راه اندازی استارتاپ با ۱۰ توصیه ای که کارتان را جلو می اندازد

استارتاپ یا استارت آپ یک سرمایه گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده ی جدیدی برای ب و کار ارائه می دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا یک مدل ب و کار تکرا ذیر و مقیاس پذیر راه اندازی می شود. البته اختلاف بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته ی مشترک در همه ی آن ها این است که بر اساس یک ایده ی خلاقانه و جدید فعالیت آن ها آغاز می شود. این ایده ها بازار نیازمندی ها را هدف قرار می دهند و با ارائه ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می کنند.از آنجایی که هدف از راه اندازی یک استارتاپ پیدا مدل ب و کار است ؛ عمر آن نمی تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می رسد یا بودجه ی آن تمام می شود و ش ت می خورد. استارتاپ ها برای شروع فعالیت خود وما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان گذار می توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه ی راه اندازی استارتاپ های معمولا کم است؛ اما اگر ایده ی خوبی داشته باشند خیلی زود می توانند مورد حمایت سرمایه گذاران قرار بگیرند.اصطلاحات رایج در استارتاپافرادی که با استارتاپ ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می پردازیم.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (11)lean startupمتو وژی لین استارتاپ (lean startup) یا نوپای ناب به شما یاد می دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت استارتاپ به شما می دهد و کمک می کند که محصول خودتان را سریع تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ ها با ایده ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه اندازی می شوند. آن ها ماه ها و حتی سال ها زمان صرف می کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث ش ت خوردن بسیاری از آن ها می شود. زیرا آن ها با مشتری ها صحبت نمی کنند و در مورد محصولات خود از آن ها بازخورد نمی گیرند. زمانی که مشتری ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده ی آن اهمیتی نمی دهند و درنتیجه استارتاپ ش ت می خورد.unicorn startupاستارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (unicorn startup) به استارتاپ هایی گفته می شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه ای، تک شاخ را به عنوان نماد این مدل استارتاپ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ ترین استارتاپ هایی که در این دسته جا می گیرند می توان به uber ،xiaomi ،airbnb ،dropbox و pinterest اشاره کرد.بنیان گذار استارتاپ (founder)به شخصی که استارتاپ را راه اندازی می کند بنیان گذار گفته می شود. این اشخاص معمولا علاقه ای به کار برای دیگران ندارند و باور دارند که می توانند با تلاش های بی وقفه ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته های آن ها موفقیت آمیز باشد، نتیجه ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.شتاب دهنده ی استارتاپ (startup accelerators)شتاب دهنده ها شرکت هایی هستند که روی استارتاپ هایی با ایده های جالب و البته کاربردی سرمایه گذاری می کنند. این شرکت ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی ها و آشنا آن ها با سرمایه گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می کنند. درواقع این شرکت ها شانس موفقیت استارتاپ ها و پیدا سرمایه ی بالقوه برای فعالیت هایشان را بالا می برند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (10)استارتاپ ویکند (startup weekend)استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آ هفته برگزار می شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه مندان به استارتاپ، توسعه دهندگان، برنامه نویسان، مدیران ب و کارها، بازاریاب ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده ها در این رویداد مطرح می شوند و افراد گروه تشکیل می دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده ی خود را پیاده سازی کنند.استارتاپ گرایند (startup grind)استارتاپ گرایند یک برنامه ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می شود تا داستان موفقیت و چالش های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می توانند در این برنامه با پروژه های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.تجارت b2bاین اصطلاح کوتاه شده ی عبارت business to business است و به ب و کاری گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به یک ب و کار دیگر ارائه می دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (b2c) قرار دارد.تجارت b2cتجارت b2c مخفف عبارت business to customers است و به ب و کارهایی گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری های عرضه می کنند.تجارت c2cنوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می کنند. وب سایت ها و سرویس های ید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه های تجارت customer to customer هستند.سرمایه ی بذری (seed funding)همان طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه ی اولیه شروع می شود. به سرمایه ای که در مرحله ی اولیه راه اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می گیرد، سرمایه ی بذری گفته می شود.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (9)واگذاری (vesting)به نوعی تخصیص سهامی گفته می شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین شده به کارمندان داده می شود. به عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می کند. این کار به کارمندان انگیزه می دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.بنچمارک (benchmark)به فرآیندی گفته می شود که یک استارتاپ برای اندازه گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می کند. سرمایه گذاران میزان موفقت استارتاپ ها را بر اساس بنچمارک ها می سنجند. به عنوان مثال وقتی می گوییم شرکت a به بنچمارک درآمد x در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به x برساند.بوت است (bootst ped)زمانی که گفته می شود یک شرکت بوت است است، یعنی بودجه ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه ی خود شرکت تأمین شده است.وام موقت (bridge loan)این نوع وام به swing loan نیز معروف است و به مساعده هایی گفته می شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می شود و فاصله ی بین درآمدهای عمده را پر می کند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (8)فروش (buyout)یک استراتژی معمول برای وج است که طی آن سهام شرکت به فروش می رسد و به یداران آن اجازه ی کنترل شرکت داده می شود.سرمایه (capital)به دارایی های مالی گفته می شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می کنند و مقدار آن را افزایش می دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.دو دلیجنس (due diligence)به ارزی و تحلیل سرمایه گذاران از وضعیت و پتانسیل های سرمایه گذاری گفته می شود. این ارزی می تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه گیری roi باشد.بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه (roi)همان طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می دهد. درواقع به پولی گفته می شود که به یک سرمایه گذار به عنوان درصدی از سرمایه گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می شود. به عنوان مثال اگر یک سرمایه گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای ید ۲۰ درصد سهام یک شرکت ج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (6) وج (exit)برخی بنیان گذاران و سرمایه گذاران استارتاپ این گونه پولدار می شوند؛ exit به متدی گفته می شود که یک سرمایه گذار و یک کارآفرین سرمایه ی خودشان را از شرکت خارج می کنند. وج معمولا در زمان ipo و m&a اتفاق می افتد.آی پی او (ipo)زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می دهد. در این ح یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می شود و دیگر یک استارتاپ نیست. مالکیت و ادغام (merge & acquisition)زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ تر یداری یا با آن ادغام می شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می گیرد.توافقنامه عدم افشاگری (nda)nda مخفف عبارت non-disclosure agreement است و به توافقنامه ای گفته می شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی گذارند.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (6)پیوت (pivot)زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی های خودش را سریعا تغییر می دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می افتند و طی آن بر ویژگی های دیگر محصولات یا مشتری ها تمرکز می شود.مذاکره در آسانسور (elevator pitch)فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه گذار هم مسیر شده اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده ی شما سرمایه گذاری کند. به عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه حل آن و بازار مشتری ها را برای سرمایه گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.نرم افزار به عنوان سرویس (saas)به یک محصول نرم افزاری گفته می شود که از راه دور به وسیله ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می شود.چگونه یک استارتاپ راه اندازی کنیمشما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده ی ساختن محصولی که مشتری ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا یک هم بنیان گذار و کم هزینه ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ هایی که ش ت می خورند، معمولا در عمل به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده ی خاص و عالی برای شروع استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه اندازی استارتاپ بخوانید.۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارداگر دقت کنید متوجه می شوید که سیستم های تا یرانی قبل از پیدایش uber بسیار آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس ای مردم علاقه ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده ی جدیدی برای آن ارائه دهید.۲- آن را یادداشت کنیدمهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.۳- یک نمونه ی اولیه بسازیدبسیاری از ایده های خلاقانه ی ما حتی بهترین ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی شوند و شما حتی اگر آن ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می تواند مانع از فراموش شدن آن ها شود، تهیه ی یک نمونه ی اولیه است. آن ها را برنامه نویسی کنید یا به صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (5)۴- نمونه ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهیدحالا شما باید از نقطه ی آسایش خود خارج شوید و نمونه ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.۵- تکرار کنیدمردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی مجدد همه چیز کنید.۶- یک هم بنیان گذار (co-founder) پیدا کنیدزمانی که احساس کردید نمونه ی اولیه تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال های عمر خود را صرف عملی این ایده کند.۷- ب و کار خود را ثبت کنیدبعد از صحبت با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. می توانید مراحل ثبت شرکت را به طور کامل در این مقاله مطالعه کنید.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (4)۸- به دنبال سرمایه گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنیداگر بودجه ی کافی برای تولید اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا سرمایه گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی تواند بودجه ی مورد نظر خود را از سرمایه گذاران دریافت کند.۹- راه اندازی کنیدهرچقدر نسخه ی اولیه تان ناقص بود، آن را راه اندازی کنید. ویژگی های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه سازی از جمله مواردی هستند که می توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.۱۰- با کاربران همراه باشیدمشتری های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.۱۱- دوباره راه اندازی کنیدهر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه د، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.استارتاپ چیست و نحوه راه اندازی استارتاپ (3)۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهیدشاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ تاپ آن ها را قرض بگیرید و وب سایت خود را به آن ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.۱۳- رشد کنیدپاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه گذار، استارتاپ ها را تشویق می کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به عبارت دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ ترین استارتاپ ها خواهید شد.۱۴- به موفقیت برسیدشما می توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید. منبع : fundersandfoundersshare0share0share0share0
لین استارتاپ تفکر موجود در دنیای ب و کار امروز را به کلی تغییر داده است. در این مقاله به شما خلاصه ای از روش های لین استارتاپ و رشدوتکامل آن را خواهیم آموخت. از همه مهم تر، به شما خواهیم گفت که چگونه با ترکیب روندهای روز ب و کارهای مختلف می توان یک کارآفرینی جدید ایجاد کرد.حتما بخوانید:شاید در گذشته ی نه چندان دور، همین چند سال گذشته منظورمان است، فرقی نمی کرد درحال راه اندازی شرکتی جدید با یک استارتاپ فناوری باشید و یا ب و کاری کوچک و یا حرکتی جدید در یک شرکت بزرگ، تمام این موارد همیشه احتمال ش ت زیادی داشتند.طبق چیزی که از دهه های گذشته مرسوم بوده، شما برای جذب سرمایه گذار و گسترش کار خود حتما اقدام به نوشتن طرح ب و کار خود می کردید و به همراه گروه تان آن را به سرمایه گذاران ارائه می دادید؛ سپس محصولی می ساختید و با تلاش فراوان سعی می کردید، آن را در بازار بفروشید و در جایی در دنباله ی اتفاقات، احتمالا دچار رکود و ش ت سنگینی می شدید. خب باید بگوییم که در بیشتر مواقع هم شانس با شما یار نیست. در پژوهش جدیدی که مدرسه ی ب و کار هاروارد انجام داده، نشان می دهد که ۷۵% ب و کارها ش ت می خورند. به این رقم دقت کنید!حتما بخوانید:دلایل ش ت ب و کارهای نوپا چیست؟مفهوم لین استارتاپ چیست؟لین استارتاپ چیستاخیرا رویکرد جدیدی به وجود آمده است که فرایند شروع ب و کار جدید را با ریسک کمتر همراه می کند؛ نام این روش لین استارتاپ است. در لین استارتاپ از بررسی بازار به جای برنامه ریزی های بسیار دقیق، از بازخورد مشتری به جای تصمیم گیری های شخصی و از روش های طراحی چند مرحله ای به جای روش های سنتی طراحی محصول نهایی در اولین قدم به کار گرفته می شود.تعریف ساده ای از لین استارتاپ می توانیم ارائه دهیم: «سازمانی موقت که برای جست وجو و یافتن مدل ب و کاری تکرا ذیر و مقیاس پذیر طراحی شده و به وجود آمده است.»اگرچه این روش فقط چند سال است که در دنیا قدمت دارد، مفاهیمی مانند کمینه محصول پذیرفتنی (mvp) و تغییر جهت استارتاپ (pivoting) به سرعت در استارتاپ های کل دنیا ریشه دوانده است و مدرسه های ب و کار، خود را با آموزش چنین مفاهیمی تطبیق داده اند.البته لین استارتاپ هنوز جریانِ غالب نشده است و هنوز باید منتظر تأثیر تمام عیار این جریان نوظهور باشیم. جریان لین استارتاپ تقریبا مشابه جریان داده های انبوه در ۵ سال گذشته در کشور ست؛ موضوعی که هنوز به طور گسترده ای درک نشده است و فقط بعضی از شرکت ها آن را به کار گرفته اند.این رویکرد جدید با تفکر مدرنِ به وجودآمده، جایگزین تفکر سنتی و رایج درباره ی کارآفرینی شده است. سرمایه گذاران جدید سعی د با پیروی از اصول «ش ت سریع تر و یادگیریِ پیوسته»، شانس خود را برای رسیدن به موفقیت افزایش دهند. برخلاف نام این روش که به ظاهر فقط برای شروع است، در بلندمدت بازگشت منافع به مراتب بهتر و بیشتری برای شرکت های بزرگ به همراه خواهد داشت که به آن نیز افتخار خواهند کرد.حتما بخوانید:چطور بدون خالی بندی استارتاپ را س ا کنیم؟آیا لین استارتاپ جایگزین طرح های ب و کار شده است؟لین استارتاپ و مدیریتبراساس فضای غالب در دنیای ب و کار امروز، اولین چیزی که هر بنیان گذار باید طراحی کند یک طرح ب و کار است؛ یک سند ایستا که اندازه ی فرصتی که بنیان گذار از ب و کار خود در اختیار دارد، مسئله ای که می خواهد حل کند و راه حل های سرمایه گذاری جدیدی را ارائه کند. به طور معمول طرح های ب و کار شامل پیش بینی درآمد، سود و جریان مالی پنج ساله هستند. طرح ب و کار اساسا طرحی آزمایشی است که بدون درنظر گرفتن عوامل مؤثر و مرتبط نوشته شده که هر کارآفرین حتی قبل از شروع ساخت محصولش آن را تهیه می کند. این فرض وجود دارد که طرح ب و کار این توانایی را دارد که ناشناخته های دنیای تجارت را قبل از گرفتن سرمایه و حتی قبل از عملی شدن واقعی ایده با همه ی مشکلات و موانع پیش بینی کند.طبق روال مرسوم وقتی که کارآفرینی با طرح ب و کار قانع کننده ای از سرمایه گذاران پول می گیرد، شروع به توسعه محصول می کند، توسعه دهندگان ب و کار را به کار می گیرد و هزاران ساعت بدون درنظر گرفتن نظرات واقعی مشتریان محصول، برای راه اندازی محصول وقت صرف می کنند.تنها پس از ساخت، راه اندازی و ارائه ی محصول به بازار، با فشار آوردن به نیروهای فروش سازمان سعی می کند محصولات خود را در بازار جای دهد و در این زمان با بازخورد زیادی از مشتریان راضی و ناراضی مواجه می شوند و اغلب، پس از چند ماه یا حتی سال ها توسعه، کارآفرینان به سختی متوجه می شوند که مشتریان واقعا نیازی به بسیاری از ویژگی های محصول آنها ندارند.حتما بخوانید:۵ نکته برای کشیدن نقشه راه استارتاپدلایل جایگزینی لین استارتاپ به جای روش های سنتیپس از چند دهه، تماشای هزاران استارتاپ و رویه ی ثابتی که در تولید محصولات آنها وجود داشت، ما اکنون حداقل سه چیز را آموخته ایم:طرح های تجاری به ندرت در اولین ارتباط با مشتریان بدون تغییر باقی می مانند. بو ور مشهور، مایک تایسون، دربارۀ استراتژی پیش قدمی مبارزان خود گفته است: «هر ی برای خودش برنامه ای دارد؛ تا وقتی که اولین مشت به دهانش می خورد.»هیچ ی به جز سرمایه گذاران جسور و اتحاد جماهیر شوروی سابق، برنامه های پنج ساله را برای پیش بینی ناشناخته ها نمی پذیرد. این برنامه ها به طور کلی داستان و خیالات است؛ رؤیاهای این چنین تقریبا همیشه اتلاف وقت است.استارتاپ ها نسخه های کوچک تری از شرکت های بزرگ نیستند. آنها مطابق برنامه های کلان فعالیت نمی کنند. تنها انی که درنهایت موفق می شوند که درحال تطبیق خود با محیط هستند، برای بهبود ایده ی اولیه خود تلاش می کنند، به سرعت از ش تی به ش ت بعدی پیش می روند و به طور مداوم از مشتریان یاد می گیرند.یکی از تفاوت های مهم در این است که اگر شرکت های موجود یک مدل ب و کار را اجرا می کنند، استارتاپ ها دائما درحال تغییر هستند تا مدلی مناسب را بیابند. می توان این تمایز را قلب روش لین استارتاپ نامید.بو ور مشهور، مایک تایسون، درباره ی استراتژی پیش قدمی مبارزان خود گفته است: «هر ی برای خودش برنامه ای دارد؛ تا وقتی که اولین مشت در دهانش می خورد.»سه اصل کلیدی در لین استارتاپ۱. روی بوم مدل ب و کار بنویساول، به جای مشارکت در ماه های برنامه ریزی و تحقیق، کارآفرینان می پذیرند که همه ی آنها در روز اول، با مجموعه ای از فرضیه های امتحان نشده روبه رو هستند و اساسا حدس های خوب. بنابراین، به جای نوشتن طرح ب و کار پیچیده، بنیان گذاران فرضیه های خود را در چهارچوبی به نام بوم مدل ب و کار خلاصه می کنند. این مدل عموما نموداری از چگونگی ایجاد ارزش برای خود سازمان و مشتریان است.۲. «از شرکت خارج شو»دوم، لین استارتاپ از رویکرد «از شرکت خارج شو» استفاده می کند که برنامه ای برای گرفتن بازخورد از مشتریان و توسعه ی آن نام گرفته تا استارتاپ ها فرضیه های خود را آزمایش کنند. افراد از شرکت خود بیرون می آیند و از مشتریان بالقوه، یدارها و شرکای تجاری درمورد همه ی جوانب مدل ب و کار خود بازخورد می گیرند؛ ازجمله درباره ی ویژگی های محصول، شیوه قیمت گذاری، کانال های توزیع و استراتژی های ید مقرون به صرفه ی مشتری از آنها می پرسند.۳. سریعا با نیاز مشتری خود را تطبیق بدهسوم، لین استارتاپ، چیزی به نام توسعه ی چابک (agile development) را در خود جای داده است که ابتدا در صنعت تولید نرم افزار به وجود آمده است. توسعه ی چابک با توسعه ی مشتریان دست به دست می شود و برخلاف چرخه های معمول سالیانه ی توسعه ی محصول که پیش بینی دانش مشکلات مربوط به مشتریان و نیازهای محصول را دارند، توسعه روزافزون زمان و منابع هدررفته را از طریق تکرار و تدریج توسعه ی محصول کاهش می دهد. این فرایند ایجاد حداقلی محصولات پذیرفتنی را برای آزمون شروع می کند.وقتی جورج هرو (jorge heraud) و لی ردن (lee redden) شرکت استارتاپی blue river technology خود را تأسیس د، طرحی برای تولید ربات چمن زنی برای فضاهای تجاری داشتند. آنها پس از صحبت با بیش از ۱۰۰ مشتری از شرکت های دارای زمین های گلف در ۱۰ هفته متوجه شدند، ربات آنها کاربرد زیادی برای چمن زنی در زمین های گلف ندارد و باوجود اینکه دستگاه آنها مخصوص این کار طراحی شده بود، به اندازه ی کافی مناسب نیست. پس از آن با دسته ی جدیدی از مشتریان یعنی کشاورزان صحبت د و سریعا متوجه تقاضای زیادی برای راه حل ازبین بردن خ ر علف های هرز بدون مواد شیمیایی شدند. پر خلأ موجود به تمرکز روی محصول جدید تبدیل شد و طی ۱۰ هفته، شرکت آنها یک نمونه ی اولیه ساخت و آزمایش کرد. نه ماه پس از آن برای استارتاپ آنها بیش از ۳ میلیون دلار سرمایه گذاری شد. شرکت انتظار داشت که نسخه ی تجاری محصول آنها فقط ۹ ماه پس از آن آماده شود.حتما بخوانید:چگونه بدون دغل بازی مشتریان را ترغیب به ید کنیم؟پاسخ گویی بازخوردها و توسعه ی سریع اولویت تان باشدپاسخگویی به مشتریحالا دیگر فعالیت بی سروصدا محبوبیت خود را ازدست داده است. لین استارتاپ مفاهیم دنیای ب و کار را دگرگون کرده است. در طول دوره ی رونق زمان دات کام ها، استارتاپ ها اغلب در «ح فعالیت پنهانی» (برای جلوگیری از هشدار دادن به رقبای بالقوه فرصت بازار) فعالیت می د. عرضه ی نمونه ی اولیه به مشتریان فقط در زمانی اتفاق می افتاد که آزمایش های بتای بسیاری انجام گرفته بود. روش لین استارتاپ این مفاهیم را منسوخ کرده است، زیرا معتقد است که در اکثر صنایع، بازخورد مشتری بیشتر از محرمانه بودن مهم است و بازخورد ثابت نتایج بهتر را در مقایسه با موارد پیش بینی شده فراهم می کند.این دو قاعده اساسی در طول زندگی حرفه ای به عنوان یک کارآفرین برای ما شکل گرفته است. نویسنده ی این مطلب می گوید: «من با هشت کارآفرین با مهارت و آگاه از تکنولوژی های جدید به عنوان یک بنیان گذار یا یک کارمند اولیه مشغول به کار شده بودم. یک دهه پیش، فرمول توسعه ی مشتری را که قبلا شرح داده شد، مطرح . در سال ۲۰۰۴، در استارتاپ اریک ریس (eric ries) و ویل هاروی (will harvey) سرمایه گذاری و به عنوان شرط سرمایه گذاری اصرار داشتم که آنها دوره های آموزشی من را فرا بگیرند. اریک به سرعت متوجه شد که توسعه ی آبشاری، رویکرد توسعه ی سنتی و تولید خطی محصول باید با روش های تکرار چابک جایگزین شود. او همچنین شباهت بین این مجموعه از استارتاپ های درحال ظهور و سیستم تولید تویوتا را که به عنوان «تولید ناب» شناخته می شود، دریافت. اریک به ترتیب ترکیبی از توسعه ی مشتریان و عملکردهای چابک را «لین استارتاپ» نامید.حتما بخوانید:کاربرد شاخص رضایت مشتری (c ) و نحوه محاسبه آنلین استارتاپ چقدر رشد داشته است؟این ابزار با کمک مجموعه ای از کتاب های موفق معروف گردید. در سال ۲۰۰۳، «چهار مرحله برای تغییر ناگهانی» (the four steps to the epiphany) که نوشته شد، برای اولین بار بیان کرد که استارتاپ ها نسخه های کوچک تری از شرکت های بزرگ نیستند و در جزئیات فرایند توسعه ی مشتری رشد می یابند. در سال ۲۰۱۰، ال اندر اوستروالدر (alexander osterwalder) و یوس پیگنور (yves pigneur) به کارآفرینان چهارچوب استانداردی برای مدل های ب و کار در نسل مدل ب و کار ارائه دادند. در سال ۲۰۱۱، اریک مقاله ای مروری بر لین استارتاپ منتشر کرد. در سال ۲۰۱۲، باب دورف (bob dorf) خلاصه ای از روش های لین استارتاپ را در کتابچه راهنمای گام به گام به نام «راهنمایی برای مالک استارتاپ» (the startup owner’s manual) منتشر کرد.درحال ِحاضر لین استارتاپ در بیش از ۲۵ ب و کار در دنیا و همچنین ازطریق دوره ی آنلاین پرطرفدار در وب سایت یوداسیتی (udacity.com) تدریس می شود. علاوه براین، تقریبا در هر شهر در سراسر جهان، سازمان هایی مانند استارتاپ ویکند را خواهید یافت که به معرفی روش لین استارتاپ برای صدها کارآفرین آینده می پردازند. در این جلسات، تعداد زیادی از گروه های استارتاپی می توانند در کمتر از شش ساعت ایده های بالقوه محصول را درعرض چند ساعت معرفی کنند. اگرچه به نظر می رسد برای انی که با آن آشنایی ندارند باور ن ی باشد؛ در این رویدادها برخی از استارتاپ ها در یک روز شکل می گیرند و تا بعدازظهر یکشنبه، درآمد واقعی خود را ب می کنند.حتما بخوانید:استراتژی اقیانوس آبی چیست و چه کاربردی در مدیریت شما دارد؟لین استارتاپ چه ارزشی در اقتصاد نوآور و کارآفرینانه دارد؟درحالی که برخی از طرفداران ادعا می کنند که فرایند لین استارتاپ می تواند استارتاپ های شخصی را به موفقیت برساند، ما اعتقاد داریم که بیشتر ادعایی پرزرق وبرق است. رسیدن به موفقیت عوامل زیادی دارد تا تضمین شود که هر استارتاپی برنده خواهد بود، اما براساس آنچه که ما در صدها استارتاپ دیده ایم، در برنامه های آموزشی که اصول لین استارتاپ را آموزش می دهند و در شرکت های معتبر که آنها را به کار می گیرند، می توانیم ادعای مهمی را مطرح کنیم: استفاده از روش های ناب (لین) در مجموعه های مختلف از استارتاپ منجربه ش ت های کمتر نسبت به استفاده از روش های سنتی خواهد شد.نرخ ش ت پایین تر برای استارتاپ ها می تواند نتایج و عواقب مفید زیادی برای اقتصاد داشته باشد. امروز نیروهای ت یب کننده ی طبیعت، جهانی سازی و مقررات حاکم بر دنیا، اقتصاد کشورها را تحت تأثیر قرار می دهند. صنایع گسترش یافته به سرعت شغل ها را ازبین می برند، که بسیاری از آنها هیچگاه باز نخواهند گشت. رشد اشتغال در قرن بیست ویکم باید از سرمایه گذاری های جدید به دست آید. بنابراین همه ی ما علاقه مند به ایجاد محیطی هستیم که به آنها کمک می کند تا به موفقیت، رشد و استخدام کارگران بیشتری دست یابند. ایجاد یک اقتصاد نوآوری که ازطریق گسترش سریع تأسیسات باشد، هرگز ضروری نبوده است.حتما بخوانید:۷ استراتژی بازاری ربایشی که استارتاپ ها باید بدانندچرا لین استارتاپ همه چیز را دگرگون کرده است؟هیئت مدیرهدر گذشته، رشد تعدادی از استارتاپ ها به پنج عامل محدود می شد:هزینه های زیاد برای به دست آوردن اولین مشتری و حتی هزینه ی زیادتری برای تولید محصول اشتباه؛چرخه ی طولانی توسعه ی فناوری؛تعداد افراد محدود با اشتیاق برای ریسک در استارتاپ ها؛ساختار سرمایه گذاری جسورانه که در آن تعدادی از شرکت ها فقط به ازای داشتن فرصت برای بازگشت سرمایه مناسب، سرمایه گذاری می د؛ تخصص واقعی در چگونگی ایجاد استارتاپ که در ایالات متحده عمدتا در نواحی هایی در سواحل شرقی و غربی وجود دارد. (این تمرکز بیش ازحد در اروپا و سایر نقاط جهان کمتر است.)رویکرد لین استارتاپ، دو محدودیت اول را با کمک به راه اندازی خط تولید محصولات جدید که نیاز واقعی مشتریان است، برطرف کرده است. همچنین محدودیت سوم را با ایجاد ریسک کمتر و بسیار سریع تر و ارزان تر از روش های سنتی حل کرده است. ما شاهدیم در زمانی که سایر روندهای ب و کار و فناوری مانع از ایجاد استارتاپ ها شده اند، این روش ظهور کرده است. ترکیبی از تمام این مسائل چشم انداز کارآفرینی را تغییر داده است.امروزه منبع باز نرم افزاری مانند github و خدمات ابری مانند خدمات وب آمازون هزینه های توسعه ی نرم افزار را از میلیون ها دلار تا هزاران دلار کاهش داده است. استارتاپ های سخت افزاری دیگر نیازی به ساخت کارخانجات خود ندارند، زیرا به راحتی به تولیدکنندگان دسترسی دارند. درحقیقت، حالا دیگر با روش لین استارتاپ شرکت های زیادی متولد می شوند. با این روش جدید از محصولات نرم افزاری گرفته تا تولید قطعات مختلف، همگی در کمتر از سه هفته آماده می شوند. عجیب نیست اگر بگوییم امروزه در دنیا، از طراحی محصول گرفته تا دریافت اولین نمونه ی محصول ساخته شده در کشور چین، فقط سه هفته طول می کشد.روش های مبتنی بر لین استارتاپ نه تنها برای سرمایه گذاری های تکنولوژی جوان است، که حتی شرکت های بزرگ مانند ge و intuit به استفاده از این روش روی آورده اند.حتما بخوانید:انواع ریسک سرمایه گذاری؛ ۱۱ ریسکی که سرمایه شما را تهدید می کندآیا سرمایه گذاران هم از اصول لین استارتاپ استفاده می کنند؟سرمایه گذاری جسورانهیکی دیگر از روندهای مهم، تمرکزز دسترسی به منابع مالی است. سرمایه گذاران جسور که ابتدا باشگاه کوچکی از شرکت های ی در سیلی ولی، بوستون و نیویورک بودند، حالا در همه جا هستند. در ا یستم کارآفرینی امروز، صندوق های جدید کوچک تر از صندوق vc سنتی ۱۰۰ میلیارد دلاری، می توانند سرمایه گذاری های اولیه را انجام دهند. در سراسر جهان، صدها شتاب دهنده استارتاپ مانند y combinator و techstars شروع به سرمایه گذاری در استارتاپ ها کرده اند. سایت های پرطرفداری مانند kickstarter هم روش دیگری را برای تأمین مالی استارتاپ ها فراهم می کنند.دردسترس بودن اطلاعات لحظه ای برای شرکت های سرمایه گذاری جدید امروزه مزیت بسیار بزرگی است. قبل از اینترنت، بنیان گذاران شرکت ها فقط می توانستند از سرمایه گذاران یا کارآفرینان باتجربه ای که درحال نوشیدن قهوه بودند، به صورت حضوری توصیه هایی بشنوند. امروزه بزرگ ترین چالش هم از طریق مشاوره های متعدد برای استارتاپ ها به راحتی فراهم می شود. مفاهیم لین استارتاپ چهارچوبی را ارائه می دهند تا شما بتوانید خوب را از بد تشخیص دهید.در ابتدا، روش های لین استارتاپ برای سرمایه گذاری های فناوری با رشد سریع طراحی شده بودند، اما اعتقاد داریم که این مفاهیم به همان اندازه برای ایجاد ب و کارهای کوچک که اکثریت اقتصاد را تشکیل می دهند، معتبر هستند. اگر کل جهان، ب و کارهای کوچک آنها را پذیرفت، می توان نتیجه گرفت که رشد و کارایی را افزایش می دهد و تأثیر مستقیم و فوری بر gdp و اشتغال دارد.نشانه هایی وجود دارد که ممکن است در واقعیت رخ دهد. در سال ۲۰۱۱، بنیاد ملی علوم ایالات متحده از روش لین استارتاپ برای استفاد ه ی تجاری در تحقیقات علمی پایه ای در یک برنامه به نام نوآوری استفاده کرد. درحال حاضر ۱۱ روش های لین استارتاپ را به وسیله ی صدها تیم از دانشمندان ارشد تحقیق در سراسر ایالات متحده آموزش می دهد.حتما بخوانید:مدیریت ب و کارهای کوچک با ۶ نکته ای که برای پیشرفت باید بدانیددر دانشکده های mba اصول لین استارتاپ تدریس می شوددانشکده mbaبرنامه های جدید mba ها نیز از این روش ها استفاده می کنند. در سال های گذشته به دانشجویان، استفاده از رویکرد مدیریت شرکت های بزرگ مانند روش های حسابداری برای ردی درآمد و جریان نقدی و نظریه های سازمانی در مورد مدیریت استارتاپ ها آموزش داده می شد؛ این در حالی است که استارتاپ ها با مسائل کاملا متفاوتی روبه رو هستند. درحال حاضر دانشکده های ب و کار متوجه شده اند که سرمایه گذاری های جدید به ابزار مدیریتی به روز و متناسب با خود نیاز دارد.دانشکده های ب و کار، تمایز بین مدیریت و یافتن مدل ب و کار مناسب را فهمیده اند. آنها طرح ب و کار را به عنوان الگویی مناسب برای آموزش کارآفرینی کنار گذاشته اند. مسابقات طرح ب و کار که بخش مهمی از تجربه mba در طی یک دهه بوده است، با رقابت های جست وجوی مدل ب و کار جایگزین شده اند. استنفورد، هاروارد، برکلی و کلمبیا پیشرو در برنامه ی درسی با لین استارتاپ هستند.آیا شرکت های بزرگ، خود را با لین استارتاپ تطبیق داده اند؟درحال حاضر شیوه های لین استارتاپ فقط برای شرکت های فناوری جوان استفاده نمی شود.در ۲۰ سال گذشته شرکت ها سعی داشتند با کاهش هزینه ها، بهره وری را افزایش دهند، اما دیگر تمرکز بر بهبود مدل های موجود ب و کار کافی نیست. تقریبا هر شرکت بزرگ می داند که باید با تهدیدات خارجی فزاینده ای روبه رو شود. برای اطمینان از بقا و رشد آنها، شرکت ها باید مدل های ب و کار جدیدی را خلق کنند. این چالش نیازمند ساختارها و مهارت های جدید سازمانی است.در طول سال ها کارشناسان مدیریتی فکر کرده اند که شرکت های بزرگ چگونه می توانند روند نوآوری خود را بهبود بخشند. در طول سه سال گذشته، ما شاهد این موضوع بوده ایم که شرکت های بزرگ، از جمله کوالکام (qualcomm) ، جنرال الکتریک (general electric) و اینچوئت (intuit) روش لین استارتاپ را در شرکت های خود به کار گرفته اند.اصول لین استارتاپ در شرکت جنرال الکتریکبخش ذخیره انرژی شرکت ge، از شیوه ای برای راه های نوآورانه استفاده می کند. در سال ۲۰۱۰، پرکات لوگان، مدیر کل همان بخش، باتری جدیدی را معرفی کرد که توانست صنعت باتری را درهم بریزد. پرکات لوگان به جای ساخت یک کارخانه، افزایش تولید و عرضه ی جدید، روش های لین استارتاپ را اعمال کرد. او شروع به جست وجو برای یک مدل ب و کار متناسب با کشف نیاز مشتری کرد.او و تیمش با چندین چشم انداز جهانی برای کشف بازارها و برنامه های جدید بالقوه روبه رو بودند. اعضای تیم او نمودارها و اسلایدهایشان را کنار گذاشتند و به مسائل و دغدغه های مشتریان باتری گوش فرا دادند. آنها دانستند که مشتریان چگونه باتری های صنعتی را می ند و از آن استفاده می کنند. با این بازخوردها، آنها تغییر زیادی در بخش سیاست های مشتری مداری خود انجام دادند.آنها یکی از بخش های هدف اولیه خود، یعنی مراکز داده را حذف د و یک سرویس جدید به وجود آوردند. علاوه براین، آنها بخش وسیعی از مشتریان مخابرات را به ارائه دهندگان تلفن همراه در کشورهای درحال توسعه با شبکه های برق نامناسب محدود د. درنهایت ge سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیون دلاری را برای ساخت مجتمع تولید باتری در نیویورک و در سطح جهانی انجام داد که در سال ۲۰۱۲ افتتاح شد. طبق گزارش های مطبوعاتی، تقاضا برای باتری های جدید بسیار زیاد است و ge هم اکنون درحال پرداختن به سفارشات بی شماری است.در دنیای پرشتاب امروز، لین استارتاپ را فرا بگیریددر صد سال اخیر، دانش مدیریت بر ایجاد استراتژی و ابزارهایی برای اجرا و بهبود بهره وری در ب و کارها تمرکز کرده بود. درحال حاضر این فضا و شرایط به کلی تغییر کرده است و اولین مجموعه از ابزارهای جست وجو برای مدل های ب و کار جدید به عنوان راه اندازی استارتاپ ها به وجود آمده است. در قرن بیست و یکم، نیروهای تغییردهنده، شرایط مردم را در هر نوع سازمان و استارتاپی، ب و کارهای کوچک، شرکت ها و ت با تغییرات بسیار مواجه می کنند. رویکرد لین استارتاپ به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید با این تغییرات سریع همراه شوید و ب و کار خود را کاملا منعطف و درحال تغییر مدیریت کنید.در ادامه بخوانید:استارتاپ های موفق خارجی و نکته هایی جذاب درباره آنهااین کتاب پرطرفدار را از دست ندهیدکتاب الکترونیکیکتاب الکترونیکی تدوین طرح ب و کار به روش اساتید هارواردایده خود را به پول تبدیل کنید36000تومان8000تومانمشاهده محصول
استارتاپ به یک ب و کار نوپا گفته می شود که با هدف پیدا مدل ب و کار راه اندازی می شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد. ۵۵آنلاین :استارتاپ یا استارت آپ یک سرمایه گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده ی جدیدی برای ب و کار ارائه می دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا یک مدل ب و کارتکرا ذیر و مقیاس پذیر راه اندازی می شود. البته اختلاف بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته ی مشترک در همه ی آن ها این است که بر اساس یک ایده ی خلاقانه و جدید فعالیت آن ها آغاز می شود. این ایده ها بازار نیازمندی ها را هدف قرار می دهند و با ارائه ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می کنند.از آنجایی که هدف از راه اندازی یک استارتاپ پیدا مدل ب و کار است ؛ عمر آن نمی تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می رسد یا بودجه ی آن تمام می شود و ش ت می خورد. استارتاپ ها برای شروع فعالیت خود وما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان گذار می توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه ی راه اندازی استارتاپ های معمولا کم است؛ اما اگر ایده ی خوبی داشته باشند خیلی زود می توانند مورد حمایت سرمایه گذاران قرار بگیرند.اصطلاحات رایج در استارتاپافرادی که با استارتاپ ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می پردازیم.lean startuplean startupمتو وژی لین استارتاپ (lean startup) یا نوپای ناب به شما یاد می دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت استارتاپ به شما می دهد و کمک می کند که محصول خودتان را سریع تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ ها با ایده ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه اندازی می شوند. آن ها ماه ها و حتی سال ها زمان صرف می کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث ش ت خوردن بسیاری از آن ها می شود. زیرا آن ها با مشتری ها صحبت نمی کنند و در مورد محصولات خود از آن ها بازخورد نمی گیرند. زمانی که مشتری ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده ی آن اهمیتی نمی دهند و درنتیجه استارتاپ ش ت می خورد.unicorn startupاستارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (unicorn startup) به استارتاپ هایی گفته می شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه ای، تک شاخ را به عنوان نماد این مدل استارتاپ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ ترین استارتاپ هایی که در این دسته جا می گیرند می توان به uber ،xiaomi،airbnb ،dropbox و pinterest اشاره کرد.بنیان گذار استارتاپ (founder)به شخصی که استارتاپ را راه اندازی می کند بنیان گذار گفته می شود. این اشخاص معمولا علاقه ای به کار برای دیگران ندارند و باور دارند که می توانند با تلاش های بی وقفه ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته های آن ها موفقیت آمیز باشد، نتیجه ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.شتاب دهنده ی استارتاپ (startup accelerators)شتاب دهنده ها شرکت هایی هستند که روی استارتاپ هایی با ایده های جالب و البته کاربردی سرمایه گذاری می کنند. این شرکت ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی ها و آشنا آن ها با سرمایه گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می کنند. درواقع این شرکت ها شانس موفقیت استارتاپ ها و پیدا سرمایه ی بالقوه برای فعالیت هایشان را بالا می برند.startupاستارتاپ ویکند (startup weekend)استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آ هفته برگزار می شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه مندان به استارتاپ، توسعه دهندگان، برنامه نویسان، مدیران ب و کارها، بازاریاب ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده ها در این رویداد مطرح می شوند و افراد گروه تشکیل می دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده ی خود را پیاده سازی کنند.استارتاپ گرایند یک برنامه ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می شود تا داستان موفقیت و چالش های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می توانند در این برنامه با پروژه های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.تجارت b2bاین اصطلاح کوتاه شده ی عبارت business to business است و به ب و کاری گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به یک ب و کار دیگر ارائه می دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (b2c) قرار دارد.تجارت b2cتجارت b2c مخفف عبارت business to customers است و به ب و کارهایی گفته می شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری های عرضه می کنند.تجارت c2cنوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می کنند. وب سایت ها و سرویس های ید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه های تجارت customer to customer هستند.سرمایه ی بذری (seed funding)همان طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه ی اولیه شروع می شود. به سرمایه ای که در مرحله ی اولیه راه اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می گیرد، سرمایه ی بذری گفته می شود.startupواگذاری (vesting)به نوعی تخصیص سهامی گفته می شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین شده به کارمندان داده می شود. به عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می کند. این کار به کارمندان انگیزه می دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.بنچمارک (benchmark)به فرآیندی گفته می شود که یک استارتاپ برای اندازه گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می کند. سرمایه گذاران میزان موفقت استارتاپ ها را بر اساس بنچمارک ها می سنجند. به عنوان مثال وقتی می گوییم شرکت a به بنچمارک درآمد x در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به x برساند.بوت است (bootst ped)زمانی که گفته می شود یک شرکت بوت است است، یعنی بودجه ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه ی خود شرکت تأمین شده است.وام موقت (bridge loan)این نوع وام به swing loan نیز معروف است و به مساعده هایی گفته می شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می شود و فاصله ی بین درآمدهای عمده را پر می کند.startupفروش (buyout)یک استراتژی معمول برای وج است که طی آن سهام شرکت به فروش می رسد و به یداران آن اجازه ی کنترل شرکت داده می شود.سرمایه (capital)به دارایی های مالی گفته می شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می کنند و مقدار آن را افزایش می دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.دو دلیجنس (due diligence)به ارزی و تحلیل سرمایه گذاران از وضعیت و پتانسیل های سرمایه گذاری گفته می شود. این ارزی می تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه گیری roi باشد.بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه (roi)همان طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می دهد. درواقع به پولی گفته می شود که به یک سرمایه گذار به عنوان درصدی از سرمایه گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می شود. به عنوان مثال اگر یک سرمایه گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای ید ۲۰ درصد سهام یک شرکت ج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.startup وج (exit)برخی بنیان گذاران و سرمایه گذاران استارتاپ این گونه پولدار می شوند؛ exit به متدی گفته می شود که یک سرمایه گذار و یک کارآفرین سرمایه ی خودشان را از شرکت خارج می کنند. وج معمولا در زمان ipo و m&aa اتفاق می افتد.آی پی او (ipo)زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می دهد. در این ح یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می شود و دیگر یک استارتاپ نیست. مالکیت و ادغام (merge & acquisition)زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ تر یداری یا با آن ادغام می شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می گیرد.توافقنامه عدم افشاگری (nda)nda مخفف عبارت non-disclosure agreement است و به توافقنامه ای گفته می شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی گذارند.startupپیوت (pivot)زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی های خودش را سریعا تغییر می دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می افتند و طی آن بر ویژگی های دیگر محصولات یا مشتری ها تمرکز می شود.مذاکره در آسانسور (elevator pitch)فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه گذار هم مسیر شده اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده ی شما سرمایه گذاری کند. به عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه حل آن و بازار مشتری ها را برای سرمایه گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.نرم افزار به عنوان سرویس (saas)به یک محصول نرم افزاری گفته می شود که از راه دور به وسیله ی اینترنت یا سیستمرایانش ابری کنترل می شود.چگونه یک استارتاپ راه اندازی کنیمشما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده ی ساختن محصولی که مشتری ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا یک هم بنیان گذار و کم هزینه ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ هایی که ش ت می خورند، معمولا در عمل به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده ی خاص و عالی برای شروع استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه اندازی استارتاپ بخوانید.startup۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارداگر دقت کنید متوجه می شوید که سیستم های تا یرانی قبل از پیدایش uber بسیار آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس ای مردم علاقه ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده ی جدیدی برای آن ارائه دهید.۲- آن را یادداشت کنیدمهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.۳- یک نمونه ی اولیه بسازیدبسیاری از ایده های خلاقانه ی ما حتی بهترین ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی شوند و شما حتی اگر آن ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می تواند مانع از فراموش شدن آن ها شود، تهیه ی یک نمونه ی اولیه است. آن ها را برنامه نویسی کنید یا به صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.startup۴- نمونه ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهیدحالا شما باید از نقطه ی آسایش خود خارج شوید و نمونه ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.۵- تکرار کنیدمردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی مجدد همه چیز کنید.۶- یک هم بنیان گذار (co-founder) پیدا کنیدزمانی که احساس کردید نمونه ی اولیه تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال های عمر خود را صرف عملی این ایده کند.۷- ب و کار خود را ثبت کنیدبعد از صحبت با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. می توانید مراحل ثبت شرکت را به طور کامل در این مقاله مطالعه کنید.startup۸- به دنبال سرمایه گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنیداگر بودجه ی کافی برای تولید اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا سرمایه گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی تواند بودجه ی مورد نظر خود را از سرمایه گذاران دریافت کند.۹- راه اندازی کنیدهرچقدر نسخه ی اولیه تان ناقص بود، آن را راه اندازی کنید. ویژگی های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه سازی از جمله مواردی هستند که می توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.۱۰- با کاربران همراه باشیدمشتری های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.۱۱- دوباره راه اندازی کنیدهر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه د، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.startup۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهیدشاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ تاپ آن ها را قرض بگیرید و وب سایت خود را به آن ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.۱۳- رشد کنیدپاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه گذار، استارتاپ ها را تشویق می کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به عبارت دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ ترین استارتاپ ها خواهید شد.۱۴- به موفقیت برسیدشما می توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید. نویسنده: بنفشه نیک بخت
دنیای استارتاپ پر از آدم هایی است که می خواهند موفق شوند و در این راستا تلاش بسیار زیادی می کنند، اما دستِ آ نمی توانند ب وکار خود را به درستی راه اندازی کنند. چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟ بخش زیادی از دلایل به این موضوع باز می گردند که بسیاری از کارآفرین ها، چگونگی راه اندازی استارتاپ و رساندن ب وکار خود از «نقطه ی الف» به «نقطه ی ب» را نمی دانند. «نقطه ی الف» جایی است که ایده یا ایده های استارتاپی فوق العاده در ذهن کارآفرین وجود دارد و «نقطه ی ب» جایی است که استارتاپ به امنیت، ثبات و رشدی نسبی در بازار رسیده است و ب درآمد می کند.اما بین این دو نقطه، همه چیز سخت است، از دید استراتژیک، یکی از بهترین راه های ساختن ب وکار خودتان این است که به سرعت ایده را از ذهن به محصولی قابل عرضه در بازار تبدیل کنید. همراه ما باشید، در این مقاله می خواهیم درباره ی چگونگی راه اندازی استارتاپ صحبت کنیم.حتما بخوانید:۱. فقط شروع کنیدبنا بر تجربه ی ما، در دنیای ب وکار، شروع سریع مهم تر از شروع دقیق است. به این واقعیت فکر کنید که اگر ب وکار خود را آغاز نکنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید قادر باشید تا هر چیزی را که شما را از شروع باز می دارد، از چیزهای خیلی کوچک گرفته تا مهم ترین ها، نادیده بگیرید یا به سرعت آنها را برطرف کنید و سپس :اولین خط از کد خود را بنویسید؛دامنه ی سایت موردنظر خود را ثبت کنید؛محصول خود را روی کاغذ بکشید؛نمونه ی اولیه ای از محصول خود را طراحی و پیاده سازی کنید.هیچ چیز جز خودتان مانع شروع استارتاپ شما نیست. اولین چیزهایی را که برای شروع نیاز دارید انجام دهید.۲. هرچیزی را می توانید بفروشیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و فروشدسته ای از کارآفرینان وجود دارند که خوب می دانند که می خواهند چه چیزی را بفروشند، دسته ای دیگر اصلا نمی دانند که چه چیزی را می خواهند بفروشند و فقط می خواهند چیزی را عرضه کنند. توصیه ی ما در چگونگی راه اندازی استارتاپ این است: هر چیزی را می توانید بفروشید.بسیاری از کارآفرینان بزرگ دنیا «چیزهای جدیدی» نمی فروختند، آنها فقط سعی داشتند تا «متفاوت» یا «بهتر» بفروشند.سام و ون (sam walton) صاحب فروشگاه والمارت، چیزهایی را می فروخت که شما می توانید آنها را بر سر هر چهارراه و در هر مارکتی، پیدا کنید.تد ترنر (ted turner) مؤسس شبکه ی سی.ان.ان، به سادگی حق اشتراک و پخش برنامه های تلویزیونی و تبلیغاتی را می فروخت.هاوارد شولتز (howard schultz) مدیرعامل استاربا ، قهوه می فروخت.وارن بافت (warren buffett) سهام دیگران را ید و فروش می کرد.کارآفرینان همیشه مخترع نیستند. شما می توانید محصول فرد دیگری را بگیرید و بفروشید. ریچارد برانسون (richard branson) در ناامیدی خطوط هواپیمایی ویرجین را راه اندازی کرد. او قصد داشت تا برای قراری عاشقانه ، به جزایر ویرجین سفر کند، اما پرواز او در فرودگاه کنسل شد. بعد از این اتفاق، او بدون داشتن پول کافی، یک جت شخصی را کرایه می کند و به این سفر می رود. اما چگونه؟در شبی که پرواز وی به جزیره ی ویرجین کنسل می شود، او روی تخته سیاهی می نویسد: «بلیط پروازهای ویرجین، فقط ۲۹ دلار» و به میان افرادی می رود که پرواز آنها به جزیره ی ویرجین کنسل شده بود؛ او به اندازه ی تعداد صندلی هایی که در جت شخصی وجود داشت، بلیط فروخت و هزینه ی پرواز با جت شخصی را در همان مکان به دست آورد و در همان شب به سمت جزیره ی ویرجین پرواز کرد.مفهوم این بخش را فهمیدید؟ فقط رو به جلو حرکت کنید و چیزی بفروشید. هر چیزی را که می توانید.۳. از ی توصیه ای بخواهید و سپس از او بخواهید تا آن را انجام دهدچگونگی راه اندازی استارتاپ و کمک از مشاور وقتی ب وکاری را شروع می کنید، به طور حتم پاسخ تمام سؤالات خود را نمی دانید. مثلا می خواهید شرکت خود را ثبت کنید. اما آیا باید مسئولیت محدود باشد یا تعاونی و ….؟شما باید برای پیدا پاسخ خود از مؤسسات ثبت شرکت یا ی کمک بخواهید و آن مؤسسه یا شخص، شما را راهنمایی می کند و می گوید که چه نوع شرکتی برای استارتاپ شما مناسب است. اما بعد چه؟ شما باید از آنها بخواهید تا برایتان کار ثبت شرکت را انجام دهند. به این ترتیب شما به سرعت توانسته اید تا فرد خبره ای را در ازای مبلغ کمی در استارتاپ خود به کار بگمارید. این مبلغ را از کجا بیاورید؟ شما می توانید با دادن بخشی از سهام خود به شخص موردنظر یا پرداخت به صورت چک یا معوقه، این موضوع را حل کنید.وقتی مشکلی ایجاد می شود و شما پاسخ آن را نمی دانید، ی را پیدا کنید که راه حل آن مشکل را می داند. سپس آن متخصص به شما راه حلی را پیشنهاد می کند، در هر زمینه از ب وکار خود این عمل را انجام دهید. از مراحل تولید گرفته تا طراحی لوگو یا حسابداری و … از آن شخص بخواهید تا این کارها را برای شما انجام دهد.استارتاپ شما بیش از آنچه خودتان در چنته دارید، به کمک های مختلف، دانش و مهارت های حرفه ای احتیاج دارد. از افراد بخواهید تا برای شما کار کنند.۴. فریلنسر استخدام کنیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و استخدام فریلنسراگر می خواهید که بهترین استعدادها را با بهترین هزینه پیدا کنید، احتمالا در خود چنین افرادی را پیدا نخواهید کرد. شاید بهتر باشد که از نیروی کار آنلاین و دورکار و فریلنسر استفاده کنید تا کار شما، با تجربه و قیمتی مناسب انجام شود. گاهی اوقات به راحتی می توانید استارتاپ خود را با کمک نیرو های متخصص راه اندازی کنید.۵. نیروی قراردادی استخدام کنیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و نیروی قراردادیکارفرما شدن به معنای حجم بالایی از کارها و مسئولیت هایی است که باید به سرعت به پایان برسانید. هرچند چنین موضوعی سرعت استارتاپ شما را پایین می آورد و افراد کمی هستند که مایل به غرق شدن در راه اندازی استارتاپ و کار به صورت دائمی باشند.به جای استخدام کارمند، از نیروی قراردادی استفاده کنید. در این صورت از هر شخصی براساس استعداد و توانایی هایش کمک خواهید گرفت و در مسیر انجام کارها، همه چیز را تا پایان کار در اختیار دیگران نخواهید گذاشت و کنترل بهتری برای به نتیجه رساندن کارها خواهید داشت. اینگونه پاسخ به سؤالات ذهنی تان برای چگونگی راه اندازی استارتاپ شفاف تر و واضح تر خواهد بود.۶. هم بنیان گذار پیدا کنیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و داشتن هم بنیان گذاردر پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ به چیزی فراتر از سخت کوشی و اشتیاق نیاز دارید. الهام و کمک گرفتن از مهارت های یک هم بنیان گذار، در این مسیر به شما کمک خواهد کرد. افرادی که سرمایه گذاری جسورانه انجام می دهند، به جای سرمایه گذاری بر افراد، بیشتر علاقه مند سرمایه گذاری روی استارتاپ هایی هستند که به صورت تیمی فعالیت دارند. حتی داشتن سه هم بنیان گذار هم موضوع عجیبی نیست، زیرا می توان فرض کرد که شما سلسله مراتب واضحی برای تصمیم گیری دارید.هم بنیان گذاران مهارت های ناقص شما را کامل می کنند و اینگونه حتی فراتر از چیزی که فکر می کنید پیش خواهید رفت.۷. با ی کار کنید که شما را به سوی عملکردی فوق العاده سوق می دهدچگونگی راه اندازی استارتاپ و تیم حرفه اییکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را به یکی از خلاق ترین و باارزش ترین برند های دنیا تبدیل کند، این بود که او می توانست افراد را به سمت فعالیت بیشتر سوق دهد.او می گوید: «کار من آسان گیری به افراد نیست. کار من این است که از آنها افراد بهتری بسازم. کار من این است که بخش های مختلف شرکت را به همکاری با یکدیگر وا دارم و راه را برای این موضوع هموار و شفاف کنم و منابع را برای پروژه های کلیدی آماده سازم. ما برای این منظور، افراد فوق العاده ای را در اختیار داریم و سعی می کنیم که آنها را تشویق کنیم تا همواره بهتر از پیش باشند و با دیدگاهی تهاجمی با چگونگی انجام کارهای خود مواجه شوند.»بله، استیو جابز شخصیتی تهاجمی و حتی غیرمهربان داشت، اما درمورد چگونگی راه اندازی استارتاپ او این توانایی را داشت تا از افراد، عملکردی بهتر از آنچه خودشان فکر می کرده اند، دریافت کند. شما می توانید چنین ویژگی هایی را در هم بنیان گذار خود، شریک تجاری، دوست و مربی یا کارمندتان پیدا کنید و از این مهم تر می توانید سطح انتظار مشابهی از اعضای تیم خود داشته باشید. همانطور که استیو جابز گفته است: «با داشتن توقع از افراد برای انجام فوق العاده ی کارها، می توانید آنها را به سمت کارهای عالی و داشتن عملکردی فوق العاده سوق دهید.»۸. فقط روی پول و میزان درآمد تمرکز نکنیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و نداشتن تمرکز بروی پولدر پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ یکی از بهترین توصیه ها این است که صرفا نگران این موضوع که درآمد شما از کجا خواهد آمد، نباشید. یک محصول یا خدمت خوب همیشه راه خود را برای ب درآمد می یابد.این موضوع درست است. تمرکز نزدیک بینانه بر ب درآمد و پول، شما را به طور کلی از مسیر ب وکار خارج می کند. فرقی نمی کند که با سرمایه شروع کرده اید یا وام گرفته اید یا مدل قیمت گذاری فوق العاده ای دارید، ذهن خود را از این موضوعات خالی کنید و بگذارید تا استارتاپ تان مراحل رشد خود را طی کند. رشد همیشه مساوی با افزایش سرمایه ی استارتاپ نیست. رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در ب وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده اید، این نشانه ی واقعی رشد شما خواهد بود.۹. برای بازاری ، زمان و هزینه بگذاریدچگونگی راه اندازی استارتاپ و تیم بازاری بازاری ، یکی از بهترین چیزهایی است که باید برای استارتاپ خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاری پیدا می کنید، درمقابل افرادی قرار خواهید گرفت که مایل هستند از شما ید کنند. بازاری تلف زمان نیست و یکی از بهترین سرمایه گذاری ها در ابتدای راه اندازی استارتاپ شما خواهد بود.۱۰. با مشتریان بالقوه ی خود صحبت کنیدچگونگی راه اندازی استارتاپ و ارتباط با مشتریاستارتاپ تنها در ذهن خود کارآفرین وجود ندارد. استارتاپ در چشم انداز مشتریان فعلی و بالقوه نیز وجود دارد.اگر مردم بخواهند که محصول شما را یداری یا استفاده کنند، شما باید هرچیزی را که می توانید درباره ی مشتریان خود یاد بگیرید. بقا یا نابودی استارتاپ شما به میزان پذیرش محصول و خدمات شما وابسته است.هرچه سریع تر درباره ی افکار مشتریان تان نسبت به محصولات و خدمات خود بدانید، زودتر می توانید مسیر خود را اصلاح کنید و خدمات و محصولات تان را به شکل بهتری به آنها ارائه دهید.نتیجه گیری درباره ی چگونگی راه اندازی استارتاپچگونگی راه اندازی استارتاپ و برنده شدنشروع سریع استارتاپ به این معنا نیست که مقیاس تان را به زور افزایش دهید. گسترش اتفاقی است که با احتیاط و همراه با ریتمی منظم روی می دهد.شروعِ سریع به این معناست که از تمام منابع موجود به عنوان اهرمی برای تمرکز بر چیزی به نام شروع ، استفاده کنید. شروع موضوع اصلی است. هنگامی که ب وکار شما س ا و در حال فعالیت باشد هر چیزی امکان پذیر خواهد شد. استارتاپ مانند یک مسابقه است. هرچه سریع تر باشید، به احتمال بیشتری برنده خواهید بود.در ادامه بخوانید:اشتباهات رایج در شروع ب‎و‎کارهای جدیدخواندن این کتاب پرطرفدار را از دست ندهیدکتاب الکترونیکیکتاب الکترونیکی تدوین طرح ب و کار به روش اساتید هارواردایده خود را به پول تبدیل کنید36000تومان8000تومانمشاهده محصول
امروزه، بیش از گذشته، کلمه ی استارتاپ را می شنویم و نقش آن را در زندگی روزمره به وضوح می بینیم. آیا تاکنون به این فکر افتاده اید که ب وکار خود را راه بیاندازید؟ برای این کار ابتدا باید با انواع استارتاپ آشنا شوید. برای آشنایی با استارتاپ ها، در ادامه ی مطلب همراه ما باشید.مقاله های مرتبط:استارتاپ، ممکن است آرایشگاهی ساده یا شرکتی برجسته و موفق در زمینه ی هوش یا چیزی بین این دو باشد. بسیاری معتقدند استارتاپ ها به سرمایه گذاری های خط ذیر، ان مجرب و آموزش دیده در بهترین مؤسسات آموزشی و مدیران برجسته نیاز دارند اما این طور نیست. در واقع، اکثر استارتاپ های موفق بدون سرمایه گذاری و بودجه ای کلان، با سرعتی ثابت و در عین حال به آرامی رشد می کنند.انواع مختلفی از استارتاپ وجود دارد. اگر در نظر دارید ب وکار خود را داشته باشید، باید در مورد انواع استارتاپ ها بدانید و تفاوت های آنها را درک کنید. به این ترتیب می توانید استارتاپی را که متناسب با ب وکار مورد نظر شما است و با نیازها، شخصیت و سبک زندگی شما هماهنگ است، انتخاب کنید.پرسش های کلیدیپاسخ به این پرسش ها، نوع استارتاپ شما را مشخص می کند. پاسخ های شما، بیشترین تأثیر را در تشخیص و شناسایی نوع استارتاپ شما دارد:پتانسیل رشد و ابعاد استارتاپ ب وکار شما به سرعت رشد خواهد کرد و بزرگ خواهد شد یا آهسته و پیوسته به رشد خود ادامه می دهد؟ ب وکارهایی با سرعت رشد بالا معمولا دارای این ویژگی ها هستند:بازاری با پتانسیل بالا، مثل بازار گوشی های هوشمند یا موتورهای جست وجو؛فناوری نو یا مدل تجاری که به سرعت مورد توجه مشتریان قرار بگیرد؛دارای قابلیت گسترده برای ایجاد تغییر در مقیاس مدل تجارت. معمولا این فناوری است که چنین قابلیتی را ممکن می سازد، به همین دلیل بیشتر استارتاپ هایی که رشد سریع دارند، شرکت های مبتنی بر فناوری هستند؛نیاز به ع العمل و عملکرد سریع به دلیل احتمال ورود رقبای جدید.نیاز به تأمین سرمایهبرای راه اندازی ب وکار خود به چه میزان سرمایه نیاز دارید و چه ی آن را تأمین می کند؟ پاسخ به این سؤال، مهم ترین عامل تعیین کننده ی نوع استارتاپ شماست. استارتاپ هایی که به سرمایه گذاری فراوان افرادی از خارج ب وکار نیاز دارند معمولا دارای این ویژگی ها هستند:عملکرد سریع برای پیش افتادن از رقبا یا ایجاد دارایی ها و امکاناتی مثل سهم بازار یا حق انحصاری که رقیبان را از ورود به بازار دلسرد کند.برای جذب سرمایه خارجی، این ب وکار باید استراتژی وج دقیق و تفصیلی داشته باشد.احتمالا سرمایه گذار(ان) می خواهند از طریق منابع خارجی (مثل شرکت های سرمایه گذاری ریسک پذیر یا شرکت های مدیریت سرمایه گذاری خصوصی) که بر مسیر آتی ب وکار تأثیر و نظارت دارند، در اداره ی شرکت سهیم باشند.تأمین سرمایه و موضوع ساختار تجاری ب وکار باعث می شود این استارتاپ نتواند تجارت «خانوادگی» یا متناسب با «سبک زندگی » باشد.در نظر داشته باشید بین پاسخ های دو پرسش بالا رابطه ی همبستگی وجود دارد. ب وکارهایی با رشد سریع و بازارهای وسیع معمولا نیازمند جذب سرمایه های خارجی زیاد هستند و ل با شیوه ی سرمایه گذاری مخاطره آمیز بودجه ی لازم برای کار خود را فراهم می کنند.انواع استارتاپاستارتاپ ها را می توان به پنج دسته ی زیر تقسیم کرد. در نظر داشته باشید که این فهرست، کامل نیست اما چارچوبی تحلیلی در اختیار شما می گذارد تا با کمک آن ب وکار و استارتاپ خود را ارزی کنید و برای راه اندازی و گسترش آن، تصمیمات درستی بگیرید. ب و کار متناسب با سبک زندگیانواع استارتاپ - ب و کارهای مرتبط با سبک زندگیاین نوع ب وکار به شما امکان می دهد با توجه به شرایط خود کار کنید (تنظیم ساعت و محل کار با خود شماست) با این حال درآمد آن به اندازه ای است که برایتان رضایت بخش باشد. چنین ب و کاری ممکن است بر پایه دانش و تجربیات قبلی مؤسس و پایه گذار خود قرار گیرد و معمولا آغازگر آن فردی بازنشسته از شغلی رده بالاست که از ارتباطات کاری بسیار خوبی بهره مند است. این تجارت به مکانی از خشت و سیمان نیاز ندارد و پایه گذار آن حتی به طور مجازی (مثلا با استفاده از اینترنت و فناوری های ارتباط و همکاری مدرن) هم می تواند فعالیت کند. از نمونه های چنین ب و کارهایی می توان به دفترهای مشاوره ، مثل دفتر مشاوره ی اقتصادی اشاره کرد. ب و کار متناسب با سبک زندگی، ممکن است بر اساس یک سرگرمی یا اشتیاق شکل بگیرد. چنین کارآفرینی، کار خود را دوست دارد و رئیس خودش است. عکاسی حرفه ای، آموزش موج سواری، طراحی وب و سفرنامه نویسی نمونه هایی از ب وکارهایی هستند که بر اساس اشتیاق و کارهای مورد علاقه ی ما شکل می گیرند. این ب و کارها، غالبا یا کارمند ندارند یا تعداد کمی کارمند دارند که به امور فرد مؤسس رسیدگی می کنند.چنین ب وکارهایی به ندرت به شرکت های بزرگ و روبه رشد با تعداد زیادی کارمند تبدیل می شوند ولی معمولا کارآفرینان، از چنین ب وکارهایی احساس رضایت می کنند چرا که می توانند در کنار کار و فعالیت، سبک زندگی خود را نیز حفظ کنند. ب وکارهای کوچک و سنتیانواع استارتاپ - ب وکارهای کوچک سنتیدر دنیای امروز، تعداد بسیار زیادی از کارآفرینان در گروهی قرار دارند که بهترین نام برای آن، گروه ب و کارهای کوچک و سنتی است. این دسته بندی شامل ب و کارهایی معمولا پایدار هستند اما میزان رشد و افزایش سود آنها، نسبت به بسیاری از ب وکارها کمتر است. فروشگاه های مواد غذایی، آرایشگاه ها، دفاتر مشاوره، شرکت های آی تی، شرکت های بیمه، دفترهای عرضه ی خدمات اینترنت، نجاری، لوله کشی، برق کاری و مواردی از این دست، نمونه هایی از ب و کارهای کوچک سنتی هستند.فرانشیز یکی دیگر از نمونه های رایج این نوع ب وکار است که به یک شرکت اختیار می دهد تا تولیدات و یا فراورده های شرکت دیگر را بفروشد و در برابر آن مبلغی دریافت کند. فرانشیز برای کارآفرینانی مناسب است که به دنبال ساختار، راهنمایی و حمایت های بازاری هستند. این نوع ب وکار نیاز به سرمایه گذاری ابت و مشتریان وفادار بسیار دارد که همیشه برای یدهای خود به این شرکت بازگردند. البته فرانشیز، جایگزینی عالی برای کارآفرینانی است که تجربه ی کمی در راه اندازی استارتاپ ها دارند اما می توانند سرمایه ی مورد نیاز برای چنین ب وکاری را تأمین کنند.هدف بیشتر ب وکارهای کوچک، رشد و تبدیل شدن به تجارتی بزرگ نیست بلکه معمولا صاحبان چنین مشاغلی، می خواهند ب وکار خود را داشته باشند و مخارج خانواده ی خود را تأمین کنند. بنابراین، این ب وکارها، سود قابل توجه و زیادی ندارند به خصوص اگر صاحبان ب وکار، برای خود بر اساس نرخ حقوق بازار، حقوق و مزایا در نظر بگیرند. تنها سرمایه ی آنان، پس اندازها، وام های بانکی یا مبالغی است که از دوستان و آشنایان قرض می گیرند. صاحبان ب وکارهای کوچک، میلیاردر نمی شوند و در رسانه ها به شهرت نمی رسند، اما در مجموع، این ب وکارها را بیشتر می توان کارآفرینی نامید چرا که مشاغل محلی بیشتری در جوامع مختلف ایجاد می کند. ب وکارهایی با سرمایه گذاری شخصیانواع استارتاپ - ب وکارهایی با سرمایه گذاری شخصی ب وکاری که آشکارا با هدف رشد و تبدیل شدن به شرکتی بزرگ بدون استفاده از سرمایه ی خارجی کار خود را آغاز می کند، در این دسته قرار می گیرد. در چنین ب و کارهایی، هزینه های استارتاپ و سرمایه های مورد نیاز آن از منابع، اعتبارات و دارایی های شخصی تأمین می شود. کارآفرینان نباید از طریق فروش سهام، منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین کنند زیرا تنها در این صورت می توانند کنترل کامل ب وکار خود را در دست داشته باشند. این نوع تجارت را افرادی آغاز می کنند که به طور مستقل دارای ثروت و دارایی قابل توجه هستند یا تجربه ای موفق در راه اندازی استارتاپ های دیگر داشته اند و قصد دارند ایده های بعدی خود را دنبال کنند.توجه داشته باشید ب و کاری که در این دسته بندی قرار می گیرد ممکن است در آینده، وقتی ب و کار به اندازه ی کافی توسعه یافت و به ارزش بالایی در بازار دست پیدا کرد، به دنبال سرمایه ی خارجی باشد. اما این نوع ب وکارها برای راه اندازی و آغاز به کار، به سرمایه خارجی وابسته نیستند و کارآفرین با سرمایه ی شخصی خود می تواند کار را آغاز کند، و این نکته ، وجه تمایز اصلی این نوع تجارت است.استارتاپ های مقیاس پذیر و مبتنی بر سرمایه گذاری خارجیانواع استارتاپ - استارتاپ های مقیاس پذیر مبتنی بر سرمایه گذاری خارجیاین گروه به درستی خصوصیات استارتاپ های فناوری «سیلی ولی» (silicon valley) را شرح می دهند؛ استارتاپ هایی چون ، اوبر، کلودرا نمونه هایی از این نوع گروه هستند. پایه گذاران این استارتاپ ها اعتقاد دارند ایده ی آنها، دنیا را تغییر خواهد داد. آنها می خواهند به سرعت ایده های خود را اجرا کنند و برای این کار به حجم زیادی از سرمایه نیاز دارند. برخلاف کارآفرینان ب وکارهای کوچک، در چنین ب وکارهایی، پایه گذاران استارتاپ ها، صرفا به دنبال ب درآمد برای گذران زندگی نیستند؛ آنان می خواهند شرکتی بسازند که علاوه بر ارزش بالای مادی، به شهرت جهانی دست یابد و برای سرمایه گذاران و بنیان گذارانش، سود فراوان به دنبال داشته باشد.استارتاپ های مقیاس پذیر، نیاز دارند سرمایه را به خطر بیاندازند تا بتوانند بودجه ی لازم برای تحقیق در مورد مدل ب و کار خود را تأمین کنند. آنها بهترین و موفق ترین کارکنان را جذب می کنند. وقتی به سرمایه ی کافی دست یابند، به خاطر تمرکزشان بر مقیاس و اندازه ی تجارت خود، نیاز دارند باز هم سرمایه را به خطر بیاندازند تا بتوانند سریع رشد کنند. چنین سرمایه گذاری های پرمخاطره ای یا کاملا موفق می شوند یا ش ت می خورند و مقدار زیادی سرمایه را هدر می دهند.از ویژگی های این استارتاپ ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:پتانسیل بالای بازار هدف؛داشتن ایده ی نوین یا مدل جدید ب و کار؛مدل ب وکار بسیار مقیاس پذیر؛قابلیت عملکرد سریع برای پیش افتادن از رقبا که نیازمند تحقیق و توسعه و استعدادی است؛سرمایه ی خارجی قابل توجه؛ساختار سرمایه ای پیچیده در جریان چندین دور سرمایه پذیری؛اداره ی تجارت بدون کنترل مؤسسان و پایه گذاران؛موفقیت یا ش ت بزرگ؛نیاز به روابط عمومی قوی و پوشش گسترده در رسانه ها.استارتاپ ها یا شرکت های هدف (acquisition targets)انواع استارتاپ - استارتاپ ها یا شرکت های هدف این نوع استارتاپ به نحوی طراحی می شود که در آینده به شرکتی بزرگ تر س شود. این ب وکارها با نوع قبلی استارتاپ ها ویژگی های مشترک، و یک تفاوت کوچک دارد: بازار هدف آنها، کوچک تر است. استارتاپ های این گروه غالبا می کوشند تا یک مدل تجاری موفق را در سطح جهان یا در داخل کشور اجرا کنند.در پنج سال اخیر، هزینه های راه اندازی استارتاپ های فناوری کاهش یافته است. بسیاری از این استارتاپ ها، از روش سرمایه گذاری های جمعی و فرشته (crowd or angel funding) بهره می برند، و سرمایه گذاری های خط ذیر سنتی را کنار می گذارند. در برخی موارد، در حالی که توانایی ایجاد ب وکاری بزرگ و ارزشمند وجود دارد، نبود سرمایه گذاران خط ذیر سنتی، باعث می شود فشار دستی به اه رفیع در زمینه ی نقدینگی از بین برود و شرکت از آن فاصله بگیرد. این دسته از استارتاپ ها احتمالا به یک شرکت بزرگ تر فروخته می شوند.ویژگی های این استارتاپ :نسبتا کوچک است ولی بازارهای کاملا تعریف شده و معین دارد. در آمد آنها به جای میلیاردها دلار، میلیون ها دلار است.مکمل ب وکارهای بزرگ دیگر است.گاهی شرکت های بزرگ تر و یدار این استارتاپ ها، آنها را به مرکز تحقیق و توسعه شرکت خود تبدیل می کنند. شرکت های بزرگ که به دنبال ید استارتاپ های کوچک هستند، مدل های ناشناخته ی ب وکار را امتحان می کنند. آنها از این استارتاپ های کوچک تر به عنوان مکانی موقتی برای اجرای ایده های خود بهره می برند تا به یک مدل ب وکار مقیاس پذیر و قابل تکرار دست پیدا کنند بدون اینکه به سرمایه و شرکت اصلی، لطمه ای وارد شود و خطری آن را تهدید کند.اگر صاحبان یک استارتاپ مقیاس پذیر مبتنی بر سرمایه گذاری خارجی به این نتیجه برسند که پتانسیل بازار برای این ب وکار آن طور که در ابتدا فکر می د، بزرگ و پرسود نیست، ممکن است در نهایت به این نوع استارتاپ تبدیل شوند.برگرفته از: startupdecisionsبرچسب ها:کارآفرینی
استارتاپ ها با مشکلات زیادی روبه رو هستند و نداشتن سرمایه تنها دلیل ش ت نیست. گاهی اوقات استارتاپ ها با وجود سرمایه ی زیاد باز هم نمی توانند موفق شوند.هرجا زندگی وجود داشته باشد مرگ معنا پیدا می کند و سیلی ولی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این روزها بازار استارتاپ ها حس داغ شده است و به هر مرکز شتاب دهنده ای که مراجعه کنید، می بینید هر تیم با لباس های ی ان مشغول کار روی ایده ی خود هستند. البته در این میان تیم هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف نتوانسته اند به کار خود ادامه دهند و با گذاشتن یک یادداشت خداحافظی محل کار را ترک کرده اند. در این مقاله ی زومیت به معرفی ۱۰ استارتاپی می پردازیم که با وجود جذب سرمایه ی بالا، بازهم به دلایل مختلف نتوانسته اند در سال ۲۰۱۷ دوام بیاورند و ش ت خوردند. این شرکت ها در مجموع ۱.۶۹۵ میلیارد دلار بودجه جذب د؛ اما سرمایه گذاران آن دیگر هیچ امیدی به بازگشت پولشان ندارند.۱- استارتاپ beepi: از سال ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۷beepiسرمایه ی جذب شده: ۱۵۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۵۶۰ میلیون دلاروب سایت استارتاپ beepi در زمینه ی ید و فروش ماشین فعالیت داشت و یداران و فروشندگان ماشین دست دوم را در کنار یکدیگر جمع می کرد. هر دو شرکت fair و dgdg قصد داشتند این استارتاپ را یداری کنند؛ اما بعد از مدتی تصمیمشان عوض شد. در نهایت بودجه ی استارتاپ به پایان رسید و به فعالیت خود پایان داد.۲- استارتاپ quixey: از سال ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷quixeyسرمایه ی جذب شده: ۱۳۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۶۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ موتور جستجویی برای اپلیکیشن ها ارائه داده بود. این موتور جستجوی موبایل که اطلاعات مورد نیازش را از اپلیکیشن ها جمع آوری می کرد، مجبور شد تا پایان ماه فوریه اغلب کارمندان خود را ا اج کند. این شرکت مدیرعامل خود را در مارس ۲۰۱۶ عوض کرد؛ اما نتوانست جایگاه خودش را پیدا کند و به درآمد ثابتی برسد.۳- استارتاپ yik yak: از سال ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۷yik yakسرمایه ی جذب شده: ۷۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۴۰۰ میلیون دلاراپلیکیشن این استارتاپ در زمینه شبکه های اجتماعی فعالیت می کرد. این اپلیکیشن با اینکه توانسته بود در میان دانشجویان چند محبوب شود، در ماه آوریل به فعالیت خود پایان داد. ظاهرا این اپلیکیشن نتوانست کاربران را برای طولانی مدت راضی نگه دارد. چند روز قبل از بسته شدن این استارتاپ، یک شرکت مرتبط با امور مالی تیم ی آن را به مبلغ سه میلیون دلار یداری کرد.۴- استارتاپ maple: از سال ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷mapleسرمایه ی جذب شده: ۲۹ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۵ میلیون دلاراستارتاپ maple در نیویورک راه اندازی شد و در زمینه ی تحویل غذا به مشتری ها فعالیت می کرد. این استارتاپ در آغاز فعالیت خود از طرف دیوید چنگ، سرآشپز و بنیان گذار رستوران های زنجیره ای و سطح بالای momo u حمایت می شد و بسیار پرطرفدار بود. این اپلیکیشن خدمات خاصی داشت و امکان پرداخت انعام و هزینه ی حمل را نیز برای کاربران مهیا کرده بود؛ همچنین همراه سفارش، نوعی شیرینی خوشمزه ی رایگان برای کاربران ارسال می شد. مشتری ها زمانی متوجه تغییرات اساسی شدند که مشاهده د شیرینی های واقعی جای خود را به تصویری از شیرینی داده اند. برخی از تیم های این استارتاپ توسط deliveroo، خدمات تحویل غذای انگلیسی یداری شدند.۵- استارتاپ sprig: از سال ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷sprigسرمایه ی جذب شده: ۵۷ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۰ میلیون دلاراین استارتاپ نیز در زمینه ی تحویل غذا فعالیت می کرد. هدف استارتاپ ارائه ی غذای باکیفیت در کم تر از ۱۵ دقیقه به مشتری و استفاده از منابع غذایی محلی بود. اما مدل ب و کار این استارتاپ در مقایسه با رقبای خود مانند seamless، از پایداری کم تری برخوردار بود. مدیرعامل این استارتاپ بعد از پایان دادن به فعالیت های خود در وب سایت نوشت: «فرآیند تولید مواد غذایی و تحویل به موقع و منظم چالش بزرگی برای ما بود.»۶- استارتاپ hello: از سال ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷helloسرمایه ی جذب شده: ۴۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ دستگاه هایی به نام hello به مشتریان عرضه می کرد تا الگوی خواب آن ها را زیر نظر داشته باشد. این دستگاه ها طوری طراحی شده بودند که نیازی نبود به مچ دست بسته شوند و با قرار گرفتن در اتاق، الگوی خواب کاربر را دریافت می د. این استارتاپ نیز نتوانست یدار پیدا کند و درنهایت به فعالیت های خود پایان داد. استارتاپ hello در kickstarter راه اندازی شد و حتی محصول آن در ده فروشی ها عرضه شد؛ اما این موفقیت ها هم نتوانستند به دوام استارتاپ کمکی کنند.۷- استارتاپ jawbone: از سال ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷jawboneسرمایه ی جذب شده: ۱ میلیارد دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳ میلیارد دلاراستارتاپ jawbone پیشگام در عرضه ی دستگاه های پوشیدنی بود و در زمینه ی ردیاب های تناسب اندام و بلندگوهای قابل حمل فعالیت می کرد؛ اما در پرداخت هزینه به فروشندگان موفق نبود. این استارتاپ در ماه جولای امسال تعطیل شد و دارایی های خود را فروخت. بعد از این ماجرا حسین رحمان، بنیان گذار و مدیرعامل این استارتاپ، شرکت دیگری را با نام مرکز سلامتی jawbone در زمینه ی ارائه ی سخت افزار و نر افزار مرتبط با سلامتی راه اندازی کرد.۸- استارتاپ juicero: از سال ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷juiceroسرمایه ی جذب شده: ۱۱۸.۵ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۲۷۰ میلیون دلارشرکت دستگاه های آب میوه گیری juicero در سال ۲۰۱۳ سرمایه جذب کرد؛ اما محصول خود را در سال ۲۰۱۶ به بازار ارائه داد. یک سال بعد از ورود این دستگاه به بازار، سرمایه گذاران به بزرگ ترین راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری پی بردند و متوجه شدند که آب میوه گیری های ۴۰۰ دلاری این شرکت عملکرد موفقی در خالی پاکت ندارند و با فشار دست خالی می شوند. بنابراین شرکت نتوانست سرمایه ی جدیدی از طرف سرمایه گذاران دریافت کند و از نظر مالی با مشکل روبه رو شد.۹- استارتاپ tr: از سال ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷ trسرمایه ی جذب شده: ۴۴ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۷۰ میلیون دلارخدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که کدام بازی را چه مدت زمانی انجام داده است. tr بعد از گذشت تقریبا یک دهه، به شبکه ی اجتماعی مخصوص عاشقان بازی تبدیل شده بود. خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که دوستانش چه بازی هایی انجام می دهند و به آن ها کمک می کرد که از راه دور با یکدیگر بازی کنند. بعد از گذشت مدتی شرکت های دیگر نیز خدمات مشابهی ارائه دادند. از طرفی استارتاپ tr نتوانست همکاری خودش را با شرکت amd سازنده ی پردازنده ی کامپیوتر ادامه دهد و در نهایت ش ت خورد.۱۰- استارتاپ doppler labs: از سال ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷doppler labsسرمایه ی جذب شده: ۵۱ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۲۳۵ میلیون دلاراین استارتاپ با ارائه ی هدفون هوشمند و وایرلس توانست نظر سرمایه گذاران را به خود جلب کند. این هدفون سر و صدای شهری را حذف می کرد؛ اما مکالمات عادی به راحتی برای کاربر قابل شنیدن بودند. این محصول حریف های بزرگی مانند airpods شرکت اپل و pixel buds شرکت گوگل داشت؛ اما سرعت فروش پایین بود و شرکت نتوانست ماندگاری خود را در بازار ب و کار تضمین کند.۱۱- استارتاپ luxe: بعد از بسته شدن دوباره به زندگی بازگشتluxeسرمایه ی جذب شده: ۷۵ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۱۱۰ میلیون دلاراستارتاپ luxe در زمینه ی ارائه ی خدمات پارکینگ فعالیت می کرد و امسال نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این شرکت بعد از یداری چند گاراژ پارکینگ اپلیکیشن خود را در ماه آوریل بست و به طور موقت خدمات سنتی دیگری را به کاربران خود ارائه می داد. این شرکت با تغییر دادن موضوع فعالیت محصول اصلی و دامن زدن به شایعه هایی مانند یداری شدن توسط اوبر مشتری ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا اینکه در سپتامبر امسال توسط شرکت سوئدی ولوو یداری شد. اطلاعات بیشتری از جزئیات معامله منتشر نشده است؛ اما مطمئنا شرایط آن به اندازه ای خوب بوده که توانسته است سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ۷۵ میلیون دلاری تشویق کند.
ارزش گذاری هر نوع ب وکاری کمی چالش برانگیز است. برای استارتاپ های بدون درآمد یا با درآمد اندک که آینده ی مشخصی هم ندارند، این ارزش گذاری دشوارتر هم می شود. ب وکارهای بالغ، مطرح و با درآمد ثابت، به کمک حقایق، آمار موجود و … قابل ارزش گذاری هستند اما ارزش گذاری استارتاپ ها کار پیچیده ای است. زیرا فروش و روند آنها با هیچ نمونه ی دیگری قابل مقایسه نیست. اگر خواهان افزایش سرمایه ی استارتاپ خود هستید، باید حتما ارزش گذاری آن را به درستی صورت بدهید. چگونه می توان ارزش گذاری استارتاپ را به درستی صورت داد؟ با ما همراه باشید:مقاله های مرتبط:در سال ۲۰۱۳، ب وکاری که در زمینه ی هوش تجاری فعالیت می کرد، با در نظر گرفتن استراتژی تهاجمی در زمینه ی ارزش گذاری استارتاپ خود در دردِسر بزرگی افتاد. آنها ارزش گذاری استارتاپ را ۵ میلیون دلار بیش از ارزش واقعی تخمین زده بودند و نرخ رشد ضعیف شان گواهی بر ارزش گذاری اشتباه بود. گرچه از این موضوع درس بزرگی گرفتند اما این درس برایشان بهای سنگینی داشت. ارزش گذاری واقعی به گونه ای دیگر رقم خورد و حتی به عقب نشینی یکی از سرمایه گذاران منجر شد.بهترین روش ارزش گذاری استارتاپاهمیت ارزش گذاری استارتاپگفته می شود که ارزش گذاری استارتاپ ها و ب وکارهای مختلف بیشتر علم است تا هنر. این مسئله درباره ی استارتاپ ها بیشتر هم می شود زیرا داده های در دسترس برای بررسی اوضاع بسیار محدودتر است. به زبان ساده ارزش استارتاپ شما به میزانی است که یک نفر حاضر به سرمایه گذاری روی آن باشد و هنر در اینجا به معنای این است که ارزش گذاری شما و سرمایه گذار با هم ی ان باشد. یعنی ارزش گذاری به گونه ای باشد که هم شما راضی باشید و هم سرمایه گذار به انتظارات موردنظرش دست بیابد.نزدیک شدن به سرمایه گذاران با پیش بینی های مالیبرآورد و تخمین درآمد استارتاپ ها کار ساده ای نیست اما برای جلب نظر سرمایه گذاران لازم است چشم اندازی از آینده در اختیار آنان قرار بدهید. خودتان را به جای سرمایه گذاران بگذارید. باید طوری آنها را جلب کنید که از میان تعداد بی شماری از استارتاپ های مختلفی که قد علم کرده اند، شما را انتخاب کنند. سرمایه گذاران به دنبال بازگشت ۱۰ برابری سرمایه ی خود هستند. پس برنامه ی ۵ سال آتی شما باید تضمینی برای بازگشت این سرمایه ارائه بدهد.از اهمیت تحقیقات غافل نشویدشما می توانید با بررسی سایر استارتاپ های مشابه در صنعت و ناحیه ی جغرافیایی تان، در همان مراحل اولیه به ارزش گذاری استارتاپ بپردازید. این حرکت به شما ایده و درکی از ظرفیت بالقوه تان در بازار می دهد. مثلا شاید شما به ظرفیت چندین میلیون دلاری ارزش استارتاپ خود پی ببرید اما برای توجیه سرمایه گذاران برای هم نظر شدن با شما کمی تلاش لازم است. برای دفاع از ارزشی که پیش بینی می کنید، باید به سراغ موارد قابل مقایسه با مثال های عینی بروید.برای اینکه از وضعیت فروش سایر ب کارها مطلع بشوید، می توانید از پایگاه هایی که اطلاعات صنایع و ب وکارها را در اختیار می گذارند، بهره ببرید. مثلا بیزبای سل (bizbysell) یا بیزبای کوئست (bizbyquest) از نمونه های خارجی این پایگاه های اطلاعاتی هستند. حسابداران و وکلا نیز گزینه های مناسبی برای مقایسه ی ب وکار شما با سایر استارتاپ های مشابه هستند. اما برای مشاوره باید با افراد هر دو گروه صحبت کنید، زیرا دسته ی اول تمایل به ارزش گذاری بیش از حدِ واقعی و دسته ی دوم تمایل به ارزش گذاری کمتر از رقم واقعی دارند.از مشاور مالی کمک بگیریدمشاور مالی و ارزش گذاری استارتاپگاهی اوقات برآورد ارقام و اعداد و مطالعه و بررسی آمارها برای ارزش گذاری استارتاپ از عهده ی شما خارج است. در این مواقع حتما باید با مشاوران مالی خبره صحبت و هم فکری کنید. حضور مشاوران می تواند در بررسی معاملات مختلف در زمینه های گوناگون ادغامات و اکتسابات در بازاری که فعالیت می کنید، کمک کند.ارزش گذاری استارتاپ برای شما و سرمایه گذار ضروری استقبل از اینکه با سرمایه گذاران وارد بحث و معامله بشوید، باید به خوبی به ارزشی که ارائه خواهید داد، واقف باشید. حمایت از شما تنها در صورتی ممکن است که بدانید چگونه منجر به افزایش سرمایه خواهید شد.عرضه و تقاضا یکی از اصول اولیه در بحث اقتصاد است. همان طور که از نامش پیداست، هرقدر میزان عرضه کمتر باشد، تقاضا بالاتر می رود. برای مثال، اگر حیطه ی فعالیت استارتاپ شما به ایده ای در فناوریِ تازه اختراع شده ای می پردازد، می توانید سرمایه گذاران مشتاقی را که در این زمینه با هم رقابت می کنند، جذب کنید.بیشتر استارتاپ ها با استقبال رقبای سرمایه گذار روبه رو نیستند. حتی اگر سرمایه گذاران گوناگون برای همکاری با شما سرودست نمی شکنند، باید طوری کار خود را جلوه بدهید که سرمایه گذار موردنظرتان احساس نکند تنها فردی است که خواهان همکاری با شماست. باید از قانون عرضه و تقاضا کمک بگیرید و کم یاب بودن و نوظهور بودن خود را در ذهن دیگران تداعی کنید.ارزش شما چقدر استارزش گذاری استارتاپارزش شما را بازار مشخص می کندارزشی که شما برای استارتاپ خود در نظر دارید، با ارزشی که سرمایه گذار می گوید احتمالا متفاوت است. مثلا شاید شما براساس دارایی های جاری و قابل وصول خود رقم ۵ میلیون دلار را در نظر می گیرید اما این رقم از نگاه سرمایه گذار ۱ میلیون دلار است. اگر نتوانید سرمایه را با ارزش بیشتری افزایش بدهید، مجبور خواهید بود به رقمی که بازار به شما دیکته می کند، راضی بشوید.اگر سرمایه گذاران شما اعضای خانواده و دوستان تان باشند، اوضاع بهتری خواهید داشت. مثلا پدر یا هم اتاقی سابق تان به ازای هر سهم ۲۰ دلار به شما می دهند، اما سرمایه گذاران حرفه ای حتی در صورت رشد نیز چنین مبلغی به شما نمی دهند.می توانید ارزش بازار را تحت تأثیر قرار بدهیدشاید این مورد با مورد قبلی کمی در تناقض به نظر برسد، اما واقعیت این است که شما می توانید ارزشی را که بازار به شما داده است تحت تأثیر قرار بدهید. اگر سرمایه گذاران فکر می کنند که ارزش سرمایه گذاری بر استارتاپ شما به جای ۵ میلیون دلاری که در نظر دارید، ۱ میلیون دلار است باید فکری برای این موضوع ید و این دیدگاه را تغییر بدهید.شما در ابتدای راه هستید و طبیعتا سابقه ی عملکردی برای ارائه ندارید، پس باید به کمک مقایسه موارد قابل قیاس با همتایان خود و اطلاعات موجود در بازار توجیه مناسبی برای سرمایه گذاران پیدا کنید و رقمی را که بازار به شما القا کرده است تحت تأثیر قرار بدهید.شما هنوز سودی ب نکرده اید، پس به ارزش آتی چشم بدوزیدبا توجه به اینکه هنوز درآمد و سودی در کار نیست، دارایی های شما قابل برآورد و بررسی نیستند. بدون وجود جریان نقدینگی، ارزش گذاری استارتاپ ها کمی دشوار می شود. پس باید این سؤالات را از خود بپرسید:رسیدن به سوددهی چند سال طول می کشد؟ هرقدر زودتر به سوددهی برسید، ارزش تان افزایش بیشتری خواهد داشت؛سایر استارتاپ های مشابه و قابل قیاس در زمان رسیدن به سوددهی چه ارزشی داشته اند.برخی شرکت ها در زمان سوددهی به رقمی معادل ر ارزشی که تعیین کرده بودند می رسند. عواملی مانند احتمال موفقیت و کیفیت تیم مدیریتی در این مسئله مؤثرند.صنعت شما متمایز استهر صنعتی برای ارزش گذاری استارتاپ هایش روش خاص خود را دارد. ارزش استارتاپ ها در صنایع مختلف متفاوت است مثلا سرمایه گذاری و ارزش گذاری فعالیت ها در حیطه ی واقعیت-مجازی با حوزه ی مدیریت روابط مشتریان (crm) تفاوت دارد. قبل از اینکه به سرمایه گذاران نزدیک بشوید، از آمارهای موجود در صنعت مطلع شوید و سعی کنید راجع به معاملات ادغامات و اکتساب، اطلاعاتی داشته باشید.بخشی از سرمایه گذاران خصوصی، برای تعیین ارزش استارتاپ ها از قاعده ای سرانگشتی کمک می گیرند و به سطح توسعه ی استارتاپ توجه می کنند. نمونه هایی از سطح توسعه شامل موارد زیر است:استارتاپ ایده ی ب وکار خوبی دارد؛استارتاپ موردنظر تیم ان و حامی خوبی دارد؛استارتاپ دارای شرکا، پایگاه مشتریان و مشتریان بالقوه است؛استارتاپ دارای mvp (حداقل محصول قابل عرضه) با مشتریان زودپذیرنده است؛مسیر افزایش و رشد درآمد و سوددهی مشخص و واضح است.رتبه و سطح شما چیستیکی از روش های تعیین سطح شما تفکیک سطوح توسعه به ۴ بخش و دوره است. سطحی که در آن قرار می گیرید عامل مهمی در تعیین ارزش شماست. مثل سال های تحصیلی می توان این ۴ سطح را تقسیم بندی کرد:سال اول: ایده، تیم یا الگوی اولیه. در این سطح از استارتاپ، سرمایه گذاری بدون سرمایه گذار و به طور بوت است (boot st ) شکل می گیرد و سرمایه گذاری از ۵ هزار دلار تا ۰٫۵ میلیون دلار برآورد می شود؛سال دوم: استارتاپ دارای mvp با مشتریان زودپذیرنده است و سرمایه اختصاص داده شده به آن از ۵۰۰ هزار دلار تا ۱٫۵ میلیون دلار برآورد می شود؛سال سوم: استارتاپ خود را اثبات کرده و در تعداد مشتریان و میزان درآمد رشد داشته است. به درآمدی بالغ بر ۱ میلیون دلار رسیده و سرمایه ی مخصوص به آن از ۱٫۵ تا ۵ میلیون دلار برآورد می شود. سرمایه گذاران افرادی هستند که دور اول سرمایه گذاری روی استارتاپ را تجربه می کنند؛سال آ : استارتاپ درآمد و سود کلانی ایجاد کرده است و سرمایه گذاران ۵ تا ۵۰ میلیون دلار به این استارتاپ ها اختصاص می دهند. سرمایه گذاران دور دوم سرمایه گذاری روی استارتاپ را تجربه می کنند.چشم انداز مشخصچشم انداز استارتاپ - ارزش گذاری استارتاپهرقدر میزان وضوح شما در بیان چگونگی استفاده و وم سرمایه برای سرمایه گذاران بیشتر باشد، راحت تر آنها را متقاعد به همکاری خواهید کرد. باید مشخص کنید که استارتاپ شما ظرفیت ایجاد درآمد و رشد بالایی دارد یا به شکل متعادل تری در پی پیشبرد آن هستید. یکی از راه هایی که به کمک آن می توانید خود را به سرمایه گذاران اثبات کنید، آزمودن ایده هایتان است.با آزمایش ایده ی خود به سرمایه گذاران نشان می دهید که چیزی برای ابراز و ارائه به صنعت دارید که می تواند نتایج مناسب و خوبی به همراه داشته باشد. بدیهی است که همه ی سرمایه گذاران با قرار دادن سرمایه خود در اختیار شما خواهان ب نتیجه، سود و بازگشت سرمایه هستند.پیشاپیش برنامه ی کاری و طرحی را که در سر دارید با سرمایه گذاران مطرح کنید. فرقی نمی کند که برنامه و طرح بلندبالایی دارید که تا آ بر آن پایدار می مانید یا معتقد به آزمودن فرصت های مختلف هستید، در هر صورت باید سرمایه گذاران را از ذهنیت خود آگاه کنید.دارایی هایتان در سرمایه گذاری نظیر تیم تان، شاخص های مختلفی مانند kpi و … را با رقبا مقایسه کنید. مطالعه ی بازار را فراموش نکنید و اوضاع رقابتی بازار را بشناسید و بررسی کنید. یادتان باشد که ارزش گذاری استارتاپ باید واقع بینانه صورت بگیرد. شما نمی توانید با ارزش گذاری بالا به خوبی در مسیر خود قدم بردارید و برای رسیدن به انتظارات کاذبی که در زمینه ی رشد و … ایجاد کرده اید ش ت خواهید خورد.برگرفته از: medium.comبرچسب ها:توسعه ب و کاردانش مالیکارآفرینی
استارتاپ ها با مشکلات زیادی روبه رو هستند و نداشتن سرمایه تنها دلیل ش ت نیست. گاهی اوقات استارتاپ ها با وجود سرمایه ی زیاد باز هم نمی توانند موفق شوند. ۵۵آنلاین :هرجا زندگی وجود داشته باشد مرگ معنا پیدا می کند و سیلی ولی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این روزها بازار استارتاپ ها حس داغ شده است و به هر مرکز شتاب دهنده ای که مراجعه کنید، می بینید هر تیم با لباس های ی ان مشغول کار روی ایده ی خود هستند. البته در این میان تیم هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف نتوانسته اند به کار خود ادامه دهند و با گذاشتن یک یادداشت خداحافظی محل کار را ترک کرده اند. در این مقاله ی زومیت به معرفی ۱۰ استارتاپی می پردازیم که با وجود جذب سرمایه ی بالا، بازهم به دلایل مختلف نتوانسته اند در سال ۲۰۱۷ دوام بیاورند و ش ت خوردند. این شرکت ها در مجموع ۱.۶۹۵ میلیارد دلار بودجه جذب د؛ اما سرمایه گذاران آن دیگر هیچ امیدی به بازگشت پولشان ندارند.وب سایت استارتاپ beepi در زمینه ی ید و فروش ماشین فعالیت داشت و یداران و فروشندگان ماشین دست دوم را در کنار یکدیگر جمع می کرد. هر دو شرکت fair و dgdg قصد داشتند این استارتاپ را یداری کنند؛ اما بعد از مدتی تصمیمشان عوض شد. در نهایت بودجه ی استارتاپ به پایان رسید و به فعالیت خود پایان داد.۲- استارتاپ quixey: از سال ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱۳۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۶۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ موتور جستجویی برای اپلیکیشن ها ارائه داده بود. این موتور جستجوی موبایل که اطلاعات مورد نیازش را از اپلیکیشن ها جمع آوری می کرد، مجبور شد تا پایان ماه فوریه اغلب کارمندان خود را ا اج کند. این شرکت مدیرعامل خود را در مارس ۲۰۱۶ عوض کرد؛ اما نتوانست جایگاه خودش را پیدا کند و به درآمد ثابتی برسد.۳- استارتاپ yik yak: از سال ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۷۳ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۴۰۰ میلیون دلاراپلیکیشن این استارتاپ در زمینه شبکه های اجتماعی فعالیت می کرد. این اپلیکیشن با اینکه توانسته بود در میان دانشجویان چند محبوب شود، در ماه آوریل به فعالیت خود پایان داد. ظاهرا این اپلیکیشن نتوانست کاربران را برای طولانی مدت راضی نگه دارد. چند روز قبل از بسته شدن این استارتاپ، یک شرکت مرتبط با امور مالی تیم ی آن را به مبلغ سه میلیون دلار یداری کرد.۴- استارتاپ maple: از سال ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۲۹ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۵ میلیون دلاراستارتاپ maple در نیویورک راه اندازی شد و در زمینه ی تحویل غذا به مشتری ها فعالیت می کرد. این استارتاپ در آغاز فعالیت خود از طرف دیوید چنگ، سرآشپز و بنیان گذار رستوران های زنجیره ای و سطح بالای momo u حمایت می شد و بسیار پرطرفدار بود. این اپلیکیشن خدمات خاصی داشت و امکان پرداخت انعام و هزینه ی حمل را نیز برای کاربران مهیا کرده بود؛ همچنین همراه سفارش، نوعی شیرینی خوشمزه ی رایگان برای کاربران ارسال می شد. مشتری ها زمانی متوجه تغییرات اساسی شدند که مشاهده د شیرینی های واقعی جای خود را به تصویری از شیرینی داده اند. برخی از تیم های این استارتاپ توسط deliveroo، خدمات تحویل غذای انگلیسی یداری شدند.۵- استارتاپ sprig: از سال ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۵۷ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۰ میلیون دلاراین استارتاپ نیز در زمینه ی تحویل غذا فعالیت می کرد. هدف استارتاپ ارائه ی غذای باکیفیت در کم تر از ۱۵ دقیقه به مشتری و استفاده از منابع غذایی محلی بود. اما مدل ب و کار این استارتاپ در مقایسه با رقبای خود مانند seamless، از پایداری کم تری برخوردار بود. مدیرعامل این استارتاپ بعد از پایان دادن به فعالیت های خود در وب سایت نوشت: «فرآیند تولید مواد غذایی و تحویل به موقع و منظم چالش بزرگی برای ما بود.»۶- استارتاپ hello: از سال ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۴۰ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳۰۰ میلیون دلاراین استارتاپ دستگاه هایی به نام hello به مشتریان عرضه می کرد تا الگوی خواب آن ها را زیر نظر داشته باشد. این دستگاه ها طوری طراحی شده بودند که نیازی نبود به مچ دست بسته شوند و با قرار گرفتن در اتاق، الگوی خواب کاربر را دریافت می د. این استارتاپ نیز نتوانست یدار پیدا کند و درنهایت به فعالیت های خود پایان داد. استارتاپ hello در kickstarter راه اندازی شد و حتی محصول آن در ده فروشی ها عرضه شد؛ اما این موفقیت ها هم نتوانستند به دوام استارتاپ کمکی کنند.۷- استارتاپ jawbone: از سال ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱ میلیارد دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۳ میلیارد دلاراستارتاپ jawbone پیشگام در عرضه ی دستگاه های پوشیدنی بود و در زمینه ی ردیاب های تناسب اندام و بلندگوهای قابل حمل فعالیت می کرد؛ اما در پرداخت هزینه به فروشندگان موفق نبود. این استارتاپ در ماه جولای امسال تعطیل شد و دارایی های خود را فروخت. بعد از این ماجرا حسین رحمان، بنیان گذار و مدیرعامل این استارتاپ، شرکت دیگری را با نام مرکز سلامتی jawbone در زمینه ی ارائه ی سخت افزار و نر افزار مرتبط با سلامتی راه اندازی کرد.۸- استارتاپ juicero: از سال ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۱۱۸.۵ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۲۷۰ میلیون دلارشرکت دستگاه های آب میوه گیری juicero در سال ۲۰۱۳ سرمایه جذب کرد؛ اما محصول خود را در سال ۲۰۱۶ به بازار ارائه داد. یک سال بعد از ورود این دستگاه به بازار، سرمایه گذاران به بزرگ ترین راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری پی بردند و متوجه شدند که آب میوه گیری های ۴۰۰ دلاری این شرکت عملکرد موفقی در خالی پاکت ندارند و با فشار دست خالی می شوند. بنابراین شرکت نتوانست سرمایه ی جدیدی از طرف سرمایه گذاران دریافت کند و از نظر مالی با مشکل روبه رو شد.۹- استارتاپ tr: از سال ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۴۴ میلیون دلاربالاترین ارزش استارتاپ: ۱۷۰ میلیون دلارخدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که کدام بازی را چه مدت زمانی انجام داده است. tr بعد از گذشت تقریبا یک دهه، به شبکه ی اجتماعی مخصوص عاشقان بازی تبدیل شده بود. خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می داد که دوستانش چه بازی هایی انجام می دهند و به آن ها کمک می کرد که از راه دور با یکدیگر بازی کنند. بعد از گذشت مدتی شرکت های دیگر نیز خدمات مشابهی ارائه دادند. از طرفی استارتاپ tr نتوانست همکاری خودش را با شرکت amd سازنده ی پردازنده ی کامپیوتر ادامه دهد و در نهایت ش ت خورد.۱۰- استارتاپ doppler labs: از سال ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷سرمایه ی جذب شده: ۵۱ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۲۳۵ میلیون دلاراین استارتاپ با ارائه ی هدفون هوشمند و وایرلس توانست نظر سرمایه گذاران را به خود جلب کند. این هدفون سر و صدای شهری را حذف می کرد؛ اما مکالمات عادی به راحتی برای کاربر قابل شنیدن بودند. این محصول حریف های بزرگی مانند airpods شرکت اپل و pixel buds شرکت گوگل داشت؛ اما سرعت فروش پایین بود و شرکت نتوانست ماندگاری خود را در بازار ب و کار تضمین کند.۱۱- استارتاپ luxe: بعد از بسته شدن دوباره به زندگی بازگشتسرمایه ی جذب شده: ۷۵ میلیون دلاربالاترین ارزش: ۱۱۰ میلیون دلاراستارتاپ luxe در زمینه ی ارائه ی خدمات پارکینگ فعالیت می کرد و امسال نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این شرکت بعد از یداری چند گاراژ پارکینگ اپلیکیشن خود را در ماه آوریل بست و به طور موقت خدمات سنتی دیگری را به کاربران خود ارائه می داد. این شرکت با تغییر دادن موضوع فعالیت محصول اصلی و دامن زدن به شایعه هایی مانند یداری شدن توسط اوبر مشتری ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا اینکه در سپتامبر امسال توسط شرکت سوئدی ولوو یداری شد. اطلاعات بیشتری از جزئیات معامله منتشر نشده است؛ اما مطمئنا شرایط آن به اندازه ای خوب بوده که توانسته است سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ۷۵ میلیون دلاری تشویق کند.
رو مه هفت صبح - علی هادی زاده: ایده راه اندازی یک استارتاپ در ذهن همه ما هست. ایده هایی که با دیدن موفقیت بعضی استارتاپ های امروزی مثل اسنپ و زودفود، بسیاری را وسوسه می کند تا ایده خود را سریعا به پول تبدیل کنند. متاسفانه در ایران هنوز فرهنگ استارتاپی درست جا نیفتاده و افراد زیادی بدون در نظر گرفتن نقشه ب و کار و فقط با یک دو دوتا چهارتای ساده روی کاغذ به این نتیجه می رسند که می توانند پول زیادی به جیب بزنند.البته ا اما این دو دوتا چهارتاها اشتباه نیستند ولی ریسک زمین خوردن شما را بسیار بالا می برند. از طرفی بسیاری از افراد فکر می کنند باید حتما ایده خاصی داشته باشند یا به سراغ اختراع فناوری عجیب و غریبی بروند تا بتوانند از ب درآمدشان مطمئن شوند. به همین خاطر سراغ تعدادی از استارتاپ های موفق چند سال اخیر رفته ایم تا هم ایده های ساده و البته جالب آنها را بشناسید و هم متوجه رمز موفقیت این ب و کارهای نوپا شوید. رمز موفقیتی که ممکن است باعث شود استارتاپ شما هم روزی تبدیل به یکی از موفق ترین ب و کارها در ایران و یا حتی جهان شود.1. comparably؛ مناسب ب و کارهای تحلیل دادهاستارتاپ comparably بر اساس مشکل بسیاری از افراد در سر کار شکل گرفته است، به خصوص کار کارمندی و فرهنگ سازمانی ضعیف که در نهایت موجب کار اضافه در کنار حقوق کم می شود. این سایت با بررسی میزان حقوق افراد در هر منطقه و با توجه به شغل شان، توانسته یک پایگاه اطلاعاتی خوب برای حداقل و حداکثر حقوق برای هر کاری باشد. در اصل اگر برای تان سوال شده که آیا به اندازه کافی حقوق می گیرید یا نه، این سایت به سوال تان جواب خواهد داد. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایرانهدف اصلی این سایت افزایش فرهنگ سازمانی و قانونمداری در شرکت های مختلف است تا هم کارفرما بداند چقدر باید پرداخت کند و هم کارمند راضی به خانه برگردد. این سایت در ابتدا 6.5 میلیون دلار سرمایه جذب کرد و با توجه به پایگاه اطلاعاتی عظیم خود احتمالا به زودی سرمایه گذاری بزرگ دیگری نیز روی آن انجام می شود.دلیل موفقیتش چیست:مسلما ایده اولیه این استارتاپ عامل موفقیت آن بوده است ولی دلیل موفقیت این ایده استفاده از روایت روز جامعه بوده است. روایتی که در آن کارمندان از حقوق و فرهنگ سازمانی خود ناراضی هستند و کارفرما از عدم وجود اطلاعات درست سوء استفاده می کند تا بیشترین کار ممکن را با کمترین حقوق انجام دهند. این مسئله باعث شده تا همه افرادی که با این مشکل روبرو هستند، از این استارتاپ حمایت کرده و آن را قدرتمند کنند.
2. kaltura؛ مناسب ب و کارهای کمک آموزشیاین استارتاپ یک سایت برای اشتراک گذاری ویدئو به صورت منبع باز است که در آن افراد مختلف ویدئو منتشر کرده و در مورد ویدئوهای یکدیگر نظر می دهند. ممکن است بگویید خب یوتیوب و یا آپارات خودمان هم همین کار را می کنند؛ درست است اما اینجا دقیقا مسیر این استارتاپ از بقیه سرویس های اشتراک گذاری ویدئو جدا می شود. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایراناین سایت با هدف قرار دادن شرکت ها و موسسه های آموزشی، فقط ویدئوهای آموزنده مرتبط با صنعت و آموزش را در سایت خود می گذارد. ویدئوهایی که بیشتر توسط متخصصان هر امر ساخته شده و محیط این سایت را تبدیل به مکانی برای آموزش تئوری و عملی کرده است. این سایت از 300 هزار شرکت و موسسه مختلف برای این کار بهره می گیرد و به تازگی 25 میلیون دلار سرمایه گذاری روی آن انجام شده است.دلیل موفقیتش چیست: بسیاری از ب و کارها با هدف قرار دادن چند حوزه کوچک و البته پرطرفدار، یک بخش خاص از آدم ها را جمع کرده و به راحتی پا می گیرند. اگر زورتان به رقابت با یوتیوب نمی رسد به سراغ بخش های کوچک تر آن بروید و بر اساس مخاطبان آن بخش، سرویس دهی کنید.
3. pandora؛ مناسب ب و کارهای پلتفرمیایده اصلی استارتاپ pandora چیز عجیب و غریبی نیست. این سایت مثل سایت های موفقی مثل spotify عمل کرده و امکان دسترسی به موزیک را برای طرفدارانش مهیا می کند ولی فرق اساسی این سایت با دیگر رقبایش اهمیت زیاد به مخاطب است. این سایت از همان بدو ورود از شما در مورد سلیقه موسیقی تان می پرسد و از شما در مورد هر آهنگ نظر می خواهد. بر اساس جمع آوری این اطلاعات و الگوریتم خاص pandora سایت به آنها آهنگ هایی پیشنهاد می دهد. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایرانبیشتر سایت ها با توجه به سلیقه ها یک آلبوم را در اختیار فرد می گذارند ولی این استارتاپ آهنگ هایی پخش می کند که فقط مخصوص شخص انتخاب شده اند. امری که باعث می شود مخاطب احساس مهم بودن د. این استارتاپ قرار است با رسیدن به 10 میلیون کاربر از یک سرمایه گذاری 231 میلیون دلاری بهره بگیرد.دلیل موفقیتش چیست: شخصی سازی یکی از مهم ترین دلایل موفقیت خدمات است. هر چه مخاطب بیشتر احساس با خدمات شما د، احساس اهمیت داشتن در او تقویت می شود. امری که در ادامه باعث می شود به برند شما کاملا وفادار بماند و آن را با چیز دیگری عوض نکند. این شخصی سازی ها خاطره هایی ایجاد می کنند که با هر تبلیغاتی از ذهن مخاطب پاک نمی شود و مخاطب پیش شما می ماند.
4. shoe dazzle؛ مناسب ب و کارهای مرتبط با پوشاکاستارتاپ shoe dazzle بر اساس یک ایده بامزه شکل گرفته است؛ مسئله زمان زیادی که خانم ها برای کفش یدن صرف می کنند. به خاطر همین این استارتاپ به سراغ یک پلتفرم شخصی سازی شده آنلاین و فروشگاهی رفته است که به ن کمک می کند کفش دلخواه شان را راحت پیدا کرده و یداری کنند. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایران این استارتاپ از زمان تاسیس در سال 2009 پایگاه مشتریانی با بیش از 13 میلیون عضو و 66 میلیون دلار سرمایه ب کرده است. البته همیشه هم وضعیت به این درخشانی نبوده است. مثلا در سال 2011 این استارتاپ مدل سرویس اشتراک دهی موفق خود را رها کرد. این مدل تجاری الکترونیکی مطمئن که امتحان خود را هم پس داده بود، بعد از کنار گذاشته شدن در آن تاریخ باعث ضرردهی شرکت شد و به خاطر همین مجددا به کار گرفته شد و کمپانی در حال حاضر دوباره رو به رشد است.دلیل موفقیتش چیست: خارج از ایده جالب و البته فهمیدن نیاز مشتری، این استارتاپ سریع از اشتباه خود درس گرفته و نگذاشته به برندش آسیب زیادی وارد شود. بسیاری از استارتاپ ها در ادامه روند موفقیت خود از اهمیت خدمات شان به درستی آگاه نیستند و با حذف و اضافه بی مورد قبر خود می کَنند. خلاصه اگر همه چیز در استارتاپ شما نشان از پیشرفت دارد، آن را ناگهان تغییر ندهید.
5. 2u؛ مناسب ب و کارهای آموزشیاستارتاپ 2u توسط چند دانشجو که حوصله سر کلاس رفتن را نداشته اند ساخته شده است. البته فرق این دانشجویان با ما در این بوده است که زمان اضافه نرفتن به کلاس را صرف راه اندازی ب و کار کرده اند تا زیاد متضرر نشوند. این استارتاپ با های برتر برای ارائه مدارک آنلاین همکاری می کند. این شرکت که توانسته از طریق سرمایه گذاری های خط ذیر 100 میلیون دلار جمع آوری کند، در زمینه دنیای فناوری های آموزشی پیشرو است و زیرساخت ها، بازاری و نرم افزارهایی را به عنوان خدمات فناوری به ها ارائه می دهد تا به وسیله آنها بتواند برنامه های خود را تنظیم و دیجیتالی کند. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایراندر قلب موفقیت این استارتاپ، نرم افزارها و رشته ای از ابزارهای پیشرفته مدیریت یادگیری قرار گرفته است که دانشجویان، اساتید و همه فرآیندهای مدیریت و یادگیری را پشتیبانی می کند. استارتاپ 2u، با تمرکز روی تکنولوژی و استخدام بهترین متخصصین فناوری در این حوزه، توانسته خود را از سایرین متمایز کند.دلیل موفقیتش چیست: بسیارای از استارتاپ ها با همین مدل ب و کار 2u شکل گرفته اند؛ بسیاری مثل گوگل یا همین دیجی کالای خودمان. ولی در این میان ی که با استفاده از بهترین ابزارها و به روزترین روش های نرم افزاری و سخت افزاری کار خود را به جلو می برد، موفق می شود. این استارتاپ هم با یادگیری از اشتباهات دیگران و استفاده از متخصص ترین نیروها توانسته خود را متمایز کرده و به نظر موسسات آموزشی بزرگ را جلب کند.
6. prismatic؛ مناسب ب و کارهای خبریفکر نکنید استارتاپ باید ایده خیلی خفنی داشته باشد تا کار و بار شما را سکه کند. بسیاری از استارتاپ ها مثل گوگل از روی یک ایده اصلی پا گرفته اند و زمانی وارد بازار شده اند که رقبایی با همان زمینه فعالیت حضور داشته اند. استارتاپ prismatic هم مانند گوگل با یک ایده ساده شکل گرفته است. استارتاپ های موفق با امکان اجرا در ایراناین استارتاپ یک خبرخوان است که از الگوریتم های خاص برای ساخت یک صفحه خبری اختصاصی مبتنی بر علایق هر فرد استفاده می کند. بر اساس عادت های خواندن هر فرد و محتوایی که او دوست داشته است. این پلتفرم خبرهای مرتبط دیگر را به او پیشنهاد می دهد. هر هفته 25 هزار نفر از این استارتاپ استفاده می کنند و در حال حاضر این شرکت 16.5 میلیون دلار سرمایه دارد.دلیل موفقیتش چیست: بزرگ ترین عامل موفقیت استارتاپ محیط کاری ویژه ای است که در آن همکاری تنگاتنگی در سطح بالا میان ان، طراحان، محققان و به طور کلی بین تمامی اعضای تیم وجود دارد. به عنوان نمونه بردفورد کراس، مدیر ارشد prismatic ریزه کاری های طراحی را هم یاد گرفته است تا بتواند برای همکاری تنگاتنگ به طور فعال در تیم حضور داشته باشد.
استفاده از یک شتاب دهنده می تواند بین ۲۵ تا ۱۵۰ میلیون تومان سرمایه برای ایده شما فراهم کند اگرچه این تنها راه حل موجود نیست.راه اندازی استارتاپ تبدیل به فکر و ذکر اکثر جوان های متولد دهه ۶۰ و به خصوص ۷۰ شده است. بیشتر افراد این نسل خیلی به کارهای کارمندی علاقه نداشته و دوست دارند خودشان رییس خود باشند و به دنبال آرزوها و علاقه مندی های شان بروند. ولی در این میان نبود سرمایه بزرگ ترین سنگ جلوی پای آنهاست. محققان و شمندان بزرگ گفته اند که ریشه فقر ملت های عقب مانده نبود ساز و کارهای قانونی لازم برای اتحاد ایده و سرمایه است. این مسئله در کشور ما نیز دیده می شود ولی به لطف شرکت های سرمایه گذاری که در قالب های مختلفی مثل مراکز رشد و شتاب دهنده فعالیت می کنند، اوضاع بسیار بهتر شده است. با این حال هنوز بسیاری از جوانان نمی دانند که روند کاری این شرکت ها چگونه است و هرکدام چه تفاوتی با دیگری دارد. به همین خاطر به سراغ این شرکت ها رفته و تفاوت های شان را مشخص کرده ایم. به علاوه میزان سرمایه گذاری هر شرکت را نیز نوشته ایم تا بدانید در آ کار چقدر ته جیب شما را می گیرد.قدم اول؛ استفاده از شتاب دهنده شتاب دهنده ها معمولا شرکت های خصوصی هستند که از همان آغاز کار استارتاپ را مورد حمایت فکری، فنی مالی قرار می دهند. این مراکز از ابتدا تیم های کاری را براساس شرایط و قوانین داخلی خود پذیرفته و از آنان حمایت می کنند، این حمایت پس از پذیرفته شدن تیم اجرایی و عقد قرارداد انجام می گیرد.بدون سرمایه، استارتاپ تان را راه بیندازید!روش پذیرش تیم ها توسط شتاب دهنده ها با یکدیگر متفاوت است، بعضی همانند یک فضای رقابتی- کاری، مثل استارتاپ ویکند تیم ها را به معرفی ایده های خود دعوت کرده و بین چند ایده برتر یک رقابت فشرده برگزار کرده و در نهایت روی یک یا چند ایده سرمایه گذاری نهایی را انجام می دهند. برخی دیگر تیم های اجرایی را تک به تک دعوت کرده و با برگزاری جلسات متعدد به بررسی ایده و تیم اجرایی می پردازند. در دنیا معمولا حمایت شتاب دهنده ها از یک استارتاپ شامل کمک های مالی پنج هزار دلاری به بالا (در مراحل اولیه)، اختصاص فضای کاری مناسب و تامین تجهیزات اداری، آزمایشگاهی و کارگاهی، دعوت و حضور مربیان حرفه ای برای همراهی تیم ها، کمک های فکری و فنی، حمایت های قانونی، حقوقی و رفع موانع اداری و تی، برگزاری دورهمی و تورهای مرتبط با ایده ها و... می شود.البته به صورت معمول در یک بار دیگر استارتاپ ها باید نتیجه کار خود را برای هیات داوران تشریح کنند. در این گام نیز تعدادی دیگر از تیم ها حذف می شوند و تنها چند استارتاپ این فرصت را دارند تا سرمایه اصلی را از شتاب دهنده دریافت کنند. سرمایه ای که معمولا عددی نزدیک به ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار دلار را شامل می شود. در ایران تعداد محدودی از شتاب دهنده ها نسبت به باقی شرکت ها فعالیت بیشتری دارند و توانسته اند جوانان جویای کار و نام را جذب کنند. شرکت هایی نظیر آواتک، گروه دیموند و فار و غیره که قصد دارند استارتاپ های ایرانی را به اوج بلوغ خود رسانده و البته خود نیز سود خوبی ب کنند.آواتک آواتک قصد دارد تا سال ۲۰۱۸، روی ۱۰۰ استارتاپ ایرانی سرمایه گذاری کند. این تیم چهار مرحله را برای این کار در نظر گرفته است. مرحله اول ارائه طرح هاست. پس از ارائه طرح استارتاپ هایی که ثبت نام کرده اند ۲۰ تیم به مرحله آماده سازی برای شتاب می رسند. در این مرحله تیم ها طی دو ماه آموزش رایگان می بینند.در طول این مدت فضا و امکانات نیز به رایگان در اختیار استارتاپ ها قرار می گیرد. این شرکت از مرحله آمادگی برای شتاب تا روز نمایش دستاوردها برای هر استارتاپ مبلغ ۲۵ میلیون تومان (معادل هشت هزار دلار ) سرمایه گذاری و در قبال آن بین هشت تا ۱۵ درصد سهام هر استارتاپ را به نام خود ثبت می کند.بدون سرمایه، استارتاپ تان را راه بیندازید!دیموند این گروه شتاب دهنده یی plug & play بوده و نام آن یعنی دیموند همان نام اولیه قله دماوند است. دو نفر از موسسان این گروه در شتاب دهنده یی مذکور مشغول کار هستند. نطفه این شتاب دهنده در شریف شکل گرفته و به خاطر همین شتاب دهنده بیشتر از استارتاپ های این حمایت می کند. هر چند شما نیز می توانید به سراغ این شرکت بروید. شتاب دهنده دیموند چیزی حدود ۵۰ میلیون تومان پول در اختیار هر استارتاپ قرار می دهد. بسته حمایتی این استارتاپ هم شامل ایجاد ا یستم پرورش ایده ها، ایجاد و ترویج فرهنگ مشاوره، ارتباط کارآفرینان با بازار سرمایه و همکاری با آنها می شود. به علاوه این گروه امکاناتی مثل محل کار و تجهیزات و غیره نیز در اختیار شما خواهدگذاشت.فار هدف شتاب دهنده فار جذب، حمایت و سرمایه گذاری روی استارتاپ هایی است که قصد فعالیت در حیطه بازار سرمایه را دارند. در صورت پذیرش در شتاب دهنده فار ، دوره های پیش شتاب دهی از سه تا شش ماه بسته به توافق انجام گرفته با هر استارتاپ می تواند متغیر باشد. پس از رسیدن به هدف های تعیین شده در دوره پیش شتاب دهی، دوره شتاب دهی شروع خواهدشد که این دوره نیز می تواند بیش شش الی ۹ ماه متغیر باشد. پس در کمترین ح یک استارتاپ ۹ ماه و در بیشترین ح ۱۵ ماه در شتاب دهنده فار حضور خواهدداشت. مقدار سرمایه گذاری شتاب دهنده فار در مرحله اول می تواند تا سقف ۱۵۰ میلیون تومان نیز افزایش پیدا کند. اما بخش دیگری از هزینه ها نیز که شامل فضای کاری، اینترنت، چایی و قهوه و سایر خدمات شتاب دهنده است به صورت ثابت و برای هر استارتاپ ۲۵ میلیون تومان در نظرگرفته می شود. پس به صورت خلاصه تا سقف ۱۵۰ میلیون تومان نقدی و ۲۵ میلیون تومان غیرنقدی روی هر استارتاپ سرمایه گذاری خواهدشد.قدم دوم؛ استفاده از مراکز رشد مراکز رشد اغلب وابسته به ت بوده و معمولا سهام نمی خواهند و بیشتر تمرکزشان بر پذیرش و ارائه کمک به استارتاپ هایی است که در راستای اولویت های سیاست تحقیقاتی یا اجرایی ت ها فعالیت می کنند. مانند نانوتکنولوژی، پزشکی و سلامتی، صنایع سبز، رفاه اجتماعی، شرکت های محصول محور و غیره. مراکز رشد حوزه های وسیع تری را به نسبت شتاب دهنده ها دنبال می کنند مثل علوم پزشکی، نانو، صنایع غذایی و معمولا در کنار سازمان ها و های مرتبط با آن فعالیت، حمایت خود را از استارتاپ ها انجام می دهند.مراکز رشد اکثرا منابع مالی خود را از بودجه تی یا سازمان بالادستی خود تامین می کنند و بازگشت سرمایه در این مراکز وابسته به ساختار قانونی خاص مان مرکز سازمانی، ی یا تی است. این مراکز هم مانند شتاب دهنده ها، استارتاپ های وارد شده را از لحاظ مالی، امکانات محیطی، آزمایشگاهی، کارگاهی، نیروی انسانی و... حمایت می کنند. ورود و آشنایی با این مراکز به راحتی وارد شدن به شتاب دهنده ها نیست و برخلاف شتاب دهنده ها، فضای رقابتی آنچنانی در ورود به آنها وجود ندارد. مراکز رشد با توجه به بودجه های تی به صورت واضح میزان سرمایه گذاری و امکانات خود را مشخص نکرده اند ولی توقعی کمتر از امکانات شتاب دهنده ها نداشته باشید.بدون سرمایه، استارتاپ تان را راه بیندازید!قدم سوم؛ جذب سرمایه گذار باید یک نفر را که دستش به ذهنش می رسد پیدا کنید و طرح خود را برایش توضیح دهید تا قانع شود روی پروژه شما سرمایه گذاری کند. کلیت بحث سرمایه گذاری همین است! این سیستم در موسسه های مختلف به نوعی سازماندهی هم شده است. در سال های اخیر فعالیت هایی از سمت ت برای سرمایه گذاری در بخش کارآفرینی و تامین منابع مالی استارتاپ ها صورت گرفته است، مانند وام های کارآفرینی صندوق تعاون، مهر رضا و... این که این تخصص منابع چقدر به رشد کارآفرینی کمک کرده است موضوع مورد بحث ما نیست ولی به هر حال برای یک استارتاپ همین مراکز هم می تواند تامین منابع کند. شرکت ها و افرادی نیز وجود دارند که صرفا به عنوان سرمایه گذار می توانند نیازهای مالی یک استارتاپ را تامین کنند. اصل این مقوله چندان جدید نیست اما شرکت های سرمایه گذاری استارتاپ ها نسبتا چند سالی است که پدید آمده اند. این شرکت ها در مورد مسائل فنی، ساختاری و... صاحبنظر نبوده و دخ نمی کنند و صرفا بر بازگشت سرمایه در زمان مقرر و سوددهی مورد نظر تمرکز دارند. همچنین مقررات دست و پاگیر تی و بانکی را ندارند. در این میان روش دیگری نیز وجود دارد که به عنوان سرمایه گذاری داوطلبانه جمعی شناخته می شود. این سرمایه ها توسط مراکز مختلف از اشخاص زیادی با هدف کمک های داوطلبانه و بدون چشمداشت سود یا بازگشت سرمایه جمع آوری می شود. استارتاپ های زیادی توسط این مجموع ها شکل گرفته اند ولی خب معمولا سرمایه زیادی از این طریق جذب نمی شود.لغات و اصطلاحات مورد نیاز برای استارتاپ های محتاج جذب سرمایه * venture capital:
سرمایه خط ذیر یا کارآفرینانه یک شرکت سرمایه گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می دهد. استارتاپ ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می کنند. نکته اینجاست که هیچ ضمانتی برای بازگشت این سرمایه نیست. * seed funding: یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می کند. بیشتر استارتاپ ها نیز برای رشد خود به میزان معینی از جذب سرمایه نیاز دارد تا رشد کنند، به این سرمایه که در مراحل اولیه در اختیار استارتاپ قرار می گیرد، سرمایه بذری گفته می شود. * roi:
نسبت پول به دست آمده از سرمایه گذاری به سرمایه اولیه است. این عدد معمولا به صورت درصد بیان می شود. با این شاخص می توان فهمید که یک شرکت تا چه حد از سرمایه اش برای سودآوری بیشتر استفاده بهینه کرده است. به خاطر همین هر چه این شاخص بالاتر باشد فرصت سرمایه گذاری جذاب تر است. * elevator pitch: اگر در یک آسانسور با یک سرمایه گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید تا ایده خود و دلیل این که ارزش سرمایه گذاری دارد را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. منبع: رو مه هفت صبح