مطروحه ای از انقلاب برای شاعران مذهبی س را

گروه فرهنگی: مراسم اختتامیه اولین دوره مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» ویژه دانش آموزان و فرهنگیان آموزش و پرورش لرستان یک شنبه، ۲۱ آبان در م آباد برگزار شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مراسم اختتامیه اولین دوره مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» ویژه دانش آموزان و فرهنگیان آموزش و پرورش لرستان یک شنبه، ۲۱ آبان در محل تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی و هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد ی لرستان برگزار شد.در این مراسم از منتخبان این مسابقه شعر عاشورایی در دو بخش دانش آموزی و فرهنگیان و همچنین از شیرزاد بسطامی، معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد ی لرستان تجلیل شد.
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
گزارش تصویری اختتامیه مسابقه «شعر شاعران عاشورایی» در م آباد
خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات ـ نفیسه اسماعیلی: هرچند تعداد شاعران خوب و تاثیرگذار، نسبت به چندین هزار شاعر فعال در عرصه ادبیات، رقمی بسیار محدود و با هرگونه ارفاق از عددی دورقمی افزون تر نخواهد شد، با این حال اگر از هریک از علاقه مندان جدی شعر امروز، در این باره پرسش شود با چشم بسته و با اندکی درنگ، می توانند از 20 - 30 شاعر خوب و تاثیرگذار نام ببرند.حالا اگر این نکته به همین پرسش اضافه شود که شاعران خوبی را نام ببرید که علاوه بر سرودن شعرهای ممتاز، در زمینه ارائه طرح های نوین و عرصه مدیریت فرهنگی، دارای چهره ای صاحب نظر و نقشی قابل اعتنا باشند، زمان همان درنگ های مختصر مخاطب حرفه ای، چند برابر می شود، اما تعداد گزینه هایی که به شمارش در می آورد، مطمئنا از تعداد انگشت های یک دست، بیشتر نخواهد شد!
این اشاره مقدماتی مهم از آن جهت در سرآغاز سخن آمد تا گفته شود، «محمدرضا عبدالملکیان» شاعر نام آشنای شعر امروز و یکی از چند نیمایی سرای شاخص ادبیات اکنون، حدود سه دهه در عرصه مدیریت فرهنگی کشور، از تاثیرگذارترین شاعران امروز ایران بوده است. او از جمله:- پایه گذاران، عضو و مشاور ارشد شورای عالی «خانه هنرمندان ایران» از سال 78 تاکنون بوده است.
- یکی از پایه گذاران دفتر شعر جوان در سال 68 و مدیرعامل این مجموعه از آغاز تا سال 90 است.
- ارائه کننده طرح «همایش شاعران ایران و جهان» است و نقش موثر در اجرای دو دوره این طرح با حضور حدود 100 شاعر از 40 کشور جهان داشت.
- ارائه کننده طرح «تا قله های شعر» و مدیریت اجرای این طرح با سفر حدود 140 شاعر ایران به 5 کشور منطقه به منظور بزرگداشت شاعرانی چون رودکی، نظامی، مولانا، اقبال لاهوری، بیدل، خسرو دهلوی و.... حدود 30 سفر گروهی شاعران و هنرمندان به ای داخلی کشور.
- ارایه طرح «مهمان ماه» و مدیریت اجرای حدود 25 برنامه در این قالب برای بزرگداشت شاعران امروز ایران.
- ارائه «طرح کتاب سال شعر جوان» و دبیر 7 دوره اجرای این طرح.
- ارائه طرح «کنگره شعر جوان» و دبیر 10 دوره اجرای این کنگره.
- 5 دوره دبیری بخش شعر جشنواره فرهنگی ـ هنری «شمسه» و
- عضویت چندین ساله در «شورای شعر»، ستاد برگزاری «هفته کتاب»، شورای سیاست گذاری «جشنواره شعر فجر» و... را در کارنامه دارد.
عبدالملکیان، اکنون نیز طراحی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» و مسئولیت دبیری علمی این کنگره ملی در دست اجرا را عهده دار است.قراری برای مصاحبه هماهنگ شد تا بواسطه مسئولیت وی در کنگره شعر نو (که قرار است اردیبهشت امسال برگزار شود) و همچنین در زمینه سایر مسائل شعر امروز باهم گفتگو کنیم.
به پیشنهاد او قرارمان، ساعت 10 صبح یکی از روزهای آ اسفند، در منزل شاعر واقع در منطقه صادقیه، حوالی محله شهر زیبا بود. چرا که آقای عبدالملکیان اخیرا دیسک گردن خود را عمل کرده و دوران نقاهت را در منزل سپری می کرد.
یک تبلت و چند جلد کتاب و یادداشت روی میز کارش بود و دور تا دور اتاقش کتابخانه ای بود با حدود 3 - 4 هزار جلد کتاب.
با این شاعر قرار گذاشتیم که گفتگو خیلی رسمی و کلیشه ای نباشد، بلکه صراحت چاشنی اش باشد.همسرش که با چای و شیرینی وارد شد، گفت: 38 سال است که باهم زندگی می کنیم. در یک جلسه سخنرانی اوایل انقلاب در تهران آشنا شدیم و سال بعد ازدواج کردیم و سال 59 نیز، خداوند «گروس» را نصیب ما کرد؛ درست 18 روز بعد از شروع جنگ، به دنیا آمد و در شعری گفته ام:
مادرم، اولین روز جنگ گریست
پسرم، هجدهمین روز جنگ
متولد شد
و من نیز اولین روز زمستان
قلم را بر زمین خواهم گذاشت
تا تفنگ بردارم....
شعر نسبتا بلندی است که آن را در همان آبان 59 نوشته ام و در مطبوعات آن روزها منتشر شده و به یک معنا جزو نخستین شعرهای جنگ، به حساب می آید. * این ماجرای اولین روز زمستان...؟مشمولان سال 56 را فراخوانده بودند برای اعزام به جبهه، که شامل من هم می شد. در روز مقرر، گروس یکی دو ماهه را بوسیدم، با همسرم خداحافظی ، م را برداشتم و به پادگان ع آباد آن سال ها رفتم. بعد از سه - چهار ساعت در صف ایستادن و اعزام تدریجی، حدود 10-15 اتوبوس از همین منقضی خدمت های 56 به بقیه گفتند بروید و چند روز بعد بیایید. خلاصه دو - سه نوبت رفتیم و اعزام ما میسر نشد و بعد هم گفتند: «فعلا بروید، اگر احتیاج بود، بعدا خبرتان می کنیم» که دیگر خبری نشد و من هم آمدم در پشت جبهه و شروع به شعر نوشتن.ماجرای انتخاب یک نام* انتخاب اسم «گروس» برای خیلی از علاقه مندان شما و همچنین علاقه مندان گروس جای سئوال دارد. معنی این اسم چیست و چرا شما آن را انتخاب کردید؟گروس اسم منطقه ای است واقع در بین ای قزوین، همدان و سنندج با مرکزیت «بیجار» که اصطلاحاً به آن بیجار گروس هم گفته می شود. پدرم فرزند یکی از روستاهای همین منطقه با نام «کی تو» (kyto) بوده که این روستا در چند کیلومتری غار مشهور علیصدر واقع شده. اهالی این منطقه ترک زبان بوده و هستند؛ اما مادر پدرم از طوایف ایل عبدالملکی بوده که پیشینه و قدمت این ایل به بیش از 1000 سال می رسد. ییلاق و قشلاق نخستین آنها در منطقه «اورمان» یا «اورمانات» بوده که بعدها به مناطق دیگر کردستان، تغییر مکان می دهند و بخش عمده ای از آنان در همین منطقه بیجار گروس سکنا می گزینند. حمله نیروهای عثمانی اندکی قبل از جنگ جهانی اول به منطقه بیجار گروس موجب مهاجرت ناخواسته و شبانه بسیاری از نان منطقه به ای اطراف می شود. پدرم که آن زمان کودکی 5-6 ساله بوده به اتفاق مادرش و برخی از بستگان به نهاوند می رسند و تقدیر این گونه رقم می زند که برای همیشه در این شهر ن شوند. اهالی نهاوند به سبب زبان و فرهنگ، های فراوانی به قوم لر دارند و به عبارتی لر محسوب می شوند. جالب آن که یکی از قله های رشته کوه زاگرس در منطقه نهاوند به همین اسم «گروس» نامیده می شود. از این منظر، گروس را می توان نماد پیوند مستحکم سه قوم کرد و ترک و لر نیز قلمداد کرد و به حساب آورد.استارت «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برای رفع آسیب ها* فعلا حدود نیم قرن را به یکباره پشت سر بگذاریم و به تازه ترین دلمشغولی شما یعنی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برسیم که چند ماهی است ذهن جامعه ادبی کشور را به خود مشغول کرده است. شما در جایی در مورد این کنگره از تفاوت های محسوسش با سایر کنگره ها، جشنواره ها و رخدادهای ادبی - فرهنگی کشور سخن گفته بودید. این تفاوت ها چیست؟چندین تفاوت عمده و محسوس و در پی آن هدفگذاری های بزرگ و اساسی است که امیدوارم امکان تحقق آن ها میسر شود. نخستین تفاوت، شکل برگزاری این کنگره است. برای هر کنگره، وقتی همه مقدمات و ساز و کارها تدارک دیده شود، معمولا با دعوت از مهمان ها، مباحث و موضوعات کنگره، طی یک گردهمایی 3 - 4 روزه به آگاهی مدعوین رسانده می شود و سایر علاقه مندان نیز از طریق رسانه های خبری، اخبار کنگره را دریافت می کنند.
اما نحوه برگزاری «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، کمی با این شیوه مرسوم، متفاوت است. دلیل عمده این مطلب هم بحران ها و معضلات گسترده ای است که سال هاست گریبانگیر شعر امروز ایران شده است. نشان دادن ابعاد و خسارت های ناشی از این معضلات به قدری دارای اهمیت و به یک معنا عمیق است که در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه نمی توان آن گونه که باید آن ها را نشان داد و برای حل آسیب های یادشده چاره شی کرد. به همین سبب تصمیم گرفتیم تا با راه اندازی یک کانال فعال کارشناسی، به تدریج و در یک ظرف زمانی چند یا چندین ماهه و حتی شاید به صورتی مستمر و همیشگی، به این موضوعات بپردازیم و برای رفع آسیب های اتفاق افتاده چاره شی کنیم.شاعرانی که مسابقه محورند!* با توجه به این اشاره کلی و در پاسخ به خیل زیادی از علاقه مندان که به صورت پیوسته می پرسند، کنگره چه زمانی برگزار می شود، هم توضیح دهید.از زمان فعال شدن کانال کنگره شعر نو ایران، به یک معنا مرحله اول برگزاری کنگره آغاز شده است. البته این پرسش محوری مخاطبان ریشه در یکی از بحران ها و آسیب های جدی همین چند ساله اخیر دارد و آن هم رشد بی رویه تفکر مسابقه محوری و به تبع آن شکل گیری یک طیف گسترده به عنوان «شاعران جایزه بگیر» در عرصه ادبیات امروز است!
وقتی مقدمات کار برای شروع کنگره شعر نو ایران فراهم شد، یکی از برنامه های کنگره، جمع آوری نمونه شعرهای شاعران امروز و انتخاب شعرهای بهتر برای تنظیم و انتشار یک گزینه شعر مناسب به صورت کتاب بود. به همین سبب فراخوان دادیم تا شاعران سراسر کشور، نمونه شعرهای خود را برای کنگره بفرستند. متاسفانه اکثر قریب به اتفاق شاعران، با همان ذهنیت مسابقه محور و با هدف گرفتن جایزه، با فراخوان این کنگره مواجه شدند!
پدیده مسابقه محوری یکی از آسیب های جدی شعر امروز است که به سبب گسترش موج مدیران ناکارآمد و غیر فرهنگی در پست های مدیریت فرهنگی دستگاه های گوناگون به وجود آمده است و طی چند سال اخیر با شدت هرچه تمام تر رو به فزونی داشته است! بی آنکه به خسارت های هنگفت این پدیده بسیار زیان بار، توجه جدی معطوف شده باشد.
در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور به بیش از 200 عنوان رسیده بود * این گونه مسابقات حدودا از چه زمانی و با چه اه ی شکل گرفته است؟تا آنجا که به یاد دارم، این گونه مسابقات در پیش از انقلاب، بسیار محدود و تعداد آنها به صورت سراسری، شاید از دو سه عنوان نمی کرد. بعد از انقلاب و از سال های نخست جنگ، به تدریج این گونه مسابقات در برخی از دستگاه های فرهنگی مثل وزارت ارشاد آغاز شد که شاید در سال پایانی جنگ، تعداد مسابقات شعر در دستگاه های فرهنگی گوناگون به حداکثر 10 عنوان رسیده بود. هر چه فاصله ما از سال های پایان جنگ بیشتر شد، تعداد مسابقات شعر نیز (با بهانه شناسایی استعدادها) با فزونی بیشتری مواجه شد! به گونه ای که در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور، به بیش از 200 عنوان رسیده بود و هدف پیش بینی شده برای اکثرقریب به اتفاق این مسابقات، شناسایی استعدادها قلمداد شده بود! بی آنکه مدیران ناکارآمدی که اقدام به برگزاری این مسابقات می د، توجه داشته باشند که موضوع شناسایی استعدادها، با گسترش حیرت انگیز فضای مجازی در سال های اخیر، دیگر به قول معروف محلی از اعراب ندارد!هنرمندان ما از نزدیک شدن به احزاب ، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده اند* در مرور و بررسی مطالب محوری کانال کنگره شعر نو ایران، در یک جمع بندی کلی با حدود 20 موضوع یا مطلب اساسی مواجه می شویم که همه آنها با قلم شما و به یک معنا دغدغه های محمدرضا عبدالملکیان به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران نوشته شده اند. اکثر این یادداشت ها، موضوعاتی است که در زیر عنوان کلی «آسیب شناسی شعر امروز» به نگارش در آمده است که انصافا می توان گفت همه آن ها مهم و جای گفتگو دارد، اما در میان این مطالب، شما چند نامه هم به مقامات و مسئولان فرهنگی کشور نوشته اید؛ از جمله به رئیس جمهور، ارشاد، سخنگوی ت، شهردار تهران و همچنین آقای مسجدجامعی عضو شورای شهر، که می خواستم در مورد این نامه ها، به ویژه نامه به آقای مسجدجامعی بیش تر توضیح بدهید؛ همان توضیحاتی که در پایان نامه به ایشان وعده بیان آن ها را داده اید؟آشنایی و دوستی من با آقای مسجدجامعی به دهه اول انقلاب برمی گردد. ایشان تحصیل کرده دانشکده علوم اجتماعی تهران بودند؛ یعنی همان محلی که شروع کار تی و اداری من در سال 57 (چند ماه قبل از پیروزی انقلاب) از آن جا آغاز شد. همان سال های اول انقلاب با آقای مسجدجامعی که در وزارت ارشاد مشغول خدمت بودند آشنا شدم. شخصیتی فرهنگی، با دانش، صبور و فروتن.در سال هایی که ایشان معاون فرهنگی وزارت ارشاد بود و من مدیر عامل دفتر شعر جوان بودم، ارتباط بیشتری داشتیم. بعد منصوب پست وزارت شدند و بعد چهره ای شاخص تر در عرصه جناح بندی های و طبیعتا شاید عهده دار مسئولیت های بیشتر در همین زمینه و بعد کمرنگ شدن تدریجی ارتباط، به سبب دلبستگی بیشتر ایشان به خط کشی ها و جناح بندی های و متقابلا فاصله گرفتن من که چندان دل خوشی از گروه ها و احزاب نداشتم؛ آن هم در عرصه فعالیت فرهنگی و هنری! چرا که در روند حرکتی تاریخ معاصر، هنر و هنرمندان ما، از محل نزدیک شدن به همین گروه ها و احزاب ، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده اند!موضوعی که گریبانگیر خانه شاعران شد/ «راکعی» سردمدار بود* دوستان و همکاران شما در خانه شاعران ایران که مناسبات و ارتباط خوبی با جریان اصلاحات و شخص آقای مسجدجامعی داشتند که تصور می کنم هنوز، همان روابط گرم به قوت خود باقی است؟بله، وقتی از دهه دوم بعد از انقلاب، به تدریج دو جریان شاخص «اصلاح طلب» و «اصولگرا» در عرصه و ب قدرت کشور پدیدار شدند، بسیاری از چهره ها و شخصیت های فعال به یکی از این دو سمت کشیده شدند و جریان روشنفکری نیز غالبا به گروه های اصلاح طلب متمایل شدند و به عضویت آن ها در آمدند که این پدیده اجتماعی، گریبانگیر انجمن شاعران و یا به قول شما خانه شاعران ایران نیز شد. سردمدار این اتفاق در انجمن شاعران خانم «فاطمه راکعی» بود که به عنوان مجلس در دوره ششم انتخاب و از آن پس بخش عمده انرژی و فعالیت ایشان، صرف فعالیت های شده و می شود!«خانه شاعران ایران»، «انجمن شاعران ایران»، «دفتر شعر جوان»! هنوز هم برای خیلی از علاقه مندان، جای پرسش دارد که این سه تشکل، چه فرقی باهم دارند؟* واقعا جای سوال است! آیا همه آن ها به سبب ماهیت یک تشکل هستند، اما با سه عنوان؟ یا اینکه واقعا تشکل های مستقل و متفاوتی هستند که جامعه ادبی از چگونگی ارتباط و تعامل آن ها مطلع نیست؟سابقه دفترشعر جوان به سال 68 برمی گردد؛ یک تشکل به قول معروف خارج از چارت سازمانی (هیاتی!) که با پیشنهاد ما و موافقت معاونت فرهنگی و معاونت هنری وزارت ارشاد در محل کتابخانه عمومی پارک شهر شروع به کار کرد و تا حدود 10 سال به همین نحو ادامه داد.6 امضا برای اساسنامه خانه شاعران/ امضاکنندگان هیات موسس شدند * ما؟ یعنی چه شاعرانی؟سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، فاطمه راکعی، ساعد باقری و من (محمدرضا عبدالملکیان).
حدود سال 76 به تدریج موضوع شکل گیری و راه اندازی یک انجمن سراسری برای همه شاعران کشور، مطرح شد که به تبع آن جمعی از دوستان شاعر (حدود 15 نفر) بعد از تشکیل چند جلسه در خصوص کلیات موضوع به تفاهم رسیدند و مقدمات این کار فراهم شد. وقتی فرمت اساسنامه را از وزارت ارشاد گرفتند، به ما گفتند که در این فرم فقط امکان نوشتن اسم 5 یا حداکثر 6 نفر به عنوان اعضای هیئت موسس وجود دارد. از آنجا که خیلی موضوع مهمی به نظر نمی رسید، به منظور تسریع در امور، 6 نفر از دوستان در دسترس (مشفق کاشانی، محمود شاهرخی، محمدرضا عبدالملکیان، قیصر امین پور، فاطمه راکعی و ساعد باقری) اساسنامه را امضاء د و نامشان به عنوان اعضای هیات موسس درج شد، اما به همین دلیل نام دوستانی چون حسین آهی، حسین اسرافیلی، علیرضا قزوه، پرویز بیگی و... در اساسنامه نیامد.هیچ تشکل اساسنامه داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد* دفتر شعر جوان هم درست به همین منوال صاحب اساسنامه شد؟با این تفاوت که به جای سیدحسن حسینی (که مدتی بود به لحاظ برخی اختلاف نظرهای پیش آمده با یکی دو نفر از اعضای هیئت مدیره دفتر) که به عنوان اعتراض از ادامه همکاری با دفتر شعر جوان، منصرف شده بود، «محمدرضا محمدی نیکو» جایگزین او شد. بدین ترتیب اعضای هیئت موسس دفتر هم که اساسنامه را امضاء د، عبارت شد از: قیصر امین پور، محمدرضا عبدالملکیان، ساعد باقری، فاطمه راکعی و محمدرضا محمدی نیکو.
در همان ایام، یعنی سال 78 مکان خانه شاعران ایران واقع در خیابان شهید کلاهدوز (خیابان ت) از طریق شهرداری منطقه 3 در اختیار این دو تشکل قرار گرفت و در درب ورودی این بنا کتیبه ای با عنوان «خانه شاعران معاصر ایران» نصب شد.
جان کلام این که تشکل های اساسنامه دار، فقط انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان هستند و هیچ تشکل اساسنامه داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد.اساسنامه امضا شده متعلق به یک تشکل صنفی نبود* شخص شما به چه دلیل از انجمن شاعران و بعد از دفتر شعر جوان کنار کشیدید؟خیلی تمایل پرداختن به این موضوع را ندارم. فقط به اشاره می گویم که بعد از مدتی، متوجه شدیم که اساسنامه فرمی را که امضاء کرده ایم، اساسنامه یک تشکل صنفی نیست. در واقع اساسنامه انجمن و اساسنامه دفتر، هر دو، بیانگر یک موسسه خصوصی بود؛ مثل ده ها موسسه خصوصی دیگر، که همان اعضای هیئت موسس، شرکای آن قلمداد می شدند و سهم شراکت هر یک از آن ها نیز در اساسنامه قید شده است. خلاصه آنکه بعد از گذشت چندین سال تازه متوجه شدیم که این انجمن، یک انجمن صنفی برای شاعران نیست و اگر چنین قصدی وجود دارد، اساسنامه باید اصلاح شود.خانه شاعران حیاط خلوت جریان اطلاحات شد* در طول این مدت تمایلی به تغییر در اساسنامه بود یا نه؟طی همین سال ها ابتدا « شاهرخی» و دو سه سال بعد، «قیصر امین پور» به رحمت خدا رفتند و بعد از آن نیز مشخص شد که «فاطمه راکعی» و «ساعد باقری» اصلا تمایلی به تغییر اساسنامه و شکل گیری یک انجمن صنفی ندارند و تنها انعطاف آن ها، این است که چند نفر از دوستان شاعر همفکر با تمایلات اصلاح طلبانه به عنوان عضو جدید به مجموعه اضافه کنند که مقدمات این کار را نیز تدارک دیده بودند که در همین مرحله من عطای ماندن در انجمن و دفتر را (که به یک معنا داشت به حیاط خلوت جریان اصلاحات تبدیل می شد) به لقایش بخشیدم و دیگر پا به آن جا نگذاشتم.* در چه سالی؟تصور می کنم سال 90* اما نام انجمن حاوی واژه ایران است نه انحصار؟در موضوع انجمن و دفتر، نمی خواهم خیلی درنگ کنم. تنها نکته ای که باید بر آن تاکید کنم این است که این انجمن، فقط از نام ایران در دریافت بودجه از دستگاه های فرهنگی استفاده می کند؛ در حالی که به سبب اساسنامه و ساختار، یک موسسه خصوصی و انتفاعی است با چند نفر شریک و به یک معنا سهامدار!چه دلیلی وجود دارد سالانه 100 میلیون تومان به انجمن شاعران پرداخت شود؟اما پرسش مشخصم از شخص آقای مسجدجامعی (که بیش از 10 سال است در سمت های گوناگون در شورای شهر حضور دارند) این است: دلیل مشخص شما برای پرداخت سالانه یک میلیارد ریال به همین موسسه خصوصی انجمن شاعران چیست؟ اگر شورای شهر سالانه کمک هایی به برخی از تشکل های صنفی مثل خانه تئاتر، انجمن موسیقی، انجمن خوشنویسان و... هریک با صدها نفر هنرمند عضو می کند، جناب عالی که بهتر از هر می دانید که انجمن شاعران، یک موسسه خصوصی چند نفره است. با کدام دلیل سالانه چنین مبلغ قابل ملاحظه ای را به آن ها اهدا می کنید؟ آیا جز آن که نفرات اصلی انجمن به سبب خط و ربط مرتبط و متمایل به جریان اصلاحات هستند، دلیل موجه دیگری دارید؟* اما نقدی که در آن مطلب به آقای مسجدجامعی کرده بودید در ارتباط با موضوع خانه نیما بود.بله، وقتی معلوم شد که خانه به جا مانده از نیما در تهران را از شمول میراث فرهنگی خارج کرده اند، برخی از شخصیت ها و تشکل ها در این موضوع ورود و موضع گیری د که این جانب هم به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران چند مطلب نوشتم.
در همین احوال جناب مسجدجامعی نیز طی یادداشتی به شهرداری تهران تذکر دادند که مواظب خانه نیما باشد که از شمول میراث فرهنگی خارج نشود! یادداشت ایشان برایم موجب تعجب و حیرت شد. چرا جناب ایشان که در زمان مسئولیت به عنوان ارشاد و پس از آن به عنوان عضو، رئیس کمیسیون فرهنگی و رئیس شورای شهر، این اجازه و اختیار را داشت که مشکل خانه نیما را حل کند که به گمان من در این کار قصور کرده بودند، حالا به اقتضای شرایط و برای آن که از قافله عقب نمانند، این یادداشت را خطاب به شهرداری نوشته بودند. من در آن گلایه نامه به همین موضوع پرداخته ام.عبدالملکیان پس از ج از خانه شاعران چه شد کنگره ب ا کرد؟* بعد از ج از خانه شاعران، مدتی از عبدالملکیان خبری نبود تا آنکه به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران، بار دیگر در عرصه فرهنگی ـ ادبی کشور ظاهر شد. این بار با حرف ها و دیدگاه های جدیدی که خواندن و شنیدنش برای جامعه ادبی و فرهنگی کشور تازگی داشت. اگر ممکن است درباره محورها و اه این کنگره نکات لازم را مطرح کنید؟از نوشتن نخستین شعر نو زبان فارسی توسط نیما یوشیج تا امروز دقیقا 80 سال می گذرد. طی این مدت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، پدیده شعر نو، که روز به روز در عرصه ادبیات کشور شاهد رشدش بوده ایم، متاسفانه این مجال را پیدا نکرد که به طور شایسته مورد استقبال دستگاه های فرهنگی و رسمی کشور و ها قرار بگیرد. الان فرصت پرداختن به دلایل آن نیست، اما واقعیت آن است که شعر نو ما پشت در ورودی این دستگاه ها و سازمان ها ماند و شاید حداکثر برای حدود 10 - 20 درصد ظریف شعر نو امکان عبور از این سد سفت و سخت فراهم شد.
در این جا مجال پرداختن به دلایل این موضوع فراهم نیست، اما به هر حال واقعیتی است که باید گفته شود. اولین هدف کنگره این است که چنین امکانی را برای شعر نو ایران فراهم کند.تفاهم با حوزه هنری برای برگزاری کنگره شعر نو به جای شعر سپید* پیشنهاد برگزاری این کنگره، چگونه مطرح شد؟اوایل تیر ماه 96 مدیریت حوزه هنری به من پیشنهاد داد تا مدیریت و هدایت برگزاری یک «جشنواره شعر سپید» را در گیلان بپذیرم. من برای بررسی کلیات موضوع فرصت خواستم که بعد از یک هفته، سه تا چهار جلسه م ی با مسئولان حوزه برگزار کردیم که در جمع بندی نهایی با دوستان حوزه هنری تفاهم کردیم که به جای «شعر سپید» که خودش شاخه ای از «شعر نو» است، از جشنواره عبور کرده و یک کنگره ملی و سراسری با عنوان «کنگره شعر نو ایران» برگزار کنیم.پس از این تفاهم و نظر به مسایل و مشکلات عدیده ای که گریبانگیر شعر امروز است، من قول دادم که همه دانش 50 ساله شعری و همه تجارب مدیریتی 30 ساله ام را در زمینه شعر و فرهنگ به کار بگیرم؛ منوط بر آنکه اختیار لازم مدیریتی برای این کار داشته باشم و طی مسیر دیدگاه ها و چشم اندازهایی که برای طی ادامه مسیر به آن ها می رسم به م و نظرخواهی بگذارم، که خوشبختانه از آغاز تا امروز در این زمینه شاهد کوچکترین مشکل و دخ غیرمتعارف و ناخواسته ای نبوده ام.* اما ظاهرا امکانات لازم برای برگزاری خود کنگره به خوبی فراهم نشده است و به همین دلیل چند بار زمان برگزاری کنگره به تعویق افتاده است.این موضوع از یک نظر درست است و از آن جا که این کنگره جزو برنامه های از قبل پیش بینی شده حوزه هنری نبوده در تامین اعتبار لازم، کمی تا قسمتی با مشکل مواجه شدند، اما از منظری دیگر، با راه اندازی کانال کنگره شعر نو در فضای مجازی، این نتیجه حاصل شد که بخش عمده ای از هدفگذاری های کنگره را ما می توانیم از طریق ظرفیت و امکانات همین فضای مجازی پیش ببریم و انجام دهیم که خوشبختانه استفاده از این شیوه به خوبی جواب داد و با قاطعیت می گویم پس از رسیدن به این تغییر نگرش، امروز چیزی بین 70 تا 80 درصد برنامه های کنگره را از طریق امکانات فضای مجازی پیش برده و پیش خواهیم برد.تفاوت های محسوس کنگره شعر نو/ حل مجموعه آسیب های ریشه دار و گریبانگیر شعر امروز* توضیح درباره اه و برنامه ها شاید کمی بیشتر به روشن شدن چگونگی اجرای این کنگره کمک کند.این کنگره تفاوت های محسوسی با سایر کنگره ها، جشنواره ها و دیگر برنامه های فرهنگی دارد که لازم است کمی درباره آن ها توضیح دهم.نظر به مسائل و مشکلات عدیده ای که گریبانگیر شعر امروز ایران است، پس از راه اندازی کانال کنگره و گذشت دو سه ماه، به این نتیجه رسیدیم که این کنگره نمی تواند در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه به اه مورد نظر خود برسد. حل مجموعه مسائل و آسیب های ریشه دار و گریبانگیر شعر امروز، به گونه ای است که نیاز به یک کار مستمر بلندمدت دارد. به همین دلیل، این نتیجه حاصل شد که در زمان و مدت اجرای کنگره بایدبازنگری جدی کرد و چنین شد که به گزینه بلندمدت رسیدیم. بلند مدت، یعنی چند ماهه و حتی یک ساله و بیشتر. بدین نحو اعلام کردیم که اجرای این کنگره از مقطع راه اندازی کانال شروع شده و تا ب نتایج پیش بینی شده ادامه دارد.معضلات و مشکلات جدی دامن گیر و فراروی شعر امروز در قالب «آسیب ها» دسته بندی شد و شروع کردیم به نوشتن یک سلسله مقالات با عنوان «آسیب شناسی شعر امروز» و درج و ارائه آن ها در کانال کنگره که تاکنون جمع این مقالات آسیب شناسی به حدود 30 مطلب رسیده است.

* ممکن است به برخی از محورهای اساسی مبتنی بر این آسیب شناسی ها اشاره کنید؟بله، موضوع مدیریت های فرهنگی ناآشنا یا کم آشنا به حوزه فرهنگ و هنر، یکی از جدی ترین آسیب های گریبانگیر شعر امروز است، این گونه مدیران که در این نوشتارها، از آن ها با عنوان «مدیران ناکارآمد» و یا «مدیران ایستا» نام برده شده است، انی هستند که از حوزه مسئولیتی خویش در زمینه شناخت هنر و هنرمندان، یا اطلاعاتی نداشته و ندارد و یا این اطلاعات حداقلی است. وجود چنین مدیران غیرخلاق که عموما دیکته نویس و مقلد مدیران قبلی هستند دستاورد مشخصی جز افزون سازی خسارات ندارد!به عنوان نمونه می توان شکل گیری و گسترش جریان برگزاری «مسابقات شعر» و به تبع آن به وجود آمدن یک طیف گسترده از «شاعران جایزه بگیر» را یکی از خسارت های جدی این گونه مدیران قلمداد کرد.بهانه شناسایی استعدادها در یکی دو دهه پیش، توجیهی نسبی برای این گونه فعالیت بود، چرا که شاید فرصتی ایجاد می کرد تا برخی از استعدادهای شعری مناطق و ای دورافتاده از این طریق شناسایی و امکانی برای دیده شدن شعرهای آنان فراهم شود، اما در یک دهه اخیر، که با گسترش حیرت انگیز فضای مجازی، این امکان برای هر علاقه مند و استعداد شعری فراهم شده است تا در دورترین مناطق روستایی کشور هم با راه اندازی یک صفحه در فضای مجازی خودش و آثارش را معرفی کند، دیگر تمسک به موضوع «کشف استعدادها» برای مدیران دیکته نویس و غیرخلاق، شاید بتوان گفت، مبحث و موضوعی خنده دار به نظر برسد!در مطلبی دیگر با عنوان «از ماست که بر ماست» به موضوع آسیب های ناشی از دخ غیرحرفه ای خود شاعران پرداخته شده است که در آن مطلب شاعران به چند گروه تقسیم شده اند که از یک گروه عمده با عنوان «شاعران ذوقی» نام برده شده اند. این گروه از شاعران انی هستند که دارای استعداد و ذوق شاعری هستند و اغلب شعرهای عاطفی خوب اما کم عمقی هم می نویسند که عموما با استقبال طیف قابل ملاحظه ای از مخاطبان شعر هم مواجه می شوند. شاعران ذوقی هرچند از استعداد خوبی برای شعرهای نسبتا موفق برخوردارند، اما به علت کم دانشی در عرصه آموزش، داوری ها و اداره کارگاه های شعر، افرادی ناکارآمد و غیرموفق هستند. برخی از این طیف شاعران ذوقی نسبت به ضعف خود آگاهی دارند و در فعالیت های مبتنی بر داشتن دانش شعری حضور پیدا نمی کنند، اما برخی دیگر با حمایت مدیران ناکارمد، در چنین عرصه هایی ورود پیدا می کنند که به سبب کم دانشی، معمولا نقش و تاثیری آسیب رسان از خود برجای می گذارند.آن ها برای برگزاری یک کارگاه شعر، دارای نامی مطرح و شناخته شده هستند، اما در عمل و بعد از برگزاری دو سه جلسه، کارگاه آن ها به تعطیلی می انجامد، چرا که فراگیر علاقه مند و بااستعداد، پی می برد که این شاعر دانش و سواد مناسبی ندارد. لذا جلسه سوم در کارگاه شرکت نمی کند! تازه مدیر ناکارآمد انگشت حیرت بر شقیقه می گذارد که چرا دوره ها و کارگاه های شعرش به نیمه راه نرسیده تعطیل می شود!* شعر و ترانه، دو مقوله هنری کاملا متفاوت هستند!یکی دیگر از آسیب های جدی شعر امروز، همین شکل گیری انجمن ها و یا جلسات مشترک «شعر و ترانه» در یکی دو دهه اخیر است که به سبب این ه نی، آسیب های جدی به ساحت زبان شعر امروز وارد شده است و از سویی دیگر نیز شاید توقع معنانگر، توقعی غیرمتعارف باشد که از همین منظر، گریبانگیر ترانه شده است!نظر به اهمیت موضوع، حدود 10 مقاله و یامطلب کوتاه در این زمینه نگاشته و در کانال کنگره منتشر شده که جانمایه موضوع توجه به این نکته است که موضوع شعر و ترانه، دو مقوله کاملا متفاوت و مستقل هستند که هر کدام برای ارزی ، دارای ضوابط و معیار های خاص خود هستند. لذا این دو گونه هنری بیش از آن که دارای وجه مشترک باشند، دارای وجه افتراق اند و بهتر است که کار ارزش گذاری و داوری ترانه را به جای شاعران، به خود اهالی موسیقی واگذار کنند.ترانه، مقوله ای درآمدزا و پولساز است * با این توضیح شما، این سئوال مطرح می شود که چرا خیلی از شاعران، علاقه مند به فعالیت در عرصه ترانه سرایی هم هستند؟به این پرسش در همان مطالب نگاشته شده در کانال کنگره نسبتا به تفصیل پاسخ گفته ام، اما چون پرسیدید شاید بد نباشد تا به اختصار بگویم:هنر شعر (بدون در نظر گرفتن نمونه های محاوره و اصطلاحا کوچه بازاری ، مناسبتی و تفریحی) یک هنر کاملا حرفه ای تخصصی است و به همین دلیل دارای مخاطب خاص، اما هنر موسیقی و به تبع آن ترانه، علاوه بر آن وجه تخصصی و حرفه ای، دارای نمونه های عمومی تر و منطبق با سلایق گوناگون مردم است و به همین دلیل گذشته از مخاطب خاص، دارای طیف گسترده ای از مخاطب عام نیز هست، لذا در یک سالنی که برنامه شعرخوانی در آن برگزار می شود اگر 50 نفر مخاطب حضور پیدا می کنند، اگر در همان سالن کنسرت موسیقی اجرا شود، تعداد مخاطب شاید به 500 نفر برسد! این افزونی مخاطب، خودش می تواند برای هر شاعری ایجاد انگیزه محسوب شود، همچنین، ترانه، مقوله ای درآمدزا و پول ساز است که این مهم نیز نمی تواند از نگاه خیلی از شاعران دور بماند. در این بین تنها مزیتی که شعر دارد، شان برجسته هنر شاعری است که در کشور ما از یک سابقه دی ای فرهنگی بهره مند است و بدیهی است که هر شاعری تمایل دارد تا از این مزیت نیز بهره مند باشد.* مجموعه نوشته ها و دغدغه های شما را در «کانال کنگره شعر نو ایران» مطالعه کرده ام، به انصاف اغلب این مباحث که شاید گاه و بی گاه و به صورتی گذارا به ذهن شاعران و علاقه مندانی چون من نیز خطور کرده باشد. برای نخستین بار است که طی یک دهه اخیر، اینگونه دقیق و عمیق، نوشته شده و اذهان اهالی فرهنگ، ادبیات و شعر را به خود معطوف کرده است. در پی همین اتفاق خجسته بود که به تدریج شاهد اثرگذاری این دیدگاه های نوین در عرصه ادبیات امروز هستیم، مثلا در همین چند ماهه اخیر از تعداد مسابقات شعر و عرضه فراخوان های رنگارنگ به طور محسوسی کاسته شده، میزان توجه به شاعران و کتاب های شعر نو به نسبتی قابل ملاحظه افزایش پیدا کرده و شاید برای نخستین بار باشد که از 7 عنوان کتاب راه یافته به مرحله پایانی جشنواره شعر فجر، 4 یا 5 عنوان آن کتاب های شعر نو بوده و برگزیده نهائی نیز یک شاعر سپید سراست! برای نخستین بار و در همین دو ماه گذشته، جشنواره بزرگداشت نیمایوشیج با ارائه آثار شعر نو در مازندران برگزار می شود.به هر حال، واقعیت آن است که در بروز این گونه رویکردها، نمی توان نقش مستقیم و غیر مستقیم کنگره شعر نو ایران را نادیده انگاشت.موضوع مدیران حزبی!/ جشن انتخاباتی رئیس جمهور با ت یب شعر سهراب سپهریاین گفتگو طولانی شد و شما را خسته . آن هم با توجه به وضعیت فعلی شما که دوران نقاهت بعد از عمل جراحی را می گذرانید. سئوالات ما کم نیست و گفتنی های شما نیز، اما به یکی دو سئوال دیگر بسنده می کنیم. البته با این امید که در آینده ای نزدیک، گفتگوی دیگری هم با شما داشته باشیم. آسیب ناشی از حضور و اثرگذاری جریان ها و احزاب در تشکل ها و گروه های هنری و فرهنگی یکی دیگر از دغدغه های قابل توجه شما در موضوع آسیب شناسی شعر امروز است، چرا؟واقعیت آن است که هنر، ذات و ماهیتی بخشنده دارد و هنرمند علاقه دارد تا حد ممکن هنرش را در اختیار آحاد بیشتری از افراد جامعه بگذارد و در جریان تحقق این هدف، اصلا به هیچگونه خط کشی و مرزبندی بین مخاطبان نمی شد، رفتار و هدفی دقیقا بر خلاف هدف گذاری جریان ها و احزاب ! چرا که تفکر حزبی، تفکری تمامیت خواه است که می گوید همه چیز فقط برای من و حق من و هم حزبی هایم است و سایر افراد از این گردونه بیرون قرار می گیرند و هیچ حقی ندارند! نگاهی به همین جا به جایی های ناشی از انتصاب مدیران ارشد دستگاه های تی داشته باشید، هر مدیر جدیدی که بر سر کار می آید در همان گام اول، معاونان و مدیران کل دستگاه را عوض می کند و به جای آنان نزدیکان حزبی یا جناحی خود را منصوب می کند که دامنه این تغییرات عموما و به تدریج به معاونین ادارات کل و روسای ادارات و حتی کارشناسان مسئول نیز می رسد، تنها چیزی که در اولویت نیست، بحث شایستگی، دانش و کارآیی مدیریتی است!این روند و این روال، چنان که طی این دو دهه حاکمیت جناحی شاهد بوده ایم، متاسفانه وجه مشترک هر دو گروه «اصولگرا» و «اصلاح طلب» بوده است! یعنی دو گروه تمامیت خواه، آن هم به هر قیمتی! به عنوان نمونه فقط به موضوع انتخاب شهردار، در همین دوره اخیر اشاره می کنم. در بررسی گزینه ها، چند چهره با قابلیت مناسب در بین اعضای منتخب شورای شهر وجود داشت، اما جناح اصلاح طلب که پس از انتخابات، همه کرسی های شورا را تصاحب کرده بود برای آنکه از این بیست و چند کرسی، حتی یک کرسی در اختیار جناح رقیب قرار نگیرد (چون عضو علی البدل از اصولگرایان است) گزینه انتخاب شهردار از بین اعضای شورا را کلا کنار گذاشت تا در بین این بیست و چند نفر عضو شورا، حتی احتمال شنیدن یک صدای مخالف نیز وجود نداشته باشد!بیان همین مورد نمونه خوبی است تا بدانیم جناحی که لیدر آن ها بانگ برمی دارد که: (نقل به مضمون) « ، یعنی صدای مخالف» تا چه اندازه به ادعای خود پایبند هستند!
یا تی که با صدای بلند، اعلام می کند پاسخگوی هر انتقاد اصولی است، وقتی در یکی از مهم ترین جشن های انتخابات، در حضور همه بزرگان پیروز میدان، یک مجری و مسلط در کارش، با دستکاری و ت یب معروف ترین شعر سهراب سپهری (صدای پای آب)، مورد تشویق فوق العاده همه حاضران از جمله مسئولان بلندپایه و مدیران تراز اول فرهنگی ت قرار می گیرد، صدای هیچ اعتراضی نسبت به این موضوع شنیده نمی شود! من شاعر و شاگرد سهراب (به گمان آن که مسئولان متوجه تضعیف حق سهراب نشده اند) مطلب بلند بالایی در همین زمینه می نویسم و آن مطلب را به نحوی گسترده در فضای مجازی از جمله همین کانال کنگره شعر نو و کانال خودم منتشر می کنم. انتظار دارم حداقل بخش فرهنگی دفتر ریاست جمهور محترم، بابت این اهمال و تضیف حق سهراب، از این شاعر و علاقه مندانش پوزش بخواهد و بدین شیوه به من و دیگران درس رعایت حق و حقوق دیگران را بیاموزد، اما هیچ پاسخی به این نوشته داده نمی شود. مطمئن می شوم که بسیاری از حاکمان تی ما، فقط خوب حرف می زنند اما در عمل رفتاری مغایر با گفتارشان دارند!بیان این نمونه ها (که می توانم نمونه های دیگری را نیز به عنوان شاهد مطرح کنم) بدان سبب است تا گفته باشم ذات تفکر و عملکرد جناح ها، گروه ها و احزاب ، صرفا مبتنی بر منافع جناحی آن ها است و با ماهیت آزاد ش هنر وارسته تفاوت اساسی دارد، لذا هیچ هنرمند واقعی نمی تواند یک آدم حزبی باشد. اگر به هر دلیل مسیر حزب را انتخاب کند در نهایت یا شعرش قربانی می شود یا خودش که به عنوان نمونه و در همین عصر حاضر می توانم از «سیاوش رایی» سراینده منظومه بلند «آرش کمانگیر» نام ببرم و به عنوان دلیل، شما را ارجاع بدهم به نامه رایی خطاب به دوستش شاهرخ مسکوب در سال های پایانی عمر (منتشر شده در مقدمه کتاب گزینه شعرهای سیاوش رایی، انتشارات مروارید)موضوع حاکمیت تفکر جزیره ای! * یادم هست در جایی صحبت از تفکر جزیره ای کرده بودید. به چه معناست و کنگره شعر نو در زمینه تفکر جزیره ای چه تد ری دارد؟در بسیاری از مراکز و دستگاهای فرهنگی این مسئله وجود دارد؛ بدین معنا که هر دستگاه فرهنگی تمایل دارد تا بدون تعامل، همفکری و همکاری با دیگر نهادهای فرهنگی یک موضوع ثابت (مثلا اجرای برنامه شب شعر به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب) را خودش به تنهایی برگزار کند. ایراد این تفکر آن است که به یکباره مواجه می شویم با برگزاری ده برنامه پراکنده «با یک موضوع واحد» توسط ده دستگاه فرهنگی مستقل، که طبیعتا کیفیت این برنامه ها پایین، اما جمع هزینه های آن ها بسیار بالاست، وجود چنین تفکری را می توان «تفکر جزیره ای» نامید که یکی از آسیب های جدی عرصه شعر امروز قلمداد می شود.کنگره شعر نو ایران در پی آن است تا با شه ای فراجناحی و فراهم آوردن زمینه مناسب برای نزدیک شدن این مراکز گوناگون به یکدیگر، امکان تعامل، همکاری و اجرای برنامه مشترک توسط این نهاد را فراهم آورد. یعنی حاکمیت «تفکر جزیره ای» را بردارد و به جایش، حاکمیت «تفکر مجمع الجزایری» را بنشاند.جای تعجب است که شعر با داشتن این همه سابقه از داشتن تشکل محروم است* یکی از مهم ترین دغدغه های شما، ضرورت شکل گیری و راه اندازی یک تشکل صنفی برای شاعران سراسر کشور است که در این باره، چند مطلب نگاشته اید؛ از جمله مطلبی با عنوان «سی هزار شاعر بی خانه!!!» که اتفاقا مورد استقبال شاعران و علاقه مندان شعر امروز قرار گرفت و همین روز گذشته که این نوشته را در کانال کنگره مطالعه می ، دیدم که حدود 64000 نفر بازدیدکننده داشته است. مایلیم که در این باره نظرتان را بشنویم.چنان که در همان یادداشت اشاره کرده ام، امروز هنرمندان رشته های گوناگون هنری، مثل نقاشی، تئاتر، سینما، خوشنویسی، تجسمی و... هر کدام دارای یک تشکل صنفی هستند که خیلی از امور خدماتی، رفاهی و حقوقی اعضای آن صنف را پیگیری می کنند، جای تعجب است که شعر به عنوان رکن فرهنگ ایران و با داشتن بیشترین هنرمند نسبت به همه هنرهای دیگر، تاکنون از داشتن چنین تشکلی محروم بوده است. به هر حال الان در شرایطی هستیم که ضرورت شکل گیری و فعالیت چنین تشکلی برای شاعران کشور موضوعی بسیار مهم است که وجود آن در روند انسجام و بالندگی شعر امروز نقش بسیار مهمی خواهد داشت.شاعرانی که یک کتاب شعر منتشر شده دارند عضو تشکل صنفی شاعران می شوندیکی از برنامه های هدفگذاری شده کنگره شعر نو ایران پیگیری همین موضوع است که تصمیم دارد با فراخوان و دعوت از شاعرانی که حداقل دارای یک کتاب شعر منتشر شده هستند، امکان اولیه به منظور بنای این تشکل صنفی را برای شاعران سراسر کشور فراهم کند.پیگیری امور حق الیف، تعیین ضوابط برای انتخاب شاعران در زمینه های گوناگون، تعامل و همکاری با دستگاه های گوناگون فرهنگی ، برگزاری جشنواره ها و محافل و نشست های نقد و بررسی و شعرخوانی، پیگیری امور بیمه شاعران، ایجاد صندوق رفاهی و... ازجمله برنامه ها و فعالیت هایی است که این تشکل صنفی، می تواند برای شاعران کشور فراهم کند.* ! ممنون که در دوران نقاهت، ما را پذیرفتید و دو ساعتی از دغدغه هایتان برایم گفتید، اما در خاتمه برایمان شعر بخوانید.از شما هم ممنون.انتهای پیام/
به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا، هرچند تعداد شاعران خوب و تاثیرگذار، نسبت به چندین هزار شاعر فعال در عرصه ادبیات، رقمی بسیار محدود و با هرگونه ارفاق از عددی دورقمی افزون تر نخواهد شد، با این حال اگر از هریک از علاقه مندان جدی شعر امروز، در این باره پرسش شود با چشم بسته و با اندکی درنگ، می توانند از 20 - 30 شاعر خوب و تاثیرگذار نام ببرند.حالا اگر این نکته به همین پرسش اضافه شود که شاعران خوبی را نام ببرید که علاوه بر سرودن شعرهای ممتاز، در زمینه ارائه طرح های نوین و عرصه مدیریت فرهنگی، دارای چهره ای صاحب نظر و نقشی قابل اعتنا باشند، زمان همان درنگ های مختصر مخاطب حرفه ای، چند برابر می شود، اما تعداد گزینه هایی که به شمارش در می آورد، مطمئنا از تعداد انگشت های یک دست، بیشتر نخواهد شد!
این اشاره مقدماتی مهم از آن جهت در سرآغاز سخن آمد تا گفته شود، «محمدرضا عبدالملکیان» شاعر نام آشنای شعر امروز و یکی از چند نیمایی سرای شاخص ادبیات اکنون، حدود سه دهه در عرصه مدیریت فرهنگی کشور، از تاثیرگذارترین شاعران امروز ایران بوده است. او از جمله:- پایه گذاران، عضو و مشاور ارشد شورای عالی «خانه هنرمندان ایران» از سال 78 تاکنون بوده است.
- یکی از پایه گذاران دفتر شعر جوان در سال 68 و مدیرعامل این مجموعه از آغاز تا سال 90 است.
- ارائه کننده طرح «همایش شاعران ایران و جهان» است و نقش موثر در اجرای دو دوره این طرح با حضور حدود 100 شاعر از 40 کشور جهان داشت.
- ارائه کننده طرح «تا قله های شعر» و مدیریت اجرای این طرح با سفر حدود 140 شاعر ایران به 5 کشور منطقه به منظور بزرگداشت شاعرانی چون رودکی، نظامی، مولانا، اقبال لاهوری، بیدل، خسرو دهلوی و.... حدود 30 سفر گروهی شاعران و هنرمندان به ای داخلی کشور.
- ارایه طرح «مهمان ماه» و مدیریت اجرای حدود 25 برنامه در این قالب برای بزرگداشت شاعران امروز ایران.
- ارائه «طرح کتاب سال شعر جوان» و دبیر 7 دوره اجرای این طرح.
- ارائه طرح «کنگره شعر جوان» و دبیر 10 دوره اجرای این کنگره.
- 5 دوره دبیری بخش شعر جشنواره فرهنگی ـ هنری «شمسه» و
- عضویت چندین ساله در «شورای شعر»، ستاد برگزاری «هفته کتاب»، شورای سیاست گذاری «جشنواره شعر فجر» و... را در کارنامه دارد.
عبدالملکیان، اکنون نیز طراحی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» و مسئولیت دبیری علمی این کنگره ملی در دست اجرا را عهده دار است.قراری برای مصاحبه هماهنگ شد تا بواسطه مسئولیت وی در کنگره شعر نو (که قرار است اردیبهشت امسال برگزار شود) و همچنین در زمینه سایر مسائل شعر امروز باهم گفتگو کنیم.به پیشنهاد او قرارمان، ساعت 10 صبح یکی از روزهای آ اسفند، در منزل شاعر واقع در منطقه صادقیه، حوالی محله شهر زیبا بود. چرا که آقای عبدالملکیان اخیرا دیسک گردن خود را عمل کرده و دوران نقاهت را در منزل سپری می کرد.یک تبلت و چند جلد کتاب و یادداشت روی میز کارش بود و دور تا دور اتاقش کتابخانه ای بود با حدود 3 - 4 هزار جلد کتاب.
با این شاعر قرار گذاشتیم که گفتگو خیلی رسمی و کلیشه ای نباشد، بلکه صراحت چاشنی اش باشد.همسرش که با چای و شیرینی وارد شد، گفت: 38 سال است که باهم زندگی می کنیم. در یک جلسه سخنرانی اوایل انقلاب در تهران آشنا شدیم و سال بعد ازدواج کردیم و سال 59 نیز، خداوند «گروس» را نصیب ما کرد؛ درست 18 روز بعد از شروع جنگ، به دنیا آمد و در شعری گفته ام:
مادرم، اولین روز جنگ گریست
پسرم، هجدهمین روز جنگ
متولد شد
و من نیز اولین روز زمستان
قلم را بر زمین خواهم گذاشت
تا تفنگ بردارم....
شعر نسبتا بلندی است که آن را در همان آبان 59 نوشته ام و در مطبوعات آن روزها منتشر شده و به یک معنا جزو نخستین شعرهای جنگ، به حساب می آید.* این ماجرای اولین روز زمستان...؟مشمولان سال 56 را فراخوانده بودند برای اعزام به جبهه، که شامل من هم می شد. در روز مقرر، گروس یکی دو ماهه را بوسیدم، با همسرم خداحافظی ، م را برداشتم و به پادگان ع آباد آن سال ها رفتم. بعد از سه - چهار ساعت در صف ایستادن و اعزام تدریجی، حدود 10-15 اتوبوس از همین منقضی خدمت های 56 به بقیه گفتند بروید و چند روز بعد بیایید. خلاصه دو - سه نوبت رفتیم و اعزام ما میسر نشد و بعد هم گفتند: «فعلا بروید، اگر احتیاج بود، بعدا خبرتان می کنیم» که دیگر خبری نشد و من هم آمدم در پشت جبهه و شروع به شعر نوشتن.ماجرای انتخاب یک نام* انتخاب اسم «گروس» برای خیلی از علاقه مندان شما و همچنین علاقه مندان گروس جای سئوال دارد. معنی این اسم چیست و چرا شما آن را انتخاب کردید؟گروس اسم منطقه ای است واقع در بین ای قزوین، همدان و سنندج با مرکزیت «بیجار» که اصطلاحاً به آن بیجار گروس هم گفته می شود. پدرم فرزند یکی از روستاهای همین منطقه با نام «کی تو» (kyto) بوده که این روستا در چند کیلومتری غار مشهور علیصدر واقع شده. اهالی این منطقه ترک زبان بوده و هستند؛ اما مادر پدرم از طوایف ایل عبدالملکی بوده که پیشینه و قدمت این ایل به بیش از 1000 سال می رسد. ییلاق و قشلاق نخستین آنها در منطقه «اورمان» یا «اورمانات» بوده که بعدها به مناطق دیگر کردستان، تغییر مکان می دهند و بخش عمده ای از آنان در همین منطقه بیجار گروس سکنا می گزینند. حمله نیروهای عثمانی اندکی قبل از جنگ جهانی اول به منطقه بیجار گروس موجب مهاجرت ناخواسته و شبانه بسیاری از نان منطقه به ای اطراف می شود. پدرم که آن زمان کودکی 5-6 ساله بوده به اتفاق مادرش و برخی از بستگان به نهاوند می رسند و تقدیر این گونه رقم می زند که برای همیشه در این شهر ن شوند. اهالی نهاوند به سبب زبان و فرهنگ، های فراوانی به قوم لر دارند و به عبارتی لر محسوب می شوند. جالب آن که یکی از قله های رشته کوه زاگرس در منطقه نهاوند به همین اسم «گروس» نامیده می شود. از این منظر، گروس را می توان نماد پیوند مستحکم سه قوم کرد و ترک و لر نیز قلمداد کرد و به حساب آورد.استارت «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برای رفع آسیب ها* فعلا حدود نیم قرن را به یکباره پشت سر بگذاریم و به تازه ترین دلمشغولی شما یعنی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برسیم که چند ماهی است ذهن جامعه ادبی کشور را به خود مشغول کرده است. شما در جایی در مورد این کنگره از تفاوت های محسوسش با سایر کنگره ها، جشنواره ها و رخدادهای ادبی - فرهنگی کشور سخن گفته بودید. این تفاوت ها چیست؟چندین تفاوت عمده و محسوس و در پی آن هدفگذاری های بزرگ و اساسی است که امیدوارم امکان تحقق آن ها میسر شود. نخستین تفاوت، شکل برگزاری این کنگره است. برای هر کنگره، وقتی همه مقدمات و ساز و کارها تدارک دیده شود، معمولا با دعوت از مهمان ها، مباحث و موضوعات کنگره، طی یک گردهمایی 3 - 4 روزه به آگاهی مدعوین رسانده می شود و سایر علاقه مندان نیز از طریق رسانه های خبری، اخبار کنگره را دریافت می کنند.اما نحوه برگزاری «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، کمی با این شیوه مرسوم، متفاوت است. دلیل عمده این مطلب هم بحران ها و معضلات گسترده ای است که سال هاست گریبانگیر شعر امروز ایران شده است. نشان دادن ابعاد و خسارت های ناشی از این معضلات به قدری دارای اهمیت و به یک معنا عمیق است که در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه نمی توان آن گونه که باید آن ها را نشان داد و برای حل آسیب های یادشده چاره شی کرد. به همین سبب تصمیم گرفتیم تا با راه اندازی یک کانال فعال کارشناسی، به تدریج و در یک ظرف زمانی چند یا چندین ماهه و حتی شاید به صورتی مستمر و همیشگی، به این موضوعات بپردازیم و برای رفع آسیب های اتفاق افتاده چاره شی کنیم.شاعرانی که مسابقه محورند!* با توجه به این اشاره کلی و در پاسخ به خیل زیادی از علاقه مندان که به صورت پیوسته می پرسند، کنگره چه زمانی برگزار می شود، هم توضیح دهید.از زمان فعال شدن کانال کنگره شعر نو ایران، به یک معنا مرحله اول برگزاری کنگره آغاز شده است. البته این پرسش محوری مخاطبان ریشه در یکی از بحران ها و آسیب های جدی همین چند ساله اخیر دارد و آن هم رشد بی رویه تفکر مسابقه محوری و به تبع آن شکل گیری یک طیف گسترده به عنوان «شاعران جایزه بگیر» در عرصه ادبیات امروز است!وقتی مقدمات کار برای شروع کنگره شعر نو ایران فراهم شد، یکی از برنامه های کنگره، جمع آوری نمونه شعرهای شاعران امروز و انتخاب شعرهای بهتر برای تنظیم و انتشار یک گزینه شعر مناسب به صورت کتاب بود. به همین سبب فراخوان دادیم تا شاعران سراسر کشور، نمونه شعرهای خود را برای کنگره بفرستند. متاسفانه اکثر قریب به اتفاق شاعران، با همان ذهنیت مسابقه محور و با هدف گرفتن جایزه، با فراخوان این کنگره مواجه شدند!پدیده مسابقه محوری یکی از آسیب های جدی شعر امروز است که به سبب گسترش موج مدیران ناکارآمد و غیر فرهنگی در پست های مدیریت فرهنگی دستگاه های گوناگون به وجود آمده است و طی چند سال اخیر با شدت هرچه تمام تر رو به فزونی داشته است! بی آنکه به خسارت های هنگفت این پدیده بسیار زیان بار، توجه جدی معطوف شده باشد.در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور به بیش از 200 عنوان رسیده بود * این گونه مسابقات حدودا از چه زمانی و با چه اه ی شکل گرفته است؟تا آنجا که به یاد دارم، این گونه مسابقات در پیش از انقلاب، بسیار محدود و تعداد آنها به صورت سراسری، شاید از دو سه عنوان نمی کرد. بعد از انقلاب و از سال های نخست جنگ، به تدریج این گونه مسابقات در برخی از دستگاه های فرهنگی مثل وزارت ارشاد آغاز شد که شاید در سال پایانی جنگ، تعداد مسابقات شعر در دستگاه های فرهنگی گوناگون به حداکثر 10 عنوان رسیده بود. هر چه فاصله ما از سال های پایان جنگ بیشتر شد، تعداد مسابقات شعر نیز (با بهانه شناسایی استعدادها) با فزونی بیشتری مواجه شد! به گونه ای که در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور، به بیش از 200 عنوان رسیده بود و هدف پیش بینی شده برای اکثرقریب به اتفاق این مسابقات، شناسایی استعدادها قلمداد شده بود! بی آنکه مدیران ناکارآمدی که اقدام به برگزاری این مسابقات می د، توجه داشته باشند که موضوع شناسایی استعدادها، با گسترش حیرت انگیز فضای مجازی در سال های اخیر، دیگر به قول معروف محلی از اعراب ندارد!هنرمندان ما از نزدیک شدن به احزاب ، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده اند* در مرور و بررسی مطالب محوری کانال کنگره شعر نو ایران، در یک جمع بندی کلی با حدود 20 موضوع یا مطلب اساسی مواجه می شویم که همه آنها با قلم شما و به یک معنا دغدغه های محمدرضا عبدالملکیان به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران نوشته شده اند. اکثر این یادداشت ها، موضوعاتی است که در زیر عنوان کلی «آسیب شناسی شعر امروز» به نگارش در آمده است که انصافا می توان گفت همه آن ها مهم و جای گفتگو دارد، اما در میان این مطالب، شما چند نامه هم به مقامات و مسئولان فرهنگی کشور نوشته اید؛ از جمله به رئیس جمهور، ارشاد، سخنگوی ت، شهردار تهران و همچنین آقای مسجدجامعی عضو شورای شهر، که می خواستم در مورد این نامه ها، به ویژه نامه به آقای مسجدجامعی بیش تر توضیح بدهید؛ همان توضیحاتی که در پایان نامه به ایشان وعده بیان آن ها را داده اید؟آشنایی و دوستی من با آقای مسجدجامعی به دهه اول انقلاب برمی گردد. ایشان تحصیل کرده دانشکده علوم اجتماعی تهران بودند؛ یعنی همان محلی که شروع کار تی و اداری من در سال 57 (چند ماه قبل از پیروزی انقلاب) از آن جا آغاز شد. همان سال های اول انقلاب با آقای مسجدجامعی که در وزارت ارشاد مشغول خدمت بودند آشنا شدم. شخصیتی فرهنگی، با دانش، صبور و فروتن.در سال هایی که ایشان معاون فرهنگی وزارت ارشاد بود و من مدیر عامل دفتر شعر جوان بودم، ارتباط بیشتری داشتیم. بعد منصوب پست وزارت شدند و بعد چهره ای شاخص تر در عرصه جناح بندی های و طبیعتا شاید عهده دار مسئولیت های بیشتر در همین زمینه و بعد کمرنگ شدن تدریجی ارتباط، به سبب دلبستگی بیشتر ایشان به خط کشی ها و جناح بندی های و متقابلا فاصله گرفتن من که چندان دل خوشی از گروه ها و احزاب نداشتم؛ آن هم در عرصه فعالیت فرهنگی و هنری! چرا که در روند حرکتی تاریخ معاصر، هنر و هنرمندان ما، از محل نزدیک شدن به همین گروه ها و احزاب ، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده اند!موضوعی که گریبانگیر خانه شاعران شد/ «راکعی» سردمدار بود* دوستان و همکاران شما در خانه شاعران ایران که مناسبات و ارتباط خوبی با جریان اصلاحات و شخص آقای مسجدجامعی داشتند که تصور می کنم هنوز، همان روابط گرم به قوت خود باقی است؟بله، وقتی از دهه دوم بعد از انقلاب، به تدریج دو جریان شاخص «اصلاح طلب» و «اصولگرا» در عرصه و ب قدرت کشور پدیدار شدند، بسیاری از چهره ها و شخصیت های فعال به یکی از این دو سمت کشیده شدند و جریان روشنفکری نیز غالبا به گروه های اصلاح طلب متمایل شدند و به عضویت آن ها در آمدند که این پدیده اجتماعی، گریبانگیر انجمن شاعران و یا به قول شما خانه شاعران ایران نیز شد. سردمدار این اتفاق در انجمن شاعران خانم «فاطمه راکعی» بود که به عنوان مجلس در دوره ششم انتخاب و از آن پس بخش عمده انرژی و فعالیت ایشان، صرف فعالیت های شده و می شود!«خانه شاعران ایران»، «انجمن شاعران ایران»، «دفتر شعر جوان»! هنوز هم برای خیلی از علاقه مندان، جای پرسش دارد که این سه تشکل، چه فرقی باهم دارند؟* واقعا جای سوال است! آیا همه آن ها به سبب ماهیت یک تشکل هستند، اما با سه عنوان؟ یا اینکه واقعا تشکل های مستقل و متفاوتی هستند که جامعه ادبی از چگونگی ارتباط و تعامل آن ها مطلع نیست؟سابقه دفترشعر جوان به سال 68 برمی گردد؛ یک تشکل به قول معروف خارج از چارت سازمانی (هیاتی!) که با پیشنهاد ما و موافقت معاونت فرهنگی و معاونت هنری وزارت ارشاد در محل کتابخانه عمومی پارک شهر شروع به کار کرد و تا حدود 10 سال به همین نحو ادامه داد.6 امضا برای اساسنامه خانه شاعران/ امضاکنندگان هیات موسس شدند * ما؟ یعنی چه شاعرانی؟سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، فاطمه راکعی، ساعد باقری و من (محمدرضا عبدالملکیان).
حدود سال 76 به تدریج موضوع شکل گیری و راه اندازی یک انجمن سراسری برای همه شاعران کشور، مطرح شد که به تبع آن جمعی از دوستان شاعر (حدود 15 نفر) بعد از تشکیل چند جلسه در خصوص کلیات موضوع به تفاهم رسیدند و مقدمات این کار فراهم شد. وقتی فرمت اساسنامه را از وزارت ارشاد گرفتند، به ما گفتند که در این فرم فقط امکان نوشتن اسم 5 یا حداکثر 6 نفر به عنوان اعضای هیئت موسس وجود دارد. از آنجا که خیلی موضوع مهمی به نظر نمی رسید، به منظور تسریع در امور، 6 نفر از دوستان در دسترس (مشفق کاشانی، محمود شاهرخی، محمدرضا عبدالملکیان، قیصر امین پور، فاطمه راکعی و ساعد باقری) اساسنامه را امضاء د و نامشان به عنوان اعضای هیات موسس درج شد، اما به همین دلیل نام دوستانی چون حسین آهی، حسین اسرافیلی، علیرضا قزوه، پرویز بیگی و... در اساسنامه نیامد.هیچ تشکل اساسنامه داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد* دفتر شعر جوان هم درست به همین منوال صاحب اساسنامه شد؟با این تفاوت که به جای سیدحسن حسینی (که مدتی بود به لحاظ برخی اختلاف نظرهای پیش آمده با یکی دو نفر از اعضای هیئت مدیره دفتر) که به عنوان اعتراض از ادامه همکاری با دفتر شعر جوان، منصرف شده بود، «محمدرضا محمدی نیکو» جایگزین او شد. بدین ترتیب اعضای هیئت موسس دفتر هم که اساسنامه را امضاء د، عبارت شد از: قیصر امین پور، محمدرضا عبدالملکیان، ساعد باقری، فاطمه راکعی و محمدرضا محمدی نیکو.
در همان ایام، یعنی سال 78 مکان خانه شاعران ایران واقع در خیابان شهید کلاهدوز (خیابان ت) از طریق شهرداری منطقه 3 در اختیار این دو تشکل قرار گرفت و در درب ورودی این بنا کتیبه ای با عنوان «خانه شاعران معاصر ایران» نصب شد.
جان کلام این که تشکل های اساسنامه دار، فقط انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان هستند و هیچ تشکل اساسنامه داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد.اساسنامه امضا شده متعلق به یک تشکل صنفی نبود* شخص شما به چه دلیل از انجمن شاعران و بعد از دفتر شعر جوان کنار کشیدید؟خیلی تمایل پرداختن به این موضوع را ندارم. فقط به اشاره می گویم که بعد از مدتی، متوجه شدیم که اساسنامه فرمی را که امضاء کرده ایم، اساسنامه یک تشکل صنفی نیست. در واقع اساسنامه انجمن و اساسنامه دفتر، هر دو، بیانگر یک موسسه خصوصی بود؛ مثل ده ها موسسه خصوصی دیگر، که همان اعضای هیئت موسس، شرکای آن قلمداد می شدند و سهم شراکت هر یک از آن ها نیز در اساسنامه قید شده است. خلاصه آنکه بعد از گذشت چندین سال تازه متوجه شدیم که این انجمن، یک انجمن صنفی برای شاعران نیست و اگر چنین قصدی وجود دارد، اساسنامه باید اصلاح شود.خانه شاعران حیاط خلوت جریان اطلاحات شد* در طول این مدت تمایلی به تغییر در اساسنامه بود یا نه؟طی همین سال ها ابتدا « شاهرخی» و دو سه سال بعد، «قیصر امین پور» به رحمت خدا رفتند و بعد از آن نیز مشخص شد که «فاطمه راکعی» و «ساعد باقری» اصلا تمایلی به تغییر اساسنامه و شکل گیری یک انجمن صنفی ندارند و تنها انعطاف آن ها، این است که چند نفر از دوستان شاعر همفکر با تمایلات اصلاح طلبانه به عنوان عضو جدید به مجموعه اضافه کنند که مقدمات این کار را نیز تدارک دیده بودند که در همین مرحله من عطای ماندن در انجمن و دفتر را (که به یک معنا داشت به حیاط خلوت جریان اصلاحات تبدیل می شد) به لقایش بخشیدم و دیگر پا به آن جا نگذاشتم.* در چه سالی؟تصور می کنم سال 90* اما نام انجمن حاوی واژه ایران است نه انحصار؟در موضوع انجمن و دفتر، نمی خواهم خیلی درنگ کنم. تنها نکته ای که باید بر آن تاکید کنم این است که این انجمن، فقط از نام ایران در دریافت بودجه از دستگاه های فرهنگی استفاده می کند؛ در حالی که به سبب اساسنامه و ساختار، یک موسسه خصوصی و انتفاعی است با چند نفر شریک و به یک معنا سهامدار!چه دلیلی وجود دارد سالانه 100 میلیون تومان به انجمن شاعران پرداخت شود؟اما پرسش مشخصم از شخص آقای مسجدجامعی (که بیش از 10 سال است در سمت های گوناگون در شورای شهر حضور دارند) این است: دلیل مشخص شما برای پرداخت سالانه یک میلیارد ریال به همین موسسه خصوصی انجمن شاعران چیست؟ اگر شورای شهر سالانه کمک هایی به برخی از تشکل های صنفی مثل خانه تئاتر، انجمن موسیقی، انجمن خوشنویسان و... هریک با صدها نفر هنرمند عضو می کند، جناب عالی که بهتر از هر می دانید که انجمن شاعران، یک موسسه خصوصی چند نفره است. با کدام دلیل سالانه چنین مبلغ قابل ملاحظه ای را به آن ها اهدا می کنید؟ آیا جز آن که نفرات اصلی انجمن به سبب خط و ربط مرتبط و متمایل به جریان اصلاحات هستند، دلیل موجه دیگری دارید؟* اما نقدی که در آن مطلب به آقای مسجدجامعی کرده بودید در ارتباط با موضوع خانه نیما بود.بله، وقتی معلوم شد که خانه به جا مانده از نیما در تهران را از شمول میراث فرهنگی خارج کرده اند، برخی از شخصیت ها و تشکل ها در این موضوع ورود و موضع گیری د که این جانب هم به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران چند مطلب نوشتم.
در همین احوال جناب مسجدجامعی نیز طی یادداشتی به شهرداری تهران تذکر دادند که مواظب خانه نیما باشد که از شمول میراث فرهنگی خارج نشود! یادداشت ایشان برایم موجب تعجب و حیرت شد. چرا جناب ایشان که در زمان مسئولیت به عنوان ارشاد و پس از آن به عنوان عضو، رئیس کمیسیون فرهنگی و رئیس شورای شهر، این اجازه و اختیار را داشت که مشکل خانه نیما را حل کند که به گمان من در این کار قصور کرده بودند، حالا به اقتضای شرایط و برای آن که از قافله عقب نمانند، این یادداشت را خطاب به شهرداری نوشته بودند. من در آن گلایه نامه به همین موضوع پرداخته ام.عبدالملکیان پس از ج از خانه شاعران چه شد کنگره ب ا کرد؟* بعد از ج از خانه شاعران، مدتی از عبدالملکیان خبری نبود تا آنکه به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران، بار دیگر در عرصه فرهنگی ـ ادبی کشور ظاهر شد. این بار با حرف ها و دیدگاه های جدیدی که خواندن و شنیدنش برای جامعه ادبی و فرهنگی کشور تازگی داشت. اگر ممکن است درباره محورها و اه این کنگره نکات لازم را مطرح کنید؟از نوشتن نخستین شعر نو زبان فارسی توسط نیما یوشیج تا امروز دقیقا 80 سال می گذرد. طی این مدت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، پدیده شعر نو، که روز به روز در عرصه ادبیات کشور شاهد رشدش بوده ایم، متاسفانه این مجال را پیدا نکرد که به طور شایسته مورد استقبال دستگاه های فرهنگی و رسمی کشور و ها قرار بگیرد. الان فرصت پرداختن به دلایل آن نیست، اما واقعیت آن است که شعر نو ما پشت در ورودی این دستگاه ها و سازمان ها ماند و شاید حداکثر برای حدود 10 - 20 درصد ظریف شعر نو امکان عبور از این سد سفت و سخت فراهم شد.
در این جا مجال پرداختن به دلایل این موضوع فراهم نیست، اما به هر حال واقعیتی است که باید گفته شود. اولین هدف کنگره این است که چنین امکانی را برای شعر نو ایران فراهم کند.تفاهم با حوزه هنری برای برگزاری کنگره شعر نو به جای شعر سپید* پیشنهاد برگزاری این کنگره، چگونه مطرح شد؟اوایل تیر ماه 96 مدیریت حوزه هنری به من پیشنهاد داد تا مدیریت و هدایت برگزاری یک «جشنواره شعر سپید» را در گیلان بپذیرم. من برای بررسی کلیات موضوع فرصت خواستم که بعد از یک هفته، سه تا چهار جلسه م ی با مسئولان حوزه برگزار کردیم که در جمع بندی نهایی با دوستان حوزه هنری تفاهم کردیم که به جای «شعر سپید» که خودش شاخه ای از «شعر نو» است، از جشنواره عبور کرده و یک کنگره ملی و سراسری با عنوان «کنگره شعر نو ایران» برگزار کنیم.پس از این تفاهم و نظر به مسایل و مشکلات عدیده ای که گریبانگیر شعر امروز است، من قول دادم که همه دانش 50 ساله شعری و همه تجارب مدیریتی 30 ساله ام را در زمینه شعر و فرهنگ به کار بگیرم؛ منوط بر آنکه اختیار لازم مدیریتی برای این کار داشته باشم و طی مسیر دیدگاه ها و چشم اندازهایی که برای طی ادامه مسیر به آن ها می رسم به م و نظرخواهی بگذارم، که خوشبختانه از آغاز تا امروز در این زمینه شاهد کوچکترین مشکل و دخ غیرمتعارف و ناخواسته ای نبوده ام.* اما ظاهرا امکانات لازم برای برگزاری خود کنگره به خوبی فراهم نشده است و به همین دلیل چند بار زمان برگزاری کنگره به تعویق افتاده است.این موضوع از یک نظر درست است و از آن جا که این کنگره جزو برنامه های از قبل پیش بینی شده حوزه هنری نبوده در تامین اعتبار لازم، کمی تا قسمتی با مشکل مواجه شدند، اما از منظری دیگر، با راه اندازی کانال کنگره شعر نو در فضای مجازی، این نتیجه حاصل شد که بخش عمده ای از هدفگذاری های کنگره را ما می توانیم از طریق ظرفیت و امکانات همین فضای مجازی پیش ببریم و انجام دهیم که خوشبختانه استفاده از این شیوه به خوبی جواب داد و با قاطعیت می گویم پس از رسیدن به این تغییر نگرش، امروز چیزی بین 70 تا 80 درصد برنامه های کنگره را از طریق امکانات فضای مجازی پیش برده و پیش خواهیم برد.تفاوت های محسوس کنگره شعر نو/ حل مجموعه آسیب های ریشه دار و گریبانگیر شعر امروز* توضیح درباره اه و برنامه ها شاید کمی بیشتر به روشن شدن چگونگی اجرای این کنگره کمک کند.این کنگره تفاوت های محسوسی با سایر کنگره ها، جشنواره ها و دیگر برنامه های فرهنگی دارد که لازم است کمی درباره آن ها توضیح دهم.نظر به مسائل و مشکلات عدیده ای که گریبانگیر شعر امروز ایران است، پس از راه اندازی کانال کنگره و گذشت دو سه ماه، به این نتیجه رسیدیم که این کنگره نمی تواند در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه به اه مورد نظر خود برسد. حل مجموعه مسائل و آسیب های ریشه دار و گریبانگیر شعر امروز، به گونه ای است که نیاز به یک کار مستمر بلندمدت دارد. به همین دلیل، این نتیجه حاصل شد که در زمان و مدت اجرای کنگره بایدبازنگری جدی کرد و چنین شد که به گزینه بلندمدت رسیدیم. بلند مدت، یعنی چند ماهه و حتی یک ساله و بیشتر. بدین نحو اعلام کردیم که اجرای این کنگره از مقطع راه اندازی کانال شروع شده و تا ب نتایج پیش بینی شده ادامه دارد.معضلات و مشکلات جدی دامن گیر و فراروی شعر امروز در قالب «آسیب ها» دسته بندی شد و شروع کردیم به نوشتن یک سلسله مقالات با عنوان «آسیب شناسی شعر امروز» و درج و ارائه آن ها در کانال کنگره که تاکنون جمع این مقالات آسیب شناسی به حدود 30 مطلب رسیده است.* ممکن است به برخی از محورهای اساسی مبتنی بر این آسیب شناسی ها اشاره کنید؟بله، موضوع مدیریت های فرهنگی ناآشنا یا کم آشنا به حوزه فرهنگ و هنر، یکی از جدی ترین آسیب های گریبانگیر شعر امروز است، این گونه مدیران که در این نوشتارها، از آن ها با عنوان «مدیران ناکارآمد» و یا «مدیران ایستا» نام برده شده است، انی هستند که از حوزه مسئولیتی خویش در زمینه شناخت هنر و هنرمندان، یا اطلاعاتی نداشته و ندارد و یا این اطلاعات حداقلی است. وجود چنین مدیران غیرخلاق که عموما دیکته نویس و مقلد مدیران قبلی هستند دستاورد مشخصی جز افزون سازی خسارات ندارد!به عنوان نمونه می توان شکل گیری و گسترش جریان برگزاری «مسابقات شعر» و به تبع آن به وجود آمدن یک طیف گسترده از «شاعران جایزه بگیر» را یکی از خسارت های جدی این گونه مدیران قلمداد کرد.بهانه شناسایی استعدادها در یکی دو دهه پیش، توجیهی نسبی برای این گونه فعالیت بود، چرا که شاید فرصتی ایجاد می کرد تا برخی از استعدادهای شعری مناطق و ای دورافتاده از این طریق شناسایی و امکانی برای دیده شدن شعرهای آنان فراهم شود، اما در یک دهه اخیر، که با گسترش حیرت انگیز فضای مجازی، این امکان برای هر علاقه مند و استعداد شعری فراهم شده است تا در دورترین مناطق روستایی کشور هم با راه اندازی یک صفحه در فضای مجازی خودش و آثارش را معرفی کند، دیگر تمسک به موضوع «کشف استعدادها» برای مدیران دیکته نویس و غیرخلاق، شاید بتوان گفت، مبحث و موضوعی خنده دار به نظر برسد!در مطلبی دیگر با عنوان «از ماست که بر ماست» به موضوع آسیب های ناشی از دخ غیرحرفه ای خود شاعران پرداخته شده است که در آن مطلب شاعران به چند گروه تقسیم شده اند که از یک گروه عمده با عنوان «شاعران ذوقی» نام برده شده اند. این گروه از شاعران انی هستند که دارای استعداد و ذوق شاعری هستند و اغلب شعرهای عاطفی خوب اما کم عمقی هم می نویسند که عموما با استقبال طیف قابل ملاحظه ای از مخاطبان شعر هم مواجه می شوند. شاعران ذوقی هرچند از استعداد خوبی برای شعرهای نسبتا موفق برخوردارند، اما به علت کم دانشی در عرصه آموزش، داوری ها و اداره کارگاه های شعر، افرادی ناکارآمد و غیرموفق هستند. برخی از این طیف شاعران ذوقی نسبت به ضعف خود آگاهی دارند و در فعالیت های مبتنی بر داشتن دانش شعری حضور پیدا نمی کنند، اما برخی دیگر با حمایت مدیران ناکارمد، در چنین عرصه هایی ورود پیدا می کنند که به سبب کم دانشی، معمولا نقش و تاثیری آسیب رسان از خود برجای می گذارند.آن ها برای برگزاری یک کارگاه شعر، دارای نامی مطرح و شناخته شده هستند، اما در عمل و بعد از برگزاری دو سه جلسه، کارگاه آن ها به تعطیلی می انجامد، چرا که فراگیر علاقه مند و بااستعداد، پی می برد که این شاعر دانش و سواد مناسبی ندارد. لذا جلسه سوم در کارگاه شرکت نمی کند! تازه مدیر ناکارآمد انگشت حیرت بر شقیقه می گذارد که چرا دوره ها و کارگاه های شعرش به نیمه راه نرسیده تعطیل می شود!* شعر و ترانه، دو مقوله هنری کاملا متفاوت هستند!یکی دیگر از آسیب های جدی شعر امروز، همین شکل گیری انجمن ها و یا جلسات مشترک «شعر و ترانه» در یکی دو دهه اخیر است که به سبب این ه نی، آسیب های جدی به ساحت زبان شعر امروز وارد شده است و از سویی دیگر نیز شاید توقع معنانگر، توقعی غیرمتعارف باشد که از همین منظر، گریبانگیر ترانه شده است!نظر به اهمیت موضوع، حدود 10 مقاله و یامطلب کوتاه در این زمینه نگاشته و در کانال کنگره منتشر شده که جانمایه موضوع توجه به این نکته است که موضوع شعر و ترانه، دو مقوله کاملا متفاوت و مستقل هستند که هر کدام برای ارزی ، دارای ضوابط و معیار های خاص خود هستند. لذا این دو گونه هنری بیش از آن که دارای وجه مشترک باشند، دارای وجه افتراق اند و بهتر است که کار ارزش گذاری و داوری ترانه را به جای شاعران، به خود اهالی موسیقی واگذار کنند.ترانه، مقوله ای درآمدزا و پولساز است * با این توضیح شما، این سئوال مطرح می شود که چرا خیلی از شاعران، علاقه مند به فعالیت در عرصه ترانه سرایی هم هستند؟به این پرسش در همان مطالب نگاشته شده در کانال کنگره نسبتا به تفصیل پاسخ گفته ام، اما چون پرسیدید شاید بد نباشد تا به اختصار بگویم: هنر شعر (بدون در نظر گرفتن نمونه های محاوره و اصطلاحا کوچه بازاری ، مناسبتی و تفریحی) یک هنر کاملا حرفه ای تخصصی است و به همین دلیل دارای مخاطب خاص، اما هنر موسیقی و به تبع آن ترانه، علاوه بر آن وجه تخصصی و حرفه ای، دارای نمونه های عمومی تر و منطبق با سلایق گوناگون مردم است و به همین دلیل گذشته از مخاطب خاص، دارای طیف گسترده ای از مخاطب عام نیز هست، لذا در یک سالنی که برنامه شعرخوانی در آن برگزار می شود اگر 50 نفر مخاطب حضور پیدا می کنند، اگر در همان سالن کنسرت موسیقی اجرا شود، تعداد مخاطب شاید به 500 نفر برسد! این افزونی مخاطب، خودش می تواند برای هر شاعری ایجاد انگیزه محسوب شود، همچنین، ترانه، مقوله ای درآمدزا و پول ساز است که این مهم نیز نمی تواند از نگاه خیلی از شاعران دور بماند. در این بین تنها مزیتی که شعر دارد، شان برجسته هنر شاعری است که در کشور ما از یک سابقه دی ای فرهنگی بهره مند است و بدیهی است که هر شاعری تمایل دارد تا از این مزیت نیز بهره مند باشد.* مجموعه نوشته ها و دغدغه های شما را در «کانال کنگره شعر نو ایران» مطالعه کرده ام، به انصاف اغلب این مباحث که شاید گاه و بی گاه و به صورتی گذارا به ذهن شاعران و علاقه مندانی چون من نیز خطور کرده باشد. برای نخستین بار است که طی یک دهه اخیر، اینگونه دقیق و عمیق، نوشته شده و اذهان اهالی فرهنگ، ادبیات و شعر را به خود معطوف کرده است. در پی همین اتفاق خجسته بود که به تدریج شاهد اثرگذاری این دیدگاه های نوین در عرصه ادبیات امروز هستیم، مثلا در همین چند ماهه اخیر از تعداد مسابقات شعر و عرضه فراخوان های رنگارنگ به طور محسوسی کاسته شده، میزان توجه به شاعران و کتاب های شعر نو به نسبتی قابل ملاحظه افزایش پیدا کرده و شاید برای نخستین بار باشد که از 7 عنوان کتاب راه یافته به مرحله پایانی جشنواره شعر فجر، 4 یا 5 عنوان آن کتاب های شعر نو بوده و برگزیده نهائی نیز یک شاعر سپید سراست! برای نخستین بار و در همین دو ماه گذشته، جشنواره بزرگداشت نیمایوشیج با ارائه آثار شعر نو در مازندران برگزار می شود.به هر حال، واقعیت آن است که در بروز این گونه رویکردها، نمی توان نقش مستقیم و غیر مستقیم کنگره شعر نو ایران را نادیده انگاشت.موضوع مدیران حزبی!/ جشن انتخاباتی رئیس جمهور با ت یب شعر سهراب سپهریاین گفتگو طولانی شد و شما را خسته . آن هم با توجه به وضعیت فعلی شما که دوران نقاهت بعد از عمل جراحی را می گذرانید. سئوالات ما کم نیست و گفتنی های شما نیز، اما به یکی دو سئوال دیگر بسنده می کنیم. البته با این امید که در آینده ای نزدیک، گفتگوی دیگری هم با شما داشته باشیم. آسیب ناشی از حضور و اثرگذاری جریان ها و احزاب در تشکل ها و گروه های هنری و فرهنگی یکی دیگر از دغدغه های قابل توجه شما در موضوع آسیب شناسی شعر امروز است، چرا؟واقعیت آن است که هنر، ذات و ماهیتی بخشنده دارد و هنرمند علاقه دارد تا حد ممکن هنرش را در اختیار آحاد بیشتری از افراد جامعه بگذارد و در جریان تحقق این هدف، اصلا به هیچگونه خط کشی و مرزبندی بین مخاطبان نمی شد، رفتار و هدفی دقیقا بر خلاف هدف گذاری جریان ها و احزاب ! چرا که تفکر حزبی، تفکری تمامیت خواه است که می گوید همه چیز فقط برای من و حق من و هم حزبی هایم است و سایر افراد از این گردونه بیرون قرار می گیرند و هیچ حقی ندارند! نگاهی به همین جا به جایی های ناشی از انتصاب مدیران ارشد دستگاه های تی داشته باشید، هر مدیر جدیدی که بر سر کار می آید در همان گام اول، معاونان و مدیران کل دستگاه را عوض می کند و به جای آنان نزدیکان حزبی یا جناحی خود را منصوب می کند که دامنه این تغییرات عموما و به تدریج به معاونین ادارات کل و روسای ادارات و حتی کارشناسان مسئول نیز می رسد، تنها چیزی که در اولویت نیست، بحث شایستگی، دانش و کارآیی مدیریتی است!این روند و این روال، چنان که طی این دو دهه حاکمیت جناحی شاهد بوده ایم، متاسفانه وجه مشترک هر دو گروه «اصولگرا» و «اصلاح طلب» بوده است! یعنی دو گروه تمامیت خواه، آن هم به هر قیمتی! به عنوان نمونه فقط به موضوع انتخاب شهردار، در همین دوره اخیر اشاره می کنم. در بررسی گزینه ها، چند چهره با قابلیت مناسب در بین اعضای منتخب شورای شهر وجود داشت، اما جناح اصلاح طلب که پس از انتخابات، همه کرسی های شورا را تصاحب کرده بود برای آنکه از این بیست و چند کرسی، حتی یک کرسی در اختیار جناح رقیب قرار نگیرد (چون عضو علی البدل از اصولگرایان است) گزینه انتخاب شهردار از بین اعضای شورا را کلا کنار گذاشت تا در بین این بیست و چند نفر عضو شورا، حتی احتمال شنیدن یک صدای مخالف نیز وجود نداشته باشد!بیان همین مورد نمونه خوبی است تا بدانیم جناحی که لیدر آن ها بانگ برمی دارد که: (نقل به مضمون) « ، یعنی صدای مخالف» تا چه اندازه به ادعای خود پایبند هستند!یا تی که با صدای بلند، اعلام می کند پاسخگوی هر انتقاد اصولی است، وقتی در یکی از مهم ترین جشن های انتخابات، در حضور همه بزرگان پیروز میدان، یک مجری و مسلط در کارش، با دستکاری و ت یب معروف ترین شعر سهراب سپهری (صدای پای آب)، مورد تشویق فوق العاده همه حاضران از جمله مسئولان بلندپایه و مدیران تراز اول فرهنگی ت قرار می گیرد، صدای هیچ اعتراضی نسبت به این موضوع شنیده نمی شود! من شاعر و شاگرد سهراب (به گمان آن که مسئولان متوجه تضعیف حق سهراب نشده اند) مطلب بلند بالایی در همین زمینه می نویسم و آن مطلب را به نحوی گسترده در فضای مجازی از جمله همین کانال کنگره شعر نو و کانال خودم منتشر می کنم. انتظار دارم حداقل بخش فرهنگی دفتر ریاست جمهور محترم، بابت این اهمال و تضیف حق سهراب، از این شاعر و علاقه مندانش پوزش بخواهد و بدین شیوه به من و دیگران درس رعایت حق و حقوق دیگران را بیاموزد، اما هیچ پاسخی به این نوشته داده نمی شود. مطمئن می شوم که بسیاری از حاکمان تی ما، فقط خوب حرف می زنند اما در عمل رفتاری مغایر با گفتارشان دارند!بیان این نمونه ها (که می توانم نمونه های دیگری را نیز به عنوان شاهد مطرح کنم) بدان سبب است تا گفته باشم ذات تفکر و عملکرد جناح ها، گروه ها و احزاب ، صرفا مبتنی بر منافع جناحی آن ها است و با ماهیت آزاد ش هنر وارسته تفاوت اساسی دارد، لذا هیچ هنرمند واقعی نمی تواند یک آدم حزبی باشد. اگر به هر دلیل مسیر حزب را انتخاب کند در نهایت یا شعرش قربانی می شود یا خودش که به عنوان نمونه و در همین عصر حاضر می توانم از «سیاوش رایی» سراینده منظومه بلند «آرش کمانگیر» نام ببرم و به عنوان دلیل، شما را ارجاع بدهم به نامه رایی خطاب به دوستش شاهرخ مسکوب در سال های پایانی عمر (منتشر شده در مقدمه کتاب گزینه شعرهای سیاوش رایی، انتشارات مروارید)موضوع حاکمیت تفکر جزیره ای! * یادم هست در جایی صحبت از تفکر جزیره ای کرده بودید. به چه معناست و کنگره شعر نو در زمینه تفکر جزیره ای چه تد ری دارد؟در بسیاری از مراکز و دستگاهای فرهنگی این مسئله وجود دارد؛ بدین معنا که هر دستگاه فرهنگی تمایل دارد تا بدون تعامل، همفکری و همکاری با دیگر نهادهای فرهنگی یک موضوع ثابت (مثلا اجرای برنامه شب شعر به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب) را خودش به تنهایی برگزار کند. ایراد این تفکر آن است که به یکباره مواجه می شویم با برگزاری ده برنامه پراکنده «با یک موضوع واحد» توسط ده دستگاه فرهنگی مستقل، که طبیعتا کیفیت این برنامه ها پایین، اما جمع هزینه های آن ها بسیار بالاست، وجود چنین تفکری را می توان «تفکر جزیره ای» نامید که یکی از آسیب های جدی عرصه شعر امروز قلمداد می شود.کنگره شعر نو ایران در پی آن است تا با شه ای فراجناحی و فراهم آوردن زمینه مناسب برای نزدیک شدن این مراکز گوناگون به یکدیگر، امکان تعامل، همکاری و اجرای برنامه مشترک توسط این نهاد را فراهم آورد. یعنی حاکمیت «تفکر جزیره ای» را بردارد و به جایش، حاکمیت «تفکر مجمع الجزایری» را بنشاند.جای تعجب است که شعر با داشتن این همه سابقه از داشتن تشکل محروم است* یکی از مهم ترین دغدغه های شما، ضرورت شکل گیری و راه اندازی یک تشکل صنفی برای شاعران سراسر کشور است که در این باره، چند مطلب نگاشته اید؛ از جمله مطلبی با عنوان «سی هزار شاعر بی خانه!!!» که اتفاقا مورد استقبال شاعران و علاقه مندان شعر امروز قرار گرفت و همین روز گذشته که این نوشته را در کانال کنگره مطالعه می ، دیدم که حدود 64000 نفر بازدیدکننده داشته است. مایلیم که در این باره نظرتان را بشنویم.چنان که در همان یادداشت اشاره کرده ام، امروز هنرمندان رشته های گوناگون هنری، مثل نقاشی، تئاتر، سینما، خوشنویسی، تجسمی و... هر کدام دارای یک تشکل صنفی هستند که خیلی از امور خدماتی، رفاهی و حقوقی اعضای آن صنف را پیگیری می کنند، جای تعجب است که شعر به عنوان رکن فرهنگ ایران و با داشتن بیشترین هنرمند نسبت به همه هنرهای دیگر، تاکنون از داشتن چنین تشکلی محروم بوده است. به هر حال الان در شرایطی هستیم که ضرورت شکل گیری و فعالیت چنین تشکلی برای شاعران کشور موضوعی بسیار مهم است که وجود آن در روند انسجام و بالندگی شعر امروز نقش بسیار مهمی خواهد داشت.شاعرانی که یک کتاب شعر منتشر شده دارند عضو تشکل صنفی شاعران می شوندیکی از برنامه های هدفگذاری شده کنگره شعر نو ایران پیگیری همین موضوع است که تصمیم دارد با فراخوان و دعوت از شاعرانی که حداقل دارای یک کتاب شعر منتشر شده هستند، امکان اولیه به منظور بنای این تشکل صنفی را برای شاعران سراسر کشور فراهم کند.پیگیری امور حق الیف، تعیین ضوابط برای انتخاب شاعران در زمینه های گوناگون، تعامل و همکاری با دستگاه های گوناگون فرهنگی ، برگزاری جشنواره ها و محافل و نشست های نقد و بررسی و شعرخوانی، پیگیری امور بیمه شاعران، ایجاد صندوق رفاهی و... ازجمله برنامه ها و فعالیت هایی است که این تشکل صنفی، می تواند برای شاعران کشور فراهم کند.* ! ممنون که در دوران نقاهت، ما را پذیرفتید و دو ساعتی از دغدغه هایتان برایم گفتید، اما در خاتمه برایمان شعر بخوانید.از شما هم ممنون.منبع: فارس
کلمات کلیدی: gmail gmail for android google mail android جی میل جیمیل ایمیل گوگل جیمیل برای اندروید آندروید اندروید gmail جیمیل gmail gmail for android gmail for android gmail gmail برای اندروید gmail برای اندروید نرم افزار gmail برای اندروید جیمیل نرم افزار جیمیل نرم افزار gmail برای htc نرم افزار gmail برای samsung نرم افزار gmail برای motorola نرم افزار gmail برای سامسونگ نرم افزار gmail برای اچ تی سی نرم افزار gmail برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا gmail جی میل gmail gmail for ios gmail for ios gmail جی میل gmail for iphone gmail for iphone gmail for ipad gmail for ipad gmail for ipod gmail for ipod جی میل جی میل for ios جی میل for ios جی میل جی میل for iphone جی میل for iphone جی میل for ipad جی میل for ipad جی میل for ipod جی میل for ipod gmail برای iphone gmail برای iphone gmail برای ipad gmail برای ipad gmail برای ipod gmail برای ipod جی میل جی ...
کلمات کلیدی: google maps نقشه گوگل google maps google maps for ios google maps for ios google maps نقشه گوگل google maps for iphone google maps for iphone google maps for ipad google maps for ipad google maps for ipod google maps for ipod نقشه گوگل نقشه گوگل for ios نقشه گوگل for ios نقشه گوگل نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipod نقشه گوگل for ipod google maps برای iphone google maps برای iphone google maps برای ipad google maps برای ipad google maps برای ipod google maps برای ipod نقشه گوگل نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل نقشه گوگل برای iphone نقشه گوگل برای iphone نقشه گوگل برای ipad نقشه گوگل برای ipad نقشه گوگل برای ipod نقشه گوگل برای ipod نقشه گوگل نقشه گوگل برای آی او اس نقشه گوگل برای آی او اس نقشه گوگل نقشه گوگل برای آیفون نقشه گوگل برای آیفون نقشه گوگل برای آی پد نقشه گوگل برای آی پد نقشه گوگل برای آی پاد نقشه گوگل برای آی پاد google maps نقشه گوگل google maps google maps for android google maps for android google maps google maps برای اندروید google maps برای اندروید نرم افزار google maps برای اندروید نقشه گوگل نرم افزار نقشه گوگل نرم افزار google maps برای ht...
کلمات کلیدی: chrome گوگل کروم chrome chrome for android chrome for android chrome chrome برای اندروید chrome برای اندروید نرم افزار chrome برای اندروید گوگل کروم نرم افزار گوگل کروم نرم افزار chrome برای htc نرم افزار chrome برای samsung نرم افزار chrome برای motorola نرم افزار chrome برای سامسونگ نرم افزار chrome برای اچ تی سی نرم افزار chrome برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا chrome گوگل کروم chrome chrome for ios chrome for ios chrome گوگل کروم chrome for iphone chrome for iphone chrome for ipad chrome for ipad chrome for ipod chrome for ipod گوگل کروم گوگل کروم for ios گوگل کروم for ios گوگل کروم گوگل کروم for iphone گوگل کروم for iphone گوگل کروم for ipad گوگل کروم for ipad گوگل کروم for ipod گوگل کروم for ipod chrome برای iphone chrome برای iphone chrome برای ipad chrome برای ipad chrome برای ipod chrome
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا ، هرچند از منظر بسیاری از کارشناسان، شعر آیینی پس از انقلاب ی یکی از شاخه های قدرتمند و عرصه های توانا در حوزه شعر و ادب معاصر است و این امر را می توان هم از منظر کمی و هم از حیث کیفی مشاهده کرد، اما این حوزه شعری نیز با آسیب های متعددی به ویژه در سال های اخیر همراه بوده است. گسترش اعتقادات افی و ورود شه های انحرافی از طرق مختلف به وادی دین و آیین، سبب شده تا شعر آیینی نیز گرفتار آسیب های متعدد شود. وجود آسیب های این چنینی زمانی خطرناک و به سمی مهلک تبدل می شود که در قالب ات منظوم در هیئت ها که تریبون شیعه به شمار می آید و یا در قالب کتاب منتشر شود؛ از این رو نقد سروده ها با این نگاه و فراتر از آن، بررسی روند شعر آیینی در حوزه های مختلف ضرروت بیشتری می یابد.به همین منظور خبرگزاری تسنیم در میزگردی با حضور کامران شرفشاهی و رضا اسماعیلی شاعر آیینی به بررسی رویش ها و آسیب های شعر هیئت پس از انقلاب پرداخته است، رضا اسماعیلی در این میزگرد اصلی ترین دلیل آسیب در شعر آیینی را توقف در منزل محبت و نرسیدن به منزل شعور دانست. شرفشاهی نیز با اشاره به گذشته شعر آیینی از ممانعت حکام پیش از انقلاب از ورود شه به شعر آیینی سخن گفت. بخش نخست این میزگرد به شرح ذیل است:* تسنیم: شعر انقلاب وام گرفته از شعر آیینی است، که پس از مدتی با شاخه های متنوعی چون شعر دفاع مقدس مواجه شد که آن هم از شعر آیینی وام گرفته شده است، آیا این دو گونه شعری پرطرفدار پس از انقلاب زمانی که به قوام رسیدند، شعر آیینی را نیز متحول د؟ آیا می توان گفتف شعر آیینی پس از انقلاب با تغییرات شگرفی مواجه شده است؟پس از پیروزی انقلاب چون بالافاصله با جنگ تحمیلی مواجه شدیم، شعر انقلاب تحت الشعاع شعر دفاع مقدس قرار گرفت، هنوز شعر انقلاب قوام نگرفته بود که ما با مقوله دفاع مقدس مواجه شدیم و به نوعی شعر انقلاب و دفاع مقدس در هم تنیده شده و شعر دفاع مقدس برجستگی بیشتری پیدا کرد، در همان دوران 8 ساله دفاع مقدس شاهد رویش و جوانه زدن شجره نهال شعر آیینی بودیم، شعر آیینی بعد از انقلاب. چون پیش از انقلاب هم ما شاعران بزرگی در عرصه مذهبی و دینی داشتیم که در تمام دوره ها با موضوع بزرگان دینی شعر می گفتند، به خصوص در حوزه شعر توحیدی که ادب فارسی کارنامه درخشانی دارد، ما وقتی دیوان اکثر شاعران بزرگ فارسی زبان را باز می کنیم از رودکی تا سنایی و حافظ و عطار و مولانا و ... می بینیم که آغاز دیوانشان متبرک به ستایش ذات حضرت حق شده است.اما بعد از انقلاب به خاطر حاکمیت و ارزش های ی و به خاطر نظام مقدس ی رویکرد به شعر آیینی گسترده تر شد، به خصوص شاعران نسل اول انقلاب با توجه به اینکه نفیس حق حضرت را درک کرده و در کوران بحران های انقلاب رشد کرده بودند، در کنار سرودن شعر دفاع مقدس رگه هایی از شعر آیینی نیز در آثارشان قابل روئیت است. به این معنا که وقتی شما شعر بزرگانی مثل سلمان هراتی، قیصر امین پور، سیدحسن حسینی و نصرالله مردانی را می خوانید، می بینید، موضوع دفاع مقدس است اما نمادها و سمبل هایی که ازش یاد کرده اند، اسوه های قیام حسینی است، از حضرت اباعبدالله حسین(ع) تا حضرت ابوالفضل(ع) ، حضرت زینب(س) حر و ... به عنوان اسوه های حماسی و مقاومت نام بردند که با برجسته این اسوه ها رزمنده ها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیره عملی این اسوه های دینی تشویق د.اسماعیلی : شعر آیینی به معنای خاص پس از دفاع مقدس هویت پیدا کرداما شعر آیینی به معنای خاص و به صورت مستقل با هویت مستقل بعد از پایان دفاع مقدس هویت پیدا کرد، به این معنا که وقتی جنک تحمیلی به پایان رسید شاعران مدتی در خلاءی که از نظر مضمونی ایجاد شده بود دست وپا می زدند که از این بعد تکلیف ما چیست؟ چه شعری بگوییم با چه مضمونی؟عده ای رفتند در فضای شعرهای عاشقانه و راهشان را از شعر انقلاب جدا د، عده ای هم چنان در حوزه شعر انقلاب پابرجا ماندند و به شعر اعتراض ورود د که به نقد و کالبد شکافی انقلاب ی پرداخت و به کمرنگ شدن ارزش های انقلاب اعتراض داشت که نمونه شاخص آن شعر «مولا ویلا نداشت» از علیرضا قزوه یا شعر خیابان هاشمی از محمد رضا عبدالملکیان بود. شعرای دیگری چون محمد حسین جعفریان، سلمان هراتی و ... با موضوع اعتراض و یا حسرت ( حسرت خودرن بر ارزش های دوران دفاع مقدس)به مسیر خود ادامه دادند، اما گروهی از شاعران به صورت اختصاصی و خیلی جدی به حوزه شعر دینی و آیینی ورود پیدا د که به شاعران دینی و آیینی معروف شدند.بعدها شاخه ای از شعر آیینی به نام شعر هیئت معروف شد در واقع شعر هیئت عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان نوحه ها و مراثی است که پیش از انقلاب و از زمانی که عزاداری های حسینی قوام گرفت، در ایران گسترده شد. از زمان حکومت صفویه رسمیت پیدا کرد و عزاداری ها آزاد شد و مردم برای ب ا علم عزاداری سالاتر شهیدان در میادین و مساجد دسته جات عزاداری راه می انداختند، نوحه هایی که در این مراثی خوانده می شد به شعر هیئت معروف شد. که زیرشاخه شعر آیینی ماست و بیشتر کاربرد اجتماعی و مردمی دارد، به این معنا که در شعر هیئت باید شاعر زبانش به زبان مردم نزدیک تر شود، با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دسته جات زنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی فراوانی پیدا کند، شاعرانی هم که شعر هیئت می گویند، سعی می کنند زبان مردم باشند با مولفه هایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که از همین راه آسیب هایی گریبانگیر شعر هیئت ما شده است.که من در ادامه به آن خواهم پرداخت.* تسنیم: آیا ما شاعر آیینی یا سبک شعر آیینی را به این شیوه ای که امروز می بینیم داشته ایم؟ من قائل به این هستم که برای درک عمیق تر این موضوع ما باید برگردیم به زمان وقوع واقعه عاشورا. بعد از این واقعه ما شاهد این هستیم که حضرت سجاد(ع)، حضرت سکینه دختر حضرت حسین(ع) در بازگشت به مدینه می کوشند تا در منزل خود جلساتی بگذارند دعوت می کنند از شاعران متعهد برای این که از این حماسه با زبان رسا و شورانگیز شعر بسرایند و به عصرها و نسل های آینده منتقل کنند این رویکرد را ما در سایر ائمه\(ع) هم شاهد هستیم و یک نگاه هوشمندانه ای پشت این ماجرا بوده که به شعر به عنوان یک رسانه موثر و قوی نگاه می شده است و اهل بیت(ع) همیشه نظر داشتند روی شعر و شاعران برای انتقال و انعکاس این حماسه بزرگ.از اوا قرن سوم و قرن چهارم به تدریج ادبیات دینی وارد شعر پارسی می شود و در طول زمان این مسئله ادامه پیدا می کند گاه به شکل بسیار کم رنگ و محتاطانه به لحاظ اینکه بسیاری از حکومت های آن دوران حکومت های ضد شیعی بودند و گاه شاهد پررنگ شدن این مسئله هستیم که برمی گردد به روی کار آمدن حکومت های شیعی در ایران که این حکومت ها شعر شیعی را تقویت می کنند و از شاعران شیعی حمایت می کنند. این روند استمرار داشته و من قائل به این هستم که شعر آیینی ما از زمان پیدایش ت های شیعی در ایران قوت بیشتری پیدا کرد. مثل آل بویه وصفویه که محتشم آمد و بسیاری از شاعران دیگر و حتی پادشاهان ترغیب می د که به جای مدیحه سرایی برای ما برای اهل بیت(ع) شعر بگویید.شرفشاهی: تلاش قاجار برای دور ماندن شعر آیینی از هدف و رس اصلیهر چه فاصله می گیریم از این دوران می بینیم تعداد شاعران بیشتر می شود تعداد شعرها بیشتر می شود و به تدریج ما شاهد یک دوره ای هستیم که شاعران بسیاری مشغول سرودن شعر هستند مثلا در دوره قاجاریه شاعران بسیاری مشغول سرودن شعر آیینی هستند دیوان شان پر از شعر آیینی است اما یک رویکردی در این دوران وجود دارد و آن هم نفوذ و تلاشی است که حکومت ها می کنند برای این که این شعر را از آن هدف و رس اصلی خود دور کنند، ما مثلا در شعر معروف مولانا شاهد این هستیم که مولانا داستانی را بیان می کند که کاروانی در ایام محرم وارد شهری می شود، می بیند که مردم در حال عزاداری هستند می گوید برای چه عزاداری می کنید؟ می گویند ما برای چنین شخصی عزاداری می کنیم که چنین مبارزه کرد در برابر ستم ایستاد و سرانجام خودش و تمام اعضای خانواده اش در این راه به شهادت رسیدند و آن شخص می گوید که او نیاز به گریه و زاری ندارد. این شمایید که احتیاج به گریه و زاری دارید.شرفشاهی: در دوره قاجار جنبه شوگ شعر آیینی به عمد پررنگ و پویایی از آن گرفته شدتاکید ماجرا بر اصل حماسه است اما در دوره قاجاریه می بینیم که جنبه سوگ پررنگ شده و تلاش می شود که ادبیات پویا، ستم ستیز و جاندار و جانبخش و رهایی بخش شیعه را تبدیل به یک ادبیات تختیتری که فقط به گریه و زاری می پردازد و ادبیاتی منهای شه است.در واقع دعوت سرخ حضرت اباعبدالله(ع) فراموش می شود، وقتی که می فرمایند در آ ین لحظات « ی هست مرا یاری کند؟» این دعوت در واقع به آن جماعتی که روبه روی ایشان بودند، نبود چون تکلیف روشن بود تمام اعضای خانواده و یارانش را از دست داده و می دانستند آنها سر سازش ندارند بنابراین یک دعوتی بود به عصرها و نسل های آینده و تلاشی که اهل بیت(ع) داشتند ما در نخستین سروده ها در آثاری که در پیشگاه خاندان پاک وحی ارائه شد شاهد این بودیم که در همه این ها یک روح بیداری وجود داشت .اما در دوره قاجار می بینیم که این مسئله وجود ندارد بالع جنبه تختیری به آن می دهند.* تسنیم: این حکومت ها آیا هدف خاصی از این کار داشتند؟ یا اینکه اقتضائات اجتماعی ایجاب می کرد که چنین اشعاری گفته شود؟به لحاظ اینکه حکومت های وقت حکومت های فاسدی بودند و به هر حال آن روح اصلی پیام اهل بیت(ع) و را مانع حکومت خود می دانستند و هراس داشتند از بیداری ملت و بازگشت و رجعت آنها به راستین این بود که کوشش می د، جلوه وارونه ای از دین ارائه کنند و از سوی دیگر خودشان تظاهر می د، بزرگترین تکیه های تعزیه که یک هنر نمایش منظوم ایرانی هست در دوره قاجار بوده است و اتفاقا سلاطین هم می آمدند حتی خود سلاطین هم شعر می گفتند مراجعه به دیوان فتحعلی شاه قاجار داشته باشید به دیوان ناصرالدین شاه قاجار فراوان شعر برای اهل بیت(ع) دارد. اما شعری که برانگیزاننده باشد آگاهی بخش باشد و جامعه را به حرکت در بیاورد در برابر آن وضع اسفناکی داشت، وجود ندارد.شرفشاهی: هر چه به انقلاب نزدیک شویم، بیداری اندک اندک در شعر آیینی نمود بیشتری پیدا می کندشما می دانید تاریخ آن دوره را در روزگاری که به لحاظ بی فایتی و فساد فراوان کشور رو به اضمحلال بود بیگانگان مسلط شده بود، حکومت هراس داشت از بیداری ملت و از آن پیام سرخ عاشورا که در واقع پیامی است که ذلت پذیر نیست و جامعه را دعوت می کند به این که ذلت پذیرنباشند سرافرازانه زندگی کنند، البته آثاری است که در آنها رگه هایی از بیداری وجود دارد و ما هر چه به سمت انقلاب نزدیک می شویم می بینیم که تقریبا این بیداری کم کم در شعر آیینی ما نمود بیشتری پیدا می کند. به عنوان مثال خوش دل از شاعرانی که در دوره پهلوی زندگی می کرد، شعری دارد که در آن دوره خیلی معروف شد «بزرگ فلسفه مرگ شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است»زمانی که من بچه بودم، به یاد دارم که این شعر گاه گداری در هیئت ها خوانده می شد این شعر معروف شد به خاطر همین روح بیداری بود. باز ما در واقع هر چه به انقلاب نزدیک می شویم شاهد ظهور یک نسلی از شاعران دین باور هستیم که این ها شاعران هوشمند و آگاهی هستند و آثاری را خلق می کنند که این ها در جهت حرکت جامعه موثر واقع شود در سال های قبل از پیروزی انقلاب هم به هر حال در ایام ماه محرم حسینیه ها، تکایا، مساجد، این ایام را مشغول عزاداری بودند شاعران شعرهایشان را می سرودند نوحه خوان ها نوحه می خواندند و انجمن های آیینی بود و شاعران بزرگ آیینی ما داشتیم مثل اصفهانی، خوش دل تهرانی و ان دیگری بسیاری از بزرگورانی که به جریان شعر انقلاب پیوستند این گونه نبود که ما شعر آیینی نداشته باشیم.* تسنیم: حاکمیت به این افراد بها نمی داد که خودجوش شعر نگفته اند یا خودشان تمایلی نداشتند؟دو تا بحث مطرح است یکی فشار خود حاکمیت بود یعنی این ها جلوگیری می د از شعرهایی که جنبه آگاهی بخش داشت، تذکر می دادند ممنوع المنبر می دو ... از سوی دیگر یک فضای فرهنگی ایجاد کرده بودند که اگر ی شعر آیینی بگوید، فناتیک و امل است و به گونه ای طرف را در موضعی قرار می دادند که از نزدیک شدن به ادبیات آیینی و از دین گفتن فاصله بگیرد و در واقع خود این فضای فرهنگی موجب شده بود تا بسیاری از شاعران رویگردان باشند و یا اگر تمایلاتی دارند ، بروز ندهند و ابراز نکنند با پیروزی انقلاب در واقع شاهد یک رجعت عظیم دین در شعر آیینی بودیم، این که شاعران بازگشتند به آن ارزش ها و باورها و آثاری را خلق د که این آثار در تهییج جامعه نقش بسیار موثری داشت و در تمام صحنه های پس از پیروزی انقلاب هم ما شاهد این هستیم که شعر هنر اولی است که در میدان حضور پیدا می کند و بسیاری از اشعار این سال ها با الهام از آیات قرآن کریم، احادیث و روایات شکل گرفته و این جریان تا به امروز ادامه دارد.اسماعیلی: شعر آیینی در دهه سوم و چهارم انقلاب در منزل محبت متوقف ماند* تسنیم: آقای اسماعیلی شعر هیئت زیرشاخه ای از شعر آیینی است که پس از انقلاب شکل گرفته است، در صحبت هایتان اشاره کردید که شعر هیئت دچار آسیب هایی شده است از این آسیب ها بگویید؟نکته ای در مورد شعر آیینی دهه های اخیر وجود دارد که باید به آن تاکید کنیم، نسل اول و دوم انقلاب چون را درک کرده بودند و از دل انقلاب جوشیده بودند و دوران دفاع مقدس را درک کرده بودند، شعرشان خود به خود لهجه حماسی پیدا کرد، از همین رو بود که شعر آیینی نسل های اول و دوم انقلاب که با بزرگانی مثل حضرت و علامه طباطبایی و مطهری، مفتح، بهشتی هاو... بزرگ شده بودند، بالیده بودند و با عالمان دینی و نشر داشتند و در یک فضای آمیخته با معرفت دینی و حماسه بالیده و قد کشیده بودند، سرشار از رگه های معرفتی حماسی و مضامین ارزشمند دینی است، ولی در دهه سوم و چهارم متاسفانه شعر دینی و آیینی ما به انحراف افتاد به این معنا که در واقع یکی از بزرگترین ضعف هایی که متوجه شعر دینی و آیینی ما شد در منزل محبت متوقف م م یعنی شاعر آیینی گفت من فقط وظیفم این است که محبت اهل بیت را بیان و ترویج کنم و شعر ما تبدیل به مدح و منقبت صرف و سوگ و مرثیه شد.اسماعیلی: سعی ن محبت را با معرفت گره بزنیماین خواست حاکمیت یا نظام مقدس نبود این به خاطر عدم شناخت و کوتاهی شاعران نسل های بعدی انقلاب در شناخت ماهیت انقلاب و در واقع شناخت بزرگان دینی بود که فکر می کردیم شعر آیینی این که مدح صرف بگوییم، منقبت بگوییم و تلاش کنیم که با شعر خودمان را با دیگران به گریه بیندازیم و در سوگ و مرثیه شعر بگوییم در واقع به صورت توجه داشتند و از سیرت و سیره عملی بزرگان دین غافل ماندند وقتی در منزل محبت متوقف بمانیم و به قله معرفتی دینی سعود پیدا نکنیم طبیعتا این شعر آمیخته می شود با تحریفات، افات و با یک لهجه غیرمستند و غیرواقعی پیدا می کند که در این مرحله بود که شعر دینی و آیینی ما دچار تنزل شد و شاعران آیینی ما خواسته یا ناخواسته به این ورطه افتادند در این حوزه تلاش کنیم شعری بگوییم در مجالس خوانده شود مداحان دم بگیرند و شورآفرینی ند به بحث شورآفرینی بیشتر توجه شد و به آن مبحث شعور معرفت دینی در حاشیه قرار گرفت و خیلی از کاستی ها آفت ها و تهدیدها از این ناحیه متوجه شعر ما شد که سعی نکردیم که محبت دینی و محبت اهل بیت را با معرفت اهل بیت گره و پیوند بدهیم و اگر محبت با معرفت دینی تلفیق می شد به پیروی از بزرگان دینی منجر می شد.محبت و معرفت وقتی با هم تلفیق و آمیخته شوند، نتیجه و محصولش اطاعت و پیروی از بزرگان دینی است ولی چون با معرفت آمیخته نشد و ما در منزل محبت توقف کردیم دچار بدفهمی از آموزه های دینی شدیم و آفات فراوانی متوجه شد، البته این نکته را اضافه کنم که ما در عصر حاضر شاعران آیینی بسیار ارجمند و فا ی داریم که این ها با معرفت دینی شعرهای بسیار ارزشمندی سرودند و شعر دینی ما بعد از انقلاب هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی پیشرفت های قابل تامل و قابل ستایشی داشته است.اسماعیلی: موضوع برخی اشعار آیینی حسین (ع) است اما موضعش دینی نیستولی متاسفانه در بخشی از بدنه شعر آینی ما این مشکلات هست مثلا وقتی خودم به عنوان داور در این جشنواره های دینی حضور پیدا و آثار را بررسی می کنم ، به ویژه در داوری جایزه کتاب سال به خصوص می بینم که مثلا در سال 95م از 1500 عنوان مجموعه شعر دینی و آیینی چاپ شده است که وقتی ما می خواهیم رصد کنیم که از این میان چه تعداد برای معرفی به عنوان الگو به جامعه معرفی کنیم، مناسب است با 20 عنوان مواجه می شویم که هم از لحاظ فرم و مولفه های زیبایی شناختی و هم از لحاظ مضمون و محتوا ارجمند و ارزشمند است، بقیه اشعار همان در حوزه سوگ و مرثیه و مدح و منقبت است که موضوع دینی دارد ولی موضع دینی ندارد. یعنی شاعر در مورد حسین(ع) شعر گفته در مورد حضرت ابوالفضل(ع) شعر گفته در موردحضرت زینب(س) شعر گفته است، موضوع حضرت زینب(س) است، موضوع حسین(ع) است، اما موضعش دینی نیست. یعنی به بحث عد خواهی، ظلم ستیزی، حق خواهی و... پرداخته نشده است، به کرامت های انسانی اصلا توجه و اعتنایی نشده است صرفا به ظاهر بزرگان دینی توجه شده و در وصف چشم و ابرو و زور و بازوی حضرت ابوالفضل(ع) شعر گفته شده است که این در جای خودارزشمند است ولی افراط در این مسئله باعث می شود شعر دینی ما از محتوای ارزشمند تهی شود.آسیب ها: غالی گریمن به برخی از آسیب ها اشاره می کنم ، یکی از بزرگترین آفاتی که شعر آیینی امروز ما را تهدید می کند بحث غالیگری یا غلو در شعر آیینی است که این غلو سه شاخه دارد شاخه اول همان بحث نسبت اولوهیت دادن به بزرگان دینی یا به تعبیر ساده تر معصوم پرستی است. من شاعر به خاطر اینکه در منزل محبت اهل بیت(ع) متوقف شده ام، می خواهم علاقه خود را به حسین(ع) نشان دهم ، بنابراین اشعاری را می گویم که در آن ها این معصوم(ع) را آنقدر بزرگ می کنم که نسبت خ به این بزرگان می دهم. جان دین توحید است شعار لااله الله است و اکرم(ص) می گوید من برای برافراختن پرچم توحید و یکتاپرستی مبعوث شدم، برای احیای کرامت های انسانی مبعوث شدم ولی در شعر بسیاری از مجموعه هایی که امروز چاپ می شود، موارد فراوانی داریم که اگر بخواهیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.شاخه دوم غلو در شعر آیینی اهانت به مقدسات سایر ادیان و تحریک عصبیت های مذهبی است، ی در دیدار سالیانه ای که هر سال با شاعران دارند، بسیار دغدغه دارند و تاکید می کنند اگر خدای ناکرده ما بین ادیان الهی اختلاف افکنی کنیم و وحدت شکنی کنیم و در واقع کاری کنیم که بین مذاهب و فرقه های دینی تسنن و تشییع اختلاف ایجاد کنیم، این خیانت در شرایط فعلی است. شعر آیینی نیز در واقع باید وحدت آفرین باشد ولی متاسفانه ما می بینیم که من شاعر و من ذاکر اهل بیت(ع) شعر می گویم برای اهل بیت و به بزرگان سایر ادیان الهی توهین می کنم، البته ناخودآگاه و ناخواسته است فقط می خواهم بگویم حسین(ع) من دوستت دارم ولی به بزرگان ادیان دیگر توهین می کنم و یا بین تسنن و تشییع اختلاف افکنی می کنم که این تع ر در آموزه های دینی مورد تایید نیست.شاخه سوم غلو که مقام ی هم در بیاناتشان به آن اشاره د و فرمودند به شاعران که این چه حرفی است که می زنید می گویید حسین(ع) از حضرت رسول اکرم(ص) هم بالاتر است. حضرت رسول باید بیاید نعوذبالله از حسین(ع) پیروی کند.اگر ما ادب و آداب مسلمانی و دینی را بخواهیم رعایت کنیم براساس معرفت دینی شعر آیینی بگوییم باید توجه داشته باشیم که بزرگان دینی سرسلسله شان (ص) است این ها شاگردان هستند و ما نباید حضرت زینب(س) را فراتر از به تصویر بکشیم حضرت ابوالفضل(ع) را فراتر از به تصویر بکشیم این ها شاخه های غلو و غالی گری در شعر آیینی ماست.جنون ستایی و عقل گریزیآفت دوم جنون ستایی و عقل گریزی است، متاسفانه در هیئت های مذهبی بسیار این آسیب وجود دارد، که به نوعی شی و شیفتگی تن می دهند و می گویند ما وقتی نام حسین(ع) را می شنویم دیوانه می شویم و اصلاً اختیار را از کف می دهیم و کارهایی می کنیم که دست خودمان نیست و از نهضت قیام حسینی به عنوان نهضتی که براساس جنون سرخ استوار است نام می برند در حالی که شیخ عباس قمی مولف مفاتیح الجنان، یک منشوری برای مداحان و ذاکران اهل بیت(ع) دارد که در آن توصیه های ارزشمندی به مداحان و ذاکران داشته است و می گوید ، که به هنگام بیان فضایل مقامات ان(ع) و ان مطالبی را نگویید که با عقل در تقابل باشد. در احادیث نیز روایت شده است که هر مسئله ای را می شنوید و به ما نسبت می دهند اگر به عقل عرضه کردید و دیدید با عقل و با آموزه های دینی در تقابل و تضاد است به دیوار بکوبید، یعنی دین دین شه و د و در واقع معرفت شی است و ما نباید جنون ستایی داشته باشیم.در شعر آیینی ما می گوییم «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة» حسین (ع) در واقع مشعل هدایت و کشتی نجات است، مشعل هدایت نماد د و عقلانیت است. حسین (ع) ما را به سمت توحید و یکتاپرستی هدایت می کند. من این اوا دیدم در یک پرچم این بیت را در مورد حسین نوشته بودند که «گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم/ گردش چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم» یعنی دائما می گوییم که قیام حسین(ع) یک قیام بر پایه عقل و عقلانیت نیست!افراط در اظهار خا اری همان طور که اشاره چون در منزل محبت اهل بیت(ع) متوقف م م هی می خواهیم عرض ارادت و خیلی غلیظ این عرض ارادت رانشان می دهیم. هنوز ورود پیدا نکردیم به منزل معرفت اهل بیت(ع). بنابراین خودمان را به آب و آتش می زنیم که این محبت را متجلی و بیان کنیم، به هر شکل و هزینه ای که شده است. گاهی از تع ر و واژگانی در ادبیات دینی استفاده می کنیم که اصلا با کرامت انسانی هماهنگ نیست، ما باید تلاش کنیم که در شعر آیینی منطبق بر آموزه های اخلاقی و قرآنیحرکت کنیم، می گوید من مبعوث شدم برای احیای کرامت های اخلاقی و امر به معروف و نهی از منکر. اصلا شعر آیینی باید کلاس انسان شناسی و اخلاق و آموزه های دینی باشد. شعرهای بسیاری وجود دارد که شاعر در آن ها خود را به سگ تشبیه می کند.گاهی وقتی اعتراض می کنیم دوستان می گویند مراجع عظام هم در گذشته این مسائل را گفته اند، در حالی که ما باید شرایط زمانی و مکانی را در نظر بگیریم امروز وقتی ی می گویند که شعر آیینی ما یک رسانه قدرتمند است و تریبون و مسلمانی است، حق نداریم در شعر آیینی هر مسئله ای را عنوان کنیم، شرایط تغییر کرده است، بله من در خلوت خود در تنهایی خود می توانم نجوا کنم، به اهل بیت(ع) عرض ارادت کنم با هر تعبیر و واژگانی. ولی وقتی این شعر قرار است، رسانه ای شود و در واقع در تیراژ میلیونی خوانده و دم گرفته شود این را باید توجه داشته باشیم که دنیا به این اشعار نگاه می کند و ما بر اساس این شعرها را معرفی می کنیم.زبان حال گوییآسیب بعدی زبان حال گویی است. گاهی ما از زبان اهل بیت(ع) با عجز و لابه صحبت و مسائلی را بیان می کنیم که این بزرگان واقعاً ما را نمی بخشند، من احساس می کنم وقتی سیمای اهل بیت(ع) را طوری به تصویر می کشیم که خواننده احساس ترحم می کند نسبت به حسین(ع) و خاندان اهل بیت(ع). این در حالی است که شعارها و رجزهای عاشورایی چون «هیهات من الذله» ، «دور باد از ما زلت و خواری»، «من مرگ را عین سعادت و خوشبختی و زندگی با ستم گران را شکنجه ای دردناک می دانم»، «اگر دین جدم با کشته شدن من استوار نمی گردد پس ای شمشیرها مرا در آغوش بگیرید»، « مرگ با عزت برتر از زندگی با ذلت با ستمگران است» سراسر عزت و عزت مداری و ظلم ستیزی است.گاهی متاسفانه بعضی از هیأت مذهبی و مداحان معروف این شعرها را می خوانند و دم می زنند به خاطر این که این شعر اشک ملت را در می آورد ولی ما توجه نمی کنیم آیا شان اهل بیت(ع) با این شعر حفظ می شود؟ عزت مداری با این شعر حفظ می شود؟ این شعرها شعرهایی است که جز مخدوش چهره اهل بیت(ع) و ارائه چهره عجز و لابه و تسلیم چیز دیگری ندارد. ما باید پرهیز کنیم و می دانم این شاعران هم شاعران عزیز و ارجمندی هستند می خواهند محبت خودشان را به اهل بیت(ع) ابراز کنند، اما باید توجه کنند این شیوه محبت دوستی سه است در واقع ما می خواهیم محبت کنیم، اما به جای اینکه اهل بیت(ع) را سربلند کنیم، سرش ته می کنیم به جای اینکه اهل بیت را بزرگ کنیم کوچک می کنیم.تصویر سیمای ش ت از قیام حسینی(ع)آسیب بعدی تصویر سیمای ش ت از قیام حسینی(ع) است به جای این که ما تصویر پیروزی از قیام حسینی ارائه دهیم. در بسیاری از اشعار شاعر از نگاه حضرت زینب(س) قیام حسینی و صحنه کربلا را به تصویر کشیده و آمده در واقع تمام آن جنبه های منفی و سلبی و جنبه های سیاه را در شعر خود بیان کرده است، ما مگر نمی گوییم قیام حسینی قیام پیروزی خون بر شمشیر بود؟ باید این پیروزی را به تصویر بکشیم، در حالیکه معمولاً سرهای برآمده بر نیزه، گودال قتلگاه، تنور، فریاد العطش، خیمه های آتش گرفته و سوخته، فجایعی را که یزید و ابن سعد و عمر زیاد بر اهل بیت(ع) روا داشتند، بزرگ نمایی می کنیم. این تصویر ش ت است ما باید از نگاه حضرت زینب حماسه حسینی را به تصویر بکشیم، مگر نگفت «جز زیبایی ندیدم» شاعر باید آن زیبایی ها را به تصویر بکشد و صحنه های رشادت و حماسه آفرینی و سربلندی عظمت و شکوه قیام حسینی را در شعر آیینی بیان کند.متاسفانه بسیاری از شاعران و مداحان اهل بیت از نگاه یزید به کربلا نگاه می کنند و این باعث می شود آن صحنه های عجز و ماس بیشتر برجسته شود.تعریف غلط از شفاعت و تشویق به گناه در شعر آیینیمتاسفانه این آسیب بسیار در شعر معاصر به چشم می خورد، در گذشته هم بوده است. متاسفانه تعبیر و تفسیر غلطس از روایات و احادیثی که در مورد حسین (ع) و اهل بیت(ع) وجود دارد منجر به این شده که این باور پیش آید که اگر ما توسل و شفاعت به اهل بیت(ع) داشته باشیم و حتی یک قطره اشک برای حسین(ع) بریزیم تمام گناهان ما بخشیده می شود و قلم عفو کشیده می شود، چنین چیزی نیست ی و همه عالمان دینی می گویند راه سعادت و رستگاری بندگی است، اگر بنده صالحی برای حضرت حق باشیم بزرگان دینی از ما شفاعت می کنند ، ولی اگر ما یک سال دنبال فسق و فجور و لهو و لعب و مردم آزاری و گناه و معصیت باشیم، بخواهیم روز عاشورا اشک بریزیم چه ی گفته است که گناهان ما بخشیده می شود؟ شاعری به نام حاجب بروجردی روزی برای علی(ع) شعر می گوید و این نکته را عنوان می کند «حاجب اگر محاسبه با علی است من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن» همان شب علی(ع) به خوابش می آید و به این شاعر اعتراض می کند و می گوید که تو ما را دوست داری، محبت داری، خیلی خوب است ولی ای کاش که با معرفت دینی این شعر را می گفتی و به این شکل شعر را اصلاح کن و بگو «حاجب اگر محاسبه با علی است شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن» این شعر نشان می دهد که اهل بیت(ع) راضی به گناه نیستند.اسطوره سازی به جای اسوه سازیدر قرآن آیه ای نازل شده است که ای (ص) به مردم بگو من هم انسانی مثل شما هستم. تجارت می کرد، مثل مردم عادی زندگی می کرد، زراعت می کرد، غذا می خورد، لباس می پوشید و... فرقش این بود که به وحی می شد به انسان های دیگر وحی نمی شود، یعنی در واقع اگر علمی هم این بزرگان داشتند به اذن الله بوده است. ولی در شعر آیینی متاسفانه ما فقط به اسطوره سازی پرداختیم. یعنی چهره های بزرگان دینی را به عنوان یک قهرمانان دست نیافتنی به تصویر می کشیم و این بزرگان را در هاله ای از تقدس می پیچیم و بیشتر معجزاتشان را روایت می کنیم. وجوه افتراق را بیان می کنیم. در حالیکه بزرگان دینی دو وجه و در واقع دو سیما دارند، چهره ملکوتی و چهره خاکی، چهره ملکوتی هم در جای خود باید بیان شود و ارزشمند است ولی ما باید الگوسازی نیز داشته باشیم و بزرگان دینی را به عنوان اسوه مطرح کنیم که برای نوجوان ما، برای جوان مسلمان ما در جامعه امروز الگو باشد تا درس بگیریم و اقتدا کنیم و پیروی کنیم. بنابراین صرف بیان معجزات و کرامات کافی نیست، ما باید درکنار بیان آن سیمای ملکوتی و به تصویر کشیدن سیمای ملکوتی، سیمای انسانی این بزرگان را نیز بیان کنیم و وجوه اشتراکشان را با انسان امروز بیان کنیم.استفاده از ادبیات و واژگان نامتجانس با فرهنگ توحیدی و عاشوراییمتاسفانه ما در گذشته هم این مشکل را داشتیم امروز هم داریم ما باید از واژگان و ادبیاتی در شعر آیینی استفاده کنیم که هویت دینی و آیینی داشته باشند. در واقع هویت شیعی داشته باشند، سوءپیشینه نداشته باشند، متاسفانه بسیاری از واژگان که گاهی ناخودآگاه در ادبیات دینی مان به کار می بریم که اتفاقا از روی ارادت و محبت هم است، تبدیل می شود به دوستی سه. استفاده از واژگانی چون شاه در حالی که تعبیری والا چون و مولا وجود دارد. وقتی حسین (ع) را به شاه و پادشاه تشبیه می کنیم یعنی معنای را نفهمیدیم، معنای مولا را نفهمیدیم، تفسیر درستی از این کلمات نداریم.استفاده از فرهنگ و واژگان فئودالی مثل ارباب و رعیتی، من یک زمانی در یک تعداد رباعی ها گفتم که ما به حسین (ع) نگوییم ارباب دوستان گفتند شما بی سواد هستید نمی فهمید ارباب منظورمان آقا و بزرگ است، حسین (ع) را بزرگ می کنیم درست است یکی از معانی ارباب آقا است. اگر می خواهیم بگوییم آقا چرا نمی گوییم؟ مولا چرا نمی گوییم ؟ ارباب بار منفی دارد بار منفی در آن غالب بر بار مثبت است، بار سلبی اش بر بار ایج اش غالب است. هم چنین ما متاسفانه در ایران فرهنگ ارباب و رعیتی داشتیم یعنی ارباب مظهر ظلم و جنایت و پستی و خباثت بوده است. اگر تاریخ را مطالعه کنید، ارباب و رعیتی با فجایع و ظلم بسیار همراه بوده است.حتی در آیات قرآنی هم در چهار پنج آیه واژه ارباب برای خدایان دروغین استفاده شده است. بنابراین وقتی بار منفی این کلمه اینقدر زیاد است، چرا به حسین(ع) لقب ارباب می دهیم.بعضی ها می گویند حافظ و سعدی هم اینگونه شعر گفته اند ، برای نمونه یک شاعر ارجمندی یک شعری را برای حضرت معصومه گفته است با این بیت که «چه قدر شهرتان گدا دارد شوری آب قم ز اشک گداست»، حافظ و سعدی هم برای گدا و پادشاه شعر گفته است، اما وقتی ما در مورد شهر مقدس قم و در مورد مردم قم صحبت می کنیم یا در مورد زائران حضرت معصومه(س) صحبت می کنیم، باید ادبیات فا و ارزشمندی داشته باشیم.طرح مطالب دروغ و افه و غیرمستند طرح مطالب دروغ و افه و غیرمستند که باعث تحریف حماسه حسینی می شود که هدفش گریاندن و اشک ریختن برای حسین(ع) است. بزرگان دینی چون مطهری، حضرت و مراجع بزرگ دینی در موردبرخی مباحث منتسب به واقعه عاشورا اعتراض کرده اند در کتاب هایشان گفتند این ها سند تاریخی ندارد، مثلا عروسی حضرت قاسم که در نوحه ها و مرثیه های ما مداحان بسیار روی آن تاکید می کند، اصلا سند معتبر تاریخی ندارد قصه دامادی حضرت قاسم در کتب تاریخی نقل نشده است، علامه مجلسی گفته است من در کتب معتبر تاریخی چنین چیزی را ندیدم. محدث قمی هم داستان را بی اعتبار دانسته است، یا متاسفانه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س) که دستاویز قمه زنی قرار گرفته است و موجب صدمات و هزینه های بسیاری برای شیعه شده است رد شده است ، شیخ عباس قمی این مسئله را رد کرده و می گوید اسرای کربلا را بر ناقه های بی جهاز بردند آنجا محملی نبوده که حضرت زینب(س) سرش را بر آن بکوبد. یا ماجرای به غارت بردن انگشتر حضرت حسین (ع) که این را هم با سوز و گداز در نوحه ها و مرثیه ها می گویند، که از نظر تاریخی رد شده و هیچ سند معتبر تاریخی در این مورد وجود ندارد و حتی از صادق حدیثی داریم که از سوال می کنند که آیا این ماجرا درست است؟ ایشان رد می کنند و می گویند که الان این انگشتر در نزدماست. بنابراین طرح مسائل دروغ، افه و غیرمستند در شعر آیینی فراوان استشعر و مرثیه مکشوفشعرها و مرثیه های مکشوف در گذشته فقط در روضه ها و مرثیه ها روضه مکشوف داشتیم، اما الان شاعران آیینی ما متاسفانه شعرهای مکشوف می گویند که این آفت جدیدی است که جدیداً در شعر هیئت و آیینی ما فراوان دیده می شود ، برای من مایه تاسف است که چرا ما به این ورطه افتاده ایم که شاعران جزئیات بسیاری را از لحظات شهادت بیان می کنند، تا مردم گریه کنند، اگر خدای ناکرده یکی از عزیزان من حاثه فجیعی رخ دهد و به رحمت خدا برود، ی که برای عرض تسلیت آمده است می گوید که من آن صحنه را دیده ام ؟ با جزییات آن صحنه فجیع را تعریف می کند؟ آیا این باعث نیشتر زدن به زخم آن خانواده نمی شود؟ ما به خودمان اجازه می دهم چنین کاری کنیم؟ چه طور به خودمان اجازه می دهیم در مورد اهل بیت و خاندان عصمت و طهارت در مورد حسین(ع) با جزییات این مسائل را تعریف کنیم که حضرت ابوالفضل چگونه زمین خورد و دستش را قطع د و یا حضرت سکینه، رقیه و علی اصغر چگونه به شهادت رسیدند.ما اگر نام مبارک حسین(ع) را به زبان بیاوریم جمعیت گریه می کند آن ی که محب واقعی اهل بیت(ع)است، اشکش با بردن نام آن ها نیز سرازیر می شود.* تسنیم: اصلا چه شد که به جایی رسیدیم که هدف از شعر و مداحی گریاندن مردم شد، نه افزایش معرفت آن ها؟بعد از حادثه محرم 61 آن زمان چون اجازه عزاداری نمی دادند و اصلا نام بردن از اهل بیت(ع) و علی(ع) و حسین(ع) و یارانش کفر بود، چنین فضایی وجود نداشت که شیعه و مسلمانان عمل نداشتند برای اهل بیت عزاداری کنند. آن زمان تنها رسانه قدرتمندی که باعث افشای چهره پلید یزید می شد رسانه اشک بود. آن زمان با زبان بی زبانی و با اشک و گریاندن در واقع آن ماهیت پلید نظام یزیدی را افشا می د و کار بسیار درست و به جایی بود. یعنی تنها اسلحه ما در آن زمان اشک بود. ولی در زمان حاضر که ما این همه امکانات این همه تریبون معرفت افزایی و بصیرت افزایی داریم عالمان دینی با تمام می توانند خطبه های روشن گر در مجالس دینی بیان کنند و ما می توانیم با خواندن روایت و احادیث معرفت افزا آگاهی بدهیم و روشن گری کنیم. اشک باید درکنار این مسئله باشد ، نه اصل موضوع.امروز تاریخ و قیام حسینی(ع) را تحریف می کنیم که ملت را بگریانیمولی الان هدف اصلی اشک شده است. در گذشته این اشک یک رسانه ای بوده برای این که ما آن مظلومیت را بیان کنیم، امروز تاریخ و قیام حسینی(ع) را تحریف می کنیم که ملت را بگریانیم. یعنی در واقع حاضریم که چهره حسین را تحقیر کنیم، برای این که 4 نفر در روضه ما بگریند. یعنی گریاندن هدف شده است. این بیان ی است که من بارها خواندم و لذت بردم« در مرثیه خوانی باید به صدق واقعه پایبند بود درست است که شما می خواهید مستمع خودتان را بگریانید، اما این گرایاندن را به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه تامین کنی،د نه در ذکر واقعه ای که سندیت ندارد. این درست نیست اشک گرفتن از مردم که هدف نیست، هدف آمیختن این دل اشک آلود با معارف زلال اهل بیت(ع) است با هنرنمایی» انقلاب هم چنین یک خاطره ای تعریف می کنند که خیلی زیباست، ایشان می گویند «ما در مشهد یک منبری معروفی داشتیم خدا او را رحمت کن، مرحوم رکن الواعظین منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهاری گریه می د در حالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجره نمی آورم واقعا هم نمی آورد، بنده ده ها منبر از او دیده بودم حادثه را آن چنان هنرمندانه به تصویر می کشید بدون این که بگوید کشتند بدون این که بگوید تیر زدند بدون اینکه بگوید شمشیر چنین و چنان زدند با خنجر چنین و چنان د. این ها را نمی گفت و ملت مثل ابر بهاری اشک می ریختند، می توان با شیوه های هنرمندانه روضه خوانی کرد و خوب گریان». ادامه دارد...انتهای پیام/
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری true skate true skate for android true skate for android true skate true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا true skate اسکیت سواری true skate true skate for ios true skate for ios true skate اسکیت سواری true skate for iphone true skate for iphone true skate for ipad true skate for ipad true skate for ipod true skate for ipod اسکیت سواری اسکیت سواری for ios اسکیت سواری for ios اسکیت سواری اسکیت سواری for iphone اسکیت سواری for iphone اسکیت سواری for ipad اسکیت سواری for ipad اسکیت سواری for ipod اسکیت سواری for ipod true skate برای iphone true skate برای iphone true skate برای ipad true skate برای ipa...
کلمات کلیدی: real steel جنگ ربات ها real steel real steel for android real steel for android real steel real steel برای اندروید real steel برای اندروید بازی real steel برای اندروید جنگ ربات ها بازی جنگ ربات ها بازی real steel برای htc بازی real steel برای samsung بازی real steel برای motorola بازی real steel برای سامسونگ بازی real steel برای اچ تی سی بازی real steel برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا real steel جنگ ربات ها real steel real steel for ios real steel for ios real steel جنگ ربات ها real steel for iphone real steel for iphone real steel for ipad real steel for ipad real steel for ipod real steel for ipod جنگ ربات ها جنگ ربات ها for ios جنگ ربات ها for ios جنگ ربات ها جنگ ربات ها for iphone جنگ ربات ها for iphone جنگ ربات ها for ipad جنگ ربات ها for ipad جنگ ربات ها for ipod جنگ ربات ها for ipod real steel برای iphone real steel برای iphone real steel برای ipad real steel برای ipad real steel ب...
کلمات کلیدی: limbo game limbo game limbo game limbo game for ios limbo game for ios limbo game limbo game limbo game for iphone limbo game for iphone limbo game for ipad limbo game for ipad limbo game for ipod limbo game for ipod limbo game limbo game for ios limbo game for ios limbo game limbo game for iphone limbo game for iphone limbo game for ipad limbo game for ipad limbo game for ipod limbo game for ipod limbo game برای iphone limbo game برای iphone limbo game برای ipad limbo game برای ipad limbo game برای ipod limbo game برای ipod limbo game limbo game برای ios limbo game برای ios limbo game limbo game برای iphone limbo game برای iphone limbo game برای ipad limbo game برای ipad limbo game برای ipod limbo game برای ipod limbo game limbo game برای آی او اس limbo game برای آی او اس limbo game limbo game برای آیفون limbo game برای آیفون limbo game برای آی پد limbo game برای آی پد limbo game برای آی پاد limbo game برای آی پاد limbo limbo android limbo android apk limbo apk limbo v1.0 limbo v1.0 android limbo v1.0 android apk limbo v1.0 apk limbo مخصوص اندروید بازی hd برای اندروید بازی limbo v1.0 با بازی limbo v1.0 برای اندروید بازی اندروید limbo بازی برزخ limbo v1.0 اندروید - همراه دیتا + تریلر + مود ورژن جدید بازی limbo برای اندروید