رکوردشکنی الهه احمدی ورزشکار کشورمان

گروه ت خبرگزاری فارس-حبیب ترکاشوند، رضا اعر : این روزها با بررسی فضای کشور شاهد اقدامات جسته و گریخته محمود رئیس ت های نهم و دهم و جمعی از یاران نزدیک وی هستیم که در واکنش به دستگیری دوتَن از نزدیکان خود، یعنی اسفندیار رحیم و حمید بقایی تقریبا از هیچ اقدامی برای فشار به افکار عمومی و قوه قضائیه کوتاه نیامده اند.برای بررسی و آشنایی بیشتر با اقدامات برخی از یاران از روزهای پیروزی در سوم تیرماه 1384 تا به امروز به سراغ مجتبی اعلایی معاون تشریفات و مراسم نهاد ریاست جمهوری و استاندار ایلام در ت و از نزدیکترین یاران رفتیم. او که خود با افتخار حضور در ت نهم و دهم را یک لطف الهی می داند علی رغم عُلقه قلبی، انتقاداتی هم به شخص محمود دارد. در این گفت وگو وی همزمان با طرح تفکرات اولیه گفتمان سوم تیر به بیان معضلات و علل ج اعضای فعلی « ت بهار» با بدنه انقل می پردازد.آنچه در زیر می خوانید ماحصل گفت وگوی تفصیلی 3 ساعته خبرنگاران گروه خبرگزاری فارس با مجتبی اعلایی از نزدیکان در ت های نهم و دهم است. لازم به ذکر است برخی مواضع آقای اعلایی اگر چه مورد تایید خبرگزاری فارس نیست لیکن به منظور امانتداری و با اصرار ایشان در این مصاحبه آمده است.فارس: حضرتعالی به عنوان یکی از اعضای ت نهم و افرادی که به عناصر اصلی آقای نزدیک بودید کمی در مورد تخلفات آقایان بقایی و که متأسفانه به رئیس جمهور سابق هم تسری پیدا کرده است توضیح دهید؟اعلایی: من صحبت در مورد تخلفات و فساد این افراد و به طور کل این نوع رویکرد را قبول ندارم و در آن ایراد دارم، از دلایلی که خواستم بیایم و مصاحبه کنم این بود که دیدگاه خودم را بیان کنم، ضمن آنکه اساساً با روندی که آقای طی کرده کاملاً مخالف هستم و به نفع ایشان و انقلاب نمی بینم ولی این رویکرد که ما بگردیم و حتماً ثابت کنیم که افراد فاسد هستند نیز روش قشنگی نیست آن هم افرادی در رده رئیس جمهور. اجازه دهید به سیاق خودم یک ورودی کنم و بحث جامعی را مطرح می کنم و انتقادات و نقد خود را می گویم. در بحث آقای در طرفداری و انتقاد به شدت افراط و تفریط می شود فکر می کنم رویکرد ی هم همین طور باشد که اعتدال را در برخوردها سفارش می کنند. اولین بحثی که دارم این است که ما راجع به چه ی می خواهیم صحبت کنیم که همان آقای است و ببینیم ایشان چه ی بود و دیدگاه هایش چه بوده است.*ماجرای دفترچه ای برای یادآوری من دفترچه ای در زمانی که روابط عمومی شهرداری تهران در سال 82 و 83 بودم داشتم که مطالبم را آنجا می نوشتم. بخشی از مواضع آقای در آن زمان است که از روی آن می خوانم تا بدانید اساساً دیدگاه های ایشان چه بوده است و ببینیم چه تغییراتی اتفاق افتاده است. این سخنانی که از می خوانم در تاریخ 14 دیماه 83 در نشست جامعه ی ادواری نمایندگان مجلس شورای ی است؛ ایشان در آن نشست می گوید «بیست و پنج سال از انقلاب گذشته است، این انقلاب بزرگترین دستاوردها را داشته است که صدها ساعت سخنرانی لازم دارد. عزت، استقلال، وحدت ملی، قدرت بی نظیر. برخی از دستاوردها می ارزید که انقلاب شود، پس چرا رضایت عمومی حاصل نشده است.»«از شما سؤال کنند که آیا روند را به سمت مطلوب می بینید، چرا شما جواب منفی خواهید داد. چرا این احساس نیست. ی در تمام این دوران 25 سال وظایف خود را به نحو احسن انجام داده است، آیا مردم در دفاع از انقلاب کوتاهی کرده اند؟ مردم را بهترین می دانستند، پس گیر کجاست. به نظر می رسد آنجا که ساز و کار اداره کشور قابل بحث است گیر آنجاست. این وسط سه قوه به علاوه قوای نظامی است. قوای نظامی و انتظامی که دخ ی در فرهنگ و اقتصاد نخواهند داشت. قوه قضائیه هم ابتدای به ن در این حوزه ورودی ندارد. قوه مقننه هم نمی تواند ابتدا به ن برنامه ای تنظیم کند که مسائل اقتصادی را حل کند. بیش از چهل اصل در قانون اساسی تعریف شده برای حل مسائل کشور که عمده آن در دست قوه مجریه است.»«امسال 120 هزار میلیارد بودجه ت دارد که چهار یا چهل هزار میلیارد آن متعلق به قوای دیگر و نیروهای انتظامی و نظامی است، مابقی دست ت است. ت فرهنگ ساز است و صرف نظر از فعالیت هایی که می کند رفتار آن هم فرهنگ ساز است. ریشه انقلاب نهضت انبیاء است که به و ائمه اطهار رسیده و در دوران غیبت به دست ما است. این ریشه آینده آن چیست» اینجا آقای می گوید ریشه انقلاب به و ائمه(ع) رسیده و الان هم دست ما است و ادامه می دهد «ما انقلاب کردیم که یک حکومت ی انقل توسعه یافته ب ا کنیم که مقدمه حکومت جهانی شویم. تمرین حکومت زمان(عج) است، اگر آرمان حکومت جهانی را از ما بگیرید چه می ماند. انقلاب ما مقدمه است و ما ادامه یک نهضت هستیم و مقدمه یک نهضت هستیم و بدون این طاغوتیم. ی ما چه می گفتند، برای چه چیز رفتند. اگر این را برداریم چه می ماند، آیا برای زمان نگفته اند. برای چه دنیا را پشت سر انداختید، برای چه شکنجه های را تحمل کردید. دستگاه اجرایی ما چون این آرمان را رها کرده حیران است. یک روز دنبال کره یک روز دنبال ژاپن؛ متأسفانه رسوب این تفکرات در دستگاه های اجرایی به این رسید که اصل حکومت دینی را رد د. زاویه انحراف ایجاد شد، تنها یک دوره کوتاه در زمان شهید رجایی داشتیم». *دیدگاه در سال 83 در مورد احترام به قوا و این دیدگاه از تحلیل انقلاب نسبت به قدرت قوه اجرایی کشور، احترام به قوای دیگر، در سال 83 است. دیدگاه ایشان نسبت به یک دیدگاه ریشه دار و انقل است. یک نامه ای در تاریخ 25 آذر 83 دارد. در آن مقطع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که شامل آقای لاریجانی، باهنر، ناطق نوری، ولایتی و چند نفر دیگر هستند ظاهراً جلسه ای گذاشته بودند که تصمیم گیری در مورد انتخابات داشته باشند و از آقای هم دعوت کرده بودند اما او نمی رود، لذا نامه ای به این شورا می دهد که نکاتی در آن وجود دارد. در آن نام آقای می نویسد «با عرض سلام و احترام و عطف به دعوت به سخنرانی در نشست ارزشمند بزرگواران و مسئولین محترم شورای هماهنگی نیروهای انقل به استحضار می رساند از آنجا که حدود 6 ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است و برادر کوچک شما مسئولیت سنگین اداره شهر تهران و اجرای پروژه های مهمی را برعهده دارد خوف آن دارم که حضور زودهنگام و رسمی به عرصه انتخابات و تبلیغات انتخاباتی به روند خدمتگزاری در تهران آسیب برساند، بنابراین علی رغم اشتیاق فراوان به دیدار دوستان گرانقدر از حضور در این جلسه معذورم.»در ادامه این نامه آقای می نویسد«با پشتوانه نهضت انبیاء(ع) و با رس تشکیل یک جامعه پیشرفته قدرتمند ی به عنوان مقدمه حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، این سرزمین مقدس نیازمند تحقق یک ت مکتبی است که تحول گرایی، کارآمدی و سلامت از ویژگی های اصلی آن و تواضع و خدمتگزاری در برابر مردم مؤمن، صبور و سربلند ایران عزیز راه و رسم آن باشد. این آرزوی تاریخی ملت ما است که به لطف الهی زمینه های تحقق آن آشکارا مشاهده می شود. امروز ترویج این تفکر و تبیین چنین تی به عنوان مقدمه آن امر مهم، ضروری و لازم است و همه باید با اغتنام فرصت باقی مانده تا انتخابات و درایت به انجام آن همت گمارند و با هوشمندی از انتقال رقابت های بی حاصل و ت یبی توسط بدخواهان به درون جبهه یاران انقلاب ی جلوگیری نمایند. با ارج نهادن به زحمات کلیه عزیزان و تقدیر از حسن اعتماد آن ها و با اذعان به اهمیت سرنوشت ساز انتخابات آتی ریاست جمهوری و با تأکید مجدد بر وحدت و اصولگرایی در لحظه ضرورت همه باید با همه وجود در خدمت ب ایی چنین تی باشند.» این دیدگاه های آقای است به همگرایی نیروهای داخلی مشهود بوده است. *ارتباط با شهرداری که رئیس جمهور شدمن از سال 82 تنگاتنگ با آقای کار کرده ام. در شهرداری مدیرکل روابط عمومی بودم و برنامه های ایشان دست من بود. البته وارد ستاد انتخاباتی ایشان نشدم، حتی به دوستان شهرداری سفارش که وارد فضای انتخاباتی نشوند و در آن زمان به شرکت پیام رسا که زیرمجموعه اداره کل روابط عمومی بود سپردم که اگر از ستاد آقای خدماتی خواستند فاکتور کنید و پولش را بگیرید. من از سال 62 نهاد ریاست جمهوری بودم؛ خدمت ی 6 سال، در خدمت آقای هاشمی رفسنجانی 8 سال و ت آقای خاتمی سه سال اولش را بودم که بعد به صدا و سیما رفتم و در واقع مواضع رؤسای جمهور را از نزدیک دیده ام. *خصوصیات چیست؟آقای چند خصوصیت ویژه داشتند و این را باید بدانیم ما یک سرمایه عظیمی ( ) داشتیم که این سرمایه را از ما گرفتند. ایشان در استکبارستیزی بسیار بی نظیر و شجاع بود. در اجلاس های بین المللی همراه ایشان بودم و تقریباً 18 کشور خارجی را همراه آقای رفته ام. صحنه هایی دیدم که نشان می داد او چقدر باصلابت بود و با اقتدار از دفاع و استفاده می کرد. اساساً رویکرد ایشان این بود که تمام ظرفیت های را فعال کند و اگر بخواهم در این بخش او را با ت های قبل مقایسه کنم باید بگویم که تمام ظرفیت های خارجی را فعال کرد. در هر اجلاسی مثل d8 یا شانگهای می رفت و آنجا را در جهت آرمان های انقلاب زنده می کرد. یادم می آید در اولین سال حضور در اجلاس سازمان ملل، یک جوان ایرانی مقیم که کارمند سازمان ملل بود آمد و گفت آقای اعلایی از قول ما از آقای رئیس جمهور تشکر کنید گفتم چرا، گفت من 14 سال است که کارمند سازمان ملل هستم تا حالا ندیدم یک رئیس جمهور آنقدر قشنگ، شجاع و مسئول بیاید اینجا علیه و سخنرانی کند. عین این قضیه را در برخی کشورهای ی مثل اندونزی و ما ی دیدم در ما ی وقتی می رفتیم داخل ل هتل شدیم نمایشگاهی بود که تشکیل داده بودند و تا دیدند وارد می شود دور او جمع شدند و ایشان هم نیم ساعت خونسرد ایستاد و امضاء یادگاری می داد، آ سر هم یک مرد اروپایی کاغذی به آقای برای امضاء داد، ایشان از وی پرسید که کجایی هستی، او گفت آلمانی هستم. بعد آن مرد آلمانی به گفت که آقای رئیس جمهور شما مسیرتان را ادامه دهید که مردم پشت سر شما هستند. صحنه ها از این ویژگی زیاد است. در اجلاس کشورهای ی یک هفته بعد از حمله 33 روزه به لبنان در ضیافت ناهار آقای آنقدر قوی به خارجه وقت سعودی که آنجا بود هشدار داد و گفت شما فکر نکنید از این جنگ مصون هستید اگر لبنان را بگیرد قطعاً مدینه و مکه را هم درمی نوردد. ایشان وقتی در اجلاس های بین المللی صحبت می کرد، آنقدر قوی و محکم بود که مقامات شرکت کننده بلافاصله دور ایشان جمع می شدند و ابراز احساسات و عاطفه می د، چون آن ها معمولاً خیلی ترسو هستند و از قدرت های بزرگ می ترسند، لذا استکبارستیزی یک خصوصیت بی نظیر ( ) بود. خصوصیت دیگری که را از دیگران متمایز می کرد عشق و علقه او به مردم بود. اگر بخواهم وارد این موضوع شوم یک دنیایی است و بسیار بی نظیر بود. آنقدر به مردم علاقه داشت، وقتی بیکار می شد سعی می کرد عاشقانه بخشی از نامه های مردم را بخواند و آن را عبادت می دانست.*زنی که توانست اشک شهردار را در بیاورد در شهرداری تهران که بودیم به مناطق شهری جهت دیدارهای مردمی می رفتیم. همسر شهیدی بود که خواسته غیرمنطقی داشت. این خانم عادت داشت پشت درب می آمد و چند منطقه شهرداری هم داخل اتاق آقای شد و چند بار هم ( ) به او گفت که خواسته شما غیرمنطقی و غیرقانونی است و من شهردار هستم و نمی توانم خلاف کنم. یکبار در منطقه 2 مجدداً این خانم آمد و مجدد آقای همان پاسخ را به وی دادند. خانم برگشت چیزی به شهردار وقت ( ) گفت و رفت و ما هم به همراه محل را ترک کردیم. در ماشین تلفنی صحبت می کرد و آدرس یک پرونده ای را می داد، سپس به منزل شهیدی رفتیم و مداحی هم آمده بود و مجلس خوبی بود. تقریباً همه گریه می د و هم گریه می کرد. دیدم باز هم که مجلس تمام شد آقای تلفنی صحبت می کند و گریه می کند. من فکر یکی از فامیل های ایشان مرحوم شده است. رفتم گفتم طوری شده آقای ( ) گفت «برویم منزل همان خانم! چیزی به من گفت که مرا آتش زد»، گفتم چه گفت که جواب داد «لحظه ای که می خواست از اتاق خارج شود با لحن مظلومانه و کنایه آمیز گفت رفتید؟ یعنی من بی هستم.» نمی خواست خلاف قانون کند و نه می خواست آن خانم را هم ناراحت کند، از آنجا به منزل او (آن خانم) رفتیم؛ گفت سکه هم همراه بیاورید، من چیزی همراهم نبود لذا به شهردار منطقه هم گفتم اگرسکه همراه هست بیاورد. همراه ما «حبیب کاشانی» هم آمد که با توجه به روحیه شوخ طبعی کاشانی فضا را در خانه آن خانم عوض کرد. اقای آنجا آن زن را راضی کرد و از خانه بیرون آمد. چنین آدمی را دیگر نداریم از خود هم اتفاقی دیگر نمی افتد.*بارها خدا را شکر که ما را سوار کاروانی کرد که دغدغه آنها خدمت به مردم استدر ت نهم و دهم بارها خدا را شکر که ما را سوار کاروانی کردی که دغدغه آنها خدمت به مردم است. همین الان هم علی رغم این فضاها افتخار می کنم خدا به ما توفیق داد چهار قدم در مسیر مردم برداریم البته هزاران اشتباه هم داشتیم که خدا را برای آنها استغفار می کنیم. *حس معنوی در سیدمهدی هاشمییادم است در شهرداری وقتی سیدمهدی هاشمی جلو می خواند، یک حس معنوی به من دست داده بود، بعدش گفتم خدایا شکر، ما را کجا آوردی چقدر این آدم ها خوب هستند. در سال 83 یک موضوعی(تذکری) به اقای گفتم که الان هم بر آن دیدگاه تأکید دارم وهمان هم باعث شد آقای در این چاه افتاد. از افتتاح یک پروژه در شهرداری تهران به همراه آقای و برمی گشتیم و های ریاست جمهوری بود. من به آقای گفتم آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی یک اشتباه د و مردم حذفشان د، گفت چه اشتباهی گفتم آقایان وقتی می رفتند در استان ها و جمعیت به استقبال آنها می رفت، آن رئیس جمهور حس می کرد که مردم برای او آمدند و سیاست های او را پذیرفته اند و می گویند قربان سیاست های تو بروم، در حالی که معنای حرف مردم این نیست، وقتی این حجم جمعیت به استقبال رئیس جمهور می آیند، نه اینکه آن ها سیاست های تو را پذیرفته اند.*ادامه راه هاشمی و خاتمی توسط هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی در صحبت هایشان ذکر د که مردم سیاست های ما را پذیرفته اند! یک جلسه ای زمان آقای هاشمی که معاونان وزرا با ایشان دیدار داشتند مسئولین از فشار به فقرا و مردم صحبت می د، اما آقای هاشمی گفت نگران نباشید مردم سیاست های ما را پذیرفته اند. این یک خبط بزرگ است که ی اینگونه تصور کند که اگر مردمی برای استقبال رئیس جمهور می آیند مفهومش این است که او را پذیرفته اند، همین الان هم همینطور است مردم خواسته های خودشان را که حتی امکان دارد خواسته هایشان باطل هم باشد، در بیانات یک نفر متجلی می بینند و به او رای می دهند و به استقبالش می روند. اما به ما یاد داد اینکه مردمی که دنبال ما می آیند، را می خواهند نه ما را، ما را هم به طبع می خواهند و لذا این اشتباه را رؤسای جمهور انجام دادند و بعد از انتخابات و ریاست جمهوریشان مردم آنها را کنار گذاشتند و نتوانستند دیگر وارد عرصه شوند، عین این اتفاق راجع به هم اتفاق افتاد. یکی این موضوع باعث شد به این سمت حرکت کند و یک موضوع دیگر هم فضای ساختمان سفید در ریاست جمهوری است که هر به آن فضاها می رود خیلی باید تقوایش زیاد باشد، در آن ساختمان چون همه نیازهای مردم به آنجا متمرکز می شود، همه باید به آنجا بیایند و اجازه بگیرند، باعث می شود در روحیه انسان اثر بگذارد.یکی از هایی که از دوران آقای هاشمی تا در ریاست جمهوری بود، به من گفت می خواهم دیگر به وزارتخانه ای بروم، گفتم خب خودت به وزرایی که با آنها راحت تری بگو، گفت نه من نمی توانم زیر دست باشم، چون اینجا وقتی تلفن را برمی دارم یک طرف رئیس جمهور و یک طرف است نمی توانم در وزارتخانه زیردست معاون و مدیرکل باشم. *مخالفت رئیس جمهور سابق با فردگراییفارس: به این موضوع اشاره نکردید که چطور شد آقای به این سمت و سیاقی که امروز شاهد هستیم گرایش پیدا کرد؟اعلایی: دو تای آن را گفتم، یکی تفکر اشتباه رؤسای جمهور و دوم، فضای ساختمان سفید ریاست جمهوری است. آقای یک بحثی را همیشه در شهرداری و ریاست جمهور مورد نقد داشت و ان این بود که به شدت با قبیله گرایی، فردگرایی، خویش گرایی، حزب گرایی و قوم گرایی مخالف بود و آن را مردود می دانست، اما در ت دهم به شدت در این دام افتاد. وقتی شما همه چیزت می شود یک فرد، این یعنی خویش گرایی، مسئله ای است که شما ( ) در مورد دیگران رد می کردید. فارس: می توانید مثالی برای نفی تفکر خویش گرایی و فردگرایی از سوی آقای بزنید؟ اعلایی: این موضوع در تکه کلام های آقای مستمر بود که همیشه حزب گرایی، فامیل گرایی و قبیله گرایی را رد می کرد، از این دست صحبت ها زیاد در تع رش داشت. متأسفانه ایشان هم خودش در همین دام افتاد. من بیان آقای که می گوید «آرزویم این است که خودم را فدای آقایان و بقایی کنم» را سقوط می دانم، به لحاظ معرفتی، دیدگاهی و تحلیلی خیلی سقوط است، شما در چه جایگاهی بودید (آقای ). *گردش از استکبار به لاریجانی هااساساً ایشان یک گردشی کرده است، مرد استکبارستیز شماره یک جهان که به شدت مسلمانان به ایشان تمایل داشتند و این تمایل به خاطر همان خصیصه استکبارستیزی، صراحت و شجاعتش بود، اما بعد از انتخابات 96 و از چند ماه قبلش دشمن شماره یک آقای کاملاً لاریجانی ها شدند، یعنی لاریجانی ها جای استکبارستیزی را در میدان ایشان گرفتند و جای انقلاب، دوستان انقل ، و حزب اللهی ها را آقای و بقایی گرفتند. البته نمی خواهم آقایان و بقایی را تحلیل کنم، انسان های قابل احترام و خوبی هستند، منتهی خود شما ( ) این بنیان را غلط می دانستید که ما خویش گرایی، حزب گرایی و قبیله گرایی کنیم. ما آرمان داریم و متأسفانه شما همه آنها را به هم ریختید. در این میدانی که دشمنش به جای استکبار می شود لاریجانی ها و دوستش به جای انقلاب، حزب الله و ، و بقایی می شوند، منتقدش هم من می شوم. فارس: اگر شما می گویید این آقایان و بقایی انسان های خوبی هستند، پس باید به آقای حق بدهیم که پای آنها بایستد.اعلایی: نه، من می خواهم بگویم اینها هم مثل بقیه مردم هستند، اینکه می گویم خوب هستند، نه اینکه قابل دفاع باشند، خوب بودن با قابل دفاع بودن فرق می کند، من آقای را به لحاظ اخلاقی سالم می دانم، این چیزی است که من دیدم. نکته ای که در مورد فساد مالی گفتید، باعث می شود یک خاطره ای برای شما تعریف کنم که آیا با این دیدگاه من می توانم بپذیرم آقای در وضعیت فعلی اهل فساد باشد؟ در زمان شهرداری آقای در تهران روزی از سمت ولنجک به سمت شهرداری می رفتم، از چهارراه پارک وی دیدم که کنار پل در ایستگاه تا ی غرفه های چادری زدند که باعث مشکلاتی شده بود، پنج شنبه آن هفته که ملاقات مردمی بود، از آقای محمدزاده که آن موقع معاون خدمات شهری بود سؤال که شما در چهارراه پارک وی می دانید که چادر زده اند، گفت نه، ما این کار را نکردیم، من به آقای بمانیان شهردار منطقه هم زنگ زدم، پس از پرس و جو به من زنگ زد و گفت، آقای اعلایی این برای ما نیست، اما خود آقای نامه داده است، من گفتم این حرف را نزن اگر بفهمد ناراحت می شود، گفت نه این برای پسر ( ) است و او نامه اش را آورده.چهارشنبه هفته بعد در جلسه شورای شهرداران این موضوع را به آقای گفتم، به من گفت برو بگو آن ها را جمع کنند، لذا من هم به آقای بمانیان زنگ زدم و گفتم آقای گفته آن را جمع کنید. شب هنگام زمانی که داشتم شام می خوردم در منزل، آقای شیخ ال که آن موقع رئیس دفتر بود زنگ زد و مجدداً این موضوع را پرس و جو کرد و تأکید کرد که آقای گفته است آنها را جمع کنید. فردا آقای بمانیان شهردار منطقه به من گفت ساعت یک نصفه شب خود آقای به چهارراه پارک وی آمده و به من زنگ زدند و من نیروهایم را آوردم و آن را جمع و خودش در تمام این مدت حضور داشته است. * چگونه زندگی می کندفارس: آیا واقعاً آن نامه توسط پسر آقای به شهرداری داده شده بود؟ اعلایی: حالا یک ی این کار را کرده بود. من به خانه آقای رفته ام، یک خانه تقریباً دویست متری که چهار طبقه ساخته و هر واحدش تقریباً کمی بیش از 100 متر می شود که منزل خودش است و بچه هایش در طبقات دیگر زندگی می کنند، این کل دارایی اش است، انسان نمی تواند بپذیرد که این فرد مرد فساد است. احتمال خطا و تصمیم گیری اشتباه وجود دارد.*از فساد بقایی و چیزی ندیدمفارس: منظور ما فساد آقایان و بقایی و همچنین اعتماد بیش از حد آقای به این دو نفر است. اعلایی: من چیزی ندیدم، به خصوص آقای را سالم دیدم و نمی توانم بگویم اینها دستشان کج بوده، مثلا آقای رحیمی را برای چی آنگونه برخورد د که همه موضوعش 5 میلیارد می شود آن را هم خودش استفاده نکرد، بعد بیایند و بگویند با دانه درشت ها برخورد کرده ایم، کل چیزی که از مجموعه درآوردند این موضوع(رحیمی) بوده که مصرف شخصی هم نکرده بلکه گرفته و به برخی نمایندگان مجلس داده تا هزینه کنند، البته خطا است و این را بد می دانم، اما اینکه شما آن را بردارید و دار دار کنید، چیز دیگری است، نیست. آقای در مسیری افتاد که به نظرم در این شش ماه اخیر پاسخ رد شدن در انتخابات را دارد می دهد. فارس: یعنی از نظر شما آقای شخصیتاً انسان لجبازی هستند؟ اعلایی: من نمی خواهم این واژه را به کار ببرم، ایشان در واقع دارند بر مواضع شان سماجت می کنند، در واقع دارند کاری می کنند که پاسخی بر رد شدن در شورای نگهبان باشد، چرا؟ مصداق هایی می گویم(قوه قضائیه) برای چه به خاطر آقای به آنها مصداق ها برای عد خواهی ورود پیدا نکرد؟ بعد از ت دهم، در ت یازدهم ده ها و صدها نیروی انقل را که در دوران آقای وارد سیستم شده بودند و خیلی از آنها قانونی و با آزمون وارد شده بودند، همه آنها را از ادارات و دستگاه ها و به ویژه از نهاد ریاست جمهوری بیرون د، حتی رسمی های آنها را نیز آواره د، دستگاه های دیگر نیز ی نمی توانست مطرودین و مغضوبین ت را تحویل بگیرد، نمونه این اتفاق در ت آقای بر سر بی تدبیری ها و لجبازی های آقای سعیدلو اتفاق افتاد و یک تعدادی از افراد را بیرون د و همین بلا را سرشان آوردند، آنها به دیوان عد رفتند و سه چهار ماهه حکم بازگشت گرفتند و حقوق باقیمانده خود را نیز گرفتند، اما این بیچاره های انقل ( در ت یازدهم) به همین دیوان عد مراجعه د، چند سال است دارند دوندگی می کنند، یک نفر از آنها نتوانسته برگردد و یک پاسخ مناسب از دیوان عد نگرفته است.*ظلم به 3هزار بورسیه بخاطر جذب در دوران 3 هزار نفر بورسیه وزارت علوم را که در دوره ت نهم و دهم مجوز گرفته بودند و رسماً وارد سیستم شده بودند و حتی ی هم دستور اکید پیگیری دادند، اما آب از آب تکان نخورد، حتی پاسخ آقا را ندادند، یک نفر از آنها هم کارش را درست ن د، اینها ظلم های بَیِّن است. چرا در این عرصه ها دوستان حاضر از عد خواهی دفاع کنند؟ من ی الی پس از ت دهم در جایی که آقای بر روی تبیین خط کار می کرد، کمک شان می ، آنجا آقای اصرار داشت که ما اصلا بر روی انتخابات کار نمی کنیم، به خود من گفتند بر روی تبیین خط و ی متمرکز شدم و دارم این مواضع را کار می کنم، منتهی یک مرتبه در انتخابات حاضر شدند آقای که چنین موضعی را نسبت به ما داشت، یک مرتبه همه ما دور زده شدیم و در حوزه انتخابات یک مرتبه آقای بقایی طرح شد و بعد خود ایشان هم آمد. این یعنی اینکه نه تنها به انتخابات فکر می کنند، بلکه به را ارهایی فکر می کنند که نتوانند آنها را حذف کنند، این کار برای ما اصلاً قشنگ نبود و من این را فریب خود ما می دانم.* و بقایی ابزار رئیس جمهور سابق هستندفارس: به نظر شما حضور آقای تنها برای تأیید صلاحیت گرفتن آقای بقایی بود یا نه، رویکرد دیگری هم داشت؟ اعلایی: نه فقط تأیید بقایی نبود بلکه فراتر از اینها است، من یک نکته ای را می گویم که به نظرم خودم یک حقیقت است و نمی دانم چقدر به صلاح است، خودش را فدای این دو نفر نکرد، این دو نفر را فدای خودش کرد. فارس: با چه مستنداتی این مسئله را مطرح می کنید؟اعلایی: موضع گیری ها نشان می دهد اینها ابزارند. فارس: خب این موضوع که بسیار هزینه دارد.اعلایی: بله متأسفانه. فرایند آرام اتفاق می افتد، آرام آرام انسان به خاطر نقاط منفی ای که در شخصیت وجودی اش دارد و شروع به رشد می کند باعث می شود آن فرد اساساً مواضع اش را حق بداند، می خواهم آقای را متوجه کنم که شما یک سرمایه ای بودید برای انقلاب، ولی اولین ظلم را به خودت کردی، آن نستوه دشمن شکن را پشت در مجلس آوردید تا مثلاً علیه لاریجانی ها شعار بدهد، این را تا این حد پایین آوردید، این اولین ظلم به خود شماست. شما ( ) چرا آرایش خود را به هم زدید؟ شما زمانی اینقدر بیان لطیف و عاطفی به دیگران داشته و علاقمند به کمک همه بودید، چرا یک مرتبه همه را حذف کردید و متمرکز بر روی دو نفر شدید؟ حتی ما را هم حذف کردید، دومین ظلم را به ماها کردید. آقای نیکزاد و بسیاری از افرادی که تا آ ین روزها در کنار آقای بودند و از مواضع و شخصیت شان دفاع می د، خودشان نیز تعجب د چرا با این عزیزان م ی نشده است، این کار قشنگ و زیبنده چنین شخصیتی نیست. من احساس می کنم که من فریب خوردم، حتما دوستان من هم چنین احساس می کنند که کنار خالی شده است. از این رو می گویم که ما همه فریب خوردیم، البته عذر من را نخواستند، ولی ما خودمان نرفتیم، حقوق هم نمی گرفتیم و فقط کمک می کردیم، چون ما این اقدامات خوب را در مسیر انقلاب می دانستیم و فکر می کردیم تحلیل دیگران نسبت به شخصیت آقای اشتباه است، اما الان که این حرفها را می زنم، نه اینکه مواضع دیگران درست است و یا نه اینکه قوه قضائیه خوب عمل می کند.گروهی در قوه قضائیه با انقلاب قرائت ی مخالفند، اگر بهشان بگویید انقلاب را قبول دارند می گویند بله اما در عمل...، من معتقدم قیچی ای که دارد انقلاب را می برد، یک سرش مواضع آقای است، یک سرش در قوه است، این دو با هم حرکت می کنند. فارس: مواضع اخیر آقای را تأثی ذیری از بقایی و می دانید یا مواضع خود ایشان است؟ اعلایی: نه، من فکر می کنم مواضع خود آقای است، البته نه اینکه بی تأثیر نیستند، تحلیل ها با هم هماهنگ هستند. عمدتاً تحلیل های آقای و هماهنگ تر است، چون آقای بقایی از منظر خودش می خواهد با ظلم مبارزه کند، از این منظر هم به او حق می دهم، این مسائل را به لحاظ شخصی می گویم نه به لحاظ .*نمی خواهم از آقای بقایی دفاع کنمفارس: احتمالاً شما رأی قوه قضائیه در مورد آقای بقایی را دیده اید، در بخشی که مربوط به واگذاری پول هایی از سوی قدس به او است قید شده که با اقرار صریح ذیحساب وقت نهاد ریاست جمهوری آقای جزء اسانی بوده است و دقیقاً آقای جزء اسانی پس از بازداشت موقت آقای بقایی دستگیر شد و احتمالا این اقرارها مربوط به آن زمان است. اعلایی: من نمی خواهم از آقای بقایی دفاع کنم، اما می خواهم بگویم آقای بقایی از منظر خودش دارد با ظلم مبارزه می کند، اگر من خودم جای او بودم و چنین جسارت و شجاعتی داشتم، شاید این کار را می ، اما آقای بقایی نمی داند، این بقایی؛ بقایی کوچه بازار نیست، بقایی معاون رئیس جمهور بوده است و شخصیتی در تراز بوده است و لذا باید مواضعش را محتاطانه بگیرد و حفظ باید برایش اصل باشد، حفظ را بر اصل می دانست، من می خواهم بگویم خطا اینجا اتفاق افتاده است، اینها برای اینکه به اصطلاح با ظلم مبارزه کنند، به چاهی افتادند که به نبرد طلبیده می شود. من راجع به آقایان و بقایی و موضوع فساد آنها نمی گویم چیزی نیست، بلکه می گویم من ندیدم، من نمی توانم صحبت ندیده انجام دهم. *موضع گیری مثل ون زمان شاه استفارس: آقای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اگر بخواهیم به مواضع ایشان در همین مجمع رجوع کنیم، تقریباً با سکوت همیشگی ایشان مواجه می شویم، چرا در مجمع تشخیص به ریاست آیت الله هاشمی شاهرودی که اتفاقاً آقای به ایشان علاقمند است مواضعش را مطرح نمی کند و چرا علاقه دارند مواضع خود را رسانه ای کنند؟اعلایی: من بیان شما را اینگونه عرض کنم که آقای موضع گیری که می کنند مثل موضع گیری ون زمان شاه است.ما زمانی که دانشجو بودیم، اگر در آشپزخانه عدس هم پخته نبود، بشقاب ها را به هم می ریختیم، در حالی که می خواستیم یک حرف بزنیم و عدس بهانه بود، آقای یکی از پایه های بودند، رئیس قوه مجریه بودند، با همان دیدگاهی که در ابتدا خواندم و تحلیل کرده بود که عدم درستی مملکت به همین قوه مجریه برمی گردد. اینکه چرا آقای نامه سرگشاده می دهد، معنایش این است که وقتی سرگشاده نامه می دهید، مفهومش این است که قصدم حل مشکل نیست، بلکه افکار عمومی است. اینها تبدیل می شود که بشویم یک سیاستمدار معمولی، می شویم مثل صادق زیباکلام که نه مسئولیت اجرایی دارد، نه سمتی دارد و به همه می تواند دهد. مواضع اخیر آقای مثل ونی است که هیچ گاه در دستگاه های اجرایی سمتی نداشته اند، لذا آزادند به هر ی نامه دهند و هر طور می خواهند رفتار کنند، اولین ایراد این است که مگر ما ( ت های آقای ) در قوه مجریه نبودیم و طبق تحلیل آقای ت ها مگر تأثیرات فرهنگی و اقتصادی ندارند؟ این چه معنا دارد که رؤسای جمهور ما وقتی رئیس جمهور می شوند ابتدا آن شعارهای خوب را می دهند. وقتی دوره ریاست جمهوری شان تمام می شود تبدیل به اپوزیسیون می شوند و همه چیز را تقصیر ی می اندازند و می گویند 10 الی 15 درصد کشور دست ماست، اگر 15 درصد کشور دست شما است غلط کردید به ریاست جمهوری رفتید، شما که ابتدا چیز دیگری به مردم می گفتید، همه ریاست جمهوری ها بعد از آقا را عرض می کنم، همه آنها ابتدا می گفتند مشکلات را حل می کنیم، سپس همه تبدیل به اپوزیسیون می شوند.* فکر بازگشت به قدرت یک عارضه بد استیک خصوصیت در شخصیت سیاستمداران ما است که یک عارضه بد و اپیدمی است و آن اینکه همیشه به بازگشت به قدرت فکر می کنند و اصلاً حاضر نیستند خود را پایین ببینند. نلسون ماندلا پس از این همه سال مبارزه بعد از یکی دو دوره ریاست جمهوری، خودش می گوید دیگر برایم کافی است، شخص دیگری بیاید و این مسئولیت را برعهده بگیرد. این ایراد اساسی است که هیچ کدام از سیاستمداران ما قائل به این مسئله نیستند و همیشه سعی می کنند به قدرت برگردند و یا سهمی در قدرت داشته باشند. این عارضه باعث می شود که چنین رفتار را داشته باشند. در بین نمایندگان مجلس هم چنین مسئله ای است که پس از یک یا چند دوره حضور در مجلس، اگر رأی نیاورند، در تشکیلاتی مثل حزب و نمایندگان ادواری را می سازند تا دوباره به قدرت برگردند، اگر ما این روحیه را اصلاح کنیم که آسیاب به نوبت است، توان و جوانی داشتیم، حالا باید در فضای دیگری در فعالیت کنم و حضوری در وزارت و وک نداشته باشم. اصلاً ی این باور را ندارد.همینطور که جلو می رویم، در هر عرصه انتخاباتی با گروه های جدید خودساخته مواجه می شویم، اینها همان ونی هستند که می خواهند به قدرت برگردند. فارس: علی رغم اینکه در ابتدای ت نهم شاهد بودیم دیدگاه های آقای مخالف جریان آقای هاشمی و اصلاحات بود، اما نزدیک شدن به این دو جریان را توسط آقایان و بقایی شاهد هستیم، نظر شما در این مورد چیست؟اعلایی: اگر چنین اتفاقی رخ دهد، خیلی مواضع بدتری را خواهید دید «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأیٰ أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ »اگر این مواضع اصلاح نشود و به خودمان توجه نکنیم و خود را مسئول جریانات اتفاق افتاده ندانیم، به جلو برویم اتفاقات بدتری می افتد، اینکه خود را عاقل بدانیم و همه را باطل بدانیم، تازه اول ماجرا است. *هاشمی نامه های اعتراضی مردم از کرباسچی را به خودش می دادفارس: شما صحبت از سلامت آقای بقایی و کردید، در حالی که فردی چون مهدی جهانگیری که چندی پیش بازداشت شده بود، در همین ت نهم و دهم توانست دست به اقدامات زیادی بزند که با کمک آن دو نفر بود.اعلایی: منش مدیریتی افراد متفاوت است. خود من همان موقع به این منش نقد داشتم، در زمان آقای هاشمی رفسنجانی هم همین طور. یادم است که در دوره ایشان هر نامه ای علیه کرباسچی می آمد، برای خود کرباسچی می فرستاد. بالا ه مردم پناه آورده بودند که شما (هاشمی رفسنجانی) رسیدگی کنید نه اینکه برای خود همان فرد بفرستید، این فرستادن بدون پرس وجو از آقای کرباسچی بود. اساساً منش مدیریت برخی این است که باعث می شود افرادی با روحیه آرسن لوپن از این فرصت استفاده می کنند، این مفهومش این نیست که آن مدیر فاسد است. نه، دلایل مختلف مدیریتی دارد و شاید روش شان این است که باید به ی که سرمایه و هوش دارد، میدان دهند. مفهومش این نیست که آن فرد فاسد بوده و از درونش مهدی جهانگیری بیرون آمده است. من از آقای بقایی و چیزی ندیدم. آقای همین روش باز را با هنرمندان نیز داشت، لذا نمی توانیم بگوییم حتماً این فرد، فسادی داشته است، بلکه اعتقادش این است که باید با هنرمند مدارا کنیم. فارس: آیا های فساد آقای بقایی را که توسط قوه قضائیه منتشر شده است را دیده اید؟ اعلایی: نه، من ندیده ام، چون اطلاعاتم ناقص است در مورد آن نمی توانم اظهارنظر کنم، اما می دانم در این قضیه به آقایان ( و بقایی) ظلم زیادی د. فارس: به نظر می رسد در نیروهای اولیه گفتمان سوم تیر در سال 84 نامی از آقای بقایی دیده نمی شود، چه اتفاقاتی افتاد که این فرد تا به این حد به آقای نزدیک شد و توانست مناصب مهمی را در ت نهم و دهم داشته باشد؟ اعلایی: آقای بقایی از مدیران آقای بودند. در شهرداری هم در کنار ایشان بود. آقای از همان سال آ شهرداری دیدگاه های خود را مطرح کرد. ایشان بسیار خوش فکر هستند. دیدگاه های او با دیدگاه های آقای جفت و جور شدند، لذا ارتباط این دو بزرگوار با هم عاطفی و برقرار شد. اعتماد آقای به آقای بیش از دیگران بود. این اعتماد هر چه در ت جلوتر رفتند بیشتر شد. وقتی اعتماد بیشتر شد هماهنگی برای انتصابات بیشتر شد. من از زمان آقای هاشمی رفسنجانی سیستمی را در نهاد ریاست جمهوری ایجاد تحت عنوان «سامانه مدیران ارشد» که تمام مدیران عالی رتبه از استانداران و رؤسای سازمان ها و سفرا، سازوکاری داشت که اطلاعات آنها طی فرمتی جمع آوری شود و اگر رئیس جمهور فردی را در پستی خواست منصوب کند، خودش بتواند از این سیستم انتخاب کند که متأسفانه از همان زمان آقای هاشمی یک مورد هم ی به آن مخزن رجوع نمی کند. فارس: الان بر خلاف سال 84 میانه ای با بدنه حزب اللهی جامعه ندارد. تحلیلی شما از این موضوع چیست؟اعلایی: اتفاق نامیمونی افتاده است، بدنه طرفدار آقای بچه های حزب اللهی بودند، بعضی از این بچه ها اعتقادات قوی دارند و به محض اینکه تغییر را دیدند جدا شدند، اما بعضی متأسفانه چون تحلیل های ضعیفی داشتند، از این طرف مسئله دار شدند و حتی در مقابل ی نیز گارد گرفتند. یک موضوع پیش آمد و من با یکی از افراد که هنوز با آقای ارتباط دارد تماس گرفتم و به آنها گفتم که آقای صحبتی کرده اند که می گویند هر در هر مقامی در که مردم نمی خواهندش باید کنار برود، خب سؤال می کنم این راجع به چه ی است؟ راجع به آقای لاریجانی مجلس است؟ که ایشان رأی مردم را دارد و طبق قانون انتخاب شده است. راجع به آقای است؟ که ایشان هم انتخاب شده از سوی مردم است. آقای آملی لاریجانی هم از سوی ی طبق قانون انتخاب شده است. می ماند ی، و این مخاطب شما در این بیان چه ی است؟ نکته دیگر اینکه چهار نفر اگر دفتر شما جمع می شوند نشان آن است که مردم شما را می خواهند، انتخابات این موضوع را نشان می دهد. هر آدم که نظر مخالف دارد اشکالی ندارد صبر کند و بایستد تا در انتخابات شرکت کند. آقای توسط مردم انتخاب شد، یعنی همین مردم دیگران را نپسندیدند، اگر قرار باشد بگویم مردم طرفدار من هستند، باید صندوق رأی این را نشان دهد. *مدیریت ی توانست کمک کند تا ت به آ برسداین نظر آقای که طی آن خواستار ابطال ریاست جمهوری در سال 96 شد در اوا دوره آقای نیز همین اتفاق را رقبای ایشان دنبال د. مدیریت ی توانست کمک کند تا ایشان سالم از این گذر رد شوند و ت خود را به آ برساند. چگونه می شود که انسان بیاید و این نظر را تکرار کند؟ شما ( ) هم دارید همین کار می کنید. آنها که از شما دفاع د و نگذاشتند آن اتفاق برای شما بیفتد، می بینند که شما نیز همین مواضع را گرفته اید. شما چند سال صبر می کردید و بعد می آمدید در انتخابات شرکت می کردید. را اگر ی طرفدارش است، باید در همه ابعادش بخواهد. این را می خواهم بگویم که رد مواضع صحت مواضع دیگران نیست. آقایان همه کمک د که به اینجا برسد، اصلاً این را می خواستند و دنبال همین موضوع بودند که بگویند دیدید ما راست می گفتیم، در حالی که اینطور نبود، آقای این مواضع را نداشت، اصلاً جریانی به نام جریان انحرافی وجود نداشت، بلکه آن را ساختند تا جریان را بزنند و به شدت یی ها و ی ها با این رویه موافق بودند و ما رفتیم در این زمین بازی کردیم. فارس: اما در سال های آ ت دهم حتی در شهرستان ها اگر مدیری خلاف مواضع آقای اظهارنظری می کرد ا اج می شد. اعلایی: بله من قبول دارم، این را رد نمی کنم، اما می گویم این یک جریان نیست، بلکه در ظاهر وابستگی یک رئیس جمهور به آقای بود، این رابطه بین دو شخص است و نمی توان نام جریان بر آن گذاشت. در حالی که آقای تنها یک نفر بود و این طرف و آن طرف سخنرانی می کرد. شاید خیلی از مواضعش هم غلط بود، اما جریان فکری نبود و اتفاقی هم رخ نداده بود که ایشان بگوید طرفدارانی هم پیدا کرده است، منتهی از همان ت نهم می خواستند رئیس جمهور را بزنند، متأسفانه سراغ آقای رفتند. فارس: یک بحثی در مجلس قبل مطرح بود که آقای 90 سفر خارجی رفته است که حتی وزارت امور خارجه نیز در جریان آن نبوده است، آیا چنین مسئله ای صحت دارد؟ اعلایی: در زمان من چنین اتفاقی نیفتاد، من یک سال مدیر تشریفات بودم، اصلاً از این مسائل ندیدم. این مسئله را داریم که رئیس جمهور پیام هایی می فرستد و افرادی را برای ارسال پیام تعیین می کند، شاید از این اتفاق ها افتاده باشد، اما از اینکه آقای مستقلاً رفته باشد خبر ندارم. آنقدر کار در تشریفات برای ما سخت بود، چون آقای یک نفر اضافی را اجازه نمی داد بیاید، حتی از فرودگاه برمی گرداند.فارس: اصلاح طلبان مدعی هستند در سفر آ آقای به سازمان ملل 200 نفر ایشان را همراهی می د، نظر شما در این باره چیست؟اعلایی: اولاً در این سفر من نبودم، اما اینگونه هم نبوده است. علتش این است که سفر در سطح رئیس جمهور چیزی حدود 45 نفر حداقل نیروی حفاظتی می رود، 10 الی 15 نفر خبرنگار معمولاً برده می شد، در زمان من 7 الی 8 نفر هم مقامات می رفتند، من به شما می گویم در زمان آقای هاشمی رفسنجانی سفر به چین و سنگال بالای 250 نفر آدم رفت، من مسئول تشریفات این سفرها بودم، با تمام فامیل ها و خانواده، البته در ابتدای دوران آقای خاتمی این تعداد کمتر بود، اما در اوا به همین درد دچار شد.در مورد اینکه خانواده همراه ایشان بوده، پس از چند سال ریاست جمهوری، حال در یک سفر خانمش را هم با خود برده است. در یک سفر که همسر ایشان به ما ی آمده بودند، برخلاف سفر دیگران، مانند یک مقام دارای برنامه بود و بازدیدهایی از مراکز مخصوص بانوان و خیریه داشت و تفریحی و رها نبودند. فارس: شاید این تفکر اشتباه باشد که همه مسائل این روزهای آقای مربوط به بازی در پازل آقای هاشمی و جریان اصلاحات است، اولین نفری که به صورت مستقیم با انتصاب آقای در ت دهم مقابله کرد، ی بود، مرداد 88 ی نامه ای نوشتند به آقای که ایشان را معاون اول نگذارید، این صراحت در بیان شاید قبل از این وجود نداشت. اعلایی: مطلب معظم انقلاب را ملاحظه کنید. ایشان در بیاناتشان هیچ گاه راجع به آقای حتی در این نامه وارد مواضع و رد شخصیت ایشان نشدند و یک جمله کوتاه گفتند و فرمودند که انتخاب ایشان به عنوان معاون اولی به مصلحت شما و دوستدارانتان نیست. آقا دارد هشدار می دهد که بر روی این فرد سماجت نکن، شما اگر این فرد را انتخاب کنید، بین خودت و دیگران ج ایجاد می شود. آقا نمی گوید که رد است یا قبول است. اگر یادتان باشد، زمانی که آقای را به عنوان رئیس دفتر انتخاب کرد، آقا در سخنرانی بعدی شان به آقای گفتند که اگر گفتیم ی در این مسئولیت نباشد، معنایش این نیست که از ایشان استفاده نشود. ایشان آیه قرآن را تلاوت می کنند «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا» دشمنی ی شما را وادار نکند که از عد خارج شوید.* خوبی و بدی هایی داردآن ی که این جریان را بزرگ کرد دشمن بود و ما رفتیم در آن زمین بازی کردیم. در انتهای ت دهم هم گفتم اینکه می گویند جریان انحرافی اصلا چنین چیزی وجود ندارد. آقای یک مدیر مثل خیلی از مدیرها، یک خوبی و یک بدی هایی دارد. نقد منطقی داشته باشیم یک مس?
الهه پرسونع الهه پرسوندر این مطلب از تاپ ناز بیوگرافی الهه پرسون مجری رادیو جوان را به همراه ع های جدید اینستاگرام instagram مشاهده می کنید و همچنین اطلاعاتی در مورد ازدواج و زندگی خصوصی او را می خوانید.الهه پرسون مجری جوان و خوش صدای ایرانی زاده 12 شهریور سال 1368 است و فارغ حصیل رشته ی نرم افزار است. الهه پرسون از سال 85 گویندگی را صدا و سیمای قم شروع کرد. او به مدت سه سال و از سال87 تا 90 در رادیو اراک هم به عنوان مجری و گوینده کار کرده است. او همچنین دوره هایی در باشگاه رادیویی کشور گذرانده و البته خودش هم کلاس های فن بیان دارد و شاگردانی را در حوزه مجری گری و گویندگی تربیت می کند.او در این برنامه ها گویندگی کرده استسبقت آزاد، باشگاه تعطیلات، ایرانی، برنامه گلخانه شبکه 3، خوانندگی و آواز ک نه در شبکه پویاالهه پرسون همچنین برنامه کافیه بازی را نیز در شبکه دوم سیما اجرا کرده است.او به جز مجری گردی به کار دوبله انیمیشن نیز میپردازد و به دلیل اجرای متفاوت در برنامه چهل تیکه بسیار مشهور شده است.الهه پرسونالهه پرسونع های الهه پرسون مجری زن ایرانیالهه پرسونالهه پرسونتصاویر اینستاگرام الهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونع های اینستاگرام الهه پرسون elaheh porsoonالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونالهه پرسونv
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد.به گزارش شفاف به نقل از «شرق» در ادامه نوشت: کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می کند. مجلس یکدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را بازهم افزایش داده و تازه ت را از برخی محدودیت ها معاف کرده بود. همان نمایندگان حامی، مانند این روزها، مدعی اند در جرگه مخالفان آن بودجه بوده اند و حتی پیش تر عامل رأی نیاوردن چهار شده اند؛ افرادی مانند محمدرضا باهنر.این دو اتفاق یعنی مخالفتش با بودجه و نقشش در افتادن آن وزرا را نشانه این می داند که حمایتش از رئیس ت سابق که عامل برآمدنش بود، دربست نبوده است. این در حالی است که همان مجلس در نهایت به همان بودجه ای که به ادعای باهنر با انتقاد همراه بود، رأی داد؛ آن هم درحالی که باهنر تأکید دارد محال بوده رخدادی در مجلس بدون نقش و اثرگذاری او رخ بدهد. پس شاید بتوان گفت مخالفت هایش با آن بودجه نیز چندان جدی نبوده است. باهنر گویا حرف های آن روزهای خودش را که گفته بود «هر می خواهد با این ت کار کند، باید رفتار و افکارش را با هماهنگ کند»، فراموش کرده است. این روزها که رئیس ت نهم و دهم توپخانه حمله خود را به سمت یکی از قوا نشانه رفته است، اصولگرایان ترجیح می دهند به جای تحلیل رفتار او از همان ابتدا و پذیرش مسئولیت خود در همه اتفاقات گذشته، به راحتی بگویند: « رایانه ای است که نرم افزارش را نداریم و می ترسیم به دکمه هایش دست بزنیم». اما همان است؛ یک زمانی بودن و حمایت از او برای اصولگرایان انتفاع داشت، از زمانی به بعد ضرر . آنها کاری به این ندارند که تصمیمات غلط - اقتصادی در آن هشت سال تا چه اندازه کشور را با خسران روبه رو کرده؛ در دوران ماه عسلشان، او رئیس ت مهرورز و عد محور بود. بعدا با طرح «جریان انحرافی» بهانه ای جستند تا ی را که دیگر باب میلشان رفتار نمی کرد، از دایره خودی ها بیرون کنند و حالا هم ی نباید طلبکارشان باشد!با محمدرضا باهنر درباره ی که آنها می شناختند و ی که امروز می شناسند، علت شانه خالی اصولگرایان از پذیرش مسئولیت و شریک بودن در رفتارهای ت گذشته گفت وگو کرده ایم.سؤالم را با این جمله آیت الله آملی لاریجانی آغاز می کنم. ایشان درباره گفته اند: «آ می شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوا دور شود؟». آیا اصولگرایان به تازگی متوجه شده اند که آقای دروغ هم می گوید؟ شما گفته اید که نزدیک به ٢٣ یا ٢٤ سال سابقه آشنایی و دوستی با آقای داشته اید. چه طور متوجه این خصلت آقای نشده بودید؟ آیا این خصلت یکباره در ایشان ایجاد شده است؟ تا جایی که شما جایی حتی به صداقت گفتار هم اشاره کرده بودید.فکر می کنم باید این سؤال را به شکلی دیگر پاسخ دهم. چون در کشورمان جریان های تعریف شده حزبی نداریم یا خیلی کم رنگ هستند، گروه ها، جریانی و جناحی تعریف می شوند و این یک معضل اساسی برای همه فعالان است. شما درباره صحبت آیت الله صادق لاریجانی درباره سؤال می کنید. من بخواهم ساده پاسخ بدهم، می توانم خیلی ساده بگویم چه ربطی به من دارد؟ از خود ایشان سؤال کنید.یعنی شما این وجه یا خصلت آقای را قبول ندارید؟عرض می کنم؛ یک زمانی است ما در یک مجموعه متشکل تعریف شده کار می کنیم؛ آن وقت قاعدتا باید مسئولیت کارهای همدیگر را بپذیریم؛ اما این مشکل الان برای اصلاح طلبان نیز وجود دارد. یک فردی یک زمانی اصلاح طلب بوده، بعد می رود یک گوشه ای یک حرفی می زند، آن وقت همه دوستان اصلاح طلب باید پاسخ گوی صحبت های او باشند. این یکی از معضلات و مشکلات نبود وجود احزاب تعریف شده قانونی و چارچوب دار است. در رابطه با اینکه ایشان در یک جمله چند دروغ گفته است، ١٠ تا گفته ١٢ تا گفته، کمتر گفته یا بیشتر گفته، واقعیتش این است که من احصاء نکرده ام. آیت الله آملی لاریجانی لابد احصاء کرده اند و گفته اند و خودشان هم پاسخ گو هستند. درباره شخص هم زمانی شما نظر آقایان را می پرسید، زمانی دیگر نظر من را می پرسید که آیا عوض شده یا نشده، چرا نشناخته بودیدش و ... اینها سؤالات خوبی است که من هم باید به آن پاسخ دهم و من هم کاملا موافقم اما اینکه دیگران چه اظهارنظری درباره آقای می کنند یا چه اظهارنظری درباره دیگران می کند، به علت نبود همان چارچوب، مسئولیت پاسخ گویی اش بر عهده من نیست. درباره شخص آقای من بارها گفته ام و الان هم تکرار می کنم که در نخستین سالی که ایشان رئیس جمهور شد و لایحه بودجه را به مجلس آورد، اختلاف های کارشناسی مان با ایشان شروع شد.بله شما بارها به این مسئله اشاره کرده اید ولی نکته ای که وجود دارد، این است که گاهی شما حامی سیاست های کلی اقتصادی، و فرهنگی یک نفر هستید ولی به او در برخی موارد انتقاد هم دارید. درست مثل الان اصلاح طلبان. در عین حال که به انتقاد دارند که مثلا نتوانسته به برخی مطالبات پاسخ دهد یا در مواردی کوتاه آمده ولی همچنان اعلام می کنند که حامی او هستند. آنچه شما هم درباره انتقاد از مطرح می کنید، درست مانند همین است. پس شما هم حامی ایشان شناخته می شدید؛ به ویژه آنکه در مجلس هم حضور داشتید. حتی می توان گفت که نسبت به عملکرد آن ت مسئول هم بوده اید.پس باید برگردم و تاریخچه ای را بگویم.من چند جمله از خود شما را می خواستم همین جا یادآوری کنم. شما سال ٨٤ گفته بودید « انی که می خواهند با این ت کار کنند، باید رفتارشان را با رئیس ت هماهنگ کنند» یا «من اولین ی بودم که بحث ریاست جمهوری را مطرح »، «صداقت و گفتار باعث نفوذ او در قلب های مردم شده است». شما می گویید که با نخستین بودجه مخالفت کردید ولی این جمله ها هم از شما وجود دارد.زمانی شما روند یک فرایند را می خواهید بدانید که خب آن زمان من به شما می گویم ما چه زمانی از ایشان حمایت کردیم، چه زمانی منتقد شدیم و چه زمانی فاصله گرفتیم ولی زمانی یک تک خبر یا تک جمله ای را در یک گوشه انتخاب می کنید؛ مثلا درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی هم شما اگر بگردید، در مقاطع مختلف جملات متفاوتی را از من پیدا می کنید. ما زمانی در فهرست تبلیغاتی انتخابات مجلس پنجم نوشته بودیم «اطاعت از ی و حمایت از هاشمی» یا در مجلس ششم هم همین طور. اگر سؤال شما درباره رابطه من و آقای است، من باید تاریخچه ای برای شما بگویم. سال ٨٤ که ایشان نامزد شد، من رئیس ستاد آقای لاریجانی بودم.بله، گفته اید که دور نخست به آقای لاریجانی رأی داده اید.دور دوم هم جالب است. من، هم مسئول جامعه ی ین بودم، هم قائم مقام جبهه پیروان خط و ی. در هر دو بیانیه دادیم که هر دو این افراد نقاط ضعف و مثبتی دارند و آتش به اختیار عمل شود.شما دور دوم به چه ی رأی دادید؟به آقای هاشمی فکر کنم رأی دادم. یادم نیست. سال ٨٨ را که بارها و بارها گفتم به محسن رضایی رأی دادم.مگر می شود یادتان نباشد که به چه ی رأی داده اید!یک زمانی است که آدم یک رأی دارد که یک جایی می دهد، این خیلی متفاوت است. بالا ه بنده به اندازه ٥٠ یا صد هزار نفر نفوذ رأی دارم. شما باید موضع بیرونی ما را تحلیل کنید. اینکه من روی یک کاغذ یادداشت اسم چه ی را نوشتم، هیچ فرقی نمی کند که اسم هاشمی را نوشته باشم یا را.ولی کمی عجیب است اگر به آقای هاشمی رأی داده باشید ولی چند ماه بعد آن طور از آقای تعریف و تمجید و حمایت کنید.اینها تحلیل دارد. من سال ٨٨ مطمئن بودم محسن رضایی رأی نمی آورد اما به او رأی دادم؛ چون نه را می توانستم بپذیرم و نه را اما وظیفه خودم می دانستم که در انتخابات شرکت کنم. اولین اختلاف من با آقای بر سر همان بودجه بود. من یک خاطره را برای چندمین بار تعریف کنم که در اولین سال ت آقای خاتمی من رئیس کمیسیون تلفیق مجلس پنجم بودم که بودجه را بررسی و تصویب کردیم. شب دیدم در اخبار آقای مهاجرانی گفت که قانون بودجه ای که مجلس تصویب کرده، بهتر از لایحه ای است که ما تحویل مجلس داده ایم و ما از کل مجلس به ویژه آقای محمدرضا باهنر تشکر می کنیم. من تعجب و بلافاصله تماس گرفتم با آقای مهاجرانی و گفتم من را دست انداخته اید؟ چون سابقه نداشته است. آقای مهاجرانی گفت که این نکته در ت تصویب شد و من مکلف شدم که به اسم از تو تشکر کنم. اولین بودجه آقای هم که به مجلس آمد، من و آقای احمد توکلی بودیم که بحث بیماری هلندی و ... را مطرح کردیم. ما فقط به یک نفر از ک نه نخست آقای خاتمی که مخالف ما بود، رأی ندادیم ولی در مقابل، به چهار نفر از ک نه اول رأی ندادیم. نگویید اینها همه اش هیچ چیزی نیست. اینها همه اش موضع است.با وجود اینکه می گویید ما به چهار نفر از ک نه نخست رأی ندادیم یا بر سر بودجه اول آقای به آن انتقاد کردیم اما همه اینها باعث نشد که شما در زمره مخالفان منتقد قرار بگیرید. همین الان هم قطعا خیلی از های حامی ت در مجلس انتقاداتی کارشناسی به برخی سیاست های ت دارند اما حامی سیاست های کلی ت هستند. برخی از اصولگرایان هم حتی اگر انتقادهایی به داشتند اما در کل حمایت می د.من نمی خواهم اعلام برائت کنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از ت آقای نداشتم. من از ایشان حمایت می اما می خواهم بگویم بالا ه من در مجلس یک نفوذ رأیی داشتم و استفاده که به چهار نفر از وزرای رأی ندهم؛ درحالی که مثلا به اکثریت وزرای آقای خاتمی رأی دادیم. اصلا سابقه نداشت که یک تی در همان ابتدای کار چهار نفر از وزرایش رأی نیاورند؛ حتی ت هایی که کاملا به لحاظ با مجلس مخالف بودند. من همان زمان یادم هست که گفتم حضور دو نفر ما در یک جناح یعنی من و آقای مانع از فدا منافع ملی نخواهد شد. نمونه هم می خواهید دو مورد برایتان گفتم.آقای باهنر اگر با این روند بخواهیم جلو برویم قطعا تک تک اصولگراها استدلالاتی شبیه شما خواهند آورد. در نهایت به این نتیجه می رسیم که اصلا آقای هیچ حامی اصولگرایی نداشته و مقصر همه رخدادها و اتفاقاتی که در آن هشت سال افتاد، خودش بوده و خودش!اولا آقای در سال ٨٤ نامزد جامعه اصولگرایی نبود. ما آن زمان یک جبهه پیروان خط و ی داشتیم، یک جامعه ی ین داشتیم، مؤتلفه را داشتیم. اینکه یکدفعه آقای کف خیابان توانست ١٨ میلیون رأی جمع کند، این موج را آقای خاتمی هم توانست ایجاد کند.ولی در نهایت وقتی شما متوجه این رأی کف خیابانی شدید، بعدا رفتید پشت .ولی ما برای ایشان ستاد تشکیل نداده بودیم. اینکه می گویم ممکن است هم حزبی من این کار را کرده باشد اما ما به عنوان یک تشکیلات معرفی شده نبودیم. ما با اینکه می دانستیم رأی می آورد اما از او حمایت نمی کنیم و بیانیه آتش به اختیار می دهیم، معلوم می شود که یک سری ارزش های دیگر در ذهن ما بیش از آنکه آقای در نظر داشت، وجود دارد.پس با این وصف شما دارید این سخن خودتان را تکذیب می کنید که گفته بودید شهرداری برای آقای دست گرمی است و ما او را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته ایم!نه؛ من این را گفته ام اما ببینید آن زمان آقای را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد کرده بودند که صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت ، گفت یک سری مشکلات مثل فروش نفت و ... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی رفسنجانی داشتند. نکته دوم این بود که گفتم آقای که استاندار بوده و ا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین که فوق دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشکل از است. بعد برای اینکه یک تیکه هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو که شهرداری برای دست گرمی است والا او رئیس جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی زدم که دو سال بعد رئیس جمهور است؛ فکر می حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد کند.ولی ایشان را در نظر داشتید دیگر؟ در ناصیه ایشان می دیدید؟وقتی ایشان رئیس جمهوری شد ما خیلی هم خوشحال شدیم.ولی به طور مشخص اصولگرایان زمانی با مشکل پیدا د که این ماجرای جریان انحرافی را مطرح د. یعنی از سال ٨٩ به بعد و نه بر سر شیوه اشتباه ایشان در کشورداری. من جایی با داماد آقای صحبت می ، ایشان می گفتند من هم قانع نشدم که ٧٠٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی چطور در ت پدرخانمم هزینه شد. می خواهم بگویم مواردی از این دست که حتی داماد ایشان را هم قانع نکرده یا مثلا انحلال سازمان برنامه یا ماجراجویی های ایشان در سیاست خارجی و... هیچ وقت با اعتراضات جدی شما و کل اصولگرایان روبه رو نشد.اختلافات ما از همان بودجه اول شروع شد. این به معنای این نبود که از او برگشته بودیم. البته به مرور اختلافات بیشتر شد. میزان تحقیق وتفحص ها و شکایات و نامه هایی که ما نسبت به تخلفات بودجه ای آقای داشتیم و به قوه قضائیه و دیوان محاسبات ارائه کردیم، موجود است. یا آقای حاضر نبود قانون وزارت ورزش و جوانان را اجرا کند. من معاون نظارت مجلس بودم. رئیس جمهور را که نمی شد دادگاهی کرد که چرا قانون را اجرا نمی کنی. باید راهی پیدا می . من یک نامه نوشتم به خزانه دار کل کشور و مسئول سازمان تربیت بدنی و مسئول سازمان جوانان که یک ریال تخصیص دادن بودجه به این دو سازمان خلاف قانون است و قابل تعقیب قضایی. دیگر آنجا بود که ت فهمید قضیه جدی است و از صبح که نامه را دریافت د، کات شد و بودجه تخصیص ندادند و آقای مجبور شد قانون را اجرا کند. البته اینکه می گویید جامعه اصولگراها از حمایت می کرد، مشکل حقوقی دارد. چون این کلیت یک حزب که نیستند. این مشکل را اصلاح طلبان هم دارند و بخشی هم تقصیر خود ما سیاست مداران است چون ما منافع حزب را می خواهیم اما هزینه های حزب را حاضر نیستیم بپذیریم. برای انتخابات ما هرچه خواهش، تمنا و استدلال می کردیم از نامزدها که شما رأیتان پایین است و نظرسنجی ها این را می گوید، تبعیت نمی د. می گفتیم این یعنی شما یک شرکت تشکیل دادید که رقیبتان برنده شود؛ ی گوش نمی کرد.شورای نگهبان که ظاهرا به ضرر شما کار می کرد اما در نهایت عملکردش گاهی به نفعتان می شد چون در یک حوزه یک اصلاح طلب تأیید می شد با شش اصولگرا. یک نامزد اصلاح طلب. هرچه به آن پنج نفر می گفتیم به صلاح شما نیست چون باعث تشتت آرا می شوید، گوش نمی دادند. این مشکل را هم اصلاح طلبان دارند. الان ١٤٥ نفر با لیست امید وارد مجلس شده اند اما در رأی گیری ها ١٠٣ نفر با لیست امید همراه می شوند.اگر معتقد بودید این همه تخلف داشته چرا هیچ وقت کار به استیضاح او کشیده نشد؟این سؤال خوبی است. من هنوز هم می گویم آن زمان هم می گفتم که ما در یک بار رأی به عدم کفایت ریاست جمهوری دادیم که بنی صدر بود؛ حقش بود و نوش جانش اما من آرزو می کنم تا زمانی که در قید حیات هستم، دیگر از این اصل هیچ مجلسی استفاده نکند چون خیلی هزینه های بالایی دارد. اما در عین حال نخستین سؤال از رئیس جمهوری توسط مجلس اصولگرا از شد. این را هم شما هنوز یک مورد نمی دانید؟ ممکن است شما بگویید باهنر در مجلس رأی نداشته است. خب این نظر شخصی شماست و من هم که اهل منم منم نیستم، ولی بالا ه در مجلس یک نفوذرأیی داشتم. از هر ی می خواهید بپرسید؛ از اصلاح طلبان تا اصولگرایان. یعنی باورتان این است که در مجلس چهار بیفتند و این خارج از اراده من باشد؟ واقعا باورتان این است؟ خیلی عجیب است. هیچ این تحلیل را ندارد، مگر شما داشته باشید که اشکالی هم ندارد.یعنی فکر می کنید هزینه های ابقای کمتر از برکناری اش بود؟اصلا. بعد از عزل بنی صدر می دانید چه هزینه هایی به کشور وارد شد؟ هفت تیر، هشت شهریور و ... بسیاری از آنها بعد از عزل بنی صدر بودند.الان که ماجراهای اصولگرایان و به اینجا رسیده است، پشیمان نیستید که ای کاش برای شهردارشدنش تلاش نمی کردید و عامل برآمدنش نمی شدید؟بله، من منکر این نیستم که در رشد ایشان نقش داشتیم اما یک نفر سؤال زیباتری از من کرد؛ گفت سال ٨٤ و ٨٨ چه فرقی داشت که دیگر از او حمایت نکردید؟ من گفتم که او فرقی نکرد، من اطلاعاتم درباره او بیشتر شد. روی یک کرسی ای نشست که ما او را در این کرسی تجربه نکرده بودیم.خب این به نظر شما خبط بزرگی نیست؟ ی که به قول شما ناشناخته یا کمترشناخته شده بوده را حمایت کردید تا شهردار شد و بعد هم رئیس جمهور؟ایشان اگر استاندار هاشمی نشده بود، شهردار هم نشده بود.او مدتی استاندار یک استان تازه تأسیس بوده، بعد هم برکنار شد و به کار ی اش رسید. ی ایشان را نمی شناخت. تا پیش از اینکه شهردار شود، یک فرد ناشناخته برای مردم ایران بود.ما مسائل دیگری هم داریم. اول انقلاب، حضرت آقایی به نام قطب زاده را مدیرعامل صداوسیما کرد. ما در سر قطب زاده کلی با منافقین، همدیگر را می زدیم. ما دفاع می کردیم، آنها می دادند. بعد از دو سال، قطب زاده در جریان کودتایی شد. منافقین می گفتند دیدید که دفاع می کردید؟ ما می گفتیم آن زمان درست دفاع می کردیم، الان هم که شد درست شد. الان خود من شاید ظرفیت این صندلی را داشته باشم اما فردا اگر بلایی سر ملت نازل شود و من رئیس جمهور شوم، شاید ظرفیت آن صندلی را نداشته باشم. در نظاممان اینقدر از این بالا و پایین رفتن ها بوده است. نمی خواهم بگویم خوب بوده. جاهایی باعث تأسف است.آ ین بار کی را دیدید؟ در جلسات مجمع بوده؟ صحبت و گفت وگویی هم با هم دارید؟بله، در مجمع این اوا او را بیشتر می بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. اینقدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و ... صحبت کنیم.بقیه اعضا هم همین طور؟بله، کم وبیش. البته در یکی از جلسات قبل از دستور، آقای توکلی یک اعتراضی کرد، هم بود. گفت کجا را می خواهد بزند؟ کجا دارد می رود که بحث ادامه پیدا نکرد و خود هم پاسخی نداد. ما هم خیلی موافق بودیم که بحث ادامه پیدا نکند.شما قبل از انتخابات گفته بودید که ما هنوز به نیاز داریم.فکر می کنم اسفندماه بود. من حضرت آیت الله جنتی را در یکی از جلسات مجمع تشخیص دیدم. بعد از این بود که حضرت آقا سفارش کرده بودند که آمدن به مصلحت نیست. به آقای جنتی گفتم ک دا می شود. گفت واقعا ک دا می شود؟ گفت خبر داری؟ گفتم به هیچ وجه، فقط تحلیل دارم. آیت الله جنتی خیلی تعجب کرد و گفت اگر نامزد بشود یعنی به دنبال فتنه است. یادم هست آن زمان به ی دیگر نگفتم.
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد. ۵۵آنلاین :پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد.به گزارش ایسنا، «شرق» در ادامه نوشت: کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می کند. مجلس یکدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را بازهم افزایش داده و تازه ت را از برخی محدودیت ها معاف کرده بود. همان نمایندگان حامی، مانند این روزها، مدعی اند در جرگه مخالفان آن بودجه بوده اند و حتی پیش تر عامل رأی نیاوردن چهار شده اند؛ افرادی مانند محمدرضا باهنر.این دو اتفاق یعنی مخالفتش با بودجه و نقشش در افتادن آن وزرا را نشانه این می داند که حمایتش از رئیس ت سابق که عامل برآمدنش بود، دربست نبوده است. این در حالی است که همان مجلس در نهایت به همان بودجه ای که به ادعای باهنر با انتقاد همراه بود، رأی داد؛ آن هم درحالی که باهنر تأکید دارد محال بوده رخدادی در مجلس بدون نقش و اثرگذاری او رخ بدهد. پس شاید بتوان گفت مخالفت هایش با آن بودجه نیز چندان جدی نبوده است. باهنر گویا حرف های آن روزهای خودش را که گفته بود «هر می خواهد با این ت کار کند، باید رفتار و افکارش را با هماهنگ کند»، فراموش کرده است. این روزها که رئیس ت نهم و دهم توپخانه حمله خود را به سمت یکی از قوا نشانه رفته است، اصولگرایان ترجیح می دهند به جای تحلیل رفتار او از همان ابتدا و پذیرش مسئولیت خود در همه اتفاقات گذشته، به راحتی بگویند: « رایانه ای است که نرم افزارش را نداریم و می ترسیم به دکمه هایش دست بزنیم». اما همان است؛ یک زمانی بودن و حمایت از او برای اصولگرایان انتفاع داشت، از زمانی به بعد ضرر . آنها کاری به این ندارند که تصمیمات غلط - اقتصادی در آن هشت سال تا چه اندازه کشور را با خسران روبه رو کرده؛ در دوران ماه عسلشان، او رئیس ت مهرورز و عد محور بود. بعدا با طرح «جریان انحرافی» بهانه ای جستند تا ی را که دیگر باب میلشان رفتار نمی کرد، از دایره خودی ها بیرون کنند و حالا هم ی نباید طلبکارشان باشد!با محمدرضا باهنر درباره ی که آنها می شناختند و ی که امروز می شناسند، علت شانه خالی اصولگرایان از پذیرش مسئولیت و شریک بودن در رفتارهای ت گذشته گفت وگو کرده ایم.سؤالم را با این جمله آیت الله آملی لاریجانی آغاز می کنم. ایشان درباره گفته اند: «آ می شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوا دور شود؟». آیا اصولگرایان به تازگی متوجه شده اند که آقای دروغ هم می گوید؟ شما گفته اید که نزدیک به ٢٣ یا ٢٤ سال سابقه آشنایی و دوستی با آقای داشته اید. چه طور متوجه این خصلت آقای نشده بودید؟ آیا این خصلت یکباره در ایشان ایجاد شده است؟ تا جایی که شما جایی حتی به صداقت گفتار هم اشاره کرده بودید.فکر می کنم باید این سؤال را به شکلی دیگر پاسخ دهم. چون در کشورمان جریان های تعریف شده حزبی نداریم یا خیلی کم رنگ هستند، گروه ها، جریانی و جناحی تعریف می شوند و این یک معضل اساسی برای همه فعالان است. شما درباره صحبت آیت الله صادق لاریجانی درباره سؤال می کنید. من بخواهم ساده پاسخ بدهم، می توانم خیلی ساده بگویم چه ربطی به من دارد؟ از خود ایشان سؤال کنید.یعنی شما این وجه یا خصلت آقای را قبول ندارید؟عرض می کنم؛ یک زمانی است ما در یک مجموعه متشکل تعریف شده کار می کنیم؛ آن وقت قاعدتا باید مسئولیت کارهای همدیگر را بپذیریم؛ اما این مشکل الان برای اصلاح طلبان نیز وجود دارد. یک فردی یک زمانی اصلاح طلب بوده، بعد می رود یک گوشه ای یک حرفی می زند، آن وقت همه دوستان اصلاح طلب باید پاسخ گوی صحبت های او باشند. این یکی از معضلات و مشکلات نبود وجود احزاب تعریف شده قانونی و چارچوب دار است. در رابطه با اینکه ایشان در یک جمله چند دروغ گفته است، ١٠ تا گفته ١٢ تا گفته، کمتر گفته یا بیشتر گفته، واقعیتش این است که من احصاء نکرده ام. آیت الله آملی لاریجانی لابد احصاء کرده اند و گفته اند و خودشان هم پاسخ گو هستند. درباره شخص هم زمانی شما نظر آقایان را می پرسید، زمانی دیگر نظر من را می پرسید که آیا عوض شده یا نشده، چرا نشناخته بودیدش و ... اینها سؤالات خوبی است که من هم باید به آن پاسخ دهم و من هم کاملا موافقم اما اینکه دیگران چه اظهارنظری درباره آقای می کنند یا چه اظهارنظری درباره دیگران می کند، به علت نبود همان چارچوب، مسئولیت پاسخ گویی اش بر عهده من نیست. درباره شخص آقای من بارها گفته ام و الان هم تکرار می کنم که در نخستین سالی که ایشان رئیس جمهور شد و لایحه بودجه را به مجلس آورد، اختلاف های کارشناسی مان با ایشان شروع شد.بله شما بارها به این مسئله اشاره کرده اید ولی نکته ای که وجود دارد، این است که گاهی شما حامی سیاست های کلی اقتصادی، و فرهنگی یک نفر هستید ولی به او در برخی موارد انتقاد هم دارید. درست مثل الان اصلاح طلبان. در عین حال که به انتقاد دارند که مثلا نتوانسته به برخی مطالبات پاسخ دهد یا در مواردی کوتاه آمده ولی همچنان اعلام می کنند که حامی او هستند. آنچه شما هم درباره انتقاد از مطرح می کنید، درست مانند همین است. پس شما هم حامی ایشان شناخته می شدید؛ به ویژه آنکه در مجلس هم حضور داشتید. حتی می توان گفت که نسبت به عملکرد آن ت مسئول هم بوده اید.پس باید برگردم و تاریخچه ای را بگویم.من چند جمله از خود شما را می خواستم همین جا یادآوری کنم. شما سال ٨٤ گفته بودید « انی که می خواهند با این ت کار کنند، باید رفتارشان را با رئیس ت هماهنگ کنند» یا «من اولین ی بودم که بحث ریاست جمهوری را مطرح »، «صداقت و گفتار باعث نفوذ او در قلب های مردم شده است». شما می گویید که با نخستین بودجه مخالفت کردید ولی این جمله ها هم از شما وجود دارد.زمانی شما روند یک فرایند را می خواهید بدانید که خب آن زمان من به شما می گویم ما چه زمانی از ایشان حمایت کردیم، چه زمانی منتقد شدیم و چه زمانی فاصله گرفتیم ولی زمانی یک تک خبر یا تک جمله ای را در یک گوشه انتخاب می کنید؛ مثلا درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی هم شما اگر بگردید، در مقاطع مختلف جملات متفاوتی را از من پیدا می کنید. ما زمانی در فهرست تبلیغاتی انتخابات مجلس پنجم نوشته بودیم «اطاعت از ی و حمایت از هاشمی» یا در مجلس ششم هم همین طور. اگر سؤال شما درباره رابطه من و آقای است، من باید تاریخچه ای برای شما بگویم. سال ٨٤ که ایشان نامزد شد، من رئیس ستاد آقای لاریجانی بودم.بله، گفته اید که دور نخست به آقای لاریجانی رأی داده اید.دور دوم هم جالب است. من، هم مسئول جامعه ی ین بودم، هم قائم مقام جبهه پیروان خط و ی. در هر دو بیانیه دادیم که هر دو این افراد نقاط ضعف و مثبتی دارند و آتش به اختیار عمل شود.شما دور دوم به چه ی رأی دادید؟به آقای هاشمی فکر کنم رأی دادم. یادم نیست. سال ٨٨ را که بارها و بارها گفتم به محسن رضایی رأی دادم.مگر می شود یادتان نباشد که به چه ی رأی داده اید!یک زمانی است که آدم یک رأی دارد که یک جایی می دهد، این خیلی متفاوت است. بالا ه بنده به اندازه ٥٠ یا صد هزار نفر نفوذ رأی دارم. شما باید موضع بیرونی ما را تحلیل کنید. اینکه من روی یک کاغذ یادداشت اسم چه ی را نوشتم، هیچ فرقی نمی کند که اسم هاشمی را نوشته باشم یا را.ولی کمی عجیب است اگر به آقای هاشمی رأی داده باشید ولی چند ماه بعد آن طور از آقای تعریف و تمجید و حمایت کنید.اینها تحلیل دارد. من سال ٨٨ مطمئن بودم محسن رضایی رأی نمی آورد اما به او رأی دادم؛ چون نه را می توانستم بپذیرم و نه را اما وظیفه خودم می دانستم که در انتخابات شرکت کنم. اولین اختلاف من با آقای بر سر همان بودجه بود. من یک خاطره را برای چندمین بار تعریف کنم که در اولین سال ت آقای خاتمی من رئیس کمیسیون تلفیق مجلس پنجم بودم که بودجه را بررسی و تصویب کردیم. شب دیدم در اخبار آقای مهاجرانی گفت که قانون بودجه ای که مجلس تصویب کرده، بهتر از لایحه ای است که ما تحویل مجلس داده ایم و ما از کل مجلس به ویژه آقای محمدرضا باهنر تشکر می کنیم. من تعجب و بلافاصله تماس گرفتم با آقای مهاجرانی و گفتم من را دست انداخته اید؟ چون سابقه نداشته است. آقای مهاجرانی گفت که این نکته در ت تصویب شد و من مکلف شدم که به اسم از تو تشکر کنم. اولین بودجه آقای هم که به مجلس آمد، من و آقای احمد توکلی بودیم که بحث بیماری هلندی و ... را مطرح کردیم. ما فقط به یک نفر از ک نه نخست آقای خاتمی که مخالف ما بود، رأی ندادیم ولی در مقابل، به چهار نفر از ک نه اول رأی ندادیم. نگویید اینها همه اش هیچ چیزی نیست. اینها همه اش موضع است.با وجود اینکه می گویید ما به چهار نفر از ک نه نخست رأی ندادیم یا بر سر بودجه اول آقای به آن انتقاد کردیم اما همه اینها باعث نشد که شما در زمره مخالفان منتقد قرار بگیرید. همین الان هم قطعا خیلی از های حامی ت در مجلس انتقاداتی کارشناسی به برخی سیاست های ت دارند اما حامی سیاست های کلی ت هستند. برخی از اصولگرایان هم حتی اگر انتقادهایی به داشتند اما در کل حمایت می د.من نمی خواهم اعلام برائت کنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از ت آقای نداشتم. من از ایشان حمایت می اما می خواهم بگویم بالا ه من در مجلس یک نفوذ رأیی داشتم و استفاده که به چهار نفر از وزرای رأی ندهم؛ درحالی که مثلا به اکثریت وزرای آقای خاتمی رأی دادیم. اصلا سابقه نداشت که یک تی در همان ابتدای کار چهار نفر از وزرایش رأی نیاورند؛ حتی ت هایی که کاملا به لحاظ با مجلس مخالف بودند. من همان زمان یادم هست که گفتم حضور دو نفر ما در یک جناح یعنی من و آقای مانع از فدا منافع ملی نخواهد شد. نمونه هم می خواهید دو مورد برایتان گفتم.آقای باهنر اگر با این روند بخواهیم جلو برویم قطعا تک تک اصولگراها استدلالاتی شبیه شما خواهند آورد. در نهایت به این نتیجه می رسیم که اصلا آقای هیچ حامی اصولگرایی نداشته و مقصر همه رخدادها و اتفاقاتی که در آن هشت سال افتاد، خودش بوده و خودش!اولا آقای در سال ٨٤ نامزد جامعه اصولگرایی نبود. ما آن زمان یک جبهه پیروان خط و ی داشتیم، یک جامعه ی ین داشتیم، مؤتلفه را داشتیم. اینکه یکدفعه آقای کف خیابان توانست ١٨ میلیون رأی جمع کند، این موج را آقای خاتمی هم توانست ایجاد کند.ولی در نهایت وقتی شما متوجه این رأی کف خیابانی شدید، بعدا رفتید پشت .ولی ما برای ایشان ستاد تشکیل نداده بودیم. اینکه می گویم ممکن است هم حزبی من این کار را کرده باشد اما ما به عنوان یک تشکیلات معرفی شده نبودیم. ما با اینکه می دانستیم رأی می آورد اما از او حمایت نمی کنیم و بیانیه آتش به اختیار می دهیم، معلوم می شود که یک سری ارزش های دیگر در ذهن ما بیش از آنکه آقای در نظر داشت، وجود دارد.پس با این وصف شما دارید این سخن خودتان را تکذیب می کنید که گفته بودید شهرداری برای آقای دست گرمی است و ما او را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته ایم!نه؛ من این را گفته ام اما ببینید آن زمان آقای را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد کرده بودند که صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت ، گفت یک سری مشکلات مثل فروش نفت و ... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی رفسنجانی داشتند. نکته دوم این بود که گفتم آقای که استاندار بوده و ا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین که فوق دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشکل از است. بعد برای اینکه یک تیکه هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو که شهرداری برای دست گرمی است والا او رئیس جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی زدم که دو سال بعد رئیس جمهور است؛ فکر می حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد کند.ولی ایشان را در نظر داشتید دیگر؟ در ناصیه ایشان می دیدید؟وقتی ایشان رئیس جمهوری شد ما خیلی هم خوشحال شدیم.ولی به طور مشخص اصولگرایان زمانی با مشکل پیدا د که این ماجرای جریان انحرافی را مطرح د. یعنی از سال ٨٩ به بعد و نه بر سر شیوه اشتباه ایشان در کشورداری. من جایی با داماد آقای صحبت می ، ایشان می گفتند من هم قانع نشدم که ٧٠٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی چطور در ت پدرخانمم هزینه شد. می خواهم بگویم مواردی از این دست که حتی داماد ایشان را هم قانع نکرده یا مثلا انحلال سازمان برنامه یا ماجراجویی های ایشان در سیاست خارجی و... هیچ وقت با اعتراضات جدی شما و کل اصولگرایان روبه رو نشد.اختلافات ما از همان بودجه اول شروع شد. این به معنای این نبود که از او برگشته بودیم. البته به مرور اختلافات بیشتر شد. میزان تحقیق وتفحص ها و شکایات و نامه هایی که ما نسبت به تخلفات بودجه ای آقای داشتیم و به قوه قضائیه و دیوان محاسبات ارائه کردیم، موجود است. یا آقای حاضر نبود قانون وزارت ورزش و جوانان را اجرا کند. من معاون نظارت مجلس بودم. رئیس جمهور را که نمی شد دادگاهی کرد که چرا قانون را اجرا نمی کنی. باید راهی پیدا می . من یک نامه نوشتم به خزانه دار کل کشور و مسئول سازمان تربیت بدنی و مسئول سازمان جوانان که یک ریال تخصیص دادن بودجه به این دو سازمان خلاف قانون است و قابل تعقیب قضایی. دیگر آنجا بود که ت فهمید قضیه جدی است و از صبح که نامه را دریافت د، کات شد و بودجه تخصیص ندادند و آقای مجبور شد قانون را اجرا کند. البته اینکه می گویید جامعه اصولگراها از حمایت می کرد، مشکل حقوقی دارد. چون این کلیت یک حزب که نیستند. این مشکل را اصلاح طلبان هم دارند و بخشی هم تقصیر خود ما سیاست مداران است چون ما منافع حزب را می خواهیم اما هزینه های حزب را حاضر نیستیم بپذیریم. برای انتخابات ما هرچه خواهش، تمنا و استدلال می کردیم از نامزدها که شما رأیتان پایین است و نظرسنجی ها این را می گوید، تبعیت نمی د. می گفتیم این یعنی شما یک شرکت تشکیل دادید که رقیبتان برنده شود؛ ی گوش نمی کرد.شورای نگهبان که ظاهرا به ضرر شما کار می کرد اما در نهایت عملکردش گاهی به نفعتان می شد چون در یک حوزه یک اصلاح طلب تأیید می شد با شش اصولگرا. یک نامزد اصلاح طلب. هرچه به آن پنج نفر می گفتیم به صلاح شما نیست چون باعث تشتت آرا می شوید، گوش نمی دادند. این مشکل را هم اصلاح طلبان دارند. الان ١٤٥ نفر با لیست امید وارد مجلس شده اند اما در رأی گیری ها ١٠٣ نفر با لیست امید همراه می شوند.اگر معتقد بودید این همه تخلف داشته چرا هیچ وقت کار به استیضاح او کشیده نشد؟این سؤال خوبی است. من هنوز هم می گویم آن زمان هم می گفتم که ما در یک بار رأی به عدم کفایت ریاست جمهوری دادیم که بنی صدر بود؛ حقش بود و نوش جانش اما من آرزو می کنم تا زمانی که در قید حیات هستم، دیگر از این اصل هیچ مجلسی استفاده نکند چون خیلی هزینه های بالایی دارد. اما در عین حال نخستین سؤال از رئیس جمهوری توسط مجلس اصولگرا از شد. این را هم شما هنوز یک مورد نمی دانید؟ ممکن است شما بگویید باهنر در مجلس رأی نداشته است. خب این نظر شخصی شماست و من هم که اهل منم منم نیستم، ولی بالا ه در مجلس یک نفوذرأیی داشتم. از هر ی می خواهید بپرسید؛ از اصلاح طلبان تا اصولگرایان. یعنی باورتان این است که در مجلس چهار بیفتند و این خارج از اراده من باشد؟ واقعا باورتان این است؟ خیلی عجیب است. هیچ این تحلیل را ندارد، مگر شما داشته باشید که اشکالی هم ندارد.یعنی فکر می کنید هزینه های ابقای کمتر از برکناری اش بود؟اصلا. بعد از عزل بنی صدر می دانید چه هزینه هایی به کشور وارد شد؟ هفت تیر، هشت شهریور و ... بسیاری از آنها بعد از عزل بنی صدر بودند.الان که ماجراهای اصولگرایان و به اینجا رسیده است، پشیمان نیستید که ای کاش برای شهردارشدنش تلاش نمی کردید و عامل برآمدنش نمی شدید؟بله، من منکر این نیستم که در رشد ایشان نقش داشتیم اما یک نفر سؤال زیباتری از من کرد؛ گفت سال ٨٤ و ٨٨ چه فرقی داشت که دیگر از او حمایت نکردید؟ من گفتم که او فرقی نکرد، من اطلاعاتم درباره او بیشتر شد. روی یک کرسی ای نشست که ما او را در این کرسی تجربه نکرده بودیم.خب این به نظر شما خبط بزرگی نیست؟ ی که به قول شما ناشناخته یا کمترشناخته شده بوده را حمایت کردید تا شهردار شد و بعد هم رئیس جمهور؟ایشان اگر استاندار هاشمی نشده بود، شهردار هم نشده بود.او مدتی استاندار یک استان تازه تأسیس بوده، بعد هم برکنار شد و به کار ی اش رسید. ی ایشان را نمی شناخت. تا پیش از اینکه شهردار شود، یک فرد ناشناخته برای مردم ایران بود.ما مسائل دیگری هم داریم. اول انقلاب، حضرت آقایی به نام قطب زاده را مدیرعامل صداوسیما کرد. ما در سر قطب زاده کلی با منافقین، همدیگر را می زدیم. ما دفاع می کردیم، آنها می دادند. بعد از دو سال، قطب زاده در جریان کودتایی شد. منافقین می گفتند دیدید که دفاع می کردید؟ ما می گفتیم آن زمان درست دفاع می کردیم، الان هم که شد درست شد. الان خود من شاید ظرفیت این صندلی را داشته باشم اما فردا اگر بلایی سر ملت نازل شود و من رئیس جمهور شوم، شاید ظرفیت آن صندلی را نداشته باشم. در نظاممان اینقدر از این بالا و پایین رفتن ها بوده است. نمی خواهم بگویم خوب بوده. جاهایی باعث تأسف است.آ ین بار کی را دیدید؟ در جلسات مجمع بوده؟ صحبت و گفت وگویی هم با هم دارید؟بله، در مجمع این اوا او را بیشتر می بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. اینقدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و ... صحبت کنیم.بقیه اعضا هم همین طور؟بله، کم وبیش. البته در یکی از جلسات قبل از دستور، آقای توکلی یک اعتراضی کرد، هم بود. گفت کجا را می خواهد بزند؟ کجا دارد می رود که بحث ادامه پیدا نکرد و خود هم پاسخی نداد. ما هم خیلی موافق بودیم که بحث ادامه پیدا نکند.شما قبل از انتخابات گفته بودید که ما هنوز به نیاز داریم.فکر می کنم اسفندماه بود. من حضرت آیت الله جنتی را در یکی از جلسات مجمع تشخیص دیدم. بعد از این بود که حضرت آقا سفارش کرده بودند که آمدن به مصلحت نیست. به آقای جنتی گفتم ک دا می شود. گفت واقعا ک دا می شود؟ گفت خبر داری؟ گفتم به هیچ وجه، فقط تحلیل دارم. آیت الله جنتی خیلی تعجب کرد و گفت اگر نامزد بشود یعنی به دنبال فتنه است. یادم هست آن زمان به ی دیگر نگفتم. منبع : ایسنا
مادر الهه حصاری (3)ع های الهه حصاری بازیگر 26 ساله را در کنار مادر جوانش مشاهده میک نید.ع الهه حصاری و مادرشالهه حصاری در سال 1369 بدنیا آمده است و از سال 1386 بازیگری را آغاز کرده است.الهه حصاری به تازگی با انتشار ع ی از مادرش صفحه شخصی اش را بروز کرده است.جوان بودن مادر الهه حصاری یکی از نکاتی بود که مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار گرفته است.ع و متن منتشر شده توسط الهه حصاری:*****سه زن در دنیا زیباترینندمادرم ، انعکاس تصویرش در آینه ، سایه اش
الهه حصاری در کنار مادرشع های الهه حصاری در کنار مادر جوانش!
ع های الهه حصاری در کنار مادرشالهه حصاری و مادرشتصاویر الهه حصاریع الهه حصاری و مادرش
ع الهه حصاری و مادرشع های جدید الهه حصاری و مادرش
محمود و رفقایش در سال ۹۶ دچار سرنوشت عجیبی شدند، آن ها در این سال هم ردصلاحیت شدند، هم به دادگاه رفتند و هم پایشان به زندان باز شد. البته شخص فقط دچار یکی از این سه مورد شد و در انتخابات ردصلاحیت شد. با این حال با روندی که دارد ممکن است آنچه که برای دو یار غارش یعنی و بقایی رقم خورده است، در انتظار او نیز باشد. و یارانش در هفت به گزارش امروز آنلاین، محمود که از سال ۹۲ تا ۹۶ در برابر تمام اتفاقات در کشور سکوت اختیار کرده بود در "بهار" ۹۶ به فضای کشور بازگشت. بازگشت او مثل تمام کارنامه اش پر سروصدا و چالش برانگیز بود. بازگشت او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و چند ماه بعد از در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. سیاستمداری که سال ها او را رقیب و حتی دشمن خود می دانست. حالا با درگذشت هاشمی وضعیت تازه ای برای رییس جمهور پیشین به وجود آمده بود. در سال های اوج موفقیتش هویت اش را در تقابل با آیت الله هاشمی و طیف نزدیک به او تعریف کرده بود. حالا باید در هویت خود تجدید نظر می کرد و یا آن را با شرایط تازه وفق می داد. در همین راستا او به دنبال یافتن حریف و رقیب در فضای بود تا دوگانه ای یا دوگانه های جدید را شکل دهد. از چند ماه قبل از آن با روش های خاص خود وارد فعالیت انتخاباتی شده بود. سفر های استانی پیاپی اش در سال ۹۵ های نامزدی او در انتخابات را تقویت کرده بود. اما این بار او با مخالفت علنی معظم انقلاب برای حضور در انتخابات روبه رو شد. که از این مخالفت آشکارا ناراحت بود تاکتیک جدیدی را در پیش گرفت. او در حالی که دربیانیه های مختلف اعلام کرده بود که در انتخابات نامزد نخواهد شد، همچنین از هیچ نامزدی حمایت نمی کند اما در عمل از نامزدی حمید بقایی دوست و یار غارش حمایت می کرد. آغاز ۹۶ برای با همین رویکرد بود او نقش آفرینی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ریاست جمهوری را در حرف رد می کرد، اما در عمل تلاش داشت بازیگر مهم آن باشد. در آغاز سال ۹۶ اتفاقی رخ داد که شاید نشان دهنده سالی پرهیاهو برای او ویارانش بود. فایل سخنرانی منتسب به او در مسجدی در اهواز منتشر شد که بازتاب گسترده ای یافت. در آن سخنرانی اظهاراتی تند مطرح کرد که بسیاری آن سخنان تند را علیه انقلاب دانستند. از جمله حسام الدین آشنا در توئیتر خود این جمله را به نظرسنجی گذاشت: "سخنرانی محمود در اهواز را بیشتر علیه چه ی می دانید؟ " او به عنوان پاسخ های احتمالی این سوال، سه گزینه ، انقلاب و اصولگرایان را پیشنهاد کرد. از طرف دیگر حمید ابوطالبی، معاون وقت دفتر رئیس جمهور نیز، سخنان آقای در اهواز را "ساختارشکنانه" و ضد "امنیت ملی" دانست. اما این روایت نزدیکان به ت بود، طیف دیگری از تحلیلگران و ناظران معتقد بودند که مخاطب سخنان ، است. این طیف معتقد بودند که به دنبال جایگزینی برای آیت الله هاشمی است تا با تقابل با او هویت اش را تدام دهد. به هر صورت این آغاز فعالیت پرتنش و جنجالی در سال ۹۶ بود. و یارانش در هفت دوم؛ انتخابات و رای باطلهاستارت جنجالی در اهواز نشان دهنده ورود او به فاز جدیدی از فعالیت است. این فاز جدید ۲۳ فروردین ماه رونمایی شد. یعنی روزی که او به همراه حمید بقایی و اسفندیار رحیم به وزارت کشور رفت و در کمال ناباوری به همراه حمید بقایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد.آنها با شعار "زنده باد بهار" وارد انتخابات شدند. بسیاری از تحلیلگران این اقدام را انتحار خواندند، ولی ظاهرا تحلیل او و یارانش این بود که از بین او و بقایی حداقل یک نفر تائید صلاحیت می شود. به نوعی تصور می کرد که با نامزدی خودش در انتخابات، شورای نگهبان فقط می تواند فقط یک نفر؛ یا او و یا بقایی را ردصلاحیت کند. احتمالا او و همراهانش معتقد بودند که نظام نمی تواند ریسک رد صلاحیت هردو را قبول کند. اما در عمل اتفاق دیگری رخ داد. و بقایی هر دو ردصلاحیت شدند. بسیاری تصور می د با این ردصلاحیت دست به افشاگری خواهد زد. اما او کاری نکرد و سعی کرد که با پذیرش این اتفاق در بازی بماند. با این حال علاقمندان به او تلاش د که بر گفتمان عدم شرکت و یا تحریم انتخابات حرکت کنند. در روز انتخابات نیز محمود و حمید بقایی در ساعات پایانی رای گیری به یکی از شعب اخذ رای رفتند و رای خود را به صندوق انداختند. حداقل در مورد حمید بقایی با اطمینان می توان گفت رای باطل به صندوق انداخت. او برگه رای اش را مقابل دوربین ها به نمایش گذاشت. برگه ای که نام محمود در آن نوشته شده بود. و یارانش در هفت سوم؛ فعالیت گسترده رسانه ای علیه ت وقوه قضائیهپس از پیروزی ، و رفقایش وارد فاز تبلیغات رسانه ای گسترده شدند. تبلغاتی که ابتدا با این بهانه آغاز شد که ت بار ها در سال های اخیر علیه ت سخن گفته است، حالا زمان پاسخگویی به آن ادعاهاست.محمود شخصا دست به انتشار ویدئو ها و گزارش هایی با عنوان عملکرد ت های نهم و دهم زد. این گزارش ها آرام آرام وارد فاز های دیگری نیز شد و از گزارش عملکرد خارج و به گزارش نقد عملکرد ت و دستگاه های دیگر بدل شد. در همین راستا حمید بقایی نیز همگام با فعالیت های رسانه ای خود را افزایش داد. به گونه ای که او نیز به نقد عملکرد ت و انتقاد از قوه قضائیه پرداخت. اظهارات و ادعا های مختلفی از سوی و رفقایش در این فاز از فعالیت های رسانی ایشان صورت گرفت که واکنش هایی از سوی ت و قوای دیگر در پی داشت. این مرحله در واقع ورود و همراهانش به فاز دو گانه سازی جدید بعد از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. و یارانش در هفت چهارم؛ فرقه زنبیله و بست نشینیدر پاییز ماجرا شکل تازه ای به خود گرفت. پرونده های قضایی برخی از یاران از جمله حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء اسانی (ذی حساب نهاد ریاست جمهوری در ت دهم) وارد مرحله حساس شد. حمید بقایی در یکی از جلسات دادگاه در مهرماه با زنبیل قرمز به دادگاه رفت. زنبیلی که به ادعای بقایی اسناد مهمی در آن قرار داشت. این اقدام بقایی بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت و پس از آن اصولگرایان از و یارانش با عنوان "فرقه زنبیلیه" یاد می د. روند پرونده یاران در دادگاه به نفع این افراد نبود، همین وضعیت باعث شد که این سه نفرآبان ماه در اقدامی نادر به نشانه اعتراض در حرم عبدالعظیم حسنی تحصن کنند. محمود هم در جمع تحصن کنندگان حاضر شد و با قاطعیت از اقدام آن ها حمایت کرد. او علیه قوه قضائیه و برادران لاریجانی سخن گفت. بست نشینی یاران با حاشیه هایی همراه بود از جمله در یک مورد عده ای از منتقدان آن ها در حرم عبدالعظیم با بست نشینان درگیر شدند. و یارانش در هفت پنجم؛ تقابل با لاریجانی ها و تذکر انقلابپس از این ماجرا حکم حمید بقایی صادر شد او مدعی شد به ۶۳ سال زندان محکوم شده است. همزمان با صدور حکم بقایی با انتشار نامه ای با الفاظ بسیار تندی به آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضائیه حمله کرد و مدعی شد او "فاقد مشروعیت" است. او ۴۸ ساعت به رییس قوه قضائیه مهلت داد استعفا دهد. اتفاقی که رخ ندهد و پس از پایان ضرب الاجل ۴۸ ساعته نیز کاری نکرد.با اوج گیری اختلافات معظم انقلاب در اظهار نظری گفتند: «نمی شود که انسان یک دهه همه کاره کشور باشد، بعد یک دهه بعدی تبدیل شود به مخالف خوان کشور. بنده ای که امکانات در اختیارم هست نمی توانم مدعی باشم، من باید پاسخگو باشم که با این امکانات چه کرده ام.» قاعدتا یکی از مخاطبان بیان ی محمود بود. با این حال او از مواضع خود عقب نشینی نکرد و در دی ماه با انتشار نامه ه ای ده ها ایراد رفتاری و ساختاری به عملکرد قوه قضائیه گرفت. ششم؛ سکوت در قبال اعتراض های دی ماه و درخواست برگزاری انتخابات در زمستان مخاطب خود را تغییر داد. او در تابستان با مردم سخن گفت، در پاییز به قوای سه گانه حمله کرد در زمستان مخاطب خود را ی قرارداد و با نگارش نامه هایی درخواست هایی مطرح کرد. دوم اسفند ماه در نامه ای به انقلاب از ایشان خواست که انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری و مجلس شورای ی به صورت آزاد و بدون دخ شورای نگهبان و نهاد های نظامی برگزار شود و از طرف دیگر رییس قوه قضائیه نیز برکنار گردد. او از ی درخواست کرد اصلاحات در ارگان ها و نهاد های مختلف به ویژه دفتر ی صورت گیرد.این اتفاق پیش از ناآرامی ها و اعتراضات گسترده در دی ماه بود. او و یارانش در اوج اعتراضات سکوت اختیار د. پیش از آن نیز در نامه ای به ی از رییس قوه قضائیه انتقاد کرده بود. نامه واکنش های فراوانی را برانگیخت که جنجالی ترین آن پاسخ عباسعلی کدخ سخنگوی شورای نگهبان بود. کدخ را متهم به تلاش برای ی انتخابات در سال ۸۸ کرد. کدخ در کانال تلگرام خود نوشته که روز ۲۵ داد ۱۳۸۸ در دفتر ریاست جمهوری از او پرسیده چرا شورای نگهبان "نتیجه انتخابات را اعلام نمی کند." منظور ، تائید صحت انتخابات بوده است. سخنگوی شورای نگهبان نوشت "اصرار" کرده که نتیجه انتخابات زودتر اعلام شود و او "مقاومت" کرده و گفته است "تا زمانی که شکایات رسیدگی نشود، امکان اعلام صحت انتخابات نیست. " کدخ تاکید کرد: "حالا باید دید چه انی دنبال ی انتخابات بودند؟ شورای نگهبان و یا ی در وت مقام اجرایی. " و یارانش در هفت هفتم؛ یاران در زنداناما آ ین موقعیت محمود و یارانش در یک هفته اخیر رقم خورده است. ۲۲ اسفند دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که حمید بقایی، برای اجرای حکم خود به زندان منتقل شده است. براساس گزارش ها بقایی به پانزده سال حبس، ۴۳ میلیارد تومان جزای نقدی و شلاق محکوم شده است. رسانه های نزدیک به می گویند بقایی به محض انتقال به زندان اعتصاب غذا کرده است.محمود در واکنش به زندانی شدن بقایی باز هم به تندی به قوه قضائیه حمله کرد؛ و از بقایی به عنوان "فرزندی پاک، مومن، فداکار و انقل " یاد کرد و روند دادرسی را "نمایش سخیف" خواند. اتهامات بقایی مالی و پاسداران از جمله شاکیان بقایی بوده است. پس از آن در نامه ای به سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس از او خواست "شریک ظلم" نشود. همچنین نامه ای نیز به قاضی تجدید نظر بقایی نوشت. اما واکنش اسفندیار رحیم که رسانه های اصولگرا او را جریان انحرافی می خوانند در نوع خود عجیب بود. روز پنج شنبه با حضور در مقابل سفارت انگلیس حکم دادگاه برای بقایی را به آتش کشید. پس از این اتفاق شب گذشته نیز با دستور قاضی بازپرس برای "انجام تحقیقات" بازداشت شد. ، در واکنش با انتشار اطلاعیه ای گفت که مسئولیت سلامت برعهده مقام های قضایی است و باید هرچه زودتر آزاد شود. این بود سرنوشت و یارانش در سال ۹۶٫ او حالا آینده مبهمی دارد، سال ۹۵ در روز های آ سال او نوید آمدن بهار را می داد حالا در پایان سال ۹۶ که یاران بهاری اش در زندان به سر می برند به چه می شید و در انتظار چه چیزی است؟ آیا باید منتظر بود که در سال ۹۷ با سرنوشتی مشابه سرنوشت یارانش روبه رو شود؟ باید دید حرکت بعدی او چیست؟منبع: fararu.com
گروه - رجانیوز: حجت ال میرتاج الدینی در دوره های هفتم و هشتم مجلس شورای ی به عنوان مردم آذرشهر، اسکو و تبریز در خانه ملت حضور یافت و پیش از آن هم رئیس سازمان تبلیغات ی شهر تبریز بوده است. وی که در ت دهم، معاونت پارلمانی ک نه را بر عهده داشته، انتقادات زیادی را نسبت به رفتارهای اخیر وارد دانسته و معتقد است که مردم با ی عهد اخوت نبسته اند و هر ی از انقلاب فاصله بگیرد، آنها نیز از او فاصله خواهند گرفت؛ این طور نیست که اگر ی را مدتی قبول داشته اند، برای همیشه او را بپذیرند.
در ادامه بخشی از گفتگوی خواندنی این عضو ت دهم با باشگاه خبرنگاران جوان را می خوانید که طی آن میرتاج الدینی، ضمن بیان ناگفته هایی از دوران حضور در ک نه ، مواردی از بی اعتنایی های رئیس جمهور سابق به قانون را برشمرده است:
با وجود اینکه دو دوره مجلس بوده اید اما در سابقه شما، معاونت پارلمانی ت دهم پر رنگ تر است. چگونه وارد ت دهم شدید و نمایندگی را رها کردید؟
اینکه عده ای از نمایندگان، از مجلس به ت می روند، امری مرسوم و در همه دوره ها این چنین بوده است. در آن دوره هم بنده و آقای حاجی بابایی به ت رفتیم؛ معمولا حضور در ت فرصت جدیدی برای خدمت به جامعه را فراهم می کند و از نظر ابعاد کاری و اجرایی، گسترده تر از دوره نمایندگی است. در نیمه راه مجلس هشتم، پیشنهاد حضور در ت به من داده شد. آن موقع اولین سوال برای خودم این بود که با توجه به بودنم، نظر مردم درباره رفتنم به ت چیست؟ عده ای بر این نکته تاکید د که مردم علاقمندند یک نفر از شهرشان و یا استانشان در ت حضور داشته باشد؛ حتی برخی به من گفتند اگر به ت بروم، همچنان مردم هستم چرا که ت و مجلس همه خادم مردم هستند و جدای از آنان نیستند. افراد زیادی در حوزه انتخ ه و برخی علما، حضور در ت را برایم فرصتی دانستند تا بتوانم خدمت بیشتری کنم. وقتی از ت به مجلس رفتم از مجلس فاصله نگرفتم، ت در مجلس بودم و کارهای نمایندگی را رها نکرده بودم. حتی دفترم را در تبریز حفظ و در خود ت هم مُعین استان آذربایجان شرقی شدم.
پیشنهاد معاونت پارلمانی چگونه با شما مطرح شد؟
پس از انتخابات سال 88، در سفر به نیویورک که 8 نفر از نمایندگان مجلس از جمله بنده همراه رئیس جمهور بودیم در حین سفر درباره تعامل بهتر مجلس و ت صحبت هایی با رئیس جمهور شد، پس از بازگشت، مدتی از این مسئله گذشته بود که از دفتر رئیس جمهور با بنده تماس گرفتند و گفتند، آقای با شما کار دارد. به یاد دارم آن روز بعدازظهر بود که به نهاد ریاست جمهوری رفتم. آقای پیشنهاد معاونت پارلمانی را داد و دو هفته بعد به پیشنهادشان پاسخ دادم.
چرا دو هفته بعد؟
در این دو هفته م هایی انجام دادم. عده ای هم نگران بودند و می گفتند اگر به ت بروید، معلوم نیست که چقدر بمانی! مثلا روزی که نمایندگان به استعفای من رای دادند، باهنر به شوخی به گفت میرتاج الدینی را که از مجلس بردید شش ماه بعد عزلش نکنید!
فضای آن روزهای مجلس و ت چگونه بود؟
در آن دوره حساسیت خاصی درباره ارتباط مجلس و ت وجود داشت. در آن دوره اولین بار سوال از رئیس جمهور مطرح شد همچنین بحث هدفمندی یارانه ها که بسیار مهم بود در آن دوره مطرح شد. حتی ادغام چند وزارتخانه و برنامه پنجم را هم داشتیم. در مجموع دوره پرکاری بود و مباحث جنجالی بسیاری هم داشت.
رابطه شما در ت با آقای چگونه بود؟
رابطه کاری بود. سعی می روابط فی م ن دو قوه یعنی مجلس و ت را تا آنجا که می توانم، سازنده و مثبت کنم. بنده معتقدم که اگر دستگاه های اجرایی و قوای سه گانه با هم هماهنگ باشند و تعامل درستی داشته باشند، مشکلات مردم حل می شود. هر چه قوا در تعارض با هم باشند، دودش به چشم مردم می رود. این رس را برای خودم احساس می که باید تعامل میان مجلس و ت را بهبود ببخشم.
آیا به طور مشخص مواردی از اختلاف ت و مجلس وقت را به یاد دارید؟
بله؛ بحث های کارشناسی مطرح بود. مواقعی هم بود که ت و مجلس نظرات مختلفی نسبت به موضوعات خاص همچون انتصاب ها در ت داشتند. یکی از موارد اختلاف برانگیز، انتصاب های آقای بود که مجلس نسبت به آن حساس می شد و اعتراض می کرد. اگر این حساسیت ها در مورد وزرا بود، سعی می با آنها صحبت کنم تا حساسیت ها را کاهش دهند، حتی چندین مورد استیضاح هم پیش آمد. حتی موارد را با خود آقای مطرح می ؛ به یاد دارم در انتصاب یکی از معاونان وزارت خارجه، مجلس حساس شده بود و اعتراض د، وقت آقای صالحی بود، زمانی که می خواستند معاون را معارفه کنند به وی زنگ زدم و گفتم مجلس حساس است این معارفه را انجام ندهید. صالحی گفت باید با رئیس جمهور صحبت کنیم و صالحی با صحبت کرد و از دفتر رئیس جمهور با من تماس گرفتند و خود رئیس جمهور پشت خط آمد ابراز ناراحتی کرد و گفت من یک معاون انتخاب ، مجلس چرا دخ می کند. شما چرا گفتید، معارفه انجام نشود! من به جو داخل مجلس را منع .در همه دوره ها رابطه میان مجلس و ت از دو جهت قابل بررسی است. یکی رابطه شخص رئیس مجلس با رئیس جمهور و دیگری همفکری نمایندگان با ت است. در هر دوره ای که روسای مجلس و ت رابطه خوبی داشته باشند، هماهنگی میان ت و مجلس هم بهتر انجام می شود. در عین حال نمایندگان چون هر کدام یک فرد هستند، شخصیت حقیقی دارند و بیشتر به صورت انفرادی بروز و ظهور دارند و گاهی این تعامل هم به رفتار خود نمایندگان برمی گردد. مثلا در استیضاح سه ت آقای دیدیم که برخی سردمداران استیضاح، افرادی همچون آقای تاجگردون از فرا یون امید و حامیان ت بودند.
باید بگویم که در اوایل تعامل و ارتباط ت دهم و مجلس وقت خوب بود. ما در این دوره برنامه پنجم را تصویب کردیم، 7 وزارتخانه هم ادغام شدند و تعامل خوبی برقرار بود. مثلا در ت اصلاحات بنا بود که یک وزارتخانه را کم کنند اما چهار، پنج سال گذشت و نتوانستند این کار را انجام دهند اما ما در آن دوره 7 وزارتخانه را در 3 وزارتخانه ادغام کردیم. بحث اقتصادی مهم یعنی هدفمندی یارانه ها را داشتیم. این طرح بیست ساله شده بود و در همه دوره ها، درباره آن صحبت کرده بودند اما کار پیش نرفته بود ولی با تعامل بین مجلس و ت قانون آن تصویب شد البته برای اجرایش چالش هایی داشتیم.
چه چالش هایی؟
برای روشن شدن پاسخ مثالی می زنم، بعد از آنکه قانون هدفمندی تصویب شد، باید ت آن را برای اجرایی شدن در برنامه بودجه ذکر می کرد تا مجلس دوباره در لایحه آن را تصویب کند. آنچه ت در لایحه آورده بود، مورد پذیرش مجلس واقع نشد. ت برای اجرای هدفمندی 40 هزار میلیارد تومان پول لازم داشت و مجلس با نصف این مبلغ موافقت کرده بود، در جلسات غیر علنی در این باره گفت وگو و مذاکره کردیم. آقای و اقتصاد هم در جلسه غیر علنی حضور یافتند و چند ساعت بحث شد و ت استدلال هایش را مطرح کرد، در آن جلسه ما امیدوار شدیم که مجلس استدلال ها را می پذیرد، بعد در یک جلسه علنی دوباره بحث شد اما مجلس نپذیرفت یعنی عملا اجرای هدفمندی یارانه ها به بن بست رسید.هفته دوم تعطیلات عید بنا بر تماسی از طرف دفتر رئیس جمهور وقت به نهاد ریاست جمهوری رفتم. آقای در مورد هدفمندی یارانه ها دو نامه نوشته بود. یکی خطاب به ی و دیگری هم به آقای لاریجانی رئیس مجلس. مضمون هر دو نامه این بود که با مصوبه مجلس، قادر به اجرای هدفمندی نیستیم. نامه آقای لاریجانی را من آوردم و آقای لاریجانی نامه را خواند. به وی گفتم این مسئله عمومی است و قانونِ آن را مجلس تصویب کرده و در اجرایش هم باید کمک کند، ت دست نیاز به سوی شما دراز کرده است اگر کمک کنید این موضوع حل می شود. آقای لاریجانی گفت، پیشنهاد شما چیست، گفتم کمیته ای مشترک تشکیل دهیم و راه حلی پیدا کنیم. آقای لاریجانی دستور تشکیل کمیته مشترک را داد و از طرف مجلس آقای باهنر، ابوتر فرد و عبداللهی و از ت هم چند نفر در کمیته حضور یافتند چندین جلسه مشترک تشکیل شد و راه حلی یافتیم. یعنی میان مجلس و ت تعامل های اینچنینی هم بود. ولی از آن طرف هم حاشیه هایی در ت ایجاد می شد مثلا قضیه آقای ملک زاد، مرتضوی و ... تعارض میان این دو قوه را بیشتر کرد.
مشخصا رابطه آقایان و لاریجانی به چه صورت بود؟
اوایل رسمی و محترمانه بود و همکاری هم داشتند ولی در اوا ت دهم تعارض میانشان بیشتر شده بود.
بعد از معاونت پارلمانی، معاون رییس جمهور در اجرای قانون اساسی شُدید. چرا از معاونت پارلمانی تغییر کردید؟ این معاونت رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی برای چه بود؟
علت تغییر بنده از معاونت پارلمانی خیلی معلوم نشد. تغییراتی در چند معاونت ایجاد و معاونت جدید تحت عنوان معاون اجرایی قانون اساسی ایجاد د و مسئولیتش را به اینجانب دادند. در واقع روسای جمهور معمولا از دوره دوم خود، توجه شان به قانون اساسی بیشتر می شود. آن موقع هم آقای رئیس جمهور توجهش به قانون اساسی بیشتر شده بود و دنبال این بود که قانون اساسی را در قوای دیگر پیگیری کند. مثلا اینکه مجلس و قوه قضائیه تا چه حد به قانون اساسی عمل می کنند البته آقای مدعی بود که خودمان به قانون اساسی عمل می کنیم.
مواردی پیش می آمد و گاهی شخص رئیس جمهور به مصوبات مجلس اعتراض داشت و آنجایی که اعتراض داشت، امضا نمی کرد. وقتی هم که رئیس جمهور امضا نکند، قانون گفته است که رئیس مجلس می تواند، خودش مصوبات را ابلاغ کند. آقای اعتقاد داشت که مجلس در قالب قانونگذاری در حیطه کاری ت دخ می کند حتی برای این مواردی را برشمرد و نامه ای هم به ی نوشت. ی این نامه را به شورای نگهبان ارجاع دادند. برای حل این موضوع آن زمان مجموعا 18 جلسه چهار جانبه با حضور ت، مجلس، شورای نگهبان و نمایندگانی از بیت ی به ریاست آیت الله جنتی تشکیل شد. در آن جلسات آقایان باهنر، ابوتر و توکلی از طرف مجلس و خانم بداغی، بنده و آقای عزیزی از طرف ت حضور یافتیم؛ بعد هم که شورای عالی حل اختلاف تشکیل شد.
اشاره کردید که ت ها در دوره دوم خود بیشتر به قانون اساسی توجه می کنند، دلیل این مسئله چیست؟
احساس ت ها این است که نتوانستند همه اختیارات را پیاده کنند. من معتقدم اختیارات قانونی ت و رئیس جمهور در حوزه اجرایی بسیار گسترده است. اگر آنها را خوب پیگیری کنند، بسیاری از مشکلات جامعه حل می شود. اما احساس می کنند باید در سایر حوزه ها هم حضور بیشتری داشته باشند، بنابراین به سراغ اینچنین بحث هایی می روند.
آیا این حضور بیشتری که گفتید به نوعی دخ در دیگر قوا محسوب نمی شود؟ مگر حوزه فعالیت ها مشخص نیست؟
قانون وظیفه همه را تعیین کرده است اگر براساس آن پیش بروند، تعارضی رخ نمی دهد. اما گاهی برداشت های شخصی صورت می گیرد که افراد را به آن طرف سوق می دهد. مثلا اصل 49 قانون اساسی می گوید، ت مکلف است، اموالی که از راه های نامشروع بدست آمده را بررسی و مصادره کند در این ماده، عبارت ت ذکر شده است. برداشت این بود که منظور از ت، قوه مجریه و رئیس جمهور است. در حالی که در اینجا ت به معنی نظام است و در تقسیم کار نظام، بحث های حقوقی و قضایی را به قوه قضاییه س اند و دستگاه قضا باید این اصل را اجرا کند نه اینکه ت برای خود هیئتی تشکیل دهد و تصمیم بگیرد.
ی ری از اقدامات ت دهم آن روزها حاشیه ای ایجاد کرد و گفته می شد مغایر با قانون است، انتصاب آقای الهام که رئیس نهاد ریاست جمهوری و عضو شورای نگهبان بود و یا انتصاب آقای زری بافان در جایگاه دبیر هیئت ت که عضو شورای شهر هم بود.
زمانی که بحث مسئولیت آقای الهام و زریبافان مطرح شد، بنده مجلس بودم. آن انتصاب ها مغایرتی با قانون اساسی نداشت. اما مجلس قانونی تصویب کرد تا مثلا شخصی که عضو حقوق دانان شورای نگهبان است، نمی تواند در ت باشد و براساس همان قانون عمل شد و آقای الهام و سایر دوشغله ها هم استعفا د.
گفتید که ت وقت اعتقاد داشت مصوبات مجلس دخ در کار ت بود؛ آیا همه اعضای ک نه این اعتقاد را داشتند؟
خیر؛ بیشتر نظر شخص آقای بود.
اکنون که چند سالی است که راه شما از آقای جدا شده است، در نامه شما به آقای این مطلب ذکر شده که "چرا بسیاری از دوستان، همکاران و حامیان اولیه شما کنار رفتند و یا شما آنها را کنار گذاشتید که این مسئله در ت های قبلی بی سابقه بوده است" به نظرتان علت این کنار رفتن ها چیست؟
اکنون تعداد کمی از اعضای ت چه ت نهم و چه دهم در کنار هستند و این به حاشیه ها و حلقه نزدیک برمی گردد. اعضای ت با این افراد و حلقه مخالفت می د و در نتیجه ادامه همکاری از بین می رفت و دلیل دوم به روحیه باز می گردد، ما این انتقادها را از قبل به وی داشتیم و در جلسات ت هم آنها را مطرح می کردیم.اینکه در حال حاضر خیلی ها با نیستند، به خاطر رفتارهای اوست. حاشیه های ت هم در این موضوع بی تاثیر نبود از جمله زمانی که ، را به عنوان معاون اول انتخاب کرد، عده ای از اعضای ت آن را بر نت دند و با آن مخالفت د و چند نفر به همین خاطر از ت کنار گذاشته شدند.
شما در همین نامه گفته بودید که ک نه به 3 یا 4 نفر خلاصه شده است ؛ آیا شما این مورد را قبلا به صورت حضوری به گفتید؟
آن موقع موضوع به این صورت نبود بکه به این شکل گفتیم که آقای احمد نژاد شما ک نه 74 میلیونی را مطرح کردید و شاهد هستیم که از ک نه خودتان هم افرادی دفع می شوند و این اگر نسبت به انی که از اول با ایشان نبودند چندان مهم نبود. ولی رفتن انی که از اول با ایشان بودند ولی بعدا جدا شدند، معنی دار است. این موضوعات را در جلسات ت هم صحبت کرده بودیم و در مذاکرات ثبت است.
برخی ها در مسیر 40 ساله انقلاب راه خود را جدا د؛ به نظر شما در مورد هم اینگونه شده است؟
ما دوست نداریم ی از قطار انقلاب پیاده شود اما بعضی از تفکرات و بعضی از رفتارها افراد را از مسیر انقلاب جدا می کند. خاستگاه رای اولیه آقای ، تفکرات انقل ، آرمان های راحل و ولایت پذیری بود. همه شاهد بودیم در انتخابات سال 84 آقای در مرحله اول بیشترین رای را از قم و اصفهان آورد. در واقع رای آنان بود که وی را به مرحله دوم رساند و بعد در سراسر کشور نیروهای انقل از حمایت د. متاسفانه در سال های آ ت و مواضع اخیرشان، با گذشته فرق کرده است.گاهی هم عده ای بعضی شعارهای انقلاب را تکرار می کنند. لکن به فرمایش معظم انقلاب، بیان مقلوب از شعارهای انقلاب را دارند؛ یعنی ظاهر را حفظ می کنند و محتوا و معنی را عوض می کنند، کما اینکه در فتنه سال 88 چنین شد و آنها خواستند تقلید تحریف شده از انقلاب سال ۵۷ را نمایش دهند. شب ها در پشت بام ها تکبیر می گفتند ولی روزها در تظاهرات آشوب برانگیز به نمادهای مذهبی و انقل حمله می د.اینکه سخن حقی را با باطل آمیخته کنی یا با انگیزه شخصی عجین کنی، موجب گمراهی در جامعه می شود و فتنه چنین وقتی شکل می گیرد. بعضی با شعار مقدس عد چنین می کنند. ما باید در همه موضع گیری ها و رفتارها منافع ملی و مصالح کشور، مردم و انقلاب را بر منافع فردی و گروهی مقدم کنیم. انی که دلسوز به انقلاب هستند، مثل مادر تنی هستند، گاهی از حقوق شخصی خود باید گذشت کرد تا آسیبی به انقلاب و مردم نخورد؛ اینکه حرف بزنیم و رفتارهایی در جامعه داشته باشیم، بدون اینکه لحاظ کنیم آیا موجب تضعیف انقلاب است یا نه؟ دچار خطا و اشتباه خواهیم شد و چه بسا چنین افرادی از مسیر انقل ون اصیل جدا خواهند شد. کما اینکه در موضوع عزل قائم مقام ی مساله از اینجا آغاز شد. رضوان الله تعالی علیه بارها نصیحت د که اطرافیان خود را اصلاح کنید. طوری حرف نزنید و موضع گیری نکنید که لیبرال ها و منافقین از آن خوششان بیاید. در واقع راحل وقتی دیدند آقای منتظری رفتارشان را اصلاح نکرد و مواضعش موجب تضعیف نظام می شود و مخالفان و منافقین را خوشحال می کند، اقدام د.
یعنی معتقد هستید که رفتار اینگونه است؟
باید در این رفتارها تجدید نظر کند و با چند فرد منصف صحبت کند و ببیند که آیا این موضع گیری هایش به تقویت نظام کمک می کند یا تضعیف آن، که به نظر من به تضعیف نظام منجر می شود. ی بیان بسیار زیبایی را اخیرا فرمودند که شامل همه می شود. به این مضمون که برخی ها وقتی از مسئولیت ها کنار می روند، اپوزیسیون می شوند یا ادای آن را در می آورند. در حالی که وقتی فردی 8 یا 10 سال در رده های بالا مسئول بوده است باید از عملکردها دفاع کند و نقش اپوزیسیونی ایفا نکند. سعی کند از راه های درست نقش مثبت در جامعه ایفا کند مشکلی از مشکلات را حل کند نه اینکه خود به مشکلی در جامعه تبدیل شود و همه اینها بر می گردد به انگیزه های صحیح و رفتارهای منطقی و سالم و توجه مصالح کلان انقلاب و مردم، اگر این مولفه ها رعایت شود مشکلی پیش نخواهد آمد.
برخی ها وقتی از مسئولیت کنار می روند فقط نقش مخالف را بازی می کنند؛ راحل در این مورد بارها تذکر دادند که ما باید خودمان و خواسته های شخصی را در ارتباط با انقلاب فراموش کنیم. اصل، باید انقلاب و نظام ی باشد. حالا چه من در رأس کار باشم یا نباشم؛ مثلا اگر من رئیس جمهور نشدم، همه چیز به هم خورده است؛ این رفتارها و اعتقادها خطرناک است. بعد از دوره ریاست جمهوری مسیری را طی کرد تا دوباره به این پست بازگردد؛ وقتی این مسیر را بسته می دید، باید برای خدمت به جامعه راه دیگری را پیدا می کرد. من در آن نامه هم به نوشتم که این مسیری را که می روید، امکان و فرصت خدمت را از شما می گیرد.
شما در نقد یک خط کش خاصی دارید؟
وقتی فردی به مسیری می رود که رفتارهای بعدی او ایراد و اشکال دارد، نباید دوره خدمت وی را نیز صفر کنیم و بگوییم هیچ خدمتی نکرده است. چنانچه ی از خدمات ت نهم و بخشی از ت دهم تجلیل د.در هیچ دوره ای نه فقط در ایران بلکه در سایر جهان هم 2 میلیون خانه برای مردم و به صورت تی ساخته نشده است؛ مثلا چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در بین مردم بسیار محبوب بود، یکی از دلایلش استکبار ستیزی و دیگری این بود که در حاشیه ا برای محرومان چند ده هزار خانه ساخته بود. آنچه در مورد خدمات ت نهم و دهم اشاره مخصوص ت نیست بلکه متعلق به نظام است و از این بابت نباید نادیده گرفت.
ما از خدمات ت دفاع کردیم، چون آن را محصول کار یک نفر نمی دانیم. بلکه مجموعه نیروهای انقل و ارزشی در آن نقش داشتند. معتقدم که می توانستند این خدمات را حفظ کنند و مردم هم رضایت داشتند. اما وارد حاشیه شدند و خواستند برای بازگشت به ت، همه جناح ها را کنار بزنند و بکوبند که این مسیر درست نیست.
برخی ها معتقدند که پس از اقدامات در یک سال گذشته، بخش اعظمی از هوادارانش را از دست داد.
بله، نیروهای انقل ، ولایی و اصول گرا کنار رفتند و بعدها هم وقتی آن مواضع را گرفت، ریزش طرفدارانش بیشتر شد. در مورد هواداران هم، هر فردی که رئیس جمهور بوده و گرایش خاصی داشته است، طرفداران خود را دارد و صرفا این موضوع مختص نیست.
این روزها مخالفین وقتی می خواهند رفتار این روزهای او را نقد کنند، به پیوند او با اصولگرایان گریز می زنند.
ما از اشتباهات انتقاد کردیم و با صراحت گفتیم که این موارد را قبول نداریم؛ این امتیاز جریان انقل و اصول ت که در میان خود، اگر ی رفتارش را عوض کند با وی برخورد می شود. این گونه نیست که فرد هر کجا برود، جریان هم با وی برود؛ اما ما در جریان اصلاح طلب این رفتار را ندیدیم. مثلا فتنه 88 موضوع کوچکی نبود اما خیلی از نیروهای جریان اصلاح طلب درباره آن سکوت د یا همچنان با آنها باقی ماندند، در حالی که انتظار می رفت، آنها هم با شهامت فتنه 88 را رد می د و مواضع خود را شفاف می گفتند.
یعنی باید پاسخ این سوال را به دو بخش تقسیم کنیم. بخش اول که در مسیر انقلاب بود و بخش دوم زمانی بود که رفتاری دیگر را نشان داد.
بله درست است؛ اصولگراها زمانی از حمایت د که در مسیر ولایت بود.
اگر می دانستید که چنین رفتارهایی را از خود بروز می دهد، آیا جریان اصولگرا باز هم از وی حمایت می کرد؟
جریان اصولگرا از به خاطر مواضع و رفتارهایش حمایت کرد و تا زمانی که وی در مسیر درست گام برداشت، به پشتیبانی او پرداخت.
در تغییر مسیر یک نام زیاد به چشم می خورد؛ اسفندیار رحمی . واقعا او آن قدر نقش داشته است؟
کاملا مشخص است که این دو نفر با هم هستند و تحت تأثیر متقابل یکدیگر قرار دارند.
در تی بود که الان اصلاح طلبان آنرا اصولگرا می دانند، اما همین بعد از این جریانات نامه ای به رئیس ت اصلاحات می نویسد.
می خواست این نکته را برجسته کند که با اصولگرایان نیستند و به اصلاح طلبان نزدیکترند؛ البته در آنجا خاستگاه رای را هم تحریف د و گفته بودند مردم اصلاحات بیشتری می خواستند؛ در واقع می خواستند بگویند شما مسیر اصلاحات را دنبال می کردید و ما آمدیم از این اصلاحات، اصلاحاتی تر عمل کنیم.
اصولگرایان از مدت ها قبل با زاویه پیدا د و می دانستند که وی خط مشی دیگری برای خود برگزیده است؛ یعنی ت نهم با ت دهم فرق کرده بود. جا دارد اینجا یک خاطره بگویم؛ زمانی که در ت مسئولیت داشتم، مرحوم آیت الله خزعلی بیمار شده بود و بنا شد به عیادتشان برویم در تماسی که با وی داشتیم، گفت اگر آقای میرتاج الدینی تنها می آید به ملاقاتم بیاید. اما اگر از دفتر بعضی دیگر هم قصد دارند به ملاقات بیایند، نیایند. به دیدارشان رفتم و آیت الله خزعلی مطلبی را صریح گفت که به بگویید ما سال 84 را قبول داریم نه الان را. باید رفتارش را تغییر دهد؛ هر چه زمان می گذشت رفتار و سیاست های تغییر می کرد و امروز هم که دیگر آشکارتر از گذشته شده است.
برخی می گفتند م پذیر نبود و اجازه تصمیم گیری حتی به وزرا نمی داد.
همه روسای جمهور علاقه دارند تا وزرای ک نه آنها حرف شنوی داشته باشند. اگر چنین نباشد آن را کنار خواهند گذاشت. اما این مسئله در بعضی ت ها برجسته تر بوده و در برخی ت های دیگر کمرنگ تر است. برخی روسای جمهور بیشتر وقت می گذارند و به تمامی مسائل عملکرد وزارتخانه ها رسیدگی می کنند؛ برخی دیگر، کمتر این مسائل را مورد توجه قرار می دهند. آقای از روسای جمهوری بود که بیشتر به عملکردها ورود پیدا می کرد اگر در جایی می دید که ی با وی همراه نیست، درباره او تصمیم می گرفت.
این مسئله به معنای کم شدن استقلال نیست؟
من معتقدم که اختیار یک مدیر و نباید مخدوش شود. همچنین در انتخاب اولیه باید، با یک آمادگی و آگاهی نسبت به توانایی و صلاحیت فرد اقدام کرد. زمانی که شخص انتخاب شد، دیگر نباید روال به این گونه باشد که ی با خود بین د که اگر فلان اقدام را انجام دهم برکنار خواهم شد. لذا مدیریت عالی و درست این است که به مدیران میانی اختیارات کامل داده شود البته وقتی بحث حساسی پیش می آید در نهایت رئیس جمهور باید تصمیم گیری کند.
رویکرد اطرافیان آقای در این اوا را چگونه ارزی می کنید؟
این همان حاشیه سازی ها و رفتارهای نادرست است، همه گرایش های باید در جامعه فعال باشند اما باید رفتارهای درستی از خود بروز دهند. اتفاقات اخیر و رفتارهای این جریان، سعه صدر نظام و انقلاب را نشان می دهد که این مسائل را تحمل می کند.
آینده این گروه چگونه خواهد بود؟
گروه های اگر در مسیر درستی حرکت کنند، امکان فعالیت شان وجود دارد. ما این مسئله را از ابتدای انقلاب تجربه کرده ایم؛ گروه های بسیاری بودند که از روند فعالیت های درست خارج شده و در نهایت منزوی شدند و نتوانستند حیات شان را ادامه بدهند. جریان اطرافیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و اگر رفتارهای درستی در چارچوب نظام و انقلاب بروز دهند، حیات خواهند داشت. اگرچه ما آنها را قبول نداریم و خودشان به عنوان مجموعه ای به فعالیت می پردازند. اما اگر بخواهند برای نظام چالش ایجاد کنند و از حیطه قانون و چارچوب فاصله بگیرند، خودشان را از انقلاب کنار زده اند. مردم با ی عهد اخوت نبسته اند، و ی چنان این مردم را تربیت کرده اند که هر ی از انقلاب فاصله بگیرد، آنها نیز از او فاصله خواهند گرفت. این طور نیست که اگر ی را مدتی قبول داشته اند برای همیشه او را بپذیرند. لذا ملاک و معیار برای ما آرمان های انقلاب است؛ تعبیری دارند که بسیار تاریخی است، ایشان فرمودند که اگر من هم پایم را کج بگذارم، مردم بنده را نیز کنار خواهند گذاشت ی که بنیانگذار بوده و مسیر را مشخص کرده است، این مسئله را تشخیص داده اند که اگر راه را اشتباه بروم، مردم من را نیز کنار خواهند زد. حمایت ما از رجال همیشه مشروط بوده و تا زمانی که در خط ولایت، انقلاب و مردم هستند از آنان حمایت می کنیم هر زمانی که از اینها فاصله بگیرند ما هم از آنان فاصله می گیریم.این مسئله درباره نیز صدق می کند؟بله درباره او نیز صادق است.
در حالی مردم بیش از ۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکی به حساب مشترک - بقایی پول واریز د، یک کارشناس بانکی می گوید که ت می تواند از رییس ت نهم و دهم ۲۵درصد مبلغ دریافتی مالیات بگیرد.»جمهوریت؛مردم به - بقایی چقدر پول دادند؟« ی» حالا چند سالی است که به عنوان اصطلاحی در توصیف یک وضعیت، یا حتی همچون مفهومی نظری به ادبیات « -رسانه ای» ما راه یافته است. حالا مدتی است وقتی مدیریت در وضعیت بلاتکلیف و بی سروسامانی قرار می گیرد، می گویند اوضاع « ی» است.وضعیتی که زمانی بهترین توصیف برای آن واژگانی نه چندان مودبانه همچون «هردنبیل» بود و حالا چند سالی است به لطف «معجزه هزاره سوم» دیگر نیازی نیست ی خج بکشد که خ ناکرده واژه ای نامتعارف به زبان آورده یا ناچار به استفاده از ادبیات بی ادبانه شده است! حالا البته چهار سالی است سایه از سیاست کشور برداشته شده اما رییس جمهور سابق از حدود شش، هفت ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بار دیگر و پس از حدود چهار سال سکوت وارد میدان شد و این بار هم تا توانست اوضاع را « ی» کرد.جمع آوری اعانه برای ایرانیان؛ اولین تز « » پس از ریاست جمهوری که در جریان ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری و حتی پس از منع ی نسبت به حضور در این انتخابات، ناگهان شناسنامه اش را از جیب کُت بیرون آورد و اعلام ک داتوری کرد، پس از رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان هم چند بمب خبری آن هم از نوع « ی»اش منفجر کرد که آ ین نمونه آن وقتی بود که پس از رای دادن به خودش در انتخابات ریاست جمهوری به همراه حمید بقایی که از او به عنوان ک دای مورد حمایش در انتخابات نام می برد و ازقضا او هم همچون خودش رد صلاحیت شد، با اعلام شماره حس خواستار دریافت کمک های مردمی شد! اتفاقی بی سابقه در عالم سیاست و البته مسبوق به سابقه در زندگی و سیاست « ی».ماجرای ایرانیان در ابتدای ت یکی از این نمونه هاست؛ زمانی که پس از پایان کار ت دهم مدعی شد که قصد دارد فعالیت خود را در مسیر پژوهشی و ی ادامه دهد و بعد مشخص شد « » می خواهد خودش را تاسیس کند و در گام بعد نیز معلوم شد که برای تامین هزینه های دست به دامان کمک های مردمی شده ‎اند. چند روز بعد هم گفته بودند ۶۰۰ میلیون تومان از این دامان پُر مِهر عایدی حاصل شده و این چنین بود که کلنگِ ایرانیان یا همان بر زمین فرود آمد.ماجرای ساختمان محافظان روزهای اولیه دادماه امسال اتفاقی مشابه ماجرای ایرانیان کلید خورد. پس از تخلیه ساختمان محافظان که در پی یک دعوای حقوقی سه ساله و با حکم قضایی انجام شد، کانال « ت بهار» ابتدا مدتی پیام های شهروندان را منتشر کرد که می گفتند برای تامین هزینه اسکان محافظان آماده اند! ساعاتی پس از انتشار پیام ها، این کانال تلگرامی متعلق به رییس جمهور سابق همزمان با سایت « ت بهار» و دیگر رسانه های نزدیک به ، اطلاعیه مشترک او و حمید بقایی را منتشر د که در آن با اعلام شماره حس از مردم خواسته بودند کمک های مالی خود را به این شماره حساب دونفره واریز کنند.هزار سوال بی جوابهمزمان در حالی که « ت بهار» هر روز تعدادی از فیش های بانکی اینترنتی و غیر اینترنتی ارسالی مردم، مبالغ پرداختی آنها و البته پیام های محبت ان را منتشر می کرد، ی نمی دانست این پول ها از کجا آمده، مردمی که این مبالغ را به حساب - بقایی حواله می کنند، چه ی هستند، مجموع مبالغ و حساب و کتاب این پول ها در دست چه ی است و چه ی قرار است پاسخگوی نحوه هزینه کرد این اموال باشد. آیا و بقایی مالیات آن را پرداخت می کنند و اساساً میزان پرداخت مالیات چقدر خواهد بود. آیا اعلام شماره حساب از سوی رییس جمهور سابق قانونی است؟ آیا دیگر شهروندان نیز می توانند برای حل مشکلات شان گلریزان ب ا کنند و شماره حساب بدهند؟ و شاید مهم تر از همه این سوالات این که تا چه میزان به خوداظهاری کانال « ت بهار» اطمینان کرد. چه طور می توان مطمئن شد که تمام مبالغ دریافتی همینی بوده که این کانال تلگرامی، فیش های بانکی و مدارکش را منتشر کرده و می کند؟یک کارشناس بانکی: ت می تواند ۲۵ درصد این پول را مالیات بگیردبا این همه برای یافتن پاسخ برخی ابعاد مالی و بانکی این ماجرا سراغ «احمد خاتمی یزد» کارشناس امور بانکی رفتیم. خاتمی اما درباره حدود قانونی این اقدام به لحاظ بانکی گفت: میزان مبالغ واریز شده در این حساب ها قابل ردی است. این کارشناس امور بانکی به ایلنا گفت: تنها در یک شرایط این مسئله قابل ردی نیست و آن هم این که پول نقد را به حس واریز اما اطلاعات خود را به درستی اعلام نکنند.مدیرعامل سابق بانک صادرات همچنین نحوه محاسبه مالیات مبالغ دریافتی گفت: بانک ها و ممیزهای مالیاتی بنابر مقرراتی که حدود ۵ تا ۶ ماه پیش ایجاد شده، اجازه دارند به صورت آن لاین وارد حساب افراد شده و جزئیات آن را بررسی کنند و می توانند محاسبه کنند که به این پول ها چه میزان مالیات تعلق می گیرد.او ادامه داد: اگر آقای این پول را به عنوان خیریه دریافت کند و مجوزهای لازم را گرفته و به ثبت وزارت کشور رسانده باشد، مشمول پرداخت مالیات نمی شود و در غیر این صورت مسئولان مالیاتی می توانند ۲۵ درصد این پول را به ‎عنوان مالیات از او بگیرند.اطلاعیه ت یازدهم درباره ساختمان محافظان رییس ت دهمدر این میان اما ت یازدهم که سخت مورد هجمه و رسانه هایش قرار گرفته بود، با انتشار اطلاعیه ای به بیان توضیحاتی در این رابطه پرداخت و اعلام کرد: «تخلیه و تحویل این ملک که مورد استفاده تیم حفاظت رییس جمهوری سابق در مدت زمان ریاست جمهوری او بود، پس از پایان دوره دهم ریاست جمهوری و به استناد مصوبه مراجع قانونی مسوول در امور حفاظتی و نیز اخطار دیوان محاسبات کشور، انجام گرفت.»نهاد ریاست جمهوری ت یازدهم همچنین اطلاع داد: «در پی مقاومت در برابر حکم قانونی، عدم تحویل ملک و تصرف عدوانی آن به مدت سه سال، این موضوع در مراجع قضایی پیگیری اما با وجود صدور حکم تخلیه، باز هم به این بهانه که این ساختمان در اختیار واحد ارتباط مردمی رییس جمهوری سابق است، تخلیه ملک مذکور انجام نگرفت. در نهایت با پیگیری بخش حقوقی نهاد ریاست جمهوری در راستای استیفای حقوق ت و بیت المال و صدور دستور قضایی، این ملک طی صورتجلسه با حضور عوامل انتظامی تخلیه و قفل ها تعویض شد.»یک کارشناس حقوقی: کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!مهرداد قربانی سر ، حقوق دان اما با آن که می گوید بعد از این که رییس جمهور از شغل خود منفک می شود، حفاظت از حفظ جان او بر عهده ت حاضر است، تاکید دارد استفاده از امکانات تی باید در حد متعارف باشد. این دادگستری درباره ابعاد این ماجرا به ایلنا گفت: تا آن جا که ما می دانیم آقای و بقایی در یک ساختمان تی مستقر هستند و مهم تر از آن، بنابر اعلام آقای جهانگیری، معاون اول رییس جمهور فعلی در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری، رییس ت دهم و یازدهم نباید آن چنان مشکل مالی خاصی داشته باشد.او گفت: در صورتی که ادعای آقای جهانگیری صحیح باشد، در زمان صدرات و زمام داری آقای و همکاران ایشان از جمله بقایی، ۷۰۰ میلیارد دلار از دارایی های کشور نابوده شده است و چنا ‎چه این ادعا محمول بر صحت نبود نیز قطعاً از جانب آقای و سایر همکاران ایشان مورد ایراد و شکایت قرار می گرفت.این حقوقدان همچنین درباره ابعاد حقوقی اقدام اخیر و بقایی در اعلام شماره حساب گفت: این که ی به منظور انجام امری شماره حساب اعلام و وجوهی دریافت کند اما نیت و قصدش کار دیگری باشد، می تواند مصداق کلاهبردی باشد؛ چرا که کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!قربانی اما در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به جایگاه خاص تفاوتی میان اعلام شماره حساب برای دریافت پول از سوی او و یک شهروند عادی وجود دارد، اعلام کرد: آقای کار عجیبی نکرده است. در واقع این اقدام چیزی شبیه به بسیاری از اقدامات قبلی ایشان است.او درباره این که آیا می توان زیر سوال بردن جایگاه ریاست جمهوری را به عنوان جرم در نظر گرفت نیز گفت: البته این اقدام وجهه جایگاه ریاست جمهوری را زیر سوال می برد اما ایشان قبلاً هم بارها مرتکب چنین اعمالی شده و اگر دفعات قبل، جرمی مرتکب شده، این بار هم مجرم است.بقایی مدعی شد: ادامه حمایت مالی ت یازدهم از سیدمحمد خاتمیبا این همه اطلاعیه ت یازدهم به جای آن که پایانی باشد بر مدعیات ی منجر به واکنش بقایی شد. او در فایلی صوتی که باز هم توسط کانال « ت بهار» منتشر شد، مدعی شد که امکاناتی که از دریغ شده، همچنان در اختیار سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور ت های هفتم و هشتم بوده و استفاده از این ساختمان را حق قانونی دانست. اظهاراتی که فضا را بیش از پیش « ی» کرد و اگر بر حجم کمک های مردمی بی تاثیر بود، بر تعداد پیام های حامیان در « ت بهار» و میزان عصبانیت شان از ت یازدهم تاثیر افزود.همزمان در حالی که این کانال تلگرمی از حدود ۱۰ روز قبل و مدتی پیش از حمله تروریستی به ساختمان مجلس، روند انتشار فیش های بانکی کمک های مردمی را متوقف کرد، با وقوع این حادثه ماجرا را از ابعادی دیگر مورد توجه قرار داد. آنها با اتکا به این حمله تروریستی، نسبت به در خطر افتادن جان ابراز نگرانی کرده و در آ ین اقدام نیز با انتشار تصاویری مدعی شدند ساختمان جدید «بنیاد باران» با کمک های ت یازدهم ساخته شده است.مدیرعامل بنیاد باران: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است«جواد » اما در واکنش به این ادعای بقایی گفت: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است. مدیرعامل بنیاد باران به ایلنا گفت: پس از پایان کار ت اصلاحات، صرفاً یک دفتر در اختیار آقای خاتمی بود که آقای ابتدا آب و برق آن را قطع کرد و بعد از آن هم کل ساختمان را پس گرفت و در حال حاضر هیچ امکانات تی خاصی در اختیار آقای خاتمی نیست.او تاکید کرد که بحث محافظان ربطی به ت ندارد و این هزینه ها بر اساس مصوبه شورای امنیت کشور تامین می شود. این فعال اصلاح طلب اعلام کرد: بنابر این مصوبه امنیت تمام شخصیت ها بعد از صدارت باید ادامه داشته باشد و تقویت و تنزل آن مربوط به شورای امنیت است و ربطی به ت ندارد. مسلح محافظان آقای نیز بنا بر همین مصوبات شورای امنیت انجام می شود و حقوق شان را نیز خود پرداخت نمی کند.جشن گلریزان پرابهام ادامه دارددر این میان، روند انتشار فیش های بانکی هم متوقف نشده بود و همزمان با انتشار پیام هایی حاوی الطاف بی دریغ مردم به ، هر از گاه یک فیش بانکی دیگر نیز منتشر می شد تا این نگرانی در خصوص نحوه جمع آوری کمک های مردمی بالا بگیرد و بر حجم ابهامات در این رابطه افزوده شود؛ ابهاماتی همچون مواردی که پیش تر عنوان شد و البته هزاران سوال و اما و اگر دیگر!مردم به « - بقایی» چقدر پول دادند و چه گفتند؟از طرفی مبالغ واریز شده از سوی مردم و همچنین پیام های مردمی نیز در نوع خود جالب بود که شاید بتواند سوژه ای باشد برای گزارشی دیگر. آن جا که یکی ۵۰۰ تومان و دیگری ۸ میلیون تومان به حساب - بقایی واریز کرده بود و نیز در حالی که شهروندی مدعی شده بود کامیونش را به عنوان تمام دارایی اش به قیمت ۱۰۰ میلیون برای فروش و کمک به به مزایده گذاشته، دیگری می گفت با آن که تنها ۵۰ هزار تومان پرداخت کرده اما قصد دارد هر روز همین مبلغ به حساب اعلام شده پول بریزد! ادعایی که به اشکال مختلف تکرار می شد و بر ابهامات ماجرا می افزود.پیشنهادات مردمی؛ از معاملات ملکی تا آرزوی «پودر شدن» برای آرمان ی و «واریز عشق»در میان پیام ها حتی تقاضای همکاری های غیر قانونی هم مطرح می شد؛ آن چنان که یکی از کاربران در پیامش مدعی شده بود زمین وسیعی دارد که سال هاست به دلیل مشکلات مربوط به مدارک آن بلااستفاده مانده و در ادامه گفته بود اگر دوستان آقای به او کمک کنند، این زمین را به فروش برساند، حاضر است بخش قابل توجهی از مبلغ دریافتی از فروش زمین را به ی ها بدهد.در این میان پیام های خشونت آمیز هم کم نبود. آن جا که یکی از آرزوی خود مبنی بر «پودر شدن» در راستای آرمان ها سخن گفته بود و دیگری در واکنش به استفاده از کلمه «عجیب» در متن خبر یکی از خبرگزاری های اصولگرا برای توصیف اقدام و بقایی در اعلام شماره حساب برای دریافت کمک های مردمی، نوشت: «فعلاً که به درخواست خودمان در حال واریز عشق به حساب مالی دفتر خادم ملت هستیم. وای بر روزی که جان هایمان را طلب کند. ریشه تان را قطع خواهیم کرد!»... و اما یوم الحساب « ی»اما شاید مهم ترین مسئله در مورد این وضعیت « ی» مجموع مبالغی بود که در پی این اقدام جمع آوری شده بود. معمایی که البته امکان پاسخ گویی به آن میسر نیست و صرفاً می توان به نتیجه محاسبات عددی بر اساس آن چه تا این لحظه از سوی کانال « ت بهار» اعلام شده، اتکا کرد.۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکیکانال « ت بهار» طی روزهای گذشته یعنی از تاریخ هشتم تا بیست وشش دادماه امسال، حدود ۸۰۰ فیش بانکی حاوی مبالغی از ۵۰۰ تومان تا چند میلیون تومان منتشر کرده که با محاسبه مبالغ این فیش ها مشخص می شود، در مجموع بالغ بر ۱۱۵ میلیون تومان به این حساب بانکی مشترک پول واریز شده است! بماند که حالا حدود ۱۰-۱۵ روزی است که این کانال دیگر همچون روزهای نخستِ گلریزانی « ی»، رسید بانکی منتشر نمی کند و به ویژه در روزهای اخیر و در پی حادثه تروریستی در مجلس و حرم (ره) روند انتشار این اسناد مالی متوقف شده است.این در حالی است که از دو، سه روز اخیر کانال « ت بهار» در چند نوبت آگهی و بنر تبلیغاتی شماره حساب مشترک - بقایی را بازنشر کرده و به صورت موردی نیز اقدام به انتشار رسید، بانکی کمک های مردمی کرده است. تا آن جا که تقریباً تعداد فیش های بانکی منتشر شده با تعداد بنرهای تبلیغاتی برابری می کند!پایان وضعیت « ی» یا آغازی دوبارهبا این همه سوال اینجاست که آیا ی ها در تمام این مدت همچنان مشغول واریز کمک های مردمی برای و بقایی بوده اند یا بعد از چند روز بریز و بپاش « ی» این آ ین حربه ی هم به پایان کار خود رسیده و در این صورت، احتمالاً فضای کشور می تواند برای مدتی به سر و وضع « ی» این روزهای خود سروسامان دهد و البته همزمان خود را برای بازگشت اوضاع « ی» آماده کند که هر آینه با سر و شکلی نو هویدا شود.»
در حالی مردم بیش از ۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکی به حساب مشترک - بقایی پول واریز د، یک کارشناس بانکی ...در حالی مردم بیش از ۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکی به حساب مشترک - بقایی پول واریز د، یک کارشناس بانکی می گوید که ت می تواند از رییس ت نهم و دهم ۲۵درصد مبلغ دریافتی مالیات بگیرد.»ایلنا نوشت: « ی» حالا چند سالی است که به عنوان اصطلاحی در توصیف یک وضعیت، یا حتی همچون مفهومی نظری به ادبیات « -رسانه ای» ما راه یافته است. حالا مدتی است وقتی مدیریت در وضعیت بلاتکلیف و بی سروسامانی قرار می گیرد، می گویند اوضاع « ی» است.وضعیتی که زمانی بهترین توصیف برای آن واژگانی نه چندان مودبانه همچون «هردنبیل» بود و حالا چند سالی است به لطف «معجزه هزاره سوم» دیگر نیازی نیست ی خج بکشد که خ ناکرده واژه ای نامتعارف به زبان آورده یا ناچار به استفاده از ادبیات بی ادبانه شده است! حالا البته چهار سالی است سایه از سیاست کشور برداشته شده اما رییس جمهور سابق از حدود شش، هفت ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بار دیگر و پس از حدود چهار سال سکوت وارد میدان شد و این بار هم تا توانست اوضاع را « ی» کرد.جمع آوری اعانه برای ایرانیان؛ اولین تز « » پس از ریاست جمهوری که در جریان ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری و حتی پس از منع ی نسبت به حضور در این انتخابات، ناگهان شناسنامه اش را از جیب کُت بیرون آورد و اعلام ک داتوری کرد، پس از رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان هم چند بمب خبری آن هم از نوع « ی»اش منفجر کرد که آ ین نمونه آن وقتی بود که پس از رای دادن به خودش در انتخابات ریاست جمهوری به همراه حمید بقایی که از او به عنوان ک دای مورد حمایش در انتخابات نام می برد و ازقضا او هم همچون خودش رد صلاحیت شد، با اعلام شماره حس خواستار دریافت کمک های مردمی شد! اتفاقی بی سابقه در عالم سیاست و البته مسبوق به سابقه در زندگی و سیاست « ی».ماجرای ایرانیان در ابتدای ت یکی از این نمونه هاست؛ زمانی که پس از پایان کار ت دهم مدعی شد که قصد دارد فعالیت خود را در مسیر پژوهشی و ی ادامه دهد و بعد مشخص شد « » می خواهد خودش را تاسیس کند و در گام بعد نیز معلوم شد که برای تامین هزینه های دست به دامان کمک های مردمی شده ‎اند. چند روز بعد هم گفته بودند ۶۰۰ میلیون تومان از این دامان پُر مِهر عایدی حاصل شده و این چنین بود که کلنگِ ایرانیان یا همان بر زمین فرود آمد.ماجرای ساختمان محافظان روزهای اولیه دادماه امسال اتفاقی مشابه ماجرای ایرانیان کلید خورد. پس از تخلیه ساختمان محافظان که در پی یک دعوای حقوقی سه ساله و با حکم قضایی انجام شد، کانال « ت بهار» ابتدا مدتی پیام های شهروندان را منتشر کرد که می گفتند برای تامین هزینه اسکان محافظان آماده اند! ساعاتی پس از انتشار پیام ها، این کانال تلگرامی متعلق به رییس جمهور سابق همزمان با سایت « ت بهار» و دیگر رسانه های نزدیک به ، اطلاعیه مشترک او و حمید بقایی را منتشر د که در آن با اعلام شماره حس از مردم خواسته بودند کمک های مالی خود را به این شماره حساب دونفره واریز کنند.هزار سوال بی جوابهمزمان در حالی که « ت بهار» هر روز تعدادی از فیش های بانکی اینترنتی و غیر اینترنتی ارسالی مردم، مبالغ پرداختی آنها و البته پیام های محبت ان را منتشر می کرد، ی نمی دانست این پول ها از کجا آمده، مردمی که این مبالغ را به حساب - بقایی حواله می کنند، چه ی هستند، مجموع مبالغ و حساب و کتاب این پول ها در دست چه ی است و چه ی قرار است پاسخگوی نحوه هزینه کرد این اموال باشد. آیا و بقایی مالیات آن را پرداخت می کنند و اساساً میزان پرداخت مالیات چقدر خواهد بود. آیا اعلام شماره حساب از سوی رییس جمهور سابق قانونی است؟ آیا دیگر شهروندان نیز می توانند برای حل مشکلات شان گلریزان ب ا کنند و شماره حساب بدهند؟ و شاید مهم تر از همه این سوالات این که تا چه میزان به خوداظهاری کانال « ت بهار» اطمینان کرد. چه طور می توان مطمئن شد که تمام مبالغ دریافتی همینی بوده که این کانال تلگرامی، فیش های بانکی و مدارکش را منتشر کرده و می کند؟یک کارشناس بانکی: ت می تواند ۲۵ درصد این پول را مالیات بگیردبا این همه برای یافتن پاسخ برخی ابعاد مالی و بانکی این ماجرا سراغ «احمد خاتمی یزد» کارشناس امور بانکی رفتیم. خاتمی اما درباره حدود قانونی این اقدام به لحاظ بانکی گفت: میزان مبالغ واریز شده در این حساب ها قابل ردی است. این کارشناس امور بانکی به ایلنا گفت: تنها در یک شرایط این مسئله قابل ردی نیست و آن هم این که پول نقد را به حس واریز اما اطلاعات خود را به درستی اعلام نکنند.مدیرعامل سابق بانک صادرات همچنین نحوه محاسبه مالیات مبالغ دریافتی گفت: بانک ها و ممیزهای مالیاتی بنابر مقرراتی که حدود ۵ تا ۶ ماه پیش ایجاد شده، اجازه دارند به صورت آن لاین وارد حساب افراد شده و جزئیات آن را بررسی کنند و می توانند محاسبه کنند که به این پول ها چه میزان مالیات تعلق می گیرد.او ادامه داد: اگر آقای این پول را به عنوان خیریه دریافت کند و مجوزهای لازم را گرفته و به ثبت وزارت کشور رسانده باشد، مشمول پرداخت مالیات نمی شود و در غیر این صورت مسئولان مالیاتی می توانند ۲۵ درصد این پول را به ‎عنوان مالیات از او بگیرند.اطلاعیه ت یازدهم درباره ساختمان محافظان رییس ت دهمدر این میان اما ت یازدهم که سخت مورد هجمه و رسانه هایش قرار گرفته بود، با انتشار اطلاعیه ای به بیان توضیحاتی در این رابطه پرداخت و اعلام کرد: «تخلیه و تحویل این ملک که مورد استفاده تیم حفاظت رییس جمهوری سابق در مدت زمان ریاست جمهوری او بود، پس از پایان دوره دهم ریاست جمهوری و به استناد مصوبه مراجع قانونی مسوول در امور حفاظتی و نیز اخطار دیوان محاسبات کشور، انجام گرفت.»نهاد ریاست جمهوری ت یازدهم همچنین اطلاع داد: «در پی مقاومت در برابر حکم قانونی، عدم تحویل ملک و تصرف عدوانی آن به مدت سه سال، این موضوع در مراجع قضایی پیگیری اما با وجود صدور حکم تخلیه، باز هم به این بهانه که این ساختمان در اختیار واحد ارتباط مردمی رییس جمهوری سابق است، تخلیه ملک مذکور انجام نگرفت. در نهایت با پیگیری بخش حقوقی نهاد ریاست جمهوری در راستای استیفای حقوق ت و بیت المال و صدور دستور قضایی، این ملک طی صورتجلسه با حضور عوامل انتظامی تخلیه و قفل ها تعویض شد.»یک کارشناس حقوقی: کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!مهرداد قربانی سر ، حقوق دان اما با آن که می گوید بعد از این که رییس جمهور از شغل خود منفک می شود، حفاظت از حفظ جان او بر عهده ت حاضر است، تاکید دارد استفاده از امکانات تی باید در حد متعارف باشد. این دادگستری درباره ابعاد این ماجرا به ایلنا گفت: تا آن جا که ما می دانیم آقای و بقایی در یک ساختمان تی مستقر هستند و مهم تر از آن، بنابر اعلام آقای جهانگیری، معاون اول رییس جمهور فعلی در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری، رییس ت دهم و یازدهم نباید آن چنان مشکل مالی خاصی داشته باشد.او گفت: در صورتی که ادعای آقای جهانگیری صحیح باشد، در زمان صدرات و زمام داری آقای و همکاران ایشان از جمله بقایی، ۷۰۰ میلیارد دلار از دارایی های کشور نابوده شده است و چنا ‎چه این ادعا محمول بر صحت نبود نیز قطعاً از جانب آقای و سایر همکاران ایشان مورد ایراد و شکایت قرار می گرفت.این حقوقدان همچنین درباره ابعاد حقوقی اقدام اخیر و بقایی در اعلام شماره حساب گفت: این که ی به منظور انجام امری شماره حساب اعلام و وجوهی دریافت کند اما نیت و قصدش کار دیگری باشد، می تواند مصداق کلاهبردی باشد؛ چرا که کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!قربانی اما در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به جایگاه خاص تفاوتی میان اعلام شماره حساب برای دریافت پول از سوی او و یک شهروند عادی وجود دارد، اعلام کرد: آقای کار عجیبی نکرده است. در واقع این اقدام چیزی شبیه به بسیاری از اقدامات قبلی ایشان است.او درباره این که آیا می توان زیر سوال بردن جایگاه ریاست جمهوری را به عنوان جرم در نظر گرفت نیز گفت: البته این اقدام وجهه جایگاه ریاست جمهوری را زیر سوال می برد اما ایشان قبلاً هم بارها مرتکب چنین اعمالی شده و اگر دفعات قبل، جرمی مرتکب شده، این بار هم مجرم است.بقایی مدعی شد: ادامه حمایت مالی ت یازدهم از سیدمحمد خاتمیبا این همه اطلاعیه ت یازدهم به جای آن که پایانی باشد بر مدعیات ی منجر به واکنش بقایی شد. او در فایلی صوتی که باز هم توسط کانال « ت بهار» منتشر شد، مدعی شد که امکاناتی که از دریغ شده، همچنان در اختیار سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور ت های هفتم و هشتم بوده و استفاده از این ساختمان را حق قانونی دانست. اظهاراتی که فضا را بیش از پیش « ی» کرد و اگر بر حجم کمک های مردمی بی تاثیر بود، بر تعداد پیام های حامیان در « ت بهار» و میزان عصبانیت شان از ت یازدهم تاثیر افزود.همزمان در حالی که این کانال تلگرمی از حدود ۱۰ روز قبل و مدتی پیش از حمله تروریستی به ساختمان مجلس، روند انتشار فیش های بانکی کمک های مردمی را متوقف کرد، با وقوع این حادثه ماجرا را از ابعادی دیگر مورد توجه قرار داد. آنها با اتکا به این حمله تروریستی، نسبت به در خطر افتادن جان ابراز نگرانی کرده و در آ ین اقدام نیز با انتشار تصاویری مدعی شدند ساختمان جدید «بنیاد باران» با کمک های ت یازدهم ساخته شده است.مدیرعامل بنیاد باران: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است«جواد » اما در واکنش به این ادعای بقایی گفت: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است. مدیرعامل بنیاد باران به ایلنا گفت: پس از پایان کار ت اصلاحات، صرفاً یک دفتر در اختیار آقای خاتمی بود که آقای ابتدا آب و برق آن را قطع کرد و بعد از آن هم کل ساختمان را پس گرفت و در حال حاضر هیچ امکانات تی خاصی در اختیار آقای خاتمی نیست.او تاکید کرد که بحث محافظان ربطی به ت ندارد و این هزینه ها بر اساس مصوبه شورای امنیت کشور تامین می شود. این فعال اصلاح طلب اعلام کرد: بنابر این مصوبه امنیت تمام شخصیت ها بعد از صدارت باید ادامه داشته باشد و تقویت و تنزل آن مربوط به شورای امنیت است و ربطی به ت ندارد. مسلح محافظان آقای نیز بنا بر همین مصوبات شورای امنیت انجام می شود و حقوق شان را نیز خود پرداخت نمی کند.جشن گلریزان پرابهام ادامه دارددر این میان، روند انتشار فیش های بانکی هم متوقف نشده بود و همزمان با انتشار پیام هایی حاوی الطاف بی دریغ مردم به ، هر از گاه یک فیش بانکی دیگر نیز منتشر می شد تا این نگرانی در خصوص نحوه جمع آوری کمک های مردمی بالا بگیرد و بر حجم ابهامات در این رابطه افزوده شود؛ ابهاماتی همچون مواردی که پیش تر عنوان شد و البته هزاران سوال و اما و اگر دیگر!مردم به « - بقایی» چقدر پول دادند و چه گفتند؟از طرفی مبالغ واریز شده از سوی مردم و همچنین پیام های مردمی نیز در نوع خود جالب بود که شاید بتواند سوژه ای باشد برای گزارشی دیگر. آن جا که یکی ۵۰۰ تومان و دیگری ۸ میلیون تومان به حساب - بقایی واریز کرده بود و نیز در حالی که شهروندی مدعی شده بود کامیونش را به عنوان تمام دارایی اش به قیمت ۱۰۰ میلیون برای فروش و کمک به به مزایده گذاشته، دیگری می گفت با آن که تنها ۵۰ هزار تومان پرداخت کرده اما قصد دارد هر روز همین مبلغ به حساب اعلام شده پول بریزد! ادعایی که به اشکال مختلف تکرار می شد و بر ابهامات ماجرا می افزود.پیشنهادات مردمی؛ از معاملات ملکی تا آرزوی «پودر شدن» برای آرمان ی و «واریز عشق»در میان پیام ها حتی تقاضای همکاری های غیر قانونی هم مطرح می شد؛ آن چنان که یکی از کاربران در پیامش مدعی شده بود زمین وسیعی دارد که سال هاست به دلیل مشکلات مربوط به مدارک آن بلااستفاده مانده و در ادامه گفته بود اگر دوستان آقای به او کمک کنند، این زمین را به فروش برساند، حاضر است بخش قابل توجهی از مبلغ دریافتی از فروش زمین را به ی ها بدهد.در این میان پیام های خشونت آمیز هم کم نبود. آن جا که یکی از آرزوی خود مبنی بر «پودر شدن» در راستای آرمان ها سخن گفته بود و دیگری در واکنش به استفاده از کلمه «عجیب» در متن خبر یکی از خبرگزاری های اصولگرا برای توصیف اقدام و بقایی در اعلام شماره حساب برای دریافت کمک های مردمی، نوشت: «فعلاً که به درخواست خودمان در حال واریز عشق به حساب مالی دفتر خادم ملت هستیم. وای بر روزی که جان هایمان را طلب کند. ریشه تان را قطع خواهیم کرد!»... و اما یوم الحساب « ی»اما شاید مهم ترین مسئله در مورد این وضعیت « ی» مجموع مبالغی بود که در پی این اقدام جمع آوری شده بود. معمایی که البته امکان پاسخ گویی به آن میسر نیست و صرفاً می توان به نتیجه محاسبات عددی بر اساس آن چه تا این لحظه از سوی کانال « ت بهار» اعلام شده، اتکا کرد.۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکیکانال « ت بهار» طی روزهای گذشته یعنی از تاریخ هشتم تا بیست وشش دادماه امسال، حدود ۸۰۰ فیش بانکی حاوی مبالغی از ۵۰۰ تومان تا چند میلیون تومان منتشر کرده که با محاسبه مبالغ این فیش ها مشخص می شود، در مجموع بالغ بر ۱۱۵ میلیون تومان به این حساب بانکی مشترک پول واریز شده است! بماند که حالا حدود ۱۰-۱۵ روزی است که این کانال دیگر همچون روزهای نخستِ گلریزانی « ی»، رسید بانکی منتشر نمی کند و به ویژه در روزهای اخیر و در پی حادثه تروریستی در مجلس و حرم (ره) روند انتشار این اسناد مالی متوقف شده است.این در حالی است که از دو، سه روز اخیر کانال « ت بهار» در چند نوبت آگهی و بنر تبلیغاتی شماره حساب مشترک - بقایی را بازنشر کرده و به صورت موردی نیز اقدام به انتشار رسید، بانکی کمک های مردمی کرده است. تا آن جا که تقریباً تعداد فیش های بانکی منتشر شده با تعداد بنرهای تبلیغاتی برابری می کند!پایان وضعیت « ی» یا آغازی دوبارهبا این همه سوال اینجاست که آیا ی ها در تمام این مدت همچنان مشغول واریز کمک های مردمی برای و بقایی بوده اند یا بعد از چند روز بریز و بپاش « ی» این آ ین حربه ی هم به پایان کار خود رسیده و در این صورت، احتمالاً فضای کشور می تواند برای مدتی به سر و وضع « ی» این روزهای خود سروسامان دهد و البته همزمان خود را برای بازگشت اوضاع « ی» آماده کند که هر آینه با سر و شکلی نو هویدا شود.»
وب سایت اصولگرای مثلث آنلاین نوشت: پروژه محمود چیست؟ برخی برای این پرسش یک پاسخ ویژه دارند. می گویند او می خواهد اعتراضات باشد.این گزاره وقتی پررنگ تر می شود که رخدادهای این چند وقت اخیر را بررسی کنیم. از بست نشینی ها و سخنرانی های تند و تیز تا سخنان بسیار مهمی که برخی مسئولان در مورد نقش او در ناآرامی های اخیر داشته اند.حالا در تازه ترین تحول محمو د از حواریون خود خواسته برای گرفتن مجوز یک پافشاری کنند. باید در این مورد بحث کرد.راز یک درخواستاسفندیار رحیم ، سیدحسن ، عبدالرضا شیخ ال ی، حمید بقایی، علی ذبیحی، مرتضی تمدن و علی اکبر جوانفکر با ارسال نامه ای به کشور با اشاره به ناآرامی های اخیر و بیان اینکه « تشکیل اجتماعات و نقد و اعتراض به سیاست ها و عملکردها و بیان مطالبات بحق و قانونی، از حقوق مصرح در قانون اساسی است» نوشتند: «اینجانبان بنا داریم که از مردم برای بیان نظرات و اعتراض آرام و قانونمند خود به نحوه اداره کشور توسط قوای گوناگون و برخی از سیاست ها و رفتارها به خصوص در امور اقتصادی، قضایی و اجتماعی، دعوت به اجتماع نماییم.» درخواست برگزاری اعتراضی از سوی ی ها به دلایل مختلف توجه ها را به خود جلب کرد. اول اینکه آنها تا دیروز تهدید به افشاگری کرده، وید ئو منتشر کرده و بست می نشستند. از همین رو تغییر رویه یکباره و قصد آنها برای استفاده از روش های اصولی بیان اعتراض بسیار تعجب آور بود. از سوی دیگر این درخواست از سوی انی مطرح شده است که 8سال در قوه مجریه مسئولیت داشته و اتفاقا به اجابت چنین درخواست هایی عادت نداشتند. البته خودشان این مساله را قبول ندارند. به همین خاطر است که مرتضی تمدن استاندار تهران در دوران مدعی است اصلاح طلبان در حال جوسازی علیه آنها هستند. او در متنی که در کانال تلگرامی ت بهار منتشر شد، نوشت: « در پاسخ به دروغ پراکنی مدعیان اصلاح طلبی متذکر می شوم که در زمان مسئولیت بنده در استانداری تهران، آقایان و از ٢5 داد ٨٨ تا ١٢ اردیبهشت ٨٩، قریب ٣١ برگزار د. آنها نامه خود را به استانداری آوردند و به آنها گفته شد که نامه شما فاقد شماره ثبت دبیرخانه است و طبق قانون، درخواست رسمی باید شماره شود، بروید رفع نقص کنید و همراه این فرم بیاورید. آنها رفتند و تا امروز که تصویر نامه را منتشر کرده اند هنوز نقص قانونی نامه را مرتفع نکرده اند و هیچ گاه هم مراجعه نکرده اند! اگر در داعیه خود صادق هستند شماره و تاریخ ثبت در دبیرخانه استانداری را منتشر کنند! ضمنا به بنده و مردم عزیز بفرمایند مجوز آن ٣١ و با دود و بعضا بدون دود از جمله ٢5 داد ٨٨ و روز قدس ٨٨ را چه ی صادر کرد؟ احتمالا از بس زمین گرد بوده و چرخیده سرشان گیج رفته و فراموش کرده اند!» پاسخ تمدن با پیام های تند کاربران حامی این طیف همراه بود. پیام هایی که در پی یک فراخوان و نظرسنجی در مورد برگزاری در کانال ت بهار منتشر می شود.مساله قابل توجه اما این است که هدف اصلی ی ها از ارائه این درخواست چیست؟ با برگزاری قصد اثبات چه چیزی را دارند و در صورت عدم صدور مجوز بازی را به کجا می کشانند. برخی تحلیلگران گمان می کنند که آنها در هر دو ح سر و صدا به پا کرده و آشوب ایجاد می کنند. احتمال اینکه مورد انتظار را به درگیری کشانده و ت را مسبب درگیری معرفی کنند، وجود دارد. برخی از پیام های کاربران حامی نیز این احتمال را تقویت می کند. به عنوان مثال یکی از هواداران آنها نوشته است: «من فکرکنم این ت اگه شده چند تا آشوبگر اجیر کنه حتما این کار را می کنه تا تظاهرات ر و به سمت اغت ببره و ر و بین مردم سردسته آشوبگرا اعلام کنه.... من میگم این کار را نکنید. به صلاح عزیزمون نیست اونها دنبال حصر هستند. با اینکار بهونه کافی دستشون میفته. عزیزتر از جانمون رو حصر می کنند.» هوادار دیگری نیز به احتمال عدم صدور مجوز را جدی تر دانسته و نوشته است: «آیا به نظر شما این درخواست موافقت خواهد شد؟ خیر. بلکه جار می زنند: ببینید اشخاصی که پرونده دارند و محکومند تقاضای دارند... خداوند خائنین به مملکت و عزیز را هرچه زودتر از میان بردارد. ان شاءا لله.» رو مه اعتماد در مطلبی در این مورد البته گمانه ای دیگر را هم مطرح کرده بود. این رسانه نوشته بود که ی ها با ارائه این درخواست قصد دارند ثابت کنند که در ناآرامی های اخیر نقشی نداشته و به روش های توام با خشونت اعتقادی ندارند. در همین راستا یکی دیگر از پیام های منتشر شده در کانال ت بهار از بابت ایجاد اغت مجدد ابراز نگرانی کرده و نوشته است: «باید مراقب بود در این وضعیت بحرانی که ی ری اغت گر، منتظر هر گونه فرصتی برای ابکاری هستن از این مساله سوءاستفاده نکنن و مخصوصا که اغت ات اخیر رو که ی ری به ربطش دادن، دوباره از این حرکت سوءبرداشت نکنن، پس بهتره دوستان محتاط تر عمل کنند». یکی دیگر از هواداران که برگزاری را بسیار عاقلانه و منطقی خوانده نیز نوشته است: «اگر طرف مقابل به این درخواست توجهی نکند و بی اعتنایی شود نشانه یک ظلم بزرگ و آشکار به ملت ایران هست. چاره ای جز قبول ندارند. در حال حاضر پتانسیلی از طرف مردم در زیر خا تر وجود داره که اگر بی توجهی بشه ممکنه حوادثی اتفاق بیفته که پشیمانی های زیادی به بار بیاره.»برخی نیز معتقد هستند که ی ها با ارائه درخواست مجوز و کارهایی از این قبیل سعی دارند در عرصه سیاست باقی مانده و با طرح نام خود برای حضورهای دوباره بسترسازی کنند. همان طور که یکی از هواداران شان در کانال ت بهار نوشته است: «چپ و راست دارند می گن تموم شده و هیچ پایگاه اجتماعی نداره. مطمئن باشید با این مخالفت خواهد شد چون در عمل خلاف این گفته به همه ثابت خواهد شد و این اتفاقی نیست که خوشایند آقایون باشه.»بازگشت مجددآیا بعد از یک سکوت سنگین دوباره عزم بازگشت کرده است؟ آیا نامه ای که هفت رفیق او نوشته اند نشانه ای برای آغاز جنجال های تازه است؟ اصلا چرا درخواست مجوز کرده است؟ آیا او می خواهد سیاست را به خیابان ها ببرد؟آیا آنچه خواسته تاییدی برای گفته های انی که می گفتند نشانه هایی از نقش یک مسئول سابق در اغت ات دیده شده نیست؟پاسخ این چرا و سوال های دیگر هر چه باشد همگی نشانه هایی است از اینکه همچنان بر مدلی که دنبال می کرده اصرار دارد و همین روزها باید در انتظار ش ته شدن سکوتش باشیم ؛ سکوتی سنگین که شاید همین روزها ش ته شود.او سکوت کرده است؛ سکوتی که از بعد از اغت ات شروع شده و هنوز تمام نشده است. سر و صدای اعتراضات فرونشست اما صدای ی هنوز در نیامده است. این درحالی است که بسیاری از تحلیلگران سکوت عجیب فرقه سه نفره ، و بقایی را تاکتیکی برای بهره برداری از ناآرامی های اخیر می دانستند. ادامه این سکوت اما مشخص می کند که مساله جدی تر از این حرف ها است. رئیس جمهور سابق که اخیرا ردای اپوزیسیون به تن کرده و بی پروا بر همه می تاخت، به طرز عجیبی ت است و اصلا به روی خود نمی آورد که این همه اتفاق افتاده است ؛ اتفاقاتی که به گفته فرمانده رد پای یک مسئول سابق در آن دیده می شد.این اولین بار نیست که از استراتژی سکوت استفاده می کند. سال گذشته نیز مدتی ت بودند؛ آنقدر که آرامش قبل از توفان تعبیر شد و حتی رنجبران مدیرکل روابط عمومی صداوسیما گفت: « می خواهد خودش را تا انتخابات سال ۹۶ بکر نگه دارد و آن وقت بیاید یک حرف هایی بزند». و یارانش قبل از شروع اغت ات جنجالی بزرگ با قوه قضاییه را کلید زدند اما در نهایت به خانه سکوت برگشتند. سکوت به اندازه ای که یک رسانه عربی از در حصر بودن بنویسد و کار به تکذیب خبر برسد. تکذیب شایعه حصر نیز از سوی حلقه اولیه هواداران یعنی و بقایی یا حتی جوانفکر صورت نگرفت. آنها به سکوت خود ادامه داده و بهمن شریف زاده، نزدیک به این جریان گفت:« این موضوع صحت ندارد. برخی دوستان با ایشان در دفتر ولنجک دیدار د. ایشان هیچ محدودیتی برای برنامه و کارهای شان ندارند و به برنامه های روزانه خودشان می رسند.» کانال تلگرامی ت بهار نیز با انتشار ع ی از با توضیح «امشب، نارمک، میدان ۷۲» شایعه ایجاد محدودیت برای او را تکذیب کرد. شریف زاده در گفت وگوی خود با رو مه قانون گفته بود که سکوت به خاطر ناآرامی ها و کشیده شدن اعتراضات به خیابان است اما برخی از تحلیلگران گمان می کنند که استراتژی سکوت آنها بیش از ناآرامی های اخیر به انتخابات آتی مربوط است. حالا که انتخابات هنوز فرا نرسیده و از انتخابات قبلی و ماجرای ثبت نام بقایی و رای دادن به او عبور کرده ایم؛ می توان دنبال علل دیگری نیز گشت.باید دید که چرا سریال ویدئوهای آنچنانی پایان یافته و خبری از بست نشینی یا زنبیل قرمز نیست. این سکوت عجیب و معنادار به نظر می رسد. برخی می گویند شاید این سکوت به دلیل صحبت های ی باشد. آنجا که گفتند « انی که دیروز همه امکانات کشور در اختیار آنها بود و انی که امروز همه امکانات مدیریتی کشور را در اختیار دارند، حق ندارند نقش اپوزیسیون بازی کنند». برخی دیگر می گویند که صحبت های فر مانده حساب کار را دستشان داده است. آن وقت که سرلشکر جعفری گفت: «این موضوع با فراخوان یکی از سایت هایی صورت گرفت که وابسته به شخصی است که این روزها زبان به مخالف خوانی نسبت به اصل و ارزش های نظام گشوده است. نیروهای امنیتی درحال بررسی این مساله هستند و اگر به دخ این مسئول سابق برسند قطعا متناسب با وضعیت و درخواست ناجا با او برخورد خواهند کرد.» این گمانه که ی ها از بررسی های مورد اشاره سرلشکر جعفری محاسباتی در ذهنشان شکل گرفته باشد یا اینکه بعد از ضرب الاجل تعیین ها و... تذکرات محرمانه ای گرفته باشند؛ چندان دور از ذهن نیست اما نمی توان فراموش کرد که نمونه های زیادی داشته که تو جهی به تذکرات نکرده است.معمای سکوت پیچیده تر می شود وقتی می شنویم که برخی به رسانه ها توصیه می کنند از او در جلسه مجمع تشخیص مصلحت ع نگیرند.اما نامه ای که این روزها توسط 7 نفر از نزدیکان او برای صدور درخواست خیابانی نوشته شده، می تواند جرقه ای باشد برای بازگشت . این سکوت احتمالا به همین زودی ها خواهد ش ت. باید دید این بار فرجام تحرکات او چه خواهد بود؛ آیا دوباره تحمل خواهد شد؟پرونده های محمود8 سال سکان قوه مجریه را با انواع حمایت ها به دست گرفت اما هر چه گذشت پیامدهای خسارت بار تصمیمات خلق الساعه او بیشتر عیان شد؛ با نزدیک شدن به سال های آ ریاستش دیگر فقط تصمیمات او نبود که مشکل ساز شده بود بلکه پای تخلفات هم به میان آمد و آنقدر دایره این تخلفات گسترده شد که پس از پایان ت دهم به اندازه همان هشت سال هر روز برگ تازه ای از این تخلفات رو شد و حالا همچنان اما و اگرها بر سر رسیدگی به تخلفاتش به قوت خود باقی است. محمود که این روزها یکه تاز حاشیه سازی ها در کشور شده است، یک روز پیام وید ئویی می دهد و روز دیگر راه بست نشینی د یش می گیرد؛ اما هیچ گاه حاضر نشد درباره تخلفاتش توضیح دهد و حالا سوال اینجاست که پرونده تخلفات احمدی‎نژاد به کجا رسید؟
تخلفات احمدی‎نژاد چه بود؟«۵ پرونده نفتی و ۲ پرونده غیرنفتی است.» این را چند ماه پیش دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات گفت ؛ جمله ای که نشان می دهد ماجرای پرونده های رئیس ت دهم به پایان نرسیده است. البته آنچه فیاض شجاعی به آن اشاره می کند پرونده هایی است که در جریان رسیدگی عاقبت بخیر شده و احکامی در مورد آنها صادر شده است.هرچند دادستان دیوان به تخلفات اشاره می کند اما به گفته عضو کمیسیون اصل 90 در مجلس هشتم گویا فیاض شجاعی چندان اشراف کامل به تخلفات نداشته و تعداد دیگری از قانون گریزی های را ندیده است. فاضل در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: پرونده هایی که دیوان محاسبات می گوید، همه تخلفات ت نیست. ت نهم و دهم بعد از مجلس هشتم هم فعالیتش ادامه داشت ، بنابراین بخشی از پرونده های دیوان محاسبات مربوط به بعد از دوران نمایندگی ما است. دیوان محاسبات به همه واقعیاتی که درباره بودجه، بانک مرکزی، فروش شرکت ها و مسائل دیگر وجود دارد اشراف لازم را ندارد. هنوز روز آ ت فراموش نشده است. زمانی که مراسم تنفیذ به عنوان رئیس جمهور یازدهم در حال برگزاری بود، محمود برای تاسیس ش به نام ایرانیان 16 میلیارد از خزانه ت برداشت کرد.هرچند تعویض نفت خام با بنزین و میعانات، سازمان هلال احمر و... مواردی از پرونده هایی است که ردپای در آن مشاهده می شود و تخلفات رئیس ت نهم و دهم در آنها به اثبات رسیده، اما اینها همه ماجرا نیست، چرا که هر روز ابعاد تازه تری از آنچه در سال های 84 تا 92 در خیابان پاستور اتفاق افتاده است برملا می شود. مانند موضوعی که چندی پیش نادر قاضی‎پور مردم ارومیه عنوان کرد و گفت: آقایان ، ، بقایی، رحیمی و خانه ایرانیان را در خارج ازکشور تأسیس کرده بودند و آقای شریف زادگان رئیس هیات مدیره، حمیدرضا شاکری نیا، احسان آریامحمد، محمدعلی ابراهیم و میثم طاهری نیز در این موسسه حضور داشتند. تصرف دیگر پرونده آقای بقایی در این رابطه است که 300 میلیارد تومان به نام خانه ایرانیان برداشت شده است. یعنی از بیت المال به حساب خانه ایرانیان پول واریز کرده بودند.
احکام بدون اجراهرچند با پایان ت دهم صحبت بر سر تخلفات و رسیدگی به پرونده های او همواره مورد بحث بود، اما بعد از ماجرای بست نشینی و افشاگری های تلگرامی او، عزم برای مقابله با تخلفات رئیس جمهور سابق جدی تر شد.» تا جایی که دادستان دیوان محاسبات از صدور 7 حکم قطعی و در حال اجرا علیه او خبر داد. فیاض شجاعی درباره احکام صادر شده اینگونه توضیح می دهد: «هفت هزار میلیارد تومان برای واریز غیرقانونی به مجتمع های پتروشیمی و سازمان هدفمندی یارانه ها، چهار هزار و ششصد میلیاردتومان برای تعویض نفت خام با بنزین و میعانات دیگر، شانزده میلیارد تومان برای ایرانیان، پانزده میلیارد تومان برای پرونده سازمان هلال احمر و ششصد میلیارد تومان برای پرونده پتروشیمی، جریمه نقدی برای او درنظر گرفته شده است.» به گفته شجاعی در برخی موارد مانند موضوع ایرانیان، دادستان دیوان محاسبات بلافاصله متوجه موضوع شده و مبلغ را بازگردانده است. او در باره نقش در مورد برداشت های مذکور گفته است: ایشان دستور مستقیم داده است. مثلا گردش کار گرفته اند و گفته اند فلان کار را نمی توانیم انجام دهیم اما ایشان نوشته: «بسمه تعالی اقدام شود!». البته طبق گفته های شجاعی اجرای این حکم تقریبا منتفی است چون به این اندازه مال ندارد. او گفته است: کل اموال به دو میلیارد تومان نمی رسد. هرچند این احکام صادر شده، اما سوال اینجاست که آیا پشت این احکام قدرت اجرایی هم وجود دارد؟ آن طور که دادستان دیوان محاسبات می گوید، گویا تنها راه حلی که برای آن شیده شده «تقسیط» است. البته به گفته شجاعی «این تقسیط نه به معنای ر از حقوق بلکه به این صورت است که هرچقدر بتوانیم از او می گیریم. مترصد این هستیم که اگر مالی به او اضافه شود حتما ر کنیم». او گفته است: «بخشی از این ضرر و زیان هم باید از خود شرکت ملی نفت و از منابع آنجا جبران شود. بنابراین بخشی را از محل منابع شرکت ملی نفت تقسیط کرده ایم. «شجاعی همچنین گفته بود: «عنوان شد که او را ممنوع ال وج کنیم اما معمولا ی را ممنوع ال وج می کنند که ممکن است مخفیانه برود و از دسترس خارج شود اما در این سطح چنین موضوعی منتفی است. مجلس دستش باز است و می تواند در مورد ایشان تصمیم بگیرد.» فاضل عضو کمیسیون اصل 90 مجلس هشتم به خبرآنلاین می گوید احکام صادره برای بیشتر از هفت حکم است. گفت: «طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، 11 حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.»پرونده های سرگردانهرچند از بررسی پرونده های در قوه قضائیه زیاد سخن به میان می‎آید و حتی برای برخی از آنها احکامی هم صادر شده است، اما به نظر می رسد اینها همه آن پرونده هایی نیست که زمانی در کمیسیون اصل 90 مجلس بر سر آن بحث بود. وقتی از رئیس کمیسیون اصل 90 درباره سرنوشت پرونده های رئیس ت نهم و دهم در این کمیسیون سوال کردیم، اینگونه به خبرآنلاین پاسخ گفت: «پرونده هایی که در کمیسیون اصل 90 داشت همه به قوه قضائیه ارسال شده است.»داود محمدی درباره زمان ارسال این پرونده ها نیز گفت: «این پرونده ها که عمدتا در حوزه عدم اجرای قوانین، عدم ابلاغ به موقع قوانین و عدم تدوین آئین نامه های قوانین بوده است، بیشتر از یک سال است که به قوه قضائیه ارسال شده و ظاهرا در حال بررسی است ، اما هنوز منتهی به تصمیم نهایی نشده است. هرچند رئیس کمیسیون اصل 90 می گوید همه پرونده ها به قوه قضائیه ارسال شده است اما حسن نوروزی یکی از اعضای این کمیسیون که خودش یکی از شاکیان بود، درباره پرونده های سرگردان در کمیسیون اصل 90 گفت: «متاسفانه هنوز به خود من پاسخ دقیقی داده نشده است. او در پاسخ به این سوال که آیا هنوز پرونده ای درمورد وجود دارد که در کمیسیون باشد و به قوه قضائیه ارسال نشده باشد، گفت: «قطعا چنین پرونده هایی وجود دارد و خود من 16 الی 17 پرونده را درباره مطرح که هنوز به هیچ کدام پاسخی داده نشده و فکر می کنم اساسا به قوه قضائیه هم ارسال نشد.»نوروزی درباره موضوع این پرونده ها گفت: «این پرونده ها درباره تخلفات در کیش، بانک جهانگردی و.. بوده است که ما آنها را با مستندات مطرح کردیم، اما لازم است پیگیری بیشتری داشته باشیم. متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که به شخصه کمتر توانستم درباره آن پرونده ها پیگیری کنم.» نقشه محمودبرخی می گویند محمود می داند که بعد از این اتفاقات اخیر و اوضاع اقتصادی کشور، یک پو پولیست شانس خوبی برای حضور در آینده ایران دارد. او البته شاید چندان باتوجه به سازو کار انتخاباتی ایران دیگر چندان امیدی به تایید صلاحیت نداشته باشد. همین جاست که نگرانی ها جان می گیرد. او چه برنامه ای دارد؟ می خواهد اعتراضات باشد؟ می خواهد با افزایش شکاف های ت و ملت بر موج اعتراضات سوار شود؟ آیا او پذیرش اجتماعی دارد؟ محمود یک نکته مهم را فراموش کرده است:« گرانی و تورم میراث است؛ او متهم درجه یک اوضاع امروز است. البته نیز در این مساله سهم کمتر از او ندارد.»