شهید رئیسعلی دلواری شجره طیبه دین بود

بیش از یک قرن از شهادت رئیسعلی دلواری می گذرد، بزرگمردی که یکی دو سالی است تصاویر تازه ای از وی منتشر شده که تصاویر گذشته را رد می کند. با این اوصاف، پژوهشگران همشهری دلوار هنوز به قطع یقین تصویر جدید را نه رد د و نه تائید. گفت وگو با دو پژوهشگر تاریخ نشان دهنده این سردرگمی است.تائید یا رد ع رئیسعلی دلواری در هاله ای از ابهامبه گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیش از یک قرن از شهادت رئیسعلی دلواری می گذرد، دلاوری از خطه جنوب کهدر برابر تجاورز بیگانگان سپر کرد و تا آ ین نفس از مردم و دیارش دفاع کرد؛ قهرمانی که کتاب های بسیاری درباره اش نوشته شده و هر سال مراسمی به یادش در زادگاهش؛ دلوار برگزار می شود.با این همه، سال گذشته نزدیک سالگرد شهادت رئیسعلی دلواری در فضای مجازی خبری با این مضمون منع شد،تصاویری که تا کنون از رئیسعلی دلواری منتشر شده، تصویر قهرمان مبارزه با انگلیسی ها نیست و تصویر واقعی در آلمان پیدا شده است، این تصویر در مجموعه یادداشت های واسموس، دیپلمات آلمانی بود که در زمان حیات دلاور جنوب با وی رابطه بسیار خوبی داشت.ماجرای پیدا شدن تصویر دلواری به پژوهش مهتاب ابراهیم زاده، پژوهشگر هنر برمی گردد که تلاش می کند ی درباره دلواری بسازد و در این میان با ابهاماتی درباره تصویر موجود و منتسب به دلواری مواجه می شود، در پی تحقیقاتی که انجام می دهد به آلمان می رود و در میان یادداشت های واسموس به تصاویری از دلواری دست پیدا می کند.برای دریافتن صحت و سقم این مساله سراغ دو پژوهشگر جنوبی رفتیم که در رابطه با دلواری پژوهش هایی را انجام دادند، نخست عبدالکریم مشایخی، رئیس بنیاد ایرانشناسی بوشهر و قاسم یاحسینی،مولف کتاب «رئیسعلی دلواری و نظامی بریتانیا و مقاومت جنوب».احتیاط درباره صحت و سقم تصویر دلواری
عبدالکریم مشایخی، رئیس بنیاد بوشهرشناسی درباره ع های پیدا شده از رئیسعلی دلواری گفت: تلاش می کنم درباره این موضوع با احتیاط صحبت کنم، اما در عین حال 60 تا 70 درصد احتمال می دهم که مهتاب ابراهیم زاده ع ی که از مجموعه یادداشت های واسموس به ایران آورد و رونمایی شد، متعلق به دلواری باشد.وی افزود: البته گویا ع های دیگری از دلواری در یادداشت های واسموس وجود داشته و در موارد مختلف نوشته شده که این ع رئیسعلی دلواری است. اما متاسفانه از این تصاویر تنها یک نمونه اش رونمایی شد که هنوز در جایی به نمایش گذاشته نشده و ممکن است، عصر امروز (12 شهریورماه) در مراسم بزرگداشت رئیسعلی که در زادگاهش دلوار برگزار می شود، این ع به تولید انبوه برسد.رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر ادامه داد: بنابراین احتمال اینکه تصویر پیدا شده از رئیسعلی دلواری (که از مجموعه واسموس است اج شده)، متعلق به وی باشد، بسیار زیاد است، زیرا گروتروپ آلمانی در کتاب خاطرات واسموس که آن را ترجمه و در کنگره صدمین سال شهادت دلواری چاپ کردیم، اشاره می کند که من اسناد و نوشته هایی از واسموس در شهر «گز س گیتر» آلمان که در حال نگهداری است، مشاهده . مهتاب ابراهیم زاده، پژوهشگر نیز سراغ این مجموعه رفته و تقریبا 200 قطعه تصویر از آن به ایران آورده است.مشایخی بیان کرد: در یکی از تصاویر، رئیسعلی دلواری را در حالی که در دالان خانه جنگ نشسته، نشان می دهد که زیر تصویر به خط واسموس نوشته شده، نفر نخست، رئیسعلی دلواری. اما با این حال زمانی می توان به طور قطعی درباره این تصویر اظهارنظر کرد که خط واسموس را در اختیار داشته باشیم. از طرفی، من خط واسموس را کاملا می شناسم.وی افزود: از واسموس اسناد زیادی در آرشیو بنیاد ایرانشناسی بوشهر وجود دارد که برای خوانین بوشهر نوشته است. بنابراین با این اوصاف، احتمال اینکه تصویر رونمایی شده متعلق به رئیسعلی دلواری باشد، بسیار زیاد است اما این نظریه زمانی می تواند به صورت قطعی درست باشد که دیگر تصاویر نسبت داده شده به رئیسعلی دلواری را ببینیم و با مقایسه آنها به نظر قطعی برسیم.تعمد دلواری از به جا نگذاشتن تصویری از خودش
قاسم یاحسینی نیز در رابطه با تصاویر رونمایی شده از دلواری گفت: مجموعه تصاویری درباره و به نام رئیسعلی دلواری به ویژه پس از انقلاب و سال های اخیر منتشر شده که عموما ع های مجهولی هستند و ارتباط خاصی با وی ندارند. شاید در مجموع تقریبا 10 یا 12 ع منتشر شده که مدعی هستند ع جنوب ایران، رئیسعلی دلواری است. اما هیچ کدام تصویر رئیسعلی دلواری نیست.
وی افزود: براساس پژوهش هایی که انجام شده، ظاهرا رئیسعلی دلواری، به عمد ع ی از خودش برجای نگذاشته است. در این رابطه محمدحسین رکن زاده آدمیت، مولف کتاب «دلیران تنگستانی» که این کتاب را در سال 1310 منتشر کرده و ارتباط بسیار نیز با دلواری داشته است، در کتابش به صراحت نوشته که رئیسعلی هیچ ع ی نداشته و علیرغم جست وجویی که آدمیت نیز انجام داده است، نتوانسته به هیچ ع ی از وی دسترسی پیدا کند.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: پیدا ن تصویری از دلواری به این دلیل است که وی برخلاف سایر ان نهضت، عموما در شبیخون ها و حملاتی که به خوانین و نیروهای انگلیسی انجام می شده، شرکت داشته و به ویژه به بوشهر رفت و آمد بسیاری داشته و با نیروهای تی درگیری های متعددی داشته است.
یاحسینی عنوان کرد: احتمالا دلواری تمایلی نداشته که ع ی از وی گرفته شود تا در دسترس نیروهای انگلیسی قرار بگیرد و شاید یکی از دلایلی که ع ی از وی وجود ندارد، دلایل امنیتی و حفاظتی را در نظر گرفته باشد.
وی افزود: اگر با این تفاسیر، این روزها، ع ی از وی پیدا شود، تطبیق آن با رئیسعلی دلواری مشکل است، زیرا بیش از 100 سال از شهادت دلواری می گذرد و ما در حال حاضر ی را نداریم تا تائید کند که ع پیدا شده از رئیسعلی دلواری هست یا خیر.
مولف کتاب «رئیسعلی دلواری و نظامی بریتانیا و مقاومت جنوب» ادامه داد: تقریبا 20 سال پیش سراغ یک رو مه نگار بوشهری به نام چوبک رفتم که در دوران جوانی خودش، رئیسعلی دلواری را بارها در منزلشان دیده بود. گویا دلواری زمانی که به بوشهر می رفته، از جمله جاهایی که سر می زده، منزل وی بود. چوبک دلواری را چندین بار دیده بود و چهره اش را برایم تشریح کرد که در یکی از آثارم نقل .
یاحسینی بیان کرد: همچنین کت منتسب به گوستاو نیلستروم، افسر ژاندارمری سوئدی است که در آن چهره دلواری را شرح داده و به تعبیری با کلمات نقاشی کرده است. بنابراین این تصاویری که در دسترس هستند، هیچ کدام با شرح نیلستروم همخوانی ندارند.
وی افزود:تقریبا دو سال پیش،دوستی مدعی شده که در موزه واسموس در آلمان، تصاویری از رئیسعلی دلواری پیدا کرده است. به طوری که در فضای مجازی ع ی دیدم که رئیسعلی به صورت چمباته زده نشسته است که صحت و سقم آن چندان مشخص نیست. از طرفی تا زمانی که نوشته واسموس را پشت ع پیدا نکنیم و وی با قلم خود پشت ع شرح افراد در تصویر را ننوشته باشد، با قاطعیت نمی توانیم بگوییم که ع متعلق به رئیسعلی دلواری هست یا خیر؟
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: ضمن اینکه می دانیم واسموس با دلواری ارتباط داشته است و شاید با هم قرار گذاشتند که تصویری از دلواری بگیرند که در ایران منتشر نشود. اما در مجموع کتاب هایی که در رابطه با واسموس منتشر شده، هیچ کدام به ع گرفتن از دلواری توسط واسموس اشاره نشده است.
یاحسینی افزود: البته هنوز یادداشت های واسموس به طور کامل به چاپ نرسیده و در اختیار محققان قرار نگرفته است. واسموس یادداشت های روزانه ای داشته و تقریبا در تمام تحولات جنگ جهانی نخست هرگاه فرصت دست داده، یادداشت هاییرا تالیف کرده است و همچنین نامه های بسیاری را خطاب به همسرش و افراد دیگری نوشته است و یا یادداشت های رسمی که به وزارت خارجه آلمان یا مراکز دیگر فرستاده که اگر در مجموع این یادداشت ها جست وجو شود، ممکن است سرنخی از تصویر واقعی دلواریدست پیدا کنیم.
وی ادامه داد: اما در حال حاضر، ع جدید را نه تائید و نه تکذیب می کنم. زیرا تائید این ع نیازمند این است که در یک فضای غیراحساسی و غیرهیجانی تحقیقات بیشتری انجام شود و دلائل مدونی درباره صحت یا تکذیب ع ارائه شود.
جانشین فرمانده کل گفت: غیرت این مردان اجازه نمی دهد که حیثیت و نوامیس مسلمین تحت تهاجم و تعرض بیگانگان قرار گیرد چرا که برای مردم این دیار یک افتخار است که مشعل دار مبارزه با استعمار هستند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ همزمان با جنوب ایران به دست انگلیسی ها شهید رئیسعلی دلواری با متحد سران ایلات و عشایر جنوب در سکوت حکومت مرکزی مبارزه گسترده ای را با انگلیسی ها آغاز کرد و سرانجام به توطئه انگلیسی ها در ۱۲ شهریور به شهادت رسید از این رو روز شهادت رئیسعلی دلواری در تقویم ملی به نام روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس نامگذاری شده است و هر ساله مراسم گرامیداشت این شهید والامقام در زادگاهش، شهرستان دلوار برگزار شد. امسال برای سومین سال متوالی، صد ودومین سالگرد شهادت رئیسعلی دلواری در حال برگزاری است و سلامی، جانشین فرمانده کل میهمان ویژه مراسم بزرگداشت شهید رئیسعلی دلواری هستند. مراسم بزرگداشت شهید رئیسعلی دلواری با حضور جمع کثیری از مردم و مسئولان استان بوشهر و سلامی جانشین فرمانده کل در سالن 1500 نفره ورزشی شهید جمادی دلوار برگزار شد. سلامی جانشین فرمانده کل ، آیت الله صفایی بوشهر ولی فقیه در استان، فرماندار، رزمجو فرمانده صادق(ع) استان بوشهر وارد سالن مراسم شدند. سلامی: مردم دیار رئیسعلی مشعل دار مبارزه با استعمار هستند سلامی جانشین فرمانده کل پاسداران انقلاب ی در همایش یکصد و دومین سالگرد شهادت شهید رئیسعلی دلواری در دلوار اظهار کرد: اینکه پس از 102 سال شهید رئیسعلی در قلب ها زنده است و الهام بخش ما در جهاد است این یک سنت الهی است. وی افزود: چنین ملتی هرگز نمی میرد، هرگز ش ت نمی خورد، ملتی که از خود الهام می گیرد و راه را از طریق نگاه به آن ستاره درخشان جستجو می کند از آن ستاره پرنور ولایت مسیر را می یابد هرگز ش ت نمی خورد. سلام بیان کرد: مردم هرگز قهرمانان و پرچمداران خود را از یاد نمی برند و این یک سنت الهی است و شهیدان مظاهر جاودانگی یک ملت هستند. وی افزود: شهید رئیسعلی دلواری و همرزمانش الهام بخش روح جهاد و مقاومت برای مبارزه با استعمارگران هستند چرا که اینان پرچمداران عزت شرف کرامت و یک ملت هستند. اینها اولیای خاص الهی و سپر محکم امت و ملت در مقابل دشمنان هستند. جانشین فرمانده کل گفت: غیرت این مردان اجازه نمی دهد که عرض و حیثیت و نوامیس مسلمین تحت تهاجم و تعرض بیگانگان قرار گیرد چرا که برای مردم این دیار یک افتخار است که مشعل دار مبارزه با استعمار هستند. وی افزود: روباه مکار و سیاست ورز جهانی انگلیس چه مصیبت های غم انگیز و چه قتل عام های نفرت انگیز را بر جهان و ملت ایران وارد کرد و تفرقه های خونین در جهان امروز همه در اثر فتنه گری استعمار پیر انگلیس ایجاد شده است. سلامی اذعان کرد: اسناد رسمی وزارت خارجه افشا کرده است که در 1910 چند سال پس از شهادت رئیسعلی دلواری قتل عام قحطی و گرسنگی بزرگ آن زمان محصول توطئه انگلیس بود که بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران در اثر تحریم سنگین انگلستان از بین رفتند. وی افزود: امروز انگلیسی ها و یی ها بدانند حافظه تاریخی ملت ایران زنده است و اینجا گورستان انگلیسی هاست و ما از میدان عمل از صحنه یک جهاد مقدس که عامل حیات و شکوه و سرزندگی ماست با آنها سخن می گویم. سلامی بیان داشت: امروز جهاد علمی اقتصادی و فرهنگی در این کشور شکل گرفته است و ایران از تاریخ غم انگیز خود درس آموخته است و درس جدیدی به مسلمانان داده است که نه تنها ایران بلکه بلاد ی میدان مبارزه مبارزه فراگیر علیه استکبار شده است . وی افزود: و انگلیس بدانند نباید از لنز به ایران و جهان نگاه کنند جهان اکنون یک قدرت واقعی است و این قدرت شکل گرفته است و هیچ ارعاب و تهدیدی و تحمیلی نمی تواند عامل بازدارنده ما باشد. سلامی گفت: امروز ایران با حزب الله اش در لبنان و انصارالله اش در یمن و بسیج مردمی اش در عراق و و هوادارانش در افغانستان و پا تان و دیگر نقاط دنیا یک زیر ساخت عظیم قدرتمند ایجاد کرده است. جانشین فرمانده کل اظهار کرد: تحریم موضوع تازه ای نیست سیاستی ش ت خورده است و آب در هاون کوبیدن برای اکنون برای هیچ راهی جز به رسمیت شناختن استقلال و شکوه و عظمت ملت ایران برای تعامل با او وجود ندارد. اکنون جوانان ما خود راه دستی به علم و فناوری را آموخته اند و ما اکنون یک جهان هستیم و این عظمت باید به رسمیت شناخته شود. حجت ال زاهددوست دبیر کنگره شهید رئیسعلی دلواری در این مراسم ضمن تشکر و قدردانی از حضور با شکوه در این مراسم از بازسازی مقبره شهید رئیسعلی دلواری تشکر کرد. دشتی فرماندار تنگستان در این مراسم اظهار کرد: افتخار می کنیم که فرزند معنوی شهید ریسعلی دلواری هستیم. وی افزود: از رئیسعلی دلواری باید درس وحدت، هماهنگی و همدلی آموخت و این را همه کشورهای سران منطقه هم دانسته اند. دشتی بیان کرد: فرهنگ به جا مانده از رئیسعلی دلواری فرهنگ دلاوری و پایمردی است و ما باید ان فرهنگ را در خودمان حفظ کنیم. فرماندار تنگستان گفت: به جرات میتوان گفت این منطقه، نقطه عطف مبارزه در کشور است. ولی فقیه در استان: قیام تنگستان ضربه ای مهلک بر پیکر استعمار انگلستان بود. آیت الله صفایی بوشهری ولی فقیه در استان در مراسم بزرگداشت شهید رئیسعلی دلواری اظهار کرد:همه استان بوشهر شهید رئیسعلی دلواری است. ولی فقیه در استان و بوشهر گفت: قیام تنگستان ضربه ای مهلک بر پیکر استعمار انگلستان بود. وی افزود: دلوار جغرافیای بزرگواری و شناسنامه مبارزات ضد استعماری جنوب ایران است. صفایی بوشهری بیان داشت: ت این منطقه بصیر و شجاع و مبارز هستند. وی افزود: دین مداری، ایمان، تقوا و اخلاق ی اولین ویژگی شهید رئیسعلی دلواری است. ولی فقیه در استان گفت: ولایت مداری و بصیرت و فریب نخوردن از انگلیسی ها از دیگر ویژگی های ممتاز شهید رئیسعلی دلواری است. آیت الله صفایی بوشهری بیان داشت: شهید رئیسعلی دلواری با پشتوانه علما و مردم در اوج جوانی با بصیرت مثال زدنی بزرگترین قیام ضداستعماری علیه انگلستان را ی کرد. انتهای پیام/
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، «سید اسدالله لاجوردی» ، به سال ۱۳۱۴ شمسی، در خانه ی محقر یک هیزم فروش تهرانی متولد شد. وی در نوجوانی فعالیت های خود را آغاز کرد و در همین مسیر، گرفتار دستگاه امنیتی رژیم پهلوی شد. او را به دلیل تحمل شکنجه های فراوان در بازداشتگاه های رژیم پهلوی، به «مرد پولادین انقلاب» ملقب کرده اند. پس از پیروزی انقلاب ی ، «لاجوردی» یکی از عناصر کلیدی دستگاه قضایی کشور بود و نقش منحصر به فردی در مقابله با گرو های قاطی ایفا نمود، به گونه ای که هنوز هم ، بازماندگان این گرو های قاطی که برخی از آنان، دستی تا مرفق آلوده به خون مردم کوچه و خیابان دارند، با بغض و کینه ای عمیقی از او یاد می کنند. وی در جریان بازگشت تعداد زیادی از اعضای گرو های ضدانقلاب از مسیر انحرافی شان، نقش عمده ای داشت و در عین حال، ضربات مرگباری نیز بر این تشکل های خیانت کار وارد ساخت و به همین دلیل، از سوی رسانه های مخالف ، مورد عملیات سنگین «ترور شخصیت» قرار گرفت.
«لاجوردی» گرچه در اواسط دهه ی شصت ، تحت فشار باند «سید مهدی هاشمی» و با تساهل و ساده لوحی برخی چهره های نظام، چند سالی از مسئولیت های خود کنار گذاشته شد اما در اوا این دهه ، با رسوایی و حذف آن دار و دسته ی جنایت کار و قطع نفوذ بیت «آقای منتظری» از دستگاه قضایی، ریاست سازمان زندان های کشور را بر عهده گرفت.
با روی کار آمدن ت موسوم به «اصلاحات» در داد ۱۳۷۶ شمسی، بار دیگر فشار ها بر اسدالله لاجوردی آغاز شد و ایشان در سال ۱۳۷۷ از تمام مسئولیت های خود کناره گیری کرده و به حجره ی روسری فروشی خود در بازار تهران بازگشت.
سرانجام به تاریخ اول شهریور ۱۳۷۷ شمسی، «سید اسدالله لاجوردی» ، مرد پولادین انقلاب ی در حجره خود ، در حالی که کوچک ترین محافظتی از او نمی شد،ت وسط توسط دو عضو سازمان «منافقین خلق» به نام علی اصغر غضنفرنژاد و علی اکبر اکبری ده بالایی ، آماج گلوله قرار گرفت و خلعت شهادت پوشید.
گروه جهاد و مقاومت مشرق، در دهمین سال گشت شهادت آن ِ مظلومِ نبرد با نفاق و قاط، ۱۰۰ تصویر به جامانده از حضرتش را، به کاربران تقدیم می کند:روحمان با یادش شادهدیه به روح بلندپروازش صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار حضرت روح الله در نخستین روزهای نهضتشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار حضرت روح الله در نخستین روزهای نهضتشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوت سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوت سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوت سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوتشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در جوار حضرت روح اللهشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در جوار حضرت روح اللهشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانی و شهید محمد کچوییشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانی و شهید محمد کچوییشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در جبهه های جنگشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در جبهه های جنگشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در محضر حضرت روح اللهشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در محضر حضرت روح اللهشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید سید اسدالله لاجوردی در ی تهرانشهید سید اسدالله لاجوردی در ی تهرانشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در حلقه ی زندانیانشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در حلقه ی زندانیانشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید سید اسدالله لاجوردی در ی تهرانشهید سید اسدالله لاجوردی در ی تهرانشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیآ ین روزهای حیات شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردآ ین روزهای حیات شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردآ ین روزهای حیات شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیآ ین روزهای حیات شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیتشییع پیکر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی
مراسم آیین افتتاحیه سینمایی «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» شب گذشته (پنج شنبه 9 آذرماه) با حضور جمعی از هنرمندان سینما و عوامل و در میان استقبال پرشور مردم در سینما بهمن بوشهر برگزار شد.اکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهراکران افتتاحیه پینوکیو، عامو و رئیسعلی در بوشهربه گزارش خبرنگار نت نیوز، در ابتدای این مراسم که با حضور ابراهیم فروزش، مرضیه برومند، منوچهر شاهسواری، فرشته طائ ور، ایرج طهماسب، مجید مظفری، فاطمه گودرزی، حسین صدیق، سعید خانی، سید رضا صافی، ناصر عنصری و جمعی از هنرمندان و مردم بوشهر در سینما بهمن بوشهر برگزار شد، سید رضا صافی کارگردان «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» ضمن خوشامدگویی به هنرمندان گفت: «امروز مفت م به داشتن دو احساس خوب. حرمت این احساس خوب را نگه می دارم و لب به گلایه باز نمی کنم که چه سختی هایی به ما گذشت و چه بی مهری هایی دیدیم از انی که دوست داشتیم از آنان مهر ببینیم.»او ادامه داد: «اولین حس خوبم برمی گردد به نهالی که سه سال پیش از عوامل این کار قرض کردیم و کاشتیم و پس از یک سال تلاش و دو سال انتظار حالا به ثمر نشسته و می توان از میوه شیرین آن چشید. دومین حسم برمی گردد به حضور انی که هر کدام در فرهنگ و هنر و سینمای کشور وزنه ای هستند.»صافی افزود: «معمولا در مراسم مختلف از این بزرگان تقدیر می شود اما این بار این عزیزان با تمام گرفتاری ها و مشغله زیادشان آمده اند از شما هنرمندان بوشهری تقدیر کنند.»کارگردان «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» در ادامه با اشاره به حضور ایرج طهماسب در مراسم، به ذکر خاطره ای از دوران کودکی خود پرداخت و گفت: «به یاد دارم اوایل دهه ۶۰ که من حدودا ۱۰ ساله بودم، تلویزیون برنامه ای داشت به نام «آسمون ریسمون» وقتی پخش این برنامه به پایان رسید من به معنای واقعی دپرس شده بودم و این ناراحتی باعث شد انشایی بنویسم که مطلعش اینگونه بود: «به خدای کعبه سوگند، اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند، از عشق «آسمون و ریسمون» دست برنمی دارم.» بعد از اینکه بخشی از انشایم را خواندم که تماما در مدح و ثنای برنامه «آسمون ریسمون» بود، معلم مرا با پس گردنی سر جایم برگرداند و گفت پسر تو تمام کتاب دینی ات را برای این برنامه نوشته ای.»او در ادامه گفت: «در اینجا می خواهم از شورای شهر بوشهر، شهرداری بوشهر به ویژه شهردار پیشین و استانداری تشکر کنم و در انتها یک سپاس ویژه دارم از اداره کل بنادر و دریانوردی که علیرغم اینکه هیچ وظیفه فرهنگی به عهده ندارند و برایشان تعیرف نشده، اما تمام قد از این اثر حمایت د و امیدوارم مدیر روابط عمومی اداره کل بنادر و دریانوردی بوشهر سال ها در این سمت باقی بماند و ارتقا پیدا نکند تا از هنرمندان بوشهر حمایت کند.»در ادامه مجری برنامه از هنرمندان مهمان این برنامه با توصیفی از آنها دعوت کرد که روی سن بیایند که با تشویق طولانی و استقبال مردم همراه بود: «خالق ماندگارترین اثر سینمای کودک، «شهر موشها» مرضیه برومند؛ کارگردان یکی از به یادماندنی ترین آثار گروه کودک که دختران ما خود را شبیه او می د، «گلنار» فرشته طائ ور؛ برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای «غزال» در گروه کودک که همیشه برای ما یادآور مادر است، فاطمه گودرزی؛ رئیس خانه سینما و تهیه کننده سریال پرطرفدار «در پناه تو»، منوچهر شاهسواری؛ خالق «کلاه قرمزی»، ایرج طهماسب؛ بازیگر ارزشمند «جنگ نفت کش ها» ساخته محمد بزرگ نیا، مجید مظفری؛ بازیگر «زی زی گولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا» حسین صدیق و یکی از پیش وتان سینمای کودک ابراهیم فروزش.»مرضیه برومند پس از حضور روی سن ضمن خوشحالی از حضور در بوشهر گفت: «به شما این مژده را می دهم که «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» از اسمش هم بامزه تر و شیرین تر است. اگر سینمای کودک ما آینده ای داشته باشد، باید از این بگذرد.»او ادامه داد: «من در جشنواره کودک و نوجوان همدان داور بودم و را در آنجا دیده ام. خیلی خوشحالم که این کاملا در شهری غیر از تهران ساخته شده است و امیدوارم مسئولین شهر بوشهر باز هم با حمایت از سید رضا صافی باعث شوند که او دوباره در ژانر کودک بسازد. به یاد دارم که این در جشنواره نوجوان همدان جوایز خیلی زیادی برد که جایزه بهترین و بهترین نامه از جمله آنها بود.»پس از آن ناصر عنصری تهیه کننده سینمایی «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» با حضور روی سن گفت: «از مردم بوشهر، آقای بنچاری مدیرکل اداره کل بنادر و دریانوردی بوشهر، باقری مدیر روابط عمومی اداره کل بنادر و دریانوردی بوشهر و دوستانی که علیرغم گرفتاری هایشان از تهران آمدند، از خانم برومند که من هستند، جناب فروزش که پیش وت کار کودک هستند، جناب مظفری که مردم دوستش دارند، حسین صدیق عزیز و جناب ایرج طهماسب عزیز خانم طائ ور گرامی و همچنین برادر بزرگوارم منوچهر شاهسواری که علاوه بر ی رییس بنده هم هستند، سپاسگزارم.»مجری برنامه در ادامه و پس از خواندن متن لوح های تقدیر از محمدمهدی بنچاری مدیر کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر دعوت کرد تا برای تقدیر از عوامل «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» در کنار هنرمندان روی سن بیاید. او همچنین با یادی از مرحوم داود رشیدی که همیشه از نمایشنامه «قلندرخانه» به عنوان اثری ارزشمند نام می برد، از ایرج اصغری کارگردان پیش وت بوشهری و خالق «قلندرخانه» نیز خواست تا روی سن بیاید.در ادامه به ترتیب زیر از عوامل «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» تجلیل شد:بازیگران «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» حجت شورکی، حسین قفلی، عباس بارونی، اصغر جوادی، جوهر تنگستانی، احمدرضا قربانی، مهرنوش ذوالفقاری، محمدحسین غریبی، گلسا موتمن، سیده وحیده حسینی، فاطمه دهقانی، سبحان تنگسیری، نصرت ا مان وادی، علیرضا میرشکاری، جعفر بهبهانی، مهدی جهانبخشان، نویسنده نامه، مدیرتولید و همسر کارگردان مریم رنجبر، دستیار کارگردان و برنامه ریز علی نیک فر، دستیار سپیده حجامی، مدیر برداری سید رضا مهیمنیان، طراح چهره پردازی ارسلان ی مرند، طراح صحنه و لباس نیلوفر فولادی، آهنگساز محسن شریفیان، مدیر جلوه های ویژه بصری جواد رمضانی، مشاور نامه داریوش غریب زاده، بزرگمرد های کوتاه ایران و برنده سیمرغ جشنواره فجر و جشنواره های داخلی و خارجی، مدیر کل روابط عمومی اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر باقری.در پایان این مراسم توسط مجری برنامه پیرمردی به حضار و هنرمندان معرفی شد به نام کبگانی که عاشق سینماست. او در قهوه خانه کار می کند اما تمام های سینمای ایران را دیده است. سال تولید همه آنها را می داند. تمام عوامل این ها را می شناسد و دیالوگ های آنها را حفظ است. پس از تقدیر از کبگانی به عنونان نمونه چند سوال درباره آثار سینمایی از او پرسید که همه را به درستی پاسخ داد.نمایش «پینوکیو، عامو و رئیسعلی» پایان بخش این مراسم بود.گزارش از احمدرضا معراجیمطالب مرتبط:«هامون و دریا» ابراهیم فروزش در سینماهای کانون فاطمه گودرزی آثار جشنواره کودک و نوجوان را سطح بالا دانست بزرگداشت عباس کیارستمی در خانه ی هنرمندان ایران آیدین آغداشلو می گفت کیارستمی پروای سادگی داشت «آتش و قداره» «عشق و آتش» شد «بیست و یک روز بعد» به شبکه نمایش خانگی می آید نت نیوز، رسانه به روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام نت نیوز دنبال کنید 0
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،«حاج شعبان نصیری» مطابق با مندرجات شناسنامه اش «اول فروردین ماه ۱۳۳۷ شمسی» متولد شد. خانواده ی وی در کودکی ن تهران (خیابان حسینی در محله ی نظام آباد)شد. او پس از پیروزی نهضت ی، به « پاسداران انقلاب ی» پیوست و در تشکیل «بسیج نوجوانان کرج» نقش بسزایی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، «شعبان نصیری» به مناطق عملیاتی شتافت و از آن روز تا آ ین لحظات حیاتش، از وت جهاد و مقاومت خارج نشد.حضور در «قرارگاه نصرت» در جوار شهید «علی هاشمی»، حضور درجمع فرماندهان «لشکر ۹ بدر» و حضور در جمع پاسداران «لشگر ۱۰ سیدال (صلوات الله علیه)» از جمله فعالیت های او در سال های دفاع مقدس یه شمار می رود. پس از پایان دفاع مقدس، نصیری به «نیروی قدس» پیوست و تا زمان شهادت ، در این جایگاه باقی ماند. او در سال های فتنه ی «پیروان یی» و «مزدوران سعودی» در مناطق«شام و عراق»، ابتدا مدتی طولانی در جبهه ی « » به دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) مشغول بود و سپس با توجه به تجربیاتش در هم سنگری با مجاهدانِ عراقی، عازم جبهه ی عراق شد و سرانجام، مزد ۴ دهه «خوب زیستن» را در جریان عملیات آزادسازی «موصل» از خدای خویش گرفت و پس از تشییعی با شکوه در کرج و تهران، در قطعه ی ۲۹ بهشت زهرای تهران، تا روز ظهور مولایش، به امانت س شد. گوارای وجود حیدری اش بادگروه جهاد و مقاومت مشرق مفت است که هم زمان با آزادسازی نهایی شهر «موصل»، ۱۰۰ تصویر برگزیده از « شهید نصیری» را به کاربران تقدیم نماید. امید که شفاعتش در روز روزی مان گردد.روحمان با یادش شادهدیه به روح بلندپروازش صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری شهید شعبان نصیری
رئیس علی دلواری مبارز مشروطه خواه و قیام جنوب در تنگستان و بوشهر علیه نیروهای بریتانیا در دوره جنگ جهانی اول در دوازدهم شهریورماه و در جنگ میان دلیران تنگستان و نیروهای بریتانیا و خوانین متحد آنان به شهادت رسید.یکصد و دو سال از شهادت رئیس علی دلواری گذشتخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- رئیسعلی فرزند رییس محمد در سال 1261 ش در دهستانی از توابع بوشهر به دنیا آمد. او در عصر مشروطیت 24 سال داشت و بلند همتی، شجاعت، پاکی و سرشت و صفات پسندیده اخلاقی اش زبانزد اطرافیان بود. رییسعلی بعد از این که قوای گر انگلیس بوشهر را به تصرف خود درآوردند، با شجاعتی وصف‏ ناپذیر به مقابله با گران پرداخت و ش ت ‏های سنگینی بر آنان وارد کرد و سرانجام نیز در 12 شهریورماه 1294 شمسی در نبرد با نیروهای استعمارگر بریتانیایی به شهادت رسید. به مناسبت سالروز شهادت این غیور مرد ایرانی نگاهی به کتاب «دلیران تنگستان» نوشته محمدحسین آدمیت انداختیم.
رئیسعلی؛ ایرانی غیرتمند و فداکار نویسنده «دلیران تنگستان» در توصیف شخصیت رئیسعلی چنین می نویسد: «رئیسعلی یک نفر ایرانی تحصیل کرده و دانشمند اروپا دیده نبود، اما ایرانی غیرتمند و فداکاری بود که نخواست تا او زنده است دشمنان وطن عزیزش را پایمال سم ستوران سازند. رئیسعلی در میدان کارزار جان داد در حالی که وزراء و بزرگان آن عصر حتی شهریار آن دوره ایران در طهران مشغول عیاشی های شبانه روزی خود بودند! و امثال رئیسعلی را یاغی و طاغی می نامیدند! رئیسعلی اگر در یکی از ممالک اروپا بود و اینطور در راه وطن جانفشانی کرده بود هر آینه مقبره او زیارتگاه و مجسمه اش در تمام ای مهم نصب شده بود. ولی امروز مزار رئیسعلی در قبرستان نجف گمنام افتاده و کمتر طهرانی و آذربایجانی و گیلانی هست که او را بشناسد و خدماتش را تقدیس کند!»
شهید گمنام و فراموش شده ایام او ادامه می دهد: «رئیسعلی، ای شهید گمنام، و ای فراموش شده ایام، سر از خاک تیره بردار و اوضاع وطن را پس از مرگ خود نظاره کن، پس از شهادت تو دیرزمانی نکشید که قشون اجنبی برازجان را تصرف کرده و به جانب شیراز رهسپار شد! برادران تو شیخ حسین خان و زائر خضرخان یکی بعد از دیگری شهید گشتند! هم مسلکان نامی تو در مقابل قشون بی شمار عدو تاب مقاومت نیاورده مغلوب شدند و دشمن شیراز را تصرف کرد! و در آنجا قشون « اس. پی. آر» تشکیل داد و دمار از روزگار وطن دوستان برآورد. رئیسعلی تو زیر خاک ی و دشمنان تنگک را آتش زدند و دلوار را با خاک ی ان د! تو حامی ن و ک ن بودی و تا حیوه داشتی دشمن جرات آزار آنان را نکرد، پس سر از خاک تیره بردار و سایه بلند پایه را بر سر آنها بگستر و آتش فشانی های طیارات عدو را پاسخگو و ک نی را که در زیر آتش بمب های طیارات سوخته و برای خود مفری نمی بینند و تسلیت و پناه ده، افسوس! افسوس! که دیگر رئیسعلی وجود ندارد.»
گفت وگوی رئیسعلی و خالو حسین در یک روز گرم تابستان آدمیت در کتاب خود می نویسد: «فصل تابستان اوایل ماه رمضان سال 1333 هجری قمری است هوای بوشهر و اطراف آن در نهایت گرمی و تحمل آن فوق طاقت بشری، باد جنوب که در آن صفحات «بادقوس» گویند از طرف جنوب می وزد و چون از صحرای سوزان دشتی می آید بر حرارت هوا می افزاید. با آنکه دو ساعت به غروب آفتاب مانده، به علت گرما و روزه کوچه و بازار شهر خلوت است و عبور و مرور به ندرت می شود اهالی دکان ها و تجارت خانه ها را ترک گفته برای فرار از گرما و شستشوی در حوض های خانه خود به منازل رفته اند. در این وقت اگر از اهالی شهر ی قادر بود که از طرف غربی بندر که قبرستان واقع شده عبور کند در جاده ای که به عمارت دری گی منتهی می شود دو نفر را می دید که یکی جوان و بر اسب سفید سوار است و دیگری که سن او از چهل کرده در رکاب جوان صحبت کنان می روند، این دو نفر که ظاهراً خیلی آسوده خاطر و نسبت به گرمای مشهور بوشهر بی اعتنا به نظر می آمدند با یکدیگر گفتگویی داشتند و گاهی سوار سرخود تا محاذی گوش پیاده آورده آهسته چیزی می گفت و جو می شنید چون عمل سر گوشی تکرار یافت مرد مسن که گویا کم حوصله تر از جوان بود به صدای نسبه بلندی با لهجه دشتی گفت: رئیسعلی! این قدرها احتیاط لازم نیست، عجاله در حوالی خودمان نه تنها جاسوس و دشمن بلکه ذیروحی را نمی بینم. که از اظهار شه خائف باشیم. بوشهری های ترسو اکنوندر طبقات فوقانی منازل خود ه یا مشغول محاسبه نفع و ضرر قند و چای خود هستند! سوار که رئیسعلی نامیده شده بود گفتار پیاده را تا آ گوش داده و پس از آنکه به اطراف خود از روی نال شی و سوء ظن نظری انداخت مثل سابق با صدای نرمی گفت: خالوحسین! اشتباه می کنید در این ایام در و دیوار و زمین و آسمان و رمل های ساحل دریای بوشهر هم برای استراق سمع و خبر بردن برای حضرات مستعد هستند و ما تا از حدود بندر خارج نشده ایم نباید احتیاط را از کف دهیم تا بتوانیم سلامت به سر منزل مقصود رسیده و افکار خود را به موقع اجرا گذاریم. در این وقت خالو حسین که سر به زیر انداخته و مستغرق فکر بود سر بر داشته و هیولای عمارت دری کی را در مقابل خود دیده آهسته گفت: «عمارت دریا بیگی. قونسولخانه روس است.» رئیسعلی تبسمی کرده و گفت: نگفتم احتیاط لازم است اینک مکمن یک عده از دشمنان ما که مجبوریم از طرف سر در آن عبور کنیم زیرا که اگر از عقب عمارت بگذریم بیشتر مورد سوء ظن مستحفظین واقع خواهیم شد و ممکن است موجب دردسر گردند. هنوز کلام رئیسعلی تمام نشده بود که خود را در مقابل درب عمارت دیدند و به یک نظر معلوم شد که دو نفر قزاق سراپا مسلح در دو طرف در ایستاده اند و در درون عمارت نیز یک عده و سی نفری قزاق به نظر می آمد که مشغول آمد و شد و گفتگو بودند. ناگاه دو نفر قزاقی که در جانبین در ایستاده بودند با هم فرمان ایست دادند، تبادل نظر سریعی بین رئیسعلی و خالو حسین شده و فی الفور رئیسعلی اسب خود را نگاه داشت.یکی از قزاق ها تفنگ بر سر دست و به حال حمله ایستاد و دیگری به سرعت داخل عمارت شده و پس از لحظه ای پند صاحب منصب قزاق ها با یک عده ده نفری بیرون آمده نزدیک در توقف کرده رئیسعلی را مخاطب قرار داده و گفت: کیستید؟ از کجا آمده و به کجا می روید؟
شما کیستید و چه حق دارید که از ما این سوالات را ید؟ من فرمانده مستحفضین قونسل خانه هستم و م اشخاصی را که دارای این قسم لباس و اسلحه هتند توقیف و آنها را استنطاق کنم.
رئیسعلی در حالی که عبا را روی ده تیر کشیده و اسلحه را پنهان می کرد گفت: اگر سوالات شما را بی جواب گذاریم چه خواهد شد؟
در آن صورت مجبوریم به امر جنرال قونسول ت بهیه روسیه شما را در یکی از اطاق های این عمارت محبوس کنیم تا معلوم شود که چکاره هستید و قصد کجا را دارید.
رئیسعلی گفت: بسیار خوب حال که چنین است می گویم: ما پیله ور هستیم که از دلوار برای ید پارچه به بوشهر رفته بودیم.
و چنانکه می بینید پارچه یده برای فروش به دلوار مراجعت می کنیم.صاحب منصب نظری به خورجین انداخته به یکی از قزاق ها امر کرد بند و بست های آن را باز و تفتیش کند و پس از آنکه قزاق اطمینان داد که در خورجین جز پارچه چیزی نیست. با ص رسا پرسید:
اسم شما چیست؟
رئیسعلی با لبخندی تحقیرآمیزی اسم من؟ نمی دانم فراموش کرده ام!
آیا ممکن است ی نام خود را فراموش کند؟
در این هوا بله، انسان همه چیز را فراموش می کند، اسم که سهل است.
اینجا جای مزاح نیست. زود اسم خود و رفیقتان را بگویید.
ای، خاطرم آمد، اسم من علی است و رفیقم حسین. راستی از شدت گرما فراموش کرده بودم، صاحب منصب پس از آنکه اسم آنها را یادداشت کرد فریاد زد «آزاد هستید، بروید»
رئیسعلی اشاره ای به خالوحسین کرد که فوراً ملتفت شده و به ترک اسب جهیده اسب بنای تاخت گذارد یک میل از قونسولخانه دور شدند، رئیسعلی اسب را نگاه داشته و مجدداً به آرامی بنای رفتند گذاشتند...»
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، بعدازظهر یکشنبه در کنار گ ار شهید هدایت طیب کنگره ملی این شهید دانشجو با قرائت پیام آیت الله سید شرف الدین ملک حسینی ولی فقیه در استان آغاز بکار کرد. دانشجوی شهید«هدایت الله طیب» یکی از ی شاخص کهگیلویه و بویراحمد است که ش در فلوریدای را رها کرد و به جبهه های جنگ شتافت تا درعملیات فتح المبین به فیض شهات نائل شود.
تصاویر این کنگره در زیر آمده است:
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر
 کنگره ملی دانشجوی شهید هدایت الله طیب آغاز بکار کرد+تصاویر ع : میرامین سبحانی- سید روح الله احمدی منبع:راک نیوز انتهای پیام
به گزارش سرویس شه دینی پایگاه 598،آنچه پیش رو دارید چهارمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم ی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است. ایشان در این بحث بیان می کنند همراهی با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مطهرشان به معنای همراهی در آن برنامه و طرحی است که برای اداره عالم دارند. قرآن این نزاع حق و باطل را به صورت کلی در تصویرهای متفاوتی بیان فرموده از جمله نزاع و درگیری بین نور و ظلمت، شجره طیبه و شجره خبیثه و عالم دنیا و آ ت می باشد. نتیجه سیر با نبی اکرم وج از ظلمت و ورود به وادی نور است و نتیجه سیر با اولیاء طاغوت، وج از نور و سیر در ظلمات است. موضوع درگیری پرستش خدای متعال یا نفس و و دنیا است. امتحانات سخت الهی در تواضع و خشوع و سجده در مقابل مقام خلافت اللهی نبی اکرم و اهل بیت ایشان است که در قالب سجده بر حضرت آدم ظاهر شد.نزاع بر سر عبادت و پرستش خدای متعال و پرستش دنیاست و این نزاع در تبعیت از نبی اکرم و پذیرش خلافت او و یا انکار این خلافت محقق می شود...ترسیم فضای کلی درگیری حق و باطل در قرآنبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِین»(توبه/119)، همراهی با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مطهرشان در این آیه شریفه شاید به معنای همراهی در آن برنامه و طرحی است که برای اداره عالم دارند و به ما دستور داده شده همراه با آنها و در آن طرح حرکت . در مقابل این طرحی وبرنامه ای که وجود مقدس نبی اکرم برای اداره عالم دارند، برنامه دستگاه و شیاطین انس و جن است و بین وجود مقدس نبی اکرم و جبهه مقابل یک صف بندی وجود دارد. این طرحی که حضرت برای اداره عالم دارند ناظر به درگیری هم هست؛ یعنی اینطور نیست که با صرف نظر از وضعیتی که عالم دارد یک طرحی بدهند، در حالی که شیاطین و قوای ی در عالم کار می کنند؛ بلکه با توجه به این قوای ی و جبهه شرک و کفر و نفاق شیاطین انس و جن که در عالم مشغول به کار هستنند، حضرت یک برنامه برای ادامه عالم و عبور دادن انسان و سیر در مراحلی که در نظر گرفته شده طرح د. این طرح ناظر به همه عرصه های حیات انسان است و نه فقط عالم دنیا و حس و عقل و حتی قلب بلکه تمام قوای وجودی انسان را تدبیر می کند بلکهناظر به عوالم موازی و متوالی که پی در پی دنیا و برزخ و قیامت شکل می گیرند هم می باشد و یکی از خصوصیاتش این است که این طرح ناظر به این میدان درگیری است؛ یعنی یک درگیری در عالم وجود دارد که حضرت با توجه به این میدان درگیری یک طرحی را برای اداره عالم دارند. قرآن گاهی یک تصویر کلی از این دو میدان داده و این درگیری را توضیح می دهد. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان جریان نور و ظلمتاین درگیری گاهی در شکل درگیری بین جریان نور و ظلمت است. قرآن مکرر توضیح داده که دو جریان س رستی و ولایت و اداره در عالم هست«اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) یک جبهه، جریان س رستی است که منتهی به ولایت الله می شود و یک جبهه هم مقابل آن است؛ اما آن دو جریان یکی «یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» و یکی «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» است. این تصویر کلی از این دو جریان س رستی و تدبیر، بسیار کارگشا است. جریان ولایت الله از طریق ولایت انبیاء و اولیاء و ولایت معصومین در عالم اعمال می شود. تفسیر آیه بالا این است «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ ا َّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»(مائده/55)؛ یعنی خدای متعال مومنین را س رستی می کند و این س رستی سیر در وادی نور است تا به سرچشمه نور برسند؛ اما این س رستی از طریق ولایت رسول گرامی و آن مومنینی است که در حال صلات و رکوع، زکات می دهند. [این مومنین در این آیه] تفسیر به اهل بیت علیهم السلام شده، منتها با این خصوصیت از آنها یاد شده است. در روایات معصومین هم توضیح داده شده که این ولایت در عرض ولایت خدا نیست، یعنی اینطور نیست که جریان س رستی و هدایت به سمت نور در عرض ولایت الله باشد؛ بلکه همانطور که در روایات فرمودند و معنا آن هم دشوار است «خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَایَتَنَا وَلَایَتَهحَیْثُ یَقُولُ- إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا»(1) ؛ یعنی خدای متعال ما را با خودش یکی کرده و ولایت ما را عین ولایت خودش قرار داده است. قطعاً مراد اختلاط مادی یا چیزی که منتهی به تشبیه بشود و خدای متعال را به مخلوق تشبیه کند نیست. اهل بیت آن مومنینی هستند که این دو صفت را با هم دارند: «ُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ ا َّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»؛ یعنی دائماً در حال اقامه صلات و ارتباط با خدای متعال هستند و دائماً در حال توجه به بندگان خدا و زکات دادن هستند. زکات امر گستره ای است؛ زکات علم، زکات قدرت و زکات مال و هر امری زکات خاص خودش را دارد. ولایت خدای متعال از طریق وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت در عالم جاری می شود. بنابراین یک تصویر از این میدان درگیری، یکی ولایت خدای متعال است که از طریق معصومین در عالم جاری می شود و یکی هم ولایت جبهه مقابل یعنی طاغوت و آن انی است که بنای طغیان را در عالم گذاشتند و طغیان را در عالم گسترش می دهند. آنها هم برای خودشان یک دستگاهی دارند و کفار را تدبیر و س رستی می کنند و این س رستی «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» است. خدای متعال و نبی اکرم و اهل بیت هم س رست مومنین هستند. دو جریان بر دو جبهه مومنین و جبهه کفار حاکم است: یکی جریان ولایت الله یکی جریان ولایت اولیاء طاغوت؛ یکی سیر به سمت نور و جریان هدایت و یکی سیر به سمت ظلمات و جریان ظلال و گمراهی سردرگمی است. پایان یکی جنت است و پایان دیگری هم «أُولَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»(بقره/257) است. همین تفسیر با یک تفصیل و بیان دیگری در سوره مبارکه نور آمده که به صورت جریان نور و ظلمت بیان شده که جریان بسیار عجیبی است. جایگاه این دو آیه هم در سوره باید مورد توجه قرار بگیرد. یکی جریان نور الهی است که متمثل در نبی اکرم می شود و وجود مقدس نبی اکرم عالم را روشن می کنند. نور نبی اکرم در چراغدان و مشکاه وجود مقدس نبی اکرم ظاهر می شود تا آنجا که می فرماید «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّـهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»(نور/36) این یک جریان است و این آیه همان داستان هدایت است. در روایت فرمودند «فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَالَ هُدَى مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ هُدَى مَنْ فِی الْأَرْض »(2)، هدایت خدای متعال، هدایت همه عوالم را به سمت مقام قرب و مقام توحید به عهده دارد و این کار خود حضرت حق است که همه با نور الهی هدایت می شوند. این نور یک سیری دارد تا به ما برسد: این نور متمثل در نبی اکرم شده و در چراغدان و مشکاه نور نبی اکرم در کائنات و عوالم خلقت نازل می شود تا به ما می رسد «حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»(3)، خدای متعال به ما منت گذاشت و این جریان هدایت را در خانه های انبیاء و خانه های اهل بیت علیهم السلام قرار داد تا ما بتوانیم از این نور هدایت استفاده کنیم. در نقطه مقابل جریانی است که قرآن از آن اینگونه حکایت می کند «أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ»(نور/40) آیه نور جریان هدایت الهی و تنزل این هدایت را تا رسیدن این هدایت به ما توضیح می دهد که این نور الهی چه مسیری را طی می کند و ما اگر بخواهیم در مسیر هدایت قرار بگیریم باید وارد این خانه ها بشویم و از طریق این خانه ها به ذکر و نور برسیم و سیر کنیم تا به سرچشمه هدایت و سرچشمه نور برسیم. قرآن به دنبال آیه نور که جریان هدایت است، نقطه مقابل آن یعنی جریان ظلمات و یک حقیقتی را بیان می کند. در مثل های قرآن در واقع توضیح جریان حق و باطل است. وجود مقدس نبی اکرم و بیان دستگاه ایشان و دستگاه مقابل هم از مثل های قرآن است و باطن آیه هم به همین بر می گردد. مثل های قرآن یک بخش عمده قرآن را هم تشکیل می دهد و کتاب های مستقلی هم در این زمینه نوشته شده و روایاتی که مثل های قرآن را معنا می کنند مطرح شده است. گاهی در روایات در دسته بندی کلی قرآن می گویند: یک قسم قرآن امثال است. مثال هایی که در قرآن زده شده، هم ظاهر و هم باطن دارد. قرآن می فرماید «یَهْدِی اللَّـهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ»(نور/35)، نور یک حقیقتی پشت این امثال هست که خدای متعال به آن هدایت می کند؛ ولی در قالب مثل برای عموم قابل فهم می شود؛ اما رسیدن به آن حقیقت منوط به هدایت الهی است. قرآن این دو جریان نور الهی و ظلمات را هم در قالب مثال توضیح می دهد. ظلمات در یک دریای عمیق و طوفانی است که موجی بر فراز آن است و بر فراز آن موج هم موج دیگری است، و بر فراز آن ابری است و تاریکی هایی که بر فراز همدیگر هستند. در تصویر کلی قرآن دو جریان است: یک جریان «نُّورٌ عَلَىنُورٍ یَهْدِی اللَّـهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ»(نور/35)؛ یعنی جریانی انواری است که بر فراز یک دیگر هستند تا به ما می رسد و ما در این عالم می توانیم از این انوار استفاده کرده و سیر پیدا کنیم و مراحل نورانیت را طی ؛ و یک جریان هم «أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ »(نور/40). سیر در مقامات نور با نبی اکرم و در ظلمات با اولیای طاغوتیک سیر با وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت و در مقامات نور است و مقامات نورانیت را پشت سر هم طی می کنیم. دستگاه نبی اکرم دستگاهی است که مومنین و موحدین را در مقامات نورانی سیر می دهد تا به سرچشمه و مقام اصلی راه پیدا ند. این سیر هم در عالم دنیا و هم عوالم بعدی ادامه دارد. نقطه بعدی هم دستگاه مقابل سیر در درکات ظلمات است. اولیای طاغوت در یک دریای طوفانی ظلمانی و به سمت قعر آن دریا سیر می دهند. هرچه تمسک کفار به این اولیاء طاغوت بیشتر باشد و بیشتر اطاعت و تبعیت ند و تسلیم بشوند، سیرشان در درکات بیشتر واقع می شود و ظلمانی تر می شوند و در اعماق این فضای ظلمانی قرار می گیرند؛ به طوری که خودشان جزو پرچمداران و سردمداران وادی ظلمت می شوند.از این طرف هم هر چه تمسک و تولی و اعتصام به حبل الله و به جریان و رشته هدایت به این مسیر نورانی بیشتر باشد، به مقامات بالاتری از قرب می رسند. یک طرف در درکات ظلمت و یکی در درجات نور است. این یک بیان قرآن از این میدان درگیری با یک نگاه کلان است و بعد هم توضیح می دهد که چطور می شود سیر را در وادی نور یا در وادی ظلمات انجام داد. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان عالم دنیا و عالم آ تگاهی تصویری که قرآن به لحنی کلان و یکپارچه از این دو دستگاه ارائه می کند با بیان عالم دنیا و عالم آ ت است. عالم دنیا و آ ت شاید اصطلاحات متعددی دارد؛ یک اصطلاحش همین است که ما در همین عالم هم که هستیم عالم دنیا و عالم آ ت داریم؛ یعنی عالم دنیا بیانی از محیط ولایت اولیاء طاغوت و دنیایی است که آنها درست می کنند . عالم دنیا خصوصیاتی دارد و در قرآن گاهی این خصوصیات ناظر به همین عالم است؛ مثلاً اگر گفته شد «إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ»(محمد/36)؛ یعنی حیات دنیا سراسر لهو و لعب است، مقصود از حیات دنیا همین است و نه عالم طبیعت؛ یعنی در بعضی آیات قرآن که بین عالم دنیا و آ ت مقایسه می کند مقصود از این عالم، عالم طبیعت و عالم عالم برزخ و قیامت که بعد از این وارد آن می شویم نیست؛ و الا عالم طبیعت که سراسر عالم لهو و لعب نیست؛ یا مثال دیگر وقتی است که گفته شده «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ»(عنکبوت/64). در آیات وقتی می خواهد این دو محیط و جریان به همین دو وادی تصویر و تفسیر بشود، گاهی گفته می شود یک وادی نور و هدایت و یک وادی ظلمات و ظلال است. یکی وادی دنیا و یکی وادی آ ت است. در واقع می خواهد یک و چهره دیگری از این دو جریان را بیان کند و خصوصیاتش را هم توضیح دهد؛ که مثلاً وادی آ ت و دنیا چه وادی هستند. در آیات پایانی سوره مبارکه اعلی خدای متعال می فرماید «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا * وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقَى»(اعلی/16-17)، شما عالم دنیا را اختیار می کنید در حالی که عالم آ ت هم بهتر و هم پایدارتر است. گاهی این مقایسه ها افعل تفضیل هم نیست«وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى»(ضحی/4) چون اصلاً یکی باقی و یکی فانی است، یکی خیر و یکی شر است، یکی دار حیوان و حیات و یکی دار لهو و لعب و موت است. در روایات فرمودند که مقصود از حیات دنیا محیط ولایت دشمنان و آ ت محیط ولایت ماست. در عالم دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست. انسان اگر وارد این محیط شد دائماً به لهو مشغول است و همیشه در دوران طفولیت و مشغول به لعب و لهو است؛ و اگر وارد عالم آ ت شد، چون عالم آ ت دارالحیوان و توجه به حضرت حق است، از لهو ولعب جدا می شود. لهو آن چیزی است که از خدای متعال غافل می کند. به طور کلی در قرآن هر کجا «لهو» به کار می رود یعنی آنچه که انسان را از خدای متعال غافل می کند «لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ»(منافقون/9)، هرچه انسان را از خدای متعال مشغول کند در تعبیر قرآن لهو است. لعب هم بازیگری و مشغول به غیرخدا شدن است و خاصیت و صفت دنیا این است. این هم یک تصویر دیگری است که به شکل کلی در قرآن از این میدان درگیری ارائه می شود دو جهان داریم: وادی لهو ولعب و دارالحیوان، با تمام خصوصیاتی هست. در یک وادی وقتی وارد می شوید حیات نیست و به تعبیر قرآن «ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا»(حجر/3)؛ یعنی فقط خوردن و خو دن است. «وَ یَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ»(محمد/12)، مثل چا ایان در عالم زندگی است. یک عالم دیگر دار حیات و طهارت است و خصوصیاتی دارد. در روایات گاهی توضیح داده می شود که اهل دنیا به یک تعبیری از یک روح محدودی برخوردارند؛ یعنی در آنها روح القوه روح الشهوه و روح البدن است ولی از روح الایمان نیست. این هم یک تصویر دیگری است که در احادیث نورانی بیان شده است. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان شجره طیبه و شجره خبیثهتصویر کلان دیگری که قرآن از این دو میدان درگیری ارائه کرده و برنامه این دو تا جریان را توضیح می دهد تصویر جبهه ایمان و جبهه کفر در سیمای شجره طیبه و شجره خبیثه است؛ و با یک لطایفی در دو آیه سوره مبارکه حضرت ابراهیم علی نبینا و اله علیه السلام توضیح داده شده است. أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ * تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ یَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ * وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ»(ابراهیم/24-26)، کلمه طیبه مثل یک درخت پاک است که یک ریشه استوار و ثابتی دارد و تمام رویش آن براساس این ریشه ثابت است. شاخه آن هم که در حال رشد است، در یک بناء ثابت و استواری تکیه دارد. اصل این شجره ثابت است و فرع او در آسمان هست و در هر حین ثمرات و میوه های خودش را می دهد. مثل جبهه حق مثل شجره طیبه ای است که اصلش ثابت است و فرع آن در در آسمان در آن مقام رفیع است و دائماً هم بازدهی و میوه و ثمره دارد. مثل کلمه خبیثه مثل شجره خبیثه ای است که اصل و ریشه ثابتی که بر او تکیه د ندارد و از روی زمین سبز شده، و بی قرار است؛ چنانچه در دستگاه هم هیچ قرار و ثباتی نیست و دائماً در حال تلون است. یک وعده ای می دهد و انسانها و جامعه بشری را به سمت یک موعودی می برد اما وقتی به مقصد می رسند در آن دنیای موعود به نتیجه نمی رسند.؛ زیرا می بینند که آنچه می خواستند نیست؛ پس آن بت ها ش ته می شود و یک بتکده جدیدی درست می کند و آنها را به سمت بتکده جدید سیر می دهد. خاصیت دستگاه باطل تلون و عدم قرار است. به خلاف دستگاه حق که یک قرار و ثباتی دارد و تمام دوام این شجره طیبه هم به این ریشه ثابتش است. روایاتی که این دو جریان را تفسیر می کنند، می فرمایند که کلمه طیبه، کلمه توحید است و شجره خبیثه کلمه کفر است. این کلمه ایمان و کفر در روایات، گاهی اینطور تطبیق شده که کلمه خبیثه بنی امیه و دیگران و جریان کفر و کلمه طیبه وجود نبی اکرم و اهل بیتشان و مومنین هستند. ریشه این درخت وجود مقدس نبی اکرم و بدنه این درخت وجود مقدس المومنین و شاخه های این درخت ائمه علیهم السلام و برگ های این درخت هم شیعیان و مومنین هستند و میوه این درخت معارف و علوم اهل بیت است. گاهی به تفصیل و گاهی هم به صورت کلی توضیح داده شده که اصل این درخت، وجود مقدس اهل بیت و فرع این درخت محیط ولایتشان هست که مومنین در آن محیط زندگی می کنند؛ و محیط ولایت آنها محیط سماء است؛ یعنی ی که به می رسد از ارض جدا شده است.ارض و سماء هم معانی متعدد و ظاهر و باطن دارد. ی که به می رسد از زمین فاصله گرفته و سماواتی شده است. در روایات فرمودند «إِذَا تَخَلَّى الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّه »(4) انسان باید از دنیا خالی بشود تا وارد عالم سماوات بشود اگر ی وارد محیط ولایت آنها شود دائماً از معارف و ولایت و ثمرات شجره طیبه توحید و ولایت برخوردار می شود. میوه معارف و علومی و حقایقی که از اهل بیت علیهم السلام جاری می شود موجب حیات قلوب انسانها می شود. شجره خبیثه هم به جریان باطل تفسیر شده که قرار و ثبات و ریشه استوار در عالم ندارد و تلون دائمی دارد. این درخت شاخ و برگ دارد. این دو شجره را گاهی به صورت دیگری توضیح دادند؛ مثل شجره زقوم و شجره طوبی، که دو درخت هستند که اصل یک درخت در جهنم و اصل یک درخت در بهشت است. در روایات می فرمایند که اصل شجره طوبی در خانه وجود مقدس نبی اکرم و شاخ و برگش در خانه های مومنین است. این تصویرها با هم متفاوت است و هر کدام ناظر به یک صورتی از این دو جریان است. آنجایی که این دو جریان به نور وظلمت مثل زده می شوند، یا آنجایی که به شجره خبیثه و طیبه مثل زده می شوند، یا آنجایی که در قالب دنیا و آ ت از آنها گفتگو می شود ناظر به جنبه های مختلف این دو جریان است. سیر ظلمانی با اولیای طاغوت و سیر نورانی با نبی اکرمیک عده ای از انسان ها تحت جریان ولایت دستگاه باطل قرار می گیرند و سیرشان در وادی ظلمات است و پایان کارشان جهنم است و خودشان هم اصحاب النار هستند. یک عده ای هم با ولایت حق در عالم سیر می کنند و نتیجه آن رسیدن به هدایت و نور و نجات از ضلال و جهنم و پایان کارشان رسیدن به بهشت و جنت است. یک عده ای در عالم دنیا سیر می کنند که عالم لهو و لعب است و بقاء و خیر در آن نیست. عده ای هم سیرشان در عالم آ ت است که عالم دوام و بقاء و سراسر خیر و حیات طیبه است. عده ای شاخ و برگ شجره توحیدند و از شجره توحید تغذیه می کنند و در دامن شجره توحید پرورش پیدا می کنند؛ عده ای هم در دامن شجره خبیثه کفر و شاخ و برگ شجره کفر هستند. این تشبیه ها بیان این دو جریان در قالب های مختلفی است و حتماً باید روی آن دقت بشود. مومن برگ درخت توحید و کافر برگ درخت شجره خبیثه کفر است. یکی متمسک به شجره طوباست و در وادی سیر می کند و یکی متوسل به شجره خبیثه و شجره زقوم است و در درکات جهنم سیر می کند. در قرآن به صورت کلی این دو دستگاهی که با یکدیگر درگیرند مطرح شده و این طرح [جامع نبی اکرم] ناظر به این دو جریان است که نحوه عبور از وادی ظلمات به سمت نور، نحوه حرکت در دار دنیا را بیان می کند که انسان به سلامت از این دنیا عبور د و یا وقتی وارد جهنم می شود، از جهنم به سلامت عبور کند زیرا قرآن می فرماید «وَ إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا»(مریم/71) یعنی قضاء حتمی است که همه وارد جهنم می شوند. این طرح بیان می کند که چطوری می شود مومنین را از وسط جهنم به سلامت عبور داد و با فرض این که این شجره خبیثه شاخ و برگ خودش را منتشر می کند چطور می شود مومنین را به سلامت از شر این شجره زقوم و شجره خبیثه از دار دنیا عبور داد. حدیثی را مرحوم محدث قمی هم در اعمال ماه شعبان و هم در روز اول ماه شعبان نقل د که المومنین در ماه شعبان از کنار یک عده ای عبور می د و دیدند که آنها بحث های کم فایده می کنند؛ به آنها فرمودند که در این ماه شجره طوبی شاخ و برگ خودش را نازل کرده و شجره زقوم هم از اعماق ظلمات و قعر زمین شاخ و برگ خودش را بالا می آورد و می خواهد شما را دعوت و جذب د؛ عده ای به شاخ و برگ شجره طوبی و عده ای به شجره زقوم چنگ می زنند آنها که به شجره خبیثه زقوم چنگ زدند، وارد وادی ظلمات و درکات جهنم می شوند و اینها هم با شاخ و برگ شجره طوبی وارد عالم بهشت و عوالم بالا می شوند. بعضی ها به یک شاخه و بعضی ها به شاخه های متعدد متمسک هستند؛ بعضی ها با یک گناه و یک صفت رذیله و یک توجه به دنیا و بعضی ها هم به شاخ و برگ بیشتری از شجره خبیثه و زقوم متمسک هستند. ماه شعبان ماه سیر با شجره طوبی است؛ با این شجره سیر کنید. موضوع درگیری جریان حق و باطلاینها تصویرهای کلی است که از این دو جریان در قالب مثل توضیح می دهند. ظاهر این مثل ها را تقریباً عموم می فهمند که مثلاً دو جریان است: یکی شجره خبیثه و یکی شجره طیبه، یکی ظلمت و یکی نور، یکی مثل نور الهی و یکی هم ظلمات بعضها فوق بعض، یکی دنیا و یکی آ ت است؛ اما یک حقیقتی پشت صحنه این مثلها است که باید انسان به آنها هم دست پیدا کند و معنای عالم آ ت و ظلمات و نور و شجره خبیثه و طیبه و امثال اینها را در قرآن مورد دقت قرار دهد. مثل های قرآن این دو جریان حق و باطل را توضیح می دهد. موضوع اصلی درگیری این دو جریان دین خداست. قرآن می فرماید «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»(کافرون/6) دعوا بر سر بت پرستی و دنیا پرستی یا خدا پرستی است. دستگاه کفار و فراعنه و شیاطین و اولیاء طاغوت که مقابل انبیاء صف آرایی می د دستگاه دنیا پرستی و دستگاه نفس پرستی است. یک طرف هم دستگاه خدا پرستی است دعوا بر سر معبود است و که انسان چه ی را عبادت د. همه عبادت می کنیم؛ منتها گاهی به تعبیر قرآن عبدالطاغوت و عبد می شویم و گاهی عبد خدا می شویم. خدای متعال در قرآن می فرماید «أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ»(یس/60)، تمام هشدارهای قرآن به همین برمی گردد. وجود مقدس نبی اکرم منذر و مبشر هستنند، تمام بشارت های قرآن بشارت به توحید است و تمام انذارهای قرآن انذار از شرک است؛ یعنی انذار بر سر مسئله پرستش و اعراض از پرستش غیر از خدای متعال است. صحبت از جهنم و درکات آن با موضوع پرستش غیر خدای متعال است و صحبت از بهشت و درجاتش با موضوع پرستش خدای متعال و مقامات توحید است. درگیری و امتحان بر سر خلافت نبی اکرمدر یک چهره دیگری در قالب قرآن اگر بخواهیم از این درگیری تصویر برداریم، دعوا برسر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است؛ یعنی از همین جا دعوا شروع می شود. دعوا سر توحید و کفر و خضوع در مقابل خدای متعال و تواضع و تذلل و استکبار است؛ اما صورت نزاع در عالم بر سر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است. خدای متعال در قرآن چنین مطرح می کند که قبل از این که حضرت آدم و نسلش در عالم دنیا خلق بشوند، قبل از آن در عالم ملائکه یک عهدی از آنها گرفته و یک جریانی را به آنها توضیح داد «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»(بقره/30)، مفسرین در این مورد بحث د که آیا مقصود جانشین و خلیفه نسل های گذشته است و یا چیز دیگری مورد نظر است؛ چون این آیه ها بحث پردامنه ای دارد؛ ولی یک جریان خلافتی هم هست که خدای متعال برای خودش قرار داده است که در روایات هم فرمودند «إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ وَ خِلَافَةُ الرَّسُول»(5) وجود مقدس نبی اکرم آن خلیفه تام الهی هستند و در مقابل این خلافت همه عوالم مأمور به تواضع و خضوع هستند و باید سجده کنند. عالم ملائکه که فوق همه عوالم است وملکوت این عالم مأمور به سجده در مقام خلافت الهی شدند؛ و از همین جا نزاع شروع شد. به فرموده قرآن ملکوت عالم تماماً سجده د «اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ»(بقره/34)، باطن نزاع بر سر ایمان و توحید است که وجود مقدس المومنین در خطبه قاصعه توضیح دادند که امتحان ملائکه به تواضع در مقابل خدای متعال بود؛ اما این تواضع در قالب تواضع در مقابل این انسان تحقق پیدا کرد، زیرا «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا»(بقره/31) این امتحان، عبادت حضرت آدم نبود؛ بلکه عبادت خدای متعال بود؛ اما طریق این عبادت سجده و تواضع بر حضرت آدم است. این امتحان به تواضع و تذلل در مقابل خدای متعال، به تعبیر نورانی المومنین علیه السلام در خطبه قاصعه در قالب سجده بر آدم اتفاق می افتد؛ اما در یک پوشیده ای که اسرار آن روشن نیست؛ این خلیفه که مسجود ملائکه باید بشود در قالب گل خلق می کنند و این گل پیش روی ملائکه افتاده بود و مدتها از کنار آن رفت و آمد می کنند. در روایات بیان می شود که تفاوت ملائکه با این است که وقتی ملائکه بر این گل عبور می د با این که آنها از عالم نورند و این گل بود و هیچ حقیقتی در آن دمیده نشده بود؛ اما چون خدای متعال داستان را برای آنها گفته بود با تواضع به او نگاه می د؛ اما ابلیس هر وقت عبور می کرد شیطنت وتحقیر می کرد و در آ هم قبول نکرد و گفت «خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»(ص/76). خدای متعال در قرآن می فرماید «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ»(ص/72)، وقتی آدم را آف و روح را در او دمیدم بر او سجده کنید؛ یعنی قبل از دمیدن روح سجده نبود. طبق حدیثی که مرحوم طبرسی در احتجاج نقل کرده وجود مقدس المومنین علیه السلام فرمود که سجده بر گل نبود؛ بلکه سجده بر آن روح بود، یعنی کلمه روح یک حقیقتی است که خودش هم مخلوق خداست و نسبتی که با خدای متعال پیدا کرده نسبت شرافت و تعظیم است. خدای متعال از این روح در آدم دمید و به همه ملائکه دستور سجده داد. بنابراین سیر عالم به سمت خدای متعال و در مسیر بندگی خدای متعال و امتحان همه عالم به بندگی خدای متعال به سجده در مقابل آن انسانی است که این روح در او دمیده شده که حالا از او تعبیر به خلیفه می شود . یک شعاع از این کلمه روح در حضرت آدم آمد. خلیفه اصلی خدا آن کلمه «روح» است و مقام خلافت برای اوست. در روایات معصومین فرمودند که انوار ما در صلب حضرت آدم بود که مجبور به سجده شدند. خدای متعال آدم را در حجاب گل خلق می کنند. حضرت در خطبه قاصعه فرمودند«وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَل...وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَبْتَلِی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَه تَمْیِیزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِکْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلَاءِ مِنْهُم »(6) ؛ یعنی اگر خدای متعال می خواست جسم این آدم را از نوری بیافریند که همه عقول خیره بشوند و به او بوی خوشی بدهد که همه شامه ها تواضع کنند این کار را می کرد؛ اما اگر این کار را می کرد امتحان ملائکه آسان می شد در حالی که خدای متعال با مجهولات امتحان می کند برای این که آنها از استکبار و خودپسندی و خودپرستی و خیلاء فاصله بگیرند و برای این که این اه محقق بشود خدای متعال با مجهولات امتحان می کند و الا اگر می خواست جسمش را هم در قالب نور می آفرید. آنهایی که این مسیر را دنبال می کنند و از عهده امتحان الهی بر می آیند و به دنبال خلیفه خدا حرکت می کنند و در مقابل این خلیفه تواضع می کنند ، به آن نوری که در آن خلیفه هست و به آن بوی خوشی که در او هست که شامه ها را مست می کند، می رسند. در خطبه قاصعه المومنین علیه السلام دو بیان دارند و می فرمایند «یُشِمُّنِی عَرْفَه »(7)، از دوران طفولیت آن بوی خوش وجود مقدس نبی اکرم به شامه من می رسید. بویی که هر بشنود تواضع می کند و ملائکه اگر می دیدند سجده می د. در مرحله بعد می فرمایند «وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّة»(8) من بوی نبوت پیغمبر را استشمام می . خدای متعال این حقایق را در «گِل» پیش روی عالم ملکوت قرار داد و مدتها بعد روحی در او دمیده و می گوید: سجده کنید. حجاب بر حقیقت، سختی امتحان الهیجریان ربوبیت الهی جریان س رستی و اداره و حتی جریان الوهیت از طریق نبی اکرم و اهل بیتشان، در عالم جاری می شود و همه عالم مأمور به تواضع در مقابل او هستند. اگر تواضع د ها کنار می رود و حقایق معلوم می شود و هرچه جلوتر بروند نورانیت وجود مقدس نبی اکرم و مقامات ایشان بیشتر برایشان مشهود می شود و می بینند «کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ»(قصص/88)، یعنی جز وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هرچه هست ماسوی الله چیزی نیست و اگر جلوتر بروند به جایی می رسند که «أَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ»(بقره/115)؛ یعنی به هر طرف رو می کنند می بینند حقیقت همین است و چیزی غیر از این نیست و می فهمند که چرا باید تواضع و خشوع کرد و از این مسیر به سمت خدای متعال رفت؛ اما این امر در است و به همین دلیل امتحان هم خیلی سخت می شود. اصل نزاع به توحید و کفر و شرک و بر سر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است. عده ای خلافت را قبول نمی کنند و نمی خواهند از طریق او و با برنامه و طرح و اداره و س رستی او به سمت خدای متعال حرکت کنند؛ بلکه می خواهند راه دیگری را بروند؛ و حتی اگر بخواهند خدا را هم بپرستند می خواهند جور دیگری بپرستند؛ چنانچه مناسک خداپرستی هم در عالم راه می اندازند؛ همان کاری که ابلیس کرد. بعد از این که جریان تمام شد ابلیس به خدای متعال گفت: من دو رکعت خواندم که چهار هزار سال طول کشید؛ خودت را هرچه بگویی سجده می کنم؛ ولی از این راه قبول نمی کنم. خدای متعال فرمود که آن عبادت من نیست و طریق عبادت من همین است. بنابراین نزاع بر سر عبادت و پرستش است و طریق عبادت هم وجود مقدس نبی اکرم است و همه دعوا بر سر خلافت نبی اکرم است. این خلافت وقتی به انبیاء به ان می رسد، شأنی از شئون خلافت نبی اکرم است که در شیعیان کامل هم وجود دارد. انبیاء شیعیان کامل وجود مقدس نبی اکرم و المومنین هستند. شیعیان کامل یک شأنی دارند؛ چنانچه قرآن می فرماید «وَ إِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ * إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»(صافات/83-84). در زیارات هم مثلا وارد شده که «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شأن من الشأن»(9) این شأنی از همان شئون خلافت است که شفاعت و چیزهای دیگر هم در آن هست. این خلافت، جریان هدایت و س رستی و قرب و شفاعت است و ی که این خلافت را قبول کرد و از این مسیر به سمت خدا رفت در واقع با شفاعت نبی اکرم سیر می کند و تنها با آن شفاعت این سیر ممکن می شود؛ و الا قدم در وادی توحید مجاز نبود. به گفتند: اگر از این راه نیایی نمی توانی بپرستی؛ یعنی الا به شفاعت نبی اکرم امکان پرستش خدای متعال نیست. الا از طریق وجود مقدس نبی اکرم هیچ پیغمبر و مومن کاملی نمی تواند خدا را بپرستد و امکان ندارد خداپرستی در همه وجود انسان جاری بشود به طوری که همه مظاهر زندگی توحیدی باشد و همه عالم مسجد بشود. در روایات فرمودند «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ لَوْلَانَا مَا عُرِفَ اللَّه »(10)، دعوا سر همین است که عبادت خدای متعال جز از طریق معصوم ممکن نیست و انی که به معصوم ملحق می شوند قوای معصوم هستند و خدا را می پرستند. حضرت برای ما خانه توحید را بنا کرده و شهری درست کرده اند که به تعبیر قرآن بلد امین یعنی شهر امن است. اگر همه زندگی ما در این فضا و شهر واقع شود، عبادت است، زیرا به فرموده قرآن «یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ *رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ ا َّکَاةِ»(نور/36-37) انی که در این خانه ها هستند بازارشان هم عبادت است و اگر بیرون این خانه ها بروند، شان هم دیگر عبادت نیست. نه این که خدای متعال این و عبادت را قبول نمی کند؛ زیرا اصلاً عبادت نیست بلکه شیطنت نفس و بازی است. بنابراین نزاع بر سر عبادت و پرستش خدای متعال و پرستش دنیاست و این نزاع در تبعیت از نبی اکرم و پذیرش خلافت او و یا انکار این خلافت محقق می شود، که یک عرض عریض و گسترده ای دارد. السلام علیک یا اباعبدالله...پی نوشت ها:(1) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 146(2) مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج 1، ص: 281(3) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص: 613(4) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 130(5) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 200(6) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 286(7) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 300(8) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 301(9) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏99، ص: 267(10) بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج 1، ص: 61
گروه معارف-رجانیوز: حسین(ع) کشتی نجات امت است که با دو بال شور و شعور، انسان را به اوج کمالات الهی می رساند. ایام عزاداری اباعبدالله(ع) که همگان برای درک شور حسینی (ع) سر از پا نمی شناسند، شایسته است به بال دوم و مهم تر این کشتی نجات یعنی معارف حسینی(ع) توجه ویژه ای شود. نشر و مطالعه سخنرانی های پر مغز علما قدمی در راستای نشر معارف حسینی (ع) است. آنچه پیش رو دارید چهارمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم ی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است.به گزارش رجانیوز ایشان در این بحث بیان می کنند همراهی با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مطهرشان به معنای همراهی در آن برنامه و طرحی است که برای اداره عالم دارند. قرآن این نزاع حق و باطل را به صورت کلی در تصویرهای متفاوتی بیان فرموده از جمله نزاع و درگیری بین نور و ظلمت، شجره طیبه و شجره خبیثه و عالم دنیا و آ ت می باشد. نتیجه سیر با نبی اکرم وج از ظلمت و ورود به وادی نور است و نتیجه سیر با اولیاء طاغوت، وج از نور و سیر در ظلمات است. موضوع درگیری پرستش خدای متعال یا نفس و و دنیا است. امتحانات سخت الهی در تواضع و خشوع و سجده در مقابل مقام خلافت اللهی نبی اکرم و اهل بیت ایشان است که در قالب سجده بر حضرت آدم ظاهر شد. نزاع بر سر عبادت و پرستش خدای متعال و پرستش دنیاست و این نزاع در تبعیت از نبی اکرم و پذیرش خلافت او و یا انکار این خلافت محقق می شود...ترسیم فضای کلی درگیری حق و باطل در قرآنبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِین»(توبه/119)، همراهی با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مطهرشان در این آیه شریفه شاید به معنای همراهی در آن برنامه و طرحی است که برای اداره عالم دارند و به ما دستور داده شده همراه با آنها و در آن طرح حرکت . در مقابل این طرحی وبرنامه ای که وجود مقدس نبی اکرم برای اداره عالم دارند، برنامه دستگاه و شیاطین انس و جن است و بین وجود مقدس نبی اکرم و جبهه مقابل یک صف بندی وجود دارد.این طرحی که حضرت برای اداره عالم دارند ناظر به درگیری هم هست؛ یعنی اینطور نیست که با صرف نظر از وضعیتی که عالم دارد یک طرحی بدهند، در حالی که شیاطین و قوای ی در عالم کار می کنند؛ بلکه با توجه به این قوای ی و جبهه شرک و کفر و نفاق شیاطین انس و جن که در عالم مشغول به کار هستنند، حضرت یک برنامه برای ادامه عالم و عبور دادن انسان و سیر در مراحلی که در نظر گرفته شده طرح د. این طرح ناظر به همه عرصه های حیات انسان است و نه فقط عالم دنیا و حس و عقل و حتی قلب بلکه تمام قوای وجودی انسان را تدبیر می کند بلکه ناظر به عوالم موازی و متوالی که پی در پی دنیا و برزخ و قیامت شکل می گیرند هم می باشد و یکی از خصوصیاتش این است که این طرح ناظر به این میدان درگیری است؛ یعنی یک درگیری در عالم وجود دارد که حضرت با توجه به این میدان درگیری یک طرحی را برای اداره عالم دارند. قرآن گاهی یک تصویر کلی از این دو میدان داده و این درگیری را توضیح می دهد. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان جریان نور و ظلمت این درگیری گاهی در شکل درگیری بین جریان نور و ظلمت است. قرآن مکرر توضیح داده که دو جریان س رستی و ولایت و اداره در عالم هست «اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) یک جبهه، جریان س رستی است که منتهی به ولایت الله می شود و یک جبهه هم مقابل آن است؛ اما آن دو جریان یکی «یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» و یکی «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» است. این تصویر کلی از این دو جریان س رستی و تدبیر، بسیار کارگشا است. جریان ولایت الله از طریق ولایت انبیاء و اولیاء و ولایت معصومین در عالم اعمال می شود. تفسیر آیه بالا این است «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ ا َّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»(مائده/55)؛ یعنی خدای متعال مومنین را س رستی می کند و این س رستی سیر در وادی نور است تا به سرچشمه نور برسند؛ اما این س رستی از طریق ولایت رسول گرامی و آن مومنینی است که در حال صلات و رکوع، زکات می دهند. [این مومنین در این آیه] تفسیر به اهل بیت علیهم السلام شده، منتها با این خصوصیت از آنها یاد شده است. در روایات معصومین هم توضیح داده شده که این ولایت در عرض ولایت خدا نیست، یعنی اینطور نیست که جریان س رستی و هدایت به سمت نور در عرض ولایت الله باشد؛ بلکه همانطور که در روایات فرمودند و معنا آن هم دشوار است «خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَایَتَنَا وَلَایَتَه حَیْثُ یَقُولُ- إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا»(1) ؛ یعنی خدای متعال ما را با خودش یکی کرده و ولایت ما را عین ولایت خودش قرار داده است. قطعاً مراد اختلاط مادی یا چیزی که منتهی به تشبیه بشود و خدای متعال را به مخلوق تشبیه کند نیست. اهل بیت آن مومنینی هستند که این دو صفت را با هم دارند: «ُیقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ ا َّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»؛ یعنی دائماً در حال اقامه صلات و ارتباط با خدای متعال هستند و دائماً در حال توجه به بندگان خدا و زکات دادن هستند. زکات امر گستره ای است؛ زکات علم، زکات قدرت و زکات مال و هر امری زکات خاص خودش را دارد. ولایت خدای متعال از طریق وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت در عالم جاری می شود. بنابراین یک تصویر از این میدان درگیری، یکی ولایت خدای متعال است که از طریق معصومین در عالم جاری می شود و یکی هم ولایت جبهه مقابل یعنی طاغوت و آن انی است که بنای طغیان را در عالم گذاشتند و طغیان را در عالم گسترش می دهند. آنها هم برای خودشان یک دستگاهی دارند و کفار را تدبیر و س رستی می کنند و این س رستی «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» است. خدای متعال و نبی اکرم و اهل بیت هم س رست مومنین هستند. دو جریان بر دو جبهه مومنین و جبهه کفار حاکم است: یکی جریان ولایت الله یکی جریان ولایت اولیاء طاغوت؛ یکی سیر به سمت نور و جریان هدایت و یکی سیر به سمت ظلمات و جریان ظلال و گمراهی سردرگمی است. پایان یکی جنت است و پایان دیگری هم «أُولَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»(بقره/257) است. همین تفسیر با یک تفصیل و بیان دیگری در سوره مبارکه نور آمده که به صورت جریان نور و ظلمت بیان شده که جریان بسیار عجیبی است. جایگاه این دو آیه هم در سوره باید مورد توجه قرار بگیرد. یکی جریان نور الهی است که متمثل در نبی اکرم می شود و وجود مقدس نبی اکرم عالم را روشن می کنند. نور نبی اکرم در چراغدان و مشکاه وجود مقدس نبی اکرم ظاهر می شود تا آنجا که می فرماید «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّـهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»(نور/36) این یک جریان است و این آیه همان داستان هدایت است. در روایت فرمودند «فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَالَ هُدَى مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ هُدَى مَنْ فِی الْأَرْض »(2)، هدایت خدای متعال، هدایت همه عوالم را به سمت مقام قرب و مقام توحید به عهده دارد و این کار خود حضرت حق است که همه با نور الهی هدایت می شوند. این نور یک سیری دارد تا به ما برسد: این نور متمثل در نبی اکرم شده و در چراغدان و مشکاه نور نبی اکرم در کائنات و عوالم خلقت نازل می شود تا به ما می رسد «حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»(3)، خدای متعال به ما منت گذاشت و این جریان هدایت را در خانه های انبیاء و خانه های اهل بیت علیهم السلام قرار داد تا ما بتوانیم از این نور هدایت استفاده کنیم. در نقطه مقابل جریانی است که قرآن از آن اینگونه حکایت می کند «أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ»(نور/40) آیه نور جریان هدایت الهی و تنزل این هدایت را تا رسیدن این هدایت به ما توضیح می دهد که این نور الهی چه مسیری را طی می کند و ما اگر بخواهیم در مسیر هدایت قرار بگیریم باید وارد این خانه ها بشویم و از طریق این خانه ها به ذکر و نور برسیم و سیر کنیم تا به سرچشمه هدایت و سرچشمه نور برسیم. قرآن به دنبال آیه نور که جریان هدایت است، نقطه مقابل آن یعنی جریان ظلمات و یک حقیقتی را بیان می کند. در مثل های قرآن در واقع توضیح جریان حق و باطل است. وجود مقدس نبی اکرم و بیان دستگاه ایشان و دستگاه مقابل هم از مثل های قرآن است و باطن آیه هم به همین بر می گردد. مثل های قرآن یک بخش عمده قرآن را هم تشکیل می دهد و کتاب های مستقلی هم در این زمینه نوشته شده و روایاتی که مثل های قرآن را معنا می کنند مطرح شده است. گاهی در روایات در دسته بندی کلی قرآن می گویند: یک قسم قرآن امثال است. مثال هایی که در قرآن زده شده، هم ظاهر و هم باطن دارد. قرآن می فرماید «یَهْدِی اللَّـهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ»(نور/35)، نور یک حقیقتی پشت این امثال هست که خدای متعال به آن هدایت می کند؛ ولی در قالب مثل برای عموم قابل فهم می شود؛ اما رسیدن به آن حقیقت منوط به هدایت الهی است. قرآن این دو جریان نور الهی و ظلمات را هم در قالب مثال توضیح می دهد. ظلمات در یک دریای عمیق و طوفانی است که موجی بر فراز آن است و بر فراز آن موج هم موج دیگری است، و بر فراز آن ابری است و تاریکی هایی که بر فراز همدیگر هستند. در تصویر کلی قرآن دو جریان است: یک جریان «نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّـهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ»(نور/35)؛ یعنی جریانی انواری است که بر فراز یک دیگر هستند تا به ما می رسد و ما در این عالم می توانیم از این انوار استفاده کرده و سیر پیدا کنیم و مراحل نورانیت را طی ؛ و یک جریان هم «أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ »(نور/40). سیر در مقامات نور با نبی اکرم و در ظلمات با اولیای طاغوتیک سیر با وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت و در مقامات نور است و مقامات نورانیت را پشت سر هم طی می کنیم. دستگاه نبی اکرم دستگاهی است که مومنین و موحدین را در مقامات نورانی سیر می دهد تا به سرچشمه و مقام اصلی راه پیدا ند. این سیر هم در عالم دنیا و هم عوالم بعدی ادامه دارد. نقطه بعدی هم دستگاه مقابل سیر در درکات ظلمات است. اولیای طاغوت در یک دریای طوفانی ظلمانی و به سمت قعر آن دریا سیر می دهند. هرچه تمسک کفار به این اولیاء طاغوت بیشتر باشد و بیشتر اطاعت و تبعیت ند و تسلیم بشوند، سیرشان در درکات بیشتر واقع می شود و ظلمانی تر می شوند و در اعماق این فضای ظلمانی قرار می گیرند؛ به طوری که خودشان جزو پرچمداران و سردمداران وادی ظلمت می شوند.از این طرف هم هر چه تمسک و تولی و اعتصام به حبل الله و به جریان و رشته هدایت به این مسیر نورانی بیشتر باشد، به مقامات بالاتری از قرب می رسند. یک طرف در درکات ظلمت و یکی در درجات نور است. این یک بیان قرآن از این میدان درگیری با یک نگاه کلان است و بعد هم توضیح می دهد که چطور می شود سیر را در وادی نور یا در وادی ظلمات انجام داد. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان عالم دنیا و عالم آ ت گاهی تصویری که قرآن به لحنی کلان و یکپارچه از این دو دستگاه ارائه می کند با بیان عالم دنیا و عالم آ ت است. عالم دنیا و آ ت شاید اصطلاحات متعددی دارد؛ یک اصطلاحش همین است که ما در همین عالم هم که هستیم عالم دنیا و عالم آ ت داریم؛ یعنی عالم دنیا بیانی از محیط ولایت اولیاء طاغوت و دنیایی است که آنها درست می کنند . عالم دنیا خصوصیاتی دارد و در قرآن گاهی این خصوصیات ناظر به همین عالم است؛ مثلاً اگر گفته شد «إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ»(محمد/36)؛ یعنی حیات دنیا سراسر لهو و لعب است، مقصود از حیات دنیا همین است و نه عالم طبیعت؛ یعنی در بعضی آیات قرآن که بین عالم دنیا و آ ت مقایسه می کند مقصود از این عالم، عالم طبیعت و عالم عالم برزخ و قیامت که بعد از این وارد آن می شویم نیست؛ و الا عالم طبیعت که سراسر عالم لهو و لعب نیست؛ یا مثال دیگر وقتی است که گفته شده «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ»(عنکبوت/64). در آیات وقتی می خواهد این دو محیط و جریان به همین دو وادی تصویر و تفسیر بشود، گاهی گفته می شود یک وادی نور و هدایت و یک وادی ظلمات و ظلال است. یکی وادی دنیا و یکی وادی آ ت است. در واقع می خواهد یک و چهره دیگری از این دو جریان را بیان کند و خصوصیاتش را هم توضیح دهد؛ که مثلاً وادی آ ت و دنیا چه وادی هستند. در آیات پایانی سوره مبارکه اعلی خدای متعال می فرماید «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا * وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقَى»(اعلی/16-17)، شما عالم دنیا را اختیار می کنید در حالی که عالم آ ت هم بهتر و هم پایدارتر است. گاهی این مقایسه ها افعل تفضیل هم نیست «وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى»(ضحی/4) چون اصلاً یکی باقی و یکی فانی است، یکی خیر و یکی شر است، یکی دار حیوان و حیات و یکی دار لهو و لعب و موت است. در روایات فرمودند که مقصود از حیات دنیا محیط ولایت دشمنان و آ ت محیط ولایت ماست. در عالم دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست. انسان اگر وارد این محیط شد دائماً به لهو مشغول است و همیشه در دوران طفولیت و مشغول به لعب و لهو است؛ و اگر وارد عالم آ ت شد، چون عالم آ ت دارالحیوان و توجه به حضرت حق است، از لهو ولعب جدا می شود. لهو آن چیزی است که از خدای متعال غافل می کند. به طور کلی در قرآن هر کجا «لهو» به کار می رود یعنی آنچه که انسان را از خدای متعال غافل می کند «لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ»(منافقون/9)، هرچه انسان را از خدای متعال مشغول کند در تعبیر قرآن لهو است. لعب هم بازیگری و مشغول به غیرخدا شدن است و خاصیت و صفت دنیا این است. این هم یک تصویر دیگری است که به شکل کلی در قرآن از این میدان درگیری ارائه می شود دو جهان داریم: وادی لهو ولعب و دارالحیوان، با تمام خصوصیاتی هست. در یک وادی وقتی وارد می شوید حیات نیست و به تعبیر قرآن «ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا»(حجر/3)؛ یعنی فقط خوردن و خو دن است. «وَ یَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ»(محمد/12)، مثل چا ایان در عالم زندگی است. یک عالم دیگر دار حیات و طهارت است و خصوصیاتی دارد. در روایات گاهی توضیح داده می شود که اهل دنیا به یک تعبیری از یک روح محدودی برخوردارند؛ یعنی در آنها روح القوه روح الشهوه و روح البدن است ولی از روح الایمان نیست. این هم یک تصویر دیگری است که در احادیث نورانی بیان شده است. تصویر کلی درگیری حق و باطل در قرآن با بیان شجره طیبه و شجره خبیثهتصویر کلان دیگری که قرآن از این دو میدان درگیری ارائه کرده و برنامه این دو تا جریان را توضیح می دهد تصویر جبهه ایمان و جبهه کفر در سیمای شجره طیبه و شجره خبیثه است؛ و با یک لطایفی در دو آیه سوره مبارکه حضرت ابراهیم علی نبینا و اله علیه السلام توضیح داده شده است. أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ * تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ یَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ * وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ»(ابراهیم/24-26)، کلمه طیبه مثل یک درخت پاک است که یک ریشه استوار و ثابتی دارد و تمام رویش آن براساس این ریشه ثابت است. شاخه آن هم که در حال رشد است، در یک بناء ثابت و استواری تکیه دارد. اصل این شجره ثابت است و فرع او در آسمان هست و در هر حین ثمرات و میوه های خودش را می دهد. مثل جبهه حق مثل شجره طیبه ای است که اصلش ثابت است و فرع آن در در آسمان در آن مقام رفیع است و دائماً هم بازدهی و میوه و ثمره دارد. مثل کلمه خبیثه مثل شجره خبیثه ای است که اصل و ریشه ثابتی که بر او تکیه د ندارد و از روی زمین سبز شده، و بی قرار است؛ چنانچه در دستگاه هم هیچ قرار و ثباتی نیست و دائماً در حال تلون است. یک وعده ای می دهد و انسانها و جامعه بشری را به سمت یک موعودی می برد اما وقتی به مقصد می رسند در آن دنیای موعود به نتیجه نمی رسند.؛ زیرا می بینند که آنچه می خواستند نیست؛ پس آن بت ها ش ته می شود و یک بتکده جدیدی درست می کند و آنها را به سمت بتکده جدید سیر می دهد. خاصیت دستگاه باطل تلون و عدم قرار است. به خلاف دستگاه حق که یک قرار و ثباتی دارد و تمام دوام این شجره طیبه هم به این ریشه ثابتش است. روایاتی که این دو جریان را تفسیر می کنند، می فرمایند که کلمه طیبه، کلمه توحید است و شجره خبیثه کلمه کفر است. این کلمه ایمان و کفر در روایات، گاهی اینطور تطبیق شده که کلمه خبیثه بنی امیه و دیگران و جریان کفر و کلمه طیبه وجود نبی اکرم و اهل بیتشان و مومنین هستند. ریشه این درخت وجود مقدس نبی اکرم و بدنه این درخت وجود مقدس المومنین و شاخه های این درخت ائمه علیهم السلام و برگ های این درخت هم شیعیان و مومنین هستند و میوه این درخت معارف و علوم اهل بیت است. گاهی به تفصیل و گاهی هم به صورت کلی توضیح داده شده که اصل این درخت، وجود مقدس اهل بیت و فرع این درخت محیط ولایتشان هست که مومنین در آن محیط زندگی می کنند؛ و محیط ولایت آنها محیط سماء است؛ یعنی ی که به می رسد از ارض جدا شده است.ارض و سماء هم معانی متعدد و ظاهر و باطن دارد. ی که به می رسد از زمین فاصله گرفته و سماواتی شده است. در روایات فرمودند «إِذَا تَخَلَّى الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّه »(4) انسان باید از دنیا خالی بشود تا وارد عالم سماوات بشود اگر ی وارد محیط ولایت آنها شود دائماً از معارف و ولایت و ثمرات شجره طیبه توحید و ولایت برخوردار می شود. میوه معارف و علومی و حقایقی که از اهل بیت علیهم السلام جاری می شود موجب حیات قلوب انسانها می شود. شجره خبیثه هم به جریان باطل تفسیر شده که قرار و ثبات و ریشه استوار در عالم ندارد و تلون دائمی دارد. این درخت شاخ و برگ دارد. این دو شجره را گاهی به صورت دیگری توضیح دادند؛ مثل شجره زقوم و شجره طوبی، که دو درخت هستند که اصل یک درخت در جهنم و اصل یک درخت در بهشت است. در روایات می فرمایند که اصل شجره طوبی در خانه وجود مقدس نبی اکرم و شاخ و برگش در خانه های مومنین است. این تصویرها با هم متفاوت است و هر کدام ناظر به یک صورتی از این دو جریان است. آنجایی که این دو جریان به نور وظلمت مثل زده می شوند، یا آنجایی که به شجره خبیثه و طیبه مثل زده می شوند، یا آنجایی که در قالب دنیا و آ ت از آنها گفتگو می شود ناظر به جنبه های مختلف این دو جریان است. سیر ظلمانی با اولیای طاغوت و سیر نورانی با نبی اکرمیک عده ای از انسان ها تحت جریان ولایت دستگاه باطل قرار می گیرند و سیرشان در وادی ظلمات است و پایان کارشان جهنم است و خودشان هم اصحاب النار هستند. یک عده ای هم با ولایت حق در عالم سیر می کنند و نتیجه آن رسیدن به هدایت و نور و نجات از ضلال و جهنم و پایان کارشان رسیدن به بهشت و جنت است. یک عده ای در عالم دنیا سیر می کنند که عالم لهو و لعب است و بقاء و خیر در آن نیست. عده ای هم سیرشان در عالم آ ت است که عالم دوام و بقاء و سراسر خیر و حیات طیبه است. عده ای شاخ و برگ شجره توحیدند و از شجره توحید تغذیه می کنند و در دامن شجره توحید پرورش پیدا می کنند؛ عده ای هم در دامن شجره خبیثه کفر و شاخ و برگ شجره کفر هستند. این تشبیه ها بیان این دو جریان در قالب های مختلفی است و حتماً باید روی آن دقت بشود. مومن برگ درخت توحید و کافر برگ درخت شجره خبیثه کفر است. یکی متمسک به شجره طوباست و در وادی سیر می کند و یکی متوسل به شجره خبیثه و شجره زقوم است و در درکات جهنم سیر می کند. در قرآن به صورت کلی این دو دستگاهی که با یکدیگر درگیرند مطرح شده و این طرح [جامع نبی اکرم] ناظر به این دو جریان است که نحوه عبور از وادی ظلمات به سمت نور، نحوه حرکت در دار دنیا را بیان می کند که انسان به سلامت از این دنیا عبور د و یا وقتی وارد جهنم می شود، از جهنم به سلامت عبور کند زیرا قرآن می فرماید «وَ إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا»(مریم/71) یعنی قضاء حتمی است که همه وارد جهنم می شوند. این طرح بیان می کند که چطوری می شود مومنین را از وسط جهنم به سلامت عبور داد و با فرض این که این شجره خبیثه شاخ و برگ خودش را منتشر می کند چطور می شود مومنین را به سلامت از شر این شجره زقوم و شجره خبیثه از دار دنیا عبور داد. حدیثی را مرحوم محدث قمی هم در اعمال ماه شعبان و هم در روز اول ماه شعبان نقل د که المومنین در ماه شعبان از کنار یک عده ای عبور می د و دیدند که آنها بحث های کم فایده می کنند؛ به آنها فرمودند که در این ماه شجره طوبی شاخ و برگ خودش را نازل کرده و شجره زقوم هم از اعماق ظلمات و قعر زمین شاخ و برگ خودش را بالا می آورد و می خواهد شما را دعوت و جذب د؛ عده ای به شاخ و برگ شجره طوبی و عده ای به شجره زقوم چنگ می زنند آنها که به شجره خبیثه زقوم چنگ زدند، وارد وادی ظلمات و درکات جهنم می شوند و اینها هم با شاخ و برگ شجره طوبی وارد عالم بهشت و عوالم بالا می شوند. بعضی ها به یک شاخه و بعضی ها به شاخه های متعدد متمسک هستند؛ بعضی ها با یک گناه و یک صفت رذیله و یک توجه به دنیا و بعضی ها هم به شاخ و برگ بیشتری از شجره خبیثه و زقوم متمسک هستند. ماه شعبان ماه سیر با شجره طوبی است؛ با این شجره سیر کنید. موضوع درگیری جریان حق و باطلاینها تصویرهای کلی است که از این دو جریان در قالب مثل توضیح می دهند. ظاهر این مثل ها را تقریباً عموم می فهمند که مثلاً دو جریان است: یکی شجره خبیثه و یکی شجره طیبه، یکی ظلمت و یکی نور، یکی مثل نور الهی و یکی هم ظلمات بعضها فوق بعض، یکی دنیا و یکی آ ت است؛ اما یک حقیقتی پشت صحنه این مثلها است که باید انسان به آنها هم دست پیدا کند و معنای عالم آ ت و ظلمات و نور و شجره خبیثه و طیبه و امثال اینها را در قرآن مورد دقت قرار دهد. مثل های قرآن این دو جریان حق و باطل را توضیح می دهد. موضوع اصلی درگیری این دو جریان دین خداست. قرآن می فرماید «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»(کافرون/6) دعوا بر سر بت پرستی و دنیا پرستی یا خدا پرستی است. دستگاه کفار و فراعنه و شیاطین و اولیاء طاغوت که مقابل انبیاء صف آرایی می د دستگاه دنیا پرستی و دستگاه نفس پرستی است. یک طرف هم دستگاه خدا پرستی است دعوا بر سر معبود است و که انسان چه ی را عبادت د. همه عبادت می کنیم؛ منتها گاهی به تعبیر قرآن عبدالطاغوت و عبد می شویم و گاهی عبد خدا می شویم. خدای متعال در قرآن می فرماید «أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ»(یس/60)، تمام هشدارهای قرآن به همین برمی گردد. وجود مقدس نبی اکرم منذر و مبشر هستنند، تمام بشارت های قرآن بشارت به توحید است و تمام انذارهای قرآن انذار از شرک است؛ یعنی انذار بر سر مسئله پرستش و اعراض از پرستش غیر از خدای متعال است. صحبت از جهنم و درکات آن با موضوع پرستش غیر خدای متعال است و صحبت از بهشت و درجاتش با موضوع پرستش خدای متعال و مقامات توحید است. درگیری و امتحان بر سر خلافت نبی اکرمدر یک چهره دیگری در قالب قرآن اگر بخواهیم از این درگیری تصویر برداریم، دعوا برسر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است؛ یعنی از همین جا دعوا شروع می شود. دعوا سر توحید و کفر و خضوع در مقابل خدای متعال و تواضع و تذلل و استکبار است؛ اما صورت نزاع در عالم بر سر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است. خدای متعال در قرآن چنین مطرح می کند که قبل از این که حضرت آدم و نسلش در عالم دنیا خلق بشوند، قبل از آن در عالم ملائکه یک عهدی از آنها گرفته و یک جریانی را به آنها توضیح داد «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»(بقره/30)، مفسرین در این مورد بحث د که آیا مقصود جانشین و خلیفه نسل های گذشته است و یا چیز دیگری مورد نظر است؛ چون این آیه ها بحث پردامنه ای دارد؛ ولی یک جریان خلافتی هم هست که خدای متعال برای خودش قرار داده است که در روایات هم فرمودند «إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ وَ خِلَافَةُ الرَّسُول»(5) وجود مقدس نبی اکرم آن خلیفه تام الهی هستند و در مقابل این خلافت همه عوالم مأمور به تواضع و خضوع هستند و باید سجده کنند. عالم ملائکه که فوق همه عوالم است وملکوت این عالم مأمور به سجده در مقام خلافت الهی شدند؛ و از همین جا نزاع شروع شد. به فرموده قرآن ملکوت عالم تماماً سجده د «اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ»(بقره/34)، باطن نزاع بر سر ایمان و توحید است که وجود مقدس المومنین در خطبه قاصعه توضیح دادند که امتحان ملائکه به تواضع در مقابل خدای متعال بود؛ اما این تواضع در قالب تواضع در مقابل این انسان تحقق پیدا کرد، زیرا «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا»(بقره/31) این امتحان، عبادت حضرت آدم نبود؛ بلکه عبادت خدای متعال بود؛ اما طریق این عبادت سجده و تواضع بر حضرت آدم است. این امتحان به تواضع و تذلل در مقابل خدای متعال، به تعبیر نورانی المومنین علیه السلام در خطبه قاصعه در قالب سجده بر آدم اتفاق می افتد؛ اما در یک پوشیده ای که اسرار آن روشن نیست؛ این خلیفه که مسجود ملائکه باید بشود در قالب گل خلق می کنند و این گل پیش روی ملائکه افتاده بود و مدتها از کنار آن رفت و آمد می کنند. در روایات بیان می شود که تفاوت ملائکه با این است که وقتی ملائکه بر این گل عبور می د با این که آنها از عالم نورند و این گل بود و هیچ حقیقتی در آن دمیده نشده بود؛ اما چون خدای متعال داستان را برای آنها گفته بود با تواضع به او نگاه می د؛ اما ابلیس هر وقت عبور می کرد شیطنت وتحقیر می کرد و در آ هم قبول نکرد و گفت «خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»(ص/76). خدای متعال در قرآن می فرماید «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ»(ص/72)، وقتی آدم را آف و روح را در او دمیدم بر او سجده کنید؛ یعنی قبل از دمیدن روح سجده نبود. طبق حدیثی که مرحوم طبرسی در احتجاج نقل کرده وجود مقدس المومنین علیه السلام فرمود که سجده بر گل نبود؛ بلکه سجده بر آن روح بود، یعنی کلمه روح یک حقیقتی است که خودش هم مخلوق خداست و نسبتی که با خدای متعال پیدا کرده نسبت شرافت و تعظیم است. خدای متعال از این روح در آدم دمید و به همه ملائکه دستور سجده داد. بنابراین سیر عالم به سمت خدای متعال و در مسیر بندگی خدای متعال و امتحان همه عالم به بندگی خدای متعال به سجده در مقابل آن انسانی است که این روح در او دمیده شده که حالا از او تعبیر به خلیفه می شود . یک شعاع از این کلمه روح در حضرت آدم آمد. خلیفه اصلی خدا آن کلمه «روح» است و مقام خلافت برای اوست. در روایات معصومین فرمودند که انوار ما در صلب حضرت آدم بود که مجبور به سجده شدند. خدای متعال آدم را در حجاب گل خلق می کنند. حضرت در خطبه قاصعه فرمودند «وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَل... وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَبْتَلِی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَه تَمْیِیزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِکْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلَاءِ مِنْهُم »(6) ؛ یعنی اگر خدای متعال می خواست جسم این آدم را از نوری بیافریند که همه عقول خیره بشوند و به او بوی خوشی بدهد که همه شامه ها تواضع کنند این کار را می کرد؛ اما اگر این کار را می کرد امتحان ملائکه آسان می شد در حالی که خدای متعال با مجهولات امتحان می کند برای این که آنها از استکبار و خودپسندی و خودپرستی و خیلاء فاصله بگیرند و برای این که این اه محقق بشود خدای متعال با مجهولات امتحان می کند و الا اگر می خواست جسمش را هم در قالب نور می آفرید. آنهایی که این مسیر را دنبال می کنند و از عهده امتحان الهی بر می آیند و به دنبال خلیفه خدا حرکت می کنند و در مقابل این خلیفه تواضع می کنند ، به آن نوری که در آن خلیفه هست و به آن بوی خوشی که در او هست که شامه ها را مست می کند، می رسند. در خطبه قاصعه المومنین علیه السلام دو بیان دارند و می فرمایند «یُشِمُّنِی عَرْفَه »(7)، از دوران طفولیت آن بوی خوش وجود مقدس نبی اکرم به شامه من می رسید. بویی که هر بشنود تواضع می کند و ملائکه اگر می دیدند سجده می د. در مرحله بعد می فرمایند «وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّة»(8) من بوی نبوت پیغمبر را استشمام می . خدای متعال این حقایق را در «گِل» پیش روی عالم ملکوت قرار داد و مدتها بعد روحی در او دمیده و می گوید: سجده کنید. حجاب بر حقیقت، سختی امتحان الهیجریان ربوبیت الهی جریان س رستی و اداره و حتی جریان الوهیت از طریق نبی اکرم و اهل بیتشان، در عالم جاری می شود و همه عالم مأمور به تواضع در مقابل او هستند. اگر تواضع د ها کنار می رود و حقایق معلوم می شود و هرچه جلوتر بروند نورانیت وجود مقدس نبی اکرم و مقامات ایشان بیشتر برایشان مشهود می شود و می بینند «کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ»(قصص/88)، یعنی جز وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هرچه هست ماسوی الله چیزی نیست و اگر جلوتر بروند به جایی می رسند که «أَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ»(بقره/115)؛ یعنی به هر طرف رو می کنند می بینند حقیقت همین است و چیزی غیر از این نیست و می فهمند که چرا باید تواضع و خشوع کرد و از این مسیر به سمت خدای متعال رفت؛ اما این امر در است و به همین دلیل امتحان هم خیلی سخت می شود. اصل نزاع به توحید و کفر و شرک و بر سر خلافت وجود مقدس نبی اکرم است. عده ای خلافت را قبول نمی کنند و نمی خواهند از طریق او و با برنامه و طرح و اداره و س رستی او به سمت خدای متعال حرکت کنند؛ بلکه می خواهند راه دیگری را بروند؛ و حتی اگر بخواهند خدا را هم بپرستند می خواهند جور دیگری بپرستند؛ چنانچه مناسک خداپرستی هم در عالم راه می اندازند؛ همان کاری که ابلیس کرد. بعد از این که جریان تمام شد ابلیس به خدای متعال گفت: من دو رکعت خواندم که چهار هزار سال طول کشید؛ خودت را هرچه بگویی سجده می کنم؛ ولی از این راه قبول نمی کنم. خدای متعال فرمود که آن عبادت من نیست و طریق عبادت من همین است. بنابراین نزاع بر سر عبادت و پرستش است و طریق عبادت هم وجود مقدس نبی اکرم است و همه دعوا بر سر خلافت نبی اکرم است. این خلافت وقتی به انبیاء به ان می رسد، شأنی از شئون خلافت نبی اکرم است که در شیعیان کامل هم وجود دارد. انبیاء شیعیان کامل وجود مقدس نبی اکرم و المومنین هستند. شیعیان کامل یک شأنی دارند؛ چنانچه قرآن می فرماید «وَ إِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ * إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»(صافات/83-84). در زیارات هم مثلا وارد شده که «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شأن من الشأن»(9) این شأنی از همان شئون خلافت است که شفاعت و چیزهای دیگر هم در آن هست. این خلافت، جریان هدایت و س رستی و قرب و شفاعت است و ی که این خلافت را قبول کرد و از این مسیر به سمت خدا رفت در واقع با شفاعت نبی اکرم سیر می کند و تنها با آن شفاعت این سیر ممکن می شود؛ و الا قدم در وادی توحید مجاز نبود. به گفتند: اگر از این راه نیایی نمی توانی بپرستی؛ یعنی الا به شفاعت نبی اکرم امکان پرستش خدای متعال نیست. الا از طریق وجود مقدس نبی اکرم هیچ پیغمبر و مومن کاملی نمی تواند خدا را بپرستد و امکان ندارد خداپرستی در همه وجود انسان جاری بشود به طوری که همه مظاهر زندگی توحیدی باشد و همه عالم مسجد بشود. در روایات فرمودند «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ لَوْلَانَا مَا عُرِفَ اللَّه »(10)، دعوا سر همین است که عبادت خدای متعال جز از طریق معصوم ممکن نیست و انی که به معصوم ملحق می شوند قوای معصوم هستند و خدا را می پرستند. حضرت برای ما خانه توحید را بنا کرده و شهری درست کرده اند که به تعبیر قرآن بلد امین یعنی شهر امن است. اگر همه زندگی ما در این فضا و شهر واقع شود، عبادت است، زیرا به فرموده قرآن «یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ * رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ ا َّکَاةِ»(نور/36-37) انی که در این خانه ها هستند بازارشان هم عبادت است و اگر بیرون این خانه ها بروند، شان هم دیگر عبادت نیست. نه این که خدای متعال این و عبادت را قبول نمی کند؛ زیرا اصلاً عبادت نیست بلکه شیطنت نفس و بازی است. بنابراین نزاع بر سر عبادت و پرستش خدای متعال و پرستش دنیاست و این نزاع در تبعیت از نبی اکرم و پذیرش خلافت او و یا انکار این خلافت محقق می شود، که یک عرض عریض و گسترده ای دارد. السلام علیک یا اباعبدالله...پی نوشت ها:(1) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 146(2) مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج 1، ص: 281(3) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص: 613(4) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 130(5) الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 200(6) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 286(7) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 300(8) نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 301(9) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏99، ص: 267(10) بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج 1، ص: 61
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، چندین سال است که رزمندگان بسیاری با عنوان م عان حرم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) با ملیت ها و نژاد های مختلف داوطلبانه عازم و عراق می شوند و در دفاع از حریم اهل بیت (ع) و ارزش های مقاومت ی جان خود را فدا می کنند. این مقاومت بین المللی نشان داده است که جهاد و گفتمان مقاومت، مرز های جغرافیایی را درنوردیده و هر ی فارغ از نام کشور و ملیت داوطلب ایستادگی در برابر تروریست های تکفیری در جغرافیای است. مجاهدان لبنانی و اعضای حزب الله لبنان در این میان نقشی فعال ایفا می کنند و حضوری پررنگ در میان م عان حرم دارند. آن ها در این راه ی بسیاری نیز تقدیم کرده اند.لبنان یکی از کشور هایی است که طی شش سال جنگ با گرو های تروریستی به عنوان یکی از گروه های اصلی مقاومت در صحنه مبارزه با تکفیری ها حضور داشته و کنار مجاهدان ایرانی، افغانستانی، پا تانی، عراقی و سوری در زمره م عان حرم اهل بیت (ع) ی بسیاری تقدیم جبهه مقاومت کرده است. خط مقاومت ی برای حزب الله لبنان که مهمترین و اصلی ترین گروه مقاومت این کشور محسوب می شود در حال حاضر در دو جبهه نبرد با صهیونیست ها در مرز لبنان و نبرد با تکفیری ها در تعریف می شود. رزمندگان لبنانی، در اطلاعیه های خود از ی م ع حرم با عنوان «شهید زینبی» یاد می کنند.در دومین روز از سال ۲۰۱۸ میلادی فرصت خوبی است نگاهی به تلخ و شیرین تاریخ مبارزه رزمندگان و مجاهدان لبنانی در سال گذشته بیندازیم. سال ۲۰۱۷ برای رزمندگان حزب الله سالی پر فراز و نشیب بود که با نام ی بسیاری از این خطه گلگون شده است. ماه آوریل با یک شهید و ماه ژوئیه با ۳۶ شهید کمترین و بیشترین تعداد را در سالی که گذشت به خود اختصاص داده اند. طبق آنچه در رسانه های مقاومت لبنان از اطلاعیه های منع شده است مجموعا تقویم سال ۲۰۱۷ میلادی نام ۱۷۲ شهید مقاومت را در خود ثبت کرده است. به جزئیات مشخصات این در ماه های مختلف سال نگاهی بیندازید:۵ مجاهد لبنانی در ژانویه یعنی اولین ماه از سال ۲۰۱۷ میلادی در به شهادت رسیده و اسامی آنان اعلام شده است. مشخصات این عبارتند از: شهید زینبی «محمد بسام مراد» ملقب به «مُحمّد الباقر»، شهید زینبی «حسین محمود عبداللّٰه» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «علی حسین سلطان» ملقب به «ملاک»، شهید زینبی «أحمد ربیع نبیه الحاج» ملقب به «ابو علی نوح» و شهید زینبی «وسام عبد برجی»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ۲ مجاهد لبنانی در ماه فوریه سال ۲۰۱۷ میلادی در به شهادت رسیده و اسامی آنان اعلام شده است. شهید زینبی «مهدی محمود القزوینی» از اهالی شهرستان «سحمر» در منطقه بقاع لبنان و شهید زینبی «هشام سلیم شور» ملقب به «کمیل» از اهالی شهرستان «جنّاتا» در جنوب لبنان ی ماه فوریه حزب الله هستند.جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ۴ مجاهد لبنانی در ماه مارس سال ۲۰۱۷ میلادی در به شهادت رسیده و اسامی آنان اعلام شده است. شهید زینبی «حسین محمد سلیم» ملقب به «ثائر»، فرمانده شهید زینبی «بدیع جمیل حمیّة» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «حسام موسى برکات» ملقب به «هارون» و برادر شهید عملیات وعده صادق، «شهید محمد موسی برکات» و شهید زینبی «سید مهدی علی حیدر»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ماه آوریل سال ۲۰۱۷ نیز نام برخی را در تاریخ ثبت کرد. شهیدی که در این ماه به سوی همرزمانش شتافت و دو شهیدی که مدتی قبل به شهادت رسیده و در این ماه در زادگاهشان تشییع و خا پاری شدد. همچنین دو تن از مجاهدان حزب الله در این ماه دعوت حق را لبیک گفته و از دنیا رفتند.شهید زینبی «قاسم غازی معتوق» ملقب به «جواد ال » از اهالی شهر کوچک «صیر» در غرب لبنان شهید ماه آوریل بود. دو تن از ی زینبی حزب الله که طی سال های گذشته به شهادت رسیده، اما پیکر مطهر آنان به وطنشان بازنگشته بود، بر اثر توافقات ت تبادل شده و پیکر این شهیدان که یکی از آنان از فرماندهان ارشد حزب الله، «جمیل حسین فقیه» ملقب به «ابو یاسر» و دیگری شهید زینبی «یوسف منیر خازم» ملقب به «محمدعلی» از اهالی شهر کوچک «وادی جیلو» بود.جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ماه می سال ۲۰۱۷ نیز نام ۶ تن از ی زینبی لبنان را در تاریخ ثبت کرد. دو تن از این به نام های فرمانده شهید علی محمد بیز و فرمانده شهید حسین سامی رشیداز فرماندهان حزب الله در خط مقاومت ی بودند که در کنار سایر یارانشان به شهادت رسیدند.شهید زینبی «عباس سهیل علامه» ملقب به «ظافر»، شهید زینبی «حسین إبراهیم أمهز» ملقب به «جهاد طورا»، شهید زینبی «أحمد محمد حسن البزال» ملقب به «ثائر»، شهید زینبی «مصطفى أحمد فوّاز» ملقب به «عبد ا هراء»، فرمانده شهید زینبی «حسین سامی رشید» ملقب به «الحاج باقر» و فرمانده شهید زینبی «علی محمد بیز» ملقب به «أبو حسن»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ماه ژوئن سال ۲۰۱۷ نیز نام ۱۶ تن از ی زینبی لبنان را در تاریخ ثبت کرد. خصوصیت بسیاری از ی این ماه شهادت مصادف با روز های ماه مبارک رمضان است. در میان این نام فرمانده شهید زینبی «علی دندش دندش» ملقب به «الحاج نزیه» از فرماندهان حزب الله و شهید زینبی «علی محمد حسین یاغی» ملقب به «ابوصالح» برادر شهید «شهید مهدی محمدحسین یاغی» با اسم جهادی «کرار» است که از فرماندهان و ی مشهور حزب الله بود و در میان اهالی جنوب لبنان به « ال ء» معروف است نیز به چشم می خورد که در کنار سایر یارانشان به شهادت رسیدند.مشخصات این عبارتند از: شهید زینبی «رامی بسّام الأسعد»، شهید زینبی «ربیع عفیف علیق» ملقب به «أبوهادی»، شهید زینبی «أحمد حیدر الأسمر» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «علی حسین الرز» ملقب به «ذوالفقار»، شهید زینبی «أحمد حسین عابدة» ملقب به «أبو رضا»، فرمانده شهید زینبی «علی دندش دندش» ملقب به «الحاج نزیه»، شهید زینبی «محمد غازی یونس» ملقب به «أبو جعفر»، شهید زینبی «حسین علی رابحة»، شهید زینبی «حسین عبد الحمید الفن» ملقب به «ملاک»، شهید زینبی «مازن حسین عباس»، شهید زینبی «علی محمد حسین یاغی» ملقب به «ابوصالح»، شهید زینبی «على أحمد جعفر» ملقب به «ولاء»، شهید زینبی «مصطفى فؤاد حنجول»، شهید زینبی «ناصر إبراهیم العلی» ملقب به «السید طه»، شهید زینبی «عبد الحمید محمود شرّی» ملقب به «أبومهدی»، شهید زینبی «قاسم محمد عبد علی الأسمر» ملقب به «دموع»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع ماه ژوئیه سال ۲۰۱۷ نام ۳۶ تن از ی زینبی لبنان را در تاریخ ثبت کرد. تعداد ی حزب الله این ماه در یک سال اخیر بی سابقه بوده است. اکثر ی این ماه مربوط به نبرد شهرک عرسال بوده اند که طی عملیات های انجام شده مناطق وسیعی از اطراف این شهرک از دست تکفیری ها آزاد شد. این شهرک در مرز های مشترک و لبنان واقع است. میان ی ماه ژوئیه نام یکی از فرماندهان حزب الله، شهید حمزه حسن حاج دیاب (ابوعباس) دیده می شود.مشخصات این عبارت است از: فرمانده شهید «حمزه حسن الحاج دیاب» ملقب به «ابوعباس» و پدر شهید «علی محمد الحاج دیاب»، شهید زینبی «قاسم محمد العجمی»، شهید زینبی «احمد علی الحاج حسن» ملقب به «ابومحمد»، شهید زینبی «فؤاد احمد ابوحرب» ملقب به «ابوصالح»، شهید زینبی «محمد سهیل الحاج حسن» ملقب به «ابوحسن»، شهید زینبی «علی الرضا قاسم عبید» ملقب به «میثم» پسر «الشیخ قاسم عبید»، شهید زینبی «اسماعیل غسان اَمهز»، شهید زینبی «محمد جمیل حسن»، شهید زینبی «علاء احمد کرنیب» ملقب به «ابوصالح»، شهید زینبی «حسن عباس المصری»، شهید زینبی «جعفر علی مشیّک» ملقب به «ابوحیدر»، شهید زینبی «محمد حسن العزّی»، شهید زینبی «حسین علی اسماعیل» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «مهران محمد الطقش» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «فضل عباس بزّی»، شهید زینبی «محمد مهدی عساف»، شهید زینبی «حسین زهیر عساف»، شهید زینبی «علی محمد المقداد»، شهید زینبی «محمود علی عسیلی»، شهید زینبی «محمد عصام سلامة»، شهید زینبی «حسن سمیر سیف الدین»، شهید زینبی «محمد طالب شعیب»، شهید زینبی «مهدی محسن رعد»، شهید زینبی «حسین علی حمود» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «حسن علی حمود»، شهید زینبی «یاسر اَیمن شمص» پسر «شیخ ایمن شمص»، شهید زینبی «حسین زهیر سلیم» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «صالح محمد الهق» ملقب به «کمیل»، شهید زینبی «احمد حسین صبرا» ملقب به «ابوعلی»، شهید زینبی «مهدی سلیمان یونس» ملقب به «حیدر»، شهید زینبی «علی طالب منون» ملقب به «یاسر»، شهید زینبی «محمد حسین علی الهق» ملقب به «ابوتراب»، شهید زینبی «مهدی حسان ابوحمدان»، شهید زینبی «کریم کرم کریم» ملقب به «علی الرضا»، شهید زینبی «ابراهیم حیدر جونی» ملقب به «علی الاکبر»، شهید زینبی «مهدی قیس خضر» ملقب به «ساجد»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع در ماهآگوست سال ۲۰۱۷ میلادی، رزمندگان لبنانی ۳۴ شهید زینبی تقدیم جبهه مقاومت کرده اند. اسامی این عبارتند از: شهید زینبی «إبراهیم یوسف حیدر» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «محمد عبدالله حرقوص» ملقب به «ملاک»، شهید زینبی «سید عباس وصفی مرتضى» ملقب به «سید علی»، شهید زینبی «علی عبدو طعمة» ملقب به «محمد باقر»، شهید زینبی «زکریا أمین درویش»، شهید زینبی «محمد علی أسعد الحاج حسین» ملقب به «کربلاء»، شهید زینبی «محمد علی رشید عباس» ملقب به «أبو عباس»، شهید زینبی «محمد حسن ضیا» ملق به «جبریل»، شهید زینبی «هلال علی وطفا» ملقب به «مهدی»، شهید زینبی «محمد عماد ا ین» ملقب به «ملاک»، شهید زینبی «جلال إبراهیم داود» ملقب به «طالب»، شهید زینبی «علی موسى خنافر» ملقب به «حیدر عیناثا»، شهید زینبی «الحاج عبد الوهاب محمد شعیب»، شهید زینبی «علی حسن حاموش» ملقب به «ذو الفقار»، شهید زینبی «حسین أحمد شلهوب» ملقب به «أبو یاسر»، شهید زینبی «عباس محمد منعم» ملقب به «سراج»، شهید زینبی «حسن عبد المنعم جرادی» ملقب به «فلاح»، شهید زینبی «حیدر علی مصطفى بزّال»، شهید زینبی «سید جعفر إبراهیم ال » ملقب به «محمد المنتظر»، شهید زینبی «علی محمد حیدر» ملقب به «أبوحسین»، شهید زینبی «أحمد محمود رمضان» ملقب به «کربلاء»، شهید زینبی «محمد عادل دلّول» ملقب به «أشتر»، شهید زینبی «أحمد نزیه مهدی» ملقب به «سید صادق»، شهید زینبی «محمد حکمت بزیع» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «بسّام قاسم عربیه» ملقب به «أبو حسن»، شهید زینبی «محمد حسین زیّات» ملقب به «أبو قاسم»، شهید زینبی «حسن محمد شریفة»، شهید زینبی «علی محمد باز»، شهید زینبی «لطفی علی العلی» ملقب به «أبوعلی»، شهید زینبی «علی محمد حیدر»، شهید زینبی «مروان أحمد البردان» و فرمانده شهید زینبی «فادی أحمد شحوری» ملقب به «مهدی الدویر»در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۷ میلادی نیز تعدادی از رزمندگان لبنانی در جبهه مقاومت به شهادت رسیدند. رسانه های حزب الله از شهادت ۱۴ رزمنده در این ماه خبر دادند. اسامی این عبارتند از:شهید زینبی «علی غالب یاسین» ملقب به «جعفر»، شهید زینبی «علی سهیل زعیتر»، شهید زینبی «محمد علی نعیم»، شهید زینبی «محمد عبدالله علویة»، شهید زینبی «حسین شریف أسعد»، شهید زینبی «عماد محسن موسى»، شهید زینبی «حسان علی زین»، شهید زینبی «علی قاسم فرّان»، شهید زینبی «مصطفى صالح صالح»، شهید زینبی «علی عبداللطیف عمّار» ملقب به «جبرائیل»، شهید زینبی «محمّد طلال تامر» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «علی أحمد العاشق»، شهید زینبی «علی محمّد البزّال» و شهید زینبی «محمد حسن توفیق ناصرالدین» ملقب به «رضوان»۱۷ شهید زینبی لبنانی نیز در ماه اکتبر سال ۲۰۱۷ میلادی در جبهه به شهادت رسیده اند. اسامی این عبارتند از:: شهید زینبی «علی یوسف الضیقة» ملق به «عباس»، شهید زینبی «علی مهدی مرتضى» ملقب به «ذو الفقار»، شهید زینبی «سید حکمت علی حیدر أحمد» ملقب به «هادی»، شهید زینبی «سامر علی سلّوم» ملقب به «ملاک»، شهید زینبی «محمد أحمد الشمق» ملقب به «أبوجواد حیدر»، شهید زینبی «حسام نجیب حسن» ملقب به «فداء»، شهید زینبی «أحمد سعدالله جعفر»، شهید زینبی «أحمد محمد کریم» ملقب به «ربیع»، شهید زینبی «علی محمد عیاد»، شهید زینبی «أحمد علی ف الدّین» ملقب به «مهدی مظلوم»، شهید زینبی «محمّد ریاض مکی» ملقب به «حیدر»، شهید زینبی «علی عبداللّٰه صبرا» ملقب به «أبومهدی الغازیّة»، شهید زینبی «علی أحمد محسن ملقب به «حیدر الکرّار»، شهید زینبی «إبراهیم معن سبیتی» ملقب به «جبریل»، فرمانده شهید زینبی «سامر إبراهیم عطوی» ملقب به «ابو علی جواد»، شهید زینبی «محمد مجید الجندی» ملقب به «ساجد» و فرمانده شهید زینبی «علی الهادی العاشق» ملقب به «الحاج عبّاس»در ماه نوامبر سال ۲۰۱۷ میلادی همچون سایر ماه ها رزمندگان لبنانی درگیر مبارزه با تکفیری ها بودند. در این ماه ۳۲ رزمنده حزب الله به شهادت رسیدند که تعداد قابل توجهی نسبت بهش هدای سایر ماه هاست. اسامی این عبارتند از: شهید زینبی «علی سعید حمادة» ملقب به «حسن مهدی»، شهید زینبی «حسن حسین حمید» ملقب به «راغب»، شهید زینبی «حیدر جمیل جزینی» ملقب به «أبوتراب»، شهید زینبی «حمزة سلمان کریم» ملقب به «ساجد»، شهید زینبی «علی شحادة حرب» ملقب به «الشیخ راغب»، شهید زینبی «علی محمد نون»، شهید زینبی «طراد توفیق الحاج حسن» ملقب به «منتظر»، شهید زینبی «نصری محمد عواضة» ملقب به «جواد»، شهید زینبی «عدنان عباس قمیحة» ملقب به «صادق»، شهید زینبی «قاسم علی الخطیب» ملقب به «أبوتراب»، شهید زینبی «أحمد فواز مدلج» ملقب به «باقر»، شهید زینبی «محمود محمد خزعل» ملقب به «ثائر»، شهید زینبی «قاسم علی الخشن»، شهید زینبی «وائل حسین زعیتر»، شهید زینبی «حسن سامی نون» ملقب به «أبو الفضل»، شهید زینبی «عباس علی حسن»، شهید زینبی «حسین حسن ماضی» ملقب به «بهران»، شهید زینبی «علی منذر ناصر» ملقب به «ابو حیدر»، شهید زینبی «صبحی محمد ریاض یاغی» ملقب به «أبو النّور»، شهید زینبی «الحاج محمد حسین الحاوی»، شهید زینبی محمّد علی الأرصیفی» ملقب به «أبو علی»، شهید زینبی «حمد حیدر ناصرالدین» ملقب به «أبو الفضل»، شهید زینبی «یوسف درویش أبو ریّا ملقب به «أمیر»، شهید زینبی «صالح علی البزّال»، شهید زینبی «أحمد حسین عودة» ملقب به «المنتظر»، شهید زینبی «نعمة سعید بناور»، شهید زینبی «أحمد حمدی العایدی»، شهید زینبی «علی محمد آغا زادة»، شهید زینبی «عبد الرّضا أحمد قمر الدّین» ملقب به «ثائر»، شهید زینبی «علی جعفر عثمان»، شهید زینبی «سید محمّد علی حسن» ملقب به «سیّد حیدر» و شهید زینبی «عباس محمد ترشیشی» ملقب به «علی جعفر»ماه دسامبر یعنی آ ین ماه از سال ۲۰۱۷ میلادی نام ۵ تن از ی زینبی لبنان را در تاریخ ثبت کرد. مشخصات این عبارتند از: شهید زینبی «محمد قاسم ترحینی» ملقب به «سید حنین»، شهید زینبی «الحاج باسم أحمد الخطیب» ملقب به «أبومهدی»، شهید زینبی «نجیب محمود حاج صطیفی» ملقب به «أبو زهراء»، شهید زینبی «الحاج محمود حسن جبیلی» ملقب به «أبوحسن» و شهید زینبی «الحاج عبدالله أحمد الرز»جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+ ع منبع: تسنیم