه در طول زمان خودش را تثبیت می کند و نیاز نیست که ما آنقدر نگران آن باشیم. بدون شک جایزه های ادبی برای اهل قلم جذ ت دارند؛ اما من هم موافقم که هنوز جایگاه ویژه ای میان مخاطبان باز نکرده اند تا همه منتظر باشند، اسامی اعلام شود. تصور من این است که برای رسیدن به این نقطه حداقل 20 سال کار داریم.به اعتقاد من وظیفه رسانه این است که جایزه های ادبی را زیر نظر داشته باشد. تا مخاطب متوجه میزان اعتبار جوایز شود.لیلا صادقی: همانطور که گفتم من ابتدا از منتقدان جوایز ادبی بوده ام. ما به فواید جوایز ادبی اشاره کردیم اما بدون شک این جوایز ایراداتی نیز دارد که باید به آنها نیز توجه کرد. برای مثال چند سال بود که در جایزه جلال هیچ کت برنده بخش نقد نمی شد و سرانجام نیز کت برگزیده شد که نویسنده اثر در هیات علمی جایزه بود. من برای این شخص احترام بسیار زیادی قائلم و کتاب وی را نیز بسیار دوست دارم؛ اما این یک آسیب است؛ چراکه وقتی مخاطب و نویسنده این موضوع را می بیند، جامعه اعتمادش را به جایزه ادبی از دست می دهد و فکر می کند که کل جوایز چنین وضعیتی دارند و به این شکل یک جایزه به جوایز دیگر نیز ضربه می زند.به نظر من در کشور ما تعدد جوایز ادبی به دلیل توسعه فرهنگی اتفاق نمی افتد، زیرا ما کشوری نیستیم که زیرساخت های فرهنگی داشته باشیم و دغدغه مسائل فرهنگی نیز وجود ندارد. وقتی کل پروسه یک جایزه در دو هفته برگزار می شود، این ذهنیت ایجاد می شود که چرا جایزه مهرگان این قدر طول می کشد و به این نمی شد که نمی شود 500 اثر را در دو هفته بررسی کرد. یا بعد از مدت ها انجمن صنفی کارگری داستان نویسان تهران تشکیل شده است و از این همه کاری که می توانند انجام دهند، نخستین محصول شان جایزه است. شما تصور کنید که چقدر خوب می شد اگر ما نگاه علمی به جوایز داشتیم و کاش می شد داوران هر جایزه ای بعد از اختتامیه نشستی را برگزار می د و می گفتند که دلیل این افراد برای انتخاب کتاب هایشان چه بوده است. متاسفانه این اتفاق رخ نمی دهد و جوایز در حال حاضر به جای اینکه تاثیر فرهنگی بگذارند، بیشتر به پیکره فرهنگ کتابخوانی آسیب می زنند.مهدی غبرایی: قصد گله ندارم، اما باید بگویم که بعد از گذشت دو دهه از برگزاری این جایزه برای نخستین بار است که ما در اینجا جمع شده ایم و به شکل مفصل درباره این جایزه صحبت می کنیم. به نظر من همین اتفاقات می تواند کمک شایانی به جوایز ادبی و فضای ادبیات د.علیرضا زرگر: امسال سال پرحاشیه ای برای جوایز ادبی بود اما این را باید بگویم که این حاشیه ها هرگز برای ما جذاب و خوشایند نبوده است؛ چرا که به شکل غیرمستقیم سایر جوایز نیز آسیب می بینند. جایزه های ادبی شاخه های یک درخت هستند، بنابراین از قطع شدن شاخه ای یا آسیب به تنه درخت نباید خوشحال شویم. در پایان باید این نکته را یادآور شوم که جوایز باید شفافیت داشته باشند، زیرا در غیر این صورت مخاطب و نویسنده به آن اعتماد نمی کند. در جایزه مهرگان همه زوایای داوری، کار دبیرخانه و هزینه های مالی جایزه شفاف و روشن است و در گزارشات سالیانه مهرگان بیان می شود. امیدوارم جوایز تی نیز چنین رویه ای داشته باشند.شهاب دار ان/ ایبنا
گروه فرهنگی_رجانیوز:همواره یکی از مناقشه برانگیزترین مسائل حوزه ادبیات جوایز ادبی و نحوه برگزاری آنها است. جوایزی که برخی آن را به دو بخش مستقل و تی تقسیم می کنند و هرکدام هم سعی دارد به دیگری اثبات کند که آنطور که جریان روبه رو می شد نیست. نحوه داوری ها، نحوه انتخاب آثار، هیات داوران و … همه از حواشی یک جایزه ادبی است که از مدتی قبل از برگزاری تا پس از آن در محافل ادبی مطرح می شود. هرچند این دعواها و حواشی هیچگاه مسئله مخاطب نبوده و تنها دعواهای صنفی و محفلی بوده است. با این حال به همین بهانه سراغ سعید تشکری نویسنده اهل مشهد رفتیم که نوشتن برایش بر هرکار حاشیه ای دیگر اولویت دارد. با او پیرامون جوایز ادبی تی، خصوصی و خصولتی سخن گفتیم و جواب هایی صریح و روشن گرفتیم.آیا جوایز در فروش کتاب های شما موثر بوده است؟ با توجه به اینکه در جوایز ادبی مختلفیبرگزیده شده اید؟به نظر من فرآیند جوایز ادبی بیش از آنکه برای مخاطبان مهم باشد، برای خود نویسنده و برگزارکننده مهم است. یعنی کوچک ترین تغییری در فروش کتاب ها نمی بینم و اگر کت موفق هست، موفق است و اگر کت ناموفق است با جایزه ادبی موفق نمی شود. خود جایزه هم مسئله است. مثلاً آیا تا به حال به آقای هوشنگ مرادی کرمانی جایزه داده اند؟ پس چرا کتاب هایش می فروشد؟ به عنوان مثال عرض . الان کتاب هایی که داریم می بینیم که توسط مخاطب شناسایی شده اند. مشکل کجاست؟در ادبیات دنیا سیستم سالمی برای جایزه دادن به نویسندگان وجود دارد که توسط مخاطبین معلوم می شود، نه مسئولین. یعنی سیستم به شکلی است که حتی برای چاپ کتاب هم باید از کتابخانه عمومی شروع کنید مثلاً در سوئد برای اینکه کت را چاپ کنید اولین راهش این است که به کتابخانه محله مراجعه کنید و کتابتان را در آنجا تایپ و در قالب ماکت یک کتاب مثلاً در ده شمارگان آماده می کنند و به انی که به کتابخانه می آیند معرفی می کنند. اگر این کتاب مورد توجه مراجعه کنندگان آن کتابخانه قرار گرفت، کتاب را چاپ و در کتابخانه های آن شهر توزیع می کنند. یعنی شما در یک فرآیند یک ساله به جامعه کتابخوان معرفی می شوید. در جامعه ما از همین جا حلقه معیوب شروع می شود. یعنی چاپ کتاب با سرمایه شخصی، پر و بال دادن به ناشری که فقط کتاب را برای اینکه دل نویسنده خوش باشد چاپ می کند و از او هزینه می گیرد تا انتهای قضیه. یعنی امروز می بینید چهار نفر دور هم جمع می شوند و یک جایزه ادبی را راه می اندازند. این جایزه ادبی واقعاً چه کمکی می تواند به فروش کتاب کند؟در غرب چند جایزه کتاب داریم؟ ما در اینجا چند جایزه داریم؟ در همین فصل زمستان واقعاً چند اختتامیه جایزه کتاب داریم؟ الان هر ی می تواند یک جایزه کتاب بگذارد و چند نفر هم چند کتاب بفرستند. آیا برگزارکنندگان این جوایز ادبی همه کتاب های نویسندگان ایران را می خوانند؟ یا این طور است که نویسندگان باید کتاب هایشان را برای اینها بفرستند؟ الان در خارج از کشور اگر بخواهید در یک مسابقه ادبی شرکت کنید باید حق عضویت بدهید، یعنی باید مبلغی را بپردازید و همراه اثرتان به آنجا بفرستید. در مسابقات داستانی، نامه نویسی، نمایشنامه نویسی و… یعنی باید هزینه خواندن کتابتان را بپردازید. واقعیت این است که ترجمه های کتاب هایی که از ما دارند در آن طرف ترجمه می شوند، چگونه ارزی می کنیم؟مثال ساده ای می زنم. کتاب های عباس معروفی هنوز در ایران منتشر می شوند، از وقتی به خارج رفته چه کتاب هایی را منتشر کرده است؟ یکی دو کت که ارزش ادبی آنها ـ به محتوای کتاب ها کاری ندارم ـ به پای کتاب هایی که در اینجا چاپ کرده است نمی رسد. تعداد افرادی که به خارج رفته و تولید ادبیات نکرده اند خیلی زیاد است، چرا؟ چون در آنجا دیگر نمی توانند به زبان فارسی بنویسند. یعنی دیگر فارسی فکر نمی کنند. مشکل ما این است که اصلاً فارسی فکر می کنیم و جایزه هایمان هم به نوعی فارسی هستند، یعنی در واقع داریم به جایزه های ادبی آن طرف و آن هم در رسانه های مجازی ع العمل نشان می دهیم.نخستین جایزه ادبی که در ایران شکل گرفته چه بوده است؟ چه اتفاقی می افتد که اینها تعطیل می شوند و جایزه دیگری به همان شکل در می آید؟ الان در جامعه مان یک سری داور داریم که دائماً از اینجا به آنجا می روند. چه ی میزان صلاحیت اینها را تعیین کرده است؟ و کدام نویسنده ای صلاحیت اینها را باور دارد؟ هیئت علمی ای که کتاب را می خوانند اصلاً نباید وابسته به حرفه نویسندگی اعم از نوشتار و نشر باشند. اینها باید در حقیقت دارای کرسی و میزانی به جهت این موضوع باشند که بینش و تکنیک ادبیات را پیدا کنند، یعنی ادبیات را رصد کنند و خبره باشند. یعنی باید یک باور جمعی برای مردم و خود آن نویسندگان وجود داشته باشد، این را نداریم. به نامه و مکاتبات پرویز ناتل خانلری و جلال آل احمد توجه کنید. ایشان به جلال اشکال می گیرد که چرا اثر تو در زمانه نمی ماند. جلال چه جو می دهد؟ می گوید من مشکل امروز زمانه ام را حل می کنم، فردا مال تو. الان ما چه وضعیتی داریم؟ نه آن صاحب کرسی را داریم و نه جلال را.واقعاً ندیده ام جایزه ای بتواند تعیین کننده فروش کت باشد. این را به عنوان یک کتابخوان و نویسنده دارم عرض می کنم که مرا سر ذوق بیاورد که این کتاب چون فلان جایزه را گرفته است به آن دلیل آن را بخوانم. حتی یک نویسنده حرفه ای هم این کار را نمی کند، چه رسد به مخاطب عام. چند نفر از ناشران جدی ما رغبت می کنند نام جایزه ای را که کتاب مورد نشرشان گرفته است را روی جلد کتاب بزنند؟ واقعاً رغبت ندارند، چون می گویند دو ماه دیگر صحبت از جایزه دیگری خواهد بود و دو ماه بعد از آن جایزه دیگری. چرا باید چنین کاری را م؟ مخاطبین در جریان انتخاب کتاب چه نقشی دارند؟ هیچ! می شود که ۵۰، ۱۰۰ نفر آدم حرفه ای کتابخوان را دور هم جمع کنیم که کتاب ها را بخوانند و ارزی کنند و نمره بدهند. سئوالم این است. مثالی در حوزه سیتما می زنم -آیا هایی که فروش خوبی دارند، همان هایی هستند که در جشنواره فجر مطرح شده اند؟ واقعیت این است که این طور نیست و بسیاری از های زرد هستند که می فروشند. بسیاری از کتاب هایی که مخاطبان ما می خوانند ادبیات زرد و بدنه هستند. ادبیات شاخص و فا ما و ادبیاتی که ما به آنها اعتقاد داریم در حوزه نظری خوانندگان ما وجود ندارند. به نظر من این توزیع غلط جایزه هاست. یعنی ذهن مخاطبین ما بعد از مدتی به جایزه عادت کرده است.چرا تعداد جوایز رشد می کند؟ شما به عنوان یک نویسنده به این ایراد رسیده اید.برای اینکه حقوق نویسندگان مختلف در یک جایزه ملی کشوری رعایت نمی شود. واقعاً نمی شود به یک نویسنده کار اولی جایزه ملی یک کشور را داد. در هیچ جای دنیا این کار را نمی کنند. آ اینجا که جای کشف استعداد نیست. اینجا جایی است که ما باید اثبات استعداد کنیم. اولین گام این است. شما به اثر اول یک نویسنده جایزه می دهید یا اینکه اثری در طول سال اصلاً رصد نشده است که آیا با خوانندگان رابطه دارد. چندین مثال از این نوع را دیده ام که یا اثر اول یک نویسنده هستند و یا اصلاً با خوانندگان ارتباط برقرار نکرده است. هیچ وقت ندیده ام کتاب های مطرح برای خوانندگان یا گعده های نویسندگان جایزه بگیرند. یک مرتبه انگار کشف عجیب و غریبی صورت می گیرد و اثری مطرح می شود که تا به حال آن را ندیده، نخوانده یا رصدش نکرده اید. اگر می گوییم یک جایزه ملی است ـ روی ملی تأکید می کنم ـ یعنی این جایزه باید طیف وسیعی را در بر بگیرد و بر سر این کلمه به توافق برسیم که این حقش هست، ولی در کتاب این داوری صورت نمی گیرد. وقتی این اتفاق در جایزه ملی می افتد، می گویند حالا این گروه نویسندگان حقوقی دارند. حالا جایزه هم برای اینها درست کنیم و خلاصه، همه صاحب جایزه می شوند. الان پانزده شانزده جور جایزه وجود دارند. چه فرقی بین انی که این جایزه را گرفته اند با انی که آن یکی جایزه را گرفته اند می بینید؟ به رقم جایزه می رسیم و این است که مطرح می شود. عنوان اصلاً اهمیتی ندارد.آقای تشکری! یکی از نکاتی که از سوی نویسندگان مطرح می شود این است که می گویندداوری ها را قبول نداریم. یعنی داوری ها را در هر نوع جایزه قبول ندارند. نویسنده ای مصاحبه ایکرده بود و گفته بود جوایز خصوصی به نوعی استبداد ادبی گرفتار هستند و اگر متصدی جوایز تی شوند نیز همین استبداد را پیاده می کنند. شما قائل به این استبداد در داوری ها هستید؟بیاییم خیلی ساده تر و روان تر صحبت کنیم. آیا هر ی که مثلاً ده پانزده کتاب نوشته و سن او هم از حدی گذشته است، می تواند داور خوبی برای کتاب باشد؟ نویسندگی یک حرفه است و در آن، سلیقه خیلی اهمیت دارد. نوشتن یک کار تجربی است و به همین دلیل سبک ها و شیوه ها زود به زود عوض و شیوه های جدیدی به ادبیات پیشنهاد می شوند. مثلاً یک زمانی رئالیسم اهمیت زیادی داشت، اما حالا دیگر رئالیسم به شکل دیگری خود را در فرم ادبیات نشان می دهد. یعنی حذف جزئیات رئالیسم، همه اینها خیلی اهمیت دارند و باید در حوزه داوری مد نظر قرار بگیرند. حالا فرض کنیم داورها همه آثار را بخوانند که نمی خوانند، اما همه اینها از جمله نام ناشر در حوزه داوری بسیار تأثیرگذارند. ما در اینجا در واقع نوعی حکومت ناشر داریم و وقتی انتشاراتی کت را برای شرکت در مسابقه می فرستد، خیالش راحت است که در آنجا یک دارد، اما مردم این طور نیستند. قشری که معلومات دارند و شاید هم وماً هم نویسنده نباشند، بهتر می توانند داوری کنند و شناخت آنها چگونه انجام می شود؟ الان وقتی جایزه ملی جلال به کت می دهیم، به شکل خ ر جایزه کتاب سال را هم می گیرد. این چندین جایزه در یک کتاب جمع شدن، بازی خطرناکی است و این عدم اعتماد مخاطب به این کتاب است. یعنی این دیگر کلیت است و اگر بخواهم، کل جایگاه ادبیات داستانی ایران را می توانم در این جایزه ارزی کنم. این اتفاق واقعاً در آن کتاب برگزیده نمی افتد. آن وقت بسیارتی از کتاب ها واقعا آیا پشت سر آن کتاب برگزیده می ایستند؟ نه مطمئن باشید که اینجور نیست. نمونه هایش را زیاد دیده ایم. جدای از اینکه اصلاً چاپ اول این کتاب ها چند تاست؟ الان وضع کتاب ما این جوری است. این بحران را چگونه می خواهیم حل و فصل کنیم که کت با ۵۰ یا ۱۰۰ تیراژ را ارزی کنیم و بعد هم بخواهیم به چاپ دوم یا سوم هم برسد.شمارگان کارهای اسماعیل فصیح در دهه ۵۰، ۷ هزار نسخه بوده است. اسماعیل فصیح که رمان هایش رمان های بدنه هستند و کلاً بدنه نویس است. هیچ وقت هم آثارش داوری نشده و مورد استقبال جریان خاصی قرار نگرفته است. الان تیراژ کتاب های او می تواند بر ما پادشاهی کند. چگونه است که ما با شمارگان ۵٠٠عدد کتاب وارد یک مسابقه ادبی می شویم؟ اصلاً می شود؟ باید بنیانی بگذاریم که این کتاب ها با این مشخصات می توانند وارد رقابت برای یک جایزه ادبی شوند و سایر کتاب ها نمی توانند. خود من به عنوان یک نویسنده حرفه ای انتظار داشتم بعضی از کتاب ها جایزه بگیرند، چون کتاب بسیار ارزشمندی بوده، ولی حتی در ک داها نبوده است. مگر این همه اختلاف سلیقه ممکن است؟ ما نویسنده را به این شکل می شناسیم که می گوییم یا باید از لحاظ تکنیک ارزش گذاری شود یا محتوا. یعنی مورد احترام خود نویسندگان هم نیستند. نقدهای ادبی در طول سال را بخوانید و ببینید آیا این کتاب ها مورد توجه بوده اند؟ حتی توسط یک جریان نسبت به آن کتاب. آنچه که شما می گویید آیا ما جوایز مستقل داریم؟ معتقدم ما اصلاً جایزه مستقل نداریم. جایزه مستقل یعنی چه؟ البته نمی خواهیم در برابر ناشران تی و شبه تی شمشیر بکشیم و بگوییم اینها این طورند، اما به یک سری جوایز که می رسیم می بینیم در حقیقت آن جوایز و آن ناشرهای بِرَند دارند مافیای عجیبی را شکل می دهند. آنان از پول نانویسندگان تغذیه و آثار نویسندگانی را که خودشان می خواهند چاپ می کنند. نانویسندگان چه انی هستند؟ انی که دفترهای شعر و داستان های کوتاه زیادی دارند و پول هم دارند. این دو تا با هم هستند و هیچ وقت جدا نیستند. جالب است این نانویسندگان پولدار دائماً به ناشران بِرَند هم مراجعه می کنند و حاضر نیستند یک ناشر درجه دو و سه آثارشان را چاپ کند و فقط باید ناشر بِرَند این کار را برایشان د. قیمت و این ناشر بِرَند بالا می رود و این پول تبدیل به یک اثر شگفت انگیز از دید خودشان می شود. شگفت انگیز یعنی چه؟ یعنی اینکه بیاییم و در یکی از مصاحبه ها بگوییم که اثر من شگفت انگیز است؟ هیچ وقت این نقد ادبی واقعاً صورت نگرفته است. زمانی که آقای دستغیب نقد ادبی می نوشت، جامعه ایرانی نسبت به ایشان نظر بسیار مثبتی داشت. چرا؟ به او اعتماد داشت، چون آقای دستغیب نویسنده نبود و مشکلی را که آدم ها با گلشیری و براهنی داشتند با ایشان نداشتند. الان آقای پاینده همین جایگاه را دارند. سئوالم این است. چرا آقای پاینده رکن ثابت جشنواره های ما نیست؟ آن هم به عنوان یک منتقد ادبی که رمان را هم خوب می شناسد.فرضیه ای را که آقای پاینده در کتاب «گشودن رمان» مطرح کرد، هیچ ی تا به حال مطرح نکرده است که در فصل اول رمان باید ریاضیات رمان را رعایت کنید. این یک نمونه ساده است که چرا جایگاه این منتقد ادبی در یک جایزه ملی نیست. ما مثل آقای دستغیب و آقای پاینده در ادبیاتمان نمونه های زیادی داریم. ما سالیان سال است که به نمایشنامه جایزه نمی دهیم. اگر هم می دهیم در کتاب سال به عنوان اینکه مثلاً یک شکل هنری است. در مورد داستان این کار را انجام می دهیم. پژوهش، داستان و همه این چیزهایی را که داریم درباره شان صحبت می کنیم دارند الکن اجرا می شوند. ما داریم ادای یک جایزه حرفه ای را درمی آوریم. چرا جایزه کتاب فصل حذف شد در صورتی که بسیار منطقی و تأثیر گذار بود.شاید بر این باور هستند که می خواهند به بازتولید نگاه یک نویسنده مثل جلال آل احمد یا احمدمحمود بپردازند. چنین سخنی را می پذیرید؟نه، من اصلاً اعتقاد ندارم که جایزه جلال دارد تفکرات جلال را دنبال می کند. بیاییم در باره جلال این جوری حرف بزنیم که جلال آل احمد چگونه به ادبیات نگاه می کرد؟ در نامه هایش کاملاً مشخص است.در نامه هایش به سیمین دانشور؟نه، خود نامه های نقدگونه اش که انجام داده است که در مجله «خوشه» و «کیهان هفته» در آمده اند. می رفت و نمایش خانم خجسته را می دید و نقد می نوشت. کتاب فلانی در می آمد و آن فرد از جلال درخواست می کرد برایش یک یادداشت بنویسد و جلال برایش یادداشت توفنده ای می نوشت که تو چه نیازی به من داری؟ کتاب تو باید خودش خودش را نجات بدهد. سئوالم این است. تفکر جلال در کدام یک از داستان های کوتاه و بلند او ذخیره شده است؟ آیا جلال را از منظر «رنجی که می بریم» نگاه می کنیم یا «پای گلدسته و فلک»؟ جلال را در «نون و القلم» نگاه می کنیم یا در «مدیر مدرسه»؟ منظورم این است که همه اینها جلال هستند. ما کدام جلال را نگاه می کنیم، جلالی که مورد وثوق زمانه ماست.آنچیزی که مطلوب ما است.آره، به فرض الان شما یک جایزه ادبی برای آقای نادر ابراهیمی راه بیندازید. کاری ندارد. نادر ابراهیمی دهه ۵۰ یا نادر ابراهیمی دهه ۶۰ یا دهه ۷۰ یا دهه ۸۰؟ شوخی است اصلاً. احمد محمود هم همین طور است. کدام احمد محمود؟ «پسرک و غریبه بومی» یا «همسایه ها»؟ من با اینها بزرگ شده و زندگی کرده ام و فرق های اینها را با هم می فهمم. اینها با هم فرق دارند. ت آبادی «کلیدر» و داستان های کوتاه او با ت آبادی ای که الان دارد می نویسد متفاوت است. مردم هنوز دارند ت آبادی را با «کلیدر» می شناسند. هیچ ی احمد محمود را با «پسرک و غریبه بومی» نمی شناسد. همه با «زمین سوخته» و «همسایه ها» می شناسند. چه انی می شناسند؟ نسل من. آیا نسل جوان الان واقعاً این کتاب ها را خوانده است؟ ما چطور کتاب های جلال را توزیع نکنیم و بعد بگوییم ما به این نوع تفکر و داستان اهمیت می دهیم. این یک اسم است، هویت نیست. فقط یک اسم برای ویترین ماست.یعنی می شود به جای اسم جلال اسم یکی دیگر را گذاشت.بله، یک اسم است مثل جایزه وزارت ارشاد. چه تفاوتی می کند؟ واقعاً تفاوتش چیست؟ مثلاً در همین کارگاه هایی که دارم برگزار می کنیم، چند بار و چقدر نشسته ایم و در باره تکنیک جلال حرف زده ایم؟ بسیاری از این نویسندگان و برگزارکنندگان اصلا جلال را قبول ندارند! واقعاً الان نویسندگان ما نوشته های جلال آل احمد را به جهت تکنیک قبول دارند؟ یعنی مثلاً مثل به جلال به عنوان یک استاندارد نگاه می کنند و می نویسند؟ ما می گوییم همینگوی، فاکنر. هنوز فاکنر غول است. رومن گاری هنوز غول است. اینها همه غول هایی هستند که هنوز در جهان ادبیات نشسته اند، اما آیا ایشان را به عنوان یک الگوی نوشتاری قبول داریم؟ منظورم محتوایی نیست، نوشتاری است، چون جلال بسیار شخصی می نوشت، یعنی شما باید این نوع نوشتن جلال را بشناسیند و بنویسید. اینها مشکلات ما هستند. احمد محمود همین طور. صادق هدایت همین طور. جوایزی که الان چه به شکل مستقل و چه به شکل تی داریم پیگیری می کنیم.ماحصل بودنش جز درگیر نویسندگان در باندهای ادبی چه کارآیی دارد؟بالا ه پیشنهاد شما درباره نحوه داوری ها چیست؟ اختیار را به دست نویسنده ها بدهیم یا بهخواننده حرفه ای یا به منتقدها …ما مخاطب های حرفه ای کتابخوان نداریم، بدنه نیستند. نقد ادبی نداریم، فرضیه ادبیات اقلیمی هم را که کُشته ایم ! انی که دارند کتاب را به شکل حرفه ای می خوانند ،یک جور کتاب را می خوانند. انی که ادبیات بدنه را می خوانند جور دیگری. هم ناشر اینها مشخص است، هم میزان استقبال کتاب. ما در جوایز ادبی ملی به دنبال چگونه رویدادی در ادبیات هستیم؟ یک بار بیاییم و این رویداد را تعریف کنیم. آیا ما به دنبال صنعت ادبیات هستیم؟ دنبال تکنیک ادبیات هستیم؟ دنبال محتوای خوب ادبیات هستیم؟ مثلاً سالی که آقای ابوتراب خسروی جایزه جلال را گرفتند و یا دیگرانی که این جایزه را گرفتند، در یک سطح بودند؟ یعنی سطح علمی اینها یکی بود؟ اندازه استاندارد ادبیات اینها یکی بود؟ آیا انی که جایزه جلال را گرفته اند آثار خود جلال را به عنوان یک الگو قبول دارند؟ چون ما داریم با دادن جایزه الگوسازی می کنیم. چرا او نمی تواند الگو باشد؟ حتی خود برگزارکنندگان جایزه ملی هم این کار را نمی کنند. در نتیجه شاخصه ما یک اتفاق ادبی می شود. تمام جوایز ما در همه حوزه ها یک اتفاق ادبی هستند.حالا این اتفاق ادبی چقدر به ادبیات کمک می کند؟هیچی! فقط به نویسنده کمک می کنند در قالب اینکه او یک توانمندی مالی پیدا می کند و یک توانمندی اعتباری که این فرد یک جایزه ملی گرفته است و می تواند صاحب کرسی شود و اعلام هویت کند. در صورتی که همان طور که در جایزه «قلم زرین» هم عرض ، یک جایزه ملی باید یک کشف انجام بدهد، کشف اتفاق خیلی متفاوتی است. کشف یک رویداد، یک به گزین و تکنیکی که بعد از آن هم مخاطبین و نویسندگان به آن رجوع می کنند. می شود یک منطق ادبی. آیا این اتفاق افتاده است؟اگر این کشف در بین نویسنده های کار اولی روی بدهد اشکالش کجاست؟ چون شما بالاترگفتید یک جایزه ملی نباید به نویسنده کار اولی جایزه دهد. بالا ه نویسنده کار اول در جایزهجلال جایزه گرفت و کارش در حدود ۲۴ چاپ فروخته است. هر چاپ هم حدود یک هزار و صدنسخه.اگر این اتفاق می افتد خیلی خوب است ولی من با یک استثنا کاری ندارم.منظورم این است این کشف در یک جایزه ملی باید سراغ نویسنده های استخوان د کرده برود یا نویسنده های کار اولی؟الان در دنیا یک سری جوایز برای نویسندگان اولین اثر داده می شود. ولی در ایران این وجود ندارد و همه با هم داوری می شوند. چرا فلان ی که الان این سن و سال را دارد داور است و موقعی که فلان سن و سال را هم داشت داور بود؟ این داوری از کجاست؟ چه ی صلاحیت این تشخیص را به او داده است؟ دارم به عنوان یک نویسنده می پرسم. یعنی باید بتوانم به آن امضا احترام بگذارم، آن امضا نباید مورد تردیدم باشد. آقایی سال هاست از سن بیست و یک سالگی داور همه جاهست و حالا که هیچ جا نیست، خودش یک جایزه راه می اندازد.این حرف درست است ولی حس می کنم اگر افراد صاحب صلاحیت وارد معرکه داوری هانمی شوند به خاطر نوعی رودربایستی است که در جامعه ادبی در حال گسترش است. شما اینرودربایستی را حس نکرده اید؟روی این مسئله حرف دارم. چرا در دهه های ۴۰ و ۵۰ آثاری که منتشر می شدند، محصول ترکیب جریانات ادبی بودند؟ مثلاً اسان برای خودش یک مجله ادبی، جنوب و جاهای دیگر همین طور. الان جوایز ادبی ما واقعاً نشریه دارند؟ شما دو سه نشریه را از ادبیات ایران بگیرید، که آنهم جولانگاه یک نشر برندسااز است! درستش می شود ما چیزی نداریم.که آن نشریات هم …آن نشریات هم معمولاً نگاه هایشان خیلی مورد تردید بخش دیگری است. «کتاب هفته» و «کتاب » در سال های برای سالیان سال چاپ می شدند. اگر انی را که در دهه ۵۰ به بلوغ رسیدند نگاه کنید، انی هستند که در دهه ۴۰ آثارشان در این دو مجموعه چاپ شده بودند. جُنگ ادبی بود و همه هم آن را می یدند و می خواندند. اگر می خواهیم جایزه ادبی ماندگاری داشته باشیم، باید چنین اتفاقی برایمان بیفتد. ما آمده ایم و مدل آ ی را گرفته ایم و هر سال هم آدم ها عوض می شوند. یعنی پیوستگی هم ندارند. امسال یک نفر است و سال دیگر نفر دیگری. اصلاً نمی شود این رویداد را یک رویداد ملی گرفت. این رویداد کاملاً سلیقه ای است.آقای تشکری! آیا رفاقت ها در انتخاب ها تاثیر دارد؟در چند جایزه ای که خودم داور بودم، دیدم گفته اند ترکیب داوری جوری باشد که با هم بتوانیم بنشینیم. معنی این جمله خیلی ساده است، یعنی باید هماهنگ باشیم و یک جور فکر کنیم. این یک جور فکر اولین آسیب را می رساند. یعنی چه که یک جور فکر کنیم؟ پس تضارب آرا چه می شود؟ نویسندگان ما باور کرده اند داوران نمایندگان آنها نیستند و اگر این ترکیب داوری بنشیند، اثر او در این جایزه داوری نمی شود. این اولین معضل و مورد است. یعنی تمام انی که در حال حاضر در داوری ها می نشینند این مورد را دارند و مخاطبین یعنی نویسندگان با اینها رابطه جدی و پویایی ندارند. چگونه ممکن است این فرآیند به یک جایزه ملی منجر شود؟ آن بخش را هم که عرض . ترکیب داوری را وقتی اعلام می کنند که ما باید بتوانیم با هم بنشینیم و با هم حرف بزنیم، تکلیف معلوم است. یک مثال ساده می زنم. در جایزه رضوی انی که آثار را داوری می کنند، اصلاً نویسنده کتاب داستان نیستند.اما داستان را می شناسند.بله، می شناسند. همه آنها پژوهشگران ی هستند. اینها کار بسیار ممتازی انجام می دهند. یعنی کتاب ها را به بخشی از بدنه علمی ادبیات می دهند. این کاری است که ما در حوزه داستان در جوایز ملی مان نمی کنیم. همین حالا نامه نویس ها در جشنواره فجر کیست؟ واقعاً وجود ندارد. آن نامه نویس هم کاملاً با دقت نگاه نمی کند و به نوع خودش گرایش دارد. یعنی مثلاً اگر به های فرهادی گرایش دارد، به هایی جایزه می دهد که مثل فرهادی فکر می کنند.خب اینکه در دنیا مرسوم است. مثلا جایزه ادبی ادگار آلن پو داریم.آن جایزه ادگار آلن پوست و به او هم وفادار است. عرضم همین است. آیا ما به جلال وفاداریم؟طبق فرمایش شما نمی شود به جلال وفادار بود چون او پیوسته دچار تحول بوده است.نمی شود، ولی آنها وفادارند.خب یعنی آلن پو از ابتدا تا انتهای مسیر نویسندگی ش بر یک باور و مدل بوده است؟ادگار آلن پو آمده و در داستانش چنین ادعایی کرده است نامه هایش موجودند. گفته است :آقا! چه ی گفته است شما سوسیالیست ها به ما بگویید که نویسنده در واقع به چه دردی می خورد؟ مگر نویسنده حتماً باید در زمان خودش نگاهش را ثابت کند؟ این نگاه ادگار آلن پوست که می گوید ما به عنوان رومانتیک ها وقتی می خواهیم در جامعه ادبی خودمان می نشینیم، باید بلد باشیم یک داستان رومانتیک را از جامعه خودمان تعریف کنیم. این را به تمام نویسندگان جهان می گوید. برخلاف سوسیالیست ها. چرا ما الان در روسیه هنوز جایزه گورکی نداریم؟ جایزه چخوف نداریم؟ ولی آنها دارند. اگر نگاه کنید هر دو سال یک پدیده بیرون می آید. «بوبن» بیرون می آید. از ادبیات فرانسه دائماً آدم بیرون می آید. چون ساخت و ساز ادبیات فرانسه مبتنی بر یک قانون است. قانون آدمی که به قله می رسد. هنوز هوگو برایشان محترم است. هم نوع نگاهش و آثارش و هم پدیده جایزه هوگو. جایزه هوگو یک جایزه ملی آنهاست. انی می توانند در جایزه هوگو شرکت کنند که در آثارشان شیوه هوگو را دنبال کرده باشند. نمی توانید اسمی را برای جایزه ای تعیین کنید و به آن اسم وفادار نباشید. جلال می گفت من به مردم وفادار هستم و برای مردم می نویسم. با احترام به مردم. کت که دارد جایزه می گیرد ـ به محتوای آن کاری ندارم ـ به همین حرف جلال از نظر تکنیک وفادار است؟ یعنی ما می توانیم به عنوان یک الگو از آن دفاع کنیم؟گاهی نویسنده می گوید من برای خودم نوشته ام و کاری به جلال آل احمد یا احمد محمود ندارم.کاملاً شخصی است. به نظر من برای انی که مطالعه کننده این رویدادهای ادبی هستند، اینها تردیدهای جدی و مهمی اند. خودم چون عضو هیچ یک از این گعده های ادبی نیستم عرض می کنم. چون بعضی از دوستان عضو این گعده های ادبی هستند و طبیعتاً از این و آن دفاع می کنند و داور جشنواره ها هستند.اگر آثارتان گاهی مورد بی مهری واقع می شود به این خاطر نیست که در گعده ها عضویتندارید؟ و به جوان ها توصیه نمی کنید در این گعده ها شرکت کنند.نه، من به این ماجرا اصلاً اعتقاد ندارم.چرا؟چون معتقدم یک سعید تشکری داشتیم که درام نویس و نامه نویس بود. در یک دوره ای کار کرد و از اینجا جدا شد. عمر ادبی سعید تشکری چند سال است؟ فکر نمی کنم عمر ادبی او بیشتر از عمر انی باشد که به شکل جوان دارند کار ادبیات می کنند. مگر من چند سال است دارم رمان می نویسم؟ مخاطب چگونه با این ارتباط برقرار کرده است؟ به نظر من مخاطب هم مخاطب فرهیخته ای است و هم مخاطبی که دوست دارد یک کتاب ملی بخواند. چگونه ارتباط برقرار کرده است؟ توسط چه جریانی؟ پویایی اش از چه جایی است؟ چون نویسنده دو هدف دارد. یکی اینکه من برای مردمم می نویسم و به فکر ـ نه رفتار ـ مردم وفادار هستم. به رفتار اجتماعی که امروز یک چیزی باب می شود و فردا چیز دیگری کار ندارم، بلکه به آن فکر فرهیخته کار دارم و به آن احترام می گذارم تا خواننده کتابم بتواند با آرامش آن را بخواند. ما چند نفر جمعیت داریم؟ ۸۰ میلیون. تیراژ کتاب های ما در بهترین شکلشان چند تاست؟ حتی برای یک صدم درصد هم نیست.سعید تشکریقابل محاسبه نیست. به عبارتی برای «خودم» می نویسند.برای خودم همراه با انی که مثل من می شند. چگونه به آنها احترام نمی گذاریم؟ زمانی تیراژ کتاب های نادر ابراهیمی ۸۰ هزار تا بود. یعنی وقتی کبیر کت را چاپ می کرد اگر به هر شعبه خودش هم یک کتاب می داد می شد ۵ هزار جلد. با توجه به این منطق نادر ابراهیمی در مقدمه کتاب «داستان های شهر کوچک من» چاپ کبیر نوشته است، «اگر اعتقاد نداشتم که زبانم زبان گروه بزرگی از ملتم است، هرگز نویسنده نمی شدم.» من با همین جمله کار دارم. چند نفر می توانند این جمله را بگویند؟ اقلیتی که همگی در کنج ها و فضاهای خاص خودشان گیر کرده اند. این فضای من است. این کنج من است. مگر می شود در کنج برای مردم نوشت؟ ما در رویداد نیستیم. در کنج هستیم. در کنج نمی شود رویداد به وجود آورد.الان با سعید تشکری ای روبه رو هستیم که بیست و پنج سال است رمان می نویسد ولی از اینکهوارد گعده های ادبی نشده پشیمان نیست. برای طیفی که شبیه خودش فکر می کنند نوشته وسعی کرده از زاویه نگاه خودش دنیا را به آنها نشان دهد.هیچ وقت علاقه نداشتم به تهران بیایم. خیلی از دوستان به من پیشنهاد د الان جای تو اینجاست و خوب است از مشهد به تهران بیایی. گفتم همه می آیند مشهد. مشهد قلمرو و شهر پرتی نیست، بلکه مکانی است که قدسیت دارد و میلیون ها میلیون آدم به آنجا می آیند. شما این رویداد را در کجا می خواهید پیدا کنید. همچنان که یک نویسنده این رویداد را بدون هیچ گونه تشابهی در مورد تخت جمشید، حافظ و… دارد. چرا نویسندگان شیراز برای حافظ نمی نویسند؟ چرا برای تخت جمشید ننوشته اند؟ چرا نمی نویسید؟ برای رمان «مشاق» خودم به شیراز رفتم و گشتم. هیچ ی قوام الدین را نمی شناخت. این یعنی فاجعه ادبی. با اینکه روبه روی بارگاه سعدی کوچه ای به اسمش بود و تمام خانواده قوام الدین هنوز در آنجا ن هستند، ولی مردم نمی دانند قوام الدین کیست، در حالی که تمام مردم مشهد در طول پنج سال گذشته که رمان هایم را روی شهر مشهد تمرکز کرده ام به واسطه بسیاری از این مکان ها می روند و کتاب ها را می ند که بخوانند. این یک پیشنهاد به ادبیات است. پیشنهاد مفهومی هم نیست. برای اینکه این لوکیشن را اثبات کنم خیلی مرارت کشیدم. برایش منتی هم نمی گذارم، چون این رنج و مرارت را دوست داشتم. محمود ت آبادی به خاطر مرارتی که برای تبار و اهلیت قهرمانان خود کشیده است همچنان در کنار اسانی بودنش می ایستد. در حالی که نویسندگان ما همه دارند تهرانی می نویسند. همه از روی دست هم می نویسند. همه اهالی خیابانی چون یوسف آباد هستند.راه اندازی جوایز ادبی شهرمحور و اقلیم محور آیا می تواند به ادبیات کمک کند؟بله، بسیار می تواند کمک کند. مگر شیراز و تبریز نداریم، ولی واقعاً در آنجا ادبیات به وجود آمده است؟ اسمی از شیراز، مشهد و… ببرید که در آنجا بتوانیم شرکت کنیم. یک عده ساز دور هم جمع می شوند و فستیوالی به نام دهگانه نیویورک درست می کنند، دهگانه پاریس، این ده ساز قرار است ده کوتاه برای این موضوع بسازند که در پاریس نشان بدهند. شما هنوز که هنوز است در این اعجاب می مانید، اما آیا ما همین تمرین ساده را در مورد ادبیات کرده ایم؟حتی ما جایزه تهران هم نداریم و نویسندگان کاری به اقلیم تهران در داستان ندارند.فرموده ها و محورهای داستان جایزه تهران چگونه است؟ اگر این طور باشد، اگر آن طور باشد، یعنی آنها برای ما تعیین روشن می کنند. آنها چه انی هستند؟ انی که صندلی هایی در مؤسسه همشهری دارند. این چه ربطی به ادبیات دارد؟بعد فرضیه ای را مطرح می کنند که در آن فرضیه ما به داستان تهران این جوری نگاه می کنیم. اگر این باشد، اگر آن باشد می شود داستان تهران. واقعاً تهرانی نویس تر از اسماعیل فصیح داریم؟ تمام محله درخونگاه، سرچشمه و تمامی محله های تهران را می توانیم در رمان های او پیدا کنیم، آن هم بدون هیچ ادعایی. پیرنگ های اینها را کاملاً در رمان های اسماعیل فصیح پیدا کرده ام. این نویسنده خیلی به ادبیات ما پیشنهاد داده است، ولی ما اصلاً این را نمی بینیم. یعنی هیچ ی ندیده است. داورانی که داستان کتاب تهران را دارند داوری می کنند باید انی باشند که در حوزه داستان تهران کار و این لوکیشن را تجربه کرده باشند. این لوکیشن خیلی مهم است. باید اینجایی باشند. بزرگترین مشکل ما در ادبیات داستانی نداشتن یک نگاه ملی است! در همه جا یک پروژه ملی باید از نویسندگان ملی شه وَرز تجلیل شود- اما نویسنده ملی چه ی است-همان ی که از روی دست ترجمه ها نمی نویسد و مخاطبش پهنه ای خارج از پروپاگاندای گعده های من خوبم تو خوبی باشد، ما نیازمند یک ساز و کار برای ارتباط و شناخت مخاطب هستیم، جایزه ملی باید کشف ادبی داسته باشد و نه اتفاقی که فقط ما را به عدم اطمینان از کار خود برساند، بسیاری از نویسندگان ما دیگر به هیچ جایزه ای تمی شمند، درست مثل مخاطبان داستان که به خاطر هیچ جایزه ای به یک نویسنده توجه نمی کند یا ز او روی بر نمی گرداند، مخاطب انتخاب خودش را دارد!
الگو برداری های داستان فارسی از رمان های خارجی از «کلیدر» تا «طوبا و معنای شب» نقد ادبی به این دلیل در کشور ما اعتبار اندکی دارد، زیرا به جای "ضابطه" بر "رابطه" و بده و بستان ها و ملاحظه کاری نویسنده ـ منتقد ادبی استوار است. به گزارش خبرنگار ایلنا، به تازگی دوکتاب تازه از جواد اسحاقیان به بازار نشر روانه شد؛ یکی بوطیقای نو و هزار و یک شب (نشر افراز) و دیگری بوطیقای نو و نقد فمینیستی (نشر افکار) که در کتاب ­اخیر آثاری از 6 نویسنده زن ایرانی (غزاله علیزاده، شهرنوش پارسی پور، گلی ترقی، زویا پیرزاد، منیرو روانی پور، میترا داور و گلی ترقی) از منظرهای مختلف و باتوجه به رویکردهای مختلف نقد ادبی معاصر مورد بررسی و تحلیل دقیق قرار گرفته اند که می توان گفت شیوه مواجه نویسنده با متن های نویسندگان مختلف و نوع نگاه او به آثاری که مورد ارزی اش قرار گرفته اند، از بسیاری جهات، حاوی نکات تازه و متفاوتی در عرصه نقد ادبی است به همین دلیل به بهانه چاپ و انتشار این کتاب بر آن شدیم که با وی گفت و گویی کتبی داشته باشیم تا برخی مباحث مطرح شده در کتاب بیشتر گشوده شود و تا آنجا که امکان دارد تلاش کردیم برخی مطالب این کتاب را با رویکردی بیرونی مورد ارزی قرار دهیم.جواد اسحاقیان متولد 1327 در سبزوار دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی از فردوسی مشهد است و مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز در این رشته از پژوهشکده فرهنگ ایران (به مدیریت پرویز ناتل خانلری) دریافت کرد. اسحاقیان نوشتن را به صورت جدی از سال 1355 با نوشتن کت تحت عنوان کوششی برای ارزی شه گوگول آغاز کرد و همزمان مقالات و ترجمه هایی از وی در مجله وزین سخن (به مدیریت خانلری) منتشر شد و از آن زمان تاکنون ضمن تدریس در مدارس و های مختلف (مانند آزاد بیرجند، پیام نور و فردوسی مشهد) مقالات و کتاب های فراوانی از وی منتشر شده است که از مهمترین آن ها می توان به کتاب های: موانع رشد اقتصادی جهان سوم، راهی به هزارتوی رمان نو، از خشم و هیاهو تا سمفونی مردگان، کلیدر رمان حماسه و عشق، سایه های روشن در آثار جلال آل احمد، مجموعه چهارجلدی داستان شناخت ایران (تحلیل و ارزی داستان های جمال زاده، سیمین دانشور، آل احمد و احمد محمود) اشاره کنیم. بیشتر مقالات وی در مجلاتی نظیر: تکاپو، گیله وا، نوشتا، نگاه نو، نافه، شوکران، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ن، برگ هنر و سایت های ادبی-هنری حضور و مرور منتشر شده است. جسارت کم نظیر وی همراه با دانش کافی از مکاتب نقد ادبی معاصر از ویژگی های متفاوت وی نسبت به دیگر منتقدان است که از این منظر وی در ادامه سنت فکری رضا براهنی قرار می گیرد.کتاب "بوطیقای نو و نقد فمینیستی"، بیانگر نگاه موشکافانه و آکادمیک شما نسبت به برخی آثار نویسندگان زن ایرانی است اما پیش از هر چیز، به نظر می رسد که در این کتاب جای مقدمه ای جامع و روشنگر برای بیان اه مؤلف، علل گزینش و انتخاب آثار مورد بحث منتقد و توضیح رویکرد مؤلف، خالی است. فقدان این مقدمه یا حتی مؤخّره به این دلیل به چشم می خورد که کتاب، دارای مقالاتی است که با رویکردی نظری نوشته شده و منابع مختلفی برای تهیه ی مقالات مورد استفاده قرار گرفته است.باید اعتراف کنم که من پیش­ از نوشتن این کتاب و تک تک مقالات آن، هیچ گونه ­طرح خاص و از پیش تعیین شده ای برای خود درنظر نداشته ام. من هر اثر ادبی را که می خوانم، بی درنگ یادداشت برداری را آغاز کرده و بر پایه ی این مواد خام و سمت و سو و لایه های معنایی اثر، به نوشتن و ا اماً با توجه به یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر (بوطیقای نو) شروع می کنم؛ مثلاً من در خوانش نخستین خود از "خانه ی ادریسی ها" نوشته ی زنده یاد "غزاله علیزاده" تنها هدفم، شناخت این اثر و ذهنیت نویسنده بوده است. در آغاز می خواستم تنها یک مقاله در باره ی این اثر بنویسم، اما با ادامه ی خوانش رمان و پژوهش بیشتر، متوجه شدم که این رمان را تنها با یک رویکرد ادبی نمی شود خواند. این اثر، کت دو جلدی و حجیم است و از نظر طرح سویه های گوناگون ذهنیت نویسنده، از تعدد و تنوعی خاص برخوردار است. ناگزیر، به خوانش های متفاوتی نیاز داشته است که نتیجه ی آن، نوشتن پنج مقاله درباره ی این اثر بوده است و تنها یکی از آن ها اختصاصاً "خوانش فمینیستی خانه ی ادریسی ها" است. من در این مجموعه هفده مقاله ای، بیش از آنچه به "خوانش فمینیستی" نظر داشته باشم، همه ی همّ و غمّ ام، نفس "رویکردهای نقد ادبی معاصر" بوده است و کوشیده ام به خواننده نشان دهم که چگونه یک اثر را می توان با "رویکردهای نقد ادبی معاصر" مورد خوانش قرار داد. همه ی مقالات من در تمامی آثار منتشر شده، "درسنامه ی نقد ادبی معاصر" است و می خواسته ام به خوانندگان (خوانندگان رمان و داستان کوتاه، منتقدان، دانشجویان و کارآموزان خودم در نهادهای آموزشی ("بنیاد فردوسی توس" و "دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی فردوسی") و دیگر نهادهای آموزشی، مبانی نظری و عملی "رویکردهای نقد ادبی معاصر" را تدریس کنم؛ یعنی با مطالعه ی نظریه های ادبی و انتقادی نو از منابع فارسی و انگلیسی، نخست هنجارهای ناظر بر یک یا چند رویکرد ادبی نو را است اج، تدوین و قانونمند کنم و سپس همین اصول و قواعد را روی متنی خاص پیاده کنم. متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق ان و دانشجویانی که "نقد ادبی" را به عنوان واحد درسی می گذرانند، تفاوتی میان "نقد ادبی" و "نظریه ی ادبی نو" نمی گذارند. "گریگوری کاستل" می گوید: "نقد ادبی، جنبه ی عملی و کاربردی "نظریه ی ادبی" است" (کاستل، 2008، 2). اما آنچه من اکنون در تدریس خود در جمع کوچکی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و ا در " فردوسی" مشهد ملاحظه می کنم، این است که آنها اتفاقاً "نظریه ی ادبی و انتقادی نو" را نمی شناسند، بنابراین به ناگزیر، تصور شفافی از رویکردهای نقد و نظریه ی ادبی معاصر ندارند یا آگاهی هایی جَسته گریخته از این یا آن منبع دارند و دانسته هایشان به اعتبار چندی و چونی در حدّی نیست که بتوانند اثری را به طور مشخص مورد تحلیل قرار دهند.به هرحال هدف عمده ی من در این اثر، تدریس همین رویکردها به اندازه ی "بضاعت مُزجات" من بوده است. افزون بر این، من قصد نداشته ام همه ی رویکردهای موجود فمینیستی را در این کتاب مطرح کنم. این مطالعه، موردی، تصادفی یا ناگزیر بوده است؛ همان گونه که انتخاب این آثار نیز تصادفی و تنها به قصد شناخت اثر و نویسنده بوده است، نه تدوین یک کتاب درسنامه ای برای تدریس در این یا آن نهاد آموزشی. با این توضیح، من به آن بخش از پرسش شما پاسخ گفته ام که چرا در مقدمه یا مؤ ه ای " اه مؤلف و علل گزینش و انتخاب آثار مورد بحث" توضیح داده نشده است. چنان که با مطالعه ی برخی نقدهای ژورنالیستی و غیرحرفه ای متوجه شده اید، گاه منتقد ادبی در یک مقاله می خواهد به سویه های مختلف یک اثر ادبی بپردازد. در نتیجه آنچه می نویسد، وافی به مقصود نیست. همه چیز هست و هیچ نیست. تنها برخی دانسته های خود را به خواننده منتقل می کند بی آنکه از رویکردی خاص و یگانه به اثر نگاه کرده باشد. من این گونه نقد را نه تنها نمی پسندم، بلکه آن را اصولاً از مقوله "نقد" نمی دانم زیرا نقد ادبی باید بر پایه ی "نظریه ی ادبی و انتقادی" نوشته شود. اگر نقدِ یک متن ادبی براساس یک رویکرد و نظریه ی ادبی نو نباشد، از نظر من "نقد ادبی" به شمار نمی آید، زیرا هنجارمند نیست و به خواننده کمک نمی کند تا با آشنایی با یک رویکرد ادبی خاص، خود به سراغ یک متن مفروض برود. نه به ارتقای سطح و افق انتظارات خواننده کمک می کند، نه به نویسنده کمک کرده تا به نارسایی ها و اشتباهات خود پی ببرد. نقد ادبی بر پایه ی نظریه ی ادبی، از ی و از خواننده، یک منتقد ادبی بالقوه می سازد و از سوی دیگر، نقاط قوت و ضعف کار نویسنده را هم آشکار می کند.ملاک شما در انتخاب این پنج [شش] نویسنده ی زن و آثاری مشخص از آن ها بر چه اساسی استوار بوده است؟ آیا به دلیل توجه پیشین شما در برهه های مختلف به آثار این نویسندگان بوده یا بنا به پیشنهاد مجلات مختلف در نقد و بررسی این آثار یا اینکه علت های دیگری داشته است؟ به عنوان مثال چرا از میان نویسندگان زن در نسل های مختلف نام های دیگری به چشم نمی خورد؟ انی مثل "مهشید شاهی"، "میهن بهرامی"، "فرخنده آقایی"، "فریبا وفی"، "فرخنده حاجی زاده"، "بلقیس سلیمانی" و افراد دیگر؟چنانکه پیشتر هم اشاره ، درگزینش نویسندگان زن، هیچگونه طرح از پیش شیده ای وجود نداشته است. من این آثار را در اختیار داشته ام یا به دلیلی می پسندیده ام یا برایم مطرح بوده اند؛ یعنی چنین طرحی در نظر نداشته ام که آثار این نویسندگان را بر پایه ی تقدم و تأ تاریخی و زمانِ انتشار برگزینم. باید دقت داشته باشید که این مقالات سال ها پیش و در مقاطع مختلف تاریخی نوشته است. مدت ها در دست ناشرین باقی می مانده و برخی آثار من مانند مجموعه ی چهارجلدی "داستان شناخت ایران" چهار سال در "وزارت ارشاد" خاک می خورده و وقتی ناشر (انتشارات نگاه) سرانجام مجوز انتشار آن ها را گرفته، چنان دچار شتابزدگی در انتشار آن ها شده که به من اطلاع و فرصت نداده تا آن ها را ویرایش کنم و این آثار بدون کوچک ترین ویرایشی منتشر و توزیع شده اند درحالیکه در یکی از مواد قرارداد، ویرایش اثر ازجمله وظایف نویسنده است. حال می توانید ح روانی و ذهنی مرا پس از انتشار چهار عنوان کتاب انتشار یافته ی بی ویرایش دری د که به قول شیخ اجل "خداوند سلاح را چون به اسیری برند، شرمساری بیش برد." در این "وحشت آباد"، ناشر از هر گونه حق و حقوقی برخوردار است و نویسنده از همه کوتاه دست تر افتاده است. در همین کتاب مورد بحث ما، تنها از چهار نویسنده روی جلد کتاب نام رفته بود که کوتاهی ناشر است. سپس خانم "داور" همت کرده با تماس های پیاپی نام خود را روی جلد افزود اما در این میان بر خانم "گلی ترقی" ستم رفت و نامش نیامد اما دو مقاله، درباره ی داستان های کوتاه درخت گل و بازی های ناتمام خانم ترقی که در این کتاب بررسی شده اند برای خودم جذاب هستند. نامی که من بر چهار جلد کتاب درباره ی "احمد محمود"، "جلال آل احمد"، "سیمین دانشور" و "جما اده" نهاده بوده ام، "بوطیقای نو در آثار . . . " بوده است اما ناشر خودسرانه عنوان آثار را عوض کرده و بر آن ها "نقد و بررسی آثار. . . " نهاده است؛ عنوانی که از آن بیزارم. در کدام کشوری ناشر حق دارد عنوان کتاب را بدون توافق قبلی نویسنده خود انتخاب کند؟ در این مُلک به تعبیر "یغمای جندقی" شاعر "آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است". با این همه، این کتاب، جلد دومی هم خواهد داشت که در آن، از نویسندگان و آثاری سخن خواهد رفت که در این جلد نیامده است.به لحاظ روش شناختی، شیوه ی مواجهه ی شما با متن ادبی چگونه است؟ یعنی شما با توجه به نظریات مشخص نقد ادبی مثل ساختارگرایی، پساساختارگرایی، فمینیستی و غیره، اثری را انتخاب می کنید و متن را در چارچوب آن نظریه می گنجانید یا بالع با خواندن یک اثر و براساس پتانسیل متن، نظریه ای متناسب برای آن جستجو می کنید؟تحمیل و اِعمال یک نظریه ی ادبی و انتقادی بر یک متن معین، عملاً ممکن نیست. به فصل های مختلف کتاب نگاه می کنیم. "خانه ی ادریسی ها" ی "علیزاده" تلمیحاتی فراوان به آثاری برجسته مانند "صد سال تنهایی"، "قلعه ی حیوانات"، "هزار و یک شب"، "سه قطره خون"، "بوف کور"، "آنّا کارنینا" و "انجیل شریف" دارد. طبعاً منتقد ادبی ای که به سراغ این متن می رود، اگر بر متون برجسته ی ادبیات کلاسیک و معاصر یا متون مقدس اشراف داشته باشد، می کوشد چند و چون تأثیر آثار را در متن مورد مطالعه مورد بررسی قرار دهد. اینگونه مطالعه رویکرد، پای "بینامتنی" را به میان می آورد. نویسنده ی این رمان "زن" است و طبعاً نگاهی زن محورانه در اثر ادبی خود دارد. ناگزیر، منتقد ادبی را به "خوانش فمینیستی" می کشاند. یکی از نظریه های رایج در پژوهش های ادبی، "کارکردهای ادبیات" است که نظریه پردازانی مانند "جاناتان کالر"، "آوستن وارن"، ریچارد بروک"، "تودوروف"، "رولان بارت"، "میلان درا" و دیگران به آن ها اشاراتی دارند. ما تاکنون رویکری به نام "کارکردهای ادبیات" به عنوان یک نگاه کاربردی و عملی نداشته ایم که جنبه ی نظری و هنجارهای مدون و خاص خود داشته باشد. من به احتمال زیاد، نخستین منتقدی ادبی هستم که اینگونه رویکرد را به گونه ای قانونمند مطرح کرده ام؛ یعنی کوشیده ام برای اینگونه نگاه، هنجارهایی از دل خود متن است اج و تدوین کنم. گستردگی رمان به تعبیر شما این "پتانسیل" را در خود داشته که چنین رویکردی را تنها از درون متن، کشف و هنجارمند سازم. "یاکوبسن" برای نخستین بار کوشید ثابت کند "موضوع دانش ادبی در کلیّت خود، "ادبیات" نیست؛ بلکه "ادبیّت" است؛ یعنی آنچه یک اثر را به اثری ادبی تبدیل می کند." خوانش "خانه ی ادریسی ها" به من نشان داد که نویسنده تا چه اندازه کوشیده بر "ادبیت" رمان خود تأکید کند. حال اگر منتقدی بر "فرمالیسم روسی" و نظریه پردازان آن اشراف داشته باشد، طبیعی است که در پی نشانه هایی برود که می تواند "ادبیّت" اثر ادبی را توضیح دهد. پس می بینید که خود اثر ادبی است که مرا برانگیخته تا فصلی را به این رویکرد اختصاص دهم. وقتی به سراغ "طوبا و معنای شب" خانم "شهرنوش پارسی پور" می روم، بی درنگ متوجه می شوم که این رمان به شدت زیر تأثیر "صد سال تنهایی " نوشته شده است. می دانید که من کت با عنوان "با بوطیقای نو در صد سال تنهایی" نوشته ام که هنوز انتشار نیافته اما می توانید متن کامل آن را در سایت "حضور" مطالعه کنید. طبعاً مطالعه ی این رمان، مرا هم به خوانشی "میان متنی" بر محور "رآلیسم جادویی" می کشاند که عنوان یکی از مقالات این کتاب است. به هرحال رمان پارسی پور هم مانند "صد سال تنهایی" سرشار از شخصیت هایی است که جز کاراکتر داستانی، دارای"کهن الگو"های "یونگ"ی هم هستند. پس فصلی را هم به مطالعه ی کهن الگویی این اثر اختصاص می دهم. من رویکردهای ادبی نو را از متن اثر بیرون می کشم و گرنه اثری را که اشارات مکرر کهن الگویی نداشته باشد، چگونه می توان با این رویکرد مورد خوانش قرار داد؟ داستان کوتاه "کافه چی" یکی از زیباترین داستان های خانم "روانی پور" است. آن که بر نظریات "یاکوبسن" و مقاله ی "قطب های استعاری و مجازی" او مسلط است، به آسانی می تواند با بهره جویی از همین مقاله سراغ این اثر ادبی برود که "زبانی متشخص" دارد. می توانید مطمئن باشید که تا کنون هیچ منتقدی با چنین رویکردهایی به سراغ ادبیات داستانی ما نرفته و "لذت متن" را به خواننده نچشانده است. من در خوانش رمان خوش ساخت "چراغ ها را من خاموش می کنم" نوشته ی خانم "پیرزاد" نوشته ام که در هیچ یک از چهار نقدی که بر این رمان خوانده ام، منتقدی نیافته ام که آن را بر پایه ی "نظریه ی ادبی" مورد خوانش قرار داده باشد. یک بار هم میزگردی در باره ی همین رمان در ماهنامه ی "ادبیات و فلسفه" (مهرماه 1381) برگزار شد و نویسندگان و ان و مدعیان نقد ادبی هم در باره ی آن سخن ها گفتند که مرا سند نکرد. من به سراغ رویکرد ساختارگرایانه و ساختارشکنانه ی "بارت" رفتم تا با استفاده از "رمزگان پنجگانه" او در کتاب "اِس/ زِد" و رجوع به متن انگلیسی مقاله ی او، یک بار این رمان را با رویکرد "ساختگرایی" و بار دیگر با رویکردی متفاوت و متضاد با آن یعنی "ساخت شکنی" مورد بررسی قرار دهم و شما تاکنون چنین خوانش هایی متفاوت از یک متن را ندیده اید و نخواهید خواند. این را هم بگویم که به تصریح شخص "بارت" چنین رویکردی را نمی توان در مورد هر متنی پیاده کرد و خود به آن اعتراف کرده است. گذشته از این، این رمزگان چنان به هم نزدیک است که جز با صرف وقت و دقت بیش از اندازه نمی توان میان آن ها، مرزی مشخص یافت. با این همه آنچه من نوشته ام، کاملاً شفاف و مشخص است و راهنمای قانونمندی برای این دو رویکرد ادبی است.باتوجه به سابقه ی هژمونی و تسلط ادبیات [تاریخ] مذکر به قول "براهنی" در ادبیات کلاسیک و حتی نوین ایران، به نظر جناب عالی تا چه میزان خوانش فمینیستی و رویکردهای زن محورانه،بر آثار مورد نظر شما در این کتاب اعمال شده اند؟ آیا شما در بررسی این آثار با متونی مواجه بودید که به خوانش فمینیستی تن در نداده باشند؟ این نکته از این لحاظ به ذهن متبادر می شود که ملاحظه می شود که در این کتاب، برخی آثار با رویکردهای دیگری بررسی شده اند مثل رمان "چراغ ها را من خاموش می کنم" یا "طوبا و معنای شب". نخست بگویم که هدف من از نوشتن این کتاب، تنها "خوانش فمینیستی" نبوده است؛ بلکه بررسی و خوانش آثاری بوده که نویسندگانشان "زن" باشند نه این که ضرورتاً فمینیست باشند. نویسندگان زن در این مجموعه، ناهمگون هستند؛ مثلاً خانم "روانی پور" را در "کنیزو" و "کافه چی" به اعتبار فمینیست بودن هرگز نمی توان با خانم "پارسی پور" و خانم "پیرزاد" مقایسه کرد. "کافه چی" منشوری ضد مردسالاری است و از هر واژه اش "زن محوری" و گاه تحقیر و تخفیف مردسالاری می بارد. "پیرزاد" اصلاً فمینیست نیست؛ زنی است سنت گرا، خانه دار و به قول "تیسن" سنت های مردسالاری را ذاتی و درونی خود کرده است اما به زن محوری تظاهر می کند. "پارسی پور" فمینیست نیست؛ نویسنده ای است سخت محافظه کار با باورهای شبه عرفانی، پریشان ش و آشفته نویس که متأسفانه خوب شناسانده نشده است. کتاب او تلفیقی غیرخلاق میان "بوف کور" و "صد سال تنهایی" است. "لیلا" در رمان او، آمیزه ای از همان کلیشه های "زن اثیری" و "لکاته" است. وقتی وارد خانه ی "طوبا" می شود و باران می آید، سیمای نه و بهتر بگوییم بارورانه ی خود را نشان می دهد. وقتی همراه "طوبا" به اعماق زمین و باغچه فرومی رود، باز مظهر باروری و الهه ـ مادر است و این ها، همان کلیشه های سنتی در ادبیات گذشته ی ما است. وقتی به عنوان یک رقاصه، جمعی از خاطرخواهانش را به دنبال خود به زیرزمین می کشاند یا در خودرویی، کنار مردی غریبه نشسته است و با او اشارات عاشقانه دارد، همان سیمای "لکاته" ای (سیمای منفی "انیما") خود را بروز می دهد. شخصیت و نویسنده ی فمینیست، هنگامی زن محور است که گذشته از ایفای وظایف خانه داری و سنتی خاص خود، به " ت" یعنی نقش اجتماعی ـ و فرهنگی خود اهمیت بدهد و نوشتاری نه داشته باشد. اما در رمان "پارسی پور" سیمای زن، بیشتر جنبه ی "کهن الگویی" دارد و به جنبه های مثبت و منفی روان نه (انیما) و روان مردانه (انیموس)ی خود نظر دارد. "پیرزاد" و "پارسی پور"، پاسدار اخلاقیات سنتی و قدیم هستند و با ایفا و قبول نقش اجتماعی مخالفند. به نظر "طوبا" سیلی که در شهر به راه افتاده ، به خاطر این است که وی بدون اجازه ی شوهر از خانه به قبرستان رفته و خداوند غضب کرده است. "کلاریس" در رمان "پیرزاد" حمله ی ملخ ها را به شهر، ناشی از گناه آشنایی خود با "امیل" پسر همسایه و نشانه ی عذاب الهی می داند. من در خوانش های خود، به این دقایق و ظرایف پرداخته ام و سرشت پیشرو و مدرن وارتجاعی و سنتی شخصیت های زن را ترسیم کرده ام و اگر بخواهم از اصطلاحات "کریستوا" در کتاب " انقلاب در زبان شاعرانه" استفاده کنم، می گویم در آثار این دو نویسنده، نشانه های موجود در "متن پنهان" و "متن آشکار" با هم فرق می کنند؛ یعنی ظاهر متن، رویکرد فمینیستی دارد زیرا با مقوله ی زبان ارتباط دارد اما اثر در باطن، محافظه کار و سنتی است، زیرا با ذهنیت پنهان و رندانه ی نویسنده مربوط می شود. اگر من به رویکرد کهن الگویی "یونگ" پرداخته ام، تنها خواسته ام این یا آن متن ادبی را به عنوان یک "رویکرد در نقد ادبی" مورد بررسی قرار دهم نه این که به خوانش فمینیستی از متن بپردازم. اما این رویکرد از خود متن برآمده و من آن را بر متن تحمیل نکرده ام. وقتی "علیزاده" در "خانه ی ادریسی ها" در سیمای "زلیخا" و "شوکت" قهرمان و "ر انا یشویلی" پدیدار می شود و در شه ی انقلاب و دگرگون ساخت های اجتماعی ـ است، به سویه ی فمینیستی خود نظر دارد، هرچند این سیما، نشانی از رمانتیسم انقل بر پیشانی خود دارد.خانم "روانی پور" را در "کنیزو" و "کافه چی" به اعتبار فمینیست بودن هرگز نمی توان با خانم "پارسی پور" و خانم "پیرزاد" مقایسه کرد. "کافه چی" منشوری ضد مردسالاری است و از هر واژه اش "زن محوری" و گاه تحقیر و تخفیف مردسالاری می بارد. "پیرزاد" اصلاً فمینیست نیست؛ زنی است سنت گرا، خانه دار و به قول "تیسن" سنت های مردسالاری را ذاتی و درونی خود کرده است اما به زن محوری تظاهر می کند. "پارسی پور" فمینیست نیست؛ نویسنده ای است سخت محافظه کار با باورهای شبه عرفانی، پریشان ش و آشفته نویس که متأسفانه خوب شناسانده نشده است. آنکه بر ضد دم و دستگاه "آتشخانه" و میراث خواران انقلاب مردم می شورد، سیمای " ت"ی و اجتماعی خود را برجسته می کند اما "پیرزاد از "امنیت رضاشاهی" طرفداری می کند. این، چگونه امنیتی است که حتی وزرایش ("تیمورتاش" دربار و "علی اکبر داور" دادگستری و "اسعد بختیاری" جنگ") یا به دستور وی کشته شدند یا پیش از آن که به سرنوشت دیگر وزرا گرفتار گردند، مانند "داور" با خوردن خودکشی د؟ خانم "پارسی پور" می گوید در زمان "رضاشاه" هیچ شبانه جرأت نداشت به زنی تنها در خیابان تعرض کند. این، همان برداشت عامیانه گرایی است که عوام الناس از "امنیت" دارند. امنیتی که از وحشت مردم به خاطر حضور نیروهای انتظامی فراهم شده باشد، "امنیت" نیست.با توجه به اشرافی که بر نظریات نقد ادبی دارید و در آثارتان به چشم می خورد، به نظر نمی رسد که شما در این کتاب توانسته باشید از طیف های متنوع نظریات فمینیستی در نقد آثار مورد بررسی استفاده کنید؛ مثلاً نظریات ژولیا کریستووا یا لوس اریگارای یا هلن سی و در کتاب شما به چشم نمی خورد. در کتاب شما اگر هم از نظریه ی کریستوا استفاده شده، بخش بینامتنی آن بوده نه رویکرد فمینیستی که در کتاب "انقلاب در زبان شاعرانه" ارائه می دهد یا حتی مقاله ی "زمان ن".باید اشاره کرد که نظریات فمینیستی "کریستووا" گاه انتزاعی، ناهمگون و آمیزه ای از نشانه شناسی، روان شناسی و زبان شاعرانه است. سوژه هایش تحلیل شدنی و کامل نیست؛ و به سادگی نمی توان از آن به عنوان یک رویکرد در خوانش فمینیستی هر متنی بهره جست. نظریات او در مورد اص زن، پایدار هم نبود و پیوسته تغییر پیدا می کرد. زمانی خواهان واژگونی همه ی ساختار مردسالاری و ستم اجتماعی در جامعه در همه ی سطوح بود و هنگامی از گرایش مار یستی و فمینیستی دور شد و در برابر جاذبه های سرمایه داری خواه سرِ تسلیم فرودآورد. نوشتن براساس نظریات "سی و" عمدتاً باید بر پایه ی "تقابل های دوگانه" میان مرد و زن یا "عقلانیت" مرد و "طبیعت" زن استوار باشد و در نوشته ی خود، آشکارا از "تمنا" یا تمنای تن خویش سخن بگوید؛ مانند آنچه من در خوانش فمینیستی و تأکید بر " ت" و "نوشتار نه" در رمان "حوالی خیابان سی تیر" خانم "ر انا حمیدی" مطرح کرده ام (سایت "انسان شناسی و فرهنگ"، یکشنبه، هشتم بهمن ماه 1396). نوشتن بر پایه ی نظریات "ایریگاری" آسان نیست، زیرا آمیزه ای از نظریات "فروید" و "لاکان" است و آرای ضد و نقیض و ناشفاف در نگاه فمینیستی او اندک نیست؛ مثلاً ت نه را ماهیتی نهفته و ناشناخته می داند و به همین دلیل هم به آسانی نمی توان از آن ها قانونمندی هایی است اج کرد و متنی را به یاری آن قانونمندی ها، تعبیر و تفسیر کرد. او می گوید زن باید این " ری" و کمبود یا نقص را جبران کند و تنها راه جبران آن هم این است که باید در برابر هویت مردانه ـ که از زبان مردانه به عنوان ابزار برتری طلبانه ی خود سود می جوید و در گفتار و نوشتار بازتاب می دهد ـ زبانی اختیار کند که هویت خاص او را نشان دهد و با این کار، روایت نرینه محورانه ی "امر نمادین" را ـ که قرن ها حاکم بوده است ـ واژگون کند. اما ساز و کار این روایت نرینه محورانه چگونه است؟ آنچه من به عنوان رویکرد فمینیستی قبول دارم، توضیح تفاوت های زیست شناختی و روان شناختی مرد با زن نیست؛ بلکه تأکید بر قابلیت ها و توانایی های بی پایان در " ت" زن یا نویسنده ی زن است که "نوشتار نه" یکی از آن ها است و فعالیت اجتماعی و حضور او در همه ی عرصه های حیات اجتماعی، نمود عملی " ت" است. کوشش "ایریگاری" برای اصرار در ارائه ی "روایت نه" و متفاوت با روایت مرد، این خطر بالقوه را در خود دارد که در نهایت به گونه ای "جنس پرستی نه" یا "نژادگرایانه" بینجامد. فشرده ی سخن این که: متن به هر نوع رویکرد فمینیستی، تن در نمی دهد. تحمیل یک رویکرد ادبی به یک متن معیننه تنها به درک بهتر متن کمکی نمی کند، بلکه بر آشفتگی ذهنی خواننده می افزاید. گذشته از این، نمی توان برای منتقد ادبی تکلیف تعیین کرد که چرا فلان متن ادبی را با این رویکرد ادبی خوانده و بهمان متن را با رویکرد متفاوت دیگر ننوشته است. هر متن ادبی، رویکرد ادبی خاص خود را پیدا می کند یا می طلبد. قرار هم نیست که منتقد ادبی، ضرورتاً به همه ی رویکردهای ادبی بپردازد تا بتواند ادعا کند خوانشی فمینیستی از چند اثر ارائه کرده است. او پیچیدگی های نظریه های ادبی را می شناسد و می داند چه رویکردی با متن ادبی مفروض مناسبت بیشتری دارد و تا چه اندازه به متن، جواب می دهد.n00246380-tدر اینجا اگر موافق باشید، کمی جزئی تر به این کتاب بپردازیم. یکی از دغدغه های شما، جستجوی زمینه های الهام گیری متون از یکدیگر یا به اصطلاح مقوله ی "میان متنی" است؛ مثلاً در این کتاب به تأثی ذیری بخش هایی از رمان "طوبا و معنای شب" از رمان "صد سال تنهایی" مارکز اشاره کرده اید یا وامگیری رمان "خانه ی ادریسی ها" و اث ذیری آن از "هزار و یک شب" و "آنّا کارنینا" و "صد سال تنهایی" و "قلعه ی حیوانات" البته این دغدغه در دیگر نوشته های شما نیز مشهود بوده؛ مثلاً اث ذیری "کلیدر" از "اینجه ممد" یاشار کِمال یا "همنوایی شبانه ی ار تر چوب ها" از "خویشاوندان دور" فوئنتس. البته شما در مصاحبه ای در "سایت مرور" بیان کرده اید که یکی از کارهای مهم منتقدین، مطالعه ی خاستگاه یا منابع خلق اثر هنری است و تعیین وزن مخصوص آن در بررسی بینامتنی. این نگاه شما در تعیین مصادیق الهام و تقلید تا چه میزان قابل اندازه گیری و دارای اهمیت است؟"بینامتنی" یک رویکرد و نظریه ی ادبی است و وقتی اهمیت بیشتری می یابد که یک متن یا شا ار ادبی بر آثار دیگر تأثیر می گذارد. این گونه بده و بستان های ادبی به عنوان "گفتمان متون" یا "گفتمان فرهنگی" گاه باعث غَنای یک اثر ادبی یا ارتقای فرهنگی می شود؛ مثلاً "دیوان شرقی" گوته ی آلمانی زیر تأثیر "دیوان حافظ" سروده می شود. "گوته" خود به "آکرمان" دوست و دستیارش می گوید بیشتر آثار من مدیون آثار یونانی و ایتالیایی است. این گونه گفتمان فرهنگی می تواند هم باعث شناخت و اهمیت "حافظ" در ادبیات اروپا شود، هم به منبع الهام "گوته" تبدیل شود. به نظر "زرین کوب" آنچه در این تأثیرگذاری ها اهمیت دارد "نحوه ی دخل و تصرف" متن مورد الهام است که تا چه اندازه در آن خلاقیت به کار رفته است. شاید شما ندانید که "بوف کور" هدایت زیر تأثیر مستقیم "خشم و هیاهو"ی "فاکنر" نوشته شده است. شما می توانید به زودی دو مقاله در این زمینه در "سایت حضور" در مورد کتاب منتشر نشده ی "با بوطیقای نو در آثار هدایت" من را بخوانید و سپس اگر بدانید که تا کنون چند اثر زیر تأثیر "بوف کور" نوشته شده، درخواهید یافت که اهمیت رمان "فاکنر" تا چه اندازه زیاد بوده و بُرد وسیعی داشته است. اما نکته ی مهم در این الهام گیری، این است که چگونه "هدایت" با نبوغ و خلاقیت هنری خویش چنان با این متن برخورد کرده که تاکنون هیچ به آن پی نبرده است. "هدایت" توانسته این الهام گیری را کاملاً "بومی" و "شخصی" کند و با آمیختن اسطوره های هندی، ایرانی و ی و برخی از حکایات "هزار و یک شب" به آن، این تأثی ذیری را پوشیده دارد. طبعاً یک وظیفه ی منتقد ادبی، ردگیری خاستگاه یا خاستگاه های یک شا ار ادبی است. اما سویه ی دیگر این رویکرد "بینامتنی" وقتی است که " ت آبادی" در "کلیدر" زیر تأثیر "اینجه ممد" قرار می گیرد اما با برخوردی غیرخلاقانه، از یک اثر حماسی، اثری کمیک خلق می کند. بیشتر ان رمان "کلیدر" به جای اینکه بر گرته ی شخصیت های تاریخی "گل محمد" شکل گرفته باشند، زاده ی تخیل ضعیف نویسنده ساخته و پرداخته شده اند.آنکه بر ضد دم و دستگاه "آتشخانه" و میراث خواران انقلاب مردم می شورد، سیمای " ت"ی و اجتماعی خود را برجسته می کند اما "پیرزاد از "امنیت رضاشاهی" طرفداری می کند. این، چگونه امنیتی است که حتی وزرایش ("تیمورتاش" دربار و "علی اکبر داور" دادگستری و "اسعد بختیاری" جنگ") یا به دستور وی کشته شدند یا پیش از آن که به سرنوشت دیگر وزرا گرفتار گردند، مانند "داور" با خوردن خودکشی د؟ شخصیت های رمان حماسی "اینجه ممد" واقعاً "کاراکتر" داستانی، باو ذیر و به اصطلاح "حقیقت نما"یند؛ درحالیکه ان رمان "کلیدر" یا ساختگی اند یا کاریکاتوری. من فکر می کنم که یکی از کار و وظیفه های یک منتقد ادبی "ارزی " اثر ادبی نیز هست؛ یعنی باید به مقایسه و ارزش گذاری اثر ادبی بپردازد. هم محاسنش را بگوید، هم معایبش را. نقد ادبی به این دلیل در کشور ما اعتبار اندکی دارد، زیرا به جای "ضابطه" بر "رابطه" و بده و بستان ها و ملاحظه کاری نویسنده ـ منتقد ادبی استوار است. در این حال، نه نویسنده به سستی های خود در خلق اثر ادبی پی می برد، نه خواننده از چند و چون متن مورد مطالعه آگاه می شود. بر محاسن" آن دل می نهد و بر "معایب"ش چشم می پوشد. اگر آنچه را " ت آبادی" هنگام نوشتن "کلیدر" درباره ی ان رمانش می دانست، با آنچه تازگی ها آقای "کلیم الله توحّدی" در کتاب خود با عنوان "کلیدر در اسناد و واقعیت" (مشهد: چاپخانه ی فردوسی، 1396) مطرح کرده و مستند است، مقایسه کنیم، متوجه می شویم تا چه اندازه ان و رخدادهای یک حرکت مردمی و عیارمنشانه از نظر تاریخی تحریف شده است. دقت کنیم که "کلیدر" یک رمان تاریخی است و ناگزیر جز عنصر خیال انگیزی و عنصر حیاتی زبان داستان، باید قابل قبول و نزدیک به واقعیت تاریخی باشد تا به عنوان سند و یک شا ار ادبی برای آیندگان یادگار بماند. اکنون می توانید دری د که چرا من به خاستگاه های متنی یک اثر ادبی تا چه اندازه حسّاسم. شما تا ندانید که "خویشاوندان دور" نوشته ی "فوئنتس" تا چه اندازه بر "آزاده خانم و نویسنده اش" آقای "براهنی" و "همنوایی ار تر شبانه ی چوب ها"ی آقای "قاسمی" تأثیرگذار بوده است، نمی توانید این مخلوقات دورگه ی ادبی را مورد خوانش قرار دهید. گذشته از این، شما چند منتقد ادبی را می توانید سراغ بگیرید که با اشراف بر آثار ادبی برجسته، می توانند اینگونه روابط بینامتنی را ردی کنند؟ "بینامتنی" تنها یک رویکرد ادبی است اما می تواند به سهم خود، در خوانش و دریافت بهتر متن، نقشی تعیین کننده ایفا کند. شما با مقایسه ی این متون، می توانید توان خلاقیت و تخیل نویسنده را در پهنه ی "دخل و تصرف" متن مورد الگو و الهام، ارزی کنید.در فصل"کارکردهای ادبیات" در "خانه ی ادریسی ها" با توجه به مقاله ی "آوستن وارن" شما به هفت کارکرد مهم ادبیات اشاره کرده اید؛ مثل "سرگرم کنندگی"؛ همان مقوله ای که به قول خودتان قدر مشترکی است که خواننده ی نخبه و عامی و مبارز راه در آن، اشتراک نظر دارند. با تأکید بر همین ویژگی، آیا عنصر سرگرم کنندگی در تمام رمان ها به عنوان شرط لازم به حساب می آید یا لازم و کافی؟ و آیا سرگرم کنندگی، خود مقوله ای نسبی نیست؟من در کتاب خود با نقل قولی از "فورستر" و اشاره به نقش "ح انتظار" و "هول و ولا" ("تعلیق") در حکایت گویی "شهرزاد" قصه گو نوشته ام: "ما همه چون شوهر شهرزادیم و می خواهیم بدانیم که بعد، چه خواهد شد. این مسأله عمومیت دارد و به همین جهت است که ستون فقرات رمان، باید "داستان" باشد. بعضی از ما، حتی بیش از این چیزی نمی خواهیم. در ما جز آن کنجکاوی اولیه چیز دیگری نیست و به همین جهت است که سایر قضاوت های ادیبان، مضحک و مس ه اند " (فورستر، 1357، 34).اگر به نخستین بند و صفحه ی رمان "صد سال تنهایی" رجوع کنید، در می ی د که با خواندن آن، دیگر نمی توانید کتاب را از دست بگذارید مگر اینکه آن را به پایان رسانید. نخستین صفحه، آن اندازه پرسش برانگیز و سرگرم کننده است که مانع می شود شما به کار دیگری بپردازید. شروع رمان از میانه و کوشش خواننده برای رسیدن به آغاز داستان و شناخت شخصیت های اصلی ("سرهنگ آئورلیانو بوئندیا"، "مِلکیادس"، "خوزه آرکادیو بوئندیا" و "اورسولا") دمی خواننده را رها نمی کند:" سال ها سال بعد، هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در مقابل سربازانی که قرار بود تیربارانش کنند ایستاده بود، بعد از ظهر دوردستی را به یاد می آورد که پدرش او را به "کشف یخ" برده بود. در آن زمان، د ده ی ما دو تنها بیست خانه ی کاهگلی و نیین داشت. خانه ها در ساحل رودخانه بنا شده بود. آب رودخانه زلال بود و از روی سنگ های سفید و بزرگی شبیه تخم جانوران ماقبل تاریخ می گذشت. جهان چنان تازه بود که بسیاری چیزها هنوز اسمی نداشتند و برای نامیدنشان می بایست با انگشت به آن ها اشاره کنی. هر سال، یک خانواده ی کولی ژنده پوش چادر خود را در د ده ب ا می کرد و سر و صدای طبل و کرنا، اهالی د ده را با اختراعات جدید آشنا می ساخت. آهنربا نخستین اختراعی بود که به آنجا رسید. مرد کولی درشت هیکلی ـ که خود را ملکیادس می نامید ـ با ریش به هم پیچیده و دستان گنجشک وار در ملأ آنچه را که "هشتمین عجایب کیمیاگران دانشمند مقدونیه" می خواند، معرفی کرد. با دو شمش ف ی از خانه ای به خانه ی دیگر می رفت. اهالی د ده که می دیدند همه ی پاتیل ها و قابلمه ­ها و انبرها و سه پایه ها از جای خود به زمین می افتد، سخت حیرت کرده بودند. تخته ها، با تقلای میخ ها و پیچ ها ـ که می خواست بیرون بپرد ـ جیرجیر می کرد؛ حتی اشیایی که مدت ها بود در خانه ها مفقود شده بود، بار دیگر پیدا می شد و به دنبال شمش های سحرآمیز ملکیادس راه می افتاد " (1357، 11)."سرگرم کنندگی" یا حس "تعلیق" البته"شرط لازم" برای هر داستانی است اما "شرط کافی" نیست. "شرط کافی" فرم و ساختار و گره افکنی ها و راز و رمزهای پنهان اثر ادبی است. "شرط کافی" تجربه ی فردی و زیسته اما تازه ی نویسنده است. حال اگر خواننده ای می خواهد راز "سرگرم کنندگی" رمان را خود تجربه کند، اگر می تواند، کتاب از دست فرونهد و به کاری دیگر بپردازد. اندک نبوده اند داستان های کوتاه و بلندی را که من برای داوری بهترین آثار در "جایزه ی مهرگان ادب" ناخوانده به کناری نهاده ام. مطالعه ی چند صفحه ی نخستین اثر ادبی اگر چون قلاب ماهیگیری نمی توانست ذهنم را صید کند، کتاب در چشم دلم ارجی نمی داشت. "سرگرم کنندگی" یا حس "تعلیق" البته"شرط لازم" برای هر داستانی است اما "شرط کافی" نیست. "شرط کافی" فرم و ساختار و گره افکنی ها و راز و رمزهای پنهان اثر ادبی است. "شرط کافی" تجربه ی فردی و زیسته اما تازه ی نویسنده است. او باید از تجربه ی تازه ای در فرم و محتوا به من بگوید و به گوشه های پنهان تر زندگی اشاره کند که من تجربه نکرده ام یا به ژرفای آن ها پی نبرده ام.به نظر می رسد که شما در بخشی از فصل "از رآلیسم جادویی صد سال تنهایی تا طوبا و معنای شب" در مواردی با رویکردی مطلق گرا و سلیقه محور با متون مورد بحث مواجه شده اید؛ مثلاً در صفحه ی 126 نوشته اید: " عنصر فراطبیعی تنها هنگامی اجازه ی ورود و حضور در داستان می یابد که ذهن خواننده را به دقیقه ای فلسفی، فرهنگی و اجتماعی جلب کند." به همین دلیل شما مثلاً استفاده از تصویر باران ویرانگر در رمان "طوبا و معنای شب" را برخلاف سیل ما دو در "صد سال تنهایی" فاقد منطق داستانی به حساب می آورید، چراکه در رمان مارکز، این سیل و طوفان رمزو سمبلی از بلای شرکت استعماری و یی "یونایتد فرویت" است و در رمان "طوبا و معنای شب" این اتفاق بدون هر گونه رمزی و ناشی از ذهن افه پرست و خودبزرگ بین راوی است. پرسش این است که اگر ذهنیت ساده ش شخصیتی اسطوره گرا و افی مانند "طوبا" اینگونه استدلال می کند، به چه علت باید داستان نویس را به ترویج افه پرستی متهم کرد و چرا باید استفاده از عناصر فراطبیعی را تنها در یک صورت خاصی که نام برده اید، مُجاز دانست؟ آیا این خود، یک مانیفست ایده ئولوژیک تحمیلی به متن از جانب منتقد نیست؟ یا در مثالی دیگر (صفحة 150) پارسی پور را به خاطر دفاع از مواضع خاص (مانند ترجیح ناصرالدین شاه بر میرز کرمانی) مورد انتقاد قرار داده اید. آیا خود این مخالفت شما با رویکرد پارسی پور، برآمده از نوعی رویکرد سلیقه ای ایدئولوژیک (منبعث از نگاه مار یستی) نیست؟ من به مناسبتی دیگر، درباره­ ی مقایسه ی­ دو سیل­ ویرانگر نوشته ام. اگر نویسنده ی "طوبا و معنای شب" از یک الگوی ساختاری در داستانش بر پایه ی "صد سال تنهایی" استفاده نمی کرد و تنها تجربه ی خاص خود را می نوشت، بر او ایرادی وارد نبود. من به عنوان منتقد ادبی حق ندارم راوی رمان را به خاطر پیوند میان سیل و "گناه" و بیرون رفتن از خانه بدون اجازه ی شوهر نکوهش کنم زیرا تمام پندار، گفتار و کردار راوی از گرایش شبه مذهبی و شبه عرفانی او نشان دارد که نگاهی توده گرا و عامیانه است و اشخاص و نهادهای قدرت نیز به آن دامن می زنند. اما وقتی نویسنده ای در الگوبرداری از "صد سال تنهایی" ـ که اثری نمادین اما رآلیستی است ـ رمانی می نویسد، من به عنوان منتقد ادبی حق دارم خاستگاه سیل و طوفان را در دو اثر مقایسه و ارزی کنم. "گارسیا مارکز" سوسیالیست است و نگاهی مردم گرایانه دارد. او در مصاحبه ای با "مِندوزا" آشکارا می گوید که "جهان را سوسیالیست" می خواهد و خواهان روی کار آمدن انی است که رژیمشان "نیازمندان را خوشحال کند." با "کاسترو" و "فرانسوا میتران" رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه دیدار می کند. با این همه، من به عنوان یک منتقد ادبی، دیدگاهی مغایر با نویسنده ی "طوبا و معنای شب" دارم. "میلان درا" به عنوان یک نویسنده ی مبارز راه و پیشرو در کتاب "هنر رمان" خود به من آموخته است که در رویکرد ادبی و انتقادی خود به آثار ادبی به "ندای زمان" نیز گوش فرادهم. او در پیوند با این ندا می گوید: "روح زمان" با "روح رمان" فرق دارد. "روح زمان" همان است که قدرت و ایدئولوژیک چیره بر زمان در تبلیغ و اشاعه ی آن بر مبنای احساس و رفتار کورانه می کوشد و ذهنیت و رفتاری قالبی برای مردم می آفریند. "طوبا و معنای شب" با "روح زمان" تناسب دارد. آوازه گری در زمینه ی تحکیم "احساس" و گزیدن آن بر عنصر "عقلانیت" ازجمله ویژگی های اصلی ذهنیت حاکم بر این رمان و زمان ما است. راوی، جریان های انقل و جوانان دهه ی چهل و پنجاه را محکوم می کند و می پندارد با جارو مسجد و ریاضت و ذکر، می تواند رحمت الهی را به خود جلب کند و خداوند او را ـ که است ـ مانند حضرت "مریم" باردار کند. چنین آرزویی تنها یک "احساس" نیست؛ بلکه نمودی از یک ایدئولوژی است که با ایدئولوژی "قدرت" هم داستان است. " درا" می گوید:"رمان بیش از پیش در دست رسانه های همگانی افتاده است. این رسانه ها فراشد تقلیل [خوارمایگی اسطوره و تاریخ] را وسعت می دهند و مسیر آن را معین می کنند. رسانه های همگانی، همان ساده سازی ها و کلیشه هایی را که به آسانی مقبول اکثر مردم است در سراسر جهان پخش می کنند. این روحیه ی مشترک رسانه های همگانی، روحیه ی زمانه ی ما است. این روحیه به نظر من، مغایر با "روح رمان" است. "روح رمان"، روح پیچیدگی است. هررمان، به خواننده می گوید: "چیزها، پیچیده تر از آنند که تو فکر می کنی." این، حقیقت ابدی رمان است. روح رمان، روح تداوم است. هر اثر، پاسخ به آثار پیشین است اما روح زمان، به اخبار و رویدادهای روز معطوف است؛ اخباری آن چنان پراکنده و چندان زیاد که گذشته را از افق [ذهن] ما می رانند و زمان را تنها به لحظه ی حال تقلیل می دهند " ( درا، 1368، 63-62)."طوبا و معنای شب" مصداق کامل "ادبیات کیچ" است: ادبیاتی بازاری که به ابت ترین احساسات غیرعقلانی توده های از خود بی خود شده دامن می زند. من به عنوان منتقد ادبی باید در برابر رویکرد نویسنده به "روح زمان" از "روح رمان" دفاع کنم؛ یعنی از آنچه نداریم یا از ما گرفته اند و ما را به گذشته های تاریک فرامی خوانند. من از "روح رمان" می گویم؛ یعنی از آنچه باید به آن دست ی م. "روح رمان" به نظر " درا" همه ی امکاناتی است که باید به آن دست ی م. "روح رمان" برخلاف "روح زمان" به آینده نظر دارد؛ امکاناتی که بشر می تواند در اختیار خود بگیرد حتی اگر روزگار با آن بستیزد. همان گونه که "روح زمان" رویکردی "ایدئولوژیک" و "گذشته گرا" است، "روح رمان" نیز نگاهی "ایدئولوژیک" به "اکنون" و "آینده" و همه ی آثار ادبی دارد.یکی از ویژگی های مهم و متفاوت شما در عرصه ی نقد ادبی، نوشتن توأمان دو نقد متفاوت در مورد یک اثر مشخص بر پایه ی دو نظریه ی ساخت گرایی و ساخت شکنی است که به عنوان مثال در کتابتان برای بررسی رمان "چراغ ها را من خاموش می کنم" خانم "پیرزاد" از این دو نظریه استفاده کرده اید. در باره ی ظرفیت های این مسأله توضیح دهید؟همان گونه که در کتابم (صفحه 163) نوشته ام، من کوشیدهام این رمان را با بهره جویی از "رمزگان پنجگانه" ی "بارت" مورد خوانش قرار دهم. "با اک" داستان کوتاهی به نام "سارازین" دارد که "بارت" مقاله ی مفصل خود را با عنوان "اس / زِد" درباره ی آن نوشته است. داستان "با اک" سی صفحه بیش نبود اما "بارت" در 1970 بر این داستان کوتاه نقدی دویست و سی صفحه ای نوشت و یک بار آن را با رویکرد "ساخت گرایانه" و بار دوم با رویکرد "ساخت شکنانه" مورد بررسی قرار داد. برخی از شا ارهای ادبی، دو لایه ی آشکار و پنهان دارد. خواننده ی سطحی گرا بر لایه، معانی و دریافت آشکار اثر دل می نهد و خواننده و منتقد ادبی ژرف نگر می کوشد به لایه یا لایه های پنهان اثر نفوذ کند. من متن انگلیسی مقاله ی "بارت" را در اختیار داشتم و با صرف وقت بسیار به پندار خودم توانستم از رمان مورد خوانش، گره گشایی کنم. همان گونه که "بارت" از این تجربه ی موفق در خوانش و تدریس یک متن کلاسیک در اظهار خشنودی کرد، من نیز این خوانش را یکی از تجربیات موفق خود می دانم، زیرا هر ی که از نظریات "بارت" در این زمینه آگاه باشد، خوب می داند که درک رمزگان او تا چه اندازه دشوار، مبهم و ناشفاف است، حتی نظریه پردازی مانند "اسکو " نیز اعتراف می کند که "چنین رویکردی آن اندازه نظام مند نیست که دیگر تحلیگران بتوانند آن را به سهولت در مورد متون دیگر به کار بندند." در خوانش "ساخت گرایانه" خواننده با "کلاریس" هم داستان و با شوهر او "آرتوش" مخالف است. حق را به زن می دهد و شوهر را به خاطر بسیاری از سستی ها و رفتارش می نکوهد. اما در خوانش ساخت شکنانه، من از آنکه مورد انتقاد گرفته شده است، دفاع کرده ام و با نگاهی متفاوت، به خوانشی مغایر با خوانش نخستین پرداخته ام. من تنها به یک مورد اشاره می کنم تا نشان دهم که چگونه می توان پندار و گفتار و کردار این زن و شوهر را با دو رویکرد متفاوت مورد بررسی قرار داد: یکبار بر پایه ی آنچه از ظاهر متن برمی آید و یکبار آنچه روح متن به خواننده القا می کند:"آنچه کلاریس به عنوان حُسن سلیقه و زیبایی شناسی انجام می دهد، تنها ارزش زیبایی شناسی صِرف ندارد؛ بلکه بازتاب الگوهای رفتاری ناشی از "وسواس" و "تنش روانی" است. وسواسی که در وررفتن به ظاهر خود (19) یا ساختن روبان برای دسته گل از خود نشان می دهد (47) یا نقش هایی که با دقت و صرف وقت زیاد بر گلدوزی کرده (89) یا جدّ و جهدی که در کاشتن گل در گلدان از خود نشان داده است (103) صرفاً ی نیازهای زیبایی شناختی نیست؛ رگه هایی از بیماری "وسواس" هم در خود دارد. هم چنان که دو بار تمیز آشپزخانه، تنها نشانه ی علاقه به "نظافت" نیست؛ بلکه نمود بیماری "وسواس" است و او در انجام این رفتارها از خود، اختیاری ندارد، زیرا الگوهای رفتاری، ذهنی و ذاتی او و "خ ر" شده است.من به عنوان منتقد ادبی باید در برابر
مهدی قزلی گفت:جایزه ای که در چهار سال اخیر دعوایی از آن بیرون نیامده است، هیچ از آن انصراف نداده، ی علیه اصل آن نیست، همه به نتایج احترام می گذارند و از همه مهم تر داوری سالمی دارد، بدون شک معتبر خواهد بود.جایزه ادبی باید سالم باشد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دار ان: این روزها یکی از موضوعات پرحاشیه حوزه ادبیات، برگزاری جوایز ادبی است که به بحثی داغ در بین خبرهای حوزه کتاب تبدیل شده است و عده ای معتقدند که برگزاری این جوایز در کشور ما نیاز به بازنگری دارد و باید تغییراتی در شیوه برگزاری آن صورت بگیرد؛ چراکه در فضای امروز ادبیات برخی جوایز تنها با هدف مطرح چند کتاب خاص برگزار می شوند و هدف برگزارکنندگان هر ثمره ای غیر از شناسایی آثار ارزشمند است. یکی از جوایز ادبی که در سال های گذشته به دور از نگاه های جناحی به مسیر رو به رشد خود ادامه داده، جایزه جلال است که توانسته به یک جایزه معتبر تبدیل شود. از این رو گفت وگوی مفصلی را با مهدی قزلی، دبیر اجرایی جایزه جلال آل احمد داشتیم که در ادامه می خوانید.
جایزه جلال در سال های گذشته مسیر رو به رشدی را طی کرده است؛ به اعتقاد شما این جایزه در فضای امروز ادبیات ما به چه میزان تاثیرگذار است و بعد از گذشت چهار سال از حضور شما در بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان این جایزه به چه میزان به افقی که مد نظر شماست، نزدیک شده است؟ جایزه جلال در حال حاضر مهم ترین و بزرگترین جایزه ادبی کشور است؛ قبل و بعد از برگزاری آن صحبت های مختلفی درباره آن مطرح می شود. بخشی از این صحبت ها به دلیل اهمیتی است که این جایزه بین داستان نویسان پیدا کرده است؛ چراکه امروز همه علاقه مند هستند که در این جایزه حضور داشته باشند و می توانم بگویم که شرایط نسبت به گذشته تفاوت های بسیار زیادی دارد.
این تفاوت ها چیست؟ در دوره نخستی که مسئولیت برگزاری جایزه جلال را برعهده گرفتم، مشکلات زیادی داشتیم. شاید جالب باشد که بدانید در دوره نخست حتی برای چینش هیات علمی و هیات داوران نیز مشکلات مختلفی سد راه ما بود اما امروز شرایط کاملا متفاوت است و دوستان با کمال میل و علاقه در جایزه حضور پیدا می کنند.
به اعتقاد شما دلیل این تفاوت دیدگاه در چیست؟ جایزه جلال در سال های گذشته به دلیل عملکرد شفاف و عادلانه اعتبار بسیار خوبی را بین اهالی ادبیات ب کرده است و همه متوجه شده اند که جلال به یک جایزه ملی و علمی تبدیل شده است، اسامی هیات علمی و هیات داوران چند دوره گذشته این حرف من را تایید می کند. همه این موارد در شرایطی است که وقتی به هیات داوران برخی از جوایز ادبی نگاه می کنیم، متوجه نکات خنده داری می شویم. داوری را می بینید که 10 سال است در جایزه ای داوری می کند. حتی دست اندرکاران جوایز نیز تغییر نمی کنند و همه همان افرادی هستند که بودند. من به عنوان مدیرعامل بنیاد سمت دبیر اجرایی دارم اما به این نکته توجه داشته باشید که انتخاب دبیر علمی و اعضای دو هیات به من بستگی ندارد و این افراد با نظر جمعی انتخاب می شوند و هرساله تغییرات بسیار زیادی را به خود می بیند. جایزه جلال برای رسیدن به نقطه مطلوب هنوز راهی را باید طی کند؛ زیرا معمولا نقطه مطلوب و افق فاصله زیادی با جایگاه امروز ما دارد. به اعتقاد من افق باید در نقطه دوری باشد تا حرکت و سرعت آن کند نشود. هدف ما این است که این جایزه محبوب ترین جایزه داستان نویسان فارسی زبان جهان شود و پیش بینی من این است که این اتفاق تا پایان ت دوازدهم رخ می دهد.
یک جایزه ادبی زمانی ارزشمند است که علاوه بر داشتن هیات علمی و هیات داوران معتبر، بتواند اتفاق خاصی را برای کتاب رقم بزند. برای مثال کتاب «پاییز فصل آ سال است» که برگزیده جایزه جلال شده است، در مدت کوتاهی توانسته به چاپ بیستم برسد اما چنین اتفاقاتی برای سایر برگزیدگان رخ نداد. به نظر شما دلیل این تاثیرگذاری و عدم تاثیرگذاری چیست؟ فروش یا عدم فروش یک کتاب تک دلیلی نیست و عوامل آن باید بررسی شود. در واقع اگر سوال شما این است که جایزه گرفتن چه تاثیری در فروش یا عدم فروش محصولات دارد باید بگویم که سوال شما سوال درستی نیست؛ چراکه متغیرهای حاکم بر فروش یک کتاب به عوامل مختلفی مرتبط می شود که جایزه گرفتن یکی از آنهاست. گاهی یک کتاب بعد از موفقیتش جایزه می گیرد و مردم می گویند که فلان کتاب که برگزیده جایزه فلان شده است را بخوانیم اما در برخی موارد ما شاهد آن هستیم که کتاب پیش از آنکه جایزه بگیرد، پرفروش بوده است؛ یعنی در مسیر پرفروشی، جایزه هم گرفته است. اگر دقت داشته باشید در حوزه سینما برخی جوایز قبل از اکران و برخی بعد از اکران برگزار می شوند؛ بنابراین نباید این دو نوع جایزه در فروش مقایسه شوند. برای مثال ما نباید جایزه اسکار را با جشنواره فجر مقایسه کنیم؛ چراکه اسکار بعد از اکران و جشنواره فجر قبل از اکران برگزار می شود. دلیل مقایسه ن این است که یک اثر از فروش بالا جایزه می گیرد و کت دیگر از جایزه گرفتن پرفروش می شود.
پس به اعتقاد شما جایزه گرفتن کتاب در فروش آن تاثیرگذار نیست؟ نه من چنین حرفی نزدم. در واقع این صحبت ها را مطرح تا به اینجا برسم که بگویم تقریبا 90 درصد کتاب هایی که در جایزه جلال جایزه گرفته اند، نسبت به آنچه در بازار نشر می گذرد، دچار تغییر و تحول شده اند. برای مثال کتاب مردعلی مرادی بعد از برگزیده شدن مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و چاپ نخست آن نایاب شد و این در شرایطی است که مجموعه داستان ها در کشور ما به سختی به چاپ دوم می روند. نشر سوره در یک دوره سه ک دا در جایزه جلال داشت و این نشر یکی از دو ویترین کتابفروشی خود را کامل به این سه کتاب اختصاص داده بود. نشر چشمه نیز چنین کاری را انجام داده بود. شما توجه کنید که پیش از این، نه برای جایزه جلال و نه برای هیچ جایزه دیگری، چنین اتفاقی رخ نداده است؛ چراکه مساله کتابفروشی فروش است و معمولا چنین کارهایی را انجام نمی دهند؛ زیرا از نظر اقتصادی به صرفه نیست که یک ویترین 60 کتاب و ویترین دیگر سه کتاب داشته باشد. آیا به نظر شما دلیل این کار چیزی جز اعتبار جایزه جلال است؟ به هر حال من خوشحالم و امروز می توانم با جرات اعلام کنم که جایزه جلال معتبر شده و این اعتبار را از مجموعه ای از زحمات به دست آورده است.
دلیل شما برای بیان این حرف چیست؟ جایزه ای که در چهار سال اخیر دعوایی از آن بیرون نیامده است، هیچ از آن انصراف نداده، ی علیه اصل آن نیست، همه به نتایج احترام می گذارند و از همه مهم تر داوری سالمی دارد، بدون شک معتبر خواهد بود. مکانیزم انتخاب افراد صاحب نظر در جایزه جلال به این شکل است که داوران بعد از جلسه نخست، تازه با هم آشنایی نزدیک پیدا می کنند و رابطه شان گرم می شود اما در سایر جوایز شرایط به شکلی است که این افراد به قدری با هم رفیق یا مرا د مرید هستند که به جای اتاق داوری می توانند داوری ها را در خانه یکدیگر برگزار کنند. در برخی جوایز عده ای با هم تیم شده اند و سه نفری یا چهار نفری جایزه ای را داوری می کنند و این افراد کاملا سیاست هایشان شبیه هم است و می توان ادعا کرد که هم دسته شده اند. این در شرایطی است که داوران جلال به دلیل اتمسفر ادبیات یکدیگر را می شناسند اما با یکدیگر ل ندارند و نمی توانند مانند برخی دیگر از جوایز با هم به اصطلاح ببندند. بنابراین ما می توانیم ادعا کنیم که بدون ل بازی به کت که حقش است، جایزه می دهیم.
پس شما هم مانند عده بسیار زیادی از اهالی ادبیات معتقد هستید که رفاقت و ل بازی در داوری هایجوایز ادبی
نقش دارد و تاثیرگذار است؟ متاسفانه فضای برگزاری برخی جوایز ادبی به سمتی رفته است که خود نویسندگان می توانند تشخیص دهند که با توجه به اسامی داوران نامزد و برنده می شوند یا خیر. وقتی که چهار نفر با تفکر مشخص داوری یک جایزه را برعهده می گیرند، عده ای که با آن افراد هم عقیده هستند یا با آنها کار می کنند، می توانند انتظار داشته باشند که ک د شوند و جایزه بگیرند. البته برع این قضیه هم بر فضای جایزه حاکم است؛ یعنی عده ای می توانند مطمئن باشند که اگر کتاب خوبی هم داشته باشند، باز هم برگزیده نخواهند شد؛ چراکه در تیم فلانی نیستند. همه این شرایط در حالی رخ می دهد که در جایزه جلال بارها ما به فردی زنگ زدیم که کتاب شما نامزد شده است و او باورش نشده است؛ زیرا آن نویسنده عضو تیم و گروهی نبوده و با هیات داوران ما هیچ رفاقتی نداشته است. بدون اغراق می توانم بگویم که بیش از 60 درصد برگزیدگان جلال هیچ ربطی به داوران این جایزه نداشته اند و 40 درصد باقی مانده را نیز ی نمی شناخته؛ شاید جالب باشد که بدانید، ما مردعلی مرادی و محمدرضا توکلی صابری را به زور پیدا کردیم. این در حالی است که در خیلی از جشنواره های ادبی کت برای دکمه دوخته می شود. یعنی دکمه و حتی رنگ آن را انتخاب می کنند و بعد از آن به فکر دوختن کت می افتند. در این جوایز ک دا و نامزدهای نهایی و حتی برگزیدگان از قبل مشخص شده اند و بعد از آن داوری و اجرایی جایزه چیده می شود. شاید به همین دلیل است که این جوایز هیچ وقت نتوانستند به یک جایزه ملی تبدیل شوند. برای ملی شدن باید تلاش کرد؛ کاری که در جایزه جلال رخ داد و نتیجه آن این شد که انی که تا دیروز جایزه جلال را رد می د، امروز ناراحت می شوند که چرا در این جایزه برگزیده نشده اند.
اتفاق بسیار خوبی که در جایزه جلال رخ داد، کنار گذاشتن مرزبندی های موجود میان نویسندگان است. این کار چقدر سخت بود؟ آیا این تصمیم با فشارهای افراد مختلف نیز روبه رو بوده است؟
در برگزاری یک جایزه ادبی، هرچه که جایزه معتبرتر و بزرگ تر باشد، فشار بیشتری وارد می شود. این فشار هم از هر سمتی به افراد برگزارکننده وارد می شود. نویسنده، ناشر، نهاد و رسانه ها هر کدام فشار می آورند. حالا این فشار نیز چندین مدل دارد؛ فشار پرزور داریم و فشار کم زور؛ فشارآبرومند داریم و فشار بی آبرو. وقتی یک اتفاقی مهم می شود، این حرکت متوجه یک نفر نیست و برای همه مهم می شود. دلیل مصاحبه امروز ما نیز همین است، یعنی جایزه جلال برای عده ای مهم شده است. این فشارها طبیعی است و من خوشحالم که ما هیچ مسیری غیر از مسیر هیات علمی و هیات داوران در جایزه نداشته ایم. همان طور که سید عباس صالحی، محترم فرهنگ و ارشاد ی توضیح دادند ما همه چیز را در اختیار داوران گذاشته ایم؛ البته یک سری موارد و خط قرمزهایی را نیز برای آنها تعریف کرده ایم. مثلا یکی از خط قرمزهای ما این است که اگر اثری کار خوبی هم باشد اما به موضوع وحدت ملی خدشه وارد کند، این اثر را خود داوران کنار می گذارند؛ ما از داوران خواهش کردیم که اگر اثری نگاه نادرست به قومیت ها دارد و می تواند باعث ناراحتی قومی شود ، حتما آن کتاب را از داوری دربیاورند؛ زیرا جایزه جلال در یک استان خاص یا گروه فکری و مشخص انجام نمی شود و جایزه ای ملی است.
پس هیات داوران جایزه جلال از دیدگاه های مختلفی تشکیل شده است؟
اگر شما نگاهی به لیست هیات داوران چهار دوره گذشته جایزه جلال بیندازید، متوجه خواهید شد که این جایزه در سلامت کامل برگزار می شود؛ چراکه از هر گروه و طیفی داوری در هیات داوران ما قرار دارد و این افراد با وحدت و رنگ های مختلف یک رنگین کمان را ساخته اند. در دوره ای چینش نامزدها به شکلی بود که عده ای می گفتند، جایزه جلال نمی تواند، جایزه را به کتاب فلان نشر بدهد، پس بدون شک برنده فلانی است؛ اما امروز هر کت که شایسته باشد و داوران انتخاب کنند برگزیده می شود و دیگر خبری از آن حرف و حدیث ها نیست.
با این تفاسیر می توان ادعا کرد که جایزه جلال به استقلال کامل رسیده است؟
دقیقا. ما در حوزه ادبیات نه با ی شوخی داریم، نه با ی معامله کرده ایم و نه با ی عهد اخوت بسته ایم. در یک دوره ای سه کتاب از نشر ثالث در جایزه جلال ک د شد. بدون شک این اتفاق می تواند برای هر جایزه ای حاشیه های زیادی را ایجاد کند و تهدید محسوب شود اما این اتفاق برای جایزه ما رخ نداد؛ چراکه وقتی اهالی ادبیات ترکیب هیات داوران را دیدند، متوجه شدند که این افراد کارمند، رفیق یا جیره خوار آن نشر نیستند. همین اتفاق برای نشرهای دیگر نیز رخ داده است. امروز ما از اینکه از یک نشر چند نامزد بالا بیاید و از نشری نامزدی نداشته باشیم، ترسی نداریم. البته این را رد نمی کنم که درباره هر نوع داوری می توان نظر داد؛ زیرا در تمام دنیا بعد از برگزاری یک جایزه عده ای موافق و عده ای مخالف هستند.
روند داوری جایزه جلال به چه شکلی است؟ آیا هیات علمی در نظر هیات داوران دخ می کند؟
آیین نامه داوری جایزه مشخص است و ما چیز پنهانی نداریم. در جایزه جلال داوران سه نفر هستند که پنج ک د نهایی را انتخاب می کنند. برای داوری مرحله نهایی، دبیر جایزه به همراه یک نفر از اعضای هیات علمی به جمع سه داور مرحله قبل اضافه می شود تا اثر برگزیده انتخاب شود. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که داوران را هیات علمی انتخاب کرده اند و داوران مورد تایید هیات علمی هستند؛
خود شما چطور در داوری ها اعمال نفوذ دارید؟
من به لحاظ حقوقی و قانونی قدرت چنین کاری را ندارم و نمی توانم نظری را اعمال کنم.
یکی از اتفاقات موثر در سال های گذشته معرفی برگزیدگان جایزه جلال به جشنواره ها و نمایشگاه های خارجی بوده است. این اتفاق به چه صورتی رخ می دهد؟
قرار است که بخشی از افرادی که در نمایشگاه های بین اللملی شرکت می کنند از برگزیدگان جایزه های معتبر ادبی مانند جلال، پروین و شعر فجر باشند. درواقع جایزه جلال تنها 30 سکه و 10 سکه و یک لوح نیست؛ بلکه مجموعه ای از امکانات و شرایط است؛ چراکه وقتی 20 آدم معتبر در حوزه ادبیات جمع می شوند و می گویند، شهریار عباسی، نسیم مرعشی، محمدرضا بایرامی، آرش صادق بیگی و امثال این افراد برنده هستند، قاعدتا همین افراد باید به عنوان ما در نمایشگاه های خارجی شرکت داشته باشند. ما در جایزه شعر فجر، جلال و پروین برندگانی داریم که این افراد را معرفی می کنیم تا در نمایشگاه های مهم دنیا حضور داشته باشند. امسال خانم الهام فلاح به نمایشگاه فرانکفورت رفتند، سال گذشته آقای شهریار عباسی رفته بودند. همچنین آقایان بایرامی و کشاورز و خانم نسیم مرعشی به صربستان رفتند. البته باید بگویم که برنده شدن در جوایز ادبی حقی را برای ی ایجاد نمی کند که پس فردا شخصی بیاید و مدعی شود که چرا من را به فلان نمایشگاه نبردید؛ اما برای ما این تکلیف را ایجاد می کند که اگر قصد انتخاب داشتیم، حدالامکان، از این افراد باشد.
اختتامیه نهمین دوره جایزه جلالامسال شهریار عباسی به عنوان دبیر جایزه جلال معرفی شد که این انتخاب هم مثل خیلی از انتخاب ها با واکنش هایی روبه رو شد. درباره این انتخاب توضیح دهید. انتخاب دبیر جایزه حق و تکلیف فرهنگ و ارشاد ی و معاون فرهنگی ایشان است. البته ما نیز رزومه جمع می کنیم، پیشنهاد می دهیم و اگر لازم باشد با این بزرگواران هم فکری می کنیم اما تصیم گیرنده نیستیم و تصمیم آ را محترم و معاون فرهنگی می گیرند.همه این موارد را گفتم تا بگویم طبق قانون بنیاد حق انتخاب ندارد. با همه صحبت های مطرح شده باید بگویم که عده ای در رابطه با شهریار عباسی بی انصافی د. واقعا در کشور ما چند نفر مانند شهریار عباسی وجود دارد که 11 کتاب داشته باشد و همه این 11 اثر تقریبا موفق باشند. سن او هم کم نیست و حدود 50 سال سن دارد و اینکه عده ای در بوق و کورنا د که دبیر جوان انتخاب شده است، اصلا درست نیست. همچنین این نویسنده تقریبا تمام جوایز ارزشمند را ب کرده و در خیلی از جوایز داور بوده است. نباید از این نکته مهم غافل شویم که او جزو هیچ گروه و دسته ای نیست و آدم ی نبوده است. شهریار عباسی برای جایگاهش زحمت کشیده است و مانند برخی افراد در سن 20 سالگی به عنوان داور به جایزه ای تحمیل نشده است. او مسیر رشد خود را به صورت طبیعی طی کرده و اتفاقات خوب برای او یک شبه رخ نداده است. به قول بچه های تئاتر او خاک صحنه خورده و به یک آدم درجه یک در ادبیات تبدیل شده است. حالا گیرم که عده ای او را دوست نداشته باشند اما همین افراد نمی توانند او را نادیده بگیرند. در پایان این بحث باید بگویم که چون او عضو هیچ تیم و دسته ای نیست از هر طرف مورد هجوم قرار می گیرد.
عده ای معتقدند که فضای ادبیات ما دو قطبی شده است و به نظر این افراد بین جوایز تی و خصوصی یک دیوار بلند وجود دارد. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ معنی کلمه دو قطبی خیلی واضح است و زمانی که ما می گوییم فلان چیز دو قطبی است، یعنی به دو دسته تقسیم می شود که تقریبا هستند. با احترام به همه جوایز ادبی، من هرچه تلاش می کنم این دو قطب را نمی بینم. با صراحت تمام می گویم که هیچ جایزه ای در به شفافیت چهار دوره گذشته جایزه جلال نبوده است. ما همه موارد را به صورت کاملا شفاف اعلام کردیم. شما کدام جایزه را می شناسید که به این شکل مطالب را بیان کند. عده ای برای مطرح خود از روش های مختلفی استفاده می کنند. به اعتقاد من زمانی یک جایزه تبدیل به قطب می شود که مدت زمان طولانی فعال باشد. این روزها برخی از دوستان جامعه ادبی که اتفاقا کار خودشان را هم خوب بلد هستند، تخصص درست جایزه یک ساله دارند. یعنی نگهداری چند ساله یک جایزه کار سختی شده است و کار آسان آن است که یک جایزه را راه اندازی و بعد از یک دوره آن را تعطیل کنند و هوار بکشند که آی مردم جایزه ما را به دلیل مسائل خاص تعطیل د. متاسفانه عده ای از دوستان جایزه برگزار می کنند که آن را تعطیل کنند. به نظر شما کدام یک از جوایز به نقد ادبی توجه کرده اند و به آن جایزه داده اند و کدام جایزه دغدغه ورود به حوزه مستندنگاری را داشته است؟
یکی از دوستان که عضو برگزاری یک جایزه ادبی است، معتقد است که جایزه جلال در حال ت یب جوایز خصوصی است. دیدگاه شما نسبت به این صحبت ها چیست؟ برگزارکنندگان جایزه جلال به قدری سرشان شلوغ است که وقت پرداختن به این مسائل را ندارند. با صراحت از همین تریبون اعلام می کنم که برگزاری هر جایزه سالمی در حوزه ادبیات در وهله نخست به نفع بنیاد شعر و ادبیات داستانی است؛ چراکه وظیفه ماست که ادبیات خلاقانه را تقویت کنیم. ما خوشحال می شویم که در کشورمان جایزه سلامت داشته باشیم؛ به نظر من اگر قرار است جایزه ای برگزار شود، باید سالم برگزار شود؛ زیرا در غیر این صورت نمی تواند به ادبیات کمک کند. البته باید در تبیین خصوصی بودن جایزه هم تاملی کرد. جایزه خصوصی یعنی چه؟ آیا کلمه خصوصی در مقابل کلمه تی استفاده می­شود؟ پس این جوایز باید از هر کمک تی و حکومتی مبرا باشند. آیا واقعا این طور است؟ پس چرا اینقدر درخواست از ت و نهادهای عمومی برای کمک به جوایز وجود دارد؟ سوال بعدی اینکه آیا کلمه «خصوصی» در ترکیب «جوایز خصوص» فقط در برابر کلمه « تی» در ایران معنا پیدا می­کند یا برگزارکنندگان جوایز خصوصی با جوایز تی دیگر کشورها هم زاویه هایی دارند. به این سوالات باید در یک فرصت دیگر پرداخت. اما اگر در یک جمله نظر من را راجع به جوایز ادبی می­خواهید بدانید باید بگویم جایزه باید درست برگزار شود. این مهمتر از خصوصی و تی بودن است.
ساعاتی پیش، برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند. در ادامه، تصاویر منتخب سال جاری این مسابقات را مشاهده خواهید کرد.مسابقه عکاسی با آیفون یا iphone p og hy awards (به اختصار، ippawards) هر ساله برگزار شده و بسیاری از مشتاقان به عکاسی را تحت تاثیر قرار داده است. برخی از این ع های گرفته شده با آیفون بسیاری حرفه ای بوده و به نظر نمی رسد با یک گوشی هوشمند گرفته شده باشند.حال با انتشار تصاویر منتخب مسابقه عکاسی با آیفون 2017 خواهیم دید که اگرچه برخی از آنها تنها یک فریم از یک سری از اتفاقات را به ما نشان داده اند، اما داستانی گاه غم انگیز را با خود به تصویر می کشند.برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدندبرنده جایزه بزرگبرنده جایزه بزرگ مسابقه عکاسی با آیفون 2017 توسط هنرمندی به نام سباستیانو تامادا (sebastiano tomada) گرفته شده و دو کودک را در یکی از خیابان های کشور عراق نشان داده است. در پشت سر آنها، چاه نفتی شعله ور در آتش جنگ، خود گویای همه چیز است.در ادامه نیز ع های اول و دوم، به همراه برندگان دسته های مختلف به نمایش درآمده اند. این دسته ها شامل مواردی همچون پرتره جذاب، چشم انداز زیبا و دیگر موارد الهام بخش برای عکاسی با گوشی آیفون هستند.برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند مقام اول
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند مقام دوم
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدند
برندگان مسابقه عکاسی با آیفون 2017 (ippawards 2017) مشخص شدندمنبع :phonearena
جوایز ادبی مهم دنیا، به دلیل استمرار و نیز معیارهای مشخص انتخاب شده اند و تقدیر از آثار و نویسندگان هرکدام به این دلیل که سلایق خاصی را بی توجه به فرامتن های - تبلیغاتی و... پوشش می دهند، جایگاهی تثبیت شده یافته اند؛ و به این دلیل هم برنده شدن اثر یا نویسنده ای در آنها می تواند در حکم اعتبار و افتخاری بزرگ برای آنان محسوب شود و به عبارت بهتر برنده را در مدت زمانی کوتاه بدل به یک برند در حرفه اش کند... ارزش نقدی برخی جوایز ادبی آنچنان قابل توجه است که مابقی عمر نویسنده را تضمین می کند و این خود می تواند مرهمی بر دغدغه های فکری نویسنده شده و او را در خلق دیگر آثار برجسته و ماندگار کمک کند. اما همه چیز این جوایز در مبلغ جوایز نقدی خلاصه نمی شود. در واقع فارغ از جایزه نقدی بیشترین سود برخی جوایز از مطرح شدن نام نویسندگان به واسطه این جایزه ها و به تبع آن فروش بیشتر آثار و بالا رفتن میزان ترجمه آثار به نویسندگان می رسد.مطلبی که در پی می آید، نگاهی دارد به برخی از مطرح ترین جایزه های بین المللی کتاب و ادبیات...نوبل ادبیاتتاسیس: 1910کشور: سوئددایره انتخاب: بین المللیمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: مجموع کارهای نویسنده ای که بیشترین را به تعریف بنیاد نوبل از کار ایده آل دارد. در واقع این جایزه نه به یک اثر، بلکه به یک عمر تلاش نویسنده اعطا می شود.جایزه: مدال طلا، دیپلم افتخار از سوی پادشاه سوئد و مقداری پول که بستگی به میزان درآمد بنیاد نوبل در سال گذشته اش دارد.محور انتقادات: تعریف کار ایده آل از سوی این بنیاد تعریف مشخص و دقیقی نیست. به شدت است و مانند نوبل صلح بر اساس تفکرات و جهت گیری های نویسنده و نه کیفیت آثار او، برنده را انتخاب مین کنند. بیشتر بر روی کارهایی تمرکز دارد که به زبان انگلیسی نوشته و یا اصولا در کشورهای غربی بالاخص حوزه اسک ناوی منتشر شده اند. یکی دیگر از انتقادات به این جایزه آن است که تعدادی از نویسندگان سرشناس که آثار آنان با اقبال مردم و منتقدان مواجه شده اند، هرگز این جایزه را دریافت ن د.جنجالی ترین برندگان جایزه: «وینستون چرچیل» سیاستمدار بریتانیایی به خاطر نوشته هایش به ویژه «جنگ جهانی دوم» در سال 1953 برنده این جایزه شد.
«اورهان پوهاک» نویسنده ترک که گفته می شود به خاطر موضع گیری ضد حکومتی اش این جایزه را دریافت کرده است.
«باب دیلان» آهنگساز یی که اعطای جایزه به او بحث های زیادی را به وجود آورد. او مدت ها از دریافت جایزه خودداری کرد.معروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: آناتول فرانس، رومن رولان، ویلیام باتلر ییتز، جورج برنارد شاو، توماس مان، یوجین اونیل، تی اس الیوت، ویلیام فالکنر، برتلند راسل، ارنست همینگوی، آلبر کامو، جان اشتاین بک، ژان پل سارتر، میخائیل شولوخوف، ساموئل بکت، پابلو ترودا، هاینریش بل، سال بلو، گابریل گارسیا مارکز، نجیب محفوظ، ژوزه ساراماگو، گونتر ، هارولد پینتر، اورهان پاتوک، دوریس لسینگ، هرتا مولر، آلیس مونرو، کازوئو ایشی گورومیزان اهمیت جایزه : جایزه نوبل مهم ترین جایزه ادبی در سراسر دنیاست.جایزه بوکر (من بوکر)تاسیس: 1986کشور: انگلستاندایره انتخاب: در ابتدا بریتانیا و از سال 2005 بین المللیمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: تا سال 2015 این جایزه هر ساله به یک رمان انگلیسی زبان که در بریتانیا چاپ شده بود اعطا می شد اما از آن سال با تغییر قوانینی که صورت گرفت، تمام آثاری را که به زبان انگلیسی چاپ می شود شامل می شود. همچنین به آثار دیگر کشورها که به زبان انگلیسی ترجمه شده باشد، جایزه تعلق می گیرد که در صورت برنده شدن، جایزه نقدی بین نویسنده و مترجم تقسیم می شود.جایزه: 50 هزار پوندمحور انتقادات: هیئت تعیین کننده نامزدهای این جایزه معمولا به فساد متهم می شوند. داشتن نگاه امپریالیستی و یا نفوذ بیش از حد نویسندگان و داوران یی در این جایزه در سال های اخیر از دیگر مواردی هستند که جنجال های زیادی را در این خصوص به پا کرده اند.جنجالی ترین برندگان جایزه: سلمان رشدیمعروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: کازوئو ایشی گورو، مارگارت اتوودمیزان اهمیت جایزه: رکورد بالاترین میزان جایزه نقدی ادبی جهان از سال 2002 متعلق به این جایزه است.دیگر جوایز بوکر: بوکر علاوه بر جایزه اصلی، بخش های دیگری از جمله بوکر روسی، بوکر عربی و بوکر آسیایی نیز دارد. گفتنی است بوکر عربی با همکاری امارات متحده عربی راه اندازی شده است. در بخش بوکر آسیایی از ایران کتاب «زوال کلنل» نوشته محمود ت آبادی یک بار ک د این جایزه شده است.جایزه گوتهتاسیس: 1927کشور: آلماندایره انتخاب: ادبیات به زبان آلمانیمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: جایزه عموما به نویسندگان ادبیات آلمانی اعطا می شود ولی چندین بار به افرادی که آثار خلاقانه در زمینه های علمی داشته اند تعلق گرفته است. این جایزه تا سال 1955 به صورت سالانه اعطا می شد و بعد از آن به صورت سه سالانه برگزار می شود.جایزه: مدال گوتهمعروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: زیگموند فروید، توماس مان، اینگمار برگمان، هرمان هسهجایزه هانس کریستین اندرسنتاسیس: 1956کشور: دانمارکمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: این جایزه در واقع دو مقام ادبی متفاوت دارد. اولین جایزه به افرادی که خدماتی طولانی در زمینه کتاب ک ن از جمله طراحی، نویسندگی و ترجمه ادبیات ک ن داشته اند اهدا می شود و جایزه دوم که «جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن» نامیده می شود از سال 2010 به راه افتاده و جایزه ای است که هر دو سال یک بار به بهترین نویسنده ادبی که آثاری شبیه آثار هانس کریستین اندرسن بنویسد ارائه می شود.جایزه: در بخش اول نشان هانس کریستین اندرسون، مدال طلایی با ضرب چهره اندرسون و در بخش دوم 500 هزار کرون (حدود 90 هزار دلار) و یک مجسمه برنزیمعروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: هاروکی موراکامی، پائولو کوئلیو، ایزابل آلنده و جی کی رولینگ از برندگان این جایزه هستند. در سال 2014 این جایزه به سلمان رشدی تعلق گرفت.در بخش اول این جایزه (بخش ک ن) از ایران، هوشنگ مرادی کرمانی برای این جایزه در سال 1992 نامزد شد و در سال 1974 نیز تصویرگر کتاب ک ن، فرشید متقالی برنده این جایزه شد.میزان اهمیت جایزه: بخش اول این جایزه که مربوط به ک ن است به نوبل ادبیات ک ن معروف است و یکی از مهم ترین جوایز ادبی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان در تمام دنیا به حساب می آید. این جایزه توسط ملکه دانمارک به برندگان اهدا می شود.جایزه فرانتس کافکاتاسیس: 2001کشور: جمهوری چکدایره انتخاب: بین المللیمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: ویژگی انسانی داشتن و ارتباط اثر با ترویج تحمل و مدارای فرهنگی، ملی، زبانی و مذهبی، شخصیت وجودی و داشتن کاراکتری که فراتر از زمان باشد و توانایی اثر در نشان دادن و شهادت تاریخی دادن در مورد زمانه ای که در آن زندگی می کنیم.جایزه: 10 هزار دلار ، دیپلم افتخار و تندیس برنزیمحور انتقادات: توجه بیشتر به کشور چک و همچنین آثار فرانسوی زبان.جنجالی ترین برندگان جایزه: هاروکی موراکامیمعروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: پیتر هانتکه، ایوان کلیما، فیلیپ رات، مارگارت آتوودمیزان اهمیت جایزه: به دلیل این که در دو سال مختلف (2004 و 2005) برندگان جایزه فرانتس کافکا توانستند جایزه ادبی نوبل را نیز از آن خود کنند، این جایزه و معیار انتخاب های آن به یکی از مهم ترین رویدادهای ادبی قبل از نوبل تبدیل شد.جایزه پولیتزرتاسیس: 1917کشور: دایره انتخاب: معرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیات (اسلایدشو)معیار انتخاب: آثار برتر در زمینه رو مه نگاری مطبوعاتی، رو مه نگاری آنلاین، ادبیات و تولید موسیقی که در 21 بخش متفاوت به صورت سالانه به برندگان اهدا می شود.جایزه: در بخش رو مه نگاری مدال طلا و در باقی بخش ها 15 هزار دلار نقد .محور انتقادات: دو هیئت ژوری و هیئت جایزه پولیتزر به انتخاب آثار می پردازند. برای سال های متوالی اختلافات بین این دو هیئت باعث می شد هیئت ژوری کتاب ها و نویسندگانی را برای دریافت جایزه به هیئت جایزه معرفی کند، اما هیئت جایزه بدون توجه به آنها، کتاب و نویسنده جدیدی را برای دریافت جایزه در نظر بگیرد. این مسئله باعث به وجود آمدن جنجال های زیادی در این خصوص شده است.جنجالی ترین برندگان جایزه: در سال 1941 «ارنست همینگوی» توسط هیئت ژوری انتخاب شد اما با دخ ریاست کلمبیا با این توضیح که ممکن است بین محتوای رمان و این ارتباطی وجود داشته باشد، هیئت جایزه پولیتزر این تصمیم را رد کرد و در آن سال جایزه ای اعطا نشد.در سال 1974 توماس پینچن توسط هیئت ژوری بخش داستانی انتخاب شد ولی باز هم هیئت جایزه پولیتزر این تصمیم را رد کرد و در آن سال هیچ جایزه ای اعطا نشد. کتاب «ریشه ها» نوشته ال هیلی بعد از دریافت جایزه ویژه پولیتزر به اتهام کپی برداری از دو کتاب در دادگاه مورد بررسی قرار گرفت که در یکی از این پرونده ها تبرئه شد ولی اتهام کپی قسمت هایی از کتاب «کورلندر» به اثبات رسید و هیلی م م به پرداخت جریمه 650 هزار دلاری شد. هیلی این اتفاقات را دسیسه چینی علیه خود به خاطر روایت موفقیت آمیز ظلم های تاریخی به سیاهان برشمرد.تنها برنده ایرانی این جایزه، جهانگیر رزمی است که ع های او از صحنه های دسته جمعی مخالفان در کردستان 1358 باعث شد تا وی موفق به دریافت این جایزه شود. رزمی پس از 27 سال سکوت در 2006 اعلام کرد که ع های مشهور در کردستان را او گرفته است. بیش از این، وی تنها برنده ناشناس در تاریخ این جایزه به شمار می رفت.معروف ترین نویسندگانی که این جایزه را در بخش داستانی دریافت کرده اند: مارگارت میچل (برباد رفته)، جان اشتاین بک (خوشه های خشم)، ارنست همینگوی (پیرمرد و دریا)، ویلیام فالکنر (چپاولگران)، ها رلی (کشتن مرغ مقلد)، سال بلو (هدیه هومیولت)، ال س هیلی (ریشه ها)، جان کندی تول (اتحادیه ابلهان)، جومپا لاهیری (مترجم دردها).جایزه ادگار آلن پوتاسیس: 1954کشور: (نیویورک)معرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: این جایزه هر سال در 22 بخش به بهترین آثار سال گذشته اهدا می شود. از جمله این بخش ها، بهترین برنامه تلویزیونی، ، تئاتر، نمایش رادیویی، خارجی و ... در بخش ادبیات نیز این جایزه به بهترین آثار یی در حوزه ادبیات داستانی رازآلود و ادبیات غیر داستانی، در سال گذشته تعلق می گیرد.معروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: استیون کینگ، ریموند چندلر، آگاتا کریستیمیزان اهمیت جایزه: این جایزه مهم ترین جایزه ادبی و فرهنگی در زمینه ادبیات رازآلود در ست.جایزه ادبی نتاسیس: 1996 (این جایزه تا سال 2006 به نام جایزه ادبیات داستانی اورنج شناخته می شد و از آن سال به نام جایزه ادبیات داستانی بیلیز شناخته می شود.)کشور: بریتانیادایره انتخاب: رمان نویسندگان زن انگلیسی زبانمعرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: این جایزه در واقع اعتراض به برنده نشدن ادبیات ن و نویسندگان زن در جایزه های مهم بین المللی مانند «نوبل» و «من بوکر» ایجاد شد. این جایزه به بهترین رمان نوشته شده توسط ن به زبان انگلیسی و انتشار یافته در بریتانیا اهدا می شود.جایزه: 30 هزار پوند پول نقد و تندیس برتریمحور انتقادات: این که در این جایزه مردان نویسنده به کل کنار گذاشته شده اند انتقادات زیادی را متوجه موسسان این جایزه کرده است. برنده جایزه «من بوکر» در سال 1990 که یک زن بود بیان کرده است که ت عامل مهمی در این جایزه است و به همین دلیل از فرستادن کارهای خود برای هیئت انتخاب کننده آثار خودداری کرد. در سال های آغازین نظریه پرداز و رو مه نگار استرالیایی، «جرمن گریز» در مورد این جشنواره ادعا کرد که «این جایزه در ابتدا تنها به نویسندگان زیبا (نه شایسته) تعلق می گیرد.»این جشنواره از طریق حساب کاربری توئیتر خود اقدام به نظرسنجی در مورد تاثیرگذارترین نویسنده زن کرد که در این میان «ها ر لی» از رتبه اول را ب کرد و «جی کی رولینگ» رتبه چهارم را از آن خود کرد. نویسندگان آثاری چون «جین ایر»، «بلندی های بادگیر»، «غرور و تعصب» نیز در این لیست قرار گرفتند.جایزه پن (ارنست همینگوی)تاسیس: 1976کشور: دایره انتخاب: نویسندگان تازه کار در ادبیات معرفی و بررسی جوایز جهانی ادبیاتمعیار انتخاب: آثار برتر در زمینه داستان کوتاه و یا رمان که نویسنده آن تا به حال هیچ کت منتشر نکرده است. این جایزه توسط «بنیاد ارنست همینگوی» و خانواده او و با همکاری بنیاد پن از انگلستان به نویسندگان تازه کار اعطا می شود.جایزه: 35 هزار دلار پول نقدمعروف ترین نویسندگانی که این جایزه را دریافت کرده اند: جومپا لاهیری (مترجم دردها)، آتوسا مشفق برای رمان «الین» نیز توانسته است این جایزه را ب کند.