خانواده و محیط زندگی در بروز اختلالات شخصیتی موثرند

اختلالات اضطر و نشانه های ابتلا به آن از مواردی هستند که هر فرد باید با آنها آشنایی داشته باشد. در این مطلب قصد داریم به ارائه توضیحاتی در خصوص این موارد بپردازیم . در ادامه با میهن پست همراه شوید.اختلالات اضطر در حقیقت گروهی از اختلالات روانی هستند که دارای نشانه هایی از اضطراب و ترس اند. اضطراب ناشی از نگرانی درمورد آینده است و ترس واکنشی به رویداد کنونی. احساس اختلال اضطر می تواند دارای نشانه های فیزیکی همچون تپش قلب و لرز باشد اما نشانه های دیگری نیز وجود دارند که در ادامه به معرفی آنها خواهیم پرداخت.رفتارهای اجباری: وینستون اشاره می کند، اگر صدای رادیو و تلویزیون شما حتما باید روی عدد خاصی قرار بگیرد و در غیر این صورت با جابجایی اندکی دچار حمله اضطر می شوند، احتمال دارد به «اختلال وسواس فکری عملی» مبتلا باشید. چنین وسواسی، قوانین سرسختانه ای را برای شما به وجود می آورد که باید از آنها تبعیت کنید.اختلالات اضطر حملات اضطر : حمله اضطر که دقایقی نیز بیشتر به طول نمی انجامد، با تپش شدید قلب، مشکلاتی در تنفس، تعرق شدید، احساس ضعف و گیجی، دردهای شکمی و گرم و سرد شدن همراه است. این بدان معنا نیست که تمام افرادی که حملات اضطر را تجربه می کنند مبتلا به اختلالات اضطر هستند اما در بسیاری از مبتلایان، حملات اضطر دیده شده. این افراد دائم واهمه دارند که حمله اضطر دیگری برای شان اتفاق بیافتد و حالات گذشته را تجربه کنند.اختلالات اضطر نگرانی افراطی: در «ااختلالات اضطر فراگیر» فرد همواره و در مورد هر اتفاق کوچک و بزرگی، اضطراب را تجربه می کند. اگر بیشتر روزهای هفته و یا شش ماه در سال با چنین وضعیتی مواجه هستید، ممکن است از «اختلال اضطراب فراگیر» رنج می برید. از نشانه های این نوع اضطراب احساس خستگی فراوان است و عملکردهای روزمره زندگی شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. تغییر عملکردهای شما در زندگی روزمره از نشانه های بارز «اختلال اضطراب فراگیر» است که «سالی وینستون»، یکی از پزشکان مرکز اختلالات اضطر و استرس در مریلند آن را بر می شمارد.اختلالات اضطر گرفتگی های عضلانی: برخی از این گرفتگی های عضلانی که می توانند در فک، مچ و یا سایر اندام های بدن وجود داشته باشند، گاهی ادامه دار هستند و مبتلایان دیگر به چنین گرفتگی های اهمیت نمی دهند. برخی از نرمش ها می توانند به بهبود این وضعیت بیانجامند. «وینستون» می گوید در برخی از مواقع که فرد به اضطراب شدید دچار باشد چنین گرفتگی هایی در برخی از عضلات، عملکرد ماهیچه های مرتبط را با مشکل مواجه می کند.اختلالات اضطر اختلال در خواب: مشکلات جسمی و روحی هر دو می توانند در وضعیت خو دن اختلالاتی را به وجود آوردند. اگر شب قبل از یک سخنرانی مهم و یا یک آزمون حیاتی، نمی توانید به خوبی بخو د، کاملا طبعی است اما اگر به طور مداوم این وضعیت را تجربه می کنید احتمال دارد به اختلال اضطر مبتلا باشید. تحقیقات نشان داده که تقریبا نیمی از افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، بی خو را نیز تجربه می کنند.اختلالات اضطر سوء هاضمه مزمن: اضطراب بیش از اندازه به برخی از اختلالات گوارشی همچون «سندرم روده تحریک پذیر» نیز می انجامد. فرد مبتلا، درد در ناحیه شکم، انقباضات شکمی، نفخ، گاز شکم، یبوست و یا شکم روش را در ارتباط با این بیماری تجربه می کند. وینستون یکی از دلایل ابتلا به چنین عارضه ای را اختلالات اضطر می داند که البته تنها دلیل ابتلا به این بیماری گوارشی نیست. برخی از مشکلات دیگر جسمی و ناراحتی های اجتماعی نیز به این اختلال می انجامند.اختلالات اضطر وحشت فراوان: بیشتر افراد پیش از قرار گرفتن در جمع دیگران، دچار اندکی اضطراب می شوند اما اگر این امر به وحشتی برای فرد تبدیل شده باشد، به نوعی ترس به نام «فوبیای اجتماعی» می انجامد. افراد مبتلا به این نوع از اضطراب، روزها و هفته ها پیش از مواجه شدن با یک گردهمایی دسته جمعی، نگرانی فراوانی را تجربه می کنند و از قضاوت شدن از سمت دیگر بسیار واهمه دارند.اختلالات اضطر آگاهی از ترس خود برای حضور در بین دیگران: در برخی از مواقع ترس از جمعیت به تعداد فراوان افراد مربوط نمی شود و حتی یک دورهمی دوستانه مختصر نیز در فرد ایجاد اضطراب می کند. افراد مبتلا نشانه هایی همچون سرخ شدن، لرزش اندام ها، ح تهوع، تعرق فراوان و مشکلاتی در صحبت را تجربه می کنند که گاه در محل کار، تحصیل و یا روابط مشکلاتی را برای وی به وجود می آورد.اختلالات اضطر ترس های بی اساس و غیرمنطقی: برخی از اضطراب ها به تمام وضعیت ها مربوط نمی شوند بلکه وابسته به برخی از عوامل مانند ترس از مسافرت هوایی، ترس از حیوانات و یا جمعیت هستند. اگر چنین ترس هایی بیش از اندازه نرمال باشند، تبدیل به «فوبیا» می شوند که خود نوعی اختلال اضطر به شمار می رود. اگرچه انواع «فوبیا»، مشکلاتی را به در روند زندگی به وجود می آورند اما همیشگی نیستند و در واقع با قرار گرفتن در موقعیت های خاصی نمایان می شوند.اختلالات اضطر کمال گرایی: وینستون کمال گرایی را با اختلالات اضطر در ارتباط می داند. افرادی که از خود توقعات بیش از اندازه دارند و از اشتباهات حتی کوچک خود دچار اضطراب می شوند، ممکن است به اختلالات اضطر مبتلا باشند. کمال گرایی خصوصا در میان مبتلایان به «اختلال وسواس فکری عملی» دیده می شود که همچون «اختلال استرسی پس از ضایعه روانی»، تا مدت ها تصور می شد که اختلال اضطر باشد. ویسنتون می گوید فردی که به مدت ۳ ساعت از خانه بیرون نمی آید تا آرایش صورتش دقیقا همان چیز مورد نظرش باشد، احتمال به این نوع از اختلال مبتلاست.اختلالات اضطر عدم اعتماد به نفس و تردید: یکی از نشانه های اختلالات اضطر ، که در «اختلال وسواس فکری عملی» و «اختلال اضطراب فراگیر» نیز دیده می شود، عدم اعتماد به نفس و تردید است. به عنوان مثال فرد مبتلا گاه دچار تردید می شود و از خود سئوال های عجیبی می پرسد. “آیا همان اندازه که همسرم مرا دوست دارد، من نیز به او علاقه دارم؟” وینستون سئوالات بدون جو از این قبیل را برای «اختلال وسواس فکری عملی» بر می شمارد و از آنها به «حملات تردیدی» یاد می کند. در واقع افراد مبتلا آنقدر چنین سئوالاتی را از خود می پرسند که دچار وسواس ذهنی می شوند.اختلالات اضطر بازگشت به گذشته: برخی از اتفاقات دردآور در زندگی همچون از دست دادن یکی از افراد نزدیک، سبب عارضه ای به نام «اختلال استرسی پس از ضایعه روانی» می شوند که نشانه های مشترکی با اختلال اضطر نیز دارد. بر اساس تحقیقاتی که ۱۱ پیش انجام و نتیجه آن در نشریه «اختلال اضطر » به انتشار رسید، افرادی که به این نوع از اضطراب مبتلا هستند، احتمال دارد که از یادآوری نشانه هایی که آن حادثه را تداعی می کند، پرهیز کنند.اختلالات اضطر منبع: health
مطالعه کتاب ها و منابع زیر از سوی دوستان شما به داوطلبان آزمون ارشد سراسری و آزاد پیشنهاد شده است. شما نیز می توانید نظرات خود را در این زمینه مطرح نمایید.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست سراسری و آزاد کد ۱۳۱۷منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیستمنابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست اگر به درستی انتخاب شوند ، اولین قدم صحیح در مسیر حرکت به سوی قبولی در آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست سراسری و آزاد است، لذا دپارتمان های تخصصی سنجش کبیر جهت سهولت دسترسی داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد، منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست را تدوین و گردآوری نموده است تا داوطلبان حتی اگر خودشان به صورت مستقل نیز بخواهند منابع را تهیه کنند این امر قابل انجام باشد. به داوطلبان توصیه می شود که از بسته های آموزشی(کتب و جزوات تخصصی) مورد نیاز هر رشته استفاده کنند(به دلایل زیر) ولی اگر باز اصرار دارند که منابع را تهیه کنند توصیه می شود در کنار منابع تهیه شده مرجع، کتاب مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد) به روش سنجش کبیر را تهیه کنند که به آنها روش برنامه ریزی را ارایه می دهد که بتوانند از مینیمم زمان، ماکزیمم استفاده را ند.
آیا خواندن کتب مرجع برای آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست توصیه می شود؟مطالعه کتاب های مرجع اگر چه بسیار مفید و ضروری است اما برای آمادگی در آزمون کارشناسی ارشد دارای معایبی است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم:
۱) حجم این نوع کتاب ها با توجه به مطالب مفید آنها برای آزمون مناسب نیست؛ چرا که در کتاب های مرجع بیشتر به آموزش مفاهیم، اثبات قضایا و بعضاً آوردن مطالب غیر ضروری تکیه شده و تعداد سؤالات با پاسخ، برای تمرین دانشجویان کم است و بعضاً پاسخ را به عهده خواننده گذاشته اند.
۲) در این نوع کتاب ها، روش های تستی و سریع جهت پاسخگویی به سؤالات آزمون کارشناسی ارشد، وجود ندارد.
۳) مطالب بعضی از این کتاب ها به دلیل ترجمه گزینشی نامفهوم به نظر می رسد و خواننده نمی تواند ارتباط لازم را با کتاب برقرار کند.
دلایل فوق و برخی علل دیگر نیاز به مطالعه یک کتاب جامع و خوب را برای ما ضروری می سازد. البته گفتنی است یک کتاب خوب باید کاملاً منطبق بر کتاب های مرجع با حذف نکات منفی آنها باشد و دانشجویان نباید کتاب های مرجع را از ذهن خارج کنند.
انتشارات سنجش کبیر جهت قبولی داوطلبان در آزمون کارشناسی ارشد، کتاب های رشته های مختلف را در سطح کشور ارائه کرده که با استقبال زیادی از سوی دانشجویان مواجه شده است. مجموعه این کتاب ها در بسته های آموزشی کارشناسی ارشد برای هر رشته گردآوری و تمام این کتاب ها با در نظر گرفتن منابع آزمون و کتاب های مرجع گوناگون برای هر درس تألیف شده است. که دارای خصوصیات زیر می باشند:
کتاب های تکدرس آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست :در این نوع کتاب ها برای هر درس یک کتاب شامل آموزش گام به گام مطالب به زبانی ساده همراه با آوردن مثال ها و تست ها در ضمن آموزش، ارائه شده است. در کتاب های آموزشی مؤسسه از آوردن مطالب غیر ضروری پرهیز شده و خلاصه آنچه مورد نیاز داوطلب است ارائه شده است و هر کجا که در پاسخگویی تست ها روش های تستی وجود داشته به آنها اشاره شده است. پس از آموزش مطالب هر فصل، تست های طبقه بندی شده سال های گذشته مربوط به آن فصل به همراه پاسخ تشریحی و تست های خودسنجی با جواب کلیدی گنجانده شده است تا دانشجو پس از آموزش مطالب، تمام تست های سال های قبل مربوط به آن فصل را مرور کند.
کتاب های کارشناسی ارشد سنجش کبیر با توجه به ساختار کاملاً حرفه ای و علمی آنها و توجه به نیاز دانشجویان، داوطلبان را از مراجعه به کتاب های دیگر بی نیاز می کند. مطمئناً تعداد تست های فراوان، آموزش ساده و روان مطالب، به روز بودن کتاب ها از مشخصه های بارز کتاب های سنجش کبیر است.
ویژگی های بارز بسته های آموزشی کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیستجزوات سنجش کبیر توسط نفرات برتر کنکور سال های گذشته گردآوری گردیده و حاوی مطالب مفید و نکات برگزیده ای است که موجب صرفه جویی در وقت داوطلبان می گردد. بسیاری از داوطلبان با مشاهده حجم و تعدد کتب رفرنس اعلام شده، نگران نحوه گزینش مطلب و کمبود زمان برای مطالعه آنها می‎ گردند، از اینرو جزوات سنجش کبیر علاوه بر مطالب گردآوری شده توسط نفرات برتر، دارای مطالب کنکوری بوده و یک منبع جامع، کامل و در عین حال خلاصه محسوب می شود که نیاز شما را به هر کتاب یا هر منبع دیگری مرتفع می ‎کند.
مزیت دیگر بسته‎های آموزشی سنجش کبیر امکان دریافت جزوات ویرایش شده بدون نیاز به پرداخت هزینه مجدد توسط یدار می باشد. به عبارت دیگر اگر جزوه ‎ای حتی یک روز پس از ید شما ویرایش گردد، می توانید نسخه جدید آن را بطور رایگان از موسسه دریافت نمایید.گرایش های رشته کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست سراسری و آزاد عبارتند از:کارشناسی ارشد ی محیط زیست منابع طبیعی، گرایش های : ۱- زیستگاهها و تنوع زیستی ۲- ارزی و آمایش سرزمین ۳- آلودگی های محیط زیستمنابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع زبان عمومی۱- کتاب گرامر کاربردی زبان انگلیسی، شهاب اناری و همکاران، انتشارات مبتکران.
۲- کتاب گرامر زبان انگلیسی، عباس فرزام، انتشارات باستان.
۳- کتاب تافل رهنما، ابراهیم نظری تیموری، انتشارات رهنما.
۴- کتاب ۵۰۴ واژه ضروری تافل، انتشارات جنگل.
۵- کتاب مجموعه سوالات کارشناسی ارشد زبان عمومی، انتشارات سازمان سنجش و آموزش کشور.
۶- جزوه زبان عمومی موسسه سنجش تکمیلی کبیر.

۷- saheli, mohamad, vocabulary for toefl and ma candidates of toefl. koye ar press.

۸- جزوه زبان عمومی سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.
منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع زبان تخصصی ی منابع طبیعی – محیط زیست۱- کتاب زبان تخصصی علوم محیط زیست، تالیف پرویز بیرجندی، محمد علیپور و کامران مهرگان، انتشارات آزاد ی واحد علوم تحقیقات.
۲- کتاب زبان تخصصی محیط زیست، تالیف نعمت الله جعفرزاده حقیقی فرد، سیدمحسن حسینی و همتا گل کاریان، انتشارات خانیران.
۳- کتاب فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی، شامل تعریف و معادل فارسی واژه های علمی، ه شناسی کشاورزی، تالیف مرتضی اسماعیلی، کریم کمالی و ابراهیم باقری زنوز، انتشارات تهران.
۴- کتاب انگلیسی برای دانشجویان رشته کشاورزی (english for the students of agriculture) (جلد ۱ و ۲)، مولفان بهروز عزبدفتری، ابراهیم جدیری سلیمی، مسعود رحیم پور، زاریک مل یان، م. رحیم پور و ج. یغمایی، انتشارات سمت.
۵- کتاب راهنمای انگلیسی برای دانشجویان کشاورزی (۱ و ۲)، مولف فرهاد توحیدی، انتشارات واژه.
۶- کتاب راهنمای کامل انگلیسی برای دانشجویان رشته کشاورزی (۱ و ۲)، مولفان حسن کرکی و مریم ثنایی زاده، انتشارات آییژ.
۷- جزوه زبان تخصصی محیط زیست تهران.
۸- جزوه زبان تخصصی منابع طبیعی – محیط زیست آزاد واحد علوم تحقیقات.
۹- جزوه زبان تخصصی منابع طبیعی – محیط زیست موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۱۰- جزوه زبان تخصصی منابع طبیعی – محیط زیست سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع آلودگی های محیط زیست۱- کتاب آلودگی محیط زیست (آب ، خاک و هوا)، مولفان مجید عرفانی منش و مجید افیونی، انتشارات ارکان.
۲- کتاب آلودگیهای محیط زیست، مولفان فروغ گلکار و علیرضا فرهمند، انتشارات ماندگار.
۳- کتاب آلودگی محیط زیست (هوا – آب – خاک – صوت)، مولف مینو دبیری، انتشارات آیلار.
۴- کتاب شناخت، پیشگیری و کنترل آلودگی های محیط زیست، تالیف حسن هویدی، انتشارات خانیران.
۵- کتاب آلودگیهای محیط زیست، مولفان محمدرضا خانی و کامیار یغماییان، انتشارات خانیران، آوای قلم.
۶- کتاب آلودگی محیط زیست، مولفان علی کریمی و زهرا ناصرزاده، انتشارات فن آوران.
۷- جزوه آلودگی محیط زیست میر صنعتی اصفهان.
۸- جزوه آلودگی محیط زیست تهران.
۹- جزوه آلودگی محیط زیست آزاد واحد علوم تحقیقات.
۱۰- جزوه آلودگی محیط زیست موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۱۱- جزوه آلودگی محیط زیست سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع اکولوژی حیات وحش۱- کتاب اکولوژی عمومی، تالیف محمدرضا اردکانی، انتشارات تهران.
۲- کتاب اکولوژی، تالیف مایکل اسکات، مترجم معصومه عمید، انتشارات عطاپور.
۳- کتاب بوم شناسی ملکولی، تالیف جوانا فریلند، مترجم منصوره ملکیان، انتشارات جهاد ی مشهد.
۴- کتاب بوم شناسی: تجزیه و تحلیل تجربی توزیع و فراوانی، تالیف چار ج کربز، ترجمه عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد ی ( مشهد).
۵- کتاب اکولوژی (عمومی و حیات وحش)، تالیف غلامرضا نادری، انتشارات خانیران.
۶- کتاب فنون مدیریت حیات وحش، تالیف بهروز بهروزی راد، انتشارات نوربخش.
۷- کتاب زیست شناسی حفاظت، تالیف منصوره خلعت بری، غلامرضا نادری و شیرین آقا زاده، انتشارات پیام نور.
۸- کتاب بوم شناسی مهره داران، تالیف حبیب حسین پوررودسری و بهروز بهروزی راد، انتشارات آزاد ی واحد لاهیجان.
۹- کتاب روشهای اندازه گیری تنوع زیستی، تالیف اجتهادی و همکاران، انتشارات جهاد ی مشهد.
۱۰- کتاب مبانی زیست شناسی حفاظت، تالیف منصوره ملکیان و محمود رضا همامی، انتشارات جهاد ی مشهد.
۱۱- کتاب شناخت محیط زیست، زمین سیاره زنده، تالیف دانیل بوتکین و دوارد کلر، مترجم عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد ی مشهد.
۱۲- کتاب مبانی محیط زیست، تالیف کنت وات، ترجمه عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد ی مشهد.
۱۳- کتاب بوم شناسی و مدیریت حیات وحش، تالیف گرام کالی و انتونی سیکلاو، مترجم منصور مصداقی، انتشارات آستان قدس رضوی.
۱۴- کتاب روش های بوم شناسی، تالیف چار جی. کربز، مترجم منصور مصداقی، انتشارات جهاد ی ( مشهد).
۱۵- کتاب اکولوژی حیات وحش: ویژه آزمون ناپیوسته کارشناسی و کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی – محیط زیست، تالیف غلامرضا بناگر و سمانه گل محمدی، انتشارات علم کشاورزی ایران.
۱۶- جزوات اکولوژی و مدیریت حیات وحش، فنون حیات وحش، زیست شناسی حفاظت کابلی تهران.
۱۷- جزوات اکولوژی و مدیریت حیات وحش، فنون حیات وحش، زیست شناسی حفاظت رضایی و وارسته گرگان.
۱۸- جزوات اکولوژی و مدیریت حیات وحش، فنون حیات وحش، زیست شناسی حفاظت هماهی و ملکیان صنعتی اصفهان.
۱۹- جزوات اکولوژی و مدیریت حیات وحش، فنون حیات وحش، زیست شناسی حفاظت نادری گیلان.
۲۰- جزوه اکولوژی حیات وحش آزاد واحد علوم تحقیقات.
۲۱- جزوه اکولوژی حیات وحش موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۲۲- جزوه اکولوژی حیات وحش سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع شناخت و حمایت محیط زیست۱- کتاب شناخت محیط زیست (زمین سیاره زنده)، تالیف دانیل بوتکین و ادوارد کلر، مترجم عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد ی ( مشهد).
۲- کتاب مبانی محیط زیست، تالیف کنت وانت، مترجم عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد ی ( مشهد).
۳- کتاب شناخت محیط زیست، تالیف مریم رفعتی، انتشارات خانیران.
۴- کتاب اکولوژی عمومی، تالیف محمدرضا اردکانی، انتشارات تهران.
۵- کتاب اکولوژی، تالیف مایکل اسکات، مترجم معصومه عمید، انتشارات عطاپور.
۶- کتاب اکولوژی عمومی، تالیف رضا قربانی و محمدتقی آل ابراهیم، انتشارات جهاد ی ( مشهد).
۷- کتاب اکولوژی عمومی، تالیف علی اصغر نیشابوری، انتشارات پیام نور.
۸- جزوه شناخت محیط زیست، گرگان.
۹- جزوه شناخت محیط زیست تهران.
۱۰- جزوه شناخت محیط زیست یزد.
۱۱- جزوه شناخت محیط زیست اصفهان.
۱۲- جزوه شناخت و حمایت محیط زیست، آزاد واحد علوم تحقیقات.
۱۳- جزوه شناخت و حمایت محیط زیست موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۱۴- جزوه شناخت محیط زیست سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع ارزی محیط زیست۱- کتاب شالوده آمایش سرزمین، تالیف مجید مخدوم، انتشارات تهران.
۲- کتاب ارزی اثرات زیست محیطی، تالیف سیدمسعود منوری، انتشارات میترا.
۳- کتاب راهنمای ارزی اثرات زیست محیطی سدها، تالیف سیدمسعود منوری، انتشارات کتاب فرزانه.
۴- کتاب راهنمای ارزی اثرات زیست محیطی بزرگراهها، تالیف سیدمسعود منوری، انتشارات کتاب فرزانه.
۵- کتاب الگوی ارزی اثرات زیست محیطی زباله سوزهای شهری، تالیف سیدمسعود منوری و حسین جعفری ورامینی، انتشارات سرخ.
۶- کتاب gis و ارزی و برنامه ریزی محیط زیست، تالیف حشمت الله نادرشاهی و علیرضا قرا لو و سعید صادقیان، انتشارات سازمان نقشه برداری کشور.
۷- کتاب ارزی توان و آمایش سرزمین: مدیریت یکپارچه آبخیر، تالیف محمدرضا منصوری، علی نژاد، عبدالرسول سلمان ماهینی، حمیدرضا کامیاب، هوشنگ جزی، هدی کریمی پور، آزاده مهری، آرش زارع گاریزی، فردین شریعت پناهی، محمد راستین و لیلا پیشدادسلیمان آباد، انتشارات پونه.
۸- کتاب ارزی محیط زیست ویژه آزمون های تخصصی کارشناسی ارشد و ی، تالیف غلام رضا نادری بنی، انتشارات خانیران.
۹- جزوه پارکداری و ارزی محیط زیست و ارزی اثرات توسعه دانه کار تهران.
۱۰- جزوه پارکداری و ارزی محیط زیست و gis صنعتی اصفهان.
۱۱- جزوه سیستم اطلاعات جغرافیایی و پارکداری ماهینی گرگان.
۱۲- جزوه ارزی محیط زیست آزاد واحد علوم تحقیقات.
۱۳- جزوه ارزی محیط زیست موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۱۴- جزوه ارزی محیط زیست سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست – منابع بیولوژی و شناخت حیوانات شکاری۱- کتاب بیولوژی حیوانات شکاری، مولفان بناگر گل محمدی، انتشارات سالوک.
۲- کتاب راهنمای صحرائی داران ایران، مولف هوشنگ ضیایی، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست.
۳- کتاب راهنمای پرندگان ایران، تالیف جمشید منصوری، انتشارات کتاب فرزانه.
۴- کتاب بیولوژی حیوانات شکاری: ویژه آزمونهای تخصصی کارشناسی ارشد، مولف نوشین مردانی، انتشارات خانیران.
۵- مقالات پرنده شناسی منصور مصداقی.
۶- جزوه زیست شناسی و شناخت مهره داران گرگان.
۷- جزوه بیولوژی حیوانات شکاری علیزاده و کابلی تهران.
۸- جزوه پرنده شناسی علیزاده و کابلی تهران.
۹- جزوه بیولوژی حیوانات شکاری آزاد واحد علوم تحقیقات.
۱۰- جزوه بیولوژی و شناخت حیوانات شکاری موسسه سنجش تکمیلی کبیر.
۱۱- جزوه بیولوژی حیوانات شکاری سنجش کبیر که برگرفته از اکثر منابع فوق می باشد.
نگاهی بر آزمون های زبان انگلیسی داخل کشورداوطلبان آزمون کارشناسی ارشد توجه داشته باشند اگر بعد از فارغ حصیلی تمایل به ادامه تحصیل در مقطع ی در داخل یا خارج از کشور را دارند باید قبل از امتحان جامع برای های داخل و همچنین قبولی پذیرش برای های خارج از کشور باید یکی از مدارک زبان زیر را ارائه دهند لذا داوطلبان آزمون ی بعد ازقبولی در آزمون ی و قبل از آزمون جامع (معمولا بعد از ۲ سال و بعد از گذراندن واحد های تئوری توسط دانشجو ،آزمون جامع توسط محل تحصیل داوطلب برگزار می شود) ، بایستی در یکی از آزمون های زبان ملی یا بین المللی شرکت کرده و مدرک آن را ارائه دهند.لازم به ذکر است تنها در آزمون mhle قبل از آزمون ی، باید این مدرک ارائه شود.
آزمون msrtآزمون زبان وزارت علوم, قبلا با نام mche مخفف ministry of culture and higher education (وزارت فرهنگ و آموزش عالی) شناخته می شد. اما در سال های اخیر, با نام msrt مخفف ministry of science, research and technology (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری) شناخته می شود. پس آزمون زبان msrtهمان آزمون زبان mche سابق است. بیشتر دانشجویان متقاضی استفاده از بورس ای خارج از کشور, از آن استقبال می کنند. و مورد تایید اکثر های داخلی می باشد.
آزمون eptآزمون تافل ای آزاد یا آزمون زبان ept آزمونی است که توسط آزاد ی برگزار می گردد و تمامی دانشجویان مقطع ی آزاد می بایست تا قبل از شرکت در امتحان جامع, نمره این آزمون یا آزمون های مشابه را به ارائه کنند. این آزمون مخفف (english proficiency test)است.
آزمون زبان utept (زبان عمومی تهران)این آزمون مخفف (university tehran english proficiency test) است. تهران جهت تسهیل روند ادامه تحصیل در دوره های ی تخصصی، اقدام به برگزاری آزمون زبان عمومی می نماید. نمره قبولی در آزمون زبان عمومی تهران utept مورد تایید اکثر های تهران و شهرستان می باشد.
آزمون mhleآزمون mhle توسط وزارت بهداشت, درمان و آموزش پزشکی برگزار می شود. این آزمون مخفف ministry of health language exam می باشد. سطح آزمون mhle در حد آزمون زبان تافل می باشد. آزمون زبان mhle ویژه دانشجویان داوطلب شرکت در کلیه دوره های علوم پزشکی های تی است اگر داوطلبان گروه علوم پزشکی تنها قصد ادامه تحصیل در های سراسری را داشته باشند بهتر است در آزمون زبان mhle شرکت کنند. اما اگر شرکت در آزمون ای هر دو تی و آزاد در برنامه آنها قرار دارد باید به سراغ آزمون زبان msrt بروند چرا که آزاد مدرک mhle را نمی پذیرد.
آزمون tolimoتولیمو مخفف the test of language by the iranian measurement organization می باشد که توسط سازمان سنجش آموزش کشور طراحی و اجرا می شود که در واقع آزمونی استاندارد برای تعیین سطح دانش زبان انگلیسی می باشد. نمره قبولی در آزمون زبان تولیمو مورد تایید اکثر های تهران و شهرستان می باشد.
آزمون toeflتافل مخفف test of english for foreign learners می باشد. آزمون تافل (toefl) یک آزمون جامع زبان انگلیسی است که برای ورود به بیش از ۴۴۰۰ کالج و در ایالات متحده و کانادا، و دیگر بخش های جهان، مورد نیاز می باشد. نمره قبولی در آزمون زبان تافل مورد تایید اکثر های تهران و شهرستان می باشد.
آزمون ieltsآزمون آیلتس (international english language testing system) جهت سنجش میزان آمادگی داوطلبان برای ادامه تحصیل، فراگیـری مهارت هـای تخصصـی و یـا کار و اقامـت در کشـورهـای انگلیسی زبان طراحی شـده است. اکثر هاى دنیا (بخصوص کشورهاى انگلیسى زبان) ارائه مدرک ielts را به عنوان یکى از مهم ترین شروط پذیرش دانشجویان مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و ا قید کرده اند. نمره قبولی در آزمون زبان آیلتس مورد تایید اکثر های تهران و شهرستان می باشد.
کلمات کلیدی:
منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۵, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۶, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۷, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۸, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۹, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۵, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۶, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۷, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۸, منابع آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۹, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۵, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۶, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۷, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۸, منابع کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۹, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۵, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۶, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۷, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۸, منابع ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست ۹۹, منابع کنکور کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع کنکور ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست,آزمون ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, کنکور کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, کنکور ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست سراسری , ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , سنجش تکمیلی کبیر , منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست تضمینی , بسته آموزشی کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , گرایش های کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست آزاد , کنکور کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, جزوات کنکور کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, سوالات آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, دروس امتحانی کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , مشاوره کنکور کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , جدیدترین منابع آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , مشاوره آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , آزمون های آزمایشی کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , مشاوره آزمون کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , گرایش های ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , بهترین گرایش ی منابع طبیعی محیط زیست , رشته های کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست , منابع آزمون کارشناسی ارشد منابع طبیعی محیط زیست, منابع آزمون ارشد منابع طبیعی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد منابع طبیعی محیط زیست, منابع ارشد منابع طبیعی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد محیط زیست, منابع آزمون ارشد محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد محیط زیست, منابع ارشد محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد ی محیط زیست, منابع آزمون ارشد ی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد ی محیط زیست, منابع ارشد ی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم و ی محیط زیست, منابع آزمون ارشد علوم و ی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد علوم و ی محیط زیست, منابع ارشد علوم و ی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم محیط زیست, منابع آزمون ارشد علوم محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد علوم محیط زیست, منابع ارشد علوم محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد منابع طبیعی ی محیط زیست, منابع آزمون ارشد منابع طبیعی ی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد مدیریت و حفاظت تنوع زیستی, منابع کارشناسی ارشد مدیریت و حفاظت تنوع زیستی, منابع آزمون کارشناسی ارشد مدیریت تنوع زیستی, منابع کارشناسی ارشد مدیریت تنوع زیستی, منابع آزمون کارشناسی ارشد حفاظت تنوع زیستی, منابع کارشناسی ارشد حفاظت تنوع زیستی, منابع آزمون کارشناسی ارشد ارزی و آمایش سرزمین, منابع کارشناسی ارشد ارزی و آمایش سرزمین, منابع آزمون کارشناسی ارشد ارزی سرزمین, منابع کارشناسی ارشد ارزی سرزمین, منابع آزمون کارشناسی ارشد آمایش سرزمین, منابع کارشناسی ارشد آمایش سرزمین, منابع آزمون کارشناسی ارشد آلودگی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد آلودگی محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد آلودگی های محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد آلودگی های محیط زیست, منابع آزمون کارشناسی ارشد ارزی محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد ارزی محیط زیست , منابع کارشناسی ارشد مدیریت محیط زیست, گرایش های کارشناسی ارشد محیط زیست, منابع کارشناسی ارشد محیط زیست ۹۵, جزوات ارشد محیط زیست, گرایش های کارشناسی ارشد ی منابع طبیعی محیط زیست, کارشناسی ارشد محیط زیست تهران, کارشناسی ارشد ی محیط زیست, ارشد عمران محیط زیست
سلامت نیوز: ت یازدهم لایحه ای را تحت عنوان "لایحه حمایت از محیط بانان" تهیه کرده است. این لایحه در اختیار مجلس شورای ی قرار دارد و هم اکنون حدود 3 هزار نفر از محیط بانان کشور در انتظار تصویب لایحه حمایت از محیط بانان هستند تا بخشی از مشکلات آن ها برطرف شود.به گزارش سلامت نیوز به نقل از پانا، بر اساس استاندارد جهانی هر یک هزار تار باید توسط یک محیط بان حفاظت شود این در حالی است که در ایران هر محیط بان از ۶۰۰۰ تار حفاظت می کند.محیط بانان، حفاظت 10 تا 11 درصد عرصه های طبیعی کشور را بر عهده دارند، وظیفه ای که دشوار است زیرا علاوه بر مواجهه با بسیاری از کمبودها اعم از منابع مالی و انسانی و محدودیت های قانونی، نگاه و رویکرد به آن در کشورمان هنوز از نوع سنتی و غیرعلمی است.در حال حاضر بالغ بر ۲۸۰۰ محیط بان در کشور ما فعالیت می کنند که با دغدغه های متعدد قضایی و معیشتی مواجه هستند. اگرچه طی چند سال گذشته از سوی مسئولان تلاش هایی برای بهبود شرایط این گروه صورت گرفته است ولی همچنان محیط بانان این مرز و بوم با خلاهایی مواجه هستند.محیط بانان مازاد بر استاندارد، فعالیت می کننداسماعیل میرانزاده رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان پیشوا در آستانه روز محیط بان درخصوص مهم ترین مشکلات محیط بانان به خبرنگار پانا گفت: بزرگترین مشکلی که هم اکنون سازمان محیط زیست و محیط بانان در سراسر کشور با آن مواجه هستند، کمبود نیروی انسانی با ردیف پستی محیط بانی است. نیروی انسانی اگر از شاخص سازمان محیط زیست باشد بد نیست اما وقتی در بخش محیط بانی نگاه کنیم، می بینیم که تعداد کافی نیست. در حال حاضر دو هزار و 800 نفر به عنوان محیط بان مسئول حفاظت از یازده درصد از خاک کشور هستند که در برابر پارک های ملی، مناطق حفاظت شده، پناهگاه های حیات وحش، آثار طبیعی ملی و مناطق شکار ممنوع عدد قابل توجهی است.این پیش وت محیط بانی درباره استاندارد محیط بانان گفت: استاندارد جهانی که در این رابطه تعریف شده به ازای هر هزار تار یک محیط بان است اما بسیاری از اساتید و کارشناسان فن به این موضوع اعتقاد ندارند چرا که استاندارد تعریف شده بر اساس شرایطی از جمله توپوگرافی منطقه است که باید لحاظ شود. اما در حال حاضر نیروهای محیط بانی مازاد بر استاندارد مشغول به فعالیت هستند که عمده ترین دلیل آن عشق و علاقه به حفاظت از مناطق است.مهم ترین دغدغه های محیط بانانمیرانزاده در ادامه موضوع تأمین معیشت محیط بانان را یکی از دغدغه های این افراد عنوان کرد و گفت: موضوع معیشت محیط بانان دغدغه مهمی است که علی رغم اینکه اقدامات خوبی در ت یازدهم انجام شده اما هنوز مشکلات زیادی در این بخش وجود دارد و محیط بانان با آن دست و پنجه نرم می کنند.وی با اشاره به سایر مشکلات محیط بانان نیز گفت: در حال حاضر تجهیزاتی که در اختیار محیط بانان قرار دارد، نسبت به دو دهه گذشته بهتر شده اما تزریق این تجهیزات با زمان پیشرفت ندارد و در مقایسه با امکانات سایر کشورها به روز نیست. البته همه این مسایل باعث نمی شود که محیط بانان از فعالیت خود دست بکشند، بلکه از جان مایه می گذارند و سختی مضاعف را تحمل می کنند.میرانزاده در ادامه همچنین به خلأهای قانونی در حوزه محیط بانی اشاره کرد و گفت: امیدواریم خلأهای قانونی که در اجرای قوانین و مقررات محیط بانی وجود دارد با تصویب لایحه حمایت از محیط بانان برطرف شود. این لایحه هم اکنون مراحل تصویب خود را سپری می کند. خلأهای موجود مشکلات بسیاری برای محیط بانان به وجود آورده است. بحث حفاظت، خالی از تقابل و درگیری نیست اما وقتی تقابلی پیش می آید تمام چالش ها برای یک محیط بان ایجاد می شود.قوانین محیط بانی کارساز نیستوی با بیان اینکه قوانین محیط بانی کارساز نیست و نیاز به تکمیل دارد، گفت: محیط بانان نیاز به قوانین حمایتی دارند که خوشبختانه این اقدام در ت یازدهم انجام شده و امیدواریم به سرانجام برسد. اگر مشکلات محیط بانان حل شود وضعیت آن ها در سال های آینده بهتر خواهد شد.این محیط بان پیش وت همچنین بر ضرورت آگاهی و دانش نیروهای محیط بانی تأکید کرد و گفت: سازمان حفاظت محیط زیست در بحث اطلاع بخشی و آگاهی محیط بانان اقدامات خوبی انجام داده به طوری که در دانشکده محیط زیست 1500 نفر تحت آموزش قرار گرفتند و مابقی محیط بانان نیز تحت این آموزش ها قرار می گیرند. در کنار این موضوع رسانه ها نیز می توانند به ارتقای فرهنگ محیط زیست کمک کنند تا در نهایت شاهد تقابل افراد در این بخش نباشیم.دست محیط بانان در حفاظت از محیط زیست بسته استهمچنین محمودرضا خسروی رئیس و فرمانده یگان منطقه حفاظت شده کویر، کمبود نیروی کارآمد و زبده، کمبود تجهیزات موتورسیکلت و خودروهای مخصوص بیابان و عدم همکاری برخی ارگان های نظامی با محیط زیست را مهم ترین مشکلات فعلی محیط بانان عنوان کرد.وی تصریح کرد: قبل از هر چیزی نیرویی که استخدام می شود باید علاقمند به محیط زیست باشد نه اینکه با توصیه و دستور وزارتخانه ها اقدام به این کار کنند. نباید نیرویی که کارایی ندارد استخدام شود با این اقدام روز به روز پسرفت می کنیم و حیات وحش نابود می شود. خسروی در رابطه با خلأهای قانونی حوزه محیط بانی به خبرنگار پانا گفت: در محیط زیست خلأ قانونی به آن صورت وجود ندارد اما در بخش حمل سلاح های سازمانی دست محیط بانان باز نیست به طوری که در برخی مواقع محیط بان وارد جریانی می شود که در نهایت او محکوم می شود. این مسایل باعث می شود، محیط بانان به خاطر ترس نتوانند آنگونه که باید انجام وظیفه کنند.وی در ادامه با اشاره به ضرورت تصویب لایحه حمایت از محیط بانان بیان کرد: این لایحه هنوز تصویب نهایی نشده و باید منتظر ماند تا تصویب و بازتاب آن مشخص شود. برخی مواقع متخلفان به سمت ان محیط زیست تیراندازی می کنند اما در مجامع قضایی نمی توانند از دفاع کنند و محکوم می شوند. امیدوارم با تصویب این لایحه دست محیط بانان در حفاظت از محیط زیست باز شود.آ ین وضعیت لایحه حمایت از محیط بانانعلی تیموری مدیرکل حفاظت و شکار و صید سازمان محیط زیست نیز درباره آ ین وضعیت لایحه حمایت از محیط بانان به خبرنگار پانا گفت: پیش نویس لایحه حمایت از محیط بانان در سازمان حفاظت محیط زیست تنظیم شد و بعد از نهایی شدن در اختیار مجلس شورای ی قرار گرفت و در صورت تصویب این لایحه از حق و حقوق این ضابطان قضایی دفاع می شود.وی افزود: محیط بانان شرایط خاصی دارند و در سازمان محیط زیست سعی شده با تهیه لایحه ای به مواردی از جمله مسئولیت مدنی، حمایت های قضائی، حقوق و مزایا و سختی شرایط کار این افراد توجه ویژه شود. لایحه شامل موضوعاتی می شود که در قالب حمایت از محیط بانان مطرح است و عمده ترین موضوعی که در لایحه مذکور مطرح است بحث تشدید مجازات متهمان است.مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست درباره خلع سلاح محیط بانان گفت: نظر بدنه اجرایی سازمان این موضوع نیست، محیط بان مجوز مطلق تیراندازی ندارد اما در قانون استفاده از سلاح و مهمات، محیط بان نیز می تواند در برابر متخلفی که سلاح دارد از خود دفاع کند که با نهایی شدن این لایحه وضعیت محیط بانان بهبود یابد.رفع کاستی ها در حوزه محیط بانانمعصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز معتقد است: ایجاد فضای امن و پشتوانه قانونی و حمایتی برای حافظان عرصه طبیعت کشور منجر به ایستادگی بیشتر آن ها در برابر متخلفان و م ان این عرصه خواهد شد.ابتکار افزود: پیش از این نیز حمایت های قانونی از محیط بانان و سایر محافظان عرصه طبیعت کشور وجود داشته، اما ارائه این لایحه منجر به رفع خلاء ها و کاستی ها در این زمینه خواهد شد. به دلیل اهمیت موضوع، با جدیت پیگیر تدوین لایحه ای جامع در این حوزه و تصویب قانونی آن در مجلس هستیم.معاون رئیس جمهور تصریح کرد: تبدیل وضعیت محیط بانان، اعطای درجات محیط بانی، آموزش محیط بانان، محیط بانان محکوم به قصاص در حبس از جمله اقدامات صورت گرفته برای رفع چالش های مادی و معنوی محیط بانان در ت یازدهم است و البته در کنار تمامی این اقدامات، هنوز گام های مهم دیگری همچون کاهش ساعت کاری، افزایش تعداد نیروهای محیط بان در کشور، افزایش تجهیزات و امکانات مورد نیاز همچون هوشمندسازی پایش مناطق و ضرورت حمایت قضایی از محیط بانان باید برداشته شود.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن اشاره به چالش های اعتباری ت یازدهم، گفت: در صورت تامین اعتبارات، هوشمندسازی مناطق چهارگانه و پارک های ملی که کمک بسیار زیادی به محیط بانان در حفاظت از این عرصه خواهد داشت، در دستور کار قرار می گیرد.سازمان محیط زیست پیگیر تعیین تکلیف لایحه محیط بانانهمچنین محمد مج معاون پارلمانی سازمان محیط زیست نیز پیش از این با اینکه سازمان حفاظت محیط زیست پیگیر تعیین تکلیف لایحه حمایت از محیط بانان است به خبرنگار پانا گفت: منتظر هستیم مراحل قانونی شدن لایحه در مجلس و پس از آن شورای نگهبان طی شود ضمن اینکه سازمان محیط زیست به طور مداوم لوایحی که در دستور کار مجلس قرار دارد را پیگیری می کند.مج تصریح کرد: بخش بزرگی از مشکلات محیط بانان با قانونی شدن لایحه حمایت از محیط بانان برطرف می شود، توضیح داد: البته در ت یازدهم اقداماتی برای بهبود وضعیت محیط بانان انجام شده است که می توان به تبدیل وضعیت ۵۰۰ نفر از محیط بانان از قراردادی به پیمانی اشاره کرد اما با قانون شدن لایحه حمایت از محیط بانان وضعیت بهتر خواهد شد به طوری که یکی از مواد این لایحه مجازات ضاربان محیط بان و تسریع در روند رسیدگی به پرونده های تخلف در حوزه شکار و صید و همچنین ابطال جواز سلاح متخلفان است.وی تأکید کرد: برخی مدعی هستند که محیط بانان نسبت به کارگیری سلاح دچار خلأهایی هستند. این ادعا درست نیست چرا که محیط بانان ضابط دادگستری و نیروی مسلح و یگان حفاظتی هستند.این مقام مسئول همچنین خاطرنشان کرد: با اجرای برنامه ششم توسعه اقداماتی در راستای افزایش تعداد محیط بانان انجام می شود.به هر حال محیط بانی از مشاغلی است که به ویژه با لحاظ اهمیت محیط زیست ملی و حفاظت از آن، توجه بیشتری را می طلبد و گمان می رود که با اصلاح قوانین به کمک قشر زحمتکش محیط بانان، محیط زیستی سالم خواهیم داشت.
بهگزارش سلامت نیوز، اعتماد نوشت: صرف نظر از مطالعات پراکنده ای که در فاصله سال های ١٣٤١ تا ١٣٥٠ درباره شیوع اختلالات روان در ایران انجام شد و میزان شیوع اختلالات را طی ٩ سال مطالعه، ١١/٩ الی ١٨/٦ درصد برآورد کرد، طی سال های ١٣٧٨ تا ١٣٩٠ سه پیمایش سلامت روان در کشور انجام شد که نتایج آ ین مطالعه، تا امروز و پس از گذشت ٦ سال هم، مورد استناد بهداشت و رییس سازمان بهزیستی برای برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های کلان و بودجه بندی و اعتباردهی است. مجریان این پیمایش، همان زمان خلاصه ای از نتایج را در اختیار خبرنگاران گذاشتند که بنا بر همان خلاصه، نخستین عدد نگران کننده این بود که ٢٣/٦ درصد از جمعیت ١٨ تا ٦٤ ساله کشور دچار یکی از انواع اختلالات روان، از خفیف تا شدید هستند. همین عدد کافی بود که اقدامات برای تدوین و نهایی شدن سند سلامت روان تسریع شده و نموداری از وضعیت موجود و آنچه باید به عنوان سیاست های اجرایی مدنظر باشد، ترسیم شود.
نتایج منتشر شده در این سند، حتی از آمار اولیه اعلام شده درباره شیوع اختلالات روانی هم نگران کننده تر بود. بنا بر آنچه در این سند منتشر شد، تعداد تخت های روانپزشکی در کل کشور ١٢ هزار بود که توزیع عادلانه ای هم در تمامی استان ها نداشت. تعداد تخت های اورژانس روانپزشکی در کل کشور ٢٤٨ بود که در ١٧ استان کشور این موجودی صفر بود. تعداد تخت روانپزشکی اطفال در کل کشور ٢٢٩ تخت بود که این عدد در ٢٣ استان کشور صفر بود، در کل کشور فقط ٣٤ بیمارستان تخصصی روانپزشکی فعال بود که ٩ استان از وجود چنین مرکزی محروم بودند. ٧٦ بیمارستان عمومی دارای بخش روانپزشکی، ١١٥ درمانگاه، ٤٥ کلینیک و ٥٠٠ مطب خصوصی هم مجموع بضاعت کشوری ارایه خدمات روانپزشکی در کنار بیمارستان های فعال بودند، تعداد روانپزشکان در کل کشور یک هزار نفر برآورد شد و سه هزارو ٨٠٠ پزشک عمومی دوره دیده، بار ٨٠ درصد مراجعات روانپزشکی روانشناختی روستانشینان را برعهده داشتند. کنار هم قرار دادن موجودی مورد نیاز برای مداخلات موثر در اختلالات روانی کافی بود که ناامیدی متولیان وقت سلامت شدت بگیرد اما از آنجا که نتایج این سند در سال دوم ت دهم اعلام شد، مسوولان ت وقت ترجیح دادند اقدامات مدنظر و لازم را به ت های پیش رو واگذار کنند.
جزییات پیمایش کشوری سلامت روان چه بود و چه شد؟
نتایج پیمایش کشوری سلامت روان که سال ٩٠ منتشر شد نسبت به ٢ مطالعه پیشین تفاوت هایی داشت که مجریان طرح را به ابراز نگرانی درباره افزایش شیوع اختلالات روانی در کشور واداشت.
در مطالعه کشوری که سال ١٣٧٨ بر ٣٥ هزار و ١٤ نفر از جمعیت شهری و روستایی بالاتر از ١٥ سال کشور و با عنوان «طرح ملی سلامت و بیماری» انجام شد، شیوع اختلالات روان در کشور، ٢١ درصد برآورد شد که ٢٥/٩درصد ن و ١٤/٩ درصد مردان دچار انواعی از اختلالات بودند و میزان شیوع اختلالات در جمعیت روستایی ٢١/٣ درصد و در جمعیت شهری ٢٠/٩درصد برآورد شد در حالی که مجریان طرح، شیوع اختلالات را در شهر تهران، ٢١/٥درصد اعلام د. شیوع اختلالات شدید در جمعیت بالاتر از ١٥ سال کشور، ٠/٦درصد بود در حالی که ٢٠/٥ درصد افراد متاهل و ٤٢/٤درصد افراد مطلقه دچار اختلالات سایکوتیک (شدید) بودند. پس از انجام پیمایش کشوری در سال ١٣٨٠ و در ٢٥ هزار و ٣٦ نفر از جمعیت بالاتر از ١٨ سال کشور، اعلام شد که اختلالات روان، رتبه دوم بار بیماری ها را در کشور به خود اختصاص داده و بر اساس نتایج این پیمایش، ١٧/١٠ درصد از جمعیت بالاتر از ١٨ سال کشور دچار یکی از انواع اختلالات بودند که میزان شیوع در ن، ٢٣/٤ درصد و در مردان، ١٠/٨٦درصد اعلام شد. در این مطالعه و نسبت به مطالعه پیشین که دو سال پیش تر انجام شده بود، شیوع اختلالات سایکوتیک به ٠/٨٩درصد افزایش یافته بود و ١٢/٥٩ درصد از جمعیت شهرنشین و ٩/٣٦ درصد از جمعیت روستایی دچار یکی از انواع اختلالات بودند. در این مطالعه، شیوع اختلالات در افراد مجرد ٨/٧٤درصد برآورد شد ضمن آنکه ١٣/٨٠ درصد از افراد بی سواد، ١٢/٠٥ درصد از مردان بیکار شده و ١٥/٤٨ درصد از ن خانه دار هم در فهرست مبتلایان اختلالات روان قرار داشتند. نتایج پیمایش سال ٩٠ هم که در ٧ هزار و ٨٨٦ نفر از جمعیت ١٨ تا ٦٤ ساله کشور انجام شد، نشان داد که: «٢٣/٦ درصد از جمعیت کشور در گروه سنی مورد مطالعه، دچار یکی از انواع اختلالات روانی بودند که بنا بر تفکیک تی، میزان شیوع در ن، ٢٦/٥ درصد و در مردان ٢٠/٨ درصد بود. ١٣/٦ درصد از تعداد کل مبتلایان دچار افسردگی بودند که بنا بر تفکیک تی، شیوع افسردگی در ن ١٦/٥ درصد و در مردان ١٠/٧ درصد گزارش شد. ٦/٢ درصد از مبتلایان اختلالات روان، یک سال پیش از انجام پیمایش افکار خودکشی داشتند، ٤/٠٤ درصد برنامه مشخصی برای خودکشی داشتند و ١/٣ درصد هم اقدام به خودکشی داشتند.نتاج این مطالعه نشان داد که از مجموع مبتلایان اختلالات روانی، فقط ٤٤ درصد، برای دریافت خدمات درمانی مراجعه کرده بودند و فقط ٤٥ درصد از بیماران برخوردار از پوشش بیمه ای، موفق شده بودند از بیمه خود به طور کامل برای دریافت خدمات س ایی روانپزشکی استفاده کنند و این رقم در دریافت خدمات بستری روانپزشکی به ٤٠ درصد کاهش یافته بود. در حالی که ٤٩/٦ درصد از مبتلایان یکی از دلایل مراجعه ن برای درمان را مشکلات مالی در پرداخت هزینه درمان اعلام کرده بودند، ٢٦/٦درصد بیماران به علت فقدان پوشش بیمه ای برای درمان مراجعه نمی د و ٤١ درصد بیماران هم از ادامه درمان منصرف می شدند.
از جمع مبتلایانی هم که نیاز جدی به بستری داشتند، ٥٦ درصد به علت مشکل در پرداخت هزینه بستری و ٣٢/٥درصد به علت محرومیت از پوشش بیمه ای برای بستری اقدام نکرده بودند.
در حالی که نتایج این پیمایش نشان می داد که دو سوم و معادل ٤٨/٨درصد خدمات روانپزشکی توسط بخش خصوصی ارایه می شود و بخش تی فقط بار ٠/٦ درصد خدمات را بر دوش دارد، بیشترین تعداد تخت های بستری در مراکز درمانی تی مستقر بود و همچنین، برآورد نهایی نشان می داد که فقط ١٥/٦درصد مبتلایان اختلالات روان، در طول یک سال حداقل خدمات را دریافت کرده اما حدود ٨٥ درصد، از دریافت خدمات مناسب محروم هستند. سال ١٣٨٩ و زمان انجام این پیمایش، ٢٧/٦ درصد درآمد سرانه خانوار دارای بیمار اعصاب و روان برای مشکلات جسمانی روانی فرد بیمار هزینه می شد و اختلالات روان، ١٤ درصد بار بیماری های کشور را به خود اختصاص داده بود آن هم در حالی که ٣٤ درصد از جمعیت دچار اختلالات روان دچار اختلالات شدید، ٢٩/٥ درصد دچار اختلالات متوسط و ٣٦/٢ درصد دچار اختلالات خفیف بودند.»
با گذشت ٦ سال از انجام پیمایش ملی سلامت روان و انتظار تغییراتی در سیاستگذاری ها برای افزایش رغبت شهروندان به مراجعات روانپزشکی و بهره مندی از مداخلات موثر، صدیقه خادم؛ کارشناس سلامت روان دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در گفت وگو با «اعتماد» در تشریح وضعیت موجود و پیش رو می گوید: «هنوز هم با انگ مراجعه به روانشناس و روانپزشک به دلیل نگرانی از قضاوت اطرافیان مواجهیم و حتی مبتلایان در صورت نیاز به بستری، به دلیل ترس از همین انگ، ترجیح می دهند به جای بستری در بیمارستان های روانپزشکی، در بخش روانپزشکی بیمارستان های عمومی بستری شوند.
البته در نتیجه تلاش رسانه ها برای انگ ز از بیماری های اعصاب و روان، شرایط امروز نسبت به سال ٩٠ بهتر شده و شاید در ای بزرگ، انگ بیماری روانی کمتر شده باشد اما همچنان در ای کوچک و روستاها با این انگ مواجهیم و قابل انکار نیست.
فقدان پوشش بیمه ای خدمات روانشناختی هم، همچنان به صورت یک مشکل حل نشده باقی مانده اما در طرح تحول سلامت مقرر شد که به ازای هر ٢٥٠٠ نفر جمعیت شهری، یک روانشناس در مرکز جامع خدمات سلامت مستقر شده و خدمات روانشناختی رایگان ارایه دهد که از سال گذشته، استقرار روانشناسان آغاز شده اما هنوز در برخی ا، جذب روانشناس ادامه دارد و تا سال آینده هم این برنامه به روستاها و مراکز بهداشت روستایی خواهد رفت که امیدواریم اجرای این برنامه، در شهر و روستا بتواند ناکافی بودن پوشش بیمه ای و گرانی خدمات روانشناختی را جبران کند. هرچند که تعیین تعرفه خدمات روانشناسی و روانپزشکی برعهده وزارت بهداشت نیست اما ایجاد پوشش بیمه ای مناسب، می تواند گرانی خدمات مداخله ای را کمرنگ کند.» ت یازدهم نگران شد
طی سال های ٩٢ تا ٩٦، و در افت و خیز آمد و شد ت یازدهم و دوازدهم، وضعیت خدمات سلامت روان تغییر محسوس رو به پیشرفت نداشت و سهم سلامت روان از بودجه سلامت، مانند سال های دهه ٨٠ و اوایل دهه ٩٠، همان ٣ درصد باقی ماند و تنها اتفاق متفاوت، افزایش تعداد تخت های بستری بود. پوشش بیمه ای خدمات روانپزشکی همچنان، ناکافی و خارج از توان مبتلایان اختلالات روان است و فقط اعداد هزینه های پرداختی از جیب مردم ارتقا یافته است. سال ١٣٩٠ و همزمان با انتشار نتایج سومین پیمایش ملی سلامت روان، تعرفه روانپزشک در بخش تی ٦ هزار و ٥٠٠ تومان و در بخش خصوصی ١٨ هزار تومان بود. سال ١٣٩٦، تعرفه روانپزشک در بخش تی ٢٠ هزار تومان و در بخش خصوصی، ٥١ هزار و ٥٠٠ تومان تعیین شد. در ابتدای فعالیت ت یازدهم، مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت اعلام کرد که «١٧/٩ درصد بیماران دارای اختلال روانی، برای تامین هزینه های بستری ناچار به قرض یا فروش وسایل زندگی خود هستند و حداکثر پوشش بیمه ای بستری بیماران دچار اختلال روان، ٥٦ روز در سال است.»
فقط چند ماه پیش از این اعلام و در هفته های پایانی سال ٩١، مدیر سابق این دفتر به استناد نتایج همین پیمایش اعلام کرد که «میانگین روزهای بستری در بخش روانپزشکی، ١١/٣ روز و در بخش های غیرروانپزشکی ٤/٢ روز بوده و در حالی که هزینه بستری پرداخت شده از جیب بیماران برای یک نوبت بستری در بخش روانی، ٢٠٣ هزار تومان برآورد شده و میانگین هزینه بستری بیماران روانی در طول یک سال، ٢١٩ هزار تومان بوده و در صورت نیاز به مداخلات جسمی، این هزینه به ٨٢١ هزار تومان در سال افزایش می یابد که این رقم، نشانه نگران کننده ای از نزدیک شدن بیماران روانپزشکی به خط فقر است.»
با وجود آمارهای موجود، آنچه ضروری بود و اتفاق موثری هم برای کمرنگ شدنش رخ نداد، کاهش و تعدیل هزینه های مراجعات روانپزشکی و افزایش پوشش بیمه ای خدمات روانشناختی و مداخلات موثر بود علاوه بر آنکه روند معمول ت های پیشین هم دنبال شد به این معنا که حد اقدامات انجام شده طی ٦ سال گذشته برای فرهنگ سازی در جامعه و انگ ز از مراجعات روانپزشکی و روانشناختی تقریبا صفر است. اگر امروز، مراجعات روانشناختی شهروندانی که به مرحله اضطرار رسیده اند افزایش یافته، نه به دلیل اقدامات ت برای فرهنگ سازی در این زمینه، بلکه به دلیل دلسوزی خود شهروندان برای هموطنان شان بوده که با مشاهده شرایط نابسامان قوم و خویش یا دوستان و همکاران شان، آنها را به مراجعه به روانپزشک یا روانشناس توصیه کرده اند همزمان که در دل شان، ترحم نابخشوده ای هم روا داشته اند نسبت به ی که «در معرض دیوانگی و روانی شدن» قرار گرفته است.
تاثیر مثبت این اتفاق، به دلیل ناچیز بودن آن آنقدر کمرنگ است که حالا، مسوولان سازمان بهزیستی کشور هم، نگرانی خود را آشکار کرده اند.
دهه نخست شهریور ماه، حبیب الله مسعودی فرید؛ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفت وگوی رسانه ای خود هشدار داد که «٥٠ درصد اختلالات روان، زیر سن ١٤ سالگی و ٧٥ درصد اختلالات روان زیر سن ٢٤ سالگی شروع می شود. هنگامی که سخن از اختلالات روان به میان می آید نباید فقط به آدمی فکر کنیم که می خواهد آدم بکشد بلکه منظور از فرد مبتلا به اختلالات روان، فردی است که مدیریت هیجانات خود را ندارد. پدر و مادری که نمی تواند خشم خود را کنترل کند و هنگام انجام کار اشتباه از سوی کودک او را تنبیه بدنی می کند، برخی افراد که مبادرت به کودک آزاری می کنند، والدینی که نمی دانند روش فرزندپروری و روش برخورد و روش صحیح تربیت کودک چیست، همه اینها به نوعی مبتلا به اختلال روان هستند.»
مسعودی فرید در گفت وگو با «اعتماد» در توضیح علت نگرانی خود و سایر همکارانش در سازمان متولی کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی از بابت نادیده گرفته شدن اهمیت سلامت روان در ایران می گوید: «مردم، فقط بخشی از مقصران نادیده گرفته شدن اهمیت سلامت روان هستند چون انگ اجتماعی بیماری روانی تقریبا در تمام کشورها وجود دارد اما ببینیم سیاستگذاری ها در این زمینه چگونه عمل کرده است. بنا بر نتایج مطالعات بین المللی، باید ١٠ درصد بودجه سلامت کشورها برای سلامت روان هزینه شود و در بدبینانه ترین شرایط، این رقم به ٥ درصد برسد در حالی که در ایران، این عدد حدود ٣ درصد است. اگر مداخله برای درمان برخی مهم ترین اختلالات روان مثل اختلالات اضطر شدید یا افسردگی، از سن کودکی آغاز نشود، مداخلات در سنین بالاتر، پاسخ لازم را نخواهد داشت و مدارس، مکان بسیار مناسبی برای آغاز غربالگری اختلالات روان، شناسایی و مداخله به موقع و آموزش مهارت های زندگی و روابط اجتماعی عاری از خشونت است. در بسیاری کشورها، زمان بستری بیماران در مراکز درمانی تا حد ممکن کاهش یافته تا سپری شدن دوره درمان در محیط خانواده، نقش خانواده را هم در بهبودی بیمار افزایش داده و به انگ ز از بیماری روانی کمک کند. در عین حال، با وجود آنکه ادعا درباره نقش مستقیم شرایط اقتصادی در بروز یا تشدید اختلالات روان دشوار است اما نتایج مطالعات، برای هریک از عوامل موثر در بروز اختلالات روانی سهمی در نظر گرفته و بنابراین، می پذیریم که فقر، بیکاری، فقدان مهارت ارتباطی،ژنتیک، سابقه اختلالات سایکوتیک در خانواده مثل سابقه خودکشی، فقدان مهارت فرزندپروری و حتی معلولیت فرزندان، می تواند عوامل خطر موثر در بروز و شیوع باشد. مجموع عوامل موثر در بروز اختلالات روان و همچنین آمار اختلالات روان، ضرورت سطح بندی خدمات سلامت روان، تسهیل دسترسی به مهم ترین خدمات سلامت روان، غربالگری زودهنگام اختلالات و آموزش عمومی اهمیت سلامت روان را پررنگ می کند.»
از سال های نخست دهه ٨٠، سازمان بهزیستی با ایجاد ستاد ساماندهی بیماران روانی مزمن و دعوت از فعالان بخش خصوصی برای سرمایه گذاری های موثر در حمایت و نگهداری از این بیماران، تلاش موثری داشت برای خدمت دهی به بیمارانی که به دلیل مزمن شدن علایم و عوارض بیماری و شدت گرفتن آسیب زایی بیماری برای خود و اطرافیان، از خانه و خانواده رانده شده و به خیابان ها پناه برده بودند. مشاهده ن و مردانی که صرفا به دلیل روانپریشی بهبود نیافته، سرد زمستان و روزهای گرم تابستان را با ظاهر مندرس و ژولیده و کثیف، گرسنه و تشنه در گوشه و کنار خیابان ها سر می د، از تصاویر رقت آور و فراموش نشدنی سال هایی است که جز معدود مراکز تی با ظرفیت اندک، هیچ پناهی برای بیماران روانی مزمن وجود نداشت آن هم در کشوری که روی کمربند حوادث طبیعی قرار گرفته بود و خاطره مردمش پر بود از آشوب روزهای سرنگونی یک رژیم و انقلاب برای روی کار آمدن حکومتی جدید و ٨ سال جنگ تحمیل شده و آوارگی.
امروز، مراکز متعددی در هر استان، پذیرای بیمارانی است که به علت شدت یافتن علایم بیماری، نام دیگری پیدا کرده اند؛ «مزمن ها.»
اما هرچقدر خاطرات ایرانی ها رنگارنگ است و هنوز تا اشباع شدن فاصله بسیار دارد، حجم حافظه شان بسیار اندک است. ایرانی ها این هشدار را به یاد نس اند که نادیده گرفتن ساده ترین و نخستین نشانگان اختلالات روانی، می تواند به آنجا برسد که روزی، همسایه مان، قوم و خویش مان، خودمان هم در نوبت انتظار پذیرش یکی از مراکز نگهداری بیماران روانی مزمن ایستاده باشیم.
به گزارش صدخبر : دوقطبی نوعی اختلال روانی ناشناخته یا کم شناخته است که بسیاری از ما حتی در صورت ابتلا به آن هم ممکن است آن را نشناسیم. موضوعی که می تواند زندگی ما و اطرافیانمان را دستخوش اتفاقاتی کند. با حمیدرضا نقوی رییس بیمارستان روزبه و یار علوم پزشکی تهران درباره این اختلال ناشناخته گفت و گو کرده ایم. نقوی مشاور علمی برادرم خسرو بوده است.به چه چیزی نقد دارید و به نظر شما در چه شرایطی بهتر می شد؟
بدون این که بخواهم به جنبه خاصی از ویژگی های برادرم خسرو اشاره داشته باشم، به طور کلی، فکر می کنم برای رسیدن به اه ی که در ساختن یک چنین ی در نظر گرفته می شود، از جمله برای انتقال پیامی مثبت، سازنده و موثر به جامعه در ارتباط با یکی از اختلالات روانی مهم، انتظارات بسیار زیادی می شود داشت و کارهای زیادی هست که می شود انجام داد، اما به هر حال ساخته شدن این اثر، مطمئنا یک گام مثبت و مهم رو به جلو است و این از معدود هایی است که در کشور ما با نگاهی درست نسبت به اختلالات روانپزشکی ساخته شده است.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

شهاب حسینی در این چقدر توانسته است به شخصیت یک فرد دوقطبی نزدیک شود؟او خیلی خوب بازی کرده است. از این لحاظ، در مسیر درستی است. گاهی ساز تلقی و برداشت درستی از آن اختلال ندارد یا در پردازش آن خیلی موفق نیست؛ اما در این مورد احساس نمی کنم در این اشکال عمده ای وجود داشته باشد.بیماری دوقطبی اصلا چیست؟مساله اصلی در این اختلال آن است که تغییراتی در ح های هیجانی درونی و رفتارهایی مرتبط با این ح ها در فرد ایجاد می شود. بنابراین هسته اصلی اختلال های دوقطبی مربوط به همین هیجان هاست.این هیجان هایی ه می گویید چه تعریفی دارد؟
هیجانات بخشی از ح های ذهنی هستند که در قالب احساس های گوناگون مانند غم، شادی، تحریک پذیری و موارد دیگر تجربه می شوند. در اختلالات خلقی تغییرات عمده ای در این هیجانات بروز می کند. این تغییرات ممکن است در دو جهت مختلف ظاهر شوند، یکی در جهت غمگینی و دیگری در جهت سرخوشی بیش از حد و افراطی. اختلالات خلقی، از جمله اختلال دوقطبی، اساسا به صورت دوره ای ظاهر می شوند، به این معنی که شخص در طول زندگی خودش، یک یا چند نوبت، علایمی از این اختلالات را نشان می دهد.
دوره هایی را که شامل احساس غمگینی هستند دوره افسردگی و دوره هایی را که شامل احساس سرخوشی مفرط یا ح تحریک پذیری هستند دوره شی می گویند. تشخیص اختلال دوقطبی زمانی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را در طول زندگی خودش تجربه کند. طول مدت این دوره ها معمولا بین یک تا سه ماه است، اما امکان دارد کمتر یا بیشتر هم باشد.فردی که یک دوره از علایم شی را پیدا می کند، ممکن است در برهه های دیگری از زندگی تکرار همین دوره را داشته باشد یا علایمی در جهت افسردگی بروز بدهد. دوره های افسردگی معمولا طولانی تر هستند و ممکن است علائم آن سه تا شش ماه یا حتی بیتشر طول بکشد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

ح های شی در فرد بیمار، بدون دلیل و اتفاق خاصی در زندگی ایجاد می شود؟
تغییرات خلق در اینجا مستقیما به شرایط محیطی وابسته نیست؛ یعنی این طور نیست که حوادث مثبت زندگی از قبیل حضور در مجالس جشن و سرور بتوانند این ح ها را ایجاد کنند. البته دوره های شی در افرادی که زمینه های این اختلال را دارند ممکن است متعاقب تجربه هر نوع استرس مهمی در زندگی؛ چه مثبت و چه منفی، بروز کنند. مثلا ممکن است شخص چند شب بی خو داشته باشد و علایمش عود کند، یا گاهی ممکن است به دنبال ازدواج یا حتی بعد از فوت یکی از نزدیکان (که ما به همه این ها استرس می گوییم) یک دوره شی ظاهر شود.بسیاری از دوره های اختلال خلقی ممکن است متعاقب یک تجربه استرس زا شروع شوند. اماوقتی که دوره از اختلال شروع می شود، علایم آن معمولا ارتباطی با آن تجربه خاص ندارند و این طور نیست که مثلا مدام مشغولیت ذهنی با آن حادثه خاص و تبعاتش وجود داشته باشند، بلکه همان علایمی را که به طور معمول مشخصه این دوره ها هستند تجربه می کند. دوره های شی ، چه با درمان و چه بدون درمان، بعد از مدتی که معمولا یک تا سه ماه طول می کشد خاتمه پیدا می کنند. اما در طول این مدت، چون رفتار شخص از ح عادی خارج شده، ممکن است برای خودش یا اطرافیانش مشکلات مختلفی به وجود بیاورد.فرد بیمار وقتی در دوره شی قرار می گیرد به درمان نیاز دارد یا در کل زندگی باید درمان کند تا به آن ح ها نرسد؟ اگر درمان نکند بر زندگی عادش اش تاثیر می گذارد؟
سیر اختلال دوقطبی در افراد مختلفی که دچار این اختلال می شوند خیلی متفاوت است. در تمام اختلالات خلقی، که یکی از آن ها اختلال دوقطبی و یکی از انواع شایع تر آن ها اختلال افسردگی اساسی است، ماهیت دوره ای وجود دارد، اما بین افراد مختلف، تفاوت های زیادی دیده می شود. گاهی فرد در طول زندگی فقط یک دوره شی را تجربه می کند اما در اغلب انی که یک نوبت دچار اختلال خلقی می شوند، دوره های این اختلال، در زمان های دیگری هم تکرار می شود.حداقل 50 درصد از انی که یک دوره شی را تجربه کرده اند، دست کم یک بار دیگر این اختلال را تجربه می کنند و اگر این تکرار صورت بگیرد، احتمال این که باز هم دوره های بعدی وجود داشته باشد، خیلی بیشتر می شود. زمان بروز دوره ها و فواصل آن ها از قاعده مشخصی پیروی نمی کند، اما اغلب این طور است که اولین دوره در اوا نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ظاهر می شود و دوره های بعدی، در ابتدا ممکن است فاصله بیشتری داشته باشند.درمان برای افراد چگونه است؟
ی که برای اولین بار دچار این اختلال می شود، حداقل برای یک تا دو سال زیر نظر گرفته می شود. درمان ها در مواردی که علایم شدید باشند معمولا در ابتدا به شکل بستری و بعدا به صورت س ایی دنبال می شود. اگر دوره های بیماری تکرار بشوند، بیمار به یک درمان پیشگیرانه هم نیاز دارد. این نوع بیماران باید برای سال های طولانی و بسیاری از آن ها برای همیشه تحت درمان پیشگیرانه باقی بمانند تا احتمال عود بیماری کاهش پیدا کند. زمانی که بیمار از درمان پیشگیرانه استفاده می کند، حتی اگر علایم اختلال عود کند، معمولا شدت کمتری خواهدداشت و راحت تر قابل کنترل خواهدبود.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

نگاه خود فرد به این اختلال چگونه است؟
یک نکته بسیار مهم در بیمارانی که اختلال دوقطبی دارند این است که در دوره های شی معمولا خود فرد از این که دچار اختلال شده آگاهی ندارد. بیمار ممکن است احساس کند که شرایط خیلی خوبی دارد و حتی از ح عادی هم بهتر است. خودش را مسلط نسبت به موقعیتی که در آن هست احساس می کند، فکر می کند از عهده هر کاری به خوبی بر می آید و هیچ مشکلی ندارد.بیمار اغلب به این موضوع توجه ندارد که این شروع یک دوره بیماری است و حتی امکان دارد داروهایش را به این دلیل که در او ایجاد رخوت و سستی می کنند، کنار بگذارد. اطرافیان هم ممکن است تا زمانی که علایم بیماری شدت پیدا نکرده متوجه نشوند که مشکلی در کار است و درصدد درمان بیمار نیایند، بخصوص در دوره های اولیه بیماری شرایط این گونه است. بنابراین آموزش بیمار و خانواده او برای اقدام در جهت کنترل بیماری اهمیت بسیار زیادی دارد.آیا شدت تظاهرات در افراد ی ان است یا در هر شخصی با دیگری تفاوت دارد؟
از این نظر هم تفاوت های زیادی وجود دارد. آنچه تا این جا گفته شد، شکل معمول اختلال دوقطبی بود؛ ما یک اختلال دوقطبی داریم و یک طیف اختلالات دوقطبی. این طیف شامل همه مواردی است که خصوصیات آن ها تا حدودی مشابه با اختلال دوقطبی است اما از جهانی با آن تفاوت دارد. در هر جامعه معمولا حدود یک درصد از افراد بزرگسال دچار اختلال دوقطبی می شوند، اما تعداد افرادی که دچار طیف اختلالات دوقطبی هستند خیلی بیشتر است.حدود پنج تا شش درصد افراد جامعه ممکن است شکلی از اختلالات این طیف را تجربه کنند. یک جنبه از تفاوت ها در طیف اختلالات دوقطبی به شدت تظاهرات مربوط است. مدت دوام علایم هم در این طیف متفاوت است. مثلا انی هستند که تظاهرات خفیف خلقی را تجربه می کنند، اما این تظاهرات شان برای مدت طولانی، گاهی برای چندین سال، به صورت مستمر ادامه پیدا می کند. انی که در طیف اختلال دوقطبی قرار دارند، به درمان نیاز پیدا می کنند یا فقط همان یک درصد بایددرمان شوند؟
باید تغییراتی در فرد ایجاد شده یا موجب احساس ناراحتی برای خود او بشوند و یا عملکرد او را به شکلی تحت تاثیر قرار بدهند که دیگران متوجه شوند که مشکلی وجود دارد. بنابراین اگر فردی تا حدودی بیشتر از میانگین افراد جامعه احساس شاد دارد، فعال و پرکار است و مدت خواب او تا حدودی کمتر از میانگین افراد جامعه است، تا جایی که این ح های برای خود و مشکلی ایجاد نمی کند و دیگران هم مشکلی در رفتار و عملکرد او احساس نمی کنند، این را یک اختلال روانی نمی دانیم و درمان هم نیاز نیست. اما در یک اختلال دوقطبی شرایط از این وضعیت فاصله می گیرد.
در دوره های شی ، احساس شادی و شعف بیش از حد با تغییرات عمده ای در رفتار همراه است که موجب می شود فرد توانایی انجام وظایف خودش را از دست بدهد؛ مثلا در محل کار مرتبا در کار دیگران مداخله می کند و با آن ها درگیر می شود، بذل و بخشش های بی حساب دارد که زندگی او را در معرض خطر قرار می دهد، شب ها بیدار می ماند و برای اطرافیان ایجاد مزاحمت می کند. در این ح ما می گوییم یک اختلال شی پیدا شده و لازم است که فرد تحت درمان قرار گیرد. بنابراین تشخیص این که کجا فرد از نوساناتی که مردم به صورت عادی در هیجانات شان دارند، فاصله گرفته و به دوره ای از اختلال وارد شده، به یک ارزی دقیق روانپزشکی نیاز دارد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

تفاوتی بین تغییر خلق ناشی از افسردگی و بیماری افسردگی وجود دارد؟ در هر دو مورد اختلال دوقطبی و بیماری افسردگی، افسردگی وجود دارد، آیا این دو مشابه هم هستند؟
اختلالات خلقی شکل های متنوعی دارند که یکی از آن ها اختلال دوقطبی است. یکی دیگر از انواع اختلالات خلقی که به مراتب شایع تر از اختلال دوقطبی است اختلال افسردگی اساسی است. این تشخیص زمانی مطرح می شود که شخص در طول زندگی خودش دچار یک یا چند دوره از علایم جدی افسردگی بشود، اما سابقه ای از ابتلا به دوره های شی نداشته باشد.این ح را گاهی افسردگی یک قطبی هم می نامند، یعنی ی که فقط دوره افسردگی داشته و دوره شی نداشته است. شدت علایم در دوره های افسردگی متفاوت است، گاهی نسبتا خفیف و گاهی خیلی شدید. اما به هر حال باید مجموعه ای از علایم بازر افسردگی برای مدت قابل توجهی به صورت مستمر ادامه پیدا کنند تا تشخیص اختلال افسردگی مطرح بشود. تغییرات گذرا و محدود در خلق برای رسیدن به این تشخیص کافی نیستند.
تشخیص اختلال دوقطبی در شرایطی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را تجربه کرده باشد. اغلب بیماران دوقطبی سابقه دوره های افسردگی در گذشته را هم دارند، اما لازم نیست فردی حتما دوره هایی از افسردگی داشته باشد تا به او دوقطبی بگوییم، وجود یک دوره شی به تنهایی برای این تشخیص کفایت می کند.اختلال دوقطبی و افسردگی یک قطبی از خیلی جهات با هم متفاوت هستند و افتراق دادن آن ها در کار بالینی موضوع بسیار مهمی است، مخصوصا به این دلیل که از شیوه های متفاوتی برای درمان آن ها استفاده می شود. داروهای ض سردگی که برای درمان افسردگی یک قطبی مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است در افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند باعث ایجاد دوره شی کنند.شما بیماری را در ارتباط با شرایط پیرامونی توصیف کردید، حالا اگر فردی در جزیره تنهایی خودش دچار بیماری شود، آیا او نیز به درمان نیاز دارد یا فقط وقتی که تظاهرات او آسیب زننده است باید به فکر درمان باشیم؟البته آسیب به خود فرد هم مهم است. ی که دچار یک اختلال جدی روانپزشکی شده، اغلب توانایی رسیدگی مناسب به امور شخصی خودش را ندارد و گاهی ممکن است حتی رفتارهایی داشته باشد که او را در معرض آسیب های جدید قرار بدهد. بنابراین این ها هم در کنار مساله ایفای نقش های اجتماعی برای ارزی سلامت روان اهمیت دارد.یک اصطلاحی در ماشین هست که می گویند برقی ی دارد و باعث می شود در کارکرد ماشین در دیگر بخش ها شدت و ضعف هایی ایجاد شود. اختلال دوقطبی چقدر می تواند شبیه برق ی ماشین باشد و باعث شود بدون این که ظهور و برزوی داشته باشد، در نهایت، به خاطر آسیب ها و استرس هایی که ایجاد می کند، زودتر فرد را فرسوده کند و از کار بیندازد؟
اگر بخواهیم این موضوع را به نحوی با عملکرد ماشین ارتباط بدهیم، ممکن است بگوییم که آنچه در دوره شی از اختلال دوقطبی اتفاق می افتد، مثل این است که موتور محرک دستگاه روانی یعنی هیجانات بیش از حد فعال و پرکار شده، به گونه ای که این فعلا شدن تناسبی با ظرفیت های واقعی دستگاه ندارد.
به جز احساس سرخوشی بیش از حد معمول که گاهی ممکن است با ح تحریک پذیری هم همراه باشد و شخص زود از کوره در برود و با دیگران تنش پیدا کند، شخص احساس می کند نیازی به خواب و استراحت ندارد، فعالیت بدنی او افزایش پیدا می کند و پرحرف می شود. حتی جریان فکرش هم سریع می شود و مرتبا با صدای بلند از چیزهای مختلف صحبت می کند. این ح ها اگر چندان شدید نباشد ممکن است حتی برای اطرافیان جذاب هم باشد.
یکی از خصوصیات بیماران در دوره های شی این است که وقتی در جمعی قرار بگیرند ممکن است اطرافیان را به وجود بیاورند و آن ها از بذله گویی بیماری خوشش شان بیاید. ولی در ادامه وقتی مساله شدیدتر می شود فرد در کار دیگران دخ های نابجا می کند. تمایلات ممک است به صورت بی قاعده ای افزایش پیدا کند و بیمار دست به کارهایی بزند که از دید دیگران خلاف قاعده تلقی می شود و آزاردهنده است.
گاهی شخص ممکن است احساس کند که خیلی فرد مهمی است و امتیازات و توانایی های ویژه ای دارد، در شکل هایی از اختلال شی هذیان هم پیدا می شود، در ح های شدید فرد ممکن است خودش را مقامی برجسته بداند که دارای رس ها و یت های مهمی است. مجموعه این تظاهرات می تواند مشکلاتی را در ارتباطات فرد با دیگران ایجاد کند. بعد از چند روز معمولا علائم مریض به حدی از شدت می رسد که برای اطرافیان قابل تحمل نیست و باید تحت مراقبت جدی روانپزشکی قرار بگیرد.
برع این وضعیت در دوره های افسردگی دیده می شود. آنجا موتور محرک که همین هیجانات هستند دچار رخوت و سستی می شود. شخص در این ح انگیزه و تمایلش را برای درگیر شدن در فعالیت ها از دست می دهد. افکار منفی به سراغ او می آیند. خود را ناتوان و درمانده و آینده خود را تیره و تار می بیند و خاطرات تلخ و دردناک ذهن او را به خود مشغول می کنند. در چنین شرایطی ممکن است حتی آرزوی مرگ کند یا بخواهد به زندگی خودش خاتمه بدهد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

خودآزمونی وجود دارد که فرد براساس آن بداند که نیازی به مراجعه به پزشک دارد یا خیر؟
بله؛ پرسشنامه هایی با تعداد محدودی سوال هست که افراد با پاسخ به پرسش ها می توانند مشخص کنند که به اختلالات خلقی دچار هستند یا خیر. البته نتیجه آن قطعی نیست ولی می تواند راهنمای خوبی باشد. صرف نظر از پرسشنامه ها، اگر افراد با تظاهرات اختلالات خلقی آشنا باشند می توانند متوجه شوند که آیا خودشان یا اطرافیان شان احتمالا دچار شکلی از اختلالات خلقی هستند یا خیر و در مواردی که لازم است به موقع برای درمان مراجعه کنند.با وجود این که اختلالات خلقی مشکلات شایعی هستند، در همه نقاط دنیا بسیاری از انی که به این اختلالات دچار هستند به روانپزشک مراجعه نمی کنند یا درمان خود را درست دنبال نمی کنند. در ایران حداقل دوسوم از افرادی که دچار اختلالات خلقی هستند؛ یا اصلا به پزشک مراجعه نمی کنند و یا درمان را دنبال نمی کنند.درصد شیوعی که گفتید در ایران هم به همین میزان است؟
چند مطالعه همه گیرشناسی گسترده در کشور ما انجام شده که در مجموع نتایج آن ها نشان می دهد بین یک پنجم تا یک سوم از افراد جامعه به نوعی اختلال روانپزشکی مبتلا هستند. یکی از شایع ترین اختلالات در این بین که نیاز با مراقبت و درمان روان پزشکی دارد اختلال افسردگی اساسی است. البته اختلالی مانند فوبیا هم شایع است ولی بسیاری از افراد با آن مشکلی ندارند و تحت درمان هم قرار نمی گیرند. شیوع افسردگی یک قطبی در حدود 20 درصد گزارش شده وشیوعاختلال دوقطبی در افراد بزرگسال نزدیک به یک درصد است.اختلالات شدیدی مانند اختلال دوقطبی تا حد زیادی متاثر از آسیب پذیری هایی هستند که جنبه زیستی دارد. ژن ها، و به طور کلی عوامل زیستی، نقش مهمی در ابتلا به این اختلال دارند.برای انی که سابقه این بیماری ها را در خانواده دارند، از چه سنی باید بررسی انجام شود؟به هر حال این افراد وقتی که در معرض استرس های مختلف قرار بگیرند، ممکن است آمادگی بیشتری برای ابتلا به اختلال داشته باشند. بنابراین خوب است که این افراد با خصوصیات اختلالات خلقی آشنا باشند و خصوصا در مواقعی که در معرض شرایط استرس زا قرار می گیرند، حالات و رفتار خودشان را بیشتر مورد توجه قرار بدهند. اطرافیان شخص هم باید حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات حالات و رفتار او داشته باشند تا در صورت پیداشدن تظاهرات اولیه اختلال، پیش از شدت گرفتن علایم، امکان استفاده بیمارشان را از حمایت ها و مراقبت های لازم برای او فراهم کنند.نقشه ای از سلامت روانی کشور تهیه شده است که مشخص باشد در کدام مناطق شدت درگیری افراد با اختلالات روانی بیشتر است و در کدام مناطق کمتر؟مطالعات همه گیری شناسی گسترده ای در سطح کشور برای مشخص میزان شیوع انواع تظاهرات و اختلالات روانپزشکی انجام شده است که می تواند برای رسیدن به یک چنین نقشه ای کمک کننده باشد. اما در مجموع، تفاوت بین استان ها و مناطق مختلف خیلی زیاد نیست.تصور می کنم من و اطرافیانم شاید درگیر این تظاهراتی که گفتید باشیم، اما خودم و بقیه جسارت این را نداریم که به پزشک مراجعه کنیم یا به اطرفیان مان بگوییم که باید به پزشک مراجعه کنید. به گونه ای که او تصور نادرستی نکند.
از این لحاظ، ما واقعا در فرهنگ خودمان یک مشکل جدی داریم. هر چند این مشکل کم و بیش در فرهنگ های دیگر هم وجوددارد. تلقی رایج در مورد مساله ابتلا به بیماری روانی اساس در کشور ما تلقی درستی نیست. یکی از اشتباهات معمول این است که به تنوع بسیار زیاد اختلالات روانی توجه نداریم و همه مشکلات روانپزشکی را تقریبا با یک برچسب واحد که متاسفانه بار منفی زیادی هم دارد شناسایی می کنیم.
واقعیت این است که مشکلات روانپزشکی طیف بسیار گسترده ای از اختلالات را شامل می شوند، از مسایل بسیار محدود تا مشکلات بسیار جدی تر. هر کدام از این اختلالات از لحاظ نوع علایم، سیر و پیش آگهی ویژگی های خاص خودشان را دارند. بسیاری از انی که دچار اختلالات روانپزشکی می شوند، فقط در دوره های محدودی از زندگی علایم اختلال را نشان می دهند و در بقیه عمرشان می توانند یک زندگی عادی یا نسبتا عادی داشته باشند. اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطبتنها درصد بسیار کوچکی از اختلالات روانی به صورت یک بیماری مزمن ناتوان کننده ظاهر می شوند. تلقی های نادرست درباره ماهیت اختلالات روانپزشکی و توصیف آن ها با برچسب های ناخوشایند و اغلب تحقیرآمیز مشکلات مضاعفی را برای انی که دچار این اختلالات می شوند ایجاد می کند، از جمله این که بیماران و خانواده های آن ها ممکن است از بیم تحقیر و تمس اطرافیان از مراجعه به پزشک و استفاده از مراقبت هایی که می توانند برای پیشگیری و درمان اختلال آن ها مفید باشند امتناع کنند.برای اصلاح این دیدگاه چه باید کرد؟
نه تنها افراد عادی جامعه، بلکه حتی فرهیختگان و نخبگان ما هم گاهی به مسوولیت خود در قبال انی که دچار مشکلات روانپزشکی شده اند توجه کافی ندارند. فردی که دچار علایم شی است، حتی اگر خودش از بیمار بودن خود آگاه نباشد، به یک توجه و مراقبت مسوولانه و احترام آمیز از جانب اطرافیان نیاز دارد که متاسفانه غالبا از آن محروم می ماند. رسانه ها در اصلاح نگرش نسبت به اختلالات روانپزشکی نقش موثری می توانند داشته باشند. متاسفانه در حال حاضر، در رسانه ها حرکت هایی درست برخلاف این مسیر انجام می شود؛ اغلب می بینیم که در برنامه های نمایشی و غیره برچسب روانی بودن به عنوان نوعی ناسزا و وسیله ای برای ریشخند افراد مورد استفاده قرار می گیرد.همه اختلالات روانی به درمان دارویی نیاز دارند یا برخی از آن ها را با آموزش هایی می توان کنترل کرد؟
آموزش روانی جایگزین درمان نیست، بلکه مکمل درمان است. این آموزش ها به بیمار کمک می کنند که با ماهیت اختلال خودش آشنا بشود و روش های مناسب مواجهه با مشکل خودش را بشناسد. اما درمان اختلالات خلقی شامل درمان های بیولوژیک و شکل هایی از روان درمانی است.رایج ترین شکل درمان های بیولوژیک درمان دارویی است، اما شوک درمانی هم جزء همین دسته از درمان ها محسوب می شود و موارد استفاده خاص خودش را دارد. انی که دچار اختلال دوقطبی هستند عموما به درمان بیولوزیک نیاز دارند. شکل های خفیف اختلالات خلقی را ممکن است بشود با درمان های غیردارویی معالجه کرد.در برادرم خسرو این طور برداشت می شد که حق با فرد بیمار (شهاب حسینی) است و گویا بقیه بیمار هستند.
این تصور که عوامل محیطی در ایجاد اختلال دوقطبی نقشی اصلی را دارند، با واقعیت های شناخته شده در مورد این اختلال سازگار نیست. پیدایش اختلال دوقطبی تا حد زیادی مربوط به زمینه های سرشتی، از جمله عوامل ژنتیک است. اما این به آن معنی نیست که عوامل محیطی تاثیرگذار نیستند.این که فرد در خانواده ای که الگوی سالم و مناسبی از روابط بین فردی را دنبال می کند پرورش پیدا کرده باشد، یکی از عواملی است که می تواند در تامین سلامت روانی افراد نقش مهمی داشته باشد. حوادث استرس زا از هر نوع که باشند از جمله تنش های موجود در روابط بین فردی می توانند زمینه ساز بروز اولیه یا عود دوره های اختلال دوقطبی در افرادی باشند که آمادگی سرشتی برای ابتلا به این اختلال را دارند.منبع:باشگاه خبرنگاران
دوقطبی نوعی اختلال روانی ناشناخته یا کم شناخته است که بسیاری از ما حتی در صورت ابتلا به آن هم ممکن است آن را نشناسیم. موضوعی که می تواند زندگی ما و اطرافیانمان را دستخوش اتفاقاتی کند. با حمیدرضا نقوی رییس بیمارستان روزبه و یار علوم پزشکی تهران درباره این اختلال ناشناخته گفت و گو کرده ایم. نقوی مشاور علمی برادرم خسرو بوده است.
به چه چیزی نقد دارید و به نظر شما در چه شرایطی بهتر می شد؟
بدون این که بخواهم به جنبه خاصی از ویژگی های برادرم خسرو اشاره داشته باشم، به طور کلی، فکر می کنم برای رسیدن به اه ی که در ساختن یک چنین ی در نظر گرفته می شود، از جمله برای انتقال پیامی مثبت، سازنده و موثر به جامعه در ارتباط با یکی از اختلالات روانی مهم، انتظارات بسیار زیادی می شود داشت و کارهای زیادی هست که می شود انجام داد، اما به هر حال ساخته شدن این اثر، مطمئنا یک گام مثبت و مهم رو به جلو است و این از معدود هایی است که در کشور ما با نگاهی درست نسبت به اختلالات روانپزشکی ساخته شده است.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

شهاب حسینی در این چقدر توانسته است به شخصیت یک فرد دوقطبی نزدیک شود؟او خیلی خوب بازی کرده است. از این لحاظ، در مسیر درستی است. گاهی ساز تلقی و برداشت درستی از آن اختلال ندارد یا در پردازش آن خیلی موفق نیست؛ اما در این مورد احساس نمی کنم در این اشکال عمده ای وجود داشته باشد.بیماری دوقطبی اصلا چیست؟مساله اصلی در این اختلال آن است که تغییراتی در ح های هیجانی درونی و رفتارهایی مرتبط با این ح ها در فرد ایجاد می شود. بنابراین هسته اصلی اختلال های دوقطبی مربوط به همین هیجان هاست.این هیجان هایی ه می گویید چه تعریفی دارد؟
هیجانات بخشی از ح های ذهنی هستند که در قالب احساس های گوناگون مانند غم، شادی، تحریک پذیری و موارد دیگر تجربه می شوند. در اختلالات خلقی تغییرات عمده ای در این هیجانات بروز می کند. این تغییرات ممکن است در دو جهت مختلف ظاهر شوند، یکی در جهت غمگینی و دیگری در جهت سرخوشی بیش از حد و افراطی. اختلالات خلقی، از جمله اختلال دوقطبی، اساسا به صورت دوره ای ظاهر می شوند، به این معنی که شخص در طول زندگی خودش، یک یا چند نوبت، علایمی از این اختلالات را نشان می دهد.
دوره هایی را که شامل احساس غمگینی هستند دوره افسردگی و دوره هایی را که شامل احساس سرخوشی مفرط یا ح تحریک پذیری هستند دوره شی می گویند. تشخیص اختلال دوقطبی زمانی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را در طول زندگی خودش تجربه کند. طول مدت این دوره ها معمولا بین یک تا سه ماه است، اما امکان دارد کمتر یا بیشتر هم باشد. فردی که یک دوره از علایم شی را پیدا می کند، ممکن است در برهه های دیگری از زندگی تکرار همین دوره را داشته باشد یا علایمی در جهت افسردگی بروز بدهد. دوره های افسردگی معمولا طولانی تر هستند و ممکن است علائم آن سه تا شش ماه یا حتی بیتشر طول بکشد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

ح های شی در فرد بیمار، بدون دلیل و اتفاق خاصی در زندگی ایجاد می شود؟
تغییرات خلق در اینجا مستقیما به شرایط محیطی وابسته نیست؛ یعنی این طور نیست که حوادث مثبت زندگی از قبیل حضور در مجالس جشن و سرور بتوانند این ح ها را ایجاد کنند. البته دوره های شی در افرادی که زمینه های این اختلال را دارند ممکن است متعاقب تجربه هر نوع استرس مهمی در زندگی؛ چه مثبت و چه منفی، بروز کنند. مثلا ممکن است شخص چند شب بی خو داشته باشد و علایمش عود کند، یا گاهی ممکن است به دنبال ازدواج یا حتی بعد از فوت یکی از نزدیکان (که ما به همه این ها استرس می گوییم) یک دوره شی ظاهر شود. بسیاری از دوره های اختلال خلقی ممکن است متعاقب یک تجربه استرس زا شروع شوند. اماوقتی که دوره از اختلال شروع می شود، علایم آن معمولا ارتباطی با آن تجربه خاص ندارند و این طور نیست که مثلا مدام مشغولیت ذهنی با آن حادثه خاص و تبعاتش وجود داشته باشند، بلکه همان علایمی را که به طور معمول مشخصه این دوره ها هستند تجربه می کند. دوره های شی ، چه با درمان و چه بدون درمان، بعد از مدتی که معمولا یک تا سه ماه طول می کشد خاتمه پیدا می کنند. اما در طول این مدت، چون رفتار شخص از ح عادی خارج شده، ممکن است برای خودش یا اطرافیانش مشکلات مختلفی به وجود بیاورد.فرد بیمار وقتی در دوره شی قرار می گیرد به درمان نیاز دارد یا در کل زندگی باید درمان کند تا به آن ح ها نرسد؟ اگر درمان نکند بر زندگی عادش اش تاثیر می گذارد؟
سیر اختلال دوقطبی در افراد مختلفی که دچار این اختلال می شوند خیلی متفاوت است. در تمام اختلالات خلقی، که یکی از آن ها اختلال دوقطبی و یکی از انواع شایع تر آن ها اختلال افسردگی اساسی است، ماهیت دوره ای وجود دارد، اما بین افراد مختلف، تفاوت های زیادی دیده می شود. گاهی فرد در طول زندگی فقط یک دوره شی را تجربه می کند اما در اغلب انی که یک نوبت دچار اختلال خلقی می شوند، دوره های این اختلال، در زمان های دیگری هم تکرار می شود. حداقل 50 درصد از انی که یک دوره شی را تجربه کرده اند، دست کم یک بار دیگر این اختلال را تجربه می کنند و اگر این تکرار صورت بگیرد، احتمال این که باز هم دوره های بعدی وجود داشته باشد، خیلی بیشتر می شود. زمان بروز دوره ها و فواصل آن ها از قاعده مشخصی پیروی نمی کند، اما اغلب این طور است که اولین دوره در اوا نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ظاهر می شود و دوره های بعدی، در ابتدا ممکن است فاصله بیشتری داشته باشند.درمان برای افراد چگونه است؟
ی که برای اولین بار دچار این اختلال می شود، حداقل برای یک تا دو سال زیر نظر گرفته می شود. درمان ها در مواردی که علایم شدید باشند معمولا در ابتدا به شکل بستری و بعدا به صورت س ایی دنبال می شود. اگر دوره های بیماری تکرار بشوند، بیمار به یک درمان پیشگیرانه هم نیاز دارد. این نوع بیماران باید برای سال های طولانی و بسیاری از آن ها برای همیشه تحت درمان پیشگیرانه باقی بمانند تا احتمال عود بیماری کاهش پیدا کند. زمانی که بیمار از درمان پیشگیرانه استفاده می کند، حتی اگر علایم اختلال عود کند، معمولا شدت کمتری خواهدداشت و راحت تر قابل کنترل خواهدبود. اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

نگاه خود فرد به این اختلال چگونه است؟
یک نکته بسیار مهم در بیمارانی که اختلال دوقطبی دارند این است که در دوره های شی معمولا خود فرد از این که دچار اختلال شده آگاهی ندارد. بیمار ممکن است احساس کند که شرایط خیلی خوبی دارد و حتی از ح عادی هم بهتر است. خودش را مسلط نسبت به موقعیتی که در آن هست احساس می کند، فکر می کند از عهده هر کاری به خوبی بر می آید و هیچ مشکلی ندارد. بیمار اغلب به این موضوع توجه ندارد که این شروع یک دوره بیماری است و حتی امکان دارد داروهایش را به این دلیل که در او ایجاد رخوت و سستی می کنند، کنار بگذارد. اطرافیان هم ممکن است تا زمانی که علایم بیماری شدت پیدا نکرده متوجه نشوند که مشکلی در کار است و درصدد درمان بیمار نیایند، بخصوص در دوره های اولیه بیماری شرایط این گونه است. بنابراین آموزش بیمار و خانواده او برای اقدام در جهت کنترل بیماری اهمیت بسیار زیادی دارد.آیا شدت تظاهرات در افراد ی ان است یا در هر شخصی با دیگری تفاوت دارد؟
از این نظر هم تفاوت های زیادی وجود دارد. آنچه تا این جا گفته شد، شکل معمول اختلال دوقطبی بود؛ ما یک اختلال دوقطبی داریم و یک طیف اختلالات دوقطبی. این طیف شامل همه مواردی است که خصوصیات آن ها تا حدودی مشابه با اختلال دوقطبی است اما از جهانی با آن تفاوت دارد. در هر جامعه معمولا حدود یک درصد از افراد بزرگسال دچار اختلال دوقطبی می شوند، اما تعداد افرادی که دچار طیف اختلالات دوقطبی هستند خیلی بیشتر است. حدود پنج تا شش درصد افراد جامعه ممکن است شکلی از اختلالات این طیف را تجربه کنند. یک جنبه از تفاوت ها در طیف اختلالات دوقطبی به شدت تظاهرات مربوط است. مدت دوام علایم هم در این طیف متفاوت است. مثلا انی هستند که تظاهرات خفیف خلقی را تجربه می کنند، اما این تظاهرات شان برای مدت طولانی، گاهی برای چندین سال، به صورت مستمر ادامه پیدا می کند. انی که در طیف اختلال دوقطبی قرار دارند، به درمان نیاز پیدا می کنند یا فقط همان یک درصد بایددرمان شوند؟
باید تغییراتی در فرد ایجاد شده یا موجب احساس ناراحتی برای خود او بشوند و یا عملکرد او را به شکلی تحت تاثیر قرار بدهند که دیگران متوجه شوند که مشکلی وجود دارد. بنابراین اگر فردی تا حدودی بیشتر از میانگین افراد جامعه احساس شاد دارد، فعال و پرکار است و مدت خواب او تا حدودی کمتر از میانگین افراد جامعه است، تا جایی که این ح های برای خود و مشکلی ایجاد نمی کند و دیگران هم مشکلی در رفتار و عملکرد او احساس نمی کنند، این را یک اختلال روانی نمی دانیم و درمان هم نیاز نیست. اما در یک اختلال دوقطبی شرایط از این وضعیت فاصله می گیرد.
در دوره های شی ، احساس شادی و شعف بیش از حد با تغییرات عمده ای در رفتار همراه است که موجب می شود فرد توانایی انجام وظایف خودش را از دست بدهد؛ مثلا در محل کار مرتبا در کار دیگران مداخله می کند و با آن ها درگیر می شود، بذل و بخشش های بی حساب دارد که زندگی او را در معرض خطر قرار می دهد، شب ها بیدار می ماند و برای اطرافیان ایجاد مزاحمت می کند. در این ح ما می گوییم یک اختلال شی پیدا شده و لازم است که فرد تحت درمان قرار گیرد. بنابراین تشخیص این که کجا فرد از نوساناتی که مردم به صورت عادی در هیجانات شان دارند، فاصله گرفته و به دوره ای از اختلال وارد شده، به یک ارزی دقیق روانپزشکی نیاز دارد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

تفاوتی بین تغییر خلق ناشی از افسردگی و بیماری افسردگی وجود دارد؟ در هر دو مورد اختلال دوقطبی و بیماری افسردگی، افسردگی وجود دارد، آیا این دو مشابه هم هستند؟
اختلالات خلقی شکل های متنوعی دارند که یکی از آن ها اختلال دوقطبی است. یکی دیگر از انواع اختلالات خلقی که به مراتب شایع تر از اختلال دوقطبی است اختلال افسردگی اساسی است. این تشخیص زمانی مطرح می شود که شخص در طول زندگی خودش دچار یک یا چند دوره از علایم جدی افسردگی بشود، اما سابقه ای از ابتلا به دوره های شی نداشته باشد. این ح را گاهی افسردگی یک قطبی هم می نامند، یعنی ی که فقط دوره افسردگی داشته و دوره شی نداشته است. شدت علایم در دوره های افسردگی متفاوت است، گاهی نسبتا خفیف و گاهی خیلی شدید. اما به هر حال باید مجموعه ای از علایم بازر افسردگی برای مدت قابل توجهی به صورت مستمر ادامه پیدا کنند تا تشخیص اختلال افسردگی مطرح بشود. تغییرات گذرا و محدود در خلق برای رسیدن به این تشخیص کافی نیستند.
تشخیص اختلال دوقطبی در شرایطی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را تجربه کرده باشد. اغلب بیماران دوقطبی سابقه دوره های افسردگی در گذشته را هم دارند، اما لازم نیست فردی حتما دوره هایی از افسردگی داشته باشد تا به او دوقطبی بگوییم، وجود یک دوره شی به تنهایی برای این تشخیص کفایت می کند.اختلال دوقطبی و افسردگی یک قطبی از خیلی جهات با هم متفاوت هستند و افتراق دادن آن ها در کار بالینی موضوع بسیار مهمی است، مخصوصا به این دلیل که از شیوه های متفاوتی برای درمان آن ها استفاده می شود. داروهای ض سردگی که برای درمان افسردگی یک قطبی مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است در افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند باعث ایجاد دوره شی کنند.شما بیماری را در ارتباط با شرایط پیرامونی توصیف کردید، حالا اگر فردی در جزیره تنهایی خودش دچار بیماری شود، آیا او نیز به درمان نیاز دارد یا فقط وقتی که تظاهرات او آسیب زننده است باید به فکر درمان باشیم؟البته آسیب به خود فرد هم مهم است. ی که دچار یک اختلال جدی روانپزشکی شده، اغلب توانایی رسیدگی مناسب به امور شخصی خودش را ندارد و گاهی ممکن است حتی رفتارهایی داشته باشد که او را در معرض آسیب های جدید قرار بدهد. بنابراین این ها هم در کنار مساله ایفای نقش های اجتماعی برای ارزی سلامت روان اهمیت دارد.یک اصطلاحی در ماشین هست که می گویند برقی ی دارد و باعث می شود در کارکرد ماشین در دیگر بخش ها شدت و ضعف هایی ایجاد شود. اختلال دوقطبی چقدر می تواند شبیه برق ی ماشین باشد و باعث شود بدون این که ظهور و برزوی داشته باشد، در نهایت، به خاطر آسیب ها و استرس هایی که ایجاد می کند، زودتر فرد را فرسوده کند و از کار بیندازد؟
اگر بخواهیم این موضوع را به نحوی با عملکرد ماشین ارتباط بدهیم، ممکن است بگوییم که آنچه در دوره شی از اختلال دوقطبی اتفاق می افتد، مثل این است که موتور محرک دستگاه روانی یعنی هیجانات بیش از حد فعال و پرکار شده، به گونه ای که این فعلا شدن تناسبی با ظرفیت های واقعی دستگاه ندارد.
به جز احساس سرخوشی بیش از حد معمول که گاهی ممکن است با ح تحریک پذیری هم همراه باشد و شخص زود از کوره در برود و با دیگران تنش پیدا کند، شخص احساس می کند نیازی به خواب و استراحت ندارد، فعالیت بدنی او افزایش پیدا می کند و پرحرف می شود. حتی جریان فکرش هم سریع می شود و مرتبا با صدای بلند از چیزهای مختلف صحبت می کند. این ح ها اگر چندان شدید نباشد ممکن است حتی برای اطرافیان جذاب هم باشد.
یکی از خصوصیات بیماران در دوره های شی این است که وقتی در جمعی قرار بگیرند ممکن است اطرافیان را به وجود بیاورند و آن ها از بذله گویی بیماری خوشش شان بیاید. ولی در ادامه وقتی مساله شدیدتر می شود فرد در کار دیگران دخ های نابجا می کند. تمایلات ممک است به صورت بی قاعده ای افزایش پیدا کند و بیمار دست به کارهایی بزند که از دید دیگران خلاف قاعده تلقی می شود و آزاردهنده است.
گاهی شخص ممکن است احساس کند که خیلی فرد مهمی است و امتیازات و توانایی های ویژه ای دارد، در شکل هایی از اختلال شی هذیان هم پیدا می شود، در ح های شدید فرد ممکن است خودش را مقامی برجسته بداند که دارای رس ها و یت های مهمی است. مجموعه این تظاهرات می تواند مشکلاتی را در ارتباطات فرد با دیگران ایجاد کند. بعد از چند روز معمولا علائم مریض به حدی از شدت می رسد که برای اطرافیان قابل تحمل نیست و باید تحت مراقبت جدی روانپزشکی قرار بگیرد.
برع این وضعیت در دوره های افسردگی دیده می شود. آنجا موتور محرک که همین هیجانات هستند دچار رخوت و سستی می شود. شخص در این ح انگیزه و تمایلش را برای درگیر شدن در فعالیت ها از دست می دهد. افکار منفی به سراغ او می آیند. خود را ناتوان و درمانده و آینده خود را تیره و تار می بیند و خاطرات تلخ و دردناک ذهن او را به خود مشغول می کنند. در چنین شرایطی ممکن است حتی آرزوی مرگ کند یا بخواهد به زندگی خودش خاتمه بدهد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب

خودآزمونی وجود دارد که فرد براساس آن بداند که نیازی به مراجعه به پزشک دارد یا خیر؟
بله؛ پرسشنامه هایی با تعداد محدودی سوال هست که افراد با پاسخ به پرسش ها می توانند مشخص کنند که به اختلالات خلقی دچار هستند یا خیر. البته نتیجه آن قطعی نیست ولی می تواند راهنمای خوبی باشد. صرف نظر از پرسشنامه ها، اگر افراد با تظاهرات اختلالات خلقی آشنا باشند می توانند متوجه شوند که آیا خودشان یا اطرافیان شان احتمالا دچار شکلی از اختلالات خلقی هستند یا خیر و در مواردی که لازم است به موقع برای درمان مراجعه کنند. با وجود این که اختلالات خلقی مشکلات شایعی هستند، در همه نقاط دنیا بسیاری از انی که به این اختلالات دچار هستند به روانپزشک مراجعه نمی کنند یا درمان خود را درست دنبال نمی کنند. در ایران حداقل دوسوم از افرادی که دچار اختلالات خلقی هستند؛ یا اصلا به پزشک مراجعه نمی کنند و یا درمان را دنبال نمی کنند.درصد شیوعی که گفتید در ایران هم به همین میزان است؟
چند مطالعه همه گیرشناسی گسترده در کشور ما انجام شده که در مجموع نتایج آن ها نشان می دهد بین یک پنجم تا یک سوم از افراد جامعه به نوعی اختلال روانپزشکی مبتلا هستند. یکی از شایع ترین اختلالات در این بین که نیاز با مراقبت و درمان روان پزشکی دارد اختلال افسردگی اساسی است. البته اختلالی مانند فوبیا هم شایع است ولی بسیاری از افراد با آن مشکلی ندارند و تحت درمان هم قرار نمی گیرند. شیوع افسردگی یک قطبی در حدود 20 درصد گزارش شده وشیوعاختلال دوقطبی در افراد بزرگسال نزدیک به یک درصد است. اختلالات شدیدی مانند اختلال دوقطبی تا حد زیادی متاثر از آسیب پذیری هایی هستند که جنبه زیستی دارد. ژن ها، و به طور کلی عوامل زیستی، نقش مهمی در ابتلا به این اختلال دارند.برای انی که سابقه این بیماری ها را در خانواده دارند، از چه سنی باید بررسی انجام شود؟به هر حال این افراد وقتی که در معرض استرس های مختلف قرار بگیرند، ممکن است آمادگی بیشتری برای ابتلا به اختلال داشته باشند. بنابراین خوب است که این افراد با خصوصیات اختلالات خلقی آشنا باشند و خصوصا در مواقعی که در معرض شرایط استرس زا قرار می گیرند، حالات و رفتار خودشان را بیشتر مورد توجه قرار بدهند. اطرافیان شخص هم باید حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات حالات و رفتار او داشته باشند تا در صورت پیداشدن تظاهرات اولیه اختلال، پیش از شدت گرفتن علایم، امکان استفاده بیمارشان را از حمایت ها و مراقبت های لازم برای او فراهم کنند.نقشه ای از سلامت روانی کشور تهیه شده است که مشخص باشد در کدام مناطق شدت درگیری افراد با اختلالات روانی بیشتر است و در کدام مناطق کمتر؟مطالعات همه گیری شناسی گسترده ای در سطح کشور برای مشخص میزان شیوع انواع تظاهرات و اختلالات روانپزشکی انجام شده است که می تواند برای رسیدن به یک چنین نقشه ای کمک کننده باشد. اما در مجموع، تفاوت بین استان ها و مناطق مختلف خیلی زیاد نیست.تصور می کنم من و اطرافیانم شاید درگیر این تظاهراتی که گفتید باشیم، اما خودم و بقیه جسارت این را نداریم که به پزشک مراجعه کنیم یا به اطرفیان مان بگوییم که باید به پزشک مراجعه کنید. به گونه ای که او تصور نادرستی نکند.
از این لحاظ، ما واقعا در فرهنگ خودمان یک مشکل جدی داریم. هر چند این مشکل کم و بیش در فرهنگ های دیگر هم وجوددارد. تلقی رایج در مورد مساله ابتلا به بیماری روانی اساس در کشور ما تلقی درستی نیست. یکی از اشتباهات معمول این است که به تنوع بسیار زیاد اختلالات روانی توجه نداریم و همه مشکلات روانپزشکی را تقریبا با یک برچسب واحد که متاسفانه بار منفی زیادی هم دارد شناسایی می کنیم.
واقعیت این است که مشکلات روانپزشکی طیف بسیار گسترده ای از اختلالات را شامل می شوند، از مسایل بسیار محدود تا مشکلات بسیار جدی تر. هر کدام از این اختلالات از لحاظ نوع علایم، سیر و پیش آگهی ویژگی های خاص خودشان را دارند. بسیاری از انی که دچار اختلالات روانپزشکی می شوند، فقط در دوره های محدودی از زندگی علایم اختلال را نشان می دهند و در بقیه عمرشان می توانند یک زندگی عادی یا نسبتا عادی داشته باشند. اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطبتنها درصد بسیار کوچکی از اختلالات روانی به صورت یک بیماری مزمن ناتوان کننده ظاهر می شوند. تلقی های نادرست درباره ماهیت اختلالات روانپزشکی و توصیف آن ها با برچسب های ناخوشایند و اغلب تحقیرآمیز مشکلات مضاعفی را برای انی که دچار این اختلالات می شوند ایجاد می کند، از جمله این که بیماران و خانواده های آن ها ممکن است از بیم تحقیر و تمس اطرافیان از مراجعه به پزشک و استفاده از مراقبت هایی که می توانند برای پیشگیری و درمان اختلال آن ها مفید باشند امتناع کنند.برای اصلاح این دیدگاه چه باید کرد؟
نه تنها افراد عادی جامعه، بلکه حتی فرهیختگان و نخبگان ما هم گاهی به مسوولیت خود در قبال انی که دچار مشکلات روانپزشکی شده اند توجه کافی ندارند. فردی که دچار علایم شی است، حتی اگر خودش از بیمار بودن خود آگاه نباشد، به یک توجه و مراقبت مسوولانه و احترام آمیز از جانب اطرافیان نیاز دارد که متاسفانه غالبا از آن محروم می ماند. رسانه ها در اصلاح نگرش نسبت به اختلالات روانپزشکی نقش موثری می توانند داشته باشند. متاسفانه در حال حاضر، در رسانه ها حرکت هایی درست برخلاف این مسیر انجام می شود؛ اغلب می بینیم که در برنامه های نمایشی و غیره برچسب روانی بودن به عنوان نوعی ناسزا و وسیله ای برای ریشخند افراد مورد استفاده قرار می گیرد.همه اختلالات روانی به درمان دارویی نیاز دارند یا برخی از آن ها را با آموزش هایی می توان کنترل کرد؟
آموزش روانی جایگزین درمان نیست، بلکه مکمل درمان است. این آموزش ها به بیمار کمک می کنند که با ماهیت اختلال خودش آشنا بشود و روش های مناسب مواجهه با مشکل خودش را بشناسد. اما درمان اختلالات خلقی شامل درمان های بیولوژیک و شکل هایی از روان درمانی است.رایج ترین شکل درمان های بیولوژیک درمان دارویی است، اما شوک درمانی هم جزء همین دسته از درمان ها محسوب می شود و موارد استفاده خاص خودش را دارد. انی که دچار اختلال دوقطبی هستند عموما به درمان بیولوزیک نیاز دارند. شکل های خفیف اختلالات خلقی را ممکن است بشود با درمان های غیردارویی معالجه کرد.در برادرم خسرو این طور برداشت می شد که حق با فرد بیمار (شهاب حسینی) است و گویا بقیه بیمار هستند.
این تصور که عوامل محیطی در ایجاد اختلال دوقطبی نقشی اصلی را دارند، با واقعیت های شناخته شده در مورد این اختلال سازگار نیست. پیدایش اختلال دوقطبی تا حد زیادی مربوط به زمینه های سرشتی، از جمله عوامل ژنتیک است. اما این به آن معنی نیست که عوامل محیطی تاثیرگذار نیستند. این که فرد در خانواده ای که الگوی سالم و مناسبی از روابط بین فردی را دنبال می کند پرورش پیدا کرده باشد، یکی از عواملی است که می تواند در تامین سلامت روانی افراد نقش مهمی داشته باشد. حوادث استرس زا از هر نوع که باشند از جمله تنش های موجود در روابط بین فردی می توانند زمینه ساز بروز اولیه یا عود دوره های اختلال دوقطبی در افرادی باشند که آمادگی سرشتی برای ابتلا به این اختلال را دارند.
به گزارش میگنا ماهنامه همشهری تندرستی با حمیدرضا نقوی رییس بیمارستان روزبه و یار علوم پزشکی تهران درباره این اختلال ناشناخته گفت و گویی کرده است.
نقوی مشاور علمی برادرم خسرو بوده است.
به چه چیزی نقد دارید و به نظر شما در چه شرایطی بهتر می شد؟
بدون این که بخواهم به جنبه خاصی از ویژگی های برادرم خسرو اشاره داشته باشم، به طور کلی، فکر می کنم برای رسیدن به اه ی که در ساختن یک چنین ی در نظر گرفته می شود، از جمله برای انتقال پیامی مثبت، سازنده و موثر به جامعه در ارتباط با یکی از اختلالات روانی مهم، انتظارات بسیار زیادی می شود داشت و کارهای زیادی هست که می شود انجام داد، اما به هر حال ساخته شدن این اثر، مطمئنا یک گام مثبت و مهم رو به جلو است و این از معدود هایی است که در کشور ما با نگاهی درست نسبت به اختلالات روانپزشکی ساخته شده است.شهاب حسینی در این چقدر توانسته است به شخصیت یک فرد دوقطبی نزدیک شود؟ او خیلی خوب بازی کرده است. از این لحاظ، در مسیر درستی است. گاهی ساز تلقی و برداشت درستی از آن اختلال ندارد یا در پردازش آن خیلی موفق نیست؛ اما در این مورد احساس نمی کنم در این اشکال عمده ای وجود داشته باشد.بیماری دوقطبی اصلا چیست؟ مساله اصلی در این اختلال آن است که تغییراتی در ح های هیجانی درونی و رفتارهایی مرتبط با این ح ها در فرد ایجاد می شود. بنابراین هسته اصلی اختلال های دوقطبی مربوط به همین هیجان هاست.این هیجان هایی که می گویید چه تعریفی دارد؟
هیجانات بخشی از ح های ذهنی هستند که در قالب احساس های گوناگون مانند غم، شادی، تحریک پذیری و موارد دیگر تجربه می شوند. در اختلالات خلقی تغییرات عمده ای در این هیجانات بروز می کند. این تغییرات ممکن است در دو جهت مختلف ظاهر شوند، یکی در جهت غمگینی و دیگری در جهت سرخوشی بیش از حد و افراطی. اختلالات خلقی، از جمله اختلال دوقطبی، اساسا به صورت دوره ای ظاهر می شوند، به این معنی که شخص در طول زندگی خودش، یک یا چند نوبت، علایمی از این اختلالات را نشان می دهد.
دوره هایی را که شامل احساس غمگینی هستند دوره افسردگی و دوره هایی را که شامل احساس سرخوشی مفرط یا ح تحریک پذیری هستند دوره شی می گویند. تشخیص اختلال دوقطبی زمانی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را در طول زندگی خودش تجربه کند. طول مدت این دوره ها معمولا بین یک تا سه ماه است، اما امکان دارد کمتر یا بیشتر هم باشد.فردی که یک دوره از علایم شی را پیدا می کند، ممکن است در برهه های دیگری از زندگی تکرار همین دوره را داشته باشد یا علایمی در جهت افسردگی بروز بدهد. دوره های افسردگی معمولا طولانی تر هستند و ممکن است علائم آن سه تا شش ماه یا حتی بیتشر طول بکشد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب
ح های شی در فرد بیمار، بدون دلیل و اتفاق خاصی در زندگی ایجاد می شود؟
تغییرات خلق در اینجا مستقیما به شرایط محیطی وابسته نیست؛ یعنی این طور نیست که حوادث مثبت زندگی از قبیل حضور در مجالس جشن و سرور بتوانند این ح ها را ایجاد کنند. البته دوره های شی در افرادی که زمینه های این اختلال را دارند ممکن است متعاقب تجربه هر نوع استرس مهمی در زندگی؛ چه مثبت و چه منفی، بروز کنند. مثلا ممکن است شخص چند شب بی خو داشته باشد و علایمش عود کند، یا گاهی ممکن است به دنبال ازدواج یا حتی بعد از فوت یکی از نزدیکان (که ما به همه این ها استرس می گوییم) یک دوره شی ظاهر شود.بسیاری از دوره های اختلال خلقی ممکن است متعاقب یک تجربه استرس زا شروع شوند. اماوقتی که دوره از اختلال شروع می شود، علایم آن معمولا ارتباطی با آن تجربه خاص ندارند و این طور نیست که مثلا مدام مشغولیت ذهنی با آن حادثه خاص و تبعاتش وجود داشته باشند، بلکه همان علایمی را که به طور معمول مشخصه این دوره ها هستند تجربه می کند. دوره های شی ، چه با درمان و چه بدون درمان، بعد از مدتی که معمولا یک تا سه ماه طول می کشد خاتمه پیدا می کنند. اما در طول این مدت، چون رفتار شخص از ح عادی خارج شده، ممکن است برای خودش یا اطرافیانش مشکلات مختلفی به وجود بیاورد.فرد بیمار وقتی در دوره شی قرار می گیرد به درمان نیاز دارد یا در کل زندگی باید درمان کند تا به آن ح ها نرسد؟ اگر درمان نکند بر زندگی عادش اش تاثیر می گذارد؟
سیر اختلال دوقطبی در افراد مختلفی که دچار این اختلال می شوند خیلی متفاوت است. در تمام اختلالات خلقی، که یکی از آن ها اختلال دوقطبی و یکی از انواع شایع تر آن ها اختلال افسردگی اساسی است، ماهیت دوره ای وجود دارد، اما بین افراد مختلف، تفاوت های زیادی دیده می شود. گاهی فرد در طول زندگی فقط یک دوره شی را تجربه می کند اما در اغلب انی که یک نوبت دچار اختلال خلقی می شوند، دوره های این اختلال، در زمان های دیگری هم تکرار می شود. حداقل 50 درصد از انی که یک دوره شی را تجربه کرده اند، دست کم یک بار دیگر این اختلال را تجربه می کنند و اگر این تکرار صورت بگیرد، احتمال این که باز هم دوره های بعدی وجود داشته باشد، خیلی بیشتر می شود. زمان بروز دوره ها و فواصل آن ها از قاعده مشخصی پیروی نمی کند، اما اغلب این طور است که اولین دوره در اوا نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ظاهر می شود و دوره های بعدی، در ابتدا ممکن است فاصله بیشتری داشته باشند.درمان برای افراد چگونه است؟
ی که برای اولین بار دچار این اختلال می شود، حداقل برای یک تا دو سال زیر نظر گرفته می شود. درمان ها در مواردی که علایم شدید باشند معمولا در ابتدا به شکل بستری و بعدا به صورت س ایی دنبال می شود. اگر دوره های بیماری تکرار بشوند، بیمار به یک درمان پیشگیرانه هم نیاز دارد. این نوع بیماران باید برای سال های طولانی و بسیاری از آن ها برای همیشه تحت درمان پیشگیرانه باقی بمانند تا احتمال عود بیماری کاهش پیدا کند. زمانی که بیمار از درمان پیشگیرانه استفاده می کند، حتی اگر علایم اختلال عود کند، معمولا شدت کمتری خواهدداشت و راحت تر قابل کنترل خواهدبود.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب
نگاه خود فرد به این اختلال چگونه است؟
یک نکته بسیار مهم در بیمارانی که اختلال دوقطبی دارند این است که در دوره های شی معمولا خود فرد از این که دچار اختلال شده آگاهی ندارد. بیمار ممکن است احساس کند که شرایط خیلی خوبی دارد و حتی از ح عادی هم بهتر است. خودش را مسلط نسبت به موقعیتی که در آن هست احساس می کند، فکر می کند از عهده هر کاری به خوبی بر می آید و هیچ مشکلی ندارد. بیمار اغلب به این موضوع توجه ندارد که این شروع یک دوره بیماری است و حتی امکان دارد داروهایش را به این دلیل که در او ایجاد رخوت و سستی می کنند، کنار بگذارد. اطرافیان هم ممکن است تا زمانی که علایم بیماری شدت پیدا نکرده متوجه نشوند که مشکلی در کار است و درصدد درمان بیمار نیایند، بخصوص در دوره های اولیه بیماری شرایط این گونه است. بنابراین آموزش بیمار و خانواده او برای اقدام در جهت کنترل بیماری اهمیت بسیار زیادی دارد.آیا شدت تظاهرات در افراد ی ان است یا در هر شخصی با دیگری تفاوت دارد؟
از این نظر هم تفاوت های زیادی وجود دارد. آنچه تا این جا گفته شد، شکل معمول اختلال دوقطبی بود؛ ما یک اختلال دوقطبی داریم و یک طیف اختلالات دوقطبی. این طیف شامل همه مواردی است که خصوصیات آن ها تا حدودی مشابه با اختلال دوقطبی است اما از جهانی با آن تفاوت دارد. در هر جامعه معمولا حدود یک درصد از افراد بزرگسال دچار اختلال دوقطبی می شوند، اما تعداد افرادی که دچار طیف اختلالات دوقطبی هستند خیلی بیشتر است. حدود پنج تا شش درصد افراد جامعه ممکن است شکلی از اختلالات این طیف را تجربه کنند. یک جنبه از تفاوت ها در طیف اختلالات دوقطبی به شدت تظاهرات مربوط است. مدت دوام علایم هم در این طیف متفاوت است. مثلا انی هستند که تظاهرات خفیف خلقی را تجربه می کنند، اما این تظاهرات شان برای مدت طولانی، گاهی برای چندین سال، به صورت مستمر ادامه پیدا می کند. انی که در طیف اختلال دوقطبی قرار دارند، به درمان نیاز پیدا می کنند یا فقط همان یک درصد بایددرمان شوند؟
باید تغییراتی در فرد ایجاد شده یا موجب احساس ناراحتی برای خود او بشوند و یا عملکرد او را به شکلی تحت تاثیر قرار بدهند که دیگران متوجه شوند که مشکلی وجود دارد. بنابراین اگر فردی تا حدودی بیشتر از میانگین افراد جامعه احساس شاد دارد، فعال و پرکار است و مدت خواب او تا حدودی کمتر از میانگین افراد جامعه است، تا جایی که این ح های برای خود و مشکلی ایجاد نمی کند و دیگران هم مشکلی در رفتار و عملکرد او احساس نمی کنند، این را یک اختلال روانی نمی دانیم و درمان هم نیاز نیست. اما در یک اختلال دوقطبی شرایط از این وضعیت فاصله می گیرد.
در دوره های شی ، احساس شادی و شعف بیش از حد با تغییرات عمده ای در رفتار همراه است که موجب می شود فرد توانایی انجام وظایف خودش را از دست بدهد؛ مثلا در محل کار مرتبا در کار دیگران مداخله می کند و با آن ها درگیر می شود، بذل و بخشش های بی حساب دارد که زندگی او را در معرض خطر قرار می دهد، شب ها بیدار می ماند و برای اطرافیان ایجاد مزاحمت می کند. در این ح ما می گوییم یک اختلال شی پیدا شده و لازم است که فرد تحت درمان قرار گیرد. بنابراین تشخیص این که کجا فرد از نوساناتی که مردم به صورت عادی در هیجانات شان دارند، فاصله گرفته و به دوره ای از اختلال وارد شده، به یک ارزی دقیق روانپزشکی نیاز دارد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب
تفاوتی بین تغییر خلق ناشی از افسردگی و بیماری افسردگی وجود دارد؟ در هر دو مورد اختلال دوقطبی و بیماری افسردگی، افسردگی وجود دارد، آیا این دو مشابه هم هستند؟
اختلالات خلقی شکل های متنوعی دارند که یکی از آن ها اختلال دوقطبی است. یکی دیگر از انواع اختلالات خلقی که به مراتب شایع تر از اختلال دوقطبی است اختلال افسردگی اساسی است. این تشخیص زمانی مطرح می شود که شخص در طول زندگی خودش دچار یک یا چند دوره از علایم جدی افسردگی بشود، اما سابقه ای از ابتلا به دوره های شی نداشته باشد.این ح را گاهی افسردگی یک قطبی هم می نامند، یعنی ی که فقط دوره افسردگی داشته و دوره شی نداشته است. شدت علایم در دوره های افسردگی متفاوت است، گاهی نسبتا خفیف و گاهی خیلی شدید. اما به هر حال باید مجموعه ای از علایم بازر افسردگی برای مدت قابل توجهی به صورت مستمر ادامه پیدا کنند تا تشخیص اختلال افسردگی مطرح بشود. تغییرات گذرا و محدود در خلق برای رسیدن به این تشخیص کافی نیستند.
تشخیص اختلال دوقطبی در شرایطی مطرح می شود که فرد حداقل یک دوره شی را تجربه کرده باشد. اغلب بیماران دوقطبی سابقه دوره های افسردگی در گذشته را هم دارند، اما لازم نیست فردی حتما دوره هایی از افسردگی داشته باشد تا به او دوقطبی بگوییم، وجود یک دوره شی به تنهایی برای این تشخیص کفایت می کند. اختلال دوقطبی و افسردگی یک قطبی از خیلی جهات با هم متفاوت هستند و افتراق دادن آن ها در کار بالینی موضوع بسیار مهمی است، مخصوصا به این دلیل که از شیوه های متفاوتی برای درمان آن ها استفاده می شود. داروهای ض سردگی که برای درمان افسردگی یک قطبی مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است در افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند باعث ایجاد دوره شی کنند.شما بیماری را در ارتباط با شرایط پیرامونی توصیف کردید، حالا اگر فردی در جزیره تنهایی خودش دچار بیماری شود، آیا او نیز به درمان نیاز دارد یا فقط وقتی که تظاهرات او آسیب زننده است باید به فکر درمان باشیم؟ البته آسیب به خود فرد هم مهم است. ی که دچار یک اختلال جدی روانپزشکی شده، اغلب توانایی رسیدگی مناسب به امور شخصی خودش را ندارد و گاهی ممکن است حتی رفتارهایی داشته باشد که او را در معرض آسیب های جدید قرار بدهد. بنابراین این ها هم در کنار مساله ایفای نقش های اجتماعی برای ارزی سلامت روان اهمیت دارد.یک اصطلاحی در ماشین هست که می گویند برقی ی دارد و باعث می شود در کارکرد ماشین در دیگر بخش ها شدت و ضعف هایی ایجاد شود. اختلال دوقطبی چقدر می تواند شبیه برق ی ماشین باشد و باعث شود بدون این که ظهور و برزوی داشته باشد، در نهایت، به خاطر آسیب ها و استرس هایی که ایجاد می کند، زودتر فرد را فرسوده کند و از کار بیندازد؟
اگر بخواهیم این موضوع را به نحوی با عملکرد ماشین ارتباط بدهیم، ممکن است بگوییم که آنچه در دوره شی از اختلال دوقطبی اتفاق می افتد، مثل این است که موتور محرک دستگاه روانی یعنی هیجانات بیش از حد فعال و پرکار شده، به گونه ای که این فعلا شدن تناسبی با ظرفیت های واقعی دستگاه ندارد.
به جز احساس سرخوشی بیش از حد معمول که گاهی ممکن است با ح تحریک پذیری هم همراه باشد و شخص زود از کوره در برود و با دیگران تنش پیدا کند، شخص احساس می کند نیازی به خواب و استراحت ندارد، فعالیت بدنی او افزایش پیدا می کند و پرحرف می شود. حتی جریان فکرش هم سریع می شود و مرتبا با صدای بلند از چیزهای مختلف صحبت می کند. این ح ها اگر چندان شدید نباشد ممکن است حتی برای اطرافیان جذاب هم باشد.
یکی از خصوصیات بیماران در دوره های شی این است که وقتی در جمعی قرار بگیرند ممکن است اطرافیان را به وجود بیاورند و آن ها از بذله گویی بیماری خوشش شان بیاید. ولی در ادامه وقتی مساله شدیدتر می شود فرد در کار دیگران دخ های نابجا می کند. تمایلات ممک است به صورت بی قاعده ای افزایش پیدا کند و بیمار دست به کارهایی بزند که از دید دیگران خلاف قاعده تلقی می شود و آزاردهنده است.
گاهی شخص ممکن است احساس کند که خیلی فرد مهمی است و امتیازات و توانایی های ویژه ای دارد، در شکل هایی از اختلال شی هذیان هم پیدا می شود، در ح های شدید فرد ممکن است خودش را مقامی برجسته بداند که دارای رس ها و یت های مهمی است. مجموعه این تظاهرات می تواند مشکلاتی را در ارتباطات فرد با دیگران ایجاد کند. بعد از چند روز معمولا علائم مریض به حدی از شدت می رسد که برای اطرافیان قابل تحمل نیست و باید تحت مراقبت جدی روانپزشکی قرار بگیرد.
برع این وضعیت در دوره های افسردگی دیده می شود. آنجا موتور محرک که همین هیجانات هستند دچار رخوت و سستی می شود. شخص در این ح انگیزه و تمایلش را برای درگیر شدن در فعالیت ها از دست می دهد. افکار منفی به سراغ او می آیند. خود را ناتوان و درمانده و آینده خود را تیره و تار می بیند و خاطرات تلخ و دردناک ذهن او را به خود مشغول می کنند. در چنین شرایطی ممکن است حتی آرزوی مرگ کند یا بخواهد به زندگی خودش خاتمه بدهد.اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب
خودآزمونی وجود دارد که فرد براساس آن بداند که نیازی به مراجعه به پزشک دارد یا خیر؟
بله؛ پرسشنامه هایی با تعداد محدودی سوال هست که افراد با پاسخ به پرسش ها می توانند مشخص کنند که به اختلالات خلقی دچار هستند یا خیر. البته نتیجه آن قطعی نیست ولی می تواند راهنمای خوبی باشد. صرف نظر از پرسشنامه ها، اگر افراد با تظاهرات اختلالات خلقی آشنا باشند می توانند متوجه شوند که آیا خودشان یا اطرافیان شان احتمالا دچار شکلی از اختلالات خلقی هستند یا خیر و در مواردی که لازم است به موقع برای درمان مراجعه کنند.با وجود این که اختلالات خلقی مشکلات شایعی هستند، در همه نقاط دنیا بسیاری از انی که به این اختلالات دچار هستند به روانپزشک مراجعه نمی کنند یا درمان خود را درست دنبال نمی کنند. در ایران حداقل دوسوم از افرادی که دچار اختلالات خلقی هستند؛ یا اصلا به پزشک مراجعه نمی کنند و یا درمان را دنبال نمی کنند.درصد شیوعی که گفتید در ایران هم به همین میزان است؟
چند مطالعه همه گیرشناسی گسترده در کشور ما انجام شده که در مجموع نتایج آن ها نشان می دهد بین یک پنجم تا یک سوم از افراد جامعه به نوعی اختلال روانپزشکی مبتلا هستند. یکی از شایع ترین اختلالات در این بین که نیاز با مراقبت و درمان روان پزشکی دارد اختلال افسردگی اساسی است. البته اختلالی مانند فوبیا هم شایع است ولی بسیاری از افراد با آن مشکلی ندارند و تحت درمان هم قرار نمی گیرند. شیوع افسردگی یک قطبی در حدود 20 درصد گزارش شده وشیوعاختلال دوقطبی در افراد بزرگسال نزدیک به یک درصد است. اختلالات شدیدی مانند اختلال دوقطبی تا حد زیادی متاثر از آسیب پذیری هایی هستند که جنبه زیستی دارد. ژن ها، و به طور کلی عوامل زیستی، نقش مهمی در ابتلا به این اختلال دارند.برای انی که سابقه این بیماری ها را در خانواده دارند، از چه سنی باید بررسی انجام شود؟ به هر حال این افراد وقتی که در معرض استرس های مختلف قرار بگیرند، ممکن است آمادگی بیشتری برای ابتلا به اختلال داشته باشند. بنابراین خوب است که این افراد با خصوصیات اختلالات خلقی آشنا باشند و خصوصا در مواقعی که در معرض شرایط استرس زا قرار می گیرند، حالات و رفتار خودشان را بیشتر مورد توجه قرار بدهند. اطرافیان شخص هم باید حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات حالات و رفتار او داشته باشند تا در صورت پیداشدن تظاهرات اولیه اختلال، پیش از شدت گرفتن علایم، امکان استفاده بیمارشان را از حمایت ها و مراقبت های لازم برای او فراهم کنند.نقشه ای از سلامت روانی کشور تهیه شده است که مشخص باشد در کدام مناطق شدت درگیری افراد با اختلالات روانی بیشتر است و در کدام مناطق کمتر؟ مطالعات همه گیری شناسی گسترده ای در سطح کشور برای مشخص میزان شیوع انواع تظاهرات و اختلالات روانپزشکی انجام شده است که می تواند برای رسیدن به یک چنین نقشه ای کمک کننده باشد. اما در مجموع، تفاوت بین استان ها و مناطق مختلف خیلی زیاد نیست.تصور می کنم من و اطرافیانم شاید درگیر این تظاهراتی که گفتید باشیم، اما خودم و بقیه جسارت این را نداریم که به پزشک مراجعه کنیم یا به اطرفیان مان بگوییم که باید به پزشک مراجعه کنید. به گونه ای که او تصور نادرستی نکند.
از این لحاظ، ما واقعا در فرهنگ خودمان یک مشکل جدی داریم. هر چند این مشکل کم و بیش در فرهنگ های دیگر هم وجوددارد. تلقی رایج در مورد مساله ابتلا به بیماری روانی اساس در کشور ما تلقی درستی نیست. یکی از اشتباهات معمول این است که به تنوع بسیار زیاد اختلالات روانی توجه نداریم و همه مشکلات روانپزشکی را تقریبا با یک برچسب واحد که متاسفانه بار منفی زیادی هم دارد شناسایی می کنیم.
واقعیت این است که مشکلات روانپزشکی طیف بسیار گسترده ای از اختلالات را شامل می شوند، از مسایل بسیار محدود تا مشکلات بسیار جدی تر. هر کدام از این اختلالات از لحاظ نوع علایم، سیر و پیش آگهی ویژگی های خاص خودشان را دارند. بسیاری از انی که دچار اختلالات روانپزشکی می شوند، فقط در دوره های محدودی از زندگی علایم اختلال را نشان می دهند و در بقیه عمرشان می توانند یک زندگی عادی یا نسبتا عادی داشته باشند. اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب تنها درصد بسیار کوچکی از اختلالات روانی به صورت یک بیماری مزمن ناتوان کننده ظاهر می شوند. تلقی های نادرست درباره ماهیت اختلالات روانپزشکی و توصیف آن ها با برچسب های ناخوشایند و اغلب تحقیرآمیز مشکلات مضاعفی را برای انی که دچار این اختلالات می شوند ایجاد می کند، از جمله این که بیماران و خانواده های آن ها ممکن است از بیم تحقیر و تمس اطرافیان از مراجعه به پزشک و استفاده از مراقبت هایی که می توانند برای پیشگیری و درمان اختلال آن ها مفید باشند امتناع کنند.برای اصلاح این دیدگاه چه باید کرد؟
نه تنها افراد عادی جامعه، بلکه حتی فرهیختگان و نخبگان ما هم گاهی به مسوولیت خود در قبال انی که دچار مشکلات روانپزشکی شده اند توجه کافی ندارند. فردی که دچار علایم شی است، حتی اگر خودش از بیمار بودن خود آگاه نباشد، به یک توجه و مراقبت مسوولانه و احترام آمیز از جانب اطرافیان نیاز دارد که متاسفانه غالبا از آن محروم می ماند. رسانه ها در اصلاح نگرش نسبت به اختلالات روانپزشکی نقش موثری می توانند داشته باشند. متاسفانه در حال حاضر، در رسانه ها حرکت هایی درست برخلاف این مسیر انجام می شود؛ اغلب می بینیم که در برنامه های نمایشی و غیره برچسب روانی بودن به عنوان نوعی ناسزا و وسیله ای برای ریشخند افراد مورد استفاده قرار می گیرد.همه اختلالات روانی به درمان دارویی نیاز دارند یا برخی از آن ها را با آموزش هایی می توان کنترل کرد؟
آموزش روانی جایگزین درمان نیست، بلکه مکمل درمان است. این آموزش ها به بیمار کمک می کنند که با ماهیت اختلال خودش آشنا بشود و روش های مناسب مواجهه با مشکل خودش را بشناسد. اما درمان اختلالات خلقی شامل درمان های بیولوژیک و شکل هایی از روان درمانی است. رایج ترین شکل درمان های بیولوژیک درمان دارویی است، اما شوک درمانی هم جزء همین دسته از درمان ها محسوب می شود و موارد استفاده خاص خودش را دارد. انی که دچار اختلال دوقطبی هستند عموما به درمان بیولوزیک نیاز دارند. شکل های خفیف اختلالات خلقی را ممکن است بشود با درمان های غیردارویی معالجه کرد.در برادرم خسرو این طور برداشت می شد که حق با فرد بیمار (شهاب حسینی) است و گویا بقیه بیمار هستند.
این تصور که عوامل محیطی در ایجاد اختلال دوقطبی نقشی اصلی را دارند، با واقعیت های شناخته شده در مورد این اختلال سازگار نیست. پیدایش اختلال دوقطبی تا حد زیادی مربوط به زمینه های سرشتی، از جمله عوامل ژنتیک است. اما این به آن معنی نیست که عوامل محیطی تاثیرگذار نیستند.این که فرد در خانواده ای که الگوی سالم و مناسبی از روابط بین فردی را دنبال می کند پرورش پیدا کرده باشد، یکی از عواملی است که می تواند در تامین سلامت روانی افراد نقش مهمی داشته باشد. حوادث استرس زا از هر نوع که باشند از جمله تنش های موجود در روابط بین فردی می توانند زمینه ساز بروز اولیه یا عود دوره های اختلال دوقطبی در افرادی باشند که آمادگی سرشتی برای ابتلا به این اختلال را دارند.
خبرگزاری مهر، گروه جامعه - مسعود بُربُر: عیسی کلانتری دهمین فردی است که سکان کشتی سرگردان محیط زیست ایران را در دست گرفته است. از زمان انقلاب ی بدین سو نیز ۷ نفر پیش از او ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ایران را بر عهده گرفته اند. گفتگوی کوتاهی با کارشناسان حوزه نشان می دهد عملکرد هیچ یک از رؤسای سازمان حفاظت محیط زیست حتی به موفقیت های بنیانگذار این سازمان راه نبرده است. اکنون باید دید آیا کلانتری قصد دارد و می تواند یادگاری متفاوت از رؤسای پیشین از خود به یادگار بگذارد یا خیر.اسکندر فیروز، رئیس ماندگارسازمانی که امروز حفاظت محیط زیست نام دارد در سال ۱۳۴۶ و با نام «سازمان شکاربانی و تا این لحظه بهترین مدیری که سازمان حفاظت محیط زیست به خود دیده بنیانگذار و نخستین مدیرش اسکندر فیروز بود که درواقع توانست نه تنها مفهموم محیط زیست را در ایران جا بیاندازد بلکه به عنوان یک شخصیت بین المللی توانست یک نهضت محیط زیستی راه بیاندازد نظارت بر صید» تاسیس شد. اسکندر فیروز که بنیانگذار این سازمان بود تا سال ۱۳۵۶ بر آن ریاست کرد.مدیرکل مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست درباره دوران مدیریت فیروز می گوید: تا این لحظه بهترین مدیری که سازمان حفاظت محیط زیست به خود دیده بنیانگذار و نخستین مدیرش اسکندر فیروز بود که درواقع توانست نه تنها مفهموم محیط زیست را در عالی ترین سطح قدرت در حکومت ایران جا بیاندازد بلکه به عنوان یک شخصیت بین المللی توانست یک نهضت محیط زیستی راه بیاندازد.محمد درویش تأکید می کند: اولین کنوانسیون محیط زیستی جهان یعنی کنوانسیون رامسر را که توجه جهانیان را به تالاب ها جلب کرد اسکند فیروز راه انداخت. او نایب رئیس اجلاس جهانی استکهلم بود و این مقام را تا کنون در هیچ دوره دیگری نداشته ایم. در سخنرانی که آنجا داشت صحبت بهره برداری عقلایی از سرزمین را مطرح کرد و شاید اولین ی در جهان بود که به صورت رسمی و در این سطح مفهوم توسعه پایدار را مطرح می کرد و گفت "اگر جهانیان با همین روش به مصرف منابع ادامه دهند دیری نخواهد پایید که دیگر کره زمین نیازهایشان را نمی تواند برآورده کند". هشت سال بعد در ۱۹۸۰ پیش بینی او به واقعیت پیوست و میزانتولید و مصرف کره زمین با هم برابر شد.وی تصریح می کند: فیروز ی بود که به او دبیرکلی اتحادیه جهانی حفاظت iucn پیشنهاد شد و تا کنون به هیچ ایرانی دیگری این پیشنهاد نشده است. سه گونه گیاهی و جانوری به نام او نامگذاری شده که هیچ ایرانی دیگری این افتخار را هم ندارد و این ها نشان دهنده آن است که شخصیت ممتازی بوده است. او به ایرانیان یاد داد به مرداب بگویند تالاب و به شکاربان بگویند محیط بان و به حیات وحش نگویند شکار. قوانینی که در سال ۱۳۵۳ در کشور وضع شد که هنوز هم بسیاری از آن ها وجود دارد مرهون حضور اسکندر فیروز بوده است. او هنوز هم با علاقه در صحنه محیط زیست حضور دارد و پیگیری می کند و به جز او و معصومه ابتکار دیگر روسای
وجه مشترک همه روسای بعدی این بود که هیچ کدام محیط زیستی نبودند. نه در تخصص و شخصیت اجتماعی سازمان محیط زیست وقتی از این سازمان رفتند محیط زیست را فراموش د.اسماعیل کهرم، پرنده شناس و سرشناس حوزه محیط زیست نیز درباره دوران ریاست وی می گوید: اسکندر فیروز اولین و بهترین رئیس من بود. علاقه به طبیعت را به ما یاد داد و تنها ایرانی بود که برای ریاست اتحادیه جهانی حفاظت نامزد شد. وجودش محیط زیستی بود و هنوز هم که بیش از ۹۰ سال سن دارد در حال نوشتن کت درباره محیط زیست است. برای استخدام پرنده شناس در سازمان کنونی کنکور برگزار کرد و در زمان او سازمان محیط زیست در اوج اقتدار بود.حسین آخانی محیط زیست تهران نیز درباره او معتقد است: اسکندر فیزور به عنوان بنیانگذار سازمان محیط زیست در زمانی که مسائل محیط زیستی در دنیا برجسته نبود می توان گفت برخی در مقابل ت یب محیط زیست بیشتر و برخی کمتر مقاومت د دستاوردهای بی نظیری داشت؛ زمانی که هنوز هیچ در خاورمیانه مفهوم محیط زیست را نمی شناخت و حتی غرب هم در حوزه محیط زیست پیشرفت چندانی نکرده بود وی سازمان قدرتمندی را بنیاد نهاد، پارک های ملی و ذخیره گاههای زیست کره را ثبت کرد و موفق شد یک کنوانسیون بسیار مهم را در ایران و به نام شهر رامسر به ثبت برساند اما حتی او نیز در زمان شاه تحمل نشد.میراث سردرگمبا برکناری فیروز در سال ۱۳۵۶ منوچهر فیلی عهده دار این سمت شد. فردی که به گفته کهرم «از فولاد اهواز آمده و این کاره هم نبود» مدت کوتاهی ریاست سازمان را برعهده داشت و رفت. پس از او نیز عباس سمیعی بر سر کار آمد اما کشور در بحبوحه انقلاب بود و اتفاق خاصی نیافتاد. تقی ابتکار که ای ی مکانیک از پنسیلوانیا داشت، رئیس بعدی بود که از آبان ۱۳۵۸ تا اسفند ۱۳۵۹ سکاندار سازمان محیط زیست شد. پیشنهاد اصل ۵۰ قانون اساسی که می گوید «در جمهوری‏ ی، حفاظت‏ محیط زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل های‏ بعد باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‏ شود. از این‏ رو فعالیت های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا ت یب‏ غیرقابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا کند، ممنوع‏ است» یادگار مدیریت او بود. دو نفر طولانی ترین زمان را در این سازمان مدیریت کرده اند. یکی آقای منافی که پزشک بود و دیگری خانم ابتکار که ایمونولوژییست و یک فرد کاملا استپس از او نیز رضاحسین میرزاطاهری و سپس هادی منافی ریاست سازمان را بر عهده داشتند. میرزاطاهری لیسانس علوم ریاضی داشت و سابقه فعالیت به عنوان بازرس نخست در ت شهید رجایی، مدیرکل آموزش و پرورش استان سمنان و رئیس آموزش و پرورش منطقه ۱۵ تهران را در کارنامه خود داشت، او تا سال ۱۳۶۳ توانست بر کرسی ریاست سازمان حفاظت محیط زیست تکیه بزند. هادی منافی نیز پزشکی بود که سابقه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را بعد از انقلاب ی در کارنامه خود داشت و از سال ۱۳۶۳ به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست فعالیت خود را آغاز کرد و ریاست وی در این سازمان تا شهریور ۱۳۷۶ ادامه داشت که بیشترین مدت زمان ریاست سازمان محیط زیست تا کنون به شمار می رود.محمد درویش درباره این دوران می گوید: روسای بعدی سازمان انی بودند که یا مثل آقای میرزاطاهری آمده بودند سازمان را منحل کنند و یا اصولاً علاقه و شناختی از سازمان محیط زیست نداشتند و تنها آدرس اداره را گرفته بودند تا آغاز به کار کنند.ریاست ابتکار بر سازمان محیط زیستاز سال۱۳۷۶ معصومه ابتکار سکاندار ریاست سازمان محیط زیست شد. وی در این دوره به عنوان یکی از هفت «قهرمان زمین» سال ۲۰۰۶ سازمان ملل متحد انتخاب شد. حذف پیکان از خط تولید صنعت کشور نیز در نتیجه تلاش های معصومه ابتکار رخ داد.حسین آخانی با اشاره به تغییرات متعدد پیش از سکانداری ابتکار می گوید: اگر بخواهیم روسای سازمان محیط زیست را مقایسه کنیم اسکندر فیروز با فاصله بسیار بسیار زیادی از همه روسای بعدی سازمان متمایز است. وجه مشترک همه روسای بعدی این بود که هیچ کدام محیط زیستی نبودند. نه در تخصص و شخصیت اجتماعی. فیروز اگر چه بود ولی شخصیت اجتماعی و حرفه ای او باعث شده بود محیط زیستی باشد و این ویژگی بعد از ۴ دهه از زمان مسئولیت در ایشان از بین نرفته و وی در ۹۰ سالگی هنوز درباره محیط زیست کتاب می نویسد.این تهران توضیح می دهد: از این وجه مشترک که بگذریم من به شخصه نمی توانم بگویم رئیس دیگری عملکرد بهتری داشته زیرا بقیه همان سازمانی را که از فیروز تحول گرفتند با کیفیتی بسیار پائین تر از زمان او مدیریت کرده اند و چیزی که اضافه ن د هیچ، داشته های ما را هم از دست دادند.وی تصریح کرد: دو نفر طولانی ترین زمان را در این سازمان مدیریت کرده اند. یکی آقای منافی که پزشک بود و دیگری خانم ابتکار که ایمونولوژییست و یک فرد کاملا است.اسماعیل کهرم محیط زیست و پرنده شناس نیز درباره روسای بعدی سازمان محیط زیست می گوید: وقتی اسم رئیس سازمان محیط زیست می آید من یاد دو نفر یعنی اسکندر فیروز و معصومه ابتکار می افتم. خانم ابتکار در دوره اول که من مشاور معاونش یعنی آقای بودم یک هزارم امکانات آقای فیروز را نداشت. در زمان آقای فیروز، ما ۳ هواپیمای ۶ نفره، ۴ نفره و دو نفره در خود سازمان داشتیم که من هر وقت دلم می خواستم حکم می گرفتم و به همدان، کرمان و دیگر نقاط کشور می رفتم. آن زمان ۱۵ کارشناس خارجی داشتیم که هر کدامشان اکنون برجستگان حیاط وحش دنیا شده اند. حق یت و حقوق ما در زمان آقای فیروز وسوسه برانگیز بود اما خانم ابتکار در شرایط بی پولی به سازمان آمد اما با جیب خالی آن را مدیریت کرد و سازمان را به ت بعدی رساند.محمد درویش هم تأکید می کند: عملاً بسیاری از مردم پیش از معصومه ابتکار سازمان محیط زیست را با سازمان بهزیستی اشتباه می گرفتند. نه فقط مردم که خیلی از نمایندگان مجلس و مدیران هم از زمانی که معصومه ابتکار در ت هفتم قدرت را در پردیسان به دست گرفت بود آرام آرام شاهد مطالبات محیط زیستی بودیم و رشد تشکل های مردم نهاد را دیدیم و قوانینی در حوزه حراست از محیط زیست وضع شد اما در طول هشت سال بعدی ما شاهد مدیرانی بودیم که آشکارا یا فهمی از محیط زیست نداشتند یا آمده بودند تا صدای محیط زیست را خفه کنند.آن ها که به ی کار نداشتندپس از معصومه ابتکار فاطمه واعظ جوادی به ساختمان پردیسان آمد. جوادی ای دیرینه شناسی و چینه شناسی داشت و تنها سابقه مشخص او یاری گروه علوم زمین شیراز بود. آن گونه که اسماعیل کهرم یادآوری می کند: خانم جوادی خود به مرحوم صدوق گفته بود «قبل از آنکه من را در این چاه بیندازند من بودم و کتابهایم و کامپیوترم.» یعنی ایشان اصلا برای این کار ساخته نشده بود. اما ایشان به هر صورت کاری به کار ی نداشت و آسیبی به محیط زیست کشور نمی رسید.آن ها که به همه کار داشتندبا آغاز به کار ت دهم محمدجواد محمدی زاده با مدرک فوق لیسانس بهداشت به سازمان محیط زیست آمد. ی که به گفته کهرم و بر خلاف جوادی به همه کار داشت! این پرنده شناس و محیط زیست تأکید می کند: در دوره ایشان دو تا ببر را به ایران آوردند که یک ماده ۴ ساله و یک نر دو ساله بود. این دو حیوان را که برایشان هزینه های بسیار سنگینی در سمسکنده و میان کاله انجام شده بود را بسیار ناشیانه به جان هم انداختند و ببر ماده ببر نر را درید و کشت و آن هزینه ها و اتاق ها که آماده کرده بودند هم پوسید و ببر ماده اکنون در انزوا است و به زودی می میرد و با این کار، کارشناسان ما را هم بدنام د.حسین آخانی محیط زیست تهران نیز در این باره می گوید: تنها می توان گفت برخی در مقابل ت یب محیط زیست بیشتر و برخی کمتر مقاومت د. اگر بخواهم عملکرد منفی را مقایسه کنم آقای محمدی زاده برجسته تر از بقیه بود. ایشان چهره ای اجرایی بود که به ناحق به محیط زیست آورده شد.درویش نیز درباره مدیریت محمدی زاده معتقد است: اصولاً او ی بود که در دوره استانداری اش در اسان رضوی آشکارا مدیر منابع طبیعی استان را تهدید کرده بود که اگر اجازه ندهی تا تغییر کاربری در عرصه های محیط زیست رخ بدهد و صاحب یک سایت صنعتی نشویم اصلاً ما مدیری به نام مدیر منابع طبیعی نمی خواهیم! چنین آدمی وقتی رئیس سازمان محیط زیست بشود دست کم مشخص است که عشق و علاقه ای به محیط زیست ندارد و عملکردش هم طی چهار سال همین را نشان داد و خودش هم اعتراف کرد که من هیچ کاری برای محیط زیست در این چهار سال ن .بازگشت ابتکارآغاز به کار ت با تأخیری طولانی در معرفی رئیس سازمان محیط زیست همراه بود اما سرانجام بار دیگر نام معصومه ابتکار به عنوان رئیس این سازمان اعلام شد. ابتکار در دوره دوم مدیریت خود با چالش های بیشتری از جانب منتقدان رو به رو شد. موافقت با اجرای طرح گردشگری در آشوراده یکی از پربحث ترین درگیری های زمان مدیریت وی بود اما نقد جدی تر از جانب مخالفان ابتکار عملکرد او بود. با این حال محمد درویش در این باره می گوید: مهم ترین اتفاق دوره دوم مدیریت ابتکار در سازمان محیط زیست این بود که مخالفان و انی که به محیط زیست هیچ توجهی نمی د تیترهای اولشان را به موضوعات محیط زیستی اختصاص دادند. یعنی حتی به بهانه مخالفت با ابتکار به محیط زیست توجه جدی تری شد. هیچ گاه در هیچ دوره ای به اندازه این چهار سال محیط زیست مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت.وی ادامه می دهد: در این دوره ما شاهد شکوفایی مدرسه های طبیعت بودیم که می تواند نسلی از ایرانیان را معرفی کند که دیگر نیاز نیست برایشان ثابت کنیم روز روشن و شب تاریک است و خودشان پاسداران شایسته محیط زیست خود خواهند بود و متعارض به عرصه های طبیعی نمی شوند. حتماً چنین نسلی شلیک کننده به محیط بان ها و جنگل بان هایش نخواهد بود و رویشگاه های جنگلی را به عمد آتش نخواهد زد.اسماعیل کهرم نیز درباره دوره دوم مدیریت ابتکار و سازمان محیط زیست می گوید: وی در این دوران همان روش و رویه قبل را داشت. سیستم مدیریت او با رئوفت و ملاحظه نسبت به کارکنان همراه بود و روزی که دو محیط بان در هرمزگان در یک روز کشته شدند وی فردایش به دیدار خانواده های آنان رفت و از آنان دلجویی کرد.این پرنده شناس با تاکید بر کمبود بودجه سازمان محیط زیست در این دوره گفت: شا ار ایشان مدیریت سازمان محیط زیست در اوج شرایط دست تنگی بود. یک بار ساعت ۹ شب معاون ایشان آقای مج را در سازمان دیدم که با خوشحالی می گفت کهرم بالا ه گرفتم! آنقدر نشستم تا حقوق این ماه کارکنان را گرفتم!کلانتری، بیم ها و امیدهاسرانجام عیسی کلانتری در ک نه دوازدهم سکان سازمان حفاظت محیط زیست را در دست کلانتری امروز با زمان وزارت تفاوت جدی دارد زیرا اکنون چند سال است که مدیریت ستاد احیای دریاچه ارومیه را برعهده داشته است گرفت. اگرچه کلانتری در مقایسه با دیگر گزینه های مطرح شده پیشینه قابل طرح تری در حوزه محیط زیست داشت و وزارت کشاورزی و ریاست ستاد احیای دریاچه ارومیه را در کارنامه خود به ثبت رسانده بود اما طرح نامش از آغاز چندان با خوش آمدگویی محیط زیستی ها همراه نبود.منتقدان کلانتری نگران نگاه سازه ای و همچنین عدم حاکمیت نگاه محیط زیستی در حوزه های مدیریتی پیشین وی بودند. این منتقدان می گفتند کلانتری ی است که توسعه نیشکر را در خوزستان گسترش داد و این موضوع منجر به نابودی و دست کم خسارت های گسترده در محیط زیست این استان شد. همچنین طرح پیشنهادهای گوناگون سازه ای از جمله انتقال آب برای نجات دریاچه ارومیه به این نگرانی دامن زده بود. این منتقدان از همزمانی ریاست او بر سازمان محیط زیست همزمان با انتخاب حبیب الله بی طرف به عنوان نیرو که نامش با سدسازی و طرح های انتقال آب از زاگرس به کویر گره خورده ابراز نگرانی می د. حمایت از محصولات تراریخته از دیگر نگرانی های فعالان محیط زیست نسبت به ریاست کلانتری بر این سازمان بود.اگرچه منتقدان سهم کلانتری را در خشکی دریاچه ارومیه به دلیل گسترش بی رویه کشاورزی در حوضه آبریز این دریاچه پررنگ می دیدند اما موافقان او عملکردش در ستاد احیای دریاچه ارومیه را موفق ارزی می د چرا که به گفته موافقان و بر اساس آمارها و گزارش های ت این ستاد با مجموعه ای از اقدام های گوناگون موفق شد وضعیت دریاچه را به تثبیت برساند.حسین آخانی درباره پیش بینی وضعیت سازمان محیط زیست در دوران تصدی عیسی کلانتری می گوید: پیش بینی رفتار کلانتری مشکل خواهد بود زیرا وی خود در گروه مدیران اجرایی کشور قرار داشته و طبیعی است که خودش در ایجاد وضعیت بد محیط زیست امروز ما نقش فعال و جدی داشته است اما کلانتری امروز با زمان وزارت تفاوت جدی دارد زیرا اکنون چند سال است که مدیریت ستاد احیای دریاچه ارومیه را برعهده داشته است.وی تصریح می کند: کلانتری اکنون از منتقدان سیاست های آبی کشور شده است. نقش مدیریت آبی رتبه اول ت یب محیط زیست در ایران را داشته و ساختار هیدرولوژیک کشور را ویران کرده است. آنچه امروز در جنگل و تالاب و مرتع می بینیم نتیجه نگاه ویرانگر وزارت نیرو و اصرار بر سدسازی و انتقال آب است.آخانی درباره انتظارش از کلانتری در دوران مدیریت نیز می گوید: انتظار ما این است که به حرف هایی که مطرح کرده پایبند باشد زیرا به گفته خود او ادامه این راه تمدن ایرانی را به نابودی می کشاند. امیدواریم ایشان دخ های اشتباه ی در حوزه آب را متوقف کند اما در حوزه محیط زیست طبیعی، حفظ جنگل و مرتع و مناطق ۴ گانه و حفظ تنوع زیستی واقعا نمی دانیم که چه سیاستی خواهد داشت و چه برنامه هایی را خواهد آورد. امیدواریم از دانشی که امروز وجود دارد استفاده کند و با توجه به شرایط امروز نگاه کهنه به محیط زیست طبیعی را کنار بگذارد.اسماعیل کهرم نیز درباره وضعیت احتمالی پیش روی سازمان محیط زیست در زمان مدیریت عیسی کلانتری می گوید: کلانتری حداقل صریح اللهجه و گردن کلفت است. من ترجیح می دادم خانم ابتکار بماند و برنامه هایش را تکمیل کند اما الان که رفته کلانتری بهترین گزینه است زیرا برخی آدم هایی را برای ریاست سازمان مطرح می د که من با ۴۴ سال سابقه اسم آنها را نشنیده بودم. ی که در این مقام قرار می گیرد باید شخصیت وجیه المله باشد و به هر حال هر رئیس سازمان است مردم باید به او کمک کنند.محمد درویش هم در این باره می گوید: مهم ترین ویژگی آقای کلانتری شفافیت و شجاعتش است. این ویژگی ها برای یک رئیس در سطح سازمان محیط زیست ویژگی های مثبتی است. خودش گفته قبول دارد در گذشته اشتباه های جدی در دوره هشت ساله وزارت کشاورزی انجام داده و این شجاعت در خیلی از مدیران ما وجود ندارد که اعتراف کنند اشتباه می کرده اند. امیدواریم با قبول اشتباه ها تلاش کند وزن و اقتدار سازمان حفاظت محیط زیست را در بدنه حاکمیت و ت افزایش دهد و اعتبارات درخورتری برای این سازمان فراهم کند و مردم را به شکل واقعی تر شریک تصمیم گیری ها و مدیریتش کند. ما این امیدواری را برای آقای کلانتری داریم اما قضاوت درباره ایشانرا باید منوط کنیم به زمانی که همکارانش را مشخص و برنامه هایش را اعلام کند و ببینیم در طول ماه های آینده چگونه رفتار خواهد کرد.
اشارهتغییر سبک زندگی مردم جامعه، جز از طریق آگاهی بخشی به مردم و تبلیغ سبک زندگی ی و در وجه مقابل آن، بیان نکات منفی سبک زندگی رایج جامعه که در ترکیب و سنتزی از سنت های اجتماعی گذشتة بعضاً متعارض با فرهنگ دینی و عمدتاً مظاهر و ارزش های واردشده از سطحی ترین و نازل ترین سطوح و مظاهر فرهنگ غربی است، امکان پذیر نیست و سرمایه گذاری نیروهای مذهبی جامعه در این سطح از فعالیت ها و متمرکز بر برنامه های تبلیغی در جهت معرفی و ارائة سبک زندگی ی-ایرانی علی رغم تلاش هایی که در این حوزه صورت می گیرد، به علت غفلت از حوزه های مختلف تأثیرگذار بر رفتارهای اجتماعی، از نیل به نتیجة مورد انتظار، ملموس و مؤثر ناکام می ماند.در گفت وگوی ما با حجت ال والمسلمین «علیرضا پیروزمند»، معاون فرهنگستان علوم ی قم، پس از بررسی ماهیت و چیستی سبک زندگی ی، چالش های سبک زندگی ی تحلیل شد. که در ادامه این گفت وگو را می خوانیم.سبک زندگی چه تعریفی دارد. به ویژه سبک زندگی ی چه شاخصه هایی باید داشته باشد؟قبل از ورود به بحث سبک زندگی، باید توجه کرد که این واژه مترادف قاعده ها، چارچوب‏ها و قالب های حاکم بر یک مجموعه است. لذا می توان سبک را در موارد مختلفی همچون سبک شهرسازی، معماری، زندگی و غیره استعمال کرد. در همة این موارد، که از واژة سبک استفاده می کنیم، منظور یک نوع منش، شیوه، چارچوب و قالب پذیرفته شده برای شکل دهی، انسجام و نظم دهی انجام کار است.بنابراین منظور از سبک معماری ایرانی و ی این است که در معماری، مسئلة تقسیم فضاها، نوع مصالح، نوع طراحی، رنگ‏ها، آرایه ها و نحوة برقراری رابطة انسان و محیط را براساس نظر خود تعریف کنیم. پاسخی که به این نوع سؤالات می دهیم، بیانگر و شکل‏دهندة یک سبک خاص از معماری است. در بحث سبک زندگی هم به همین ترتیب، به چارچوب و قوارة حاکم بر زندگی، آداب، معیارها و قوانین لازم برای زندگی و نیز تقسیم کار و اولویت‏بندی امور در زندگی می‏پردازیم. این قبیل موارد، اموری هستند که سبک زندگی را شکل می دهند. لذا شاخص های سبک زندگی یک جامعه را می‏توان به عنوان نمونه، این گونه بیان کرد: افراد یک جامعه بامحبت و مهمان دوست هستند و جامعة دیگر بخیل و خسیس. یک جامعه اهل معا هستند و جامعة دیگر اهل معا نیستند. یک جامعه اوقات فراقت خود را با عبادت و زیارت و مجلس ذکر سپری می کنند و یک جامعه اوقات فراقت خود را با هرزگی و فساد و ا پر می کنند. یک جامعه خانواده محور است و در یک جامعه خانواده اص ندارد و متلاشی هستند؛ بدین معنا که والدین نقش تعیین کننده ای در خانواده ندارند یا پدر بر خانواده ولایت ندارد. یک جامعه اهل مقررات و قوانین و یک جامعه قانون گریز است.این ها موارد و موضوعاتی است که می‏توان در یک مقیاس کلان، پاسخ‏هایی را که به آن ها یا موارد مشابه آن ها داده می شود به یکدیگر مرتبط کرد. قواره ای که از این ارتباط به دست می‏آید، سبک زندگی آن جامعه را شکل می دهد.وقتی صحبت از سبک زندگی ی یا ایرانی می کنیم، قید ایرانی و ی معرف چه چیزی است؟ما وقتی صحبت از سبک زندگی ی می‏کنیم، در حقیقت قید ایرانی یا ی بین سبک زندگی و فرهنگ پیوند برقرار می کند. بدین معنا که ایران، میراث دار یک فرهنگ ی-ایرانی است. این فرهنگ را پذیرفته و آن را به عنوان فرهنگ هدف انتخاب کرده و برای آن ارزش قائل است.بر این اساس، در تعریف سبک زندگی خود به عنوان یک شاخص می گوییم مهمان دوستی و مهرورزی در فرهنگ ایرانی، به نحو عمیق و تاریخی وجود دارد.این شاخصة فرهنگی در رفتار جامعه بروز پیدا می کند و یا می خواهد که بروز پیدا کند. لذا اگر به موانعی برخورد کند که مانع این مهرورزی شود، آن را برنمی‏تابد. فرض کنید اگر جامعه‏ای بخواهد به این معیار فرهنگی پایبند باشد، با قواعد و ضوابط بوروکراتیک و اداری که به بی‏مهری و خشونت با ارباب رجوع و شهروند برخورد می‏کند، مخالفت خواهد کرد.البته در مقام واقعیت ممکن است خلاف این هم اتفاق بیفتد؛ یعنی الگوهایی در جامعه نهادینه شوند که این میراث فرهنگی و آن فرهنگ هدف آرمانی را تحت الشعاع قرار دهند. معنایش این است که یک فرهنگ بیگانه جایگزین فرهنگ هدف یا فرهنگ سنتی آن جامعه شده و به تبع، سبک متناسب با خود را به همراه آورده و مورد تأیید قرار داده است. لذا جامعه‏ای که فکر می کند بدون پرخاشگری و خشونت و قانون‏گریزی به حق خود نمی رسد، طبیعی است که به این نوع رفتار رو می آورد و سبک زندگی اش بر این اساس شکل می گیرد؛ یعنی تصور می‏کند هرجا که بخواهد مسئلة خود را حل کند، باید از این طریق اقدام کند.سبک زندگی اص دارد. اینکه حالا ما چند اداره و وزارتخانه داشته باشیم، برای ما اص ندارد. اینکه شهر ما بزرگ یا کوچک باشد، اینکه اتوبان داشته باشیم و... تابع این است که ما با چه سبکی می خواهیم زندگی کنیم.آیا تفاوت هایی که بین سبک زندگی ی و سبک زندگی غربی است به تمام حوزه ها سرایت پیدا می کند و آیا در سبک زندگی ی با سبک زندگی غربی اشتراکاتی وجود ندارد؟ آیا نمی توان از یک سری تجربیات آن ها در سبک زندگی استفاده کرد؟پاسخ این سؤال، بسته به اینکه در چه مقیاس و در چه سطحی از سبک زندگی سخن می‏گوییم، متفاوت می شود. برای پاسخ به این سؤال، چند مقدمه عرض می کنم.اول، نظریة پیرامون رابطة بین فرهنگ و سبک زندگی است. رابطة بین سبک زندگی و فرهنگ یک رابطة کاملاً برابر و مستقیم است؛ یعنی جایی از فرهنگ نیست که ناظر به سبک زندگی نباشد و برع ، جایی از سبک زندگی نیست که معرف فرهنگ نباشد. این دو با هم پیوند دارند. نهایتاً تفاوت اینجاست که وقتی فرهنگ به سبک زندگی تبدیل می‏شود، نمود، تعین و تشخّص پیدا کرده و لذا قابل لمس و تشخیص شده است.دوم، نظریة پیرامون رابطة دین و فرهنگ است. آیا دین و فرهنگ با هم رابطة مستقیم دارند؟ آیا فرهنگ عرصة گسترده تری از دین دارد و بخشی از فرهنگ طرف جاذبة دین قرار می گیرد و بخش دیگری از فرهنگ مربوط به دین نیست؟ کدام نظریه را می پذیرید؟ این نکته در فرهنگ شناسی و جامعه شناسی و فرهنگ، بحثی مهم و بنیانی و بسیار تأثیرگذار است. بنده این بحث را در کت با عنوان «مناسبات دین و فرهنگ» مطرح کرده‏ام. در این کتاب، ثابت کردیم که دین در فرهنگ، محوریت دارد و فرهنگ را تحت جاذبة خود قرار می دهد.سوم، توجه به نظام در بحث سبک زندگی است. اگر کمی دقیق شده و تفصیلی تر به آن بپردازیم، متوجه می شویم که با نظام سبک‏ها مواجه هستیم؛ یعنی اصطلاح «سبک زندگی» عنوان بزرگی است که نظام های رفتاری جامعه را در خود جا داده است. برای مثال، در آپارتمان نشینی، از سبک آپارتمان‏نشینی بحث می‏شود یا در رانندگی، از سبک رانندگی، در معا بین زوجین، از سبک رابطة خانوادگی زوجین با یکدیگر، در ارتباط بین یک خانواده با خانوادة دیگر یا محیط دوستانه از سبک معا خانوادگی و در اداره، از سبک ادارة ی سخن می‏گوییم. یعنی به تنوع موضوعات موجود، سبک‏های مختلفی وجود دارد. حالا چرا تعبیر می کنیم به نظا می از سبک‏ها؟ چون باید بتوان ارتباط بین این سبک‏های مختلف را براساس فرهنگ مرکزی، که فرهنگ ی است، برقرار کرد. در این صورت، نظامی از سبک‏ها شکل می‏گیرد. ثمرة ایجاد نظام سبک‏ها این است که رفتار تمردان در ستیز با رفتار مردم قرار نمی گیرد. رفتار، مطلوبیت ها، ارزش ها و هنجارهای خانوادگی، در ستیز با ارزش ها و هنجارهای زندگی شغلی و اداری قرار نمی گیرد. بلکه یکدیگر را تأیید و به هم کمک می کنند و در تکامل هم به یکدیگر مدد می رسانند. این امر برای ایجاد سرمایة اجتماعی و انسجام اجتماعی بسیار مهم است. به عبارتی پیش شرط تکامل و پیشرفت جامعه است. در غیر این صورت، نیروهای جامعه یکدیگر را خنثی کرده و موجب فرسایش یکدیگر می شوند که باعث کُند شدن حرکت به سمت پیشرفت است. پس ما نظامی از سبک‏ها داریم.اگر شما می خواهید خود را با کشورهای دیگر مقایسه کنید (که دارای فرهنگ های متفاوتی هستند)، در چه سطحی از نظام، سبک‏ها را مقایسه می‏کنید؟ اصلاً این وجه، نقطة تلاقی و نقطة اشتراک را در مقایسه کجا می‏بینید؟ بنابراین اولاً دین محور فرهنگ و فرهنگ، محور سبک است. فرهنگ در کل سبک ها حاکمیت دارد و دین در کل عرصة فرهنگ. ثانیاً نظامی از سبک ها وجود دارد که به اصلی و فرعی تقسیم می‏شوند و با هم پیوند دارند. در مقایسه باید دید چه سطحی داریم و با چه سطحی مقایسه می کنیم. در مقایسه از بالا شروع می کنیم.آیا نسبت به این عنوان کلان و مرکزی یا برآیند نظام سبک‏ها، که با یک کلمه از آن به عنوان «سبک زندگی ی» یاد می کنیم، می توانیم انتظار اشتراک داشته باشیم؟اگر انتظار اشتراک داشته باشیم باید از به کار بردن عنوان سبک زندگی ی-ایرانی پرهیز کنیم و به صورت کلی و فارغ از هر قیدی، بگوییم سبک زندگی جهانی. براساس همین سبکی که مردم دنیا زندگی می کنند، ما هم زندگی می کنیم. همه جا قانون خوب است، در ایران هم قانون خوب است. مهرورزی خوب است، مسئولیت‏پذیری و استحکام خانواده و... اینجا هم خوب است. مطلوبیت ها یکی است و سبک‏ها هم می تواند یکی باشد. پس نباید دنبال سبک ایرانی- ی باشیم. شاید آن ها ی‏تر زندگی می کنند، ی تر هستند و فقط اسمشان مسلمان نیست، اما سبک زندگی شان از ما ی تر است. این هم یک نگاه است.اما اگر مقدمة بحث را پذیرفته باشید، این نگاه را نخواهید پذیرفت و می گویید خیر، ما ارزش ها و مطلوبیت های خودمان را داریم. پس در مقیاس کلان، فرهنگ و سبک متناسب با خودمان را هم خواهیم داشت. البته وقتی وارد جزئیات می شویم، باز هم به موضوعات دیگری درون این سبک زندگی می‏رسیم. مثلاً سبک حکمرانی خوب چیست؟ رابطة مردم با حاکمیت و برع باید بر چه اساسی باشد؟ وقتی وارد جزئیات می شویم، شاید اول بگوییم حکمرانی خوب یعنی رعایت عد و تأمین و رفاه، امنیت و حقوق شهروندی مردم، اما سایر مکاتب هم که دنبال همین هستند.بنابراین شما نمی‏توانید سبک حکمرانی خاصی داشته باشید. این یک نگاه سطحی به موضوع است. اگر عمیق شویم، می گوییم اگر مقصد حکمرانی تغییر کند، سبک آن نیز تفاوت خواهد کرد. لازم است، اما متناسب با معیارهای ی معنا می شود. در فرهنگ ی، به معنی بی بندوباری نیست. ، توأم با مسئولیت‏پذیری و تبعیت از ولی عادل جامعه و توأم با تابعیت از خداوند متعال است.بنابراین در مفاهیم تصرف می کنیم و می گوییم مفاهیمی را که به عنوان شاخصه های حکمرانی خوب مطرح می‏شود، مبتنی بر فرهنگ و به نحو دیگر تعریف می کنیم. ما از عد و و امنیت می‏گوییم او هم از عد و و امنیت می‏گوید. اما هریک معنای متفاوتی از این موضوعات در نظر داریم؛ یعنی صاحب دو فرهنگ هستیم. وقتی دو نوع فرهنگ باشد، سبکی از حکمرانی که یک مفهوم خاص را از عد محقق می کند، با سبک دیگر حکمرانی که مفهوم دیگری از عد را محقق می کند، تفاوت خواهد داشت. بنابراین الگوی مشارکت مردم متفاوت می شود. وقتی مردم‏سالاری دینی مطرح می‏شود، نوع رابطة مردم با ولی جامعه، مبنای تصنعی نخواهد داشت، بلکه معنایی عمیق، عاطفی و اعتقادی می‏یابد. نه اینکه من به عنوان عضو این جامعه مجبور هستم که به نحوی به قوانین این جامعه احترام بگذارم.بنابراین وقتی به نظام سبک‏ها وارد می شویم، سبک‏های کلان و تأثیرگذارتری داریم؛ تشابهات، تشابهات ظاهری می شود. در سطح پایین تر، سطح موضوع را در بیان سبک‏ها تنزل می دهیم، مانند سبک رانندگی، سبک آپارتمان نشینی، سبک ب وکار و... در این سطح، معیارها مشترک می‏شود. یک قاعدة کلی این است که هرچه موضوع را تنزل دهید، زمینه های اشتراک و تشابه بیشتر می شود و شناختن و شناساندن مرزهای تفاوت، سخت تر. اما این تفاوت هرگز از بین نمی رود. اولاً موضوعی را که کوچک‏تر و دتر قلمداد می کنیم، آیا تعالیم ی نسبت به آن، حرفی ندارد؟ با توجه به رابطة دین و فرهنگ، دیگر نمی توان موضوعی را تصور کرد که دربارة آن نظری نداشته باشد.ثانیاً به دلیل پیوندی که سبک ها با یکدیگر دارند، از هم تأثیر می پذیرند. مردم با پدیده هایی مانند مترو، قطار، هواپیما و وسایل حمل ونقل عمومی، مواجه هستند و از آن ها استفاده می کنند. مسائل مبتلابه در حمل ونقل عمومی از طراحی مسیرها، نصب تجهیزات و گردش به موقع این وسایل، تا سوار و پیاده شدن و روابط اجتماعی در این محیط، همه یک سبک را درست می کند. بعد می گوییم همة این مسائل مشترکات زندگی شهرنشینی است. حالا فرض کنید در اروپا مترو سر وقت حرکت می کند. مردم خیلی با نظم وارد و خارج می شوند و به فکر اینکه هزینة مترو و وسایل نقلیه را ندهند، نیستند. در آن محیط از فرصت استفادة مفید می کنند و... در ارتباط با فرهنگ و سبک زندگی یک رابطة تنگاتنگ و مستقیم وجود دارد و به عبارتی زمانی امری در زندگی سبک می شود که فرهنگ شده باشد. یعنی اینکه پذیرفته شده باشد. تا وقتی مورد قبول عامه قرار نگرفته باشد و مردم اجازه ندهند که وارد زندگی شان بشود و بر اساس آن ارزش گذاری کنند، تبدیل به سبک نمی شود. به همین دلیل، از طریق همین سبک زندگی است که فرهنگ جامعه شناخته می شود. لذا سبک زندگی فرهنگ تحقق یافته است؛ فرهنگی که شکل گرفته و نظام پیدا کرده و کالبد و قالب پیدا کرده است.آیا می‏توان از این موارد به عنوان یک تجربة موفق الگو گرفت یا الگو گرفتن از آن ها اشکال دارد؟باید گفت الگوبرداری اشکالی ندارد و همة این موارد می تواند مورد تأیید باشد؛ اما می توان مسئله را کمی عمیق تر بررسی کرد و گفت اصلاً چرا پدیده ای مانند مترو به وجود آمد؟ ضرورت وجود مترو برای کدام زندگی و کدام سبک زندگی است؟ ما به این مسئله از این زاویه نمی پردازیم و به گسترش ا و سختی رفت وآمدها توجه می‏کنیم. چرا ا بزرگ و شلوغ شدند؟ وقتی اقتصادمحور می‏شوید و در اقتصادمحوری هم تمرکزگرا می‏شوید، ناچار با پدیدة کلان‏ ا روبه رو خواهید شد. آیا این مسائل در سبک زندگی و الگوی پیشرفت پذیرفته شده بود که بخواهید به فروع آن تن دهید؟ البته این واقعیت کلان شهری به اسم تهران و با پدیدة جمعیت آن و مردمی که می خواهند راحت زندگی کنند منافاتی ندارد. لذا باید به ا امات آن تن داد.بنابراین الآن ایجاد هر تسهیلی در زندگی مردم، خوب است. به شرطی که مدیریت کار را از دست ندهید. مدیریت کار به دلیل بی‏توجهی به الگوی پیشرفت مطلوب و پذیرفتن ناخواستة الگوی پیشرفت نامناسب از دست می‏رود. در ادامه، برای ادامة بقای خود، ا اماتی به زندگی ما تحمیل کرده است. اما باید یک نگاه بلندمدت هم داشته باشیم. حالا این اشتراکات در کدام سطح منظور نظر است؟ ابتدا برآیند را گفتم، بعد سبک‏های کلان و سپس سبک‏های د. اولاً آیا نسبت به همان حوزة خاص نیز برنامه ندارد که باید از غربی ها یاد بگیریم؟ مانند مثالی که عرض شد، باید منظم بود و سعی کرد وقت مردم تلف نشود، چون تلف وقت مردم حق الناس است. این مفهوم در فرهنگ ما وجود دارد، اما رعایت نمی شود.مسئلة دیگری که به آن اشاره شد این بود که این ده سبک‏ها تحت جاذبة کلان سبک‏ها هستند؛ اما گاهی این ارتباط دیده نمی‏شود. اگر این ارتباط‏ها دیده شود، ممکن است بگوییم زندگی شهرنشینی نسل بعد، شهر پانزده میلیونی و برج‏های چهل طبقه را ایجاب نمی کند.جناب عالی رابطة سبک زندگی با فرهنگ را چگونه قلمداد می کنید؟در ارتباط با فرهنگ و سبک زندگی یک رابطة تنگاتنگ و مستقیم وجود دارد و به عبارتی زمانی امری در زندگی سبک می شود که فرهنگ شده باشد. یعنی اینکه پذیرفته شده باشد. تا وقتی مورد قبول عامه قرار نگرفته باشد و مردم اجازه ندهند که وارد زندگی شان بشود و بر اساس آن ارزش گذاری کنند، تبدیل به سبک نمی شود. به همین دلیل، از طریق همین سبک زندگی است که فرهنگ جامعه شناخته می شود. اینجا دیگر نباید دنبال شناخت ویژگی های فرهنگی آن جامعه بگردیم. لذا سبک زندگی فرهنگ تحقق یافته است؛ فرهنگی که شکل گرفته و نظام پیدا کرده و کالبد و قالب پیدا کرده است. بنابراین این دو تا از هم جداشدنی نیستند، نمی توانیم یک جایی پیدا کنیم که فرهنگ نباشد و سبک باشد یا سبک باشد و فرهنگ نباشد.قید ی یا ایرانی می خواهد بگوید که پیوندی بین سبک زندگی ی و فرهنگ برقرار می کند. بدین معنا که ایران، میراث دار یک فرهنگ ایرانی و ی است و این فرهنگ را پذیرفته و یا این فرهنگ را به عنوان فرهنگ هدف انتخاب کرده و برایش ارزش قائل است.در واقع سبک زندگی نمود عینی فرهنگ است؟نمود عینی فرهنگ است. این کلمة نمود عینی که به کار می بریم با فرض این است که ما فرهنگ را یک امر نظری و انتزاعی و آرمانی بگیریم، ولی اگر در تعریف خودِ فرهنگ، فرهنگ را دارای دو نوع فرهنگ آرمانی و فرهنگ موجود بدانیم، دیگر خود فرهنگ هم می تواند تحقق داشته باشد. اگر گفتیم می تواند تحقق داشته باشد و فرهنگ موجود داریم، یعنی نمود و اثر دارد. بنابراین وقتی صحبت از فرهنگ یک جامعه می کنیم، صحبت از یک امر انتزاعی نمی کنیم. در سبک زندگی نیز می توانید در یک منزلت، سبک زندگی را طراحی کنید و در یک منزلت دیگر، آن را تحقق ببخشید. به بیان دیگر، می توانید راجع به سبک زندگی موجود صحبت کنید و شناسایی کنید و یا راجع به سبک زندگی مطلوب صحبت کنید که الآن وجود ندارد.بنابراین اینکه گفتیم سبک زندگی نمود فرهنگی است، حرف درستی است، چون وقتی به سبک زندگی تبدیل می شود، آرایش و شاکله پیدا می کند. به طور مثال، وقتی می گوییم سبک معماری شهری یزد، این سبک معماری قابل اشاره است. می توانیم بگوییم این معماری شهر با معماری شمال شهر تهران فرق می کند. این موضوع فقط در یک معماری که جنبة فیزیکی و کالبدی دارد، نیست. مثلاً اینکه گفته می شود مردم استان فارس یا جنوب کشور خون گرم و مهمان دوست هستند، به این دلیل است که وقتی با کاسب یا کارمند آن برخورد می کنیم یا روابط خودشان را با همدیگر می بینیم، متوجه این مسئله می شویم.بنابراین با این توضیح وقتی می توانیم فرهنگ خودمان را محقق شده ببینیم که بتوانیم براساس ویژگی ها و مشخصه های مطلوب خودمان، طراحی سبک کنیم و بعد آن سبک را به تدریج محقق کنیم. اگر وجود دارد، آن را حفظ کنیم و اگر نیست، سبک های گذشته را تغییر دهیم و آن را به وجود آوریم. نمودی که عرض اینجا ظاهر می شود.جناب عالی در جایی فرمودید «الگوی پیشرفت درون خود دو لایة ی نظام های اجتماعی و نظام های سبک ها را در بر گرفته که نظام های اجتماعی برگرفته از سبک های زندگی است.» بر این اساس، آیا معتقدید نظام اجتماعی از دل سبک زندگی برمی آید؟ یعنی رابطة سبک زندگی و نظام را یک طرفه و با تأکید نقش سبک بر نظام می دانید یا سبک پیامد یا متأثر از نظام است؟باید بین دو مقام تفاوت قائل شد. یک وقت از منظر طراحی اجتماعی یا ی اجتماعی، در مقام طراحی و الگوی پیشرفت هستیم. یک وقت در مقام تحقق بخشی الگوی پیشرفت یا در مقام ارزی و تحلیل وضعیت گذشته و حال خودمان هستیم. آنچه من در جای دیگری اشاره کرده بودم آن مقام اول است که می خواهیم الگوی پیشرفت را طراحی کنیم. می گوییم الگوی پیشرفت باید بتواند چند سطح را که مترتب از همدیگر هستند پیش بینی کند و شکل بدهد. یک سطح محصولات هستند؛ یعنی ما چه آدم هایی، چه امکاناتی و چه ابزارهایی لازم داریم که با آن ها نیاز خود را مرتفع کنیم. خود این محصولات اقتصادی، فرهنگی، و... مولود روابط اجتماعی هستند. لذا نظام ، اقتصادی، علمی، دفاعی و امنیتی، فرهنگی و... طراحی می کنید. با طراحی این نظام ها، در واقع در حال تشکیل روابط انسانی هستید که انتظار دارید محصولی از آن است اج شود. نظام دفاعی امنیتی طراحی می کنید تا انواع موشک، هواپیما و هلیکوپتر و غیره تولید کند. این می شود محصول این نظام که آن را ایجاد کرده اید. لذا شما ابتدا آن نظام را تحقق بخشیدید که سپس آن محصول را تولید کرد. این در مقام طراحی الگوست.در طراحی این نظامات اجتماعی و فرهنگی، آن سبک زندگی ی است که موضوعیت دارد. در واقع من می خواهم سبک زندگی ی را محقق کنم و سبک زندگی ی برای اینکه ضمانت عینی و اجرایی پیدا کند، باید در قالب طراحی ساختارهای اجتماعی خودش را نشان بدهد. به بیان دیگر، ساختارهای اجتماعی ضمانت بخش تحقق سبک زندگی ی هستند و باید باشند. ما باید سبک زندگی ی را طراحی کرده باشیم و بعد بگوییم محیط ب وکار، مقررات سازمان های اقتصادی و فرهنگی، برنامه ریزی ها و سیاست گذاری هایمان چطور باشد و امکاناتمان را چطور هزینه کنیم.در واقع در طراحی، نظامات اجتماعی از دل سبک زندگی درمی آید؟سبک زندگی اص دارد. اینکه حالا ما چند اداره و وزارتخانه داشته باشیم، برای ما اص ندارد. اینکه شهر ما بزرگ یا کوچک باشد، اینکه اتوبان داشته باشیم و... تابع این است که ما با چه سبکی می خواهیم زندگی کنیم. این می گوید که شهر شما بزرگ یا کوچک باشد، خیابان ها پهن یا باریک باشند و مسائلی از این قبیل. پیوند سبک زندگی را با دین در قسمت های قبلی بیان کردیم.بنابراین لایه ای که داریم از طراحی نظامات و تولید محصولات صحبت می کنیم، این طراحی تمدن است و تحققش هم تحقق تمدن است، چون تمدن ماهیت عینی دارد و به همین دلیل هم می توانیم بگوییم که با اینکه محصولات و ابزار ها نسبت سخت و نرم به نظامات دارند (یعنی محصولات نظامات سخت هستند و ابزارها و ساختارها و روابط انسانی نرم)، ولی به طور نسبی، ساختار عینی، در ارتباط با سبک زندگی نقش سخت افزار را دارد. سبک زندگی نسبت به این ها جنبة نرم دارد و الهام بخش و بالادستی است. فرهنگ باز نسبت به سبک زندگی بالادستی است و طراحی سبک ها باید مبتنی بر آموزه های ی اتفاق بیفتد.البته مطلبی که نباید از آن غافل شد، جایگاه علم است. به باور ما، سبک های زندگی را مبتنی بر دین و فرهنگ باید طراحی کرد و با توجه به گسترده شدن شئون زندگی و تنوع بخشی آن ها، علم به معنای امروزین، یعنی علم های کلاسه بندی شده، بایستی برای اینکه بتوانند از دل فرهنگ سبک ها را طراحی کنند، واسطه شوند. بنابراین در مقام طراحی، نظام های اجتماعی براساس سبک زندگی شکل می گیرد، ولی وقتی در مقام تحقق بخشی هستیم، ابزار تصرف حاکمیت برای تغییر سبک ها، تصرف در ساختارهاست. از طریق تصرف در ساختارها، سبک های جدیدی نهادینه می کنیم و سبک های گذشته را تغییر می دهیم.این سبک ها در بستر یک ساختارهایی تحقق پیدا می کنند. این ساختارها را جایی تأیید می کنیم، اما در ستیز با آن سبک هاست. مثلاً می گوییم دلمان می خواهد اهل صلة رحم باشیم، چراکه سبک زندگی ی ما این طور ایجاب می کند، ولی زندگی در تهران بزرگ با اشتغالات کاری زیاد، مانع این موضوع است. در واقع آن ساختارها و نظامات ساختاری، سبکی از زندگی را به ما تحمیل کرده است که در آن صلة رحم جا ندارد. بنابراین وقتی که این تحقق یافتگی را مورد مطالعه قرار بدهیم، می گوییم این تأثیر متقابل است؛ یعنی نظامات، سبک ها را به عبارتی تحت تأثیر قرار می دهند و سبک ها نظامات را معین می کنند. منتها اگر ما این طور به قضیه نگاه کنیم، کلاف سردرگم می شود. بالا ه ما از کجا باید شروع کنیم؟ اگر به آن توضیحی که اول عرض توجه کنید، دیگر کلاف سردرگم نخواهد بود. در حقیقت شما یا در مقام طراحی هستید یا دارید تحقق می بخشید. اگر می خواهید طراحی کنید، باید از مسائل کلان شروع کنید و اگر می خواهید تحقق ببخشید، باید از مسائل د تحقق ببخشید.بنابراین معتقد به نظام سبک ها هستید. این ی به چه معناست؟ به معنای اعمال تغییرات از بالا به پایین و بدون در نظر گرفتن ارادة کنشگر در ساخت سبک زندگی خود آن است یا خیر؟بخشی از این سؤال را در قسمت قبل توضیح دادم. گفتیم ما یک بستة کلی داریم که همان سبک زندگی ایرانی - ی است و با سبک زندگی غربی فرق می کند، اما درونش به دلیل اینکه موضوعات مختلف، عرصه ها و ابعاد مختلفی داریم، هر کدام یک سبک مختص به خودشان را دارند. این ها در پیوند با یکدیگر، نظام سبک ها را درست می کنند و ما باید این نظام و هماهنگی اش را بشناسیم و طراحی کنیم و الی آ .اما نکتة دیگر که در این سؤال مورد توجه قرار گرفته این است که آیا این مسئله با نگاه بالا درست می شود و نقش کنشگران را در طراحی سبک ها لازم نمی بینیم یا لازم نیست ببینیم. این نکتة مهمی است، ولی تابع آن مقدماتی است که عرض . این مسئله تابع این سؤال است که آیا در فرهنگ سازی، آرا و تمایلات مردم نقش محوری دارد یا تعالیم دین و حرف خدا و پیغمبر و خواست و ارادة و اولیای الهی. نظامات غربی، طبیعتاً چون دستشان را از دست انبیاء جدا د، باید بگویند خواستة مردم و اکثریت ملاک است. در جامعة ی، به دلیل اینکه دستشان را به دست انبیاء و اولیاء بدهند، می گویند هرچه خدا و معصوم بگوید؛ یعنی خواست خودشان را تابع خواست ولی و شان قرار می دهند.بنابراین در این فرهنگ و بنا بر این مبنا، باید بگوییم همان طور که فرهنگ هدف، از بالا تأمین می شود، یعنی خدا و پیغمبر معلوم می کنند نه آرای مردم، بنا بر رابطه ای که بین فرهنگ و سبک زندگی وجود دارد، در سبک زندگی هم همین طور است. بنابراین به سلیقة مردم بستگی ندارد و از بالا تعیین می شود. منتها یک تبصره دارد. تبصره اش این است که در مقام تحقق، ما همیشه با فرهنگ آرمانی فاصله داریم؛ یعنی تمایلات خودمان را کاملاً تابع تمایلات ان قرار ندادیم؛ چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی. این یعنی از فرهنگ آرمانی فاصله داریم. وقتی کاملاً تابع نباشیم، این فاصله خالی نمی ماند، بلکه با یک چیز دیگر پر می شود، که آن خواسته و تمایلات شخصی خودمان است. اینجا دیگر فضایی است که خودمان، فارغ از ارادة ولی و (ع) اعمال می کنیم و دخ می دهیم.این واقعیتی است که هیچ وقت از آن گسسته نمی شویم. این نقش کنشگران است. بنابراین سیاست گذاران فرهنگی و طراحان الگوی پیشرفت، هنرشان باید این باشد که در عین اینکه جامعه را به سمت جامعة آرمانی سوق می دهند، این واقعیت را هم بشناسند. نباید تابع و تسلیم این بخش از خواست مردم که ریشه در فرهنگ ی و توحیدی ندارد بشوند. ولی در محاسباتشان باید این مسئله را لحاظ کنند.در نتیجه، از زاویة کنشگران اگر بخواهیم صحبت کنیم، نقش و خواستة آن ها دو دسته است:1.خواست و تمایلاتی که با فرهنگ آرمانی پیوند خورده و ریشه در همان دارد. مثل اینکه می گویند ما می خواهیم صلة رحم کنیم، اهل سخاوت و محبت و احسان به دیگران باشیم یا محیطی عفیفانه ای در زندگی مان تجربه کنیم. این نوع خواست ها با فرهنگ آرمانی پیوند دارد.2. خواست هایی که ریشه در فرهنگ آرمانی ندارد و ریشه در فرهنگ رقیب و فرهنگ غیر ی دارد. این نوع خواست ها، در طراحی سبک های زندگی به شکل واقعی و تحقق سبک های زندگی، اثر و نقش دارد.حالا در مقابل این دو دسته، دو موضع می گیریم. بنابراین می گوییم که آیا نقش کنشگران و ارادة کنشگران اثر دارد یا ندارد؟ می گوییم بله. منتها وقتی دقیق تر سؤال را تحلیل می کنید، دو دسته خواست وجود دارد:1. نسبت به دسته ای که ریشه در فرهنگ آرمانی دارد، بله. به دلیل اینکه ریشه در فرهنگ آرمانی دارد با آن طراحی که شما برای سبک زندگی از بالا، مبتنی بر فرهنگ دینی کردید، به طور طبیعی، با هم پیوند دارند و همخوانی دارند و مؤید هم هستند.2. دسته ای که ریشه در فرهنگ ی ندارد. این در ستیز با فرهنگ و سبک زندگی مبتنی بر فرهنگ ی است که مقاومت می کند. وقتی که در ستیز قرار گرفت، شما وظیفه دارید به جای نادیده گرفتن یا تسلیم شدن، آن را مدیریت کنید. بدین صورت که به تدریج، با شناخت نبض جامعه، آن را منحل کرده و تغییر بدهیم و برایش جایگزینی درست کنیم.در مقام طراحی، نظام های اجتماعی براساس سبک زندگی شکل می گیرند؛ ولی در مقام تحقق بخشی سبک های زندگی، آنچه ابزار تصرف حاکمیت برای تغییر سبک هاست، تصرف در ساختارهاست.اساساً معتقد هستید که سبک زندگی، ساخته یا به قول جامعه شناسان، برساخته می شود یا مانند بسیاری از پدیده های اجتماعی و فرهنگی طی روندی شکل می گیرد؟ وماً مردم تابع آنچه طراحان و سیاست گذاران اراده می کنند، قرار نمی گیرد. منتها دو اصل را باید با هم در نظر بگیریم و نتیجه بگیریم. یک اصل این است که تغییر سبک زندگی یک امر تدریجی است، همان طور که تغییر فرهنگ امری تدریجی است. یعنی اینکه ما بگوییم دستورالعمل، آیین نامه صادر می کنیم و بلافاصله اتفاق می افتد، این گونه نیست. پسند مردم اگر اشتباه است، باید عوض بشود و اگر درست است، باید مورد تأیید و استمرار قرار بگیرد. تغییر پسندها کار بسیار سخت و زمان بری است. به ویژه اینکه شما بخواهید بسازید. اب معمولاً زودتر و آسان تر اتفاق می افتد.اصل دوم اینکه تغییر فرهنگ و سبک زندگی، مدیریت پذیر است. خود این البته بحث جامعه شناسی پیچیده و پردامنه ای است و بعضی ها هم به جد مخالف آن هستند و آن را مدیریت پذیر نمی دانند. این یک نظریة بنیادی است. اگر ما بگوییم مدیریت پذیر نیست، باید بگوییم مردم را به حال خودشان رها می کنیم، خودشان هر چه پسندیدند، برآیندش یک سبک و فرهنگی را شکل می دهد. اما اگر گفتیم مدیریت پذیر هست، آن وقت یعنی می توانیم هدف گذاری و سیاست گذاری کنیم و برای تحقق آن سیاست ها و اه ، از طریق قانون، تخصیص اعتبارات و الگوسازی، برای جامعة هدف بسترسازی کنیم. این ها ابزارهای مدیریتی هستند.خوب این دو اصل را پذیرفتیم که فرهنگ مدیریت پذیر است و تغییرش تدریجی است. اینکه شما می گویید آیا از بالا هست یا نه؟ مدیریت پذیر هست، اما اینکه فکر کنیم هرچیزی که آن سیاست گذار اراده می کند، تحقق پیدا می کند، غلط است. بستگی به خیلی از عوامل دارد، چون در مدیریتی که شما می خواهید اعمال بشود و تحقق پیدا کند، عوامل ، اقتصادی و فرهنگی و متغیرهای درونی و بیرونی جامعه مؤثرند. خیلی از عوامل نقش آفرینی می کنند که یک سیاست تحقق پیدا کند. اینکه آیا خود سیاست گذاری شما هوشمندانه و واقع بینانه بوده نیز بسیار مهم است. برای مثال، می توانیم سیاست خوبی طراحی کنیم، اما ممکن است مناسب این زمان نباشد. ما در سیاست گذاری فرهنگی مان این مشکل را داریم که آرمان ها را به عنوان سیاست ردیف می کنیم و این اثربخشی را از بین می برد. مدیریت به عوامل زیادی بستگی دارد؛ عوامل پیرامونی، درونی، بیرونی، ، فرهنگی، اقتصادی و... این عوامل در پذیرش یا عدم پذیرش آن الگوهای سبک زندگی که شما فکر می کنید براساس طراحی کرده اید و مردم باید براساس آن زندگی کنند، دخ می کند.بنابراین فرآیند بودن این مسئله به معنی تاریخی بودنش درست است، اما این بدان معنا نیست که نمی توان در آن مداخله کرد. منتها برای مداخله ، قیودی که عرض بسیار اهمیت دارند. آن مداخله برای اینکه مفید و مؤثر باشد، شرایطی دارد که آن شرایط را باید در نظر بگیریم.تغییر سبک زندگی ایرانی- ی به زندگی غربی، آنجایی که اتفاق افتاده به صورت مستقیم و فرمایشی نبوده است، بلکه از طریق وارد و مأنوس مردم با مظاهر تمدن غرب، ذائقة مردم را عوض کرده اند. ذائقه که عوض شد، سبک زندگی متفاوت را می پذیرد.شما در میزگردی که با آقای برنجکار داشتید، عنوان کردید که وقتی نخستین محصولات غرب به جامعة ما (مانند ماشین، کارخانه، لباس و...) وارد شد، کم کم ذائقه را تغییر داد و وقتی ذائقه تغییر کرد، سبک ها خودشان را به جامعه تحمیل د. آیا اساساً سبک ها مقولاتی تحمیل شدنی هستند یا به جهت اینکه ذائقه را تغییر می دهند، به روند زندگی روزمره مردم تبدیل می شوند؟ اساساً آیا این سبک ها هستند که ذائقه را تغییر می دهند یا نمود تغییر ذائقه، شکل گیری سبک های مختلف است؟ دو نکته در سؤال شماست. یکی تحمیلی بودن یا نبودن پذیرش سبک ها و دوم رابطة بین تغییر ذائقه ها و تغییر سبک ها. اینکه من در آنجا گفتم تحمیل در کشور ما اتفاق افتاد و در اثر ورود مظاهر تمدن غرب، ما کم کم سبک زندگی مان تغییر کرد، منظورم این نبود که با زور اسلحه مردم را مجبورشان د سبک زندگی شان را عوض کنند. منظورم از تحمیل، ناخودآگاه بودن و منفعل بودن است؛ یعنی می خواهم بگویم که وقتی من با این مظاهر تمدنی مأنوس شدم و آن ها را در زندگی ام پذیرفتم، در دوراهی قرار می گیرم و اگر بخواهم این ها را کنار بگذارم، از آن تمتّعات و منافعش بهره مند نمی شوم و اگر بخواهم آن ها را بپذیرم، نمی توانم سنت هایم را نگه دارم. اولاً گاهی این سؤال پیش نمی آید؛ یعنی شخص به طور طبیعی سنت هایش را فراموش می کند. به فرضی که آدم عاقلی باشد و نگاه پشت سرش کند و بگوید چه شد و چرا این طور شد. باز هم در سر این دوراهی ها، معمولاً افراد راه راحت تر و جذاب تر را انتخاب می کنند.لذا من عرض در یک مطالعة تاریخی و اجتماعی، ما به این نتیجه می رسیم که این جنبه و کفة ترازو غالب شده است؛ یعنی تغییر سبک زندگی ایرانی- ی به زندگی غربی، آنجایی که اتفاق افتاده به صورت مستقیم و فرمایشی نبوده است، بلکه از طریق وارد و مأنوس مردم با مظاهر تمدن غرب، ذائقة مردم را عوض کرده اند. ذائقه که عوض شد، سبک زندگی متفاوت را می پذیرد. منظور از تحمیل، انفعال است. اگر همان اول می گفتند قرار است این طور بشود، شاید مردم مقاومت می د؛ ولی چون این فرآیند طی شد، آن را پذیرفتند.اما در رابطه با اینکه سبک زندگی ذائقه را عوض می کند یا ذائقه ها سبک زندگی را عوض می کند، باید گفت در واقع این دو تأثیر و تأثر متقابل دارند؛ اما تغییر ذائقه ها و پسندها، نسبت به سبک زندگی اصلی تر است. در واقع اساساً من وقتی این سبک زندگی را قبول می کنم که ببینیم تمایلات من را بهتر محقق می کند. مثلاً اگر یک فردی دنبال منافع فردی اش باشد، بعد می بیند که با قانون گرایی نمی سازد، چون قانون مانع می شود که زیاده خواهی کند. بنابراین ذائقه و پسندش این است و قانون گریز می شود و این قانون گریزی به یک سبک مبدل می گردد. این سبک در زندگی اش قالب می شود و هرجا می رود سعی می کند قانون را دور بزند.البته این تأثیر اصلی است، ولیکن اگر در مقام تحقق برای اینکه بتوانید پسندها را عوض کنید، یک وقت بیانیه می دهید و سخنرانی می کنید و یک وقت بسترسازی عینی می کنید و الگوهای عینی را اصلاح می نمایید؛ یعنی نظامات و محصولات سبک زندگی و به عبارت دیگر، فرهنگ زنجیره ای که در بحث قبلی مطرح شد. شما در مقام تحقق، باید بتوانید از طریق محصولات و ساختارها، سبک های مطلوب را اشاعه بدهید و از طریق این سبک هایی که وارد زندگی مردم می شود، پسندهایشان را مدیریت کنید. اینجا هم می توانیم بگوییم بین مقام طراحی و تحقق، در بیان ارتباط بین پسند و سبک زندگی، فرق است.جدای از این بحث های نظری، اگر بخواهیم زندگی روزمرة مردم را نگاه کنیم، حال خوب یا بد، در جامعة ما با فرهنگ مدرن، تغییر ذائقه یافته است. در این میان بحث آپارتمان نشینی و بحث هایی که شما فرمودید این فرهنگ نسبت به مقولاتی برای مردم نیازسازی کرده، مطرح است. ما برحسب اعتقاداتمان دربارة سبک ی صحبت می کنیم که وماً با آن ذائقه سازگار نیست. در شرایط فعلی، باید چه کنیم؟ آیا این را ادامه بدهیم یا نه؟اول ایجاد خودآگاهی است که ما بدانیم و قدرت تشخیص پیدا کنیم که چه بخش هایی از زندگی ما تحت تأثیر فرهنگ بیگانه شکل گرفته است و این عادات و سبک ها و این رفتارها و نظام های رفتاری برای فرهنگ ما نیست. یا حتی یک جاهایی آن ها در جهت اه باطل خودشان، انضباط هایی را رعایت می کنند که ما در جهت اه درست خود، آن ها را رعایت نمی کنیم. به عبارت دیگر، در جاهایی از آن ها عقب تر هستیم. این ها را بشناسیم خود شناختن این موارد پنجاه درصد مسئله را حل می کند. مثل بدنی است که میکروب واردش شده است، نمی دانسته ولی الآن می فهمد. خود توجه به این امر و اطلاع از این مطلب، پنجاه درصد راه است.پس فهمیدن ارباب فرهنگ و فهماندن به آحاد جامعه، نسبت به اینکه کجای زندگی ما ی است و کجای آن قاطی است، خودش یک گام اساسی است که نباید آن را دست کم بگیریم. البته باید به دنبال اقدامات کوتاه مدت و بلندمدت باشیم. در شکل کوتاه مدت، شما می توانید اموری را از طریق وضع مقرراتی، بلافاصله مدیریت کنید. در میان مدت، باید بتوانیم به طراحی سبک ها و طراحی الگوی پیشرفت و در حقیقت الگوی پیشرفت موقت و دوران گذار و میان مدت دست پیدا کنیم و براساس آن، بهینه سازی کنیم و سیاست گذاری را مدیریت کنیم.در برنامة بلندمدت هم باید در نظام معرفت دینی مان تحول اتفاق بیفتد، تحول به معنی اینکه کامل بشود، نه اینکه آنچه در اختیار داشتیم باطل بوده و غلط بوده و حالا آن ها را باید کنار بریزیم و چیز دیگری جای آن بگذاریم، بلکه باید آن را کامل کنیم؛ به گونه ای که بتواند ناظر به این نیازمندی ها باشد. همچنین باید علوم انسانی ی تولید بشود. اگر علوم انسانی ی درست نشود، جامعة علمی ما سبکی از زندگی را توصیه می کند که ریشه در فرهنگ دینی ما ندارد و تعارض فرهنگی در جامعه ایجاد می شود؛ چنان که اتفاق افتاده است.*گروه فرهنگی-اجتماعی شکده برهان / انتهای متن / کد مطلب: 10191 | تاریخ: ۱۳۹۶/۹/۲۱ | ساعت: ۱۴ : ۱۹
اعتراض نمایندگان به نامه ام درباره آب بی مورد بود/ بی تفاوتی به آب، بزرگترین خسارات را به محیط زیست کشور وارد کرده است رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه محیط بانی که امنیت و آسایش ندارد، باید تماشاچی خاطیان باشد، تاکید کرد: هفته گذشته ت هم ترازی محیط بانان با نیروهای نظامی و انتظامی را به تصویب رساند و امیدوارم پس از اتمام بررسی بودجه ۹۷ در مجلس، به صحن علنی مجلس برسد. به گزارش ایلنا، عیسی کلانتری در نخستین نشست تخصصی فرماندهان یگان حفاظت محیط زیست کشور با بیان اینکه محیط زیست کشور حال خوبی ندارد، گفت: وضعیت آلودگی ها، پسماندها، دریاچه ها و تالاب ها گویا و موید این موضوع است.وی افزود: می گویند چرا ریزگرد داریم؛ وقتی توسعه نامتوازن داریم و دریاچه و تالاب را خشک می کنیم، پوشش گیاهی را از بین می بریم و به طور کلی بیش از ظرفیت محدود محیط زیست از آن بهره برداری می کنیم باید منتظر چالش های بزرگ محیط زیستی هم باشیم که البته پیامدهای این زیاده خواهی ها را نسل های بعد باید تحمل کنند.معاون رئیس جمهور با ذکر نمونه دریاچه پر آب وان در ۱۵۰ کیلومتری دریاچه ارومیه، اظهار داشت: وان پرآب است چون تمام بارش سهم دریاچه است در حالی که ما در حاشیه ارومیه با عمق شش متر، اراضی کشاورزی را از حدود ۲۲۰ هزار تار به ۵۰۰ هزار تار رس م و تمام آب را برای کشاورزی استفاده کردیم و آبی به دریاچه نرسید.کلانتری با بیان اینکه امروز با نتایج ۴۰ سال ت یب، بهره برداری نامشروع و غیرعلمی و تاراج محیط زیست روبه رو هستیم، تصریح کرد: در نگهداری امانت نسل های بعدی خیانت کردیم. نسل ما، امانتدار بدی برای نسل های بعدی و خائن به حقوق نسل های آتی بود و بدون شک تاریخ ما را بابت تاراج دستاوردهای طبیعتمان، قضاوت و محاکمه خواهد کرد.فرسایش منابع تجدیدپذیر تهدید حیات انسان ها و گونه های جانوری و گیاهی استوی با اشاره به وظایف محیط بانان خاطرنشان کرد: گرچه وظیفه شما در محیط طبیعی، بیشتر حفظ ژنتیک جانوری و گیاهی است، اما باید بدانید که امروز بر اثر ت یب و فشار زیاد یر منابع تجدیدپذیر، حیات ما و گونه های جانوری و گیاهی به خطر افتاده است. ظاهر را نگاه کرده ایم و باطن را فراموش کرده ایم این در حالیست که اصل محیط زیست جانوری و حیات وحش ما پوشش گیاهی است.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اشاره هم به موضوع خشکیدگی جنگل های زاگرس کرد و ابراز داشت: وقتی به جای صدور پروانه چرای دام برای ۱۰ میلیون واحد دامی، برای ۳۰ میلیون واحد دامی، پروانه چرا صادر شد، چرا فکر کردیم جنگل های زاگرس نباید خشک شود؟ وقتی پوشش گیاهی و خاک را نابود می کنیم، سطح سفت شده خاک دیگر آب باران را عبور نمی دهد و جنگل ضعیف می شود و درختان خشک می شوند و گیاهان خشک شده با چوب کبریت یا رعد و برق دچار آتش سوزی می شوند.به گفته کلانتری در چنین شرایطی است که محیط بانان همه تلاش خود را می کنند اما به نتیجه دلخواه نمی رسند.محیط بانی که امنیت و آسایش ندارد، باید تماشاچی خاطیان باشدوی با بیان اینکه محیط بانی که امنیت و آسایش ندارد باید تماشاچی خاطیان باشد، عنوان کرد: هفته گذشته ت همترازی محیط بانان با نیروهای نظامی و انتظامی را به تصویب رساند و امیدوارم پس از اتمام بررسی بودجه ۹۷ در مجلس به صحن علنی مجلس برسد.معاون رئیس جمهور ضمن اذعان به مشکلات مختلف محیط بانان یادآور شد: مشکلات محیط بانان مضاعف بر مشکلات طبقه کارگری کشور است و وظیفه ما به عنوان مسئول در سازمان حفاظت محیط زیست، تلاش و پیگیری برای رفع این مشکلات است.کلانتری با اشاره به مشاهدات از چند پاسگاه محیط بانی بیان کرد: با این سطح از امکانات، توقع بیش از این نباید داشت و ما موظف به جبران ری موجود در منابع انسانی و مالی یگان حفاظت محیط زیست هستیم.رشد بودجه محیط زیست در بودجه ۹۷وی ضمن یادآوری نگاه و تاکید ویژه ی و رئیس جمهوری به موضوع محیط زیست گفت: پیرو همین نگاه تنها دستگاهی که در بودجه امسال، افزایش و رشد بودجه داشته، سازمان حفاظت محیط زیست است.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مروری بر فرمایش ی مبنی بر عدم صدور مجوز ت یب زیستگاه ها و منابع طبیعی کشور حتی برای ساخت حوزه علمیه داشت و اظهار داشت: تنها در موراد استثنا و نیاز ت به اجرای سیاست های کلان توسعه ای آن هم با شرط حفظ محیط زیست و رعایت تمام ضوابط و مقررات آن می توان اجازه انجام فعالیتی در زیستگاه را صادر کرد.کلانتری کاهش آلودگی هوا، مقابله با ریزگردها، مدیریت پسماند در کشور با نگاه ویژه به استان های شمالی و پرداخت حق آبه تالاب ها و احیای آن ها را چهار اولویت برنامه ای ت دوازدهم برشمرد و تصریح کرد: این چهار اولویت مهم در کنار وظایف جاری و تفکیک ناپذیر سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است.وی ادامه داد: به همین منظور ت برای رفع معضل پسماندها، برداشت دو میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی در سال آتی را به تصویب رسانده است و در صورت تایید ی، این اقدام به منظور رفع چالش های کنونی در حوزه پسماند و البته بخشی از چالش های حوزه تال و گرد و غبار کشور صورت خواهد گرفت.محیط زیست حق شهروندی است/ بدون مردم، حفظ محیط زیست غیرممکن استمعاون رئیس جمهور با تاکید بر این موضوع که محیط زیست اصلی جهانی و از جمله مسائل مهم حقوق شهروندی است، خاطرنشان کرد: ضمن انجام وظایف و تکالیف خود باید بدانیم که بدون مردم، حفظ محیط زیست غیرممکن است و از این رو اگر برای حفظ محیط زیست در مقابل مردم قرار بگیریم، بازنده خواهیم بود.کلانتری افزود: شرط قرار گرفتن محیط زیست در کنار مردم و همراه جامعه مدنی برای حفظ محیط زیست، ارائه آموزش به مردم ارتقای آگاهی های آن ها در این زمینه است.وی یکی از مهم ترین نیازهای محیط زیست را افزایش مطالبه گری در مردم دانست و ابراز داشت: نباید از مطالبه گری مردم در حوزه محیط زیست هراس داشته باشیم. محیط زیست نه تنها حق نسل کنونی، بلکه حقوق نسل های آتی است و در واقع محیط زیست و توسعه پایدار، سهم و ارث نسل آتی است.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن یادآوری این موضوع که محیط زیست و توسعه پایدار دارای چهار اصل است، بیان کرد: یکی از ضرورت های توسعه پایدار، تحقق تراز مثبت محیط زیستی در تمام فعالیت ها است و البته دستگاه متولی تحقق توسعه پایدار در کشور، سازمان حفاظت محیط زیست است.کلانتری با بیان اینکه هر حرکت توسعه ای باید اقتصادی باشد، یادآور شد: نباید فراموش کنیم که آموزش، امنیت و محیط زیست هم از ارکان مهم اقتصاد هستند.توسعه نباید وزن و نظام اجتماعی را به هم بریزدمعاون رئیس جمهور اضافه کرد: توسعه نباید وزن و نظام اجتماعی را به هم بریزد و از این رو سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی محیط زیست کشور باید در کنار تاکید بر حفظ حقوق طبیعت به حفظ حقوق مردم نیز توجه داشته باشد و نحوه رفتار با مردم به گونه ای تنظیم شود که توام با انجام وظیفه، حقوق قانونی مردم نیز رعایت شود.کلانتری ضمن تاکید بر این موضوع که همه افراد جامعه باید یک محیط بان باشند، عنوان کرد: این موضوع نیازمند آموزش و تلاش برای همراه ساختن مردم به منظور حفظ محیط زیست است.وی با مرور جایگاه گذشته سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان سازمان شکاربانی گفت: شاید به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست مهم ترین مسئولیت و تکلیف خود را حفظ تنوع جانوری، گیاهی و حیات وحش می دانست و نسبت به موضوعات مهمی همچون فرسایش خاک، آب و گیاه بی تفاوت بوده است.بی تفاوتی محیط زیست نسبت به آب، بزرگترین خسارات را به محیط زیست کشور وارد کرده استرئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: بی تفاوتی سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به آب، بزرگترین خسارات را به محیط زیست کشور وارد کرده است. همانطور که برای حفظ یک آهو در بیابان تلاش می کنیم باید برای حفظ دریاچه ها و منابع آب زیرزمینی و پایداری آب نیز کوشش می کردیم.کلانتری تاکید کرد: اگرچه وزارت نیرو متولی مدیریت منابع و مصارف آبی در کشور است اما سازمان حفاظت محیط زیست باید میراث دار نسل های آتی باشد و از این رو باید در این حوزه ورود می کرد.وی با ارائه آماری از مصرف آبی کشور اظهار داشت: در حالی که جمعیت کشور از ۳۰ میلیون به ۸۰ میلیون رسیده و منابع آب تجدیدپذیر ما از ۱۳۲ میلیارد مترمکعب در سال به ۸۸ میلیارد متر مکعب در سال رسیده و کشور به سمت خش الی پیش رفته است، سیاست های آبی هیچ تغییری نکرده است و همین موضوع باعث شده فشار بر منابع آبی به حدی برسد که کشور به ورش تگی آبی دچار شود. هورالعظیم، بختگان، شادگان، خونی، ارومیه، هامون، انزلی برای محیط زیست بوده است ولی به دلیل همین غفلت ها، آن ها را از دست داده ایم.معاون رئیس جمهور با بیان اینکه بارها این هشدارها را به روسای سابق سازمان حفاظت محیط زیست دادم، تصریح کرد: همه این خسارات به این دلیل رخ داد که محیط زیست تنها بعضی از گونه های خاص را می شناخت و در بقیه موارد تماشاچی بود.آب، بزرگترین مسئله محیط زیست کشورکلانتری ضمن تاکید بر این موضوع که مهم ترین مسئله و اصلی ترین شاخص محیط زیست کشور، آب است، خاطرنشان کرد: اما سازمان حفاظت محیط زیست به بهانه اینکه قانون، وزارت نیرو را متولی حوزه آب می داند، خود را از این حوزه کنار کشید و حتی یک هزارم مقاومتی که مقابل صنعت که متولی اصلی آن هم وزارت صنعت است، داشت را در مقابل از بین رفتن منابع آبی نداشت و البته مشخص است که در شرایط بی آبی، یوز و کل و گیاهی هم باقی نمی ماند.وی افزود: در نتیجه همین غفلت ها امروز ۱۱۰ درصد آب های تجدیدپذیر کشور را استفاده می کنیم.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه باید از خودمان بپرسیم به چه بهایی در چند محصول خودکفا شدیم، ابراز داشت: با توجه به تاکید رئیس جمهور بر رفع معضلات مختلف محیط زیستی در خوزستان همچون گرد و غبار و آلودگی های نفتی و تاثیر شرایط تالاب ها در روند کاهشی یا افزایشی این معضلات، نامه نگاری با نیرو برای تخصیص یک میلیارد و نیم حق آبه سالانه محیط زیست داشتم که نیرو هم در جواب نامه اعلام کرد با توجه به شرایط کشور، آبی برای تخصیص وجود ندارد.کلانتری افزود: با بررسی ها مشخص شد، بخش کشاورزی خوزستان بیش از سه هزار میلیارد متر مکعب آب اضافه بر میزان تکدر بخش کشاورزی مصرف می کند و این به دلیل آن است که فراوانی آب در خوزستان باعث شده تا آب نیز در کشاورزی، نقشی همچون خورشید و هوا داشته باشد.در خوزستان آب هست، مدیریت آب نیستوی یادآور شد: مجموع آمار و ارقام بخش های مختلف در خوزستان نشان داد که در استان آب هست اما مدیریت آب نیست.معاون رئیس جمهور با اعلام این هشدار که با ادامه روند کنونی مدیریت منابع و مصارف آب در کشور، طی ۱۵ سال آینده تنها شش استان آب خواهد داشت و بقیه کشور بی آب می شوند، بیان کرد: این به معنای تعطیلی کشاورزی در کشور است و البته همین موارد طی نامه ای به رئیس جمهور اعلام شد و اعتراض بی مورد نمایندگان را به دنبال داشت.کلانتری ادامه داد: نمی شود هم در استانی که منابع آب فراوان داریم بگوییم آب نیست و هم در استان هایی که منابع آب نداریم بگوییم آب نیست.وی به عدم تخصیص حق آبه دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون متر مکعبی دریاچه ارومیه در سال اشاره کرد و یادآور شد: حجم دریاچه ارومیه در بهترین ح ، ۳۱ میلیارد مترمکعب و در ح میانگین ۲۲ میلیارد مترمکعب بوده است. از کل حق آبه آن نیز سالانه ۷۰۰ میلیون مترمکعب تخصیص داده شده، مشخص است که دریاچه طی چندین سال خشک می شود.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر این موضوع که فاکتور مهم و نخست حفظ محیط زیست، آب است، بیان کرد: اگر نتوانیم حق آبه های محیط زیست را دریافت کنیم، شاهد مردن طبیعت خواهیم بود.کلانتری خطاب به محیط بانان گفت: شما تنها محیط بان حیات وحش نیستید و باید محیط بان محیط زیست باشید زیرا در صورت حفظ منابع حیاتی به خودی خود، حیات وحش زیاد خواهد شد.حفظ حیوان منوط به حفظ آب، خاک و گیاه استوی اضافه کرد: محیط بانان باید در جایگاه و نگاه خود تجدیدنظر کنند و بدانند وظایف آن ها فراتر از آن چیزی است که گمان می کنند زیرا حفظ حیوان منوط به حفظ آب، خاک و گیاه است.معاون رئیس جمهور از محیط بانان خواست، درگیری با متخلفان و متعرضان به محیط زیست را آ ین گزینه بدانند و تمام تلاش خود را برای همراه ساختن مردم در حفظ محیط زیست به کار بندند.کلانتری اشاره ای هم به برنامه ریزی های صورت گرفته برای بهره مندی از شیوه های نوین جهانی برای مدیریت مناطق حفاظت شده کرد و اظهار داشت: همه اختیارات رئیس سازمان به مدیران کل استانی تفویض شده است و آن ها نیز باید از این اختیارات به ویژه در به کارگیری رویکردهای نوین مدیریت مناطق بهره گیرند.وی ادامه داد: اگر مدیرکل حفاظت محیط زیست استانی نتواند ظرف شش ماه از اختیارات تفویض شده برای بهبود شرایط محیط زیست استان خود بهره گیرد، برکنار خواهد شد.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از تلاش های سرهنگ جمشید محبت خانی فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در مدت کوتاه آغاز به کار نیز تقدیر کرد.