فارسی

به گزارش گروه وبگردی ملکانه،زبان فارسي در چین سابقه دیرینه­ ای دارد. پیشینه روابط تمدنی ایران و چین به بیش از 2600 سال می رسد و تعامل این دو کشور باستانی از عهد ساسانیان تداوم داشته و در دوره ساخت جاده ابریشم این روابط به اوج خود رسیده و هرچند در برهه ای ارتباطات کم تر شده اما پس از ظهور این مناسبات توسعه پیدا کرده است.بر اساس گزارش­ های جهانگردانی مانند پادری اودوریک، مارکوپولو و ابن بطوطه، در دوران فعالیت راه ابریشم، زبان فارسي، زبان بین المللی و بازرگانی در مناطق چینی راه ابریشم بوده و به دستور امپراطوران چینی، در چین قدیم مدرسه­ هایی برای تدریس زبان فارسي و تربیت کارمندان فارسي­ دان تاسیس شده بود که در اسناد تاریخی و رویدادهای چینی به آن اشاره شده است. وجود نسخه های خطی فارسي و تألیف کتاب­ هایی از جمله فرهنگ فارسي در چین تالیف حسین وفایی در قرن دهم و منهاج الطلب گزارش محمد بن حکیم زینینی در دستور زبان فارسي در سال 1660 میلادی در صرف و نحو و زبان فارسي گواه این ادعاست.با لشکر­کشی مغولان به شرق و پایه گذاری دودمان مغولی یوان، تعداد زیادی از مسلمانان منطقه آسیای مرکزی و غربی به چین مهاجرت د که در میان آنها، ایرانی ها و فارسي زبان ها سهم قابل توجهی داشتند. از این رو زبان فارسي در این دوره، یکی از سه زبان رسمی چین و اولین زبان رایج میان مسلمانان مهاجر به چین شد. پس از فروپاشی حکومت مغولان و وم یادگیری زبان چینی برای مراوده به سایر مردم، زبان فارسي کم کم از زبان روزمره مسلمانان کنار گذارده شد، اما به دنبال ب ایی نظام آموزشی علوم دینی، جایگاه زبان فارسي در مساجد و کلاس های درسی علوم دینی به قوت خود باقی ماند. همچنین وجود کتیبه ها و سنگ گزارش و کلمات فراوان فارسي در زندگی روزمره مسلمانان چینی از جمله دلایل رواج زبان فارسي در این سرزمین بوده است. زبان فارسي در چین، زبان فرهنگی و دینی مسلمانان به شمار می رود.برخی از محققان عقیده دارند که خط از طریق اسان به چین وارد شده است. با این حال، دقیقاً مشخص نیست که زبان فارسي در چه تاریخی وارد چین شده، ولی آنچه مسلم است زبان فارسي از زمره زبان هایی بوده که بر زبان و فرهنگ مردم چین تاثیر به سزایی گذاشته است.با گسترش تجارت بین شرق و غرب و فزونی رفت و آمد بین مردم چین و ایران، تاثیر و نفوذ متقابلی بین زبان این دو کشور به وجود آمده و کم کم گسترش چشمگیری داشته است. اوج نفوذ فرهنگ فارسي و عربی در چین مربوط به دوره یوآن است و اشعار فارسي و عربی و کلمات پند آموز و دعای خیر گزارش شده بر روی ظروف چینی دوره مینگ از نظر هنر نویسندگی و همبستگی اشعار و نقوش بسیار جالب توجه است. این ظروف غالباً سفارشی بوده و برای مسلمانان ساخته شده است.فارسي در چین از آغاز تا امروز" src="http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/9/22/7219986_115.jpg" alt="همه چیز درباره زبان فارسي در چین از آغاز تا امروز" />وجود هزاران نفر ایرانی که به انحاء مختلف وارد سرزمین چین می شدند، چه آنهایی که به صدارت و مقامات عالیه می رسیدند و چه تجار و مذهبی ها همه سعی در اشاعه فرهنگ و زبان فارسي در چین را داشته و باید گفت که در این امر تا حد زیادی موفق بوده اند. با توجه به روابط دیرینه بین چین و ایران و تاثیر عمیق زبان فارسي در چین، از گذشته تاکنون شماری زیادی از محققان و دانشمندان مشغول تحقیقات در این زمینه هستند.گو موژو اولین ی است که رباعیات خیام را در سال 1924 میلادی از زبان انگلیسی به چینی ترجمه کرد. ترجمه چینی رباعیات خیام، تأثیر بسیاری در ادبیات نوین چین به جای نهاد و ترجمه محافل ادبی چین را به افکار خیام برانگیخت.علاوه بر این، زبان فارسي در چین زبان فرهنگی و دینی مسلمانان بوده است و هنوز هم در آموزشگاه ­های ی که زبان چینی “نظام آموزشی مسجدی” خوانده می شود، زبان فارسي برای دانشجویان معارف ی تدریس می ­شود. واژه هوی هوی که امروزه در زبان چینی به معنای مسلمان است، در چین قدیم معنای فارسي زبان و زبان فارسي داشت و چون فارسي زبان دینی و فرهنگی مسلمانان بوده، به تدریج هوی هوی در زبان چینی معنای مسلمان گرفته است. مطالعات تاریخی نشان می دهد که ورود به چین بر بال ­های زبان فارسي بوده و مطالعات ی با این زبان دلنشین در دل ­های مردم آن دیار رخنه کرده است. بدین سان، هنوز نیت های یومیه، اسامی ها، شعائر ی و جملات رسمی در عقد و ازدواج و بسیاری موارد دیگر هنوز به زبان فارسي ادا می شود، نباید تعجب کرد. علاوه بر آن، بسیاری از اصطلاحات ی که در ایران به زبان عربی استفاده می­ شود، در چین به زبان فارسي بیان می ­شود.نشانه ­های تاریخی رواج زبان فارسي هنوز در اصطلاحات روزمره دینی رایج در میان مسلمانان و بعضی از واژه های فارسي که وارد زبان چینی شده ­اند، همچنین در کتیبه ها و سنگ گزارش­ ها تاریخی که به زبان فارسي در سراس چین وجود دارند، نمایان است. تعداد نسخه های خطی فارسي نیز در چین فراوان است.در اسناد چینی از مردمان غیر چینی به نام “پوسیو” یا “پوسه” نام برده شده که به پارسیان و پارسایان و ایرانی ها اطلاق شده است. در چین قدیم (زمان سلسله منیگ) به دلیل نیاز به فهمیدن زبان فارسي، یک فرهنگ چینی به فارسي تالیف شد. در حوزه ­های علمیه سنتی در شین جیانگ شان دونگ، شان شی ، فارسي زبان اصلی آموزش بوده و گسترش و کاربرد زبان فارسي در بین مسلمانان و غیر مسلمانان چینی مورد تحقیق بسیاری از پژوهشگران چینی بوده است.روابط چین و ایران پس از پیروزی انقلاب ی نیز با اجرای اصلاحات و درهای باز در چین در عالی ترین سطح خود قرار گرفت و همچنان این تعامل ادامه دارد. سیاستمداران چین هر چند در ابتدای انقلاب از روند وقایع ایران بسیار نگران بودند، اما با اعلام موضع «نه شرقی نه غربی» از سوی تمردان ایران، این اطمینان را پیدا د که انقلاب ی موجبات افزایش نفوذ شوروی در منطقه را فراهم نخواهد ساخت. از همین رو با توجه به دیدگاه های مشترکی که میان ان دو کشور به وجود آمد، از آن پس ایران و چین در زمینه مبارزه با استیلا طلبی قدرت های غربی همسو بوده و از یکدیگر پشتیبانی نمودند.نخستین کرسی زبان فارسي در سال 1957 میلادی با پیگیری پروفسور جی شیان لین شرق شناس و برجسته پکن در این بدون هیچ گونه مساعدت ایران یا کشورهای فارسي زبان آغاز به کار کرد. نخستین گروه از فارغ حصیلان زبان فارسي پکن، از جمله مرحوم پروفسور زِن یان شِن، مرحوم پروفسور جان خونین و مرحوم پروفسور یه ای لیانگ، هسته مرکزی گروهی را تشکیل دادند که با تربیت شاگردان بیشتر و تألیف و ترجمه آثار و مقالات و کتاب پیرامون زبان فارسي و فرهنگ و تمدن ایرانی، خدمات برجسته ای برای توسعه زبان و ادبیات فارسي و ایرانشناسی ارائه د. پس از پکن، رادیو تلویزیون پکن و لویانگ، مراکز ی دیگری بودند که پیش از پیروزی انقلاب ی در ایران اقدام به تأسیس کرسی زبان فارسي د. پس از انقلاب نیز در های زبان های خارجی شانگهای، مطالعات خارجی پکن، تجارت و بازرگانی پکن و شمالغرب شهر شی اَن کرسی زبان فارسي دایر و در هر ده ها دانشجو در مقاطع مختلف به فراگیری زبان فارسي اشتغال داشته و بخشی از نیازهای ت و شرکت های اقتصادی چین به زبان دان و مترجم فارسي را برآورده می سازند. در ایران نیز تاکنون کرسی زبان و ادبیات چینی در های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، اصفهان، سمنان و تهران دایر شده و دانشجویان علاقه مند به زبان و ادبیات چینی در این ها در مقطع کارشناسی به تحصیل اشتغال دارند.زبان فارسي در منطقه سین کیانگ:منطقه سین کیانگ (تر تان شرقی) با مساحتی تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین واقع در غرب کشور که با هشت کشور از روسیه در شمال تا پا تان در جنوب غربی جمعاً 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد. در منتهی الیه حوزه فرهنگ ایرانی در شرق محسوب شده و درطول تاریخ از نظر دستخوش تحولات و دگرگونی ­های گوناگونی بوده است. نان اصلی این منطقه عموماً به زبان اویغوری تکلم کرده و پیرو آیین هستند.ازحدود هزار سال قبل نور براین سرزمین ت ده و هم ­اکنون نیز دین اکثریت نین این منطقه محسوب می شود. منطقه سین کیانگ پیش از س ت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغدها و… با گویش زبان­های شرق ایران در آن به سر می ­بردند . در کتب تاریخی از س ت شاخه ­هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت های محلی نیز بوده­ اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می­ آید. عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب شده نژادهای گوناگونی با فرهنگ های مختلف در آن ن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند که فرهنگ­ های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می ­زده است.در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که به زبان های شرق ایران صحبت می­ د، رو به کاهش گذاشت و کم ­کم در جمعیت غالب ذوب شدند،در قرن نهم(840 میلادی) به علت بروز قحطی و خش الی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغولها از محل س ت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با نان بومی(سکاها- آریائی ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعدها به اویغورها معروف شدند. بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه­ی تورفان پرداخته اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسي زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه سین کیانگ می زیسته اند، نام برده شده است.فارسي در چین از آغاز تا امروز" src="http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/9/22/7219987_184.jpg" alt="همه چیز درباره زبان فارسي در چین از آغاز تا امروز" />فارس­ ها (parrig)
پارت­ ها تورفان(pan lavaning)
سغدی ­ها (sog dag)همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی س ت داشته که حکومتی به نام یو تیان(yu tian ) را تشکیل داده و بیش از یک­صد سال در این منطقه حکومت کرده اند. بر اساس گفته ضمیر سعداله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه ­ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی نند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند. نقاشی­ ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه های حوزه رودخانه تاریم که هم­ اکنون در موزه تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می شود، و همچنین سکه ­های فراوان دوره­ های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده و آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.در اوا قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم­زمان با حاکمیت سلسله سامانیان(999-840) در منطقه سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسي در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسي جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسي با احکام شرعی و اعتقادات ی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند. همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسي موجب شد که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسي از جایگاه ویژه ای برخوردار شود. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در تورفان، نامه ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسي برای خانواده اش گزارش بود نیز کشف شده است که نشان می دهد در قرن دهم زبان فارسي در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است. نفوذ زبان و ادبیات فارسي در کتاب های “دیوان لغات رک” محمود کاشغری و “دانش خوشبختی” یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان گزارش شده­ اند را می توان به خوبی مشاهده کرد.همچنین از سبک و سیاق کتاب ” غوتاد قوبلیک” که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می­ توان نتیجه گرفت که نویسنده آن “یوسف خاص حاجب” عمیقا تحت تأثیر “شاهنامه” قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است. تأثیر و نفوذ ادبیات فارسي در کتاب “دروازه های حقیقت” و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می خورد.محمود کاشغری شمند قرن یازدهم اویغور در “دیوان لغات رک” خود ضمن تشریح واژه “تات ” می گوید :” به نظر ترک­ها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسي حرف می زند.” و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که : ” بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود.” یعنی بدون زبان و ادبیات فارسي زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت. از گفته محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می توان درک نمود.در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر 2263 باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسي از دروس اصلی به حساب می آمد و در همین ایام بود که به منطقه خاش “بخارای دوم” می گفتند.از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسي در تر تان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیرگذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیماً با زبان ترکی که زبان اصلی نین منطقه بود رقابت می­ کرد. آموختن زبان فارسي در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر شد، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اوا قرن نوزدهم (1885 میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس “حسینیه” تأسیس و راه ­اندازی شد، نیز هر هفته آموزش زبان فارسي جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال 1950 در منطقه پایدار بود. فراگیران زبان فارسي تنها به آموختن این زبان نمی پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسي را یاد می گرفتند.به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیماً از زبان فارسي به زبان اویغوری ترجمه شده ­اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق، کتاب های ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده ­اند که تأثی ذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسي به وضوح مشخص است که در این جا به ای از آنان اشاره می شود: آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون “داستانهای یوسف” به قلم شخصی به نام علی در قرن 13، “خسرو و شیرین” به قلم قطبی در قرن 14، “یوسف و زلیخا” به قلم دربک در قرن 14 و ترجمه ی کتابهایی همچون “سندباد نامه”، “گلستان”، “بوستان”، “ظفرنامه”، “منطق الطیر” و سرودن اشعار دو زبانه فارسي و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی(1465-1366)، سرفی سرایی(قرن14) و احمد حق بیک(قرن 15) و دیگران نمونه­ های بارزی از تأثیر­گذاری زبان و ادبیات فارسي در زبان و ادبیات اویغوری است.پس از قرن پانزدهم ترجمه آثار ادبیات فارسي به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن 15تا19 اکثر آثار ادبی فارسي توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشرشد که این ترجمه ها علاوه بر فراهم زمینه آشنایی هر چه بیشتر مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسي، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسي را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می­ د، معرفی و آنان را به زبان فارسي برگرداندند.فارسي در چین از آغاز تا امروز" src="http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/9/22/7219988_941.jpg" alt="همه چیز درباره زبان فارسي در چین از آغاز تا امروز" />برخی دیگر از شمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسي می­ نگاشتند. افرادی همچون: سیدی (1554-1499)، رشید(1678-1514)، زلیخا بیگم (1608-؟)، میرزا حیدر(1554-1499)، اغلب آثار خود را به فارسي خلق می­ د. حتی در دوران­های متأ نیز افرادی همچون تاجری(1925 56)،احمد ضیایی(1989-1913) که در سال 1936 شعر خود تحت عنوان “گل و مرغ چکاوک” را در شهر خاش به زبان فارسي سرود، همچنان به این روند ادامه دادند. در سال 1687 ملاشاه هرجان نیمه نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش در سال 1791 با ترجمه نیمه دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال 1836شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسي به اویغوری برگردانده و نام آن را “شاهنامه ی زبان ترکی” نهاد.در سال 1787 محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال 1717 ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال 1800 حاج یعقوب پارکندی چهار درویش خسرو را و در سال 1887 حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسي به زبان اویغوری برگردانده و ده­ها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسي را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده اند. تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسي در زبان و ادبیات اویغور به حدی که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسي ناقص و غیر ممکن ساخته است. پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر­کشی­های چنگیز اوضاع منطقه سین کیانگ متشنج و حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به­تدریج سین کیانگ روابط خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبانهای عربی و فارسي در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان “جغتایی” به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسي به چشم می خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسي به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از 355 شاعر ترک نام می برد که بین قرن­ های 14 و 15 می زیسته اند که از این میان تنها 30 نفر به زبان ترکی شعر سروده­ اند و بقیه همگی به زبان فارسي شعر می گفته­ اند.در قرن شانزدهم (1678-1514) منطقه یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع - اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسي تکلم می­ د، موقعیت زبان فارسي مستحکم­تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسي به وجود آوردند که شمندانی همچون خالق، حنیفی، اباتی، ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله این شخصیت ها محسوب می شوند. در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسي ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(1696-1629)، میرزا حیدر قل(1551-1500) کتاب­های تاریخی مهمی همچون “تاریخ راشدی”، “منتخبات تاریخ” و “تواریخ” را به زبان فارسي نوشتند. از اوا قرن 17 تا اواسط قرن 18 که مجددا اوضاع ، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری­ های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسي وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید.اگر چه یادگیری زبان فارسي و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی ـ فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسي با همه سوابق درخشان و تأثیرگذاری در طول تاریخ، وضعیت مناسبی در این منطقه ندارد.زبان فارسي در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ها و مراکز تحقیقاتی پکن: این ، یکی از بزرگ­ترین های چین است که در شهر پکن در سال 1898 تأسیس شده است. رشته زبان فارسي در سال 1957 در این در دانشکده زبان­ های خارجی، گروه زبان­ های آسیای غربی ایجاد شد. این بخش در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و ا دانشجو می ­پذیرد و در مجموع به صورت میانگین15 دانشجو دارد. دارای سه زبان فارسي است. همچنین از سال 2015، با توجه به درخواست و علاقه دانشجویان، زبان فارسي به عنوان زبان دوم عمومی در همه رشته­ ها به صورت واحد انتخ ، ارائه می­ شود. مطالعات زبان­ های خارجی پکن: این (bfs ) که مستقیما زیر نظر وزارت آموزش چین قرار دارد، در سال 1941 تاسیس شد و نسبت به ­ های دیگر چین از قدمت بیشتری برخوردار است. کرسی زبان فارسي در این در سال 2012 به عنوان سومین کرسی زبان فارسي در شهر پکن، ایجاد شد. اقتصاد و تجارت بین الملل: این در سال 1951 در شهر پکن تأسیس شد و جزو ده ی است که بالاترین نمره و سخت­ ترین مراحل را برای پذیرش دانشجو اعمال می­ کند. این بر اساس نیاز کشور برای مبادلات اقتصادی با خارج طراحی شده و طی این سال­ها نقش مهمی در اقتصاد خارجی چین ایفا کرده است. زبان فارسي یازدهمین زبانی است که در این راه اندازی شده است. زبان فارسي، به عنوان یک رشته تحصیلی از سال 2012 میلادی در آن، تدریس می شود. لویانگ:این که یک نظامی است، از سال­های دور دارای رشته زبان فارسي است و سه نفر چینی به آموزش زبان فارسي، در مقطع کارشناسی می پردازند.فارسي در چین از آغاز تا امروز" src="http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/9/22/7219989_819.jpg" alt="همه چیز درباره زبان فارسي در چین از آغاز تا امروز" /> رادیو تلویزیون: این نیز از سال­های دور(پیش از انقلاب ی) دارای رشته زبان فارسي است ولی به صورت مستمر دانشجو نمی گیرد، و هر زمان که بخشهای مریوطه نیاز پیدا می کنند اقدام به پذیرش دانشجو کرده است. مطالعات بین­ المللی شانگهای(sisu) مطالعات بین­ المللی شانگهای (sisu) در ماه دسامبر سال 1949 میلادی تاسیس شد. این نخستین مطالعات خارجی پس از تاسیس جمهوری خلق چین به شمار می ­رود. مطالعات بین­ المللی شانگهای یکی از مراکز مهم آموزش زبان های خارجی در چین محسوب می­ شود. این دارای 25 رشته زبان­ های خارجی و 13 رشته غیر زبان در دوره لیسانس دارد. تا ماه اوت سال 2013، مطالعات بین­ المللی شانگهای با 280 و سازمان بین المللی از 54 کشور و منطقه جهان، روابط همکاری و تبادل برقرار کرده است. پس از بیش از 60 سال توسعه، این به پیشرو در چین تبدیل شده است.در سال 1997 میلادی گروه زبان و ادبیات فارسي در مطالعات بین ­المللی شانگهای با همکاری شهید بهشتی ایران و کمک­ های سرکنسولگری ایران در شانگ های بنیان نهاده شد. دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسي در سال1997، دوره کارشناسی ارشد در سال 2007 ایجاد شد. در طول بیش از 15 سال تلاش مداوم، بیش از 60 تن از فارغ حصیلان مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسي مطالعات بین المللی شانگ های در سازمان­ ها و اداره ­های مختلف تی، شرکت ­های تجاری و مراکز رسانه­ ای اشتغال یافته ­اند.در سال 1394، 12 دانشجو در مقطع کارشناسی، یک دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد در این گروه آموزشی مشغول به تحصیل بودند. از فعالیت های مهم گروه زبان و ادبیات فارسي مطالعات بین ­المللی شانگهای، تأسیس اتاق ایرانشناسی در سال 2012 و بر گزاری نشست های بزرگداشت شاعران بزرگ فارسي از جمله سعدی، فردوسی، خیام، مولوی هستند. از دیگر کوشش های این گروه برگزاری همایش های ملی، تخصصی و بین المللی در حوزه های مختلف زبان و ادبیات فارسي است که از آن جمله می توان به سمینار بررسی متون درسی زبان فارسي در چین اشاره کرد. امروزه، این گروه در کنار تدریس زبان و ادبیات فارسي، در زمینه مطالعات ایران­شناسی نیز تحقیقات گسترده ­ای دارد. مطالعات خارجی شهر شیان: یکی از سیاست­ های این در سال­ های اخیر ایجاد کرسی زبان کشورهایی بوده که در مسیر جاده ابریشم قرار دارند. بر اساس این سیاست، در سال 2012 رشته زبان فارسي در این تأسیس شد. این هر سال 30 نفر را در رشته زبان فارسي پذیرفته است. در بخش فارسي این دو زبان فارسي از چین و یک ایرانی( ای تاریخ از چین) تدریس می کنند. این در ابتدای تأسیس یکی از ایرانیان دانشجوی شهر وو هان را برای تدریس انتخاب کرد.
مدارسمدرسه مرکزی سوم چین ان(شانگهای): این مدرسه وابسته به کنسرواتوار شانگهای هست و بسیار مدرن و دارای امکانات خوب و فضای آموزشی بسیار بزرگ همچون محیط وفضای ی هست. کلیه دانش آموزان در این مدرسه تا کلاس نهم درس می­خوانند و همه دانش آموزان علاوه بر دروس عمومی در حال فراگیری دروس موسیقی هستند در نواختن یک ساز متبحر می شوند. 22 دانش آموز دوره ابت در حال فراگیری زبان فارسي هستند.دوره ­های آزادرایزنی فرهنگی ایران در پکنوابستگی فرهنگی ج.ا.ایران در شانگهایمنبع:تسنیمانتهای پیام/
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، زبان فارسي در چین سابقه دیرینه­ ای دارد. پیشینه روابط تمدنی ایران و چین به بیش از 2600 سال می رسد و تعامل این دو کشور باستانی از عهد ساسانیان تداوم داشته و در دوره ساخت جاده ابریشم این روابط به اوج خود رسیده و هرچند در برهه ای ارتباطات کم تر شده اما پس از ظهور این مناسبات توسعه پیدا کرده است. بر اساس نوشته­ های جهانگردانی مانند پادری اودوریک، مارکوپولو و ابن بطوطه، در دوران فعالیت راه ابریشم، زبان فارسي، زبان بین المللی و بازرگانی در مناطق چینی راه ابریشم بوده و به دستور امپراطوران چینی، در چین قدیم مدرسه­ هایی برای تدریس زبان فارسي و تربیت کارمندان فارسي­ دان تاسیس شده بود که در اسناد تاریخی و رویدادهای چینی به آن اشاره شده است. وجود نسخه های خطی فارسي و تألیف کتاب­ هایی از جمله فرهنگ فارسي در چین تالیف حسین وفایی در قرن دهم و منهاج الطلب نوشته محمد بن حکیم زینینی در دستور زبان فارسي در سال 1660 میلادی در صرف و نحو و زبان فارسي گواه این ادعاست.با لشکر­کشی مغولان به شرق و پایه گذاری دودمان مغولی یوان، تعداد زیادی از مسلمانان منطقه آسیای مرکزی و غربی به چین مهاجرت د که در میان آنها، ایرانی ها و فارسي زبان ها سهم قابل توجهی داشتند. از این رو زبان فارسي در این دوره، یکی از سه زبان رسمی چین و اولین زبان رایج میان مسلمانان مهاجر به چین شد. پس از فروپاشی حکومت مغولان و وم یادگیری زبان چینی برای مراوده به سایر مردم، زبان فارسي کم کم از زبان روزمره مسلمانان کنار گذارده شد، اما به دنبال ب ایی نظام آموزشی علوم دینی، جایگاه زبان فارسي در مساجد و کلاس های درسی علوم دینی به قوت خود باقی ماند. همچنین وجود کتیبه ها و سنگ نوشته و کلمات فراوان فارسي در زندگی روزمره مسلمانان چینی از جمله دلایل رواج زبان فارسي در این سرزمین بوده است. زبان فارسي در چین، زبان فرهنگی و دینی مسلمانان به شمار می رود.برخی از محققان عقیده دارند که خط از طریق اسان به چین وارد شده است. با این حال، دقیقاً مشخص نیست که زبان فارسي در چه تاریخی وارد چین شده، ولی آنچه مسلم است زبان فارسي از زمره زبان هایی بوده که بر زبان و فرهنگ مردم چین تاثیر به سزایی گذاشته است. با گسترش تجارت بین شرق و غرب و فزونی رفت و آمد بین مردم چین و ایران، تاثیر و نفوذ متقابلی بین زبان این دو کشور به وجود آمده و کم کم گسترش چشمگیری داشته است. اوج نفوذ فرهنگ فارسي و عربی در چین مربوط به دوره یوآن است و اشعار فارسي و عربی و کلمات پند آموز و دعای خیر نوشته شده بر روی ظروف چینی دوره مینگ از نظر هنر نویسندگی و همبستگی اشعار و نقوش بسیار جالب توجه است. این ظروف غالباً سفارشی بوده و برای مسلمانان ساخته شده است.وجود هزاران نفر ایرانی که به انحاء مختلف وارد سرزمین چین می شدند، چه آنهایی که به صدارت و مقامات عالیه می رسیدند و چه تجار و مذهبی ها همه سعی در اشاعه فرهنگ و زبان فارسي در چین را داشته و باید گفت که در این امر تا حد زیادی موفق بوده اند. با توجه به روابط دیرینه بین چین و ایران و تاثیر عمیق زبان فارسي در چین، از گذشته تاکنون شماری زیادی از محققان و دانشمندان مشغول تحقیقات در این زمینه هستند.گو موژو اولین ی است که رباعیات خیام را در سال 1924 میلادی از زبان انگلیسی به چینی ترجمه کرد. ترجمه چینی رباعیات خیام، تأثیر بسیاری در ادبیات نوین چین به جای نهاد و ترجمه محافل ادبی چین را به افکار خیام برانگیخت. علاوه بر این، زبان فارسي در چین زبان فرهنگی و دینی مسلمانان بوده است و هنوز هم در آموزشگاه ­های ی که زبان چینی "نظام آموزشی مسجدی" خوانده می شود، زبان فارسي برای دانشجویان معارف ی تدریس می ­شود. واژه هوی هوی که امروزه در زبان چینی به معنای مسلمان است، در چین قدیم معنای فارسي زبان و زبان فارسي داشت و چون فارسي زبان دینی و فرهنگی مسلمانان بوده، به تدریج هوی هوی در زبان چینی معنای مسلمان گرفته است. مطالعات تاریخی نشان می دهد که ورود به چین بر بال ­های زبان فارسي بوده و مطالعات ی با این زبان دلنشین در دل ­های مردم آن دیار رخنه کرده است. بدین سان، هنوز نیت های یومیه، اسامی ها، شعائر ی و جملات رسمی در عقد و ازدواج و بسیاری موارد دیگر هنوز به زبان فارسي ادا می شود، نباید تعجب کرد. علاوه بر آن، بسیاری از اصطلاحات ی که در ایران به زبان عربی استفاده می­ شود، در چین به زبان فارسي بیان می ­شود.نشانه ­های تاریخی رواج زبان فارسي هنوز در اصطلاحات روزمره دینی رایج در میان مسلمانان و بعضی از واژه های فارسي که وارد زبان چینی شده ­اند، همچنین در کتیبه ها و سنگ نوشته­ ها تاریخی که به زبان فارسي در سراس چین وجود دارند، نمایان است. تعداد نسخه های خطی فارسي نیز در چین فراوان است. در اسناد چینی از مردمان غیر چینی به نام "پوسیو" یا "پوسه" نام برده شده که به پارسیان و پارسایان و ایرانی ها اطلاق شده است. در چین قدیم (زمان سلسله منیگ) به دلیل نیاز به فهمیدن زبان فارسي، یک فرهنگ چینی به فارسي تالیف شد. در حوزه ­های علمیه سنتی در شین جیانگ شان دونگ، شان شی ، فارسي زبان اصلی آموزش بوده و گسترش و کاربرد زبان فارسي در بین مسلمانان و غیر مسلمانان چینی مورد تحقیق بسیاری از پژوهشگران چینی بوده است.روابط چین و ایران پس از پیروزی انقلاب ی نیز با اجرای اصلاحات و درهای باز در چین در عالی ترین سطح خود قرار گرفت و همچنان این تعامل ادامه دارد. سیاستمداران چین هر چند در ابتدای انقلاب از روند وقایع ایران بسیار نگران بودند، اما با اعلام موضع «نه شرقی نه غربی» از سوی تمردان ایران، این اطمینان را پیدا د که انقلاب ی موجبات افزایش نفوذ شوروی در منطقه را فراهم نخواهد ساخت. از همین رو با توجه به دیدگاه های مشترکی که میان ان دو کشور به وجود آمد، از آن پس ایران و چین در زمینه مبارزه با استیلا طلبی قدرت های غربی همسو بوده و از یکدیگر پشتیبانی نمودند.نخستین کرسی زبان فارسي در سال 1957 میلادی با پیگیری پروفسور جی شیان لین شرق شناس و برجسته پکن در این بدون هیچ گونه مساعدت ایران یا کشورهای فارسي زبان آغاز به کار کرد. نخستین گروه از فارغ حصیلان زبان فارسي پکن، از جمله مرحوم پروفسور زِن یان شِن، مرحوم پروفسور جان خونین و مرحوم پروفسور یه ای لیانگ، هسته مرکزی گروهی را تشکیل دادند که با تربیت شاگردان بیشتر و تألیف و ترجمه آثار و مقالات و کتاب پیرامون زبان فارسي و فرهنگ و تمدن ایرانی، خدمات برجسته ای برای توسعه زبان و ادبیات فارسي و ایرانشناسی ارائه د. پس از پکن، رادیو تلویزیون پکن و لویانگ، مراکز ی دیگری بودند که پیش از پیروزی انقلاب ی در ایران اقدام به تأسیس کرسی زبان فارسي د. پس از انقلاب نیز در های زبان های خارجی شانگهای، مطالعات خارجی پکن، تجارت و بازرگانی پکن و شمالغرب شهر شی اَن کرسی زبان فارسي دایر و در هر ده ها دانشجو در مقاطع مختلف به فراگیری زبان فارسي اشتغال داشته و بخشی از نیازهای ت و شرکت های اقتصادی چین به زبان دان و مترجم فارسي را برآورده می سازند. در ایران نیز تاکنون کرسی زبان و ادبیات چینی در های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، اصفهان، سمنان و تهران دایر شده و دانشجویان علاقه مند به زبان و ادبیات چینی در این ها در مقطع کارشناسی به تحصیل اشتغال دارند.زبان فارسي در منطقه سین کیانگ:منطقه سین کیانگ (تر تان شرقی) با مساحتی تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین واقع در غرب کشور که با هشت کشور از روسیه در شمال تا پا تان در جنوب غربی جمعاً 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد. در منتهی الیه حوزه فرهنگ ایرانی در شرق محسوب شده و درطول تاریخ از نظر دستخوش تحولات و دگرگونی ­های گوناگونی بوده است. نان اصلی این منطقه عموماً به زبان اویغوری تکلم کرده و پیرو آیین هستند.ازحدود هزار سال قبل نور براین سرزمین ت ده و هم ­اکنون نیز دین اکثریت نین این منطقه محسوب می شود.منطقه سین کیانگ پیش از س ت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغدها و... با گویش زبان­های شرق ایران در آن به سر می ­بردند . در کتب تاریخی از س ت شاخه ­هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت های محلی نیز بوده­ اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می­ آید. عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب شده نژادهای گوناگونی با فرهنگ های مختلف در آن ن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند که فرهنگ­ های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می ­زده است.در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که به زبان های شرق ایران صحبت می­ د، رو به کاهش گذاشت و کم ­کم در جمعیت غالب ذوب شدند،در قرن نهم(840 میلادی) به علت بروز قحطی و خش الی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغولها از محل س ت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با نان بومی(سکاها- آریائی ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعدها به اویغورها معروف شدند. بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه­ی تورفان پرداخته اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسي زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه سین کیانگ می زیسته اند، نام برده شده است.فارس­ ها (parrig)پارت­ ها تورفان(pan lavaning)سغدی ­ها (sog dag)همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی س ت داشته که حکومتی به نام یو تیان(yu tian ) را تشکیل داده و بیش از یک­صد سال در این منطقه حکومت کرده اند. بر اساس گفته ضمیر سعداله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه ­ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی نند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند. نقاشی­ ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه های حوزه رودخانه تاریم که هم­ اکنون در موزه تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می شود، و همچنین سکه ­های فراوان دوره­ های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده و آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.در اوا قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم­زمان با حاکمیت سلسله سامانیان(999-840) در منطقه سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسي در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسي جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسي با احکام شرعی و اعتقادات ی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند. همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسي موجب شد که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسي از جایگاه ویژه ای برخوردار شود. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در تورفان، نامه ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسي برای خانواده اش نوشته بود نیز کشف شده است که نشان می دهد در قرن دهم زبان فارسي در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است. نفوذ زبان و ادبیات فارسي در کتاب های "دیوان لغات رک" محمود کاشغری و "دانش خوشبختی" یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان نوشته شده­ اند را می توان به خوبی مشاهده کرد. همچنین از سبک و سیاق کتاب " غوتاد قوبلیک" که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می­ توان نتیجه گرفت که نویسنده آن "یوسف خاص حاجب" عمیقا تحت تأثیر "شاهنامه" قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است. تأثیر و نفوذ ادبیات فارسي در کتاب "دروازه های حقیقت" و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می خورد.محمود کاشغری شمند قرن یازدهم اویغور در "دیوان لغات رک" خود ضمن تشریح واژه "تات " می گوید :" به نظر ترک­ها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسي حرف می زند." و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که : " بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود." یعنی بدون زبان و ادبیات فارسي زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت. از گفته محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می توان درک نمود.در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر 2263 باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسي از دروس اصلی به حساب می آمد و در همین ایام بود که به منطقه خاش "بخارای دوم" می گفتند.از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسي در تر تان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیرگذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیماً با زبان ترکی که زبان اصلی نین منطقه بود رقابت می­ کرد. آموختن زبان فارسي در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر شد، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اوا قرن نوزدهم (1885 میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس "حسینیه" تأسیس و راه ­اندازی شد، نیز هر هفته آموزش زبان فارسي جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال 1950 در منطقه پایدار بود. فراگیران زبان فارسي تنها به آموختن این زبان نمی پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسي را یاد می گرفتند.به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیماً از زبان فارسي به زبان اویغوری ترجمه شده ­اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق، کتاب های ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده ­اند که تأثی ذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسي به وضوح مشخص است که در این جا به ای از آنان اشاره می شود: آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون "داستانهای یوسف" به قلم شخصی به نام علی در قرن 13، "خسرو و شیرین" به قلم قطبی در قرن 14، "یوسف و زلیخا" به قلم دربک در قرن 14 و ترجمه ی کتابهایی همچون "سندباد نامه"، "گلستان"، "بوستان"، "ظفرنامه"، "منطق الطیر" و سرودن اشعار دو زبانه فارسي و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی(1465-1366)، سرفی سرایی(قرن14) و احمد حق بیک(قرن 15) و دیگران نمونه­ های بارزی از تأثیر­گذاری زبان و ادبیات فارسي در زبان و ادبیات اویغوری است.پس از قرن پانزدهم ترجمه آثار ادبیات فارسي به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن 15تا19 اکثر آثار ادبی فارسي توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشرشد که این ترجمه ها علاوه بر فراهم زمینه آشنایی هر چه بیشتر مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسي، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسي را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می­ د، معرفی و آنان را به زبان فارسي برگرداندند. برخی دیگر از شمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسي می­ نگاشتند. افرادی همچون: سیدی (1554-1499)، رشید(1678-1514)، زلیخا بیگم (1608-؟)، میرزا حیدر(1554-1499)، اغلب آثار خود را به فارسي خلق می­ د. حتی در دوران­های متأ نیز افرادی همچون تاجری(1925 56)،احمد ضیایی(1989-1913) که در سال 1936 شعر خود تحت عنوان "گل و مرغ چکاوک" را در شهر خاش به زبان فارسي سرود، همچنان به این روند ادامه دادند. در سال 1687 ملاشاه هرجان نیمه نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش در سال 1791 با ترجمه نیمه دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال 1836شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسي به اویغوری برگردانده و نام آن را "شاهنامه ی زبان ترکی" نهاد.در سال 1787 محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال 1717 ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال 1800 حاج یعقوب پارکندی چهار درویش خسرو را و در سال 1887 حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسي به زبان اویغوری برگردانده و ده­ها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسي را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده اند. تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسي در زبان و ادبیات اویغور به حدی که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسي ناقص و غیر ممکن ساخته است. پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر­کشی­های چنگیز اوضاع منطقه سین کیانگ متشنج و حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به­تدریج سین کیانگ روابط خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبانهای عربی و فارسي در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان "جغتایی" به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسي به چشم می خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسي به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از 355 شاعر ترک نام می برد که بین قرن­ های 14 و 15 می زیسته اند که از این میان تنها 30 نفر به زبان ترکی شعر سروده­ اند و بقیه همگی به زبان فارسي شعر می گفته­ اند.در قرن شانزدهم (1678-1514) منطقه یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع - اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسي تکلم می­ د، موقعیت زبان فارسي مستحکم­تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسي به وجود آوردند که شمندانی همچون خالق، حنیفی، اباتی، ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله این شخصیت ها محسوب می شوند. در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسي ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(1696-1629)، میرزا حیدر قل(1551-1500) کتاب­های تاریخی مهمی همچون "تاریخ راشدی"، "منتخبات تاریخ" و "تواریخ" را به زبان فارسي نوشتند. از اوا قرن 17 تا اواسط قرن 18 که مجددا اوضاع ، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری­ های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسي وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید. اگر چه یادگیری زبان فارسي و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی ـ فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسي با همه سوابق درخشان و تأثیرگذاری در طول تاریخ، وضعیت مناسبی در این منطقه ندارد. زبان فارسي در مراکز تحقیقاتی و آموزشی: ­ها و مراکز تحقیقاتی پکن: این ، یکی از بزرگ­ترین های چین است که در شهر پکن در سال 1898 تأسیس شده است. رشته زبان فارسي در سال 1957 در این در دانشکده زبان­ های خارجی، گروه زبان­ های آسیای غربی ایجاد شد. این بخش در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و ا دانشجو می ­پذیرد و در مجموع به صورت میانگین15 دانشجو دارد. دارای سه زبان فارسي است. همچنین از سال 2015، با توجه به درخواست و علاقه دانشجویان، زبان فارسي به عنوان زبان دوم عمومی در همه رشته­ ها به صورت واحد انتخ ، ارائه می­ شود.
مطالعات زبان­ های خارجی پکن: این (bfs ) که مستقیما زیر نظر وزارت آموزش چین قرار دارد، در سال 1941 تاسیس شد و نسبت به ­ های دیگر چین از قدمت بیشتری برخوردار است. کرسی زبان فارسي در این در سال 2012 به عنوان سومین کرسی زبان فارسي در شهر پکن، ایجاد شد.
اقتصاد و تجارت بین الملل: این در سال 1951 در شهر پکن تأسیس شد و جزو ده ی است که بالاترین نمره و سخت­ ترین مراحل را برای پذیرش دانشجو اعمال می­ کند. این بر اساس نیاز کشور برای مبادلات اقتصادی با خارج طراحی شده و طی این سال­ها نقش مهمی در اقتصاد خارجی چین ایفا کرده است. زبان فارسي یازدهمین زبانی است که در این راه اندازی شده است. زبان فارسي، به عنوان یک رشته تحصیلی از سال 2012 میلادی در آن، تدریس می شود.
لویانگ:این که یک نظامی است، از سال­های دور دارای رشته زبان فارسي است و سه نفر چینی به آموزش زبان فارسي، در مقطع کارشناسی می پردازند.
رادیو تلویزیون: این نیز از سال­های دور(پیش از انقلاب ی) دارای رشته زبان فارسي است ولی به صورت مستمر دانشجو نمی گیرد، و هر زمان که بخشهای مریوطه نیاز پیدا می کنند اقدام به پذیرش دانشجو کرده است.
مطالعات بین­ المللی شانگهای(sisu) مطالعات بین­ المللی شانگهای (sisu) در ماه دسامبر سال 1949 میلادی تاسیس شد. این نخستین مطالعات خارجی پس از تاسیس جمهوری خلق چین به شمار می ­رود. مطالعات بین­ المللی شانگهای یکی از مراکز مهم آموزش زبان های خارجی در چین محسوب می­ شود. این دارای 25 رشته زبان­ های خارجی و 13 رشته غیر زبان در دوره لیسانس دارد. تا ماه اوت سال 2013، مطالعات بین­ المللی شانگهای با 280 و سازمان بین المللی از 54 کشور و منطقه جهان، روابط همکاری و تبادل برقرار کرده است. پس از بیش از 60 سال توسعه، این به پیشرو در چین تبدیل شده است.در سال 1997 میلادی گروه زبان و ادبیات فارسي در مطالعات بین ­المللی شانگهای با همکاری شهید بهشتی ایران و کمک­ های سرکنسولگری ایران در شانگ های بنیان نهاده شد. دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسي در سال1997، دوره کارشناسی ارشد در سال 2007 ایجاد شد. در طول بیش از 15 سال تلاش مداوم، بیش از 60 تن از فارغ حصیلان مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسي مطالعات بین المللی شانگ های در سازمان­ ها و اداره ­های مختلف تی، شرکت ­های تجاری و مراکز رسانه­ ای اشتغال یافته ­اند. در سال 1394، 12 دانشجو در مقطع کارشناسی، یک دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد در این گروه آموزشی مشغول به تحصیل بودند. از فعالیت های مهم گروه زبان و ادبیات فارسي مطالعات بین ­المللی شانگهای، تأسیس اتاق ایرانشناسی در سال 2012 و بر گزاری نشست های بزرگداشت شاعران بزرگ فارسي از جمله سعدی، فردوسی، خیام، مولوی هستند. از دیگر کوشش های این گروه برگزاری همایش های ملی، تخصصی و بین المللی در حوزه های مختلف زبان و ادبیات فارسي است که از آن جمله می توان به سمینار بررسی متون درسی زبان فارسي در چین اشاره کرد. امروزه، این گروه در کنار تدریس زبان و ادبیات فارسي، در زمینه مطالعات ایران­شناسی نیز تحقیقات گسترده ­ای دارد. مطالعات خارجی شهر شیان: یکی از سیاست­ های این در سال­ های اخیر ایجاد کرسی زبان کشورهایی بوده که در مسیر جاده ابریشم قرار دارند. بر اساس این سیاست، در سال 2012 رشته زبان فارسي در این تأسیس شد. این هر سال 30 نفر را در رشته زبان فارسي پذیرفته است. در بخش فارسي این دو زبان فارسي از چین و یک ایرانی( ای تاریخ از چین) تدریس می کنند. این در ابتدای تأسیس یکی از ایرانیان دانشجوی شهر وو هان را برای تدریس انتخاب کرد.مدارسمدرسه مرکزی سوم چین ان(شانگهای): این مدرسه وابسته به کنسرواتوار شانگهای هست و بسیار مدرن و دارای امکانات خوب و فضای آموزشی بسیار بزرگ همچون محیط وفضای ی هست. کلیه دانش آموزان در این مدرسه تا کلاس نهم درس می­خوانند و همه دانش آموزان علاوه بر دروس عمومی در حال فراگیری دروس موسیقی هستند در نواختن یک ساز متبحر می شوند. 22 دانش آموز دوره ابت در حال فراگیری زبان فارسي هستند. دوره ­های آزادرایزنی فرهنگی ایران در پکن وابستگی فرهنگی ج.ا.ایران در شانگهای
------------------برگرفته از شناخت نامه زبان فارسي، تهیه شده در بنیاد سعدیانتهای پیام/
انجمن ادبی ایران و بنگلادش تشکیل شد فرهنگ > ادبیات - همشهری آنلاین:
نشست ادبیات معاصر فارسي در بنگلادش دوشنبه ۱۷ اردیبهشت با حضور عبدالصبور خان، تهمینه بیگم، مصطفی مستور، الهام حدادی، فرهاد درودگریان در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. زبان و ادبیات فارسي در بنگلادشدر ابتدای نشست علی اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی و بین الملل شهر کتاب، اظهار داشت: سرزمین بنگلادش کشوری است که از زمان قدیم دارای فرهنگ و تمدنی ارزشمند بوده است. این سرزمین، از دیرباز با ایران روابط فرهنگی، ادبی، زبانی و دینی داشته است. طول عمر این روابط به بیش از هزاران سال می رسد. برای مدتی طولانی، تقریباً از سال ۱۲۰۴ تا ۱۸۳۷، زبان فارسي زبان رسمی و تی این منطقه به شمار آمده است. ازاین رو، نفوذ واژه های فارسي در زبان بنگالی دیده می شود. خوشبختانه شا ارهای ادب فارسي ازجمله آثار نظامی، فردوسی، سعدی، عطار، مولانا به زبان بنگالی ترجمه شده و ادبیات بنگالی از این شا ارها تأثیر گرفته است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم از اواسط قرن نوزدهم تاکنون، نزدیک به پانصد اثر فارسي به زبان بنگالی ترجمه شده است. اما متأسفانه در بنگلادش هم مانند سایر کشورها، سهم ترجمه ی ادبیات معاصر فارسي بسیار کم است. ازاین رو، ادبیات معاصر فارسي در این کشور چندان شناخته شده نیست. از میان نویسندگان و شاعران معاصر ایران، تاکنون آثار طاهره صفار زاده، جلال آل احمد، صادق هدایت، سید محمدعلی جمال زاده، سید مهدی شجاعی، مصطفی مستور، به زبان بنگالی ترجمه و به صورت کتاب و یا نمونه در مطبوعات منتشر شده است. تأثیرگذاری و تأثی ذیری در فرایند برگردان دوجانبه می تواند بسیار اثربخش باشد. امیدواریم با تلاش دوستان، آثار معاصر فارسي بیشتر به بنگالی برگردان شود.وی ضمن ارائه پیشنهادهایی برای توسعه ی همکاری های فرهنگی و ادبی دو کشور، تشکیل انجمن ادبی ایران و بنگلادش را اعلام کرد و با ابراز امیدواری به همکاری ان و دانشجویان، همکاری نهادهای ادبی، ناشران، مؤسسات فرهنگی بنگلادش را برای تشکیل پل ادبی میان دو کشور خواستار شد.بازگشت زبان و ادبیات فارسي به بنگلادشعبدالصبور خان، داکا، مترجم و پژوهشگر، سخنان خود را با مرور روابط دیرینه ی زبانی، دینی و فرهنگی میان ایران و بنگلادش از زبان هخا ان آغاز کرد. ضمن اشاره به اینکه حضور و نفوذ کمپانی هند شرقی و انگلستان به مرور رابطه ی میان این دو فرهنگ و زبان را کمرنگ ساخت، وقوع انقلاب ی و استقلال بنگلادش را موجب و صمیمیت دوباره ی این دو کشور دانست و درباره ی ترجمه ی آثار فارسي به بنگالی، اظهار داشت: پیشینه ی نخستین ترجمه از آثار ادبی فارسي به بنگالی به صورت دقیق روشن نیست، اما شاه محمد صغیر نخستین مترجمی شناخته شده که در زمان غیاث الدین اعظم شاه اثری از ادبیات فارسي را ترجمه کرد. پس از آن، شمار فروانی از آثار کلاسیک فارسي به دست مترجمان گوناگون به این زبان برگردان شده است، اما ترجمه ی ادبیات معاصر فارسي قدمت زیادی ندارد. در سال های پس از انقلاب ایران، صداوسیما در راستای سیاست کلان گسترش زبان فارسي، تعدادی از جوانان تحصیل کرده ی بنگلادشی را به استخدام خود درآورد. از میان این افراد، محمد فریدالدین خان و انیس الرحمن شوپون که حالا با زبان و ادبیات فارسي آشنا شده بودند، به ترتیب مجموعه ی اشعار (ره) و گزیده ی اشعار طاهره صفارزاده را به بنگلادشی برگرداندند. درنتیجه، زبان و ادبیات فارسي معاصر برای نخستین بار از طریق کارکنان بنگلادشی صداوسیمای ایران به بنگلادشی ها معرفی شد. هم زمان با چاپ کتاب گزیده ی ادبیات معاصر (مجموعه داستان هایی از سید مهدی شجاعی) با حمایت و پشتیبانی رایزن فرهنگی ایران در بنگلادش، شاه جلال نیز مجموعه ای از داستان های نویسندگان معاصر فارسي را با عنوان «بال پرنده ی طلایی» به چاپ رساند که اغلب داستان کودک بودند. سپس، اینجانب با حمایت رایزن فرهنگی ایران گزیده ی داستان های کوتاه جلال آل احمد و یکی بود، یکی نبود از محمدعلی جمال زاده را به فارسي برگرداندم. گزیده ی داستان های کوتاه آل احمد نخستین کت بود که به صورت دوزبانه به چاپ رسید.وی با بیان اینکه با استقبال مناسب مخاطبان از آثار ادبیات فارسي معاصر، انتشارات های شخصی نیز به ترجمه ی این آثار توجه خاصی نشان دادند و این امر منجر به چاپ کتاب هایی چون چشم هایش از بزرگ علوی (انتشارات لخا)، روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور (در انتشارات رودلا)، بوف کورِ صادق هدایت (در انتشارات رودلا)، گزیده ی داستان های کوتاه صادق هدایت (انتشارات شوبها) شد.وی در خصوص برگردان ادبیات معاصر بنگالی به فارسي، اظهار داشت: برگردان ادبیات معاصر بنگالی به فارسي در ایران با ترجمه ی «کشتی ش ته» و «خانه و جهان» تاگور آغاز شد. در سال ۱۹۹۵ م. به کوشش رایزن فرهنگی ایران در داکا به مناسبت سفر علی اکبر هاشمی رفسنجانی، کت شامل شرح حال و بیست غزل شاعر ملی بنگلادش، نذرال ، گردآمده و به چاپ رسید. به دنبال آن ترجمه ی آثاری از تاگور، نذرال ، همایون احمد به فارسي برگردانده شد.عبدالصبور خان در پایان ضمن بیان اهمیت پژوهش هایی که در سال های اخیر درباره ی ادبیات معاصر انجام گرفته و نقش ان اعزامی زبان و ادبیات فارسي به بنگلادش، موضوع و مفاهیم آثار معاصر ادبیات دو کشور را بسیار نزدیک به هم دانست. این را به پیشینه ی مشترک و تجارب مشابه دو کشور نسبت داد و اظهار امیدواری کرد که با ترجمه های ادبی و فرهنگی بیشتر بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسیم و روابط قدیمی دو کشور و ملت بیش از پیش نزدیک و صمیمانه شود.تاگور پدر داستان کوتاه بنگلادشفرهاد درودگریان، اعزامی به داکا، چارچوب سخنرانی خود را روشن زمان رسمی نگارش آثار در زبان بنگالی، چگونگی جدا شدن این زبان از زبان فارسي، ادعای کذب انگلیسی ها مبنی بر اینکه بنگالی دختر زبان سانسکریت است، عنوان کرد و اظهار داشت: در سال ۱۲۰۳ اختیارالدین بختیار خلجی به دستور شهاب الدین غوری، یکی از بزرگ ترین پادشاهان آن دوره، برای فتح بنگال از جنوب هند حرکت می کند. زبان فارسي با ملازمان و یان خلجی و صوفیان، شاعران، مسلمانان، تجاری ایرانی ای همراه او وارد بنگلادش می شود. مردم به علت نرمی خلق وخوی ایرانی به زبان فارسي ترغیب می شوند. در این دوره زبان بنگالی زبان رسمی نیست، زبانی محلی است و هیچ اثر مشخصی نیز در آن پدیده نیامده است. در کنار شیفتگی بنگلادشی ها به زبان فارسي و مرور آثار ادب فارسي از مثنوی تا کتاب های دینی، ایرانی ها هم به استقلال یافتن زبان بنگالی کمک می کنند. در سال ۱۷۵۷ که کمپانی هند شرقی و متعاقب آن انگلستان این منطقه را گرفت، مهم ترین مانع بسط استعمارش را زبان فارسي و ی که با زبان فارسي به این سرزمین راه یافته و مردمی دید که بیشترشان اهل تصوف و عرفان اند. پس در سال ۱۷۸۰ مدرسه ی عالی کلکته را بنا نهاد؛ با این توجیه که این مدرسه ای دینی است، اما مردم در دین خود آزادند. به دنبال آن در سال ۱۸۰۰ کالج دیگری را با ادعای تدریس زبان فارسي به هندی ها و نیروهای انگلیسی تأسیس کرد. در این کالج به مرور زبان فارسي و عربی را از زبان بنگالی جدا کرده و زبان سانسکریت را وارد زبان بنگالی د. بدین ترتیب، زبانی به نام «زبان اشرف» را به وجود آورند. زبان اشرف بلافاصله به جای زبان رسمی معرفی شد و هندوها مسئول ترویج آن قرار گرفتند. اما این زبان در فرهنگ مردم، که حالا بسیار با فرهنگ ایرانی درهم آمیخته بود، ریشه نداشت، پس در میان مردم رواج نیافت. در همین قرن ادبیات پوتهی به وجود آمد. این ادبیات، پر از داستان های ریزودرشت عامیانه ی بنگالی با فرهنگ ایرانی، عشق و مغازله و مسائل طبیعی انسانی رشد کرد. بسیاری از عرفای بنگلادش این ادبیات را پیش برده و در آن شعر گفتند. بدین ترتیب، ادبیات پوتهی جای خودش را در میان شعر و و آواز و ترانه ی بنگالی باز کرد.درودگریان با اشاره به اینکه پژوهشگران در اطلاق عبارت ادبیات معاصر بنگلادش به دوره ی پس از سلطه ی انگلیس ها و ادبیات مدرن پس از جنگ جهانی اول به اجماع رسیدند، درباره ی ادبیات معاصر بنگلادش، اظهار داشت: تاگور پیشگام ادبیات معاصر هند و حتی پدر داستان کوتاه بنگلادش است. پدر او که به حافظ و سعدی بسیار علاقه مند بوده، تاگور را از کودکی با این اشعار پرورده است. شعری که در سال ۱۹۱۳ برای تاگور جایزه ی نوبل ادبی را به ارمغان آورد هم الهام گرفته از همین اشعار بوده است. تاگور در جشن هفتاد سالگی به دعوت پهلوی اول وارد ایران می شود و اعلام می کند که من ایرانی ام. افتخار می کنم که روحم ایرانی است. در بنگال غربی ی دارم و می خواهم اساتید ایرانی برای تدریس به این بیایند. بدین ترتیب، پورداوود نخستین اعزامی، برای انتقال ادبیات معاصر و ی ایران به بنگلادش می آید.وی تصریح کرد: ادبیات معاصر بنگال به ویژه در رمان و داستان کوتاه از ادبیات معاصر فارسي جلوتر بوده است. تاگور که شروع کننده ی این جریان است، در شعری برای نخستین بار داستان کوتاه را تعریف و بومی می کند. تاگور می گوید که داستان کوتاه؛ یعنی زندگی ساده ی مردم، بدون توصیف های زیاد، گفتن از خوبی ها و بدی ها، عشق و شادی و غصه در حد بسیار کوتاه، چنان که خواننده یک بار آن را بخواند و دنبالش را نگیرد. تاگور در داستان های کوتاه خود به مضامین متفاوت از عشقی، انحرافات اجتماعی، عناصر ضداستعماری تا طبیعت پرداخته است. دو رمان تاگور در ایران برگردان شده است.وی ادامه داد: دیگری همایون احمد است که بیش از دویست اثر از او برجای مانده است. او بعدتر به کارگردانی، آهنگسازی و سازی هم روی آورد. بسیاری از های همایون احمد در دنیا جوایزی را به خود اختصاص داده اند، حتی یکی از هایش برای اسکار پیشنهاد شده است. اولین اثر او «زندان نیلگون صدفی» تحت تأثیر مسائلی چون تنش های بین پا تان شرقی و غربی نوشته شده بود. از دیگر آثار او «جهنم دوست داشتنی»، «عشق برای شما»، «اینجا هیچ ی نیست»، «جزیره ی دارچین» است. او شخصیت اسطوره ای نویسندگان بنگالی است و به سبک رئالیسم جادویی نوشت.درودگریان درباره ی تأثی ذیری و سبک در ادبیات معاصر بنگالی، اظهار داشت: امروز بسیاری از نویسندگان جوان و دانش آموخته ی بنگلادش، به سبک های رئالیسم سوسیالیستی، رئالیسم وهمی، رئالیسم جادویی می نویسند. این جوانان با ریشه های ملی و قومی خودشان آشنایی مناسبی ندارند، ازاین رو ان ی درصدد ایجاد و افزایش این شناخت اند. از اوایل دهه ی نهم قرن بیستم، بهترین آثار داستانی کشورهای آفریفایی، به خصوص آفریقای جنوبی و ی لاتین وارد بازار کتاب بنگلادش شد. ترویج این آثار در میان دانشجویان و فرهیختگان و پیشرفت سریع رسانه های الکترونیکی در بنگلادش منجر به ایجاد تنوع بالا و ایجاد سبک های جدیدی با درهم آمیختن سبک های متعارف شده است. الهام حدادی، زبان فارسي و کارشناس ارشد معاونت امور بین الملل بنیاد سعدی، با خواندن بخش کوتاهی از کتاب همایون احمد درباره ی او گفت: سبک داستانی همایون احمد رئالیستی است. داستان با یک دیالوگ آغاز می شود. بدین ترتیب، نویسنده با تمهید سبک گفتاری، مخاطب را هم بوم ساخته و کاملاً وارد جهان داستان می کند. داستان در مورد مردی فقیر و گدا به نام زینال در ایستگاه قطاری به نام گوریپور است. در خط سیر داستانی ای منظم و از زاویه دید زینال پیش می رود. شخصیت های داستانی بر اساس کنش و گفتار شخصیت بنا شده اند. داستان به خوبی فضای ارتباطات انسانی را توصیف می کند. در بخش ترجمه هم عبدالصبور خان متنی بسیار روان و فصیح از رمان ارائه داده است. قدرت و آشنایی دقیق مترجم با زبان فارسي، استفاده ی به جا از اصلاحات، کنایه ها، ضرب المثل های فارسي منجر به شکل گیری متنی شده که گویی از ابتدا به فارسي نوشته شده است.حدادی با بیان رونمایی کتاب «شور قند پارسی» که نخستین کتاب فارسي ای است که وضعیت زبان و ادبیات فارسي را از پیشینه ی قدیم تا زمان حاضر در برگرفته است. به نشستی که در بنگلادش با شاعران و نویسندگان این کشور برگزار د اشاره کرد و در خصوص مسائلی که در این نشست بیان شد، گفت: به باور نویسندگان معاصر بنگلادشی، رمان مدرن و داستان نویسی به شکل امروزی آن در بنگلادش زودتر از ایران شکل گرفته است. بیشتر رمان های بنگلادشی با دیدگاهی سکولار نوشته می شوند، گرچه در آثار افرادی چون همایون احمد مباحث مذهبی هم وجود دارد. نویسندگان جوان بنگلادشی موضوعاتی چون استقلال بنگلادش، اجبار مهاجرت مسلمانان و هندوها، حوادث و آثار استقلال بنگلادش را در آثارشان روایت می کنند. در آثار برخی نویسندگان زن نیز موضوعاتی چون خیانت، بی هویتی، مسائل ن به نمایش گذاشته است. گروهی از آنان بر این باورند که حقوق ن در اجتماع بنگلادش رعایت نمی شود، ازاین رو داستان هایی را در دفاع از حقوق عادلانه ی ن نوشته اند. این نویسندگان معتقدند داستان نویسانی چون چخوف، تولستوی و مارکز بر ادبیات بنگلادش اثرگذار بوده اند.حدادی سخنان خود را با مرور را ارهای ارائه شده در کتاب شور قند پارسی، برای گسترش زبان و ادبیات فارسي به پایان برد. پویایی ن در گسترش زبان و ادبیات فارسي در بنگلادشتهمینه بیگم، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسي راجشاهی، درباره ی زبان و ادبیات فارسي در بنگلادش، اظهار داشت: از زمان فتح بنگال به دست اختیارالدین محمد بختیار خلجی تا پایان دوره ی سلطنت تیموریان هندی، حدود شش قرن و نیم، زبان فارسي زبان رسمی بنگال بوده است. در این زبان، آثار علمی، ادبی، فکری فراوانی پدید آورده شده است. شاعران و ادیبان این منطقه از فرهنگ، شاعران و صوفیان ایرانی تأثیر بسیاری پذیرفته اند. ادبیات فارسي در زمان سلطان غیاث الدین اعظم شاه، با حمایت های این شاه ادب دوست پیشرفت شایانی کرد. در این دوره که عهد زرین ادب فارسي نیز خوانده می شود، تختگاه سلطان مرکز شعرا، ادبا و فقها و نویسندگان معروف بود. در نتیجه، در این دوره آثار منثور و منظوم فراوانی به زبان فارسي نوشته شد. نفوذ زبان فارسي در بنگاله به حدی است که حدود ده هزار کلمه، عبارت و مضمونِ این زبان در ادبیات این کشور به کار گرفته می شود.وی افزود، امروز های بنگلادش در گسترش زبان و ادبیات فارسي خدمات بسیاری انجام داده اند. اساتید زبان فارسي، افزون بر تدریس، با پیگیری کارهای پژوهشی در قالب پایان نامه، طرح پژوهشی، ترجمه ی کتاب های فارسي به بنگالی، نگارش مقالات پژوهشی و شرکت در سمینارها و مجامع بین المللی برای معرفی زبان و ادبیات فارسي می کوشند.بیگم سخنان خود را با مرور اسامی و کارنامه ی برخی از ان و پژوهشگران زن فعال در حوزه ی گسترش زبان و ادبیات فارسي ادامه داد. از میان این افراد می توان به عابده حفیظ، مؤلف فرهنگ بنگلا-فارسي به تلفظ فارسي (زیرچاپ)؛ کلثوم ابوالبشر، مادر زبان فارسي بنگلادش، که به مدت چهل سال به تدریس و تربیت دانشجویان زبان و ادبیات فارسي پرداخته و پس از بازنشستگی نیز به تدریس و تحقیق در ادامه داده است و دوازده عنوان کتاب و بیش از پنجاه مورد مقاله و تحقیق پژوهشی در کارنامه ی کاری خود دارد؛ اُم سلمی محقق و مؤلف مقالات پژوهشی؛ شمیم بانو، مترجم دو کتاب «کابلی والا» از تاگور و «پدو گو و» از قاضی نذرال به فارسي؛ رضوانه شمی اشاره کرد.او این مطالب را مؤید سهم بزرگ ان زن بنگالی در گسترش زبان و ادبیات فارسي در بنگلادش دانست. اظهار امیدواری کرد که حضور و فعالیت این ن در عرصه ی پژوهش و ترجمه راه را برای دیگر ن در کشور بنگلادش باز کند و دانشجویان زبان و ادبیات فارسي در بنگلادش با این پشتوانه بتوانند به مرور خودشان را به مرزهای دانش امروزی برسانند.مصطفی مستور، نویسنده ی ایرانی، گفت: فکر می کنم که ترجمه ی هر اثری از زبان فارسي در کشوری دیگر و جامعه ای که قطعاً شاخص های بسیار متفاوتی با شاخص های ما دارد، مثل روشن چراغی است. با روشن هر چراغ، نور بیشتری از ادبیات ایران به این سرزمین می تابد و می تواند مقدمه ای برای انتشار آثاری دیگر در آنجا باشد.وی افزود: من به جد اعتقاد دارم که آثار ادبیات ایران، آثاری جهانی و شایسته ی ترجمه اند. بارها به ناشرانی که کارهای من را چاپ کرده اند، توصیه کرده ام که از کارهای خوب، شاخص و عمیق نویسندگان معاصر فارسي استفاده کنند. شاید در کارهای دیگر، مثل سینما که محصول کار گروهی اند، تفاوت زیادی بین ایده تا امر واقعی به وجود بیاید؛ اما ادبیات کاری فردی است که در تنهایی اتفاق می افتد و معمولاً از مزاحمت های این چنینی آزاد است. ادبیات بسیار فردی نوشته می شود و ل بر دل می نشیند. در حوزه ی ادبیات ن، کارهای خوبی از زویا پیرزاد، فریبا وفی، گلی ترقی برای ترجمه وجود دارند که نگاه متفاوتشان به جامعه می تواند در شناساندن فرهنگ ایران به دیگر کشورها بسیار مؤثر باشد. فارغ از اینکه این برگردان کاری از من (روی ماه خداوند را ببوس) است، این اتفاق را فرخنده می دانم و امیدوارم که در آینده آثار بیشتری به زبان بنگالی برگردانده شوند. ما ریشه های عمیق فرهنگی و دینی با شبه قاره ی هند داریم. افزون بر این، اگر شناخت غربی ها از ما با نگاهی از بالا و توریستی باشد، هم اکنون کشورهایی نظیر ترکیه، بنگلادش و هند به ما نزدیک ترند و می توانند درک بهتری از جامعه و فرهنگ ما داشته باشند.در پایان این نشست از برگردان بنگالی رمان «روی ماه خداوند را ببوس» که به همت عبدالصبورخان صورت گرفته بود، رونمایی شد.
کارتون نوستالژیک قدیمی آنشرلی با موهای قرمز یکی از خاطرات کودکی دهه شصت و دهه هفتاد می باشد که میتواند خاطرات کودکی ما را به تصویر بکشد . داستان مجموعه درباره دختربچه یتیمی به نام آن شرلی است که اشتباها پا به گرین گیب می گزارد. ماریلا و متیو کاتبرت، خواهر و برادری مزرعه دار هستند که تصمیم می گیرند س رستی پسربچه ۱۰-۱۱ ساله ای را به عهده بگیرند اما به اشتباه دختربچه ای به نام آن شرلی (که والدینش را هنگامی که تنها سه ماه داشت از دست داده بود) به گرین گیب می آید و در آنجا ماندگار می شود و به جای کمک به متیو در کشاورزی، به ماریلا در خانه داری کمک می کند… کارتون سریالی آنشرلی با متوسط زمان هر قسمت ۲۶ دقیقه میباشد که شما با کیفیت hd و full hd می توانید کنید و از دیدن این سریال کارتونی قدیمی لذت ببرید . انیمیشن سریالی آنه شرلی دختری با موهای قرمز با و کیفیت عالی از سرور های اسکای رز نام انیمه : anne of green gables – آن شرلی با موهای قرمز | ژانر : انیمیشن , درام | کارگردان : isao takahata موسیقی : george michael careless whisper | شرکت تولید کننده : nippon animation زبان : فارسي + ژاپنی | مدت زمان : ۲۶ دقیقه «آنه شرلی» دختر یتیمی است با موهای قرمز، که به طور اشتباهی به نزد «متیو» و «ماریلا کاتبرت» فرستاده شده است. ماریلا و متیو خواهر و برادر میانه سالی هستند که مزرعه ای به نام «گرین گیب » در جزیرۀ «پرینس ادوارد» دارند و قصد داشتند پسری را به س رستی بگیرند که کمک حال آنها باشد، اما پرورشگاه به اشتباه آنه را به نزد آنها می فرستد. داستان نشان می دهد که چطور آنه خود را در میان کاتبرت ها و همچنین در مدرسه و میان اهالی شهر مطرح می کند.این مجموعه بر اساس یک رمان یی با عنوان «آنه، دختری از گرین گیب » ساخته شد و نویسندۀ کانا آن «لوسی مُد مونت گومری» است. این داستان که نخستین بار در ۱۹۰۸ منتشر شد بیش از ۵۰ میلیون نسخه انتشار یافت و نیز به بیست زبان مختلف دنیا ترجمه شد و از روی آن چندین ، انیمیشن، سریال تلویزیونی و حتی تئاتر موزیکال ساخته شد. دوبله شده در امور دوبلاژ سیما
گویندگان : نصرالله مدقالچی (راوی)، مریم شیرزاد (آن شرلی)، ناهید یان (دیانا باری)، مرضیه صفی خانی (ری چرلیند)، بهرام زاهدی (متیو)، الیزا اورامی (ماریلا)، حمید منوچهری (پدر مقدس) پسورد : www.skyrose.ir (بصورت حروف کوچک)اطلاعات~ ۲۱۹-۴۱۶mb انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت اول انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت اول انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت دوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت دوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت سوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت سوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت چهارم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت چهارم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت پنجم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت پنجم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت ششم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت ششم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت هفتم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت هفتم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت هشتم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت هشتم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت نهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت نهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت دهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت دهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت یازدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت یازدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت دوازدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت دوازدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت سیزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت سیزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت چهاردهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت چهاردهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت پانزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت پانزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت شانزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت شانزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت هفدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت هفدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت هجدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت هجدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت نوزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت نوزدهم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیستم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیستم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیست و یکم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیست و یکم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیست و دوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیست و دوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیست و سوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیست و سوم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیست و چهارم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیست و چهارم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت hd – قسمت بیست و پنجم انیمیشن آنشرلی با موهای قرمز با کیفیت full hd – قسمت بیست و پنجمپست مرتبط: انیمیشن son of batman 2014 انیمیشن son of batman 2014 |... انیمیشن thomas and friends: tale of the brave 2014 انیمیشن thomas and friends: tale of... انیمیشن justice league war 2014 انیمیشن justice league war 2014 ژانر :... انیمیشن موانا موانا دختری ماجراجو است که برای تکمیل اکتشافات اجدادش به... مستند مارهای غول پیکر مارها جزو دسته های خزندگان و در دنیای آرام و...
اگر صاحب فرزند دختر شده اید و قصد دارید نامی زیبا انتخاب کنید، می توانید در این مطلب که فهرست اسامی زیبای خارجی دخترانه است یکی را برگزینید. در این مطلب فهرست این نام های خارجی دخترانه را به همراه تلفظ صحیح آنها را مشاهده می کنید.این نام های زیبا ریشه فرانسوی، انگلیسی، ترکی، یونانی، لاتین و هندی دارند.اسم دختر خارجی (ریشه فرانسوی)اسم تلفظ معنیالفآتنا atena : در اساطیر یونان، خدای شه، هنر، دانش، و صنعتآتنه : آتنا در اساطیر یونان، خدای شه، هنر، دانش، و صنعتآریان ariyan : بانوی بسیار مقدس – نام دختر مینوس پادشاه اساطیری یونانآزاله azale : گلی خوشبو که معمولا به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.آلیس alis : بانوی نجیب زاده، دختر اصیل، خانم با اصل و نسباورانوس : نام هفتمین سیاره منظومه شمسیایده : فکر و شه، رأیب برلیان berelian : الماس تراش داده شده که درخشش و زیبایی خاصی دارد.رراشل rashel : راحیلرز roz : گلی از خانواده گل سرخ دارای گل هایی به رنگ های مختلفرزیتا rozita : گل رز کوچکژژاسمن : یاسمنژاسمین : یاسمنژاکلین : ژاکلین ژانت : مونث ژان (ژان = یحیی، یوحنا ، خداداد)ژانین : نام دریاچه ای در یونانژانیتا : نام شهری در یونان در کنار دریاچه ای به همین نامژربرا : گلی زینتی به شکل مینا ولی بسیار درشت تر از آن به رنگهای صورتی تا سرخژرویرا : ژریراژینوس : باهوش، نابغه، ژیناسسولینا solina : ریشه فرانسه-ترکی به معنی رسمی، مقدس، موقر، محترم، با احترام، با تشریفاتسی بل si bel : نام ربه النوع خا ینره : گیاهی زینتی و نیز دارویی با گل هایی که در اوا زمستان و اوایل بهار شکوفا می شوند، پامچال فرنگیففلور : گلککاترین katrin : پاک، بی آلایشکاملیا kamelia : گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود.کلارا : نام راهبه ای ایتالیاییممارگریت : گلی زیبا به رنگ سفیدماگنولیا : گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغمانیوک : نام گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیارننادیا nadiya : امید، آرزو nansi : نام شهری در فرانسهوونوس venoos : الهه زیبایی یونان – ستاره زهرهویوات : گل بنفشهاسم دختراسم دختر خارجی (ریشه یونانی)اسم تلفظ معنیالفآتنایا : آتنا، مظهر شه و هنر و دانش، نام الهه یونانی ، دختر زئوس خدای خدایانآتوسا atusa : نام دختر کوروش پادشاه هخا آرامیس aramis : آرامش و راحتیآرتمیس artmis : در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون، همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی کمبوجیه در جنگ بین ایران و یونان بود.آرتیمیس artimis : آرتمیس، در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون، همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی کمبوجیه در جنگ بین ایران و یونان بود.آسنات asenat : نام همسر حضرت یوسف و دختر فوتی فارع کاهن شهر آون (یکی از مناطق مصر) بود.آماتیس amatis : نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می رود.آنیس anis : انیسون، مقاومت و اعتراضآنیسا anisa : ریشه یونانی-فارسي به معنی مبارز بزرگ – آنیس یونانی به معنای مقاومت و اعتراض + الف تانیث فارسي. در فارسي به معنی همانند عشق، در آذری به معنای مانند خاطرهارغنون arghavan : مخفف ارغنون (نام سازی است)اطلس atlas : پارچه ابریشمی، دیبااطلسی atlasi : یونانی-فارسي، اطلس(معرب) + ی (فارسي) گلی شیپوری و خوشبو به رنگهای سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخاقاقی aghaghi : اقاقیا،درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد.اقاقیا aghaghiya : درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد.اقلیما eghlimā : نام دختر آدم(ع)اقلیمیا eghlimia : اقلیما،نام دختر آدم(ع)الماس almas : نام سنگی قیمتیالماس خاتون : یونانی-فارسي، الماس (یونانی) + خاتون (فارسي) بانوی مانند الماسالنا elena : نورانیانیسون : آنیس، مقاومت و اعتراضاورنینا : ربه النوع فراوانی نعمتاورینا : در اساطیر یونان، الهه آسمانها و حامی عشق آسمانیایساتیس ei is : مقدس و فرخنده – نام شهر یزد در متون یونانیپپانته آ : نام همسر آبرداتاس که در زمان کوروش، پادشاه شوش بود.ددیانا diana : در اساطیر رومی الهه ماه، جنگلها، حیوانات، و ن هنگام وضع حمل، دیانا در معبدش در رم به عنوان الهه مورد احترام بود، او مطابق آرتمیس در اساطیر یونانی است.دینارگیس : یونانی-فاسی دینار(یونانی) + گیس(فارسي)، دارای مویی به رنگ طلا ، نام زنی در منظومه ویس و رامینررانا rana : مصحف رایای اناررخسانا : ر انه، روشنک،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونیر انا roksana : روشنک،ر انه،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونی. به معنای نور و روشنایی نیز آمده است.ر انه : روشنک ، ر انا،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونیروشنک roshanak : از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونیرونیکا ronika : یونانی-فارسي عامل پیروزی ، پیروز کننده ، دختر خوش یمن. در فارسي به معنای روی نیک هم آمده است.ریتا rita : مرواریدریما rima : نام حیوانی است.سساردین sardin : یونانی-فرانسه سمارسیس، سردین، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهیسردین : یونانی-فرانسه سمارسیس، ساردین، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهیسمارسیس : ساردین، سردین، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهیسوفی sufi : حکیمسی سام si sam : نام دختر مگاباتششقاقل shaghaghel : گیاهی پایا با برگهای معطر و ریشه های ضخیم و خوراکیططاووس tavoos : طاووس، معرب از یونانی، پرنده ای با پرهای رنگارنگ، نام یکی از صورتهای فلکی نیم کره جنوبی، نام همسر فتحعلی شاه قاجارللاریسا larisa : نام شهری در کنار دجلهلورا lora : نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالیلیوسا liosa : یونانی-فارسي لیوسا از اسامی قدیمی و دخترانه ایرانی است که به معنی دختر خورشید است.ممایا maya : در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزیمرسیا mersiya : ریحانملیسا melisa : بادرنگبویهملیکا melika : یونانی-فارسي در زبان پارسی ملیکا به معنای فرشته، در زبان یونانی نام معشوقه زئوس، در زبان عربی نام مادر حضرت مهدی(عج)و به معنای ملکه، در زبان آشوری نیز ملکه معنا میدهد، گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند.ننارسیس narsis : یونانی-فارسي لاتین از یونانی، نرگس، نام جوانی زیباروی در اساطیر یونان که وقتی صورت خود را در آب دید عاشق خود شد و در آب پرید و غرق گشت و تبدیل به گل نرگس گردید.نرگس narges : گلی خوشبو و زینتی با گلبرگهای سفید و زردههاله hale : معرب از یونانی حلقه نورانی سفید یا رنگی که گاهی گرد ماه یا خورشید دیده می شود.هلن helen : فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.هلنا helena : هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.هلیا helia : خورشیدهلینا helina : هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.اسم دختراسم دختر خارجی (ریشه انگلیسی)اسم تلفظ معنیالفآرالیا araliya : نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی، و درختچه ای که بعضی از آنها زینتی اند.آزالیا azaliya : گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.تتلما telma : امید و آرزوککارمن karman : قرمزللی لی li li : ظریف و شکنندهلینا lina : آبشار کوچکاسم دختر خارجی (ریشه لاتین)اسم تلفظ معنیالفآلبا ālbā : سحر سپیده روشنی صبحتتلما telma : امید و آرزوررامونا ramona : نگهبان عاقلرزا : نام گل رز رزالین : مانند گل رزروبینا robina : یاقوت قرمزریجینا : با شکوه، ملکه وارسسالسا salsa : تند و تیز- نوعی سس اسپانیایی سالویا saloviya : نام گلی استففلورا felora : فلوریا،در رم باستان، الاهه گلها و بارآوریفلوریا feloriya : فلورا، در رم باستان، الاهه گلها و بارآوریککاملین kamelin : گیاهی با گلهای زرد و کوچککامیلا kameliya : محافظ مبعد ، نام دختری جنگجو در افسانه ترواگگلوریا : مجلل، بزرگ، سرافرازللیبرا : (به ر ب) آزادلیلیان : نام گل، نور نوربخشلیندا linda : قشنگ، زیبامملینا melina : عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گلمونیکا : مشاورههیلدا hilda : نیرومند، قوی. ریشه این نام آلمانی می باشد و در آلمانی قدیم به معنی پیروز در جنگ بوده است.اسم دختراسم دختر خارجی (ریشه ترکی)اسم تلفظ معنیالفآتلار atlar : اطلس، حریر – پارچه نرم و لطیف نای aletnai : زر، طلای نابآلما alma : سیب، کنایه از زیباییآلیش alish : شعله، شعله گیرآماندانا amandana : آماندا، در امان، در پناه توآنا ana : مادرآنالی anali : برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادرآی سودا ay suda : ماه در آبآی پارا ay para : ماه ، ماه نوآی تای ay tay : مانند ماهآیتک ay tak : مانند ماهآیحان ay han : پاک و آراسته همچون ماهآیدا ayda : شاد، خوشآیدان aydan : مانند ماه ، بانوی زیبا رو ، دختری که چهره اش همچون ماه زیباست.آیسل aysel : زیبا و درخشان مانند ماهآیسو aysu : مرکب از آی به معنای ماه بعلاوه سو به معنای آب ، ماه و آب ، زیبارو ، با طراوت و درخشندهآیلا ayla : هاله دور ماهآیلار aylar : زیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماهاسم دخترآیلما aylma : تاب ماهآیلی ayli : مهتابآیلین aylin : هاله، هاله ماهآینا ayna : آینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهرهآیدینا āydinā : به معنی روشن و مبارک، (به مجاز) زیبا رو.آیسان aysan : ترکی-فارسي آی ( ترکی) + سان ( فارسي) زیبا، مانند ماهآیناز āynāz : ترکی-فارسي آی( ترکی) + ناز ( فارسي) موجب ف و مباهات ماهآینام āy-nām : ترکی-فارسي [آی = ماه + نام = (در قدیم) (به مجاز) نشان ، اثر ، صورت ، ظاهر ، مشهور]. روی هم به معنی نشان و اثر ماه ؛ دارای صورت و ظاهر ماه؛(به مجاز) زیبارو.آینوش āy-nush : ترکی-فارسي ماه جاویدان؛ (به مجاز) نور ماهی که پر فروغ و همیشگی است. زیبایی زوال ناپذیر .آتاشا ātāshā : ترکی-فارسي آتاش = آداش = همنام ، هم اسم + ا (پسوند نسبت) منسوب به آتاش ؛ (به مجاز) هم نام.آتاناز ātā-nāz : ترکی-فارسي دختر نازنین باباآریسان arisan : ترکی-فارسي مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است. در ترکی هم به معنی پاکدامن آمده است.آلا گل ala gol : ترکی-فارسي آلا( ترکی) + گل (فارسي) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اوا نابود شده.آلا گل alma gol : ترکی-فارسيآلما : گل سیب،کنایه از زیبایی و تر و تازگیآناشید ana shid : ترکی-فارسي مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسي شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر ، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر، مظهر خورشیدآی پری aypari : ترکی-فارسي آی(ترکی) + پری(فارسي) ماه پریآی سا aysa : ترکی-فارسي آیسا ، آی( ترکی) + سا(فارسي) زیبا، مانند ماهآیتن aytan : ترکی-فارسي آی( ترکی) + تن ( فارسي) مهوش، مه پیکرآیدیس āydis : ترکی-فارسي (آی = ماه + دیس (پسوند شباهت))، شبیه به ماه ، مانند ماه ، به زیبایی و تابندگی ماه ؛ (به مجاز) زیبا رو .ارتاش artash : مرکب از ار( شوهر) + تاش (پسوند همراهی)ارمغان armaghan : رهاورد، سوغات، هدیهالما alma : سیبالمینا elmina : سیب سفیدالین elin : (ال= ایل+ ین (پسوند نسبت) منسوب به ایل؛ (به مجاز) هم نژاد و هم خوناماندا amanda : آماندا، در امان، در پناه توایدا ayda : آیدا، شاد خوشحالایلار eilar : مانند ماه، دختری که مانند ماه زیباست.الشن elshan : شادی بخش ایل ،مایه شادی طایفه، حاکم، ، حکمران یک منطقهالمیرا elmirā : ترکی-فارسي ال (ترکی) + میرا (فارسي)، ایل میرا ف ایلالناز elnāz : ترکی-فارسي ال (ترکی) + ناز (فارسي)، ایل ناز موجب نازش ایلببیگم beygom : به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فاطمه بیگم، عنوان م منسوب به خانواده های سلطنتی و بزرگانبارلی barli : فارسي-ترکی بار(فارسي) + لی(ترکی) میوه دار، سودمندبی بی گل bi bi gol : ترکی-فارسي بی بی(ترکی) + گل( فارسي)، بی بی عنوانی احترام آمیز برای ن سالخوردهبی بی ناز bi bi naz : ترکی-فارسي بی بی( ترکی) + ناز(فارسي) ، بی بی عنوانی احترام آمیز برای ن سالخوردهپپارلا parla : درخشنده و نورانیپارلار parlar : درخشان، منور، پخش کننده نو ینار pinar : سرچشمهتتارلا tarla : کشتزارتامیلا tamila : بخشندهتانسو tansu : تمیزی، پاکی، زیبایی، زلالی چشمه، شبنم صبحگاهیتایماز taimaz : بی نظیر، بی همتاترلان tarlan : پرنده ای از خانواده باز شکاریتلناز talnaz : موی قشنگچ چیچک chi chak : گلخخانم,خانوم khanom : خانم، کلمه خطاب به ن و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گلخانم گل khanom gol : فارسي خانم(ترکی) + گل(فارسي) خانمی که از زیبایی و لطافت چون گل است.ددادلی dadli : شیرین و نمکیندایان dayan : سرافرازیدرنا dorna : پرنده ای بزرگ و وحشی با پاهای بلند و گردن دراز شبیه لک لک که به صورت گروهی پرواز می کند، نام یکی از صورتهای فلکیدنیز deniz : دریادورسین dorsin : باقی بماندژژالین zhalin : شعله آتشسسارالماز saralmaz : ناپژمردنی، بدون خزانسارای saray : ماه زرد، ماه شب چهارده ، مرکب از ساره (زرد)+ آی (ماه)ساغر saqar : جام ساناز sanaz : نوعی گل، نادر، کمیابسانای sanay : مهنام، بلند آوازه و گرامی، بی قرارسانلی sanli : معروف، نامدارسلدا selda : کوهستانسلنا selena : سولنا، خدای ماه، مجازا ماهسلینا selina : به فتح سین، مرکب از سلین ترکی بعلاوه پسوند نسبت فارسي، مانند سیل، وشان، نام رودخانه ای در آذربایجان که از قره داغ سرچشمه می گیرد.سودا sevda : عشق، سوداسوگل sogol : سوگلیسوگلی sogoli : مورد محبت و علاقه بسیار، محبوبسولماز solmaz : همیشه شادابسونا sona : زیبای آبهاسونای sonay : زیبا روی، ماه شب چهارده ،قویی که پرهای سرش سبزرنگ بوده تعلق به ماه داشته باشد.سویل sevil : دوست داشته شدهسوین sevin : عشق، محبت، علاقه شدیدسایا saya : ترکی-فارسي در ترکی یک رنگ و بی ریا و در فارسي به معنای ساینده است.سایمان sayman : ترکی-کردی سایمان در کردی به معنی مانند سایه ودر ترکی به معنی خوان بزرگ،محاسب می باشد.سولینا solina : فرانسه-ترکی رسمی، مقدس، موقر، محترم، با احترام، با تشریفاتششایلی shayli : بی همتاشایلین shaylin : بی همتاشلاله shalale : آبشارشاران sharan : گردنبند مرواریدشانلی shanli : عربی-ترکی شان(عربی) + لی( ترکی)، پرافتخار، مشهور، شایان تحسینصصاباح sabah : ترکی از عربی صبحصاباح گل sabah gol : ترکی-فارسي صاباح(ترکی) + گل(فارسي) مرکب از صاباح(صبح) + گلگگزل gazal : زیباگلین golin : عروسگوهر تاش gohar tash : فارسي-ترکی گوهر(فارسي) + تاش(ترکی) همتای گوهرللاچین lachin : شاهین شکاریمماشگانا mashgana : مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است.ماهنی mahani : ترانهمنجوق monjogh : نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین ر روی لباس، گل سر، و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود.ماه بی بی mah bi bi : فارسي-ترکی ماه(فارسي) + بی بی(ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است.ننارمیلا narmila : ترکی-فارسي غنچه، شکوفه، خصوصا شکوفه گل انارنازلار nazlar : فارسي-ترکینیک تاش nik tash :فارسي-ترکی نیک(فارسي) + تاش(ترکی) همتا و مانند نیکانههورتاش hur tash : فارسي-ترکی هور(فارسي) + تاش(ترکی) آنکه چون خورشید نورانی است.ییارات yarat یاشیل yashil : سبز کبود، سبز چمنی، کبودیامور yamur : بارانیغما yaghma : غارت، تاراج، غنیمت،نام شهری در تر تان که مردمان زیبا و صاحب جمال دارد.یلدوز yaldoz : اولدوزاسم دختر خارجی (ریشه ارمنی)اسم تلفظ معنیالفآرمینه armine : ارمنی، دختر ارمنیآلنوش alnosh : عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلرباآنوش anosh : از پایتخت های قدیم ارمنستانسسدا : نام قهرمان یکی از داستانهای ارمنیگگیلدا : (گیل = قوم ن گیلان + دا = دادن، آف ، ساختن) (به مجاز) پرورش یافته مردم گیل (گیلان)للیدا lida : برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیاممارینا marina : دارنده هر چیز ارزشمندماهایا mahayaننارینه narine : ظریفنازیک nazik : نازی، منسوب به نازووارتوش vartosh : گل سرخ ظریفوارنوش varnosh : دریاچه وان، از سمبلهای تاریخ ارامنه
در آ ین به روز رسانی شرکت اپل، اولین نسخه ی آزمایشی سیستم عامل ios 11 منتشر شد که کیبورد فارسي استاندارد هم در این نسخه به آن اضافه شده است.شرکت اپل، در کنفرانس جهانی توسعه دهندگان اپل (wwdc) امسال، اولین نسخه ی آزمایشی ios 11 را رونمایی کرد. این کنفرانس، به شکل سالیانه توسط شرکت اپل در کالیفرنیا برگزار می شود.فارسي به ios 11 اضافه شد" src="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-1024x576.jpg" alt="سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد" srcset="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-1024x576.jpg 1024w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-300x169.jpg 300w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-768x432.jpg 768w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-696x392.jpg 696w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-1068x601.jpg 1068w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5-747x420.jpg 747w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-5.jpg 1120w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" />سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شدبدون شک همواره یکی از درخواست های کاربران ایرانی از شرکت اپل، اضافه شدن صفحه کلید استاندارد فارسي به سیستم عامل موبایل ios بوده است و حالا که در اولین نسخه ی آزمایشی ios 11 ، کیبورد فارسي به این پلتفرم اضافه شده است، به نظر می رسد که این شرکت به خواسته ی کاربران ایرانی پاسخ مثبت داده شده است.برای فعال کیبورد فارسي در ios 11 ، این مراحل را طی کنید:ابتدا آی دیوایس خود را به نسخه ی آزمایشی ios 11 به روزرسانی کنید،سپس به بخش تنظیمات بروید،در بخش general، وارد قسمت keyboard > keyboards شوید،سپس گزینه ی «…add new keyboard» را انتخاب کنید،فارسي به ios 11 اضافه شد" src="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-768x1024.png" alt="سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد" srcset="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-768x1024.png 768w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-225x300.png 225w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-696x928.png 696w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-1068x1424.png 1068w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1-315x420.png 315w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-1.png 1536w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" />سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شددر این قسمت می توانید نام کیبورد فارسي را در لیست مشاهده و آن را به لیست صفحه کلیدهای خود اضافه کنید.فارسي به ios 11 اضافه شد" src="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-917x1024.jpg" alt="سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد" srcset="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-917x1024.jpg 917w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-269x300.jpg 269w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-768x858.jpg 768w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-696x777.jpg 696w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-1068x1193.jpg 1068w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2-376x420.jpg 376w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-2.jpg 1085w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" />سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شداز ویژگی های مهم این کیبورد، پشتیبانی از اعداد فارسي و نیم فاصله است. همچنین می توانید با سوایپ هر دکمه به سمت پایین، کاراکترهای اضافه از جمله اِعراب، نشانه های نگارشی و… را در متن های خود وارد کنید. شما می توانید با انتخاب کیبورد فارسي استاندارد به راحتی از تمامی مزایای صفحه کلید فارسي ios 11 استفاده کنید.تصاویر دیگری از کیبورد فارسي در ios 11 را در زیر ببینید.فارسي به ios 11 اضافه شد" src="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-768x1024.jpg" alt="سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد" srcset="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-768x1024.jpg 768w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-225x300.jpg 225w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-696x928.jpg 696w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-1068x1424.jpg 1068w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3-315x420.jpg 315w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-3.jpg 1536w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" />فارسي به ios 11 اضافه شد" src="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-4.jpg" alt="سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد" srcset="http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-4.jpg 750w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-4-300x200.jpg 300w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-4-696x464.jpg 696w, http://barsam.ir/wp-content/uploads/2017/06/سرانجام-کیبورد-فارسي-به-ios-11-اضافه-شد-4-630x420.jpg 630w" sizes="(max-width: 750px) 100vw, 750px" />سرانجام کیبورد فارسي به ios 11 اضافه شد بروز ترین اخبار دنیای تکنولوژی را در کانال رسمی برسام دنبال کنید.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری میزان، فاطمه فاطمی فارغ حصیل ای ادبیات و زبان فارسي از تهران و عضو سابق لویی جرگه با اشاره به روز شعر و ادب فارسي و بزرگداشت شهریار، در رابطه با جایگاه ارزنده این شاعر ایرانی گفت: «محمد حسین بهجت تبریزی» متخلص به شهریار شاعر بزرگ و بلند آوازه ایران شخصیت جهانی، فرا ملی و منطقه ای دارد.وی با بیان اینکه اشعار شهریار با زندگی مردم ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارد، اظهار داشت: شعرهای شهریار عرفانی، عاشقانه و مذهبی است و اشعار ایشان به دلیل اینکه خاستگاه آن زبان فارسي است برای مردم افغانستان شناخته شده است، مردم با فرهنگ و فرهنگ دوست افغانستان اشعار این شاعر بزرگ ایران را می شناسند و به آن علاقه دارند. زبان و ادبیات فارسي در ادامه خاطرنشان کرد: برای نمونه شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا/ نوش دارویی و بعد مرگ سهراب آمدی/ سنگدل می خواستی زودتر حالا چرا/ از اشعار زیبای شهریار است و به یاد دارم که خواننده های افغانستان از روی آن آواز خلق کرده اند.فاطمی در ادامه به سروده شهریار در وصف مولای متقیان حضرت علی (ع) اشاره داشت و گفت: همچنین شعر علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه هما را از جمله اشعار زیبای این شاعر بلند آوازه است و نشان دهنده علاقه مردم افغانستان به شعر فارسي و است و اینکه شهریار نیز برای مردم افغانستان گرامی است و مردم افغانستان اشعار او را می خوانند.وی در رابطه با نقش زبان و ادبیات فارسي در یکپارچگی وحدت ملی کشورهای فارسي زبان منطقه و تاثیرگذاری آن بیان کرد: اشعار شهریار که پیشرو در زبان فارسي است در کشورهای آذربایجان و سایر کشورهای فارسي زبان منجر به اتحاد و آنها می شود و یکرنگی و همگرایی را بین ملت های فارسي زبان بیشتر می کند.عضو سابق لویه جرگه با اشاره به محبوبیت اشعار فارسي در کشورهای اروپایی و آلمان گفت: اشعار شاعرانی مثل مولوی و حافظ سخن آنها بردل نشسته است و آنها این اشعار را به زبان خود ترجمه و استفاده کرده اند، کشورهای پا تان، هند و شبه قاره و مردم اردو زبان اشعار فارسي را تکلم می کنند و به غیر از شاعران ایران، تاجی تان و افغانستان شاعرانی هستند که شعر فارسي می سرایند.فاطمی با بیان اینکه در کشور تاجی تان که از ا شوروی سابق است، زبان فارسي جایگاه خوبی دارد، بیان کرد: آنها زبان اصلی خود را فراموش نکرده اند، زبان و ادب فارسي عامل اتحاد، هماهنگی، همگرایی و دوستی بین ملت های شرق آسیا و اقیانوسیه است و باید گسترش یابد تا صلح، دوستی، فرهنگ و ارتقای فرهنگی در کشورهای منطقه افزایش یابد. زبان و ادبیات فارسي افغانستانی با اشاره به اینکه آثار شاعران فارسي زبان از جمله مولانا، حافظ و سعدی دارای محبوبیت جهانی است، خاطرنشان کرد: زبان فارسي در کشورهای منطقه از جمله هند و پا تان نیز جایگاه ویژه ای دارد، به عنوان مثال علامه اقبال لاهوری باوجود اینکه فارسي زبان نبوده است اما اشعار فارسي زیبایی را سروده است.فاطمی زبان و ادبیات فارسي را عامل وحدت بین ت ها دانست و بیان کرد: زبان و ادبیات فارسي عامل ارتقای صلح و فرهنگ می شود.وی در رابطه با تأثیر زبان قرآن کریم که عربی است بر زبان و ادبیات فارسي، گفت: زبان فارسي با زبان عربی دارای اشتراکاتی است و کلماتی از زبان عربی وارد زبان فارسي شده است.عضو سابق لویه جرگه گفت: زبان قرآن عربی است و زبان عربی در زبان فارسي تاثیر گذاشته است، اشعاری بعد از سروده شده است بیت ها و ردیف و وزن آن به زبان عربی است.فاطمی با بیان اینکه زبان ها از دینی به دین دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل می شوند، خاطرنشان کرد: در زبان عربی واژه های فارسي وجود دارد در زبان فارسي هم به این صورت است، وقتی قرآن می خوانیم بر زبان فارسي هم اثر می گذارد همچنان که شاهد هستیم که شعرای فارسي زبان شعرهای عربی نیز سروده اند. زبان و ادبیات فارسي در ادامه افزود: شاعران بسیاری بعد از تشرف به دین تحت تاثیر این زبان قرار گرفتند و در اشعار برخی شعرا از جمله حافظ نیز تاثیر زبان و کلام عربی را مشاهده می کنیم که در برخی اشعار واژه های عربی استفاده شده است.فاطمی با بیان اینکه آثار فوق العاده ای در نظم و نثر زبان فارسي داریم، اظهار داشت: این آثار به زبان های دیگر نیز ترجمه شده و گسترش آن از مرزهای کشورهای فارسي زبان فراتر رفته است و در کشورهایی مثل هند و چین که تحت استعمار قرار داشته اند وارد شده است.وی در رابطه با هواداران زبان فارسي در کشورهای دیگر و اینکه بسیاری از دانشجویان غیر فارسي زبان علاقه مند به آموزش این زبان هستند، بیان کرد: این علاقه مندی مردم جهان به زبان فارسي مربوط به اشعار زیبایی است که شاعران فارسي زبان سروده اند و در ایران نیز تهران دانشجویان غیر فارسي زبان به فراگیری این زبان مشغول هستند.عضو سابق لویه جرگه با اشاره به 14 قرن تلاش و زحمت شاعران فارسي زبان در عرصه شعر و فراز و فرودهای شعر فارسي، گفت: شخصیت های فراوانی در این سالها ظهور د و که حاصل آن اشعار در موضوعات مذهبی، عرفانی، عاشقانه و بزم و رزم را شاهد هستیم که وقت بیشتری را برای صحبت در باره آن می طلبد.فاطمی با اشاره به تاریخ زبان و ادبیات فارسي گفت: زبان فارسي باعث افتخار کشورهای فارسي زبان است و باید برای گسترش فرهنگ و ارتقای آن کوشا باشیم چرا که این زبان حاوی نکات پرباری است. زبان و ادبیات فارسي با بیان اینکه گستره زبان فارسي از اسان بزرگ تا بغداد و چین بوده، مطرح کرد: باید در راه ارتقای فرهنگ فارسي کوشا باشیم و سعی کنیم تا این زبان پربارتر و با شکوه تر باشد تا این مسیر پ یچ خم را ادامه یابد.فاطمی در رابطه دلیل محبوبیت اشتیاق غیر فارسي زبانان به زبان فارسي گفت: آثار فوق العاده ای نظم و نثر زبان فارسي اشتیاق غیر فارسي زبان ها را بر می انگیزد و برخی افرادی تألیفاتی در رابطه با زبان فارسي دارند، مردم جهان احساس و شعر فارسي را دوست دارند و زیبایی که در زبان و فارسي است در هیچ زبان دیگری نیست. زبان و ادبیات فارسي در ادامه افزود: وقتی بخواهیم شعر را ترجمه کنیم وزن شعر از بین می رود و از آنجا که بهتر است شعر به زبان خودش خوانده شود، علاقه مندان زبان فارسي به یادگیری این زبان می پردازند و شعرفارسي اشتیاق مردم جهان را برای یادگیری این زبان زیاد می کند.وی با بیان اینکه ایران به عنوان پایگاه زبان و ادبیات فارسي است، خاطرنشان کرد: ایران در گسترش وحدت بین فارسي زبان نقش دارد و باید تلاش کنیم تا صلح و آرامش برابری، برادری را توسط زبان و ادبیات فارسي برای کشورهای منطقه به ارمغان بیاوریم./انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار لی ، غلامعلی حداد عادل، رئیس بنیاد سعدی در ابتدای نشست خبری از آغاز دوره دانش افزایی از فردا (یکشنبه دوازدهم تیرماه) و به مدت یک ماه در تهران خبر داد و گفت: ۱۴۵ نفر از فارسي آموزان خارجی از ۴۴ کشور جهان در این دوره پذیرفته شده اند که کلاس های آن ها از فردا در علامه طباطبایی برگزار خواهد شد و خوابگاه های علامه طباطبایی در اختیار این فارسي آموزان قرار خواهد گرفت. به گفته حداد عادل کلاس های درسی این دوره آموزشی در یک ماه آتی صبح ها و به مدت ۶ ساعت تشکیل خواهد شد. این زبان آموزها بعدازظهرها در قالب برنامه های فوق برنامه از اماکن فرهنگی و تاریخی بازدید خواهند کرد.وی همچنین از سفر تفریحی این زبان آموزان به دو شهر اصفهان و کاشان به منظور بازدید از اماکن تاریخی آنها در یک دوره یک ماهه خبر داد. او دوره آموزشی امسال را مهمترین دوره ای عنوان کرد که بنیاد سعدی در طول سال های گذشته برگزار کرده است و انجام تمام مراحل ثبت نام و پذیرش فارسي آموزان از طریق فضای مجازی و شرکت داوطلبان در آزمون اینترنتی قبل از پذیرش را از تفاوت های آن با دوره های قبل برشمرد و توضیح داد: برای پذیرش در این دور ها برخورداری از حداقل دانش زبان فارسي را شرط قرار دادیم تا افرادی که در این دوره ها حضور می یابند دست کم در مرحله متوسط آموزش زبان باشند. سعی کردیم افرادی که در مرحله ابت یادگیری زبان فارسي هستند در این دوره ها شرکت نکنند و به آنان توصیه کردیم که مرحله مقدماتی زبان را در کشور خود سپری نمایند. به همین دلیل تعداد شرکت کنندگان در این دوره ها به نسبت سال ای قبل حدود 25 درصد کمتر است.طبق گفته حداد عادل بعد از فراخوانی که برای این دوره انجام شد، تعداد ۱ هزار و ۲۹۸ نفر عضو و ۴۵۲ نفر از آنها متقاضی شرکت در این دوره شدند. ۶۰ درصد زبان آموزان را خانم ها و ۴۰ درصد را آقایان تشکیل می دهند. بیشتر این افراد در رده سنی ۲۰ تا۳۰ سال قرار دارند. همچنین ۳۴ درصد این دانش آموزان دانشجوی زبان فارسي، ۳۰ درصد دانشجوی رشته های مرتبط با زبان فارسي و ۱۱ درصد هم دانشجویان رشته ایران شناسی هستند. اکثر شرکت کنندگان در مقطع کارشناسی تحصیل می کنند.350 مدرس و معلم با حمایت بنیاد سعدی به تدریس زبان فارسي اشتغال دارندرئیس بنیاد سعدی در ادامه گزارشی از فعالیت های این بنیاد ارائه داد. حداد عادل با اشاره به فعالیت 5 ساله این بنیاد گفت: این بنیاد مسئول گسترش زبان فارسي در جهان است. در حال حاضر زبان فارسي در ۳۴۰ در جهان تدریس می شود که بنیاد سعدی در بعضی از این ها، دوره های آموزشی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد منتهی به ی برگزار می کند. در تعداد دیگری از این ها، زبان فارسي به عنوان واحد اجباری و در برخی مانند پا تان و شهر لاهور هم به عنوان واحد اختیاری تدریس می شود. او با بیان اینکه بنیاد سعدی از تمامی این ها حمایت می کند افزود: در برخی از کشورها مانند لبنان، ارمنستان، صربستان، آلمان و تاجی تان زبان فارسي در سطح دبیرستان تدریس می شود. همچنین 70 نمایندگی فرهنگی در خارج از کشور دوره های آزاد زبان فارسي برگزار می کنند. تعداد فارسي آموزان آزاد حدود ۱۰ هزار نفر است.وی ادامه داد: این بنیاد برای فرزندان ایرانیان خارج از کشور در کشورهایی مانند امریکا، انگلستان، استرالیا و اتریش، کار آموزش زبان فارسي را در قالب تشکیل کلاس هایی در آ هفته انجام می دهد. همچنین در حوزه های علمیه و مدارس دینی نیز زبان فارسي تدریس می شود. به گفته حداد عادل در حال حاضر حدود 350 مدرس و معلم با حمایت بنیاد سعدی به تدریس زبان فارسي اشتغال دارند. رئیس بنیاد سعدی در زمینه کتاب های آموزشی برای تدریس زبان فارسي گفت: این بنیاد برنامه وسیعی برای تأمین مواد آموزشی لازم در حوزه زبان فارسي دارد که نتیجه آن تدوین چندین کتاب آموزشی در سال های اخیر بوده است. این متون آموزشی که در هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان فارسي تدریس خواهند شد در مجموع چهار مهارت خواندن، سخن گفتن، نوشتن و درک مطلب به زبان فارسي را شامل می شود. همچنین برنامه ای برای آموزش زبان فارسي و تقویت آن از طریق فضای مجازی طراحی شده است.به گفته او در طول سال هم دوره های کوتاه مدت یک یا دو هفته ای برای فارسي آموزانی که از یک کشور خاص به ایران سفر می کنند برگزار می شود. او آموزش زبان دوم را مست م استاندارد شدن بیان کرد و گفت: بنیاد سعدی نهایت تلاش خود را انجام می دهد تا متون آموزشی را به شکلی استاندارد به زبان آموزان خارجی آموزش دهد. از نظر سطح امتحان و طرح سوالات و همچنین از نظر تعیین سطح داوطلبین موفق شدیم آموزش زبان را استاندارد کنیم. برگزاری دوره های المپیاد زبان فارسي در کشورهای مختلف از جمله اقداماتی است که در راستای استانداردسازی آموزش زبان فارسي اجرا می شود.او تربیت مدرس زبان را از دیگر فعالیت های این بنیاد عنوان کرد. به گفته حدادعادل در سال 95 با شرکت 150 هزار نفر، ۱۲ دوره آموزشی به منظور تربیت مدرس فارسي در برگزار شده است حداقل مقطع تحصیلی این مدرسان کارشناسی ارشد زبان فارسي و یا زبان شناسی بوده است.۸۰ درصد منابع مورد نیاز برای آموزش زبان فارسي تولید بنیاد سعدی استهمچنین در این نشست خبری رضا مراد صحرایی معاون آموزشی بنیاد سعدی یکی از مهمترین تفاوت های این دوره با دوره قبل را برگزاری کلاس های تخصصی مهارت آموزشی به مدت ۹۰ ساعت عنوان کرد.صحرایی برنامه دوره دانش افزایی تابستان را پیچیده و متنوع توصیف کرد و گفت: به علت حضور حدود 200 فارسي آموز از کشورهای مختلف و با سطح زبانی مختلف از مقدماتی تا پیشرفته، برنامه ریزی برای این دوره ها کار دشواری است.او ادامه داد: امسال در سطح پیشرفته دو کلاس تربیت مدرس زبان داریم. در سال گذشته برای ایرانیان 23 دوره در داخل ایران برگزار کردیم.به گفته صحرایی حدود ۸۰ درصد منابع مورد نیاز برای برگزاری هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان فارسي، تولید بنیاد سعدی است.او مجموعه دو جلدی آموزشی – کاربردی واژه که بر مبنای سیلابس مهارتی، کتاب گام اول برای زبان آموزان سطح مبتدی،کتاب درخت زنده (جهت معرفی ادبیات ایران از انقلاب ی تا به امروز)، کتاب های لذت خواندن و ایران شناسی، مجموعه کتاب مینا و مجموعه کتاب های فانوس را از جمله متون آموزشی این دوره برشمرد.وی کتاب گام اول را نخستین و تنها کتاب زبان آموز سطح مبتدی برای زبان فارسي عنوان کرد که 60 ساعت آموزش زبان با 8 زبان واسط شامل انگلیسی، روسی، فرانسوی، آلمانی، چینی، اسپانیایی، اردو و عربی را برعهده دارد. هر کدام از این کتاب ها یک مشاور اصلی زبان دارند.صحرایی دو رمان حوزه دفاع مقدس «شطرنج با ماشین قیامت» تألیف حبیب احمدزاده و «گلستان یازدهم» که خاطرات همسر یک شهید است و همچنین رمان «کوچه اقاقیا» نوشته راضیه تجار را به عنوان کتاب هایی که فارسي آموزان جهت تقویت زبان فارسي در قالب واحدی به عنوان خواندن گسترده باید مطالعه کنند، معرفی کرد.به گفته معاون آموزشی بنیاد سعدی، جهت استاندارد سازی آزمون های تعیین سطح زبان فارسي ۱۲۰۰ سوال استاندارد شده در بانک سوالات بنیاد سعدی وجود دارد که مدام به روز می شوند و نرم افزارهایی هم برای بهره برداری آسان تر از این سوالات طراحی شده است.وی به فعالیت های بنیاد سعدی برای آموزش مجازی و به صورت آنلاین به اتباع خارجی اشاره کرد و از برگزاری 20 دوره در سال گذشته جهت آموزش به داوطلبان خارجی خبر داد و به برگزاری المپیاد زبان فارسي در ۸ کشور خارجی اشاره کرد.انتشار 18 کتاب به خط فارسي در تاجی تانحسن قریبی بنیاد سعدی در تاجی تان و رئیس پژوهشگاه فارسي و سیریلیک در شهر دوشنبه در سخنانی با اشاره به انتشار مجموعه کتاب های پزشکی در تاجی تان به زبان فارسي از ایجاد نرم افزاری با قابلیت تبدیل متون فارسي به سیریلیک و برع در این پژوهشگاه خبر داد. به گفته وی این نرم افزار به صورت رایگان و توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسي برای استفاده عموم قابلیت پیدا کرده و با 98 درصد کارآیی دقت این نرم افزار تضمین شده است.او همچنین از انتشار 18 کتاب به خط فارسي در تاجی تان خبر داد که در سال گذشته در قالب پنج عنوان درسی با مجوز وزارت معارف تاجی تان در مقطع دبیرستان تدریس می شوند.حداد عادل و صحرایی در ادامه به سوالات خبرنگاران پاسخ داند.بودجه بنیاد 7 میلیارد تومان تصویب ولی 5 و نیم میلیارد پرداخت شدحداد عادل در پاسخ به سوال خبرنگار لی در مورد دلایل استفاده از کتاب های رمان منتشر شده در دوران پس از انقلاب و ادبیات دفاع مقدس جهت آموزش زبان و انتقال فرهنگ ایرانی و عدم معرفی متون ادبیات معاصر و ادبیات کلاسیک گفت: ما ادبیات فارسي را، ادبیاتی گسترده که شامل حداقل یک دوره ۱۲۰۰ ساله میدانیم و آن را منحصر به ادبیات بعد از انقلاب ی و یا فقط ادبیات دفاع مقدس نمی دانیم. به عنوان نمونه کتاب های آقای مرادی کرمانی که جزء ادبیات معاصر ایران است و ارتباطی به دفاع مقدس ندارد به زبان آموزان تدریس می شود. در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار لی در مورد بودجه این بنیاد، صفایی گفت: بنیاد سعدی در شروع کار خود با مشکلات مالی ت مواجه بود. در سال گذشته نیز بودجه این بنیاد 7 میلیارد تصویب ولی حدود 5 و نیم میلیارد تومان پرداخت شد. ما با این محدودیت بودجه تلاش داریم تا بودجه اضافی به ت تحمیل نکنیم.با توجه به اینکه ما بودجه مدرسین و معلمان آموزش زبان فارسي زیرمجموعه بنیاد سعدی را در کشورهای دیگر به صورت ارزی پرداخت می کنیم، رقمی در حدود 1.5 میلیون یورو خواهد شد که در مقایسه با بنیادهای دیگر مانند بنیاد یونس اِمره بسیار کم است.حدادعادل نیز با انتقاد از صحبت های حاشیه ای در مورد بودجه بنیاد سعدی تاکید کرد: ما سعی می کنیم با صرفه جویی بهترین استفاده را از بودجه داشته باشیم. رئیس بنیاد سعدی در مورد برنامه هایی که این بنیاد برای استفاده از فارسي آموزان خارجی، با بیان اینکه برای استفاده از فارسي آموزانی خارجی در بازار کار توصیه می کنیم، از فعالیت آن ها در سفارتخانه ها، رایزنی های فرهنگی و برخی از شرکت هایی که کارهای صنعتی و عمرانی انجام می دهند خبر داد و افزود: البته بسیاری از این فارسي آموزان با هدف تحقیق در تاریخ و ادبیات فارسي و ایران شناسی به قصد استفاده تخصصی اقدام به آموختن زبان فارسي می کنند.صحرایی در پاسخ به انتقاد خبرنگاران بخاطر استفاده کمتر از تصاویر ایرانی در کتاب ها جهت معرفی فرهنگ و آداب ایران، با اشاره بر اینکه بسیاری از تصاویر کتاب اصلاح شده است، گفت: تصاویری که در کتاب بنیاد سعدی استفاده می شود شناسنامه دار است، ما ع ها را از سایت شاتر استار که بنیاد سعدی نیز عضو آن است، یداری کردهیم و طراح ما آن ها را رتوش و طراحی کرد. علاوه بر آن بسیاری از ع ها نیز ایرانی است که عکاسان ما تهیه کرده اند. ما در کتاب گام اول 570 قطعه ع مستقیم گرفتیم. کتاب برای فارسي زبانان خارجی طراحی شده است و لازم است برخی از تصاویر نیز بین المللی باشد.هر جا زبان فارسي حضور داشته باشد فرهنگ ایران نیز حضور داردغلامعلی حداد عادل در بخش دیگری از سخنان خود ابراز امیدواری کرد با اهتمام ت به گسترش زبان فارسي، این زبان از جایگاهی مناسب و در خور شأن آن و همچنین فرهنگ ایرانی و ی در جهان برخوردار شود. حداد عادل همچنین از همکاری ستاد گردشگری، شهرداری تهران و بانک گردشگری و همچنین اصفهان، شهرداری اصفهان و کاشان در برگزاری هشتاد و چهارمین دوره آموزش زبان فارسي و دانش افزایی زبان تشکر کرد.او از برگزاری اختتامیه برای دوره های آموزشی فارسي آموزان در آینده خبر داد.حداد عادل در پایان تصریح کرد: پیام بنیاد سعدی این است که مردم ایران و مسئولان اطمینان پیدا کنند که بنیاد سعدی تلاش می کند تا آموزش زبان فارسي را بر پایه علمی استوار نماید و آموزش زبان فارسي به صورت تخصصی به غیرفارسي زبانان طراحی و اجرا شود. بنابراین تلاش می کنیم تا کتاب هایی که چاپ می شود هم از نظر ظاهری جذاب باشد و هم معرف فرهنگ و جایگاه ایران باشد، چرا که هر جا زبان فارسي حضور داشته باشد فرهنگ ایران نیز حضور دارد.
چرا به زبان <font style=فارسي افتخار نمی کنیم؟" title="چرا به زبان فارسي افتخار نمی کنیم؟" border="0" id="docbigimg" />به گزارش ایران خبر، همۀ این ها را در ذهن خود تصور کنید: غزل حافظ، نثر سهل و ممتنع سعدی، عاشقانه های نظامی و حماسه سرایی های فردوسی؛ حالا به زبان فارسي افتخار می کنید؟ نه؟ کاش پاسخ «بله» بود و کاش زبان فارسي را دوست داشتیم. کاش به جای کلمۀ چهارحرفیِ «مرسی» که خودِ فرانسوی ها «مِقسی» تلفظش می کنند، می گفتیم «سپاس» یا «متشکرم» یا کاش از به کاربردن کلمۀ «اوکی» احساس باکلاسی نمی کردیم. ما فارسي زبان ها ۱۲۰۰ سال است که فارسي حرف می زنیم، فارسي می نویسیم و مادرانمان فارسي برایمان لالایی می خوانند.ما وارث میراث بزرگی هستیم که روزبه روز در اثر غفلت خودمان کوچکتر و نحیف ترش می کنیم. امروز به بهانه «روز شعر و ادب پارسی» می خواهیم با خودمان مرور کنیم چه بلایی سر زبان فارسي آورده ایم. «محمدمهدی باقری» مدرس و ویراستار جوانی است که به ما می گوید در طول سال ها چه ظلم هایی به زبان مادری خود کرده ایم و حالا باید چطور نجاتش دهیم.زبان فارسيِ دوست داشتی زبان فارسي بیش از ۱۲۰۰ سال سن دارد و با وجود این عمر بلند، ارتباط ما با متن های کهن قطع نشده است و هنوز می توانیم دیوان فردوسی و سعدی را در دست بگیریم و بخوانیم و بفهمیم. هنوز می توانیم به رسم قدیم به دیوان لسان الغیب تفأل بزنیم و کج دارومریز فالمان را بخوانیم. باقری دربارۀ این توان زبان فارسي می گوید: «ویژگی مثبت زبان ما این است که ما اگر متن های هزار سال پیش را بخوانیم، آن ها را می فهمیم و این ارتباط حفظ شده است. انگلیسی ها متن ش پیر را بخوانند، نمی فهمند و زبانشان دچار تغییرات زیادی در واژه و ساختار شده است.البته هستند متن هایی که خواندن و فهمیدنشان برای ما دشوار باشد یا قواعد زبانی را کمی به هم ریخته باشند، که به این متن ها به اصطلاح متن های «نشان دار» می گویند که این ها در زمان خودشان هم دشوار بوده اند.قسمت منفی ماجرا آنجاست که واژگان و حتی ساختارهای بیگانۀ زیادی وارد فارسي شده است. البته اینجا تأکید می کنم که ورود واژه های بیگانه به زبان فارسي آن قدر خطرساز نیست که ورود ساختارهای دستوری زبان های دیگر خطرساز است؛ یعنی خطر جملۀ «الیوم استعمال توتون و تنباکو بایّ نحوٍ کانَ در حکم محاربه با زمان است» کمتر است از جملۀ «گلدان توسط بچه ش ته شد»! حالا شما در جملۀ اول کلاً چند واژۀ فارسي می بینید؟جملۀ اول پر از کلمه های عربی استٰ؛ اما ساختار آن به زبان فارسي است. جالب اینکه اگر این جمله را به یک عرب زبان بگویید متوجه معنی اش نخواهد شد! یک سری کلمات پراکنده می شنود؛ چون زیرساخت و دستورش عربی نیست. در جملۀ دوم گرچه بیشترِ واژه ها فارسي اند، زیرساخت دستوری اش انگلیسی است؛ چرا که در عمر ۱۲۰۰سالۀ زبان فارسي سابقه ندارد که فاعل را همراه فعل مجهول در جمله بیاوریم؛ چون مجهول تعریفش در فارسي به «نبودن فاعل» است. آقای دربارۀ مدخلِ «توسط» در کتاب «غلط ننویسیم» می گوید: «خودِ توسط غلط نیست.کاربردش در این جایگاه غلط است.» در زبان انگلیسی وقتی می خواهند بگویند بچه گلدان را ش ت، این جمله را با شروع می کنند؛ اما اگر بخواهند کلمۀ گلدان را ابتدای جمله بیاورند و در واقع بر آن تأکید کنند، با فاعل اشتباه می شود و زبانشان هیچ راهی به آن ها نمی دهد! به جز اینکه مفعول را با فاعل، در جملۀ مجهول بیاورند و کلمۀ by را هم بیفزایند؛ چون مفعولشان نشانه ندارد و آن ها هم مثل خیلی زبان های دنیا «را» ندارند.ما در فارسي به راحتی مفعول را اولِ جمله می آوریم و دچار مجهول نویسیِ با فاعل هم نمی شویم: «گلدان را بچه ش ت.» راحت! چرا؟ چون مفعولِ فارسي «را» دارد و می تواند همه جای جمله برود و همچنان مفعول بماند. ما هیچ وقت در ساختار زبان مجاز به تغییر نیستیم. محال است در گفتار، درِ یخچال را باز کنید و بگویید «پنیر توسط چه ی خورده شد؟» همین طور در گفت وگوهای روزانه، به جای مجهولِ بی فاعل هم، اغلب از فعل معلوم استفاده می کنید، مثلاً «مدارک را در سایت اشتباه نوشته اند.» یا «خیابان را آسف د.»زبانِ نشانه ها هم ویرایش می خواهد؟ اولین گام برای حفاظت از زبان فارسي این است که درست بخوانیم، درست بنویسیم و معنای مدنظرمان را درست نشان دهیم. محمدمهدی باقری، سرویراستار ناشران معتبر کشور، می گوید: «هر نوع زبانی به ویرایش احتیاج دارد: زبان، انتقال معنا از ذهن فرستنده به ذهن مخاطب است. این انتقال پیام در چهار زبانِ موجود نیاز به اصلاح دارد: «زبان گفتار، زبان نوشتار، زبان بدن و زبان نشانه ها. حتی نشانه ها هم به ویرایش نیاز دارند. اگر تابلویی شما را به مقصد نرسانَد، نیاز به ویرایش دارد. ببینید صریح ترین نشانه ها کجا به کار رفته اند؟جایی که جان انسان ها در خطر است و باید معنا در ری از ثانیه انتقال پیدا کند. مصداق این قضیه کجاست؟ در اورژانس. شما وقتی وارد اورژانس می شوید، یک خط قرمز روی زمین کشیده اند که نشان می دهد این خط به سی سی یو یا آی سی یو می رسد. اگر تابلویی نصب می د با این مضمون که «بروید ته سالن» یا «بپیچید به راست» و مانند این ها، چه اتفاقی می افتاد؟ ممکن بود اشتباه رخ دهد. در خط قرمز اورژانس، شما می فهمید، یک معنا هم می فهمید، آن یک معنا را سریع هم می فهمید.»زبان فارسي را ما عقیم کرده ایم برخلاف آنچه فکر می کنیم، زبان فارسي در واژه سازی ناتوان نیست؛ اما در طول سال ها از سرِ غفلت ما، واژه ها و فعل های زیادی کم کم متروک شده اند. کار به جایی رسیده که عملاً ترمز زبان را کشیده ایم و مانع زایایی و پویایی اش شده ایم. «زبان فارسي شاید از زبان های مشهورِ دیگر، کمتر فعل های بسیط داشته باشد؛ اما همان تعداد کم هم به مرور زمان دارند به تاریخ می پیوندند. فعل هایی مثل نوشیدن، نگریستن، ربودن، هلیدن، زیبیدن حالا دیگر نه در متن ها جایی دارند، نه در گفتار روزانۀ ما.زبان فارسي عقیم نیست. ما خودمان عقیمش کرده ایم. ترکیب سازی در زبان فارسي خیلی جدی است: فقط ۶۰۰ واژه با «سَر» ساخته ایم. به راحتی می توانیم با پیشوند و پسوندها واژه سازی کنیم.؛ اما به همان واژه های قبلی هم بی مهری می کنیم. خیلی از افعال ما در طول زمان دیگر در حال ازبین رفتن هستند. حتی بین افعال بسیط و مرکب (افعالی که با اسم + همکرد ساخته می شوند) ترجیح بر آن است که بسیطش را بیاوریم؛ اما اغلب نوع مرکبش را به کار می بریم و فکر می کنیم درست تر است. مثلاً ما در حالی که می توانیم فعل بسیط نگریستن را به کار ببریم، اغلب از فعل مرکب نگاه استفاده می کنیم.»هیچ زبانی کامل تر از دیگری نیست
هر زبانی برای خودش محدودیت هایی دارد و امکاناتی. هیچ وقت نمی توان گفت که زبانی کامل تر از زبان دیگر است. حتی اگر به لحاظ دستوری فکر کنیم یک زبان دچار محدودیت است، همین محدودیت می تواند یک امکان در اختیار ما قرار دهد. زبان فارسي هم، در دستور خود فاقد امکاناتی مثل ت یا مُثنّی است؛ اما شاید این محدویت خیلی هم بد نباشد! باقری دراین باره می گوید: «اصلاً بد و خوب گذاریِ دستورزبان ها درست نیست. هیچ زبانی به لحاظ دستوری کامل تر از زبان های دیگر نیست؛ اما از نظر واژه زبان ها با هم رقابت می کنند.مثلاً فارسي به دلیل آهنگین بودن اختیار بیشتری برای ادیبانه فکر به فرد می دهد و زبان آلمانی واژه های انتزاعی بیشتری به ویژه در بخش فلسفی دارد و به خاطر این واژه ها هر زبانی برای خودش محدودیت ها و امکاناتی دارد.در چند زبان دنیا ت هست؛ اما در فارسي نیست. این مثال جالب است: رضا خانی در یک مراسم تلویزیونی دعوت بودند که مجری از او پرسید: «از شما کت به زبان های دیگر ترجمه شده است؟» گفت: «بله، "منِ او" به چند زبان ترجمه شده است. فقط یک نکتۀ جالب پیش آمد: مترجم عربی که می خواست کتاب را ترجمه کند، می پرسید: این "انا هو" است یا "انا هی"؟ و من در جواب گفتم: «نمی دانم!» ببینید، می گوید فرا تی فکر کرده ام، آن هم نویسنده ای که مدت ها با داستانش زندگی کرده است! این ت نداشتن خودش امکان زبانی ماست.»«می باشد» غلط می باشدو اما یکی دیگر از آفت هایی که زبان ما به آن دچار است، استفاده از فعل ها و واژه هایی است که نه در ادبیات کهن جایی دارند، نه در گپ وگفت های مردم به کار می روند و فقط میان متن های خشک یا اداری و رسمی جا خوش کرده اند: «برخی غلط ها در گفتار فارسي هم آمده اند، مثل سبزیجات که با نشانۀ عربیِ «ات» جمع بسته شده و به نظر عده ای معنای نوعِ سبزی دارد. فراموش نکنید که زبان گفتار، زبان طبیعیِ هر ملتی است.زبان نوشتار در همۀ زبان ها به طور کلی به حساب می آید. کلمه ای که در گفتار نباشد، در متون کهن هم نباشد و فقط در زبان نوشتار باشد، غلط است و نشان می دهد که طبیعت زبان هنوز آن را نپذیرفته است؛ مثل کلمۀ «مرحومه» که محال است در گفتار طبیعی فارسي بیاید یا «می باشدِ» معروف! از قدیم، فعل های جعلی در فارسي ساخته شده، مانند «چربیدن». چون در گفتارِ فارسي آمده است، بی ایرادند و به تازگی مردم «بزنگ» و «بپیامک» هم می گویند که نظر عمدۀ ویراستارها این است که عیبی ندارد؛ چون با همین کارها زبان زایا می شود.»وقتی عربی زبان باکلاسها بود! شاید باورش سخت باشد؛ اما هیچ وقت در تاریخ خود، به زبانمان افتخار نکرده ایم و همیشه چشممان به مرغ غازگونۀ همسایه بوده است! باقری که برای تدریس ویرایش و درست نویسی به ۱۱ شهر ایران رفته است، با بیان این مشکل می گوید: «هیچ وقت زبان فارسي برای فارسي زبان ها زبان باکلاسی نبوده است! تا قبل از مشروطه، زبان عربی زبان باکلاسی بود و زبان علم و تمدن و دقت ورزی به شمار می رفت.ابوریحان بیرونی دو مرتبه در کتاب هایش از زبان فارسي بد می گوید و آن را ضعیف می خواند! بعد از مشروطه، تا مدتی زبان فرانسه زبان روشنفکرها بود و پس از انقلاب هم زبان انگلیسی. ما افتخاری به زبان خود نمی کنیم. این افتخار به معنای افتخار حکومتی یا افتخار فرهیختگان نیست. افتخار به این معنا که تودۀ مردم زبان خودشان را دوست داشته باشند و از آن ذوق کنند. تا قبل مشروطه، هم زبان دربار و هم زبان علم به شدت عربی زده بوده است. اما باز جالب است که همان زمان فقط واژه های عربی را وارد می د و کاری به ساخت و دستور عربی نداشتند.شما تصور کنید بعد از مشروطه چاپ آمد و دیگر کل مردم می توانستند بخوانند و بنویسند. آن وقت، نام رو مه را می گذارند «وقایع اتفاقیه»، درحالی که هم چاپ و هم رو مه نگاری از غرب وارد شده است. چرا؟چون آن زمان عربی باکلاس بود. بعد از مشروطه یک سری نویسندگان شروع می کنند به ساده زبان، مثل بهار و دهخدا و جما اده و فروغی و خانلری. این تلاش چندساله باعث می شود زبان فارسي ساده شود که در نوع خودش انقلاب است و اتفاقی می افتد این است که زبان معیار ما به بهترین شکل ممکن شکل می گیرد، با کمترین تغییر در دستور. برای نمونه، «را» قبلاً حرف اضافه بود، مانند «او را گفتند» و الان دیگر فقط نشانۀ مفعول است. امروزه، دیگر عربی باکلاس نیست؛ اما جایش را به فارسي نداده و به انگلیسی داده. مدت هاست که دیگر، واژه ای از عربی وارد نمی کنیم؛ اما حدود ۵۵درصدِ واژهای امروزِ فارسي عربی است.»وقتی «تندرو»، «بی آر تی» شددر این اوضاعی که زبان در خطر است، شاید نوک پیکان بیشترِ انتقادها به سمت فرهنگستان باشد. اما باید گفت فرهنگستان در مقاطعی در واژه سازی موفق بوده است و آنجایی دچار مشکل شده که خواسته عادت ذهنی مردم را از یک واژه تغییر دهد. این مدرسِ دوره های ویرایش و نگارش دراین باره چنین می گوید: «واژه های فرهنگستان بسیار عالی اند. فرهنگستان در حد وظیفه خودش، یعنی ساختن واژه، انصافاً خوب عمل می کند؛ اما عملکردش در بازاری و روابط عمومی بسیار ضعیف است.برای شما یک مثال می زنم: فرهنگستان در برابر واژۀ «سوئیت» واژۀ «سراچه» را پیشنهاد کرده است. «سوئیت» را ما از انگلیسی گرفته ایم و با املای عربی می نویسیم! نکته اینجاست: مردم وقتی به واژه ای عادت کنند، دیگر تغییردادنش سخت است. فرهنگستان باید زود واژه سازی کند و زود بین مردم جا بیندازدش. پس واژۀ خوب می گذارد، اما در زمان بد.اعتراض به فرهنگستان چیز تازه ای نیست و از همان فرهنگستان اول که به راه افتاد، اعتراض ها به واژه های تولیدی اش مطرح می شد. جالب است بدانید قبلاً برای محصّل دبستان کلمۀ «طلبه» به کار می رفت که فرهنگستانِ آن زمان کلمۀ «دانش آموز» را برایش انتخاب کرد. خیلی ها مس ه اش د و گفتند: «پس لابد تخته پاک کن هم باید بشود دانش مال!» اما الان این واژه جاافتاده است.البته مزیت گذشته ها این بود که رسانه ها و تولید متن و جمعیت مردم کم بود و جاانداختن واژه راحت تر بود. شما الان چطور می توانید به مردم بگویید به «بی آرتی» بگویند «تندرو»؟ یادم هست آقای قالیباف زمان معرفیِ این سیستم جدید حمل ونقل، حرفش را قطع کرد و گفت: «ما امیدواریم هرچه زودتر فرهنگستان واژۀ مناسبی انتخاب کند که ما مدام مجبور نباشیم بگوییم بی آرتی!» یک ماه بعد فرهنگستان واژۀ «تندرو» را جایگزین کرد؛ اما یک ماه برای مردم زیاد است! آیا مردم معنی بی آرتی را می فهمند؟ یا می توانند آن را راحت بنویسند؟ نه. اما سختی و راحتی یا کوتاهی و بلندی کلمه مهم نیست، زودآمدنش مهم است. هر واژه ای زودتر به گوش مردم برسد، برنده است.»خوش شانسیِ برخی واژه ها گذشته از تمام واژه های بدشانسی که فرهنگستان نتوانست آن ها را سرِ زبان مردم بیندازد، معدود واژه های سعادتمندی بوده اند که موفق شده اند به زندگی روزمرۀ مردم راه پیدا کنند: هواپیما، فرودگاه، یخچال و دانش آموز واژه های خوشبخت فرهنگستان قدیم اند و یارانه و احتمالاً پیامک از آ ین های این گروه به حساب می آیند. آقای باقری، ضمن تأیید این نکته، می گوید: «دربارۀ واژۀ «یارانه» آقای مشاهی در کتابِ «از واژه تا فرهنگ» می گوید: «آقای حبیبی، رئیس وقت فرهنگستان، به من گفت این ت می خواهد سوبسیدها را هدفمند کند.کاش واژۀ جایگزینی برای سوبسید داشتیم.» آقای مشاهی می گوید: «بگذارید یارانه.» می پرسد: «چرا یارانه؟» در جواب می گوید: «مولوی شعری دارد که در آن یارانه را به معنای کمکی، به کار برده است.» حالا ببیند. آقای مشاهی فاصلۀ ۷۰۰، ۸۰۰ساله را پر می کند و یک واژه را به چرخۀ زبان برمی گردانَد. حالا شما فرض کنید ت یک ماه می گفت «هدفمند سوبسیدها» و پس از این یک ماه، می گفت: «آقا، هدفمندی یارانه ها.» چه اتفاقی می افتاد؟ ی آن را قبول می کرد؟وقتی رسانه هم بی خیال زبان فارسي است چرا به زبان <font style=فارسي افتخار نمی کنیم؟" cl ="img-responsive-news" src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/6/28/1409089_754.jpg" title="چرا به زبان فارسي افتخار نمی کنیم؟" />
تقریباً هر کلمۀ بیگانه ای که رواج پیدا کند، به سختی با تغییر روبه رو خواهد شد. این قضیه الان با فراوانی رسانه ها مشکل تر هم شده است. فقط یک راه برای تغییر و جایگزینیِ این واژه وجود دارد و آن همکاری تمام قدِ رسانه هاست. به نظر این ویراستار: «جایگزین یک واژه کار سختی است؛ چون مردم قبول نمی کنند که دست از عادت ذهنی شان بکشند؛ همان طورکه قبلاً به واژۀ «دانش آموز» می خندیدند. برای همین، اگر بخواهید واژه ای جا بیندازید، همۀ رسانه ها باید همکاری کنند. خوش شانس ترین واژه برای تغییر «پیامک» بود. مهران رجبی قوی ترین ی بود که «پیامک» را به تلویزیون آورد، به سریالی در ماه رمضان سال ها پیش، به گمانم «سه درچهار».در این سریال هیچ تلفن همراه نداشت و موبایل یک پدیده به حساب می آمد. وسط دعوا و درگیریِ ، صدای دینگ دینگِ گوشی او می آمد. می گفت: «یه پیامک اومده. یکی می خواست بره تونس. نتونس!» در هر قسمت ده بار کلمه پیامک را تکرار می کرد و... . گذشته از این، همۀ رسانه ها از این واژه حمایت د و به کارش بردند.حتی برنامۀ نود هم کوتاه آمد. بااین همه، عده ای از مردم هنوز می گویند: «اس ام اس.» نصف دیگر می گویند: «مسیج» و نصف سوم (!) هم «پیامک». تازگی ها نصف چهارمی پیدا شده اند که می گویند: «اس دادم!» بله، اگر می خواهیم واژه ای بین مردم جا بیفتد، باید آن را در دهان جواد رضویان بگذاریم، نه اینکه فرهنگستان بخشنامه اش کند. رسانه ها هم باید پشت کار را بگیرند، نه اینکه مس ه کنند!»چطور از واژۀ «موش واره» خج نکشیم؟
درازآویز زینتی، دووَ ف و کش لقمه واژه هایی هستند که به اشتباه به فرهنگستان نسبت داده شده اند و همین بهانه ای شده است برای تمس و متهم فرهنگستان به ساختن واژه های نامناسب. به گفتۀ باقری: «واژه هایی مثل دووَ ف و کش لقمه و... کار فرهنگستان نیست؛ اما به شما قول می دهم همین واژه ها هم، اگر «به موقع» آمده بودند، رایج می شدند و الان مردم به هم می گفتند: «بریم کش لقمه بخوریم.» الان فرهنگستان به جای «سایدبای ساید» واژۀ «هم بر» را گذاشته که هم کوتاه است، هم فارسي، هم خوش آهنگ و هم معنی را منتقل می کند؛ اما واکنش مردم به این معادل سازی چیست؟ بعضی به فرهنگستان انتقاد می کنند که واژه های پیشنهادی اش دقیق نیست.اصلاً مگر همۀ معادل سازی ها دقیق است؟ همین «فرودگاه» که معادل خوبی به نظر می رسد، دقیق است؟ مگر فرودگاه فقط محل فرودآمدن است؟ پس بلندشدن (صعود) چه می شود؟ اما قصه همان است که گفتم: اگر زود بگویند و جا بیفتد، اصلاً این دعواها رخ نمی دهد.برخلاف ما، آغوش انگلیسی زبان ها به روی واژه های جدید باز است؛ مثلاً یک محصول برای رایانه می سازند و چون شبیه موش است، نامش را «موس» می گذارند و مردم هم قبول می کنند. دقت کنید: خودِ «موس» را می گویند، صاف و رک! یعنی فارسي اش می شود: «موش.» اما می دانند که مردم نمی پذیرند. پس کمی جدی ترش می کنند و می گذارند: «موش واره.» اما باز مردم قبول نمی کنند. یا شما فکرش را ید: محصولی آنجا تولید می شود و نامش «لپ تاپ» می شود.لپ تاپ یعنی روی رانِ پا! اگر این محصول در ایران تولید می شد و اسمش «رو رونی» بود، مردم چه واکنشی نشان می دادند؟! لپ تاپ دقیقاً به همین معناست. فکر نکنید واژه های انگلیسی معانی بلد و ژرفی دارند. همه همین است. آن ها دنیا را خیلی ساده می بینند.»زبان فارسي دلسوز نداردحالا با این همه مانور واژه ها و ساخت های بیگانه در زبان فارسي و هرچه بیشتر منزوی شدن زبان فارسي، شاید بیش از هر زمانی لازم باشد که زبان پارسی را پاس بداریم. مدرس ویراستاری می گوید: «مشکل اینجاست که ما بازاری بلد نیستیم! بازاری به معنای عام کلمه. به آن معنی که وقتی از گ می پرسند تو چه کاره ای؟ می گوید: «من بازاریاب هندم!» بازاری یعنی شما این هنر را بلد باشید که بتوانید خوبی های چیزی را ارائه کنید و مردم را قانع کنید به آن اقبال نشان دهند.الان از زبان فارسي چه قدرت ها، امکانات، شگردها و زیبایی هایی ارائه شده است؟ هیچ! برای همین است که ما به آن علاقه مند می شویم. ما بلد نیستیم زبانمان را جذاب ارائه کنیم. پذیرش مردم برای زبان فارسي کم است و باکلاسی، الان، در انگلیسی است. قبلاً اسم بیسکوئیت «مادر» بود، الان شده است « های بای». زبان فارسي رها شده است و حتی بین مسئولان هم حمایتی از آن نمی شود. زبان فارسي برای مردم مهم نیست. برای مسئولان هم ما متن های سخنرانی های رؤسای جمهور ایران را بررسی کردیم. هیچ نشانی از دغدغه مندی شان به زبان فارسي نیافتیم. فقط انقلاب است که دلسوز زبان فارسي است که به تازگی هم کت شامل سخنرانی های ایشان دربارۀ زبان فارسي منتشر شده است، به نام «امین زبان فارسي». زبان فارسي رها شده است، به دادش برسیم!»
به گزارش شفاف، جلال الدین فارسي، یکی از ک داهای مشهور اولین انتخابات ریاست جمهوی ایران که بنا به دلایلی از حضور در رقابت بازماند، سخنان قبل تاملی درباره موسی صدر بر زبان رانده است.فارسي گفته است: آقای موسی صدر قبل از پیروزی انقلاب که من در لبنان حضور داشتم و انقل ون دور من بودند نه دور او، با شاه رابطه خوبی داشت، ایشان می گفت که ما باید با یان متحد شویم و یک به کلیسا برود و یک کشیش نیز در مسجد پیش شود. وقتی چنین حرفی را زد باید علیه او قیام می شد.فارسي می افزاید: ایشان باید به خاطر این حرف کشته می شد اما ما دیدیم که ارزشی ندارد هرچند قذافی او را کشت. قذافی به نهضت های انقل و ضد استعماری کمک می کرد اما هر چه موسی صدر اقدام می کرد به او کمک نکرد وقتی او را دعوت د او به آنجا رفت، من آنجا مراوده و از همه جزئیات اطلاع داشتم و درنهایت او را کشتند.گفتگوی فارس با جلال الدین فارسي به شرح زیر است:*انقلاب فرانسه و روسیه انقلاب انسانی بودبا توجه به اینکه در ایام سالگرد پیروزی انقلاب ی هستیم به عقیده شما زمینه های شکل گیری و عوامل سرنگونی رژیم پهلوی در بهمن 57 چه بود و اینکه به نوعی مردم و اعتقادات دینی آن ها چه نقشی در یاری نهضت حضرت داشت؟فارسي: در کل تاریخ دو گونه انقلاب داریم؛ یکی انقلاب انسانی و دیگری انقلاب ی؛ انقلاب فرانسه و روسیه انقلاب انسانی است؛ این انقلاب ها انقلاب هایی است که به انگیزه اعتلا و عالی تر از انسان شدن رخ می دهد.باید بررسی کرد که چه انی هدفشان انقلاب و چه انی جزو مع ن یک انقلاب هستند؛ این موضوع ازجمله مسائلی است که هیچ یک از علما نتوانسته در خصوص آن به نتیجه برسند و خداوند با نزول قرآن این موضوع را تفهیم کرده است.اگر ی بر قرآن احاطه علمی پیدا کند می بیند که خداوند از سه نوع زندگی که برای هر ی امکان دارد یاد می کند، برای زیست مسلمانی باید به این قوانین توجه داشت، خاصیت انسان شدن در همه افراد وجود دارد.تفاوت انقلاب ی با انقلاب های انسانی در چه موضوعاتی است؟فارسي: انقلاب هایی غیر ی، انقلاب انسانی محسوب می شود، این ها بیش از انسانیت چیزی نمی دانند درحالی که همین انسان می تواند جزو پست ترین و خطرناک ترین افراد بشر شود و می تواند به اراده خودش به عالی ترین نوع زندگی ممکن در طول تاریخ دست پیدا کند و آن زندگی همان و مسلمان شدن است.حق گرایی ما را به حیات انسانیت و از آن بالاتر به ارتقا می دهدیعنی نقطه افتراق انقلاب ی با سایر انقلاب های جهان این تعالی است؟فارسي: بله همین طور است، وقتی انسانی قرآن می خواند زندگی او طوری می شود که از حیات انسانیت بالاتر می رود، یعنی خود را برای دیگران به کشتن می دهد. خداوند خودش می گوید که ما به انسان یک انگیزه حق گرایی داده ایم و شما می توانید از انگیزه های انسانیت بالاتر روید و مسلمان شوید. حق گرایی ما را وادار می کند همین ثروتی را که داریم به طور مثال صرف بینوایان کنیم و با مترفان و مستکبران بجنگیم و انی را که زیر سلطه آن ها بودند آگاه کنیم و به حیات انسانیت و از آن بالاتر به ارتقا بخشیم.* (ره) علیه رژیم سلطنت قیام دیعنی دقیقاً کاری که حضرت (ره) با انقلاب خود آن را اجرایی و نهادینه د، درباره گستره و اثرگذاری ی حضرت (ره) نظر شما چیست؟فارسي: ما می خواهیم ببینیم زمینه های انقل که ی آن به عهده بود چگونه فراهم شده است. (ره) علیه رژیم سلطنت قیام د ازاین رو تمام مردم پشت سر ایشان قرار گرفتند و من هم پشت سر آمدم.بنده در دبیرستان کمال نارمک تدریس می که الآن نیز این مدرسه فعالیت می کند، من کتاب های خود را تدریس می و آن زمان شهید رجایی و شهید باهنر از شاگردان بنده بودند. هزینه انتشار کتاب های بنده را تقبل د. (ره) از ابتدای زندگی طلبگی خود تا زمان ی شان یک نظریه ای مربوط به داشتند.*کتاب هایم دیگر تجدید چاپ نشده استاین کتاب هایی شما که معتقدید نقش پررنگی در مطالعات و آگاهی مبارزان داشت آیا تجدید چاپ هم شده است؟فارسي: خیر، تجدید چاپ نشده است.شما همواره تأکیددارید که هیچ مبارزی نبوده است که کتاب های شمارا مطالعه نکرده باشد، با توجه به این تأثیرگذاری پس چرا این کتاب ها تجدید چاپ نشده است؟فارسي: البته این کتاب ها در دسترس همگان قرارگرفته و این کتاب ها در حال حاضر بر روی سایت بنده نیز موجود است.*مسلمان واقعی باید بر کل قرآن احاطه داشته باشدنقل قولی از شما مطرح شده بود مبنی بر اینکه فرماندهی نظامی سرنگونی رژیم پهلوی را به شما سپردند، درباره این موضوع هم توضیح بفرمایید که قرار بود چه کاری انجام دهید؟فارسي: این مسئله از طریق همین آثارم بود، انی که انقلاب کرده و رژیم سلطنتی را ساقط د کتاب های را خوانده بودند. مسلمان واقعی باید بر کل قرآن احاطه داشته باشد، وقتی من خواستم مردم را دعوت به قیام مسلحانه کنم و رویاروی رژیم ایستادم کتاب های من را ممنوع د و این باعث چاپ زیرزمینی کتاب های بنده شد و زمانی که انقلاب شد ن نیز به میدان مبارزه آمدند و همپای مردان از نهضت (ره) دفاع د.*حضور مسئولانی که تسلط قرآنی ندارند از آسیب های انقلاب استآیا انقلاب ی به اه و چشم اندازهای مدنظر خود رسیده و همچنین بفرمایید به نظر شما مهم ترین تهدیدها و آسیب ها برای نظام ی چیست؟فارسي: مهم ترین آسیبی که در حال حاضر وجود دارد این است که افرادی که احاطه علمی در قرآن ندارند در جایگاه های مسئولیتی قرار بگیرند و حرف های غیر قرآنی بزنند.* تغییر فرهنگ قطعاً یک خطر استبه نظر شما علت تغییری که در گفتمان مقاومت به گفتمان سازش اتفاق افتاد چیست؛ آیا این آسیب ها نظام را تهدید نمی کند؟فارسي: چه تهدیدی؟* هدف مستکبران از بین بردن روحیه حق طلبی استهمین که فرهنگ مقاومت به فرهنگ سازش تبدیل شود و اینکه نظام را تسلیم پذیر نشان دهند درحالی که یکی از اه انقلاب ایستادگی و مقاومت در برابر استکبار بوده است.فارسي: این تغییر فرهنگ قطعاً یک خطر است چراکه هدف مستکبران همین است که این روحیه حق طلبی را از بین ببرند و انسان های آزاده و مسلمانان را تحت فشار قرار دهند. خطری که در حال حاضر ما را تهدید می کند این است که برخی در لباس ت زمینه ساز چنین خطراتی هستند و برخلاف توصیه های قرآنی عمل می کنند.*برای مصون ماندن از عوامل و شاه باید حمایت الفتح را جلب می کردیمشما چه زمانی ایران را برای آموزش فعالیت های چریکی و نظامی ترک کردید و اصلاً هدفتان از رفتن به لبنان چه بود؟فارسي: من پانزدهم مرداد سال 1349 با اتوبوس به سمت استانبول رفتم، خاطرم هست برای مشایعتم تنها مرحوم هاشمی رفسنجانی آمده بود.هدف شما از این سفر چه بود؟فارسي: ما در آن مقطع به آموزش و تدارکات نظامی نیاز داشتیم، این کار در لبنان و به کمک سازمان الفتح امکان پذیر بود، ما برای مصون ماندن از عوامل و شاه و به خصوص فالانژها باید حمایت الفتح را جلب می کردیم.چه انی از این سفر شما خبر داشتند؟فارسي: شهید باهنر، شهید رجایی، شهید محمد منتظری و مرحوم آیت الله طالقانی، اسدالله لاجوردی، صادقیان تهرانی و حسن نیری تهرانی ازجمله این افراد بودند، البته فعالیت من درزمینهٔ تعلیمات نظامی چندان گسترده و قابل توجه نبود، بااین حال ساواک و رژیم را ترسانده بود.* از ابوجهاد خواستم از کمک به گروه های کمونیست و غیرمسلمان خودداری کندارتباط شما با سازمان الفتح و عرفات چگونه بود و نظر آن ها درباره انقلاب ی چه بود؟فارسي: سازمان الفتح که تا آن زمان به همه گروه های مخالف شاه توجه داشت، به بنده نیز توجه خاصی پیدا کرد و ازاین رو یاسر عرفات و سپس ابوجهاد از من دعوت د تا با آن ها دیداری داشته باشم. در اجرای مسئولیتی که به من واگذار شد به برادرانی همچون شهید منتظری و غرضی که در کار تعلیم نظامی شرکت داشتند اطلاع دادم که سازمان الفتح جز با اجازه نمی تواند اقدامی در مورد ایران انجام بدهد اما امکانات برای تعلیم و مبارزه مسلحانه نامحدود است و می توانند به هر مقدار که نیاز باشد استفاده کنند، البته من در بیروت از ابوجهاد خواستم از کمک به گروه های کمونیست و غیرمسلمان خودداری کند.حکم برای شما درباره همکاری با این سازمان چه بود؟فارسي: در حکم سوم دی ماه سال 1357 برای تنظیم رابطه انقلاب ی ایران با سازمان الفتح و انقلاب فلسطین حکمی برای بنده صادر د که در آن خطاب به ابوجهاد آمده بود «پس از اهدای تحیت عطف به مرقوم محترم تاریخ 1978/10/12 جلال الدین فارسي را برای آن امر معین نمودم.»*ماجرای دیدار و یاسر عرفاتدرباره دیدار یاسر عرفات با که شما هم در آن دیدار حضور داشتید، خاطره ای دارید؟فارسي: بعدازاینکه انقلاب ی پیروز شد من با چند نفر از سران فلسطین ازجمله یاسر عرفات به ایران آمدم. ما ی ره به اقامتگاه رفتیم و هیئت فلسطینی یک طبقه پایین تر از طبقه محل اقامت ن شدند، مرحوم در دیدار خود با آن ها از ملت فلسطین حمایت کرد و آن ها را برادر مسلمان خود خواندند.شما با یاسر عرفات در ارتباط بودید، ایشان ابتدا در جبهه مقاومت و ضد ی بودند اما رفته رفته یک تغییر رویکردی در ایشان صورت گرفت؛ و به نوعی کارگزار شدند. به نظر شما چرا فردی مانند یاسر عرفات که روزی اسلحه برمی داشت و به دنبال مقاومت بود دچار استحاله شد.فارسي: او البته نصف فلسطین را گرفت.*علت جدا شدن عرفات از رویکرد مقاومت و انقلاب یبه طور مشخص سؤالم این است که چرا پس از مدتی یاسر عرفات از سیاست مقاومت به رویکرد سازشکارانه رسید و از ایران فاصله گرفت؟فارسي: در آن زمان صدام حسین به فلسطینی ها خیلی کمک مالی می کرد و درواقع در رأس کشور عراق قرار داشت. به همین خاطر رابطه ان فلسطین با صدام خوب بود. ان ساف (سازمان بخش فلسطین) به خاطر اینکه هزینه های آوارگان و فقرا و تسهیلات کشورشان را تأمین کنند، از هر کشوری که به آن ها کمک می کرد استقبال می کرد، ازاین رو وقتی جنگ تحمیلی عراق به ایران صورت گرفت، نگاه عرفات هم به ایران منفی شد و بعد از سرنگونی صدام رابطه سازمان الفتح با ایران بهبود یافت.این تغییر ذائقه فرهنگی در افرادی که روزی تفکر دیگری داشتند و رویکرد انقل و حامی مقاومت داشته اند چگونه اتفاق می افتد؟فارسي: یک محرکی در انسان وجود دارد که حتی می تواند انسان را کافر کند درواقع «آز» ما را برمی انگیزاند تا ثروتمند شویم، این درواقع ناشی از نوعی دنیازدگی و پست تر از جانوران شدن است.یعنی قائل به این هستید که این چرخش به خاطر دنیازدگی رخ می دهد؟فارسي: بله همین طور است.موضوعی که درباره این دنیازدگی و تغییر ذائقه مطرح کردید اگر بخواهید مصادیق داخلی آن را مثال بزنید که بعد از انقلاب چه آفت هایی در این حوزه گریبانگیر انقلاب بوده است و چه جریاناتی دچار این مسائل شدند؟فارسي: انی که از مفاهیم قرآنی و آرمان های انقلاب ع د، در این زمینه باعث ایجاد آسیب هایی شدند.* هیچ گاه مخالف قرار گرفتن اصل در قانون اساسی نبودبه بحث قانون اساسی بازگردیم، برخی افراد ازجمله نهضت ها معتقدند که موافق نبود در قانون اساسی ما قرار بگیرد.فارسي: بی خود می گویند و هیچ وقت مخالف قرار گرفتن این اصل در قانون اساسی نبود؛ این مسئله در قانون اساسی اولیه یا پیش نویس وجود نداشت، انی که می گویند مخالف مطرح شدن این بحث در قانون اساسی بود کاملاً غلط می گویند. این قانون اساسی ما مبتنی بر قرآن است.یکی از مخالفان قرار گرفتن اصل در قانون اساسی ت موقتی ها بودند.فارسي: بله و البته بسیاری از آن ها از دوستان من بودند.* نهضت مشی ملی داشته و بر قرآن مسلط نبودندشما چه انتقاداتی به نهضت داشتید و چرا نهضت ی را تأسیس کردید؟فارسي: اعضای نهضت مشی ملی داشته و بر قرآن نیز احاطه ای نداشتند البته قرآن را ترویج می د اما تسلطی بر آن نداشتند البته بازرگان نظراتش صائب بود و می خواست کشور را اداره کند.صحبت از نهضت و ت موقت شد، شما گفتید که این ها به مباحث دینی و قرآنی مسلط نبودند، یعنی معتقدید که آن ها دچار نوعی قاط بودند؟فارسي: بله البته نمی توان گفت قاط اما به مباحث قرآنی مسلط نبودند و یکی از مشکلات نیز همین مسئله بود.* انتظام خائن و جاسوس بودنظرتان درباره انتظام که از مسئولان برجسته ت موقت بود و بازرگان نیز از او حمایت کامل داشت، چیست؟فارسي: انتظام خائن و جاسوس بود.* به خاطر روحیه ضد یی قهرمان ملت ایران بودنظر (ره) درباره چه بود؟فارسي: کاملاً رویکرد ضد یی و ضدانگلیسی داشتند. مواضع بسیار دقیق بود. هرگز به دنبال این نبود که با رابطه برقرار کنند و سایه آن ها را با تیر می زدند و به همین خاطر قهرمان ملت ایران شد. ایشان توانست شاه را سرنگون کند و اگر ایشان این گونه نبود من و امثال من مرید نمی شدیم. شهید باهنر، شهید رجایی، بازرگان و مرحوم سح نیز به ارادت داشتند.یک سؤالی که از شما دارم درباره موضع شما نسبت به شخصیت های طراز انقلاب ی است؛ همواره مطرح است که شما مواضعی جنجالی نسبت به افراد برجسته انقلاب ازجمله شهیدان چمران، رجایی و مطهری داشته اید و حتی نظراتی که درباره مطرح کرده اید این گونه بوده است، آ یا فکر نمی کنید نظرات این چنینی درباره شخصیت های اصلی انقلاب به نوعی کمک به اه دشمن است.فارسي: مثلاً درباره چه ی این گونه صحبت کرده ام؟شما درباره شهید رجایی گفته بودید که او یک فرد ضد ی بود که من او را به راه آوردم و از نهضت جدا .فارسي: بله خب او یک دبیر بود.بالا ه انقلاب ی مبتنی بر یک مردمی بود که همه مردم و از همه اقشار در پیروزی آن نقش داشتند.فارسي: بله اما اینکه فردی این چنینی بخواهد کشور را اداره کند درست نیست ایشان یک مدرسه را اداره می کرد.یا درباره موسی صدر نیز مواضع شما بسیار خاص است.فارسي: آقای موسی صدر قبل از پیروزی انقلاب که من در لبنان حضور داشتم و انقل ون دور من بودند نه دور او، با شاه رابطه خوبی داشت، ایشان می گفت که ما باید با یان متحد شویم و یک به کلیسا برود و یک کشیش نیز در مسجد پیش شود. وقتی چنین حرفی را زد باید علیه او قیام می شد.این حرف رویکردش تقریب ادیان و مذاهب مختلف و یکپارچه جامعه چندتکه لبنان است.فارسي: ایشان باید به خاطر این حرف کشته می شد اما ما دیدیم که ارزشی ندارد هرچند قذافی او را کشت. قذافی به نهضت های انقل و ضد استعماری کمک می کرد اما هر چه موسی صدر اقدام می کرد به او کمک نکرد وقتی او را دعوت د او به آنجا رفت، من آنجا مراوده و از همه جزئیات اطلاع داشتم و درنهایت او را کشتند.لبنان با درگیری داشت اما موسی صدر با این کار قصد داشتند که وحدت را به مردم لبنان بازگردانند تا بتوانند در مقابل یک دشمن واحد یعنی ایستادگی کنند و درنهایت این مسئله به تشکیل امل انجامید، خیلی از نزدیکان موسی صدر شمارا جزو انی می دانند که رابطه خوبی با قذافی داشته اید و این را یک اتهام علیه شما می دانند.فارسي: قذافی یک مرد بزرگی بود و رابطه داشتن با او یک افتخار است. شما دیدید که چه انی قذافی را کشتند؛ همان نیروهای غربی و استعماری.بالا ه مردم این دیکتاتور لیبی را نمی خواستند.فارسي: دیکتاتور بود اما حالا که او را کشتند حکومت لیبی به چه وضعیتی دچار شده است.اینکه در کشور لیبی آنارشیست حاکم شده است بحث دیگری است مردم لیبی قذافی را نمی خواستند.فارسي: مستکبران و مترفان اروپا و همدست شدند و این کار را د. آقای صدر می خواست بگوید که قذافی بی دین است و او هم وی را کشت، شما اگر بودید چه کار می کردید.شما نیز در کتاب های خود به سیاست های قذافی ازجمله حضور دختران جوان به عنوان مشاوران او انتقاد داشته اید.فارسي: بله او می خواست ن را نیز مسلح کند چون کشورش جمعیت کمی داشت و از این طریق می خواست مستکبران را سرنگون کند. اما روش غلطی بود.نظر شما درباره آقای منتظری و قائم مقامی ایشان چه بود؟فارسي: مرحوم منتظری یک مرد بزرگی بود که در سراسر زندگی خود در پیدایش انقلاب مؤثر بوده است.*به منتظری گفتم در موضوع مهدی هاشمی دخ نکندپس چرا مسیر خود را از انقلاب جدا د؟ نظرتان درباره نقش باند مهدی هاشمی در بیت منتظری که باعث جدا شدن او از انقلاب شد چیست؟فارسي: ایشان آدم ساده ای بودند؛ من اتفاقاً درباره باند مهدی هاشمی با آقای منتظری صحبت و به او گفتم شما درباره این ها اطلاعات ندارید و ممکن است آن ها کارهای پنهانی کرده باشند و شما بی خبر باشید، به او گفتم مبادا مداخله کنید.یعنی به آقای منتظری توصیه کردید؟فارسي: بله دو بار خدمت ایشان رفتم و ایشان نیز به من ارادت زیادی داشت اما متأسفانه ایشان به توصیه های ما عمل نکرد.یعنی آقای منتظری ساده لوحانه با این مسئله برخورد د؟فارسي: بله ایشان در این مسئله ساده لوحانه وارد شدند. آقای منتظری نسبت به مهدی هاشمی حسن نیت داشت وی نیز از کارهای ابکارانه خود به آقای منتظری چیزی نمی گفت. ایشان هم که از غیب خبر نداشت.* من خود را از قذافی مسلمان تر می دانستمدر خصوص بحث حضور و ورودتان به موضوع انتخابات که به تشویق حزب و جامعه مدرسین و مجموعه های دیگر دعوت شده بودید تا در این عرصه حضور پیدا کنید صحبت بفرمایید و بحثی که هنوز درباره ک داتوری شما مطرح می شود این است که آقای قذافی نیز به شما پیشنهاد ک داتوری برای انتخابات را کرده بود.فارسي: ابداً این گونه نیست. انتخابات یکی از امور داخلی کشورمان است. من خود را از قذافی مسلمان تر می دانستم.مباحثی که درباره کناره گیری شما از انتخابات ریاست جمهوری پیش آمدفارسي: من کناره گیری ن .در انتخابات ثبت نام نکردید.فارسي: ریاست جمهوری ارزشی ندارد، ما باید کارهای کلان تری انجام دهیم و مسلمانان و انسان های آزاده را تکثیر و مستکبرین را از بین ببریم.* از ابتدا هم با نبودشما درباره شهید آیت و شهید دیالمه مبحثی را مطرح کردید که نسبت به میرحسین موضع تندی داشتند، دراین باره توضیح دهید.فارسي: باید در ابتدا این نکته را بگویم که میرحسین از ابتدا هم با نبود. زمانی که حزب تأسیس شد، میرحسین هم وارد حزب شد.چرا او به عضویت حزب درآمد؟فارسي: حقیقت این است ما نمی دانستیم که چرا فردی مانند به حزب آمد و حتی چندین سال بعد متوجه شدم که با آقا خویشاوند است.آقای چگونه به عضویت حزب جمهوری درآمد؟فارسي: من از سال 1335 با آقای آشنا شدم. ایشان به معنای واقعی به دنبال جذب حداکثری بود تا به نوعی برای یارگیری کند و این از آشنایی کامل ایشان به فعالیت های حزبی حکایت داشت. ازاین رو هم به عضویت حزب درآمد. حزب با تأیید شخص (ره) تأسیس شد و حتی از ایشان کمک مالی دریافت می کرد برای همین مردم به آن چشم امید داشتند.شما در جریان حزب از میرحسین حمایت کردید؟فارسي: ابداً این کار را انجام ندادم.درباره آن بحث مجله ای که سرمقاله آقای پیمان را نوشته و چاپ کرده بودند.فارسي: پیرو پیمان بود و پیمان نیز مرد منحرفی بود و در نظر (ره) و مجتهدین یک شبه کمونیست و مار یست تلقی می شد.* و بسیار پست تر از جبهه ملی هستندحزب می خواست با او برخورد کند اما شما موافق نبودید که با میرحسین برخورد شود و گفتید که خودش جبران اشتباه می کند و روایت شما این گونه بود که گفتید نگذارید او به سطل بیفتد. شما معتقد بودید که خطر و از ملی مذهبی ها بیشتر استفارسي: بله همین طور است، حداقل نهضت ها دارای سابقه ضد سلطه طلبی بودند و در دوران شاه این روحیه خود را نشان دادند اما دقیقاً در جهت سلطه طلبی گام برداشت و مورد تشویق و انگلیس قرار گرفت؛ به نظر من این آقایان بسیار پست تر از جبهه ملی ها هستند. و تصور د می توانند جلوی بایستند درصورتی که نمی دانند ولی فقیه باوجود تمام دشمنی ها توانسته است ملت ایران را از پستی وبلندی ها عبور دهد.*سران فتنه باید مجازات شوندنظر شما درباره عملکرد میرحسین و در سال 88 چیست؟فارسي: من معتقدم این افراد نه تنها به نظام، بلکه به آن 13 میلیون فردی که به آن ها رأی دادند هم خیانت د، و باید عذرخواهی کنند چراکه آن ها از منافقین هم بی ارزش تر هستند. این آقایان باید در برابر تاریخ ایران پاسخگو باشند و مجازات شوند تا آیندگان بدانند چه شری از سر نظام دور شد؛ در دوران نخست ی ، زمانی که قطعنامه را پذیرفتند میرحسین با دادن استعفا مخفی شد.* می خواست از خودش یک قهرمان بسازدچرا استعفا داد؟فارسي: می خواست با این کار بگوید من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد.چرا شما از اوا دهه 60 روزه سکوت گرفتید و دیگر وارد معادلات نشدید؟فارسي: بعد از مجلس دوم من دیدم خیلی از انی که با آن ها همراه بوده ام یا شهید شده و یا فوت کرده اند. بنده هم تصمیم براین گرفتم تا با کارهای پژوهشی و فرهنگی در مسیر و اه اصلی انقلاب قدم بردارم.درباره موضع شهید آیت و شهید دیالمه توضیح ندادید؟فارسي: در این باره زیاد گفته شده است و دیگر امروز برای همه آشکار شده که چرا آن ی بزرگوار موضع تندی نسبت به آقای داشتند.