شیرین طنز

مدیر ۲۵ شهریور ۱۳۹۶ ۴:۲۷ ب.ظ 41 بازدید اشارهبه گزارش شیرین طنز، به نقل از رسانه انقلاب، در آستانه برگزاری چهارمین جشن « سلام»، جهت بررسی و شناخت بیشتر مفهوم «طنز » و جایگاه اجتماعی آن گفت وگویی ترتیب داده ایم با اسماعیل امینی از محققان و طنز نویسان برجسته ایران. امینی صاحب تالیفات متعدد در حوزه شعر و نثر طنز ، همچون اسبها و ها (مجموعه شعر طنز)، نشر اکاذیب (مجموعه شعر طنز)، لبخند غیر مجاز (نوشته های طنز) و همچنین تحقیقات متعدد پیرامون این موضوع است. از آثار تحقیقی امینی می توان، خندمین تر افسانه (جلوه های طنز در مثنوی معنوی)، لبخند سعدی (طنز آوری در غزل های سعدی)، تبسم دوست (لطایف و مطایبات در کلام ) را مورد اشاره قرار داد.در ابتدا اگر تعریف مورد اجماعی از طنز وجود دارد آن را بفرمایید و طبق آن تعریف، آیا ما در کشور طنز داشته ایم و داریم یا خیر؟طنز را یک موقعی بر اساس شیوه بیان دسته بندی می کنند که تقسیم می شود به طنز کلامی، طنز موقعیت و طنز تصویری. اما موقعی که بر اساس موضوع دسته بندی می کنند که مثلاً فرض کنید ما می گوییم این طنز، طنز فسلفی است این طنز، طنز اجتماعی و این طنز، طنز است. در این صورت است که طنز را می شود تعریف کرد. یعنی در واقع موکول است به دسته بندی براساس موضوع. طنز طنزی است که بر اساس موضوع به نسبت روابط قدرت با مردم می پردازد. یعنی کار طنز این است که نسبت رابطه حاکمان با مردم را و نسبت رابطه اهل قدرت با یکدیگر را دست مایه طنز قرار می دهد و از این منظر ما درگذشته هم این گونه طنز را داشته ایم که به رفتار حاکمان با مردم و رفتار صاحبان قدرت با یکدیگر نگاه طنز آمیز داشته است.در طول تاریخ تحمل حاکمان با این نوع از طنز چگونه بوده؟گونه های مختلف بوده، یعنی مسأله فقط خصلت حاکمان نبوده، مسأله وضعیت اجتماع بوده و گاهی هم اقتدار نویسنده های طنز.یعنی مثلاً فرض کنید سعدی جایگاهی دارد که غالباً خود حاکمان استقبال هم می کنند از انتقادهایی که سعدی می کند. البته این هست که به هر حال بعضی از مواقع خوشایندشان نبوده، منتها عرض که خیلی مربوط به خصلت شخصی حاکمان مرتبط نبوده است. بیشتر به وضعیت اجتماعی و جایگاه آن طنز نویس مرتبط بوده است. برای مثال علامه علی اکبر دهخدا در دوران مشروطه که طنز می نوشتند و خیلی هم محبوب مردم بوده اما در آن دوران خیلی تحت فشار بوده و به همین خاطر نیز، در دوره استبداد صغیر، یعنی بعد از کودتا محمدعلی شاه که مجلس را به توپ می بندند، او ناگزیر می شود در خارج کشور بماند و باز نگردد به این خاطر که میرزا جهانگیر خان که در آن دوره سردبیر صوراسرافیل بوده و مقالات دهخدا با عنوان «چرند و پرند» در آن چاپ می شد را دستگیر می کنند و در باغ شاه شهید می کنند. به همین دلیل علامه دهخدا در تبعید چند شماره از صور اسرافیل را منتشر کرد.طنز ، چه به صورت مکتوبش چه به صورت های دیگر آن، کی به میدان می آید؟ یعنی آیا لازم است همیشه باشد یا نه، باید شرایط خفقانی در مملکت به وجود بیاید تا طنز به میدان بیاید؟ مانند حافظ و سعدی که اشاره کردید یا اگر همیشه در جامعه باشد هم مشکلی نیست؟یک اشتباهی اینجا رخ داده و خیلی ها دیدم که نوشتند طنز راه فراری بوده برای فشار مستبدان یا برای گریز از سانسور. این تعبیر خطا است. اگر اینگونه باشد باید در شرایطی که خفقان نباشد و مثلاً شرایط آزاد است، مثل دوره بعد از شهریور ۲۰ که دوره سستی حکومت پهلوی بود و رو مه ها هر چه دلشان می خواست را می نوشتند، در آن شرایط که نباید طنز می داشتیم. در حالیکه داشتیم و بالع خیلی هم گسترده تر بود. یا برای مثال در دوره آغاز مشروطه که یک مدتی تمامی نشریات آزاد بودند و هر چه دلشان می خواست می نوشتند. در سال های بعد از پیروزی انقلاب نیز چندسالی کاری به مطبوعات نداشتند. پس اینگونه نیست که طنز یا در واقع طنز راه گریز از سانسور و فشارهای دستگاه های تی باشد. طنز یک نوع نگاه به رخدادها است. همانطور که تحلیل گر ، رخدادهای را به صورت جدی تحلیل می کند و روابط حاکمان را با مردم و با یکدیگر، طنزپرداز هم از نگاه خودش نگاه می کند.چرا سوژه های طنز به نسبت دیگر گونه ها زیاد هستند؟برای اینکه خصلت و خصلت اهل قدرت این است که رفتارشان با ادعا و تحقیقاتشان مطابقت ندارد و در همه دنیا تقریباً همین است. ولی آن ها بر خلاف ون ما این کار را ظریف تر انجام می دهند. خیلی از کشورهای غربی این گونه هستند. مثلاً اگر به عراق حمله می کنند نمی گویند برای دسترسی به منابع نفت به آنجا حمله کردیم. می گویند برای نگرانی نسبت به صلح جهانی و اینکه آنجا انبار اسلحه قرار داشت. می گویند برای گسترش دموکراسی به افغانستان حمله کردیم. هیچ وقت نمی گویند برای اینکه ما در آن مناطق سلطه داشتیم. این رفتارشان با ادعا و تبلیغاتشان همیشه فاصله دارد و بنابراین خیلی مورد نظر طنز پردازان قرار می گیرند.نقطه قوت طنز در تاریخ ادبیات ما درچه زمان هایی بوده است؟ یعنی در چه زمانی قدرت طنز از همیشه بیشتر بوده است؟بعد از حمله مغول و با توجه به رفتار شگفت انگیزی که حاکمان مغول داشتند، ادبیان ما در آن زمان کارهای خیلی برجسته ای آف د. مثلاً در آثار سعدی یا قصیده معروف سیف فرغانی آمده است که: «این مرگ بر جهان شما نیز بگذرد / هم رونق جهان شما نیز بگذرد.» و همچنین است در آثار سعدی، عطار و مولانا. به این صورت که ناگهان نظام حکومت قبلی به هم خورده و یک نظام شگفت انگیز بی رحم و عجیب و غریب جایگزین آن شده و حاکمان عجیب و غریبی داشتند که هر کدام در جایی حکومتی تشکیل داده اند. در دوره هفتم و هشتم اشارات سعدی، حافظ و عبید غالباً به همین موضوع است که رفتاری که حاکمان می کنند رفتاری غیر معقول است. چرا؟ چون کار به دست انی افتاده است که هم بی سواد هستند و هم بی تدبیر و بی رحم. همین موضوع زمینه ای ایجاد کرده برای اینکه طنز خیلی قدرتمندی آفریده شود.شگرد طنز آن ها به چه صورت بوده است؟ مستقیم بیان می د یا به شیوه های دیگری؟هر دو نوع آن هست هم جنس تند آن مانند قصیده سیف فرغانی که کاملاً تند و صریح است: «آن که اسب داشت با بارش فرو نشست / گرد سم ان شما نیز بگذرد / در مملکت چون غرش شیران گذشت و رفت / این عوعو سگان شما نیز بگذرد» سعدی هم اینگونه کتاب های تند دارد. اما بعضی دیگر با ظرافت تر هستند که نه از سر ترس بلکه برای اهل تأمل و انی که نکته سنج هستند مطلب می گفتند. برای مثال می گوید که حاکمان غالباً مسئولیت کارهای خود را بر عهده نمی گیرند برای مثال: «ز هزار خون سعدی بحلند بندگانت / تو بگوی تا بریزند و بگو که من نگفتم.» مشخص است که این مثال ها برای اهل ظرافت است که متوجه می شوند یا مثلاً: «حکم آن توست شاهی فرمای هر چه خواهی / ور بی عمل ببخشی گر بی گنه برانی» یعنی شاه است و می تواند کار غیر منطقی انجام دهد. یا مثلاً: «خلاف رأی سلطان رأی جستن / به خون خویش باشد دست شستن / اگر خود روز را گوید شب است این / بباید گفت آنک ماه و پروین» پادشاهی که آن قدر احمق است که روز را شب می گوید شب باید تأییدش کرد؟!آیا طنزپردازان از طرف حکومت ها آزار و اذیت می شدند؟ یا آنها بعضاً متوجه طنز نمی شدند؟خیر. حساسیتی نسبت به آن ها نبوده به این دلیل که در آن دوران رسانه ای وجود نداشته است که خیلی بازتاب پیدا کند. این آثار فقط در جمع خواص منتشر می شد. آن زمان ها خیلی انسان های باسوادی وجود نداشتند یا انسان های باسواد خیلی دسترسی به کتاب نداشتند که سر زبان بیفتد و از این زبان به آن زبان بچرخد. ضمن اینکه همه آدم ها نیز مشتری شعر و مشتری متن ادبی نبودند. این مسأله که الان افکار عمومی و رسانه و بازتاب آنها مهم شده بعد از دوره روی کار آمدن رسانه های جدید است. در آن زمان چنین چیزی نبوده که حساسیت ایجاد شود.آقای صابری سر شوخی با بزرگان را باز کرد.وضعیت طنز بعد از انقلاب چگونه است؟ تاریخچه ای از آن را شرح دهید تا بعد به سراغ سوال های دیگر برویم.در سال های اول انقلاب که هنوز نهادهای قانونی ما مستقر نشده بودند نشریات مختلفی از جمله نشریات طنز بیرون می آمد. من چون علاقه مند بودم تقریباً همه آن نشریات را می گرفتم و می خواندم. این یک مزیت خوب بود که بعد از سال ها فشار و سانسور و خفقان، فضایی باز شده بود و همه آزادانه حرف می زدند. همه هم یک عالمه حرف برای گفتن داشتند و اغلب هم عصبانی و تند حرف می زدند. خیلی کم با طنزِ ظریف و در لفافه روبرو بودیم. همه چیز را مس ه می د و هر شایعه ای را می پذیرفتند و خودشان هم آن را اغراق می د. وضعیت جنگ و مقابله با ترورها باعث شد که یکباره همه نشریات طنز تعطیل شدند. تقریباً چیزی به عنوان طنز از یاد رفت چون وضعیت کشور بسیار جدی شده بود. تا اینکه از حدود اوا سال ۶۳ بود که آقا صابری فومنی در رو مه اطلاعات ستون دو حرف حساب را می نوشت. آن اوایل هم خیلی کوتاه می نوشت و بقیه هم او را جدی نمی گرفتند. ولی چند ماه که از نوشتنش گذشت واکنش های تندی ایجاد کرد. بعضی از نمایندگان مجلس معترض شدند. تصور غلطی آن زمان رایج بود- و متأسفانه هنوز هم کم و بیش هست- و آن اینکه گمان می شود صاحبان پست و مقام، مصون از انتقاد و حتی شوخی هستند.آقای صابری سر شوخی با بزرگان را باز کرد و خیلی هم خوب باز کرد. او یاد داد که می شود شوخی کرد و اهانت نکرد. می شود انتقاد کرد اما تهمت نزد. من آن موقع که در گل آقا همکاری می این خلقیات آقای صابری را می دانستم. در طنز باید حد اخلاق، انصاف، دیانت و ادب باید محفوظ باشد اما در عین حال تقدسی هم برای آدم ها در نظر نگرفت و آنها مصون از انتقاد نباشند. آقای صابری نسلی را از طنزپردازان پرورش داد که بعدها خیلی هم موثر واقع شدند. منتها در فضای بعد از جنگ، نشریات طنز دیگری هم آرام آرام وارد صحنه شدند. کار بعضی ها از آن ها گرفت و کار بعضی هم نگرفت. اما مشخصه و تفاوتی که بین طنز در فضای قبل و بعد از انقلاب وجود دارد این است که در بعد از انقلاب، طنز در مطبوعات کمی جدی تر گرفته شد. ما در نداشتیم که رو مه های اصلی و بزرگ ستون طنز داشته باشند و اگر هم بود مدت کوتاهی بیش تر دوام نمی آورد. ولی الان رو مه های بزرگ ما اغلب هم ستون طنز دارند و حتی تعدادی از آنها ضمیمه طنز دارند. این برای من خیلی خوشحال کننده است که طنز به رسمت شناخته شده است. بچه ها هم به نسبت سال های پیشین پخته تر شده اند.چرا به آقای فومنی سوپاپ یا سوفاف می گفتند و خودشان هم اعتراض خاصی نداشت؟یک دلیلش این بود که در آن فضا هیچ دیگر جرأت آن مدل از شوخی ها را نداشت ولی ایشان آدم شناخته شده ای بود و تحمل می شد. علاوه بر این سابقه خوبی هم نزد بعضی از مسئولین داشت. مدتی مشاور شهید رجایی بود و ایشان را می شناختند که سوء نظر ندارد. چون شوخی های ایشان تحمل می شد بدیهی است که از جانب انی که این امکان را نداشتند با این اتهام مواجه شوند. می گفتند که ایشان سوپاپ اطمینانی است که جامعه در اثر فشارها و مشکلات منفجر نشود. خود ایشان بعداً از این کلمه استقبال کرد و می گفت من سوپاپ هستم.وقتی ریشه کنی اصطلاح مورد علاقه نسل اول انقلاب می شود!به نظرم می رسد این امکان سوپاپ شدن هم در جاهایی خیلی بد نباشد. اینطور نیست؟نه فقط از این منظر که به عنوان ابزار فریب استفاده شود که حتی در مسائل فردی هم اینگونه است. وقتی خیلی عصبانی هستیم اگر راهی برای خندیدن پیدا کنیم روی عصبانیتمان تأثیر می گذارد و مانع پرخاشگری و صدمه زدن به خود و دیگران می شود. این از کارکردهای فردی طنز است. در جامعه هم همین است. اگر ما در برخورد با مخالفان زبان و نگاه ملایم و همراه با لبخند و تبسم داشته باشیم طبعاً کار به جدال و خشونت و فحاشی و پرخاشگری کشیده نمی شود. این اتفاقاً کارکرد خوبی است. ما در اوایل انقلاب غالباً تصورمان این بود که راه حل هر چیزی ویران و از نو ساختن آن است. اصطلاح ریشه کنی، اصطلاح رایجی بود و همه جا استفاده می شد. برای اعتیاد هم همین کار را د و بعداً دیدند نمی شود. معتاد یا قاچاقچی را می گرفتند و احکام سنگین و بعضاً صادر می د. ریشه کنی همه جا کاربرد ندارد. آن زمان، این راه حل های مبتنی بر ریشه کنی به نظرمان خیلی جالب می آمدند و اصطلاح مورد علاقه مان بود. ولی بعدها متوجه شدیم که اینگونه نیست و بعضی از چیزها را می شود ترمیم کرد، با بعضی از چیزها می شود مدارا کرد و کنار آمد. این را بعداً که پخته تر شدیم یاد گرفتیم. نسل اول انقلاب به مرور که جلو آمد و سنش بیشتر شد، تجارب بیشتری ب کرد و متوجه شد که نمی شود به تنهایی رودروی هر چیزی که باب طبعش نیست بایستد و مقابله کند.در متون معتبر ما، تقریباً با همه چیز شوخی شده استبعضی ها می گویند دست بچه های جریان حزب الله و معتقد به انقلاب در طنز به نسبت جریان های اپوزسیون بسیار بسته تر است. چون آنها نه محدودیت های اخلاقی و شرعی خاصی دارند و نه به خطوط قرمزی مثل منافع ملی و آبروی افراد توجه دارند. آیا واقعاً اینگونه است؟اگر مخاطب طنز را فقط عوام ساده لوح بدانیم، طبیعی است که آن ها امکاناتی دارند که ما نداریم. از مقدسات گرفته تا مسائل ، جزو مواردی هستند که با آنها شوخی می کنند. این شوخی ها بالا ه جاذبه بیشتری ایجاد می کند. اما مسأله این است که مخاطب طنز، آدم ها ساده لوح نیستند. مخاطب طنز آدم های زیرک و هوشمند هستند. از قدیم هم به اینها ظریف و نکته سنج می گفتند. آدم نکته سنج مشتری حدیث پست نازل نیست. پس تفاوتی نمی کند که از چه ابزاری استفاده می کنیم. مسأله قدرت و تکنیک نوشتن ماست. در متون معتبر ما، تقریباً با همه چیز شوخی شده است اما شوخی ها به گونه ای است که از دسترس آدم های ساده لوح دور است. او متوجه نمی شود که او همه چیز را گفته است. حتی همان مسائل را. منتها جوری گفته است که برای انی که دنبال ع های دونفره هستند فهمیدنش سخت است. او سوادش نمی رسد که بفهمد چه گفته است. برای آدم های هوشمند طنز نوشته اند.چرا مردم ما به نسبت مردم دیگر کشورها، اینقدر با همه چیز شوخی می کنند؟برای اینکه دلمان خنک شود. چون در وضعیت رسمی، ماجرا بسیار جدی و رسمی و با تعارفات است. مثلاً طرف آمده سخنرانی کرده، هیچ ی سردرنیاورده چی گفته، ولی پایین که می آید همه به او می گویند احسنت، استفاده کردیم. بهره بردیم. شاگردی کردیم. در حالی که همه خسته شدند. من خودم ولی می گویم. وقتی در جلسه ای باشم و سخنرانی ل کننده باشد به او می گویم. چون در جوامع رسمی نمی توانیم حرفهایمان را بزنیم در این گونه فضاها جبران می کنیم و حتی کار به فحاشی هم کشیده می شود. این نشانه خوبی نیست. نشانه این است که در مجامع رسمی نمی توانیم حرفمان را بزنیم.چه را ارهایی برای تقویت طنز و طنز پیشنهاد می دهید؟به نظر می رسد باید از نظام تعلیم و تربیت شروع کنیم. این مقدار تعلم و تربیت خشک و رسمی ای که ما داریم اصلاً خوب نیست. من خودم تلاش می کنم در جاهایی که حضور دارم و تدریس می کنم بچه ها را با این مقولات آشنا کنم. به جز آن رسانه های ما و رادیو تلویزیون باید بهره بردن از طنز را به مردم یاد بدهند. ما یک زمانی به موسیقی پشت کردیم. در مدرسه ها برای لذت بردن از موسیقی خوب هیچ درس و کلاسی نگذاشتیم. گفتیم موسیقی چیز بدی است. بعدها با نسلی روبرو شدیم که قدرت تشخیص موسیقی خوب از بد را ندارد و از صبح تا شب موسیقی سبک و نازل گوش می کند. حتی فرهیخته ما همین است. چون یاد ندادیم غذای سالم بخورند دنبال غذای مسموم و فاسد هستند. در طنز هم همین مشکل را داریم. در مدارس باید در عوض این همه فیزیک و شیمی و ریاضی، باید چیزهای دیگری هم یاد بدهیم. این مقدار فیزیک و شیمی که در مدارس ما تدریس می شود در کشورهای دیگر تا مقطع ا درس نمی دهند. چگونه لباس ب م. حرف زدنمان چگونه باشد. طنز را چگونه بشناسم و از آن لذت ببرم. کل زندگی را در مدارس کنار گذاشتیم و مشغول بازی با تست و انتگرال و … شدیم. در هیچ جای دنیا در تعلیم و تربیت عمومی این میزان درس تخصصی تدریس نمی شود. در هیچ جای دنیا این مقدار گرامر انگلیسی تدریس نمی شود. بچه ها از حرف زدن و گفتن ۴ جمله ساده انگلیسی یا عربی عاجز هستند اما به اندازه ادبیات انگلیسی و عربی گرامر و قواعد بلد هستند. گذشته در آینده، آینده در گذشته، افعال بی قاعده، با قاعده. حتی در زبان فارسی هم این کار را می کنیم. بچه ها در مقطع راهنمایی به اندازه یک زبان شناس دستور زبان بلد هستند. رشته تخصصی من ادبیات است. مباحثی را می خوانند که مباحث تخصصی زبان شناسی است اما لذت بردن از شعر را اصلاً یاد نمی گیرند. بنابراین هر پرت و پلایی که به عنوان شعر منتشر شود را می پذیرند و گوش می دهند.ظرفیت مسوولین ما در مقطع انقلاب ی در رویارویی با طنز چگونه است؟ آن را تحمل می کنند یا عموماً کار به برخورد و مقابله و بگیر و ببند می کشد؟بزرگان ما مشکلی نداشتند. من کت را برای موسسه نشر و تنظیم آثار حضرت (ره) نوشته ام با عنوان لطایف و مطایبات در کلام (ره). با وجودی که بسیار آدم جدی بود و کارش هم کار جدی ای بود، لابلای سخنرانی های بسیار جدی اش، شوخی می کند، طنز می گوید، حکایت های طنز می گوید. به کارتر طعنه ای می زند. درباره صدام یک چیزی می گوید و مردم هم می خندند. بزرگان ما مشکل نداشتند و ندارند. ولی مسئولین و رده های پایین تر مدیریتی چرا. هنوز هم همین طور هستند. با بدبینی به طنز نگاه می کنند چون خودشان را از اشتباه منزه می دانند و هر جور شوخی را اهانت تلقی می کنند. خیلی راحت نشریات به دلیل یک مقاله طنزی که کمی تند بوده توسط این ها تعطیل می شود.لطف بفرمایید و کتاب های خوب این حوزه را به ما و مخاطبان معرفی کنید.در حوزه کتاب های نظری: کتب نظریه طنز فرهاد تجدد، نشانه شناسی مطایبه محمد رحیم اخوت ، کت با عنوان طنز اثر آرتور پلار که ترجمه شده است. کتاب تاریخ طنز ادبی جواد مج که تازه منتشر شده است. از گزیده شعر طنز، کتاب قهوه قند پهلو امید مهدی نژاد شعرهای طنز خوبی را انتخاب کرده است. کتاب کبریت کم خطر علیرضا لبش که نمونه های نثر خوب طنز را آورده است. مقدمه ای بر تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان حلبی. کتاب دلوه، اثر بهزادی اندوهجردی که حکایت طنز و طنزپردازی در ایران است. نمونه هایی از طنز در آن است که در هیچ جای دیگری پیدا نمی شوند. اما اگر فقط یک کتاب مدنظر باشد چرند و پرند دهخدا را معرفی می کنم. دبیرسیاقی در کت شرح دشواری های چرند و پرند را نوشته است. کت دو جلدی است. یک جلد چرند و پرند و دیگری طنزهای دیگر دهخدا. حتماً هر طنزپردازی باید این کتاب را بخواند. من بی اغراق هزار بار این کتاب را خوانده ام. هم برای درس دادن و هم بخاطر علاقه خودم.چند کلمه کوتاه برای اسامی که نام می بریم:علی اکبر دهخدا: هوشمندترین طنز نویس ایرانعبید زاکانی: فیلسوفی است که حرف های فلسفی اش را با طنز بیان می کند.سعدی: سخنعمران صلاحی: دوست نازنین من بود. مجسمه شرافت و انسانیت و نجابتناصر فیض: مثل من پیر شده است ولی همچنان م است و این برای من خیلی دلنشین است. ناصر فیض سن ذهنی اش تغییر نکرده است. انگار ده دوازده ساله است. همان طراوت ذهنی بچه ها را دارد و حفظ کرده است.سعید بیابانکی: هوشمندی اش در طنز نویسی اش بیشتر در حوزه طنز ادبی و بلاغی است.صابری فومنی: راهگشا و معلمی که در شرایط سختی این کار ر اکرد. خدمتش به فرهنگ و زبان ما بسیار عظیم تر از مجله گل آقا و موسسه گل آقا است.از آن طرفی ها را هم اسم ببریم:سید ابراهیم نبوی: یک روزگاری با ما دوست بود. حیف شد. بسیار آدم مستعد و باهوشی بود.منتها مثل بقیه چیزها که سیاست مدارها ابش می کنند سید ابراهیم را هم اب د و زندگی اش اب شد.و اگر اسمی یا اسامی ای را ما فراموش کردیم:خیلی ها هستند که بزرگان گذشته ما هستند و متأسفانه بچه های طنزپرداز امروز ما از آنها هیچ چیزی نمی دانند و از آنها چیزی نخوانده اند. خسرو شاهانی، ابوالقاسم ح ، غلامرضا . ابوتراب جلی. انی هم هستند که انی آن ها را با عنوان طنزپرداز نمی شناسد. ی مثل رهی و شهریار که در توفیق طنز می نوشتند. عماد اسانی و محمد قهرمان که با نشریات طنز کار می د. جواد محبت هم در توفیق ستون ثابت داشته است. بچه های امروز کارهای قدیم ها را نمی خوانند. تازگی ها دو کتاب خوب درباره توفیق منتشر شده که کتاب های خوبی هم هستند. کتاب چرا توفیق توفیق شد و تاریخ سرگذشت توفیقحرف غلطی است که می گویند انتقاد باید سازنده باشد.و سوالی که ما نپرسیده ایم به خصوص درباره طنز :نه تنها طنز که خود شعر هم چون از قدیم ترسی درباره آن وجود داشته است باید یک روزی تکلیفمان را درباره اش روشن کنیم و این وحشت برداشته شود. گذشت آن زمانی که می گفتند فلانی است و حرف و شعر زد و باید دمار از روزگارش دربیاوریم و …. ما انقلاب کردیم. انقلاب ما هم با نام فرهنگ، دین و همراه است. به تدریج باید مسئولان و مردم عادت کنند که این سایه ترس را از روی مسائل برداریم. اینکه تا می گوییم ، ی یاد زندان و دستگاه های امنیتی نیفتد. پیوستن انتقاد با مسائل امنیتی و بگیر و ببند باید برداشته شود. باید راهی باز شود که آدم ها انتقاد کنند داد بزنند. هیچ حکومتی به دلیل داد زدن مردم، به دلیل انتقاد، به دلیل شوخی، حتی اگر این شوخی و انتقاد نابجا باشند از بین نرفته است. اساساً این حرف غلطی است که مسئولان جا انداخته اند و می گویند انتقاد باید سازنده باشد. انتقاد نباید ویران گر باشد.هیچ انتقادی هیچ جا را ویران نکرده و نمی کند. از همه شگفت تر این است که خودشان انتقادهای ویرانگر می کنند. نمونه اش را در مناظره های اخیر دیدید. دیدیم مسوولان رده بالای مملکت را که با هم دوست هستند و ارتباط خانوادگی هم دارند چه حرف هایی به همدیگر زدند. اتفاقاً کار ویرانگر را خودشان انجام می دهند. مردم معمولی نهایتش به حقوقشان اعتراض داشته باشند یا اینکه بگویند چرا بچه های شما سرکار هستند و بچه های ما بیکار می گردند؟ وقتی این طرف بسته شود آن طرف آن جور وحشتاک می شود. وقتی این حرف ها به این شدت و از طرف مسوولین زده شود تصور آدم های عامه این می شود که این ها یک سری آدم ها هستند که مشغول زد و بند هستند. در حالی که اینجوری نیست واقعاً. اگر اینجوری باشد که سنگ روی سنگ بند نمی شود. ما چگونه توانسته ایم ۳۵ سال در برابر همه شرارت ها و دشمنی های ابرقدرت های دنیا بایستیم؟ نه تنها ایستاده ایم که همه تروریست های عالم قصدشان ابکاری علیه ماست و نمی توانند. اگر آنگونه باشد که همه مسئولان ما و فریب کار و متقلب و اهل فساد باشند که نمی شود مقابله کرد. بالا ه آدم های باتدبیری هستند که این مقابله شکل گرفته است. به بعضی از کشورها نگاه کنید که با یک توطئه کوچک از بین رفتند. یا در برابر یک اقدام تروریستی چگونه سریع وا می دهند. متأسفانه خود بزرگان ما رعایت نمی کنند و حرف های ویرانگر می زنند. اما از مردم و رو مه نگار تحمل نمی کنند.مطالب مرتبط :اسماعیل امینی : موج های حوادث طنزپرداز را این ور و آن ور می بردشما طنزپرداز را پیشرو نمی بینید، بلکه پشت موج ... امینی : کار طنز انتقام گیری، عصبانیت، و تسویه حساب نیستیک طنز پرداز با بیان اینکه نسبت به طنز شناخت و ...جای خالی طنزِ گل آقایی به مناسبت سالروز انتشار اولین شماره هفته نامه گل آقاگفت و گوی حامد مهربانی با رضا ی : شاید نا ...گفتگو با سه پیش وت کاریکاتور کشور درباره ی مظلومیت کاریکاتور ایرانکامبیز درمبخش، احمد عربانی و جواد علیزاده صاحب ...پژوهش در عرصه طنز و مشکلات آن از زبان اسماعیل امینیاسماعیل امینی از جمله طنز پردازانی است که طنز ...by blogsdnaارسال به شبکه های اجتماعی :

دستهگفتگوگفتگو با طنزپردازان برچسب ها اسماعیل امینیتعریف طنز تقویت طنز شگرد طنزطنز ظرفیت مسئولینقدرت طنز کتاب های طنز نقطه قوت طنز وضعیت طنز بعد از انقلاب
مدیر ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۵۴ ب.ظ 20 بازدید صدا و سیما باید در تهیه و پخش برنامه های سرگرمی و فکاهی به ویژه در بخش خبر از اندازه ضرورت نکند. تلاش در برحذرداشتن نسل جوان از سرگرمی های زیان بخش و اعتیادهای مضر و خطرناک وظیفه قانونی این سراسری و عمومی است.به گزارش شیرین طنز، به نقل از پژوهش خبری صدا وسیما: تاریخ پیدایش طنز هر زمان که بوده دارای قدمتی طولانی است. تاکید سنگ نوشته ­های باستانی که شادی را ستوده اند و نیز اشعار کهنسال عرب جاهی، نشان از رفاقت قدیم و صمیمی آن با مردم ایران باستان و عرب­های همسایه و به ­طور کلی بشر، از هر نژاد، در هر سرزمین و با هر گویشی دارد. نباید فراموش کرد ایرانیان با تمدن کهن و ریشه دار خود، همیشه در شوخ طبعی و بذله گویی سرآمد بوده اند. یکی از نیازهای فطری، نیاز انسان به سرگرمی، تفریح و لذت های مشروع است. از افراد بشر نمی توان و نباید انتظار داشت همیشه چون ماشینی بی روح عمل کنند و جز به کارهای جدی و خالی از عاطفه نپردازند. اگر انسان باید ساعاتی از زندگی روزمره اش را به اشتغال و ب درآمد بپردازد، ساعاتی را به­خودسازی معنوی، ساعاتی را هم به معا و روابط معمولی و طبیعی خود بگذراند، بدون تردید باید بخشی را نیز به سرگرمی، تفریح و برآورده سازی نیازهای روانی خود اختصاص دهد. بدون توجه به نیازهای تفریحی انجام مطلوب سایر برنامه ها ناممکن است حتی «عبادت خدا». صادق (ع) مزاح و سرگرمی را شرط حتمی ایمان شمرده و هیچ مومنی را دور از بذله گویی و طنازی نمی بینند از نظر فقهی نیز مزاح و بذله­گویی رجحان شرعی داشته و با رعایت موازین آن، از مستحبات فقهی و پسندیده اخلاقی به شمار می رود.زبان طنز از قدرتی بس ژرف برخوردار است؛ قدرتی که در سایه آن گوینده می تواند بسیاری از معضلات را بازگو و در بهتر شدن اوضاع تلاش کند. زمانی که جامعه به بلایا و آشفتگی های فرهنگی و اخلاقی فراوانی دچار باشد، بر دامنه طنز، به ویژه هجو و هزل افزوده می شود. از طریق طنز می توان چون مصلحی اجتماعی و ، در بهتر شدن اوضاع و بیان معایب کوشید.طنز قالبی دلپذیر، زیبا و ممتاز در ارائه پیام است. در دنیای سرشار از رقابتِ رسانه ها، اگر چگونگی ایجاد ارتباط با مخاطبان و روش ها و شیوه های طراحی، ساخت و ارائه پیام های جذاب برای آنها، از اهمیت محتوای اصلی پیام های مدنظر بیشتر نباشد از آن کمتر نیست. از این رو صدا و سیما که رسانه ای فراگیر به شمار می آید در دستی به آرمانها و اه خود ناچار باید به شکل، قالب و چگونگی پیام رسانی توجه کند.به کارگیری طنز در خبر به بهبود و تسهیل روند پیام رسانی منجر، و خبرها به صورتی سرگرم کننده، شادی بخش، هدفدار و با پرهیز از هرگونه تحقیر و توهین و لع دلپذیر و شیرین عرضه می شوند تا نشان دهند در جایگاهی که نمی توان پیام های جدی و مستقیمِ منجر به آزردگی داشت؛ می توان با شوخ طبعی و لطیفه گویی منجر به آرامش، آنها را ارائه کرد.توسعه زندگی ماشینی، شکل گیری شبکه های ای، ارزان شدن گیرنده ها، رشد شبکه های اجتماعی، همگانی شدن تلویزیون، ارتباط روزافزون مردم با رسانه ها، نیاز انسان به طنز و سرگرمی و رقابت برای جذب مخاطب ایجاب می کند این مقوله سازنده و موثر در قالب سبک اینفوتیمنت (خبر- سرگرمی) در خبر رسانه ملی گنجانده شود. آوردن روایات طنزآمیز در لابه لای خبرهای جدی، به بخش خبری روح و جان می بخشد.تعریف طنزطنز واژه ای عربی است و به معنای مس ه ، طعنه زدن، عیب ، سخن به رموز گفتن و به استهزاء از ی سخن گفتن است.طنز در لغت نامه ها دهخدا به معانی گوناگونی آمده است، همچون « بر ی خندیدن، عیب ، لقب ، سخن به رموز گفتن، طعنه». در ادبیات قدیم، اعم از نثر و نظم، برداشتی که ما اکنون از سخن طنز، هزل و هجو داریم، وجود نداشته است و در بسیاری از متون، سخن غیر جد یا هزل را در تقابل با جد آورده­اند، مثلاً مولانا در مثنوی معتقد است:هزل ها گویند در افسانه ها گنج می جو در همه ویرانه هایا شیخ اجل سعدی در پایان گلستان می گوید: «بر رای روشن صاحبدلان که روی سخن در ایشان است، پوشیده نمانده دُرّ موعظه ها شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت برآمیخته تا طبع ملول ایشان از ت قبول محروم نماند».طنز در تعریفی با رویکردی اخلاقی عبارت است از هر بیان اعم از گفتار، رفتار، نوشتار، و تصویر به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح که نمایانگر واقعیتی جدی و رساننده پیامی اصیل باشد و به قصد توجه دادن مخاطب به نتیجه­ای اخلاقی- اجتماعی مطرح شود.پژوهشگران چندان توافقی درباره تعریف طنز ندارند و هر یک براساس زاویه نگاه خود به تعریف آن پرداخته اند. برای نمونه شفیعی کدکنی طنز را «تصویر هنری اجتماع نقیضین و ضدین» و علی اصغر حلبی آن را «نوعی از آثار ادبی­ می داند که در برشمردن زشتی ها و رذایل فردی یا جمعی و آگاهانیدن مردم از آنها می کوشد».در ادبیات «طنز»، به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می شود که اشتباهات یا جنبه های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه ای خنده دار به چالش می کشد.طنز تفکربرانگیز است و ماهیتی پیچیده و چندلایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله ای می انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه انسان به عمق رذ ها. گرچه در ظاهر می خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می خشکاند و انسان را به تفکر وامی دارد.طنز با تاکید بر یک موضوع درصدد بیان معایب و نواقص عمل یا کاری است و تلاش می­کند تا فسادی رایج، اما مغفول از انظار یا معضلی اجتماعی را مطرح سازد و همچون مصلحی اجتماعی با آگاهی دادن به مردم آنان را به معایب رفتارشان آشنا سازد. طنزگویی گاهی ممکن است، دلایل شخصی داشته باشد که در این صورت علاوه بر معنای شوخی و مزاح، هجو را نیز شامل می­شود و یا ممکن است بنا به دلایل جمعی باشد که در این صورت تلاش برای رفع کاستی های جامعه و افسوس بر وضعیت موجود است که البته ممکن است صرفاً برای خنده، شوخی و هزل باشد. پس می توان گفت تفاوت طنز، هزل و هجو در این است که «طنز انتقاد و استهزای غیرمستقیم معایب گروه یا جامعه خاصی به منظور اصلاح آنهاست. هجو عیب جویی، استهزاء، بدگویی و گاه دشنام به شخص یا موضوعی خاص است که صریح، تند و تیز است، غرض شخصی و جنبه تفریحی دارد. ولی هزل شوخی های نامطبوع، بی و گاهی رکیک و غیراخلاقی است که هدف خاصی به جز سرگرمی، خنده و تفریح ندارد.طنز و مطایبه در واقع وسیله ای است برای انتقال بهتر مفاهیمی که قابلیت بیان مستقیم و آشکار آن وجود ندارد که اینگونه بیان غیرمستقیم، علاوه بر حفظ گوینده آن از نظر مالی و جانی، مانع رنجش دیگران می گردد و رس هنری و تاریخی خود را ایفا می کند و نقش هایی چون تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، اصلاح امر و تنبّه و آگاه او را نیز برعهده دارد. از علل روی آوردن عبیدزاکانی، بزرگترین طنزنویس ادبیات فارسی قدیم به این نوع ادبی، هم اصلاح مفاسد اجتماعی و تهذیب اخلاق انسانی است.در این پژوهش طنز هر گفتار و رفتار به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح است که نمایانگر واقعیتی جدی و رساننده پیامی اصیل، بدون هنجارشکنی و عبور از اصول و کدهای اخلاقی باشد. براساس این تعریف، طنز و شوخی مثبت، عملی هدفدار تلقی می شود از این رو، لهو و هجو از دایره طنز و شوخ طبعی خارج است این تعریف بر مبنای محتوای شوخی است که ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، عقیدتی و فکری را دربردارد. ضرورت طنز تفکیک مرز شوخی های درست و نادرست است طنز دوسویه است هم قدرت ت یب زیادی دارد و هم قدرت تاثیر؛ در واقع هم نردبان است و هم سرسره، از این روست که شناخت و به کارگیری برخی قواعد کلی در شوخ طبعی و مزاح به انسان در جهت اثربخشی مثبت آن یاری می رساند.نیاز طبیعی به سرگرمی در زمان حاضرنیاز طبیعی انسان به سرگرمی در دوران ما اهمیتی مضاعف پیدا کرده است. توسعه زندگی ماشینی، گسترش ا و افزایش بی رویه جمعیت، مقتضیات و تنگناهای زندگی شهری و مشکلات اقتصادی، تمام وقت مردم را به خود اختصاص داده و آنها را نه تنها از رسیدن به آمال معنوی که از تامین خواست های مادی و نیازهای فطری خود نیز محروم ساخته است. بحران روانی انسان معاصر که دغدغه بزرگ مصلحان و خیر شان زمان ماست ناشی از همین ی ونگری ها و مادیگرایی هاست. نقش وسایل ارتباط جمعی به ویژه رسانه ملی در همین جا روشن می شود. رسانه ها ابزار موثری هستند که برای جبران درگیری بیش از حد انسان با زندگی روزمره، به آن توجه کرده اند. برای پاسخگویی به نیازهای تفریحی انسانها، وسایل ارتباطی معاصر وظایف گوناگونی به عهده دارند. به سبب فشار کار روزانه و شرایط دشوار زندگی، انسانها بیش از هر زمان به استراحت نیاز دارند و اگر برنامه های مناسبی وجود نداشته باشد که اوقات فراغت آنان را پرکند و خستگی ها، اضطراب ها و دلهره های آنان را تسکین دهد خیلی زودتر از حد معمول فرسوده و از کار افتاده خواهند شد.توجه فراوان به تامین اوقات فراغت و استفاده کامل از این اوقات سبب شده است که به تدریج انسان به سوی یک نوع تمدن فراغت گام بردارد و با کاهش ساعات کار و ایجاد وسایل سرگرمی از زندگی خود بیشتر لذت ببرد. در حال حاضر رو مه ها، مجله ها، رادیو و تلویزیون و سینماها با انتشار و پخش مطالب و برنامه های گوناگون از بهترین وسایل تفریحی و سرگرمی افراد به شمار می روند.به عقیده دانشمندان علوم ارتباطات وسایل ارتباط جمعی علاوه بر وظایف مهم خبری، آموزشی، راهنمایی و ی که در سازندگی و آمادگی افراد برای زندگی اجتماعی نقش اساسی دارند؛ وظایف تفریحی و تبلیغی را نیز انجام می­دهند. وسایل ارتباطی با انجام این وظیفه بیشتر از لحاظ روانی روی افراد تاثیر می­گذارند و در صورتی که باعث سرگرم شدن افراد و پر اوقات آنان گردند نقش تفریحی دارند.پس از پیروزی انقلاب ی در تدوین وظایف قانونی صدا و سیما به همه جنبه ها توجه شده و علاوه بر رس معنوی؛ تهیه برنامه های تفریحی و سرگرمی نیز به عنوان یکی از وظایف فرهنگی این بزرگ عمومی دانسته شده است. قانون اساسی پس از بیان اه بلند معنوی تاکید می کند که رس دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومی از طریق اجرای برنامه های سالم و تفریحی است تا در سایه شاد تن و روان، سلامت و آرامش فکری جامعه تامین گردد و به همین منظور اجرای برنامه­های تفریحی سالم و شادی آفرین را از خط مشی های کلی و اصول برنامه های این سازمان قلمداد می کند.قواعد کلی در طنز خبری۱- حقیقت گویی: یکی از حدود اصلی طنز در خبر، خارج نشدن از گفتمان حقیقت است از این رو طنز خبری نباید آمیخته با دروغ باشد. یعنی نباید در این قالب امری غیرواقعی را حقیقت جلوه دهیم به گونه­ای که مخاطب به واقعیت جهل داشته باشد. زیرا مخاطبان خبر انتظار دارند واقعیت بیان شود.۲- اصل اعتدال و عدم افراط: وقتی طنز از مرز اعتدال فراتر رود و به افراط کشیده شود موجب تحقیر و اهانت می­گردد و طرف شوخی در دفاع از آبروی خود و حفظ موقعیتش، به معارضه و برخورد روی می آورد. اینجاست که شوخی به کدورت و دشمنی تبدیل می شود. به همین سبب رعایت حدود در شوخ طبعی امری ضروری است. در غیر این صورت، موضوعی که قرار است در جهت اصلاح امور و شادی بخشی به کار رود، عامل ت یب شخصیت و موضوعی غیراخلاقی می شود.۳- توجه به محتوا: طنز باید بدون تحقیر، تمس ، استهزا و دروغ باشد و بر حفظ حریم شخصی انسان ها و نداشتن ضرر مالی و جسمی برای آنها تاکید داشته باشد. در آیه یازدهم سوره حجرات، مومنان از مس ه دیگران نهی شده اند؛ چه در قالب جدی باشد یا در قالب طنز و شوخی.کارکردهای طنز۱- انتقاد: مهم­ترین کارکرد طنز، انتقاد است که ممکن است به انگیزه های مختلفی صورت گیرد، تا جایی که گفته می شود طنز زاده اعتراض است. این انتقاد در سه سطح فرد، جامعه و حکومت که متناظر با اخلاق، فرهنگ و سیاست است می تواند جهت گیری کند و موثر واقع شود. قلم طنزنویس با هرچه که مرده و کهنه و واپس مانده و با هرچه زندگی را از ترقی و پیشرفت بازمی دارد، بی­گذشت و چشم پوشی مبارزه می کند.۲- اصلاح درک فرهنگی مخاطب: طنز و شوخ طبعی، ابزاری است که می تواند به ما در زمینه اصلاح درک فرهنگی مخاطب یا جامعه کمک کند. در واقع خصیصه انتقادی بودن طنز در موقعیت های مناسب، به تغییر درک مخاطب از موضوع مورد بحث کمک می کند و گاه بسیار اثرگذارتر از موقعیت جدی خواهد بود.۳- تصحیح باور: یکی از شیوه های رویارویی و برخورد غیرمستقیم با مخاطب درباره باور خطای وی، استفاده از طنز است. تغییر درک مخاطب از باورهایش وابسته به موقعیت است. موقعیت مکانی و شخصیتی مخاطب.۴- القای خوش خلقی: شوخی ضمن القای خلق مثبت به مخاطب، رویدادهای اضطراب آور را کم خطر می سازد.در واقع از کارکردهای شوخی در فعالیت های اجتماعی رفع هم و غم از خویش و دیگران است. شوخی و طنز از لحاظ روانی و درونی، نیرویی در گوینده و مخاطب ایجاد می کند که با القای خلقیات مثبت و زدودن غبار حاصل از منفی بافی ذهنی و روانی و حتی خلقیات منفی، شادی را برای طرفین ارتباط به ارمغان می آورد. “تذکر این نکته ضروری است که طنزی که آلوده به تحقیر و تمس است هرگز نمی تواند شادی درونی ایجاد کند و موجب کدورت می­گردد.”۵- تالیف قلوب: عام ترین کارکرد طنز ایجاد الفت و محبت در قلب مخاطب است.۶- رشد فضایل اخلاقی: در رویکردی مثبت به طنز می توان گفت طنز حداقل حاوی یک ارزش اخلاقی است؛ پرهیز از خودمحوری و نوعی از خودگذشتگی، از دغدغه های شخصی فراتر رفتن و درک منافع دیگران.در هنگام شوخی و طنز؛ در واقع، انسان با غلبه بر عواطف خودمحورانه، ب فضیلت می کند. توجه به هیجان­ها و عواطف دیگران موجب می شود انسان در روابط اجتماعی اش خودمحورانه عمل نکند؛ این روش به مرور زمان و با تکرار به ملکه تبدیل می شود و به صورت فضیلت اخلاقی ایثار در رفتار با دیگران ظهور می یابد. طنز و شوخی با دعوت انسان به دوری از عواطف خودمحورانه، فضایل دیگری همچون بردباری در هنگام خشم و پرهیز از تعصب های قومیتی و نژادی را شکوفا می سازد.۷- اصلاح رفتار: برای آموزش رفتار صحیح، از شوخی و طنز می توان استفاده کرد. در نقش اصلاح گری طنز با عنوان امر به معروف و نهی از منکر و تذکر تحقق می یابد.شرایط و معیارهای طنز مطلوب۱- انگیزه و هدف: طنز را نباید بهانه ای برای دم غنیمت شمری، بیهوده انگاری و غفلت یا تغافل دانست. طنز تعلیم و تدریس است، مبتنی بر هدف متعالی است. طنزنویسی ادای تکلیف اجتماعی است که به صورت یک مسموم می زنند تا خوابش نبرد، هدف کمک به ادامه حیات اوست و این یعنی بیان حقایق جدی و تلخ (انتقاد) در قالب الفاظ شیرین و دلپذیر (طنز). در این صورت است که می توان گفت طنز هشداری است کنایه آمیز از جانب ی که می داند ولی نمی­تواند خطاب به ی که می تواند ولی نمی داند.از جمله اه مقدس طنز و مطایبه گرفتن غبار خستگی و افسردگی از چهره دیگران و کمک به آنان در فراموشی سختی­هاست.همچنین از میان انگیزه هایی که طنز را نامطلوب می سازد باید بر سرزنش، عیب جویی، اهانت به فرد یا گروه یا قوم خاصی و هجو و بی آبرو دیگران تاکیدی مضاعف داشت نه تنها از شوخی هایی که موجب ایجاد اختلاف م ن اقشار جامعه، به ویژه از طریق مسائل نژادی و قومی می شود از محدودیت های قطعی فعالیت های رسانه ای است. بلکه بالاتر اینکه تلاش برای نفی مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر مانند دسته بندی مردم براساس نژاد، زبان، رسوم و سنن محلی و … رس اجتماعی آنهاست.۲- محتوا و مواد: قصد و انگیزه طنز بایستی حق بوده و نیت زشتی در کار نباشد. کلمات و حرکات طنزآمیز نیز باید خالی از هرگونه باطل باشد. معیار طنز مطلوب آن است که از الفاظ رکیک استفاده نشود، دروغ نباشد، ناسزا و ناراحت­کننده نباشد، تفرقه انگیز و اختلاف آمیز نباشد، آبروی ی یا جمعیتی را تهدید نکند، قوم و قبیله­ای را تحقیر نسازد و در یک کلام جز «حق» نباشد. استفاده از مطالب نادرست و غیرواقعی، گمراه ساختن مردم و کمک به جهل عمومی گناهی نیست که به بهانه شوخ طبعی بتوان آن را نادیده گرفت. در مورد دروغ هایی که به قصد مزاح و سرگرمی گفته و پخش می شوند نیز باید گفت هرگاه این دروغ به گونه ای مطرح شود که شنونده یا بیننده را به اشتباه انداخته و احتمال راست بودن آن را به وجود آورد، بی­تردید غیرمشروع است.۳- کیفیت و روش: گاهی ممکن است در حالی که هم هدف از بذله­گویی و هم محتوای آن درست و به دور از نیات ی است طنز مطلوب نباشد و این در جایی است که شیوه شوخی و کیفیت ادای آن عرفاً یا اخلاقاً ناپسند است.طنز با رعایت ضوابط و حدود آن هنر است. روشن ترین معیار ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط ی و پرهیز از ترویج ارزش ها و سرگرمی هایی که با معیارهای ی مخالفت دارد که در قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صدا و سیما نیز مورد تاکید قرار گرفته است.انتقادهای سازنده که از حقوق قانونی مطبوعات و دیگر رسانه ها در ایران است باید به شیوه ای سازنده باشد و انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهیز از توهین و ت یب می باشد یعنی نباید به بهانه طنز انتقادی از روشهای توهین آمیز و ت یبی استفاده کرد.۴- سوژه و موضوع: برای دستی به طنز مطلوب، افزون بر رعایت سه شرط پیشین باید در انتخاب سوژه نیز هوشیار بود موضوع سرگرمی و فکاهی هرگز نباید از مقدسات دینی و یا افتخارات ملی باشد. آنچه شوخی با آن احساسات عمومی را جریحه دار کرده یا نظم جامعه را از بین می برد نباید دستاویزی برای شوخی و طنز باشد. هر ملت، قبیله، قوم و یا اهالی هر منطقه و نیز تمام انی که زبان یا گویش خاصی دارند دارای علایق و تعصبات ویژه ای هستند رعایت این مناسبات از نظر اجتماعی لازم و بی احترامی به آنها، حتی به صورت شوخی ناپسند است. این ناپسندی در جایی که به عناوینی نظیر اذیت و تحقیر منجر شود گاهی به سرحد حرمت نیز خواهد رسید. از این مهمتر ارزش های ی است که در جامعه ما نیز دربرگیرنده شعارهای اصلی انقلاب است رعایت شأن مقدسات دینی چنان حائز اهمیت است که علامه حلی(رض) معتقد است بی احترامی به آنها هر چند به شوخی موجب کفر و ارتداد خواهد بود.شیوه استفاده طنز در خبر۵- میزان و مقدار: افراط و تفریط، مشکل همیشه انسان بوده است تا جایی که حفظ تعادل در تمام زمینه ها، غایت و هدف اصلی علم اخلاق و تعلیم و تربیت دانسته شده است. شوخ طبعی و اشتغال به سرگرمی ها نیز از این قاعده مستثنی نیست. یعنی هماهنگونه که دوری از آن نهی شده پرداختن افراطی و زیاده روی آن هم ضربه مهلکی است که می­تواند فرد یا جامعه را از موقعیت شایسته آن ساقط کند.مداومت بر مزاح و افراط در آن، انسان را از حق و اعتدال خارج می کند و در درازمدت اخلاق جامعه را به سوی لودگی، بی بندوباری و تن پروری و بیکارگی سوق می دهد و این همان خطری است که باعث شده از کثرت مزاح برحذر شویم.نکته پایانیصدا و سیما، مهم ترین و گسترده ترین وسیله ارتباطی با مردم است؛ به گونه ای که هر فرد ایرانی روزانه ساعاتی از وقت خود را با آن می گذراند، این وسیله در عین حال که باید خبرهای جدی داشته باشد، باید خبرهایی نیز داشته باشد که فرد را هرچند به اندازه کم از جریان روزمرگی خارج سازد؛ بنابراین گرچه خنده و تفریح هدف اصلی طنز نیست، ولی می تواند هدف فرعی آن قرار بگیرد. به جای اینکه طنز را وسیله ای جهت دستاویز لهجه ها، عقاید، سنت های بومی، قومی و محلی برای تحقیر و تمس همدیگر قرار دهیم به عنوان حربه ای برای اظهار حق و حقیقت و به ثمر نشاندن اه و عقاید خود در جهان و عصر کنونی به کار بیریم و بتوانیم از این صنعت زیبای ادبی در جهت پیشبرد اه عالی خود استفاده کنیم. اما باید دقت کنیم که شرایط و معیارهای طنز مطلوب را فراموش نکنیم که در محتوا به آن اشاره شده است که شامل انگیزه و هدف طنز، محتوا و مواد، کیفیت و روش بیان طنز، سوژه و موضوع و میزان و مقدارطنز در تولیدات خبری و بخش های ویژه در تولیدات است که باید با هوشمندی و رعایت چارچوب های رسانه ای صورت گیرد.پژوهش خبری // زهرا فرخی* منابع در آرشیو پژوهش خبری در دسترس است.مطالب مرتبط :در طنز هدف اصلی بیان واقعیت استایجاد شادی، نشاط و اصلاح اجتماعی مهمترین هدف ه ...طنز خوب در عین شیرینی ته مزه تلخی نیز داردطنز خوب چیست و چرا جامعه و برخی از افراد حتی د ...شرفشاهی : جشنواره های طنز باید موجب همبستگی بین طنزنویس ها شودیک نویسنده و شاعر معتقد است رویکرد مردم به طنز ...ا یر : استفاده از طنز برای اصلاح جامعه، سفارش بزرگان دین استطنزپرداز پیش وت کشورمان گفت: استفاده از طنز ز ...فیض : رعایت اخلاق، سانسور نیستناصر فیض* : در سال های اخیر اتفاقات بسیار مثب ...by blogsdnaارسال به شبکه های اجتماعی :

دستهمقالات تخصصی طنزمقالات طنز برچسب ها تعریف طنززهرا فرخیشرایط و معیارهای طنز مطلوبشیوه استفاده طنز در خبرشیوه ی استفاده ی طنز در خبرقواعد کلی در طنز خبریکارکردهای طنزنیاز طبیعی به سرگرمی در زمان حاضر
خانهتماس با مادرباره ماحمایت از ماتبلیغاتتبادل لینکنسخه اندرویدrssکتابفروشیپیوندهاتالار گفتگودیدگاه هانوشته هاخان تابفروشیاخبارطنز تلویزیونیطنز رادیوییمحافل و مسابقات طنزمسابقات، نمایشگاه و کارگاه کاریکاتورمناسبت ملی و مذهبیکتاب و نشریات طنزشعربداهه گوئیشعر طنزطنزتصویریتئاتر طنزتصویر طنزکاریکاتورشعبدهموسیقی طنزکلیپ و طنزکمیک استریپاستند آپ کمدیطنزپردازانبیوگرافی طنز پردازانبیوگرافی هنرمندان طنزبیوگرافی کاریکاتوریست هامقاله طنزمقالات تخصصی طنزموبایلبرنامه های طنز موبایلنثرطنزطنز روزکاریکلماتورطنز مکتوبگفتگوگفتگو با طنزپردازانگفتگو با هنرمندان طنزگفتگو با کاریکاتوریست هادرباره ماتماس با ماتالار گفتگوشما اینجا هستید:صفحه اصلی»پیش نویس خ ر»معاون هنری حوزه هنری : آرش فروغی از افتخارات ایران و جهان استمعاون هنری حوزه هنری : آرش فروغی از افتخارات ایران و جهان است مدیر ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ ۱۲:۵۸ ب.ظ 9 بازدید بدون دیدگاهمعاون هنری حوزه هنری گفت: دنیا منطق ما را پذیرفته است، وقتی ما از ترامپ به عنوان یک آدم نژادپرست یاد می کنیم دنیا این را می پذیرد.به گزارش شیرین طنز، به نقل از خبرگزاری فارس از م آباد، سید مسعود شجاعی طباطبایی در آیین رونمایی از کتاب ریفورم که در سالن حوزه هنری این شهرستان برگزار شد، با بیان اینکه آرش فروغی از افتخارات ایران و جهان است، اظهار کرد: کشیدن کاریکاتور به سادگی نبوده بلکه نیازمند یک سری کارهای گرافیکی بوده و پشتوانه جدی است.وی خاطرنشان کرد: برای کشیدن کاریکاتور یک پیش زمینه بزرگی بایستی مهیا شود تا یک هنرمند با نشان دادن ویژگی هایی همچون اغراق و حذف و یا شخصیت درونی کاراکترها تصویری را به یک کاریکاتور تبدیل کند.معاون سازمان هنری حوزه هنری با ابراز اینکه آثار آرش فروغی نشان دهنده توانمندی این هنرمند در تمامی عرصه ها است، افزود: آثار این هنرمند یک شبه خلق نشده و حاصل سال ها تلاش و زحمت است.شجاعی طباطبایی هنرمندان اصلی را دانست و عنوان کرد: ما هرچه که داریم از است و آغاز هفته هنر انقلاب ی مصادف با سالروز شهادت شهید آوینی است، شهیدی که تمام تلاش و همت خود را در ارتباط با مفاهیمی هزینه کرد و اتفاقاتی را رقم زد و در نهایت هنر انقلاب را خلق کرد.وی تصریح کرد: توفیق بزرگی داشتم در مجموعه روایت فتح به عنوان عکاس در خدمت شهید آوینی باشم، ایشان قبل از تدوین مجموعه وضو می گرفتند و با ذکر و توسل کارشان را شروع می د و برای همین است که این حس زیبا و دلنشین در کلام این شهید بزرگ جاری است.معاون هنری حوزه هنری آرش فروغی کاریکاتوریست لرستانی را از چهره های سرشناس بین المللی و از چهره های شاخص جهان در این عرصه معرفی و بیان کرد: آرش فروغی امروز توانسته به سبک شخصی خود برسد، حالا دیگر می توانیم کارهای فروغی را بدون اینکه امضایی پایین آن باشد از میان هزاران کار دیگر تشخیص دهیم.شجاعی طباطبایی اظهار داشت: آرش و آرش ها در کشور ما از رویش های انقلاب هستند، عزیزانی که در حوزه هنر انقلاب و هنر مقاومت حضور درخشانی دارند همگی سرمایه های ارزشمند تلقی می شوند.وی با ابراز اینکه رسانه های صهیونیستی زمانی که بحث هولوکاست را مطرح کردیم سعی در تحریف آن داشتند، گفت: در بحث هولوکاست ما را متهم د به ضد یهود بودن، در حالی که ما دنبال این بودیم که بگوییم تاوان هلوکاست گرفتن سرزمین دیگری نیست.معاون هنری حوزه هنری ادامه داد: در آ ین مسابقه ای که با عنوان ترامپیسم برگزار شد ۷۴ کشور از دنیا در آن حضور یافتند و این نشان می دهد دنیا منطق ما را پذیرفته است، وقتی ما از ترامپ به عنوان یک آدم نژادپرست یاد می کنیم دنیا این را می پذیرد.این مسوول یادآور شد: حضور در این اتفاقات هزینه و تبعاتی دارد و آرش فروغی با جرات و شهامت بالایی در این اتفاق حضور یافته و ندای مظلومیت و حق طلبی مردم مظلوم دنیا را با رسانه کاریکاتور به گوش جهان رسانده است.وی کاریکاتور را یک زبان بین المللی قابل فهم برای همه عنوان کرد و افزود: در حال حاضر اگر در جشنواره ای هنرمندان ایرانی حضور نیابند آن جشنواره فاقد اعتبار است و هنرمندان ایرانی هر هفته یک جایزه اصلی را از آن خود می کنند.انتهای پیام/مطالب مرتبطجایزه سوم نهمین مسابقه طنز آمازون تقدیم به آرش فرو...شجاعی : دوسالانه کاریکاتور ایران در میان برترین ها...معرفی کاریکاتوریست های برتر انقلاب در برنامه ی ...افشای هویت اصلی گرو تروریستی در تحلیلهای کا...اشتراک گذاری دستهاخبارگفتگوگفتگو با کاریکاتوریست هامسابقات، نمایشگاه و کارگاه کاریکاتور برچسب ها آرش فروغیریفرم آرش فروغیسید مسعود شجاعی طباطباییکاریکاتوریست لرستانیمعاون هنری حوزه هنریهفته هنر انقلاب ی http://shirintanz.ir/?p=27694اشتراکاگر از این نوشته خوشتان آمد، مشترک ما شوید تا نوشته های بیشتری دریافت کنید.دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های موردنیاز علامت گذاری شده اند *دیدگاهنام *ایمیل *وبسایتکارگاه تخصصی شعر طنز با حضور ناصر فیض در اسان شمالی برگزار شد » « صد و چهل و ششمین شب شعر طنز در حلقه رندان در بجنورد برگزار شدما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :تازه چه خبر ؟صد و چهل و ششمین شب شعر طنز در حلقه رندان در بجنورد برگزار شدمعاون هنری حوزه هنری : آرش فروغی از افتخارات ایران و جهان استکارگاه تخصصی شعر طنز با حضور ناصر فیض در اسان شمالی برگزار شدمجموعه آثار کاریکاتور آرش فروغی در لرستان رونمایی شدگزارش آیین رونمایی از تازه ترین تولیدات ادبی حوزه هنری فارسفروش فوق العاده (کلیک کنید)عضویتنام کاربریکلمه عبور مرا بخاطر بسپارثبت ناماپلیکیشن موبایل کبریت کم خطر منتشر شد + نرم افزار کبریت کم خطر نسخه ی اندروید موبایل منتشر شد. کتاب “کبریت کم خطر” گزیده ی نثر و داستان طنز بیش از ۹۰ طنزپرداز به سلیقه ی علیرضا لبش وخواندن ادامهپیوندها :بیا تو تفریحپف تانچفچفکفروش فوق العاده (کلیک کنید)نظراتبایگانیعلی: تولدت مبارک انیمیشن: خسته نباشید ممنون به خاطر این مطلب کاربردیآموزش راه اندازی ب و کار اینترنتی: ب و خدا قوت به شما مدیریت محترم سایت و همکاران عزیزتان از بابت اینکه محتوای خیلی خوب و با کیمدیر: سلام، تشکر از شما بابت این مطلب.رحیم میرعظیم: سلام.ممنون از توجه شما به این مطلببایگانی:انتخاب ماه فروردین ۱۳۹۷ (۶۵) اسفند ۱۳۹۶ (۷۳) بهمن ۱۳۹۶ (۷۲) دی ۱۳۹۶ (۱۰۷) آذر ۱۳۹۶ (۱۳۱) آبان ۱۳۹۶ (۱۰۵) مهر ۱۳۹۶ (۹۴) شهریور ۱۳۹۶ (۱۱۷) مرداد ۱۳۹۶ (۱۵۲) تیر ۱۳۹۶ (۱۲۶) داد ۱۳۹۶ (۱۴۱) اردیبهشت ۱۳۹۶ (۱۰۱) فروردین ۱۳۹۶ (۹۷) اسفند ۱۳۹۵ (۱۲۶) بهمن ۱۳۹۵ (۱۶۷) دی ۱۳۹۵ (۱۶۰) آذر ۱۳۹۵ (۱۱۹) آبان ۱۳۹۵ (۷۳) مهر ۱۳۹۵ (۶۹) شهریور ۱۳۹۵ (۱۰۰) مرداد ۱۳۹۵ (۱۱۳) تیر ۱۳۹۵ (۱۱۴) داد ۱۳۹۵ (۱۱۰) اردیبهشت ۱۳۹۵ (۱۸۳) فروردین ۱۳۹۵ (۱۴۴) اسفند ۱۳۹۴ (۱۴۵) بهمن ۱۳۹۴ (۱۱۵) دی ۱۳۹۴ (۱۳۸) آذر ۱۳۹۴ (۱۳۷) آبان ۱۳۹۴ (۸۱) مهر ۱۳۹۴ (۱۱۲) شهریور ۱۳۹۴ (۱۴۸) مرداد ۱۳۹۴ (۱۳۵) تیر ۱۳۹۴ (۱۰۱) داد ۱۳۹۴ (۸۷) اردیبهشت ۱۳۹۴ (۱۰۵) فروردین ۱۳۹۴ (۸۴) اسفند ۱۳۹۳ (۹۵) بهمن ۱۳۹۳ (۱۲۸) دی ۱۳۹۳ (۱۶۸) آذر ۱۳۹۳ (۱۳۵) آبان ۱۳۹۳ (۱۱۷) مهر ۱۳۹۳ (۱۴۶) شهریور ۱۳۹۳ (۱۶۳) مرداد ۱۳۹۳ (۱۴۹) تیر ۱۳۹۳ (۱۰۰) داد ۱۳۹۳ (۱۲۵) اردیبهشت ۱۳۹۳ (۱۲۸) فروردین ۱۳۹۳ (۱۴۵) اسفند ۱۳۹۲ (۱۹۴) بهمن ۱۳۹۲ (۱۷۲)دسته ها:انتخاب دستهاخبار (3,429) ورتاژ آگهی (2) طنز تلویزیونی (344) طنز رادیویی (93) کتاب و نشریات طنز (1,151) محافل و مسابقات طنز (1,318) مسابقات، نمایشگاه و کارگاه کاریکاتور (503) مناسبت ملی و مذهبی (115)شعر (562) بداهه گوئی (25) شعر طنز (538)طنز تصویری (545) استند آپ کمدی (66) تئاتر طنز (159) تصویر طنز (27) شعبده (7) کاریکاتور (36) کلیپ و طنز (240) کمیک استریپ (8) موسیقی طنز (6)طنزپردازان (399) بیوگرافی طنز پردازان (221) بیوگرافی کاریکاتوریست ها (45) بیوگرافی هنرمندان طنز (134)گفتگو (938) گفتگو با طنزپردازان (663) گفتگو با کاریکاتوریست ها (182) گفتگو با هنرمندان طنز (93)مقالات طنز (59) مقالات تخصصی طنز (59)موبایل (18) برنامه های طنز موبایل (18)نثر طنز (622) طنز روز (209) طنز مکتوب (332) کاریکلماتور (174)برچسب ها:انتخاب برچسبشعر طنز (272)ناصر فیض (191)اسماعیل امینی (157)رضا رفیع (129)طنز (121)رضا ی (109)اسماعیل تقوایی (99)طنز اجتماعی (91)در حلقه رندان (83)عباس احمدی (79)کاریکلماتور (73)مصطفی مشایخی (72)داستان طنز (67)سعید بیابانکی (66)امید مهدی نژاد (61)رضا احسان پور (60)رمان طنز (59)سید مسعود شجاعی طباطبایی (59)کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی (59)علیرضا لبش (56)طنز مطبوعاتی (56)صابر قدیمی (55)شهرام شکیبا (54)انتشارات سوره مهر (53)کتاب طنز (51)اشعار اسماعیل تقوایی (51)سید ابوالفضل طاهری (50)نمایش طنز (48)مازیار بیژنی (47)آثار طنز دفاع مقدس (46)طنز روز (46)زهرا دری (45)روح الله احمدی (45)مهران مدیری (44)تعریف طنز (44)سعید طلایی (44)ابوالفضل زرویی نصر آباد (44)محمد مهدی معارفی (44)رضا احسان پور (42)استند آپ کمدی (41)مهدی فرج اللهی (40)مهرداد صدقی (40)آثار مهرداد صدقی (40)برنامه طنز رادیویی (39)کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (37)نمایشگاه کاریکاتور (37)آثار سید ابوالفضل طاهری (37)شروین سلیمانی (36)سید سادات (36)تئاتر طنز (36)کامبیز درم بخش (35) قمیشی (35)اشعار طنز حسین خوش حال (35)عمران صلاحی (34)آثار اسماعیل امینی (33)وحید حاج سعیدی (33)نادر ختایی (32)مکتب خانه ی طنز (32)مهدی فرج اللهی (31)طنز (30)کیومرث صابری فومنی (30)رامبد جوان (30)مهدی احمد (30)شب شعر طنز (30)راشد انصاری (30)احمد عربانی (30)آثار علیرضا لبش (30)اکبر ا یر (29)سعید بیابانکی (29)صابر قدیمی (29)اشعار طنز مصطفی مشایخی (29)طنزهای سید ابوالفضل طاهری (29)نهمین جشنواره طنز سوره (29)گل آقا (28)رویا صدر (28)طنزپرداز (28)سعید سلیمان پور ارومی (27)برنامه های طنز رادیو صبا (27)قند پهلو (26)رادیو صبا (26)آثار رضا احسان پور (26)مجموعه طنز سلام (26)شهرام شفیعی (25)کارتون مطبوعاتی (25)حمید آرش آزاد (25)همایون حسینیان (24)شبکه نسیم (24)جواد مج (24)نسیم عرب ی (24)مجله طنز خط خطی (24)کاریکاتوریست (23)عباس خوش عمل کاشانی (23)اشعار طنز حسین گلچین (23)قاسم رفیعا (23)علی زراندوز (23)محفل طنز (23)هفته نامه طنز و کاریکاتور بزنگاه (23)طنز ازدواج (22)ابوالفضل زرویی نصرآباد (22)حسین گلچین (22)جلال سمیعی (22)نمایش کمدی (22)طنز فا (22)فرامرز ریحان صفت (22)مهدی احمد (22)برنامه ی طنز خندوانه (22) حسین خوش حال (22) سلام (22)عبدالله مقدمی (22)جواد علیزاده (21)ابوالفضل زروئی نصر آباد (21)طنزپردازان قمی (21)خانه کاریکاتور اصفهان (21)اصول طنزنویسی (21)انتخابات (21)ع طنز (20)منوچهر احترامی (20)آثار ناصر فیض (20)مدیر دفتر طنز حوزه هنری (20)برنامه ی قند پهلو (20)ابوالقاسم صلح جو (20)خاطرات طنز دفاع مقدس (20)کتاب طنز نوجوان (20)خط قرمزهای طنزنویسان (20)طنز مکتوب (19)پیام پور فلاح (19)حلقه طنز نصف جهان (19)نشر چشمه (19)مرتضی جهانی مقدم (19)شاهین کلانتری (19)کمیک استریپ (19)اشعار طنز حمید آرش آزاد (19)هفته هنر انقلاب ی (19)رضا عطاران (18)شوخی (18)اشعار طنز (18)آثار شهرام شفیعی (18)فریبا زمانی (18)پرویز شاپور (18)طنزپردازان (18)محمود سلطانی (18)محمد رضایی (18)برنامه های طنز رادیو ایران (18)افسانه بختیاری نژاد (18)تاریخ مستطاب (18)استند آپ کمدی رضا احسان پور (18)سید مهدی طیار (18)طنز انتخاباتی (18)طنزپردازان یزدی (18)آرش فروغی (17)سید مهدی شجاعی (17)مهدی فرج الهی (17)دفتر طنز حوزه هنری (17)سریال طنز (17)سعیده زاده (17)علیرضا قزوه (17)حامد بذر افکن (17)حسام الدین مقامی کیا (17)داوود یان (17)طنز تلویزیونی (17)دگرخند (17)مسعود مرعشی (17)چوپان معاصر (17)فرهنگسرای نیاوران (16)سروش صحت (16)خالو راشد (16)کاریکلماتورهای پیرسوک (16)علیرضا پاکدل (16)طنز دفاع مقدس (16)پوریا عالمی (16)کارگاه طنزنویسی (16)حساس نشو (16)وضعیت طنز امروز (16)ماهنامه طنز و کارتون خط خطی (16) کربلایی زاده (16)ابوالقاسم ح (15)کاوه جوادیه (15)شهرام رضایی (15)عبدالرضا قیصری (15)طنزپردازان استان قم (15)عباس احمدی (15)نشریه توفیق (15)اشعار طنز خالو راشد (15)اشعار طنز اسماعیل تقوایی (15)آرش فرهنگ پژوه (15)سید شهرام شکیبا (15)علی درخشی (15)شعر آئینی (15)حوزه هنری فارس (15)طنز در فضای مجازی (15)سریال طنز در حاشیه (15)آثار راشد انصاری (15)ابراهیم رها (15)بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران (15)تصویر طنز (14)شوخی با حافظ (14)آثار رویا صدر (14)احمد عربلو (14)محمد صالح رزم حسینی (14)استند آپ کمدی (14) شیرین طنز © ۱۳۹۷ شیرین طنز. تمامی حقوق محفوظ است . برداشت مطالب فقط با ذکر نام شیرین طنز مجاز است. طراحی شده با ♥ توسط علیرضا اصفهانینگارش: 2,0 منتشر شده در 23 فروردین 1392در خبرنامه ایمیلی ما عضو شوید :ایمیل خود را بدون www وارد کنید، بر روی عضویت کلیک کنید، کد امنیتی را وارد کنید، لینک رسیده به ایمیلتان را تآئید کنید :delivered by feedburner
زیباترین جمله های طنز، ع نوشته های خنده دار و طنز، جمله های خفن خنده دار و بامزه و با حالبه نام خدا علیرضا هستم ب تا صبح از دندون درد پشتک میزدمامروز رفتم دندون پزشکی میگه دندون علقت از زیر دندون ۸ داره میاد بیرونپیش فاکتور داده بهم حدود ۵۰۰۰۰۰ تومانبا مزه پرونی های خانوم دستیار ۶۰۰۰۰۰ برام آب میخورهپ.ن : ۶۳۸۰ تومن داخل عابر بانکم وجود داره میرم همشو بروفن می منوشته های طنز و جالببا م رفتم بیرون! یه سگ دیدهگفت: کیشش کن بره میترسم.یه سنگ زدم تو سرش پاشد دونبالمون!پ بالاى درخت به م گفتمچرا نمیاى بالا الان تیکه پارت میکنه؟؟!میگه : مگه من زدم؟؟؟سگه از خنده مُـردجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های کوتاه جدیدﺑﻌﻀﻴﺎ مثل ﺁﺧﺮ ﺳﺲ ﺧﺮﺳﻲ ﻣﻬﺮﺍم هستن!ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ,ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ…جمله های خنده داربا مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خوشگل خوشم اومدپرسیدم چند ؟ طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومنمادرم گفت : تو که نه میخونی نه روزه میگیری نه عبادت حالیته ، خودش مفت و مجانی میاد تو قبرت !! بیا بریمسلطان غم مادرجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های جالبیه آدمایی هم هستند که هیچ وقت ترکت نمیکننولی بلدن کاری کننتا خودت یواش یواش ترکشون کنی…جمله های بسیار جالب و بامزهمیدونید شعار کشور ژاپن چیه؟“پیش به سوی موفقیت”ولی شعار ایران :“بیهوده متاز که مقصد خاک است”جمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های کوتاه جدید– واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….+پیاده شو..-اِاِاِ مگه میشه ..+بله آقا پیاده شو کار دارم…..-نه آقا غلط برو…زیباترین جمله های خنده دارآب قطع شده بودرفتم از یخچال چند تا شیشه آب برداشتم ریختم تو کولربعدا فهمیدم دوتا از شیشه ها گلاب بوده!اشتباهی ریختمش توی کولرحال و هوای زاده گرفته خونمونفضا فوق العاده معنوی شده!جمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های جدیددوره زمونه عوض شده، الان دیگه غاز همسایه مرغه !(در راستای گرانی مرغ!)جمله طنز و فاننایب ا یاره همتون هستمدیگه بابام هم دست به کولر نمیزنهنشسته زیر باد کولر داره زیارت عاشورا میخونههرکی حاجتی چیزى داره تو پی ویم کامنت بذارهجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته و ع های خنده دارکم کم دارم به این باور میرسم که مثلث برمودا زیرِ تخت منه !!هر چی میفته زیرش, غیب میشه ….ع های خنده دارﯾﻪ ﺷﺍﺭﮊ 10 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺑﺨﺮیدﺑﻌﺪ ﺭﻣﺰﺷﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦﺍﻣﺸﺐ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﺳﯽﻣﻨﻢ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ ..ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﯼ ﻓﻠﺞ ﻣﯿﺸﯽ،زندگیت اب میشه،دستت قطع میشه،اصن میمیری! حالا خود دانی…جمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های خنده د یع یعنی اینکه فامیلیت قاسمی باشهباباتم اسمتو گذاشته باشه “میرزا” !ع نوشته طنزان شاء الله یه روز اونقدر فرهنگ سازی بشه که...تا آدامستو از جیبت در اوردی همه نگن ب ما هم بدهجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های کوتاهاین همه میگن سرویس بهداشتی دروغه ها باور نکنین!من خودم شخصا چند باری رفتمکاملا غیر بهداشتیه !جمله ع های با حالبه یکی گفتم: خدا تورو به زمین گرم بزنهالان روی شن های سواحل آنتالیا دراز کشیدهیا سوتفاهم شده …یا نیت من خیلی پاکه!جمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های جالب و خنده دارمجری از طرف می پرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم !!جملات بامزهتا میتونید هندوانه بخورید…خواص هندوانه:از لحاظ پزشکی نمی دونم ولی از نظر اقتصادی خیلی خوبه، کیلویی 500تومنه.از آب معدنی ارزونتره!جمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های کوتاه جدیدهمسایه دیوار به دیوارمون ۲ شب اومده زنگمونو زده میگه :احیانا این سوناتا مال شما نیست دمه در ما گذاشته !؟میگم : نه مال ما نیست !میگه : آررررره حدس می زدم شما از این فک و فامیلا ندارین !جمله ع و ع نوشته طنزترجیح میدم مجرد باشمو به ازدواج فکر کنمتا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فکر کنم...اینو خودم گفتم شریعتی امروز کار داشت نیومدجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های جالبخواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه !ع های با حال طنز‏از خوشی های کودکیم این بود که چون لیست و دفتر معلم ها بر اساس حروف الفبا بود، و من ته لیست بودم همیشه وقت می مشق هامو سر کلاس کامل کنمجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنزطنز نوشته های کوتاه جدیدوقتی می خوایم اتاقمونو تمیزکنیم:5% واقعا در حال تمیز یم10% فقط غر می زنیم که مجبورشدیم اتاقو تمیز کنیم10% به غلط میفتیم که اصن چرا این تصمیمو گرفتیم75% هم با وسایلی که از زیر تخت و کمد پیدا کردیم و خیلی وقت پیشا گمشون کرده بودیم مشغولیمجمله های طنز نوشته کوتاه و ع های پروفایل خنده دار با نوشته طنز مطالب طنز و خنده داریه روزم دوستای مامانم با دختراشون اومدن خونمون و همه داشتن سیب پوست میکندن که من وارد شدم...و برخلاف انتظارات شما، هیچکی دستشو نبریدطنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دارطنز نوشته های جدیدمورد داشتیم پسره نزدیکه کنکور رفته خواستگاری خانواده دختره گفتن اندازه رتبه کنکور پسرتون سکه مهر دخترمون... . پسره از زندگی زده نشسته درس خوندن تا اونجایی که خبر دارم رتبه یک کشور شده بود!!!طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار طنز نوشته های جدیداجازه بدید یه سلام خاص عرض کنیم به اونی که جاش همیشه تو قلب ماست ولی خودش نمیدونه …....سلام نفهم …
مدیر ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ ۶:۴۹ ب.ظ 8 بازدید گفت و گو با جواد مج درباره کتاب «تاریخ طنز ادبی ایران»؛ اثری پژوهشی که به بررسی طنز در نظم و نثر کلاسیک ایرانی تا روزگار حافظ پرداخته است.
هفته نامه کرگدن – پیام حیدر قزوینی: گفت و گو با جواد مج درباره کتاب «تاریخ طنز ادبی ایران»؛ اثری پژوهشی که به بررسی طنز در نظم و نثر کلاسیک ایرانی تا روزگار حافظ پرداخته است. «تاریخ طنز ادبی ایران» عنوان کت است از جواد مج که مدتی پیش دو جلد از آن را نشر ثالث به چاپ رساند و در آینده نیز جلد سوم آن منتشر خواهدشد. این کتاب همان طور که از عنوانش هم بر می آید، اثری است پژوهشی درباره طنز در آثار نظم و نثر کلاسیک ایران تا عصر حافظ. این کتاب را می توان حاصل دغدغه دیرین مجالی درباره مقوله طنز دانست. بخش هایی از این کتاب سال ها پیش نوشته شده بود و کتاب نیز مدت ها آماده انتشار بود اما به دلایل گوناگون انتشارش با تاخیری طولانی مواجه شد. طنز را می توان یکی از ویژگی های مشترک و اصلی آثار مج دانست. او در این کتاب از نگاه یک طنز ش به سراغ آثار کلاسیک فارسی رفته است. به مناسبت انتشار «تاریخ طنز ادبی ایران» با جواد مج درباره این کتاب گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید.*«تاریخ طنز ادبی ایران» پژوهشی است درباره طنز در آثار ادبی ایران، اما به نظر می رسد طنز از همان آغاز کارتان دغدغه شما بوده و همیشه یکی از مولفه های اصلی آثارتان بوده است.بله. من از سال ۱۳۴۶ به طور جدی با مقوله طنز رو به رو شدم و «یادداشت های آدم پرمدعا» را منتشر . از آن زمان تاکنون یک ابررسانه و نوعی بینش است؛ بینشی که برای هنرمندان ضروری است و تقریبا هیچ هنرمند بزرگی نیست که از بینش طنزآمیز بی بهره باشد. هنرمندان، این جهان را جهانی دگرگونه و واژگونه و غیرعقلانی می بینند و برای تغییرش می کوشند. در این میان، برخی از طنز برای بیان این وضعیت استفاده می کنند و عده ای دیگر مواجهه ای جدی با آن دارند، اما این بینش طنزآمیز است که آدم ها را متوجه وضعیتی غیرمعقول می کند و باعث می شود برای تغییرش بکوشند.یکی از کارهای نویسندگان و شاعران و هنرمندان، حالا اگر نگوییم تغییر جهان، اما ارائه تعبیر درست تری از جهان است. در ادبیات معاصر ایران کمتر ی را می شناسم که از بینش طنزآمیز بهره مند نبوده باشد، ولی این که همه آن ها در آثارشان از این بینش استفاده کرده اند یا نه، موضوعی است که می توان درباره اش بحث کرد. مثلا صادق هدایت در بسیاری از آثارش کاملا جدی است و لحنی تراژیک دارد اما ناگهان در «توپ مرواری» یا «وغ وغ ساهاب» روحیه طنزش آشکار می شود. حتی می توان گفت لحن تراژیک او نیز به نوعی محصول همین بینش نابجایی و غیرعقلانی بودن جهان اطراف اوست. استفاده از نطز در آثار ادبی می تواند به شکل آشکار و در قالب داستان ها و یادداشت های طنزآمیز باشد یا این که در ساختار آثار نوعی طنز نهفته باشد. مثلا در ساختار آثار ساعدی طنز به عنوان ریشه های اثر وجود دارد و این متفاوت از طنزی است که در داستان های بهرام صادقی دیده می شود. داستان های صادقی هم در ریشه هایش از طنز برخوردار است و هم شاخه ها و لایه های ظاهری اش طنزآمیز است.یکی از کارکردهای طنز این است که این بی بنیاد را بی بنیاد نشان دهد و ظاهری بودن بسیاری از امور را به تصویر بکشد. حتی جدی ترین مسائل بشری را هم با نگاهی دقیق تر می توان به شکل وضعیتی طنزآمیز دید. مثلا همه ما فکر می کنیم بهار فصل رویش برگ ها و درختان است و پاییز فصل ریختن برگ ها و در تاریخ ادبیاتمان چقدر شعر درباره این ماجرا نوشته شده و چقدر احساسات درباره اش ج شده است، اما الان تقریبا ثابت شده که درخت در بهار از طریق آوندهای خودش شیره را به سراسر شاخه هایش می فرستد و برگ تولید می کند و در زمستان و از آن جایی که برای خواب زمستانی اش به آن شیره ها نیازمند است آن ها را واپس می گیرد. درواقع برگ ها را که فرزندانش هستند می کشد و دوباره شیره ها را به ساقه ها بر می گرداند تا زنده بماند، اما می بینیم که ما چقدر در برخورد با این مسئله جدی و احساستی بوده ایم و شعرهای زیادی در این مورد گفته ایم. غرض این است که یک عدم قطعیت و عدم حتمیتی در جهان وجود دارد که طنز به شناخت و دریافتش کمک می کند. بنابراین همان طور که گفتید من همیشه در آثارم به طنز اهمیت داده ام.*چرا این کتاب با تاخیری طولانی به چاپ رسید؟بله. کار روی این کتاب از سال ها پیش شروع شده بود. یکی از فصل های این کتاب را که به طنز در آثار مولوی مربوط است در سال ۵۴ با عنوان «مولوی، آموزگار توده» نوشته بودم که آن زمان در رو مه اطلاعات چاپ شد. بعد از آن بیشتر مشغول نوشتن شعر و رمان بودم و کمتر به این کتاب پرداختم. بعد از انقلاب به دلیل خانه نشینی و بیکاری فرصت بیشتری داشتم، دوباره به پژوهش درباره طنز برگشتم و تمام آثار نظم و نثرمان را مرور تا ببینم آیا ما واقعا ملت شوخی بوده ایم و اگر بوده ایم شوخی هایمان از چه نوعی بوده و فرقی با شوخی های فرهنگ های دیگر داشته است. یعنی تقریبا از بیست سال پیش این کتاب آماده بوده که به هر دلیلی ناشر آن را نگه داشت. یکی از کارهای ناشران این است که کتاب را آن قدر نگه می دارند تا بیات می شود. بعد از این باز روی کتاب کار تا این که ده سال پیش کار نهایی شد، اما شرایط در آن دوره نابسامان بود و به طور کلی چاپ کتاب تعطیل شده بود.ده سال گذشت و در دوره جدید گشایش مختصری حاصل شد و این کتاب هم منتشر شد. البته این گشایش هم نشانی از حسن نیت نبود، بلکه حالا دیگر به این نتیجه رسیده اند وقتی ی کتاب نمی خواند برای چه جلوی انتشارش را بگیرند. امروز ماجرای انتشار کتاب کاملا لوث شده است. وقتی تیراژ کتاب به سیصد نسخه رسید کل ماجرا بی اهمیت می شود و دیگر چه نیازی به سانسور وجود دارد. وقتی در طول چند دهه رابطه مردم با نویسندگانشان را قطع کردید، برگزاری مراسمی مثل هفته کتاب و روز کتاب و غیر مس ه بازی و خنده دار است. بعد از ده سال این کتاب را از کشور درآوردم و با اندکی آرایش و پیرایش آن را به نشر ثالث دادم که از آغاز مشوق کار بود. البته من در این مدت علاوه براین کتاب، اثر دیگری را هم به موازاتش پیش می بردم؛ این کتاب تاریخ نقاشی مدرن ایران بود و آن هم ده سال توی کشوی میزم ماند.هنوز هم کتاب های چاپ نشده زیادی دارم که همه در پوشه ها موجودند و خودم هم نمی دانم چه زمانی منتشر میش وند. این سرنوشت هنرمندان مملکت ماست که هیچ گاه کارشان به موقع دست مخاطب نمی رسد و به گمانم موضوع حائز اهمیتی است. مثلا به کارهای «نجیب محفوظ» نگاه می و دیدم او هر سال یا هر دو سال یک بار کتاب چاپ کرده و کتاب هایش تقریبا بدون مشکل چاپ شده اند؛ از برخی استقبال شده و از برخی نشده. بعد او فکرکرده چکار کند تا باز هم ارتباطش با مخاطب بهتر شود و در شیوه کار و زبانش تغییراتی به وجود آورده و بالا ه کاری کرده که در مملکت خودش جایگاهی به دست آورده است. اگر امسال از شما کت منتشر شود و هفده سال بعد کت دیگر، اکر کتاب پنجمتان اول چاپ شود کتاب اولتان هیچ گاه چاپ نشود، دلمرده می شوید. البته من پوست کلفت تر از آنی بودم که دچار مشکل شوم.*گویا کتاب در این دو جلد تمام نمی شود و در جلدی دیگر به روزگار بعد از حافظ هم خواهید پرداخت. جلد سوم کتاب چه زمانی منتشر می شود؟یادداشت های جلد سوم تقریبا آماده است اما باز هم کار دارد. بخشی از آثار سنت ادبی ما به قصد طنز نوشته نشده اند، ولی امروز که به آن ها نگاه می کنیم طنزآمیز به نظر می رسند. مثلا «رستم واریخ» از دیدگاه ما طنزآمیز است اما نویسنده اش آن را خیلی جدی گرفته بود یا مثلا کتاب «بدایع الوقایع» بخش های طنزآمیز فوق العاده ای دارد، ولی مسئله این است که زین الدین واصفی قضیه را کاملا جدی گرفته و دچار توهم بوده و امروز دنیای توهم آمیز او است که برای ما ح دن کیشوتی به خود می گیرد و طنزآمیز به نظر می رسد.حال این که این آثار را جزو کتاب های طنز بیاوریم یا جزو آثار جدی اما مس ه نکته ای است که باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار بگیرد. چهره های بااهمیت دیگری مثل یغما جندقی هم هستند؛ او در عین آن که واقعا دانا و زیرک و هوشمند است، هتاک هم هست و هتاکی اش در حدی است که اصلا نمی شود درباره اش صحبت کرد. در حالی که یکی از چهره های مهم طنز ادبی در دوره قبل از مشروطیت یغماست و ایرج هم تحت تاثیرش بوده است. به هر روی در حال آماده جلد سوم هستم و امیدواریم تا دوره مشروطیت را بنویسیم، اما این روزها نوشتن آثار آفرینشی اولویت بیشتری برایم دارد تا آثار تحقیقی.*کتاب در آغاز و پیش از پرداختن به آثار نظم و نثر، به پیشینه شوخ طبعی و طنز در ایران پرداخته است. آیا ما از گذشته مردمانی شوخ طبع بوده ایم و شوخ طبعی ما ویژگی هایی خاص داشته است؟احتمالا هیچ ملتی وجود ندارد که از شوخ طبیعی بی بهره باشد. اما نوع و بیان این موضوع در طول قرون تغییر می کند. مثلا در کتاب اشاره کرده ام که ما در دوران قبل از حمله اعراب به طنز دمندانه یا طنز رندانه فرزانه وار رسیده بودیم و این ویژگی در طنزهای باقیمانده از کوروش یا دوره ساسانی به چشم می خورد؛ ولی بعد از حمله اعراب می بینیم این طنز به نگاه عربی آمیخته شده که اندکی اروتیک و تند و تیز است. بعدها این جریان تصحیح شد و از دوره سنایی به بعد شکل معقولی پیدا کرد و نقد اجتماعی شوخ طبعانه شکل گرفت. به گمان من در دوره ما و مخصوصا در دوره معاصر یعنی از مشروطیت به بعد طنز ادبی ما کمی با طنز مطبوعاتی درهم آمیخته است؛ از دهخدا گرفت تا پزشکزاد و دیگران، ولی طنز در آثار چهره هایی مثل هدایت همان شکل قدیمی اش را در فرم های ادبی حفظ کرده است. البته در این دو جلد هنوز تعریف نهایی طنز از دیدگاه یک ایرانی داده نشده و این موضوعی است که باید در جلد سوم به آن پرداخته شود.*در کتابتان «سنایی» را نقطه عطفی در طنز ادبی ایران دانسته اید. چه ویژگی هایی در کار سنایی وجود دارد که چنین جایگاهی را به دست آورده است؟سنایی طنز را از طریق شعر گسترش و پرواز داد. طنز در متون منثور مثل «کشف المحجوب» و… آن قدر بین مردم گسترش نداشت، اما با بال های شعر گسترده و تاثیرگذار شد. این یکی از ویژگی های کار سنایی است. سنایی به این نکته توجه کرد که هجو و مطایبه و شوخی های رکیک بیشتر مسائل شخصی را مطرح می کنند، اما او در مقابل طنز اجتماعی را به عنوان حرف تعلیمی مطرح می کند. بعد از سنایی انی مثل عطار، مولوی، سعدی و عبید دنبال ماجرا را گرفتند و از این نظر سنایی پایه گذار این نوع طنز است. سنایی نه فقط این نوع طنز را پایه گذاشت، بلکه جغرافیای آن را هم گسترش داد و به تمام زمینه های مختلف طنز که ما امروز به آن توجه داریم پرداخت. گستره ای که سنایی برای طنز ترسیم کرده، گستره دقیق و عمیقی است ولی دیگران فقط به تعمیق آن پرداختند و نتوانستند از آن گستره فراتر بروند؛ این نکته ای است که اهمیت زیادی دارد. سنایی ی است که شعر را از دربار بیرون کشید و شعرش را با مردم درمیان گذاشت. این ها وجوه اهمیت سنایی است و باید یک بار دیگر به او توجه شود.*بعد از سنایی طنز در آثار ادبی ایران چه سیری را طی کرد؟بعد از سنایی طنز ادبی ایران سیری تکاملی طی کرده تا به عبید رسیده است، اما باید توجه کنیم که عبید محصول این سیر و جریان است. اگر سعدی نبود که طنز را دوباره از شعر به نثر بیاورد، هیچ وقت عبید پیدا نمی شد. حالا در مورد عبید اغراق هم شده و مثلا می دانیم بخش مهمی از «رساله دلگشا» درواقع ویراستاری آثاری است که قبلا وجود داشته و عبید با بیانی زیباتر و درست تر آن را مطرح کرده و جا انداخته است. البته شکی نیست که عبید در اوج نمودار طنز ایران قرار می گیرد اما اگر انی مثل عطار و مولوی و به خصوص سعدی نبودند حتما عبید به وجود نمی آمد. بعد از عبید هم تقریبا چهره دیگری با آن قدرت نداریم چون شرایط اجتماعی تغییر می کند و اصلا نوع رسانه ها عوض می شود. مثلا بعد از حافظ می بینیم تا مدت ها شعری با آن قدرت وجود ندارد. این شعر کجا رفته است؟ مگر می شود ملتی سعدی و حافظ داشته باشد و بعد یک دفعه کاملا تهی شود؟نه. رسانه جایش را کم کم به رسانه رمان می دهد، آن زمان هم رسانه شعر جای خود را به مینیاتور و نقاشی داده بود. چون شاهان مغول از موسیقی و نقاشی دفاع می د، آرام آرام انی که ذهنیت شاعرانه داشتند همان ذهنیت را در مینیاتور پیاده د. غرض این است که در طنز هم همین اتفاق افتاده است. گاهی رسانه عوض می شود و همان آدم های خلاق در عرصه دیگری وارد می شوند تا دوباره شرایط فراهم شود و این چرخه ادامه یابد.*آیا می توان برای طنز ادبی از دوران مشروطه به بعد ویژگی های دیگری پیدا کرد؟ طنز این دوران متفاوت از دوران پیشین است؟از مشروطه به بعد با حضور مطبوعات نوعی طنز مطبوعاتی به وجود آمد و همدوش طنز ادبی شروع به فعالیت کرد، به تدریج به دلیل مشخصات رو مه عمومی تر شد و طنز ادبی را در و اقلیت نگه داشت. یکی از ابزارهای غالب انی که برای فعالیت می د رو مه و طنز در رو مه بود. مثلا کارهای ی مثل دهخدا کمک زیادی به خواهی ما کرده است. طنز مطبوعاتی در آغاز به وسیله آدم های درجه یکی مثل دهخدا پایه اساسی پیدا کرد، اما بعدها آرام آرام و با فشار سانسور این نوع طنز آبکی شد و به نوعی فکاهی فروکاسته شد و شد چیزی که در «توفیق» و «حاجی بابا» و بعدا در «گل آقا» شاهدش بودیم. درواقع از پرداختن به ریشه ها صرف نظر کرد و اصل مطلب را کنار گذاشت و به فروع و جزییات بی پایه پرداخت.اساس کار یعنی استبداد و حماقت بشری و جهل و ریاکاری را آرام آرام وانهاد و به این سمت رفت که مادرشوهر با عروس چه می کند یا کارمندان سر برج گرسنه هستند و چیزهایی از این قبیل. نه این که این مسائل جزو ماقعیات جامعه نباشند، اما اهمیت چندانی ندارند، چرا که معلول یک سری علت های اساسی هستند؛ اما نگاه علی اکبرخان دهخدا درباره استبداد، خواهی، دفاع از محرومان و… درخشان است و البته نمونه هایی از آن را تا حدودی در ایرج میرزا هم می بینیم یا حتی در پزشکزاد. « جان ناپلئون» کار درخشانی است و جزو طنز ادبی ما محسوب می شود، اما بقیه آثار پزشکزاد تا حدودی به امور جزئی فروکاسته شده است.با این حال طنز مطبوعاتی کمک کرده طنز در جامعه ما عمومی شود و از این نظر خوب است. از طرف دیگر در طنز مطبوعاتی بیشتر با شکل فکاهی یا حتی آبکی طنز رو به رو بوده ایم. طنز ادبی هنوز وجود دارد اما ضعیف شده و در اقلبیت است و طنز مطبوعاتی گسترده شده والبته آن هم فراز و نشیب های زیادی طی کرده است. مثلا امروز طنز تصویری که کاریکاتور باشد از عرصه مطبوعات رخت بربسته در حالی که یک کاریکاتور خوب بیش از چندین مقاله مهم و تحلیلی روی افکار عمومی تاثیر می گذارد. امروز به رغم کاریکاتوریست های خوبی که داریم، کاریکاتور نقش مهمی در مطبوعات ندارد و بیشتر در کتاب و نمایشگاه باید دنبال آن گشت.منبع : برترین هامطالب مرتبط :جنگ همواره می تواند موضوع طنز باشد!جواد مج با بیان این که جنگ همواره می تواند ...گزارش بررسی کتاب «سایه روشن تاریخ طنز ادبی ایران» در قزوینقزوین- نشست ادبی حوزه هنری قزوین به تحلیل بررس ...گفتگو با جواد مج درباره ی نصب کاشی های ماندگارجواد مج می گوید: خوش بینی درباره طرح نصب کا ...سرزمین حافظ و ادعای شاعر بودن در گفتگو با جواد مج ، طنزپردازشهاب دار ان، رو مه شهروند، همین چند وقت پی ...مجموعه ۴ جلدی طنز جواد مج توسط انتشارات به نگار منتشر شدمجموعه ۴ جلدی کتاب های طنز جواد مج توسط انت ...by blogsdnaارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام گوگلتوییترلینکدینکلوبفیس نماهم میهنتبیانimg src="http://shirintanz.ir/wp-content/uploads/2017/10/afsaran.jpg" alt="افسران" width="30" height="30" />
دستهاخبارکتاب و نشریات طنزگفتگوگفتگو با طنزپردازان برچسب ها آثار جواد مج بررسی طنز در نظم و نثر کلاسیک ایرانی تا روزگار حافظپژوهش در عرصه طنزپژوهش های جواد مج تاریخ طنز ادبی ایرانطنز ادبیطنز طنز مطبوعاتی
پژوهش خبری صدا وسیما: تاریخ پیدایش طنز هر زمان که بوده دارای قدمتی طولانی است. تاکید سنگ نوشته ­های باستانی که شادی را ستودهاند و نیز اشعار کهنسال عرب جاهی، نشان از رفاقت قدیم و صمیمی آن با مردم ایران باستان و عرب­های همسایه و به ­طور کلی بشر، از هر نژاد، در هر سرزمین و با هر گویشی دارد. نباید فراموش کرد ایرانیان با تمدن کهن و ری ر خود، همیشه در شوخ طبعی و بذلهگویی سرآمد بودهاند. یکی از نیازهای فطری، نیاز انسان به سرگرمی، تفریح و لذتهای مشروع است. از افراد بشر نمیتوان و نباید انتظار داشت همیشه چون ماشینی بیروح عمل کنند و جز به کارهای جدی و خالی از عاطفه نپردازند. اگر انسان باید ساعاتی از زندگی روزمرهاش را به اشتغال و ب درآمد بپردازد، ساعاتی را به­خودسازی معنوی، ساعاتی را هم به معا و روابط معمولی و طبیعی خود بگذراند، بدون تردید باید بخشی را نیز به سرگرمی، تفریح و برآورده سازی نیازهای روانی خود اختصاص دهد. بدون توجه به نیازهای تفریحی انجام مطلوب سایر برنامهها ناممکن است حتی «عبادت خدا». صادق (ع) مزاح و سرگرمی را شرط حتمی ایمان شمرده و هیچ مومنی را دور از بذلهگویی و طنازی نمیبینند از نظر فقهی نیز مزاح و بذله­گویی رجحان شرعی داشته و با رعایت موازین آن، از مستحبات فقهی و پسندیده اخلاقی به شمار میرود.زبان طنز از قدرتی بس ژرف برخوردار است؛ قدرتی که در سایة آن گوینده میتواند بسیاری از معضلات را بازگو و در بهتر شدن اوضاع تلاش کند. زمانی که جامعه به بلایا و آشفتگیهای فرهنگی و اخلاقی فراوانی دچار باشد، بر دامنه طنز، به ویژه هجو و هزل افزوده میشود. از طریق طنز میتوان چون مصلحی اجتماعی و ، در بهتر شدن اوضاع و بیان معایب کوشید.طنز قالبی دلپذیر، زیبا و ممتاز در ارائه پیام است. در دنیای سرشار از رقابتِ رسانه ها، اگر چگونگی ایجاد ارتباط با مخاطبان و روشها و شیوه های طراحی، ساخت و ارائه پیام های جذاب برای آنها، از اهمیت محتوای اصلی پیام های مدنظر بیشتر نباشد از آن کمتر نیست. از این رو صدا و سیما که رسانه ای فراگیر به شمار می آید در دستی به آرمانها و اه خود ناچار باید به شکل، قالب و چگونگی پیام رسانی توجه کند.به کارگیری طنز در خبر به بهبود و تسهیل روند پیام رسانی منجر، و خبرها به صورتی سرگرم کننده، شادی بخش، هدفدار و با پرهیز از هرگونه تحقیر و توهین و لع دلپذیر و شیرین عرضه می شوند تا نشان دهند در جایگاهی که نمی توان پیام های جدی و مستقیمِ منجر به آزردگی داشت؛ می توان با شوخ طبعی و لطیفه گویی منجر به آرامش، آنها را ارائه کرد.توسعه زندگی ماشینی، شکل گیری شبکه های ای، ارزان شدن گیرنده ها، رشد شبکه های اجتماعی، همگانی شدن تلویزیون، ارتباط روزافزون مردم با رسانه ها، نیاز انسان به طنز و سرگرمی و رقابت برای جذب مخاطب ایجاب می کند این مقوله سازنده و موثر در قالب سبک اینفوتیمنت (خبر- سرگرمی) در خبر رسانه ملی گنجانده شود. آوردن روایات طنزآمیز در لابه لای خبرهای جدی، به بخش خبری روح و جان می بخشد.تعریف طنزطنز واژه ای عربی است و به معنای مس ه ، طعنه زدن، عیب ، سخن به رموز گفتن و به استهزاء از ی سخن گفتن است.طنز در لغت نامه ها دهخدا به معانی گوناگونی آمده است، همچون « بر ی خندیدن، عیب ، لقب ، سخن به رموز گفتن، طعنه». در ادبیات قدیم، اعم از نثر و نظم، برداشتی که ما اکنون از سخن طنز، هزل و هجو داریم، وجود نداشته است و در بسیاری از متون، سخن غیر جد یا هزل را در تقابل با جد آورده­اند، مثلاً مولانا در مثنوی معتقد است:هزل ها گویند در افسانه ها گنج می جو در همه ویرانه هایا شیخ اجل سعدی در پایان گلستان می گوید: «بر رای روشن صاحبدلان که روی سخن در ایشان است، پوشیده نمانده دُرّ موعظه ها شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت برآمیخته تا طبع ملول ایشان از ت قبول محروم نماند».طنز در تعریفی با رویکردی اخلاقی عبارت است از هر بیان اعم از گفتار، رفتار، نوشتار، و تصویر به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح که نمایانگر واقعیتی جدی و رساننده پیامی اصیل باشد و به قصد توجه دادن مخاطب به نتیجه­ای اخلاقی- اجتماعی مطرح شود. پژوهشگران چندان توافقی درباره تعریف طنز ندارند و هر یک براساس زاویه نگاه خود به تعریف آن پرداخته اند. برای نمونه شفیعی کدکنی طنز را «تصویر هنری اجتماع نقیضین و ضدین» و علی اصغر حلبی آن را «نوعی از آثار ادبی­ میداند که در برشمردن زشتیها و رذایل فردی یا جمعی و آگاهانیدن مردم از آنها می کوشد».در ادبیات «طنز»، به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می شود که اشتباهات یا جنبه های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه ای خنده دار به چالش می کشد.طنز تفکربرانگیز است و ماهیتی پیچیده و چندلایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله ای می انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه انسان به عمق رذ ها. گرچه در ظاهر می خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می خشکاند و انسان را به تفکر وامی دارد.طنز با تاکید بر یک موضوع درصدد بیان معایب و نواقص عمل یا کاری است و تلاش می­کند تا فسادی رایج، اما مغفول از انظار یا معضلی اجتماعی را مطرح سازد و همچون مصلحی اجتماعی با آگاهی دادن به مردم آنان را به معایب رفتارشان آشنا سازد. طنزگویی گاهی ممکن است، دلایل شخصی داشته باشد که در این صورت علاوه بر معنای شوخی و مزاح، هجو را نیز شامل می­شود و یا ممکن است بنا به دلایل جمعی باشد که در این صورت تلاش برای رفع کاستیهای جامعه و افسوس بر وضعیت موجود است که البته ممکن است صرفاً برای خنده، شوخی و هزل باشد. پس می توان گفت تفاوت طنز، هزل و هجو در این است که «طنز انتقاد و استهزای غیرمستقیم معایب گروه یا جامعه خاصی به منظور اصلاح آنهاست. هجو عیب جویی، استهزاء، بدگویی و گاه دشنام به شخص یا موضوعی خاص است که صریح، تند و تیز است، غرض شخصی و جنبه تفریحی دارد. ولی هزل شوخی های نامطبوع، بی و گاهی رکیک و غیراخلاقی است که هدف خاصی به جز سرگرمی، خنده و تفریح ندارد.طنز و مطایبه در واقع وسیله ای است برای انتقال بهتر مفاهیمی که قابلیت بیان مستقیم و آشکار آن وجود ندارد که اینگونه بیان غیرمستقیم، علاوه بر حفظ گوینده آن از نظر مالی و جانی، مانع رنجش دیگران می گردد و رس هنری و تاریخی خود را ایفا می کند و نقش هایی چون تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، اصلاح امر و تنبّه و آگاه او را نیز برعهده دارد. از علل روی آوردن عبیدزاکانی، بزرگترین طنزنویس ادبیات فارسی قدیم به این نوع ادبی، هم اصلاح مفاسد اجتماعی و تهذیب اخلاق انسانی است.در این پژوهش طنز هر گفتار و رفتار به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح است که نمایانگر واقعیتی جدی و رساننده پیامی اصیل، بدون هنجارشکنی و عبور از اصول و کدهای اخلاقی باشد. براساس این تعریف، طنز و شوخی مثبت، عملی هدفدار تلقی می شود از این رو، لهو و هجو از دایره طنز و شوخ طبعی خارج است این تعریف بر مبنای محتوای شوخی است که ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، عقیدتی و فکری را دربردارد. ضرورت طنز تفکیک مرز شوخی های درست و نادرست است طنز دوسویه است هم قدرت ت یب زیادی دارد و هم قدرت تاثیر؛ در واقع هم نردبان است و هم سرسره، از این روست که شناخت و به کارگیری برخی قواعد کلی در شوخ طبعی و مزاح به انسان در جهت اثربخشی مثبت آن یاری می رساند.نیاز طبیعی به سرگرمی در زمان حاضرنیاز طبیعی انسان به سرگرمی در دوران ما اهمیتی مضاعف پیدا کرده است. توسعه زندگی ماشینی، گسترش ا و افزایش بی رویه جمعیت، مقتضیات و تنگناهای زندگی شهری و مشکلات اقتصادی، تمام وقت مردم را به خود اختصاص داده و آنها را نه تنها از رسیدن به آمال معنوی که از تامین خواست های مادی و نیازهای فطری خود نیز محروم ساخته است. بحران روانی انسان معاصر که دغدغه بزرگ مصلحان و خیر شان زمان ماست ناشی از همین ی ونگری ها و مادیگرایی هاست. نقش وسایل ارتباط جمعی به ویژه رسانه ملی در همین جا روشن می شود. رسانه ها ابزار موثری هستند که برای جبران درگیری بیش از حد انسان با زندگی روزمره، به آن توجه کرده اند. برای پاسخگویی به نیازهای تفریحی انسانها، وسایل ارتباطی معاصر وظایف گوناگونی به عهده دارند. به سبب فشار کار روزانه و شرایط دشوار زندگی، انسانها بیش از هر زمان به استراحت نیاز دارند و اگر برنامه های مناسبی وجود نداشته باشد که اوقات فراغت آنان را پرکند و خستگی ها، اضطراب ها و دلهره های آنان را تسکین دهد خیلی زودتر از حد معمول فرسوده و از کار افتاده خواهند شد.توجه فراوان به تامین اوقات فراغت و استفاده کامل از این اوقات سبب شده است که به تدریج انسان به سوی یک نوع تمدن فراغت گام بردارد و با کاهش ساعات کار و ایجاد وسایل سرگرمی از زندگی خود بیشتر لذت ببرد. در حال حاضر رو مه ها، مجله ها، رادیو و تلویزیون و سینماها با انتشار و پخش مطالب و برنامه های گوناگون از بهترین وسایل تفریحی و سرگرمی افراد به شمار می روند.به عقیده دانشمندان علوم ارتباطات وسایل ارتباط جمعی علاوه بر وظایف مهم خبری، آموزشی، راهنمایی و ی که در سازندگی و آمادگی افراد برای زندگی اجتماعی نقش اساسی دارند؛ وظایف تفریحی و تبلیغی را نیز انجام می­دهند. وسایل ارتباطی با انجام این وظیفه بیشتر از لحاظ روانی روی افراد تاثیر می­گذارند و در صورتی که باعث سرگرم شدن افراد و پر اوقات آنان گردند نقش تفریحی دارند.پس از پیروزی انقلاب ی در تدوین وظایف قانونی صدا و سیما به همه جنبه ها توجه شده و علاوه بر رس معنوی؛ تهیه برنامه های تفریحی و سرگرمی نیز به عنوان یکی از وظایف فرهنگی این بزرگ عمومی دانسته شده است. قانون اساسی پس از بیان اه بلند معنوی تاکید می کند که رس دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومی از طریق اجرای برنامه های سالم و تفریحی است تا در سایه شاد تن و روان، سلامت و آرامش فکری جامعه تامین گردد و به همین منظور اجرای برنامه­های تفریحی سالم و شادی آفرین را از خط مشی های کلی و اصول برنامه های این سازمان قلمداد می کند. شیوه استفاده طنز در خبرقواعد کلی در طنز خبری1- حقیقت گویی: یکی از حدود اصلی طنز در خبر، خارج نشدن از گفتمان حقیقت است از این رو طنز خبری نباید آمیخته با دروغ باشد. یعنی نباید در این قالب امری غیرواقعی را حقیقت جلوه دهیم به گونه­ای که مخاطب به واقعیت جهل داشته باشد. زیرا مخاطبان خبر انتظار دارند واقعیت بیان شود.2- اصل اعتدال و عدم افراط: وقتی طنز از مرز اعتدال فراتر رود و به افراط کشیده شود موجب تحقیر و اهانت می­گردد و طرف شوخی در دفاع از آبروی خود و حفظ موقعیتش، به معارضه و برخورد روی می آورد. اینجاست که شوخی به کدورت و دشمنی تبدیل می شود. به همین سبب رعایت حدود در شوخ طبعی امری ضروری است. در غیر این صورت، موضوعی که قرار است در جهت اصلاح امور و شادی بخشی به کار رود، عامل ت یب شخصیت و موضوعی غیراخلاقی می شود.3- توجه به محتوا: طنز باید بدون تحقیر، تمس ، استهزا و دروغ باشد و بر حفظ حریم شخصی انسان ها و نداشتن ضرر مالی و جسمی برای آنها تاکید داشته باشد. در آیه یازدهم سوره حجرات، مومنان از مس ه دیگران نهی شده اند؛ چه در قالب جدی باشد یا در قالب طنز و شوخی.شیوه استفاده طنز در خبرکارکردهای طنز1- انتقاد: مهم­ترین کارکرد طنز، انتقاد است که ممکن است به انگیزه های مختلفی صورت گیرد، تا جایی که گفته می شود طنز زاده اعتراض است. این انتقاد در سه سطح فرد، جامعه و حکومت که متناظر با اخلاق، فرهنگ و سیاست است می تواند جهت گیری کند و موثر واقع شود. قلم طنزنویس با هرچه که مرده و کهنه و واپس مانده و با هرچه زندگی را از ترقی و پیشرفت بازمی دارد، بی­گذشت و چشم پوشی مبارزه می کند.2- اصلاح درک فرهنگی مخاطب: طنز و شوخ طبعی، ابزاری است که می تواند به ما در زمینه اصلاح درک فرهنگی مخاطب یا جامعه کمک کند. در واقع خصیصه انتقادی بودن طنز در موقعیت های مناسب، به تغییر درک مخاطب از موضوع مورد بحث کمک می کند و گاه بسیار اثرگذارتر از موقعیت جدی خواهد بود.3- تصحیح باور: یکی از شیوه های رویارویی و برخورد غیرمستقیم با مخاطب درباره باور خطای وی، استفاده از طنز است. تغییر درک مخاطب از باورهایش وابسته به موقعیت است. موقعیت مکانی و شخصیتی مخاطب.4- القای خوش خلقی: شوخی ضمن القای خلق مثبت به مخاطب، رویدادهای اضطراب آور را کم خطر می سازد.در واقع از کارکردهای شوخی در فعالیت های اجتماعی رفع هم و غم از خویش و دیگران است. شوخی و طنز از لحاظ روانی و درونی، نیرویی در گوینده و مخاطب ایجاد می کند که با القای خلقیات مثبت و زدودن غبار حاصل از منفی بافی ذهنی و روانی و حتی خلقیات منفی، شادی را برای طرفین ارتباط به ارمغان می آورد. "تذکر این نکته ضروری است که طنزی که آلوده به تحقیر و تمس است هرگز نمی تواند شادی درونی ایجاد کند و موجب کدورت می­گردد."5- تالیف قلوب: عام ترین کارکرد طنز ایجاد الفت و محبت در قلب مخاطب است.6- رشد فضایل اخلاقی: در رویکردی مثبت به طنز می توان گفت طنز حداقل حاوی یک ارزش اخلاقی است؛ پرهیز از خودمحوری و نوعی از خودگذشتگی، از دغدغه های شخصی فراتر رفتن و درک منافع دیگران.در هنگام شوخی و طنز؛ در واقع، انسان با غلبه بر عواطف خودمحورانه، ب فضیلت می کند. توجه به هیجان­ها و عواطف دیگران موجب می شود انسان در روابط اجتماعی اش خودمحورانه عمل نکند؛ این روش به مرور زمان و با تکرار به ملکه تبدیل می شود و به صورت فضیلت اخلاقی ایثار در رفتار با دیگران ظهور می یابد. طنز و شوخی با دعوت انسان به دوری از عواطف خودمحورانه، فضایل دیگری همچون بردباری در هنگام خشم و پرهیز از تعصب های قومیتی و نژادی را شکوفا می سازد.7- اصلاح رفتار: برای آموزش رفتار صحیح، از شوخی و طنز می توان استفاده کرد. در نقش اصلاح گری طنز با عنوان امر به معروف و نهی از منکر و تذکر تحقق می یابد.شرایط و معیارهای طنز مطلوب1- انگیزه و هدف: طنز را نباید بهانه ای برای دم غنیمت شمری، بیهوده انگاری و غفلت یا تغافل دانست. طنز تعلیم و تدریس است، مبتنی بر هدف متعالی است. طنزنویسی ادای تکلیف اجتماعی است که به صورت یک مسموم می زنند تا خوابش نبرد، هدف کمک به ادامه حیات اوست و این یعنی بیان حقایق جدی و تلخ (انتقاد) در قالب الفاظ شیرین و دلپذیر (طنز). در این صورت است که می توان گفت طنز هشداری است کنایه آمیز از جانب ی که می داند ولی نمی­تواند خطاب به ی که می تواند ولی نمی داند.از جمله اه مقدس طنز و مطایبه گرفتن غبار خستگی و افسردگی از چهره دیگران و کمک به آنان در فراموشی سختی­هاست.همچنین از میان انگیزه هایی که طنز را نامطلوب می سازد باید بر سرزنش، عیب جویی، اهانت به فرد یا گروه یا قوم خاصی و هجو و بی آبرو دیگران تاکیدی مضاعف داشت نه تنها از شوخی هایی که موجب ایجاد اختلاف م ن اقشار جامعه، به ویژه از طریق مسائل نژادی و قومی می شود از محدودیت های قطعی فعالیت های رسانه ای است. بلکه بالاتر اینکه تلاش برای نفی مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر مانند دسته بندی مردم براساس نژاد، زبان، رسوم و سنن محلی و ... رس اجتماعی آنهاست.2- محتوا و مواد: قصد و انگیزه طنز بایستی حق بوده و نیت زشتی در کار نباشد. کلمات و حرکات طنزآمیز نیز باید خالی از هرگونه باطل باشد. معیار طنز مطلوب آن است که از الفاظ رکیک استفاده نشود، دروغ نباشد، ناسزا و ناراحت­کننده نباشد، تفرقه انگیز و اختلاف آمیز نباشد، آبروی ی یا جمعیتی را تهدید نکند، قوم و قبیله­ای را تحقیر نسازد و در یک کلام جز «حق» نباشد. استفاده از مطالب نادرست و غیرواقعی، گمراه ساختن مردم و کمک به جهل عمومی گناهی نیست که به بهانه شوخ طبعی بتوان آن را نادیده گرفت. در مورد دروغ هایی که به قصد مزاح و سرگرمی گفته و پخش می شوند نیز باید گفت هرگاه این دروغ به گونه ای مطرح شود که شنونده یا بیننده را به اشتباه انداخته و احتمال راست بودن آن را به وجود آورد، بی­تردید غیرمشروع است.3- کیفیت و روش: گاهی ممکن است در حالی که هم هدف از بذله­گویی و هم محتوای آن درست و به دور از نیات ی است طنز مطلوب نباشد و این در جایی است که شیوه شوخی و کیفیت ادای آن عرفاً یا اخلاقاً ناپسند است.طنز با رعایت ضوابط و حدود آن هنر است. روشن ترین معیار ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط ی و پرهیز از ترویج ارزش ها و سرگرمی هایی که با معیارهای ی مخالفت دارد که در قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صدا و سیما نیز مورد تاکید قرار گرفته است.انتقادهای سازنده که از حقوق قانونی مطبوعات و دیگر رسانه ها در ایران است باید به شیوه ای سازنده باشد و انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهیز از توهین و ت یب می باشد یعنی نباید به بهانه طنز انتقادی از روشهای توهین آمیز و ت یبی استفاده کرد.4- سوژه و موضوع: برای دستی به طنز مطلوب، افزون بر رعایت سه شرط پیشین باید در انتخاب سوژه نیز هوشیار بود موضوع سرگرمی و فکاهی هرگز نباید از مقدسات دینی و یا افتخارات ملی باشد. آنچه شوخی با آن احساسات عمومی را جریحه دار کرده یا نظم جامعه را از بین می برد نباید دستاویزی برای شوخی و طنز باشد. هر ملت، قبیله، قوم و یا اهالی هر منطقه و نیز تمام انی که زبان یا گویش خاصی دارند دارای علایق و تعصبات ویژه ای هستند رعایت این مناسبات از نظر اجتماعی لازم و بی احترامی به آنها، حتی به صورت شوخی ناپسند است. این ناپسندی در جایی که به عناوینی نظیر اذیت و تحقیر منجر شود گاهی به سرحد حرمت نیز خواهد رسید. از این مهمتر ارزش های ی است که در جامعه ما نیز دربرگیرنده شعارهای اصلی انقلاب است رعایت شأن مقدسات دینی چنان حائز اهمیت است که علامه حلی(رض) معتقد است بی احترامی به آنها هر چند به شوخی موجب کفر و ارتداد خواهد بود. شیوه استفاده طنز در خبر5- میزان و مقدار: افراط و تفریط، مشکل همیشه انسان بوده است تا جایی که حفظ تعادل در تمام زمینه ها، غایت و هدف اصلی علم اخلاق و تعلیم و تربیت دانسته شده است. شوخ طبعی و اشتغال به سرگرمی ها نیز از این قاعده مستثنی نیست. یعنی هماهنگونه که دوری از آن نهی شده پرداختن افراطی و زیاده روی آن هم ضربه مهلکی است که می­تواند فرد یا جامعه را از موقعیت شایسته آن ساقط کند.مداومت بر مزاح و افراط در آن، انسان را از حق و اعتدال خارج می کند و در درازمدت اخلاق جامعه را به سوی لودگی، بی بندوباری و تن پروری و بیکارگی سوق می دهد و این همان خطری است که باعث شده از کثرت مزاح برحذر شویم.نکته پایانیصدا و سیما، مهم ترین و گسترده ترین وسیله ارتباطی با مردم است؛ به گونه ای که هر فرد ایرانی روزانه ساعاتی از وقت خود را با آن می گذراند، این وسیله در عین حال که باید خبرهای جدی داشته باشد، باید خبرهایی نیز داشته باشد که فرد را هرچند به اندازه کم از جریان روزمرگی خارج سازد؛ بنابراین گرچه خنده و تفریح هدف اصلی طنز نیست، ولی می تواند هدف فرعی آن قرار بگیرد. به جای اینکه طنز را وسیله ای جهت دستاویز لهجه ها، عقاید، سنت های بومی، قومی و محلی برای تحقیر و تمس همدیگر قرار دهیم به عنوان حربه ای برای اظهار حق و حقیقت و به ثمر نشاندن اه و عقاید خود در جهان و عصر کنونی به کار بیریم و بتوانیم از این صنعت زیبای ادبی در جهت پیشبرد اه عالی خود استفاده کنیم. اما باید دقت کنیم که شرایط و معیارهای طنز مطلوب را فراموش نکنیم که در محتوا به آن اشاره شده است که شامل انگیزه و هدف طنز، محتوا و مواد، کیفیت و روش بیان طنز، سوژه و موضوع و میزان و مقدارطنز در تولیدات خبری و بخش های ویژه در تولیدات است که باید با هوشمندی و رعایت چارچوب های رسانه ای صورت گیرد.پژوهش خبری // زهرا فرخی* منابع در آرشیو پژوهش خبری در دسترس است.
مجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی مجری زن تلویزیون که سابقه اجرا در برنامه خانواده و... را دارد، به دلیل بازی در نمایش خواب خیس ماهی ممنوع صویر شد؛ به گفته خودش. نمایش خواب خیس ماهی، به کارگردانی پویان درزی و با بازی نفیسه روشن، آیدا کنی و شیرین صمدی بزودی اجرا می شود. ع های شیرین صمدی و سایر بازیگران نمایش خواب خیس ماهی را در ادامه ببینید. بازیگران نمایش خواب خیس ماهی، به ترتیب ایفای نقش: علیرضا جلالی تبار، نفیسه روشن، آیدا کنی، ارسطو خوش رزم، پیام احمدی نیا، فرزانه سهیلی، پویان درزی، شیرین صمدی. این نمایش از ۲۲ تیر تا ۲۲ مرداد ساعت ۲۲:۳۰ در تماشاخانه پایتخت روی صحنه می رود.
بیشتر بخوانید: علت ممنوع صویری شیرین صمدیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیمجری زن, مجری زن تلویریون, مجری زن صدا و سیما, ممنوع صویری مجری زن, مجری زن ممنوع صویر, شیرین صمدی, شیرین صمدی مجری, شیرین صمدی ممنوع صویر, علت ممنوع صویری شیرین صمدی, نمایش خواب خیس ماهی, خواب خیس ماهی, ع شیرین صمدی, ع شیرین صمدی در نمایش خواب خیس ماهی, بازیگر زن, نفیسه روشن خواب خیس ماهی, ع خواب خیس ماهی, ع های خواب خیس ماهی, بازیگران خواب خیس ماهی, آیدا کنی, ع بازیگر زن, گزارش تصویری خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهیشیرین صمدی | ع | خواب خیس ماهی‹›
گفت و گو با جواد مج درباره کتاب «تاریخ طنز ادبی ایران»؛ اثری پژوهشی که به بررسی طنز در نظم و نثر کلاسیک ایرانی تا روزگار حافظ پرداخته است. «تاریخ طنز ادبی ایران» عنوان کت است از جواد مج که مدتی پیش دو جلد از آن را نشر ثالث به چاپ رساند و در آینده نیز جلد سوم آن منتشر خواهدشد. این کتاب همان طور که از عنوانش هم بر می آید، اثری است پژوهشی درباره طنز در آثار نظم و نثر کلاسیک ایران تا عصر حافظ. این کتاب را می توان حاصل دغدغه دیرین مجالی درباره مقوله طنز دانست. بخش هایی از این کتاب سال ها پیش نوشته شده بود و کتاب نیز مدت ها آماده انتشار بود اما به دلایل گوناگون انتشارش با تاخیری طولانی مواجه شد. طنز را می توان یکی از ویژگی های مشترک و اصلی آثار مج دانست. او در این کتاب از نگاه یک طنز ش به سراغ آثار کلاسیک فارسی رفته است. به مناسبت انتشار «تاریخ طنز ادبی ایران» با جواد مج درباره این کتاب گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید. طنز یک ابررسانه است«تاریخ طنز ادبی ایران» پژوهشی است درباره طنز در آثار ادبی ایران، اما به نظر می رسد طنز از همان آغاز کارتان دغدغه شما بوده و همیشه یکی از مولفه های اصلی آثارتان بوده است.بله. من از سال 1346 به طور جدی با مقوله طنز رو به رو شدم و «یادداشت های آدم پرمدعا» را منتشر . از آن زمان تاکنون یک ابررسانه و نوعی بینش است؛ بینشی که برای هنرمندان ضروری است و تقریبا هیچ هنرمند بزرگی نیست که از بینش طنزآمیز بی بهره باشد. هنرمندان، این جهان را جهانی دگرگونه و واژگونه و غیرعقلانی می بینند و برای تغییرش می کوشند. در این میان، برخی از طنز برای بیان این وضعیت استفاده می کنند و عده ای دیگر مواجهه ای جدی با آن دارند، اما این بینش طنزآمیز است که آدم ها را متوجه وضعیتی غیرمعقول می کند و باعث می شود برای تغییرش بکوشند.یکی از کارهای نویسندگان و شاعران و هنرمندان، حالا اگر نگوییم تغییر جهان، اما ارائه تعبیر درست تری از جهان است. در ادبیات معاصر ایران کمتر ی را می شناسم که از بینش طنزآمیز بهره مند نبوده باشد، ولی این که همه آن ها در آثارشان از این بینش استفاده کرده اند یا نه، موضوعی است که می توان درباره اش بحث کرد. مثلا صادق هدایت در بسیاری از آثارش کاملا جدی است و لحنی تراژیک دارد اما ناگهان در «توپ مرواری» یا «وغ وغ ساهاب» روحیه طنزش آشکار می شود. حتی می توان گفت لحن تراژیک او نیز به نوعی محصول همین بینش نابجایی و غیرعقلانی بودن جهان اطراف اوست. استفاده از نطز در آثار ادبی می تواند به شکل آشکار و در قالب داستان ها و یادداشت های طنزآمیز باشد یا این که در ساختار آثار نوعی طنز نهفته باشد. مثلا در ساختار آثار ساعدی طنز به عنوان ریشه های اثر وجود دارد و این متفاوت از طنزی است که در داستان های بهرام صادقی دیده می شود. داستان های صادقی هم در ریشه هایش از طنز برخوردار است و هم شاخه ها و لایه های ظاهری اش طنزآمیز است.یکی از کارکردهای طنز این است که این بی بنیاد را بی بنیاد نشان دهد و ظاهری بودن بسیاری از امور را به تصویر بکشد. حتی جدی ترین مسائل بشری را هم با نگاهی دقیق تر می توان به شکل وضعیتی طنزآمیز دید. مثلا همه ما فکر می کنیم بهار فصل رویش برگ ها و درختان است و پاییز فصل ریختن برگ ها و در تاریخ ادبیاتمان چقدر شعر درباره این ماجرا نوشته شده و چقدر احساسات درباره اش ج شده است، اما الان تقریبا ثابت شده که درخت در بهار از طریق آوندهای خودش شیره را به سراسر شاخه هایش می فرستد و برگ تولید می کند و در زمستان و از آن جایی که برای خواب زمستانی اش به آن شیره ها نیازمند است آن ها را واپس می گیرد. درواقع برگ ها را که فرزندانش هستند می کشد و دوباره شیره ها را به ساقه ها بر می گرداند تا زنده بماند، اما می بینیم که ما چقدر در برخورد با این مسئله جدی و احساستی بوده ایم و شعرهای زیادی در این مورد گفته ایم. غرض این است که یک عدم قطعیت و عدم حتمیتی در جهان وجود دارد که طنز به شناخت و دریافتش کمک می کند. بنابراین همان طور که گفتید من همیشه در آثارم به طنز اهمیت داده ام.طنز یک ابررسانه است چرا این کتاب با تاخیری طولانی به چاپ رسید؟بله. کار روی این کتاب از سال ها پیش شروع شده بود. یکی از فصل های این کتاب را که به طنز در آثار مولوی مربوط است در سال 54 با عنوان «مولوی، آموزگار توده» نوشته بودم که آن زمان در رو مه اطلاعات چاپ شد. بعد از آن بیشتر مشغول نوشتن شعر و رمان بودم و کمتر به این کتاب پرداختم. بعد از انقلاب به دلیل خانه نشینی و بیکاری فرصت بیشتری داشتم، دوباره به پژوهش درباره طنز برگشتم و تمام آثار نظم و نثرمان را مرور تا ببینم آیا ما واقعا ملت شوخی بوده ایم و اگر بوده ایم شوخی هایمان از چه نوعی بوده و فرقی با شوخی های فرهنگ های دیگر داشته است. یعنی تقریبا از بیست سال پیش این کتاب آماده بوده که به هر دلیلی ناشر آن را نگه داشت. یکی از کارهای ناشران این است که کتاب را آن قدر نگه می دارند تا بیات می شود. بعد از این باز روی کتاب کار تا این که ده سال پیش کار نهایی شد، اما شرایط در آن دوره نابسامان بود و به طور کلی چاپ کتاب تعطیل شده بود.ده سال گذشت و در دوره جدید گشایش مختصری حاصل شد و این کتاب هم منتشر شد. البته این گشایش هم نشانی از حسن نیت نبود، بلکه حالا دیگر به این نتیجه رسیده اند وقتی ی کتاب نمی خواند برای چه جلوی انتشارش را بگیرند. امروز ماجرای انتشار کتاب کاملا لوث شده است. وقتی تیراژ کتاب به سیصد نسخه رسید کل ماجرا بی اهمیت می شود و دیگر چه نیازی به سانسور وجود دارد. وقتی در طول چند دهه رابطه مردم با نویسندگانشان را قطع کردید، برگزاری مراسمی مثل هفته کتاب و روز کتاب و غیر مس ه بازی و خنده دار است. بعد از ده سال این کتاب را از کشور درآوردم و با اندکی آرایش و پیرایش آن را به نشر ثالث دادم که از آغاز مشوق کار بود. البته من در این مدت علاوه براین کتاب، اثر دیگری را هم به موازاتش پیش می بردم؛ این کتاب تاریخ نقاشی مدرن ایران بود و آن هم ده سال توی کشوی میزم ماند.هنوز هم کتاب های چاپ نشده زیادی دارم که همه در پوشه ها موجودند و خودم هم نمی دانم چه زمانی منتشر میش وند. این سرنوشت هنرمندان مملکت ماست که هیچ گاه کارشان به موقع دست مخاطب نمی رسد و به گمانم موضوع حائز اهمیتی است. مثلا به کارهای «نجیب محفوظ» نگاه می و دیدم او هر سال یا هر دو سال یک بار کتاب چاپ کرده و کتاب هایش تقریبا بدون مشکل چاپ شده اند؛ از برخی استقبال شده و از برخی نشده. بعد او فکرکرده چکار کند تا باز هم ارتباطش با مخاطب بهتر شود و در شیوه کار و زبانش تغییراتی به وجود آورده و بالا ه کاری کرده که در مملکت خودش جایگاهی به دست آورده است. اگر امسال از شما کت منتشر شود و هفده سال بعد کت دیگر، اکر کتاب پنجمتان اول چاپ شود کتاب اولتان هیچ گاه چاپ نشود، دلمرده می شوید. البته من پوست کلفت تر از آنی بودم که دچار مشکل شوم.طنز یک ابررسانه استگویا کتاب در این دو جلد تمام نمی شود و در جلدی دیگر به روزگار بعد از حافظ هم خواهید پرداخت. جلد سوم کتاب چه زمانی منتشر می شود؟یادداشت های جلد سوم تقریبا آماده است اما باز هم کار دارد. بخشی از آثار سنت ادبی ما به قصد طنز نوشته نشده اند، ولی امروز که به آن ها نگاه می کنیم طنزآمیز به نظر می رسند. مثلا «رستم واریخ» از دیدگاه ما طنزآمیز است اما نویسنده اش آن را خیلی جدی گرفته بود یا مثلا کتاب «بدایع الوقایع» بخش های طنزآمیز فوق العاده ای دارد، ولی مسئله این است که زین الدین واصفی قضیه را کاملا جدی گرفته و دچار توهم بوده و امروز دنیای توهم آمیز او است که برای ما ح دن کیشوتی به خود می گیرد و طنزآمیز به نظر می رسد.حال این که این آثار را جزو کتاب های طنز بیاوریم یا جزو آثار جدی اما مس ه نکته ای است که باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار بگیرد. چهره های بااهمیت دیگری مثل یغما جندقی هم هستند؛ او در عین آن که واقعا دانا و زیرک و هوشمند است، هتاک هم هست و هتاکی اش در حدی است که اصلا نمی شود درباره اش صحبت کرد. در حالی که یکی از چهره های مهم طنز ادبی در دوره قبل از مشروطیت یغماست و ایرج هم تحت تاثیرش بوده است. به هر روی در حال آماده جلد سوم هستم و امیدواریم تا دوره مشروطیت را بنویسیم، اما این روزها نوشتن آثار آفرینشی اولویت بیشتری برایم دارد تا آثار تحقیقی.کتاب در آغاز و پیش از پرداختن به آثار نظم و نثر، به پیشینه شوخ طبعی و طنز در ایران پرداخته است. آیا ما از گذشته مردمانی شوخ طبع بوده ایم و شوخ طبعی ما ویژگی هایی خاص داشته است؟احتمالا هیچ ملتی وجود ندارد که از شوخ طبیعی بی بهره باشد. اما نوع و بیان این موضوع در طول قرون تغییر می کند. مثلا در کتاب اشاره کرده ام که ما در دوران قبل از حمله اعراب به طنز دمندانه یا طنز رندانه فرزانه وار رسیده بودیم و این ویژگی در طنزهای باقیمانده از کوروش یا دوره ساسانی به چشم می خورد؛ ولی بعد از حمله اعراب می بینیم این طنز به نگاه عربی آمیخته شده که اندکی اروتیک و تند و تیز است. بعدها این جریان تصحیح شد و از دوره سنایی به بعد شکل معقولی پیدا کرد و نقد اجتماعی شوخ طبعانه شکل گرفت. به گمان من در دوره ما و مخصوصا در دوره معاصر یعنی از مشروطیت به بعد طنز ادبی ما کمی با طنز مطبوعاتی درهم آمیخته است؛ از دهخدا گرفت تا پزشکزاد و دیگران، ولی طنز در آثار چهره هایی مثل هدایت همان شکل قدیمی اش را در فرم های ادبی حفظ کرده است. البته در این دو جلد هنوز تعریف نهایی طنز از دیدگاه یک ایرانی داده نشده و این موضوعی است که باید در جلد سوم به آن پرداخته شود.در کتابتان «سنایی» را نقطه عطفی در طنز ادبی ایران دانسته اید. چه ویژگی هایی در کار سنایی وجود دارد که چنین جایگاهی را به دست آورده است؟سنایی طنز را از طریق شعر گسترش و پرواز داد. طنز در متون منثور مثل «کشف المحجوب» و... آن قدر بین مردم گسترش نداشت، اما با بال های شعر گسترده و تاثیرگذار شد. این یکی از ویژگی های کار سنایی است. سنایی به این نکته توجه کرد که هجو و مطایبه و شوخی های رکیک بیشتر مسائل شخصی را مطرح می کنند، اما او در مقابل طنز اجتماعی را به عنوان حرف تعلیمی مطرح می کند. بعد از سنایی انی مثل عطار، مولوی، سعدی و عبید دنبال ماجرا را گرفتند و از این نظر سنایی پایه گذار این نوع طنز است. سنایی نه فقط این نوع طنز را پایه گذاشت، بلکه جغرافیای آن را هم گسترش داد و به تمام زمینه های مختلف طنز که ما امروز به آن توجه داریم پرداخت. گستره ای که سنایی برای طنز ترسیم کرده، گستره دقیق و عمیقی است ولی دیگران فقط به تعمیق آن پرداختند و نتوانستند از آن گستره فراتر بروند؛ این نکته ای است که اهمیت زیادی دارد. سنایی ی است که شعر را از دربار بیرون کشید و شعرش را با مردم درمیان گذاشت. این ها وجوه اهمیت سنایی است و باید یک بار دیگر به او توجه شود.طنز یک ابررسانه است
بعد از سنایی طنز در آثار ادبی ایران چه سیری را طی کرد؟بعد از سنایی طنز ادبی ایران سیری تکاملی طی کرده تا به عبید رسیده است، اما باید توجه کنیم که عبید محصول این سیر و جریان است. اگر سعدی نبود که طنز را دوباره از شعر به نثر بیاورد، هیچ وقت عبید پیدا نمی شد. حالا در مورد عبید اغراق هم شده و مثلا می دانیم بخش مهمی از «رساله دلگشا» درواقع ویراستاری آثاری است که قبلا وجود داشته و عبید با بیانی زیباتر و درست تر آن را مطرح کرده و جا انداخته است. البته شکی نیست که عبید در اوج نمودار طنز ایران قرار می گیرد اما اگر انی مثل عطار و مولوی و به خصوص سعدی نبودند حتما عبید به وجود نمی آمد. بعد از عبید هم تقریبا چهره دیگری با آن قدرت نداریم چون شرایط اجتماعی تغییر می کند و اصلا نوع رسانه ها عوض می شود. مثلا بعد از حافظ می بینیم تا مدت ها شعری با آن قدرت وجود ندارد. این شعر کجا رفته است؟ مگر می شود ملتی سعدی و حافظ داشته باشد و بعد یک دفعه کاملا تهی شود؟نه. رسانه جایش را کم کم به رسانه رمان می دهد، آن زمان هم رسانه شعر جای خود را به مینیاتور و نقاشی داده بود. چون شاهان مغول از موسیقی و نقاشی دفاع می د، آرام آرام انی که ذهنیت شاعرانه داشتند همان ذهنیت را در مینیاتور پیاده د. غرض این است که در طنز هم همین اتفاق افتاده است. گاهی رسانه عوض می شود و همان آدم های خلاق در عرصه دیگری وارد می شوند تا دوباره شرایط فراهم شود و این چرخه ادامه یابد.آیا می توان برای طنز ادبی از دوران مشروطه به بعد ویژگی های دیگری پیدا کرد؟ طنز این دوران متفاوت از دوران پیشین است؟از مشروطه به بعد با حضور مطبوعات نوعی طنز مطبوعاتی به وجود آمد و همدوش طنز ادبی شروع به فعالیت کرد، به تدریج به دلیل مشخصات رو مه عمومی تر شد و طنز ادبی را در و اقلیت نگه داشت. یکی از ابزارهای غالب انی که برای فعالیت می د رو مه و طنز در رو مه بود. مثلا کارهای ی مثل دهخدا کمک زیادی به خواهی ما کرده است. طنز مطبوعاتی در آغاز به وسیله آدم های درجه یکی مثل دهخدا پایه اساسی پیدا کرد، اما بعدها آرام آرام و با فشار سانسور این نوع طنز آبکی شد و به نوعی فکاهی فروکاسته شد و شد چیزی که در «توفیق» و «حاجی بابا» و بعدا در «گل آقا» شاهدش بودیم. درواقع از پرداختن به ریشه ها صرف نظر کرد و اصل مطلب را کنار گذاشت و به فروع و جزییات بی پایه پرداخت.اساس کار یعنی استبداد و حماقت بشری و جهل و ریاکاری را آرام آرام وانهاد و به این سمت رفت که مادرشوهر با عروس چه می کند یا کارمندان سر برج گرسنه هستند و چیزهایی از این قبیل. نه این که این مسائل جزو ماقعیات جامعه نباشند، اما اهمیت چندانی ندارند، چرا که معلول یک سری علت های اساسی هستند؛ اما نگاه علی اکبرخان دهخدا درباره استبداد، خواهی، دفاع از محرومان و... درخشان است و البته نمونه هایی از آن را تا حدودی در ایرج میرزا هم می بینیم یا حتی در پزشکزاد. « جان ناپلئون» کار درخشانی است و جزو طنز ادبی ما محسوب می شود، اما بقیه آثار پزشکزاد تا حدودی به امور جزئی فروکاسته شده است.با این حال طنز مطبوعاتی کمک کرده طنز در جامعه ما عمومی شود و از این نظر خوب است. از طرف دیگر در طنز مطبوعاتی بیشتر با شکل فکاهی یا حتی آبکی طنز رو به رو بوده ایم. طنز ادبی هنوز وجود دارد اما ضعیف شده و در اقلبیت است و طنز مطبوعاتی گسترده شده والبته آن هم فراز و نشیب های زیادی طی کرده است. مثلا امروز طنز تصویری که کاریکاتور باشد از عرصه مطبوعات رخت بربسته در حالی که یک کاریکاتور خوب بیش از چندین مقاله مهم و تحلیلی روی افکار عمومی تاثیر می گذارد. امروز به رغم کاریکاتوریست های خوبی که داریم، کاریکاتور نقش مهمی در مطبوعات ندارد و بیشتر در کتاب و نمایشگاه باید دنبال آن گشت.
مدیر ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۲:۳۰ ب.ظ 21 بازدید احسان سالمی: هر بار که موضوع طنزنویسی مطرح می شود، اگر ذهن مان به سوی مسائل نرود بی شک یقین داریم که سوژه طنز به معضلات اجتماعی بازمی گردد. در این میان، محمد رضا شهبازی جزو معدود نویسندگانی است که راهی دیگر در پیش گرفته است. او حوزه فرهنگ را برای طنزنویسی برگزیده است؛ حوزه ای که انبوهی از شبه روشنفکران با نظرات شاذ و ژست مضحکانه، انباشتی از سوژه های طنز را برای نویسندگان فراهم می آورند و خلأ یک طنز نویس، این قشر را همچنان خودجدی پندار نگاه داشته است! شهبازی که سال هاست در عرصه طنز قلم می زند و این روزها مسؤولیت مدیریت باشگاه طنز انقلاب ی را برعهده دارد، مدتی هست که «لانگ شوت» را به بازار نشر فرستاده است. «لانگ شوت» مجموعه طنزهایی است که درباره سینمای ایران و های مستعد شوخی نوشته شده است. به بهانه انتشار «لانگ شوت» و استقبال از آن به گفت وگو با او نشستیم تا درباره این کتاب و وضعیت امروز طنزنویسی در جریان انقل ، صحبت کنیم. *چه شد که محمدرضا شهبازی تصمیم گرفت با وجود اینکه معمولاً سوژه های فرهنگی سهم کمی از طنزنویسی در کشورمان دارد، چند اثر سینمایی را دستمایه نوشتن یک کتاب طنز کند؟
چون من رو مه نگار فرهنگی بودم و بیشتر در حوزه کتاب و تلویزیون فعالیت داشتم، از همان ابتدا طنز هایی که می نوشتم عموما سوژه هایی فرهنگی داشت. از طرف دیگر چند سالی هم می شد که در زمان برگزاری جشنواره فجر، درباره هایی که در جشنواره می دیدم طنزهایی را می نوشتم که در برخی از رسانه ها منتشر می شد. منظور آنکه این سابقه برای بنده وجود داشت. ولی در ارتباط با اینکه چطور شد تصمیم گرفتم کت در این حوزه بنویسم، باید همان گونه که در مقدمه کتاب هم نوشته ام، عرض کنم به نظرم همیشه ی ری از ها یا جریانات سینمایی هستند که بیش از حد خودشان را جدی می گیرند و بیشتر به درد هجو می خورند تا برخورد جدی! مثلا خیلی از ها هستند که مردم واقعا در سینما به آنها می خندند ولی شما می بینید بعضی از منتقدان به شکلی از این آثار تعریف می کنند که آدم با خودش می گوید نکند من دیگری را دیده بودم و مردم در سینما به چیز دیگری می خندیدند! خلاصه آنکه براساس همین سابقه و البته ضرورتی که احساس می شد، سراغ تالیف این کتاب رفتم. *انتخاب کارگردان ها و هایی که برای آنها طنز نوشتید، براساس چه منطقی بود و بیشتر چه نکته ای در انتخاب یک از یک کارگردان اهمیت داشت که بخواهید برای آن طنز بنویسید؟ چون مواردی هست که ممکن است مخاطب بگوید چرا مثلا به فلان ساز نپرداختید یا اینکه مثلاً فلان این ساز اهمیت بیشتری در کارنامه کاری او داشته ولی شما به یکی دیگر از های او پرداخته اید.
در ابتدای کار فهرستی شامل ۵۰ تا ۶۰ مورد از هایی را که به نظرم قابلیت پرداخت داشتند و از زوایایی مثل کارگردانی، ژانر یا بحث های رسانه ای، های مهمی هم محسوب می شدند آماده کردیم و به مرور این موارد را غربال کردیم تا در نهایت به این ۱۱ رسیدیم، البته بخشی از این انتخاب ها هم بستگی به سلیقه افراد و تفاوت های آنها دارد. مثلا من الان می دانم که در این کتاب جای سازانی مثل مانی حقیقی خالی است چون برای مثال همین آ ی که از او اکران شد، یعنی «اژدها وارد می شود»، خودش پتانسیل این را داشت که نه یک متن طنز بلکه یک کتاب طنز درباره آن نوشته شود! یکی دیگر از دلایل این موضوع، طولانی شدن روند تالیف کتاب بود که ۳-۲ سال طول کشید و باید بالا ه در یک جایی تمامش می . مثلا من از میان های اصغر فرهادی برای «گذشته» طنز نوشته بودم ولی بعد از آن آنقدر کار طول کشید که جدیدش اکران شد و من به جای آن برای «فروشنده» طنز نوشتم. البته این نکته هم وجود دارد که باید خود ها هم «طنزخور» باشند؛ یعنی باید پتانسیل نوشتن طنز در ارتباط با آن وجود داشته باشد. مثلا شاید ی بگوید رسول صدرعاملی های مهم تری هم دارد، ولی چرا ما «زندگی با چشمان بسته» را برای نوشتن طنز در این کتاب انتخاب کردیم؟ خب! یکی از اصلی ترین دلایل این انتخاب این است که در این یکی از بحث ها و ارزش های شبه روشنفکران سینما، یعنی همان «قضاوت ن » دستمایه تولید اثر قرار گرفته بود و من هم چون می خواستم درباره این کلیشه سینمای ایران طنز بنویسم، آن را انتخاب یا ی مثل «بی خود و بی جهت» را از آن جهت انتخاب که در زمان اکرانش توسط ماهنامه « » به عنوان بهترین آن جریان [منظور جریان شبه روشنفکری] انتخاب شد و از این جهت قابل تامل و توجه بود یا مثال های دیگری که در ارتباط با سایر آثار و کارگردان ها وجود دارد. نمی شود گفت اینها های مهم ترین کارگردان های سینمای ایران هستند همچنین نمی توان گفت این ها، مهم ترین های سینمای ایران هستند؛ خیر، اینطور نیست. *یکی از بخش های کتاب که به نظرم شاید به خاطر اشارات فرامتنی زیادی که دارد، خیلی برای مخاطب عام که اطلاعات کمتری از سینما دارد، چندان جذاب نباشد، بخش «پشتوانه نظری » است. شما خودتان بازخوردی از کتاب و ضعف ها و قوت های مختلف آن داشته اید؟
بازخوردها درباره بخش های مختلف کتاب متفاوت است. اتفاقا چند نفر از بچه های سینمایی رسانه ها همین بخش کتاب را بیشتر از بخش های دیگر آن پسندیدند. ولی در ارتباط با اینکه چرا من این بخش را در کتاب قرار دادم دلیلش این بود که می خواستم کل کتاب صرفا منحصر به همان ها نشود و اگر ی آن ها را ندیده بود، او هم بتواند از این کتاب استفاده کند، ضمن اینکه من این بخش را در جشنواره فجر سال قبل و در یکی از نشریاتی که به شکل روزانه برای جشنواره منتشر می شد، امتحان که بازخوردهای آن هم خوب بود. برای همین این بخش را به کتاب هم اضافه ، البته واقعیت آن است که بالا ه مخاطب این کتاب باید آشنایی نسبی با سینما و موضوعات سینمایی داشته باشد و اینگونه نیست که همه مخاطبان یا علاقه مندان به طنز بتوانند با چنین اثری ارتباط برقرار کنند. *«لانگ شوت» نسخه دوم هم دارد؛ اثری که در آن مثلاً به نقد طنز آثار تلویزیونی یا سینمای جهان بپردازید؟
شاید اگر استقبال از همین نسخه خوب باشد، وسوسه شوم و سراغ نوشتن نسخه دوم آن هم بروم ولی فعلا برنامه ای برای این کار ندارم اما به طور کلی نقد محصولات فرهنگی و هنری و محصولات و آثار و تولیدکنندگان این حوزه همیشه جزو دغدغه های من بوده و هست. بویژه آنکه افرادی که در این حوزه فعالیت می کنند، همیشه می گویند باید اجازه داد که همه چیز را بدون محدودیت نقد کرد و به نظرم نقد خود این افراد و تولیدات شان می تواند خیلی جالب باشد. *کمی هم درباره فضای طنز انقلاب صحبت کنیم. شما به عنوان یکی از چهره های شاخص طنز انقلاب ی فکر می کنید چرا طنز هنوز بین حزب اللهی ها و نیروهای انقل به نسبت جریان مقابل، آنچنان جا نیفتاده است؟ حتی در رسانه های ۲ جریان هم این تفاوت نگاه را به وضوح می توان دید و به نظر می رسد بخش نخبگانی این جریان نیز هنوز به طنز نگاهی چندان جدی ندارد.
برای این موضوع عوامل مختلفی وجود دارد. یک دلیلش واقعا کم سوادی و بی سوادی است. متاسفانه مسؤولان و مدیران فرهنگی و رسانه ای ما هنوز نمی دانند طنز چقدر اهمیت دارد و حتی بعضی از آنها هنوز طنز را به عنوان یک موضوع مضحک نگاه می کنند و صرفا اینکه به آن با ی بدهیم و به عنوان ویترین در گوشه ای از رسانه مان آن را داشته باشیم، طنز را در نظر می گیرند. این یعنی اگر یک روز مطلب طنز برای آن رسانه نرسد، دغدغه ای هم برایش ندارند اما اگر یک روز صفحه آنها خالی باشد، حتما دغدغه پیدا می کنند!
یک بخش این اتفاق هم به خاطر دردسرهای بیشتر طنز نسبت به حوزه های دیگر است. چون وقتی شما می توانی مقاله جدی بنویسی و به دور از حاشیه، خود را به عنوان یک انسان متفکر نشان دهی، چرا باید بروی سراغ طنز که خیلی ها بخواهند آن را به شکل دلقک بازی ببینند و از آن طرف هم ممکن است باعث ایجاد سوءتفاهم شود و برایت دردسر درست کند. از طرف دیگر، معمولا شما وقت هایی سراغ طنز می روید که احساس کنید نمی توانید حرف تان را به شکل جدی بزنید ولی وقتی همیشه تریبون داشته باشید که حرف تان را به شکل جدی مطرح کنید، دیگر دنبال کنایه و بیان غیرمستقیم حرف ها نمی روید. اما بعضی جریان ها که نمی خواستند مستقیم بعضی حرف ها را بزنند، ناگزیر دنبال طنز رفتند.
مشکل بعدی هم این است که الان که مثلا مسؤولان به طنز روی آورده اند، هنوز این فهم را ندارند که چگونه باید هنرمند طنزپرداز تربیت کنند. برای مثال آن قدر مراجعه به ما هست که می گویند بیایید استندآپ اجرا کنید؛ بیایید انیمیشن طنز بسازید و… اما رسانه هایی این را از ما می خواهند که خودشان حتی یک ستون طنز در رو مه یا یک بخش ثابت طنز در سایت و رسانه خود ندارند و متوجه این موضوع نمی شوند که اساسا از طریق همین بخش های ثابت که به شکل مداوم و پیوسته در حوزه طنز فعالیت می کنند، می توان استعدادهای جدید حوزه طنز را کشف و تربیت کرد. کما اینکه اغلب چهره های موفقی که در تلویزیون یا سینما در حوزه طنز فعالیت می کنند، سابقه طنز مطبوعاتی دارند. درواقع مشکل اساسی ما این است که حالا هم که کمی به طنز توجه شده، همه به سرعت می خواهند میوه آن را بچینند و ی نمی گوید من در رسانه خودم یک بخش ثابت طنز ایجاد کنم تا از بین این آدم های جدید افراد بااستعداد را پیدا کنیم. حتی سازمان هایی که بخش ویژه طنز دارند دیگر خیلی به فکر تربیت نیروهای جدید نیستند. *شما که خودتان مسؤولیت باشگاه طنز انقلاب ی را برعهده دارید، چقدر به بحث تربیت نیرو توجه کرده اید؟
ما از ابتدا که باشگاه طنز انقلاب راه افتاد، گفتیم باید در کنار آن برای اعضا فعالیت رسانه ای هم تعریف کنیم. این تصمیم ۲ دلیل داشت؛ اول اینکه برخی از نهادهای طنز انقل سال هاست به صورت هفتگی مثلا مکتبخانه طنز، کارگاه، جلسه و… دارند ولی وجی آنها کم است، چون بسیاری از این افراد پس از اتمام آموزش رها می شوند و دیگر بستری برای فعالیت شان مهیا نمی شود. پس باید برای این افراد یک رسانه ولو در حد یک کانال تلگرامی فراهم بشود تا بتوانند کارهایی را که تولید می کنند در آن منتشر کنند تا وجی کارشان دیده شود و برای ادامه کار انرژی بگیرند. دلیل دیگر هم اینکه اگر واقعا قرار است این کار تبدیل به یک حرکت جریان ساز شود، نیاز به یک رسانه برای انتشار تولیداتش دارد که بتواند مخاطب عام را هم با خودش همراه کند. این اتفاق الان با راه افتادن مجله «راه راه» و صفحه طنز هفتگی در رو مه هایی مثل «وطن امروز» تا حدودی در حال انجام است. ما در این ۲ سالی که باشگاه طنز انقلاب ی کار خودش را آغاز کرده، نزدیک به ۱۰۰ نفر عضو داشتیم که می توان گفت حداقل ۱۵ نفر از آنها در حال حاضر به معنی واقعی کلمه درگیر طنزپردازی و تولید مطلب هستند که البته اگر رسانه های بیشتری پای کار بیایند، مطمئنا اثرگذاری فعالیت این جمع نیز بیشتر می شود. *شب طنزهای «نطنز» را هم با همین فلسفه راه انداختید؟ این برنامه قرار است تبدیل به یک برنامه ثابت بشود؟
بله! برنامه ما این بود که این برنامه به شکل ماهانه و در یک روز ثابت برگزار شود. اما بعضی از ضرورت ها و محدودیت ها باعث شد ما گاهی مجبور شویم برنامه مان را عوض کنیم. مثلا همین اغت ات اخیر دی ماه وقتی ایجاد شد، ما تصمیم گرفتیم سریعا یک برنامه «نطنز» برگزار کنیم تا در قالب طنز واکنشی نسبت به این اتفاقات داشته باشیم، البته کمی طول می کشد تا این برنامه روال ثابتی پیدا کند ولی به امید خدا می خواهیم این برنامه را در تهران به صورت منظم برگزار کنیم و هر چند وقت یک بار هم در ای مختلف آن را برگزار کنیم تا کم کم هسته طنز انقل در آن ا هم شکل بگیرد. *باشگاه طنز انقلاب، در شهرستان ها هم دوره آموزشی دارد؟
بله! برای مثال ما در م آباد و مشهد و رشت با همکاری مجموعه هایی مثل سازمان سراج دوره برگزار کردیم و بچه های این دوره ها که آموزش می بینند به جمع بچه های باشگاه اضافه می شوند. همین الان ما در باشگاه طنز از گناوه، بوشهر، اهواز، دزفول، ماکو، مشهد، رشت، یزد، کرمان و شهر بابک عضو داریم و هم خیلی متنوع هستند. *چرا اغلب طنزهای ما بویژه در فضای رسانه ای آن، حول مسائل است؟
به همان دلیل که اغلب تیتر یک رسانه های ما است! چون همان گونه که گفتم ما می خواهیم از هر چیزی سریع برداشت کنیم و میوه بچینیم و کاری به زمینه ها و ریشه های آن نداریم. برای همین هم هست که انی که در این سال ها به طنز توجه د و در رسانه خود برای طنز جایی را ایجاد د، بیشتر به طنزهای بها دادند و طنزپردازان نیز ناخودآگاه برای اینکه کارشان بیشتر دیده شود، به سمت طنزهای سوق پیدا د. البته نکته ای را هم اینجا باید عنوان کنم و هم آن این است که جریان مقابل و معارض انقلاب معمولا برای منکوب طنزپردازان حزب اللهی همیشه از این انگ استفاده می کند که شما طنزنویس هستید و فقط کاری می کنید، در حالی که خود آنها نسبت به سطحی ترین لایه های سیاست هم واکنش نشان می دهند ولی توانسته اند فضایی را ایجاد کنند که بگویند ما به موضوعات غیر هم می پردازیم، البته در این چند وقت اخیر خدا را شکر، بچه های انقل هم سعی د بدون ترس از چنین انگ هایی کار خودشان را انجام بدهند و در کنار آن درباره موضوعات غیر هم طنز بنویسند. مثلا خود ما یک شماره کامل از مجله «راه راه» را به طنزهایی درباره کتاب و کتابخوانی و فضای نشر اختصاص دادیم که همزمان با نمایشگاه کتاب هم منتشر شد. *فکر می کنید جبهه انقلاب در سال های آینده بتواند شاهد حضور چند چهره جدید و بااستعداد در حوزه طنز مثل محمدرضا شهبازی باشد؟
حتما! چون به نظرم جریان شبه روشنفکری و ضدانقلاب دیگر چیزی برای گفتن ندارد؛ چه در مضمون، چه در قالب. مگر آنکه بخواهند با افزایش کمیت مدتی اثرگذار باشند ولی در طرف جریان طنز انقل نگاه کنید؛ مثلا همین « سلام» که هم برنامه اش، هم کانالش و هم جشنی که سالانه می گیرد تا چه اندازه مخاطب دارد. مخاطبی چند هزار نفری که خیلی از آنها از شهرستان برای حضور در جشن سلام حضور پیدا می کنند ولی شبه روشنفکران یک جشن «چهل چراغ» را دارند که به شکل محدود و محفلی برگزار می شود. مثال دیگر این موضوع رشد حضور بچه های انقل در عرصه طنزهای در شبکه های اجتماعی و تلگرام است که اتفاقا بازتاب بسیاری هم دارد و خدا را شکر بچه های انقل در این سال ها از نظر مضمونی هم در حال رشد هستند و جریان طنز انقل ی ری خودسانسوری های الکی و قبیله گرایی را کنار گذاشته است و سعی می کند خیلی عد طلبانه، منطقی و بر اساس آرمان انقل پیش برود.منبع : وطن امروزمطالب مرتبط :نقد طنز محمد رضا شهبازی بر یازده سینمای ایران پس از انقلابمجموعه یازده نقد طنز اثر محمدرضا شهبازی د ...نقدهای سینمایی طنز محمد رضا شهبازی در لانگ شوت منتشر شدمحمدرضا شهبازی مجموعه ای از نقدهای سینمایی طنز ...سید علی میر فتاح "گیت دخانی" را با طنز و وحشت منتشر کردکتاب گیت دخانی نوشته سیدعلی میرفتاح راهی بازار ...کمدی ترین جدی سال منصور لشکری قوچانی در گفت وگو با خبرنگار س ...تورج نصر : طنزهای رادیو گاهی آنقدر بی مزه اند که حس و حال خواندن آنها را نداریمیک بازیگر و هنرمند رادیو درباره متن های طنز در ...by blogsdnaارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام گوگلتوییترلینکدینکلوبفیس نماهم میهنتبیانimg src="http://shirintanz.ir/wp-content/uploads/2017/10/afsaran.jpg" alt="افسران" width="30" height="30" />
دستهگفتگوگفتگو با طنزپردازان برچسب ها آثار محمد رضا شهبازیباشگاه طنز انقلاب یشب طنز نطنزلانگ شوت
مدیر ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ۱:۴۱ ب.ظ 41 بازدید نخستین سمپوزیوم بین المللی طنز فارسی همزمان با کنفرانس سالانه انجمن جهانی طنزپژوهی (ishs) در مونترال کانادا با حضور جمعی از طنزپژوهان ایران و جهان برگزار شد.به گزارش شیرین طنز، به نقل از ایسنا بر اساس خبر رسیده، در این سمپوزیوم چهارروزه، همایون کاتوزیان آ فورد طی دو سخنرانی، یکی به “تحلیل طنز و شوخ طبعی در ادبیات کلاسیک ایران تا عصر مشروطه”، و دیگری، “جایگاه طنز در آثار ایرج میرزا” پرداخت. مصطفی عابدینی فرد نیز درباره “بررسی منشأ تاریخی جُک های رشتی” سخنرانی کرد. دیگر سخنران ایرانی این سمپوزیوم، پگاه شهباز، پژوهشگر سوربن هم درباره “طنز در داستان های ایرانی با تاکید بر مکر ن بر اساس “سندبادنامه”، ” طوطی نامه”، ” جوامع الحکایات” و ” بختیارنامه”” به ارائه سخنرانی پرداخت. مریم مودت، پژوهشگر ناپل ایتالیا نیز درباره “آداب نسوان بر اساس کتاب کلثوم ننه یا عقاید النساء” سخنرانی کرد.همچنین رویا صدر با عنوان” مدرنیته در طنز ایرانی”، حسن جوادی با عنوان “طنز در آثار عبید زاکانی” ، محمود فرجامی با عنوان “متحجر عزیز، اهل کجایی؟؛ بررسی جک های سه قوم معروف در ایران معاصر”، پروشات کمالی با عنوان “من شوخی نمی کنم؛ مطالعه موردی پیرامون طنز مهران مدیری” و فرح نیازکار درباره “قلمرو طنز در شعر حافظ” از طریق اسکایپ در این سمپوزیوم به ارائه سخنرانی پرداختند.کورش کمالی سروستانی، مدیر مرکز سعدی شناسی، نیز درباره “طنازی سعدی در کلام” سخن گفت که متن سخنرانی اش در اختیار ایسنا قرار گرفته است.او در بخشی از سخنانش اظهار کرد: طنز را برخی فا ترین گونه شوخ طبعی می دانند. در ادبیات شوخ طبعانه و مضاحک کلاسیک فارسی، سه اصطلاح هجو، هزل و مطایبه بیشترین کاربرد را داشته است. هجو ضدمدح است. مدح به ستایش فضیلت ها می پردازد و هجو بیشتر جنبه شخصی دارد؛ اما هزل برای انبساط خاطر با لحنی رکیک و زننده و بی پروا گفته می شود. مطایبه هزلی است معتدل که در سخن می گوید و طنز هجوی است که از جنبه فردی خارج شده و جنبه ای اجتماعی پیدا کرده است. طنز که در آثار گذشتگان به نیش و کنایه آمده است، در روزگار ما به ژانر ادبی ویژه ای اطلاق می شود که به صورت منظوم یا منثور، کژی ها و ناراستی های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، حکمی و را به شیوه خنده داری به چالش می کشد. از این روست که تفکربرانگیز است و ماهیتی پیچیده و چندلایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله ای می انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه انسان به عمق ناراستی ها و نادرستی ها. در ذات خود انسان را برمی انگیزد، بر تردیدهایش می افزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیده ای دوگانه، چندگانه یا متناقض، او را به شیدن وامی دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی، طنز در میان آثار نویسندگان دوره های مختلف به اشکال گوناگون وجود داشته و سعدی نیز در این مقوله، دستی چیره داشته است.کمالی در ادامه افزود: سعدی با نیّت تربیت اخلاقی و تاثیر در مردمان با زبانی طنزآلود و طرب انگیز به بیان برخی از نصایح اخلاقی می پردازد که در بوستان تلخ داروی پندش نام می نهد: اگر شربتی بایدت سودمند/ ز سعدی سِتان، تلخ دارویِ پند/ به پرویزن معرفت بیخته/ به شهد ظرافت برآمیخته. صفا نیز معتقد است که: «سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله گو و شیرین بیان است و در سخن جّد و هزلِ خود آن قدر لطایف به کار می برد که خواننده خواه و ناخواه، مجذوب او می شود و دیگر او را رها نمی کند». یان ریپکا نیز درباره طنزپردازی سعدی می نویسد: «ما سعدی را یکی از محبوب ترین شعرای اخلاقی ادبیات فارسی و یکی از مشهورترین شعرای ایران، نه به صورت یک نفر مربّی عبوس، بلکه به صورت شخصی بشّاش، خوش مشرب با کورسویی از بذله گویی شیطنت آمیز، می دانیم». هانری ماسه ایران شناس فرانسوی معتقد است: «سعدی شخصی جدّی بود و در عین حال از مطایبه خودداری نمی کرد». باربیه دومنار مترجم فرانسوی بوستان نیز: «حضور ذهن طنزآمیز رابله نویسنده قرن شانزدهم فرانسه را در او می دید». طنز سعدی آن خصوصیتی را که بعدها ولتر برای طنز قائل شده، یعنی «شاد و گزنده» به نهایت واجد است و یکی از موجبات اقبال شه وران جهان به آثار او، گذشته از محتوای فکری، همین شیوه بیان طنزآلود است. قرینه این معنی، گفته ارنست رنان، نویسنده و متفکّر بزرگ قرن نوزدهم فرانسه است. «سعدی واقعاً یکی از گویندگان خود ماست… و یا با یک منتقد بذله گوی قرن شانزدهم سر و کار داریم».مدیر مرکز سعدی شناسی اظهار کرد: بدین ترتیب چهره او به عنوان شخصیتی طنزپرداز، شناخته شده است. او در طنزهایش شخصیت های متعددی را به تصویر می کشد و تنها به یک طبقه خاص بسنده نمی کند. گاه پادشاه ستمگری را دستمایه طنز قرار می دهد و گاه عابد ریاکاری را. گاهی به قاری ناخوش آواز طعنه زده و زمانی با مؤذنی بدآوا و خطیبی کریه الصوت و خواننده ای بدصدا از منظر طنز رویاروی می شود. صوفیان نیز از این مقوله بی بهره نیستند؛ بازرگانی مالیخولیایی و بقال نامیزان و ثروتمند ابله هم همین وضعیت را دارند. گدایان را با تازیانه طنز تادیب می کند و شاعران و جهانگردان را مورد خطاب طنزآمیز خود قرار می دهد. محتسب مست و ابله، توانگرزاده، منجم و قاضی و صیاد و معلم، کشتی گیر و مرید و مرشد و… همه موضوع های خاص طنز او شده اند. گاهی شخصیت ها تاریخی اند؛ همچون حجاج یوسف، هارون الرشید و عمرولیث و گاه خیالی و گاه عارف و زاهد پرآوازه اند همچون چون ذوالنون مصری و ابوالفرج ابن جوزی، و گاه رند و لاابالی. از این روی طنز در آثار سعدی جایگاه ویژه ای دارد. چه در خَبیثات که در آن ، طنز را برای طنز نوشته و از نظر قالب و مضمون بر نویسندگان پس از او از جمله عبید زاکانی و ابواسحاق صاحب دیوان اط تأثیر گذاشته است؛ به گونه ای که عمران صلاحی، سعدی را اولین مضحکه نویس حرفه ای در ادب فارسی می داند.کوروش کمالی در ادامه سخنانش گفت: اگر چه سعدی بوستان و گلستان و غزلیات و رباعی ها و قصایدش را برای طنز نسروده است، اما آثارش سرشار از طنز، مطایبه و شوخ طبعی است. به گونه ای که نمک طنز در برخی حکایات و اشعار حلاوت خاصی به این آثار بخشیده و تأثیر را بیشتر و خواندنش را دلنشین تر کرده است؛ به گونه ای که ظریف ترین سخنان طنزآمیز سعدی ، در گلستان است ، پس از آن، در هزلیات، بوستان، قطعات و رباعیات بیشترین گونه طنز را می توان یافت و در غزل و قصاید کمتر می توان از این نوع ادبی در کلام سعدی سراغ گرفت.او معتقد است که بنابر تقسیماتی که درباره انواع طنز در دایره طنزپردازی صورت گرفته است، می توان مصادیق حکایات و عبارات طنزآمیز سعدی را در انواع زیر مورد بررسی قرار داد:طنز اجتماعی: مهم ترین هدف طنز در گلستان، طنز اجتماعی است. او آگاهانه، اخلاق و مسائل و دغدغه های اجتماعی را در قالب طنز بیان می کند و بدین ترتیب با بزرگ نمایی موضوع مورد نظر، در صدد اصلاح امر بر می آید؛ مثلا وقتی ی از درویشی دعا می خواهد، چون انسان ظالمی است او دعا می کند که خدایا جانش را بستان . و یا در حکایتی دیگر پارسایی به پادشاهی توصیه می کند که بهترین عبادت برای تو آن است که در خواب رَوی تا مردم را کمتر بیازاری و دیگر حکایاتی از این دست…از این روی مهم ترین هدف سعدی از طنز اجتماعی در حقیقت اصلاح جامعه و افراد آن است. در سایه چنین پرورشی است که توانگر و بخیل روی در روی یکدیگر به سخن می نشینند و آشکارا از حق و حقوق خویش به دفاع برمی خیزند. «سعدی داستان ها و حکایات طنزآمیز خود را با دقت یک هنرمند بزرگ پرداخته و با ریزه کاری هایی آثارش را آراسته است. طنزی خالص و بی نظیر دارد که از هتاکی و هزالی فاصله می گیرد و از قید زمان و مکان می گذرد و جاودانه و جهانی می شود. طنز سعدی بیشتر از آنکه معترض، و زمانمند باشد، آموزنده، انسانی و جاودانه است».طنز بدیهی گویانه: در این گونه طنز، غالبا از سعدی سخنی بدیهی می شنویم که انتظار شنیدنش را نداریم و این امر نه از آن روست که بدیع است، بلکه به این سبب است که مضمون به قدری بدیهی است گمان عنوان َ نمی رود.طنز موقعیت: علاوه بر آثاری که به قصد طنز و هزل نوشته می شوند، در هر اثر جدی هم ممکن است طنز و شوخی و مطایبه دیده شود. گاهی اوقات حادثه آن قدر غیرمنتظره است که ممکن است بی اختیار باعث خنده شود، به این ح طنز موقعیت می گویند. یعنی از تناقض موقعیت هایی که روبه روی هم قرار می گیرند و ما انتظار وقوعشان را نداریم، موقعیت طنز به وجود می آید. در سخن سعدی، به ویژه در گلستان، طنز به این معنی، فراوان است؛ مثل داستان مردی که چشم درد داشت و پیش بیطار رفت، و یا در داستان منجمی که زن خود را در خانه با بیگانه می یابد، سعدی از تقابل طنزآمیز شغل و دانش منجم سخن می گوید؛ و یا در قطعه فقیهی که بزه ارزان تر می خواهد، حتی اگر حرام تر هم باشد، نیز حکایت همین ماجراست؛ فقیهی که انتظار می رود حلال از حرام بشناسد و مردمان را از آن برحذر دارد، اما خود آشکارا به حرام خوردن تن می دهد؛ و نیز برخی عبارات موجز همچون: «همه را دندان به ترشی کُند شود، مگر قاضیان را که به شیرینی» که تعارض میان ترشی و شیرینی یک طنز موقعیت (رشوه) را به وجود می آورد.طنز کلامی: در این نوع طنز ، طنزپرداز با واژه ها به گونه ای کار می کند که نوعی خنده یا تمس را موجب شود. نمونه بارز این نوع طنز را در این مصرع سعدی می توان یافت: «نه مجنونم که دل بردارم از دوست» که علی رغم آن که ما مجنون عامری را فردی عاشق پیشه و نمونه پایبندی در عشق می دانیم که تا سرحد جان در راه دوستی محبوب، پایداری می کند اما به بیان سعدی او را فردی می ی م که دست از دوست شسته است. از این دست است داستان مؤذن مسجد سنجار. و یا حکایت توانگر بخیل در گلستان که برای شفای پسر بیمار خود «ختم قرآن را بر بذل قربان» ترجیح می دهد.طنز نگاه: سعدی با نوع نگاه خاصی که به دنیای پیرامونش دارد، موقعیت هایی را کشف می کند که دیگران نادیده از کنارشان می گذرند و این موقعیت ها را به زبانی توصیف می کند که طنزشان در تعارض آمیز بودنشان نمایان می شود. چنانک هدر حکایت: “یاد دارم که در ایام طفولیّت، مُتِعَبّد بودمی و شب‏خیز و….” نیز حکایت «عابدی را حکایت کنند که شبی دَه من طعام بخوردی …» آمده. سعدی در این قبیل حکایات تنها بر آن است تا مخاطبان خود را به تامل برانگیزد؛ بر آن است تا با ژرف نگری در رفتارها و کردارهای عموم مردمان، کاستی ها و ناراستی های فکری و رفتاری را بدانان یادآور شود. سعدی در همه احوال، نگاهی شاد و طرب انگیز به جهان دارد، زیرا که شاعر زندگی است و اگر چه از رنج های انسان ها آگاه است. برای لبخند زدن و گریز از رنج هستی، حاسدان ، ظالمان و بخیلان را دستمایه استهزاء قرار می دهد تا علاوه بر این که راهی به فضیلت بگشاید، خنده ای نیز بر لب بنشاند.انتهای پیام/مطالب مرتبط :شب طنز در آثار سعدی در کانون زبان فارسی برگزار می شود«شب طنز در آثار سعدی» دوم آذر در کانون ...طنز سعدی طنزی اجتماعی استشوخ طبعی هایی که سعدی گاهی درآثار شعرونظم خود ...نخستین سمپوزیوم بین المللی طنز فارسی در کانادا برگزار می شودنخستین سمپوزیوم بین المللی طنز فارسی در هفته ج ...مقاله ی «طنز و طیبت در سخن سعدی» از رضا داوریرضا داوری اردکانی می گوید: کلام سعدی سراسر طن ...حکایت های طنز سعدی در "نئو گلستان" بروز رسانی شدکتاب «نئو گلستان» نوشته ی پدرام ابراهیمی، طنزن ...by blogsdnaارسال به شبکه های اجتماعی :

دستهاخبارمحافل و مسابقات طنز برچسب ها ishsآداب نسوان بر اساس کتاب کلثوم ننه یا عقاید النساءبررسی جک های سه قوم معروف در ایران معاصربررسی منشأ تاریخی جُک های رشتیپروشات کمالیپگاه شهبازتحلیل طنز و شوخ طبعی در ادبیات کلاسیک ایران تا عصر مشروطهجایگاه طنز در آثار ایرج میرزاحسن جوادی مونترال کانادارویا صدرطنازی سعدی در کلامطنز در آثار عبید زاکانیطنز در داستان های ایرانی با تاکید بر مکر نفرح نیازکارقلمرو طنز در شعر حافظکنفرانس سالانه انجمن جهانی طنزپژوهیکورش کمالی سروستانیمتحجر عزیز، اهل کجاییمحمود فرجامیمدرنیته در طنز ایرانیمدیر مرکز سعدی شناسیمریم مودتمصطفی عابدینی فردمطالعه موردی پیرامون طنز مهران مدیریمن شوخی نمی کنمنخستین سمپوزیوم بین المللی طنز فارسیهمایون کاتوزیان