شهرک شولا در جنوب غربی دیرا ور

مدیر داد : ب.ظ 25 بازدید رمانی تازه از علی میرمیرانی با عنوان «شولا» روانه بازار کتاب شد.به گزارش شیرین طنز به نقل از خبرنگار مهر انتشارات مروارید کت تازه از علی میرمیرانی نویسنده و طنزپرداز را با عنوان «شولا» روانه بازار کتاب کرد.شولا به گفته نویسنده رمانی است که برای وی پاسخگوی سوالات متعددی بوده است. میرمیرانی در این زمینه می نویسد: شولا یک رمان عاشقانه است؟ یک عاشقانه زخمی؟ یک واقعیت مردانه از خاطره که رنگ خون می گیرد؟ یک پایبندی بیات به اصولی از مد افتاده که خسته جانی در پی آورده؟ یک رمان پاییزی؟ یک داستان خزان زده؟ یک نیسم بی بازگشت؟ یک خش اساطیری از برگ های دیروز و همیشه؟ رمان شوالا روایتگر تمام این سوال هاست. سوال هایی در کرانه باور و ایمان. رمان شولا یک دیوان سوخته است. جدال تردید و یقین. هنگامه آزمون شاید.علی میرمیرانی نویسنده این کتاب در مطبوعات مشغول فعالیت است. وی نوشتن را در قالب یک نویسنده سینمایی آغاز کرده و بعد از آن به داستان نویسی برنامه سازی برای رادیو و تلویزیون و طنزنویسی رفته است.وی سالها با عنوان مستعار «ابراهیم رها» در مطبوعات مطالب طنز منتشر می کرد.پشت قاب خنده چند خاطره پائیزی شاید شبیه نیایش به رنگ یاد به طعم سینما هنر در کویر از دیگر آثار وی به شمار می رود.رمان شولا را نشر مروارید در بیش از صفحه و با قیمت هزار تومان منتشر کرده است.حمید نورشمسی1+ دستهاخبارکتاب و نشریات طنز برچسب ها آثار ابراهیم رهاابراهیم رهارمان های طنز میر میرانیرمن شولاعلی میر میرانی
از مدتی پیش هایی مبنی بر تغییر نام شهرک سینمایی تلویزیونی «غزالی» شنیده می شد؛ موضوعی که این بار تایید آن از سوی مدیر این شهرک تا اندازه ای به قطعیت رسید. شهرک سینمایی «غزالی» نزدیک به سه دهه است به عنوان اصلی ترین شهرک سینمایی ایران شناخته می شود و روز به روز با اضافه شدن لوکیشن های جدید، بزرگتر هم می شود؛ اما در همه این سال ها همواره پیشنهاداتی برای تغییر نام این شهرک که به محمد غزالی اشاره دارد، از سوی برخی از هنرمندان و منتقدان مطرح می شده است.خبرنگار ایسنا با حضور در شهرک سینمایی تلویزیونی «غزالی» در گفت وگویی با کمال فیض آبادی، مدیر این شهرک که نزدیک به یک سال از عمر مدیریتش می گذرد، درباره موضوعات گوناگونی همچون احتمال تغییر نام شهرک، پروژه هایی که هم اکنون در شهرک حضور دارند و فراهم امکانات مناسب برای بازدیدکنندگان و... به گفت وگو نشست. نام شهرک سینمایی «غزالی» تغییر می کندفیض آبادی از انتخاب اسمی جدید برای شهرک سینمایی غزالی خبر داد و اظهار کرد: در گذشته ما از این شهرک با عنوان شهرک سینمایی «غزالی» نام می بردیم. درست است که وظیفه ما خدمت رسانی به اهالی سینماست، اما اص این شهرک تلویزیونی است و از طرفی هم درباره نام «غزالی» هیچ سندیت و ارتباطی با محمد غزالی وجود ندارد. به همین منظور ما به بزرگترهای سازمان پیشنهاد دادیم تا نام شهرک را به شهرک «تلویزیونی - سینمایی ایران» تغییر دهیم، زیرا تنها شهرکی است که با این وسعت و دکور ماندگار در کشور ما وجود دارد.او ادامه داد: حدود یک ماه است که مکاتبات ما برای تغییر نام صورت گرفته است و ریاست محترم سازمان نیز استقبال د. همچنین آقای میرباقری، معاون سیما نیز از مجموعه ما بازدید و در این زمینه ما را راهنمایی د. در مجموع می توان گفت که شهرک «تلویزیونی سینمایی ایران» رو به موفقیت و توسعه است.مدیر شهرک سینمایی و تلویزیونی در پاسخ به این پرسش که چقدر احتمال دارد نام شهرک به نام زنده یاد علی حاتمی تغییر کند، بیان کرد: بعضی از دوستان درخواست د که از زنده یاد علی حاتمی نیز به نوعی یاد شود. ما از این پیشنهاد استقبال می کنیم، چراکه مدیون آن بزرگوار هستیم. اما باید به این نکته نیز توجه کرد که وقتی از علی حاتمی یاد می کنیم باید از ولی الله خاک دان نیز نام ببریم؛ زیرا این دو عزیز با هم این شهرک را احداث د. در کل تصمیم گرفتیم از این دو چهره در شهرک «سینمایی تلویزیونی ایران» یاد کنیم. بر همین اساس می خواهیم سردیسی از زنده یاد علی حاتمی تهیه و آن را روبه روی درب ورودی شهرک نصب کنیم تا تمام بازدیدکنندگان هنگام ورود از علی حاتمی یاد کنند؛ اما هنوز این موضوع به قطعیت رسمی نرسیده است. ایران بزرگترین شهرک تلویزیونی سینمایی خاورمیانه را خواهد داشت رییس شهرک سینمایی همچنین با اشاره به افزایش پروژه های این شهرک گفت: تعداد پروژه های ما در شهرک افزایش پیدا کرده است؛ پروژه هایی مانند سریال «عقیق» (شبکه سه سیما)، برنامه «خانواده امید» (شبکه امید)، «دستپخت های خودمانی» و «یه گله جا» (شبکه دو)، سریال «آرمان ۲» و مسابقه «جادوی صدا» (شبکه سه)، «جُنگ دلویزیون» (شبکه نسیم)، سریال «شکرآباد سابق» (افسانه هزا ایان)، سریال «پاهای بی قرار» (شبکه ۵) و برنامه «خاطرات محله ما» (شبکه افق) به شهرک تلویزیونی اضافه شده اند.او با بیان اینکه سریال «عقیق» برای ماه محرم در اولویت شهرک قرار گرفته است، بیان کرد: ما ورود پروژه ها به لوکیشن ها را کند کرده ایم، زیرا سریال «عقیق» که برای ماه محرم تولید می شود، در اولویت قرار گرفته است. بنابراین ما مجبور شدیم که لوکیشن ها را آزاد کنیم تا این سریال بتواند زودتر از لوکیشن های شهرک استفاده کند. در حال حاضر ما سه پروژه دیگر هم در لیست انتظار شهرک داریم، اما زمان ورود آن ها را به تعویق انداختیم تا عوامل سریال «عقیق» کار خود را انجام دهند و بتوانند سریال را در ماه محرم به آنتن برسانند.رییس شهرک غزالی از پروژه هایی که در نوبت ورود به شهرک هستند نام برد و گفت: پروژه های «ایران بیدار»، «خاطرات کمال» و سریال «از یادها رفته» در نوبت هستند و همچنین چندین پروژه تلویزیونی مسابقه و گفت وگو محور نیز اضافه خواهد شد.فیض آبادی با اشاره به لوکیشن هایی که به شهرک سینمایی تلویزیونی «غزالی» اضافه شده و وسعت آنها اظهار کرد: چندین لوکیشن مانند «کاروانسرا» که برای پروژه «عقیق» است، همچنین لوکیشن منزل پنج دری و زورخانه که برای «آتش قداره» ساخته شده، به شهرک اضافه شده است. به دستور رییس سازمان صداوسیما سالن های مجاور شهرک که به نوعی انبار کاربری کالا بود، قرار است که در اختیار شهرک قرار بگیرد و در آینده ای نزدیک وسعت شهرک سینمایی غزالی به ۵۳ تار خواهد رسید و ما بزرگترین شهرک تلویزیونی ـ سینمایی خاورمیانه را خواهیم داشت.«شهرزاد» با سایر پروژه ها فرقی نداردفیض آبادی در بخشی از سخنان خود با اشاره به لوکیشن های سریال «شهرزاد» در شهرک غزالی گفت: ما شهرکی ها «شهرزاد» را مانند بقیه پروژه ها می بینیم و برای ما با بقیه پروژه ها فرقی ندارد. عوامل سریال «شهرزاد» به شهرک آمدند و ی ری سکانس و پلان را گرفتند و بعد برای ادامه تصویربرداری به بیرون شهرک رفتند و زمانی که خواستند برگردند ما پروژه سریال «عقیق» را داشتیم؛ به همین دلیل به آن ها گفتیم که زمانی که کار این پروژه سبک تر شود شما برگردید و قرار است که بعد از مدتی ادامه تصویربرداری را در شهرک داشته باشند.از گنجینه سریال های تاریخی تا تاسیس یک سامانه هنروری او همچنین با اشاره به لوکیشن «شهر کوفه» و «رصدخانه» که در معرض ت یب هستند، گفت: ما همچنان معضل لوکیشن کوفه و لوکیشن دیگری به نام رصدخانه را داریم و به دنبال این هستیم که پروژه هایی به شهرک اضافه شود تا بتوانیم به نوعی این لوکیشن ها را احیاء کنیم. برای مثال لوکیشن کاروانسرا همان قلعه میرقباد سابق است که نیمه کاره رها شده بود و مانند لوکیشن کوفه غیرفعال بود، اما در حال حاضر با قدمتی ۳۰ یا ۴۰ ساله تغییر لوکیشن داده و به لوکیشن کامل و ماندگار کاروانسرا تبدیل شده است.رییس شهرک سینمایی غزالی با بیان اینکه برای هر لوکیشنی قرار است گنجینه ای ایجاد شود، اظهار کرد: در حال حاضر ما در لوکیشن خیابان «لاله زار» خلاصه ای از یک گنجینه را داریم که علاقه مندان می توانند از آن بازدید کنند. اما هدف اصلی ما این است که بتوانیم برای هر یک از لوکیشن های شهرک گنجینه ای را ایجاد کنیم. در این گنجینه ها لباس ها و لوازم صحنه سریال ها وجود دارد.او با اشاره به افزایش فضای شهرک و اضافه شدن برخی لوکیشن های ضروری بیان کرد: با دستور جدیدی که رئیس سازمان صداوسیما داده اند، قرار شد که فضایی از انبار کالاهای سازمان به شهرک اضافه شود؛ بنابراین نیاز لوکیشن زندان، بیمارستان، کلانتری و مدرسه ما برطرف خواهد شد. در حال حاضر این موضوع در دست بررسی است که به امید خدا در کمترین زمان از این فضا برای لوکیشن های مورد نیاز بهره برداری کنیم.فیض آبادی با اعلام این خبر که یک سامانه هنروری در حال ایجاد است، ادامه داد: یک سامانه هنروری را ایجاد و احیا خواهیم کرد تا دوستانی که علاقه مند به دوره بازیگری هستند از یک آموزشگاه رسمی، کلاس های بازیگری را بگذرانند و بعد از اتمام دوره از طریق آن آموزشگاه وارد مجموعه هنروری پروژه ها شوند.او همچنین از راه اندازی سایت شهرک خبر داد و گفت: سایت شهرک هم در حال ایجاد است و بچه ها برای محتوای آن در حال فعالیت هستند. ما در این سایت قرار است که ی ری اطلاعات درباره لوکیشن ها بگذاریم. سایت شهرک سینمایی غزالی باید طبق زمان بندی ۱۵ روز دیگر افتتاح می شد، اما با توجه به اینکه از ۲۶ هزار لباس و ۱۶ هزار لوازم صحنه باید ع گرفته و همچنین شناسنامه آن ها گذاشته شود، نیاز به زمان بیشتری داریم. در کل می توان گفت که کارهای سایت شروع شده است. ما مجوز کانال و اینستاگرام شهرک سینما تلویزیونی هم از حراست سازمان گرفته ایم و به نوعی هم فعالیت خود را آغاز کرده است.رییس شهرک سینمایی غزالی در ادامه گفت: همچنین یک جشنواره عکاس راه اندازی کرده ایم که این مسابقه عکاسی از ولادت رضا (ع) تا عید غدیر برگزار می شود؛ بعد از آن هیات داوران که از واحد کارشناسی اداره کل تولید تشکیل شده است، ع ها را بررسی خواهند کرد و سه نفر به عنوان برگزیده معرفی می شوند که برای آنها هدیه ای در نظر گرفته شده است.تلاش شهرک برای احیای سنت هافیض آبادی با بیان اینکه تلاش کردیم تا برخی از سنت های قدیمی را در شهرک احیا کنیم، در این زمینه اظهار کرد: به عنوان مثال خیمه شب بازی را در شهرک برگزار کردیم و گروه هایی از مدارس و آموزشگاه های مختلف برای بازدید آمدند. اما برخی از آن ها استقبال د و آن گونه که فکر می کردیم پیشرفتی دیده نشد. ما همچنین تئاتر در شهرک برگزار کردیم که از طرف مردم تا حدی استقبال شد و در آینده نیز این کار را ادامه خواهیم داد. ما به غیر از خیمه شب بازی و تئاتر قرار است که تئاترهای خیابانی را نیز ایجاد کنیم و در این راستا با برخی از دوستان صحبت کرده ایم تا در ایام تعطیل در لوکیشن های آزاد این تئاترها برگزار شوند و بازدیدکنندگان ببینند. در واقع ما با این کارها می خواهیم بخش نوستالژیک شهرک را تقویت کنیم. به همین منظور قصد داریم که برای شب یلدا برنامه ای آماده کنیم و حافظ خوانی داشته باشیم.او با اشاره به احیای هیات فرهنگی هنرمندان در شهرک سینمایی غزالی گفت: ما در حال مذاکره برای احیای هیات فرهنگی هنرمندان هستیم و تاکنون نظرات برخی از مسؤولان مرتبط را جویا شده ایم؛ البته تا به امروز دیدگاهشان نسبت به این هیات مثبت بوده است. سعی می کنیم به شکلی برنامه ریزی کنیم که شهرک تلویزیونی سینمایی غزالی به نوعی خانه دوم هنرمندان باشد و با میل بیشتری به شهرک مراجعه کنند و کار خود را پیش ببرند.رییس شهرک سینمایی غزالی ادامه داد: من در گفت وگوی قبلی خود با ایسنا نامی از اسدالله یکتا بردم، اما از آن زمان نتوانستم او را پیدا و با او ارتباط برقرار کنم. به دلیل اینکه بُعد مسافت زیاد است و گویا در شهر دیگری زندگی می کند. ما همه تلاشمان این است که بزرگترها به این هیات فرهنگی هنرمندان وارد شوند. همچنین در نظر داریم برای نویسندگی و نامه نویسی بسترهایی را فراهم کنیم تا هنرمندان ما بتوانند در فضای آرامی به کار نامه نویسی بپردازند.به گزارش ایسنا، مجموعه شهرک سینمایی متشکل از چند بخش گوناگون است که سال ۵۸ توسط زنده یاد علی حاتمی ساخته شده است و از آن روز تاکنون میزبان سریال های زیادی چون «سربداران»، «شیخ مفید»، « علی(ع)»، «مریم مقدس»، «جهان پهلوان تختی»، «کارآگاه علوی»، «کیف انگلیسی»، «ولایت عشق»، «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «مردان آنجلس»، «تبریز در مه»، «کلاه پهلوی»، «سرزمین کهن»، «معمای شاه» و آثار تاریخی دیگر بوده است.قسمت اصلی شهرک سینمایی یعنی همان خیابان لاله زار توسط زنده یاد علی حاتمی احداث شد و با گذشت زمان بخش های دیگری هر کدام به بهانه ساخت یک سریال در دل این مجموعه قرار گرفتند؛ لوکیشن شهر کوفه یادگار سریال « علی (ع)»، شهر سامان یادگار سریال «کلاه پهلوی» و اورشلیم یادگار سریال «حضرت مریم(س)» است و لوکیشن های جدید میدان ژاله، خیابان انقلاب، میدان منیریه و خانه ی نیز قرار است به زودی در اختیار بازدیدکنندگان قرار بگیرد.لازم به ذکر است ع هایی که از شهرک غزالی در این گزارش استفاده شده، در روزی دیگر و قبل از این گفت وگو ثبت شده است.انتهای پیام-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.
تلویزیون در جستجوی نامی جدید برای غزالی سینما و تلویزیون > رادیو و تلویزیون - همشهری آنلاین:
از مدتی پیش هایی مبنی بر تغییر نام شهرک سینمایی تلویزیونی «غزالی» شنیده می شد؛ موضوعی که این بار تایید آن از سوی مدیر این شهرک تا اندازه ای به قطعیت رسید. به گزارش ایسنا؛ فیض آبادی از انتخاب اسمی جدید برای شهرک سینمایی غزالی خبر داد و اظهار کرد: در گذشته ما از این شهرک با عنوان شهرک سینمایی «غزالی» نام می بردیم. درست است که وظیفه ما خدمت رسانی به اهالی سینماست، اما اص این شهرک تلویزیونی است و از طرفی هم درباره نام «غزالی» هیچ سندیت و ارتباطی با محمد غزالی وجود ندارد. به همین منظور ما به بزرگترهای سازمان پیشنهاد دادیم تا نام شهرک را به شهرک «تلویزیونی - سینمایی ایران» تغییر دهیم، زیرا تنها شهرکی است که با این وسعت و دکور ماندگار در کشور ما وجود دارد.او ادامه داد: حدود یک ماه است که مکاتبات ما برای تغییر نام صورت گرفته است و ریاست محترم سازمان نیز استقبال د. همچنین آقای میرباقری، معاون سیما نیز از مجموعه ما بازدید و در این زمینه ما را راهنمایی د. در مجموع می توان گفت که شهرک «تلویزیونی سینمایی ایران» رو به موفقیت و توسعه است.مدیر شهرک سینمایی و تلویزیونی در پاسخ به این پرسش که چقدر احتمال دارد نام شهرک به نام زنده یاد علی حاتمی تغییر کند، بیان کرد: بعضی از دوستان درخواست د که از زنده یاد علی حاتمی نیز به نوعی یاد شود. ما از این پیشنهاد استقبال می کنیم، چراکه مدیون آن بزرگوار هستیم. اما باید به این نکته نیز توجه کرد که وقتی از علی حاتمی یاد می کنیم باید از ولی الله خاک دان نیز نام ببریم؛ زیرا این دو عزیز با هم این شهرک را احداث د. در کل تصمیم گرفتیم از این دو چهره در شهرک «سینمایی تلویزیونی ایران» یاد کنیم. بر همین اساس می خواهیم سردیسی از زنده یاد علی حاتمی تهیه و آن را روبه روی درب ورودی شهرک نصب کنیم تا تمام بازدیدکنندگان هنگام ورود از علی حاتمی یاد کنند؛ اما هنوز این موضوع به قطعیت رسمی نرسیده است. ایران بزرگترین شهرک تلویزیونی سینمایی خاورمیانه را خواهد داشترییس شهرک سینمایی همچنین با اشاره به افزایش پروژه های این شهرک گفت: تعداد پروژه های ما در شهرک افزایش پیدا کرده است؛ پروژه هایی مانند سریال «عقیق» (شبکه سه سیما)، برنامه «خانواده امید» (شبکه امید)، «دستپخت های خودمانی» و «یه گله جا» (شبکه دو)، سریال «آرمان ۲» و مسابقه «جادوی صدا» (شبکه سه)، «جُنگ دلویزیون» (شبکه نسیم)، سریال «شکرآباد سابق» (افسانه هزا ایان)، سریال «پاهای بی قرار» (شبکه ۵) و برنامه «خاطرات محله ما» (شبکه افق) به شهرک تلویزیونی اضافه شده اند.او با بیان اینکه سریال «عقیق» برای ماه محرم در اولویت شهرک قرار گرفته است، بیان کرد: ما ورود پروژه ها به لوکیشن ها را کند کرده ایم، زیرا سریال «عقیق» که برای ماه محرم تولید می شود، در اولویت قرار گرفته است. بنابراین ما مجبور شدیم که لوکیشن ها را آزاد کنیم تا این سریال بتواند زودتر از لوکیشن های شهرک استفاده کند. در حال حاضر ما سه پروژه دیگر هم در لیست انتظار شهرک داریم، اما زمان ورود آن ها را به تعویق انداختیم تا عوامل سریال «عقیق» کار خود را انجام دهند و بتوانند سریال را در ماه محرم به آنتن برسانند.رییس شهرک غزالی از پروژه هایی که در نوبت ورود به شهرک هستند نام برد و گفت: پروژه های «ایران بیدار»، «خاطرات کمال» و سریال «از یادها رفته» در نوبت هستند و همچنین چندین پروژه تلویزیونی مسابقه و گفت وگو محور نیز اضافه خواهد شد.فیض آبادی با اشاره به لوکیشن هایی که به شهرک سینمایی تلویزیونی «غزالی» اضافه شده و وسعت آنها اظهار کرد: چندین لوکیشن مانند «کاروانسرا» که برای پروژه «عقیق» است، همچنین لوکیشن منزل پنج دری و زورخانه که برای «آتش قداره» ساخته شده، به شهرک اضافه شده است. به دستور رییس سازمان صداوسیما سالن های مجاور شهرک که به نوعی انبار کاربری کالا بود، قرار است که در اختیار شهرک قرار بگیرد و در آینده ای نزدیک وسعت شهرک سینمایی غزالی به ۵۳ تار خواهد رسید و ما بزرگترین شهرک تلویزیونی ـ سینمایی خاورمیانه را خواهیم داشت.«شهرزاد» با سایر پروژه ها فرقی نداردفیض آبادی در بخشی از سخنان خود با اشاره به لوکیشن های سریال «شهرزاد» در شهرک غزالی گفت: ما شهرکی ها «شهرزاد» را مانند بقیه پروژه ها می بینیم و برای ما با بقیه پروژه ها فرقی ندارد. عوامل سریال «شهرزاد» به شهرک آمدند و ی ری سکانس و پلان را گرفتند و بعد برای ادامه تصویربرداری به بیرون شهرک رفتند و زمانی که خواستند برگردند ما پروژه سریال «عقیق» را داشتیم؛ به همین دلیل به آن ها گفتیم که زمانی که کار این پروژه سبک تر شود شما برگردید و قرار است که بعد از مدتی ادامه تصویربرداری را در شهرک داشته باشند.از گنجینه سریال های تاریخی تا تاسیس یک سامانه هنروریاو همچنین با اشاره به لوکیشن «شهر کوفه» و «رصدخانه» که در معرض ت یب هستند، گفت: ما همچنان معضل لوکیشن کوفه و لوکیشن دیگری به نام رصدخانه را داریم و به دنبال این هستیم که پروژه هایی به شهرک اضافه شود تا بتوانیم به نوعی این لوکیشن ها را احیاء کنیم. برای مثال لوکیشن کاروانسرا همان قلعه میرقباد سابق است که نیمه کاره رها شده بود و مانند لوکیشن کوفه غیرفعال بود، اما در حال حاضر با قدمتی ۳۰ یا ۴۰ ساله تغییر لوکیشن داده و به لوکیشن کامل و ماندگار کاروانسرا تبدیل شده است.رییس شهرک سینمایی غزالی با بیان اینکه برای هر لوکیشنی قرار است گنجینه ای ایجاد شود، اظهار کرد: در حال حاضر ما در لوکیشن خیابان «لاله زار» خلاصه ای از یک گنجینه را داریم که علاقه مندان می توانند از آن بازدید کنند. اما هدف اصلی ما این است که بتوانیم برای هر یک از لوکیشن های شهرک گنجینه ای را ایجاد کنیم. در این گنجینه ها لباس ها و لوازم صحنه سریال ها وجود دارد.او با اشاره به افزایش فضای شهرک و اضافه شدن برخی لوکیشن های ضروری بیان کرد: با دستور جدیدی که رئیس سازمان صداوسیما داده اند، قرار شد که فضایی از انبار کالاهای سازمان به شهرک اضافه شود؛ بنابراین نیاز لوکیشن زندان، بیمارستان، کلانتری و مدرسه ما برطرف خواهد شد. در حال حاضر این موضوع در دست بررسی است که به امید خدا در کمترین زمان از این فضا برای لوکیشن های مورد نیاز بهره برداری کنیم.فیض آبادی با اعلام این خبر که یک سامانه هنروری در حال ایجاد است، ادامه داد: یک سامانه هنروری را ایجاد و احیا خواهیم کرد تا دوستانی که علاقه مند به دوره بازیگری هستند از یک آموزشگاه رسمی، کلاس های بازیگری را بگذرانند و بعد از اتمام دوره از طریق آن آموزشگاه وارد مجموعه هنروری پروژه ها شوند.او همچنین از راه اندازی سایت شهرک خبر داد و گفت: سایت شهرک هم در حال ایجاد است و بچه ها برای محتوای آن در حال فعالیت هستند. ما در این سایت قرار است که ی ری اطلاعات درباره لوکیشن ها بگذاریم. سایت شهرک سینمایی غزالی باید طبق زمان بندی ۱۵ روز دیگر افتتاح می شد، اما با توجه به اینکه از ۲۶ هزار لباس و ۱۶ هزار لوازم صحنه باید ع گرفته و همچنین شناسنامه آن ها گذاشته شود، نیاز به زمان بیشتری داریم. در کل می توان گفت که کارهای سایت شروع شده است. ما مجوز کانال و اینستاگرام شهرک سینما تلویزیونی هم از حراست سازمان گرفته ایم و به نوعی هم فعالیت خود را آغاز کرده است.رییس شهرک سینمایی غزالی در ادامه گفت: همچنین یک جشنواره عکاس راه اندازی کرده ایم که این مسابقه عکاسی از ولادت رضا (ع) تا عید غدیر برگزار می شود؛ بعد از آن هیات داوران که از واحد کارشناسی اداره کل تولید تشکیل شده است، ع ها را بررسی خواهند کرد و سه نفر به عنوان برگزیده معرفی می شوند که برای آنها هدیه ای در نظر گرفته شده است.تلاش شهرک برای احیای سنت هافیض آبادی با بیان اینکه تلاش کردیم تا برخی از سنت های قدیمی را در شهرک احیا کنیم، در این زمینه اظهار کرد: به عنوان مثال خیمه شب بازی را در شهرک برگزار کردیم و گروه هایی از مدارس و آموزشگاه های مختلف برای بازدید آمدند. اما برخی از آن ها استقبال د و آن گونه که فکر می کردیم پیشرفتی دیده نشد. ما همچنین تئاتر در شهرک برگزار کردیم که از طرف مردم تا حدی استقبال شد و در آینده نیز این کار را ادامه خواهیم داد. ما به غیر از خیمه شب بازی و تئاتر قرار است که تئاترهای خیابانی را نیز ایجاد کنیم و در این راستا با برخی از دوستان صحبت کرده ایم تا در ایام تعطیل در لوکیشن های آزاد این تئاترها برگزار شوند و بازدیدکنندگان ببینند. در واقع ما با این کارها می خواهیم بخش نوستالژیک شهرک را تقویت کنیم. به همین منظور قصد داریم که برای شب یلدا برنامه ای آماده کنیم و حافظ خوانی داشته باشیم.او با اشاره به احیای هیات فرهنگی هنرمندان در شهرک سینمایی غزالی گفت: ما در حال مذاکره برای احیای هیات فرهنگی هنرمندان هستیم و تاکنون نظرات برخی از مسؤولان مرتبط را جویا شده ایم؛ البته تا به امروز دیدگاهشان نسبت به این هیات مثبت بوده است. سعی می کنیم به شکلی برنامه ریزی کنیم که شهرک تلویزیونی سینمایی غزالی به نوعی خانه دوم هنرمندان باشد و با میل بیشتری به شهرک مراجعه کنند و کار خود را پیش ببرند.رییس شهرک سینمایی غزالی ادامه داد: من در گفت وگوی قبلی خود با ایسنا نامی از اسدالله یکتا بردم، اما از آن زمان نتوانستم او را پیدا و با او ارتباط برقرار کنم. به دلیل اینکه بُعد مسافت زیاد است و گویا در شهر دیگری زندگی می کند. ما همه تلاشمان این است که بزرگترها به این هیات فرهنگی هنرمندان وارد شوند. همچنین در نظر داریم برای نویسندگی و نامه نویسی بسترهایی را فراهم کنیم تا هنرمندان ما بتوانند در فضای آرامی به کار نامه نویسی بپردازند.به گزارش ایسنا، مجموعه شهرک سینمایی متشکل از چند بخش گوناگون است که سال ۵۸ توسط زنده یاد علی حاتمی ساخته شده است و از آن روز تاکنون میزبان سریال های زیادی چون «سربداران»، «شیخ مفید»، « علی(ع)»، «مریم مقدس»، «جهان پهلوان تختی»، «کارآگاه علوی»، «کیف انگلیسی»، «ولایت عشق»، «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «مردان آنجلس»، «تبریز در مه»، «کلاه پهلوی»، «سرزمین کهن»، «معمای شاه» و آثار تاریخی دیگر بوده است.قسمت اصلی شهرک سینمایی یعنی همان خیابان لاله زار توسط زنده یاد علی حاتمی احداث شد و با گذشت زمان بخش های دیگری هر کدام به بهانه ساخت یک سریال در دل این مجموعه قرار گرفتند؛ لوکیشن شهر کوفه یادگار سریال « علی (ع)»، شهر سامان یادگار سریال «کلاه پهلوی» و اورشلیم یادگار سریال «حضرت مریم(س)» است و لوکیشن های جدید میدان ژاله، خیابان انقلاب، میدان منیریه و خانه ی نیز قرار است به زودی در اختیار بازدیدکنندگان قرار بگیرد.
شهر زاگرس از سال ۱۳۸۱ برای صنوف آلاینده م آباد در نظر گرفته شده اما همچنان با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می کند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سفیر افلاک، طی سالیان متمادی اصناف آلوده شهر م آباد در شهر مستقر بودند و علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی و سد معبر در پیاده روها، نمای بسیار زشتی در ورودی های شهر به وجود آوردند. زاگرس یکی از دو شهرکی است که در م آباد برای استقرار واحدهای آلاینده در نظر گرفته شده و سال 1381 شرکت پیروز پرور به عنوان مجری ساخت، احداث هزار مغازه در این شهرک را آغاز کرد. شهرک صنوف زاگرس م آباد حال پس از گذشت 15 سال شاهد مشکلات بسیار زیاد این شهرک هستیم و صنوف این شهرک در ن یتی کامل به سر می برند اما تاکنون هیچ مسئولی پاسخگوی این مشکلات نبوده و شهرک زاگرس حال و روز مساعدی ندارد. از آنجایی که این شهرک از داشتن بسیاری از امکانات و زیرساخت ها محروم است، ماندگاری اعضای صنوف در این شهرک به حداقل رسیده و حتی بسیاری از شهروندان نیز تمایلی به رفتن به این شهرک ندارند. مهیار صادقی یکی از مالکان شهرک صنوف زاگرس در گفتگو با خبرنگار سفیر افلاک اظهار داشت: من سال 88 یکی از زمین های این شهرک را یده و با هزینه خودم آن را ساختم؛ آن زمان قرار بود پس از یک یا دو سال شهرک تکمیل شود اما پس از گذشت هشت سال هنوز اتفاقی نیفتاده است. شهرک صنوف زاگرس م آباد وی با بیان اینکه شهرک زاگرس فاقد هرگونه زیرساخت است، افزود: پس از 15 سال از شروع به کار این شهرک چرا هیچ مسئولی پیگیر هزار واحد کارگاهی رها شده در این شهرک نیست؟ آیا مسئولان نمی خواهند ورودی و وجی های این شهر را سر و سامان بدهند؟ اکبر عادلی،رئیس اتحادیه صنف نقاشان و صافکاران اتومبیل م آباد در گفت وگو با خبرنگار سفیر افلاک به مشکلات فراوان شهرک صنوف زاگرس اشاره کرد و اظهار داشت: هزار و 500 واحد در این شهرک وجود دارد که تنها 20 درصد آنها یعنی حدود 300 واحد فعال است و مابقی به دلیل مشکلات عدیده از جمله نبود سند غیرفعال هستند. وی با بیان اینکه شهرک زاگرس آسف نبوده و از نظر مبلمان شهری وضعیت بسیار اسفناکی دارد، عنوان کرد: این شهرک مانند یک م وبه است و حتی آب آشامیدنی هم در آن یافت نشده و سرویس بهداشتی هم ندارد. شهرک صنوف زاگرس م آباد رییس اتحادیه صنف نقاشان و صافکاران اتومبیل م آباد با بیان اینکه شهرداری با همه فعالان این اصناف برخورد نکرده و بسیاری از آنها هنوز داخل شهر هستند، ادامه داد: برخی از فعالان در شهرک صنوف زاگرس به داخل شهر بازگشته و این مسئله هم شهرک را تقریبا به تعطیلی کشانده و هم موجب بروز مشکلاتی در داخل شهر شده است. عادلی با بیان اینکه حتی زباله های این شهرک هم جمع آوری نمی شوند، تصریح کرد: چندین بار به شهرداری مراجعه کردیم اما مسئولان شهرداری می گویند شهرک خارج از محدوده شهر بوده و تنظیف آن را بر عهده نمی گیرند. شهرک صنوف زاگرس م آباد رستم کوشکی،عضو شورای ی شهر م آباد نیز در گفتگو با خبرنگار سفیرافلاک با بیان اینکه تمام مسئولیت شهرک صنوف زاگرس بر عهده مدیرعامل شهرک است، اظهار داشت: با توجه به اعتراضات مردم، با شهردار وقت و معاونان وی پیگیر این مسئله شدیم و چند بار هم شهرداری در راستای جمع آوری ن های این شهرک اقدام کرد. وی افزود: مشکلات این شهرک را باید مدیرعامل آن پیگیری کرده و با عقد قرارداد با اداره پسماند شهرداری، به فکر تنظیف شهرک زاگرس باشد. متاسفانه علی رغم تلاش های خبرنگار سفیرافلاک، شهردار و رئیس اتاق اصناف استان لرستان پاسخگوی این مسئله نبودند؛ اما در هر حال امیدواریم پس از 15 مسئولان و متولیان امر برای شهرک زاگرس چاره ای بین ند.شهرک صنوف زاگرس م آبادشهرک صنوف زاگرس م آبادشهرک صنوف زاگرس م آبادشهرک صنوف زاگرس م آبادشهرک صنوف زاگرس م آباد انتهای پیام/
مسابقات پرس قهرمانی باشگاه های کشور برگزار شد ورزش > ورزش های دیگر - همشهری آنلاین:
مسابقات پرس بدون لوازم قهرمانی باشگاه های کشور (گرامیداشت ۱۲۰۰۰ شهید سرافراز استان آذربایجان غربی) در ۴ رده سنی در سالن سه هزار نفری شهیدان آهندوست ارومیه برگزار شد.
به گزارش سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، مسابقات پرس بدون لوازم قهرمانی باشگاه های کشور در 4 رده سنی نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و پیش وتان 29 آذر ماه تا یکم دی ماه با حضور 291 ورزشکار در قالب 32 تیم برگزار شد و نفرات اول تا سوم کلیه رده های سنی معرفی شدند.***دسته وزنی 52 کیلوگرم***مقام اول محمدرضا کلانتری از آذربایجان غربی با رکورد 80 کیلو گرممقام دوم مهدی محمودی از تهران با رکورد 65 کیلو گرممقام سوم محمدرضا کاملی از سبزوار با رکورد 65 کیلو گرم***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول شعاری از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 80 کیلو گرممقام دوم محمد همالی از ارباب کرمانشاه با رکورد 55 کیلو گرممقام سوم حسین ابراهیم پورمقدم از آذربایجان غربی با رکورد 45 کیلو گرم***رده سنی 60 کیلوگرم ***مقام اول حجت کریمی از آذربایجان غربی الف با رکورد 120 کیلو گرممقام دوم محمد رفیعی از استان مرکزی با رکورد 95 کیلو گرممقام سوم کارو جانی از کردستان با رکورد 77.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول مهدی کاظم شعار از آذربایجان غربی با رکورد 125 کیلومقام دوم محمود غفارزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 120 کیلومقام سوم مقام سوم سجاد دیدار از آذربایجان غربی الف با رکورد 120 کیلو***دسته 75 کیلوگرم***مقام اول علی محمد قندالی از لنجان اصفهان با رکورد 122.5 کیلو گرممقام دوم محمدامین حسینی از آذربایجان غربی الف با رکورد 117.5مقام سوم یاسین یساولی از مرکزی با رکورد 97.5 کیلو***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول محمد احمدی از ارباب کرمانشاه با رکورد 135 کیلومقام دوم مبین اسماعیلی از کردستان با رکورد 110 کیلومقام سوم محمد برخورداری از هیات یزد با رکورد 110 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول ابوالفضل زامی از لنجان اصفهان با رکورد 160 کیلومقام دوم فربد صادقی از مازندران با رکورد 150 کیلومقام سوم جواد کاظمی از قزوین با رکورد 145 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول احسان احمدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 145 کیلو گرممقام دوم کاظم مجیدی از عماد نظام فردوس اسان جنوبی با رکورد 127.5 کیلومقام سوم داریوش رفیعی از استان مرکزی با رکورد 120 کیلو***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول سهیل مولی بیگی از مازندران با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم مرتضی قره ضیا از آذربایجان غربی با رکورد 142.5 کیلو گرممقام سوم آرش اسکندری از لنجان اصفهان با رکورد 135 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول بنیامین کاکاوند از قزوین با رکورد 182.5 کیلو گرممقام دوم اکبر سلمانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 165 کیلو گرممقام سوم محمدامین پناهی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول فرهود ممقانی از آذربایجان شرقی با رکورد 107.5 کیلو گرممقام دوم اشکان رستمی از اسان شمالی با رکورد 105 کیلو گرم***دسته وزنی 140 + کیلوگرم***مقام اول مسعود حسین پور از اردبیل با رکورد 140 کیلو گرممقام دوم عرفان امینی از لنجان اصفهان با رکورد 85 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی نوجوانان""1 _حجت کریمی از آذربایجان غربی با رکورد 120 کیلو در دسته 60 کیلو گرم
2 _بنیامین کاکاوند از قزوین با رکورد 182.5 در دسته 125 کیلو گرم
3 _ابوالفضل زامی از لنجان اصفهان با رکورد 160 کیلو گرم در دسته وزنی 90 کیلو گرم
***دسته وزنی 52 کیلوگرم***مقام اول داود شاه محمدی از زنجان با رکورد 45 کیلو گرم***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول مهدی صفاییان از لنجان اصفهان با رکورد 100 کیلو گرممقام دوم محسن احمدی از آذربایجان غربی با رکورد 95 کیلو گرممقام سوم حسین عابدینی از زنجان با رکورد 75 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول علی محتشمی از آذربایجان غربی الف با رکورد 115 کیلومقام دوم حسین بیات از زنجان با رکورد 112.5 کیلومقام سوم سینا خالند از آذربایجان غربی با رکورد 107.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول هادی حسن زاده از آذربایجان غربی الف با رکورد 130 کیلو گرممقام دوم بهزاد شاه محمدی از کردستان با رکورد 127.5 کیلو گرممقام سوم حسین مرکبی از هلال احمر آستارا با رکورد 127.5 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول داریوش مناف زاده از آذربایجان غربی الف با رکورد 162.5 کیلو گرممقام دوم محمد حسین حسین خانی از لنجان اصفهان با رکورد 155 کیلو گرممقام سوم امین شاه علیزاده از آذربایجان غربی با رکورد 150 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول حامد فتاحی پور از لنجان اصفهان با رکورد 172.5 کیلو گرممقام دوم محمد عبدالهی از کردستان با رکورد 150 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول ابراهیم عبدالهی از آرش داراب با رکورد 192.5 کیلو گرممقام دوم ابوالفضل طاهری از مازندران با رکورد 180 کیلو گرممقام سوم توحید قلعه گیر از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول محمد عطا ری از آغاجاری با رکورد 180 کیلو گرممقام دوم مهران اسدی از کردستان با رکورد 170 کیلو گرممقام سوم وحید رشیدی نسب از آذربایجان غربی الف با رکورد 167.5 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول محمد شیرانی از آذربایجان غربی با رکورد 207.5 کیلو گرممقام دوم ایمان احمدیان یزدی با رکورد 185 کیلو گرممقام سوم پویا مهرصفت از آذربایجان غربی با رکورد 175 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول محمد بابایی از آذربایجان غربی الف با رکورد 202.5 کیلو گرممقام دوم علی صفری راد با رکورد 195 کیلو گرممقام سوم رضا میرداریان از مازندران با رکورد 192.5 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول کمال مام رسولی از آذربایجان غربی با رکورد 235 کیلو گرممقام دوم آزاد بهرامی از کردستان با رکورد 200 کیلو گرممقام سوم ابوالفضل محمدزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 160 کیلو گرم***دسته وزنی 140 +کیلوگرم***مقام اول علی مهاجری از زنجان با رکورد 120 کیلو گرممقام دوم مهرشاد پوشیده از مازندران با رکورد 117.5 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی جوانان"" 1 _کمال مام رسولی از آذربایجان غربی با رکورد 235 کیلو گرم در دسته 140 کیلو گرم
2 _ابراهیم عبدالهی از آرش داراب با رکورد 192.5 کیلو در دسته 90 کیلو
3 _حامد فتاحی پور از لنجان اصفهان با رکورد 172.5 کیلو گرم در دسته 82.5 کیلو گرم
***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول سید سعید از آذربایجان غربی الف با رکورد 130 کیلو گرممقام دوم مهدی ارباب از لنجان الف با رکورد 130 کیلو گرممقام سوم محمد زمانی از نخل تقی بوشهر با رکورد 120 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول سعید نادری با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم حمیدرضا جعفری از لنجان الف با رکورد 142.5 کیلو گرممقام سوم فاروق بهمنیار از آذربایجان غربی الف با رکورد 137.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول حمید کریمی از آذربایجان غربی با رکورد 167.5 کیلو گرممقام دوم حسین اسدی از نخل تقی بوشهر با رکورد 160 کیلو گرممقام سوم حسن محمودوند از آذربایجان غربی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول سید مرتضی سیدرضایی مزی از یزد با رکورد 160 کیلو گرممقام دوم مجتبی کهنسال از عماد نظام فردوس اسان جنوبی با رکورد 155 کیلو گرممقام سوم جعفر هریسی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول داود خضری نیا از لنجان الف با رکورد 187.5 کیلو گرممقام دوم رسول حسینیان از تهران با رکورد 180 کیلو گرممقام سوم سوران سلیمانی از کردستان با رکورد 172.5 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محمد رحیمی از لنجان الف با رکورد 220 کیلو گرممقام دوم محمد علیزاده حسین علیزاد از لنجان ب با رکورد 200 کیلو گرممقام سوم رحیم ختار از آذربایجان غربی الف با رکورد 177.5 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول امین حایری از لنجان الف با رکورد 227.5 کیلو گرممقام دوم حسین صباغ سرای از لنجان ب با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم زانیار عزیزی از کردستان با رکورد 200 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول شهریار احمدپور از لنجان الف با رکورد 255 کیلو گرممقام دوم غفور فتاحی از آذربایجان غربی الف با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم مهدی پیری از آذربایجان غربی با رکورد 215 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول ابراهیم شعله از لنجان الف با رکورد 240 کیلو گرممقام دوم حمیدرضا کاظمی از قزوین با رکورد 230 کیلو گرممقام سوم مجتبی میراشه از قزوین با رکورد 220 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول میثم طاهری از لرستان با رکورد 235 کیلو گرممقام دوم فرشاد حیدری از کرمانشاه با رکورد 210 کیلو گرممقام سوم مهران محمدی از کردستان با رکورد 190 کیلو گرم***دسته وزنی 140 + کیل گرم***مقام اول محمد قنبری از میلاد آستارا با رکورد 225 کیلو گرممقام دوم سعید رسولی از قزوین با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم نادر کاری از لنجان ب با رکورد 210 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی بزرگسالان"" شهریار احمدپور از لنجان اصفهان با رکورد 255 کیلو گرم در رده وزنی 110 کیلو گرمابراهیم شعله از لنجان اصفهان با رکورد 240 کیلو گرم در دسته 125 کیلو گرمامین حایری از لنجان اصفهان با رکورد 227.5 در دسته وزنی 100 کیلو گرمرده سنی پیش وتان مستر یک***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول سیاوش اسحاقی از آذربایجان غربی با رکورد 90 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول احمد قربانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 120 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول جعفر بهرسی از بندر گناوه بوشهر با رکورد 115 کیلو گرممقام دوم خالد عشایری از آذربایجان غربی با رکورد 105 کیلو گرممقام سوم مرتضی باقی از کردستان با رکورد 100 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول منوچهر پناهی از لنجان اصفهان با رکورد 142.5 کیلو گرممقام دوم طهمورث نصرت پور از تهران با رکورد 140 کیلو گرممقام سوم محرم آقازاده از آذربایجان غربی با رکورد 125 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول حسن یعقوبی از لنجان اصفهان با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم ناصر شیخ حسینی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 135 کیلو گرممقام سوم جعفر علی نژاد از آذربایجان غربی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محسن وحدت از لنجان اصفهان با رکورد 180 کیلو گرممقام دوم جواد حیدری از بندر گناوه بوشهر با رکورد 160 کیلو گرممقام سوم افشین حسینی از کردستان با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول سلام رحیمی از کردستان با رکورد 187.5 کیلو گرممقام دوم علی هاشم زاده از اردبیل با رکورد 185 کیلو گرممقام سوم محمدحسین آرمان از لنجان اصفهان با رکورد 175 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول مجتبی رستمی از کردستان با رکورد 205 کیلو گرممقام دوم کیومرث میری از کرمانشاه با رکورد 175. 5مقام سوم جعفر کریمیان از لنجان اصفهان با رکورد 167.5 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرممقام دوم از محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرممقام سوم از آذربایجان غربی با رکورد 202.5 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول مرتضی جواهر نیا از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 202.5 کیلو گرم مقام دوم مهدی نجف زاده از آذربایجان غربی با رکورد 115 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان پیش وتان"" 1_رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرم در رده وزنی 125 کیلو گرم
2 _ محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرم در رده وزنی 125 کیلو گرم
3 _محسن وحدت از لنجان اصفهان با رکورد 180 کیلو گرم در رده وزنی 90 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر دو
***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول حمید نصیرزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 100 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول عرفان حبیبی از کردستان با رکورد 95 کیلو گرممقام دوم حسن سالم صافی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 85 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول جواد مطیع بی عوض از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 132.5 کیلومقام دوم داود صداقتی از آذربایجان غربی با رکورد 120 کیلو گرممقام سوم بهرام علی پناه از شهرداری م آباد با رکورد 110 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول محسن جمشیدزهی از سیمان خاش با رکورد 145 کیلومقام دوم علیرضا ماندنی از قرار گاه خاتم الانبیا موسسه جوادالائمه با رکورد 132.5 کیلو گرممقام سوم صالح آردفروش از آذربایجان غربی با رکورد 115 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محسن کوشک پا از قرارگاه خاتم الانبیا موسسه جوادالائمه با رکورد 177.5 کیلو گرممقام دوم بهاءالدین عزیزی از کردستان با رکورد 147.5 کیلو گرممقام سوم سیدحمید صدرالدینی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول مسعود عزیزی از کردستان با رکورد 165 کیلو گرممقام دوم علیرضا عباسی از آذربایجان غربی با رکورد 140 کیلو گرممقام سوم نقی تقوی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 135 کیلو***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول مصطفی چک از زنجان با رکورد 147.5 کیلو گرممقام دوم خدایار خزایی از همدان با رکورد 145 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***محمد نجف زاده از آذربایجان غربی با رکورد 130 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر سه
***رده وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول حمید حبیب پور از لنجان اصفهان با رکورد 75 کیلو***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول رحیم جباری از آذربایجان غربی با رکورد 35 کیلو***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول مسعود شکرانی از آذربایجان غربی با رکورد 82.5 کیلو گرم
مقام دوم حمزه افتخاری از آذربایجان غربی با رکورد 70 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول علی دهستانی از مازندران با رکورد 120 کیلو
مقام دوم حسن الماسی از آذربایجان غربی با رکورد 85 کیلو***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول عثمان مهران از کردستان با رکورد 127.5 کیلو گرم
مقام دوم بهمن ممقانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 97.5 کیلو گرم
مقام سوم میرجلال ولی نژاد از آذربایجان غربی با رکورد 97.5 کیلو***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول جبار حاج قلیزاده از آذربایجان غربی با رکورد 136 کیلو گرم
مقام دوم خلیل نوشاد از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم
مقام سوم رضا استواری از تهران با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول نادر افشار از تهران با رکورد 90 کیلو گرم***دسته و زنی 125 کیلوگرم***مقام اول رحمان ابوبکری از آذربایجان غربی با رکورد 110 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر چهار
***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول عبدالله دادمهر از کردستان با رکورد 75 کیلو گرم***دسته وزنی 70 کیلوگرم***مقام اول سلمان بخشی از آذربایجان غربی با رکورد 70 کیلو گرم
مقام دوم جلیل مسروری از کردستان با رکورد 62.5 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان پیش وتان""رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرم در دسته 125 کیلو
مجتبی رحیمی از کردستان با رکورد 205 کیلوگرم در دسته 110 کیلو گرم
محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرم در دسته 125 کیلو گرمدر نهایت نتایج تیمی مسابقات پرس بدون لوازم باشگاه های کشور به شرح ذیل اعلام شد:مقام اول آذربایجان غربی 57 امتیاز
مقام دوم آذربایجان شرقی 50 امتیاز
مقام سوم لنجان اصفهان 47 امتیازمقام اول آذربایجان غربی 60 امتیاز
مقام دوم زنجان 46 امتیاز
مقام سوم کردستان 45 امتیازمقام اول لنجان الف اصفهان 60 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی 49 امتیاز
مقام سوم لنجان ب اصفهان 42 امتیازرده سنی پیش وتان مستر یک مقام اول لنجان اصفهان 52 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی 50 امتیاز
مقام سوم آذربایجان شرقی 46 امتیازرده سنی پیش وتان مستر دو مقام اول آذربایجان غربی الف 42 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی ب 40 امتیاز
مقام سوم کردستان 33 امتیازمقام اول آذربایجان غربی 60 امتیاز
مقام دوم تهران 33 امتیاز
مقام سوم کردستان 19 امتیاز
شهرک وحدت درشهرستان فردیس درکنارکمبودهای فرهنگی،آموزشی،ورزشی وتفریحی با داشتن سگهای ولگردبسیار درکوچه وخیابان با مشکل امنیت جانی اهالی دست وپنجه نرم می کند.به گزارش گروه استانی "تیتریک"،شهرستان فردیس متشکل از حدود25شهرک است که 13شهرک درگستره منطقه 10 و 12شهرک نیز تحت پوشش منطقه3 شهرداری کرج قراردارند.شهرک وحدت با بیش از 30هزارنفر جمعیت یکی از شهرکهای محدوده شهرداری منطقه10 فردیس محسوب می شود. این منطقه با توجه به رشد جمعیت اما در زمینه ارتقا امکانات تفریحی،فرهنگی ورفاهی مغفول مانده است. این شهرک که ترکیبی از بافت و خانه های ویلایی قدیمی وآپارتمان های امروزی است با وجود مهاجرت های بی رویه مانند هرنقطه دیگر البرز، بدون ایجاد زیرساخت های لازم شهری ،فرهنگی ورفاهی در تضاد فرهنگی اهالی قدیم و مهاجران به سر می برد. به گفته اهالی این منطقه کمبود فضای سبز،مرکزتفریحی وپارک بازی ک ن،سالن ورزشی ،مراکز فرهنگی وآموزشی و افزون بر این کمبودها،وفورسگهای ولگرد در کوچه و خیایان از مهمترین مشکلات و کاستی های این شهرک است. سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتمیدان وحدت تنها پارک ومرکزتفریحی شهرکیکی از نان این منطقه با اشاره به میدانی در شهرک که ترکیبی از چند صندلی برای نشستن،تعدادی وسایل ورزشی و چند بوته گل و گیاه است، می گوید:تنها پارک و فضای سبز و محل بازی برای اهالی این شهرک و ک نش این میدان است. کاظم پورجلیلی می گوید: در اطراف این شهرک زمین های زیادی وجود دارد اما با توجه به اینکه نسبت به جمعیت سرانه فضای سبز وپارک این شهرک کم وناچیز است نمی دانم چرا مسئولان شهرداری در این زمینه اقدامی نمی کنند. پورجلیلی درادامه می افزاید:تعداد مدرسه های این شهرک در مقطع دبیرستان متناسب با جمعیت نیست و همه کلاسها بالای 40نفر دانش آموز دارد. سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتساخت12000واحدمس ی بدون یک متر فضای سبزجواد مستوری نیز با بیان اینکه به تازگی درمحله نگارستان این شهرک12هزارواحد مس ی ساخته شده می گوید:برای این واحدها حتی یک متر فضای سبز درنظر گرفته نشده است. مستوری اظهار می کند:اگر غروب به بعد به این شهرک سر بزنید مشاهده می کنید که در تنها پارک «میدان» این شهرک مردم به طور فشرده جمع می شوندو به عبارتی از سروکول هم بالا می روند. وی در ادامه می گوید: ورودی شهرک وحدت یک پارک وجود داشت اما مدتها است که آن را ت یب کرده اند و متروکه شده است. این شهروند شهرک، کمبود فضای آموزشی وفرهنگی برای فرزندان این منطقه را از دیگر کاستی های شهرک وحدت عنوان می کند و می گوید: نسبت به جمعیت همه امکانات این شهرک زیر حد استاندارد است.جای خالی درمانگاه تخصصی ومجهز در شهرکفائزه قیداری نیز از نبود درمانگاه مجهز در شهرک گلایه کرده و می گوید:در این شهرک فقط دو درمانگاه عمومی وجود دارد و در صورت وجود مشکل و ضرورت برای بیماریهای تخصصی باید به فردیس مراجعه کنیم . قیداری می افزاید: یکی از این درمانگاهها که به تازگی افتتاح شده شبانه روزی است اما فقط خدمات عمومی ارائه می دهند و متخصص ندارند. سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتیک سالن ورزشی جوابگوی جمعیت منطقه نیست دیگر شهروند این منطقه با بیان اینکه برای کل این شهرک فقط یک سالن ورزشی«سالن کلهر»وجود دارد، می گوید: یک سالن ورزشی جوابگوی جمعیت این شهرک نیست. احمدخسروی با بیان اینکه تعداد جوانان معتاد این منطقه روزبروز رو به افزایش است می گوید:با توجه به آسیب ها و خطرهایی که امروزه جوانان و نوجوانان را تهدید می کند،نبود مراکز ورزشی وفرهنگی وتفریحی بستر را برای گمراهی جوانان مهیاتر می سازد. اتلاف وقت مردم درانتظار اتوبوسفاطمه صدیقی نیز کمبود تعداد اتوبوس های این شهرک را عنوان کرده و می گوید: برای سوار شدن بر اتوبوس گاهی حدود ی اعت و حتی بیشتر باید در ایستگاه معطل شویم. وی می گوید:قبلا تعدادی از اهالی به نمایندگی از شهرک به شرکت اتوبوسرانی مراجعه کرده و درخواست افزایش تعداد اتوبوس دادند اما مسئولان اتوبوسرانی در پاسخ گفته بودند با توجه به جمعیت هرمنطقه تعداد اتوبوس برای آن تعیین می شود. اما متاسفانه وقت مردم این منطقه برای تردد با اتوبوس بسیار هدر می رود و برای همه مقدور نیست که با تا ی تردد کنند.سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتسگهای ولگرد امنیت شهرک را برهم زده اندکیوان پهلوانی نیز می گوید: وجود سگهای ولگرد که همیشه به صورت گله ای درشهرک هستند برای همه علی الخصوص ک ن مشکل سازشده است.پهلوانی می گوید: مخصوصاابتدای صبح برای رفتن به مدرسه ومحل کار اهالی با مشڪل وترس تردد می کنند. وی در ادامه می گوید: بارها این سگهای ولگرد به بچه ها حمله کرده اند و امنیت اهالی در خطر است. وی می گوید:اهالی شهرک بارها برای حل این مشکل به شهرداری مراجعه کرده اند اما نتیجه ای عایدمان نشده است.تعدادچایخانه های شهرک بیشتر ازمجموع مراکز مفیدمراد ایل بیگی هم با بیان اینکه تعداد چایخانه های این منطقه از مجموع مراکزآموزشی ،تفریحی،ورزشی وفرهنگی بیشتر است می گوید:جوانان این محله روزبروز بیشتر در معرض خطر اعتیاد قراردارند و متاسفانه نظارت چندانی روی این مسئله نیست و مسئولان فقط شعار می دهند. اگر این مراکز که محل شروع خلاف های اخلاقی است جمع آوری شود و به جای آن مراکز مفید فرهنگی بنا شود جلوی بسیاری از مشکلات گرفته می شود.سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتاحداث پارک منوط به رفع مشکل زمین درحال واگذاری به شهرداری مدیرروابط عمومی منطقه 10شهرداری کرج با بیان اینکه اکنون فقط همان پارک میدان را درشهرک وحدت داریم اظهار می کند:زمینی در نگارستان وجود دارد که هنوز دراختیار شهرداری قرار نگرفته و در صورت رفع مشکلات قانونی و تحویل به شهرداری برای ایجاد فضای سبز و امکانات لازم اقدام خواهیم کرد. مهدی نژادفلاح در پاسخ به چرایی م وبه شدن پارک قدیمی شهرک می گوید:این پارک ملک شخصی بوده و شهرداری در آن با کاشت درخت فضای سبز ایجاد کرده بود اما مالک آن از شهرداری شکایت کردو حتی از دادستانی حکم قلع وقمع گرفت و همه درختان را نیز از بین برد. سگهای ولگرد؛مخل امنیت وآرامش مردم شهرک وحدتسگها از ای ا ی در این مناطق رهاسازی می شوندمسئول محیط زیست شهری سازمان پسماندمنطقه10شهرداری کرج با تایید وجود تعداد زیاد سگهای ولگرد در شهرک وحدت می گوید: هرروزه اکیپی در حال جمع آوری این سگها درمحدوده شهرک وحدت،سرحدآباد وکلاک است اما با توجه به اینکه متاسفانه افرادی از شهرک های ا ی سگ های مناطق خود را به شهرک وحدت،فردیس وکیانمهر آورده ورها سازی می کنند این مشکل همیشه وجود دارد.رضااحمدوند می افزاید:البته درحال پیگیری وشناسایی این افراد هستیم.احمدوند در پاسخ به چرایی کار این افراد اظهار می کند:با توجه به اینکه تنها پناهگاه سگها در شهر کرج پناهگاه شهرداری کرج است این کار را انجام می دهند و این افراد سگها را حتی به ما تحویل نمی دهند و در مناطق«منطقه10،3و12»آنها را رها سازی می کنند. وی می افزاید: به دلیل اینکه آنها جایی برای نگهداری ندارند و بودجه ای برای ساماندهی آن دیده نشده است هرهفته سگ های ولگرد را از مناطق خود جمع آوری کرده و به این مناطق می آورند.مسئول محیط زیست شهری سازمان پسماند منطقه10شهرداری کرج با بیان اینکه اکیپ ما هرلحظه در حال سرکشی است می گوید: با تماس هرشهروند و اعلام حضور سگ در محله ظرف مدت 10 دقیقه به محل مورد نظر مراجعه می کنند. اما تعداد سگها به قدر زیاد است که این مشکل همیشه هست.خدیجه ستارزاده
8 سالش که بود پوست دست هایش قرمزشد، متورم شد، 9 سالش که شد فهمید جذام دارد! 10 ساله بود که آمد مشهد، حالا 60 سال است که اینجاست ؛ کنج یک اتاق کوچک... اینجا شهرک جذامی هاست؛ تنهایی نام دیگر نان اینجاست. به گزارش جام جم آنلاین، اینجا شهرک جذامی هاست؛ ت، آرام و بی سر و صدا. اصلا شهرک ها که همیشه شلوغ نیستند، پر رفت آمد نیستند، بعضی شهرک ها هم می شوند پناه آدم های بی پناه؛ می شوند شهرک جذامی ها... اسمی که رویشان می ماند و تنهایی و سکوت برایشان به ارمغان می آورد. حتی اگر جایی در دل خیابان های مرکزی مشهد باشند، زیر سایه یک گنبد طلایی رنگ که دل از آنها برده از خیلی سال پیش...گنبدی که دیگر از این فاصله دیده نمی شود بس که دراین سال ها ساخت و ساز شده اطراف حرم ...پرس وجو که می کنیم ی از وجودشان خبر ندارد؛ حتی خیلی از مشهدی ها نمی دانند که یک جایی نزدیک آنها حدود 30 حانواده جذامی زندگی می کنند...زندگی که نه، روزگار می گذارند، لحظه های صبح را کند و کشدار وصل می کنند به ظهر ... ظهر که می شود منتظر می مانند عقربه ها لخ لخ کنان جلو بروند و برسند به شب.آنوقت آنها بمانند و شب بیداری و خو که به چشم شان نمی آید ...آنها بمانند و تنهایی؛ میراث همیشگی جذام برای آنها...زندگی زیر سایه جذام نان شهرک جذامی ها 100 نفرند. جذامشان حتی اگر مدت ها قبل هم خوب شده باشد، باز هم دست از سرشان برنداشته، در تمام این سال ها پابه پای شان آمده؛ شانه به شانه!جذام، با چنگ و دندان راهش را به زندگی آنها باز کرده و سایه اش همیشه روی سر آنهاست...هر وقت جلوی آینه بایستند و چشم شان به آن حفره خالی روی صورت بیفتد، اول جذام را می بینند، همانجا که قبلا بینی بود و حالا چندسال است که نیست...هروقت راه بروند با پاهایی که نیست، پاهایی که جذام خورده، از زانو ، از مچ... اول یاد جذام می افتند. وقتی دستشان را جلو بیاورند که دستت را بگیرند، اول جذام است که دستت را می گیرد و فشار می دهد به گرمی؛ با همان انگشت های یکی درمیان وکوتاه و بلند... نان شهرک جذامی ها، هنوز با جذام زندگی می کنند؛ آنها نشانه های بیماری ای را که سالهاست ریشه کن شده، سال هاست درمان شده، هر روز می بینند...جذام هرجای بدن اهالی این شهرک را که نشان کرده، با خودش برده؛ حالا یکی پا ندارد، یکی دست، یکی چشم ، یکی بینی...رد جذام روی صورت بعضی ها هم شده ترکیب عجیبی از تاول های بزرگ ورآمده...نقشه مشهد را که پیش روی مان می گذاریم، محله طلاب را که پیدا می کنیم، همان حوالی پشت بیمارستان 320 تختخو شهید هاشمی نژاد، خیابان وحید، سمت چپ، وحید هشت؛ شهرک جذامی ها قرار گرفته. شهرک برای ما از همین جا شروع می شود؛ از دیوارهایی نقاشی شده، درهایی رنگارنگ...شهرک یک خط صاف است که تا انتهای خیابان رفته، درِ خانه های شهرک هرچند متر یک بار، به فاصله کنار هم قرار گرفته اند. همه چهارطاق رو به کوچه بازند. از چهارچوب درها که می گذریم، به دنیای جذامی ها وارد می شویم. داخل هر حیاط، چند اتاق دیوار به دیوار هم ساخته شده اند... اتاق هایی که خانه جذامی ها شده اند از سال ها پیش و زندگی پشت دیوارهای شهرک به آرامترین شکل ممکن جریان دارد.روایت اول؛ عزت8 سالش که بود پوست دست هایش قرمزشد، متورم شد، 9 سالش که شد فهمید جذام دارد! 10 ساله بود که آمد مشهد، حالا 60 سال است که اینجاست؛ کنج یک اتاق کوچک؛ همه زندگی آقا عزت در همین چند جمله خلاصه می شود. عزت صدقی یکی از قدیمی های شهرک است، از داخل کوچه با ما همراه می شود، جلوتر می رود و ما پشت سرش. او با دو عصای آهنی زیر بغل... با پای راستی که جذام تا نیمه خورده و پای چپی که انگشت ندارد... جلوی در اتاقش که می رسد، عصاها را تکیه می دهد به دیوار.، زانو می زند روی زمین، ما را دعوت می کند به خانه اش:« شما هم خواهر من هستید، بیایید داخل...»عزت صدقی از اردبیل آمده و اینجا ماندگار شده، اما هنوز هم اسم زادگاهش که می آید دلش یکجور خاصی تنگ می شود و این دلتنگی از صدایش پیداست:« کوچک بودم 8 سالم بود که مریض شدم...تنهایی آمدم اینجا...با اتوبوس آمدم، اول رفتم رشت، ازآنجا با یک مکافاتی آمدم مشهد...»خاطره آمدن به مشهد هنوز بعد از این همه سال برای آقا عزت زنده است:« من مادر که نداشتم، پدرم هم فوت کرد، ی را نداشتم ، شنیده بودم اینجا بیمارستان جذامی هاست، اول رفتم رشت. آنجا یک خانمی بود خدا خیرش بدهد با شوهرش داشت می رفت مشهد. من را زیر چادرش قایم کرد، اینطوری سوار اتوبوس شدم.»آقا عزت 60 سال پیش با اتوبوس آمد مشهد،خودش را رساند بیمارستان هاشمی نژاد و بستری شد، درمان شد. بعد یک روز گفتند: تو سالم شدی...برو :« به من گفتند دیگر مریض نیستی ، من را بیرون د. من هم که ی را نداشتم پول نداشتم،رفتم همینجا در کوره پزخانه کار . بعد هم رفتم ب ده رضوی ...»عزت هجده ساله بود که رفت ب ده رضوی:« با سی تومان پول و یک پتو رفتم ب ده. بعد دیدم آنجا یک بیابان است، هنوز ساختمان نداشت... دوسه ماه در چادر ماندم بعد برگشتم مشهد... آن موقع فرانسوی ها آنجا بودند به مریض ها می رسیدند.»عزت وقتی برگشت مشهد، معصومه خانم را دید، عاشق شد ، ماندگار شد. معصومه خانم هم مثل او مریض بود، از زنجان آمده بود مشهد تا درمان بشود:« ازش خوشم آمد، ازدواج کردیم ، همینجا م م... الان شش تا بچه داریم...دوتا پسر ، چهارتادختر...»بچه ها البته سالمند، میراث پدر و مادر به آنها نرسیده:« همه اش نگران بودم بچه هایم مریض بشوند، می گفتم شاید از من و معصومه جذام بگیرند، اما نگرفتند...سالمند.»دوتا از پسرها و دوتا از دخترها ازدواج کرده اند، همینجا در خانه های اطراف شهرک، مستاجرند. ته تغاری های خانه اما دوتا دختر دوقلو هستند که حالا شده اند عصای دست پدرومادر. همان ها حالا معصومه خانم را از دیروز برده اند بیمارستان رضا(ع) :« دست معصومه را دیروز قطع د.»جذام سال هاست از این خانه رفته اما عوارضش هنوز اهالی خانه را راهی بیمارستان می کند:« دست معصومه عفونت کرده بود...گفتند به خاطر جذام است...»روایت دوم ؛ آق محیاجذام که آمد محیا دست داشت، پا داشت...جذام که رفت، انگشت های دست محیا را هم یکی درمیان با خودش برد، هر دو پایش را هم برد، از زانو...حالا آق محیا مقدسی سالهاست با یک جفت پای پروتزی سنگین این طرف و آن طرف می رود. خانه آق محیا، یک اتاق جمع و جور است پشت دیوار یکی دیگر از ساختمان های شهرک جذامی ها؛ ترو تمیز و مرتب. با این حال می گوید:« ببخشید اینجاجمع و جور نیست... ی را ندارم...خودم هم چهاردست و پا این ور آن ور می روم کارهایم را می کنم.»آق محیا اهل شیروان است، همین های مشهد. او هم از بچگی نشان کرده جذام است:« بچه بودم، کار می ، خمیر درست می ، نان می پختم، یک وقت دیدم دیگر دست هایم جان ندارد. بی حس شدند، می دوشیدم دیدم دیگر نمی توانم، بعد کم کم مریض تر شدم... ها گفتند جذام گرفتی...»آق محیا را برادرش آورده بیمارستان هاشمی نژاد . چند سال پیش؟ یادش نیست... انگشت های نداشته اش را می آورد بالا یکی یکی می شمارد؛ شاید 60 سال ، شاید هم بیشتر... آق محیا شوهرش را هم همینجا در بیمارستان هاشمی نژاد دیده؛ مردی اهل خلخال که حالا 20 سال است به رحمت خدا رفته.بچه؟ نه ندارند...آه می کشد:« قسمت نشد بچه دار بشوم...قسمت تنهایی بود...»این را که می گوید، تنهایی می آید و می نشیند کنارش ، دست می گذارد روی شانه اش، بغض می شود توی گلویش، اشک می شود توی چشم هایش:« ناشکرنیستم، این هم قسمت من بود... خدا خواست ...به خواست خدا راضی ام... »آق محیا راضی است گله نمی کند اما دلش می خواهد حداقل یک جفت پای بهتر داشت برای بیرون رفتن؛ این پاها موقع راه رفتن خیلی اذیت می کنند:« اول پای چپم را در بیمارستان فردوسی قطع د، 15 سال یک پا داشتم باز راحت بودم خودم می رفتم این طرف آن طرف، بعد پای راستم هم عفونت کرد، این یکی را در بیمارستان طالقانی قطع د. حالا عاجز شدم...با این کفش ها اصلا نمی توانم راه بروم... هر روز می ایستم جلوی در خانه تا یکی از همسایه ها رد بشود،بگویم اگر تانانوایی می روی برای من هم نان ب ... »درآمد؟ دارایی؟ چیز زیادی ندارد. بازهم دست های بدون انگشتش را بالا می آورد، می شمرد:« 30 تومان بهزیستی می دهد، 45 تومان یارانه، هیچی هم از خودم ندارم...این اتاق هم مال شهرک است، بمیرم یکی دیگر می آید اینجا ... » همین؟ همین!روایت سوم؛ الله کرممرگ اینجا غریبه نیست؛ هرچند وقت یک بار از در اصلی می گذرد، روی موزاییک های کف حیاط لی لی می کند و خودش را می رساند پشت پنجره یکی از اتاق ها...سرک می کشد داخل اتاق... مرگ هرچند وقت یک بار می آید و یکی از جذامی ها را با خودش می برد.. آ ین بار همین 40 روز پیش بود که آمد تا پشت در اتاق دلبرخانم ،در زد ، دلبر خانم در را باز کرد ...مرگ او را با خودش برد. اهالی شهرک صبح که بیدار شدند ،فهمیدند دلبر هم مرده... اتاق دلبر اما هنوز خالی است... شاید یک روز برسد به یک جذامی دیگر، یکی مثل الله کرم داری که چندسال است از شهرک رفته و یک جایی درکوچه های اطراف شهرک بین خانه های کوچک و بهم چسبیده محله طلاب خانه گرفته ، اما هنوز دلش اینجاست. هنوز به اینجا سرمی زند... الله کرم را وقتی می بینیم که باسه چرخه اش آمده به بقیه دوستانش سربزند... به بقیه جذامی ها.می گوید، بوشهری هستم، اهل بندر گناوه، بلدی؟ سر تکان می دهم که یعنی بله. می گوید: « خیلی وقت است بندرنرفتم دیگر نه پا دارم نه چشم دارم ...نه دست... دلم خیلی تنگ شده...»الله کرم 87 ساله است . 72 سال زندگی اش با جذام گذشته :« تازه پانزده ساله شده بودم که من را سنت د، بعد کشتیم ... بعد از مریضی گرفتم. دست هایم باد کرد ، هم آن موقع نبود، پدرم دید خوب نمی شوم من را با لنج فرستاد کویت. آنجا یی ها بودند من را معاینه د گفتند تو lep داری... lep همان جذام بود. بعد پرسیدند ایرانی هستی یا عراقی؟ گفتم ایرانی. من را برگرداندند ایران. اینجا ی تحویلم نگرفت. رفتم مشهر ، ازآنجا رفتم جذامخانه عراق»الله کرم دوسال عمرش را درجذامخانه عراق گذراند، بعد دلش تنگ ایران شد، برگشت:« ایران که رسیدم من را فرستادند جذام خانه مشهد.»جذام خانه مشهد یعنی همینجا...الله کرم حالا 68 سال است که اینجاست.همینجا ازدواج کرده و بچه دار شده :« زنم مریض نبود... اهل تربت حیدریه بود، دوتا بچه برای من زائید، یک دختر، یک پسر...پسرم مرد، بعد هم زنم مرد، الان فقط همین یک دختر برایم مانده ...»دنیای جذامی ها بزرگ نیست، حتی اگر بیرون شهرک زندگی کنند، الله کرم 6 سالی می شود بیرون شهرک جذامی ها یک اتاق گرفته و با دخترش زندگی می کند؛سوالم را تکرار می کند:« چرا توی شهرک اتاق ندارم؟ خب گفتند خوب شدی ، برو برای خودت خانه بگیر،من هم رفتم ...اما من جذامم خوب شده ، هزارتا مریضی دیگر دارم، قند دارم، تنگی نفس دارم، کپسول ا یژن باید بگیرم، آب مروارید داشتم، چشمم را عمل کور شد، الان فقط یکیش می بیند...»چشمی که می بیند همان چشم چپ است، کوچک وگود افتاده در چین و چروک های روی صورت الله کرم.روایت چهارم؛ گلین باجیگلین باجی اسمش گلین باجی نیست؛ می گوید اسمم را ننویس، نوه هایم می بینند ناراحت می شوند. من نگاهش می کنم اسمش را می گذارم گلین باجی.جذام روی صورتش حکاکی کرده، لب هایش ،گونه هایش، چشم هایش، جذام ازهرجا رد شده، یک نشانه گذاشته...حتی حرف زدن گلین باجی هم هم نشانه ای از جذام دارد:« من اهل اردبیلم ، دوتا دختر دارم خدا نگهشان دارد ، اینها می آیند من را جمع می کنند ، می برند، لباس هایم را می شویند...خودم دیگر نمی توانم...»گلین باجی 80 ساله ، از 68 سالگی اینجاست:« من سالم بودم، چلاق نبودم، مریض شدم گفتند خوره گرفتی...آمدم مشهد ماندم، همینجا من را شوهر دادند، شوهرم هم خوره داشت. اما بچه هایمان سالم بودند. ما همینجا توی شهرک بودیم از اول، یعنی اولش آسایشگاه محراب خان بودیم بعد این شهرک را ساختند...دخترهایم بیرون شهرک مدرسه می رفتند، توی مدرسه اذیت شان می د می گفتند پدر و مادرتان نفرین شده اند... ما که نفرین شده نبودیم، فقط خوره به جانمان افتاده بود...»گلین باجی هر دو چشمش را عملکرده، لنز گذاشته و با این حال خوب نمی بیند؛ مدام قربان صدقه ما می رود:« من فدای شما بشوم، من قربان شما بشوم...این همه زحمت کشیدید آمدید اینجا...من خوب نمی بینم از شما پذیرایی کنم...شرمنده شما هستم.»دفترچه بیمه اش روی تخت است، اعتبارش چندماه است تمام شده، می گوید:« امسال تمدیدش نکرده اند، می گویند باید برویم کمیسیون پزشکی ، بعد که تایید شد مریض هستیم مّهر بزنند...اما من پا ندارم خودم بروم...حتی همین را هم باید بمانم تا یکی از دخترهایم بیاید من راببرد سرکوچه ...»شهرک جذامی های مشهد، با 100 نفر جمعیت بعد از این همه سال هنوز ندارد، جذامی ها برای است باید بروند عمومی سر خیابان. آرزوی گلین باجی این است که حداقل داخل حیاط کنار همان تو ی که بین همه نان مشترک است، یک هم بسازند.روایت چهارم؛ محمدجذام سال هاست ذهن محمد را می خورد. هنوز نمی داند چطور مریض شده، چطور به خاطر جذام از درس و بازمانده...محمد مقدمی یکی دیگر از نان شهرک جذامی هاست؛ دیپلمه است. سال 64 تهران رشته ادبیات قبول شده اما ش به او اجازه وج از بیمارستان را نداده...حسرت این اتفاق 32 سال است که ذهن محمد را رها نمی کند. او را موقع بیرون رفتن از شهرک می بینیم، ظاهرش به جذامی ها نمی خورد، به جز یک تاول کوچک سیاهرنگ زیر چشم چپ اش. می پرسد خبرنگاری؟ بیا درد دل من را هم بنویس...درد دل آقا محمد را شما هم بخوانید:« چند سال است می گویند ، جذام تمام شده، جذام ریشه کن شده، قبول، اما جذامی که هست، به این جذامی تا روزی که زنده است باید رسیدگی شود...بهزیستی الان ماهی 50 تومان به ما می دهد که همین را هم این برج، به جای اول برج پانزدهم ریختند... این دفترچه های بیمه را ببین، بهزیستی برای اینکه تایید کند مهر بزند، اذیت می کند، مگر بیمه سلامت مال ملت نیست؟ مگر جذامی جزو همین ملت نیست؟ من 31 روز مریض بودم اما چون دفترچه ام اعتبار نداشت نمی تواستم بروم... قبلا راحت تمدید اعتبار می د اما الان می گویند باید بروید کمیسیون پزشکی ، معلولیت شما را تایید د! ما 10 سال است که تحت پوشش بهزیستی هستیم، دیگر چه چیزی را ثابت کنیم؟! »آقا محمد دلش حس پر است، آنقدر که حرف هایش یک بار نامه شده اند برای سیدحسن قاضی زاده هاشمی بهداشت؛ نامه ای که همه نان شهرک امضا کرده اند و یکی به نمایندگی از آنها برده بیمارستان ابن سینا، وقتی آقای در آ ین روز سال 93 به این بیمارستان سرکشی کرده:« گفتیم شاید اینطوری مشکلات مان حل بشود، اما نامه را بچه های حراست گرفتند وبعد هم زنگ زدند گفتند نامه شما اینجاست...نامه ما هیچوقت به نرسید.. خیلی دوست داشتیم می آمد اینجا را از نزدیک می دید. می دید ما اینجا چطور زندگی می کنیم...»روایت پنجم؛ احدشب و روزش در تنهایی می گذرد، بدون همدم، بدون هم صحبت،در یک اتاق سه در چهار با دیوارهایی که جابه جا رنگش پریده...انتهای اتاق دست راست یک آشپزخانه کوچک است که به زور یخچال ،اجاق گاز رومیزی و سینک ظرفشویی را در خودش جا داده... این چهاردیواری همه داروندار آقا احد است از این دنیای بزرگ...آقا احد 82 ساله است، اهل تبریز. مثل بقیه نان شهرک، جذام گرفته و برای درمان آمده مشهد :« هشت سالم بود مریض شدم، پنج سال هم جذام خانه باباباغی بودم اما خوب نشدم، آمدم اینجا... دیگر همینجا ماندم، برنگشتم تبریز. الان 70 سال است که اینجاهستم»آقا احد همینجا با یک زن سالم ازدواج کرده؛ زنی که وقتی فهمیده او جذام دارد با یک بچه طلاق گرفته:« بعد از آن دیگر ازدواج ن ...دخترم ولی هرچند وقت یک بار بهم سرمی زند... ب هم اینجا بود. نوه هم دارم، اما من خانه اش نمی روم، ملاحظه می کنم،مستاجر است، کرایه نشین است، بعدا بهش نگویند چرا پدرت که جذام داشت آمد اینجا...»آقا احد 15 سال است که دارو نمی خورد، داروی جذام،همان قرص های زردرنگی که می گوید معجزه می د:« وقتی دارو می خوردم دستم بیشتر جان داشت، الان هی خشک می شود،نمی توانم تکان بدهم، انگشت هایم خشک می شود. وقتی دستم جان داشت میرفتم کوره پز خانه کار می الان جان ندارم...کاش دوباره به ما دارو می دادند.»آقا احد دو هفته پیش وقتی از خواب بیدار شده، دیده مهمان دارد؛ مهمان هایش بچه های خیریه حافظان مهربانی بودند. افراد نیکوکاری که چندماهی است به شهرک جذامی ها سرمی زنند و به نان شهرک کمک می کنند. مهمان های آقا احد ، دو هفته پیش برایش جشن تولد گرفته اند، آقا احد هنوز هم یاد جشن می افتد گریه می کند از خوشحالی:« من تا حالا تولد ندیده بودم... خدا پدرومادرشان را بیامرزد...خدا اجرشان بدهد...»نوید کوهی مدیرعامل خیریه حافظان مهربانی که همراه ماست، می گوید:« در این شهرک حدود 30 خانوار زندگی می کنند، شهرک حدود 100 نفر جمعیت دارد، اما در کل جذامی های مشهد 300 نفرند، 200نفرشان همین جا در خیابان های اطراف شهرک پراکنده شده اند و 100 نفر هم درحاشیه مشهد زندگی می کنند که ما سعی می کنیم همه آنها را پوشش بدهیم.»او حالا تک تک بچه های اینجا را می شناسد، با همه خوش وبش می کند و روبه ما می گوید:« بحث کمبود مواد غذایی اینجا خیلی مطرح است، به خاطر همین سعی می کنیم به کمک خیرین به اینها در تهیه مواد غذایی کمک کنیم، اما یک مبحث درمانی هم وجود دارد ، چون اکثرشان بیمه ندارند و نمی توانند به خاطر هزینه های درمانی به پزشک مراجعه کنند،اینجا هم سعی می کنیم با کمک خیرین یا هزینه های درمانی شان را بدهیم یا آنها را به پزشک های نیکوکار و خیرمعرفی کنیم.»بچه های خیریه حافظان مهربانی، وقتی درخیابان های شهرک قدم زده اند ، تنهایی نانش را هم دیده اند؛همین است که حالا هرچند وقت یکبار برای جذامی ها جشن تولد می گیرند تا یک جوری این تنهایی پر شود؛ این سکوت یک جوری ش ته شود.سکوت اما از درو دیوار شهرک جذامی ها بالا می رود. آن طرف دیوارهای این شهرک، مشهد است؛ آدمهایش سالم هستند، می آیند، می روند، ی از دیدن شان رو برنمی گرداند، ی با انگشت نشان شان نمی دهد، آن طرف این دیوارها، زندگی به سریع ترین شکل ممکن جریان دارد، اینجا اما زمان از حرکت ایستاده است، عقربه ها به وقت جذام درجا می زنند.
۸ سالش که بود پوست دست هایش قرمزشد، متورم شد، ۹ سالش که شد فهمید جذام دارد! ۱۰ ساله بود که آمد مشهد، حالا ۶۰ سال است که اینجاست ؛ کنج یک اتاق کوچک… اینجا شهرک جذامی هاست؛ تنهایی نام دیگر نان اینجاست.به گزارش تهران نیوز ، اینجا شهرک جذامی هاست؛ ت، آرام و بی سر و صدا. اصلا شهرک ها که همیشه شلوغ نیستند، پر رفت آمد نیستند، بعضی شهرک ها هم می شوند پناه آدم های بی پناه؛ می شوند شهرک جذامی ها… اسمی که رویشان می ماند و تنهایی و سکوت برایشان به ارمغان می آورد. حتی اگر جایی در دل خیابان های مرکزی مشهد باشند، زیر سایه یک گنبد طلایی رنگ که دل از آنها برده از خیلی سال پیش…گنبدی که دیگر از این فاصله دیده نمی شود بس که دراین سال ها ساخت و ساز شده اطراف حرم …پرس وجو که می کنیم ی از وجودشان خبر ندارد؛ حتی خیلی از مشهدی ها نمی دانند که یک جایی نزدیک آنها حدود ۳۰ خانواده جذامی زندگی می کنند…زندگی که نه، روزگار می گذرانند، لحظه های صبح را کند و کشدار وصل می کنند به ظهر … ظهر که می شود منتظر می مانند عقربه ها لخ لخ کنان جلو بروند و برسند به شب.آنوقت آنها بمانند و شب بیداری و خو که به چشم شان نمی آید …آنها بمانند و تنهایی؛ میراث همیشگی جذام برای آنها…زندگی زیر سایه جذام نان شهرک جذامی ها ۱۰۰ نفرند. جذامشان حتی اگر مدت ها قبل هم خوب شده باشد، باز هم دست از سرشان برنداشته، در تمام این سال ها پابه پای شان آمده؛ شانه به شانه!جذام، با چنگ و دندان راهش را به زندگی آنها باز کرده و سایه اش همیشه روی سر آنهاست…هر وقت جلوی آینه بایستند و چشم شان به آن حفره خالی روی صورت بیفتد، اول جذام را می بینند، همانجا که قبلا بینی بود و حالا چند سال است که نیست…هروقت راه بروند با پاهایی که نیست، پاهایی که جذام خورده، از زانو ، از مچ… اول یاد جذام می افتند. وقتی دستشان را جلو بیاورند که دستت را بگیرند، اول جذام است که دستت را می گیرد و فشار می دهد به گرمی؛ با همان انگشت های یکی درمیان و کوتاه و بلند… نان شهرک جذامی ها، هنوز با جذام زندگی می کنند؛ آنها نشانه های بیماری ای را که سالهاست ریشه کن شده، سال هاست درمان شده، هر روز می بینند…جذام هرجای بدن اهالی این شهرک را که نشان کرده، با خودش برده؛ حالا یکی پا ندارد، یکی دست، یکی چشم ، یکی بینی…رد جذام روی صورت بعضی ها هم شده ترکیب عجیبی از تاول های بزرگ ورآمده…نقشه مشهد را که پیش روی مان می گذاریم، محله طلاب را که پیدا می کنیم، همان حوالی پشت بیمارستان ۳۲۰ تختخو شهید هاشمی نژاد، خیابان وحید، سمت چپ، وحید هشت؛ شهرک جذامی ها قرار گرفته. شهرک برای ما از همین جا شروع می شود؛ از دیوارهایی نقاشی شده، درهایی رنگارنگ…شهرک یک خط صاف است که تا انتهای خیابان رفته، درِ خانه های شهرک هرچند متر یک بار، به فاصله کنار هم قرار گرفته اند. همه چهارطاق رو به کوچه بازند. از چهارچوب درها که می گذریم، به دنیای جذامی ها وارد می شویم. داخل هر حیاط، چند اتاق دیوار به دیوار هم ساخته شده اند… اتاق هایی که خانه جذامی ها شده اند از سال ها پیش . زندگی پشت دیوارهای شهرک به آرام ترین شکل ممکن جریان دارد.روایت اول ؛ حمید۸ سالش که بود پوست دست هایش قرمز شد، متورم شد، ۹ سالش که شد فهمید جذام دارد! ۱۰ ساله بود که آمد مشهد، حالا ۶۰ سال است که اینجاست؛ کنج یک اتاق کوچک. همه زندگی او در همین چند جمله خلاصه می شود. حمید یکی از قدیمی های شهرک است، از داخل کوچه با ما همراه می شود، جلوتر می رود و ما پشت سرش. او با دو عصای آهنی زیر بغل… با پای راستی که جذام تا نیمه خورده و پای چپی که انگشت ندارد… جلوی در اتاقش که می رسد، عصاها را تکیه می دهد به دیوار.، زانو می زند روی زمین، ما را دعوت می کند به خانه اش:« شما هم خواهر من هستید، بیایید داخل…»حمید از یکی از مناطق شرقی آمده و اینجا ماندگار شده، اما هنوز هم اسم زادگاهش که می آید دلش یکجور خاصی تنگ می شود و این دلتنگی از صدایش پیداست:« کوچک بودم ۸ سالم بود که مریض شدم…تنهایی آمدم اینجا…با اتوبوس آمدم، اول رفتم رشت، از آنجا با یک مکافاتی آمدم مشهد…»خاطره آمدن به مشهد هنوز بعد از این همه سال برای او زنده است:« من مادر که نداشتم، پدرم هم فوت کرد، ی را نداشتم ، شنیده بودم اینجا بیمارستان جذامی هاست، اول رفتم رشت. آنجا یک خانمی بود خدا خیرش بدهد با شوهرش داشت می رفت مشهد. من را زیر چادرش قایم کرد، اینطوری سوار اتوبوس شدم.»مرد ۶۰ سال پیش با اتوبوس آمد مشهد، خودش را رساند بیمارستان هاشمی نژاد و بستری شد، درمان شد. بعد یک روز گفتند: تو سالم شدی…برو :« به من گفتند دیگر مریض نیستی ، من را بیرون د. من هم که ی را نداشتم پول نداشتم،رفتم همینجا در کوره پزخانه کار . بعد هم رفتم ب ده رضوی …»حمید هجده ساله بود که رفت ب ده رضوی:« با سی تومان پول و یک پتو رفتم ب ده. بعد دیدم آنجا یک بیابان است، هنوز ساختمان نداشت… دو سه ماه در چادر ماندم بعد برگشتم مشهد… آن موقع فرانسوی ها آنجا بودند به مریض ها می رسیدند.»حمید وقتی برگشت مشهد، لیلاخانم را دید، عاشق شد ، ماندگار شد. لیلاخانم هم مثل او مریض بود، از زنجان آمده بود مشهد تا درمان بشود:« ازش خوشم آمد، ازدواج کردیم ، همینجا م م… الان شش تا بچه داریم…دوتا پسر ، چهارتا دختر…»بچه ها البته سالمند، میراث پدر و مادر به آنها نرسیده:« همه اش نگران بودم بچه هایم مریض بشوند، می گفتم شاید از من و لیلا جذام بگیرند، اما نگرفتند…سالمند.»دوتا از پسرها و دوتا از دخترها ازدواج کرده اند، همینجا در خانه های اطراف شهرک، مستاجرند. ته تغاری های خانه اما دوتا دختر دوقلو هستند که حالا شده اند عصای دست پدر و مادر. همان ها حالا لیلا خانم را از دیروز برده اند بیمارستان رضا(ع) :« دست لیلا را دیروز قطع د.»جذام سال هاست از این خانه رفته اما عوارضش هنوز اهالی خانه را راهی بیمارستان می کند:«دست لیلا عفونت کرده بود…گفتند به خاطر جذام است…»روایت دوم ؛ محیاجذام که آمد محیا دست داشت، پا داشت…جذام که رفت، انگشت های دست محیا را هم یکی درمیان با خودش برد، هر دو پایش را هم برد، از زانو…حالا محیا مقدسی سالهاست با یک جفت پای پروتزی سنگین این طرف و آن طرف می رود. خانه محیا، یک اتاق جمع و جور است پشت دیوار یکی دیگر از ساختمان های شهرک جذامی ها؛ ترو تمیز و مرتب. با این حال می گوید:« ببخشید اینجا جمع و جور نیست… ی را ندارم…خودم هم چهار دست و پا این ور آن ور می روم،کارهایم را می کنم.»محیا اهل شیروان است، همین های مشهد. او هم از بچگی نشان کرده جذام است:« بچه بودم، کار می ، خمیر درست می ، نان می پختم، یک وقت دیدم دیگر دست هایم جان ندارد. بی حس شدند، می دوشیدم دیدم دیگر نمی توانم، بعد کم کم مریض تر شدم… ها گفتند جذام گرفتی…»محیا را برادرش آورده بیمارستان هاشمی نژاد . چند سال پیش؟ یادش نیست… انگشت های نداشته اش را می آورد بالا یکی یکی می شمارد؛ شاید ۶۰ سال ، شاید هم بیشتر… محیا شوهرش را هم همینجا در بیمارستان هاشمی نژاد دیده؛ مردی اهل خلخال که حالا ۲۰ سال است به رحمت خدا رفته.بچه؟ نه ندارند…آه می کشد:« قسمت نشد بچه دار بشوم…قسمت تنهایی بود…»این را که می گوید، تنهایی می آید و می نشیند کنارش ، دست می گذارد روی شانه اش، بغض می شود توی گلویش، اشک می شود توی چشم هایش:« ناشکر نیستم، این هم قسمت من بود… خدا خواست …به خواست خدا راضی ام… »محیا راضی است گله نمی کند اما دلش می خواهد حداقل یک جفت پای بهتر داشت برای بیرون رفتن؛ این پاها موقع راه رفتن خیلی اذیت می کنند:« اول پای چپم را در بیمارستان فردوسی قطع د، ۱۵ سال یک پا داشتم باز راحت بودم خودم می رفتم این طرف آن طرف، بعد پای راستم هم عفونت کرد، این یکی را در بیمارستان طالقانی قطع د. حالا عاجز شدم…با این کفش ها اصلا نمی توانم راه بروم… هر روز می ایستم جلوی در خانه تا یکی از همسایه ها رد بشود،بگویم اگر تا نانوایی می روی برای من هم نان ب … »درآمد؟ دارایی؟ چیز زیادی ندارد. باز هم دست های بدون انگشتش را بالا می آورد، می شمرد:« ۳۰ تومان بهزیستی می دهد، ۴۵ تومان یارانه، هیچی هم از خودم ندارم…این اتاق هم مال شهرک است، بمیرم یکی دیگر می آید اینجا … » همین؟ همین!روایت سوم؛ الله کرممرگ اینجا غریبه نیست؛ هرچند وقت یک بار از در اصلی می گذرد، روی موزاییک های کف حیاط لی لی می کند و خودش را می رساند پشت پنجره یکی از اتاق ها…سرک می کشد داخل اتاق… مرگ هرچند وقت یک بار می آید و یکی از جذامی ها را با خودش می برد.. آ ین بار همین ۴۰ روز پیش بود که آمد تا پشت در اتاق دلبرخانم ،در زد ، دلبر خانم در را باز کرد …مرگ او را با خودش برد. اهالی شهرک صبح که بیدار شدند ،فهمیدند دلبر هم مرده… اتاق دلبر اما هنوز خالی است… شاید یک روز برسد به یک جذامی دیگر، یکی مثل الله کرم داری که چند سال است از شهرک رفته و یک جایی درکوچه های اطراف شهرک بین خانه های کوچک و بهم چسبیده محله طلاب خانه گرفته ، اما هنوز دلش اینجاست. هنوز به اینجا سر می زند… الله کرم را وقتی می بینیم که باسه چرخه اش آمده به بقیه دوستانش سربزند… به بقیه جذامی ها.می گوید، بوشهری هستم، اهل بندر گناوه، بلدی؟ سر تکان می دهم که یعنی بله. می گوید: «خیلی وقت است بندر نرفتم ، دیگر نه پا دارم نه چشم دارم …نه دست… دلم خیلی تنگ شده…»الله کرم ۸۷ ساله است . ۷۲ سال زندگی اش با جذام گذشته :« تازه پانزده ساله شده بودم که من را سنت د، بعد کشتیم … بعد از مریضی گرفتم. دست هایم باد کرد ، هم آن موقع نبود، پدرم دید خوب نمی شوم من را با لنج فرستاد کویت. آنجا یی ها بودند من را معاینه د گفتند تو lep داری… lep همان جذام بود. بعد پرسیدند ایرانی هستی یا عراقی؟ گفتم ایرانی. من را برگرداندند ایران. اینجا ی تحویلم نگرفت. رفتم مشهر ، از آنجا رفتم جذامخانه عراق»الله کرم دوسال عمرش را درجذامخانه عراق گذراند، بعد دلش تنگ ایران شد، برگشت:« ایران که رسیدم من را فرستادند جذامخانه مشهد.»جذامخانه مشهد یعنی همینجا…الله کرم حالا ۶۸ سال است که اینجاست. همینجا ازدواج کرده و بچه دار شده :« زنم مریض نبود… اهل تربت حیدریه بود، دوتا بچه برای من زائید، یک دختر، یک پسر…پسرم مرد، بعد هم زنم مرد، الان فقط همین یک دختر برایم مانده …»دنیای جذامی ها بزرگ نیست، حتی اگر بیرون شهرک زندگی کنند، الله کرم ۶ سالی می شود بیرون شهرک جذامی ها یک اتاق گرفته و با دخترش زندگی می کند؛سوالم را تکرار می کند:« چرا توی شهرک اتاق ندارم؟ خب گفتند خوب شدی ، برو برای خودت خانه بگیر،من هم رفتم …اما من جذامم خوب شده ، هزارتا مریضی دیگر دارم، قند دارم، تنگی نفس دارم، کپسول ا یژن باید بگیرم، آب مروارید داشتم، چشمم را عمل کور شد، الان فقط یکیش می بیند…»چشمی که می بیند همان چشم چپ است، کوچک و گود افتاده در چین و چروک های روی صورت الله کرم.روایت چهارم؛ گلین باجیگلین باجی اسمش گلین باجی نیست؛ می گوید اسمم را ننویس، نوه هایم می بینند ناراحت می شوند. من نگاهش می کنم ؛ پیراهن سفیدش را با گل های ریز رنگی می بینم، اسمش را می گذارم گلین باجی.جذام روی صورتش حکاکی کرده، لب هایش ،گونه هایش، چشم هایش، جذام از هرجا رد شده، یک نشانه گذاشته…حتی حرف زدن گلین باجی هم هم نشانه ای از جذام دارد:« من اهل اردبیلم ، دوتا دختر دارم خدا نگهشان دارد ، اینها می آیند من را جمع می کنند ، می برند، لباس هایم را می شویند…خودم دیگر نمی توانم…»گلین باجی ۸۰ ساله ، از ۶۸ سالگی اینجاست:« من سالم بودم، چلاق نبودم، مریض شدم گفتند خوره گرفتی…آمدم مشهد ماندم، همینجا من را شوهر دادند، شوهرم هم خوره داشت. اما بچه هایمان سالم بودند. ما همینجا توی شهرک بودیم از اول، یعنی اولش آسایشگاه محراب خان بودیم بعد این شهرک را ساختند…دخترهایم بیرون شهرک مدرسه می رفتند، توی مدرسه اذیت شان می د می گفتند پدر و مادرتان نفرین شده اند… ما که نفرین شده نبودیم، فقط خوره به جانمان افتاده بود…»گلین باجی هر دو چشمش را عمل کرده، لنز گذاشته و با این حال خوب نمی بیند؛ مدام قربان صدقه ما می رود:« من فدای شما بشوم، من قربان شما بشوم…این همه زحمت کشیدید آمدید اینجا…من خوب نمی بینم از شما پذیرایی کنم…شرمنده شما هستم.»دفترچه بیمه اش روی تخت است، اعتبارش چندماه است تمام شده، می گوید:« امسال تمدیدش نکرده اند، می گویند باید برویم کمیسیون پزشکی ، بعد که تایید شد مریض هستیم مهر بزنند…اما من پا ندارم خودم بروم…حتی همین را هم باید بمانم تا یکی از دخترهایم بیاید من را ببرد سرکوچه …»شهرک جذامی های مشهد، با ۱۰۰ نفر جمعیت بعد از این همه سال هنوز ندارد، جذامی ها برای است باید بروند عمومی سر خیابان وحید. آرزوی گلین باجی این است که حداقل داخل حیاط کنار همان تو ی که بین همه نان مشترک است، یک هم بسازند.روایت پنجم؛ محمدجذام سال هاست ذهن محمد را می خورد؛ مثل جسمش. هنوز نمی داند چطور مریض شده، چطور به خاطر جذام از درس و بازمانده…محمد مقدمی یکی دیگر از نان شهرک جذامی هاست؛ دیپلمه است. سال ۶۴ تهران رشته ادبیات قبول شده اما ش به او اجازه وج از بیمارستان را نداده…حسرت این اتفاق ۳۲ سال است که ذهن محمد را رها نمی کند. او را موقع بیرون رفتن از شهرک می بینیم، ظاهرش به جذامی ها نمی خورد، به جز یک تاول کوچک سیاهرنگ زیر چشم چپ اش. می پرسد خبرنگاری؟ بیا درد دل من را هم بنویس…درد دل آقا محمد را شما هم بخوانید:« چند سال است می گویند ، جذام تمام شده، جذام ریشه کن شده، قبول! اما جذامی که هست، به این جذامی تا روزی که زنده است باید رسیدگی شود…بهزیستی الان ماهی ۵۰ تومان به ما می دهد که همین را هم این برج، به جای اول برج پانزدهم ریختند… این دفترچه های بیمه را ببین، بهزیستی برای اینکه تایید کند مهر بزند، اذیت می کند، مگر بیمه سلامت مال ملت نیست؟ مگر جذامی جزو همین ملت نیست؟ من ۳۱ روز مریض بودم اما چون دفترچه ام اعتبار نداشت نمی تواستم بروم… قبلا راحت تمدید اعتبار می د اما الان می گویند باید بروید کمیسیون پزشکی ، معلولیت شما را تایید د! ما ۱۰ سال است که تحت پوشش بهزیستی هستیم، دیگر چه چیزی را ثابت کنیم؟! »آقا محمد دلش حس پر است، آنقدر که حرف هایش یک بار نامه شده اند برای سیدحسن قاضی زاده هاشمی بهداشت؛ نامه ای که همه نان شهرک امضا کرده اند و یکی به نمایندگی از آنها برده بیمارستان ابن سینا، وقتی آقای در آ ین روز سال ۹۳ به این بیمارستان سرکشی کرده:« گفتیم شاید اینطوری مشکلات مان حل بشود، اما نامه را بچه های حراست گرفتند و بعد هم زنگ زدند گفتند نامه شما اینجاست…نامه ما هیچوقت به نرسید.. خیلی دوست داشتیم می آمد اینجا را از نزدیک می دید. می دید ما اینجا چطور زندگی می کنیم…می دید جذامی ها هنوز زنده اند»روایت ششم؛ احدشب و روزش در تنهایی می گذرد، بدون همدم، بدون هم صحبت،در یک اتاق سه در چهار با دیوارهایی که جابه جا رنگش پریده…انتهای اتاق دست راست یک آشپزخانه کوچک است که به زور یخچال ،اجاق گاز رومیزی و سینک ظرفشویی را در خودش جا داده… این چهاردیواری همه داروندار آقا احد است از این دنیای بزرگ…آقا احد ۸۲ ساله است، اهل تبریز. مثل بقیه نان شهرک، جذام گرفته و برای درمان آمده مشهد :« هشت سالم بود مریض شدم، پنج سال هم جذام خانه باباباغی بودم اما خوب نشدم، آمدم اینجا… دیگر همینجا ماندم، برنگشتم تبریز. الان ۷۰ سال است که اینجا هستم»آقا احد همینجا با یک زن سالم ازدواج کرده؛ زنی که وقتی فهمیده او جذام دارد با یک بچه طلاق گرفته:« بعد از آن دیگر ازدواج ن …دخترم ولی هرچند وقت یک بار بهم سرمی زند… ب هم اینجا بود. نوه هم دارم، اما من خانه اش نمی روم، ملاحظه می کنم،مستاجر است، کرایه نشین است، بعدا بهش نگویند چرا پدرت که جذام داشت آمد اینجا…»آقا احد ۱۵ سال است که دارو نمی خورد، داروی جذام،همان قرص های زردرنگی که می گوید معجزه می د؛همان که حالا چند سال است قطع شده :« وقتی دارو می خوردم دستم بیشتر جان داشت، الان هی خشک می شود،نمی توانم تکان بدهم، انگشت هایم خشک می شود. وقتی دستم جان داشت می رفتم کوره پز خانه کار می الان جان ندارم…کاش دوباره به ما دارو می دادند…»آقا احد دو هفته پیش وقتی از خواب بیدار شده، دیده مهمان دارد؛ مهمان هایش بچه های انجمن مردم نهاد «حافظان مهربانی» بودند. افراد نیکوکاری که چندماهی است به شهرک جذامی ها سرمی زنند و به نان شهرک کمک می کنند. مهمان های آقا احد ، دو هفته پیش برایش جشن تولد گرفته اند، آقا احد هنوز هم یاد جشن می افتد گریه می کند از خوشحالی:« من تا حالا تولد ندیده بودم… خدا پدرومادرشان را بیامرزد…خدا اجرشان بدهد…»نوید کوهی، مدیر انجمن مردمی حافظان مهربانی که همراه ماست، می گوید:« در این شهرک حدود ۳۰ خانوار زندگی می کنند، شهرک حدود ۱۰۰ نفر جمعیت دارد، اما در کل جذامی های مشهد ۳۰۰ نفرند، ۲۰۰نفرشان همین جا در خیابان های اطراف شهرک پراکنده شده اند و ۱۰۰ نفر هم درحاشیه مشهد زندگی می کنند که ما سعی می کنیم همه آنها را پوشش بدهیم.»او حالا تک تک بچه های اینجا را می شناسد، با همه خوش وبش می کند و روبه ما می گوید:« بحث کمبود مواد غذایی اینجا خیلی مطرح است، به خاطر همین سعی می کنیم به کمک خیرین به اینها در تهیه مواد غذایی کمک کنیم، اما یک مبحث درمانی هم وجود دارد ، چون اکثرشان بیمه ندارند و نمی توانند به خاطر هزینه های درمانی به پزشک مراجعه کنند،به خاطر همین سعی می کنیم با کمک خیرین یا هزینه های درمانی شان را بدهیم یا آنها را به پزشک های نیکوکار و خیر معرفی کنیم.»بچه های انجمن حافظان مهربانی، وقتی درخیابان های شهرک قدم زده اند ، تنهایی نانش را هم دیده اند؛همین است که حالا هرچند وقت یکبار برای جذامی ها جشن تولد می گیرند تا یک جوری این تنهایی پر شود؛ این سکوت یک جوری ش ته شود.سکوت اما از در و دیوار شهرک جذامی ها بالا می رود. آن طرف دیوارهای این شهرک، مشهد است؛ آدمهایش سالم هستند، می آیند، می روند، ی از دیدن شان رو برنمی گرداند، ی با انگشت نشان شان نمی دهد، آن طرف این دیوارها، زندگی به سریع ترین شکل ممکن جریان دارد، اینجا اما زمان از حرکت ایستاده است، عقربه ها به وقت جذام درجا می زنند.جام جمانتهای متن/*
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، در بسته اخبار تلگرامی امشب مطالب متنوعی از کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش و شکوفه درختان انبه در جنوب شرق تا گوشت قاچاق در کف اتوبوس و گریم عجیب بازیگر معروف میخوانیم. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفجسد هن یشه یی در اطراف منزلش پیدا شد پلیس کالیفرنیا می گوید احتمالا «مارک سالینگ» بازیگر سریال «glee» خودکشی کرده است این هن یشه به دلیل رسوایی ، در انتظار اجرای حکم حبس بود کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفحرم حضرت رقیه(س)، امروز کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروف زیبا و زمستانی سارها در آسمان شهر قم کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفبروز پدیده نادر ابرماه سرخ آبیامشب چهارشنبه 11 بهمن 96ماه کامل در شرایطی طلوع می کند که نه تنها یک ابر ماه خواهد بود بلکه ماه آبی و نیز یک ماه سرخ یا خونین نیز خواهد بود. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفع هوایی بسیار زیبا از شهرستان مهاباد کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروف۱۱ بهمن ۵۷تصویر رو مه کیهان صبح فردا در تهران است : من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفسایت رسمی ناتینگهام از توافق نهایی اشکان دژاگه با باشگاه ناتینگهام فارست خبر داد و نوشت: با وجود توافق قطعی هنوز قرارداد امضا نشده است. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفقدردانی محمد ا بیر، مشاور پادشاه عمان از سالار عقیلیاجرای گروه رازونیاز به س رستی عقیلی در افتتاحیه جشنواره موسیقی عرفانی مسقط، با استقبال پرشور شرکت کنندگان مواجه شد. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفایستگاه جدید متروی سن پترزبورگ یکی از ای میزبان تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه مورد بهره برداری آزمایشی قرار می گیرد. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفرضا علیپور سریع ترین سنگ نورد جهان از ایران کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفپست اینستاگرامی مهدى طارمى براى قائدى و تسلیت به خانواده احمدرضا شاکر کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفنمایی متفاوت از تهران برفی/ امروز کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفافزایش قیمت بلیت مترو لایحه شهرداری تهران برای قیمت بلیت مترو در سال ۹۷ در کمیسیون حمل ونقل شورا بررسی شد و در صورت تصویب در صحن علنی و تایید فرمانداری اعمال خواهد شد. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفمدیرعامل ستاد مرکزی معاینه فنی خودرو تهران: خودروهای نو(صفر کیلومتر) برای بهره مندی از تخفیف 20 درصدی عوارض طرح جدید ترافیک، نیازمند اخذ برگه معاینه فنی برتر هستند کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفمحمد فنایی داور بین المللی فوتبال مدال داوری خود را که از فینال بازیهای جام جهانی ۱۹۹۴ گرفته بود به منتظرالمهدی مدیرعامل صندوق بازنشستگی شهرداری ،بپاس خدماتش اهدا کرد. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفاکرم عفیف، بازیکن قطری باشگاه ویارئال اسپانیا به صورت قرضی تا پایان فصل به السد رقیب تیم #پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا پیوست کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفکشف گوشت و جگر یخ زده قاچاق از کف اتوبوس ورودی توسط ان گمرک کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفمشهد نخستین استانی است که ماه گرفتگی را رصد می کند کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفآتشفشان «مایون » در فیلیپین همچنان فعال است کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفمیزان رضایت مردم از برخی از تولیدات ایران خودرو و سایپا در نیمه اول امسال کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفتصویری جالب از نصب دکل های بزرگ برق کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفگریم متفاوت بازیگر زن در نقش یک معتاد؛ اولین ع از گریم سارا بهرامی در سینمایی «دارکوب» سومین ساخته بهروز شعیبی در آستانه برگزاری جشنواره فجر منتشر شد. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفچهارشنبه های سفید مزار ی قزوینع : میثم ملکی کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفسلفی ی ها با ابه های یک خانه فلسطینی!گروهی از کارمندان شهرداری قدس، طی اب خانه های فلسطینیان واقع در قدس شرقی در مقابل چشمان صاحبان این منازل ع سلفی گرفتند! کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروف4 گروه منطقه شرق آسیا و 4 گروه منطقه غرب آسیا در رقابت های لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۸ کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفاینفوگرافیک؛ سرمربیان تیم های حاضر در جام جهانی فوتبال 2018 چقدر حقوق می گیرند؟کی روش هفتمین سرمربی گران جام جهانی! کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفع روز نشنال جئوگرافیک تصویر چادر کوهنوردان در نوک قله کوه «اما دابلام» در هیمالیا کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفبا اعلام مرگ مغزی «احمد رضا شاکر» نوجوان فوتبالیست عضو تیم جوانان استقلال توسط پزشکان متخصص، خانواده این بیمار به اهدای اعضای بدنش به بیماران نیازمند پیوند رضایت دادند کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفرکورد شمسایی بالا ه ش ته شد|فالکائو بازیکن تیم ملی فوتسال برزیل با گ نی مقابل اروگوئه، آقای گلی فوتسال جهان را از آن خود کرد کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفبرای دیدن چنین لحظه هاییبه سفر به کشورهای شرق آسیا هم فکر کنید.اینجا شالیزارهای ویتنام است. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفاینجا کارتاگنا است، پنجمین شهر بزرگ کشور کلمبیا.گردشگران کارتاگنا را با ساحل آبی و خانه های رنگارنگ آن می شناسند. یکی از بهترین تفریحات در اینجا، فقط قدم زدن در کوچه پس کوچه های شهر است. کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفآرایش منظم برف روبی ناوگان اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان قزوین کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفاوضاع خیابان های منطقه نازی آباد بعد از چند روز از بارش برف کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفهیثم ابونعیم، نوجوان ۱۶ ساله فلسطینی طی درگیری هایی در شمال رام الله هدف گلوله نظامیان رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفسیاهپوش شدن بارگاه مطهر حضرت عباس (ع) در عزای فاطمه ا هرا (س) کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفدر حالیکه برف و سرما بیشتر نقاط کشور را دربرگرفته است درختان انبه در جنوب سیستان و بلوچستان شکوفه دادند! کشف جسد بازیگر هالیوودی در کنار منزلش/ شکوفه درختان انبه در جنوب شرق/ گوشت قاچاق در کف اتوبوس/ گریم عجیب بازیگر معروفکاسبی ۲۳۱ هزار دلاری « علی نژاد» با « های یواشکی» +سندیک فعال رسانه ای ضد انقلاب چند قرارداد به ارزش بیش از ۲۳۱ هزار دلار با ت منعقد کرده است.اسنادِ موجود در وب سایتی که به انتشار اطلاعات درباره ت اختصاص دارد حاکی است « علی نژاد»، فعال رسانه ای ضدانقلاب چند قرارداد به ارزش بیش از ۲۳۱ هزار دلار با ت منعقد کرده است.اعتصاب 24 ساعته کارکنان بخش صنعتی آلمانکارکنان بخش صنعتی آلمان در اعتراض به حقوق و ساعات کاری خود اعتص 24 ساعته را شروع د که شرکت های فعال در بخش های مختلف صنعتی از قبیل تامین قطعات خودروها را تحت تاثیر قرار می دهد. انتهای پیام/
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، شهرک های صنعتی در کهگیلویه و بویراحمد امروز با چالش های جدی از جمله عدم توسعه در نقاط پرطرفدار، نبود سرمایه گذار در بقیه مناطق، عدم ایجاد زیر ساخت ها، غیر فعال بودن واحدهای تولیدی و در نهایت در آستانه ورش تگی قرار گرفتن نهاد غیر انتفاعی مدیریت این شهرک ها مواجه است.شهرک های صنعتی مرکز استان در اطراف شهر یاسوج سه شهرک صنعتی بلکو، سرآبتاوه و فرودگاه قرار دارند که این شهرک ها نزدیک ترین مراکز صنعتی به مرکز استان بوده و امکان جذب سرمایه گذار و امکان استقبال سرمایه گذاران درون استانی و خارج از استان در آن ها وجود دارد اما ظرفیت سرمایه گذاری در این شهرک ها به اتمام رسیده و بر اثر عدم توسعه تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد از ظرفیت سرمایه گذاری یاسوج ۳ باقی مانده است. مدیریت شرکت شهرک های صنعتی استان هیچ اقدامی جهت ایجاد بستر و زمینه گسترش شهرک های صنعتی مرکز استان که اتفاقا به علت نزدیک به مراکز و اداری در کهگیلویه و بویراحمد، همچنین به فرودگاه و ساختار حمل و نقل، شاید بیشتر مورد استقبال سرمایه گذاران بخصوص سرمایه گذاران غیر بومی باشد، انجام نداده است و حالا اگر سرمایه گذاری قصد داشته باشد که واحد صنعتی خود را در این مناطق ایجاد نماید با جمله «تمام شد» روبرو خواهد شد.شهرک های شهرستان بویراحمد در شهرستان بویراحمد به جز سه شهرکی که در اطراف شهر یاسوج قرار گرفته اند، ۲ شهرک صنعتی دیگر هم وجود دارد. اولی شهرک صنعتی سپیدار است که استارت آن از ۱۰ سال پیش زده شد، آب، برق، خیابان کشی و ج گذاری این شهرک هم انجام شده اما تا کنون تنها ۲ طرح صنعتی برای سرمایه گذاری در این شهرک پا پیش گذاشته اند که این دو طرح نیز در مرحله ساخت و ساز هستند و در واقع شهرک صنعتی سپیدار فعلا هیچ واحد فعالی ندارد. شهرک بعدی شهرستان بویراحمد، شهرک صنعتی سقاوه است که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی تملک و سپس در ت های نهم و دهم کار مطالعات آن انجام شد و در ت تدبیر و امید هم خط انتقال آب و برق آن اجرایی شد اما هنوز خاکبرداری و خیابان کشی این شهرک انجام نشده، این در حالی است که شهرک صنعتی سقاوه، مشکل معارض هم ندارد و از طرف دیگر درآمد شرکت شهرک های صنعتی استان نیز از راه فروش حق زمین است که عدم آماده سازی زمین در این شهرک به اقتصاد این شرکت هم ضربه می زند.شهرک های کهگیلویه بزرگ در کهگیلویه بزرگ سه شهرک صنعتی بردیان چرام، دشت مازه و خلیج فارس لیکک وجود دارد. شهرک صنعتی بردیان چرام: این شهرک صنعتی ۲۲ واحد صنعتی دارد که از این تعداد تنها یک واحد فعال است، دو سوم واحد ها غیر فعال و بقیه نیز نیمه فعال می باشند. شهرک صنعتی دشت مازه: هیچ واحد صنعتی ندارد. شهرک صنعتی خلیج فارس لیکک: این شهرک تنها ۲ واحد صنعتی دارد. یکی واحد آ هیدراته است که فاز اول آن که فقط د سنگ آ است به بهره برداری رسیده و دومی هم واحد صنعتی سبدسازی است که تعطیل شده است.شهرک های صنعتی گچساران در شهرستان گچساران شهرک صنعتی چهاربیشه و ناحیه صنعتی زاده جعفر قرار دارند اما تنها شهرک و ناحیه صنعیتی گچساران هم مشکلاتی از جنس شهرک های اطراف شهر یاسوج دارند در شهرک صنعتی چهاربیشه و ناحیه صنعتی زاده جعفر ظرفیت سرمایه گذاری تکمیل شده و تنها امکان ۴ تا ۵ درصد سرمایه گذاری در آنها وجود دارد.وضعیت شهرک های صنعتی در کل استان در استان کهگیلویه و بویراحمد ۲۸۰ واحد صنعتی در شهرک ها و نواحی صنعتی مستقر هستند که از این تعداد ۱۷۰ واحد فعال و نیمه فعال هستند. از ۱۷۰ واحدی که به عنوان فعال و نیمه فعال از آنها یاد می شود، ۷۰ درصد واحدها نیمه فعال بوده و تقریبا چیزی قریب به ۵۰ واحد فعال وجود دارد. شرکت شهرک های صنعتی استان در آستانه ورش تگی با این اوضاع، خود شرکت شهرک های صنعتی استان هم در آستانه ورش تگی قرار گرفته است که از علت های آن می توان به عدم گسترش شهرک های صنعتی، ناتوانی در جذب سرمایه گذار برای شهرک های صنعتی کهگیلویه بزرگ، عدم رضایت سرمایه گذاران از زیر ساخت ها و تنگ نظری ها را نام برد. بنظر می رسد وقت آن رسیده است تا استاندار کهگیلویه و بویراحمد و معاونت عمرانی استاندار با حساسیت بیشتری به این موضوع نگاه کند و تا دیر نشده است تصمیمی عاجل برای جلوگیری از ورش تگی شرکت شهرکهای استان بگیرند. گزارش: پیمان فرامرزی انتهای پیام/200