رقابت ماتادورهابر سر استارت آپ ها

سرمایه گذار گفت: جوگیر که نشده ای؟! در حالی که من شغل بانکی ام را کنار گذاشته بودم، در بازار فرش ی با من حرف نمی زد و همسرم را به رسمیت می شناختند. در جامعه ما کلام مردانه را ترجیح می دهند در حالی که بعد از ۱۴سال کارمندی و داشتن حقوق خوب، ریسک کارآفرین شدن را پذیرفته ام... آیا وجود چنین گزاره هایی که مشروح شان را در گزارش این میزگرد می خوانید، موجب شده تا ا یستم استارت آپی ایران مردمحور شود چون ن را در بازار کار کمتر می پذیرند؟ تعداد اندک ن بنیانگذار استارت آپ در ا یستم ایران می تواند دلیلی بر این مدعا باشد یا باید ریشه این مسئله را در موانعی جست که کماکان در ساختارهای اجتماعی جامعه ایران وجود دارند؟ مسائلی از این دست و پرسش هایی چون ن صاحب استارت آپ چند درصد از مالکیت ب وکارشان را در اختیار دارند، برای افزایش حضور ن در حوزه های کارآفرینی چه باید کرد، چرا جامعه ایران مشوق ن برای راه اندازی ب وکار شخصی نیست؟ بنیانگذاران جوان استارت آپ ها در لایه های ب وکارشان با چه مسائل و مشکلاتی دست به گریبان هستند؟موضوع میزگرد این شماره بوده است. میزگردی با حضور تبسم لطیفی بنیانگذار مامان پز، آرزو خسروی بنیانگذارفرش آنلاین، فرناز ولوی هم بنیانگذار ایزی پز و نرگس شایق بنیانگذار آرانیک.
چرا تعداد ن در ا یستم استارت آپی ایران اندک است؟ اگر این فرض را بپذیریم که بدنه مدیریتی جامعه جایگاه چندانی برای ن در نظر نمی گیرد، چرا در حوزه استارت آپی که ن می توانند افسار همه جانبه کار را در اختیار داشته باشند، حضورشان همچنان کمرنگ است؟
لطیفی: بستگی دارد از چه زاویه ای نگاه کنیم. به لحاظ تعداد بنیانگذاران، تعداد خانم ها کمتر است اما کارمندان ا یستم اغلب ن هستند. تعداد کم ن بنیانگذار هم من فکر می کنم به دلیل کمتر ریسک پذیربودن ن است. لطیفی: من چون همراه با همسرم مامان پز را اداره می کنیم، کمتر در معرض قضاوت زن یا مردبودن قرار گرفته ام و همیشه ما را با هم دیده اند ولی فکر می کنم این دیدگاه وجود دارد که سرمایه گذاران از همکاری با بنیانگذاران زن تا حدودی طفره می روند چون فکر می کنند ن در جایی از کار درگیر زندگی مشترک می شوند و کمتر به استارت آپ توجه می کنندخسروی: ساختارهای ذهنی ن به این صورت شکل گرفته و خانواده و جامعه در آن نقش مهمی ایفا می کنند. در خانواده های ایرانی دختران را برای خلاق بودن و کارآفرین شدن تربیت نمی کنند. من خودم ۲۰ ساله بودم که به دفتر سازمان ملل رفتم و این تجربه برای من خیلی بزرگ بود. در آنجا اگر به جای یک نقطه، ویرگول بگذارید ، جریمه سنگینی می شوید چون تیم ویژن دارد. همین تجارب را الان به کارمندان فرش آنلاین هم منتقل می کنم.
ولوی: البته ما وقتی می خواهیم تجارب خودمان را به کارمندان مان منتقل کنیم اغلب با جبهه گیری شان مواجه شویم و ما را متهم می کنند که اشتباه می کنیم و روش مان غلط است؛ یعنی جامعه به نوعی رفتار کرده که ن را در محیطی به زعم خودشان امن قرار دهد. لطیفی: شاید هم چون خانم ها کمتر هزینه های زندگی به عهده شان است، بار مسئولیت زیادی را احساس نمی کنند. بعضی از ن حتی در صورتی کار می کنند که پول زیادی بگیرند. از طرفی بعضی هم همیشه کمتر از آقایان دستمزد طلب می کنند. همه ن به این شکل نیستند اما درصد قابل توجهی از جمعیت ن، وجه خلاقیت و ایجاد کار و کارآفرینی را دوست ندارند. بنیانگذاران بیشتر از اینکه به درآمدزایی فکر کنند، می خواهند کاری انجام دهند و کمپانی بزرگی بسازند و پول در درجه چندم اهمیت قرار دارد. اما بقیه تنها به پول فکر می کنند و اگر از کانال دیگری هم تهیه شود، برای شان فرقی ندارد. مثلا همسرشان یا پدرشان این پول را در اختیارشان قرار دهد. به همین دلیل به دنبال راه اندازی ب وکارهای شخصی نیستند و زحمت این کارها را به جان نمی ند. اما مردها معمولا به اجبار جامعه خودشان باید پول آور باشند. اما ن جامعه ما حتی وقتی از فارغ حصیل می شوند، دیگر کار را تمام شده می دانند. مثلا اگر پزشک باشند، همین پزشک بودن برای شان کافی است و اگر پزشک مشهور و خیلی حاذقی هم نباشند، اهمیتی نمی دهند. به نظر می رسد که رسانه های جمعی هم چنین نی را ترویج می کنند. ن کمتر خط ذیر، ن متمایل به کارمندبودن؛ به طور کلی کارآفرینی تنها در سال های اخیر است که بین خانم ها کمی جاافتاده و پیش رفته است. خسروی: بله رسانه های صوتی و تصویری زن کارآفرین را ترویج نمی کنند اما هر شرایط و اجتماعی که بر جامعه حاکم باشد، باز هم ن رفته رفته راه خود را باز می کنند. یعنی نسل های آینده شاید اصلا چاره ای جز کارآفرین بودن نداشته باشند. افرادی مانند ما هم که در همین شرایط وارد حوزه کارآفرینی شده ایم، می دانستیم چه شرایطی وجود دارد. با این حال وارد حوزه کارآفرینی شده ایم و سختی هایش را هم به جان یده ایم و البته به نظر من مهم است که ما ن نقش حمایتی از حضور ن در حوزه کارآفرینی داشته باشیم و به تعبیری زنجیره کارآفرینی تشکیل دهیم.
بحث مان را می توانیم با مهم ترین دغدغه های امروز هر یک از شما به عنوان بنیانگذاران استارت آپ ادامه بدهیم.
شایق: در حوزه استارت آپی ایران یکی از مسائلی که به چشم می خورد و خود ما به عنوان فعالان حوزه صنایع دستی با آن موجه بوده ایم، برمی گردد به سیاست حذفی که بعضا استارت آپ هایی که امروز به شرکت های بزرگ تبدیل شده اند، در پیش گرفته اند. مثلا در حوزه صنایع دستی اگر دیجی کالا وارد می شود، به نظر می رسد که خمس و زکات کارش را از این طریق می پردازد که تعبیر امروزی اش مسئولیت اجتماعی است. در این میان انی که ضرر می کنند، استارت آپ های ریز و درشتی است که اختصاصی در زمینه صنایع دستی کار می کنند. این مسئله به نظر من به نوعی سیاست حذف ب وکارهای کوچک است. حتی اگر صاحبان شرکت های بزرگی مانند دیجی کالا چنین امری را هم در ذهن نداشته باشند اما در پیش گرفتن چنین رویه ای به حذف استارت آپ های تخصصی این حوزه منجر می شود که توان مالی و گستره کاری دیجی کالا را ندارند. در حالی که سیاست شرکت های بزرگ باید بر مبنای کمک گرفتن از ب وکارهای کوچک باشد. دلیلی که موجب شده من بر این عقیده پافشاری کنم، این است که دیجی کالا در ادامه کار، بخش مربوط به صنایع دستی اش را به شرکت دیگری واگذار کرده چون نیازی به سود حاصل از فروش صنایع دستی ندارد و سودش را از فروش کالاهای تخصصی حوزه خودش به دست می آورد اما ب وکارهایی مانند آرانیک همه سودشان از همین حوزه است. شایق: من هم با همسرم کار می کنم اما واقعیت این است که آرانیک با ۷۰۰ کارگاه در سراسر ایران کار می کند اما هیچگاه در این زمینه مشکلی نداشتم و حتی بسیاری از کارگاه ها و صاحبان شان همسرم را نمی شناسند و همیشه طرف مذاکره و صحبت شان من بودم یعنی به نظر شما بحث مسئولیت اجتماعی ب وکارها ممکن است در جایی به ضرر استارت آپ هایی منجر شود که اختصاصا در آن حوزه کار می کنند؟بله. چون تاکنون مسئولیت اجتماعی بیشتر در حوزه فرهنگ تعریف شده و اگر استارت آپ ها و شرکت های بزرگ تر به این حوزه ها ورود می کنند به نظر ما کمتر به سود فکر می کنند و بیشتر جنبه هایی چون مسئولیت اجتماعی را در نظر دارند. همین امر در نهایت ش ت استارت آپ های کوچک حوزه فرهنگ را رقم می زند.
لطیفی: اگر بخواهم به مشکل خاص و فعلی این حوزه اشاره کنم، باید بگویم که تعدد حوزه ها و سازمان هایی که مجوز راه اندازی استارت آپ ها را صادر می کنند، از معضلات این حوزه است. چون اگر هر استارت آپی با مشکلی مواجه شود یا بنا به هر دلیلی شود، همان نهادهای صادرکننده مجوز، هیچ گونه مسئولیتی در این زمینه نمی پذیرند. از طرفی این تفکر در ا یستم ایجاد شده که استارت آپ ها باید مجوز بگیرند و از طرفی داشتن چنین مجوزی عملا معلوم نیست چه مشکلی را حل می کند. ما برای «مامان پز» جواز ب گرفتیم که شبیه جواز ب فروشگاه های فیزیکی اصناف است اما ما صنفی اختصاصی استارت آپ ها نداریم.
خسروی: مشکل اینجاست که چنین مجوزی را اصلا ی قبول ندارد. سازمان رایانه ای هم چنین مجوزی را قبول ندارد و معتقد است که ما باید از آنجا مجوز دریافت کنیم؛ یعنی نوعی سردرگمی در این رابطه وجود دارد و معلوم نیست که بالا ه استارت آپ ها متولی دارند یا ندارند؟ اگر دارند، چه دستگاه و ارگانی متولی آنهاست؟ بحث های حقوقی هم در این میان وجود دارد که باز هم دفاع ویژه ای از این حوزه نمی شود. سایت فرش آنلاین طی یک روز با بیش از ۵۱۲حمله (اتکت) روبه رو شد. با پلیس فتا تماس گرفتیم اما فرایند رسیدگی به مشکلات اینقدر کند و پیچیده است که با روح استارت آپی مغایرت دارد. در حالی که من آی پی هم دارم و انتظارم این است که چنین مسئله ای حداکثر یک روزه حل و فصل شود. اما وقتی یک ماه طول می کشد، هزینه های زیادی را متوجه من می کند.
لطیفی: درخواست ما این است که یک نهاد مشخص متولی وجود داشته باشد که هم مجوز صادر کند و هم در صورت بروز هر مشکلی بتوان به آن رجوع کرد. حتی از جنبه دیگر و از نگاه مشتریان هم این مسئله قابل توجه است. چون الان مشتری هم وقتی در ارتباط با استارت آپ ها با مشکلی مواجه می شود، نمی داند به چه نهاد یا سازمانی باید مراجعه کند. یکی از مسائلی که معمولا در مورد استارت آپ ها مطرح می شود، مربوط به بیمه و مالیات است. از طرفی استارت آپ ها مدعی هستند که شفاف ترین صورتحساب های مالی را دارند. شما به عنوان بنیانگذار، چقدر با این مسائل دست به گریبان بوده اید؟ لطیفی: یکی از مسائلی که الان از مشکلات خاص «مامان پز» هم به شمار می رود این است که پروتکل ارتباطی که بین ب وکارهای آنلاین و سازمان های تی وجود دارد مانند اداره هایی چون مالیات و دارایی و بیمه تامین اجتماعی، بسیار قدیمی و به نوعی تاریخ گذشته است. در همین زمینه مشکلاتی در ارتباط با بیمه وجود دارد. مثلا سازمان تامین اجتماعی از استارت آپ هایی مانند ما یا کافه بازار و اسنپ که مبتنی بر پلتفرم هستند، انتظار دارد افرادی را که برای فروش محصول شان از پلتفرم ما استفاده می کنند، بیمه کنیم! در حالی که این افراد کارمند ما نیستند که آنها را بیمه کنیم. ما زیرساخت فنی ارائه کرده ایم و آنها با استفاده از این زیرساخت محصول شان را می فروشند. حالا ممکن است توسعه دهنده ای نرم افزارش روی کافه بازار دو عدد فروش هم نداشته باشد، آیا وظیفه کافه بازار است که چنین فردی را بیمه کند؟ این مسائل در حالی است که استارت آپ ها جزو شفاف ترین شرکت ها به لحاظ مالی و بیمه ای هستند و کارمندان خود را بیمه هم کرده اند. افراد توسعه دهنده می توانند از مدل بیمه خویش فرما استفاده کنند. مانند تا یرانی که تا ی ها را بیمه نمی کند و آنها از بیمه خویش فرما استفاده می کنند و کاملا هم بین آنها جا افتاده است. ما کارمندان مستقیم مان را بیمه می کنیم و حتی وقتی پیک هم داشتیم، آنها را بیمه کرده بودیم.
مشکل دیگری که برای کافه بازار ایجاد شده و مامان پز و هر استارت آپ دیگری هم خواه ناخواه با آن مواجه می شود، این است که سازمان های مربوطه اعلام کرده اند که باید همه فاکتورهای ید و فروش را به صورت فیزیکی نگهداری کنید و نگهداری روی سی دی یا به صورت آنلاین پذیرفته نیست. ما در ماما ن پز هم با این مشکل دست به گریبان بودیم و در سال اول همه فاکتورها را به صورت فیزیکی نگهداری کردیم. اما این مسئله در سال دوم و سال های بعد عملا امکان پذیر نیست و باید چند اتاق را به نگهداری فیش و فاکتور اختصاص بدهیم. حالا شما یک استارت آپ با بودجه و سرمایه اندک و در حد آزمایش و خطا را در نظر بگیرید که بخواهد این انتظارات را برآورده کند؛ نه امکان مالی اش را دارد و نه زمانی برای انجام این کار.
موضوع دیگر اینکه حمایت هایی از طرف بنیاد نخبگان و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری می شود که شرکت ها به دانش بنیان تبدیل شوند اما همین روند هم بوروکراسی وحشتناکی دارد. مثلا بحث خدمت سربازی در ارتباط با دانش بنیان ها که کارمندان و بنیانگذاران شرکت های دانش بنیان می توانند دوران خدمت خود را در شرکت شان سپری کنند. اما اینقدر این فرایند پیچیده است که پیگیری آن یک سال زمان می برد و اصلا معلوم نیست که چرا وقتی امکانی را در نظر می گیرند، روند استفاده از آن اینقدر چالش برانگیز و سخت است. یا تبدیل شدن به شرکت دانش بنیان که مانور زیادی هم رویش می دهند و تبلیغ می شود، چیزی بود که مامان پز هم به دنبال آن رفت اما عملا هیچ استفاده ای برای ما نداشت.
ولوی: اگر جامعه ما واقعا از کارآفرینی حمایت می کند، باید برای بحث بیمه و مالیاتی که از استارت آپ ها انتظار پرداخت شان می رود، تمهیدی بین ند. به اعتقاد من در مورد استارت آپ هایی که براساس کمترین سرمایه اولیه شکل می گیرند و شرکت هایی که در حوزه های سنتی ب وکار با سرمایه های بالا تشکیل می شوند، باید در پرداخت بیمه و مالیات تفاوتی وجود داشته باشد. حتی در مورد تعداد افرادی که از این طریق بیمه می شوند. شاید بشود سوبسید تی یا تمهید دیگری در نظر گرفته شود. ولوی: من همیشه تفاوت پذیرش کلام از خانم یا آقا را در جامعه می بینم. این امر در حوزه ما به چشم می خورد به ویژه اگر بحث گرفتن سرمایه و حضور سرمایه گذار در میان باشد. خود من با جمعی از همکارانم «ایزی پز» را راه اندازی کرده ام و شغل همسرم جدا از کار من است. هرچند حامی من به شمار می رود. اما من دو پسر دارم که وقتی کار من را می بینند، نوعی اشتیاق به راه اندازی ب وکار را در آنها می بینم صحبت دیگری که مطرح می شود این است که کارمندان شرکت های استارت آپی نمی توانند به شغل شان به عنوان یک شغل پایدار نگاه کنند و مثلا اغلب بیمه نمی شوند. چقدر این صحبت ها را قبول دارید؟لطیفی: ما یک سال و نیم اول اصلا بیمه نداشتیم، چون اصلا شرکتی نداشتیم. بچه هایی که در ابتدا با خود ما کار می د، بیشتر از روی مرام و معرفت همکاری می د و اصولا ماهیت استارت آپ ایجاد می کند که بعد از گذشت چندین ماه و حتی یک سال، سر و شکل می گیرد و بعد از آن می تواند برای پرداخت بیمه و مالیات اقدام کند. اینکه ما در بدو شروع یک ب وکار به دست چند جوان، از آنها چنین انتظاراتی داشته باشیم، بیشتر ایجاد مانع برای کارآفرینی است و هیچ کمکی به این حوزه نمی کند بلکه بیشتر افراد را دلسرد می کند. الان ما به دنبال دریافت کد اقتصادی هستیم که بتوانیم مالیات پرداخت کنیم، اما گرفتن همین هم پروسه ای زمان بر است و به راحتی دریافت نمی شود و با هزار زحمت همراه است. از طرفی استارت آپ ها را متهم می کنند که چرا مالیات نمی پردازید. در مورد ارزش افزوده هم همین داستان دقیقا برای مامان پز اتفاق افتاد. چون تا مدت ها گواهی را نمی دادند اما ما مشمول بودیم. یعنی ما از ۱/۱/۹۵ مشمول پرداخت مالیات بودیم اما گواهی نداشتیم ولی به ما می گفتند که باید مالیات را از مشتری بگیرید. از مشتری هم که می خواستیم مالیات بدهد، می گفت شما که گواهی ندارید. حق هم با مشتری بود. به همین دلیل ما دو ماه مالیات را از جیب خودمان پرداخت کردیم. خسروی: مالیات برای فرش آنلاین هم از جمله مشکلات بوده. ما از کارخانجات فرش، کالا می گیریم و به صورت اتوماتیک ۹درصد مالیات می پردازیم اما سازمان امور مالیاتی خواهان این است که ۹درصد مالیات اضافه هم از مشتری بگیریم. با این اوضاع نرخ کالا برای مصرف کننده بالا می رود و قدرت یدش کاهش می یابد و مهم تر اینکه قدرت رقابت در بازار از فرش آنلاین گرفته می شود. در حالی که باید ما را هم مانند یک فروشگاه فیزیکی حساب کنند. چرا ما باید دوبار برای یک کالا مالیات بپردازیم؟! سرمایه گذاری در حوزه استارت آپ ها را به اصطلاح سرمایه گذاری خط ذیر می دانند. از طرفی سرمایه گذاری روی ب وکارهایی که بنیانگذاران شان زن هستند، به ویژه در کشور ما خط ذیرتر معرفی می شود. شما به عنوان بنیانگذاران چقدر با چنین مسئله ای برخورد داشته اید؟لطیفی: من چون همراه با همسرم مامان پز را اداره می کنیم، کمتر در معرض قضاوت زن یا مردبودن قرار گرفته ام و همیشه ما را با هم دیده اند. ولی فکر می کنم این دیدگاه وجود دارد که سرمایه گذاران از همکاری با بنیانگذاران زن تا حدودی طفره می روند چون فکر می کنند ن در جایی از کار درگیر زندگی مشترک می شوند و کمتر به استارت آپ توجه می کنند. یعنی داشتن استارت آپ با تشکیل زندگی مشترک تناقض دارد؟خسروی: خود من تا آ ین روزهای قبل از به دنیا آمدن فرزندم هم به فرش آنلاین می پرداختم و بعد از به دنیا آمدنش هم سریع به کارم برگشتم. یعنی تناقضی نمی بینم اما شاید دیدگاه سنتی ایجاب می کند که چنین نگاهی به ن بنیانگذار وجود داشته باشد ولی باز هم این خود ن هستند که می توانند با به درستی ایفا نقش شان به عنوان بنیانگذار، دیدگاه ها را عوض کنند. خسروی: در بازار فرش اصلا قبول نمی د که یک زن برای صحبت جلو برود و مذاکره د اما بعد از گذشت پنج سال دیگر پذیرفته اند. حتی تا سال گذشته هم فروشندگان فرش ترجیح می دادند با همسرم مذاکره کنند تا اینکه بخواهند به یک زن جواب بدهند. البته میزان فروش شان و بازخوردی که از فروش گرفتند، باعث شد که دیگر برای شان مهم نباشد چه ی از فرش آنلاین با آنها مذاکره می کند. اما این اتفاق در یک فرایند ۵ ساله رخ داد خانم خسروی، به یاد دارم که در گفت وگویی که قبلا با شما داشتم می گفتید که اگر همسرتان نبود، در بازار فرش به شما فرش نمی دادند و اصلا جدی تان نمی گرفتند؟خسروی: بله درست است و البته ساختار بسیار سنتی بازار فرش هم در این میان دخیل بود. حتی خیلی ها به من می گفتند چطور جرأت کرده ای وارد بازار فرش بشوی؟!
لطیفی: این نکته را هم من اضافه کنم که در ابتدا به تنهایی کار را جلو می بردم و همسرم اصلا در تیم من نبود. هرچند نخستین سرمایه گذار به واسطه آشنایی با همسرم روی مامان پز سرمایه گذاری کرد اما در نهایت به من اعتماد کرد و من جلسات را می رفتم و صحبت های نهایی با من بود و همسرم بعد از یک سال به تیم ما اضافه شد. فکر می کنید چرا سرمایه گذار به شما اعتماد کرد؟لطیفی: با اینکه در آن زمان بحث سرمایه گذاری روی استارت آپ های حوزه غذا داغ بود و ایده ما مورد پسند سرمایه گذار بود اما روند اعتماد و سرمایه گذاری خیلی طول کشید و در نهایت هم سرمایه گذار از من پرسید که چقدر مطمئنم که می خواهم چنین کاری را انجام بدهم. حتی از من پرسید «جوگیر» که نشده ای؟! و این نگاه شاید به این دلیل بود که من زن بودم و تجربه حضور ن بنیانگذار استارت آپ در ا یستم بسیار کم بود. هر چند من آن زمان کارمند بانک بودم و می خواستم کارم را کنار بگذارم و جدی بودم. خسروی: در بازار فرش اصلا قبول نمی د که یک زن برای صحبت جلو برود و مذاکره د. اما بعد از گذشت پنج سال دیگر پذیرفته اند. حتی تا سال گذشته هم فروشندگان فرش ترجیح می دادند با همسرم مذاکره کنند تا اینکه بخواهند به یک زن جواب بدهند. البته میزان فروش شان و بازخوردی که از فروش گرفتند، باعث شد که دیگر برای شان مهم نباشد چه ی از فرش آنلاین با آنها مذاکره می کند. اما این اتفاق در یک فرایند ۵ ساله رخ داد. شایق: من هم با همسرم کار می کنم اما واقعیت این است که آرانیک با ۷۰۰ کارگاه در سراسر ایران کار می کند اما هیچگاه در این زمینه مشکلی نداشتم و حتی بسیاری از کارگاه ها و صاحبان شان همسرم را نمی شناسند و همیشه طرف مذاکره و صحبت شان من بودم. اما با مسئله خاصی که متوجه زن بودن من بوده باشد، برخورد نداشته ام.
ولوی: من همیشه تفاوت پذیرش کلام از خانم یا آقا را در جامعه می بینم. این امر در حوزه ما به چشم می خورد به ویژه اگر بحث گرفتن سرمایه و حضور سرمایه گذار در میان باشد. خود من با جمعی از همکارانم «ایزی پز» را راه اندازی کرده ام و شغل همسرم جدا از کار من است. هرچند حامی من به شمار می رود اما من دو پسر دارم که وقتی کار من را می بینند، نوعی اشتیاق به راه اندازی ب وکار را در آنها می بینم. من هیچگاه پشیمان نیستم از حضور در بازار ب وکار و حمایت خانواده هم همواره پشت سر من بوده است.
لطیفی: به نظر من هیچ منافاتی بین ازدواج و راه انداختن استارت آپ وجود ندارد. حتی اگر اولویت یک خانم راه اندازی استارت آپ باشد و نه تشکیل خانواده. چون کارآفرینی نوعی خدمت به جامعه است و چگونه می تواند بر ضدارزش های جامعه قلمداد شود؟! همچنین به نظر من هرچه تجارب موفق بیشتری از ن ثبت شود، هم این دیدگاه های اجتماعی تعدیل می شود و هم نگاه سرمایه گذاران به بنیانگذاران، فرا تی خواهد شد.
البته زن بودن در فضای استارت آپی مزایایی هم دارد. مثلا تعداد ن بنیانگذار کم است اما همین چند نفر بسیار مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفته اند و در مرکز توجه قرار دارند. همین امر حداقل به معرفی هر چه بیشتر ب وکارشان کمک زیادی می کند.
لطیفی: اتفاقا بارها از من پرسیده اند که سخت است که هم زن باشی و خانواده را اداره کنی و هم کارآفرین باشی؟ جواب من این است: نه اصلا. چون در مرکز توجه رسانه قرار داریم و به خودی خود معرفی می شویم و توجه زیادی به ب وکارمان جلب می شود. در حالی که اگر خود من می خواستم برای حضور در رسانه ها و معرفی ب وکارم برنامه ریزی کنم، باید تیم روابط عمومی و تیم مارکتینگ قدرتمندی تشکیل می دادم، برنامه ریزی می و هزینه زیادی هم متقبل می شدم اما در فضای ایران به خاطر جمعیت کمتر ن کارآفرین و به واسطه زن بودنم و اینکه با ن خانه دار کار می کنم، این شانس را داشتیم که هر چه بیشتر معرفی شویم. اما شاید این امر بیشتر مربوط به حوزه استارت آپی باشد و در صنایع دیگر وما اینطور نیست. مثلا یکی از تجارب خود من این است که گاه راننده های مان جواب خانم های آشپز را نمی دهند یا جواب سربالا و کوتاهی به آنها می دهند و حاضر نیستند توضیحی به آنها ارائه کنند. آنها هم مجبور می شوند که با خود من تماس بگیرند که پیگیری کنم. استخدام نیروی کار زن در دستور کار شما قرار دارد یا ترجیح می دهید نیروی مرد استخدام کنید!شایق: همه کارمندان آرانیک زن هستند و این دید در من وجود دارد که از نیروی کار ن استفاده بیشتری م.
خسروی:من به زن بودن کارمندان و توانمند شان اهمیت زیادی می دهم. اغلب کارمندان فرش آنلاین هم زن هستند.
ولوی: تجربه کاری من می گوید کارمندان زن از دقت بسیار بالا و دلسوزی قابل توجهی برای ب وکار برخوردارند. نه اینکه مردان اینگونه نباشند اما این وجه در ن پررنگ تر است. لطیفی: ما اغلب کارمندان مان زن هستند. آشپزهای مان هم همگی زن هستند. اما برای استخدام نیروی کار به کیفیت کاری نگاه می کنم و نه ت. چون استارت آپم الان در موقعیتی نیست که کیفیت کارمندان را در نظر نگیرم. اما این نگاه را دارم که در آینده که ب وکارم رشد بیشتری کرده باشد، به ن برای ورود به حوزه های مختلف ب وکار کمک کنم تا به رویاهای شان برسند و زیر سایه تشویق به انزوایی که الان در جامعه ما وجود ندارد، قرار نگیرند. میزان مالکیت ن بنیانگذار هم همیشه یک سوال جدی بوده است. برای شما این موضوع به چه صورت است؟شایق: از لحاظ حقوقی ۷۰درصد آرانیک مال من است و مدیرعامل هم هستم و تصمیم گیری ها با من و همسرم است.
ولوی: تقسیم کار ما به این صورت است که بخش فنی و استراتژیک را همکارم بر عهده دارد و کلیه کارهای اجرایی بر عهده من است. از سهام ایزی پز هم هر کدام ۵۰درصد در اختیار داریم.
لطیفی: من مدیرعامل مامان پز هستم و ۵۰درصد از شرکت مال من است.
خسروی: ۶۰درصد فرش آنلاین در اختیار من است و در نهایت من مدیرعامل هم هستم. البته مسائل مربوط به استراتژی های بازاری و فروش بر عهده من است اما همه تصمیم ها را من و همسرم با هم می گیریم. سری هم بزنیم به مسائل مربوط به منابع انسانی حرفه ای در این حوزه. بیان تجربیات شما می تواند به دیگران کمک کند. خسروی: از سال ۸۹ که فرش آنلاین کارش را شروع کرده، همیشه مسئله نیروی انسانی هم برایش مطرح بوده. رزومه هایی که ارائه می شود معمولا از کار افراد قوی تر است چون آنچه را می گویند، نمی توانند انجام دهند. شاید به افراد زیادی به اصطلاح بر بخورد اما من معتقدم که صنعت آی تی ایران توسعه دهنده های قوی ندارد. دائما باید کنار آی تی من ها باشیم و چارچوب کار را به آنها بگوییم چون تسلط کافی ندارند. مشکل دیگر این است که افراد زیادی را استخدام کردیم، به آنها آموزش دادیم و بعد از اینکه کار را یاد گرفتند، از تیم ما جدا شدند و خواستند ب وکار خودشان را راه اندازی کنند. درحالی که هزینه آموزش بسیار بالاست. مسئله دیگر این است که مدل کار افراد، مدل استارت آپی نیست و تنها می خواهند ۸ساعت کاری شان را پر کنند و ح کارمندهای سنتی را دارند.
شایق: به نظر من بحث تربیت نیروی انسانی نه تنها در حوزه استارت آپی بلکه در هر کاری بسیار پیچیده و زمان بر و هزینه بر است، چون هنوز در روابط کاری تعارف وجود دارد و رک بودن که لازمه ساختار حرفه ای است، در ب وکارهای ما وجود ندارد. نه در مدیران استارت آپ هست و نه در نیروهای کار. تربیت نیروی انسانی نوعی تخصص است و از هر ی برنمی آید. بعضی نیروها هم با روحیه کارمندی به حوزه استارت آپی می آیند. مثلا ما کارمندی داشتیم که درست بعد از اتمام ۸ساعت کاری اش، باید می رفت و حتی یک ثانیه اضافه هم نمی ماند. چنین کارمندانی مانند ربات کار می کنند؛ نه ایده ای دارند و نه به رشد استارت آپ کمک می کنند. در حالی که ما در آرانیک در برخورد اول با هر نیروی کاری از او می خواهیم که ایده پرداز خوبی باشد و مزد ایده هایش را هم خواهد گرفت با شراکتی که در سود نهایی نصیبش می کنیم. چون سیاست ما این است که کل استارت آپ با هم رشد کند. شایق: کارمندان کماکان به استارت آپ ها به کاری ناامن و بدون پایداری نگاه می کنند. شاید یکی از دلایلش این است که بنیانگذاران استارت آپ ها اغلب جوان هستند و کارمندان، کار با یک جوان را کاری بدون پایداری لازم می دانند و به استارت آپ به محلی برای گذر نگاه می کنند و به واقع فروش عمر می کنند تا رزومه ای و سابقه بیمه داشته باشند. حتی ما کارمندی داشتیم که مستقیما به ما می گفت آمده ام که چند سالی اینجا کار کنم تا سابقه ای داشته باشم و بعد مثلا به دیجی کالا بروم که چند میلیون تومان حقوق ماهانه می دهد.
لطیفی: به نظر من باید از نگاه کارمند هم به ب وکارمان نگاه کنیم. خودمان را بگذاریم جای کارمندی که می خواهد بعد از یکی دو سال موقعیت بهتری به دست بیاورد یا حقوق بیشتری دریافت کند. شرکت های تی در گذشته قراردادهای ۳۰ ساله با کارمندان می بستند و از این لحاظ خیال خودشان را راحت می د و کارمندان هم راضی بودند. اما الان چنین دید بلندمدتی وجود ندارد و به ویژه در مورد استارت آپ ها چنین دید بلندمدتی اصلا محلی از اعراب ندارد و قراردادی که ما با کارمندان می بندیم، نهایتا ی اله است. به نظر من همانطور که خانم شایق هم اشاره کرد، استارت آپ ها برای ایجاد انگیزه در کارمندان شان و اینکه از آنها نیروهای وفاداری بسازند، باید آنها را در سود خودشان شریک کنند و ویژن خود را به کارمندان بفروشند. ما در مامان پز آینده ای را که در نظر داریم با کارمندان در میان می گذاریم و مهم این است که کارمندان ببینند که چه گام هایی برای رسیدن به آینده ای که ترسیم کرده ایم، برمی داریم. وقتی استارت آپی رشد نمی کند یا در نقطه ای ثابت مانده، کارمندان حق دارند که موقعیت خود را تغییر دهند و همکاری شان را قطع کنند.
بعضی از صاحبان استارت آپ ها هم استارت آپشان را به کارمندان می دهند که البته این موضوع بیشتر در سایر کشورها رایج است. به این صورت که به کارمندان می گویند در صورت رسیدن به نقطه مشخصی از رشد، آنها را در سودشان شریک می کنند. ما در مامان پز همین کار را در ارتباط با کارمندان کلیدی مان کردیم. اما در هر صورت پیدا و استخدام نیروی متخصص کاربلد به ویژه در حوزه آی تی خیلی سخت است. شما دلیل این کار را عدم تعهد کارمندان می دانید یا کمبود تخصص را دلیل نبود نیروی کار در این حوزه قلمداد می کنید؟لطیفی: به نظر من ما با کمبود آی تی من مواجه نیستیم بلکه نبود نیروی مناسب برای استخدام به این دلیل است که اغلب شان ترجیح می دهند به صورت آزاد کار کنند و خیلی موافق نیستم که بگوییم متخصصان آی تی کیفیت ندارند چون در همین بازار افراد باکیفیت کاری بالا زیاد هست اما مسئله مهم برمی گردد به دستمزدهای شان. پرداخت دستمزد افراد کارکشته از توان یک استارت آپ خارج است. این افراد بیشتر با ب وکارهای بزرگ تر و رشدکرده تر کار می کنند و اغلب هم حاضر نیستند کارمند ثابت و تمام وقت یک شرکت باشند؛ بلکه به صورت پروژه ای و با دستمزدهای بالا کار می کنند.
ولوی: نوبودن کارها بعضا مست م این است که افرادی که برای استخدام می آیند، ایده را بشناسند و آشنایی داشته باشند که حوزه استارت آپی ایران به دلیل ماهیت جوانش، هنوز با شک و تردید به آن نگاه می شود و کم پیش می آید که ی ریسک کار با صاحبان ایده های نو را بپذیرد. البته هستند افرادی که اهل ریسک هستند. خود من بعد از ۱۴سال کار در حوزه بانکی ایران، به سراغ راه اندازی استارت آپ آمدم. یکی از نکات جالب برای من این بود که در محیط کاری قبلی ام سه نفر بودیم و در اتاقی بزرگ مستقر بودیم با میزها و کمدهای اختصاصی اما وقتی به مرکز شتاب دهنده رفتم، تعداد زیادی آدم دور یک میز نشسته بودند بدون کمد و بدون امکاناتی خاص.
به نظر من در این مراکز آدم ها یاد می گیرند که در چه محیط هایی چگونه کنار هم بنشینند و تمرکز کنند و کار کنند. بحث این است که محیط هایی از این دست، موجب می شوند که یاد بگیرم برای به سرانجام رساندن ایده ها می توان در کمترین متراژ کار کرد. یعنی فرهنگ کار استارت آپی را یاد می گیریم؛ آن هم برای کاری که در حد ایده است و هیچ نمی داند که موفق می شود یا نشود. خود من همه تلاشم این است که همه خصلت ها و دانسته های محیط کار اداری را کنار بگذارم و افراد را براساس کیفیت کاری شان قضاوت کنم. در مورد بحث نیروی متخصص هم باید اشاره کنم که استارت آپ های بزرگ نیروهای خوب را جذب می کنند چون هم نام و نشان دارند و هم پولش را.
لطیفی: استارت آپ هایی که دیگر سر و شکل شرکت به خود گرفته اند، به نوعی به برند هم تبدیل شده اند و افراد خواهان کار با آنها هستند و همکاری با آنها رزومه قوی برای شان به شمار می رود. برای تربیت و به دست آوردن نیروهای متخصص بیشتر چه باید کرد؟لطیفی: به نظر من باید نقشش را به خوبی ایفا کند. خود من در صنعتی شریف درس خوانده ام اما دانش خاصی به من نداد. آموزش در ها واقعا مشکل دارد و دانشی کاربردی به دانشجوها آموزش داده نمی شود. اگر هم ی مهارتی دارد، خارج از ب می کند.
خسروی: من فکر می کنم علاوه بر اینکه باید راهش را درست برود، خود ما هم باید مبحث آموزش را در محیط ب وکارمان جدی بگیریم.
لطیفی: بعضی از شرکت های بزرگ برگزاری جلساتی برای آموزش را مد نظر دارند و فکر می کنم شرکت های بزرگ و وی سی ها می توانند بعد آموزشی را پیش ببرند اما خود استارت آپ ها نمی توانند نیرو تربیت کنند. اما مثلا اپراتورهای بزرگ مانند ایرانسل با این دید وارد عمل شوند که ا یستم را به عنوان بازار بزرگ آی تی ایران در نظر بگیرند و برای اینکه این بازار را هیچگاه از دست ندهند، کارآموز استخدام کنند و کلاس ها و نشست های آموزشی برگزار کنند. بالا ه وقتی کاری نمی کند، خود بازیگران مهم بازار آی تی و بازار آنلاین ایران باید برای از دست ندادن این بازار کاری ند. شاید الان بحث کمبود نیروی متخصص برای چند استارت آپ مد نظر باشد اما این مشکل در نهایت یقه همه بازیگران بازار آنلاین را می گیرد. از طرفی همیشه نیروهایی آماده به کار و آماده یادگیری هستند که باید آموزش داده شوند و شاید خودشان توان مالی پرداخت هزینه دوره های آموزشی را نداشته باشند. بنابراین شرکت های بزرگ می توانند از افراد آماده یادگیری برای کارآموزی دعوت کرده یا شرایطی را برای آموزش آنها فراهم کنند.
ولوی: اینکه فارغ حصیل آی تی داریم اما نیروی آموزش دیده قوی زیادی نداریم، به این دلیل است که بازار کار گسترده ای برای شان وجود نداشته. به نظر من از این به بعد اوضاع بهتر می شود چون استارت آپ ها به عنوان زمینه های استخدام این افراد رو به گسترش هستند.
شایق: سیستم خانوادگی هم در جامعه ایران به این صورت است که بچه ها را به حضور در اداره ها یا به تعبیر آنها کار امن تشویق می کنند. هیچ خانواده ای فرزندش را به حضور در یک استارت آپ یا برای راه اندازی استارت آپ تشویق نمی کند چون افراد زیادی کماکان این حوزه را نمی شناسند. بحث دستمزدها را که سایر دوستان مطرح د، من هم قبول دارم. خود ما در آرانیک تا همین چند ماه پیش نمی توانستیم برای تغییراتی در سایت مان هزینه بالایی بپردازیم و این کار را اخیرا و بعد از سه سال انجام داده ایم و تا ۶۰میلیون تومان هم به آی تی من متخصص این کار دستمزد پرداخت کردیم.
سرمایه گذار گفت: جوگیر که نشده ای؟! در حالی که من شغل بانکی ام را کنار گذاشته بودم، در بازار فرش ی با من حرف نمی زد و همسرم را به رسمیت می شناختند. در جامعه ما کلام مردانه را ترجیح می دهند در حالی که بعد از ۱۴سال کارمندی و داشتن حقوق خوب، ریسک کارآفرین شدن را پذیرفته ام... آیا وجود چنین گزاره هایی که مشروح شان را در گزارش این میزگرد می خوانید، موجب شده تا ا یستم استارت آپی ایران مردمحور شود چون ن را در بازار کار کمتر می پذیرند؟ تعداد اندک ن بنیانگذار استارت آپ در ا یستم ایران می تواند دلیلی بر این مدعا باشد یا باید ریشه این مسئله را در موانعی جست که کماکان در ساختارهای اجتماعی جامعه ایران وجود دارند؟ مسائلی از این دست و پرسش هایی چون ن صاحب استارت آپ چند درصد از مالکیت ب وکارشان را در اختیار دارند، برای افزایش حضور ن در حوزه های کارآفرینی چه باید کرد، چرا جامعه ایران مشوق ن برای راه اندازی ب وکار شخصی نیست؟ بنیانگذاران جوان استارت آپ ها در لایه های ب وکارشان با چه مسائل و مشکلاتی دست به گریبان هستند؟موضوع میزگرد این شماره بوده است. میزگردی با حضور تبسم لطیفی بنیانگذار مامان پز، آرزو خسروی بنیانگذارفرش آنلاین، فرناز ولوی هم بنیانگذار ایزی پز و نرگس شایق بنیانگذار آرانیک.
چرا تعداد ن در ا یستم استارت آپی ایران اندک است؟ اگر این فرض را بپذیریم که بدنه مدیریتی جامعه جایگاه چندانی برای ن در نظر نمی گیرد، چرا در حوزه استارت آپی که ن می توانند افسار همه جانبه کار را در اختیار داشته باشند، حضورشان همچنان کمرنگ است؟
لطیفی: بستگی دارد از چه زاویه ای نگاه کنیم. به لحاظ تعداد بنیانگذاران، تعداد خانم ها کمتر است اما کارمندان ا یستم اغلب ن هستند. تعداد کم ن بنیانگذار هم من فکر می کنم به دلیل کمتر ریسک پذیربودن ن است. لطیفی: من چون همراه با همسرم مامان پز را اداره می کنیم، کمتر در معرض قضاوت زن یا مردبودن قرار گرفته ام و همیشه ما را با هم دیده اند ولی فکر می کنم این دیدگاه وجود دارد که سرمایه گذاران از همکاری با بنیانگذاران زن تا حدودی طفره می روند چون فکر می کنند ن در جایی از کار درگیر زندگی مشترک می شوند و کمتر به استارت آپ توجه می کنندخسروی: ساختارهای ذهنی ن به این صورت شکل گرفته و خانواده و جامعه در آن نقش مهمی ایفا می کنند. در خانواده های ایرانی دختران را برای خلاق بودن و کارآفرین شدن تربیت نمی کنند. من خودم ۲۰ ساله بودم که به دفتر سازمان ملل رفتم و این تجربه برای من خیلی بزرگ بود. در آنجا اگر به جای یک نقطه، ویرگول بگذارید ، جریمه سنگینی می شوید چون تیم ویژن دارد. همین تجارب را الان به کارمندان فرش آنلاین هم منتقل می کنم.
ولوی: البته ما وقتی می خواهیم تجارب خودمان را به کارمندان مان منتقل کنیم اغلب با جبهه گیری شان مواجه شویم و ما را متهم می کنند که اشتباه می کنیم و روش مان غلط است؛ یعنی جامعه به نوعی رفتار کرده که ن را در محیطی به زعم خودشان امن قرار دهد. لطیفی: شاید هم چون خانم ها کمتر هزینه های زندگی به عهده شان است، بار مسئولیت زیادی را احساس نمی کنند. بعضی از ن حتی در صورتی کار می کنند که پول زیادی بگیرند. از طرفی بعضی هم همیشه کمتر از آقایان دستمزد طلب می کنند. همه ن به این شکل نیستند اما درصد قابل توجهی از جمعیت ن، وجه خلاقیت و ایجاد کار و کارآفرینی را دوست ندارند. بنیانگذاران بیشتر از اینکه به درآمدزایی فکر کنند، می خواهند کاری انجام دهند و کمپانی بزرگی بسازند و پول در درجه چندم اهمیت قرار دارد. اما بقیه تنها به پول فکر می کنند و اگر از کانال دیگری هم تهیه شود، برای شان فرقی ندارد. مثلا همسرشان یا پدرشان این پول را در اختیارشان قرار دهد. به همین دلیل به دنبال راه اندازی ب وکارهای شخصی نیستند و زحمت این کارها را به جان نمی ند. اما مردها معمولا به اجبار جامعه خودشان باید پول آور باشند. اما ن جامعه ما حتی وقتی از فارغ حصیل می شوند، دیگر کار را تمام شده می دانند. مثلا اگر پزشک باشند، همین پزشک بودن برای شان کافی است و اگر پزشک مشهور و خیلی حاذقی هم نباشند، اهمیتی نمی دهند. به نظر می رسد که رسانه های جمعی هم چنین نی را ترویج می کنند. ن کمتر خط ذیر، ن متمایل به کارمندبودن؛ به طور کلی کارآفرینی تنها در سال های اخیر است که بین خانم ها کمی جاافتاده و پیش رفته است. خسروی: بله رسانه های صوتی و تصویری زن کارآفرین را ترویج نمی کنند اما هر شرایط و اجتماعی که بر جامعه حاکم باشد، باز هم ن رفته رفته راه خود را باز می کنند. یعنی نسل های آینده شاید اصلا چاره ای جز کارآفرین بودن نداشته باشند. افرادی مانند ما هم که در همین شرایط وارد حوزه کارآفرینی شده ایم، می دانستیم چه شرایطی وجود دارد. با این حال وارد حوزه کارآفرینی شده ایم و سختی هایش را هم به جان یده ایم و البته به نظر من مهم است که ما ن نقش حمایتی از حضور ن در حوزه کارآفرینی داشته باشیم و به تعبیری زنجیره کارآفرینی تشکیل دهیم.
بحث مان را می توانیم با مهم ترین دغدغه های امروز هر یک از شما به عنوان بنیانگذاران استارت آپ ادامه بدهیم.
شایق: در حوزه استارت آپی ایران یکی از مسائلی که به چشم می خورد و خود ما به عنوان فعالان حوزه صنایع دستی با آن موجه بوده ایم، برمی گردد به سیاست حذفی که بعضا استارت آپ هایی که امروز به شرکت های بزرگ تبدیل شده اند، در پیش گرفته اند. مثلا در حوزه صنایع دستی اگر دیجی کالا وارد می شود، به نظر می رسد که خمس و زکات کارش را از این طریق می پردازد که تعبیر امروزی اش مسئولیت اجتماعی است. در این میان انی که ضرر می کنند، استارت آپ های ریز و درشتی است که اختصاصی در زمینه صنایع دستی کار می کنند. این مسئله به نظر من به نوعی سیاست حذف ب وکارهای کوچک است. حتی اگر صاحبان شرکت های بزرگی مانند دیجی کالا چنین امری را هم در ذهن نداشته باشند اما در پیش گرفتن چنین رویه ای به حذف استارت آپ های تخصصی این حوزه منجر می شود که توان مالی و گستره کاری دیجی کالا را ندارند. در حالی که سیاست شرکت های بزرگ باید بر مبنای کمک گرفتن از ب وکارهای کوچک باشد. دلیلی که موجب شده من بر این عقیده پافشاری کنم، این است که دیجی کالا در ادامه کار، بخش مربوط به صنایع دستی اش را به شرکت دیگری واگذار کرده چون نیازی به سود حاصل از فروش صنایع دستی ندارد و سودش را از فروش کالاهای تخصصی حوزه خودش به دست می آورد اما ب وکارهایی مانند آرانیک همه سودشان از همین حوزه است. شایق: من هم با همسرم کار می کنم اما واقعیت این است که آرانیک با ۷۰۰ کارگاه در سراسر ایران کار می کند اما هیچگاه در این زمینه مشکلی نداشتم و حتی بسیاری از کارگاه ها و صاحبان شان همسرم را نمی شناسند و همیشه طرف مذاکره و صحبت شان من بودم یعنی به نظر شما بحث مسئولیت اجتماعی ب وکارها ممکن است در جایی به ضرر استارت آپ هایی منجر شود که اختصاصا در آن حوزه کار می کنند؟بله. چون تاکنون مسئولیت اجتماعی بیشتر در حوزه فرهنگ تعریف شده و اگر استارت آپ ها و شرکت های بزرگ تر به این حوزه ها ورود می کنند به نظر ما کمتر به سود فکر می کنند و بیشتر جنبه هایی چون مسئولیت اجتماعی را در نظر دارند. همین امر در نهایت ش ت استارت آپ های کوچک حوزه فرهنگ را رقم می زند.
لطیفی: اگر بخواهم به مشکل خاص و فعلی این حوزه اشاره کنم، باید بگویم که تعدد حوزه ها و سازمان هایی که مجوز راه اندازی استارت آپ ها را صادر می کنند، از معضلات این حوزه است. چون اگر هر استارت آپی با مشکلی مواجه شود یا بنا به هر دلیلی شود، همان نهادهای صادرکننده مجوز، هیچ گونه مسئولیتی در این زمینه نمی پذیرند. از طرفی این تفکر در ا یستم ایجاد شده که استارت آپ ها باید مجوز بگیرند و از طرفی داشتن چنین مجوزی عملا معلوم نیست چه مشکلی را حل می کند. ما برای «مامان پز» جواز ب گرفتیم که شبیه جواز ب فروشگاه های فیزیکی اصناف است اما ما صنفی اختصاصی استارت آپ ها نداریم.
خسروی: مشکل اینجاست که چنین مجوزی را اصلا ی قبول ندارد. سازمان رایانه ای هم چنین مجوزی را قبول ندارد و معتقد است که ما باید از آنجا مجوز دریافت کنیم؛ یعنی نوعی سردرگمی در این رابطه وجود دارد و معلوم نیست که بالا ه استارت آپ ها متولی دارند یا ندارند؟ اگر دارند، چه دستگاه و ارگانی متولی آنهاست؟ بحث های حقوقی هم در این میان وجود دارد که باز هم دفاع ویژه ای از این حوزه نمی شود. سایت فرش آنلاین طی یک روز با بیش از ۵۱۲حمله (اتکت) روبه رو شد. با پلیس فتا تماس گرفتیم اما فرایند رسیدگی به مشکلات اینقدر کند و پیچیده است که با روح استارت آپی مغایرت دارد. در حالی که من آی پی هم دارم و انتظارم این است که چنین مسئله ای حداکثر یک روزه حل و فصل شود. اما وقتی یک ماه طول می کشد، هزینه های زیادی را متوجه من می کند.
لطیفی: درخواست ما این است که یک نهاد مشخص متولی وجود داشته باشد که هم مجوز صادر کند و هم در صورت بروز هر مشکلی بتوان به آن رجوع کرد. حتی از جنبه دیگر و از نگاه مشتریان هم این مسئله قابل توجه است. چون الان مشتری هم وقتی در ارتباط با استارت آپ ها با مشکلی مواجه می شود، نمی داند به چه نهاد یا سازمانی باید مراجعه کند. یکی از مسائلی که معمولا در مورد استارت آپ ها مطرح می شود، مربوط به بیمه و مالیات است. از طرفی استارت آپ ها مدعی هستند که شفاف ترین صورتحساب های مالی را دارند. شما به عنوان بنیانگذار، چقدر با این مسائل دست به گریبان بوده اید؟ لطیفی: یکی از مسائلی که الان از مشکلات خاص «مامان پز» هم به شمار می رود این است که پروتکل ارتباطی که بین ب وکارهای آنلاین و سازمان های تی وجود دارد مانند اداره هایی چون مالیات و دارایی و بیمه تامین اجتماعی، بسیار قدیمی و به نوعی تاریخ گذشته است. در همین زمینه مشکلاتی در ارتباط با بیمه وجود دارد. مثلا سازمان تامین اجتماعی از استارت آپ هایی مانند ما یا کافه بازار و اسنپ که مبتنی بر پلتفرم هستند، انتظار دارد افرادی را که برای فروش محصول شان از پلتفرم ما استفاده می کنند، بیمه کنیم! در حالی که این افراد کارمند ما نیستند که آنها را بیمه کنیم. ما زیرساخت فنی ارائه کرده ایم و آنها با استفاده از این زیرساخت محصول شان را می فروشند. حالا ممکن است توسعه دهنده ای نرم افزارش روی کافه بازار دو عدد فروش هم نداشته باشد، آیا وظیفه کافه بازار است که چنین فردی را بیمه کند؟ این مسائل در حالی است که استارت آپ ها جزو شفاف ترین شرکت ها به لحاظ مالی و بیمه ای هستند و کارمندان خود را بیمه هم کرده اند. افراد توسعه دهنده می توانند از مدل بیمه خویش فرما استفاده کنند. مانند تا یرانی که تا ی ها را بیمه نمی کند و آنها از بیمه خویش فرما استفاده می کنند و کاملا هم بین آنها جا افتاده است. ما کارمندان مستقیم مان را بیمه می کنیم و حتی وقتی پیک هم داشتیم، آنها را بیمه کرده بودیم.
مشکل دیگری که برای کافه بازار ایجاد شده و مامان پز و هر استارت آپ دیگری هم خواه ناخواه با آن مواجه می شود، این است که سازمان های مربوطه اعلام کرده اند که باید همه فاکتورهای ید و فروش را به صورت فیزیکی نگهداری کنید و نگهداری روی سی دی یا به صورت آنلاین پذیرفته نیست. ما در ماما ن پز هم با این مشکل دست به گریبان بودیم و در سال اول همه فاکتورها را به صورت فیزیکی نگهداری کردیم. اما این مسئله در سال دوم و سال های بعد عملا امکان پذیر نیست و باید چند اتاق را به نگهداری فیش و فاکتور اختصاص بدهیم. حالا شما یک استارت آپ با بودجه و سرمایه اندک و در حد آزمایش و خطا را در نظر بگیرید که بخواهد این انتظارات را برآورده کند؛ نه امکان مالی اش را دارد و نه زمانی برای انجام این کار.
موضوع دیگر اینکه حمایت هایی از طرف بنیاد نخبگان و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری می شود که شرکت ها به دانش بنیان تبدیل شوند اما همین روند هم بوروکراسی وحشتناکی دارد. مثلا بحث خدمت سربازی در ارتباط با دانش بنیان ها که کارمندان و بنیانگذاران شرکت های دانش بنیان می توانند دوران خدمت خود را در شرکت شان سپری کنند. اما اینقدر این فرایند پیچیده است که پیگیری آن یک سال زمان می برد و اصلا معلوم نیست که چرا وقتی امکانی را در نظر می گیرند، روند استفاده از آن اینقدر چالش برانگیز و سخت است. یا تبدیل شدن به شرکت دانش بنیان که مانور زیادی هم رویش می دهند و تبلیغ می شود، چیزی بود که مامان پز هم به دنبال آن رفت اما عملا هیچ استفاده ای برای ما نداشت.
ولوی: اگر جامعه ما واقعا از کارآفرینی حمایت می کند، باید برای بحث بیمه و مالیاتی که از استارت آپ ها انتظار پرداخت شان می رود، تمهیدی بین ند. به اعتقاد من در مورد استارت آپ هایی که براساس کمترین سرمایه اولیه شکل می گیرند و شرکت هایی که در حوزه های سنتی ب وکار با سرمایه های بالا تشکیل می شوند، باید در پرداخت بیمه و مالیات تفاوتی وجود داشته باشد. حتی در مورد تعداد افرادی که از این طریق بیمه می شوند. شاید بشود سوبسید تی یا تمهید دیگری در نظر گرفته شود. ولوی: من همیشه تفاوت پذیرش کلام از خانم یا آقا را در جامعه می بینم. این امر در حوزه ما به چشم می خورد به ویژه اگر بحث گرفتن سرمایه و حضور سرمایه گذار در میان باشد. خود من با جمعی از همکارانم «ایزی پز» را راه اندازی کرده ام و شغل همسرم جدا از کار من است. هرچند حامی من به شمار می رود. اما من دو پسر دارم که وقتی کار من را می بینند، نوعی اشتیاق به راه اندازی ب وکار را در آنها می بینم صحبت دیگری که مطرح می شود این است که کارمندان شرکت های استارت آپی نمی توانند به شغل شان به عنوان یک شغل پایدار نگاه کنند و مثلا اغلب بیمه نمی شوند. چقدر این صحبت ها را قبول دارید؟لطیفی: ما یک سال و نیم اول اصلا بیمه نداشتیم، چون اصلا شرکتی نداشتیم. بچه هایی که در ابتدا با خود ما کار می د، بیشتر از روی مرام و معرفت همکاری می د و اصولا ماهیت استارت آپ ایجاد می کند که بعد از گذشت چندین ماه و حتی یک سال، سر و شکل می گیرد و بعد از آن می تواند برای پرداخت بیمه و مالیات اقدام کند. اینکه ما در بدو شروع یک ب وکار به دست چند جوان، از آنها چنین انتظاراتی داشته باشیم، بیشتر ایجاد مانع برای کارآفرینی است و هیچ کمکی به این حوزه نمی کند بلکه بیشتر افراد را دلسرد می کند. الان ما به دنبال دریافت کد اقتصادی هستیم که بتوانیم مالیات پرداخت کنیم، اما گرفتن همین هم پروسه ای زمان بر است و به راحتی دریافت نمی شود و با هزار زحمت همراه است. از طرفی استارت آپ ها را متهم می کنند که چرا مالیات نمی پردازید. در مورد ارزش افزوده هم همین داستان دقیقا برای مامان پز اتفاق افتاد. چون تا مدت ها گواهی را نمی دادند اما ما مشمول بودیم. یعنی ما از ۱/۱/۹۵ مشمول پرداخت مالیات بودیم اما گواهی نداشتیم ولی به ما می گفتند که باید مالیات را از مشتری بگیرید. از مشتری هم که می خواستیم مالیات بدهد، می گفت شما که گواهی ندارید. حق هم با مشتری بود. به همین دلیل ما دو ماه مالیات را از جیب خودمان پرداخت کردیم. خسروی: مالیات برای فرش آنلاین هم از جمله مشکلات بوده. ما از کارخانجات فرش، کالا می گیریم و به صورت اتوماتیک ۹درصد مالیات می پردازیم اما سازمان امور مالیاتی خواهان این است که ۹درصد مالیات اضافه هم از مشتری بگیریم. با این اوضاع نرخ کالا برای مصرف کننده بالا می رود و قدرت یدش کاهش می یابد و مهم تر اینکه قدرت رقابت در بازار از فرش آنلاین گرفته می شود. در حالی که باید ما را هم مانند یک فروشگاه فیزیکی حساب کنند. چرا ما باید دوبار برای یک کالا مالیات بپردازیم؟! سرمایه گذاری در حوزه استارت آپ ها را به اصطلاح سرمایه گذاری خط ذیر می دانند. از طرفی سرمایه گذاری روی ب وکارهایی که بنیانگذاران شان زن هستند، به ویژه در کشور ما خط ذیرتر معرفی می شود. شما به عنوان بنیانگذاران چقدر با چنین مسئله ای برخورد داشته اید؟لطیفی: من چون همراه با همسرم مامان پز را اداره می کنیم، کمتر در معرض قضاوت زن یا مردبودن قرار گرفته ام و همیشه ما را با هم دیده اند. ولی فکر می کنم این دیدگاه وجود دارد که سرمایه گذاران از همکاری با بنیانگذاران زن تا حدودی طفره می روند چون فکر می کنند ن در جایی از کار درگیر زندگی مشترک می شوند و کمتر به استارت آپ توجه می کنند. یعنی داشتن استارت آپ با تشکیل زندگی مشترک تناقض دارد؟خسروی: خود من تا آ ین روزهای قبل از به دنیا آمدن فرزندم هم به فرش آنلاین می پرداختم و بعد از به دنیا آمدنش هم سریع به کارم برگشتم. یعنی تناقضی نمی بینم اما شاید دیدگاه سنتی ایجاب می کند که چنین نگاهی به ن بنیانگذار وجود داشته باشد ولی باز هم این خود ن هستند که می توانند با به درستی ایفا نقش شان به عنوان بنیانگذار، دیدگاه ها را عوض کنند. خسروی: در بازار فرش اصلا قبول نمی د که یک زن برای صحبت جلو برود و مذاکره د اما بعد از گذشت پنج سال دیگر پذیرفته اند. حتی تا سال گذشته هم فروشندگان فرش ترجیح می دادند با همسرم مذاکره کنند تا اینکه بخواهند به یک زن جواب بدهند. البته میزان فروش شان و بازخوردی که از فروش گرفتند، باعث شد که دیگر برای شان مهم نباشد چه ی از فرش آنلاین با آنها مذاکره می کند. اما این اتفاق در یک فرایند ۵ ساله رخ داد خانم خسروی، به یاد دارم که در گفت وگویی که قبلا با شما داشتم می گفتید که اگر همسرتان نبود، در بازار فرش به شما فرش نمی دادند و اصلا جدی تان نمی گرفتند؟خسروی: بله درست است و البته ساختار بسیار سنتی بازار فرش هم در این میان دخیل بود. حتی خیلی ها به من می گفتند چطور جرأت کرده ای وارد بازار فرش بشوی؟!
لطیفی: این نکته را هم من اضافه کنم که در ابتدا به تنهایی کار را جلو می بردم و همسرم اصلا در تیم من نبود. هرچند نخستین سرمایه گذار به واسطه آشنایی با همسرم روی مامان پز سرمایه گذاری کرد اما در نهایت به من اعتماد کرد و من جلسات را می رفتم و صحبت های نهایی با من بود و همسرم بعد از یک سال به تیم ما اضافه شد. فکر می کنید چرا سرمایه گذار به شما اعتماد کرد؟لطیفی: با اینکه در آن زمان بحث سرمایه گذاری روی استارت آپ های حوزه غذا داغ بود و ایده ما مورد پسند سرمایه گذار بود اما روند اعتماد و سرمایه گذاری خیلی طول کشید و در نهایت هم سرمایه گذار از من پرسید که چقدر مطمئنم که می خواهم چنین کاری را انجام بدهم. حتی از من پرسید «جوگیر» که نشده ای؟! و این نگاه شاید به این دلیل بود که من زن بودم و تجربه حضور ن بنیانگذار استارت آپ در ا یستم بسیار کم بود. هر چند من آن زمان کارمند بانک بودم و می خواستم کارم را کنار بگذارم و جدی بودم. خسروی: در بازار فرش اصلا قبول نمی د که یک زن برای صحبت جلو برود و مذاکره د. اما بعد از گذشت پنج سال دیگر پذیرفته اند. حتی تا سال گذشته هم فروشندگان فرش ترجیح می دادند با همسرم مذاکره کنند تا اینکه بخواهند به یک زن جواب بدهند. البته میزان فروش شان و بازخوردی که از فروش گرفتند، باعث شد که دیگر برای شان مهم نباشد چه ی از فرش آنلاین با آنها مذاکره می کند. اما این اتفاق در یک فرایند ۵ ساله رخ داد. شایق: من هم با همسرم کار می کنم اما واقعیت این است که آرانیک با ۷۰۰ کارگاه در سراسر ایران کار می کند اما هیچگاه در این زمینه مشکلی نداشتم و حتی بسیاری از کارگاه ها و صاحبان شان همسرم را نمی شناسند و همیشه طرف مذاکره و صحبت شان من بودم. اما با مسئله خاصی که متوجه زن بودن من بوده باشد، برخورد نداشته ام.
ولوی: من همیشه تفاوت پذیرش کلام از خانم یا آقا را در جامعه می بینم. این امر در حوزه ما به چشم می خورد به ویژه اگر بحث گرفتن سرمایه و حضور سرمایه گذار در میان باشد. خود من با جمعی از همکارانم «ایزی پز» را راه اندازی کرده ام و شغل همسرم جدا از کار من است. هرچند حامی من به شمار می رود اما من دو پسر دارم که وقتی کار من را می بینند، نوعی اشتیاق به راه اندازی ب وکار را در آنها می بینم. من هیچگاه پشیمان نیستم از حضور در بازار ب وکار و حمایت خانواده هم همواره پشت سر من بوده است.
لطیفی: به نظر من هیچ منافاتی بین ازدواج و راه انداختن استارت آپ وجود ندارد. حتی اگر اولویت یک خانم راه اندازی استارت آپ باشد و نه تشکیل خانواده. چون کارآفرینی نوعی خدمت به جامعه است و چگونه می تواند بر ضدارزش های جامعه قلمداد شود؟! همچنین به نظر من هرچه تجارب موفق بیشتری از ن ثبت شود، هم این دیدگاه های اجتماعی تعدیل می شود و هم نگاه سرمایه گذاران به بنیانگذاران، فرا تی خواهد شد.
البته زن بودن در فضای استارت آپی مزایایی هم دارد. مثلا تعداد ن بنیانگذار کم است اما همین چند نفر بسیار مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفته اند و در مرکز توجه قرار دارند. همین امر حداقل به معرفی هر چه بیشتر ب وکارشان کمک زیادی می کند.
لطیفی: اتفاقا بارها از من پرسیده اند که سخت است که هم زن باشی و خانواده را اداره کنی و هم کارآفرین باشی؟ جواب من این است: نه اصلا. چون در مرکز توجه رسانه قرار داریم و به خودی خود معرفی می شویم و توجه زیادی به ب وکارمان جلب می شود. در حالی که اگر خود من می خواستم برای حضور در رسانه ها و معرفی ب وکارم برنامه ریزی کنم، باید تیم روابط عمومی و تیم مارکتینگ قدرتمندی تشکیل می دادم، برنامه ریزی می و هزینه زیادی هم متقبل می شدم اما در فضای ایران به خاطر جمعیت کمتر ن کارآفرین و به واسطه زن بودنم و اینکه با ن خانه دار کار می کنم، این شانس را داشتیم که هر چه بیشتر معرفی شویم. اما شاید این امر بیشتر مربوط به حوزه استارت آپی باشد و در صنایع دیگر وما اینطور نیست. مثلا یکی از تجارب خود من این است که گاه راننده های مان جواب خانم های آشپز را نمی دهند یا جواب سربالا و کوتاهی به آنها می دهند و حاضر نیستند توضیحی به آنها ارائه کنند. آنها هم مجبور می شوند که با خود من تماس بگیرند که پیگیری کنم. استخدام نیروی کار زن در دستور کار شما قرار دارد یا ترجیح می دهید نیروی مرد استخدام کنید!شایق: همه کارمندان آرانیک زن هستند و این دید در من وجود دارد که از نیروی کار ن استفاده بیشتری م.
خسروی:من به زن بودن کارمندان و توانمند شان اهمیت زیادی می دهم. اغلب کارمندان فرش آنلاین هم زن هستند.
ولوی: تجربه کاری من می گوید کارمندان زن از دقت بسیار بالا و دلسوزی قابل توجهی برای ب وکار برخوردارند. نه اینکه مردان اینگونه نباشند اما این وجه در ن پررنگ تر است. لطیفی: ما اغلب کارمندان مان زن هستند. آشپزهای مان هم همگی زن هستند. اما برای استخدام نیروی کار به کیفیت کاری نگاه می کنم و نه ت. چون استارت آپم الان در موقعیتی نیست که کیفیت کارمندان را در نظر نگیرم. اما این نگاه را دارم که در آینده که ب وکارم رشد بیشتری کرده باشد، به ن برای ورود به حوزه های مختلف ب وکار کمک کنم تا به رویاهای شان برسند و زیر سایه تشویق به انزوایی که الان در جامعه ما وجود ندارد، قرار نگیرند. میزان مالکیت ن بنیانگذار هم همیشه یک سوال جدی بوده است. برای شما این موضوع به چه صورت است؟شایق: از لحاظ حقوقی ۷۰درصد آرانیک مال من است و مدیرعامل هم هستم و تصمیم گیری ها با من و همسرم است.
ولوی: تقسیم کار ما به این صورت است که بخش فنی و استراتژیک را همکارم بر عهده دارد و کلیه کارهای اجرایی بر عهده من است. از سهام ایزی پز هم هر کدام ۵۰درصد در اختیار داریم.
لطیفی: من مدیرعامل مامان پز هستم و ۵۰درصد از شرکت مال من است.
خسروی: ۶۰درصد فرش آنلاین در اختیار من است و در نهایت من مدیرعامل هم هستم. البته مسائل مربوط به استراتژی های بازاری و فروش بر عهده من است اما همه تصمیم ها را من و همسرم با هم می گیریم. سری هم بزنیم به مسائل مربوط به منابع انسانی حرفه ای در این حوزه. بیان تجربیات شما می تواند به دیگران کمک کند. خسروی: از سال ۸۹ که فرش آنلاین کارش را شروع کرده، همیشه مسئله نیروی انسانی هم برایش مطرح بوده. رزومه هایی که ارائه می شود معمولا از کار افراد قوی تر است چون آنچه را می گویند، نمی توانند انجام دهند. شاید به افراد زیادی به اصطلاح بر بخورد اما من معتقدم که صنعت آی تی ایران توسعه دهنده های قوی ندارد. دائما باید کنار آی تی من ها باشیم و چارچوب کار را به آنها بگوییم چون تسلط کافی ندارند. مشکل دیگر این است که افراد زیادی را استخدام کردیم، به آنها آموزش دادیم و بعد از اینکه کار را یاد گرفتند، از تیم ما جدا شدند و خواستند ب وکار خودشان را راه اندازی کنند. درحالی که هزینه آموزش بسیار بالاست. مسئله دیگر این است که مدل کار افراد، مدل استارت آپی نیست و تنها می خواهند ۸ساعت کاری شان را پر کنند و ح کارمندهای سنتی را دارند.
شایق: به نظر من بحث تربیت نیروی انسانی نه تنها در حوزه استارت آپی بلکه در هر کاری بسیار پیچیده و زمان بر و هزینه بر است، چون هنوز در روابط کاری تعارف وجود دارد و رک بودن که لازمه ساختار حرفه ای است، در ب وکارهای ما وجود ندارد. نه در مدیران استارت آپ هست و نه در نیروهای کار. تربیت نیروی انسانی نوعی تخصص است و از هر ی برنمی آید. بعضی نیروها هم با روحیه کارمندی به حوزه استارت آپی می آیند. مثلا ما کارمندی داشتیم که درست بعد از اتمام ۸ساعت کاری اش، باید می رفت و حتی یک ثانیه اضافه هم نمی ماند. چنین کارمندانی مانند ربات کار می کنند؛ نه ایده ای دارند و نه به رشد استارت آپ کمک می کنند. در حالی که ما در آرانیک در برخورد اول با هر نیروی کاری از او می خواهیم که ایده پرداز خوبی باشد و مزد ایده هایش را هم خواهد گرفت با شراکتی که در سود نهایی نصیبش می کنیم. چون سیاست ما این است که کل استارت آپ با هم رشد کند. شایق: کارمندان کماکان به استارت آپ ها به کاری ناامن و بدون پایداری نگاه می کنند. شاید یکی از دلایلش این است که بنیانگذاران استارت آپ ها اغلب جوان هستند و کارمندان، کار با یک جوان را کاری بدون پایداری لازم می دانند و به استارت آپ به محلی برای گذر نگاه می کنند و به واقع فروش عمر می کنند تا رزومه ای و سابقه بیمه داشته باشند. حتی ما کارمندی داشتیم که مستقیما به ما می گفت آمده ام که چند سالی اینجا کار کنم تا سابقه ای داشته باشم و بعد مثلا به دیجی کالا بروم که چند میلیون تومان حقوق ماهانه می دهد.
لطیفی: به نظر من باید از نگاه کارمند هم به ب وکارمان نگاه کنیم. خودمان را بگذاریم جای کارمندی که می خواهد بعد از یکی دو سال موقعیت بهتری به دست بیاورد یا حقوق بیشتری دریافت کند. شرکت های تی در گذشته قراردادهای ۳۰ ساله با کارمندان می بستند و از این لحاظ خیال خودشان را راحت می د و کارمندان هم راضی بودند. اما الان چنین دید بلندمدتی وجود ندارد و به ویژه در مورد استارت آپ ها چنین دید بلندمدتی اصلا محلی از اعراب ندارد و قراردادی که ما با کارمندان می بندیم، نهایتا ی اله است. به نظر من همانطور که خانم شایق هم اشاره کرد، استارت آپ ها برای ایجاد انگیزه در کارمندان شان و اینکه از آنها نیروهای وفاداری بسازند، باید آنها را در سود خودشان شریک کنند و ویژن خود را به کارمندان بفروشند. ما در مامان پز آینده ای را که در نظر داریم با کارمندان در میان می گذاریم و مهم این است که کارمندان ببینند که چه گام هایی برای رسیدن به آینده ای که ترسیم کرده ایم، برمی داریم. وقتی استارت آپی رشد نمی کند یا در نقطه ای ثابت مانده، کارمندان حق دارند که موقعیت خود را تغییر دهند و همکاری شان را قطع کنند.
بعضی از صاحبان استارت آپ ها هم استارت آپشان را به کارمندان می دهند که البته این موضوع بیشتر در سایر کشورها رایج است. به این صورت که به کارمندان می گویند در صورت رسیدن به نقطه مشخصی از رشد، آنها را در سودشان شریک می کنند. ما در مامان پز همین کار را در ارتباط با کارمندان کلیدی مان کردیم. اما در هر صورت پیدا و استخدام نیروی متخصص کاربلد به ویژه در حوزه آی تی خیلی سخت است. شما دلیل این کار را عدم تعهد کارمندان می دانید یا کمبود تخصص را دلیل نبود نیروی کار در این حوزه قلمداد می کنید؟لطیفی: به نظر من ما با کمبود آی تی من مواجه نیستیم بلکه نبود نیروی مناسب برای استخدام به این دلیل است که اغلب شان ترجیح می دهند به صورت آزاد کار کنند و خیلی موافق نیستم که بگوییم متخصصان آی تی کیفیت ندارند چون در همین بازار افراد باکیفیت کاری بالا زیاد هست اما مسئله مهم برمی گردد به دستمزدهای شان. پرداخت دستمزد افراد کارکشته از توان یک استارت آپ خارج است. این افراد بیشتر با ب وکارهای بزرگ تر و رشدکرده تر کار می کنند و اغلب هم حاضر نیستند کارمند ثابت و تمام وقت یک شرکت باشند؛ بلکه به صورت پروژه ای و با دستمزدهای بالا کار می کنند.
ولوی: نوبودن کارها بعضا مست م این است که افرادی که برای استخدام می آیند، ایده را بشناسند و آشنایی داشته باشند که حوزه استارت آپی ایران به دلیل ماهیت جوانش، هنوز با شک و تردید به آن نگاه می شود و کم پیش می آید که ی ریسک کار با صاحبان ایده های نو را بپذیرد. البته هستند افرادی که اهل ریسک هستند. خود من بعد از ۱۴سال کار در حوزه بانکی ایران، به سراغ راه اندازی استارت آپ آمدم. یکی از نکات جالب برای من این بود که در محیط کاری قبلی ام سه نفر بودیم و در اتاقی بزرگ مستقر بودیم با میزها و کمدهای اختصاصی اما وقتی به مرکز شتاب دهنده رفتم، تعداد زیادی آدم دور یک میز نشسته بودند بدون کمد و بدون امکاناتی خاص.
به نظر من در این مراکز آدم ها یاد می گیرند که در چه محیط هایی چگونه کنار هم بنشینند و تمرکز کنند و کار کنند. بحث این است که محیط هایی از این دست، موجب می شوند که یاد بگیرم برای به سرانجام رساندن ایده ها می توان در کمترین متراژ کار کرد. یعنی فرهنگ کار استارت آپی را یاد می گیریم؛ آن هم برای کاری که در حد ایده است و هیچ نمی داند که موفق می شود یا نشود. خود من همه تلاشم این است که همه خصلت ها و دانسته های محیط کار اداری را کنار بگذارم و افراد را براساس کیفیت کاری شان قضاوت کنم. در مورد بحث نیروی متخصص هم باید اشاره کنم که استارت آپ های بزرگ نیروهای خوب را جذب می کنند چون هم نام و نشان دارند و هم پولش را.
لطیفی: استارت آپ هایی که دیگر سر و شکل شرکت به خود گرفته اند، به نوعی به برند هم تبدیل شده اند و افراد خواهان کار با آنها هستند و همکاری با آنها رزومه قوی برای شان به شمار می رود. برای تربیت و به دست آوردن نیروهای متخصص بیشتر چه باید کرد؟لطیفی: به نظر من باید نقشش را به خوبی ایفا کند. خود من در صنعتی شریف درس خوانده ام اما دانش خاصی به من نداد. آموزش در ها واقعا مشکل دارد و دانشی کاربردی به دانشجوها آموزش داده نمی شود. اگر هم ی مهارتی دارد، خارج از ب می کند.
خسروی: من فکر می کنم علاوه بر اینکه باید راهش را درست برود، خود ما هم باید مبحث آموزش را در محیط ب وکارمان جدی بگیریم.
لطیفی: بعضی از شرکت های بزرگ برگزاری جلساتی برای آموزش را مد نظر دارند و فکر می کنم شرکت های بزرگ و وی سی ها می توانند بعد آموزشی را پیش ببرند اما خود استارت آپ ها نمی توانند نیرو تربیت کنند. اما مثلا اپراتورهای بزرگ مانند ایرانسل با این دید وارد عمل شوند که ا یستم را به عنوان بازار بزرگ آی تی ایران در نظر بگیرند و برای اینکه این بازار را هیچگاه از دست ندهند، کارآموز استخدام کنند و کلاس ها و نشست های آموزشی برگزار کنند. بالا ه وقتی کاری نمی کند، خود بازیگران مهم بازار آی تی و بازار آنلاین ایران باید برای از دست ندادن این بازار کاری ند. شاید الان بحث کمبود نیروی متخصص برای چند استارت آپ مد نظر باشد اما این مشکل در نهایت یقه همه بازیگران بازار آنلاین را می گیرد. از طرفی همیشه نیروهایی آماده به کار و آماده یادگیری هستند که باید آموزش داده شوند و شاید خودشان توان مالی پرداخت هزینه دوره های آموزشی را نداشته باشند. بنابراین شرکت های بزرگ می توانند از افراد آماده یادگیری برای کارآموزی دعوت کرده یا شرایطی را برای آموزش آنها فراهم کنند.
ولوی: اینکه فارغ حصیل آی تی داریم اما نیروی آموزش دیده قوی زیادی نداریم، به این دلیل است که بازار کار گسترده ای برای شان وجود نداشته. به نظر من از این به بعد اوضاع بهتر می شود چون استارت آپ ها به عنوان زمینه های استخدام این افراد رو به گسترش هستند.
شایق: سیستم خانوادگی هم در جامعه ایران به این صورت است که بچه ها را به حضور در اداره ها یا به تعبیر آنها کار امن تشویق می کنند. هیچ خانواده ای فرزندش را به حضور در یک استارت آپ یا برای راه اندازی استارت آپ تشویق نمی کند چون افراد زیادی کماکان این حوزه را نمی شناسند. بحث دستمزدها را که سایر دوستان مطرح د، من هم قبول دارم. خود ما در آرانیک تا همین چند ماه پیش نمی توانستیم برای تغییراتی در سایت مان هزینه بالایی بپردازیم و این کار را اخیرا و بعد از سه سال انجام داده ایم و تا ۶۰میلیون تومان هم به آی تی من متخصص این کار دستمزد پرداخت کردیم.
استارت آپ startupدر حوزه ب و کار ، کلمه استارت آپ را در چند سال اخیر بیش از هر کلمه دیگری شنیده ایم. اما معنی دقیق و درست استارت آپ چیست؟ در ادامه مقاله سعی میکنیم استارت آپ را تعریف کنیم :به گزارش آلامتو به نقل از زومیت ؛ استارت آپ واژه ای است که در سال های اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانی های نوپایی هستیم که را ارهای جدیدی را برای حل مشکلات و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح می کنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و دره ی سیلی نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانی هایی استارت آپ اطلاق می شود؟نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (warby parker) استارت آپ را این چنین تعریف می کند:استارت آپ یک کمپانی نوپا است که که راه حلی نوین را برای یک مساله ارائه می کند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد.بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای شه های نو و خلافیت برفراز ایده های موجود می دانند که هدف از آن برطرف مشکلات موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه ی آشیل راه حل های موجود شناخته می شوند.آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هوم جوی (homejoy) که یکی از استارت آپ های مطرح ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است:تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده آل و پایدار به منظور دستی به رشد برق آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است.براساس تعریف merriam-webster استارت آپ به این معنی است:عمل یا مجموعه ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا ب و کار نوپافرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده:یک ب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است.ویکیپدیا نیز استارت آپ را یک تجارت نوپا در قالب یک کمپانی، شراکت یا سازمان موقت تعریف می کند که در پی ایجاد و راه اندازی یک مدل تجاری جدید در زمینه ی خاصی است. ویکیپدیا نیز نوآوری را به عنوان شاخصه ی اصلی استارت آپ عنوان کرده و به این نکته اشاره کرده که در باور عمومی، استارت آپ ها معمولا ماهیتی مرتبط با فناوری دارند؛ اما این موضوع همیشه صحت ندارد. این دایره المعارف اینترنتی درونمایه ی استارت آپ را در جاه طلبی، نوآوری و تلاش برای رشد در سطح جهانی تعریف کرده است.با توجه به تعاریف ارائه شده می توان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانین خاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود و تعداد کارکنان همواره در کمپانی های بزرگ تغییر کرده و دغدغه ی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه ی کاری خود مشغول به کار است.از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی y combinator که یک سرمایه گذار در زمینه ی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپ ها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترش است.با بررسی تولد و فعالیت استارت آپ ها در سال های اخیر می توان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارت آپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانی های نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمی شوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله ی آن می توان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانی های بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۸۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع می توان در یک جمله ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند.در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده اند؛ از این رو استارت آپ ها را باید از ب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده استدر سال های اخیر، در فرهنگ عامیانه، مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است. برای مثال می توان به اوبر (uber) اشاره کرد که در زمینه ی پیوند صنعت فناوری با حمل و نقل فعالیت می کند. آیا این کمپانی که هم اکنون موفق شده با داشتن ارزشی ۳.۵ میلیارد دلاری، سرمایه ای ۳۰۷ میلیون دلاری را جذب می کند، می توان یک استارت آپ به شمار آورد؟ به طور حتم پاسخ این سوال منفی است. اوبر در حال حاضر تبدیل به یک کمپانی چند ملیتی در زمینه ی حمل و نقل شده که براساس برآوردهای انجام شده درآمدی ۲۱۳ میلیون دلاری ب خواهد کرد. از جمله ی سایر مثال هایی که در این باب می توان به آن اشاره کرد، آکیولس است. این استارت آپ با معرفی واقعیت مجازی در قالب هدست هایی که با اتصال به کامپیوتر می توانند تجربه ی جدیدی را برای کاربران به ارمغان بیاورند، در طول چند سال پیشرفت خارق العاده ای را شاهد بود و در نهایت نیز این کمپانی به زیر پرچم رفت که خود زمانی یک استارت آپ به شمار می رفت. استارت آپ ها برای پرورش فناوری های خود از تکنولوژی های متعددی استفاده می کنند؛ در این بین در دسترس بودن فناوری یا محصولات خود این کمپانی ها نیز عامل مهمی در موفقیت و رشد یک کمپانی است. برای مثال در کشور به واسطه ی آمارهای منتشر شده که نشان از دسترسی ۹۸ از درصد از مردم به اینترنت دارد، موفقیت فناوری ها و محصولات مبتنی بر اینترنت، تا حدودی تضمین شده است. زمانی که یک استارت آپ به اندازه ای رشد کند که درآمد آن به چندین میلیون دلار برسد، دیگر باید دوران استارت آپ بودن این کمپانی را رو به اتمام خواند.در لیست جالب ترین استارت آپ ها که هر سال که در گردآوری می شود، می توان کمپانی های دیگری را دید که در زمینه ی املاک فعالیت می کنند. همچنین باید به استارت آپ های غیرانتفاعی نیز اشاره کرد که به دلیل استفاده از فناوری های پیشرفته در خدمات خود، از عنوان استارت آپ برای تعریف خود استفاده می کنند. برای قرار گرفتن در میان کمپانی هایی که خود را استارت آپ می خوانند، باید فناوری نوینی را معرفی کرد که رویکردی آینده نگرانه نیز دارد. استفاده از عنوان استارت آپ می تواند در زمان استخدام به یاری این کمپانی های نوپا بیاید.البته خود موسسان استارت آپ ها، فاکتور خاصی را برای تعریف یک کمپانی به عنوان استارت آپ رد می کنند.راسل دسوزا، موسس استارت آپ سیت گیک (seatgeek) که در زمینه ی جستجوی بلیط بصورت اینترنتی فعالیت می کند، در این خصوص این چنین اظهار نظر می کند:زمانی که موسسان و افراد در حال کار در یک استارت آپ احساس انجام یک کار خلاقانه و تاثیرگذار روی جامعه را از دست دادند، نمی توان از عنوان استارت آپ برای تعریف یک کمپانی استفاده کرد. القای احساس نوآوری و فرهنگ پویای توسعه و پیشرفت در کمپانی با اضافه شدن نفرات جدید و همچنین گذشت چند سال از زمان تاسیس کمپانی بسیار سخت به نظر می رسد.بسیاری از موسسان رفتن زیر پرچم کمپانی های بزرگ تر را نیز به عنوان زمانی برای پایان عمر یک استارت آپ، قبول نمی کنند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که شرایط ید استارت آپ ها توسط کمپانی های مختلف نیز متفاوت است. همچنین در صورتی که یک کمپانی وارد تالار بورس شده و سهام آن بصورت گسترده در اختیار افراد قرار گیرد، نمی توان دیگر این کمپانی را به عنوان یک استارت آپ شناسایی کرد.در یک تعریف کلی می توان استارت آپ را به مجموعه ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد اما در یک تعریف کلی می توان استارت آپ را به مجموعه ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد. همچنین باید به خصوصیات موسس استارت آپ نیز اشاره کرد. در صورتی که فردی با هدف تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یا جهانی اقدام به تاسیس کمپانی خود کند، مجموعه ی زیر نظر وی را می توان استارت آپ و وی را موسس استارت آپ خواند.در کشورمان نیز این روزها شاهد ظهور استارت آپ های متعددی هستیم. حتی کمپانی هایی نیز وجود دارند که در صورت مقبول بودن طرح و آنچه که استارت آپ در پی رسیدن به آن است، درصدد حمایت از این ب و کار برمی آیند. با یک گشت و گذار ساده در اینترنت می توان نمونه های موفق استارت آپ های داخلی را نیز مشاهده کرد. توسعه ی یک ایده و راه اندازی یک استارت آپ پیش از داشتن ایده و ابزار، نیازمند خودباوری است. در صورتی که شما نیز ایده ای دارید، می توانید با سنجش تمام جوانب، استارت آپ خود را راه اندازی کرده و به عنوان یک کارآفرین شناخته شوید. کشورمان ایران در بسیاری از زمینه ها مکان بکری برای راه اندازی و ارائه ی سرویس های مختلف است.نظر شما در این خصوص چیست؟۶ راه خانگی برای سفید دندان ها
برترین جاهای دیدنی روسیه برای تفریح
استارت آپ یا ب و کار نوین امروزه به عنوان راه بسیار مناسب برای درآمدزایی فوق العاده شناخته شده است.گروه گوناگون «تیتریک»، استارت آپ امروزه آینده یک کشور را می توانند تعیین کنند؛ ب و کارهای کوچک و نوین که با گذشت زمان در زمینه تکنولوژی با جذب مخاطبین می توانند به محصول مهم کشور خود تبدیل شوند که در ادامه به معرفی برخی از آن ها می پردازیم. 1-استارت آپ پزشک آنلاینهدف اصلی استارت آپ پزشک آنلاین جلوگیری از بروز دیابت نوع 2 است . این استارت آپ با سرمایه گذاری شرکت زیلو تاسیس شده تا بر روی درمان از راه دور بیماران دیابتی تمرکز کند. با استفاده از این استارت آپ رژیم روزانه ای برای بیماران دیابتی تجویز می شود؛ نکته مهم این استارت آپ آنلاین بودن 24 ساعته است و بیمار با استفاده از اینترنت می تواند در هر ساعت شبانه روز به پزشک خود وصل شود.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20172-استارت آپ تا ی بدون رانندهاین روزها رسیدن به ماشین های خودران به هدف اصلی بسیاری از استارت آپ ها تبدیل شده است تا بتوانند با ارائه ایده ای نو، خلاقیت جدیدی ارائه دهند. شرکت وویاگ اخیرا، ایده تا ی بدون راننده را مطرح و اجرایی کرده است. با استفاده از این استارت آپ مسافر می تواند ابتدا مبداء و مقصد خود را مشخص کند و هر جایی از مسیر که علاقه ای به ادامه سفر نداشت می تواند خودرو را متوقف کند. در این تا ی های خودران مسافران امنیت بیشتری دارند.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20173-استارت آپ گوشی هوشمند essentialگوشی هوشمند essential که توسط ر ن خالق اندروید، ساخته شده در حال حاضر رقیبی جدی برای اپل و سامسونگ شناخته شده است. وی که با خلق اندورید توانست این سیستم عامل را به یکی از محبوب ترین سیستم عامل های دنیا تبدیل کند اینبار دست به تولید گوشی هوشمند زده است. گوشی هوشمند مذکور در ماه می سال جاری رونمایی شد.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20174-استارت آپ ید کالاهای مصرفی روزانه، تنها با سه دلارهر خانه ای در جهان ید روزانه ای زیادی دارد که در اکثر مواقع مخارج ید منزل بسیار زیاد است. سایت brandless که با ایده یک زوج در ماه جولای سال جاری با بودجه 50 میلیون دلاری راه اندازی شد که تمام کالاهای روزانه مورد نیاز یک خانه را فقط با قیمت ثابت 3 دلار ارائه می دهد. در این ب و کار نوپا، مدیران سایت کالاهای خود را بصورت عمده یداری کرده و بسته بندی می کنند؛هیچ برندی بر روی کالای یداری شده وجود ندارد و این نکته مثبتی است که مشتری دیگر پول برند را نخواهد داد.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 2017 5-استارت آپ عینک های واقعیت مجازیعینک های واقعیت مجازی nomadicvr که اخیرا با بودجه 6میلیون دلاری طراحی شده است به شما کمک می کند تا در هر مکانی از واقعیت مجازی لذت ببرید. برای استفاده از این عینک باید کوله پشتی مخصوصش را نیز با خود حمل کنید. بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20176-استارت آپ فضاهای از پیش ساخته برای منزل مس ی شرکت کوور استارت آپی برای طراحی فضاهای باز منازل است؛ با استفاده از این استارت آپ می توانید یک اتاق مهمان و یا موارد دیگر را با نصب آسان و بدون دردسر به منزل خود اضافه کنید. این استارت آپ فضاهای از پیش ساخته را در ابعاد 300تا 1200فوت انجام می دهد. بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20177-استارت آپ عیب ی محصولات روی خط تولیداین استارت آپ با هدف عیب ی محصولات روی خط تولید تعبیه شده است تا از خطرهای بزرگ محصولات بعد از ورود به بازار جلوگیری کند. برای مثال می توان به شرکت سامسونگ اشاره کرد که در سال 2016 به خاطر یک اشتباه در تولید گل ی نوت7 متحمل زیان های زیادی شد. این در حالی است که اگر استارت آپ مذکور در آن زمان وجود داشت و عیب ی های گل ی نوت 7 را روی خط تولید انجام می داد بی شک سامسونگ متحمل این زیان بزرگ نمی شد.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 20178-استارت آپ ربات خانگیربات خانگی قطعا جزء پروژه ها خاصی محسوب می شود که در آینده به موفقیت های بسیاری دست پیدا خواهد کرد. استارت آپ ربات خانگی در واقع جزیی از افراد یک خانواده محسوب می شود که با مزایایی همچون مشاور بودن، پزشک، همراه خوب و ... در همه حال می تواند به کمک اعضای خانواده بیاید. این استارت آپ با هزینه 11.5 میلیون دلار که توسط گروه فوندی تامین شده، اجرایی شده است.بهترین استارت آپ های جهان که شما را میلیاردر می کند+ معرفی استارت آپ های موفق سال 2017 8 استارت آپی که در بالا معرفی شد در سال 2017 به عنوان برترین استارت آپ ها شناخته شده اند که برخی در ابتدا و برخی در میانه راه به درآمدی میلیاردی دست پیدا کرده اند. اکثر این استارت آپ هایی که به عنوان برترین ها در سال 2017 معرفی شده اند، هیچ پشتوانه مالی تی نداشته اند؛ این اتفاق مفهوم اصلی استارت آپ است که از صفر و بی هیچ پشتوانه ای به رشد سریع و برق آساء دست پیدا کنیم . این روزها همین استارت اپ های عنوان شده با بزرگتر شدن و جذب مخاطبان زیاد تبدیل به یک بنگاه اقتصادی بزرگی شده اند. نکته مهمتری دیگر این است که این استارت آپ ها هر کدام در کشور خود اجرا شده اند؛ یعنی در هر کشور دیگری نیز همین خلاقیت ها و ایده ها می تواند باعث موفقیت و درآمدزایی شود.بحث ب و کارهای نوپا یا به عبارت جهانی استارت آپ، در ایران نسبت به جهان با رشد کندتری روبرو است و شروع فعالیت استارت آپ ها در ایران را شاید در حدود دو سال بتوان تخمین زد. همین موضوع دلیل خوبی است که استارت آپ ها در کشور ما جای کار بسیاری دارند.در گزارش بعدی به وضعیت ب و کارهای نوپا در ایران خواهیم پرداخت...گزارش از سعید پیرزادهانتهای پیام/باشگاه خبرنگاران
عبور‭ ‬از‭ ‬مرحله‭ ‬آزمون‭ ‬و‭ ‬خطا‭ ‬به‭ ‬مرحله‭ ‬تجاری سازی‭ ‬برای‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬از‭ ‬مرحله‭ ‬راه اندازی‭ ‬پرفراز‭ ‬و‭ ‬نشیب تر‭ ‬است‭. ‬به‭ ‬همین‭ ‬دلیل‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تعامل‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬با‭ ‬بنگاه های‭ ‬اقتصادی‭ ‬باتجربه‭ ‬و‭ ‬پیش وت های‭ ‬عرصه‭ ‬ ب وکار‭ ‬همواره‭ ‬مورد‭ ‬توجه‭ ‬بوده‭ ‬است‭. ‬شرکت های‭ ‬جاافتاده تر‭ ‬می توانند‭ ‬علاوه‭ ‬بر‭ ‬حمایت‭ ‬مالی‭ ‬از‭ ‬استارت آپ های‭ ‬مرتبط‭ ‬با‭ ‬حوزه‭ ‬کاری‭ ‬خودشان،‭ ‬تخصص،‭ ‬دانش‭ ‬و‭ ‬تجربه‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬آنها‭ ‬قرار‭ ‬دهند‭ ‬و‭ ‬چتری‭ ‬روی‭ ‬سرشان‭ ‬باشند‭. ‬آ ین‭ ‬روزهای‭ ‬سال‭ ‬۱۳۹۶‭ ‬باخبر‭ ‬شدیم‭ ‬که‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬شرکت های‭ ‬نام آشنا‭ ‬در‭ ‬حوزه‭ ‬پتروشیمی‭ ‬و‭ ‬فرآورده های‭ ‬معدنی‭ ‬با‭ ‬کمک‭ ‬یک‭ ‬شتاب دهنده‭ ‬ایرانی‭- ‬اتریشی‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬کارانوبین،‭ ‬تصمیم‭ ‬به‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ های‭ ‬حوزه‭ ‬معدن‭ ‬و‭ ‬کشاورزی‭ ‬در‭ ‬قالب‭ ‬طرحی‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬‮«‬کارخانه‭ ‬استارت آپ‮»‬‭ ‬یا‭ ‬startup factory‭ ‬گرفته‭ ‬است‭. ‬در‭ ‬گفت وگو‭ ‬با‭ ‬پدرام‭ ‬سلطانی،‭ ‬رئیس‭ ‬هیات‭ ‬مدیره‭ ‬شرکت‭ ‬پرسال،‭ ‬چند‭ ‬و‭ ‬چون‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬و‭ ‬تمایزات‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری‭ ‬را‭ ‬جویا‭ ‬شدیم‭.‬‭ ‬ایده‭ ‬کارخانه‭ ‬استارت آپ‭ ‬از‭ ‬کجا‭ ‬مطرح‭ ‬شد؟‭ ‬توضیح‭ ‬دهید‭ ‬که‭ ‬حضور‭ ‬شرکت‭ ‬پرسال‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬بنگاه‭ ‬خصوصی‭ ‬و‭ ‬شرکت‭ ‬کارانوبین‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬شتاب دهنده‭ ‬استارت آپی‭ ‬در‭ ‬کنار‭ ‬استارت آپ های‭ ‬حوزه‭ ‬معدن‭ ‬و‭ ‬کشاورزی‭ ‬در‭ ‬وهله‭ ‬اول‭ ‬به‭ ‬چه‭ ‬معناست؟‭ ‬عبارت‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری‭ ‬در‭ ‬ا یستم‭ ‬استارت آپی‭ ‬کلمه ای‭ ‬جا افتاده‭ ‬است‭. ‬کارخانه‭ ‬استارت آپ‭ ‬عموما‭ ‬فضایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬شرکت ها،‭ ‬شتاب دهنده ها‭ ‬و‭ ‬سایر‭ ‬بازیگران‭ ‬زیست بوم‭ ‬استارت آپی‭ ‬فراهم‭ ‬می کنند‭ ‬تا‭ ‬بتوانند‭ ‬طی‭ ‬سلسله‭ ‬مراحلی،‭ ‬استارت آپ های‭ ‬صاحب‭ ‬ایده‭ ‬و‭ ‬خلاقیت‭ ‬را‭ ‬شناسایی‭ ‬کنند‭ ‬و‭ ‬پرورش‭ ‬دهند‭. ‬این‭ ‬بازیگران‭ ‬در‭ ‬مرحله‭ ‬بعد‭ ‬با‭ ‬حمایت‭ ‬مالی‭ ‬از‭ ‬استارت آپ های‭ ‬منتخب‭ ‬و‭ ‬ارائه‭ ‬آموزش های‭ ‬مختلف،‭ ‬موفق ترین‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬انتخاب‭ ‬و‭ ‬مقدمات‭ ‬ورود‭ ‬آنها‭ ‬به‭ ‬بازار‭ ‬را‭ ‬فراهم‭ ‬می کنند‭. ‬‭ ‬این‭ ‬فعالیت‭ ‬را‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬شتاب دهنده ها‭ ‬هم‭ ‬انجام‭ ‬می دهند،‭ ‬بنابراین‭ ‬باید‭ ‬بگوییم‭ ‬آنها‭ ‬هم‭ ‬یک‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری‭ ‬هستند‭.‬‭ ‬بله،‭ ‬در‭ ‬عمل‭ ‬حمایت‭ ‬گروه های‭ ‬مختلف‭ ‬از‭ ‬جمله‭ ‬مراکز‭ ‬رشد‭ ‬یا‭ ‬شتاب دهنده ها‭ ‬با‭ ‬استارت آپ فکتوری‭ ‬همپوشانی‭ ‬دارد،‭ ‬اما‭ ‬کارخانه‭ ‬استارت آپ‭ ‬همان طور‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬اسمش‭ ‬هم‭ ‬پیداست،‭ ‬به‭ ‬دنبال‭ ‬خلق‭ ‬یک‭ ‬شرکت‭ ‬است‭. ‬به‭ ‬طور‭ ‬کلی‭ ‬من‭ ‬معتقدم‭ ‬نباید‭ ‬همه‭ ‬فرصت های‭ ‬ایجاد،‭ ‬تقویت‭ ‬و‭ ‬رشد‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬را‭ ‬صرفا‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬مجموعه های‭ ‬عمومی‭ ‬بگذاریم‭ ‬چرا‭ ‬که‭ ‬نگاهشان‭ ‬غیرتخصصی‭ ‬است‭. ‬این‭ ‬در‭ ‬حالی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬بنگاه های‭ ‬اقتصادی‭ ‬می توانند‭ ‬متناسب‭ ‬با‭ ‬فعالیت‭ ‬خودشان‭ ‬از‭ ‬امکانی‭ ‬شبیه‭ ‬کارخانه‭ ‬استارت آپ‭ ‬استفاده‭ ‬کنند‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬وسیله‭ ‬خلأ‭ ‬جدی‭ ‬تلفیق‭ ‬تخصص‭ ‬و‭ ‬تجربه ‭ ‬خود‭ ‬با‭ ‬نوآوری‭ ‬و‭ ‬خلاقیت‭ ‬جوانان‭ ‬را‭ ‬برطرف‭ ‬کنند‭. ‬به‭ ‬عبارت‭ ‬دیگر‭ ‬پیوند‭ ‬میان‭ ‬تخصص‭ ‬موجود‭ ‬در‭ ‬صنایع‭ ‬گوناگون‭ ‬و‭ ‬جوانان‭ ‬خلاق‭ ‬و‭ ‬صاحب ایده‭ ‬و‭ ‬هم افزایی‭ ‬این‭ ‬دو‭ ‬می تواند‭ ‬هم‭ ‬به‭ ‬رشد‭ ‬صحیح‭ ‬و‭ ‬اصولی‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬منجر‭ ‬شود،‭ ‬هم‭ ‬به‭ ‬فعالیت های‭ ‬اقتصادی‭ ‬سنتی‭ ‬و‭ ‬متعارف‭ ‬کمک‭ ‬کند‭ ‬که‭ ‬مسیر‭ ‬دگردیسی‭ ‬و‭ ‬گذار‭ ‬به‭ ‬ ب وکارهای‭ ‬جدید‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬سرعت‭ ‬بیشتری‭ ‬طی‭ ‬کنند‭. ‬‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬میان‭ ‬به‭ ‬جز‭ ‬حمایت‭ ‬مالی،‭ ‬چه‭ ‬نفعی‭ ‬خواهند‭ ‬برد؟‭ ‬بی تردید‭ ‬تخصص‭ ‬و‭ ‬تجربه‭ ‬۲۰‭ ‬ساله‭ ‬شرکت‭ ‬پرسال‭ ‬محیط‭ ‬با‭ ‬اطمینان‭ ‬بیشتری‭ ‬برای‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬فراهم‭ ‬خواهد‭ ‬کرد‭. ‬ضمن‭ ‬اینکه‭ ‬به‭ ‬هر‭ ‬حال‭ ‬ما‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬بنگاهی‭ ‬فعال‭ ‬در‭ ‬حوزه‭ ‬معدن‭ ‬و‭ ‬کشاورزی،‭ ‬از‭ ‬بازار‭ ‬کالاها‭ ‬و‭ ‬خدمات‭ ‬این‭ ‬عرصه‭ ‬سهمی‭ ‬داریم‭ ‬و‭ ‬می توانیم‭ ‬زمینه‭ ‬ورود‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬به‭ ‬بازار‭ ‬یک‭ ‬کالا‭ ‬و‭ ‬خدمت‭ ‬را‭ ‬فراهم‭ ‬کنیم؛‭ ‬مسئله ای‭ ‬که‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬چالش های‭ ‬مهم‭ ‬استارت آپ هاست‭. ‬چالش‭ ‬دیگری‭ ‬که‭ ‬ ب وکارهای‭ ‬نو‭ ‬با‭ ‬آن‭ ‬مواجه‭ ‬هستند،‭ ‬موانع‭ ‬حقوقی‭ ‬و‭ ‬قانونی‭ ‬سر‭ ‬راه‭ ‬فعالیت‭ ‬آنهاست‭. ‬طبیعتا‭ ‬استارت آپ هایی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬کارخانه‭ ‬پرسال‭ ‬می پیوندند‭ ‬می توانند‭ ‬از‭ ‬تجربیات‭ ‬و‭ ‬دانش‭ ‬مدیران‭ ‬حقوقی،‭ ‬مالی‭ ‬و‭ ‬منابع‭ ‬انسانی‭ ‬شرکت‭ ‬ما‭ ‬بهره‭ ‬ببرند‭. ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬مسائلی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬مانع‭ ‬به‭ ‬حساب‭ ‬می آید،‭ ‬ریشه‭ ‬در‭ ‬ناآشنایی‭ ‬آنها‭ ‬با‭ ‬قوانین‭ ‬و‭ ‬رویه های‭ ‬حقوقی‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬ما‭ ‬می توانیم‭ ‬با‭ ‬راهنمایی‭ ‬و‭ ‬ارائه‭ ‬آموزش های‭ ‬لازم‭ ‬این‭ ‬چالش‭ ‬را‭ ‬مرتفع‭ ‬کنیم‭.‬‭ ‬در‭ ‬اخباری‭ ‬که‭ ‬درباره‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری‭ ‬پرسال‭ ‬خو م‭ ‬و‭ ‬شنیدیم‭ ‬اینطور‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬می رسد‭ ‬که‭ ‬قرار‭ ‬است‭ ‬فقط‭ ‬از‭ ‬استارت آپ هایی‭ ‬که‭ ‬کارشان‭ ‬را‭ ‬فراتر‭ ‬از‭ ‬ایده‭ ‬شروع‭ ‬کرده اند،‭ ‬حمایت‭ ‬شود‭ ‬نه‭ ‬ایده های‭ ‬نویی‭ ‬که‭ ‬صرفا‭ ‬روی‭ ‬کاغذ‭ ‬هستند‭. ‬دلیل‭ ‬این‭ ‬تمایزگذاری‭ ‬چه‭ ‬بوده‭ ‬است؟ ب وکار‭ ‬در‭ ‬ذات‭ ‬خود‭ ‬نیازمند‭ ‬چند‭ ‬خصیصه‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬عبارتند‭ ‬از‭ ‬جسارت،‭ ‬اعتماد‭ ‬به‭ ‬نفس‭ ‬و‭ ‬برخورداری‭ ‬از‭ ‬مهارت های‭ ‬لازم‭ ‬برای‭ ‬آغاز‭ ‬یک‭ ‬فعالیت‭ ‬اقتصادی‭. ‬استارت آپی‭ ‬که‭ ‬کار‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬آغاز‭ ‬کرده‭ ‬این‭ ‬خصایص‭ ‬را‭ ‬تا‭ ‬حدودی‭ ‬دارد‭. ‬این‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬باید‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬بگیریم‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬انتخاب‭ ‬و‭ ‬سرمایه گذاری‭ ‬روی‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬سرمایه‭ ‬انسانی‭ ‬و‭ ‬تیم‭ ‬مناسب‭ ‬از‭ ‬ایده‭ ‬اهمیت‭ ‬بیشتری‭ ‬دارد‭. ‬این‭ ‬یعنی‭ ‬زمانی‭ ‬که‭ ‬صاحبان‭ ‬یک‭ ‬استارت آپ‭ ‬در‭ ‬زمینه‭ ‬مدیریت‭ ‬و‭ ‬انجام‭ ‬کار‭ ‬تیمی‭ ‬توانمند‭ ‬باشند،‭ ‬می توانیم‭ ‬امیدوار‭ ‬باشیم‭ ‬که‭ ‬کار‭ ‬با‭ ‬جدیت‭ ‬دنبال‭ ‬می شود‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬نتیجه‭ ‬می رسد‭. ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬نتیجه‭ ‬فوق العاده‭ ‬نباشد،‭ ‬ولی‭ ‬ایده‭ ‬از‭ ‬بالقوه‭ ‬به‭ ‬بالفعل‭ ‬تبدیل‭ ‬می شود‭. ‬‭ ‬استارت آپ های‭ ‬مورد‭ ‬نظر‭ ‬باید‭ ‬به‭ ‬چه‭ ‬مرحله ای‭ ‬رسیده‭ ‬باشند؟‭ ‬آیا‭ ‬متر‭ ‬و‭ ‬معیاری‭ ‬مشخص‭ ‬برای‭ ‬این‭ ‬کار‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬دارید؟معیار‭ ‬ما،‭ ‬هم‭ ‬مشخص‭ ‬است،‭ ‬هم‭ ‬نیست‭. ‬در‭ ‬واقع‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬ایده‭ ‬برخی‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬ملموس تر‭ ‬و‭ ‬ مدل‭ ‬ ب و کار شان‭ ‬به‭ ‬تحقق‭ ‬اه ‭ ‬و‭ ‬درآمدزایی‭ ‬نزدیک تر‭ ‬باشد‭. ‬از‭ ‬سوی‭ ‬دیگر‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬برخی‭ ‬ایده هایی‭ ‬داشته‭ ‬باشند‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬بازار‭ ‬ایران‭ ‬فراترند‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬فناوری‭ ‬و‭ ‬دانش‭ ‬پیچیده تری‭ ‬برخوردارند‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬مسئله‭ ‬مست م‭ ‬قضاوت‭ ‬دقیق تر‭ ‬و‭ ‬تأمل‭ ‬بیشتر‭ ‬خواهد‭ ‬بود‭ ‬تا‭ ‬ببینیم‭ ‬تا‭ ‬چه‭ ‬حد‭ ‬امکان‭ ‬تحقق‭ ‬اه شان‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭. ‬بنابراین‭ ‬تعیین‭ ‬میزان‭ ‬توسعه یافتگی‭ ‬یک‭ ‬استارت آپ‭ ‬نیازمند‭ ‬ارزی های‭ ‬متعددی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬ما‭ ‬برای‭ ‬این‭ ‬کار‭ ‬از‭ ‬کمک‭ ‬شرکت‭ ‬کارانوبین‭ ‬بهره‭ ‬خواهیم‭ ‬گرفت‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬شرکت‭ ‬joint venture ایرانی‭- ‬اتریشی‭ ‬است‭. ‬شریک‭ ‬اتریشی‭ ‬همکار‭ ‬کارانوبین،‭ ‬دانش‭ ‬مدیریتی‭ ‬موفق‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬حوزه‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬وارد‭ ‬کرده‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬مجموعه های‭ ‬بزرگ‭ ‬اقتصادی‭ ‬فعال‭ ‬در‭ ‬اتریش،‭ ‬آلمان‭ ‬و‭ ‬ایتالیا‭ ‬و‭ ‬سایر‭ ‬کشورهای‭ ‬اروپایی‭ ‬در‭ ‬زمینه‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬م ‭ ‬می دهد‭. ‬‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری ها‭ ‬معمولا‭ ‬مدل های‭ ‬حمایتی‭ ‬گوناگونی‭ ‬دارند‭. ‬برخی‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬صفر‭ ‬تا‭ ‬صد‭ ‬ماجرا‭ ‬را‭ ‬بر‭ ‬عهده‭ ‬می گیرند‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬نوعی‭ ‬صاحب‭ ‬استارت آپ ها ‭ ‬می شوند‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬حمایت‭ ‬ کنند‭. ‬این‭ ‬در‭ ‬حالی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برخی‭ ‬دیگر‭ ‬به‭ ‬دنبال‭ ‬نوعی‭ ‬تعامل‭ ‬دوجانبه‭ ‬هستند‭. ‬مدل‭ ‬حمایتی‭ ‬مدنظر‭ ‬شما‭ ‬چیست‭ ‬و‭ ‬دقیقا‭ ‬چه‭ ‬مواردی‭ ‬از‭ ‬فعالیت های‭ ‬یک‭ ‬استارت آپ‭ ‬را‭ ‬شامل‭ ‬می شود؟این‭ ‬مسئله‭ ‬بستگی‭ ‬به‭ ‬میزان‭ ‬موفقیت‭ ‬استارت آپ های‭ ‬منتخب‭ ‬در‭ ‬عبور‭ ‬از‭ ‬مراحل‭ ‬گوناگونی‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬ما‭ ‬در‭ ‬مجموعه‭ ‬رویدادهایمان‭ ‬طراحی‭ ‬کرده ایم‭. ‬استارت آپی‭ ‬که‭ ‬شایستگی‭ ‬بیشتری‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬قضاوت‭ ‬بهتری‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬گروه‭ ‬پرسال‭ ‬و‭ ‬کارانوبین‭ ‬از‭ ‬خود‭ ‬شکل‭ ‬دهد،‭ ‬مورد‭ ‬حمایت‭ ‬جدی تری‭ ‬قرار‭ ‬خواهد‭ ‬گرفت‭. ‬البته‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬خود‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬مدل‭ ‬مشخصی‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬تعامل‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬گرفته‭ ‬باشند‭ ‬که‭ ‬شامل‭ ‬میزان‭ ‬معینی‭ ‬از‭ ‬حمایت‭ ‬شود‭. ‬ما‭ ‬برای‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬بازه‭ ‬ وسیعی‭ ‬را‭ ‬پیش بینی‭ ‬کرده ایم‭ ‬که‭ ‬می توانیم‭ ‬میزان‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬متناسب‭ ‬با‭ ‬مدل‭ ‬تعاملی‭ ‬مورد‭ ‬مذاکره‭ ‬و‭ ‬معیارهایی‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬ارزی ‭ ‬توان‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬داریم‭ ‬تغییر‭ ‬بدهیم‭. ‬‭ ‬این‭ ‬سؤال‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬دلیل‭ ‬می پرسم‭ ‬که‭ ‬برخی‭ ‬کارخانه های‭ ‬استارت آپی،‭ ‬ ب وکارهای‭ ‬مورد‭ ‬حمایت‭ ‬را‭ ‬تولید‭ ‬خودشان‭ ‬می دانند،‭ ‬این‭ ‬در‭ ‬حالی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬ذات‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬ایجاب‭ ‬می کند‭ ‬که‭ ‬استقلال‭ ‬موجودیت‭ ‬و‭ ‬برندشان‭ ‬از‭ ‬حمایت کننده‭ ‬حفظ‭ ‬شود‭.‬قطعا‭ ‬ما‭ ‬به‭ ‬دنبال‭ ‬سیطره‭ ‬پیدا ‭ ‬بر‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬نیستیم‭. ‬استارت آپی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬مراحل‭ ‬موردنظر‭ ‬ما‭ ‬و‭ ‬کارانوبین‭ ‬عبور‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬مسیر‭ ‬تعامل‭ ‬با‭ ‬شرکت‭ ‬پرسال‭ ‬قرار‭ ‬بگیرد،‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬ما‭ ‬یک‭ ‬شرکت‭ ‬مستقل‭ ‬تلقی‭ ‬شده‭ ‬و‭ ‬طبیعتا‭ ‬شخصیت‭ ‬حقوقی‭ ‬مستقل‭ ‬دارد‭. ‬بدیهی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬پرسال‭ ‬می تواند‭ ‬سهامدار‭ ‬این‭ ‬شرکت‭ ‬یا‭ ‬صاحب‭ ‬کرسی‭ ‬در‭ ‬هیات مدیره ‭ ‬آن‭ ‬باشد،‭ ‬اما‭ ‬سرمایه های‭ ‬متعلق‭ ‬به‭ ‬استارت آپ‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬جمله‭ ‬برندش‭ ‬متعلق‭ ‬به‭ ‬خودش‭ ‬خواهد‭ ‬بود‭. ‬‭ ‬آیا‭ ‬در‭ ‬حال‭ ‬حاضر‭ ‬مشخص‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬چند‭ ‬استارت آپ‭ ‬مورد‭ ‬حمایت‭ ‬قرار‭ ‬می گیرند؟ما‭ ‬علاقه مند‭ ‬هستیم‭ ‬از‭ ‬هر‭ ‬استارت آپی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬تیم‭ ‬ارزی ‭ ‬فرصت‭ ‬ملموس‭ ‬اقتصادی‭ ‬تلقی‭ ‬شود،‭ ‬حمایت‭ ‬کنیم،‭ ‬البته‭ ‬توان‭ ‬پرسال‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬بنگاه‭ ‬اقتصادی‭ ‬نامحدود‭ ‬نیست‭. ‬اگر‭ ‬ما‭ ‬آنقدر‭ ‬خوش شانس‭ ‬باشیم‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬حجم‭ ‬وسیعی‭ ‬از‭ ‬استارت آپ های‭ ‬باظرفیت‭ ‬مواجه‭ ‬شویم،‭ ‬آن‭ ‬وقت‭ ‬از‭ ‬همکاران‭ ‬دیگران‭ ‬دعوت‭ ‬خواهیم‭ ‬کرد‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬استارت آپ‭ ‬فکتوری‭ ‬بپیوندند‭. ‬در‭ ‬ابتدا‭ ‬هم‭ ‬قصد‭ ‬ما‭ ‬همین‭ ‬بوده‭ ‬که‭ ‬بتوانیم‭ ‬به‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬تسهیل گران‭ ‬و‭ ‬مروجان‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬و‭ ‬تقویت‭ ‬آنها‭ ‬تبدیل‭ ‬شویم‭. ‬‭ ‬دو‭ ‬حوزه‭ ‬انتخاب‭ ‬شده‭ ‬از‭ ‬سوی‭ ‬شما‭ ‬یعنی‭ ‬‮«‬معدن‮»‬‭ ‬و‭ ‬‮«‬کشاورزی‮»‬‭ ‬حوزه هایی‭ ‬کلیدی‭ ‬در‭ ‬اقتصاد‭ ‬کشور‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬معمولا‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬ضعف‭ ‬در‭ ‬فناوری های‭ ‬مورداستفاده،‭ ‬بهره وری‭ ‬لازم‭ ‬را‭ ‬نداشته‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬توان‭ ‬رقابتی‭ ‬برخوردار‭ ‬نشده اند‭. ‬این‭ ‬مسئله‭ ‬تا‭ ‬چه‭ ‬حد‭ ‬در‭ ‬انتخاب‭ ‬شما‭ ‬مؤثر‭ ‬بوده‭ ‬است؟قبل‭ ‬از‭ ‬هر‭ ‬چیز‭ ‬باید‭ ‬اشاره‭ ‬کنم‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬دو‭ ‬حوزه،‭ ‬از‭ ‬جمله‭ ‬اصلی ترین‭ ‬فعالیت های‭ ‬شرکت‭ ‬پرسال‭ ‬هستند؛‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬مقایسه‭ ‬با‭ ‬سایر‭ ‬بخش های‭ ‬فعالیت‭ ‬ما‭ ‬از‭ ‬درجه‭ ‬توسعه یافتگی‭ ‬کافی‭ ‬برخوردار‭ ‬نشده اند‭. ‬این‭ ‬مسئله‭ ‬با‭ ‬فرصت های‭ ‬بالقوه ای‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬کشورمان‭ ‬داریم‭ ‬تناقض‭ ‬دارد‭. ‬همان طور‭ ‬که‭ ‬مستحضر‭ ‬هستید‭ ‬ما‭ ‬در‭ ‬حوزه‭ ‬معدن‭ ‬جزء‭ ‬۱۰‭ ‬کشور‭ ‬برتر‭ ‬جهان‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬ذخایر‭ ‬هستیم‭ ‬و‭ ‬تنوع‭ ‬مواد‭ ‬معدنی‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬بسیار‭ ‬بالاست،‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬حال‭ ‬در‭ ‬زمینه‭ ‬اکتشاف،‭ ‬است اج‭ ‬و‭ ‬فراوری‭ ‬به‭ ‬جز‭ ‬استثنائاتی‭ ‬محدود‭ ‬به‭ ‬روش های‭ ‬ابت ‭ ‬مانده ایم‭. ‬در‭ ‬حوزه‭ ‬کشاورزی‭ ‬نیز‭ ‬از‭ ‬تنوع‭ ‬اقلیمی‭ ‬قابل توجهی‭ ‬برخوردار‭ ‬هستیم‭ ‬و‭ ‬برخی‭ ‬اقلام‭ ‬باغی‭ ‬و‭ ‬زراعی‭ ‬ایران‭ ‬در‭ ‬سطح‭ ‬جهان‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬مطرح‭ ‬کرده اند،‭ ‬این‭ ‬در‭ ‬حالی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬تهدیدهای‭ ‬بزرگی‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬کمبود‭ ‬منابع‭ ‬آب‭ ‬و‭ ‬آسیب های‭ ‬زیست محیطی‭ ‬مواجه‭ ‬هستیم‭ ‬که‭ ‬هیچ وقت‭ ‬به‭ ‬طور‭ ‬علمی‭ ‬و‭ ‬جدی‭ ‬با‭ ‬آنها‭ ‬برخورد‭ ‬نشده‭ ‬است‭. ‬این‭ ‬مسائل‭ ‬ما‭ ‬را‭ ‬بر‭ ‬آن‭ ‬داشت‭ ‬که‭ ‬اولویت‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬دو‭ ‬بخش‭ ‬بدهیم،‭ ‬چرا‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬وضع‭ ‬موجود‭ ‬تا‭ ‬وضع‭ ‬مطلوب‭ ‬فاصله‭ ‬زیادی‭ ‬داریم‭ ‬و‭ ‬فرصت‭ ‬برای‭ ‬پر ‭ ‬این‭ ‬فاصله‭ ‬از‭ ‬طریق‭ ‬ ب وکارهای‭ ‬جدید‭ ‬بسیار‭ ‬است‭.‬‭ ‬بازه ای‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬گرفته اید‭ ‬چقدر‭ ‬است؟‭ ‬ما‭ ‬دوره‭ ‬زمانی‭ ‬مشخصی‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬مجموعه‭ ‬ایونت های‭ ‬مصاحبه،‭ ‬رویداد‭ ‬کمپ‭ ‬نوآوری‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬استارت آپ های‭ ‬منتخب‭ ‬با‭ ‬نیازمندی های‭ ‬پرسال‭ ‬هماهنگ‭ ‬می شوند‭ ‬و‭ ‬اعتبارسنجی،‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬گرفته ایم‭.‬این‭ ‬فرایند‭ ‬هم اکنون‭ ‬آغاز‭ ‬شده‭ ‬و‭ ‬تا‭ ‬آ ین‭ ‬رویداد‭ ‬ما‭ ‬یعنی‭ ‬‮«‬رونمایی‭ ‬از‭ ‬استارت آپ ها‭ ‬و‭ ‬قضاوت‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬آنها‮»‬‭ ‬در‭ ‬مهرماه‭ ‬۱۳۹۷‭ ‬ادامه‭ ‬دارد‭. ‬بعد‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬نوبت‭ ‬به‭ ‬مرحله‭ ‬سرمایه گذاری‭ ‬و‭ ‬تعامل‭ ‬می رسد‭ ‬که‭ ‬هنوز‭ ‬نمی توانیم‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬بازه‭ ‬زمانی‭ ‬آن‭ ‬تصمیم‭ ‬بگیریم،‭ ‬اما‭ ‬همین‭ ‬قدر‭ ‬بگویم‭ ‬که‭ ‬هر‭ ‬قدر‭ ‬یک‭ ‬استارت آپ‭ ‬توان‭ ‬رشد‭ ‬بیشتری‭ ‬داشته‭ ‬باشد،‭ ‬دوره‭ ‬سرمایه گذاری ‭ ‬طولانی تر‭ ‬خواهد‭ ‬شد‭. ‬
نمی شود دوستش نداشت؛ حتی آنهایی که دوستش ندارند هم ته دل شان می دانند که ا یستم چقدر به او مدیون است؛ او اما کشکولی از امواج مثبت و منفی است؛ یک هارددیسک از تجربه های ابتدای ا یستم تاکنون. حرف از شایان شلیله است. از همان زمانی که ب وکار خانوادگی اش را به حوزه آنلاین برده و ش ت خورده تا زمانی که جشنواره وب را راه اندازی کرده و هر سال هزاران انتقاد ریز و درشت را تحمل کرده است، نامش با فضای ب وکارهای آنلاین گره خورده است. یک سر کشکول شایان به وبنا هم می رسد که از نخستین رسانه های خبری بوده در حوزه خودش. بخش دیگری از تجربه ها و البته چالش های او هم مربوط به رویداد استارت آپ ویکند است؛ رویدادی که زمانی که اگر اصطلاح استارت آپ را در گوگل جست وجو می کردی، چیزی دستگیرت نمی شد، نقش مهمی در شکل گیری این فضا بازی کرد. شایان از آن نسل اولی های ا یستم استارت آپی ایران است؛ از همان هایی که نخستین کوله اندازهای نرو بودند و زودتر از خیلی از ایرانی ها دریافته بودند که از اینترنت می شود پول درآورد.
شلیله را خیلی ها با جشنواره وب می شناسند اما بنیانگذار ای نتورک وجه ب وکاری پررنگی دارد. استارت آپ داشته، در شکل گیری یک هلدینگ بزرگ نقش داشته و از سال ۸۲ تاکنون یک نفس کار کرده است. ب وکارش الان تحت عنوان هلدینگ پی پی جی کار می کند و درآمد فروش ماهانه یک میلیارد تومان را هم تجربه کرده. حتی می گوید دو سه سال پیش که ای نتورک را ارزش گذاری کرده تا ۱۶ میلیون دلار قیمت خورده؛ همان زمانی که پای شرکت سوئدی پاموگرانت به میان آمده بوده. شلیله در گفت وگو با «شنبه» حرف های زیادی زده؛ از شروع به کار در این حوزه گفته تا مشکلات و مسائل مختلف. تا سرخوردگی ها و ناراحتی هایی که حتی موجب شده اند در یک بازه کوتاه تصمیم به رفتن از این حوزه بگیرد. اما باز هم مانده اگرچه هنوز حس دلخور است. دلخور از نبود فرهنگ کار تیمی و نمایش هایی تحت عنوان منتورشیپ! می گوید زمانی هر روز و هر شب از ا یستم تعریف و تمجید کرده و حالا باید خیلی بی رحمانه از آن انتقاد کند تا این نهال نحیف، مسیر را سرراست برود. برای شروع قرار او را نقد کنیم. از ای نتورک که سوژه اصلی این گفت وگو ست، شروع می کنیم؛ به خوانندگان «شنبه» بگو که داستان ای نتورک از کجا شروع شده و ماهیت کارش چیست؟ای نتورک در اوا سال ۸۸ شروع شد. در آن زمان من ب وکار او.ال .سی را داشتم، محسن ملایری ب وکار یدشیر و یکی و دو ب وکار دیگر در حوزه آی تی داشت و پویا رجامند ب وکار وبز را داشت. در آن سال چون وضعیت اینترنت خیلی بد شده بود، ما سه نفر دور هم جمع شدیم و مجموعه خاورزمین را تشکیل دادیم. تا آ سال ۸۹ بدون ثبت شرکت با هم کار کردیم و اوا ۸۹ این فعالیت ها را تحت عنوان خاورزمین ثبت کردیم.
ای نتورک هم اوایل ۸۹ از دل همین فضا بیرون آمد. چون ما تعدادی سایت محتوایی داشتیم، تعدادی فروشگاه اینترنتی، تعدادی سایت خدمات شارژ داشتیم و شروع کردیم تبلیغات سایت های محتوایی را در ای نتورک قرار دادیم. کمی که جلو رفتیم، استقبال هم شد. بهمن سال ۸۹ بود که ما از ای نتورک پول هم ب کردیم؛ یک نفر ۵۰ هزار تومان داد و هزار کلیک ید. رشد ای نتورک در سال های ۹۰ و ۹۱ خیلی بالا بود. این رشد اینقدر بالا بود که ما همه ب وکارهای دیگرمان را فروختیم و بعضی را تعطیل کردیم. در نهایت خاورزمین شد همین ای نتورک. در ادامه از سرآوا سرمایه جذب کردیم و من تصمیم گرفتم که سهام بقیه شرکا را ب م و من و محسن در خاورزمین م م و بقیه سهام شان را فروختند. سایر سهامداران چه انی بودند؟پویا رجامند بود که الان کلیک یاب را دارد، جهانگیر آقازاده بود که آن زمان در بخش آی تی صدا و سیما مشغول و مدیرعامل رایتل هم بود. او در خاور زمین رئیس هیات مدیره بود. هر دو نفر قبل از جذب سرمایه از سرآوا، خاورزمین را ترک کرده بودند. از سرآوا چه میزان جذب سرمایه داشتید ؟نزدیک ۲ میلیارد تومان در سال ۹۲ جذب سرمایه داشتیم که در آن زمان رقم بالایی بود. حدود ۲۴ ماه شرکت را با همین سرمایه اداره کردیم. اصلا ایده نویی نیست، چون همان زمان هم تعدادی شرکت تبلیغاتی مبتنی بر کلیک وجود داشت. ایده ما این بود که مدل تبادل آگهی (ا چینج) را بنا نهادیم و از اول که رفتیم به سمت پولی شدن، گفتیم مدل مان تقسیم سود است. قرار را بر این گذاشتیم که اگر تبلیغ داشته باشیم، نشان می دهیم و اگر تبلیغ نداشته باشیم، تبلیغ محک، بنیاد ک ن یا سازمان جهانی غذا را نمایش می دهیم. به تبلیغ دهنده هم می گفتیم که هر چقدر فروختیم، با او حساب و درآمد را تقسیم می کنیم.
آن زمان ۱۰ تا ۱۵ پلتفرم تبلیغ کلیکی در بازار وجود داشت که همگی تعطیل شدند و تا حدود سال ۹۳ هم شرکت کلیکی دیگری بالا نیامد. اما در آن سال حدود ۱۰۰ سایت کلیکی بالا آمد. همان زمان ما در ادرو سرمایه گذاری کردیم. آنهایی که رفتند، چرا رفتند؟بعضی ها تنها دنبال یک موج حرکت می کنند و وقتی در کار جلو می روند و مثلا همین سایت ها وقتی ترافیک شان بالا رفت، زیر کار درماندند و سایت شان جواب نمی داد. بعضی هم مدیا می یدند و نمی توانستند پول دربیاورند و کار را رها می د. در واقع خیلی ها فکر می د که ادنتورک راه اندازی کنند و پولدار شوند اما ساخت وساز کار را نمی دانستند. چند مرحله سرمایه جذب کردید؟دو مرحله. غیر از راند نخست، یک مرحله هم اوایل سال ۹۴. ای نتورک از ابتدا تاکنون به لحاظ منابع انسانی چقدر تغییر داشته است؟ما تقریبا هفت هشت نفره شروع کردیم و تا ۶۰ نفر نیرو هم پیش رفتیم، اما در سال ۹۵ -۹۴ ساختار شرکت را عوض کردیم و هلدینگ پی پی جی را به عنوان یک هلدینگ در زمینه دیجیتال مارکتینگ تاسیس کردیم. با این تغییر، ساختار نیروها عوض شد. بعضی به شرکت های دیگر رفتند. جاهایی مانند عدد، نظربازار و... الان ای نتورک در ساختار جدیدش حدود ۳۰ نفر نیرو دارد. کمی در مورد مدل و تجربه های اولیه تان توضیح بده. ما تا سال ۹۳ هیچ بازاری مستقیمی نداشتیم و شاید نقطه ضعف ما هم همین بود. تا آن زمان بیشتر بازاری محتوا می کردیم. در سال ۹۵، کم کم تیم فروش را شکل دادیم. قبل از آن هر ی عضو می شد، تیم پشتیبانی از مشتری، قدم به قدم با او همراه می شد و مثلا کمپینش را می ساخت و ... همین الان هم ما به دنبال ناشر خوب هستیم که ترافیک سالم و درست داشته باشد. ما الان روزی ۲۰۰هزار کلیک می خواهیم، اما ناشر سالم در ایران نداریم. منظورت از ناشر سالم و درست و حس چیست؟ به نظر می رسد که این مسئله الان به یک چالش در حوزه تبلیغات آنلاین تبدیل شده است؟محتوا نیست! سرمایه گذاری در محتوا سخت و سنگین است و در چند سال گذشته سایت تولید محتوای درست و حس راه اندازی نشده است. الان حدود ۲ هزار استارت آپ داریم اما سایت دارای محتوای قوی راه اندازی نشده و تنها یکی دو مورد مثل ورزش۳ را داریم. محتوای باکیفیت نداریم.
گاه نیز محتوای خوب وجود دارد اما خوب پخش نشده و به همین دلیل به دست مخاطب نمی رسد. بسیاری از محتواها، زرد یا کپی پیست همدیگر هستند و تبلیغ دهنده رغبتی به آنها ندارد. گاه نیز محتوا با کمک سئو به نوعی بالا می آید و ترافیک فیک می گیرد و قابل اعتماد نیست. این مسائل وقتی که به تعداد کلیک پول می دهید، خیلی مهم است. چه انی را در بازار رقیب خود می دانی؟از شرکت هایی که می توانند رقیب ما محسوب شوند، یکی فست کلیک است که تمرکزش بیشتر روی پلی بنر و پی آر است و دیگری صبا است که تمرکزش روی ویدئو است، ولی مجموعه ما سرویس های مختلفی را در بر می گیرد. تقریبا می توان گفت در فضای فعلی، شرکت هایی که در حوزه تبلیغات آنلاین فعالیت می کنند در حوزه های مختلفی فعال هستند و زیاد رقابت مستقیمی در نوع محصول با هم ندارند. تپسل چه؟ آن هم بازیگر خوبی محسوب می شود؟ تپسل بیشتر در ویدئو و گیم است. به لحاظ سهم بازار اگر بخواهیم تبلیغات دیجیتال را در نظر بگیریم، سهم ای نتورک و رقبا چقدر است؟ کل گروه ما یعنی کل پی پی جی، نزدیک به ۵۰درصد از سهم بازار را در اختیار دارد و با توجه به تغییراتی که در ساختار خود داشته ایم، نمی توان در مورد خود ای نتورک آمار دقیقی داد اما کل پی پی جی نزدیک به ۵۰درصد از سهم بازار را در اختیار دارد. ای نتورک تاکنون چند درصد رشد کرده است؟دقیق نمی توانم بگویم چون بعد از پی پی جی تغییرات مدلی زیادی داشتیم، اما تا زمانی که همه فعالیت ها در ای نتورک ها انجام می شد و هنوز عدد و بقیه ب وکارها کنارش نبودند، سال اول ۹۰۰درصد، سال دوم ۶۰۰ درصد و سال آ هم حدود ۴۰۰ درصد رشد کرد.
اگر سال ها بگذرد، فکر می کنی که پیوستن به پی پی جی را درست بدانی یا غلط؟تصمیم اشتباهی نبود، چون ما عملا گفتیم که خاورزمین فقط ای نتورک را داشته باشد و همه سرمایه گذاری ها به هلدینگ بیاید و پیشگامان پردیس که هلدینگ پی پی جی است، شکل بگیرد. تصمیم خیلی درستی بود. از این جهت می گویم که شاید به نفع شایان شلیله بود اما آیا به نفع ای نتورک هم بوده؟صددرصد بوده، چون بازار در حال تغییر است و ما متناسب با تغییرات بازار تصمیم گرفتیم. از بازار حرف زدی. جایی گفته بودی که اندازه بازار تبلیغات در ایران حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان و کمتر از یک درصد آن دیجیتال است؛ آن زمان گفته بودی که این میزان باید تا سه چهاردرصد افزایش یابد. الان وضعیت به چه شکل است؟بازار سرعت رشدی را که ما فکر می کردیم، نداشت. حتی پیش بینی مان این بود که این سهم به هفت هشت درصد هم برسد، اما عوامل مختلفی باعث شد که این اتفاق نیفتد. یکی از عوامل، نبود محتوای باکیفیت بود؛ یعنی نبود سایت های معتبر محتوایی. الان در تا ۱۵۰ سایت محتوایی معتبر و عالی دارند با ترافیک واقعی و تعامل درست با کاربر. الان اندازه بازار تبلیغات چقدر است؟رقم ۱۵۰۰ میلیارد تومان خیلی تغییر نکرده و این عدد دقیقی است. حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیارد تومان آن آنلاین شده است. البته بخشی از تبلیغات هم توسط اینفلوئنسرها تصرف شده اما به طور کلی چهار پنج بازیگر هستند که تا ۹۵ درصد از این سهم آنلاین را در اختیار دارند. از آمارهایی که تاکنون داشته اید، بگو.مثلا شب عید، ۱۰۰میلیارد ایمپریشن را رد کردیم. سال ۹۵، یک میلیارد تومان فروش در ماه را رد کردیم. کم تکرار شد. (می خندد) یا پیش آمده که پروموشن داشتیم و در یک روز روی حدود ۷۰ کلاینت تا ۲۰۰میلیون تومان فروختیم. فکر کنم حدودا یلدای ۹۵ بود. یک نقد کلی به دیجیتال مارکتینگ وارد می کنند و آن این است که آمارسازی و یا آمارهای نادرست در آن زیاد ارائه می شود. استارت آپ ها به یکدیگر هشدار می دهند که موقع کار با ب و کارهایی مثل ای نت ورک باید مراقب این آمارسازی ها باشند. چقدر این نقدها را وارد می دانی؟خیلی! چون بعضی وقت ها مشکل از شرکت ها هم نیست، بلکه از ناشران است. مثلا در ای نتورک در ۶ماه گذشته ۱۵ تا ۲۰ درصد از ترافیک خود را کم کرده ایم، چون به صحت ترافیک شک داشتیم؛ به خاطر اینکه در دیجیتال مارکتینگ حساسیت وجود دارد و متاسفانه یا خوشبختانه در این صنعت نسبت به سایر ابزارهای تبلیغاتی ۱۰۰ درصد قابلیت بررسی وجود دارد که یک تبلیغ چقدر تاثیر داشته یا مثلا چقدر دیده شده و ... این موضوع آن را حساس می کند، وقتی تبلیغات در یک مکان آفلاین قرار می گیرد به راحتی نمی توان آن را آنالیز کرد. به همین دلیل قابل اندازه گیری بودن تبلیغات در این فضا کار را سخت می کند. شاید بتوان یک ابزار تبلیغاتی آفلاین را هم فروخت چون فروشنده، فروش را انجام می دهد، اما در حوزه آنلاین آن ی که استفاده می کند، اگر راضی باشد، دوباره می د. یعنی این نقدها را به ب وکارهای شبیه خودتان وارد نمی دانی ولی قسمتی را که مربوط به تولیدکنندگان محتو است که مثلا ممکن است ترافیک ها را دستکاری کنند و ... را وارد می دانی؟ الان ی ترافیک ها را دستکاری نمی کند حتی رقبای ما چنین کاری نمی کنند. هرچند روش های زیادی برای تقلب وجود دارد ولی الان ی دنبال تقلب ترافیکی که مثلا یک کلیک را دو تا بشمارد، نیست، چون آنالیزهایی هم که در نرم افزار یا سایت طرف مقابل یعنی سفارش دهنده آگهی وجود دارد، آنها هم دارای پارامترهای قوی ای هستند که خیلی از تقلب ها را ناممکن می کند. کلا هم تقلب فقط مربوط به ایران نیست و در همه جای دنیا وجود دارد. مشکل ما این است که چون ناشر کم داریم، تقلب بیشتر به چشم می آید. همین ۲۰ تا ۳۰ درصد تقلبی که در ناشران محتوا وجود دارد در همه جای دنیا هم هست. مثلا ی یک سایت ضعیفی دارد، کاری می کند که از گوگل درآمد زیادی داشته باشد و برای همین هم آنقدر آنالیزکننده ها هوشمند شده اند که ب وکارهای اد نتورکی نمی توانند زیاد این تقلب ها را انجام دهند. الان ابزارهای آنالیز بسیار قوی ای هم وجود دارد که می تواند متوجه شود که مثلا کلیک ها کم یا زیاد شده اند و... نمی خواهی بگویی که انتقادی به شما وارد نیست؟ معمولاچه انتقاداتی به ای نتورک وارد می کنند؟بزرگ ترین انتقاد، بحث ترافیک ماست و می گویند ترافیک تان واقعی نیست. ما هر زمان که با این مسئله مواجه می شویم، های مختلفی را در اختیار تبلیغ دهنده قرار می دهیم. ما خودمان واسط ترافیک هستیم. الان حتی می توان نتورک را کرد؛ یعنی ما فقط واسط ترافیکی هستیم که وارد می شود و ارزشی را به آن وارد می کنیم ولی ممکن است از این نتورک استفاده نکنیم. شاید سایت هایی که شما با آنها قرارداد دارید، مشکل دارند؟ ما با هیچ سایتی قرار داد نداریم و آی پی ما کاملا باز است. هر سایت خواهان تبلیغ را چند روز بررسی می کنیم، اگر ترافیکش درست بود، شروع به تبلیغ در آن می کنیم و اگر هم درست نبود، آن را نشان نمی دهیم. پس چرا چنین انتقادهایی وجود دارد؟ یک مقداری از آن به یک تا یک و نیم سال پیش بازمی گردد؛ یعنی قبل از اینکه سرویس های ضدتقلب خود را خیلی قوی کنیم. زمانی که اد نتورک ها راه اندازی شدند، ناشرها هم خیلی هوشمند شدند، مثلا یک شرکتی مثل ای نتورک یک سایت تولید محتوای متقلب را بلاک می کرد ولی فردا در ای نتورک دیگری کار می کرد؛ یعنی یک روز سر من کلاه می گذاشت و فردا سر دیگری.
آن بازه زمانی که ناشران یاد گرفتند وقتی که ی آنها را بلاک می کند با روش دیگری زود سوئیچ کنند روی جای دیگری، روبات ها خیلی هوشمند شدند و این موضوع خیلی برای من هزینه داشت؛ یعنی ۹ ماه از سال ۹۶ را روی سیستم تقلب کار کردیم و درصد بزرگی از ترافیک را کنار گذاشتیم که مطمئن شویم کارایی و اجرا درست پیش می رود و بعد از آنکه تب و تاب ادنتورک ها پایین آمد و تعداد این شرکت ها به شش هفت عدد رسید، وقتی یک ناشر توسط یکی از ما بلاک می شود، دیگر نمی تواند سوئیچ کند به ادنتورک دیگری. به همین دلیل ناشران، کمی از این موضوع فاصله گرفته اند و جلوی روش های آنها توسط سیستم های ضدتقلب گرفته شد. اشاره کردی که سهم تان از بازار، ۵۰ درصد است؛ مابقی این بازار بین چه ب وکارهایی تقسیم می شود؟ در این بازار ۴ بازیگر بزرگ داریم که در مجموع ۳۰ تا ۴۵ درصد سهم دارند. بخشی هم شرکت های کوچک هستند و بخشی هم که نمی توان دقیق اعلام کرد، ب وکارهای تک نفره ای هستند که در شبکه های اجتماعی کار می کنند. برای راه اندازی یک استارت آپ جدید در این حوزه چقدر شانس موفقیت وجود دارد؟ اگر خلاقیت و نوآوری زیادی داشته باشد، می تواند موفق باشد. رسیدن به این موفقیت چند سال زمان می برد؟ اگر خلاقیت و ایده ای کاربردی داشته باشد، می تواند طی یک سال رشد کند. مثل نظربازار که در حوزه تحقیقات بازار فعالیت می کند. چند استارت آپ موفق دیگر هم در بخش پایش شبکه های اجتماعی هستند که ما با آنها همکاری می کنیم. اگر ایده جذاب و قابل ارائه در بازار باشد، موفق خواهد شد. اتفاقا حوزه های بازاری ، خیلی متنوع است و ما ۳۰ تا ۴۰ حوزه مختلف داریم که استارت آپ های مختلف می توانند در آنها کار و رشد کنند، ولی اگر استارت آپ، کپی دیگران باشد، رشد نمی کند. برای مثال در دوره ای همه به کپی آپارات روی آوردند و در بازه ای دیگر به ای نتورک. در این موارد است که بازار رشد نمی کند. در این حوزه سرمایه گذاری کافی انجام می شود یا خیر؟بعضا بله! مثلا خودمان سرمایه کافی را در دوره اول به دست آوردیم، یعنی چیزی نبود که به صورت دست و پا ش ته سرمایه جذب کرده باشیم. برای بقیه استارت آپ ها هم اگر ایده های خیلی خوبی داشته باشند می توان سرمایه را تامین کرد ولی نکته مهمی که وجود دارد این است که وقتی راجع به تکنولوژی صحبت می شود، خیلی احتیاج به ریسک پذیری سرمایه گذاری وجود دارد. به نظر می رسد که کپی ها دیگر تمام شد و دیجیتال مارکتینگ دارد دوره رشدش را آغاز می کند؛ چنین نظری را قبول داری؟ به نظر من تا رسیدن به این نقطه ای که شما اشاره می کنی، ۳ سال راه در پیش داریم. مشکلاتی الان وجود دارد؛ مانند نبود دانش در دیجیتال مارکترها. چون یا قدیمی هستند و دانشی ندارند یا آشنایی کاملی ندارند. به ویژه در حوزه بازاری محتوا و تبلیغات چندکاناله دیجیتال ، هنوز وم چنین کاری احساس نشده است. باید آنقدر رقابت تنگاتنگی بین چند استارت آپ یک حوزه وجود داشته باشد که چنین امری صورت پذیرد. از طرفی بازار هم بکر است. فردی با استفاده از تلویزیون یک میلیون کاربر به دست می آورد یا از بیلبورد استفاده می کند و ۲ میلیون کاربر به دست می آورد و این ابزارها را ترجیح می دهد. در ایران هنوز تبلیغات دیجیتال به صورت واقعی نیست و اصطلاحا به شیوه «سنگ مفت، گنجشک مفت» انجام می شود! ارزش پی پی جی چقدر است؟ الان رقم دقیق و جدیدی ندارم که بگویم. یکی دو سال پیش ارزشگذاری کرده بودیم و الان رقمی ندارم. ارزش خود ای نتورک چقدر است؟ ارزشگذاری ای نتورک فکر کنم در سال ۹۴، ۱۵ یا ۱۶ میلیون دلار بود. چقدر اینفلوئنسر مارکتر ها را رقیب خودتان می دانید؟ چون به نظر می رسد که سهمی از بازار ادنتورک ها را گرفته اند؟ یکی از دلایل تغییر استراتژی ما در ای نتورک و تشکیل پی پی جی، این بود که در حوزه دیجیتال گاهی ترندهایی ورود و وج می کنند، مثل تلگرام که زمانی آمد و رفت. مارکت را معمولا از همدیگر نمی گیرند و جایی که مارکتی از کانالی به کانال دیگر انتقال پیدا می کند، به دلیل عدم شناخت مدیر مارکتینگ هاست و شدن موقت تلگرام هم این موضوع را نشان داد. خیلی از افراد بودجه های حوزه های مختلف مارکتینگ خود را قطع کرده بودند و فقط به تلگرام رفته بودند و زمانی که تلگرام شد، ۷۰درصد از فروش خود را از دست دادند. در مارکتینگ کار اشتباهی است که تمام منابع خود را روی یک منبع غیر مطمئن قرار بدهی که نمی دانی همیشه فعال است یا خیر.
به همین جهت در چند روزی که تلگرام بود کلی ب وکار ورش ت شده بودند. این موضوع خیلی در حوزه دیجیتال خطرناک است. همیشه باید در همه کانال ها فعال بود و کمپین به کمپین همراه با بنر و ویدئو و شبکه های اجتماعی و اینفلوئنسرها و... پیش رفت. وقتی دیجیتال مارکتینگ به اوج خودش می رسد که همه دیجیتال مارکترهای ایرانی یاد بگیرند که باید در همه کانال ها باشند و از همه روش ها استفاده کنند. سئو را باید داشت، شبکه های اجتماعی را باید داشت و از روش های دیگر هم باید استفاده کرد. مثل علی بابا و اسنپ که خیلی خوب و تاثیرگذار در بخش بازاری خودشان در حال کار هستند. تعدادی از مارکترهای سنتی وارد حوزه آنلاین شده اند و بیشتر هم سعی کرده اند رسانه یداری کنند. چه آینده ای برای حضور آنها به این شکل می بینی؟اگر با توجه به شرایط امروز بخواهم حرف بزنم، این حضور می تواند تاثیرات لحظه ای داشته باشد ولی اگر بخواهم چند سال آینده را در نظر بگیرم و ما در اوج فضای دیجیتال ایران باشیم، بازار تبلیغات خیلی بزرگ تر از این خواهد بود و حداقل چند بازیگر بزرگ دیگر در چند سال آینده در این حوزه لازم داریم. حالا هر چقدر این بازیگران هوشمند باشند و به جای اینکه از هم ی کنند، بازار را بزرگ کنند در ۲ تا ۳ سال آینده فضای خیلی بازتر و بهتری را خواهیم داشت. اما الان بعضی از سنتی ها وارد مارکت می شوند و دنبال این نیستند که فضا را جلو ببرند و بزرگ تر کنند بلکه دنبال این هستند که از دیگران چیزی به دست آورند. آن تجربه ای که من در ۵ سال گذشته داشتم، طی ۱ تا ۲ سال پول آنها تمام می شود و درست است که به شرکت های بزرگ بازار لطمه هایی وارد می کنند، ولی آنقدر استراتژی های غلطی دارند که ش ت می خورند و بیرون می روند. در این چند سال نمونه های زیادی از این موارد داشته ایم. هر چقدر بازار بزرگ تر باشد و هر چقدر سهم به وجود بیایید، همه با هم رشد می کنند و ی جای دیگری را نمی گیرد و هر ی سهمی به دست آورد بقیه هم به همان میزان سهم به دست خواهند آورد. به شدن تلگرام اشاره کردی. الان هم چنین بحثی وجود دارد. این موضوع را چگونه ارزی می کنی و فکر می کنی چه تاثیراتی بر حوزه دیجیتال مارکتینگ خواهد داشت؟ تلگرام، بخش زیادی از ب وکارهای روی تلگرام را می بندد. شدن تلگرام کاملا نشان داد که ب وکارها نباید روی یک کانال تمرکز کنند چون یک زمانی در ایران یا می شوند یا به طور کلی از بین می روند. از پیام رسان های داخلی کدام یک می توانند جایگزین مناسبی حداقل در حوزه دیجیتال مارکتینگ باشند؟ نمی توان پاسخی به این سوال داد، چون هر کدام از آنها مشکلات عمده ای دارند. برویم سراغ نقش تو در ا یستم استارت آپی. می توان گفت تو جزو نسل اول ا یستم استارت آپی ایران هستی. قبل از ما نسلی بوده که منقرض شده و اثری از آنها نیست. مثل آقای قویدل که یک سایتی داشت به اسم لینکدونی که در سال های ۸۴ و ۸۵ یکی از بهترین سایت ها بود. یا آقای دهقان که قطار را داشت که هنوز هم هست یا نسل مدیران پرشین بلاگی ها که خیلی از آنها در بازار نیستند و جهانگیر آقازاده که جزو ۱۰ تا ۱۵ بلاگ نویس برتر ایران بود. با اینکه ورود به بحث استارت آپ ویکند که تو خودت از آغازکننده هایش در ایران بودی، خیلی درازدامن است اما کمی در موردش بگو. اتفاقی که در سال های ۹۳ و ۹۴ افتاد، یعنی از نخستین استارت آپ ویکند، فضای جالبی را به وجود آورد. قبل از آن اگر اصطلاح استارت آپ را جست وجو می کردیم، چیز خاصی بالا نمی آمد. در طی این سال ها تو چه تغییر، رشد یا فراز و فرود خاصی در ا یستم استارت آپی دیده ای؟ قبل از ما یک نسل بود و یک نسل هم که ما بودیم و نسل جدید دیگری هم وارد شده است. به نظر من الان به لحاظ دسترسی به تکنولوژی و دانش هیچ فرقی با دنیا نداریم. ضریب نفوذ اینترنت و استارت آپ ها هم خوب است اما تفاوت در فرهنگ استفاده از دانش است. از کار تیمی گرفته تا شیوه شراکت. مثلا از کوفاندر تنها این کلمه را می شناسیم و نه مفهوم واقعی آن را. گاه فقط اتفاق ها و اصطلاحات ها را تنها از آن سر دنیا کپی کرده ایم. بسیاری از ش ت ها هم نتیجه همین امر است. مثلا ما در کار تیمی واقعا تعطیلیم! بعد وارد استارت آپ ویکند می شویم و جواب نمی دهد. چیزهایی که می گویی نقد جدی است.اما عده ای یک پله بالاتر می روند و این نظر را دارند که کل این فضا فیک، حباب و پولشویی است! این نظریه چقدر توهم توطئه و چقدر می توانددرست باشد؟افرادی در این فضا کار می کنند و به ابزارهایی دسترسی دارند که می خواهند با پولشویی بقیه را کنار بگذارند! این حرف روشن ترین گفته ای است که می توانم به افرادی که این نقد را به این فضا دارند، بگویم. هر جا این حرف مطرح می شود، جایی است که رقابتی مطرح است و اتفاقا عده ای خودشان می خواهند پولشویی کنند! دفاع محکمی کردی، با اینکه خودت از شاکی ترین ها و منتقدترین ها نسبت به ا یستم هستی! چرا از دست ا یستم عصبی هستی؟ اوج این عصبانیت خصوصا در سال ۹۶ و در جشنواره وب خودش را نشان دادکه یک «غمنامه فریدون» هم منتشر کردی! چند عامل مهم وجود دارد که اولین آنها مربوط به فرهنگ است. ما یاد نگرفته ایم با همدیگر کار کنیم و انتظار داریم ا یستم استارت آپی در ایران شکل بگیرد و دوست داریم وج های یونیکورنی هم مثل سیلی ولی داشته باشیم. ولی آنها خیلی زیرساخت دارند. ما تازه ۲ سال است که در جلسات به یک آدم ۱۷، ۱۸ ساله نمی گوییم بچه بنشین سر جایت! ما بعد از ۱۰ سال به این موضوع رسیده ایم که باید به یک فرد ۱۸ ساله که ممکن است فکر بیزینسی داشته باشد، اعتماد کنیم. با این وجود، این موضوع در همه قشرها هم پذیرفته شده نیست. در همین حوزه هنوز هستند افرادی که یک فرد ۱۸ ساله را باور ندارند، یعنی خیلی فقر فرهنگی در این زمینه وجود دارد. ناراحتی تو را که من در آن بیانیه تاریخی دیدم، مثل آدمی به نظر می آمد که نارو خورده و چیزی را انتظار داشته که برآورده نشده است. چه توقعی داشته ای که برآورده نشده؟اگر به عنوان شخص شایان شلیله بخواهم پاسخ دهم باید بگویم، نه به این صورت نبوده است، ولی به عنوان ی که سعی کرده کمک کند تا این ا یستم شکل بگیرد، بله اینطور بوده است. خیلی ها در این ا یستم کار کرده اند و به بقیه فایده رسانده اند و خیلی از افراد هم فقط سوار آن شده اند و به جرات می توانم بگویم که ۷۰ تا ۸۰ درصد از افرادی که خود را به عنوان منتور استارت آپ معرفی می کنند، نه منتورشیپ می دانند و نه اصلا تجربه آن را داشته اند. مثلا طرف تا دیروز کارگاه «پولدار شوید» داشت و امروز مدرس کارآفرینی شده است. این مسائل بعد از استارت آپ ویکند به وجود آمد و بیشتر آنها هم در حوزه منتورشیپ هستند و تعدادی هم با پز سرمایه گذار آمدند که نه دانش دارند و نه استارت آپ را می شناسند و تنها آسیب می زنند. دلیلی که الان در این موضوعات درست است و اینجا غلط، به این خاطر است که الان در منتورها انی هستند که این مسیر را ۳۰ سال تجربه و اگزیت کرده و سرمایه گذار و منتور شده اند. ولی منتورها و سرمایه گذارهای ما بدون داشتن تجربه فقط پز می دهند! چیزی که وجود دارد، این است که ما نمی توانیم تاریخ ا یستم را به ۱۰ سال قبل برگردانیم.تجربه ما برای همین یکی دو سال اخیر است. چه باید کرد؟ حداقل منتور بگوید که مثلا ۲ سال تجربه دارد یا بگوید که تنها در یکی دو حوزه تخصص دارد. اما بدون اینکه به این مسائل توجه کنند، استارت آپ ها را به سمت چاله سوق می دهند و برای خودشان هم هیچ فرقی ندارد؛ چون همراه طرف وارد چاله نمی شوند. هیچ نمی تواند منتور همه استارت آپ ها باشد . از این دست مشکلات در سمت خود استارت آپ هم وجود دارد؛ اکثرا سایتی را راه اندازی و فکر می کنند که یک سال بعد باید ارزش آن سایت چندین میلیارد تومان باشد. گذشت زمان یا ب تجربه می تواند باعث حل این مسائل شود؟طولانی ترین راه حل، زمان است و در خوشبینانه ترین ح ۱۰ سال دیگر به خودی خود این مشکلات حل می شود، ولی گاهی ما می پذیریم که مشکلاتی وجود دارد و آن را اصلاح می کنیم، ولی بعضی مواقع اعتقادی به وجود مشکل نداریم. مشکل هم همین جاست که حل شدن مسائل را زمانبر می کند. الان ما در ا یستم ژست غربی ولی فرهنگ سنتی داریم. گویا به خاطر بحث های فرهنگی از ا یستم عصبانی هستی، ولی در مجموع شایان شلیله یک شخصیت صفر و یک دارد، یعنی ندیدیم ی بعد از شنیدن نامت مکث کند، یا دوستت دارند یا متنفرند. شاید جشنواره وب هویت اصلی تو شده و ممکن است خیلی از افراد اطلاع نداشته باشند که در طی این سال ها در این ا یستم نقش داشته ای. جریان جشنواره وب و آن سخنرانی چه بود؟ حتی فکر کردیم که تو دیگر در ا یستم نخواهی بود و می خواهی از ایران بروی.شایعه از ایران رفتن من در ماه های مهر و آبان بیرون آمد. من ۲ هفته از ایران رفتم و طی ۳ سال اخیر اولین ۲هفته ای بود که توانستم همه چیز را رها کنم و از کشور خارج شوم. قبل از جشنواره هم یک سفر داشتم. در ۶ ماه آ سال قبل خیلی استراحت ، چون خیلی فشارهای سنگینی را قبلش تحمل کرده بودم. بعضی از این فشارها کاری است و بخشی از آنها از طرف ا یستم است و بخشی هم فشارهای عجیب و غریبی است که مربوط به بحث های نفوذ و شب نامه است. از طرفی هر سال هم که به جشنواره وب نزدیک می شویم، فشارها سنگین تر می شود. واقعا در زندگی ام، اولین سالی بود که فکر که نمی توانم ادامه دهم و حداقل باید دوسالی بروم و استراحت کنم. در جشنواره وب هم صحبت این نبود که بحث نکنم و تصمیم داشتم خیلی رک این حرف ها را بزنم؛ یا آدم ها می فهمند یا نمی فهمند. در بازه ای باید تشویق کرد و گاهی هم باید نقد خشن کرد تا مسائل درست شود. خودت می گویی که یک بخشی از رشد ا یستم و چیزی که الان است، به خاطر برگزاری استارت آپ ویکند بوده که تو خودت در آن نقش داشته ای. به نظر می رسد که داری از استراتژی مسئولان حکومتی استفاده می کنی که خودشان چندین سال مسئولیت دارند ولی بعد می گویند چرا وضع مملکت به این صورت است؟! خود تو در ارتباط با وضعیت فعلی ا یستم که به آن نقد هم داری، چه اشتباهی کرده ای که احساس می کنی نباید انجام می دادی ؟سرعت رشد ا یستم خیلی بالا بود. حباب در جو ا یستم وجود داشت. ما به جای اینکه آموزش دهیم، دچار جو گرفتگی شدیم. همه به منتور تبدیل شدند، چون منتور وجود نداشت. جامعه تشنه فضای استارت آپی و استارت آپ زدن بود. سال ۸۹ که جشنواره وب برگزار شد، تنها رویداد این حوزه بود و تا آن زمان ۴۰۰ نفر در کنار هم قرار نگرفته بودند و در کل سال بیش از ۳رویداد کاربردپذیری، وبلاگ نویسی پرشین بلاگ و جشنواره وب برگزار نمی شد. بعد از مدتی از ۳رویداد در ماه به ۳۰۰ رویداد رسیدیم و در همین تهران ۲ تا ۳ رویداد برگزار می شد. الان که می گویم باید سخت نقد کرد به این دلیل است که شاید بتوان به بهبود ا یستم کمک کرد. شاید عده ای بگویند که باغ بزرگی داریم ولی نهال کمی در آن رشد کرده و الان برای نقد کمی زود باشد. تو فکر می کنی الان زمان نقد فرارسیده است؟ وقتی می بینیم، نهالی کج رشد می کند، باید آن را صاف و درست کنیم. بله، من فکر می کنم الان باید نقد کرد چون زمانی که ما شروع به تشویق کردیم، هفته نامه شنبه ای نبود که تشویق کند و ایونت های دیگری وجود نداشتند و ما آن زمان پیشرو راه اندازی بودیم و الان هم باید در نقد پیشرو باشیم. الان مجموعه هایی مثل شنبه، رسانه ها و رویدادهای دیگر، از این فضا حمایت می کنند و این فضا را برای آدم های جدیدتر باز می کنند. یعنی اعتقاد داری که شنبه باید کمی سختگیرانه تر نقد کند؟ خیر. من نمی گویم که چنین سختگیری اعمال کنید. شما درست کار می کنید. همیشه باید تعدادی از افراد توسعه دهنده و تعدادی نقاد باشند. اگر ۴ سال پیش آدم های باتجربه ای در ا یستم داشتیم، شاید نقدی صورت می گرفت و در بازه ای تعادل بوجود می آمد. الان افراد باید تشویق کنند، اتحادیه و انجمن باید از حاکمیت امتیاز بگیرند و تعدادی هم باید ا یستم را نقد کنند. می گویی که ما این بخش انتقادی را نداریم؟ بله. ممکن است کاری صورت گیرد ولی تا زمانی که هیچ شما را نقد نکند، فایده ای ندارد. مثل جشنواره وب که در ۴ سال اول همه از آن تعریف می د ولی رشد ۶ سال آ جشنواره وب ۲۰۰ برابر ۴ سال اول بوده است. وقتی به نقد اشاره می کنی، بازیگران انگشت شمار ا یستم به ذهن می آیند ولی می بینیم که اکثرا جنبه نقد ندارند؛ چه کاری باید انجام داد؟ باید آنقدر گفت تا جنبه پیدا کنیم. مثلا وقتی مقاله ای در مورد یک کشور اروپایی مطالعه کرده ام و آن را توییت می کنم، چند وی سی ناراحت می شوند که تو چرا این موضوع را نوشته ای یا اگر چیزی در مورد منتورشیپ می نویسم، چند نفر دایرکت می فرستند که چرا این کار را کردی؟! در صورتی که من مخاطب خاصی نداشته ام. وقتی در مورد اختلاف های فرهنگی صحبت می کنیم و با اروپا و مقایسه می کنیم، فقط به این نتیجه می رسیم که باید رک باشیم ولی در ایران آدم ها نمی توانند با همدیگر رک ارتباط برقرار کنند و هر چیزی را هم که به طرف مقابل بگویی، فکر می کند که به او توهین کرده ای یا وقتی شما به من می گویید که اخلاق شما صفر و یک است، خب، من بعضی وقت ها فهمیده ام و بعضی وقت ها نفهمیده ام. باید بگویید که کجا منظور مرا نفهمیده ای. ممکن است من هم بعضی از حرف های شما را نفهمم یا مثلا به ۵۰درصد حرف های شنبه نقد داشته باشم، ولی کلیت آن را نفی نمی کنم. شایان ، همین مسائل جشنواره که برایت پیش آمده، تو را به یک چهره پرحاشیه تبدیل کرده. برای خیلی از افراد که شاید نگاه منفی به تو و کارهایت داشته باشند، شایان شلیله بیشتر یک توسعه دهنده ا یستم است تا یک بیزینس من. شاید خودت هم اعتقاد داشته باشی که از ب وکارت می زنی تا بیشتر به ا یستم کمک کنی، این حرف ها و نقدها در مورد تو چقدر درست است؟ من از بیزینسم نمی زنم که به ا یستم برسم. جشنواره وب که شروع شد، برای من یک علاقه مندی بود و هیچ وقت هم توسعه دهنده ا یستم نبوده ام و از اول هم همیشه ب وکار داشته ام. من او.ال.سی را داشتم و بعد با افرادی که بیزینس داشتند، آشنا شدم و بعد وبنا آمدم و بعد از آن جشنواره وب را راه اندازی کردیم و بعد خاورزمین راه اندازی شد. فکر نکنم من فقط به تنهایی از دوستداران و طرفداران ا یستم استارت آپی ایران بوده باشم. هیچ وقت هم از بیزینسم نزدم که در ا یستم ج کنم. از درآمد جشنواره وب هم هیچ چیز شخصی دریافت ن کما اینکه ۲ سال آ را به انجمن واگذار کردیم که گزارش مالی آن هم وجود دارد و هیچ چیزی از پول آن را دریافت ن . شاید در ۲ سال گذشته نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان جشنواره وب درآمد داشت که انجمن آن را دریافت کرد. به همین دلیل هر دوی این نظرها را قبول نمی کنم؛ نه عاشق ا یستم هستم که بیزینس نداشته باشم و نه از بیزینس فاصله گرفته ام که به ا یستم برسم. برای من جشنواره وب یک علاقه مندی ارزشمند بوده که رشد کرده و جاهایی هم به درآمد رسیده و سعی کرده ام که چه در کانون کارآفرینی و چه در انجمن آن را ج کنم. خیلی از افراد از این فضاها برای شخصی پول درآوردن استفاده می کنند ولی من هیچ وقت این کار را ن . این موضوع مطرح است که شایان آنقدر در جشنواره وب حضور دارد که افراد یادشان می رود که ای نتورک را دارد؛ به عبارتی هویت جشنواره ای تو روی وجه ب وکاری ات سایه انداخته است؟بله. یکی از دلایلی که در پی پی جی همین مسیر را پیش گرفتیم، این بود که من علاقه ای به چهره شدن ندارم و چهره شدن هم حاشیه های مستقیم تری برای فرد به دنبال دارد. در بازه ای که در کانون و بحث استارت آپی چهره بودم وقتی هم تیمی هایم در یک بخش هایی جلو می آمدند و چهره می شدند، سعی ن خودنمایی کنم و بگویم که من باعث پیشرفت کار شده ام و باید حتما کار به اسم من تمام شود! محسن ملایری هم این کار را نکرد، ولی بعضی جاها ی نبوده که جلو بیفتد پس من مجبور شده ام خودم بیایم جلو. نه به خاطر دیده شدن بلکه برای اینکه کار انجام شود.
در آن زمان هم از چیزی نترسیدم. مثلا در کمپین سربازی اکثر انی که در این کمپین حاضر بودند یا سربازی شان تمام شده بود یا سرباز بودند. تنها ی که در آن گفت من سربازی نرفته و نخواهم رفت، من بودم. زمانی که باید ریسک می ، این کار را انجام داده ام یا در مورد اتفاق های شب نامه هم هیچ وقت سکوت ن . چون سکوت کار اشتباهی بود. این راه نفوذ نیست. باید بدانیم که تعریف نفوذ چیست. اگر قرار بر این است که چند کمپانی خارجی در ایران نفوذ کنند ما خودمان جلویش را می گیریم چون اول بیزینس ما آسیب می بیند. یا اگر نخبه ها از کشور خارج شوند، این استارت آپ ها هستند که بیشترین آسیب را می بینند پس خود ما قبل از حاکمیت با فرار مغز ها یا نفوذ مخالفیم. با این حال به چند سال اخیر زندگی شایان شلیله که نگاه کنیم، بیشتر به عنوان توسعه دهنده ا یستم مطرح است. اگر بخواهم مقایسه کنم، کارآفرینی را از سال های ۸۲ و ۸۳ با او.ال.سی شروع . زمانی که ا یستم وجود نداشت و حتی تعریف ای لرنینگ را هم نمی دانستیم. الان فکر می کنم که می توانم ۲۰ تا ۳۰ درصد از زمان خود را روی فعالیت های توسعه ای بگذارم. البته در بازه هایی از سال، فوق العاده درگیر یک محصول هستیم که برای درست ش شب و روز خواب نداریم. اما در هر صورت این چرخه ا یستم ایران هنوز کامل نشده است که بگوییم یک سری کارآفرین آمده اند، موفق شده اند، اگزیت کرده و چون حالا وقت خالی دارند منتور شده اند. چون این چرخه به وجود نیامده، بعضی از افراد نمی دانند این موضوع برای همه اتفاق می افتد. این چیزهایی که درباره من فکر می کنند، در چند سال آینده در مورد همین افراد هم صدق می کند. چون این یک سفر است؛ انسان کار می کند، استارت آپ می زند و ممکن است ش ت بخوری، باز ممکن است استارت آپ دیگری راه اندازی کنی و سرمایه جذب کنی، منتورشیپ هم ی در کنار کارت و در نهایت هم اگزیت کنی. تو کی از ای نتورک وج می کنی؟نمی دانم و نمی دانم که آیا در بازار ایران اگزیت به معنای اگزیت خارج از ایران، اتفاق می افتد یا خیر. این چیزی است که ما، کافه بازار و دیجی کالا و خیلی ها فکر می کنند که به صورت قطعی نمی توان انجام داد. در که صحبت از اگزیت می شود، عرضه سهام در بورس، بهترین نوع اگزیت است یا گوگل یک استارت آپ را که ب د، بنیانگذارها خیلی خوشحال می شوند. در ایران هیچ کدام از این اتفاقات نیفتاده است که ما بتوانیم ببینیم که آیا یک سال دیگر این اتفاق می افتد یا ۲۰ سال دیگر. شایان شلیله در آینده یک کارآفرین زنجیره ای خواهد شد؟ هرگز. من ابدا یک استارت آپ دیگر راه اندازی نخواهم کرد، چون خیلی خسته شده ام و ۱۰۰ درصد می توانم بگویم که دیگر هیچ استارت آپ دیگری راه اندازی نخواهم کرد، چون این کار در ایران بسیار سخت و پرحاشیه است و به جای اینکه دنبال محصولت باشی، باید حاشیه هایت را جمع کنی. حاشیه ب وکاری یا غیر ب وکاری؟ حاشیه غیربیزینسی و فشارهای بیرونی مثل بیمه و مالیات و ... گاهی اوقات افرادی با ایده های خوبی نزد من می آیند که قابلیت جنگیدن دارند ولی بعضی ها هم نمی توانند این کار را انجام دهند. این افکار را چند سال پیش نداشتم و یک سال است که به این نتیجه رسیده ام و واقعا هم استارت آپ زدن و هدایت آن، کار هر ی نیست، چون اگر تمام استارت آپ های مطرح ایران را نگاه کنیم، آنهایی که واقعا به یک نقطه ای رسیده اند، هیچ کدام زیر ۳۰سال سن ندارند؛ این یعنی در ۵ سال گذشته هیچ جوان ۱۷ یا ۱۸ ساله ای در استارت آپ ها رشد نکرده است. بیشتر آنها کارهای زیادی را تجربه کرده اند تا موفق شده اند و بقیه همه تجربه یک شرکت ش ت خورده را پشت سر خود دارند. دلیل ش ت این افراد هم درگیری با ا یستم، استارت آپ و منتورشیپ نبوده و کف خیابان ش ت خورده اند و این موضوعی خطرناک است. من نگران ۵ سال آینده هستم، چون دائما حباب را تکرار می کنیم و ممکن است که هیچ یک از ما به یک قطره آب هم نرسیم، چه برسد به یک حباب. وقتی نسلی را که ۵سال پیش وارد این فضا شده ، حالا نمی بینم، احساس خطر می کنم. حداقل باید ۲ استارت آپ داشته باشیم که سن بنیانگذاران شان ۲۴ و ۲۵ ساله باشند، یعنی خوب رشد کرده باشند. اما سختی هایی در این کار وجود دارد که یک جوان ۱۵ و ۱۶ ساله نمی تواند از پس آن بربیاید. در خارج از کشور، استارت آپ که شروع به فعالیت می کند، تمام تمرکز بنیانگذار روی محصول است، ولی در ایران اگر تجربه مالی، حقوقی و تجربه تعامل نداشته باشی، ی پیدا نمی شود که دستت را بگیرد و از تو حمایت کند. یعنی منتورهای ما هیچ وقت نتوانستند دست جوانان را بگیرند. ما هم که درگیر بیزینس های خودمان هستیم. مثلا نصف برندگان جشنواره وب چهارم، الان سایت های شان وجود خارجی ندارد! ۵۰درصد برندگان جشنواره چهارم در جشنواره پنجم، سایت شان بالا نبود و این دلیلی بود که محسن ملایری استارت آپ ویکند را به ایران آورد و به آنها یاد دادیم که به چه صورت بیزینس شان را حفظ کنند و توسعه دهند. اینجا هم حتما یک را اری دارد ولی اگر من بخواهم آن را ار را پیدا کنم، دیگر این کار را انجام نخواهم داد چون بابت آوردن استارت آپ ویکند خیلی سختی کشیدیم. سرمایه گذاران هم خط ذیر نیستند که روی جوان ۱۸ ساله سرمایه گذاری کنند، زیرا سرمایه گذار می خواهد مطمئن شود که فرد تجربیات زیادی دارد و حتما موفق می شود. شایان آنطور که گفتی ۱۵ سال است که در فضای آنلاین ب وکار فعالیت می کنی، مثبت ترین آدمی که در این سال ها دیدی چه ی بوده است؟محسن ملایری، رضا الفت نسب، اکبرهاشمی و سعید رحمانی. چه ی در این راه به تو کمک کرد؟ محسن ملایری و سعید رحمانی با همدیگر. بزرگ ترین اشتباهی که در این ۱۵ سال کردی، چه بوده است؟شراکت با یک نفر. بعد از محسن یک شریک دیگر به ای نتورک آمد. البته صرف شراکت با این فرد اشتباه نبود ولی بزرگ ترین اشتباه آنجایی است که می فهمید مسیرتان اشتباه است ولی از این مسیر بیرون نمی آیید و دنبال یک فرصت اضافه هستید. ا یستم کشته های زیادی می دهد!شایان شلیله، بچه اول یک خانواده سه نفره است. پدرش ناشر بوده و در کار تبلیغات. بعد به حوزه آموزش آمده و در کار آموزش زبان فعالیت کرده است. شایان مدرسه آموزش زبان را به حوزه آنلاین می آورد و او .ال سی را تاسیس می کند که البته یکی دو سال بعد ش ت می خورد و سرمایه زیادی از دست می رود.
متولد ۱۳۶۲ است. در هنرستان کامپیوتر خوانده و با لبخند پیروزمندانه ای می گوید که هم نرفته. ازدواج هم نکرده و به نظر می رسد که هشتگ های رضا الفت نسب در اینستاگرام هم فایده نداشته تابه حال. شایان می گوید اینکه خودش را آدم موفقی بداند یا نه، موضوعی است که خیلی به شیوه زندگی بستگی دارد و از نظر خیلی ها موفق نیستم. اما من با سبک زندگی خودم و مدلی که خودم زندگی می کنم، خودم را آدمی می دانم که در این سن چیزهایی را که می خواهم، دارم.می گوید هنوز از راه استارت آپ داری پولدار نشده. هر چند در ادامه می گوید: «پولدار شدن برای آدم های مختلف تعریف های متفاوت دارد. می توانم بگویم ۲ میلیون یورو برای شایان شلیله کافی است ولی بعضی از افراد حرص و طمع ۴۰میلیون یورو را هم می زنند ولی اگر به من بگویند چند میلیون بگیر و از این فضا بیرون برو، این کار را خواهم کرد. من آدمی هستم که هیچ وقت پول برایم مهم نبوده است. در واقع پول هدف نبوده برایم.» اما شاید برای خیلی جالب باشد که رویای کودکی شایان چه بوده؟ خودش می گوید: «من دو چیز در بچگی دوست داشتم؛ یکی رسانه بود و یکی هم . از راهنمایی که خانه رو مه نگاران بودم تا دبیرستان.» کدام استارت آپ ایرانی را دوست دارد؟با خنده کشداری می گوید هیچ کدام را دوست ندارم. می گوید بچه ها به شوخی به من می گویند که اگر استارت آپ را رها کنی، جیگرکی باز می کنی. اگر از بیرون به این فضا نگاه کنی، فضای شادی است و سریع جذبش می شوید. شاید من هم اگر وارد حوزه شما شوم، شما سختی هایی داشته باشید که با خودم بگویم این کار را رها کنم. در واقع همه ما چنین چیزهایی داریم. از شوخی گذشته، من اسنپ و دیجی کالا را خیلی دوست دارم. این دو جالب ترین مواردی هستند که دیدم ولی برخلاف سلیقه شخص من هستند چون من در استارت آپ ها آنهایی را که فشارهای سنگین دارند، دوست ندارم. اسنپ و دیجی کالا اپریشن فیزیکی سختی دارند و خیلی برایم جالب است که توانسته اند در این شرایط پابرجا بمانند ولی بشخصه نوع استارت آپی که دوست دارم، استارت آپی که بی ۲ سی باشد و ترجیحا هم دابل سایت نباشد؛ یعنی چیزی مثل اینترکام و...شلیله در مورد اینکه کدام جوان امروز ا یستم را دارای ظرفیت موفق شدن و پتانسل رشد می داند، می گوید: «نمی توانم مستقیما به نام خاصی اشاره کنم ولی به طور کلی استارت آپ های خوبی در چند سال اخیر در ایران دیده شده و شکل گرفته اند ولی به دلایلی مثل نبود فرهنگ منتورشیپ و تیم ورک بودن و عدم درک همدیگر نتوانسته اند به اصطلاح بترکانند و جلو بروند و موفق شوند. بعضی از آنها خیلی تند می روند و از طرفی بعضی از آنها با اینکه سن کمی دارند از من هم محافظه کارتر هستند. من در جذب سرمایه واقعا هیچ وقت نترسیدم و همیشه ریسک و همیشه سعی به جلو بروم. الان هم این سوالات را از خود دارم که اگر این ریسک ها را نمی وضعیت بهتر یا شرایط پ ول تری داشتم؟ یا اگزیتی که مثلا ۴سال دیگر خواهم داشت، شیرین تر و سریع تر اتفاق می افتد؟ به طور کلی نمی توان زمان را به عقب برد و باید ببینیم در نهایت چه اتفاقی می افتد.» میدان جنگی به نام ا یستماین فضا به این شکل نمی ماند و درست می شود ولی با کشته ها و ش ت های ز?
اکثر افراد ویندوز 8 را یک فاجعه در تاریخ سیستم عامل ویندوز می دانند و تنها دلیل آن را می توان صفحه استارت آن دانست که به کلی با چیزی که کاربران ویندوز از این سیستم عامل در نظر داشتند متفاوت بود. با وینفون همراه باشید تا عوامل عدم موفقیت ویندوز 8 را بررسی کنیم.فروشگاه محصولات شیائومیخط ثابت تهرانمنوی استارت ویندوز 8 بزرگ ترین تغییری بود که سیستم عامل ویندوز پس از ویندوز 95 به خود دیده بود. این مسئله در زمان خود بسیار تاثیرگذار و مهم بود. صفحه استارت ویندوز 8 بعد جدیدی از ویندوز را معرفی می کرد که برای دستگاه های لمسی طراحی شده بود. این طراحی سیستم عامل ویندوز را بالاتر از همه سیستم عامل های دیگر برای دستگاه های لمسی قرار می داد اما متاسفانه استارت جدید ویندوز در میان کاربران محبوب نبود و به اندازه ای ذوق کاربران را کور کرده بود که ویندوز 8 به یک فاجعه در تاریخ این سیستم عامل تبدیل شد.شروع کار مایکروسافت روی ویندوز 8 (سال 2010)مایکروسافت کار روی ویندوز 8 را در سال 2010 و تقریباً بعد از نهایی شدن توسعه ویندوز 7 آغاز کرد. از همان ابتدا مشخص بود که مایکروسافت علاقه مند به ساخت چیزی متفاوت و رادیکال بود. یک رابط کاربری کاملاً جدید که برای کار در دستگاه های لمسی طراحی شده بود. مایکروسافت در زمان توسعه این رابط کاربری را immersive shell نامیده بود. چیزی که بعدها به نام استارت ویندوز 8 یا رابط کاربری مترو شناخته شد.چند تفاوت قابل ذکر بین طرح ها و ایده های اولیه مایکروسافت و محصول نهایی وجود داشت. در زمان شروع طراحی استارت ویندوز 8، زبان طراحی به کلی متفاوت بود و طرح های اولیه بسیار شلوغ تر و پیچیده تر از طراحی مترو در ویندوز 8 نهایی بود. کاشی ها ظاهر و عملکردی شبیه به یک ویجت داشتند و فقط دو اندازه از کاشی ها موجود بود. کاشی های بزرگ به اندازه سه کاشی کوچک بودند و اطلاعاتی را به صورت زنده در یک مستطیل کوچک تر در داخل ویجت نشان می دادند.مایکروسافت همچنین به فکر طراحی یک نوار ابزار یا به اصطلاح dock بود که بدون توجه به اپلیکیشن در حال استفاده، با کشیدن انگشت یا ماوس از سمت راست صفحه به داخل، در تمام قسمت های سیستم عامل در دسترس باشد. زمانی که مایکروسافت کار روی ویندوز 8 را آغاز کرد این نوار قرار بود شامل تعدادی ابزار و میانبر برای راحتی کاربر باشد. این نوار ابزار شامل 8 گزینه متفاوت بود که یکی از آن ها دکمه استارت در بالای نوار بود.زمانی که مایکروسافت توسعه نوار ابزار ویندوز 8 را آغاز کرد خیلی چیزها تغییر کرده بودند. این نوار به رنگ سفید در آمده بود و تمام طول صفحه را می کرد. گزینه های روی آن نیز کاهش پیدا کرده بودند و به جای هشت ابزار شامل شش ابزار بود که عبارت بودند از دکمه استارت، دکمه جابه جایی بین اپلیکیشن ها، دکمه جستجو، دکمه اشتراک گذاری، دکمه دستگاه ها و دکمه تنظیماتمعرفی اولیه ویندوز 8 (سال 2011)در ماه می 2011 مایکروسافت رسماً طراحی جدید خود را به نمایش گذاشت و اعلام کرد که این طرح، قسمتی از نسل جدید ویندوز خواهد بود. در آن زمان مایکروسافت نام خاصی را برای این طراحی برنگزیده بود. این اولین باری بود که کاربران استارت جدید را دیده بودند و نظرات در مورد این طراحی متفاوت بود. مایکروسافت رسماً اعلام کرد که “صفحه استارت” جایگزین “منوی استارت” خواهد شد.مواردی در دموی نهایی که به کاربران نشان داده شد نسبت به طرح اولیه مایکروسافت به کلی دستخوش تغییرات شده بود. در این زمان توسعه سیستم عامل آغاز شده بود و طراحی صفحه استارت ویندوز 8 پیشرفت خوبی کرده بود. طراحی این صفحه ساده تر، زیباتر و حرفه ای تر شده بود. این طراحی تا حد زیادی شبیه به طراحی صفحه استارت ویندوز فون بود. هنوز هم تنها دو اندازه از کاشی ها وجود داشت اما کاشی های بزرگ تر به جای سه کاشی کوچک، معادل دو کاشی می شدند.زنده بودن کاشی ها نیز تا حدودی تغییر کرده بود. کاشی های کوچک شامل اطلاعات زنده می شدند و کاشی های بزرگ نیز به کلی ح زنده داشتند. تصویر زمینه صفحه استارت نیز تغییر کرده بود و به جای تصویر آبی طرح اولیه، تصویری ساده به رنگ بنفش قرار گرفت که زبان طراحی جدید مایکروسافت را بهتر نشان می داد.در ادامه تغییرات بزرگ تری بر نوار ابزار کشویی ویندوز 8 اعمال شد. این نوار که هنوز هم نام مشخصی نداشت، باز هم ساده تر شده بود و بار دیگر به رنگ مشکی در آمده بود و شامل پنج گزینه می شد. چیدمان گزینه ها نیز دستخوش تغییرات شده بود و دکمه استارت به جای بالا، در وسط نوار قرار گرفته بود. مایکروسافت تصمیم گرفته بود دکمه جابه جایی بین اپلیکیشن ها را حذف کند و به جای آن از یک سیستم بر پایه ژست های حرکتی استفاده کند. کاربران برای جا به جایی میان اپلیکیشن ها می بایست انگشت خود را از سمت چپ صفحه به سمت راست می کشیدند.بیلد جدید ویندوز که مایکروسافت در آن روی بهبود صفحه استارت تمرکز کرده بود ظاهر بسیار زیبا و مرتبی داشت. عده زیادی مایکروسافت را برای طراحی زیبا و مدرن آن تحسین می د اما عده ای نیز هنوز در مورد این تغییرات حس خوبی نداشتند. رسانه ها نیز هنوز مطمئن نبودند که آیا طراحی یک رابط کاربری که بیشتر روی صفحه نمایش های لمسی تمرکز کرده بود برای سیستم هایی که اکثراً از طریق ماوس و صفحه کلید کنترل می شد به مذاق کاربران خوش خواهد آمد یا خیر.پیش نمایش های ویندوز 8 (سال 2011 و 2012)در سپتامبر 2011 مایکروسافت اولین بیلد پیش نمایش ویندوز 8 را برای توسعه دهندگان منتشر کرد که آنها را برای ساخت اپلیکیشن های جدید برای فروشگاهی جدید که همراه با ویندوز 8 معرفی می شد ترغیب کرد. بیلد پیش نمایشی که بعداً برای عموم در دسترس قرار گرفت نسبت به بیلد توسعه دهندگان کمی متفاوت بود.در بیلد پیش نمایش مخصوص توسعه دهندگان، مایکروسافت تصویر زمینه صفحه استارت را با یک تصویر سبز رنگ جایگزین کرده بود که الگوهای مربع شکل داشت. این تصویر هنگام ورود به صفحه استارت ح جالب و زنده ای به آن می بخشید اما صرف نظر از قابلیت جابه جایی و تغییر اندازه کاشی ها، صفحه استارت هنوز قابل شخصی سازی نبود. در این مرحله امکان انتخاب چند کاشی با کشیدن انگشت یا ماوس از روی آنها به سمت پایین فراهم شد.صفحه استارت در این مرحله تنها از پنج ردیف کاشی در یک گروه پشتیبانی می کرد. بدون در نظر گرفتن اندازه صفحه نمایش، حداکثر تعداد ردیف های کاشی پنج ردیف بود. این می توانست در صفحات بزرگ تر ح ی عجیب به صفحه استارت بدهد و باعث شود قسمت بالایی و پایینی کاشی ها خالی بماند.نکته قابل ذکر دیگر در این مرحله این بود که مایکروسافت برای نوار ابزار کشویی، نام “نوار چارمز”یا “نوار جادو” را انتخاب کرده بود. نوار چارمز از زمان معرفی رسمی خود تغییر چندانی نکرده بود اما کاربران متوجه شدند که یک نسخه دیگر از نوار چارمز مخصوص کاربران صفحه کلید و ماوس نیز به ویندوز اضافه شده است. کاربرانی که از ماوس استفاده می د می توانستند با بردن نشانگر ماوس به گوشه پایین سمت راست صفحه، نوار ابزاری کوچکتر را مشاهده کنند که برای این کاربران قابل هضم تر بود.در نسخه پیش نمایش بعدی ویندوز 8 که برای همه کاربران و در ژانویه 2012 منتشر شد، صفحه استارت به مراتب با ثبات تر و بهتر شده بود. در این مرحله صفحه استارت ویندوز 8 تقریبا کامل شده بود. کاربران می توانستند قسمت های بیشتری از صفحه استارت را طبق میل خود شخصی سازی کنند و امکان انتخاب رنگ های مختلف به عنوان پس زمینه در کنار تعدادی الگو و طرح نیز وجود داشت. مایکروسافت دکمه معروف استارت را از نوار وظیفه حذف کرد و به جای آن دکمه ای مخفی قرار داد که با بردن نشانگر ماوس به گوشه پایین سمت چپ صفحه نمایان می شد.مایکروسافت تصمیم گرفت که نوار چارمز اختصاصی ماوس را حذف کند. کاربرانی که از ماوس استفاده می د نیز از همان نوار چارمزی بهره مند بودند که برای کاربران صفحات لمسی طراحی شده بود با این تفاوت که به جای کشیدن ماوس از لبه سمت راست صفحه، کافی بود تا نشانگر ماوس را به گوشه بالا یا پایین سمت راست صفحه ببرند تا نوار چارمز نمایان شود. در این مرحله کاملا مشخص بود که مایکروسافت قصد دارد از ژست های حرکتی که مربوط به گوشه و لبه های صفحه نمایش هستند در ویندوز 8 استفاده زیادی د.تغییر قابل توجه دیگری که مایکروسافت در ویندوز 8 اعمال کرد این بود که لوگوی کلاسیک ویندوز را با یک لوگوی ساده تر و مربعی شکل جایگزین کرد که به شکل زیبایی با زبان طراحی ویندوز 8 همخوانی داشت. تغییر کوچک دیگری که تاثیر مهمی در مدرنیزه شدن ویندوز 8 داشت انیمیشن یا افکتی بود که هنگام باز شدن برخی از اپلیکیشن ها، کاشی آن اپلیکیشن را به پنجره آن مرتبط می ساخت و حس روان بودن سیستم عامل را هنگام باز شدن اپلیکیشن به کابر القا می کرد.در ماه می سال 2012 مایکروسافت سومین و آ ین نسخه پیش نمایش ویندوز 8 را برای عموم منتشر کرد. این بیلد که release preview نام داشت، کم و بیش به نسخه rtm ویندوز 8 شبیه بود. تغییرات این بیلد شامل تغییرات جزئی در رابط کاربری و افزایش تعداد ردیف کاشی ها در صفحه استارت بود که مشکل فضای خالی در صفحات بزرگتر را تا حدودی رفع می کرد.شخصی سازی صفحه استارت بهبود یافته بود و رنگ ها و طرح های بیشتری در دسترس بودند. مایکروسافت همچنین در محیط دسکتاپ، ظاهر پنجره ها که مانند ویندوز 7 بود را به روز رسانی کرد و به آن ها ح ی مدرن و مترو مانند بخشید که با طراحی جدید صفحه استارت بیشتر هماهنگ بود ولی هنوز هم مانند گذشته ح ی نیمه شفاف داشت.ویندوز 8 rtm (آگوست 2012)مایکروسافت در نسخه rtm ویندوز 8 تغییراتی را در طراحی دسکتاپ ویندوز اعمال کرد. پنجره ها و نوار وظیفه ظاهری ساده و یکنواخت به خود گرفتند و دیگر نیمه شفاف نبودند. این اولین قدم مایکروسافت برای طراحی رابط کاربری مترو بود. ی ان سازی طراحی صفحه استارت و دسکتاپ و اعمال زبان طراحی ای ساده تر.مشکل این بود که صفحه استارت و دسکتاپ به کلی از یکدیگر جدا بودند. اما این چیزی بود که مایکروسافت در ابتدا می خواست. مایکروسافت تصور می کرد که کاربران در محیط صفحه استارت خواهند ماند و تنها زمانی به دسکتاپ مراجعه خواهند کرد که قصد استفاده از اپلیکیشن های قدیمی ویندوز یا ویندوز ا پلورر را داشته باشند.کاربران ویندوز 8 گیج شده بودند. مایکروسافت آنها را با دو محیط کاملا متفاوت و جدا از هم یعنی دسکتاپ و صفحه استارت رها کرده بود. قابلیت ها و عملکرد های مخفی ویندوز 8 زمانی مشخص می شدند که کاربر نشانگر ماوس خود را به گوشه ای از صفحه می برد. پس از مدت کوتاهی مشخص شد که کاربران از کار با این ویندوز جدید و متفاوت لذت نمی برند.ویندوز 8.1 (آگوست 2013)یک سال بعد مایکروسافت یک به روز رسانی بزرگ و رایگان برای ویندوز 8 منتشر کرد. این به روز رسانی ویندوز 8.1 نامگذاری شده و اساساً یک نسخه کاملا جدید از ویندوز بود که در بازه زمانی ای بسیار کوتاه تر از معمول منتشر شده بود. این به روز رسانی قصد داشت ویژگی های محیط جدید ویندوز 8 یعنی صفحه استارت را بهبود ببخشد و صفحه استارت را به دسکتاپ قدیمی نزدیک تر کند.مایکروسافت بالا ه دریافته بود که نمی توان از کاربران انتظار داشت تمام مدت در محیط صفحه استارت بمانند. اکثر کاربران از صفحه استارت مانند منوی استارت استفاده می د بنابراین برای بهبود این تجربه، مایکروسافت چند تغییر کوچک اما مهم در صفحه استارت اعمال کرد که آن را بهتر از گذشته جلوه می داد.در ویندوز 8.1 مایکروسافت دوباره دکمه استارت را به نوار وظیفه اضافه کرد. این کار جابه جایی بین محیط استارت و دسکتاپ را برای کاربران راحت تر می کرد. همچنین این قابلیت را به ویندوز اضافه کرد تا کاربران در صورت تمایل پس از ورود به ویندوز، به جای صفحه استارت مستقیماً به دسکتاپ بروند. این یک تغییر بزرگ محسوب می شد و به این معنی بود که مایکروسافت دیگر انتظار ندارد تا کاربران برای انجام کارهایشان در محیط استارت بمانند.در قسمت صفحه استارت، مایکروسافت دو نوع کاشی دیگر به این قسمت اضافه کرد. یک کاشی بسیار بزرگ و یک کاشی بسیار کوچک. با اضافه شدن این کاشی ها، اندازه کاشی های استارت به 4 اندازه مختلف افزایش یافت. علاوه بر این، مایکروسافت این قابلیت را به صفحه استارت اضافه کرد تا کاربران بتوانند از تصویر زمینه دسکتاپ خود در صفحه استارت نیز استفاده کنند.در مورد کاربران صفحات لمسی، مایکروسافت روش انتخاب چند کاشی به طور همزمان را تغییر داد. به جای کشیدن انگشت روی کاشی از بالا به پایین، امکان انتخاب کاشی با نگه داشتن انگشت روی آن ها فراهم شد. چیزی شبیه به بقیه سیستم عامل های متمرکز بر صفحات لمسی. کاربرانی که از ماوس استفاده می د نیز این امکان را بدست آوردند تا با راست کلیک روی کاشی ها منوی اختصاصی مربوط به آن کاشی و اپلیکیشن مرتبط با آن را ببینند.بزرگترین تغییری که در ویندوز 8.1 اعمال شد اضافه شدن لیستی از اپلیکیشن های نصب شده بود که می توان گفت تا قبل از ویندوز 8.1 وجود نداشت. در حقیقت لیست اپلیکیشن ها در ویندوز 8.0 نیز وجود داشت اما فقط از طریق جستجوی نوار چارمز قابل دسترسی بود. در ویندوز 8.1 مایکروسافت به کاربران اجازه داد تا در صورت تمایل با کلیک روی دکمه استارت مستقیماً وارد لیست اپلیکیشن ها شوند.به روز رسانی 1 ویندوز 8.1 (سال 2014)در سال 2014 مایکروسافت یک به روز رسانی جزئی برای ویندوز 8.1 منتشر کرد که رفتار صفحه استارت را هرچه بیشتر به دسکتاپ نزدیک می کرد. برای مثال پس از این به روز رسانی، نوار وظیفه در تمامی اپلیکیشن های مخصوص ویندوز 8 با نزدیک نشانگر ماوس به لبه پایینی صفحه نمایان می شد. نوار وظیفه نیز علاوه بر نرم افزار های دسکتاپ ویندوز، اپلیکیشن های مخصوص ویندوز 8 را نیز نشان می داد. اپلیکیشن های مخصوص ویندوز 8 نیز با یک نوار عنوان تجهیز شدند که با بردن نشانگر ماوس به لبه بالایی صفحه نمایش داده می شد. این نوار به کاربران دسکتاپ اجازه می داد به راحتی اپلیکیشن مورد نظر را کوچک کرده یا ببندند. این دقیقا چیزی بود که کاربرانی که از ماوس استفاده می د انتظار داشتند.به روز رسانی ویندوز 8.1 در سال 2014 این سیستم عامل را به کمال رساند. با این به روز رسانی ویندوز 8.1 توانست نقطه تعادلی بین صفحه استارت جدید و دسکتاپ قدیمی بیابد. کاربران با این به روز رسانی دیگر احساس بدی نسبت به دو محیط مختلف ویندوز نداشتند چرا که مایکروسافت به خوبی این دو محیط را با یکدیگر مرتبط ساخته بود. نوار وظیفه همانطور که کاربران ماوس می خواستند در تمام نقاط سیستم عامل در دسترس بود و کاربران صفحات لمسی نیز توسط رابط کاربری پیچیده دسکتاپ سردرگم نمی شدند. کاربرانی که تمایل داشتند می توانستند در محیط دسکتاپ کار کنند و کاربران دیگر نیز می توانستند در محیط استارت بمانند اما خاطره اولین نسخه ویندوز 8 و صفحه استارت گیج کننده آن هیچ گاه از یاد کاربران ویندوز پاک نشد. لینک مطلب منبع : windows central33 پست احسان وائقی
دانمارک یکی از کشورهای اروپایی است که بیشترین جذب کارآفرین را دارد. این کشور مکان فوق العاده ای برای افراد با استعداد است که می خواهند استارت آپ های خوب و تاثیرگذار را رشد دهند. دانمارک سال هاست که در شاخص شفافیت بین المللی رتبه برتر را ب می کند، میزان بسیار پایین فساد موجب شده که دانمارک به یک مقصد جذاب برای استارت آپ های محلی و استارت آپ های بین المللی تبدیل شود. دانمارک قراردادهای تی منحصر به فردی را با ب و کارهای کوچک منعقد می کند و بانک جهانی آن را کشوری می نامد که کمترین تشریفات اداری را در ب و کارها دارد. مرور تجربه موفق دانمارک می تواند به عنوان یک تجربه پیش روی کشور ما باشد. دانمارک یکی از کشورهایی در دنیاست که راه اندازی استارت آپ و سایر ب و کارها در آن بسیار ساده است، به علاوه به عنوان بهترین بازار آزمایشی شناخته شده و یک زیرساخت فناوری و اطلاعات در سطح جهانی دارد.همچنین از بهترین نرخ نفوذ برای دستگاه های همراه و دسترسی به اینترنت با پهنای باند برخوردار است. این بدان معناست که تقریبا کل بازار اینترنت پرسرعت دارند و درصد زیادی از جمعیت این کشور از تلفن های هوشمند استفاده می کنند. دانمارکی ها یکی از انعطاف پذیرترین بازارهای کار را در دنیا دارند. با توجه به برنامه انعطاف پذیر و ساعات کاری سبک تر، جالب توجه است که بگوییم نیروی کار دانمارک پربازده ترین نیرو در اروپا به شمار می رود و این کشور هیچ محدودیتی برای تقاضای اضافه کار توسط کارمندان ندارد و به شرکت ها اجازه می دهد بیست و چهار ساعت در روز کار کنند. دانمارک یک کشور شرکت محور است که به متخصصان سختکوش امکان می دهد ب و کارهای خود را به آسانی ایجاد کنند. این کشور با تعیین نرخ مالیاتی پایین برای راه اندازی ب و کارها افراد را به کارآفرینی تشویق می کند. با اینکه ممکن است دانمارک یک کشور اروپایی کوچک به نظر برسد، اما تعدادی از مشهورترین استارت آپ های جهانی مانند یونیتی تکنولوژی، جاست ایت و اسکایپ به این کشور تعلق دارند. موقعیت مکانی دانمارک نیز به هر استارت آپی امکان دسترسی به مشتریان، سایر استارت آپ ها، بودجه و شرکای کاری در سایر کشورهای اروپا و سایر کشورهای جهان را می دهد. از آنجا که مردم دانمارک از فناوری های جدید استقبال می کنند و این کشور سومین کشور انگلیسی زبان غیربومی در دنیاست، می توان گفت دانمارک برای استارت آپ ها بسیار مناسب است. عدم وجود موانع زبانی به استارت آپ ها امکان می دهد تا به آسانی در سطح بین المللی فعالیت و استعدادهای برتر را جذب کنند.همچنین وجود سطح بالایی از آموزش در این کشور به معنای آن است که افراد باهوش همه چیز را ایجاد می کنند؛ از نرم افزار مدیریت پروژه برای ساخت و ساز گرفته تا راه اندازی مراکز چاپ سه بعدی برای هر فردی. در دانمارک فرصت های زیادی برای تامین بودجه ب و کارها و استارت آپ ها از سوی طرح های تامین بودجه تی، سرمایه گذاران محلی و بین المللی، شتاب دهندگان و سازمان های توسعه ب و کار بین المللی واقع در دانمارک وجود دارد. این امر آموزش و سرمایه لازم برای موفقیت یک ب و کار استارت آپی را فراهم می کند. این نوع زیرساخت مالی به استارت آپ ها امکان می دهد تا خود را اداره کنند و در مراحل اولیه زنجیره سرمایه گذاری به سوددهی برسند. دانمارک می تواند استعدادهای به شدت ماهر را جذب کند به همین دلیل است که استارت آپ های زیادی ب و کار اصلی خود را در دانمارک حفظ می کنند بدون اینکه نیاز به برون سپاری داشته باشند.به علاوه دانمارک یکی از سرزنده ترین ای دنیاست و مردمش به عنوان شادترین مردم دنیا شناخته شده اند و در نظرسنجی کیفیت زندگی به امتیاز برتر دست یافته اند که همین امر یک نقطه فروش فوق العاده را برای ب و کارها فراهم می کند و استارت آپ های موفق می توانند استعدادهای برتر را به این منطقه جذب کنند. ا یستم استارت آپی دانمارک جوان است و سرمایه گذاران محلی و بین المللی زیادی این فرصت بی نظیر را دارند تا از صحنه استارت آپی دانمارک بهترین نتایج را بگیرند. فرصت های کاری بسیاری برای استارت آپ ها در دانمارک وجود دارد که فقط برای دانمارکی ها نیست بلکه تمام شهروندان اروپایی می توانند آزادانه از این ا یستم استارت آپی بهره مند شوند. فرصت های زیادی برای تمام افرادی وجود دارد که به نقل مکان به دانمارک علاقه مند هستند اما این افراد ابتدا باید ا امات را قبل از راه اندازی یک استارت آپ در دانمارک تامین کنند. در کل می توان گفت موفقیت استارت آپ ها در دانمارک به سیاست های مناسب و سازمان یافته ت و فرهنگ اجتماعی این کشور مربوط می شود که به طور طبیعی موجب تبادل ایده ها و ایجاد یک محیط حامی می شود. برخی اوقات کارآفرینی در یک جامعه با یک سیستم رفاه اجتماعی بخشنده موفق نیست. با این حال جامعه دانمارک از تمرکز روی ارزش های حفظ عد و داشتن یک قشر ی ان به جای اقشار متوسط، ضعیف و ثروتمند بهره می برد. فرهنگ کار دانمارک درس های ارزشمندی را به سایر کشورهای دنیا می دهد و هر کشور می تواند از آن درس گرفته و آنها را در نحوه حمایت خود از کارآفرینان و استارت آپ ها اعمال کنند. فرهنگ کار دانمارک روی کار گروهی تمرکز دارد که موجب فرصت های همکاری بیشتر برای استارت آپ ها می شود. صحنه استارت آپی دانمارک تمرکز زیادی روی شرکت های بی۲بی دارد که به طور حتم توجه سرمایه گذاران محلی و بین المللی را به خود جلب می کند. دانمارک یک سیستم پشتیبانی برای ب و کارهای استارت آپی دارد که امکان پشتیبانی رایگان و ارزان را برای استارت آپ ها فراهم می کند.این کشور یک ت رفاه است که استارت آپ ها را تشویق می کند تا ریسک کنند و به کارآفرینان موفق تبدیل شوند. به طور خلاصه، دانمارک مکان فوق العاده ای برای راه اندازی یک استارت آپ است و عوامل زیادی موجب موفقیت این ا یستم شده است. یکی از استارت آپ های نرم افزار مدیریت پروژه موفق در این کشور geniebelt نام دارد. ا یستم استارت آپی دانمارک تمام کیفیت ها و ارزش ها را در بر می گیرد تا یک استارت آپ در سطح بین المللی با سرعت زیاد بتازد. همچنین این کشور به خاطر مهارت های طراحی جهانی خود، استانداردهای کار بالا و محیط ب و کار توسعه یافته اش معروف است. ا یستم استارت آپی دانمارک درمقایسه با انگلستان، آلمان یا حتی سوئد کوچک است. با این حال، روحیه کارآفرینی و یک سبک آرام موجب شده که این کشور کوچک مکان منحصر به فردی برای انجام ب و کار باشد. برخی از استارت آپ های موفق با پتانسیل رشد بالا که در دانمارک راه اندازی شده اند، عبارتند از: استارت آپ آرت لند که معتقد است جمع آوری آثار هنری باید آسان باشد. این استارت آپ قصد دارد ابزارهایی را برای جست وجو در دنیای متنوع هنر به جمع آوری کنندگان آثار هنری ارائه دهد. به علاوه امکان حضور در جوامع جهانی را نیز برای آنها فراهم می کند. اپلیکیشن آر ت لند از هزینه اشتراک گالری ب درآمد می کند. در کمتر از یک سال آرت لند بیش از ۱۰هزار کاربر پیدا کرد. بیش از ۳۵گالری روی این پلتفرم آثار هنری خود را به فروش می رسانند. این شرکت اخیرا یک اپلیکیشن جهانی راه اندازی کرده است و دور بعدی از تامین بودجه خود را برگزار می کند. استارت آپ موفق دیگر در دانمارک تمپلی است. این استارت آپ یک اپلیکیشن تامین کارگر خدماتی عرضه کرده که هدف آن دیجیتالی سازی بازار ارائه کارگران است. به طور خلاصه، این استارت آپ شیوه کار افراد را تغییر داده و مجموعه ای از کارگران ماهر و در دسترس را به کارفرمایان وصل می کند. تمپلی به کاربران امکان می دهد تا ۵درصد از کارگران موقتی برتر در دانمارک را پیدا کنند و طرح رشد فوق العاده ای دارد. سیمپلی چر نیز فرآیند پارک را به طور خ ر درمی آورد و امور پارکینگ را برای مشتریان و ب و کارها دیجیتالی سازی می کند. هوش پارکینگ آن از تشخیص پلاک ماشین استفاده می کند تا نیاز به قرار دادن موانع را از بین ببرد. از دیگر استارت آپ های بنام کشور دانمارک می توان به هووز اشاره کرد.هووز در اشتراک گذاری اسب فعالیت دارد و این امر را برای مشتریان و ب و کارها آسان تر می کند. اپلیکیشن این استارت آپ نیز در مارس سال ۲۰۰۷ وارد بازار شد که به کاربران امکان می داد از طریق یک ابزار مدیریت موارد مناسب را پیدا کرده، برنامه ریزی و ارتباط برقرار کنند. به علاوه این استارت آپ اسب ها، اسب سواران و تجهیزات را بیمه می کند. یکی از نتایج دیگر تلاش ها برای موفقیت ا یستم استارت آپی دانمارک راه اندازی ا راپتیو است. این استارت آپ یک را ار نوآورانه برای بهینه سازی تجربه تجارت و امنیت برای مسافران در فرودگاه های بین المللی است. صنعت فرودگاه با چالش های زیادی مواجه است و کل زنجیره ارزش آن از چک این گرفته تا عبور از گیت باید باز ی شود. این استارت آپ قصد دارد تجربه بهتری را برای مسافران و را ارهای کاری کارآمدتری را برای اپراتور و ده فروشان به وجود آورد.برای مثال این استارت آپ با همکاری ست اپ یک پلتفرم نرم افزاری را برای را ار هوشمند ایجاد می کند. در واقع شرکت یک را ار اسکن امنیتی برای محل نگهداری چمدان ها و نیز فروشگاه ها در فرودگاه توسعه داده است. در ا یستم استارت آپی دانمارک استارت آپ هایی در حوزه تناسب اندام و ورزش نیز راه اندازی شده اند مانند استارت آپ استو که هدف آن تغییر نحوه استفاده افراد از امکانات ورزشی است. این استارت آپ امکان دسترسی آسان به بسیاری از متخصصان سلامت و تناسب اندام را فراهم می کند. ارنیت نیز یکی از هوشمندترین استارت آپ های دنیاست. این استارت آپ به ک ن این اعتماد به نفس را می دهد تا با پول واقعی در دنیای دیجیتالی کار کنند. در این استارت آپ از آ ین فناوری برای ب مهارت های مهم در زندگی نیز استفاده می شود. اپلیکیشن تعاملی ارنیت به ک ن آموزش می دهد تا چگونه پول خود را مدیریت کنند. در سال ۲۰۱۶ این شرکت به عنوان ستاره تکنولوژی سال انتخاب شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نام جعفر دهقان برای مخاطبین پر و پا قرص تلویزیون نام آشنایی است. چرا که بارها در قامت یک هنرمند اصیل و کاربلد، نقش های مهمی در مردان آنجلس، مریم مقدس و یوسف ایفا کرد. هنوز هم به گفته خود دهقان، بسیاری از مردم او را در محافل عمومی به نام پوتیفار صدا می زنند! یا نقش منفی او را در مختارنامه یاد می کنند. بازیگری که همیشه در نقش های مختلف، عیار پرزور توانمندی اش را به رخ هم وت های خودش کشیده و امروز با یک نقش دیگر به همراه همکاران و رفقای قدیمی اش به قاب تلویزیون برگشته است. سرّ دلبران عنوان سریالی است که به تعبیر برخی هنوز نتوانسته رضایت مخاطب را جلب کند؛ اما شاید یکی از ویژگی های تحسین برانگیز این سریال، دورهمی قدیمی های دنیای تصویر باشد که بسیاری را علاقه مند کرده تا در ساعت 22:15 شبکه یک سیما را تماشا کنند. با جعفر دهقان گفت وگوی کوتاهی داشتیم که مشروح آن به قرار زیر است:جعفر دهقان بازیگر سریال سرّ دلبران در پاسخ به انتقاد برخی که می گویند تولید این سریال بیش از حد طول کشید، تصریح کرد: سازندگان سرّ دلبران کار سختی را برای ضبط این داشتند؛ این کار پر لوکیشن بود، سکانس های شلوغ به وفور در سریال هست. من اصلاً باور ندارم که کار، کُند ضبط شد. ای کاش این منتقدین در یزد حضور داشتند و از نزدیک این سختی های گروه را لمس می د. اتفاقاً رفتار حرفه ای آقای لطیفی و همکارانشان باعث می شد تا گروه با نشاط و پویا، کار کنند.وی با اشاره به اینکه سرّ دلبران برای درگیر مخاطب همه کار می کند، تأکید کرد: قصه سرّ دلبران، همه ظرفیت های روایی و جذاب را برای درگیر مخاطب دارد. چراکه بازیگران ما هم سلیس و روان دیالوگ خودشان را می گویند و آقای لطیفی هم توانسته دغدغه ها و اه خودش را با کارگردانی حرفه ای اش به سمع مخاطب برساند. امروز هم که روی آنتن است نقش من و همکارانم خوب از آب درآمده اما آنقدر نباید زود واکنش نشان بدهیم و مثلاً بگوییم قصه نقص دارد و امثالهم. با سعه صدر اجازه بدهیم مخاطب خودش فرق های سرّ دلبران را کنکاش کند.بازیگر مردان آنجلس و یوسف دورهمی بازیگران اصیل دنیای تصویر را یکی از نکات بارز سرّ دلبران دانست و گفت: تجربه در کنار هم بودن با بازیگران پیش وت، خلّاق و کاربلد تلویزیون برای خیلی ها یک توفیق بزرگ است که خوشبختانه نصیب بنده حقیر شد. به نظرم این دورهمی بازیگران اصیل به قوام سرّ دلبران کمک زیادی کرده اما در عین حال باید ببینیم مخاطبان چه نظری راجع به هنرنمایی پیش وتان در این سریال دارند. اما من با این انتقاد زوهنگام مخالفم و انتظار دارم منتقدین و کارشناسان ما وقتی سریال به نیمه رسید اظهارنظرها را شروع کنند که بسیار هم نقدهایشان کمک کننده است اما شاید زودهنگام، مغرضانه به نظر برسد.وی در پاسخ به این سوال که در جایی نسبت به کم رنگ شدن و اصطلاحاً عزت نشینی این بازیگران پیش وت انتقاد کردید، چرا امروز کمتر نام این بزرگان را در تیتراژ سریال ها و های سینمایی می بینیم، تأکید کرد: واقعاً متأسفم که برخی فقط به سراغ یک عده رفته اند و از این همه اص و هنرنمایی پیش وتان ما غافل شده اند. واقعاً پا به سن گذاشتن دلیل بر ناتوانی بازیگر نیست. اتفاقاً تجربه هنرمند هرچه بیشتر باشد به شکوه هنرنمایی اش و استفاده بهتر مخاطب کمک می کند. به نظرم رفته رفته مخاطب علاوه بر درگیر شدن با داستان سرّ دلبران، محو شکوه هنرنمایی این بازیگران پیش وت خواهد شد. به این بازیگران پیش وت پیشنهادهای زیادی می شود منتها نامه ها و نقش ها در شأن این بزرگان نیست. چرا برخی فکر می کنند یک آدم سن و سال دار بعد از گذشت چندین سال در یک سینمایی یک سکانس بازی کند معلوم است این کار را نمی کند مگر اینکه نقشی در قد و قواره شان نوشته شده باشد مثل سرّ دلبران که این ها کار کنند.دهقان با تأکید بر نقدهایی که به رسانه ملی برای پخش سریال های تکراری یا پرداختن به موضوعات تکراری وارد است، افزود: این موضوع برمی گردد به سیاستگذاری های مسئولین سیما که بایستی برنامه ریزی ها و کارشناسی های اصولی تری نسبت به مقوله سریال سازی داشته باشند. در عین تقسیم بندی درست ژانرها، موضوعات متناسب با امروز جامعه انتخاب کنند نه اینکه کماکان شاهد بازپخش سریال های تکراری دهه های 70 و 80 باشیم. البته ما سریال های متفاوتی مثل سرّ دلبران را هم به روی آنتن می بریم اما تعداد این نوع کارها که تفاوت در ژانر و موضوع را توأمان داشته باشند، انگشت شمار است. خبری در اواسط سال گذشته از مسئولین سیما شنیدم که در سال آینده 10 کار "الف ویژه" تولید خواهد شد اما وارد ماه سوم شدیم و هنوز خبری نیست. با رونق این فضا، می توانیم از شرایط به اصطلاح رکود فرهنگی خارج شویم. وی در پایان با معرفی جدیدش، خاطرنشان کرد: سریال چهل قسمتی "بازی نقاب ها" به کارگردانی سیروس حسن پور یک ملودرام عاشقانه است و از آنجایی که ترکمن ها را با عناصر اسب و گندم می شناسند، این چند عنصر در این سریال نمود پیدا کرده است. داستان سریال در رابطه با ترکمن هاست و اتفاقاتی که بین دو طایفه می افتد که سالها با هم کدورت دارند. این سریال احتمالاً اول تیرماه به روی آنتن شبکه دو سیما می رود. در کنار بنده، آزیتا حاجیان، منوچهر آذر، رحیم نوروزی، بابک انصاری، سیما خضرآبادی، رزیتا ، مهرداد ضیائی، فرهاد بشارتی، یلدا قشقایی و بازیگران استان گلستان، نقش آفرینی می کنند.انتهای پیام/
سینماپرس: بازیگر سینما و تلویزیون گفت: این روزها مردم ناگزیر بازپخش سریال های تکراری دهه های ۷۰ و ۸۰ را تماشا می کنند و این رکود فرهنگی که بسیاری از هنرمندان اصیل تلویزیون را هم درگیر خودش کرده با رونق کارهای "الف ویژه"، از بین می رود. به گزارش سینماپرس، نام جعفر دهقان برای مخاطبین پر و پا قرص تلویزیون نام آشنایی است. چرا که بارها در قامت یک هنرمند اصیل و کاربلد، نقش های مهمی در مردان آنجلس، مریم مقدس و یوسف ایفا کرد. هنوز هم به گفته خود دهقان، بسیاری از مردم او را در محافل عمومی به نام پوتیفار صدا می زنند! یا نقش منفی او را در مختارنامه یاد می کنند. بازیگری که همیشه در نقش های مختلف، عیار پرزور توانمندی اش را به رخ هم وت های خودش کشیده و امروز با یک نقش دیگر به همراه همکاران و رفقای قدیمی اش به قاب تلویزیون برگشته است. سرّ دلبران عنوان سریالی است که به تعبیر برخی هنوز نتوانسته رضایت مخاطب را جلب کند؛ اما شاید یکی از ویژگی های تحسین برانگیز این سریال، دورهمی قدیمی های دنیای تصویر باشد که بسیاری را علاقه مند کرده تا در ساعت ۲۲:۱۵ شبکه یک سیما را تماشا کنند. با جعفر دهقان گفت وگوی کوتاهی داشتیم که مشروح آن به قرار زیر است:جعفر دهقان بازیگر سریال سرّ دلبران در پاسخ به انتقاد برخی که می گویند تولید این سریال بیش از حد طول کشید، تصریح کرد: سازندگان سرّ دلبران کار سختی را برای ضبط این داشتند؛ این کار پر لوکیشن بود، سکانس های شلوغ به وفور در سریال هست. من اصلاً باور ندارم که کار، کُند ضبط شد. ای کاش این منتقدین در یزد حضور داشتند و از نزدیک این سختی های گروه را لمس می د. اتفاقاً رفتار حرفه ای آقای لطیفی و همکارانشان باعث می شد تا گروه با نشاط و پویا، کار کنند.وی با اشاره به اینکه سرّ دلبران برای درگیر مخاطب همه کار می کند، تأکید کرد: قصه سرّ دلبران، همه ظرفیت های روایی و جذاب را برای درگیر مخاطب دارد. چراکه بازیگران ما هم سلیس و روان دیالوگ خودشان را می گویند و آقای لطیفی هم توانسته دغدغه ها و اه خودش را با کارگردانی حرفه ای اش به سمع مخاطب برساند. امروز هم که روی آنتن است نقش من و همکارانم خوب از آب درآمده اما آنقدر نباید زود واکنش نشان بدهیم و مثلاً بگوییم قصه نقص دارد و امثالهم. با سعه صدر اجازه بدهیم مخاطب خودش فرق های سرّ دلبران را کنکاش کند.بازیگر مردان آنجلس و یوسف دورهمی بازیگران اصیل دنیای تصویر را یکی از نکات بارز سرّ دلبران دانست و گفت: تجربه در کنار هم بودن با بازیگران پیش وت، خلّاق و کاربلد تلویزیون برای خیلی ها یک توفیق بزرگ است که خوشبختانه نصیب بنده حقیر شد. به نظرم این دورهمی بازیگران اصیل به قوام سرّ دلبران کمک زیادی کرده اما در عین حال باید ببینیم مخاطبان چه نظری راجع به هنرنمایی پیش وتان در این سریال دارند. اما من با این انتقاد زوهنگام مخالفم و انتظار دارم منتقدین و کارشناسان ما وقتی سریال به نیمه رسید اظهارنظرها را شروع کنند که بسیار هم نقدهایشان کمک کننده است اما شاید زودهنگام، مغرضانه به نظر برسد.وی در پاسخ به این سوال که در جایی نسبت به کم رنگ شدن و اصطلاحاً عزت نشینی این بازیگران پیش وت انتقاد کردید، چرا امروز کمتر نام این بزرگان را در تیتراژ سریال ها و های سینمایی می بینیم، تأکید کرد: واقعاً متأسفم که برخی فقط به سراغ یک عده رفته اند و از این همه اص و هنرنمایی پیش وتان ما غافل شده اند. واقعاً پا به سن گذاشتن دلیل بر ناتوانی بازیگر نیست. اتفاقاً تجربه هنرمند هرچه بیشتر باشد به شکوه هنرنمایی اش و استفاده بهتر مخاطب کمک می کند. به نظرم رفته رفته مخاطب علاوه بر درگیر شدن با داستان سرّ دلبران، محو شکوه هنرنمایی این بازیگران پیش وت خواهد شد. به این بازیگران پیش وت پیشنهادهای زیادی می شود منتها نامه ها و نقش ها در شأن این بزرگان نیست. چرا برخی فکر می کنند یک آدم سن و سال دار بعد از گذشت چندین سال در یک سینمایی یک سکانس بازی کند معلوم است این کار را نمی کند مگر اینکه نقشی در قد و قواره شان نوشته شده باشد مثل سرّ دلبران که این ها کار کنند.دهقان با تأکید بر نقدهایی که به رسانه ملی برای پخش سریال های تکراری یا پرداختن به موضوعات تکراری وارد است، افزود: این موضوع برمی گردد به سیاستگذاری های مسئولین سیما که بایستی برنامه ریزی ها و کارشناسی های اصولی تری نسبت به مقوله سریال سازی داشته باشند. در عین تقسیم بندی درست ژانرها، موضوعات متناسب با امروز جامعه انتخاب کنند نه اینکه کماکان شاهد بازپخش سریال های تکراری دهه های ۷۰ و ۸۰ باشیم. البته ما سریال های متفاوتی مثل سرّ دلبران را هم به روی آنتن می بریم اما تعداد این نوع کارها که تفاوت در ژانر و موضوع را توأمان داشته باشند، انگشت شمار است. خبری در اواسط سال گذشته از مسئولین سیما شنیدم که در سال آینده ۱۰ کار "الف ویژه" تولید خواهد شد اما وارد ماه سوم شدیم و هنوز خبری نیست. با رونق این فضا، می توانیم از شرایط به اصطلاح رکود فرهنگی خارج شویم. وی در پایان با معرفی جدیدش، خاطرنشان کرد: سریال چهل قسمتی "بازی نقاب ها" به کارگردانی سیروس حسن پور یک ملودرام عاشقانه است و از آنجایی که ترکمن ها را با عناصر اسب و گندم می شناسند، این چند عنصر در این سریال نمود پیدا کرده است. داستان سریال در رابطه با ترکمن هاست و اتفاقاتی که بین دو طایفه می افتد که سالها با هم کدورت دارند. این سریال احتمالاً اول تیرماه به روی آنتن شبکه دو سیما می رود. در کنار بنده، آزیتا حاجیان، منوچهر آذر، رحیم نوروزی، بابک انصاری، سیما خضرآبادی، رزیتا ، مهرداد ضیائی، فرهاد بشارتی، یلدا قشقایی و بازیگران استان گلستان، نقش آفرینی می کنند.*تسنیم