جمعی از نمایندگان مجلس به دیدار خاتمی رفتند

خبرگزاری تسنیم: آیت الله سید احمد خاتمی گفت: هیات شه ورز مجلس خبرگان اسفندماه امسال انتخاب می شوند.مهمان این هفته برنامه «دستخط» آیت الله سید احمد خاتمی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موقت تهران و از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان ی بود.متن زیر مشروح صحبت های آیت الله خاتمی در برنامه دست خط است:مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟خاتمی: در رابطه با فضای مجازی چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند.به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند.ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد.در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم".س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم.س: هنوز ورود نکردید؟خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن .س: اینستاگرام هم آمده اید؟خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است.س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند و از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد. از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود.خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد.س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است.خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد.س: مجدد انتخابات انجام می شود.خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز».س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود.س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند.بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس.در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد.البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم.س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد!خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است.س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا.خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود. به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم. س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند.س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود.س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است.س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است.س: مهم ترین کار خبرگان همین است.خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم.بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است.س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند.خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است.س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد.پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد.نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز می پذیرند.یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد. اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم.در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست.س: کدام فرمانده بودند؟خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند.س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد.فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم.تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد.ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است.س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود.گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد.مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند.تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد.س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم.س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری که این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد.به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است.البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد.س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم.س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم.بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم.ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود.دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است.دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د.این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد.س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟خاتمی: سال 60 بود.س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند.س: مهریه چقدر بود؟خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم.س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم.س: در کارهای خانه کمک می کنید؟خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم.س: اهل غذا درست هستید؟خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می آییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست.روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه .س: الان در حوزه این چنین نیست؟خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و نیاز به فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم.س: چند فرزند دارید؟خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم.س: 6 دختر خانم دارید؟خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند.س: ازدواج کرده اند؟خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم.س: افراد شناخته شده هستند؟خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم.س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند.یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید.س: در چه حوزه ای تحصیل د؟خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند.س: ویزیت شما هم با ایشان است؟خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د.س: چند نوه دارید؟خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند.س: شیرین تر از بچه ها هستند؟خاتمی: بله. برخی ها له له می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم.س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم.س: بحث های هم می کنید؟خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست.س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است.س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید.س: شاید همین کار را اب کرده است.خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمهالله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است.س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند.خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه ابا عبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است.روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد.س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید.خاتمی: بله.س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است.س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد.در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست.س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید یا آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود.س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند.در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید ما درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم.ایشان خوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد.س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند.خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم.اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید. س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است.س: چه عواملی؟خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت.من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم.س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد.قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند.س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است. س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد.س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند.س: همه مناظره ها را دیدید؟خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند.س: از حضور شما تشکر می کنم، مثل همیشه صحبت های شما به دل نشست. برنامه ما با دست خط شما تمام می شود.دست نوشته آیت الله خاتمی در برنامه «دستخط»:«بسم الله الرحمن الرحیمنظام مقدس ایران امانتی الهی است و باید پاسخگوی آن باشیم که آیا امانتدار شایسته بودیم یا نه؟ ان شاالله که جواب مثبت باشد. برای پویایی و موفقیت این نظام ی از آن چه در توان داریم، مایه بگذاریم».
به گزارش گروه خبرگزاری تسنیم، مهمان این هفته برنامه «دستخط» آیت الله سید احمد خاتمی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موقت تهران و از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان ی بود.متن زیر مشروح صحبت های آیت الله خاتمی در برنامه دست خط است:مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟خاتمی: در رابطه با فضای مجازی چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند.به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند.ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد.در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم".س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم.س: هنوز ورود نکردید؟خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن .س: اینستاگرام هم آمده اید؟خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است.س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند و از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد. از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود.خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد.س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است.خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد.س: مجدد انتخابات انجام می شود.خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز».س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود.س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند.بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس.در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد.البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم.س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد!خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است.س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا.خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود. به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم. س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند.س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود.س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است.س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است.س: مهم ترین کار خبرگان همین است.خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم.بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است.س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند.خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است.س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد.پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد.نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز می پذیرند.یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد. اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم.در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست.س: کدام فرمانده بودند؟خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند.س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد.فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم.تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد.ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است.س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود.گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد.مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند.تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد.س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم.س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری که این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد.به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است.البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد.س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم.س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم.بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم.ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود.دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است.دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د.این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد.س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟خاتمی: سال 60 بود.س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند.س: مهریه چقدر بود؟خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم.س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم.س: در کارهای خانه کمک می کنید؟خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم.س: اهل غذا درست هستید؟خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می آییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست.روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه .س: الان در حوزه این چنین نیست؟خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و نیاز به فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم.س: چند فرزند دارید؟خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم.س: 6 دختر خانم دارید؟خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند.س: ازدواج کرده اند؟خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم.س: افراد شناخته شده هستند؟خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم.س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند.یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید.س: در چه حوزه ای تحصیل د؟خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند.س: ویزیت شما هم با ایشان است؟خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د.س: چند نوه دارید؟خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند.س: شیرین تر از بچه ها هستند؟خاتمی: بله. برخی ها له له می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم.س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم.س: بحث های هم می کنید؟خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست.س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است.س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید.س: شاید همین کار را اب کرده است.خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمهالله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است.س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند.خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه ابا عبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است.روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد.س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید.خاتمی: بله.س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است.س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد.در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست.س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید یا آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود.س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند.در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید ما درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم.ایشان خوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد.س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند.خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم.اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید. س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است.س: چه عواملی؟خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت.من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم.س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد.قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند.س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است. س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد.س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند.س: همه مناظره ها را دیدید؟خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند.س: از حضور شما تشکر می کنم، مثل همیشه صحبت های شما به دل نشست. برنامه ما با دست خط شما تمام می شود.دست نوشته آیت الله خاتمی در برنامه «دستخط»:«بسم الله الرحمن الرحیمنظام مقدس ایران امانتی الهی است و باید پاسخگوی آن باشیم که آیا امانتدار شایسته بودیم یا نه؟ ان شاالله که جواب مثبت باشد. برای پویایی و موفقیت این نظام ی از آن چه در توان داریم، مایه بگذاریم».انتهای پیام/
آیت الله سید احمد خاتمی گفت: هیات شه ورز مجلس خبرگان اسفندماه امسال انتخاب می شوند. آفتاب نیوز : مهمان این هفته برنامه «دستخط» آیت الله سید احمد خاتمی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موقت تهران و از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان ی بود.به گزارش آفتاب نیوز، متن زیر مشروح صحبت های آیت الله خاتمی در برنامه دست خط است:مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟خاتمی: در رابطه با فضای مجازی چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند.به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند.ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد.در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم".س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم.س: هنوز ورود نکردید؟خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن .س: اینستاگرام هم آمده اید؟خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است.س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند و از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد. از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود.خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد.س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است.خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد.س: مجدد انتخابات انجام می شود.خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز».س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود.س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند.بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس.در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد.البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم.س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد!خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است.س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا.خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود. به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم.س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند.س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود.س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است.س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است.س: مهم ترین کار خبرگان همین است.خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم.بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است.س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند.خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است.س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد.پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد.نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز می پذیرند.یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد.اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم.در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست.س: کدام فرمانده بودند؟خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند.س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد.فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم.تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد.ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است.س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود.گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد.مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند.تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد.س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم.س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری که این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد.به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است.البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد.س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم.س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم.بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم.ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود.دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است.دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د.این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد.س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟خاتمی: سال 60 بود.س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند.س: مهریه چقدر بود؟خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم.س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم.س: در کارهای خانه کمک می کنید؟خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم.س: اهل غذا درست هستید؟خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می آییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست.روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه .س: الان در حوزه این چنین نیست؟خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و نیاز به فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم.س: چند فرزند دارید؟خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم.س: 6 دختر خانم دارید؟خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند.س: ازدواج کرده اند؟خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم.س: افراد شناخته شده هستند؟خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم.س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند.یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید.س: در چه حوزه ای تحصیل د؟خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند.س: ویزیت شما هم با ایشان است؟خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د.س: چند نوه دارید؟خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند.س: شیرین تر از بچه ها هستند؟خاتمی: بله. برخی ها له له می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم.س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم.س: بحث های هم می کنید؟خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست.س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است.س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید.س: شاید همین کار را اب کرده است.خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمهالله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است.س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند.خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه ابا عبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است.روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد.س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید.خاتمی: بله.س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است.س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد.در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست.س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید یا آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود.س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند.در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید ما درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم.ایشان خوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد.س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند.خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم.اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید.س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است.س: چه عواملی؟خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت.من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم.س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد.قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند.س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است.س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد.س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند.س: همه مناظره ها را دیدید؟خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند.س: از حضور شما تشکر می کنم، مثل همیشه صحبت های شما به دل نشست. برنامه ما با دست خط شما تمام می شود.دست نوشته آیت الله خاتمی در برنامه «دستخط»:«بسم الله الرحمن الرحیمنظام مقدس ایران امانتی الهی است و باید پاسخگوی آن باشیم که آیا امانتدار شایسته بودیم یا نه؟ ان شاالله که جواب مثبت باشد. برای پویایی و موفقیت این نظام ی از آن چه در توان داریم، مایه بگذاریم».
آیت الله سید احمد خاتمی گفت: هیات شه ورز مجلس خبرگان اسفندماه امسال انتخاب می شوند.به گزارش تسنیم، مهمان این هفته برنامه «دستخط» آیت الله سید احمد خاتمی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موقت تهران و از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان ی بود.متن زیر مشروح صحبت های آیت الله خاتمی در برنامه دست خط است:مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟خاتمی: در رابطه با فضای مجازی چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند.به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند.ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد.در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم".س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم.س: هنوز ورود نکردید؟خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن .س: اینستاگرام هم آمده اید؟خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است.س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند و از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد. از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود.خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد.س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است.خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد.س: مجدد انتخابات انجام می شود.خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز».س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود.س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند.بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس.در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد.البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم.س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد!خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است.س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا.خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود. به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم.س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند.س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود.س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است.س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است.س: مهم ترین کار خبرگان همین است.خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم.بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است.س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند.خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است.س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد.پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد.نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز می پذیرند.یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد.اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم.در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست.س: کدام فرمانده بودند؟خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند.س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد.فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم.تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد.ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است.س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود.گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد.مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند.تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد.س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم.س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری که این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد.به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است.البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد.س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم.س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم.بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم.ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود.دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است.دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د.این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد.س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟خاتمی: سال 60 بود.س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند.س: مهریه چقدر بود؟خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم.س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم.س: در کارهای خانه کمک می کنید؟خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم.س: اهل غذا درست هستید؟خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می آییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست.روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه .س: الان در حوزه این چنین نیست؟خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و نیاز به فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم.س: چند فرزند دارید؟خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم.س: 6 دختر خانم دارید؟خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند.س: ازدواج کرده اند؟خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم.س: افراد شناخته شده هستند؟خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم.س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند.یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید.س: در چه حوزه ای تحصیل د؟خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند.س: ویزیت شما هم با ایشان است؟خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د.س: چند نوه دارید؟خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند.س: شیرین تر از بچه ها هستند؟خاتمی: بله. برخی ها له له می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم.س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم.س: بحث های هم می کنید؟خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست.س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است.س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید.س: شاید همین کار را اب کرده است.خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمهالله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است.س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند.خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه ابا عبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است.روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد.س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید.خاتمی: بله.س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است.س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد.در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست.س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید یا آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود.س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند.در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید ما درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم.ایشان خوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد.س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند.خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم.اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید.س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است.س: چه عواملی؟خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت.من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم.س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد.قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند.س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است.س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد.س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند.س: همه مناظره ها را دیدید؟خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مهمان این هفته برنامه «دستخط» آیت الله احمد خاتمی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موقت تهران و از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان ی بود.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟خاتمی: در رابطه با فضای مجازی مدت ها بود، چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند.به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند.ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد.در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم".س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم.س: هنوز ورود نکردید؟خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن .س: اینستاگرام هم آمده اید؟خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است.س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید گفته شود باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد.از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود.خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد.س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است.خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد.س: مجدد انتخابات انجام می شود.خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز».س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود.س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند.بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس.در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد.البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم.س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد!خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است.س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا.خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود.به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم.س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند.س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود.س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است.س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است.س: مهم ترین کار خبرگان همین است.خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم.بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است.س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند.خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است.س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد.پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد.نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز... (می پذیرند).یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد.اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم.در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست.س: کدام فرمانده بودند؟خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند.س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد.فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم.تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد.ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است.س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود.گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد.مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند.تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد.س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم.س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد.به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است.البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد.س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم.س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم.بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم.ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود.دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است.دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د.این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد.س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟خاتمی: سال 60 بود.س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند.س: مهریه چقدر بود؟خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم.س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم.س: در کارهای خانه کمک می کنید؟خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم.س: اهل غذا درست هستید؟خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می اییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست.روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه .س: الان در حوزه این چنین نیست؟خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و هن و هون فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم.س: چند فرزند دارید؟خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم.س: 6 دختر خانم دارید؟خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند.س: ازدواج کرده اند؟خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم.س: افراد شناخته شده هستند؟خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم.س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند.یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید.س: در چه حوزه ای تحصیل د؟خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند.س: ویزیت شما هم با ایشان است؟خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د.س: چند نوه دارید؟خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند.س: شیرین تر از بچه ها هستند؟خاتمی: بله. برخی ها هل هل می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم.س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم.س: بحث های هم می کنید؟خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست.س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است.س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید.س: شاید همین کار را اب کرده است.خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمه الله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است.س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند.خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه اباعبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است.روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد.س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید.خاتمی: بله.س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است.س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد.در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست.س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید. آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود.س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند.در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید من درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم.ایشان حخوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد.س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند.خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم.اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید.س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است.س: چه عواملی؟خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت.من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم.س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد.قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند.س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است.س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد.س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند.س: همه مناظره ها را دیدید؟خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند.س: از حضور شما تشکر می کنم، مثل همیشه صحبت های شما به دل نشست. برنامه ما با دست خط شما تمام می شود.دست نوشته آیت الله خاتمی در برنامه «دستخط»:«بسم الله الرحمن الرحیمنظام مقدس ایران امانتی الهی است و باید پاسخگوی آن باشیم که آیا امانتدار شایسته بودیم یا نه؟ ان شاالله که جواب مثبت باشد. برای پویایی و موفقیت این نظام ی از آن چه در توان داریم، مایه بگذاریم».
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: مجری: در مقدمه برنامه گفتم که شما اخیراً وارد فضای مجازی شده اید. چطور شد به این فکر افتادید؟ چون معمولاً خیلی از آقایان حذر می کنند و به نوعی احتیاط می کنند که وارد فضای مجازی شوند؛ چطور شد شما وارد این عرصه شدید؟ خاتمی: در رابطه با فضای مجازی مدت ها بود، چند بار تا مرز ورود رفتم، اما پا پس زدم. احساس آن ضرورت بایسته را ندارد. کم کم به اینجا رسیدم که فضای مجازی هم یک منبر گسترده است؛ به دیگر عبارت این فضا ابزار است. می توان از این ابزار در مسیر نشر ارزش ها استفاده کرد و دیگران، در مسیر نشر ضد ارزش ها استفاده می کنند. به اینجا رسیدم که استفاده از فضای مجازی می تواند یک ابزار مفیدی برای نشر پیام باشد؛ به عنوان نمونه چند روز چیش بعد از صبح یک متنی در رابطه با پیروزی بر نوشتم. از ساعت 9:30 صبح این را در کانال تلگرام ما گذاشتند تا ساعت 10 شب بیش از 25 هزار نفر دیدند و مطلب را خواندند. ما مخاطب می خواهیم منتها اینجا عرض می کنم، نباید مبالغه کرد؛ چه من که آمده ام و چه سرورانی که بی سر و صدا آمده اند، من احساس می کنم بسیاری از سروران در فضای مجازی حضور دارند ولی سر و صدا ندارند. در آمدن ما چون خودمان اعلام کردیم، یک سر و ص هم ایجاد شد منتها این دو طرف دارد؛ یک طرف، تعداد زیادی از مردم بودند که تبریک گفتند ولی متاسفانه برخی هم هر فضایی در این عرصه باز می شود با فحاشی و هتاکی می خواهند کاری کنند طرف از میدان بیرون برود و این اختصاصی به ت ندارد. در هر صنف و قشری این مسئله بد است و در شأن فرهیختگان نیست. ابزاری است که باز شده تا حرف های شما را بشنود، تا راهنمایی ها و نقدهای سازنده شما را بشنود، چه دلیلی دارید که با هتاکی خاموشش کنید! ولی ما به فضل خداوند وارد این صحنه شدیم و همانند صحنه های دیگر به وظیفه خود عمل می کنیم. ان شالله "ولا یخافون لومه لائم". س: الان در تلگرام و توئیتر هستید؟ خاتمی: توئیتر را قدری تامل داشتم. س: هنوز ورود نکردید؟ خاتمی: ورود ، اما فعال ورود ن . س: اینستاگرام هم آمده اید؟ خاتمی: اینستاگرام تا حالا دو مرتبه ریپورت شده است؛ اینهم به خاطر تلفن هایی که برخی داشته اند. احساس می کنم برخی ها پلاس فضای مجازی هستند، با ادبیات هتاکانه حضور دارند. در این فضا دو بار چنین بساطی ایجاد شده است. دفعه سوم باز شده اما ما مدار می کنیم؛ فعلاً کانال تلگرام ما بسیار فعال است. س: با توجه به این که شما در این فضا وارد شدید و فکر می کنم آدم تاثیرگذاری در حوزه های تصمیم سازی نظام هستید؛ فکر میکنم باید گفته شود باید یک تصمیم عقلایی و درست برای فضای مجازی گرفته شود. نه می توان محدود کرد یا این را کنار گذاشت، همانطور که شما بیان می کنید برخی برای نشر ضدارزش ها استفاده می کنند از همین جا می توان برای نشر ارزش ها و حرف های خوب استفاده کرد. از طرفی، باید ی ری کنترل ها را که دیگر کشورها انجام می دهند، باید ما هم انجام دهیم؛ مثلاً برای توئیتر که گفتید با احتیاط وارد شدید، خیلی از مقامات کشور توئیت می کنند ولی از شکن استفاده می کنند؛ این خوب نیست. باید تدبیری برای این مسئله شود. خاتمی: تدبیر باید قانونی باشد. من عقیده دارم این فضا یا مجاز است یا مجاز نیست. استخوان لای زخم نمی شود. اگر مجاز است اعلام کنند مجاز است، اگر مجاز نیست اعلام کنند غیرمجاز است؛ بنده مقید به قانون هستم. هر زمانی که صریحاً قانون حرفی زد... من این چند روز حرف های زیادی شنیدم اما به این نظام به عنوان حکومت شرعی نگاه می کنیم؛ چیزی که قانون است باید اجرا شود و به آن پایبندیم هر چه که باشد. س: فکر می کنم تقریباً یک سال است که مجلس خبرگان ی کار خود را شروع کرده است. خاتمی: در آستانه دوسالگی هستیم؛ اسفند ماه امسال دو ساله و تجدید انتخابات خواهد شد. س: مجدد انتخابات انجام می شود. خاتمی: بله؛ به علاوه انتخاب «هیات شه ورز». س: این هیات شه ورز چیست که گفتید تشکیل شده و نظارت بر کارگروه های مختلف دارد؟ خاتمی: ی در دیدار اخیری که با خبرگان داشتند طرح موضوعی د که ما ی ری شعارهایی از ابتدای انقلاب داشتیم و باید در آستانه 40 سالگی انقلاب ارزی کنیم که در این شعارها پیش رفتیم یا پس رفتیم یا متوقف شدیم. برخی مسائل فرهنگی، برخی مسائل اقتصادی، برخی مسائل هست که باید ارزی شود. فرمودند یک هیات شه ورز را خبرگان تشکیل دهند که این مسائل را ارزی کنند و وجی را به من گزارش دهند. گویا این کار، کار خود معظم له است و از خبرگان هم استفاده می شود. س: اعضای هیات شه ورز همه عضو خبرگان ی هستند؟ خاتمی: در هیات رئیسه نشستیم و گفتیم هیات شه ورزی که آقا می فرمایند یعنی کمیسیون ها که نیست، باید چطور تشکیل شود؟ گفتیم برای اینکه زمینه های کار فراهم شود یک کارگروهی تشکیل دهیم؛ این کارگروه چه کند؟ ی 4 موضوع مطرح د و فرمودند اگر فکر کنیم به 15-14 موضوع می رسد. این کارگروه بیاید این موضوعات را مشخص کند. بعد بنا داریم از همه نخبگان در این عرصه استفاده کنیم. اگر در ی روی مسائل اقتصادی کار شده است، دعوت می کنیم و می گوئیم این موضوعات ما است کار کنید و نتیجه را به ما اعلام کنید. در نهاد دیگر در عرصه مسائل خوب کار کرده اند، از همه استفاده می کنیم. یعنی این کارگروهی که تشکیل دادیم کار مقدماتی ستادی انجام می دهد که ان شاالله شکل بگیرد و حتی بتوان یک موضوع را به عنوان نمونه پی بگیریم تا اجلاس. در اجلاس یک طرح دو فوریتی بیاید، طرح دو فوریتی با حدود 20 امضا است که هیات شه ورز از صحن علنی خبرگان انتخاب شوند؛ بنابراین من در مجلس خبرگان نگفتم هیات شه ورز تشکیل شد، بلکه گفتم کارگروه در دبیرخانه تشکیل شد. البته هیات رئیسه تصمیم گرفتند خودشان عضو این هیات نباشند؛ عضو این کارگروه هم نباشند اما احترام همه خبرگان بر ما لازم است. خب این طرح دو فوریتی می آید و افراد برای این هیات نامزد می شوند و سپس، این هیات با تشکیلات سامان یافته کارش را شروع می کند و ان شاالله نتیجه را محضر ی تقدیم می کنیم. س: خیلی خوب است؛ فکر می کنم برای اولین بار است که این اتفاق رخ می دهد! خاتمی: لطف ی به خبرگان، یکی همین مورد است که این مسئولیت را به خبرگان ی واگذار د و نشاطی هم پیدا شده است. س: الان جلسات هیات رئیسه هر چند وقت به چند وقت انجام می شود؟ مستمرتر از قبل شده است ظاهرا. خاتمی: در این چند دوره، تلاش و نشاط آیت الله جنتی (رئیس مجلس خبرگان) با این سن و سال برای ما قابل تعجب است. در دوره های گذشته 6 ماه یک بار جلسه داشتیم؛ الان آقای جنتی ماهی یک بار جلسه برگزار می کنند و اگر موضوعات ضروری تر باشد، دو هفته یکبار جلسه برگزار می شود. به شدت پیگیر هستند، به خصوص درباره هیات شه ورز با انگیزه بیشتری دنبال می کنند و اگر تاخیر کنیم و به وقت در جلسه نباشیم توبیخ می شویم. س: اسفند ماه دوباره انتخابات برگزار می شود؟ خاتمی: در اسفند ماه دوباره هیات رئیسه تجدید می شود؛ اعضای کمیسیون ها تجدید می شوند. س: سالی یک بار این انتخابات را دارید؟ خاتمی: دو سال یک بار برگزار می شود. هیات شه ورز هم ان شاالله تشکیل می شود. فکر میکنم اجلاس اسفند ماه ما تماماً به انتخابات مرتبط می شود. س: این مجلس خبرگان فکر می کنم جوان ترین مجلس خبرگان ما است؟ خاتمی: بله. جوان ها و مجتهدین جوان آمده اند و حدود 30 نفر هم جابه جا شدند. تعدادی از بزرگان ما که به دیدار خدا رفتند و جای آنها آمده اند. برخی از عزیزانی که آمدند جایگزین اعضای دیگر شدند؛ در مجموع، مجلس خبرگان کاملاً مورد اطمینانی است. س: دیداری با آقا ده سال پیش داشتید که ایشان فرمودند، باید همیشه خبرگان حداقل ده گزینه برای ی در آستین خود داشته باشد. آیا الان هم این طور است؟ خاتمی: من این حرف را همان ده سال پیش گفتم اما برخی از هر حرفی که در این عرصه ها بیان می شود، سوءاستفاده می کنند. تا این حرف را بیان می کنید می گویند حال آقا خوب نیست و خطر است و ده ها دروغ بر این اضافه می کنند. سخن این است که اصلا کار خبرگان همین است. س: مهم ترین کار خبرگان همین است. خاتمی: بله؛ مهم ترین کار خبرگان همین مسئله است و به فضل خدا به وضع بسیار آبرومندانه و فوق العاده محرمانه بررسی می کنیم و ارزی می کنیم و وجی فقط به ی بیان می شود. بنده در همه این دوره ها در هیات رئیسه خبرگان بودم و هیچگاه هم دنبال این نرفتم که ببینیم چه انی در مظان هستند یا نیستند؛ چرا که بحمدالله با نشاطی داریم. بدون مبالغه بیان می کنم که سلامتی ایشان از بنده که دو دهه از ایشان کوچک تر هستم، به مراتب بهتر است؛ ورزش ایشان، کوهپیمایی ایشان سر جای خود است. س: سفر اخیر ایشان به کرمانشاه بسیار با نشاط بودند. خاتمی: بله. الحمدلله خیلی با نشاط و سلامتی و با انگیزه هستند. خدا گواه است هر زمانی که به ایشان نگاه می کنم، به نشاط ایشان و به انگیزه فراوان ایشان مدام غبطه می خورم. شاکر خداوند هستیم که خداوند نعمت اینچنینی را به ما عنایت کرده است. س: دو دیدگاه برای خبرگان غیر از مسئولیت سنگین تعیین ی وجود داشته؛ یکی نظارت بر عملکرد ی است و برخی می گویند مراقبت از ی یا است. کدام مورد درست است؟ مراقبت یا نظارت است یا هر دو را به یک معنا می توان تفسیر کرد؟ خاتمی: در قانون اساسی کلمه «نظارت» نیست؛ کلمه «مراقبت» وجود دارد. من متن مذاکرات قانون اساسی را می خواندم و دیدم متن این است که اگر ی از ی حرف و شکایتی داشت، این را چطور دنبال کند؟ یک نظریه این بود که دستگاه قضائی باید دنبال کند، یک نظر این بود که شورای نگهبان دنبال کند و یک نظر هم این بود که همان خبرگانی که ی را انتخاب می کنند، همان ها مسئله را دنبال کنند و این نظر رای می آورد. پس محضر عزیزان حقوقدان می گویم به متن مذاکرات قانون اساسی مراجعه کنند؛ مطلقاً در قانون اساسی اسم «نظارت بر ی» نیست. من خواهش می کنم نگاه عزیزان بیننده ما نگاه حقوقی باشد؛ اصلاً نگاه در این عرصه نداریم. قصه این است که نظارت بر ت در قانون اساسی آمده، نظارت بر قوه قضائیه آمده، نظارت های مختلف آمده است. دلیل اینکه نظارت بر ی در قانون اساسی نیست، این است که اگر نظارت بر ی بود باید را ارش را بیان می کرد. نظارت بر قوای ثلاث هست اما نظارت بر ی نیست؛ دلیلش هم این است که آن زمان ، راحل عظیم الشان بودند، اصلاً به ذهن ها نمی آمد چون شخصیتی منحصر به فرد بود و حریم به گونه ای بود که گمان می شد این جسارت به (ره) است، اما با این همه که در قانون نیست، ی با آغوش باز... (می پذیرند). یک جلسه حضرت آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی در کمیسیون تحقیق خبرگان آمدند و تمام تشکیلات را بیان د. خود ی فرمود می توانید دفتر داشته باشید، سیر تصمیمات ی را پی بگیرید؛ مثال زدند که مثلاً ببینید ما در جریان فتنه چه کردیم؟ چگونه ورود کردیم و چگونه وج کردیم؟ با این که در قانون اساسی نیست اما بزرگوار ما با آغوش باز استقبال د منتها فرمودند باید شاخص داشته باشد. اگر ی عملکرد ی را درست بخواهد ارزی کند، زیرمجموعه ای را ارزی کند که آقا مستقیماً اداره می کند، نیروهای مسلح را آقا اداره می کند، فرمانده کل قوا است. گردش کار در سطوح بالا می شود و ایشان تصمیم می گیرند و الان در همه عرصه ها قوای ، ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت دفاع ما شاهد پیشرفت فوق العاده هستیم. در عرصه دینی که من سروکار دارم و برای سخنرانی آنجا می روم، مسئولیتی آنجا ندارم، می بینم فرماندهان برای ایام اعتکاف آمده اند، فرمانده محترم خودش جزو معتکفین بود و افراد تا اندازه برای اعتکاف آمدند که قرعه کشی د. این وضعیت تدین در این نیروهاست. س: کدام فرمانده بودند؟ خاتمی: ظاهرا نهاد حفاظت اطلاعات بود که در مسجد اعتکاف برگزار د. مقصود من این است که تمام فرماندهان ما اینچنین هستند. س: در این مدت، از زمان مرحوم آیت الله مشکینی تا الان بحث های طلبگی همیشه در هیات رئیسه خبرگان بوده، تا الان موردی بوده که مباحث بسیار داغ شده باشد؟ خاتمی: بله. مواردی بحث های داغ طلبگی در صحن علنی خبرگان شکل گرفته است؛ آنچه را که گفتنی است برای شما بازگو می کنم؛ این بود که طرحی را دنبال می د که مجلس خبرگان در مراکز استان ها دفتر نمایندگی داشته باشد. فایده بودن این دفتر این بود که اعضای خبرگان بیشتر به استانی که انتخاب شده اند، می روند و هدف این بود که مردم با خبرگان آشنا شوند و تعدادی هم مخالف بودند؛ اجازه دهید نام موافقان و مخالفان را بیان نکنم هر چند به یاد دارم. برخی می گفتند هزینه بی خود بر خبرگان تحمیل می شود؛ این آقا که ولی فقیه است، عضو خبرگان هم هست و در دفتر هم حضور دارد و نیاز نیست دفتر دیگری ایجاد کنیم. تعدادی از اعضای خبرگان گفتند ما ولی فقیه نیستیم و آمد و رفت به استان داریم و باید یک امکانی داشته باشیم؛ این دو نظر بود. طبیعی است که وقتی دفتر تشکیل دادید، دو الی سه نفر پرسنل می خواهد، آمد و رفت می خواهد و 10-8 میلیونی ج دارد. ما که عضو خبرگان ی هستیم باید بیشتر رعایت کنیم، اگر ضرورت دارد باشد اما اگر ضرورت ندارد این کار مناسب نیست؛ در صحن علنی برخی ها می گفتند من رای دادن به این طرح را «واجب بیّن» می دانم، برخی می گفتند «حرام بیّن» است. س: رئیس مجلس خبرگان آن زمان چه ی بود؟ خاتمی: آقای هاشمی رفسنجانی بودند. جالب این است که در هیات رئیسه هم دو نظر وجود داشت، یعنی 5 نفری که در بالا نشسته بودند هم دو نظر داشتند. گفتیم رای گیری می کنیم؛ دقیقاً با یک رای اختلاف، داشتن چنین دفتری رای آورد تا به دوره ریاست آیت الله مهدوی کنی رسید و از اولین جاهایی که حذف شد، همین بود. گفتند مایه اختلاف در برخی استان ها شده است و کارایی بایسته را این دفتر ندارد؛ البته محض اطلاع بینندگان عرض می کنم که هزینه نمایندگی –اعضای خبرگان حقوق دریافت نمی کنند- برای سرکشی به استان و نیاز به مکان و غیره تامین می شود و هیات رئیسه خودش را موظف می داند که هزینه نمایندگی را بپردازد ولو اعضا دفتر نداشته باشند کار لنگ نخواهد شد. مقصود این است که در آن جلسه دیدم، بحث طلبگی کاملاً حوزه ای ایجاد شد. بنده اعتقادی دارم که چند بار هم بیان کرده ام که بسیاری از مذاکرات ما قابل پخش است؛ اندکی از مذاکرات هست که محرمانه است. آئین نامه خبرگان می گوید اصل بر غیرعلنی بودن است. بر این باورم که ما برنامه رادیویی تلویزیونی داشته باشیم و با برنامه و حساب شده، بخش هایی از این نطق ها پخش شود تا مردم با خبرگان و مباحث خبرگان آشنا شوند؛ مردمی که می خواهند پای صندوق رای بیایند. تصمیم هم گرفتیم و یک جاهایی هم پیش رفتیم و برنامه هایی هم ساخته شد اما نمی دانم چرا متوقف شد. س: چرا؟ چه نهادی باید تصمیم بگیرد؟ خاتمی: این را باید هیات رئیسه تصمیم بگیرد، مصاحبه هایی هم شد که تصمیم گرفته شود که برنامه هایی داشته باشیم؛ هفته ای یک بار نشد دو هفته ای یک بار برنامه مخصوص خبرگان باشد که متنوع شود تا مردم خبرگان و مباحثی در آن مطرح می شود را بشناسند؛ طوری مطرح نشود که خبرگان سالی دو بار جلسه تشکیل می دهند؛ اینطور نیست؛ ما 6 کمیسیون داریم. س: این انتخاباتی که منجر به تشکیل این مجلس شد خیلی متفاوت از انتخابات خبرگان قبلی بود، تفاوت های ویژه ای داشت. آیا درباره این در خبرگان بحث شد؟ خاتمی: بله. یک نظر این بود که مایه نشاط حضور شد؛ یعنی حضوری این بار در خبرگان بود بیش از گذشته بود؛ این یک نظر بود، یک نظر دیگر هم این بود که این برجستگی را داشت، البته یک مقداری هم قداست خبرگان هم ش ته شد. به عبارت دیگر جنس انتخابات مجلس شورای ی با جنس انتخابات خبرگان متفاوت است؛ مجلس با نان و آب مردم، زندگی روزمره مردم سر و کار دارد اما مجلس خبرگان چنین نیست، قانوناً دو وظیفه به خبرگان واگذار شده که انجام می دهند؛ این دو نظر است. البته مطمئناً در صحن علنی خبرگان این دو نظر مورد بحث و ارزی قرار می گیرد. سیاست کلان و کلی این است که کشور را معطل انتخابات نکنیم، هر انتخاباتی پیامدهای طولانی دارد، هر سال تنش در کشور باشد مناسب نیست. اصلش مورد تائید است اما اینکه انتخابات مجلس خبرگان با کدام انتخابات برگزار شود باید صحن علنی نظر دهد. س: شما دوباره از کرمان آمدید و اول شدید؟ خاتمی: بله. قصه کرمان ما داستانی دارد. بعد از جنگ یا سال های آ جنگ بود که جناب حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ثارالله بود، ما را به عنوان منبری دهه اول محرم دعوت کرد و ما هم رفتیم. رفتیم که رفتیم! دهه دوم و دهه سوم و دهه های دیگر هم دعوت شدیم و آنجا ماندگار شدیم. س: هنوز هم در آنجا منبر می روید؟ خاتمی: بله؛ به منبر رفتن افتخار می کنم. طلبه ای به من گفت در علمای کرمان صحبت شده - این مطلب برای سال 76 است - که شما خبرگان شوید. به آن طلبه گفتم ولم کن آقاجان! من هیچ علاقه و انگیزه و عشقی به این کار ندارم و بحمدالله مشغول تدریس هم هستم. من این طوری رد شدم. بعد دیدم مرحوم ایت الله شرعی من را خواست و گفت جامعه مدرسین تصویب د که شما باید به آنجا بروید. گفتم جامعه مدرسین تصویب کرده، عیبی ندارد ولی دو نکته دارم؛ یک ریال ج نمی کنم و واقعاً هم همین بود، نکته دوم هم این بود که چون من به قصد تکلیف آمده ام شیخ کرمانی ها آیت الله موحدی کرمانی است، او اگر شب انتخابات هم بگوید کنار بروید من کنار می روم. ما وارد شدیم و شفاف هم حرف زدیم. گفتم من هستم و خواهم بود؛ نگوئید نمی دانستیم. مواضع من این است و با هیچ ی در ولایت تعارف ندارم. دوره اول این را بیان و دوره دوم همین را بیان ، عجیب این دوره بود. دوره اول که طلبه گمنامی بودیم 10 هزار رای از نفر دوم فاصله داشتیم. خیلی هم بالا و پائین شد و معلوم شد این ده هزار رای اضافه است و نفر اول شدیم. در دوره دوم نزدیک به 900 هزار رای در استان آوردیم که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی که کرمان بود، گفت خیلی زیاد است. آن هم ی که 8 سال موضع گرفته و سکوت نکرده است. دوره سوم بسیار برای ما سخت گذشت؛ شاید بگویم 500 صفحه فحاشی و هتاکی شد. اهانت هایی که در فضای مجازی شد و من شرم دارم بیان کنم. یک نمونه این بود که در فضای مجازی منتشر د که خاتمی گفته است اگر زنی در حال شیر دادن به بچه موسیقی گوش دهد، بچه اش زاده می شود. یک دروغ بی پدر و مادر اینچنینی بیان د که یک مسلمان این حرف را بیان نمی کند. این را در سطح وسیع منتشر د. این که شما 500 صفحه چنین فضایی را ببینید؛ مستقیم رادیو امریکا و رادیو انگلیس و نهادهای دیگر تماماً این دغدغه را داشتند که خاتمی را بیندازند، ما هم هیچ کاری نداشتیم جز مسافرت، به ای مختلف استان سفر می کردیم با این که دو هفته وقت تبلیغات خبرگان بود من یک هفته سفر . به فضل خدا این دوره هم که اوج ت یب ها شکل گرفت، فاصله بنده با نفر بعدی 30 هزار رای شد. س: حاج آقا چه سالی ازدواج کردید؟ خاتمی: سال 60 بود. س: با دختر شهید آیت الله سعیدی ازدواج کردید؟ خاتمی: بله. سالروز شهادت ایشان نزد رفتیم، با خانواده محضر رفتیم. فرزند بزرگ ایشان که الان تولیت حرم حضرت معصومه (س) هستند، از والدشان گفتند که ایشان عاشق شما بود، فرمود من آقای سعیدی را بهتر از شما می شناسم. بعد اجازه عقد را گرفتند، معمولاً زن می شدند. س: مهریه چقدر بود؟ خاتمی: 70 هزار تومان بود که ما دادیم، ایشان را به حج بردیم و مهریه هم پرداخت کردیم. س: رابطه خیلی دوستانه و عاشقانه است؟ اتفاق افتاده برای ایشان عاشقانه بنویسید؟ خاتمی: ما اهل نوشتن نیستیم اما تلفن می زنیم و احوال می پرسیم. س: در کارهای خانه کمک می کنید؟ خاتمی: تا درس تعطیل می شود، بلافاصله کار دیگری داریم. من در دهه آ ماه صفر سه استان سفر داشتم؛ ارومیه، گیلان و کرمان رفتم. در ای مختلف حضور داشتم. خوب است که بدون تعارف بگویم من زیاد اهل کمک به خانواده نیستم چون حضور ندارم، اگر باشم و کاری باشد و کاری بتوانم انجام می دهم. س: اهل غذا درست هستید؟ خاتمی: بله. ما سال 54 به قم رفتیم و سال 60 ازدواج . 6 سال حجره نشین بودم. آبگوشت خوشمزه، پلو قیمه و پلو سبزی خوشمزه درست می کنم؛ خیلی شنیدنی است. صبح به درس می رفتیم و چراغ را روشن می و زودپز هم می گذاشتیم تا ظهر که می اییم آبگوشت آماده باشد. وقتی می آمدیم می دیدیم باد زده و چراغ را خاموش کرده است. ظهر می آمدیم و هیچ خبری از غذا نیست. روز بعد سوی چراغ را بالا می بردیم که خاموش نشود. وقتی آمدیم دیدیم استخوان ها هم در حال سوختن است. آن روزها این وضعیت نبود که در مدارس صبحانه و نهار و شام می دهند. مدرسه فیضیه این بساط نبود. خودتان باید غذا می پختید و خودتان هم باید لباس می شستید. من این 6 سال زندگی این چنینی را تجربه . س: الان در حوزه این چنین نیست؟ خاتمی: خیر. الان تقریباً تمام مدارس ما نهار را می دهند و برخی صبحانه و شام هم می دهند. الان مانند گذشته نیست و ماشین لباسشویی هم هست و هن و هون فشار دادن به لباس و مچاله لباس نیست، ولی ما آن زمان 6 سال اینطوری زندگی کردیم. س: چند فرزند دارید؟ خاتمی: 6 فرزند دارم. افتخار می کنم که پدر دختران هستم. س: 6 دختر خانم دارید؟ خاتمی: بله. همه تحصیل کرده هستند. غیر از آ ی که الان دبیرستانی است همه لیسانس را گذرانده اند و سه دختر هم طلبه هستند. س: ازدواج کرده اند؟ خاتمی: بله. ما 5 داماد داریم. س: افراد شناخته شده هستند؟ خاتمی: خیر؛ همه هستند. از مواردی که در ازدواج ابا داشتم، ازدواج بود. هیچ کدام نبود. خواستگار می آمد معیارها را ارزی می و بعد توافق می کردیم. س: تاکنون دامادها از شما دست خط گرفته اند که کارشان راه افتد؟ خاتمی: خیر؛ مطلقاً این چنین نبود است. البته دست خط در قرآن به اینها اهدا کرده ام، دست خط نوشته ام. کتاب های خودم را که حدود 20 جلد بود به اینها اهدا کرده ام. وقت ازدواج ما قرآنی را اهدا د و امضا هم د و آن را نگه داشتیم. زندگی من به فضل خدا زندگی معمولی است و ذره ای از عنوان و موقعیت بنده استفاده نکرده اند. یکی از فرزندان من پزشک است و تا سال چهارم پزشکی مخفی کرده بود، نه اینکه ترسی داشته باشد. بلکه سفارش من را عملی د که گفتم خانم خود باشید و خودتان پیشرفت کنید. س: در چه حوزه ای تحصیل د؟ خاتمی: گوش، حلق و بینی هستند. س: ویزیت شما هم با ایشان است؟ خاتمی: بله. همین ب حال ما خوب نبود و ایشان ویزیت د. س: چند نوه دارید؟ خاتمی: فکر می کنم به 8-7 نفر رسیده است. دو سه نوه دختر و بقیه پسر هستند. س: شیرین تر از بچه ها هستند؟ خاتمی: بله. برخی ها هل هل می زنند تا خدا به آنها پسر بدهد، من به خدا می گویم که ممنونم با مشغله هایی که دارم دختردار شدم. اگر پ می شدم چقدر گرفتار می شدم. س: چند وقت به چند وقت دور هم جمع می شوید؟ خاتمی: بحمدالله هفته ای یکبار دور هم جمع می شویم. س: بحث های هم می کنید؟ خاتمی: بحث نمی کنیم؛ اخبار هست. س: امکان داشته که به خطبه های شما ایراد بگیرند که فلان مطلب را نباید بیان می کردید؟ خاتمی: ایراد به لباس من گرفته اند؛ فلان جا عمامه شما اب بود و عبای شما مورد داشت. معمولاً در بحث مسائل، تشویق بوده است. س: به بحث برسیم. قبل از این بحث، بگویم که شما گفتید افتخار می کنم منبری هستم و هنوز هم منبر می روید. در جایی گفتید باید از سکولاریزه منبر و مداحی خودداری شود. این یعنی چه؟ خاتمی: احساس می شود برخی به این سمت و سو می روند که در منبر هیچ سیاستی بیان نشود؛ منبرهایی بروید که 50 سال پیش می رفتند. این سکولاریزه است. منبر آیه می خواهد، روایت می خواهد، مسئله می خواهد، روضه هم می خواهد، سیاست هم می خواهد. من مخالف هستم که ی بالای منبر برود که از اول تا آ سیاست بگوید. س: شاید همین کار را اب کرده است. خاتمی: برخی هم بیان می کنند من فقط منبر اخلاقی می روم؛ با این هم مخالف هستم، اسم این را سکولاریزه منبر می گذارم. برخی مداحان روضه می خوانند و ذکر مصیبت می خوانند اما تا به می رسد زورشان می آید بگویند رحمه الله علیه! زورشان می آید یادی از کنند. این هم سکولاریزه مداحی است. س: برع هم داریم که خیلی مجلس را می کنند. خاتمی: اعتدال این است که آقای مداح و منبری روضه اش را بخواند، این حرف ها برای برخی سخت است ولی باید بیان شود. ما به شهیدان عزیز احترام می گذاریم، یاد آنها می کنیم ولی روضه ما باید روضه اباعبدالله(ع) باشد. روضه حضرت علی اکبر (ع) و روضه حضرت علی اصغر(ع) باشد، اینها باید محور باشد. وسط روضه رفتن در سیاست درست نیست؛ این خلاف فن است. روضه شما اشک را پائین می آورد و سیاست اشک را بالا می برد. سیاست بگویند اما به وقتش بگویند. این که وسط روضه یکباره فاز روضه را عوض کنند درست نیست. من به اعتدال در این عرصه معتقد هستم. هم خطابه و هم مداحی باید اعتدال داشته باشد. س: شما مشتری زیادی دارد. زمان هایی که شما خطیب هستید معمولا متفاوت است. آن زمان که خدمت شما بودیم گفتید خیلی مطالعه می کنید. خاتمی: بله. س: ماهانه چند بار خطبه دارید؟ خاتمی: یک بار خطبه دارم؛ فازش، همان فاز است. س: یعنی به فاصله یک ماه مطالعه می کنید؟ خاتمی: به خصوص هفته آ مطالعه دارم، مقید هستم در بحث قرآنی کار کنم. برخی به من می گویند در عمق سیاست وارد می شوید و من می گویم اتفاقاً نقطه ثقل بنده، مباحث قرآنی است. 50-40 تفسیر برای یک آیه دیده می شود، چون مخاطب هم مخاطبی است که شایستگی این را دارد. در مسائل هم بنده سخنگوی نظام و سخنگوی وزارت خارجه نیستم. شنیدم برخی از مرتبطین با وزارت خارجه گفته اند برخی از ائمه کار ما را اب می کنند؛ من گفتم یعنی چه؟ ما حرف خود را بیان می کنیم. تریبون مردمی است و حرف مردم را بیان می کند و تصریح هم می کنیم که خارجی ها اگر مواضع ما را می خواهند ببینند از زبان وزارت خارجه بشنوند. این مواضع ت نیست. س: شده است برخی مواقع تردیدی کنید و از مسئولی استمزاج کنید؟ خاتمی: فراوان شده است. من به استقبال می روم. هفته نیروی انتظامی به اشتری می گویم اگر خودت در این جایگاه بودید چه می گفتید و برای من بنویسید. آن زمان که آقای لاریجانی در عرصه هسته ای بود. س: دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. خاتمی: بله. در رابطه با قضایای هسته ای با ایشان م می . یک بار ایشان گفت صبر کنید، امشب جلسه ای با 1+5 داریم، گفتند اجازه دهید اگر سر عقل آمدند، یکجور باید صحبت شود و اگر خیره سری د باید طور دیگری صحبت شود. بعد از جلسه به من گفتند چطور صحبت کنم. م می دهند. در مسائل دیگر هم که مربوط به مسئول خاصی است هم اینچنین است. مثلاً درباره مسئله حج که امسال درست شد و حجاج در مجموع احترام شدند، می خواستم در ماهی که حج بود خطبه بخوانم. متن را نوشتم و به آقای قاضی عسگر ولی فقیه در حج گفتم این را می خواهم بخوانم. پس فردا نگویید من درست کردیم و سید احمد خاتمی در خطبه ها بهم ریخت. هر جایی ضرر دارد بگویید تا حذف کنم. ایشان حخوب هم م داد، گفتند ما کاری به مسائل نداریم و هر چه می خواهید بیان کنید اما فعلاً اظهارنظراتی که درباره حج می شود، حساس هستیم و این مطلب گفته شود یا این مطلب بیان نشود و اختصاص به مسئول خاصی ندارد. س: به حج اشاره کردید؛ این حج برای مردم یک قدری حل نشده است. مثلاً ما با عربستان و سعودی ها این همه مشکل داریم، سعودی ها این همه در فضای توهین می کنند و ظلم به مردم یمن می کنند. به حج برویم و مبلغی به سعودی ها می دهیم. برخی می گویند این مبلغی که ما می دهیم، صرف همین کارها می کنند. خاتمی: حج از واجباتی است که در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود. در روایات هست اگر بر ی حج واجب باشد و انجام ندهد، به او می گویند «نامسلمان بمیر». مسئله «حضور» ما در مراسم حج موضوعیت دارد؛ مسئله حضور را تاکید می کنم. اینکه پول های ما را ج کشتن مردم یمن می کنند، آنها پول های عرصه نظامی خودشان را از پول های نفت به دست می آورند و ج آن جنایات می کنند. ائمه (ع) به حضور عنایت داشتند و ی هم به حضور عنایت دارند و مراجع عالیقدر تقلید هم بر حضور تاکید دارند. اینها نمی خواهند شیعه حضور داشته باشد. اینها نمی خواهند در مراسم حج شیعه حضور داشته باشد؛ بنابراین هر چیزی را باید در جای خود دید. س: از خطبه های و حضور مردم راضی هستید؟ خاتمی: ببینید، یک بخش خطبه جاذبیت خطیب است؛ عوامل دیگر هم موثر است. س: چه عواملی؟ خاتمی: اینکه صدا و سیما قوی وارد شود. تجربه نشان داده است هر جایی صدا و سیما قوی وارد شده، اجتماع و حضور قوی بوده است. علی رغم این همه تبلیغاتی که علیه صدا و سیما است اما به فضل خدا صداوسیما هنوز حرف اول را می زند. در همین انتخابات در حضور حدود 70 و چند درصدی، نقش صداوسیما و مناظرات را نمی توان نادیده گرفت. من نمی گویم کوتاهی می کنند، ولی هر چه در این کشور بخواهد باشکوه شود باید صداوسیما وارد شود؛ بنده به سهم خود راضی هستم. به سهم خود از مردم راضی هستم، اجتماع باشکوهی است. معتقد به تحول هستم ولی اینطور که برخی ها تبلیغ می کنند که مردم دیگر به اعتقاد ندارند و افت کرده است را 100 درصد خلاف می دانم. س: شما آدمی هستید که اهل مطالعه و فضای فرهنگی هستید. فضای فرهنگی را دقیقاً می بینید. یکبار با شما مفصل صحبت کردیم. باید برای فضای فرهنگی فکری کرد. حوزه علمیه ما در این عرصه چه نقشی دارد؟ خاتمی: اصلاح فضای فرهنگی یک عملیات است. من همه مسائل فرهنگی را معتقدم یک عملیاتی است که همه باید وارد شوند. در قصه حجاب، آن قانونی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 تصویب کرده است، انصافاً قانون جامعی است و 300 و ده ای ماده دارد که به 25 تشکیلات یت داده شده؛ این عملیات است. اگر فقط نیروی انتظامی بخواهد وارد شود جواب نمی دهد. باید صدا و سیما، نیروی انتظامی، دستگاه قضائی، سازمان تبلیغات ی، دفتر تبلیغات و وزارتخانه ها همه با انگیزه وارد شوند تا نتیجه دهد. قصه مسائل فرهنگی همینطور است و نقش حوزه علمیه، نقش ارشاد و روشنگری است، باید بستر شبهه ز را فراهم کنیم و نقش حوزه همین است. بنده معتقدم ظرفیت در حوزه فراهم است. ما در همه عرصه ها متخصص داریم حتی در عرصه های هنری متخصص داریم. در این میان باید تشکلی بیاید و از این ظرفیت ها استفاده کند. س: چه ی باید این کار را انجام دهد؟ خاتمی: این کار اص اً با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آقا فرمودند ی فرهنگی با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اقا فرمود من وظیفه خودم را انجام دادم و بهترین ها را انتخاب . نگرانی آقا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی است. س: شما در جایی گفتید که در 27 سال گذشته به اندازه تمام طول تاریخ به ت هتاکی شده است. واقعاً این را اعتقاد دارید؟ خاتمی: من نمی دانم این را گفته ام یا نگفته ام، کجا از قول من نقل شده، ولی این را گفته ام که در طول این 37 سال بیشترین هجمه ها به شد. از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان. بعید می دانم درباره ت این چنین گفته باشم؛ البته هتاکی ها فراوان بوده ولی این را قطعاً بیان کرده ام که در عرصه ، شبهه نبوده است که اینها مطرح نکنند و جالب است که به تمام این شبهات پاسخ داده شد. س: بحث آ درباره فضای کشور است. آقا سید احمد خاتمی از فضای کشور راضی هستند؟ خاتمی: فضای که در پی آن بود و ی در پی آن است و معتقدیم خدا و پیغمبر هم از ما می خواهند همان فضای حکومت علوی است. فضای حکومت علوی، فضای عد است. آنچه انتظار می رود این است که نظام ما عد را در راس داشته باشد، فرهنگ اخلاق در عرصه عملی. برخی ها اخلاق اخلاق می کنند و گوش فلک را از اخلاق کر کرده اند اما در همان حال بداخلاقی دارند. س: همه مناظره ها را دیدید؟ خاتمی: من مناظره ها را دیدم و بسیار شرمنده شدم. برخی از این مناظره ها داخل نظام نبود، برخی ها حرف هایی بیان د که اگر اپوزیسیون هم می خواست بیان کند، تندتر از این نمی توانست بیان کند. س: از حضور شما تشکر می کنم، مثل همیشه صحبت های شما به دل نشست. برنامه ما با دست خط شما تمام می شود. دست نوشته آیت الله خاتمی در برنامه «دستخط»: «بسم الله الرحمن الرحیم نظام مقدس ایران امانتی الهی است و باید پاسخگوی آن باشیم که آیا امانتدار شایسته بودیم یا نه؟ ان شاالله که جواب مثبت باشد. برای پویایی و موفقیت این نظام ی از آن چه در توان داریم، مایه بگذاریم».
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، در روزهای برگ ریزان پاییزی به سراغ نزدیک ترین شخصیت فرهنگی و هنری سیدمحمد خاتمی می رویم. ابتدای صبح است که به دفتر دوبل او در محله ونک می رسیم. سید محمدعلی ابطحی در ت خاتمی مسئول دفتر او بود. البته در ت اصلاحات سمت های دیگری هم داشت. معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری و مشاور رئیس ت اصلاحات، دیگر سمت های او بود. این روزها بیشتر در نمایشگاه های ع و مجسمه حضور می یابد. شب ها به تئاتر می رود و در اینستاگرام و کانال تلگرامی اش پست می گذارد و در جلسات خاتمی را همراهی می کند. با این حال، در دوره دهم ریاست جمهوری، برخلاف خاتمی که از حامیان به شمار می آمد، از حامیان مهدی بود. ابطحی، رئیس موسسه گفت وگوی ادیان و از اعضای اصلی مجمع ون مبارز، عضو بنیاد باران و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز به شمار می رود. رفاقت ابطحی با خاتمی دیرینه است. او پس از سال ها فعالیت و سمت های مختلف در رادیو و تلویزیون، در تاریخ 12 دی 1367 از طرف سیدمحمد خاتمی که آن روزها ارشاد بود، در حکمی به معاونت امور بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد ی منصوب شد و با استعفای خاتمی از ارشاد در 5 مرداد 1371 او هم استعفا داد. با ک دا شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، کارش را در نمایندگی صدا و سیمای ایران رها کرده و به ستاد انتخاباتی رفت. در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی، در 11 شهریور 1380 معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور شد. پس از انتخابات مجلس هفتم او که رابط ت و مجلس بود، سه بار استعفا داد تا بالا ه در 21 مهر 1383 استعفایش موردقبول خاتمی قرار گرفت و پس از آن به سمت مشاور رئیس جمهور انتخاب شد. در ادامه متن گفت وگوی دوساعته ما را با سید محمدعلی ابطحی می خوانید.نقش آیت ا... هاشمی رفسنجانی را در طول دوران حیات شان در مدیریت کشور چگونه تحلیل می کنید؟ منظومه ایشان را چگونه می بینید؟آیت ا... هاشمی چه قبل و چه بعد از انقلاب ستون همیشه ثابت انقلاب ی بود. ستونی که تکیه گاه ایشان و مسیرشان مسیر بود. پیش از انقلاب به عنوان یکی از اصلی ترین چهره های مبارز بودند که با انقلاب همراهی داشتند و در واقع انقلاب را مدیریت می د. بعد از انقلاب هم نقش و مدیریت ایشان از روزهای ابتدای نهضت وسیع بود. اعتماد بالایی به هاشمی داشتنداعتماد بی سابقه و درجه اول به ایشان بسیار بالا بود. روحیه کارآزمودگی و فعالیت ایشان در سطح مدیریت کلان انقلاب تاثیرگذار بود. به همین دلیل از روزهایی که طلیعه انقلاب ی شروع شد، آیت ا... هاشمی رفسنجانی یکی از محورهای اساسی هدایت این انقلاب بود. تا لحظه مرگ ایشان نوسانات زیادی در زندگی ایشان بود، ولی همواره قدرت بزرگی در مدیریت انقلاب داشتند. بعد از فوت ایشان نقش بسیار مهمی در کشور داشتند. ی ری اختلاف نظرها ایجاد شد، ولی اقتداری در وجود ایشان بود که ایشان را سیاستمدار عملگرا معرفی می کرد. هاشمی مبانی نظری ثابتی نداشتاختلاف چه دهه ای منظور شماست؟اختلاف دهه آ عمر ایشان که عمدتا بعد از انتخابات سال 88 شکل گرفت. آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیتی عملگرا بودند. خیلی مبانی نظری ثابتی نداشتند، ولی مبانی عملیاتی عملگرایانه ثابتی داشتند که به تناسب شرایط آن نیروی فعالی که در وجودشان بود، به تناسب شرایط روز بهره مند می شدند و از آن استفاده می د. هاشمی، بحران در رفتار خود را مدیریت می کردبرخی معتقدند رفتار آیت ا... هاشمی رفسنجانی دهه 60 با دهه 70 و هاشمی دهه 80 با دهه 90 متفاوت بود. شما هم اشاره کردید مبانی نظری ثابتی نداشتند. ی ری تغییر رویکرد در مواضع ایشان بود. تحلیل شما چیست؟همیشه به تناسب شرایط روز دیدگاه ها و جایگاه خود را در مدیریت کشور تعریف می د. به همین دلیل وقتی بحرانی در رفتار ایشان ایجاد می شد، ایشان خود را برای غلبه بر آن بحران مدیریت می د.عملگرا بودن آقای هاشمی یعنی اینکه ممکن است در یک دهه ایشان درون اصلاحات باشد و در یک دهه جزئی از اصلاحات و در یک دهه دیگر در قدرت بخشی به نظام و ی که در این موضوع بعد از دوران خیلی تلاش د.بین چه انی فاصله افتاد؟بین ی و آقای هاشمی رفسنجانی منظورم است. خدا از سر تقصیرات بگذردچه انی دنبال این مساله بودند که بین ی و آقای هاشمی اختلاف نظر ایجاد کنند؟دهه آ عمر آقای هاشمی را می گویم. اختلاف نظرها پیش می آمد. رابطه آیت ا... هاشمی رفسنجانی و نزدیک تر بود. ایشان همیشه به عنوان شخصیت بعد از در دوران حیات شناخته می شد. تفاوت شه ها با تفکرات موثر بود. به خصوص گمان می کنم در نحوه مدیریت حوادث سال 88 بود که بحران خیلی زیادی ایجاد شد. من همانند آقای وحید حقانیان نمی گویم که خدا آقای را چه کار کند، ولی می گویم خدا به عنوان نگاه تاریخی از تقصیرات بگذرد که این بحران را در مدیریت کشور ایجاد کرد. اختلاف نظرها را تشدید کرد. رویارویی خانواده انقلاب را با هم ایجاد کرد. در مدیریت 88 اختلافات ی و آیت ا... هاشمی رفسنجانی ایجاد شد.نامه بدون سلام آیت ا... هاشمی رفسنجانی باعث این اختلاف شد؟این تعبیر است. معمولا اختلاف نظر وجود داشت که خود ی گفتند نظر من به آقای نزدیک تر است. هاشمی در یک دهه آ عمرش محور اتحاد اصلاحات نبودجای خالی مرحوم هاشمی حس می شود و بحث جانشینی ایشان داغ است. برخی آقای خاتمی، یا ناطق نوری را برای جایگزینی ایشان به عنوان جریان اعتدال و اصلاح طلب پیشنهاد می کنند. تحلیل شما چیست؟ چه فردی می تواند جایگزین آیت ا... هاشمی شود؟در تعریف هایی که از آیت ا... هاشمی رفسنجانی دارید، با شما هم نظر نیستم. در دهه آ عمر، آیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت اصلی ای که اصلاحات و ان اصلاحات را با هم متحد کند و با جریان مقابل هم حلقه وصل باشد، نبود. آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان محور جریان اصلاحات نبود که بخواهیم برای ایشان امروز جانشین اینچنینی انتخاب کنیم. هاشمی قدرت ذاتی داشت و این قدرت شخصی قابل انتقال نیستآیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت ذاتی داشت که به روحیه ایشان و سوابقی که از قبل انقلاب داشت، بازمی گشت. آن مجموعه وقتی در جایی جمع می شد، قدرت شخصی برای آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود که این قدرت شخصی خیلی قابل انتقال نیست. برای این انتقال قدرت لازم است که سوابقی وجود داشته باشد. خلأ وجودی ایشان هم خلأ مهمی است. به طور مشخص یک خلأ مشخصی نیست که بگوییم فلان فرد یا فلان جریان جای او را پر می کند.بخشی از وجود ایشان لنگرگاهی برای انقلاب بود و این لنگرگاه وقتی تاثی ذیر بود که دو جریان در صحنه بودند و آیت ا... هاشمی رفسنجانی بالای این دو جریان قرار می گرفت و قدرت می یافت. ایشان بالانسی در جریانات کشور بودند. دهه آ عمر این بالانس از ایشان گرفته شده بود. هاشمی در دهه آ عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بودخود آیت ا... هاشمی رفسنجانی در سال 94 گفتند که پیروزی آقای به خاطر حمایت ما بود. حمایت ما باعث شد رای او به بالای 50 درصد برسد. پس یک چهره تاثیرگذار هستند که رای مثلا سه درصدی آقای را به حداکثر آرا افزایش دادند.من نمی دانم این نقل قول از سوی آیت ا... هاشمی رفسنجانی درست است یا خیر و فرقی هم ندارد. آیت ا... هاشمی رفسنجانی که در دهه آ عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بود، متفاوت از آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان شخصیت مستقل است که تا پیش از این بود. جریان اصلاحات در انتخابات 96 با وجود فشارها و قرار گرفتن آقای خاتمی پشت آقای بود که معادله ها را عوض کرد و آقای توانست پیروز انتخابات شود.پس امروز جایگزینی برای آقای هاشمی نیست.من می گویم آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیت مستقلی داشتند. با بوده و روحیات شخصی داشتند که با هم مجموعه آیت ا... هاشمی رفسنجانی را ساخته بود. تشکیلات اعتدال پشتوانه نظری نداردحزب کارگزاران معتقد است که به جای آیت ا... هاشمی رفسنجانی، آقای ناطق نوری می تواند این نقش را برعهده گیرد. حتی اخیرا ع ایشان به عنوان جایگزین بعدی مرحوم هاشمی در جلد یکی از رسانه های این جریان قرار گرفت. نظر شما در این باره چیست؟اظهارنظر درباره اعتدال را با پشتوانه ثابت و مشخص نمی بینم. جریان اصولگرا و اصلاح طلب به صورت ثابت در کشور وجود دارد. اصولگرا با حمله از هم پاشید. جریان اصلاح طلب از درون وجود دارد اما پس از وقایع 88 مخفی شد و قدرت ظهور و بروز ندارد. در انتخابات اخیر اگر اعتدال پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بودیعنی شما معتقدید که اصلاحات و اصولگرایی را می توان یک جریان دید، ولی اعتدال را جریان نمی دانید و حزب می دانید؟من پشتوانه نظری برای اعتدال نمی بینم. مفهوم اعتدال مدنظرم نیست. به معنای تشکیلات اعتدال است. در انتخابات اخیر اعتدال اگر پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بود و قدرتی نداشت که رای بیاورد. ناطق هوشمندی فوق العاده ای داردبرخی معتقدند آقای که امروز نمایندگی جریان اعتدال را برعهده دارد، می تواند ی این جریان را برعهده گیرد و جایگزین آقای هاشمی شود.همه این افراد نیروهای خوبی هستند و به درد کشور می خورند. آقای ناطق باهوش هستند و این هوشمندی فوق العاده است که بزرگ ترین رقابت اول انقلاب تا سال 76 بین خاتمی و ناطق شکل گرفت، ولی امروز آنها در کنار هم قرار دارند. این هوشمندی است که جامعه را بشناسد. بیشتر هم به خاطر افراط جریانات پایداری و منسوبین به جریان اصول ت که باعث شد ایشان این چرخش را داشته باشند. این مجموعه ها در اثر افراط ها به نقطه نظرات نزدیک به هم رسیدند. وقتی اجتماعی در جامعه رشد پیدا می کند، باید تبعات آن هم پذیرفته شوددر دورانی جریان اصلاحات با آیت ا... هاشمی رفسنجانی به مشکل برخورد و کدورت های بسیاری ایجاد شد. علت این حمله ها در آن زمان چه بود؟ چرا اصلاح طلبان در آن زمان به آیت ا... هاشمی رفسنجانی عنوان عالیجناب سرخ پوش را دادند و آقای خاتمی سکوت د؟جریان اصلاحات یک نقطه مثبتی داشت که های اجتماعی را در جامعه رشد داد. وقتی چنین شد، باید تبعات آن را هم پذیرفت. هر ی ممکن است حرف بزند و رو مه های مختلف داشته باشد. برای تحلیل جریان نباید در آن فضای آزاد سراغ افراد مختلف برویم که آنها را معیار جریانات بدانیم؛ مثلا بعد از انتخابات دوم داد 76. حملات اصلاح طلبان به هاشمی از طرف خاتمی نبوددر این مورد از سوی جریان اصلاحات سکوت شد.وقتی به عنوان جریان حرفی زده نشده، نباید موضع گیری شود. موضع گیری را باید درباره دیدگاه آقای خاتمی در آن دوران دید. آقای خاتمی از این تع ر در آن دوران استفاده نکرد.در مقابل برخی اصلاح طلبان تندرو این لقب ها را به آقای هاشمی دادند و آقای خاتمی سکوت د.قبول ندارم که یک عده تندرو حرف بزنند و یک جریان هر روز بیاید این حرف ها را تکذیب کند. به اسم ی انقلاب چندین حزب ایجاد شد. موضع های تند گرفته می شود و ی هم توقع ندارد که از سوی دفتر ی اینها تکذیب شود.قبول دارید ی یک جریان با ی یک جامعه متفاوت است؟به اسم ی جامعه ی مواضعی بگیرد بدتر است. جریان اصلاحات وقتی می بیند به آیت ا... هاشمی رفسنجانی که استوانه نظام بود این القاب داده می شود، چرا سکوت می کند؟خیلی چیزها دیده می شود، ولی اگر چنین باشد، صبح به صبح باید همه کارها را کنار گذاشت و جواب اینها را داد. من معتقدم اگر می خواهیم مواضع یک جریان را نسبت به یک فرد بدانیم، باید مواضع آن جریان را بشنویم و براساس آن قضاوت کنیم نه اینکه به خاطر سر حرف یک عضو از آن جریان اظهارنظر کنیم. اصلاحات هیچ دینی به هاشمی نداشته استآقای محمد هاشمی برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی اذعان داشتند وقتی آقای خاتمی فرهنگ ت آیت ا... هاشمی رفسنجانی بودند، انتظار می رفت ی ری مواضعی می گرفتند که در آن فضای رادیکال توهین ها کاهش می یافت.در مورد آیت ا... هاشمی رفسنجانی حرف زدن سخت است، چراکه ایشان فوت کرده اند. این مبنا که آقای خاتمی ایشان بودند و باید از ایشان حرف می زدند، مبانی درستی نیست. اینها را قبول ندارم. آیت ا... هاشمی رفسنجانی هم از یک سو هیچ حمایتی از جریان اصلاحات نداشتند و پشتوانه ای هم برای جریان اصلاحات نبودند. یعنی اصلاحات هیچ دینی به آیت ا... هاشمی رفسنجانی نداشته است. اصلاحات آسیب های مفصلی پیش از دوران هاشمی خورده بودایشان شخصیت محترمی در کشور بودند که بعدها اعلام د در آن روزها به آقای ناطق نوری رای دادند. جریان اصلاحات برای خود تلاش کرد و وارد انتخابات شد و رای آورد. اصلاحات آسیب های مفصلی هم از دوران پیش از آیت ا... هاشمی رفسنجانی خورده بود. دوران هاشمی بسیار امنیتی بودجریان اصلاحات از فضای بسته دوران آیت ا... هاشمی رفسنجانی رشد کرد.آن دوره بسیار امنیتی بود. مرحوم هاشمی توسعه را متوازن با توسعه اقتصادی نمی دانستند. آن دوران شاهد توسعه نبودیم. من با افراط هایی که نسبت به آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود موافق نیستم، ولی نمی شد نقد آیت ا... هاشمی رفسنجانی در آن شرایط وجود نداشته باشد، چراکه ایشان هیچ زمانی در مقام حمایت از اصلاحات دیده نشده بودند و مشخصا باید نقدها را هم می شنیدند. مشکل اصلی جریان اصلاحات فشارهای شدید از بیرون استبه عنوان مشاور آقای خاتمی و تئوریسین های جبهه اصلاحات به زمان دوم داد بازگردید. چه تغییراتی در رفتار خود بروز می دهید؟مجموعه شرایط اتفاقی را رقم می زند. اگر اتفاقی خوب بود، به خاطر یک بخش نبود، آنها هم باید تغییراتی می داشتند. یکی از بحران های جریانات این است که از رقبا می خواهند خود را نقد کنند و این را نقد علیه آنها می دانند. اگر قرار باشد جریانی آسیب شناسی شود، راه آن این است که دو جریان هرکدام درون خود بدون بهانه گیری علیه خود، ارزی مجدد نسبت به خود داشته باشند و خود را نقد کنند. اینکه یک جریان بخواهد نقد کند، تعیین کننده نیست. مشکل اصلی جریان اصلاحات در آن دوران، درون جریان اصلاحات نبود. مشکل فشار شدیدی بود که از بیرون جبهه اصلاحات به این جریان وارد می شد و آقای خاتمی به آن اشاره کرده بود.در نشست ها با بزرگان اصلاحات و جلسات بنیاد باران واکاوی شما از علل آسیب های اصلاحات چیست؟من نظرات خود را دارم. عدم موفقیت ها در دوم داد ریشه در بحران آفرینی دیگر مراکز قدرت بودفکر می کنید چه کمبودها و ضعف هایی از دوم داد شکل گرفت که اگر آن زمان اصلاح می شد بهتر بود؟عمده ضعف هایی که اصلاحات داشت، درون جبهه اصلاحات نبود. عمده آنها اتفاقاتی بود که مجموعه قدرتمندی که جزئی از بدنه حاکمیت بودند و در مراکز دیگر قدرت حضور داشتند بحران هایی را ایجاد د که در نتیجه عدم موفقیت این جریان را موجب می شد. تفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود خلاف تفکر ی نبودتفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود، خلاف تفکر ی نبود. بی اتفاق ترین و کمترین رویارویی علنی را در دوران همه روسای جمهور در دوران آقای خاتمی شاهد بودیم. آقای خاتمی یک بار ی را پشت بلندگو نکشاند. اختلاف نظرات زیادی با هم داشتند، ولی درون خود حل می د، چون ایشان به ی اعتقاد داشتند. حرف شنوی خاتمی از ی اعتقادی بودحرف شنوی از طرف آقای خاتمی وجود داشت؟اعتقادی وجود داشت. اگر این اعتقاد آن زمان در چهره ای همانند آقای خاتمی باقی می ماند و بهانه های مختلف ایجاد نمی شد، گفت وگوی تمدن ها در دنیا شکل می گرفت و یک سازمان بین المللی می شد و رئیس این سازمان هم رئیس جمهور ایران بود. معتقدم الگوی متسامحی در دنیا شکل می گرفت که آقای خاتمی می توانست نقش بزرگی را در این کار داشته باشد. بسیاری از خشونت های ی به اعتقاد من می توانست شکل نگیرد. بسیاری از کشورهای عربی که در بهار عربی سقوط د دچار ترس نمی شدند. این گام های بزرگی بود. الگوی مهمی در دنیا ایجاد می کرد. در نگاه های تنگ داخلی هیچ دو شخصیتی در ایران از لحاظ مبانی نظری، ذهنی، فکری، روشنفکری و اعتقادی به هم نزدیک تر از آیت ا... و سیدمحمد خاتمی نیستند. ی و خاتمی اگر به هم برسند، ریزش های بسیاری رخ می دهدهمه تلاش ها برای این شد که این دو همفکر به هم نرسند. چون اگر به هم می رسیدند، ریزش زیادی در بین بدنه ها ایجاد می شد. این اتفاق مهمی است. اگر به جای رویارویی جریان حاکم و رویارویی اصلاحات سعی می کردیم تفکر آقای خاتمی و ی که آقای خاتمی متناسب با دنیا می توانست ارائه دهد به هم نزدیک شود، ممکن بود نفوذ منطقه ای چند برابر را داشته باشیم.شما گفتید اعتماد آقای خاتمی به ی «بود». یعنی امروز این اعتماد وجود ندارد؟تعبیر من این است که آقای خاتمی و ی در طول هشت سال ریاست جمهوری کمترین اختلاف را بروز دادند. کمترین رویارویی بین آقای خاتمی و ی وجود داشت.یکی از اصول جبهه اصلاحات بیان و خودانتقادی است. درون جریان اصلاحات دیده می شود که برخی اذعان می کنند در جریان اصلاح طلب خودانتقادی وجود ندارد. به نظر شما درست است؟به جریان اصلاح طلبی هشت سال رادیو و تلویزیون هرگونه اتهامی را وصل می کند. حجم بد و بیراه و اهانت و تهمت بسیار است. اصلاحات درون جامعه رشد کرده نه با احزاببحث ما درون جبهه ای است نه جریان رقیب شما یا صدا و سیما و رسانه ها؛ انتقاداتی که برخی از دبیران احزاب اصلاح طلب به این جریان وارد می دانند و می گویند که توان و اجازه انتقاد را از ما گرفته اند. مثالش آقایان رهامی، کواکبیان، حق شناس، منتجب نیا و... . مثلا آقای رهامی می گوید به من در شورای عالی سیاستگذاری اجازه نمی دهند با آقایان مومن و یزدی دیدار کنم.رشد اصلاح طلبی در تاریخ متکی به احزاب خود نبوده است. جریانی است که در جامعه رشد کرده است.یعنی فردگرا نبود و یک فرد در این جریان حرف نمی زند که بعد از حرف او همه بگویند چشم؟خیر. تفکر اصلاحات چنین نیست و جمعی است.توسعه یکی از اصولش توسعه احزاب است.احزاب وقتی است که کشور این را بپذیرد. امروزه قالب هایی به نام احزاب در کشور داریم، ولی آن به معنای احز نیست که در همه جای دنیا وجود دارد.به عنوان مثال آیا شورای عالی سیاستگذاری حزب اعتماد ملی را به عنوان حزب می شناسد؟می خواهم بگویم نگاه جریان اصلاح طلبی تفکری است که وارد جامعه شده است. همان رای جذب می کند. رای نظر بنده و حزب فلان نیست. جریان اصلاح طلب و اصولگرا یک صدم رای که ایجاد می شود توسط تشکیلات نیست. به همین دلیل من خود را متوقف در تشکیلات اصلاح طلب و اصولگرا نمی کنم و سعی دارم تفکر را در جامعه نفوذ دهم. اصلاح طلبان بدلی در شرایط امروز به خوبی رشد می کنندمن می خواهم بگویم عادلانه نیست در این شرایط جریان اصلاح طلب را چه در احزاب و چه درون جامعه همانند جریان مقابل بررسی کرد. چند سال است که امنیتی ترین شرایط را علیه اصلاح طلبی داریم. صحبت های من نظر خود من است. در شرایطی که این گونه فشار وجود دارد و این جریان حداقلی ایجاد شده، نمی توان با امکانات جریان اصولگرا مقایسه کرد.این موضوع اصلاح طلبی بدلی را رشد می دهد. وقتی اصلی ترین محور جریان اصلاح طلب جز دفتر و خانه خود جای دیگری نمی تواند برود. تصویر او و مطلب او ممنوع است. جامعه هم با یک تکرار می کنم آقای خاتمی شکل می گیرد. در چنین شرایطی اگر واقع بین باشیم، با این محدودیت ها نهایتا راه بسیار باز است که جریانات بدلی ایجاد شود، ان بدلی، احزاب بدلی، سخنگوهای بدلی و اختلافات بدلی. اینها همه دست به دست هم می دهد که اصلاحات را به زمین بزند.سخنگوهایی به نام اصلاح طلبی شکل می گیرد. حمایت ها و آتشی که بر فتنه اختلاف داخل جریان اصلاح طلبی دمیده می شود، همه دست به دست هم می دهد. اگر جریان اصلاح طلبی بخواهد به عنوان حزب مورد نقد قرار گیرد، باید امکان حضور و ارائه نظر وجود داشته باشد.در سال 92 شاهد بودیم که چهره ای اصلاح طلب به نام محمدرضا عارف و چهره ای اصولگرا به نام وجود داشت. اصلاح طلبان به جای حمایت از آقای عارف به آقای رسیدند.این نظر من نیست.چرا اصلاح طلبان در سال 92 از آقای عارف حمایت ن د؟سال 92 هم ک د کل جریان اصولگرا و پایداری آقای نبود. ائتلاف سال 92 بلوغ اصلاح طلبی بودچرا اصلاح طلبان بین آقای عارف و ، به آقای رسیدند؟در آن شرایط عمده ترین اتفاق بلوغی بود که در ائتلاف شکل گرفت. به این معنا که تمام جریان روبه روی اصلاح طلبی در قالب آقای قالیباف و آقای جلیلی فعالیت داشتند. آقای و آقای عارف دو ک دای اصلاح طلبان بودند. هیچ تشکل اصولگرایی از آقای حمایت نکرد. دو ک دای اصلاح طلبان با هم رشد د و بزرگ ترین اتفاق این بود که اصلاح طلبی آنقدر قدرتمند رفتار کرد که با مدیریت آقای خاتمی یکی به نفع دیگری کنار رفت که رای بیاورد. در آن شرایط اصلاح طلبان می توانستند انتخابات را ببازند. در انتخابات 92 اصلاح طلبی در برابر اصولگرایی برد. عارف از لاریجانی اصلاح طلب تر استبین آقای عارف و آقای لاریجانی کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بین آقای لاریجانی و آقای عارف، قطعا آقای عارف را اصلاح طلب می دانم.بین آقای عارف و آقای کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بستگی به شرایط کشور و رای دارد. آن رای را مدیریت د.بین آقای جلیلی و آقای قالیباف کدام را انتخاب می کنید؟بین رای آقای عارف و آقای به این نتیجه رسیدیم که باید ائتلاف کنیم.با چه ی ائتلاف کردید؟درون جریان اصلاحات ائتلاف شد. با ائتلاف سال 96 اصولگرایان رای قالیباف به رئیسی منتقل نشدآن روز شنیده شد که آقای عارف از نامه آقای خاتمی اعلام ناراحتی د و گفتند نامه رئیس جمهور اصلاحات استبدادی بود و از طرف آقای خاتمی به آقای عارف دیکته شد و ایشان با ناراحتی از انتخابات کناره گیری د.این بسیار تکرار شده است. اوج توسعه بود که در این توسعه یک فرد محوریت پیدا می کند که هر دو طرف می پذیرند. اگر فرد دیگری می گفت آقای عارف می توانست نپذیرد. اوج جریان و توسعه این است که وقتی می خواهید به ریاست جمهوری برسید یک جایی به ائتلاف می رسید و باید قدرت این را داشته باشید که ائتلاف کنید.در سال 96 اصولگرایان می خواستند قدرت ائتلاف داشته باشند ولی نداشتند. زمانی آقای قالیباف کنار کشید که رای او به سبد آقای رئیسی نریخت ولی ما توانستیم این کار را انجام دهیم.آقای ناصری می گفتند که آقای عارف اصلاح طلب تر از آقای بودند.من می گویم اتفاق بزرگ در حال اجرا بود که در آن شرایط به دست آوریم. با مانور ائتلاف درون جبهه اصلاحات این قدرت را پیدا کردیم که ریاست جمهوری را به دست گرفتیم.طبق تعریفی که از توسعه ارائه دادید این را تایید می کنید که ی یک جریان هر چه گفت باید چشم گفته شود و ی در برابر گفتار او حرف مخالفی نزند؟خیر، در شرایط کشور باید در نظر گرفت. اگر احزاب کارآمد داشتیم احزاب کارها را می د. توسعه شکل نمی گیرد مگر بر پایه احزابقبل از 88 الگوی خاصی از اصلاحات بر مبنای توسعه ندیدیم. مثلا ماجراهای سال 78 یا اتفاقات شورای شهر اصلاح طلب اول تهران که توسط وزارت کشور آقای خاتمی منحل شد. پس الگویی که شما ارائه می دهید یک الگوی ناموفق و ش ت خورده است.هیچ توسعه ای شکل نمی گیرد مگر بر پایه احزاب باشد. احزاب در ایران به دلایل مختلف شکل نمی گیرد. حاکمیت حزب را به معنای واقعی نمی پذیریم. حزب داریم که همه تابع باشیم. حزب در ایران شکل نگرفته است. با این باوری هم که وجود دارد شکل نمی گیرد.آن زمان قدرت دست جبهه اصلاحات بود؛ مجلس، ت و شورای شهر. در دوران روی کار آمدن اصلاحات شما چه تلاش هایی کردید که بحث احزاب نهادینه شود؟بحث قدرت نیست و اصولگرایان هم قدرت داشتند نتوانستند چنین کنند. این به دلیل بافت حکومتی است.بافت حاکمیتی یعنی آن زمان مجلس اصلاح طلب است. شورای شهر اصلاح طلب است و رئیس ت سید محمد خاتمی است که مطرح کننده توسعه است. در آن دوران نزدیکان ایشان در شورای شهر و مجلس به جان هم می افتند. پس این نشانگر این است که مدل شما کارایی لازم را ندارد.من می گویم احزاب شکل نمی گیرد. کدام یک از احزاب تعیین کننده بودند؟ حتی در مواردی که می گویید، چه دورانی که اصولگرایان بودند چه دورانی که اصلاح طلبان بودند. به حزب نباید ی میدان دهد. حزب باید خودش رشد کند. دلایل آنکه چرا حزب در ایران پا نگرفته قابل نشر نیست!مثلا خیلی از اصلاح طلبان می گویند از لیست شورای شهر 96 خیلی ها جامانده اند.چه ی درست کرده است؟ اگر حزب باشد چنین نمی شود. من همین را می گویم که حزب در این کشور پا نگرفته است. دلایل آن قابل نشر نیست. در این شرایط باز هم احزاب نه تنها در اصلاح طلبان که در اصولگرایان هم چنین است. آقای رئیسی سه ماه قبل از انتخابات گفت من برنامه ای برای حضور در انتخابات ندارم. اگر حزب داشتیم مشخصا اوضاع چنین نمی شد. لیست هر چقدر ناشناس تر باشد نشان از اهمیت مدیریتی استبه شورای شهر انتقاد وارد می شود. می گویند شورای سیاستگذاری خود وارد عمل شد و لیست را بست و از احزاب استفاده ای نکرد.آقای x و آقای y برای من فرقی ندارد. شاید برای ی که می خواهد در ک داها باشد فرق کند. من در کلان می بینم می گویم لیست هرچقدر ناشناس تر باشد نشان از اهمیت مدیریتی بیشتر است. هر ی در لیست شورای شهر بود باز تکرار می کنم خاتمی رای می آوردشما می گویید این لیست با تکرار می کنم آقای خاتمی توانست پیروز شود. پس هر فردی را می گذاشتید پیروز می شد.بله، چنین هم شد. همه اینها در فقدان احزاب بوده و این آسیب زاست.یعنی اگر شورای شهر عملکرد مثبت یا ضعیف داشته باشد به پای آقای خاتمی نوشته می شود.نمی توان آسیب ها را نادیده گرفت. به فشارهای طرف مقابل بر می گردد. در ابتدای شورای شهر اول خبر 20:30 تازه راه افتاده بود. شاید خبری که از آقایان اصغرزاده و عطریان در 20:30 پخش می شد، یک سوم خبری بود که از آقای رئیس جمهور منتشر می شد. می گوید نیمی از ایران طرفدار من هستندامکان انحلال شورای عالی اصلاحات وجود دارد؟معتقدم اگر بخواهیم رخداد مهمی روی دهد باید شرایط آرام تر و آزادتر برای احزاب مختلف وجود داشته باشد تا احزاب شکل گیرند. مهم این است که احزاب شناسنامه دار جناح های مختلف شکل گیرند. الان هر ادعایی به اسم افراد می شود.آقای می گوید نیمی از ایران طرفدار من هستند. وقتی حزب باشد چنین چیزی نشان داده می شود. ممکن است اصلاح طلبان چنین بگویند و اصولگرایان هم چیز دیگر. معتقدم مقامات تصمیم گیر امنیتی و کشور باید هر چه زودتر تصمیم بگیرند تا احزاب شناسنامه دار در کشور رواج پیدا کنند.آقای برای گسترش احزاب کاری کرده است؟این تصمیمی حاکمیتی است و نمی توان به گردن یک ت انداخت. اصلاحات مانیفست ندارداگر امروز جوانی به شما مراجعه کند و مانیفست اصلاح طلبی را بخواهد چنین چیزی را می توانید ارائه دهید؟ اینکه بگوید اصول اصلاح طلبی چیست و بر اساس چه چیزی تشکیل شده و راهبر آن به چه صورت است؟خیر، ما مانیفستی نداریم. ولی من به آن جوان می گویم در جامعه ای زندگی می کنی که شرایط شما با من متفاوت است. او باید مانیفستی ارائه دهد که در جامعه به این نیازها باید رسیدگی شود. نگاه از پایین به بالا کم شده است. مشکل این است. نیازها، باورها، خواست های جامعه جوان ما و چیزی که در تلویزیون و دیدگاه حاکمیت گفت وگو می شود مانند دو فردی است که به زبان های مختلف صحبت می کنند. 50 سالگی در عرصه مدیریت جوانی استحرف های هم را نمی فهمند چه برسد بخواهند مشکلات یکدیگر را حل کنند. معتقدم از سال 76 که 20 سال گذشته جامعه در حال دویدن بود، خیلی تغییرات ایجاد شده است. ادبیات ما به خاطر عدم تغییر مدیریت کلان کشور متفاوت است. معنای جوانی تغییر می کند، 50 سالگی در عرصه مدیریت جوانی است. به خاطر اینکه نسل اول انقلاب 80 ساله شده است.زمانی آیت ا... هاشمی رفسنجانی 57 ساله بودند و با احمد مملکت را اداره می د و زیر نظر بودند و ما جوانان 21 ساله جوانان مهم مملکت بودیم. رادیوی در شرایط جنگ که تلویزیون هم وجود نداشت، من مدیر بودم. همه وزرا در این سنین رئیس بودند. دوره پیری مملکت ما باید با کمک عزرائیل حل شودقطعا جوانان امروز از جوانان آن زمان پخته تر و با اطلاعات بیشتری هستند که به دلیل امکان ارتباطی بیشتر است. این نگاه از جامعه دور شده و ادبیات سال 57 در ذهن مانده است. دشمن همان دشمنان هستند. دوستان همان دوستان هستند. این دوره پیری مملکت ما باید با کمک عزرائیل حل شود تا دنیای جدیدی ایجاد شود.برخی معتقدند جریان اصلاحات دچار انجماد گفتمانی شده است.این حرف ها تکراری است.خیلی از ان و تئوریسین ها این حرف ها را در ها قبول دارند. از دوم داد خیلی سال گذشته ولی کدام حرف ها بررسی شده است؟ برای کدام یک از این پرسش ها پاسخ داده اید؟باید فضای متفاوتی ببینید. الگوی کلان می تواند 76 باشد ولی الان قابل مقایسه نیست.اصلاحات امروز مدل به روز شده ای به ما نمی دهد؟شماها باید به روز کنید. حلقه بسته اصلاح طلبان فعلا نمی فهمد که باید تغییر کننداین حلقه بسته درون جریان اصلاحات یا اصلا اصولگرایی اجازه می دهد؟آن حلقه فعلا نمی فهمد که باید تغییر کنند. یک زمانی تلویزیون یک سوتی می داد تمام ایران به هم می ریخت. چراکه تنها شبکه ای بود که با مردم حرف می زد. نه بود و نه اینترنت. من مدیر رادیو بودم و به یاد دارم چه حرف هایی گفته می شد. این دوران گذشته است و مدیریت ها بر اساس همان مدیریت قبل است.جریان اصلاحات 20 سال است که از توسعه دم می زند. خودتان هم می گویید که مشکل مردم توسعه نیست و مردم مشکلات و دغدغه های دیگری دارند.جامعه تنها اصلاح طلب و اصولگرا نیست. مساله این نیست. اقتصاد بحث مشترک تمام نسل هاستطبقه مستضعف جامعه کجای جریانات قرار دارند؟ منظومه فکری جریان اصلاحات صرفا در شمال شهر تهران است. برخی تحلیلگران می گویند که 20 سال است اصلاح طلبان را کنار محرومین و مستضعفین ندیده اند.وقتی جامعه فکر می کند بحث توسعه جدی می شود. اقتصاد بحث مشترک همه نسل هاست. جوان و پیر هم ندارد. مدیریت در اینجاها مختلف است. بحث جامعه شناختی درباره خود مردم ایران وجود دارد که می پذیرند تی خوب یا بد است. در بحث اقتصادی الگوهای مختلفی است. الان الگوی عد خواهی آقای یارانه داد ولی معتقدم نتوانست برای خود حمایت جلب کند. فساد نهادینه شده، ی زورش نمی رسد آن را حل کندحمایت از عد امری مثبت است اما حس می شود که فساد نهادینه شده است. ی زورش نمی رسد آن را حل کند. هر ی برای حل می رود در این گردونه می افتد و خود یکی از این اعضا می شود. عد بدون به وجود نمی آیددر اصلاحات مهم تر از عد است. شعار آقای خاتمی عد نبود.این درست نیست. زمینه ساز عد است. عد بدون به وجود نمی آید. نیاز امروز جامعه حل مشکلات ارتباطات دختر و پسر استدر بحث انتخابات 96 علت پیروزی آقای چه بود؟بهتر است موضوعات نویی را بررسی کنیم. نیاز جامعه اینها نیست. رسانه های ی باید حل مشکلات ارتباطات دختر و پسر و ارتباطات فرهنگی و... را بررسی کنند. انتخاب در سال 96 از دوم داد هم مهم تر بودبه نظر شما چه مولفه هایی باعث پیروزی آقای در انتخابات 96 شد؟انتخاب آقای انتخاب مهمی بود. حتی در یک نگاه از انتخابات داد 76 هم مهم تر بود. به این علت که یک اجماع کم نظیر از مجموعه جریانات قدرت علیه آقای شکل گرفته بود که اجماع جدی تری از دوم داد بود. چهار سال امنیتی شدیدی را کشور پشت سر گذاشته بود. در ت هم نگاه امنیتی برکشور حاکم استدوران چهار سال اول آقای هم امنیتی بود؟هنوز نگاه های امنیتی وجود دارد. یک دوره امنیتی شدیدی پشت سر گذاشتیم. همه امکانات به کار گرفته شد. آقای مدیریت اقتصادی کشور را بعد از دوران آقای و در دوران بعد از سقوط شدید قیمت نفت برعهده داشت. من فکر می کنم سرخوردگی از فریب های گذشته، خواهی جامعه و افراط در به کارگیری توان یک جریان علیه آقای سبب پیروزی ایشان شد. حضور جهانگیری در کنار به خاطر فوق العاده نبودن عملکرد او بودعملکرد آقای در ت یازدهم خوب بود؟عملکرد ایشان فوق العاده نبود که تعیین کننده باشد. برای همین آقای جهانگیری در کنار ایشان بود. یک ستاره پردرخشش در عملکرد او وجود داشت و بحث بود که خطرهای بسیاری را در ذهن مردم از ایران دور کرد؛ خطرهای ادامه تحریم ها.الان همچنان تحریم ها وجود دارد!در ذهنیت جامعه الان تحریم وجود دارد. برای مردم ایران آرام بخش بودخود آقای ظریف می گوید ما نتوانستیم و نقض شده است.الان درباره بحث نمی کنیم. در ذهن من این است که صرف اتفاق که اقبال جهانی به ایران شد برای مردم آرام بخش شد. باید کاری می شد حداقل در کاغذ تحریم ها برداشته شودبیشتر فضاسازی بود تا اینکه آرام بخش باشد؟آرام بخشی در فضاسازی ایجاد می شود. حس آرام بخشی تعیین کننده است. به راحتی تحریم درست شد و باید ی شروع می کرد که حتی روی کاغذ هم که شده تحریم برداشته شود.شما درباره انتخابات صحبت می کنید؟در انتخابات چنین شرایطی وجود داشت که نقاط قوت آن بود. رقبای آقای هم کمک زیادی د؛ با نوعی ادبیات تهاجمی که با ادبیات ایرانی تطابق نداشت و از سوی آقای قالیباف اعمال شد.این ادبیات از سوی آقای جهانگیری هم بود که بعد منجر به شکل گیری یک درگیری لفظی بین ایشان و آقای قالیباف شد.سخنان جهانگیری جواب تلقی شد. شروع آن جور ادبیات از سوی آقای قالیباف بود و حمایت بی دریغ زیادی مشابه دوم داد از آقای رئیسی وجود داشت که بازتاب منفی به وجود آورد. در دوم داد شورای نگهبان اعلام کرد در لیستی که بالای صندوق ها بود به ترتیب الفبا ننویسند. اول ناطق نوری بود، بعد آقای ری شهری، بعد آقای خاتمی و بعد آقای زواره ای. در حالی که به ترتیب حروف الفبا این نمی شد. حتی از این هم استفاده د. از تمام توان مذهبی و استفاده شد. اینها دلایل عمده رای آوری آقای بود. رئیسی باید محور جریان اصولگرایی باشد؛ اما نه خودش پذیرفت و نه جریان اصولگرا47 درصدی را که به آقای رای ندادند چطور ارزی می کنید؟سه، چهار روز بعد از انتخابات نامه ای به آقای رئیسی نوشتم که ی توجه نکرد. من معتقدم که جریان مقابل را نباید نادیده گرفت. جریان اصولگرایی به ساماندهی نیاز دارد، چراکه مدیریت واحد ندارد و شبیخونی که آقای به میان آنها زد این جریان را بر هم زد. احتیاج به مدیریت داشتند. مثلا آقای رئیسی را با 43 درصد محور جریان اصولگرایی می گذاشتند و بر اساس آن رای که از مردم گرفتند، شکل دهی می شد. بزرگان اصولگرایی به من گفتند برای ما رئیس جدید درست نکنظاهرا نه آقای رئیسی و نه جریان اصولگرا این را نپذیرفتند. چند بازخورد از بزرگان اصولگرا داشتم این بود که برای ما رئیس جدید درست نکنید.یعنی شما معتقدید که بعد از انتخابات باید آقای رئیسی به عنوان مدیر و جریان اصولگرایان انتخاب می شد؟نه آقای رئیسی! هر ی که در اقلیت انتخاباتی رای بالاتری می آورد باید آن اقلیت را ساماندهی کند و در این بازه نوبت با آقای رئیسی است.در بخش اول فرمایش های خود گفتید آقای خاتمی نقش داشتند و حمایت اصلاح طلبان بود که موجب رای آوری آقای شد. در ک نه دوم آقای چقدر نظر اصلاح طلبان اعمال شد؟دو نگاه وجود دارد؛ یک نگاه لانگ شات و یکی کلوزآپ. در نگاه لانگ شات اتفاقی که رخ داد همه قابل تایید است. آقای رئیس جمهور شد. ک نه تشکیل داد. ک نه او کمترین تعارض و تناقض را با ی داشت. ملاقات با فرماندهان داشت و شرایط را آرام کرد. در کلوزآپ می توانست برخی وزرا متفاوت باشد.کدام وزرا مدنظر شماست؟کلا بیان می کنم. می خواهم بگویم قابل نقد است ولی نه به معنای نقدی که بسته باشد و بخواهیم کاری که برای آقای شد، زیرسوال ببریم.نظر اصلاح طلبان اعمال شد؟درخصوص افراد اختلاف نظر وجود دارد. صحبت های در نفی مستقیم اشتباه بودنظر شما درباره گردش به راست آقای در دوران بعد از انتخابات چیست؟جریانات باید به افق های دورتری نگاه کنند. آقای بعد از اتمام انتخابات با ارتباط خوبی برقرار کرد. در قسمت دیگر ارتباط خود را با جامعه ت مبارز بهبود بخشید. هرچند شاید این ارتباط از اهمیت بالایی برخوردار نباشد. منتقد ادبیاتی بودم که با آن ی را خطاب قرار می دادپیش از انتخابات منتقد آقای بودم. ایشان در آن زمان ادبیاتی را به کار بردند که تصور آن ایجاد شد که این ادبیات ی را مورد خطاب قرار می دهد. سخنان ایشان درباره که مستقیم این نهاد را نفی می کرد اشتباه بود. اینها نهادها و دستگاه هایی هستند که حضورشان برای کشور لازم است و نباید در برابر آنها ایستاد. در مدار قدرت از ای که نتواند دوره خود را تمام کند برای اصلاح طلبان مفید تر استپیش بینی من از آینده این است که برای اصلاح طلبان مفید است که در مدار قدرت باشد. اینکه نتواند دوره خود را تمام کند یا اینکه بعد از اتمام ریاست جمهوری تاثیر گذار نباشد هیچ سودی برای اصلاحات ندارد. بدون اصلاحات قدرت نخواهد داشتپیش بینی شما از آینده چیست؟ احتمال آن وجود دارد که آقای از اصلاح طلبان حمایت نکند؟خیر، قدرت آقای در این است که اصلاح طلبان را با خود داشته باشد. اگر نداشته باشد قدرت نخواهد داشت. آقای و آقای لاریجانی را چگونه ارزی می کنید؟آیا امکان حضور ایشان در انتخابات بعدی وجود دارد؟قدری زود است، چراکه پارامترهای تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری 1400 هنوز شکل نگرفته است. طبیعتا اصلاح طلبان جریانی عملگرا و باتجربه هستند. عارف و جهانگیری گزینه های اصلاح طلبان برای انتخابات 1400 هستنداینکه بین آقایان لاریجانی و عارف برای انتخاب رئیس مجلس، آقای لاریجانی انتخاب شد نشان از چیزی ندارد؟برای انتخابات سال 1400 شرایط متفاوت است. چندین آدمی که در سطح ک دای ریاست جمهوری هستند در جریان اصلاح طلب وجود دارد. آقایان جهانگیری و عارف می توانند از افرادی باشند که در انتخابات جریان اصلاحات باشند که این بستگی به تایید صلاحیت ها و شرایط آن زمان دارد. امکان حضور لاریجانی به عنوان گزینه اصلاح طلبان وجود داردامکان حضور آقای لاریجانی به عنوان گزینه اصلاح طلبان وجود دارد؟بستگی به شرایط زمان دارد. بین آقایان جهانگیری و لاریجانی قطعا اصلاح طلبان طرف آقای جهانگیری می روند و مصداقی بگویم که بین آقایان حدادعادل و لاریجانی قطعا طرف آقای لاریجانی می روند.بین آقایان عارف و جهانگیری با آقای لاریجانی چطور؟قطعا آقایان عارف و جهانگیری ارجحیت دارند. شرایط جامعه و شرایط مهم است برای همین می گویم پارامترهای تعیین کننده 1400 هنوز شکل نگرفته است. لاریجانی تصادفی کنار خاتمی نشست و عرض ادبی کرده نی آقایان خاتمی و لاریجانی را چطور ارزی می کنید؟این امر مهمی نبود و تصادفی بود. عرض ادبی بود. وقتی مجلس عمومی است بزرگان یک جا می نشینند. این تحلیل بچگانه بود که برخی از این اقدام برداشت کرده اند. خاتمی و لاریجانی بچه نیستندخیلی ها این برداشت را کرده اند که آقای لاریجانی خود را به اصلاح طلبان نزدیک می کند.ممکن است بخواهد نزدیک کند اما آن اتفاق طبیعی بود. وقتی مجلس ختم یکی از بزرگان است همه جای مخصوص می نشینند. آقایان لاریجانی و خاتمی بچه نیستند که بگویند شما اینجا نشسته اید من اینجا نمی نشینم. لاریجانی امروز به اصلاح طلبان نزدیک استپالس های مثبتی از سوی آقای لاریجانی سمت اصلاح طلبان آمده است؟زود است. طبیعتا لاریجانی امروز با علی لاریجانی زمان رادیو و تلویزیون بسیار متفاوت است و نزدیک به اصلاح طلبان است. تغییر لاریجانی و ناطق به خاطر شرایط کلی کشور، بد عمل طرف مقابل استعلت این تغییرات چیست؟شرایط کلی کشور، بد عمل طرف مقابل. تفاوت دیدگاهی که در جامعه ایجاد شده است. آقای ناطق هم همین ح را دارد. اگر اصلاحات ظرفیت خود را پای کار لاریجانی بیاورد او رای می آوردمعتقدید که آقای لاریجانی پایگاه رای دارند؟بستگی به این دارد که اصلاحات ظرفیت خود را پای کار می ریزد یا خیر. ائتلاف در شرایطی که توان رای آوری وجود ندارد پسندیده استبرای انتخابات مجلس در سال 98 آقای عارف گفتند قرار نیست اصلاح طلبان با اعتدالیون ائتلاف کنند. نظر شما چیست؟من نفهمیدم این واقعیت داشت یا خیر، ولی ائتلاف در شرایطی که توان رای آوری کامل وجود ندارد در همه دنیا پسندیده است. مشکل اصولگرایان این است که از قبل دنبال این نیستند که با مردم ارتباط بگیرندپیش بینی شما برای انتخابات 98 چیست؟بستگی دارد. شرایط جامعه متعادل نیست. قبل از هر چیزی باید دید نگاه شورای نگهبان چیست. چه انی در لیست باقی می مانند. این طور نیست که هر ی ک دا شود و بعد یارگیری کنیم، خیلی نمی توان نظر داد. مشکل اصولگرایان این است که از قبل دنبال این نیستند که با مردم ارتباط برقرار کنند. یکباره با آوردن در هفته آ کار افکار عمومی درست نمی شود. باید باور در جامعه ایجاد شود که اینها همراه هستند.برای 1398 نیاز به ائتلاف در جریان اصلاحات وجود دارد؟من همیشه ائتلاف را امری مثبت می دانم. اگر نیاز به ائتلاف باشد امر مثبتی می دانم. در شورای شهر تهران نیاز به ائتلاف نبود.عملکرد فرا یون امید را چطور ارزی می کنید؟اگر اینها را عمیق تر ببینیم زمانی که می گوییم چرا اصلاح طلبان ته لیست را تایید می کنند مجبور می شویم افراد جدیدی را معرفی کنیم. آدم های پخته تر از این مجموعه انتخاب نشدند و مشخصا لیست این گونه انتخاب نمی شد. طبیعتا هر کدام ضعف هایی دارند.در مدیریت چطور است؟ چون بسیاری معتقدند مدیریت آقای عارف ناکارآمد بود.به مدیریت برنمی گردد و بیشتر افراد و مشوق ها تاثیرگذار هستند.برخی می گویند فرا یون امید بعد از ورود به مجلس وا رفت. نظر شما چیست؟ چون 120 نفر به 80 نفر رسیده اند.خبر دقیقی از مجلس ندارم.معتقدید فرا یون امید باید اسامی واقعی افراد را منتشر کند؟همان نکته ای که بیان . در کل انی که انتظار می رفت مواضع خوبی بگیرند، در بین آنها نبود.این همان بدنه اصلاح طلبی است؟بدنه نیست. به خاطر این است که نیروهای تراز اول که اهل تفکر، برنامه ریزی و شجاعت هستند اجازه ورود به مجلس را ندارند.درباره انتخابات 88 هم سوالاتی بپرسیم.درباره انتخابات 88 نه شما می توانید چاپ کنید و نه من می توانم صحبت کنم. بست نشینی بی فایده استدر بحث آقای نامه نگاری هایی انجام شد. در این خصوص بفرمایید.از سوی آقای خاتمی و اصلاح طلبان اتفاق خاصی رخ نداده، طبیعی است. در شرایطی هستند که می خواهند بدنه اجتماعی جمع کنند. جریان آقای دنبال جذب پشتوانه اجتماعی است که بعید است موفق شود. این بست نشینی بی فایده است. اگر ان دیگری بودند برخورد شدیدی می د. سیاست این است که اینها را به حال خود رها کنیم. ظریف در انتخابات 1400 قطعا ک دا نخواهد شدآقای ظریف را به عنوان گزینه انتخابات 1400 نام نبردید. عمدا بود؟چون یقین دارم ک دا نمی شوند. پایگاه اجتماعی خوبی دارد. نیروی توانایی است ولی ک دا نمی شود.نقش آقای جهانگیری در ت چیست؟هر ی در هر جایی کار می کند اختلاف نظرهایی بین مجموعه دارد. طبیعی است و این اختلاف نظرها تعیین کننده نیست. بلوک بندی های رقیقی است. در سطحی چون ت همه بخواهند مثل هم فکر کنند که درست نیست. بخشی از ت را ایشان اداره می کنند. مسئولیت عملکرد را در مقایسه با رقبا می پذیریمجریان اصلاحات مسئولیت عملکرد آقای را قبول دارد؟در مقایسه ب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حسام رضایی: سه سال از انقلاب ی نگذشته بود که «محمدعلی ابطحی» مدیر رادیو شد. وی تا سال ۶۵ در این وت ماند و پس از آن با ورود به ت معاونت بین الملل وقت ارشاد را پذیرفت. یک سال به پایان ت نخست هاشمی رفسنجانی باقی مانده بود که محمد خاتمی وقت ارشاد هوای استعفا به سرش زد. «علی لاریجانی» که آمد، ابطحی ناگزیر جمع ارشادی ها را ترک گفت و به صداوسیما بازگشت و به مدت یک سال مشاور «محمد هاشمی» شد. ابطحی سال ۷۳ همزمان با کوچ علی لاریجانی از ارشاد به صداوسیما، رادیو و تلویزیون ایران در لبنان شد. وی تا داد سال ۷۶ همزمان با پیروزی چپ ها در انتخابات ریاست جمهوری در این سمت باقی ماند. صبح روز دوم داد ۷۶ در شرایطی که شانس زیادی برای پیروزی خاتمی قائل نبود، همراه وی به حوزه رای گیری در خیابان پاسداران رفت. خاتمی قبل از رای دادن، خطاب به ابطحی گفت: «چه قدر خوب می شود با ناطق به دور دوم برویم.» ابطحی عصر روز دوم داد ۷۶ جلای وطن کرد و به لبنان بازگشت. اصلاحاتی ها که پیروز انتخابات هفتاد و شش شدند، فصل جدیدی در زندگی ابطحی گشوده شد. ریاست دفتر رئیس جمهور اولین پست ابطحی در عصر جدید سیاست ایران بود. پُستی که حُکمش به نام «احمد مسجد جامعی» خورده بود اما به دلیل نگاه مردد اصلاح طلبان به وی، فرصت برای عرض اندام ابطحی فراهم شد. ابطحی در سال ۸۰ جایش را به «علی خاتمی» داد و خودش همزمان با آغاز ت دوم خاتمی، ردای معاونت پارلمانی و حقوقی رئیس جمهور را بر تن کرد. وی در اسفند سال ۸۱ در مقام رئیس حل اختلاف مرکزی، پس از سلسله درگیری ها و اختلافات پایان ناپذیر میان شورای شهر و شهرداری تهران، رای به انحلال شورای شهر اول پایتخت را داد. شورایی که هر ۱۵ نفر آن متعلق به جبهه اصلاحات بودند. ابطحی بعدها درباره علت آن انحلال گفت: «رفتار ناصحیح اصلاح طلبان در شورای شهر، بیشترین تاثیر را در انحلال داشت.» ابطحی در دی ماه سال ۸۲ به دعوت متحصنین مجلس ششم، در مجلس حضور پیدا کرد و در پاسخ به سوال خبرنگاران که از وی پرسیدند انتهای این تحصن چه می شود گفت: «هیچی نمی شود.»وی در اوج تحصن نمایندگان و بدون اطلاع رئیس جمهور، همراه با ۱۱ نفر دیگر از اعضای هیئت ت نامه تهدیدآمیزی در حمایت از متحصنین نوشت. نامه ای که مورد غضب «مهدی » رئیس وقت مجلس واقع شد. ابطحی امروز معتقد است که «تحصن مجلس ششم کار اشتباهی بود.»وقتی مجلس هفتم یکدست در اختیار نیروهای اصولگرا قرار گرفت، ابطحی نتوانست خود را با فضای جدید پارلمان وفق دهد و برای تعامل بهتر دو قوه مجریه و مقننه، استعفا و جایش را به «مجید انصاری» داد. ابطحی یک سال پایانی ت اصلاحات را در مقام مشاور رئیس جمهور بود.موعد انتخابات ۸۸ که رسید، ابطحی برخلاف خاتمی، به اردوگاه حامیان مهدی پیوست اما پس از ۲۲ داد همنوا با دیگران، ساز ناموزون تقلب در انتخابات را کوک کرد. ابطحی کمتر از ۲ ماه پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، در دادگاه انقلاب، اینگونه ادعایش پیرامون وقوع تقلب را رد کرد؛ «تقلب یک حرف دروغ در ایران بود؛ تقلب حرفی بود که پشت آن های بی هدف و زنجیره ای به راه افتاد تا با ایجاد آشوب در کشور، ایران را به عراق و افغانستان تبدیل کند.» ابطحی هم اکنون رئیس موسسه خصوصی «گفتگوی ادیان» و عضو مجمع ون مبارز است.در یکی از آغازین روزهای پاییز۹۶، سری به دفتر موسسه «گفتگوی ادیان» در خیابان ملاصدرا تهران زدیم. دفتری که به قول ابطحی تنها دفتر موسسه است. با ابطحی درباره موضوعات گوناگونی صحبت کردیم؛ از ت اصلاحات تا ت ؛ از پاشنه آشیل اصلاح طلبان تا احتمال تندشدن انتقادات جریان اصلاحات علیه ت مستقر.در ادامه گفتگوی تفصیلی خبرگزاری مهر با محمدعلی ابطحی را می خوانید. به عنوان مطلع گفتگو شاید بد نباشد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ آغاز کنیم. چه شد که چپ های دهه شصت هوای اصلاحات د؟ در تحلیل تاریخی دوم داد و انتخابات ۷۶ در آغاز نمی شود اسم آن را اصلاحات گذاشت و این نام آرام آرام مطرح شد. یعنی در دوران مبارزات انتخاباتی و بیانیه ها و شعارهایی که داده شد، این نام (اصلاحات) وجود نداشت و این مفهوم به آرامی خود را به واژگان عرضه کرد.مفهوم اصلی انتخابات دوم داد نفی تصمیم گیری از بالا به پایین بودآن زمان (دوران هاشمی) فشارهای فراوانی آمده بود و روشی بر جامعه تحمیل شده بود و همه چیز از بالا تصمیم گیری می شد و این روشی بود که چندان مورد پسند جامعه نبود؛ یعنی اینکه رئیس مجلس که ناطق نوری بود، حتما باید رئیس جمهور بعدی شود و صرف اینکه آن گنبد گردون حاکمیت که از بالا تعیین می کرد، بشکند و مردم تجلی اراده خود را در انتخابات ببینند، این نقطه آغازی بود که دوم داد ایجاد کرد و به همین دلیل چپ های دهه شصت، بخشی از این نیروها بودند.مجموعه ای که در طول سال های بعد از رحلت (ره) به نوعی منزوی بودند و نظرات انتقادی داشتند و بخشی از جامعه که می شد آن ها را در چارچوب اصلاحات تعریف کرد، در چارچوب چپ ائتلافی را تشکیل دادند و بدنه مردم را سامان دادند و انتخابات دوم داد را به وجود آوردند.مفهوم اصلی انتخابات دوم داد، نفی تصمیم گیری از بالا به پایین بود. الان هم نگران این موضوع هستم که به دلیل فضای امنیتی که ایجاد می شود، نظرات مردم چندان مورد توجه قرار نگیرد؛ به همین دلیل است که دوم داد مقداری فضا بازتر بود و این تصمیم می توانست عملی شود.از ائتلاف جریانات در انتخابات سال ۷۶ در قالب جبهه دوم داد صحبت کردید. جریانات اصلی آن ائتلاف شامل سه گروه می شدند؛ نیروهای سنتی یعنی همان مجمع ون مبارز، عملگرایان یعنی نیروهای نزدیک به مرحوم هاشمی رفسنجانی و روشنفکران و نوگرایانی که از سازمان تحقیقات استراتژیک دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی منبعث شدند. اساسا چه ی یا چه جریانی قرار بود در راس این ائتلاف قرار بگیرد؟ببینید این گروه ها در مدیریت انتخابات بسیار نقش داشتند. البته این گروه سومی که گفتید چندان برای من مفهوم نبود.افرادی نظیر آقایان حجاریان، عبدی و میردامادی.خب آدم ها که همه جا هستند. در مجموع این ها سازماندهی انتخابات را به عهده داشتند. آن بدنه اصلی که تفاوت ایجاد کرد، مساله خود مردم و حرمت گزاری به مردم بود. در اولین مصاحبه ای که از خاتمی به عنوان ک دا از رادیو و تلویزیون پخش شد، وی روی جامعه مدنی تاکید کرد که ما برای تحقق جامعه مدنی جلو می رویم.البته روی همین موضوع تاکید بر «جامعه مدنی»، چندان وفاقی میان گروه های تشکیل دهنده جبهه دوم داد وجود نداشت.عده ای از عملگرایان نزد خاتمی آمدند و گفتند که جامعه مدنی در جامعه کاربرد نداردبله؛ فردای آن روز (فردای مصاحبه خاتمی در رادیو و تلویزیون) عده ای از همان عملگرایان نزد خاتمی آمدند و بر اساس همان شه ای که از زمان هاشمی رفسجانی مانده بود، گفتند که این حرف ها(جامعه مدنی) در جامعه کاربرد ندارد و باید بحث های اقتصادی، عملکردی و کارکردی مطرح شود.همان جا خاتمی گفت که من پشت این نقطه نظر(جامعه مدنی) تفکری دارم. آن تفکر باعث شد که بخش اصلی از بدنه جامعه که سرخورده بود و می توانست در انتخابات(انتخابات سال ۷۶) رای ندهد، جذب شود و جامعه حس حرمتی پیدا کرد؛ من این نگاه را بیشتر تعیین کننده می دانم تا احزاب و تشکل ها؛ البته احزاب و تشکل های مختلف هم در آن زمان بسیار تلاش د.پیش از اینکه سوال بعدی را مطرح کنم، شاید بد نباشد گریزی هم به دو گانه «عد خواهی» و « خواهی» بزنیم. من اینجا خاطره ای از بهزاد نبوی به نقل از مصطفی تاجزاده می گویم؛ تاجزاده گفت در سال ۷۶ وقتی بهزاد نبوی فهمید «خاتمی» جایگزین «میرحسین » شده، ناراحت شد؛ نبوی گفت دغدغه عد اجتماعی اش بیشتر بود. چطور شد که جریان چپ از میان دوگانه عد خواهی و خواهی، دومی را انتخاب کرد؟ خودش یکی از حامیان اصلی خاتمی بود. البته این موضوعی که شما گفتید بیشتر در انتخابات ۸۴ مطرح بود؛ در سال ۷۶ این دوگانه چندان وجود نداشت. خودش عضو شورای اصلی جبهه دوم داد بود. البته درباره مصادیق صحبت نمی کنم که یا خاتمی چگونه بودند اما اگر دوگانه ای هم وجود داشته باشد، معتقدم جامعه ایرانی به ، نیاز بیشتری دارد.تا عد ؟تا عد خیر؛ عد هم در بستر رشد می کند.خیلی از آن طرف بوم نیفتادید؟خیر؛ اتفاقا در دوران اصلاحات مردم به لحاظ اقتصادی، وضعیت آرام و بهتری داشتند. ضرباتی که به بدنه مستضعف جامعه در ت -که با شعار عد خواهی سر کار آمد- وارد شد، بسیار شدیدتر بود. ما باید در عمل ببینیم.ادعایی است که البته چندان دور از واقعیت هم نیست؛ آن هم اینکه اکثر بدنه جبهه دوم داد در سال ۷۶، در دهه شصت سابقه امنیتی و قضایی داشتند. آیا هراس نداشتید این موضوع با آن شعار توسعه ، در ذهن مردم تناقض ایجاد کند؟ افرادی که با ما همکاری می د، سابقه امنیتی داشتندخیر؛ البته من نمی دانم که جبهه دوم داد را چگونه تعریف می کنید؛ در زمانی که تبلیغات انتخابات بود، بخش های امنیتی و قضایی مخالفت های علنی با خاتمی می د. اطلاعات وقت در سخنرانی خود، انتخاب خاتمی را برای نخستین مرتبه مغایر با امنیت ملی توصیف کرد.البته افرادی که با ما همکاری می د، سابقه امنیتی داشتند اما مجموعه ای بودند که کارهای امنیتی شان در ابتدای انقلاب بیشتر علیه جریان ضد انقلاب و آشوب های داخل کشور بود.البته اقدامات افرادی مانند «اکبر گنجی» را چندان نمی شود علیه جریان ضد انقلاب دانست.من نمی خواهم درباره افراد صحبت کنم.مثال زدم.خب! من این افراد را چندان در جبهه فعالین آن دوران(در سال ۷۶) نمی دانستم. این ها افرادی نبودند که تصمیم گیرنده و تعیین کننده باشند.به هر حال افراد این چنینی در دوران اصلاحات، «قلم» داشتند.بعدها قلم به دست گرفت.عرض من همین است که افرادی مثل اکبر گنجی با آن سوابق امنیتی در دوران اصلاحات قلم به دست شدند.خیلی های دیگر هم قلم به دست شدند اما در انتخابات تعیین کننده نبودند؛ جریانات امنیتی در انتخابات تاثیرگذار نبودند. ت خاتمی اساسا امنیتی نبود؛ به هر حال هر جامعه ای به امنیت نیاز دارد اما خاتمی در نظر داشت آن جاهایی که جامعه مدنی با امنیت تلفیق می شود، امنیت برای مردم و جامعه باشد.یعنی معتقدید که آن آدم های امنیتی دهه شصت در جریان حضورشان در جبهه دوم داد تغییر ن د؟آنچه تاثیرگذار بود، خاتمی و تفکراتش بود و آن آدم های امنیتی، تاثیری روی نگاه امنیتی به جامعه نداشتند.اما اساسا افرادی مانند حجاریان، جامعه مدنی را تئوریزه د.اگر شما می خواهید درباره افراد صحبت کنیم، صحبت می کنیم.به هر حال چنین افرادی در کل جریان اصلاحات تاثیرگذار بودند.افراد زیادی از جمله اساتید در جامعه پیرامون جامعه مدنی مطالعه داشتند اما در مدیریت دوران اصلاحات تاثیر اصلی با خاتمی و تفکراتش بود.تئوری های زیادی از سوی همین چهره های امنیتی مطرح شد. بعدها همین تئوری ها، سنگ بنای نوع کنش گری اصلاح طلبان در سپهر کشور شد. مثلا تئوری «فتح سنگر به سنگر» حجاریان.من می گویم این ها تاثیرگذار نبودند، شما مدام می گویی تاثیرگذار بودند.قصد مجادله ندارم.ببینید؛ در فضای آزاد آن دوران، طبیعتا دیدگاه های افراد مطرح می شد. آدم های مختلفی دیدگاه های مختلفی را ارائه د. مثلا عده ای با دیدگاه عملیاتی، وارد موضوع «قتل های زنجیره ای» شدند که اساسا با قتل های زنجیره ای مبنای جامعه مدنی را حذف کنند. عده ای رفتند با ارائه مقالات، دیدگاه های امنیتی مطرح د. این ها نتیجه جامعه مدنی بود و همه داشتند حرف های خودشان را مطرح می د؛ چه اصلاحات و چه ضد اصلاحات. در فضای آزاد دوران اصلاحات دیدگاه های افراد مطرح می شد؛ چه اصلاحات و چه ضد اصلاحاتاما این برای ی که می خواهد تحلیل تاریخی کند، متفاوت است که این دیدگاه ها آیا در جامعه مطرح می شد یا در رسانه ها یا اینکه مدیریت کشور در بخش اصلاحات بر اساس آن رفتار می کرد؛ من این بخش دوم را نفی می کنم که آن مدیریت مستقلی بود که دیدگاه های قابل دفاع خود را مطرح می کرد و آدم های مختلفی هم نظریات مختلف خود را ارائه می د اما در اداره حاکمیت تاثیرگذار نبودند.اگر بخواهیم بهانه وصل شدن جریان کارگزاران به ائتلاف دوم داد را بررسی کنیم، شاید به این نقطه برسیم که کارگزاران به دلیل اختلافات اساسی پدر معنوی شان یعنی مرحوم هاشمی با جریان راست سنتی(جامعه ت مبارز)، برای باقی ماندن در سریر قدرت به ائتلاف پیوستند اما بهانه اتصال جریاناتی مثل مجمع ون مبارز به کارگزاران چه بود؟ با توجه به اینکه جنس تفکرات جریان کارگزاران با جریانات چپ آن دوران، زمین تا آسمان متفاوت بود. یکی بر توسعه اقتصادی تاکید داشت و دیگری بر توسعه .شیوه مصاحبه شما شیوه جدیدی است! البته بد هم نیست؛ اینکه شما تحلیلی را ارائه می کنید که آدم باید ابتدا آن را رد یا اثبات کند و سپس نظر بدهد. در هر صورت من معتقدم که کارگزاران موتلف و هم پیمان جریان اصلاحات در دوم داد بود و موتلف پر وزنه و سنگینی هم بود.خب تا اینجا با یکدیگر، هم نظریم.کارگزاران، مجموعه نیروهای قوی و کارآمد به خصوص در بخش مدیریت مدرن بودند و بعدها بسیاری از آن ها به ت آمدند و اقتصاد کشور عمدتا در اختیار نیروهای کارگزار قرار گرفت اما عنوان شان کارگزار و اینکه این ها فرزندان آقای هاشمی هستند و می خواهند آن دوران را ادامه بدهند، نبود بلکه به عنوان انی بودند که خودشان اهل نظر بودند. خود مرحوم هاشمی در مصاحبه ای گفت که در انتخابات دوم داد به آقای ناطق رای داده است.همان زمان در انتخابات دوم داد، آقای سیدرضا تقوی سخنگوی جامعه ت مبارز گفت که آقای هاشمی به آقای ناطق نوری رای داده است.من زمانی در یادداشتی گفتم، این مهم است که بعد از ۲۰ سال از گذشت دوم داد، ناطق نوری کنار خاتمی ایستاد.به موضوع اصلی بازگردیم؛ کارگزاران.کارگزاران تباینی با نیروهای چپ نداشتکارگزاران به عنوان نیروهای کارآمدی که همراهی می د، وجود داشتند و دلیلی وجود نداشت که از آن ها استفاده نشود. نیروهای کارگزاران هیچ وقت تباینی با نیروهای چپ آن زمان نداشتند. در آن دوره در بخش اقتصاد هم آقای «نوربخش» کار می کرد و هم آقای «ستاری فر» که وی از اعضای جبهه مشارکت بود.بنابراین از جریان کارگزاران برای تضمین بخش اقتصادی استفاده کردید.کارگزاران نیروهای فردی قابل احترام بودند. صرفا هم اقتصادی نبود؛ آقای «مهاجرانی» در بخش فرهنگ بود اما تابلوی کاری هیچ کدام از این ها، تابلوی حزبی نبود؛ همچنانکه دیگران هم تابلوی حزبی نداشتند؛ مثلا من به عنوان سهمیه مجمع ون در ت حضور نداشتم. مثلا «محمد شریعتمداری» در شورای مرکزی جمعیت دفاع از ارزش ها که متعلق به «محمد محمدی ری شهری» بود، عضویت داشت.به جمعیت دفاع از ارزش ها اشاره کردید. ک دای این جمعیت آقای «ری شهری» بود. آقای ری شهری پیش از حضور رسمی محمد خاتمی در عرصه انتخابات، وضعیت خوبی در افکار عمومی داشت. آقای ری شهری و تشکل متبوعش هم مانند نیروهای چپ، منتقد آنچه انحصارگرایی جریان راست سنتی می دانست، بود. اساسا تفاوت شما به عنوان نیروهای چپ با تشکلی مانند جمعیت دفاع از ارزش ها چه بود؟نگاه ها متفاوت بود. ترکیبی از آقای ری شهری و حسینیان و جاتی به وجود آمده بود؛ آن ها نگران بازشدن فضا شده بودند اما نیروهای چپ نگران بسته شدن فضا بودند. دو نگاه انتقادی بود که کاملا با هم متناقض بود.منظورتان از بازشدن فضا چیست؟یعنی باز شدن فضای اقتصادی؛ در حوزه سیاست خارجی هم منتقد بودند. این ها فکر می د که اتفاقات دوران آقای هاشمی کشور را به سمت لیبرالیزه پیش برده است اما نگاهی که در جریان ما یعنی نیروهای چپ بود، انتقاد از بسته شدن فضای و فرهنگی کشور در دوران آقای هاشمی بود؛ اساسا توسعه حذف شده بود و ما توانستیم از این پاشنه آشیل، وارد جامعه شویم.فرمودید جمعیت دفاع از ارزش ها، جریان نزدیک به آقای هاشمی را به لیبرالیسم متهم می د. نیروهای چپ چنین نگاهی به آقای هاشمی و جریان نزدیک به وی نداشتند؟باید لیبرالی بودن را معنا کرد. این ها واژگانی است که در اذهان عمومی معنای ویژه ای پیدا کرده است. مثلا ممکن است لیبرالیسم را با «فُحش» یکی بگیرند.ترس نداشتید که اگر به این جریان لیبرالی وصل شوید، در افکار عمومی اَنگ لیبرالی بودن را به شما بزنند؟ما به جریان لیبرالی وصل نشده بودیم. آن زمان شعار جریان های مخالف اصلاحات در های این بود که «مخالف هاشمی، مخالف پیغمبر» است. آن موقع آقای هاشمی، متفاوت از آقای هاشمی اوا عمرش بود.فارغ از شعارهایی که پیرامون آقای هاشمی داده می شد، نوع تفکر وی و تیم همراهش در حوزه اقتصادی به لیبرالی بودن تعبیر می شد.عملا بعد از آقای هاشمی، جریان نگاه اقتصادی وی تعدیل شد. این طور نبود که منتقد کلی آن نگاه یا موافق کلی آن نگاه باشیم. در دوران خاتمی نگاه متعادل تری ایجاد شد؛ به همین دلیل در طول دوران بعد از انقلاب، آرام ترین و مطمئن ترین اقتصاد بدون هیچ دغدغه و شوکی در زمان خاتمی شکل گرفت.یکی از شعارهای اصلاحات، و توسعه بود. مرزهای این کجا بود؟قانون اساسی بهترین مرز برای هاستقانون اساسی بهترین مرزها را می توانست تعریف کند. به نظرم قانون اساسی در بهترین دوران عمر مردان نوشته شد؛ دورانی که مردان ، از زیر بار یوغ فشار سخت بیرون آمده بودند. ، دیگر آن همه وزن علمی در خبرگان قانون اساسی را به خود ندید. اگر مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی را مشاهده کنید، می بینید که حساسیت ها آن جاهایی بالاست که به حقوق مردم ارتباط دارد.شعارها و پوسترهای تبلیغاتی جریان چپ در انتخابات ۷۶، کاملا در چارچوب ارزش ها بود. چه شد که پس از آن، اصلاحات به ضدیت با نظام تفسیر شد؟ یعنی هر فرد و جریانی که اپوزیسیون بود، اصلاح طلب تلقی می شد.این اتفاقات پس از سال ۸۸ بود. من نمی دانم نظام را چگونه می توانیم تعریف کنیم که در آن اکثریت قاطع و رئیس جمهور حضور نداشته باشند. خب، نظام مجموعه این ها بود. بی دغدغه ترین و کم ترین تضادهای علنی میان ی نظام و رئیس جمهور، در زمان خاتمی بود.اما در مطبوعات این تضادها به عیان دیده می شد.بله؛ مقداری بود که افراد دیدگاه های خود را مطرح کنند.بنابراین مرزی برای قائل نبودید.گفتم که مرز ما قانون اساسی بود.خب فردی که می آید موضوع «تقلید» از مراجع را به چالش می کشد، چطور می تواند در چارچوب قانون اساسی باشد؟بعد از هاشمی جریان نگاه اقتصادی وی تعدیل شدبحث اینکه یک نفر می آید زیر سوال می برد، جزیی از هاست. یک نفر حرفی زد بعد سیستم قضایی آمد حکم ش را داد که ما هم برای جلوگیری از آن بسیار تلاش کردیم. البته اگر سیستم قضایی در گردونه قرار می گرفت، برای حرمت قانون اساسی با آن مقابله می شد. اینکه یک آدمی رفته در سخنرانی نظری داده و حکمش ارتداد شده - که در حکم ی هم ارتداد این معنی را ندارد- در آنجا جلوگیری می کردیم. ت اصلاحات تلاش می کرد که حافظ مرزهای مردم در چارچوب قانون اساسی باشد. شما جوان هستید و یادتان نمی آید اما هر روز یک مجموعه کفن پوش برای هر موضوعی علیه ت تظاهرات می د. به نظر می رسد در دوران اصلاحات، رئیس جمهور نسبت به جریانات روشنفکری که قصد ایجاد قرائت های خاص از دین را داشتند، با تساهل زیادی برخورد می کرد. شما و امثال شما در جلسات خصوصی توصیه نمی کردید که رئیس جمهور در برابر چنین جریاناتی با جدیت بیشتری برخورد کند؟من از آن طرف سوال می کنم؛ شما یک سخنرانی را می توانید از خاتمی پیدا کنید که خلاف قانون اساسی باشد؟ببینید آقای ابطحی! یک رو مه نگاری، یک روشنفکری آمده و ارزش ها را زیر سوال برده است. شاید بد نبود رئیس جمهور برای دوری از اَنگ لیبرالی بودن و ضد انقل بودن، به میدان می آمد و علیه چنین جریاناتی صحبت می کرد.خاتمی صحبت زیاد کرد اما این روش درستی نیست. قانون شکنی های جریانات مخالف اصلاحات بسیار بیشتر بود؛ خب! طرف مقابل همه این ها را زیر پوشش خود می گرفت.یعنی شما برای پاسخ دادن به طرف مقابل، مدام تنور ضدیت را گرم می کردید؟خیر؛ اصلاحات اتفاقا اینگونه نبود. موضع رئیس ت اصلاحات هیچگاه از تعادل خارج نشد و هیچگاه رابطه اش با ی نظام سرد نشد.من مدام از جریان روشنفکری در مطبوعات که علیه ارزش ها موضع می گرفت صحبت می کنم، شما بحث را به خاتمی می کشانید.خب خاتمی جریان اصلاحات بود. جریان یک حوزه مطبوعاتی دارد که ما از مطبوعات دفاع می کردیم. تا کجا؟تا جایی که جُرم نباشد. اوج شکوفایی ژورنالیستی ایران هم متعلق به دوران اصلاحات بود. این دیدگاه ها(بحث های مطبوعاتی) بسیار مفید بود؛ اما اینکه این نظرات، نظرات ت بود، خیر اینطور نبود؛ همچنانکه رفتارهای جریان مخالف اصلاحات، موضع ی یا موضع آقای ناطق نوری نبود.ببینید من از قائله ۱۸ تیر سال ۷۸ مثال می زنم. این قائله تا جایی اعتراض دانشجویی به بسته شدن رو مه «سلام» بود اما از یک جایی به بعد، قائله به وسط شهر کشیده شد. چرا آن زمان خاتمی صحبتی نکرد.ما آن زمان می گفتیم که نیروی انتظامی بیخود کرده به خوابگاه رفته؛ اعتراضات دانشجویی نباید سرکوب شود. این جریان بود تا زمانی که ما در ت بودیم و شنیدیم که به ترمینال خزانه حمله کرده اند. همانجا من به رادیو و تلویزیون زنگ زدم تا خودشان را به جلسه هیئت ت برسانند و از خاتمی مصاحبه بگیرند. خاتمی هم مصاحبه کرد و گفت که این جریانات از ما نیستند.برای سخنرانی روز ۲۳ تیرماه ۷۸ در تهران از خاتمی دعوت شد. چرا حضور پیدا نکرد؟آن موضوع دیگری است. جمع بندی خاتمی این بود که نباید سخنرانی کند. خاتمی پس از آن، را برای سخنرانی پیشنهاد کرد.خاتمی چرا خودش نرفت؟اگر بخواهیم واقع بین باشیم، فضای آن سخنرانی، فضایی بود که مرزها را رعایت نمی کرد. رئیس جمهور ح اعتدالی و میانه ای داشت. خاتمی احساس کرد که آن سخنرانی تبدیل به کارناوالی خواهد شد که می تواند با همه ها و حرکت های دانشجویی مخالفت کند و به لحاظ هم چنین فضایی نباید مورد تایید رئیس جمهور قرار بگیرد. خب رئیس جمهور می توانست از تریبون تهران مواضع خود را اعلام کند.طبیعتا می توانست مواضع خود را بیان کند اما جمع بندی این بود که دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنرانی کند.آقای ابطحی! به خود شما هم انتقادات زیادی بود. می گفتند که ابطحی طبع اصلاحاتش تند است.البته دوست داشتم و هنوز هم دفاع می کنم که این کشور به اصلاحات نیاز دارد نه انقلاب. من این نظر تندی که می گوید کل سیستم باید تغییر کند را قبول ندارم و معتقدم که تمام بحران ها را می توان با اصلاحات حل کرد.مثلا حضور شما در جمع متحصنین مجلس ششم را نقد می کنند. نقد هست که معاون پارلمانی رئیس جمهور نباید در جمع آن حرکت اعتراضی شرکت می کرد.البته من یک جلسه بیشتر شرکت ن اما وقتی تعداد زیادی از نمایندگان در مجلس تحصن کرده اند، معاون پارلمانی ت نمی تواند آن را نادیده بگیرد.اما خب قاعدتا حضور شما در جمع متحصنین، تایید حرکت آن ها بود.خیر.لااقل اینگونه برداشت شد.این ها برداشت های است؛ حالا ممکن هم هست که برداشت شده باشد. می خواهم بگویم وقتی اکثریت نمایندگان مجلس تحصن می کنند، کم هزینه ترین کار این است که معاون پارلمانی - که کارش ارتباط با مجلس است- یک جلسه در جمع آن ها حضور پیدا کند.خودتان موافق تحصن بودید یا مخالف؟نظر خاصی نداشتم. ما دو قوه جدا بودیم.یعنی منفعل بودید؟خیر منفعل نبودیم؛ کار ما همین بود. اتفاقا بسیار فعال بودیم. مثلا من در جلساتی که «حداد عادل» به عنوان رئیس فرا یون اقلیت می گذاشت، حضور پیدا می و کاملا با هم در ارتباط بودیم.اگر با تجربیاتی که تاکنون به عنوان یک نیروی اصلاح طلب اندوخته اید، به ۲۰ سال قبل بازگردید، آیا اجازه می دادید که آن جریانات روشنفکری در مطبوعات ایجاد شود؟ من معتقدم اگر قرار است به ۲۰ سال قبل بازگردیم، باید یک مجموعه مدیریتی به گذشته بازگردد. اگر آن مجموعه رفتارهای خشن علیه ت وجود نداشت، معتقد نیستم که آن اتفاقات تند و تیز مانند ۱۸ تیر رخ می داد. شما اتفاقات را یک مرتبه از ۲۳ تیر ۷۸ نبینید. باید از آن شبی ببینید که رو مه سلام را بی دلیل بستند؛ باید از آنجایی ببینید که ریختند خوابگاه و بچه ها را کتک زدند. اگر به گذشته بازگردیم و دو طرف اتفاقات و جریانات بخواهند همدیگر را نقد کنند، آن زمان می توانیم موفق باشیم؛ لاقل می تواند چراغ راه آینده باشد.نقد متقارن را می شود پذیرفت اما نقد یکجانبه چون قدرتی پشت سرش است را نمی توان پذیرفت. در دوران ۸۸ هم همین است. این طور یکجانبه هجوم تبلیغاتی آوردن، نتیجه اش این است که استدلال های خود آن ها هم مورد پذیرش قرار نمی گیرد. ببینید آقای ابطحی! جامعه ما دارای سنت ها و باورهای مذهبی است. سنت گرایی در جامعه ما در دهه هفتاد به مراتب بیشتر از الان بود. در آن فضا اصلاحات بدون اینکه بخواهد پاپس بکشد، آمد و خواست ساختارهایی را تغییر بدهد. قبول کنید که این رفتارها باعث حساسیت شد. سوال من این است که اگر به گذشته بازگردید، باز هم حاضر می شوید ساختارها را آن طور بی محبا بشکنید؟من معتقد نیستم که چارچوب ها ش ته شد. آرمان گراتر از ، لاقل در شعارها که وجود نداشت اما باز هم این مسیر بعد از ۷۶ ادامه پیدا کرد. جامعه با توجه به افزایش تکنولوژی در حال پوست اندازی بود؛ اگر آن پوست اندازی با مدیریت تی و مدیریت جریان اصلاحات سامان می گرفت و مخالفت های تند با آن نمی شد، این کار می توانست بنیان سنت های اجتماعی را جدی تر و قوی تر نگه دارد تا اینکه هر نوع حمایت از ها مورد نقد تند قرار گرفت و باعث ع العمل شد؛ همین رفتارها سرعت سنت شکنی ها را زیاد کرد.آقای هاشمی در اوا عمرش متفاوت از هاشمی دوران ریاست جمهوریش بوداگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم، نمی شود برای یک کاریکاتور، کُل یک قوم را بست. جامعه سنتی یک مرتبه هم تردید نکرد که رئیس ت اصلاحات یا افراد دیگر این ت افراد بی دین و ایمانی هستند. ت اصلاحات در «نروژ» یا «سوئیس» حکومت نمی کرد؛ داشت در ایران حکومت می کرد با ارزش های سنتی خاص خود.بله اما مخالفین ت اصلاحات هم در افغانستان یا زندگی نمی د.جامعه ایران، شتاب اصلاحات آن طور که شما می خواستید را برنمی ت د.اگر جامعه در نگاه کلی دیده می شد، چرا اتفاقا برمی ت د. بخش دیگری از جامعه تندتر و آماده تر بودند که باید با هم تلفیق می شدند. اینکه مخالفین ت اصلاحات خود را در یک فضای یِ دیدند، طبیعتا جریان اصلاحات توانست با سرعت بیشتر نفوذ پیدا کند.اندکی هم به ت یب های جریانات منتسب به اصلاحات نسبت به مرحوم هاشمی بپردازیم. ریشه آن ت یب ها در چه بود؟من درباره آقای هاشمی زیاد صحبت و پس از فوت ایشان هم درست نمی بینم که بخواهم دوباره صحبت کنم.شما آن ت یب ها علیه هاشمی را درست می دانستید؟چون من درست می دانستم، اگر الان بخواهم از آن نظرات دفاع کنم، خوب نیست. ترجیح می دهم صحبت نکنم.اگر بخواهیم قرابت اصلاح طلبان با مرحوم هاشمی پس از سال ۸۸ را بررسی کنیم -با توجه ت یب های دهه هفتاد- این سوال به وجود می آید که آیا هاشمی تغییر کرد یا اصلاح طلبان؟تغییر فضای جامعه باعث شد که در مجموع مشترکات آن دو جریان(جریان هاشمی و جریان اصلاحات) با هم زیاد شود. آن بگیر و ببندها در سال ۸۸ هم هاشمی و هم اصلاح طلبان را منتقد کرد.به زمان حال بیاییم. آینده ائتلاف اصلاح طلبان با جریان اعتدالگرا را چگونه می بینید؟جریان اعتدالگرا را در جامعه چندان دارای پشتوانه نمی دانم. یعنی جامعه اعتدالی - به معنی حزبی نه محتوایی- نداریم.جامعه اعتدالی به لحاظ محتوایی شامل چه انی می شود؟همه آدم های معتدل درون آن جای می گیرند. اگر پشتوانه اصلاحات در انتخابات نبود، موفقیت نبود. این جدالی است که دارد اتفاق می افتد که به نظرم صحیح هم نیست.جدال اینکه کدام جریان مدیون دیگری است؟جریان اعتدال پشتوانه رای آوری به تنهایی در جامعه را ندارد.و اصلاحات دارد؟بله؛ اصلاحات این پشتوانه را دارد. این واقعیتی است که فکر می کنم خود آقای بارها به آن اذعان کرده است. اصلاحات نیازی است که در جامعه پشتوانه دارد و البته با مخالفت های زیادی هم مواجه می شود. مشکل جریان مقابل ما این است که می خواهد صرفا با قدرت، پشتوانه های مردمی را به دست آورد یا از بین ببرد.فکر می کنید ائتلاف سال ۹۲ باید حفظ شود؟فکر می کنم ائتلاف ادامه خواهد داشت.تا کجا؟ یعنی فکر می کنید این ائتلاف تا سال ۱۴۰۰ ادامه پیدا د؟این ائتلاف نیاز به ادامه دارد؛ چون اگر نباشد، تشتتی ایجاد می شود که قطعا به نفع اصلاح طلبان نخواهد بود.خب به زعم شما اصلاحات خودش به تنهایی می تواند گلیمش را از آب بیرون بکشد. چرا به نفع اصلاحات نیست؟اصلاحات قطعا توانایی زیادی دارد و در جامعه هم پشتوانه قوی دارد اما اگر این توانایی با توانایی های دیگر یکی شود، قطعا بهتر است. آسیبی که ما در سال ۸۴ دیدیم این بود که اصلاحات باز هم رای آورد اما در افراد مختلف پخش شد. ۵۰۰ هزار رای کمتر از آورد.برخی معتقدند که ائتلاف سال ۹۲، اصلاحات را مخدوش کرد. شما این نظر را تا چه اندازه قبول دارید؟خیر؛ من اتفاقا ع این نظر را قبول دارم. آن فضای امنیتی که می خواست همه چیز را از بین ببرد، از میان رفت و اصلاحات توانست خود را بازسازی کند؛ اصلاحات توانست مجلس و شوراها را بگیرد.اما دیگر آرمان گرایی سابق را ندارید.آن آرمان گرایی قابلیت اجرا ندارد؛ چون ضربه امنیتی که پس از ۸۸ به اصلاحات وارد شد، سنگین بود.یعنی اگر قابلیت اجرای آرمان های اصلاحات وجود داشته باشد، مردم باید بار دیگر منتظر تکرار سال های پس از ۷۶ باشند؟محتوای جامعه مدنی باید با فضای موجود جامعه متناسب باشد. البته اصلاحات باید مانند هر جریان دیگری، از خطاهایی که انجام داده درس بگیرد.برخی از قرابت «علی لاریجانی» به اصلاحات سخن می گویند. حتی هایی می گوید که لاریجانی ک دای جریان اصلاحات در سال ۱۴۰۰ است. این گزاره را تا چه اندازه به واقعیت نزدیک می بینید؟حس من این است که لاریجانی علاقه دارد به جریان اصلاحات نزدیک شود اما هنوز بحثی درباره این موضوع در میان اصلاح طلبان نشده است. لاریجانی انسان هوشمندی است و به پشتوانه اعتباری اصلاح طلبان واقف است.شما در جایی گفتید که «لاریجانی در سال های پس از ۷۶ موتور جریان ضد اصلاحات بود.»آن هم از هوشمندی اش بود که البته پس از آن رشد کرد. لاریجانی انسانی است که برای خود رو به آینده تصور دارد.فکر می کنید اصلاح طلبان به سمت لاریجانی حرکت ند؟بستگی به شرایط دارد؛ از همین الان نمی شود پیش بینی کرد. اگر در شرایطی، دو نفر بمانند و یکی از آن دو، لاریجانی باشد و بهتر از فرد دیگری باشد، ممکن است اصلاح طلبان در شرایط عملگرایی به سمت وی بروند. مثلا اگر لاریجانی و حدادعادل باشند، قطعا لاریجانی بر حداد ترجیح دارد.مدتی است که تعدادی از چهره های اصلاح طلب نظیر حجاریان و میردامادی، برای نظارت بیشتر بر عملکرد ت، « ت در سایه» یا « ت سایه» را پیشنهاد داده اند. نظر شما چیست؟به نظر من این مساله وظیفه ای ملی است. باید وظیفه همه احزاب همین باشد. نه تنها روی کار ت بلکه باید روی کار دیگر سیستم های کشور هم نظارت باشد. انی که دلسوز انقلاب هستند، باید نظرات انتقادی خود را در چارچوب نظام و حاکمیت عنوان کنند.ت یب های دوران اصلاحات علیه هاشمی کار درستی بود ی چند بار فرمودند که «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»؛ بنابراین باید مرز قائل شد. عملکردی که داشتیم به معنای مخالفت با اصل نظام نبود؛ البته ممکن است عده ای می خواستند که مخالفت با اصل نظام را مطرح و رقیب خود را با این بهانه از میدان حذف کنند. به نظر من همه باید عملکرد ت را رصد کنند. شیب حمایت اصلاح طلبان از ت یازدهم بسیار تند بود. یعنی اگر جایی نقصانی وجود داشت، اصلاح طلبان چندان آن را مطرح نمی د یا اگر مطرح می د، بسیار در لفافه بود. فکر می کنید این شیب حمایتی در ت دوازدهم بیشتر شود یا کمتر؟بستگی به عملکرد و ت دارد. من تصور می کنم که شیب انتقادها زیاد شود. نظری هست که می گوید چون به رای هیچ جریانی نیاز ندارد، باید خودش را با مدیریت آینده کشور تنظیم کند که مثلا وضعیت یا خاتمی را پیدا نکند. دست به چه اقدامی بزند، شیب انتقاد اصلاح طلبان تند می شود؟اگر از شعارهای زمان انتخابات خود دور شود.برخی اصلاح طلبان می گویند که پس از انتخابات از جریان اصلاحات فاصله گرفته است. شما قبول دارید؟هنوز زود است درباره این مسائل صحبت کنیم.با توجه به ترکیب هیئت ت دوازدهم می گویم. توقع بهتر از این بود.یعنی نخواسته به اصلاح طلبان میدان بیشتری بدهد؟می توانست زمینه بیشتری برای تحقق شعارهای خود فراهم کند.به عنوان یک فعال اصلاح طلب، فکر می کنید اصلاح طلبان تا چه اندازه حاضرند به پای ت دوازدهم هزینه بدهند؟اصلاح طلبان از اینکه توانستند آقای را در انتخابش کمک کنند، سربلند هستند؛ این فارغ از این است که چه عملکردی داشته باشد. خود این مساله که تلاش شد رای بیاورد، در یک نمای باز و عمومی برای اصلاح طلبان و جامعه اتفاق خوبی بود که اصلاحات با سربلندی اعلام می کند این کار را انجام داده است.لاریجانی علاقه دارد به جریان اصلاحات نزدیک شود حالا اگر در رفتار، اتفاقات دیگری بیفتد - ممکن است که حتی مورد پسند هم نباشد - اما در کلان موضوع تاثیرگذار نخواهد بود.اگر ت در جایی کج رفت، آیا هزینه اش به پای اصلاحات نوشته می شود یا خیر؟اگر اصلاحات آن رفتار را نقد کند، معتقدم که هزینه اش به پای اصلاحات ریخته نمی شود اما دفاع بی دلیل از ت لازم نیست.پاشنه آشیل جریان اصلاح طلبی را چه می دانید؟اصلاحات سخنگوهای زیادی داردمن فکر می کنم که مخالفین اصلاحات دارند با هوش رفتار می کنند؛ یعنی فشار را روی این گذاشته اند که ی جریان اصلاحات چندان حضور پیدا نکند و این اتفاق عملا باعث می شود که اصلاحات سخنگوهای زیادی پیدا کند؛ یعنی و که در حصرند و نمی توانند صحبت کنند و خاتمی هم که ممنوع صویر و ممنوع الحرف است؛ در این صورت افرادی که اصلاحات را به طور مبنایی نفهمیده اند و احیانا شعارهای افراطی می دهند و مقبول تر واقع می شوند، به جای اصلاحات حرف می زنند؛ این اتفاق می تواند پاشنه آشیل اصلاح طلبان باشد.یعنی معتقدید اصلاح طلبان همچنان باید روی مدار مدارا حرکت کنند.اصلاحات یک سری لوازمی دارد یعنی اصلاح نظامی که همه ما آن را پذیرفته ایم. اگر ی نظام را نمی پذیرد، اصلاحات و خاتمی را هم نپذیرد. تعبیر اصلاحات، یعنی اصلاح درون نظام؛ ی که می خواهد نظامی را بردارد، آن انقلاب است. ی که نظام را نمی پذیرد، اصلاحات را هم نپذیرد با آن همه باری که روی نظام آورد و آن همه حمایتی که گرفت، باز هم برای یک ک داشدن، ی را مجبور د که پشت میکروفون بیایند و بگویند که «این هم پشت میکروفون». خاتمی در طول هشت سال حتی یک مرتبه ی را پشت میکروفون نیاورد؛ البته اختلاف نظر وجود داشت.البته سال های بعد از اصلاحات بارها و بارها ی را پشت میکروفون کشید.بار اصلاحات روی خودش است؛ بار انقلاب و براندازی هم روی خودش استبا آن ها کاری ندارم. من دارم از زمان ریاست جمهوری خاتمی در یک نظام صحبت می کنم. من معتقدم که بار اصلاحات روی خودش است؛ بار انقلاب و براندازی هم روی خودش است. من به عنوان یک اصلاح طلب معتقدم که این نقطه می تواند، نقطه آسیب پذیری باشد که همه آدم هایی که یا به اصلاح اعتقاد ندارند یا از آن طرف معتقدند که باید این حاکمیت و نظام برداشته شود، این ها هیچ کدامشان اصلاح طلب نیستند. البته نمی گویم که باید نابودشان کرد اما باید لوازم کارشان را بپذیرند.ممکن است که به مدیریت قوه قضاییه و مدیریت نظام ایراد باشد؛ افرادی که جلوی اصلاحات را می گیرند، راه را برای ت یب چی ها باز می کنند. اگر الان سال ۵۷ باشد، من بار دیگر انقل ام و می روم انقلاب می کنم.محمدرضا تاجیک اخیرا در گفتگویی گفته که «پاشنه آشیل اصلاح طلبی را اصلاح طلبان دروغین و کاذبی می دانم که همچون موریانه از درون در حال استحاله و پوک گفتمان اصلاح طلبی هستند.»جریانات افراطی در زمان ت اصلاحات هم بودند اما خارج از مدیریت تلقی می شدندبله این هم نظریه من است. در فقدان ی جریان اصلاحات همه می توانند حرف بزنند. از طرف دیگر رشد رسانه ای به وجود آمده که نمی توانیم آن را حذف کنیم. یک زمان آدم ها برای فهم اصلاحات باید به آرشیو مراجعه می د؛ این فرق داشت با الان که هر روز یک نفر حرف می زند؛ مثلا یکی می گوید اصلا خاتمی هم به درد اصلاحات نمی خورد. این ها وقتی مطرح می شود، روی احساسات نسل جدید سوار می شود؛ من این مساله را پاشنه آشیل اصلاح طلبی می دانم.به خاطر همین می گویم که باید آن فاصله حفظ شود؛ آن جریانات افراطی بروند با تابلوی خود حضور پیدا ند. این جریانات افراطی در زمان ت اصلاحات هم بودند اما چون اصلاحات مدیریت داشت، خارج از مدیریت تلقی می شدند؛ خودشان را حامی اصلاحات می دانستند اما خارج از آن مدیریت بودند. اصلاحات سال ۹۶ چه تفاوتی با اصلاحات سال ۷۶ دارد؟اصلاح طلبان مجبورند که خودشان را با شرایط متفاوت منطبق کنند. جامعه بسیار متفاوت شده؛ اصلاح طلبان هم بسیار متفاوت شده اند. اصلاح طلبان عملگرا شده اند.سوال پایانی خود را حول مطرح می کنم. همواره بر مذاکره با به عنوان «کدخدا» تاکید داشته. پس از روی کار آمدن ترامپ در راس هییت حاکمه و به چالش کشیدن ، مقامات تی از جمله صالحی، ظریف و حتی خود تاکید دارند که حتی بدون و صرفا با اتکا به اروپا را پیش خواهند برد. به نظر شما آیا در نظرات تغییری ایجاد شده است؟سیاست خارجی امری روزمره استمن اصلا نمی دانم که آن تعبیر(مذاکره با کدخدا) را مطرح کرده یا خیر اما در مجموع سیاست به خصوص سیاست خارجی، امری روزمره است. نمی شود نقد کرد که چرا آن روز این حرف را زده ای و امروز یک حرف دیگر. (ره) هم یک روزی گفت اگر ما از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم؛ سال بعدش به مسئولان گفت که بروید و رابطه با عربستان را درست کنید. سیاست خارجی یک طرفه و آرمانی نیست. با آمدن ترامپ، صرفا رابطه ایران و نبود که دچار آسیب شد بلکه رابطه همه دنیا با دچار آسیب شد؛ اگر در دورانی اظهار نظری در ارتباط با کشوری انجام می شود اما در دوران دیگری بنا به تغییرات در آن کشور، آن اظهار نظر هم تغییر می کند، این کار عاقلانه ای است!یعنی به نوعی عاقبت به فرمایش انقلاب رسید که فرمودند نباید به اعتماد کرد.من معتقد نیستم که ی هیچ گاه از حوزه عملگرایی خارج شده اند. صدور مجوز مذاکره از سوی ی، نشان از عملگرایی ایشان دارد.فکر می کنید با طرف اروپایی پیش برود؟امیدوارم که پیش برود؛ البته ممکن هم هست که پیش نرود اما آن ها رقبا و مخالفین ما هستند؛ هر کشوری باید منافع خود را ببیند؛ حقش هم هست. طبیعتا تضاد منافع وجود دارد. آن کشوری موفق است که بتواند از این شرایط به نفع خود استفاده کند. در حوزه سیاست خارجی، آرمان ها در مصادیق قابل اجرا نیست بلکه باید در کلیت اجرا شود.
تاریخ: ۱۳۹۶-۱۱-۲۹شناسه خبر: 58807سایت کمیته فوتسال روسیه، گزارش تصویری از دیدار فوتسال ن ایران و روسیه که روز گذشته در تهران برگزار شد را منتشر کرد.به گزارش پایگاه خبری ورزش بانوان، روز گذشته (شنبه) تیم ملی فوتسال ن ایران مقابل تیم ملی روسیه نایب قهرمان جهان قرار گرفت و با نتیجه دو بر یک پیروز این دیدار شد. در حالی که به عکاسان ایرانی اجازه برداری و عکاسی از دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیه داده نشده بود اما، سایت کمیته فوتسال روسیه، گزارش تصویری از این دیدار منتشر کرد و رسانه های ایرانی مجبورند ع های مسابقه ای که در تهران برگزار شده را در سایت های روسی جستجو کنند.همچنین تیم روسیه در تهران به بازارگردی پرداخت که ع های آن نیز منتشر شده است.برخی ع های این بازی را در ادامه می بینید:گزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهبازارگردی تیم فوتسال بانوان روسیه در تهران:گزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیهگزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال ن ایران و روسیه
گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- محمدمهدی یزدی و مهدی بختیاری: سرلشکر سید حسن فیروزآبادی رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح در بخش اول از گفتگوی تفصیلی خود با فارس که به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب ی انجام شد، به مرور حوادث دهه 60، برخورد با گرو ها و غائله های امنیتی و نیز جنگ تحمیلی پرداخت.بخش دوم این گفتگو که شامل موضوعاتی در 3 دهه بعد از آن تا امروز می شود را در ادامه خواهید خواند.(بخش اول این گفتگو را از اینجا بخوانید)* از اوا دهه 60 که حضرت آیت الله به ی رسیدند، تحولات مختلفی در بسیاری از دستگاه ها و سازمان ها رخ داد که یک نمونه آن، تغییر «ستاد فرماندهی کل قوا» به «ستاد کل نیروهای مسلح» بود. چطور شد که ی شما را به عنوان رئیس این ستاد انتخاب د؟وقتی که حضرت آقا به ی انتخاب شدند، من گزارش ستاد فرماندهی کل قوا را به صورت هفتگی به ایشان می دادم. یادم هست در آن مقطع بحث بر این بود که از بین آقایان فروزنده و یک نفر رئیس ستاد کل شود. آقای آن زمان فرمانده پ ند هوایی بود.* همین آقای که می گوید من سرهنگ نیستم؟اتفاقاً از سرهنگ هم بالاتر است و در پ ند بسیار هم سرهنگی عمل می کرد. همین الآن هم در سخنرانی ها و برخوردهایش از همان روحیه نظامی اش استفاده می کند. او در آن جلسه فقط می خواست به قالیباف بگوید تو سرهنگی و الا خودش از سرهنگ هم بالاتر است.من این را در یکی از جلسات شورایعالی امنیت ملی به خودش هم گفتم.* چه واکنشی نشان داد؟هیچی، خندید. چه بگوید؟* چطور شد که آن دو نفر را برای ریاست ستاد انتخاب ن د؟در همان جلسات اول که گزارش ها را خدمت آقا می بردم، گفتم اعضای ستاد، معاونین و وزرای ت و چند نفر از نظامی ها بودند که اکنون خیلی از آنها رفته اند و تنها من هستم که جانشین رئیس ستادم.در یک لیست افرادی را برای مسئولیت قسمت های مختلف پیشنهاد داده بودم که کار جلو برود، آقا هم بالای آن لیست نوشتند «شما رئیس ستاد کل هستید» و روی همان نامه ای که من داده بودم، تصمیم گرفته شد و بعد هم ایشان حکم من را صادر د.من حضرت آقا را از قدیم می شناسم و شاگرد ایشان بودم و حتی موضوعاتی مثل تفسیر، نقد و حتی ویراستاری کتاب و خیلی از مسائل دیگر را از ایشان یاد گرفتم.** تاکنون بیش 130 م به ی داده امهمین اوا هم که به لحاظ بیماری خواهش تا ریاست ستاد کل به فرد دیگری س شود، ایشان دو جمله به بنده گفتند که بیان جمله اول را به مصلحت نمی دانم. جمله دوم این بود که ایشان فرمودند شما با فکر، روحیات و شه من آشنا هستید و می دانید که من چه می خواهم، پس بمانید و به بنده م دهید و من هم تا امروز بیش از 130 م به ایشان داده ام.* روال ارائه این م ها چگونه است؟برخی از این م ها که ممکن است خیلی مهم باشد و یا موضوعاتی که بوده و ممکن است تبعات سنگین داشته باشد و حتی لازم نیست که مسئولان دفتر هم از آن مطلع شوند، به صورت حضوری به ایشان داده می شود.یک نمونه از موضوعات مهم، بحث تعیین رئیس ستاد کل بود که ایشان نظر من را حضوری خواستند و همان نظر هم عمل شد، اما معمولاً این م ها به صورت کتبی است و در یک فرم یک صفحه ای، طرح موضوع، حوزه عملکرد و پیشنهاد نوشته شده و خدمت ایشان ارسال می شود.** فکر می د در دوران ی آقا می توانند کار خودشان را ند* در این دهه بود که برخی چالش های اساسی برای نظام شکل گرفت که نمونه های متعدد آن در دوره دوم داد رخ داد. ریشه این مشکلات در حوزه های امنیتی و از کجا بود؟حقیقت این است که ریشه مهم ترین مسائل امنیتی ـ دفاعی کشور درست بعد از رحلت حضرت و انتخاب حضرت آقا به ی شروع شد.در مجلس خبرگان اکثریت قریب به اتفاق اعضا به ایشان رأی دادند. آقا هم فرزند حضرت علی(ع) است و حضرت علی(ع) وقتی به ولایت رسید فرمود روش کار من این طور نیست که با هر ی کنار بیایم. افراد را جای خودشان خواهم نشاند. این یعنی عد و یکی از بزرگ ترین ویژگی های ایشان جدی بودن در عد بود.این روزها در فضای مجازی جمله ای از حضرت آقا در آن جلسه خبرگان منتشر و راجع به آن زیاد صحبت شد، درحالی که فرمایش آن روز آقا از سر تواضع قبل از انتخاب است.ایشان این تواضع و تحقیر نفس را داشتند تا مبادا حس داوطلبی، تأثیری در انتخاب دیگران بگذارد. این از بزرگی ایشان بود. اما همین آقا بعد از انتخاب شدن، محکم صحبت د، هرچند برخی پیش خودشان گمان می د و می گفتند که بگذار این حرف ها را بزنند اما ما کار خودمان را می کنیم. بنابراین این قضیه نه از دهه 70 که از همان سال 68 شروع شد.** چپی ها در ت هاشمی راست عمل د* دقیقا چه افراد شاخصی در این روند دخیل بودند؟ چون این صحبت بیشتر از همه نام آقای هاشمی را به ذهن متبادر می کند.این مسائل موضوعات پیچیده ای نیست. همه چپی ها با هم بودند و همه انی که در ت حضرت آقا، با مرتبط بودند و از طرف ایشان حمایت می شدند، خطی را مغایر با خط آقا پیش می بردند که بعضی وقت ها می گویند تئوریسین آنها خوئینی هاست، بعضی وقت ها می گویند هاشمی است و یا دیگران که نمی توانم از آنها اسم ببرم. البته افرادی مثل آقای ، ، بهزاد نبوی، عبدالله نوری، مرحوم نوربخش و دیگران هم بودند.وقتی آقای هاشمی ت را تشکیل داد، معلوم شد که این ت همان ت است و همان خط را ادامه می دهد. فقط یک فرق وجود داشت، اینکه چپ سوسیالیست بود که ریشه در مسلمانان مبارز داشت، اما آقای هاشمی راست آزاد ش بود. من خیلی نمی خواهم کلمه لیبرال را به کار ببرم، ولی ایشان راست لیبرال بود و همان ترکیبی که با ، چپ عمل می کرد، همان افراد با هاشمی، راست و لیبرال عمل د، بنابراین می بینیم که این خط و خطوطی که مطرح می شود خیلی واقعیت ندارد.البته ممکن است افرادی بگویند که این به خاطر نفوذ شخص آقای هاشمی بود. بله، آقای هاشمی فرد بانفوذ و باسوادی بودند اما این افراد هم آدم های کمی نبودند، حرف هایشان و شعارهایشان را عوض د.یادم هست ما در آن اوایل، اساسنامه وزارت دفاع را نوشتیم و به نظر آقای هاشمی هم که فرمانده جنگ بود رس م و ایشان هم موافقت کرد، اما وقتی برای دفاع از این طرح به مجلس رفتیم، آقای هاشمی که رئیس مجلس بود و خیلی دلش می خواست بعد از آن رئیس جمهور شود، در جلسه علنی مجلس با مصوبه ای که خودش با آن اعلام موافقت کرده بود، مخالفت می کرد و نهایتاً تغییراتی در آن دادند ازجمله آنکه بودجه را از دست فرمانده کل قوا در بیاورند.** مخالفت با راه از ت هاشمی آغاز شدمن معتقدم ریشه مخالفت با اصل و خط و تداوم راه همین بود. اصلاً هر وقت به مخالفان و نهضت دقیق نگاه کنیم، به حذف ، خط و راه می رسیم. اینکه به دنبال تغییر ما از درون است، یعنی همین. این فضا در ت آقای هاشمی ایجاد شد. یعنی کاملاً مشهود بود که فرمان برای دور زدن گرفته شده است. الآن دیگر راحت می شود کُد داد. آقای مهاجرانی که در ت آقای هاشمی مسئولیت داشت، الآن کجاست؟ شاه عربستان در جمعیت مسلمانان به عنوان شیعیان است و در انگلیس زندگی می کند.** تاسیس مرکز تحقیقات استراتژیک به ریاست خوئینی ها رمز انحراف بودرمز انحراف در همان مقطع بود یعنی وقتی آقای هاشمی مرکز تحقیقات استراتژیک را درست کرد و آقای خوئینی ها به عنوان رئیس آن منصوب شد.برای این مرکز یک ساختار با معاونت های ، اقتصادی، دفاعی-امنیتی و... نوشته شد و این ساختار را خدمت ی بردند. آقا هم گفته بودند یا معاونت دفاعی نداشته باشد یا اگر داشت، آقای فیروزآبادی مسئول آن باشد که با آن موافقت شد.* چه برنامه هایی در دستور کار این مرکز بود که شما آن را یکی از نقاط انحراف می دانید؟جلسات، هفته ای یک روز برگزار می شد و همان اوایل که هنوز کار خیلی پیش نرفته بود و اعضاء هنوز در حال یاد گرفتن کامپیوتر بودند، گفتند یک پروژه در دستورکار قرار گرفته است. این پروژه، پروژه انقلاب ی یا همان دوم داد بود و مجری آن هم بهزاد نبوی و سعید حجاریان بودند.وقتی این موضوع در جلسه مطرح و مورد بحث قرار گرفت، من بر روی برخی نقاط اصلی آن انگشت گذاشتم و گفتم انقلاب در خط در حال حرکت است. این حرف های عجیب چیست که شما می زنید و با استدلال آن را رد . خوئینی ها که درمانده شده بود، گفت ایشان راست می گوید و جلسه تعطیل شد، اما دو روز بعد فهمیدم جلسه ای بدون حضور من تشکیل دادند و آن را تصویب د.** 20میلیون تومان در سال 70 برای پروژه دوم داد هزینه د* چه سالی بود؟سال 70 یا 71 و 20 میلیون تومان پول نقد به بهزاد نبوی و سعید حجاریان دادند تا بروند و این پروژه را آماده کنند و هرگز هم راجع به آن گزارشی ارائه نشد و وقتی که اجرا شد ما متوجه آن شدیم. یعنی دوم داد.پس نباید چالش های دهه 70 را از زمان آقای خاتمی شروع کنیم، همه چیز از زمان انتخاب ی و در ت آقای هاشمی شروع شد و آنها در ت اول هاشمی هرچه خواستند د و بعد از آنکه حضرت آقا به آنها ایراد گرفتند، حزب کارگزاران درست شد و در حقیقت ت تبدیل به یک حزب شد و در دور دوم، همان ها آمدند و در ت کار د؛ یعنی خطی غیر از خط و ی شکل گرفت.مصادیق بسیار صریحی هم داشت. مثلاً جلسات متعددی برگزار می شد که در آن می گفتند باید با مذاکره کنیم و با آنها رابطه داشته باشیم، البته من با مخالفت و استدلالم این بود که مگر سعودی بهترین روابط را با ندارد؟ ولی سفیر در عربستان قصد کودتا داشت، بنابراین این ایده فقط نفوذ را قوی تر می کند.وقتی هم که موضوع را خدمت ی بردند و گفتند همه موافقند، ی فرمود خیر! آقای فیروزآبادی مخالف است و حق هم با اوست. این مسائل را بی مطرح می د.توجه داشته باشید که در سیر تاریخی بعد از انقلاب، نباید به راحتی از این مرحله گذشت. این مقطع یک مقطع حساس است.** تا اسم هاشمی را می آوردم آقا می فرمود: کافیست* برخورد ی با اینها چگونه بود؟ بالا ه ایشان در جریان این مسائل قرار می گرفتند.یک خاطره در خصوص نجابت حضرت آقا در برخورد با اینها بگویم. من در برخی از جلسات که خدمت ایشان می رفتم، به عنوان یک مسئول می خواستم موضوعاتی راجع به ت مطرح کنم. هروقت شروع می و تا اسم آقای هاشمی را می آوردم، آقا می فرمودند کافیست. من با آقای هاشمی دوست 40 ساله هستم و با یکدیگر همدلیم و از دل هم خبر داریم و بارها این موضوع را تکرار د.یک بار خدمت آقا گفتم اجازه بدهید ما هم یک جمله عرض کنیم. وقتی شما حرفی می زنید، آقای هاشمی در جلسه ت می گوید این حرف ها، حرف های عوامی است، بنابراین بدانید که اگر حرف شما ت یب می شود، از بالاترین نقطه است. اما برخورد ی همان بود تا اینکه بالا ه چند سال بعد، فکر می کنم در سال 79، یعنی وقتی که ت آقای هاشمی به پایان رسید و 3 سال هم از ت آقای خاتمی می گذشت، من دیگر طاقتم تمام شد. در خانه نشستم و در یک دفتر، 16 صفحه شعر طنز با موضوعات متعدد نوشتم و در آن مواضع آقای هاشمی و مواضع ی را بدون اینکه اسم بیاورم، با کد مطرح که شامل حدود 200 موضع می شد. اسم آن را هم گذاشتم «افسانه دو گنبدان»، چون آنها می خواستند دو دیدگاه را در حکومت مطرح کنند، بعد آن را خدمت آقا بردم و گفتم من این شعر را برای شما گفتم.* واکنش ایشان چه بود؟از آن به بعد اجازه دادند که اگر مسئله ای هست، مطرح شود.از گذشته، لیبرال ها، چپی ها، مخالفان، کج شان، دوستان و انگلیس دوستان در یک طرف قرار دارند و حزب اللهی های مخلص و ف انقلاب هم در یک طرف و آنها وقتی حمله می د رها نمی د. هیچ وقت هم ن نبودند و این ماییم که گاهی خوش باور هستیم.من معتقدم آقای هاشمی در روی کار آمدن آقای خاتمی نقش داشت. این حرف ها را باید بی تعارف گفت. در این پروسه، بهزاد نبوی، سعید حجاریان و خوئینی ها تئوریسین و آقای هاشمی مجری بود که آقای خاتمی را به ریاست جمهوری رساندند و افکار عمومی را هم در دست داشتند.این افکار عمومی آن قدر مهم است که می تواند رئیس جمهور، مجلس و ی تعیین کند. می تواند بر خطوط و استراتژی ها اثر بگذارد و این افکار عمومی الآن در دست رسانه هاست که باید آن را پرورش داد و در مردم این توانمندی را ایجاد کرد که قدرت انتخاب صحیح را داشته باشند.یک خاطره بگویم. وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد، یکی از بزرگان که بسیار هم عزیز است و من دوستش دارم، پیش من آمد و یک موضوعی را مطرح کرد. گفت یک زمانی یک راننده ای با ماشین از جاده به درون دره پرت شد. وقتی علت را پرسید، به او گفتند جاده پیچید ولی تو نپیچیدی. بعد به من گفت آقای ! جاده پیچیده، اما شما نپیچیده اید. این قدر بر روی افکار عمومی اثر گذاشت.در آن مقطع برخی از دوستان خود ما می آمدند و می گفتند ببینید رو مه های دوم داد چقدر مقالات خوبی می نویسند اما این طرف در رو مه های ما خبری نیست، این افراد الآن هم هستند و اتفاقاً تسبیح شان هم از بقیه درازتر است.به هرحال آنها کار د و آن 20 میلیونی که قبلاً گفتم، در همین مسیر ج شد.شما نگاه کنید در زمان وزارت ارشاد همین آقای مهاجرانی چه اتفاقاتی افتاد؟ بحث رابطه با مطرح شد و دست همه را در رو مه ها، سینما، تئاتر، کتاب و... باز گذاشتند و لجن ترین آدم ها را انتخاب و از آنها حمایت کرد.یک کتاب فروشی معروف در آن مقطع بنام «مرغ آمین» بود که من اصلاً از آن خوشم نمی آمد، یک بار با بچه ها به آنجا رفته بودم و داشتم کتاب ها را نگاه می . یک آقایی که من را نمی شناخت، آمد و یک کت را با موضوع به من پیشنهاد داد، اما گفتم من این کتاب را خوانده ام.بعدها این کتاب فروشی را آتش زدند و آقای مهاجرانی برای آن عزاداری به راه انداخت.در حوزه مطبوعات هم مهاجرانی حتی به افراد در روستاها پیشنهاد می کرد که بیایند و پروانه رو مه بگیرند و وقتی آنها می گفتند ده ما چه نیازی به رو مه دارد، می گفت فردا به درد خواهد خورد. هزار و 200 مجوز رو مه دادند. بعد که شروع د به نوشتن علیه نظام و دادستانی یکی یکی آنها را تعطیل می کرد، هر رو مه که تعطیل می شد، یکی دیگر را بالا می کشیدند و این تا هزار و 200 رو مه جا داشت.اگر نیروهایی که در این رو مه ها کار می د را نگاه کنیم، اکثریت افراد [محسن] سازگارا بودند که الآن در ست و خودش آدم بهزاد نبوی بود.اینها خیلی عمیق کار د و بدترین حرف ها را زدند و حتی گفتند که به حکومت دینی اعتقاد ندارند و نظریات را هم رد د. دوم داد انتظار داشت قدرت را بعد از خودش به یکی از خودشان تحویل دهد، اما به هرحال اتفاقات عجیب و غریبی افتاد و گرایش مردم به سمت حمایت از رفت.** نامه فرماندهان به خاتمی درست بود* یکی از موضوعاتی که در آن زمان در مقطع دوم داد جنجالی شد، نامه انتقادی و هشدارگونه با امضای جمعی از فرماندهان به آقای خاتمی بود. علت نوشتن این نامه و موضع شما در خصوص آن چه بود؟من راجع به نامه فرماندهان موضع خاصی نداشتم چون حرفشان درست و حرف حساب بود. عده ای از فرماندهان، نظرشان را به آقای خاتمی منتقل کرده و تناقض ها را گفته بودند. نامه هم نبود و از روی حس دینی و اعتقادی نوشته شد. عده ای که 8 سال جنگیده بودند و در راه انقلاب مجاهدت کرده و دوستان و عزیزان خود را از دست داده بودند، یک ع العمل طبیعی نشان دادند و اگر این کار را نمی د، جای حرف داشت. به هرحال حرف آنها و منظورشان نبود، هرچند طرف مقابلشان یک فرد بود.** معلوم نشد چه ی در کوی ، دانشجویان را زد* مهمترین چالش امنیتی نظام در دهه 70، واقعه کوی در تیرماه 78 بود. خاستگاه این جریان کجا بود و آیا دستگاه های امنیتی آن را پیش بینی کرده بودند؟امان از سال 78! ببینید آقای خاتمی وقتی صحبت می کرد، صحبت او مانند یک کمد بود که دیوارهایش مواضع انقلاب بود اما پایه و اصولش در دوم داد. همین حس مظلومیتی که نشان می دادند و یا مثلاً حجاریان را با آن وضع در مقابل تریبون می گذاشتند و سخنرانی می د، برای این بود که روی عواطف مردم کار کنند.اینها کوی را طراحی کرده بودند. من خودم قبلاً یک مرتبه برای حضور در هیأت عزاداری حسین(ع) به آنجا رفته بودم و دانشجویان آنجا را از نزدیک دیده بودم که افرادی باصفا، مومن و خیلی صمیمی بودند، اما کار آنها بر روی طرح کوی در جهت انعقاد نطفه یک فتنه بود.شاید برخی از این موضوعات و تحلیل ها برای مردم قابل هضم نباشد که بگوییم در آن مقطع چه گذشت، اما در ظاهر آنچه شد این بود که دانشجویان در کوی دست به یک تظاهرات زدند و اتاق فرماندهی این حوادث هم در همان جا بود، اما اتفاقات تندی افتاد و نیروی انتظامی مأمور مقابله با آن شد و بیرون کوی مستقر شدند.در داخل وقتی هاب بالا گرفت، عده ای بی رحمانه کتک خوردند، اما اینکه چه ی رفت و آنها را زد، به صورت مستند معلوم نشد، آنها طوری طراحی د که نیروی انتظامی مقصر شود.ما قبلاً تجربه منافقین را در انجام این گونه کارها داشتیم و حادثه کوی هم به این شکل بود و آنچه مطرح می شد روشن نمی کرد که دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.** حادثه تیر 78 را جریان دوم داد طراحی کردقضیه کوی که نطفه فتنه 88 است، قطعا یک کار طراحی شده توسط جریان دوم داد بود. این کاملا مشهود است.من فردای حادثه کوی به دفتر ی رفتم. مرحوم سیدعلی علم الهدی [جانشین وقت رئیس دفتر نظامی فرماندهی کل قوا] آمد. گفتم چه خبر؟ گفت من از جلوی کوی آمدم. در آنجا چند نفر که صورتشان را پوشانده بودند، جلوی ماشین من را گرفتند و من را پیاده د و گفتند که این شعار و آن شعار را بده. من گفتم مگر چه شده؟ گفتند تو هنوز نمی دانی ما آمده ایم حکومت را برای شما عوض کنیم؟ وضعیت به این شکل بود.لذا مسائل کوی از داخل شعار تغییر نظام درآمد و ما در ستاد کل تعریف کرده بودیم که وظبفه کنترل محدوده کوی با نیروی انتظامی است اما اگر از کوی به میدان ولیعصر، چهارراه ولیعصر و میدان انقلاب سرایت کند، این دیگر اغت است و باید برخورد کند.** به گفتم در تهران دارند کودتا می کنندبعد را خوانم و راه افتادم که بروم. به میدان توپخانه که رسیدیم، دیدم شلوغ است و شعارهایی می دهند. به راننده ماشین گفتم برگرد. به دفتر آقای که آن موقع دبیر شورایعالی امنیت ملی بود رفتم ولی اقای حضور نداشت. گفتم با ایشان تماس بگیرند ولی مسئول دفترشان گفت به شهرستان رفته است. گفتم به هر حال بگیرید باید با او صحبت کنم. تماس برقرار شد و گفتم آقای ! دارد در تهران کودتا می شود، شما کجا هستید؟ موضوع را برایشان توضیح دادم و گفتم همین امروز باید جلسه شورایعالی امنیت ملی برگزار شود و من به عنوان یک عضو شورا درخواست جلسه دارم.آقای گفت: باشد. پس به دفتر بگویید بقیه اعضا را هم دعوت کند که به جلسه بیایند.آنهایی که به جلسه می آمدند همه دوم دادی بودند. مثل آقای لاری کشور، تاجزاده معاون امنیتی که البته عضو شورا نبود و به مناسبت حضور پیدا می کرد، ازی خارجه هم نبود و امین زاده به جای او آمد، آقای عباد [علی ربیعی] هم دبیر جلسات بود. از هم نمی دانم که خود آمد یا نه. از ما هم فقط من و آقای رحیم صفوی فرمانده بودیم.خود آقای هم آمدند و من موضوع را مطرح و گفتم کوی را در حیطه وظایف نیروی انتظامی می دانیم اما اگر به این 4 نقطه بیایند دیگر نظامی برخورد می کنیم. قبلش هم با تماس گرفته بودم و نیروهای به فرماندهی فضلی در میدان حر مستقر شده بودند.** خاتمی گفت قضیه را جمع کنیدما گفتیم باید به وظیفه نظامی خودمان عمل کنیم. آقای هم گفت اگر قرار باشد شما چنین کاری کنید من بایستی به آقای رئیس جمهور بگویم که گفتیم بگو. آقای با آقای خاتمی تماس گرفت. آقای خاتمی اول گفت اگر می خواهد بیاید، لباس نظامی نپوشند. گفتم خیلی خب ولی باید با اینها برخورد شود. آقای خاتمی مجددا گفت حالا نمی شود که این کار صورت نگیرد؟ گفتم نه. آقای خاتمی باز هم تلاش کرد و بعد گفت بگویید هر کار می خواهند ند و جمعش کنند.آقای رحیم صفوی هم در این جلسه محکم گفت ما دستور برخورد داده ایم. بعد از این حرف ها، آقایان متوجه شدند که اوضاع از چه قرار است. هر کدام با موبایلی که دست شان بود با جریانات داخل خیابان در ارتباط داشتند و همانجا در جلسه با گروه هایشان تماس گرفتند و گفتند تمام شد.* برخورد در خیابان با کنندگان چطور شد؟غائله 18 تیر یک وجه خیابانی هم داشت. ناجا، و دادستانی هم بیکار نایستاده بودند و بر اساس احساس تکلیف، گروه هایی را تشکیل داده و آنهایی را که اقدام به ابکاری و آتش زدن اماکن می د گرفتند.قرار شد دو نفر بروند اسامی و آدرس این افراد را بپرسند چون می دانستیم که بالا ه آزادشان می کنند. اما حتی نتوانستیم اسم و آدرس آنها را بپرسیم. بلافاصله از زندان آزادشان د. لذا در قضیه 18 تیر ی گیر نیفتاد که بخواهد حساب پس بدهد. غیر از آن ی که حرف هایی زد و کار را برای دوم دادی ها خیلی سخت کرد.* منظورتان منوچهر محمدی است؟منوچهر محمدی با یک خانم دوست شده بود و آنها مثلا می خواستند با هم مثل دو زن و مرد، اعضای گروه را جمع کرده و انقلاب کنند.آن زن یک رفیق دیگر هم داشت و این نفر سوم، از روی حسادت به آنها، به ستاد کل آمد و گفت می خواهم خبر مهمی بدهم.من حفاظت را خبر که ببینید چه می گوید. او گفت گروهی جمع شده اند و می خواهند کودتا کنند و الان مشغول کارند. بعد برادران ما را به آنجا برد. اینها هم رفتند و آنجا را شناسایی و برداری د.این موضوع گذشت تا در جلسه شورایعالی امنیت ملی که نمی دانم تیر ماه بود یا شهریور، طرفداران غائله می گفتند که این برخوردها است. می گفتند حالا عده ای ناراضی بودند و در کوی غلطی شده که من گفتم نه، دست خارجی در کار است و موضوع کودتا بوده و این حرفها. آقای خاتمی یک نگاه به اطلاعات کرد و گفت: ایشان چه می گویند؟ که گفتم برایتان توضیح می دهم و همین قضیه منوچهر محمدی را مطرح . لذا در آن جلسه هم نتوانستند محکومیتی برای حزب اللهی ها درست کنند. این رویه آنها بود. علاوه بر شلوغ در جلسه، همیشه می خواستند در آ کار، آقا و حزب اللهی ها را محکوم کنند که این دفعه هم نتوانستند.بعد از 23 تیر که مردم به صحنه آمدند و غائله را جمع د، یک اتقاق دیگر هم افتاد. آقای ظریفیان [معاون وقت علوم] و عباد [علی ربیعی] و برخی دیگر یک برنامه ریزی د که مصوبه ای از شورایعالی امنیت ملی بگذرانند و آن را در ها هم منتشر کنند و بگویند که هر اول مهر بر سر کلاس حاضر نشود، از ا اج خواهد شد یا فلان محکومیت را خواهد داشت.این قضیه برای دو هفته مانده به اول مهر بود. ما به جلسه رفتیم و دیدیم وزرا و معاونین شان نشسته اند و این طرح را توضیح دادند. آقای خاتمی هم جمع بندی کرد و گفت که نباید بگذاریم غیبت کنند.* چرا؟ مگر قرار بود اتفاق خاصی بیفتد؟حرف آنها این بود که می گفتند دانشجویان می خواهند اول مهر به سر کلاس نروند و اگر نروند دوباره فتنه می شود. این حرف را خود طرفداران فتنه می زدند و می گفتند باید این مصوبه را بگذرانیم تا دانشجویان بترسند و به سر کلاس بیایند.به هر حال آقای خاتمی جمع بندی کرد اما من گفتم این طرح را قبول ندارم. این موضوع است. آقای خاتمی به من گفت شما که می گویی است توضیح بدهید. گفتم من رئیس ستاد کل هستم و همه اطلاعات به دستم می رسد. هم هستم و در ها هم رفت و آمد می کنم. تا الان که 15 شهریور است از هیچ ی و هیچ جا شنیده نشده که قرار است دانشجویان اول مهر به کلاس نروند. این خبر از اساس دروغ است. گفتم این خبر را چه ی داده بود؟ آقای ظریفیان که خودش در غائله 18 تیر نقش مؤثری داشت. حالا چطور شده که آنوقت با فتنه بوده و الان علیه فتنه؟ نمی شود این را قبول کرد.وسط این دفاع، فشار خون من رفت روی 26، سیاه شدم و به کف زمین افتادم. در همان وضع صدای آقای خاتمی را می شنیدم که می گفت این آقای فیروزآبادی به میهمانان ما توهین کرد و این رسمش نیست که در جلسه شورایعالی امنیت با میهمان اینطور برخورد شود.آقایان فرهادی و معین که پزشک بودند به سراغ من آمدند و داروهایی دادند و من را با آمبولانس به بیمارستان بقیة الله(عج) بردند و 10 روزی بستری شدم.جلسه شورا هر دو هفته یک بار برگزار می شد لذا اول مهر بود که به جلسه بعدی رفتیم. آقای خاتمی همینکه از در وارد شد، مستقیم پشت میکروفن رفت و آن را روشن کرد و گفت حق با آقای فیروزآبادی بود.** می خواستند تمام های کشور را بهم بریزندبه هر حال اول مهر بود و ثابت شد آنها دروغ می گفتند. بنابراین ما یک فتنه شهریور هم داشتیم که در نطفه خفه شد. آنها با این مصوبه می خواستند بحران ایجاد کنند. چون همه می دانیم که دانشجو حساس است و هر چه به او بگویی، خلاف آن عمل می کند و این مصوبه هم برای ایجاد بحران و اعتراض دانشجویان شکل گرفته بود. اما نکته اش این بود که این دفعه فقط تهران نبود و سراسر های کشور شلوغ می شد.** ماجرای جلوگیری از افتتاح فرودگاه * یکی دیگر از چالش های آن دوره، افتتاح فرودگاه (ره) بود که نیروهای مسلح به شدت با آن مخالفت د و جلوی مراسم افتتاح گرفته شد. این مخالفت با چه استدلالی بود؟اولا باید این را گفت که در گذشته بحث های زیادی درخصوص نفوذ خارجی در کشور می شد. در دوره کارگزاران عنوان شد که خدمت سربازی ایرانی های خارج از کشور را ببخشیم تا بتوانند به داخل بیایند و دانشمندان خارجی هم در استان های ما به تحقیق بپردازند که ما هم با حساسیت کنترل می کردیم.اما در این مقطع، آقای م راه بود و خودش هم یک روحیه اینچنینی داشت و من او را از اوایل انقلاب و جنگ می شناختم.آقای م در ماجرای افتتاح فرودگاه آمده بود برای اینکه تزهای آقای هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه غربی ها را راه بدهیم و آنها را در امور دخ دهیم و راه ها را باز کنیم، چند طرح سخت استکباری را با مسئولیت خود در وزارت راه قبول کرده بود که اجرا کند.یکی از این طرح ها، ید ایرباس های کهنه از ترکیه بود. من تذکر دادم که برای چه می خواهید هواپیماهای کهنه افتاده در فرودگاه ترکیه را ب ید. اگر می خواهید هواپیما ب ید هواپیمایی باشد که مردم بتوانند سوار شوند. این طرح نهایتا در مجلس رد شد.حرکت بعدی این بود که آقای م رفت و با ترک ها هماهنگ کرد تا کترینگ فرودگاه را به آنها بدهد. یعنی ترک ها بیایند اینجا برای ما لباس بشویند، آب جوش بگذارند و وسایل را جابجا کنند و از طرفی با اماراتی ها هماهنگ کرد تا در این فرودگاه هواپیما بنشانند.ما اینجا با چند مسئله مواجه بودیم. یکی ورود ترک ها به کترینگ فرودگاه . یعنی ما یک فرودگاه داریم به اسم حالا آب جوش و چایی آن را خارجی حاضر کند و کف آن را خارجی طی بکشد. مگر در ایران آدم نیست و مردم بیکار آمادگی این کارها را ندارند؟ اینها قصدشان چیز دیگری بود. قصدشان این بود که راه اینجور قراردادها را باز کنند. این یک مسئله.مسئله دیگر این بود که سیستم های فرودگاه هنوز کامل نشده بود. یعنی این فرودگاه هنوز ناقص بود و از نظر ایمنی، امنیتی و خدماتی کارش تکمیل نشده بود.آقای م آن روز کلی هزینه کرده بود که همه رسانه ها بیایند آنجا و او هم هواپیمای اماراتی را در فرودگاه بنشاند و آن را افتتاح کند یعنی چیزی که وقت افتتاحش نیست، افتتاح کنند و پای ترکیه و امارات را به آنجا باز کند.طبیعی بود که این حرکت کاملا ضد امنیتی است و ما با آن مخالف بودیم و اعلام کردیم که اجازه نمی دهیم فرودگاه ، پیش از تکمیل و اخذ تاییدات امنیتی افتتاح شود.مواردی هست که نمی دانم چقدر در رسانه قابل طرح است. خب آقای م مقاومت کرد و تا آ ین لحظه ایستاد. آنها به خلبان اماراتی می گفتند تو بیا اینجا بنشین ما به تو نشان (مدال) می دهیم.این موضوع زوایای دیگری هم دارد که نمی شود از رسانه مطرح کرد و گفت که چه خطاهای مهم و بزرگی اتفاق افتاد.لذا من به فرمانده که در آن زمان مرحوم سلیمی بود، گفتم که این هواپیمای اماراتی که می خواهد در فرودگاه بنشیند را هدایتش کنید تا در فرودگاه مهرآباد یا یک فرودگاه دیگر بنشیند. ایشان هم به نیروی هوایی دستور داد و آن هواپیما را هدایت د و به اصفهان رفت.بعد جوسازی د و کار را به حضرت آقا کشاندند. یعنی ت شکایتش را پیش ی برد. ایشان هم من را خواستند و پرسیدند چرا دستور دادی هواپیمای نظامی بلند شود؟ عرض آقا این وظیفه ذاتی ما بود و ماجرا را برای ایشان توضیح دادم.بعد از آن آقا فرمودند بسیار خب و دیگر دور آن موضوع را خط کشیدند.حقیقت این است که افکار عمومی باید بداند با چه انی طرف است. این جریان ضد ی که از زمان ت بازرگان فعال شد و تا امروز و بعدا هم ادامه دارد و خواهد داشت، در درون خودش چنین ترکیباتی و چنین جهت گیری هایی دارد.اینکه آقا می فرمایند از نفوذ بترسید و رابطه را برای نفوذ می خواهد، همین است. اینها با نفوذ اینکارها را می کنند. یک جا راه مان را می برند و سیبلش را چرب می کنند و کار دست مان می دهند، یک جا دیگر و بار دیگر دیگری. خارجی اگر نفوذ کرد و قدرت نفوذ پیدا کرد و سیاست و پول خارجی توانست بر اشخاص ایرانی اثر بگذارد، مملکت در خطر قرار می گیرد.موضوع فرودگاه ، قضیه یک فرودگاه ساده و یا اختلاف دو سازمان نبود، فرهنگ انقلاب در خطر بود که خنثی شد و ضرری هم به مملکت نرسید. فرودگاه بعدا تکمیل و افتتاح شد ولی چون قضایا را جلوه می دهند، می گویند فلانی با فلانی موافق یا مخالف است و این حرف ها را می زند اما وقتی آدم از فتنه ای آگاه شد، ناچار است فریاد بزند و بگوید و مردم هم باید با هوشیاری به این مسائل نگاه کنند.** تشکیل قرارگاه خاتم اطلاعاتی* در خصوص قتل های زنجیره ای هم به شما اطلاعی می رسید؟ در این موراد چقدر با ستاد کل هماهنگ است؟خیر راجع به قتل های زنجیره ای اطلاعی نداشتم. ارتباط بین و ستاد کل، همکاری اطلاعاتی، دفاعی و امنیتی است. یعنی اگر اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی به دستش برسد به ستاد کل اعلام می کند و این اوا یک قرارگاه مشترک هم بین ستاد کل و به نام قرارگاه خاتم اطلاعات تشکیل دادیم که اطلاعات دفاعی امنیتی در آن رد و بدل می شود. ما با امور داخلی ارتباطی نداریم و این موضوع ممنوع است که در اطلاعات نیروهای مسلح ورود کند و بالع .** هیچگاه در آستانه جنگ نبودیم* یکی از موضوعاتی که در بازخوانی حوادث دهه 70 مطرح می شود این است که کشور چند مرتبه تا آستانه شروع جنگ و درگیری هم پیش رفت. مثل حمله به عراق و یا به شهادت رساندن دیپلمات های ایرانی در افغانستان. اینها قابلیت شروع جنگ داشتند؟ با توجه به اینکه ما شنیدیم مثلا در موضوع افغانستان، برخی تیپ های نظامی هم در منطقه مستقر شدند.ما هیچگاه در آستانه جنگ قرار نگرفتیم نه در جنگ شمال خلیج فارس و نه در وقایع افغانستان و از نظر امنیت ملی و فرماندهی نظامی، هیچ دستوری برای چنین اقدامی وجود نداشته است. البته نیروهای مسلح بر حسب مسئولیت سرزمینی خود مرزها و پشت مرزها را پایش می کنند و اگر تهدیدی احساس کنند به آمادگی خود می افزایند و به مرکز اطلاع می دهند. شاید همین قدر اتفاق افتاده باشد اما برای جنگ نه به سمت افغانستان و نه عراق نرفته بودیم.هیچ وقت در جلسات شورایعالی امنیت ملی مطرح نشده بود که وارد جنگ افغانستان شویم. البته ملت افغانستان با می جنگید و ممکن است که کمک خواسته باشند و ما به آنها کمک کنیم و مستشار بفرستیم و یا اگر چیزی بخواهند به آنها بدهیم.* در خصوص شهادت دیپلمات هایمان در افغانستان و مزار شریف چه اتفاقی افتاد و آیا برای تلافی اقدامی صورت گرفت؟ما در مزارشریف کنسولگری داشتیم و در هر کنسولگری، مشاور اقتصادی، نظامی و افراد مختلفی از وزارت خارجه و غیره حضور دارند. از طرفی طبق برخی روایات مرقد علی(ع) در مزارشریف است و به همین دلیل این نام را روی آن شهر گذاشتند، لذا مردم به اهل بیت در آنجا علقه دارند و یک محل زیارتی هم هست.از طرفی، در جنوب افغانستان و غزنین (پایتخت حکومت سلطان محمود غزنوی) بودند و در جنوب می جنگیدند و در شمال هم یک منطقه ای طرفدار بود. لذا اصلا به مزار شریف کار و راه نداشت اما چون ما از فارسی زبانان و شیعیان افغانستان دفاع می کردیم و احمدشاه مسعود مورد حمایت مستشاری بود -چون تنها قوه ای بود که می توانست جلوی بایستد احمدشاه مسعود بود که در مقابل ایستادگی کرد ونتوانست به راحتی به شمال بیاید- لذا طراحی کرد که ضربه ای به ایران بزند و یک تیم به کنسولگری ما حمله کرد وبچه ها را به شهادت رساندند و فرار د.حالا ما چه کار باید می کردیم؟ که کنسولگری و دفتر رسمی ندارد. مسائل مرتبط با امنیت ملی، از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است. طرح جنگ با در جلسه شورایعالی امنیت ملی مطرح هم نشد و [اگر ی چیزی در این باره گفته] دروغ است.** از باطن خبر نداشتیم* شاید مهمترین چالش در دهه 80، همان درگیری های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 باشد. در این باره البته صحبت های زیادی شده. ارزی شما به عنوان رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح از این ماجراها چیست و چه اقداماتی برای مقابله با آن کردید؟ برای مثال شما که در گذشته معاون آقای بودید، در این قضایا با ایشان صحبتی کردید؟ابتدا بگویم که من دقیقا میرحسین را می شناختم و مواضعش را از قدیم می دانستم و علقه ای هم با او نداشتم و در همان ت هم که معاون او شدم، به کار خودم مشغول بودم و خیلی مسایل را هم قبول نداشتم. همه علقه من به آقاست و حتی را هم با آقا شناختم. من همان زمانی که معاون میرحسین بودم نسبت به او موضع داشتم و البته کار خودم را می .به هر حال در سال 84، مردم از دست دوم داد عاصی شده بودند و آقای هاشمی را هم حذف د و عاشقانه در دور اول به رای دادند. خب حقیقت را باید گفت. می گویند گفته من از باطن خبر داشتم. ولی من از باطن او خبر نداشتم. اول با شعار و انقلاب و حزب الله و محرومین و با حرکت مثبت نسبت به ی و تداوم انقلاب پیش آمد. به گونه ای که ما که 40 سال کار کرده بودیم و اعماق گرو ها و جریانات فکری را می شناختیم، نمی توانستیم به شک کنیم. منتها به خیلی زود شک کردیم.وزرای دور اول او، افراد خوب و کارآمدی بودند. پیشنهاداتی هم که داده شد مثل یارانه و سهام عد نشان از برگشت ایران از سیاست لیبرالی به سمت عد بود و کارهای بسیار بزرگی بود. البته این دو طرح برای نبود اما او پذیرفت که انجام دهد.پس از آن نیز قاعدتا معلوم بود هر ی دور اول رئیس جمهور می شود، دور دوم هم انتخاب خواهد شد و مشخص بود هم ک دا می شود.اشتباهی که دوم دادی ها مرتکب شدند این بود که در دور دوم [4سال دوم ریاست جمهوری] خودشان را رقیب قرار دادند چون همانطور که گفتم، معمولا رئیس جمهور دو دوره ای است و از طرف دیگر، به خاطر کارها، شعارها و رفتار طبیعی بود که مردم در دور دوم هم به او رای بدهند.در این شرایط با تحریک دیگران، این بنده خدا [ ] را جلو انداختند و آقای هم که ریاست جمهوری را حق خودش می دانست و می گفت هر ی رئیس مجلس می شود دو دوره بعد باید رئیس جمهور شود. خود آقای خاتمی هم ک دا شده بود که بعد انصراف داد.** تیم تبلیغات و یکی بود* یکی متنی هم از طرف شما منتشر شد که طرفداران آقای به خودشان گرفتند و جنجال د.من مصاحبه و گفتم آنها که پیر شده اند وکاری آنها برنمی آید ک دا نشوند که رو مه آفتاب یزد نوشت فیروزآبادی گفت «سه ک دای دیگر [جز ] بزنن گاراژ!من به لحاظ توانایی جسمی این صحبت را و حرفم این بود که چرا پیرمردها باید تا آ باشند؟به هرحال آقای آمد و تیم هایی برای تبلیغات تشکیل شد. البته تیم تبلیغاتی آقای و یکی بودند. بخشی در اینجا و بخشی در آنجا فعالیت می د و خودشان قضیه را بالانس می د. کما اینکه دیدیم رئیس ستاد آقای یعنی آقای کرباسچی روز آ اصلا به آقای رای داد.آقای ی ری نکات مثبت داشت. اینکه در زمان 8 سال نخست بود. دوم در زمان جنگ توانسته بود مملکت را متعادل نگه دارد و مردم اینها را به ت او نسبت می دادند. از طرفی سید هم بود و با حضرت آقا هم رابطه فامیلی داشت. خودش هم پیش آقا رفته بود و اعلام کرد که آقا فرموده من با ک داتوری شما مسئله ای ندارم.** اطلاعاتی ندیدم که ، و یا خاتمی از جریان فتنه سبز مطلع بودندمن البته هیچ وقت دسترسی به اطلاعاتی پیدا ن که شخص ، و یا خاتمی از جریان سازماندهی فتنه سبز مطلع بودند. جریان سازماندهی فتنه سبز چیزی غیر از اخلاق و اعتقادات این آقایان بود. اینکه آقا هم فرمودند چرا شما نگفتید اینها با ما نیستند هم مبتنی بر این موضوع است.یکی از اینها نخست بود و دیگری هم رئیس مجلس و دیگری هم رئیس جمهور. این سه نفر قبلا کلی با ما حرف زده بودند و اعتقاداتی داشتند. از اینها شعار علیه اصل درنمی آمد. این کار اینها نبود اما غربی ها و سازمان های جاسوسی که از قدیم روی مسائل داخلی کشور کار کرده بودند و رابط ها و آدم هایی داشتند و برنامه ریزی هایی کرده بودند، وارد قضیه شدند و منافقین هم به همین صورت. لذا سازماندهی مردم را با سرشاخه هایشان صورت می دادند. اما باید ببینیم اشکال درآن فتنه در کجا بروز کرد؟ممکن است آنها بگویند ما بی تقصیریم ولی ببینید آقای خاتمی قبل از اعلام شمارش آرا به آقای زنگ زد و تبریک گفت که پیروز شده ای. آقای هم خبرنگاران را جمع کرد و به آنها گفت قطعا پیروز انتخابات من هستم. آنهایی را هم که دشمنان به نفع جمع کرده بودند و شعارهای انحرافی و حرکات ساختار شکن انجام می دادند جای خود. یک عده هم مردم ساده بودند و به خاطر مزایای می خواستند به او رای بدهند و حال با این موضوعات ملتهب شدند و گفتند که ک دای ما رای آورده و رایش را نمی خوانند. بعد هم که نتیجه آرا اعلام و پیروز شد، این یک هاب سنگین ایجاد کرد.** هر دو طرف در فتنه 88 عداوت را به داخل مردم تزریق داتفاق بعدی این بود که بعد از اعلام نتایج، آقای اجتماع میدان ولیعصر را تشکیل داد و مردم را جمع کرد و خودش هم میان آنها رفت و شال سبز به گردن انداخت و حرف های بدی زد و جمله ی «خس و خاشاک» را گفت.* به هم اعتراضی کردید؟در جلسه شورایعالی امنیت ملی من محکم به آقای اعتراض که چرا شما رفتید و اجتماع میدان ولیعصر را تشکیل دادید و آن حرف ها را زدید؟ شما که رئیس جمهور شده بودید، می رفتی می نشستی و کارتان را می کردید. چرا مردم را تحریک می کنید؟ این موضوع در شورایعالی امنیت ملی هم مطرح شد اما ببینید هر دو طرف آمدند و عداوت را به درون ملت تزریق د و این مصیبت کمی نبود. آقایان رفتند خانه هاشان اما مردم در خیابان آواره و ملتهب بودند که رای ما چه شد؟تقصیر اول آقای این است که چرا اعلام نکرد آنهایی که شعارهای ساختارشکنانه می دهند از ما نیستند و تقصیر دوم او این است که گفت برنده انتخاباتم. تقصیر سوم او هم این بود که بعد از اعلام نتایج آرا، اعتراض خود را از طریق قانونی دنبال نکرد و مردم را به خیابان کشاند.** 25 داد یک کار گرو ی بودهمان روز [25 داد 88] جلسه شورایعالی امنیت ملی بود. من در مسیر جلسه 20 دقیقه در محدوده پل حافظ ایستادم و را نگاه . کاملا کار گرو ی بود. مردم اینطوری نمی کنند. آدم ها به صورت دسته های دو سه نفره و با فاصله 4 متر از هم حرکت می د و با حرکات دست، علامت پیروزی نشان می دادند و برای داخل خانه ها و مغازه ها دست تکان می دادند. این یک شکل کاملا گرو ی بود. آدم هایی که من آنجا در تظاهرات دیدم غالبا جزو مردم عادی نبودند. مردم عادی اصلا بلد نیستند اینطوری کنند.فردای آن روز آقای زنگنه در جلسه مجمع تشخیص مصلحت گفت شما به 2 و نیم میلیون آدم گفتید خس وخاشاک. من گفتم آقای زنگنه عدد بلد نیست من این جمعیت را دیدم. 35 هزار نفر بیشتر نبودند. منتهی طوری چیده شده بودند که طول مسیر را پر کنند.بعد هم که آقای به میدان رفت و افراد دیگری هم کنار ایشان ایستادند و دستمال سبز به دست گرفتند و شعار دادند و حمایت همه رسانه ها و سران بیگانه را هم به دنبال داشتند.برخی می گویند چرا می گویی بیگانگان در این قضیه دخ داشتند؟ خب تمام سران ناتو به اسم از سران فتنه حمایت د. آیا این دخ ناتو نیست؟ اینها امید بسته بودند که با فتنه سبز، انقلاب را تمام کنند.** اگر پیروز می شدند، نه زنده می ماند نه و نه خاتمیمن به لحاظ حدس می زنم که اگر آنها پیروز می شدند، نه زنده می ماند نه خاتمی و نه . جریانی که شعار می داد و فتنه می کرد از جنس و خاتمی و نبود و آنهایی که ناتو و سران ، انگلیس و فرانسه مستقیم ازشان حمایت می د می دانستند که فتنه خودشان دارد دنبال می شود و به دنبال براندازی نظام بودند.براندازی یک مسئله بسیار مهم است. خیلی وقت ها وقتی ما این صحبت ها را می کنیم برخی از ون می گویند آقا چرا مدام می گویی براندازی؟ آن هم جلوی مردم. خب اگر دنبال براندازی نیستید، چکار می خواهید ید؟یادم هست در زمان ت دوم داد یک بار در مجمع تشخیص مصلحت گفتند نهضت باید برای فعالیت های مجاز باشد. من مخالفت و گفتم نهضت برانداز است. آقای عبدالله نوری گفت بله؟ براندازند؟ گفتم بله براندازند و دلیلش را هم می گویم. نهضت می گوید نه، راه هم نه، مشی بله. این یعنی براندازی. براندازی که شاخ ودم ندارد. مگر براندازی غیر از این است؟** الان وقت صبحت از سران فتنه نیست* با توجه به اینکه شما عضو شورایعالی امنیت ملی بودید و حصر سران فتنه هم در جلسه این شورا تصویب شد، بفرمایید برای این تصمیم چه روندی را طی د؟در مورد سران فتنه هر حرفی بزنیم خودش به فتنه کمک می کند. الان وقت صحبت از سران فتنه نیست. آن جلسه هم جلسه شورایعالی امنیت ملی بود و اعضایش هم مشخص است و راجع به حصر هم رای گرفته شد و افراد صحبت د و نوارش هم موجود است که به موقع به تاریخ عرضه می شود و ثوابش هم پیش خداست.** و یک روح در دو بدن هستند* وضعیت امروز جریان انحرافی و آقای را چطور ارزی می کنید؟آقای الان سیاستی را اتخاذ کرده و در ظاهر از فاصله گرفته است. البته در فضای مجازی برخی مواقع با هم هستند اما در سفرها و شهرستان ها ?