رو مه جهان اقتصاد

تصاویری از جالب ترین و شگفت انگیز ترین هتل های جهان را در این مطلب برای شما جمع آوری کرده ایم این تصاویر به خوبی نشان می دهند که همیشه لو بودن و داشتن امکانات زیاد هتل ها برای جذب مشتری کافی نیست بلکه استفاده از ساختار های عجیب و غریب نیز در جلب توجه گردشگران بسیار موثر تر است . در ادامه برای مشاهده تصاویر و توضیحات بیشتر با میهن پست همراه شوید.
هتل یخی سویدن در شهر جوکاسجاروی سوئد : سویدن بزرگترین و نخستین هتلی در جهان است که صد در صد از یخ و برف ساخته شده و این ویژگی هتل یخی سویدن را به یکی از شگفت انگیز ترین هتل های جهان تبدیل کرده است .شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل فری اسپیریت اسفیرز در ونکوور کانادا: این هتل که در سواحل کوالیکوم قرار دارد اتاق هایی گوی مانند و آویزان در هوا دارد.شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل در بوستون ای ماساچوست : این هتل که تاریخ ساخت آن به ۱۸۵۱ بر می گردد تا دهه ۱۹۹۰ زندانی وحشتناک بوده و بعدا تغییر کابری داده است.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانمسافرخانه هانگ انگا یا خانه عجایب در دا لات ویتنام : ساختار عجیب و غریب آن مشابه خانه های کوتوله ها در کارتون هاست.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهاناقامتگاه قطبی کا لاوتانن در شهر ساریسکلا در فنلاند : در این هتل علاوه بر هیجان قرار گرفتن در زیر چندین متر برف می توانید در ایگلوهای (کلبه برفی اسکیموها) شیشه ای از نزدیک شفق قطبی را نیز به نظاره بنشینید!شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل تا تان مارکز دِ ریسکال در اِلسیِگو اسپانیا: این هتل فوق العاده توسط معمار معروف فرانک گِهری (frank gehry) طراحی شده و تجربه ای بی بدیل از زندگی در تا تان های اسپانیا را در اختیار شما قرار خواهد داد.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان مسافرخانه کپسولی اوزاکا در اوزاکای ژاپن : این مسافرخانه مدعی است که قدیمی ترین اقامتگاه کپسولی در جهان است و یکی از شگفت انگیز ترین هتل های جهان محسوب می شود . کپسول های این اقامتگاه کاملا هم اندازه بوده و از فضای آن ها به بهترین نحو استفاده شده است طوری که مسافران در این فضای کوچک احساس راحتی خواهند کرد.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
هتل درختی با اتاق های مکعبی آینه ای در شهر هارادس سوئد : اتاق های درختی آینه ای این هتل در میان درختان انبوه جنگل شهر هارادس سوئد تقریبا نامرئی به نظر می رسند.این جعبه های آینه ای با مساحت ۳۰ متر مربع در ارتفاع ۱۲ متری قرار گرفته اند.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل ولیگتویگسوییت تووگ در شهر تووگ هلند : این هتل در واقع یک هواپیمای مدل ایلیوشین (ilyushin) 18 چهار موتوره و متعلق به دهه ۱۹۶۰ است که امکاناتی از قبیل محل سرو نوشیدنی، آشپزخانه، سونا و جکوزی در آن وجود دارد که این هتل را به یکی از شگفت انگیز ترین هتل های جهان تبدیل کرده است .شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل ماسریا توره کوکارو در شهر فاسانو ایتالیا: این هتل در یک خانه رعیتی قدیمی به شکل قلعه با قدمت دو قرن بنا شده است. جالب ترین مکان این هتل اتاق های آن هستند که همگی درون یک غار ساخته شده اند.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانمسافرخانه ویگوام در شهر هالبروک ای آریزونا: اتاق های استراحت این مسافرخانه همانند چادرهای سرخ پوستان است و برای حمل و نقل هم از ماشین های قدیمی استفاده می شود.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانعمارت زرافه در نایروبی کنیا : این عمارت ۳۰ تاری که در دهه ۱۹۳۰ ساخته شده در میان جنگل قرار دارد.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهاناقامتگاه دیهان ایواسیون در پلومل فرانسه : این اقامتگاه در میان یک مزرعه خانوادگی واقع شده است که امکانات خواب منحصربفردی از جمله خواب در میان درختان را برای شما فراهم می آورد. جالب ترین ویژگی این اقامتگاه خیمه های حب شفاف آن است که چندین متر در هوا معلق بوده و به شما اجازه می دهد نمایی پانورامیک از محیط اطراف داشته باشید.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانهتل چَتیو پووچی در ساحل پومپانو ای فلوریدا: این هتل اختصاصاً برای سگ ها و گربه ها ساخته شده است.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهانکمپ خیمه ای گوبی دیسکاوری دو در اولانباتار مغولستان : این کمپ با استفاده از خیمه های سنتی مغولی در پارک ملی گوبی گوروانسایخان (gobi gurvansaikhan) در جنوب مغولستان ساخته شده است. اقامت در این هتل شما را با فرهنگ مغولی آشنا کرده و می توانید سوار شتر شده و روش های سنتی زندگی مغول ها را تجربه کنید. همچنین فرصت خواهید یافت با صحرانشینان محلی نیز آشنا شوید.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهاناقامتگاه خانه های قایقی دیسکاوری در مرداب های ای کرالا در هند : این اقامتگاه های سیار به عنوان بخشی از خدمات هتل های زنجیره ای مالابار اسکیپس (malabar escapes) در کانال های مرد ای کرالا در هند فعالیت می کند و یکی از شگفت انگیز ترین هتل های جهان محسوب می شود . درون این کرجی های ساخته شده از حصیر تمامی امکانات یک اتاق مجلل و راحت تعبیه شده است. هر قایق کاپیتان، راننده، گارسون و آشپز مخصوص به خود را دارد.شگفت انگیز ترین هتل های جهان
شگفت انگیز ترین هتل های جهاننظر شما در مورد این تصاویر از شگفت انگیز ترین هتل های جهان چیست ؟ ترجیح می دهید در کدام یک از هتل های معرفی شده اقامت داشته باشید ؟منبع :pichome
با نگاهی به تاریخ پرشکوه نظام مقدس ایران از بدو تأسیس می توان آثار دسیسه و فشار از سوی دشمنان استقلال و مردم ایران را مشاهده ساخت به قسمی که این توطئه ها روزبه روز افزایش یافته و هرازگاهی با بهانه جدیدی صورت می گیرد. یک بار انرژی هسته ای بهانه این فشارها می شود، یک روز به بهانه و روزی دیگر به بهانه برنامه های موشکی و دفاعی ایران و به لطف خدا مقاومت نظام و مردم فداکار ایران هم هرروز افزایش یافته و استکبار جهانی را مثل همیشه از نائل آمدن به اه پلید خود ناامید ساخته است.تحریم های اقتصادی ازجمله ابزار همیشه مورد استفاده دشمنان علیه مردم کشورمان بوده است که در هر برهه ای سعی کرده اند با توسل به آن، ایران را به پرتگاهی عمیق سوق دهند، که اگرچه فشار اقتصادی به خاطر برخی عیوب سیستم اقتصادی کشور و اتکای بیش ازاندازه اقتصاد به صادرات نفت، اثرگذار بوده، اما حسرت شنیدن یک آخ از سوی مردم وفادار به آرمان های انقلاب ی را بر دل ددمنشان این مرز و بوم باقی گذارده و کشتی انقلاب علی رغم دریای طوفانی و مواج، همچنان استوار به راه خود ادامه می دهد.از جهت فائق آمدن بر تحریم های ظالمانه قدرت های مستکبر جهانی، با درایت و آینده بینی فوق العاده ی، ایده اقتصاد مقاومتی به وجود آمد که با اتکا با آن می توان اقتصاد کشورمان را بدون هرگونه نیاز به عامل خارجی و بدون آنکه به خاطر تحریم و یا بحران های اقتصادی دنیا دچار آسیب و تحول شود، پایه ریزی گردد.«اقتصاد مقاومتی» واژه ای است که مان برای نخستین بار در دیدار با جمعی از کارآفرینان موفق در سال 89 مطرح د. دربند 21 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن به ویژه در محیط های علمی آموزشی و رسانه ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی مورد تأکید قرارگرفته است.با مرور بیانات معظم له، همان طور که در صدر ابلاغیه سیاست های اقتصاد مقاومتی نیز اشاره فرمودند، اقتصاد مقاومتی یک نوع الگوی اقتصادی است که برگرفته از فرهنگ و ارزش های ی و انقل است و خصلت بارز آن توانمندسازی اقتصاد کشور در مقابله با تهدیدهای دشمن و تبدیل آن ها به فرصت مناسب برای پیشرفت است.اقتصاد مقاومتی در اولین روزهای معرفی، بیشتر به صورت مقاومت اقتصادی معرفی می شد. در ادبیات اقتصادی، اقتصاد پایدار به اقتصادهایی اشاره دارد که در حال دست وپنجه نرم با مشکلاتی مانند جنگ، تحریم و محاصره هستند. ازاین رو ایران را به عنوان نمونه ای از این نوع اقتصاد برمی شمارند.البته نمونه عملیاتی این ایده در زمان جنگ تحمیلی اجرایی و همراه با موفقیتی همراه شده که تا به امروز ایران ی از برکات آن در حوزه امنیت کشورمان برخوردار شده است و این عامل امروز می تواند به عنوان زیرساختی مناسب برای اجرای اقتصاد مقاومتی مورد بهره برداری قرار گیرد. ازجمله انی که با آینده بینی دقیق سال ها پیش و در زمان جنگ تحمیلی متوجه جنگ آینده در حوزه اقتصادی شد محسن رضایی بود. فرمانده آن روزهای دفاع مقدس پس از پایان جنگ و پیکربندی صحیح پاسداران و اطمینان از آنکه فرماندهانی شجاع، مؤمن و دلاور برای فرماندهی برای دفاع از انقلاب تربیت کرده، لباس جنگ کلاسیک را از تن خود خارج ساخت و این بار در جبهه دیگری چون اقتصاد لباس سربازی به تن کرد و در این راه قدم گذارد.فرمانده دیروز و علم به دوش امروز جبهه اقتصاد ایران از نخستین انی بود که نگرانی های ی در حوزه اقتصاد را درک و توصیه ایشان را به اقتصاد مقاومتی در صدر امور مهم کشور دانست و به تبیین اقتصاد مقاومتی در همان روزهای نخست پس از توصیه ی به آن پرداخت:• همگان می بایست نقش خود را در جبهه اقتصاد شناخته و ایفا کنند؛ باید درصحنه عمل تحریم ها را ش ت داد. همان گونه که در سال های دفاع مقدس توانمندی و قدرت بازدارنده ای از دل جنگ بیرون آمد و موجب شد تا به امروز از سه جنگ قطعی جلوگیری شود، در عرصه «اقتصاد مقاومتی» نیز می بایست به گونه ای عمل کنیم که در آینده، کشورمان تحریم ناپذیر شود.دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در طی سال های پس از طرح ایده اقتصاد مقاومتی در جلسات متعدد عمومی و تخصصی در نزد مردم، اقتصاددانان و دانشجویان به طرح، بحث و تبیین اقتصاد مقاومتی پرداخت که به اختصار به بیان مهم ترین این موارد می پردازیم.ویژگی های اقتصاد مقاومتی در سخنان محسن رضایی :• «اقتصاد مقاومتی» ، به معنی ایجاد مضیقه در زندگی مردم نیست، بلکه برنامه ای برای جهش بلند اقتصاد کشور و تبدیل تهدیدها به فرصت ها در شرایط محدودیت و فشار است؛ شرایط امروز نیز این فرصت را در اختیار ما گذاشته تا با اجرای این سیاست ها، یک بار برای همیشه بنای اقتصاد کشور را به شکلی اساسی بازسازی کنیم .• تعاریف مختلفی که از مفهوم اقتصاد مقاومتی می شود، برخی این مفهوم را مقاومت مردم در برابر مشکلات اقتصادی معنا می کنند درحالی که این مفهوم اساساً چنین معنایی را در برنمی گیرد، بلکه اتفاقاً در پی ایجاد شرایطی است که با مقاوم سازی زیرساخت های اقتصادی، سپری باشد در برابر مردم تا به زندگی آنان آسیبی وارد نشود.• باید با ساخت و شکل دهی مدل های موفق در بخش های مختلف اقتصاد کشور و الگوسازی، نقشه راه مناسبی برای حرکت همه بنگاه های اقتصادی و مالی کشور به سمت «اقتصاد مقاومتی» ترسیم کنیم؛ البته در این میان بانک نیز با توجه به پیشینه و نوع فعالیت هایش می تواند یکی از مدل های حرکت به سمت «اقتصاد مقاومتی» باشد.• بسیج فرمول مردمی امور است که اهمیت خود را در دفاع مقدس نشان داد و این فرمول در اقتصاد و صنعت و کشاورزی هم به کار می آید و می تواند امور را متحول کند اما تاکنون از آن استفاده شایانی نکرده ایم. اگر بتوانیم مردم را در اقتصاد دخ بدهیم، همانند کاری که برخی کشورهای دیگر کرده اند، می توانیم اقتصاد کشور و منطقه را متحول و شکوفا کنیم.مردمی اقتصاد یکی از نکات برجسته« اقتصاد مقاومتی» است، بسیج یک نهاد مردمی است و متعلق به همه آحاد ملت است.• در سایه مدیریت جهادی می توان «اقتصاد مقاومتی» و ارزش های انقل را تقویت کرد. در شرایط فعلی و با توجه به تحریم ها باید از فرمول دفاع مقدس و انقلاب که همان حضور جوانان در عرصه های مختلف است، بهره برد و به جوانان و سرمایه های کشور اعتماد کرد.• سند الگوی «اقتصاد مقاومتی» بر اساس ایجاد شکوفایی اقتصادی در شرایط تحریم و اعمال تحریم های احتمالی در آینده تدوین شده و مطالعات بسیار نشان از قابلیت اجرا و عملیاتی شدن آن دارد• یکی از مهم ترین مؤلفه های حاکمیت اقتدار درون زا است که مهم ترین عامل این اقتدار به ویژه در شرایط کنونی موضوع اقتصاد مقاومتی ست. تجربیات تاریخی منطقه به ویژه حوادث این روزها از یک سو و برخی رخدادهای نامطلوب در داخل کشور (اعم از برخی اتفاقات مرزی یا...) بیانگر آن است که لازمه یک حاکمیت مستدام و قدرتمند، اقتدار درون زاست. در شرایط کنونی برای دستی به این اقتدار درون زا گریزی از اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی نداریم.• اقتصاد مقاومتی برای عبور از مشکلات و متفاوت با مقاومت اقتصادی است؛ در مقاومت اقتصادی مردم مقاومت می کنند درحالی که در اقتصاد مقاومتی خود اقتصاد سپر مردم می شود. پیام اصلی اقتصاد مقاومتی بازگرداندن مردم به اقتصاد است. در حال حاضر 63 میلیون نفر جمعیت در سن کارداریم که فقط 21 میلیون آن شاغل اند و از این تعداد هم در حدود چهار میلیون اشتغال ناقص هستند لذا حدود 17 میلیون واقعاً کار می کنند و 45 میلیون نفر در سن کارداریم که کار نمی کنند.• هرگاه تولید افزایش یابد سفته بازی کاهش یابد بنابراین اقتصاد مقاومتی می خواهد زنجیره ارزشی تولید را فعال کند.• اگر اقتصاد مقاومتی به درستی اجرا شود درآمد مردم دو سه برابر افزایش می یابد. این قدر نباید به رفع تحریم ها خارجی چشم بدوزیم؛ اصلاً فردا تحریم ها برطرف شد چه اتفاقی می افتد؟خوشحالی زیادی به وجود می آید و بعد از چند ماه باز مردم می پرسند برای ما چه کار کردید؟• جامعه ما آمادگی شکل گیری باور اجرای اقتصاد مقاومتی را دارد. عده ای که وسط اقتصاد ایران چادر زده اند و تردید ایجاد می کنند باید پایشان را از اقتصاد بیرون بکشند.دو عامل در این چادرها مسکن گزیده بودند پادشاهان وغربزده ها، اولی در اثر انقلاب از بین رفت ولی متأسفانه شیفتگان غرب همچنان اجازه نمی دهند اقتصاد کشور راه خود را بازیابد. حرف اقتصاد مقاومتی این است که از خام فروشی منابع طبیعی و نفت و گاز دست برداریم.• برای حل مشکل بیکاری و سایر مسائل، همکاران ما و سایر مدیران کشور باید از الگوی «اقتصاد مقاومتی» برای برون رفت از این ح و شکوفایی کشور چاره شی کنند• الآن بیست سال است که در کشور مشغول سیاست گذاری هستیم. ی سیاست های کلی اصل 44، اقتصاد مقاومتی و چشم انداز ایران 1404 را ابلاغ کرده اند، اما در عملی شدن این سیاست ها با مشکل مواجه هستیم. چون اقتصاد به گروگان لیبرال ها درآمده است .• باید اقتصاد را آزاد کرد و نجاتش داد. یعنی این اقتصاد را باید مسیر و انقلاب در اختیار بگیرد. چطور در عرصه های مختلف و نظامی توانسته ایم بر مشکلات غلبه کنیم اما نمی توانیم کشاورزی را شکوفا سازیم؟• نهضت صرفه جویی و بهره وری نخستین اقدام اقتصاد مقاومتی است.یکی دیگر از بندهای اقتصاد مقاومتی است، یعنی به طور مثال استان کرمان با استان های دیگر کشور رقابت اقتصادی داشته باشد.• یکی از بندهای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد استان هاست که باید با یکدیگر رقابت کنند و لازمه این امر میدان دادن به کارآفرینان، بخش خصوصی و مسئولان هر استان است.• در اقتصاد مقاومتی به دنبال الگو بنگاه های اقتصادی، ها، بیمارستان ها و روستا به یک الگوی اقتصاد مقاومتی در سطح کشور هستیم. استان کرمان باید به یکی از الگوهای مقاومتی در سطح کشور تبدیل شود و تعدادی از ا و روستاهای آن در این امر پیشگام باشند• امروز بنگاه های بزرگ بخش خصوصی با مشکل مطالبات از ت و کمبود تقاضا در داخل مواجه هستند. شاید این تعبیر تندی باشد که بنگاه ها در نوعی باتلاق قرار دارند.• آن ها با بی اعتمادی منابع مالی و بانک ها مواجه هستند و قدرت تأمین مالی ندارند. تعاونی ها و ب وکارهای کوچک هم مشکل دسترسی به بازارهای مصرف را دارند.• در این سال ها، فرصت های بسیار زیادی را از دست دادیم. ما باید در دهه های قبل اقتصاد را شکوفا می کردیم. کشور نیازمند تی کارآمد است. ت های بی عرضه و حاشیه ساز و امیدوار به نمی خواهیم تی می خواهیم که این سند اقتصاد مقاومتی را عمل کند تا در اقتصاد ش ت نخوریم و عقبه ما از بین نرود. اقتصاد را باید به نیروهای انقلاب داد تا مانند امنیت و اقتدار بعد از سیصد سال به ایران بازگردانند. امروزه همه به امنیت و اقتدار غبطه می خورند عربستان به امنیت و اقتدار ایران غبطه می خورد.اهمیت، ضرورت و اه اقتصاد مقاومتی از دیدگاه محسن رضایی:• هدف از تحریم های ظالمانه، از پا درآوردن ایران است، دشمنان بر این باورند که با این روش می توانند ایران را وادار به کوتاه آمدن از آرمان ها و ارزش ها کرده و از الگو شدن و تمدن سازی ایران جلوگیری کنند. دشمنان برنامه ریزی خود را معطوف به آینده ایران ی کرده اند و می خواهند از طریق اقتصاد جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرند. جبهه ضد تحریم، ایستادگی، مقاومت و ناامید سازی از تحریم ها و «اقتصاد مقاومتی» جبهه هایی است که توسط ی(مدظله العالی) طراحی شده است.• صنعت جزیره ای که با کشاورزی، تجارت و توریسم ارتباط نداشته باشد، تأثیرگذار نخواهد بود. هدف از تصمیمات اتخاذشده برای «اقتصاد مقاومتی»، ساماندهی اقتصاد کشور است• مهم ترین خواست معظم انقلاب از سران قوا، پرداختن به مسئله «اقتصاد مقاومتی» است، زیرا این اقتصاد ریاضتی نیست که به مردم بگوییم تحمل کنند، بلکه شکوفا اقتصاد ایران در شرایط تحریم هاست• قبول ندارم اینکه می گویند در حال حاضر نمی توان اقتصاد مقاومتی را اجرا کرد چراکه اتفاقاً تحریم ها زنگ بیدارباشی بود که نخبگان و مسئولان کشور را متوجه کرد که منابع و امکانات درونی بسیار گسترده ای داریم.• «اقتصاد مقاومتی» تدبیری است برای عبور از شرایط کنونی کشور و میراث زیان بار وابستگی های اقتصادی ایران به نفت و الگوهای غلط و ناکارآمد اقتصادی.• باید باور کنیم که اقتصاد مقاومتی یک سند توصیه ای نیست، بلکه یک نسخه درمانی است و مبانی آن تجربی و علمی است، یعنی از همه نظریه ها و تجارب در این اقتصاد استفاده شده است• مردمی اقتصاد، تنها و منحصر به بخش خصوصی نیست. یک نوع تعریف از بخش خصوصی ممکن است مردمی را در بربگیرد.اما در الگوی اقتصاد مقاومتی، بخش تعاون و ب کارهای کوچک و متوسط و روستایی در مردمی اقتصاد نقش مهمی دارند.ازآنجایی که کارآفرینی، موجبات خودباوری است و اعتماد افراد را فراهم و یا تقویت می کند همین مسئله موجب می شود تا جامعه انسانی به رشد و شکوفایی در همه زمینه ها ازجمله حوزه اقتصادی دست یابد بنابراین هرگونه فشار درونی و بیرونی را تحمل کرده و با صبر و شکیبایی و نیز سعی و کار و تلاش، مشکلات را از سر راه برمی دارد. این همان جایگاهی است که در اقتصاد مقاومتی تبیین شده است و رضایی درباره نقش کارآفرینی در اقتصاد مقاومتی بارها اشاره کرده اند که :• توسعه کارآفرینی و مشارکت اقشار مختلف جامعه، بهره وری و رقابت پذیری، اقتصاد دانش بنیان و نوآوری، خودکفایی، اصلاح نظام مالی و صادرات و نفت و گاز از مهم ترین محورهای «اقتصاد مقاومتی» است.• کارآفرینی، قلب تپنده اقتصاد مقاومتی است. کارآفرینی مست م نوآوری و فرصت شناسی با توجه به تغییر شرایط اقتصادی کشور است و تحقق اقتصاد مقاومتی بدون تسهیل کارآفرینی و تغییر محیط حاکم بر فعالیت ب وکارها ناممکن است. در این میان قطعاً نظام بانکی کشور باید به طور اساسی اصلاح شود تا امکان دسترسی بنگاه های متوسط و کوچک به منابع مالی لازم برای کارآفرینی ایجاد شود، کما اینکه آمارها نیز نشان می دهد بخش اعظم نیروی کار کشور نیز در همین بخش از اقتصاد کشور مشغول کار هستند .• تسهیل کارآفرینی و تغییر شرایط حاکم بر محیط ب وکار ازجمله ارکان اصلی شکل گیری «اقتصاد مقاومتی» در کشور است. اگر بخواهیم از این شرایط جدید به سلامت عبور کنیم، چاره ای جز عمل به تدبیر ی در پیاده سازی «اقتصاد مقاومتی» نداریم و باید هرچه سریع تر با تغییر ریل حرکت قطار اقتصاد کشور، این قطار را بر ریل «اقتصاد مقاومتی» به حرکت درآوریم تا آسیب های وارده ناشی از تحریم ها و کاهش درآمدهای نفتی به حداقل برسد.• توسعه کارآفرینی و مشارکت اقشار مختلف جامعه، بهره وری و رقابت پذیری، اقتصاد دانش بنیان و نوآوری، خودکفایی، اصلاح نظام مالی و صادرات و نفت و گاز از مهم ترین محورهای « اقتصاد مقاومتی » است.از تحلیل عناصر اصلی تشکیل دهنده یک نظام اقتصادی و نکات اساسی که در نظرات دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مورد تأکید قرارگرفته است، می توان ارکان اساسی اقتصاد مقاومتی را در چهار محور ذیل خلاصه نمود:1-تحکیم پایه های ایمانی و فرهنگی. 2- کار ، تلاش و مدیریت جهادی و متکی نبودن به غرب و عوامل خارجی . 3- توزیع عادلانه امکانات و مواهب 4- اصلاح الگوی مصرفبدون شک اقتصاد مقاومتی یک پروژه کلان ملی است که انجام آن مرهون مشارکت همه جانبه تمامی آحاد مردم کشور است و هر در هر مقام و موقعیتی که قرار دارد می تواند در این زمینه نقش خود را ایفا کند.در حال حاضر اقتصاد کشور صرف نظر از تهدیدات خارجی، ازنظر استحکام درونی با مشکلات فراوانی روبروست که از آن جمله می توان به تورم سنگین ساختاری، ساختار نامتوازن درآمدهای ت و ری بودجه، وابستگی به درآمدهای نفتی، فساد مالی، فقر و بیکاری، رانت جویی و تی بودن اقتصاد و ... اشاره کرد و اگر به تجمیع این مشکلات با تحریم ها و آسیب پذیری درآمدهای ارزی کشور بر اثر آن وعدم امکان انتقال درآمدهای ارزی به داخل کشور بپردازیم، اهمیت اقتصاد مقاومتی را اظهر من الشمس می کند.تکیه بر نیروی داخلی،اعتماد به جوانان، ناامید دشمنان از مذاکره و سیاست های غربی و قدم گذاری به سمت اقتصاد بدون نفت را شاید بتوان اولویت های اقتصاد مقاومتی نامید که می تواند عامل اصلی تحقق اسناد بالادستی همچون سند چشم انداز 1404 و تبدیل شدن ایران به قدرت اول منطقه گردد.
نیک آنلاین :گران ترین خودروهای جهان در سال ۲۰۱۷
گران ترین خودروهای جهان که تاکنون تولید شده اند، چیزی بیشتر از یک وسیله حمل و نقل معمولی هستند. این خودروها که هر کدام از قطعات آنها همچون اثری هنری به چشم می آیند، می توانند تمام اولویت های ثروتمندترین افراد جهان را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را ترغیب به ید نمایند.به گزارش ملکانه : با این اوصاف، آشنایی با گران قیمت ترین خودروهای جهان می تواند جالب و سرگرم کننده باشد و تا حد زیادی ذهنتان را به چالش بکشد. لیستی که در ادامه بررسی خواهیم کرد تنها شامل خودروهایی است که اخیرا طراحی و تولید شده اند و بر اساس قوانین جاده ای می توانند مورد استفاده قرار گیرند.در نتیجه خودروهای کلاسیک گران قیمت در این لیست جایی ندارند. همچنین خودروهایی که در این مطلب با آنها آشنا خواهید شد، ماشین هایی هستند که دارای نام های مشخص و متمایز می باشند، پس نباید انتظار داشته باشید که یک نوع بوگاتی ویرون با نسخه های مختلف، چندین بار در این لیست تکرار شده باشد. همچنین بایستی خاطرنشان کنیم که خودروهایی که در میان گران قیمت ترین ماشین های جهان معرفی شده اند، وما پرسرعت ترین خودروهای دنیا نیستند. هرچند که تقریبا تمام آنها جزو پرسرعت ترین ها نیز به شمار می روند.معروف است که می گویند پول خوشبختی نمی آورد، اما شاید با دیدن این لیست کمی در اعتقاد به این جمله تردید پیدا کنید!
کوئنیگزگ ccxr ترویتا – قیمت: 4.8 میلیون دلار (19.5 میلیارد تومان)

کوئنیگزگ با خودوی ccxr ترویتا در صدر این لیست قرار گرفته است و به عنوان گران قیمت ترین خودرویی که بر اساس قوانین جاده ای ساخته شده است و می توان در خیابان ها با آن رانندگی کرد، شناخته می شود. اما علت این قیمت بالا چیست؟ بدون هیچ اغراقی باید بگوییم که این خودرو الماس نشان است و مطمئنا الماس هم ارزان نخواهد بود! این خودروساز سوئدی برای سطح بدنه ترویتا از یک فناوری جدید استفاده کرده است که آن را «بافت الماس نشان اختصاصی کوئنیگزگ» نامیده است و شامل یک لایه فیبر کربنی با رزین اشباع شده الماسی است. بنابراین حتی نمی توانیم تصور کنیم که رنگ بدنه این خودرو چقدر می تواند قیمتی باشد.زیر بدنه لو و پر زرق و برق این ماشین یک موتور شارژ شده v8 با حجم 4.8 لیتر قرار گرفته است که توان وجی 1004 اسب بخار و گشتاور نیرویی به اندازه 1080 نیوتن متر تولید می کند. جالب است بدانید که از این خودرو تنها سه دستگاه تاکنون ساخته شده است.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
لامبورگینی وننو – قیمت: 4.5 میلیون دلار (18.3 میلیارد تومان)

کمپانی لامبورگینی نام این محصول 4.5 میلیون دلاری خودش را که از نسل اونتادور رودستر (aventador roadster) می باشد، وننو نهاده است که به زبان اسپانیایی به معنی سم می باشد. این خودرو به مناسبت پنجاهمین سال شروع به کار لامبورگینی، طراحی و تولید شده است. در مورد انگیزه شرکت لامبورگینی برای این نام گذاری نمی توان صحبت کرد اما شکل ظاهری و عملکرد این خودرو کاملا با نام آن متناسب است و به شکل حیرت آوری زهرآگین و شوکه کننده می باشد. از هر زاویه ای به این ماشین نگاه کنید، محو جلال و جبروت آن خواهید شد و احتمالا به سختی باور خواهید کرد که با یک سفینه فضایی از کرات دیگر مواجه نشده اید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانالبته قیمت این خودرو هم به اندازه ظاهر خیره کننده و عملکر فوق العاده اش، شگفت آور است! وننو جزو پرسرعت ترین خودروهای جهان نیز شناخته می شود و این سرعت بالا از طریق یک موتور v12 با حجم 6.5 لیتر ایجاد می شود که با رسیدن به دور موتور 8400rpm قادر است توانی به اندازه 740 اسب بخار و گشتاور نیروی 687 نیوتن متر تولید نماید. وننو می تواند در 2.9 ثانیه سرعتش را به صد کیلومتر بر ساعت برساند.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
دابلیو موتورز لایکان هایپراسپورت – قیمت: 3.4 میلیون دلار (13.8 میلیارد تومان)
وقتی با لایکان هایپراسپورت مواجه می شوید، در همان نگاه اول به یاد ویدیو سریع و خشن 7 خواهید افتاد که در یکی از صحنه های آن، این خودروی اسپرت لبنانی به ترتیب از سه آسمان اش در دوبی سقوط می کند و یکی از هیجان انگیزترین صحنه های ویدیو رقم می خورد. ابتدا از ظاهر منحصربفرد این خودرو باید صحبت کنیم که شامل چراغ های جلوی جواهرنشان، درهای قیچی وار و اتاقی با فضای دخلی شبیه به ویدیو های علمی تخیلی است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین خودرو همچون یک ماشین زرهی است که از آینده به زمان حال سفر کرده است. لایکان هایپراسپورت از موتوری با حجم 3.7 لیتر به صورت شش سیلندر تخت و توربو-دوگانه بهره می برد که می تواند توان 770 اسب بخار و گشتاور نیروی 960 نیوتن متر را تولید نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناز این خودرو تنها هفت عدد تولید شده است و نسخه ای که در ویدیو سریع و خشن 7 توسط دومینیک تورتو استفاده می شود، به منظور تبلیغ و بازرگانی دابلیو موتورز در اختیار تیم ویدیو سازی قرار گرفته است. همچنین چند نسخه تولیدی از این خودرو توسط پلیس ابوظبی یداری شده است. لایکان هایپراسپورت سرعت صفر تا صد را در 2.8 ثانیه ب می کند و دارای بیشینه سرعت 386 کیلومتر بر ساعت می باشد. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
بوگاتی ویرون با تیونینگ منصوری ویور – قیمت 3.4 میلیون دلار (13.8 میلیارد تومان)

مطمئنا وقتی از گران قیمت ترین خودروهای جهان صحبت می کنیم، نمی توانیم از غولی به نام بوگاتی چشم پوشی نماییم. در اینجا از نسخه تیونینگ منصوری ویور یاد می کینم که علاوه بر قرار گرفتن در لیست گران بهاترین خودروهای جهان، یکی از پرسرعت ترین ماشین های حال حاضر دنیا هم محسوب می شود. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین خودرو با ارتقای عملکردی که توسط ان شرکت منصوری انجام شده است، 1200 اسب بخار قدرت دارد و شکل و شمایلی که پیدا کرده است شامل بدنه ای پوشیده از فیبر کربن بسیار دلربا، پکیج اسپویلر جدید، چراغ های ال ای دی مدرن، ک ن تودوزی شده، و همچنین طراحی جدیدی است که برای نمای جلوی آن انجام شده است. این خودرو می تواند به حداکثر سرعت 408 کیلومتر بر ساعت برسد.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
فراری پینینفارینا سرجیو – قیمت: 3 میلیون دلار (12.2 میلیارد تومان)

اگرچه فراری سرجیو با قیمت 3 میلیون دلار به عنوان گران قیمت ترین خودروی جهان شناخته نمی شود، اما یکی از کمیاب ترین خودروهای لو دنیا محسوب می شود، زیرا تنها شش نفر مالک یکی از این خودروها می باشند. این ماشین که به یاد طراح مشهور ایتالیایی، سرجیو پینینفارینا نامگذاری شده است، درست مشابه به فراری 458 اسپایدر است که بدنه ای جدید و طراحی داخلی کاملا متفاوتی دارد. به این ترتیب موتور این ماشین از نوع v8 است که 4.5 لیتر حجم دارد و توان 562 اسب بخار را در چرخ های عقب آن تولید می نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناما از آنجا که سرجیو از مدل 458 سبک تر است، بنابراین سریع تر از مدل پیشین بوده و کنترل بهتری دارد. بدنه جدید سرجیو، علاوه بر سبکی، دارای جزئیات آئرودینامیکی ویژه ای است که روی عملکرد آن تاثیر مثبت می گذارد. ید این خودرو به هیچ وجه ساده نیست و تمام مالکان این ماشین، از طرف سازنده برگزیده شده و برای ید آن دعوت شده اند. در نتیجه روند ید و مالکیت این ماشین، یکی از نادرترین و پیچیده ترین پروسه های ید خودرو در تاریخ خودروسازی دنیا محسوب می شود. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
پاگانی هوایرا بی سی – قیمت 2.6 میلیون دلار (10.6 میلیارد تومان)
معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
این خودرو با موتور v12 که محصول amg می باشد، دومین خودروی پرسرعت جهان در کلاس قوانین جاده ای به شمار می رود. پاگانی هوایرا نام خود را از خدای بادها در تمدن اینکا گرفته است. پاگانی در سال 2016 از مدل جدید هوایرا در نمایشگاه خودروی ژنو رونمایی کرد که با نام هوایرا بی سی عرضه شده بود و نسخه ای سبک تر و بهتر نسبت به مدل پیشن خود محسوب می شد. این خودرو از یک اسپویلر بزرگ و متحرک در پشت خود بهره می برد که می تواند نیروی رانشی به اندازه 4900 نیوتن در سرعت 250 کیلومتر بر ساعت ایجاد کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانبه علاوه، بدنه این ماشین پهن تر از مدل قبلی آن است. هوایرا بی سی با وزن 1204 کیلوگرم، خودروی بسیار سبکی در کلاس خودش محسوب می شود، که این مسئله به دلیل استفاده از فیبر کربن و دیگر متریال های سبک در طراحی و ساخت آن اتفاق افتاده است. تنها 20 دستگاه از این خودرو ساخته شده است که در صورت موجود بودن آنها، 2.6 میلیون دلار برای یدار ج در بر خواهد داشت. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
فراری اف60 – قیمت: 2.5 میلیون دلار (10.2 میلیارد تومان)

شرکت ایتالیایی فراری برای بزرگداشت شصتمین سال فعالیتش در ، ده نمونه از خودروی اف60 را بر مبنای مدل اف12 برلینتا طراحی و تولید کرده است. سبک طراحی کلی این خودرو بر اساس هماهنگی با پرچم می باشد و برای صندلی های آن نیز از نوارهایی با طرح و رنگ پرچم و ستاره های روی پرچم استفاده شده است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانموتور این خودرو به صورت v12 و با حجم 6.2 لیتر می باشد که توان وجی 740 اسب بخار را تولید می کند و برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت، تنها 3.1 ثانیه زمان نیاز دارد. استفاده از طرح پرچم برای طراحی فضای داخلی اف60، یادآور مدل هایی است که این کمپانی در سالهای دهه 50 و 60 میلادی تولید کرده و در به فروش رسانده است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
بوگاتی شیرون – قیمت 2.5 میلیون دلار (10.2 میلیارد تومان)

بوگاتی شیرون با طراحی جدید بدنه و زیبایی دلفریبی که دارد، تمام انتظاراتی که می توان از یک خودروی زیبا و لو داشت را برآورده می کند. اگر فکر می کنید که بوگاتی ویرون تعریف جدیدی از یک اتومبیل را ارائه کرده است، پس با دقت بیشتری باید عملکرد و ویژگی های مدل شیرون را بررسی کنید تا دیدتان به کلی تغییر پیدا کند. این غول اسپرت دارای یک موتور چهارگانه توربو شارژ شده 8 لیتری w16 است که 1500 اسب بخار قدرت دارد و گشتاور نیروی 1600 نیوتن متر را تولید می نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانبه این ترتیب می تواند در 2.5 ثانیه به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت برسد. سرعت بیشینه این خودروی 2.5 میلیون دلاری، 420 کیلومتر بر ساعت است، اما همچنان به عنوان پرسرعت ترین خودروی جهان شناخته نمی شود. این عنوان در حال حاضر در اختیار هنسی ونوم اف5 است. اما خودروهایی همچون شیرون آنقدر ویژگی های چشم نواز در خود گنجانده اند که نیازی به چنین عناوینی ندارند. در نتیجه پرسرعت بودن، ملاک مناسبی برای لو بودن خودروها نمی تواند باشد. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
کوئنیگزگ وان – قیمت 2 میلیون دلار (8.2 میلیارد تومان)

با دو میلیون دلار می توانید یک خانه بسیار عالی یداری کنید، یا 80 خودروی مزدا mx-5 ب ید، یا یک ابرماشین سوئدی برای خودتان دست و پا کنید. شاید با انتخاب گزینه آ ، حس کنید که زندگی مفیدتری داشته اید و تصمیم منطقی تری گرفته اید. اما در واقع ابرماشین ها منطق سرشان نمی شود و ممکن است تمام محاسبتتان و انتظاراتی که از یک خودرو دارید را دست خودش تغییر کنند. کوئنیگزگ وان به تعداد بسیار محدودی تولید شده است و طراحی آن بر مبنای خودروی آگرا r صورت گرفته است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین ماشین 1340 اسب بخار توان دارد و می تواند به سرعت بیشینه 439 کیلومتر بر ساعت برسد. داشتن این ویژگی ها و اضافه خصوصیات دیگری همچون هسته لانه زنبوری f1، روکش بدنه فیبر کربنی، و ترمزهای سرامیکی، باعث شده است که کوئنیگزگ وان در زمره پیشرفته ترین خودروهای جهان باشد و در رده بندی لو ترین خودروهای جهان، جایگاه متمایز و ویژه ای ب کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
کوئنیگزگ رگرا – قیمت: 2 میلیون دلار (8.2 میلیارد تومان)

وقتی به خودروهای اسپورت هیبریدی فکر می کنیم، ناخوداگاه به یاد سه ماشین مک لارن پی1، پورشه 918 اسپایدر، و فراری لافراری می افتیم. اما کوئنیگزگ نیز هیچ گاه از قافله عقب نمی ماند و می توان گفت که این خودروساز سوئدی در رقابت بر سر خودروهای الکتریکی پیروزی های خوبی ب کرده است. موتور این ماشین از نوع v8 و با حجم 5 لتیری است که همراه با یک باتری 4.5 کیلو وات ساعت کار می کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانرگرا با قیمت تمام شده 2 میلیون دلار، توانی به اندازه 1500 اسب بخار دارد. اما این خودرو از نظر وزن نیز شما را شگفت زده می سازد که با مقدار 1470 کیلوگرم، ماشین سبکی محسوب می شود. همچنین زمان رسیدن از سرعت صفر تا صد کیلومتر بر ساعت با این ماشین در 2.8 ثانیه ثبت شده است. با این حساب این خودرو می تواند در 20 ثانیه به بالاترین سرعت ممکن برای خود که 399 کیلومتر بر ساعت است، دست یابد.
معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان منبع : برترین ها به گزارش ملکانه : با این اوصاف، آشنایی با گران قیمت ترین خودروهای جهان می تواند جالب و سرگرم کننده باشد و تا حد زیادی ذهنتان را به چالش بکشد. لیستی که در ادامه بررسی خواهیم کرد تنها شامل خودروهایی است که اخیرا طراحی و تولید شده اند و بر اساس قوانین جاده ای می توانند مورد استفاده قرار گیرند.در نتیجه خودروهای کلاسیک گران قیمت در این لیست جایی ندارند. همچنین خودروهایی که در این مطلب با آنها آشنا خواهید شد، ماشین هایی هستند که دارای نام های مشخص و متمایز می باشند، پس نباید انتظار داشته باشید که یک نوع بوگاتی ویرون با نسخه های مختلف، چندین بار در این لیست تکرار شده باشد. همچنین بایستی خاطرنشان کنیم که خودروهایی که در میان گران قیمت ترین ماشین های جهان معرفی شده اند، وما پرسرعت ترین خودروهای دنیا نیستند. هرچند که تقریبا تمام آنها جزو پرسرعت ترین ها نیز به شمار می روند.معروف است که می گویند پول خوشبختی نمی آورد، اما شاید با دیدن این لیست کمی در اعتقاد به این جمله تردید پیدا کنید!
کوئنیگزگ ccxr ترویتا – قیمت: 4.8 میلیون دلار (19.5 میلیارد تومان)

کوئنیگزگ با خودوی ccxr ترویتا در صدر این لیست قرار گرفته است و به عنوان گران قیمت ترین خودرویی که بر اساس قوانین جاده ای ساخته شده است و می توان در خیابان ها با آن رانندگی کرد، شناخته می شود. اما علت این قیمت بالا چیست؟ بدون هیچ اغراقی باید بگوییم که این خودرو الماس نشان است و مطمئنا الماس هم ارزان نخواهد بود! این خودروساز سوئدی برای سطح بدنه ترویتا از یک فناوری جدید استفاده کرده است که آن را «بافت الماس نشان اختصاصی کوئنیگزگ» نامیده است و شامل یک لایه فیبر کربنی با رزین اشباع شده الماسی است. بنابراین حتی نمی توانیم تصور کنیم که رنگ بدنه این خودرو چقدر می تواند قیمتی باشد.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان زیر بدنه لو و پر زرق و برق این ماشین یک موتور شارژ شده v8 با حجم 4.8 لیتر قرار گرفته است که توان وجی 1004 اسب بخار و گشتاور نیرویی به اندازه 1080 نیوتن متر تولید می کند. جالب است بدانید که از این خودرو تنها سه دستگاه تاکنون ساخته شده است.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
لامبورگینی وننو – قیمت: 4.5 میلیون دلار (18.3 میلیارد تومان)

کمپانی لامبورگینی نام این محصول 4.5 میلیون دلاری خودش را که از نسل اونتادور رودستر (aventador roadster) می باشد، وننو نهاده است که به زبان اسپانیایی به معنی سم می باشد. این خودرو به مناسبت پنجاهمین سال شروع به کار لامبورگینی، طراحی و تولید شده است. در مورد انگیزه شرکت لامبورگینی برای این نام گذاری نمی توان صحبت کرد اما شکل ظاهری و عملکرد این خودرو کاملا با نام آن متناسب است و به شکل حیرت آوری زهرآگین و شوکه کننده می باشد. از هر زاویه ای به این ماشین نگاه کنید، محو جلال و جبروت آن خواهید شد و احتمالا به سختی باور خواهید کرد که با یک سفینه فضایی از کرات دیگر مواجه نشده اید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانالبته قیمت این خودرو هم به اندازه ظاهر خیره کننده و عملکر فوق العاده اش، شگفت آور است! وننو جزو پرسرعت ترین خودروهای جهان نیز شناخته می شود و این سرعت بالا از طریق یک موتور v12 با حجم 6.5 لیتر ایجاد می شود که با رسیدن به دور موتور 8400rpm قادر است توانی به اندازه 740 اسب بخار و گشتاور نیروی 687 نیوتن متر تولید نماید. وننو می تواند در 2.9 ثانیه سرعتش را به صد کیلومتر بر ساعت برساند.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
دابلیو موتورز لایکان هایپراسپورت – قیمت: 3.4 میلیون دلار (13.8 میلیارد تومان)
وقتی با لایکان هایپراسپورت مواجه می شوید، در همان نگاه اول به یاد ویدیو سریع و خشن 7 خواهید افتاد که در یکی از صحنه های آن، این خودروی اسپرت لبنانی به ترتیب از سه آسمان اش در دوبی سقوط می کند و یکی از هیجان انگیزترین صحنه های ویدیو رقم می خورد. ابتدا از ظاهر منحصربفرد این خودرو باید صحبت کنیم که شامل چراغ های جلوی جواهرنشان، درهای قیچی وار و اتاقی با فضای دخلی شبیه به ویدیو های علمی تخیلی است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین خودرو همچون یک ماشین زرهی است که از آینده به زمان حال سفر کرده است. لایکان هایپراسپورت از موتوری با حجم 3.7 لیتر به صورت شش سیلندر تخت و توربو-دوگانه بهره می برد که می تواند توان 770 اسب بخار و گشتاور نیروی 960 نیوتن متر را تولید نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناز این خودرو تنها هفت عدد تولید شده است و نسخه ای که در ویدیو سریع و خشن 7 توسط دومینیک تورتو استفاده می شود، به منظور تبلیغ و بازرگانی دابلیو موتورز در اختیار تیم ویدیو سازی قرار گرفته است. همچنین چند نسخه تولیدی از این خودرو توسط پلیس ابوظبی یداری شده است. لایکان هایپراسپورت سرعت صفر تا صد را در 2.8 ثانیه ب می کند و دارای بیشینه سرعت 386 کیلومتر بر ساعت می باشد. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
بوگاتی ویرون با تیونینگ منصوری ویور – قیمت 3.4 میلیون دلار (13.8 میلیارد تومان)

مطمئنا وقتی از گران قیمت ترین خودروهای جهان صحبت می کنیم، نمی توانیم از غولی به نام بوگاتی چشم پوشی نماییم. در اینجا از نسخه تیونینگ منصوری ویور یاد می کینم که علاوه بر قرار گرفتن در لیست گران بهاترین خودروهای جهان، یکی از پرسرعت ترین ماشین های حال حاضر دنیا هم محسوب می شود. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین خودرو با ارتقای عملکردی که توسط ان شرکت منصوری انجام شده است، 1200 اسب بخار قدرت دارد و شکل و شمایلی که پیدا کرده است شامل بدنه ای پوشیده از فیبر کربن بسیار دلربا، پکیج اسپویلر جدید، چراغ های ال ای دی مدرن، ک ن تودوزی شده، و همچنین طراحی جدیدی است که برای نمای جلوی آن انجام شده است. این خودرو می تواند به حداکثر سرعت 408 کیلومتر بر ساعت برسد.معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
فراری پینینفارینا سرجیو – قیمت: 3 میلیون دلار (12.2 میلیارد تومان)

اگرچه فراری سرجیو با قیمت 3 میلیون دلار به عنوان گران قیمت ترین خودروی جهان شناخته نمی شود، اما یکی از کمیاب ترین خودروهای لو دنیا محسوب می شود، زیرا تنها شش نفر مالک یکی از این خودروها می باشند. این ماشین که به یاد طراح مشهور ایتالیایی، سرجیو پینینفارینا نامگذاری شده است، درست مشابه به فراری 458 اسپایدر است که بدنه ای جدید و طراحی داخلی کاملا متفاوتی دارد. به این ترتیب موتور این ماشین از نوع v8 است که 4.5 لیتر حجم دارد و توان 562 اسب بخار را در چرخ های عقب آن تولید می نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناما از آنجا که سرجیو از مدل 458 سبک تر است، بنابراین سریع تر از مدل پیشین بوده و کنترل بهتری دارد. بدنه جدید سرجیو، علاوه بر سبکی، دارای جزئیات آئرودینامیکی ویژه ای است که روی عملکرد آن تاثیر مثبت می گذارد. ید این خودرو به هیچ وجه ساده نیست و تمام مالکان این ماشین، از طرف سازنده برگزیده شده و برای ید آن دعوت شده اند. در نتیجه روند ید و مالکیت این ماشین، یکی از نادرترین و پیچیده ترین پروسه های ید خودرو در تاریخ خودروسازی دنیا محسوب می شود. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
پاگانی هوایرا بی سی – قیمت 2.6 میلیون دلار (10.6 میلیارد تومان)
معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
این خودرو با موتور v12 که محصول amg می باشد، دومین خودروی پرسرعت جهان در کلاس قوانین جاده ای به شمار می رود. پاگانی هوایرا نام خود را از خدای بادها در تمدن اینکا گرفته است. پاگانی در سال 2016 از مدل جدید هوایرا در نمایشگاه خودروی ژنو رونمایی کرد که با نام هوایرا بی سی عرضه شده بود و نسخه ای سبک تر و بهتر نسبت به مدل پیشن خود محسوب می شد. این خودرو از یک اسپویلر بزرگ و متحرک در پشت خود بهره می برد که می تواند نیروی رانشی به اندازه 4900 نیوتن در سرعت 250 کیلومتر بر ساعت ایجاد کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانبه علاوه، بدنه این ماشین پهن تر از مدل قبلی آن است. هوایرا بی سی با وزن 1204 کیلوگرم، خودروی بسیار سبکی در کلاس خودش محسوب می شود، که این مسئله به دلیل استفاده از فیبر کربن و دیگر متریال های سبک در طراحی و ساخت آن اتفاق افتاده است. تنها 20 دستگاه از این خودرو ساخته شده است که در صورت موجود بودن آنها، 2.6 میلیون دلار برای یدار ج در بر خواهد داشت. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
فراری اف60 – قیمت: 2.5 میلیون دلار (10.2 میلیارد تومان)

شرکت ایتالیایی فراری برای بزرگداشت شصتمین سال فعالیتش در ، ده نمونه از خودروی اف60 را بر مبنای مدل اف12 برلینتا طراحی و تولید کرده است. سبک طراحی کلی این خودرو بر اساس هماهنگی با پرچم می باشد و برای صندلی های آن نیز از نوارهایی با طرح و رنگ پرچم و ستاره های روی پرچم استفاده شده است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانموتور این خودرو به صورت v12 و با حجم 6.2 لیتر می باشد که توان وجی 740 اسب بخار را تولید می کند و برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت، تنها 3.1 ثانیه زمان نیاز دارد. استفاده از طرح پرچم برای طراحی فضای داخلی اف60، یادآور مدل هایی است که این کمپانی در سالهای دهه 50 و 60 میلادی تولید کرده و در به فروش رسانده است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
بوگاتی شیرون – قیمت 2.5 میلیون دلار (10.2 میلیارد تومان)

بوگاتی شیرون با طراحی جدید بدنه و زیبایی دلفریبی که دارد، تمام انتظاراتی که می توان از یک خودروی زیبا و لو داشت را برآورده می کند. اگر فکر می کنید که بوگاتی ویرون تعریف جدیدی از یک اتومبیل را ارائه کرده است، پس با دقت بیشتری باید عملکرد و ویژگی های مدل شیرون را بررسی کنید تا دیدتان به کلی تغییر پیدا کند. این غول اسپرت دارای یک موتور چهارگانه توربو شارژ شده 8 لیتری w16 است که 1500 اسب بخار قدرت دارد و گشتاور نیروی 1600 نیوتن متر را تولید می نماید. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانبه این ترتیب می تواند در 2.5 ثانیه به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت برسد. سرعت بیشینه این خودروی 2.5 میلیون دلاری، 420 کیلومتر بر ساعت است، اما همچنان به عنوان پرسرعت ترین خودروی جهان شناخته نمی شود. این عنوان در حال حاضر در اختیار هنسی ونوم اف5 است. اما خودروهایی همچون شیرون آنقدر ویژگی های چشم نواز در خود گنجانده اند که نیازی به چنین عناوینی ندارند. در نتیجه پرسرعت بودن، ملاک مناسبی برای لو بودن خودروها نمی تواند باشد. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
کوئنیگزگ وان – قیمت 2 میلیون دلار (8.2 میلیارد تومان)

با دو میلیون دلار می توانید یک خانه بسیار عالی یداری کنید، یا 80 خودروی مزدا mx-5 ب ید، یا یک ابرماشین سوئدی برای خودتان دست و پا کنید. شاید با انتخاب گزینه آ ، حس کنید که زندگی مفیدتری داشته اید و تصمیم منطقی تری گرفته اید. اما در واقع ابرماشین ها منطق سرشان نمی شود و ممکن است تمام محاسبتتان و انتظاراتی که از یک خودرو دارید را دست خودش تغییر کنند. کوئنیگزگ وان به تعداد بسیار محدودی تولید شده است و طراحی آن بر مبنای خودروی آگرا r صورت گرفته است. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهاناین ماشین 1340 اسب بخار توان دارد و می تواند به سرعت بیشینه 439 کیلومتر بر ساعت برسد. داشتن این ویژگی ها و اضافه خصوصیات دیگری همچون هسته لانه زنبوری f1، روکش بدنه فیبر کربنی، و ترمزهای سرامیکی، باعث شده است که کوئنیگزگ وان در زمره پیشرفته ترین خودروهای جهان باشد و در رده بندی لو ترین خودروهای جهان، جایگاه متمایز و ویژه ای ب کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانمعرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان
کوئنیگزگ رگرا – قیمت: 2 میلیون دلار (8.2 میلیارد تومان)

وقتی به خودروهای اسپورت هیبریدی فکر می کنیم، ناخوداگاه به یاد سه ماشین مک لارن پی1، پورشه 918 اسپایدر، و فراری لافراری می افتیم. اما کوئنیگزگ نیز هیچ گاه از قافله عقب نمی ماند و می توان گفت که این خودروساز سوئدی در رقابت بر سر خودروهای الکتریکی پیروزی های خوبی ب کرده است. موتور این ماشین از نوع v8 و با حجم 5 لتیری است که همراه با یک باتری 4.5 کیلو وات ساعت کار می کند. معرفی 10 خودروی گران قیمت جهانرگرا با قیمت تمام شده 2 میلیون دلار، توانی به اندازه 1500 اسب بخار دارد. اما این خودرو از نظر وزن نیز شما را شگفت زده می سازد که با مقدار 1470 کیلوگرم، ماشین سبکی محسوب می شود. همچنین زمان رسیدن از سرعت صفر تا صد کیلومتر بر ساعت با این ماشین در 2.8 ثانیه ثبت شده است. با این حساب این خودرو می تواند در 20 ثانیه به بالاترین سرعت ممکن برای خود که 399 کیلومتر بر ساعت است، دست یابد.
معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان معرفی 10 خودروی گران قیمت جهان منبع : برترین ها
گروه اقتصادی برهان/مجتبی جباری پور هریس؛ اصطلاح اقتصاد مقاومتی در سال های اخیر توسط ی مطرح و سپس به مفهوم رایج مباحث اقتصاد تبدیل شد. صاحب نظرانی با رویکردهای گوناگون در این حوزه اظهار نظر کرده اند؛ برخی با ادبیات علم اقتصاد، برخی با ادبیات اقتصاد ی و برخی نیز نقش مؤلفه های حوزه های فرهنگ و سیاست را در شکل گیری اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار داده اند.با توجه به شرایط طرح اقتصاد مقاومتی، به نظر می رسد که یکی از رویکردهای مناسب جهت تحقق اقتصاد مقاومتی رویکرد استراتژیک است. در واقع برای اینکه را ارهای مناسبی جهت توسعه ی اقتصاد مقاومتی داده شود، ضروری است که پس از تعریف مفهومی اقتصاد مقاومتی، نقاط ضعف و تهدیدزای آن مورد تحلیل واقع شود و مؤلفه های اقتصاد مقاومتی است اج گردد و در مرحله ی بعد، راهبرد خاصی جهت تبدیل این نقاط ضعف به قوت و تبدیل تهدیدها به فرصت تبیین شود.مقاله ی حاضر، پس از تعریف مفهوم اقتصاد مقاومتی و است اج مؤلفه های آن بر اساس نقاط آسیب زای اقتصاد، سعی در تبیین راهبرد توسعه ی شرکت های دانش بنیان جهت تحقق اقتصاد مقاومتی دارد. به این منظور، در مرحله ی بعد، به تبیین اقتصاد دانش بنیان به عنوان بستر توسعه ی شرکت های دانش بنیان می پردازد. در ادامه، تعریف، ویژگی ها و کارکردهای شرکت های دانش بنیان ارائه شده است و در نهایت، چگونگی تأثیرگذاری این شرکت ها بر مؤلفه های اقتصاد مقاومتی بررسی خواهد شد.تبیین اقتصاد مقاومتیاز ابتدای مطرح شدن اصطلاح اقتصاد مقاومتی، معظم انقلاب در سخنرانی های گوناگون به تبیین این مفهوم پرداخته اند. ایشان معنای اقتصاد مقاومتی را چنین بیان نموده اند: «اقتصاد مقاومتى معنایش این است که ما یک اقتصادى داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور محفوظ بماند، هم آسیب پذیرى اش کاهش پیدا کند؛ یعنى وضع اقتصادى کشور و نظام اقتصادى جورى باشد که در مقابل ترفندهاى دشمنان، که همیشگى و به شکل هاى مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند.» همچنین ایشان در جای دیگر این مفهوم را چنین معنا می کنند: «اقتصاد مقاومتى فقط جنبه ى نفى نیست، این جور نیست که اقتصاد مقاومتى معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهاى ت عى باشد. نه، اقتصاد مقاومتى یعنى آن اقتصادى که به یک ملت امکان می دهد و اجازه می دهد که حتى در شرایط فشار هم رشد و شکوفایى خودشان را داشته باشند.»بنابراین باید توجه داشت که اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد ت عی یا ریاضتی نیست، بلکه در حقیقت نوعی اقتصاد و برنامه ریزی تعاملی مبتنی بر راهبرد استفاده از تهدید به عنوان یک فرصت است. حال باید دید زمینه ها و نقاط آسیب پذیر زمینه ساز تهدید چیست و چگونه و با چه راهبردی می توان این تهدیدها را به فرصت تبدیل نمود و به عنوان فرصتی برای اصلاح یا حتی جراحی اقتصادی استفاده کرد و در عین رفع تهدیدها، به رشد و شکوفایی اقتصادی نیز دست یافت. بنابراین به فرآیند شناسایی نقاط آسیب و تهدیدهای خارجی و داخلی و تبدیل این نقاط ضعف و تهدیدها به فرصت های رشد و توسعه ، اقتصاد مقاومتی گفته می شود. حال سؤال اینجاست که اقتصاد کشور چه آسیب ها و نقاط ضعفی دارد که باعث بروز تهدیدهای دشمن شده است و مؤلفه های اقتصاد مقاومتی برای تبدیل این نقاط به فرصت چیست؟ مبنای پاسخ به این پرسش در مقاله ی حاضر، دیدگاه های معظم انقلاب درباره ی مؤلفه های اقتصاد مقاومتی است که به اجمال به این مؤلفه ها اشاره می شود:1. تی بودن اقتصاد یکی از اساسی ترین نقاط ضعف اقتصاد ایران است که زمینه ی تهدیدهای خارجی را نیز فراهم می آورد. در واقع ساختار اصلی اقتصاد و بنگاه های اقتصادی کشور را شرکت های بزرگ تی تشکیل می دهند. این شرکت ها، به علت پایین بودن بهره وری و نداشتن پویایی و قدرت تحول، توان انطباق کافی با تغییرات و تهدیدهای محیطی را ندارند. همچنین در چنین شرکت هایی، به علت ویژگی های خاص ساختاری، زمینه ی نوآوری و بهینه محصولات پایین و زمینه ی شیوع فساد به عنوان تهدید داخلی اقتصاد بسیار بالاست. بنابراین تحریم مواد اولیه یا محصولات این شرکت ها، به عنوان تهدید خارجی، اسباب چالش در اقتصاد را فراهم می آورد. از این رو، یکی از مؤلفه های اقتصاد مقاومتی مردمی اقتصاد به شمار می رود که مورد تأکید معظم انقلاب نیز قرار گرفته است.2. وابستگی اقتصاد ایران و بودجه ی ت به فروش مواد خام و با ارزش افزوده ی پایین که مصداق بارز این موضوع وابستگی اقتصاد به فروش نفت خام است. ریشه ی اصلی این معضل در ضعف دانش و تکنولوژی در این صنعت و شرکت های فعال در این حوزه است که متأسفانه این مسئله باعث شده است نقطه ی قوتی به نام وجود منابع زیرزمینی، به اهرمی برای تحریم و فشار بر اقتصاد ایران تبدیل شود. بنابراین یکی دیگر از مؤلفه های اقتصاد مقاومتی کاهش و قطع وابستگی به نفت است.3. یکی دیگر از نقاط تهدیدزای اقتصاد ایران مدیریت مصرف است. این موضوع، از یک سو، مربوط به تعادل و عدم اسراف در مصرف و از سوی دیگر، مرتبط با اهمیت مصرف تولیدات داخلی از سوی مصرف کننده ی داخلی است. بنابراین یکی دیگر از مؤلفه های اقتصاد مقاومتی موضوع مدیریت مصرف است.4. بهره وری پایین عوامل تولید و استفاده ی نامناسب و ناکارا از منابع، امکانات و زمان از دیگر نقاط ضعف اقتصاد ایران است. بنابراین بالا بردن بهره وری نیز یکی دیگر از مؤلفه های اقتصاد مقاومتی به شمار می رود.5. یکی از نقاط ضعف اقتصاد کشور پایین بودن میزان خلاقیت و نوآوری و ضعف فناوری بنگاه های اقتصادی است. در حقیقت این مسئله اقتصاد و صنعت کشور را مصرف کننده ی فناوری های خارجی نموده است و این خود زمینه ی آسیب پذیری اقتصاد کشور را در برابر تحریم بیگانگان فراهم می نماید و سایر مؤلفه های اقتصاد را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. به همین دلیل، معظم انقلاب نیز یکی از مهم ترین مظاهر و مؤثرترین مؤلفه های اقتصاد مقاومتی را شرکت های دانش بنیان دانسته اند. همچنین ایشان در جای دیگری از اقتصاد دانش بنیان به عنوان یکی از سرفصل های اقتصاد مقاومتی نام می برند.6. یکی دیگر از چالش های اقتصاد مقاومتی ضعف تولید ملی و عدم توان خودکفایی در تولید کالاهای استراتژیک مورد نیاز کشور است. بنابراین حمایت از تولید ملی نیز یکی دیگر از مؤلفه های اقتصاد مقاومتی محسوب می شود. معظم انقلاب: «اقتصاد مقاومتى معنایش این است که ما یک اقتصادى داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور محفوظ بماند، هم آسیب پذیرى اش کاهش پیدا کند؛ یعنى وضع اقتصادى کشور و نظام اقتصادى جورى باشد که در مقابل ترفندهاى دشمنان، که همیشگى و به شکل هاى مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند.»تبیین اقتصاد دانش بنیانبا روشن شدن مفهوم اقتصاد مقاومتی و مؤلفه های آن، حال برای تبیین نقش شرکت های دانش بنیان جهت تحقق این اه ، ابتدا باید مفهوم اقتصاد دانش بنیان مورد بررسی قرار گیرد و با روشن شدن ویژگی های اقتصاد دانش بنیان، جایگاه و کارکرد شرکت های دانش بنیان، به عنوان بنگاه های سیستم اقتصادی دانش بنیان جهت تحقق اقتصاد مقاومتی، روشن شود. بنابراین در این بخش به تشریح پیش فرض ها و ویژگی های اقتصاد دانش بنیان و تمایز آن با اقتصاد کلاسیک می پردازیم و از این رهگذر، به تمایز شرکت های دانش بنیان، به عنوان بنگاه اقتصاد دانش بنیان و شرکت های سنتی، به عنوان بنگاه اقتصاد کلاسیک، اشاره می نماییم و در نهایت، چگونگی تأثیرگذاری این شرکت ها بر مؤلفه های اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.دانش به عنوان یکی از نیروهای بسیار مؤثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی به شمار می آید و یک کالای عمومی محسوب می شود، زیرا می توان دانش را بدون کاهش و استهلاک، با دیگران به اشتراک گذاشت. در عین حال، این یک مشخصه ی منحصر به فرد برای این کالای عمومی محسوب می گردد که بر خلاف سایر کالاهای فیزیکی (مثل سرمایه، دارایی های مادی و منابع طبیعی)، استفاده از آن، از کمیّتش نمی کاهد و می توان از آن بارها استفاده کرد.یک تعریف عام از دانش عبارت است از: ذخیره ی انباشته شده ای از اطلاعات و مهارت ها که از مصرف اطلاعات توسط گیرنده ی اطلاعات حاصل می شود. در حقیقت دانش، به عنوان یک منبع دائمی، همواره در اختیار بنگاه های اقتصادی قرار می گیرد و با مشارکت مکرر در فرآیندهای گوناگون تولیدی و خدماتی، سبب افزایش مزیت رقابتی و ایجاد ارزش افزوده می شود. در نتیجه، این امر می تواند سبب گسترش رفاه اجتماعی و عامل کاهش فقر و بی عد ی و موجب ارتقای روند توسعه ی پایدار گردد.پس از چالش های فکری قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، که رقابت اقتصادی میان کشورهای صنعتی جهان جدی تر شد و جنبه های کاربردی اقتصاد بیشتر مورد توجه قرار گرفت، جوزف شومپیتر به نقش دانش در ابداع و نوآوری و پویایی اقتصاد توجه کرد و آن را اساس کارآفرینی و تحول اقتصاد معرفی نمود.در حالی که مدل های اولیه ی رشد اقتصادی بیشتر بر عوامل فیزیکی تولید (مانند سرمایه ی فیزیکی، نیروی کار و زمین) به عنوان منابع تولید تأکید کرده اند، برخی از مدل های رشد نئوکلاسیکی، دانش را عاملی برون زا در تعیین رشد اقتصادی می دانند؛ اما در مدل های جدید رشد، عامل دیگری نیز با عنوان بهره وری عوامل تولید به عنوان یکی از ارکان رشد معرفی می شود و دانش یکی از مؤثرترین عوامل در بهره وری و رشد اقتصادی مطرح می گردد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اقتصاد دانش بنیان تأثیر بسزایی در افزایش تولید سرانه ی بالاتر، کاهش نابرابری در توزیع درآمد و در عین حال، اصلاح کیفیت محیط زیست به عنوان شاخصه های اصلی توسعه ی پایدار دارد.نکته ای که باید همواره در نظر داشت این است که برای دستی به اقتصاد دانش بنیان، فقط تولید و توزیع اطلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش کافی نیست، بلکه نکته ی مهم به کارگیری آن ها در استفاده از منابع اقتصادی به صورت مستمر و پایدار است.درعصرحاضر، اصطلاح اقتصاد دانش بنیان، که توسط oecd مورد تأکید خاص در استراتژی توسعه ی ملل قرار گرفته است، گویای تأکید بر نقش دانش و فناوری در جریان توسعه ی اقتصادی است. از این رو، می توان گفت در اقتصاد دانش بنیان، به دانش از نظر کیفی و کمّی بااهمیت تر از گذشته نگریسته می شود. طبق تعریف این سازمان، اقتصاد دانش بنیان اقتصادی است که مستقیماً بر مبنای تولید، توزیع و مصرف دانش و اطلاعات قرار گرفته باشد. بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که امروزه دیگر حجم سرمایه و اندازه ی بازار در توسعه ی اقتصادی ملل نقش اساسی ندارد، بلکه این نقش را دانش و فناوری ایفا می کند.نکته ای که باید همواره در نظر داشت این است که برای دستی به اقتصاد دانش بنیان، فقط تولید و توزیع اطلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش کافی نیست، بلکه نکته ی مهم به کارگیری آن ها در استفاده از منابع اقتصادی به صورت مستمر و پایدار است. به عبارت دیگر، کاربردی دانش و استفاده ی مؤثرتر از آن در گسترش ظرفیت ها و ارتقای درجه ی بهره برداری از منابع است که تحقق یک اقتصاد دانش بنیان را ممکن می سازد که نقش شرکت های دانش بنیان در این زمینه قابل تعریف است.در این قسمت مناسب است که برخی از ویژگی های اقتصاد دانش بنیان مورد بررسی قرار گیرد. در یک تحلیل نظری، به طور کلی می توان ویژگی های زیر را برای اقتصاد دانش بنیان بیان کرد:1. اقتصاد دانش بنیان اقتصاد کمی منابع نیست، بلکه اقتصاد فراوانی منابع است؛ زیرا بر خلاف بسیاری از منابع که هنگام مصرف مستهلک می شوند، اطلاعات و دانش، که اساس اقتصاد دانش بنیان است، می تواند بارها مصرف شود و با مصرف بیشتر در واقع رشد کند.2. در اقتصاد دانش بنیان، دانش به کالا تبدیل می شود و به فروش می رسد.3. اقتصاددانش بنیان به نوعی یک اقتصاد بدون وزن است.4. دراقتصاد دانش بنیان، دانش پایگی اقتصاد وابسته به مجموعه ای از نظام ها و فرآیندهای دانشی جامعه است.5. محل فعالیت در اقتصاد دانش بنیان اهمیت چندانی ندارد، زیرا با استفاده از فناوری ها و روش های مناسب، بازارها و سازمان های مجازی به وجود می آید و در خدمت فعالیت قرار می گیرد. آنچه مهم است سرعت عمل در فعالیت ها و دسترسی به کل جهان است.6. دراقتصاد دانش بنیان، سهم قابل توجهی از تولید ملی سرانه در رشته ی فعالیت های دانش پایه و دانش ساز، مانند صنایع دارای فناوری برتر، خدمات مالی و تجاری پیشرفته تر و کارآمدتر و به ویژه از فعالیت های آموزشی و پژوهشی تخصصی تولید می شود.در حقیقت اقتصاد دانش بنیان با بهره وری بیشتر عوامل تولید و رفتار بهینه ی اقتصادی از نظر تخصیص منابع کار می کند و در نتیجه، دارای نرخ رشد بالاتری خواهد بود.(*)ادامه دارد...*مجتبی جباری پور هریس، دانشجوی ای مدیریت و پژوهشگر/ انتهای متن/
در این کره خاکی و در میان کشورهای جهان همه افراد هرگز نمی توانند از تمامی زوایا ای زیبای جهان را تماشا کنند ، اما این روزها به لطف خلاقیت عکاس ها و به یاری پهپاد ها تماشای هر سوژه ای دور از انتظار نیست. در ادامه با میهن پست همراه شوید.بنابراین شاید ،گشت و گذار در ای زیبای جهان و ثبت تصاویر از مناطق جالب آن ها، برداشت کامل و جامعی از زیبایی ها و وسعت آن ها را به هر گردشگری ارائه ندهد ، در این میان اگر چه از روی زمین ، می توانیم تنها از یک زاویه اطراف خود را تماشاگر باشیم ؛ اما به محض اینکه کمی ارتفاع می گیریم و دیدی وسیع تر به اطراف پیدا می کنیم ، آن جا است که همه چیز را به شکلی دیگر می بینیم و نه تنها خود سوژه ، بلکه تمام آنچه را که در اطراف آن قرار دارند را به شکلی تماشا خواهیم کرد که تا به حال ندیده ایم.در این میان یک تیم عکاسی روسی به نام پارنو ، از فراز آسمان ، به ع برداری از ای زیبای جهان در مناطق مختلف سیاره مان پرداخته اند که تصاویرش بسیار جالب و دیدنی است .با هم در میهن پست تصاویری از ای زیبای جهان را از زوایه ای دیده نشده تماشا می کنیم. ای زیبای جهان بنای تاریخی انقلاب در مکزیکو سیتی کشور مکزیک
 ای زیبای جهان شهر دبی در امارات متحده عربی
 ای زیبای جهان شهر دبی در امارات متحده عربی
 ای زیبای جهان شهر سیاتل
 ای زیبای جهان دهلی نو ، هند
 ای زیبای جهان سواحل شهر ریو دو ژانیرو در برزیل
 ای زیبای جهان ساحل شهر کان در مکزیک
 ای زیبای جهان پارامبانای اندونزی
 ای زیبای جهان شهر لیما در پرو
 ای زیبای جهان شهر زیبای لا پلاتا در آرژانتین
 ای زیبای جهان شهر سائو پائولو در برزیل
 ای زیبای جهان شهر تورنتو در کانادا
 ای زیبای جهان شهر پاریس در فرانسه
 ای زیبای جهان ساگرادا فامیلیا در بارسلونا اسپانیا
 ای زیبای جهان شهر بنارس در هند
 ای زیبای جهان شهر وین در اتریش
 ای زیبای جهان شهر بوداپست در مجارستان
 ای زیبای جهان شهر سینا در ایتالیا
 ای زیبای جهان آمستردام ، هلند
 ای زیبای جهان کی کروملو در جمهوری چک
 ای زیبای جهان آگرا فورت در هند
 ای زیبای جهان شهر مادرید در اسپانیا
 ای زیبای جهان شهر پاریس در فرانسه
 ای زیبای جهان ورزشگاه شهر بوئنوس آیرس در آرژانتین
 ای زیبای جهان شهر آمستردام در هلند منبع boredpanda
گروه اقتصادی شکده برهان/ روح الله ایزدخواه؛ در اقتصاد بزرگ و چندبخشی، مثل اقتصاد ایران، مردمی سازی اقتصاد مهم ترین عاملی است که از ایجاد فساد اقتصادی جلوگیری می کند. هرچقدر یک اقتصاد مردمی تر باشد، به دلایل زیر فسادگریزتر است:1. اقتصاد مردمی ضدانحصار است و همان طور که می دانیم، وجود انحصار، یکی از ریشه های ایجاد فساد است.2. در صورت مردمی شدن اقتصاد، نظارت بر فعالیت های اقتصادی، دقیق و مویرگی می شود و نهایتاً با بهبود وضعیت نظارت، قطعاً اقتصادی سالم تر خواهیم داشت.3. اقتصاد مردمی به سمت تولید و نوآوری حرکت می کند، اما اقتصاد فاسد از تولید به دور است و به سمت بازارهای غیرمولد گرایش دارد. به عبارت دیگر، وقتی اقتصادی مردمی شود و عوامل متعدد مردمی در آن درگیر شوند، بیشتر به سمت تولید متمایل می شود و باعث کاهش حجم سوداگری و در نتیجه، کاهش فساد خواهد شد.4. وقتی شما کاری کنید که همۀ عوامل اقتصادی وارد صحنه شوند و بتوانند استعداد خودشان را شکوفا کنند، این شکوفایی دائماً می جوشد و روبه رشد خواهد بود. یکی از ریشه های فساد اقتصادی، عدم رشد اقتصاد است. به عبارتی اقتصاد راکد، یک اقتصاد فسادزاست. لذا برای رسیدن به یک اقتصاد فعال و پویا نیاز به مردمی شدن اقتصاد داریم.باید قبول داشت که صرفاً با ابزار تسهیلات، تزریق منابع و رانت های اقتصادی، نمی توان اقتصاد را شکوفا کرد. اقتصاد مقاومتی، اقتصاد متکی به منابع مالی نیست، بلکه اقتصادی است که به مردم و فرهنگ متکی است. این تمایز اصلی اقتصاد مقاومتی با الگوهای وارداتی اقتصاد و به خصوص الگوهای تکنوکراتی است.به نظر می رسد با ذکر موارد فوق، شاه کلید شکل گیری اقتصاد پاک در وهلۀ اول مردمی سازی اقتصاد است. این رخداد باعث حضور همگانی مردم، جوشش خلاقیت ها، جلوگیری از انحصارات، تولیدگرا شدن و کارآمدتر شدن اقتصاد می شود و در واقع اقتصاد کشور را در مقابل فساد وا ینه می کند. از سوی دیگر، مردمی شدن اقتصاد و هر حرکت دیگری که براساس حضور مردم شکل بگیرد، یک موضوع فرهنگی و اجتماعی است؛ چه موضوع مسائل اقتصادی و چه مسائل زیست محیطی یا امنیتی باشد. هر نظامی در هر عرصه ای به سمت مردمی شدن حرکت کند، در ذات خود دست به یک حرکت فرهنگی زده است. یعنی فرهنگ به نوعی در مردمی سازی اقتصاد نقش کاتالیزور را ایفا می کند. بنابراین شما برای مردمی اقتصاد و رسیدن به یک اقتصاد پاک و بدون فساد، ل باید از ابزار فرهنگ استفاده کنید. ضمن اینکه ورود مردم به صحنۀ اقتصاد، بیش از هر برنامه ریزی یا کار مدیریتی و سازمانی دیگری، به کارهای فرهنگی نیاز دارد. این فرهنگ است که می تواند مردم را به صحنه بیاورد. یعنی مردم باید برای حضور در صحنۀ اقتصادی کشور، انگیزه داشته و به توانایی های خود باور داشته باشند. از سوی دیگر، باید این باور به اقتصاد مقاومتی و تولیدمحور نیز وجود داشته باشد؛ یعنی مؤلفه هایی مانند اعتقاد، اعتماد و انگیزه، جزء مؤلفه هایی فرهنگی هستند که سهم بسیار زیادی در شکل گیری اقتصاد مقاومتی و مردمی سازی اقتصاد دارند.با این تفاسیر، باید اذعان داشت فعالان و مجریان اقتصاد مقاومتی باید بدانند که علت تامۀ شکل گیری اقتصاد مقاومتی، مردمی سازی اقتصاد است و برای مردمی سازی اقتصاد نیز مجبور به ورود به مسیر و فعالیت های فرهنگی هستند و به صرف اتکا به برنامه ریزی و مدیریت و سازمان دهی، کاری از پیش نخواهند برد. چراکه فرهنگ تنها ابزاری است که قدرت سازمان دهی و به صحنه آوردن مردم را دارد؛ به شرطی که آن را بفهمیم و از آن استفاده کنیم. برای نمونه، تأسیس و فعالیت سازمان جهاد سازندگی، نماد بارز یک حرکت صددرصد مردمی و فرهنگی در عرصۀ اقتصاد بود. آن زمان براساس نیاز اصلی کشور، که توسعۀ روستایی بود، جهاد سازندگی شکل گرفت و امروز عرصۀ صنعت و اقتصاد دانش بنیان، مهم ترین مسئله است. برای همین این نگاه می تواند در صورت به روز شدن، در این عرصه پاسخ گو باشد. ما همان طور که توانستیم در جهاد سازندگی و توسعۀ روستایی، مردم را به صحنۀ کار و فعالیت بیاوریم، در فعالیت های اقتصاد مقاومتی نیز می توانیم این کار را تکرار کنیم. اتفاقاً برنامه ریزی اقتصادی سازمان جهاد سازندگی به هیچ وجه عریض وطویل نبود؛ منتها چون کارآمد و مؤثر بود و نیروهای جهاد، قدرت و نقش فرهنگ در سازمان دهی و به صحنه آوردن مردم در عرصه اقتصاد را می دانستند، این موضوع تبدیل به یک تجربۀ موفق شد. باید قبول داشت که صرفاً با ابزار تسهیلات، تزریق منابع و رانت های اقتصادی، نمی توان اقتصاد را شکوفا کرد. اقتصاد مقاومتی، اقتصاد متکی به منابع مالی نیست، بلکه اقتصادی است که به مردم و فرهنگ متکی است و این تمایز اصلی اقتصاد مقاومتی با الگوهای وارداتی اقتصاد به خصوص الگوهای تکنوکراتی است.مهم ترین و بیشترین مسئولیت در مبارزه با فساد اقتصادی برعهدۀ ت است؛ یعنی اصلی ترین عامل رفع فساد در کشور، قبل از قوۀ قضائیه و نهادهای امنیتی، ت و نهادهای اقتصادی ت هستند. تنها راه ت برای مقابله با فساد این است که بداند اقتصاد مقاومتی باید ماهیتاً در کشور شکل بگیرد و ماهیتش نیز این است که مردم در همۀ صحنه های اقتصادی حاضر باشند. در غیر این صورت، هر راه دیگری برویم، زودگذر است و با گذشت زمان اثرات خود را از دست خواهد داد و اقتصاد ما دچار عارضه های بدتری خواهد شد. یعنی امنیتی فضای اقتصاد اگرچه تا حدودی لازم است اما قطعاً راه حل اصلی نیست. برای ضدفساد اقتصاد باید آن را از درون، مردمی کرد. مسئول اصلی این کار هم ت است که باید این موضوع را درک نماید و آن را از طریق مرکز فرماندهی اقتصادی خود اعمال کند. باید رویکردهای خود را به این سمت ببرد و با مردمی ماهیت اقتصاد، بتواند فساد را ریشه کن کند، وگرنه هرچقدر برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی تشدید شود، شاید وقوع فسادها در لحظه سخت تر شود، اما میزان آن ها در طول زمان افزایش خواهد یافت. برای مثال، در اقتصاد ما این فسادها از 123 میلیارد تومان شروع شده و امروز به ده ها هزار میلیارد تومان رسیده است. اینموضوع نشان دهنده آن است که اگرچه انجام مفاسد اقتصادی به ظاهر سخت تر شده، اما میزان بزرگی و قانون گریزی این فسادها بیشتر شده است. هرچقدر هم به ت الکترونیک و روش های مشابهی که مبتنی بر برنامه ریزی و مدیریت تی است اتکا کردیم، پاسخ مناسبی نگرفته ایم؛ چراکه یکی از راه های فساد، تمایل عوامل اقتصادی به سوداگری است.از سوی دیگر، یکی از زمینه هایی که مستعد فساد است و باعث رشد آن در اقتصاد می شود، همین نقدینگی ها و سرمایه های سرگردانی است که وجود آن ها نیز به عدم تولیدگرا بودن اقتصاد برمی گردد. اتفاقاً یکی از دلایل تولیدگرا نبودن اقتصاد ایران نیز مردمی نبودن آن است؛ چراکه اگر ی در حال حاضر بخواهد کارخانه ای تأسیس کند، باید از چیزی حدود بیست نهاد و اداره مجوز بگیرد، درحالی که برای ساختن یک پاساژ یا ایجاد یک فعالیت تجاری و غیرتولیدی، نیازی به طی این مراحل نیست. همین موضوع که افراد برای حضور در فعالیت های تولیدی با چنین مشکلاتی روبه رو هستند، نشان دهندۀ مردمی نبودن اقتصاد و عدم اعتماد ت ها به مردم است. وقتی ی برای راه اندازی کارخانه ای باید ماه ها و چه بسا سال ها در صف انتظار برای دریافت مجوز، پشت در ادارات بماند، مجبور است به فساد و رشوه متوسل شود تا از این طریق کار خود را جلو بیندازد. این مسائل باعث تقویت زمینه های فساد می شوند. با توجه به مباحث مطرح شده، سؤال این است که در حال حاضر، ت کدام بخش اقتصاد ایران را به مردم س است؟متأسفانه امروز مردم باید برای انجام کوچک ترین کارهای خود از ت اجازه بگیرند. باید دانست که اگر اقتصادی مردمی باشد، با نظارت خود مردم بر اقتصاد، میزان فساد در آن اقتصاد به حداقل خواهد رسید. زمانی که مردم در اقتصاد کشور هیچ نقشی نداشته و یک تماشاچی صرف باشند، جلوگیری از فساد نیز اهمیت چندانی برای آن ها نخواهد داشت. لذا نسبت به فساد بی اعتنا و منفعل خواهند بود، درحالی که اگر مردم در اقتصاد فعال و در تمام بخش های آن نقش داشته باشند، چون با ایجاد فساد خودشان زیان می کنند و ذی ضرر هستند، حساسیت بیشتری نسبت به فساد دارند و جلوی آن را می گیرند.البته متأسفانه عده ای مردمی سازی اقتصاد را همان خصوصی سازی می دانند. دربارۀ تفاوت های واژۀ مردمی سازی و خصوصی سازی نیز باید اذعان کرد این دو واژه اختلاف زیادی باهم دارند. خصوصی سازی یک ح رقیق شده و نمادی از مردمی شدن اقتصاد است. مردمی شدن اقتصاد خیلی وسیع تر و جامع تر از خصوصی سازی است. خصوصی سازی یعنی آنچه را که ت در اقتصاد تملک کرده است و تصدی آن را برعهده دارد، واگذار کند. البته این کار در اقتصاد تی شدۀ ما شروع خوبی محسوب می شود، منتها مردمی شدن بسیار فراتر و عمیق تر از خصوصی سازی است. مردمی شدن یعنی حتی تصمیم گیری، نظارت و مدیریت اقتصادی نیز به مردم واگذار شود. ازاین رو باید در یک مسیر تدریجی تلاش کنیم مدیریت ها نیز به مردم واگذار شود. مثال سادۀ آن همین انجمن ها و اتحادیه های صنعتی هستند که می توانند وارد حوزۀ صنعت شوند و به مردمی شدن صنایع ما کمک کنند. یا در مناطق و استان ها اجازه دهیم عوامل خود استان ها اولویت داشته باشند و همۀ برنامه ها از سمت وزارتخانه ها دیکته نشود و مردم و فعالان اقتصادی در هر شهر و استانی، برای تأسیس کارخانه ها، منتظر و معطل مجوزهای ت نباشند. همۀ ساختارهای بالابه پایینی که برای تأسیس کارخانه ها و بنگاه ها ایجاد کرده ایم، باید تغییر کنند. اختیارات و تصمیمات باید به خود فعالین اقتصادی واگذار شود و منابع تی نیز به سمت تصمیمات این افراد برود و یاریگر آن ها باشد. اگر چنین اتفاقی در اقتصاد رخ دهد، می توان گفت این اقتصاد مردمی شده است؛ چراکه مردمی شدن اقتصاد بسیار فراتر از جابه جایی مالکیت ها و کاربردهای چند کارخانه است.در انتها باید پذیرفت همیشه عده ای از افراد که فعالیت های اقتصادی آن ها همواره با فساد، استفاده از رانت و انحصار همراه بوده است، مبارزه با فساد و ایجاد یک اقتصاد پاک را باعث فرار سرمایه می دانند. این حرف کاملاً بی پایه و بدون منطق علمی و عقلی است. البته باید اذعان داشت انی که اندکی با بازار و روابط سرمایه گذاری آشنا هستند، می دانند سرمایه گذار یا فعال اقتصادی همیشه به دنبال سلامت اقتصاد است؛ همان طور که هر راننده ای برای رانندگی بهتر، راحت تر و مطمئن تر از جادۀ آسف ه و بدون دست انداز یا اتوبان شش بانده استقبال می کند. سرمایه گذار و فعال اقتصادی نیز قطعاً از فضای شفاف و سالم اقتصادی استقبال می کند؛ چراکه فعال اقتصادی در یک اقتصاد پاک، دیگر نیازی به استفاده از رانت یا دادن رشوه و امثالهم ندارد. در این میان قطعاً افرادی که سود خود را از درآمدهای غیرشفاف و قاچاق یا از طریق پول شویی به دست می آورند، از سالم سازی اقتصاد و برقراری اقتصاد پاک استقبال نمی کنند. ضمن اینکه سیاست گذاران، اقتصاد را برای سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی و نه برای قاچاقچیان و رانت جویان، طراحی می کنند.*روح الله ایزدخواه، ای اقتصاد/ گروه اقتصادی شکده برهان/ انتهای متن| کد مطلب: 10318 | تاریخ: ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ | ساعت: ۱۲ : ۵۰
علم جدید و ادیان توحیدی / مهدی گلشنیاشاره: فیزیکدان متألّه مهدی گلشنی در کتاب جدیدشان «چالش ها و تبیین ها خداباوری و دانشمندان معاصر غربی» به چند مطلب اساسی پرداخته اند که یکی از آنها موضوع نوشتار حاضر است. این کتاب در سه فصل تنظیم شده: «خداباوری از منظر دانشمندان معاصر غربی» «علم جدید و بعضی چالش ها در برابر ادیان توحیدی» و «اسلوب جدید برهان نظم». گلشنی در این کتاب به منابع و مآخذ متعددی ارجاع داده اند که در اینجا به اقتضای رعایت حوصله خوانندگان گرامی بسیاری از آنها حذف می شود. عنوان اصلی متن زیر «علم جدید و بعضی چالش ها در برابر ادیان توحیدی» است.***مقدمه
علم جدید در اوایل قرن نوزدهم به جهان وارد شد اما آنچه بیشترین اثر را بر بسیاری از متفکران ی گذاشت خود علم نبود بلکه پس زمینه های فلسفی علم جدید بود که همراه با علم آمد و بر ذهن متفکران و روشنفکران مسلمان حاکم شد. مکاتبی مثل پوزیتیویسم و داروینیسم در محافل آکادمیک رواج یافت و موجب پیدایش چالش هایی در برابر اعتقادات خداباورانه مسلمانان شد. بعضی از عالمان مسلمان کوشیدند که برخی از ایده های کلام ی را در پرتو یافته های علم جدید بازتعبیر کنند اما فیلسوفان مسلمان بین یافته های علم جدید و زمینه های فلسفی آن تمایز قائل شدند. آنها کشف اسرار طبیعت از طریق تجربه و نظریه پردازی را تأیید و تشویق د اما علیه بعضی تع ر پوزیتیویستی علم جدید هشدار دادند تع ری که به عنوان یافته های علم تلقی می شد.
ما همراه با فلاسفه ی معاصر معتقدیم که ریشه تعارض ادعاشده بین دین و علم در پیوست های فلسفی این علم است نه خود علم. برای روشن شدن مطلب در بخشهای زیر به بعضی از این موارد می پردازیم.مسئله حیات روح
طبق قرآن افراد بشر یک بعد روحی و یک بعد جسمانی دارند. بعد روحی در یک مرحله متأ از ت بدن انسان اضافه می شود و آثار غیر مادی دارد. آن یک نفخه الهی است که به هر انسانی افاضه می شود: «و إذ قال ربّک للملائکه انّی خالق بشرا من صلصال من حمإ مسنون فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین: هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من آفرینندة انسانی از گل خشک از لجنی بویناک هستم. پس چون او را استوار ساختم و در او از روح خود دمیدم برای او به سجده درافتید.» (حجر )
این ایده که افراد انسانی واجد دو بُعد جسمانی و روحی هستند ایده ای بس قدیمی است و از قدیم الایام نیز مورد مناقشه بوده است. در زمان ما که مکاتب تجربه گرا حاکم هستند اص به ماده داده می شود و حیات محصول فرعی فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی تلقی می گردد و جایی برای روح نمی ماند. فرانسیس کریک ـ کاشف مولکول dna ـ این نکته را به وضوح می گوید: «فرضیه حیرت انگیز این است که شما شادی ها و غمهای شما خاطرات و بلندپروازی های شما احساس هویت شخصی و اختیار در حقیقت چیزی بیش از رفتار مجموعه وسیعی از سلول های عصبی و مولکول های وابسته آنها نیست!»
دیدگاه رایج واقعیت را محدود به آن چیزی می کند که از طریق فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی قابل کشف است اما این اعتقاد قابل استنتاج از خود علم نیست بلکه ریشه در فلسفه طبیعت گرایانة حاکم بر محافل علمی معاصر دارد. راجر تریگ ـ فیلسوف انگلیسی معاصرـ مسئله را خوب بیان می کند: «چرا نباید یک علم تبدیل یافته حتی قادر نباشد که روزی وجود واقعیات روحی را قبول کند؟ از این تعمیم صرفاً متافیزیکی در زمان حاضر که چنین چیزهایی نمی توانند وجود داشته باشند این نتیجه گیری شده که آن غیرممکن است. [اما] سؤال این است که: آیا علاقه به فهم سرشت واقعیت مطرح است یا اعتبار یک روش علمی که برای توانایی های فعلی انسان مطرح شده است؟»
در پاسخ به موضع ماده گرایان دربارهٔ مسئله حیات و روح موضع فلاسفه ی به قرار زیر است:
الف) انسان ها علاوه بر بُعد مادی یک بعد روحی دارند که با آماده بودن زمینه وارد می شود. در حقیقت روح یک افاضة خاص الهی به هر فرد انسانی است. نفی این بعد روحی توسط ماده گرایان یک تصمیم گیری علمی نیست بلکه یک تصمیم گیری متافیزیکی است که ریشه در خود علم تجربی ندارد.
صدرالمتألهین در پی معرفت حرکت جوهری (حرکتی نامحسوس که بر سطح عالم حاکم است) مبدأ تکوّن روح را ماده جسمانی می دانست که در پی تکامل خود بعد جدیدی می یابد که دیگر مادی نیست و مبدأ آثار جدیدی می شود که قبلاً فاقد آن بود.
مطهری (ره) نظر قرآن دربارهٔ بروز حیات را چنین بیان می کند: «در مورد خصوص حیات منطق قرآن بر این اساس است که حیات مطلقاً فیضی است عالی و بالاتر از افق جسم محسوس این فیض روی هر حساب و قانونی که برسد از افقی عالیتر از جسم محسوس سرچشمه گرفته لهذا تطوّرات حیات ایجاد و تکوین و خلق و تکمیل است این منطق روی این اساس است که ماده محسوس در ذات خود فاقد حیات است و حیات فیض و نوری است که باید از منبعی بالاتر اضافه شود.»
بعضی از فیزیکدانان معاصر بدون آنکه اشاره ای به روح داشته باشند توضیح حیات یا شعور را بر مبنای فیزیک میسر نمی دانند. از جمله اینها می توان پلانک بور بورن شرودینگر و هایزنبرگ را نام برد. برای مثال نی بور می گوید: «وجود حیات را باید یک حقیقت اولیه در نظر گرفت که قابل توضیح نیست بلکه به عنوان نقطه شروع در زیست شناسی تلقی شود».
شرودینگر می گوید: «شعور را نمی توان به زبان فیزیک توضیح داد زیرا شعور مطلقاً بنیادی است و قابل توضیح بر حسب هیچ چیز دیگر نیست» و در جای دیگر می گوید: «ما انتظار نداریم که علوم طبیعی بصیرت مستقیمی به ما دربارهٔ سرشت روح بدهند.»
پلانک در پاسخ به اینکه «آیا می توان شعور را بر حسب ماده توضیح داد؟» گفت: «نه من شعور را بنیادی در نظر می گیرم. من ماده را منبعث از شعور می دانم. ما نمی توانیم ورای شعور برویم. آنچه ما دربارهٔ آن صحبت می کنیم آنچه ما موجود در نظر می گیریم شعور را مفروض می گیرد».
پل دیویس نیز فهم سرشت شعور خصوصاً شعور انسانی را از بزرگترین چالش های علم می داند: «یکی از بزرگترین چالش ها در مقابل علم فهم سرشت شعور به طور کلی و شعور انسانی به نحو خاص است ما هنوز هیچ کلیدی نداریم که [بگوید] ذهن و ماده چگونه به هم مربوطند یا در مرحله اول چه فرایندی منتهی به ظهور ذهن از ماده شد.»
حتی ریچارد داکینز که معتقد است علم نهایتاً همه چیز را توضیح خواهد داد اذعان دارد که شعور یکی از مشکل ترین مسائل است. او در مصاحبه ای که در اکتبر داشت چنین گفت: «شعور بزرگترین معمایی است که زیست شناسی (بیولوژی) زیست شناسی عصبی (نوروبیولوژی) و زیست شناسی تکاملی با آن روبروست آن معضلی بسیار بسیار بزرگ است».
وی در پاسخ به اینکه «آیا ما نمی توانیم مبنای شعور را بفهمیم؟» می گوید: «آن وضوحا مرتبط با مغز است و چیزی است که از مغز تراوش می کند. به نظر می رسد که وقتی مغزها به اندازه کافی بزرگ می شوند چنان که در مورد مغز انسان داریم شعور بروز پیدا می کند. اینکه آن چیست از لحاظ فلسفی سؤال بسیار مشکلی است که زیست شناسان مجهزتر از دیگران برای پرداختن به آن نیستند».
پوپر معتقد بود که منشأ حیات احتمالاً برای همیشه آزمون ناپذیر خواهد بود و حتی اگر عالمان حیات را در آزمایشگاه خلق کنند آنها هرگز نمی توانند مطمئن باشند که حیات عملاً به آن طریق شروع شده است اما بعضی از عالمان برجسته معاصر همانند فیلسوفان ی و بعضی از فیلسوفان غربی روح را یک افاضه خاص الهی می دانند مثلاً جان اک ـ زیست شناس انگلیسی برنده جایزه نوبل ـ می گوید: «چون راه حلهای ماده گرایان نمی توانند بی مانندی تجربه شده ما را توضیح دهند من مجبورم که این بی مانندی نفس یا روح را به یک خلقت روحی فوق طبیعی نسبت دهم. توضیح قضیه به زبان الهیات چنین است: هر روحی یک حقیقت الهی جدید است که به نطفه در حال رشد در زمانی بین انعقاد نطفه و تولّد افاضه می شود».
نویل مات ـ برنده جایزه نوبل فیزیک ـ نیز همین را می گوید: «من برآنم که فیزیک و روان شناسی نمی توانند شعور انسانی را توضیح دهند بنابر این برای من شعور انسانی ورای علم قرار دارد و در اینجاست که من رابطه بین خدا و انسان را می جویم.»
ب) فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی عملاً زمینه را برای بروز حیات آماده می کنند یعنی آنها شرایط لازم برای بروز حیات هستند اما کافی نیستند. مادیون نصف قضیه را می بینند و از نصف دیگر آن چون محسوس نیست غافلند. شلدریک خوب قضیه را تبیین می کند: «واضح است که موجودات زنده از مواد شیمیایی درست شده اند و مشتمل بر انواع زیادی از پروتئین هستند و همچنین بسیاری از جهات آنها برحسب قواعد فیزیکی کار می کنند اما این اثبات نمی کند که چیزی ورای ساختارهای فیزیکی ـ شیمیایی نیست و اینکه ما می توانیم آنها را کاملاً برحسب فیزیکی و شیمی بفهمیم.
بهترین مثال را یک رادیو ترانزیستوری فراهم می کند. فرض کنید ی دربارهٔ رادیو نمی داند و آن را مشاهده می کند و از موسیقی حاصله شگفت زده می شود و می خواهد آن را بفهمد. او ممکن است فکر کند که موسیقی از خود رادیو نتیجه می شود ـ در نتیجه اندرکنش میان اجزای آن. اگر ی بگوید که این از خارج می آید (از یک فرستنده) ممکن است منکر شود به این دلیل که نمی بیند چیزی از بیرون بیاید و ممکن است فکر کند که دستگاه را می فهمد. او ممکن است اجزای آن رادیو را فراهم آورد و همان صدا را بشنود و بعد بگوید که من این را فهمیده ام و آن را (از موادی معلوم) ساخته ام اما هنوز نمی داند که امواج رادیویی (در واقع در خارج) وجود دارند (و رادیو صرفاً آنها را می گیرد و پخش می کند).
این درست وضعی است که ما با حیات داریم. اگر اجزای رادیو را به هم بزنید چیزی نمی شنوید اما این فقط بخشی از تصویر (قضیه) است. چیزی که مشکل دیدگاه مکانیستی است این است که آن یک دیدگاه محدود است. آن مبتنی بر نصف واقعیت است!»
مطهری (ره) نیز فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی را شرط لازم برای پیدایش حیات می دانستند نه شرط کافی: «ترکیب و جمع و تفریق و تألیف اجزای ماده شرط لازم پیدایش آثار حیات و زندگی است نه شرط کافی.»
ج) حتی اگر یک بشر بتواند موجودات زنده را تولید کند ادعای خداباوران مبنی بر وجود عنصر روحی رد نمی شود زیرا آنها می توانند ادعا کنند که وقتی زمینه مادّی حیات آماده باشد خداوند که فیّاض علی الاطلاق است حیات را افاضه می کند. به قول مطهری (ره): «اگر بشر روزی موفق شد و قانون خلقت جانداران را کشف کرد و تمامی شرایط و اجرای مادی ترکیب موجود زنده را به دست آورد و عیناً نظیر مادّة زنده طبیعی را ساخت آیا آن موجود حیات پیدا می کند یا نه؟ جواب این سؤال این است که قطعاً حیات پیدا می کند زیرا محال است که شرایط وجود یک افاضه کاملاً فراهم شود و آن افاضه تحقق پیدا نکند اگر بشر روزی چنین توفیقی حاصل کند منتهای کاری که کرده این است که توانسته شرایط (بروز) حیات را فراهم کند نه اینکه حیات را بیافریند.»
صدرالمتألهین ـ فیلسوف برجسته قرن یازدهم هجری ـ بر آن بود که روح در مرحله مشخصی از حرکت جوهری بدن حاصل می شود. بدن علت روح نیست اما زمینه را برای بروز روح فراهم می کند: «در حقیقت روح انسانی در مقام حدوث و عمل جسمانی است ولی در بقا و تعقل غیرمادّی است.» خلقت جهان
کیهان شناسی جدید با مقاله اینشتین با عنوان «ملاحظات کیهان شناسی دربارهٔ نسبیت عام» شروع شد. اینشتین نسبیت عام را برای کل جهان به کار برد. معادلات اینشتین بسته به شرایط جواب های مختلفی دارند اما خود نسبیت عام نمی تواند این شرایط را انتخاب کند. در هابل توجه کرد که طیف نوری که از ک شان ها به ما می رسد به طرف قرمز تمایل دارد و این انتقال به طرف قرمز متناسب با فاصله هر ک شان از ماست. این پدیده بر حسب انبساط جهان تعبیر شد و منتهی به مدل مهبانگ (انفجار بزرگ) جهان گردید که حاکی از آن است که جهان در زمانی در گذشته خلق شده است.
در دهه فرد هویل و همکارانش مدل جهان ماندگار را عرضه د که طبق آن جهان ابتدای زمانی ندارد و همواره بوده است. این نظریه برای برخی از فیزیکدانان جاذبه داشت زیرا از نظر آنان مسئله وجود خالق برای جهان با این نظریه منتفی می شد. به قول واینبرگ: «این ایده که جهان ابت نداشته است برای بسیاری از فیزیکدانان از لحاظ فلسفی جاذبه دارد زیرا آن از (مطرح ) عمل فوق طبیعی خلق پرهیز می کند.» هاکینگ نیز همین نظر را دارد: «بسیاری از مردم این ایده را که جهان ابت داشته است دوست نمی دارند زیرا آن احتمالاً حاکی از دخ الهی است» اما کشف اشعه زیر موج زمینه کیهانی در مدل مهبانگ را تقویت کرد.
در چند دهه گذشته بعضی از کیهان شناسان در مقام حذف زمان اولیه (برای حفاظت) بوده اند و یا مسئله خلق از عدم را مطرح کرده اند تا خلق جهان توسط یک عامل خارجی منتفی شود. در اینجا به طرح این دو مسئله و پاسخ الهیون به آنها می پردازیم.
الف) حذف زمان اولیه برای خلقت
بعضی از کیهان شناسان و فلاسفه معاصر بر آن بوده اند که جهان همواره بوده است و بنابر این نیازی به خالق ندارد. به زبان هاکینگ: «اگر جهان ابت می داشت ما می توانستیم تصور کنیم که آن خالقی داشته است اما اگر جهان واقعاً خودکفاست و کرانه و لبه ای ندارد آن نه ابت دارد و نه انتها: آن صرفاً هست. پس دیگر چه جایی برای خالق هست؟»
جالب این است که هاکینگ متناهی بودن فضا و زمان و بی کرانه بودن آن را صرفاً یک پیشنهاد می داند که تأیید تجربی آن هم مشکل است: «من مایلم تأکید کنم که این ایده که زمان و فضا باید متناهی ولی بی کرانه باشند صرفاً یک پیشنهاد است آن را نمی توان از اصل دیگری استنباط کرد. مثل هر نظریه علمی دیگر ممکن است در ابتدا به دلایل زیبایی شناختی یا متافیزیکی پیشنهاد شود اما آزمون واقعی این است که پیش بینی هایی د که با مشاهده تطبیق داشته باشد اما این در مورد گرانش کوانتومی به دو دلیل مشکل است:
اولا ما هنوز دقیقاً مطمئن نیستیم که کدام نظریه موفقانه نسبیت و مکانیک کوانتومی را تلفیق می کند اگرچه ما اطلاعات زیادی دربارهٔ شکلی که این نظریه باید داشته باشد داریم. ثانیاً هر مدلی که کل جهان را به تفصیل توصیف کند برای ما بسیار پیچیده تر از آن است که بتوانیم چنین پیش بینی های دقیقی را محاسبه کنیم. شخص باید فرضیات و تقریب های ساده کننده به کار برد و حتی در این صورت مسئله است اج پیش بینی های دقیق دشوار است.
در رد این استدلال هاکینگ که اگر جهان خودکفا باشد و مرز و لبه ای نداشته باشد جایی برای خدا نیست تین اسمیت ـ فیلسوف یی ملحد ـ معتقد است که این بدترین استدلال الحادی در تاریخ تفکر غربی است: «استدلال الحادی هاکینگ منتهی به این اشتباه مضحک می شود که:
ـ اگر فضا ـ زمان اقلیدسی وجود دارد و فضا ـ زمان لورنتسی افسانه است در این صورت هیچ زمان حقیقی در کار نیست که جهان در آن شروع شده باشد.
ـ اگر هیچ زمان حقیقی ای برای شروع جهان نبوده باشد در این صورت هیچ شروع حقیقی در کار نیست که خدا خلق کرده باشد.
ـ فضا ـ زمان حقیقی وجود دارد و فضا ـ زمان لورنتسی وجود ندارد. پس:
ـ هیچ شروع اولیه ای در کار نیست که خداوند در آن خلق کرده باشد.
ـ پس خداوند وجود ندارد!
این احتمالاً بدترین استدلال در تاریخ تفکر غربی است و من وقت خواننده را نمی گیرم که آن رارد کنم!»
نکته مهم دیگر این است که امثال هاکنیگ معتقدند که با نفی حدوث زمانی جهان آن را از خدا بی نیاز می کنند به قول هاکینگ: «اگر جهان ابت می داشت می توانستیم خالقی فرض کنیم اما اگر جهان خودکفا باشد و مرزی یا کرانه ای نداشته باشد نه ابتدا داشته باشد نه انتها بلکه صرفاً وجود داشته باشد در این ح چه جایی برای خالق هست؟»
اما فیلسوفان مسلمان معتقدند که ازلی بودن یا ازلی نبودن عالم تأثیری در نیاز آن به خلق ندارد. به قول مطهری (ره): «چرا ما برویم سراغ روز اول بگوییم در یک لحظه عالم به وجود آمده است؟ عالم در تمام لحظاتش در حال حادث شدن است. اصلاً بقایی در عالم نیست. هیچ چیزی دو لحظه در عالم باقی نیست. تمام عالم دائماً در حال حادث شدن است.»
بسیاری از فیزیکدانان نیز متذکر شده اند که فرض ابتدای زمان نداشتن جهان آن را توضیح نمی دهد. به قول پل دیویس: «اینکه جهان ممکن است ابتدای زمان نداشته باشد وجود آن را توضیح نمی دهد و نمی گوید که چرا شکل فعلی را دارد. قطعاً آن توضیح نمی دهد چرا طبیعت این میدان های ذی ربط را دارد (مثل میدان خلق) و همین طور است در مورد آن اصول فیزیکی که شرایط ح ماندگار را تثبیت می کنند.»
جالب است که خود هاکینگ که برای شروع جهان نیازی به یک موجود فوق طبیعی یا محرک اول نمی بیند وقتی به قوانین توضیح دهندة مهبانگ می رسد مسئله را شفاف نمی بیند: «اگرچه کیهان شناسی پیشرفت فوق العاده ای نسبت به زمان لاپلاس داشته است نیازی به در کار آوردن یک موجود فوق طبیعی یا محرک اول برای شروع جهان نیست اما وقتی به قوانین توضیح دهندة مهبانگ می رسیم در آبهای آلوده تر هستیم.»
به علاوه همان طور که بعضی از افاضل مسلمان و ی متذکر شده اند خلقت وماً به معنای خلقت در زمان نیست بلکه حاکی از وابستگی به خداست. حکیم عبدالرزاق لاهیجی در کتاب گوهر مراد می گوید: «بدان که جمیع عقلای عالم از ملیین و غیر هم متفقند در حدوث عالم یعنی جمیع ماسوَی الله به معنی مسبوقیت به عدم و اختلافی در این نیست و خلافی که هست در این است که عدم سابق ذاتی است یا زمانی. حکما برآنند که عدم ذاتی است و متکلمین بر آن که عدم زمانی و کلمات انبیا علیهم السلام و حکمای اقدمین مطلق است در حدوث بی تعین و تخصیص به ذاتی یا زمانی و در احادیث ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین تصریحی به احدالوجهین نیست بلکه مفهوم از آن معنایی است که سبب احتیاج به صانع باشد و بس.»
به قول ایان باربور : «پیام خلقت از عدم در مورد تمامی جهان و در هر لحظه صادق است و آن حکمی هستی شناختی است نه تاریخی».
و به قول آرتور پیکاک : «تأکید اصلی در آموزه یهودی ـ ی خلقت روی وابستگی و امکان تمامی هویت ها جز خود خداست: آن دربارهٔ یک رابطه ابدی بین خدا و جهان است و نه دربارهٔ آغاز زمین یا کل جهان در زمانی خاص». و به قول فیلیپ هفنر: «خلقت در الهیات ی محدود به هدف خداوند از خلقت نیست محدود به این نیست که در ابتدا وقتی که زمان خلق شد چه رخ داد. خلقت به نگهداری ادامه یابنده جهان توسط خداوند نیز ارجاع دارد. هر لحظه وجود جهان وابسته به فیض ادامه یابنده خداوند دارد.»
این دیدگاه ها شباهت هایی با دیدگاه ملاصدرا دارد که معتقد بود جهان ما در هر لحظه دوباره خلق می شود. ملاصدرا ابت برای جهان در نظر نگرفت. او معتقد بود که فیض نامنقطع الهی مست م ابدی بودن خلقت است. استدلال او به زبان مطهری به قرار زیر بود: «خیال کرده اند نظریة ازلیت ماده با اعتقاد به خدا منافی است حال آنکه هیچ ملازمه ای میان این نظریه و انکار خدا نیست بلکه حکمای الهی معتقدند لازمة اعتقاد به خداوند اعتقاد به ازلیت و دوام فیاضیت او و دوام خالقیت اوست که مست م ازلیت خلق است.»
بر این مبنا مطهری نتیجه می گیرد که قبل از جهان ما امکان وجود جهان های دیگر بوده است: «البته ممکن است نظریه آنها (فیزیکدانان) درست باشد به این معنا درست باشد که اگر ما (فلان قدر) سال به عقب برگردیم این عالم با این نظامات نبوده است ولی از کجا معلوم است که قبل از آن این عالم به صورت دیگری وجود نداشته است؟»
آرتور ادینگتون روی همین زمینه در مورد مهبانگ تردید داشت: «به عنوان یک عالم من اصلاً باور ندارم که نظم فعلی اشیا با یک انفجار شروع شده باشد بدون توجه به علم من همان قدر بی میلم که ناپیوستگی غیرصریح در سرشت خداوند را بپذیرم».
یکی دیگر از نظریه های مطرح شده در این زمینه نظریه هارتل ـ اختر فیزیکدان یی ـ و هاکینگ است که کوشیدند با به کارگیری اصول مکانیک کوانتومی در مورد مهبانگ و وارد مفهوم «زمان موهومی» نشان دهند که فضا ـ زمان محدود است ولی کرانه ندارد و قوانین فیزیک در این حوزه ویژه نقض نمی شوند. در این مدلها زمان از امتدادهای فضایی قابل تمییز نیست. به قول هاکینگ: «در نظریة کوانتومی گرانش چون می توان فضاـ زمان اقلیدسی را به کار برد که در آن امتداد زمان هم ارز امتدادهای فضایی است این امکان برای فضا ـ زمان هست که از نظر گسترش متناهی باشند ولی هیچ تکنیکی که تشکیل مرز یا کرانه بدهد نداشته باشند. [در این صورت] هیچ تکنیکی وجود ندارد که در آن قوانین علم نقض شوند و برای فضا ـ زمان کرانه ای نیست که نیاز باشد در آن به خدا یا قانون جدیدی متوسل شویم که شرایط مرزی را برای فضا ـ زمان وضع کند جهان کاملاً خودکفاست و متأثر از چیزی خارج از خود نیست نه خلق می شود و نه نابود بلکه صرفاً هست.»
اما هاکینگ اعتراف می کند که نظریه او صرفاً یک پیشنهاد است: «من دوست دارم تأکید کنم که این شه که فضا و زمان باید متناهی ولی بدون مرز باشند تنها یک پیشنهاد است که قابل استنتاج از یک اصل دیگر نیست و مانند هر نظریه علمی دیگر ممکن است به دلایل زیباشناختی یا متافیزیکی پیشنهاد شود اما آزمون واقعی این است که: آیا آن با مشاهده تطبیق می کند یا نه؟ اما تعیین این مطلب در مورد گرانش کوانتومی مشکل است.»
هاکینگ متوجه است که سرگذشت جهان در زمان واقعی متفاوت با سرگذشت آن در زمان موهومی است. با این وصف می گوید: «شاید چیزی که ما زمان موهومی می نامیم واقعاً زمان حقیقی باشد و چیزی که زمان حقیقی می نامیم شه ای باشد که ما اختراع می کنیم تا به ما کمک کند که بتوانیم برداشت مان از جهان را توصیف کنیم!»
جالب است که او به هر وسیله ای متشبث می شود که وجود خدا را نفی کند اما وقتی با علم برخورد ابزارانگارانه می کند چگونه می تواند حکم قطعی دربارهٔ جهان صادر کند؟ عبارات زیر میزان ابزارانگاری هاکینگ و دوری او از یک نگرش رئالیستی به جهان را نشان می دهد:
«ممکن است ی فکر کند که اعداد موهومی صرفاً یک بازی ریاضی هستند که ربطی به جهان واقعی ندارند اما از منظر فلسفه پوزیتیویستی ی نمی تواند تعیین کند که چه چیزی حقیقی است. تمامی آنچه یک نفر می تواند انجام دهد این است که بیابد کدام مدلهای ریاضی جهانی را که ما در آن زندگی می کنیم توصیف می کنند » و نیز: «من این دیدگاه ساده را می پذیرم که یک نظریه صرفاً مدلی از جهان یا بخشی از آن است و مجموعه ای از قواعد را دربردارد که کمیات مدل را به مشاهدات ما مربوط می کند. آن صرفاً در ذهن ما وجود دارد و هیچ واقعیت دیگری ندارد».
هاکینگ در یک مناظره با پن رز گفت: «این سخنرانی ها خیلی واضح تفاوت راجر [پن رز] و مرا نشان می دهد. او افلاطونی است و من پوزیتیویست من تقاضا نمی کنم که یک نظریه متناظر با واقعیت باشد زیرا نمی دانم که آن [یعنی واقعیت] چیست تنها دغدغة من این است که نظریه باید نتایج اندازه گیری ها را پیش بینی کند.»
جالب است که هاکینگ از یک طرف علم را فقط متشکل از مدلها می داند و می گوید که ما واقعیتی مستقل از این مدلها نمی شناسیم از طرف دیگر وقتی صحبت از نتایج علم می کند با اطمینان می گوید که جهان خودکفاست و نظریه اش را به کار می برد که دربارة وجود خدا صحبت کند در حالی که مدل او یک مدل موقتی است.
همچنین جالب است که ایدة چندجهانی را که ملحدان برای نفی وجود خدا به کار برده اند عالمان و فیلسوفان مسلمان و ی به کار گرفته اند تا ایدة دوام فیض خداوند را توضیح دهند. به علاوه بعضی از عالمان خداباور متذکر شده اند که یک خالق ابرقدرت می تواند به جای یک جهان جهان های متعددی را آفریده باشد.
به قول جرج الیس: «آیا ایدة چند جهانی ایدة توحیدی یک خالق را نفی می کند؟... من استدلال می کنم که جواب منفی است این دو ایده با هم می توانند صادق باشند. خداوند می توانسته اختیار کند که چند جهان خلق کند. پیشنهاد چند جهانی چیزی دربارة علت غایی (شانس احتمال طراحی) نمی گوید: تمای مسائل آنتروپیک که در مورد یک جهان مطرح بوده اند در این مورد هم مطرح هستند چرا این چندجهانی و نه چندجهانی دیگری؟»
ب) خلق جهان از عدم
در دو سه دهه اخیر بعضی از فیزیکدانان با الهام از برخی نتایج نظریة کوانتوم این ایده را مطرح کرده اند که جهان فیزیکی از طریق افت و خیز خلأ کوانتومی ـح هیچ چیز ـ نتیجه شده است. آنان نظریة مهبانگ را در انتهای افت و خیزی در خلأ اولیه تصور می کنند که مشتمل بر میدان های کوانتومی است. این شه با مقالة ادوارد تریون در سال در مجلة nature (طبیعت) شروع شد. وی در آنجا نوشت: «من الگوی خاصی برای مهبانگ پیشنهاد می کنم. جهان ما یک افت و خیز کوانتومی است. در این الگو جهان از هیچ پدید آمده است. چنین حادثه ای وماً نقض هیچ قانون بقایی را در فیزیک در برنداشته است. ممکن است انرژی خالص جهان صفر باشد در این صورت جهان می توانسته است از هیچ به وجود آید بدون آنکه هیچ قانون بقایی را نقض کند. حال اگر جهان برای همة مقادیر حفظ شدنی مقدار خالص صفر را دارد آن می تواند نتیجه افت و خیز خلأ باشد خلأ فضایی بزرگتر که جهان ما در آن مندرج است.
لینده نیز در دهة در سمپوزیومی دربارة جهان اولیه گفت: «امکان خلقت از هیچ جالب است و باید بیشتر مطالعه شود. سؤال حیرت انگیز دربارة تکینکی این است که چه چیزی پیش از پیدایش جهان وجود داشت؟ چنین به نظر می رسد که این سؤال مطلقاً متافیزیکی است اما تجربه ما با متافیزیک می گوید که گاهی چنین پرسش های متافیزیکی پاسخ خود را از فیزیک دریافت می کنند.»
در سالهای اخیر نیز کیهان شناس یی لارنس کراوس صحبت از خلق از خلأ کرده است. او در کتاب «جهان از هیچ چیز» ادعا می کند که طبق یافته های علم جدید:
ـ فضا و زمان ماده و انرژی و حتی خود جهان از هیچ به وجود آمده است.
ـ جهان می تواند خودش را خلق کند.
ـ با یک فضای خالی واجد انرژی غیر صفر و قوانین گرانش و کوانتوم جهان می تواند به وجود آید.
اما خلأیی که کراوس از آن صحبت می کند خلأ محض نیست بلکه واجد فضا میدان ها و انرژی است. به عبارت دیگر این تصویر از خلأ با معنای مرسوم خلأ به معنای هیچ چیز تفاوت اساسی دارد بنابراین جهان عملاً از هیچ به وجود نیامده است. به علاوه کراوس توجه ندارد که اگر جهان می توانسته خودش را خلق کند در این صورت همواره وجود داشته و نیاز به خلق شدن در کار نبوده است.
جالب این است که کراوس چون هدفداری علم را حاکی از وجود خالق می داند از سؤالات «چرا؟» پرهیز دارد و به سؤالات «چگونه» اکتفا می کند: «در علم ما مخصوصاً باید در مورد سؤالات «چرا» دقیق باشیم. وقتی می پرسیم «چرا» معمولاً منظورمان «چگونه» است! اگر دومی را پاسخ دهیم منظورمان برآورده می شود چرا؟ به طور ضمنی حاکی از هدف است. وقتی ما می کوشیم که منظومه شمسی را به زبان علمی بفهمیم معمولاً هدفی به آن نسبت نمی دهیم.»
دیوید آلبرت ـ فیلسوف فیزیکدان یی ـ در مقاله ای در نیویورک تایمز که در نقد و بررسی کتاب کراوس نوشت از او انتقاد کرد که خلأ کوانتومی را به معنای خلأ مطلق گرفته است. همچنین جرج الیس در پاسخ به این سؤال که «آیا کراوس مشکل خلق از عدم را حل کرده است» گفت: «او نظریه های حدسی مورد آزمون قرار نگرفته را دربارة اینکه چگونه اشیا از مجموعه ای از هویات قبلاً موجود ـ مثل اصول تغییرات نظریه میدان کانتومی همة مؤلفه های نظریه استاندارد فیزیک ذرات و غیره ـ به وجود آمده اند یا چرا صورتی را که داشته اند واجد بوده اند ارائه می دهد. بالاتر از همة اینها کراوس کاری به این ندارد که چرا قوانین فیزیک وجود دارند؟ چرا آنها شکل فعلی را دارند؟ یا اینکه قبل از وجود جهان آنها به چه صورتی بروز داشته اند؟»
خلأ مورد نظر اینها به قول بارو و تیپلر ـ فیزیکدانان انگلیسی ـ واجد ساختاری غنی است که در یک متن زیرین قبلاً موجود فضا ـ زمان قرار دارد اما یک خلق از عدم واقعی خلق خودبه خود همه چیز (فضا زمان خلأ کوانتومی و ماده) در زمانی در گذشته است لذا حتی پج منکر وجود خدا می گوید: «چه چیزی به آن خلأ می گوید که آبستن یک جهان ممکن باشد؟ به نظر می رسد که حتی خلأ در معرض قانون باشد منطقی که قبل از فضا و زمان وجود داشته است».
اما چار تاونز خداباور از منشأ آن افت و خیز خلأ کوانتومی می پرسد: «من نمی فهمم که چگونه رویکرد علمی به تنهایی و فارغ از یک رویکرد دینی می تواند منشأ همه اشیا را توضیح دهد. این درست است که فیزیکدانان امیدوارند که ورای مهبانگ را ببینند و احتمالاً مبدأ جهان ما را مثلاً به عنوان نوعی افت و خیز توضیح دهند اما آنگاه [این سؤال مطرح می شود که:] این افت و خیز چیست؟ و چگونه آن چیز خودش وجود پیدا کرد؟ از دید من مسئله مبدأ همواره بدون جواب می ماند اگر صرفاً قضیه را از دید علمی دنبال کنیم.»
آن فیزیکدانانی که ظهور جهان را صرفاً تجلیات کوانتومی می دانند توجه ندارند که تجلیات کوانتومی از عدم مطلق سرچشمه نمی گیرند بلکه یک میدان کوانتومی لازم است تا آنها رخ دهند اما میدان کوانتومی را نمی توان «عدم» تلقی کرد بلکه هویتی ساختاردار است که ما مبدأ آن را نمی دانیم. پس کوشش برای ظهور جهان به عنوان یک افت و خیز کوانتومی نه تنها نیاز به خالق را از بین نمی برد بلکه مسئله را به عقب می برد. در واقع خود قوانین طبیعت منشأ می خواهد. به قول فیزیکدان فیلسوف هنری مارگنو:
«اکنون این سؤال مطرح می شود که: منشأ قوانین طبیعت چیست؟ من تنها یک جواب قانع کننده می یابم: آنها به وسیله خدا خلق شده اند و خداوند قادر مطلق و عالم مطلق است. خداوند نه تنها جهان را آفرید بلکه قوانینی را نیز که جهان از آنها تبعیت می کند آفرید.»
و به قول پل دیویس: «آیا این معنایش این است که وجود جهان قابل توضیحی علمی است بدون آنکه نیاز به خدا باشد؟ آیا می توان جهان را یک سیستم بسته در نظر گرفت که دلیل وجودش در خودش منطوی است؟ جواب بستگی به معنایی دارد که به «توضیح» نسبت می دهیم. با وجود قوانین فیزیک جهان می تواند به تعبیری خودش را اداره کند از جمله خلقت خود را اما این قوانین از کجا می آیند؟»
و نیز: «تا وقتی که منشأ قوانین طبیعت خداست وجود آنها جالب تر از ماده ـ که آن را نیز خدا آفریده است ـ نیست اما وقتی مبنای خ قوانین را برمی داریم وجود آنها [قوانین طبیعت] تبدیل به یک راز عمیق می شود.»
به علاوه کراوس توجه ندارد که سناریوی وی حدسی است و بستگی به یک نظریه گرانش کوانتومی دارد ولی او این سناریو را محتمل تر می شمارد. پس علم او حدسی است نه قطعی. بدین ترتیب این گونه نظریه ها همچنان مسئله مبدأ را بدون جواب می گذارند. جالب است که کراوس معتقد است خدای رخنه پوش نهایتاً توسط علم حذف خواهد شد اما فراموش می کند که علم جدید از یک جهان بینی خداباورانه نشأت گرفت.
در مورد خلق جهان از عدم گاهی استدلال می شود که قوانین فیزیک با جهان به وجود آمده اند. اگر چنین باشد در این صورت آنها نمی توانند منشأ جهان را توضیح دهند زیرا تا وقتی که جهان به وجود نیامده قوانینی وجود ندارد. به علاوه قوانین بنیادی جهان ریاضی هستند و ریاضیات در توضیح جهان فیزیکی موفق است اما این خود نیازمند توضیح است. به قول پن رز (ریاضی ـ فیزیکدان نامدار انگلیسی):
«دیده ایم که چگونه جهان واقعی فیزیکی به زیبایی با بعضی از طرحهای ریاضی جالب تطابق دارد این برای من مشکل است که باور کنم چنین تئوری های برتری تنها از انتخاب طبیعی تصادفی شه ها سرچشمه گرفته اند درعوض باید دلیلی عمیق برای توافق ریاضیات و فیزیک یعنی جهان افلاطونی و جهان فیزیکی وجود داشته باشد.»
آیا جهان هدفی دارد؟
از نظر قرآن خداوند خالق و نگهدارنده جهان است. او هر چیزی را به اندازه آفریده و برایش غایتی در نظر گرفته است. خلقت به حق است و عبث نیست و هر چیزی را مهلتی معین است:
ـ ماخلقنا السماوات و ما بینهما لاعبین: آسمان ها و زمین و م ن آنها را به بازیچه نیافریده ایم. (دخان: )
ـ ما خلقنا السماوات و الأرض و ما بینهما إلاّ و أجل مسمی : آسمان ها و زمین و آنچه را در میان آنهاست جز به حق و اجلی معین نیافریده ایم. (احقاف: )
ـ و ما خلقنا السّماء و الأرض و ما بینهما باطلا : آسمان ها و زمین و بین آنها را بیهوده نیافریده ایم. (ص: )
ـ انّا کلّ شیء خلقناه بقدر: ما هر چیزی را به اندازه آفریده ایم. قلم:
این آیات حاکی از خلقت جهان به وسیله خداوند و هدایت آن به وسیله اوست. در واقع قرآن صحبت از یک غایت جهانشمول و جهت گیری برای جهان مخلوق می کند: «قال ربنا الذی اعطی کلّ شیء خلقه ثمّ هدی: [موسی(ع)] گفت: پروردگار ما همان ی است که بر هر چیزی آفرینش سزاوار آن را داده است و سپس هدایتش کرده است. (طه: )
به تبعیت از قرآن متألّهان مسلمان هرگز ملاحظات غایت شناختی را نادیده نگرفته اند و سکوت علم جدید دراین باره بر دیدگاه آنها اثری نگذاشته است گرچه تأثیری ت کننده بر عالمان مسلمان داشته است.
الهیات تأثیری مهم در علم قرون وسطی داشت. در واقع برای عالمان آن دوران هر شیئ مخلوق جایگاهی خاص در سلسله مراتب جهان خلقت دارد زیرا به وسیله خالقی خلق شده که برای جهان غایت قرار داده است. بنیان گذاران علم جدید که خداباوران مخلص بودند منکر غایت در جهان نبودند ولی وظیفه خود را سر و کارداشتن با ملاحظات غایت شناسانه نمی دانستند اما نادیده گرفتن ملاحظات غایت شناسانه در چند قرن اخیر تا حدی به علت اشتغال زیاد عالمان با محاسبات ریاضی و پیش بینی های علم بوده و تا حدی نیز مربوط به این فرض غلط بوده است که سؤالات غایت شناسانه توسعه علم را به عقب می اندازد.
با توسعه بیشتر علم جدید و حاکمیت یک دیدگاه متحجّرانة سکولار بر آن غایت شناسی به منزله دریچه ای برای خداباوری تلقی شد بنابراین ملحدان اصرار داشته اند که منکر هرگونه ملاحظات غایت شناسانه و حتی منکر وجود غایت در خلقت شوند. به قول اتکینز (شیمی ـ فیزیکدان آ فوردی): «یک آلودگی عمده برای اخلاق تحویل گرایانه ایده هدف است. علم نیازی به هدف ندارد. تمامی حوادث در سطح مولکولی که زیربنای اعمال فعالیت ها و تأملات ما هستند بی هدف می باشند و با فروپاشی ماده و انرژی به بی نظمی رو به افزایش توضیح داده می شوند.»
واینبرگ ـ فیزیک دان برجسته معاصر ـ نیز منکر هدف در جهان است: «جهان فعلی از یک شرایط کاملاً ناآشنا تحول پیدا کرد و آینده ای خاموش نشدنی در پیش دارد به صورت سردی بی انتها یا حرارت غیرقابل تحمل. هر چه جهان قابل فهم تر به نظر می رسد بی هدف تر به نظر می آید.» و همچنین است داکینز: «جهانی که مشاهده می کنیم دقیقاً آن خواصی را دارد که ما انتظار داریم اگر اساساً نه طراحی نه هدف نه شر نه خیر و نه چیزی جز بی تفاوتی آزاردهنده در کار باشد dna نه می داند و نه اهمیت می دهد. آن صرفاً وجود دارد و ما صرفاً با موسیقی آن می یم!»
داکینز ادعا می کند که شواهد تکامل یک جهان بدون طراحی را پیشنهاد می کند اما اولا تنها با فرض گرفتن طبیعت گرایی هستی شناختی است که می توان چنین نتیجه ای از تکامل گرفت و ثانیاً اگر همه چیز نهایتاً به فیزیک قابل تحویل است در این صورت چنان که مورفی متذکر شده است قوانین فیزیک تعین بخش افعال انسان هاست و اختیار انسان توهمی بیش نیست. ثانیاً آیا می توان بر مبنای داده های به دست آمده از شیمی یا زیست شناسی مولکولی در سطح اتمها و مولکول ها ادعا کرد جهان غایتی ندارد؟ جواب منفی است زیرا نتیجه گیری فوق مستقیماً از علم به دست نیامده است بلکه ریشه در مفروضات متافیزیکی عالمان دارد. آن در واقع جهشی از یک گزاره معرفت شناختی به یک گزاره هستی شناختی است و ناشی از محدود کل هستی به جهان مادی و منبع اطلاعات ما به حواس است.
در پاسخ به واینبرگ که منکر وجود هدف در جهان است پل دیویس دو نکته مهم را متذکر می شود: «اگر جهان هدفی نداشته باشد با دو مسئله روبرو هستیم: الف) فعالیت علمی بی معناست: ب) هرچه جهان را بیشتر مطالعه می کنیم غیرقابل درک تر به نظر می رسد اگر جهان دربارهٔ چیزی نیست [یعنی هدفی ندارد] دلیل خوبی وجود ندارد که در درجه اول به جستجوی علم مبادرت کنیم زیرا ما هیچ مبنای عقلانی نداریم که باور کنیم حقایق منسجم و معنادار بیشتری را کشف خواهیم کرد لذا حق داریم که گفته مشهور واینبرگ را مع کرده بگوییم: هرچه جهان بی هدف تر به نظر می رسد غیرقابل فهم تر به نظر می آید.»
واینبرگ بعد از اینکه به خاطر این سخن مورد انتقاد قرار گرفت آن را اصلاح کرد و متذکر شد که با روشهای علم نمی توان هدفی برای جهان کشف کرد. اما بر خلاف نظر واینبرگ بعضی از عالمان و فیلسوفان هم در جهان و هم در جهان غرب برآنند که اشاراتی در مورد جهات غایت شناسانه جهان در علم جدید یافت می شود اگر با بصیرت به کشف آن بپردازیم. مثلاً ایدة هدف داری و طراحی جهان مخلوق اخیراً توجه زیادی را به «اصل آنتروپیک» معطوف کرده است اصلی که طبق آن ثابت های طبیعت آنقدر ظریف تنظیم شده اند که اگر اندکی از میزان فعلی آنها متفاوت می بودند حیات مبتنی بر کربن ت نمی یافت و ما اینجا نمی بودیم اما انطباق های آنتروپیک توضیح می طلبند و چندین توضیح عرضه شده است.
از دید پیروان ادیان توحیدی می توان اینها را ناشی از طراحی خداوند تلقی کرد. توضیحات دیگر بار سنگینی از مفروضات متافیزیکی را حمل می کنند که از نظر نگارنده پیچیده تر از فرض یک طراح آگاه است. یکی از این توضیحات که طرفداران زیادی در میان کیهان شناسان پیدا کرده است فرض «وجود جهان های متعدد» است. هاکینگ و ملودینو در کتاب اخیرشان گفتند: «ایدة چندجهانی می تواند تنظیم ظریف قانون فیزیکی را توضیح دهد بدون آنکه نیازی به یک خالق خیرخواه باشد که جهان را برای منفعت ما آفریده باشد.»
آنها برای توجیه تعدد جهان ها به نظریة m متوسل شده اند: «[نظریة m] پیش بینی می کند که تعداد زیادی جهان از عدم خلق شدند. خلق این جهان ها مست م دخ یک نیروی فوق طبیعی یا خدا نیست» و در پاسخ به اینکه این جهان ها از کجا آمده اند گفتند: «[آنها] به طور طبیعی از قانون فیزیکی نتیجه می شوند. آنها پیش بینی علم هستند!»
اما اگر این جهان ها از قانون فیزیکی نشأت گرفته اند خود آن قانون از کجا آمده است؟ اگر همة اینها پیش بینی علم هستند علم باید علی الاصول بتواند توضیحی علمی برای آنها بدهد. ریاضیدان آ فوردی جان لنا در پاسخ به ادعای هاکینگ و ملودینو که قانون فیزیکی جهان را خلق می کند می گوید: «قوانین فیزیکی نمی توانند چیزی را خلق کنند. آنها توصیفی از آنچه تحت شرایط معین رخ می دهد به دست می دهند. خورشید هر روز از مشرق طلوع می کند اما این قانون خورشید را خلق نمی کند قانون توصیف گر و پیش بینی کننده است نه خلق کننده. همین طور قانون گرانش نیوتن گرانش یا ماده ای را که گرانش روی آن اثر دارد خلق نمی کند.»
به علاوه فرض چندجهانی نه علمی تر از فرض یک طراح جهانی است و نه کمتر از آن متافیزیکی بلکه همان طور که پل دیویس متذکر شده است اولا فرض چندجهانی بار سنگینی از مفروضات را حمل می کند و ثانیاً وجود جهان های متعدد از لحاظ علمی قابل رد نیست: «این طور نیست که همه با نظریةچندجهانی خوشحال باشند. فرض بی نهایت جهان دیده نشده و نادیدنی فقط برای اینکه جهانی را که می بینیم توضیح دهیم حمل یک بار اضافی است که به حد افراطی حمل شود. ساده تر است که وجود یک خدای دیده نشده را فرض کنیم. از لحاظ علمی نظریة چندجهانی رضایت بخش نیست زیرا هرگز ابطال پذیر نیست چه کشفیاتی می تواند یک طرفدار نظریة چندجهانی را بر آن دارند که نظرش را تغییر دهد.»
سوین برن ـ فیلسوف شهیر انگلیسی ـ همین را می گوید: «فرض گرفتن بیلیون بیلیون جهان دیگر به جای یک خدا تا نظم جهانمان را توضیح دهیم به نظر می رسد که قلّة غیرعقلانیت باشد.»
به علاوه نظریة m که امثال هاکینگ به اتکای آن این سخنها را می گویند همان طور که پن رز متذکر شده نه یک نظریة کامل است و نه هیچ گونه تأیید تجربی دارد. همچنین جالب است که هاکینگ و ملودینو از تحولات فیزیک در قرن بیستم عبرت نگرفته اند و ادعا می کنند که نظریة m حرف آ است: «نظریة m تنها نامزد برای یک نظریة کامل جهان است»!
همچنین عجیب است که نظریة m که هاکینگ از آن دم می زند یک تصویر غیرواقعی از جهان به دست می دهد. هاکینگ در یکی از مقالات خود صحبت از نظریه های متعدد می کند که هر یک اسلوب خود از واقعیت را توصیف می کنند: «برای چندین دهه کوشیده ایم که به یک نظریة نهایی همه چیز برسیم یک مجموعة کامل و سازگار از قوانین طبیعت که هر یک جنبه ای از واقعیت را توضیح می دهند. اکنون به نظر می رسد که این کاوش ممکن است به یک نظریه منتهی نشود بلکه به خانواده ای از نظریه های مرتبط منتهی شود که هر یک قرائت خود از واقعیت را توضیح می دهند» بنابراین او معتقد است که دفاع از واقعیت مشکل است: «به طریقی که فیزیک پیش رفته است دفاع از واقعیت مشکل می شود!»
او سپس در مورد نظریة m می گوید: «به نظر می رسد که انتظار سنّتی برای داشتن یک نظریة واحد ممکن است قابل دفاع نباشد و برای توصیف جهان باید در وضعیت های مختلف نظریه های گوناگون به کار برد بنابراین نظریة m به معنای معمولی یک نظریه نیست بلکه شبکه ای از نظریه هاست. ممکن است لازم باشد برای توصیف جهان در وضعیت های مختلف نظریه های گوناگون به کار بریم. هر نظریه ای ممکن است قرائت خودش از واقعیت را داشته باشد اما طبق رئالیسم تابع مدل این تنوع قابل قبول است و هیچ قرائتی واقعی تر از دیگری نیست. این [مطابق] انتظار سنتی فیزیکدانان از یک نظریة طبیعت نیست و همچنین تناظر با ایدة روزمرة ما از واقعیت ندارد اما ممکن است نحوة وجود جهان باشد »
به هرحال همان طور که دان پیچ ـ کیهان شناس و شاگرد قبلی هاکینگ و همکار بعدی اوـ متذکر شده حتی اگر نظریة m یک نظریة کامل باشد وجود خدا را نفی نمی کند: «من قطعاً قبول می کنم که حتی اگر نظریة m یک نظریة کاملاً فرمول بندی شده بود (که هنوز چنین نیست) و حتی صحیح می بود (که البته ما آن را نمی دانیم) آن مست م این نیست که خدا جهان را خلق نکرده است.»
نکتة دیگر در مورد فرضیة چندجهانی این است که باید مکانیسمی برای تولید چند جهان در کار باشد مثلاً یکی از مکانیسم های مشهور برای جهان های متعدد «تورم» است که حاکی از انبساط بسیار سریع عالم در برهه ای کوتاه در زمان های اولیه است اما خود تورم مست م تنظیم ظریف است. به قول رابرت براندنبرگر کیهان شناس: «میدانی که انتظار می رود ایجاد تورم کند تولید یک ثابت کیهان شناختی می کند که به نحو غیرمنتظره ای بزرگ است و باید دستی به صفر برسد. این مشکلی است که تمامی مدلهای تورمی جهان با آن درگیرند.»مسئله معجزه
یکی از ویژگی های ادیان ابراهیمی پذیرفتن موضوع اعجاز است که در مکاتب مادی وجود ندارد و سوژه ای است که مکاتب مادی به وسیله آن ادیان الهی را محکوم به نقض علیت و قوانین طبیعت می کنند. کلمة «معجزه» از اصطلاحات متکلمان ی است. در قرآن کلمة «آیت» آمده است که نشانه ای است بر صدق ادعای یک . مطهری (ره) در تعریف معجزه می گویند: «معجزه آن کار و اثری است که از پیغمبری به عنوان تحدّی ـ یعنی برای اثبات مدعای خودش ـ آورده شود و نشانه ای باشد از اینکه یک قدرت ماورای بشری در ایجاد آن دخ دارد و فوق مرز بشری است به طور کلی.»
در مورد وقوع معجزه مکاتب زیر مطرح شده است:
ـ موضع انکار: موضع مادّیون است که معجزات را افات می دانند زیرا آنها معجزه را حاکی از نقض قوانین طبیعت می دانند و چون فقط به علل طبیعی مشاهده شده اعتقاد دارند آن را نفی می کنند. به قول هیوم: «[معجزه] نقض یک قانو?
به تازگی گزارشی از اوضاع اقتصادی کشور ها در سال ۲۰۳۰ منتشر شده که در آن تاثیرگذاری بازار های نوظهور بر را پیش بینی می کند. به گزارش صدخبربه تازگی گزارشی از سوی موسسه pricewaterhouse coopers (به اختصار pwc مستقر در لندن) منتشر شده که نشان می دهد بازارهای نوظهوری مانند هند و برزیل به طور فزاینده ای بر اقتصاد و چین تاثیر گذاشته و آنها را به چالش خواهند کشید. این گزارش بر اساس پیش بینی تولید ناخالص داخلی کشورهای جهان، قدرت ید مردم و نرخ ارز تنظیم شده و نشان می دهد ظهور این غول های اقتصادی جدید، تاثیر زیادی در توازن قدرت های جهان و جایگاه ایالات متحده دارد.طبق این گزارش، از چهار قدرت برتر جهان در سال 2030، سه کشور آسیایی می باشند و هیچ کدام اروپایی نیستند. در ادامه به نام 21 کشوری که در این گزارش به عنوان اقتصادهای برتر جهان در سال 2030 معرفی شده اند، اشاره شده است:1. چین با 38.008 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 20302. 23.475 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد برتر جهان در سال 20303. هندی با 19.511 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 2030 4. ژاپن با 5.606 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 20305. اندونزی با5.424 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 20306. روسیه با 4.736 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 20307. آلمان با 4.707 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 20308. برزیل با 4.439 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی ۲۱ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۳۰+ جایگاه ایران9. مکزیک با 3.661 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 2030 10. انگلستان با 3.638 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203011. فرانسه با 3.377 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203012. ترکیه با 2.996 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203013. عربستان سعودی با 2.755 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 2030 14. کره جنوبی با 2.651 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203015. ایتالیا با 2.541 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203016. ایران با 2.354 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203017. اسپانیا با 2.159 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203018. کانادا با 2.141 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203019. مصر با 2.049 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203020. پا تان با 1.868 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی 21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 203021. نیجریه با 1.794 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی 21 اقتصاد بزرگ جهان در سال 2030
مردمی سازی شاه کلید شکل گیری اقتصاد پاکروح الله ایزدخواه
گروه تحلیل : در اقتصاد بزرگ و چند بخشی مثل اقتصاد ایران، مردمی سازی اقتصاد مهم ترین عاملی است که از ایجاد فساد اقتصادی جلوگیری می کند. هرچقدر یک اقتصاد مردمی تر باشد، به دلایل زیر فسادگریزتر است:
۱٫ اقتصاد مردمی ضدانحصار است و همان طور که می دانیم، وجود انحصار، یکی از ریشه های ایجاد فساد است.
۲٫ در صورت مردمی شدن اقتصاد، نظارت بر فعالیت های اقتصادی، دقیق و مویرگی می شود و نهایتاً با بهبود وضعیت نظارت، قطعاً اقتصادی سالم تر خواهیم داشت.
۳٫ اقتصاد مردمی به سمت تولید و نوآوری حرکت می کند، اما اقتصاد فاسد از تولید به دور است و به سمت بازارهای غیرمولد گرایش دارد. به عبارت دیگر، وقتی اقتصادی مردمی شود و عوامل متعدد مردمی در آن درگیر شوند، بیشتر به سمت تولید متمایل می شود و باعث کاهش حجم سوداگری و در نتیجه، کاهش فساد خواهد شد.
۴٫ وقتی شما کاری کنید که هم? عوامل اقتصادی وارد صحنه شوند و بتوانند استعداد خودشان را شکوفا کنند، این شکوفایی دائماً می جوشد و روبه رشد خواهد بود. یکی از ریشه های فساد اقتصادی، عدم رشد اقتصاد است. به عبارتی اقتصاد راکد، یک اقتصاد فسادزاست. لذا برای رسیدن به یک اقتصاد فعال و پویا نیاز به مردمی شدن اقتصاد داریم.
به نظر می رسد شاه کلید شکل گیری اقتصاد پاک در وهله اول مردمی سازی اقتصاد است. این رخداد باعث حضور همگانی مردم، جوشش خلاقیت ها، جلوگیری از انحصارات، تولیدگرا شدن و کارآمدتر شدن اقتصاد می شود و در واقع اقتصاد کشور را در مقابل فساد وا ینه می کند. از سوی دیگر، مردمی شدن اقتصاد و هر حرکت دیگری که براساس حضور مردم شکل بگیرد یک موضوع فرهنگی و اجتماعی است؛ چه موضوع مسائل اقتصادی و چه مسائل زیست محیطی یا امنیتی باشد. هر نظامی در هر عرصه ای به سمت مردمی شدن حرکت کند، در ذات خود دست به یک حرکت فرهنگی زده است. یعنی فرهنگ به نوعی در مردمی سازی اقتصاد نقش کاتالیزور را ایفا می کند. بنابراین شما برای مردمی اقتصاد و رسیدن به یک اقتصاد پاک و بدون فساد، ل باید از ابزار فرهنگ استفاده کنید. ضمن اینکه ورود مردم به صحنه اقتصاد، بیش از هر برنامه ریزی یا کار مدیریتی و سازمانی دیگری، به کارهای فرهنگی نیاز دارد. این فرهنگ است که می تواند مردم را به صحنه بیاورد. یعنی مردم باید برای حضور در صحنه اقتصادی کشور، انگیزه داشته و به توانایی های خود باور داشته باشند. از سوی دیگر، باید این باور به اقتصاد مقاومتی و تولیدمحور نیز وجود داشته باشد؛ یعنی مؤلفه هایی مانند اعتقاد، اعتماد و انگیزه، جزء مؤلفه هایی فرهنگی هستند که سهم بسیار زیادی در شکل گیری اقتصاد مقاومتی و مردمی سازی اقتصاد دارند.
با این تفاسیر، باید اذعان داشت فعالان و مجریان اقتصاد مقاومتی باید بدانند که علت تامه شکل گیری اقتصاد مقاومتی، مردمی سازی اقتصاد است و برای مردمی سازی اقتصاد نیز مجبور به ورود به مسیر و فعالیت های فرهنگی هستند و به صرف اتکا به برنامه ریزی و مدیریت و سازمان دهی، کاری از پیش نخواهند برد. چراکه فرهنگ تنها ابزاری است که قدرت سازمان دهی و به صحنه آوردن مردم را دارد؛ به شرطی که آن را بفهمیم و از آن استفاده کنیم. برای نمونه، تأسیس و فعالیت سازمان جهاد سازندگی، نماد بارز یک حرکت صددرصد مردمی و فرهنگی در عرصه اقتصاد بود. آن زمان براساس نیاز اصلی کشور، که توسعه روستایی بود، جهاد سازندگی شکل گرفت و امروز عرصه صنعت و اقتصاد دانش بنیان، مهم ترین مسئله است. برای همین این نگاه می تواند در صورت به روز شدن، در این عرصه پاسخ گو باشد. ما همان طور که توانستیم در جهاد سازندگی و توسعه روستایی، مردم را به صحنه کار و فعالیت بیاوریم، در فعالیت های اقتصاد مقاومتی نیز می توانیم این کار را تکرار کنیم. اتفاقاً برنامه ریزی اقتصادی سازمان جهاد سازندگی به هیچ وجه عریض وطویل نبود؛ منتها چون کارآمد و مؤثر بود و نیروهای جهاد، قدرت و نقش فرهنگ در سازمان دهی و به صحنه آوردن مردم در عرصه اقتصاد را می دانستند، این موضوع تبدیل به یک تجربه موفق شد. باید قبول داشت که صرفاً با ابزار تسهیلات، تزریق منابع و رانت های اقتصادی، نمی توان اقتصاد را شکوفا کرد. اقتصاد مقاومتی، اقتصاد متکی به منابع مالی نیست، بلکه اقتصادی است که به مردم و فرهنگ متکی است و این تمایز اصلی اقتصاد مقاومتی با الگوهای وارداتی اقتصاد به خصوص الگوهای تکنوکراتی است.
مهم ترین و بیشترین مسئولیت در مبارزه با فساد اقتصادی برعهده ت است؛ یعنی اصلی ترین عامل رفع فساد در کشور، قبل از قوه قضائیه و نهادهای امنیتی، ت و نهادهای اقتصادی ت هستند. تنها راه ت برای مقابله با فساد این است که بداند اقتصاد مقاومتی باید ماهیتاً در کشور شکل بگیرد و ماهیتش نیز این است که مردم در همه صحنه های اقتصادی حاضر باشند. در غیر این صورت، هر راه دیگری برویم زودگذر است و با گذشت زمان اثرات خود را از دست خواهد داد و اقتصاد ما دچار عارضه های بدتری خواهد شد. یعنی امنیتی فضای اقتصاد اگرچه تا حدودی لازم است اما قطعاً راه حل اصلی نیست. برای ضدفساد اقتصاد باید آن را از درون، مردمی کرد. مسئول اصلی این کار هم ت است که باید این موضوع را درک نماید و آن را از طریق مرکز فرماندهی اقتصادی خود اعمال کند. باید رویکردهای خود را به این سمت ببرد و با مردمی ماهیت اقتصاد بتواند فساد را ریشه کن کند، وگرنه هرچقدر برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی تشدید شود شاید وقوع فسادها در لحظه سخت تر شود، اما میزان آن ها در طول زمان افزایش خواهد یافت. برای مثال، در اقتصاد ما این فسادها از ۱۲۳ میلیارد تومان شروع شده و امروز به ده ها هزار میلیارد تومان رسیده است. اینموضوع نشان دهنده آن است که اگرچه انجام مفاسد اقتصادی به ظاهر سخت تر شده، اما میزان بزرگی و قانون گریزی این فسادها بیشتر شده است. هرچقدر هم به ت الکترونیک و روش های مشابهی که مبتنی بر برنامه ریزی و مدیریت تی است اتکا کردیم پاسخ مناسبی نگرفته ایم؛ چراکه یکی از راه های فساد، تمایل عوامل اقتصادی به سوداگری است.
از سوی دیگر، یکی از زمینه هایی که مستعد فساد است و باعث رشد آن در اقتصاد می شود همین نقدینگی ها و سرمایه های سرگردانی است که وجود آن ها نیز به عدم تولیدگرا بودن اقتصاد برمی گردد. اتفاقاً یکی از دلایل تولیدگرا نبودن اقتصاد ایران نیز مردمی نبودن آن است؛ چراکه اگر ی در حال حاضر بخواهد کارخانه ای تأسیس کند، باید از چیزی حدود بیست نهاد و اداره مجوز بگیرد، درحالی که برای ساختن یک پاساژ یا ایجاد یک فعالیت تجاری و غیرتولیدی نیازی به طی این مراحل نیست. همین موضوع که افراد برای حضور در فعالیت های تولیدی با چنین مشکلاتی روبه رو هستند، نشان دهنده مردمی نبودن اقتصاد و عدم اعتماد ت ها به مردم است. وقتی ی برای راه اندازی کارخانه ای باید ماه ها و چه بسا سال ها در صف انتظار برای دریافت مجوز، پشت در ادارات بماند، مجبور است به فساد و رشوه متوسل شود تا از این طریق کار خود را جلو بیندازد. این مسائل باعث تقویت زمینه های فساد می شوند. با توجه به مباحث مطرح شده، سؤال این است که در حال حاضر ت کدام بخش اقتصاد ایران را به مردم س است؟ متأسفانه امروز مردم باید برای انجام کوچک ترین کارهای خود از ت اجازه بگیرند. باید دانست که اگر اقتصادی مردمی باشد، با نظارت خود مردم بر اقتصاد، میزان فساد در آن اقتصاد به حداقل خواهد رسید. زمانی که مردم در اقتصاد کشور هیچ نقشی نداشته و یک تماشاچی صرف باشند، جلوگیری از فساد نیز اهمیت چندانی برای آن ها نخواهد داشت. لذا نسبت به فساد بی اعتنا و منفعل خواهند بود، درحالی که اگر مردم در اقتصاد فعال و در تمام بخش های آن نقش داشته باشند، چون با ایجاد فساد خودشان زیان می کنند و ذی ضرر هستند، حساسیت بیشتری نسبت به فساد دارند و جلوی آن را می گیرند. البته متأسفانه عده ای مردمی سازی اقتصاد را همان خصوصی سازی می دانند. دربار? تفاوت های واژ? مردمی سازی و خصوصی سازی نیز باید اذعان کرد این دو واژه اختلاف زیادی باهم دارند. خصوصی سازی یک ح رقیق شده و نمادی از مردمی شدن اقتصاد است. مردمی شدن اقتصاد خیلی وسیع تر و جامع تر از خصوصی سازی است. خصوصی سازی یعنی آنچه را که ت در اقتصاد تملک کرده است و تصدی آن را برعهده دارد، واگذار کند. البته این کار در اقتصاد تی شده ما شروع خوبی محسوب می شود، منتها مردمی شدن بسیار فراتر و عمیق تر از خصوصی سازی است. مردمی شدن یعنی حتی تصمیم گیری، نظارت و مدیریت اقتصادی نیز به مردم واگذار شود. ازاین رو باید در یک مسیر تدریجی تلاش کنیم مدیریت ها نیز به مردم واگذار شود. مثال ساده آن همین انجمن ها و اتحادیه های صنعتی هستند که می توانند وارد حوز? صنعت شوند و به مردمی شدن صنایع ما کمک کنند. یا در مناطق و استان ها اجازه دهیم عوامل خود استان ها اولویت داشته باشند و هم? برنامه ها از سمت وزارتخانه ها دیکته نشود و مردم و فعالان اقتصادی در هر شهر و استانی برای تأسیس کارخانه ها، منتظر و معطل مجوزهای ت نباشند. همه ساختارهای بالابه پایینی که برای تأسیس کارخانه ها و بنگاه ها ایجاد کرده ایم، باید تغییر کنند. اختیارات و تصمیمات باید به خود فعالین اقتصادی واگذار شود و منابع تی نیز به سمت تصمیمات این افراد برود و یاریگر آن ها باشد. اگر چنین اتفاقی در اقتصاد رخ دهد، می توان گفت این اقتصاد مردمی شده است؛ چراکه مردمی شدن اقتصاد بسیار فراتر از جابه جایی مالکیت ها و کاربردهای چند کارخانه است.
در انتها باید پذیرفت همیشه عده ای از افراد که فعالیت های اقتصادی آن ها همواره با فساد، استفاده از رانت و انحصار همراه بوده است، مبارزه با فساد و ایجاد یک اقتصاد پاک را باعث فرار سرمایه می دانند. این حرف کاملاً بی پایه و بدون منطق علمی و عقلی است. البته باید اذعان داشت انی که اندکی با بازار و روابط سرمایه گذاری آشنا هستند، می دانند سرمایه گذار یا فعال اقتصادی همیشه به دنبال سلامت اقتصاد است؛ همان طور که هر راننده ای برای رانندگی بهتر، راحت تر و مطمئن تر از جاده آسف ه و بدون دست انداز یا اتوبان شش بانده استقبال می کند.
به گزارش آرازآذربایجان به نقل از فارس، سرمایه گذار و فعال اقتصادی نیز قطعاً از فضای شفاف و سالم اقتصادی استقبال می کند؛ چراکه فعال اقتصادی در یک اقتصاد پاک، دیگر نیازی به استفاده از رانت یا دادن رشوه و امثالهم ندارد. در این میان قطعاً افرادی که سود خود را از درآمدهای غیرشفاف و قاچاق یا از طریق پول شویی به دست می آورند، از سالم سازی اقتصاد و برقراری اقتصاد پاک استقبال نمی کنند.
ضمن اینکه سیاست گذاران، اقتصاد را برای سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی و نه برای قاچاقچیان و رانت جویان، طراحی می کنند. نوشته شده توسط admin در , ۲۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۷:۲۲ ق.ظ
گفت وگوی پر هندرسون با کیت ریورت پر هندرسون: چرا نیازمند باز شی در علم اقتصاد هستیم؟ مگر نه اینکه اوضاع به خوبی پیش می رود؟ برای مثال در نامه سالیانه بیل و ملیندا گیتس خواندم که اگر نرخ مرگ ومیر در همان حد سال ۱۹۹۰ باقی می ماند، در این ۲۵ سال، ۱۲۰ میلیون کودک زیر ۵ سال جان خود را از دست می دادند، اما این ۱۲۰ میلیون کودک در این مدت جان سالم به در بردند و این تنها یکی از علائمی است که نشان می دهد که دنیا به لطف رشد اقتصادی رو به بهبود است.
کیت ریورت: در صد سال گذشته این طور فرض شده که بهروزی انسان تنها به همین نوع علائم و شاخص ها بستگی دارد: به مرگ ومیر ک ن و به آموزش و پرورش. اه توسعه ای هزاره، که در سال ۲۰۰۰ تعیین شد، تا حد زیادی روی برآورده حقوق و نیازهای اولیه متمرکز شده است، حقوق و نیازهایی مانند بهداشت، آموزش، غذا، آب پاکیزه و تاسیسات بهداشتی، اشتغال و چیزهای دیگری از این دست. اما امروزه با تغییری پارادایمی در برداشتمان از طبیعت بهروزی انسان مواجه هستیم. من این پارادایم جدید را مانند یک دونات در نظر گرفته ام (از آن دونات هایی که وسطش سوراخ است) تا نشان دهم که اساساً دو وجه از بهروزی انسان وجود دارد. یک وجه برآورده نیازهای همه است تا هر شانس این را داشته باشد که زندگی همراه با شرافت، فرصت و در کنار جامعه را تجربه کند. این درواقع اشاره به نیازهایی مانند غذا، مراقبت های بهداشتی، مسکن، حق اظهارنظر ، و برابری تی است. اما علاوه براین ما به انسجام و ثبات نظام های خارق العاده و جان بخش سیاره مان نیز وابسته ایم: یک اقلیم باثبات، خاک های حاصلخیر، اقیانوس های سالم، آب شیرین فراوان، تنوع زیستی بسیار، لایه ازن محافظ. بهروزی ما در نهایت با این موارد در هم تنیده، و همان طور که همگان می دانیم همه این موارد شرایط نامساعد بی سابقه ای را تجربه می کنند. پس همه چیز به خوبی پیش نمی رود و به همین دلیل هم هست که نیازمند باز شی در علم اقتصاد هستیم.
اجازه بدهید به ریشه اقتصاد بازگردم که همانا «هنر مدیریت خانوار» است. زمانی که نوفون، فیلسوف یونان باستان، برای اولین بار کت به نام اقتصاددان۱ نوشت، درحقیقت از مدیریت یک ملک شخصی می گفت. آیا باید به زن خانه برای مدیریت حساب های خانوار اعتماد کرد؟ برده ها را چطور باید مدیریت کرد؟ نوفون در اوا عمرش درباره مدیریت یک ت شهر می شید (شهر زادگاهش یعنی آتن)، اینکه چطور باید از صادرات و واردات مالیات گرفت، اینکه آیا باید اجازه داد دیگران وارد شهر شده و کار کنند. دو هزار سال پس از آن بود که آدام اسمیت توجه ما را به یک سطح بالاتر یعنی ت های ملی جلب کرد و پرسید که چرا ملتی شکوفا می شود درحالی که ملتی دیگر به نظر در جا می زند؟ به نظر من امروز زمان آن فرا رسیده که نسل ما نگاهش را یک سطح دیگر بالا ببرد و ورای خانواده، شهر، یا کشور به سیاره مان بین د: زمان آن فرا رسیده که به اقتصاد خانوار سیاره ای بپردازیم. و باید این سوال را از خودمان بپرسیم: چطور باید موطنِ سیاره ای فوق العاده مانِ را مدیریت کنیم که منافع و نیازهای همه نانش برآورده شود؟ به این ترتیب به زعم من، دوران ما دوران اقتصاد سیاره ای است. پاسخ هر چه باشد، یک چیز روشن است. اقتصادی که از قرن پیش به ارث برده ایم (تا حد زیادی شه قرن بیستمی که در نظریات قرن نوزدهمی ریشه داشته)، به هیچ وجه ابزار لازم برای درک چالش های قرن بیست ویکم را در اختیار ما نمی گذارد. شاهد این شرایط نامساعد هم دیدگاه امروزی مان نسبت به بهروزی، وابستگی متقابل به این سیاره جاندار، و روش هایی است که با استفاده از آن ها در حال ت یب این کره خاکی هستیم.
هندرسون: امید دارید که با کتابتان، اقتصاد دوناتی۲، به چه چیز دست ی د؟
ریورت: سعی کت را بنویسم که آرزو داشتم روز اولی که برای تحصیل اقتصاد به رفتم، آن را می خواندم. من در دهه ۱۹۸۰ بزرگ شدم و شاهد سوراخ شدن لایه ازن، قحطی در اتیوپی، و [به گل نشستن] کشتی ا ون والدز بودم که مواد نفتی را در آب های آلاسکا ریخت، زمانی که مدرسه را به پایان رساندم می دانستم که می خواهم برای سازمانی مانند آ فام یا گرینپیس کار کنم، و بر این باور بودم که بهترین کاری که می توانم انجام دهم این است که خود را به زبان مادری سیاست عمومی مجهز کنم: علم اقتصاد. من گمان می که اگر اقتصاد را بیاموزم، قادر خواهم بود به این مسائل پرداخته و به مقابله با فقر، بی عد ی اجتماعی، و فروسایی محیط زیست کمک کنم. من تحصیلات فوق العاده ای را در کنار اساتیدی کم نظیر در پشت سر گذاشتم، اما دریافتم که اقتصاد متعارف این مسائل را کنار می گذارد. برای مثال در اقتصاد متعارف برای سخن گفتن از محیط زیست از عبارت «آثار بیرونی محیط زیستی» استفاده می شود. خب اگر قرار باشد که درباره جهان زنده با عنوان آثار بیرونی سخن بگوییم از پیش معلوم است چقدر برای آن اهمیت قائل شده ایم.
بسیاری از مسائلی که برایم مهم بود را باید در حاشیه های دروس ارائه شده پی می گرفتم؛ این طور بود که درنهایت از اقتصاد ی فاصله گرفتم. اما بعد از سه سال کار در روستاهای زنگبار، چهار سال کار با سازمان ملل، و سپس یک دهه با آ فام (به عبارت دیگر پس از اینکه با چالش های اقتصاد واقعی درگیر شدم)، متوجه شدم که به دلایلِ ریشه ایِ این مسائل نخواهیم رسید مگر اینکه نظریه اقتصادری را ازنو بنویسیم تا متناسب زمانه خودمان شود. بسیاری از افراد گمان می کنند که علم اقتصاد اساساً به معادلات می پردازد، اما پشت هر معادله مدلی نهفته است، و پشت هر مدل نموداری بسیار ساده وجود دارد که آن قدر آرام راه خود را در پس ذهن ما باز می کند که اصلاً متوجه حضورش نمی شویم، ولی از همان ابتدا شیوه تفکر ما را تحت تاثیر قرار می دهد. من به دنبال تغییر این شرایط بودم.
هندرسون: انتخاب اول شما استعاره هایی که کنارشان زندگی می کنیم۳، اثر جرج لیکاف و مارک جانسون، است. این کتاب چطور به چالش های مدنظر شما می پردازد؟
ریورت: این کتاب را اولین بار، سرسری، در اوا دهه ۱۹۹۰ خواندم. من بخشی از تیمی بودم که نوشتن گزارش توسعه انسانی در سازمان ملل را بر عهده داشت، و ما در حال صحبت درباره «بیرون آوردن افراد از فقر» بودیم. یکی از همکاران فیلسوفم، کریستیمن بری، بیان کرد که این موضوع تا حدی شبیه به انتقال هوایی با استفاده از هلیکوپتر است. چه چیز پشت ایده «بیرون آوردنِ» افراد از فقر است؟ و اصلاً فقر چیست، آیا می توان آن را شبیه یک سوراخ دانست که افراد را از آن خارج می کنیم؟ این بود که شروع کردیم به صحبت درباره استعاره هایی که در توسعه از آن ها بهره می بریم، و با این کتاب روبه رو شدم و از درک ریشه های قدرت زبانی استعاره ها و اینکه تقریباً هر چیز که می گوییم نشانی از سوراخ های استعاره ها در خود دارد. همین چیزی که الآن گفتم استعاره بود، انگار که زبان تخته ای چوبی است و استعاره ها سوراخ هایی هستند که کرم چوب ها بر جا می گذارند. هر آنچه می گوییم آن قدر آکنده از استعاره هاست که حتی متوجهش هم نمی شویم چرا که این استعاره ها درون تار و پود زبان انگلیسی جا گرفته است.خلاصه که به شدت از آگاه شدن از آن همه استعاره ای که در صحبت م وجود داشت و تاثیرش روی تفکراتم درباره شدنی ها و ناشدنی ها شگفت زده شدم. مثلاً اگر قرار است افراد از فقر «بیرون آورده شوند»، پس فقر چیزی است که آن ها خود به تنهایی نمی توانند از آن بیرون بیایند؟ آیا باید دیگری آن ها را بیرون بیاورد؟ و آن استعاره انتقال هوایی پیشاپیش در ما این ایده را زنده می کند که قربانیانی ناشناخته وجود دارند که توسط ی نجات داده می شوند که قهرمانانه می آید و آن ها را از فقر بیرون می آورد. این استعاره از پیش تصور ما از کارهای شدنی را چارچوب بندی و محدود می کند.
به این ترتیب مدت ها پیش این کتاب را خواندم و خیلی در چارچوب اقتصاد به آن فکر ن تا اینکه سال ها بعد و زمانی که می خواستم به ریشه های علم اقتصاد بپردازم دوباره به آن بازگشتم. وقتی از انتشار کتاب جدیدتر لیکاف، به فیل فکر نکن۴، با خبر شدم قدرت استدلال او را به خاطر آوردم و به این کتاب بازگشتم. به شدت تحت تاثیر دو چیز در این کتاب قرار گرفتم. اولی نقش چیزی است که نویسندگان آن را استعاره های مربوط به جهت ها می نامند. یکی از بنیادی ترین استعاره ها در این رابطه که در زبان انگلیسی به کار می رود این است که جلو و بالا نشانه خوبی است. به این ترتیب است که می گوییم: «دوباره همه چی روبه جلوست»۵ یا «به نظر می آد داریم به عقب برمی گردیم»۶، «چرا سرت پایینه و تو خودتی؟»۷، «حس می کنم اون بالا رو ابرهام»۸. این جهت گیری بسیار ابت در جهان را از بدن هایمان وام گرفته ایم. به زمانی فکر کنید که کودک شروع می کند به چهاردست وپارفتن: اول به شکل عجیبی عقب عقب می رود، سپس رو به جلو حرکت می کند، و درنهایت خود را بالا می کشد و می ایستد، و اینجاست که همه ما برایش دست می زنیم. این احساس جلورفتن و عقب رفتن به مثابه پیشرفت وجود دارد، و ما آن را در سراسر زندگی به کار می بندیم.هندرسون: خب این موضوع ایرادی دارد؟
ریورت: نه، جلو و بالا در حقیقت بخشی از زندگی و رشد هستند. اما برداشت بیش ازاندازه لفظ محور و ساده انگارانه از آن ها عمیقاً در شیوه تفسیر ما از جهان وارد شده است. تعجبی ندارد که این موضوع به سرعت در زبان علم اقتصاد نیز به کار رفته است. نمودار تولید ناخالص داخلی (جی.دی.پی) یک کشور را در نظر بگیرید، هدف سیاست گذاران این است که این شاخص همیشه روبه بالا حرکت کند. هر انحرافی از این مسیر روبه بالا بد شمرده می شود. به استعاره هایی دقت کنید که افراد برای سخن گفتن درباره اقتصاد از آن ها استفاده می کنند. مثلاً «دمیدن جوانه های بهبود اقتصاد»۹ که اقتصاد را یک گیاه در نظر می گیرد. البته که همه ما دوست داریم گیاهان و باغ هایمان رشد کنند، همان طور که دوست داریم فرزندمان رشد کنند. واقعیتش الآن بچه های من هشت سالشان است و با سرعت زیادی در حال رشد هستند اما حقیقتاً امیدوارم که بالا ه روزی رشدشان متوقف شود، چرا که در غیر این صورت دیگر نمی توانند در کنار من پشت میز صبحانه بنشینند.
ما همه می دانیم که رشدْ خیرِ مطلق نیست، چرا که مثلاً اگر من به شما بگویم که به رفته ام و او به من گفته که غده ای درون بدنم رشد کرده، شما خواهید دانست که اوضاع بر وفق مراد نیست. زمانی که چیزی به شکلی غیرقابل کنترل درون یک موجود زنده سالم رشد کند، همان سیستمی که به آن بستگی دارد را از بین خواهد برد، چیزی که در بدن هایمان نام سرطان را روی آن گذاشته ایم. باید نگاه دوباره ای به نحوه رشد طبیعت بیندازیم: گیاهان تلاش نمی کنند که تا ابد رشد کنند، آن ها تا رسیدن به بلوغ رشد می کنند، و به این ترتیب دهه ها و حتی سده ها می توانند شکوفا شوند. به این ترتیب بسیار مسحور این شده بودم که می توانم از بینش های این کتاب درباره استعاره های مربوط به جهت ها برای درک این موضوع استفاده کنم که چرا ایده رشد تا این حد در آرمان های اجتماعی و اقتصادی ما ریشه دوانده است. همین طور به این وسیله می توانستم بازگردم و استعاره های پنهان در کتاب های اقتصاد را بررسی کنم، و ببینم آن ها چطور نگاه ما به شدنی های اقتصادی را چارچوب بندی و مرزبندی کرده اند. و حالا اگر بخواهم بخشی از تغییر شه اقتصادی باشم، چطور می توانم این کار را با به چالش کشیدن و تغییر این استعاره ها انجام دهم؟ ما نمی توانیم استعاره ها را از زبانمان محو کنیم. ما به این استعاره ها نیاز داریم و از طریق آن هاست که با هم ارتباط برقرار می کنیم: ما یک چیز را از روی تجربه به چیز دیگر تشبیه می کنیم. بااین حال باید استعاره های تاریخ گذشته را با استعاره هایی که مناسب زمانه ماست جایگزین کنیم.
هندرسون: یکی از نکات کلیدی موردنظر جرج لیکاف این است که نمی توان با استفاده از چارچوب ها و استعاره های یک گروه آن ها را در منازعه و مبارزه ش ت داد [و باید استعاره های خود را ارائه داد]. آن طور که من متوجه می شوم تو هم در اقتصاد دوناتی سعی داری بگویی «ببینید، این چارچوبی است که باید از آن استفاده کرد».
ریورت: دقیقاً. آن طور که لیکاف می گوید، محافظه کاران در ایالات متحده بیشتر ب وکار می خوانند و معمولاً بیشتر نسبت به بازاری و قدرت برقراری ارتباط آگاه هستند، و خوب می دانند که باید از آن در ارتباطات نیز بهره ببرند. از این رو آن ها معمولاً به شکل قابل توجهی از چارچوب ها، شعارها و زبان تهییجگر استفاده می کنند. این در حالی است که چپ گرایان و ترقی خواهان بیشتر این طور گمان می کنند که «اگر این حقایق و آمارها را نشانتان بدهم، حرفم را تایید می کنید»، و به شکل موثر از قدرت چارچوب بندی بهره نمی برند. پس حرف او این است که ترقی خواهان باید منازعات را به زبان خود دوباره چارچوب بندی کنند، چرا که اگر تنها تلاش کنی چارچوب حریفت را نفی کنی درحقیقت در زمین او بازی کرده ای. مثال برجسته ای که او در این زمینه ارائه می کند حمایت محافظه کاران ایالات متحده از «معافیت مالیاتی است». واقعاً چه ی می تواند با معافیت مالیاتی مخالفت کند. وقتی از معافیت می گوییم پس مالیات به مثابه باری است که هر آن را از روی دوش افراد بردارد حکم قهرمان را دارد. آن ها تنها با استفاده از یک واژه، یعنی «معافیت»، یک چارچوب قدرتمند ایجاد د. برای مقابله با این شرایط به جای اینکه بگویید «من مخالف معافیت مالیاتی هستم» مثلاً باید بگویید «من به دنبال عد مالیاتی هستم» که به کلی چارچوب دیگری است و شرایط منازعه را به کلی تغییر می دهد. پس هیچ وقت نباید با استفاده از عبارات حریف وارد منازعه شد؛ همیشه باید چارچوبی رقیب ساخت. به نظر من یک جنبه این موضوع این است که گاهی اوقات بهترین شکل اعتراض ارائه چیزی جدید است.لیکاف مشخص زیر و بم چارچوب بندی زبانی است. اثر او برای من بسیار الهام بخش بود و آنچه می خواستم با کتاب اقتصاد دوناتی انجام دهم تمرکز روی همتای آن بود که نامش را چارچوب بندی بصری می گذارم. تصاویر نیز مانند واژه ها درک ما را چارچوب بندی می کنند. من با نوشتن این کتاب به دنبال آن بودم که نه تنها استعاره های زبانی اقتصاد که استعاره های بصری آن را نیز مشخص کنم. این استعاره های بصری در ساده ترین نمودارهای نظریه اقتصادی نیز وجود دارد، نمودارهایی که بسیاری از اساتید گمان می کنند تنها تصاویری کنار صفحه هستند که با معادلات همراه می شوند. اما حقیقت این است که هر که درباره شناخت بصری بداند به شما خواهد گفت که حدود نیمی از رشته های عصبی درون مغز ما در فرآیند دیدن درگیر هستند و آنچه در قشر بصری مغز ما پردازش می شود معمولاً دهه ها همانجا می ماند، و به همین دلیل هم هست وقتی در خیابان از کنار یک هم کلاسی دوره ابت رد می شوید او را می شناسید. چارچوب های ذهنی قدرتمند هستند زیرا تقریباً بدون هیچ زحمتی به ذهنمان سرازیر می شوند: نیازی نیست آن ها را به کلام در بیاوری که بعد بخواهد باعث توضیح خواستن شود. به نظر من این قدرت پنهان چارچوب بندی بصری است. علاوه براین، قدرت این چارچوب معمولاً نه در آنچه روی صفحه نقش بسته، که در چیزی است که نشان داده نمی شود. باز هم چون به کلام در نمی آید، کمتر متوجه می شویم چه چیز کم دارد.
روزی که متوجه قدرت چارچوب بندی بصری برای بازنویسی علم اقتصاد شدم (دقیقاً پنجم آگوست ۲۰۱۵ بود)، در کافه ای در جاده کولی در آ فورد نشسته بودم و ایده هایی که به ذهنم می آمد را بی هوا نقاشی می که ناگهان دریافتم که می توانم داستان اقتصاد قدیم را در هفت تصویر کلیدی خلاصه کنم که آن چارچوب های قدرتمند را در خود گنجانده بود، و می توانم آن ها را با هفت تصویر جدید جایگزین کنم تا چارچوبی دیگر را مشخص کنم. این چارچوب های بصری را مانند گرافیتی هایی روی ذهن می دانم که مدت ها پس از پاک شدن واژه ها و معادلات همچنان باقی می مانند، و مانند اکثر گرافیتی ها سخت می توان آن ها را پاک کرد، پس بهترین کار این است که روی آن ها تصویر دیگری بکشیم. من در کتابم به دنبال روشن این چارچوب های قدیمی بوده ام، به دنبال نشان دادن اینکه چطور این چارچوب ها شه ما را محدود کرده اند، مشخص اینکه آن ها چطور تفکر و سیاست امروز را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار داده اند و سپس جایگزین آن ها با چارچوب های بصری جدیدی که برای دوران ما بسیار بجاتر و مناسب تر است.
هندرسون: انتخاب دوم شما کتاب تفکر در سیستم ها۱۰ نوشته دونلا میدوز (۲۰۰۸) است. این کتاب چطور به شما در باز شی اقتصاد کمک کرد؟
ریورت: این کت بود که بیش از هر چیز دیگر باعث شد متوجه شوم که من در یک پارادایمِ بسیار اختصاصی آموزش دیده ام، زیر برای اولین بار، با نقطه شروع کاملاً متفاوتی برای تفکر روبه رو شدم. اولین واکنشم ناراحتی شدید بود: چرا من به عنوان یک اقتصاددان این طور تفکر را نیاموخته بودم؟ علم اقتصاد درحقیقت زیرمجموعه ای از تفکر سیستمی است، زیرمجموعه ای که فرض هایی بسیار محدود را مشخص می کند تا نظریه بازار تحت آن فرض ها بتواند صادق باشد. به این ترتیب، یافتن رویکردی چنین متفاوت برای تفکر و تحلیل چالش ها برای من مانند کشفی بزرگ بود. جوهره تفکر سیستمی این است که اکثر الگوهای جالبی را که در این دنیا می بینیم (از پویایی روابط خانوادگی تا رونق و رکود بازارهای سهام، از قیام یک درصدی ها تا ویرانی ا یستم ها) را می توان به خوبی درک کرد، به این شرط که آن ها را به شکل حلقه های بازخوردی مشاهده کنیم. همه چیز با هم در ارتباط است و بعضی چیزها اثرات بازخوردی تشدیدکننده بسیار قدرتمندی دارد: مثلاً هر قدر بیشتر مرغ داشته باشید بیشتر تخم مرغ خواهید داشت، و هر قدر بیشتر تخم مرغ داشته باشید بیشتر مرغ خواهید داشت. برخی دیگر از روابط اثرات بازخوردی تعدیل کننده دارند: برای مثال وقتی گرمم می شود بدنم عرق می کند تا مرا خنک کند. اکثر روابط و الگوهای جالبی که در این جهان وجود دارد را می توان بهتر از هر چیز با استفاده از روابط میان این حلقه ها تبیین کرد.صریح بگویم که این کتاب آسان خوان نیست چرا که میدو در فصل های ابت مفاهیم را به شکل فنی تبیین می کند. اما سراسر کتاب به این روال پیش نمی رود و پر است از مثال های ممتاز از تجربیات میدو در زندگی. پیش آمده که این کتاب را با شور و شوق به دیگران پیشنهاد کرده ام و آن ها بعد از خواندنش از دشواری این کتاب نالیده اند. با همه این ملاحظات، من این کتاب را بسیار دوست داشتم، چون درنهایت با خواندنش تنها یک سری فروض خاص را نمی آموختم که می بایست به عنوان اصول عقاید علم اقتصاد می پذیرفتم. در مقابل شیوه نگرش و تفسیر الگوها در جهان را می آموختم. منی که در آ فورد زندگی می کنم می توانم بعدازظهرهای زمستانی را به آتمو بروم و به تماشای دسته های سارها در آسمان بنشینم که در حرکت جمعی شان الگوهایی خارق العاده را می آفرینند. هر پرنده از قانونی نسبتاً ساده پیروی می کند، چیزی مثل اینکه «همیشه یک اینچ با پرنده های کناری ات فاصله داشته باش و زمانی که چرخیدند بچرخ». اما نتیجه پدیدآمده از رعایت یک قانون توسط همه این پرنده ها، الگویی غیرقابل پیش بینی است که انسان را متحیر می کند. می توان گفت که این وضعیت بی شباهت به شیوه رفتار بازارهای سهام نیست. زمانی که تفکر سیستمی را دخیل کنیم عملکرد بسیار بهتری در درک الگوهای این چنینی خواهیم داشت.
هندرسون: میدو می نویسد که «در این فضای تسلط بر پارادایم هاست که افراد اعتیادها را کنار می گذارند، در لذتی مدام زندگی می کنند، امپراتوری ها را به زیر می کشند، زندانی می شوند، آتش زده می شوند، به صلیب کشیده می شوند، یا مورد اصابت گلوله قرار می گیرند، و آثاری را بر جای می گذارند که هزاران سال پابرجا می ماند». در قسمت های پایانی کتاب با اظهارنظرهایی شبیه این ها روبه رو می شویم: «مدل های ذهنی تان را در معرض نگاه دیگران قرار دهید»، «برای انتشار اطلاعات ارزش قائل شوید و به آن احترام بگذارید»، «با توجه از زبان استفاده کنید و با مفاهیم سیستم ها آن را غنی کنید»، «فروتن بمانید، شاگرد باقی بمانید، پیچیدگی ها را ستایش کنید، قواعد را زیر پا بگذارید». این ها شبیه حکمت های پندآموز است، یا شاید برچسب هایی که گیک های جوان پشت ماشینشان می چسبانند.
ریورت: درست از قسمت و نقل قول مورد علاقه من در کتاب نام بردی. نیمه ابت کتاب ممکن است دشوار به نظر بیاید: خواننده در حال فراگیری طرز فکری جدید است و بنابراین نیازمند دریافت مفاهیم کلیدی برای تثبیت این طرز فکر است. اما هر چه در کتاب جلوتر می روید، بیشتر و بیشتر سرگرم کننده می شود.
در پایان کتاب دو فصل وجود دارد که من علاقه ویژه ای به آن ها دارم. یکی «نقاط نفوذ: جاهایی که می توان در یک سیستم مداخله کرد». اگر باور داریم که سیستم ها به تغییر نیاز دارند، چطور می توان تغییراتی موثر در آن ها به وجود آورد؟ در فهرستی که میدو تدارک می بیند پرداختن به قیمت جایگاه بسیار نازلی دارد، درحالی که این اولین جایی است که علم اقتصاد مداخله در آن را پیشنهاد می دهد. البته که گاهی اوقات قیمت ها جای مناسبی برای مداخله هستند، اما در علم اقتصاد ما گزینه هایمان را تقریباً منحصراً به متغیرهای مالی محدود می کنیم، و این معمولاً کفایت نمی کند. درحقیقت در این فهرست که بالاتر می روید نزدیک به صدر این فهرست به چالش کشیدن پارادایم را داریم. و زمانی که داشتم نوشتن اقتصاد دوناتی را آغاز می ، و نگاه دوباره ای به این کتاب انداختم، این احساس خوشایند را داشتم که «خب این دقیقاً همان کاری است که من به دنبالش هستم».فصل بعدی یعنی «زندگی در جهان سیستم ها» حاوی نصایحی درباره شیوه تبدیل شدن به یک متفکر سیستم های تاثیرگذار است. باید متواضع بود و قبل از هر گونه اقدام و تغییر، باید ضرب آهنگ یک سیستم را شناخت. درواقع باید متوجه شیوه کارکرد آن سیستم شویم و بدانیم که قبل از اینکه ما وارد شویم و به دنبال تغییر باشیم چه چیزهایی در جریان است. این واقعاً پیشنهاد فوق العاده ای است برای هر ی که فکر می کند می خواهد در یک سیستم اقتصادی یا هر سیستم پیچیده دیگری مداخله کند که به نظر خوب عمل نمی کند. نقل قول مشخصی درباره تغییر پارادایم ها وجود دارد که در کت که دارم آن را علامت گذاشته ام. براساس این نقل قول «شاید شما بگویید در یک سیستم تغییر پارادایم از هر چیز دیگر دشوارتر است، پس باید آن را در انتهای فهرست قرار دهیم، نه دومین مورد از صدر فهرست. اما هیچ چیز فیزیکی یا هزینه بر یا حتی کم سرعتی در روند تغییر پارادایم وجود ندارد. این تغییر در یک نفر می تواند در یک میلی ثانیه اتفاق بیفتد. یک جرقه درون ذهن کافی است، اینکه چشم فرد ناگهان به روی موضوعی گشوده شود یا شیوه نگرش جدیدی را پیش بگیرد».
این همان چیزی است که من را درباره قدرت چارچوب بندی بصری سر ذوق می آورد. اگر بتوانی تصویری به آن ها نشان دهی که آن ها را مجبور کند بگویند «من تابه حال چنین چیزی ندیده ام»، شاید این قدرت را هم در خود بیابند که سوالات جدیدی را بپرسند که برآمده از آن تصویر است. قدرت این کار را زمانی دریافتم که در سال ۲۰۱۲ نمودار دوناتی را کشیدم و با کمک آ فام منتشرش . از واکنش هایی که به این تصویر انجام گرفت به معنای واقعی کلمه انگشت به دهان شدم. بسیاری افراد با خود گفتند «من همیشه این دیدگاه را نسبت به توسعه داشته ام و حالا نمودارش را هم دارم، احساس می کنم می توانم سوالات جدید بپرسم، این سیستم را به چالش بکشم، و این شروع طرز فکری جدید نسبت به علم اقتصاد است». قدرتی که یک ع برای شروع تغییر یک پارادایم دارد خارق العاده است. این همان نقطه نفوذی بود که من تصمیم گرفتم رویش کار کنم. این کار بلندمدت است و به معنای تغییر سریع سیاست نیست. این کار بر ایجاد ایده های جدیدی مبتنی است که برای نسلی از دانش آموزان و دانشجویان در دسترس باشد که امروز در مدارس و ها درس می خوانند و به آن ها کمک کند تا دورنمای وسیع تری را در ذهن خود شکل دهند. من واقعاً از این ناراحتم که این نسل از دانشجویان امروزی که قرار است سیاست گذاران ۲۰۵۰ باشند، همچنان اقتصاد را با کتاب های مرجع ۱۹۵۰ می آموزند که ریشه در نظریه های ۱۸۵۰ دارد. خودشان هم می دانند. به همین دلیل هم هست که بسیاری از آن ها اعتراض می کنند و می گویند که های سراسر جهان نیازمند برنامه درسی جدیدی هستند. من بسیار علاقه مندم که تصاویری مانند دونات را به روند آموزشی آن ها اضافه کنم، تصاویری که گویای شرایط قرن بیست ویکم است.
هندرسون: انتخاب بعدی شما، از گهواره تا گهواره۱۱ نوشته مایکل برانگارت و ویلیام مک دانو (۲۰۰۲)، در نگاه اول بیشتر شبیه کت است درباره طراحی سیستم های صنعتی.
ریورت: این کتاب را با اشتیاق و بدون وقفه از اول تا آ خواندم چون کمک کرد تصوری جدید ب کنم از اینکه چطور می توان صنعت را به شیوه ای طراحی کرد که به جای اینکه مقابل چرخه های جهان زنده قرار بگیرد در کنارش بایستد. و برای من درک اینکه اقتصاد مسئله ای مرتبط با طراحی است بخش عظیمی از این نگرش بود. اقتصاددانان قرن نوزدهم به شدت به دنبال این بودند که اقتصاد را به علمی خوشنام مانند فیزیک تبدیل کنند و به این ترتیب براساس فیزیک نیوتنی آن را مدل سازی د، و ازآنجاکه نیوتن قوانین حرکت فیزیکی را کشف کرده بود، آن ها نیز مسیر پژوهشی ای به طول یک قرن را برای یافتن قوانین مشابه حرکت اقتصادی پیش گرفتند. اما این قوانین کاذب از آب درآمد. بهتر است که اقتصاد را موضوع طراحی در نظر بگیریم. اگر به فضای تفکر سیستم ها نقل مکان کنیم و روی نگرش های دانلا میدو درباره شیوه مداخله در سیستم ها تامل کنیم، درواقع تدارک سیستمی پویا را می بینیم که می توانیم به سوی اه مان باز طراحی اش کنیم. این کتاب از گهواره تا گهواره نیز کلاً درباره طراحی است. آن طور که برانگارت و مک دانو می گویند، طراحی اولین علامت قصد انسان است. این کتاب مرا به این تفکر واداشت که اقتصاد به مراتب کمتر باید شبیه فیزیک و به دنبال قوانین باشد، و باید با مشخص نهادهای مورد نیازمان بیشتر شبیه معماری و طراحی باشد، از طراحی ب وکار گرفته تا شیوه ای که مالکیت به تملک یک نفر در می آید یا به اشتراک گذاشته می شود. هر کدام از این ترتیبات نهادی شکلی از طراحی است، و هر کدام از آن ها الگوهای متفاوتی را در اقتصاد در پی خواهند داشت.این کتاب به کاوش شیوه طراحی سیستم های صنعتی می پردازد، آن هم براساس چند فرض مشخص مثل اینکه: زباله مساوی است با غذا. هیچ چیز در طبیعت حکم زباله را ندارد؛ همه چیز به مثابه غذایی برای فرآیند بعدی است. به این ترتیب چطور می توانیم فرآیندهایی صنعتی ایجاد کنیم که از گهواره به گهواره به گهواره برسد، و تا بی نهایت از مواد موجود در زمین استفاده کنیم؟ معمولاً می شنوید که افراد از ایجاد جهانی «ادامه پذیرتر» صحبت می کنند و تضمین می دهند که ب وکار ما «برای تداوم پذیری» بهتر خواهد بود. این طور به نظر می رسد که ما مدام به دنبال کمتربدبودن هستیم، درحالی که انگار بهترین گزینه ممکن اصلاً بدنبودن است. اما نویسندگان این کتاب سقف شیشه ایِ این تصور را می شکنند و می گویند «چرا وقتی می توان خوب بود، به دنبال کمتربدبودن باشیم؟» برای مثال چرا باید به دنبال کشاورزی ای برویم که تا جای ممکن کربن کمتری از خاک متصاعد کند، درحالی که می توانیم مدلی از کشاورزی را به کار بگیریم که اصلاً کربنی در پی نداشته باشد؟ چطور فرآیندهای صنعتی می توانند به جای اینکه تنها به دنبال ت یب ن دنیای جاندار باشند به بازتولید آن کمک کنند؟ من عاشق این نگرش بلندپروازانه ام.
اینجا هم با تغییر پارادایم روبه رو هستیم. و همه این ها درنهایت به مسئله طراحی ختم می شود. درواقع این کتاب به من کمک کرد که این ذهنیت را کنار بگذرام که اقتصاد مانند فیزیک است و در آن باید به دنبال قوانین باشیم، و در مقابل این نگاه قرن بیست ویکمی را پیش بگیرم که براساس آن اقتصاد باید بیشتر شبیه معماری باشد و روی طراحی نهادها تمرکز کند. این موضوع عمیقاً است، چراکه درنهایت در حال پرداختن به قدرت هستیم: پرداختن به اینکه چه ی شرکت ها را در اختیار بگیرد، چه ی قدرت خلق پول را داشته باشد، و چه ی زمین را در دست بگیرد. ما قدرت را به قلب اقتصاد باز می گردانیم، جایی که همیشه جایش خالی بوده است.هندرسون: انتخاب چهارم شما، مثل یک عامی فکر کن۱۲ نوشته دیوید بولیر است. او می نویسد «برخلاف گمان ما نکته مهم درباره منابع مشترک نه مالکیت، که اداره است. اگر از افراد بومی درباره ’مالک بودن‘ زمین بپرسی پاسخ خواهند داد که زمین مالک آن هاست». این مطالب به کار شما چه ارتباطی دارد؟
ریورت: اقتصاد قرن بیستمی که من آموختم بازارها را در مرکز توجه خود قرار می داد. تقریباً در همه سخنرانی هایم این سوال را می پرسم که «اولین نموداری که دانشجویان اقتصاد یاد می گیرند چیست؟» و جواب همیشه ی ان است: عرضه و تقاضا. انگار که اقتصاد تنها از بازار تشکیل شده و بازارها هم همیشه در تعادل هستند. این درواقع دو حرف نادرست در یک جمله است. اینکه برای مطالعه علم اقتصاد باید حتماً بازارها را مطالعه کنیم. واقعاً این طور است؟ اینجا باید نقطه شروع ما باشد؟ و زمانی که بحث بازارها پیش می آید موضوع ش ت بازارها نیز پیش کشیده می شود، انگار جایی که بازارها ش ت می خورند باید نقشی برای ت قائل بود. اما باز هم شاید ت برای این کار به اندازه کافی باکفایت نباشد، پس درنهایت همه چیز را به بازار می سپاریم. به این ترتیب است که شاهد استیلای خارق العاده شه بازار هستیم.
واژه «منابع مشترک» معمولاً تنها با یک عبارت (یا چارچوب) در آموزش اقتصادی افراد وارد می شود: «تراژدی منابع مشترک». این عبارت برآمده از نوشته گرت هاردین در سال ۱۹۶۸ است و بیان می کند که اگر چراگاهی آزاد داشته باشیم که همه بتوانند از آن استفاده کنند، آن قدر در آن چرا خواهد شد تا کاملاً از بین برود. به این ترتیب، منابع مشترک تراژیک هستند و لازم است که یا خصوصی شده و یا توسط ت کنترل شوند. اما آن طور که اثر الینور استروم نشان داده، امروزه منابع مشترک بسیاری را می توان یافت که توسط گروه های محلی به خوبی مدیریت و اداره می شود. و اینکه آن ها دسترسی آزاد ندارند بلکه منابع مشترکی هستند که براساس قواعد و برنامه های مشخص از سوی کاربرانشان مدیریت می شوند. پس ا امی نیست که منابع مشترک مایه ایجاد تراژدی شوند، بلکه می توانند موفقیت را در پی داشته باشند.آموزه های اولیه اقتصادی من در ابتدا شکل معمول را داشت و بازارها اصل بوده و در کنارش هم ت به عنوان گزینه ای حمایتی وجود داشت که همیشه هم مناسب عمل نمی کرد. به نظر من این چارچوب بندی بسیار نئولیبرالیِ است که بیش از ۳۰ سال است رواج یافته. به نظر من، به مراتب بهتر است اقتصاد را با این ایده آغاز کنیم که ما می توانیم با استفاده از چهار نوع تدارک، کالاها و خدمات را تولید و توزیع کنیم. من این فرآیند را کشیده ام. این یکی از قاب بندی های بصری مهم کتاب من است که آن را «نمودار اقتصاد تثبیت شده» می نامم. اقتصاد از چهار شکل تدارک تشکیل شده است. اولی خانواده که همه ما هر روزمان را در آن آغاز می کنیم. بیرون از بازار است اما فضایی برای توجه و بهروزی است. البته که کار بی مزد خانم های خانه دار در خانواده اهمیت بسیار دارد و البته نویسندگان کتاب های مرجع اقتصاد از آن غافل شده اند. پس یکی خانواده را داریم. از سوی دیگر بازار را داریم که افراد در آن براساس قیمت و تبادل کالا و خدمات تولید می کنند. همین طور ت را داریم که در آن کالاها و خدمات با سرمایه عمومی تولید می شود. اما علاوه براین ها منابع مشترک را نیز داریم که افراد خودشان، بدون حضور ت و بازار، دور هم جمع شده و آن را مدیریت می کنند، و کالاها و خدماتی که برایشان ارزش قائل اند را تولید می کنند.
جی.دی.پی نمایانگر تولیدی است که توسط بازار و ت انجام می شود اما تولید در خانوار و منابع مشترک را نادیده می گیرد. به نظر من این حوزه ها در سازمان دهی اقتصادی به شدت مورد غفلت قرار گرفته، درحالی که، به ویژه با توجه با پتانسیل منابع مشترک دیجیتال قرن حاضر، این حوزه ها می توانند بسیار مهم باشند. من واقعاً از تعداد افرادی که در حوزه علم اقتصاد حضور دارند و می پرسند «منابع مشترک چیست؟ تابه حال به گوشم نخورده» شگفت زده ام. این به این خاطر است که در قرن بیستم مسابقه مشت زنی میان بازار و ت (اینکه «سرمایه دار بازار آزاد هستی یا سوسیالیست عاشق ت») فضایی برای پرداختن به دیگر اَشکال سازمان اقتصادی باقی نگذاشته بود. کار بانوان در خانوار داخلی در نظر گرفته می شد و به این ترتیب نادیده گرفته می شد و منابع مشترک هم تراژیک نام می گرفت. ما باید این فضا را دوباره باز کنیم. و اولین کار برای باز این فضا نام بردن از آن است. همان طور که دیوید بولیر به درستی در این کتاب اشاره می کند، ما از کمبود واژه ها و مفاهیمی رنج می بریم که نمایانگر نقاطی باشد که بازار نمی تواند به آن دست یابد و نیازمند زبانی غنی تر در این حوزه هستیم. او به شکلی برجسته و با بیانی ساده و مشخص منابع مشترک را مشخص می کند و نشان می دهد که همه ما هر روز با آن ها درگیر هستیم. او به ما این فرصت را می دهد که تصوری دیگر از منابع مشترک داشته باشیم و پتانسیل آن ها را به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصاد درک کنیم.
هندرسون: کتاب نهایی شما صاحب شدن آینده مان: ظهور انقلاب مالکیت۱۳ نوشته مارجوری کِلی است. او در همان ابتدای کتاب می گوید «مالکیت شرط سیستمیِ اولیه است». و آن قدر که من متوجه شدم حرف او این است که امکانات گسترده ای در جهان خارج وجود دارد.
ریورت: این کتاب همان چیزی بود که نیاز داشتم، چراکه کمک کرد مشخص شود که ب وکار را می توان طوری شکل داده و طراحی کرد تا تغییرات صنعتی موردنظر از گهواره تا گهواره را در پی داشته باشد، اینکه چنین ب وکاری می تواند کمک کند که انسانیت را به دونات وارد کنیم، تا نیازهای همه در چارچوب ابزاری که در این سیاره وجود دارد برطرف شود. ما معمولاً ب وکار را چیزی می دانیم که چون به دنبال منفعت خود است، ناگزیر جامعه را نادیده گرفته و به سمت ت یب دنیای جاندار می رود. آیا می توان این روند را برع کرد؟ تا به حال نمودار دونات را به چندصد ب وکار متفاوت ارائه و واکنش های بسیار متفاوتی را دیده ام، از انی که هیچ کاری نمی کنند («کار ب وکار ب وکار است؛ هر کاری که می کنیم مطابق قانون است پس لازم نیست چیزی را تغییر دهیم») تا انی که بیشترین استقبال را از آن کرده اند («هدف اصلی ما در این جهان در این نمودار دوناتی خلاصه شده: ما به دنبال این هستیم که انسانیت را وارد این فضا کنیم»). و آنچه برایم جالب بود این بود که ترتیبات ب وکارهای مختلف دلیل پاسخ های متفاوت آن هاست.
روبه رو شدن با کتاب مارجوری کِلی این ایده را برای من تقویت کرد که اقتصاد هوشمند قرن بیست ویکم بیش از هر چیز مرتبط است با درک طراحی، و از جمله طراحی فعالیت اقتصادی. او پنج خصیصه ضمنی را مشخص می کند، خصیصه هایی که باعث می شود فعالیت اقتصادی در جهت برآورده اه اجتماعی و زیست محیطی حرکت کند. هدف فعالیت اقتصادی برای آن هایی که در آغاز راه اند چیست؟ آیا هدف حداکثری منافع یا بازده سهامداران است، یا هدفش چیزی است که نویسنده این کتاب هدف جاندار می نامد.هندرسون: اما این دو ا اماً در تضاد با یکدیگر نیستند، درست است؟
ریورت: خب اگر هدف اصلی شما حداکثری بازده مالی باشد بعید است بتوانید هدف بسیار متفاوت دیگری را نیز برآورده کنید. و حقیقت این است که وقتی با تصمیم گیران رده بالای شرکت ها سخن می گویم، می بینم که بسیاری با این چالش بین تمایلشان برای برآورده یک هدف جاندار از یک سو و شرایطی که اداره شده و تامین مالی می شوند از سوی دیگر، روبه رو هستند. فحوای کلام کِلی این است که این شرایط به دلیل طراحی ساختاری ب وکارهاست، اینکه چطور هدف گذاری می شوند، چطور تحت مالکیت قرار می گیرند، چطور تامین مالی می شوند، چطور اداره می شوند و چطور با دیگر ب وکارها ارتباط برقرار می کنند. این خصیصه ها دی.ان.ای یک فعالیت اقتصاد را شکل داده و بخش عظیمی از آنچه ممکن است را مشخص می کند. در این چند سال گذشته بیش از آنچه تصور می صرف صحبت با افرادی در شرکت ها کرده ام که مثلاً تمایل به اتخاذ یک هدف جاندار بلندپروازانه داشته اند، اما شرکت تحت مالکیت سهام داران است و این کار در تقابل با سهام دارانی خواهد بود که مدام می گویند «وظیفه شما به عنوان سهام داران حداکثری سود آن هاست». در این شرایط، آن مدیر تنها می تواند تا حدی به آن اه والاتر دست یابد.
کتاب کِلی از این جهت راهگشاست که، برع بسیاری نویسندگان، روی مسئولیت ی و ب وکار قدرتمند متمرکز نمی شود و مستقیماً به سراغ این سوال می رود که یک شرکت چطور شکل می گیرد، ساختارمند می شود، تحت مالکیت در می آید، تامین مالی می شود و به دیگر ب وکارها مرتبط می شود. او بیان می کند که این دی.ان.ای شرکت است که شما را توانا ساخته و از قیدوبندهای تعیین کاری که می توان در جهان انجام داد رها می کند. این برمی گردد به تفکر سیستم ها: اگر می خواهید مداخله ای کنید که تاثیر آن ب وکار را در جهان تغییر دهد، از تغییر هدف و ساختار آغاز کنید.مدل های مالکیت نوظهور امروزی، مثل مالکیت کارکنان و تعاونی ها، چیزهایی هستند که کِلی «مالکیت ریشه ای» می نامد. آن طور که او می گوید تعارضی در ساختار ب وکار متعارف وجود دارد: سهام داران که ممکن است هیچ وقت پایشان را هم در شرکت نگذارند خودی ترین افراد شناخته می شوند، زیرا آن ها هستند که صاحب شرکت اند. و در زمان بحران های اقتصادی نیز آن هایی که روز و شب در آن شرکت کار می کنند بیش از همه بیگانه پنداشته شده و به سادگی به منظور حفظ ارزش مالی شرکت برای سهامدارانش کنار گذاشته می شوند. این شرایط سر و ته است. به این ترتیب او از «عضویت ریشه ای» دفاع می کند که در آن انی که صاحب شرکت اند همان هایی هستند که داخلش کار می کنند. من در کتابم از این شرایط به عنوان راهی برای ایجاد اقتصادهایی نام برده ام که فی نفسه توزیع محورتر هستند: در فعالیت اقتصادی ای که بر اساس مالکیت کارکنان شکل گرفته، ارزشی که ایجاد می شود بسیار منصفانه تر با انی تقسیم می شود که در ایجادش کمک کرده اند، ارزشی که میان کارکنان و افرادی تقسیم می شود که در زنجیره عرضه اش حضور دارند.
همان طور که به دلیل تغییر فناوری ها و تغییر ساختارهای جامعه منابع مشترک فرصت تازه ای برای شکوفاشدن یافته اند و کتاب دیوید بولیر درکی جدید از این منابع مشترک در قرن بیست ویکم را به ما ارائه می کند، کلی نیز بینشی جدید را درباره مدل های قدیمی ب وکار پیش روی ما قرار می دهد. افراد معمولاً تعاونی ها را حرکتی قرن نوزدهمی می دانند، اما درواقع آن ها دوباره احیا شده اند. مهم تر از این ت های محلی در سراسر جهان هر روز بیشتر متوجه می شوند که تشویق مالکیت کارکنان باعث ایجاد چیزی به نام « ب وکار چسبان» می شود: ب وکاری که به دلیل پیوندش با آن اجتماع در آنجا ثابت باقی می ماند نه اینکه به سرعت راهی مرکز صنعتی کم دستمزد بعدی شود.
به این ترتیب، این روند جادادن دوباره فعالیت اقتصادی در دل اجتماع، در دل جامعه، و در دل جهانْ جاندار است و شانس بیشتری هم برای مجسم ارزش اجتماعی و زیست محیطی پیش رویمان می گذارد. من واقعاً شیفته شیوه کلِی در کنارهم آوردن جنبه های متفاوت طراحی ب وکار است. بخش عظیمی از کتاب را به صحبت با حقوق دان هایی می گذراند که به مشخص چارچوب حقوقی برای مدل های ب وکار جدید کمک می کنند. زمانی که مدل های قانونی ای که امکان مدیریت خلاق منابع را فراهم می کنند تنها وسیله ای باشد که می توانیم با استفاده از آن منابع مشترک را شکوفا کنیم، به حقوقدان هایی نیاز خواهیم داشت که به طراحی مدل های ب وکاری کمک کنند که به واقع به شکلِ جدیدِ فعالیت اقتصادی شانس برابری برای شکوفاشدن بدهند. زمانی که اولین بار این موضوعات را در این کتاب خواندم بسیار هیجان زده شدم، زیرا که به نظر من این ها سوالات طراحی بود و من می خواستم که آن ها را در دل باز شی علم اقتصاد قرار دهم.
درحقیقت من به دنبال تجمیع ایده ها درباره بازطراحی منابع مشترک و فعالیت اقتصادی بودم، ایده هایی درباره زندگی بین محدودیت های دونات، ایده هایی درباره چارچوب بندی و قدرت استعاره های تصویری. بعد از آن به دنبال جادادن همه آن ها در چارچوب تفکر سیستم ها بودم تا ببینم زمانی که این ها همه در کنار هم قرار بگیرند چه اتفاقی خواهد افتاد.اطلاعات کتاب شناختی:
lakoff, george, and mark johnson. metaphors we live by. university of chicago press, 2008meadows, donella h. thinking in systems: a primer. chelsea green publishing, 2008mcdonough, william, and michael braungart. cradle to cradle: remaking the way we make things. north point press, 2010bollier, david. think like a commoner: a short introduction to the life of the commons. new society publishers, 2014kelly, marjorie. owning our future: the emerging ownership revolution. berrett-koehler publishers, 2012
پی نوشت ها:
• این مطلب را کیت ریورت نوشته است و با عنوان «the best books on rethinking economic» در وب سایت فایو بوکز منتشر شده است و وب سایت ترجمان در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ آن را با عنوان «پنچ کتاب پیشنهادی کیت ریوِرت برای باز شی در علم اقتصاد» ترجمه و منتشر شده است.
•• پر هندرسون (caspar henderson) نویسنده و ژورنالیست مقیم آ فورد است. هندرسون تا به حال چهار کتاب نوشته است که دنیای شکننده ما (our fragile world: the beauty of a planet under pressure) از آن جمله است.
••• کیت ریورت (kate raworth) یکی از اقتصاددانان برجسته حوزه محیط زیست است. او که در کمبریج تدریس می کند، نگاه اقتصادی منحصر به فردی به موضوعات اجتماعی و اکولوژیکی دارد. اقتصاد دوناتی (doughnut economics) به قلم او در سال ۲۰۱۷ به چاپ رسید و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.[۱] the economist
[۲] doughnut economics
[۳] metaphors we live by
[۴] don’t think of an elephant
[۵] things are on the move again
[۶] we seem to be going backwards
[۷] why are you looking so down
[۸] i’m feeling up again
[۹] the green shoots of recovery
[۱۰] thinking in systems
[۱۱] cradle to cradle
[۱۲] think like a commoner
[۱۳] owning our future: the emerging ownership revolution