غلبه بر ترس مهم ترین عامل موفقیت مدیران زن

«ترس از ارتفاع» یکی از ترس هایی است که در بین برخی افراد وجود دارد و بزرگ و کوچک هم نمی شناسد، اما بسیاری از بزرگسالان از ابراز این مشکل واهمه دارند و درمان آن را با سهل انگاری به تعویق می اندازند. در ادامه به بررسی انواع «ترس از اتفاع» و روش های درمان آن می پردازیم. با ما همراه باشید.ترس از ارتفاع«اکروفوبیا» به عنوان ترس از ارتفاع نیز تعریف شده است. اکروفوبیا برخلاف یک فوبیای خاص مانند اروفوبیا (ترس از پرواز) و سایر ترس ها، می تواند موجب ترس فرد از چیزهای مختلفِ مرتبط با دوری زمین شود.یک فرد مبتلا به اکروفوبیا با توجه به شدت ترسش می تواند از بودن در طبقه ی بالای یک ساختمان یا بالا رفتن از نردبان بترسد.ترس از ارتفاع و شرایط مرتبطترس از ارتفاعسرگیجه: سرگیجه ی واقعی ح ی است که موجب احساس چرخش در فرد و گیج رفتن سر می شود. در این نوع ترس، واهمه از ابتلا به سرگیجه، می تواند باعث ایجاد علائم سرگیجه شود. «اکروفوبیا» باعث احساسات مشابهی می شود، اما این سه شرایط، ی ان نیستند.اگر علائم سرگیجه را تجربه کرده اید، برای آزمایش های بیشتر به پزشک مراجعه کنید. آزمایش هایی مانند آزمایش خون، سی تی اسکن و ام آرآی می تواند از بیماری های عصبی بسیاری جلوگیری کند.ترس از سرازیری و پلهنوعی دیگر ترس، ترس از سرازیری و پله است و به نوعی با ترس از ارتفاع ارتباط دارد. در این نوع ترس، ممکن است هنگام تماشای شیب تند، حتی اگر قصد بالارفتن از آن را نداشته باشید، احساس وحشت کنید. اگرچه بسیاری از افراد مبتلا به چنین ترسی به اکروفوبیا نیز دچار هستند، بیشتر مبتلایان به اکروفوبیا، ترس از سرازیری و پله را تجربه نمی کنند.نوع دیگری از ترس با ترس از سرازیری و پله مرتبط است؛ به استثنای اینکه، این نوع ترس عموما زمانی اتفاق می افتد که در حال شیدن به بالارفتن از جایی باشید؛ اگر تا زمانی که روی زمین ایستاده اید، از دیدن شیب یا پله وحشت نمی کنید. با وجود این، ممکن است این ترس در راستای اکروفوبیا رخ دهد.اروفوبیا: ترس از پرواز را اروفوبیا می گویند. بسته به شدت ترس، ممکن است از فرودگاه یا هواپیما بترسید یا ممکن است تنها زمانی احساس ترس کنید که در هوا باشید. اروفوبیا نیز گاهی در راستای ترس از ارتفاع رخ می دهد.علائم ترس از ارتفاعاگر ترس از ارتفاع دارید، ممکن است هرگز علائم سرگیجه را تجربه نکنید. در عوض هنگامی که در ارتفاع هستید، احساس ترس کنید و به طور غریزی دنبال چیزی بگردید که به آن بچسبید، چراکه نمی توانید تعادل خود را حفظ کنید.واکنش های رایج این نوع ترس عبارت اند از: سریع پایین آمدن، ح خزیدن به خود گرفتن، به زانو درآمدن یا خم بدن.از لحاظ احساسی و جسمی، واکنش به اکروفوبیا شبیه واکنش به دیگر ترس هاست. در این نوع ترس ممکن است شروع به لرزیدن، تعریق، تپش قلب، گریه یا حتی فریا ن کنید. احساس وحشت و فلج شدن کنید و حتی قدرت تفکر را نیز از دست بدهید.اگر به اکروفوبیا مبتلا هستید، احتمالا از موقعیت هایی که باعث می شود زمانی در ارتفاع باشید نیز وحشت دارید. برای مثال نگران باشید که در تعطیلات آینده به اتاق هتلی می روید که در طبقه ی بالا قرار دارد یا از تعمیر خانه به دلیل ترس از نردبان صرف نظر کنید یا حتی از رفتن به خانه ی دوست تان به خاطر داشتن بالکن یا قرار داشتن پنجره ای بالای پله ها امتناع کنید.خطر ترس از ارتفاعبزرگ ترین خطر بسیاری از ترس ها، محدود زندگی و فعالیت ها برای جلوگیری از روبه روشدن با موقعیت های ترسناک است.با این حال، اکروفوبیا غیر عادی است، چراکه دچارشدن به حمله ی عصبی هنگام قرارگرفتن در ارتفاع، خود می تواند موجب خطرات احتمالی بعدی شود.ممکن است این وضعیت تا زمان انجام اقدامات احتیاطی امن باشد، اما ترس باعث می شود، رفتارهای خطرناکی انجام دهید. بنابراین، باید فرد مبتلا به اکروفوبیا به سرعت و به صورت تخصصی درمان شود؛ به خصوص اگر ارتفاع بخش ج ناپذیر زندگی فرد است.علل ترس از ارتفاعتحقیقات نشان می دهند، درجاتی از ترس از ارتفاع، نه تنها در مورد انسان ها بلکه در تمام حیوانات نیز امری طبیعی است. در سال ۱۹۶۰، گیبسون و واک، یک آزمایش «ص ه ی ذهنی» ترتیب دادند که نشان می داد نوزادان خزندگان و گونه های متعدد، از پنل شیشه ای ضخیم که بالای شیب تندی قرار داشت، عبور نمی د. حضور مادر نوزاد و تشویق او نیز، نوزاد را به امنیت آن مکان راضی نمی کرد. بنابراین به نظر می رسد که اکروفوبیا، احتمالا به عنوان یک مکانیسم تکوینی برای بقا تا حدودی طبیعی است.
با وجود این، بسیاری از ک ن و بزرگسالان احتیاط می کنند، اما درعین حال از ارتفاع ترس زیادی ندارند.درمان ترس از ارتفاعدرمان ترس از ارتفاع با واقعیت مجازی
درمان شناختی-رفتاری یا cbt، یکی از درمان های اصلی برای فوبیاهای خاص است. در این درمان، اغلب از تکنیک های رفتاری که فرد مبتلا را به تدریج (حساسیت ز سیستماتیک) یا به سرعت در معرض موقعیت استرس زا قرار می دهد، استفاده می شود. به علاوه، به بیمار روش های توقف ترس و به دست آوردن مجدد کنترل احساسی، آموزش داده می شود.قرارگرفتن در ارتفاع یکی از روش های قدیمی و البته رایج ترین راه حل است. با این حال، چندین پژوهش تحقیقاتی از سال نشان داده است که فناوری واقعیت مجازی نیز می تواند به همان اندازه مؤثر باشد. مزیت عمده ی استفاده از واقعیت مجازی برای درمان، صرفه جویی در زمان و هزینه است؛ چراکه نیازی به وجود درمانگر در محل نیست. این روش هنوز در دسترس نیست، اما ارزش به کارگیری دارد.از سال ۲۰۰۸، داروی d-cycloserine برای درمان اختلالات اضطراب آزمایش شده است. به نظر می رسد که استفاده از دارو در کنار درمان شناختی-رفتاری نتایج بهتری دارد.ظاهرا اکروفوبیا در مکانیسم ایمنی تکاملی ریشه دارد. با این حال، این بیماری می تواند باعث محدودیت های بسیاری در زندگی فرد شود. همچنین می تواند برای انی که در ارتفاع زیاد دچار وحشت شدید می شوند، بسیار خطرناک باشد.اکروفوبیا، سرگیجه -یک اختلال با علل احتمالی گوناگون- و همچنین سایر ترس های خاص می توانند علائم مشترکی داشته باشند. به همین علت، با مشاهده ی علائم اکروفوبیا، هر چه سریع تر به پزشک مراجعه کنید و به دنبال درمان آن باشید.همه چیز درباره ی ترس از صعودترس از کوهنوردی ترسی نسبتا غیرمعمول است و مانند اکروفوبیا -ترس از ارتفاع- و همچنین ترس از پله و سراشیبی به عنوان فوبیایی خاص شناخته می شود.علل ترس از کوهنوردیعوامل مختلفی می تواند باعث این اختلال اضطر شود، اما دلیل اصلی آن یک تجربه ی منفی در گذشته است.
در صورت وجود شرایط زیر، احتمال ابتلا به این اختلال بیشتر است:پایین افتادن از پله؛به سختی از جایی بالارفتن؛تجربه ی حمله ی قلبی هنگام کوهنوردی.ممکن است این تجربیات منفی، مستقیما برای شما رخ نداده باشد. اگر شاهد حادثه ای روی پله ها بوده اید یا یکی از عزیزان تان از بالارفتن می ترسد، ممکن است این ترس به شما نیز منتقل شود.
احتمالا بسیاری از موارد کلیمیکافوبیا را به رویداد خاصی در گذشته نسبت دهیم. خوشبختانه درک علت اصلی ترس برای درمان آن ضروری نیست.«ترس از صعود» به معنی «ترس از کوهنوردی» نیستبه استناد تعریفی که از ترس موجود است، ترس منطقی ِتحت تأثیر شرایطی پزشکی را نمی توان به عنوان فوبیا درنظر گرفت. در زیر به مواردی اشاره کرده ایم که نشان می دهد شما به این اختلال دچار نیستید: اگر دچار بیماری یا آسیبی هستید که موجب دشواری تعادل و استقامت تان شده است، ممکن است از بالارفتن بترسید، اما دقت کنید که در این مورد فوبیایی ندارید.اگر دچار وضعیتی هستید که در صورت صعود، عضلات، رباط ها یا تاندون های شما آسیب می بینند و به همین دلیل در مورد کوهنوردی تردید دارید، به این مورد فوبیا نمی گویند. ممکن است سرگیجه باشد.گاهی اوقات این ترس علائمی شبیه به سرگیجه دارد. برای مثال اگر هنگام بالارفتن از نردبان به پایین نگاه کنید، دچار سرگیجه می شوید.سرگیجه ی واقعی یک وضعیت پزشکی است، درحالی که ایلینوفوبیا ترس از سرگیجه است. تشخیص دقیق اینکه کدام اختلال باعث این علائم شده، واقعا دشوار است و برخی افراد گاهی بیش از یکی از این علائم را دارند.برای تشخیص دقیق علت این اختلال، حتما به متخصص مراجعه کنید.عوارض ترس از صعودترس هایی که موجب اختلالاتی در زندگی روزمره و فعالیت های فرد می شوند، نیاز به درمان دارند. از آنجایی که بالارفتن یا پایین آمدن از پله ها رفتار بسیار رایجی در زندگی روزمره است، بی توجهی به درمان این اختلال، باعث محدودیت های جدی ای در زندگی تان می شود.چنین ترسی مانند سایر ترس های مربوط به ارتفاع می تواند باعث ترس از ارتفاع شود و درنهایت منجر به این شود که فرد برای غلبه بر ترس، حرکاتی ناگهانی و خطرناک انجام دهد.درمان ترس از کوهنوردی و صعوددرمان ترس از ارتفاعاین ترس مانند بیشتر ترس های خاص، به خوبی به درمان شناختی-رفتاری پاسخ می دهد. در این روش درمان، فرد یاد می گیرد که افکار منفی خود را درباره ی بالارفتن از ذهن خود دور و آن ها را با افکار منطقی تر جایگزین کند. او همچنین می آموزد که رفتارش را تغییر دهد.
درمان شناختی-رفتاری ممکن است به تنهایی یا در کنار درمان های دیگر به کار رود. تکنیک های مدیتیشن و استفاده از دارو، می تواند به فرد کمک کند تا ترسش را کنترل کند. از انواع مختلف گفتار درمانی نیز در این زمینه استفاده می شود؛ مخصوصا هنگامی که رویدادی ناشناخته باعث ترس شده باشد.
به یاد داشته باشید که غفلت در درمان این اختلال، باعث تشدید آن در طول زمان می شود.ترس از سراشیبی یا پلهبتموفوبیا یا ترس از سراشیبی و پله، تا حدودی یک ترس پیچیده است. این اختلال به جز یک مورد خاص، شبیه ترس از صعود یا ترس از بالارفتن از پله هاست.
اگر به این ترس دچار هستید، ممکن است هنگام مشاهده ی یک شیب تند بترسید؛ درحالی که فرد مبتلا به ترس از صعود، هنگام بالارفتن احساس ترس می کند. این تفاوت ها بسیار جزیی اما دارای اهمیت هستند و تنها یک پزشک متخصص می تواند آن را تشخیص دهد.
ترس از سراشیبی یا پله در ک ن و بزرگسالان دیده می شود. همچنین در میان حیوانات به خصوص حیوانات خانگی نیز رایج است.
به یاد داشته باشید که اگر فرزندتان از پله یا سراشیبی می ترسد، بسیار طبیعی است و بخشی از مرحله ی رشد او محسوب می شود.
این ترس همانند دیگر ترس ها، تنها هنگامی در ک ن تشخیص پذیر است که بیشتر از ۶ ماه تداوم یابد.علل ترس از سراشیبی یا پلهاین ترس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. یکی از علل رایج آن یک تجربه ی اولیه ی منفی از پله یا سراشیبی است. اگر از پله ها پایین افتاده اید یا شاهد تنگی نفس فردی هنگام بالارفتن از پله ها بوده اید، ممکن است در معرض ابتلا به این ترس قرار بگیرید.
به ویژه در ک ن می تواند با صحبت درباره ی آن یا فکر به صحنه ی ترسناک بالارفتن از پله ها، به وجود بیاید. برای نمونه، کودکی در تئاتر محلی با پله هایی روبه رو بود که به محوطه ی پشت صحنه منتهی می شد. پله ها شیب زیادی داشتند و از پشت نیز باز بودند که هنگام بالارفتن، پایین پله ها به خوبی معلوم بود. کودک می توانست این طور تصور کند که از آن ها عبور کرده است؛ حتی اگر این کار را نکرده باشد.
خاطرات مربوط به آن پله ها، برای او به رویاییتبدیل می شد که در حال بالارفتن از پله هاست و با نزدیک شدن به مقصد، شیب پله ها نیز بیشتر می شود. بنابراین، او هنگام مواجه با یک سراشیبی یا پله دچار وحشت می شد.تشخیص افتراقیترس از سراشیبی و پله علاوه بر ترس از صعود و کوهنوردی ذکرشده در بالا می تواند مربوط به اختلالات دیگر باشد. اکروفوبیا یا ترس از ارتفاع، بسیار شایع است. درحقیقت ممکن است ترس از پله ها همان ترس از ارتفاع پله ها باشد. ترس از سرگیجه نیز می تواند علائمی شبیه به ترس از سراشیبی و پله داشته باشد. علل پزشکی را نیز باید درنظر گرفت. سرگیجه ی واقعی، اختلال پزشکی سیستم تعادلی است که موجب احساس ترس از چرخش یا سرگیجه می شود. این اصطلاح به صورت علمی نیز به علائم مشابهی که اختلالات تعادلی ایجاد نمی کنند، اطلاق می شود. هر دو نوع می توانند با تغییری جزئی در ارتفاع شدت یابند.درنهایت، طبق تعریف ترس، آن دسته از ترس های منطقی و ناشی از یک وضعیت پزشکی خاص را نمی توان فوبیا نامید.
فوبیافوبیا چیست و علت فوبیا راه درمان سریع بیماری فوبیا اجتماعی
فوبیا چیست درمان بیماری فوبیا علائم فوبیا درمان قطعی فوبیا فوبیا اجتماعی فوبیای ترس از بیماری بهتر است با فوبیا یا ترس آشنا شوید افردای که از یک نوع ترس شدید رنج می برند را مبتلا به بیماری فوبیا می نامند این بیماری قابل درمان است فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماری فوبیا ترس پایدار از یک موقعیت به خصوص است که میزان درس با میزان خطرناک بودن آن موقعیت تناسبی ندارد. انی که به فوبی مبتلا هستند، می دانند که این ترس غیرمنطقی است؛ حتی اکثرا می دانند که این ترس از کجا شروع شده است؛ مثلا ی که فوبی حیوانات دارد، فقط از همان حیوان خاص می ترسد و ممکن است از حیوان د یگری نترسد. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریفوبیا از نظر رفتاردرمانی به چه ح ی می گویند؟
در اکثر انواع فوبی شرایط به گونه ای است که معمولا فرد در دیگر قسمت های زندگی اش مشکلی ندارد و زندگی نرمالی دارد، اما وقتی با آن موضوع مواجه می شود، ترس را تجربه می کنند و علائمی را نشان می دهد. فوبی انواع مختلفی دارد مثل فوبی حیوانات، فوبی موضوعات بی جان مثل ارتفاعات و فضاهای بسته. ترس از بیماری و مرگ و نیز فوبی خون و فوبی های اجتماعی. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریعلائم فوبیا چیست
علائم شناختی، علائم هیجانی، رفتاری و بدنی چهار دسته علائم فوبیا هستند؛ البته هر ی که فوبیا دارد، وما هر چهار علامت را با هم ندارد. علائم شناختی این است که فرد مدام به این موضوع فکر می کند که نکند با آن چیزی که می ترسد، مواجه شود؛ مثلا در خیابان تاریکی، حرکتی ناگهانی را پشت سر خود احساس می کند. فکر می کند «این یک کیف زن است» و میخکوب می شود.علائم دسته بعد، هیجانی است. عواطف فرد مثل احساس دلشوره در این دسته قرار می گیرند. هم چنین اضطراب، نگرانی، ترس، وحشت زدگی. علائم بدنی هم داریم که خودش به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم می شود. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماری علائم درونی با افزایش ضربان قلب و تپش قلب بروز می کند، اما علائم بیرونی مثل برافروختگی صورت یا لرزش دست است. افراد نسبت به علائم هیجانی خود آگاه ترند و آن ها را بیشتر متوجه می شوند. هرقدر علائم بیشتر باشد، فوبی شدیدتر است. هرقدر علائم آشکارتر باشد، یعنی شدت ترس و فوبی بالاتر است. یک سری علائم رفتاری هستند؛ یعنی ممکن است بدنشان در شرایطی مانند ح آماده باش یا جنگ و یا گریز قرار بگیرد.همه افراد در سنین کودکی ممکن است فوبی را تجربه کنند. خیلی از بچه ها ترس از تاریکی یا تنها ماندن را دارند. به مرور زمان که از نظر سنی و عقلی رشد می کنند این ترس ها از بین می رود و نیازی هم به درمان ندارد، اما در یک سری افراد ممکن است علائم باقی بماند؛ پس باید درمان بشوند؛ مثلا افرادی هستند که اصلا از خانه هم خارج نمی شوند که این افراد قطعا به درمان و معالجه احتیاج دارند. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریاز نظر رفتاردرمانی ریشه فوبیا چیست؟
اکثر متخصصان معتقدند که ترس و فوبی هایی که شدید هستند، ریشه ژنتیکی دارند. یعنی افرادی حتما در سابقه خانوادگی این علائم را داشته اند. اما یک سری از روان شناس های مثل رفتارگراها معتقدند که وما ژنتیکی نیست و ممکن است یاد گرفته شده باشد؛ مثلا اتفاقی برای فرد در دوران بچگی افتاده و ا ترسیده است. پس آن ترس در ذهنش می ماند و هر اتفاق مشابهی برایش بیفتد. همان خاطره و ترس اولیه زنده و تداعی می شود. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریآیا فوبیا می تواند موجب بروز علائم شود، مثلا ی که از دندان پزشکی می ترسد، دچار درد دندان شود؟
ی که فوبی بیماری دارد، مدام خودش و بدنش را بررسی می کند و به دنبال علائمی شبیه به آن بیماری در خودش می گردد تا ثابت کند آن بیماری را دارد. یک نکته جالب در رابطه با فوبی بیماری این است که اگر فرد واقعا آن بیماری مبتلا شود، فوبی از بین می رود! مثلا ی که فوبی سرطان دارد، زمانی که واقعا مبتلا شود، فوبی کم کم از بین می رود؛ چون با آن از نزدیک مواجه شده است. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماری در رابطه با دندان پزشکی و موارد مشابه ممکن است به دلیل ترس از چیزی بعضی علائم تشدید شود. یک سری هورمون ها ترشح می شوند که می توانند علائم بدنی برجای گذارند. ی که مضطرب است، ضربان قلبش افزایش پیدا می کند، فشار خونش افزایش می یابد و حتی ممکن است ی که از حمله قلبی می ترسد قلب درد بگیرد حتما بخوانید : چرا در خواب حرف میزنیم راه درمان حرف زدن و داد در خوابفوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریفوبیا چیست و آیا درمان دارد؟
این به دلیل فوبی نیست به دلیل علائم شناختی و هیجانی است که تجربه می کند و از نظر فیزیولوژی اتفاقاتی در بدن می افتد. خیلی وقت ها هم واقعا قلب در نمی گیرند، بلکه فقط یک ترس از بیماری را عینا تجربه می کنند.یک اختلالی داریم به نام اختلال وحشت زدگی. فردی که این مشکل را دارد علائم شدیدی را تجربه می کند می ترسد بمیرد. در طول درمان به فرد گفته می شود این علائم به دلیل ترس به وجود آمده و منجر به بیماری نمی شوند. اگر فرد این آگاهی را ب کند، شدت ترس او در حملات بعدی کاهش خواهدیافت. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریآیا ممکن است فوبی برگردد؟
فردی که درمان می شود، سطح آگاهی اش بیشتر می شد و ترس او به مرور و با درمان مناسب از بین می رود. احتمال برگشت اختلال فوبی وجود دارد، ولی این احتمال اندک است و اکثر افراد پس از بهبود بازگشت ندارند. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریعلت فوبیا چیست

عوامل مختلفی می توانند باعث ایجاد فوبی شوند. یکی از دلایل ریشه های ژنتیکی است. در دو سوم افراد مبتلا به فوبی یکی از منسوبین درجه یک آن ها مبتلا به فوبی از همان نوع است. یکی دیگر از عوامل ایجادکننده فوبی شرطی شدن است. اگر فرد در موقعیتی قرار گیرد که دچار ترس شود، احتمال دارد در آینده نسبت به آن موقعیت خاص دچار فوبی شود. یکی دیگر از علل زمینه ساز فوبی الگوبرداری یا سرمشق گیری است. فرق بین ترس عادی و فوبیا چیست؟
ترس اساساً یک واکنش عادی انسان ‎ها هنگام مواجهه با خطر است. این واکنش هدف محافظتی دارد. هنگام مواجهه با خطر، سیستم عصبی سمپاتیک با ترشح هورمون آدرنالین واکنش «مبارزه یا فرار» را فعال می سازد. آدرنالین انسان را آماده می سازد تا در برابر تهدید، مبارزه یا فرار کند. هم چنین آدرنالین باعث افزایش ضربان قلب و جریان بیشتر خون در عضلات بدن می شود و در نتیجه فرد می تواند در شرایط اضطراریهتر ع العمل نشان دهد. به علاوه در این ح قند خون نیز بالا می رود و در نتیجه انرژی بدن بیشتر می شود. در چنین شرایطی، جسم و روان گوش به زنگ و آماده ی عمل است. پس در موقعیت های خطرناک، ترس یک واکنش طبیعی و حتی مفید و نجات دهنده است. فوبیا چیست,درمان بیماری فوبیا,علائم فوبیا,انواع فوبیا,درمان قطعی فوبیا,فوبیا اجتماعی,فوبیا های عجیب,فوبیا به انگلیسی,فوبیای ترس از بیماریفوبیاهای خاص
شامل ترس غیرمنطقی و نامعقول از یک موضوع یا موقعیت خاص است.فوبیاهای خاص به پنج دسته تقسیم می شوند: الف- ترس از حیوانات: ترس شدیدی که علت آن یک حیوان یا ه باشد مانند ترس از مار، عنکبوت، ترس از جوندگان، ترس از سگ و امثال آن. ب- ترس از عوامل طبیعی: مانند ترس از طوفان، ترس از آب، ترس از تاریکی، ترس از بلندی و غیره. ج- ترس های مرتبط با زخم و خون: ترس شدید از مشاهدۀ زخم، تزریق، خون و غیره. د- ترس های موقعیتی: مانند ترس از دندانپزشک، ترس از مکان های بسته، ترس از آسانسور، پرواز، تونل، پل، ترس از مرگ، خفگی، بیماری، و امثال آن. ه- ترس ‎های دیگر: ترس های چون افتادن از بلندی، ترس شدید از صداهای بلند، و ترس از دیدن دلقک ها در این بخش قرار می گیرند. فوبیاهای خاص بسیار شایع هستند و معمولاً از دوران کودکی یا نوجوانی آغاز می شوند. حدود ۵۰ درصد آن ها هم طی مدت پنج سال خودبه خود برطرف می شوند. انواع فوبیا را بشناسید

فوبی را از نظر شدت، طول مدت اختلال، غیرطبیعی بودن، ایجاد ناتوانی و میزان آن، اشیاء یا موقعیت های ایجاد کننده، تقسیم بندی های گوناگونی کرده اند. فوبی می تواند واحد یا متعدد باشد که در فوبی واحد ناتوانی فرد خفیف تر است. ترس از مکان های باز شایع ترین نوع ترس مرضی است، خانم ها بیشتر دچار آن می شوند، سن شروع معمولا ١٢ تا ٣۵ سالگی است، افسردگی نیز همراه آن دیده می شود. ترس از اجتماع social phobia
در خانم ها شایع تر است، این بیماران ترس از فعالیت های اجتماعی دارند، ترس از صحبت ، خوردن، آشامیدن، نوشتن و خواندن در حضور جمع. ترس از حیوانات
نسبت به دونوع قبلی شیوع کمتری دارد، اکثر مبتلایان خانم ها هستند، ترس از موش، ترس از سوسک، ترس از قورباغه و… ترس از آب، تاریکی، صدا، چاله، اماکن عمومی، فضای بسته، آسانسور، خون، حضور در جمع، قطار، هواپیما، فروشگاه ها، ازدحام، بیماری، رعد و برق، ارتفاع، باد، امتحان و… نیز ترس هایی هستند که می توان به عنوان فوبی ذکر کرد. فوبیا چیست و علت فوبیا راه درمان سریع بیماری فوبیا اجتماعی
بعضی افراد از بچگی به ترسو بودن معروف هستند و همین جور با ترس ها بزرگ می شوند. اما باید بدانید که ترس علاوه بر اینکه به شکل ژنتیکی منتقل می شود خیلی به عوامل محیطی هم بستگی دارد. آفتاب نیوز : ترس یک واکنش طبیعی است که در مقابل شرایط ناشناخته برای همه افراد پیش می آید. میزان این ترس در افراد در سنین و شرایط مختلف فرق می کند. بعضی افراد از بچگی به ترسو بودن معروف هستند و همین جور با ترس ها بزرگ می شوند.اما باید بدانید که ترس علاوه بر اینکه به شکل ژنتیکی منتقل می شود خیلی به عوامل محیطی هم بستگی دارد. هیچ بچه ای با ترس متولد نمی شود مگر بعضی انواع ترس که مخصوص سن خاصی باشد. در این رابطه باید به بحث فوبیا (ترس های بیمارگونه) هم دقت کرد. این دو نوع ترس با هم کاملاً متفاوت است. در این گزارش می توانید تفاوت ترس ها را بشناسید. ترس علاوه بر اینکه به شکل ژنتیکی منتقل می شود خیلی به عوامل محیطی هم بستگی داردترس غیر منطقی یا بیمارگونه نام دیگر این نوع ترس است. انی که به فوبیا دچارند حتی از دور و زمانی که خارج از موقعیت هم هستند احساس ترس را تجربه می کنند. مثلاً فردی که از آسانسور به دلیل بالا رفتنش می ترسد از فکر به حرکت آسانسور و احساس سرگیجه درون آن محیط هم ح اضطراب و دل شوره می گیرد.این روزها فوبیاها شایع ترین اختلال روان پزشکی هستند و به طور متوسط بین ۵ تا ۱۰ درصد و حتی طبق برخی گزارش ها تا ۲۵ درصد افراد جامعه به یکی از انواع فوبیا مبتلا هستند. معمولاً این فوبیاها آن قدر شدید نیستند که ی به پزشک مراجعه کند مگر اینکه فوبیا از مسئله یا وسیله ای باشد که باعث اختلال در روند عادی زندگی افراد شود. به نظر می رسد که این اختلال در ن شیوع بیشتری از مردان دارد.آگروفوبیا، شایع ترین نوع ترس مرضی است، تحقیقات نشان داده خانم ها بیشتر از آقایان دچار آن می شوند، سن شروع معمولاً ١٢ تا ٣٥ سالگی است، در این نوع ترس افسردگی هم ایجاد می شود. ی که دچار این ترس باشد از مکان های شلوغ وحشت دارد، مثل صف بانک. در واقع فرد از این می ترسد که اگر مضطرب شود نتواند فرار کند و در صورت شدید شدن این فوبیا گاهی فرد مجبور به خانه نشینی می شود.ترس از اجتماعاین بیماران ترس از فعالیت های اجتماعی دارند، ترس از صحبت ، خوردن، آشامیدن، نوشتن و خواندن در حضور جمع شایع ترین علامت های این فوبیا است. در چنین شرایطی فرد تصور می کند که زیر ذره بین دیگران قرار دارد و بقیه مشغول کند و کاو و حتی سرزنش و تحقیر او هستند. این افراد از این که کاری ند که موجب شرمندگی آنها شود، نگران هستند و در موقع صحبت صدایشان می لرزد، صورتشان سرخ می شود و لرزش دست پیدا می کنند. یادتان باشد این ترس با خج ی بودن فرق دارد، این افراد فقط احساس ترس شدید دارند که دیگران در موردشان چه فکری می کنند و اینکه آیا ی متوجه اضطرابشان می شود یا نه. ترس از مکان های بستههر محیط بسته ای مثل آسانسور، اتاق دربسته و حتی پنجره های بسته باعث ترس این افراد می شود. این افراد وارد تونل یا پارکینگ های زیرزمینی نمی شوند و در هر مکانی دنبال راه های وج هستند.ترس از ارتفاعدر این نوع ترس فرد حتی از پله هم نمی تواند بالا برود، نردبان و هر بلندی دیگر او را دچار وحشت می کند. در بعضی موارد این ترس انقدر شدید می شود که فرد قادر به حرکت نیست.ترس از حیواناتاکثر افراد از مار و تمساح و حیوانات وحشی می ترسند. این ترس ها معمولاً از کودکی در فرد ایجاد می شود و تا بزرگسالی همراه او خواهد بود. البته بخشی از این نوع ترس اکتس است. اگر مادری از گربه یا سگ بترسد و در حضور بچه ع العمل نشان دهد ناخودآگاه ترس به بچه منتقل می شود.ترس از پروازاین ترس در پرواز هواپیما به شدت دیده می شود. فرد ممکن است به دلیل ترس از ارتفاع از پرواز هم بترسد اما معمولاً دلایل دیگری دارد. مثلاً دیدن صحنه سقوط یک هواپیما، دیدن ترس فرد دیگری در پرواز و عواملی در کودکی. این ترس در بعضی موارد برای افرادی که مشاغل پر سفر دارند و باید با هواپیما مسافرت کنند بسیار دردسرساز است. (دنیس برگ کمپ بازیکن هلندی تیم آرسنال از این دسته افراد است. او تا به حال بسیاری از بازی های مهم تیمش را به دلیل هراسش از دست داده و حتی مبلغ قراردادش با تیم نیز به همین سبب کمتر از حد معمول است).علائم فوبیا اضطراب شدید، تپش قلب، تعریق، لرزش، ح تهوع، استفراغ، سرگیجه، گاهی غش و حتی خستگی عمیق از نشانه های این بیماران است. علاوه بر این افراد، معمولاً علاوه بر ترس علائم نوروتیک دیگری نیز دارند مانند سردرد، درد پشت و شانه، ناراحتی های گوارشی، درد معده، فکرهای وسواسی، احساس حقارت.علل فوبیاعلت فوبیا هنوز به طور مشخص اعلام نشده است. روانشناسان مجموعه ای از عوامل را در ایجاد این ترس دخیل می دانند. مجموعه ای از عوامل زیستی و وراثتی در کنار عوامل محیطی و روان شناختی می تواند عامل این ترس باشد. به نظر می رسد در برخی از بچه ها که ذاتاً مستعد فوبیا هستند، وجود نوعی فشار مزمن محیطی یا روان شناختی لازم است تا یک اختلال فوبیا کامل شکل بگیرد.نمونه ای از این عوامل محیطی شامل تحقیر از سوی برادر یا خواهر بزرگ تر، دعوای والدین، از دست دادن یا جدا شدن از والدین و هستند که در کودکی که ذاتاً خج ی است، می توانند باعث ایجاد نوعی فوبیا شوند. عده ای از روان شناسان نیز معتقد به اصل یادگیری هستند و فوبیا را نوعی واکنش شرطی تلقی می کنند. فوبیاهایی که در دوران کودکی شروع می شوند تا سنین بزرگسالی دوام خواهند داشتبه طور کلی اکثر فوبیاهای ساده در دوران کودکی شروع می شوند و مواردی نظیر ترس از هواپیما، مکان های بسته، یا ارتفاع ممکن است در اوایل بزرگسالی به وجود بیایند. فوبیا اجتماعی نیز معمولاً در اوا کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود. معمولاً فوبیاهایی که در دوران کودکی شروع می شوند تا سنین بزرگسالی دوام خواهند داشت و احتمالاً شدت آنها نیز نسبتاً ثابت خواهد ماند و با نوسان اندکی همراه خواهد بود.واکنش فوبیک ممکن است از یک ترس ساده در کودکی سرچشمه گرفته باشد و تشابه آن در بزرگسالی باعث ایجاد وحشت شود. مثلاً نوزادی را که والدین یا اطرافیان بالا و پایین می اندازند و با او بازی می کنند ممکن است در نوجوانی دچار ترس از ارتفاع شود، یا کودکی را که پدر به اصرار سعی دارد وارد آب کند و شنا به او یاد دهد ممکن است دچار ترس از آب بشود. باید به این نکات بسیار دقت کنیم چون ممکن است در آینده یک فرد تأثیر زیادی داشته باشد.درمان فوبیاتقریباً تمام روانشناسان از مکاتب مختلف عقیده دارند که بیمار فوبیک را باید با وضع ترسناک مواجه کرد. البته بعضی به روش درمانی حساسیت ز تدریجی (فرد مبتلا به هراس را در موقعیت ترس قرار می دهند اما به تدریج و با ایجاد اعتمادبه نفس در او سعی می کنند بر ترسش غلبه کند.) و بعضی ها به روش غرقه سازی (مواجه مستقیم با موقعیت ترسناک) اعتقاد دارند. روانشناسان از مکاتب مختلف عقیده دارند که بیمار فوبیک را باید با وضع ترسناک مواجه کردفرار از موقعیت وضع را مشکل تر می کند، فرانکل در زمینه درمان ترس معتقد بود اجتناب از نگرانی خود موجب افزایش نگرانی می شود. البته می توان در درمان فوبیا همزمان با روان درمانی و رفتاردرمانی از نرولوپتیک ها با دوز کم، بنزودیازپین ها مثل ا ازپام و آرام بخش های دیگر هم استفاده کرد.ترس در ک نهیچ کودکی با حس ترس متولد نمی شود اما به مرور زمان با بزرگ تر شدن خیلی از ترس ها را به صورت غریزی می فهمد و خیلی ها را به شکل اکتس از محیط و والدین می گیرد.یک کودک نوپا درکی از ارتفاع و افتادن ندارد، اگر مرتب به او تذکر دهید که خطرناک است این موضوع به شکل یک ترس مرضی در وجودش نهادینه می شود. البته اغلب ک ن در مراحلی از زندگی خود از برخی چیزها به شدت دچار وحشت می شوند. به عنوان مثال، ک ن نوپا بسیار به مادر یا هر ی که از او نگه داری می کند وابسته اند اگر به هر دلیل از آنها جدا شوند به شدت مضطرب یا آشفته می شوند. اکثر بچه ها در سنین ۳ تا ۴ سالگی از تاریکی یا هیولاهای خیالی وحشت دارند.این ترس ها معمولاً وقتی کودک بزرگتر می شود ناپدید می شوند و معمولا زندگی کودک را ضایع نمی کنند یا بر روند تکامل و رشد او تأثیری نمی گذارد. به مرور زمان شکل این ترس ها عوض می شود آنها اغلب در مورد رویدادهای مهمی مثل اولین روز مدرسه مضطرب خواهند شد اما ترسشان از بین خواهد رفت و قادر می شوند روال عادی زندگی را ادامه دهند و از موقعیت جدید لذت ببرند. اکثر بچه ها در سنین ۳ تا ۴ سالگی از تاریکی یا هیولاهای خیالی وحشت دارندنوجوانان اغلب ممکن است بدخلق باشند آنها اغلب در مورد وضع ظاهری، نگرش افراد نسبت به خود و رفتار دیگران با خودشان احساس اضطراب می کنند. این نگرانی معمولاً در خصوص نحوه رفتار با جنس مخالف صادق است. این نوع نگرانی ها را معمولاً می شود با صحبت درباره شان برطرف کرد. اگر یک کودک یا نوجوان آنقدر احساس اضطراب یا ترس کند که سبب لطمه به زندگی اش شود، باید از روان پزشک کمک بگیرد.غلبه بر ترسبرای مقابله با یک سری از ترس ها که خیلی شدید نیستند و هنوز به مرحله فوبیا و مرضی بودن نرسیدند راه های مختلفی پیشنهاد می شود. مثلاً ترس های خود را بشناسید و آن ها را حل و فصل کنید. هرچه بیشتر از ترس های خودآگاهی داشته باشید و آنها را بشناسید بهتر می توانید بر آنها غلبه کنید.از خودتان سؤال کنید دقیقاً از چه چیزی می ترسید؟ اگر از این موضوع بترسم در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این چیزی که باعث ترس شده است واقعاً می تواند به شما صدمه بزند؟ اگر جواب منفی باشد ترس شما بی مورد است و اگر جواب مثبت باشد باید برای غلبه بر آن کاری انجام دهید. مطمئن باشید اینکه تنها از ترس های خود دوری کنید، موفقیتی برای شما نخواهد داشت.تفاوت بین ترس و احتیاط را بدانید. بسیاری از ترس های ما غیر منطقی و بی مورد هستند. برای مثال ممکن است از برقراری یک تماس تلفنی مهم بترسید زیرا ممکن است آن طور که می خواهید جواب نگیرید. این مدل ترس ها بی مورد و غیر منطقی هستند که مانع پیشرفت ما می شوند. از خودتان سؤال کنید دقیقاً از چه چیزی می ترسید؟اما ترس هایی هم هستند که کاملاً منطقی اند و یک احتیاط ساده محسوب می شوند. برای مثال ترس از رانندگی با سرعت بالا و ویراژ دادن بی پروا بین ماشین ها که ممکن است منجر به تصادف شود یا ترس از دستگیری به دلیل فروش غیرقانونی دارویی که می تواند منجر به مرگ دیگران شود کاملاً منطقی است.به شجاعت بیش از امنیت بها بدهید. تا به حال فکر کردید چرا اکثر مردم رشته ای برای تحصیل انتخاب می کنند و به کاری مشغول می شوند که هیچ علاقه ای به آن ندارند، تن به ازدواجی می دهند که اصلاً ایده آلشان نیست. یا حاضرند خود را درگیر عادات مضر و حتی اعتیاد کنند اما با واقعیات زندگی روبرو نشوند، ریسک نکنند و در مسیر اه خود گام برندارند؟همگی اینها از یک حقیقت ساده ناشی می شود: ترس. فرد تصور می کند که زیر ذره بین دیگران قرار داردپس بهتر است برای چیره شدن بر ترس های خود به صورت آگاهانه این حاشیه امن را رها کنید و با شجاعت در راهی قدم بردارید که شما را به هدف و موفقیت در زندگی نزدیک می کند.با ترس خود روبرو شوید. به آرامی و به تدریج با آنچه که از آن می ترسید روبرو شوید. خودتان را در موقعیتی تصور کنید که با اطمینان کامل با ترس خود هرچه که هست روبرو شده اید. سعی کنید این تصور و تجسم فکری تا جای امکان حقیقی و واضح باشد.اطراف خود نگاه کنید و دیگران را ببینید که با اطمینان کامل کاری را انجام می دهند و از چیزی لذت می برند که شما از آن به شدت می ترسید.به گزارش فرادید، اگر دیگران می توانند، شما هم می توانید؛ به همین سادگی.معنی ترس را عوض کنید. رفتن به شهربازی برای شما ترسناک است یا هیجان انگیز؟ می ترسید اما در نهایت احساس خوبی را تجربه می کنید. لحظه های ترسناک زندگی را نیز به گونه ای تعریف کنید که در نهایت هیجان انگیز به نظر برسند.
ترس های مشترکرئیس جمهور سابق ، فرانکلین رزولت جملۀ معروفی در ارتباط با ترس دارد: “تنها چیزی که باید از آن ترسید، خود ترس است.” من فکر می کنم که حرف او درست است. احتمالاً ترس ما از ترس مشکلات بیشتری می آفریند تا خود ترس. مطمئنم که لازم است بیشتر در این مورد توضیح بدهم.به گزارش آلامتو به نقل از psychologytoday ؛ ترس در بین اکثر انسان ها به عنوان یک احساس منفی شناخته می شود. با اینحال ترس آنقدری که ما فکر می کنیم پیچیده نیست. یک تعریف ساده و مفید از ترس می تواند این باشد: “یک احساس اضطراب که در نتیجۀ پیش بینی یک تجربه یا موقعیت قابل تصور پیش می آید.”متخصصان پزشکی به ما می گویند که این احساس اضطراب که در مواقع ترس خود داریم یک واکنش زیستی استاندارد است. در هنگام ترس، ما تقریباً همیشه نشانه های فیزیکی ی انی را از خود نشان می دهیم. مهم نیست که از گاز گرفته شدن توسط یک سگ بترسیم، یا از جواب نه شنیدن یا حتی از حسابرسی مالیاتی مان.ترس، درست مثل تمام احساس های دیگری، در مجموع یک نوع از اطلاعات به حساب می آید. این حس در مورد وضعیت فیزیکی و روحی مان به ما دانش و آگاهی می دهد – البته اگر خودمان بخواهیم که آن را قبول کنیم. و البته، تنها 5 نوع ترس بنیادین وجود دارد و تمام ترس های دیگری که وجود دارند توسط خود ما ساخته شده اند. این 5 ترس به این شرح هستند:انقراض: ترس از نابود شدن، ترس اینکه وجود ما به پایان برسد. البته این یک تعریف بنیادی تر از همان حسی است که معمولاً “ترس از مرگ” می خوانند. این ایده که دیگر وجود نداشته باشیم، یک احساس اضطراب بنیادینِ وجودی را در تمام انسان های عادی بر می انگیزد. به آن احساس ترسی فکر کنید که وقتی از لبۀ یک ساختمان بلند به پایین خیره می شوید شما را فرا می گیرد.نقص عضو: ترس اینکه هر قسمتی از ساختار فیزیکیِ ارزشمند خود را از دست بدهیم، این ایده که مرزهای بدن ما مورد قرار گیرد، یا اینکه سلامت هر عضو یا هر کاربرد طبیعی بدن خود را از دست بدهیم. ترس از حیواناتی مثل ات، عنکبوت ها، مارها و دیگر موجودات مورمورکننده هم از همین ترس قطع عضو می آید.نبود استقلال: ترس از اینکه بی حرکت شویم و خشکمان بزند، فلج شویم، محدود گردیم، تحت فشار باشیم، در جایی گیر کنیم، زندانی شویم، خفه شویم یا در کل توسط شرایطی کنترل شویم که فرای کنترل ما هستند. در شکل فیزیکی، این ترس به اسم claustrophobia شناخته می شود، اما این موضوع فقط فیزیکی نبوده و به روابط اجتماعی ما هم بسط پیدا می کند.ج : ترس از رها شدن، طرد شدن، مورد پذیرش واقع نشدن و نبود ارتباط. ترس اینکه تبدیل به غیرِ انسان شویم و توسط دیگران خواسته نشویم، مورد احترام واقع نشویم و ارزشی نزد آنها نداشته باشیم. وقتی که یک گروه از افراد در مقابل ی سکوت کنند، این می تواند یک تاثیر روانی وحشتناک بروی مخاطب آنها داشته باشد.مرگ نفس: ترس از تحقیر شدن، شرم یا هر مکانیزم دیگری که مربوط به مذمت خود باشد و خطر از دست دادن یکپارچگی شخص را در بر داشته باشد. ترسی از نابود شدن یا از هم پاشیدگی حسی که در مورد دوست داشتنی بودن، قابل بودن و ارزش داشتن فرد ساخته شده است.همین – فقط همین پنج ترس. شما می توانید آنها را به عنوان یک سلسله مراتب ساده نیز در نظر بگیرید.در مورد عنوان های متنوعِ معمولی که بروی ترس های خود می گذاریم فکر کنید. با ترس های ساده تر شروع کنیم.ترس از بلندی یا سقوط در ذات خود ترس از انقراض است (که احتمالاً ترس از نقص عضو را نیز همراه خود دارد، اما این ترس در آن ثانویه است). ترس از ش ت؟ این را به عنوان ترس از مرگ نفس بشناسید. ترس از نه شنیدن دارید؟ این ترس از ج است و احتمالاً ترس از مرگ نفس را نیز در خود دارد. ترسی که اکثر افراد از صحبت برای عموم دارند هم در واقع ترس از مرگ نفس است. ترس از ، یا “ترس از تعهد” نیز در واقع ترس از دست دادن کنترل شخصی است.برخی دیگر از احساس هایی که ما با اسم های مختلف می شناسیم نیز در واقع نام های مستعار همین ترس های بنیادین هستند. اگر که این احساس ها را تا ابت ترین سطوح شان بررسی کنیم، همین ترس ها را خواهیم یافت.برای مثال، حسادت، یک نوع بیان از احساس ج است یا بی ارزش بودن. “او بیشتر برای شخص دیگری ارزش قائل است تا اینکه برای من.” این احساس در نوع شدیدش حتی ترس از مرگ نفس را نیز در خود نمایان می کند. “من انسانی بی ارزش هستم.”شرم و احساس گناه نیز ترس از ج یا حتی ترس از مرگ نفس را نشان می دهند و همین قضیه راجع به احساس خج و تحقیر هم صدق می کند.ترس fearترس معمولاً احساس بنیادینی است که عصبانیت بروی آن سوار می شود. مظلومان در مقابل ظالمان به پا می خیزند چرا که از نبود استقلال یا مرگ نفس خود ترس دارند یا حتی آنها را تجربه می کنند. نابودی یک فرهنگ یا مذهب توسط یک کننده م نیز می تواند یک تجربۀ از مرگ نفس دسته جمعی باشد. آنهایی که ما را می ترسانند، ما را عصبانی هم می کنند.تعصب و بی صبری مذهبی نیز خود می تواند نشان دهنده ترس از مرگ نفس در یک سطح کیهانی باشد و حتی می تواند به اضطراب وجودی ما هم ربط پیدا کند. اگر که خدای من همان خدای راستین یا بهترینِ خدایان نباشد، پس من در وضعیت بی خ گرفتار شده ام. اگر خ طرف من نباشد، من در مقابل نیروهای غیر شخصی محیط ایمن نخواهم بود. بلیط من به این دنیا در هر ثانیه ای می تواند لغو شود و دلیلی هم برای آن نخواهد بود.البته، بعضی از ترس های ما دارای ارزش بقای بنیادی مان هستند. اما دیگر ترس ها در واقع واکنش های هستند که یاد گرفته ایم و می توانند ضعیف شده یا دوباره یاد گرفته شوند. زمانی که ما متوجه شویم که بسیاری از واکنش های دوری گزین ما – مثل رد یک دعوت وقتی که در گروه احساس راحتی نمی کنیم، عقب انداختن قرار ملاقات با یک یا نخواستن پول بیشتر – در واقع واکنش های لحظه ای هستند که در واکنش به خاطرات ما از ترس شکل می گیرند، دیگر ایدۀ “ترس از ترسیدن” چندان عجیب به نظر نمی رسد. این واکنش ها آنقدر سریع اتفاق می افتند که ما در واقع تاثیر کامل ترس را تجربه نمی کنیم، بلکه یا یک “ترس کوچک” روبرو می شویم – یک واکنش که مثل یک کد کوتاه شده برای ترس اصلی است. این واکنش لحظه ای ما در واقع همان تاثیر را دارد که ترس واقعی دارد: ما از یک موقعیت دوری و اجتناب می کنیم. به همین دلیل نکتۀ درستی است اگر بگوییم که واکنش های از سر ترس ما در واقع ترس هایی از ترس ها هستند.وقتی که ما ایدۀ ترس را به عنوان سرریز شدن نیروهای شر در وجودمان دور بریزیم، و ترس و احساسات مرتبط به آن را به عنوان اطلاعات ببینیم، آنوقت می توانیم در مورد آنها با آگاهی فکر کنیم. و هر چقدر که واضح تر و آرام تر بتوانیم سرچشمۀ این ترس ها را بیان کنیم، این ترس ها کمتر ما را به وحشت می اندازند و کنترل می کنند.برترین جاهای دیدنی روسیه برای تفریح
۶ راه خانگی برای سفید دندان ها
هتل های خوب وما دارای سازه هایی بلند و مملو از اشیای طلا اندود نیستند! در این مطلب ع هایی از دنج ترین هتل های دنیا را مشاهده خواهیم کرد، تصاویری که سبب می شوند ذهنیت خود درباره یک هتل خوب و مجلل را تغییر دهید.دنیا به همین مناطقی که ما به طور روزمره در آن ها رفت و آمد می کنیم ختم نمی شود. خوشبختانه با وجود زیاده روی بشر و طمع آن برای برداشت و است اج بیشتر و بیشتر از زمین، هنوز نقاط بکر و دست نخورده زیادی بر روی سیاره آبی وجود دارند. البته برخی از این مناطق آن چنان هم دور افتاده و ناشناخته نیستند، به همین دلیل دنج ترین هتل های دنیا در آن ها ساخته شده اند.برخی افراد تنها عادت کرده اند به ای شلوغ و پر رفت و آمدی همچون هنگ کنگ و دبی سفر کرده و در هتل های چهار یا پنج ستاره درون آن ها اقامت کنند، در حالی که اگر مقصود از سفر رسیدن به آرامش و استراحت دادن به روح و روان باشد، این چنین سفرها نتیجه بخش نخواهد بود.برای رسیدن به آرامش باید به دنبال دنج ترین هتل های دنیا باشیم، هتل هایی که در نقاطی تقریبا دور افتاده و خارج از شلوغی ا بنا شده و در منطقه احداث آن ها خبری از آلودگی هوا، آلودگی صوتی و دیگر انواع نویز و برهم زننده آرامش نیست.همچنین بخوانید:هتل کوادروم ؛ سازه ای شگفت انگیز در دل کوه های برفی گرجستاندر گالری زیر می توانید ع هایی از این دسته هتل ها را مشاهده کنید. برخی از آن ها چنان مسحورکننده هستند که نظر هر فردی را درباره سفر عوض می کنند. بعید نیست افراد دارای قصد سفر به ای بین المللی و شلوغ طی هفته یا ماه های آینده، با دیدن ع های دنج ترین هتل های دنیا برنامه خود را به طور کامل تغییر داده و به نقطه ای دور افتاده و سرشار از آرامش بروند.همچنین بخوانید:هتل یخی سوئد در تابستان هم منجمد خواهد بود!گالری تصاویر دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیادنج ترین هتل های دنیا
دنج ترین هتل های دنیا
منبع :newatlas
جملات بزرگان گرانبهاترین جملات بزرگان درباره زندگی و موفقیت
جملات بزرگان ، همراه با گرانبهاترین جملات بزرگان درباره موفقیت جملات بزرگان درباره زندگی جملات بزرگان درباره معلم جملات بزرگان درباره دروغ و جملات بزرگان در مورد مرگ را برای شما عزیزان در این مجموعه از سایت روزگار قرار میدهیم  جملات بزرگان، جملات بزرگان درباره موفقیت • نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول ش ت را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید. اسوپ • موفقیت، کم و بیش در دسترس همه هست، اما دامنه توفیق در زندگانی شخص، بدون توان ی محدود است. جان ما ول • ش ت بیش از موفقیت آموزنده است؛ ی که هیچ گاه اشتباه نمی کند، هرگز به جایی نمی رسد. راکفلر • موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم. کریس ماسگرو • هر خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است. برادرز جملات حکیمانه، جملات حکیمانه بزرگان • من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها ش ت را بخشی از زندگانی خود بدانیم. جان ما ول • علت موفقیت آدم های موفق این است که د خود را در کوره های ناکامی پیدا کرده اند. د حاصل از کامی بسیار اندک است. ویلیام سارویان • موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است. جان ما ول • از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است. ش پیر  جملات بزرگان، جملات بزرگان درباره موفقیت • به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و ی. جان ما ول • میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن • موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود. هرمن کین • همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم. لرد بایرون • راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن. آنتونی ر نز جملات قصار، جملات قصار بزرگان • موفقیت بر روی ستون های ش ت شکل می گیرد. سری چتری
سخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت» • ش ت یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر ش ت بذری از موفقیت در دل دارد. ناپلئون هیل • کارایی اساس بقا است، اما لازمه موفقیت ثمربخش بودن است. جان ما ول • مهم ترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنارآمدن با مردم. تدی روزولت  جملات بزرگان، جملات بزرگان درباره موفقیت • اگر آن قدر ضعیف و ناتوان نبودم که برای زنده ماندن خود ناگزیر به کوشیدن باشم، هرگز نمی توانستم به چنین کارهایی دست بزنم و به موفقیت برسم. چار رابرت داروین • موفقیت تنها نصیب معدودی می شود و این درحالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند. جان جانسون • رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است. بنجامین دیزرائیلی • همه چیز به طرز برخورد و نگرش شما بستگی دارد. مسایل می توانند شما را با مشکل یا با موفقیت رو به رو سازند. جان ما ول جملات قصار، جملات قصار بزرگان • موفقیت مانند کشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید. روبرت اشتراوس • یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید؛ هر روز چیز جدیدی بیاموزید. برایان تریسی

سخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت»
• نخستین قانون موفقیت، تمرکز است. ویلیام ماتیوس • تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از این که کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارایه خدمات بپردازید. آگ م نو • بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 درصد خطا به دست آمده است. سوشیرو هوندا  جملات بزرگان، جملات بزرگان درباره موفقیت • زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هرچه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد. کنفسیوس • بزرگ ترین موفقیت عبارت است از اعتماد یا سازش کامل بین اشخاص صمیمی. رالف والدو امرسون • اگر ی استعداد طبیعی داشته باشد بازهم باید برای موفقیت تمرین کند و آماده شود. جان ما ول • ی که از تمام کمک های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصا وارد میدان شود و به نیروی خود ب ا ایستد، ی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش بینی می کنم. رالف والدو امرسون • اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، باوجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید. مایکل جردن جملات قصار، جملات قصار بزرگان • موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند. جوزف مک کلندون • موفقیت از آن انی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به انی است که هرگز برای ازسرگرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند. هانری کپ
سخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت»
حتما بخوانید : اس ام اس های جدید عاشقانه شبکه های اجتماعی • علاقه، شه و مطالعه چیزهایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند. وس رابرتز • همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، بازهم می توانید. آنتونی ر نز • موفقیت برای شخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است. مثل ایتالیایی • ایمان و باور ما در ابتدای هر مسوولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند. ویلیام جیمز جملات حکیمانه، جملات حکیمانه بزرگان • از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی. کریستین لارسون • اعتماد به نفس ضرورتا تضمین کننده موفقیت نیست، اما عدم اعتماد به نفس به یقین باعث ش ت می شود. آلبرت بندورا • به یاد داشته باش که برای موفقیت، بیش از هر چیز به اراده و تصمیم نیاز داری. آبراهام لینکلن • ی که کار کوچکی انجام می دهد، باید مقدار ناچیزی فداکاری کند؛ ی که می خواهد موفقیت بزرگی را به دست آورد، باید به میزان زیادی فداکاری کند. جیزم آلن جملات قصار، جملات قصار بزرگان • اگر به هر تیمی که موفقیت بزرگی به دست آورده نگاهی بیندازید متوجه می شوید که ی قدرتمند دارد. جان ما ول • موفقیت، نتیجه تشخیص درست است؛ تشخیص درست، نتیجه تجربه است؛ تجربه نیز اغلب نتیجه تشخیص نادرست است. آنتونی ر نز • موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد. دیل کارنگی • آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است. اوستن • سه جمله برای دستی به موفقیت: 1) بیشتر از دیگران بدان، 2) بیشتر از دیگران کار کن، 3) کمتر از دیگران توقع داشته باش. منتسب به ویلیام ش پیر جملات کوتاه زیبا و پرمعنا ، جملات کوتاه پرمعنا • اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. ماروا کلینز • حتی دارکوب نیز موفقیت خود را مدیون تلاش پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود. کولمن کا • موفقیت به سراغ انی می آید که آن قدر در تلاشند که وقت نمی کنند دنبال آن بروند. هنری تورئو • پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید، مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید. استفان کاوی • راز موفقیت در این است که بتوانیم ایده های دیگران را ب کنیم و به مسایل، هم از دید خود و هم از دید دیگران بنگریم. هنری فورد • شاهراه موفقیت پر از زن هایی است که شوهران خویش را به پیش می برند. توماس دوار جملات قصار، جملات قصار بزرگان
سخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت»
• اگر داشتن فکر و شه مثبت به تنهایی کارساز بود، باید همه در کودکی اسب های کوچک داشته و اکنون نیز زندگی رویایی داشته باشیم؛ هر موفقیت بزرگ با عمل به دست می آید. آنتونی ر نز • گاهی افرادی به موفقیت های بزرگ می رسند، تنها به این دلیل ساده که نمی دانند کاری که به آن دست زده اند، بسیار دشوار، بلکه غیرممکن است. آنتونی ر نز • یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که انجام می دهیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم. آنتونی ر نز • راز موفقیت آن است که شغل خود را جزء سرگرمی های خویش قرار دهید. مارک تواین • به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزش ها باشید. آلبرت اینشتین • یک روش عالی برای موفقیت در کار این است: افکارتان را روی کاغذ بیاورید. برایان تریسی جملات قصار، جملات قصار بزرگان • قبل از هر چیز دیگر، آماده شدن راز موفقیت است. هنری فورد • راز موفقیت این است: هدف را بی وقفه دنبال کنید. آنا پاولوفا • من از اشتباه بیش از موفقیت درس آموختم. سرهنری دیوی • به دست آوردن آنچه که ما آرزویش را داریم موفقیت است، اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است. لوسیا • اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت. موریس مترلینگ • اول م ، دوم تصمیم و سوم انتخاب سه رکن موفقیت هستند. لوپ دووکا • احسان منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید. برایان تریسی • هر موفقیت بزرگی نتیجه هزاران تلاش کوچک و عادی است که مورد توجه و ستایش دیگران قرار نمی گیرد. برایان تریسی جملات کوتاه زیبا و پرمعنا ، جملات کوتاه پرمعنا • هرچه صبر بیشتر باشد، دقت بیشتر است و هرچه دقت بیشتر باشد، موفقیت بیشتر است. کریستوفر مارلو • بیشتر افراد برای مرگ ناگهانی آماده ترند تا موفقیت ناگهانی. گیل فلان • مرد عاقل همواره 9 نکته را درنظر دارد: روشن دیدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن، راستگو بودن، انجام وظیفه ، پرسیدن هنگام تردید، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عین موفقیت، عادل و منصف بودن. کنفوسیوس • هرجا موفقیت بزرگی ببینید، انبوهی از ناکامی ها را در مسیر آن مشاهده می کنید. آنتونی ر نز • هیچ موفقیت حقیقی به دست نمی آید، مگر اینکه با ارزش های اساسی ما مطابقت داشته باشد. ر نز • موفقیت، سکه ای است که روی دیگر آن ناکامی است. آنتونی ر نز جملات قصار، جملات قصار بزرگان • الهام بخش زندگی من، شرح حال انی بوده است که امکانات و استعدادهای خود را به کار می گیرند تا به موفقیت ها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران دست یابند. آنتونی ر نز • موفقیت امر ساده ای است؛ نخست تصمیم بگیرید که به درستی چه می خواهید، آن گاه تصمیم بگیرید که در صورت رسیدن به آرزوها، بهای آن را بپردازید و بعد هم آن بها را پرداخت کنید. بانکر هانت برای اطلاع از آ ین و جدیدتریناس ام اس های جدید کلیک کنید
سرویس جهان مشرق - نظریه «برخورد تمدن ها[۱]» در سال ۱۹۹۲ و طی یک سخنرانی در شکدۀ امریکن اینت رایز، توسط «ساموئل هانتینگتون» نظریه پرداز یی و در پاسخ به کت مطرح شد که دانشجوی سابق هانتینگتون یعنی «فرانسیس فوکویاما» به نام «پایان تاریخ و آ انسان[۲]» نوشته بود. این نظریه، سال ۱۹۹۳ در قالب مقاله ای تحت عنوان «برخورد تمدن ها؟[۳]» پر و بال گرفت و هانتیگتنون سال ۱۹۹۶ در کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی» به تشریح بیش تر آن پرداخت. این کتاب هر چند مورد نقدهای زیادی قرار گرفت اما به صورتی فراگیر ذهن بسیاری از سیاستمداران و مردم را در سراسر جهان به خود مشغول ساخت.«دومینیک مویزی» نظریه «ژئوپلتیک احساسات» را طرح کرده و معتقد است غربی ها گرفتار فرهنگ ترس هستنداوایل سال ۲۰۰۷ میلادی، «دومینیک مویزی» نظریه پرداز فرانسوی روابط بین الملل و مشاور ارشد «مؤسسه روابط بین الملل فرانسه» مقاله ای تحت عنوان «برخورد احساسات[۴]» را در مجله یی فارن افرز منتشر کرد و در آن به رغم تأیید نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون، نوشت: «با این حال، آن چه که تا کنون به اندازه کافی به رسمیت شناخته نشده، این است که دنیا امروز همچنین با پدیده ای مواجه است که شاید بتوان آن را «برخورد احساسات» نامید.»مویزی سپس سه فرهنگ غربی، عربی- ی و آسیایی را از یک دیگر تفکیک و ادعا می کند: «جهان غرب، ویژگی های یک فرهنگ «ترس» را نشان می دهد، جهان عرب و مسلمانان در یک فرهنگ «تحقیر و سرخوردگی» به دام افتاده اند و بخش اعظم آسیا، فرهنگ «امید» را دارد.» در عین حال، وی توضیح می دهد: «البته روحیه های مذکور در هر یک از این مناطق فراگیر نیستند. هم چنین برخی از مناطق مانند روسیه و بخشی از ی لاتین وجود دارند که به نظر می رسد همه این روحیه ها را به طور هم زمان بروز می دهند.»در ادامه این گزارش، نظریه برخورد احساسات مویزی و به طور خاص برداشت وی از «فرهنگ ترس» حاکم بر جامعه غرب را بیش تر توضیح خواهیم داد و مصداق های آن را بررسی خواهیم کرد. بدیهی است که مقدمه بالا و گزارش پیش رو با هدف آشنایی مخاطبان محترم با نظریات موجود در حوزه بین الملل تهیه شده و مشرق وماً عقاید و القائات مویزی یا سایر کارشناسان غربی را تأیید نمی کند.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4ترس از بیگانه و گم هویت از بزرگ ترین ترس های یی ها هستند که هراسی نیز از همین ترس ها نشأت می گیرد«فرهنگ ترس»: نقطه اشتراک و اختلاف اروپا و مویزی در مقایسه فرهنگ سرخوردگی با فرهنگ ترس اشاره می کند که فرهنگ سرخوردگی در میان کشورهای عربی- ی (که نتیجه افول فرهنگ این جوامع بعد از دوره طلایی علمی و فرهنگی ناشی از است) موجب ایجاد اتحاد میان این کشورها هرچند حول محور تفکرات افراط گرایانه شده است، اما فرهنگ ترس (یا دست کم موضوع بهترین روش برخورد با این ترس ها و غلبه بر آن ها) با وجود آن که دغدغه مشترک دو ستون اصلی غرب، یعنی و اروپاست، اما به جای آن که این دو را با هم متحد کند، آن ها را از یک دیگر دور کرده است.این نظریه پرداز فرانسوی تصریح می کند: « و اروپا بر سر یک «فرهنگ ترس» مشترک با هم اختلاف دارند. در هر دو طرف، هرچند به اندازه های متفاوت، ترس از دیگری، ترس از آینده و اضطراب بنیادینِ از دست دادن هویت در جهانی دیده می شود که به طور فزاینده رو به پیچیدگی می رود.» وی ادامه می دهد: «در اروپا، لایه های مختلفی از ترس وجود دارد. به عنوان مثال، ترس (جمعیتی و جغرافیایی) از هجوم فقرا، به طور خاص از ناحیه جنوب وجود دارد. تصاویر کشته شدن آفریقایی هایی که سعی می د از سیم های خاردار عبور کنند و وارد یکی از نقاط تحت محاصره اسپانیا در مراکش شوند، یادآور تصاویر دیگری بود که در سال های نه چندان دور شکل گرفتند، زمانی که مردم آلمان شرقی در حالی به ضرب گلوله کشته می شدند که تلاش می د به غرب و به برسند. در آن زمان، آلمانی ها به جرم تلاش برای فرار از سرکوب کشته می شدند؛ امروزه آفریقایی ها به جرم تلاش برای فرار از فقر مطلق کشته می شوند.» هاروارد یکی از ترس های دیگر اروپایی ها را ترس از منفجر شدن به دست گراهای افراطی یا حتی افتادن سرزمین هایشان به دست این افراد در قالب تبدیل شدن قاره شان به «اروبا[۵]» (تلفظ عربی اروپا) می داند. وی توضیح می دهد: «پس از بمب گذاری های سال ۲۰۰۴ در مادرید و سال ۲۰۰۵ در لندن و موارد دیگر، اروپایی ها با این واقعیت تلخ روبه رو شده اند که کشورهای آن ها نه تنها اه تروریست ها بلکه پایگاه های آن ها نیز هستند.»مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4گزارش دویچه وله از ترس های مردم آلمان (به زبان فارسی)به اعتقاد مویزی، در کنار این ها، ترس از عقب ماندگی اقتصادی نیز در اروپا وجود دارد: «برای بسیاری از اروپایی ها، جهانی سازی، معادل با بی ثباتی و کاهش شغل شده است. آن ها گرفتار این ترس هستند که اروپا به یک موزه تبدیل شود؛ نمونه ای بزرگ تر و مدرن تر از ونیز، که جایگاه گردشگران و بازنشستگان است و نه مرکز خلاقیت و تأثیرگذاری.»این نظریه پرداز روابط بین الملل، یکی دیگر از ترس های اروپایی ها را ترس از قرار گرفتن تحت سلطه یک قدرت خارجی می داند که حتی ممکن است یک دوست (مانند ) و یا یک قدرت بی هویت (مانند کمیسیون اروپا) باشد. وی معتقد است: «عامل تحکیم همه این ترس ها، احساس از دست دادن کنترل بر سرزمین، امنیت و هویت (و به طور خلاصه، سرنوشت) است.» به عقیده مویزی، بازگشت احساسات قوی ناسیونالیستی در بسیاری از کشورهای اروپایی، نشانه ای از همین ترس و نگرانی است. رأی مردم انگلیس به وج از اتحادیه اروپا نیز در قالب همین نوع ترس قابل تحلیل است. یی ها درگیر بی هویتی و ترس های تروریستیمدیر بخش ژئوپلتیک « اروپا» (باسابقه ترین نهاد آموزشی در زمینه مسائل اروپایی، مستقر در ورشوی لهستان) بر حاکمیت فرهنگ ترس در هم تأکید می کند: «بخشی از همین احساس از دست دادن کنترل، در هم وجود دارد. اگرچه این ترس های جمعیتی با ادغام موفقیت آمیز جمعیت اسپانیایی ها در (در مقایسه با مشکلات ادغام مسلمانان در اروپا) کاهش یافته است، اما این گونه ترس باز هم به وضوح وجود دارد. به عنوان نمونه، دعوا بر سر نسخه اسپانیایی سرود ملی به نوعی معادل بحث در مورد حجاب و پوشیدن روسری در اروپاست.»مویزی نگرانی اقتصادی یی ها را در مقایسه با اروپایی ها کم تر می داند و معتقد است این نگرانی بیش تر درباره «برون سپاری» است و نه «زوال اقتصادی». وی می نویسد: «با این وجود، یی ها هم به «زوال» فکر می کنند: زوال در بدن هایشان، بر اثر بلای همه گیر چاقی؛ زوال در بودجه شان، بر اثر ری گسترده؛ و زوال در روحیه شان، بر اثر از دست دادن اشتهای ماجراجویی های خارجی و زیر سؤال رفتن روزافزون «آرمان ملی»شان.»مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا کنید: video/mp4۱۰ ترس بزرگ یی ها: مردم بیش از حملات تروریستی، از فساد مقامات تی خودشان می ترسندمشاور مؤسسه روابط بین الملل فرانسه، «وسواس امنیتی» یی ها پس از ۱۱ سپتامبر را «قابل درک و مشروع» می داند اما می پرسد: «[این جنون امنیتی] چه هزینه ای را از لحاظ نفوذ و تصویر در جهان روی دست این کشور گذاشته است؟» وی ادامه می دهد: «از یک سو، مشکلاتی که مسافران خارجی هنگام ورود به خاک با آن ها مواجه می شوند، و از سوی دیگر، رسوایی های ی در زندان گوانتانامو نشان می دهد تروریست ها حداقل تا اندازه ای، از طریق وادار به انجام چنین واکنش هایی، موفق به رد ادعاهای این کشور درباره برتری اخلاقی و «استثناگرایی یی[۶]» [به معنای برتری ذاتی و منحصربه فرد جامعه ] شده اند.»دومینیک مویزی روش های اروپایی ها و یی ها برای مواجهه با دنیای بیرون را هم متفاوت می داند و می نویسد: «در حالی که اروپایی ها سعی می کنند با ترکیب فرار از واقعیت و پناه بردن به آرامش خود را از جهان بیرون حفظ کنند، یی ها تلاش می کنند این کار را با حل مسئله از ریشه آن در خارج از کشورشان انجام دهند. با این حال، پشت لفاظی های قدرت محور و خوش بینانه ت بوش [ ت وقت ]، واقعیت غم انگیزی وجود دارد و آن این که واکنش به حملات ۱۱ سپتامبر، این کشور را منفورتر از هر زمان دیگری کرده است.»«ژئوپلتیک احساسات» و آینده جهانمویزی سال ۲۰۰۹ مقاله «برخورد احساسات» خود را گسترش داد و به این ترتیب نظریه ای موسوم به «ژئوپلتیک احساسات» را در قالب کت با عنوان «ژئوپلتیک احساسات: چگونه فرهنگ های ترس، سرخوردگی و امید در حال شکل دهیِ جهان هستند[۷]» ارائه کرد. وی در این کتاب، مفاهیم جدیدی مانند «چندقطبی نامتوازن» را نیز مطرح می کند[۸]. در قالب مفهوم چندقطبی نامتوازن، بازیگران نابرابر با دیدگاه های متفاوت درباره دنیا، با یکدیگر تعامل می کنند. به عنوان مثال، پدیده جهانی شدن موجب فراگیر شدن «فرهنگ» یی در دنیا شده، اما از سوی دیگر، کشورهای آسیایی هستند که در «اقتصاد» دنیا پیش رو هستند. هاروارد در کتاب خود مدعی می شود دلیل اصلی این که غرب درگیر فرهنگ ترس[۹] است این است که کشورهای غربی «برای نخستین بار در سه قرن گذشته تعیین کننده روند [حرکت دنیا] نیستند؛ جهانی سازی، دیگر متعلق به جهان غرب نیست» و همین ترس، میان اروپا و مشترک است. وی اذعان می کند که اگرچه میزانی از ترس برای زنده ماندن ضروری است، اما همین ترس می تواند بیش از حد و ناتوان کننده هم باشد.مردم تحت تأثیر اقدامات تروریستی، حاضرند از مراحل امنیتی بیش تر عبور کنند و از سفرهای خارجی نیز می ترسندمویزی فرهنگ ترس در را هم در کتابش بیش تر تشریح می کند و توضیح می دهد که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ در این کشور، «جان مک کین» ک دای ترس بود و باراک اوباما ک دای امید. به عقیده وی، یی ها به طور سنتی بیش تر به آینده توجه دارند؛ آینده ای که در حال حاضر تیره و تار به نظر می رسد. حوادث ۱۱ سپتامبر اگرچه آغازگر فرهنگ ترس در نبودند، اما حس آسیب پذیری یی ها را به آن ها یادآوری د. مویزی اذعان می کند که طی دهه های گذشته به نماد ظلم تبدیل شده و تصویر سنتی مثبت از و شیوه زندگی یی از بین رفته است.این نظریه پرداز فرانسوی رابطه میان اروپا و را «سرد» توصیف می کند و توضیح می دهد که از یک سو توهم های یی ها درباره اروپا از بین رفته و از سوی دیگر، اروپایی ها احساس می کنند دیگر نیازی به یی ها ندارند. مویزی دست کم دو دلیل را برای این ج میان دو ستون اصلی غرب متصور است: سیاست های متناقض ت های مختلف ، و مهم تر از آن، تغییر محسوس از فرهنگ امید به فرهنگ ترس.نظریه پرداز تئوری ژئوپلتیک احساسات، در فصل نهایی کتاب خود (و در سال ۲۰۰۹) دو سناریوی محتمل را برای آینده جهان در سال ۲۰۲۵ ارائه می دهد. وی پیش بینی می کند که اگر فرهنگ ترس غرب سراسر جهان را فرا بگیرد، حوادث فاجعه باری رخ خواهد داد: گسترش ناآرامی ها در خاورمیانه، استفاده از تروریسم بیولوژیکی، بسته شدن مرزها، تضعیف ی نئوحمایت گرایی [حمایت از تولیدات داخلی با محدودسازی واردات]، فروپاشی تقریباً کامل اتحادیه اروپا، ظهور مجدد بخشی از امپراتوری سابق روسیه، جنگ در آسیا، تجهیز ژاپن به سلاح های هسته ای، سقوط آفریقا، و بحران در ی لاتین. به طور خلاصه، زندگی شبیه به اوایل قرون وسطی خواهد شد.مویزی توضیح می دهد که در سوی دیگر، اگر فرهنگ امید آسیا بر دنیا مسلط شود، خاورمیانه روی صلح را خواهد دید، اصلاحات قابل توجهی در سازمان ملل رخ خواهد داد، به جای یک «پلیس» تبدیل به یک «شریک ارشد» در سراسر جهان خواهد شد؛ روسیه آینده خود را در غرب ترسیم خواهد کرد، چین در مسیر حاکمیت قانون قرار خواهد گرفت، آفریقا توسعه خواهد یافت، و «مر ور[۱۰]» (اتحاد اقتصادی و تجاری منطقه ای در ی جنوبی) تبدیل به یک نهاد کامل خواهد شد. یی ها در میان گروه های مختلف، بعد از «غریبه ها» بیش از همه، از «مسلمان ها» می ترسندبزرگ ترین ترس های اروپایی ها و یی هاآمارهای موجود درباره ترس در اروپا و ، تا اندازه زیادی نظریه غلبه فرهنگ ترس بر جامعه غرب را تأیید می کند. روی هم رفته، اروپایی ها (از انگلیس، فرانسه و آلمان گرفته تا ایتالیا و اسپانیا) در سطح بین المللی بیش از هر چیز از تهدیدات تروریستی می ترسند[۱۱]. البته کشورهای اروپایی هر کدام ترس های متفاوتی با یک دیگر هم دارند. به عنوان مثال، در انگلیس، بعد از تروریسم بین المللی (۷۷ درصد)، درگیری مسلحانه (۶۰ درصد)، بیماری های همه گیر (۵۲ درصد)، تغییرات اقلیمی (۳۹ درصد) و اشاعه هسته ای (۳۱ درصد) در صدر فهرست بزرگ ترین ترس های مردم هستند.فرانسوی ها بیش از همه از «طغیان گرایی افراطی» می ترسند و تغییرات اقلیمی، بحران مالی در اروپا، درگیری بین روسیه و اوکراین، ابولا، طغیان جناح راست افراطی در اروپا، دخ های نظامی خارجی فرانسه، و حوادث هواپیمایی به ترتیب در جایگاه های بعدی ترس های مردم فرانسه قرار دارند. البته این آمار بیش از آن که تحت تأثیر حوادث تروریستی در فرانسه باشد، نتیجه عدم پذیرش مسلمانان در جامعه فرانسه بوده است و حوادثی مانند حمله به شارلی ابدو موجب به وجود آمدن ترس فرانسوی ها از گرایی افراطی نشده، بلکه صرفاً این ترس را تشدید کرده اند.آلمانی ها بعد از تهدیدات تروریستی، از همه بیش تر نگران افزایش هزینه های زندگی (۵۸ درصد) هستند و پس از آن از ناتوانی در سن بالا (۵۱ درصد)، و بلایای طبیعی می ترسند. هم چنین دو سوم از شرکت کنندگان در یک نظرسنجی در آلمان، از این می ترسیدند که کشورشان مجبور شود هزینه بیش تری را برای حل بحران یورو پرداخت کند. روی هم رفته، آلمانی ها در میان کشورهای اروپایی به ترس و نگرانی مشهور هستند، به گونه ای که اصطلاح «وحشت آلمانی[۱۲]» در تمام دنیا اصطلاحی شناخته شده است. طبیعتاً کارشناسان معتقدند بخشی از این فرهنگ ترس و نگرانی به تجربه دوران حکومت هیتلر بر آلمانی ها برمی گردد. البته نظرسنجی ترس در اروپا، نتایج متفاوتی را نشان می دهد: فرانسوی ها با امتیاز ۱۷۴ از ۳۰۰ بیش ترین ترس را دارند، آلمانی ها با امتیاز ۱۴۶ در مکان دوم هستند و انگلیسی ها با امتیاز ۱۰۳ وضعیت بهتری را از این دو دارند.ترس از موجودات فضایی، خانه های جن زده و حتی پاگنده در میان یی ها رایج استترس یی ها از پاگنده و سفرهای خارجیدر سوی دیگر، یی ها آمار نسبتاً متفاوتی نسبت به اروپایی ها دارند. طبق آ ین آمارها مردم در برای سومین سال متوالی، فساد مقامات تی (۶۰/۶ درصد) را بزرگ ترین ترس و نگرانی خود معرفی کرده اند[۱۳]. دومین نگرانی یی ها حملات تروریستی (۴۱ درصد) است[۱۴] و پس از آن به ترتیب عدم برخورداری از پول کافی برای آینده (۳۹/۹ درصد)، قرار گرفتن در معرض تروریسم (۳۸/۵ درصد)، وضع محدودیت های تی علیه حمل اسلحه و مهمات (۳۸/۵ درصد)، مرگ عزیزان (۳۸/۱ درصد)، ورش تگی اقتصادی یا مالی (۳۷/۵ درصد)، سرقت هویت (۳۷/۱ درصد)، بیماری شدید عزیزان (۳۵/۹ درصد)، و قانون مراقبت بهداشتی مقرون به صرفه/اوباماکر (۳۵/۵ درصد) در جایگاه های بعدی قرار دارند.البته ترس های یی ها جنبه های دیگری هم دارد. مثلاً ۴۶/۶ درصد از یی ها معتقدند یک مکان ممکن است در تسخیر اجنه باشد. ۲۷ درصد از آن ها تصور می کنند موجودات فضایی در دوران باستان به زمین سفر کرده اند. ۲۴/۷ درصد از مردم معتقدند موجودات فضایی در دوران معاصر به زمین آمده اند. حتی ۱۳/۵ درصد از یی ها فکر می کنند «پاگنده» یک موجود واقعی است.البته نگرانی های یی ها تأثیرات واقعی هم در زندگی آن ها می گذارد. به عنوان مثال، ۷۷ درصد از یی ها اعلام کرده اند بعد از حوادث تروریستی اخیر، بیش از پیش حاضر هستند در فرودگاه از موانع امنیتی عبور کنند و در صف های طولانی بایستند. ۶۳ درصد از آن ها معتقدند یی ها در صورت سفر به کشورهای دیگر، هدف عملیات های تروریستی قرار می گیرند. هم چنین ۵۲ درصد از مردم هم به طور کلی از سفرهای خارجی می ترسند.نتیجه گیریآمارهای بالا نشان می دهد غلبه فرهنگ ترس بر کشورهای غربی پدیده ای واقعی است. صرف نظر از این که این پدیده نتیجه اتفاقات واقعی مانند حوادث تروریستی است یا نتیجه جریان سازی های رسانه ای مانند روایت های هدف دار خبری یا های هالیوودی، مردم در غرب دچار فرهنگ ترس هستند و این فرهنگ فرصت های بی شماری را برای ت های غربی ایجاد می کند تا با جهت دهی به این فرهنگ، منافع خود را در داخل کشور و در سطح بین المللی پی گیری کنند.[۱]clash of civilizations link[۲]the end of history and the last man link[۳]the clash of civilizations? link[۴]the clash of emotions link[۵]eurabia link[۶]american exceptionalism link[۷]the geopolitics of emotion: how cultures of fear, humiliation, and hope are reshaping the world link[۸]review: the geopolitics of emotion link[۹]geopolitics and the emotions – dominique moïsi link[۱۰]mercosur link[۱۱]what are europeans afraid of most? link[۱۲]germans and why they worry about "german angst" link[۱۳]what do americans fear most? chapman university’s third annual survey of american fears released link[۱۴]survey reveals what americans fear the most link
با انواع ترس های عجیب و غیر معمول آشنا شویدبه گزارش ایران خبر ،شاید موقعیت هایی که در زندگی با آنها روبه رو مـی شویم، بـاعث احـساس ترس در ما شوند. این ترس، ممکن است از وجود نوعی تهدید، علیه امنیت و سلامت خودمان یـا شخص مورد علاقهٔ ما، سرچشمه بگیرد. امکان دارد ع العمل ما نسبت به ایـن تهدید، مشوش کننده باشد، امـا بـه هر حال، قابل فهم است. با اتخاذ برخی اقدامات می توانیم از سلامت خود مراقبت و ترسمان را کاهش دهیم. عموماً به محض از بین رفتن تهدید، ترس را کنار می گذاریم و روال عادی زندگی را پیش می گیریم. اما تـجربهٔ یک فرد مبتلا به فوبی، از ترس، این گونه نیست. فوبی باعث می شود که افراد مبتلا به آن، از موضوعاتی خاص، که دیگران دلیلی برای ترسیدن از آنها نمی بینند، بهراسند. ترسی که یک مبتلا بـه فـوبی تجربه می کند، از پای درآورنده و غیر قابل کنترل است. به همین دلیل، وی برای اجتناب از چیزی که باعث ترس و نگرانی اش می شود، به دردسر می افتد. به نظر دیگران، ترس وی و ع العملش در مقابل آن، کاملاً غـیر مـنطقی و غیر قابل فهم می باشد. اگر بدانید که فوبی، تا چه حد در جامعه رایج و معمول است، مطمئناً حیرت می کنید. فوبی در مردان و ن، با انواع گروههای سنی و سابقه های گوناگون، دیده مـی شود. فـوبی، انواع مختلفی دارد. برخی از آنها بسیار اختصاصی هستند؛ مثلاً ترس از پرواز یا ترس از حیوانات و یا ات خاص و بعضی از آن ها معمول تر هستند؛ مثلاً برخی افراد از مواجه شدن با مردم می ترسند (فوبی اجـتماعی)، کـه ایـن، نوع ترس از ترک آرامش مـنزل خـود (گـذر هراسی)، یا ترس از حضور در محیطهای بسته است. هر یک از مبتلایان به فوبی، آن را به طریقهٔ شخصی خود تجربه می کنند. این طرق، تـعدادی نـشانه های مـعمولی هستند. فوبی، آثار آزاردهنده ای بر بدن دارد و ممکن اسـت یـکی از موارد تهوع، گیجی، تنگی نفس، خشک شدن دهان، و طپش قلب را باعث شود. گاهی اوقات به این نشانه ها، حملهٔ تـرس، اطـلاق مـی شود. هنگامی که فرد در این مرحلهٔ ترس قرار می گیرد، درست فـکر برایش دشوار شده و ممکن است با ناامیدی خواهان رهایی از موقعیت یا چیزی باشد که باعث بروز چـنین عـ العـملی از جانب او شده است. ممکن است فرد بسیار نگران باشد و به دلیل خـود حـملهٔ ترس، وحشت کرده و باور نماید که از لحاظ جسمی مشکلی دارد. برخی مبتلایان اظهار می دارند که در اولین تـجربهٔ خـود از فـوبی، گمان کرده اند که لحظهٔ مرگشان فرا رسیده است و یا به یک حـملهٔ قـلبی واقـعی مبتلا شده اند. اما پس از انجام آزمایشات توسط پزشکان متوجه شده اند که چنین چیزی نبوده اسـت. پس از بـرطرف شـدن ترس، فرد نگران این است که اگر دوباره موضوع مشابهی پیش آمد، چگونه قـادر بـه کنترل آن خواهد بود. کم کم متوجه می شود که از فعالیت ها یا مکان هایی که بـاعث آغـاز حـملهٔ ترس می شود، خودبخود، اجتناب می کند. اگر گذر هراسی داشته باشد، بیش از پیش در تنهایی خـویش بـاقی می ماند. اگر ترس از مواجه شدن با مردم را داشته باشد، تا آنجا که بـتواند از تـماس و ارتـباط با دیگران اجتناب می کند. برخی افراد مبتلا به فوبی اظهار می دارند، هنگامی که پستچی بـه دم در منزل آنها می آمد، مخفی می شدند یا هنگامی که شیشه پاک کن پیدایش مـی شد، بـه نـحوی از اتاق خارج می شدند و اگر زنگ در یا تلفن به صدا درمی آمد، یک ترس واقعی در آنها ایـجاد مـی شد. در نـهایت، هنگامی که شخص مبتلا از جمع دوستان و فعالیت های مربوطه طرد می گردد، بیشتر و بـیشتر گـوشه گیر و تنها می شود.موضوع دیگری که فهمیدن آن برای دیگران دشوار است، این است که غلبه کـردن بـر ترس توسط افراد مبتلا بسیار مشکل است. مطمئناً، تصمیم به انجام کـاری و هـمزمان به سادگی بر ناتوانی خود صحه گذاردن، بـسیار عـاجزکننده اسـت. برخی افراد مبتلا گفته اند که روزها و روزهـا مـنتظر شخصی می نشسته اند تا بیاید و با او گپی بزنند، تا در این صورت بتوانند در خود تـغییری ایـجاد کنند، اما خود شخصاً هـرگز قـادر به ترک منزل نبوده اند. هـمچنین مبتلایان به فوبی، از نـاراحتیهایی کـه بیماری شان برای اطرافیان بوجود مـی آورد، احـساس گناه می کنند. آن ها از این که نمی توانند شاهد رشد فرزندانشان باشند، از این که نـمی توانند آنـها را از مدرسه برگردانند یا درگردهمایی های والدیـن شـرکت کـنند، رنجیده خاطر هـستند. شـاید دلیل آن، این است کـه افـراد مبتلا به فوبی برای انجام کارهایی که به نظر آنها غیر ممکن می آید، تـا حـد زیادی روی کمک دیگران مطلب باعث تـنش مـی شود، زیرا مـمکن اسـت مـبتلایشان را مرتب کنند. این دیـگران به این طریق و نیاز به کمک آنها، احساس بدی پیدا کرده و رنجیده شوند. اصولاً افـراد مـبتلا به فوبی از وضعیت خود آزرده هستند. بـرخی مـبتلایان اظـهار مـی دارند کـه این بیماری بـرایشان وحـشتناک بوده است. همیشه احساس خستگی، بی برنامگی و بی انگیزگی داشته اند. تنها چیزی که خواهان آن هستند این است کـه بـه رخـتخواب بروند و خود را مخفی کنند.نقش خانواده و دوسـتان در کنترل و درمان فوبی شـما، بـا نـشان دادن صـبر و حـوصله و درک احساسات دوستان و آشنایان چرا شخصی در مقابل محرکی خاص، با چنین نگرانی و تشویشی ع العمل نشان می دهد، کار مشکلی است. اما سعی کنید به خود بقبولانید که تـرس آنها واقعی است. سعی بر قانع آنها به این که کارشان احمقانه و افراطی است، فقط مبتلایان را بیشتر نگران می کند و باعث شرمندگی آنها می شود. سعی کنید به دوست بیمار خـود کـمک کنید تا دربارهٔ احساسات خود صحبت کند یا دربارهٔ راههای کمک به آنها، هنگام مواجه با ترس، با آنها بحث کنید. برای آنان بسیار مهم است که بدانند شـخصی هـست که از آنها محافظت و پشتیبانی کند. عملاً می توانید با بردن شخص به محلهایی که به تنهایی در آنجا حضور نمی یابد، به او کمک کنید. قرار مـلاقات بـا رفتن به گروههای خـود امـدادی، برای آنان حکم جنگ را دارد. تا وقتی که احساس کنند خودشان قادر به انجام این کارها هستند، شما هم بایستی با آنها همراه شوید. بـرای پیـش گرفتن طریقی که دوسـت یـا آشنای بیمار شما مایل است، آماده باشید. فریب دادن شخص و غافلگیر وی از طریق مواجه او با موقعیتی که آمادگی روب روی با آن را ندارد، باعث تشدید استرس و نگرانی او می شود.
اجازه دهید روش خـودش را پیـش بگیرد و ممکن است تا حد زیادی به کمک و پشتیبانی شما برای دستی به آنچه که می خواهد، نیاز داشته باشد. اگر شخص مبتلا به فوبی، قادر به انجام وظایق معمولی خـود نـیست، سعی نـکند کنترل امور را بدست گیرند. این امر باعث از دست دادن اعتماد به نفس وی و بی اعتمادی نسبت به دیگران می شود. بـه کارهایی که او به خوبی انجام می دهد تأکید ورزید، زیرا تصدیق و تـشویق واقـعی، شـما را بیشتر به هدف نزدیک می کند تا اینکه به او بگویید خودش را کنترل کند.
دیدن این که یکی از نـزدیکانتان دچـار تشویق و نگرانی بر اثر فوبی می شود، بسیار آزاردهنده است. ممکن است شما مـتوجه عـ العـلمهای مبتلایان شوید نگران این باشید که مبادا از لحاظ جسمی مشکلی داشته باشند و ممکن است. بـخاطر رفتارهای غیر قابل فهم آنها، دچار ناراحتی شوید. همچنین، این حقیقت که شـخصی به شما تکیه دارد تـا تـمام کارهای روزانه اش را انجام دهید، آزارتان می دهد. اجازه ندهید که نیازهای آنها بر زندگی شما مستولی شوند.
مراقبت از خودتان هم اهمیت زیادی دارد. به دوستان و علاقمندیهای خود نیز، اهمیت دهید و مطمئن شوید کـه زمان کافی برای انجام کارهای مورد علاقهٔ خود دارید.مبتلایان به فوبی چه کنند؟
هر نوع فوبی که مبتلایان بدان دچار هستند (برخی افراد بیش از یک نوع فوبی دارند)، می تواند تأثیر عمیقی بر زنـدگی آنـها بگذارد. خود نشانه های فوبی نیز تا حد زیادی آزاردهنده هستند. ممکن است مبتلایان برای اجتناب از چیزی که باعث وحشت بی اندازهٔ آنها می شود، روش زندگی خود را عوض کنند و این موضوع، اغلب آنـها را عـاجز، تنها و آزرده می کند. در نظر گرفتن چیزی به جز ناراحتی و بی تکلیفی خود، برای آنان کار مشکلی است. برای آنها سعی بر توضیح این که چرا تا این حد آشفته مـی شوند و نـمی توانند کارهای روزانهٔ خود را انجام دهند، کوششی بیهوده است.
برایشان مشکل است که به دیگران بگویند به گذر هراسی مبتلا هستند. عموم مردم، راجع به فوبی اطلاعات چندانی ندارد. در تـلویزیون و نـشریات، بـرنامه ها و مقالاتی راجع به فوبی دیـده مـی شود امـا مردم مفهوم آن را نمی فهمند. خانوادهٔ فرد مبتلا، احساس او را درک نمی کند و فقط به او می گویند که خود را کنترل کند. حال به اقداماتی اشاره مـی کنیم کـه افـراد مبتلا برای کمک به بهبودی خودشان، می توانند اتـخاذ کـنند:
-شخصی را بیابند و راجه به احساس و ح های خود با او سخن بگویند و از حمایت او استفاده کنند.
-سعی کنند افکار بدی راجه بـه بـیماری شان نـداشته باشند. اگر فکر می کنند که از لحاظ جسمی مشکلی دارند، از تـوصیه های پزشک خانواده استفاده کنند.
-به هنگام مواجهه با ترس، راه هایی برای منحرف فکر خود از موضوع، پیدا کـنند. تـا هـنگام برطرف شدن ترس، یا شخصی صحبت کنند. کارهای معمولی از جمله هـمراه داشـتن شیرینی و خوردن آن به هنگام ترس نیز، مفید است. شاید این کار به ظاهر، ساده نـشان دهـد امـا می تواند مفید باشد و ارزش یکبار امتحان را دارد.
-سعی کنند نخستین نشانه های ترس را در خـود شـناسایی کـنند. شناختن راههای تسکین دهنده، غیر ممکن نیست، بنابراین می تواند ع العملهای بدن خود را کـنترل کـنند و فـکر ترس را از سر بدر کنند. همچنین می توانند راهها آرامش دهنده را از هود یا مشاور و یا مـؤسساتی کـه دست اندرکار هستند، فرا بگیرند. همچنین برای آشنایی با اقدامات آرامش بخش، می توانند از کتابهای کـتابخانهٔ عـمومی نـیز، استفاده کنند.
-خود را در معرض ترس قرار دهند؛ بدین گونه کم کم جرأت رو به رویی بـا عـوامل وحشت زا را پیدا می کنند. مثلاً اگر از ترک خانه می ترسند، ابتدا به همراه شـخصی قـابل اعـتماد، تا فاصله ای کوتاه از خانه دور شوند. کم کم می توانند از خانه دورتر و دورتر شوند در حالی که نـیاز بـه همراه با کمتر احساس می کنند.
-فراموش نکنند که هیچ نمی تواند آنـها را مـجبور بـه انجام چنین اقداماتی د. اگر خودشان تصمیم بگیرند، موفق تر هستند.کمک خواهی
هرچند مـبتلایان بـه تـنهایی می توانند کارهای زیادی در زمینهٔ درمان خود انجام دهند، ممکن است کـافی نـباشد. بی تفاوتی نسبت به بیماری و کمک خواستن از افرادی که نمی شناسند، برایشان مشکل است. ولی خاتمهٔ س وش گذاردن بـر بـیماری و دانستن این که راههایی برای نجات هست، کمک بزرگی می باشد. یکی از راهـهای کـمک به مبتلایان، داروها هستند.
بسیاری افراد هـنگامی کـه نـشانه های حملهٔ ترس را احساس می کنند به پزشک مـراجعه می نمایند. یک چک-آپ (کنترل) دارویـی، بـرای کشف هر گونه علل جسمی بـرای این نشانه ها، مهم مـی باشد. پزشـک ممکن است بیماران را درمان و یـا آنـها را به یک مشاور یا وانشناس معرفی کند. همچنین ممکن است دارو نیز تجویز شـود. مسکن ها و گاهی اوقات ضد افسردگیها بـرای تـسکین بـرخی علائم، سودمند هـستند. امـا باید به دنبال راهـهای دیـگری نیز بود.
گاه این داروها اثرات جانبی ناخوشایندی دارند، و برخی مسکنها نباید در مـدت طـولانی مصرف شوند. بهتر است بیماران از دکـتر خـود بخواهند کـه هـر دارویـی را که برایشان تجویز مـی کند، راجع به آن توضیحاتی بدهد.مشاوره و روانکاوی در درمان فوبی چه نقشی دارد؟
برای بسیاری از مبتلایان به فوبی، مشاوره و روانکاری یا روانـشناسی، فـرصتی به آنان می دهد تا ترس ها و نـگرانی های خـود را بـیرون بـریزند. داشـتن یک پشتیبان و مـشوق، خـارج از محدودهٔ خانواده و دوستان، برای آنان ارزش زیادی دارد. از مشاوه و روانکاری گاهی اوقات به «گفتار درمانی» یاد می شود زیـرا بـه بـیماران فرصتی می دهد تا راجع به مشکلات خـود سـخن بـگویند. مـدت زمـان رونـکاوی (که انواع مختلفی دارد) باید طولانی تر باشد و بیشتر به بررسی اتفاقات گذشته اهمت بدهد. مشاوره روشی است عملی تر و بر مشکلات روزانه و کنونی شخص تمرکز می کند. یافتن یک مـشاور و روانکاو که بتوان به وی اعتماد کرد، بسیار مهم است. روانکاو به بیمار کمک می کند تا چگونه با فوبی، روبرو شود. وی از نظریه های مختلفی برای کمک به ما در این زمینه استفاده مـی کند. مثلاً؛
-فنون آرام سازی برای آرام بدن و سرکوب ترس و وحشت.
-روانشناسی رفتاری که قدم به قدم به پیش رفته و به بیمار کمک می کند تا به تدریج بر موقعیت های ترسناک فـائق آیـد. هر چقدر اعتماد به نفس بیمار بیشتر شود، بهتر بر ترس خود غلبه می کند.کمک های فردی (خود امدادی)
پیوستن به یک گوه مـشاور کـه در آن اقدامات خود امدادی انـجام مـی شود و دیدن افرادی که تجربه های مشابهی دارند، بسیار سودمند است. اگر چه بسیار مشکل است که چنین گروهی را پیدا کنند که از فوبی همنوع خود بـیمار رنـج می برند. اما ارزش جستجو را دارد. بـا ایـن کار، بیمار درمی یابد که دیگر تنها نیست و افرادی هستند که نگرانی او را می فهمند. با پیوستن به این گروه ها، شخص فرا می گیرند که دیگران چگونه بر بیماری خود غلبه کرده اند. مثلاً بـسیاری گـروهها، توصیه های عملی، از جمله آموزش آرام سازی بدن را بکار برده اند. مبتلایان هنگام رسیدن به این نتیجه که بیماری شان قابل درمان است، احساس فوق العاده ای خوشایندی خواهند داشت.
اما مروری بر فهرست هراس های اختصاصی که برخی از مردم گرفتار آنها هستند، می تواند بسیار جالب باشد.
کلاستروفوبیا یا claustrophobia یا ترس از محدود شدن در فضاهای کوچک یا اتاق های کوچکی که گریز از آنها آسان نباشد.
کرونوفوبیا یا chronophobia یا ترس از گذشت زمان
ترس از عنکبوت یا arachnophobia
ترس از سوزن و آمپول یا trypanophobia
ترس از محیط تاریک یا nyctophobia
ترس از زایمان یا tocophobia
آگورافوبیا ago hobia یا ترس از فضاهای باز و جمعیت
ترس از دلقک ها یا coulrophobia
ترس از زنده به گور شدن یا taphophobia
ترس از عاشق شدن یا philophobia
ترس یک فرد از اینکه دیگران به او خیره شوند یا scopophobia
هراس از شادی یا cherophobia
ترس از روبات های یا وسایل مکانیکی که انسان نما یا مقلد انسان باشند (روبات های انسان نما، مجسمه های مومی، مجسمه های مکانیکی متحرک) یا automatophobia
ترس از آینه های و بازتاب نور یا eisoptrophobia
ترس از دانش یا epistemophobia
ترس از فضاهای خالی یا باز یا kenophobia
ترس از جسد و مرده ها یا necrophobia
ترس از خو دن یا somniphobia:ترس از دریا یا مسافرت دریایی یا thal ophobia:
ترس از دیدن آدم هایی که قطع عضو شده اند یا apotemnophobia
ترس از عروسک ها یا pediophobia
ترس از اشیای دارای سوراخ یا trypophobia
ترس از استفراغ یا emetophobia
ترس از جنگل یا hylophobia
ترس از لجن و مایعات چسبناک یا blennophobia
ترس از مار یا ophidiophobia
ترس از کلمات یا verbophobia
ترس از شیاطین یا اجنه یا bogyphobia
به راستی چه عاملی باعث دستی به موفقیت می شود؟ چگونه است که بعضی از افراد به اوج موفقیت می رسند و بعضی دیگر در همان پله های اول درجا می زنند؟موفقیت در زندگی بدون برنامه ریزی حساب شده حاصل نمی شود. بهترین راه به دست آوردن موفقیت تعیین اه و سپس برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به آنهاست. آنلاین :به راستی چه عاملی باعث دستی به موفقیت می شود؟ چگونه است که بعضی از افراد به اوج موفقیت می رسند و بعضی دیگر در همان پله های اول درجا می زنند؟موفقیت در زندگی بدون برنامه ریزی حساب شده حاصل نمی شود. بهترین راه به دست آوردن موفقیت تعیین اه و سپس برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به آنهاست. هدف ها می بایست واقعی و قابل دست ی باشند و باید طوری تعیین شوند که با ظرفیت ها و توانایی های فرد تناسب داشته باشند.یک فهرست تهیه کنیدیک لیست از کارهایی که برای رسیدن به هدف انجام آنها ضروری است تهیه کنید. یک نقشه و طرح قدم به قدم کمک می کند تا روی نتیجه نهایی متمرکز شوید. شما نمی توانید بدون پول کافی یک اتومبیل نو ب ید. پس برای پول های اندک خود برنامه ریزی کنید. برای احراز شغل معاونت در یک اداره یا موسسه باید شرایط لازم برای ب این شغل را داشته باشید که می تواند شامل ب تجربه لازم این شغ
ترس از پرواز موضوع است که برای هر فردی در اولین مسافرت هوایی پیش آمده و برای همگان نیز در آینده پیش خواهد آمد اما بعضی ها بعد از چند بار پرواز با هواپیما این امر برایشان عادی می شود و برای عده ای دیگر همچنان ترس از پرواز دلهره آور خواهد بود . بنابراین اگر شما نیز جز دسته دوم هستید ما امروز را ارهایی را به شما معرفی خواهیم رد که می تواند در غلبه بر ایت ترس به شما کمک کند. در ادامه با میهن پست همراه شوید.ترس از پرواز البته وقتی که هواپیما در فرودگاه بلند می شود و یا اینکه فرود می آید ، اجتباب ناپذیر است اما در برخی از افراد استرس حاصل از چنین وضعیتی ، مشکلات فراوانی روحی را برایشان به وجود می آورد.ترس از پرواز و البته ترس از ارتفاع در بعضی از افراد به صورت حاد دیده می شود ، اما ی در ردیف این آدم ها قرار دارید می توانید با انجام پند را ار ساده بر این امر غلبه کند.سرف یک وعده غذای کامل قبل از پرواز : برای غبله بر ترس از پرواز بهتر است که قبل از پرواز ، یک وعده غذایی که نه چرب و تند و نه پر نمک باشد مانند یک تکه نان سبوس دار و تخم مرغ میل کنید. پرواز با شکم خالی باعث به هم خوردن حال تان خواهد شد.ترس از پروازمدیتیشن قبل از پرواز را فراموش نکنید :بسیاری از افرادی که حال شان در طول پرواز بد می شود ، از پرواز می ترسند و همین امر نیز سبب بیماری آن ها می شود. اگر می ترسید اندکی پیش از سفر مدیتیشن کنید تا کمی آرام شوید. این کار سبب خواهد شد که وضعیت معده و شکم نیز بهتر شود. یکی دو روز قبل از پرواز تصور کنید که در حال سوار شدن داخل هواپیما هستید و بلند شدن هواپیما از روی زمین را نیز تصور کنید.ترس از پروازبرای رهایی از ترس از پرواز حال بد به خودتان راه ندهید : اگر پس از سوار شدن داخل هواپیما احساس دل آشوبی داشتید، به خود تلقین کنید که حال تان خوب است. به صندلی تکیه داده و به طور نرمال نفس بکشید. یادتان باشد که نیازی به نفس های عمیق نیست و همین روند طبیعی ورود و وج هوا می تواند به بهبود حال تان کمک کند.ترس از پروازدر هواپیما راحت ترین وضعیت را برای خودتان ایجاد کنید : ترس از پرواز با ایجاد وضعیت بد حتما تشدید خواهد شد بنابراین کفش های تخت و راحت بپوشید تا بتوانید در صورت وم آن ها را از پاهای تان خارج کنید. سخت نگیرید و کاملا راحت باشید. دریچه هوای خنک کننده بالای سر خود را نیز روشن کنید تا هوا در اطراف تان به جریان در آید.ترس از پروازخوردنی هایی با مزه زنجیل و نعناع مصرف کنید : هم زنجیل و هم نعناع سبب بهبود وضعیت دل آشوبی تان می شوند و بهترین گزینه ها در حین پرواز به شمار می آیند. هر دو هم مزه خوبی دارند و هم وضعیت شکم شما را بهتر می کنند. می توانید از مهماندار پرواز خواهش کنید که این آبنبات ها را در اختیارتان قرار دهد.ترس از پروازطب فشاری را دست کم نگیرید : طب فشاری یکی از را ارهایی است که می تواند وضعیت معده شما در طول پرواز را بهبود بخشد. به آرامی و با انگشت شست، ناحیه ای از مچ دست که از آن به nei-kuan یاد می شود را فشار دهید. این منطقه در محل اتصال مچ دست به قسمت فوقانی دست است. حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه این منطقه را فشار دهید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.ترس از پروازآب خنک بخورید : پیش از آنکه وارد هواپیما شوید، در طول پرواز و پس از آن تا آنجا که می توانید آب بنوشید. نوشیدن آب سبب خواهد شد که احساس دل آشوبی کمتری داشته باشید. از خوردن قهوه و نوشیدنی های گازدار نیز پرهیز به عمل آورید. اگر نمی توانید آبنبات های نامبرده در گزینه های قبلی را میل کنید و قادر نیستید از نوشیدن نوشابه نیز صرفنظر کنید، به ازای هر یک فنجان نوشابه، همان مقدار آب بنوشید.ترس از پروازدر صورت امکان نزدیک پنجره بنشینید و به دور دست نگاه کنید :اگر بخواهید به افق خیره شوید مسلم است که بهترین مکان برای انجام این کار نشستن در کنار پنجره است. نگاه به ابرها خصوصیات مثبت دیگری نیز دارد. زمانی که چشم ها متوجه حرکت نباشند، نشانه های کمتری از حال بد را به مغز گزارش می کنند و به کاهش میزان دل آشوبی و سرگیجه می انجامد.ترس از پروازبا این حال هنوز کاملا مشخص نیست که چرا دانشمندان بر آن باور هستند که نگاه به افق می تواند میزان اضطراب افراد را کاهش بدهد اما این تصور وجود دارد که نگاه به یک سطح ثابت و پایدار می تواند حس بهتری را در افراد به وجود آورد. زمانی که احساس می کنید حال تان خوب نیست، خصوصا زمانی که هواپیما تکان های شدیدی می خورد به افق خیره شوید، این کار دل آشوبی تان را کاهش خواهد داد.از مطالعه پرهیز کنید : مطالعه سبب خواهد شد که حرکت را بیشتر احساس کنید و دل آشوبی شما نیز افزایش پیدا کند. کتاب را بسته و به افق خیره شوید. مطمئن باشید با این کار وضع معده شما نیز بهتر خواهد بود.ترس از پروازمنبع rd