رویترز اروپا حتی در صورت وج می تواند را حفظ کند

«تامسون رویترز» بسیار فراتر از یک خبرگزاریوقتی ی اسم «رویترز» را می شنود، هنوز هم یاد یک خبرگزاری می افتد، اما حالا دیگر رویترز بسیار گسترش یافته و به یک شرکت غول پیکر تبدیل شده که خدمات تجاری و اقتصادی زیادی انجام می دهد؛ عملاً کار خبرگزاری در دیگر فعالیت های تجاری این شرکت غرق شده است. با این حال، حتی درآمدی که خبرگزاری رویترز در دل شرکت «تامسون رویترز» هم به دست می آورد، بیشتر درآمد حاصل از خدمات تخصصی آن است تا اینکه فقط در قالب یک خبرگزاری صرفاً از طریق فروش محتوای خبری ب درآمد کند. مقایسه دو عدد با هم کافی است تا ذهنیت دربارهٔ شرکت «تامسون رویترز» تغییر کند؛ این شرکت حدود ۶۰ هزار کارمند دارد، درحالی که کل تعداد ژورنالیست هایی که برای خبرگزاری رویترز کار می کنند فقط دوهزارو ۶۰۰ نفر است. همه فعالیت های رسانه ای این شرکت، فقط دو درصد کل درآمدهای آن را تشکیل می دهد.در آینه رقبا
رویترز که حالا با شرکت تامسون ادغام شده و با عنوان شرکت «تامسون رویترز» فعالیت می کند، ۵۴۸ خدمت جداگانه دارد که از این میان، فقط ۷۳ خدمت آن به فعالیت های خبری و رسانه ای ارتباط پیدا می کند. این شرکت ۲۴۲ خدمت خاص در زمینه امور مالی به مشتریان خاص خود ارائه می کند که بیش از سه برابر خدمات خبری و رسانه ای آن از نظر تعداد خدمت است و البته اگر از نظر میزان درآمد حساب کنیم، وزن فعالیت های غیررسانه ای در آن بسیار بیشتر از کارهای رسانه ای است. بااین حال نباید خیلی ساده به این آمار تبلیغاتی نگاه کرد، چراکه بخش درخور توجهی از این خدمت، کارهای کوچکی هستند و «تامسون رویترز» حتی خدمتی مثل لینک «دربارهٔ ما» در وب سایت خبرگزاری اش را هم یک خدمت جداگانه به حساب آورده است. با وجود این باید گفت خدمات شرکت «تامسون رویترز» ابعاد خیلی وسیع تری از یک خبرگزاری را در برمی گیرد.
اکنون شرکت تامسون رویترز را بیشتر یک شرکت پیشروی حوزه «داده های مالی» به حساب می آورند، تا یک خبرگزاری. خیلی از خدمات رویترز به مشاوره های حرفه ای و انتشارات مربوط است و بزرگ ترین رقبای این شرکت در بازارهای جهانی خاص خود، عبارت اند از شرکت های «داو جونز»، «بلومبرگ» و «پیرسون». «داو جونز» یک شرکت فعال در حوزه انتشارات و اطلاعات مالی است و برای نمونه، مالک رو مه «وال استریت ژورنال» است. «بلومبرگ» نیز یک شرکت رسانه ای و اخبار مالی است و با اینکه یک خبرگزاری هم دارد، اما اضافه بر شبکه رادیویی و تلویزیونی و نشریاتش، بسیاری از داده های مالی و اقتصادی جهان و خدمات مالی و حقوقی را به مشتریان خاصش ارائه می کند. همچنین شرکت «پیرسون» هم شرکتی است که در زمینه انتشار کتاب های آموزشی و مجله فعال است و برای مثال، مالک انتشارات «لانگمن» و رو مه «فایننشال تایمز» و مالک نیمی از سهام مجله «ا ومیست» است. رقبای «تامسون رویترز» به خوبی مشخص می کنند که خود این شرکت نیز در چه حوزه هایی وارد شده و دیگر در محدوده تنگ یک خبرگزاری یا شرکت رسانه ای صرف نمی گنجد.تامسون رویترز دقیقاً چه می کند؟
خدمات شرکت «تامسون رویترز»، آن طورکه در وب سایتش شرح داده، شامل ۹ حوزه است که عبارت اند از خدمات مالی، خدمات حقوقی، خدمات رسانه ای و خبری، را ارهای مدیریت ریسک، خدمات مالیات و حسابداری، خدمات مربوط به اتومبیل، خدمات مربوط به انرژی و خدمات مربوط به حاکمیت ها. این شرکت به زبان های فرانسه و چینی نیز برخی خدمات تخصصی خود را ارائه می کند.
یکی از مهم ترین ابزارهای این شرکت، پیام رسان «اِیکان» است که بیش از ۳۰۰ هزار کارشناس حرفه ای امور مالی در سراسر جهان در آن عضو هستند و داده ها، نمودارها و تحلیل های به روز را در آن به اشتراک می گذارند و نیز در میزگردهایی که به وسیله متخصصان رویترز اداره می شود، شرکت می کنند. اعضای این پیام رسان انی هستند که به طور مستقیم در بازارهای مالی جهانی شرکت می کنند و این نرم افزار با داشتن امکان جست وجوی محتوا، می تواند یک دستیار مفید برای تجار و بورس بازار در سطح بازارهای جهانی باشد. در سال ۲۰۱۳، قیمت اشتراک پایه «اِیکان» ماهانه ۳۰۰ دالر بود، اما برای اشتراک ماهانه که به همه اطلاعات دسترسی کامل دارد، هزارو ۸۰۰ دالر حق اشتراک گرفته می شد. به عبارت دیگر، همین ابزار «اِیکان» بالقوه به تنهایی می تواند سالانه تا شش میلیاردو ۴۸۰ میلیون دالر برای شرکت تامسون رویترز درآمد داشته باشد. «اِیکان» به چندین ابزار تخصصی مختلف تقسیم می شود و فقط یک پیام رسان صرف نیست.
«تامسون رویترز» ابزار دیگری دارد به نام «تامسون رویترز دیلینگ» که به طور تخصصی یک جامعه متشکل از چهار هزار شرکت و ۱۴ هزار کاربر شخصی را از ۱۲۰ کشور به همه مرتبط می کند. همه این سازمان ها و افراد در بازارهای بورس جهانی فعال هستند. «تامسون رویترز لیپِر» ابزار دیگری است که داده های صحیح، تحلیل های دقیق، ابزارهای گزارش دهی و چشم اندازهای تجربه شده را برای انی که می خواهند در حوزه های مختلف سرمایه گذاری کنند فراهم می کند. ابزار دیگر این شرکت، «تامسون رویترز دیتااستریم» است که داده های مالی و نمودارهای زمانی متنوعی از داده های مالی و اقتصادی را ارائه می کند و کاربران می توانند با آن، روندهای مختلف بازار را شناسایی یا ایده های خود را به صورت فرضی آزمایش کنند. «تامسون رویترز» دارای ابزارهای مالی متنوعی برای نرخ گذشته، حال و آینده کالاهاست و همچنین انواع مشاوره های تخصصی برای مدیریت خزانه شرکت ها، حاکمیت شرکتی، مدیریت دارایی، را ارهای شراکت با دیگر شرکت ها، مدیریت صندوق های تأمین سرمایه، بانکداری، تحلیل های کمی و کیفی بازار، سرمایه گذاری مخاطره آمیز و حتی حوزه هایی بسیار جزئی؛ مثل تحلیل قیمت های اوراق قرضه شهرداری ها را در بخش خدمات مالی خود ارائه می کند. در کنار خدمات امور مالی جهانی یا عمومی شرکت تامسون رویترز، می توان تحلیل ها و مطالعات تخصصی در امور مالی و بازار مربوط به یک کشور خاص را هم دید؛ برای مثال، تامسون رویترز به مشتریانی که متقاضی باشند، خدمات مشاوره ای و داده ای ویژه ای را ارائه می کند که به طور خاص به کشورهایی؛ مثل روسیه، چین یا کانادا مربوط است. به همین ترتیب، «تامسون رویترز» در حوزه خدمات حقوقی و در زمینه حسابداری و مالیات نیز بسیار فعال است. این شرکت ۱۱۴ خدمت حقوقی مختلف و ۶۳ خدمت متنوع را در زمینه حسابداری و مالیات به مشتریان خود ارائه می کند. بخش زیادی از خدمات حقوقی «تامسون رویترز» به انتشار متون حقوقی به زبان های مختلف در زمینه های حقوقی کشورهای متفاوت مربوط می شود؛ مثلاً «تامسون رویترز» شرکتی دارد به نام «راند هال» که به طور تخصصی کتاب ها و ژورنال های حقوقی مربوط به ایرلند را چاپ می کند یا در زمینه امور حقوقی ایرلند مشاوره می دهد. شرکت «سوییت اند م وِل» هم که بیش از ۲۰۰ سال در زمینه انتشارات حقوقی فعال است، از دیگر شرکت های زیرمجموعه «تامسون رویترز» کنونی است که البته قبلاً به وسیله شرکت سابق «تامسون» یده شده بود، اما حالا که «رویترز» و «تامسون» با هم ادغام شده اند، عملاً جزئی از «تامسون رویترز» به حساب می آید. شرکت مشاوره و را ارهای حقوقی «وست لا» هم زیرمجموعه «تامسون رویترز» است. در زمینه حسابداری نیز «تامسون رویترز» انبوهی از خدمات را به مشتریان خاص خود ارائه می کند. ابزار «وان سورس» یکی از ابزارهایی است که این شرکت برای هرگونه عملیات پیچیده و چندسطحی مالیاتی در سطح جهانی عرضه کرده است. این شرکت ابزار دیگری دارد به نام «چک پوینت» که در قالب آنلاین فعالیت می کند و کاربری ساده ای هم دارد. همین شرکتِ «چک پوینت» یک شرکت زیرمجموعه ای دارد به نام «گیر آپ» که با تجربه ۴۰ ساله، در کار آموزش حسابداری و را ارهای مالیاتی فعال است. شرکت آموزشی «لا لِی» و شرکت مشاوره «آدیت واچ» هم از دیگر زیرمجموعه های «چک پوینت» هستند. ابزار «آن ویو» نیز از دیگر ابزارهای مهم حسابداری و مالیاتی «تامسون رویترز» است که با فناوری رایانش ابری کار می کند.
آن طور که «تامسون رویترز» گزارش داده، این شرکت فقط ۳۴ نوع خدمات در زمینه تخصصی مدیریت ریسک دارد. این شرکت ابزاری برای تحقیق بازار و سرمایه گذاری و وضعیت شرکت ها به نام «کلیر» دارد که اطلاعات و تحلیل های لازم را برای مشتریان شرکت فراهم می کند. ابزار اطلاعاتی «ورلد- چک» و ابزار نظارتی «سالوِنسی» هم در همین حوزه از سوی «تامسون رویترز» عرضه شده اند. «تامسون رویترز» ۱۰ خدمت خاص صنایع خودروسازی هم ارائه می کند که اغلب آنها، خدمات حقوقی یا حسابداری یا مشاوره های مربوط به ب وکار هستند که از خدمات بخش های دیگر شرکت استفاده می کنند، اما برای صنعت خودروسازی به طور خاص طراحی شده اند. البته به یک مسئله باید دقت کرد؛ برخی از خدمات شرکت «تامسون رویترز» در وب سایتش کارهایی است که اصلاً خدمات خاصی به حساب نمی آیند؛ مثلاً این شرکت ارائه لوگوی باکیفیت «تامسون رویترز» را به عنوان یکی از خدمات بخش خبرگزاری خود مطرح کرده است که اصلاً خدمت خاصی به حساب نمی آید. این موارد را می توان کنار گذاشت، اما به عظمت خدمات متنوع و گسترده شرکت «تامسون رویترز» خدشه ای وارد نمی شود، به ویژه اینکه این شرکت توانسته با بهره گرفتن از انواع خدمات حقوقی، تجاری، رسانه ای، اطلاعاتی و مشاوره ای زیرمجموعه و تحت کنترل خود، نوعی از «اقتصاد مقیاس» را ایجاد کند که با هزینه خیلی کمتر از شرکت هایی که فقط در یکی از این حوزه ها فعال هستند، به مشتریانش خدمات ارائه کند و رقابت در بازار را ببرد.خدمات خبری و رسانه ای
وظیفه اصلی رویترز از زمانی که تنها یک خبرگزاری بود، فعالیت رسانه ای به شمار می رفت و هنوز هم از کارهای عمده شرکت مادر آن به شمار می رود که به تدریج کم رنگ می شود. «تامسون رویترز» در وب سایت خود اعلام کرده است که ۷۳ خدمت مختلف خبری و رسانه ای را به مشتریان خود ارائه می کند. خیلی از این خدمات، یک خدمت جداگانه واقعی نیستند و در دل یک خدمت بزرگ تر جای می گیرند؛ مثلاً ارائه خدمت ع های برتر روز را می توان درون خدمات وب سایت خبری رویترز به حساب آورد. بااین حال، «تامسون رویترز» دارای چند خدمت خبری و رسانه ای اصلی است که آمار و ارقام کارش، هنوز هم عظمت فعالیت آن را می رساند. رویترز حدود دو هزار و ۶۰۰ ژورنالیست در تقریباً ۲۰۰ نقطه مختلف جهان دارد که رویدادهای روز را پوشش می دهند. این خبرگزاری با اینکه دارای یک وب سایت رایگان است، اما یک «خط خبری» دارد که سالانه حدود ۲٬۲ میلیون خبر اختصاصی را تولید و به مشترکانش عرضه می کند. بخش ع خبرگزاری رویترز شهرت بسیار زیادی دارد و همچنین خدمات های خبری رویترز هم از اعتبار زیادی برخوردار است. هرروز حدود هزار و ۶۰۰ قطعه ع خبری جدید به وسیله ۶۰۰ عکاس در نقاط مختلف جهان و همچنین روزانه حدود ۲۰۰ قطعه خبری در این خبرگزاری تولید می شود. این خبرگزاری دارای آرشیو عظیم و بسیار غنی ای است که از سال ۱۸۵۱ میلادی تاکنون، به تدریج به آن افزوده شده و متن، ع و زیادی با قابلیت جست وجوی دیجیتالی در آن به چشم می خورد. آرشیو ع رویترز اکنون بیش از ۱۳ میلیون قطعه ع دارد. حوزه هایی که رویترز بیشتر در آن ع تولید می کند، عبارت است از اخبار روز، ورزش، تجارت، ع های مربوط به حوزه سرگرمی و سبک زندگی. رویترز یک شبکه تلویزیونی و چند شبکه رادیویی نیز دارد که فعالیت های پخش را در کنار خبرگزاری انجام می دهد.تامسون رویترز چطور متولد شد
خبرگزاری «رویترز» در سال ۱۸۵۱ میلادی به وسیله پل یولیوس رویتر که یک مهاجر آلمانی زاده در انگلستان بود، تأسیس شد. رویتر دفتری در شهر لندن راه اندازی کرده بود تا مظنه بازار سهام را بین لندن و پاریس از طریق کابل جدید أسیس آن روزگار و اولین کابل زیردریایی جهان که بین ای «داور» و «کاله» کشیده شده بود، منتقل کند. دو سال قبل از اینکه چنین کابلی انگلستان و فرانسه را به هم متصل کند، رویتر از پرنده ها استفاده می کرد تا بین ای آخن در آلمان و برو ل در بلژیک پرواز کنند و قیمت های سهام را با خود ببرند.
پیشرفت ها در خطوط تلگراف زمینی و کابل های زیردریایی این امکان را مهیا کرد که سیم اخبار در سال ۱۸۷۲ به شرق دور و در سال ۱۸۷۴ به ی جنوبی برود. در سال ۱۸۸۳، رویترز شروع به ارسال پیام ها به شکل الکتریکی به رو مه های لندن کرد و در سال ۱۹۲۳ پیش قدم استفاده از رادیو برای ارسال بین المللی اخبار شد. در هر دو جنگ جهانی، این خبرگزاری تحت فشار از جانب ت انگلستان بود تا در خدمت منافع ملی باشد و اصول حرفه ای خود را زیر پا بگذارد. در سال ۱۹۴۱، رویترز به ناچار با بازسازی ساختار خود در قالب یک شرکت خصوصی، این فشارها را به سمت دیگری منحرف کرد. صاحبان جدید شرکت رویترز، یعنی مطبوعات ملی و منطقه ای انگلیسی، «تراست رویترز» را شکل دادند؛ با اعضای هیئت امنای مستقلی که باید از استقلال و بی طرفی گروه رویترز حراست می د. این گروه در سال ۱۹۸۴ وارد بازار سهام شد.
رویترز به کار خود در دوران بعد از جنگ جهانی به طور یکنواخت ادامه داد تا اینکه قیمت سهامش با رونق «دات کام» و ظهور اینترنت بالا رفت اما به موازات کاهش دارایی بانک ها در سال های بعد از ۲۰۰۱ میلادی، به شدت سقوط کرد. رویترز باید دست به کار می شد و به خصوص از بلومبرگ که رقیب سرسختی برای آن شده بود، عقب نمی ماند. چند سال بعد از اینکه رویترز با انتخاب یک استراتژی، تحولی کلی را تجربه کرد، قیمت سهامش به تدریج احیا شد اما بااین حال، به دوران طلایی رونق بانکداری که در آن دوباره جان تازه ای گرفته بود، نرسید. تقریباً هم زمان با بحران مالی جهانی، در سال ۲۰۰۸ شرکت تامپسون و گروه رویترز با هم ادغام شدند. «تامسون رویترز» را بحق می توان یک غول عرصه اطلاعات و اخبار به حساب آورد. آ ین نسخه ترا مه این شرکت در سال ۲۰۱۶ منتشر شد که مربوط به آمار سال ۲۰۱۵ است. این شرکت برخلاف تصور اولیه، یک شرکت انگلیسی یا یی نیست، بلکه شرکتی است در اصل کانا ؛ یعنی زادگاه شرکت «تامسون» که در سال ۲۰۰۸ با شرکت انگلیسی «رویترز» ادغام شد. شرکت «تامسون» در سال ۱۹۳۴ تأسیس شد تا رو مه «تیمینز دیلی پرس» را در ای آنتاریوی کانادا منتشر کند و به تدریج درگیر کار رو مه های جدیدتر و تلویزیون هم شد و بعدتر به حوزه خطوط هواپیمایی و اکتشافات نفت و گاز نیز وارد شد. حالا دفتر مرکزی شرکت «تامسون رویترز» در تورنتو واقع است و اکثریت سهام آن متعلق به شرکت هلدینگ «وودبریج» است که شرکت هلدینگ خانواده «تامسون» - فرزندان و نوادگان لُرد رُی هربرت تامسون که در سال ۱۹۷۶ درگذشت - به شمار می رود. در مجموع، حدود ۶۰ هزار نفر برای شرکت «تامسون رویترز» کار می کنند.
این شرکت بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، تلاش می کرد خود را به شدت بزرگ کند و سالانه ۹۵۰ میلیون دالر ج ید شرکت های دیگر کرد. اما این روند در سال ۲۰۱۵ متوقف شد و در این سال، تنها ۳۷ میلیون دالر ج این کار شد.
«تامسون رویترز» در سه سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، در مجموع شش میلیارد دالر سود سهام میان سهام دارانش تقسیم کرد. در سال ۲۰۱۵، این شرکت از ب وکارهای موجودش ۱۲میلیاردو ۲۰۹ میلیون دالر درآمد ب کرد که ۸۷ درصد آن حاصل اشتراک مشتریان برای خدمات مختلف بود. ۵۰ درصد از درآمدهای «تامسون رویترز» از بخش مالی و مدیریت ریسک بود. ۲۸ درصد درآمدهای این شرکت از بخش حقوقی، ۱۲ درصد درآمدهای آن در حوزه مالیات و حسابداری و هشت درصد درآمدهایش نیز حاصل فعالیت های علمی و حقوق مؤلف شرکت بوده است. در سال ۲۰۱۵، کل فعالیت های پرطمطراق خبری و رسانه ای شرکت «تامسون رویترز»، شامل اشتراک خط خبری، خدمات اطلاعاتی، رو مه ها، تلویزیون و ایستگاه های رادیویی و وب سایت های آن در سراسر جهان، تنها کمی بیش از دو درصد درآمدهای این شرکت را شامل می شد؛ یعنی فقط ۲۹۶ میلیون دالر. علاوه بر این، باید دانست که از سال ۲۰۱۱ (با درآمد ۳۳۶ میلیون دالر) تاکنون، به طور مستمر درآمد رسانه ای «تامسون رویترز» کاهش داشته است و حوزه خیلی جذ برای سهام داران شرکت به حساب نمی آید. همین واقعیت ها، نشان می دهد که ادغام خبرگزاری مرحوم پُل رویتر با شرکت مرحوم رُی تامسون، چطور عملاً باعث شده است فعالیت یک خبرگزاری معتبر در دنیای شرکتی بسیار بزرگ تر امروزی ادغام و غرق شود اما بااین حال، خبرگزاری کهنه کار تلاش می کند راه حرفه ای خود را در ساختار جدید ادامه دهد.
- سعید ارکان زاده یزدی / شرق
تامسون رویترز برندی رسانه ای در کشور کانادا است که با وجود گذشت سال های کوتاه از تاسیسش، سابقه ای بلندمدت را یدک می کشد.تامسون رویترز (thomson reuters) یک شرکت کانا با مدیریت بین المللی است که در زمینه ی رسانه های گروهی فعالیت می کند. مقر اصلی این شرکت در تورنتو اونتاریو در کانادا واقع است. سهام این شرکت در بورس های نیویورک و تورنتو عرضه می شود.برند تامسون رویترز در سال ۲۰۰۸ و پس از ید گروه رسانه ای رویترز توسط شرکت تامسون، تاسیس شد. در حال حاضر اکثر سهام این برند متعلق به شرکت woodbridge است. وودبریج از دارایی های خانواده ی ثروتمند تامسون است. تامسون رویترز در سال ۲۰۱۰ از طرف نشریه ی اینتربرند به عنوان برترین برند کانادا انتخاب شد. این شرکت در حال حاضر در بیش از ۱۰۰ کشور دنیا فعال بوده و بیش از ۴۵ هزار کارمند دارد.تاریخچه تاسیسهمانطور که گفته شد تامسون رویترز از ادغام دو شرکت تامسون و گروه رسانه ای رویترز تاسیس شده است. هر یک از این دو شرکت، سابقه و تاریخچه ای طولانی در صنعت رسانه دارند.شرکت تامسون (thomson corporation)شرکت تامسون در سال ۱۹۳۴ توسط روی تامسون در اونتاریو تاسیس شد. این شرکت در ابتدا به عنوان ناشر رو مه ی تیمینز دیلی تاسیس شد. در سال ۱۹۵۳، تامسون رو مه ی scotsman را یداری کرده و به اسکاتلند نقل مکان کرد. گسترش حضور تامسون در میان رسانه های اسکاتلندی با برنده شدن فرانچایز تلویزیون این منطقه در سال ۱۹۵۷ سرعت گرفت.تامسون رویترز در سال ۲۰۰۸ و پس از ید گروه رسانه ای رویترز توسط شرکت کانا تامسون تاسیس شدتامسون در سال ۱۹۵۹ گروه رسانه ای کمزلی (kemsley) را یداری کرد. این ید باعث شد که کنترل رو مه ی س تایمز به دست او بیفتد. ید بعدی، رو مه ی تایمز بود که در سال ۱۹۶۷ اتفاق افتاد.تامسون در صنایع دیگر نیز دستی بر آتش داشت. او در سال ۱۹۶۵ به صنایع هوایی وارد شد و شرکت بریتانیا ایرویز را یداری کرد. او در سال ۱۹۷۱ نیز وارد صنایع نفت و گاز شد و در یک کنسرسیوم است اج در دریای شمال همکاری کرد.لرد تامسوندر سال ۱۹۷۶ و با مرگ روی تامسون (معروف به لرد تامسون)، شرکت او تمامی فعالیت های رسانه ای خود را متوقف کرده و رو مه های تایمز، س تایمز و تلویزیون اسکاتلند را فروخت. هدف آنها، گسترش فعالیت های صنعت نشر بود. شرکت تامسون در سال ۱۹۸۸، انتشارات sweet & maxwell را یداری کرد. از آن زمان نام شرکت به international thomson organi ion تغییر کرد. ادغام بعدی در سال ۱۹۸۹ انجام شد و این شرکت با رو مه ی تامسون ترکیب شد. این ادغام، شرکت thomson corporation را تشکیل داد. اولین ید پس از این ادغام، انتشارات وست پابلیشینگ بود که در زمینه ی ارائه ی سرویس ها و ابزارهای تحقیقاتی حقوقی فعالیت می کند. یکی از معتبرترین سرویس های این شرکت، پلتفرم westlaw است.گروه رسانه ای رویترز (reuters group)پائول جولیوس رویترز یک جوان آلمانی مقیم شهر آخن در امپراطوری پروس بود. او در ۳۴ سالگی و در میانه ی دهه ی ۱۸۵۰ متوجه قابلیت تلگراف برای ارسال اخبار شد. او معتقد بود با استفاده از تلگراف می توان با سرعت بیشتری اخبار را رد و بدل کرده و نیازی به صبر چند روزه و چند هفتگی برای دریافت اخبار نیست.رویترزرویترز ابتدا از خطوط تلگراف میان آخن و برلین برای تبادل اخبار استفاده کرد. پس از مدتی برای ارسال خبرهای مهم به مرکز مالی امپراطوری یعنی برو ل بلژیک، از کبوترهای نامه رسان در مسیر برلین به برو ل استفاده کرد. رویترز در سال ۱۸۵۱ به لندن رفت. او پس از موفقیت در راه اندازی خطوط خبری تلگراف زیردریایی، توافقی با بورس های لندن و پاریس داشت و اخبار مالی و قیمت سهام ها را میان این بورس ها رد و بدل می کرد.آزانس خبری رویترز پس از موفقیت در انتشار خبرهای مالی، اعتباری مثال زدنی در اروپا ب کرد. این شرکت اولین رسانه ای بود که اخبار را منتشر می کرد و تا امروز نیز بسیاری از آژانس های خبری مشتری سرویس های رویترز هستند. یکی از مهم ترین خبرهایی که رویترز به عنوان اولین رسانه منتشر کرد، مرگ رئیس جمهور مشهور ، آبراهام لینکلن بود.بسیاری از سرویس های رسانه ای جهان، اخبار خود را از رویترز دریافت می کننددر سال ۱۹۸۴ سهام گروه رویترز به صورت عمومی در بورس نزدک و لندن عرضه شد. یکی از نگرانی هایی که از همان ابتدای عرضه وجود داشت، سهامداران عمده بودند که ممکن بود استقلال رسانه ای گروه را با مشکل مواجه کنند. به همین دلیل قانونی در رویترز تصویب شد که سهامداری بیش از ۱۵ درصد را برای افراد ممنوع می کرد. این قانون برای اولین بار برای روپرت مرداک اجرا شد. او قصد داشت شرکتی را یداری کند که با این ید، مجموع سهام او در رویترز بیش از ۱۵ درصد می شد. قانون رویترز پس از ید شرکت توسط مرداک او را مجبور کرد که مجموع سهامش را به کمتر از ۱۵ درصد کاهش دهد.رویترزپس از عرضه ی عمومی سهام (ipo)، گروه رویترز فع خود را با سرعت بیشتری گسترش داد. آنها سرویس های متنوع اخبار مالی و اقتصادی را با همکاری شرکت های رسانه ای دیگر عرضه می د. گسترش گروه رویترز به حدی بود که در سال ۱۹۹۵ شرکت greenhouse fund را برای پشتیبانی از استارتاپ های تکنولوژی تاسیس د. یکی از محصولات خاص رویترز در زمینه ی اخبار مالی در سال ۲۰۰۶ عرضه شد. آنها سیستمی عرضه د که به ماشین ها و کامپیوترها اجازه و توانایی خواندن خبرهای مالی و آنالیزهای سهام را می داد و تجارت خ ر سهام را ممکن می ساخت. ید رویترز توسط تامسونشرکت تامسون در ۱۷ آوریل سال ۲۰۰۸، به صورت رسمی گروه رویترز را یداری کرد. پس از این ید، شرکت تامسون رویترز به صورت رسمی تاسیس شد و سهام آن نیز در بورس های نیویورک و تورنتو عرضه شد.در فوریه ی سال ۲۰۱۳، شرکت اعلام کرد که قصد دارد ۲۵۰۰ شغل را در بخش های حقوقی، مالی و مدیریت ریسک حذف کند. آنها در اکتبر آن سال نیز ۳ هزار شغل را در همین بخش ها حذف د. دلایل حذف شغل ها، کاهش هزینه ها اعلام شد.رویترزهمان طور که پیش از این اشاره شد، قوانین سهامداری رویترز به هیچ شخص یا سازمانی اجازه نمی داد که بیش از ۱۵ درصد از سهام آن را در اختیار داشته باشد. البته ید این گروه توسط شرکت تامسون، شرکت خانوادگی وودبریج را صاحب ۵۳ درصد از سهام تامسون رویترز کرد. کارشناسان و رو مه نگاران رویترز نگران آن بودند که این ید و ادغام، استقلال رسانه ای آنها را خدشه دار کند. این استقلال و بی طرفی رسانه های رویترز، یکی از نشانه های اعتبار آنها در طول سالیان فعالیت بوده است. نگرانی دیگر کارشناسان این سرویس، در حاشیه قرار گرفتن فعالیت های رسانه ای به خاطر وجود ب و کار ارائه ی اطلاعات مالی در شرکت جدید بود. یکی از مدیران رویترز درباره ی این نگرانی گفته بود که ادغام با شرکت تامسون، به خاطر شرایط مالی دشوار گروه رسانه ای بوده است. پر گیلنهامر در این باره گفته بود که اولین اصل سهامداری رویترز برای خاطر خانواده ی تامسون نادیده گرفته خواهد شد؛ اما دلیل آن این است که در شرایط موجود، آینده ی رویترز مهم تر از اصول سهامداری است. او معتقد بود در صورتی که آینده ی رویترز تامین نشود، اصولی باقی نخواهد ماند که برای آنها تلاش کنند. به هر حال در حال حاضر خانواده ی تامسون با مالکیت شرکت وودبریج، درصد بالایی از تامسون رویترز را در اختیار دارند؛ اما با توافق های صورت گرفته، تعهد داده اند که در موارد تصمیم گیری با زیرمجموعه های مدیریتی باسابقه ی رویترز کاملا همکاری کنند.روند کاری و شرکت های زیرمجموعهمدیر عامل تامسون رویترز در حال حاضر، جیمز سی. اسمیث است. او پیش از این مدیر عامل بخش ب و کار مجموعه بوده است. رئیس هیات مدیره نیز از خانواده ی تامسون بوده و دیوید تامسون نام دارد. تامسون رویترز در هشت بخش اصلی فعالیت می کند. این بخش ها عبارتند از:مالیراه حل های مدیریت ریسکمالکیت معنویحقوقیعلوم داروییآژانس خبری رویترزمالیات و حسابداریتحقیات علمیشرکت تامسون رویترز در طول سالیان کوتاهی که از تاسیسش می گذرد، شرکت های متنوع پردازش اطلاعات و آژانس های خبری زیادی را به زیرمجموعه ی خود اضافه کرده است.در جولای سال ۲۰۰۹، شرکت streamlogics به زیرمجموعه های این گروه اضافه شد. استریم لاجی در سال ۱۹۹۹ تاسیس شده و تمرکز اصلی آن روی است اج و پردازش اطلاعات است. این شرکت در زمینه های متنوع فناوری، مالی و سلامت، داده های مفید را برای شرکت های بزرگ است اج می کند. شرکت دیگری که در سال ۲۰۰۹ یداری شد، vhayu technologies بود. این شرکت در زمینه ی جمع آوری و ارائه ی اطلاعات تیک کالا فعالیت می کرد. تیک کالا نوعی از اطلاعات سهامی است که در ید و فروش سهام های آتی کاربرد دارد.تامسون رویترزگروه hugin هدف بعدی تملک تامسون رویترز بود. آنها این شرکت فعال در زمینه ی ارتباط با مشتری و سهامداران را در سپتامبر سال ۲۰۰۹ از nyse euronext یدند. رقم این قرارداد در حدود ۴۰ تا ۴۲ میلیون یورو اعلام شده است. شرکت نرم افزاری abaqus نیز در این سال به مالکیت تامسون رویترز درآمد. این شرکت سرویس های مالی و مالیاتی متعددی را برای کشورهای اروپایی عرضه کرده بود. شرکت های breaking views و sabrix نیز اه بعدی تامسون رویترز بودند که در سال ۲۰۰۹ به این شرکت اضافه شدند.در حال حاضر تمرکز اصلی تامسون رویترز روی ارائه ی سرویس های آنالیز و آمار مالی استدر سال های بعدی نیز شرکت های متعدد آماری، مالی و نرم افزاری به تامسون رویترز اضافه شدند. شرکت نروژی point carbon یکی از یدهای این شرکت بود که در زمینه ی آنالیز اطلاعات بازار انرژی فعالیت می کرد. در دسامبر سال ۲۰۱۱، شرکت توسعه ی وبسایت emochila به تامسون رویترز پیوست. ید این شرکت به منظور توسعه ی سرویس های نرم افزاری تحت فضای ابری یداری شد.در ژانویه ی سال ۲۰۱۲، بزرگترین شرکت توسعه ی نرم افزارهای مالی کانادا یعنی dr tax توسط تامسون رویترز یداری شد. یک سال بعد و در ژانویه ی سال ۲۰۱۳، شرکت اطلاعات کاربردی حقوقی practical law به زیرمجموعه ی بخش حقوقی تامسون رویترز اضافه شد. تمرکز اصلی این شرکت روی اطلاعات آموزشی کاربردی حقوقی و ابزارهای اطلاعاتی برای شرکت های حقوقی است. این شرکت در زمان ید توسط تامسون رویترز، ۷۵۰ کارمند داشت.مقاله های مرتبط:در سال ۲۰۱۳، تامسون رویترز با همکاری شرکت های بزرگ مالی در سرتاسر جهان، پیام رسان ei را عرضه کرد. این پیام رسان برای ارتباط متخصصان بورس و تجارت های مالی استفاده می شود و شبکه ای عظیم از آنها را گردهم جمع کرده است.از محصولات انقل دیگر این گروه که در بخش انتشار اخبار عرضه شد، reuter tv نام دارد که اخبار ویدیویی را به بهترین نحو برای مخاطبان عرضه می کند. سرویس های این تلویزیون اینترنتی، کار را برای ناشران و شرکت های تبلیغاتی نیز آسان کرده است.زیرمجموعه رویترزدر جولای سال ۲۰۱۶، تامسون رویترز اعلام کرد که قصد دارد بخش مالکیت معنوی و علمی خود را به بخش سرمایه گذاری خصوصی بفروشد. این فروش، شرکت مستقل clarivate analytics را تشکیل داده که در زمینه ی اطلاعرسانی های علمی در بخش های مختلف و همچنین حفظ و پیگیری های قانونی مالکیت معنوی تلاش می کند. یدهای سال های اخیر و ادغام هایی که در تامسون رویترز انجام شده، نشان می دهد که حرکت عمومی این برند از سمت خبرگزاری به اطلاعات و آنالیزهای مالی در حال تغییر است. به بیان دیگر عمده ی درآمدهای شرکت جدید، از فروش اطلاعات مالی و ارائه ی سرویس های آنالیز اقتصادی جذب می شود و می توان گفت که نگرانی رو مه نگاران رویترز از ادغام با تامسون، بی دلیل نبوده است.در آ ین آمار ارائه شده، درآمد خالص تامسون رویترز در سال ۲۰۱۶، ۱۱.۱۶۶ میلیارد دلار اعلام شده که از این رقم، ۳.۰۹۸ میلیارد دلار آن، سود خالص بوده است. مجموع دارایی های این برند نیز در آ ین آمار، ۲۷.۸۵۲ میلیارد دلار گزارش شده است.
به گزارش گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری رویترز در گزارشی، یک روز از زندگی عادی شهروندان تهرانی را به تصویر کشید. عکاس رویترز در این گزارش به اماکن مختلف تهران سر زده و از کار و تفریح مردم عادی ع برداری کرده است.در ادامه، برگزیده ای از این تصاویر را مشاهده می کنید.گزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانانتهای پیام / تصاویر رویترز از زندگی در تهران
خبرگزاری رویترز با انتشار گزارشی در پایگاه اینترنتی خود، یک روز از زندگی مردم عادی در پایتخت ایران را به تصویر کشید.به گزارش صد خبر یک روز از زندگی عادی شهروندان تهرانی را به تصویر کشید. عکاس رویترز در این گزارش به اماکن مختلف تهران سر زده و از کار و تفریح مردم عادی ع برداری کرده است.در ادامه، برگزیده ای از این تصاویر را مشاهده می کنید.گزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهرانگزارش تصویری رویترز از زندگی در تهران
وب سایت دیپلماسی ایرانی: یکی از مهمترین تغییرات در سیاست خارجی ت یازدهم نگاه به اروپا بود. رابطه ای که در ابتدای ت یازدهم در شرایط مطلوبی قرار نداشت و سطوح دیپلماتیک به پایین ترین میزان خود رسیده بود. نباید از نظر دور داشت که ت نقش به سزایی در بدتر رابطه مذکور ایفا کرده بود آن چنان که حتی با اتخاذ سیاست های تهاجمی زمینه ساز سردی کم سابقه ای در روابط دیپلماتیک با اتحادیه اروپا شد و به مرور همکاری های و اقتصادی طرفین و مذاکرات سطح بالا و مبادله هیات ها و رفت و آمدهای و اقتصادی به صورت چشمگیری کاهش یافت و دیگر شاهد سفرهای دیپلماتیک و اقتصادی - تجاری در سطح روسای کشورها و حتی وزرای امور خارجه یا وزرای اقتصادی به پایتخت های یکدیگر نبودیم. به بیان بهتر می توان گفت در دوره 1384 تا 1392 روابط و اقتصادی ایران و اروپا به نحو بارزی کاهش یافت و تبادل هیئت ها و رفت و آمدهای دیپلماتیک در کمترین سطح خود قرار گرفت؛ این در حالی است که از زمان استقرار ت یازدهم 28 هیئت دیپلماتیک اروپایی به ایران سفر کرده اند. این سفرها از یک سو در نتیجه تغییر در سیاست خارجی ایران و از سوی دیگر با توجه به شرایط به وجود آمده در منطقه و تمایل اروپا به ارتباط با ایران بوده که هر دو نشان از هوش دیپلماتیک ت یازدهم دارد چرا که سیاست خارجی ت تدبیر و امید که مبتنی بر تعامل سازنده و همکاری مؤثر با دنیای خارج است، موجب حل موضوع هسته ای ایران، که یکی از عوامل عمده اروپا برای تعلیق و کاهش سطح روابط با ایران طی چند سال اخیر به شمار می رفت، شد و با گذشت زمان رسما شاهد پایان ممنوعیت سفرهای بلندپایه دیپلماتیک اروپایی به ایران که تقریبا از اوائل ت نهم شروع شد، بوده ایم. امروز شاهدیم که سطح روابط به جایی رسیده است که محمد جواد ظریف در کمتر از یک ماه اخیر سه بار به اروپا سفرهای دیپلماتیک داشته است. از همین رو " وقایع اتفاقیه " برای تحلیل دقیق تر جایگاه اروپا در مناسبات دیپلماتیک ت یاز دهم و بررسی این جایگاه در دستگاه سیاست خارجی ت دوازدهم گفت وگویی را با علی بیگدلی، و رئیس کارگروه تاریخ و او ا در شهید بهشتی، پژوهشگر سیاست خارجی و کارشناس مسائل بین المللی اروپا و و مولف آثاری چون "تاریخ اروپا در قرن جدید" ، "تاریخ شه در غرب"، "تاریخ فرهنگ وهنر اروپا در قرن جدید"، "کرونولوژی یت و قرون وسطی"، "تاریخ اروپا در قرون وسطی" و ... صورت داده که در ادامه می خوانید:
با توجه به روابط دیپلماتیک دیرینه و حسنه تهران با اتحادیه اروپا در ادوار مختلف و ت های گوناگون، اساسا جایگاه اروپا در دیپلماسی تهران بویژه در یک دهه اخیر کجاست؟شاید بتوان به صورتی مستقل روابط تهران با اروپا را بررسی کرد اما برای بررسی و تحلیل دقیقتر جایگاه اتحادیه اروپا در دیپلماسی ایران باید آن را منوط به رفتارهای مهره سومی به نام واشنگتن دانست، به بیان دیگر تعریف روابط تهران با اتحادیه اروپا در رابطه این سه ضلع تعریف می شود در نتیجه با این دیدگاه اگر به سوال شما بنگریم خواهیم دید که ما در چند سال اخیر با دو مرحله متفاوت در گذار دیپلماتیک تهران با اتحادیه اروپا مواجه بوده ایم. دوره اول که به زمامداری باراک اوباما باز می گردد و در این دوران ارتباط بسیار میان واشنگتن و اتحادیه اروپا شکل گرفت لذا در این ارتباط نزدیک اتحادیه اروپا به مجری سیاست های واشنگتن حتی در اعمال تحریم ها در قبال تهران بدل شد از همین رو هم روابط تهران – اروپا در ت های نهم و دهم به شدت با افول روبرو شد. در همین دوران هم بود که به واسطه برخی رفتارهای ت در آن زمان حتی تحریم های اتحادیه اروپا علیه تهران به مراتب بدتر از واشنگتن بود. اما دوره دوم در دو لایه آغاز به کار ت و متعاقب آن شروع گفت وگوهای و نهایتا در لایه دوم انتخاب ترامپ در جایگاه 45 امین رئیس جمهور ایالات متحده باز می گردد. از برهه ای که عملا کار ت یازدهم س شد با یک رفرم اساسی در رویه ت در تهران تمامی پالس های مثبت به جهان مخابره شد و خوشبختانه جهان و به ویژه اتحادیه اروپا این پالس های مثبت را دریافت کرد که نهایت سازندگی روابط حسنه دیپلماتیک تهران – اروپا به دوران پسا باز می گردد. اما در ادامه با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ باز متاسفانه تاثیرات سوء ضلع سوم که گفتم در تنظیم روابط تهران – اروپا نقش کلیدی را دارد به واسطه هوشمندی تهران و دستگاه سیاست خارجی اتفاقا در جهت ع عمل کرد و اگر چه روابط نیم بندی که در اثر مذاکرات مستثیم و رودررو با خود واشنگتن هم شکل گرفته بود اما با رفتارهای ترامپ نه تنها این روابط تقریبا به صفر بازگشت که تلاش جدی علیه روابط تهران – اروپا هم در کاخ سفید صورت پذیرفت ولی گفتم با هوشمندی ت برای بازسازی روابط، ت مناسبات دیپلماتیک را به نقطه ای رساند که واشنگتن نتوانست بر این رابطه اثر گذار باشد و مضافا این که از همان ابتدا خود ترامپ هم بنای ارتباطی سردی را با کشورهای اتحادیه اروپا گذاشت که می توان انتقادات بیشمار ترامپ به ناتو در دوران تبلیغات انتخاباتی، اظهار نظرهای تند نسبت به ساختار اتحادیه اروپا یا در گام عملی دستور ترامپ مبنی بر وج از برخی پیمان های مهم مانند پیمان پاریس شامل می شود که با وج انگلستان از اتحادیه اروپا و حمایت ترامپ از ک نه ترزا می و جریان پوپولیست و راست رادیکال اروپایی، این روابط بیش از پیش سرد شد. یقینا این مسئله هم موجب بیشتر اروپا با شد.
اگر چه روابط واشنگتن با اروپا به گرمی دوران اوباما نیست اما بر قدرت اتحادیه اروپا اشراف دارد و علی رغم انتقادات ت جدید ایالات متحده به ناتو، ترامپ در نشست 25 ماه می سران ناتو در برو ل شرکت داشت.بله من هم با این نکته موافقم، هر چند که دوران کوتاه زمامداری ترامپ تا اکنون به تنش و ایجاد زاویه نسبی با اتحادیه اروپا با محوریت برلین گذشته است اما یقینا سطح روابط عمیق طرفین با برخی رفتارها از بین نخواهد رفت و شاید که امروز جنگ لفظی میان سران اتحادیه اروپا با واشنگتن هم باشد هم اروپا به رابطه با واشنگتن نیازمند است و هم . اما نکته اینجاست که هر چه این میزان زاویه واشنگتن با اتحادیه اروپا بیشتر شود یقینا به همان نسبت میان تهران با اتحادیه اروپا روابط دیپلماتیک گرمتری بوجود خواهد آمد. اگر شما دقت کرده باشید پیوندهای بسیار عمیقی هم در ارتباطات اروپا با وجود دارد و علاوه بر عرصه دیپلماسی، هم در زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم ارتباطات بسیار پررنگی بین هر دو طرف وجود دارد به گونه ای که من در یک سوال مشابه خبرنگار فرانسوی در خصوص میزان ارتباط تهران و اتحادیه اروپا گفتم که ما صنعت را از آلمان، سیاست را از انگلستان و فرهنگ را از فرانسه برای خود به دست آوردیم و اشاره هم داشتم که اتفاقا سفرهای اخیر آقای ظریف در این مرحله دوم که واشنگتن در اختلاف زاویه با اتحادیه اروپا قرار دارد نشان از هوشمندی دستگاه دیپلماسی ت یازدهم دارد چرا که هر چه ما هم بواسطه برخی بدعهدی های بدلیل سیاست یک بام و دو هوا روبرو بوده ایم باید این خلاء را توسط اتحادیه اروپا پر کرد و قطعا روابط دیپلماتیک گرم به سود طرفین خواهد بود و باز هم بیان داشتم که امروز سطح روابط به نقطه ای رسیده است که نه تنها اتحادیه اروپا دیگر مجری سیاست های واشنگتن نیست که حتی در برابر برخی از رفتارهای ایالات متحده و ترامپ که در تناقض با صورت می گیرد واکنش خود را نشان می دهد. البته پس از جنگ جهانی دوم واشنگتن سرمایه گذاری های بسیار زیادی را در اتحادیه اروپا داشته به صورتی که بیش از 27 تا 28 درصد سهام صنایع اتحادیه اروپا در قبضه ایالات متحده است از همین رو خود واشنگتن هم بدلیل آگاهی از توان و پتانسیل اتحادیه اروپا هیچ گاه تمایل ندارد در جهت افزایش اختلافات با این اتحادیه گام بردارد لذا به قول شما اگر ترامپ در اظهار نظری به ناتو یا ساختار اتحادیه اروپا حمله می کند اما در نشست سران ناتو شرکت می کند یا این که اگر ترامپ با یک دستور رسمی از معاهده پاریس خارج می شود و در زمان انتخابات ریاست جمهوری فرانسه علاقه به پیروزی خانم لوپن دارد اما از سوی دیگر در کمتر از یک ماه از پیروزی امانوئل مکرون به فرانسه سفر می کند لذا رفتارهای دونالد ترامپ و واشنگتن شاید در عرصه تاکتیکی دیپلماسی تغییر یابد اما قطعا در استراتژی تغییری صورت نخواهد گرفت. بنابراین اقتصاد ما و مهمتر از آن سیاست خارجی ما در عرصه دیپلماسی با رصد این گونه رفتارها ع العمل های بسیار سنجیده ای در سیاست خارجی را در پی بگیرد و با توجه به شرایط اقتصادی، چه در دوره یازدهم و چه در ت دوازدهم، اروپا می تواند به محمل بسیار مناسبی برای مناسبات اقتصادی در سایه روابط دیپلماتیک بدل شود که یقینا این سطح از روابط اقتصادی می تواند از صنایع کلان خودروسازی و صدور نفت و گاز تا محصولاتی نظیر فرآورده ها و محصولات کشاورزی را در برگیرد، لذا اگر تهران بتواند بازیگری هوشمندانه ای را در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی با اتحادیه اروپا را در خلاء مناسبات رو به افول واشنگتن با این اتحادیه در پیش گیرد چنانی که تا کنوی در پیش گرفته، می تواند به مراتب جایگاه تهران را در عرصه بین الملل بالا برده و از سوی دیگر موجب رونق اقتصادی داخلی کشور هم بشود.
شما به مسئله اشاره داشتید. بسیاری از سران اتحادیه اروپا تلاش جدی برای حفظ در پیش گرفته اند و در مقابل برخی رفتارهای خلاف وعده واشنگتن مقاومت از خود نشان می دهند. با توجه به اینکه سه مهره از شش مهره 1+5 اروپایی هستند نقش و جایگاه اروپا و اساسا توان اتحادیه اروپا در حفظ در دوران پسا را چونه برآورد و تحلیل می کنید؟در همان دور پایانی مذاکرات بین تهران و 1+5 در سال 2016 که منجر به خلق شد امور خارجه آلمان در مصاحبه ای به طور صریح اعلام کرد که علاوه بر پکن و مسکو کشورهای اتحادیه اروپا هم با تهران مشکلی عمیق و ریشه ای ندارند و تمام اختلافات موجود (در آن زمان) بواسطه تاثیرات سوء واشنگتن صورت می گیرد که اتفاقا همین دست از اظهار نظرهای مقامات اتحادیه اروپا نشان از این داشت که روابط تهران با اتحادیه اروپا دچار یک دگرگونی و تغییر مثبت و سازنده پس از خلق خواهد شد به گونه ای که حتی واشنگتن هم نمی تواند تاثیر چندانی برای کاهش این روابط رو به رشد داشته باشد که قطعا در آینده هم این تضاد منافع دو سوی آتلانتیک بر سر ارتباط با تهران بیشتر خواهد شد. اما باز تکرار می کنم که می توان از این تضاد منافع با یک دیپلماسی هوشمند بهره کافی را برد. بنابراین اتحادیه اروپا به چنان درکی رسیده است که قطعا نه تنها را زیر پا نخواهد گذاشت بلکه تمام تلاش خود را برای حفظ آن خواهند داشت چرا که هم از جهت بین المللی، وجه اتحادیه اروپا با نقض با مشکل روبرو خواهد شد و هم از سوی دیگر بواسطه پایبندی هر سه بازیگر اتحادیه اروپا، به علاوه پکن و مسکو سبب خواهند شد که ترامپ هم به پایبند بماند و یقینا تغییر مواضع او از زمان تبلیغات انتخاباتی تا به امروز در خصوص نشانه بارزی از این مسئله است لذا با توجه به نکات یاد شده توان و قدرت اتحادیه اروپا در حفظ بخوبی روشن می شود. در راستای نکات یاد شده اتحادیه اروپا در مسئله تحریم های مربوط به fatf به نحوی همراهی و حمایت خود را از تهران در تقابل با سیاست های ضد ایرانی واشنگتن نشان داد، اما مسئله مهم اینجاست که آیا اگر در یک بزنگاه اتحادیه اروپا مخیر به فقط دو انتخاب بین تهران و واشنگتن باشد کدام گزینه را انتخاب خواهد کرد؟ آیا اساسا بواسطه اختلاف نسبی که امروز در سایه برخی رفتارهای ترامپ مانند وج از معاهده پاریس با اتحادیه اروپا شکل گرفته و حمایت های صریح و قاطع اروپا از می توان این تحلیل را داشت که اروپا به سمت تهران گرایش پیدا می کند؟همان طور که گفتم بیش از 28 درصد سهام صنایع اتحادیه اروپا در قبضه واشنگتن است لذا اتحادیه اروپا اگر حتی خواهان کاهش ارتباط با واشنگتن باشد هم توان آن را ندارد. اگر چه همواره بدنبال ب یک استقلال نسبی بوده لذا بسیار بدیهی است که اگر اتحادیه اروپا بخواهد میان تهران یا واشنگتن یک انتخاب داشته باشد قطعا آن انتخاب تهران نخواهد بود.پس برخی از حمایت های اتحادیه اروپا در کاهش تحریم ها یا تلاش برای حفظ می تواند یک تاکتیک دیپلماتیکی در قبال تهران تلقی شود؟بله، می توان از سوال شما این برداشت را کرد چرا که علاوه بر روابط و اقتصادی نزدیک واشنگتن و اتحادیه اروپا این دو مهره مهم عرصه بین الملل از لحاظ فرهنگی هم بسیار شبیه به هم هستند و این قرابت فرهنگی ارتباطات بین طرفین را به گونه ای در هم گره زده که تقریبا نمی توان آن را از هم کرد پس رفتارهای اتحادیه اروپا در حد تاکتیک برای ب منافع و در آمدهای اقتصادی از قبل به تهران است و اروپا تا جایی از حمایت خود را خواهد داشت و در مقابل سیاست های خلاف وعده ی واشنگتن قرار خواهد گرفت که لطمه جدی آن هم از جنس استراتژیکی به روابط بین کشورهای اتحادیه اروپا با واشنگتن ایجاد نکند البته این مسئله وما چیزبدی نیست چرا که سیاست خارجی اولویت را بر حفظ منافع خود قرار می دهد و قطعا ما هم در همین راستا عمل می کنیم هر چند که این مسئله را هم باید در نظر داشت که هر چقدر روابط واشنگتن با مسکو و پکن دچار تنش شود به همان میزان واشنگتن تمایل دارد برای پوشش این خلاء به اتحادیه اروپا نزدیک شود. پس بینید که اروپا و در سطحی بی بازگشت با هم ارتباط دارند.

با این تفاسیر اگر ما به کارنامه دیپلماسی ت یازدهم نگاهی داشته باشیم بیش از 50 درصد از مانور روابط دیپلماتیک تهران در ارتباط با اتحادیه اروپا تعریف شد و در همین یک ماه اخیر آقای ظریف در حدود سه بار به اروپا سفر داشته است لذا اگر اروپا میان تهران و واشنگتن، ایالات متحده را برگزیند چنین دیپلماسی که بیش از نیمی از هزینه و تلاش هایش را در اروپا صرف کرده به عنوان یک ضربه کشنده تلقی نمی شود؟ آیا دیپلماسی تهران باید در خصوص این مسئله plan b را داشته باشد؟من هم در قالب مسئله شما معتقدم دستگاه سیاست خارجی باید همواره آمادگی برخورد با هر وضعیتی را به دور از خوشبینی داشته باشد اما امروز برخی از شواهد دال بر این است که مسئله مطرح شده شما بسیار بعید است که روی دهد. مثلا وقتی ما شاهدیم که اتحادیه اروپا در یک قرارداد قصد فروش 120 فروند هواپیمای مسافربری ایرباس را به تهران دارد بخوبی این مسئله را مطرح می کند که اتحادیه اروپا تصمیمی برای ج با تهران را در آینده نزدیک نخواهد داشت هر چند که مشکلات و مصائب اقتصادی که هم اتحادیه اروپا و هم واشنگتن به آن گرفتار است سبب شده که حتی ایالات متحده هم در قراردادی 60 فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ را به ایران تحویل دهد و این دقیقا از جانب ت ترامپی صورت می گیرد که در شعارهایش به مخالفت با برخواسته است بنابراین اگر بیشتر توجه سیاست خارجی و انرژی دیپلماسی ت یازدهم در اتحادیه اروپا صرف شده است بدلیل جایگاه و اهمیت این اتحادیه در عرصه سیاست خارجی با توجه به روابط سنتی و در عین حال عمیق اقتصادی – با اتحادیه اروپا بوده است. لذا من بسیار بعید می دانم با توجه به بسترهای مناسبی که در روابط دیپلماتیک تهران با اتحادیه اروپا صورت گرفته این اتحادیه تمایل داشته باشد در عملکردی مشابه به دوران عمل کند چرا که اساسا با مانور دقیق، منعطف و در عین حال بسیار هوشمند دستگاه سیاست خارجی ت یازدهم عملا هر گونه بهانه ای را از اتحادیه اروپا برای کاهش روابط دیپلماتیک گرفته است لذا اتحادیه اروپا هم هیچ دستاویزی را نه از جانب خود و نه حتی از جانب واشنگتن برای ایجاد اجماعی علیه تهران ندارد و واشنگتن هم دیگر تحت لوای پرونده هسته ای نمی تواند تحریمی را علیه تهران داشته باشد هر چند که ایالات متحده می تواند از طریق تحریم هایی تحت عنوان فعالیت های موشکی و ی برخی محدودیت ها را علیه تهران باز گرداند اما نمی تواند تحریمی را تحت عنوان فعالیت های هسته ای در خصوص تهران اعمال کند و اگر شما امروز شاهدید که ت و هیئت حاکمه دست به تصویب تحریم های جدید علیه تهران می زند هیچ کدام تحت عنوان تحریم های هسته ای صورت نگرفته است. البته باید این مسئله را هم باید گفت که این تحریم ها فقط برای راضی نگهداشتن برخی از ت های عربی منطقه در راستای تحریم و محدود تهران با شعار ایران هراسی است.آیا این میزان از پویایی و تحرک فعال دستگاه دیپلماسی ت یازدهم را برای ت دوازدهم در زمینه روابط دیپلماتیک با اتحادیه اروپا متصور هستید؟ ببینید علاوه بر مسئله افزایش هوش انکار ناپذیر در دیپلماسی ت یازدهم، چیزی که امروز می تواند به عنوان عامل و برگ برنده دیگری در روابط دیپلماتیک بشمار رود رای بالای مردم به در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. قطعا چنین انتخ با این میزان از حمایت مردمی، جایگاه ت و ریاست جمهوری را در صحنه و عرصه بین المللی بالا خواهد برد. زمانی در یکی از نشست های سران آقای ژاک شیراک به عنوان رئیس جمهور وقت فرانسه و میزبان نشست تنها به استقبال آقای سید محمد خاتمی رفت و زمانی که خبرنگاران دلیل این رفتار را از آقای شیراک جویا شدند او پاسخ داد که آقای خاتمی از معدود روسای جمهوری در جهان است که از رای و حمایت قاطع مردم خود برخوردار است پس می بینید که میزان بالای آرا در انتخابات چه تاثیری بر پرستیژ یک رئیس جمهور دارد فلذا در بستر این شرایط اگر برخی از جریانات مخالف و منتقد ت در قالب دلواپس یا هر نام دیگری کمی فقط کمی با ت دوازدهم همراهی کند می تواند به مراتب فع ر و پویاتر در عرصه بین المللی نسبت به ت یازدهم ظاهر شود و در سایه این مسئله می تواند بسیاری از امتیازات را برای ایران از بازیگران عرصه بین الملل و حتی خود ترامپ و در گامی جلوتر ریاض بگیرد. متاسفانه شرایط داخلی نشانی از این همراهی و حمایت از ت را ندارد و مسئله سبب صرف انرژی ت در جاهای غیر ضروری که به سرکوب و بر باد رفتن برخی از برنامه های ت در عرصه سیاست خارجی و روابط بین المللی شده است. با توجه به اینکه دستگاه دیپلماسی یکی از نقاط ثقل خود را روی اتحادیه اروپا بنا نهاده است، آیا چنین برنامه ای برای نقطه ثقل قرار گرفتن اتحادیه اروپا را چگونه تحلیل می کنید؟یقینا باید این مسئله را در روابط دیپلماتیک تهران با اتحادیه اروپا در نظر داشت که این اتحادیه نسبت به واشنگتن در روابط دیپلماتیک خود به شدت با هوش تر عمل می کند و امروز اتحادیه اروپا پس از پشت سر گذاشتن دو جنگ خانمان سوز اول و دوم در قرن بیستم به این سطح از درک دیپلماتیک رسیده است که برای حل مناقشات و اختلاف نظر خود با سایر کشورها باید در یک انعطاف و احترام متقابل، گفتگو را برای رسیدن به راه حل مشترک در پی گرفت لذا تهران هم با درک این مسئله به این نتیجه رسیده است که می تواند برنامه ریزی بلندمدت و پایداری را در ارتباط با اتحادیه اروپا در پیش گیرد. نکته مهمی هم که نباید در این میان فراموش شود این است که علیرغم تمام حملات، انتقادات و ت یب های جریان مخالف و منتقد ت در سایه نوع رفتار با اما در خصوص ارتباط با اتحادیه اروپا، این جریان منتقد داخلی ت چنین حساسیتی را از خود نشان نداده است و قطعا آقای در دیپلماسی ت دوازدهم باید از این امتیاز نهایت استفاده خود را ببرد لذا اگر زمانی یک تماس تلفنی آقای با اوباما جنجال ها و حملاتی را در پی دارد اما تماس تلفنی با شخصی مانند ماکرون چنین حساسیتی را در پی ندارد. البته باید طرف دیگر ماجرا یعنی اتحادیه اروپا را هم دید و در این رابطه این سوال پیش می آید که اتحادیه اروپا هم تا چه اندازه فضا را برای گسترش روابط دیپلماتیک با تهران باز خواهد کرد؟ و همچنین اینکه آیا اتحادیه اروپا علیرغم خواست واشنگتن و تمایلات کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در پی بالا بردن سطح مناسبات خود با تهران خواهد بود یا اینکه در طول مناسبات چهار سال آینده ت دوازدهم با در پیش گرفتن سیاست یک بام و دو هوا، گوشه چشمی هم به واشنگتن و ریاض خواهد داشت یعنی روابطی سنجیده که هم رضایت ریاض و واشنگتن را در پی داشته باشد و هم سطح مناسبات رضایت بخشی را هم با تهران حفظ کند، که به نظرم قالب دوم به واقعیت نزدیکتر است لذا تکرار می کنم باید دیپلماسی ت دوازدهم به مراتب هوشمندتر از چهار سال گذشته عمل کند.
پژوهش خبری صدا وسیما:این روزها مردم اروپا به موفقیت احزاب دست راستی که بعد از جنگ جهانی دوم به انزوا رفته بودند عادت کرده اند.گذشت بیش از شش دهه از پایان جنگ جهانی دوم و فروکش تابوی راست گرایی از ی و و ایجاد شکاف میان نهاد حاکمیت با بخش هایی از شهروندانشان از سوی دیگر زمینه را برای خیزش راست گرایان در اروپا فراهم کرده و حالا استمرار توفیقات آنها موجب نگرانی احزاب مسلط شده است.برگزاری انتخابات پارلمانی در اتریش موفقیتی دیگر برای احزاب دست راستی بود که کانون مبارزات خود را ضدیت با مهاجرت به اروپا گذاشته اند. نتایج انتخابات پارلمانی در اتریش از پیروزی حزب محافظه کارِ مردم خبر داد که31 درصد آراء را ب کرده و ۳۱ ساله این حزب، سباستین کورتس، صدراعظم اتریش و جوان ترین رئیس ت جهان خواهد شد. حزب راست گرای نیز که در مقام دوم قرار دارد متحد احتمالی حزب مردم در تشکیل ت جدید خواهد بود. گرایش جوان «حزب مردم» به سمت شعارهای راست گرایانه در واقع چنین قابل ارزی است که حزب «راست افراطی» برنامه ها و دیدگاه های خود را بر سپهر اتریش دیکته کرده و مباحثی مانند وم سختگیری بیشتر در موضوع مهاجرت، اصلاحات در اتحادیه اروپا و برخورد با مسئله گسترش در جامعه از جمله مباحث اصلی مطرح در مبارزات انتخاباتی بوده است. این در حالی بود که یک سال پیش مردم اتریش اولین رئیس جمهوری «سبز» را انتخاب د اما اکنون حزب سبزها به پارلمان اتریش راه نیافتند و این نشان از نوسان شدید نظرات رای دهندگان در اروپا دارد.حالا این بیم تقویت شده که با گذشت زمان اروپای متأثر از شه های افراط گرایانه تفاوت هایی ماهوی با اروپای چند دهه اخیر داشته باشد و پاسخ به این سوال که چرا مردم اروپا تمایلات راست گرایانه پیداکرده اند و علت محبوبیت آنها چیست؟ و همچنین گسترش قدرت احزاب دست راستی چه تاثیراتی در اروپا برجای خواهد گذاشت؟ راست گرایی افراطی چیست؟اصطلاح «چپ و راست» از مفاهیم پرابهام، پرهیاهو و جنجال برانگیز در تاریخ و ادبیات است.ریشه اصطلاحات راست و چپ به انقلاب فرانسه برمی گردد و به محل نشستن اعضای پارلمان اشاره دارد؛ انی که در سمت راست می نشستند از حفظ نهادهای پادشاهی، آریستوکراسی و مذهب رسمی حمایت می د و انی که در سمت چپ پارلمان می نشستند، مخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودند و از اصلاحات سریع و بنیادی رادیکال پشتیبانی می د. این اصطلاح به تدریج پس از انقلاب فرانسه در ادبیات غرب رایج شد، به شکلی که تاکنون یکی از معیارهای اساسی در تقسیم بندی افراد، جناح های و رژیم ها به شمار می رود. در فضای ، اغلب نمود کامل راست گرایی را در محافظه کاری پی می جویند. تفکرات موسوم به راست، مخالف تغییرند و معتقدند وضع موجود را تا حد امکان باید حفظ کرد. آنها نابرابری اجتماعی را امری طبیعی و لازمۀ رشد اجتماعی و حذف آن را ناممکن می دانند و عقاید ملّی گرایانه و میهن پرستی در میان گرایش های راست شیوع بیشتری دارد.در اوایل قرن بیستم جهان شاهد رشد گرایش های افراط گونه در تفکرات راست شد.گرایشاتی که جهان را با تهدیدات فزاینده ای روبرو کرد.بنیان های فکری راست گرایی افراطی در اروپا را باید در شه های نازیسم و فاشیسم جستجو کرد. الف) نازیسمواژه ی نازی که مخفف ناسیونالیزم سوسیالیزم است معمولاً برای نشان دادن شکل حکومت آلمان در دوره ی هیتلر به کارمی رود. حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان در سال 1920 در مونیخ به ی هیتلر تأسیس شد. این حزب تا انتخابات سال 1930 اهمیتی نداشت، ولی پس از آغاز بحران اقتصادی شروع به رشد کرد و به بزرگترین و متعصب ترین نیروی آلمان بدل شد. پس از آنکه «هیندنبورگ» رئیس جمهور آلمان گردید، در سال 1933 هیتلر را به صدراعظمی برگزید. وی ظرف چند ماه جمهوری «وایمار» و احزاب دیگر را منحل کرد و حزب نازی تنها قدرت آلمان شد. هرگونه انتقاد و اظهار نظری موقوف گشت و مخالفان به تبعید و اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند.در ایدئولوژی نازیسم، عقاید سوسیالیستی قدیم آلمان، نظریه های نژادپرستانه مبتنی بر والا شمردن ملت آلمان و تحقیر و خواری دیگران با میلیتاریسم پروسی در آمیخته است. در واقع مهم ترین اصلی که نازیسم به فاشیزم ایتالیا افزود، تئوری برتری نژاد (راسیزم) است. نازیها معتقد بودند که ملت آلمان به عنوان نژاد برتر باید بر ملتهای دیگر جهان حکومت کند. این مطلب را هیتلر «نظم نوین جهانی» می خواند. در این ایدئولوژی، پیشوا مظهر عالی قدرت ملی به شمار می رود و مستقل از نظارت و اراده ی افراد است. از این رو نازیسم دشمن لیبرالیسم و مخالف حقوق و های فردی و طرفدار میلتاریزه دستگاه ت و زندگی اجتماعی است.نازیسم، قهرمان پرستی و ستایش قدرت و جنگ را ترویج می کند و روابط جوامع انسانی را تابع قانون تنازع بقا و انتخاب نسب می داند، صلح طولانی را مایه پستی می شمارد و ملت را پیکره ی واحدی به حساب می آورد که با ملتها و اقوام دیگر در تنازع است، و از این جهت دشمن سرسخت مار یسم به شمار می رود. نازیها قدرتهای خارجی، یعنی مار یست ها، لیبرال دموکرات ها، کاتولیک ها، و خصوصاً یهودیان را مسئول ش ت آلمان در جنگ جهانی اول می دانستند.در واقع ناسیونال سوسیالیزم خود را به عنوان کاملترین نظام اجتماعی به صورت سنتز نهایی شکل بندی های اجتماعی تلقی کرده و مدعی بود که تضادهای اجتماعی و طبقاتی که منشاء نظام سرمایه داری است، ت را به دو نیم کرده است. طبق عقیده ی ناسیونال سوسیالیزم آلمان هر جامعه با تضاد طبقاتی محکوم به هرج و مرج است و نمی تواند از وحدت بین ملت و ت برخوردار باشد. پس اصل مهم وحدتی بود که تضاد نمی شناخت. کلیه زورگوئی ها، ترور و اختناق در این شکل تکامل یافته فاشیزم، فقط به خاطر از بین بردن تضاد اجتماعی و طبقاتی یا به عبارت بهتر به خاطر اثبات عدم تضاد اجتماعی و طبقاتی و استوار وحدت بین ت و ملت صورت می گرفت. پس از خلع سلاح اصناف کارگری و تبدیل آنها به یک سازمان ملی و نژادی و نابود مخالفان سیاست هیتلر، راه و زمینه برای پیاده نقشه های ناسیونال سوسیالیستی کاملاً هموار شد. از آنجایی که هیچ فرایند اجتماعی بدون تضاد نمی تواند باشد، هیتلر و همدستانش صلاح کار در این دیدند که جانشینی برای تضاد اجتماعی طبقاتی داخلی پیدا کنند، بنابراین بر روی این تضاد توسط یک تضاد خارج از واقعیت و عینیت جامعه ی آلمانی با استفاده از شگردهای و تبلیغاتی س وش گذاشتند و شعارهای ضد یهودی تهدیدآمیز، ملی گرایی توسعه طلب و نژاد پرستی، فرمول روز شد، تا بدین طریق تضاد در داخل جامعه آلمانی جستجو نشود، زیرا به گفته ی ان حزب نازی در داخل جامعه آلمانی فقط وحدت آهنین وجود داشت. بدین ترتیب نژادپرستی و آلمانی بودن تبلیغ شد و به عنوان نیروی وحدت بخش و همگن کننده به الگوی رفتار اجتماعی بدل گشت. مسئله حضور اقلیتهای آلمانی در کشورهای دیگر را رژیم هیتلر به این نحو مطرح کرد که هر جا جماعت اندک آلمانی وجود داشت، دست به فعالیت مخفی می زد و در درون کشور وانمود می کرد که هم نژاد یا خواهر و برادر نژادی آنها در حال قتل عام شدن هستند. هر که با نژاد آریا رابطه ی مستقیمی نداشت و یا متعلق به جبهه ی مخالف با هیتلر بود، به صورت مادرزاد در ردیف دشمنان درجه یک هیتلر و دشمنان ملت آلمان قرار می گرفت. خیزش راست گرایی افراطی در اروپا ب)فاشیسماز نظر تاریخی فاشیسم نخست در سال ۱۹۱۹ در ایتالیا به وجود آمد و سه سال بعد توانست حکومت را در این کشور در دست گیرد. بنیتو موسولینی که فرزند یک آهنگر بود و در حین جنگ جهانی اول به درجه استواری نایل آمده بود، از ن یتی مردم ایتالیا استفاده کرد و حزب فاشیسم را تشکیل داد. او با تشکیل این حزب ادعا می کرد که می خواهد عظمت روم باستان را برای ایتالیا احیا کند.به نظر «موسولینی»، فاشیسم یک مفهوم مذهبی است که انسان در آن وابسته به قانونی اعلی و اراده ای واقعی است که از فرد می کند و به عضویت یک جامعه ارتقاء می یابد. به نظر می رسد انی که در سیاست های مذهبی فاشیسم، چیزی جز فرصت طلبی ندیده اند این معنی را نفهمیده اند که فاشیسم علاوه بر آن که یک سیستم حکومتی است، بالاتر از همه یک سیستم فکری نیز هست.فاشیسم، برنامه ای است که به منظور ب ا تمرکز حکومت ملی مطلقه یا سیاست و روش خشک و خشن ملی اجرا می شود و برای عملی آن رژیم در زمینه های صنعتی، تجاری و مالی همراه زور و تعدی نسبت به مخالفان طرح ریزی شده و به اجرا درمی آید. اصول ضداشتراکی حزب فاشیست ایتالیا به وسیله موسولینی پی ریزی شد. فاشیسم روشی حکومتی است که به حد افراط، ح استبدادی و دسته جمعی و انقل دارد. مهم ترین عوامل ظهور و نمو فاشیسم انشعاب و تجزیه اجتماعی حاصل از جنگ اول جهانی، شیوع ادی بازار اقتصاد، کشمکش بین سرمایه داران و های کارگری، ضعف مذهب و تنزل عقاید مذهبی و اخلاقی بین توده ها، بیم سرمایه داران از ظهور سوسیالیسم و کمونیسم و به قدرت رسیدن آن می باشد. خیزش راست گرایی افراطی در اروپاگذشت زمان پدیده های اجتماعی و را با تحولات و دگرگونی هایی مواجه می کند و بعد از گذشت شش دهه از فروپاشی نظام های راست افراطی در آلمان و ایتالیا دوباره گرایشات مشابه در حال رشد و نمو است. گرایشاتی که البته تفاوت های زیادی با نمونه های قرن گذشته داشته و تغییرات محسوسی در گرایشات آن مشاهده می شود. خیزش راست گرایی افراطی در اروپا دلایل گرایش به راست گرایی افراطی در اروپااحزاب ملی گرای راست افراطی در اروپا که با عناوین دیگری همچون راست رادیکال، پوپولیسم راست افراطی، احزاب پوپولیست تندرو، راست رادیکال پوپولیست، احزاب ضد مهاجرت، احزاب نئوفاشیست و احزاب نئوپوپولیست خوانده می شوند، به اندازه اسامی که به آنها اطلاق می شود متنوع هستند و طیف های مختلفی از احزاب آشکارا نئونازی تا نیروهای بورژوایی که به خوبی در نهادهای ادغام شده اند را در بر می گیرند و نمی توان همه آنها را با یک دید نگریست. جریان غالب راست افراطی اروپا امروزه در نتیجه یک تحول ایدئولوژیک، از خاستگاه اصلی خود یعنی فاشیسم سنتی فاصله گرفته است و با نفی نژادپرستی بیولوژیک و به جای آن تأکید بر فرهنگ و هویت راهی متفاوت از اسلاف نازیست و فاشیست خود طی می-کند.الف) مخالفت با اروپاگراییموفقیت های راست افراطی نشان دهنده ش ت پروژه اتحادیه اروپایی است. بسیاری معتقدند که فساد اداری در داخل اتحادیه اروپایی باعث شده که مردم نسبت به اتحادیه اروپا مشکوک شوند. به دلیل اینکه اتحادیه اروپا ماهیت واقعی ندارد از این رو مورد شک و تردید مردم قرار گرفته و به جای همگرایی، موج واگرایی شروع شده است. بحران اقتصادی یکایک مردم اروپا را تحت تاثیر قرار داد. مردم اعتمادی به پروژه اتحادیه اروپا ندارند، به همین دلیل شاهدیم که احزاب راست توانستند آرای مردم را جذب کنند. سیستم دموکراسی اروپایی جواب نمی دهد و مردم بین نگرشهای مختلف سرگردان هستند.نمادهای وحدت و اتحاد اروپای واحد یک به یک توسط ملت ها و حتی ت ها و احزاب اروپایی به چالش کشیده می شود و وقوع همزمان بحران های امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و در اروپای واحد، روزنه ای را برای بقای موثر اتحادیه اروپا و استمرار حکمرانی نهادهای اروپایی بر مردم باقی نگذاشته است. جرج ف ن تحلیلگر مشهور یی معتقد است ملی گرایی در حال بازتعریف خود به عنوان موتور اصلی زندگی است. موسسات چند ملیتی همچون اتحادیه اروپا و پیمان های تجاری چند ملیتی با چالش مواجهند، چرا که از دید برخی با منافع ملی همخوانی ندارند. هزینه بر بودن جمع گرایی در اتحادیه اروپا موجب رشد ملی گرایی شده است. این ملی گرایی نباید با فاشیسم اشتباه گرفته شود، زیرا آنچه در اروپای واحد می گذرد محصول عدم همخوانی منافع ملی کشورها با منافع موسسات چند ملیتی و مخصوصا اتحادیه اروپاست. پوپولیسم جریانی ضد نخبه گرا است که به دنبال مطالبات عامه مردم می باشد و ظهور این پدیده ریشه در مشکلات جوامع دارد. مشخصه اصلی ان پوپولیست سخنرانی های عوام فریبانه و تبلیغاتی است که اکثرا هم پوچ هستند. این ان پوپولیست اکثرا تندرو و رفتار و ایده هایی اغراق گونه دارند.در سالهای گذشته جهان محبوبیت نگاه پوپولیستی است.پیروزی ترامپ در انتخابات سال گذشته بزرگترین ز له پوپولیسم در جهان بود.رویدادی که ممکن است در آینده ای نه چندان دور به مرزهای اروپا هم تسری پیدا کند.«توربیورن یاگلند» دبیرکل شورای اروپا در گزارش سالانه خود، دمکراسی و در اروپا را در معرض خطرات ناشی از رشد پوپولیسم و ناسیونالیسم دیده و نسبت به تحدید حقوق شهروندی هشدار داده است. وی در گزارش سال ۲۰۱۵ این شورا نوشت که اروپا در حال حاضر با مشکلاتی جدی مواجه است. به اعتقاد او حملات تروریستی،شوک بزرگی به جوامع اروپایی وارد کرده اند و فقدان هماهنگی کافی در سیاست پناهجویی نیز به هرج و مرج در مرزها منجر شده اند.یاگلند هشدار داده که این وضعیت، بسترهای ایده ال و مطلوب را برای ملی گرایی و خارجی ستیزی فراهم می سازد. به زعم او، این گروه ها خواهند کوشید که از شرایط موجود برای اه و مقاصد پوپولیستی و ناسیونالیستی بهره برداری کنند.یاگلند در گزارش سالانه خود یادآوری کرده که هم زمان، اعتماد شهروندان به نهادهای ملی و اروپایی و یا احزاب سنتی از دست رفته و این پیامدی بس نگران کننده است. ج)جهانی شدن و پدیده مهاجرتمهاجرت فزاینده کارگران، پناهجویان، تکنسین ها و متخصصان به کشورهای صنعتی غربی که عمده آنها را مسلمانان تشکیل می دهند و بر حفظ فرهنگ بومی خود مصر هستند، منجر به اتخاذ سیاست چندفرهنگ گرایی از سوی ت های غربی شد و همین مسئله علاوه بر چالش های اقتصادی، حساسیت های هویتی و فرهنگی راست گرایان افراطی را نیز برانگیخته است. امواج مهاجرتی سبب شد کشورهای غربی به ت های چندفرهنگی مبدل شده و روابط بین فرهنگ های اقلیت و اکثریت و حاملان آنان در معرض شرایط نوین، پیچیدگی ها و فشارهای تازه ای قرار گیرد. عدم تساهل با ده فرهنگ های خارجی، دفاع از نگرش های اقتدارگرایانه در برخورد با خارجی ها و طرد آنها از غرب شده اند تا از این رهگذر اص و هویت ملی، فرهنگی و نژادی غرب بیش از پیش آسیب نبیند. این احزاب بر این باورند که مسائل اجتماعی و سیاست گذاری ها باید بیشتر بر حسب مسائل قومی، نژادی و فرهنگی اتخاذ شده و تعبیر گردند. در هر صورت، مهاجران و پناهجویان حلقه واسط و نقطه کانونی هر دو روند جهانی شدن اقتصاد و چندفرهنگ گرایی در غرب به شمار آمده و به عنوان دال مرکزی گفتمان راست افراطی عمل می نماید و در برنامه ریزی ها و طرح شعارهای انتخاباتی گفتمان راست افراطی، نابسامانی اقتصادی و اجتماعی جوامع غربی از یک سو و راه برون رفت از آن از سوی دیگر، حول این مفهوم مفصل بندی می شود. د)رشد گراییموج راست گرایی افراطی اروپا را در برگرفته و تاریخ دارد گام به گام به عقب باز می گردد. دشمنی راست گرایان افراطی با دین نشانه این عقبگرد تاریخی است. برگزاری کنفرانس راست های افراطی در اروپا آن هم یک روز بعد از تحلیف دونالد ترامپ در می تواند نشانه ای بر تغییر نظم جدید در عرصه بین المللی باشد. بی جهت نیست که "فرانک و ر اشتاین مایر"، خارجه آلمان در مقاله ای که در نشریه "بیلد" به چاپ از به وجود آمدن یک نقطه عطف با روی کار آمدن "دونالد ترامپ" به عنوان رئیس جمهور جدید سخن گفته است. اشتاین مایر با بیان این که با انتخاب "دونالد ترامپ" دنیای قدیمی قرن بیستم به طور قطع پایان می یابد، می نویسد:" دنیا باید خود را برای دورانی ناآرام آماده کند". آنچه در سیاست ورزی دونالد ترامپ و پوپولیست های راستگرا مشترک است ضدیت با است. هراسی، از اصطلاحات تازه ای است که به تازگی و به طور خاص، در زمینه رابطه و غرب، نسبتاً تداوم یافته است. افراط گرایی اروپا بویژه زمانی که به قدرت می رسید عمدتاً بیگانه ستیزی را وجهه برجسته رویکردهای خود قرار می داد و امروز ستیزی را سرلوحه و الگوی پیشروی خود کرده است. گروه جدیدی که در اروپا این هدف را به پیش می برد مدعی است که می خواهد با برداشت های نو از مبارزه کند و اروپا را قاره ای ی می داند.عامل مهم برای گسترش هراسی و در پی آن ستیزی در جوامع اروپایی ، اهمیت پیدا به دلیل مهاجرت، افزایش زاد و ولد میان مسلمانان اروپا و گرویدن روز افزون شهروندان اروپایی به است. امانوئل تود، فیلسوف فرانسوی معتقد است که یکی از مهم ترین خطراتی که جوامع اروپایی آن را احساس کرده اند، غلبه جمعیتی مسلمانان در اروپا و در نتیجه غلبه و توسعه آن در این جوامع است. همچنین افزایش تعداد مسلمانان در اروپا باعث قدرتمند تر شدن صدای آنان در آینده می شود و ت های اروپایی مجبور می شوند نظرات و دیدگاه های آنان را نیز در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های خود لحاظ کند.علاوه بر افزایش جمعیت مسلمانان در اروپا به واسطه زاد و ولد و مهاجرت، رشد اقبال به در میان جمعیت بومی اروپا، برای سیاستمداران اروپایی و کلیساها نگران کننده است. بنابراین یکی از کارکردهای مهم ترویج هراسی در جوامع اروپایی مقابله با موج فزاینده گرایش به دین می تواند باشد. و)تهدیدات تروریستیظهور در منطقه غرب آسیا و شمال افریقا به همان اندازه که برای کشورهای مسلمان تهدیدآفرین بود برای راست گرایان افراطی در اروپا فرصتی تاریخی محسوب شد.فعالیت ها و اقدامات گروه های افراطی و تند رو به نام و به اسم جهاد و اقدامات تروریستی متعدد این گروه ها در اروپا باعث بدنامی و خدشه دار شدن و چهره مسلمانان شده است و به ایجاد هراسی و در نهایت ستیزی در جامعه اروپا منجر شده است.موضوعی که افراطیون اروپایی از آن بهره فراوان می برند. " ت فیلدرز" سیاستمدار راست افراطی هلند در مصاحبه ای با رو مه " دیلی تلگراف" اظهار داشت: دین نیست بلکه یک ایدئولوژی تمامیت خواهانه و خطرناک است که باید از شمول ادیان تحت تضمین ادیان در قانون اساسی هلند، خارج شود. او در ادامه ادعاهای خود علیه گفته است:" بر اساس قرآن میانه رو معنایی ندارد. من شخصا معتقدم مسلمان میانه رو و افراطی داریم اما دوگونه نداریم. تنها یک وجود دارد. ی که امکان اصلاح در آن وجود ندارد و حتی اگر این امکان هم وجود داشته باشد ما نمی توانیم 150 یا 300 سال منتظر اصلاحش بمانیم. من معتقدم چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد.موفقیت های احزاب راست افراطی در اروپانتیجه انتخابات اخیر در آلمان و اتریش از یک الگوی بین المللی حکایت دارد. در حالی که احزاب چپ اروپا ش ت های پیاپی را تجربه می کنند، نفوذ احزاب راست افراطی اروپا در حال گسترش است.در شرق اروپا عملا هدایت دو کشور مجارستان و لهستان در دست راست گرایان افراطی است.در مجارستان حزب محافظه کار "فیدز" و نخست «ویکتور اوربان» از سال 210 قدرت را در دست دارند.آنها با اتخاذ مواضع سرسختانه در بحران مهاجران توانسته شاهد پیشرفت در نتایج نظرسنجی ها باشند. این مجارستانی با نصب سیم خاردار در مرزهای جنوبی کشورش از پذیرش حتی یک مهاجر خودداری کرده است. راست گرایان از وی به عنوان حامی اروپای ی در برابر انبوه مسلمانان یاد می کنند.در لهستان حزب«قانون و عد » یک حزب راست گرای محافظه کار،ملی و دموکراتیک ی است که بیشترین کرسی را نسبت به دیگر احزاب در مجلس های این کشور در اختیار دارد.این حزب به شدت با پذیرش پناهجویان براساس برنامه اتحادیه اروپا مخالف است. «یاروسلاو کازنیسکی»، این حزب معتقد است مسلمانان با ورود خود به اروپا مسائلی را ایجاد می کنند که در کشورشان خطرناک نیست اما برای جمعیت اروپایی خطرناک است. «آندژی دودا» از حزب «قانون و عد » رئیس جمهور لهستان می باشد.خیزش راست گرایان در غرب اروپا نیز رو به فزونی است.در انگلیس و در حالیکه ان هر دو حزب محافظه کار و کارگر مخالف وج انگلیس از اتحادیه اروپا بودند «حزب استقلال انگلیس» نقش تاریخی خود را در برگزیت نشان داد. «نایجل فاراژ» حزب استقلال انگلستان که از وج این کشور از اتحادیه اروپا حمایت می کرد، این اتحادیه را «رو به مرگ» توصیف کرد و گفت امیدوار است دیگران هم از این اتحادیه خارج شوند.وی گفت: «امیدوارم این آغاز بر وج سوئد، اتریش و حتی ایتالیا باشد. اتحادیه اروپا در حال ش ت خوردن است، اتحادیه اروپا رو به مرگ است.»فاراژ افزود: «امیدوارم که ما آ ین کشوری نباشیم که از اتحادیه اروپا خارج می شود. این گام نخست است و اروپا باید به مجموعه ای از کشورهای مستقل بدل شود.» در فرانسه «مارین لوپن» نامزد حزب راست افراطی و «جبهه ملی» 6/ 21 درصد آراء را ب کرد و همراه با «امانوئل ماکرون» به دور دوم انتخابات راه یافت که موفقیتی بزرگ برای راست افراطی بود. در انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه میزان ن یتی مردم از عملکرد دو جریان راست و چپ میانه فرانسه آنقدر عمیق و گسترده بود که موفقیت مارین لوپن که اولویت اول خود را وج فرانسه از اروپا قرار داد قابل پیش بینی بود.لوپن در جریان انتخابات تاکید داشت سیاستهای اقتصادی اتحادیه اروپا اقتصاد فرانسه را به ورطه ورش تگی کشانده است و سیاستهای مهاجرتی این سازمان اروپایی امنیت فرانسه را به خطر انداخته است.به هر حال دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و رای حدود نیمی از مردم فرانسه به مارین لوپن و ژان لوک ملانشون نامزدهای راست و چپ افراطی نشان داد شکاف و اقتصادی در فرانسه تا چه میزان عمیق شده است.قبلا جبهه ملی فرانسه در انتخابات پارلمان اروپا شگفتی آفرید و توانست با ب حدود ۲۵ درصد آرا، به عنوان اولین حزب فرانسه ۲۴ کرسی را در پارلمان اروپا بدست آورد. جبهه ملی فرانسه همچنین در اولین مرحله از انتخابات منطقه ای فرانسه که در ششم دسامبر ۲۰۱۵ برگزار شد توانست در شش ناحیه از سیزده ناحیه فرانسه به پیروزی برسد و 96/ 27 درصد آرا به خود اختصاص دهد که بهترین امار در میان احزاب فرانسوی بود. در آلمان حزب راست پوپولیست « رناتیو برای آلمان» با 6/ 12 درصد آرا توانست برای اولین بار وارد پارلمان این کشور شود. حالا این حزب با ۹۴ کرسی از ۷۰۹ کرسی پارلمان آلمان، سومین حزب پرقدرت مجلس پس از احزاب متحده (دمکرات ی و سوسیال ی) و سوسیال دمکرات است. حزب « رناتیو برای آلمان»، بنیادش را بر ستیز با پناهجویان و پناهندگان گذاشته و می گوید کمپ های پناهجویی را باید به خارج از آلمان منتقل کرد تا متقاضیان پناهجویی قبل از پا گذاشتن بر خاک این کشور، از غربال کنترل ادارات پناهجویی بگذرند.حزب « رناتیو برای آلمان» در عین حال می خواهد که با پشتیبانی مالی، خارجیان ن آلمان را به ترک این کشور و بازگشت به وطن خودشان ترغیب کند. قبلا نیز در انتخابات محلی آلمان حزب راستگرای « رناتیو برای آلمان» توانسته بود به پارلمان محلی سه ای راه یابد. این حزب در ای «زا آنه » ۲۴ درصد آرا را از آن خود کرده است و در ای های «بادن وورتمبرگ» و «رایلند ف س» سومین جایگاه را در این انتخابات ب کرد. وضعیت راست گرایان افراطی حالا در اتریش هم تثبیت شده است و اتریش احتمالا اولین کشور غرب اروپاست که ممکن است کاملا به کنترل راستگرایان درآید. در انتخابات پارلمانی اتریش راه نیروهای محافظه کار و پوپولیست های راستگرا به سوی قدرت هموار شد. حزب محافظه کار «مردم» در این انتخابات با ب بیش از ۳۱ درصد آرا نیرومندترین حزب اتریش شد.حزب راستگرای پوپولیست « » هم در جای سوم قرار گرفت. حزب سال هاست که جایگاه خود را به عنوان "م ع سنت ها" در اتریش تثبیت کرده است. این حزب موضع بسیار قوی و روشن علیه مسلمانان دارد و مدت طولانی است که خواهان منع پوشش چهره ن بوده است. این مسئله نهایتا تبدیل به قانون شد. «هنس کریستین ستراخه» این حزب خواهان توقف مهاجرت به اتریش است و به تمایلات هراسانه دارد.با توجه به چرخ فکری حزب راست میانی مردم اتریش و تمایل به ائتلاف با حزب دست راستی اتریش شرایطی مهیا شده است که یک ت کاملا راست گرا و محافظه کار در اتریش سرکار آید که خود چالشی نو برای اروپا خواهد بود.پیامدهای قدرت گرفتن راست افراطی در اروپاالف)تضعیف همگرایی در اتحادیه اروپاتضعیف همگرایی و اروپاگرایی و یا حتی فروپاشی اتحادیه اروپا می تواند پیامد مهم دیگر رشد و قدرت ی احزاب راست افراطی باشد. در همین راستا، مارتین شولتز رئیس پارلمان اروپا قدرت ی راست افراطی را آغازی بر پایان پروژه اتحادیه اروپا دانسته و درباره آن هشدار داده است؛ هشداری که پیشتر نیز آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، از آن سخن گفته بود. راست گرایان افراطی بر این باورند که اتحادیه اروپا و روند همگرایی اروپایی همانند موضوع مهاجرت یک تهدید اساسی برای هویت ملی کشورها محسوب می شود. جملگی احزاب راست افراطی با ایجاد یک واحد یکپارچه به نام اتحادیه اروپا مخالف هستند و معتقدند که حاکمیت و استقلال ملی ت ها همچنان باید حفظ گردد. چندی پیش«ژان کلود یونکر»، رئیس کمیسیون اروپا درباره تبعات منفی افزایش اختلافات در اتحادیه اروپا هشدار داد. ابراز نگرانی یونکر در باره تحولات اخیر در اتحادیه اروپا با هدف اطمینان دادن به اعضای نسبتا جدید این نهاد اروپایی در باره پایداری و ثبات این اتحادیه و تداوم همگرایی در آن مطرح شده است. با این همه برخی تحولات باعث شده تا چشم انداز روشنی در این زمینه وجود نداشته باشد. مساله وج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) نه فقط موجب افزایش تمایلات برای واگرایی و ج از اتحادیه اروپا در برخی کشورهای عضو این اتحادیه مانند فرانسه شده بلکه از نگاه کشورهای عضو این اتحادیه در شرق اروپا به منزله مقدمه ای برای ایجاد نوعی تقسیم بندی بین شرق و غرب اروپا است. اخیرا در چارچوب مفهومی موسوم به «اروپای چند سرعته» از سوی آلمان و فرانسه مطرح شده واز سوی ایتالیا، اسپانیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ نیز مورد حمایت قرار گرفته است. در چارچوب این مفهوم آن دسته از کشورهای اتحادیه اروپا که در زمینه تقویت همگرایی با هم متحد شده اند باید بدون توجه به کشورهایی که در این زمینه اقدامی صورت نمی دهند، به مسیر خود ادامه دهند. «ایوان اشتفانیتس» پارلمان اروپا از اسلواکی اظهار داشته که تحقق ایده اروپای چند سرعته تنها منجر به افزایش شکاف بین کشورهای اروپای غربی و شرقی خواهد شد و در این بین مردم کشورهای شرق اروپا احساس می¬کنند که "شهروند طبقه دوم اروپا"محسوب خواهند شد.«توماش زدخوفسکی» پارلمان اروپا از جمهوری چک نیز تاکید کرد که شدید فشارها از سوی اعضای غربی اتحادیه اروپا ممکن است به شکاف جدی در میان کشورهای این اتحادیه منجر شده و بسیاری از کشورهای عضو آن ممکن است به فکر خارج شدن از اتحادیه اروپا بیفتند که این مسئله چشم اندازفروپاشی اتحادیه اروپا را تقویت می کند. ب)تضعیف جایگاه بین المللی اتحادیه اروپااز میان رفتن وحدت میان کشورهای اروپایی قطعا به جایگاه این نهاد بین المللی در نظام بین الملل ضربه می زند و با وج انگلیس از اتحادیه اروپا قدرت ی بین المللی و نفوذ خود را کاهش یافته می بیند. به حاشیه رفتن سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپایی و اتخاذ سیاست خارجی مستقل از چارچوب اتحادیه اروپا از سوی کشورهای اروپایی که سیاست خارجی را مهم ترین ابزار حفظ و برآورده ساختن منافع ملی و مهم ترین و آ ین دژ و سنگر حفظ حاکمیت ملی ت های متبوع خود می دانند جایگاه اتحادیه اروپا در جهان را شکننده می کند و قدرت چانه زنی کشورهای دیگر درمقابل واحدهای متفرق اروپایی افزایش خواهد یافت.ج)نژادپرستی و بیگانه هراسیکشورهای اروپایی امروزه شاهد افزایش مخاطره آمیز بیگانه هراسی و نژادپرستی و همچنین از بین رفتن ارزشهای سنتی اروپا با تعصبهای سیاستمداران علیه مهاجران غیر اروپایی هستند. تصویر کلی از اروپا به انواع نژادپرستی و تبعیض نژادی معاصر پیچیده و نگران کننده است و جلوه های تقویت شده نژاد پرستی و عدم تساهل در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا قابل مشاهده است. تبعیض نژادی در بسیاری از کشورهای اروپایی روزانه سیر صعودی طی می کند و بسیاری از مهاجرین در عرصه های حائز اهمیتی چون استخدام، آموزش و بهداشت با تبعیض مواجه می شوند.سال گذشته بود که سازمان ملل نسبت به این رویه انتقاد کرد و «زید رعد الحسین» کمیسر عالی سازمان ملل متحد درباره رویکرد بیگانه هراسانه شماری از نامزدهای انتخاباتی در انتخابات پیش روی برخی کشورهای دموکرات دنیا بویژه در غرب هشدار داد. این مقام ارشد سازمان ملل تاکید کرد: بیگانه هراسی در بین نامزدهای انتخاباتی در کشورهای دموکرات دنیا به عنوان تهدیدی جدی برای اتحاد بین جوامع در آینده محسوب می شود.د)رشد ستیزیهم اکنون لبه تیز حملات تبلیغاتی راست گرایان افراطی چه در و چه در کشورهای اروپایی متوجه و مسلمانان است، چنان که ترامپ، خواهان ا اج مسلمانان از شده و مسلمانان در کشورهای اروپایی تحت فشار روانی و اجتماعی فزاینده ای از سوی راست گرایان افراطی قرار دارند. احزاب راست افراطی وسران آنها تلاش کرده اند از افزایش هراس نسبت به که تا حد زیادی ناشی از انتشار گزارش ها درباره اقدامات خشونت آمیز گروه تروریستی است، به نفع خود بهره برداری کنند. اصطلاح هراسی برای نخستین بار از اوا دهه ۱۹۸۰ در غرب رایج شد. ریشه این پدیده نگران کننده به زمانی باز می گردد که جامعه غربی با تئوری اجتماعی چند فرهنگی و هویت روبه رو شد مجبور گشت تا ذهن متفکران خود را نسبت به بیگانه هراسی و عدم پذیرش فرهنگ های بیگانه، حساس کند و از آنها بخواهد تا راه حلی برای پذیرش چند فرهنگی در جوامع غرب بین د.نقشی که رسانه ها، احزاب بیگانه ستیز و برخی از سیاستمداران تندرو و نیز برخی از شمندان و نخبگان فکری در اروپا در گسترش هراسی و در نهایت ستیزی در این قاره داشته اند بسیار قابل توجه است. لذا فعالیت این گروه ها در جوامع اروپایی در گسترش پدیده هراسی و ستیزی تأثیر بسزایی در افکار عمومی جوامع خود بر جای گذارده است، که این امر منجر به ایجاد شرایط سخت و نامناسب برای برخی از نان مسلمان در جوامع اروپایی گردیده است. بیش از دو دهه است که در اروپا بیگانه ستیزی با ستیزی کاملاً در آمیخته است. احزاب راست افراطی پایبند به مجموعه ای از شه های مشترکی هستند. ویژگی مشترک راست گرایان افراطی، مخالفت با حضور خارجیان و مهاجران در کشورهای اروپایی است. از منظر راست گرایان افراطی، هویت کشورهای اروپایی مورد تهدید واقع شده است. در این سال ها، احزاب راست گرای افراطی با بیان و ارائه شعارهای نژاد پرستانه و ضد مهاجرتی، موفقیت های قابل ملاحظه ای را ب کرده اند. به طور نمونه در فرانسه، حزب جبهه ملی به ی ژان مارین لوپن، توانست با ایجاد هراس نسبت به حضور مسلمانان و ارتباط دادن آنان با تروریسم، جایگاه درخور توجه ای را در فرانسه در سال های گذشته ب کند. سیاستمدارانی همچون «گریت والدز» و خانم «ایان هیرسی علی»، «جاوست اردمنس» و «هیلبراند ناویج» در هلند این موضوع را که تهدیدی بر تمدن غرب است، مکرر بیان و دنبال می کنند. نتیجه گیریراست افراطی در بسیاری از کشورهای اروپایی در حال رشد است و انتخابات اتریش باعث شد اروپا بار دیگر خطر رشد ناسیونالیسم افراطی را با تمام وجود احساس کند. این جریانات هم اکنون در دو سطح کلی احزاب رسمی و گروه ها و تشکل های غیرقانونی در حال رشد و بسط دامنۀ نفوذشان هستند. احزاب راست افراطی در دهه های اخیر توانسته اند با مخالفت با حضور مهاجران و هشدار در مورد چندفرهنگ گرایی توجه بسیاری از رای دهندگان خصوصا جوانان و کارگران را به خود جلب کنند. این احزاب با رویکرد ضد ساختاری از ن یتی عمومی و بی اعتمادی به احزاب جریان اصلی بهره برده و خودرا به عنوان تنها رناتیو برای وضع موجود و صدای واقعی مردم معرفی می کنند. هم اکنون جریان راست افراطی و احزاب ملی گرا با تمام توان خود برای حضور در راس معادلات و اجرایی کشورهای مختلف اروپایی خیز برداشته اند و ناکامی سران اروپایی در مهار بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، مهاجرتی، امنیتی و در قاره اروپا، بر این روند دامن زده است.به نظر می رسد هر اندازه ناامیدی شهروندان اروپایی نسبت به جریانهای سنتی بیشتر می شود، به صورت همزمان گرایش بیشتری نسبت به جریان راست افراطی پیدا می کنند. همچنین برخی از شهروندان اروپایی که اساسا تاکنون در معادلات این حوزه مشارکتی نداشته اند، ترجیح می دهند آرای خود را به سود جریانهای ملی گرا و راست افراطی به گردش در آورند. قدرت یافتن احزاب راست گرا در اروپا و افزایش کرسی های آن ها در پارلمان های سوئد، بلژیک، دانمارک، اتریش، فرانسه و آلمان می تواند به فرهنگ تساهل و تسامح اروپا ضربه بزند و به تع ت قومی-مذهبی در این کشورها دامن بزند.همزمان ان احزاب راست گرا هم برای افزایش محبوبیت خود در میان توده های ناراضی مانور زیادی بر هراسی و بیگانه ستیزی خواهند داشت. راست های افراط گرا حالا در سرتاسر اروپا تقویت شده اند و حتی به آرام ترین کشورهای اروپایی که نمادهای دموکراسی غربی و رفاه لیبرالی هستند حتی نروژ نیز نفوذکرده اند و خطر همه جا حضور دارد.از دلایل اصلی اوج گیری احزاب راست گرای اروپا اقبال توده های خاموش از گفتمان بیگانه ستیزی و هراسی است و کلیه احزاب افراط گرا بر فرهنگ و هویت ملی، استقلال از اتحادیه اروپا و ایستادگی در برابر موج مهاجرت تاکید دارند. این جریان با افزایش حملات تروریستی چند سال گذشته در اروپا بی ارتباط نیست، بطوریکه تروریسم و مقابله با ورود مهاجران کاملا یک ابزار تبلیغاتی در دست راست گرایان افراطی است. بنابراین مجموعه عواملی همچون بحران مهاجرت، افزایش حملات تروریستی،ناکارامدی احزاب سنتی، بحران های اقتصادی اروپا و تلاش برای بازی هویت ملی در برابر هویت جمعی و اشتراکی موجب شده گرایشات عمومی به جریان ها و احزاب راست گرا تشدید شود و تا حدودی بسترهای واگرایی در اتحادیه اروپا را تقویت کرده است.پژوهش خبری // پژوهشگر: علی ظریف
تظاهرات در رام الله، آتش سوزی در کالیفرنیا و پناهندگان روهینگیا در بنگلادش، برترین اخبار هفته که توسط بهترین عکاس-خبرنگاران جهان ثبت شده است.برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزبه گزارش گروه بین الملل "تیتریک"؛ رویترز نوشت: تظاهرات در رام الله، آتش سوزی در کالیفرنیا و پناهندگان روهینگیا در بنگلادش، برترین اخبار هفته که توسط بهترین عکاس-خبرنگاران جهان ثبت شده است.*رام الله، کرانه باختریبرترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزموجی از دود که به خاطر سوزاندن لاستیک ها توسط تظاهر کنندگان فلسطینی در مبارزه با نیروهای ی، پس از آن که دونالد ترامپ رئیس جمهور ، اورشلیم (بیت المقدس) را به عنوان پایتخت به رسمیت شناخت.برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزمعترضان فلسطینی در جریان تظاهرات، سنگ ها را به سمت نیروهای امنیتی نشانه گرفتند.*نیویورک،
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزهنر خیابانی در ای بروکلین.*ونتورا، کالیفرنیا،
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزشعله های آتش در آتش سوزی در بزرگراه 101. آتش سوزی از زمان آغاز در روز دوشنبه گذشته تاکنون، به 180 مایل مربع (466 کیلومتر مربع) افزایش یافته و 430 ساختمان را نابود کرده است.برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزآتش نشانان بخشی از آتش سوزی در امتداد بزرگراه 101 را کنترل می کنند.*پورتو پرنس، هائیتیبرترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزاین زن از سنگ روی سرش برای ساختن خانه جدیدش در terre noire در کوهستان cabaret استفاده می کند.*بازار ک ، بنگلادشبرترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزیک پناهنده روهینگیایی آماده می شود تا بادبادکش را در کمپی در منطقه بالوخالی بنگلادش به پرواز درآورد.برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزصف پناهندگان روهینگیایی برای گرفتن غذا در کمپ بالوخالی را نشان می دهد.*بوینس آیرس، آرژانتینبرترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزهواداران تیم فوتبال ایندیپندنته (independiente) در طول جام حذفی کوپا سودامریکانا در برابر تیم فلامینگوی برزیل شعله ای روشن د.*وال تورنز، فرانسه
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزرقابت یک اسکی باز در مسابقات قهرمانی اسکی جهان مردان را نشان می دهد.*آدلاید، استرالیا
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزجیمز اندرسون انگلستان پس از ا اج کامرون بنکرافت از استرالیا در دور دوم رقابت های گروه دوم جام کنفدراسیون ها جشن می گیرد.*شی آن، چین
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزمنظره هوایی از قطارهای سریع السیر راه آهن در شی آن.*بیت سوا،
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزدویدن نان ای از میان م وبه ها پس از یک حملۀ هوایی به شهر بیت سوا.*ونتورا، کالیفرنیا،
برترین ع های هفته از نظر خبرگزاری رویترزدود سنگینی که به دلیل آتش سوزی، محوطه ساحل mondos را پوشانده است.معصومه میرحسینی - تیتریک
انتهای پیام/
در آستانه تحلیف رئیس جمهور ایران شماری از هیات های و شخصیت های خارجی برای حضور در این مراسم وارد تهران شده اند. شمار زیادی خبرنگار و عکاس از شبکه های مختلف بین المللی نیز برای پوشش این مراسم به کشورمان سفر کرده اند. رویترز در همین حال تعدادی ع که به تازگی عکاس این خبرگزاری از تهران در آستانه شروع ت جدید برداشته منتشر کرده است؛ این ع ها در کنار ع های دیگری که طی دوسال اخیر از زندگی روزمره در تهران برداشته شده در قالب گزارشی با عنوان "مردم ایران" منتشر شده است.گزارش رویترز از «مردم ایران» گزارش رویترز از «مردم ایران» گزارش رویترز از «مردم ایران» گزارش رویترز از «مردم ایران» گزارش رویترز از «مردم ایران» گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»گزارش رویترز از «مردم ایران»
روابط گسترده و اتحادیه اروپا در حین جنگ جهانی اول شکل گرفت و به مرور زمان این فراتر از روابط تجاری و اقتصادی رفت. از این دوره به بعد، رسماً از انزواگرایی خود خارج شد و نقش موازنه گر در برابر تهدید آلمان را بر عهده داشت و پس از جنگ دوم جهانی، در دوره جنگ سرد نیز این نقش را در مقابل شوروی ایفا کرد. در این دوره با افزایش حضور نظامی و ایدئولوژیکی خود در مقابل تهدید شوروی و کمونیسم ایستادگی کرد. این رابطه در شکل ناتو و فراآتلانتیک گرایی به بقای خود ادامه داد که تا کنون نیز ادامه داشته است. از این پس، رسماً خود را قدرت برتر جهانی دید که تلاش کرد تا سازمان ها و نظم جهانی را مطابق میل خود ایجاد کند. لذا نه تنها نظم جهانی، بلکه تأمین امنیت در اروپا نیز تا مدتهای زیادی بر عهده ایالات متحده بود. اما امروزه قدرت ابعاد مختلفی پیدا کرده است و علاوه بر این، تهای اروپایی که تحت عنوان اتحادیه اروپا هستند، قدرت نظامی بیشتری نیز پیدا کرده اند و لذا این سؤال در ذهن ایجاد می شود که با وضعیت کنونی ماهیت روابط امنیتی اروپا و ایالات متحده چیست؟ آیا اروپا همچنان پیرو و به لحاظ امنیتی وابسته به او است؟در ادامه و در پاسخ به این سؤالات، متن پیش رو بحث را در قالب مسائل امنیتی و غیر امنیتی تقسیم بندی کرده است و در ذیل آنها به بررسی امکان همگرایی یا واگرایی در آن حوزه می پردازد.۱-اختلاف و اتفاق نظر در روابط امنیتی اروپا و روابط امنیتی اتحادیه اروپا و را به طور کل دارای پایه ای محکم و باثبات است. اینکه برخی در روابط امنیتی میان این دو واگرایی را ذکر می کنند، از اصل و اساس غلط است چرا که ی نظم جهانی ای را بر عهده دارد که بر پایه اصول و ارزشهای مشترک غربی بنا شده است. لذا نباید در این موضوع شکی کرد. اما با این حال، ممکن است مخالفتهایی نسبت به رویکردهای یکجانبه گرایانه از سوی اتحادیه اروپا صورت گیرد که زمینه های این واگرایی به شرح ذیل می باشند.۱-۱-مبارزه با تروریسمدر حال حاضر بزرگ ترین مشکل جهان از دید غرب، تروریسم و افراطی گری و نیز راههای مبارزه با آن می باشد. این مسئله خصوصاً پس از مورد حمله قرار گرفتن ای مهمی چون، پاریس، لندن و … در اروپا بسیار برای غرب حائز اهمیت شده است. اتحاد و همگرایی اروپا با در حل این معضل و شرکت جستن در ائتلاف جهانی علیه تروریسم به سرکردگی ، از جمله موارد اشتراک در سیاست های فعلی دو طرف می باشد که از جمله موارد همگرایی آن ها می باشد. به طور کل، پس از ۱۱ سپتامبر، مبارزه با تروریسم را در صدر برنامه های کشورها و سازمان های مختلف از جمله ناتو وارد کرد و البته در همین زمان مبارزه با تروریسم در زمره مسائل امنیت ملی کشورهای مختلف جهان تعریف شد. فهرست درخواست های چهل و هفتگانه از اتحادیه اروپا برای مبارزه با تروریسم در زمینه هایی چون فعالیت های مالی و بانکی تروریست ها، همکاری های پلیسی و قضایی دو سوی آتلانتیک، تبادل اطلاعات محرمانه شخصی، همکاری های اقتصادی، مراقبت های مرزی و امنیتی و مسافری، حمایت از در منزوی ساختن مالی-اقتصادی و کشورهای حامی تروریست(۱)و … مؤید این نکته می باشند. هم اروپا و هم بر سر مبارزه با تروریسم، خصوصاً پس از حملات مختلف در سطح اروپا، همگرایی دارند اما در دوره کنونی، را ار متفاوتی دارند. در دوره اوباما، اروپاییان و اوباما در مورد اینکه ریشه تروریسم را باید در میان مردم منطقه و تحرکات ضد غربی آنان دانست هم نظر بودند و راه حل آنان نیز با کشورهای منطقه و خصوصاً ایران و رژیم های امنیتی و کنترل تسلیحاتی چون بود(۲). اما در دوره ترامپ، اختلاف نظر وجود دارد. ترامپ علاوه بر اینکه قصد ارسال ۴۰۰۰ نیروی نظامی در قالب ناتو جهت جلوگیری از قدرت گیری در افغانستان را دارد(۳)، نشان داد که مخالفتی با حضور نیروی زمینی در جهت مبارزه با تروریسم ندارد، به عبارت دیگر او تا کنون نشان داده است که هیچ گونه استراتژی ای ندارد. تفاوت دیگری که در این مورد بین و اتحادیه اروپا قابل مشاهده است، بحث نوع تجربه و شناخت آنها از تروریسم است. تروریسم را در یک نوع، یعنی گرای آن می داند و همچنین آن را در ورای مرزهای خود و عنصری خارجی می داند حال آنکه اتحادیه اروپا برای آن انواع مختلفی قائل است(از جمله ج طلبان) و آن را صرفاً خارجی نمی بیند.۲-۱-جنگ عراقجنگ عراق عامل اصلی واگرایی میان برخی کشورهای قدرتمند اتحادیه اروپا نظیر آلمان، بلژیک و فرانسه با ایالات متحده امریکا بود. ایالات متحده امریکا که فاجعه ۱۱ سپتامبر را تجربه کرده بود و از حمایت کامل اروپا نیز برای مبارزه با تروریسم جهانی و پیشگیری از تکرار چنین فاجعه عظیمی برخوردار بود نسبت به مخالفان سیاست جنگ طلبانه اش در اروپا واکنش تندی نشان داد. برخی از کشورهای اروپایی به خصوص دو کشور مهم آلمان و فرانسه گلایه و انتقادهای شدیدی بر سیاست خارجی جورج بوش و اقدام یکجانبه و پیش دستانه او بدون وجود شواهد محکم و مهم تر از آن، مجوز شورای امنیت برای چنین اقدامی داشتند و نگران آینده اروپا از پیامدهای ناشی از جنگ عراق بودند.۳-۱-ایران و اروپا که ایران را حامی تروریسم می دانند، علاوه بر بحث مبارزه با تروریسم، در رابطه با برنامه موشکی ایران و همچنین مبارزه با سلاح های کشتار جمعی نیز در مورد ایران هم نظر هستند. اما تفاوت آن ها در علت مخالفت با ایران و نحوه مبارزه با آن کمی متفاوت است. اروپاییان از ایران به دلیل امکان تخطی ایران از نظم لیبرال دموکراسی جهانی، تخطی از قطعنامه های بین المللی، حمایت ایران از های ی در منطقه، به خطر انداختن امنیت رژیم صهیونیستی هراس دارند. آنها از امکان ساخت مخفیانه موشک ها و افزایش مخفیانه توان هسته ای ایران، مداخله در عراق/افغانستان و یمن و به خطر انداختن وضع موجود در منطقه نگران اند. اما معتقدند برای حل آن، باید از طریق تعامل سازنده و به صورت تدریجی حل شود. اما با مطرح بحثهایی همچون ، دستی به تسلیحات کشتار جمعی، نگرانی از به خطر افتادن قدرت برتر در منطقه، از بین رفتن موازنه علیه ایران، تهدید متحدان و نهایتاً از بین بردن نظم موجود در خاورمیانه، از ایران بیم دارد. اما رویکرد خصوصاً در دوره ترامپ در قبال ایران، بر حذف و برخورد است و نه تعامل. قصد دارد با از بین بردن برنامه هسته ای، موشکی و بالهای [۴ ]منطقه ای ایران، آن را به صورت کامل و با ب حداکثر امتیاز، مهار کند. به عنوان مثالی از این امر می توان به تحریم هرگونه صنایع حتی دارای ارتباط اندک با بحث هسته ای، موشکی و بالهای منطقه ای ایران نظیر حمل و نقل اشاره کرد که تحریم شرکت هوایی ماهان از آن جمله است. ماهان را به انتقال سلاح و نیرو به متهم کرده و معتقد است که محدود این خط هوایی می تواند به ایران فشار وارد کند؛ حال آنکه اروپاییان با این اقدام مخالفت د.۴-۱-روسیهروسیه اولین تهدید علیه اتحادیه اروپا است. روسیه خواهان فروپاشی ناتو و اتحادیه اروپا است. همچنین نشان داده است که بی میل به گسترش ارضی خود نیز نمی باشد. اوباما این موضوع و دغدغه اروپاییان را به خوبی درک کرد و به همین دلیل در بحران کریمه شاهد استقرار نیروهای در آنجا بودیم. اگرچه به طور کل، در راستای اجرای سیاست چرخش به شرق، قصد دارد تا نیروهای خود را به شرق آسیا منتقل کند و از حجم آنها در اروپا بکاهد. همچنین از دیگر ا امات این استراتژی کلان ، تقویت اروپا و حتی ایفای نقش آن در نظام بین الملل است. تا کنون، در حدود ۴۰-۳۵% از ناوگان دریایی خود را در اروپا نگه داشته است و پیش بینی می شود تا ۲۰۳۰ این رقم به ۳۵-۳۰% کاهش یابد. از نظر کشورهای اروپایی، این تحریم ها علاوه بر محدود فعالیت تجاری با ایران و روسیه، کشورهای اروپایی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. با اعمال این تحریم ها قصد ایجاد شغل در بخش نفت و گاز برای مردم ایالات متحده و تحت فشار قرار دادن شرکت های اروپایی را دارد. از نظر اروپایی ها، از تحریم ها به عنوان ابزاری برای حذف شرکت های اروپایی از گردونه رقابت ها سوء استفاده می کند. تلاش دارد تا اروپا را وادار به ید گاز مایع خود کند و از این طریف بازار روسیه در این منطقه را تصاحب کند.۲-اختلاف و اتفاق نظر در روابط غیرامنیتی اروپا و رابطه غیر امنیتی و اروپا انسجام روابط امنیتی آنها را ندارد و خصوصا در دوره ترامپ، شاهد زمینه های واگرایی بیشتری هستیم. اما باید ذکر شود که این دو به لحاظ وابستگی های امنیتی، ارزشی و فرهنگی در زمینه های غیر امنیتی و خصوصا اقتصادی نیز به نوعی شریک هستند. به عبارت علمی تر، که اتحادیه اروپا را به لحاظ امسائل غیر امنیتی (خصوصا اقتصادی) رقیبی برای خود می دید، به او در نظمی که خود ایجاد کرده بود نقش داد تا همکاری و همگرایی آنها حفظ شود. در ذیل به بررسی این موضوع پرداخته می شود.۱-۲-همگرایی و واگرایی در روابط اقتصادیاتحادیه اروپا و ی شمالی دو محور اصلی اقتصاد جهانی محسوب می شوند که با یکدیگر حجم بالایی از مبادلات اقتصادی و مالی نیز دارند. در واقع این دو عامل هستند که نظم لیبرالی موجود در جهان را مدیریت می کنند. در ادامه به وجود همگرایی یا واگرایی در این نوع رابطه پرداخته خواهد شد. ابتدا با آنچه مؤید همگرایی است شروع و سپس به بررسی شاخص های واگرایی پرداخته می شود.۱-۱-۲-همگرایی اقتصادیروابط اقتصادی و اتحادیه اروپا، در نوع خود بزرگ ترین رابطه اقتصادی در جهان است. روابط اقتصادی این دو پس از جنگ جهانی دوم متحول شد و از ۶ کشور عضو ، به ۲۸ کشور رسید. حجم بالای مبادلات اقتصادی میان آن ها منجر به مذاکرات و نهایتاً ایجاد طرح مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فرا آتلانتیک(۵) گردید(۶)در سال ۲۰۱۲، حجم تجارت میان این دو به ۱۵۰۰میلیارد دلار رسید که نشانده میزان مبادلات این دو است. در همین سال، اتحادیه اروپا در زمینه کالا، ۲۶۵٫۱میلیارد دلار به صادرات (حدود ۱۷٫۱ درصد میزان صادرات کل ) و حدود ۳۸۰٫۵ میلیارد دلار(در حدود ۱۶٫۷%) از آن واردات داشته است(۷). به عبارت دیگر، اتحادیه اروپا بزرگ ترین سرمایه گذار( حدود ۵۰% از جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در جهان) و ایالات متحده پس از آن( ۲۵ درصد حجم سرمایه گذاری جهانی)در جهان محسوب می شود. در ج ۱ حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی و اروپا در مقایسه با چین، برزیل و مجموع جهانی آمده است. این دو همچنین بزرگ ترین سرمایه گذار در حوزه بازارهای یکدیگر نیز محسوب می شوند. از سال ۲۰۰۶ به بعد، دو اتفاق باعث تقویت این همگرایی اقتصادی گردید. این دو عامل همگرایی اقتصادی شامل شورای اقتصادی فرا آتلانتیک(۸) در سال ۲۰۰۷ که باعث بیشتر ت ها، بازرگانان و حتی کارگران این حیطه در میان کشورهای عضو گردید. این شورا همچنین بستری مناسب برای بحث و بررسی مسائل اقتصادی جهانی نیز می باشد. در این میان گروه های کاری و همایش های متعددی در این راستا برگزار شده است. اما مورد دومی که این همگرایی را تشدید کرد، مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فرا آتلانتیک بود که در سال ۲۰۱۳ مذاکرات آن آغاز شد. هدف این مشارکت حذف هرگونه موانع تجارت از جمله تعرفه ها می باشد.علاوه بر سرمایه گذاری، این دو دارای حجم بالای تجارت با یکدیگر نیز می باشند که در این میان می توان به شرکای تجاری اروپایی نظیر انگلیس(۹) و آلمان اشاره کرد(۱۰)۲-۱-۲-واگرایی اقتصادیپس از فروپاشی کمونیسم از شدت این همگرایی اقتصادی موجود کاسته شد چرا که با تقویت اتحادیه اروپا، این اتحادیه تبدیل به بزرگ ترین رقیب تجاری گردد و پس از پیدایش واحد پول مشترک، این تهدید دوچندان شد. سایر مسائل مسبب واگرایی عبارت اند از رقابت در ب بازار بیشتر، صلاحیت های فرا سرزمینی (اعمال تحریم های یک جانبه)، یورو(در صورت جایگزینی دلار با یورو، دچار مشکلات متعدد و جدی اقتصادی خواهد شد) و سیاست های حمایتی اتحادیه اروپا و در روابط بازرگانی، این رابطه را دچار واگرایی کرده است.بحث دیگر که در همین زمینه می توان آن را بیان کرد، بحث احترام به سازمان های بین المللی است که به شدت این موضوع برای اروپاییان حساس و مهم است. در دوره بوش، شاهد یک جانبه گرایی از این دست خصوصاً در مورد حمله به عراق و سایر تحریم های یک جانبه و خودسرانه از سوی بودیم. این امر در دوره اوباما وضعیت بسیار بهتری پیدا کرده بود. اما در دوره ترامپ مجدداً شاهد بی احترامی او به سازمان ها و پیمان های بین المللی هستیم. ترامپ علاوه بر ملغی مشارکت فرا پاسیفیک، از پیمان پاریس نیز خارج شد. همچنین بارها به نفتا و ناتو نیز حمله ور شده است. آنچه که در این مبحث اهمیت پیدا می کند، بحث وج از سازمان تجارت جهانی است. این اقدام ترامپ در راستای شعار”اول (۱۱)” او در دوره انتخابات معنادار است اما این اقدام می تواند منجر به حرکت به سوی اقتصاد ملی از سوی سایر کشورها و به تبع آن افزایش تعرفه ها خواهد شد که کاملاً مغایر با ارزش های نئولیبرال و غربی است.۲-۲- واگرایی و مسئله محیط زیست و پیمان اقلیمی پاریس در حالی که معاهده اقلیمی پاریس از جانب اروپایی ها دارای اهمیت فراوان است و در دوران اوباما با تلاش های وی یکی از موارد اروپا و امریکا بود با دستور ترامپ مبنی بر ترک این معاهده عملاً یکی دیگر از مسیرهای مثبت رابطه دو طرف، دچار چالش شد. مقامات اروپایی به شدت نسبت به این تصمیم ، واکنش نشان دادند. این در حالی است که دو ماه پیش از آن ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی، کلیه قوانین و دستورالعمل های ت اوباما برای مقابله با تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی را لغو کرده بود. ترامپ این پیمان را به این جهت که برخی کشورهای جهان سوم و آسیایی را معاف کرده است و مانع از توسعه کارخانه های می شود، ملغی کرده است. بنا به نظر او، این پیمان باعث شده که کارخانه ها و به تبع آن مشاغل وابسته به آن، کارگرها و درآمد حاصل از تولید از غرب به شرق رفته و به همین دلیل از آن خارج شد. لذا وج امریکا از موافقتنامه توان رقابتی امریکا را قطعا بالا می برد. همچنین اگر اتحادیه اروپا وظایف امریکا را نیز بر عهده بگیرد، هزینه هایش بسیار بالا می رود. با تحریم روسیه و وج امریکا از این پیمان، اتحادیه اروپا مجبور می شود گاز مایع امریکا را یداری کند که خود به معنی افزایش هزینه های اتحادیه اروپا نیز می باشد.۳-۲- واگرایی و امنیت انرژیموضوع بعدی حائز اهمیت بحث انرژی و خصوصاً انرژی غرب آسیا و همسایگان شرقی اروپا است. اروپا اگر بخواهد رشد مداوم اقتصادی داشته باشد، نیاز به تأمین بیشتر و سریع تر انرژی از این مناطق دارد و لذا حفظ روابط دیپلماتیک و همچنین ثبات در این مناطق برای اروپا به جهت تأمین امنیت نفت و انرژی، بسیار حیاتی است. کشورهای عضو اوپک حدود ۴۰% واردات نفت خام اروپا را تأمین می کنند. به عنوان مثال روسیه، لیبی، عربستان و نیجریه به ترتیب حدود ۳۰%، ۳%۸% و ۸% از نفت خام اروپا را تأمین می کنند. همچنین بیشتر گاز اروپا نیز از طریق روسیه(۱۲)، نروژ و الجزیره تأمین می شود(۱۳). لذا هرگونه بی ثباتی، قطع روابط دیپلماتیک و یا تحریم خودسرانه این کشورها توسط ، می تواند صدمات جدی ای را به اروپا وارد سازد. حال آنکه در دوره ترامپ خیلی به این مساله توجهی ندارد چرا که نیازی به نفت و انرژی ندارد.۳-دلایل همگرایی و واگرایی در روابط امنیتی و غیر امنیتی اتحادیه اروپاهمگرایی و اتحادیه اروپا پس از جنگ جهانی دوم و به تبع تهدیدات امنیتی شکل گرفت و تا کنون ادامه یافت. استمرار تهدیدات امنیتی و خصوصا روسیه به همراه اشتراکات زیاد تاریخی، فرهنگی و ارزشی باعث این امر شده است پیوند عمیقی میان جبهه غرب، خصوصا اتحادیه اروپا و برقرار باشد. لذا راهبرد کلان و استراتژی کلی این دو مشترک است اما تفاوت در نوع نگاه به مساله و نحوه برخورد با تهدیدات است. اروپا به طور کل بر قدرت نرم و همچنین رویکرد ژئوکالچری تاکید دارد، حال آنکه بر قدرت سخت و ژئوپلتیک تاکید دارد. این رویکرد در مورد مسائل امنیتی خصوصا نحوه مبارزه با تروریسم، ، روسیه و … نمود دارد. همچنین اروپا بر مهار تدریجی ایران و روسیه و نه مهار کامل آنها، اولویت مبارزه با تروریست و خصوصا ، چندجانبه گرایی، وم عمل و احترام به پیمان ها و سازمان های بین المللی و وم هرگونه اقدام نظامی در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل تاکید می کند حال آنکه ، خصوصا در دوره ترامپ ع این موارد عمل کرده است و به عنوان مثال برای منافع راهبردی یک تهدید تلقی نمی شود .(۱۴) همچنین اروپا در مورد بحران و نحوه حل مناقشات خاورمیانه نگاه متفاوتی از دارد و بر وم همکاری ایران و روسیه تاکید می کند(۱۵)که این امر طبیعتا ناشی از منافع آن نیز می باشد. لذا منافع غیر امنیتی در این مرحله شکل می گیرند. اروپا به جهت تامین انرژی خود به روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته است و لذا وم تعامل مناسب با ایران و روسیه بسیار برای اروپا حایز اهمیت است. حال آنکه بدون هیچگونه ملاحظه ای در این خصوص نسبت به این دو کشور تحریمهای مختلفی را وضع می کند. لذا این اختلافهای اندک ناشی از منافع متفاوت نیز می باشند. اروپا همچنین نگران مواجهه با مخاصمات تجاری پرهزینه و فرصت سوز با نیز می باشد. به این معنا که در صورت چیره شدن دو ین عمده اقتصادی مورد نظر یعنی “اول ” و “حمایت گرایی اقتصادی”، بروز اختلافات و مخاصمات تجاری با اتحادیه اروپا و کشورهایی چون آلمان دور از ذهن نیست. این نکته از آنجا اهمیت می یابد که می دانیم بعد از بحران اقتصاد جهانی سال ۲۰۰۸، اروپا شرایط مساعدی از نظر اقتصادی ندارد. در این چارچوب اروپا انعقاد پیمان تجاری دو سوی آتلانتیک را نیز به عنوان فرصتی بزرگ برای گذار از وضعیت فعلی اقتصادی خود می دانست(۱۶)۴-ناتو: پیوند دهنده و شاکله روابط امنیتی اتحادیه اروپا و همانطور که پیش تر نیز اشاره شد، در دوره جنگهای جهانی و پس از آن، اروپا به دامان پناه برد و این امر تسلط بر منطقه و در نظم جهانی را تسهیل نمود. اروپا به تنهایی توان ایستادگی در برابر شوروی را نداشت و به لحاظ نظامی و امنیتی زیر چتر بود. ناتو تلاشی برای حفظ امنیت جمعی، ممانعت از نزاع کشورهای عضو با یکدیگر و متعهد نگه داشتن به حفظ امنیت اعضا تشکیل بود. اما پس از فروپاشی شوروی، ناتو کارکرد دیگری نیز پیدا کرد. ناتو به منظور متعهد نگه داشتن کشورهای عضو به پیروی از استراتژی های و تقسیم هزینه و مسئولیت به آن ها تلقی می شد.سه نگاه کلی در رابطه با ناتو در اتحادیه اروپا وجود دارد:۱-اروپاگرایان: کشورهایی چون فرانسه بر وم تقویت توان نظامی و مستقل اروپایی تأکید دارند. این دسته همچنین به دنبال افزایش نقش اتحادیه اروپا در ناتو و عضویت کشورهای اروپای شرقی در این سازمان می باشند. نمود این امر را می توان در تنشهای موجود میان ناتو و سیاست دفاعی و امنیتی اروپا مشاهده کرد.( سیاست دفاعی – امنیتی اروپا را در صورت تقویت توان نظامی اروپا که طبیعتاً منجر به تقویت ناتو شود، می پذیرد، اما صرفا در صورتی این امر را می پذیرد که اتحادیه اروپا هم سطح نشده و پیرو آن باقی بماند.)۲-آتلانتیک گرایان: کشورهایی چون انگلیس که معتقد است امنیت اروپا بر عهده ناتو باشد و باید مانع کاهش تعهدات نظامی به اروپا شد.۳-کشورهای بی طرفی چون آلمان که به دنبال جلب رضایت همه طرفها هستند.از طرفی دیگر، به دنبال گسترش ناتو در سطح جهانی است در حالی که اروپایی ها درزمینه بحرانهای خارج از منطقه اورآتلانتیک بیشتر خواهان دخ به شکل موردی و نیز با هماهنگی و نظارت کامل سازمان ملل هستند. اروپاییان تمایلی به هزینه و اعزام نیرو برای عملیاتهای خارج از این منطقه، خصوصاً به مناطق پرخطر ندارند. نمونه آن را می توان در مخالفت آلمان نسبت به ارسال نیرو به افغانستان طبق دستور جدید ترامپ و یا عدم پیوستن نیروهای آلمانی به دیگر نیروهای ناتو در کوزوو، اشاره کرد. همچنین اروپاییان در حال حاضر توان مالی تأمین کامل هزینه های سیاست دفاعی و امنیتی اروپا را نیز ندارند. آنها تمایلی به ج دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود نیز برای این منظور ندارند و ترجیح می دهند این هزینه بر دوش باشد. مشکل دیگر ناتو، یکجانبه گرایی بیش از حد و یا حملات پیش دستانه آن است که نمونه آن هم در جنگ عراق قابل مشاهده بود. به طور کل اروپاییان خواهان چندجانبه گرایی و عمل در راستای سازمان ملل و شورای امنیت را ضروری می دانند. لذا عدم وجود درک ی ان از تهدیدات و همچنین پاسخ متفاوت به آن تهدیدات، از دیگر زمینه های افتراق اتحادیه اروپا و است. با این حال، در برهه کنونی، این سازمان مسیر حمایت از کشورهای اروپایی در برابر خطرات احتمالی روسیه می باشد. از این رو در زمان حال ناتو نقش مهمی در روابط اروپایی – یی بازی می کند و برای هم اروپا و هم حیاتی است. هرچند ترامپ مشکلاتی را برای اروپاییان ایجاد کرده است. ترامپ در نشست اخیر برو ل، پیرو شعارهای انتخاباتی اش، در مورد پرداخت بدهی و افزایش سهم مالی کشورهای اروپایی در ناتو سخن به میان آورد چرا که او و تیمش معتقدند هزینه امنیت اروپا را نباید بر دوش بکشد و افزایش دو درصدی پرداختی های آلمان نیز در همین راستا است. با این حال و علیرغم زمینه های واگرایی که وجود دارد، همکاری امنیتی در این سازمان به نظر نمی رسد که از بین برود و همچنان شاهد همگرایی بیشتر اروپا و طبق تضمین های امنیتی پیشین این سازمان خواهیم بود و لذا من حیث المجموع، این موضوع از زمینه های قوی همگرایی حداقل در وضعیت کنونی است چراکه هم اکنون شاهد هیچ گونه تلاشی از طرف اروپا هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ نظامی برای رسیدن به سطحی از دفاع از خود در قبال تهدیداتی چون روسیه و ایجاد سازوکار نظامی کاملا مستقل از ناتو ولی در حد آن، نبوده ایم. علاوه بر این، با وج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این اتحادیه از توان لجستیکی و نظامی بسیار پایینی برای مداخله و درگیری مستقیم و هماهنگ با تهدیدات برخوردار است(۱۷) جمع بندیاگرچه در روابط فرا آتلانتیکی شاهد برخی گسست ها و واگرایی ها هستیم، اما با این حال سنگینی موارد و اهمیت بیشتر آن ها را نمی توان نادیده گرفت. به عبارت دیگر، اروپا اگرچه در برخی موارد به عنوان چالشگر و رقیب ممکن است عمل کند، اما به طور کل شریک و متحد است. همان طور که مشاهده شد، در خصوص سیاست های راهبردی این دو با یکدیگر هم نظر هستند اما روش آن ها با یکدیگر متفاوت است. همچنین هیچ یک از اختلافات آن ها در عرصه سیاست علیا نیست و در این زمینه، کاملاً به یکدیگر وابسته اند. به عبارت دیگر اگر را قدرت سخت بدانیم، قدرت نرمی چون اروپا به شدت به آن وابسته است و بالع . لذا علاوه بر اشتراکات ارزشی که با یکدیگر دارند، منافع ملی هریک از این دو بازیگر ایجاب می کند تا با یکدیگر به جهت مدیریت بهتر نظم فعلی جهانی و تأمین امنیت ( ابعاد مختلف آن) خود، با یکدیگر همکاری داشته باشند. این دو صرفا در نوع نگاه به مسائل امنیتی و همچنین نوع واکنش به آن با یکدیگر تفاوت دارند. اختلاف این دو بیشتر در زمینه های غیر امنیتی نظیر پیمان زیست محیطی و مسائل اقتصادی است. بنابراین، ج اروپا از حداقل در برهه کنونی، امری غیر محتمل و غیر واقع بینانه می باشد و لذا وم حفظ ناتو نیز ضروری است. به نظر می رسد هم اروپا و هم نیازمند یکدیگرند و ناچار از همکاری و تعامل با یکدیگر و از ستیز و درگیری با هم سودی نخواهند برد.منابع و پی نوشت ها:۱- البته از دید غربی ها[۲]- با حفظ توازن قوا به صورت یک اصل این کار صورت می گرفت.[۳]- اروپاییان مخالف هم هزینه های و هم ارسال نیرو هستند.[۴]- منظور توان موشکی، هسته­ای و گروههایی نظیر انصارا…، حزب ا… و حماس است.[۵]- tran lantic trade and investment partnership[6]- که البته آقای ترامپ نسخه مشابه آن تحت عنوان مشارکت فراپسیفیک را ملغی کرد.[۷]- cooper , w. (2014). eu-u.s. economic ties: framework, scope,and magnitude. congressional research service.[8]- tran lantic economic council (tec)[9]- البته پیش از برگزیت[۱۰]- oecd (2017), fdi flows (indicator). doi: 10.1787/99f6e393-en (accessed on 11 september 2017)[11]- america first[12]- این اطلاعات مربوط به سال ۲۰۱۵ است.[۱۳]- ikechukwu, e. f., & chakhava, k. (2015). energy security in european union. journal of social sciences, 4(2), 55-59[14] فتاحی­ منش، مریم (۱۳۹۶). “ویژگی های مطلوب ”. شکده راهبردی تبیین، قابل دسترسی در:http://tabyincenter.ir/20389[15]- محمدی، محمدرضا (۱۳۹۶). “درخواست فرانسه از ایران برای آغاز و توسعه گفتگوهای : دلایل و پیامدها”. شکده راهبردی تبیین، قابل دسترسی در:http://www.tabyincenter.ir/19710[16]- مفیدی احمدی، حسین. (۱۳۹۶). “اختلافات امنیتی و تجاری اروپا و ”. برگرفته از خبرگزاری صدا و سیما در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ به آدرس اینترنتی:http://www.iribnews.ir/fa/news/1626251[17]- حاتم ­زاده، عزیزالله (۱۳۹۶)، “آیا اروپا راهی جدا از ایالات متحده انتخاب کرده است؟”. شکده راهبردی تبیین، قابل دسترسی در:http://tabyincenter.ir/20743پایگاه تبیینانتهای متن/
ایرانی ها 4هزار پیشتر از اروپایی ها یکجانشین شدند و در حالی که ما 7هزار پیش سیلک کاشان را داشتیم که سفال داشته و نزدیک به ف کاری بوده است، در اروپا یخبندان به سمت شمال عقب نشینی کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ت به نقل از سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری، سید محمد بهشتی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری امروز شنبه 5 اسفند 96 در سومین نشست تخصصی «ایران کجاست، ایرانی کیست» (مطالعات طرح آمایش سرزمین) در محل سازمان برنامه و بودجه با اشاره به وجود این ذهنیت که فکر غربی، فکری جهانی است، درباره غرب و آنچه که در حوزه فرهنگ غربی است صحبت کرد.او با اشاره به تفاوت فرهنگ ها، در توضیح منشأ این تفاوت به تعریف فرهنگ پرداخت و گفت: «فرهنگ، دانایی حاصل از تعامل تاریخی انسان با محیط به قصد حفظ بقا در شرایط بحرانی و فراهم شرایط حداکثری زیست در وضعیت عادی است.»بهشتی در توضیح وم ایجاد تعامل برای رسیدن به دانایی گفت: «هیچ محیطی نیست که برای فراهم شرایط زیست ضرورتی به تعامل انسان با آن وجود نداشته باشد.»او تفاوت محیط را سرمنشأ تفاوت فرهنگ ها دانست و گفت: «اگر فرهنگ چین با فرهنگ هند، مصر، ایران، اروپا و غیره فرق دارند در وهله نخست به خاطر محیط های متفاوت آن ها است.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: «یک جامعه انسانی به اعتبار منابع مورد نیاز در یک محیط، برای بار نخست وارد آنجا می شود این در حالی است که اگر جایی فاقد منبع زیستی باشد انسانی وارد آن نمی شود.»او ادامه داد: «معمولاً در همه محیط های قابل زیست و برخوردار از منابع حتما موانع زیستی نیز وجود دارد به عبارت دیگر ما با دوگانه منابع و موانع زیستی مواجه هستیم.»بهشتی در ادامه به مقایسه منابع و موانع زیستی در محیط های مختلف پرداخت و گفت: «طیفی از بسیار کم تا بسیار زیاد از منابع و موانع در محیط های مختلف وجود دارد، ازسوی دیگر منابع متنوع هستند و باید زنجیره ای از منابع داشته باشیم در غیر این صورت برای شرایط زیست کافی نخواهد بود.»او منابع را به دو گروه بالقوه و بالفعل تقسیم کرد و گفت: «در مصر رودخانه نیل به عنوان منبع بالفعل آب محسوب می شود در حالی که در بسیاری از نقاط ایران منبع آب، بالقوه و به صورت سفره های زیر زمینی است که مشهود نبوده و پشت حج از زمین واقع شده است.»شرق چین، بهشت روی زمینرئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری موانع را نیز به صورت بالقوه یا بالفعل دانست و گفت: «طوفان های موسمی در بنگلادش یا بادهای 120روزه سیستان در ایران یک مانع بالفعل زیستی است که پشت حج از زمان پنهان نیست و ما می دانیم چه زمانی اتفاق می افتد اما ز له، سیل یا خش الی در ایران موانع بالقوه هستند که اگرچه می دانیم شاید خواهند امد اما زمان و شدت وقوع آن را نمی دانیم.»او با اشاره به وجود تفاوت و تنوع محیط ها از نظر منابع و موانع اعم از بالقوه و بالفعل و همچنین وضعیت زنجیره منابع گفت: «حاصل همه این ها ماتریسی را به دست می دهد که در بهترین موقعیت عدد 10 را به ما نشان می دهد که در واقع محلی مانند بهشت است و در آن منابع کاملا بالفعل و بسیار غنی و موانع بسیار نادر هستند، شرق چین یکی از این مناطق است.»بهشتی افزود: «مناطقی که عدد ماتریس به 2 نزدیک می شود، کمترین ارزش زیستی را دارد، این محیط ها از نظر منابع فقیر، زنجیره منابع ناکامل و موانع زیستی بزرگ و شدید بوده و شرایط زیست به قدری سخت است که ناممکن می شود.»او با اشاره به طبقه بندی مناطق مختلف براساس اعداد این ماتریس از محیط های بین نی، بهشت آسا، مستعد و برخوردار نام برد.رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: «در محیط بین نی به دلیل کامل نبودن زنجیره برای زیست باید حرکت کرد و برای تامین و استفاده منابع از محلی به محل دیگر کوچ کرد.»او از ویژگی های مناطق بهشت آسا به وجود منابع بالفعل فراوان با زنجیره کامل همراه با موانع کم و نادر اشاره کرد و در تعریف محیط مستعد گفت: «در این محیط موانع و منابع، هردو فراوان اما بالقوه هستند، مثل محیط ایران که محیطی مستعد و بالقوه است.»بهشتی محیط برخودار را محیطی با منابع و موانع بالفعل دانست و در تفاوت این محیط با محیط مساعد گفت: «در محیط مساعد، منابع بزرگتر از موانع هستند اما در محیط برخوردار موانع بزرگتر از منابع هستند.»او همه اروپا را دارای محیطی برخوردار دانست و گفت: «منظور از اروپا، تاریخ اروپا است و نه اروپای امروز چرا که امروزه به قدری دخل و تصرف در اروپا صورت گرفته است که شباهت زیادی به اروپای تاریخی ندارد.»بیشتر جنگل های اروپا در قرن 19 کاشته شده اندبهشتی گفت: «جنگل هایی هم اینک که در اروپا می بینید عمدتا در قرن 19 کاشته شده است و شاید فقط 5 تا 6 درصد جنگل های اروپای امروز، جنگل های اصیل و قدیمی است که تبار آنها جنگل های هیرکانی گیلان و مازندارن است چرا که در قرن 15 -16 همه جنگل ها تراشیده شده اند.»او افزود: «بیشتر جمعیت بشر در محیط های مساعد مثل هندوستان، چین و آسیای جنوب شرقی قرار دارند و در مرتبه بعدی اروپا و ی شمالی با محیط های برخوردار جمعیت را در خود جای داده اند و محیط های مستعد مثل خاورمیانه در مرتبه سوم قرار دارند.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به نظم شگفت آور موجود در سطح کره زمین گفت: «در شمالی ترین لایه ها، یخبندان و اقلیم قطبی، در لایه های بعدی اقلیم دوفصلی با جنگل های سوزنی برگ را داریم و سپس لایه ای متشکل از علفزار، مرتع و بدون درخت و نیز لایه ای از جنگل های معتدل و پهن برگ در اروپا و چین را شاهد هستیم.»او در ادامه به منطقه گرم و مرطوب استوایی اشاره کرد و گفت: «کره زمین دارای یک کمربند بیابانی است که ایران هم در این کمربند قرار دارد.»به گفته وی، مردم اروپا در محیط جنگلی معتدل برگ پهن زندگی می د اما اروپای امروز شبیه اروپایی که بشر وارد آن شده و تاریخ طولانی را سپری کرده، نیست.»اروپا بسیار دیرتر از سایر قاره ها زیست پذیر شد بهشتی در ادامه اظهار داشت: «اصولا اروپا با وجود محیط طبیعی مطلوب نسبت به آسیا و اروپا بسیار دیر زیست پذیر شده است، حدود 4 میلیون سال پیش که نخستین گونه انسان ریخت ها پدید آمدند، در افریقا زاده شدند و سپس وارد اروپایی شدند که سراسر یخبندان و سردسیر بوده است.»او افزود: «وقتی انسان راست قامت حدود 2 میلیون سال پیش از افریقا خارج می شود، اروپا همچنان یخ بندان بوده و شواهد انسان ابزار ساز در اروپا بسیار کم است.»او قدیمی ترین شواهد موجود انسان هوشمند (نیای ما) متعلق به حدود 150هزار سال پیش در افریقا اشاره کرد و گفت: «این انسان حدود 100هزار سال پیش از افریقا به منطقه ای که ما هم اکنون در آن زندگی می کنیم، قدم گذاشت اما این انسان هم خیلی دیر وارد اروپا شد و در واقع کهن ترین شواهدش در اروپا به 50هزار سال پیش است.»به گفته بهشتی، نه تنها زیست پذیری در اروپا در مقایسه با سایر قاره ها خیلی دیرتر اتفاق افتاد، بلکه تمدن هم به نسبت سایر قاره ها دیرتر وارد اروپا شد و هرچقدر ما به سمت غرب و شمال اروپا می رویم می بینیم که اینها دیرتر وارد جهان متمدن شده اند.او با اشاره به این که به طور متوسط از حدود 5 هزار سال پیش، شاهد نخستین انسان های یکجا نشین در اروپا هستیم، گفت: «این در حالی است که این تاریخ در ایران حتی به 9 هزار سال پیش هم می رسد.»پیش یخبندان در اروپا حدود 18هزار پیش بهشتی با بیان این نکته که در 18هزار سال پیش سطح اروپا عمدتا یخبندان بود، گفت: «7 هزار سال پیش که در کاشان سیلک را داریم که سفال داشته و نزدیک به ف کاری است، در اروپا یخبندان به سمت شمال عقب نشینی کرده و جنگل های بسیار متراکم این قاره را در بر گرفته است.»او به اشاره به ورود دیرهنگام کشاورزی به اروپا گفت: «در حالی که در ایران آثار کشاورزی 12هزار ساله وجود دارد، در ایتالیا مردم 6-7 هزار سال کشاورزی می د.»او درباره جهش ژنتیک انسان در اروپا گفت: «هرچقدر به سمت شمال غربی این قاره حرکت می کنیم جهش ژنتیک جوان تری را شاهد هستیم.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: «آغاز عصر نوسنگی در ایران مربوط به 9 هزار سال پیش است اما در اروپا 4500 سال پیش طلایه داران نوسنگی وارد شدند.»او به مومیایی های باتلاقی در اروپا اشاره کرد و گفت: «مومیایی های باتلاقی، انسان هایی بودند که در باتلاق و مرداب غرق شده و به صورت مومیایی در آمدند و باستان شناس ها موفق شدند با برسی دی ان ای آنها، عناصر زیستی آنها را تشخیص دهند.»به گفته وی، تمدن هایی مانند روم باستان و یونان باستان در مقایسه با تمدن های مصر باستان، بین النهرین و ایران، هند باستان و چین، جوان تر هستند.جنگل و باتلاق موانعی بر سر راه ورود به اروپابهشتی با اشاره به وجود موانع زیاد ورود به اروپا، از مهمترین موانع، جنگل را نام برد و گفت: «جنگل مصالح ساختمانی بسیاری در اختیار انسان قرار می دهد که با آن می توان تمدن های بزرگ ساخت، همچنین جنگل منابع غذایی در اختیار انسان قرار می دهد اما برای بهره مندی از این منابع در وهله نخست باید موانع را از سر راه برداشت.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با تاکید بر این که در طول تاریخ حیات انسان در اروپا، همواره بشر با جنگل در یک کشمکش دائمی و بی رحمانه به سر می بردند، گفت: «در آن زمان درختان تنومند چندصد ساله ای وجود داشت که چترشان اجازه نمی داد آفتاب به زمین برسد همچنین بارندگی های بسیار شدید، همه زمین را تبدیل به باتلاق گسترده کرده بود که انسان اصلا نمی توانست وارد این منطقه پردرخت و پر باتلاق شود.»او با اشاره به وجود موزه های باتلاقی در اروپا گفت: «این در حالی است که در کشورهایی مانند ایران، چین و هند و ... اصلا مومیایی باتلاقی وجود ندارد و این مومیایی ها ویژگی اختصاصی اروپا هستند.»او در ادامه از کک به عنوان یکی دیگر از عواملی نام برد که به شدت زیست پذیری را در اروپا سخت کرده بود.ترس های مردم قاره اروپارئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به این که در اروپا چیزهای فراوانی وجود داشته است که مردم از انها به شدت می ترسیدند، گرگ را مثال زد.او افزود: «گرگ در ذهنیت ایرانی ها، چینی ها، هندی و امثالهم، موجودی ترسناک نیست که مانع زندگی شده و در اسطوره های ما جایگاه بسیار وحشت آوری پیدا کند به طور مثال در اسطوره های ترکی ، گرگ به مثابه پدر و حامی است.»وی با تاکید بر این که گرگ در اروپا یکی از مظاهر ترس و وحشت است، به چندین اسطوره در این زمینه از یونان و روم باستان از جمله انسان گرگ نما اشاره کرد و گفت: «در داستان های عامیانه اروپا نیز داستان های زیادی درباره گرگ وجود دارد که یکی از معروف ترین آنها شنل قرمزی است.»او افزود: «گرگ همچنان در ساحت روایی مردم اروپا موجود ترسناکی است تا جایی که هنوز هم اگر در های اروپایی شبی با قرص ماه کامل همراه با صدای زوزه گرگ نمایش داده شود، به معنی وقوع یک اتفاق بد است این در حالی است که در فرهنگ ایرانی قرص ماه برای تشبیه صورت یار استفاده می شود.»بهشتی در ادامه افزود: «در آن زمان وقتی در شب قرص ماه کامل بود، نور برای حرکت شبانه وجود داشت اما حرکت در شب همراه با تهدید گرگ بود و به این ترتیب این ترس و تهدید در خاطره مردم اروپا تا امروز باقی مانده است.»به گفته وی، در تاریخ اروپا موجودات زیادی هستند که اگرچه امروز به قصه های جن و پری تبدیل شده اند اما روزگاری مردم با آنها زندگی کرده و از به شدت از آنها می ترسیدند تا جایی که قبل از وج از خانه دعا می خواندند، البته این دوران خیلی هم دور نیست و حتی تا یک قرن قبل هم در اروپا افرادی بودند که از این الگوهای مذهبی پیروی می د و به ارواح جنگل، مردان درخت نما، اسب تک شاخ باور داشتند.زمانی که طبیعت اروپا، دشمن انسان بودبهشتی گفت: «طبیعت برای انسان های که قصد ورود و زندگی در اروپا را داشتند، مانند دشمنی بود که در نخستین قدم باید آن را عقب رانده و نابود می د.»او تاکید کرد: «امروز ما نمی توانیم تصور کنیم که فردی در مورد آلمان بگوید که "فارغ از خطراتی که این پهنه منفور و ناشناخته طبیعت دارد، چه ی حاضر است آسیای صغیر و افریقا و ایتالیا را رها کند تا سرزمین ژرمن ها را با مناظر زشت و آب و هوای نامطبوع و ظاهر غمگینش موطن خود اختیار کند" با این حال این واقعیتی است که 2هزار سال پیش یک رومی در نامه اش برای یکی از همراهان خود نوشته است.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: «در قرن 9 میلادی، راهبی که از طرف واتیکان به بلژیک فرستاده می شود، تا بر ویرانه هایی که 150 سال قبل آتیلا از بین برده بود یک دیر بسازد، در نامه ای به واتیکان اعلام می کند که شهر زیر جنگل دفن شده است و چیزی قابل مشاهده نیست!»او گفت: «در چنین محیطی انسان مجبور به از بین بردن موانع زیستی است و تا قبل از آن چاره ای ندارد جز این که در نسبت سیالی با مکان به سر برده و دایم در حال گریختن باشد، چنانچه در چهره عشایری اروپا که ما تصوری از آن نداریم، چنین وضعیتی وجود داشته است.»او افزود: «این افرادهر وقت می خواستند از محیط امن کوچک خود بیرون بروند، زره پوش بر تن می د و دایم برای همه تهدیدات آماده بودند و باید همواره کمین می د تا بتوانند خود را سیر کنند و مانند ها خود را به یک محیط وحشتناک پرتاب می د و مواد غذایی مورد نیازشان را بر می داشتند و بلافاصله به جامعه کوچک خود باز می گشتند.»او درباره ویژگی های دیگر این افراد گفت: «آنها همواره محتاطانه رفت و آمد می د، فرصت طلب و دایم در حال تغییر موقعیت بودند. دغدغه زندگی انها حفظ بقا بود و فرصت نداشتند به بسط زندگی خود فکر کنند و هراس مرگ مانند سایه ای بر سرشان حاکم بود.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با بیان این که انسان برای زندگی در چنین محیطی باید یک قفس امن برای خود بسازد، گفت: «برای این که بتوان زندگی را از ح حداقلی ارتقا داد باید در قفس تعادلی را برقرار ساخت که مهمترین رکن آن این است که تعادل محیط زیستی موجود را نداشته باشد.»او با اشاره به این که طبیعت در زمین دارای ا یستمی پویا و زنده است، گفت: «در تاریخ هند و چین و ایران نمی بینیم که انسان برای ایجاد محیط دست ساز تعادل محیط را برهم بزند یا آن را تغییر بدهد بلکه سعی می کند آن را به نحوی منظم کند که این تعادل حفظ شود اما در اروپا در طول تاریخ انسان مجبور بود تعادلی علیرغم سامانه طبیعی را در محیط مس ی خود به وجود بیاورد.»بهشتی با تاکید بر این که عضو نبودن در سامانه یک رکن اساسی در تفکر اروپایی برای به وجود آوردن محیط مطلوب زندگی است، گفت: «دلیل اصلی این تفکر این است که سامانه به محض غفلت انسان اروپایی شروع می کند به این که محیط را به نفع خود از او پس بگیرد.»او با بیان این نکته که هسته های زیستی که به صورت به وجود آمده برای تبدیل شدن به یک تمدن باید مراحلی را طی کند، گفت: «نخستین مرحله این است که محیط مصنوع بتواند از فرد دفاع کرده و پناهگاه خوبی باشد بنابراین در گام نخست باید یک قفس یا پناهگاه درست کرد.»وی در توضیح دومین مرحله گفت: «شما می توانید انه و زره پوش بیرون بروید و ی ری منابع را به دست آورید و دوباره به محیط خود فرار کنید.»او با بیان این که در مرحله بعدی می توان محیط را گسترش داد، گفت: «این محیط گسترده یک محیط رام شده است که می توان منابعی که در بیرون به صورت مانع وجود دارند را به درون محیط خود آورده و به صورت منبع آنها را گرفت.»او با توصیف تهدیدها به شیر گفت: «این تهدید ها تا زمانی که در قفس هستند تهدید محسوب نمی شوند اما خاصیت دیگری ندارند اما قدم بعد از مهار ، رام است.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: «شیری که رام شده است را می توانیم خودمان به قفس خ اورده و حتی آن را دست آموز کنیم همانطور که درخت ها و گیاهان در باغ های اروپایی به شکل دست آموز (فیزیکال و تراریخته) هستند.»او با اشاره به سلطه کامل انسان بر محیط در آ ین مرحله گفت: «در این مرحله حتی اگر آن را رها کنیم دیگر به ح وحشی خود باز نمی گردد و می تواند خیالمان راحت باشد.»او افزود: «برای اروپایی ها در مورد گرگ هنوز نمی توانیم چنین ادعایی کنیم اما در مورد س می توانیم چرا که به دلیل ابعاد بزرگ و زیست محدودترش در اروپا خیلی قبل از گرگ این مراحل را طی کرده است و دیگر به عروسک بچه ها تبدیل شده است اما هنوز در اروپا عروسک گرگ وجود ندارد.»او با اشاره به این که یکبار در رم به صورت کامل نسل گرگ را منقرض د گفت: «به دلیل فروپاشی تمدن رم، بار دیگر گرگ برگشته است و امروز مردم اروپا از دوره روم از نظر ذهنیت نسبت به گرگ عقب تر هستند.»چرا اروپا دیر متمدن شد؟رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با مطرح این پرسش که "چرا اروپا اینقدر دیر متمدن شد؟"، گفت: «کهن ترین تمدن دارای مدنیت در جغرافیای اروپا، یونان باستان بوده این در حالی است که هم اکنون اروپا خشک ترین دوران خود را تاریخ طی می کند و خشکترین و کم باران ترین بخش اروپای امروز، یونان است.»او با اشاره به این که شهر رم در خشک ترین و کم باران ترین قسمت این کشور قرار دارد گفت: «تمدن از قسمت های کم جنگل تر وارد اروپا شده است.»بهشتی با تاکید براین که اگرچه یونانی هایی نخستین تمدن اروپا را ایجاد د اما تنها مردم اروپا نبودند بلکه مردم دیگری به صورت بدوی نیز در اروپا زندگی می د و به نوعی خودشان تهدیدی برای یونانی ها بودند چرا که یونانی ها برای ورود به این محیط در کنار جنگل و طبیعت بکر با آنها نیز روبرو بودند.او با اشاره به وجود انسان هایی با سر حیوان یا برع در اساطیر یونان، در توضیح برتری تمدن یونان باستان بر سایر تمدن ها گفت: «یونانی ها عصر برنز را زودتر از سایرین در اروپا تجربه د هرچند برنز از سایر سرزمینها وارد این قاره شده بود و بعد در عصر آهن سایر رقبای خود را از بین برده و حکومت جدیدی را پایه ریزی د.»وی درباره شهر رم نیر گفت: «رومی ها موفق شدند خیلی بیشتر از یونانی ها در اروپا پیشروی کنندو هنوز هم می توان نحوه رفتار رومی ها را با سایر اروپایی ها مشاهده کرد.»او در توضیح راه حل رومی ها برای مواجهه با مشکل جنگل گفت: «رومی ها راه های محافظت شده ای را در خاک اروپا ساختند و بدون این که به جنگل های اطراف این راه ها کاری داشته باشند در این راه ها ی ری ایستگاه ها و تد ر نظامی حفاظت در نظر گرفتند.»به گفته وی، این راه ها کار خدماتی انجام می دادند و وقتی مردمی برای این راه ها دردسرساز می شدند رومی ها آنها را سرکوب و عقب راندند اما هرگز مردمان بومی ن اروپا را نابود ن د.رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه به دیوارهایی که رومی ها در شبه جزیره انگلیس کشیده بودند گفت: «آنها بومی ها را پشت این دیوارهای بدون دروازه انداخته بودند.»او با اشاره به جنگ های وسیع و شدید رومی ها با ژرمانیای (آلمان) گفت: «وقتی رومی های نتوانستند با این مردم مشکل خود را حل کنند به دیوار متوسل شدند.»او افزود: «دیوارها در واقع شبیه دیوار چین بوده اند و تقریبا هم عصر با دیوار چین ساخته شده اند، جالب است که این دیوار در ایران هم ادامه دارد به طور مثال در شمال غرب ایران، دیوار دربند است که در کوه های قفقاز و تا دریای مازندران ادامه یافته است.»او در ادامه به دیوار دفاعی گرگان اشاره کرد و گفت: «چند لایه دیوار در قسمت شمال شرق ایران وجود دارد که همگی گویی ادامه دیوار چین هستند این در حالی است که این دیوارها در سرزمین های مختلف، به عنوان موانعی در برابر اقوام ن شمال استفاده می شدند که تمدن های جنوب را تهدید می د.»همه راه ها به رم ختم می شد بهشتی هدف رومی ها از نفوذ در اروپا را به چنگ آوردن انه منابع عنوان کرد و با بیان این نکته که در آن زمان همه راه ها به روم ختم می شد گفت: «حضور رومی ها در سایر مناطق مثل بریتانیا و ژرمانیا با هدف آبادی آن سرزمین ها نبوده بلکه هدف ب این منابع و انتقال آنها به روم بوده است.»او افزود: «در اثر تداوم حضور در برخی سرزمین ها مانند بریتانیا و غیره، فرهنگ رومی تبدیل به فرهنگ مختلطی شده است که عناصری را برگزیده و وارد خود کرده و در نتیجه فرهنگ های جدید به وجود آمده است هرچند اثر غالبی از آن فرهنگ در فرهنگ رومی دیده نمی شود و فقط ظواهر فرهنگی را وارد و مورد استفاده قرار داده اند و تفاوت ماهوی بین رومی های ن شهر روم با سایر رومی ها وجود ندارد.»او با اشاره به فروپاشی رم در قرن پنجم میلادی گفت: «قبل قرن 15 و ایجاد دوره رنسانس دوره ای حدود هزار ساله در اروپا وجود دارد که آن قرون وسطی، عصر تاریکی یا قرون میانه گفته می شود.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به وجود سه دوره، رم کلاسیک، عصر میانه و دوره جدید گفت: «اگرچه شالوده دوره جدید در عصر میانه پایه ریزی شده است اما حدود 4 قرن خاک اروپا و جاده هایش رها شده و بار دیگر به وسیله جنگل ها و مردمان بومی تصرف می شوند.»به گفته وی، در قرن 9اساس جدیدی در اروپا احیا می شود و به کمک پدیده نظام رهبانی مسحیت کاتولیک بار دیگر زیست پذیری به خاک اروپا بر می گردد.او با تاکید بر تفاوت اساسی این نظام رهبانی با سایر نظام های رهبانی در دنیا گفت:به طور مثال یت ارتدو که به نوعی پسر عموی یت کاتولیک است، دیر را جایی برای انزوا، گوشه نشینی و عبادت در نظر می گیرند.بهشتی افزود: «تا زمانی که کلیسای کاتولیک وجود نداشت و روم یک اسقف نشینی از کلیسای ارتدو بود، دیرهای اروپایی هم محلی برای عبادت و گوشه گیری از دنیا بودند اما با اتفاق هایی در سیاست روم شرقی و رها شدن منطقه ایتالیا از رم شرقی، عشایر مدام به مردم این منطقه هجوم بردند بنابراین اسقف منطقه رم، کلیسای جدیدی تحت عنوان کاتولیک را پایه گذار ی کرد.»او با بیان این نکنه که کاتولیک به معنی فراگیر است گفت: «در قرن 6-7 میلادی این کلیساها شروع به رشد کرده و اساس متفاوتی ایجاد د که پایه های مسحیت اروپایی شده را شکل داد.»دیرهایی که جنگل ها را نابود دبهشتی با اشاره به تفاوت یت اروپایی شده با یت شرقی و غربی گفت: «به طور مثال قدیس بندیک که در قرن 8 میلادی نظام رهبانی را تاسیس کرد جریان جدیدی ایجاد می کند که در آن دیرها شکل یک قلعه هستند. در واقع نظامی رو به درون، بسته که در قلب جنگل های اروپا ساخته می شدند و بساط زیست را از درون این قلعه ها به سمت بیرون پهن می د.»او افزود: «دیرها از قرن 7-8 که به صورت اروپایی شروع به فعالیت می کنند تا قرن 12-13 همه خاک این قاره را برای چندمین بار زیست پذیر می کنند.»به گفته او حضور رم در اروپا که به شکل شبکه ای از راه ها بود در قرون وسطی به یک پهنه زیستی تبدیل شد که جنگل ها را در برگرفت و در واقع جنگل ها به وسیله دیرها به جزیره هایی بین زیستگاه های بشری تبدیل شدند.او با اشاره به سیستم مادر – دختری دیرها گفت: «یک دیر مسلط بر محیط، تعدادی از راهب ها را به مناطق بکر می فرستاد تا آنها به عنوان دختر دیر مادر و با کمک ان، دیر جدیدی را ایجاد کرده و بعد از مدتی خودشان تبدیل به یک دیر مادر شوند.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به متون قدیمی تولید شده در این دیرها گفت: «در این متون کارگر ی بوده که شاخ و برگ درختان را قطع می کرده اما راهب فردی است که درخت ها را قطع می کرد.» قطع درختان، ثواب کشتن او با بیان این که قطع درختان، ثواب کشتن را برای راهب ها داشته است، گفت: «در متون آن دوران (کمتر از یک هزار سال پیش) درخت معادل بود و از وظایف اصلی رهبانیت کلیسای کاتولیک، جنگل ز و زه کشی و خشک خاک و باتلاق ها و نیز کشاورزی و تولید مازاد بر مصرف بود تا مردم برای زندگی در این مکان ها و ایجاد زیستگاه ها تشویق شوند.»بهشتی با اشاره به انجام وظایف پزشکی، هنری، استنساخ متون علمی، فعالیت های عمرانی دیرها در قرون وسطی، این اقدامات را به نوعی بسته های تشویقی دانست.او با تاکید بر این که دیرها هسته اولیه ای جدید اروپایی بودند، گفت: «دیرها سوار بر شمشیر پادشاهان بار دیگر در اروپا تمدن سازی می کنند و این تمدن با منشا ی ان، تمدنی یکدست و همگن در اروپا به وجود می آورد.»همه راه ها به اروپا ختم می شوداو با اشاره به این که در تمدن قرون وسطی همه راه ها به ای جدیدی مثل پاریس، لندن، چند شهر اسپانیایی و ... ختم می شد که بر مبنای دیرها شکل گرفته بودند.رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به این که بعدها مردانی ماجراجو، کاوش گر، بازرگان جهان را زیر پا می گذارند و تمدنی را نشر می دهند که پایه تمدن مدرن امروز را شکل می دهد.او با تاکید بر این که اینبار همه راه ها به اروپا ختم می شود، گفت: «بعد از این که قاره اروپا به طور کامل تحت سلطه در می آید به دلیل فشارها و تنگنای موجود در آنجا، مردم اروپا به سایر نقاط جهان می روند تا بتوانند همه منابع را به سمت اروپا سرازیر کنند.»او با اشاره به ادامه این روند تا قرن 20 گفت: «اروپایی ها هز کجا که رفتند محیط مصنوعشان را با خود بردند به عبارت دیگر حتی در محیط های جدید هم رفتارهای گذشته خود را با محیط داشتند به طور مثال برای آنها مهم نبود که در آناتولی جنگلی نیست آنها همان رفتار گذشته خود را بدون توجه به محیط جدید انجام می دادند.»بهشتی وجود قلعه های صلیبیون در ، قلعه های پرتقالی در جزیره هرمز و قشم ایران یا در قاره آفریقا و غیره را مثال هایی در ادامه رفتار گذشته اروپایی ها با محیط دانست.او در ادامه به تحلیل الگوی رفتاری اروپایی ها در اکتشافات پرداخت و گفت: «در اینجا هم باز همان الگوی، انه رفتن و یافتن منابع و سپس بازگشت به پایگاه اصلی خود را شاهد هستیم و به نظر می رسد در آینده هم از همین الگو پیروی کنند.»او گفت: «در ای آینده نیز به نظر می رسد باز به دنبال محیطی مصنوع با تعادل ناپدار و به رغم سامانه باشند و عدم عضویت در سامانه مهمترین رکن ای آینده خواهد بود.»رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه به هایی که در باره آینده ساخته می شوند اشاره کرد و گفت: «در این ها محیط های بسته ای را می بینیم.»مقایسه بازی جنگا و تخته نرداو زندگی در محیط برخوردار و داشتن طبع شکارگر را به بازی جنگا تشبیه کرد که در یک رقابت دایمی باید مهارت زیادی برای بهره مندی از فرصت ها به دست آورد.بهشتی در مقایسه جنگا با بازی ایرانی تخته نرد گفت: «نیمی از بازی تخته نرد، در دست تقدیر تاس ها است و حتی ماهرترین بازیگرها هم نمی توانند از دست آن فرار کنند چرا که این بازی در محیط بالقوه ایران ساخته شده است.»او درباره ای باقی مانده از قرون وسطی گفت: «در این ا حتی یک لکه سبز هم وجود ندارد کف خیابان ها سنگ فرش و دیوارها سیمانی است که در تضاد با محیط سبز بیرون است البته در ای جدید (بعد از قرن 19) اروپا مانند لندن و پاریس فضای سبز وجود دارد.»او افزود: «مرزها در این محیط های اروپایی بسیار پررنگ بودند و هنوز هم مرز یک رکن مهم هویتی در تفکر غربی است.»بهشتی در پایان با نگاهی به هنر اروپا گفت: «درهمه عرصه های تاریخ هنر در اروپا آثار و حرف های زیادی درباره جهنم وجود دارد اما به سختی می توان درباره بهشت اثری را مشاهده کرد و اصولا هر تصویری که درباره بهشت خلق شده است چیزی جز زندگی بدون مانع نیست و بسیار معمولی است.»