ماجرا آزار یک دختر در آسایشگاه معلولان

بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدبازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهد-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.موافقم+ 0مخالفم- 0
منبع: http://www.mehrnews.com/p o/4059932/بازارچه-خیریه-شکوه-مهرورزی-آسایشگاه-معلولان-شهید-بهشتی-مشهد
روایت ۷۸ ماه اسارت رزمنده اردبیلی/ ۱۵سالم بود که اسیر شدم+تصاویرreviewed by on aug 17rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سبلان ما، ۱۵ ساله بود که اسیر دشمن شد، ۱۵ ماه از اس می گذشت که اولین نامه از خانواده اش به همراه دو تا ع خانوادگی به دستش رسید؛ عبدالله می گوید وقتی چشمم به تصویر مادرم افتاد بغض گلویم را گرفت، مادرم لباس سیاه به تن داشت و یکی از برادرانم نیز در حال گریه بود، نگرانی و غم و غصه در نگاه پدر بیمارم موج می زد، بی‎اختیار از دیدگانم اشک جاری شد، سعی جلوی گریه ام را بگیرم اما نتوانستم، از آسایشگاه بیرون رفتم و در حیاط کنار سیم خاردار شروع به قدم زدن ، حیاط خلوت بود، با صدای بلند گریه می ، شانه هایم از شدت گریه و زاری تکان می خورد… خبرنگار "سبلان ما" به بهانه روز بازگشت آزادگان به میهن ی (۲۶ مرداد ۱۳۶۹) با عبدالله محمدی آزاده اردبیلی به گفتگو نشسته است، رزمنده ای که در دوران نوجوانی اسیر دشمن شد و ۷۸ ماه درد اسارت چشید. عبدالله محمدی ینگجه سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۷ شمسی در روستای ینگجه رض گلو واقع در بیست کیلومتری شهراردبیل دیده به جهان گشود در سه سالگی همراه خانواده به شهرستان اردبیل آمد و در محله خاتم النبیین این شهر ن شد؛ دوران ابت را در دبستان شمس حکیمی پشت سرگذاشت؛ سال سوّم ابت بود که انقلاب ی به ی حضرت (ره) به پیروزی رسید. همزمان با تحصیل در دوره راهنمایی در مدرسه شهید چهره برقی، در پایگاه مقاومت ۱۷ شهریور محله ائمه علاوه بر شرکت در کلاس های عقیدتی به خواندن سرود و تربیت گروه سرود می پرداخت، به همراه دوستانش صابر فیضی و عزیز حبیبی گروه تئاتر را در پایگاه راه اندازی کرد. او اکثر شبها با گروه گشتی پایگاه برای حفظ امنیت مردم به گشت زنی در کوچه پس کوچه های محله می رفت بطوری که بیشتر اوقاتش در مسجد و پایگاه سپری می شد. به خاطر فعالیت ها و تلاش های شبانه روزی، پس از شهادت فرمانده پایگاه مقاومت ۱۷ شهریور (برادر جها نبخش عباس زاده ) در سن ۱۳ سالگی به فرماندهی پایگاه مقاومت محله منصوب شد.
بعد از اتمام امتحانات دوره راهنمایی در قالب نیروی ویژه بسیج عازم جبهه های نبرد شد و در اولین حضورش با عنوان اعزام مجدد در عملیات والفجر چهار شرکت کرد؛ حدود دو ماه بعد، دوباره راهی جبهه های نبرد شد و به جمع رزمندگان لشگر نجف اشرف (اصفهان) پیوست و همراه نیروهای گردان چهارده معصوم(ع) در عملیات غرور آفرین خیبر حضور یافت و دو روز بعد از عملیات، پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲ که منطقه شرق بصره به محاصره دشمن درآمد، در حین درگیری با بعثی ها به شدت زخمی شد و حدود ساعت ۳۰/۱۳ دقیقه در شرق بصره به اسارت دشمن درآمد در اسارت بود که پدرش دار فانی را وداع گفت، بعد از ۷۸ ماه تحمل اسارت، در سوم شهریور ماه 1369 از بند اسارت رهایی یافت و به میهن ی بازگشت و پانزدهم آبان ماه سال ۱۳۶۹ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر است.لحظه‎های دردناک اسیر شدن ظهر روز پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲ شمسی بود، به پشت روی زمین افتاده بودم و به خاطر شدت جراحات وارده، توان بلند شدن نداشتم، ولی باید بلند می شدم، در غیر این صورت عراقی ها تیر خلاص را می‎زدند؛ نمی دانستم چه کار باید م؟ هر گونه تأخیر به مرگم منتهی می شد، از خداوند متعال کمک خواستم، دست هایم را روی زمین گذاشتم و یواش یواش بلند شدم، نشستم؛ عراقی ها نزدیک تر می شدند و مدام داد می زدند «ارفع ایدیک »، یعنی دستهایت را بالا ببر؛ آرام آرام نیم خیز شده و روی پاهایم ایستادم؛ خداوند به من قدرت تازه ای داد ه بود، دست هایم را بالا بردم، یکی از عراقی ها داد زد و با دستش به من اشاره کرد که دست هایم را در پشت سر قرار دهم، دستهایم را پشت سرم گذاشتم، خواستم از خاکریز بالا بروم پاهایم سست شدند و با صورت به زمین خوردم و به پایین خاکریز سرخوردم؛ با سعی و تلاش زیاد از خاکریز بالا رفتم، هر قدمی که بر می داشتم، خون با فشار زیادی از زخم ساق پایم بیرون می زد؛ عراقی ها با لوله ی اسلحه به من اشاره د که جلوتر از آن ها بروم، جلوی عراقی ها به راه افتادم و آن ها پشت سرم در حالی که سلاحشان را به طرفم گرفته بودند با فاصله دو متری می آمدند، عراقی ها مرا به خاکریز دایره ای شکل که همان سنگر اجتماعی بود آوردند، وقتی آنجا رسیدم چند ایرانی دیگر را هم در حالی که دست هایشان را از پشت بسته بوند دیدم؛ بیست، سی نفر عراقی مسلح مراقب اسرای ایرانی بودند، به من اشاره د که در کنار سایر اسرا بنشینم.
اکثر بچه ها زخمی بودند، وقتی که کنار آن ها نشستم، یک دفعه آسمان دور سرم چرخید و روی زمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم، نمی دانم چقدر بی هوش بودم اما وقتی چشمانم را باز دیدم عراقی ها، اسرا را سوار خودرو ی نظامی می کنند، تا آن ها را به عقب منتقل کنند، همه سوار شده بودند و خودرو می خواست حرکت کند، با استمداد از خداوند بلند شدم و با عجله به طرف خودرو دویدم، خودرو یواش یواش حرکت می کرد، از پشت خودرو گرفتم، دو نفر از بچه ها که دستشان باز بود دستم را گرفتند و مرا بالا کشیدند، وقتی سوار خودرو شدم از حال رفتم و در کف ماشین بی هوش افتادم، زمانی به هوش آمدم که عراقی ها داشتند اسرا را از ماشین پیاده می د؛ آ از همه به کمک یکی از بچه های اصفهانی که بی سیم چی گروهان ما بود از خودرو پیاده شدم، فکر کنم آنجا خط پشتیبانی دشمن بود، نیروهای زیادی در آنجا متمرکز شده بودند و تا چشم کار می کرد توپ و تانک بود. از خودرو که پیاده شدیم، عراقی ها دورمان را گرفتند، هر کدام حرفی می زد، بعضی و ناسزا می گفت و بعضی هم دلش به حال ما می سوخت، آنجا ما را به گروه دیگری تحویل دادند و آن ها هم با خودرو ما را به جایی در شهر بصره بردند. محلی که پیاده شدیم هیچ شباهتی به پادگان نداشت ولی اطراف را که نگاه می همه جا استحکامات نظامی بود. ما را به داخل کانتینر قرمز رنگی بردند، سی، سی و پنج نفر می شدیم و کانتینر برای این تعداد خیلی کوچک بود. حالم خوب نبود، چون خون زیادی از بدنم رفته بود. نه می توانستم بنشینم و نه بایستم؛ مجبور بودم دراز بکشم، پوتین نظامی که به پا داشتم داخلش پر از خون شده بود، وقتی ما را به داخل کانتینر انداختند در آن را بستند.تلخ ترین خاطره عبدالله « حسین (ع): قُولُونَ المَوتِ صَعبٌ وَالله مُفارقه الاَحباء اَصعَب، می گویند مرگ سخت است، قسم به خدا دوری عزیزان سخت تر است». آبان ماه سال ۱۳۶۴ بود، ۱۵ ماه از اسارتم می گذشت که اولین نامه از خانواده ام به دستم رسی، به جز نامه، دو تا ع خانوادگی هم فرستاده بودند، وقتی چشمم به تصویر مادرم افتاد، بغض گلویم را گرفت، مادرم لباس سیاه به تن داشت و یکی از برادرانم نیز در حال گریه بود، نگرانی و غم و غصه در نگاه پدر بیمارم موج می زد، بی اختیار از دیدگانم اشک جاری شد، سعی جلوی گریه ام را بگیرم ولی نتوانستم برای این که آرامش دیگران را به هم نزنم از آسایشگاه بیرون رفتم و در حیاط کنار سیم خاردار شروع به قدم زدن ، اکثر بچه ها به خاطر حضور صلیب سرخ در داخل آسایشگاه بودند، حیاط خلوت بود، با صدای بلند گریه می ، شانه هایم از شدت گریه و زاری تکان می خورد . هق هق کنان ناله می ، نمی دانم چرا چنین ح ی به من دست داده بود، خاطرات خانوادگی از ذهنم می گذشت، چهره ی تک تک اعضا ی خانواده ام را جلوی چشمم مجسم می تا شاید به آرامش برسم و از این وضعیت خارج شوم، ولی همه ی این کار ها بی فایده بود، نیم ساعت بود که زیر آفتاب قدم می زدم هنوز یک ساعت به سوت داخل باش مانده بود دوباره به داخل آسایشگاه برگشتم و بدون این که با ی حرفی بزنم، به سراغ قرآن رفتم و مشغول قرائت قرآن شدم، بعد از سوت داخل باش، عراقی ها آمار گرفتند و رفتند.
در آسایشگاه وقتی بچه ها می پرسیدند چرا چشمات قرمز شده ؟ گریه کردی؟ حالم بد تر می شد، بغضم می ترکید و بی اختیار اشک از چشمانم جاری می شد؛ بین مغرب وعشاء به بهانه دعا، بلند بلند گریه ، همه متوجه حال من شده بودند، بعضی از بچه ها بالای سرم نشستند و از من خواهش د که گریه و زاری را تمام کنم ولی نمی دانستند که من عنان اختیار از کف داده بودم ونمی توانستم به احساساتم غلبه کنم، بعد از این که حس گریه . احساس دیگر سبک شده ام و دیگر غم و غصه ای در دلم نمانده است؛ صورتم را شستم و در کنار بچه ها که سر سفره منتظر شام بودند نشستم و با بسم الله الرحمن الرحیم همراه آن ها دست به سفره شام بردم.اوقات فراغت در اسارت
سال ۱۳۶۳، اوایل اسارت بود که در اردوگاه "رمادی ۷ " روزها بیهوده و به بط سپری می شد، ما برای پر اوقات فراغت خود برنامه ای نداشتیم البته نداشتن تجربه از یک طرف و فشار روانی و محدودیت شدید از طرفی دیگر؛ همگی دست به دست هم داده بودند تا فکرمان فقط مشغول سپری دوران اسارت باشد و نتوانیم به چیز دیگری بین یم، مشغولیت ما شده بود نقطه بازی و بازی با سنگ و تعریف داستان و خاطره. من چند جلد کتاب داستان و رمان را قبل از اسارت خوانده بودم شب که می شد تعدادی از بچه ها دور مرا می گرفتند و من برای آنها قصه تعریف می ، روزها با تمام سختی هایش به سرعت می گذشت، تا این که در داد ماه سال ۱۳۶۳ تعدادی از اسرای قدیمی را به قاطع ما آوردند، با آمدن آنها جنب و جوش خاصی در بین بچه ها به وجود آمد، در کوتاه ترین زمان از تجربیات گرانقدر آن ها بهره بردیم، پر اوقات بیکاری در محیطی مثل اسارت برای ما اهمیت فوق العاده ای داشت، مشغول خودمان به کارهای مفید و ارزشمند علاوه بر اندوختن علم و دانش و استفاده از تجربیات دیگران، ما را از ناراحتی روحی و روانی با ز می داشت، حتی فرصت فکر به خانواده را هم به ما نمی داد، اکثر اسرا زمانی به فکر خانواده می افتادند که صلیب سرخ می آمد. بر اساس تجربیات قدیمی ها برنامه های مختلفی برای پر اوقات بیکاری خود طراحی و برنامه ریزی کرده بودیم، برنامه ها به صورت عمومی و خصوصی اجرا می شد، برنامه های عمومی مربوط به آسایشگاه بود، هر آسایشگاهی در طول سال برای افراد خود برنامه های متنوعی تدارک می دید، از جمله راه اندازی گروه های سرود، تئاتر، برگزاری مسابقات فرهنگی، ورزشی، جشن وسرود به مناسبت های اعیاد ی و انقلاب ی مثل دهه فجر، سخنرانی، دعا و عزاداری و غیره، این همه برنامه هیچ لطمه ای به کار ها و برنامه های شخصی افراد نمی زد، برنامه خصوصی افراد مربوط می شد به حفظ و قرائت قرآن و نهج البلاغه، ادعیه، یادگیری زبان‎های انگلیسی، فرانسوی و عربی، خطاطی و انجام ورزش در انواع رشته های رزمی، کشتی ، فوتبال، والیبال و بسکتبال .
گذشته از برنامه های عمومی و خصوصی ، افراد در قبال آسایشگاه هم مسئؤلیت هایی داشتند مانند انجام نظافت، گرفتن غذا ، چای و نان ، آوردن آب و نظافت عمومی آسایشگاه و غیره. همه ما در اسارت دارای مسؤولیت هایی بودیم ودر قبال کارهایی که به ما محول می شد احساس مسؤولیت کرده و در تمامی امور جدی عمل می کردیم، حدود پنج سالی که من در رمادی هفت بودم بیش از سه سال از این مدت را در آسایشگاه های یک، دو و چهار ارشد آسایشگاه و معاون ارشد بودم، کارهای مربوط به آسایشگاه را خیلی جدی می گرفتم و هر ی را که در انجام وظایفش سهل انگاری یا کوتاهی می کرد طبق مقررات آسایشگاه مان تنبیه اش می .
درآسایشگاه ها کارهای آوردن آب،گرفتن غذا و چای، جارو و شستن داخل آسایشگاه، شستن ظروف غذا و منظم پتوها و کوله ها به عهده گروه نظافت بود و اگر گروه نظافت در یکی از امور محوله کوتاهی می کرد و کار را به نحو احسن انجام نمی داد طبق پیشنهاد مسؤول نظافت، ارشد آسایشگاه آن گروه یا فردمسئول را براساس میزان تخلف تنبیه می کرد برای مثال اگر ظرف غذا درست شسته نمی شد مسئولین شستن ظرف ها به مدت یک یا دو روز تمام ظرف های آسایشگاه را می شستند، تعداد نفرات آسایشگاه حداقل ۵۰ نفروحداکثر ۶۳ نفربود.ابتکارات دوران اسارت در تمام اردوگاه های اسرا کمبود آب آشامیدنی وجود داشت ، کمبود آب متفاوت بود، مثلاً در اردوگاه رمادی ۷، آسایشگاه ها فاقد آب لوله کشی بودند به همین خاطر آب را در سطل پلاستیکی نگهداری می کردیم و تا صبح از آن استفاده می کردیم، در فصل تابستان به خاطر مصرف بالای آب کلاً با کمبود آب مواجه می شدیم، وقتی که سطل های آب خالی می شد تا زمان آمارگیری صبح که ساعت شش وسی دقیقه انجام می شد باید صبر می کردیم.
سال ۱۳۶۸ در اردوگاه صلاح الدین هفده استان تکریت، اصلاً آب لوله کشی شده نداشتیم، عراقی ها با تانکر از رودخانه نزدیک شهر تکریت آب گل آلود و کاملاً غیر بهداشتی می آوردند. عراقی ها برای هر آسایشگاهی یک تانکر کوچک داده بودند که آب رودخانه درون آن ها خالی می شد، ما علاوه بر تانکر در داخل آسایشگاه یک حوض کوچک درست کرده بودیم و هر روز در قالب گروه نظافت با دیگ های بزرگ آشپزخانه آن را پر می کردیم، من از بس که با دیگ های بزرگ به آسایشگاه آب برده بودم بر اثر سنگینی و فشار بیش از حد دیگ آرتروزگردن گرفته بودم. بچه ها به صورت ابتکاری یک صافی ساخته بودند، ما آب رودخانه را درون آن می ریختیم. بعد از اینکه آب از صافی رد می شد از آن استفاده می کردیم، گرچه باز هم قابل خوردن نبود ولی حداقل چند درصد از ناخالصی های آب به این طریق برطرف می شد، به غیر از تصفیه کننده آسایشگاهی، ما برای تصفیه آب یک ظرف کوچکی داشتیم، آب را در آن می ریختیم و در جلوی پنجره قرار می دادیم، حرارت خورشید از یک طرف و ح ایستایی آب از طرف دیگر باعث می شد که گل و آلودگی آب ته نشین بشود، بعد از اینکه عمل ته نشینی انجام می شد ، آب سالم را به ظرف دیگری که به عنوان آب سرد کن استفاده می شد می ریختیم . آب سرد کن یک دبه روغن پلاستیکی بود که روکشی از پارچه یا گونی نخی داشت، ما روکش دبه را با آب خیس می کردیم و در جلوی وزش باد قرار می دادیم، برخورد باد با روکش خیس باعث خنک شدن آب می شد، با وجود این همه کاری که برای تصفیه آب انجام می دادیم باز هم آب کاملاً بهداشتی نمی شد ولی مجبور بودیم از آن برای رفع تشنگی و زنده ماندن استفاده کنیم، تعداد زیادی از بچه ها از جمله خودم به خاطر سالم نبودن آب شرب، در اردوگاه صلاح الدین هفده به ناراحتی کلیه و مثانه و روده مبتلا شدم من علاوه بر ناراحتی های ذکر شده در سال آ اسارت ام خس خس می کرد و بعداز صرفه خلط آمیخته با خون از و گلو بالا می آوردم.شمیم خوش بیست روز قبل از اوّلین گروه اسرا یعنی روز بیست و ششم مرداد سال ۱۳۶۹، ی در اردوگاه پیچید و چند روز بعد خبر آزادسازی و مبادله اسرا از طریق رادیو و تلویزیون اعلام شد امّا باز هم در اردوگاه تصور می کردیم که این خبر صحّت ندارد و یک نوع جنگ روانی است که عراقی ها این کار را برای آزار و اذیّت اسرا انجام می دهند.
سربازان قسم می خوردند که این خبر رسمی است و بارها از سوی صدا و سیمای ایران هم اعلام شده است یکی از سربازان کرد عراقی که اهل اربیل بود برای این که به ما ثابت کند خبر مبادله ی اسرا واقعیّت دارد شبی به صورت مخفیانه یک رادیو جیبی کوچک به ارشد آسایشگاه ما داد و او را قسم داد که عراقی ها را از آوردن رادیو خبردار نکند. ارشد پنج دقیقه قبل از ساعت بیست، دو نفر را برای نگهبانی پشت پنجره فرستاد تا به محض آمدن عراقی ها رادیو را خاموش کنیم.
به اخبار ساعت بیست ایران گوش دادیم، گوینده ی خبر همان ابتدا به خبر مربوط به مبداله اسرا پرداخت و گفت :که از چند روز دیگر به طور رسمی آزادسازی و مبادله آغاز خواهد شد. بعد از شنیدن خبر، باورمان شد که دیگر حرف و حدیث واقعاً به تحقّق پیوسته است، دو روز بعد خبر اوّلین گروه به گوشمان رسید، شادی خاصیّ در چهره دوستان موج می زد چرا که را با معنی کرده بودند.
عراقی ها به میمنت این خبر مدّت آزاد باش اردوگاه را از شش ساعت در روز به ۱۳ ساعت افزایش دادند.
دوم شهریور ماه ۱۳۶۹ اکیپ صلیب سرخ جهانی به اردوگاه ها وارد شد عراقی ها اسیران را در وسط حیاط جمع د و رئیس هیأت شروع به صحبت کرد.
او ابتدا اسرا را تبریک گفت و در این مورد گزارش مفصّلی ارائه داد و در ادامه ی سخنانش گفت : «حالا اسرا در چند ستون منظّم قرار بگیرند و برای ثبت نام جهت بازگشت به ایران اقدام کنند، برای بازگشت عجله نکنند زیرا هر ی مایل باشد می تواند هر جایی از دنیا را بخواهد برای اقامت انتخاب کند. پس هر ی از شما تمایلی برای رفتن به ایران ندارد می تواند بعد از نام نویسی به سربازان عراقی مراجعه کند تا وی را به محلّی که قبلاً پیش بینی شده است، انتقال دهند».
نمایندگان صلیب سرخ به هنگام ثبت مشخّصات از اسرا می پرسیدند: « آیا دوست داری به ک بازگردی یا می خواهی به یک کشور خارجی پناهنده شوی؟» بعد از این مسأله همه عزیزان به جز یک نفر که کشور دانمارک را برای اقامت انتخاب کرد وطن را برای بازگشت انتخاب د.
بعد از پایان زمان ثبت نام، عراقی ها مسئولان آسایشگاه را جمع د و گفتند: «با توجه به آمار اعلام شده، برای فقط دو آسایشگاه را خودتان مشخص و معرفی کنید تا ما لیست و اسامی را به فرماندهی تحویل دهیم، البته تصمیم درستی بگیرید.» افراد آسایشگاه گفتند: «ما نمی رویم به جای ما، اسرای آسایشگاه سه را بفرستید» بچه های آسایشگاه دو نیز چنین تصمیمی اتّخاذ د. بعد از یک ساعت کشمکش، سرانجام حاج آقا سیّد علی اکبر ابوتر گفت: «نه، آسایشگاه سه هم می ماند» بچه ها راضی نشدند و اصرار د آسایشگاه سه اعزام شود و بعد از آن یکی از آسایشگاه های یک و یا دو بماند اگر روند مبادله ادامه داشت آسایشگاه آ ی هم به ایران بر می گردد و گرنه صبر می کنند تا گشایشی حاصل شود.
با این حال حاج آقا ابوتر باز هم قبول نکرد و گفت: « تبادل باید بر اساس شماره گذاری صورت گیرد.» در نهایت عراقی ها لیست و فهرست اسامی آسایشگاه های یک و دو را به فرماندهی ارائه دادند تعداد آن ها به ۳۰۰ نفر می رسید.
روز موعود فرا رسید قبل از حرکت اتوبوس ها، بچه ها هم دیگر را در آغوش میگرفتند و از هم حلالیّت می خواستند.
صحنه عجیبی بود مثل صحنه قبل از شب عملّیات دوران جنگ، بچه های آسایشگاه سه به هنگام خداحافظی با دوستان راهی سفر گریه می د و به خانواده هایشان سفارش و پیام می فرستادند ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه بعد از ظهر بود زمان حرکت اتوبوس ها آغاز شد ( سوم شهریور ۱۳۶۹) بود.
به هنگام عبور از شهر تکریت با کاروان اسرای آزاد شده عراقی رو به رو شدیم برای استقبال از آن ها تقریباً ۲۰۰ نفر آمده بودند. بیش تر شان مقوایی به دست گرفته بودند که نام اسیرشان روی آن نوشته شده بود.
بعضی از عراقی ها به ما دست تکان می دادند، بچّه ها خمیر دندان و مسواک و بعضی از چیزهایی که دم دستشان بود به طرف بچه های عراقی پرتاب می د. به همین علت تعداد افرادی که کنار اتوبوس های اسرای ایرانی می دویدند، زیادتر از استقبال کنندگان عراقی بودند.
تقریباً یک ساعت بعد از گذشتن از شهر تکریت، شهر کاظمین از دور دیده می شد ما با اشاره و دست بر محضر موسی کاظم(ع) عرض ارادت می کردیم. در طول راه عراقی ها همان خلق و خوی قبلی را داشتند یکی از آن ها اصلاً برخورد مناسبی با بچه ها نداشت سرانجام اتوبوس ها ساعت یک بامداد به مرز خسروی رسیدند،به محض این که نمایندگان صلیب سرخ ما را دیدند کار به اصطلاح تبادل و رهاسازی را آغاز د؛ نیروهای ایرانی و عراقی در دو ستون رویاروی هم ایستاده بودند، ما هنوز از اتوبوس پیاده نشده بودیم که پاسداران امت وارد اتوبوس شدند، وقتی پاسداران را دیدیم صلوات فرستادیم و آن زمان باورمان شد که واقعاً آزاد شده ایم. بر خاک این سرزمین ظلم ستیز بوسه زدیم و به شکرانه دیدار یاران نام آشنای عرصه ایمان اشک شوق بر گونه ها جاری ساختیم تا اثبات کنیم ما آزادگانی هستیم که (هیهات منّا الذّله) مولایمان حسین (ع) را در هر زمانی و هر مکانی برابر دیدگان داریم. « و ما النصر الا من عندالله» سوره انفال آیه ۱۰. نمایی از اردوگاه رمادی ۷ ع سربازان و درجه دار اردوگاه (رمادی ۷) اردوگاه اطفال مسئولین غذا درحال رفتن به داخل آشپزخانه برای گرفتن غذا، دراردوگاه رمادی ۷ ع عبدالله محمدی در اوا سال ۱۳۶۴؛ اردوگاه رمادی ع عبدالله محمدی در تاریخ ۲۶/۹/۱۳۶۶ در اردوگاه رمادی
ع عبدالله محمدی در سال ۱۳۶۹؛ اردوگاه تکریت ۱۷ کارت صلیب سرخ (اسرایی که نام آنها درل یست سازمان صلیب سرخ جهانی ثبت می شد یکی ازاین کارت ها را به او صادر می د) کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
ع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع لب و بوسه عاشقانه دختر و پسرع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های رمانتیک و عاشقانه زن و شوهریع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاتصاویر زیبای عاشقانه دختر و پسر کنار همع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های آغوش عاشقانه دختر و پسر کنار دریاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاعاشقانه ترین و رمانتیک ترین ع های پسر و دخترع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های پروفایل عاشقانه واتس اپ تلگرام لاین اینستاگرامع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاتصاویر رمانتیک و عاشقانه پروفایل اینستاگرامع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالاع های عاشقانه و رمانتیک دختر و پسر با کیفیت بالا
خبرگزاری بسیج: علی رضا فیضی یکی از اعضای جامعه معلولان، مشکل بیکاری را از دغدغه های این قشر می داند و در اقدامی اعتراض آمیز در مقابل دفتر ریاست جمهوری خواسته خود را در قالب این بنر به تصویر کشید.به گزارش خبرنگار استان تهران خبرگزاری بسیج؛ علی رضا فیضی از جوانان پرتلاش و فعالی است که با وجود مشکل معلولیت اما لحظه ای از کار و کوشش دست بر نمی دارد. علی رضا بسیار فعال و پرتلاش هم در زمینه کار برای امرار معاش خود و هم در بحث فرهنگی و اجتماعی است؛ او دبیر کانون معلولان سرای محله نفر آباد و مسئول امداد و نجات و همچنین پیک و بایگان پایگاه بسیج سید ال ء حوزه 357 شهرستان ری است.فیضی، تلاش زیادی می کند تا صدای جامعه معلولان را به گوش مسئولان برساند اما می گوید: ظاهرا گوش مسئولان از درد دل های ما پر است. هرچند که می دانست ک داتوری او برای انتخابات ریاست جمهوری شبیه طنز است، اما برای ا ینکه صدای جامعه معلولان را به مسئولان برساند در ساختمان وزارت کشور حضور پیدا کرده و ثبت نام کرد.او کانال تلگرامی با عنوان فعالیت های و حمایت از معلولان در ایران و @ali093068 را راه اندازی کرده است و می گوید: خیلی از مردم از اسم کانال من می ترسند در حالی که این کانال در زمینه حمایت از معلولان در حوزه سیاست و رساندن حرف های معلولان به گوش مسئولان کشورمان فعالیت می کند و من از مردم عزیز خواهش می کنم از این کانال نترسند و عضو این کانال بشوند و اعتراض معلولان را به گوش مسئولان برسانند.راه اندازی حلقه صالحین معلولان او اضافه می کند: من در حد و توان خودم با کامپیوتری که در خانه دارم در فضای مجازی در حوزه معلولان کار می کنم و فعالیت های زیادی برای حمایت از معلولان انجام می دهم و آنلاین هم هستم. در حوزه مقاومت 357 حلقه صالحین معلولان را راه اندازی اما مسئولان در این زمینه اطلاع رسانی خوبی نمی کنند اگر به معلولان توجه شود توانایی انجام کارهای زیادی را دارند؛ من هر چه تلاش می کنم قشر معلولان را دور هم جمع کنم نمی توانم چون حداقل برای برگزاری یک مراسم ویژه معلولان 500 هزار تومان بودجه نیاز دارم. مسئولان هم شاید فردا مثل من شوند!! فیضی، می افزاید: معلولان هم حق زندگی و سایرخدمات اجتماعی را دارند وضعیت اشتغال معلولان و مستمری بگیران اسفناک است و رئیس جمهور باید وضع معیشت معلولان را ساماندهی کند.او، با انتقاد از دریافت هزینه های بالای درمان، ویزیت، زیر میزی و ... از سوی برخی پزشکان؛ علت معلولیت خود را قصور پزشکی در تزریق اشتباه دارو می داند که باعث شد در سه ماهگی بخشی از مغز او آسیب ببیند و دچار ضایعه مغزی و معلولیت جسمی حرکتی شود. اما در عین حال اعتقاد دارد که از قدیم گفته اند به زیبایی ات نناز که به یک تب بند است؛ به مال خود نناز که به یک شب بند است؛ او ادامه می دهد: متاسفانه بعد از حادثه ز له کرمانشاه، تعداد دیگری از هموطنان به شمار افراد معلول در ایران اضافه شدند، معلولیت به همین سادگی براثر ز له، تصادف، سالمندی، بیماری و انواع سوانح و... اتفاق می افتد. وقتی ما از حقوق معلولان دفاع می کنیم، در اصل از حقوق انی هم که هنوز معلول نشده اند، دفاع می کنیم. شاید این تذکری باشد برای انی که فقط به خودشان فکر می کنند و به فکر این قشر مظلوم نیستند.وی افزود: در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۶«انوشیروان محسنی بندپی» معاون و رئیس سازمان بهزیستی کشور در نشست صمیمی با ن نایان و کم بینایان نخبه ضمن تقدیر از روحیه مطالبه گری این قشر، گفت: عزیزانِ ن نا و کم بینا از ظرفیت های بسیار ارزشمندی برخوردار هستند که ما به عنوان متولیان امور باید زمینه پیشرفت شان را فراهم آوریم. وی با اشاره به تلاش های صورت گرفته برای افزایش اشتغال معلولین، گفت: بحمدلله توانستیم سهم معلولین را در بودجه اشتغال به 900 میلیارد تومان افزایش داده و همچنین بیمه سهم کارفرمایی را با جدیت در دستور کار قرار دهیم.معاون توانبخشی سازمان بهزیستی هم گفت: حدود دو درصد جمعیت کشور شامل یک میلیون و ۳۰۰ هزار معلول نیازمند دریافت خدمات مختلف توانبخشی هستند. در مجموع۳۵ درصد از معلولان را ن و ۶۵ درصد را نیز مردان تشکیل می دهند.در مجلس شورای ی ها در آذرماه بودجه معلولان را اعلام می کند ت در حضور ی گفته بود مستمری بگیرهای بهزیستی وکمیته امداد را ۵درصد افزایش می دهند این درحالی است که هنوز این اتفاق نیفتاده است.وی تاکید کرد: معلولان به دلسوزی ی نیاز ندارند صدا و سیما فرهنگ سازی کند که مردم به ما بی احترامی و ترحم و دلسوزی نکنند. ما به جای دلسوزی های بی مورد و نفرت انگیز به شغل و مسکن نیاز داریم.مسئولان باید وظایفشان را در مقابل معلولان انجام بدهند، اگر انجام نمی دهند دلیلش بی کفایتی در قبال انجام وظایفشان است.حقوق های از ما بهتران علیرضا اطلاعات زیادی در زمینه های اجتماعی و ... دارد، او گریزی هم به حقوق های نجومی و حقوق مسئولان و مدیران می زند و می گوید: کشور اخیرا در سخنانی در تلویزیون اظهار داشت که حقوق 10 میلیون تومانی او کفاف مخارج زندگی اش را نمی دهد و کم می آورد! از آقای رحمانی فضلی می خواهم یک هفته بیاید خانه ما و مهمان ما باشد تا از نزدیک ببیند ما با 150 هزار تومان حقوق یارانه بهزیستی که آن را برای پرداخت حق بیمه ام کنار گذاشته ام و 400هزار تومان در آمد وا زدن کفش چطوری زندگی می کنیم.باشگاه پرسپولیس و استقلال یا معلولان مهم ترند؟این معلول جسمی حرکتی با انتقاد شدید از اظهارات نوبخت سخنگوی ت گفت: ت به جای اینکه بدهی باشگاه های پرسپولیس و استقلال را پرداخت کند برای معلولان مسکن و اشتغا ایی کند. درایران حقوق ان ومعاون های ت بیشتر از ده میلیون تومان است معلولان اگر ماهیانه یک میلیون تومان مستمری دریافت کنند دیگردغدغه ای برای هزینه های گفتار درمانی و کاردرمانی و هزینه های رفت و آمد و پرداخت حق بیمه های تامین اجتماعی را ندارند. قانون 3 درصد استخدام معلولان فراموش شده طبق قانونی که در مجلس شورای ی تصویب شده، معلولان حق زندگی برابر با سایر اقشار جامعه را دارند و دستگاه های اجرایی باید 3 درصد از ظرفیت استخدامی خود را به معلولین اختصاص دهند اما این قانون متاسفانه اجرا نمی شود. او اضافه می کند: معلولان هم مثل بقیه مردم حق زندگی دارند، ت می تواند کارهایی مانند بسته بندی مواد غذایی و کالاهای مختلف را به معلولان ذهنی بسپارد. اگرصداوسیما مثل کشورهای خارجی برای معلولان فرهنگ سازی می کرد و خیلی از ارگان های تی سهم ۳درصد استخدام معلولان را اجرا می د، بعد از چند سال هیچ معلولی دارای مشکل نبود؛ مقصر ت، سازمان بهزیستی و ارگان غیر تی هستند. آقای نوبخت سخنگوی ت از مجلس شورای ی خواست دیگر استخدام ها در ارگان های تی را قبول نکنند. آیا آقای نوبخت می داند سهم۳% معلولان در استخدام اداره های تی اجباری است؟ خیلی از وزارت خانه ها از سهم ۳%استخدام معلولان به اداره های تی و وزارت خانه ها استفاده نمی کنند.سوء استفاده کارفرمایان از استخدام معلولانعلیرضا با گلایه از « صاحبان مشاغل خود خواه» که به جای «نوع دوستی»، با افراد ناتوان و مددجو از وضعیت آنان سوء استفاده می کنند، می گوید: کارفرمایان از شرایط خاص ما سوء استفاده می کنند و حقوق کمی به افراد معلول پرداخت می کنند، کارهای زیادی در شرکت های مختلف انجام داده ام که به اندازه افراد سالم باید کار کنم اما حقوق 300 - 400 هزار تومان می دهند به همین خاطر تصمیم گرفتم خودم کارگر و کارفرمای خودم باشم تا اجازه ندهم هیچ احدی از موقعیت من برای سود خودش استفاده کند. بیمه ها به معلولان از کار افتادگی نمی دهنداو با انتقاد از سازمان تامین اجتماعی، می گوید: این سازمان، به مشاغل آزاد و افرادی مثل ما از کار افتادگی قبل از فوت را نمی دهد. بیمه هیچ امکاناتی به ما نمی دهد فقط معلولان را 12 درصد بیمه می کنند اگر روزگاری فوت کنم هیچ حقوقی به خانواده ام پرداخت نمی کنند، فقط پول دفترچه می گیرند تا بعد از 30 سال اگر بازنشست شدیم حقوق مستمری بگیریم. ابتدا می خواستم خودم را بیمه اجباری کنم اما چون معافیت پزشکی دارم قبول ن د.پاس کاری بین مسئولان او نگران آینده خود است و می گوید: مرگ و زندگی دست خداست شاید من با همین شرایط و وضعیت جسمانی موهایم سفید شود، مادرم هم بیمه پدر خودش است و من باید از الان به فکر آینده خودم باشم اما می خواهم مستقل باشم و روی پای خودم بایستم، نمی خواهم نیازمند و سربار ی باشم.چندین بار نیز برای به دست آوردن کار با سازمان بهزیستی، ریاست جمهوری، مجلس و فرمانداری مکاتبه کرده ام.اما مسئولان برایم کاری انجام نمی دهند و مرا پاس می دهند. روزی 40 هزار تومان برای فیزیو تراپی بالا بودن هزینه های توانبخشی از جمله فیزیوتراپی و گفتار درمانی از دیگر دغدغه های این جوان معلول است. او می گوید: برای بهبود مشکلات گردن و دستم هر روز باید فیزیوتراپی انجام دهم که برای هرجلسه ۴۰ هزار تومان باید پرداخت کنم، سازمان بهزیستی هم به این موضوع رسیدگی نمی کند. معلول به حمایت نیاز دارد نه صدقه!او از برخورد بسیاری از افراد جامعه با معلولان ناراحت است و می گوید: والدین باید به فرزندانشان یاد بدهند که افراد معلول را مس ه نکنند، مردم وقتی معلولان را می بینند، می ایستند و بر و بر به آنها نگاه می کنند این موضوع ما را ناراحت می کند.معلولان نیاز به کمک و رسیدگی دارند نه ترحم. گاهی اوقات به ما صدقه می دهند؛ معلول نیاز به صدقه ی ندارد ما نیاز به شغل، حمایت مسئولان و نگاه برابر با سایر اقشار جامعه داریم.مناسب سازی معابر و توجه به حمل و نقل عمومیفیضی از مسئولان می خواهد محیط شهر را برای معلولان مناسب سازی کنند، تا آنان به راحتی بتوانند در خیابان ها رفت و آمد کنند زیرا شرایط به گونه ای است که تردد برای معلولان در معابر سطح شهر مشکل است.او یکی از مشکلات اساسی جامعه معلولان و همچنین سالمندان را وجود سکوها در ایستگاه های اتوبوس و نیز قرار داشتن ایستگاه های خطوط بی آر تی وسط اتوبان ها اعلام کرده و می گوید: معلولان برای سوار شدن به اتوبوس های بی آر تی باید از عرض خیابان عبور کنند و یا باید از پله های هوایی تردد کنند که هر دوی اینها برای آنها مشکل است. برخی ایستگاه های اتوبوس هم به صورت سکو بوده و خیلی بالا هستند و سوار شدن معلولان به اتوبوس سخت است. همچنین با توجه به ازدحام جمعیت در ایستگاه های مترو باید یک واگن ویژه به افراد معلول و سالمند اختصاص دهند. به ساده ترین مشاغل هم راضی هستمفیضی در ارتباط با مشکل بیکاری اش می گوید: دلم خیلی خون است. 4 سال دنبال کار می گردم به هر دری می زنم به رویم بسته است خیلی اذیتم د. از رئیس جمهور بگیر تا لاریجانی رئیس مجلس، به همه مسئولان نامه و در خواست نوشتم اما گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است. از صدا و سیما خواستم صدایم را به گوش مسئولان برساند، اگر شما صدای من را شنیدید بقیه هم شنیدند. توقع زیادی ندارم، فقط کار می خواهم؛ خدماتی، نگهبانی، کمک دست مسئولان ادارات، نامه رسانی، بایگانی پرونده ها، هر چه در توانم باشد انجام می دهم. فقط بیمه شوم و طبق قوانین وزارت کار حقوق پرداخت کنند. خیلی جاها برای استخدام رفتم اما اغلب کارفرمایان از ما سوء استفاده می کنند و فکر می کنند ما ج و برج نداریم یا اینکه از کره ماه آمده ایم و طرز زندگی ما با بقیه مردم فرق می کند. حقوقی که تعیین کرده اند بسیار پایین بوده و یا بیمه نمی د و از وضعیت ما سوءاستفاده می کنند به همین خاطر حاضرم از صبح تا شب در خیابان ها بگردم و کفش وا بزنم اما در شرکتی که مثل برده به ما نگاه می کند کار نکنم. اگر از طریق کفاشی 100 هزار تومان درآمد ب کنم بهتر از این است که برای شرکت هایی کار کنم که به جای حقوق حداقلی وزارت کار نصف آن را پرداخت می کنند چون ما قشر مظلوم و ضعیف جامعه هستیم و صدایمان به جایی نمی رسد. هم سنگ معلولان را به می زند این جوان معلول با اشاره به پخش برنامه در شبکه فارسی در مورد مشکلات جامعه معلولان می گوید: در برنامه هشتک شما در شبکه فارسی درمورد توان بخشی معلولان در ایران بحث و گفتگو می شد و با هدف ت یب نظام ی با تعدادی از معلولان ایران مصاحبه کرده بودند این در حالی است که صدا و سیمای در ارتباط با معلولان کم رنگ و ضعیف ظاهر شده و شبکه های معاند به قصد تضعیف و ت یب ما اقدام به پخش چنین برنامه هایی می کنند. لذا مسئولان ما هم در ادارات مربوط و هم در صدا و سیما باید به گونه ای عمل کنند که غربی ها فکر آسیب رساندن به کشورمان را در سرشان راه ندهند.ثواب می کنی اگر این خبر را بنویسی!می گوید: پدرم باغبان بود؛ چون وقتی که او فوت کرد پدرش زنده بود حق ریشه او را ندادند و حق ریشه را به پدر بزرگم دادند. زمین های کشاورزی پشت خیابان کمیل تا میدان فرمانداری دست پدر من بود. اما بعد از فوت پدرم، پدر بزرگم حتی یک ریال هم به ما نداد. به او می گویم: این مطالب خصوصی و خانوادگی است، اگر چاپ کنم بعدا مشکل پیش می آید و روابطتان با پدر بزرگ شکر پنیر می شود؛ قهقهه ای از ته دل سر می دهد و می گوید: اتفاقا اگر این موضوع را منتشر کنید ثواب زیادی می کنید چون برخی از قوانین کشور ما ایراد دارد و باید اصلاح شود. از جمله این قانون که وقتی پدر فوت می کند تمام اموال او به جدش می رسد. بعد از فوت پدرم با اینکه خدا بیامرز کلی زحمت کشید و حق ریشه داشت، اما تا حالا با اینکه من یک فرد معلول و نیاز به حمایت دارم یک سر سوزن از این اموال به ما نداده اند.مشاوره ژنتیک؛ از اقدامات خوب بهزیستی استاین معلول جسمی حرکتی با اشاره به مشاوره هایی که بهزیستی قبل از ازدواج زوج های جوان انجام می دهد، می گوید: مشاوره ژنتیک یکی از طرح های بسیار مهم و خوب بهزیستی است که قبل از ازدواج زوج ها را م م به انجام مشاوره ژنتیک می کنند تا فرزندانی سالم در جامعه داشته باشیم. این کار به نفع همه است و حتی آمار طلاق را کاهش می هد.خانواده ها معلولان را از ازدواج منع نکنندچرا خانواده ها افراد معلول را سرکوب می کنند. معلولی که می خواهد ازدواج کند وبه او می گویند فرد سالم با سالم بودنش ازدواج کرده و کارش به طلاق انجامیده وای به حال توکه می خواهی ازدواج کنی شاید قسمت آن فرد سالم این باشه توی ازدواجش ش ت بخورد چرا خانوادها فکر می کنند آدم ها مثل هم هستند هرچه قسمت باشد اتفاق می افتد و صلاح خدا این است که معلولان بتوانند تشکیل زندگی بدهند.همان طور که معلولان می توانند در حوزه های فرهنگی و اجتماعی فعالیت کنند در حوزه سیاست هم می توانند فعالیت کنند و از مسئولان می خواهم به معلولانی که می خواهند درسیاست فعالیت کنند اجازه فعالیت بدهند.بی توجهی به تابلوها در اتوبوس و مترو مردم در مترو به علامت اولویت نشست با معلولان و سالمندان توجه نمی کنند و با هول دادن و فشار سوار می شوند و اجازه نمی دهند سالمندان، معلولان و افرادی که کودک به همراه دارند روی صندلی بنشینند حتی وقتی دیگران از برخی از آنها می خواهند بلند شوند تا معلولان بنشینند اظهار می کنند که اگر مشکل داری با تا ی رفت و آمد کن.... فیضی با گلایه از برخورد تند ان با او می گوید: رئیس جمهور دربرنامه تلویزیونی گفتگو بامردم گفت: اعتراض ها در چهارچوب قانون آزاد است اما چرا وقتی که من اعتراض ان در ریاست جمهوری به دنبال من افتادند و جلوی درب بهزیستی کشور ان نیروهای انتظامی مرا رد د؟او در پایان می گوید: همیشه خدا را شاکر و سپاسگزارم؛ اینکه من را معلول آفرید حتما خیری در آن هست؛ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣن را می ﺒﯿند ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﯾک ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﮕوید: ﺧﺪﺍ ﺭا ﺷﮑﺮ!! گفت و گو: علی اشرف خانلری
اس ام اس های جدید روز دخترع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانیخداوند ناز خود را در دختر تجلى کرد اى نازترین ناز خدا روزت مبارک
روز دختر بر همه دختراییییی گل ایرانی مبارررک باشه..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر جدیداز سمت چپ و راست تا شعاع صد کیلومتریت هر چی پسره فدات روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دخترروز عزیزای دل بابا داداشا هووی مامانا جیگر بچه محل ها عامل انحراف پسرا دخی منگولا جینگول مینگولا روز دختر خوشگلا مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس های تبریک روز دخترخداوند لبخند زد
دختر آفریده شد
لبخند خدا روزت مبارک
روز دخترای گل مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر جدید
من از تو گلبنی بهتر ندیدم / ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم
میان این همه گلهای عالم / گلی خوشبوتر از دختر ندیدم
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر ۹۳
روز دختر رو بهت تبریک میگم و امیدوارم سال دیگه مشمول این اس م اس نباشی و از ترشیدگی در بیای..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر ۹۳
خداوند لبخند زد و دختر آفریده شد
ولی خوب از اشکهای آقایان هم نمیشه به سادگی گذشت..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
دختری باش ک مردی ب اون نیاز داره
نه دختری ک ب مردی نیاز داره
این دو باهم متفاوتند
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
عرضی ندارم بانو
فقط یادت باشد امروز که دختری در آینده مادر دختر دیگری هستی و روزی می آید که مادر بزرگ میشوی
پس جدا از همه ی ناپاکیها تو پاک بمان
روز دختر این فرشته پاکیها ٬ زلالیها ٬ منبع عشق مبارک باد..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر جدید
پدرم میگه اونایی که دختر ندارن نصف عمرشون هدر رفته صبح دخترتو ببینی که با موهای ش ه و صدای گرفته که داد میزنه بابا نیاتو اتاق همه چیز یه پدره
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
بازم فصل فصل پاییز و موسم ترشی
چیه ؟ چرا چپ چپ نگاه می کنید ؟ من مگه حرفی از روز دختر زدم ؟ والا..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس های تبریک روز دختر
دختر چیست ؟
موجودیست که فقط شیطونیهاش به یه دنیا می ارزه..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس روز دختر
بزرگترین سرمایه دختر و زن مسلمان «حیا» است
که ثمره آن مهار و تضمین عفت او خواهد بود
( اکرم)
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس روز دختر جدید
جارو کشان خواهر خورشید هشتمم
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
سالروز میلاد خانم فاطمه معصومه(س)
و روز ملی دختر را به همه بانوان پاک و آسمانی تبریک عرض می کنم..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر جدید
دقت کردین؟
روز زن همه زن میشن روز دختر همه دختر
بابا تکلیف مارو مشخص کنین
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
روز دختر و زن و مادر و کلا جنس لطیف مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس روز دختر
دختری نباش که به مردی نیاز داره
دختری باش که مردی به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند
روز دختر مبارک..ع روز دختر و اس ام اس روز دختران ایرانی..اس ام اس تبریک روز دختر
دختران فرشتگانی هستند از آسمان
برای پر قلب ما با عشق بی پایان
این روز بر دختران دیروز و مادران امروز مبارک....اس ام اس تبریک روز دختر مبارک
روز دختر مبارک شوهر ک گیرتون نمیاد ددیگه به همین تبریکا دلتوونرو خوش کنید....اس ام اس تبریک روز دختر
امیدوارم مثل حنا با مسولیت
مثه کزت صبور
مثه ممول مهربون
مثه جودی شاد و سر زنده
و مثل سیندرلا خوشبخت باشی
روز دختر مبارک....اس ام اس تبریک روز دختر جدید
چرا روز دختر داریم ولی روز پسر نداریم؟
چون محض اطلاعتون پسر از وقتی میره نونوایی دیگه مرد میشه....اس ام اس تبریک روز دختر
روز دختر رو به همه ی یا اونایی که کچلن ولی گل سر میذارن تا لو نرن بوتا یا گونه کاشته ها دماغ عملی ها لنز رنگیا خط چشمیا شینیونیا مانیکوریا پدیکوریا ودر کلا همه اونایی که می کوبند از نو می سازند خجثطه باد....اس ام اس تبریک روز دختر
یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :
من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن....اس ام اس تبریک روز دختر
دو راه برای خانم شدن هست:
۱اینقدر درس بخونی تا خانم شی
۲ یه شوهر پیدا کنی....اس ام اس جدید تبریک روز دختر
روز دختر جوان
روز عشق بی کران
روز دختران
روز شادی دختران
بر دختران مبارک....اس ام اس تبریک روز دختر
برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم
برای ناز اون چ سخاوت هدیه میارم
یک دل پر امید و مهر ترانه ساز غصه ها
هدیه من به دخترم همون غریب بی ریا
دخترم روزت مبارک....اس ام اس تبریک روز دختر جدید
دختر جماعت به کل برتر است / ز جن تا پری از همه سر تر است
پسر سخت بیجا کند مرگ بید / که برتر ز دختر بیاید پدید....اس ام اس روز دختر
دختر روز نمی خواهد
کمی امنیت به او بدهید
تمام روز ها روز دختر می شود....اس ام اس تبریک روز دختر
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه
فرشتگان قدر به خانه ای در بهشت فرود آمدند اجتماع > اجتماعی - همشهری آنلاین:
آسایشگاه خیریه کهریزک نیز به عنوان خانه ای در بهشت، فرشتگانی را در خود جای داده که با فرشتگان آسمانی پیوندی نزدیک دارند؛ چون اغلب آنها افرادی بی آزار، مظلوم، رنج دیده و ضعیف و بیمار هستند. مراسم قدر امسال هم با حضور خیرین و نیکوکاران در محل آسایشگاه خیریه کهریزک، همراه سالمندان، معلولان و نان آسایشگاه برگزار شد.محمد رضا صوفی نژاد، مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک اظهار داشت: همه ساله در 19، 21 و 23 ماه مبارک رمضان، مراسم معنوی قدر با حضور حدود 400 نفر از نیکوکاران، همراه ضیافت افطار در کنار مددجویان، برگزار می شود.وی افزود: اینگونه مراسم فقط مختص ماه مبارک رمضان نیست بلکه چنین برنامه هایی در تمام مناسبت ها در طول سال از جمله تاسوعا و عاشورا ، عید قربان و ... برگزار می شود.باورهای اعتقادی، دین باوری، خدا باوری، مردم دوستی و دیگر خواهی 44 سال توانسته آسایشگاه خیریه کهریزک را خدمتگزار مددجویان و سالمندان نگهدارد.اینجا تعریف آسایشگاهی ندارد، اینجا مسجد نیست، اما قداست دارد، زیارتگاه نیست اما دسته های عزاداری در ماه محرم از اطراف و اکناف به اینجا می آیند و در کنار دلهای صاف و بی آلایش نان این مرکز عزاداری می کنند.باورهای ارزشی، خداباوری و دیگر خواهی در وجود ما ایرانی ها بوده و خدمت به همنوع یک وظیفه شخصی و خصوصی است. تک تک مجموعه و مردم به این باورها اعتقاد دارند و به همین دلیل آسایشگاه توانسته پا برجا بماند.مددجویان برای زندگی در اینجا هستند نه برای زنده ماندن؛ سعی کرده ایم با همت خیرین و همکاران خودمان شرایطی را فراهم کنیم که میل و رغبت به زندگی را درمددجویان افزایش دهیم تا آسایشگاه ایستگاه قبل از بهشت زهرا(س) نباشد و در همین راستا سفرهای زیارتی، کلاس های آموزشی و غیره برای آنان در نظر گرفته ایم.وی خاطر نشان کرد: آسایشگاه خیریه کهریزک اکنون به یک مرکز ملی و عزت نظام تبدیل شده است و سفیران و ان رفاه و امور اجتماعی و مسئولان کشورهای مختلف اروپایی و آسیایی در سفر به ایران از این مرکز بازدید می کنند و این مرکز، یک افتخار برای کشور محسوب می شود.خیر نیکو کار: خانه ام در آریاشهر را با خانه ای در آ ت معاوضه خیلی از مردم افسوس می خورند و می گویند: حیف از این همه زحمت که انسان می کشد و بعد از سال ها عذاب و کار و تلاش مال و ثروتی جمع می کند، اما همینکه می خواهد خوشی کند و بهره مال خودش را ببرد، باید خدا حافظی کند و تمام اموال خود را بگذارد و برود زیر وارها خاک.اینها را محمد شمیرانی می گوید و اضافه می کند: من بعد از سال ها کار و تلاش 120 متر مربع خانه در آریاشهر درست اما قبل از اینکه دستم از دنیا کوتاه شود خودم آن را فرستادم زیر یک وجب خاک. یعنی مثل مسافران هواپیمایی که و چمدان و بار آنها قبل از خودشان بارگیری و ارسال می شود، من هم خانه ای در دنیا ساختم و آن را برای آ تم تیپا .شمیرانی در مورد نحوه آشنایی اش با آسایشگاه خیریه کهریزک می گوید: یک روز که برای سفر حج به فرودگاه مهر آباد رفته بودم، یک باجه مربوط به دریافت کمک های مردمی برای سالمندان و معلولان کهریزک، در سالن فرودگاه قرار داشت، من مبلغی کمک نقدی پرداخت و متصدی باجه، قبض آن را به من تحویل داد، وقتی پشت قبض را مطالعه ، مطالبی روی آن نوشته شده بود که من را تکان داد و مسیر زندگی ام را تغییر داد. دیدم از این کانال می توانم نیت باطنی خودم را اجرا کنم. وقتی به مکه رفتم از خدا هیچ چیز برای خودم نخواستم؛ تنها حاجت من این بود که خداوند به من فرصتی عطا کند که بتوانم قدمی برای رفع حاجت نیازمندان بردارم. خداوند را شاکرم که این توفیق را به من عنایت فرمود و به من قدرتی داد که بتوانم از مادیات و اموال زندگی فانی دل م و آ ت خودم را بسازم.سه فرزند دارم که الحمدلله همه آنها را سر و سامان داده ام با این حال وقتی می خواستم از مال خودم برای خودم هزینه کنم، یکی از فرزندانم موافق این کار نبود، اما مخالفت هم نمی کرد و می گفت اگر من جای شما بودم این کار را نمی .یک روز همه خانواده را جمع و برای بازدید به آسایشگاه کهریزک آوردم، وقتی بچه ها شرایط و مددجویان این مرکز را از نزدیک دیدند، موقعی که به خانه برگشتیم، دیدم یکی از آنها که بیشتر از همه مخالف بود، از همه بیشتر اصرار داشت که نیت خودم را عملی کنم و از اینکه با آسایشگاه کهریزک آشنا شده بودند بسیار خوشحال بودند و اعلام د که ما هم راه شما را دنبال خواهیم کرد؛ همسرم خانم پروین معصومی هم در این راه بسیار مشوق من بود و به کمک و همراهی او بود که توانستم در این راه قدم بردارم و او بود که من را به جلو هل می داد و در انجام این کار به من سرعت بخشید.برق شادی و خوشحالی در چشمان آقای شمیرانی می درخشد و ادامه می دهد: خانه ای که به کهریزک هدیه ، شاید 700 میلیون تومان ارزش داشته باشد، اما ارزشمند تر از آن این است که من باقیات صالحاتی برای خودم ساخته ام که ثواب آن تا ابد برای من و خانواده ام نوشته می شود.وی با قدردانی از آقای مرادی معاون مشارکت های مردمی آسایشگاه خیریه کهریزک، خاطرنشان کرد: خوشبختانه شهرت آسایشگاه خیریه کهریزک جهانی است و امانت دار خوبی برای مردم هستند. بعد از اینکه سند خانه ام را به نام موسسه کهریزک انتقال دادم، این موسسه خانه را اجاره داده و از اجاره آن هزینه های آسایشگاه را تامین می کنند، علاوه بر آن ماهانه مبلغ 100 هزار تومان کمک نقدی به نام همسرم به آسایشگاه پرداخت می کنیم.وی اظهار می دارد: در دین مبین ، نیکی به دیگران بسیار تاکید شده است و حتی بیان شده که اگر هنگام تقسیم ارث همسایه یا اقوام شما در خانه بودند برای شاد آنها هم مقداری از سهم الارث خود را بین آنها تقسیم کنید؛ من هم وقتی خواهرم از دنیا رفت با اینکه از لحاظ شرعی و قانونی چون مادر آنها فوت کرده بود ارث به او تعلق نمی گرفت با این حال من از آنچه که مادرشان در قید حیات بود به او تعلق می گرفت بیشتر از آن به خواهر زاده هایم سهم الارث پرداخت .خداوند را هزار هزار بار شکر می کنم که این نعمت را به من عطا کرد تا بتوانم در زمان حیات خودم از اموال خودم در راه خیر هزینه کنم. اینها باعث رونق زندگی من شده و برکات آن را در زندگی ام مشاهده می کنم. خانه مان را به آسایشگاه هدیه کردیم؛ تا آ عمر بیمه درمان هستیم سال 57 وقتی همسر خانم ثریا گل محمدی از دنیا رفت، بعد از مدتی خانه را فروختند و سهم الارث بچه ها را تقسیم د تا هر یک پول آن را به زخم زندگی اش بزند و زندگی شان را سر و سامان بدهند. ثریا خانم و دخترش معصومه خانم میرزایی، پولشان را روی هم گذاشتند و خانه ای در شهرک اکباتان یدند؛ بعد از مدتی به این فکر افتادند که پدر از دنیا رفت، همه ما هم بالا ه روزی از دنیا خواهیم رفت، دنیا هم به هیچ اجازه جا خوش نمی دهد، این بود که تصمیم گرفتند خانه شان را به آسایشگاه کهریزک اهدا کنند تا بعد از مرگ، خیر و برکت آنها به افراد نیازمند تداوم داشته باشد.این مادر و دختر می گویند: سال 85 با کمک آقای مرادی معاون مشارکت های مردمی موسسه خیریه کهریزک مقدمات انتقال سند خانه را به نام آسایشگاه کهریزک فراهم کردیم. خوشبختانه هیچ یک از فرزندان و خواهران و برادران با این کار خداپسندانه مخالفت ن د و ما هم بسیار خوشحالیم که بعد از خداحافظی با دنیا خیرات و مبرات دائمی برای خودمان فراهم کرده ایم و در این راه از همه زحمات و تلاش های دست اندرکاران سپاسگزاریم.آنها اظهار داشتند: ما خانه را به آسایشگاه کهریزک اهدا کرده ایم و سند آن هم به طور رسمی به نام آسایشگاه ثبت شده است، اما تا زمانی که در قید حیات هستیم خانه در اختیار خودمان است و از مسئولان آسایشگاه تشکر می کنیم که در این مدت کارهای تعمیرات، خدمات، ایجاد حفاظ، نصب تو فرنگی و خیلی از کارهای خانه را برای ما انجام داده اند و در این مدت فقط زحمت ما بر دوش موسسه خیریه کهریزک بوده است.خانم میرزایی با قدردانی از معاون مشارکتها، اظهار می دارد: کاری که ما کرده ایم، در مقابل خدماتی که آسایشگاه کهریزک در طول این سال ها به مادرم ارائه کرده بسیار ناچیز است، آقای مرادی در طول این سال ها داروهای مادر را تهیه کرده و برای ما به خانه آورده اند. همچنین ماهانه مبلغ 450 هزار تومان کمک هزینه زندگی به مادرم پرداخت می کنند. ما جز خوبی هیچ چیز از مسئولان موسسه خیریه کهریزک ندیدیم، ما از آنها راضی هستیم خدا هم از آنها راضی باشد.حضور گروه های مختلف خیرین در احیاءمحسن پزشکی، مدیر روابط عمومی آسایشگاه خیریه کهریزک، با اشاره به محدودیت محل برگزاری مراسم در آسایشگاه، اظهار داشت: در طول قدر تلاش کرده ایم هر شب از طریق حوزه مشارکت های مردمی موسسه خیریه کهریزک تعداد محدودی از خیل عظیم گروه های مختلف خیرین و نیکوکاران از جمله همیاران فرهنگی، خیرین زیارت و سیاحت و خیرین اهدای ملک، زمین یا سهام به آسایشگاه را دعوت کنیم تا ضمن ضیافت افطاری، مراسم عزاداری و شب احیاء را در کنار مددجویان باشند تا امید به زندگی را در آنها افزایش دهیم و با حضور در کنار آنها، شرایط زندگی در کانون خانواده را برای آنها تداعی کنیم.آنان که انفاق می کنند مانند دانه ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشدحجت ال والمسلمین قیاسی، مشاور فرهنگی مدیر آسایشگاه موسسه خیریه کهریزک، با اشاره به آیه 261 سوره بقره، گفت: «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»«مثل آنان که ان را در راه خدا انفاق می کنند به مانند دانه ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از این مقدار نیز برای هر که خواهد بیفزاید، و خدا را رحمت بی منتهاست و (به همه چیز) داناست.»وی افزود: با توجه به اینکه این ایام متعلق به بزرگترین انفاق کننده در زمان حیات خود، یعنی مولی الموحدین المومنین، علی (ع) است، که در تمام حیات خود نیکی ، خدمت به مستمندان را سر لوحه کار خویش قرار داده بود؛ این نیکوکاران با پیروی از منش و روش این همام، اقدام عملی در اثبات ارادت داشتند.وی افزود: در سوره مبارکه بقره، همچنین وعده داده شده است که هرگونه نیکی که برای خویش از پیش فرستید آن را نزد خداوند باز خواهید یافت. خداوند به آنچه می کنید بیناست.
رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان ضمن اعلام بهبود کیفی خدمات ارائه شده به معلولان، از کاهش کمیت این خدمات از سوی بهزیستی انتقاد کرد و در عین حال گفت: برخلاف اطلاع رسانی های صورت گرفته، مستمری تمام معلولان به سه برابر افزایش نیافته است.جمهوریت؛ علی همت محمودنژاد در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به افزایش کیفیت خدمات بهزیستی به معلولان افزود: خدمات ارائه شده بهزیستی به معلولان در سال های اخیر رشد کیفی خوبی داشته است. بسیاری از این خدمات پایه های علمی پیدا کرده اند. همچنین بخشی از قوانین دست و پا گیر مربوط به معلولان حذف شده و باعث بهبود در ارائه خدمات به آنها شده است، این در حالی است که به موازات افزایش کیفیت خدمات، کمیت آن کاهش یافته است. ردیف بودجه ای که با پول جیب معلولان پُر می شود وی با بیان اینکه کاهش کمیت خدمات بهزیستی به معلولان، کیفیت آن را زیر سوال برده است، توضیح داد: براساس اصول برنامه چهارم، پنجم و ششم توسعه تمام نهادهای اجتماعی مانند بهزیستی و کمیته امداد نباید در ارائه خدمات خودشان با ری بودجه روبه رو باشند این در حالی است که هزینه های مراکز تی و غیر تی وابسته به بهزیستی دو تا سه برابر بودجه ای است مراکز از این سازمان دریافت می کنند. رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان با بیان اینکه نگهداری این مراکز و ارائه خدمات به مددجویان آنها سالیانه مبالغ بسیار بیشتری نسبت به بودجه شان است، اظهار کرد: هزینه مابقی خدمات ارائه شده که در ردیف بودجه ای کشور پیش بینی نشده است، از جیب خود معلولان پرداخت می شود. این بودجه حتی پرداخت کننده بخش کوچکی از خدمات آموزش و توان بخشی معلولان هم نیست. محمودنژاد در ادامه تناسب بین بودجه معاونت توانبخشی بهزیستی نسبت به افراد تحت پوشش آن را ضعیف ارزی کرد و ادامه داد: این معاونت بیش از یک میلیون و 370 هزار معلول را تحت پوشش دارد. این در حالی است که سایر معاونت های بهزیستی حداکثر 90 هزار نفر را تحت پوشش دارند. با این وجود بودجه ای که در اختیار این معاونت قرار گرفته است، نسبت به سایر معاونت ها بیشتر نیست. وی با تاکید بر اینکه رییس سازمان بهزیستی باید علت بی توجهی به هزینه های بالای معلولان و تخصیص بودجه کمتر به این بخش را جویا شود، تصریح کرد: یکی از علل کمبود بودجه این بخش این است که سازمان بهزیستی یکی از زیرمجموعه های وزارت رفاه قرار دارد، در حالی که اگر می توانست تحت عنوان یکی از معاونت های ریاست جمهوری، فعالیت کند، مشکلات آن کاهش می یافت. رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان در ادامه با اشاره به اهمیت و نقش سازمان بهزیستی در رسیدگی به امور اقشار آسیب پذیر جامعه نظیر معلولان، ک ن بی س رست و ک ن کار و خیابان، ن س رست خانوار و... تاکید کرد: در حال حاضر برای حفاظت از محیط زیست به عنوان یکی از ارکان اساسی زندگی انسان، معاونت جداگانه ای در ریاست جمهوری وجود دارد تا از مداخلات و تعرض انسان به محیط زیست جلوگیری شود، اما سازمان بهزیستی با وجود وظایف سنگینی که دارد، هنوز نتوانسته تبدیل به یک معاونت در ریاست جمهوری شود. معلولان در حجم بالای وظایف وزارت رفاه گُم شده اند محمودنژاد در ادامه با بیان اینکه معضلات و دغدغه های سازمان بهزیستی تحت الشعاع مسائل وزارت رفاه قرار دارد، تشریح کرد: به عنوان فردی که سال هاست در حوزه معلولان مشغول فعالیت مدنی هستم، فکر می کنم ج سازمان بهزیستی از وزارت رفا و تبدیل آن به یک معاونت مستقل بخشی از مشکلات آن را حل خواهد کرد. همانقدر که مسوولیت و رسیدگی به سازمان تامین اجتماعی، معتادان و... بر دوش وزارت رفاه قرار داده شده، به همان نسبت معلولان در حجم بالای وظایف وزارت رفاه گم شده اند. وی با بیان این پیشنهاد که وزارت رفاه با حضور در جمع نخبگان معلول به نقدهای آنان گوش دهد، اظهار کرد: نخبگان معلول بیش از هر گروه دیگری از وضعیت معلولان باخبر هستند. رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان با اشاره به پیشرفت های کیفی خدمات ارائه شده به معلولان تصریح کرد: رشد کیفیت مراکز علمی و تشخیص معلولیت (icf) و استفاده از طبقه بندی بین المللی معلولیت ها، از جمله این موارد هستند، تجهیزات توانبخشی نیز در حال حاضر از نوع مرغوب و با کیفیت تهیه شده اند، اما مساله این است که این تجهیزات به اندازه ای نیست که به همه برسد. محمودنژاد در ادامه با انتقاد از اخباری که به افزایش سه برابری مستمری معلولان اشاره می کند، توضیح داد: در ابتدای ت یازدهم مستمری معلولان 53 هزار تومان بوده است. در حال حاضر این رقم تغییری نکرده، تنها حذف یارانه د های بالا باعث شده است به ن س رست خانوار تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی برای هر نفر 90 هزار تومان یارانه بیشتر پرداخت شود، این بدان معناست که برای همه معلولان این افزایش اتفاق نیفتاده است. وی با بیان اینکه این افزایش در مقایسه با تورم 5 سال گذشته متناسب نبوده است، گفت: در برنامه چهارم توسعه مشخص شده مستمری، مستمری بگیران ت مانند کمیته امداد، خانواده ، از کارافتادگان، معلولان نباید از 30 درصد حقوق پایه، کمتر باشد. در حال حاضر حقوق پایه در کشور در حدود 900 هزار تومان است که با افزایش حق اولاد، مسکن و سایر مزایا به چیزی حدود یک میلیون و 350 هزار تومان می رسد. 30 درصد از این رقم در حدود 390 تا 400 هزار تومان خواهد بود. بنابراین مستمری معلولان نه تنها افزایش نیافته، بلکه نسبت به قوانین توسعه کشور نیز عقب افتاده است. بخش زیادی از بودجه کشور صرف اموری می شود که قابل پیشگیری است رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان با اشاره به اهمیت پیشگیری از معلولیت ها در جامعه اظهار کرد: هزینه اشتغال، مسکن، پرستاری، آموزش و... معلولان در حدی بالاست که اگر به جای این هزینه ها آن را صرف پیشگیری از حقوق معلولیت می کردیم این مشکلات اساسا ایجاد نمی شدند. عملکرد وزارت بهداشت در زمینه پیشگیری از معلولیت ها قابل قبول نیست. در حال حاضر خانواده هایی در کشور وجود دارند که 8 فرزند معلول دارند. چه ی در این زمینه پاسخگوست؟. محمودنژاد با انتقاد از سازوکارهای ناقص در پیشگیری از معلولیت ها اضافه کرد: آیا نباید قوانین قضایی وجود داشته باشد که از تولد فرزند چهارم خانواده هایی که سه فرزند معلول دارند جلوگیری کنند؟ بخش زیادی از بودجه کشور صرف اموری می شود که قابل پیشگیری است. وی حداکثر هزینه برای آزمایش خون، تست ژنتیک و غربالگری، ارائه خدمات بهداشتی به مادران برای تولد یک فرزند سالم و جلوگیری از معلولیت را بین 5 تا 10 میلیون تومان عنوان کرد و گفت: این در حالی است که یک معلول بعد از تولد تا پایان عمر بیش از 200 میلیون هزینه روی دست ت می گذارد؛ اگر این هزینه اندک برای پیشگیری انجام می شد، دیگر معلولی در کشور متولد نمی شد. افزایش 10 درصدی بودجه سال 97 کاری از پیش نخواهد برد رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان در ادامه با بیان اینکه مشکلات معلولان سال هاست بدون تغییر و بهبود در جامعه ادامه پیدا کرده است توضیح داد: حل مشکل معلولان جز اقدام شجاعانه از سوی وزارت رفاه امکانپذیر نیست. بودجه سال 97 نیز همچون سنوات گذشته با افزایش 10 درصدی، کاری از پیش نخواهد برد و همان وضعیت گذشته بازتولید می شود. محمودنژاد در ادامه اظهار کرد: نهادهای مدنی باید آنقدر مطالباتشان را مطرح کنند تا آویزه گوش سازمان های تی شود و مسوولان یک بار برای همیشه، مشکلات معلولان را جدی بگیرند. کوتاهی کمیسیون اصل 90 و تلفیق در قبال معلولان وی با اشاره به دلایل بازتولید مشکلات معلولان اظهار کرد: مشکل نخست به کمیسیون اصل 90 مجلس برمی گردد. این کمیسیون در رسیدگی و نظارت بر اجرای قوانین معلولان کوتاهی می کند و عمده تمرکز خود را بر مشکلات شاخص تری همچون فوتبال متمرکز کرده است. آیا کمیسیون اصل 90 تا به حال ی را درباره مسائل و مشکلات معلولان به مجلس فراخوانده است؟. رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان در ادامه تصریح کرد: مساله دیگر نیز به کمیسیون تلفیق مجلس برمی گردد. این کمیسیون با وجوداینکه در کشور بودجه برای حل معضل معلولان وجود دارد، بودجه قانونی و مصوب برنامه های توسعه را به آنها اختصاص نمی دهد. لایحه حمایت از حقوق معلولان، دستاویزی در دست نمایندگان مجلس 5 سال برای رسیدگی به یک لایحه کافی نیست؟ محمودنژاد با اشاره به لایحه حمایت از حقوق معلولان به تشریح وضعیت فعلی آن در مجلس پرداخت و گفت: برای نوشته شدن این لایحه بیش از 150 جلسه مختلف با بهزیستی، مجلس شورای ی، مرکز پژوهش های مجلس، وزارت رفاه و... برگزار شده است. بعد از اینکه لایحه تهیه شد، ایرادات شورای نگهبان، ایرادات حقوقی بهزیستی و کمیسیون های اجتماعی و بهداشت مجلس را برطرف کرده، حتی رییس کمیسیون ویژه مجلس نیز در آ ین جلسه 4، 5 ساعته ای که با او داشته ام قول داد که لایحه در مجلس هرچه سریع تر به سرانجام برسد، اما به نظر می رسد این لایحه دستاویزی شده تا نمایندگان بگویند در حال رسیدگی به وضعیت معلولان هستند. وی با انتقاد از اینکه آیا 5 سال برای رسیدگی به یک لایحه کافی نیست؟ گفت: همایون هاشمی، رییس فرا یون حمایت از حقوق معلولان قول داده بود این لایحه با مذاکره با نمایندگان هرچه سریع تر تصویب شود، آیا شایسته نبود همزمان با روز جهانی معلولان، نمایندگان مجلس این لایحه را تصویب می د؟. رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان در ادامه تصریح کرد: اگر این لایحه مربوط به پرستاران به دلیل نقش آنان در نظام سلامت، معلمان به دلیل نقش شان در نظام آموزشی و... بود، هرچه سریع تر به مسائل آنان رسیدگی می شد. مساله این است که ترک کار اقشار مختلف باعث می شود، آنها از این نقش به عنوان اهرم قدرت استفاده کنند در حالی که معلولان حتی جایی در نظام اشتغال کشور هم ندارند. آنها به عنوان یک نیروی کار تولیدی جدی گرفته نمی شوند و اشتغال آنها مدنظر ی نیست، به همین دلیل هم بازوی اجرایی لازم برای پیگیری مطالباتشان را ندارند. محمودنژاد در پایان با ابراز امیدواری از تعیین تکلیف این لایحه به عنوان گامی در بهبود کیفیت زندگی معلولان گفت: امیدواریم مسوولان وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی با حضور در مجلس، درخصوص عملکرد خود در قبال معلولان پاسخگو باشند.
فکر می کردیم تا ابد دفن شده ایمreviewed by on aug 20rating: بیژن چهارمحالی یکی از آزادگان خوزستانی است که در آستانه سالروز بازگشت آزادگان مهمان ایسنای خوزستان بود.چهارمحالی درباره روزهای قبل از جنگ گفت: وقتی جنگ شروع شد کم سن و سال بودم و در مدرسه فتح شوشتر درس می خواندم، شور و شوقی میان بچه ها برای جنگیدن وجود داشت. اکنون برخی می گویند با این جوانان که می بینیم اگر دوباره جنگ شود، این جوانان به دفاع از کشور نمی روند اما من چنین اعتقادی ندارم. معتقدم اگر خدای ناکرده دوباره جنگی شود همین جوانان به دفاع از کشور می روند.وی افزود: سال ۶۱ اولین باری بود که در جبهه رفتم که مصادف با عملیات بیت المقدس بود و مشهر هنوز در عراقی ها قرار داشت. یک جایی بود که به آن انرژی اتمی می گفتند و روبری شادگان قرار داشت. این محل مرکز تیپ حضرت رسول بود و فرمانده آن حاج احمد متوسلیان بود و من ایشان را دیدم. در زمان فتح مشهر در جبهه بودم.این جانباز خوزستانی بیان کرد: زمان جنگ تحمیلی فقط آدم های حزب الهی در جبهه نبودند نباید اغراق کنیم و بگوئیم تمام آدم های جنگ حزب الهی بودند. البته اکثر آن ها این طور بودند اما رزمندگان زیادی هم داشتیم که جنگجو بودند و خیلی هم مذهبی نبودند. بعد از عملیات بیت المقدس، (ره) دستور دادند که دیگر شرط رضایت پدر و مادر مطرح نباشد. با صدور این دستور خیل عظیمی از نوجوانان به جبهه رفتند و در عملیات والفجر مقدماتی شرکت د.چهارمحالی ادامه داد: عملیات والفجر مقدماتی لو رفت و در این عملیات خیلی تلفات دادیم و بچه های ما اسیر یا شهید شدند. ۱۴ سال داشتم که در زمان عملیات بیت المقدس به جبهه رفتم و در این عملیات شرکت . در زمان عملیات فتح المبین به دو کوهه منتقل شدم. دو کوهه جای بسیار عجیبی است و برای اولین بار حاج احمد متوسلیان را آن جا دیدم. یادی از حاج احمد متوسلیانوی بیان کرد: حاج احمد آدم عجیب و با صفات عجیبی بود. نسبت به ها بسیار مهربان و نسبت به فرماندهان زیردست خود بسیار قاطع رفتار می د. و حتی اشک فرماندهان را در می آوردند. بالا ه برای عملیات بیت المقدس آماده شدیم مرحله اول را پشت سر گذاشتیم که در این مرحله بچه های ما برای بازپس گیری جاده اهواز – مشهر به عراقی ها حمله د. چون این منطقه یک دشت صاف و هموار بود و عراقی ها پشت خاکریزها پناه گرفته بودند همین طور بچه های ما را به رگبار بستند در آن جا خیلی تلفات دادیم.این آزاده خوزستانی ادامه داد: به گونه ای به رگبار می بستند که حتی نمی توانستیم سر، بلند کنیم. در این مرحله عملیات یکی از همشهریان من پایش تیر خورد و مجروح شده بود. در این بحبوحه که نزدیک بود اسیر شوم و زیر آتش رگبار بودیم، وقتی می خواستم منطقه را ترک کنم این رزمنده مجروح به من گفت”تو می خواهی ترکم کنی و من را تنها بگذاری بروی.” در آن شرایط همه در حال عقب نشینی بودند. من هم جثه کوچکی داشتم و جثه این رزمنده از من خیلی بزرگ تر بود.اسلحه ای که بعدها دردسرساز شدچهارمحالی افزود: در این شرایط فردی آمد و اسلحه من را قرض گرفت و من هم اسلحه ام را به او دادم که البته بچکی و این مسئله بعدها برای من خیلی بد تمام شد. به هر حال آن رزمنده مجروح را روی دوشم گذاشتم و عقب نشینی کردیم. در مسیر عقب نشینی همچنان زیر آتش رگبار عراقی ها بودیم حدود ۵۰۰ متر که این رزمنده را به عقب بردم گفتم دیگر نمی توانم و خسته شدم. هوا هم بسیار گرم بود به آن رزمنده گفتم می روم کمک بیاورم. عقب تر که رفتم نیروهای کمکی رسیدند و آن مجروح را نیز منتقل د.وی ادامه داد: اما در این عملیات یک مشکلی برای من ایجاد شد. اسلحه ام گم شد و هر کجا دنبال آن گشتم پیدا نمی شد. جهرمی در آن زمان فرمانده من بود که رفتار بسیار خشنی داشت چرا که فرمانده زیردست حاج احمد متوسلیان بود. آدم شجاع و عجیبی و فرمانده گردان ت یب بود و من هم در آن گردان بودم. جعفری وقتی فهمید اسلحه ام را به فرد دیگری دادم به من گفت: “غلط کرده ای که اسلحه ات را داده ای. اسلحه تو ت است و برای چه گذاشتی اسلحه ات را ببرند؟”این رزمنده خوزستانی افزود: به من گفت “اسلحه تو واجب تر از خطر شهادت دیگری است” و هر چقدر من پاسخ می دادم در نهایت گفت به من پایان مأموریت و عملیات نمی دهد و باید همین جا بمانم. من هم که کم سن و سال و بچه بودم از این حرف فرمانده ناراحت شدم. تمام انبارها را برای پیدا اسلحه ام گشتم و خیلی اذیت شدم و حتی به گفتم “تو نگران اسلحه من هستی؟ من به جای کلاشینکف برای تو تیربار می آورم، خوبه؟”خوشحالی زیاد از شنید شایعه شهادت فرمانده خشنچهارمحالی ادامه داد: این حرف را که به فرمانده زدم انگار به او داده بودم خیلی عصبانی شد و گفت “مگر می خواهی ارث و مال پدرت را بدهی؟ این خون ملت است و خون این رزمنده ریخته شده است، برو و اسلحه ات را پیدا کن” وقتی که شایعه شهادت فرمانده را شنیدم خیلی خوشحال شدم اما فرمانده شهید نشده بود.بازگشت دوباره با والفجروی بیان کرد: پس از آن از جبهه برگشتم و یک کلاس درس خواندم. دوره دوم راهنمایی را گذراندم. در کلاس سوم راهنمایی نشسته بودم که دوباره شور جبهه به سرم زد و با آن همه دردسر باز به جبهه برگشتم و به خاطر همان مشکل اسلحه ام حتی گریه . عملیات والفجر بود که باز وارد جنگ شدم.بیژن چهارمحالی نیز با اشاره به پایمردی و شجاعت رزمندگان گفت: احساس می شود باید تلاش بیشتری صورت بگیرد تا خاطرات این شجاعت ها و پایمردی ها به نسل فعلی برسد. که متأسفانه اکنون این کار انجام نمی شود و کم لطفی و کوتاهی زیادی شده که الان وضعیت این است. در عملیات والفجر مقدماتی قرار بود شهر العماره تسخیر شود جدا از لو رفتن این عملیات، والفجر مقدماتی پرمانع ترین عملیات جنگ بود.لو رفتن عملیاتی به قیمت ۹ سال اسارتوی ادامه داد: از زمان همین عملیات بود که دوباره به جبهه برگشتم دو گردان از شوشتر به نام های گردان ابوالفضل و گردان شرافت برای شرکت در این عملیات اعزام شدند. ۱۸ بهمن ماه سال ۶۱ گردان ابوالفضل عملیات کرد که مقر آن جنگل امقر نزدیک به منطقه شیب میسان عراق بود.این جانباز خوزستانی افزود: آن شب حدود ساعت ۲:۳۰ که حرکت کردیم به خاطر تجربه شرکت در عملیات بیت المقدس احساس این عملیات در واقع عملیات نیست. نزدیک ۳ یا ۴ کانال، سیم خاردار و مین و موانع دیگر در مسیر ما گذاشته بودند. بالا ه در آن شب به هر شکلی شده، مانع بزرگ یا همان کانال دوم را پشت سر گذاشتیم. حوالی ۱۰ صبح بود که دیدیم جنگ دارد به ح تن به تن کشیده می شود. خیلی از بچه ها شهید شدند و عراقی ها در روشنایی هوا بچه های را با دوشکا می زدند.چهارمحالی ادامه داد: از فرمانده گردان که تکلیف را جویا شدیم گفت که تا دستور ندهند عقب نشینی نمی کنم. موقعی به عقب برگشتیم که متأسفانه خیلی دیر شده بود. در حال عقب نشینی بودم که موج انفجار مرا پرتاب کرد و تیر خوردم. کمی که حالم سرجا آمد دوباره بلند شدم و دیدم که دستم رها شد، ترکش به دستم خورده بود و به درون کانالی سقوط که پر از اجساد ی ما بود.وی افزود: ده دقیقه طول نکشید که عراقی ها بالای سرم رسیدند، و یک سرباز عراقی مدام از من می خواست تا بلند شوم که به دلیل جراحت های شدیدم نمی توانستم بلند شوم. این سرباز هم که آدم بدی نبود دستم را گرفت و روی شانه اش گذاشت و بعد مرا عقب برد، یک سرباز سودانی هیکلی که جثه بزرگی داشت این صحنه را که دید گلنگدن تفنگ خود را کشید تا مرا بزند که این سرباز عراقی با او درگیر شد، بالا ه با تمام این جراحت ها و آسیب های شدید جان سالم به در بردم.تکرار حکایت اسرای شام ۱۴۰۰ سال پس از عاشوراوی ادامه داد: مرا به اتاق فرماندهی منتقل د. آن جا پرسیدند “تو چرا به جبهه آمدی، سن کمی داری و نباید به جبهه می آمدی”. بعد از آن دست مجروحم که ش ته بود را از پشت و کنار کمرم به دست دیگرم که از بالای کتفم رده کرده بودند بستند. به شکلی که داشتم خفه می شدم. با اسرای مجروح دیگر هم همینطور رفتار می د و ما به درون ماشین پرتاب د.این جانباز خوزستان ادامه داد: عراقی ها مانند داستان اسرای شام ما را در خیابان های العماره چرخاندند متأسفانه مردم این شهر نیز ما را با سنگ، چوب و هرچه به دستشان می رسید می زدند. دشنام می دادند و حتی ن آن جا می یدند. وضع بسیار بدی بود. پس از آن به درون اتاقکی در یک مدرسه منتقل شدیم.چهارمحالی بیان کرد: اسرا و رزمندگان دو عملیات آدم های خیلی محکمی بودند یکی عملیات والفجر که بچه های این عملیات خیلی حزب الهی و سرسخت بودند و دیگری عملیات خیبر که بچه های آن به سرسختی معروف هستند. خلاصه نزدیک ۶۰، ۷۰ اسیر مجروح بودیم که همه ما را در یک اتاقک کوچک نگه داشتند یکی از اسرا که تیر به ناحیه حساسی از بدن او خورده بود تا صبح داد کشید و در آ در بی توجهی عراقی ها شهید شد.وی ادامه داد: پس از آن به بیمارستان نظامی الرشید بغداد که در واقع بیشتر یک قصاب خانه بود منتقل شدیم. بعد از آن نیز ما را به اردوگاه عنبر در حوالی شهر رمادی استان الانبار انتقال دادند. دو سال در این اردوگاه سپری کردیم و در این مدت اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری در آن جا افتاد.چهارمحالی بیان کرد: در اردوگاه عنبر یکی از آیشگاه ها را به بیمارستان تبدیل کرده بودند. این اردوگاه از ۳ قاطع (بلوک) تشکیل شده و هر قاطع دارای ۶ آسایشگاه بود. قاطع مجموعه ساختمانی ۲ طبقه است که طبقه پایین ۲ آسایشگاه و طبقه بالای دارای ۴ آسایشگاه است. یک قاطع مخصوص ها، یک قاطع مخصوص سربازان و یک قاطع نیز مخصوص افسران رده بالای ایرانی بود. البته ۴ امدادگر زن ایرانی نیز به فاصله دوری از آسایشگاه مردان در این اردوگاه اسیر بودند.حمله های عنبر به خبرنگاران صدا و سیمای عراقوی ادامه داد: یک سال از روزی که به ارودگاه عنبر وارد شده بودم می گذشت سال ۶۳ و حوالی بهمن ماه بود. صدا و سیمای عراق برای با اه تبلیغاتی و برای سوءاستفاده از اسراء با دوربین ها ماشین و تجهیزات و بساط مجهز خود به اردوگاه عنبر آمدند. عصر بود که تعدادی از عوامل صدا و سیما عراق رسیدند و آن روز برخلاف سایر روزهای عادی عراقی ها فراموش کرده بودند درب های آسایشگاه را روی اسرا ببندند و قفل کنند.این آزاده خوزستانی افزود: نیروهای صدا و سیما عراق به جای اینکه پیش قاطع سربازان یا افسران بروند، دقیقاً ماشین خود را جلوی قاطع ها و آسایشگاه شماره ۱۱ پارک د. آن موقع سلول من در آسایشگاه شماره ۱۵ بودم که طبقه بالای آسایشگاه شماره ۱۱ قرار داشت. خلاصه عوامل صدا و سیمای عراق در کنار ماشین خود یک میز شطرنج گذاشتند تا اسرا را به پای این میز بکشانند و با آن ها شطرنج بازی کنند و بگویند که وضع اسرای ایرانی خیلی خوب است و راحت هستند.چهارمحالی ادامه داد: در واقع صدا و سیمای عراق بی احتیاطی کرد که سمت ها آمدند، برای برداری یک دیواره نصب و دوربین ها و تجهیزات خود را هم آماده د. یکی از اسرا که یک دسته تی در دستانش نگه داشته بود، قصد داشت برود و آدم هایی را که از صدا و سیمای عراق آمده بودند را بزند که بچه ها جلوی او را گرفتند. بچه های آسایشگاه ما خیلی حزب الهی بودند.وی افزود: آن موقع به ما خمیر ریش می دادند و مجبورمان می د ریش خود را بزنیم. یک کاسه پر از خمیر ریش روی لبه دیواره آسایشگاه ما بود یکی از اسرا یک ضربه کوچک به آن زد و خمیر ریش روی سر خبرنگار صدا و سیمای عراق ریخت. همین که خبرنگار عراقی خواست سرش را بالا بیاورد تا ببیند این بلا از کجا نازل شده، قالب های بزرگ صابون بود که روی سر و بدنش پرتاب می شد، حمله شروع شد.وقتی ها سرگرد عراقی را زدنداین آزاده خوزستانی ادامه داد: حتی اسرا جاکفشی آهنی بزرگ آسایشگاه را از بالا به سمت نیروهای صدا و سیمای عراق پرت د. یکی از سرگردهای عراقی که انصافاً آدم خوبی هم بود، از آن جا رد می شد که بچه ها قالب صابون را به کمر این سرگرد مملکت زدند و سرگرد بیچاره پا به فرار گذاشت. از آن طرف دوربین ها و تجهیزات صدا و سیمای عراق هم ش ته و خورد شده بود. یکی از اسرا می گفت “نفت! نفت بیاورید!” دیگری می گفت “بنزین؟ ی ندارد؟” خلاصه نیروهای صدا و سیمای عراق بساط خود را سریع جمع د و آن ها هم پا به فرار گذاشتند.چهارمحالی افزود: عراقی های زره پوش فوری آمدند و به بچه ها تیراندازی د که البته بچه ها هم داخل آسایشگاه درازکش شده بودند اما متأسفانه یک گلوله کمانه زد و به چشم یکی از اسرا اصابت کرد. همان طور که گفتم آن روز درب های آسایشگاه را نبسته بودند و عراقی ها با این کار بچه ها حتی جرئت نداشتند نزدیک بیایند و درب ها را ببندند تا در نهایت یکی از عراقی ها آمد و درب ها را یکی یکی بست.وی گفت: عراقی ها در تلافی این کار ما تا یک هفته اجازه ندادند بچه ها از آسایشگاه خارج شوند. آسایشگاه ها هم دستشویی نداشت و فقط در هر آسایشگاه یک سطل در گوشه گذاشته بوند و بچه ها با گونی یا هر چه که بود دور این سطل را پوشانده بودند و فضایی درست کرده بودند. هر صبح نیز پس از آمارگیری و باز شدن درب ها بچه ها این سطل ها را تخلیه می د و تا بستن دوباره درب ها می توانستند از دستشویی ها اردوگاه که خارج از آسایشگاه بود، استفاده کنند.چهارمحالی ادامه داد: عراقی ها تا یک هفته اجازه ندادند از آسایشگاه خارج شویم. حتی به ما غذا هم نمی دادند. در آن هفته وقتی برای افسرهای اسیر اردوگاه غذا می بردند، افسران می گفتند ها نیروهای ما هستند و چون به آنها غذا نمی دهید ما هم غذا نمی خوریم. عراقی ها هم خیلی به افسرهای ما اهمیت می دادند. وقتی این ماجرا به گوش ۴ دختر ایرانی اسیر رسید آنها هم از گرفتن غذا خودداری د.کینه ای که کارم را به استخبارات کشاندوی ادامه داد: در آ عراقی ها مجبور شدند از این کار دست بردارند. اما کینه ای که از این ماجرا نسبت به ما گرفته بودند، همچنان باقی بود. یک سال گذشت. سال ۶۳ و دقیقاً در همان روزهایی بودیم که صدا و سیمای عراق به اردوگاه عنبر آمده بود. در حال قدم زدن در آسایشگاه بودم که مسئول آسایشگاه من را صدا زد و گفت: ظاهراً عراقی ها با تو کار دارند. وقتی که پیش عراقی ها رفتم، من را همراه با ۵ دیگر پا و بدون اینکه اجازه دهند لباس های مان را برداریم، سوار یک ماشین د.این آزاده خوزستانی افزود: چشم های ما ۶ نفر را بستند و پس از اینکه ۳ افسر ایرانی اسیر را هم سوار ماشین د حرکت کردیم نمی دانستیم کجا می رویم و تا صدای یک نفر را بلند می شد یا سؤالی می پرسیدیم فوراً به سر یا صورت ما محکم ضربه می زدند تا ت شویم که البته بعدها فهمیدیم ما را به عنوان ابکار به استخبارات برده اند.وی بیان کرد: صبح بعد از چندین ساعت به محلی رسیدیم که نمی دانستیم کجاست، ما ۶ و ۳ افسر را به اتاقکی منتقل د. هیچ هیچ چیزی نمی دانست که واقعاً قرار است به کجا برویم یا چه شود. ۳ اسیر دیگر ایرانی نیز قبل از ما در آن اتاقک مثلثی شکل بودند. عصر آن روز صدایمان زدند و ما ۹ نفر را همراه تعدادی از زندانیان عراقی در ماشینی انداختند. که شاید ظرفیت آن ماشین به زحمت به ۵ نفر می رسید. به سختی در آن ماشین کوچک که مثل قوطی کبریت بود جا گرفتیم.این جانباز خوزستانی ادامه داد: با این ماشین هم به یک جای دیگر منتقل شدیم. چشم ها و دهان مان را بسته بودند و هیچ چیزی نمی دیدیم اما ظاهراً در یک راهرو بودیم. بعد از مدتی یک جا ما را به خط د و یک نفر به زبان عربی شروع کرد درجه ما را پرسیدن. اسیر اول سرهنگ، اسیر دوم نیز سرگرد و اسیر سوم هم ستوان یکم بود که آن عراقی به هر ۳ نفر توهین لفظی کرد.۱۲ روز شکنجه آور در یکی از مخوف ترین زندان های دنیاچهارمحالی افزود: آن عراقی وقتی به اولین اسیری که خود را معرفی کرد رسید محکم آن اسیر را کتک زد و بعد از آن من هم به همین جرم کتک خوردم. پس از آن به ما گفتند لباس های خود را در بیاوریم. بعدها فهمیدیم نام آن محل زندان ابوغریب است که زندان خیلی معروفی بود. در آن زندان که خیلی مخوف بود هر روز شکنجه می شدیم. یک روز ما را فلک د. با شوک الکتریکی به اندام های حساس ما شوک وارد می د. هر روز که درب سلول ما را باز می د، دلهره داشتیم.وی ادامه داد: تمام عراقی ها در این زندان لباس شخصی بودند. آنجا یک عراقی را دو بار نمی دیدیم. حتی برای دستشویی رفتن هم از درب سلول تا محلی که دستشویی ها در آن جا قرار داشت شلاق می خوردیم و گاهی نرسیده به دستشویی ها ما را برمی گردانند. عراقی ها ما را ۱۲ روز زندان ابوغریب نگه داشتند و ما را شکنجه می د. روز آ چند نفر آمدند و گفتند “حکم شما بوده، ابکاری کرده اید، سرگرد مملکت را با صابون زده اید و دوربین های صدا و سیما را ش ته اید، اما رئیس القائد یعنی صدام شما را بخشیده است.شروع دوباره در موصل ۴ با تونل وحشتچهارمحالی گفت: پس از آن دیگر به اردوگاه عنبر منتقل نشدیم و به جای آن ما را به اردوگاه موصل ۴ بردند. البته افسرهای همراه ما را وسط راه در جایی دیگر پیاده د وقتی به اردوگاه موصل ۴ رسیدیم دو ردیف عراقی باتوم به دست روبروی هم ایستاده بودند. درست مثل تونل وحشت ا اجی ها. تا توانستند با باتوم کتک مان زدند. ۳ یا ۴ روز دور از اسرای دیگر ما را نگه داشتند و در این مدت هر روز کتک می خوردیم.وی ادامه داد: بعد از آن به آسایشگاه شماره ۸ اردوگاه منتقل شدیم و زندگی ما از اردوگاه عنبر که بسیار اوضاع بدی داشت، به اردوگاه موصل ۴ که نام دیگر آن زندان پاسداران بود، منتقل شد. اسرایی که خیلی شلوغ بازی می د را به این ارودگاه می آوردند از گرفته تا پاسدار و سرباز. یعنی موصل ۴ اردوگاه یک دستی بود. سال ۶۵ هیأتی از سازمان ملل به اردوگاه آمد. اسرا کمی از آزار و اذیت های عراقی ها شکایت د و پس از آن آزارهای فیزیکی عراقی ها تا حدودی کمتر شد و به جای آن توهین لفظی می د.این آزاده خوزستانی افزود: اگر آقای علی اکبر تر یکی از زندان کشیده های باتجربه زمان شاه نبود ممکن بود مشکلات بیشتری گریبان گیر اسرا شود ولی ایشان بود و همیشه اسرا را نصیحت می کرد و به آن ها می گفت شما از من که مذهبی تر نیستید. از کارها و تندروی های تان دست بردارید و سازگار باشید زیرا بیرون از اینجا خانواده های تان منتظرتان هستند.چهارمحالی با اشاره به ورزش های دوران اسارت بیان کرد: در اردوگاه ما ورزش باستانی نیز انجام می دادند و نسبت به این کار علاقه داشتند. سربازان عراقی فکر می د که این ورزش یک نوع است و به ما می گفتند شما که خوب می ید چرا برای ما خوب نمی ید.داستان سرقت رادیو سرباز بخت برگشته عراقیوی در باره چگونگی انتشار اخبار مربوط به ایران و جنگ بین اسرا بیان کرد: عصر یک روز خلوت که دست یکی از اسرا سوخته بود و توجه همه به او بود، رادیوی یکی از سربازان عراقی را برداشتیم و از آن روز یک نفر مسئول نگهداری رادیو و یک نفر مسئول گوش دادن به اخبار بود. ی که خبر را گوش می داد آن را می نوشت و از هر آسایشگاه به یک نفر فراخوان می داد تا اخبار را پخش کند و پس از آن دوباره رادیو را مخفی می کردیم.فکر می کردیم تا ابد دفن شده ایماین جانباز خوزستانی گفت: من در اردوگاه عنبر و موصل ۴ اسیر بودم. مقاوم ترین آزاده ها در عنبر حضور داشتند. اسرای آنجا بسیار مظلوم واقع شدند. سال ۶۱ اسیر شدم و 30 مرداد سال ۶۹ بود که آزاد شدیم و به کشور بازگشتم. اما با توجه به شرایط جنگ در زمان اسارت فکر می دفن شده ایم و قرار نیست هیچوقت آزاد شویم. قاطعانه به فکر بازگشت به کشور نبودم. زمانی که می خواستم آزاد شویم سربازان عراقی به ما گفتند که خوش به حال شما که در حال آزاد شدن هستید.چهارمحالی با اشاره به استقبال پرشور مردم از آزادگان خاطرنشان کرد: استقبال خیلی خوبی از ما شد و تقریباً همه طول مسیر را روی دوش ملت عزیز بودم و مدت زیادی رفت و آمدها برای دیدن مان ادامه داشت ولی تنها چیزی که من را آزار می داد دیدن ش تگی پدرم بود.وی بیان کرد: به دلیل اینکه در اردوگاه تنها مردهای سرسخت را می دیدیم زمانی که از اردوگاه آزاد شدیم و به خانه هایم برگشتیم دیدن خانم ها برای ما تعجب آور بود که مثلاً چرا صداهای باریک یا ظریفی داشتند. اصلاً همه چیز برای ما عجیب و سنگین بود و از همه دور شده بودیم و آثار دلتنگی تا امروز هنوز در وجود ما است.این جانباز خوزستانی گفت: آزاده ها با مساوی هستند و اکثر آزاده ها حتی اگر از نظر جسمی جانباز نباشند از نظر روحی و روانی جانباز هستند و خانواده های ما نیز شرایط سخت ما را تحمل کرده اند و صبر زیادی دارند. نباید تنها به ظاهر افراد توجه کرد. بسیاری از اسرا، مرد جنگ بودند ولی مذهبی نبودند و قرار نیست ی که مذهبی نباشد وطن دوست هم نباشد.انتهای پیام
سلامت نیوز:یکی از مسئولان خوشحال است که در شهر حتی یک معلول هم دیده نمی شود و با افتخار می گوید شهر من حتی یک معلول هم ندارد ، غافل از اینکه آنقدر عرصه را برای حضور معلول در جامعه اعم از خیابان یا اماکن عمومی ، تنگ کرده ایم که آنان را در شهر نمی بینیم.به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،یکی دیگر از مسئولان تا آن اندازه به مناسب سازی محیط برای افراد دارای معلولیت توجه دارد و هزینه می کند که تعجب برانگیز است و در نهایت معلوم می شود که یکی از عزیزانش معلول است اما آیا به راستی به عنوان یک مسئول یا یک شهرووند ، حتما باید یکی از عزیزانمان یا حتی خودمان دچار آسیب شویم تا بفهمیم زندگی برای یک معلول یا بیمار در یک محیط مناسب سازی نشده ، چقدر سخت است.
به راستی چگونه است که در یک گوشه دنیا برای یک فرد دارای معلولیت و فراتر از آن برای همه افراد دارای ویژگی های خاص ، تمام امکانات فراهم است اما در ای ما حتی استانداردهای کف و اولیه مناسب سازی نیز رعایت نمی شود و آیا این مساله نشان از کم رنگ بودن مسئولیت اجتماعی ندارد.
نیاز به اطلاع رسانی هرچه بیشتر در این زمینه ، ایرنا را برآن داشت که در یک میزگرد تخصصی در حوزه مناسب سازی با حضور سیدحسن چلک رئیس انجمن مددکاری ایران و ابراهیم کاظمی مومن سرائی رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور این مسائل را بررسی کند.**در حوزه مناسب سازی موفق نبودیم
رئیس انجمن مددکاری ایران می گوید: برغم اینکه افراد دارای معلولیت همیشه در جامعه ما وجود داشته اند اما این اقشار تا سال 1383 کمتر مورد توجه قرار گرفتند ؛ در این سال ، قانون جامع حمایت از معلولان مصوب شد و نسبت به حقوق معلولان ، تصریح شد .البته اسناد قبلی هم هست که اشاراتی به حقوق معلولان داشتند.
سیدحسن چلک ادامه می دهد: برغم اینکه قوانین برای حقوق معلولان مشخص شد ، این حقوق مورد بی توجهی قرار گرفت. اما باید توجه داشت که حتی اگر این حقوق در قانون هم نمی آمد به عنوان یک شهروند ، حق دسترسی برابر باید برای افراد دارای معلولیت فراهم می شد.
وی با اشاره به تشکیل دبیرخانه مناسب سازی در سازمان بهزیستی، می افزاید: دبیرخانه هم در ابتدا خیلی نتوانست اثربخش باشد چون ماهیت مناسب سازی، یک ماهیت فرابخشی است . بهزیستی مسئولیت دبیرخانه را دارد نه آنکه بتواند روی همه دستگاه ها نفوذ کند. حتی دستگاه هایی مانند راه و شهرسازی و شهرداری که طبق قانون مسئولیت دارند و حتی خود سازمان بهزیستی نیز دارای اماکن مناسب سازی نشده ، بودند.
وی اضافه می کند: بطورمثال مترو در گذشته آسانسور نداشت یا دستگاه های خودپرداز بانک ها در اوایل پله داشتند و معلولان عملا نمی توانستند از آن استفاده کنند . ایستگاه های اتوبوس نیز برای سوارشدن معلولان مناسب سازی شده نبود. در کشورهای مختلف در این حوزه کارهای زیادی شده اما ما عملا در این زمینه چندان موفق نبوده ایم چون دستگاه ها ارزی نمی شدند و ی پاسخ نمی داد.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران یادآور می شود: در ت آقای به دلیل دغدغه ای که نسبت به حقوق معلولان وجود داشت، قانون قبلی حمایت از حقوق معلولان را بازنگری د . لایحه ای کامل تر در خصوص حقوق معلولان به مجلس بردند و اکنون قرار است در صحن علنی مجلس، بررسی شود .
چلک می گوید: علاوه بر این، ت مصوبه ای را در دهم داد 94 در خصوص مناسب سازی محیط داشت و وظایف دستگاه های زیر نظر قوه مجریه را احصا کرد، خود این یک گام به جلو بود و اگرچه پیش از این آیین نامه ای در این زمینه وجود داشت اما اشکالات آیین نامه قبلی در مصوبه جدید، احصا شد.
وی می افزاید : تیم دبیرخانه مناسب سازی بهزیستی نیز همکاری خوبی در این مصوبه داشتند اما بسیاری از مواد این مصوبه تاحالا هنوز اجرایی نشده و هنوز روی کاغذ است .** نیاز به 10 سال انتظار برای مناسب سازی دستگاه های تی
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: توجه به حقوق افراد دارای معلولیت و افراد دارای نیازهای خاص ، کم است.
چلک می افزاید: سال گذشته با کمک سازمان اداری استخدامی در جشنواره شهید رجایی - که در هفته ت دستگاه ها را مورد ارزی قرار می دهند- ، شاخص های مناسب سازی در شاخص های ارزی دستگاه های تی گنجانده و مسئولیت ارزی دستگاه ها در این شاخص ها نیز به دبیرخانه مناسب سازی داده شد. این یک گام به جلو است و این ارزی ها برای سال 96 نیز قرار است اجرایی شود.
وی تاکید می کند: اگر ما بتوانیم این شاخص ها را 10 سال در شاخص های عمومی داشته باشیم تا 10 سال آینده وضعیت مناسب سازی ما بهتر خواهد شد.
وی اضافه می کند: هنوز هم بسیاری از اماکن عمومی برای معلولان مناسب نیست اما وقتی با دوران گذشته مقایسه کنیم هم در سیاست گذاری و هم در اجرا ، این توجه بیشتر شده است اما با وضع مطلوب خیلی فاصله داریم. از سوی دیگر حساسیت های رسانه و تشکل های غیر تی در این حوزه به نسبت قبل ، بیشتر شده و این مساله را باید به فال نیک گرفت.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: ما در جامعه ای زندگی می کردیم که اصلا حقی برای افراد دارای معلولیت و نیازهای خاص ، قائل نبودیم اما بطورمثال اکنون در تهران ، مینی بوس های خاص حمل و نقل معلولان و جانبازان را داریم. در ورزش این توجه به مراتب بیشتر شد ، اگرچه در جاهایی به خاطر جانبازان بوده که این توجه بیشتر شد یا در بحث خودروهای مناسب سازی شده این گام برداشته شده است.
چلک می افزود: پلاک خودروهای معلولان اکنون با یک علامت ویلچر مشخص شده است، این کار خوبی بود که در این بخش انجام شد. بخشی از آن نیز تجهیزات توانپزشکی است که افراد دارای معلولیت به آن نیاز دارند. توجه به اینگونه مسائل به نسبت قبل بهتر شده است.**پله برقی به درد معلول نمی خورد
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: کیفیت تجهیزات توانبخشی بهتر شده اما وقتی می خواهیم ببینیم چه تعداد از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای ضایعه نخاعی، فرصت حضور در جامعه را دارند ، باید بگوییم که با اه موردنظر خیلی فاصله داریم و اگر کارهای انجام شده و نشده حوزه معلولان را فهرست کنیم به مراتب فراوانی کارهای انجام نشده ما بیشتر است.
چلک می افزاید: موضوع مناسب فقط خاص معلولان نیست؛ سالمندان نیز مشمول این موضوع می شوند .
وی در ادامه به مشکلات مناسب سازی در حوزه افراد دارای معلولیت اشاره می کند و می گوید: برخی جاها پله برقی کار گذاشته اند پله برقی برای ی که ویلچر دارد به درد نمی خورد و اکنون کشورهای دیگر در حال تسمه زدن هستند یا امکانات دیگری آنجا فراهم د .
وی ادامه می دهد: در برخی نقاط شهری ما خط عابر می زنیم اما خط معلول کجاست یا هنگامی که یک ن نا کنار چراغ راهنمایی می ایستد ، نشان نمی دهد کدام رنگ چه بوقی می زند که برای او آشنا باشد.**چقدر دسترسی برای معلول فراهم کرده ایم؟
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با تاکید بر اهمیت موضوع دسترسی برای فعالیت معلول در عرصه های اجتماعی، می گوید: بخش حمل و نقل یکی از محورهای دسترسی است.
وی ، دسترسی به را نیز یکی دیگر از استراتژی های لازم در حوزه معلولان می داند و این پرسش را مطرح می کند که چند کتاب داریم که برای معلولان آماده شده باشد.
چلک اضافه می کند: ن نایان در بسیاری از ها باید با پول شخصی ، کتاب های خود را روی نوار پیاده کنند. دسترسی محدود به کتاب های بریل وجود دارد.
وی تصریح می کند: به عنوان مددکار اجتماعی معتقدم معلول را در حوزه دسترسی مانند بقیه مردم ندیدیم. بطورمثال در دانمارک در یک مرکز ، 12 سرویس بهداشتی اتومات ویژه برای 12 نوع معلولیت ، وجود داشت و مسئولان مرکز می گفتند که شاید از این سرویس ها سالی یک بار استفاده شود اما می خواهیم اگر فرد دارای معلولیت به این مرکز آمد، دغدغه ای نداشته باشد. در شهر کپنهاک مانعی برای حضور معلول وجود نداشت و حتی در تمام پارک ، برای ن نایان با خط بریل نقشه کشیده شده بود.
وی تاکید می کند: وقتی مانع وجود دارد توانمندی معلول دیده نمی شود. در این بخش هم باید اطلاع رسانی و هم مطالبه گری بیشتری داشته باشیم اما در حال حاضر زور ما خیلی برای مطالبه گری نمی رسد.**خط عابر ن نایان به جوی آب منتهی می شود !!
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: تلاش زیادی شد تا حقوق افراد دارای معلولیت در اسناد و قوانین آورده شود اما حرف شنوی چندانی وجود ندارد .
چلک می افزاید: هرچند تشکیل دبیرخانه مناسب سازی و ارزی دستگاه های تی در شاخص های مناسب سازی ، انقل در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت به شمار می رود اما باید بدانیم که همه ما به عنوان یک شهروند در مقابل فرد دارای معلولیت ، مسئولیت داریم.
وی ادامه می دهد: تجربه نشان داده است که هرجا عرصه برای فرد دارای معلولیت باز شد ، توانمندی های خود را نشان داده و بطورمثال پاراالمپیک یکی از این عرصه ها است. افراد دارای معلولیت مانند بقیه توانمندی ، استعداد و مسئولیت پذیری دارند اما ما در بسیاری از جاها عرصه را برای آنان تنگ کردیم .
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تصریح می کند: هفت استراتژی در دنیا برای بخش توانمندسازی مهم بوده که یکی از آنها دسترسی به محیط سالم و مناسب است. اما اکنون این پرسش مطرح است که چقدر خانه های معلولان ما مناسب سازی شده اند. پاسخ بسیار بسیار کم است و حتی خانه معلولی که تحت پوشش تی است و حمایت می شود بازهم مناسب سازی انجام نشده است.
چلک می افزاید: بسیاری از خط های عابر در شهر به جوی آب منتهی شده است. در پیاده روها، موزائیک زرد را برای ن نایان گذاشته ایم اما کمی جلوتر برای اینکه موتور از پیاده رو رد نشود ، میله هایی وسط پیاده رو کارگذاشته شده که برای ن نایان مانعی بزرگ است. یا اینکه ویلچر فرد دارای معلولیت حرکتی از بین این میله ها رد نمی شود.
وی ادامه می دهد: مسجد یا پارک ساخته می شود اما سرویس بهداشتی آن به گونه ای است که یک فرد دارای معلولیت نمی تواند از آن استفاده کند. گاهی نیز سرویس بهداشتی فرنگی ساخته می شود اما ویلچر نمی تواند داخل آن شود یا اینکه اگر داخل هم شد ، استاندارد اولیه برای استفاده افراد دارای معلولیت را ندارد.
وی اضافه می کند: گاهی رمپ برای تردد ویلچر در برخی نقاط شهر ساخته شده اما ویلچر در این رمپ ، جا نمی شود یا گاهی شیب رمپ آنقدر زیاد است که فرد ناتوان قدرت حرکت روی آن را ندارد.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: صندلی های ویژه معلولان در اتوبوس های شهری وجود دارد اما ویلچر را نمی توانیم داخل اتوبوس ببریم. برای تقدیر از معلولان در سالن های همایش هم باید آنها را کمک کنیم تا بتوانند در سالن و روی سن حاضر شوند و حتی این سالن ها نیز مناسب سازی شده نیست.
چلک می افزاید: همه اینها به آن معنا است که عرصه را برای حضور این افراد در جامعه فراهم نکرده ایم.**هیچ کجا برای حضور معلول مناسب نیست
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: جای جای اماکن عمومی شهری ما حتی حداقل استانداردها را برای حضور افراد معلولیت ندارند که دو دلیل دارد . اول آنکه مردم آگاهی های لازم را ندارند و دوم اینکه دستگاه های صادرکننده مجوز ، دقت لازم را ندارند. چون قانون تکلیف کرده دستگاه صادر کننده مجوز نباید اجازه ساخت بناهای غیرمناسب سازی شده را بدهد.
چلک می افزاید: در هندوستان کمپی برای ک ن معمولی و ک ن دارای معلولیت برگزار می شود تا ک ن با مسئولیت اجتماعی خود و حقوق افراد دارای معلولیت، آشنا شوند اما این آموزش ها در ایران وجود ندارد و مردم با حقوق افراد دارای معلولیت آشنا نیستند.
وی با اشاره به استفاده یک میلیون و 300 هزار فرد دارای معلولیت از خدمات بهزیستی، اضافه می کند: بیش از 300 هزار جانباز نیز وجود دارد که اگر آمار سالمندان، بیماران و ن باردار را به آن اضافه کنیم شمار افراد دارای ویژگی خاص و نیازمند اماکن مناسب سازی شده ، بسیار زیاد می شود.**سکوت تلخ در برابر حقوق معلولان
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به بازنگری لایحه حقوق معلولان می گوید: تا تصویب این لایحه در مجلس، ت متقبل شده است که برای معلولان شدید مانند حداقل حقوق کارمندان ، مستمری برقرار کند.
چلک از ت می خواهد تا اجازه دهد چگونگی اجرای مناسب سازی در دستگاه های تابعه ت در خود هیات ت گزارش شود .
چلک می افزاید: تجربه نشان داده است هرجا گزارش موضوعی در ت ارائه شد ، در حمایت های گسترش آن فعالیت تاثیر زیادی دارد.
وی اضافه می کند: همچنین مجلس شورای ی به عنوان ناظر قانون جامع حقوق معلولان است اما در ادوار مختلف در این زمینه کوتاهی و سکوت کرد درحالیکه مجلس و ت می توانند در زمینه حقوق معلولان خیلی کمک کنند.**تاثیر یک روز زندگی با افراد دارای معلولیت در سیاست گذاری ها
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: ی که پاساژ می سازد به مناسب سازی برای افراد دارای معلولیت توجهی ندارد چراکه پذیرش مناسب سازی از دستگاه های ناظر که خودش این کار را انجام نداده ، سخت است.
چلک می افزاید: محیط مناسب سازی نشده و افراد دارای معلولیت ناگزیرند وارد محیط نشوند و در خانه بمانند؛ وقتی معلول در خانه می ماند ، افسرده شده و خانواده او نیز رنجور می شود.
وی تصریح می کند: مردم با استانداردهای مناسب سازی آشنا نیستند بطورمثال فاصله دستگیره از در برای معلول استانداردی دارد که رعایت آن هزینه ندارد و فقط به یک اطلاع رسانی ساده نیاز دارد.
به گفته چلک، سناتورها در برخی کشورها با افراد دارای معلولیت یک روز زندگی می کنند و بطورقطع این تجربه در سیاست گذاری ها تاثیر زیادی دارد.**سه هزار تشکل فعال در حوزه معلولیت اما اطلاع رسانی ناچیز
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: خیلی جاها روی مناسب سازی حساس نیستیم چون اطلاع رسانی مستمری انجام نشده است . بطورمثال در کشورهای خارجی یک تشکل مردم نهاد، کل قوانین مرتبط با معلولان را مجددا برای دستگاه ها ارسال و یادآوری می کرد .
چلک می افزاید: اکنون ما حدود سه هزار تشکل مردم نهاد در حوزه معلولان داریم ، کدامیک در حوزه اطلاع رسانی یا مطالبه گری و دفاع از حقوق معلولان، فعالیت دارد.
وی تاکید می کند: استمرار در اطلاع رسانی مهم است . آموزش ها نباید به یک مقطع زمانی محدود شود.**مناسب سازی فقط نیاز معلول نیست؛ حرف دل همه است
ابراهیم کاظمی مومن سرائی رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور نیز در این میزگرد به خبرنگار ایرنا می گوید: متاسفانه مقوله مناسب سازی ، بسیار غریب و مغفول مانده است.
وی می افزاید: مساله ای که باید به آن توجه داشت ، این است که مناسب سازی را نمی شناسیم و فرهنگ مناسب سازی در کشور ما جا نیفتاده است.
وی ادامه می دهد: متاسفانه گاهی احساس می شود که مناسب سازی فقط مرتبط با معلولان است و گفته می شود که جامعه یک و نیم میلیون نفری افراد دارای معلولیت در برابر جمعیت کلی کشور ، محدود بوده و بنابراین موضوع چندان جدی گرفته نمی شود درصورتیکه بحث مناسب سازی و دسترسی پذیری صرفا مربوط به معلولان نیست.
وی اظهار می کند: معلولان یک بخش این موضوع هستند و جانبازان ، سالمندان، ن باردار و زنی که کالسکه کودکش را حمل می کند ، نیز نیاز به مقوله مناسب سازی دارند.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: به زودی با پدیده سالمندی روبرو هستیم و در آینده نزدیک قشر عظیمی از سالمندان نیاز به مناسب سازی خواهند داشت.
مومن سرائی می افزاید: افرادی که در اثر بیماری یا تصادف دچار آسیب های موقت یک یا چند هفته ای می شوند و ناگزیرند از عصا یا ویلچر استفاده کنند، بسیاری از نقاط شهر برای آنان قابل دسترس نخواهد بود. همچنین فرد سالمی که در دو دستش چمدان گرفته یا باری دارد ، نیاز به محیط مناسب سازی شده، دارد.
وی تاکید می کند: اگر فضای رفت و آمد دارای موانع باشد و بار در دست داشته باشیم ، ممکن است زمین بخوریم ، پس مناسب سازی فقط برای افراد دارای معلولیت نیست.**فراموش شدگان
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: یکی از مشکلات اساسی کشور ما این است که چون مناسب سازی را به معلولان یا جانبازان برمی گردانند و شناخت در این موضوع وجود ندارد، این مساله جدی گرفته نمی شود.
مومن سرائی در ادامه به یکی از خاطرات خود در حوزه بی توجهی به حقوق افراد دارای معلولیت اشاره می کند و می گوید: فرمانداری در یکی از شهرستان ها می گفت من اصلا معلول در شهرستان خود ندارم و چرا باید مناسب سازی کنم.
وی اضافه می کند: شهردار یکی از استان های بزرگ ما نیز می گفت مگر در روز چند نفر معلول از مترو استفاده می کند که من باید مترو را مناسب سازی کنم. این فرد به نظر من نه تنها اطلاعی از مناسب سازی ندارد بلکه بویی از انسانیت نیز نبرده است.
وی تاکید می کند: مناسب سازی یک موضوع مهم انسانی است . اگر به معلول اجازه ندهیم از اماکن شهری استفاده کند، مجبور است ، خانه نشین شود. وقتی فردی خانه نشین شود بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می داده ، انجام نمی دهد و بعد از مدتی به نوعی از بین می رود. حتی می توان گفت مناسب سازی به اندازه جان انسان ارزش دارد.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: متاسفانه مشکل ما این است که مسئولان نمی دانند که مناسب سازی و دسترسی پذیری چه فایده ای دارد . مدیری در یکی از استان ها به مساله مناسب سازی برغم تذکرات ما ، بی توجه بود؛ او در تصادفی دچار معلولیت موقت شده و چند هفته ای نمی تواند وارد محل کارش شود و بعد از این واقعه ، تماس گرفته بود و می گفت نمی توانم سر کارم در طبقه سوم بروم و حالا هرکاری شما در زمینه مناسب سازی بگویید، انجام می دهم.
مومن سرائی می افزاید: حتما مسئولان باید درگیر این موضوع شوند تا بفهمند مناسب سازی ، فایده دارد و افراد سالم ممکن است فردا در اثر وقوع حادثه ای نیاز به آن داشته باشند.
وی ادامه می دهد: شناخت کافی در موضوع مناسب سازی نداریم و سریع هم می خواهیم آن را به معلولان و جانبازان وصل کنیم و بگوییم تعداد آنان نیز کم است و لازم نیست که خیلی جاها بیایند پس نیازی به انجام مناسب سازی نیست.**وقتی با مسیر ویژه ن نایان گل می سازیم
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور با اشاره به اهمیت آموزش در حوزه مناسب سازی ، می گوید: اگر هم ما رمپی برای افراد دارای معلولیت می سازیم، آموزش در این موضوع ندیده ایم و استانداردها را رعایت نمی کنیم.
مومن سرائی می افزاید: در یکی از ا بطور اتفاقی مشاهده کردیم که کارگر شهرداری با مسیر ن نایان در حال طراحی گل در پیاده رو است و هنگامی که از او پرسیدیم چکار می کنی گفت دارم زیبا سازی می کنم و نمی دانست که این موزائیک ها ویژه ن نایان است. در صورتیکه مسیر ویژه ن نایان خود یک مبحث علمی دارد و باید دانست چگونه آن را طراحی کرد.
وی ادامه می دهد: این در حالی است که گاهی این مسیرهای ویژه ن نایان به یک درخت یا کیوسک تلفن برخورد کرده یا ن نا را به وسط خیابان هدایت می کند. این مسائل نشان می دهد که ما از مسائل آموزشی غفلت کرده ایم و بعد از 13 سال از وضع شدن قانون جامع حقوق معلولان و آیین نامه اجرایی مرتبط ، هنوز قوانین و مقررات آن ، انجام نمی شود.**اسامی دستگاه هایی که تکالیف خود را فراموش د!
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: قانونگذار برای دستگاه ها در حوزه مناسب سازی ، وظایفی تعیین کرده و بطورمثال برای شهرداری ها 12 وظیفه در حوزه مناسب سازی از جمله همسطح سازی پیاده رو ، پارک ، مترو، عدم صدور پروانه ساخت برای ساختمان های غیرمناسب سازی شده و بسیاری از موارد دیگر تعریف کرده است.
مومن سرائی می افزاید: همچنین قانونگذار به وزارت علوم تکلیف کرده که دو واحد درسی مناسب سازی در سرفصل رشته های فنی و ی قرار بدهد که اگر قرار است از ، دانش آموخته شود دست کم دو واحد درس مناسب سازی خوانده باشد و اگر به عنوان پیمانکار شهرداری در استانی مشغول کار شد به مقوله مناسب سازی توجه داشته باشد.
وی این سئوال ها را مطرح می کند که چرا نمی توانیم دو واحد درسی مناسب سازی برای دانشجویان ایجاد کنیم. چرا شهرداری ها به 12 وظیفه خود در حوزه مناسب سازی عمل نمی کنند. چرا وزارت صنعت و معدن ، مناسب سازی خودروهای معلولان را انجام نمی دهد.
وی ادامه می دهد: وزارت راه و شهرسازی وظیفه تهیه چک لیست های نظارتی دستگاه های تی را دارد و چک لیست بعد از مدت ها و پیگیری های دبیرخانه مناسب سازی کشور، تهیه شد و آنها را به استانداری های سراسر کشور ابلاغ کردیم.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور اضافه می کند: چرا یک ردیف بودجه مستقل در دستگاه های اجرایی برای مناسب سازی نداریم. یکی از موضوعات این است که تا به مساله مناسب سازی دستگاه های تی ورود می کنیم ، می گویند برای این موضوع بودجه نداریم.
مومن سرائی می گوید: سازمان صدا و سیما و وزارت ارشاد وظیفه برنامه سازی و فرهنگ سازی در زمینه مناسب سازی دارند اما چقدر در این زمینه کار شده است. بطورمثال اگر برنامه ای در زمینه اینکه وقتی یک خودرو جلوی یک رمپ ، پارک می کند، معلول نمی تواند از آنجا رد شود، ساخته شود آنگاه ماندگاری زیادی در ذهن خواهد داشت.
وی می افزاید: واقعیت این است که فرهنگسازی در این زمینه ها بسیار محدود است و موجب شده تا دستگاه ها به این موضوع اهتمام نداشته باشند.**قطار مناسب سازی تازه به راه افتاده است
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور یادآور می شود: اقدامات خوبی در دبیرخانه مناسب سازی انجام شده است.
مومن سرائی می افزاید: مسئولیت ستاد مناسب سازی کشور با کشور و دبیری آن با رئیس سازمان بهزیستی است و 9 معاون ، دو تا معاون معاون رئیس جمهور ، رئیس شورای عالی استان ها ، رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاری ها و تشکل های غیر تی معلولان و جانبازان در این ستاد عضویت دارند و اولین جلسه آن در سال 93 تشکیل شد.
وی تصریح می کند: قبلا مناسب سازی بصورت سلیقه ای انجام می شد. بطورمثال 10 تا 15 سال پیش ، شهردار یکی از مناطق تهران در منطقه خود بیش از یکصد میلیون تومان ، هزینه مناسب سازی می کند . بعد که ورود پیدا می کنیم که چرا او تا این اندازه به مناسب سازی علاقمند است می بینیم او یک برادر معلول دارد. اما از طرفی می بینیم که در یک استان، امور مناسب سازی صفر است و اصلا به این قضیه توجهی ندارد.
وی ادامه می دهد: پس از تشکیل ستاد مناسب سازی ، ستاد استانی و کمیته های شهرستانی تشکیل شده و مصوبات خوبی در زمینه مناسب سازی داشتیم البته از نظر ما هیچ کاری انجام نشده و در اول راه هستیم و قطار مناسب سازی تازه راه افتاده است اما همینکه مسئولان متوجه اهمیت مناسب سازی شده اند، خوب است چراکه بطورمثال شهرداری در یکی از استان ها با مجوز دادستان، شبانه ، موانع موجود در پیاده رو از جمله پله ها، اب کرده بود. همچنین حدود 60 دستگاه اتوبوس مناسب سازی شده ، وارد ناوگان حمل و نقل استان اصفهان شده است.
مومن سرائی در عین حال یادآور می شود: البته در برخی زیرساخت ها مشکل داریم ، بطورمثال برای اتوبوس های مناسب سازی شده، لازم است که کف ورودی اتوبوس با کف ایستگاه اتوبوس ، برابر باشد تا ویلچر بتواند وارد اتوبوس شود.**یزد بهترین و تهران بدترین استان در حوزه مناسب سازی
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: قانونگذار دستگاه را 13 سال پیش مکلف کرده تا هر سال، 30 درصد دستگاه های اجرایی تی ، مناسب سازی شوند که اگر طی این سال ها ، این مناسب سازی ها انجام شده بود ، دستگاه های ما باید عرض سه سال، مناسب سازی شده باشند و امروز نباید دستگاه تی غیرمناسب سازی شده ، داشته باشیم.
مومن سرائی می افزاید: برای ارزی دستگاه ها در هفته ت در جشنواره شهید رجایی ، مجموعه ای از شاخص های عمومی و اختصاصی وجود دارد و با اقدامات دبیرخانه مناسب سازی و همکاری سازمان اداری و استخدامی ، یک شاخص و چهار زیرشاخص برای ارزی دستگاه های تی در حوزه مناسب سازی در این جشنواره درنظر گرفته شد.
وی ادامه می دهد: حدود 25 تا 70 دستگاه تی در هر استان و در سطح ملی 88 دستگاه در جشنواره شهید رجایی در حوزه مناسب سازی مورد بررسی قرار گرفتند که نمره های آنان از صفر شروع می شد و امسال می خواهیم چند شاخص دیگر مناسب سازی برای شرکت در جشنواره اضافه کنیم.
وی خاطرنشان می کند: سال گذشته قبل از ب ایی جشنواره شهید رجایی، در هراستان ، 39 دستگاه را در 13 آیتم مناسب سازی از جمله مناسب سازی رمپ ، ورودی ساختمان ، پارکینگ، سرویس های بهداشتی و علائم هشدار دهنده ، بررسی کردیم.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور اظهار می کند: بالاترین دستگاه در کشور از نظر مناسب سازی ، سازمان بهزیستی کشور با 68 درصد مناسب سازی و پایین ترین دستگاه ، سازمان نظام پزشکی با 23 درصد مناسب سازی ، بود.
مومن سرائی تصریح می کند: این نمره ها فقط در 13 آیتم مناسب سازی بوده و اگر تعداد این آیتم ها افزایش یابد ، نمره ها پایین تر بیاید.
وی اضافه می کند: حتی برخی دستگاه ها نمی خواستند در جشنواره شرکت کنند اما خواهان مناسب سازی بودند.
به گفته مومن سرائی در سطح کشور استان یزد با 59 درصد، بهترین استان و تهران با 24 درصد پایین ترین استان در حوزه مناسب سازی بودند.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: در برخی استان ها مانند استان گلستان به شرط اقلیمی ، مناسب سازی در آنها بسیار سخت است.**ربط مناسب سازی با گردشگری
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور با اشاره به اهمیت مناسب سازی در جلب گردشگر می گوید: متاسفانه اگر موارد مناسب سازی هم رعایت شود به استانداردهای آن بی توجهی می شود بطور مثال گاهی در برخی اماکن، سرویس فرنگی کار گذاشته می شود اما عرض 120 سانتی متر برای ورود ویلچر یا میله دست گرد و زنگ هشدار برای معلول وجود ندارد.
مومن سرائی می افزاید: همچنین داخل آسانسور سه طرف باید میله دست گرد داشته باشد و دکمه های آسانسور برای معلول ویلچری قابل دسترسی یا برای ن نا قابل خواندن باشد. در کشورهای پیشرفته روی میله های دست گرد ، مسیرها به زبان بریل برای ن نایان نوشته شده است.
وی ادامه می دهد: ایران جاذبه های زیبایی برای جذب گردشگر دارد اما باید تلاش کنیم گردشگر ما با مشکل خاصی روبرو نباشد. بطورمثال جانباز قطع نخاعی ما به تنهایی در نمایشگاه توانبخشی دوسلدورف آلمان شرکت کرده بود و می گفت تنها مشکل من از منزل تا فرودگاه (ره) و برع بود و در آلمان، مانعی برای حضور معلول در جامعه وجود نداشت.** مشکلات مناسب سازی را پیامک کنید
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: اکنون حساس سازی خوبی در مقوله مناسب سازی انجام داده ایم و اقدامات خوبی در این زمینه انجام شده بطورمثال مستند 13 قسمتی به نام شهری برای همه در حال آماده شدن است که به زودی پخش می شود.
مومن سرائی می افزاید: همچنین سامانه ای برای اطلاع دادن مشکلات مناسب سازی موسوم به سامانه معبر با شماره 3000012322 راه اندازی شده است .
وی ادامه می دهد: پیام های ارسال شده از مردم ، بلافاصله برای مسئولان دبیرخانه های مناسب سازی در سراسر کشور ، پیامک شده و به موازات آن با مدیرکل بهزیستی استان نیز مکاتبه می شود و طبق ساز و کار تعیین شده ، این موضوع پیگیری می شود .
وی اضافه می کند: بطورمثال مدتی قبل، فرد دارای معلولیتی در یکی از ادارات ثبت احوال به سامانه معبر ، پیامک کرد که 12 سال است در این اداره ، سرویس بهداشتی فرنگی وجود ندارد. این موضوع فورا پیگیری و برطرف شد.
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: با پیام های دریافت شده سامانه معبر ، به مساله مناسب سازی در حوزه شهرداری ها نیز در چند مورد ورود پیدا کردیم و اکننون پیگیر هستیم که سطح فعالیت های سامانه معبر ارتقا یابد.**انتظارات از دستگاه های مسئول
رئیس دبیر خانه ستاد هماهنگی و پیگیری مناسب سازی بهزیستی کشور می گوید: قانونگذار برای هر دستگاه وظایفی در حوزه معلولان و مناسب تعیین کرده که اگر به این وظایف عمل شود ، کار دیگری نمی خواهیم. از وزارت علوم گنجاندن دو واحد درسی مناسب سازی در دروس ین و از سازمان صدا و سیما بحث برنامه سازی را می خواهیم.
مومن سرائی می افزاید: از وزارت راه و شهرسازی بحث قوانین و مقررات نظارت بر دستگاه های تی و اماکن و مناسب سازی هواپیما و قطار را می خواهیم ؛ از سازمان برنامه و بودجه که عضو ستاد مناسب سازی کشور هست ، می خواهیم ردیف بودجه ای برای مناسب سازی ببیند. می خواهیم وزارت آموزش و پرورش و وزارت رفاه به وظایف خود در این زمینه عمل کنند.
وی تاکید می کند: اگر دستگاه ها به وظایف خود - به ویژه شهرداری به 12 وظیفه خود - عمل کنند ، بسیاری از مشکلات حوزه مناسب سازی برطرف می شود.**اعتبارات مناسب سازی کم است
در اینجا چلک رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درباره اینکه چرا دستگاه ها به وظایف خود در حوزه مناسب سازی عمل نمی کنند ، می گوید: مشکلی به نام تملک دارایی در حوزه مناسب سازی وجود دارد ، ت ها معمولا علاقمند نیستند در حوزه تملک ، خیلی اعتبار بگذارند. مبالغ تملک آنقدر کم و برنامه های اولویت دار آنچنان فراوان هستند که دیگر مناسب سازی نمی تواند در اولویت قرار گیرد.
وی می افزاید: برنامه پنج ساله ششم فرصت خوبی است تا ت هدفگذاری کند و مناسب سازی برخی اماکن عمومی را صد در صد تمام کرد و حتی می توانیم خیرین را وارد این بخش کنیم .**خیران به کمک معلولان در حوزه مناسب سازی بیایند
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به وم مشارکت مردمی در حوزه مناسب سازی می گوید: معافیت مالی در قالب قانون مالیات های مستقیم می تواند را ار خوبی برای مودیان مالیاتی باشد تا بخشی از درآمد خود را برای ساخت و ساز اماکن و مراکز توانبخشی هزینه کنند.
چلک می افزاید: همچین می توانیم فضا را برای مشارکت خیران آماده کنیم تا تمام مساجد یا پارک ها را مناسب سازی کنند . اگر برای مناسب سازی، بر منابع تی تکیه کنیم با توجه به منابع کم بودجه ای ، زمان زیادی خواهد برد بنابراین بهزیستی در بخش خیران باید سرمایه گذاری بیشتری د.
وی ادامه می دهد: در بخش مناسب سازی باید حساسیت ایجاد کنیم و با ارتباط مستمر با خیران، آنان را به سمت مناسب سازی سوق دهیم. باید روش جلب مشارکت را از سنتی تغییر دهیم و فضای تشویقی برای خیران ایجاد کنیم. این اقدامات در راستای مسئولیت اجتماعی است.**را ارهای دیگر برای بهبود وضعیت مناسب سازی در کشور
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: راه دیگر این است که برندسازی کنیم و بطورمثال شرکت های صنعتی و تولیدی ، بخشی از درآمد خود را در راستای مسئولیت اجتماعی به مناسب سازی اماکن برای معلولان اختصاص دهند. آنگاه شهروندان محصولات آن شرکت را خواهند ید چون می دانند بخشی از درآمد آن به نفع معلولان است . ما روی این بخش روش جلب مشارکت، کار نکرده ایم.
چلک تاکید می کند: با بودجه تی نمی توان مناسب سازی را انجام داد. حتی هنگامی که بخش خصوصی می خواهد مرکز یدی راه اندازی کند می توان او را توجیه کرد که مناسب سازی را انجام دهد. دستگاه های تی و تشکل های غیر تی برای آگاه سازی باید سراغ آنان بروند و استانداردهای مناسب سازی را به اطلاع آنان برساند. باید از ظرفیت تشکل های مردم نهاد برای ایجاد حساسیت در مردم بهره گرفت.
وی اضافه می کند: بازتوانی اجتماعی معلولان بدون ایجاد بستر برای حضور آنان در جامعه و دسترسی به حقوق برابر مانند بقیه شهروندان، امکان پذیر نیست.
چلک با اشاره به منشور حقوق شهروندی ابلاغی از سوی رئیس جمهور طی سال جاری می گوید: یک بخشی از این منشور مربوط به معلولان و مناسب سازی است . باید به سمت اجرایی و ارزی این منشور برویم و اگر دستگاهی در این زمینه کار کرد، نشان معنوی به آن اعطا شود.
خبرگزاری فارس-محمد تاجیک: در منظومه لغات، وقتی به واژه اسارت می رسیم، جز در بند بودن و در حصار سختی و تنگنا قرار گرفتن، چیز دیگری را نمی توان متصور بود و حکایت غریبی است که در آن مظلومانه زیستن و روزگار همراه با مشقت گذراندن به خوبی مشهود و ملموس است.حتی اگر کوتاه هم باشد، بسیار آزاردهنده است؛ حال اینکه بخواهید 10 سال در بدترین شرایط ممکن در چنگال جماعتی سنگدل قرار بگیری و روی اعتقادات و ارزش های خود استوار بمانی و خم به ابرو نیاوری!آری! حکایت زیر، داستان زندگی و یا بهتر بگوییم اسارت 10 ساله یکی از فرهنگیان است که گران سنگ ترین مضمون و محتوای دانایی و متعالی ترین گلواژه های انسانیت و مردانگی در چنگال اهریمنان و دهشتناکترین لحظات معنا کرد و ناب ترین ترجمان ممکن را از گذشت و فداکاری به نگارش در آورد تا بهترین منشور و الگو برای هدایت انسان ها و خاصه دانش آموزان و آینده سازان این مرز و بو م برای همیشه تاریخ پر افتخار ایران زمین باشد. او همچون کوه استوار و مانند سروی قد کشیده در برابر همه ناملایمات مردانه ایستاد و امروز همزمان با 26 مرداد سالروز ورود آزادگان سرافراز به کشورمان با ما از دنیایی از غرور و افتخار گفت وگو نشسته و از آن روزگاران سخت در اردوگاه های مخوف عراق برایمان حکایت می کند.زنگ درِ خانه اش را که می زنم، با همان صمیمیت بچه های دیروز جبهه و با آغوشی باز «بفرما» می گوید و دستانم را می فشارد. چهره اش هنوز رنگ و بوی جبهه می دهد. عینکی به چشم دارد و لبخند ملیحی به چهره.باصفا و صمیمی سخن می گوید، بدون هرگونه تکلف و پیچیدگی در کلام، هنوز می توان به خوبی خلوص بچه های دفاع مقدس را در او دید.او آنقدر حرف برای گفتن داشت که من را بین گوش دادن و نکته برداشتن حیران کرده بود! جذاب و درعین حال ساده حرف می زد؛ گویا همین روزهای نزدیک این اتفاقات سراسر ناخوشایند و در عین حال سند افتخار، برایش روی داده است.بله! از آقا حسین یا بهتر بگوییم آقا «محسن معصوم شاهی»،آزاده سرافراز ورامینی می گویم که امروز با روی خوش پذیرایم شده و می خواهد داستان 10 سال اسارت سرفرازانه خود را این چنین برایمان روایت کند.از درخواست 400 نفری آزادگان در بند اسارت در اوج سختی اردوگاه موصل برای روزه داری می گوید و از سرهنگ عراقی به اصطلاح اسرای اردوگاه«حزب اللهی!» که ادعای مسلمان بودن کرده است وبرای آنها در ماه رمضان گرم و سوزان موصل عراق امکانات ابت روزه داری را فراهم کرده بود.از جیره غذایی روزانه ای که تنها در چند قاشق غذاخوری خلاصه می شد روایت می کند تا یک سطل آب جوشی که تنها سهمیه است آنها در کل فصل زمستان بود می گوید.از کتک خوردن های مدام با کابل و چوب در مسیر سرویس های بهداشتی یادآور می شود و از هدایت های مدبرانه سید آزادگان حاج آقای ابوتر و خلاصه از هر درِ سختی و مشقت بی پایان اسارت برایم گفت.با هم گفت وگوی صمیمی با این آزاده قهرمان را مرور می کنیم.این آزاده سر فراز اظهار می دارد: متولد سال 1336 شهرستان ورامین هستم. پدرم حاج محمد معصوم شاهی بود که به شغل پارچه فروشی مشغول بوده و از فعالان قیام 15 داد سال 42 بود.افتخار جزئی از خانواده بودن را در زندگینامه خود دارم؛ چرا که عموی بنده « هوشنگ معصوم شاهی» یکی از ی قیام 15 داد 42 مردم ورامین بود.او ادامه می دهد: در زمان قیام 15 داد 42، تنها 6 سال داشتم، اما حوادث آن روزگار را هنوز به خاطر دارم.معصوم شاهی می افزاید: تحصیلات خود را در دبیرستان های شهید فعلی و دوره ای را در دبیرستان رضا پهلوی سابق شهرستان ورامین گذراندم. پس از پیروزی انقلاب ی با داشتن مدرک دیپلم تجربی و با اینکه در مقطع کاردانی در رشته ریاضی قبول شده بودم، از تحصیل خودداری کرده و به جهاد سازندگی رفتم و مدت یک سال به عنوان نیروی افتخاری در آنجا فعالیت .این فرهنگی آزاد یادآور می شود: با شروع جنگ تحمیلی در قالب نیروهای و از طریق پادگان جی تهران به عنوان نیروی کمکی به منطقه جنگی دزفول اعزام شدم. در آن زمان نیروهایی تحت عنوان «پیشمرگان کرد کردستان» زیر نظر پاسداران فعالیت می د، اما در آن زمان این نیروها از کردستان به منطقه جنوب کشور آمده بودند و ما نیز در کنار آنها مشغول به فعالیت بودیم.آن زمان «حاج محمد قمی» فعلی مردم پاکدشت به همراه برادران خود «حاج حسن» و «حاج ولی قمی» درگیر اعزام نیروهای داوطلب به جبهه بودند و در اول دی ماه سال 59 ما به منطقه آبادان رفتیم.او تصریح می کند: درآن زمان عملیات ش ت حصر آبادان طراحی شد؛ چراکه آبادان در محاصره نیروهای عراقی بود و جاده آبادان ـ ماهشهر به تصرف عراقی ها درآمده بود؛ در نتیجه از سمت آبادان نیروهای و از سمت ماهشهر نیروهای ی حرکت د تا بتوانند آبادان را از محاصره بیرون کنند، اما بر اثر وجود ناهماهنگی های بین نیروها، ش ت حصر آبادان ناکام ماند. این عملیات 9 ماه قبل از عملیات اصلی ش ت حصر آبادان صورت گرفت و در آن تعداد زیادی از نیروها مجروح و شهید شدند.* 21 دی ماه 59، زمان اسارتمعصوم شاهی یادآور می شود: در 21 دی ماه سال 59 در سن 23 سالگی به همراه 50 تا 60 نفر از نیروها از جمله «حاج حسن سلطانیه»، «حسین خلیلی» و چند نفر از نیروهای منطقه پاکدشت به اسارت نیروهای عراقی درآمدیم و آنها پس از یک هفته، ما را به اردوگاه موصل یک بردند.*از کودک 2 ساله تا پیرمرد و پیرزن 80 ساله در اردوگاه موصلاین آزاده فرهنگی بیان می دارد: اردوگاه موصل یک اردوگاهی بود که مربوط به نیروهای عراقی هنگام حمله به کشورمان بود و آنها پس از اسارت نیروهای ایرانی، این اردوگاه را به محل و اسارتگاه تبدیل کرده بودند.در آنجا افراد مختلفی با فرهنگ های گوناگون وجود داشتند، از پیرمرد و پیرزن 80 ساله تا ک ن 2 ساله ای که در مسیر فرار در جاده آبادان ـ ماهشهر به اسارت نیروهای عراقی درآمده بودند.شرایط در آنجا بسیار سخت و طاقت فرسا بود؛ ضمن اینکه در جمع ما تعدادی از طرفداران منافقان و نیروهای نفوذی وجود داشتند که در گیرودار جنگ به اسارت نیروهای عراقی درآمده بودند و در آنجا به صورت آشکار هویت و دشمنی خود را با نظام بیان می د.*سرهنگ حزب الهی عراقی!او در عین حال که از سختی های روزگار اسارت می گوید، از سرهنگ عراقی روایت می کند که در میان آن همه گستاخی و سنگدلی نیروهای بعثی هنوز رگه هایی از انسانیت در وجودش باقی مانده بود و ابراز می دارد: آن زمان حدود 2 هزار اسیر در اردوگاه موصل یک بود و نزدیک به ماه رمضان بود. یک روز سرهنگ عراقی که بعدها به عنوان «سرهنگ حزب اللهی» معروف شده بود، اعلام کرد «آیا ی دوست دارد در ماه رمضان روزه بگیرد؟» از این جمع 2 هزار نفری، 400 نفر از اسرا اعلام د که حاضر هستند در ماه رمضان به روزه داری بپردازند.*روزه داری در تابستانمعصوم شاهی اضافه می کند: البته در بین این 400 نفر سرنوشت عده ای از افراد بعد از 36 سال اسارت هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد؛ چراکه در آن زمان نیروهای بعثی عراق، تعدادی از اسرا را جدا د و به نقطه نامعلومی بردند. بالا ه این سرهنگ عراقی مقدمات روزه داری اسرا را در سطح بسیار ابت فراهم کرد و 400 اسیری که قصد روزه داری داشتند را در سه آسایشگاه جداگانه از سایر اسرا اسکان داد.او ادامه می دهد: این سرهنگ عراقی دستور داد تا مواد غذایی لازم برای اسرا در ماه رمضان آن هم در گرمای تابستان تأمین شود و هر شب ساعت 2 بامداد غذای اسرا توسط آشپزهایی که از خود اسرا تعیین شده بودند، در اختیار آنها قرار می گرفت تا بتوانیم روزه بگیریم؛ البته نیروهای عراقی اجازه هرگونه برگزاری جماعت را نمی دادند و فقط می توانستیم به صورت انفرادی اعمال دینی خود را انجام دهیم.این آزاده فرهنگی درحالی که عینک خود را به چشم می زند و گاهی نیز از سر دقت و کنجکاوی آن را در دست می گیرد، خاطرنشان کرد: بعد از ماه رمضان آنها به اسرا اعلام د که باید در اردوگاه کاری را شروع کنند و گفتند باید بلوک های سیمانی را برای سنگرهای جبهه و نبرد با نیروهای ایرانی آماده کنید، اما اسرا حاضر به انجام چنین کاری نشدند.*تنبیه بدنی شدید در 5 دقیقه هواخوریاو می گوید: بعد از نافرمانی اسرا و امتناع از انجام ساخت بلوک های سیمانی برای سنگرهای نیروهای بعثی، گزارش این نافرمانی به بغداد رسید و دستور صادر شد تا درهای آسایشگاه به روی اسرا بسته شود؛ این در حالی بود که فقط غروب ها می توانستیم مدت 5 دقیقه هنگامی که درهای آسایشگاه باز می شد، برای امور بهداشتی خود بیرون بیاییم، اما در مسیر استفاده از سرویس های بهداشتی نیز با باتوم و چوب توسط تعدادی از افسران عراقی به شدت شکنجه می شدیم و هر روز چند نفر از اسرا دچار آسیب های جدی می شدند.*پخش ناسزا و اطلاعیه های منافقین در ساعت 12 شب از بلندگوبه اینجا که می رسیم انگار این آزاده قهرمان خود را در فضای ملموس شکنجه های آن روزها می بیند و با کمی مکث ادامه می دهد: فشارهای روحی و جسمی زیادی به اسرا وارد می شد؛ برای نمونه افسران عراقی در فضای اردوگاه، بلندگوهای خود را روشن می د و در آن اطلاعیه های سازمان منافقان علیه کشورمان پخش می شد و یکی از منافقان آشکارا به ناسزاگویی علیه کشور و مسئولان ایرانی می پرداخت که این صدای بلندگوها اغلب موارد در ساعت 12 شب و یا صبح زود هنگامی که اسرا در خواب بودند در فضای اردوگاه پخش می شد و باعث لطمات روحی فراوانی به اسرا می شد.این شرایط سخت که در اثر نافرمانی و انجام ندادن ساخت بلوک های سیمانی اتفاق افتاده بود، بیش از سه ماه طول کشید.این آزاده فرهنگی با اشاره به آزار و اذیت های زیاد نیروهای عراقی بیان می کند؛ آنها هر روز درِ آسایشگاه ها را باز می د و با اصطلاح عربی خود می گفتند « اُشتُغل ما اُشتغل» یعنی آیا کار می کنید یا نه؟ و این جمله تکراری هر روزه آنها بود.او ادامه می دهد: بالا ه بعد از مدت ی ال حاج آقا ابوتر سید بزرگ آزادگان را به اردوگاه آوردند و او نیز با عراقی ها صحبت کرده بود و گفته بود من را به اردوگاه ببرید تا مشکل شما را با اسرا حل کنم و به آنها قول داده بود تا اسرا در ساخت بلوک های سیمانی با آنها همکاری کنند. حاج آقا ابوتر از فرماندهان اردوگاه خواسته بود تا سه چهار روز به او مهلت دهند تا بتواند با اسرا صحبت کرده و آنها را به ساخت بلوک های سیمانی راضی کند.معصوم شاهی به شخصیت کم نظیر حاج آقا ابوتر فرد اشاره می کند و می افزاید: یک روز او به آسایشگاه ما آمد و با اسرا به صحبت نشست و با استدلال های عقلانی و اعتقادی خود با ما صحبت کرد؛ تا آنجا که چند نفر از اسرا با کار موافقت د؛ البته حاج آقا به ما گفت «من طوری برنامه ریزی می کنم که شما از آسایشگاه بیرون بروید، اما کار نکنید». او به اسرا تأکید می کرد که باید با سیاست رفتار کنیم.این آزاده فرهنگی تصریح می کند: بالا ه همه اسرا فهمیدند که حاج آقا ابوتر با درایت و تدبیر است و می توان به او تکیه کرد. از فردای آن روز نیروهای عراقی در آسایشگاه ها را باز د و از اینکه اسرا به خواسته آنها تن داده بودند، خوشحال بودند.*رودست خوردن عراقی ها از اسرااو یادآور می شود: برنامه ریزی طوری بود که هر روز یکی از آسایشگاه ها باید کار ساخت بلوک های سیمانی را انجام می داد، اما حاج آقای ابوتر طوری برنامه ریزی کرده بود تا 400 اسیر سه آسایشگاهی که از ابتدا از ساخت بلوک های سیمانی سر باز زده بودند، کاری انجام ندهند؛ به شکلی که هنگام بیرون آمدن از آسایشگاه، اسرای دیگری که در 12 آسایشگاه دیگر حاضر به کار شده بودند را مشغول به کار می کرد؛ بدون اینکه حتی یک نفر از اسرای یادشده در این کار مشارکت کند و نیروهای عراقی نیز هیچ وقت متوجه این موضوع نشدند.*برگزاری کلاس قرآن و نهج البلاغه در آسایشگاهمعصوم شاهی به فعالیت های فوق برنامه و فرهنگی آسایشگاه اشاره می کند و می گوید: حاج آقا ابوتر در آسایشگاه برنامه های مختلف فرهنگی و آموزشی را برنامه ریزی کرده بود که ازجمله آن، آموزش قرآن، نهج البلاغه و فعالیت های ورزشی بود که به صورت مخفی انجام می شد؛ درحالی که نیروهای عراقی فکر می د اعتصاب اسرای ایرانی تمام شده و آنها حاضر به انجام کار شده اند. بالا ه آرامش نسبی به آسایشگاه ها بازگشته بود و کلاس های فرهنگی به صورت کاملاً مخفی در آسایشگاه در جریان بود.* شکنجه یکی از اسرا با پای قطع شدهاین آزاده فرهنگی به اینجای صحبت که می رسد به شکنجه یکی از اسرای اردوگاه اشاره می کند و می افزاید: یکی از اسرا که اهل اردبیل بود را چند بار برای بازجویی می بردند و درحالی که یکی از پاهای او قطع شده بود او را به سختی شکنجه می دادند، تا اینکه یک روز دیگر اسرا از این موضوع مطلع شدند و به نشانه اعتراض از آسایشگاه بیرون آمده و شعار «مرگ بر صدام، درود بر » سر دادند. در این هنگام نیروهای عراقی با مسلسل به سوی اسرا تیراندازی د که در این حادثه، تعداد زیادی از اسرا مجروح و عده ای نیز به شهادت رسیدند.او خاطرنشان می کند: بعد از مدت کوتاهی ما را از اردوگاه موصل یک به اردوگاه موصل 3 که به فاصله یک کیلومتری هم قرار داشتند، انتقال دادند.معصوم شاهی در طول صحبت های خود بارها به شخصیت حاج آقا ابوتر فرد اشاره می کند و می گوید: او به واقع معنوی اسرای ایرانی بود؛ چراکه بسیار دارای شخصیت بزرگ و اخلاق حسنه و منحصربه فردی بود. حاج آقا ابوتر حتی در زمان افطار از پاسخ دادن به سؤالات اسرای دیگر امتناع نمی کرد و گاهی اوقات تا نیمه شب تنها با چند قطره آب روزه خود را می گذراند و حتی سهم غذایی خود را نیز به اسرای دیگر می داد و به واقع بسیار با گذشت و فداکاری با اسرا برخورد می کرد.از این مرد دوران سخت اسارت می خواهم تا از وضعیت رفاهی و تغذیه ای آن دوران برایم بگوید که با اندکی مکث و تکان دادن سرِ از روی افسوس خود، بیان می کند: از نظر تغذیه و امکانات رفاهی در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار داشتیم. ابتدای روزهای اسکان در اردوگاه موصل 3 به دلیل فرار 3-2 نفر از اسرا از اردوگاه شرایط موجود که به سختی می گذشت، فخیم تر شده بود و نیروهای عراقی برای جلوگیری از فرار اسرا پنجره های آسایشگاه ها را نیز با آجر و سیمان مسدود د.با فرار این اسرا جیره غذایی بسیار محدود شد و دیگر هیچ سیر نمی شد و فقط غذای به اصطلاح بخور و نمیری به ما داده می شد و اکثر اسرا به امراض مختلف روحی و جسمی مبتلا شده بودند.این آزاده فرهنگی به حال و روز نامناسب وضعیت جسمی و روحی خود اشاره می کند و می افزاید: در اثر کمبود مواد غذایی و شرایط سخت در ماه رمضان سال 1361 به دلیل سختی های زیاد 15 کیلوگرم از وزنم کم شده بود و بسیار رنجور و مریض شده بودم.او از نامه نوشتن ها و مکاتبات خود با خانواده اش می گوید و یادآور می شود: یک روز اسم بنده را به خاطر نوشتن نامه و درج مطالبی در خصوص شخصیت (ره) به عنوان اسیری که تمّرد کرده بود، در محیط آسایشگاه خواندند و به شدت مرا شکنجه دادند؛ البته اسرا از قبل تکه ای پنبه به همراه خود داشتند تا هنگامی که به سر و صورت آنها زده می شد، بتوانند از شدن گوش خود جلوگیری کنند؛ این در حالی بود که گوش بنده به علت شکنجه های از ناحیه سر به شدت مجروح شده بود و مدت 6 ماه دچار خونریزی شده بودم و هنوز بعد از گذشت 36 سال از آن دوران آثار آن جراحت را به همراه دارم.از معصوم شاهی می خواهم از وضعیت بهداشتی اردوگاه موصل برایم بگوید که سر خود را از سر تأسف تکان می دهد و می افزاید: اوضاع نظافت اردوگاه بسیار بد بود؛ به طوری که در اثر عدم رعایت بهداشت، تعدادی از اسرا دچار شپش زدگی شده بودند و از آن مهم تر اینکه برای است نیز دارای محدودیت زیاد بودیم؛ به شکلی که هر اسیر در طول فصل زمستان فقط می توانست یک نوبت از آب گرم که آن هم یک سطل آب بود، برای است خود استفاده کند و بقیه روزها مجبور بودیم برای از آب سرد استفاده کنیم.* نگارش اخبار رادیو ایران و انتشار آن بین اسرااین آزاده فرهنگی در پاسخ به پرسشم در «خصوص چگونگی باخبر شدن اسرای ایرانی از اخبار کشورمان»، تصریح می کند: یکی از اسرا به نام عمو علی، یک رادیوی باتری دار را قبل از ورود به اردوگاه از یکی از نیروهای عراقی تهیه کرده و به اردوگاه انتقال داده بود و اسرا از طریق شنیدن اخبار، آن هم در ساعت 12 شب و به صورت کاملاً مخفیانه از اخبار رویدادهای ایران باخبر می شدند.او به چگونگی تهیه اخبار از طریق رادیو و انتشار آن در فضای آسایشگاه اشاره می کند و می گوید: ابتدا کار نوشتن اخبار برعهده فردی به نام احسان بود، اما پس از آن، نوشتن اخبار رادیو و دسته بندی آن از سوی حاج آقا ابوتر به بنده محول شد.از این آزاده فرهنگی می خواهم تا از جزئیات نگارش اخبار از رادیو و انتشار آن در اردوگاه برایم بگوید که با شور و حرارتی خاص، یادآور می شود: شب ها توسط یکی از اسرا به نام ملایری رادیو به صورت مخفی به آسایشگاه آورده می شد و دو نفر از اسرا مواظب عبور و مرور نگهبان های عراقی بودند و من نیز اخبار را از رادیو گوش داده و آن را می نوشتم. پس از نوشتن اخبار و پاکنویس آن یک نفر از اسرا به نمایندگی از حاج آقا ابوتر مسئولان 14 آسایشگاه های دیگر را جمع می کرد و اخبار را در اختیار آنها قرار می داد و آنها نیز اخبار را به اطلاع دیگر اسرا آن هم با یک روز تأخیر قرار می دادند.* خبر اصابت موشک نیروهای ایرانی به قلب بغداد، بهترین خبر در اردوگاهمعصوم شاهی از انتشار خبر خوشحال کننده اصابت اولین موشک ایران به بغداد در سال 64 به عنوان یکی از خوش خبرترین اخبار منتشر شده اردوگاه یاد می کند و بیان می دارد: اسرا آن روز از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدند.* 10 قاشق غذا سهم روزانه هر آزادهمعصوم شاهی به سهمیه غذای روزانه اسرا اشاره می کند و می افزاید: سهمیه روزانه غذای ما در آسایشگاه یک سوم غذای فعلی من بود؛ به طوری که در وعده ناهار همیشه به اسرا برنج می دادند، اما این مقدار در حد 10 قاشق غذا خوری بود و به واقع سهم غذای اسرا تنها یک نوبت بود.او می گوید: اسرای هر آسایشگاه را به گروه های 10 تا 13 نفره تقسیم کرده بودند و هر گروه، یک ظرف غذا به نام «یقلوی» می دادند و سهم ناچیزی از گوشت که هر تکه کوچک آن برای تعدادی از اسرا اختصاص داشت و این در حالی بود که هنگام کشیدن غذا به بعضی از اسرا نیز هیچ تکه گوشتی نیز نمی رسید.* میوه خوردن پس از 3 سال اسارتاین آزاده فرهنگی به روزهای گرم تابستان و در آرزو ماندن اسرا برای صرف میوه اشاره می کند و می افزاید: بعد از سه سال قرار شد هفته ای یک روز به اسرا میوه بدهند، اما این در شرایطی بود که نیروهای عراقی هندوانه های مانده در بازار را جمع کرده و به اردوگاه می آوردند و به هر اسیر تنها یک تکه کوچک هندوانه می رسید و آنها سعی می د در روزهایی که قرار بود بازرسان صلیب سرخ به اردوگاه بیایند، میوه را تقسیم کنند تا بتوانند به آنها نشان دهند که از اسرا به خوبی پذیرایی می کنند.وی با بیان اینکه در مجموع حدود 10 سال در اردوگاه های موصل ۱ یعنی به مدت یک سال و نیم و موصل سه به مدت هشت سال و نیم در اسارت به سر بردم، خاطرنشان می کند: بالا ه پس ازاین مدت طولانی در 28 مرداد سال 69 یعنی دو روز بعد از آزاد شدن رسمی اسرای ایرانی از بند اسارت آزاد شدم.* زیارت مرقد حسین و حضرت علی (ع)این آزاده فرهنگی از زیارت بارگاه حسین(ع) و حضرت علی(ع) به عنوان زیباترین دوران اسارت یاد می کند و بیان می دارد: در آن روز به زیارت این ان بزرگوار رفتیم، اما حق گریه و دعا خواندن با صدای بلند را نداشتیم.* سال 1370، استخدام در آموزش و پرورش معصوم شاهی به دوران پس از اسارت و به استخدام درآمدن در آموزش و پرورش اشاره می کند و می افزاید: پس از از بند اسارت، در مهر سال 1370 به استخدام آموزش و پرورش درآمدم؛ البته در همان سال در کنکور سراسری شرکت کرده و در رشته زبان انگلیسی تهران قبول شدم. از سال 70 تا 82 در مقطع راهنمایی و دبیرستان درس زبان را تدریس .او از نامهربانی های مسئولان نسبت به فعالیتش در آموزش و پرورش گلایه مند است و می گوید: سال 82 مرا به اجبار بازنشسته د که این موضوع برخلاف قانون مصّرح بود؛ چراکه بر اساس قانون اگر آزاده خود شخصاً قصد بازنشستگی داشت، می توانستند او را بازنشسته کنند، اما مسئولان امر مرا مجبور به بازنشستگی د و اعلام د مدت 10 سال اسارت به میزان دو برابر فعالیت در آموزش و پرورش حساب شده و با احتساب 11 سال فعالیت، باید بازنشسته شوم.او یادآور می شود: من به این موضوع اعتراض و مدت 8 سال پیگیر این اعتراض بودم، تا اینکه بالا ه آنها مجبور شدند طبق قانون در سال 90 مجدداً با فعالیت بنده در آموزش و پرورش موافقت کنند و بنده کار خود را در این سال شروع کرده، مدت 2 سال به عنوان نیروی کمکی پرورشی و آموزشی «هنرستان حُر» شهرستان ورامین و 3 سال در طرح «پراکنده شاهد»، به عنوان بازرس امور آموزشی و پرورشی فرزندان ایثارگران در مدارس غیرشاهد سپری .این آزاده فرهنگی به ایام ازدواج خود اشاره کرده و یادآور می شود: در سال 1370 ازدواج ؛ در آن زمان همسرم نیز معلم ادبیات فارسی دوره راهنمایی بود و ماحصل این ازدواج سه فرزند دختر است که یکی از آنها در مقطع کارشناسی ارشد ی صنایع علم و صنعت تحصیل می کند، دختر دومم در سال دوم رشته ای داروسازی زنجان تحصیل می کند و سومین فرزندم نیز در رشته هوشبری تهران مشغول به تحصیل است.حالا به نقطه پایانی گپ و گفت دوستانه با این آزاده قهرمان می رسم؛ گفت وگویی که در بردارنده گوشه ای از زوایای حیرت انگیزه اسارت بود و نکات زیادی از رشادت ها و فداکاری های مردان بی ادعای دفاع مقدس را در کارزار دفاع از کیان و این مرز و بوم، روایت کرد. گنجینه گرانبهایی از زیباترین صفات و جلوه های انسانی در قامت از خود گذشتگی و غیرت بی مانند یکی از اسطوره های استقامت و پایمردی ایران همیشه سرفراز که قلم قاصر از بیان آن است. این فرهنگی آزاده را با دنیایی از خاطرات تلخ و شیرین ترک می کنم و در این شه می مانم که به راستی نسل نوجوان و جوان مان که روزهای دفاع مقدس را در ک نکرده اند چقدر با مضامین بلند و دلیرمردی های بی انتهای رزمندگان آشنا هستند؟!انتهای پیام/