طارمی یک دبل تا صدر گ نان آسیا

به گزارش به گزارش خبرگزاری «حوزه» از تهران، «تریبون موسی صدر» با حضور چهره ها و نخبگان فرهنگی و در موسسه موسی صدر، در تهران برگزار شد و سخنرانان بر وم پیگری جدی این پرونده تا به نتیجه رسیدن آن، با استفاده از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی تاکید د. محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان و خبرگان ی:پرونده موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود- من اطلاعات کافی ندارم که مراجع مسئول و نهادهای اداری برای یافتن این گمشده انسانیت چه کرده اند؟- پیشنهاد من این است که پیگیری پرونده صدر را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم. به گونه ای که هر روز با این سوال مواجه شویم که چه شد؟ در این راستا دو کار را باید انجام داد، نخست این که در مهمترین میدان شهر یک تابلوی روزشمار برای ربایش موسی صدر نصب شود تا همه با روزهایی که از ربودن ایشان می گذرد مواجه شده و بدانند که چند روز و چند سال از ربایش و دوری گذشته است؟- دوم اینکه مسئولان مربوطه م م شوند که هر ۶ ماه یک بار گزارش علنی در حضور رسانه ها نسبت به پیگیری های خود به مردم ارائه کنند. این کار باعث می شود که افکار عمومی همچنان با موسی صدر زندگی کند. بنابراین هم برای پیگیری پرونده مهم است و هم برای زنده نگه داشتن یاد موسی صدر در جامعه. محرومیتی که ما از ایشان برای خود ساخته ایم بسیار شدیدتر از محرومیتی است که دیگران با ربودنش بر ما روا داشته اند.- یکی از ویژگی های مهم صدر این است که درد شیعه و مسلمان نداشت. بلکه درد او درد انسان بوده و هست. صدر از موضع دین، درد بشریت داشت. او در دوران حضورش به نام خدا خدمتگذار خلق خدا با هر گرایش، دین و ملتی بود. بُعد دیگر شه و عمل صدر در نگاه عرفانی اوست. نگاه او به دین، انسان، طبیعت، فقه و... نگاهی عرفانی بود و ما هنوز نتوانسته ایم در این بعد وجودی صدر تفکر کرده و آن را تحلیل کنیم. ای کاش فرصتی باشد که از این نگاه نیز صدر بازخوانی و بازگویی شود.- جهان امروزه بیش از پیش نیازمند این نگاه است. ما در دوران بحران ها زندگی می کنیم. بحران های متفاوت فکری که در مقابل آن بحران های نظامی و اجتماعی هیچ هم نیستند. بدون تعارف امروز جوانان تحصیل کرده ای را می بینیم که قرابتی با شه های دینی احساس نمی کنند و گناه این جریان به گردن ماست، چرا که ما نتوانستیم دین را آنگونه که هست معرفی کنیم. بلکه دین را آنگونه که خودمان می خواهیم معرفی کرده ایم.- بی تردید اگر معارف زلال دین با همان خوانشی که امثال موسی صدر داشته به بشریت امروز عرضه شود مورد اقبال و استقبال عمومی مردمان جهان قرار می گیرد. هشتم می فرمایند که خدا رحمت کند ی که امر ما را احیا می کند. از پرسیدند که برای اینکار چه باید کرد، در جواب فرمودند که هیچ فقط آنچه را که ما گفتیم به مردم اعلام کنید. موسی صدر توان این کار را دارد و به اندازه خود این را برای ما به یادگار گذاشته. ضرورت است که امروزه هر بر مبنای تخصص خود شه این مرد بزرگ را مورد مطالعه قرار دهد. - ما قاطعانه امیدواریم که صدر به میان ما برگردد. اما فراموش نکنید که موسی صدر فرد نیست. بیش از همه چیز، فکرش اثرگذار است. ربودن جسم او به این دلیل بود که فکرش گسترش پیدا نکند. اگر صدر دست از تفکراتش برمی داشت و سکوت می کرد که او را نمی رباییدند.- صدر یک فکر است و فکر قابل ربایش نیست. فکر گاهی با ربایش یا با شهادت بیشتر رشد می کند. بنابراین نباید اکنون که از فردی به نام موسی صدر که به ظاهر محروم هستیم، خود را به محرومیت بزرگتری که فکر صدر است دچار کنیم. این محرومیت خودخواسته است. چرا باید هنوز انی باشند که از آثار و افکار او مطلع نباشند؟- صدر یک متفکر جامع شرایط، یک مصلح اجتماعی، یک مبلغ دین و یک سیاستمدار برجسته است و باید در همه این حوزه ها مورد مطالعه قرار گیرد. ما این مطالعات را انجام نداده و در نتیجه به الگوسازی روی نیاورده ایم. صدر خودش الگوست و باید معرفی شود اما به نظر من او ظرفیت الگوسازی دارد و می توان در وجوه مختلف به تکثیرش اقدام کرد. این وظیفه هنرمندان است. زندگی صدر ظرفیت ساخت بهترین های سینمایی، ظرفیت نگارش رمان های خواندنی و... را دارد. باید از بخش های مختلف زندگی ایشان الگوسازی کرد.حسین جابری انصاری، معاون عربی، آفریقایی وزارت امور خارجه:نقشه راه صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد- موسی صدر یک شخصیت دینی برآمده از حوزه سنتی دینی علمیه قم است. در دوره ای که ایشان در قم تحصیل می د، با دوستان و همراهانش یک نسل طلایی را تشکیل دادند به قسمی که تعدادی از آنها از جمله آحضرات آیات سیدموسی شبیری زنجانی، مکارم ، شهید بهشتی، مرحوم عبدالکریم اردبیلی و... امروزه به عنوان بزرگان دینی و ما مطرح هستند.- در میان این طیف اما زندگی موسی صدر رنگ و بوی دیگری دارد. صدر از بستر سنتی حوزه علمیه قم خارج شده و وارد بستر و فضای اجتماعی خاصی می شوند که تنوع مختلفی از فرهنگ ها و بینش ها و عقاید را دارد. لبنانی که صدر وارد آن می شوند، آزمایشگاه عملیات و فرهنگی جریان های مختلف در منطقه و جهان بود. شرایط لبنان از صدر مردی مردستان ساخت که بدل به نیاز امروز و فردای همه ما شد.- با توجه به وضعیت امروز ما، به سه بُعد از زندگی و عمل اجتماعی موسی صدر نیاز مبرم داریم: نخستین بعد بحث همزیستی مسالمت آمیز میان اجزای طبیعی جامعه است. منطقه خاورمیانه غرق در درگیری هاست. این همزیستی که یکی از مهمترین ابعاد شه صدر بود، نیاز امروز و فردای ماست. ما در منطقه هم با تروریسم تکفیری افراطی مواجه هستیم و هم با حکومت های کم تحملی که اصلی جامعه خود نیستند. این دو جریان باعث به وجود آمدن فضای درگیری، عدم تحمل، جنگ، خونریزی و... در منطقه شده است. بنابراین تا اطلاع ثانوی منطقه ما به موسی صدر و تفکرش نیاز مبرم دارد.- یکی دیگر از ابعاد مهم شه و عمل موسی صدر، مسئله مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است. بذر مقاومت در منطقه را موسی صدر پاشید. رژیم با فلسطین درصدد امنیتی منطقه است تا بتواند فضا را برای رشد جریان های تروریستی آماده نگه دارد.- بعد سوم مهم شه موسی صدر در تحولات جدید منطقه و قدرتمند شدن شیعه در آن است که پس از سقوط صدام و قدرت گرفتن شیعیان در عراق آغاز شد. فراموش نکنیم که این اضلاع سه گانه در شه موسی صدر به هم پیوسته است و هیچ کدام دیگری را نفی نمی کند. یعنی اگر از قدرت گرفتن شیعه صحبت می کنیم، این مقوله اصل همزیستی مسالمت آمیز را نفی نمی کند. بلکه قدرت گرفتن شیعه به همراه قدرت گرفتن اهل سنت است.- مسئولیت ما در برابر موسی صدر دو بعد دارد: مسئولیت برای موسی صدر، که در این زمینه همه ما تقصیر کردیم و مسئولیت بزرگتر ما این است که در فضایی آزاد به انتشار، توزیع و بازتوزیع شه صدر بپردازیم. امروزه باید مبنای حرکت ما هم شه و عمل موسی صدر باشد.- برای صدر راه حل سحرآمیزی که سریعا به نتیجه برسد، نمی توان ارائه داد. نقشه راه صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد. نقشه از پیش تعیین شده وجود ندارد. به نظر می رسد که ها بیشتر از ت ها می توانند اثرگذار باشند. من در آ ین سفر به لبنان در دیداری که با خانواده داشتم، قرار شد دیداری بین ما و موسسات مختلف برای موسی صدر شکل بگیرد تا در آن به یک راه حل جدید با همفکری همه برسیم.- برای پیگیری پرونده در زمان حضور قذافی با یک مشکل مواجه بودیم و زمانی که حکومت او ساقط شد با هزاران مشکل مواجه شدیم. پس از سقوط او دیگر ت به معنای واقعی کلمه در لیبی وجود ندارد که بتوان با آن مذاکره کرد. اکنون با چندین و چند ت در لیبی مواجه هستیم و در واقع هر قبیله ای بر نقطه ای حکومت می کند و این کار پیگیری را بسیار سخت می کند.حجت ال والمسلمین سید مهدی طباطبایی:کمیته پیگیری فعال تر عمل کندـ شیادان و مکاران مانع پیشرفت کار بنده خدا هستند و خداوند این بدی ها را از بندگان خوبش دور می کند. بنده اگر بندگی کرد، خداوند می گوید من چشم و گوش او می شوم. از ویژگی های موسی صدر این بود که یک بنده خوب به معنای عادل و حکیم بود و به دلیل همین روحیه به دنبال وحدت بود. ـ افکار انسان ها اگر نتواند جمع شود به مشکلات بزرگی بر می خورد. تنها کشوری که سه گروه نصرانی، سنی و شیعه در آن زندگی می کنند لبنان است و هیچ در آن دعوا نمی کند. روحیه موسی صدر باعث این همزیستی مسالمت آمیز شد.ـ چهره جذاب موسی صدر درکنار افکارش موجب شد که فقدان این حکیم عابد و عاقل دینی که افکار مشتت و متفرق را جمع و همه را به یک وحدت و یگانگی برای پیشبرد اه دین و سیاست آماده ساخت، به شدت به چشم بخورد.ـ امیدوارم ایشان را زنده ببنیم. افکار بلند ایشان هم اکنون پخته تر هم شده و اگر مجال طرح پیدا کند، قطعا تحول بزرگی در کشورهای ی به وجود می آید که مخالفان را نیز جذب خواهد کرد. امیدوارم کمیته ای که برای پیگیری ایشان تشکیل شده زودتر به نتیجه برسد.علی اکبر اشعری، رئیس اسبق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران:هیچ فریادی برای صدر در مجامع جهانی سر داده نمی شود؟ـ علی رغم همه شعارهایی که در دنیا درباره و می دهند، معلوم نیست این شعارها تا چه حد عملی می شود؟ و کی قرار است این شعارها به احقاق حقوق انسان ها برسد؟ شخصیت بزرگی چون موسی صدر در قامت میهمان به لیبی رفته و دیوانه ای چون قذافی ایشان را ناجوانمردانه محبوس می کند، اما هیچ واکنشی در دنیا نسبت به این جریان رخ نداده و نمی دهد و هیچ فریادی مبنی بر ایشان در مجامع جهانی سر داده نمی شود.ـ به گمان من هرچند ما از طریق دیپلماسی رسمی و دستگاه های تی ممکن است نشانه هایی به دست بیاوریم اما به حقیقت نمی رسیم، چون محدودیت هایی در دنیای دیپلماتیک وجود دارد. به نظرم گروه ها و تشکل هایی هستند که منهای دستگاه های رسمی می توانند با اقوام و قبیله ها در لیبی ارتباط گرفته و کار را دنبال کنند. باید پا را فراتر از مرزهای ایران گذاشت و با شخصیت ها و چهره های جهانی ارتباط برقرار کرد.ـ در زمان پیروزی انقلاب شخصیت های اثرگذاری چون شهید مطهری، شهید بهشتی و... بودند، اما متاسفانه آنان به مرور از میان ما رفتند. ما امروز به شخصیت های بزرگی نیاز داریم تا در کوران حوادث مانند کشتی مطمئنی برای نجات باشند. بنابراین امروزه جامعه ما به صدر نیاز مبرم دارد. امیدوارم تلاش های خود را برای پیگیری این پرونده زیادتر کنیم.حسین محمودیان، مستندساز:رسانه ها صدر را جدی تر مطالبه کنندـ در سال 81 یا کمی زودتر سال 79 با موسی صدر از طریق یک مستند آشنا شدم و از آنجا که سازی برایم فقط صرف تامین معاش نبوده فکر می اگر کار من قرار است روی مخاطب تاثیری داشته باشد باید خودش محتوای خوبی داشته باشد و ایشان را بشناسم. ـ در کشور سنگال با ماشین در سال 2006 حدود 2500 کیلومتر مسیری را که ایشان رفته بود، رفتم. سال 2005 سرعت ماشینم 10 کیلومتر بود، چون مسیر صعب العبور بود و نشان می داد که موسی صدر 30 سال پیش چگونه این مسیر را رفته است.ـ ما اگر نتوانیم دنیا را از چشم موسی صدر ببینیم صرفا یک ماکت می شویم. اگر بخواهیم اصل باشیم باید ببینیم ایشان دنیا را از چه زوایه ای می دید. در زمان ابتدای ربوده شدن ایشان هم حرکت های مردمی صورت گرفت و هم پیگیری ها بیشتر بود اما بعدها سیاستمداران مردم را به پیگیری های خودشان حواله د و به همین دلیل پیگیری های مردمی هم کمتر شد امیدوارم که این پیگیری ها با کمک رسانه های جمعی جدی تر دنبال شود.منیژه حکمت، کارگردان سینما: موسی صدر ساخته شودـ اعتراف می کنم که شناخت چندانی از موسی صدر نداشتم. متاسفانه ما چندان برای شناخت ایشان جست وجوگر نبودیم. فقط می دانستم که صدری در جامعه حضور داشت و در لیبی زندانی شد.ـ تا اینکه روزی مهدی فیروزان، دو کتاب برای مطالعه به من پیشنهاد داد. یکی خاطرات خانواده صدر از ایشان بود و دیگری سخنرانی های ایشان در کلیسا. ساعت 7 عصر کتاب نخست را شروع و بی وقفه تا ساعت 2 بامداد مطالعه . از تعاریف ایشان درباره دین شگفت زده شدم و مدام این افکار به من هجوم می آورد که در این بلبشویی که در جهان حاکم است، ایشان کجاست؟ـ حضور یک که تعریف جدیدی از دین داشته باشد، نیاز امروز بشریت است. این افکار بعد از مطالعه کتاب به ذهن من هجوم می آورد و البته تصاویری سینمایی، که آن چهره پرهیبت و زیبا 39 سال پشت درهای بسته زندان چه حسی دارد؟ صدر در این سال ها چه فکری می کرده آیا به گوشش می رسد که در جهان با ن شیعه چه می کنند؟ آیا می داند که امروزه با نام خدا، محمد و علی، آدم می کشند؟ چقدر دردناک بود که من ایشان را نمی شناختم.ـ کتاب دوم پیشنهادی فیروزان را مطالعه بازهم دچار حیرت و بی خو شدم. محتوای کتاب سخنرانی ایشان در کلیسا بود. نیاز امروز ما به حضور یک است که از دریچه دیگری به ادیان نگاه می کند و تفکراتش باعث وصل همه پیروان ادیان است.ـ فکر می کنم خالق صدر ایشان را بسیار دوست دارد، اما مرارت های فعلی بر وجود را درک نمی کنم. اما به نظرم درامی که در زندگی ایشان وجود دارد، اگر ساخته شود ی شا ار خواهد شد؟ ما باید بتوانیم تفکر صدر را اشاعه بدهیم و ساخت قدمی در این راستا خواهد بود. آرزوی هر سازی ساخت زندگی موسی صدر است.ـ آیا واقعا می توان ی درباره صدر را ساخت و همه ابعاد وجودی ایشان را در آن لحاظ کرد؟ کار سختی است و به تبحر و دانش زیادی نیاز دارد.ـ ۳۹ سال اسارت سخت است و تحمل ایشان ستودنی است. کاش من آن قدر متبحر بودم که می توانستم روزی این را بسازم. قطعا اگر آن را می ساختم من، زندگی صدر از منظر یک زن بود، اما گمان نکنم توانایی آن را داشته باشم.ف و تیدیا، مسلمان ایتالیایی:شاگرد ساده مکتب موسی صدر هستمـ چند ویژگی از صدر می توانم بیان کنم. اولین بار که درباره در ایتالیا شنیدم متوجه شدم ایشان مثل یک مرد برای شیعه در لبنان کارهای زیادی کرد، وقتی که شیعیان هیچ چیزی در لبنان نداشتند و فقیر بودند. بعدها درباره بیشتر خواندم و یاد گرفتم که ایشان فیلسوف هم هستند.ـ من هم فلسفه می خوانم. وقتی که اینجا آمدم یاد گرفتم او فیلسوف بزرگی است و نوشته ای برای کتاب هانری کربن در لبنان داشته است. او انسان بزرگی است و با یان و افراد دیگری که متفاوت با او فکر می د کار می کرد و این یک کلاس بزرگ برای ماست. ـ اکنون هم یک دوره خیلی سخت در لبنان و وجود دارد و در شرایط سختی زندگی می کنیم اما موسی صدر در قلب ما مانند یک سمبل وجود دارد و امیدوارم او را دوباره ببینیم.ـ من شاگرد ساده ای در مکتب ایشان هستم و او برای من مثال است. ایران یک کشور بزرگ و مهمی است اما باید بیشتر با همه حرف بزنیم نه فقط با انی که مانند ما فکر می کنند و می خوانند. باید بدانیم مهم نیست که چه ی شک و ترس دارد بلکه باید بتوانیم با همه حرف بزنیم. کار موسی صدر هم همین این بود. اگر می خواهیم مانند این عارف بزرگ عمل کنیم باید اینگونه بی شیم که با همه حرف بزنیم.حسین مورللی، دانشجوی مسلمان ایتالیایی: موسی صدر را در اروپا معرفی کنیمسال ها پیش یک برادر سنی در ایتالیا از من پرسید چرا درباره موسی صدر یا (ره) طوری حرف می زنید که گویی هستند. من پاسخ دادم اینگونه نیست، اما ما در آ ا مان هستیم و وقتی زندگی این علما را ببینیم به طور مثال زندگی موسی صدر را مشاهده کنیم، ارتباط ایشان با ی، سنی و شیعه ما را یاد و اولیا می اندازد. حتی در این زمان می توانیم در این راه حرکت کنیم. برخی می گویند آنها از معصومین هستند و ما نمی توانیم مانند آنها حرکت کنیم این درست است ما نمی توانیم مثل آنها باشیم اما این افراد الگوی خوبی برای ما هستند و امروز می توانیم با وجود این افراد و با یاد اهل بیت و معصومین زندگی کنیم.درباره موسی صدر کتاب های کمی هست. من چندی پیش کت از شهید چمران خواندم که نشان دهنده عشق و احترام او به موسی صدر است. چمران به کارهای اجتماعی اشاره می کند که به چه میزان فرد بزرگی بود. وقتی تامل کنیم می بینیم چه قدر ایشان مهم بوده و هست. در ایتالیا با توجه به ایشان که گفتند موسی صدر به رم هم آمده و با ایتالیایی ها هم ارتباطی داشته، من با آشنایان ایشان حرف زدم و دیدم احترامی که به ایشان دارند مثال زدنی است. لبنانی ها هم اعم از شیعه و سنی وقتی اسم موسی صدر را می شنوند احترام می گذارند.به هر حال وظیفه ما که در اروپا هستیم این است که دیدگاه ایشان درباره وحدت گرایی بین ادیان را ترویج دهیم و فکر و عمل ایشان را معرفی کنیم. متاسفانه اکنون چهره بد نشان داده شده است، وقتی فرد بزرگی مثل صدر را معرفی کنیم می توانیم خیلی چیزها را عوض کنیم. من امیدوارم ایشان هر چه زودتر برگردند.حجت ال سیدعبدالله حسینی، مشاور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب:همچنان منتظر بازگشت آن سفر کرده هستیم- در دوران نوجوانی وارد فضای مبارزاتی در مشهد شدم. در آن زمان اولین نامی که به عنوان یک انقل در ذهن ما وارد شد، موسی صدر بود. در آن زمان دستم به هنر نقاشی نیز می رفت و بر همین راستا تصویری از صدر را به همراه (ره) با مولفه های تصویری انقل کشیده و در محدوده شهر مشهد تکثیر . این کار از مهم ترین حرکات انقل ما بود.- از آن دوران تاکنون، یعنی نزدیک به ۴۰ سال است که اندوه دوری صدر بر دل ما سنگینی می کند. نامردان صدری را ربودند که پتانسیل ی جامعه ما را داشت. (ره) امید آن داشت تا حکومت و ت پس از پیروزی با حضور و ی صدر پیش رود. - الحمدلله باعث و بانی ربودن و مفقود موسی صدر به درک واصل شد. قطعا عواقب ناگوار کار ربودن صدر باعث شد تا قذافی به آن معدوم شود. ما همچنان منتظر هستیم تا این سفر کرده به جامعه ما باز گردد. امیدوارم صدر هرکجا که هست ان شالله به سلامت باشد.محمود گ اری، عضو هیئت علمی علامه طباطبایی:علم به زنده بودن ایشان داریم- بیشتر از یک سال است که ارتباط زیادی با فردوسی و شاهنامه پیدا . داستان بیژن و در چاه افتادن وی و تلاش زیاد مجموعه حاکمیت ایران و پادشاه کیخسرو و مردم برای این جوان بسیار برای من جالب بود! و ارتباط ظریفی بین این داستان و موسی صدر یافتم.- در این داستان می خوانیم که وقتی بیژن در چاه گرفتار و زندانی شد، کیخسرو لشگریان متعددی را برای پیدا بیژن می فرستد و با کمک جام جهان نما نیز یقین می یابند که بیژن زنده است. در این شرایط دل ها امیدوار و چشم ها گریان است تا در نهایت با کمک رستم پهلوان بیژن را نجات می دهند. پس این گونه است که در ادبیات فارسی ما نشان داده می شود که اراده جمعی حاکمیت و مردم چگونه برای یک جوان ایرانی تلاش می کنند.- ما هم اکنون با اسنادی که در این سال ها به دست آمده، در جام جهان نما دیده ایم که موسی صدر زنده است و اکنون نیازمند رستمی برای ایشان هستیم.- در قرآن کریم گفته شده ظن مانند علم و یقین نیست. با اینکه ظن به یقین نزدیک است با این وجود می گوید ظن جای علم را نمی گیرد. ما علم به زنده بودن ایشان داریم و امیدواریم که اراده رستمی و کیس و وار بتواند موسی صدر را مانند بیژن از چاه تنگ نظری ها بیرون بیاورد.فاطمه نواب صفوی، دختر شهید نواب صفوی:پدرم ساعت ها با موسی صدر سخن می گفت- ما از کودکی و بعد از شهادت پدرم، همیشه با نام و یاد موسی صدر در زندگی و خانواده خود مانوس بوده ایم و مادرم همیشه از دوستی پدرم و آیت الله صدر بزرگ، پدر می گفت. این دوستی به قدری بود که ایشان هر وقت به منزل ما می آمدند ساعت ها با نواب صفوی سخن می گفتند. - وقتی موسی صدر به ایران می آمد ساعت ها با نواب صفوی سخن می گفت. ایشان شخصیت فوق العاده ای داشت. من هم وقتی درباره شخصیت ایشان تحقیق و در لبنان آثار ایشان را جستجو متوجه شدم شه ایشان به چه میزان ارزشمند است.- من همیشه فکر می ایشان بلاتشبیه فرزند بلافصل حضرت محمد (ص) است و زیباترین چهره را به نمایش می گذاشت و از چهره و روش ایشان پیدا بود.- ایشان هر کاری د به قدری زیبا و شمندانه است که انسان نمی تواند تصور کند. شه ایشان جهان شمول و نشان از یک انسان کامل دارد. بالاترین هنر رسول الله خُلقشان بود و صدر هم این ویژگی را داشت.- پس از انقلاب ی بهترین شخصیتی که می توانست این جامعه را به مرحله بالاتری برساند موسی صدر بود. به همین دلیل دشمنان با کثیف ترین توطئه نقشه ربوده شدن ایشان را کشیدند.- چون این تریبون به نام است باید برای ایشان اقدام کنیم. آثاری از عدم زنده بودن ایشان نیست. ما در مناطق مختلف پیگیر ایشان بوده ایم. خود بنده در سفری به لیبی و دیدار با قذافی پیگیر بوده ام و بعد هم تحقیقات بسیاری . ایشان زنده اند و باید برای شان تلاش کنیم. عادل پیغامی، عضو هیات علمی صادق(ع):فقدان موسی صدر را جدی بگیریم- من سوالی دارم که چرا باید مسئله فقدان موسی صدر در بین خودمان را جدی بگیریم؟ دلایل برای این امر زیاد است. یکی از مهم ترین آنها این است که موسی صدر شخصیت و شه اش در واقع امتداد هویتی ماست. ما اگر او را فراموش کنیم بخشی از هویت خود را فراموش کرده ایم. نادیده گرفتن و ربودن صدر قابل جبران نیست. - صدر به جریانی از تفکر شیعی، ی و شه بشری متعلق است که اگر ما این جریان و این فرد را فراموش کنیم، در واقع پل اتصال خود با مقوله ای را که در زمره جریان اصلی است، از دست داده ایم. صدر و خاندان جلیله صدر پل ارتباطی ما با هویت ایرانی و ی مان هستند.- نادیده گرفتن موسی صدر یعنی نادیده گرفتن هویت و امتداد هویتی. من با صدر زندگی می کنم چون امتداد هویتی من است. اتفاقی که در تاریخ معاصر افتاده که امروزه روی آن عنوان نهضت بازگشت به ناب می گذارند، نقاط اصلی اش انی چون موسی صدر و شهید صدر هستند. در واقع خدا خواست که علامه شرف الدین، صدر را به عنوان جانشین خود در نظر بگیرد و بعد در امتداد آن شهید محمدباقر صدر در عراق جایگاه ویژه پیدا کند و در سطحی بزرگتر انقلاب ی ایران را به سرانجام برساند. اینها در کنار هم، وحدت جریانی دارند.- شاید در این مجلس ما نه برای صدر و پیگیری پرونده او، بلکه برای خودمان جمع شده ایم. صدر و شه اش که قابل ربودن نیست، اما من فکر می کنم که متاسفانه امروزه شه صدر در بین ما ربوده شده است. صدر جمله ای دارد که انی که بر راه حسین تعرض می کنند، به بشریت ظلم می کنند. - مسئله ربودن صدر بسیار بزرگ است، اما فراموش نکنیم که توجه به سیره ایشان و تکثیر شه اش بسیار مهمتر است. نکند ما نیز مانند قذافی ملعون که جسم صدر را ربود، ما نسبت به شه اش و ربودن تفکرش بی تفاوت باشیم؟ ان شاءلله که این گونه نیست و همان گونه که فعالیت های موسسه موسی صدر در راه زنده شدن تفکر و سیره عملی صدر موثر بوده، ما نیز قدمی در شناخت ایشان و در ادامه تکثیر شه اش برداریم. من از ته دل دعا می کنم که صدر بازگردند تا ما با دیدار ایشان بتوانیم قله هویتی خودمان را نیز ببینیم.علی الحبحاب، کاردار سفارت لبنان:روش موسی صدر کارآمدی خودش را با گذشت زمان ثابت کرد- ما از بچگی عادت کردیم این مناسبت با مقدار زیادی درد و ناراحتی همراه باشد. سفری که قرار بود برای لبنان پایان درد باشد متاسفانه سال هاست پیامدهای تلخی را به دنبال داشته است.- موسی صدر با یک نگاه روشن و استراتژیک به لبنان آمد و در آنجا کم شخصیتی وجود دارد که به عنوان دروازه ارتباطی شرق و غرب باشد و ایشان توانست با بهره گیری از میراث حوزه جبل عامل و سید شرف الدین باب ارتباط و گفت وگو میان اهل سنت و شیعه باشد. - صدر توانست از ظرفیت های لبنان استفاده و اهمیت آن را درک کنند. این اهمیت با وجود تمام بحران ها اعم از هویت، طایفه گری، عدم مشارکت مردم در نظام ، عدم توزیع منابع و ... وجود داشت و ایشان توانستند از همه ادیان و طوایف به صورت ایج در این کشور بهره بگیرند.- لبنان 15 میلیون جمعیت خارجی دارد که از جمعیت داخلی لبنان بیشتر است و ایشان توانست از این ظرفیت به خوبی استفاده کنند.- صدر توانست از ظرفیت انسان لبنانی استفاده کرده و از هر گونه خصوصیت شه ای و مذهبی عبور کند و از ظرفیت های جریان های موجود در لبنان بهره ببرد و در کلیساها سخنرانی کند. - موسی صدر در همین راستا مجلس اعلای شیعیان را تاسیس کرد تا بتواند نقطه ای برای رفع محرومیت از همه و به ویژه شیعیان باشد.- یکی دیگر از فعالیت های ایشان تاسیس سازمان های خدماتی، پرستاری و بیمارستان در منطقه شمال بقاع در لبنان بود. - ایشان بنیان های کشوری به نام لبنان و بازآفرینی انسان لبنانی را گذاشت. این بنیان ها شامل گفت وگو و گشودگی بود. انسان جدید لبنانی این دو ویژگی را داشت. ایشان می خواست حکومتی وجود داشته باشد که بر اساس شایستگی باشد نه هویت های فرقه ای. ایشان توانست در دوره ای که همه جهان اعراب نا امید و ناکام بود، مقاومت لبنان و امل را پایه گذاری کند و بعد از آن این موجب تولد گروه های دیگر مقاومت شد. بنابراین تاسیس موضوع مقاومت در 1973 که اولین بار به لبنان حمله کرد توسط موسی صدر پایه گذاری شد.- روش موسی صدر کارآمدی خودش را با گذشت زمان ثابت کرد و در سال 2000 و 2006 این روش ها موجب شد که ش ت بخورد و چند روز پیش هم لبنانی ها توانستند خاکشان را از تکفیری ها پاک کنند و این روش آن قدر ادامه خواهد یافت تا گفت وگو و گشودگی بتواند بر جو تکفیری و طرد دیگری پیروز شود. تا آن روز روش موسی صدر ادامه خواهد داشت.محمد حسین مهدویان، کارگردان سینما:علاقه مندم درباره صدر بسازم- بعد از سریال آ ین روزهای زمستان سوژه های مختلفی برای اینکه بسازم داشتم. بعد از ایستاده در غبار به ویژه دوست داشتم درباره زندگی شهید بروجردی بسازم، اما در جای عمومی نگفتم علاقه مندم درباره صدر بسازم با اینکه واقعا علاقه مند هستم.- به هر حال واقعا علاقه مند هستم برای ایشان ی بسازم اما می دانم کار سختی است و جالب است که بعد از ایستاده در غبار تا امروز بیش از صد نفر از مردم عادی، رو مه نگار، دانشجو و ... یکی از مواردی که به من گفتند این بوده که ی درباره ایشان بسازم.- بسیار فکر چگونه می شود در سینما چنین کاری کرد؟ وقتی چنین واقعه ای اتفاق می افتد بحث حقوقی ماجرا وجود دارد و به هر حال اگر این واقعه برای هر شهروند ایرانی اتفاق می افتاد ت، مردم و وجدان عمومی باید مطالبه گر این موضوع باشند و بی خیال نگذرند و من خیلی تعجب می کنم از میزان کارهایی که انجام شده است و هنوز قانع نشدم به اندازه کافی تلاش صورت گرفته است. بنابراین فکر می کنم به اندازه کافی تلاش نشده چون ت ما بعد از ماجرای ایشان درگیر جنگ شد و به لحاظ ایشان وجه المصلاحه نیاز کشور به سلاح و موشک شد. اما آیا از طرق دیگر هم تلاش صورت گرفته است؟- سینما هم درباره این موضوع مسئول است. ما در برابر شه ایشان هم مسئولیم چون امروز همه دچار پیچیدگی های زیادی هستیم. ما در سرگشتگی زندگی می کنیم و بخشی از آن محصول بعد از انقلاب هست و باید درباره آن صحبت کرد. وقتی هم درباره ی و واقعه ای حرف زده می شود تحت تاثیر جریان های قرار می گیرد و گم می شود. وقتی می خواهیم درباره شهید بهشتی حرف بزنیم باید مدام مراقب باشیم به تعبیر راست و چپ دچار نشویم که بهشتی را اصولگرا یا اصلاح طلب نکنیم. بنابراین در این اوضاع نشان دادن تصویر درستی از چنین شخصیتی کار سختی است. - به هر حال ایشان حرکتی را آغاز کرده بود که هدفی داشت. ایشان وارد یک راه شد و اینگونه نبود که درباره یک تفکر فقط سخنرانی کند و کتاب بنویسد بلکه کاری را شروع کرد که گویی تفکری است که قرار است جهان را اداره کند. او قرار است در افق وسیعی تصویری از آینده جهان و زندگی فردی انسان ها در این جامعه بدهد. شاید افراد دیگری هم این کار را کرده باشند اما داستان دراماتیک زندگی ایشان فهم تازه ای به ما می دهد و اینجا سینما کارساز است. چون اگر بخواهیم شه ای را بفهمیم نیازمند یک داستان هستیم و زندگی موسی صدر داستانی دارد.- اما اینکه چرا ی ساخته نشده دلایل زیادی دارد، همانطور که مشخص نیست چرا به اندازه کافی تلاش نشده است به هر حال من خودم این مسئولیت را هر روز بیشتر احساس می کنم که این کار را م.- نسل قبلی سینما به دلایلی این کار را نکرد، اکنون هم نسل جدید به دلایلی انگیزه ندارد. به هر حال هر ی محصول شرایط تاریخی است و شاید به تدریج زمان ساختن خوب درباره ایشان فرا می رسد. امیدوارم روی سینما این را ببینم و دوست دارم تماشاچی این باشم و اگر سازنده اش باشم افتخارم بیشتر است.- پیگیری جدی درباره ایشان و تلاش برای فهم شه ایشان دو کارجدی است که همه ما باید به آن توجه داشته باشیم.انتهای پیام ۳۱۳/۳
تعبیر خواب نانتعبیر خواب نان تعبیر خواب خوردن نان تعبیر خواب گرفتن نان از مرده تعبیر خواب نان تازه تعبیر خواب نان فاسد تعبیر خواب کامل نان – اگر در رابطه با نان خو دیده اید و به دنبال معانی آن هستید پس حتما این مطلب را مطالعه نمایید. تعبیر خواب نان,تعبیر خواب خوردن نان,تعبیرخواب گرفتن نان از مرده,تعبیر خواب گرفتن نان از ی,تعبیرخواب هدیه دادن نان,تعبیرخواب کامل نان,تعبیرخواب نان در تعبیر خواب نان از دید حضرت جعفر صادق ع

اگر خواب نان دیده اید تعبیرش بر چهار چیز است : 1_خیر و برکت 2_ولایت 3_مال حلال 4_عیش خوش تعبیر خواب نان از دید محمد بن سیرین


تعبیر خواب نان پاکیزه و تمیز نشان شادی و می است.تعبیر خواب دیدن نان کثیف و ناخوش تعبیرش بد است.تعبیر خواب ید نان و بردن آن به خانه نشان از روزی حلال و برکت مال دارد.تعبیر خواب دادن نان به ی نشانه این است که باعث راحتی اون میشوید. تعبیر خواب نان از دید حضرت دانیال ع


تعبیر خواب پیدا چند نان نشان از خلاصی از غم است.تعبیر خواب نتوانستن نان خوردن ،تعبیرش مرگ است.تعبیر خواب نان فراوان داشتن و نخوردن به معنای این است که اندوهی به او می رسد. تعبیر خواب نان از دید ابراهیم کرمانی


تعبیر خواب نان گرم تعبیرش عیش و نعمت است.تعبیر خواب نان خشک تعبیرش بدبختی و هلاکت است.تعبیر خواب نان سبوس تعبیرش قحطی است. تعبیر خواب نان از دید جابر مغربی


تعبیر خواب نان تعبیرش کاروس تنگی عیش است.تعبیر خواب نان جو نشان از پارسایی است.تعبیر خواب نان برنج به معنای کار است.تعبیر خواب نان عدس و باقلا و نخود نشان بر غم و تنگدستی است.تعبیر خواب پادشاهی که ببیند یک نان دارد این است که تش بزرگ و قوی می شود.تعبیر خواب هیچ چیزی بهتر از نان نیست.تعبیر خواب نان پختن بر کم معیشت حکم می کند. تعبیر خواب نان از دید منوچهر مطیعی


تعبیر خواب نان یعنی اینکه خوب است و نشان خیر و برکت و نعمت است.تعبیر خواب دیدن و خوردن نان یعنی تازه فراخی روزی است.تعبیر خواب خوردن نان خشک تعبیرش تنگی معاش می شود.تعبیر خواب نان تازه و گرم تعبیرش عیش و خوشبختی هست.تعبیر خواب نان دادن به ی یعنی نعمت رساندن به او می باشد و اگر نان تازه بدهد بهتر است.تعبیرخواب نان گندم خوب است به شرطی که تازه باشد.تعبیرخواب نان جو یعنی تنگ نظری را نشان می دهد.تعبیر خواب گرفتن نانی که شما دوست دارید به زور ، سلب حق شماست. حتما بخوانید : فال سال 2015 نیمه اول فروردین تا شهریورتعبیر خواب نان از دید معابر و منابع غربی

تعبیر خواب نان از دید لیلا برایت


تعبیر خواب نان سفید تعبیرش ثروت است.تعبیر خواب دیدن نان شیرینی به این معناست روزهای خوبی خواهید داشت. تعبیر خواب نان از دید لوک اویتنهاو


تعبیر خواب یدن نان این است که باز موقعیت ها استفاده می کنید.تعبیر خواب خوردن نان این است که به سفره یا مهمانی دعوت می شوید.تعبیر خواب خوردن نان سفید این است که شما دوستان خوبی خواهید داشت.تعبیر خواب خوردن نان سیاه این است که دچار بدبختی می شوید.تعبیر خواب خوردن نان گرم این است که بیمار می شوید.تعبیر خواب خوردن نان تازه این است که دوران بد به پایان خواهد رسید.تعبیر خواب خوردن نان خشک این است که شما دشمنانی دارید.تعبیر خواب نان پختن این است که موفقیت در کارها خواهید داشت.تعبیر خواب حمل نان این است که ضرر و زیان می بینید.تعبیر خواب نان شیرینی ادویه ای این است که سرخوشی سب رانه خواهید داشت.
تعبیر خوای نان از دید مولف


تعبیر خواب یدن نان از نانوایی نشان از روزی حلال دارد به شرطی که گرم و تازه باشد
تعبیر خواب نان از دید سرزمین رویاها

تعبیر خواب ده های نان این است که یک هدیه دریافت می کنیدتعبیر خواب نان پختن این است که موفقیت و شانس به شما نزدیک می شود .تعبیر خواب نان خوردن این است که دوستان به شما کمک خواهند کرد .تعبیر خواب نان گرم این است که خوشبختی در راه استتعبیر خواب نان بیات این است که دردسر و ناامیدی در خانواده تان بوجود می آیدتعبیر خواب یک تکه نان بسیار سفت این است که آسایش و شادمانی خواهید داشتتعبیر خواب مقدار زیادی نان دارید این است که افتخار و احترام بدست می آوریدتعبیر خواب نان یدن ، شانس استتعبیر خواب نان سفید خوردن این است که منفعت بزرگی نصیبتان خواهد شد .تعبیر خواب نان قهوه ای این است که رضایت از زندگی خواهید داشتتعبیر خواب نان سیاه این است که ضرر در کار می کنیدتعبیر خواب حمل تعداد زیادی نان این است که صدمات مالی خواهید دید .
نان شیرمالنان شیرمال طرز تهیه نان شیرمال خانگی نان شیرمال سنتی نان شیرمال ترکی نان شیرمال بدون فر نان شیرمال اصفهان طرز تهیه نان شیرمال در منزل طرز تهیه نان شیرمال ، نان شیرمال یکی از نون های خوشمزه ایه که به روش های مختلف پخته میشه. نان شیرمال خانگی با هر دستوری باشه به چیز دیگه هس. این نون را می تونین در وعده صبحانه یا میان وعده میل کرده یا در ماه رمضان در وعده سحر و افطار سرو کنید. اگر نان شیرمالی با بافت بسیار نرم و پنبه ای میخواین با ما همراه باشید. نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتی
مواد لازم: کره 100 گرم، میتونید از روغن جامد خانگی هم استفاده کنید
پودر خمیر مایه یک قاشق غذا خوری
شیر یک لیوان
تخم مرغ 2 عدد
آرد سه تا چهار لیوان
شکر 7 قاشق غذاخوری
نمک نصف قاشق چایخوری نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتی نان خانگی بسیار خوشمزه است. ممکن است در یک بعد از ظهر دلتان هوس نان خانگی کند اما فرصت و حوصله کار با فر را نداشته باشید و یا در شرایطی باشید که دسترسی به فر برایتان مقدور نیست و دلتان می خواهد نان خوشمزه خانگی بپزید. برای تهیه نان خانگی بدون فر به مواد زیادی نیاز ندارید و به راحتی با کمترین مواد و در کمترین زمان می توانید نان خانگی را روی شعله اجاق در منزل تهیه کنید. این نان خانگی طعم و ظاهری نزدیک به نان های محلی دارد و بدون مواد افزودنی تهیه می شود این نان یکی از نان های غنی و سنتی ایران است که از روزگاران قدیم تا کنون در سنت های مختلف , مصرف می شود. دستور پختی که برایتان آماده کرده ام, از بهترین دستور پخت های این نان اصیل است که طی تجربه های فراوان و چندین و چندین بار پخت این نان , حاصل شده است. خوشبختانه این نان هم یکی از محصولات نان و شیرینی ایرانی است که به خاطر وجود مواد مفید در آن , با خیال راحت می توانیم آن را میل کنیم. نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتی دستور تهیه نان شیرمال: شیر را گرم کرده طوری که انگشتمان نسوزد بعد با خمیر مایه و یک ق غ شکر کمی مخلوط میکنیم و در آن را میگذاریم تا خمیر مایه پف کند به مدت ده دقیقه باقی مانده ی شکر، کره نرم شده و نصف قاشق چایخوری نمک و کمی آرد الک شده را به همراه شیر با همزن دستی کمی مخلوط میکنیم آرد را که سه بار الک کرده ایم، تا سه لیوان با خیال راحت کم کم به مواد اضافه کرده و ابتدا مواد را با قاشق سپس با دست شروع به ورز دادن میکنیم لیوان چهارم را کم کم اضافه کنید تا جایی که خمیر به دست نچسبد، این قسمت خیلی مهمه اگر آرد زیاد اضافه کنید نُون حاصل بافت نرمی نخواهد داشت. باید خمیر حاصل یک خمیر نرم وشلی باشد، اگه چسبنده بود دستتون را چرب کنید و خمیر را ورز دهید سپس ظرف مورد نظر راچرب کرده و خمیر را در آن قرار داده و روی آن را با سلفون می پوشونیم و داخل پارچه قرار می دهیم و به مدت یک و نیم ساعت در جای گرم استراحت می دهیم نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتی نکته: اگر خمیر تون سفت باشه پف خمیربیشتر طول میکشه وکیفیت نان اب میشه ع پف خمیر نان شیـرمال بعد از استراحت پف خمیر را با ورز دادن میگیریم ،اگر کشمش یا گردو دوست دارید در این مرحله باید اضافه کنید در قالب مورد نظر کاغذ روغنی قرار داده ،خمیر را به اندازه های ی ان تقسیم کرده و با فاصله در قالب قرار میدهیم
روی آن رامیپوشانیم وبه مدت نیم ساعت استراحت میدهیم سپس رو ی آن را رومال کرده (یک ق زعفران دم کرده+زرده ی تخم مرغ،یک ق روغن مایع در صورت تمایل یک ق عسل)و کنجد میپاشیم. فر را با درجه ی 180گرم کرده ،داخل فر کأسه ی آب قرار دهید و قالب را در طبقه ی وسط فر به مدت پانزده تا بیست دقیقه قرار دهید،سپس گریل کنید بعد از پخت سریع از قالب در می آوریم و کاغذ روغنی را جدا میکنیم این نان بافت بسیار نرم و پنبه ایی دارد نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتینان شیرمال چند نکته دیگر : 1)در صورت تمایل به خمیر نان مقداری گردو یا کشمش اضافه کنید.
2)بهتر است وسط خمیر مقداری پوره ما(مخلوط مای بدون پوست و کره)اضافه کنید تا خوشمزه تر شود.
3)در زمان روشن فر کاسه ای اب داخل فر قرار دهید تا همزمان با گرم شدن فر ، رطوبت مناسبی نیز برای پخت نان ها ایجاد شود و نان ها خشک نشوند. 4) اگر مقدار آرد کم شد ، اندکی به آن اضافه کنید تا در نهایت خمیر شما چسبندگی نداشته باشد. امیدواریم با تهیه این نان خوشمزه، لذت کافی را برده و لحظات خوشی را در کنار خانواده سپری کنید.نان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتینان شیرمال , طرز تهیه نان شیرمال خانگی , طرز تهیه نان شیرمال سنتینان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتینان شیرمال , طرز تهیه نان شیرمال خانگی , طرز تهیه نان شیرمال سنتینان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتینان شیرمال , طرز تهیه نان شیرمال خانگی , طرز تهیه نان شیرمال سنتینان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتینان شیرمال , طرز تهیه نان شیرمال خانگی , طرز تهیه نان شیرمال سنتینان شیرمال,طرز تهیه نان شیرمال خانگی,نان شیرمال سنتی
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از آفتاب جنوب،نان همواره در نزد ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار بوده و غذای اصلی آنان را تشکیل می دهد، بخش قابل توجهی از پروتئین و انرژی مورد نیاز مردم، از نان تامین می شودکه بدون شک تهیه، تولید وعرضه نان سالم و بهداشتی در حفظ سلامت جامعه موثر خواهد بود. در کنار نگرانی شهروندان گچسارانی از تغییرات 30درصدی قیمت نان درسال 93، مسئولان بدون توجه به ثبات قیمت نان در این چندسال، از بهبود کیفیت و آزادسازی و رقابتی شدن قیمت ها سخن می گفتند، اظهاراتی که متاسفانه فقط در حد وعده وعید باقی ماند ونتایج حاصل از این سیاست ها را می توان در وضعیت کنونی نانوایی های این شهرستان مشاهده کرد ،اوضاعی که امروزه همراه با بی توجهی نانوایان به وزن وکیفیت نان تولیدی ون یتی شهروندان از این روند همراه شده است. اگرچه قیمت برخی از انواع نان در دیار بام نفت ایران از آذرماه سال ۹۳ تاکنون به ظاهر بدون تغییر بوده، گویا ادامه این روند برای واحدهای نانوایی توجیه اقتصادی نداشته است و بدیهی است این موضوع بر کلیه عوامل تولید از جمله تعداد نیروی انسانی شاغل در هر واحد نانوایی تاثیر گذار است بطوری که قبلا تعداد بیشتری در یک واحد نانوایی مشغول به کار بوده که این تعداد در حال حاضر بعضا کاهش یافته است. آزادسازی قیمت نان به بهانه کیفیت هرچند در سال های اخیر علی رغم آزادسازی قیمت نان در واحدهای نانوایی و افزایش قیمت به بهانه افزایش کیفیت، همچنان شاهد پخت وعرضه نان بی کیفیت هستیم که به ادعای مسئولان با گران شدن نان و افزایش کیفیت آن برای همیشه پرونده نان بی کیفیت بایگانی و ضایعات این ماده غذایی به حداقل ممکن می رسد؟! اما نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه نان بی کیفیت تر شد و شاهد افزایش ضایعات نان نیز بوده ایم. با توجه به اینکه سرانه مصرف نان در بین آحاد مختلف مردم حدودا معادل 115 کیلوگرم در سال است و از سویی دیگر اهمیت این نوع خوراک در سبد غذایی روزانه مردم دقت و نظارت بر پخت، نگهداری و نحوه عرضه را می طلبد در این میان چه انی مسئول بی کیفیتی نان عرضه شده در این شهرستان هستند؟ یا اصلا نهادی وجود دارد که مستقیما و در کنار آن به جد پیگیر مشکلات این حوزه باشد؟. ن یتی شهروندان از کیفیت نان اگرچه بی کیفیتی نان این روزها گلایه ها و ن یتی شهروندان گچسارانی را بیشتر کرده است و این موارد را می شود به راحتی در هنگامی که مردم برای ید نان به نانوایی ها مراجعه می کنند به وضوح مشاهده کرد که نان همچنان با کیفیت پایینی عرضه می شود. یکی از شهروندان گچسارانی دراین خصوص در گفت و گو با خبرنگار آفتاب جنوب گفت: با توجه به اهمیت غذایی نان در سبد تغذیه مردم، باید با کیفیت ترین نان ها را بر سر سفره مردم گذاشت چرا که بی توجهی به کیفیت در پخت نان،مستقیما سلامت مردم را تهدید می کند. وی افزود: متاسفانه مشکلات حوزه نان مربوط به امروز یا دیروز نیست و ما در سال های گذشته نیز شاهد بی کیفیتی آشکار در پخت نان در سطح این شهرستان بوده ایم. یکی دیگر از شهروندان گچسارانی گفت: متاسفانه بی کیفیتی در بحث پخت نان در بیشتر نانوایی های این شهر مشاهده می شود و اگر مسئولان واقعا پای کار هستند می توانند با سر زدن به این نانوایی ها ،حداقل چاره ای بی شند. یکی دیگر از شهروندان گچسارانی در رابطه با مشکلات کیفیت نان دراین شهرستان نیز تصریح کرد: اصلی ترین علت بی کیفیتی نان درگچساران نبود نظارت و بازرسی دقیق از سوی متولیان امر است و درواقع مشکل عدم کیفیت نان در گچساران مربوط به سال جاری نیست بلکه این مشکل از سال های دور نیز وجود داشته و شهروندان مجبور به کنار آمدن با این وضعیت هستند. نان و کیفیت،رشته ای که سردراز دارد با این گلایه ها، روزانه شاید بروز تخلفات مختلفی در وضعیت کیفیت نان شهرستان گچساران هستیم که باید با نهایت تاسف گفت که مشکلات حوزه نان در این شهرستان تنها به یکی دو سال قبل بازنمی گردد وبعضا از سالهای دور مردم این شهر با عمده مشکلاتی در این حوزه از جمله بی کیفیتی، کم فروشی و سایر مشکلات روبه رو و بودند و انگار این رشته همچنان سر دراز دارد. این درحالی است که نان به انواع و رقم های مختلف به عنوان یکی از مهمترین وعده های غذایی مردم در طول روز است و نمی توان عدم کیفیت و تلاش برای بهبود کیفیت آن را پشت گوش انداخت چرا که در صورت سهل انگاری باید دانست که بی توجهی به این موضوع مستقیما سلامت مردم را تهدید می کند. یکی از کارشناس تغذیه در خصوص اهمیت نان در سبد غذایی مردم معتقد است: نان و غلات یک ماده غذایی با اهمیت بالای رژیم غذایی هستند که در ردیف توصیه های تغذیه ای عموم مردم نیز جای می گیرند و به دلیل دارا بودن املاح و مواد معدنی فراوان باید توجه شود که در تولید، نگهداری و عرضه آن بهداشت به صورت کامل رعایت شود. وی بیان کرد: نان و غلات از دو جهت اهمیت بیشتری دارد و به همین دلیل بیشترین غذای مصرفی مردم را شامل می شود که هم منبع انرژی بوده و هم پروتئین دارد که از حیث پزشکی نیز اهمیت بیولوژیک آن بسیار بالاست. نان سبوس دار بهترین نوع نان وی در مورد نگهداری نان پس از ید در خانه نیز گفت: بعد از پخت بهترین روش برای نگهداری نان و به دور نگه داشتن آن از هرگونه میکروب و آلودگی فریز آن است چرا که در غیر این صورت اگر مایل به نگهداری نان به مدت روزهای بیشتر هستیم پس از اندک روزی شاهد بیات شدن نان به علل نامشخصی خواهیم بود. این کارشنان تغذیه تصریح کرد:اگر مجموعه های ذیربط در نظارت و برخورد ضعیف عمل نکنند، قطعا شاهدبی کیفیتی و به دنبال آن ن یتی مشتریان از کیفیت نان نخواهیم بود و اتحادیه نانوایان بایستی برکیفیت و کمیت نانوایی ها نظارت داشته باشند تا تخلفاتی در کیفیت و وزن نان های سطح شهر صورت نگیرد. وی در توصیه به نانواهای شهرستان گفت: بهترین نوع نان، نان سبوس دار است که به تمامی فعالان عرصه نان توصیه می کنم تا این اصل را در پخت تمامی اقلام نان مدنظر داشته باشند تا با این اقدام شاهد جامعه ای با مردمانی سالم و شاداب باشیم. باتوجه به موضوعات گفته شده امروزه فرصت طلبی برخی نانوایان در کاهش وزن چانه های نان، خشم شهروندان گچسارانی را برانگیخته است و بانگاهی به چند نانوایی سطح شهرستان می توان از زبان مردم نیز شنید که آیا سیاست افزایش 30درصدی قیمت نان ،کیفیت ومرغوبیت مورد نظر و رقابتی شدن حوزه نان را به همراه داشته است؟. بنابراین سال های سال است که مردم از کیفیت بد نان در نانوایی ها گله دارند اما تا به امروز فکری برای آن نشده است و به نظر می رسد ی مسئولیت نظارت بر آن را برعهده ندارد و این سئوال درذهن شهروندان تداعی می شود که به راستی با گران شدن نان در این چند سال اخیر آیا نباید کیفیت نان هم تغییر می کرد؟. یکی از بانوان گچسارانی دراین خصوص می گوید: مسئولان ما به هیچ طریقی اهل کار نیستند چرا که اگر چنین بود در تمام این سال ها شاید اندکی به فکر سلامت تغذیه مردم بودند و حداقل ما امروز آثاری از آن را شاهد می بودیم. با کیفیت پایین نان سوختیم و ساختیم وی تصریح کرد:سال ها با کیفیت پایین نان سوختیم و ساختیم، صبح که می شود مجبوریم از خواب شیرینمان بزنیم تا برای ید نان بی کیفیت به نانوایی برویم و شب که می شود آن ها را در گونی می اندازیم تا فردا به گاری های نمکی بفروشیم. یکی دیگر از شهروندان نیزگفت:مسئولان گفتندنانوایی ها را آزاد پز می کنیم تا کیفیت نان بالا برود، اما متاسفانه نان را بسیار بی کیفیت تر در سفره هایمان گذاشتند،باور کنید برای تهیه چندعدد نان با کیفیت در این شهر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنیم. نظارت دراین شهر کیلویی چند؟ اما شاید حال و هوای این روزهای نانوایان در آب رفتن وزن چانه های نان و نداشتن کیفیت مطلوب را تنها بتوانیم با یک حساب سرانگشتی در فرصت طلبی برخی از نانوایان جست وجو کنیم. یکی از شهروندان دراین رابطه افزود:در حال حاضر برطبق گفته مسئولان وزن چانه نان تافتون باید 210گرم باشد و این درحالی است که دراکثر نانوایی ها این وزن به 170گرم هم نمی رسد،همینطور درنان لواش که باید وزن چانه 160گرم باشد کمتر از 120گرم است و درنان سنگگ که باید 600گرم باشد چیزی معادل 450گرم است پس باید گفت نظارت دراین شهر کیلویی چند؟؟!!. اما با اذعان به این که مشکل حوزه نان درگچساران مشکلی جدید نیست باید توجه داشت که با بی توجهی و یا شاید در بهترین ح خود با نظارت های پراکنده و بی هدف نمی توان بر چاله های موجود در این حوزه که به یقین در ارتباط مستقیم با زندگی روزمره آحاد مردمی است، ماله کشید و نیاز است در این زمینه همه ما شاهد تلاشی مضاعف و مستمر از سوی تمامی متولیان باشیم. این در حالی است که نانوایانی هم که در شرایط سخت و در مقابل گرمای سوزان تنور مشغول کار هستندازافزایش نرخ سوخت ،حمل ونقل،هزینه کارگر واجاره نانوایی صحبت به میان می آورندواین نانوایان که برخی از آنان جوان هستند وشاید به گفته برخی شهروندان تجربه وتخصص لازم را در این خصوص ندارند، معتقدند که مشکل از آرد های توزیعی است وابتداباید کیفیت آرد توزیعی را بالا برد. این نانوایان نیز معتقدند که هزینه های صنف آنها در این سال ها افزایش داشته و ثبات نرخ نان بر زندگی آنها تاثیر گذار بوده است، که البته باید قبول کرد که در طول این سال ها هزینه های گاز، برق،آب، کارگر، بیمه و دیگرموارد در صنف نانوایی افزایش داشته اما گرانی هر چند وقت یکبار نان را ار مناسبی برای حل مشکلات این صنف نخواهد بود. با همه این موضوعات نمی توان عدم نظارت متداول وسخت گیرانه متولیان موضوع بربهداشت، وزن کم نان های تولیدی وعدم دقت در تهیه وپخت آنان را نادیده گرفت،چراکه اگر خوب دقت کرد بعضا دیده می شود که در شهرستان های همجوار همین نان با کیفیت و ماندگاری بیشتری در خدمت مردم قرار می گیرد. به گفته کارشناسان نان هایی که ازآرد سبوس دار تهیه می شوند و با خمیر مایه و بدون استفاده از جوش شیرین عمل آوری می گردند و با حرارتی ملایم، یکنواخت و شعله غیرمستقیم می پزند، سالم ترین نان ها هستند. این درحالی است که حکایت غم انگیز نان های نامرغوب در گچساران، مدت های زیادی است که اذهان شهرندان را متوجه خود کرده و را ارهایی که تاکنون نیز به مرحله اجرا درآمده، نتوانسته است بر افزایش کیفیت نان تأثیر زیادی بر جای بگذارد. بنابراین از برخی مشکلات، گلایه ها و معایب حوزه نان در گچساران سخن گفتیم اما بی انصافی است اگر در این زمینه تمامی نانواها، مسئولان و نهایتا متولیان حوزه نان را متهم به بی دقتی و کم لطفی کنیم،چرا که هنوز هم هستند انی که وظیفه محول شده بر دوش خود را ارجح به کارهای شخصی می دانند و با جان و دل در مسیر سلامت جامعه می کوشند. اما در پایان باید بگوییم که نان به عنوان اصلی ترین محصول غذایی در سبد خانوار محسوب می شود و بهبود کیفیت آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما متاسفانه در چند سال اخیر به بهانه های مختلف شاهد افت کیفیت آن در گچساران بوده ایم که امیدواریم مسئولان هرچه زودتر چاره ای را پی جویی کنند چرا که بی توجهی به این موضوع مستقیما سلامتی مردم را درگیر خواهد کرد. انتهای پیام
به گزارش تهران نیوز ، طارمی به تازگی با لباس های کوچک تر از سایز خودش و یا تنگ و کوتاه در محافل مختلف ظاهر می شود. اینبار شلوار او سوژه شده است، شلواری که از سایز مهاجم کنونی پرسپولیسی ها کوچک تر به نظر می رسد.مهدی طارمی در۲۷ تیر ماه سال ۱۳۷۱ در بوشهر متولد شد.او بازیکن تیم ملی فوتبال است و در اردیبهشت ۱۳۹۳ به باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران پیوست. او همچنین سابقهٔ بازی در تیم های شاهین بوشهر و ایرانجوان بوشهر را دارد.نخستین درخشش او در پرسپولیس در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ و در ۷۹مین شهرآورد تهران مقابل استقلال بود که در آن پرسپولیس با نتیجهٔ ۲–۱ به پیروزی رسید. او در آن بازی دیدنی گلی نزد، امّا به عنوان یک بازیکن تعویضی نقش موثّری در گل اوّل داشت و با پاس حساب شدهٔ او محمّد نوری گل اوّل و مساوی پرسپولیس را به ثمر رساند.وی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۴ و در حضور بیش از ۱۰۰۰۰۰ هزار تماشاگر ورزشگاه تهران با به ثمررساندن تک گل بازی از روی نقطهٔ پن ی با یک ضربهٔ چیپ مقابل النصر عربستان در مرحلهٔ گروهی لیگ قهرمانان آسیا 2015 و خوشحالی خاص اش پس از گل، به یک قهرمان در بین تماشاگران پرسپولس بدل شد.توپ را برداشتم گفتم مادر دعایم کن شرمنده نشوم. حتی یکی از بچه ها که یادم نیست کدام بود به من گفت دیوونه بازی درنیاری چیپ بزنی. گفتم اتفاقاً می خواهم چیپ بزنم. نقشه چیپ را از چند روز قبل کشیده بودم.دو شب قبل از بازی یکی از دوستانم منزل ما بود. داشتیم با هم نقشه می کشیدیم چه کار کنیم لطف عربستانی ها را تلافی کنیم! (خنده) گفتم یا باید با قیچی برگردان گل بزنم یا اگر پن ی شد چیپ بزنم. آنهایی که باید بدانند منظورم چه بود، می دانند. یادمان نرود من هم یک ایرانی هستم. ی حق ندارد به هموطن من توهین و جسارت کند.طارمی ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ برای اولین بار به تیم ملی ایران توسط وش دعوت شد.طارمی در جشن برترین های لیگ برتر چهاردهم (۹۳–۹۴) به عنوان برترین مهاجم لیگ ایران انتخاب شد. او در این مراسم در چهار رشته از جمله مرد سال فوتبال ایران که قاسم حدادی فر موفق به دریافت آن شد، ک دای دریافت جایزه بود.لوسیانو ادینهو، سجاد شهبازاده و مهدی طارمی، ۳ مهاجمی بودند که نامزد دریافت جایزه برترین مهاجم فصل گذشته انتخاب شدند و در نهایت مهدی طارمی به عنوان برترین مهاجم فصل گذشته انتخاب شد. طارمی جایزه خود را از عابدینی دریافت کرد.او نخستین بازی ملی خود را در یک بازی دوستانه در برابر ازب تان در سال ۲۰۱۵ انجام داد. او در سومین بازی ملی خود پایش به گ نی باز شد و در چارچوب مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ دو بار برابر گوام گ نی کرد.طارمی در چهارمین بازی ملی خود نیز درخشان ظاهر شد و در جریان پیروزی سه بر صفر بر هند، با سماجت خود یک پاس گل برای آندرانیک تیموریان ساخت و گل سوم را نیز به ثمر رساند. او در پنجمین بازی ملی خود برابر عمان اولین کارت زرد خود را دریافت کرد.طارمی که با بازی قشنگ اش برابر استقلال پایه گذار ش ت شاگردان قلعه نویی شد اکنون یکی از نفرات پرسپولیس برای فرار از بحران است. طارمی از جمله شهرستانی هایی است که خیلی زود به حاشیه نرفته و حتی تهران را هم هنوز خیلی بلد نیست.او خودش را شهرستانی می داند و دوست ندارد باشد و می خواهد در آینده به او لقب اسطوره پرسپولیس دهند.مهدی طارمی برخلاف سایر جوان های پرسپولیس که خیلی زود به حاشیه رفتند، روش متفاوتی را در زندگی در پیش گرفته و هنوز امیدوار است کی روش سرمربی تیم ملی بماند تا در جام جهانی روسیه لباس تیم ملی را بر تن کند. مصاحبه متفاوت طارمی با تماشاگر را می خوانیم.مهدی طارمیخوشحالی بعد گل مهدی طارمیفوتبال را چطور شروع کردی و فکر می کردی روزی در پرسپولیس بازی کنی؟
– من هم مانند همه بوشهری ها از زمین های خاکی، فوتبالم را شروع و چون بوشهر تیم های زیادی ندارد واقعا باید خیلی تلاش کنی تا به این تیم ها راه پیدا کنی.با این شرایط رسیدن به پرسپولیس دور از تصور بود؟
– واقعا همینطور است که می گویید. فکر برای رسیدن به تیم های بزرگ باید شرایط خاصی داشته باشید و ی به ما نگاه هم نمی کند. من در خانواده ساده ای بزرگ شده ام و فقط به فوتبال فکر می و واقعا فکر نمی در این سن بتوانم پیراهن پرسپولیس را بپوشم.آن هم پرسپولیسی که سرمربی اش علی است؟
– بله همینطور است که می گویید. من روزی آرزوی دیدن را از نزدیک داشتم اما حالا خوشحالم که شاگرد او هستم. علی آقا در یکی از بازی های لیگ مرا دیده بود و گفت دوست داری به پرسپولیس بیایی و من هم با سر آمدم.مهدی طارمی و علی طارمی و علی وقتی وارد تهران شدی چه حسی نسبت به این شهر داشتی؟
– با آن همه سروصدا و هیاهو فقط یک چیز در ذهن من بود و آن رسیدن به آرزوهای بزرگ واقعا هیچ جای تهران را نمی شناختم و روزی که رسیدم تهران چون جایی را بلد نبودم یکی از دوستانم به من کمک کرد تا به ورزشگاه درفشی فر و باشگاه بروم.برخورد بازیکنان با تو چطور بود؟
– واقعا فکرش را نمی من با اینگونه با محبت برخورد کنند. فکر می آنها مغرور و بداخلاق باشند و مرا تحویل نگیرند اما برخورد خوبی با من داشتند و حتی بعد از تمرین همه شان گفتند تو می توانی در پرسپولیس موفق شوی. خب انتظار چنین برخوردی را نداشتم.خیلی هم زود جا افتادی در تیم؟
– فکرش را نمی اما کمک علی آقا و بازیکنان خیلی به دردم خورد و زودتر از آنچه تصور می به ترکیب اصلی اضافه شدم. من خیلی جوان هستم و اگر این حمایت ها نبود شاید از تیم کنار می رفتم.نقطه عطف مهدی طارمی در این فصل از نظر خودش؟
– فکر می کنم خود و هواداران نقطه عطف حضور من در پرسپولیس را دربی بدانیم. با اینکه دقایق کمی را بازی اما توانستیم ۲- یک برنده شویم و در آن دقایق کم آنقدر انگیزه داشتم که توانستم یک توپ را به تیر دروازه بزنم و یک پاس گل بدهم؛ آن دیدار یکی از خاطرات خوب من در این مدت است. مهدی طارمیع مهدی طارمی بازیکن پرسپولیسبعد از اینکه به تهران آمدی با کدام بازیکن بیشتر رفت و آمد داشتی؟
– اوایل که به تهران آمدم تمام وقتم را با حسن ماهینی می گذراندم. حسین خیلی به من کمک کرد تا بتوانم در پرسپولیس انگیزه و اعتماد به نفس بگیرم. حسین قبل از آن ماجرای سربازی خیلی به من کمک می کرد و نمی گذاشت حال و هوای غربت مرا بگیرد.و بعد از رفتن حسین ماهینی با چه ی بیشتر دمخور هستی؟
– با تلویزیون دمخورم؛ چون اکثرا خانه هستم و به تازگی کلاس زبان می روم.همچنین بخوانید : ” بیوگرافی فوتبالیست ” های پرطرفدار و محبوبکلاس زبان را به خاطر اینکه پیشنهاد از کویت و هلند داشتی می روی؟
– نه بابا؛ به خاطر ترانسفر شدن به کلاس زبان نمی روم. درآ ین اردویی که پرسپولیس در رأس الخیمه امارات داشت بعد از تمرین اجازه ید به بازیکنان می دادند و وقتی بازیکنان همه با هم می رفتیم ید، دوستانم همه زبان بلد بودند تا راحت ید کننداما من باید از بچه ها کمک می گرفتم و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم به محض بازگشت از امارات به کلاس زبان بروم. یک بازیکن حرفه ای باید به زبان انگلیسی مسلط باشد. البته بحث ترانسفر هم مطرح است ولی دلیل اصلی کلاس رفتنم سفرها و اتفاقاتی است که در امارات افتاد. مهدی طارمی با ع مرتضی پاشاییمهدی طارمی و ابراز علاقه به مرتضی پاشاییطارمی را شبیه می دانند؛ خودش چه نظری دارد؟
– از دوران کودکی که در زمین های خاکی بازی می کردیم، همه دوست داشتند یک اسم بزرگ روی خودشان بگذارند اما من به این کار علاقه نداشتم و حالا هم سعی می کنم خودم باشم.می خواهم خود طارمی بزرگ باشد و در پرسپولیس اسطوره شود نه اینکه مقایسه شوم. من را خیلی دوست دارم. او بزرگترین افتخار فوتبال ایران است. من کجا و کجا ولی من دوست دارم ۱۰ سال دیگر به بازیکنان جوان بگویند دوست دارید با طارمی مقایسه شوید…فکر می کنی به این جایگاه برسی؟
– همانطور که فکر نمی روزی در ر بازی کنم و این اتفاق افتاد، الان هم برای هر موفقیتی دیگر اما و اگر ندارم و می گویم می توانم به این جایگاه برسم. من روزی که پیراهن پرسپولیس را پوشیدم با خودم گفتم از الان دیگر هیچ چیز نشد ندارد.به خانواده هم سر می زنی؟
– آنها تمام دارایی من در زندگی ام هستند اما به خاطر فشردگی تمرینات و بازی ها چند وقتی است به بوشهر نرفتم.مهدی طارمی و مادرشمهدی طارمی و مادرش در کنار لاله اسکندریالان که به بوشهر می روی برخورد مردم چطور است؟
– خیلی برخورد خوبی دارند و احترام می گذجارند و من هم طوری رفتار می کنم که فکر نکنند گذشته ام را فراموش کرده ام. هنوز هم به دوستان و فامیلم سر می زنم.اما با اینکه می گویی دنبال حاشیه نیستی ولی با خواننده معروف زیرزمینی ع انداختی؟
– در این باره نمی خواهم صحبت کنم و چیز خاصی نبوده. یک اتفاق بود که تمام شد و شما هم درباره اش چیزی ننویسید.مهدی طارمی و و مهدی طارمیپرسپولیس با و درخشان را چطور مقایسه می کنی؟
– هر مربی تفکرات و شیوه خودش را دارد. در حیطه من نیست که درباره مربیان صحبت کنم و علی آقا یک جور با بازیکن کار می کرد و حمید خان هم طوری دیگر.به نظر من ما مشکل مدیریتی داریم و واقعا باشگاه دچار مشکلات مدیریتی است و کاری هم از دست دوستان برنمی آید. امیدوارم ت و وزارت ورزش به این مشکلات سر و سامانی دهند.این پرسپولیس شانس قهرمانی دارد؟
– وقتی در یک بازی ۹ نفره برنده می شویم یا در حالی که فکر نمی کنید دربی را ببریم اما برنده می شویم یعنی این شانس را هنوز داریم که بتوانیم قهرمان شویم یا سهمیه آسیا را ب کنیم.ماجرای حمله عربستانی ها به اینستاگرام مهدی طارمی:طارمی پس از پایان بازی در اینستاگرامش نوشت:”هی فلانی! اگه تو پلیسی ما پرسپولیسیم و پس از آن بود که کابران عربستانی به صفحه وی حمله د. کاربران عربی اینستاگرام به سبک برخی کاربران وطنی! در این جور مواقع، آدرس پیج مهدی طارمی را پیدا د و در کامنت های فراونی با الفاظ رکیک نسبت به این حرکت طارمی، اعتراض خود را نشان دادند. اینستاگرام مهدی طارمیخوشحالی بعد گل مهدی طارمی مقابل عرب هاپس از این اتفاق کاربران ایرانی نیز بیکار ننشستند و ضمن اطلاع به یکدیگر، به صفحه طارمی رفتند تا زیر آ ین پست این بازیکن، کامنت های جنجالی و البته رکیک فراوانی بین کاربران ایرانی و عربستانی ردوبدل شود. تا لحظه تنظیم این گزارش بیش از ۱۵ هزار کامنت زیر آ ین پست مهدی طارمی ثبت شده است. این در حالی است که پست های قبلی این بازیکن به طور میانگین ۴۰۰ تا ۵۰۰ کامنت داشته است.آشپزی مهاجم پرسپولیسطارمی با انتشار ع زیر نوشت :کم کم دارم آشپزی یاد می گیرم، دوستتون دارم.مهدی طارمی در حال آشپزیآشپزی مهدی طارمیآرزوی مهدی طارمی بازیکن پرسپولیس:مهدی طارمیآقای گل لیگ برترروزی آرزویم معروف شدن بود. با خودم می گفتم آیا روزی می رسد که من هم مثل خیلی از ستاره های آن روزهای فوتبال ایران معروف شوم؟» او تاکید می کند که دوست داشت مثل و کریمی شود:«می گفتم چه می شود من هم مثل آنها بشوم. این آرزویی بود که از بچگی در سرم بود. باید از تشکر کنم که مرا انتخاب کرد و تشکر مهم تر برای اعتمادی که نسبت به من نشان داد. من برای هنوز کاری نکرده ام اما یک روز محبت هایش را جبران می کنم. البته اگر بتوانم و در این حد باشم.بازیگری مهدی طارمیآقای گل نیم فصل لیگ برتر با دو گلی که به ثمر رساند، چهره ویژه دیدار با راه آهن بود، البته بیشتر از همه چیز نوع شادی گلش برای انی که حرکات او را پیش از این دنبال می د عجیب بود. در حالی که بعد از گلی که طارمی به ثمر رساند همه به سر و کول او می پ د طارمی در این بین در حال اجرای مراسم شادی گل خاص خود بود. اما ماجرای شادی گل عجیب طارمی چه بود؟ طارمی پیراهنی را پس از گل به دست گرفته و به نمایش که گذاشت که تصویر چهره یک کودک سرطانی به نام محراب روی آن نقش بسته بود. اما جالب است بدانید این حرکت بخشی از یک سینمایی بود که دیروز به صورت زنده وسط بازی لیگ برتری برداری شد و این سکانس به همین ترتیب در به نمایش درخواهد آمد.مهدی طارمی در بازی پرسپولیس و راه آهنمهدی طارمی در بازی پرسپولیس و راه آهننام این «عشق نیکان» به کارگردانی فرناز امینی است که برای حمایت از ک ن سرطانی ساخته شده و ماجرای دو کودک است که یکی از آنها طرفدار استقلال و دیگری پرسپولیسی است. فردی که هوادار پرسپولیس است روزی به صورت اتفاقی آرش برهانی را می بیند و چون می داند که دوست استقلالی اش این بازیکن را دوست دارد از برهانی یک امضا می گیرد. مدتی بعد کودک پرسپولیسی دچار سرطان می شود و دوستش برای یافتن بازیکن محبوب وی به محل های گوناگون سر می زند. کاری که سبب می شود سختی های زیادی را در این مسیر متحمل شود. اما سرانجام او بازیکن محبوب دوستش را پیدا کرده و او را نزد دوستش می برد. این مسئله تاثیر فراوانی در روحیه کودک بیمار دارد آن هم در حالی که طبق گفته پزشکان تنها یک ماه از عمر این کودک باقی مانده بود. در این که علاوه بر مهدی طارمی و آرش برهانی چهره های فوتبالی دیگری همچون محسن بنگر هم به جای شخصیت خود بازی کرده اند، هانی نوروزی فرزند هادی نوروزی کاپیتان فقید پرسپولیس هم به ایفای نقش پرداخته است. محمدرضا شیرخانلو، ملیکا شریفی نیا، نیما شاهرخ شاهی، علی کاظمی، روشنک عجمیان، سولماز حصاری، شهین تسلیمی، مهران فهیمی، بهزاد رحیم خانی، محمد زارع و… از دیگر بازیگران این هستند.مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس با کار ارزشمندی که انجام داد هدیه ای بهتر از سوی مدیرعامل استیل آذین دریافت نمود.شرکت مدیران خودرو جایزه ای که برای مهدی طارمی به عنوان بهترین بازیکن پرسپولیس در فصل جاری، در نظر گرفته بود، به وی تحویل داد و وی بلافاصله پس از چند ساعت قولی که به مجتبی محرمی داده بود عمل کرد و آن ماشین را به وی تحویل داد.حسین هدایتی هم همانگونه که پیش تر گفته بود پول یک خودروی سانتافه را به طارمی هدیه داد. طارمی در این خصوص در صفحه اجتماعی خود نوشت:«سلام به همه. من قولی رو که داده بودم عملی و ماشین رو به آقا مجتبی دادم.» وی افزود:«حاج حسین هدایتی هم لطف کرد و پول یه ماشین بهتر رو به من داد و از ایشون خیلی تشکر می کنم بابت این لطفشون و همچنین تشکر می کنم از شهروز پاشاکی که هماهنگی این جلسه رو بر عهده داشت.»طارمی در پرسپولیس بازیکن پن ی گیر ی است اما در فصل ۹۷ – ۹۶ تیتر رسانه به این گونه بوده است که “سیامک نعمتی رقیب سرسخت طارمی در پن ی گیری”
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، پانزدهمین شب برنامه راز به نام شهید محمدباقر صدر بروی آنتن رفت. حجج سیدامید موذنی و سعید بهمنی مهمانان نادر طالب زاده در این برنامه بودند. موضوع هم نظام فکری و شه ای شهید صدر بود. حرف هایی زده شد که سال ها بود از تلویزیون این گونه نشنیده بودیم. شهید صدر در این برنامه یک قرین معنوی دیگر هم داشت. در فرازهایی از بحث یادی از علی صفایی حایری به تکریم شد.متن مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید:طالب ­زاده: افتخار دارم در مورد موضوعِ بسیار مهمی و جذ امشب صحبت . در خدمت دو نفر از علما هستیم، آقای موذنی و آقای بهمنی. چرا آقای موذنی ما امروز باید در مورد شهید صدر صحبت کنیم؟ برنامه راز به مسائل خیلی خاص می­ پردازد. بعضی ممکن است تعجب کنند چرا شهید صدر که سالها پیش شهید شد و ردّ او هم کم دیده می­شود و فقط یک اتوبانی به نام او داریم کم دیده می­شود؟ موذنی: به همان میزانی که ما به سوالِ چرا به شۀ صحیح، مستقیم و ناب احتیاج داریم، پاسخ می­دهیم به همان میزان هم به سوالِ چرا به شهید صدر نیاز داریم، پاسخ می­دهیم. اگر وضعیت امروز جامعه و وضعیت دنیای را وضعیتی می­دانیم که در ساحت شه پیش از هر چیز دیگری نیازمند است که فکر نو تولید کند، فکری که مسائل امروز جهان را درک کند، برای سوالات امروز جهان پاسخ داشته شود، اگر به شه ­ای نیاز دارد که جامع باشد و بتواند انسان را با همۀ ساحت­ هایش ببیند، به شخصیت ­هایی مانند شهید صدر نیاز پیدا می­ کنیم.شهید صدر به عنوان یک شمند ی که بین دو مسالۀ مهم جمع کرده است؛ که معمولاً در کمتر ی پیدا می­شود. یعنی بین اص و معاصرت، یعنی شهید صدر در عمیق­ترین لایه­ های فکرِ ی، شه­ ورزی کرده و در عین حال این شه ­ورزی عمیق، ناب و خالص ی، برکنار از تحولات و پیشرفت­های روز جهان نیست. این شه­ ورزی، اندویشه ­ورزیِ جامانده در تاریخ نیست. شه­ ورزی­ای است که به امروز بشر رسیده است و علاوه بر اینکه عمیق و ریشه­ دار در است و از اص آن ذره­ای کم نشده است، یعنی این فکر و شه هیچ خلطی با سایر شه­ های غیر ی نداشته در عین حال مالِ انسان امروز است، مساله و نیازهای امروز او را دیده است.طالب­ زاده: چقدر جلوتر از زمانش بود؟موذنی: این یک فصل جدیدی است. حالا اینکه چقدر جلوتر از زمانش بود، شهید صدر 60 سال پیش فلسفتنا و اقتصادنا می ­نویسند در 25 سالگی. هر کدام در 10 ماه . در حالی که ما هنوز که هنوز نتوانستیم مانند اقتصادنا کت داشته باشیم و دردناک­تر بگویم هنوز که هنوز است ما اقتصادنا را نمی­خوانیم. یعنی اقتصادنا در خیلی از کشورهای دنیا کتاب درسی است یا کتاب مطالعات جدی ­ها است اما ما هنوز سر اینکه رشتۀ اقتصادِ ی داشته باشیم یا نداشته باشیم، داریم دعوا می­کنیم! بعضی­ ها سر اینکه اصلاً اقتصاد دارد یا ندارد، دارند دعوا می­کنند و این نشان می­دهد ی که 60 سال پیش باور داشته که دین همۀ حیات است و بعد بیاید برای این ادعا نظام ­سازی کند، فکرِ نظام­ند در حوزۀ اقتصاد و سیاست تولید کند و فکری که مورد پذیرش قرار بگیرد؛ در بسیاری از کشورها که معاند شۀ شیعی محسوب می­شود اینقدر عظمت این فکر و اهمیت علمی این کتاب­ها و آثار جدی است که نتوانستند از این کتاب چشم پوشی کنند یا به عنوان متن درسی در سطح بالای علمی و یا به عنوان کتاب­های مطالعاتی مهم و متن منبع به آن توجه د و در جهان آنقدری که بنده دیدم و پژوهش نمی ­توانیم کشوری از کشورهای ی را نام ببریم که از 60 سال پیش تا به امروز بر سفرۀ شه ­های شهید صدر ننشسته باشد، چه در حوزۀ فلسفه، چه در حوزه اقتصاد و حوزه اقتصاد حوزه­ای است که شهید صدر بیشتر شناخته می­شود. اما متاسفانه عرصه ­های دیگری است که شهید صدر هنوز با آنها شناخته نیست مانند تفسیر که رویکردی که شهید صدر در این حوزه، این نوآوری که شهید صدر حوزه تفسیر داشته است، اگرچه متاسفانه باز هم این در جهان خارج از فضای ایران زودتر کشف شده است! یعنی خیلی از شمندان عرب زودتر به شهید صدر رسیدند و خودشان را مدیون شهید صدر می­دانند در رویکرد تفسیری و مدعی هستند ما داریم فکر او را ادامه می­دهیم. چه اقتصاد، چه فلسفه و چه تفسیر و چه عرصه­ های دیگر. این برای 60 سال پیش است تا سال 58 شمسی که ایشان شهید می­ شود، آ ین دستاوردهای فکری ایشان عرضه می­ شود و همیشه جلوتر از زمان، اولین پیش­نویس قانون اساسی ایران را ـ غیر از پیش­نویسی که در فرانسه تهیه شده بود. شهید صدر می­ نویسد و یکی از متن­هایی که مورد توجه قرار گرفته بود بنا بر بعضی گزارش­ها در تدوین قانون اساسی، همین پیش­نویسی است که شهید صدر نوشته است. الان هم اگر ی آن پیش­نویس را مطابقت بدهد با متن فعلی قانون اساسی در بسیاری از اصولش مشترک است، در نظریۀ اساسی­ اش که نظریۀ مردم­سالاری دینی است کاملاً منطبق است و شهید صدر با یک فکر بسیار ستودنی یعنی واقعاً از ابعاد مختلف چه از حیث عمق قرآنی و ی ­اش و چه از حیث رفع نیازهای یک حکومت به معنای واقعی، چه از نگاهِ اینکه سازمان­ها و ساختارهای مختلفی که نیازمند این است که حکومت را پیش ببرد، در نظر گرفتن همۀ این جوانب واقعاً در حالی که شهید صدر در مدت خیلی کوتاهی این را نوشته است، در 15 فروردین سال 57 یعنی قبل از پیروزی انقلاب ی این پیش ­نویس را نوشته است. اما می­ بینید بسیار جامع است و با آن چیزی که امروز هم در قانون اساسی است، بسیار مشابهت دارد.من اگر بخواهم مطلب را خلاصه بگویم این است که میزانِ نیاز ما به شۀ ناب ی هر چقدر بیشتر باشد ما به انی مانند شهید صدر و به طور خاص به خودش شهید صدر نیازمند می­شویم. چون او آمده و محصول به ما داده است و صرفاً فقط ادعا نیست، او تمام حرفهای خوبی که ما داشتیم تبدیل کرده است به یک محصول قابل ارزی ، محصولی که نه تنها در سطح کتاب قابل ارزی است چون پیاده شده مثلاً فکر بانکداری شهید صدر در دنیا و در خیلی از کشورها پیاده شده است. واقعیت بیرونی آن هم قابل ارزی است و لذا شهید صدر یک گام بسیار مهم است و یک مرحله است برای اینکه ما بخواهیم برگردیم و در حوزۀ شه گام ­های بعدی را ادامه بدهیم و به سمت مسیری که باید پیش برویم.طالب ­زاده: آقای بهمنی را که 20 سال در این حوزه کار می­ کنند را معرفی ید.موذنی: آقای بهمنی یکی از شخصیت­های قرآنی کشور هستند که از مسیر قرآن با شهید صدر پیوند خوردند. ایشان حدود 20 سال در مسالۀ روش ­شناسیِ تفسیر و بحث­های مرتبط با روش­ شناسی کار می­ د، در ضمن بحث­ هایشان در حوزۀ شمندان ی پیگیر بودند که چه ی از شمندان ی به روش پرداخته است. به شهید صدر می ­رسند و حدود 8 سال متمرکز می ­شوند در همین 13 درسِ تفسیری شهید صدر که شهید صدر روش تفسیر موضوعی را آنجا ارائه می­کنند و بحث نظریه ­پردازی را و پژوهشی داشتند تحت عنوان «مدلِ مفهومی نظریه ­پردازی قرآن­ بنیان» که تبیین می­کند شهید صدر چگونه نظریه­ پردازی را آنجا شرح دادند.طالب ­زاده: شما چگونه با شهید صدر آشنا شدید؟بهمنی: لازم می­دانم یک مقدمه­ ای را بگویم درباره اینکه ما دربارۀ شخصیت بزرگی داریم سخن می­گوییم و سخنان بنده در اندازۀ ظرفیت بنده است. جای خیلی از فضلاء و علمایی که در این عرصه کار د در اینجا خالیست و آرزو دارم آنها در فرصت­های بعدی بیایند از کارهای شهید صدر، از الهاماتی که گرفتند و نظریاتی که پدید آوردند اینجا سخن بگویند. نکته بعدی اینکه من واقعاً خدا را شاکرم که در عمر طلبگی و تحقیق خودم در ایستگاه این قلۀ بلند اطراق و در دامنۀ این قلۀ بلند علمی به اندازۀ ظرفیتم خوشه ­چینی .عرصۀ مطالعاتی من گسترده نبوده و همه آن چیزی که شهید صدر کار کرده هم نبوده است. بیشتر متمرکز بوده بر مطالعۀ قرآنی ایشان. به طور خاص روش­شناسی ایشان برای نظریه­ پردازی و نمونه­ هایی که عملیاتی کرده است. البته در این سطح متمرکز قریبِ سالهایی که فرمودند کار . از روز اول از آنها این ادراکات تفصیلی را نداشتم، جاذبه ­های شهید صدر بیش از همه در دهۀ 60 به وسیلۀ مرحوم ما حاج شیخ­علی صفایی بوجود آمد. آن معرفت و نوعی عُلقه از طریق ایشان در من ایجاد شد.طالب ­زاده: ایشان توجه ویژه­ای به شهید صدر داشتند و آن را به شاگردانشان منتقل می­ د.بهمنی: آن سنت­ های تاریخی ایشان که در آن زمان منتشر شد و مباحث حلقات و اصول به تدریج داشت منتشر می ­شد، آشیخ علی­ آقا تعبیرش این بود که شهید صدر فو­ق ­العاده منظم است. مطالبی را که می­ گویند ساختار یافته است. هم فهمش ساده است و هم نقد و تکمیلش ساده است. چون مشخص است این بستۀ معرفتی­ای که سامان می­دهد و به شما ارائه می­کند کاملاً ساختارمند و شکل دارد. بی ­سروسامان و ناهمگون نیست. بیش از همه بر نظمِ فکری شهید صدر که فوق­ العاده برای ما هم جذاب بود، افزون بر آن بر قدرتِ انتزاعیِ شهید صدر تاکید داشت که آن هم فوق ­العاده جذاب است.خود آشیخ­علی آقا هم قدرت انتزاعی فوق­ العاده­ای در حد نبوغ داشت که می­توانست تمام مباحث بسیار پرحجم علوم را در چند کلمه خلاصه د. بسیار معنی ­دار و فوق ­العاده پوشش­­ دهندۀ آن معنا. این قدرت ذهنیِ انتزاعی در همه نیست، افراد بسیار خاصی اینگونه کلی و ماکرویی پدیده ­ها را تلقی می­ کنند و در هاضمۀ خودشان می­توانند به معنا تبدیل ند. آن پیوند اصلی در جوانی به وسیلۀ ما ایجاد شد. بعد از آن یک دورۀ فَترتی داشت. چون متون شهید صدر یک مقدار عربی ­اش دشوار است. عربی جدید ما در متون کلاسیک خودمان عربیِ نثر خاصی که به نوعی فارسی هم است، مانوس هستیم نه عربیِ جدید، آن دوره­ ها که گذشت یک مقدار تسلط ما بیشتر شد و من بیش از هر زمان دیگری هم به روش­شناسی توجه . اساساً وقتی آن زمان تحلیل مسئولیتی داشتم، به این نتیجه رسیدم که مطالعات روش شناسی یک آسیب در مطالعات راهبردی ما است. بنابراین مطالعاتم را متمرکز بر روش­شناسی. در روش­شناسی هم متون مختلفی را دیدم و در نهایت دیدم تنها عالم طراز اول در مرجعیت که وارد روش­شناسی شده است و یک روش فوق­ العاده بلندی را با اه فوق ­العادهِ جهان شمول ترسیم کرده، مرحوم آسیدمحمد باقر صدر است. لذا آن مطالعاتی هم که کرده بود و نوشته­ هایی که داشتم همه را کنار گذاشتم. اول متمرکز شدم بر روش­شناسی ایشان که اول روش­ شناسی ایشان در فرجام عمر مبارکشان در آ ین حلقات درسی­ شان بوده و بعد دیگر فرصت باز تدوین و تدوین ندارند، در منزلشان زندانی می­­شوند و بعد به شهادت می ­رسند.لذا این داده­ ها آ ین بیانات شهید صدر است که به نظر می­ رسد دیگر قله و حصیل و ثمرات عمر شریفشان است. یک روش­شناسی و بعد یک نمونۀ عملی از آن روش، روش ایشان روشِ نظریه­ پردازی است که معروف است به تفسیر موضوعی اما تفسیر موضوعی شهید با همۀ تفسیر موضوع­ هایی که من مطالعه از مصری­ ها، از کشورهای دیگر ، از حجاز هر که دربارۀ تفسیر موضوعی سخت می ­گوید آنی را که شهید صدر بیان می­ کند مراعات نمی­کند، یک مجموعۀ منسجمِ موضوعی از اطلاعات اما شهید صدر در نظریه­ پردازی که به ضرورتش رسیده و از جوانی هم این را دنبال کرده است. یعنی از 25 سالگی فلسفتنا، اقتصادنا و نظریات دیگری را سامان دادند، شهید صدر به این نتیجه رسیدند که نظریه ­پردازی می­تواند آن جبهۀ فکر ی را در مقابل رقبای بین­ المللی، رقبای بزرگ ایجاد کند. در دورۀ معاصر ما دو رقیب بزرگ داریم. یعنی رقبای سنتی ما با مذاهب ی بوده، اما در دورۀ اخیر رقابت ما فراتر از مذاهب رفت، فراتر از ادیان ما، رقیبِ مکاتب جهانی شدیم، ی که این ادراک کرد و برای این سطح رقابت به تفکر پرداخت به نظر می ­رسد در بین متفکران ما از انسجام بیشتری برخوردار است، شهید صدر است که آثارش هم این را نشان می­دهد. لذا ایشان در دورۀ اخیر روش­ شناسی ایشان و به طور خاص فرموله نظریه­ پردازی آن چیزی بوده که حوزۀ مطالعاتی بنده را به خودش اختصاص داده است.طالب­ زاده: ی نکات جالبی را چند ماه پیش در مورد ایشان (شهید صدر) در یک جمعی بیان د. در ادامه نکاتی که آقا فرمودند بعد از مدت­ها یک شخصیتی که فرمولی برای حل بعضی از مسائل بسیار مهم و اجرایی ما دارند. ما الان مشکل اجرایی داریم. اجرایی که مبتنی بر عقیده و ایده باشد و بتواند از خودش دفاع کند و ی که متعلق به جهان است و همۀ متون هم به زبان عربی نوشته شده است و از اولین انی بودند که متوجه حقیقت هستند و آن جمله ­ای که ذوب در را و خودشان را هم ذوب در این مسیر می ­دیدند. ما چقدر در همین تلویزیون بحثِ اصطلاح اقتصادمان که اقتصاد یک ملغم ه­ای از مطالب مختلفی است ولی الگوی آن را داشتیم و می­توانستیم از سالهای قبل مثلاً از 20 سال پیش روی این موضوع شروع کنیم به کار ولی نخواستیم. کشورهای دیگری هم که هم نبودند خیلی هم ادعا نداشتند ولی شروع د از همان زمان قدیم کار و در این قسمتِ اقتصاد یک پیشرفت­های قابل توجهی هم نسبت به ما دارند. اینکه ما باید عملیاتی وارد شویم و شهید صدر را دری م، کتاب اقتصادنا یا کت که راجع به ربا است و بانکداری بدون ربا که آقا اشاره می کنند. یک دوره پا تان از او خواسته بود و الان 4 دهه انقلاب جلو آمده و این فرمولِ اصلاحش را را کار کرده ولی ما او را در رادار نداریم و خیلی خیلی کمرنگ است و رسانه باید او را بزرگ کند تا دیده شود و درست شود.موذنی: سوال، سوال کلانی است و باید ابعاد مختلفی بررسی شود و در سطح بنده نیست. من نسبت به شخص شهید صدر عرض می­ کنم، شهید صدر چند کاربری ویژه برای امروز دارد. یک سطح از این کاربری این هویتی است که شهید صدر می­تواند به سالکان مسیرِ شۀ ی بدهد. ما امروز در سطح آغازگران مسیر شه یک نوع بی­ هویتی شاید بشود گفت احساس می­کنیم آن باورِ عمیق به اینکه می­تواند در همۀ عرصه های حیاتی حضور داشته باشد و جامعه را مدیریت کنیم نمی­ بینیم. شاید شه­ اش را خیلی افراد قبول داشته باشند اما اینکه این شدنی است و این می­شود و این قابل عرضه است و ما می­توانیم با مکاتب دنیا در عرصه­ های مختلف رقابت کنیم و را پیروز کنیم، مهیمِنِ بر عرصه ­های مختلف زیستی باشد نه مکاتب دیگر، این در شهید صدر به شکل جدی جلوه پیدا کرده است و اگر ی ارتباطات شه­ ای با شهید صدر پیدا کند در سطوح ابت شه­ ورزی، این باور در او شکل می­ گیرد که این راه رفتنی است و راه شدنی است و این خیلی نکتۀ مهمی است که می­تواند آیندۀ علمی ما را تامین د، به هر حال نظریه ­پردازی، نظام­سازی، حل مشکلات کلان جامعه با سطوح پایین علم اتفاق نمی­ افتد. در سطح­ های بالایی و توسط افرادِ خاصی باید این شه ­ورزی­ ها اتفاق بیفتد که نیازمند یک غربال است به مرور در سطوح مختلف علمی عده ­ای پس از تلاش­های بسیار می­توانند به مرحله­ ای برسند که این مسائل را حل کنند.این نیازمند این است که از همان ابتدا این هویت اتفاق بیفتد یعنی باور به این مسیر عمیقاً در جانِ دانش ­پژوهان ما که معتقدند حداقل به در همین سطوح ابت جا بیفتد و ما شاهد این نباشیم که مثلاً دانشجوی مسلمان که دانشجوی حزب ­اللهی است توجه ­اش به مکاتب غیر ی خواه ناخواه بیشتر از مکتب و شمندان ی است، یعنی ما می ­بینیم بسیاری از شخصیت­ های غیر ی، لیبرال­ها و کمونیست بیشتر از شخصیت­های ی دیده می شوند و خوانده می­شوند، من تعجب می­کنم زمانی که با بعضی از دوستان و حوزه صحبت می­کنیم به جرات می­توانم بگویم بالای 80 درصد از آثار شهید صدر اساساً خوانده نشده است یعنی حتی یک دانشجوی معتقدِ علاقمندی که می­داند شهید سیدمحمدباقر صدر کیست و به نبوغ و بزرگی او اعتقاد دارد واقعاً 80 درصد آثار او را اصلاً ندیده است.بسیاری بحث ترجمه و بحث­ های دیگر را مطرح می­کنند. اما این اتفاق نیفتاده، رجوع به شهید صدر و اینکه چنین شخصیتی داریم که توانسته در عرصه­ های مختلف، فلسفه، منطق «الاسس المنطق الاستقراء» کت است که اگر درست خوانده شود، فهم شود به تعبیر بعضی از اساتید عرب در جهان مصر او تعبیر می­ کند؛ می­ گوید رنسانس دوم اروپا را محقق می­کند. سطح کتاب سطحی است که می­تواند چنین تعبیری را راجع به او به کار ببرد. یا تع ر دیگری درباره شهید صدر که در بین شمندان عرصه ­های مختلف علوم انسانی مشهور و معروف است. یک کاربردی بسیار مهم بحث هویت ­بخشی است؛ یک نکتۀ دیگر که الان به نظر من مهمترین کمک شهید صدر است به جامعۀ امروز ما، کمکی که از 60 سال پیش آغاز کرده است و سالها در سکوت بوده این امداد شهید صدر، بحث نظریه ­پردازی است. شهید صدر برای تامین زیرساخت­ های شه­ای جامعۀ ی در سطوح مختلف کار روشی کرده است و به تعبیری روش پردازی کرده است در روش تولید نظریه، روش تولید نظام، روشِ است اج قانون و روش تولید و ساخت نهاد را برای ما و جامعه ی ارائه کرده با شیوه­ های معتبرِ استدلال در حوزۀ ی. یعنی شما نمی­ توانید به بحث­ های شهید صدر هیچ اشکالی فقاهتی بگیرید. همۀ حرفهای شهید صدر در دایرۀ شه ی است. یعنی در افکار و شه­ های شهید صدر هرگز بوی قاط نیست. شهید صدر از ابت ­ترین و ریشه­ ای­ ترین مرحله که نظریه­ پردازی است تا آ ین مرحله در جامعه ی که تدوین قانون، گزاره­ های جزیی رفتاری در سطح جامعه و نهاد، یعنی سازمان­هایی که می­خواهند کار جامعه ی را پیش ببرند، شهید صدر برای اینها نمونه داده است، یعنی از فکر مبنایی تا نمونه، تا مصداق در مدل­های مختلف، مثلاً در نظریه­­ های ، شهید صدر نظریه استخلاف را دارد که امروز چیزی است هم­ مرز و شبیه مردم­سالاری دینی. در اقتصاد، نظام اقتصاد ی را طراحی کرده است با ستون­های اصلی و روش ساختِ نظام را که امروز یکی از مهمترین مسائل ماست.در قانون، روش قانون­ پردازی که ما چگونه بتوانیم در ذیل این نظام اقتصادی قانون­هایی را وضع کنیم که ما را به اه ی برساند و نهاد، نمونه بانک را شهید صدر یک نمونه را در فضای غیر ی و اصولی را برای است اج تدوین یا ساخت نمونۀ الگو یا نهاد اجرایی جامعه ی در حوزۀ بانک و در مواردی دیگر بعضی­ از آنها تدوین شده است و بعضی از آنها ایده­های کلی بوده شهید صدر ارائه کرده است. اگر ما بیاییم سراغ این میراث گرانبهاء، شه­ ها و آثار شهید صدر می­ توانیم در سطوح مختلف کار را شروع کنیم، واقعاً یک جاهایی ما باید کار از نقطه ­ای که شهید رسانده تازه شروع کنیم. هنوز نتوانسته ­ایم به شهید صدر برسیم و شهید صدر را ادامه بدهیم، اگر این میراث را دری م، مسیرِ رسیدن به یک جامعۀ طراز ی البته در عصر غیبت این فراهم می­شود و گام­های بلندی در این مسیر برداشته خواهد شد.بهمنی: آگاهی من محدود است و صرفاً در حوزۀ روش ­شناسی و نظریه­ پردازی است البته این می­تواند یک فرهنگ و سرچشمه­ ای باشد برای ورود به مطالب، من جا دارد یک یادآوری م از م رضوان ­الله علیه، ایشان در یک مطلب دیگری که آقای موذنی هم اشاره فرمودند در شهید صدر مشترک بود. که با معرف تفصیلی من با شهید صدر این را بیشتر می­فهمم، آن زمان من وجدان می­ در معا با آقای صفایی، یک استغنایی را نسبت به القاء می­کرد. حس ما این بود که با داشتن قرآن و با داشتن این میراثی که از اهل­بیت به ما رسیده است، ما دیگر به چیزی نیاز نداریم، مبانی اساسی و همه چیز اینجا است، اینها شاید تبیین آکادمیک نشده بود، اما الان چون ارتکاز ذهن دارم این را بداعتاً می گویم، شاید ادراک شهودی ایشان بود، این در کتاب­های آشیخ­ علی آقا هم موج می­زند، این شی و این شیفتگی به این داده­ ها، لذا ایشان خیلی از اصطلاحات آکادمیک استفاده نمی­کند. مستقیم از داده­ های آیات و روایات حتی نثر فارسی هم که می­ نویسد، شما ردِ آیات و روایات را در این نثر می­ بینید. این احساس را آثار شهید صدر و تاکیدات شهید صدر هم به ما القا می­کند. احساس می­کنید شهید صدر به یک منبعِ نورانی و علمی بزرگی وصل است و هر آنچه را که می­خواهد می­تواند از این منبع بیرون بیارود. قبل از اینکه من بیان آکادمیک داشته باشم برای این، البته خود این حس قیمتی دارد، انی که با ما بودند و در آن فضا بودند حس د وقتی چنین ح استغنایی دارد از یافته­ های دینی خودش، چه حس نیرومندی را به شاگردانش منتقل می­کند.نکته­ ای که شما فرمودید چرا شهید صدر در رادار نیست و او را ادارک نمی ­کنیم؟ لازم است از منظر خودم بگویم، ما برخی از بزرگان خودمان را و این وجودهای بسیار گرانقیمت که در مثلاً سده­ها و قرن­ها آدم­ هایی اینگونه بزرگ پدید می ­آیند، یک آفتی که داریم البته از جهاتی هم خوب است، بیشتر ستایش می­کنیم تا تبیین . بیش از اینکه ما شهید صدر را تبیین کنیم که آغاز و انجام تفکرش چیست و چه مساله ای را دارد حل می­کند، او را ستایش می­کنیم. البته این قابل تعمیم است نسبت به معانی مقدس دیگر هم ما معمولاً اینطوری رفتار می­کنیم. چون ستایش آسان تر است، من نفی­اش نمی­کنم، بزرگان و افراد قیمتی را باید ستود. چون ستودنی هستند اما ستایش باید با تبیین یک موازنه­ای داشته باشد.طالب­ زاده: یعنی باید وارد عمل شویم!بهمنی: بله مرادم از تبیین این است که ما وقتی میراث علمی آن را شناختیم می­دانیم این پرچم را کجا برافراشته و چگونه برده، احیاناً تکمیلش کنیم، نقدش کنیم و بعد از آن عبور کنیم. چون او فرزند زمان خودش است. با همۀ بزرگی ­اش او مجرای یک رزقی بوده برای جامعه خودش، معمولاً بزرگان اینگونه هستند از مجاری این بزرگان به جامعه یک افاضاتی می­شود، مانند حضرت ، ایشان با نظریه ولایت­ فقیه و نظامی که بر آن اساس طراحی کرد و حرکتی که کرد، یک نظامِ 2500 ساله را از هم پاشید و نظام نویی را به پا کرد، ما که تنفس می­کنیم در این فضا، این رزقی است که از مجرای وجودی آن بزرگ گویی به ما داده شد، بزرگان اینگونه هستند. مانند شهید صدر که اشاره فرمودید نیاز عصر ما به ایشان است، این بزرگان به لحاظ آن ذکاوت و نوری که خدا به ایشان می­دهد گویی فراتر از زمان هستند، ظرفیتی در وجود آنهاست که انگار کل زمان را می­توانند ادراک کنند، جای خودشان را در تاریخ مشخص می­کنند که در کجای تاریخ ایستادند؛ و برای چه عمقی از تاریخ تفکر می ­کنند.این را می­خواهم تبیین کنم این تا اینجا ستایش است، برای شما روشن کنم شهید صدر چطور اینگونه است؟ شما را ارجاع می ­دهم به چند مفهوم که ما بعد از انقلاب با اینها در محیط آکادمیک و علمی ما حتی محیط عمومی بحث شده و شنیدند، در دهۀ اول انقلاب ما در محیط­ های علمی متوجه شدیم آموزه­ ها مطابق نیست گاهی تناقض دارد، گاهی در تضاد است، گاهی اه ما را تعیین نمی­کند، آن مسالۀ انقلاب فرهنگی پیش آمد در آن دهه بحثی به نام ­سازی معرفت رواج پیدا کرد، چالش آکادمیک و دانشمندان ما شد، بزرگان ما در قم دفتر همکاری حوزه و تاسیس د، حتی موسسه در راه حق اه شان این بود، ی ­سازی علوم که در کشورهای عربی که پیش از ما آغاز شده بود حدود 1 دهه کمتر یا بیشتر در مصر و عراق و کشورهای دیگر که البته پایگاه فکری اینها را در اروپا سازمان­هایی تشکیل دادند و به آن می­پرداختند، به آن ی­سازی معرفت می­گفتند، در منطقه غرب آسیا بود، شمال آفریقا و جنوب آسیا متفکرانی بودند به این پرداختند. ی­ سازی معرفت یا ی­ سازی علوم مسالۀ ما در دهۀ اول از آغاز انقلاب تا اوا دهه 60، بعد بزرگان ما سخنانی گفتند، مطالبی را تنقی د از این عبور کردیم مقیدش کردیم، یک مفهوم دیگر در ادبیات ما آمد به نام ی سازی علوم انسانی، علوم انسانی مقید شد همۀ علوم نشد، این روشنتر بود، قابل دفاع بود، اگر ما راجع به فیزیک و شیمی نظریه ممکن است نداشته باشیم اما راجع به علوم انسانی که انسان و رفتار انسان است باید سخن بگوییم، درباره این هم حدود یک دهه سخن گفته شد، این مفهوم هم بعد از مدتی که پردازش شد و نوشتند، درس دادند، کتاب و مقاله نوشتند به یک مفهوم دیگری رسیدیم به نام نظام ­ها، یعنی علوم انسانی مثلاً اقتصاد، سیاست یک علوم انسانی است، اینها تا نظامِ شه شکل نگیرد این علوم پا نمی­ گیرند یک نظام می­خواهد، نظام گزاره ­ها، نظام معرفت­های توصیفی و دستوری این را شکل می­دهد و بعد از این باز دیدند نظام ­ها هم بدون یک گزارۀ مسلط که نظریه است، یک نظریۀ جهان شمول عام و فراگیر که بقیه گزاره­های علمی را پوشش بدهد و انگار سازماندهی د، نظام­سازی نمی­ شود، بعد منتقل شدیم به بحث نظریه ­پردازی که اینها آثارش هم است و در شکل نامه­ هایی از برخی فضلا و عالمان قم به ی شکل گرفت، درخواست کرسی ­های نظریه­ پردازی د، واحدهایی برای نظام­سازی در پژوهشکده­ ها شکل گرفت در دوره قبلی، این 4 دوره را طی کردیم وقتی رسیدیم به اینکه ما نیاز به نظریه داریم تا نظام را بسازیم، نظام­ ها علوم را شکل می­دهند، در حالی که می­ بینید شهید صدر کمتر از دو ماه از انقلاب گذشته است شروع کرده به روش ­سازی و نظریه­ پردازی، حال اینکه وقتی ما نظریه­ پردازی رسیدیم دیدیم ما برای نظریه­پردازی روش می­خواهیم و باید برویم رو­ش­ها را بسازیم.از حیثِ عملی نگاه می­کنید 60 سال پیش شروع کرده است این تبین نشان می­دهد ما قریب 60 سال انگار از شهید صدر عقب هستیم. شهید صدر در سن 25 سالگی با آن هوش و ذکاوت فرازمان خودش فهمید باید نظریه بسازد در مقابل رقیب و ما الان در دورۀ انگار پیشاصدری هستیم از صدر عبور نکردیم، اینکه می­گوییم صدر را تبیین کنیم متوازن با ستایشی که می­کنیم این است تبیین کنیم که این چه مسائلی را حل کرد، آن زمان بزرگان و دانشمندان ما پرچم را از این بزرگ بگیرند، چند گام جلوتر ببرند.طالب ­زاده: بحث عملیاتی بودن و اینکه شهید صدر برای همه چیز فرمول داشت و یکی از فرمول­هایی که به نظر من جذاب بود فرمولی که برای مالیات از سرمایه ­هایی بود که در بانک ­ها گذاشته می­ شود چیز عجیبی است که شهید صدر آن زمان در بحث اقتصادنا می­گویند ی که سرمایه دارد و در بانک می­گذارد و براساس آن دارد سودی می­ گیرد، کشور و ت باید از آن سرمایه درصدی را مالیات بگیرد، این را تبیین کنید.موذنی: نکته­ ای که در مورد شهید صدر وجود دارد این که شهید صدر خیلی وقت نداشته و کلاً 46 سال عمر کرده است و تا الان که پژوهشگاه شهید صدر آثار شهید صدر را جمع کرده است تا الان 21 جلد چاپ کردیم و حدود 6، 7 جلد دیگر از شهید صدر باقی مانده و همه هم در طراز نوآوری. یعنی هیچ کدام آثار تکرار و جمع ­آوری شه صرفاً نیست، همه در طرازِ واقعاً نوآوری است؛ همین مطلبی که فرمودید ایشان در کتاب «ال یقود الحیات» که رساله­ هایی می نویسد برای انقلاب ی یک مدلی می­ گوید بانک در جامعه ی باید چه د و تبیین می­کند بانک در ساختار ی به عنوان یک سازمانِ مالی باید بیاید اه اقتصاد ی را پیاده د، اه ی که صدر در اقتصاددانان شرح داده است، بعد ایشان در دو سه خط یک مثالی می­گوید توضیح می­دهد در واقع 5 گام در روشِ است اج نظام از آیات و روایات را تبیین می­کند که ما چگونه می­ توانیم نظام اقتصادی و هر نظام دیگری را است اج کنیم. اصولی را آنجا می­ فرمایند بعد نمونه ­هایی را به عنوان قواعد است اج ­شده از این اصول ذکر می­کنند، در چند خط است اما بنیان­ هایش در کتاب­های دیگر است که باید شمندان اقتصاد به آن بپردازند. آنجا مثال می­ زنند و می­ گویند بانک در جامعه ی باید به گونه ­ای سازماندهی شود، طرح ­ریزی شود که پول را به وضعیت اصلی خودش برگرداند یعنی ابزاری برای معاملات و ید و فروش، نه اینکه پول خودش یک جایگاه غیر از این پیدا کند که مفصل است و در مبانی معنایی پول بحث اقتصادی مفصلی باید روی آن شود.بعد شهید صدر آنجا یک مثالی می ­آورد که البته همه این مثال­ها قابل نقد است یعنی شمندان اقتصادی بیایند این حرف شهید صدر را بشنوند و رد کنند، نقد کنند و بحث کنند. ایشان آنجا می­گوید یکی از راه­ هایی که می­تواند برای مهارِ پول ­بازی در بانک­ها به تعبیر بنده به کار گرفت این است که مالیات وضع شود برای پول­هایی که در بانک سرمایه ­گذاری می­شود و واقعیتِ مضاربه­ای و عقود شرعی ی را ندارد، یعنی اینها نمی ­آید در جامعه ی کار کند، مشارکت اتفاق نمی­افتد، صرفاً پولی است تضمین سودی وجود دارد و یکی از راه­ها این است که ت بر اینها وضع مالیات کند تا این پول در بانک گذاشتن، پول پول­ساز نباشد، کار باشد که پول­ساز باشد یعنی آن هدفِ اصلی که تبیین اصلی است که نظام درست اقتصادی در جامعه است که محور کار است.این یکی از سه خط کتاب شهید صدر است. یعنی شهید صدر یک نمونه می­ گوید که اگر فهمیدیم جایگاه کار در ، جایگاه پول در ، اینها را از روش نظام­سازی که شهید صدر فرمودیم می­شود این نمونه را می­شود به عنوان یک طرح ارائه داد و به آن فکر کرد و موارد دیگری که ذکر می­کنند. این همان نقطه ­ای است که من ذکر می­کنم شهید صدر از روش نظام­سازی تا جزیی­ ترین محصولی که می­شود از این گرفت برای ما یک نمونه آورده است یعنی ما یک نمونه قابل جراحی داریم این را شمندان ما بحث کنند، امکان دارد بسیاری از بخش­های آن را نپذیرند و رد کنند و نقد کنند ولی این می ­شود یک مرحله برای کار. بهمنی فرمودند ما شخصیت­ های بزرگی داشتیم که نسبت به این حس استغنا را داشتند اما بسیاری از اینها نتوانستند این حسِ استغنا را عملیاتی کنند تا در واقعیت امروز ما دیده شود؛ اما شهید صدر این کار را کرده است. یعنی شهید صدر می­گوید ما بسیار شنیدیم که قرآن کتاب حیات و زندگی است، ما چند بار دیدیم که قرآن چگونه کتاب زندگی است؟ شهید صدر در این 13 درس تفسیری ­اش ابتدا می­ آید همین را تبیین می­­کند چه می­ شود که قرآن کتاب زندگی شود؟ مدل­های مختلف تفسیر را ذکر می­کند می­گوید ما یک دورۀ تفسیر ترتیبی داشتیم. می ­گفتیم آیه اول معنایش این است، آیه دوم، آیه سوم در این راستا از روش­های مختلف ادبی، عرفانی و روایی بهره می­ گرفتیم، یک دوره هم آمدیم تفسیر موضوعی کردیم، اما تفسیر موضوعی به این معنا که حولِ بعضی از عبارات مفاهیم را جمع کردیم، شهید صدر می­گوید اما زمانی قرآن وارد زندگی ما می­شود که مسائلِ بشر را به عنوان پرسش از قرآن، آن ی که ذوب در قرآن شده است از قرآن بپرسد و در سطح نظریه، یعنی سطح مسائلِ کلان بشر، پاسخ بگیرد و اینها را برای حل مسائل بشر، وارد نظام­سازی و نهادسازی د. یعنی شهید صدر آمده آن ادعا و آن حس و آن چیزی که ما آن را دوست داشتیم و نسبت به درک می­کردیم را عملیاتی کرده است که آقای بهمنی در کت که دارند آن را تبیین د، 9 فرآیند و 33 مولفه در روش نظریه ­پردازیِ قرآن بنیاد شهید صدر تبیین د.بهمنی: شهید صدر تاکید دارند روش تفسیر موضوعی ا اماً اِلا و لابد باید منتج به نظریه شود و اِلا تفسیر موضوعی نیست و بعد تاکید دارد بر مسائل جهان شمول بشر در نظریه هم بالاترین سطح انتزاع را، چون نظریه 3 سطح دارد، د و متوسط و کلان، شهید صدر سطح کلان را هدف­گیری می­کند. تعبیرش در آن نظریه این است که حقایق کبری به دست می­ آید، عین عبارت این است. نکته دیگر اینکه ایشان کل­نگر است و به شدت از جزیی­ نگری پرهیز می­دهد، دانشمندان را توصیه می­کند دست از جزیی ­نگری برداند، جزیی­نگری در معرضِ قاط است، ما در آغاز انقلاب درگیر سطحی از قاط به نام مار یست­های ی بودیم، امروز به سطحی از قاط گرفتاریم که خودشان اِبا ندارند می­گویند ما لیبرالیسم های مسلمانیم، اینها برای جزیی­نگری است، برای احاطه نداشتن است، شهید صدر کل­نگر است نه کلی­نگر که نامفهوم باشد اما در ظرفیت وجودی عالم و نظریه می­گوید باید تمام آن ساختمان و سازۀ دین را ببینید و اجزایش را در درون آن، مشابهت اجزا نباید شما را فریب بدهد، باعث اغوای شما شود که اگر دیدید یک مشابهتی میان سوسیالیسم و است یا میانِ لیبرالیسم و است این ما را به ورطۀ قاط نکشاند که ما امروز در دو دهه اخیر بخصوص شاهدیم بعضی­ها که انتظاری از آنها نمی­رود کاملاً مشهود است در چنبرۀ این نوع قاط گرفتار شدند.طالب ­زاده: مسالۀ سرمایه است ما یک سرمایۀ بزرگی داریم و توجه به شهید صدر و این گنجینه­ای که وجود دارد و توجه ن به الگوهایی که ایشان داده است و اینجا لازم است متوجه شوند باید از شهید صدر استفاده کرد و تبیین کرد و بعد به صورت عملی اینها را پیاده کرد.برنامه تلویزیونی راز شبهای ماه مبارک رمضان شنبه تا چهارشنبه ساعت 23 از شبکه چهارم سیما پخش می شود. این برنامه پس از سه سال وقفه به همت مرکز بسیج صدا و سیما به آنتن بازگشته است.انتهای پیام/
خواص نان جوخواص نان جو دوسر خواص نان جو با شوید خواص نان جو خشک خواص نان جو در بارداری جو یکی از غلات بسیار مفیدی است که ارزش غذایی بالایی دارد و خود به عنوان یک غذای کامل می تواند به شمار رود. جو از گیاهی با ساقه های بلند به جود می آید و هنوز هم یکی از غذاهای عمده انسان را تشکیل می دهد. در کشورهای مختلف نیز جزو پرمصرف ترین مواد غذایی است که با اشکال مختلف و ط ای گوناگون عرضه می شود. خواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودار نان جو چیست در صورتی که نان جو کم نمک تهیه شود شامل جلوگیری از تولید چربی های زیان آور در خون، تنظیم فعالیت دستگاه گوارش، تعدیل فشار خون، تحریک انسولین سازی در بدن و کاهش قند خون، پا ازی دیواره های معده و روده از ذرات آلوده کننده، مقابله با رشد تومور در بدن، جلوگیری از چاقی، حفظ شاد و زیبایی پوست به علت وجود ویتامینهای گروه ب در آن و تقویت حافظه است. امروزه جو به دلیل تاثیری که در پیشگیری، کنترل و درمان بیماری های غیر واگیر دارد، به عنوان «ا یر سلامت» نیز شناخته شده است. کاربرد جو در تهیه سوپ و غذای تکمیلی ک ن نیز بسیار مفید است. نان جو به دلیل وجود فیبر خود مقدار زیادی از آب بدن را جذب می کند، بنابراین مایعات و آب فراوانی باید نوشیده شود. این نان به دلیل غنی بودن از ویتامین های b به آرامش اعصاب کمک می کند. ضماد و آرد جو رادع است، ورم های سخت را تحلیل می برد، دمل های گرم را سر باز می کند و به تنهایی و یا مخلوط با هم وزن آرد جو و تخم پنیرک، برای سل ، ذات الجنب ، ورم های زیر بغل ، ، ، پشت گوش و سایر اعضا مفید است و ضماد آن با ریوند چینی برای ورم هایی که حرارت آنها در کمال حدت نباشد ، بسیار نافع است و با سرکه برای ورم های صفراوی و مخملک مفید است. اگر آرد جو نباشد ، جو مقشر را با آب و یا عصاره برگ های مناسب ساییده و استفاده کنید. خواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودار مهم ترین خواص نان جو در صورتی که نان جو کم نمک تهیه شود شامل جلوگیری از تولید چربی های زیان آور در خون، تنظیم فعالیت دستگاه گوارش، تعدیل فشار خون، تحریک انسولین سازی در بدن و کاهش قند خون، پا ازی دیواره های معده و روده از ذرات آلوده کننده، مقابله با رشد تومور در بدن، جلوگیری از چاقی، حفظ شاد و زیبایی پوست به علت وجود ویتامینهای گروه ب در آن و تقویت حافظه است. امروزه جو به دلیل تاثیری که در پیشگیری، کنترل و درمان بیماری های غیر واگیر دارد، به عنوان «ا یر سلامت» نیز شناخته شده است. کاربرد جو در تهیه سوپ و غذای تکمیلی ک ن نیز بسیار مفید است. نان جو به دلیل وجود فیبر خود مقدار زیادی از آب بدن را جذب می کند، بنابراین مایعات و آب فراوانی باید نوشیده شود. این نان به دلیل غنی بودن از ویتامین های b به آرامش اعصاب کمک می کند. حتما بخوانید : 12 ماده غذایی برای زیباتر شدنخواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودارخواص نان جو در درمان بیماری ها مصرف نان جو تاثیر زیادی در کنترل و پیشگیری از بسیاری بیماری ها به ویژه بیماری هایی که با چاقی در ارتباطند، دارد. برخی از مهمترین خواص درمانی نان جو به شرح زیر میباشد: مصرف نان جو به دلیل دارا بودن مقادیر زیادی از ویتامین ب در ایجاد آرامش موثر است. نان جو دارای فیبر فراوان است و برای درمان یبوست بسیار مفید میباشد. نان جو حاوی مواد ضد سرطانی است که قادر به سرکوب عوامل سرطان به ویژه پیشگیری از بروز سرطان در بستر روده هاست. همچنین مصرف نان جو به رفع تومورهای سرطانی کمک میکند. یکی از خوان نان جو شاخص گلیسمی پایین آن است. ازا ین رو مصرف آن برای بیمارن دیابتی مفید است. با مصرف این نان، افراد دیابتی دیرتر گرسنه شده و کمتر به خوردن شیرینی تمایل خواهند داشت. نان جو برای بیماران قلبی عروقی بسیار مفید است. خواص نان جو به کاهش کلسترول بد خون کمک میکند و به دلیل دارا بودن پتاسیم برای بیمارن مبتلا به فشار خون بالا نیز مفید است. مصرف نان جو به ویژه نان جو سبوسدار از سفید شدن زودرس موها پیشگیری میکند. مصرف نان جو برای تقویت حافظه مفید است. املاح و مواد معدنی موجود در نان جو به افزایش سلامت و استحکام استخوانها کمک شایانی میکند. همچنین با مصرف این نان، نرمی استخوان ک ن از بین می رود. خواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودار 10 خواص نان جو که نباید از آن غافل شد نان جو غذایی بسیار مقوی است و با ایجاد احساس سیری از چاقی جلوگیری میکند. از تولید چربی های زیان آور در خون جلوگیری میکند، در نتیجه کلسترول خون را کاهش می دهد. تعدیل کننده فشار خوناست . . پیشگیری از ابتلا به بیماری های کرونری و قلب عروقی فعالیت دستگاه گوارش را تنظیم می کند . انسولین سازی در بدن را تحریک میکندبه همین دلیل برای پیشگیری از ابتلا به دیابت بسیار مفید است قند خون را کاهش میدهد. بنابراین علاوه برای پیشگیری از دیابت ، مصرف به اندازه آن برای افراد مبتلا به دیابت نیز میتواند مفید باشد. فیبر بسیار بالایی داردو به همین دلیل دیواره های معده و روده را از ذرات آلوده کننده پا ازی میکند، در نتیجه از بیماری های معده و دستگاه گوارش پیشگیری میکند. به دلیل داشتن آنتی ا یدان های فراوان و اسید چرب های مفید مورد نیاز بدن ، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و با رشد تومورها در بدن مقابله میکند . به علت وجود ویتامین های گروه (ب)در آن باعث حفظ شاد و زیبایی پوست ، تقویت حافظه و باعث جلوگیری از نرمی استخوان در ک ن می باشد . خواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودارخواص نان جو برای دیابت , خواص نان جو خالصخواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودارخواص نان جو برای دیابت , خواص نان جو خالصخواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودارخواص نان جو برای دیابت , خواص نان جو خالصخواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودارخواص نان جو برای دیابت , خواص نان جو خالصخواص نان جو برای دیابت،خواص نان جو خالص،خواص نان جو چاودار
اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویاهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضویتصاویر اهدای توپ طلا مهدی طارمی به موزه آستان قدس رضوی-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.موافقم+ 0مخالفم- 0
منبع: http://www.mehrnews.com/p o/4056552/اهدای-توپ-طلا-مهدی-طارمی-به-موزه-آستان-قدس-رضوی
به گزارشسرویس پایگاه 598، با آنکه کتاب ها و یادداشت های زیادی درباره ابوالحسن بنی صدر نوشته شده است اما با این وجود شخصیت وی هنوز جای کار دارد. ابعاد بسیاری از مسائل و قضایا هنوز ناپیدا مانده است و نقش بنی صدر در وقایع مختلف دهه 60 هنوز روشن نشده است. لذا افرادی که با وی آشنایی و ارتباط دارند بهتر می توانند درباره او صحبت کنند.
حسن غفوری فرد که سابقه آشنایی با بنی صدر را سال ها قبل از پیروزی انقلاب ی دارد، حرف های ناگفته فراوانی درباره او دارد. از این رو در یک ظهر تابستانی به دفتر کار وی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. ایشان که قصد داشت در آن روز به مجلس ختم مرحوم نیری برود با روی خوش ما را در اتاق کارش پذیرا شد و بعد از گفتگوی دو ساعته با ما راهی آن مجلس شد.غفوری فرد از جمله افرادی است که قبل و بعد از پیروزی انقلاب ی فعالیت ها و مسئولیت های چندی برعهده داشته است. وی قبل از پیروزی انقلاب ی دبیر تشکیلات انجمن ی دانشجویان امریکا بود و در همان دوران با بنی صدر برخوردهایی داشت به گونه ای که با شناخت افکار بنی صدر مانع سخنرانی وی در کنگره انجمن ی دانشجویان شد. وی که به گفته خودش یک نسبت دور فامیلی هم با بنی صدر دارد معتقد است که غرور و تکبر بنی صدر برای او گران تمام شد.
غفوری فرد پس از پیروزی انقلاب ی نیز در امور اجرایی به فعالیت پرداخت. وی که از آذرماه 58 تا مرداد 60 استاندار اسان بود، به اقتضای این سمت با رئیس جمهور وقت یعنی بنی صدر ارتباط داشته است که به گفته خودش اغلب این روابط چالشی بوده است به طوری که یکبار هنگام آمدن رئیس جمهور به مشهد، غفوری فرد از سمت خود استعفا می دهد اما با درخواست آیت الله مهدوی کنی، به سمت خود بازمی گردد. وی خاطرات جالبی از برنامه ریزی های اطرافیان بنی صدر به منظور پرشور جلوه دادن مراسم استقبال از وی دارد که با ج پول فراوان ممکن می شد.غفوری فرد که از نزدیک شاهد وقایع بوده است با اطمینان از نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب که منجر به شهادت آیت الله شهید بهشتی و یاران او شد سخن می گوید و معتقد است بنی صدر در اغلب ترورهای دهه 60 با منافقین همکاری می کرده است. وی می گوید که بنی صدر قبل از قضایای 14 اسفند قصد ترور سران را داشته است. غفوری فرد همچنین به مواردی از ارتباط بنی صدر و سازمان منافقین اشاره می کند که از جمله آن تجهیز نظامی منافقین بود. وی همچنین درباره مخالفت بنی صدر با قانون اساسی و نیز صحبت می کند.او در بخش دیگری از گفتگویش در مورد سردبیر وقت رو مه و انتقاداتی که اعضای حزب به سردبیر رو مه داشتند اشاره می کند. غفوری فرد که در ک نه میرحسین هم نیرو بود در خلال صحبت ها و خاطراتش به مخالفت با انتشار مقالاتی که علیه منافقین نوشته می شد اشاره می کند.
علاوه بر این، وی معاون رئیس و رئیس سازمان تربیت بدنى در ک نه هاشمى رفسنجانی و رئیس بین المللی قزوین از سال 85 تا 88 بوده است. او هم اکنون رییس هیئت بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفتگوی "پایگاه مرکز اسناد انقلاب ی" با حسن غفوری فرد است.*آقای غفوری فرد، شما بارها اشاره کرده بودید که خاطرات ناگفته ای از بنی صدر دارید. در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب ی منتشر شده هم به نحوه آشناییتان با بنی صدر در انجمن ی خارج از کشور اشاره کرده اید و گفته اید که شما در آنجا حتی اجازه سخنرانی را هم به وی نمی دادید. چرا شما چنین اجازه ای را به وی نمی دادید؟ چه شناختی از او داشتید که موجب می شد با این جدیت اینگونه با او برخورد کنید؟غفوری فرد: بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا باید بگویم که به نظرم خیانت هایی که بنی صدر مرتکب شده و عمق فاجعه ای که در کشور ایجاد کرده هنوز برای مردم شناخته شده نیست. اما درباره نحوه آشنایی؛ من سال ها در انجمن های ی دانشجویان در امریکا و کانادا دبیر تشکیلات بودم. قبل از اینکه ما به برویم یعنی قبل از سال 40 و یا همان سال های 42 تا 48، افرادی مانند شهید چمران و آقای یزدی در بودند و در اروپا انی که معروف بودند همین بنی صدر بود و قطب زاده و امثال این ها بودند. آن موقع یک انجمن های ی به نام msa (muslim students ociation) در امریکا فعال بود که بیشتر در اختیار اعراب بود و زبان حاکم بر آن هم، بیشتر انگلیسی و یا عربی بود و تصمیم ها هم بیشتر توسط آنها گرفته می شد.من زمانی که در سال های 47و 48 به رفتم، گفتیم که ما هم برای خود تشکیلاتی داشته باشیم. عنوان این تشکیلات را psc (persian speaking group) گذاشتیم که همه فارسی زبانان را از ایران و افغانستان و تاجی تان و دیگر کشورها را شامل می شد این طرح در سال های 47 و 48 بود و من در آنجا دبیر تشکیلات بودم.خوب یک تشکیلاتی بود به نام انجمن ی دانشجویان و کانادا و تشکیلاتی هم شبیه به همین در اروپا بود. در بنده بودم، آقای محمد هاشمی، مرحوم نوربخش، آقای واعظی و آقای شیخ ال ، آقای کمال ازی، آقای علی صادقی تهرانی و ... هم بودند.* آقای ظریف هم بودند؟غفوری فرد: نخیر؛ اگر هم بودند با ما نبودند. تا آن سال که من بودم آقای ظریف با انجمن ارتباطی نداشت. البته ما با آن تشکیلاتی که آقای شیخ ال و همراهانش در آن حضور داشتند از لحاظ مکانی فاصله داشتیم. تقریبا حدود 3 هزار کیلومتر فاصله بود.آقای علیرضا نوبری که در زمان بنی صدر رئیس بانک مرکزی شد هم بود. این ها در غرب در کالیفرنیا بودند و ما تقریبا در مرکز بودیم. من بودم و آقای ازی و یزدی. چمران هم قبلا بودند اما وقتی ما به آنجا رفتیم ایشان به لبنان رفته بودند و ما زیاد با ایشان تماس نداشتیم. آقای بهروز ماکویی که بعدا استاندار کرمان و بعد هم معاون ارشاد شدند هم از اعضای انجمن ی و کانادا بودند.یک تشکیلاتی هم در اروپا بود که آقایان بنی صدر و آقای سروش و دیگران مانند آقای نواب و ... در آنجا فعال بودند که یک همکاری هایی هم داشتند که مقاله هم می نوشتند. مجله ای هم به نام مکتب یا مکتب مبارزه داشتند که تقریبا بطور فصلنامه چاپ می شد. از همان موقع ما به دلایل مختلف موافق نبودیم که مقالات آقای بنی صدر نوشته و چاپ بشود. بعد که خیلی اصرار شد او مقالاتش را با اسم مستعار الف. می نوشت. عده ای که از دوستداران وی از جمله آقای علیرضا نوبری و دیگران بودند او را برای کنگره انجمن ی دانشجویان و کانادا دعوت د. یک بار بنی صدر را دعوت د و یکبار هم آقای قطب زاده را. من با هیچ کدام از آنها موافقت ن .آن زمانی که آقای بنی صدر را دعوت د کنگره دقیقا در همان شهری (شهر لورنس در ای کانزاس) بود که من بودم. من هم دبیر تشکیلات بودم و هم میزبان بودم. من به بنی صدر اجازه ندادم. یکبار هم در تگزاس بودم که خیلی اصرار د آقای قطب زاده صحبت کند و گفتند که قطب زاده همین اتاق بغلی است؛ بیاید ده دقیقه صحبت د و برود ولی خوب ما با مقالات و عنوان هایشان و چیزهایی که می نوشتند خیلی موافق نبودیم، برای همین اجازه ندادم سخنرانی کنند.بنی صدر می خواست مانند کمونیست ها همه چیز را به ماده وصل کند* مقالاتشان در چه فضای فکری بود که شما با آن موافق نبودید؟غفوری فرد: ببینید اصولا مثالی که ما داشتیم، در سطح دانشجوئی بود. اما مقالاتی که آقای بنی صدر می نوشت یک نوع نظریه پردازی بود که نه خیلی قابل تأیید بود و نه خیلی قابل فهم. یکبار یکی از دوستان ما به ایشان گفته بود که شما چه اصراری دارید که مطالب ساده را پیچیده کنید؟ خب با کمونیسم مخالف بودند اما تحت تاثیر چیزهای دیگر بودند و یک مکتب به نام خودشان ایجاد کرده بودند و مکتبی به نام دیالکتیک داشتند و مباحثی را مطرح می د. اصرار داشتند که اصول پنجگانه (توحید، نبوت، معاد، عدل و ت) را در تمامی پدیده ها بررسی و اثبات کنند مثلا ت در اتم آب. چنین بحث هایی را مطرح می کرند و همه چیز را مثل کمونیست ها به ماده وصل می د. مثلا می گفتند ا یژن و هیدروژن می خواهند جامعه توحیدی تشکیل بدهند، آب تشکیل می دهند. خوب می خواستند این پنج اصل اصول دین را در همه چیز بگویند. یک موضوعات این شکلی بود که مختص خودشان بود و واقعا خیلی هایش هم جا نمی افتاد. این بحث اولیه بود.اطرافیان بنی صدر به دروغ می گفتند بخش اقتصادی انقلاب را به بنی صدر محول کرده استبحث دیگر این بود که دوستان ایشان که بعضی ها در ایران هستند و من هم متاسفانه نمی توانم اسم آنها را ببرم بیش از حد معمول ایشان را بزرگ می د و می گفتند که مثلا بخش اقتصادی انقلاب را به آقای بنی صدر واگذار کرده اند. چون خود از اقتصاد سر در نمی آورد لذا آن بخش را به بنی صدر واگذار کرده!!! و بخش و اجتماعی را به شریعتی و بحث مذهبی را هم خودش برعهده دارد. خوب همه اینها صد در صد دروغ بود و اصلا چنین چیزی مطرح نبود.بعد هم که منافقین گفتند که آقای طالقانی اقتصاد را به ما واگذار کرده است. آقای طالقانی کت نوشته بود به اسم اقتصاد در مکتب و این ها به آقای طالقانی می گویند که این کتاب خوبی نیست و ایشان می گوید که خوب شما بنویسید و من امضا می کنم و شما آن را چاپ می کنید. لذا آنها رفتند و اقتصاد ی را نوشتند. خوب این شایعاتی بود که منافقین در مورد آقای طالقانی پخش می د.دوستان آقای بنی صدر که یکیشان همان آقای نوبری بود که بعدها همانطور که گفتم رئیس کل بانک مرکزی شد و بعد هم از ایران فرار کرد، آنها هم برای او چنین چیزی هایی می ساختند که در حقیقت او را در مقابل قرار بدهند.* این اتفاق ها در چه زمانی بود؟غفوری فرد: همان سال های 50 یا 51 و بعد از آن بود.* در آن مقطع آقای بنی صدر کتاب اقتصاد توحیدی را نوشته بود؟غفوری فرد: بله. خب آقای بنی صدر هم پانزده- شانزده سال فرانسه بود، بیکار هم بود، از لحاظ اقتصادی هم در رفاه بود و زندگی راحتی داشت و مطالعه می کرد مطلب می نوشت. خانواده مرفهی هم داشت.در مقالاتی هم که می نوشت تع ر عجیب و غریبی از درمی آورد که برای ما اصلا قابل قبول نبود. ولی بیشترین مسئله ما، موضع متکبرانه او بود که بعدها در مجلس خبرگان هم خیلی نمود داشت. می گفتند که او همه تخصص ها را دارد و بیشتر بر روی مسئله اقتصاد تاکید می د. دوستان خودشان همانطور که عرض مثل آقای نوبری و برخی دیگر که الان هم در ایران هستند.بنی صدر هم که آدم خوش صحبت و خوش بیانی بود و قلم نسبتا خوبی هم داشت و حتی بعد بعضی از ون ایران را در تهران هم اغفال د و همانطور که می دانید جامعه ت مبارز در انتخابات از بنی صدر حمایت کرد. در استان اسان هم بعضی از ون اعتقاد داشتند بنی صدر ربا را از معاملات بانکی حذف کرده است! فلذا از ایشان حمایت می د. بعد که به ایران آمد شروع به سخنرانی کرد و افراد جوان را دور خودش جمع کرد و بعد هم آن تشکیلات دفتر هماهنگی را راه انداختند. بزرگترین اشتباه این بود که یک عده غلو می د و می خواستند ایشان را مقابل قرار بدهند و هم وزن و هم ردیف معرفی ند. یکی از علت های ش ت بنی صدر "تکبرش" بود من احساس می که بنی صدر بسیار انسان متکبری بود و یکی از علت های ش ت او تکبرش بود. اگر مقداری تواضع داشت به عنوان یک قهرمان در تاریخ ایران باقی می ماند. او اولین رئیس جمهور نخستین در جهان بود. در مجلس خبرگان هم بود. فرمانده کل قوا هم که بود.رئیس شورای انقلاب بود. شورای انقلاب هم مجلس بود هم ت یعنی هم قانون گذار بود هم مجری. رئیس ستاد انقلاب فرهنگی بود، بانک مرکزی دستش بود، وزارت امور خارجه دستش بود، وزارت اقتصاد و دارایی دستش بود. همه قدرت ها دستش بود و می توانست هم محبوب باشد و هم چهره ماندگار باشد. به اندازه کافی هم سواد داشت و به اندازه کافی هم دنیا را می شناخت و حدود شانزده سال اروپا بود. تنها اشکالش همین تکبرش بود که شخص دیگری را نمی توانست تحمل کند و در آ هم دست به دست منافقین داد و آن جنایت را رقم زدند و در شهادت شهید بهشتی و یارانش دست داشت و البته نقشه آنها از خیلی قبل تر بود.به هرحال شناخت ما از ایشان آنجا بود و طبیعتا ایشان یک سابقه این جوری هم داشت. البته این را هم بگویم که ما با ایشان یک سابقه قوم و خویشی دور هم داریم. خانواده من هم همدانی هستند و آنها هم همدانی هستند و یک نسبت فامیلی خیلی خیلی دوری هم با ایشان داشتیم.ماجرای 10 میلیون تومان پولی که بنی صدر به غفوری فرد داد *شما از سال 58 تا 60 استاندار مشهد بودید. طبیعتا به اقتضای آن سمت در این دوران بیشتر از قبل با بنی صدر که رئیس جمهور بود ارتباط داشتید. در این باره صحبت کنید. اختلافات شما قبل از پیروزی انقلاب ی با وی تا این زمان هم کشیده شد؟غفوری فرد: وقتی من استاندار شدم ایشان دو سه بار برای بازدید به استان اسان آمد. یک بار برای آن ز له ای که در جنوب اسان اتفاق افتاد بود. آن وقت مرحوم آیت الله مهدوی کنی کشور بود و من رفتم خدمت ایشان و گفتم که اگر آقای بنی صدر بیایند اسان من استقبال ایشان نمی روم. قبل از این هم بنی صدر یک سری امتیازاتی به ما داده بود که مرا جذب کنند. یکبار من رفتم دفتر ایشان و ایشان گفت که شورای انقلاب 100میلیون تومان به من برای کمک به نهضت های بخش داده است. خوب آن زمان 100 میلیون تومان پول خیلی زیادی بود. من گفتم در استان اسان مجاهدین افغان هستند و آنجا ما می خواهیم به این مجاهدین افغان کمک کنیم. شما یک مقداری از این پول را به ما بدهید. او گفت که چقدر می خواهی؟ من هم گفتم که 10میلیون تومان. او هم یک چک نوشت 10 میلیون تومان و به ما داد. غیر از او و من و خدا ی خبر نداشت و اگر من آن پول را برای خودم برمی داشتم ی باخبر نمی شد. خوب این ول جی ها را هم کرد.
یا مثلا اول انقلاب می خواستند اسکانس های شاهنشاهی را عوض کنند و می گفتند هر پول دارد بیاورد بانک عوض کند. مدتی هم آوردند. خوب این کار یک مهلتی داشت و عده ای پیرزن و پیرمرد دائما – بعد از مهلت سپری شده -پیدا می شدند و پول می آوردند و چون بانک تحویل نمی گرفت می آوردند به استانداری. چون استاندار اوایل انقلاب تقریبا همه کاره بود و ما هم اینها را جمع می کردیم و می دادیم به بنی صدر و او هم پول می داد و انصافا این کمک ها را هم کرد. ولی اختلاف ما که این چیزها نبود بلکه اختلاف فکری و ایدئولوژیکی بود.خوب من به آیت الله مهدوی کنی عرض استقبال بنی صدر نمی روم. آیت الله مهدوی کنی فرمودند نمی شود که شما استاندار باشید و رئیس جمهور بیاید و استاندار به استقبال نرود و من گفتم که پس استعفا می دهم و نوشتم که به دلیل ای از مشکلات می خواهم استعفا بدهم و آمدم بیرون و رفتم کنار خیابان و با ماشین استانداری هم نرفتم و یک تا ی گرفتم که به خانه بروم.نامه به دست ایشان رسید و ایشان نوشتند که مستدعیست که به خدمات خود ادامه دهید. وقتی ایشان این را گفتند من ماندم و به استقبال هم رفتم. رفتیم فرودگاه استقبال ایشان و روی یک ورقه نوشتیم که ورود رئیس جمهور محترم را به استان اسان خیر مقدم عرض می کنیم و بقای عمر حضرت را از خداوند متعال خواهانم.بعدها به من می گفتند که شما یک سخنرانی یک ساعته می کنید بدون یادداشت ولی این یک خط را از رو می خوانید. گفتم که من اصلا نمی توانم که در چشمان او نگاه کنم و خیر مقدم بگویم، چون اعتقاد ندارم. خوب این اختلافات کاملا علنی می شد. یکبار هم در جلسه با هم درگیری پیدا کردیم و اتفاقا شب هم از تلویزیون پخش شد. وقتی که من رفتم خانه خانواده گفتند که با رئیس جمهور درگیر نباید شد که بلایی سرت می آید. چون بحث خیلی تند شده بود.بنی صدر می گفت جنگ که تمام بشود به اسان می روم و به حساب استاندار می رسمبنی صدر یک رو مه به نام انقلاب ی داشت که یک روز در آن نوشته بود جنگ که تمام بشود می روم اسان و حساب این استاندار را می رسم. چنین رابطه ای بین ما بود. گویا مهم ترین مسئله بعد از جنگ من بودم!! حالا او رئیس جمهور بود و من یک استاندار. این مطلب در یک رو مه چاپ شده بود. آن وقت هم نشریات دست چپی ها بود. حزب توده و چریک های ف خلق و نشریات به شدت هم آزاد بود و ی جلوگیری نمی کرد.در همین چهار راه کالج بیش از 20 نفر ایستاده بودند و هر کدام یک نشریه چپی را تبلیغ و توزیع می د ولی اگر ی می خواست که نشریه ی توزیع کند اجازه نمی دادند! چپی ها 20 گروه بودند و 20 نشریه هم داشتند. رو مه بنی صدر به نام انقلاب ی درآمد و افراد زیادی هم به این نشریه کمک د و از من خواستند کمک کنم ولی من اصلا زیر این بار نرفتم. یکبار هم هواپیمای ایشان سقوط کرد (در واقع فرود اضطراری یک هلی کوپتر بود نه سقوط هوایی) ولی ایشان صدمه ای ندید و همه از اینکه رئیس جمهورشان سالم است خوشحال شدند. حتی سخت ترین مخالفین ایشان مثل شهید هاشمی نژاد آن موقع فرمودند که این از الطاف خفیه الهی بود که در این زمان رئیس جمهور ما کشته نشد و من در بین دوستان و خانواده این آیه شریفه را خواندم "ولا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما ولهم عذاب مهین" (آیه 178 آل عمران)یعنیگمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می دهیم برایشان بهتر است، بلکه ما به آنها مهلت می دهیم تا به گناه خود بیافزایند و آنهافکر نکنند که این به نفعشان است بلکه به ضررشان است. به این هافرصت می دهیم که تا باطن خود را ظاهر کنند. اگر آن وقت آقای بنی صدر کشته می شد حتما زاده می شد. هنوز باطنش ظاهر نشده بود. به خاطر اینکه من آیه را خواندم خیلی ها به من اعتراض د. برخورد ناشایست محافظان بنی صدر با مردم و خدام حرم رضا (ع)خوب ایشان دوباره آمد مشهد و در مشهد هم کارهایی د. مثلا داخل حرم اسلحه درآوردند و با ته اسلحه زدند به سر خادم ها. یک محافظی داشت رزمی کار هم بود و می گفتند در فلسطین دوره دیده است و ادم بسیار خشنی بود. وقتی که در گناباد ز له آمده بود یکی از پیرمردها آمد که دست رئیس جمهور را ببوسد که این محافظ او را به شکل بدی پرت کرد و زمین زد. واقعا برخورد خیلی بدی داشتند. اسم یکی از سر تیم هایش مهدی بود که بسیار خشن برخورد می کرد. می گفتند که او در فلسطین دوره دیده است. پول هایی که تیم بنی صدر برای مراسم استقبال هزینه می کرداین را هم بگوییم که چندباری که آمد مشهد استقبال بسیار زیاد بود. ایشان برنامه ریزی هم داشت. یک گروهی داشت به اسم دفتر هماهنگی که بسیار هم قوی بودند و این گروه برنامه ریزی می د و حتی این ها به استانداری هم کارت ورود می دادند و چون ایشان فرمانده کل قوا بود ی ها و ماشین هایشان می آمدند و یک راه بندان وسیع ایجاد می شد که اینها به حساب استقبال کنندگان از ایشان واریز می شد.یا مثلا گروه هماهنگی با سلاخ های شهر هماهنگ می د که بیایند آنجا و های خود را پیش قدم ایشان قربانی کنند و به ازای هر قربانی هم 100 تومان به سلاخ ها می دادند. یک دفعه صدتا می کشتند. مردم هم نمی دانستند که چه خبر است. ما هم بعدا فهمیدیم. یک بار ایشان آمد هواپیما نتوانست بنشیند و سلاخ ها آمدند و پولشان را از ما می خواستند و ما هم آنجا فهمیدیم که چه خبر است. تازه آن وقت کشتن در بیرون ممنوع بود. چون گوشت تی می دادند و این ها علاوه بر آن صد تومان که می گرفتند گوشت را هم به صورت آزاد می فروختند. منظور این است که برنامه ریزی می د و استقبال هم می شد و استقبال هم واقعا در حد خیلی زیادیبود مثلا فاصله فرودگاه تا حرم ده دقیقه بود ولی به دلیل ازدحام بیش از دو ساعت طول می کشید.من یکبار به او و دوستانش گفتم که به خاطر است که از شما استقبال می شود. اما ایشان قبول ن د تا شبی که در ساعت ده و نیم شب 15 داد که نیم خط نوشتند که آقای سرلشکر فلاحی، آقای بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل می شود. از آن وقت به بعد ایشان غیبش زد و ی ایشان را ندید تا روز 7 مرداد که روز فرارش بود و تمام چیزهای که ساخته بود با نیم خط از بین رفت.به دلیل کارشکنی بنی صدر در هویزه نتوانست به کمک بیاد و ی ها قتل عام شدند* وقتی صفحات تاریخ اوایل انقلاب را ورق می زنیم نمونه های فراوانی از تفرقه افکنی های بنی صدر را مشاهده می کنیم. از اختلافش با شهید بهشتی و شهید رجایی گرفته تا تفرقه افکنی در بین نیروهای نظامی در دوران دفاع مقدس. به گونه ای که این اختلاف افکنی ها باعث سقوط مشهر شد. علاوه بر این در جریان حصر پاوه هم می بینیم که بنی صدر به نیروهای اجازه فعالیت نمی دهد و آنها را محدود می کند. به نظر شما تفرقه افکنی های بنی صدر چقدر به کشور خسارت زد؟غفوری فرد: بنی صدر را تعطیل نکرد بلکه را قبول نداشت و با خوب بود. یکی از مشکلات همین بود که تلاش می کرد اختلاف بین و ایجاد کند. در هویزه هم همین شد که به خاطر کارشکنی بنی صدر نتوانست به کمک نیامد و ی ها قتل عام شدند.کارشکنی های بنی صدر در جنگ تحمیلیمن خودم در جریان بودم که تعداد خیلی خیلی زیادی داوطلب داشتیم که تقاضا شوند به جبهه اعزام شوند، ولی بنی صدر موافقت نمی کرد و می گفت اینها به درد نمی خورند چون سربازی نرفتند و آموزش ندیده اند. من هم می گفتم خوب آموزش می بینند و چیزهایی را که در چند ماه به سربازها یاد می دهند می شود در یک هفته به داوطلبان آموزش داد. من خودم سربازی رفتم و می دانم همان وقت برای ما 60 ساعت آموزش تفنگ m1 گذاشتند و بچه های ما بعد از دو ساعت با چشم بسته آن را باز و بسته می د. خم زن هم همین طور. بچه ها خیلی زود یاد می گرفتند و می شد در زمان کوتاهی داوطلب ها را آموزش داد.خلاصه ما با فرمانده ژاندارمری و لشکر77 و غیره صحبت کردیم که شما می خواهید صد نفر بفرستید، پنج نفر هم از داوطلبانی که ما معرفی می کنیم بین آن ها اعزام کنید و با پا درمیانی ما از هر صد نفر ده تا پانزده نفر هم ما می فرستادیم. برای انتخاب این افراد مشکل فراوان داشتیم. مثلا چند هزار نفر داشتیم که باید ده پانزده نفر را از بین این ها انتخاب کنیم بفرستیم و شرایط سختی هم ایجاد کردیم که کمتر داوطلب حائز شود مثلا اینکه سن افراد بین 20 تا 25 سال باشد و مجرد هم باشند. بعض ها گریه می د که من حاضرم خانمم را طلاق بدهم، مجرد بشوم که بروم جبهه! همان وقت که مشهر محاصره بود این نیروها را اهواز نگاه نداشتند و هیچگونه امکاناتی هم به آنها ندادند، حتی کلاه و تجهیزات اولیه. خیلی ها کفش درست و حس نداشتند و با دمپایی می رفتند جبهه و پوتین به آنها نمی دادند. واقعا بچه های مردم کلاه خود نداشتند. آقای بنی صدر یک تئوری داشت که زمین می دهیم و زمان می گیریم و نتیجه شد این که دشمن بخش زیادی از مشهر و خوزستان را گرفت. مرحوم ظهیرنژاد می گفتند که اگر در همدان پادگان نوژه را می گرفتند دیگر هیچ کاری نمی توانستیم . خلاصه بعثی ها به راحتی آمده اند داخل خاک ایران. وقتی که با صدام هم مصاحبه می کنند می گوید بقیه اش بماند تهران مصاحبه می کنم. بعثی ها امیدوار بودند که یک هفته ای تهران را بگیرند. آنها می دیدند که داخل خود تیم، اختلاف است و این اختلاف اوج فاجعه بود. منافقین هم کمک زیادی به صدام د. ما از زمان شاه خیلی اسلحه داشتیم که به نمی داد و خیلی در مضیقه بود و بیشتر دست بود. هرچند که بنی صدر فرمانده کل قوا بود یعنی همه نیروهای مسلح زیر نظر او بود حتی نگهبان یک اداره هم اگر مسلح است زیر نظر فرمانده کل قوا است. یعنی باید به همان نسبت که به می رسید به هم می رسید. معتقد بود که این ها تئوری نظامی بلدند ولی آنها نه.بنی صدر هفت هشت ماه قبل از جنگ فرمانده کل قوا شد و می توانست هم حرکات صدام را رصد کرده و جابجایی نیروها را بررسی کند و نیروهای نظامی اعم از و و بسیج را آماده کند و مرزها را تقویت کند. جابجایی نیروها، اعزام نیرو به مرزها، افزایش آمادگی نظامی کشور، ایجاد وحدت بین نیروهای نظامی کشور و آموزش داوطلبان، همه و همه در اختیار بنی صدر بود اما ایشان یا غافل بودند یا اگر هم می دانستند اقدامی ن د. چرا؟ فقط خدا می داند.الگویی که می گفت مربوط به دوران هخا ان بود و تئوری او زمین دادن و زمان گرفتن بود. البته فرصت هم کم بود. کشور عراق هم با 14 لشکر به ما حمله کرد. ولی از قبل جابه جایی نیرو داشت و این اگر خیانت نباشد غفلت است. به راحتی می توانست این ها را بسیج کند.
نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و نقشه ترور سران نظام
*شما در صحبت هایتان گفتید که بنی صدر در شهادت شهید بهشتی و انفجار حزب جمهوری دست داشت. بنی صدر از چه زمانی به فکر ترور شخصیت های نظام افتاد؟ و برخی از اعضای دفتر بنی صدر می گویند سرکرده سازمان منافقین مدت ها با بنی صدر ارتباط داشت و بنی صدر به سازمان کمک مالی می کرد. با این شرایط می توان گفت ترورهای سازمان منافقین با حمایت بنی صدر صورت می گرفت؟
غفوری فرد:من خیلی قبل تر از 14 اسفند و قبل از شروع جنگ از یک منبع موثق که اسمش را نمی توانم ببرم شنیدم که بنی صدر گفته بود که من بهشتی و هاشمی و باهنر را می کشم. از ی که شنیدم صددرصد مطمئن است. متأسفانه الان نمی شود بگویم. البته نوشته ام و گفته ام بعد از مرگم بگویند. البته چند نفر اسم برده بود و به احتمال خیلی خیلی زیاد حضرت آقا هم جزء اسامی ترور بودند. این مهم نیست که چند نفر بود مهم این است که طرح قتل سران انقلاب را از خیلی قبل داشت و من این را یقین دارم.
یک خوش بینی خیلی زیادی هم به سازمان مجاهدین خلق بود و این که آ ن ها پول می دادند یا نه را نمی دانمولی رجوی آزاد در مجامعی که هئیت ت بود می رفت و می آمد.مثلا در مراسم ختم آیت الله طالقانی که تهران ختم گرفته بودند رجوی بالا در جایگاهی که برای مسئولان بود نشسته بود. شروع د درگوشی با آنها صحبت ؛ من همان وقت نامه ای به بازرگان نوشتم و گفتم من کاری ندارم که رجوی چه کاره است ولی در یک جلسه عمومی نباید دونفر باهم درگوشی صحبت کنند. آن هم یک مقام مملکتی کشور با آدمی که یک چریک است. من از روز اول هم معتقد بودم که این منافقین حتما مقابل انقلاب می ایستند. ما از بنی صدر مواضع قاطع در مقابل چریک ها نمی دیدیم. او می گفت که موضع قاطعانه با موضع قاتلانه فرق می کند؛ یعنی سعی می کرد که موضعش برای یی ها و اروپایی ها خوشایند باشد. درحالی که همان افراد سال ها به ایران خیانت د. بنی صدر هم تا حد زیادی با مخالف بود. درهیچ جای دنیا به گروه های مسلحانه نمی دهند بلکه آنها از فعالیت محروم هستند اما صحبتی که بنی صدر کرده که من فلانی و فلانی را می کشم و... صددرصد است.من یقین دارم که بنی صدر برنامه ریز انفجار و ترورهای 6تیر 7تیر و 8شهریور بوده است. ببینید شب 15 داد که متن پیام اعلام شد بنی صدر غیبش زد در حالی که رئیس جمهور بود ولی فرمانده کل‎قوا نبود. بعد هم که در مجلس عدم کفایت بنی صدر بررسی شد حضور پیدا نکرد که از خود دفاع کند در حالی که سخنران قابلی بود.وقتی که آقای موسی خیابانی کشته شد اطلاعات گفت که ماشین هایی داشتند که حتی آ ی جی7 هم به این‎ها اثر نمی کرد و شیشیه هایش نرم می شد ولی نمی ش ت. یعنی بسیاری از وسایلی که آنجا بود با اشاره بنی صدر مجوز او وارد مملکت شده بود. با این وصف من معتقدم که بالا ه اینکه توانستند که با رجوی فرار کنند این را که نمی شود که یک روزه و دو روزه برنامه ریزی کرد؛ باید به هم اعتماد داشته باشند. اگر این رئیس جمهور مملکت است باید بترسد که نکند که این مرا گیر بیندازد یا او بترسد که این می‎خواهد مرا گیر بیندازد. حتما برنامه ریزی دقیق و قبلی بود و دو نفر که با هم رفیق باشند و یا هم عقیده‎اند نه دو نفری که مدت ها با هم مخالف بوده اند و علیه هم صحبت کرده اند.مخالفت میرحسین با انتشار مقالات ضد منافقین من چیزهایی که مستند است می گوییم وگرنه مطالبی هم هست که من نمی توانم بگویم. در رو مه آقای سردبیر یا مدیرمسئول بودند که آن وقت ها در همین محل شهادت بهشتی و یاران ایشان در سرچشمه شب ها جلسه بود و چیزی می گفتیم و فردا چاپ می شد. هئیت تحرییه نداشتند و همه مطالب همان جا تهیه می شد. آقای مدت ها مقاله هایی را که من می نوشتم چاپ نمی د. بعد خودشان یک‎بار در شورای مرکزی گفت که این آقای غفوری فرد مقالاتی می نویسد که ما را با مجاهدین خلق درگیر می کند و ما صلاح نمی دانیم با سازمان مجاهدین خلق درگیر بشویم. من گفتم این ها با ما درگیر شده اند. سازمان مجاهدین خلق همین موقع وزارت بازرگانی را که الان در میدان ولیعصر است گرفته بودند و دفترشان کرده بودند. وزارت بازرگانی میدان ولیعصر فعلی دفتر سازمان مجاهدین خلق بود. چریک ف خلق هم یک ساختمان در بلوار کشاورز گرفته بودند. در جلوی دفترشان تانک گذاشته بودند. می گفتم آقا تانک شما را برده اند و وزارت خانه شما را گرفته اند. درگیر نشویم یعنی چه؟ در همه دستگاه ها نفوذ صددرصد داشتند. خود رجوی در رادیو برنامه زنده داشت. حتی بعد از فوت آیت الله طالقانی در شهریورماه 1358، یعنی هفت، هشت ماه بعد از پیروزی انقلاب ی، یک برنامه زنده داشت. آقای محمدرضا سعادتی که شد در برنامه زنده تحلیل داشت. وسط برنامه شروع کرد به انتقاد شدید به نظام که این ها مرتجعند و فلان و بهمان هستند و برنامه را قطع د.
جالب است که بنی صدر در سال های 53 و 54 با سازمان مجاهدین مخالف بود. بنی صدر یک جمله ای هم داشت که با دوتا طرقه که نمی شود انقلاب کرد. اما بعدش مجبور بود که با این ها بسازد و از طریق این ها فرار کند. بنی صدر یک کت داشت با عنوان ازدواج های ، مثل ازدواج محمدرضا پهلوی و دختر پادشاه مصر و می گوید که این چقدر جنایت است که پسر این پادشاه دختر آن یکی پادشاه را بگیرد، تنها و تنها برای تقویت سلطنت خودش و بدون توجه به خواست زوجین. اما خودش همین کار را کرد دخترش را به مسعود رجوی داد. نقش بنی صدر در ماجرای طبس* یکی از مقاطع مهمی که نقش بنی صدر باز پررنگ می شد، واقعه طبس است. اقدامات بنی صدر در آن دوران نشان می دهد بنی صدر سعی دارد به امریکا کمک کند و اسناد مدارک به دست نیروهای انقل نیافتد. با توجه به اینکه شما استاندار اسان بودید، چه اطلاعاتی از واقعه طبس دارید؟
غفوری فرد: آن زمان من استاندار اسان بودم. شبی به ما خبر دادند که به طبس حمله کرده است. خبرش برای ما غیرقابل باور بود. اگر می گفتند که به تهران حمله کرده یا به مشهد حمله کرده قابل باور بود ولی طبس یک بیابان بود. می گفتیم خوب امریکا برای چه به طبس حمله کند؟شایعاتی بلافاصله پخش شد و وسایل ارتباطی هم نبود. شایعاتی بود که در فلان جا پنج هواپیما افتاده و برویم خاموش کنیم یا در کجا چند هواپیما افتاده برویم خاموش کنیم. در صورتی که شایعه بود. آمدیم مشهد و از بچه های و بسیج و... را با خود بردیم که اگر خبری بود حداقل بتوانیم کار تخلیه را انجام بدهیم. بعد قرار شد برویم آنجا. من خواستم بروم اما فرمانده گفت شما مرکز استان باشید که اگر حمله ای شد شهر خالی نباشد و ما نرفتیم و خبر دقیق نداشتیم. تا آنها آمدند و آنچه که خیلی مهم است این است که بنی صدر دستور بمباران داد.حداقلش این است که بنی صدر گفت هواپیما را بمباران کنید. حتما دستگاه شنود و راهنما و خیلی تجهیزات دیگری در آنجا بوده و خود هواپیما هم کلی ارزش داشت. ولی بنی صدر دستور بمباران را داد در حالی که هیچ خطری در آنجا نبود و حتی اگر انفجار هم می شد در آن بیابان خطری نداشت. این هواپیماها دستگاه های با ارزشی داشت که برای ما بسیار با ارزش بود. بنی صدر جنازه ها را هم به راحتی تحویل داد. الان شما می بینید مثلا فلسطین جنازه یک سرباز ی را با هزاروپانصد اسیر عوض می کند. ولی بنی صدر جنازه هشت سرباز را تحویل داد. این جنازه ها برای هم بسیار مهم بود چون این افراد از آدم های با نفوذ و مهمی برای بودند که می شد با میلیاردها دلار معاوضه بشوند. به نظر من اشتباه در آن جا زیاد بود و مقصر هم آقای بنی صدر بود. اما جعبه سیاه، دستگاه با ارزشی بود و یکی از مجهزترین سیستم های پروازشان بود و هیچ هم به غیر از بنی صدر در این کار دخ نداشت.بنی صدر قانون اساسی کشور را امضا نکرد* یکی دیگر از اقدامات بنی صدر که به نظر بسیاری از مسئولان وقت و انی که با وی در ارتباط بودند زمینه های سقوط او را سرعت بخشید، قانون گریزی و مقابله با قوانین کشور بود. حتی می توان نمونه هایی را آورد که بنی صدر با قانون اساسی هم مخالفت می کرد. به طوری که او با اصول 5 و 115 قانون اساسی به شدت مخالف بوده و در رو مه انقلاب ی نیز به این اصول حمله می کرده است. این مقابله با قانون توسط وی حتی واکنش حضرت را هم در پی داشت به طوری که ایشان در یک سخنرانی آن جمله معروف که "تو غلط می کنی قانون را قبول نداری" را می فرمایند. به نظر شما گام های بنی صدر در مسیر سقوط از رهگذر قانون گریزی چگونه بود؟ غفوری فرد: یک موقعی که من استاندار بودم شهید بهشتی آمده بودند مشهد. ایشان رئیس قوه قضائیه بودند. در مشهد یک گروه از دانشجویان خیلی خوب و انقل بودند که یکی از آنها دیالمه بود که بعدا مردم مشهد شد و بعد هم در حادثه هفتم تیر در کنار شهید بهشتی به شهادت رسید. بچه های خیلی پرشور و پرهیجانی بودند. این ها از اول با بنی صدر مخالف بودند. آقای دیالمه چندین بار بنی صدر را به مناظره دعوت د و آدم با سوادی بود و سخنران خیلی خوبی هم بود. جوان شجاعی هم بود. علیه بنی صدر مدارک زیادی جمع کرده بودند. از جمله می گفتند که بنی صدر قانون اساسی را امضا نکرده. وقتی قانون اساسی را نوشتند همه اعضای خبرگان امضا د ولی بنی صدر آن را امضا نکرده بود. بنی صدر از اول هم مخالف قانون اساسی بود.قانون اساسی اولی که نوشته شده بود که پیش نویس آن را آقای حبیبی و دوستان ایشان نوشته بودند. آن وقت بنی صدر یک تعبیر خیلی زشتی هم داشت که من نمی گویم ولی مخالفت او با قانون اساسی فقط امضا ن ش نبود؛ واقعا مخالف بود و هرچه که بحث شفاف تر و دقیق‎تر می شد ناراحتی ایشان بیشتر می شد.منبع: پایگاه مرکز اسناد انقلاب ی

حسن غفوری فرد که سابقه آشنایی با بنی صدر را سال ها قبل از پیروزی انقلاب ی دارد، حرف های ناگفته فراوانی درباره او دارد. از این رو در یک ظهر تابستانی به دفتر کار وی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. ایشان که قصد داشت در آن روز به مجلس ختم مرحوم نیری برود با روی خوش ما را در اتاق کارش پذیرفت.غفوری فرد از جمله افرادی است که قبل و بعد از پیروزی انقلاب ی فعالیت ها و مسئولیت های چندی برعهده داشته است. وی قبل از پیروزی انقلاب ی دبیر تشکیلات انجمن ی دانشجویان بود و در همان دوران با بنی صدر برخوردهایی داشت به گونه ای که با شناخت افکار بنی صدر مانع سخنرانی وی در کنگره انجمن ی دانشجویان شد. وی که به گفته خودش یک نسبت دور فامیلی هم با بنی صدر دارد معتقد است که غرور و تکبر بنی صدر برای او گران تمام شد.غفوری فرد پس از پیروزی انقلاب ی نیز در امور اجرایی به فعالیت پرداخت. وی که از آذرماه 58 تا مرداد 60 استاندار اسان بود، به اقتضای این سمت با رئیس جمهور وقت یعنی بنی صدر ارتباط داشته است که به گفته خودش اغلب این روابط چالشی بوده است به طوری که یک بار هنگام آمدن رئیس جمهور به مشهد، غفوری فرد از سمت خود استعفا می دهد اما با درخواست آیت الله مهدوی کنی، به سمت خود بازمی گردد. وی خاطرات جالبی از برنامه ریزی های اطرافیان بنی صدر به منظور پرشور جلوه دادن مراسم استقبال از وی دارد که با ج پول فراوان ممکن می شد.غفوری فرد که از نزدیک شاهد وقایع بوده است، با اطمینان از نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب که منجر به شهادت آیت الله شهید بهشتی و یاران او شد، سخن می گوید و معتقد است بنی صدر در اغلب ترورهای دهه 60 با منافقین همکاری می کرده است. وی می گوید که بنی صدر قبل از قضایای 14 اسفند قصد ترور سران را داشته است. غفوری فرد همچنین به مواردی از ارتباط بنی صدر و سازمان منافقین اشاره می کند که از جمله آن تجهیز نظامی منافقین بود. وی همچنین درباره مخالفت بنی صدر با قانون اساسی و نیز صحبت می کند.او در بخش دیگری از گفت وگویش در مورد سردبیر وقت رو مه و انتقاداتی که اعضای حزب به سردبیر رو مه داشتند، اشاره می کند. غفوری فرد که در ک نه میرحسین هم نیرو بود، در خلال صحبت ها و خاطراتش به مخالفت با انتشار مقالاتی که علیه منافقین نوشته می شد، اشاره می کند. علاوه بر این، وی معاون رئیس و رئیس سازمان تربیت بدنى در ک نه هاشمى رفسنجانی و رئیس بین المللی قزوین از سال 85 تا 88 بوده است. او هم اکنون رئیس هیئت بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت وگو با حسن غفوری فرد است.آقای غفوری فرد، شما بارها اشاره کرده بودید که خاطرات ناگفته ای از بنی صدر دارید. در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب ی منتشر شده هم به نحوه آشنایی تان با بنی صدر در انجمن ی خارج از کشور اشاره کرده اید و گفته اید که شما در آنجا حتی اجازه سخنرانی را هم به وی نمی دادید. چرا شما چنین اجازه ای را به وی نمی دادید؟ چه شناختی از او داشتید که موجب می شد با این جدیت اینگونه با او برخورد کنید؟بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا باید بگویم که به نظرم خیانت هایی که بنی صدر مرتکب شده و عمق فاجعه ای که در کشور ایجاد کرده هنوز برای مردم شناخته شده نیست. اما درباره نحوه آشنایی؛ من سال ها در انجمن های ی دانشجویان در و کانادا دبیر تشکیلات بودم. قبل از اینکه ما به برویم یعنی قبل از سال 40 و یا همان سال های 42 تا 48، افرادی مانند شهید چمران و آقای یزدی در بودند و در اروپا انی که معروف بودند همین بنی صدر بود و قطب زاده و امثال این ها بودند. آن موقع یک انجمن های ی به نام msa (muslim students ociation) در فعال بود که بیشتر در اختیار اعراب بود و زبان حاکم بر آن هم، بیشتر انگلیسی و یا عربی بود و تصمیم ها هم بیشتر توسط آنها گرفته می شد.من زمانی که در سال های 47و 48 به رفتم، گفتیم که ما هم برای خود تشکیلاتی داشته باشیم. عنوان این تشکیلات را psc (persian speaking group) گذاشتیم که همه فارسی زبانان، از ایران و افغانستان و تاجی تان و دیگر کشورها را شامل می شد این طرح در سال های 47 و 48 بود و من در آنجا دبیر تشکیلات بودم.خوب یک تشکیلاتی بود به نام انجمن ی دانشجویان و کانادا و تشکیلاتی هم شبیه به همین در اروپا بود. در بنده بودم، آقای محمد هاشمی، مرحوم نوربخش، آقای واعظی و آقای شیخ ال ، آقای کمال ازی، آقای علی صادقی تهرانی و ... هم بودند.آقای ظریف هم بودند؟نخیر؛ اگر هم بودند با ما نبودند. تا آن سال که من بودم آقای ظریف با انجمن ارتباطی نداشت. البته ما با آن تشکیلاتی که آقای شیخ ال و همراهانش در آن حضور داشتند از لحاظ مکانی فاصله داشتیم. تقریبا حدود 3 هزار کیلومتر فاصله بود.آقای علیرضا نوبری که در زمان بنی صدر رئیس بانک مرکزی شد هم بود. این ها در غرب در کالیفرنیا بودند و ما تقریبا در مرکز بودیم. من بودم و آقای ازی و یزدی. چمران هم قبلا بودند، اما وقتی ما به آنجا رفتیم، ایشان به لبنان رفته بودند و ما زیاد با ایشان تماس نداشتیم. آقای بهروز ماکویی که بعدا استاندار کرمان و بعد هم معاون ارشاد شدند هم از اعضای انجمن ی و کانادا بودند.یک تشکیلاتی هم در اروپا بود که آقایان بنی صدر و سروش و دیگران مانند آقای نواب و ... در آنجا فعال بودند که یک همکاری هایی هم داشتند که مقاله هم می نوشتند. مجله ای هم به نام مکتب یا مکتب مبارزه داشتند که تقریبا به طور فصلنامه چاپ می شد. از همان موقع ما به دلایل مختلف موافق نبودیم که مقالات آقای بنی صدر نوشته و چاپ بشود. بعد که خیلی اصرار شد او مقالاتش را با اسم مستعار الف. می نوشت. عده ای که از دوستداران وی از جمله آقای علیرضا نوبری و دیگران بودند او را برای کنگره انجمن ی دانشجویان و کانادا دعوت د. یک بار بنی صدر را دعوت د و یک بار هم آقای قطب زاده را. من با هیچ کدام از آنها موافقت ن .آن زمانی که آقای بنی صدر را دعوت د کنگره دقیقا در همان شهری (شهر لورنس در ای کانزاس) بود که من بودم. من هم دبیر تشکیلات بودم و هم میزبان بودم. من به بنی صدر اجازه ندادم. یک بار هم در تگزاس بودم که خیلی اصرار د آقای قطب زاده صحبت کند و گفتند که قطب زاده همین اتاق بغلی است؛ بیاید ده دقیقه صحبت د و برود ولی خوب ما با مقالات و عنوان هایشان و چیزهایی که می نوشتند خیلی موافق نبودیم، برای همین اجازه ندادم سخنرانی کنند.بنی صدر می خواست مانند کمونیست ها همه چیز را به ماده وصل کند
مقالاتشان در چه فضای فکری بود که شما با آن موافق نبودید؟ببینید اصولا مثالی که ما داشتیم، در سطح دانشجویی بود. اما مقالاتی که آقای بنی صدر می نوشت یک نوع نظریه پردازی بود که نه خیلی قابل تأیید بود و نه خیلی قابل فهم. یک بار یکی از دوستان ما به ایشان گفته بود که شما چه اصراری دارید که مطالب ساده را پیچیده کنید؟ خب با کمونیسم مخالف بودند اما تحت تأثیر چیزهای دیگر بودند و یک مکتب به نام خودشان ایجاد کرده بودند و مکتبی به نام دیالکتیک داشتند و مباحثی را مطرح می د. اصرار داشتند که اصول پنج گانه (توحید، نبوت، معاد، عدل و ت) را در تمامی پدیده ها بررسی و اثبات کنند، مثلا ت در اتم آب. چنین بحث هایی را مطرح می کرند و همه چیز را مثل کمونیست ها به ماده وصل می د. مثلا می گفتند ا یژن و هیدروژن می خواهند جامعه توحیدی تشکیل بدهند، آب تشکیل می دهند. خوب می خواستند این پنج اصل اصول دین را در همه چیز بگویند. یک موضوعات این شکلی بود که مختص خودشان بود و واقعا خیلی هایش هم جا نمی افتاد. این بحث اولیه بود.اطرافیان بنی صدر به دروغ می گفتند بخش اقتصادی انقلاب را به بنی صدر محول کرده استبحث دیگر این بود که دوستان ایشان که بعضی ها در ایران هستند و من هم متأسفانه نمی توانم اسم آنها را ببرم بیش از حد معمول ایشان را بزرگ می د و می گفتند که مثلا بخش اقتصادی انقلاب را به آقای بنی صدر واگذار کرده اند. چون خود از اقتصاد سر در نمی آورد، لذا آن بخش را به بنی صدر واگذار کرده!!! و بخش و اجتماعی را به شریعتی و بحث مذهبی را هم خودش برعهده دارد. خوب همه اینها صد در صد دروغ بود و اصلا چنین چیزی مطرح نبود.بعد هم که منافقین گفتند که آقای طالقانی اقتصاد را به ما واگذار کرده است. آقای طالقانی کت نوشته بود به اسم اقتصاد در مکتب و این ها به آقای طالقانی می گویند که این کتاب خوبی نیست و ایشان می گوید که خوب شما بنویسید و من امضا می کنم و شما آن را چاپ می کنید. لذا آنها رفتند و اقتصاد ی را نوشتند. خوب این شایعاتی بود که منافقین در مورد آقای طالقانی پخش می د.دوستان آقای بنی صدر که یکی شان همان آقای نوبری بود که بعدها همانطور که گفتم رئیس کل بانک مرکزی شد و بعد هم از ایران فرار کرد، آنها هم برای او چنین چیزی هایی می ساختند که در حقیقت او را در مقابل قرار بدهند.این اتفاق ها در چه زمانی بود؟همان سال های 50 یا 51 و بعد از آن بود.در آن مقطع آقای بنی صدر کتاب اقتصاد توحیدی را نوشته بود؟بله. خب آقای بنی صدر هم پانزده- شانزده سال فرانسه بود، بیکار هم بود، از لحاظ اقتصادی هم در رفاه بود و زندگی راحتی داشت و مطالعه می کرد مطلب می نوشت. خانواده مرفهی هم داشت.در مقالاتی هم که می نوشت تع ر عجیب و غریبی از درمی آورد که برای ما اصلا قابل قبول نبود. ولی بیشترین مسئله ما، موضع متکبرانه او بود که بعدها در مجلس خبرگان هم خیلی نمود داشت. می گفتند که او همه تخصص ها را دارد و بیشتر بر روی مسئله اقتصاد تأکید می د. دوستان خودشان همانطور که عرض مثل آقای نوبری و برخی دیگر که الآن هم در ایران هستند.بنی صدر هم که آدم خوش صحبت و خوش بیانی بود و قلم نسبتا خوبی هم داشت و حتی بعد بعضی از ون ایران را در تهران هم اغفال د و همانطور که می دانید جامعه ت مبارز در انتخابات از بنی صدر حمایت کرد. در استان اسان هم بعضی از ون اعتقاد داشتند بنی صدر ربا را از معاملات بانکی حذف کرده است! فلذا از ایشان حمایت می د. بعد که به ایران آمد شروع به سخنرانی کرد و افراد جوان را دور خودش جمع کرد و بعد هم آن تشکیلات دفتر هماهنگی را راه انداختند. بزرگترین اشتباه این بود که یک عده غلو می د و می خواستند ایشان را مقابل قرار بدهند و هم وزن و هم ردیف معرفی ند.یکی از علت های ش ت بنی صدر تکبرش بود من احساس می که بنی صدر بسیار انسان متکبری بود و یکی از علت های ش ت او تکبرش بود. اگر مقداری تواضع داشت به عنوان یک قهرمان در تاریخ ایران باقی می ماند. او اولین رئیس جمهور نخستین در جهان بود. در مجلس خبرگان هم بود. فرمانده کل قوا هم که بود.رئیس شورای انقلاب بود. شورای انقلاب هم مجلس بود هم ت یعنی هم قانون گذار بود هم مجری. رئیس ستاد انقلاب فرهنگی بود، بانک مرکزی دستش بود، وزارت امور خارجه دستش بود، وزارت اقتصاد و دارایی دستش بود. همه قدرت ها دستش بود و می توانست هم محبوب باشد و هم چهره ماندگار باشد. به اندازه کافی هم سواد داشت و به اندازه کافی هم دنیا را می شناخت و حدود شانزده سال اروپا بود. تنها اشکالش همین تکبرش بود که شخص دیگری را نمی توانست تحمل کند و در آ هم دست به دست منافقین داد و آن جنایت را رقم زدند و در شهادت شهید بهشتی و یارانش دست داشت و البته نقشه آنها از خیلی قبل تر بود.به هرحال شناخت ما از ایشان آنجا بود و طبیعتا ایشان یک سابقه این جوری هم داشت. البته این را هم بگویم که ما با ایشان یک سابقه قوم و خویشی دور هم داریم. خانواده من هم همدانی هستند و آنها هم همدانی هستند و یک نسبت فامیلی خیلی خیلی دوری هم با ایشان داشتیم.ماجرای 10 میلیون تومان پولی که بنی صدر به غفوری فرد داد شما از سال 58 تا 60 استاندار مشهد بودید. طبیعتا به اقتضای آن سمت در این دوران بیشتر از قبل با بنی صدر که رئیس جمهور بود ارتباط داشتید. در این باره صحبت کنید. اختلافات شما قبل از پیروزی انقلاب ی با وی تا این زمان هم کشیده شد؟وقتی من استاندار شدم ایشان دو سه بار برای بازدید به استان اسان آمد. یک بار برای آن ز له ای که در جنوب اسان اتفاق افتاد بود. آن وقت مرحوم آیت الله مهدوی کنی کشور بود و من رفتم خدمت ایشان و گفتم که اگر آقای بنی صدر بیایند اسان من استقبال ایشان نمی روم. قبل از این هم بنی صدر یک سری امتیازاتی به ما داده بود که مرا جذب کنند. یک بار من رفتم دفتر ایشان و ایشان گفت که شورای انقلاب 100 میلیون تومان به من برای کمک به نهضت های بخش داده است. خوب آن زمان 100 میلیون تومان پول خیلی زیادی بود. من گفتم در استان اسان مجاهدین افغان هستند و آنجا ما می خواهیم به این مجاهدین افغان کمک کنیم. شما یک مقداری از این پول را به ما بدهید. او گفت که چقدر می خواهی؟ من هم گفتم که 10 میلیون تومان. او هم یک چک نوشت 10 میلیون تومان و به ما داد. غیر از او و من و خدا ی خبر نداشت و اگر من آن پول را برای خودم برمی داشتم ی باخبر نمی شد. خوب این ول جی ها را هم کرد. یا مثلا اول انقلاب می خواستند اسکانس های شاهنشاهی را عوض کنند و می گفتند هر پول دارد بیاورد بانک عوض کند. مدتی هم آوردند. خوب این کار یک مهلتی داشت و عده ای پیرزن و پیرمرد دائما – بعد از مهلت سپری شده -پیدا می شدند و پول می آوردند و چون بانک تحویل نمی گرفت می آوردند به استانداری. چون استاندار اوایل انقلاب تقریبا همه کاره بود و ما هم اینها را جمع می کردیم و می دادیم به بنی صدر و او هم پول می داد و انصافا این کمک ها را هم کرد. ولی اختلاف ما که این چیزها نبود بلکه اختلاف فکری و ایدئولوژیکی بود.خوب من به آیت الله مهدوی کنی عرض استقبال بنی صدر نمی روم. آیت الله مهدوی کنی فرمودند نمی شود که شما استاندار باشید و رئیس جمهور بیاید و استاندار به استقبال نرود و من گفتم که پس استعفا می دهم و نوشتم که به دلیل ای از مشکلات می خواهم استعفا بدهم و آمدم بیرون و رفتم کنار خیابان و با ماشین استانداری هم نرفتم و یک تا ی گرفتم که به خانه بروم.نامه به دست ایشان رسید و ایشان نوشتند که مستدعیست که به خدمات خود ادامه دهید. وقتی ایشان این را گفتند من ماندم و به استقبال هم رفتم. رفتیم فرودگاه استقبال ایشان و روی یک ورقه نوشتیم که ورود رئیس جمهور محترم را به استان اسان خیر مقدم عرض می کنیم و بقای عمر حضرت را از خداوند متعال خواهانم.بعدها به من می گفتند که شما یک سخنرانی یک ساعته می کنید بدون یادداشت ولی این یک خط را از رو می خوانید. گفتم که من اصلا نمی توانم که در چشمان او نگاه کنم و خیر مقدم بگویم، چون اعتقاد ندارم. خوب این اختلافات کاملا علنی می شد. یک بار هم در جلسه با هم درگیری پیدا کردیم و اتفاقا شب هم از تلویزیون پخش شد. وقتی که من رفتم خانه خانواده گفتند که با رئیس جمهور درگیر نباید شد که بلایی سرت می آید. چون بحث خیلی تند شده بود.بنی صدر می گفت جنگ که تمام بشود به اسان می روم و به حساب استاندار می رسمبنی صدر یک رو مه به نام انقلاب ی داشت که یک روز در آن نوشته بود جنگ که تمام بشود می روم اسان و حساب این استاندار را می رسم. چنین رابطه ای بین ما بود. گویا مهم ترین مسئله بعد از جنگ من بودم!! حالا او رئیس جمهور بود و من یک استاندار. این مطلب در یک رو مه چاپ شده بود. آن وقت هم نشریات دست چپی ها بود. حزب توده و چریک های ف خلق و نشریات به شدت هم آزاد بود و ی جلوگیری نمی کرد.در همین چهار راه کالج بیش از 20 نفر ایستاده بودند و هر کدام یک نشریه چپی را تبلیغ و توزیع می د ولی اگر ی می خواست که نشریه ی توزیع کند اجازه نمی دادند! چپی ها 20 گروه بودند و 20 نشریه هم داشتند. رو مه بنی صدر به نام انقلاب ی درآمد و افراد زیادی هم به این نشریه کمک د و از من خواستند کمک کنم ولی من اصلا زیر این بار نرفتم. یک بار هم هواپیمای ایشان سقوط کرد (در واقع فرود اضطراری یک هلی کوپتر بود نه سقوط هوایی) ولی ایشان صدمه ای ندید و همه از اینکه رئیس جمهورشان سالم است خوشحال شدند. حتی سخت ترین مخالفین ایشان مثل شهید هاشمی نژاد آن موقع فرمودند که این از الطاف خفیه الهی بود که در این زمان رئیس جمهور ما کشته نشد و من در بین دوستان و خانواده این آیه شریفه را خواندم ولا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما ولهم عذاب مهین (آیه 178 آل عمران)یعنی گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می دهیم برایشان بهتر است، بلکه ما به آنها مهلت می دهیم تا به گناه خود بیافزایند و آنها فکر نکنند که این به نفع شان است بلکه به ضررشان است. به این ها فرصت می دهیم که تا باطن خود را ظاهر کنند. اگر آن وقت آقای بنی صدر کشته می شد حتما زاده می شد. هنوز باطنش ظاهر نشده بود. به خاطر اینکه من آیه را خواندم خیلی ها به من اعتراض د. برخورد ناشایست محافظان بنی صدر با مردم و خدام حرم رضا (ع)خوب ایشان دوباره آمد مشهد و در مشهد هم کارهایی د. مثلا داخل حرم اسلحه درآوردند و با ته اسلحه زدند به سر خادم ها. یک محافظی داشت رزمی کار هم بود و می گفتند در فلسطین دوره دیده است و آدم بسیار خشنی بود. وقتی که در گناباد ز له آمده بود یکی از پیرمردها آمد که دست رئیس جمهور را ببوسد که این محافظ او را به شکل بدی پرت کرد و زمین زد. واقعا برخورد خیلی بدی داشتند. اسم یکی از سر تیم هایش مهدی بود که بسیار خشن برخورد می کرد. می گفتند که او در فلسطین دوره دیده است. پول هایی که تیم بنی صدر برای مراسم استقبال هزینه می کرداین را هم بگوییم که چند باری که آمد مشهد استقبال بسیار زیاد بود. ایشان برنامه ریزی هم داشت. یک گروهی داشت به اسم دفتر هماهنگی که بسیار هم قوی بودند و این گروه برنامه ریزی می د و حتی این ها به استانداری هم کارت ورود می دادند و چون ایشان فرمانده کل قوا بود، ی ها و ماشین هایشان می آمدند و یک راه بندان وسیع ایجاد می شد که اینها به حساب استقبال کنندگان از ایشان واریز می شد.یا مثلا گروه هماهنگی با سلاخ های شهر هماهنگ می د که بیایند آنجا و های خود را پیش قدم ایشان قربانی کنند و به ازای هر قربانی هم 100 تومان به سلاخ ها می دادند. یک دفعه صدتا می کشتند. مردم هم نمی دانستند که چه خبر است. ما هم بعدا فهمیدیم. یک بار ایشان آمد هواپیما نتوانست بنشیند و سلاخ ها آمدند و پولشان را از ما می خواستند و ما هم آنجا فهمیدیم که چه خبر است. تازه آن وقت کشتن در بیرون ممنوع بود. چون گوشت تی می دادند و این ها علاوه بر آن صد تومان که می گرفتند گوشت را هم به صورت آزاد می فروختند. منظور این است که برنامه ریزی می د و استقبال هم می شد و استقبال هم واقعا در حد خیلی زیادی بود مثلا فاصله فرودگاه تا حرم ده دقیقه بود ولی به دلیل ازدحام بیش از دو ساعت طول می کشید.من یک بار به او و دوستانش گفتم که به خاطر است که از شما استقبال می شود. اما ایشان قبول ن د تا شبی که در ساعت ده و نیم شب 15 داد که نیم خط نوشتند که آقای سرلشکر فلاحی، آقای بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل می شود. از آن وقت به بعد ایشان غیبش زد و ی ایشان را ندید تا روز 7 مرداد که روز فرارش بود و تمام چیزهای که ساخته بود با نیم خط از بین رفت.به دلیل کارشکنی بنی صدر در هویزه نتوانست به کمک بیاد و ی ها قتل عام شدندوقتی صفحات تاریخ اوایل انقلاب را ورق می زنیم نمونه های فراوانی از تفرقه افکنی های بنی صدر را مشاهده می کنیم. از اختلافش با شهید بهشتی و شهید رجایی گرفته تا تفرقه افکنی در بین نیروهای نظامی در دوران دفاع مقدس. به گونه ای که این اختلاف افکنی ها باعث سقوط مشهر شد. علاوه بر این در جریان حصر پاوه هم می بینیم که بنی صدر به نیروهای اجازه فعالیت نمی دهد و آنها را محدود می کند. به نظر شما تفرقه افکنی های بنی صدر چقدر به کشور خسارت زد؟بنی صدر را تعطیل نکرد، بلکه را قبول نداشت و با خوب بود. یکی از مشکلات همین بود که تلاش می کرد اختلاف بین و ایجاد کند. در هویزه هم همین شد که به خاطر کارشکنی بنی صدر نتوانست به کمک نیامد و ی ها قتل عام شدند.کارشکنی های بنی صدر در جنگ تحمیلیمن خودم در جریان بودم که تعداد خیلی خیلی زیادی داوطلب داشتیم که تقاضا شوند به جبهه اعزام شوند، ولی بنی صدر موافقت نمی کرد و می گفت اینها به درد نمی خورند چون سربازی نرفتند و آموزش ندیده اند. من هم می گفتم خوب آموزش می بینند و چیزهایی را که در چند ماه به سربازها یاد می دهند می شود در یک هفته به داوطلبان آموزش داد. من خودم سربازی رفتم و می دانم همان وقت برای ما 60 ساعت آموزش تفنگ m1 گذاشتند و بچه های ما بعد از دو ساعت با چشم بسته آن را باز و بسته می د. خم زن هم همین طور. بچه ها خیلی زود یاد می گرفتند و می شد در زمان کوتاهی داوطلب ها را آموزش داد.خلاصه ما با فرمانده ژاندارمری و لشکر77 و غیره صحبت کردیم که شما می خواهید صد نفر بفرستید، پنج نفر هم از داوطلبانی که ما معرفی می کنیم بین آن ها اعزام کنید و با پا درمیانی ما از هر صد نفر ده تا پانزده نفر هم ما می فرستادیم. برای انتخاب این افراد مشکل فراوان داشتیم. مثلا چند هزار نفر داشتیم که باید ده پانزده نفر را از بین این ها انتخاب کنیم بفرستیم و شرایط سختی هم ایجاد کردیم که کمتر داوطلب حائز شود مثلا اینکه سن افراد بین 20 تا 25 سال باشد و مجرد هم باشند. بعضی ها گریه می د که من حاضرم خانمم را طلاق بدهم، مجرد بشوم که بروم جبهه!همان وقت که مشهر محاصره بود این نیروها را اهواز نگاه نداشتند و هیچگونه امکاناتی هم به آنها ندادند، حتی کلاه و تجهیزات اولیه. خیلی ها کفش درست و حس نداشتند و با دمپایی می رفتند جبهه و پوتین به آنها نمی دادند. واقعا بچه های مردم کلاه خود نداشتند.آقای بنی صدر یک تئوری داشت که زمین می دهیم و زمان می گیریم و نتیجه شد این که دشمن بخش زیادی از مشهر و خوزستان را گرفت. مرحوم ظهیرنژاد می گفتند که اگر در همدان پادگان نوژه را می گرفتند دیگر هیچ کاری نمی توانستیم . خلاصه بعثی ها به راحتی آمده اند داخل خاک ایران. وقتی که با صدام هم مصاحبه می کنند می گوید بقیه اش بماند تهران مصاحبه می کنم. بعثی ها امیدوار بودند که یک هفته ای تهران را بگیرند.آنها می دیدند که داخل خود تیم، اختلاف است و این اختلاف اوج فاجعه بود. منافقین هم کمک زیادی به صدام د. ما از زمان شاه خیلی اسلحه داشتیم که به نمی داد و خیلی در مضیقه بود و بیشتر دست بود. هرچند که بنی صدر فرمانده کل قوا بود یعنی همه نیروهای مسلح زیر نظر او بود، حتی نگهبان یک اداره هم اگر مسلح است زیر نظر فرمانده کل قوا است. یعنی باید به همان نسبت که به می رسید به هم می رسید. معتقد بود که این ها تئوری نظامی بلدند ولی آنها نه.بنی صدر هفت هشت ماه قبل از جنگ فرمانده کل قوا شد و می توانست هم حرکات صدام را رصد کرده و جابجایی نیروها را بررسی کند و نیروهای نظامی اعم از و و بسیج را آماده کند و مرزها را تقویت کند. جابجایی نیروها، اعزام نیرو به مرزها، افزایش آمادگی نظامی کشور، ایجاد وحدت بین نیروهای نظامی کشور و آموزش داوطلبان، همه و همه در اختیار بنی صدر بود اما ایشان یا غافل بودند یا اگر هم می دانستند اقدامی ن د. چرا؟ فقط خدا می داند.الگویی که می گفت مربوط به دوران هخا ان بود و تئوری او زمین دادن و زمان گرفتن بود. البته فرصت هم کم بود. کشور عراق هم با 14 لشکر به ما حمله کرد. ولی از قبل جابه جایی نیرو داشت و این اگر خیانت نباشد غفلت است. به راحتی می توانست این ها را بسیج کند.نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و نقشه ترور سران نظام شما در صحبت هایتان گفتید که بنی صدر در شهادت شهید بهشتی و انفجار حزب جمهوری دست داشت. بنی صدر از چه زمانی به فکر ترور شخصیت های نظام افتاد؟ و برخی از اعضای دفتر بنی صدر می گویند سرکرده سازمان منافقین مدت ها با بنی صدر ارتباط داشت و بنی صدر به سازمان کمک مالی می کرد. با این شرایط می توان گفت ترورهای سازمان منافقین با حمایت بنی صدر صورت می گرفت؟من خیلی قبل تر از 14 اسفند و قبل از شروع جنگ از یک منبع موثق که اسمش را نمی توانم ببرم شنیدم که بنی صدر گفته بود که من بهشتی و هاشمی و باهنر را می کشم. از ی که شنیدم صددرصد مطمئن است. متأسفانه الآن نمی شود بگویم. البته نوشته ام و گفته ام بعد از مرگم بگویند. البته چند نفر اسم برده بود و به احتمال خیلی خیلی زیاد حضرت آقا هم جزء اسامی ترور بودند. این مهم نیست که چند نفر بود مهم این است که طرح قتل سران انقلاب را از خیلی قبل داشت و من این را یقین دارم. یک خوش بینی خیلی زیادی هم به سازمان مجاهدین خلق بود و این که آ ن ها پول می دادند یا نه را نمی دانم ولی رجوی آزاد در مجامعی که هئیت ت بود می رفت و می آمد. مثلا در مراسم ختم آیت الله طالقانی که تهران ختم گرفته بودند رجوی بالا در جایگاهی که برای مسئولان بود نشسته بود. شروع د در گوشی با آنها صحبت ؛ من همان وقت نامه ای به بازرگان نوشتم و گفتم من کاری ندارم که رجوی چه کاره است ولی در یک جلسه عمومی نباید دو نفر باهم درگوشی صحبت کنند. آن هم یک مقام مملکتی کشور با آدمی که یک چریک است. من از روز اول هم معتقد بودم که این منافقین حتما مقابل انقلاب می ایستند. ما از بنی صدر مواضع قاطع در مقابل چریک ها نمی دیدیم. او می گفت که موضع قاطعانه با موضع قاتلانه فرق می کند؛ یعنی سعی می کرد که موضعش برای یی ها و اروپایی ها خوشایند باشد. درحالی که همان افراد سال ها به ایران خیانت د. بنی صدر هم تا حد زیادی با مخالف بود. درهیچ جای دنیا به گروه های مسلحانه نمی دهند بلکه آنها از فعالیت محروم هستند اما صحبتی که بنی صدر کرده که من فلانی و فلانی را می کشم و... صددرصد است.من یقین دارم که بنی صدر برنامه ریز انفجار و ترورهای 6 تیر، 7 تیر و 8 شهریور بوده است. ببینید شب 15 داد که متن پیام اعلام شد بنی صدر غیبش زد در حالی که رئیس جمهور بود ولی فرمانده کل‎قوا نبود. بعد هم که در مجلس عدم کفایت بنی صدر بررسی شد، حضور پیدا نکرد که از خود دفاع کند در حالی که سخنران قابلی بود.وقتی که آقای موسی خیابانی کشته شد ذاطلاعات گفت که ماشین هایی داشتند که حتی آ ی جی7 هم به این‎ها اثر نمی کرد و شیشه هایش نرم می شد ولی نمی ش ت. یعنی بسیاری از وسایلی که آنجا بود با اشاره بنی صدر و مجوز او وارد مملکت شده بود. با این وصف من معتقدم که بالا ه اینکه توانستند که با رجوی فرار کنند این را که نمی شود که یک روزه و دو روزه برنامه ریزی کرد؛ باید به هم اعتماد داشته باشند. اگر این رئیس جمهور مملکت است باید بترسد که نکند که این مرا گیر بیندازد یا او بترسد که این می‎خواهد مرا گیر بیندازد. حتما برنامه ریزی دقیق و قبلی بود و دو نفر که با هم رفیق باشند و یا هم عقیده‎اند نه دو نفری که مدت ها با هم مخالف بوده اند و علیه هم صحبت کرده اند.مخالفت میرحسین با انتشار مقالات ضد منافقین من چیزهایی که مستند است می گوییم وگرنه مطالبی هم هست که من نمی توانم بگویم. در رو مه آقای سردبیر یا مدیرمسئول بودند که آن وقت ها در همین محل شهادت بهشتی و یاران ایشان در سرچشمه شب ها جلسه بود و چیزی می گفتیم و فردا چاپ می شد. هئیت تحرییه نداشتند و همه مطالب همان جا تهیه می شد. آقای مدت ها مقاله هایی را که من می نوشتم چاپ نمی د. بعد خودشان یک‎بار در شورای مرکزی گفت که این آقای غفوری فرد مقالاتی می نویسد که ما را با مجاهدین خلق درگیر می کند و ما صلاح نمی دانیم با سازمان مجاهدین خلق درگیر بشویم. من گفتم این ها با ما درگیر شده اند.سازمان مجاهدین خلق همین موقع وزارت بازرگانی را که الان در میدان ولیعصر است گرفته بودند و دفترشان کرده بودند. وزارت بازرگانی میدان ولیعصر فعلی دفتر سازمان مجاهدین خلق بود. چریک ف خلق هم یک ساختمان در بلوار کشاورز گرفته بودند. در جلوی دفترشان تانک گذاشته بودند. می گفتم آقا تانک شما را برده اند و وزارت خانه شما را گرفته اند. درگیر نشویم یعنی چه؟در همه دستگاه ها نفوذ صددرصد داشتند. خود رجوی در رادیو برنامه زنده داشت. حتی بعد از فوت آیت الله طالقانی در شهریورماه 1358، یعنی هفت، هشت ماه بعد از پیروزی انقلاب ی، یک برنامه زنده داشت. آقای محمدرضا سعادتی که شد در برنامه زنده تحلیل داشت. وسط برنامه شروع کرد به انتقاد شدید به نظام که این ها مرتجعند و فلان و بهمان هستند و برنامه را قطع د. جالب است که بنی صدر در سال های 53 و 54 با سازمان مجاهدین مخالف بود. بنی صدر یک جمله ای هم داشت که با دوتا طرقه که نمی شود انقلاب کرد. اما بعدش مجبور بود که با این ها بسازد و از طریق این ها فرار کند. بنی صدر یک کت داشت با عنوان ازدواج های ، مثل ازدواج محمدرضا پهلوی و دختر پادشاه مصر و می گوید که این چقدر جنایت است که پسر این پادشاه دختر آن یکی پادشاه را بگیرد، تنها و تنها برای تقویت سلطنت خودش و بدون توجه به خواست زوجین. اما خودش همین کار را کرد دخترش را به مسعود رجوی داد.نقش بنی صدر در ماجرای طبسیکی از مقاطع مهمی که نقش بنی صدر باز پررنگ می شد، واقعه طبس است. اقدامات بنی صدر در آن دوران نشان می دهد بنی صدر سعی دارد به امریکا کمک کند و اسناد مدارک به دست نیروهای انقل نیافتد. با توجه به اینکه شما استاندار اسان بودید، چه اطلاعاتی از واقعه طبس دارید؟غفوری فرد: آن زمان من استاندار اسان بودم. شبی به ما خبر دادند که به طبس حمله کرده است. خبرش برای ما غیرقابل باور بود. اگر می گفتند که به تهران حمله کرده یا به مشهد حمله کرده قابل باور بود ولی طبس یک بیابان بود. می گفتیم خوب امریکا برای چه به طبس حمله کند؟شایعاتی بلافاصله پخش شد و وسایل ارتباطی هم نبود. شایعاتی بود که در فلان جا پنج هواپیما افتاده و برویم خاموش کنیم یا در کجا چند هواپیما افتاده برویم خاموش کنیم. در صورتی که شایعه بود. آمدیم مشهد و از بچه های و بسیج و... را با خود بردیم که اگر خبری بود حداقل بتوانیم کار تخلیه را انجام بدهیم. بعد قرار شد برویم آنجا. من خواستم بروم اما فرمانده گفت شما مرکز استان باشید که اگر حمله ای شد شهر خالی نباشد و ما نرفتیم و خبر دقیق نداشتیم. تا آنها آمدند و آنچه که خیلی مهم است این است که بنی صدر دستور بمباران داد.حداقلش این است که بنی صدر گفت هواپیما را بمباران کنید. حتما دستگاه شنود و راهنما و خیلی تجهیزات دیگری در آنجا بوده و خود هواپیما هم کلی ارزش داشت. ولی بنی صدر دستور بمباران را داد در حالی که هیچ خطری در آنجا نبود و حتی اگر انفجار هم می شد در آن بیابان خطری نداشت. این هواپیماها دستگاه های با ارزشی داشت که برای ما بسیار با ارزش بود. بنی صدر جنازه ها را هم به راحتی تحویل داد. الان شما می بینید مثلا فلسطین جنازه یک سرباز ی را با هزاروپانصد اسیر عوض می کند. ولی بنی صدر جنازه هشت سرباز را تحویل داد. این جنازه ها برای هم بسیار مهم بود چون این افراد از آدم های با نفوذ و مهمی برای بودند که می شد با میلیاردها دلار معاوضه بشوند. به نظر من اشتباه در آن جا زیاد بود و مقصر هم آقای بنی صدر بود. اما جعبه سیاه، دستگاه با ارزشی بود و یکی از مجهزترین سیستم های پروازشان بود و هیچ هم به غیر از بنی صدر در این کار دخ نداشت.بنی صدر قانون اساسی کشور را امضا نکردیکی دیگر از اقدامات بنی صدر که به نظر بسیاری از مسئولان وقت و انی که با وی در ارتباط بودند زمینه های سقوط او را سرعت بخشید، قانون گریزی و مقابله با قوانین کشور بود. حتی می توان نمونه هایی را آورد که بنی صدر با قانون اساسی هم مخالفت می کرد. به طوری که او با اصول 5 و 115 قانون اساسی به شدت مخالف بوده و در رو مه انقلاب ی نیز به این اصول حمله می کرده است. این مقابله با قانون توسط وی حتی واکنش حضرت را هم در پی داشت به طوری که ایشان در یک سخنرانی آن جمله معروف که تو غلط می کنی قانون را قبول نداری را می فرمایند. به نظر شما گام های بنی صدر در مسیر سقوط از رهگذر قانون گریزی چگونه بود؟ یک موقعی که من استاندار بودم شهید بهشتی آمده بودند مشهد. ایشان رئیس قوه قضائیه بودند. در مشهد یک گروه از دانشجویان خیلی خوب و انقل بودند که یکی از آنها دیالمه بود که بعدا مردم مشهد شد و بعد هم در حادثه هفتم تیر در کنار شهید بهشتی به شهادت رسید. بچه های خیلی پرشور و پرهیجانی بودند. این ها از اول با بنی صدر مخالف بودند. آقای دیالمه چندین بار بنی صدر را به مناظره دعوت د و آدم با سوادی بود و سخنران خیلی خوبی هم بود. جوان شجاعی هم بود. علیه بنی صدر مدارک زیادی جمع کرده بودند. از جمله می گفتند که بنی صدر قانون اساسی را امضا نکرده. وقتی قانون اساسی را نوشتند همه اعضای خبرگان امضا د ولی بنی صدر آن را امضا نکرده بود. بنی صدر از اول هم مخالف قانون اساسی بود.قانون اساسی اولی که نوشته شده بود که پیش نویس آن را آقای حبیبی و دوستان ایشان نوشته بودند. آن وقت بنی صدر یک تعبیر خیلی زشتی هم داشت که من نمی گویم ولی مخالفت او با قانون اساسی فقط امضا ن ش نبود؛ واقعا مخالف بود و هرچه که بحث شفاف تر و دقیق‎تر می شد ناراحتی ایشان بیشتر می شد.