مجله اینترنتی کمونه

با پیشرفت تکنولوژی های جدید بازاری اینترنتی این امکان برای افراد بوجود آمده است که حتی هنگامی هم که سر کارشان نیستند بتوانند ب درآمد کنند. در واقع این یکی از مزیت های منحصر به فرد ب و کار اینترنتی است. به عنوان مثال توسط ب و کارهای اینترنتی افراد می توانند هنگامی که در مسافرت هم هستند ب درآمد داشته باشند. در این مقاله می خواهم به این بپردازم که چگونه می توان ب و کار اینترنتی را طوری تنظیم کرد که به صورت کاملا اتوماتیک برای شما درآمد زایی داشته باشد. آیا واقعا چنین چیزی امکان پذیر است؟ آیا ب درآمد اینترنتی در خواب هم امکان پذیر است؟ برای یافتن جواب این سوال با همیار وب همراه باشید.آیا ب درآمد اینترنتی در خواب هم امکان پذیر است؟در ادامه 4 مورد را عنوان می کنم که نقش بسیار مهمی را در اتوماتیک فرایند ب درآمد اینترنتی خواهند داشت. با انجام این 44 مورد می توانید ب درآمد اینترنتی خود را حتی در خواب هم تجربه کنید.1.بهینه سازی سایت(سئو)سئو یکی از کلیدی ترین کارهایی است که باید در ب و کار اینترنتی خود پیاده سازی کنید. سئو یا همان بهینه سازی سایت برای موتورهای جست و جو که منظور همان گوگل است مهمترین نقش را در موفقیت یک ب و کار اینترنتی دارد. در واقع شما زمانی نسبت به رقبای خود برتری
تبلیغات در سایتتماس با مادرباره ماصفحه اولامروز: , ۰۳ مرداد ۱۳۹۶ - 25 july 2017قیمت تبلتقیمت دوربینقیمت سکه و طلاقیمت موبایلقیمت لپ تاپقیمت خودرونرخ ارزشاخص بورسصفحه نخستمدیریت شهریشهرداری تهرانتستشورای شهرشهرداری ها اجتماعیاقتصادیفرهنگی هنریورزشیعلمی آموزشیمذهبیچند رسانه ای ی طنزکلیپصداگزارش تصویریع کاریکاتوراینفوگرافیکگرافیکانیمیشنبین المللمطالبات مردمیاعلام دارایی مسئولانتصاویرچهره هاعجایبدیدنی هادکوراسیونطبیعت و حیاط وحشاستانها هشداری تی وی تلویزیون اینترنتی یادداشتچرا در تهران مذهبی ها به انزوا می روند؟2 حاشیه شیرین از قمه کشی مترو شهر ری ت به کجا می رود؟همه ضررهای انزوای اقتصادی ایراننه آتش بس لازم است نه آشتی ملیاخبار برگزیده زندگی فرزندان آنجلینا جولی+ تصاویرمرد هزار چهره ت+ع عناوین رو مه های صبح کشور | 03 مرداد 1396تصویر بدون حجاب آزاده نامداری + ع !!کنایه سنگین تهیه کننده نیمروز به میرسلیم +ع اسب تروای رئیس جمهور روسیه را بیشتر بشناسیدخداحافظی با ریال؛ تومان رسما جایگزین ریال شد راهی مشهد می شود ناطق نوری کدام پیشنهاد را نپذیرفتاینجا تهران است، فروشگاه بزرگ تُرکیه + ع و آبادانی ها استقلال می ترکانندکمیته انضباطی سه بازیکن استقلال را محروم کردخودروهای زرهی ساخت ‎س یچی بانک ها از اجرای یاراکارت یاران به دنبال وثیقه برای زندان + ع قیمت سکه و طلاقیمت دوربینقیمت موبایلچانه زنی ها درباره سرنوشت فساد «صندوق ذخیره فرهنگیان» و دستگیری ۱۵ نفر/ «معوقه یا فساد بانکی» به زودتشکر ویژه حمید فرخ نژاد از قالیبافگزارشرسم مروت نیست ع با فرماندهان فقط یادگاری باشند/ شکل دادن به مسیر جدید نیازمند صداقت استتصادف قطار شهری با خودرو در اعلام مشخصات و جزئیات محدود ترین نسخه پورشه 911فروش اطلاعات جاروبرقی های هوشمند از خانه های مردم به اپل و گوگل میزان سود سهام عد مشمولان مشخص شد/زمان واریز مشخص نیست بیشت نجرهبیشتراشتراک خبر نامهدریافت مهمترین و جدیدترین اخبار بصورت روزانه در ایمیل خودپربازدیدترین اخبارتصویر بدون حجاب آزاده نامداری + ع !! گزینه های تصدی وزارت آموزش وپرورش در ت دوازدهم آشوب در وزارت آموزش و پرورش: از اثر پروانه ای تا انتخاب طرح «درجه بندی مدارس» در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شداختصاص «سرایدار و خدمتگزار» به مدارس بر اساس «درجه بندی و تعداد دانش آموز»چانه زنی ها درباره سرنوشت فساد «صندوق ذخیره فرهنگیان» و دستگیری ۱۵ نفر/ «معوقه یا فساد بانکی» به زودقبولی سه قلوهای مازندرانی در آزمون مدارس تیزهوشانتخصیص «سرایدار و خدمتگزار» به مدارس بر اساس «درجه بندی و تعداد دانش آموز»معرفی «دانش آشتیانی» برای آموزش و پرورش بعید است/ قوی و امین بودن مهمتر از زن یا مرد بودن است«10 ویژگی» که جدید آموزش و پرورش باید داشته باشدبیشترآ ین اخباررسم مروت نیست ع با فرماندهان فقط یادگاری باشند/ شکل دادن به مسیر جدید نیازمند صداقت است ان خودرو در هنگام دستگیری توسط پلیستصادف قطار شهری با خودرو در اعلام مشخصات و جزئیات محدود ترین نسخه پورشه 911فروش اطلاعات جاروبرقی های هوشمند از خانه های مردم به اپل و گوگلآغاز پیش فروش اینترنتی بلیتهای کمدی «پا تو کفش من نکن!» میزان سود سهام عد مشمولان مشخص شد/زمان واریز مشخص نیست ژن های خوب مانع وج اقتصاد از رکود و بیکاری شده اندرامین پرچمی: یک چموش بی خود و بی جهت ام!منشا تست پزشکی دادجوانان ایرانی به پشت بام مسجد الاقصی رسیدند+تصاویراحداث بزرگراه شمالی کرج با حمایت مالی بانک شهر / تامین 170 هزار میلیارد ریال اعتبار زیرساختی در پروژرئیس جمهور لهستان به وزارت دادگستری اختیارات بیشتری داددرگذشت رئیس جشنواره وین فاصله طبقاتی بعد از بدتر شدمربی قزوینی راهی رقابت های جهانی تنیس روی میز شد پسرِ لاری،منتقدانِ کفتار و مردمِ !! روزگاری که اکبر ترکان از کرسنت می گفت!این میزبانی تعارض منافع را به همراه داردثبت ۸۰۵۱ بقعه زاده در کشور/ قرائت صلوات خاصه رضا (ع) در ۲۱۰۰ زاده و برگزاری ۳۱۷ همایش تفهرست نویسنده وج کد خبر: 257422 تاریخ انتشار: , ۰۳ مرداد ۱۳۹۶ ۱۳:۰۳ دسته: تصاویررامین پرچمی: یک چموش بی خود و بی جهت ام!هنرآنلاین - عباس : این روزها رامین پرچمی با نمایش "پچ پچ های پشت خط نبرد" پس از چندسال دوری از عرصه بازیگری، حضور در صحنه تئاتر را تجربه می کند. بازیگری که معتقد است؛ هرچند در ابتدای فعالیت هنری اش خوش شانسی آورده، در سال های اخیر بدشانسی های مختلفی گریبان گیرش شده است.رامین پرچمی خیلی زود زمانی که دانشجو بود حضور در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون را تجربه کرد و طعم شهرت را چشید. حضور در مجموعه تلویزیونی "در پناه تو" او را در میان مردم به عنوان بازیگر معرفی و در ادامه، همکاری با کارگردانان صاحب نامی همچون مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی او را به عنوان بازیگری حرفه ای تثبیت کرد. پرچمی در کنار این حرفه علاقه خود به بازیگری را به گونه ای دیگر هم نشان داد، او با تاسیس مجله "نقش آفرینان" که به صورت تخصصی به مقوله بازیگری می پرداخت، تلاش کرد رویکردهای آکادمیک و تجربی در عرصه بازیگری را در پیش روی علاقمندان به این هنر قرار دهد و در انتشار این نشریه از تجربیات بازیگران صاحب نام سینمای ایران نیز بهره گرفت. پرچمی اما در سال های اخیر به دلایل مختلفی حضور کمرنگی در عرصه بازیگری داشته؛ اما این روزها با بازی در نمایش"پچ پچ های پشت خط نبرد" تلاش دارد که به حرفه اصلی خود بازگشتی موفقیت آمیز داشته باشد.به بهانه اجرای این نمایش در تالار حافظ با رامین پرچمی کارنامه هنری اش را مرور کردیم که در ادامه می خوانید: شما از نوجوانی به ورزش و رو مه نگاری علاقه خاصی داشتید، چرا به جای بازیگری، رو مه نگاری یا ورزش را به عنوان شغل اصلی تان انتخاب نکردید؟علاقه ام به ورزش هیچ وقت جدی نبود. از همان سال ها با تأثیر از روحیه پدرم بیشتر به موسیقی، کتاب و علاقه مند شدم. البته فوتبال، والیبال و والیبال ساحلی بازی می اما نه به طور جدی. یک سری ع ها و پوسترهای ورزشی هم از آن زمان دارم که آن ع ها بیشتر به خاطر این بود که جز رو مه های ورزشی کیهان ورزشی و دنیای ورزش چیز دیگری به بندر کیاشهر که محل زندگی من بود نمی رسید. شاید اگر مجلات سینمایی به دست من می رسید، علاقه به سینما زودتر در من ایجاد می شد. وقتی دیپلم ام را گرفتم، در چالوس چاپ صدم مجله را دیدم و به این حوزه علاقه مند شدم. البته من در مدرسه تئاتر بازی کرده بودم اما خیلی علاقه ام جدی نبود. در مدرسه به رو مه دیواری علاقه داشتم که علاقه ام به این حوزه هم به خاطر تأثیری بود که پدرم روی من می گذاشت. پدرم ادبیات بود و خیلی کتاب و رو مه می خواند. البته من با پدرم به لحاظ عقیدتی مخالفت های زیادی داشتم. پدرم می گفت پزشکی بخوان. دو سال کنکور پزشکی هم دادم اما در آ برای این که به سربازی نروم، گفت برو هر کاری دلت می خواهد انجام بده. من خیلی خوب انشاء می نوشتم و کلاً در حوزه نوشتن کارم خوب بود.از چه زمانی فکر کردید می توانید به طور جدی در مطبوعات کار کنید؟از زمانی که ازدواج . آقای جیرودی پدر همسرم مطبوعاتی بودند و امکاناتش را داشتند. من از طریق ایشان توانستم مجوز مجله سینمایی "نقش آفرینان" را بگیرم. در آن مجله دوستان کاربلد را جمع کردیم تا یک کار نو انجام بدهیم. فکر می کنم که مجله "نقش آفرینان" یکی از استثنائات مطبوعات بود. من هیچ وقت از کارهای خودم دفاع نمی کنم اما روی این مجله ایستادم و می دانم که یکی از بهترین مجله هایی بود که در این حوزه در می آمد. بعد از آن چند مجله بازیگری درآمد که حتی به تیراژ هم نمی رسیدند و تعطیل می شدند. فکر می کنم آن زمان مجله ما بعد از مجله و به همراه مجله دنیای تصویر سومین مجله سینمایی بود.در دوران نوجوانی هیچ وقت تصمیم نگرفتید که به سراغ رو مه نگاری بروید؟ خیر. البته یک سری فعالیت های کوچک انجام می دادم. مثلاً یک نشریه ای مرکز هنرهای نمایشی در می آورد که من فعالیت های تئاتری مدرسه به خصوص در دهه فجر را می نوشتم و به این مجله می دادم. زمانی که می دیدم نوشته هایم چاپ شده خیلی ذوق می ولی به فکر این نبودم که به طور جدی مطلبی در رو مه بنویسم و منتشر کنم. یک سری نامه ها هم از من در رو مه کیهان ورزشی یا مجله منتشر شد اما خیلی جدی نبود. فعالیت جدی ام در عرصه مطبوعات را بعد از ازدواج شروع .علاقه به بازیگری از چه زمانی شروع شد و چطور به یک بازیگر تبدیل شدید؟از تئاترهای دوره راهنمایی در مدرسه. آقای هوشنگ درویش پور که کارگردان سینما است، همشهری ما بود و می خواست یک سری تئاتر در کیاشهر اجرا کند. ایشان اجازه بچه هایی که در تئاترهایش حضور داشت را از معلم ها می گرفت و غیبت بچه ها موجه می شد. من هم برای فرار از درس های ریاضی و علوم به آن کلاس ها می رفتم. شانس خوبی داشتم و در یکی از تئاترهای آقای درویش پور نقش اصلی نمایش را بازی و یک مقدار بیشتر به تئاتر علاقه مند شدم. سال بعد هم دوباره برای فرار از کلاس ها، یک گروه تئاتر با بچه های کلاس خودمان تشکیل دادیم و همینطور به علاقه من به بازیگری اضافه شد. 4 سال دبیرستان را هم در مدرسه تئاتر بازی می . در آن سال ها برای دیدن یک سختی زیادی می کشیدم و باید یک مسافت 30 کیلومتری را طی می تا به سینما شهر سبز لاهیجان برسم. به هر حال من به بازیگری علاقه داشتم و همین باعث می شد که یک سری سختی ها را به جان ب م. برای مثال در زمان ورود به با پدرم اختلاف نظر داشتم و در نهایت ایشان اجازه داد که من هنر بخوانم. در کنکور هنر شرکت و نفر ششم مرحله اول کنکور سراسری شدم اما در مرحله دوم پذیرفته نشدم. در نهایت ورودی آزاد شدم و آمدم سمت بازیگری.چرا در مرحله دوم کنکور سراسری قبول نشدید؟نمی دانم. اصلاً به مرحله مصاحبه هم نرسید. در مصاحبه مهرماه آزاد هم آقای سمندریان به من گفتند که تو لهجه شمالی داری و بازیگر خوبی نمی شوی. بعد از آن اسم من در لیست تکمیل ظرفیت بهمن ماه آمد و من پذیرفته شدم. آقای سمندریان بعدها هم مرا دید و گفت تو هنوز مشکل لهجه ات را داری.وقتی وارد شدید، اهالی خانواده پذیرفتند که به شکل جدی به سمت هنر و بازیگری بروید؟اهالی خانواده ام مخالف بودند ولی دیدند چاره ای نیست و بهتر است از من حمایت کنند. زمانی که مرا برای سریال "در پناه تو" انتخاب د، آقای لبخنده با خانه ما تماس گرفت و به پدرم گفت که پسرت برای این سریال انتخاب شده. پدرم به آقای لبخنده گفت اگر بازیگر نقش اصلی است، بیاید! در حالی که من حتی اگر یک نقش کوچک داشتم هم با سر می آمدم. آقای لبخنده بعدها از آن خاطره به خوبی یاد می کرد. در ادامه که من "ضیافت" را بازی و معروف شدم، باعث افتخار فامیل شدم و پدرم خیلی خوشحال بود.در با چه انی هم دوره بودید؟کمند سلیمانی، پردیس افکاری، پرستو گلستانی، بیژن بنفشه خواه، مهران غفوریان، محمدرضا رحیمی، شهرام کرمی و کیومرث مرادی هم دوره ای های من بودند. آن زمان خیلی شناختی روی بچه ها نداشتم اما الان می بینم که خیلی از هم دوره ای های من یا بازیگرهای خوبی شده اند و یا پست های مهم تی گرفته اند. این باعث خوشحالی نسل من است.اساتید آن سال های آزاد اساتید برجسته ای بودند. آن اساتید چقدر روی شما تأثیر گذاشتند؟با شما موافقم. در آن دوره آقای سمندریان، آقای اسماعیل شنگله و خانم منیژه محامدی در آزاد تدریس می د. اما من خیلی آدم برویی نبودم. خاطرم هست که سر امتحان کلاس آقای نصرالله قادری پای برگه امتحانی برای ایشان نوشتم که من می خواستم در نهایت بازیگر شوم که شدم، حالا اگر می خواهید یک ترم دیگر مرا تحمل کنید، ردم کنید، اگر نه که نمره قبولی به من بدهید تا بروم سر کارم. ایشان هم مرا قبول د. من در بدن و بیان را یاد گرفتم و اساتید هم به نسبت روی من تأثیرگذار بودند اما بیشتر محلی برای آشنا شدن آدم ها با همدیگر و ارتباط گرفتن است. درس خواندن در تأثیر آن چنانی روی من نگذاشت اما من اگر وارد نمی شدم، هیچ وقت آگهی جذب بازیگر سریال "در پناه تو" را نمی دیدم و یک بازیگر حرفه ای نمی شدم. شاید آقای لبخنده یا آقای کیمیایی چیزهای بیشتری را به من یاد دادند.خواندن کتاب و مجله چقدر روی علاقه تان به بازیگری تأثیر گذاشت؟یکی از بیشترین تأثیرها را مجله روی من گذاشت. من به لحاظ اطلاعات سینمایی به این مجله مدیونم. کتاب های زیادی هم خواندم و خیلی از کتاب هایم هنوز ناخوانده باقی مانده است. مطالعات خارج از درسی ام. من از یاد گرفتن درس های اجباری فراری بودم و دلم می خواست مطالعاتم با رغبت باشد.سریال "در پناه تو" در زمان خودش یک اتفاق در سریال سازی تلویزیون بود و داستان عاشقانه آن تا حدودی برای تلویزیون یک تابوشکنی محسوب می شد. وقتی آگهی جذب بازیگر برای این سریال را دیدید، چقدر به خودتان اعتماد داشتید که به واسطه آن اعتماد به تهران آمدید؟من قبل از آن هم در تست نمایش "حلاج و سلاطین" شرکت که در تئاتر شهر به روی صحنه رفت. البته از من در آن نمایش به عنوان سیاهی لشکر استفاده شد. آقای جعفری و رابعه اسکویی در آن نمایش بازی می د. یک بار هم در دوره دانشجویی برای یک تئاتر یک سال وقت گذاشتم اما در نهایت به نتیجه نرسید. زمانی که آگهی سریال "در پناه تو" را دیدم، به خودم اعتماد داشتم و به هر طریقی آمدم با 6 هزار نفر دیگر تست دادم. در روز تست متوجه شده بودم که آقای لبخنده به من توجه بیشتری دارد. 6 ماه بعد از تست به من خبر دادند که برای بازی در این سریال انتخاب شده ام. بعد از من 4، 5 ماه زیر نظر آقای حبیب دهقان نسب تمرین بدن و بیان و در نهایت نقش "رامین" را به من دادند. البته برای نقش رامین میان انتخاب من و آقای آبتین آذین دودل بودند اما در نهایت مرا انتخاب د. وقتی سناریو "در پناه تو" را خو د، فکر می کردید آن سریال تا به این اندازه موفق شود؟بله. خیلی بیشتر از این ها باید موفق می شد. سناریو آن سریال یکی از کم نظیرترین سناریوهایی است که من خوانده ام. در ابتدا به ما سناریو 10-15 قسمت اول را دادند و سپس ادامه سناریو در طول برداری کامل شد. سناریو سریال عالی بود ولی سانسور آن را داغون کرد. الان اگر شما سریال را ببینید، متوجه سکانس های بی ربط و داستان گنگ آن می شوید. 10-12 قسمت اول سریال که نابود شد. بخش ویژه ای از داستان حذف شد که به نظرم خود آن بخش را الان می توان به یک یا سریال خوب تبدیل کرد. من حتی می خواهم از آقای علیرضا طالب زاده نویسنده سناریو اجازه بگیرم که اگر فرصت باشد آن بخش ها را در قالب یک نمایشنامه یا نامه خوانی کار کنم.فکر می کنم بیشترین ضربه را از آن سانسورها، پارسا پیروزفر خورد.بله. نقش پارسا پیروزفر که به خاطر یک سری دلایل احمقانه کلاً حذف شد. می گفتند پدر این پسر یک زن دیگر گرفته، حالا چرا این پسر عاشق دختر نامادری اش شده است! خوشتیپ و خاص بودن چهره پارسا هم بی دلیل نبود و همه این ها باعث شد قصه آن نقش کلاً حذف شود. البته آقای لبخنده از لج سانسورها، پارسا پیروزفر را در سریال گذاشت ولی با توجه به سانسورهایی که روی این نقش صورت گرفت، حضور پارسا کاملاً بی دلیل و نامشخص است. نقش من و نقش آقای جوهرچی هم خیلی دچار سانسور شد. به هر حال سریال "در پناه تو" اتفاق خوبی برای بازیگران جدید آن نسل بود. بعد از آن سریال یک دوستی خوب میان بازیگران آن سریال ایجاد شد که تا چند سال هم ادامه داشت اما از یک جایی به بعد قطع شد. سال گذشته در مراسم تشییع جنازه آقای جوهرچی دوباره آن گروه دور هم جمع شد و بعد از 10-15 سال همدیگر را دیدیم. انگار همان صمیمیت دوران برداری سریال "در پناه تو" را با هم داشتیم. صمیمیت آن روزها دیگر هیچ وقت سر هیچ کاری برای من تکرار نشد.در سال های دهه 70 در تلویزیون و سینما با بازیگران با تجربه و با نام و نشانی همچون آقای سعید پورصمیمی، آقای سیاوش تهمورث و یا خانم ثریا قاسمی هم بازی بودید. بازی در کنار این بازیگران چقدر برای شما بار تجربه اندوزی داشت و آن ها چقدر با شما همراه بودند و کمک تان می د؟خوشبختانه بازی در کنار این افراد هم جزو شانس های من در آن سال ها بود. من از خانم قاسمی اخلاق بازیگری آموختم. آقای پورصمیمی هم به عنوان یکی از استثناء های بازیگری، آدم افتاده و خوبی است و خیلی با من همراه بود. در سریال "در پناه تو" ترکیب آقای ایرج راد، خانم آزیتا لاچینی و خانم پری حمزه ترکیب خوبی بود. آقای طالب زاده به عنوان نویسنده، آقای لبخنده به عنوان کارگردان و آقای شهسواری هم به عنوان تهیه کننده، هر کدام جزو بهترین ها در کار خودشان هستند. من با خانم ها معصومه کریمی و رزیتا و آقای امید زندگانی هم هم بازی بودم. البته نقش این بازیگرها کمتر بود ولی تجربه حضور در کنار آن ها هم لذت بخش بود. در آن سال ها بازیگرهای نسل جدید به بازیگرهای آب دیده و با تجربه تر احترام بیشتری می گذاشتند اما متأسفانه الان هر ی خودش را علامه دهر می داند. این وضعیت خوبی نیست که در هنر ایران پیش آمده است.چطور وارد "ضیافت" آقای کیمیایی شدید و ایفای نقش جواد را در آن به عهده گرفتید؟آقای جوهرچی باعث این اتفاق شد. روزی که برداری سریال "در پناه تو" تمام شد، من داشتم بعد از 1 سال و سه ماه برداری راهی شمال می شدم. قبل از این که راه بیفتم، به خانه یکی از دوست هایم رفتم که دیدم تلفن آن جا زنگ خورد. مادرم پشت تلفن بود و گفت که آقای جوهرچی سراغت را می گیرد و گفته فوراً بیا فلان جا. من به آن جا رفتم و دیدم که قرار است سینمایی "ضیافت" به کارگردانی آقای کیمیایی ساخته شود. آقای جوهرچی و پارسا پیروزفر هم قرار بود در آن بازی کنند. عوامل به دنبال یک بازیگر جوان می گشتند که نقش جواد را بازی کند. گویا قرار بود از بین من و آقای حامد بهداد یک نفر را انتخاب کنند که در نهایت مرا انتخاب د. بعد از آن اتفاق آقای بهداد بارها به شوخی از آن اتفاق یاد می کند و می گوید که تو نقش مرا در "ضیافت" گرفتی. 4 نفر از بازیگران سریال "در پناه تو" در "ضیافت" هم بازی می د که خیلی ها تصور می د آقای کیمیایی ما را از سریال "در پناه تو" انتخاب کرده است، در حالی که آن موقع هنوز سریال پخش نشده بود و حتی اکران "ضیافت" هم قبل از پخش سریال "در پناه تو" انجام شد. نقش جواد در سینمایی "ضیافت" یکی از بهترین نقش هایی بود که من بازی . کار با آقای کیمیایی هم جزو افتخارات کارنامه کاری من است. در آن سال ها خیلی خوش شانس بودم و در این سال های اخیر خیلی بد شانس. تأثیر آقای کیمیایی در بازی تان چقدر بود؟اگر راستش را بخواهید، خیلی نمی توانم به صورت مستقیم اشاره کنم که آقای کیمیایی چه چیزی را به من گفت و چه چیزی را یادم داد. آقای کیمیایی معمولاً خودش را با بازی شخصیتی که بازیگران برای خودشان می سازند تطبیق می دهد و خیلی به شخصیت نامه وفادار نیست. به هر حال بازیگرها یک ذهنیتی از کارگردان و یک ذهنیتی از نامه دارند و بر اساس این ذهنیت ها و همینطور استعداد و تجربه ای که دارند، یک شخصیت برای خودشان می سازند که آقای کیمیایی آن شخصیت را اگر تأیید کند، روتوش کرده و از قبل بهترش می کند. شاید ایشان 3-4 مورد مرا راهنمایی کرد و یک چیزی در گوشی به من گفت. مثلاً شاید اگر نقش جواد را آقای بهداد بازی می کرد، آن نقش یک جور دیگری می شد.آقای کیمیایی اجازه بداهه پردازی هم به بازیگر می دهد یا نه؟معمولاً دیالوگ هایی که نامه های ایشان دارد، دیالوگ های خوب و دقیقی هستند و مثل تئاتر نیست که بازیگر به خودش اجازه بداهه پردازی بدهد. اما با این حال اگر یک جاهایی لازم بود هم بداهه پردازی می کردیم. با این که آن صدابرداری سر صحنه داشت اما معمولاً آقای کیمیایی در حین برداری با بازیگرها حرف می زد و یک سری راهنمایی ها می کرد. ایشان خیلی متکی به این نبود که حتماً آن چه که از قبل تصور داشته در بیاید. "ضیافت" خیلی خوبی درآمد. حداقل این که نیمه اولش شا ار بود. از نیمه دوم به بعد یک مقدار دچار افت شد اما باز هم آن نسبت به های قبل و بعد آن سال های آقای کیمیایی بهتر بود. آنقدر خوب بود که اخیراً می گویند آقای کیمیایی می خواهد "ضیافت 2" را بسازد. به نظرم اگر این ساخته شود هم مطمئناً مورد استقبال قرار می گیرد.شما بعد از "ضیافت" چند سال بعد در "اعتراض" آقای کیمیایی هم بازی کردید. آن همکاری چگونه اتفاق افتاد؟من اصولاً اهل برقرار روابط عمومی و درخواست از کارگردان ها نیستم. نمی گویم این اخلاق خوبی است یا بد. من اهلش نیستم. با این حال سر "اعتراض" گفتم به سراغ آقای کیمیایی بروم ببینم چکار می کند. رفتم و آقای کیمیایی را دیدم. ایشان گفت چرا هر وقت من می خواهم بسازم پیدایت نیست؟ من گفتم شما مرا دعوت کنید تا بیایم. بعد آقای کیمیایی گفت توقع داری من همیشه در میان این همه بازیگر استار و سرشناس تو را یادم بیاید؟ دیدم حرف شان درست است. به هر حال در آن به من یک نقش دادند که نقش کوتاهی بود. ایشان قبل از "اعتراض"، دو "سلطان" و "مرسدس" را ساخته بود که شاید اگر من خودم را زودتر به ایشان نشان می دادم، در آن دو هم حضور داشتم. آقای کیمیایی هم اخیراً مرا دید و باز هم گفت چرا به دفتر من نمی آیی؟ احتمالاً اگر خودم را نشان می دادم بیشتر دیده می شدم.چرا هیچ وقت سعی نکردید روابط تان را قوی تر کنید و خودتان را به کارگردان ها معرفی کنید؟نمی توانم همچین کاری را انجام بدهم. موقعی که مجله "نقش آفرینان" در می آمد، تمام سینمای ایران دست آقای شریفی نیا بود. آن زمان علیرغم آن که آقای شریفی نیا مدیر هنری مجله بود و ما همدیگر را زیاد می دیدیم، من هیچ وقت به ایشان گیر ندادم. شاید اگر این کار را کرده بودم الان استار می شدم. اخیراً به یک سری جشن ها دعوت می شوم و می روم اما مشخص نیست استمرار داشته باشد. انگار که باید یکی باشد مرا هل بدهد.شما چند سال اولین ماهنامه اختصاصی بازیگری را با عنوان "نقش آفرینان" درآوردید که به نوعی در تاریخ مطبوعات ایران یگانه بود چون حتی پیش از انقلاب هم نشریه ای که اختصاصاً به بازیگری بپردازد وجود نداشت. ایده چنین مجله ای از قبل در شما وجود داشت یا خانم جیرودی شما را در این مسیر هل داد؟من به نویسندگی و رو مه نگاری علاقه داشتم و یک زمانی به این فکر که چرا از این علاقه و توانایی استفاده نکنم؟ خانم جیرودی در این مسیر مرا کمکم کرد اما ایشان مرا هل ندارد. ایده و پیشنهاد خودم بود که این مجله در بیاید. خیلی هم حساس بودم که تمام مقاله ها در مورد بازیگری باشد. روی نقد بازیگری هم خیلی تأکید می . آن موقع نقد بازیگری نمی شد و هنوز هم نوشتن نقد بازیگری سخت است. اما من تأکید می که حتماً این اتفاق بیفتد. خوشبختانه آن مجله درآمد و من از انتشار آن خوشحالم. کادر نویسندگان ماهنامه که خیلی های شان بازیگرهای درجه 1 سینما بودند را چطور جمع آوری کردید؟بعضی های شان دوستان خود من بودند و بعضاً هم از طریق واسطه به مجله مطلب می رساندند. من با آقای شهاب حسینی دوست بودم و به ایشان گفتم که یک مقاله برای مجله بنویسد. با آقای بهرام رادان هم همینطور. به هر حال این بازیگرها سرشان شلوغ بود و خیلی نمی توانستند مشغول نوشتن شوند اما با این حال من سعی می که در هر شماره مجله، حداقل 7-8 مقاله از بازیگرها وجود داشته باشد. آقای شریفی نیا می توانست در این زمینه کمک زیادی به ما د اما خیلی از روابط و نفوذش استفاده نکرد. آقای سکانس های ماه مجله را می نوشت که من به شخصه خیلی از آن بخش مجله خوشم می آمد. صالح میرزا آقایی هم به های خارجی تسلط زیادی داشت و خیلی خوب نقد می نوشت. منصور ضابطیان هم یک شماره در مجله نوشت و بعد به خاطر مسائل مالی به مشکل خوردیم و دیگر ننوشت. مهدی ژوله هم همچین وضعیتی داشت. خیلی دوست داشتم آقای ژوله بنویسد اما مسائل مالی مانع این همکاری ها می شد. خیلی خوشحالم که برخی از هن یشه هایی که امروز هن یشه های مطرحی هستند، یک روزی در مجله "نقش آفرینان" می نوشتند. متأسفانه من از یک جایی به بعد خسته شدم و بعد هم ماجرای اتفاقات سال 88 پیش آمد و مجله از چاپ و انتشار باز ماند. شاید اگر چاپ مجله "نقش آفرینان" تا امروز ادامه داشت، الان بهترین نشریه سینمایی کشور بود.چرا از چاپ ماهنامه "نقش آفرینان" خسته شدید؟انتظاراتی که داشتم برآورده نمی شد و مجله سود اقتصادی آن چنانی نداشت که من تمام تمرکزم را روی آن بگذارم. من از مجله توقع بالایی داشتم و فکر می باید خیلی بهتر شود. همه کارها را خودم می خواستم انجام بدهم و حتی در حروف چینی کلمات هم دخ می . این کار شاید خوب بود و مجله را یک دست می کرد اما خودم را آرام آرام خسته و فرسوده می کرد. اگر 2-3 نفر آدم با سلیقه مشابه خودم در آن جا بود و عین آن چه که من می خواستم را در می آورد، خیالم راحت بود و خسته نمی شدم. من واقعاً نمی دانم که آقای هوشنگ گلمکانی چطور این همه سال تحمل کرده و هنوز هم مجله را س ا نگه داشته است. ایشان واقعاً آدم بزرگی است.یک مدت هم یکی دو تا سردبیر به مجله آوردید. آن سردبیرها هم باعث نشدند انتظارات تان برآورده شود؟آن ها به عنوان سردبیر مهمان به مجله آمدند و هر کدام یکی دو شماره مجله را به سلیقه خودشان سردبیری د. شاید اگر برای مجله شورای سردبیری می گذاشتم وضعیت مجله بهتر می شد. به هر حال یک سری مشکلات خانوادگی، فوت پدرم و... باعث شد که چاپ آن مجله متوقف شود. البته "نقش آفرینان" هنوز هم مجوز دارد و می تواند چاپ شود ولی الان فکر نمی کنم انتشار آن توجیه اقتصادی داشته باشد. من الان دوست دارم مجله "نقش آفرینان" را به صورت اپلیکیشن در بیاورم. اپلیکیشن ساز به من گفت 6 ماه طول می کشد تا آن را آماده کند. از همین الان بحث های مالی را پیش کشیده و این مسائل است که آدم را می ترساند و نسبت به انجام این کارها سرد می کند.آقای شریفی نیا چطور پذیرفت مدیر هنری مجله باشد؟من سر سریال "همسایه ها" با ایشان آشنا شدم و یک سری اطلاعات از کارایی ایشان در زمینه گرافیک و کار کودک خبر داشتم و می دانستم که روابط گسترده ای دارد. فکر نمی ایشان پیشنهاد مدیریت هنری مجله را بپذیرد اما خوشبختانه پذیرفت و سر کار آمد. البته در شماره اول مجله بد قولی کرد و نیامد و شماره اول مجله با همراهی آقای سیامک احصایی درآمد اما کم کم آقای شریفی نیا پذیرفت سر کار بیاید و خوشبختانه به فضای کار مجله علاقه مند شد و ماند. فضای مجله برای آقای شریفی نیا جدید و جذاب بود، اگر غیر از این بود نمی آمد چون دستمزد خاصی هم دریافت نمی کرد. خوشبختانه توانستیم با هم کنار بیاییم.شما در دهه 70 در و سریال های مهمی بازی کردید و خودتان را به عنوان یک بازیگر اثبات کردید اما به نظر می رسد در انتخاب های بعدی تان دچار اشتباه شدید و در نهایت در دهه 80 آن چه که از رامین پرچمی تصور می شد اتفاق نیفتاد. چرا این اتفاق افتاد؟انتخاب مسیر هنری دست خود بازیگر نیست. بازیگرها در نهایت انتخاب شونده هستند. شرایط استارها فرق دارد. من شاید فقط 4-5 پیشنهاد را در طول دوران حرفه ای ام رد کرده باشم. البته متأسفانه همه آن ها کارهای خوبی از آب درآمدند.. من قرار بود در "بوتیک" بازی کنم که سر یک سکانس به مشکل برخوردم و نقشی که داشتم را بازی ن اما در نهایت "بوتیک" خیلی خوب شد. یا در "سنتوری"، نقشی که آقای پور بازی کرد به من پیشنهاد شد اما من گفتم قبلاً یک نقش کوتاه در "مهمان مامان" برای آقای مهرجویی بازی کرده ام و دیگر بهتر است منتظر یک نقش بهتر برای همکاری با آقای مهرجویی بمانم که آن هم در نهایت گل کرد و اتفاقاً همان نقش کوتاه هم دیده شد. من آنقدری پیشنهاد نداشته ام که با انتخاب اشتباه یک یا سریال، مسیر هنری ام را اشتباه رفته باشم. شاید بدترین کار من "زیر آسمان شهر 3" بود که آن اصلاً دیده نشد. خود دیده نشد که قرار باشد بد بودن من دیده شود. من چند سال اول دوران حرفه ای ام خوش شانس بودم اما بعدها یک سری اتفاقات در زندگی ام افتاد که کلاً مرا از شرایط عادی دور کرد. یادم است که یک زمانی سودای کارگردانی در سر داشتید و همانطور که خودتان اشاره کردید، در دوران مدرسه انشاء هم خوب می نوشتید. چرا هیچ وقت سعی نکردید کارگردانی یا نمایشنامه نویسی کنید و ایده های خودتان را اجرا کنید؟من دو کوتاه نوشتم و یک کوتاه هم ساختم. الان به کارگردانی علاقه بیشتری دارم اما آن موقع علاقه اصلی ام بازیگری بود. اما در زمینه نمایشنامه نویسی فکر نمی کنم موفق شوم. شاید توانایی نوشتن داشته باشم اما در داستان نویسی استعداد ندارم. بارها سعی کرده ام طرح بنویسم ولی نتیجه خوبی نداشته. با آقای جوهرچی هم بارها طرح سریال نوشتیم اما در آن جا هم من نتوانستم کار خاصی انجام بدهم. در داستان نویسی استعداد ندارم اما در رو مه نگاری کارم را بلدم. کوتاهی که ساختید چطور درآمد؟ آن تشویق تان نکرد که در ادامه باز هم تجربه کارگردانی را بچشید؟ معمولی و قابل قبولی بود و به نسبت خیلی از های کوتاه این سال ها بهتر بود. البته من خیلی از آن خوشم نیامد چون خیلی بهترش را می توانم بسازم. کارگردانی نیاز به سرمایه و نامه خوب دارد. فکر می کنم که اگر این ها مهیا شود، توان یک کارگردان را دارم اما مشکلی که دارم این است همیشه باید مرا به سمت یک کاری هل بدهند. تنبل هم نیستم، نمی دانم اسم این خصلت چیست.بعد از سریال "همسایه ها" تصور می شد اتفاق های خوبی در عرصه بازیگری برای تان بیفتد. چرا این طور نشد؟بعد از آن سریال دیگر کار خیلی خوبی به من پیشنهاد نشد. برای آقای کیهان ملکی هم همین اتفاق افتاد. کیهان ملکی بازیگر خیلی خوبی است اما پیشنهاد خاصی نداشت که خودش را نشان بدهد. بازیگری همینطور است و خیلی نمی شود روی آن حساب کرد. یک جاهایی از بازیگری اتفاق است و خود بازیگر هم نمی تواند در این اتفاق سهمی داشته باشد.شما در سال های دورتر تدریس هم می کردید و الان نیز تصمیم دارید دوباره کلاس های بازیگری بگذارید. در کلاس های تان تأثیر شانس در بازیگری را به هنرجوها هم می گویید؟بله. دوره قبل که تدریس می ، یک عده بابت گفتن این حرف ها به من ده می گرفتند اما من نمی توانستم دروغ بگویم. واقعیت این است که در بازیگری هیچ تضمینی وجود ندارد که یک بازیگر برجسته بتواند به جایگاهی که حقش است برسد. شانس در بازیگری دخیل است اما بازیگر می تواند به شانسی که آورده کمک کند تا موفق شود. در غیر این صورت خیلی زود پایین کشیده می شود. در دوره ای که من وارد عرصه بازیگری شدم، بازار کار، تعداد سالن و تعداد های هنری کمتر بود و ورود به عرصه بازیگری سختی های خودش را داشت. هر چه کمیت بالاتر رفت، کیفیت پایین آمد و یک مقدار سطح بازیگری افت کرد و بازیگرها راحت تر وارد این عرصه شدند. البته ممکن است راحت وارد این عرصه شوی ولی راحت نمی توانی خودت را نگه داری.پرونده کاری تان را در زمینه بازیگری و مطبوعاتی قابل دفاع می دانید؟در زمینه مطبوعاتی به شدت قابل دفاع می دانم. ماهنامه "نقش آفرینان" هنوز هم به شدت برایم قابل دفاع و قابل احترام است. با هر ی که لازم باشد در این مورد بحث می کنم و ثابت می کنم که این مجله نقش مهمی را در مطبوعات سینمایی ایران ایفا کرد. اما در زمینه بازیگری، از بعضی از کارهایم دفاع می کنم و از بعضی ها نه. مجله "نقش آفرینان" همه چیزش دست خودم بود اما در بازیگری وماً فقط سلیقه من مطرح نیست. من آدم فردگرایی هستم و به همین خاطر کاری که خودم انجام دادم و می دانم خوب بوده را تأیید می کنم. من در 80-90 درصد مجله "نقش آفرینان" مؤثر بودم و اگر بد بود هم مقصرش من بودم.با این که تحصیل کرده تئاتر هستید، چرا تئاترهای کمی کار کرده اید؟من خیلی علاقه ای به تئاتر ندارم. علاقه ام به تلویزیون و سینما بیشتر از تئاتر است. در زمان دانشجویی ام چند تئاتر کار و دیگر تا پارسال که چند نمایشنامه خوانی داشتم، تئاتر را تجربه نکرده بودم. الان هم یک تئاتر روی صحنه دارم اما همین ها هم باعث نشده که به تئاتر علاقه مند شوم. هنوز هم اگر از تلویزیون و سینما پیشنهاد داشته باشم، به سراغ آن جا می روم. الان مشکل ممنوع الکاری هم ندارم و می توانم در سریال ها بازی کنم. نمایشنامه خوانی هایی که پارسال داشتم باعث شد آقای کمال تبریزی بگوید در بعدی اش از من استفاده می کند. اگر آقای کیمیایی هم بخواهد بسازد، احتمالاً در آن هم حضور پیدا خواهم کرد. همچنین یکی از دوستانم آقای احمد احمدی که تهیه کننده است هم در بعدی اش از من استفاده خواهد کرد. من مطمئنم در اولین یا دومین کارم، دوباره روی غلتک خواهم افتاد. الان تمام تلاشم این است که دوباره دیده شوم.تئاتر "پچ پچ های پشت خط نبرد" که اخیراً با کارگردانی محمدرضا ستاری روی صحنه بود، یکی از بهترین نوشته های علیرضا نادری است. این تئاتر چقدر می تواند به حضور دوباره شما در این عرصه کمک کند؟این تئاتر هم قطعاً می تواند در دیده شدن من تأثیر بگذارد. گروه عوامل این تئاتر هم به من لطف دارد و خوشبختانه نقش خوبی هم در این نمایش دارم. با این که خیلی تئاتر را دوست ندارم اما نقشم در این تئاتر را خیلی دوست دارم و کم کم به آن علاقه مند شدم. همیشه بعد از 10-15 روز از اجرا خسته می شدم اما الان هر شب با انرژی روی صحنه می روم و در آ با روحیه خوب از صحنه پایین می آیم.اگر پیشنهاد کار مطبوعاتی داشته باشید می پذیرید؟بعید می دانم، مگر آن که دوباره خودم شروع به این کار کنم. الان می خواهم بیشتر وقتم را روی بازیگری بگذارم. اگر کار مطبوعاتی بخواهد تمام وقتم را بگیرد، چنین کاری را انجام نمی دهم. البته به عنوان یک تجربه شخصی و یک منبع نیمه ثابت درآمد شاید این کار را انجام بدهم اما بیشتر وقتم را معطوف به بازیگری خواهم کرد.اخیراً تجربه خوانندگی هم داشتید و دو سه قطعه در فضای مجازی منتشر کردید. بازتاب آن قطعات چطور بود؟بد نبود. از آن قطعات استقبال شد اما طوری نبود که همه گیر شود. هیچ هم نگفت بدم آمده. برای من یک کار تفننی بود. چند ترانه خودم گفته ام که ممکن است بعداً آن ها را بخوانم. موسیقی برای من جدی نیست. البته یک زمانی به طور جدی به موسیقی فکر می اما الان نه. من آماده پیش آمد هستم. ممکن است یک آهنگساز یا ترانه سرا سر راه من قرار بگیرد و به یک باره من خواننده شوم. این امکان هم وجود دارد که یک نفر بگوید بیا کافه یا رستوران بزنیم و من بشوم رستوران دار. بستگی دارد که چه چیزی در مسیر کارم قرار بگیرد.عجیب است که به عنوان یک بازیگر شناخته شده که طعم شهرت را در این عرصه چشیده، می گویید که اگر پیشنهاد بهتری به شما شود به سمت کار دیگری می روید. کمتر بازیگری در این شرایط بازیگری را رها می کند.یکی از دلایلی که شاید مرا از بازیگری دور کند، همین شهرت است. من اصلاً به بازیگری وابسته نیستم. شاید اگر شهرت نبود، من بیشتر در عرصه بازیگری تلاش می . این که قرار است دیده شدن کار من شهرت بیاورد، باعث می شود پس زده شوم. من از این قضیه فراری ام اما ناگزیر است و کاری نمی شود کرد. شهرت هر چقدر بیشتر شود، ترس مرا بیشتر می کند و دست و پایم می لرزد. وقتی مورد توجه باشی، مجبوری خیلی از کارها را انجام ندهی. خود شهرت بد نیست، محدودیت هایش بد است.اگر بخواهید رامین پرچمی را تعریف کنید، از خودتان چه تعریفی ارائه می دهید؟یک چموش بی خود و بی جهت! به شدت رفیق هستم و آدمی تطبیق پذیر. همه می گویند تو چرا دعوا نمی کنی و روحیه رقابت نداری؟ من سعی می کنم با کنار بیایم و با ی دعوا ندارم. این کنار آمدن ها یک موقع هایی به ضررم شده. خودم این روحیه را بیشتر دوست دارم. متأسفانه همه با هم کار دارند و همین شرایط را بد می کند. من آدم کم حرفی هستم اما همه حتی قبل از آن که چیزی را بشنوند، مدام شروع می کنند به نظر دادن. در نهایت می گویم رامین پرچمی آدم است که محدودیت را نمی پذیرد.+ 0- 0منبع: http://www.bartarinha.ir/fa/news/571087/رامین-پرچمی-یک-چموش-بی-خود-و-بی-جهت ام برچسب ها: رامینپرچمیچموشبازدید: 5 sn_facebooksn_googleplussn_telegramsn_vibersn_whatsappsn_whatsappsn_whatsapp صدور متکدیان از کرج به ورامین در یک اقدام گاز انبری از سوی شهردار کرج !! همایش ملی ستارگان درخشان قیام ۱۵ داد ورامین ماجرای حضور جنجالی بازیکن پرسپولیس در یک مهمانی نامتعارف!؟+ع کارخانه قند ورامین هم بطور کامل تعطیل شد/تصاویر یک هفته 7 چهره؛ از سربازان وطن تا رامین رضاییانآ ین اخبار تصاویرتصادف قطار شهری با خودرو در رامین پرچمی: یک چموش بی خود و بی جهت ام!جوانان ایرانی به پشت بام مسجد الاقصی رسیدند+تصاویرانفجار تروریستی در کابلدر انتظار سکو‎ورود خادمان رضا(ع) به حرم مطهر حضرت معصومه(س)‎ریحانه های معصومتعداد نظرات: 0 منتشر نشده: 0نام:ایمیل:کد جدیدارساللغو
مدل صندل پسرانه و مردانهجدیدترین مدل صندهای مردانه و پسرانه ویژه تابستان ۹۶ مدل صندل مردانه و پسرانه زیبا شیک جدیدمدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
مدل صندل پسرانه و مردانه با ورود به فصل گرم تابستان پوشیدن صندل رواج زیادی یافته است. امروزه مردان هم همانند ن در هنگام ید کفش و صندل در کنار راحتی و کارایی به شیک بودن آن هم توجه کافی دارند. به همین دلیل ما هم قصد داریم در این پست از سایت روزگار نمونه هایی از آ ین مدل های صندل و کفش تابستانی مردانه سال ۲۰۱۷ را به شما عزیزان و کاربران سایت نشان دهیم. مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوصندل های بند دار(flip-flops یا thongs):
این نوع صندل ها راحت و ارزان قیمت هستند و برای کنار دریا بسیار مناسب است. این صندل ها ساده است و سطح یکنواختی دارد. بهتر است این مدل صندل را فقط با شلوارک بپوشید. و یادتان باشد هیچ وقت این مدل صندل بنددار را با جوراب نپوشید!
مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
صندل های اسپرت و ورزشی:
این صندل ها ضدآب هستند و دارای کفه ورزشی هستند که به کشش و انقباظ آن کمک می کند. صندل های ورزشی معمولا چند نوار عرضی پهن دارد تا روی پا را محافظت کند.
مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو صندل اسپرتی که به خوبی طراحی شده باشد و سبک و راحت باشد برای قایق سواری، پیاده روی و همچنین برای سایر فعالیتهای بیرون از منزل در فصل تابستان بسیار خوب و مناسب است. این صند ل ها را می توانید با شلوار جین یا شلوارک ست کنید.
این صندل ها ازجنس لاستیکی، پلی اورتان یا وینیل است و در انواع رنگها موجود است.
مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
صندل های رسمی:
یک مدل صندل هم وجود دارد که از انواع دیگر آن کمی رسمی تر است؛ جایگزین چرم به جای لاستیک و سگک های ف ی به جای نوارهای نایلونی باعث می شود تا صندل های اسپرت به مدل های رسمی تری تبدیل بشوند. مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
با رسمی تر این صندل ها می شود آنها را در مراسمی که در فصل بهار و تابستان در بیرون از منزل برگزار می شود، پوشید؛ می توانید این مدل صندل را با کت شلوار کتانی ست کنید.
مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
نکاتی درمورد پوشیدن و ید صندل ها
۱- قبل از ید و پوشیدن صندل به این نکته توجه کنید که اگر پاهای شما روباز باشد و در معرض دید قراربگیرد، احساس خوبی دارید و راحت هستید یا نه. مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
۲- صندل های چرم را با یک اسپری مقاوم در برابر لک آب وا بزنید تا صندل را از عرق پایتان محافظت کند. عرق پا می تواند به سرعت یک جفت صندل خوب را اب کند. مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو ۳- این صندل ها دارای پاشنه تخت عمیقی هستند و مجهز به تشک بادی هستند که باعث حفاظت از پا مچ پا و زانو می شود. مدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکوفروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندلمردانه اکومدل های جدید و شیک صندل پسرانه و مردانه 2017،فروشگاه اینترنتی صندل مردانه، ید اینترنتی صندل مردانه چرم،صندل مردانه نیکتاف،صندل اسپرت مردانه،صندل مردانه ادیداس، ید صندل مردانه شیک،صندل مردانه نادر،صندل مردانه اکو
صبح روز پنجشنبه، چهارم آبان ماه سال یکهزار و سیصد و نود و شش، یکصد و پنجمین نشست روزهای پنجشنبۀ مجلۀ بخارا با همراهی شهر کتاب کاشانک و مرکز دایره المعارف بزرگ ی، فروشگاه اینترنتی محفل به دیدار و گفتگو با «اسماعیل جمشیدی» اختصاص یافت.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:تیتر20 - صبح روز پنجشنبه، چهارم آبان ماه سال یکهزار و سیصد و نود و شش، یکصد و پنجمین نشست روزهای پنجشنبۀ مجلۀ بخارا با همراهی شهر کتاب کاشانک و مرکز دایره المعارف بزرگ ی، فروشگاه اینترنتی محفل به دیدار و گفتگو با «اسماعیل جمشیدی» اختصاص یافت.این جلسه با حضور: ناصرالدین پروین، سیروس علی نژاد، فواد فاروقی، محمود آموزگار، هارون یشایایی، ر.اعتمادی، بهمن رضایی و رو مه نگاران نسل جوان برگزار شد.در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این نشست از همکاری اسماعیل جمشیدی با مجلۀ کلک و بخارا چنین گفت:"آقای جمشیدی همیشه به کلک و بخارا حُسن نظر داشتند و در هر دوره و نشریه ای بودند، لطفشان شامل حال ما می شد و مدت ها بود که با ایشان مطرح می کردیم که یکی از جلسات ما را تشریف بیاورند. همه تقریبا با کارهای قلمی ایشان آشنا هستند. یکی از این گفتگو ها را با حمیدی داشتند که اخیرا در بخارا منتشر شد. مصاحبه هایشان نوعی تصور و تصویری است از زندگی سوژه هایشان.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:علی دهباشی از همکاری اسماعیل جمشیدی با مجله کلک و بخارا سخن گفت.سردبیر مجلۀ بخارا در ادامۀ سخنانش به بخش هایی از بیوگرافی میهمان این نشست پرداخت و چنین بیان داشت:” اسماعیل جمشیدی بامداد روز ۱۲بهمن سال ۱۳۲۲در شهر آمل متولد شد. در سال ۱۳۳۵همراه خانواده رهسپار تهران شدند، تماشای ارسلان و کمی بعد مطالعه این کتاب او را به قصه نویسی کشاند و در سال ۱۳۳۹یا ۱۳۴۰ پرویز نقیبی اولین داستان کوتاه او را با نام بوسه های کال در مجلۀ روشنفکر به سردبیری مجید دوامی چاپ کرد. رفت وآمد به تحریریه مجلۀ روشنفکر که در طبقه بالای چاپخانه تابان خیابان ناصرخسرو قرار داشت، تماشای محیط چاپخانه، بوی مرکب و… شوق ماندگاری در این حرفه را تشدید کرد. برای حضور همیشگی در این حرفه پرویز نقیبی او را با خود به رو مه اطلاعات برد که در ساختمان قدیمی خیابان خیام قرار داشت. ارونقی کرمانی سردبیر مجله اطلاعات هفتگی که داستان های او را در سپید و سیاه و روشنفکر خوانده بود از وی خواست به جای رو مه در مجله بماند و گزارش بنویسد کاری که نویسندگانش اندک اند. پذیرفت و نوشت و تا به امروز در این حرفه زندگی کرده است.بیش از ۲۵کتاب از او منتشر شده و اولین کتاب او با نام (خاطرات ایام سربازی) در سال ۱۳۴۴منتشر شد. بسیاری از گزارش های ویژۀ او به صورت کتاب درآمد، خودکشی صادق هدایت، زندگی و مرگ صمد بهرنگی، حسن مقدم و جعفرخان از فرنگ آمده، گوهر مراد و مرگ خود خواسته، دیدار با ذبیح اله منصوری، ع های دونفره از کتاب های بیشتر دیده شدۀ اوست. در زمینۀ رمان: در دشت جنون، بهار بی باران، سامی، با توبودن، تاج الملوک، پیلکا، نعش و…. تجدید چاپ های موفق داشته اند.در طول بیش از نیم قرن حضور حرفه ای، مکرر به عنوان دبیر سرویس، مدیر تحریریه رو مه و سردبیری مجله های روشنفکری و ادبیاتی انتخاب شد، هم اکنون سردبیری مجله کتابستان را برعهده دارد که دوازدهمین شمارۀ آن هفته پیش منتشر شده است.”نخستین سخنران این مجلس سیروس علی نژاد، از فعالیت های حرفه ای در بخش رو مه نگاری و فن ساده نویسی اسماعیل جمشیدی چنین سخن گفت:"از دهباشی تشکر می کنم که با همۀ اینکه امروز جای ثابت تشکیل جلساتش را از دست داده اما از کار نمی نشیند و همچنان کار فرهنگی خود را این سمت و آن سمت، در پایین و بالا و مرکز شهر ادامه می دهد. خلاصه مثل اینکه هیچوقت نمی شود این آدم را آرام تصور کرد.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:سیروس علی نژاد به بررسی زندگی حرفه ای اسماعیل جمشیدی پرداخت:اما در مورد آقای جمشیدی باید بگویم که او یک رو مه نویسی است به تمام معنی و حرفه ای؛ یعنی غیر از کار رو مه نویسی هیچوقت ندیدیم که کار دیگری انجام دهد. رو مه نویسی هم عالم غریبی است؛ به این معنی که وقتی صحبت از ژورنالیسم می شود همه تصور می کنند یک کار سطحی است؛ اما در چشم من جور دیگری است به این معنی که ژورنالیسم به معنای جذ ت و دفاع از حق و نوشتن حرف های صریح و روشن است؛ شاید برخی بگویند که ساده نویسی است اما ساده نوشتن امر بسیار پیچیده ای است و تا مسلط به امری نباشی نمی شود متن ساده ای از آن بنویسی که برای همگان لذت بخش و قابل فهم باشد. اگر مقالات رو مه نویسی همانند عبدالرحمان فرامرزی در کنار سادگی اش خوانندگان بسیاری داشت به این دلیل بود که هم آدم عامی مطلب را می فهمید و هم مخاطب روشنفکر از آن لذت می برد و این به دلیل دانشی بود که آن مرد داشت.”وی در ادامۀ سخنانش به گزارش های خلاقانه و ناب جمشیدی و کشف سوژه های بکر در بخش گزارش- مصاحبه هایش پرداخت و چنین بیان کرد:"کارهای اسماعیل جمشیدی خصوصیات و ویژگی های خودش را دارد. یکی از کارهایش کشف آدم های مهم و مفید جامعه است؛ آدم هایی که شاید دیگران فکر می کنند کارشان اهمیتی ندارد و سطحی است؛ از جمله انی که با آن ها مصاحبه کرد، ذبیح الله منصوری بود. بسیاری آثار منصوری را جزو سرگرمی ها می دانستند، در حالیکه او نویسنده ای بود که ما را کتابخوان کرد و یکی از کارهای مهم رو مه نویسی این است که خواننده بسازد؛ چراکه قاعدتا دستگاه مملکت، آموزش و پرورش می سازد و معلم تربیت می کند و معلم ها شاگردانی و بعد آن ها را تحویل رو مه نویس ها می دهد که سطح انسان را ارتقا ببخشند. اسماعیل جمشیدی اولین ی بود که این موضوع را به طور حسی کشف کرد و در مورد این اشخاص نوشت. کاری که کرد شاید هیچ دیگری نکرد. یاد کریم ی بخیر که در مورد آثار منصوری می گفت که این بهترین است؛ وقتی هر ی یکی سینوهه و یا خواجۀ تاجدار می خواهد من با ناز می گویم که نداریم و بعد از زیر میز یکی از این سینوهه ها را بر می دارم و به قیمت شیرین می فروشم و خیلی کیف می کنم. این ها همه نشانۀ اهمیتی است که منصوری داشت؛ حالیکه در جامعه شهرتی نداشت و اسماعیل جمشیدی او را کشف کرد. یکی از کارهای مهم رو مه نویسی همین است و او این کار را بلد بود. حسش را داشت و این حس ژورنالیسم بخش مهمی از آن کار است که با حس های دیگر فرق دارد و فکر می کنم اگر ی این حس را نداشته باشد بیخود وارد این عرصه می شود.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:کارهای اسماعیل جمشیدی در یک زمینه بی همتاست. در زمینۀ گزارش نویسی. من کارهای او را می شناختم اما هیچگاه با او همکار نبودم، تا اینکه سردبیر دنیای سخن شدم. اسماعیل جمشیدی در آنجا نشسته بود و من بدان جا رفتم و نمی دانم چه شد که صحبت از عطا بهمنش پیش آمد و من از او خواهش برود و با او گفتگو کند و یک گزارش بنویسد. چون می دانستم در آن دست کارهایی است که او کار بلد است.نوشته های او در این بخش نه گفتگو است و نه گزارش است؛ بلکه هر دو است. یک چیز ن از داخلش درمی آید که خیلی شیرین و پربار است. اسماعیل جمشیدی این کار را بلد بود و با وجود اینکه من با عطا رفاقت چندین ساله داشتم، برای مصاحبه با او من اطمینان دارم یک چنین گزارشی از آب در نمی آمد.فوق العاده در این زمینه کارش قوی است. چنانکه اگر کتاب ع های دو نفرۀ او را ببینید که بیشترش در مجلۀ بخارای دهباشی چاپ شده است، گزارش های ن دارد که می شود چندین باراز دیدگاه آموزشی خواند. من همان زمان که این کتاب درآمد به دانشجویان رو مه نویسی توصیه که مطالعه کنند.بهتر است من زیاد حرف نزنم؛ وگرنه می شود در مورد او ساعت ها صحبت کرد، چرا که او درس رو مه نگاری نخوانده اما مسلط به تمام فوت و فن های این رشته است. همین امروز هم سراغ کتابستان رفته و آن را در می آورد و من برایش آرزوی تندرستی و سلامتی دارم.”علی دهباشی در ادامۀ سخنان سیروس علی نژاد از همراهی همسر جمشیدی در طول سال های رو مه نگاری ایشان چنین گفت: "در اینجا باید اشاره کنم که این زندگی پربار و برگ های زرین نمی توانست فراهم شود، مگر اینکه در کنار همسری وفادار و سختکوش که در تمام این دوران پر از فراز و نشیب فعالیت های آقای جمشیدی در کنارشان ماندند. چون لحظات دشوار در زندگی اشان کم نداشتند و فرزندان برومندی تربیت د. مانی و مزدک و محمد رضا که امروز هر کدام به صورت حرفه ای در کار مطبوعات هستند و خیلی مدرن تر از همۀ ما کار می کنند و نسل جدید هستند و همانند پدر خود اهل نشان دادن و شناساندن خود نیستند.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: دیگر سخنران این نشست ر.اعتمادی از زندگی حرفه ای اسماعیل جمشیدی و اهمیت تمرکز بر یک فن و حرفه ای شدن در آن بیان داشت که:"دوست گرامی جناب علی نژاد صحبتشان را با حرفه ای بودن در کار رو مه نگاری شروع د، من می خواهم کمی این مسئله را بازتر کنم تا اهمیت کاری که آقای جمشیدی د و می کنند روشن تر شود. زمانی که ما شروع به رو مه نویسی در مؤسسۀ اطلاعات کردیم شاید حدود سال های ۳۵به بعد بود که من به عنوان یک جوانک ساده ای مستقیما وارد کار رو مه نویسی شدم. اغلب خبرنگارها و حتی دبیران و سردبیران رو مه شغل دومی داشتند و دلیل این بود که رو مه هنوز امکان تأمین بخش اقتصادی زندگی کارکنان خود را نداشت. همان زمان با خودم فکر که بهتر است اگر شخص در رشته ای وارد می شود به طور حرفه ای باشد. این جسارت را پیدا که علی رغم زندگی سخت و درآمد کم از رو مه، حرفه ای بمانم. شما می دانید که امروز آماتوریسم در تمام رشته های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی از بین رفته است و حرفه ای بودن است که کار و پیشرفت ایجاد می کند. اگر در ورزش تیم های فوتبال حرفه ای نبودند، امروز فوتبال به این شکل مطرح نبود تا در تمام جهان به عنوان یک پدیدۀ شگفت انگیز و جذاب توجه ما را جلب کند. یکی از آرزوهای من این بود که همۀ رو مه نگاران ایران واقعا حرفه ای شوند و می دانستم این مسئله به رونق و پیشرفت رو مه نگاری کمک می کند. اما یکی از انی که از ابتدا توجه من را به خود جلب کرد آقای جمشیدی بود که از نوجوانی به این مسئله توجه پیدا کرده و تا امروز جز رو مه نگاری و نویسندگی هیچ شغل دیگری قبول نکرده و در شأن خود نمی دانسته است. ی که می تواند سال ها در عرصۀ مطبوعات باقی بماند آن وجود مغتنم است. خیلی ها هستند که می آیند و مقاله و گزارشی می نویسند و بعد در غبار زندگی گم می شوند، اما انی هستند که تا پایان می مانند و در اعتلای آن رشته نقش دارند. ایشان نقش خیلی مهمی دارند.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: ر. اعتمادی به تحلیل سبک نگارش گزارش های اسماعیل جمشیدی پرداخت.وی در بخشی از سخنانش به تحلیل سبک نگارش گزارش های جمشیدی و تأثیرناپذیری ایشان در برابر افکار روز پرداخت و ادامه داد:"بیشتر به کار رو مه نویسی ایشان توجه دارم و می خواهم در باره اش صحبت کنم. یکی از مشخصه های خوب رو مه نویسی درک اصول کار و مداومت و شجاعت و جسارت است. در رو مه حتی وقتی در مورد صنف لبو فروشان هم مطلبی می نویسید، همیشه عده ای ناراضی وجود دارند و شما را به چالش می کشند. مدام در فشار هستند و آزارتان می دهند. من به یاد دارم هر زمان گزارشی چاپ می کردیم عده ای ناراحت می شدند و به سراغمان می آمدند؛ حتی گاهی با قمه و چاقو هم روبرو بودیم؛ حالا به جز خط قرمزها و مخالفت های بخش های تی. همیشه در هنگام نوشتن مطلب فکر می کردیم که ممکن است مورد بازپرسی قرار بگیرم.یکی از خصلت های آقای جمشیدی این بود که تحت تأثیر ایدئولوژی و افکار مسلط روز قرار نمی گرفتند؛ اینکه یک رو مه نویس در مسیر افکار مسلط قرار بگیرد نشان ضعف اوست. رو مه نویس باید در سطحی قرار بگیرد که مشاهده گر باشد و چهرۀ مردم و حکومت و قدرت های را در آیینه نمایش دهد. جمشیدی از انی بود که مطلقا تحت تأثیر جریانات روز قرار نمی گرفت؛ آنگونه که می خواست و صحیح می دانست، عمل می کرد.من این شانس را نداشتم که از آغاز مجلۀ جوانان از همکاری ایشان بهره ببرم؛ اما همیشه دوستی و احترام متقابلی بین ما بود؛ تا اینکه در سال ۵۶کاری مشترک را با هم شروع کردیم. به یاد دارم گزارشی که ایشان از وقایع کردستان تهیه د یکی از بهترین گزارش هایی بود که چاپ کردیم و امروز اگر ی می خواهد در زمینۀ مسائل کردستان تحقیق کند، حتما باید بدان گزارش مراجعه کند.یکی از خصلت هایی که دوست عزیزم آقای علی نژاد اشاره د نوع گزارش نویسی است. من حتی می خواهم بگویم برخی از مصاحبه ها و گزارش های ایشان غیر از مصاحبه بودن، جنبۀ رمان به خود می گیرد. به خاطر دارم وقتی کتاب دیدار با ذبیح الله منصوری از آقای جمشیدی را خواندم، در پایان اشک می ریختم. به ایشان تلفن و گفتم این یک رمان بود و اشک من را در آوردی! این روش از جنبه های منحصر به فرد آقای جمشیدی است که در آثارشان گاهی قدرت نویسندگی اشان را وارد و خواننده را مجذوب می کنند.مصاحبه و گفت و گوی ایشان با آقای حییم برایم جذاب بود؛ چرا که از دورۀ دبیرستان که به دیکشنری حییم مراجعه می ، دوست داشتم از زندگی این آدم بدانم و تنها ی که به سؤال من جواب داد آقای جمشیدی بود؛ یا ریاضی کرمانی از منجمان ایرانی که نام ایشان هر روز در رادیو و تلویزیون وقتی صحبت از روز و ساعت و غروب و صبحگاه و … می شد، توسط گوینده برده می شد، اما هیچ به این فکر نیفتاد که در مورد ایشان تحقیق کند و ی را که هر روز نامش را می شنود، ببیند اما آقای جمشیدی این کار را انجام داد و زمانی که مصاحبۀ ایشان را خواندم، غرق لذت شدم. بعدها فرصتی شد تا با پسر ریاضی آشنا شوم و در مورد این مصاحبه گفتم؛ به حدی تحت تأثیر قرار گرفتند که از من خواستند که به نوعی آشنایی اشان را با آقای جمشیدی فراهم کنم.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:ر.اعتمادی در بخش پایانی سخنانش از بخش آموزش رو مه نگاری و استفاده از تجربیات و آثار رو مه نگاران گذشته چنین بیان داشت:"مسئلۀ دیگر استفاده از تجربیاتی است که امثال آقای جمشیدی در رو مه نگاری به جا گذاشته اند. اعتقاد من این است که رو مه نگاری نه کلاس می خواهد و نه دانشکده. آن زمانی هم که در ایران دانشکدۀ رو مه نگاری تأسیس شد، عملا ما ندیدم که از آن دانشکده رو مه نگاری بیرون بیاید! این یک حرفۀ تجربی است. درست مثل اساتید منبت کاری در اصفهان که شاگردانی دارند و به نمی روند و زیر دست ، کار می کنند و خود می شوند. بسیاری از کشورها دانشکده های رو مه نویسی اشان را تعطیل کرده اند. این کار ب تجربه می خواهد به شرط اینکه شخص علاقه مند باشد. آقای جمشیدی از ۱۴سالگی کار رو مه نویسی انجام داد و من به دوستان رو مه نویس امروزی توصیه می کنم که کتاب ع های دو نفره را حتما بخوانند تا بدانند مصاحبه چیست! یکی از مشکلات ما بعد از سال ۵۷گسست میان نسل رو مه نگاران قدیمی و عدم انتقال تجربه اشان به نسل جدید بود. رو مه نگاران جدید ناچار شدند که خود هر مسئله ای را تجربه کنند و این شرایط سختی است. ما امروز از تجربیات دیگران استفاده می کنیم و بسیار از کارها نیاز به تجربۀ دوباره ندارد. کار رو مه نویسی اشخاصی همانند آقای جمشیدی مثل یک و کلاس است.به هر حال خود به عنوان دوست قدیمی و عضو خانوادۀ جمشیدی برگزاری این مراسم را به جناب دهباشی تبریک می گویم. کار علی دهباشی همیشه مورد تأیید است و باید روزی مفصلا در مورد این موضوع صحبت کنیم. امیدوارم این جلسات ادامه یابد و جامعه کمی هم به مسائل فرهنگی توجه کند.”در ادامه مدیر مجلۀ بخارا با یادی از سال هایی دور تاریخ داستان های ایرانی و خوانندگان آثار ر. اعتمادی چنین گفت:آقای اعتمادی که امروز خیلی فروتنانه صحبت می کنند در زمانی که پدر و مادرهای ما پانزده سال بیشتر نداشتند از شهرت بسیاری در نویسندگی برخوردار بودند. دختران و پسران نوجوان و جوانی که مخاطبان ایشان بودند دم رو مۀ اطلاعات می رفتند و ماه ها می ایستادند که ر. اعتمادی را ببینند و ایشان یکی از کتاب هایشان را امضا کنند. هم همیشه از در پشت می آمدند تا گرفتار این موضوع نشوند. با اینکه سال ها امکان انتشار کتاب هایشان نبود، ولی امروز با چاپ مجدد این آثار نشان داده شده که چقدر محبوب هستند و هنوز خواننده دارند.”در ادامه ناصرالدین پروین با ابراز سندی از حضور جمشیدی و برگزاری این مجلس در مورد وضعیت منابع تاریخ رو مه نگاری ایران اظهار داشت:"بنده در تهران رشتۀ رو مه نگاری خواندم و البته از آنجا رو مه نگارانی هم فارغ حصیل شدند و مثلا همکار شما آقای بهروز بهزادی از هم کلاس های ما بودند. من عاشقانه نشستم که صحبت های آقای جمشیدی را که از دیدی من یک رو مه نگار نمونه هستند بشنوم.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: ناصرالدین پروین در مورد وضعیت منابع تاریخ رو مه نگاری ایران سخن گفت.در زمان دانشجویی متوجه شدم که تاریخ رو مه نگاری نداریم. در پاریس اول می خواستم در مورد تأثیر رادیوهای خارجی بنویسم و بعدها راهنمایم گفتند که در مورد تاریخ بنویس. در این خط افتادم! آن زمان این رساله را برای رو مه های فارسی خارج از ایران نوشتم و بعد ادامه دادم و بنا را بر جامعه فارسی زبان گذاشتم. معتقد هستم که ما دچار تجزیه های ارضی هستیم، پس بگذارید تجزیه های فرهنگی کم تر شود.دو جلد به چاپ رسیده است که تا پایان استبداد صغیر است و امروز مشغول گردآوری دورۀ ایران تا کودتای ۳۲هستم.”سپس فواد فاروقی تمام زمان سخنرانی خود را در یک جمله خلاصه کرد که:” من به شاگردی و دوستی آقای جمشیدی همیشه افتخار .”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:فواد فاروقیدر بخشی دیگر اسماعیل جمشیدی ضمن تشکر از علی دهباشی و حاضرین، از عشق و علاقه اش به کار رو مه نگاری با تمام فراز و نشیب های این حرفه سخن گفت و چنین بیان داشت:"شاهد این هستم که بسیاری از همکاران ما مرتب گله و شکایت می کنند که این چه شغلی است و جامعه قدر ما را نمی داند و …؛ اما من خوشحالم این را بگویم که از سال ۳۹که پرویز نقیبی با چاپ داستان من و دریافت اولین حق حریر از او به مبلغ صد تومان مرا به دنیای مطبوعات وارد کرد و شروع به زندگی به این شیوه ، تا به امروز که البته درآمدهای خیلی سنگین و درشت هم در کار خودم داشتم و جایی سردبیر بودم که نسبت به تیراژ حق ا حمه می گرفتم، هیچوقت نگفتم که خستگی کار چیست و جامعه قدر مرا نمی داند و چرا این کار را قبول . هر کاری سختی های خود را دارد. مثلا در مورد این جلسه وآقای دهباشی، من هیچ فکر نمی که برای این کار و جلسات تا این حد زمان می گذارد و زحمت می کشد تا اینکه در برگزاری جلسۀ امروز چندین بار با من تماس تلفنی داشتند و هماهنگ د. حیرت که این کار به این راحتی ها نیست و بسیار کار سختی است. چند بار شب و روز زنگ زدند و پیگیری د و من را به اینجا کشاندند. خب می شود این کار را با پول جبران کرد؟ امکان ندارد! با مقام و موقعیت و کادوهای مختلف؟ امکان ندارد! تنها عشق و علاقه است که باعث می شود او به این کار روی آورد.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:اسماعیل جمشیدیوی درباره خاطرات دوران کاری خود از آغاز تا امروز اظهار داشت: "از روزی که کار را شروع با پرویز نقیبی پیش آقای سیامک جلالی، سردبیر رو مۀ اطلاعات رفتیم. سیامک آن روز نبود و آقای نقیبی گفتند که می خواهی نزد آقای ارونقی برویم؟ پذیرفتم. ایشان کارهایم را خوانده بود و به من گفت که جمشیدی جان باید یک گزارش بنویسی و ما در این بخش فقیریم و هیچ را نداریم. از آن روز که ایشان مرا برای نوشتن گزارش در دفتر اطلاعات هفتگی نشاند تا به امروز که بیش از سه هزار گزارش نوشته ام، همیشه از این کار لذت می برم و هیچ شغل و مقام و موقعیتی نمی توانست اینچنین روح مرا با همۀ سختی و محرومیت هایی که دارد ء کند.همین حالا هم وقتی کتاب هایم منتشر می شود و خوانندگان جوان این آثار با من تماس می گیرند و می خواهند سؤالی کنند برای من لذتبخش است. دوام این حرفه بخاطر عشقی است که نسبت به این کار داشتم.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:یکی از سوژه هایی که کار در مورد شخصیت هایی است که تنها من با آن ها مصاحبه داشته ام و از آن ها گزارش دارم. بسیاری نزد من می آیند و این نوشته ها را برای تزهای ی یا ساخت و … می خواهند و تا جایی که بتوانم کمکشان می کنم و لذت می برم که کاری انجام داده ام که به درد آدم های ی می خورد.چند وقت پیش آقای هارون یشایائی آمدند و در مورد آقای حییم سؤالاتی داشتند. به یاد دارم زمانی که برای تهیۀ این مصاحبه رفتم، مرحوم حییم گفتند که نمی دانم به شما چه بگویم! این همه هنرمندان مشهور داریم شما این ها را رها کرده ای و سراغ من پیرمرد آمده ای! البته ایشان را خیلی خوشحال دیدم. و خیلی با علاقه و محبت نشست و چند جلسه صحبت کردیم و برای من تار زد و شعر خواند.من اخلاق خوبی نداشتم و مدام بخاطر روحیۀ حساسم با مدیرانم اختلاف پیدا می . یک زمانی در سپید و سیاه بودم و بیرون آمدم و پایم به خانه نرسیده در مجله دیگری دعوت به کار می شدم. در کار گزارش قوی بودم و زمین نمی ماندم. کارهایی که انجام دادم شاید از نظر خیلی ها نام و نانی نداشت، اما امروز می فهمم که این کار درست بوده است.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:دانشجوی ایی چند هفته پیش از فرانسه به ایران آمده و آدرس مرا به سختی پیدا کرده بود. گفت می خواهم در مورد ذبیح الله منصوری ی بسازم چون در فرانسه می گویند ناپلئونی که او معرفی می کند شخصی است که خود فرانسوی ها هم به این جذ ت و زیبایی او را ندیده اند. ضمنا تاریخ فرانسه را کار کرده و هدفم معرفی زندگی اوست و فکر می کنم که برای جامعۀ فرانسه زبان هم جذاب باشد. خب از این موضوعات متوجه می شوم که کارم باارزش بوده است.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:در این سن و سال، با وجود بازنشستگی همچنان کار می کنم و گزارش می نویسم. گزارشی که شاید ده روز مجبور باشم روی آن کار کنم. نسل امروز حوصلۀ این چیزها را ندارد.”اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:نمایی از جلسه دیدار و گفتگو با اسماعیل جمشیدیدر دقایقی دیگر از این نشست اسماعیل جمشیدی به سؤ سردبیر مجلۀ بخارا و حاضرین پاسخ گفت:علی دهباشی: در مورد جلد دوم «ع های دو نفره» برایمان بگویید؟اسماعیل جمشیدی: معمولا همیشه کتاب هایم پرفروش بوده است و ناشر راضی کن! بعد از ده سالی( ۸۲تا ۹۲ ) که آثارم منتشر نمی شد. ۹۲کت چاپ اما فروش خوبی نداشت که البته علت اصلی کل بازار کتاب آن دوران بود. در جلد دوم «ع های دو نفره» حداقل به سیصد مطلب درجۀ یک پرداخته ام. بهترین تعریفی که در تمام عمرم از کارم شنیدم، تعریفی بود که سیروس علی نژاد در مورد این کتاب داشت. در مراسمی بود که می گفت:”این کتاب مثل هلواست.” خب همه می خوانند و می گویند ما خو م و لذت بردیم! شنیدن این خبرها به من انرژی می دهد.خب در مورد جلد دوم الآن گرفتارم و در جای دیگری کار می کنم. عادت ما قدیمی ها این است که در این حرفه بیست و چهارساعته کار کنیم. امکان ندارد صبح که بیدار می شوم و کاری دستم باشد بدان فکر نکنم. جلد دوم کمی کار دارد. امروز بیشتر وقت من در کتابستان می گذرد و امیدوارم که در آینده ای نزدیک کاملش کنم.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:-وضعیت امروز و آیندۀ ایران را چگونه می بینید؟اسماعیل جمشیدی: رو مه نگاری امروز حالش خوب نیست و باید بگویم خیلی هم بد است! اما در آینده بدون تردید خوب می شود. ما یک سکتۀ ناقصی در کار رسانه ای داریم .مطبوعات و رسانه های کاغذی دوباره به ارزش خود بازخواهند گشت و حتما در آینده وضع خیلی بهتر خواهد شد.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: پروین: بین مدیران مجله و رو مه و کارفرماها به کدامیک بیشتر علاقه مند هستید و چرا؟اسماعیل جمشیدی: یکی از سردبیرهایی که با او کار ارونقی کرمانی بود. در واقع ایشان من را به سمت گزارش نویسی هول داد. من قصه نویس بودم و داستان های کوتاه می نوشتم. هفتۀ پیش فوت کرد و یادش را گرامی می دارم. ایشان از سردبیرهایی بود که روی را ندید اما حس کارش قوی بود. ژن غالب رو مه نگاری داشت. از او خیلی کار یاد گرفتم.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: بهزادی هم برای من سردبیر و مدیر خوبی بود. همیشه این فرصت های طلایی را به من می داد. سپید و سیاه مجلۀ پر نویسنده ای بود و نویسندگان مهم آن روزها در آن کار می د. بهزادی به خاطر شخصیت و توانایی حرفه ای اش سه کار را با هم انجام می داد: سردبیری و مدیریت و نشر. از او به عنوان مدیر، خاطرات زیادی دارم؛ اما یکی از سردبیرها را خیلی دوستش داشتم و او پرویز نقیبی بود. روزی که خبر فوتش را شنیدم بی اختیار گریه ! خیلی زحمتم را کشید. بسیاری از چهره های درخشان دهۀ چهل و پنجاه از کانال نقیبی عبور د. او هیچ استعدادی را به دلیل شخصی کنار نمی زد و راه را باز می کرد.از مرحوم صفی پور در امید ایران هم خاطره بسیار دارم. برخی مدیران عاشق کارشان بودند و برخی فقط به هدف مطرح شدن، فعالیت می د. البته صفی پور از وقتی وارد کار مجلس شد، دیگر آن صفی پور قبلی نبود. اما درسی که از ر.اعتمادی گرفتم، شجاعت و شهامت استفاده از کار بود. فراموش نمی کنم که من در اطلاعات هفتگی کار می که با مجلۀ جوانان رقابت داشت. اتفاقی باعث دلخوری من از آقای ارونقی شد و یادداشتی نوشتم و به آقای اعتمادی دادم. یادداشت دقیقا مناسب جوانان بود و در مورد دوران تحصیلی ام بود. آقای اعتمادی رفاقتی با من نداشت و ایشان مطلب را جای سرمقالۀ خود در صفحۀ سه چاپ د! چطور می شود که سردبیری اینقدر درک و درایت داشته باشد. از آقای اعتمادی درک درست سردبیر بودن را آموختم. یک سردبیر نمی گوید که من از فلان شخص خوشم نمی آید و نمی خواهم مطلب او را چاپ کنم! یک سردبیر باید به فکر مجلۀ خود باشد.وقتی گزارش های آقای دهباشی را از نمایشگاه کتاب فرانکفورت خواندم بدون بحثی چاپ . و بعد متوجه شدم که هیچ نشریه ای گزارشی اینچنین جمع و جور در مورد نمایشگاه کتاب فرانکفورت ننوشته است؛ ولی کار ایشان ویژگی درجۀ یک گزارش را دارد؛ چون دست مرا گرفته و با خود به نمایشگاه برده است.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا:-از ارتباط خود با آقای عباس مسعودی برایمان بگویید؟اسماعیل جمشیدی: ما در ساعات ناهار یکدیگر را می دیدیم و هیچگاه پیش نیامد که مستقیم با ایشان صحبت و همکاری کنم. یک ملاقات هم با آقای مسعودی داشتم و نکته ای به من گفتند. به یاد دارم سلسله گزارش هایی در اطلاعات هفتگی با عنوان «هزار و یک چهره» می نوشتم. به درون جامعه و در نقش ها و مشاغل مختلف می رفتم و گزارش تهیه می . نامه نویس پست خانه گزارش های خوبی در زمان خود شد. اختلافی بین ما آقای ارونقی پیش آمد. من بیرون آمدم. یک روز نزد آقای مسعودی رفتم. ایشان گزارش های مرا کامل می خواندند. پرسید که:”آقای جمشیدی! چرا دیگر گزارش ها را نمی نویسی؟” گفتم که با ارونقی به مشکل برخوردیم. گفت که پسرم! شما این گزارش را می نویسی و در اطلاعات هفتگی چاپ می شود؛ آقای ارونقی که نباشند اطلاعات هفتگی در می آید؛ من که عباس مسعودی هستم و خشت روی خشت این مؤسسه گذاشتم هم نباشم این مؤسسه خالی نخواهد ماند اما آقای اسماعیل جمشیدی! اگر من نباشم این مکان سر جای خود هست اما آن چیزی که اکنون هست نیست؛ آقای ارونقی نباشد اطلاعات هفتگی منتشر می شود اما اطلاعات هفتگی آن چیزی که الآن هست، نیست؛ شما اگر گزارش را ننویسید، اطلاعات هفتگی همچنان چاپ می شود اما آن اطلاعات هفتگی که من می خواهم، نیست! خواهش می کنم ادامه دهید! و این اتفاق افتاد و عباس مسعودی فوت کرد و مؤسسه سرجایش است اما هیچکدام آن نیست که قبلا بود.سیروس علی نژاد:در آن زمان در کنار مجلۀ سپید و سیاه مجله ای مستقل با عنوان مجلۀ دوم منتشر کردید، در مورد این بخش برایمان بگویید؟"اسماعیل جمشیدی :در مجلۀ دوم یک موضوع را می گرفتند و روی آن کار می د، یکی از آن سوژه ها مجلۀ مجله ها بود. که ۱۶صفحه در مورد کل نشریاتی که آن زمان منتشر می شد، مطلب می نوشتیم. خانۀ مقدم که اکنون موزه شده و اولین گزارش را من از آن خانه، تحت عنوان گرانترین خانۀ هنری جهان نوشتم و منتشر شد. خب بهزادی آدمی مثل من داشت که این کار را انجام دهد و معتقد بود که بهتر است به یک موضوع به طور کامل پرداخته شود تا اینکه نوک زده شود.هارون یشایائی: یکی از صفاتی که از آقای جمشیدی گفته نشد، تواضع ایشان بود. من یکبار مطالبی در مورد سلیمان حییم می خواستم و تلفن و قرار گذاشتم. فرمودند که به خانه ام بیا! خیال یک دفتر کار رسمی است و می خواهم در این مکان ایشان را ملاقات کنم؛ اما وقتی وارد خانه شدم با صحنۀ یک میهمانی و میوه و شیرینی و … روبرو شدم و در همین شرایط با ایشان در مورد کار صحبت کردیم. -نظرتان در مورد رو مه نویسی معاصر ایران چیست؟اسماعیل جمشیدی: من وارد حرفۀ دیگری نشدم؛ بنابراین مکرر هم این سال ها سردبیر نشریاتی بودم که همگن ذوق و علاقۀ من نبود. پذیرفتم که باید کار کنم. در این نشریات اکثرا لیسانسه و فوق لیسانس های رشتۀ رو مه نگاری می آمدند و ما هم قبول می کردیم که با آن ها همکاری کنیم. یاد گرفتم کار شخص باید دیده و بعد در مورد او قضاوت شود. موضوعی به جوانان می دادیم و چند روز پیدایشان نمی شد و بعد می دیدم یک متن از اینترنت آورده و روزی میزم گذاشته است! البته به چند استعداد هم برخورد که توانایی اشان عالی است و سفرنامه و مصاحبۀ درجۀ یک دارند؛ ولی نمی توانند ادامه دهند. وقتی علت را جستجو ، متوجه شدم که بیش از نود درصد این ها استعداد این کار را ندارند و آن ده درصد هم که مایه و توانایی و ذوق و حس قوی خوبی دارند هم یا گیر سردبیرهای ناشی می افتند یا در شرایط بد گیر می کنند و نمی توانند منسجم جلو بروند؛ به همین دلیل است که در مطبوعات امروز گزارش نویسی نداریم. این امر کار حساس و مهم هر نشریه است.. متأسفم این را بگویم که اکثر خبرنگارهای خانم و آقا از سردبیر می خواهند که آن ها را به فلان حوزه بفرستد چون تسهیلات بهتری دارد. این خیلی بد است.اسماعیل جمشیدی در دیدار و گفتگو با مجله بخارا: در خاتمه علی دهباشی از وضعیت فعلی دنیای مطبوعات امروز و رشد ادبیات اظهار داشت:"رو مه نگاری ایران در سال های اخیر تغییرات زیادی کرده است. شرایط و محدودیت ها و نوع و شیوۀ کارش و به کل یک زبان و بیان و کار دیگری دارد. یک وجهش را که شما فرمودید کاملا درست است؛ اینکه رو مه نگار خوب کم تر مدیر خوبی پیدا می کند؛ بنابراین بخشی از این همکاران جوان ما گرفتاری اشان این است که باید کار کنند و این شعور و درک و آشنایی که در گذشته بوده اکنون کم تر دیده می شود. نگاهی به عناوین سردبیران و مدیران گذشته داشته باشید! امروز بسیاری از مخاطبان به دنبال نشریات قدیمی هستند! این نشان می دهد زمانی کارهای درخشانی انجام می شده است. ولی واقعیت این است که رو مه نگاری ایران در چند وجه رشد خوبی داشته است. ادبیات یکی از زمینه هایی است که بسیار ترقی و رشد کرده و جوان هایی که در این حوزه هستند کارهای درخشانی انجام می دهند. در بخش گزارش من تا حدودی می بینم که بچه ها گزارش های خیلی خوبی کار می کنند ولی موضوعات دیگری که مورد توجه مدیر مجله است، باعث می شود که آن جایگاه گزارش گم شود. یک چیز خیلی مهمی که گم شده «گزارش» است.”منبع: مجله بخارار- پریسا احدیان
هنرآنلاین - عباس : این روزها رامین پرچمی با نمایش "پچ پچ های پشت خط نبرد" پس از چندسال دوری از عرصه بازیگری، حضور در صحنه تئاتر را تجربه می کند. بازیگری که معتقد است؛ هرچند در ابتدای فعالیت هنری اش خوش شانسی آورده، در سال های اخیر بدشانسی های مختلفی گریبان گیرش شده است.رامین پرچمی خیلی زود زمانی که دانشجو بود حضور در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون را تجربه کرد و طعم شهرت را چشید. حضور در مجموعه تلویزیونی "در پناه تو" او را در میان مردم به عنوان بازیگر معرفی و در ادامه، همکاری با کارگردانان صاحب نامی همچون مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی او را به عنوان بازیگری حرفه ای تثبیت کرد. پرچمی در کنار این حرفه علاقه خود به بازیگری را به گونه ای دیگر هم نشان داد، او با تاسیس مجله "نقش آفرینان" که به صورت تخصصی به مقوله بازیگری می پرداخت، تلاش کرد رویکردهای آکادمیک و تجربی در عرصه بازیگری را در پیش روی علاقمندان به این هنر قرار دهد و در انتشار این نشریه از تجربیات بازیگران صاحب نام سینمای ایران نیز بهره گرفت. پرچمی اما در سال های اخیر به دلایل مختلفی حضور کمرنگی در عرصه بازیگری داشته؛ اما این روزها با بازی در نمایش"پچ پچ های پشت خط نبرد" تلاش دارد که به حرفه اصلی خود بازگشتی موفقیت آمیز داشته باشد.به بهانه اجرای این نمایش در تالار حافظ با رامین پرچمی کارنامه هنری اش را مرور کردیم که در ادامه می خوانید: در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

شما از نوجوانی به ورزش و رو مه نگاری علاقه خاصی داشتید، چرا به جای بازیگری، رو مه نگاری یا ورزش را به عنوان شغل اصلی تان انتخاب نکردید؟علاقه ام به ورزش هیچ وقت جدی نبود. از همان سال ها با تأثیر از روحیه پدرم بیشتر به موسیقی، کتاب و علاقه مند شدم. البته فوتبال، والیبال و والیبال ساحلی بازی می اما نه به طور جدی. یک سری ع ها و پوسترهای ورزشی هم از آن زمان دارم که آن ع ها بیشتر به خاطر این بود که جز رو مه های ورزشی کیهان ورزشی و دنیای ورزش چیز دیگری به بندر کیاشهر که محل زندگی من بود نمی رسید. شاید اگر مجلات سینمایی به دست من می رسید، علاقه به سینما زودتر در من ایجاد می شد. وقتی دیپلم ام را گرفتم، در چالوس چاپ صدم مجله را دیدم و به این حوزه علاقه مند شدم. البته من در مدرسه تئاتر بازی کرده بودم اما خیلی علاقه ام جدی نبود. در مدرسه به رو مه دیواری علاقه داشتم که علاقه ام به این حوزه هم به خاطر تأثیری بود که پدرم روی من می گذاشت. پدرم ادبیات بود و خیلی کتاب و رو مه می خواند. البته من با پدرم به لحاظ عقیدتی مخالفت های زیادی داشتم. پدرم می گفت پزشکی بخوان. دو سال کنکور پزشکی هم دادم اما در آ برای این که به سربازی نروم، گفت برو هر کاری دلت می خواهد انجام بده. من خیلی خوب انشاء می نوشتم و کلاً در حوزه نوشتن کارم خوب بود.از چه زمانی فکر کردید می توانید به طور جدی در مطبوعات کار کنید؟از زمانی که ازدواج . آقای جیرودی پدر همسرم مطبوعاتی بودند و امکاناتش را داشتند. من از طریق ایشان توانستم مجوز مجله سینمایی "نقش آفرینان" را بگیرم. در آن مجله دوستان کاربلد را جمع کردیم تا یک کار نو انجام بدهیم. فکر می کنم که مجله "نقش آفرینان" یکی از استثنائات مطبوعات بود. من هیچ وقت از کارهای خودم دفاع نمی کنم اما روی این مجله ایستادم و می دانم که یکی از بهترین مجله هایی بود که در این حوزه در می آمد. بعد از آن چند مجله بازیگری درآمد که حتی به تیراژ هم نمی رسیدند و تعطیل می شدند. فکر می کنم آن زمان مجله ما بعد از مجله و به همراه مجله دنیای تصویر سومین مجله سینمایی بود.در دوران نوجوانی هیچ وقت تصمیم نگرفتید که به سراغ رو مه نگاری بروید؟ خیر. البته یک سری فعالیت های کوچک انجام می دادم. مثلاً یک نشریه ای مرکز هنرهای نمایشی در می آورد که من فعالیت های تئاتری مدرسه به خصوص در دهه فجر را می نوشتم و به این مجله می دادم. زمانی که می دیدم نوشته هایم چاپ شده خیلی ذوق می ولی به فکر این نبودم که به طور جدی مطلبی در رو مه بنویسم و منتشر کنم. یک سری نامه ها هم از من در رو مه کیهان ورزشی یا مجله منتشر شد اما خیلی جدی نبود. فعالیت جدی ام در عرصه مطبوعات را بعد از ازدواج شروع .علاقه به بازیگری از چه زمانی شروع شد و چطور به یک بازیگر تبدیل شدید؟از تئاترهای دوره راهنمایی در مدرسه. آقای هوشنگ درویش پور که کارگردان سینما است، همشهری ما بود و می خواست یک سری تئاتر در کیاشهر اجرا کند. ایشان اجازه بچه هایی که در تئاترهایش حضور داشت را از معلم ها می گرفت و غیبت بچه ها موجه می شد. من هم برای فرار از درس های ریاضی و علوم به آن کلاس ها می رفتم. شانس خوبی داشتم و در یکی از تئاترهای آقای درویش پور نقش اصلی نمایش را بازی و یک مقدار بیشتر به تئاتر علاقه مند شدم. سال بعد هم دوباره برای فرار از کلاس ها، یک گروه تئاتر با بچه های کلاس خودمان تشکیل دادیم و همینطور به علاقه من به بازیگری اضافه شد. 4 سال دبیرستان را هم در مدرسه تئاتر بازی می . در آن سال ها برای دیدن یک سختی زیادی می کشیدم و باید یک مسافت 30 کیلومتری را طی می تا به سینما شهر سبز لاهیجان برسم. به هر حال من به بازیگری علاقه داشتم و همین باعث می شد که یک سری سختی ها را به جان ب م. برای مثال در زمان ورود به با پدرم اختلاف نظر داشتم و در نهایت ایشان اجازه داد که من هنر بخوانم. در کنکور هنر شرکت و نفر ششم مرحله اول کنکور سراسری شدم اما در مرحله دوم پذیرفته نشدم. در نهایت ورودی آزاد شدم و آمدم سمت بازیگری.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

چرا در مرحله دوم کنکور سراسری قبول نشدید؟نمی دانم. اصلاً به مرحله مصاحبه هم نرسید. در مصاحبه مهرماه آزاد هم آقای سمندریان به من گفتند که تو لهجه شمالی داری و بازیگر خوبی نمی شوی. بعد از آن اسم من در لیست تکمیل ظرفیت بهمن ماه آمد و من پذیرفته شدم. آقای سمندریان بعدها هم مرا دید و گفت تو هنوز مشکل لهجه ات را داری.وقتی وارد شدید، اهالی خانواده پذیرفتند که به شکل جدی به سمت هنر و بازیگری بروید؟اهالی خانواده ام مخالف بودند ولی دیدند چاره ای نیست و بهتر است از من حمایت کنند. زمانی که مرا برای سریال "در پناه تو" انتخاب د، آقای لبخنده با خانه ما تماس گرفت و به پدرم گفت که پسرت برای این سریال انتخاب شده. پدرم به آقای لبخنده گفت اگر بازیگر نقش اصلی است، بیاید! در حالی که من حتی اگر یک نقش کوچک داشتم هم با سر می آمدم. آقای لبخنده بعدها از آن خاطره به خوبی یاد می کرد. در ادامه که من "ضیافت" را بازی و معروف شدم، باعث افتخار فامیل شدم و پدرم خیلی خوشحال بود.در با چه انی هم دوره بودید؟کمند سلیمانی، پردیس افکاری، پرستو گلستانی، بیژن بنفشه خواه، مهران غفوریان، محمدرضا رحیمی، شهرام کرمی و کیومرث مرادی هم دوره ای های من بودند. آن زمان خیلی شناختی روی بچه ها نداشتم اما الان می بینم که خیلی از هم دوره ای های من یا بازیگرهای خوبی شده اند و یا پست های مهم تی گرفته اند. این باعث خوشحالی نسل من است.اساتید آن سال های آزاد اساتید برجسته ای بودند. آن اساتید چقدر روی شما تأثیر گذاشتند؟با شما موافقم. در آن دوره آقای سمندریان، آقای اسماعیل شنگله و خانم منیژه محامدی در آزاد تدریس می د. اما من خیلی آدم برویی نبودم. خاطرم هست که سر امتحان کلاس آقای نصرالله قادری پای برگه امتحانی برای ایشان نوشتم که من می خواستم در نهایت بازیگر شوم که شدم، حالا اگر می خواهید یک ترم دیگر مرا تحمل کنید، ردم کنید، اگر نه که نمره قبولی به من بدهید تا بروم سر کارم. ایشان هم مرا قبول د. من در بدن و بیان را یاد گرفتم و اساتید هم به نسبت روی من تأثیرگذار بودند اما بیشتر محلی برای آشنا شدن آدم ها با همدیگر و ارتباط گرفتن است. درس خواندن در تأثیر آن چنانی روی من نگذاشت اما من اگر وارد نمی شدم، هیچ وقت آگهی جذب بازیگر سریال "در پناه تو" را نمی دیدم و یک بازیگر حرفه ای نمی شدم. شاید آقای لبخنده یا آقای کیمیایی چیزهای بیشتری را به من یاد دادند.خواندن کتاب و مجله چقدر روی علاقه تان به بازیگری تأثیر گذاشت؟یکی از بیشترین تأثیرها را مجله روی من گذاشت. من به لحاظ اطلاعات سینمایی به این مجله مدیونم. کتاب های زیادی هم خواندم و خیلی از کتاب هایم هنوز ناخوانده باقی مانده است. مطالعات خارج از درسی ام. من از یاد گرفتن درس های اجباری فراری بودم و دلم می خواست مطالعاتم با رغبت باشد.سریال "در پناه تو" در زمان خودش یک اتفاق در سریال سازی تلویزیون بود و داستان عاشقانه آن تا حدودی برای تلویزیون یک تابوشکنی محسوب می شد. وقتی آگهی جذب بازیگر برای این سریال را دیدید، چقدر به خودتان اعتماد داشتید که به واسطه آن اعتماد به تهران آمدید؟من قبل از آن هم در تست نمایش "حلاج و سلاطین" شرکت که در تئاتر شهر به روی صحنه رفت. البته از من در آن نمایش به عنوان سیاهی لشکر استفاده شد. آقای جعفری و رابعه اسکویی در آن نمایش بازی می د. یک بار هم در دوره دانشجویی برای یک تئاتر یک سال وقت گذاشتم اما در نهایت به نتیجه نرسید. زمانی که آگهی سریال "در پناه تو" را دیدم، به خودم اعتماد داشتم و به هر طریقی آمدم با 6 هزار نفر دیگر تست دادم. در روز تست متوجه شده بودم که آقای لبخنده به من توجه بیشتری دارد. 6 ماه بعد از تست به من خبر دادند که برای بازی در این سریال انتخاب شده ام. بعد از من 4، 5 ماه زیر نظر آقای حبیب دهقان نسب تمرین بدن و بیان و در نهایت نقش "رامین" را به من دادند. البته برای نقش رامین میان انتخاب من و آقای آبتین آذین دودل بودند اما در نهایت مرا انتخاب د.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

وقتی سناریو "در پناه تو" را خو د، فکر می کردید آن سریال تا به این اندازه موفق شود؟بله. خیلی بیشتر از این ها باید موفق می شد. سناریو آن سریال یکی از کم نظیرترین سناریوهایی است که من خوانده ام. در ابتدا به ما سناریو 10-15 قسمت اول را دادند و سپس ادامه سناریو در طول برداری کامل شد. سناریو سریال عالی بود ولی سانسور آن را داغون کرد. الان اگر شما سریال را ببینید، متوجه سکانس های بی ربط و داستان گنگ آن می شوید. 10-12 قسمت اول سریال که نابود شد. بخش ویژه ای از داستان حذف شد که به نظرم خود آن بخش را الان می توان به یک یا سریال خوب تبدیل کرد. من حتی می خواهم از آقای علیرضا طالب زاده نویسنده سناریو اجازه بگیرم که اگر فرصت باشد آن بخش ها را در قالب یک نمایشنامه یا نامه خوانی کار کنم.فکر می کنم بیشترین ضربه را از آن سانسورها، پارسا پیروزفر خورد.بله. نقش پارسا پیروزفر که به خاطر یک سری دلایل احمقانه کلاً حذف شد. می گفتند پدر این پسر یک زن دیگر گرفته، حالا چرا این پسر عاشق دختر نامادری اش شده است! خوشتیپ و خاص بودن چهره پارسا هم بی دلیل نبود و همه این ها باعث شد قصه آن نقش کلاً حذف شود. البته آقای لبخنده از لج سانسورها، پارسا پیروزفر را در سریال گذاشت ولی با توجه به سانسورهایی که روی این نقش صورت گرفت، حضور پارسا کاملاً بی دلیل و نامشخص است. نقش من و نقش آقای جوهرچی هم خیلی دچار سانسور شد. به هر حال سریال "در پناه تو" اتفاق خوبی برای بازیگران جدید آن نسل بود. بعد از آن سریال یک دوستی خوب میان بازیگران آن سریال ایجاد شد که تا چند سال هم ادامه داشت اما از یک جایی به بعد قطع شد. سال گذشته در مراسم تشییع جنازه آقای جوهرچی دوباره آن گروه دور هم جمع شد و بعد از 10-15 سال همدیگر را دیدیم. انگار همان صمیمیت دوران برداری سریال "در پناه تو" را با هم داشتیم. صمیمیت آن روزها دیگر هیچ وقت سر هیچ کاری برای من تکرار نشد.در سال های دهه 70 در تلویزیون و سینما با بازیگران با تجربه و با نام و نشانی همچون آقای سعید پورصمیمی، آقای سیاوش تهمورث و یا خانم ثریا قاسمی هم بازی بودید. بازی در کنار این بازیگران چقدر برای شما بار تجربه اندوزی داشت و آن ها چقدر با شما همراه بودند و کمک تان می د؟خوشبختانه بازی در کنار این افراد هم جزو شانس های من در آن سال ها بود. من از خانم قاسمی اخلاق بازیگری آموختم. آقای پورصمیمی هم به عنوان یکی از استثناء های بازیگری، آدم افتاده و خوبی است و خیلی با من همراه بود. در سریال "در پناه تو" ترکیب آقای ایرج راد، خانم آزیتا لاچینی و خانم پری حمزه ترکیب خوبی بود. آقای طالب زاده به عنوان نویسنده، آقای لبخنده به عنوان کارگردان و آقای شهسواری هم به عنوان تهیه کننده، هر کدام جزو بهترین ها در کار خودشان هستند. من با خانم ها معصومه کریمی و رزیتا و آقای امید زندگانی هم هم بازی بودم. البته نقش این بازیگرها کمتر بود ولی تجربه حضور در کنار آن ها هم لذت بخش بود. در آن سال ها بازیگرهای نسل جدید به بازیگرهای آب دیده و با تجربه تر احترام بیشتری می گذاشتند اما متأسفانه الان هر ی خودش را علامه دهر می داند. این وضعیت خوبی نیست که در هنر ایران پیش آمده است.چطور وارد "ضیافت" آقای کیمیایی شدید و ایفای نقش جواد را در آن به عهده گرفتید؟آقای جوهرچی باعث این اتفاق شد. روزی که برداری سریال "در پناه تو" تمام شد، من داشتم بعد از 1 سال و سه ماه برداری راهی شمال می شدم. قبل از این که راه بیفتم، به خانه یکی از دوست هایم رفتم که دیدم تلفن آن جا زنگ خورد. مادرم پشت تلفن بود و گفت که آقای جوهرچی سراغت را می گیرد و گفته فوراً بیا فلان جا. من به آن جا رفتم و دیدم که قرار است سینمایی "ضیافت" به کارگردانی آقای کیمیایی ساخته شود. آقای جوهرچی و پارسا پیروزفر هم قرار بود در آن بازی کنند. عوامل به دنبال یک بازیگر جوان می گشتند که نقش جواد را بازی کند. گویا قرار بود از بین من و آقای حامد بهداد یک نفر را انتخاب کنند که در نهایت مرا انتخاب د. بعد از آن اتفاق آقای بهداد بارها به شوخی از آن اتفاق یاد می کند و می گوید که تو نقش مرا در "ضیافت" گرفتی. 4 نفر از بازیگران سریال "در پناه تو" در "ضیافت" هم بازی می د که خیلی ها تصور می د آقای کیمیایی ما را از سریال "در پناه تو" انتخاب کرده است، در حالی که آن موقع هنوز سریال پخش نشده بود و حتی اکران "ضیافت" هم قبل از پخش سریال "در پناه تو" انجام شد. نقش جواد در سینمایی "ضیافت" یکی از بهترین نقش هایی بود که من بازی . کار با آقای کیمیایی هم جزو افتخارات کارنامه کاری من است. در آن سال ها خیلی خوش شانس بودم و در این سال های اخیر خیلی بد شانس.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

تأثیر آقای کیمیایی در بازی تان چقدر بود؟اگر راستش را بخواهید، خیلی نمی توانم به صورت مستقیم اشاره کنم که آقای کیمیایی چه چیزی را به من گفت و چه چیزی را یادم داد. آقای کیمیایی معمولاً خودش را با بازی شخصیتی که بازیگران برای خودشان می سازند تطبیق می دهد و خیلی به شخصیت نامه وفادار نیست. به هر حال بازیگرها یک ذهنیتی از کارگردان و یک ذهنیتی از نامه دارند و بر اساس این ذهنیت ها و همینطور استعداد و تجربه ای که دارند، یک شخصیت برای خودشان می سازند که آقای کیمیایی آن شخصیت را اگر تأیید کند، روتوش کرده و از قبل بهترش می کند. شاید ایشان 3-4 مورد مرا راهنمایی کرد و یک چیزی در گوشی به من گفت. مثلاً شاید اگر نقش جواد را آقای بهداد بازی می کرد، آن نقش یک جور دیگری می شد.آقای کیمیایی اجازه بداهه پردازی هم به بازیگر می دهد یا نه؟معمولاً دیالوگ هایی که نامه های ایشان دارد، دیالوگ های خوب و دقیقی هستند و مثل تئاتر نیست که بازیگر به خودش اجازه بداهه پردازی بدهد. اما با این حال اگر یک جاهایی لازم بود هم بداهه پردازی می کردیم. با این که آن صدابرداری سر صحنه داشت اما معمولاً آقای کیمیایی در حین برداری با بازیگرها حرف می زد و یک سری راهنمایی ها می کرد. ایشان خیلی متکی به این نبود که حتماً آن چه که از قبل تصور داشته در بیاید. "ضیافت" خیلی خوبی درآمد. حداقل این که نیمه اولش شا ار بود. از نیمه دوم به بعد یک مقدار دچار افت شد اما باز هم آن نسبت به های قبل و بعد آن سال های آقای کیمیایی بهتر بود. آنقدر خوب بود که اخیراً می گویند آقای کیمیایی می خواهد "ضیافت 2" را بسازد. به نظرم اگر این ساخته شود هم مطمئناً مورد استقبال قرار می گیرد.شما بعد از "ضیافت" چند سال بعد در "اعتراض" آقای کیمیایی هم بازی کردید. آن همکاری چگونه اتفاق افتاد؟من اصولاً اهل برقرار روابط عمومی و درخواست از کارگردان ها نیستم. نمی گویم این اخلاق خوبی است یا بد. من اهلش نیستم. با این حال سر "اعتراض" گفتم به سراغ آقای کیمیایی بروم ببینم چکار می کند. رفتم و آقای کیمیایی را دیدم. ایشان گفت چرا هر وقت من می خواهم بسازم پیدایت نیست؟ من گفتم شما مرا دعوت کنید تا بیایم. بعد آقای کیمیایی گفت توقع داری من همیشه در میان این همه بازیگر استار و سرشناس تو را یادم بیاید؟ دیدم حرف شان درست است. به هر حال در آن به من یک نقش دادند که نقش کوتاهی بود. ایشان قبل از "اعتراض"، دو "سلطان" و "مرسدس" را ساخته بود که شاید اگر من خودم را زودتر به ایشان نشان می دادم، در آن دو هم حضور داشتم. آقای کیمیایی هم اخیراً مرا دید و باز هم گفت چرا به دفتر من نمی آیی؟ احتمالاً اگر خودم را نشان می دادم بیشتر دیده می شدم.چرا هیچ وقت سعی نکردید روابط تان را قوی تر کنید و خودتان را به کارگردان ها معرفی کنید؟نمی توانم همچین کاری را انجام بدهم. موقعی که مجله "نقش آفرینان" در می آمد، تمام سینمای ایران دست آقای شریفی نیا بود. آن زمان علیرغم آن که آقای شریفی نیا مدیر هنری مجله بود و ما همدیگر را زیاد می دیدیم، من هیچ وقت به ایشان گیر ندادم. شاید اگر این کار را کرده بودم الان استار می شدم. اخیراً به یک سری جشن ها دعوت می شوم و می روم اما مشخص نیست استمرار داشته باشد. انگار که باید یکی باشد مرا هل بدهد.شما چند سال اولین ماهنامه اختصاصی بازیگری را با عنوان "نقش آفرینان" درآوردید که به نوعی در تاریخ مطبوعات ایران یگانه بود چون حتی پیش از انقلاب هم نشریه ای که اختصاصاً به بازیگری بپردازد وجود نداشت. ایده چنین مجله ای از قبل در شما وجود داشت یا خانم جیرودی شما را در این مسیر هل داد؟من به نویسندگی و رو مه نگاری علاقه داشتم و یک زمانی به این فکر که چرا از این علاقه و توانایی استفاده نکنم؟ خانم جیرودی در این مسیر مرا کمکم کرد اما ایشان مرا هل ندارد. ایده و پیشنهاد خودم بود که این مجله در بیاید. خیلی هم حساس بودم که تمام مقاله ها در مورد بازیگری باشد. روی نقد بازیگری هم خیلی تأکید می . آن موقع نقد بازیگری نمی شد و هنوز هم نوشتن نقد بازیگری سخت است. اما من تأکید می که حتماً این اتفاق بیفتد. خوشبختانه آن مجله درآمد و من از انتشار آن خوشحالم.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

کادر نویسندگان ماهنامه که خیلی های شان بازیگرهای درجه 1 سینما بودند را چطور جمع آوری کردید؟بعضی های شان دوستان خود من بودند و بعضاً هم از طریق واسطه به مجله مطلب می رساندند. من با آقای شهاب حسینی دوست بودم و به ایشان گفتم که یک مقاله برای مجله بنویسد. با آقای بهرام رادان هم همینطور. به هر حال این بازیگرها سرشان شلوغ بود و خیلی نمی توانستند مشغول نوشتن شوند اما با این حال من سعی می که در هر شماره مجله، حداقل 7-8 مقاله از بازیگرها وجود داشته باشد. آقای شریفی نیا می توانست در این زمینه کمک زیادی به ما د اما خیلی از روابط و نفوذش استفاده نکرد. آقای سکانس های ماه مجله را می نوشت که من به شخصه خیلی از آن بخش مجله خوشم می آمد. صالح میرزا آقایی هم به های خارجی تسلط زیادی داشت و خیلی خوب نقد می نوشت. منصور ضابطیان هم یک شماره در مجله نوشت و بعد به خاطر مسائل مالی به مشکل خوردیم و دیگر ننوشت. مهدی ژوله هم همچین وضعیتی داشت. خیلی دوست داشتم آقای ژوله بنویسد اما مسائل مالی مانع این همکاری ها می شد. خیلی خوشحالم که برخی از هن یشه هایی که امروز هن یشه های مطرحی هستند، یک روزی در مجله "نقش آفرینان" می نوشتند. متأسفانه من از یک جایی به بعد خسته شدم و بعد هم ماجرای اتفاقات سال 88 پیش آمد و مجله از چاپ و انتشار باز ماند. شاید اگر چاپ مجله "نقش آفرینان" تا امروز ادامه داشت، الان بهترین نشریه سینمایی کشور بود.چرا از چاپ ماهنامه "نقش آفرینان" خسته شدید؟انتظاراتی که داشتم برآورده نمی شد و مجله سود اقتصادی آن چنانی نداشت که من تمام تمرکزم را روی آن بگذارم. من از مجله توقع بالایی داشتم و فکر می باید خیلی بهتر شود. همه کارها را خودم می خواستم انجام بدهم و حتی در حروف چینی کلمات هم دخ می . این کار شاید خوب بود و مجله را یک دست می کرد اما خودم را آرام آرام خسته و فرسوده می کرد. اگر 2-3 نفر آدم با سلیقه مشابه خودم در آن جا بود و عین آن چه که من می خواستم را در می آورد، خیالم راحت بود و خسته نمی شدم. من واقعاً نمی دانم که آقای هوشنگ گلمکانی چطور این همه سال تحمل کرده و هنوز هم مجله را س ا نگه داشته است. ایشان واقعاً آدم بزرگی است.یک مدت هم یکی دو تا سردبیر به مجله آوردید. آن سردبیرها هم باعث نشدند انتظارات تان برآورده شود؟آن ها به عنوان سردبیر مهمان به مجله آمدند و هر کدام یکی دو شماره مجله را به سلیقه خودشان سردبیری د. شاید اگر برای مجله شورای سردبیری می گذاشتم وضعیت مجله بهتر می شد. به هر حال یک سری مشکلات خانوادگی، فوت پدرم و... باعث شد که چاپ آن مجله متوقف شود. البته "نقش آفرینان" هنوز هم مجوز دارد و می تواند چاپ شود ولی الان فکر نمی کنم انتشار آن توجیه اقتصادی داشته باشد. من الان دوست دارم مجله "نقش آفرینان" را به صورت اپلیکیشن در بیاورم. اپلیکیشن ساز به من گفت 6 ماه طول می کشد تا آن را آماده کند. از همین الان بحث های مالی را پیش کشیده و این مسائل است که آدم را می ترساند و نسبت به انجام این کارها سرد می کند.آقای شریفی نیا چطور پذیرفت مدیر هنری مجله باشد؟من سر سریال "همسایه ها" با ایشان آشنا شدم و یک سری اطلاعات از کارایی ایشان در زمینه گرافیک و کار کودک خبر داشتم و می دانستم که روابط گسترده ای دارد. فکر نمی ایشان پیشنهاد مدیریت هنری مجله را بپذیرد اما خوشبختانه پذیرفت و سر کار آمد. البته در شماره اول مجله بد قولی کرد و نیامد و شماره اول مجله با همراهی آقای سیامک احصایی درآمد اما کم کم آقای شریفی نیا پذیرفت سر کار بیاید و خوشبختانه به فضای کار مجله علاقه مند شد و ماند. فضای مجله برای آقای شریفی نیا جدید و جذاب بود، اگر غیر از این بود نمی آمد چون دستمزد خاصی هم دریافت نمی کرد. خوشبختانه توانستیم با هم کنار بیاییم.شما در دهه 70 در و سریال های مهمی بازی کردید و خودتان را به عنوان یک بازیگر اثبات کردید اما به نظر می رسد در انتخاب های بعدی تان دچار اشتباه شدید و در نهایت در دهه 80 آن چه که از رامین پرچمی تصور می شد اتفاق نیفتاد. چرا این اتفاق افتاد؟انتخاب مسیر هنری دست خود بازیگر نیست. بازیگرها در نهایت انتخاب شونده هستند. شرایط استارها فرق دارد. من شاید فقط 4-5 پیشنهاد را در طول دوران حرفه ای ام رد کرده باشم. البته متأسفانه همه آن ها کارهای خوبی از آب درآمدند.. من قرار بود در "بوتیک" بازی کنم که سر یک سکانس به مشکل برخوردم و نقشی که داشتم را بازی ن اما در نهایت "بوتیک" خیلی خوب شد. یا در "سنتوری"، نقشی که آقای پور بازی کرد به من پیشنهاد شد اما من گفتم قبلاً یک نقش کوتاه در "مهمان مامان" برای آقای مهرجویی بازی کرده ام و دیگر بهتر است منتظر یک نقش بهتر برای همکاری با آقای مهرجویی بمانم که آن هم در نهایت گل کرد و اتفاقاً همان نقش کوتاه هم دیده شد. من آنقدری پیشنهاد نداشته ام که با انتخاب اشتباه یک یا سریال، مسیر هنری ام را اشتباه رفته باشم. شاید بدترین کار من "زیر آسمان شهر 3" بود که آن اصلاً دیده نشد. خود دیده نشد که قرار باشد بد بودن من دیده شود. من چند سال اول دوران حرفه ای ام خوش شانس بودم اما بعدها یک سری اتفاقات در زندگی ام افتاد که کلاً مرا از شرایط عادی دور کرد.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

یادم است که یک زمانی سودای کارگردانی در سر داشتید و همانطور که خودتان اشاره کردید، در دوران مدرسه انشاء هم خوب می نوشتید. چرا هیچ وقت سعی نکردید کارگردانی یا نمایشنامه نویسی کنید و ایده های خودتان را اجرا کنید؟من دو کوتاه نوشتم و یک کوتاه هم ساختم. الان به کارگردانی علاقه بیشتری دارم اما آن موقع علاقه اصلی ام بازیگری بود. اما در زمینه نمایشنامه نویسی فکر نمی کنم موفق شوم. شاید توانایی نوشتن داشته باشم اما در داستان نویسی استعداد ندارم. بارها سعی کرده ام طرح بنویسم ولی نتیجه خوبی نداشته. با آقای جوهرچی هم بارها طرح سریال نوشتیم اما در آن جا هم من نتوانستم کار خاصی انجام بدهم. در داستان نویسی استعداد ندارم اما در رو مه نگاری کارم را بلدم. کوتاهی که ساختید چطور درآمد؟ آن تشویق تان نکرد که در ادامه باز هم تجربه کارگردانی را بچشید؟ معمولی و قابل قبولی بود و به نسبت خیلی از های کوتاه این سال ها بهتر بود. البته من خیلی از آن خوشم نیامد چون خیلی بهترش را می توانم بسازم. کارگردانی نیاز به سرمایه و نامه خوب دارد. فکر می کنم که اگر این ها مهیا شود، توان یک کارگردان را دارم اما مشکلی که دارم این است همیشه باید مرا به سمت یک کاری هل بدهند. تنبل هم نیستم، نمی دانم اسم این خصلت چیست.بعد از سریال "همسایه ها" تصور می شد اتفاق های خوبی در عرصه بازیگری برای تان بیفتد. چرا این طور نشد؟بعد از آن سریال دیگر کار خیلی خوبی به من پیشنهاد نشد. برای آقای کیهان ملکی هم همین اتفاق افتاد. کیهان ملکی بازیگر خیلی خوبی است اما پیشنهاد خاصی نداشت که خودش را نشان بدهد. بازیگری همینطور است و خیلی نمی شود روی آن حساب کرد. یک جاهایی از بازیگری اتفاق است و خود بازیگر هم نمی تواند در این اتفاق سهمی داشته باشد.شما در سال های دورتر تدریس هم می کردید و الان نیز تصمیم دارید دوباره کلاس های بازیگری بگذارید. در کلاس های تان تأثیر شانس در بازیگری را به هنرجوها هم می گویید؟بله. دوره قبل که تدریس می ، یک عده بابت گفتن این حرف ها به من ده می گرفتند اما من نمی توانستم دروغ بگویم. واقعیت این است که در بازیگری هیچ تضمینی وجود ندارد که یک بازیگر برجسته بتواند به جایگاهی که حقش است برسد. شانس در بازیگری دخیل است اما بازیگر می تواند به شانسی که آورده کمک کند تا موفق شود. در غیر این صورت خیلی زود پایین کشیده می شود. در دوره ای که من وارد عرصه بازیگری شدم، بازار کار، تعداد سالن و تعداد های هنری کمتر بود و ورود به عرصه بازیگری سختی های خودش را داشت. هر چه کمیت بالاتر رفت، کیفیت پایین آمد و یک مقدار سطح بازیگری افت کرد و بازیگرها راحت تر وارد این عرصه شدند. البته ممکن است راحت وارد این عرصه شوی ولی راحت نمی توانی خودت را نگه داری.پرونده کاری تان را در زمینه بازیگری و مطبوعاتی قابل دفاع می دانید؟در زمینه مطبوعاتی به شدت قابل دفاع می دانم. ماهنامه "نقش آفرینان" هنوز هم به شدت برایم قابل دفاع و قابل احترام است. با هر ی که لازم باشد در این مورد بحث می کنم و ثابت می کنم که این مجله نقش مهمی را در مطبوعات سینمایی ایران ایفا کرد. اما در زمینه بازیگری، از بعضی از کارهایم دفاع می کنم و از بعضی ها نه. مجله "نقش آفرینان" همه چیزش دست خودم بود اما در بازیگری وماً فقط سلیقه من مطرح نیست. من آدم فردگرایی هستم و به همین خاطر کاری که خودم انجام دادم و می دانم خوب بوده را تأیید می کنم. من در 80-90 درصد مجله "نقش آفرینان" مؤثر بودم و اگر بد بود هم مقصرش من بودم.با این که تحصیل کرده تئاتر هستید، چرا تئاترهای کمی کار کرده اید؟من خیلی علاقه ای به تئاتر ندارم. علاقه ام به تلویزیون و سینما بیشتر از تئاتر است. در زمان دانشجویی ام چند تئاتر کار و دیگر تا پارسال که چند نمایشنامه خوانی داشتم، تئاتر را تجربه نکرده بودم. الان هم یک تئاتر روی صحنه دارم اما همین ها هم باعث نشده که به تئاتر علاقه مند شوم. هنوز هم اگر از تلویزیون و سینما پیشنهاد داشته باشم، به سراغ آن جا می روم. الان مشکل ممنوع الکاری هم ندارم و می توانم در سریال ها بازی کنم. نمایشنامه خوانی هایی که پارسال داشتم باعث شد آقای کمال تبریزی بگوید در بعدی اش از من استفاده می کند. اگر آقای کیمیایی هم بخواهد بسازد، احتمالاً در آن هم حضور پیدا خواهم کرد. همچنین یکی از دوستانم آقای احمد احمدی که تهیه کننده است هم در بعدی اش از من استفاده خواهد کرد. من مطمئنم در اولین یا دومین کارم، دوباره روی غلتک خواهم افتاد. الان تمام تلاشم این است که دوباره دیده شوم.تئاتر "پچ پچ های پشت خط نبرد" که اخیراً با کارگردانی محمدرضا ستاری روی صحنه بود، یکی از بهترین نوشته های علیرضا نادری است. این تئاتر چقدر می تواند به حضور دوباره شما در این عرصه کمک کند؟این تئاتر هم قطعاً می تواند در دیده شدن من تأثیر بگذارد. گروه عوامل این تئاتر هم به من لطف دارد و خوشبختانه نقش خوبی هم در این نمایش دارم. با این که خیلی تئاتر را دوست ندارم اما نقشم در این تئاتر را خیلی دوست دارم و کم کم به آن علاقه مند شدم. همیشه بعد از 10-15 روز از اجرا خسته می شدم اما الان هر شب با انرژی روی صحنه می روم و در آ با روحیه خوب از صحنه پایین می آیم.در گذشته خوش شانس بودم و در سال های اخیر خیلی بد شانس

اگر پیشنهاد کار مطبوعاتی داشته باشید می پذیرید؟بعید می دانم، مگر آن که دوباره خودم شروع به این کار کنم. الان می خواهم بیشتر وقتم را روی بازیگری بگذارم. اگر کار مطبوعاتی بخواهد تمام وقتم را بگیرد، چنین کاری را انجام نمی دهم. البته به عنوان یک تجربه شخصی و یک منبع نیمه ثابت درآمد شاید این کار را انجام بدهم اما بیشتر وقتم را معطوف به بازیگری خواهم کرد.اخیراً تجربه خوانندگی هم داشتید و دو سه قطعه در فضای مجازی منتشر کردید. بازتاب آن قطعات چطور بود؟بد نبود. از آن قطعات استقبال شد اما طوری نبود که همه گیر شود. هیچ هم نگفت بدم آمده. برای من یک کار تفننی بود. چند ترانه خودم گفته ام که ممکن است بعداً آن ها را بخوانم. موسیقی برای من جدی نیست. البته یک زمانی به طور جدی به موسیقی فکر می اما الان نه. من آماده پیش آمد هستم. ممکن است یک آهنگساز یا ترانه سرا سر راه من قرار بگیرد و به یک باره من خواننده شوم. این امکان هم وجود دارد که یک نفر بگوید بیا کافه یا رستوران بزنیم و من بشوم رستوران دار. بستگی دارد که چه چیزی در مسیر کارم قرار بگیرد.عجیب است که به عنوان یک بازیگر شناخته شده که طعم شهرت را در این عرصه چشیده، می گویید که اگر پیشنهاد بهتری به شما شود به سمت کار دیگری می روید. کمتر بازیگری در این شرایط بازیگری را رها می کند.یکی از دلایلی که شاید مرا از بازیگری دور کند، همین شهرت است. من اصلاً به بازیگری وابسته نیستم. شاید اگر شهرت نبود، من بیشتر در عرصه بازیگری تلاش می . این که قرار است دیده شدن کار من شهرت بیاورد، باعث می شود پس زده شوم. من از این قضیه فراری ام اما ناگزیر است و کاری نمی شود کرد. شهرت هر چقدر بیشتر شود، ترس مرا بیشتر می کند و دست و پایم می لرزد. وقتی مورد توجه باشی، مجبوری خیلی از کارها را انجام ندهی. خود شهرت بد نیست، محدودیت هایش بد است.اگر بخواهید رامین پرچمی را تعریف کنید، از خودتان چه تعریفی ارائه می دهید؟یک چموش بی خود و بی جهت! به شدت رفیق هستم و آدمی تطبیق پذیر. همه می گویند تو چرا دعوا نمی کنی و روحیه رقابت نداری؟ من سعی می کنم با کنار بیایم و با ی دعوا ندارم. این کنار آمدن ها یک موقع هایی به ضررم شده. خودم این روحیه را بیشتر دوست دارم. متأسفانه همه با هم کار دارند و همین شرایط را بد می کند. من آدم کم حرفی هستم اما همه حتی قبل از آن که چیزی را بشنوند، مدام شروع می کنند به نظر دادن. در نهایت می گویم رامین پرچمی آدم است که محدودیت را نمی پذیرد.
اهمیت طراحی فروشگاه اینترنتی از آن جایی سرچشمه می گیرد که می تواند ب و کار شما را در مقابل رقبایتان متمایز کرده و گستره فعالیت و فروش محصولات شما را به فضایی نامحدود برساند. شما می توانید با استفاده از یک فروشگاه اینترنتی آنلاین بسیاری از محصولات و خدمات شرکت خود را به صورت اینترنتی و آنلاین در اختیار مشتریان خود قرار بدهید. استفاده از درگاه های پرداخت امن در این مدل فروشگاه ها بسیار حائز اهمیت می باشد و می تواند تاثیر زیادی در جلب اعتماد مشتریان و بازدید کنندگان به وب سایت فروشگاهی شما داشته باشد. شرکت نوپرداز با بهره گیری از به روز ترین تکنولوژی های طراحی فروشگاه اینترنتی آماده خدمت رسانی به مشتریان محترم می باشد. متخصصان شرکت نوپرداز آماده ارائه خدمات طراحی فروشگاه اینترنتی و مشاوره رایگان در این زمینه به مشتریان عزیز می باشند.
امروزه فروشگاه های اینترنتی زیادی در سراسر کشور مشغول فعالیت می باشند که از معروف ترین آن ها می توان به دیجی کالا و بامیلو اشاره کرد، البته شما برای شروع حتما نباید یک فروشگاه اینترنتی بزرگ راه اندازی کنید و ایجاد یک فروشگاه متوسط با امکاناتی خوب می تواند گامی موثر در موفقیت شغلی شما محسوب گردد. فروشگاه های اینترنتی آمازون، علی بابا، ebay ،asos و walmart از جمله معروف ترین فروشگاه های اینترنتی دنیا می باشند که هر یک دارای مشخصات منحصر به فردی می باشند. برای طراحی فروشگاه های اینترنتی باید به یک سری قوانین و اصول توجه داشت که در ادامه این مطلب ذکر شده اند. اما دلیل موفقیت برخی فروشگاه های اینترنتی برتر دنیا چیست؟ این فروشگاه ها چگونه اینقدر معروف شده اند؟ رعایت چه نکاتی سبب موفقیت شما در این زمینه خواهد شد؟
بررسی نکات مهم طراحی فروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتی مناسب و کاربر پسند در کنار رعایت اصول سئو و موتورهای جستجو و همچنین طراحی قالب رسپانسیو یا واکنش گرا و استفاده از تکنولوژی های جدید از جمله 5 - php - angular - ajax و عدم وابستگی به سیستم های آماده با امنیت بالا و دریافت گزارش از تمام حملات از طرف ربات ها و ر ها با حجم بسیار کم کد نویسی را در نرم افزار فروشگاه اینترنتی شرکت نوپرداز تجربه نمایید. مبحث ریسپانسیو بودن صفحات سایت شما از این جهت که وب سایت شما در تمامی دستگاه های تلفن همراه به صورتی مناسب به نمایش در آید، از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. طبق تحقیقات به عمل آماده روز به روز بر شمار افرادی که از طریق تلفن های همراه به وب سایت ها و فروشگاه های اینترنتی آنلاین مراجعه می نمایند، افزوده می شود. پس بهتر است برای اخذ تصمیمی مناسب با افرادی حرفه ای در زمینه طراحی فروشگاه های اینترنتی م نمایید.
استفاده از به روز ترین تکنولوژی روز جهان و استفاده از طرح گرافیکی و رابط های کاربری مناسب از جمله خدمات شرکت طراحی وب سایت و فروشگاه اینترنتی نوپرداز می باشد. توجه داشته باشید که توجه به ظاهر و دیزاین فروشگاه اینترنتی شما عامل مهمی است که می تواند بسیاری از بازدید کنندگان را به کاربران فروشگاه اینترنتی شما تبدیل نماید یا برع بسیاری از کاربران را نیز از وب سایت شما گریزان نماید. دریافت مشاوره از شرکت های متخصص در زمینه طراحی فروشگاه های اینترنتی از جمله مهم ترین نکاتی است که شما بایستی به آن ها توجه ویژه ای داشته باشید. برای ب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید با متخصصان شرکت نوپرداز در ارتباط باشید.
در ادامه به بررسی مزیت های طراحی فروشگاه های اینترنتی و برخی ویژگی ها و تفاوت های ما بین آن ها خواهیم پرداخت:
مزیت های طراحی فروشگاه اینترنتیتوسعه ب و کار شما به فضای نامحدود اینترنتدسترسی 24 ساعته مشتریان به محصولات فروشگاه اینترنتیکاهش چشم گیر هزینه های مربوط به تبلیغات و بازاری دسترسی به بازار جهانی از طریق دنیای اینترنتارتباط مستقیم و آنلاین با مشتریانافزایش اعتبار ب و کار اینترنتی شماحذف رقبای سنتی و بدور از دنیای اینترنتافزایش بازدید کنندگان از محصولات موجود در فروشگاه با استفاده از خدمات اختصاصی سئوسبقت گرفتن از رقبای خورده فروش و برندیگ فروشگاه اینترنتی خودتانافزایش قدرت ید مشتریان و امکان مشاهده و مقایسه محصولات فروشگاه با یکدیگر
ویژگی برنامه فروشگاه اینترنتیبرقراری ارتباط تجاری با مشتریان و افزایش فروش و جلب رضایت آنانارائه اطلاعات دقیق از وضعیت فروش محصولات و میزان سودآوریمتناسب سازی فروش و اعطای تخفیف برای مشتریاناستفاده از بهترین روش های ارسال کالاانبار داری و مدیریت انبارها، محاسبه هزینه ها و موجودی کالاپشتیبانی شبانه روزی شرکت نوپرداز به صاحبان فروشگاه اینترنتیآگاه نمودن مشتریان از کالا و خدمات تازه فروشگاهطراحی قسمت نظرات و پیشنهادات مشتریانایجاد امکانات تخصصی سئو و بهینه سازی فروشگاه های اینترنتی دسته بندی محصولات و ایجاد منو ناوبری مناسب طراحی سبد ید با امکانات کاملرعایت مهم ترین و پیشرفته ترین اصول سئو و بهینه سازی فروشگاه های اینترنتیطراحی قالب ویژه برای ب و کار ها مختلف
سئو وب سایت های فروشگاه اینترنتی تا به امروز بسیاری از صاحبان ب و کار ها فکر می د به دلیل این که بسیاری از صفحات وب سایت های فروشگاه های اینترنتی دارای محتوای ثابتی بوده و نمی توان در زمینه سئو آن ها فعالیتی داشت، این گونه وب سایت ها در زمینه سئو نمی توانند پیشرفتی داشته باشند اما حقیقت چیز دیگری را ثابت کرده است. فروشگاه های اینترنتی نیاز به یک استراتژی خاص در زمینه سئو هستند، زیرا سئو این گونه وب سایت ها به مراتب می تواند سخت تر باشد. استفاده از متخصصین سئو یکی از رمز های موفقیت در این زمینه هست. آن ها می توانند با خلاقیت و تجربه خود فروشگاه شما در بین سایر رقبای اینترنتی شما در جایگاه بالاتری قرار دهند. آپدیت توضیحات و مشخصات محصولات، ایجاد وبلاگ و همچنین طراحی صفحه پیشنهادات و پرسش و پاسخ های مشتریان از جمله راه کار های مهم سئو در فروشگاه های اینترنتی می باشد. در نتیجه با استفاده از سئو و بهینه سازی فروشگاه اینترنتی خود می توانید بهترین راه تبلیغات محصولات خود را ایجاد نمایید.
قالب فروشگاه های اینترنتییکی مهم ترین قسمت های طراحی فروشگاه های اینترنتی، طراحی قالب آن می باشد. توجه به مباحث رابط کاربری و تجربه کاری در هنگام طراحی قالب ها باعث می شود بازدید کنندگان فروشگاه شما دچار سردر گمی نشوند و بتوانند به راحتی به صفحات مد نظر خود دست یابند. امروزه سایت های زیادی هستند که حتی بسیاری از قالب ها را به صورت رایگان به بازدید کنندگان خود ارائه می دهند اما باید به این نکته توجه داشته باشید که قالب فروشگاه ها بسته نوع ب و کار شما با یکدیگر متفاوت هستند. شما باید پس از مشاهده یک نمونه دمو گرافیکی از فروشگاه اینترنتی خود و انجام تحلیل و بررسی های لازم سفارش تهیه آن را به شرکت مورد نظرتان ارائه دهید. وب سایت هایی مانند themeforest از جمله مهم ترین سایت های ارائه دهنده انواع قالب های فروشگاهی می باشند، البته اغلب قالب های موجود در این سایت رایگان نیستند. پیشنهاد ما نیز طراحی قالب اختصاصی و بر اساس معیار های برنامه ریزی شده می باشد که قطعا پاسخ بهتری به نیاز های کاربران وب سایت فروشگاهی شما خواهد داد.
ویژگی برترین فروشگاه های اینترنتی دنیاامروزه شاهد درآمد بسیار زیاد فروشگاه های اینترنتی در سطح دنیا هستیم. این در حالی است که علارقم فروش نجومی فروشگاه های بزرگ دنیا مانند آمازون بسیاری از کارشناسان پیش بینی کرده اند که هنوز فروشگاه های اینترنتی به اوج فروش خود نرسیده اند و سال 2018 را نقطه اوج فروش آن ها می دانند. اما مهم ترین سوالی که این جا مطرح می شود این است که رمز موفقیت فروشگاه های اینترنتی چسیت؟ چه چیزی سبب شده تا برخی فروشگاه ها راه درست موفقیت را پیدا کنند و برخی دیگر نیز به هیچ نتیجه ای نرسند؟
در پاسخ این سوال باید گفت که عوامل زیادی در این امر دخیل هستند اما مهم ترین آن ها در زیر آمده است:

طراحی فروشگاه اینترنتی به صورت اصولی و درستانجام تبلیغات و توجه به مباحث سئو و بهینه سازی سایتاحترام به مشتریان و ب رضایت آنان ( مهم ترین عامل )تلاش و استمرار ورزیدن در راستای موفقیت فروشگاه اینترنتیارائه خدمات و پشتیبانی رایگان به مشتریان بهره گیری از مدیرانی انتقاد پذیر و دارای خلاقیت بالااستفاده از طرح ب و کار مناسب
تفاوت فروشگاه های اینترنتی آماده و اختصاصی چیست؟فروشگاه های اینترنتی آماده با استفاده از نرم افزار های فروشگاه ساز مانند woocommerce قابل پیاده سازی هستند و شامل یک سری ابزارها و پلاگین ها می باشند که شما با استفاده از آن ها می توانید صاحب یک فروشگاه اینترنتی باشید. طراحی این مدل فروشگاه های اینترنتی از نظر قیمت نیز هزینه زیادی را برای شما ایجاد نخواهد کرد. اما اگر با استفاده از این فروشگاه ها می توان صاحب یک فروشگاه آنلاین شد، چرا اغلب شرکت ها هزینه های بیشتری را صرف طراحی فروشگاه های آنلاین اختصاصی می کنند؟ آیا استفاده از یک فروشگاه اینترنتی آماده شما را به هدفتان می رساند؟ طراحی فروشگاه های اختصاصی مزیت بیشتری نسبت به فروشگاه های آماده دارد؟ در چه مواردی بهتر است از فروشگاه های اینترنتی آماده استفاده کنیم؟
پاسخ این سوال این است که علاوه بر وجود مشکلات امنیتی مختلف برای این برنامه ها، اغلب این فروشگاه های آماده امکانات محدودی را در اختیار کاربران خود قرار می دهند و کاربران مجبور می شوند برای استفاده از این امکانات هزینه های بالایی را بپردازند. همچین سفارشی نمودن این ابزار ها نیز هزینه های سنگینی را در پی خواهد داشت. پیشنهاد ما به شما این است که اگر قصد دارید یک فعالیت جدی را در زمینه ب و کار های اینترنتی انجام دهید، حتما از فروشگاه های اینترنتی اختصاصی با قابلیت پشتیبانی آنلاین استفاده نمایید. به خاطر داشته داشته باشید طراحی یک فروشگاه اینترنتی کار آسانی است، اما موفقیت یک فروشگاه اینترنتی نیاز به استفاده از اصول درست و تلاش کافی دارد. پس برای دست ی به اه ب و کار اینترنتی شما توصیه می کنیم که فروشگاه اینترنتی مد نظر خود را به صورت اختصاصی طراحی نمایید تا در ادامه کار به مشکلات بر نخورید.
آیا این همه تلاش ارزشش را دارد؟
یک پاسخ ساده وجود دارد: بله فروشگاه شما مانند یک جوانه است؛ شما باید از آن مراقبت کنید، آن را آب بدهید و آن را تغذیه کنید. یک روزی کار سخت شما به درخت شکوفایی می انجامد که میوه ها را به طور منظم تحویل می دهد!
به گزارش پایگاه 598به نقل از رو مه جوان، چند وقت پیش در حال گشت زدن در کانال های مختلف تلگرام بودم که یک کانال فروش لوازم منزل و آشپرخانه نظرم را به خود جلب کرد. وارد کانال شدم و شروع به بالا و پایین صفحه کانال . چه اجناس جالب و لو ی، چه قیمت های خوبی داشت! وسوسه ید به جانم افتاد و تصمیم گرفتم چندتایی از آن اجناس را سفارش دهم. با مدیر کانال تماس تلگرامی برقرار و ع اجناس انتخ را برایش ارسال . روز تحویل را با هم هماهنگ کردیم و قرار شد پول اجناس را در زمان تحویل، پرداخت کنم و هزینه ارسال هم رایگان باشد. روز موعود فرا رسید و پیک موتوری اجناس یداری شده را برایم آورد و پول را تحویل گرفت. وقتی کارتن اجناس را یکی یکی باز بسیار متعجب شدم. آنقدر کیفیت اجناس پایین و ضعیف بود که رغبت نگاه به آنها را نداشتم. با آنچه در کانال تلگرام دیده بودم زمین تا آسمان فرق داشت. شباهت هایی جزئی با ع داخل کانال داشتند ولی اصلاً چیزی نبودند که من انتخاب کرده بودم. حس توی ذوقم خورد و از پولی که بابت این اجناس بنجل دادم پشیمان شدم. ولی چاره ای نبود و باید با ید اشتباه خود کنار می آمدم، زیرا شعار «جنس یداری شده پس گرفته نمی شود» در رابطه با یدهای اینترنتی بیشترین مصداق را دارد. این تجربه بد باعث شد که دیگر سراغ یدهای اینترنتی نروم و حتماً برای ید به فروشگاه ها و مراکز ید رفته و کالای مورد نظرم را از نزدیک دیده و یداری کنم اما بسیاری از مردم هستند که نظرشان مخالف نظر من بوده و ترجیح می دهند یدهای خود را از طریق اینترنت، موبایل یا لپ تاپ شخصی خود از طریق اپلیکیشن های ید و فروش انجام دهند تا اینکه در فروشگاه ها و مراکز ید وقت خود را تلف کرده و در آ آنچه را هم که می خواهند پیدا نکنند.این افراد معتقدند هر چه را بخواهند می توانند در فروشگاه های اینترنتی با قیمت مناسب تر پیدا کنند. البته ناگفته نماند که در دنیا، ید اینترنتی همراه با فرهنگ و قوانین مربوط به این سبک از ید و فروش به راحتی جا افتاده است و مردم بسیاری از جوامع، هرگز با مشکلاتی مانند کلاهبرداری و از این دست موارد مواجه نیستند. در واقع ید اینترنتی امروزه در اغلب کشورها به بخشی از سبک زندگی و فرهنگ عمومی مردم تبدیل شده است که جامعه امروزی ما با آن فاصله زیادی دارد.تاریخچه فروشگاه اینترنتی ید آنلاین یا online shopping نوعی از تجارت الکترونیک است که به مشتریان اجازه می دهد کالاها یا خدمات مورد نیاز خود را از طریق اینترنت و به وسیله web browser به صورت مستقیم از فروشنده یداری کنند. تجارت الکترونیک اولین بار در سال ۱۹۹۱ توسط تیم برنرز لی پایه گذاری شد، پس از آن در سال ۱۹۹۵ فروشگاه آمازون و در سال ۱۹۹۶ فروشگاه ebay پا به عرصه تجارت الکترونیک گذاشتند که در حال حاضر جزء بزرگ ترین فروشگاه های اینترنتی دنیا محسوب می شوند. در عین حال فروشگاه های زیادی نیز در خلال این سال ها به وجود آمدند که وما نتواستند به موفقیت لازم دست پیدا کنند و چه بسیار فروشگاه هایی بودند که ورش ته شدند.از ایجاد و راه اندازی فروشگاه های اینترنتی در ایران بیش از هشت یا ۹ سال نمی گذرد. در سال های اخیر با توسعه زیرساخت های مخابراتی و افزایش دسترسی به اینترنت در جامعه و ارزان تر شدن آن، در کنار گسترش خدمات بانکداری الکترونیک و آشنایی بیشتر مردم با فرهنگ ید اینترنتی، شاهد رشد فروشگاه های اینترنتی در کشور هستیم اما با توجه به اینکه تعداد زیادی از فروشگاه های اینترنتی بدون تحلیل و بررسی شرایط بازار و بدون برنامه ریزی مدون، پا به عرصه تجارت الکترونیک کشور گذاشته اند یا به سرعت از بازار خارج شده یا آنکه در وضعیت زیان دهی هستند، زیرا در کشور ما اکثر ب و کارها بدون هیچ مطالعه و ارزی راه اندازی می شوند و پس از مدتی با زیان هایی که به صاحبان خود وارد می کنند یا ورش ته یا تعطیل می شوند. اما بازار ید و فروش اینترنتی در چند سال اخیر با حضور شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام شدت و شتاب بیشتری در کشورگرفته است. بسیاری از فروشگاه ها و مراکز ید برندهای معتبر و آشنا، در کنار فروش فیزیکی اجناس خود، از کورس فروش های اینترنتی عقب نمانده و اقدام به ایجاد صفحه و کانال فروشگاه خود برای فروش های اینترنتی نیز کرده اند. در این میان شبکه های اجتماعی بستری مناسب برای این تجارت الکترونیکی نوپا در جامعه امروزی ماست.فروشگاه اینترنتی، رقیب بازار سنتیتغییر سبک زندگی، دسترسی آسان به اینترنت، مواردی مانند ترافیک، گرانی سوخت، آلودگی هوا، فاصله زیاد برای رسیدن به مراکز ید، عواملی هستند که به رونق بازار ید و فروش های اینترنتی کمک کرده است؛ در کنار این مسائل ارائه مشوق هایی از جمله اعمال تخفیف روی برخی محصولات خاص، هدایت یدار به سمت برخی محصولات با شیوه های جدید تبلیغ، حذف کانال واسطه، فقدان محدودیت برای فروش محصولاتی در یک حوزه خاص و مهم تر از همه بازار انحصاری داخل برای آنها و نبود رقیب خارجی و به ویژه فروشگاه های مجازی مطرح دنیا، فروشگاه های اینترنتی را به رقیبی جدی برای فروشگاه های سنتی تبدیل کرده است. اگر چه مزایای ید اینترنتی بسیار است اما هنوز هم بسیاری از افراد، ید سنتی را به یدهای اینترنتی ترجیح می دهند. به این دلیل که امکان لمس و مشاهده کالاهای مورد نظر از نزدیک در فروشگاه های سنتی وجود دارد. همچنین امکان ارتباط با دیگران و گشت و گذار در محیط خارج از منزل و برآورده شدن نیازهای اجتماعی هنگام ید از فروشگاه های سنتی برای یدار وجود دارد. همچنین اگر حقی از مصرف کننده زائل شود یدار می تواند به مراکز مربوطه شکایت کند و حق خود را بگیرد که در فروشگاه های اینترنتی در ایران چنین شرایطی وجود ندارد.با تمام این احوال، نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که بازار اینترنتی رقیبی سرسخت برای بازار سنتی است و آمار بالای فروش فروشگاه های اینترنتی نسبت به بازار سنتی گواه این موضوع است، به نحوی که در کشورهای بزرگ و پیشرفته دنیا مثل امریکا نیز تمام فروشگاه ها، در کنار فروش فیزیکی فروشگاه، فروش اینترنتی خود را نیز راه اندازی کرده اند، زیرا نمی توان منکر این سبک ید جدید در دنیا شد، پس بهتر است با فناوری و تکنولوژی های روز دنیا همقدم شد. به هر حال جدال و رقابت میان فروشگاه های سنتی و مجازی، چالشی است که به تازگی جدی تر شده و در این میان صاحبان هریک از این نوع ب و کار به دنبال یافتن مزیت های بیشتر و بهره برداری از آن هستند؛ حالا چه در شیوه های نوین و آنلاین و چه در شیوه های سنتی فروش.مزایا و معایب یدهای اینترنتیشاید بتوان ید به صورت آنلاین را یکی از رایج ترین و آسان ترین روش های ید نامید. با پیشرفت اپلیکیشن ها و سایت های ید آنلاین، تعجبی ندارد که مردم دیگر وقت و انرژی خود را صرف گردش در مراکز ید نکنند و با موبایل های هوشمند خود، فروشگاه های اینترنتی را برای یافتن مایحتاج خود جست وجو کنند. قطعاً این یدهای اینترنتی دارای مزیت هایی نسبت به یدهای سنتی است. یکی از مزایای مهم ید اینترنتی، قدرت بالای انتخاب در میان طیف گسترده ای از کالاهاست. یداران به جای آنکه محدود به چند ده فروشی محلی شوند می توانند به فروشگاه های سراسر دنیا دسترسی داشته باشند. این ویژگی می تواند پیدا کالاهای نایاب و غیرمعمول را ساده تر کند.در مقایسه با ید از ده فروشان سنتی، اینترنت به یداران این امکان را می دهد که به راحتی دو کالا را در کنار هم مقایسه کنند و حتی در صفحه مانیتور خود به طور همزمان به دوکالا در کنار فهرستی از مشخصات هرکدام نگاه کنند. این کار بسیار ساده تر از آن است که مشخصات یک کالا را هنگام ید کالای دیگر به خاطر داشته باشیم. یکی از برتری های فروشگاه اینترنتی امکان نمایش بازخورد مشتریان است که می تواند به یداران اطلاعات ارزشمندی درباره کیفیت کالا یا خدمات مشتریان ارائه کند. فروش آنلاین به فروشندگان این اجازه را می دهدکه قیمت کالاها و خدمات خود را کاهش دهند و این بیشتر به این علت است که آنها هزینه های ویژه فروشگاه فیزیکی را ندارند.صرفه جویی در زمان یکی دیگر از محاسن فروشگاه های اینترنتی است. با خلق و طراحی فروشگاه اینترنتی این امکان برای کاربران فراهم می شود که تنها با چند کلیک تمام نیاز های خود را یداری کنند و این امر تا حد زیادی در زمان صرفه جویی می کند.فروشگاه اینترنتی این امکان را برای یدار فراهم کرده و به او اجازه می دهد تا به صورت آزاد و در طول 24 ساعت شبانه روز در هر زمان که می خواهد ید خود را انجام دهد. اما در کنار تمام این مزایاها، قطعاً یدهای اینترنتی در کشور ما معایبی هم دارد.عدم تعامل فیزیکی و عدم توانایی مشتریان در لمس کالاها قبل از ید، از جمله مشکلاتی است که به ماهیت مجازی بودن اینترنت برمی گردد که شاید برای بسیاری از افراد، ناخوشایند باشد. در برخی از این گونه یدها با یک کلیک در دامی می افتیم که فریب و کلک پشت آن است. سرعت پایین اینترنت و کندی در لود شدن صفحات سایت ها و وجود مشکل برای ثبت نام در سایت و باز حساب ید در آنها از عوامل عمده ن یتی مشتریان از سایت های فروش اینترنتی است. عدم امنیت لازم برای انجام مبادلات از جمله مهم ترین نگرانی های مشتریان است و باعث می شود که بسیاری از افراد به فروشگاه های اینترنتی اعتماد نکنند. این عدم اعتماد نیز به کلاهبرداری های بسیاری که از این طریق صورت گرفته است برمی گردد.البته در این زمینه اقداماتی نیز انجام گرفته است. سازمان تجارت زیرمجموعه وزارت صنایع در سال های اخیر اقدام به طراحی آرمی تحت عنوان «نماد الکترونیک» کرده که اگر این آرم به صورت نرم افزاری در هر فروشگاه اینترنتی وجود داشته باشد و کاربر با کلیک روی آرم به سایت رسمی نماد الکترونیک هدایت شود، کاربر با ب اطمینان شاهد اعتبار رسمی فروشگاه مورد نظر است و درنهایت هیچ نوع تقلب یا سوء استفاده در آرم الکترونیک وجود ندارد.یکی دیگر از معایب یدهای اینترنتی ترویج مصرف گرایی است. بسیاری از افراد را در اطراف خود می شناسیم که به صورت یک عادت روزانه، در سایت ها و فروشگاه های اینترنتی، پرسه می زنند و اقلام و کالاهایی را که اصلاً نیاز ندارند فقط به این دلیل که شامل تخفیف ویژه می شود، می ند. این فروشگاه ها با شگرد و تبلیغات ویژه از جمله تخفیفات اغواگر برای کالاهای خود بازاری می کنند. در نتیجه این رفتار، فرهنگ مصرف گرایی در جامعه ترویج می شود.فروشگاه های اینترنتی و از بین رفتن بعضی از مشاغلدر این کارزار مبادلات آنلاین و تجارت الکترونیکی بسیاری از مشاغل و مراکز خدماتی با خطر انقراض و ورش تگی مواجه هستند. همانطور که در بالا گفته شد یکی از مزایای مهم یدهای آنلاین در دسترس بودن و ارزان بودن آن است. وقتی کاربران اینترنتی می توانند خدمات خود را به صورت اینترنتی بسیار ارزان تر و راحت تر از غیر اینترنتی آن دریافت کنند، جذب این فروشگاه ها و مراکز خدمات اینترنتی شده، به مروز زمان مراکز سنتی و فیزیکی این خدمات از بین رفته و جای خود را به اینترنت و فعالیت های آنلاین می دهد. بنابراین در کنار ید کالاهای اینترنتی مشاغلی ایجاد شده که خدمات خود را به صورت ارزان و راحت به مردم می فروشند. مثل همین آژانس های تا ی اینترنتی که با عناوینی مثل اسنپ و تپ سی و غیره چند وقتی است در سطح جامعه مشغول فعالیت هستند.این مراکز آنلاین تا ی، خدمات خود را نسبت به آژانس های تا ی که مکان آنها به صورت فیزیکی وجود دارد بسیار ارزان تر ارائه می دهند و با استقبال بسیاری از مردم مواجه شده اند. صاحبان آژانس های تا ی یکی از بزرگ ترین معترضان این سرویس های ارزان قیمت هستند، زیرا بسیاری از مشتریان خود را در این رقابت نابرابر از دست داده اند و روبه ورش تگی هستند. تصور می شود تا چند صباحی دیگر آثاری از این مراکز خدماتی سنتی وجود نداشته باشد. همانطور که در بسیاری از کشورهای دنیا دیگر مراکز فروش بلیت های وسایل نقلیه مسافرتی مثل هواپیما و قطار وجود ندارد.در اکثر نقاط دنیا تمام خطوط هوایی، بلیت های خود را از طریق اینترنت و به صورت آنلاین می فروشند و مسافرین خود شماره صندلی، ساعت پرواز و خط پروازیی خود را انتخاب می کند و دیگر هیچ واسطه ای در این میان وجود ندارد. اما در ایران هنوز این امکان برای افراد جامعه ایجاد نشده است ولی در ابعاد کوچک تر آن، در تهیه بلیت های سینما شاهد وجود این فناوری هستیم و دیگر ید بلیت در گیشه بسیار کم و نادر شده است و مردم ترجیح می دهند با رزرو اینترنتی و مشخص صندلی و سالن نمایش، اوقات فراغت راحتی را برای خود و همراهانشان فراهم سازند.همانطور که گفتیم این سبک ید و فروش در جامعه ما بسیار تازه و نوپا است و مشکلات و معایبی دارد که یداران را عصبانی یا متضرر می سازد. نبود قانون مدون و مشخص، کمبود یا نبود فرهنگ استفاده از این فناوری، سوءاستفاده ها و کلاهبرداری هایی که بی اعتمادی جامعه را سبب می شود، مواردی هستند که مانع رشد و ترویج تجارت الکترونیک در سطح جامعه می شوند. ید اینترنتی در ایران در حال آزمون و خطاست و تا تبدیل شدن به یک فرهنگ عمومی راه درازی در پیش دارد، راهی که عموم مردم را به ید های اینترنتی ترغیب کند. اما این را باید بدانیم که از این شرایط جدید راه گریزی نیست و برای همپا شدن با دنیا باید خود را با آن همسو کنیم. آموزش و یادگیری فرهنگ صحیح استفاده از فروشگاه ها و خدمات اینترنتی یکی از مهم ترین قدم ها در این راه است. بیاییم اول از خودمان شروع کنیم.
اهمیت طراحی فروشگاه اینترنتی از آن جایی سرچشمه می گیرد که می تواند ب و کار شما را در مقابل رقبایتان متمایز کرده و گستره فعالیت و فروش محصولات شما را به فضایی نامحدود برساند. شما می توانید با استفاده از یک فروشگاه اینترنتی آنلاین بسیاری از محصولات و خدمات شرکت خود را به صورت اینترنتی و آنلاین در اختیار مشتریان خود قرار بدهید. استفاده از درگاه های پرداخت امن در این مدل فروشگاه ها بسیار حائز اهمیت می باشد و می تواند تاثیر زیادی در جلب اعتماد مشتریان و بازدید کنندگان به وب سایت فروشگاهی شما داشته باشد. امروزه فروشگاه های اینترنتی زیادی در سراسر کشور مشغول فعالیت می باشند که از معروف ترین آن ها می توان به دیجی کالا و بامیلو اشاره کرد، البته شما برای شروع حتما نباید یک فروشگاه اینترنتی بزرگ راه اندازی کنید و ایجاد یک فروشگاهمتوسط با امکاناتی خوب می تواند گامی موثر در موفقیت شغلی شما محسوب گردد. فروشگاه های اینترنتی آمازون، علی بابا، ebay ،asos و walmart از جمله معروف ترین فروشگاه های اینترنتی دنیا می باشند که هر یک دارای مشخصات منحصر به فردی می باشند. برای طراحی فروشگاه های اینترنتی باید به یک سری قوانین و اصول توجه داشت که در ادامه این مطلب ذکر شده اند. اما دلیل موفقیت برخی فروشگاه های اینترنتی برتر دنیا چیست؟ این فروشگاه ها چگونه اینقدر معروف شده اند؟ رعایت چه نکاتی سبب موفقیت شما در این زمینه خواهد شد؟
بررسی نکات مهم طراحی فروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتی مناسب و کاربر پسند در کنار رعایت اصول سئو و موتورهای جستجو و همچنین طراحی قالب رسپانسیو یا واکنش گرا و استفاده از تکنولوژی های جدید از جمله 5 - php - angular - ajax و عدم وابستگی به سیستم های آماده با امنیت بالا و دریافت گزارش از تمام حملات از طرف ربات ها و ر ها با حجم بسیار کم کد نویسی را در نرم افزار فروشگاه اینترنتی شرکت نوپرداز تجربه نمایید. مبحث ریسپانسیو بودن صفحات سایت شما از این جهت که وب سایت شما در تمامی دستگاه های تلفن همراه به صورتی مناسب به نمایش در آید، از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. طبق تحقیقات به عمل آماده روز به روز بر شمار افرادی که از طریق تلفن های همراه به وب سایت ها و فروشگاه های اینترنتی آنلاین مراجعه می نمایند، افزوده می شود. پس بهتر است برای اخذ تصمیمی مناسب با افرادی حرفه ای در زمینه طراحی فروشگاه های اینترنتی م نمایید.
استفاده از به روز ترین تکنولوژی روز جهان و استفاده از طرح گرافیکی و رابط های کاربری مناسب از جمله خدمات شرکت طراحی وب سایت و فروشگاه اینترنتی نوپرداز می باشد. توجه داشته باشید که توجه به ظاهر و دیزاین فروشگاه اینترنتی شما عامل مهمی است که می تواند بسیاری از بازدید کنندگان را به کاربران فروشگاه اینترنتی شما تبدیل نماید یا برع بسیاری از کاربران را نیز از وب سایت شما گریزان نماید. دریافت مشاوره از شرکت های متخصص در زمینه طراحی فروشگاه های اینترنتی از جمله مهم ترین نکاتی است که شما بایستی به آن ها توجه ویژه ای داشته باشید. برای ب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید با متخصصان شرکت نوپرداز در ارتباط باشید.
مزیت های طراحی فروشگاه اینترنتیتوسعه ب و کار شما به فضای نامحدود اینترنتدسترسی 24 ساعته مشتریان به محصولات فروشگاه اینترنتیکاهش چشم گیر هزینه های مربوط به تبلیغات و بازاری دسترسی به بازار جهانی از طریق دنیای اینترنتارتباط مستقیم و آنلاین با مشتریانافزایش اعتبار ب و کار اینترنتی شماحذف رقبای سنتی و بدور از دنیای اینترنتافزایش بازدید کنندگان از محصولات موجود در فروشگاه با استفاده از خدمات اختصاصی سئوسبقت گرفتن از رقبای خورده فروش و برندیگ فروشگاه اینترنتی خودتانافزایش قدرت ید مشتریان و امکان مشاهده و مقایسه محصولات فروشگاه با یکدیگر
ویژگی برنامه فروشگاه اینترنتیبرقراری ارتباط تجاری با مشتریان و افزایش فروش و جلب رضایت آنانارائه اطلاعات دقیق از وضعیت فروش محصولات و میزان سودآوریمتناسب سازی فروش و اعطای تخفیف برای مشتریاناستفاده از بهترین روش های ارسال کالاانبار داری و مدیریت انبارها، محاسبه هزینه ها و موجودی کالاپشتیبانی شبانه روزی شرکت نوپرداز به صاحبان فروشگاه اینترنتیآگاه نمودن مشتریان از کالا و خدمات تازه فروشگاهطراحی قسمت نظرات و پیشنهادات مشتریانایجاد امکانات تخصصی سئو و بهینه سازی فروشگاه های اینترنتیدسته بندی محصولات و ایجاد منو ناوبری مناسبطراحی سبد ید با امکانات کاملرعایت مهم ترین و پیشرفته ترین اصول سئو و بهینه سازی فروشگاه های اینترنتیطراحی قالب ویژه برای ب و کار ها مختلف
سئو وب سایت های فروشگاه اینترنتیتا به امروز بسیاری از صاحبان ب و کار ها فکر می د به دلیل این که بسیاری از صفحات وب سایت های فروشگاه های اینترنتی دارای محتوای ثابتی بوده و نمی توان در زمینه سئو آن ها فعالیتی داشت، این گونه وب سایت ها در زمینه سئو نمی توانند پیشرفتی داشته باشند اما حقیقت چیز دیگری را ثابت کرده است. فروشگاه های اینترنتی نیاز به یک استراتژی خاص در زمینه سئو هستند، زیرا سئو این گونه وب سایت ها به مراتب می تواند سخت تر باشد. استفاده از متخصصین سئو یکی از رمز های موفقیت در این زمینه هست. آن ها می توانند با خلاقیت و تجربه خود فروشگاه شما در بین سایر رقبای اینترنتی شما در جایگاه بالاتری قرار دهند. آپدیت توضیحات و مشخصات محصولات، ایجاد وبلاگ و همچنین طراحی صفحه پیشنهادات و پرسش و پاسخ های مشتریان از جمله راه کار های مهم سئو در فروشگاه های اینترنتی می باشد. در نتیجه با استفاده از سئو و بهینه سازی فروشگاه اینترنتی خود می توانید بهترین راه تبلیغات محصولات خود را ایجاد نمایید.
قالب فروشگاه های اینترنتییکی مهم ترین قسمت های طراحی فروشگاه های اینترنتی، طراحی قالب آن می باشد. توجه به مباحث رابط کاربری و تجربه کاری در هنگام طراحی قالب ها باعث می شود بازدید کنندگان فروشگاه شما دچار سردر گمی نشوند و بتوانند به راحتی به صفحات مد نظر خود دست یابند. امروزه سایت های زیادی هستند که حتی بسیاری از قالب ها را به صورت رایگان به بازدید کنندگان خود ارائه می دهند اما باید به این نکته توجه داشته باشید که قالب فروشگاه ها بسته نوع ب و کار شما با یکدیگر متفاوت هستند. شما باید پس از مشاهده یک نمونه دمو گرافیکی از فروشگاه اینترنتی خود و انجام تحلیل و بررسی های لازم سفارش تهیه آن را به شرکت مورد نظرتان ارائه دهید. وب سایت هایی مانند themeforest از جمله مهم ترین سایت های ارائه دهنده انواع قالب های فروشگاهی می باشند، البته اغلب قالب های موجود در این سایت رایگان نیستند. پیشنهاد ما نیز طراحی قالب اختصاصی و بر اساس معیار های برنامه ریزی شده می باشد که قطعا پاسخ بهتری به نیاز های کاربران وب سایت فروشگاهی شما خواهد داد.
ویژگی برترین فروشگاه های اینترنتی دنیاامروزه شاهد درآمد بسیار زیاد فروشگاه های اینترنتی در سطح دنیا هستیم. این در حالی است که علارقم فروش نجومی فروشگاه های بزرگ دنیا مانند آمازون بسیاری از کارشناسان پیش بینی کرده اند که هنوز فروشگاه های اینترنتی به اوج فروش خود نرسیده اند و سال 2018 را نقطه اوج فروش آن ها می دانند. اما مهم ترین سوالی که این جا مطرح می شود این است که رمز موفقیت فروشگاه های اینترنتی چسیت؟ چه چیزی سبب شده تا برخی فروشگاه ها راه درست موفقیت را پیدا کنند و برخی دیگر نیز به هیچ نتیجه ای نرسند؟
در پاسخ این سوال باید گفت که عوامل زیادی در این امر دخیل هستند اما مهم ترین آن ها در زیر آمده است:طراحی فروشگاه اینترنتی به صورت اصولی و درستانجام تبلیغات و توجه به مباحث سئو و بهینه سازی سایتاحترام به مشتریان و ب رضایت آنان ( مهم ترین عامل )تلاش و استمرار ورزیدن در راستای موفقیت فروشگاه اینترنتیارائه خدمات و پشتیبانی رایگان به مشتریانبهره گیری از مدیرانی انتقاد پذیر و خلاق
تفاوت فروشگاه های اینترنتی آماده و اختصاصی چیست؟فروشگاه های اینترنتی آماده با استفاده از نرم افزار های فروشگاه ساز مانند woocommerce قابل پیاده سازی هستند و شامل یک سری ابزارها و پلاگین ها می باشند که شما با استفاده از آن ها می توانید صاحب یک فروشگاه اینترنتی باشید. طراحی این مدل فروشگاه های اینترنتی از نظر قیمت نیز هزینه زیادی را برای شما ایجاد نخواهد کرد. اما اگر با استفاده از این فروشگاه ها می توان صاحب یک فروشگاه آنلاین شد، چرا اغلب شرکت ها هزینه های بیشتری را صرف طراحی فروشگاه های آنلاین اختصاصی می کنند؟ آیا استفاده از یک فروشگاه اینترنتی آماده شما را به هدفتان می رساند؟ طراحی فروشگاه های اختصاصی مزیت بیشتری نسبت به فروشگاه های آماده دارد؟ در چه مواردی بهتر است از فروشگاه های اینترنتی آماده استفاده کنیم؟
پاسخ این سوال این است که علاوه بر وجود مشکلات امنیتی مختلف برای این برنامه ها، اغلب این فروشگاه های آماده امکانات محدودی را در اختیار کاربران خود قرار می دهند و کاربران مجبور می شوند برای استفاده از این امکانات هزینه های بالایی را بپردازند. همچین سفارشی نمودن این ابزار ها نیز هزینه های سنگینی را در پی خواهد داشت. پیشنهاد ما به شما این است که اگر قصد دارید یک فعالیت جدی را در زمینه ب و کار های اینترنتی انجام دهید، حتما از فروشگاه های اینترنتی اختصاصی با قابلیت پشتیبانی آنلاین استفاده نمایید. به خاطر داشته داشته باشید طراحی یک فروشگاه اینترنتی کار آسانی است، اما موفقیت یک فروشگاه اینترنتی نیاز به استفاده از اصول درست و تلاش کافی دارد. پس برای دست ی به اه ب و کار اینترنتی شما توصیه می کنیم که فروشگاه اینترنتی مد نظر خود را به صورت اختصاصی طراحی نمایید تا در ادامه کار به مشکلات بر نخورید.
آیا این همه تلاش ارزشش را دارد؟
یک پاسخ ساده وجود دارد: بله فروشگاه شما مانند یک جوانه است؛ شما باید از آن مراقبت کنید، آن را آب بدهید و آن را تغذیه کنید. یک روزی کار سخت شما به درخت شکوفایی می انجامد که میوه ها را به طور منظم تحویل می دهد!
راز سلامتی پیرمرد ۱۱۹ ساله ای که تا به امروز به پزشک نرفته است!/ غوغای عرب زبان ها در استقبال از خاطرات قاسم سلیمانی/ ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ عجیب ترین قوانین پوشش در کشورهای مختلف که از آنها بی خبریدبه گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ در این بسته خبری، گلچینی از پربازدیدترین اخبار مجله اینترنتی را مشاهده می کنید.راز سلامتی پیرمرد ۱۱۹ ساله ای که تا به امروز به پزشک نرفته است!+ “سید اسماعیل ” پیرمرد ۱۱۹ ساله ایرانی است که تا به امرز به پزشک مراجعه نداشته است!پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛غوغای عرب زبان ها در استقبال از خاطرات قاسم سلیمانی+ ع
اخیراً کت از خاطرات سلیمانی مربوط به دوران دفاع مقدس در لبنان منتشر شد. انتشار این اثر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه بود.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ وقتی اژدهای هفت سر فساد در منزل مسئولان کشور خانه دارد+ سند
اگر مسئولان کشور از عاقبت غمناک کارخانه رشت الکتریک درس می گرفتند این فاجعه در واگذاری هایی همچون آلومینیوم المهدی و پالایشگاه کرمانشاه تکرار نمی شد.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛عجیب ترین قوانین پوشش در کشورهای مختلف که از آنها بی خبرید
قوانین بازدارنده و محدود کننده پوششی بسیاری در کشور های مختلف وجود دارد که در این مطلب مشاهده می کنید.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛از سکوی زیر پای دختران خیابان انقلاب تا مظلوم نمایی به سبک انگلیسی+ تصاویر
پوشش خبری گسترده فارسی از نمایش نه چندان زیاد “دختران خیابان انقلاب” به گونه ای است این رسانه انگلیسی بدنبال رشد و تسری ابعاد اجتماعی این حرکت و تبدیل آن به نافرمانی مدنی گسترده است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛پدیده ای عجیب و شاخدار به نام سرطان رنگی در ولی عصر
پدیده ای حیرت انگیز به نام سرطان رنگی در خیابان ولی عصر در حال رواج است که جزئیات لازم در این باره را در این مطلب می خوانید.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛در زندان های مجهز به دوربین و اروپا چه می گذرد؟
گزارش های رسمی از بررسی ۷۰۰ مورد خودکشی در زندانی های امریکا نشان می دهد نزدیک به ۱۰ درصد تحت نظارت و مراقبت ویژه قرار داشتند، اما با این حال توانسته بودند به نحوی دست به خودکشی بزنند.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛خطرات مواد آرایشی تقلبی که زیاد شده اند/5 هزار تومان بدهید، سرطان بگیرید!
عرضه گسترده مواد آرایشی و بهداشتی تقلبی و قاچاق در بازارها سلامتی استفاده کنندگان از این مواد را در معرض خطر قرار داده است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛فواید مصرف روزانه پسته که از آن ها بی خبرید!
پسته یکی از مغزهای خوراکی با بیشترین میزان فیبر و چربی ها است و همچنین سرشار از ویتامین ها، مواد معدنی، پروتئین ها و اسیدهای چرب ضروری است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛تاریخ روز زن 96 کِی است؟+هدیه مناسب روز زن
اگر می خواهید برای مادر یا همسرتان هدیه هایی متفاوت برای روز زن یداری کنید آن هم هدیه ای متفاوت با وسواس بیشتر که با روحیات همسر یا مادرتان متناسب باشد با ما همراه باشید.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛انتهای پیام/
بدل علی هم پیدا شد/ ماجرای ترور خطرناک ترین و بی رحم ترین فرد شرور قرن بیستم!/شباهت عجیب یک شهر باستانی به مادِربورد کامپیوتر!/ وقتی آیت الله برای پدرش هم پارتی بازی نمی کندبه گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ در این بسته خبری، گلچینی از پربازدیدترین اخبار مجله اینترنتی را مشاهده می کنید.بدل علی هم پیدا شد+تصاویر
بازیکن جوان لیک برتری شاید از نظر ظاهری شبیه آقای گل جهان نباشد، اما شیوه بازی ش همه را یاد دوران اوج علی می اندازد.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
11 نشانه که از سلامتی کامل درونتان خبر می دهندبرای اینکه بدانیم بدن ما در سلامت کامل است یا نه دانستن چندین نکته ضروری است که در این مطلب به آنها اشاره شده است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
ماجرای ترور خطرناک ترین و بی رحم ترین فرد شرور قرن بیستم!+ تصاویررینهارد هایدریش یکی از خطرناک ترین و بیرحم ترین افراد شرور قرن بیستم شناخته می شود که حتی بسیاری از افسران نازی نیز از او بیم داشتند.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
آنچه موهای سفید از وضعیت سلامتی ما می گویندطبق پژوهشی که اخیرا صورت گرفته، میزان موهای سفید با بالا بودن خطر بیماری قلبی در مردان مرتبط است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
را ارهایی برای کنترل عصبانیتهیچ چیز مثل یک آدم عصبانی و پریشان باعث ترس و نگرانی دیگران نمی شود، با این حال خشم دائما در موقعیت های مختلف گریبان آدم ها را می گیرد.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
شباهت عجیب یک شهر باستانی به مادِربورد کامپیوتر! +تصاویربومیان شهر تئوتیئواکان تصور می د که این شهر ، توسط نژادی از غول ها که طی دوران گذشته در جهان پراکنده و بازماندگان آنها نیز مخفی شده اند، ساخته شده است.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
وقتی آیت الله برای پدرش هم پارتی بازی نمی کندمقامات دنیوی و امکانات مادی موجب نمی شود که اشخاص وضع شخصی خودشان را با وضع عمومی اشتباه بگیرند و فکر کنند که باید در رفاه بیشتری زندگی کنند.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
دانستنی هایی درباره «خوردن دسر» که کمتر ی می دانددسر، وعده ای است که معمولاً د ایان یک وعده غذایی سرو می شود. اغلب دسر ها شیرین هستند، اما گاهی مواد غذایی دیگری همچون انواع پنیر هم به عنوان دسر مصرف می شود.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
اظهارات عجیب ی پولدار که از ارواح دستور می گرفت!پسر پولداری که متهم است با خودروی شاسی بلند گرانقیمتش دست به سرقت های سریالی از خانه های شمال تهران زده است مدعی شد که ارواح به او دستور سرقت می دادند.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛
شهیدی که ضد انقلاب ها با سیگار روی پیکرش یادگاری نوشتند!گرو ها تمام بدن شهید کهنه پوشی را با آتش سیگار سوزاندند و با سرنیزه، زخم های متعددی به بدنش وارد د.پربازدیدهای وبگردی؛ پربازدیدهای مجله اینترنتی؛انتهای پیام/