سیدحسن ردصلاحیت نشد

به گزارش سرویس جام نیـوز، حاشیه‎های تصمیمات شورای نگهبان درباره صلاحیت چهره‎های ، محدود به سپنتا نیکنام و مینو خالقی و احمدی‎نژاد و ... نیست، بلکه به همان سال‎های اول انقلاب یعنی زمانی برمی‎گردد که این شورا تشکیل شد.از زمانی که این شورا از نامزدهای مجلس خبرگان خواست در آزمون اجتهاد شرکت کنند و نمایندگانی که بدون حضور این شورا به مجلس اول راه یافته بودند را برای حضور در مجلس دوم شورای ی رد صلاحیت کرد تا این روزها که تصمیم گرفته از حضور سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد ممانعت کند؛ تصمیمات شورای نگهبان خبرساز و گاهی توام با حواشی و رسانه‎ای بوده است.
تصمیم شورای نگهبان برای ممانعت از حضور سپنتا نیکنام، منتخب زرتشتی شورای شهر یزد در چند هفته گذشته با واکنش ها و انتقادات بسیار زیادی به شورای نگهبان همراه شده است. شورای نگهبان تصمیم خود را یک اظهارنظر فقهی می داند، یعنی معتقد است حضور اقلیت های دینی در شوراهای شهری که اکثریت مردم آن مسلمان هستند برخلاف مبانی است. بعضی از مخالفین این نظر شورای نگهبان از منظر حقوقی به این موضوع پرداختند و بعضی دیگر از منظر شرعی. با این حال این اولین باری نیست که تصمیم شورای نگهبان برای این نهاد تصمیم گیرنده حاشیه ساز می شود.آزمون اجتهاد برای نامزدهای خبرگاننخستین انتخابات خبرگان ی، در سال 61 برگزار شد. در این سال فقهای شورای نگهبان در بررسی صلاحیت های علمی داوطلبین مطابق دو تبصره قانون اساسی عمل د که بر اساس آنها «تشخیص واجد بودن شرایط با گواهی سه نفر از ان معروف درس خارج حوزه های علمیه» بود. همچنین « انی که ی صریحا و یا ضمنی اجتهاد آن ها را تأیید کرده و انی که در مجامع علمی و یا نزد علمای بلد خویش شهرت به اجتهاد داشتند» نیازمند به ارائه گواهی مذکور نبودند. اما نمایندگان مجلس خبرگان اول در طول هشت سال فعالیت خود، مسئولیت بررسی صلاحیت نامزدها در ادوار بعد را بر عهده شورای نگهبان گذاشتند.جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم در نامه ای به اعضای شورای نگهبان از این نهاد تصمیم گیر خواست که در بررسی صلاحیت ها سخت گیری کند. شورای نگهبان هم که برای اولین بار به بررسی صلاحیت نامزدهای خبرگان می پرداخت از بعضی نامزدهای دوره جدید خواست که در آزمون اجتهاد شرکت کنند. اقدامی که با انتقاد اعضای مجمع ون مبارز همراه شد و آیات خوئینی‎ها، محمدرضا توسلی و محمد عبایی اسانی با وجود آنکه بدون شرکت در آزمون تایید صلاحیت شده بودند، در اعتراض به عملکرد شورای نگهبان از حضور در این انتخابات انصراف دادند. این تصمیم شورای نگهبان در مطبوعات آن روزها حواشی زیاده به پا کرد.از ردصلاحیت اعضای نهضت تا ردصلاحیت یکی در میان بهزاد نبویتصمیم دیگر شورای نگهبان در دهه اول انقلاب ردصلاحیت انی بود که در راس دستگاه اجرایی یا به عنوان مجلس فعالیت کرده بودند. مهدی بازرگان از بهمن 57 تا آبان 58 ریاست ت موقت را برعهده داشت. او و یارانش یعنی ابراهیم یزدی، یدالله سح و عزت الله سح با اولین انتخابات مجلس که در اسفندماه بعد از استعفای ت موقت برگزار می شد، به نخستین مجلس شورای ی راه پیدا د. تنها انتخابات پارلمانی که قبل از تشکیل شورای نگهبان برگزار شده و بدون نظارت این شورا، نامزدهای آن در معرض آرای مردم قرار گرفتند.دوران نمایندگی اعضای نهضت به همین چهار سال منتهی شد. هیچ کدام از این افراد نتوانستند برای انتخابات مجلس دوم و ادوار پس از آن از شورای نگهبان عبور کنند. مهدی بازرگان یک سال بعد از اینکه برای نمایندگی با ردصلاحیت رو به رو شد عزم رقابت در انتخابات ریاست جمهوری کرد. با این حال حکم شورای نگهبان درباره او دوباره ردصلاحیت بود. انتخابات 64 به جز بازرگان دو ک دای دیگر از نهضت داشت، احمد صدرحاج سیدجوادی و ابراهیم یزدی. در انتخابات سال 76 نیز ابراهیم یزدی همراه با عزت‎الله سح و علی‎اکبر معین‎فر ثبت نام د اما نتیجه ای که آنها در دوره های گذشته گرفتند تکرار شد. در سال 84 هم ابراهیم یزدی برای آ ین بار در انتخابات ریاست جمهور ثبت نام کرد و دوباره به استقبال رد صلاحیت شورای نگهبان رفت.یکی دیگر از حاشیه سازترین تصمیمات شورای نگهبان به انتخابات مجلس چهارم برمی گردد. انتخاباتی که اصلاح طلبان برای اولین بار با سد شورای نگهبان رو به رو شدند. در انتخابات مجلس چهارم افرادی مثل بهزاد نبوی، ابراهیم اصغرزاده، سید محسن تبریزی، هادی و صادق خلخالی از شناخته شده ترین فعالان چپ سنتی رد صلاحیت شدند. البته بهزاد نبوی در انتخابات مجلس ششم توانست تایید صلاحیت شود اما این فعال در انتخابات مجلس هفتم دوباره با ردصلاحیت رو به رو شد.یک تصمیم و یک حکم حکومتیانتخابات دوازده سال پیش هم یکی دیگر از انتخابات هایی بود که تصمیمات شورای نگهبان را در فضای و مطبوعاتی کشور با حاشیه هایی همراه کرد. شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم، مصطفی معین پیشین علوم و محسن مهرعلیزاده رئیس سازمان تربیت بدنی وقت را رد صلاحیت کرد. اگرچه اصلاح طلبان ردصلاحیت انتخابات مجلس هفتم را هم جزء همین تصمیمات حاشیه ساز می دانستند اما ردصلاحیت یک و معاون رئیس جمهور در انتخابات ریاست جمهوری در فضای جامعه بیشتر انعکاس داشت. غلامعلی حدادعادل، رئیس مجلس وقت در نامه اى خطاب به ى خواستار تجدیدنظر شوراى نگهبان در بررسى صلاحیت ک داهاى انتخابات ریاست جمهورى شد. ی نیز در پی این نامه از آیت ا... جنتى دبیر شوراى نگهبان خواستند تا در بررسی صلاحیت این دو فرد تجدیدنظر شود. بسیاری این نامه ی که منجر به حضور دو چهره اصلاح طلب در انتخابات شد را «حکم حکومتی» ارزی د.ردصلاحیت ابر چهره‎هاردصلاحیت های پرحاشیه بعدی در هشت سال بعد یعنی انتخابات 92 اتفاق افتاد. در این هشت سال دو انتخابات مجلس برگزار شده بود که بخش زیادی از اصلاح طلبان در آن ردصلاحیت شدند. بارزترین چهره ای که در انتخابات سال 92 با ردصلاحیت رو به رو شد، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی بود. اگرچه در کنار هاشمی افراد دیگری مثل اسفندیار رحیم ، کامران باقری لنکرانی و... نیز رد صلاحیت شدند اما حذف مردی که نامش با نام انقلاب ی ایران گره خورده بود، حاشیه سازترین تصمیم شورای نگهبان در آن مقطع بود.ردصلاحیت کامران باقری لنکرانی طیف جبهه پایداری بود و نامزد مورد حمایت آیت الله مصباح یزدی هم از تصمیمات خبرساز شورای نگهبان در آن سال بود. بویژه آنکه آیت الله مصباح یزدی درباره او گفته بود «شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان ی اصلح تر از آقای لنکرانی نمی شناسم حتی یک مورد خلاف شرع و خلاف قانون از او مشاهده نشده و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در کارنامه ۸۰ ساله من باشد.» باقری لنکرانی پس از آن که صلاحیتش توسط شورای نگهبان تأیید نشد، درست در زمان اعلام اسامی ک داهای تأیید شده به نفع سعید جلیلی انصراف داد.ابراهیم اصغرزاده، اکبر اعلمی، پرویز کاظمی، علی فلاحیان، علیرضا زاکانی، محمد شریعتمداری، محمدحسن قدیری انه، مسعود پزشکیان، مصطفی کواکبیان و منوچهر متکی از دیگر افراد سرشناسی بودند که در انتخابات 92 با ردصلاحیت شورای نگهبان رو به رو شدند.ردصلاحیت نوه بنیان گذار انقلاببعد از انتخابات ریاست جمهوری 92 اصلاح طلبان و حامیان ت که پیروز انتخابات شده بودند، تصمیم گرفتند که در انتخابات مجلس و خبرگان 94 هم حضور فعال داشته باشند. در انتخابات مجلس بسیاری از اصلاح طلبان نتوانستند از شورای نگهبان عبور کنند و خود را به روز رای گیری برسانند. نقل قول مشهوری از حسین مرعشی فعال اصلاح طلب وجود دارد که از سه هزار اصلاح طلب تنها 30 نفر (یعنی یک درصد) تایید صلاحیت شدند.اما ردصلاحیت های نامزدهای مجلس خبرگان بیشتر از نامزدهای مجلس شورای ی، در آن سال خبرساز شد. شورای نگهبان معتقد بود که بخشی از نامزدهای خبرگان باید در آزمون شورای نگهبان شرکت کنند. حجت ال حسن ، نوه بنیان گذار از افرادی بود که شورای نگهبان اعلام کرد باید در آزمون اجتهاد شرکت کند. البته سیدعلی اعلام کرد که برای برادرش دعوت نامه ای برای شرکت در آزمون خبرگان از سوی شورای نگهبان فرستاده نشده است. این در حالی بود که شورای نگهبان می گفت از افراد سرشناس دیگری همچون آیات امجد، غروی، اعرافی، شاه آبادی و ... دعوت شده تا در آزمون خبرگان شرکت کنند. این افراد منکر دریافت دعوتنامه یا پیامک شده و همگی با عنوان «عدم احراز صلاحیت» روبرو شدند.اما بیش از همه ردصلاحیت سیدحسن ، نوه (ره) شوای نگهبان را با واکنش های زیادی رو به رو کرد. حامیان او معتقد بودند که او از نظر جایگاه علمی و فقاهتی در جایگاه بالایی قرار دارد و با توجه به اینکه بعضی مراجع جایگاه علمی او را تایید می کنند شورای نگهبان می تواند بدون آنکه از او آزمون بگیرد درباره صلاحیت او اظهار نظر کند. با این حال شورای نگهبان صلاحیت نوه بنیان گذار را تایید نکرد. اقدامی که با واکنش آیت الله هاشمی رو به رو شد. مرحوم هاشمی رفسنجانی که درباره ردصلاحیت خود سخنی بر زبان نیاورده بود، نسبت به ردصلاحیت سیدحسن واکنش تندی نشان داد و گفت: «صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش است را قبول نمی کنند؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده اید؟ چه ی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه ی به شما تریبون داد؟ صداوسیما برای شما باشد؛ اگر و نهضت و اراده عمومی مردم نبود هیچ کدام از این ها نیز نبودند. هدیه بدی به بیت دادید!»سپنتا اولین نبود!تصمیمی که شورای نگهبان این روزها درباره سپنتا نیکنام گرفته مشابه همان تصمیمی است که این شورا دو سال قبل درباره مینو خالقی منتخب اصلاح طلب مردم اصفهان گرفت. بعد از اعلام نتیجه انتخابات هفتم اسفند، شورای نگهبان آرای مینو خالقی سومین منتخب مردم اصفهان را باطل اعلام کرد.برع سپنتا نیکنام که حالا به خاطر زرتشتی بودن از حضور در شورای شهر یزد بازمانده است، هیچ گاه به طور رسمی علت ابطال آرای مینو خالقی اعلام نشد. البته کانال تلگرامی قیچی با مدیریت حامد طالبی رو مه نگار اصولگرا، با انتشار چند ع و انتساب آن به مینو خالقی مدعی شد او به خاطر نداشتن حجاب در چند سفر خارجی خود با این اقدام شورای نگهبان رو به رو شده است. اما همه این مطالب در حد حرف و حدیث باقی ماند و این فقط شورای نگهبان و مینو خالقی هستند که دلیل واقعی رفتار شورای نگهبان بعد از انتخابات را می دانند. هم ردصلاحیت شدموقعی که سیدحسن یا پیش از او شخصیت های نزدیک به اصلاح طلبان نتوانستند از شورای نگهبان عبور کند، ی ها در سکوت بودند. شاید آنها نمی دانستند که ردصلاحیت شورای نگهبان یک بار هم گریبان رئیس ت محبوب شان را خواهد گرفت. و یارانش که بعد از تحویل ت به سکوت پیشه کرده بودند سکوتشان در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ش ت. آنها از ماه ها قبل سفرهای استانی خود را آغاز کرده بودند. اما وقتی به انقلاب از میل خود برای حضور در انتخابات سخن گفت، با نهی ایشان رو به رو شد. با وجود آنکه نهی شدن توسط ی در بعضی رسانه ها شنیده می شد، آنها به این نهی بی توجهی نشان دادند تا آنکه انقلاب علنا او را از شرکت در انتخابات نهی د. چند ماه در نقش فرمانبردار ی ظاهر شد اما بعد از مدتی نه تنها از نامزدی حمید بقایی، معاون اجرایی تش حمایت کرد بلکه خودش هم به شکل غیر منتظره‎ای در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ثبت نام کرد. اگرچه او هشت سال بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده بود، اما با شرکت در انتخابات نداشتن زام عملی به را نشان داد.خبرآنلاین
در بخشی از نامه خود، به ردصلاحیت نیروهای چپ خط ی در جریان انتخابات مجلس چهارم شورای ی پرداخته و از حذف این جریان در آن انتخابات گلایه کرده بود. آفتاب نیوز : خبرگزاری تسنیم در گزارش های پیاپی به بررسی نامه اخیر مهدی به ی پرداخته و سعی داشته است در گفت وگو با برخی چهره ها که آنها را تاریخ پژوه نامیده، ان قلت های این نامه را گوشزد کند. به گزارش آفتاب‎نیوز؛ در بخشی از نامه خود، به ردصلاحیت نیروهای چپ خط ی در جریان انتخابات مجلس چهارم شورای ی پرداخته و از حذف این جریان در آن انتخابات گلایه کرده بود. تسنیم اما در گزارش خود با استناد به سخنان مسعود رضایی که او را مورخ و تاریخ شناس معرفی کرده، به واکاوی انتخابات مجلس چهارم و دلایل رد صلاحیت جریان چپ خط ی پرداخته است. او دلیل حذف چپ ها را نه رد صلاحیت صورت گرفته از سوی شورای نگهبان بلکه به دلیل اقدامات این جریان در اوا عمر مجلس دانسته است. مسعود رضایی از جمله این اقدامات را حمایت چپ های خط ی از ت بعث عراق در جریان کویت و ورود نیروهای با قطع نامه شورای امنیت به خلیج فارس عنوان کرده بود. او ابتدا خطاب به نوشته است: «... علی رغم عدم احراز صلاحیت برخی داوطلبان منتسب به جناح چپ، لیست کامل و پر و پیمانی از سوی مجمع ون مبارز تدارک دیده شد به ویژه این جمله شما که «لیست مجمع و نیروهای خط یکپارچه حذف شدند» به نحوی زیرکانه نوشته شده است که القا کننده حذف لیست از سوی شورای نگهبان است و نه مردم». او در ادامه گفته: «حال باید دید که آیا ناکامی اصلاح طلبان آن زمان در انتخابات مجلس چهارم ناشی از ردصلاحیت هاست یا اینکه عملکرد آنها موجب شد تا به پیروزی دست نیابند؟!». رضایی در ادامه به این عملکرد اشاره کرده و گفته: «یکی از علل ش ت آن روز جناح چپ، حمایت از صدام حسین، رئیس جمهور ت بعث عراق بود، مسئله ای که موجب تحیر بسیاری از مردم شد. صدام که با ناکامی در حمله به ایران مواجه شده بود، در تاریخ ١١ مرداد ٦٩ به کویت حمله و این کشور را کرد... با حمله به عراق، ناگهان ص از مجلس ایران بلند شد که «باید به دفاع از صدام برویم!». تنها دو سال از پایان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق به ایران می گذشت و خانواده های بسیاری داغدیده فرزندان خود بودند، هنوز بازسازی مناطق جنگ زده شروع نشده بود، مرزنشینان بسیاری در ای دیگر به سر می بردند و طرح چنین موضوعی موجب خشم مردم و ناامیدی آنها از جناحی شد که بعدها به طیف خالدبن ولید معروف شدند!» در ادامه گزارش تسنیم به نقل از مسعود رضایی آمده است: «... چند روز بعد از نظر قطعی شورای عالی امنیت ملی و تأکید بر بی طرفی ایران، آیت الله در سخنانی با انتقاد از مواضع عده ای که می گویند باید به کمک صدام رفت، فرمودند «ما هرگز به نفع چپ، با راست دشمنی پیدا نمی کردیم. به نفع راست هم با چپ دشمنی پیدا نمی کردیم. دو اردوگاه و دو جناح اند که به خاطر اه غلط و غیرالهی و نامقدس- از نظر ما و از نظر همه انسان های واقع بین- با هم می جنگند. ، هر دو جناح را رد می کند؛ چون در هر دو طرف، انگیزه ها مادی است...». این تنها یک نمونه از مواضع غلط، افراطی و دور از تعقل جناح چپ بود که قطعا در عدم توفیقشان در انتخابات مجلس چهارم نقش داشت اما آنها همواره سعی می کنند این ش ت را به گردن شورای نگهبان و رد صلاحیت ها بیندازند...». مسعود رضایی البته در همین جو ه به مهدی ، اگرچه او را به واسطه انتقاداتش از شورای نگهبان ملامت می کند، اما در جایی خود هم اعتراف می کند که نسبت به نظارت استصو انتقاد دارد: «در مورد نظارت استصو ، نحوه اجرای آن توسط شورای نگهبان است. از نظر من نحوه عملکرد شورای نگهبان در این زمینه قابل نقد و انتقاد است. به اعتقاد بنده شورای نگهبان باید با سعه صدر بیشتری در این زمینه برخورد می کرد و ضمن آنکه زمینه حضور افراد بیشتری را در انتخابات فراهم می آورد، بهانه کمتری نیز به دست امثال جناب عالی برای سردادن شعارهای خود می داد...». کویت و ماجرای خالد بن ولیداما آنچه مسعود رضایی به آن اشاره کرده چیست و تا چه اندازه در رد صلاحیت چپ ها اثرگذار بوده است؟ مرداد سال ٦٩ (١٩٩٠)، عراق، بعد از مذاکراتی طولانی با کویت در رابطه با تأمین بودجه مالی برای بازسازی زیرساخت های آسیب دیده در طول جنگ این کشور با ایران، این کشور را نظامی کرد. شورای امنیت سازمان ملل اقدام عراق را تهدید صلح دانسته و از آنجا که عراق به وج از کویت تن نمی دهد، اقدام نظامی علیه این کشور را به تأیید می کند. در نتیجه این قطع نامه، ائتلافی از کشورها به ی نیروهای خود را وارد خلیج فارس می کنند. این اقدام در سال ١٩٩١ میلادی رخ می دهد. ورود نیروی های ائتلاف به منطقه و نخستین جنگ خلیج فارس در شرایطی رخ داد که اتحاد جماهیر شوروی در آستانه فروپاشی بود. این شرایط برخی از نیروهای چپ خط ی و ضد امپریالیسم در ایران را به این فکر وامی دارد که باوجود اینکه زمان چندانی از پایان جنگ ایران و عراق نمی گذشت، خواستار حمایت از عراق در برابر شوند. سرسلسله این داستان، علی اکبر محتشمی پور بوده است. رسول منتجب نیا در گفت وگو با سایت تاریخ ایرانی در این باره و در توجیه این حرکت گفته است: «... آنها حمله عراق به کویت را بهانه حضور در منطقه قرار داده بودند تا در خلیج فارس و دریای عمان حضور داشته باشند و در برابر ایران جبهه بندی کنند... تحلیل دوستان ما در مجلس این بود که گرچه صدام و رژیم بعث به ایران تعرض کرده و مسئول همه خسارت های انسانی و مالی و ویران شدن کشورمان در دوران دفاع مقدس بود، ولی ملت عراق مسلمان اند، ملت کویت هم مسلمان اند و ما هم که مسلمانیم باید در برابر استکبار شرق و غرب ایستادگی کنیم و نگذاریم که در منطقه حضور پیدا کند... همان زمان بود که آقای محتشمی پور داستان خالد بن ولید را در مجلس مطرح د و گفتند هرچند که صدام م و جانی است، ولی الان مورد تعرض قرار گرفته است. ما هم نمی خواهیم از صدام دفاع کنیم، می خواهیم از تمامیت ارضی خودمان، انقلاب و ملت های مسلمان منطقه حمایت کنیم. بنابراین منطق نیروهای خط ی در مجلس سوم که در اکثریت بودند، این بود که باید با کشورهای منطقه در برابر دست به دست هم دهیم و ناوهای یی را از منطقه دور کنیم...». این همه در شرایطی رخ می داد که ایران و عراق بعد از پایان جنگ هشت ساله، در شرایط آتش بس بوده و عراق هنوز قرارداد ١٩٧٥ را نپذیرفته بود. عراق قبل از آغاز حمله نظامی خود به کویت، یعنی در اردیبهشت ٦٩، نامه نگاری هایی را به جدید ایران، یعنی آیت الله و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی که به تازگی در ریاست جمهوری مستقر شده بود، آغاز کرد تا به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پایان دهد. صدام حسین در مجموع شش نامه به هاشمی نوشت که آ ین آن مصادف است با لشکرکشی اش به کویت و در آن، ایران را از هرگونه اقدام احتمالی علیه کشورش بر حذر می دارد. در پس این نامه نگاری ها عراق بالا ه قطع نامه ٥٩٨ شورای امنیت را پذیرفته و در نهایت به قرارداد ١٩٧٥ ایران و عراق درباره خط مرزی اروند رود تن می دهد. همچنین با اسرای دو کشور هم موافقت می کند.موج ردصلاحیتدر چنین فضایی است که مهدی به عنوان رئیس وقت مجلس پیشنهاد می دهد که نیروهایی از پارلمان ایران با پارلمان های دنیا گفت وگو کرده و تلاش کنند در پس این گفت وگو ها امتیازهای بیشتری را برای ایران به دست بیاورند؛ طرحی که چندان جدی گرفته نشد. ایران در جریان جنگ عراق و موضع بی طرفی اتخاذ کرد؛ موضعی که به اذعان کارشناسان، بهترین موضع ممکن در آن شرایط ویژه بود. اگر این یک روی مواجهه چپ ها با ت هاشمی رفسنجانی بود، روی دیگر آن، سمت گیری های متضاد اقتصادی مجلس و ت بود. ت سازندگی سیاست های اقتصاد باز را پیگیری می کرد و مجلس «خط ی» همچنان دنباله رو سیاست های چپ و با محوریت عد بود. انتقادها به سیاست های اقتصادی ت هاشمی رفسنجانی هم از مجلس بیرون می آمد و هم از اپوزیسیون بیرون از مجلس، از جمله ملی مذهبی ها. سردمدار نقدها رو مه سلام بود و صف منتقدان به این شکل جدا شده بود؛ اما در کنار شکل گیری جریان منتقد، نظارت استصو هم از سوی شورای نگهبان ابتدا در مجلس خبرگان و بعد در جریان انتخابات مجلس چهارم، به کار برده شد و جمعی از نیروهای چپ ردصلاحیت شدند.نقش شورای نگهبانهاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود در سال ٧١ به تفصیل درباره شرایط آن روزها توضیح داده و در مقدمه چنین نوشته است: «انتخابات چهارمین دوره مجلس برای این جانب بسیار پردردسر شد. بر اساس تفکر خودم و نیز انتظار بسیاری از نامزدهای خط ی، مایل بودم این انتخابات به صورت کاملا منصفانه برگزار شود و زمینه را هم با انتصاب آقای عبدالله نوری به وزارت کشور فراهم کرده بودم که در عمل، موازنه ای بین دو مرکز مؤثر در مدیریت انتخابات، یعنی وزارت کشور و شورای نگهبان باشد؛ ولی بعد از آنکه کار شروع شد، عملا نظر شورای نگهبان در پذیرش یا ردصلاحیت ها، دردسر زیادی برای من به بار آورد. ردصلاحیت گسترده نمایندگان موسوم به خط و حمایت های پیدا و پنهان از این اقدام شورای نگهبان، بسیاری از توان مسئولان نظام را متوجه خود کرد. مجمع ون مبارز به خاطر ردصلاحیت جمعی از سران آن، تهدید به کناره گیری از انتخابات کرد؛ از طرفی ی هم دستور دادند که باید مجمع در انتخابات شرکت کند. آقای که دبیرکل مجمع بود، از من توقع داشت که برای حل این مشکلات، با پذیرفتن صلاحیت جمع بیشتری از جناح آنها کمک کنم. من هم مطالب ایشان و سایر افراد را به ی منتقل . نیروهای ردصلاحیت شده انتظار شفاعت و حمایت داشتند و من تا آنجا که می توانستم، سعی می قلب ها را به هم نزدیک کنم و هر دو طرف را قانع کنم که به خواست قانون و میزان رأی مردم گردن بنهند. مرحوم حسن حبیبی هم در شورای نگهبان خیلی تلاش کرد و در موارد محدود مسئله حل شد». او همچنین در موارد متعدد به جلساتی که با نمایندگان شاخص ردصلاحیت شده از جمله صادق خلخالی، هادی و... برگزار کرده، اشاره می کند.هاشمی همچنین در روایت خود از روز ١١ فروردین می نویسد: «{literal}{{/literal}شورای مرکزی{literal}}{/literal} جامعه ت مبارز جلسه داشت. گزارش تبلیغات انتخابات را دادند و از روند حذف رقبای خود اظهار رضایت نمودند. در نهایت به گفته اصغرزاده حدود ٤٠ نفر از چهره های شاخص چپ در آن انتخابات با سیاست های اتخاذ شده از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت می شوند. تحلیلگر تسنیم دلیل اصلی رد صلاحیت و حذف جریان چپ در انتخابات مجلس چهارم را «حمایت از صدام حسین» می داند؛ اما ابراهیم اصغرزاده – از جمله نمایندگان ردصلاحیت شده انتخابات مجلس چهارم - روایت دیگری از رد صلاحیتش دارد.روایت اصغرزاده از ردصلاحیتاصغرزاده در گفت وگو با «شرق» به تحلیل این روایت پرداخته و می گوید: «مجلس سوم به لحاظ زمانی در شرایط انتقال قدرت در ایران قرار داشت. از یک سو ی جدید بعد از فوت انتخاب شده بود و از سویی قانون اساسی تغییراتی کرده بود و به نظر می رسید کشور به سمت خاصی می رود. همچنین اتحاد جماهیر شوروی دچار فروپاشی شده بود». به گفته اصغرزاده، ردصلاحیت او و دوستانش در مجلس سوم را باید در قالب یک برنامه کلان بررسی کرد. او می گوید: «در انتخابات مجلس چهارم چیزی حدود ٤٠ نفر از چهره های شاخص جریان چپ ردصلاحیت شدند، به طوری که جریان چپ خط ی نتوانست برای آن انتخابات فهرست ارائه بدهد». این روایت اصغرزاده در این بخش، در تضاد با روایت «مسعود رضایی» قرار دارد که از حضور فهرست «پروپیمان» خط ی ها در انتخابات مجلس و عدم اقبال عمومی به آن سخن می گوید. اصغرزاده در ادامه توضیحاتش اضافه می کند: «هم زمانی مجلس سوم با فوت و پایان جنگ، هاشمی رفسنجانی را بر آن داشته بود تا بیشتر بر مسائل اقتصادی تمرکز کند و به همین دلیل هم سیاست های تعدیل اقتصادی را که نسخه ای کپی از سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود، در کشور پیاده کرد». او سپس با اشاره به انتقادهای مجلس سومی ها از وضعیت اقتصادی کشور می گوید: «بااین حال برنامه اول توسعه به مجلس ارائه شد و همین یکی از نقاط اختلافی مجلس و ت بود. نقطه اوج این اختلافات اما انتقادات ملی - مذهبی ها از هاشمی رفسنجانی در بیانیه ای بود که منجر به بازداشت آنها شد». او ادامه می دهد: «حذف منتقدان باعث شد تا دست ت در اجرای سیاست های اقتصادی باز باشد. اجرای سیاست های تعدیل باعث بالارفتن نرخ تورم و شرایط اقتصادی سخت برای کشور شده بود. این گونه بود که مجلس چهارم که با شعار دشمن هاشمی، دشمن پیغمبر است، شکل گرفته بود، در راه اجرای این سیاست ها ترمز های جدی بگذارد».مخالفت هیئت رئیسه مجلس سوم با حمایت از صداماصغرزاده سپس به ماجرای حمایت برخی خط ی ها از صدام اشاره کرده و درباره تأثیر آن در ردصلاحیت ها می گوید: «این موضع اصلا جدی نبود. همان زمان تعدادی از چپ ها این موضوع را مطرح د که با حمایت اکثریت مواجه نشد، از جمله اینکه هیئت رئیسه مجلس با این موضوع مخالفت کرد». او سپس به طرح مجلس درباره قطع نامه ٥٩٨ اشاره کرده و ادامه می دهد: «البته قبل از حمله به عراق، تعدادی از نمایندگان معتقد بودند که باید با پارلمان های دنیا درباره قطع نامه مذاکره کرده تا امتیازهای بیشتری بگیرند. آقای هم این مسئله را عنوان کرد که با مخالفت ولایتی، خارجه ت هاشمی، مواجه و موضوع کمرنگ شد. بااین حال وقتی موضع ایران در قبال حمایت از صدام مطرح شد، مجلس سوم به این تصمیم هم تن داد و در نطق ها به حمایت از آن پرداخت. این مجلس با وجود انتقادات اقتصادی از هاشمی رفسنجانی اما برنامه اول توسعه را تصویب کرد و به ک نه هاشمی رأی بالایی داد». از اظهارات اصغرزاده به عنوان ای چپی که بعد از پایان مجلس سوم بلافاصله بازداشت شده و بعد هم در انتخابات مجلس چهارم ردصلاحیت شد، چنین برمی آید که ماجرای حمایت برخی از خط ی ها از عراق در جریان کویت و حمله ، موضوعی نبوده است که بخواهد تنها دلیل ردصلاحیت و حذف جریان چپ در آن انتخابات قلمداد شود.منبع: شرق
رو مه اعتماد: درس حوزه خوانده اما لباس ت نمی پوشد. عضو فرا یون امید است اما می گوید کنش های اش در پارلمان شخصی است. محمود صادقی، تهران به پیگیری موضوعات جنجالی معروف شده است. از حساب قوه قضاییه به نام شخص رییس قوه تا انتشار فهرست بد اران بانک سرمایه. جسارت او در طرح موضوعات یادآور کنش های علی مطهری است. او می گوید نخواسته مطهری، باشد، مطهری، مطهری است اما شخصیت خاصی که البته می تواند الگو باشد. در این گفت وگو به کنش های اخیر این نگاهی انداخته و از او پرسیده ایم که چرا دست به افشاگری می زند؟
چه اتفاقی افتاد که لباس ت را کنار گذاشتید؟سال ١٣٨٠یک عارضه مغزی برای من به وجود آمد. دلیل این عارضه به دوران حضور در جبهه که هنوز ترکش های آن دوران در سر من وجود دارد، مربوط بود. در عملیات بیت المقدس من به شدت از ناحیه سر مجروح شدم تا حدی که تا مرز شهادت پیش رفتم. پس از آن عارضه، در سر من یک ه خونی ایجاد شد که باعث شد مدتی با ویلچیر تردد کنم و تعادل راه رفتن نداشتم. پس از سه ماه توانستم از ویلچر بلند شده و با واکر تردد کنم. به همین دلیل تردد با لباس بسیار مشکل بود. چون از محیط حوزوی هم دور شده بودم و نمی توانستم به وظایف صنفی ت عمل کنم، لباس ت را کنار گذاشتم. یکی دیگر از نکاتی که سبب شد لباس ت را کنار بگذارم، سنگینی مسوولیت این لباس بود اما تعارضی میان زندگی شخصی و ت وجود نداشت که به آن دلیل این لباس را کنار بگذارم. این تغییر لباس هیچ گونه ارتباطی با سیاست نداشت.یعنی برای ورود جدی تر به سیاست لباس را کنار نگذاشتید؟در طول این سال ها فعالیت بارز تری داشتم. چه دوره ای که عمدتا در تربیت مدرس مشغول بودم، چه دوران انسداد پس از سال ٨٨. پس از انتخابات ٨٨ احساس باید بیشتر فعالیت کنم. پس از انتخابات ٨٨ من برای نخستین بار عضو شورای مرکزی انجمن ی مدرسین ها شدم.از این راه توانستید در سال ٩٤ به لیست امید راه پیدا کنید؟در انتخابات سال ٩٤، پس از آنکه عده بسیاری نتوانستند از شورای نگهبان عبور کنند، فراخوانی برای افراد داوطلب که قصد نمایندگی دارند، صادر شد. در آن زمانی که قصد داشتم برای انتخابات ثبت نام کنم، مدیرکل بازرسی و مشاور علوم بودم و طبق قانون باید از سمت خود استعفا می . در شورای مرکزی انجمن مدرسین برای استعفای اینجانب رای گیری شد و با توجه به آنکه تعدادی دیگر از دوستان مانند آقایان رهامی و حبیبی نیز ک دا شده بودند و فرآیندی که پیش بینی شده بود انتظار می رفت یک نفر از ما به لیست راه پیدا کند از این رو با استعفای من موافقت شد. اما در مرحله بعدی صلاحیت من رد شد.

برای تایید صلاحیت خود رایزنی کردید یا افراد دیگر برای تاییدصلاحیت شما کمک د؟

من این شانس را آوردم که ردصلاحیت به من ابلاغ شد و فرصت دفاع به من تعلق گرفت. به شورای نگهبان رفتم و به صورت مکتوب دلایل خود برای موضوعی که به آن دلیل ردصلاحیت شده بودم را شرح دادم و توانستم شورای نگهبان را متقاعد کنم.ردصلاحیت شدید یا عدم احراز صلاحیت؟ردصلاحیت شدم.دلیل ردصلاحیت چه بود؟

عدم زام عملی به . با ٨ دلیل من ردصلاحیت شدم اما توانستم هم به صورت مکتوب و هم شفاهی مستندات خود را برای دفاع به شورای نگهبان ارایه کنم و شورای نگهبان نیز از جواب من متقاعد شد و در لحظات پایانی تاییدصلاحیت شدم. پس از تایید صلاحیت در فراخوانی که اعلام شده بود به عنوان داوطلب ورود به لیست نام نویسی . ملاک هایی توسط شورای عالی سیاستگذاری انتخاب شده بود و به واسطه آن ملاک ها، به داوطلبان امتیاز تعلق می گرفت و من به واسطه آنکه دانشیار حقوق هستم و از نظر اجرایی مشاور بودم و از نظر نیز عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین بودم توانستم امتیاز بالایی ب کرده و به لیست راه پیدا کنم. اما این وضعیت در غیاب اشخاص و بزرگانی بود که ردصلاحیت شده بودند.شما از این وضعیت به وجود آمده احساس رضایت می کنید؟خیر. از این موقعیت خوشحال نیستم. البته می توان به این موضوع از این منظر نگاه کرد که این اتفاق سبب پوست اندازی اجباری در نیرو های اصلاح طلب شد. از جهت دیگر نیز ما امروز در مجلس با خلأ حضور افراد استخوان دار رو به رو هستیم. ما تاکنون در جبهه اصلاحات به دلیل محدودیت هایی که وجود دارد، نتوانستیم این تغییر نسلی را به درستی شاهد باشیم.شما در مجلس متفاوت تر از سایر نمایندگان لیست امید ظاهر شدید؛ آیا می خواستید در مجلس، مطهری شماره دو باشید؟آقای مطهری الگوی خوبی برای من بودند اما من به دلیل آنکه تربیت حقوقی شدم، می دانم مجلس کجاست، چه وظایفی دارد و... برمبنای آموزه های حقوقی خود عمل می کنم. از طرفی هم چون به انقلاب وابستگی زیادی دارم، بنابراین احساس تعهد برای حفظ ارزش ها، احیا و اجرای آن ارزش ها را نیز دارم. من روحیه انقل دارم و هیچ گونه ابایی از هزینه هایی که برای حفظ انقلاب باید بدهم در من وجود ندارد. من فکر نمی کنم کار ویژه ای انجام داده باشم؛ تنها به وظایف نمایندگی خود عمل کرده ام. بنابراین با این دیدگاه سعی موقعیت شناس باشم و لحظه ها را از دست ندهم.

به هرحال شما نیم نگاهی به کنش های علی مطهری داشتید؟ به نظر می رسد شما دوست دارید مطهری دوم باشید.من نخواستم مطهری باشم. مطهری، مطهری است؛ شخصیت خاصی است که می تواند الگو هم باشد. اصلا چنین چیزی نیست که بخواهم شبیه سازی کنم. ممکن است در شهامت، صراحت و شجاعت با ایشان شباهتی داشته باشم اما از لحاظ فکری تفاوت هایی هم داریم. همان زمان که مطهری در شیراز مورد حمله قرار گرفت من به همراه جمعی از خانواده به دیدار ایشان رفتیم و اعلام حمایت کردیم. این موضوع مربوط به پیش از نمایندگی من است. ایشان قابل احترام است و قابلیت الگو شدن دارد .اما شما با علی مطهری یک تفاوت بزرگ دارید. مطهری تا به حال به دلیل اظهاراتش عذرخواهی نکرده است در حالی که شما تا به حال چندین بار خود را موظف دانستید که عذرخواهی کنید.

عذرخواهی کار بدی نیست هرچند برخی می گویند مراقب باش حرفی نزنی که بعدا نیاز به عذرخواهی باشد. با این حال فکر می کنم با توجه به شرایط و در زمان هاب هایی که وجود دارد اگر در لاک احتیاط فرو برود و دچار محافظه کاری شود عملا نمی تواند وظایفش را انجام دهد .

محافظه کاری یا بی احتیاطی؟محافظه کاری. برخی از عذرخواهی های من خوب فهمیده نشد. سوء تعبیر شد.مثل کدام عذرخواهی؟عذرخواهی از رییس قوه قضاییه. بسیاری از رسانه های اصولگرا یا حامی ایشان تلاش د عذرخواهی من را پشیمانی از کاری که و ع از سوال و مواضعم جلوه دهند. در حالی که سوالی که من در مورد حساب های بنام رییس قوه قضاییه داشتم در جریان است و پیگیری های من ادامه دارد. به هر حال مجلس فراز و نشیب دارد اما هیچ ع ی از پرسشی که داشتم اتفاق نیفتاده است. ایشان تعبیراتی در مورد من به کار برده بود من هم خود را محق می دانستم که مقابله به مثل کنم. در یکی از سخنرانی هایم تعبیری از ایشان داشتم که بعدا احساس تعبیر تندی بود. از آن تعبیر عذرخواهی و به نظرم کار اخلاقی بود. البته ایشان تعبیر تندتری در مورد من و برخی نمایندگان مجلس به کار برد و ما را وابسته به بیگانگان دانسته بود اما عذرخواهی هم نکرد.عذرخواهی با فشار از بالا بود؟فشار از بالا نبود اما ملاحظاتی وجود داشت. سال گذشته بعد از سخنرانی در کبیر به شیراز دعوت شدم. تعبیر من در مورد رییس قوه قضاییه در سخنرانی ام در شیراز بیان شد. چند روز بعد در اراک برای سخنرانی دعوت شده بودم و راهی این شهر شدم. در راه بودم که خبر دادند دادستانی اجازه سخنرانی به من نمی دهد. شورای تامین شهر دانشجویان متولی برگزاری مراسم را خواسته بود و مراسم را لغو کرده بود. آقای زمانی قمی که در آن زمان استاندار مرکزی بود در مسیر با من تماس گرفتند. من هم در مسیر درگیر پشت صحنه این لغو بودم اما در نهایت اجازه دادند. وقتی همراهی های صورت گرفته را دیدم اخلاقا احساس در انتهای سخنرانی باید عذرخواهی کنم. رسانه ها خیلی این موضوع را بازتاب دادند و البته سوءتعبیر هم شد.قدرت ل بالایی دارید. شورای نگهبان را برای تایید صلاحیت یا شورای تامین را برای اجازه برگزاری مراسم متقاعد می کنید!شاید، نمی دانم.البته برخی تعبیر دیگری از عذرخواهی های شما دارند. عده ای معتقدند که محمود صادقی که کنش های اش در همین دو سال نمایندگی مجلس خلاصه می شود ساختارهای قدرت را به خوبی نمی شناسد و کنش هایی نشان می دهد که بعد مجبور به عذرخواهی می شود.هر می تواند تعبیری داشته باشد. من کاملا ساختار قدرت را می شناسم اما خط قرمز های مرسوم را به رسمیت نمی شناسم. با توجه به اختیارات قانونی مجلس حداکثر استفاده را از ظرفیت های موجود می کنم. ممکن است نتوانند عبور از خط قرمزهای مرسوم را تحمل کنند. به عنوان مثال شاید تا ی با صراحت در مورد رییس قوه قضاییه سوال نکرده بود اما من پرسیدم. شاید تاکنون ای به خود این اجازه را نداده بود که با رییس قوه ای که به خود اجازه می دهد به مجلس توهین کند، مقابله کند.شاید رفتارهای شما برای افکار عمومی توجیهی نداشته باشد چرا که هیات نظارت بر رفتار نمایندگی تاکنون چندین بار رفتار شما را در راستای انجام وظایف نمایندگی ندانسته است. همچنان فکر می کنید باید سردمدار کمرنگ خطوط قرمز مرسوم باشید؟یکی از نقش هایی که انجام می دهم و در انجام آن تعمد دارم عقب راندن خط قرمز ها است. البته خوشبختانه این خط قرمزها را عقب تر برده ام و فضا در مجلس برای پرسشگری باز شده است به این دلیل که موقعیت یک مجلس را همین می دانم. همین که بر اساس قانون در اظهارنظر در همه مسائل آزاد است. یک مجلس در اظهارنظر بیشتری دارد. ممکن است یک شهروند عادی برای همان اظهارنظر قرار بگیرد اما قانون مجلس را مصون دانسته است. بنابراین قانون به من این اجازه را داده که حرف هایی را بگویم که افراد عادی نمی توانند. ممکن است در این روند گاهی از برخی مرزهای مرسوم عبور کنم اما سعی کرده ام مرزهای اخلاقی را رعایت کنم. به دلیل پایبندی به مرزهای اخلاقی است که گاهی احساس می کنم نیاز به پوزش طلبی است. فکر می کنم مسیری که قبل از این پوزش باز کرده ام، ارزش دارد.ورود شما به برخی پرونده ها و انجام برخی افشاگری ها تصمیم تشکیلاتی است یا شخصی؟متاسفانه یکی از ضعف های ما این است که تشکیلات نداریم .در واقع پیروی از تصمیمات فرا یون امید است؟فرا یون امید به دلیل اینکه پشتوانه حزبی خارج از مجلس ندارد، تشکیلات منسجمی ندارد که خط بدهد. خطوط کلی داریم و می دانیم کجا باید فعالیت مان را هماهنگ کنیم و کجا آزاد هستیم ولی کاملا کنش های من فردی است.وقتی قرار است در مورد موضوعات و پرونده های جنجالی حرفی بزنید با آقای عارف هم م می کنید؟دایما با ایشان م می کنم. روزی یک یا دو بار در صحن با ایشان صحبت می کنم. گاهی اوقات ممکن است تیپ سلیقه ایشان به گونه ای باشد که نپسندد یا بگوید احتیاط کن. من با لحاظ توصیه های مشفقانه ایشان روش خاص خودم را دارم.نهی عارف را به عنوان رییس فرا یون می پذیرید؟اگر نهی کنند، بله.در مورد بحث حساب های قوه قضاییه و طرح سوال در این مورد یا انتشار اسامی بد اران بانکی با عارف م ی داشته اید؟در مورد قوه قضاییه م . من پیشنهاد دادم که جمعی به موضوع ورود کنیم و سوال بپرسیم که پذیرفته نشد و گفتند جمعی به مصلحت نیست اگر خودت می خواهی سوال طرح کنی تصمیم با خودت است.ورود به مسائل مختلف در فرا یون محول شده است؛ یعنی اینکه مثلا شما به موضوعات اقتصادی همچون حساب رییس قوه قضاییه ورود کنید یا یک در مورد گفت وگوی ملی صحبت کند و...؟این اتفاق به طور طبیعی در فرا یون شناسایی و ایجاد شده و به کار گرفته می شود اما رسمی نیست.یعنی شما ظرفیت تندتر فرا یون هستید؟من خودم را تند نمی دانم. من در چارچوب های قانونی کار می کنم. این تقسیم بندی به صورت طبیعی ایجاد شده است نه اینکه تقسیم بندی رسمی و آشکاری صورت بگیرد.از برچسب افراطی اصلاح طلب نمی ترسید؟از این برچسب ها که زیاد می زنند اما تجربه گذشتگان نشان می دهد که نباید ترسید.از ردصلاحیت چطور؟از ابتدا نیامدم که نمایندگی مجلس شغلم باشد و بخواهم چند دوره حضور داشته باشم. من و دادگستری هستم و موقعیت هایی دارم که اصلا از لحاظ شغلی به نمایندگی دل خوش ن .یعنی حاضرید هزینه ردصلاحیت شدن را بپردازید؟شاید اصلا ک دا نشوم. صرف نظر از ردصلاحیت شدن یا نه به دلیل موقعیت کاری خودم و حال و حوصله خانواده هم مهم است. به نظرم یک دوره نمایندگی با کیفیت بهتر از ١٠ دوره بی خاصیت بودن است.تمام پرونده هایی که باز کردید تا دو سال آینده به نتیجه می رسد؟فکر می کنم تا پایان ٤ سال می توانم تاثیراتی بگذارم که پایدار باشد. در جریان همین کنش های من در پارلمان برخی افراد کارکشته سیاست که نام نمی برم به من گفتند برخی کارهای تو به اندازه ٤ سال نمایندگی است. به خصوص در مورد حساب های قوه قضاییه. در واقع برخی موضوعات پرسش ناپذیر را پرسش پذیر . همین از دید برخی کافی است. هر چند شاهد تاثیرات عملی هم بوده ایم. چند ماه بعد از این ماجرا بازتاب آن را در یک متن قانونی مثل بودجه سال ٩٦ دیده ایم. تبصره ٢٠ بودجه ٩٦ دستگاه ها را از س گذاری منع می کند. همچنین قوه قضاییه حساب های خود را منظم تر کرده است.حساب همچنان به نام آقای آملی لاریجانی است؟وقتی به دادگاه می روم یا گذارم به مراجع مرتبط با قوه قضاییه افتاده است همه می گویند حساب ها جمع شده و برخی بودجه ها را که خارج از ردیف می دادند پرداخت نمی کنند. اما هنوز قوه قضاییه گزارش شفافی به مجلس ارایه نکرده است. مربوطه هم در دوره قبل آقای طیب نیا بود که در کمیسیون قضایی حاضر شد و توضیح داد اما پاسخ ها قانع کننده نبود. در ت قبل به صحن ارجاع شد که البته ایشان می ترسید برای توضیح به صحن بیاید و طفره می رفت. قاعدتا باید بعدی برای پاسخگویی در صحن حاضر می شد. هفته گذشته در دستور کمیسیون گذاشتند اما آقای کرباسیان هم برای توضیح موضوع نیامد. الان این سوال به صحن ارجاع شده است و اقتصاد باید در این مورد توضیح دهد. البته پیگیر تحقیق و تفحص هم هستیم.

تحقیق و تفحص از حساب های قوه قضاییه؟از عملکرد این حساب ها. بنابراین پرونده ادامه دارد و ان شاء الله تا یکی دو سال آینده به نتیجه می رسد.سراغ فهرستی که منتشر کردید برویم. شما به جز بولتن هایی که برای نمایندگان تهیه می شود اطلاعات و منابع ویژه تری نسبت به سایرین دارید؟اطلاعات ویژه تری ندارم اما حساسیت بیشتری دارم. ممکن است به پاراگرافی که می خوانم یا می شنوم حساسیت خاص تری داشته باشم.برای مثال باقی نمایندگان به لیست بد اران بانک سرمایه دسترسی نداشتند؟به این دلیل که عضو هیات تحقیق و تفحص هستم به دست من رسیده است.خب شما عضو یک هیات ١٥ نفره هستید. یعنی همه این فهرست را داشته اند؟البته در دسترس همه نبوده است. شاید هم داشته اند اما بی تفاوت از کنار آن گذشته اند.چرا شما فهرست را منتشر کردید؟ برخی معتقدند میل به دیده شدن دارید.من میل چندانی به افشاگری ندارم.برخی معتقدند شما بگم بگم را در جریان اصلاحات به راه انداختید؟نه، من نمی خواهم این طور باشم. اینکه ی اطلاعات نهانی داشته و آنها را ابزاری کند برای رسیدن به مطامع و البته فاش هم نکند از نظر من مذموم و غیراخلاقی است. البته باید تاکید کنم که تعداد بد اران بانک سرمایه از این فهرست منتشر شده بیشتر است. ٢٠ نفر بد اران کلان هستند. عمده این افراد انی هستند که با استفاده از رانت های ویژه به منابع بانکی دست پیدا د.مشخص است از رانت چه انی استفاده شده است؟خیلی از آنها مشخص شده است. این افراد با وجود استفاده از تسهیلات کلان بانکی زیر بار بازپرداخت نرفتند. برخی از آنها سال هاست که استنکاف کرده اند. مسوولان مرتبط با بازپرداخت تسهیلات در بانک هم تعلل کرده اند و بعضا خودشان هم آلودگی داشتند. در برخی پرونده ها قوه قضاییه ورود کرده، برخی بازداشت شده اند، اکثرا پرونده های باز دارند و... افرادی هستند که وضعیت نسبتا فاش شده ای دارند.همه اسامی منتشر شده ؟اکثرا پرونده دارند که در سطوح مختلف در جریان است. در واقع خیلی محرمانه نبود.شاید مخاطب شما در توییتر از این افشا استقبال کند اما آیا شما به عنوان مجلس در چارچوب مشخص حدود و اختیارات می توانستید که اسامی را افشا کنید که پرونده شان مثلا در مراحل مقدماتی است؟ راه دیگری در راستای انجام وظایف نمایندگی نبود؟تنها راه نبوده و نیست. من احساس این کار کمک می کند. الان در دنیا یکی از راه های پیشگیری و مبارزه با فساد شفاف سازی و اطلاع رسانی به افکار عمومی است. فضای غیرشفاف برای برخی به نوعی رانت محسوب می شود. رانت ابهام و تاریکی فضا. من می خواستم نوری در این فضا بتابانم. وقتی فهرست را در اختیار افکار عمومی قرار دهیم این افراد با سرزنش افکار عمومی رو به رو می شوند و خود را در حاشیه امن احساس نمی کنند. در کشورهای پیشرفته که اطلاعات وجود دارد به محض اینکه فعال یا اقتصادی خطا را برملا می کنند و همین ح بازدارندگی دارد.فکر نمی کنید این افشاگری کار رسانه ها است؟ انی که از رانت های ویژه برخوردار بوده اند و از بانک ها تسهیلاتی در این حجم دریافت د قطعا حاشیه امن شان محفوظ است.باید پیشگام چنین اتفاقاتی باشیم. نباید تسلیم ساختارهای موجود شویم. در کاری که در مجلس تاسیس فرا یون ویژه شفاف سازی و سالم سازی اقتصاد بود. خیلی از زیرساخت ها هم برای این روند فراهم است. اگر قانون گردش آزاد اطلاعات به درستی اجرا شود مردم باید این اطلاعات را داشته باشند و نیاز به افشا نیست. خیلی از اصول قانون اساسی مربوط به شفافیت است. خیلی از اطلاعات منتشر می شود مثلا در دیوان محاسبات هر سال گزارش تفریغ بودجه منتشر می شود اما کمتر ی به آن توجه دارد.عذرخواهی، وجه مثبت نمایندگی شماست اما اگر این شتابزدگی وجود نداشت مثلا عذرخواهی از خانواده آیت الله مکارم لازم می شد؟تا به حال دو مورد عذرخواهی اتفاق افتاده است. یکی ماجرای قوه قضاییه بود که توضیح دادم. دیگری عذرخواهی از آقای مکارم بود. من توییت و از ایشان توضیح خواستم، خبر ندادم. درخواست توضیح . این گزاره می تواند موهن یک ارتباط باشد.برای شما مستدل شد که ارتباط کاری میان پسر آقای مکارم با آقای مدلل وجود نداشته که عذرخواهی کردید؟بله. دو طرف توضیح دادند. مدلل ها تعدادشان زیاد است. اسامی کوچک با هم متفاوت بود. اصل صحبت آقای مکارم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه ها بود و گفته بودند مشکل ما این نیست بلکه مشکل بانک و بیکاری و... است. من هم همین را تایید و بعد خواستم در مورد اطلاعاتی که داشتم توضیح دهند.من از مریدان قدیمی آقای مکارم هستم. خواستم بگویم حتی اشکال ندارد یک مقلد از مرجع خود سوالی را مطرح کند. اگر مقلدی درباره موضوعی ابهام دارد، باید فضایی فراهم شود تا بتوان این ابهامات را برطرف کرد. این توضیح خواستن هم اهانت شد و هم از آن سوءاستفاده شد.یک سری بانک های اطلاعاتی وجود دارند که این اطلاعات را در اختیار نمایندگان قرار می دهند. این رانت اطلاعاتی سبب بروز فساد در میان نمایندگان نمی شود؟ این بد اران به دلیل قدرت مالی، صاحب نفوذ هستند. آیا امکان دارد این افراد، نهاد های ذیربط را برای در اختیار قرار ندادن مدارک به نمایندگانی چون شما مجلس تحت فشار بگذارند؟بطور طبیعی هر مقامی بسته به موقعیت خود به اطلاعاتی خاص دسترسی پیدا می کند. حال این فرد باشد یا یک کارمند بانک. ممکن است وجود این اطلاعات خود به ابزاری برای فساد تبدیل شود. این افراد نیز قطعا به نهاد های ذیربط برای قرار ندادن اطلاعات در اختیار نمایندگان مجلس فشار می آورند اما مجلس نیز راه های خاص خود برای دسترسی به اطلاعات را دارد. دست بر قضا برخی از مراجع قانونی نیز که مکلف به دادن اطلاعات به هستند از این موضوع امتناع می کنند. دلیل این امتناع هم آن است که بعضا می گویند چون شما اطلاع رسانی می کنید ما به دلیل احتیاط، این اطلاعات را در اختیار شما قرار نمی دهیم.شما سطحی برای این افشاگری ها البته نه از جهت منفی این کلمه، قایل هستید؟ممکن است چارچوب هایی را برای آن سطح از اطلاعات تعریف کنم. به عنوان مثال شما نمی توانید اطلاعات نظامی و امنیتی را منتشر کنید. هم تبعات حقوقی دارد و هم مصالح ملی را به خطر می اندازد. مهم ترین خط قرمز من برای این شفاف سازی ها منافع ملی است.در کنار اطلاعات نظامی، امنیتی و منافع ملی ممکن است در این شفاف سازی ها با اسامی خاصی روبه رو شوید. مماشات شما در انتشار این اسامی چقدر خواهد بود؟در موضوعات مختلف من ابتدا تحقیق می کنم. به عنوان مثال درباره آقای گندم نژاد، قاری معروف قرآن، من شکایت و چندین بار برای دریافت پاسخ به مراجع ذیربط مکاتبه کرده ام. اگر با این مکاتبات پاسخ نگیرم، آن زمان مجبور می شوم در نطق خود موضوعاتی را افشا کنم. در این موضوع، جناح های اعم از چپ و راست برای من هیچ تفاوتی نخواهند داشت. در انتشار لیست بد اران بانکی، من خودم را به آن الهه کور قانون تشبیه می کنم که این کار را با چشمانی بسته انجام دادم و با فشار هایی که طی روز های اخیر به من وارد شد فکر می کنم ن نا بودن آن الهه یا بانوی عد برای آن بوده است که همه را در برابر قانون مساوی ببیند. بعد متوجه شدم به آن دلیل است که کلا ی را نبیند. دلیل این ندیدن آن است که متوجه نشود چه آدم های گنده ای مقابل او ایستاده اند و دچار ترس نشود. من هم چشم بسته عمل و به اسم ها نگاه ن . در این موضوع برای من فقط اطلاع رسانی مهم بود.همه جای دنیا این اتفاق توسط رسانه ها رخ می دهد. چرا شما به عنوان مجلس این شفاف سازی را انجام می دهید؟ برخی معتقد هستند شما برای بیشتر دیده شدن این کارها را انجام می دهید. شما می توانید بخشی از این اطلاعات را در اختیار یک رسانه یا خبرنگار بگذارید و این شفاف سازی را به او واگذار کرده و شما بحث قضایی را پیگیری کنید. پاسخ شما به این گزاره چیست؟ در توییتر شاهد هستیم توییت های شامل افشا گری بیشتر از سایر توییت ها بازخورد دارد. برخی هم برای شما می نویسند که برای دیده شدن این اقدامات را انجام می دهید.درباره نظرات کاربران توییتر باید بگویم بیشتر نفراتی که این اظهارنظر را می کنند در جبهه مقابل قرار دارند و قصد دارند من را تخطئه کنند. من نیز به شوخی گفتم اگر من توییت نکنم شما چگونه نان می خورید؟ در جواب هم کاریکاتور من را در شکل یک نانوا کشیدند. اما در پاسخ به گزاره شما باید بگویم هر انسانی ممکن است به گرفتاری های نفسانی دچار شود و این موضوع را انکار نمی کنم. اما درباره رسانه ها باید بگویم یکی از فعالیت هایی که می کنم، اقداماتی که قرار است انجام دهم را در اختیار رسانه ها قرار می دهم. به عنوان مثال سوالی که قرار است مطرح شود از صحن مجلس برای برخی خبرنگاران می فرستم. اما رسانه ها در انتشار برخی اخبار محدودیت دارند. برخی رسانه ها برای انتشار اخبار من با محدودیت رو به رو هستند. به ویژه در این مورد بعید می دانم رسانه ای زیر بار انتشار این لیست می رفت هرچند تبعاتش شامل حال من می شد اما ممکن بود مجموعه ای را با مشکل مواجه کنیم که صحیح نبود.شما خودتان با تبعاتی نیز مواجه شده اید؛ مانند حکم جلبی که برای تان صادر شد.بله؛ من مسوول تبعات رفتار خودم هستم. اگربرخی اطلاعات را در اختیار رسانه ای قرار دهم، ممکن است رسانه با مشکلاتی روبه رو شود کما اینکه بارها این اتفاق افتاده و رسانه مجبور شده است از خبر کم کند تا بتواند انتشار دهد. در چنین شرایطی من نیز ترجیح می دهم در رسانه خودم این کار را انجام دهم.پس از صدور حکم جلب، محتاط تر شدید؟

این گونه احساس شده است اما من محتاط نشده ام. فراز و نشیب در فرآیند مجلس وجود دارد. تریبون مجلس همیشه در اختیار یک نیست. برخی کارها را من پایه ریزی و این در طول زمان جلو می رود. به عنوان مثال سوال من از دو هنوز به صحن نرسیده است. سوال از کشور پرسیدم اما تاکنون به صحن نرسیده است. بخشی از سر و صدای ایجاد شده به دلیل ظرفیت نداشتن طرف مقابل است.زمانی که حکم جلب شما صادر شد، چرا در مورد آن توئیت کردید؟درباره آن موضوع زیاد صحبت شد. اصرار من بر آن بود که قانون اجرا شود. قانون نظارت بر رفتار نمایندگان تشریفات قانونی دارد که لازمه آن حفظ شأن است و این باید رعایت شود. اگر این موضوع رعایت می شد من در دادسرا حاضر می شدم اما چون رعایت نشده بود من زیر بار این موضوع نرفتم. درباره بورسیه ها نیز به دادسرا رفتم و توضیحات خود را ارایه دادم. اما درباره آن شب اصرار من بر اجرای قانون بود. من فکر نمی کنم توییت آن شب موثر بود.بالا ه مردم از طریقی متوجه حکم جلب شما شدند؟قبل از آنکه در توییتر منتشر شود ماجرا تمام شده بود و بعد از آن توییت منتشر شد. دلیل استفاده من از ظرفیت فضای مجازی آن است که ما از رسانه رسمی محروم، حذف شده و به حاشیه رانده شده هستیم. تا به حال صدا و سیما تنها حاشیه سازی های منفی از من منتشر کرده است. من باید از ظرفیت رسانه آزاد حداکثر استفاده را م.فعالیت های شما یادآور نمایندگان مجلس ششم است.من از تجربیات مجلس ششم درس گرفتم چون خودم در متن آن حوادث بودم. من فکر می کنم چهارچوب های قانونی را رعایت می کنم اما برخی نمایندگان مجلس ششم به دلیل آشنایی نداشتن با قانون برخی اشتباهات را مرتکب شدند. ماهیت کار های من نیست و ماهیت حقوقی دارد.برخی می گویند محمود صادقی علاقه به دیده شدن دارد.بخش مهم کار مجلس افکار عمومی است و با کار اداری متفاوت است. اینکه مذاکرات مجلس باید به صورت زنده پخش شود یعنی کار اصلی با افکار عمومی است. در این راه من از رسانه خود نیز استفاده .تذکری از هم جناحی ها گرفته اید که رفتار شما ممکن است برای جریان اصلاحات هزینه ساز می شود؟خیلی از روی دلسوزی در داخل و خارج از مجلس به من تذکر می دهند و می گویند باید فعلا باشی، یک دوره کافی نیست و باید در فضای تداوم داشته باشی. دوستان مجلس از این زاویه مشفقانه تذکر می دهند. بعضی از دوستان انتقاد می کنند اما اینکه دستور بدهند یا تذکر بدهند تاکنون وجود نداشته است.این تذکرات مشفقانه به دلیل ترس از ردصلاحیت در انتخابات ٩٨ است؟بعید است به خاطر فعالیت یک نفر دست به ردصلاحیت گسترده بزنند. دوستان معتقدند فضای فعلی این ظرفیت را ندارد که همه نمایندگان بتوانند کنش های اینچنینی داشته باشند. دغدغه و نگرانی دارند که همه اگر به این سبک در مجلس فعالیت کنند با مشکل مواجه شویم. برای مثال آقای عارف این دیدگاه را دارد که بنای بازگشت به فضای داریم و این بازگشت باید آرام و تدریجی باشد. بنابراین ممکن است از روی خیرخواهی تذکر دهند.شما با آقای عارف موافق نیستید چون کنش های متفاوتی نشان می دهید؟فرصت ها مثل باد می گذرد و باید قدر این فرصت ها را بدانیم. نمی توانم در مجلس تماشاچی باشم.برای شرکت در انتخابات سال ٩٨ تصمیم گرفته اید؟هنوز برای تصمیم نهایی زود است اما تصمیم ابت این است که شرکت نکنم اما باید موقعیت را هم سنجید.برخی معتقدند که اطمینان از ردصلاحیت تان برای دوره بعد باعث شده که بی پرواتر به مسائل ورود کنید.هیچ کدام از کنش های خود را منافی با تایید صلاحیتم نمی دانم. من کاری ن که مخل تایید صلاحیت باشد. احساس می کنم دوستانی که در دوره قبل پذیرفتند در این دوره هم می پذیرند. رفتار غیرموجهی نداشته ام. نه از رانت نمایندگی سوءاستفاده کرده ام نه کار غیراخلاقی انجام داده ام. در چارچوب قانون کار خود را انجام دادم ممکن است از دید برخی خطاهایی هم داشته باشم که البته می تواند قابل اغماض باشد.از نهادهای نظارتی تذکری گرفتید یا در مورد تایید یا ردصلاحیت تان چیزی شنیدید؟خیر. گاهی به طور غیررسمی صحبت هایی شده باشد البته نهادهای ذی ربط انتخابات حتی غیررسمی هم صحبتی نکرده اند. دوستانه صحبت هایی شده است اما نه از موضع نهاد نظارتی.شما به عنوان فرا یون امید معتقدید که آقای واعظی در مناسبات داخلی مجلس تاثیرگذاری ویژه ای دارد؟خودشان که انکار می کنند. برداشت ما این است که ایشان موثر است.در رای آوردن وزرا و انتخابات هیات رییسه دوم تاثیرگذاری زیادی داشتند؟خودشان تکذیب می کنند. من تا الان نام نبردم ولی یک بار خطاب به انی که اثرگذار بودند گفتم اگر ادامه بدهند ت نمی نشینیم. البته خودشان به من گفتند که منظورت من بودم. به هر حال مرجع ضمیرش را پیدا می کند. به هر روی طبیعی است عناصر ت یک نگاه خاصی به مجلس دارند. آقای واعظی هم جز افراد موثر پیرامون است.به نظر شما ژنرال های اصلاح طلب مجلس دهم چه انی هستند؟مجلس ژنرال ندارد.پرونده تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان به کجا رسید؟همین هفته گزارش این تحقیق و تفحص در کمیسیون نهایی می شود. البته زودتر از این قرار بود نهایی شود اما اختلاف نظر وجود داشت. اگر اختلاف نظر نباشد طبق ج باید نهایی شود. تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان بالای ٢٠٠ رای آورد.منتها می خواستیم این اطمینان وجود داشته باشد که برخورد صورت نمی گیرد و قرار نیست برش زمانی داشته باشیم. برخی می خواستند از ابتدا محمدعلی و ت را بزنند ولی ما معتقد بودیم که از ابتدای تاسیس تا انتها باید تخلفات بررسی شود.نقش بانک سرمایه در این تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان چقدر است؟بخش عمده ای از اعداد و ارقام آن مربوط به همین بانک است.آقای هدایتی گفته اند از شما شکایت می کنند؛ این شکایت انجام شده است؟آقای حسین هدایتی در رسانه ها مطرح د اما من ارتباطی با ایشان نداشتم که جویا شوم. البته شکایت حق هر ی است.یعنی به مستندات خود مطمئن هستید؟بله، با امضای خود بانک یعنی معاونت بانک سرمایه است که به رییس صندوق ذخیره فرهنگیان داده است. پشتوانه ها هم مشخص است. البته برخی چندین شرکت تاسیس می کنند که ممکن است در یکی، دو مورد به نام خودشان نباشد ولی مشخص است که منتسب و وابسته به ایشان است.پرونده شکایت دانشجویان بورسیه و شکایت کاشان (به دلیل اینکه گفته بودید دو میلیارد پول بورسیه غیرقانونی در کاشان گم شده و در ستاد سعید جلیلی هزینه شده است) به کجا ختم شد؟استندبای مانده و معلوم نیست در چه وضعیتی است. شکایت کاشان هم بعداز اینکه در هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مطرح شد دیگر پیگیری نشد. من به این موضوع توجه دارم که ما در عرصه سرمایه گذاری نیاز به تولید و کارآفرینی داریم.یکی از چالش های امروز ما عدم سرمایه گذاری داخلی و خارجی است. به این دلیل که سرمایه گذاران ما احساس امنیت نمی کنند یا سرمایه در گردش کافی ندارند یا فضای رقابتی سالمی در عرصه اقتصادی وجود ندارد. من نخواسته ام با این حرکت تاثیری در بخش سرمایه گذاری داشته باشد.فعالان اقتصادی ما با همه مشکلات موجود کار می کنند و بخشی در حاشیه امن وجود دارند و از رانت استفاده می کنند. مشتریان خوش حساب بانک که ممکن است به دلیل نابسامانی اقتصادی بدهی های اندکی دارند، نباید با این افراد مقایسه شوند و احساس ترس کنند. ما می خواهیم به یاری انی برویم که فعالیت اقتصادی سالم دارند. من به ضرورت بخش خصوصی فعال، کارآفرین تولید کننده قایل هستم. اعتقادی به اقتصاد تی یا سوسیالیستی ندارم بلکه به بخش خصوصی غیررانتی معتقد هستم.تا به حال پرونده های قضایی بازتان را شمرده اید؟نه. بعد از بازجویی که از من شد در پاراگراف های مختلف به برخی اتهامات پاسخ دادم و البته تاکید باید به رای هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مراجعه شود.
درس حوزه خوانده اما لباس ت نمی پوشد. عضو فرا یون امید است اما می گوید کنش های اش در پارلمان، شخصی است. ۵۵آنلاین :درس حوزه خوانده اما لباس ت نمی پوشد. عضو فرا یون امید است اما می گوید کنش های اش در پارلمان، شخصی است. محمود صادقی، تهران به پیگیری موضوعات جنجالی معروف شده است؛ از حساب قوه قضاییه به نام شخص رییس قوه تا انتشار فهرست بد اران بانک سرمایه. جسارت او در طرح موضوعات یادآور کنش های علی مطهری است. او می گوید نخواسته مطهری باشد، مطهری، مطهری است اما شخصیت خاصی که البته می تواند الگو باشد.به گزارش ایسنا، «اعتماد» با این مقدمه، گفت وگوی خود با محمود صادقی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید:چه اتفاقی افتاد که لباس ت را کنار گذاشتید؟سال ١٣٨٠ یک عارضه مغزی برای من به وجود آمد. دلیل این عارضه به دوران حضور در جبهه که هنوز ترکش های آن دوران در سر من وجود دارد، مربوط بود. در عملیات بیت المقدس من به شدت از ناحیه سر مجروح شدم تا حدی که تا مرز شهادت پیش رفتم. پس از آن عارضه، در سر من یک ه خونی ایجاد شد که باعث شد مدتی با ویلچیر تردد کنم و تعادل راه رفتن نداشتم. پس از سه ماه توانستم از ویلچر بلند شده و با واکر تردد کنم. به همین دلیل تردد با لباس بسیار مشکل بود. چون از محیط حوزوی هم دور شده بودم و نمی توانستم به وظایف صنفی ت عمل کنم، لباس ت را کنار گذاشتم. یکی دیگر از نکاتی که سبب شد لباس ت را کنار بگذارم، سنگینی مسوولیت این لباس بود اما تعارضی میان زندگی شخصی و ت وجود نداشت که به آن دلیل این لباس را کنار بگذارم. این تغییر لباس هیچ گونه ارتباطی با سیاست نداشت.یعنی برای ورود جدی تر به سیاست لباس را کنار نگذاشتید؟در طول این سال ها فعالیت بارز تری داشتم. چه دوره ای که عمدتا در تربیت مدرس مشغول بودم، چه دوران انسداد پس از سال ٨٨. پس از انتخابات ٨٨ احساس باید بیشتر فعالیت کنم. پس از انتخابات ٨٨ من برای نخستین بار عضو شورای مرکزی انجمن ی مدرسین ها شدم.از این راه توانستید در سال ٩٤ به لیست امید راه پیدا کنید؟در انتخابات سال ٩٤، پس از آنکه عده بسیاری نتوانستند از شورای نگهبان عبور کنند، فراخوانی برای افراد داوطلب که قصد نمایندگی دارند، صادر شد. در آن زمانی که قصد داشتم برای انتخابات ثبت نام کنم، مدیرکل بازرسی و مشاور علوم بودم و طبق قانون باید از سمت خود استعفا می . در شورای مرکزی انجمن مدرسین برای استعفای اینجانب رای گیری شد و با توجه به آنکه تعدادی دیگر از دوستان مانند آقایان رهامی و حبیبی نیز ک دا شده بودند و فرآیندی که پیش بینی شده بود انتظار می رفت یک نفر از ما به لیست راه پیدا کند از این رو با استعفای من موافقت شد. اما در مرحله بعدی صلاحیت من رد شد.برای تایید صلاحیت خود رایزنی کردید یا افراد دیگر برای تاییدصلاحیت شما کمک د؟من این شانس را آوردم که ردصلاحیت به من ابلاغ شد و فرصت دفاع به من تعلق گرفت. به شورای نگهبان رفتم و به صورت مکتوب دلایل خود برای موضوعی که به آن دلیل ردصلاحیت شده بودم را شرح دادم و توانستم شورای نگهبان را متقاعد کنم.ردصلاحیت شدید یا عدم احراز صلاحیت؟ردصلاحیت شدم.دلیل ردصلاحیت چه بود؟عدم زام عملی به . با ٨ دلیل من ردصلاحیت شدم اما توانستم هم به صورت مکتوب و هم شفاهی مستندات خود را برای دفاع به شورای نگهبان ارایه کنم و شورای نگهبان نیز از جواب من متقاعد شد و در لحظات پایانی تاییدصلاحیت شدم. پس از تایید صلاحیت در فراخوانی که اعلام شده بود به عنوان داوطلب ورود به لیست نام نویسی . ملاک هایی توسط شورای عالی سیاستگذاری انتخاب شده بود و به واسطه آن ملاک ها، به داوطلبان امتیاز تعلق می گرفت و من به واسطه آنکه دانشیار حقوق هستم و از نظر اجرایی مشاور بودم و از نظر نیز عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین بودم توانستم امتیاز بالایی ب کرده و به لیست راه پیدا کنم. اما این وضعیت در غیاب اشخاص و بزرگانی بود که ردصلاحیت شده بودند.شما از این وضعیت به وجود آمده احساس رضایت می کنید؟خیر. از این موقعیت خوشحال نیستم. البته می توان به این موضوع از این منظر نگاه کرد که این اتفاق سبب پوست اندازی اجباری در نیرو های اصلاح طلب شد. از جهت دیگر نیز ما امروز در مجلس با خلأ حضور افراد استخوان دار رو به رو هستیم. ما تاکنون در جبهه اصلاحات به دلیل محدودیت هایی که وجود دارد، نتوانستیم این تغییر نسلی را به درستی شاهد باشیم.شما در مجلس متفاوت تر از سایر نمایندگان لیست امید ظاهر شدید؛ آیا می خواستید در مجلس، مطهری شماره دو باشید؟آقای مطهری الگوی خوبی برای من بودند اما من به دلیل آنکه تربیت حقوقی شدم، می دانم مجلس کجاست، چه وظایفی دارد و... برمبنای آموزه های حقوقی خود عمل می کنم. از طرفی هم چون به انقلاب وابستگی زیادی دارم، بنابراین احساس تعهد برای حفظ ارزش ها، احیا و اجرای آن ارزش ها را نیز دارم. من روحیه انقل دارم و هیچ گونه ابایی از هزینه هایی که برای حفظ انقلاب باید بدهم در من وجود ندارد. من فکر نمی کنم کار ویژه ای انجام داده باشم؛ تنها به وظایف نمایندگی خود عمل کرده ام. بنابراین با این دیدگاه سعی موقعیت شناس باشم و لحظه ها را از دست ندهم.به هرحال شما نیم نگاهی به کنش های علی مطهری داشتید. به نظر می رسد شما دوست دارید مطهری دوم باشید.من نخواستم مطهری باشم. مطهری، مطهری است؛ شخصیت خاصی است که می تواند الگو هم باشد. اصلا چنین چیزی نیست که بخواهم شبیه سازی کنم. ممکن است در شهامت، صراحت و شجاعت با ایشان شباهتی داشته باشم اما از لحاظ فکری تفاوت هایی هم داریم. همان زمان که مطهری در شیراز مورد حمله قرار گرفت من به همراه جمعی از خانواده به دیدار ایشان رفتیم و اعلام حمایت کردیم. این موضوع مربوط به پیش از نمایندگی من است. ایشان قابل احترام است و قابلیت الگو شدن دارد .اما شما با علی مطهری یک تفاوت بزرگ دارید. مطهری تا به حال به دلیل اظهاراتش عذرخواهی نکرده است در حالی که شما تا به حال چندین بار خود را موظف دانستید که عذرخواهی کنید.عذرخواهی کار بدی نیست هرچند برخی می گویند مراقب باش حرفی نزنی که بعدا نیاز به عذرخواهی باشد. با این حال فکر می کنم با توجه به شرایط و در زمان هاب هایی که وجود دارد اگر در لاک احتیاط فرو برود و دچار محافظه کاری شود عملا نمی تواند وظایفش را انجام دهد .محافظه کاری یا بی احتیاطی؟محافظه کاری. برخی از عذرخواهی های من خوب فهمیده نشد. سوء تعبیر شد.مثل کدام عذرخواهی؟عذرخواهی از رییس قوه قضاییه. بسیاری از رسانه های اصولگرا یا حامی ایشان تلاش د عذرخواهی من را پشیمانی از کاری که و ع از سوال و مواضعم جلوه دهند. در حالی که سوالی که من در مورد حساب های بنام رییس قوه قضاییه داشتم در جریان است و پیگیری های من ادامه دارد. به هر حال مجلس فراز و نشیب دارد اما هیچ ع ی از پرسشی که داشتم اتفاق نیفتاده است. ایشان تعبیراتی در مورد من به کار برده بود من هم خود را محق می دانستم که مقابله به مثل کنم. در یکی از سخنرانی هایم تعبیری از ایشان داشتم که بعدا احساس تعبیر تندی بود. از آن تعبیر عذرخواهی و به نظرم کار اخلاقی بود. البته ایشان تعبیر تندتری در مورد من و برخی نمایندگان مجلس به کار برد و ما را وابسته به بیگانگان دانسته بود اما عذرخواهی هم نکرد.عذرخواهی با فشار از بالا بود؟فشار از بالا نبود اما ملاحظاتی وجود داشت. سال گذشته بعد از سخنرانی در کبیر به شیراز دعوت شدم. تعبیر من در مورد رییس قوه قضاییه در سخنرانی ام در شیراز بیان شد. چند روز بعد در اراک برای سخنرانی دعوت شده بودم و راهی این شهر شدم. در راه بودم که خبر دادند دادستانی اجازه سخنرانی به من نمی دهد. شورای تامین شهر دانشجویان متولی برگزاری مراسم را خواسته بود و مراسم را لغو کرده بود. آقای زمانی قمی که در آن زمان استاندار مرکزی بود در مسیر با من تماس گرفتند. من هم در مسیر درگیر پشت صحنه این لغو بودم اما در نهایت اجازه دادند. وقتی همراهی های صورت گرفته را دیدم اخلاقا احساس در انتهای سخنرانی باید عذرخواهی کنم. رسانه ها خیلی این موضوع را بازتاب دادند و البته سوءتعبیر هم شد.قدرت ل بالایی دارید. شورای نگهبان را برای تایید صلاحیت یا شورای تامین را برای اجازه برگزاری مراسم متقاعد می کنید!شاید، نمی دانم.البته برخی تعبیر دیگری از عذرخواهی های شما دارند. عده ای معتقدند که محمود صادقی که کنش های اش در همین دو سال نمایندگی مجلس خلاصه می شود ساختارهای قدرت را به خوبی نمی شناسد و کنش هایی نشان می دهد که بعد مجبور به عذرخواهی می شود.هر می تواند تعبیری داشته باشد. من کاملا ساختار قدرت را می شناسم اما خط قرمز های مرسوم را به رسمیت نمی شناسم. با توجه به اختیارات قانونی مجلس حداکثر استفاده را از ظرفیت های موجود می کنم. ممکن است نتوانند عبور از خط قرمزهای مرسوم را تحمل کنند. به عنوان مثال شاید تا ی با صراحت در مورد رییس قوه قضاییه سوال نکرده بود اما من پرسیدم. شاید تاکنون ای به خود این اجازه را نداده بود که با رییس قوه ای که به خود اجازه می دهد به مجلس توهین کند، مقابله کند.شاید رفتارهای شما برای افکار عمومی توجیهی نداشته باشد چرا که هیات نظارت بر رفتار نمایندگی تاکنون چندین بار رفتار شما را در راستای انجام وظایف نمایندگی ندانسته است. همچنان فکر می کنید باید سردمدار کمرنگ خطوط قرمز مرسوم باشید؟یکی از نقش هایی که انجام می دهم و در انجام آن تعمد دارم عقب راندن خط قرمز ها است. البته خوشبختانه این خط قرمزها را عقب تر برده ام و فضا در مجلس برای پرسشگری باز شده است به این دلیل که موقعیت یک مجلس را همین می دانم. همین که بر اساس قانون در اظهارنظر در همه مسائل آزاد است. یک مجلس در اظهارنظر بیشتری دارد. ممکن است یک شهروند عادی برای همان اظهارنظر قرار بگیرد اما قانون مجلس را مصون دانسته است. بنابراین قانون به من این اجازه را داده که حرف هایی را بگویم که افراد عادی نمی توانند. ممکن است در این روند گاهی از برخی مرزهای مرسوم عبور کنم اما سعی کرده ام مرزهای اخلاقی را رعایت کنم. به دلیل پایبندی به مرزهای اخلاقی است که گاهی احساس می کنم نیاز به پوزش طلبی است. فکر می کنم مسیری که قبل از این پوزش باز کرده ام، ارزش دارد.ورود شما به برخی پرونده ها و انجام برخی افشاگری ها تصمیم تشکیلاتی است یا شخصی؟متاسفانه یکی از ضعف های ما این است که تشکیلات نداریم.در واقع پیروی از تصمیمات فرا یون امید است؟فرا یون امید به دلیل اینکه پشتوانه حزبی خارج از مجلس ندارد، تشکیلات منسجمی ندارد که خط بدهد. خطوط کلی داریم و می دانیم کجا باید فعالیت مان را هماهنگ کنیم و کجا آزاد هستیم ولی کاملا کنش های من فردی است.وقتی قرار است در مورد موضوعات و پرونده های جنجالی حرفی بزنید با آقای عارف هم م می کنید؟دایما با ایشان م می کنم. روزی یک یا دو بار در صحن با ایشان صحبت می کنم. گاهی اوقات ممکن است تیپ سلیقه ایشان به گونه ای باشد که نپسندد یا بگوید احتیاط کن. من با لحاظ توصیه های مشفقانه ایشان روش خاص خودم را دارم.نهی عارف را به عنوان رییس فرا یون می پذیرید؟اگر نهی کنند، بله.در مورد بحث حساب های قوه قضاییه و طرح سوال در این مورد یا انتشار اسامی بد اران بانکی با عارف م ی داشته اید؟در مورد قوه قضاییه م . من پیشنهاد دادم که جمعی به موضوع ورود کنیم و سوال بپرسیم که پذیرفته نشد و گفتند جمعی به مصلحت نیست اگر خودت می خواهی سوال طرح کنی تصمیم با خودت است.ورود به مسائل مختلف در فرا یون محول شده است؛ یعنی اینکه مثلا شما به موضوعات اقتصادی همچون حساب رییس قوه قضاییه ورود کنید یا یک در مورد گفت وگوی ملی صحبت کند و ...؟این اتفاق به طور طبیعی در فرا یون شناسایی و ایجاد شده و به کار گرفته می شود اما رسمی نیست.یعنی شما ظرفیت تندتر فرا یون هستید؟من خودم را تند نمی دانم. من در چارچوب های قانونی کار می کنم. این تقسیم بندی به صورت طبیعی ایجاد شده است نه اینکه تقسیم بندی رسمی و آشکاری صورت بگیرد.از برچسب افراطی اصلاح طلب نمی ترسید؟از این برچسب ها که زیاد می زنند اما تجربه گذشتگان نشان می دهد که نباید ترسید.از ردصلاحیت چطور؟از ابتدا نیامدم که نمایندگی مجلس شغلم باشد و بخواهم چند دوره حضور داشته باشم. من و دادگستری هستم و موقعیت هایی دارم که اصلا از لحاظ شغلی به نمایندگی دل خوش ن .یعنی حاضرید هزینه ردصلاحیت شدن را بپردازید؟شاید اصلا ک دا نشوم. صرف نظر از ردصلاحیت شدن یا نه به دلیل موقعیت کاری خودم و حال و حوصله خانواده هم مهم است. به نظرم یک دوره نمایندگی با کیفیت بهتر از ١٠ دوره بی خاصیت بودن است.تمام پرونده هایی که باز کردید تا دو سال آینده به نتیجه می رسد؟فکر می کنم تا پایان ٤ سال می توانم تاثیراتی بگذارم که پایدار باشد. در جریان همین کنش های من در پارلمان برخی افراد کارکشته سیاست که نام نمی برم به من گفتند برخی کارهای تو به اندازه ٤ سال نمایندگی است. به خصوص در مورد حساب های قوه قضاییه. در واقع برخی موضوعات پرسش ناپذیر را پرسش پذیر . همین از دید برخی کافی است. هر چند شاهد تاثیرات عملی هم بوده ایم. چند ماه بعد از این ماجرا بازتاب آن را در یک متن قانونی مثل بودجه سال ٩٦ دیده ایم. تبصره ٢٠ بودجه ٩٦ دستگاه ها را از س گذاری منع می کند. همچنین قوه قضاییه حساب های خود را منظم تر کرده است.حساب همچنان به نام آقای آملی لاریجانی است؟وقتی به دادگاه می روم یا گذارم به مراجع مرتبط با قوه قضاییه افتاده است همه می گویند حساب ها جمع شده و برخی بودجه ها را که خارج از ردیف می دادند پرداخت نمی کنند. اما هنوز قوه قضاییه گزارش شفافی به مجلس ارایه نکرده است. مربوطه هم در دوره قبل آقای طیب نیا بود که در کمیسیون قضایی حاضر شد و توضیح داد اما پاسخ ها قانع کننده نبود. در ت قبل به صحن ارجاع شد که البته ایشان می ترسید برای توضیح به صحن بیاید و طفره می رفت. قاعدتا باید بعدی برای پاسخگویی در صحن حاضر می شد. هفته گذشته در دستور کمیسیون گذاشتند اما آقای کرباسیان هم برای توضیح موضوع نیامد. الان این سوال به صحن ارجاع شده است و اقتصاد باید در این مورد توضیح دهد. البته پیگیر تحقیق و تفحص هم هستیم.تحقیق و تفحص از حساب های قوه قضاییه؟از عملکرد این حساب ها. بنابراین پرونده ادامه دارد و ان شاء الله تا یکی دو سال آینده به نتیجه می رسد.سراغ فهرستی که منتشر کردید برویم. شما به جز بولتن هایی که برای نمایندگان تهیه می شود اطلاعات و منابع ویژه تری نسبت به سایرین دارید؟اطلاعات ویژه تری ندارم اما حساسیت بیشتری دارم. ممکن است به پاراگرافی که می خوانم یا می شنوم حساسیت خاص تری داشته باشم.برای مثال باقی نمایندگان به لیست بد اران بانک سرمایه دسترسی نداشتند؟به این دلیل که عضو هیات تحقیق و تفحص هستم به دست من رسیده است.خب شما عضو یک هیات ١٥ نفره هستید. یعنی همه این فهرست را داشته اند؟البته در دسترس همه نبوده است. شاید هم داشته اند اما بی تفاوت از کنار آن گذشته اند.چرا شما فهرست را منتشر کردید؟ برخی معتقدند میل به دیده شدن دارید.من میل چندانی به افشاگری ندارم.برخی معتقدند شما بگم بگم را در جریان اصلاحات به راه انداختید.نه، من نمی خواهم این طور باشم. اینکه ی اطلاعات نهانی داشته و آنها را ابزاری کند برای رسیدن به مطامع و البته فاش هم نکند از نظر من مذموم و غیراخلاقی است. البته باید تاکید کنم که تعداد بد اران بانک سرمایه از این فهرست منتشر شده بیشتر است. ٢٠ نفر بد اران کلان هستند. عمده این افراد انی هستند که با استفاده از رانت های ویژه به منابع بانکی دست پیدا د.مشخص است از رانت چه انی استفاده شده است؟خیلی از آنها مشخص شده است. این افراد با وجود استفاده از تسهیلات کلان بانکی زیر بار بازپرداخت نرفتند. برخی از آنها سال هاست که استنکاف کرده اند. مسوولان مرتبط با بازپرداخت تسهیلات در بانک هم تعلل کرده اند و بعضا خودشان هم آلودگی داشتند. در برخی پرونده ها قوه قضاییه ورود کرده، برخی بازداشت شده اند، اکثرا پرونده های باز دارند و... افرادی هستند که وضعیت نسبتا فاش شده ای دارند.همه اسامی منتشر شده ؟اکثرا پرونده دارند که در سطوح مختلف در جریان است. در واقع خیلی محرمانه نبود.شاید مخاطب شما در توییتر از این افشا استقبال کند اما آیا شما به عنوان مجلس در چارچوب مشخص حدود و اختیارات می توانستید که اسامی را افشا کنید که پرونده شان مثلا در مراحل مقدماتی است؟ راه دیگری در راستای انجام وظایف نمایندگی نبود؟تنها راه نبوده و نیست. من احساس این کار کمک می کند. الان در دنیا یکی از راه های پیشگیری و مبارزه با فساد شفاف سازی و اطلاع رسانی به افکار عمومی است. فضای غیرشفاف برای برخی به نوعی رانت محسوب می شود. رانت ابهام و تاریکی فضا. من می خواستم نوری در این فضا بتابانم. وقتی فهرست را در اختیار افکار عمومی قرار دهیم این افراد با سرزنش افکار عمومی رو به رو می شوند و خود را در حاشیه امن احساس نمی کنند. در کشورهای پیشرفته که اطلاعات وجود دارد به محض اینکه فعال یا اقتصادی خطا را برملا می کنند و همین ح بازدارندگی دارد.فکر نمی کنید این افشاگری کار رسانه هاست؟ انی که از رانت های ویژه برخوردار بوده اند و از بانک ها تسهیلاتی در این حجم دریافت د قطعا حاشیه امن شان محفوظ است.باید پیشگام چنین اتفاقاتی باشیم. نباید تسلیم ساختارهای موجود شویم. در کاری که در مجلس تاسیس فرا یون ویژه شفاف سازی و سالم سازی اقتصاد بود. خیلی از زیرساخت ها هم برای این روند فراهم است. اگر قانون گردش آزاد اطلاعات به درستی اجرا شود مردم باید این اطلاعات را داشته باشند و نیاز به افشا نیست. خیلی از اصول قانون اساسی مربوط به شفافیت است. خیلی از اطلاعات منتشر می شود مثلا در دیوان محاسبات هر سال گزارش تفریغ بودجه منتشر می شود اما کمتر ی به آن توجه دارد.عذرخواهی، وجه مثبت نمایندگی شماست اما اگر این شتابزدگی وجود نداشت مثلا عذرخواهی از خانواده آیت الله مکارم لازم می شد؟تا به حال دو مورد عذرخواهی اتفاق افتاده است. یکی ماجرای قوه قضاییه بود که توضیح دادم. دیگری عذرخواهی از آقای مکارم بود. من توییت و از ایشان توضیح خواستم، خبر ندادم. درخواست توضیح . این گزاره می تواند موهن یک ارتباط باشد.برای شما مستدل شد که ارتباط کاری میان پسر آقای مکارم با آقای مدلل وجود نداشته که عذرخواهی کردید؟بله. دو طرف توضیح دادند. مدلل ها تعدادشان زیاد است. اسامی کوچک با هم متفاوت بود. اصل صحبت آقای مکارم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه ها بود و گفته بودند مشکل ما این نیست بلکه مشکل بانک و بیکاری و... است. من هم همین را تایید و بعد خواستم در مورد اطلاعاتی که داشتم توضیح دهند.من از مریدان قدیمی آقای مکارم هستم. خواستم بگویم حتی اشکال ندارد یک مقلد از مرجع خود سوالی را مطرح کند. اگر مقلدی درباره موضوعی ابهام دارد، باید فضایی فراهم شود تا بتوان این ابهامات را برطرف کرد. این توضیح خواستن هم اهانت شد و هم از آن سوءاستفاده شد.یک سری بانک های اطلاعاتی وجود دارند که این اطلاعات را در اختیار نمایندگان قرار می دهند. این رانت اطلاعاتی سبب بروز فساد در میان نمایندگان نمی شود؟ این بد اران به دلیل قدرت مالی، صاحب نفوذ هستند. آیا امکان دارد این افراد، نهاد های ذیربط را برای در اختیار قرار ندادن مدارک به نمایندگانی چون شما مجلس تحت فشار بگذارند؟بطور طبیعی هر مقامی بسته به موقعیت خود به اطلاعاتی خاص دسترسی پیدا می کند. حال این فرد باشد یا یک کارمند بانک. ممکن است وجود این اطلاعات خود به ابزاری برای فساد تبدیل شود. این افراد نیز قطعا به نهاد های ذیربط برای قرار ندادن اطلاعات در اختیار نمایندگان مجلس فشار می آورند اما مجلس نیز راه های خاص خود برای دسترسی به اطلاعات را دارد. دست بر قضا برخی از مراجع قانونی نیز که مکلف به دادن اطلاعات به هستند از این موضوع امتناع می کنند. دلیل این امتناع هم آن است که بعضا می گویند چون شما اطلاع رسانی می کنید ما به دلیل احتیاط، این اطلاعات را در اختیار شما قرار نمی دهیم.شما سطحی برای این افشاگری ها البته نه از جهت منفی این کلمه، قایل هستید؟ممکن است چارچوب هایی را برای آن سطح از اطلاعات تعریف کنم. به عنوان مثال شما نمی توانید اطلاعات نظامی و امنیتی را منتشر کنید. هم تبعات حقوقی دارد و هم مصالح ملی را به خطر می اندازد. مهم ترین خط قرمز من برای این شفاف سازی ها منافع ملی است.در کنار اطلاعات نظامی، امنیتی و منافع ملی ممکن است در این شفاف سازی ها با اسامی خاصی روبه رو شوید. مماشات شما در انتشار این اسامی چقدر خواهد بود؟در موضوعات مختلف من ابتدا تحقیق می کنم. به عنوان مثال درباره آقای گندم نژاد، قاری معروف قرآن، من شکایت و چندین بار برای دریافت پاسخ به مراجع ذیربط مکاتبه کرده ام. اگر با این مکاتبات پاسخ نگیرم، آن زمان مجبور می شوم در نطق خود موضوعاتی را افشا کنم. در این موضوع، جناح های اعم از چپ و راست برای من هیچ تفاوتی نخواهند داشت. در انتشار لیست بد اران بانکی، من خودم را به آن الهه کور قانون تشبیه می کنم که این کار را با چشمانی بسته انجام دادم و با فشار هایی که طی روز های اخیر به من وارد شد فکر می کنم ن نا بودن آن الهه یا بانوی عد برای آن بوده است که همه را در برابر قانون مساوی ببیند. بعد متوجه شدم به آن دلیل است که کلا ی را نبیند. دلیل این ندیدن آن است که متوجه نشود چه آدم های گنده ای مقابل او ایستاده اند و دچار ترس نشود. من هم چشم بسته عمل و به اسم ها نگاه ن . در این موضوع برای من فقط اطلاع رسانی مهم بود.همه جای دنیا این اتفاق توسط رسانه ها رخ می دهد. چرا شما به عنوان مجلس این شفاف سازی را انجام می دهید؟ برخی معتقد هستند شما برای بیشتر دیده شدن این کارها را انجام می دهید. شما می توانید بخشی از این اطلاعات را در اختیار یک رسانه یا خبرنگار بگذارید و این شفاف سازی را به او واگذار کرده و شما بحث قضایی را پیگیری کنید. پاسخ شما به این گزاره چیست؟ در توییتر شاهد هستیم توییت های شامل افشا گری بیشتر از سایر توییت ها بازخورد دارد. برخی هم برای شما می نویسند که برای دیده شدن این اقدامات را انجام می دهید.درباره نظرات کاربران توییتر باید بگویم بیشتر نفراتی که این اظهارنظر را می کنند در جبهه مقابل قرار دارند و قصد دارند من را تخطئه کنند. من نیز به شوخی گفتم اگر من توییت نکنم شما چگونه نان می خورید؟ در جواب هم کاریکاتور من را در شکل یک نانوا کشیدند. اما در پاسخ به گزاره شما باید بگویم هر انسانی ممکن است به گرفتاری های نفسانی دچار شود و این موضوع را انکار نمی کنم. اما درباره رسانه ها باید بگویم یکی از فعالیت هایی که می کنم، اقداماتی که قرار است انجام دهم را در اختیار رسانه ها قرار می دهم. به عنوان مثال سوالی که قرار است مطرح شود از صحن مجلس برای برخی خبرنگاران می فرستم. اما رسانه ها در انتشار برخی اخبار محدودیت دارند. برخی رسانه ها برای انتشار اخبار من با محدودیت رو به رو هستند. به ویژه در این مورد بعید می دانم رسانه ای زیر بار انتشار این لیست می رفت هرچند تبعاتش شامل حال من می شد اما ممکن بود مجموعه ای را با مشکل مواجه کنیم که صحیح نبود.شما خودتان با تبعاتی نیز مواجه شده اید؛ مانند حکم جلبی که برای تان صادر شد.بله؛ من مسوول تبعات رفتار خودم هستم. اگربرخی اطلاعات را در اختیار رسانه ای قرار دهم، ممکن است رسانه با مشکلاتی روبه رو شود کما اینکه بارها این اتفاق افتاده و رسانه مجبور شده است از خبر کم کند تا بتواند انتشار دهد. در چنین شرایطی من نیز ترجیح می دهم در رسانه خودم این کار را انجام دهم.پس از صدور حکم جلب، محتاط تر شدید؟این گونه احساس شده است اما من محتاط نشده ام. فراز و نشیب در فرآیند مجلس وجود دارد. تریبون مجلس همیشه در اختیار یک نیست. برخی کارها را من پایه ریزی و این در طول زمان جلو می رود. به عنوان مثال سوال من از دو هنوز به صحن نرسیده است. سوال از کشور پرسیدم اما تاکنون به صحن نرسیده است. بخشی از سر و صدای ایجاد شده به دلیل ظرفیت نداشتن طرف مقابل است.زمانی که حکم جلب شما صادر شد، چرا در مورد آن توئیت کردید؟درباره آن موضوع زیاد صحبت شد. اصرار من بر آن بود که قانون اجرا شود. قانون نظارت بر رفتار نمایندگان تشریفات قانونی دارد که لازمه آن حفظ شأن است و این باید رعایت شود. اگر این موضوع رعایت می شد من در دادسرا حاضر می شدم اما چون رعایت نشده بود من زیر بار این موضوع نرفتم. درباره بورسیه ها نیز به دادسرا رفتم و توضیحات خود را ارایه دادم. اما درباره آن شب اصرار من بر اجرای قانون بود. من فکر نمی کنم توییت آن شب موثر بود.بالا ه مردم از طریقی متوجه حکم جلب شما شدند؟قبل از آنکه در توییتر منتشر شود ماجرا تمام شده بود و بعد از آن توییت منتشر شد. دلیل استفاده من از ظرفیت فضای مجازی آن است که ما از رسانه رسمی محروم، حذف شده و به حاشیه رانده شده هستیم. تا به حال صدا و سیما تنها حاشیه سازی های منفی از من منتشر کرده است. من باید از ظرفیت رسانه آزاد حداکثر استفاده را م.فعالیت های شما یادآور نمایندگان مجلس ششم است.من از تجربیات مجلس ششم درس گرفتم چون خودم در متن آن حوادث بودم. من فکر می کنم چهارچوب های قانونی را رعایت می کنم اما برخی نمایندگان مجلس ششم به دلیل آشنایی نداشتن با قانون برخی اشتباهات را مرتکب شدند. ماهیت کار های من نیست و ماهیت حقوقی دارد.برخی می گویند محمود صادقی علاقه به دیده شدن دارد.بخش مهم کار مجلس افکار عمومی است و با کار اداری متفاوت است. اینکه مذاکرات مجلس باید به صورت زنده پخش شود یعنی کار اصلی با افکار عمومی است. در این راه من از رسانه خود نیز استفاده .تذکری از هم جناحی ها گرفته اید که رفتار شما ممکن است برای جریان اصلاحات هزینه ساز می شود؟خیلی از روی دلسوزی در داخل و خارج از مجلس به من تذکر می دهند و می گویند باید فعلا باشی، یک دوره کافی نیست و باید در فضای تداوم داشته باشی. دوستان مجلس از این زاویه مشفقانه تذکر می دهند. بعضی از دوستان انتقاد می کنند اما اینکه دستور بدهند یا تذکر بدهند تاکنون وجود نداشته است.این تذکرات مشفقانه به دلیل ترس از ردصلاحیت در انتخابات ٩٨ است؟بعید است به خاطر فعالیت یک نفر دست به ردصلاحیت گسترده بزنند. دوستان معتقدند فضای فعلی این ظرفیت را ندارد که همه نمایندگان بتوانند کنش های اینچنینی داشته باشند. دغدغه و نگرانی دارند که همه اگر به این سبک در مجلس فعالیت کنند با مشکل مواجه شویم. برای مثال آقای عارف این دیدگاه را دارد که بنای بازگشت به فضای داریم و این بازگشت باید آرام و تدریجی باشد. بنابراین ممکن است از روی خیرخواهی تذکر دهند.شما با آقای عارف موافق نیستید چون کنش های متفاوتی نشان می دهید؟فرصت ها مثل باد می گذرد و باید قدر این فرصت ها را بدانیم. نمی توانم در مجلس تماشاچی باشم.برای شرکت در انتخابات سال ٩٨ تصمیم گرفته اید؟هنوز برای تصمیم نهایی زود است اما تصمیم ابت این است که شرکت نکنم اما باید موقعیت را هم سنجید.برخی معتقدند که اطمینان از ردصلاحیت تان برای دوره بعد باعث شده که بی پرواتر به مسائل ورود کنید.هیچ کدام از کنش های خود را منافی با تایید صلاحیتم نمی دانم. من کاری ن که مخل تایید صلاحیت باشد. احساس می کنم دوستانی که در دوره قبل پذیرفتند در این دوره هم می پذیرند. رفتار غیرموجهی نداشته ام. نه از رانت نمایندگی سوءاستفاده کرده ام نه کار غیراخلاقی انجام داده ام. در چارچوب قانون کار خود را انجام دادم ممکن است از دید برخی خطاهایی هم داشته باشم که البته می تواند قابل اغماض باشد.از نهادهای نظارتی تذکری گرفتید یا در مورد تایید یا ردصلاحیت تان چیزی شنیدید؟خیر. گاهی به طور غیررسمی صحبت هایی شده باشد البته نهادهای ذی ربط انتخابات حتی غیررسمی هم صحبتی نکرده اند. دوستانه صحبت هایی شده است اما نه از موضع نهاد نظارتی.شما به عنوان فرا یون امید معتقدید که آقای واعظی در مناسبات داخلی مجلس تاثیرگذاری ویژه ای دارد؟خودشان که انکار می کنند. برداشت ما این است که ایشان موثر است.در رای آوردن وزرا و انتخابات هیات رییسه دوم تاثیرگذاری زیادی داشتند؟خودشان تکذیب می کنند. من تا الان نام نبردم ولی یک بار خطاب به انی که اثرگذار بودند گفتم اگر ادامه بدهند ت نمی نشینیم. البته خودشان به من گفتند که منظورت من بودم. به هر حال مرجع ضمیرش را پیدا می کند. به هر روی طبیعی است عناصر ت یک نگاه خاصی به مجلس دارند. آقای واعظی هم جز افراد موثر پیرامون است.به نظر شما ژنرال های اصلاح طلب مجلس دهم چه انی هستند؟مجلس ژنرال ندارد.پرونده تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان به کجا رسید؟همین هفته گزارش این تحقیق و تفحص در کمیسیون نهایی می شود. البته زودتر از این قرار بود نهایی شود اما اختلاف نظر وجود داشت. اگر اختلاف نظر نباشد طبق ج باید نهایی شود. تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان بالای ٢٠٠ رای آورد.منتها می خواستیم این اطمینان وجود داشته باشد که برخورد صورت نمی گیرد و قرار نیست برش زمانی داشته باشیم. برخی می خواستند از ابتدا محمدعلی و ت را بزنند ولی ما معتقد بودیم که از ابتدای تاسیس تا انتها باید تخلفات بررسی شود.نقش بانک سرمایه در این تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان چقدر است؟بخش عمده ای از اعداد و ارقام آن مربوط به همین بانک است.آقای هدایتی گفته اند از شما شکایت می کنند؛ این شکایت انجام شده است؟آقای حسین هدایتی در رسانه ها مطرح د اما من ارتباطی با ایشان نداشتم که جویا شوم. البته شکایت حق هر ی است.یعنی به مستندات خود مطمئن هستید؟بله، با امضای خود بانک یعنی معاونت بانک سرمایه است که به رییس صندوق ذخیره فرهنگیان داده است. پشتوانه ها هم مشخص است. البته برخی چندین شرکت تاسیس می کنند که ممکن است در یکی، دو مورد به نام خودشان نباشد ولی مشخص است که منتسب و وابسته به ایشان است.پرونده شکایت دانشجویان بورسیه و شکایت کاشان (به دلیل اینکه گفته بودید دو میلیارد پول بورسیه غیرقانونی در کاشان گم شده و در ستاد سعید جلیلی هزینه شده است) به کجا ختم شد؟استندبای مانده و معلوم نیست در چه وضعیتی است. شکایت کاشان هم بعداز اینکه در هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مطرح شد دیگر پیگیری نشد. من به این موضوع توجه دارم که ما در عرصه سرمایه گذاری نیاز به تولید و کارآفرینی داریم.یکی از چالش های امروز ما عدم سرمایه گذاری داخلی و خارجی است. به این دلیل که سرمایه گذاران ما احساس امنیت نمی کنند یا سرمایه در گردش کافی ندارند یا فضای رقابتی سالمی در عرصه اقتصادی وجود ندارد. من نخواسته ام با این حرکت تاثیری در بخش سرمایه گذاری داشته باشد.فعالان اقتصادی ما با همه مشکلات موجود کار می کنند و بخشی در حاشیه امن وجود دارند و از رانت استفاده می کنند. مشتریان خوش حساب بانک که ممکن است به دلیل نابسامانی اقتصادی بدهی های اندکی دارند، نباید با این افراد مقایسه شوند و احساس ترس کنند. ما می خواهیم به یاری انی برویم که فعالیت اقتصادی سالم دارند. من به ضرورت بخش خصوصی فعال، کارآفرین تولید کننده قایل هستم. اعتقادی به اقتصاد تی یا سوسیالیستی ندارم بلکه به بخش خصوصی غیررانتی معتقد هستم.تا به حال پرونده های قضایی بازتان را شمرده اید؟نه. بعد از بازجویی که از من شد در پاراگراف های مختلف به برخی اتهامات پاسخ دادم و البته تاکید باید به رای هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مراجعه شود. منبع : ایسنا
25 سال از آن تاریخ می گذرد هم اکنون سیدحسن به عنوان تنها عرب شناخته می شود که رژیم صهیونیستی را به زانو در آورده. سالم زهران کارشناس سنّی لبنانی در مصاحبه ای چالشی با یکی از شبکه های مخالف حزب الله می گوید: «اگر سیدحسن سنّی بود آن وقت جهان عرب را با کفشش اداره می کرد. آن وقت همه ی ما اعراب او را بعد از خدا قبولش داشتیم!»سرویس بین الملل فردا: تولد سیدحسن نصرالله 1960 است و تولد حزب الله 1982. با بیست وچند سال اختلاف از هم متولد شده اند اما هم اکنون حزب الله یعنی نصرالله و نصرالله یعنی حزب الله. گویا همزاد هم شده اند. سیدحسن تنها عربی است که طعم پیروزی بر رژیم صهیونیستی را چشیده. پس از ش ت عربی متشکل از تمام قوای نظامی منطقه به ی جمال عبدالناصر(رئیس جمهور وقت مصر) هیچ تصور نمی کرد که اعراب بتوانند در جنگی رژیم صهیونیستی را ش ت دهند. اما سیدحسن با تکیه بر و نه با تکیه بر ناسیونالیسم عربی توانست. آن هم نه یک بار.استعفای رئیس ستاد صهیونیست هاآزادسازی جنوب لبنان از دست رژیم صهیونیستی و جنگ 33 روزه این ها ش ت هایی است که رژیم صهیونیستی به آن اعتراف کرده. یکی از یت های رژیم صهیونیستی در این جنگ ترور سیدحسن بود. فرمانده ی ستاد مشترک رژی...
الهه محمدی:آن زمان که دوباره برگشت به مقام سخنگویی چندان مایل نبود به برگشتن؛ می گفت به اصرار دوستان بوده که به او لطف داشته اند.حالا هم همین را می گوید؛ عباسعلی کدخ حالا یک سالی می شود که دوباره ردای سخنگویی شورای نگهبان بر تن کرده؛ او که پیش از این از سال های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ در همین وت بود از تیرماه پارسال که دوباره پشت تریبون سخنگویی رفت تا همین امروز یکی از اعضای شورای نگهبان و یار قدیمی دبیر این شورا بوده؛ شاید به خاطر همین رفاقت قدیمی باشد که معتقد است جایگاه شخصی و وارستگی آیت الله جنتی همه اعضای شورای نگهبان را تحت الشعاع قرار می دهد اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد.
قرارملاقات و مصاحبه با سخنگوی شورای نگهبان که تنظیم شد با رویِ گشاده پذیرایمان شد؛ «ما شما خبرنگارها را خیلی دوست داریم» شاید به خاطر همین هم بود که یک ساعت و نیم مصاحبه با او که با کار رسانه ای غریب نیست، چندان استرس آور نبود.
با او از انتخابات گفتیم. انتخابات اردیبهشت ماه که حرف و حدیث کم نداشت؛ از ردصلاحیت محمود و حمیدرضا بقایی تا روز انتخابات که خیلی ها موفق نشدند رای هایشان را به صندوق بیندازند.او هم از روزی که ردصلاحیت و بقایی را به وسیله غلامحسین الهام به گوش آن ها رساند گفت و تاکید کرد که رای گیری در رو انتخابات مطابق با قانون اساسی انجام شده و آنگونه هم نبوده که طبق شنیده ها 5 میلیون نفر نتوانسته باشند رای بدهند. کدخ سخت ترین دوران عضویتش در شورای نگهبان را انتخابات سال 88 می داند و می گوید با توجه به خساراتی که آن سال به کشور وارد شد ، میرحسین و مهدی دیگر هرگز تاییدصلاحیت نخواهند شد.او از رابطه اش با اصلاح طلبان هم می گوید؛ می گوید ابا ندارد که همه بدانند او رابطه اش با بعضی چهره های اصلاح طلب خوب است و محمدرضا عارف را فردی متدین و با انصاف می داند.از او درباره اصلاح قانون انتخابات، ردصلاحیت آیت الله هاشمی، رابطه اعضای شورای نگهبان با آیت الله جنتی، تفاوت نظر ی با شورای نگهبان، احتمال حضور ن در جایگاه نامزدی ریاست جمهوری، رابطه شخصی او با آیت الله جنتی و... پرسیدیم که مشروح آن را در زیر می خوانید؛****بحث را درباره ابلاغ سیاست های کلی انتخابات که از طرف انقلاب ابلاغ شد شروع کنیم. مجلس هم نظرش را در این باره داده و حتی آقای لاریجانی هم در نطقی گفتند شورای نگهبان در این زمینه دو بار با اصلاحات مجلس مخالفت کرده و منتظر سیاست های کلی است. در این زمینه اصلاحات چه زمانی قرار است انجام شود؟ چه زمانی قرار است نظر شورای نگهبان به مجلس برود و کلا چه زمانی شاهد اجرایی شدن این سیاست ها باشیم؟ چون همانطور که می دانید مناقشات در این زمینه در چند سال اخیر زیاد بوده است...سیاست های کلی انتخابات که از سوی ی درخصوص انتخابات ابلاغ شد تکالیفی را برای نهادهای مختلف دارد. طبیعتا بخش عمده ای قانونگذاری است که در همکاری ت و مجلس باید انجام شود. یک بخش هم جزو بند 10 است، تعیین معیارهای رجل مذهبی و مدیر و مدبر بودن را به شورای نگهبان واگذار کرده است. البته قبلا کارهایی را در دوره قبل انجام داده بودیم. شبه آیین نامه ای را در داخل شورا تنظیم کرده بودیم که قبل از تعیین سیاست های کلی بود و نیازمند بازنگری است و انشاءالله به زودی بتوانیم در دستور کارمان داشته باشیم. در بخشی که ت و مجلس قرار است همکاری کنند ما هم همکاری خوبی را داشتیم و با رئیس محترم مجلس رایزنی هایی را داشتیم و در چند هفته گذشته در این خصوص دو جلسه داشتیم. رئیس محترم مجلس هم استقبال خوبی کرد و بین محترم کشور، بنده، رئیس مرکز پژوهش های مجلس و برخی معاونان و رئیس کمیسیون شوراها جلسه ای یک ساعت و نیمه را گذاشتند و در مورد محورهایی بحث شد، نظرات گرفته شد و نهایتا قرار شد کارگروهی بین سه نهاد ت، مجلس و شورای نگهبان تشکیل شود، کارهای کارشناسی را انجام دهند و در جلسات کار را به جمع بندی برسانیم و نهایتا در قالب لایحه جامع به مجلس ارائه شود. کارهایی نهایی لایحه جامع را مجلس انجام داده و نسخه ای هم برای ما فرستاده اند. امیدواریم زودتر در دستور کار قرار گیرد. همه اینها مست م همکاری ت، مجلس و تصویب این لایحه است که طبیعتا چون لایحه بزرگی است زمان زیادی نیاز دارد و ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد که باید پاسخ داده شود.بیشترین اختلافی که در این زمینه بر سر این قانون بین شورای نگهبان، کشور و مجلس وجود دارد چیست؟ آیا اختلافاتی در این زمینه بین فقهای شورای نگهبان وجود دارد که کار را سخت تر می کند؟ اختلاف به مفهوم خاصی که بگویم بین مجلس، شورای نگهبان و ت است وجود ندارد و بحث ها کارشناسی است. ت، مجلس و شورای نگهبان مصمم هستند قانون جدیدی را داشته باشند که اشکالات کار برطرف شود. قوانین موجود در شأن و منزلت مردم و نیست. باید تلاش کنیم قانون خوبی را تدوین کنیم که مشکلاتمان را برطرف کند. مشکلات هم گریبان همه دستگاه ها را گرفته است. فرقی نمی کند ت، مجلس، شورای نگهبان. در بحث بررسی صلاحیت ها، شرایط کیفی را قانونگذار گذاشته و ما هم در شورای نگهبان نسبت به اینها اختلاف داریم زمانی که بررسی می کنیم.

طبیعتا اگر این شرایط عینی و ملموس باشد می توانیم بهتر پاسخگو باشیم و سریع تر رسیدگی کنیم. زمان بررسی صلاحیت ها یکی از مشکلات ما مخصوصا در حوزه مجلس است که با تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان مواجه هستیم. اگرچه من در ارتباط با ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری امسال از وزارت کشور بازدید داشتم و آنجا را به جشنواره ثبت نام تشبیه . ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هر ی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم. می توانیم بگوییم در تبلیغات قانونی حاکم نیست به جز یکی دو ممنوعیت که داریم بقیه موارد ت است و بسیار نیازمند هستیم که قانون را در حوزه تبلیغات ساماندهی کنیم. مناظره ها را ملاحظه کردید، اینکه کلا باید مناظره باشد یا نه همه سلیقه ای شده و اینکه چه مباحثی در مناظره ها گفته شود. طبیعتا اختیارات نهادهای مجری و ناظر باید دقیق تر مشخص باشد. اگر بتوانیم اینها را هماهنگ کنیم و نظراتی را به دست بیاوریم که قانون خوبی را به ما ارائه کند اختلاف دیگری باقی نمی ماند. بیشتر اختلافات به این خاطر است که قانون یا ت است یا ابهام دارد و به این خاطر ممکن است وزارت کشور و شورای نگهبان مسائلی داشته باشند.
[span] [span] آقای کدخ ! سال هاست بر سر رجل بحث و تحلیل وجود دارد و هنوز اجماعی بر سر آن نیست و انتقادهای گسترده ای را هم به دنبال داشته اشت. آیا قرار است در بحث رجل تغییری ایجاد شود و اگر اینطور است چه نوع تغییری است؟
[span] [span]ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هر ی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم.
ما دو بعد را در بحث رجل مذهبی داریم. اول اینکه در بین آقایان اصطلاحا رجل مذهبی کیست و چه ی را می توانیم رجل بدانیم.. در این حوزه هم که فقط در بین آقایان باشد ابهام های زیادی وجود دارد. آیا رجل مذهبی باید فقط عبادات یومیه اش را انجام دهد مثلا از محرمات پرهیز کند و واجبات را انجام دهد یا ی فراتر از این باشد؟ مثلا ی باشد که ا اما در حوزه درس خوانده باشد تا بتوانیم بگوییم رجل مذهبی است یا ی که در الهیات خوانده باشد هم رجل مذهبی است؟ آیا اصولا فقط درس خواندن در این جهت ملاک است، یا باید برجستگی هایی در حوزه مذهب داشته باشد کارهای بزرگی کرده باشد و نظریه هایی داده باشد؟ همه اینها مراحل مختلفی است که هنوز برای ما هم روشن نیست.در آینده می توانیم شاهد حضور ن در سطح نامزدی ریاست جمهوری و نه صرفا ک داتوری باشیم؟شورای نگهبان هنوز در هیچ کدام از اینها به جمع بندی نرسیده است. چیزی که از شورای نگهبان داریم رویه ای است که از ابتدای انقلاب تاکنون داشته و این رویه گاهی با هم حسب ظاهر تع تی هم داشته است. مثلا در تأیید یا رد بعضی از افراد. ولی هنوز به جمع بندی نرسیده ایم که قاطعانه عرض کنم خانم ها می توانند یا نمی توانند، یا ممنوعیت نسبت به آنها وجود دارد. آنچه جاری است این است که خانم ها ثبت نام کنند و آقایان نسبت به آنها نظر دهند. چیز دیگری را هنوز نمی توانیم اعلام کنیم. اما اگر براساس جز 5 بند 10 سیاست ها شورای نگهبان ورود کرد و به نقطه نظرهایی رسیدیم طبیعتا اعلام خواهیم کرد اگر نظر شورا این باشد که فقط آقایان باشند و خانم ها نباشند. نگرانی از این بابت وجود ندارد. یا اینکه رجل مذهبی چه معیارها و استانداردهایی داشته باشد. اجازه دهید پاسخ نهایی را به مباحثی که خوشبختانه شروع شده موکول کنم و امیدوارم به جمع بندی برسیم. تا به حال شده نظر مثبتی از سوی بعضی شورای نگهبان در مورد حضور ن وجود داشته باشد یا همه متفق القول هستند که ن نباید در عرصه های حضور داشته باشند؟نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به خانم ها منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم و خانم مجلس آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح د. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. وقتی موضوع فقهی یا حقوقی دارید و اختلاف نظر بین علما هست، نمی توانید بگویید نگاه منفی یا مثبت. نظرها متفاوت است. نگاه مثبت و منفی را تعقیب نفرمایید. یک نظر فقهی این است که خانم ها در یک چارچوب نمی توانند حضور داشته باشند، نظر فقهی دیگر این است که منعی نیست اما بستگی به شرایط دارد. همه اینها در جای خود نظر علمی و فقهی معتبر است. مثلا اگر فقیهی به شما گفت واجب است و فقیهی گفت اختیاری است و شما مخیر بین ظهر و هستید، نگاه منفی یا مثبت به نیست و هر کدام ادله ای دارند. مطلبی که اشاره می کنید با توجه به اختلاف نظرهای علمی که به بخش علمی آن تأکید می کنم، طبیعتا همیشه مورد بحث بوده است. در خبرگان قانون اساسی چرا نتوانستند تصمیم بگیرند که در زمان حضرت بود؟ افرادی که بودند با ارتباط داشتند و می توانستند نظر ایشان را بگیرند اما در همان مجلس هم اگر مطالعه بفرمایید اختلاف نظر بوده که این اختلاف نظر علمی است و باید دید کدام نظر می تواند خودش را در جامعه مستدل تر توجیه کند و غلبه کرده و نظر اجماعی قانونگذار و تصمیم گیرنده شود.در هر انتخابات در کنار تمام بحث ها یک بحث مطرح می شود که کمیته ناظر بر انتخابات وجود داشته باشد. بعضی ها حتی از نظارت یک کمیته به شورای نگهبان سخن می گویند به این دلیل که در بعضی انتخابات ها رفتارهای شورای نگهبان گاهی محل شائبه بوده. آیا شورای نگهبان از بودن چنین کمیته ای که ناظر بر رفتار و حرکات و تصمیمات شورای نگهبان در مقطع انتخابات باشد استقبال می کند؟ اگر خیر چرا و اگر بله چرا تا به حال صورت نگرفته است؟
[span] [span]نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به حضور خانم ها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم مجلس از خانم ها آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح د. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد.
شورای نگهبان که خالق جهان نیست که تصمیمی بگیرد و کن فی شود. شورای نگهبان در قانون اساسی نهادی است با اختیارات و وظایفی که قانون اساسی برایش تعریف کرده است. نه فراتر از آن اختیارات عمل می کند و نه می تواند کمتر از آن را انجام دهد. اصل 99 قانون اساسی به شورای نگهبان می گوید شما ناظر بر انتخابات هستید. در موضوع انتخابات هم نظارت شورای نگهبان در انتخابات خبرگان ی، ریاست جمهوری و مجلس شورای ی وجود دارد اما شوراها را نگفته است و سال هاست که به ما فشار می آورند بر انتخابات شوراها نظارت کنید و ما هم قبول نمی کنیم. پس شورای نگهبان دنبال توسعه طلبی نیست، اختیاری هم از این جهت ندارد که بخواهد حیطه وظایف و مسئولیتش را توسعه دهد یا کمتر کند. باید در همان چارچوب حرکت کند. قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست ع کند و قانون اساسی و ی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپارید. مثلا اگر از مجلس سؤال کنید، مجلس طبق اصل 71 وظیفه قانونگذاری دارد. مجلس نمی تواند بگوید بخشی از قانونگذاری را به دانشکده های حقوق و علوم واگذار می کنم. شاید اگر این کار انجام شود قوانین بهتری تصویب شود اما نمی تواند وظیفه اش را به نهاد دیگری واگذار کند. پس شورای نگهبان هم در این حیطه اختیاری ندارد که بخواهد وظایفش را به نهاد دیگری واگذار کند. اما اگر فردا قانون اساسی اصلاح شد و قرار شد شورای نگهبان نباشد و نهاد جدیدی تشکیل شود اشکالی ندارد. وقتی اصطلاحا درون قانون اساسی بحث می کنیم ناچاریم اصل 99 را رعایت کنیم. ولی وقتی می خواهیم از خارج نگاه کنیم ممکن است بگوییم شورای نگهبان تعطیل باشد، پنج نهاد دیگر تشکیل می دهیم برای نظارت بر قانون اساسی. اما در وضعیت فعلی سخن گفتن از کمیته یا کمیسیونی که بخواهد وظایف شورای نگهبان را انجام دهد، غیر از شورای نگهبان خلاف اصل 99 قانون اساسی است.آقای کدخ ! یکی از بحث های مهم به وجود آمده در روز انتخابات امسال که چهره های مختلف هم در موردش صحبت د طول زمان رای گیری در انتخابات بود. اینکه چرا بعد از ساعت 12 از انی که در شعب بودند رای گرفته نشد، اینکه حتی از سوی بعضی از نامزدها گفته شد چهار، پنج میلیون رای گرفته نشد و مردم در صف های طویل ماندند. نگاه شما به این اتفاق چیست؟در بحث انتخابات گذشته چند مشکل داشتیم که باید با دوستانمان در وزارت کشور تلاش کنیم این مشکلات را حل کنیم. اگرچه همکاری خوبی با وزارت کشور داشتیم و همینجا مجددا تشکر می کنم از همکاری محترم کشور و همکارانشان. قانون روز را روز انتخابات تعیین کرده و گفته شده میزانش کمتر از 10 ساعت نباشد اما بیشترش اشکالی ندارد. از طرف دیگر محدودیتی است که گفته اند روز . وقتی می گویید روز پنجشنبه، وقتی مغرب می شود و به ساعات پایانی روز می رویم و به انتهای شب می رسیم نمی گویید روز پنجشنبه. از جهت قانونی تفکیک قائل شده اند که از ساعت 12 به مدت 24 ساعت یک 24 ساعت می شود. روز و شبش با هم می شود. 24 ساعت سر کار هستیم عرفا این است. پس هرجور هم روز را تفسیر کنیم یا روز فاصله طلوع خورشید تا غروب خورشید است یا روز و شب را با هم یک روز می گوییم یعنی 24 ساعت. هر شکلی که تفسیر کنیم هیچگاه بعد از ساعت 12 شب روز قبل خوانده نمی شود. اخبار رادیو در 12 و یک دقیقه اعلام می کند یک دقیقه بامداد روز شنبه و نمی گوید . از قدیم در این مورد با دوستان وزارت کشور بحث داشتیم که ساعات رای گیری را به گونه ای تنظیم کنیم که مردم به ساعات پایانی موکول نکنند. ضمن اینکه 10 ساعت رعایت می شود اگر زمان باقی باشد یک ساعت، یک ساعت تمدید کنیم و بعد قطع کنیم که 12 شب در حوزه ها بسته شود. هر بار دوستان وزارت کشور ایرادی می گرفتند و مشکلی درست می د. در ت های قبل هم این مشکل را داشتیم و تلاش می کردیم تا ساعت 12 رای گیری تمام شود. این بار با آقای تصمیم گرفتیم که ساعت 12 رای گیری تمام شود. به برخی از حوزه ها که اصرار داشتند بیشتر کار کنند اعلام شده بود که خلاف قانون است با این حال با توافقی که با کشور شد اعلام کردیم ساعت 12 و ساعت 12 هم اعلام کردیم آرایی که ممکن است بعد از آن گرفته شود مخدوش باشد اما آرا تا ساعت 12 مشکلی ندارد ضمن اینکه باوجود اعلامی هم که شد برخی از استان ها و حوزه ها در جریان بودیم از مردمی که در آن حوزه رای گیری بودند بعد از ساعت 12 رای گرفته شد. اینطور نبود که بعد از ساعت 12 شب تعداد زیادی نتوانند رای دهند. تعداد بسیار اندکی بود و به میلیون هم نمی رسد و آماری را هم نامزدهای ریاست جمهوری در این زمینه اعلام د به هیچ وجه تأیید نمی کنم. اما از این طرف هم مشکلات دیگری داشتیم. بحث احراز هویت را که این بار قرار شد مکانیزه انجام شود و ما هم موافقت کردیم مشکلات زیادی داشت. سامانه کار نمی کرد، نرم افزار، سخت افزار، کاربر بلد نبود کار کند و میانگینی که گرفتیم بالای 10 صبح رای گیری ها آغاز شده است. همین تهران برخی از آقایان اعضای شورای نگهبان ساعت 8 که می خواستند رای دهند دستگاه ها آماده نبودند. در طول رای گیری بیشتر طرف صبح این کاهش رای گیری را داشتیم به دلیل سامانه ولی در ساعات پایانی شب تقریبا عملا رای ها گرفته شده بود و غالب مردم رفته بودند، تعداد اندکی بودند که رای بخشی از اینها هم گرفته شد. اما به نظرم مبنای خوبی شد برای آینده که هیچوقت از ساعت 12 عبور نکنیم.قبلا هم گفتید دو نفر از نامزدها گفته بودند تخلفاتی صورت گرفته است. حتی خاطرم هست که از ظهر صحبت از تخلف ها شروع شده بود. اینکه می گفتند پنج میلیون از رای ما را نشمرده اند یا تعرفه ها تمام شده است. ناظران نامزدها از تخلفات گسترده صحبت می د. این صحبت ها چقدر قابل تأیید بود و آیا در روز انتخابات چه خبرهایی در این زمینه به شما می رسید؟
[span] [span]قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست ع کند و قانون اساسی و ی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپارید
ناظران ما به این دلیل سر صندوق هستند که تخلفات را ثبت کرده و به ما اطلاع دهند. از طرف دیگر نهادهای دیگری که حضور دارند ممکن است گزارش دهند. مردم هم گزارش می دهند. فراتر از این، کاری که چند دوره است بنده در شورای نگهبان شروع کرده ام، نمایندگان نامزدها را دعوت می کنیم، همه امکانات هم در اختیارشان است و با ستادشان در ارتباط هستند، هر تخلفی صورت بگیرد به ما گزارش می دهند. وقتی از تخلفات صحبت می کنیم، تخلفی است که می بینید صورت می گیرد اما روند کار هم ادامه دارد. مثلا شما در زمان رانندگی کمربند نمی بندید، با اینکه مرتکب تخلف می شوید اما به این معنی نیست که رانندگی نمی کنید. یا با تلفن همراه صحبت و غذا خوردن در زمان رانندگی که تخلف است. به مقصد می رسید اما با تخلف. گاهی تخلفی مرتکب می شوید که مانع رسیدن شما به مقصد می شود. مثلا تصادف منجر به جرح یا خسارت که ناچار هستید منتظر کارشناس بمانید و به مقصد نمی رسید. در انتخابات هم چنین وضعیتی داریم. تخلفاتی را داریم که با وجود اینکه آن تخلف صورت می گیرد اما انتخابات ادامه دارد و حتی خللی به روند انتخابات وارد نمی کند، اما تخلف است. مثلا ید و فروش جزئی آرا یا تعرفه را مهر ن . یا مثلا اگر عمدا تعرفه ای به ی نداده باشند یا تبلیغات روز رای گیری. اگر امکان داشته باشد همان زمان با تخلف برخورد می شود، به شخص تذکر داده می شود یا از محیط تخلف دور می کنند، در قانون لحاظ شده تعرفه بدون مهر جزو آرای باطله حساب می شود. نتیجه تعرفه بدون مهر این است که از تعداد تعرفه های دیگر خارج شود اما با وجود این تخلفات انتخابات صحیح برگزار شده. در این انتخابات همین وضعیت را داشتیم. تعدادی تخلفات داشتیم که به قوه قضاییه فرستاده شد. قوه قضاییه این بار سریع رسیدگی کرد.دسته ای از تخلفات هم هست که در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار است مثل تصادفی مهمی که راننده می کند. اینجا اگر برای شورای نگهبان احراز شود که تخلف عمده صورت گرفته مکلف است انتخابات را متوقف کند و نهایتا ممکن است به ابطال انتخابات بینجامد. حرفمان این بود که در این انتخابات تخلفاتی صورت گرفته که در جریان و سرنوشت انتخابات تاثیرگذار نبوده و در جای خودش باید توسط قوه قضاییه رسیدگی شود و اصل انتخابات هم صحیح است. شورای نگهبان به این دلیل صحت انتخابات را اعلام کرد چون تخلف عمده ای صورت نگرفته بود که شورای نگهبان انتخابات را ابطال کند. انتخابات این دوره هم مثل بقیه انتخابات دارای تخلفاتی بود که به قوه قضاییه فرستاده شد، بقیه هم تأیید شد و صحتش اعلام شد.در سال 88 این صحبت ها خیلی تبعات داشت. آن زمان نظر رئیس و فقهای شورای نگهبان در این زمینه چطور بود؟ آیا همه متفق القول بودند که باید صحت انتخابات تأیید شود یا نظراتی بود که بهتر است بازنگری در آرا صورت بگیرد که صندوق ها را ابطال کنیم یا بازشماری شود.نظرات مختلف همیشه هست. در سال 88 هم عده ای معتقد بودند کار دیگری انجام دهیم. اما نظر اکثریت تعیین کننده است. اگر اکثریت گفتند انتخابات صحیح است تمام است. مثل تأیید صلاحیت که با رای اکثریت است. اقلیتی همچنان اعتراض دارند اما نظر قاطع نظر اکثریت است. این بار هم برخی معتقد بودند تخلفات باید در شورای نگهبان رسیدگی مجدد شود و ممکن است به ابطال آرا برسد. حتی گزارش هایی را داشتیم درخصوص اینکه در برخی حوزه ها تخلف و تقلب عمده ای صورت گرفته و باید ابطال شود. حتی در حوزه ای بازرس ویژه فرستادیم که گزارش تهیه و ارائه کرد اما مجموعا اکثریت شورای نگهبان قائل به ابطال در همان حوزه نشدند و نهایتا تاثیری بر سرنوشت انتخابات نداشت. اما همیشه اختلاف در هر جلسه ای وجود دارد. سال هاست از سوی عموم مردم انتقاداتی به نظارت استصو وجود دارد. از جایگاه سخنگوی شورای نگهبان و عضو این شورا چه دفاعی دارید از این موضوع دارید؟
[span] [span]اینطور نبود که بعد از ساعت 12 شب تعداد زیادی نتوانند رای دهند. تعداد بسیار اندکی بود و به میلیون هم نمی رسد و آماری را هم نامزدهای ریاست جمهوری در این زمینه اعلام د به هیچ وجه تأیید نمی کنم.
ما از سال 74 نظارت استصو را طبق قانون داریم. اینکه اصل نظارت استصو در بحث انتخابات باشد از همان آغاز بوده است. به خاطره ای از آیت الله صافی اشاره می کنم که از اولین فقهای شورای نگهبان و سال ها دبیر شورای نگهبان در زمان حضرت بودند. ایشان نقل می کنند به اولین انتخابات مجلس که ورود کردیم متوجه شدم که وزارت کشور اسامی برخی افراد را که عضو حزب توده بودند اعلام د. یکی دو روز قبل از انتخابات از قم به تهران آمدم، برای وزارت کشور نامه نوشتم و اعلام اینها صلاحیت ندارند و باید نامشان خط زده شود. از همان آغازین روزهای تشکیل شورای نگهبان هم آقایان همین نظر را داشتند و عمل د اما در سال 74 وارد قانون شد.
اما نظارت استصو چیست؟ البته در این مورد خیلی صحبت کرده ایم و کتاب و مقاله نوشته شده. اما در یک جمله می توان گفت نظارت موثر، یعنی نظارتی که بر نتیجه اثرگذار است. گاهی شما ناظر علمی هستید و نظارت می کنید، می گویید این متن اینگونه نوشته یا تنظیم شده، این اشکالات را دارد. اما صاحب متن تصمیم می گیرد و می گوید درست است یا نیست. گاهی شما ناظری هستید که هم نظارت و هم اجرا می کنید مثل ویراستار. شما یک عبارت را خط می زنید و عبارتی را اضافه می کنید یعنی هم نظارت می کنید و هم تصمیم می گیرید. نظارت استصو شورای نگهبان یعنی در زمان نظارت اگر به تخلفی برخورد، آن تخلف را اصلاح می کند. نظارت استصو در تمام مراحل انتخابات است یعنی از آغاز ثبت نام تا زمانی که صحت انتخابات اعلام می شود شورای نگهبان می تواند در تمام مراحل ورود کند. هم به وزارت کشور بگوید به دلیل اینکه انتخابات از طریق الکترونیک نمی تواند امنیت را تامین کند هیچگاه انتخابات الکترونیک برگزار نکنید. این می شود نظارت استصو یعنی شورای نگهبان خودش تصمیم گرفته و خودش اعلام می کند و اجازه نمی دهد انتخابات الکترونیک برگزار شود. در بررسی صلاحیت ها هم به همین صورت است. یعنی شورای نگهبان بررسی و اعلام نظر می کند البته مراحل مختلفی دارد. در بحث بررسی صلاحیت ها از هیات اجرایی داریم، هیات نظارت شهر، شهرستان، استان، نهایتا هیات مرکزی و بعد شورای نگهبان. اما غیر از مجموعه شورای نگهبان ی دیگر نمی تواند دخ کند. مثلا قوه مجریه، قضاییه و مقننه نمی توانند چون قانون اساسی نظارت را برعهده شورای نگهبان گذاشته و شورای نگهبان هم می گوید نظارت استصو است یعنی موثر است و عام یعنی در همه مراحل می تواند ورود کند و شامل همه مراحل اجرایی است. همین موضوع که در موردش صحبت کردید انتقادهای گسترده ای را از شورا در سال های اخیر به وجود آورده است. اینکه حتی باعث شده این نهاد به گونه ای محبوبیتش را بین مردم از دست بدهد...البته این برداشت را شاید تأیید نکنم. کاهش محبوبیت، مخصوصا که خیلی ها تأیید د نظارت استصو که شورای نگهبان سال ها بر آن پافشاری می کرد در این دور هم ثمره ای داد که خیلی ها از آن منتفع شدند و انی هم که گاهی مخالف بودند، موافق شدند. به نظرم دوباره نظرسنجی تان را ارزی کنید. اما شاید با شما موافق باشم از جهتی دیگر. اینکه به هر حال به هر ی نه بگویید به نوعی با شما مخالف می شود و محبوبیت شما نزدش کاهش می یابد. اگر الان هر ی مراجعه کرد کارش را انجام دهیم و بگوییم حق با شماست، طبیعتا مخالفی نخواهیم داشت. این خیلی هنر نیست و شاید امر پسندیده ای هم نباشد. شما باید نسبت به ناخالصی ها واکنش منفی نشان دهید و به خالص ها و شایسته ها واکنش مثبت نشان دهید. این یک امر عقلی است. آیا همه نهادها، نظام ها، کشورها و جوامع اینطور نیستند؟ بین شایسته و ناشایسته افرادی را انتخاب کنید. بین خوب و بد عده ای را انتخاب می کنید. طبیعتا وقتی خوب ها را انتخاب می کنید بدها هم با شما بد می شوند. مثلا در پرونده ای که نزد قاضی می رود می تواند بگوید هر دو برنده هستید؟ بالا ه یک نفر حاکم و دیگری محکوم می شود. یکی شاکی و دیگری متهم است. شورای نگهبان ناچار است به عده ای که شرایط را ندارند نه بگوید و طبیعتا عده ای مخالفش می شوند و انتقاد می کنند. اگر در جایی هم اشتباه کرده باشیم ابایی نداریم از اینکه اشتباهمان را بپذیریم. ممکن است در بررسی صلاحیت ها گاهی اشتباه کرده باشیم و این شجاعت را داریم که عذرخواهی کنیم.فرمودید در انتخابات اخیر طبق نظرسنجی ها، در مورد ردصلاحیت ها توافق به وجود آمده بود. اما در مورد ردصلاحیت آقایان و بقایی حرف و حدیث های زیادی به وجود آمد. یک عده موافق بودند و می گفتند شورای نگهبان حرکت خوبی کرده و عده ای دیگر می گفتند با اینکه با تیم آقای مخالف هستیم اما ایشان هم حق شرکت در انتخابات را داشت و جایگاهش را باید مردم مشخص می د. شما این نظرات را قبول دارید؟این حرف اشتباه است. پس کار شورای نگهبان چیست؟ این مغالطه است که شما بگویید قانون گفته شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت هاست و حالا بگوییم شورای نگهبان دست بسته بنشیند و مردم انتخاب کنند. قانون اساسی چرا شورای نگهبان را ایجاد کرده؟ قبلا هم گفتم نمی توانیم وظایفی که بر عهده ما گذاشته شده را بگوییم انجام نمی دهیم. مردم و قانونگذار از ما می پرسند پس چرا به شورای نگهبان رفته اید. یا قبول داریم نهادی به نام شورای نگهبان هست، وظایف و اختیاراتی دارد که براساس آن وظایف باید اقداماتی انجام دهد. یا بگوییم شورای نگهبان نباید باشد که من و شما نمی توانیم بگوییم و باید قانون اساسی را اصلاح کنیم. پس این مغالطه است که مردم خودشان انتخاب کنند. گاهی دیده ام که برخی از دوستان ما این مغالطه را تکرار می کنند. مثل اینکه دعوایی رخ دهد و بگوییم خودتان مشکل را حل کنید. پس قاضی چه کاره است؟ در دعاوی حداقلی از اختیارات هست که می گوییم توافق خارج از دادگاه. اما در شورای نگهبان چون یک طرف مردم هستند و به نمایندگی از مردم، شورای نگهبان انجام وظیفه می کند و قانون اساسی این کار را انجام می دهد نمی توانیم اختیاراتمان را نادیده بگیریم. زمانی است که قانون اساسی جایی برای شورای نگهبان در نظر نگرفته باشد.در مورد ردصلاحیت بقایی و این یک تصمیم م ی فقها بود یا در جایی دیگر تصمیم گرفته شده بود یا نظر صریح آیت الله جنتی بود؟
[span] [span]شورای نگهبان ناچار است به عده ای که شرایط را ندارند نه بگوید و طبیعتا عده ای مخالفش می شوند و انتقاد می کنند. اگر در جایی هم اشتباه کرده باشیم ابایی نداریم از اینکه اشتباهمان را بپذیریم. ممکن است در بررسی صلاحیت ها گاهی اشتباه کرده باشیم و این شجاعت را داریم که عذرخواهی کنیم.
قانون اساسی یک جا بین فقها و ارگان ها تمییز قائل شد جایی که می گوید نظرات فقهی را فقها می دهند و نظرات قانون اساسی را همه اعضا. اما در تصمیم گیری ها همه با هم مشارکت دارند. وقتی می گوییم هفت رای یعنی هفت رای اعم از فقها یاحقوقدانها . این بحث اشتباه است که بگوییم چه انی نظر داشتند. واقعیت این است که نسبت به همه پرونده مطرح می شود، نظرات بیان می شود، موافقان و مخالفانی دارند و نهایتا رای گیری می شود. اگر هفت رای یا بالاتر مثبت بود تایید صلاحیت می شوند و اگر کمتر از هفت رای بودند احراز تأیید صلاحیت نمی شوند. بنابراین تمییز بین فقها و حقوقدانها در شورای نگهبان اشتباه است. زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ردصلاحیت شدند گفته می شد تلفنی به ایشان خبر دادند. در انتخابات امسال چگونه به آقایان و بقایی خبر دادید؟البته در زمان آیت الله هاشمی بنده به آقای و به آقای لاریجانی گفتم که به ایشان بگویند. آقای را به شورای نگهبان دعوت و گفتم شما احراز صلاحیت شده اید و آقای هاشمی تأیید صلاحیت نشده اند. از شما خواهش می کنم به اطلاع ایشان برسانید که اگر می خواهند انصراف دهند یا نظری دارند بگویند. بعد هم به آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس گفتیم و مسئله منتقل شد. در این انتخابات هم با واسطه به آقایان و بقایی اطلاع دادید؟ این بار تلفنی اطلاع دادیم.چه ی تماس گرفت؟من به الهام گفتم چند ساعت دیگر قرار است نتیجه را اعلام کنیم، اگر شما زحمت بکشید و به ایشان اطلاع دهید که آقایان احراز صلاحیت نکرده اند و اگر مایل به انصراف هستند اعلام کنند.چه واکنشی داشتند؟واکنش ها را برای زمان دیگری موکول کنید. در آن لحظه واکنش منفی بود؟من با آقای الهام صحبت نه خودشان. آن زمان هم به آقای گفتم. اما هر دو واسطه اولین سوالشان این بود که امکان تجدیدنظر هست؟ عرض خیر این نظر قطعی شورای نگهبان است. در هر دو مورد اینطور بود.در چند وقت اخیر با توجه به مسائل تحلیف، آقای الهام گفتند رسمیت جلسه تحلیف مخدوش است و آقای ابراهیمیان و سوادکوهی گفتند چون اکثریت اعضا بودند جلسه رسمیت دارد. آیا این صحبت ها از طرف آقای الهام وارد است؟بررسی که کردیم نمی توانیم این گفته را به این شکل بپذیریم. در سال 80 اختلاف نظری بود که مجلس ششم به اعضای حقوقدانان رای نمی داد و دو نفر باقی مانده بودند، یعنی شورای نگهبان نقصی در اعضا داشت، ضمن اینکه تحلیف آقای خاتمی در انتظار انجام بود که حضرت آقا به مجمع و مجلس نامه نوشتند و تأکید د برای رفع این شبهه خوب است مجلس قبلا به اعضای شورای نگهبان رای بدهد و بعد تحلیف صورت بگیرد و این کار انجام شد. اما در اصل 121 قانون اساسی گفته شده با حضور اعضای شورای نگهبان، در جاهای دیگر هم در مجلس گفته حضور اعضای شورای نگهبان، اینکه چه تعداد باشند، حتی در فوریت ها به دو نفر هم اکتفا می کنیم. یعنی دو نفر از اعضا به مجلس می روند. اگر بخواهیم حدنصاب تعیین کنیم به نظرم موجبی ندارد و دلیلی را نمی توانیم داشته باشیم اما اینکه می گوییم اعضای شورای نگهبان حضور دارند، تعدادی که هستند کفایت می کند. چون اینجا مراحل نهایی است. در مراحل اولیه که مثلا باید اعتبارنامه امضا شود، انتخابات تأیید شده، صلاحیت افراد تأیید شده، شورای نگهبان در تمام مراحل کارش را انجام داده و اینجا را می توانیم بگوییم عرفا تعدادی از اعضا اگر شرکت کنند کفایت می کند و به نظر می رسد با این مسئله موضوع حل شود. هشت نفر هم در جلسه حضور داشتند.در آ ین مصاحبه ای که با شما داشتیم در مورد علاقه آقای جنتی از شما سؤال کردیم و شما گفتید لطف خداوند است. آیا به دلیل همین لطف بود که دوباره به جایگاه سخنگویی برگشتید؟
[span] [span]در زمان ردصلاحیت آیت الله هاشمی بنده به آقای و به آقای لاریجانی گفتم که به ایشان بگویند. آقای را به شورای نگهبان دعوت و گفتم شما احراز صلاحیت شده اید و آقای هاشمی تأیید صلاحیت نشده اند.
اشتباه خودم بود (با خنده) اعضای محترم اصرار داشتند و بنده دیدم اگر لطف آقایان را نپذیرم شاید مرتکب خطایی شده باشم. بیشتر از این جهت است و دوری از فرار از انجام وظیفه و مسئولیت وگرنه ترجیحم این است که سخنگو نباشم. اولین نتیجه اش این است که شما این سوالات را از ی دیگر می پرسید!تا به حال شده اختلافاتی بین شخص شما و آیت الله جنتی باشد که حل نشده باشد یا طول بکشد حل شود؟یک بار هم عرض وقتی می گویید اختلاف اگر علمی است هر کداممان نظر خودمان را داریم و ایشان و بقیه فقها با بزرگواری می پذیرند. اما به طور شخصی، ایشان جایگاهی رفیع دارند و انسان وارسته ای هستند و در اینگونه مسائل شخصی ما ی نیستیم که بخواهیم نسبت به ایشان اظهار مخالفت کنیم و جایگاه شخصی و وارستگی ایشان همه ما را تحت الشعاع قرار می دهد با این حال به خودمان جرات می دهیم نظرات مخالفمان را در بحث های کارشناسی، علمی و انتخابات به ایشان منتقل می کنیم و ایشان با بزرگواری نظرات ما را می شنوند. ممکن است نظراتمان شبیه یا مخالف هم باشد. گاهی ایشان رای می دهند و ما رای نمی دهیم و برع . اینطور نیست که نظر واحدی در شورا باشد. مصوبه ای که می آید هر ی بر یک اساس با یک مبنا رای مخالف و موافق دارد و اینطور نیست که همه ی ان و واحد نظر داشته باشند.آیا تا به حال شده به دلیل انتقادهای آیت الله جنتی از ت یازدهم و تفاوت دیدگاهشان با رئیس جمهور تفاوت دیدگاه در شورا شکل بگیرد؟بخشی از کارها در حوزه مجلس و ت مربوط به شورای نگهبان است. مثلا در انتخابات، ت و وزارت کشور مجری و شورای نگهبان ناظر است و ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و شورای نگهبان ممکن است نسبت به اجرای انتخابات به ت و وزارت کشور ایراد و انتقادی داشته باشد و در خیلی جاها ممکن است نظر ت را رد کند و وتو کند. منظورم بیشتر انتقادهای است...بارها عرض کرده ام آقایان فقها در جایگاه دیگری هم قرار دارند. مثلا آیت الله یزدی دبیر جامعه مدرسین است یا آیت الله جنتی رئیس مجلس خبرگان و موقت تهران است در آن وت ممکن است مسائلی را مطرح کرده باشند. هرگاه از من سؤال کردید در رابطه با موضع گیری ایشان اعلام این موضع گیری ها ارتباطی به شورای نگهبان ندارد و در جایگاه یا خطیب است.نمی تواند تداخل ایجاد کند؟خیر چون در کارهای شورای نگهبان تاثیری ندارد. مصوبه ای که برای مجلس می آید نگاه نمی کنیم به اینکه به ت، کم یا زیاد انتقاد شده است. نسبت به مصوبه نظر می دهیم. در زمان انتخابات بررسی صلاحیتمان این نیست که نمایندگان با ت همسو هستند یا نه. به ویژگی ها و شرایط دقت می کنیم. با توجه به ارتباط و علاقه ای که بین شما و آیت الله جنتی وجود دارد، پیش آمده لطیفه هایی که در مورد ایشان هست را منتقل کنید؟بله خدمتشان می برم.چه واکنشی دارند؟از جهت ظاهری که ایشان لبخند می زنند و اشکالی ندارد. از جهت واقعی، گاهی خودشان می گویند که بقیه انتقاد می کنند که چرا ایشان به این لطیفه ها واکنش نشان نمی دهند و ایشان جواب می دهد که این اجر انسان را اضافه می کند چرا ناراحت هستید. اجازه دهید چند نفر هم نسبت به شما تهمت بزنند و دروغ بگویند. به نظرم این نگاه هم در ایشان هست که حالا ی صحبتی کرده یا تهمت و دروغی بوده اما موجب ارتقای جایگاه معنوی ایشان می شود. واقعا نگاه ایشان همین است.تا به حال شده در طول دوران عضویت در شورای نگهبان، برگزاری یکی از انتخابات ها برایتان به شخصه خیلی سخت بوده باشد و درگیرتان کند؟هر کدام از انتخابات حساسیت ها و مشکلات خاص خودش را دارد. مخصوصا جایی که مسئولیت مستقیم داشتم، خوشبختانه در این انتخابات اخیر مسئولیت مستقیم ندارم و عضو و سخنگو هستم. همیشه نگران بودم که انتخابات سالم برگزار شود و مشکلات کمتری داشته باشد. فرقی نمی کند انتخابات مجلس باشد یا ریاست جمهوری. اما انتخاباتی که وقتمان را گرفت و مجبور شدیم اقدامات متعددی انجام دهیم و دستگاه های مختلف درگیر شدند، انتخابات 88 بود که وقت کشور را گرفت و فرصت ها را از بین برد. با گذشت هشت سال از آن انتخابات، می توانست نتیجه که اعلام شد شیرین تر از این برخورد شود؟ نتیجه که تغییر نکرد. تغییر هم نمی کرد چون خلاف قانون است اما این همه نیروها از دست رفتند، اختلافاتی که به وجود آمد، کدورت هایی که ایجاد شد و به تعبیر ی فتنه ای که آغاز شد، فرصت خوب را از کشور گرفت. به نظرم این مهم ترین دغدغه و نگرانی ما در سال 88 بود که رخ داد و می توانست بسیار شیرین تر از این پایان بپذیرد.نظر شخصی تان در مورد انتخابات 88 در آن زمان چه بود؟ معتقدید این هزینه هایی را که از آن نام بردید تقصیر کدام طرف بود؟
[span] [span]انتخاباتی که وقتمان را گرفت و مجبور شدیم اقدامات متعددی انجام دهیم و دستگاه های مختلف درگیر شدند، انتخابات 88 بود که وقت کشور را گرفت و فرصت ها را از بین برد. با گذشت هشت سال از آن انتخابات، می توانست نتیجه که اعلام شد شیرین تر از این برخورد شود؟ نتیجه که تغییر نکرد.
به هر حال وقتی ابهام یا اختلافی ایجاد می شود، دو طرف نقش دارند و نمی توانیم خلاف این را بگوییم. اما مهم است، وقتی حکمیت به شما حکم می کند این مسیر به همین طریق درست است باید تبعیت کنیم. بیشترین آسیب را زمانی به کشور وارد کردیم که دستگاهی که مسئول بود اعلام کرد و همه فرصت ها را برای تبیین و روشن شدن مسئله فراهم کرد و طرف مقابل نپذیرفت. همان زمان به آقایان و به صورت مکتوب اعلام کردیم هر حرفی دارید بگویید و اگر واقعا تخلفی صورت گرفته به قوه قضاییه ابلاغ کنیم که برخورد شود اما دریغ از اینکه یک بار به شورای نگهبان اعلام کنند. حتی در روزهای آ که خودشان پیشنهاد د با این شرایط حاضریم نتیجه انتخابات را بپذیریم، شرایط بسیار سختی را در بازشماری و بررسی گذاشته بودند که ما همه شرایط را به خاطر کشور پذیرفتیم با این شرط که آنها هم اعلام کنند نتیجه را قبول می کنند. بعد از یکی دو روز پیشنهاد خودشان را هم اجرایی ن د. می توانستند بهتر برخورد کنند. اگر ی تخلفی کرده بود می شد برخورد کرد، اگر در نتیجه تردید بود می شد دوباره بررسی کرد اما نیامدند موضوع را بررسی کنند. وقتی شما معتقد هستید حقتان تضییع شده و همکاری و همراهی می کنید که مسئله اختلاف روشن شود و به حقتان برسید، ممکن است دلایل ضعیف بوده و به حقتان هم نرسید، ولی وقتی به یک حکم و مرجع قانونی مراجعه می کنید نتیجه را می پذیرید. مراجعه می د اما نتیجه را قبول نمی د. به یک شرط حاضر بودند فتنه را پایان دهند که برنده انتخابات معرفی شوند که نشدنی بود. در آ ین مصاحبه با شما که سخنگو نبودید، از شما پرسیدیم اگر توافق م ی در شورای نگهبان مبنا قرار بگیرد آیا انی مثل آقای ، و تأیید می شوند یا نه. گفته بودید عضو شورا نیستید و پاسخ نمی دهید. حالا دوباره می پرسم که اگر روزی هر سه این افراد بخواهند در انتخابات نامزد شوند امکان تأیید صلاحیتشان وجود دارد؟به نظر من دیگر نه. هزینه هایی که از طرف این سه نفر به کشور تحمیل شده کافی است. ی که به چهره مردم و نظام خدشه وارد کند دیگر جایگاهی برای تصدی مدیریت در کشور ندارد.در زمان انتخابات مجلس دهم شنیده شده که رابطه با آقای عارف داشته اید. با توجه به اینکه گفته می شود منتقدان اصلی شورای نگهبان معمولا چهره های اصلاح طلب هستند، آیا توانسته اید کانال خوبی بین اصلاح طلب ها و شورای نگهبان باشید یا سرزنش می شوید که چرا با اصلاح طلب ها رابطه دارید؟رفاقت بنده با دوستان قدیم، چپ و امروزه اصلاح طلب، رفاقت امروز و دیروز نیست. در انقلاب با همه گروه ها، اقشار و افراد بزرگ شدیم و دوستان و همکاران سابق ما در دادگستری و جاهای مختلف هستند. دوستان دوران تحصیل من در انگلستان و تهران هستند. خودم خیلی نیستم و این خط کش های را خیلی قبول ندارم. برای ما مهم ترین بحث این است که افراد متدین و معتقد به نظام باشند. اگر در این چارچوب باشند اختلاف نظری نداریم، اختلاف سلیقه است که هر ی سلیقه ای دارند. بر همین مبنا در حال حاضر و گذشته دوستان خوبی بین اصلاح طلب ها و اصولگرایان داریم و داشتیم. آقای عارف که جای خودشان را دارند. ایشان فردی متدین و منصف هستند و از این جهت با ایشان ارتباط داریم. بعضی ها حتی دانشجویان ما در بودند و الان عضو گروه های مختلف و مجلس هستند. ارتباط ما با خط کش اصلاح طلبی و اصولگرایی نیست. ارتباط ما تدین و معتقد به نظام بودن است. ما با هر که در چارچوب نظام است دوست هستیم و از ارتباط داشتن با اینها هم ابایی نداریم.اما در هرحال این خط کشی های وجود دارد. گلایه هایی که معمولا از سمت اصلاح طلب ها بوده به گوش شما می رسد؟بله خیلی از نمایندگان یا انی که قبلا بودند در مجلس و با هم صحبت می کنیم. منع و مرزی بر سر این قضیه با دوستان اصلاح طلب و اصولگرا نبوده. هر ی که در چارچوب نظام و مقید به نظام باشد با هم دوست هستیم و گاهی در سفرهای زیارتی با هم هم اتاق می شویم و مشکلی با هم نداریم. همه مان در چارچوب واحدی عمل می کنیم. انتقادها و نظرات را می شنویم. دانشجویان در کلاس ها بیشترین انتقاد و نظر را دارند و ما کاملا مستمع هستیم و پاسخ خودمان را هم داریم. پیش آمده که این انتقادها را به آیت الله جنتی انتقال دهید؟مواردی که به شورای نگهبان مربوط بوده را منتقل می کنیم.شما در جایگاه هم هستید. دانشجویانتان عمدتا چه انتقاداتی از شما دارند؟بخشی از انتقادات دانشجویان درباره همان نظارت استصو است. ما مشکلی که داریم فقدان ارتباط مطلوب با جامعه از طرف شورای نگهبان است. الان که بنده سخنگو هستم این انتقاد بیشتر به بنده است باید مسائل و عمل ان را برای جامعه و بخصوص قشر جوان بهتر توضیح دهیم. اما بحث هایمان در بیشتر حقوق عمومی است و مستقیما مربوط به مباحثی که مطرح می کنید. دوستان دانشجو معمولا سؤال می کنند و انتقاد دارند وقتی واقعیت ها را می گ
گروه پارلمانی خبرگزاری فارس- محمدامین میرزایی: ناکارآمدی ساز و کارهای امر انتخابات در کشور بارها از سوی کارشناسان و متخصصان حوزه نظام های و حقوقی تطبیقی گوشزد و ضرورت بازنگری در بخشی از قوانین مربوط به آن مورد تأکید قرار گرفته است.سیاست های کلی انتخابات ابلاغی از سوی معظم انقلاب با تلاش در جهت شناسایی خلاء های عمده ساز و کارهای موجود در این عرصه، می کوشد افق کلی را که با رفع این خلأها باید در عرصه انتخابات به آن رسید، نشان دهد.در این راستا بهره مندی داوطلبان در تبلیغات انتخاباتی با تقسیم برابر متناسب با امکانات در هر انتخابات حسب مورد از صدا و سیما و فضای مجازی و دیگر رسانه ها و امکانات تی و عمومی کشور، تعیین حدود و نوع هزینه ها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی و شفاف سازی منابع و هزینه های انتخاباتی داوطلبان و تشکل های و اعلام به مراجع ذی صلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی، از جمله محورهای سیاست های کلی انتخابات و ایضاً دغدغه های عمومی درباره قانون فعلی انتخابات است که در گفت وگوی تفصیلی فارس با عباسعلی کدخ سخنگوی شورای نگهبان مورد بحث قرار گرفته است.وی معتقد است، تبلیغات انتخاباتی در کشور ما لجام گسیخته است و چون قانون در این حوزه شفاف نبوده است با تغییر فضا و امکانات تبلیغات و انتخابات نمی دانیم بر چه اساسی باید عمل کنیم؟کدخ شیوه تبلیغات کنونی در کشور را دور از ارزش های انقلاب می داند و با اشاره به شفافیت قوانین انتخابات در بسیاری کشورها از جمله درباره منابع مالی مبارزات انتخاباتی نامزدها، عدم حضور پررنگ احزاب در انتخابات را موجب بی پاسخ ماندن پرسش ها درباره عملکرد منتخبان پس از اتمام دوره مسئولیتشان برمی شمارد.وی در این گفت وگو از جزییات چند محور دیگر این سیاست ها همچون تعیین چارچوب ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسئولانه احزاب و تشکل های و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان و دارای ویژگی هایی متناسب با جایگاه مربوط نیز سخن گفت.سخنگوی شورای نگهبان در توضیح بخشی از جزییات اصلاحات قانون انتخابات عنوان می دارد که رجل شخصیتی تعریف می شود که هم از مسائل درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده نظام ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد و رجل مذهبی هم صرفاً به ی اطلاق نمی شود که عبادات یومیه خود را انجام دهد، بلکه شخصی است که در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثر داشته است.تعیین چارچوب ها برای فعالیت مسئولانه احزاب در انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان بنابر ابلاغ ی قرار است از طریق تعیین دقیق معیارها و شاخص ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان در چارچوب قانون اساسی با تأکید بر کارآمدی علمی، جسمی و شایستگی متناسب با مسئولیت های مربوط و سلامت اخلاقی ـ اقتصادی، شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت نام صورت گیرد.هرچند که اصلاح قانون انتخابات، طلیعه و شاکله اصلی گفت وگوی ما با کدخ شد، اما در ادامه درباره برخی مباحث دیگر این روزها از جمله 2 تابعیتی ها و بودجه شورای نگهبان نیز با وی گفت وگو کردیم.مشروح گفت وگو با سخنگوی شورای نگهبان به شرح ذیل است:فارس: اجازه بدهید به عنوان سوال اول از قانون انتخابات شروع کنیم که حواشی زیادی دارد و هر ساله از زمان ثبت نام داوطلبان تا پس از اعلام صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان حجم بزرگی از اخبار را در کشور به خود اختصاص می دهد؛ ارزی شما از قانون فعلی انتخابات چیست؟کدخ : خوشبختانه ما امروز به یک وفاق درباره قانون انتخابات رسیده ایم قانون انتخابات چه در حوزه مجلس، چه در حوزه شوراها و یا ریاست جمهوری در یک فضای «دهه شصتی» تنظیم شده است و اگر به آن تاریخ برگردیم، درمی ی م که فضای ، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور تفاوت های زیادی با امروز دارد، ضمن اینکه فعالیت های در آن دهه هم با فعالیت های در دهه 90 تفاوت عمده دارد.فارس: منظور تفاوتی ماهوی است؟ یا صرفاً در روش ها ؟کدخ : آن زمان فعالیت به مفهومی که امروزه وجود دارد، نبود.*فضای رقابتی امروز در انتخابات در برابر فضای تکلیف محور دهه 60در سال های اخیر فضای انتخاباتی ما کاملاً رقابتی و سنگین است و گروه ها، افراد و جناح های مختلف رقابت جدی با هم دارند، اما در دهه 60 انتخابات بیشتر با یک رویکرد تکلیف محور برگزار می شد و افرادی که در این حوزه ورود می د براساس تکلیفی بود که از سوی بزرگان محول می شد و یا خود احساس وظیفه می د.پس رقابت های انتخاباتی در آن زمان اقتضائات امروز را نداشته است.فارس: اگر بخواهیم از مهمترین نیازهای قانون فعلی انتخابات به تغییر صحبت کنیم، از کجا می توان آغاز کرد؟کدخ : ما اگر بخواهیم موارد مهم قانون انتخابات را که نیاز به تغییرات داشته است، برشماریم یکی از آنها بحث تبلیغات است.* تبلیغات انتخاباتی در کشور لجام گسیخته استتبلیغاتی که امروز برای انتخابات گوناگون در کشور می شود، تبلیغات لجام گسیخته است و هیچ سقفی وجود ندارد تا مشخص باشد، برای یک انتخابات در یک حوزه محدود جهت ورود به مجلس چقدر باید هزینه شود؟یا به عنوان مثال، تبلیغات ما برای انتخابات ریاست جمهور هیچ نظمی ندارد.فارس: منظور از نظم، نحوه، زمان و یا شیوه برگزاری انتخابات است؟کدخ : منظور، همه آنها است؛ یکی از مشکلات این است چون قانون شفاف نبوده و فضا و امکانات تغییر کرده است، نمی دانیم که برچه اساسی باید عمل کنیم.فارس: این ابهام دقیقاً در کجاست؟کدخ : در برخی کشورها برای میزان هزینه تبلیغات انتخابات، ملاک و معیار وجود دارد؛ به علاوه برای چگونگی هزینه تبلیغات هم قانون وضع کرده اند و یا برای اینکه تبلیغات باید از سوی چه انی باید انجام گیرد، اما ما در کشور خود همواره این مشکل را داریم چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری به هر حال نمایندگان فعلی از امکان بودن استفاده می کنند و همواره به واسط فعالیت های خود در کشور نمایندگی در اخبار دیده می شوند، اما از رقیبی که هم اکنون نیست این امکان سلب شده است.فارس: خب این اِشکال درباره رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در پایان چهار ساله اول مسئولیت یک رئیس جمهور وجود دارد.کدخ : بله، ی که در دور اول رئیس جمهور است و برای دور دوم هم نامزد شده است، طبیعی است که از امکاناتی برخوردار است که رقبایش که رئیس جمهور نیستند، از آن امکانات برخوردار نیستند.فارس: درباره نحوه تبلیغات در قانون فعلی ایرداتی وجود دارد؟کدخ : بله . نوع تبلیغاتی هم که ما امروز داریم تبلیغاتی نیست که متناسب با فرهنگ جامعه مان باشد؛ ما به هر حال یک معیارها و ملاک هایی داریم، اما گاهی احساس می شود که تبلیغات از آن گرایش ارزشی خود خارج شده است.فارس: درباره فاصله تبلیغات انتخاباتی در کشورمان با ارزش ها بیشتر توضیح دهید...* رویکرد تبلیغات انتخاباتی دهه 60 تقویت انقلاب بود، اما امروز ...کدخ : وقتی به تبلیغات انتخاباتی در کشور نگاه می کنیم، درمی ی م که در دهه 60 نامزدهای انتخابات با هر میزان از حجم تبلیغات، همواره رویکردشان تقویت ارزش های انقلاب ی بود، ولی امروز کمتر این را می بینیم و این نکته را درباره شیوه های تبلیغات نیز شاهدیم.فارس: روشنتر می فرمایید؟* در انتخابات اخیر، برخی نامزدها در جایگاه اپوزیسیون نشستندکدخ : در همین انتخابات اخیر شنیدیم و بسیار هم ناراحت شدیم که ک داهایی که تبلیغات می کنند گویی در جایگاه یک اپوزیسیون قرار گرفته بودند و نظام را مقابل خود می گذاشتند و از جایگاه یک مخالف نظام تبلیغات می د.فارس: در این باره چه کاری در اصلاح قانون انتخابات شد؟کدخ : به خاطر همین که عرض می کنم اساساً تبلیغات در انتخابات ما یک امر لجام گسیخته ای است؛ خوشبختانه در این باره فکرهایی شده است و در سیاست های ابلاغی ی هم به بحث تبلیغات اشاره شده است.به هر حال این نکته ضروری است که داوطلبان بدانند میزان هزینه ای که می خواهند در یک حوزه کوچک انتخاباتی انجام بدهند چقدر است، 500 میلیون تومان؟ یک میلیارد تومان؟ آیا ی مجاز است که به عنوان مثال 10 میلیارد تومان در رقابت انتخاباتی هزینه کند؟ یا منابع درآمدی یک ک دا برای هزینه های انتخاباتی اش کجاست؟ یا میزان واریزی ها به حساب او جهت تبلیغات چه میزان است؟فارس: امکان دارد بگویید که دقیقاً چه اصلاحاتی قرار است در این زمینه حاکم صورت بگیرد؟کدخ : معایب قانون فعلی را که عرض کنم به اصلاحات مورد نظر هم اشاره خواهم کرد ... یک بخش قانون انتخابات هم به حوزه شورای نگهبان بازمی گردد ما در انتخابات گوناگون بین 50 تا 70 روز فرصت داریم یعنی از زمانی که اولین اقدامات اجرایی انتخابات صورت می گیرد تا اعلام صحت نتایج انتخابات.* بررسی صلاحیت 12هزار نفر در 20 روز ممکن نیستمثلاً در انتخابات مجلس 12 هزار نفر ثبت نام می کنند؛ آیا رسیدگی به صلاحیت آنها در یک فرصت 20 روزه امکانپذیر است؟ ما هرچقدر هم که توسعه تشکیلات داشته باشیم به هر حال نهایتاً این 12 عضو شورای نگهبان هستند که باید درباره صحت و سقم بررسی ها نظر بدهند، اما در قانون فعلی هیچ راهی جهت جلوگیری از ثبت نام این حجم داوطلب پیش بینی نشده است.فارس: بعضی از این حضور این همه داوطلب جهت ثبت نام برای انتخابات به عنوان نکته ای مثبت برای کشور یاد می کنند.کدخ : این خوب است که افراد برای ک داتوری در انتخابات داوطلب می شوند و حضور حداکثری دارند، اما آیا معیار و شاخصی برای داوطلب شدن مشخص شده است؟بعد به شورای نگهبان هجمه می شود که چرا تعداد زیادی از داوطلبان را ردصلاحیت کرده است؟ در حالی که ما بسیاری از داوطلبان را نمی شناسیم و نمی توانیم صلاحیت آنها را احراز کنیم.فارس: اکنون برای ک دا شدن در انتخابات و تأیید صلاحیت داوطلبان ک داتوری در قانون معیار داریم اما برای خود داوطلب شدن معیاری نداریم؛ آیا منظور شما این است که در قانون جدید قرار است برای داوطلب شدن و ثبت نام هم معیار قرار داده شود؟کدخ : البته ما نباید حق مردم را برای داوطلب شدن در انتخابات نادیده بگیریم، ولی کدام مردم؟ مردمی که صلاحیت داوطلب شدن دارند.باید با این تفکیک صورت گیرد، نه اینکه قانون را به گونه ای اصلاح کنیم که هیچ نتواند برای ک داتوری ثبت نام کند.خیلی افرادی که می آیند ثبت نام می کنند شرایط اولیه را ندارند، اما چون قانون هیچ منعی نکرده است می آیند و ثبت نام می کنند، پس باید این ثبت نام منظم و چارچوب مند شود تا شورای نگهبان نیز براساس وظایفی که دارد بتواند به صلاحیت ها رسیدگی کند.کدخ : البته اجازه بدهید نکته ای عرض کنم و آن بحث احزاب و جایگاهشان در نظام انتخاباتی کشور است.* ک داها به اندازه احزاب هزینه تحمیل می کنند، اما پاسخ گو نیستندواقعیت این است که انی که در انتخابات ثبت نام می کنند به میزان احزاب و یک جامعه حزبی به کشور هزینه تحمیل می کنند، اما به همان اندازه پاسخگو نیستند و این هم باید در قانون جدید انتخابات روشن شود که چه ی باید پاسخگوی هزینه های باشد؟فارس: چه هزینه ای تحمیل می کند و چگونه باید پاسخ گوی این هزینه ها را مشخص کرد؟کدخ : ی که در یک دوره در انتخابات ک دا و انتخاب شده و مسئولیت به دست می گیرد، طبیعتاً اقدامات بسیاری در دوران مسئولیت انجام می دهد و پس از آن هم کنار می رود؛ اما قطعاً این آمدن و رفتن هزینه هایی را برای جامعه داشته است؛ چه ی باید در این باره پاسخگو باشد؟فارس: در قانون فعلی چه ی در این باره پاسخ گوست؟کدخ : در قانون فعلی هیچ پاسخگو نیست.نظام حزبی در جهت ایجاد نظم در فعالیت و ایجاد نظم و قاعده مانع ورود داوطلبانی می شود که صلاحیت های اولیه را ندارند؛ به علاوه ما در نهایت می فهمیم با چه ی روبه رو هستیم و اگر یک روزی نیاز شد می توانیم از حزب بابت عملکرد ک داهایی که معرفی کرده است، پاسخ بخواهیم.همچنان که اگر در نتیجه معرفی ک دا از سوی آن حزب، هزینه ای به نظام تحمیل شد می توان برخورد لازم را انجام داد.اینها مسائل و مشکلاتی است که در قانون انتخابات فعلی وجود دارد و خوشبختانه این مسئله از چند سال قبل مطرح شده است و در سیاست های کلی از سوی ی مورد توجه قرار گرفته است و خوشبختانه مجلس و ت هر دو در این زمینه فعال هستند؛ هم ت در کمیسیون ها لایحه مربوطه را آماده می کند و هم رئیس مجلس کمیسیونی را از مرکب از کارشناسانی از شورای نگهبان، وزارت کشور و کمیسیون های مختلف مجلس تشکیل داده اند که قانون فعلی را کارشناسی کنند و هر جا نیاز به اصلاح دارد پیشنهاد شود.فارس: شما مرتب در جریان گزارش کمیسیون ها قرار می گیرید؟کدخ : اخیراً من گزارششان را دیده ام؛ گزارش خوبی بود و مواردی را که مدنظر ما بود در پیش نویس اصلاح کرده اند.فارس: به نظر شما گزارش نهایی به انتخابات آینده می رسد؟کدخ : امیدواریم؛ البته این در صورتی است که مجلس همت کند و پس از بررسی لایحه بودجه، قانون انتخابات را به عنوان یک دستاورد پس از سال ها در دستور کار خود قرار دهد و ما از این لجام گسیختگی انتخابات و بلبشوی موجود رها شویم.فارس: آیا این طرحی که در مجلس در حال بررسی است با طرح ت دو طرح مجزا هستند؟کدخ : ت قبلاً لایحه ای را تهیه کرده بود که سیاست های کلی انتخابات در آنها لحاظ نشده بود و وقتی این سیاست ها ابلاغ شد، تصمیم به بازبینی در آن لایحه گرفته شد.فارس: برای شورای شورای نگهبان تفاوتی نمی کند که در این باره لایحه از ت بیاید یا طرح از مجلس؟* ترجیح شورای نگهبان دریافت لایحه از ت است، نه طرح از مجلس کدخ : البته اگر به صورت لایحه از سمت ت بیاید، دیگر ما اِشکال بار مالی نخواهیم داشت و اگر مطالبی را هم که مجلس پیش بینی کرده است لحاظ کند ترجیح می دهیم که به صورت لایحه از ت دریافت کنیم، اما اگر ت نتواند در بازه زمانی معین شده لایحه را ارائه دهد و مجلس ناچار به ارائه طرح شود، ممکن است که با اِشکالات بار مالی روبه رو شود ...فارس: پس اصلاحات در همه بخش هایی که فرمودید صورت می گیرد؟کدخ : مواردی که عرض به نوعی در همه بندها در حال اصلاح است از جمله در عرصه ثبت نام ها، تأییدصلاحیت ها، تبلیغات و سایر فعالیت های انتخاباتی.فارس: جزئیات پیش نویس قانون را می توانید مطرح کنید؟کدخ : هنوز که به جمع بندی نهایی نرسیده است، ولی برآیند کمیته های تخصصی خوب بوده است.فارس: شما به دو موضوع اشاره کردید یکی اینکه برخی ک داها اپوزیسیون گونه در هنگام انتخابات تبلیغات می کنند.آیا در قانون جدید پیش بینی خواهد شد که اگر ی در قامت اپوزیسیون در انتخابات ظاهر شد صلاحیتش مجدد بررسی شود؟همچنین آیا درباره منابع مالی، آیا پیش بینی شده است که اگر در حین مبارزات انتخاباتی متوجه شدید که ک که صلاحیتش تأیید شده است، از منابع نامشروع و غیرقانونی برای تبلیغات خود هزینه کرده است، صلاحیتش مجدد بررسی شود؟* تخلفات ک داها و منتخبان هر زمان می تواند موضوع بررسی شورای نگهبان قرار گیردکدخ : شورای نگهبان براساس نظارت استصو بر این باور است که می تواند هر زمان که تخلفی از سوی ک داها و منتخبان صورت گرفت، ورود کند و تخلفات را در صلاحیت آنها مدنظر قرار دهد.فارس: «هر زمان» یعنی دقیقاً تا کِی؟کدخ : رویه جاری شورای نگهبان این است که تا قبل از تصویب اعتبارنامه ها معمولاً اعلام نظر می کرده است، که البته موارد خیلی اندکی بوده است و معمولاً شورا تا روز انتخابات درباره صلاحیت های ک داها نظر می دهد.در این مقاطع ممکن است شورای نگهبان بخواهد دوباره صلاحیت ک دا را بررسی کند، اما وقتی مجلس و رئیس جمهور شروع به کار می کنند، دیگر تعیین صلاحیت برای دور بعد می ماند و اگر شورا بعداً کشف کند که مشکلی در صلاحیت منتخب و یا تخلفی وجود داشته است مدنظر قرار دادن آن موکول به دور بعدی انتخابات می شود.فارس: از همین جا می خواهیم وارد مبحثی شویم که دستمایه برخی انتقادات نسبت به شورای نگهبان می شود.به هر حال تصور کنید که مشخص شود بخش اعظمی از ثروت ک که در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده و قرار است چهار سال تصدی اجرای کشور را در دست داشته باشد، نامشروع است.کدخ : شورای نگهبان دیگر در این مقطع ورود نمی کند.فارس: آیا شورا اصلا هیچ ورودی نمی کند و رسیدگی برعهده قوه قضاییه است؟کدخ : ممکن است نهادهای دیگری که در صلاحیت شان است به این موضوع ورود کنند اما رویه این نبوده که شورای نگهبان در این مقطع به بحث صلاحیت منتخبان ورود کند.فارس: با این آیا حال نظارت شورای نگهبان بر روند انتخابات و صلاحیت منتخبان مستمر است؟کدخ : بله، آقایان شورای نگهبان همچنان نظارت استصو را تا پایان دوره می دانند، ولی رویه نبوده است که پس از آغاز به کار منتخب به موضوع صلاحیت وی ورود مجدد کنند.فارس: آیا این شامل همه انتخابات ها می شود؟کدخ : بله. به عنوان مثال، ما در انتخابات خبرگان یک نمونه ای داشتیم که داوطلبی پس از تأیید صلاحیت در روز انتخابات سخنانی خلاف واقع بر زبان آورد و اعضای شورای نگهبان با مشاهده ضبط شده از اظهارات او صلاحیتش را تأیید ن د.فارس: خب اگر موافقید وارد موضوع دیگری بشویم ... شما در نشست آ خبری خود در باب بحث رجل فرمودید که شورای نگهبان مصادیق رجل را تعریف کرده است. می خواهیم جزییات بیشتری نسبت به آنچه در نشست فرمودید از شما بشنویم.کدخ : در جز 5 بند 10 سیاست های کلی انتخابات، معظم انقلاب تکلیف د که تعاریف و معیارهای رجل و مذهبی و مدیر و مدبر بودن معین شود.یعنی فقط در این حوزه ها خواستار تعاریف شدند و در بحث تقوا و ایرانی الاصل بودن ورود ن د.* رجل یعنی ایفاگر نقش مؤثر در توسعه ایده در این چهار بخش اعضای شورای نگهبان اعلام د که رجل شخصیتی است که هم از مسائل درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده نظام ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد.یعنی این گونه نباشد که صرفاً فردی درکی از سیاست داشته باشد، بلکه باید فرد فعالی در حوزه باشد و نظریه داشته و حضور مؤثری هم در این عرصه داشته باشد.همچنین در مورد رجل مذهبی، باید پرسید آیا صرف اینکه داوطلبی عبادات یومیه خود را انجام دهد کفایت می کند؟ ممکن است از زمره افرادی باشد که هر روز هم در مسجد بخواند و بسیار مذهبی باشد، اما آیا رجل مذهبی به چنین شخصی اطلاق می شود؟* رجل مذهبی یعنی ایفاگر نقش در ترویج مذهب رسمی کشو یش بینی شورای نگهبان این است که مفهوم رجل مذهبی فراتر از این تعاریف عُرفی است و منظور انی هستند که بتوانند در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثری ایفا کنند.* داوطلب ک داتوری ریاست جمهوری باید مشاوران خود را هم معرفی کنددر حوزه مدیر و مدبر هم بودن نکاتی آورده ایم از جمله اینکه همکاران داوطلب هم هنگام ثبت نام در انتخابات معرفی شوند تا ببینیم شخصی که برای ریاست جمهوری داوطلب شده می تواند چند نفر را جهت اداره کشور به دور خود جمع کند؟ و آیا اساساً مدیرانی هستند که این داوطلب را قبول داشته باشند و بپذیرند که با وی همکاری کنند؟ البته این مطلب به این شکل رأی نیاورد و به جای همکار، بحث مشاوران پذیرفته شد.فارس: داوطلبان چگونه باید تیم کاری و یا مشاوران خود را معرفی کنند؟کدخ : را ارهایی برای این منظور پیش بینی کرده ایم.اولاً نسبت به بندهای قانون جدید، مجلس می تواند قانون گذاری و ارائه را ار کند، یعنی این قوانین، شاخصی برای مجلس است تا جزئیات آن را نیز مشخص کند؛ مثلاً در حوزه مشاوره، داوطلبان قطعاً نمی توانند در همه عرصه های ، فرهنگی و اقتصادی صاحب نظر باشند، ولی اگر تعدادی از انی که در این حوزه ها کار کرده اند وی را قبول داشته باشند و بتوانند که با داوطلب کار کنند قرینه ای برای مدبر بودن داوطلب مذکور است.به علاوه در قانون جدید پیش بینی کرده ایم داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری برنامه های خود را ارائه دهند که معلوم شود آیا فرد منتخب پس از پیروزی در انتخابات می خواهد از صفر شروع کند و یا ایده های برای اداره کشور و حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کشور دارد؟فارس: اگر به این نتیجه برسید که یکی از این مشاوران مفسد اقتصادی است، ممکن است موجب رد صلاحیت داوطلب شود؟کدخ : بله می تواند در رد صلاحیت داوطلب مؤثر باشد.فارس: قاعدتاً شورای نگهبان از بازوهای م ی هم برای بررسی برنامه های اعلامی داوطلبان استفاده خواهد کرد؟کدخ : بله ... البته ما پیشنهادی داشتیم که به تائید نرسید مبنی بر اینکه شورای نگهبان مجمعی کارشناسی تعریف و تبیین کند با حضور 20 الی 30 نفر از کارشناسان زبده کشور که رأساً از ارزی های خود نسبت به داوطلبان، برنامه ها و مشاورانشان به شورای نگهبان نظر دهند.* شرط سن برای داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری در قانون جدید قطعاً شورای نگهبان برای اعلام نظر خود در مورد صلاحیت داوطلبان نیاز به اخذ نظر متخصصان در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و دارد، چرا که حقوقدانان شورا به تنهایی نمی توانند برنامه های اقتصادی ک داها را محک بزنند ... شرط سن نیز در قانون جدید برای داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده است.فارس: سقف سنی برای این داوطلبان چه میزان است؟کدخ : ما عدد سنی را مشخص نکردیم، بلکه صرفاً گفته ایم باید شرط سنی در این باره وجود داشته باشد؛ حال قانونگذار ممکن است بگوید 70 یا 80 سال؛ یا حداقلی از تحصیلات نیز در پیش نویس قانون جدید قید شده است.فارس: آقای ! اگر اجازه می دهید از موضوع انتخابات کمی فاصله بگیریم. حتماً در جریان قرار دارید تحقیق و تفحص از مدیران 2 تابعیتی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به مراحل نهایی خود نزدیک شده است؛ می خواهیم بپرسیم که آیا وقتی تیم داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری مشخص می شود شما بر روی تابعیت آنها نیز حساسیت خواهید داشت؟کدخ : بله، این بررسی از سوی شورای نگهبان سابقه داشته است و قانون مدنی مشخص کرده است که انی که تابعیت مضاعف و غیر ایرانی دارند از تصدی پست های محروم اند که از جمله آنها نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است؛ هرچند که در گذشته از این نمونه ها کم داشته ایم اما در مواردی که مشخص شد داوطلب تابعیت مضاعف دارد رد صلاحیت شد.فارس: کمیته تحقیق و تفحص از مدیران 2 تابعیتی، فهرستی 100 نفره از این مدیران جمع آوری کرده اند، آیا این فهرست به شورای نگهبان رسیده است و اگر به دست شما برسد واکنش شورا چه خواهد بود؟کدخ : الان که اقتضایی نبوده است که برای ما ارسال شود، ولی اگر زمان انتخابات چنین فهرستی به دست ما برسد قطعاً در بررسی صلاحیت ها مد نظر قرار می گیرد.* اقامت در کشور خارجی هم محلی از تردید برای تعیین صلاحیت داوطلب استاین بحث در همین قانون فعلی انتخابات نیز آمده است. ... البته باید مشخص شود که آیا فرد تابعیت مضاعف دارد یا اقامت در کشور خارجی؛ چرا که بخش عمده ای از انی که این روزها از تابعیت مضاعف آنها سخن گفته می شود در حقیقت اقامت دارند؛ هرچند که اقامت هم خود محلی از تردید را دارد.فارس: آیا درباره بحث اقامت هم در قانون انتخابات نکته روشنی وجود دارد؟کدخ : خیر در این باره در قانون انتخابات چیزی نیامده است، ولی خب قابل بحث است.فارس: خود اعضای کمیسیون امنیت ملی معتقدند که بخش عمده ای از این مدیران در این فهرست 100 نفره دارای تابعیت مضاعف هستند و در مواردی کشور مقصد به اصطلاح بازی در می آورد و به جای واژه تابعیت، عنوان دیگری به کار می برند تا فرد مورد نظر از سوی نهادهای امنیتی ما قابل شناسایی نباشد.کدخ : منظور از تابعیت در بحث صلاحیت داوطلبان انتخابات، تابعیت عمومی است که معمولاً ثبت می شود مگر آنکه به واسطه مقاصد و امنیتی ثبت نشود.فارس: آیا بررسی صلاحیت داوطلبان در حوزه تابعیت مضاعف شامل فرزندان آنها هم می شود؟کدخ : خیر.در برخی کشورها اگر پدر و مادری صاحب فرزند شوند به آن فرزند تابعیت داده می شود، ولی به پدر و مادرش داده نمی شود؛ قانون هم فقط درباره خود داوطلبان سخن گفته است.فارس: آقای ! اگه اجازه بدهید به موضوعی بازگردیم که مرتبط با انتخابات است. اگر موافق باشید به موضوعی ورود کنیم که همواره یکی از انتقادات و مباحث جدی درباره شورای نگهبان را تشکیل می داده است.مردم نمی دانند ساز و کار شورای نگهبان در حوزه رد و تأیید صلاحیت ها چیست؟ قانوناً جلسات شورا محرمانه است، اما بالا ه می خواهیم بدانیم ساز و کار رد یا تائید صلاحیت ها به ویژه درباره چهره های سرشناس در انتخابات گوناگون چه بوده است؟* شرع و قانون دست شورای نگهبان را برای اعلام جزییات رد صلاحیت ها بسته استکدخ : در این باره، شرع و قانون دست ما را بسته است و نمی توانیم جزییات پرونده افراد را اعلام کنیم. اگر ما بیایم اعلام کنیم که داوطلبی مشکل اخلاقی، اقتصادی و یا ـ به آن معنا که در قانون اساسی آمده است ـ دارد، چه اتفاقی برای او می افتد؟صرفاً در آن حدی که نهادهای ذی ربط باید بدانند، رسماً اعلام می شود، یعنی ما اعلام نظر می کنیم برای وزارت کشور و وزارت کشور برای فرمانداری ها و از طریق آنها مستند قانونی رد صلاحیت اعلام می شود؛ مثلاً عنوان می شود به استناد بندی که مربوط به سوء شهرت است.* خود شورای نگهبان هم به جزئیات پرونده داوطلبان ورود نمی کنداما برخی می گویند که ردصلاحیت ها باید با جزئیات آن اعلام شود در حالی که خود ما در شورای نگهبان به این جزئیات ورود نمی کنیم و این گونه نیست که بنشینیم و همه جزئیات را تبیین کنیم؛ شاید تنها به یکی از دو نفر از آقایان فقها مأموریت داده شود که این کار صورت گیرد.فارس: پس علت عدم اعلام عمومی جزییات علل رد صلاحیت های داوطلبان ک داتوری در انتخابات منع قانونی است؟کدخ : بله دقیقاً ، قانون دست ما را در بیان جزئیات رد صلاحیت داوطلبان بسته است و تا زمانی که قانون یا شرع، محملی برای ما ایجاد نکنند نمی توانیم در شورای نگهبان در این باره کاری کنیم.فارس: در مورد اعلام دلایل به خود داوطلبان چطور ؟کدخ : به خود افراد چرا .... به خود افراد علت ردصلاحیت شان اعلام می شود.همین الان عده ای با هماهنگی قبلی پیش ما می آیند و ما هم با دعوت از کارشناس پرونده، همه مطالب را به او می گوییم و اگر دفاع و یا مدرکی داشته باشد، در پرونده اش ثبت می کنیم تا هنگام انتخابات بعدی به آن رجوع کنیم.فارس: حال، اگر خود داوطلب در رسانه ها اعلام کرد که علت رد صلاحیت من باید اعلام شود، چه؟* داوطلبان در صورت تمایل، خود، دلایل رد صلاحیتشان را اعلام کنندکدخ : خود داوطلب در جریان علت ردصلاحیتش قرار می گیرد و اگر واقعاً مایل است با جزئیات به اطلاع عموم برسد، خودش برود اعلام کند، چرا شورای نگهبان این کار را د؟فارس: آیا اعضای شورای نگهبان اطلاع دارند از اینکه ممکن است این عدم اعلام جزئیات ردصلاحیت ها از یک طرف تبعاتی برای داوطلب و از یک طرف برای شورا و یا حتی کشور و حاکمیت داشته باشد؟کدخ : ببینید، در حوزه تخلفات اقتصادی هم همین طور است .... اگر پرونده داوطلب ک داتوری در انتخابات به اتهام در قوه قضاییه در دست رسیدگی باشد، شورای نگهبان نمی تواند پیش از صدور حکم دادگاه، علت دقیق رد صلاحیت او را اگر اعلام کند.فارس: یعنی شما بین آبروی شورا و آبروی داوطلبان، حفظ آبروی داوطلبان را انتخاب می کنید؟* اگر مجوز داده شود، شورای نگهبان جزئیات رد صلاحیت ها را اعلام می کندکدخ : بله، ما هیچ مجوز شرعی و قانونی برای انتشار جزئیات ردصلاحیت ها نداریم و اگر یک روز مجوزی داده شود ما هیچ مشکلی نداریم و جزئیات را اعلام می کنیم.فارس: آیا برنامه ای هست مبنی بر این که پس از گذشت سال ها مثلاً 20 سال علل رد صلاحیت ها اعلام شود؟کدخ : خیر، بعد از 20 سال یا هر چند سال دیگر برفرض که خود ردصلاحیت شدگان در قید حیات نباشند، بازماندگانش هستند؛ در این صورت نسبت به اینها چه خواهیم کرد؟* شورای نگهبان به واسطه نگاه مردمی، حیثیت افراد نمی برداین یک نگاه مردمی است که شورای نگهبان دارد و بر مبنای آن نمی تواند حیثیت افراد را خدشه دار کرد.ما صرفاً مستندات قانونی رد صلاحیت بدون ذکر مصادیق را به فرمانداری ها ارسال می کنیم تا به داوطلب اعلام کنند که طبق چه بندی از قانون رفع صلاحیت شده است و در صورت پیگیر شدن داوطلب، علت را به خود او اعلام می کنیم.فارس: آیا در قانون جدید انتخابات این پیش بینی صورت نگرفته است که انی که مشکلات مبرهن و آشکار قانونی جهت تأیید صلاحیت دارند اساساً حتی نتوانند ثبت نام کنند تا این گونه بار ردصلاحیت ها و فشار افکار عمومی ناشی از آن روی دوش شورای نگهبان نیفتد؟کدخ : به این شکل نه، چون ممکن است یک تضییع حقی هم در آن صورت گیرد، چون ممکن است انی که قبلاً رد صلاحیت شده اند در دوره ای دیگر تأیید می شوند یا برع آن.اگر قانون انتخابات، فرد رد صلاحیت شده را تا ابد رد صلاحیت کند ممکن است در حق وی اجحاف شود.فارس: خب قانون به این شکل اصلاح شود که اگر داوطلب به واسطه اینکه پرونده ای در جریان دارد رد صلاحیت شده است، در صورت تبرئه شدن در آن پرونده بتواند در ادوار بعد داوطلب شود، اما اگر اشکال پرونده اش باقی ماند و یا در پرونده محکوم شد، به گونه ای از داوطلب شدن او هم جلوگیری شود، تا اساساً موضوع به مرحله بررسی صلاحیت مجدد در دوره دیگر نرسد.* در صلاحیت ها ا اماً به پرونده های حقوقی و محکمه پسند اکتفا نمی شودکدخ : نکته اینجا است که ا اماً شورای نگهبان به پرونده های حقوقی و محکمه پسند اکتفا نمی کند.ممکن است از نظر حقوقی، محکمه به نتیجه نرسد که متهمی کرده است، اما شورای نگهبان مدارکی داشته باشد که این تخلف رخ داده باشد، یعنی محکمه نمی تواند فرد را محکوم و مجازات کند، ولی برای شورای نگهبان احراز شده که داوطلب تخلفاتی داشته است.فارس: ما رد صلاحیت چهره های مذهبی را در رقابت ریاست جمهوری یا مجلس داشته ایم؛ آیا امکان اینکه این افراد در ادوار بعدی انتخابات در صورت داوطلب شدن تأیید صلاحیت شوند، وجود دارد؟کدخ : بله، این امکان وجود دارد که اگر ی در دوره ای رد صلاحیت شد، در دوره بعدی در انتخابات ثبت نام کند و فعلاً از نظر قانونی منعی در این باره نیست.* پیشنهاد شورای نگهبان به رد صلاحیت شدگان در یک دوره انتخاباتالبته پیشنهاد شورای نگهبان این نیست که ی در دوره ای ردصلاحیت شده در دوره بعدی ثبت نام کند، چرا که برای هم خودش و هم برای دستگاه های مرتبط با انتخابات هزینه دارد، اما اگر به هر صورت ثبت نام کرد ما مجدد صلاحیت وی را بررسی و اعلام نظر خواهیم کرد؛ حال، آن داوطلب هر سمتی که قبلاً داشته اعم از رئیس جمهور، مجلس و...، شورای نگهبان صلاحیت وی را در هر دوره بررسی می کند.فارس: اقای ! اگر اجازه بدهید کمی هم به سراغ دخل و ج سال آینده برویم؛ الان مهم ترین موضوع روز جامعه بررسی بودجه سال 97 کل کشور در مجلس است.شما در نشست خبری خود گفتید که شورای نگهبان به هر حال شرایط مردم را در نظر خواهد گرفت؛ حال، پس از ارائه مصوبه مجلس در این باره، شورا چه واکنشی خواهد داشت ؟ آیا افزایش قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ها تأیید یا رد خواهد شد؟کدخ : ملاک شورای نگهبان مصوبه نهایی مجلس است، ولی آنچه را می توانیم بگوییم این است که نگاه شورای نگهبان ناظر بر خلاف شرع و مغایر با قانون اساسی نبودن مصوبات مجلس است. * اگر مصوبه ای خلاف قانون باشد، حقوق مردم نیز استقطعاً اگر مصوبه ای خلاف قانون باشد، حقوق مردم نیز است؛ اگر اشکالات لایحه برطرف شده باشد طبیعتاً ما همان اعلام نظر همیشگی را خواهیم داشت، اما اگر اشکالات از این زوایای مختلف وجود داشته باشد، طبیعتاً شورای نگهبان هم ورود می کند.با تلاشی که جهت ارائه به موقع لایحه شده و مجلس نیز فرصت کافی برای بررسی آن دارد، امیدواریم مصوبات به موقع به شورای نگهبان ارسال شود تا شورا نیز بتواند به دقت همه احکام و ردیف ها را بررسی کند، چرا که گاهی به خاطر کمبود زمان نتوانسته ایم بررسی ها را کامل انجام بدهیم.* شورای نگهبان امسال ردیف ها و احکام بودجه را دقیقتر بررسی می کنددر ادواری که فرصت کافی داشته ایم کارشناسان را دعوت می کردیم و از ت و مجلس در جلسات حضور می یافتند تا جزئیات مصوبه مجلس درباره لایحه بودجه سال 97 بررسی شود، اما به عنوان مثال پارسال این فرصت از لحاظ زمانی برای ما مهیا نشد، چرا که زمان ما خیلی اندک بود و به انتهای سال نزدیک شده بودیم؛ البته امسال قصدمان این است که دقیقتر ردیف ها و احکام بودجه را بررسی کنیم .فارس: مجلس به کمیسیون تلفیق این اجازه را داده که از فروش اموال تملیکی و فروش اموال قاچاق در کشور تأمین بودجه ای کنند، یعنی اموال قاچاق را بفروشند و آنها را برای مصارف حوزه اشتغال به کار گیرند، اما تناقضی در این میان وجود دارد؛ چرا که پولی که باعث کاهش اشتغال می شود را می گیرند و از آن طرف برای اشتغال هزینه می کنند.یا به عنوان مثال مبلغ سه هزار میلیارد تومان تأمین درآمد از محل جرایم رانندگی پیش بینی شده که با منطق هم سازگاری ندارد که از قبل قانونی تعریف شود تا مردم را به این میزان جریمه کنند که صرف موارد خاصی شود. همین نگاه باعث می شود ب درآمد جای فرهنگ سازی را بگیرد.سؤال بنده این است که شورای نگهبان روی این موضوع به ویژه بر بحث فروش اموال تملیکی و مباحث مرتبط با قاچاق حساس خواهد بود؟ و با توجه به اینکه چند سال است شورای نگهبان بودجه را بررسی می کند این اوضاع را چگونه ارزی می کنید؟کدخ : منابع مالی که می فرمایید را باید بررسی کنیم این منابع واقعی هستند یا خیر.* شورای نگهبان منابع موهوم بودجه را رد می کنداگر منبع واقعی باشد و منعی برای آن وجود نداشته باشد از نظر شورای نگهبان هم ایرادی نخواهد داشت، اما اگر واقعی نباشد و همانند برخی موارد منبعی موهوم باشد شورا ایراد می گیرد و می گوید این منبع درست نیست.اگر در این چارچوب باشد قطعاً شورای نگهبان هم که نمی خواهد اذیت کند که بر این اساس مصوبه ای که در مجلس تصویب شده و برای اجرا ابلاغ شده را بخواهد ایراد بگیرد.معیارهای ما که از چند سال اخیر هم اساس کار ما قرار گرفته است سیاست های کلی نظام است که از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام باید بررسی شود و اگر مغایرتی با آن داشته باشد و یا منطبق نباشد به ما ارسال می کنند و ما برا براساس 110 برای مجلس هم ارسال می کنیم.بنابراین قانون، شرع مقدس و سیاست های کلی اصل نظام از اصول اصلی ما محسوب می شوند که شورای نگهبان در این چارچوب ورود می کند. البته اگر واقعاً به نوعی ما خارج از این روش متوجه شویم که یک ضرر هنگفتی را برای جامعه دارد ممکن است آن گاه آقایان هم بتوانند به یک مستندی ایراد بگیرند و مصوبه برای اصلاح برود.فارس: زمان بندی بررسی مصوبات مجلس درباره بودجه را در شورا و اعلام نظر درباره آن را چگونه ارزی می کنید؟کدخ : اگر لایحه بودجه سال 97 کل کشور را تا قبل از 22 بهمن ماه سال جاری به ما ارسال کنند ما هم باید سعی کنیم تا اوایل اسفند نتایج آن را بتوانیم اعلام کنیم اگر هم پس از 22 بهمن به ما ارسال شود تا اواسط اسفند ما سعی می کنیم به جمع بندی برسیم چرا که ما اکنون برای لایحه بودجه جلسات فوق العاده داریم.فارس: آقای کدخ ! برای بخش پایانی مصاحبه می خواهیم گریزی هم به بودجه شورای نگهبان بزنیم. پس از اینکه ما در نشست خبری اخیرتان از شما درباره شبهات مطرح شده درباره بودجه سال آینده شورای نگهبان سؤال کردیم و شما به صورت مبسوط به آن پاسخ دادید، یکی از نمایندگان مجلس که نایب رئیس یکی از فرا یون های عمده مجلس نیز است با یکی از رسانه ها مصاحبه ای داشت و عنوان کرد که اینکه شما می گویید حدود 90 میلیارد تومان اعتبارات هزینه شورای نگهبان رقم پول توجیبی برخی مسئولان است پذیرفتنی نیست و در ادامه تقاضا کرده است که شما عذرخواهی کنید.در ادامه هم عنوان کرده است که ما در کشور مسئولی نداریم که 90 هزار میلیارد تومان پول تو جیبی بگیرد و اظهار کرده است که این سخن شما موجب ت یب اذهان مردم شده است. کدخ : من نمی خواهم دوباره این بحث را زنده کنم و درصدد پاسخگوی به ایشان و امثال ایشان نیستم.بنده به شما عدد و رقم می دهم؛ خود ایشان هم که در مجلس است برود لایحه بودجه را مطالعه و ردیف های آن را است اج کند که در این صورت متوجه می شود قضیه چیست.ما بحث مان این بود که سقف بودجه و آنچه برای ما در لایحه بودجه سال 97 در نظر گرفته اند بودجه بسیار اندکی است.بنده می خواهم عرض کنم که آیا هفت درصد رشد در بودجه امسال نسبت به سال گذشته برای آقای مجلس مهم است که این صحبت ها را می کند؟فارس: می شود بیشتر توضیح دهید...کدخ : اولاً بنده در آن نشست توضیح هم دادم و خود ایشان می دانند زمانی که بودجه تصویب می شود مهم این است که به چه میزان تخصیص داده می شود؟ امسال حدود 60 درصد بودجه به ما تخصیص داده شد، یعنی حدود 40 درصد هنوز بودجه به ما تخصیص داده نشده است.در سال های 95 و 96 یک ریال بودجه عمرانی یا در واقع همان تملک دارایی سرمایه به شورای نگهبان اختصاص نیافته است؛ هرچند در لایحه بودجه تصویب شد اما اعتباری ندادند.امسال هم مثلاً مبلغی حدود 11 میلیارد تومان در نظر گرفته اند که بنده مطمئن هستم مبلغی در این زمینه داده نمی شود و ما هم هیچ صحبتی نکردیم.بنده مستدل پاسخ شبهات راجع به بودجه شورای نگهبان را دادم و ایشان ( مجلس) هم باید استدلالات را گوش کند؛ ظاهراً ایشان مصاحبه بنده را گوش نکرده بودند؛ به نظر من یک بار دیگر مصاحبه من را بخوانند.در لایحه بودجه امسال آمده است پس از ردیف اصلی «بررسی انطباق مصوبات مجلس با احکام و قانون اساسی»، برنامه نظارت بر انتخابات، برنامه توسعه ت الکترونیک در حوزه الکترونیکی شدن انتخابات و این گونه موارد جزء زیرردیف های بودجه قید شده است.پس عناوین ما در این بخش موارد ذکر شده است و همیشه در همه سال ها هم چیزی که در ردیف ها ذکر می شود به همین شکلی است که عنوان ، یعنی قبلاً هم در سال هایی که انتخابات نداشتیم به همین منوال بوده است.بحث آموزش، دفاتر، پالایش پرونده ها و همه این موارد از جمله مسائلی است که هزینه ها، حقوق کارکنان ما و همه آنها زیر مجموعه این ردیف ها است که اضافه شده است، اما سالی که انتخابات است مانند سال 96 بودجه ج برای ما در نظر می گیرند، یعنی بودجه خاص اجرای انتخابات جدای از این ردیف ها برای شورای نگهبان در نظر گرفته شده است.این در واقع همان بودجه هزینه ای است که برای همه دستگاه ها در نظر گرفته می شود که عنوان آن برنامه نظارت بر انتخابات است، اما یک دوستی آمده و اعلام کرده است که ما گفته ایم انتخابات نداریم ولی نظارت داریم. خیر، این اجرای اصل 99 است که بخشی از آن در طول سال ها استمرار دارد وقتی هم که انتخابات برگزار می شود جدا از این بودجه تخصیص می یابد.خواهش من این است مجلسی که از این صحبت ها دارد یک بار دیگر ردیف ها را ببیند و خواهد دانست که بنده مستدل صحبت کرده ام؛ حرف بیراهی هم نزده ام، از این رو دوستان لطفاً در مقابل پاسخ هایی که ما می دهیم، حرف های غیر مستدل نزنند تا پاسخ های این گونه هم دریافت نکنند.فارس: آقای کدخ ! از وقتی که در اختیار ما قرار دادید ممنون و سپاسگذارم.کدخ : من هم از شما ممنون و متشکرم.انتهای پیام/
سیاست های کلی انتخابات ابلاغی از سوی معظم انقلاب با تلاش در جهت شناسایی خلاء های عمده ساز و کارهای موجود در این عرصه، می کوشد افق کلی را که با رفع این خلأها باید در عرصه انتخابات به آن رسید، نشان دهد.در این راستا بهره مندی داوطلبان در تبلیغات انتخاباتی با تقسیم برابر متناسب با امکانات در هر انتخابات حسب مورد از صدا و سیما و فضای مجازی و دیگر رسانه ها و امکانات تی و عمومی کشور، تعیین حدود و نوع هزینه ها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی و شفاف سازی منابع و هزینه های انتخاباتی داوطلبان و تشکل های و اعلام به مراجع ذی صلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی، از جمله محورهای سیاست های کلی انتخابات و ایضاً دغدغه های عمومی درباره قانون فعلی انتخابات است که در گفت وگوی تفصیلی فارس با عباسعلی کدخ سخنگوی شورای نگهبان مورد بحث قرار گرفته است.وی معتقد است، تبلیغات انتخاباتی در کشور ما لجام گسیخته است و چون قانون در این حوزه شفاف نبوده است با تغییر فضا و امکانات تبلیغات و انتخابات نمی دانیم بر چه اساسی باید عمل کنیم؟کدخ شیوه تبلیغات کنونی در کشور را دور از ارزش های انقلاب می داند و با اشاره به شفافیت قوانین انتخابات در بسیاری کشورها از جمله درباره منابع مالی مبارزات انتخاباتی نامزدها، عدم حضور پررنگ احزاب در انتخابات را موجب بی پاسخ ماندن پرسش ها درباره عملکرد منتخبان پس از اتمام دوره مسئولیتشان برمی شمارد.وی در این گفت وگو از جزییات چند محور دیگر این سیاست ها همچون تعیین چارچوب ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسئولانه احزاب و تشکل های و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان و دارای ویژگی هایی متناسب با جایگاه مربوط نیز سخن گفت.سخنگوی شورای نگهبان در توضیح بخشی از جزییات اصلاحات قانون انتخابات عنوان می دارد که رجل شخصیتی تعریف می شود که هم از مسائل درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده نظام ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد و رجل مذهبی هم صرفاً به ی اطلاق نمی شود که عبادات یومیه خود را انجام دهد، بلکه شخصی است که در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثر داشته است.تعیین چارچوب ها برای فعالیت مسئولانه احزاب در انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان بنابر ابلاغ ی قرار است از طریق تعیین دقیق معیارها و شاخص ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان در چارچوب قانون اساسی با تأکید بر کارآمدی علمی، جسمی و شایستگی متناسب با مسئولیت های مربوط و سلامت اخلاقی ـ اقتصادی، شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت نام صورت گیرد.هرچند که اصلاح قانون انتخابات، طلیعه و شاکله اصلی گفت وگوی ما با کدخ شد، اما در ادامه درباره برخی مباحث دیگر این روزها از جمله 2 تابعیتی ها و بودجه شورای نگهبان نیز با وی گفت وگو کردیم.مشروح گفت وگو با سخنگوی شورای نگهبان به شرح ذیل است:فارس: اجازه بدهید به عنوان سوال اول از قانون انتخابات شروع کنیم که حواشی زیادی دارد و هر ساله از زمان ثبت نام داوطلبان تا پس از اعلام صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان حجم بزرگی از اخبار را در کشور به خود اختصاص می دهد؛ ارزی شما از قانون فعلی انتخابات چیست؟کدخ : خوشبختانه ما امروز به یک وفاق درباره قانون انتخابات رسیده ایم قانون انتخابات چه در حوزه مجلس، چه در حوزه شوراها و یا ریاست جمهوری در یک فضای «دهه شصتی» تنظیم شده است و اگر به آن تاریخ برگردیم، درمی ی م که فضای ، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور تفاوت های زیادی با امروز دارد، ضمن اینکه فعالیت های در آن دهه هم با فعالیت های در دهه 90 تفاوت عمده دارد.فارس: منظور تفاوتی ماهوی است؟ یا صرفاً در روش ها ؟کدخ : آن زمان فعالیت به مفهومی که امروزه وجود دارد، نبود.*فضای رقابتی امروز در انتخابات در برابر فضای تکلیف محور دهه 60در سال های اخیر فضای انتخاباتی ما کاملاً رقابتی و سنگین است و گروه ها، افراد و جناح های مختلف رقابت جدی با هم دارند، اما در دهه 60 انتخابات بیشتر با یک رویکرد تکلیف محور برگزار می شد و افرادی که در این حوزه ورود می د براساس تکلیفی بود که از سوی بزرگان محول می شد و یا خود احساس وظیفه می د.پس رقابت های انتخاباتی در آن زمان اقتضائات امروز را نداشته است.فارس: اگر بخواهیم از مهمترین نیازهای قانون فعلی انتخابات به تغییر صحبت کنیم، از کجا می توان آغاز کرد؟کدخ : ما اگر بخواهیم موارد مهم قانون انتخابات را که نیاز به تغییرات داشته است، برشماریم یکی از آنها بحث تبلیغات است.* تبلیغات انتخاباتی در کشور لجام گسیخته استتبلیغاتی که امروز برای انتخابات گوناگون در کشور می شود، تبلیغات لجام گسیخته است و هیچ سقفی وجود ندارد تا مشخص باشد، برای یک انتخابات در یک حوزه محدود جهت ورود به مجلس چقدر باید هزینه شود؟یا به عنوان مثال، تبلیغات ما برای انتخابات ریاست جمهور هیچ نظمی ندارد.فارس: منظور از نظم، نحوه، زمان و یا شیوه برگزاری انتخابات است؟کدخ : منظور، همه آنها است؛ یکی از مشکلات این است چون قانون شفاف نبوده و فضا و امکانات تغییر کرده است، نمی دانیم که برچه اساسی باید عمل کنیم.فارس: این ابهام دقیقاً در کجاست؟کدخ : در برخی کشورها برای میزان هزینه تبلیغات انتخابات، ملاک و معیار وجود دارد؛ به علاوه برای چگونگی هزینه تبلیغات هم قانون وضع کرده اند و یا برای اینکه تبلیغات باید از سوی چه انی باید انجام گیرد، اما ما در کشور خود همواره این مشکل را داریم چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری به هر حال نمایندگان فعلی از امکان بودن استفاده می کنند و همواره به واسط فعالیت های خود در کشور نمایندگی در اخبار دیده می شوند، اما از رقیبی که هم اکنون نیست این امکان سلب شده است.فارس: خب این اِشکال درباره رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در پایان چهار ساله اول مسئولیت یک رئیس جمهور وجود دارد.کدخ : بله، ی که در دور اول رئیس جمهور است و برای دور دوم هم نامزد شده است، طبیعی است که از امکاناتی برخوردار است که رقبایش که رئیس جمهور نیستند، از آن امکانات برخوردار نیستند.فارس: درباره نحوه تبلیغات در قانون فعلی ایرداتی وجود دارد؟کدخ : بله . نوع تبلیغاتی هم که ما امروز داریم تبلیغاتی نیست که متناسب با فرهنگ جامعه مان باشد؛ ما به هر حال یک معیارها و ملاک هایی داریم، اما گاهی احساس می شود که تبلیغات از آن گرایش ارزشی خود خارج شده است.فارس: درباره فاصله تبلیغات انتخاباتی در کشورمان با ارزش ها بیشتر توضیح دهید...* رویکرد تبلیغات انتخاباتی دهه 60 تقویت انقلاب بود، اما امروز ...کدخ : وقتی به تبلیغات انتخاباتی در کشور نگاه می کنیم، درمی ی م که در دهه 60 نامزدهای انتخابات با هر میزان از حجم تبلیغات، همواره رویکردشان تقویت ارزش های انقلاب ی بود، ولی امروز کمتر این را می بینیم و این نکته را درباره شیوه های تبلیغات نیز شاهدیم.فارس: روشنتر می فرمایید؟* در انتخابات اخیر، برخی نامزدها در جایگاه اپوزیسیون نشستندکدخ : در همین انتخابات اخیر شنیدیم و بسیار هم ناراحت شدیم که ک داهایی که تبلیغات می کنند گویی در جایگاه یک اپوزیسیون قرار گرفته بودند و نظام را مقابل خود می گذاشتند و از جایگاه یک مخالف نظام تبلیغات می د.فارس: در این باره چه کاری در اصلاح قانون انتخابات شد؟کدخ : به خاطر همین که عرض می کنم اساساً تبلیغات در انتخابات ما یک امر لجام گسیخته ای است؛ خوشبختانه در این باره فکرهایی شده است و در سیاست های ابلاغی ی هم به بحث تبلیغات اشاره شده است.به هر حال این نکته ضروری است که داوطلبان بدانند میزان هزینه ای که می خواهند در یک حوزه کوچک انتخاباتی انجام بدهند چقدر است، 500 میلیون تومان؟ یک میلیارد تومان؟ آیا ی مجاز است که به عنوان مثال 10 میلیارد تومان در رقابت انتخاباتی هزینه کند؟ یا منابع درآمدی یک ک دا برای هزینه های انتخاباتی اش کجاست؟ یا میزان واریزی ها به حساب او جهت تبلیغات چه میزان است؟فارس: امکان دارد بگویید که دقیقاً چه اصلاحاتی قرار است در این زمینه حاکم صورت بگیرد؟کدخ : معایب قانون فعلی را که عرض کنم به اصلاحات مورد نظر هم اشاره خواهم کرد ... یک بخش قانون انتخابات هم به حوزه شورای نگهبان بازمی گردد ما در انتخابات گوناگون بین 50 تا 70 روز فرصت داریم یعنی از زمانی که اولین اقدامات اجرایی انتخابات صورت می گیرد تا اعلام صحت نتایج انتخابات.* بررسی صلاحیت 12هزار نفر در 20 روز ممکن نیستمثلاً در انتخابات مجلس 12 هزار نفر ثبت نام می کنند؛ آیا رسیدگی به صلاحیت آنها در یک فرصت 20 روزه امکانپذیر است؟ ما هرچقدر هم که توسعه تشکیلات داشته باشیم به هر حال نهایتاً این 12 عضو شورای نگهبان هستند که باید درباره صحت و سقم بررسی ها نظر بدهند، اما در قانون فعلی هیچ راهی جهت جلوگیری از ثبت نام این حجم داوطلب پیش بینی نشده است.فارس: بعضی از این حضور این همه داوطلب جهت ثبت نام برای انتخابات به عنوان نکته ای مثبت برای کشور یاد می کنند.کدخ : این خوب است که افراد برای ک داتوری در انتخابات داوطلب می شوند و حضور حداکثری دارند، اما آیا معیار و شاخصی برای داوطلب شدن مشخص شده است؟بعد به شورای نگهبان هجمه می شود که چرا تعداد زیادی از داوطلبان را ردصلاحیت کرده است؟ در حالی که ما بسیاری از داوطلبان را نمی شناسیم و نمی توانیم صلاحیت آنها را احراز کنیم.فارس: اکنون برای ک دا شدن در انتخابات و تأیید صلاحیت داوطلبان ک داتوری در قانون معیار داریم اما برای خود داوطلب شدن معیاری نداریم؛ آیا منظور شما این است که در قانون جدید قرار است برای داوطلب شدن و ثبت نام هم معیار قرار داده شود؟کدخ : البته ما نباید حق مردم را برای داوطلب شدن در انتخابات نادیده بگیریم، ولی کدام مردم؟ مردمی که صلاحیت داوطلب شدن دارند.باید با این تفکیک صورت گیرد، نه اینکه قانون را به گونه ای اصلاح کنیم که هیچ نتواند برای ک داتوری ثبت نام کند.خیلی افرادی که می آیند ثبت نام می کنند شرایط اولیه را ندارند، اما چون قانون هیچ منعی نکرده است می آیند و ثبت نام می کنند، پس باید این ثبت نام منظم و چارچوب مند شود تا شورای نگهبان نیز براساس وظایفی که دارد بتواند به صلاحیت ها رسیدگی کند.کدخ : البته اجازه بدهید نکته ای عرض کنم و آن بحث احزاب و جایگاهشان در نظام انتخاباتی کشور است.* ک داها به اندازه احزاب هزینه تحمیل می کنند، اما پاسخ گو نیستندواقعیت این است که انی که در انتخابات ثبت نام می کنند به میزان احزاب و یک جامعه حزبی به کشور هزینه تحمیل می کنند، اما به همان اندازه پاسخگو نیستند و این هم باید در قانون جدید انتخابات روشن شود که چه ی باید پاسخگوی هزینه های باشد؟فارس: چه هزینه ای تحمیل می کند و چگونه باید پاسخ گوی این هزینه ها را مشخص کرد؟کدخ : ی که در یک دوره در انتخابات ک دا و انتخاب شده و مسئولیت به دست می گیرد، طبیعتاً اقدامات بسیاری در دوران مسئولیت انجام می دهد و پس از آن هم کنار می رود؛ اما قطعاً این آمدن و رفتن هزینه هایی را برای جامعه داشته است؛ چه ی باید در این باره پاسخگو باشد؟فارس: در قانون فعلی چه ی در این باره پاسخ گوست؟کدخ : در قانون فعلی هیچ پاسخگو نیست.نظام حزبی در جهت ایجاد نظم در فعالیت و ایجاد نظم و قاعده مانع ورود داوطلبانی می شود که صلاحیت های اولیه را ندارند؛ به علاوه ما در نهایت می فهمیم با چه ی روبه رو هستیم و اگر یک روزی نیاز شد می توانیم از حزب بابت عملکرد ک داهایی که معرفی کرده است، پاسخ بخواهیم.همچنان که اگر در نتیجه معرفی ک دا از سوی آن حزب، هزینه ای به نظام تحمیل شد می توان برخورد لازم را انجام داد.اینها مسائل و مشکلاتی است که در قانون انتخابات فعلی وجود دارد و خوشبختانه این مسئله از چند سال قبل مطرح شده است و در سیاست های کلی از سوی ی مورد توجه قرار گرفته است و خوشبختانه مجلس و ت هر دو در این زمینه فعال هستند؛ هم ت در کمیسیون ها لایحه مربوطه را آماده می کند و هم رئیس مجلس کمیسیونی را از مرکب از کارشناسانی از شورای نگهبان، وزارت کشور و کمیسیون های مختلف مجلس تشکیل داده اند که قانون فعلی را کارشناسی کنند و هر جا نیاز به اصلاح دارد پیشنهاد شود.فارس: شما مرتب در جریان گزارش کمیسیون ها قرار می گیرید؟کدخ : اخیراً من گزارششان را دیده ام؛ گزارش خوبی بود و مواردی را که مدنظر ما بود در پیش نویس اصلاح کرده اند.فارس: به نظر شما گزارش نهایی به انتخابات آینده می رسد؟کدخ : امیدواریم؛ البته این در صورتی است که مجلس همت کند و پس از بررسی لایحه بودجه، قانون انتخابات را به عنوان یک دستاورد پس از سال ها در دستور کار خود قرار دهد و ما از این لجام گسیختگی انتخابات و بلبشوی موجود رها شویم.فارس: آیا این طرحی که در مجلس در حال بررسی است با طرح ت دو طرح مجزا هستند؟کدخ : ت قبلاً لایحه ای را تهیه کرده بود که سیاست های کلی انتخابات در آنها لحاظ نشده بود و وقتی این سیاست ها ابلاغ شد، تصمیم به بازبینی در آن لایحه گرفته شد.فارس: برای شورای شورای نگهبان تفاوتی نمی کند که در این باره لایحه از ت بیاید یا طرح از مجلس؟* ترجیح شورای نگهبان دریافت لایحه از ت است، نه طرح از مجلسکدخ : البته اگر به صورت لایحه از سمت ت بیاید، دیگر ما اِشکال بار مالی نخواهیم داشت و اگر مطالبی را هم که مجلس پیش بینی کرده است لحاظ کند ترجیح می دهیم که به صورت لایحه از ت دریافت کنیم، اما اگر ت نتواند در بازه زمانی معین شده لایحه را ارائه دهد و مجلس ناچار به ارائه طرح شود، ممکن است که با اِشکالات بار مالی روبه رو شود ...فارس: پس اصلاحات در همه بخش هایی که فرمودید صورت می گیرد؟کدخ : مواردی که عرض به نوعی در همه بندها در حال اصلاح است از جمله در عرصه ثبت نام ها، تأییدصلاحیت ها، تبلیغات و سایر فعالیت های انتخاباتی.فارس: جزئیات پیش نویس قانون را می توانید مطرح کنید؟کدخ : هنوز که به جمع بندی نهایی نرسیده است، ولی برآیند کمیته های تخصصی خوب بوده است.فارس: شما به دو موضوع اشاره کردید یکی اینکه برخی ک داها اپوزیسیون گونه در هنگام انتخابات تبلیغات می کنند.آیا در قانون جدید پیش بینی خواهد شد که اگر ی در قامت اپوزیسیون در انتخابات ظاهر شد صلاحیتش مجدد بررسی شود؟همچنین آیا درباره منابع مالی، آیا پیش بینی شده است که اگر در حین مبارزات انتخاباتی متوجه شدید که ک که صلاحیتش تأیید شده است، از منابع نامشروع و غیرقانونی برای تبلیغات خود هزینه کرده است، صلاحیتش مجدد بررسی شود؟* تخلفات ک داها و منتخبان هر زمان می تواند موضوع بررسی شورای نگهبان قرار گیردکدخ : شورای نگهبان براساس نظارت استصو بر این باور است که می تواند هر زمان که تخلفی از سوی ک داها و منتخبان صورت گرفت، ورود کند و تخلفات را در صلاحیت آنها مدنظر قرار دهد.فارس: «هر زمان» یعنی دقیقاً تا کِی؟کدخ : رویه جاری شورای نگهبان این است که تا قبل از تصویب اعتبارنامه ها معمولاً اعلام نظر می کرده است، که البته موارد خیلی اندکی بوده است و معمولاً شورا تا روز انتخابات درباره صلاحیت های ک داها نظر می دهد.در این مقاطع ممکن است شورای نگهبان بخواهد دوباره صلاحیت ک دا را بررسی کند، اما وقتی مجلس و رئیس جمهور شروع به کار می کنند، دیگر تعیین صلاحیت برای دور بعد می ماند و اگر شورا بعداً کشف کند که مشکلی در صلاحیت منتخب و یا تخلفی وجود داشته است مدنظر قرار دادن آن موکول به دور بعدی انتخابات می شود.فارس: از همین جا می خواهیم وارد مبحثی شویم که دستمایه برخی انتقادات نسبت به شورای نگهبان می شود.به هر حال تصور کنید که مشخص شود بخش اعظمی از ثروت ک که در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده و قرار است چهار سال تصدی اجرای کشور را در دست داشته باشد، نامشروع است.کدخ : شورای نگهبان دیگر در این مقطع ورود نمی کند.فارس: آیا شورا اصلا هیچ ورودی نمی کند و رسیدگی برعهده قوه قضاییه است؟کدخ : ممکن است نهادهای دیگری که در صلاحیت شان است به این موضوع ورود کنند اما رویه این نبوده که شورای نگهبان در این مقطع به بحث صلاحیت منتخبان ورود کند.فارس: با این آیا حال نظارت شورای نگهبان بر روند انتخابات و صلاحیت منتخبان مستمر است؟کدخ : بله، آقایان شورای نگهبان همچنان نظارت استصو را تا پایان دوره می دانند، ولی رویه نبوده است که پس از آغاز به کار منتخب به موضوع صلاحیت وی ورود مجدد کنند.فارس: آیا این شامل همه انتخابات ها می شود؟کدخ : بله. به عنوان مثال، ما در انتخابات خبرگان یک نمونه ای داشتیم که داوطلبی پس از تأیید صلاحیت در روز انتخابات سخنانی خلاف واقع بر زبان آورد و اعضای شورای نگهبان با مشاهده ضبط شده از اظهارات او صلاحیتش را تأیید ن د.فارس: خب اگر موافقید وارد موضوع دیگری بشویم ... شما در نشست آ خبری خود در باب بحث رجل فرمودید که شورای نگهبان مصادیق رجل را تعریف کرده است. می خواهیم جزییات بیشتری نسبت به آنچه در نشست فرمودید از شما بشنویم.کدخ : در جز 5 بند 10 سیاست های کلی انتخابات، معظم انقلاب تکلیف د که تعاریف و معیارهای رجل و مذهبی و مدیر و مدبر بودن معین شود.یعنی فقط در این حوزه ها خواستار تعاریف شدند و در بحث تقوا و ایرانی الاصل بودن ورود ن د.* رجل یعنی ایفاگر نقش مؤثر در توسعه ایده در این چهار بخش اعضای شورای نگهبان اعلام د که رجل شخصیتی است که هم از مسائل درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده نظام ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد.یعنی این گونه نباشد که صرفاً فردی درکی از سیاست داشته باشد، بلکه باید فرد فعالی در حوزه باشد و نظریه داشته و حضور مؤثری هم در این عرصه داشته باشد.همچنین در مورد رجل مذهبی، باید پرسید آیا صرف اینکه داوطلبی عبادات یومیه خود را انجام دهد کفایت می کند؟ ممکن است از زمره افرادی باشد که هر روز هم در مسجد بخواند و بسیار مذهبی باشد، اما آیا رجل مذهبی به چنین شخصی اطلاق می شود؟* رجل مذهبی یعنی ایفاگر نقش در ترویج مذهب رسمی کشو یش بینی شورای نگهبان این است که مفهوم رجل مذهبی فراتر از این تعاریف عُرفی است و منظور انی هستند که بتوانند در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثری ایفا کنند.* داوطلب ک داتوری ریاست جمهوری باید مشاوران خود را هم معرفی کنددر حوزه مدیر و مدبر هم بودن نکاتی آورده ایم از جمله اینکه همکاران داوطلب هم هنگام ثبت نام در انتخابات معرفی شوند تا ببینیم شخصی که برای ریاست جمهوری داوطلب شده می تواند چند نفر را جهت اداره کشور به دور خود جمع کند؟ و آیا اساساً مدیرانی هستند که این داوطلب را قبول داشته باشند و بپذیرند که با وی همکاری کنند؟ البته این مطلب به این شکل رأی نیاورد و به جای همکار، بحث مشاوران پذیرفته شد.فارس: داوطلبان چگونه باید تیم کاری و یا مشاوران خود را معرفی کنند؟کدخ : را ارهایی برای این منظور پیش بینی کرده ایم.اولاً نسبت به بندهای قانون جدید، مجلس می تواند قانون گذاری و ارائه را ار کند، یعنی این قوانین، شاخصی برای مجلس است تا جزئیات آن را نیز مشخص کند؛ مثلاً در حوزه مشاوره، داوطلبان قطعاً نمی توانند در همه عرصه های ، فرهنگی و اقتصادی صاحب نظر باشند، ولی اگر تعدادی از انی که در این حوزه ها کار کرده اند وی را قبول داشته باشند و بتوانند که با داوطلب کار کنند قرینه ای برای مدبر بودن داوطلب مذکور است.به علاوه در قانون جدید پیش بینی کرده ایم داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری برنامه های خود را ارائه دهند که معلوم شود آیا فرد منتخب پس از پیروزی در انتخابات می خواهد از صفر شروع کند و یا ایده های برای اداره کشور و حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کشور دارد؟فارس: اگر به این نتیجه برسید که یکی از این مشاوران مفسد اقتصادی است، ممکن است موجب رد صلاحیت داوطلب شود؟کدخ : بله می تواند در رد صلاحیت داوطلب مؤثر باشد.فارس: قاعدتاً شورای نگهبان از بازوهای م ی هم برای بررسی برنامه های اعلامی داوطلبان استفاده خواهد کرد؟کدخ : بله ... البته ما پیشنهادی داشتیم که به تائید نرسید مبنی بر اینکه شورای نگهبان مجمعی کارشناسی تعریف و تبیین کند با حضور 20 الی 30 نفر از کارشناسان زبده کشور که رأساً از ارزی های خود نسبت به داوطلبان، برنامه ها و مشاورانشان به شورای نگهبان نظر دهند.* شرط سن برای داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری در قانون جدید قطعاً شورای نگهبان برای اعلام نظر خود در مورد صلاحیت داوطلبان نیاز به اخذ نظر متخصصان در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و دارد، چرا که حقوقدانان شورا به تنهایی نمی توانند برنامه های اقتصادی ک داها را محک بزنند ... شرط سن نیز در قانون جدید برای داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده است.فارس: سقف سنی برای این داوطلبان چه میزان است؟کدخ : ما عدد سنی را مشخص نکردیم، بلکه صرفاً گفته ایم باید شرط سنی در این باره وجود داشته باشد؛ حال قانونگذار ممکن است بگوید 70 یا 80 سال؛ یا حداقلی از تحصیلات نیز در پیش نویس قانون جدید قید شده است.فارس: آقای ! اگر اجازه می دهید از موضوع انتخابات کمی فاصله بگیریم. حتماً در جریان قرار دارید تحقیق و تفحص از مدیران 2 تابعیتی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به مراحل نهایی خود نزدیک شده است؛ می خواهیم بپرسیم که آیا وقتی تیم داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری مشخص می شود شما بر روی تابعیت آنها نیز حساسیت خواهید داشت؟کدخ : بله، این بررسی از سوی شورای نگهبان سابقه داشته است و قانون مدنی مشخص کرده است که انی که تابعیت مضاعف و غیر ایرانی دارند از تصدی پست های محروم اند که از جمله آنها نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است؛ هرچند که در گذشته از این نمونه ها کم داشته ایم اما در مواردی که مشخص شد داوطلب تابعیت مضاعف دارد رد صلاحیت شد.فارس: کمیته تحقیق و تفحص از مدیران 2 تابعیتی، فهرستی 100 نفره از این مدیران جمع آوری کرده اند، آیا این فهرست به شورای نگهبان رسیده است و اگر به دست شما برسد واکنش شورا چه خواهد بود؟کدخ : الان که اقتضایی نبوده است که برای ما ارسال شود، ولی اگر زمان انتخابات چنین فهرستی به دست ما برسد قطعاً در بررسی صلاحیت ها مد نظر قرار می گیرد.* اقامت در کشور خارجی هم محلی از تردید برای تعیین صلاحیت داوطلب استاین بحث در همین قانون فعلی انتخابات نیز آمده است. ... البته باید مشخص شود که آیا فرد تابعیت مضاعف دارد یا اقامت در کشور خارجی؛ چرا که بخش عمده ای از انی که این روزها از تابعیت مضاعف آنها سخن گفته می شود در حقیقت اقامت دارند؛ هرچند که اقامت هم خود محلی از تردید را دارد.فارس: آیا درباره بحث اقامت هم در قانون انتخابات نکته روشنی وجود دارد؟کدخ : خیر در این باره در قانون انتخابات چیزی نیامده است، ولی خب قابل بحث است.فارس: خود اعضای کمیسیون امنیت ملی معتقدند که بخش عمده ای از این مدیران در این فهرست 100 نفره دارای تابعیت مضاعف هستند و در مواردی کشور مقصد به اصطلاح بازی در می آورد و به جای واژه تابعیت، عنوان دیگری به کار می برند تا فرد مورد نظر از سوی نهادهای امنیتی ما قابل شناسایی نباشد.کدخ : منظور از تابعیت در بحث صلاحیت داوطلبان انتخابات، تابعیت عمومی است که معمولاً ثبت می شود مگر آنکه به واسطه مقاصد و امنیتی ثبت نشود.فارس: آیا بررسی صلاحیت داوطلبان در حوزه تابعیت مضاعف شامل فرزندان آنها هم می شود؟کدخ : خیر.در برخی کشورها اگر پدر و مادری صاحب فرزند شوند به آن فرزند تابعیت داده می شود، ولی به پدر و مادرش داده نمی شود؛ قانون هم فقط درباره خود داوطلبان سخن گفته است.فارس: آقای ! اگه اجازه بدهید به موضوعی بازگردیم که مرتبط با انتخابات است. اگر موافق باشید به موضوعی ورود کنیم که همواره یکی از انتقادات و مباحث جدی درباره شورای نگهبان را تشکیل می داده است.مردم نمی دانند ساز و کار شورای نگهبان در حوزه رد و تأیید صلاحیت ها چیست؟قانوناً جلسات شورا محرمانه است، اما بالا ه می خواهیم بدانیم ساز و کار رد یا تائید صلاحیت ها به ویژه درباره چهره های سرشناس در انتخابات گوناگون چه بوده است؟* شرع و قانون دست شورای نگهبان را برای اعلام جزییات رد صلاحیت ها بسته استکدخ : در این باره، شرع و قانون دست ما را بسته است و نمی توانیم جزییات پرونده افراد را اعلام کنیم. اگر ما بیایم اعلام کنیم که داوطلبی مشکل اخلاقی، اقتصادی و یا ـ به آن معنا که در قانون اساسی آمده است ـ دارد، چه اتفاقی برای او می افتد؟صرفاً در آن حدی که نهادهای ذی ربط باید بدانند، رسماً اعلام می شود، یعنی ما اعلام نظر می کنیم برای وزارت کشور و وزارت کشور برای فرمانداری ها و از طریق آنها مستند قانونی رد صلاحیت اعلام می شود؛ مثلاً عنوان می شود به استناد بندی که مربوط به سوء شهرت است.* خود شورای نگهبان هم به جزئیات پرونده داوطلبان ورود نمی کنداما برخی می گویند که ردصلاحیت ها باید با جزئیات آن اعلام شود در حالی که خود ما در شورای نگهبان به این جزئیات ورود نمی کنیم و این گونه نیست که بنشینیم و همه جزئیات را تبیین کنیم؛ شاید تنها به یکی از دو نفر از آقایان فقها مأموریت داده شود که این کار صورت گیرد.فارس: پس علت عدم اعلام عمومی جزییات علل رد صلاحیت های داوطلبان ک داتوری در انتخابات منع قانونی است؟کدخ : بله دقیقاً ، قانون دست ما را در بیان جزئیات رد صلاحیت داوطلبان بسته است و تا زمانی که قانون یا شرع، محملی برای ما ایجاد نکنند نمی توانیم در شورای نگهبان در این باره کاری کنیم.فارس: در مورد اعلام دلایل به خود داوطلبان چطور ؟کدخ : به خود افراد چرا .... به خود افراد علت ردصلاحیت شان اعلام می شود.همین الان عده ای با هماهنگی قبلی پیش ما می آیند و ما هم با دعوت از کارشناس پرونده، همه مطالب را به او می گوییم و اگر دفاع و یا مدرکی داشته باشد، در پرونده اش ثبت می کنیم تا هنگام انتخابات بعدی به آن رجوع کنیم.فارس: حال، اگر خود داوطلب در رسانه ها اعلام کرد که علت رد صلاحیت من باید اعلام شود، چه؟* داوطلبان در صورت تمایل، خود، دلایل رد صلاحیتشان را اعلام کنندکدخ : خود داوطلب در جریان علت ردصلاحیتش قرار می گیرد و اگر واقعاً مایل است با جزئیات به اطلاع عموم برسد، خودش برود اعلام کند، چرا شورای نگهبان این کار را د؟فارس: آیا اعضای شورای نگهبان اطلاع دارند از اینکه ممکن است این عدم اعلام جزئیات ردصلاحیت ها از یک طرف تبعاتی برای داوطلب و از یک طرف برای شورا و یا حتی کشور و حاکمیت داشته باشد؟کدخ : ببینید، در حوزه تخلفات اقتصادی هم همین طور است .... اگر پرونده داوطلب ک داتوری در انتخابات به اتهام در قوه قضاییه در دست رسیدگی باشد، شورای نگهبان نمی تواند پیش از صدور حکم دادگاه، علت دقیق رد صلاحیت او را اگر اعلام کند.فارس: یعنی شما بین آبروی شورا و آبروی داوطلبان، حفظ آبروی داوطلبان را انتخاب می کنید؟* اگر مجوز داده شود، شورای نگهبان جزئیات رد صلاحیت ها را اعلام می کندکدخ : بله، ما هیچ مجوز شرعی و قانونی برای انتشار جزئیات ردصلاحیت ها نداریم و اگر یک روز مجوزی داده شود ما هیچ مشکلی نداریم و جزئیات را اعلام می کنیم.فارس: آیا برنامه ای هست مبنی بر این که پس از گذشت سال ها مثلاً 20 سال علل رد صلاحیت ها اعلام شود؟کدخ : خیر، بعد از 20 سال یا هر چند سال دیگر برفرض که خود ردصلاحیت شدگان در قید حیات نباشند، بازماندگانش هستند؛ در این صورت نسبت به اینها چه خواهیم کرد؟* شورای نگهبان به واسطه نگاه مردمی، حیثیت افراد نمی برداین یک نگاه مردمی است که شورای نگهبان دارد و بر مبنای آن نمی تواند حیثیت افراد را خدشه دار کرد.ما صرفاً مستندات قانونی رد صلاحیت بدون ذکر مصادیق را به فرمانداری ها ارسال می کنیم تا به داوطلب اعلام کنند که طبق چه بندی از قانون رفع صلاحیت شده است و در صورت پیگیر شدن داوطلب، علت را به خود او اعلام می کنیم.فارس: آیا در قانون جدید انتخابات این پیش بینی صورت نگرفته است که انی که مشکلات مبرهن و آشکار قانونی جهت تأیید صلاحیت دارند اساساً حتی نتوانند ثبت نام کنند تا این گونه بار ردصلاحیت ها و فشار افکار عمومی ناشی از آن روی دوش شورای نگهبان نیفتد؟کدخ : به این شکل نه، چون ممکن است یک تضییع حقی هم در آن صورت گیرد، چون ممکن است انی که قبلاً رد صلاحیت شده اند در دوره ای دیگر تأیید می شوند یا برع آن.اگر قانون انتخابات، فرد رد صلاحیت شده را تا ابد رد صلاحیت کند ممکن است در حق وی اجحاف شود.فارس: خب قانون به این شکل اصلاح شود که اگر داوطلب به واسطه اینکه پرونده ای در جریان دارد رد صلاحیت شده است، در صورت تبرئه شدن در آن پرونده بتواند در ادوار بعد داوطلب شود، اما اگر اشکال پرونده اش باقی ماند و یا در پرونده محکوم شد، به گونه ای از داوطلب شدن او هم جلوگیری شود، تا اساساً موضوع به مرحله بررسی صلاحیت مجدد در دوره دیگر نرسد.* در صلاحیت ها ا اماً به پرونده های حقوقی و محکمه پسند اکتفا نمی شودکدخ : نکته اینجا است که ا اماً شورای نگهبان به پرونده های حقوقی و محکمه پسند اکتفا نمی کند.ممکن است از نظر حقوقی، محکمه به نتیجه نرسد که متهمی کرده است، اما شورای نگهبان مدارکی داشته باشد که این تخلف رخ داده باشد، یعنی محکمه نمی تواند فرد را محکوم و مجازات کند، ولی برای شورای نگهبان احراز شده که داوطلب تخلفاتی داشته است.فارس: ما رد صلاحیت چهره های مذهبی را در رقابت ریاست جمهوری یا مجلس داشته ایم؛ آیا امکان اینکه این افراد در ادوار بعدی انتخابات در صورت داوطلب شدن تأیید صلاحیت شوند، وجود دارد؟کدخ : بله، این امکان وجود دارد که اگر ی در دوره ای رد صلاحیت شد، در دوره بعدی در انتخابات ثبت نام کند و فعلاً از نظر قانونی منعی در این باره نیست.* پیشنهاد شورای نگهبان به رد صلاحیت شدگان در یک دوره انتخاباتالبته پیشنهاد شورای نگهبان این نیست که ی در دوره ای ردصلاحیت شده در دوره بعدی ثبت نام کند، چرا که برای هم خودش و هم برای دستگاه های مرتبط با انتخابات هزینه دارد، اما اگر به هر صورت ثبت نام کرد ما مجدد صلاحیت وی را بررسی و اعلام نظر خواهیم کرد؛ حال، آن داوطلب هر سمتی که قبلاً داشته اعم از رئیس جمهور، مجلس و...، شورای نگهبان صلاحیت وی را در هر دوره بررسی می کند.فارس: اقای ! اگر اجازه بدهید کمی هم به سراغ دخل و ج سال آینده برویم؛ الان مهم ترین موضوع روز جامعه بررسی بودجه سال 97 کل کشور در مجلس است.شما در نشست خبری خود گفتید که شورای نگهبان به هر حال شرایط مردم را در نظر خواهد گرفت؛ حال، پس از ارائه مصوبه مجلس در این باره، شورا چه واکنشی خواهد داشت ؟ آیا افزایش قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ها تأیید یا رد خواهد شد؟کدخ : ملاک شورای نگهبان مصوبه نهایی مجلس است، ولی آنچه را می توانیم بگوییم این است که نگاه شورای نگهبان ناظر بر خلاف شرع و مغایر با قانون اساسی نبودن مصوبات مجلس است. * اگر مصوبه ای خلاف قانون باشد، حقوق مردم نیز استقطعاً اگر مصوبه ای خلاف قانون باشد، حقوق مردم نیز است؛ اگر اشکالات لایحه برطرف شده باشد طبیعتاً ما همان اعلام نظر همیشگی را خواهیم داشت، اما اگر اشکالات از این زوایای مختلف وجود داشته باشد، طبیعتاً شورای نگهبان هم ورود می کند.با تلاشی که جهت ارائه به موقع لایحه شده و مجلس نیز فرصت کافی برای بررسی آن دارد، امیدواریم مصوبات به موقع به شورای نگهبان ارسال شود تا شورا نیز بتواند به دقت همه احکام و ردیف ها را بررسی کند، چرا که گاهی به خاطر کمبود زمان نتوانسته ایم بررسی ها را کامل انجام بدهیم.* شورای نگهبان امسال ردیف ها و احکام بودجه را دقیقتر بررسی می کنددر ادواری که فرصت کافی داشته ایم کارشناسان را دعوت می کردیم و از ت و مجلس در جلسات حضور می یافتند تا جزئیات مصوبه مجلس درباره لایحه بودجه سال 97 بررسی شود، اما به عنوان مثال پارسال این فرصت از لحاظ زمانی برای ما مهیا نشد، چرا که زمان ما خیلی اندک بود و به انتهای سال نزدیک شده بودیم؛ البته امسال قصدمان این است که دقیقتر ردیف ها و احکام بودجه را بررسی کنیم .فارس: مجلس به کمیسیون تلفیق این اجازه را داده که از فروش اموال تملیکی و فروش اموال قاچاق در کشور تأمین بودجه ای کنند، یعنی اموال قاچاق را بفروشند و آنها را برای مصارف حوزه اشتغال به کار گیرند، اما تناقضی در این میان وجود دارد؛ چرا که پولی که باعث کاهش اشتغال می شود را می گیرند و از آن طرف برای اشتغال هزینه می کنند.یا به عنوان مثال مبلغ سه هزار میلیارد تومان تأمین درآمد از محل جرایم رانندگی پیش بینی شده که با منطق هم سازگاری ندارد که از قبل قانونی تعریف شود تا مردم را به این میزان جریمه کنند که صرف موارد خاصی شود. همین نگاه باعث می شود ب درآمد جای فرهنگ سازی را بگیرد.سؤال بنده این است که شورای نگهبان روی این موضوع به ویژه بر بحث فروش اموال تملیکی و مباحث مرتبط با قاچاق حساس خواهد بود؟ و با توجه به اینکه چند سال است شورای نگهبان بودجه را بررسی می کند این اوضاع را چگونه ارزی می کنید؟کدخ : منابع مالی که می فرمایید را باید بررسی کنیم این منابع واقعی هستند یا خیر.* شورای نگهبان منابع موهوم بودجه را رد می کنداگر منبع واقعی باشد و منعی برای آن وجود نداشته باشد از نظر شورای نگهبان هم ایرادی نخواهد داشت، اما اگر واقعی نباشد و همانند برخی موارد منبعی موهوم باشد شورا ایراد می گیرد و می گوید این منبع درست نیست.اگر در این چارچوب باشد قطعاً شورای نگهبان هم که نمی خواهد اذیت کند که بر این اساس مصوبه ای که در مجلس تصویب شده و برای اجرا ابلاغ شده را بخواهد ایراد بگیرد.معیارهای ما که از چند سال اخیر هم اساس کار ما قرار گرفته است سیاست های کلی نظام است که از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام باید بررسی شود و اگر مغایرتی با آن داشته باشد و یا منطبق نباشد به ما ارسال می کنند و ما برا براساس 110 برای مجلس هم ارسال می کنیم.بنابراین قانون، شرع مقدس و سیاست های کلی اصل نظام از اصول اصلی ما محسوب می شوند که شورای نگهبان در این چارچوب ورود می کند. البته اگر واقعاً به نوعی ما خارج از این روش متوجه شویم که یک ضرر هنگفتی را برای جامعه دارد ممکن است آن گاه آقایان هم بتوانند به یک مستندی ایراد بگیرند و مصوبه برای اصلاح برود.فارس: زمان بندی بررسی مصوبات مجلس درباره بودجه را در شورا و اعلام نظر درباره آن را چگونه ارزی می کنید؟کدخ : اگر لایحه بودجه سال 97 کل کشور را تا قبل از 22 بهمن ماه سال جاری به ما ارسال کنند ما هم باید سعی کنیم تا اوایل اسفند نتایج آن را بتوانیم اعلام کنیم اگر هم پس از 22 بهمن به ما ارسال شود تا اواسط اسفند ما سعی می کنیم به جمع بندی برسیم چرا که ما اکنون برای لایحه بودجه جلسات فوق العاده داریم.فارس: آقای کدخ ! برای بخش پایانی مصاحبه می خواهیم گریزی هم به بودجه شورای نگهبان بزنیم. پس از اینکه ما در نشست خبری اخیرتان از شما درباره شبهات مطرح شده درباره بودجه سال آینده شورای نگهبان سؤال کردیم و شما به صورت مبسوط به آن پاسخ دادید، یکی از نمایندگان مجلس که نایب رئیس یکی از فرا یون های عمده مجلس نیز است با یکی از رسانه ها مصاحبه ای داشت و عنوان کرد که اینکه شما می گویید حدود 90 میلیارد تومان اعتبارات هزینه شورای نگهبان رقم پول توجیبی برخی مسئولان است پذیرفتنی نیست و در ادامه تقاضا کرده است که شما عذرخواهی کنید.در ادامه هم عنوان کرده است که ما در کشور مسئولی نداریم که 90 هزار میلیارد تومان پول تو جیبی بگیرد و اظهار کرده است که این سخن شما موجب ت یب اذهان مردم شده است. کدخ : من نمی خواهم دوباره این بحث را زنده کنم و درصدد پاسخگوی به ایشان و امثال ایشان نیستم.بنده به شما عدد و رقم می دهم؛ خود ایشان هم که در مجلس است برود لایحه بودجه را مطالعه و ردیف های آن را است اج کند که در این صورت متوجه می شود قضیه چیست.ما بحث مان این بود که سقف بودجه و آنچه برای ما در لایحه بودجه سال 97 در نظر گرفته اند بودجه بسیار اندکی است.بنده می خواهم عرض کنم که آیا هفت درصد رشد در بودجه امسال نسبت به سال گذشته برای آقای مجلس مهم است که این صحبت ها را می کند؟فارس: می شود بیشتر توضیح دهید...کدخ : اولاً بنده در آن نشست توضیح هم دادم و خود ایشان می دانند زمانی که بودجه تصویب می شود مهم این است که به چه میزان تخصیص داده می شود؟ امسال حدود 60 درصد بودجه به ما تخصیص داده شد، یعنی حدود 40 درصد هنوز بودجه به ما تخصیص داده نشده است.در سال های 95 و 96 یک ریال بودجه عمرانی یا در واقع همان تملک دارایی سرمایه به شورای نگهبان اختصاص نیافته است؛ هرچند در لایحه بودجه تصویب شد اما اعتباری ندادند.امسال هم مثلاً مبلغی حدود 11 میلیارد تومان در نظر گرفته اند که بنده مطمئن هستم مبلغی در این زمینه داده نمی شود و ما هم هیچ صحبتی نکردیم.بنده مستدل پاسخ شبهات راجع به بودجه شورای نگهبان را دادم و ایشان ( مجلس) هم باید استدلالات را گوش کند؛ ظاهراً ایشان مصاحبه بنده را گوش نکرده بودند؛ به نظر من یک بار دیگر مصاحبه من را بخوانند.در لایحه بودجه امسال آمده است پس از ردیف اصلی «بررسی انطباق مصوبات مجلس با احکام و قانون اساسی»، برنامه نظارت بر انتخابات، برنامه توسعه ت الکترونیک در حوزه الکترونیکی شدن انتخابات و این گونه موارد جزء زیرردیف های بودجه قید شده است.پس عناوین ما در این بخش موارد ذکر شده است و همیشه در همه سال ها هم چیزی که در ردیف ها ذکر می شود به همین شکلی است که عنوان ، یعنی قبلاً هم در سال هایی که انتخابات نداشتیم به همین منوال بوده است.بحث آموزش، دفاتر، پالایش پرونده ها و همه این موارد از جمله مسائلی است که هزینه ها، حقوق کارکنان ما و همه آنها زیر مجموعه این ردیف ها است که اضافه شده است، اما سالی که انتخابات است مانند سال 96 بودجه ج برای ما در نظر می گیرند، یعنی بودجه خاص اجرای انتخابات جدای از این ردیف ها برای شورای نگهبان در نظر گرفته شده است.این در واقع همان بودجه هزینه ای است که برای همه دستگاه ها در نظر گرفته می شود که عنوان آن برنامه نظارت بر انتخابات است، اما یک دوستی آمده و اعلام کرده است که ما گفته ایم انتخابات نداریم ولی نظارت داریم. خیر، این اجرای اصل 99 است که بخشی از آن در طول سال ها استمرار دارد وقتی هم که انتخابات برگزار می شود جدا از این بودجه تخصیص می یابد.خواهش من این است مجلسی که از این صحبت ها دارد یک بار دیگر ردیف ها را ببیند و خواهد دانست که بنده مستدل صحبت کرده ام؛ حرف بیراهی هم نزده ام، از این رو دوستان لطفاً در مقابل پاسخ هایی که ما می دهیم، حرف های غیر مستدل نزنند تا پاسخ های این گونه هم دریافت نکنند.فارس: آقای کدخ ! از وقتی که در اختیار ما قرار دادید ممنون و سپاسگذارم.کدخ : من هم از شما ممنون و متشکرم.
فرارو: بسیاری از اصلاح طلبان معتقدند شورای نگهبان در انتخابات ها این جریان را بیش از اصولگرایان و بعضا جریاناتی که در حواشی این دو جریان فعالیت می کنند با مشکل تایید صلاحیت رو به رو می کند. اخیرا بعضی از فعالان اصلاح طلب سخن از مذاکره با شورای نگهبان به میان آورده اند. اما ظاهرا این گونه مذاکرات از سوی بعضی فعالان این جریان قبلا نیز انجام شده است، اما نتیجه تاییدصلاحیت های انتخاباتی چندان به میل این جریان نبوده است. اگر بپذیریم که جریان اصلاح طلب بیش از دیگر جریانات از ردصلاحیت ها آسیب دیده است این مساله جای سوال پیش می آید که اتفاقاتی مثل حوادث بعد از انتخابات سال 88 چقدر بر روی چهره های سرشناس اصلاح طلب حساسیت ایجاد کرده است. با این اوصاف اگر این جریان به دنبال تغییری در چهره فعالان خود باشد آیا این امکان رقابت اصلاح طلبان با رقبایشان وجود دارد؟ در این باره فرارو با علی صوفی، فعال اصلاح طلب و تعاون ت سیدمحمد خاتمی به گفت و گو نشسته است. او از جمله افرادی است که معتقد است با تغییر فعالان اصلاح طلب، این جریان کماکان با ردصلاحیت ها دست و پنجه نرم می کند. در ادامه متن این گفت و گو را می خوانید.
چند وقتی است که بعضی اصلاح طلبان از وم مذاکره این جریان با اعضای شورای نگهبان صحبت می کنند. امروز هم سخنگوی شورای نگهبان گفته بود شورای نگهبان محلی برای چانه زنی نیست. به دنبال این مطلب این جای سوال است که اگر این جریان فکر می کند اصلاح طلبان شناسنامه دار با مشکل ردصلاحیت رو به رو هستند چرا این جریان نیروی جدیدی تربیت نمی کند تا مشکل عبور از نظارتی شورای نگهبان را نداشته باشد؟ البته بحث کادرسازی و تربیت نیروهای جوان درباره جریان اصولگرا هم لازم است اما اصولگرایان به اندازه اصلاح طلبان دغدغه تایید صلاحیت را ندارند. مشکل شورای نگهبان با یک قشر سنی خاص نیست. اگر یک فعال اصلاح طلب جوان هم وارد کارزار انتخاباتی شود، با مشکل ردصلاحیت رو به رو می شود. مثلا ارتباط با آقای خاتمی می تواند یک جرم و دلیلی برای ردصلاحیت باشد. فعالیت در بعضی از احزاب که منحل شده اند هم می تواند یکی دیگر از دلایل ردصلاحیت باشد. هر فعالیتی به اسم اصلاح طلبی که جنبه های اعتراضی داشته باشد می تواند فرد را با عناوینی مثل عدم زام عملی به یا اقدام علیه امنیت ملی در معرض ردصلاحیت قرار دهد. بنابراین اینجا دیگر بحث جوان یا غیرجوان نیست.
اگر تربیت نیرو انجام می شد فکر می کنید همین وضع ادامه پیدا می کرد؟ فرقی نمی کند اگر ی قبل از ورود به مجلس به خاطر مواضع اصلاح طلبانه اش شناخته شود یا بعد از آن در هرصورت با مشکل عبور از شورای نگهبان رو به رو خواهد شد. مگر اینکه افرادی خنثی و ابن الوقت باشند و مواضع شخصی خود را ترجیح دهند.
از صحبت های شما و آنچه در واقعیت اتفاق می افتد ظاهرا تناقضی وجود دارد. آقای جهانگیری در انتخابات گذشته تایید صلاحیت و با برند اصلاح طلبی وارد انتخاب شد. درباره آقای عارف هم وضع همینگونه است. او هم در 92 و هم در 94 تایید صلاحیت شد. در بین چهره های شاید رده پایین تر هم نمونه ای مثل الیاس حضرتی وجود دارد. این ها را چگونه تحلیل می کنید؟ این افراد به خاطر ارتباطات خاص خود با بعضی کانون های قدرت اصولگرا تایید شده اند. اینگونه نبوده که این افراد به عنوان یک فعال اصلاح طلب در صحنه حضور فعال داشته باشند و بعد تایید شوند. آقای جهانگیری تا انتخابات 96 موضع اصلاح طلبانه خاصی اتخاذ نکرده بود. اما شما خواهید دید که آقای جهانگیری که در انتخابات گفتند من ک دای اصلاح طلبم بعدها با مشکل رو به رو می شود. درباره آقای عارف هم همینگونه است. اگر ایشان از 84 تا 92 موضع گیری می کرد قطعا ایشان هم مشمول حذف می شد. آقای عارف به خاطر ارتباطاتی که با جریان اصولگرا دارد و مواضع میانه روانه خود تایید صلاحیت شد. اگر آقای عارف مثل آقایان صادقی یا مطهری عمل کند ایشان هم ردصلاحیت می شود. شورای نگهبان با ی تعارف ندارد.

اما همین آقای عارف در 92 به اسم ک دای اصلاح طلب وارد شد و دو سال بعد در انتخابات 94 تایید صلاحیت شد. بله ایشان در 92 ک دا شد اما مواضع حساسیت برانگیزی اتخاذ نکرد. آقای عارف هم آن زمان مورد قبول جریان اصولگرا بود و هم الان.

بگذارید به سوال اولم برگردم. شما اساسا با این تربیت نیرو موافق هستید؟ شما سو ان را از مذاکره با شورای نگهبان شروع کردید که ضرورت است. من بدون مذاکره با شورای نگهبان راه حلی نمی بینم. راه حل این است که شرایط عوض شود. اگرنه همین وضع کنونی ادامه پیدا می کند. وضعیت ما اینگونه است که ما در انتخابات سال 92 پیروز شدیم. تی هم که سر کار آمد در 4 سال اول خود موفق بود. موفقیت ت در فضای بین الملل بیشتر بود اما در داخل هم توانست فضای امنیتی را به فضای تبدیل کند. اصلاح طلبان در این فضا توانستند نفسی بکشند. در انتخابات 94 هم لیست اصلاح طلبان رای آورد. در 96 هم آقای با حمایت اصلاح طلبان پیروز شدند. اما نتیجه در کل اجرای برنامه های اصلاح طلبان نیست. پیروزی زمانی اتفاق می افتد که جریانی بتواند اکثریت مجلس را در دست بگیرند و بتواند برنامه های خودش را اجرا کند. وقتی جریانی نتواند برنامه های خودش را اجرا کند نمی توان اسم پیروزی بر آن گذاشت. در انتخابات 96 هم وضع بدتر شد. ت دوم آقای رسما اصول ت. ت فقط روزنه ای برای اصلاح طلبان باقی گذاشته است و یکی دو نیروی اصلاح طلب در کنار اکثریت اصولگرا حضور دارند. به این که پیروزی نمی گویند. پیروزی این است که ما در کنار اکثریت اصلاح طلب چند نیروی اصولگرای معتدل هم داشتیم. یا اینکه حداقل برنامه ها و شعارهای اصلاح طلبانه ای که آقای اعلام کرد را به اجرا در می آمد. اما آقای کاملا عقب نشسته است و انگار نه انگار که باید به حفظ هویت پشت سر خود متعهد باشد. برخی از اطرافیان ایشان هم قائل به این نیستند که اصلاح طلبان باید در ت حضور داشته باشند و معتقدند کار اصلاح طلبان تنها این است که یک عده را در ریاست جمهوری و یک عده را در انتخابات مجلس حمایت کنند.
آنطور که شما درباره آقای عارف و جهانگیری گفتید اگر قرار است تربیت نیرویی در جریان اصلاح طلب صورت بگیرد باید به این صورت باشد تربیت نیرو باید در خفا باشد و نیروهای جدید با اصولگرایان میانه خوبی داشته باشند. اینطور نیست؟ دقیقا همین است. باید مشی حکومتی داشته باشند. یعنی دکمه بالای یقه پیراهنشان را ببندند، ته ریشی بگذارند و آسه بروند و آسه بیایند. در واقع حرکتی نداشته باشند که باعث رنجش جریان مقابل شود.
معتقدید این گونه تربیت نیرو ا اما در جریان اصلاح طلب باید صورت بگیرد؟
نه. عرضم این است که شرایطی که گفتم باید تغییر کند. اصلاح طلبان باید با حفظ هویت ذاتی خودشان در حالی که مانع قانونی پیش روی خود ندارند بتوانند از ها عبور کنند. قانون ملاک باشد. آن موقع است که ما یک مجلس قوی خواهیم داشت. اینکه افرادی در لیست ما قرار بگیرند که قبلا حساسیتی روی آنها نبوده بعد از ورود به مجلس کاری از دستشان برنمی آید. این افراد در مجلس مرعوب می شوند و از رس خود باز می مانند. بحث اصلی خدمت به مردم و نظام است، یعنی بتوانیم نظام کارآمد داشته باشیم. باید اهل مبارزه باشد و هزینه آن را بپردازد. نه اینکه طوری رفتار کنند که چهار سال بعد هم تایید شوند. نمایندگانی که با شرایط کنونی به مجلس می روند نمی توانند تاثیرگذار باشند. نبود چنین مجلسی که بهتر از بودنش است. رئیس جمهوری هم که بلافاصله بعد از پیروزی در انتخابات به فکر چهار سال آینده خود است و به مخالفین قسم خورده خود احتیاج دارد گره ای از کار کشور باز نمی کند. ما اسما ت و مجلس و فرا یون امید داریم. اما ثم ماذا؟ در مجلس عده ای به دنبال کار برای خودشان هستند و مردم در فقر دست و پا می زند. اینگونه نظام هم به جایی نمی رسد.
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» به گزارش رو مه ایران، آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی ک نه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام.در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آ و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری ک نه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای ت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره ک نه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان ی که ارتباط با آقای دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آ ت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از انی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می . نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت ن . با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تع ر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام ، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو انی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به ت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه ت بود؛ رسانه های مخالف ت؛ قدرت مالی و بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. ت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای ت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، ی که می تواند به خوبی از ت دفاع کند، اشکالات ت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از ت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در ت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از ت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان انی باشند که با آقای هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟ ی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از ت هم می توانم نقش خود را در دفاع از ت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای ک نه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به م و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول ن . سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار د، آقای هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس ت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و م های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت د. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما م ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آ ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای صحبت د. البته پیش از آن هم آقای دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت د و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آ چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای پیش از فرارسیدن روز آ ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت د و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی ، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام ن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آ زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس اگر خ نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ ن ، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای با رئیس ت اصلاحات هم م د؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس ت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت . به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس ت اصلاحات در آ ین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آ ین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح . ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیدا ، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی م های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام .آیا شما و آقای درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، م و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالا ه از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از ت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای ت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای ت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی ت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای ت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری ان را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای ت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها ی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی د. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست ت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره ، شخصیت آقای در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه ت ایجاد شده بود، ت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از ت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، ، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از ت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام ت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آ مانده به انتخابات به هفت استان سفر . گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت ی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح ی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه ک نه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای ت از نظر شما کدام ها هستند؟ ت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتمند که عضو شورای امنیت بودند و نیز در کنار دشمنی امریکا، توانستیم به آنچه می خواستیم دست ی م. دومین دستاورد بزرگ ت این بود که کشور به طور کامل از مسیر خود خارج شده بود و این می توانست کشور را به بحران بکشاند اما ما با کمترین هزینه کشور را به مسیر صحیح خود بازگرد م. نمود این وضع در اقتصاد این است که یک فضای متلاطم، به یک فضای باثبات تبدیل شد. همچنین رابطه متدینین و مراجع با ت متشنج بود که این امر به یک رابطه مثبت تبدیل شد. در حوزه نیز جریان های درون نظام که با هم این نظام را مستقر کرده بودند، به یکدیگر به دید دشمن نگاه کرده و رو در روی هم قرار گرفته بودند. ما سعی کردیم این جریان ها را در مسیر دوستی قرار بدهیم. تفاهم قوای سه گانه از میان رفته و حتی به افشاگری علیه یکدیگر در جلسات رسمی رسیده بود. این امر نیز به روندی تبدیل شد که اکنون جلسات با حداقل مشکل برگزار می شود.کارنامه منتقدان ت در انتخابات را چطور دیدید؟منتقدان هم بیشترین انتقادها از ت را مطرح د و گاه از حد انتقاد هم فراتر رفتند اما ما با سعه صدر کامل آنها را تحمل کردیم.در کنار تلاش های منتقدان، تندروها نیز تحرکاتی داشتند. آیا این تندروی ها در عملکرد ت تأثیری داشت؟ما انسان هستیم. به این معنی که اگر ی خدمت و کار می کند و زحمت می کشد اما احساس کند با نهایت بی انصافی با او برخورد می شود، قطعاً در روحیه او تأثیر می گذارد. اما چون دوستانی که در ت بودند، مجرب بودند و چکیده مدیریت در ت یازدهم شکل گرفته بود و اعضای ت سرد و گرم روزگار را چشیده بودند، این امر تأثیر تعیین کننده ای در کند کارهای ت نداشت.مواردی بوده که اعضای ت در جلسات ک نه از ت یب تندروها گلایه کنند؟بسیار اتفاق می افتاد و گاهی اوقات بسیار تند و تلخ.در چنین مواقعی، آقای چه موضعی داشتند؟گاهی شدت فشارها به گونه ای بود که آقای هم با برخی از اعضای ت همصدا می شدند اما اغلب توصیه می د که باید تحمل کرد. من هم سعی می به آرام شدن فضا کمک کنم.بعد از انتخابات برداشتی در میان فعالان وجود داشت مبنی بر اینکه بزرگ ترین اتفاق این انتخابات، می تواند خارج شدن تندروهای اصولگرا از مدار میدان داری این جریان باشد زیرا آنان با تمام توان وارد رقابت شدند اما نتوانستند رأی لازم را ب کنند و همین می تواند گفتمان اصولگرایی را بهبود بخشد. اگر این پیش فرض را بپذیریم، فکر می کنید برای گفت و گوی ملی مسیر مناسب تر شود یا خیر؟گفت و گوی ملی باید با این هدف صورت بگیرد که در کشور اجماع ملی ایجاد شود و همه نهادها، شخصیت ها و جریان های در یک مسیر قرار بگیرند و آن مسیر هم چیزی جز پیشرفت کشور نیست. این امر پیش نیاز عبور از چالش هاست و باید اتفاق بیفتد. ما به عنوان ت، بیش از بقیه مسئولیت داریم که در این مسیر قرار بگیریم اما این نافی مسئولیت دیگران نیست. اما نکته ای که درباره اصولگرایان گفتید که ممکن است نوع دیگر آن درباره اصلاح طلبان گفته شود، اتفاقاً یکی از مسائلی که حتماً باید به آن پرداخته شود، ساماندهی جریان های اصلی کشور است. این مسأله ای است که به عهده ت نیست، بلکه به عهده جریان های است. امروز در جریان اصولگرایی شخصیت هایی که از ابتدای انقلاب در این جریان تأثیرگذار بودند، متأسفانه کنار گذاشته شدند و به این ترتیب، می بینیم که هر بار جمعی مسئولیت اصولگرایی را به عهده می گیرند. از آن سو در میان اصلاح طلبان نیز مشکلات دیگری وجود دارد. به هر رو، جریان های نیازمند ساماندهی مناسب هستند. به این منظور، شخصیت هایی باید بانی گفت و گو برای این ساماندهی شوند. این گفت و گو ها باید ابتدا و درون جریان های اتفاق بیفتد.دو نقل قول از شما درباره محتوای دیدارتان با ی منتشر شد؛ یکی اینکه شما کانال ارتباطی اصلاح طلبان با ایشان خواهید بود و دیگر اینکه ی فرمودند اصلاح طلبان فرزندان نظام هستند و تمایلی برای حذف این جریان وجود ندارد. این نقل قول در زمان انتشار زیاد مورد توجه زیاد قرار گرفت. اکنون که چندماه از دیدارتان با ی می گذرد، آیا در رایزنی هایی که داشته اید اتفاق تازه ای افتاده یا به نتیجه ملموس و مشخصی رسیده اید؟معتقدم این مسیر باید ادامه پیدا کند. در دوره ای، مشکلی میان جریان اصلاحات و مجموعه نظام به وجود آمد که باید ترمیم شود. یعنی جریان اصلاحات باید بتواند در داخل نظام حضور داشته و ایفای نقش کند. جهت گیری های معظم انقلاب نیز همین است. ایشان حتی در آن جلسه، با نام بردن از فردی، اشاره د که من پذیرفتم افرادی از اصلاح طلبان بتوانند نامزد انتخابات شوند که چه بسا اگر رئیس جمهوری می شدند، ک نه ای مطابق نظرات خودشان انتخاب می د. یعنی گفتند که از این نظر محدودیت ندارند. حتی تعبیرشان این بود که با ی به صرف اصلاح طلب بودن مخالفت نشده است. اگر مخالفتی بوده، به خاطر اتفاقی بوده که افتاد یا کاری که انجام شده است و در موارد مشابه، اگر یک اصولگرا هم می بود، شاید همین طور برخورد می شد. بنابراین، تردیدی در این نیست که این مسائل باید به طور کامل حل و فصل شود تا اصلاح طلبان بتوانند نقش خود را در نظام ایفا کنند. من باید پیگیری های خود را انجام دهم، دوستان دیگر هم باید پیگیری کنند. در این فاصله گفت و گوهایی با سران جریان اصلاح طلب شده که محدوده ها و خطوط قرمزی که وجود دارد باید رعایت شود که به فضل الهی، رعایت هم می شود. از سوی دیگر، لازم بود گفت و گوهایی با برخی از شخصیت های مؤثر که اکنون در نظام حضور دارند و منتسب به جریان اصولگرایی هستند انجام شود که این گفت و گوها هم صورت گرفته است.منظورتان، شخصیت های میانه رو اصول ت؟الان هم بین شخصیت های میانه رو اصولگرا با جریان اصلاحات ارتباط مستقیم برقرار است. آقایان ناطق نوری و لاریجانی شخصیت هایی هستند که از قدیم با جریان اصلاحات رابطه داشتند و نیازی به گفت و گوی مجزا نیست.پس با کدام یک از شخصیت های جریان اصولگرا برای حل مسائل، وارد گفت و گو شده اید؟من با شخصیت های دیگری هم صحبت کرده ام. می بایست با شخصیت های نظام گفت و گو شود تا ذهنیتی که برایشان ایجاد شده، اصلاح شود. خوشبختانه همه این شخصیت ها علاقه مند هستند که مسائل کشور حل شود.واکنش ها به تلاش های شما چگونه بود؟مهم، اصل گفت و گو بوده است اما بالا ه نکاتی در ذهن این شخصیت ها هست که مطرح می کنند. من هم در خدمتشان هستم و مطالبی را می گویم. ان شاء الله این گفت و گوها در جهتی باشد که مسائل حل شود.آن گونه که از سخنانتان استنباط می کنم، تلاش برای تنش ز جناحی و تقویت تعامل جناح ها با یکدیگر، مأموریتی است که آن را جدی گرفته اید و پیگیری های منظم و هدفداری در این چارچوب انجام می دهید. این استنباط درست است؟بله، حتماً. من چنین هدفی را با جدیت دنبال می کنم. اصولا من یا کاری را به عهده نمی گیرم یا اگر پذیرفتم، تا آ پیش می روم.طرف دیگر معادله، اصلاح طلبان هستند. با آنان هم در ارتباط هستید؟این ارتباط به طور مرتب برقرار است. در این ایام به دلایل دیگری. اما غیر از این به صورت هفتگی، یا اگر طولانی شود، هر ماه یک بار با رئیس ت اصلاحات جلسه داریم و یکدیگر را ملاقات می کنیم.درباره تیم اقتصادی ت، دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاهی که معتقد است تیم فعلی تاحدودی همگن هستند و کارنامه خوبی دارند و دیدگاه دومی که می گویند همسویی لازم میان تیم اقتصادی وجود ندارد و این باعث شده کارنامه اقتصادی ت، لطمه ببیند. نظر شما چیست؟درباره تیم اقتصادی ت دو تعبیر وجود دارد. در یکی از تع ر، منظور از تیم اقتصادی ت، مقام هایی هستند که از آنان به عنوان «ستاد اقتصاد» ت یاد می شود که شامل اقتصاد، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس کل بانک مرکزی است. منظور از ان اقتصادی نیز ان نفت، نیرو، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و کشاورزی است. اما به طور کلی، تیم اقتصادی ت به معنای عملکرد این بخش ها، با هم هماهنگ عمل کرده اند. جلسات شورای اقتصاد و شورای آب با حضور من برگزار می شود. می بینم که انسجام و هماهنگی بسیاری برای پیشرفت کارها وجود دارد.اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد ...این اختلاف نظرها را نباید به اختلاف نظر ستاد اقتصادی ت تعبیرکرد. تیم اقتصادی ت به معنای مجموعه ان وزارتخانه های اقتصادی، عملکرد آنان مثبت بوده است. اما آیا این به این معنی است که در تیم ستاد اقتصادی ت یعنی سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، هیچ اختلاف نظری وجود نداشته است؟ این طور نیست. در همه دوره ها اختلاف نظر بوده است، در یکی از سال های فعالیت ت آقای خاتمی که صنایع بودم، در نخستین روزهای کاری، ایشان، من و چند عضو دیگر ت را فراخواندند و گفتند اختلافات ستاد اقتصادی ت دیگر قابل تحمل نیست. بحث ها درنهایت منجر به اصلاحاتی در ستاد اقتصادی ت شد. بنابراین، چنین اتفاقاتی طبیعی است، به این علت که این سه بخش موتور حرکت ت هستند. به این معنی که اگر در پی تحرک و تغییری در بخش مسکن هستیم، این امر فقط به مسکن منحصر نیست، بلکه تیم ستاد اقتصادی ت باید سیاست هایی را که در پیش بگیرند؛ ممکن است یکی از این سه مسئول بگوید این سیاست ها منجر به تورم می شود یا دیگری بگوید به رونق منجر می شود. بنابراین، اختلافات نظری و کارشناسی بروز می کند که گاهی رسانه ای می شود. این اختلافات در ت یازدهم در حداقل بوده است و این طور نبوده که این مسئولان رو در روی هم قرار بگیرند. و در مجموع، ثبات خوبی که در اقتصاد کشور حاکم شده است، ناشی از عملکرد همین تیم اقتصادی است.آقای برای چینش تیم اقتصادی ک نه دوازدهم به شما مأموریت داده اند؟مأموریت نداده بودند. آقای از من خواستند که پیشنهادهای خودم را به ایشان ارائه کنم.فقط از شما نظر خواستند یا از دیگران نیز نظرخواهی کرده اند؟از چند جای دیگر هم پیشنهاد خواستند. این امر هم طبیعی است زیرا مسئول تعیین ک نه و انتخاب ان به عهده شخص رئیس جمهوری است، حق هم همین است. ممکن است رئیس جمهوری به دلیل شرایط کشور، ملاحظاتی داشته باشد و تقریباً همه می دانند رئیس جمهوری باید چه ملاحظاتی را رعایت کند. رئیس جمهوری باید با ارکان نظام م کند، یا مثلاً انتخاب دادگستری باید با نظر رئیس قوه قضائیه باشد، رئیس جمهوری باید براساس شناختی که از ترکیب مجلس دارد، به چینش ک نه فکر کند و در نهایت اینکه باید برای هماهنگی ک نه هم تدبیر کند. منظور از هماهنگی ک نه این است که ممکن است سه عضو ستاد اقتصادی ک نه، هر کدام به تنهایی آدم های شاخصی باشند، اما یک تیم هماهنگ، اما مثلاً در یک موضوعی ضعیف تر، از یک تیم ناهماهنگ، اما با شخصیت های قوی تر، بازدهی به مراتب بیشتری خواهد داشت. لذا رئیس جمهوری مجبور است به هماهنگی درونی ۳۰ نفری که در هیأت ان دور یک میز می نشینند هم فکر کند. یا اینکه رئیس جمهوری به جریان های کشور هم نظر دارد که هنگام معرفی ک نه این تلقی ایجاد نشود که یک جریان به طور کامل در ت باشد و جریان دیگر به طور کامل بیرون بماند.شایعاتی درباره استعفای شما مطرح شد. بفرمایید موضوع چه بود؟تعبیر استعفا که به کار برده شد، به هیچ وجه درست نبود. به طور طبیعی ۱۲ مرداد برای همه اعضای ت پایان دوره است، در این صورت ی که ۴ سال کار کرده است، چرا باید برای ۱۰ روز استعفا بدهد؟ معلوم است که این موضوع از اصل درست نیست و برخی از پیش خود چیزهایی را مطرح می کنند.درباره سن ک نه نیز بحث هایی مطرح است و برخی از ضرورت جوانگرایی در ک نه می گویند. دیدگاه شما چیست؟ک نه یازدهم می بایست ک نه با تجربه ای می بود زیرا شرایط کشور واقعاً سخت بود. اصلا جزو ا امات انتخاب اعضای ت یازدهم بود. به عنوان مثال، باید صنعتی انتخاب می شد که از لحظه حضور در اتاق کار خود، بداند که چه تصمیمی باید بگیرد، بداند تیم کاری او چه انی هستند و چه باید د. اما اکنون شرایط کشور از ثبات برخوردار است. رئیس جمهوری هم به مردم قول دادند که به سمت جوان تر سن ک نه حرکت می کنند.همزمان با نزدیک شدن روزهای اعلام اسامی حاضران در ک نه دوازدهم، اصولگرایان می گویند اصلاح طلبان، دنبال سهم خواهی از ک نه هستند. اصلاح طلبان هم با تکذیب شدید چنین ادعایی، از فشارهای آشکار و پنهان اصولگرایان برای تأثیرگذاری بر روند چینش ک نه سخن به میان می آورند. تحت فشار بودن آقای در انتخاب اعضای ک نه را تا چه حد منطبق بر واقعیت می دانید؟ آیا حضور جریان یا جریان هایی سهم خواه از رئیس جمهوری را حس می کنید؟من احساس نمی کنم که ی از بیرون به رئیس جمهوری فشار می آورد تا کاری غیر از آنچه خودشان مد نظر دارند، انجام بدهند. انی که با شخصیت آقای آشنا هستند، می دانند که نمی توانند با این گونه فشارها مواضع و نظرات ایشان را عوض کنند. اگر ی می خواهد در تصمیم های رئیس جمهوری تأثیری داشته باشد، باید با ایشان گفت و گو و ایشان را مجاب کند. ایشان هم گوش شنوایی برای نظرات دیگران دارند اما تصمیم گیر نهایی، خودشان هستند.آقای برای جمع بندی گزینه ها و تهیه فهرست نامزدهای عضویت در ک نه از چه مکانیزمی استفاده می کنند؟ آیا کمیته های ویژه ای تشکیل داده اند؟در این دوره، کمیته ای تشکیل نشده است. اما آقای رئیس جمهوری از نظرات افراد مختلف استفاده می کنند. این افراد نیز بیشتر از درون ت هستند، ضمن اینکه تیم درون ت به طور طبیعی با افراد بیرون از ت ارتباط دارند و دیدگاه ها و نظرات را منتقل می کنند.اما از چندی قبل، شنیده می شود که کمیته های معرفی ان تشکیل شده و آنان گزینه های خود را به رئیس جمهوری ارائه می دهند تا ایشان تصمیم نهایی را اتخاذ کنند ...من از چنین چیزی خبر ندارم. شاید در بیرون از ت، ستادهای آقای جلساتی با هم داشتند و حتی فهرستی را به ایشان پیشنهاد بدهند، این ها تصمیم خودشان بوده است، اما اینکه گفته شود آقای کمیته های تخصصی برای انتخاب ان منصوب کرده باشند، صحت ندارد. اگر درست بود، من حتماً در جریان قرار می گرفتم.از دیگر نکات مرتبط با ت دوازدهم، حضور ن در ک نه است، ابتدا فرض می شد حضور ن به عنوان « » در ک نه قطعی است اما اخیراً، این فرضیه با تردیدهایی مواجه شده ...به باور من در همه سطوح مدیریتی کشور باید شرایطی فراهم کرد تا ن هم بتوانند حضور داشته باشند. در سفر اخیر به کرمانشاه این مطلب را بیان و به آن باور هم دارم که اگر شرایط برای حضور ن فراهم نشود، با مشکلات عدیده ای رو به رو خواهیم شد زیرا نمی توانیم نسبت به مطالبات نیمی از جامعه که اتفاقاً سهم شان در و میان قشر تحصیلکرده کشور رو به فزونی است، بی توجه باشیم. لذا در جلسه اخیر شورای عالی اداری تصمیم گرفتیم اگر در یک پست مدیریتی، در مقایسه، شایستگی یک مدیر زن بیشتر از یک مدیر مرد است، نباید تنها به دلیل زن بودن از حق خود محروم شود. این وضعیت زیبنده نظام نیست. به همین منظور، در این شورا تصمیم گرفتیم که نخست؛ سهم مدیریت ن ۳۰ درصد افزایش یابد، دیگر اینکه تا پایان برنامه ششم توسعه سن مدیران کشور ۸ سال کاهش یابد. سازمان امور اداری استخدامی کشور مسئولیت دارد این اه را پیگیری کند.به طور مشخص بفرمایید در ت دوازدهم « » زن خواهیم داشت؟در ک نه حتماً ن حضور خواهند داشت، هرچند ممکن است برخی جابه جا شوند اما حضور سه زن در ک نه کف مسأله است و نمی شود که در ت دوازدهم تعداد ن کمتر از ت یازدهم باشد. اما اینکه معاون رئیس جمهوری باشند یا ، باید به شرایط توجه کرد.آقای درباره رویکردهای برخی اعضای ت تعبیر «گیوه ورکشیدن» را به کار بردند که بسیار بازتاب داشت. به نظر شما منظور ایشان چه دسته از ان بودند؟آقای رئیس جمهوری این تعبیر را مشخصاً درباره ان به کار نبردند، بلکه به صورت کلی گفتند. بنابراین، این تعبیر را می توان برای فرماندار، استاندار و مدیرکل هم به کار برد.اما ارزی ناظران این بود که مخاطب این سخنان رئیس جمهوری، برخی اعضای ک نه بودند. به عنوان معاون اول رئیس جمهوری، دلیل استفاده از این تعبیر را چه می دانید؟به خاطر ندارم که در ت گزارشی در این باره داشته باشم اما در سطح مدیران تأثیرگذار تی، بودند انی که نه فقط برای انتخابات، بلکه در طول دوره فعالیت ت با سیاست های رئیس جمهوری هماهنگ نبودند. نه تنها سیاست های آنان مغایر با سیاست های ت بود، گاهی احساس می شد به زحمت می خواهند از رئیس جمهوری دفاع کنند. اگر این مدیران به طور شفاف مشخص می د که برای ستاد رقیب کار می کنند، یعنی مواضع خود را اعلام می د، اما سیاست های ت را هم دنبال می د، هیچ اشکالی نداشت. اما معنا ندارد، هم در ستاد رقیب فعال باشند و هم در مسئولیت های مهم تی حاضر باشند و سیاست های دیگری را تعقیب کنند.ناظران معتقدند برخی اعضای ت حتی در اعلام کارنامه و خدمات ت که در حوزه خودشان انجام شده، خوب عمل نکرده اند یا کوتاهی داشته اند، اما برخی دیگر نه تنها فعالیت های خود را اعلام می د، بلکه هر وقت لازم بود از کارنامه کلی ت و رئیس جمهوری هم دفاع می د. شما این تقسیم بندی ها را منطبق با واقعیت می دانید؟قطعاً برخی از ان شفاف تر، صریح تر و شجاعانه تر از دیگران از مواضع ت و رئیس جمهوری حمایت می د و برخی هم با تردیدهای بیشتری. حالا یا اهل صحبت نبودند یا روحیه شان این طور نبود یا دلایل دیگری داشتند. اکنون اظهارنظری درباره اینکه کدام یک این طور بودند و کدام نبودند، ندارم اما این مسأله قطعاً وجود دارد.در ابتدای ت یازدهم، مشکلات زیادی پیش روی شما قرار داشت. به نظر می رسد اصلی ترین مسأله ت بود ...فقط مسأله نبود؛ یک گروه در ت روی وقت گذاشت و گروه دیگر روی مسأله اقتصاد.اما به نظر می رسد حل مسائل اقتصادی هم به نوعی جدای از حل مسأله هسته ای ایران و دستی به توافق نبود.قبول ندارم، اتفاقاً در دوره ای که تحریم ها هنوز وجود داشت، ما توانستیم هم تورم را کاهش دهیم و هم رشد اقتصادی کشور را مثبت کنیم. اتفاقاً یکی از علامت هایی که به مذاکره کننده های خارجی داده شد، همین دستاوردها بود. ما نشان دادیم با مدیریت صحیح، حتی با تحریم، می توانیم کشور را به گونه ای اداره کنیم که ثبات و آرامش در کشور برقرار باشد و تورم روند کاهشی و رشد اقتصادی روند مثبت به خود بگیرد. این دستاوردها در سال ۹۳ روی میز مذاکره گذاشته شد. اما متأسفانه در داخل، دوستان منتقد ت این را قبول ن د.با توجه به این دستاوردها، اولویت ت دوازدهم تا ۱۴۰۰ چه خواهد بود؟چالش های جدی بسیاری پیش روی کشور است. ما اکنون در نقطه ای هستیم که اگر به این چالش ها بدرستی پرداخته نشود، می توانند کشور را دچار مشکل کنند. مهم ترین مسأله بیکاری است. بیکاری اکنون بسیار پیچیده شده و راه حل آن نیز مشابه راه حل های معمول گذشته نیست؛ درست است که افزایش سرمایه گذاری و تولید منجر به رفع بیکاری می شود، اما کشور باید به نقطه ای برسد که بتواند سالانه یک میلیون شغل ایجاد کند، اما اکنون اقتصاد ما این ظرفیت را ندارد و باید اقتصاد بزرگ شود. چالش های دیگر مسائلی چون محیط زیست، آب، صندوق های بازنشستگی و بانک ها هستند که این چالش ها به نقاط حساسی رسیده اند. در حوزه ها نیز با مراکز آموزشی مواجه هستیم که با شهریه اداره می شوند، اما با کاهش ورودی ها صندلی های خالی آنها زیاد و اداره شان سخت شده است، یا مسائل معیشتی فرهنگیان. مدیریت این چالش ها نیازمند یک ک نه کارآمد است، اما پیش نیاز اصلی تر این است که همگی دوران انتخابات را پشت سر بگذاریم و به سمت انسجام جدی حرکت کنیم و برای تفاهم جدی در کشور با یکدیگر گفت و گو کنیم. در این راستا باید همه نیروهای علاقه مند به نظام و ایران را جمع کنیم و کشور را در مسیری قرار دهیم که همه فکر کنند می توانند به توسعه ایران کمک کنند.