جزئیات آدم ربایی و درگیری دو همسایه در ساوه

به گزارش مشرق، نظامیان صهیونیستی امروز ( ) به تظاهرات کندگان فلسطینی در ای مختلف قدس و کرانه باختری از جمله بیت لحم و الخلیل و غیره حمله د.برخی گزارشات حاکی از آن است که تعداد زیادی از فلسطینیان بر اثر استنشاق گازهای اشک آور و گلوله ها دودزا که توسط نظامیان صهیونیست شلیک شده دچار ح خفگی شده اند؛ براساس اعلام هلال احمر فلسطین 40 نفر دار ح خفگی یا زخمی شده اند./ ع : gettyimages وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی وقوع درگیری میان تظاهرات کنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی
مشعل گاز ۱۴ روستای شهرستان ساوه به مناسبت دهه مبارک فجر توسط استاندار مرکزی بصورت نمادین در در روستای نیوشت این شهرستان روشن شد. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نارخبر، با حضور استاندار استان مرکزی، مردم ساوه و زرندیه در مجلس شورای ی و سایر مسئولین شهرستان ساوه، مشعل گاز ۱۴ روستای شهرستان ساوه بمناسبت دهه مبارک فجر توسط سید علی آقازاده استاندار مرکزی بصورت نمادین در در روستای نیوشت این شهرستان روشن شد. روستاهایی که از لوله کشی گاز سراسری بهره مند شدند شامل روستاهای نیوشت، سیلیجرد، باغشاهی، چرمک، یولاق، قلعک، اکبر آباد، یکه باغ، طرخوران، جعفرآباد، سیدآباد، چنار، سرآسیاب می شود. عملیات گازرسانی به این روستاها با هزینه سه میلیارد و ۵۲ میلیون ریال و ۹۱ هزار و ۶۳ متر شبکه صورت گرفت و هزار خانوار از نعمت گاز طبیعی بهره مند شدند. استاندار مرکزی در این سفر یک روزه که تا شامگاه ادامه داشت همچنین خط تولید مواد اولیه دارویی «تهران شیمی» را در شهر صنعتی کاوه افتتاح کرد، این شرکت با سرمایه ۷۵ میلیارد ریالی موجب اشتغال ۶۲ نفر شده است و ۲۷ نوع مواد اولیه دارویی تولید می کند. این شرکت با مجموع تولید ۱۵۰ تن محصول در سال، شرکتی دانش محور است و تمامی نیروهای شرکت دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر هستند. استاندار مرکزی همچنین شرکت تولیدی «ارجمند ره آورد پویا» تولید کننده انواع لوازم خانگی در شهر صنعتی کاوه را افتتاح کرد. این شرکت با سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد ریالی، ۵۲ محصول مختلف لوازم خانگی را تولید می کند و ۱۵۰ نفر را بصورت مستقیم مشغول کار کرده است. آقازاده همچنین در مزار ی ساوه و منزل خانواده شهید «مهدی نظرفخاری» حاضر شد و از شرکتهای « آلومینیوم پارس» و « کاریزان خودرو» در شهر صنعتی کاوه این شهرستان بازدید کرد. استاندار مرکزی کلینیک ویژه تخصصی و تشخیص و درمان بیماری های سرطان بیمارستان شهید مدرس ساوه را نیز افتتاح کرد.استاندار مرکزی ساوه وم معرفی برندهای ایرانی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور سیدعلی آقازاده استاندار استان مرکزی در مراسم افتتاح شرکت «ارجمند ره آورد پویا» گفت: افزایش کیفیت محصولات داخلی و جلب اعتماد در خصوص ید کالای ایرانی از حجم قاچاق کالا می کاهد. وی افزود: به گفته معظم انقلاب، اقتصاد مقاومتی موجب رهایی از وابستگی و اشتغال جوانان می شود و این شرکت توانسته است مفهوم اقتصاد مقاومتی را با پرسنل پرتلاش خود معنی کند. آقازاده بیان کرد: در ابتدای ت یازدهم ۲۴ میلیارد دلار کالای قاچاق هر سال وارد کشور می شد که سود آن برای ملت و ت نبود و به تولید ملی ضربه می زد، اما با تلاش ت این رقم در حال حاضر به نصف رسیده است. وی ادامه داد: باید با فرهنگ سازی، مردم دست از ید کالای قاچاق بردارند و با معرفی برندهای ایرانی اعتماد مردم را برای ید جنس تولید داخل کشور ترغیب کرد.بیکاری، بزرگترین مشکل کشور است محمدرضا منصوری، مردم ساوه و زرندیه نیز گفت: برای توسعه کشور باید تولید صنعتی را رونق داد زیرا بزرگترین مشکل کشور، بیکاری است و اشتغال با رونق صادرات به وجود می آید. وی افزود: با توجه به بالارفتن ارزش دلار، بهترین فرصت برای صادرات با توجه به ثابت ماندن حقوق کارگر و هزینه های انرژی فراهم شده است. منصوری بیان کرد: سه سال سخت باقی مانده ریاست جمهوری ترامپ را در پیش داریم و باید با وحدت مشکلات کشور را با اقتصاد مقاومتی حل کنیم.سفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوهسفر استاندار مرکزی ساوه انتهای پیام/ک
پیکر پاک و مطهر دوتن از ی م ع حرم امروز پنجشنبه دوم شهریورماه سال جاری با نوای یا زینب(س) توسط مردم شهیدپرور ساوه و مسئولین، از بیمارستان شهید مدرس تا میدان تشییع شد. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نارخبر، پیکر پاک و مطهر دوتن از ی م ع حرم امروز پنجشنبه دوم شهریورماه سال جاری با نوای یا زینب(س) توسط مردم شهیدپرور ساوه و مسئولین از بیمارستان شهید مدرس تا میدان تشییع شد. شهیدان "محمد شجاعی" و "عصمت ا.. محمدی" از لشکر فاطمیون برادران افغانی بودند که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) در به شهادت رسیده اند. پیکر شهبدان والامقام پس از اقامه ،توسط حجت ال ی موقت ساوه در میدان برای خا پاری به روستای نور علی بیک از توابع بخش مرکزی منتقل شد. این شهیدان والامقام که هر دو ن ساوه بودند در حین انجام وظیفه جهادی و درگیری با تکفیری ها در راه دفاع از مقدسات ی به فیض عظیم شهادت رسیدند تا تعداد ی م ع حرم شهرستان ساوه به ۹شهید برسد. گفتنی است مراسم یادبود امروز ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ درمسجد جامع روستای نور علی بیک برگزار می شود. ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه ی م ع حرم ساوه انتهای پیام/
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، در بسته اخبار تلگرامی امشب اخبار متنوعی از جمله جاماندن پنس در شکم بیمار و ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان و افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمان می خوانیم. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانوضعیت بازار پول در پایان آبان ماه سال قبل جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتصویری از سانحه آتش سوزی مهیب در راه آهن کانادا. این آتش سوزی پس از آن رخ داد که یک قطار با تانکر سوخت در خط تقاطع راه آهن و بزرگراه برخورد د. طبق گزارش پلیس ونکوور این آتش سوزی مهیب موجب تخلیه منازل اطراف و خسارت شدید به بزرگراه شده است جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانالگوبرداری مهدی قائدی از شادی پس از گل نیمار در تمرین استقلال جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانسه "خان" بزرگ بالیوود به دلیل امتناع از دیدار با نخست رژیم صهیونیستی به قهرمان های رسانه های اجتماعی هند تبدیل شدند. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانع کمتر دیده شده از یان در دمشق در حال حرکت به سمت حرم حضرت زینب سلام الله علیهاحاج احمد متوسلیان در گوشه سمت راست تصویر مشخص است... جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانبا دستور حجت ال آل هاشم، تبریز نرده هایی که در داخل مصلی صف مسئولین را از مردم در جدا می کرد، برداشته شد. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتوضیحات علوم پزشکی اصفهان درباره اشتباه پزشکی در اردستان: بعد ازاتمام عمل ممکن است پنس در زیر روده ها قرار گرفته و دیده نشده باشد.کنترل این موضوع، وظیفه پرسنل اتاق عمل است. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانخوزستان دلخور است از همه آن هایی که چشمانشان را بسته اندمحسن چاووشی در اینستاگرامش نوشت: جنگ مردم خوزستان را خانه نشین نکرد اما این هوا امانشان را بریده! جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانداوود میرباقری، در دیدار با رئیس مجلس: سریال «سلمان فارسی» سه برابر سریال «مختارنامه» پیچیدگی دارد و کار می برد و باید آن را به عنوان یک طرح ملی دانست و از آن حمایت کرد جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتولد بره عجیب الخلقه به وزن ۳۰ کیلوگرم در بناب/ این حیوان چندی پس از تولد مرد جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماناولین پوستر سینمایی لاتاری به کارگردانی محمدحسین مهدویان جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانحضور مایک پنس معاون اول دونالد ترامپ در کنار دیوار ندبهصدای پای فقر در خیابان های ریاضانبوه برج های بلند شیشه ای، خیابان های تمیز و خودروهای مدل بالا اولین مشخصه های ریاض هستند که در ظاهر این شهر دیده می شوند. اما در پستوهای این شهر پر زرق و برق زندگی سخت ن و ک ن زاغه نشین جریان دارد. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانذخایر ارز و طلای ایران بیشتر از سازمان اطلاعات مرکزی : میزان ذخایر ارز و طلای ایران در پایان سال ۲۰۱۷میلادی به بیش از ۱۳۲میلیارد و ۶۰۰میلیون دلار رسیده است. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتصویری عجیب که در فضای مجازی دست به دست می شود!زنگ تفریح دانش آموزان اهوازی در هوای آلوده و غبارآلود این شهر جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمان مسن که دیروز در قم مورد حمله قرار گرفته، روی تخت بیمارستان جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماننیروهای امنیتی بحرین از نیمه شب گذشته تا کنون در موج گسترده ای از هجوم به منازل شهروندان حداقل 25 نفر از مردم عادی و یک بحرینی بازداشت د. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانساخت آدم خاکی در اهواز با گرد و خاک های حیاط خانه جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانجدید ترین رنکینگ تیم های باشگاهی جهانپرسپولیس 4 و استقلال یک پله سقوط درئال مادرید در صدر باقی ماند جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانحضور بواتنگ در مراسم افتتاح رستوران دژاگهجاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمان گل آرایی حرم حضرت زینب(س) با ۲۰ هزار شاخه گل اه ایران جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانواکنش بازار به وعده های ارزی و سیف/ دلار 4553 تومان شد جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماننمایی زیبا از دشت گل ها، در رودبار استان گیلان جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانترامپ لهجه سران خارجی را هم مس ه می کند!به تازگی فاش شده که رئیس جمهور پس از دیدار سال ۲۰۱۷ با نخست هند، به تقلید و تمس لهجه هندی او پرداخته است. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانپپ گواردیولا سرمربی تیم منچسترسیتی در صدر لیست رده بندی بهترین مربیان فوتبال قرار گرفت. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانوضعیت رونالدو پس از مصدومیت شدیدش در دیدار مقابل دپورتیوو لاکرونیا، در تمرینات رئال مادرید جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماننظرسنجی سی ان ان درباره میزان محبوبیت رییس جمهور و همسرشملانیا ترامپ: ۴۷٪دونالد ترامپ ۴۰٪ جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانموشک کروز قدیر، دقایقی پیش برای اولین بار از روی یکی از ناوشکن های نداجا شلیک شد و شناور دشمن فرضی را در فاصله دور و در عمق دریا منهدم کرد/ برد این موشک ۳۰۰ کیلومتر است جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماننرخ بیکاری یک درصد کم شدسازمان برنامه و بودجه از ایجاد ۷۹۵ هزار شغل در تابستان سال جاری و کاهش یک درصدی بیکاری در این مدت نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتنهامتخصص ن بیمارستان منطقه محروم بجستان درحالی که خود دربستربیماری بود و چندساعت قبل عمل جراحی شده بود،برای انجام سزارین اورژانسی در اتاق عمل حضوریافت و با حال بیمارش کودکی را به دنیا آورد جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانصفحه اینستاگرام اتحادیه جهانی کشتی با انتشار پستی، به رقابت های کشتی فرنگی جام جهان پهلوان غلامرضا تختی در شهر ماهشهر پرداخت. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانتوهین کنندگان به پرچم ایران ببینندتلاش داوطلبان دو نفر از کارکنان پایانه خسروی برای برافراشته نگه داشتن پرچم ایران در طوفان اخیر به سقوط و زخمی شدن آنها انجامید. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمانکوچکترین اسیر فلسطینی به ۴ ماه حبس محکوم شدعبدالرؤوف البلعاوی ۱۳ ساله در دسامبر ۲۰۱۷ و طی تظاهراتی مسالمت آمیز در بیت لحم بازداشت شد. جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلمان حضور دانش آموزان اهوازی با ماسک سر کلاس جاماندن پنس در شکم بیمار/ ساخت آدم خاکی به جای آدم برفی در خوزستان/ افتتاح رستوران غذا ژاپنی دژاگه در آلماناعمالی که سبب بهبود خواب می شوندگفته می شود علیرضا جهانبخش در یک قدمی یوونتوس و ناپولی قرار گرفته است ولی هنوز هیچ منبع رسمی این موضوع را تایید نکرده است! واحد زمانی جدید اختراع کرد واحد جدیدی برای زمان اختراع کرده که فلیک نام گرفته است. این واحد کمی از نانو ثانیه طولانی تر استانتهای پیام/
قضات دادسرای جنایی: نبود سرنخ، کشف پرونده های کودک ربایی را پیچیده و طولانی می کند. آفتاب نیوز : سرنوشت شان نامعلوم است. نه همانند ک نی که پس از مدتی پیدا می شوند، خوش شانس هستند و نه مثل ک نی که در یک بازی پیچیده قربانی جنایت هولناک می شوند بدشانس. نه ردی دارند و نه نشانی. پرونده گم شدنشان سال ها مفتوح است تا سرنخی به دست بیابند ولی خانواده شان همچنان چشم انتظار. لیستی از ک ن ناپدیدشده وجود دارد که هیچ از سرنوشت شان خبر ندارد. سرنوشتی که مشخص نیست بازیچه دستان آدم ربایان است یا در چرخش روزگار رنگ سیاه تری به خود گرفته است. پرونده های متفاوت ناپدیدشدن ک ن سال هاست پیش روی پلیس و تیم قضائی قرار دارد. پدرومادر هایی که هنوز نمی دانند عدم حضور دخترشان را فقدان اعلام کنند یا ربوده شدن، قتل یا کار قاچاقچیان انسان. تجسس های پلیسی پس از شکواییه آغاز می شود. ردی های گام به گام، مظنون گیری، بازجویی همه شاخه های پلیسی اما با بن بست مواجه می شود. تیم های عملیاتی امدادگران در محل حادثه به دنبال نشانه ای از گمشدگان کوچک می گردند. درون چاه، نهر آب و رودخانه. جست وجو ها پس از مدتی وسعت بیشتری پیدا می کند اما اثری نیست. تنها فرضیه که باقی می ماند، کودک ربایی است. فرضیه ای پررنگ اما بی نتیجه، چون هیچ ردی وجود ندارد. این ک ن چه می شوند. با وجود گذشت سال ها از ناپدیدشدن این ک ن، پدرومادر هایشان اما هنوز بغض دارند، اشک می ریزند و در انتظار لحظه دیدار هستند. می گویند، کودکمان زنده است و جایی در این دنیا نفس می کشد؛ کجایش را نمی دانند. آن ها می گویند؛ کمترین انتظارشان این است که پاسخ صریحی به آنها داده شود تا بدانند چه بر سر فرزندانشان آمده است.کاش این کابوس ها تمام شود
از ناپدیدشدن دنیا ٢٨ماه می گذرد. دختربچه سه ساله ای که یک روز بعدازظهر از خانه شان در بندرانزلی بیرون رفت و دیگر هرگز بازنگشت. هیچ از سرنوشت دنیا خبری ندارد. بعد از گذشت این همه مدت، همچنان از دنیا خبری نیست. نه اثری، نه سرنخی، نه حتی نشانه ای که بتوان اطلاعی از سرنوشت این دختربچه به دست آورد. ٢٨ماه است که خانواده دنیا به دنبال رد و نشانه ای از دخترشان هستند. دختری که به تازگی صاحب یک برادر شده است. پلیس هنوز هیچ سرنخ موثقی که از سرنوشت این دختربچه حکایت داشته باشد، به دست نیاورده؛ این پرونده با عنوان مفقودی در اداره آگاهی شهرستان بندرانزلی درحال رسیدگی است. رحمان علمی پدر دنیا است. او که کارگر فضای سبز است و به تازگی برای دومین بار پدر شده، درباره روزی که دخترش ناپدید شد، می گوید: «٢٠ مرداد سال ٩٤ بود. ساعت ١١:٣٠ صبح دخترم مشغول بازی در حیاط خانه مان در خیابان قاضیان بود. همسرم درحال پختن غذا بود و در همین زمان دنیا از خانه بیرون رفت. انگار در کوچه ص شنیده بود و بیرون رفته بود تا ببیند چه ص است. غیبتش که طولانی شد، همسرم به دنبال دنیا داخل حیاط رفت اما اثری از او نبود. از همسایه ها هم سوال کرد و آنها هم او را ندیده بودند. بعد از آن بود که با من تماس گرفت و من هم در جریان ماجرا قرار گرفتم. هرچه به دنبال او گشتم، فایده ای نداشت. با تهیه ع هایی از دنیا، همه جای انزلی و حتی بیرون شهر نصب کردیم تا اگر ی دخترمان را دیده، به ما اطلاع دهد، اما هیچ فایده ای نداشت. ان پلیس و دوست و آشنا تلاش بسیار زیادی برای پیداشدن دخترم د اما هیچ اتفاقی نیفتاد، حتی یک سرنخ هم پیدا نشد. کوچه بن بست خانه مان راه به جایی نداشت که دنیا بتواند از آن بگذرد، آن سرکوچه هم ی او را ندیده بود. برایمان خیلی عجیب بود. دختر سه ساله مان آن وقت ظهر در کوچه گم شده؛ مگر می شود در شهر کوچکی مثل بندر انزلی مردم دختربچه ای با این مشخصات را ببینند و بی تفاوت از کنارش بگذرند. برای همین احتمال می دهیم که او را ربوده باشند. چند نفری را هم به عنوان مظنون بازداشت د، اما به دلیل نبود مدرک آزاد شدند. خودمان که دشمنی نداشتیم، فقط پسر همسایه مان بود که به شیشه اعتیاد داشت. من کمی به او شک ، اما وقتی بازداشت شد، او هم انگار نقشی در این ماجرا نداشت و آزاد شد. هنوز نمی دانیم که دخترمان به چه سرنوشتی دچار شده است. اصلا زنده است یا نه؛ این پرونده همچنان در دادسرا و اداره آگاهی بندر انزلی مفتوح و درحال رسیدگی است، ولی هیچ خبر خاصی نشده است.»این مرد درحالی که همچنان با یادآوری دخترش بغض می کند، ادامه می دهد: «تازه صاحب فرزند دوم شده ایم. پسرمان رضا یکی دوماه است که به دنیا آمده است. دخترمان اگر بود، الان ٦ساله بود. حتما با دیدن برادرش کلی خوشحال می شد. می توانست در نگهداری بچه به مادرش کمک کند. همسرم هنوز هم بعد از به دنیا آمدن پسرمان باز هم حال خوبی ندارد. کوچکترین مسأله ای او را به یاد دنیا می اندازد و اشک می ریزد. بارها دیده ام که پنهانی ع دخترمان را نگاه می کند و زار می زند. خودم هم هنوز پیگیر ماجرا هستم. مرتب به دنبال دخترم می گردم. ع ش را به همه نشان می دهم. فکر کنم ی در بندر انزلی نمانده باشد که از او درباره دخترم سوال نکرده باشم. این که هیچ نشانه ای از دخترم نداریم، ما را بیشتر آزار می دهد. کاش خبری، نشانه ای از دخترم به دست می آوردیم. کاش این کابوس ها تمام می شد.»راز تلخ ناپدید شدن
سرنوشت نامعلوم دخترم، ما را نابود ائده ٧ساله درست یک سال و دوماه، قبل از دنیا در بندرانزلی ناپدید شد. دخترکی که از مدرسه تعطیل شد و حالا ٤ سال است که دیگر اثری از او نیست. خانواده اش حالا ٤٣ماه است که دخترشان را ندیده اند، اما هنوز اسمش را که می شنوند، صدایشان به لرزش می افتد. روزی که مائده به دنیا آمد، پدر و مادرش هرگز تصور نمی د، ٧ سال بعد دخترشان در مسیری مبهم و رازآلود به سرنوشتی غم انگیز دچار می شود. خانواده مائده، با صبری که خدا به آنها داده است، بعد از گذشت ٤ سال همچنان روزها را به امید پیداشدن دخترشان پشت سر می گذارند. بهزاد کبرایی درباره ٤٣ماه انتظار برای پیداشدن ردی از دخترش می گوید: «پرونده دخترم همچنان در دادسرای بندرانزلی باز است، پلیس و اداره آگاهی هنوز به دنبال سرنخی برای پیدا دخترم هستند. در این مدتی که بدون دخترم گذشت، شرایط ما خیلی سخت بود. غم دوری و وحشت از آینده مرموز و نامعلوم دخترم ما را نابود کرده است. من امید دارم که یک روز خداوند دخترم را دوباره به ما بر گرداند. با این حال، هنوز هیچ خبری از دخترم نیست. تمام امیدمان به خداست و کاری از دستمان برنمی آید. هربار پیگیری می کنم، می گویند که تحقیقات و بررسی ها همچنان ادامه دارد اما تاکنون هیچ سرنخی از دنیا و مائده یافت نشده است. پلیس هنوز هیچ سرنخ موثقی که از سرنوشت دخترش حکایت داشته باشد، به دست نیاورده است.»او ادامه می دهد: «ما خودمان هم همچنان به دنبال دخترم هستیم. می گویند که او را جلوی در مدرسه ربوده اند، سوار یک خودرو کرده اند و برده اند؛ اما هیچ اطلاعاتی نداریم. اطلاعاتی که می دهند، موثق نیست. حتی نمی دانیم چطور و با چه خودرویی ربوده شده است. تقریبا چهار سالی می شود که دنبال دخترم می گردیم. انتظار ما را از پای درآورده است. همسرم و پسرم که دانشجو است حالشان خوب نیست و همچنان به امید نشانه ای از مائده هستند. همه جا را به دنبالش گشته ایم ولی نیست که نیست. دیگر نمی دانیم باید چکار کنیم. فقط امید به خدا و بعد از آن به مسئولان داریم که با جدیت بیشتری این پرونده را پیگیری کنند و حداقل ردی و نشانه ای از دخترمان پیدا کنند. لااقل بدانیم چه اتفاقی برایش افتاده است. در این مدت چندین مظنون هم دستگیر شده است ولی همگی بی گناه بودند و آزاد شدند.»٨ماه بلاتکلیفی
هشت ماه است که از تنها پسرشان بی خبرند. پسر ٤ ساله ای که روز سیزده بدر در حاشیه رودخانه هیروچایی به طور ناگهانی ناپدید شد. هنوز هیچ سرنخی در دست نیست. با گذشت حدود ٨ماه از ناپدید شدن پسر ٤ساله، ن درونی به پدر و مادرش می گوید که هنوز حسین جایی زیر آسمان زنده است. کجایش را نه آنها می دانند و نه ان پلیس.
١٣فروردین ماه امسال بود که حسین ٤ساله به همراه پدر و مادر و ٣ خواهرش برای گذراندن «روز طبیعت» به باغ های اطراف خلخال رفته بود که به یکباره ناپدید شد و جست وجوها برای یافتن او بی نتیجه ماند تا جایی که با گذشت ٨ماه همچنان اثری از این کودک ٤ ساله به دست نیامده است.مادر جوان درحال شیردادن به دختربچه یک سال و ٦ ماهش بود که خبر ناپدیدشدن حسین رسید. همه سراسیمه بودند. هر ی به سویی می رفت اما هیچ اثری از حسین نبود. پدر حسین که هنوز منتظر خبری هرچند کوتاه از تنها پسرش است، می گوید: حوالی ظهر ١٣فروردین ماه به همراه خانواده ام برای گردش به یکی از باغ های اطراف شهر خلخال رفته بودیم. آن جا چادر زدیم و بچه ها برای جمع آوری چوب به اطراف باغ رفتند. من و همسرم داخل چادر نشسته بودیم. همسرم خدیجه را در آغوش گرفته بود و از او مراقبت می کرد. او هنوز کوچک است و تنها یک سال و٦ ماه دارد که ناگهان دخترم وارد چادر شد. فریاد می زد: حسین نیست، همه جا را به دنبال او گشته ام، اما اثری از او نیست.پلیس را خبر کردیم و جست وجوها برای یافتن پسرم آغاز شد. تیم های امداد ونجات در محل حاضر شدند. سگ های زنده یاب، بیل مکانیکی و تعدادی غواص در رودخانه و کنار رودخانه به جست وجو پرداختند ولی هیچ اثری از پسر م یافت نشد. دخترم می گفت همزمان با ناپدیدشدن حسین صدای موتور هم آمد. تصور می کرد که موتورسواری او را ربوده است. صدای فریاد برادرش را هم شنیده بود، ولی زمانی که به محل حادثه رسید دیگر اثری از برادرش نبود. او می گوید: غرق شدن تنها پسرم در داخل رودخانه غیرممکن است، چرا که در چندصدمتری پایین دست رودخانه تورهای ف ی نصب شده و در طول مسیر رودخانه آن قدر تنه درخت هست که اگر پسرم در رودخانه غرق می شد حتما به جایی گیر می کرد. تنها ٤٠دقیقه بعد از ناپدیدشدن پسرم دمپایی هایش را در رودخانه پیدا کردیم. من و مادرش خودمان را به رودخانه انداختیم و هرچه گشتیم اثری از او پیدا نکردیم. من مطمئنم آدم ربایان برای ردگم کنی دمپایی های فرزندم را داخل آب انداخته بودند که بتوانند به راحتی از منطقه دور شوند. با گذشت ٨ ماه هنوز از پیدا شدن فرزندم ناامید نشده ام. انتظار دیدن او را می کشم. حسین پسر خوبی بود. با وجود کوچکی خیلی باهوش بود. پرونده ناپدید شدن کودکم هم اکنون در شعبه ٨ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب خلخال در جریان است. من و همسرم مطمئن هستیم پسرمان یک جایی در این شهر زنده است. هنوز نفس می کشد و منتظر ماست تا او را نجات دهیم.سردرگم اما امیدوار
پسر ٤ساله که خیلی ساده و باورن ی در یک چشم به هم زدن گم شد و تا امروز هیچ خبری از او نیست. محمدامین پسربچه ای از شهر نقاب در اسان رضوی ٤ سال است که از جلوی در خانه پدرش ناپدید شده است. درواقع محمدامین ربوده شد، اما کودک رباها هنوز دستگیر نشده اند. از سرنوشت این کودک خبری در دست نیست. مهمترین مظنون این پرونده جان س و دو متهم دیگر هم به دلیل نبود ادله کافی به قید وثیقه آزاد هستند، تا همچنان سرنوشت این کودک مبهم باشد.
این پرونده عجیب کودک ربایی ششم مردادماه سال ٩٢ کلید خورد. محمدامین برای رفتن به کلاس ژیمناستیک آماده شده بود. او با عجله پایین رفت و جلوی در خانه منتظر پدرش ایستاد. مادر از آیفون تصویری خانه او را زیر نظر داشت. ساعت از ٤ بعدازظهر گذشته بود و این پسر ٤ساله برای رفتن به کلاس عجله داشت. به سمت انتهای کوچه حرکت کرد. پدرش خیلی زود خودش را به کوچه رساند تا محمد را تا باشگاه همراهی کند، اما از محمد خبری نبود. گم شدن این کودک ٤ساله به همین راحتی اتفاق افتاد. چند ساعت بعد پلیس در جریان قرار گرفت. تلاش ها برای پیدا این کودک شروع شد، اما درست فردای آن روز، یک تماس تلفنی مسیر پرونده را تغییر داد. یک فرد ناشناس با پدر این کودک تماس گرفت و در ازای او ٥٠٠ سکه طلا درخواست کرد؛ حالا پلیس با یک پرونده آدم ربایی مواجه بود. آگاهی اسان رضوی پیگیری پرونده را بر عهده گرفت. بررسی و تحقیقات ادامه داشت، چند تماس تلفنی دیگر بین آدم ربایان و خانواده این کودک رد و بدل شد، کارهای اطلاعاتی پلیس جواب داد و فرد تماس گیرنده به نام «براتعلی» در اسفراین شناسایی و پس از یک هفته از ربوده شدن این کودک دستگیر شد. بازجویی ها برای یافتن محل اختفای کودک وارد مرحله جدیدی شد، او در بازجویی ها به دست داشتن در این آدم ربایی اعتراف کرد. امیدها برای یافتن این کودک پررنگ شد، پدر و مادر و محمد هر لحظه منتظر خبر خوش پسرشان بودند که خبر مرگ تنها سرنخ این کودک ربایی به علت سکته قلبی همه را شوکه کرد. مرگ «براتعلی» یعنی از دست رفتن همه تلاش ها برای نزدیک شدن به آدم رباها. اجل فرصت نداد تا او اطلاعات بیشتری را در اختیار پلیس قرار دهد. هر چند در ارتباط با این پرونده ٢ مظنون دیگر بازداشت شدند، اما اظهارات ضدونقیض آنها کمک چندانی به حل این پرونده نکرد تا این دو متهم نیز پس از یک سال به قید وثیقه از بازداشت موقت آزاد شوند.
حالا پرونده محمد امین به یکی از پیچیده ترین پرونده های کودک ربایی تبدیل شده است. بن بست شاید واژه مناسبی برای این پرونده آدم ربایی باشد، اما نمی تواند پاسخی برای بلاتکلیفی پدر و مادر این کودک باشد؛ چشم انتظاری ٤ ساله یک مادر و یا تلاش های یک پدر خستگی ناپذیر برای بازگشت و یا یافتن ردی از فرزند. با این همه پدر محمد امین هنوز امیدوار است تا پسرش را دوباره ببیند؛ پسری که الان باید ٨ سالش تمام شده باشد.٥ ماه بی خبری
١٥٠روز پیش هم پارسا قندی، پسر بچه ٨ساله ای به طرز مرموزی ناپدید شد. خانواده پارسا اما حالا دلتنگند. خبری از پسرشان ندارند. حتی نمی دانند که او زنده است یا نه؛ ٥ماه گذشته، اما هنوز اثری از پارسا نیست. همه چیز آنها را به یاد پارسا می اندازد، ولی امید دارند. با وجود تمام اخبار ناامید کننده اما خانواده قندی هنوز هم احساس می کنند که پارسا صحیح و سالم پیدا می شود. حالا هر پنجشنبه پدر پارسا با کمک اهالی محل و دوستان و آشنایانش به محل ناپدیدشدن پسرش می رود، همه جا را جست وجو می کند، به دنبال فقط یک نشانه از پسرش کیلومترها راه می رود و همه سختی ها را به جان می د تا شاید بتواند اثری از پارسایش پیدا کند.نقش والدین در اعتماد ک ن به غریبه ها
وقتی کودکی گم می شود و یا آدم ربایان آن را به گروگان می گیرند، کجای این شهر
و بی سر و ته را باید دنبال آن گشت. از کجا باید شروع کرد؟ واقعا چقدر باید نیرو و امکانات به ج داد تا یک کودک پیدا شود؟ واقعیت این است که کشف هر پرونده ای سرنخ می خواهد، پرونده های کودک ربایی هم از این امر مستثنی نیستند. اگر سرنخی نباشد کار خیلی سخت می شود، اینها را دشتبان، بازپرس دادسرای جنایی تهران می گوید. به گفته این قاضی رسیدگی به پرونده های کودک ربایی پیچیدگی های خاص خودش را دارد که در این بین اقدامات پلیسی تعیین کننده است: « ان در مراحل رسیدگی به این پرونده ها نیاز به سرنخ دارند. مشاهدات مردمی، دوربین و یا اقدامات آدم ربایان سه عامل تعیین کننده در به دست آوردن سرنخ است؛ حال وقتی هیچ کدام از این عوامل موجود نباشد، سرنخ مناسبی برای پیگیری وجود ندارد. به همین دلیل هم برخی از پرونده ها ماه ها و حتی سال ها بی نتیجه و بلاتکلیف باقی می مانند. بیشترین کودک ربایی ها با انگیزه مالی انجام می شود. اختلاف حساب، طلب و یا باج گیری مهمترین عواملی است که در بیشتر پرونده های کودک ربایی وجود دارد؛ البته در برخی از پرونده ها انگیزه های دیگری چون قاچاق و کودک آزاری هم دیده می شود، با این حال، همچنان تسویه حساب های مالی و ردوبدل شدن پول در صدر انگیزه های پرونده های کودک ربایی است. اینها را دشتبان، بازپرس دادسرای جنایی تهران می گوید. به گفته این قاضی بررسی پرونده های کودک ربایی نشان می دهد که انگیزه مالی نقش مهمی در شکل گیری این جرایم دارد. جرایمی که آمار دقیقی از آنها در دست نیست، چرا که هر پرونده ای در حوزه قضائی محل وقوع جرم رسیدگی می شود و به همین دلیل آمار تجمیع شده ای در این خصوص وجود ندارد. با وجود این، این قاضی دادسرای جنایی معتقد است که پیشگیری از وقوع این جرایم مهمترین و در عین حال موثرترین اقدامی است که والدین می توانند در آن نقش موثری داشته باشند: «واقعیت این است که زندگی در ای بزرگ و کلان ایی مثل تهران م وماتی دارد که یکی از آن آگاهی بخشی به ک ن و دسالان است. درواقع این پدر و مادر هستند که می توانند با آموزش درست و ایجاد حریم ایمن مانع بروز این حوادث شوند.» دشتبان در توضیح بیشتر می گوید: «اعتمادسازی و یا عدم اعتماد به غریبه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم به رفتار والدین بستگی دارد. برای نمونه همچنان بسیاری از پدر و مادرها، مردهای غریبه را به عنوان «عمو» و همه زن های غریبه را به عنوان « » به فرزندانشان معرفی می کنند. هر چند این رفتار و گفتار ریشه در فرهنگ گذشته ما دارد اما به مرور زمان باعث می شود کودک به غریبه ها و افراد ناشناس اعتماد کند و این اعتماد با توجه به شرایط کنونی بسیار خطرناک است. هر چند آشنا ک ن با واقعیت های سخت و خشن جامعه باعث ترس و دلهره آنها می شود اما این ترس برای در امان ماندن از آسیب ها و گزندهای جبران ناپذیر احتمالی و ایجاد حریم های امن برای ک ن اجتناب ناپذیر است.آمار سیاه کودک ربایی
کامران رضوانی، قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران هم به آمار سیاه کودک ربایی اشاره می کند و در این باره می گوید: «بسیاری از موارد کودک ربایی بنا به دلایلی هیچگاه به مراجع انتظامی و قضائی اعلام نمی شود. حفظ آبرو به خصوص در مواردی که کودک ربوده شده دختر باشد، کودک ربایی اعضای باندهای تب اری به خصوص موادمخدر و یا اختلاف های قومی در بین اتباع خارجی به خصوص افغانی بخش دیگری از موارد کودک ربایی است که معمولا در جایی ثبت نمی شود، اینها آمار سیاه کودک ربایی است.» او ادامه می دهد: «در مقابل اما پرونده های متعددی هم با عنوان کودک ربایی شکل می گیرد که در بررسی ها مشخص می شود، کودک از سوی یکی از والدین به دلیل اختلاف بر سر س رستی ربوده شده است. این مورد بیشتر در بین زن و شوهر هایی که از هم جدا شده و یا متارکه کرده اند دیده می شود، البته این مورد چندان مصداق کودک ربایی نیست. اما به هر حال س رستی کودک راقانون law برای یکی از والدین تعیین کرده است.» اما به گفته این قاضی اجرای احکام انگیزه بیشتر پرونده های کودک ربایی مسائل مالی است و محافظت ک ن تنها راه مقابله و کاهش این گونه جرایم است: «به هر حال کودک ربایی از آن دست جرایمی است که از گذشته وجود داشته است. البته طی سال های اخیر برخی موارد چون قاچاق و هم در این پرونده ها وجود دارد. برای نمونه در یک پرونده ای دختربچه ای برای تهیه نان به نانوایی رفته بود و آن جا ربوده شده و مورد قرار گرفته بود؛ این یعنی خطری بالقوه برای همه ک ن که برای مقابله با آن هم چاره ای جز پیشگیری وجود ندارد. پیشگیری هم در این خصوص فقط از طریق آموزش به ک ن امکان پذیر است.» کودک بی دفاع است؛ نه توان فکری لازم برای تشخیص اغفال را دارد و نه قدرت بدنی بازدارنده در برابر تهدید، به همین دلیل هم کودک ربایی در بیشتر پرونده ها به سادگی اتفاق می افتد. به گفته رضوانی قانون گذار هم با توجه به این شرایط مجازات سنگینی را برای کودک ربایی در نظر گرفته است: «اگر فرد ربوده شده کمتر از ١٥ سال داشته باشد، بر اساس ماده ٦٢١ کیفری بخش تعزیرات مجازات های در نظر گرفته شده تشدید شده و به جز در موارد خیلی معدود، ١٥ سال حبس را برای کودک ربا در نظر گرفته است. البته این جرم فقط برای ربایش کودک است، سایر جرایم چون ضرب وجرح، ، آزار و اذیت هر کدام مطابق قانون مجازات های خاص خودش را دارد.» رضوانی همچنین به پرونده های اخیر کودک ربایی که والدین با استفاده از شبکه های اجتماعی از مردم برای پیدا فرزندشان درخواست کمک کرده اند هم اشاره می کند و در این باره می گوید: «به هر حال پدرومادرها در هنگام بروز این حوادث شرایط روحی و روانی به هم ریخته ای دارند و به دلیل علاقه و رابطه عاطفی سعی می کنند به هر شکلی کودکشان را پیدا کنند؛ اما در برخی موارد این اقدامات نتیجه مع دارد. به طور کلی توصیه ما به والدین در چنین شرایطی پرهیز از اقدامات خودسرانه و مراجعه مستقیم به پلیس متخصص است. هر چقدر ان آگاهی در بخش آدم ربایی سریع تر در جریان پرونده قرار بگیرند، به همان نسبت شانس موفقیت و پیداشدن کودک بیشتر است.»
منبع: رکنا
• کارگردان: لوییس پیترو• نویسنده: knate gwaltney• هلی بری، ساگا کوری ای، لو معبد، کریس مک گین و...• امتیاز در imdb: 6 از 10• متاکریتیک: 45• روتن تومیتوز: 41 درصد• هزینه تولید: 20 میلیون دلار• مدت زمان: 95 دقیقه• محصول: 2017 حوادث این چند وقت اخیر را همین طور چشمی مرور کنید. ماجراهای کودک ربایی و قتل آن ها بیش از بقیه آزاردهنده و دل اش است. روزی نیست که وارد شبکه های اجتماعی شویم و ع ی از یک کودک که ربوده شده به اشتراک گذاشته نشده باشد؛ موضوع دل اشی که فراگیرشدنش به خاطر ناآگاهی خانواده و جامعه از خطراتی است که حول و حوش آن ها وجود دارد.  «کودک ربایی»؛ مدم ِ مادرانهسینما قطعا با دستمایه قراردادن چنین سوژه هایی می تواند کمک قابل توجهی به خانواده ها در این خصوص انجام دهد؛ اتفاقی که سال هاست در سینمای افتاده، در آن جا با توجه به آمار بالای کودک ربایی، اقدامات زیادی برای کاهش این آمار انجام شده و سینما هم به شکل مستقیم بارها با ساخت هایی با موضوع کودک ربایی به این ماجرا ورود کرده است. آ ین اثری که با دستمایه قرار دادن این موضوع ساخته شد و به اکران در آمد، ی است با عنوان «کودک ربایی» به کارگردانی «لوییس پیترو» با بازی «هلی بری» در نقش مادری که کودکش توسط ب مخوف ربوده شده است.«کودک ربایی» ی است محصول 2017 به کارگردانی لوییس پیترو، کارگردان اسپانیایی که دو سه سال است از سازی در کشورش دست برداشته و پروژه های بین المللی را کارگردانی می کند. داستان اخیر او در می گذرد؛ کشوری که به ادعای در هر 40 ثانیه در آن یک کودک ناپدید می شود. کارلا دایسون، شخصیت اصلی است؛ مادری که تنها و وحشت زده برای یافتن پسر خود تقلا می کند. آدم ربایی در یک چشم بر هم زدن، فرزندش را از او گرفته و کارلا تصمیم می گیرد تسلیم نشود و تا جایی که می تواند شخصا برای نجات پسرش تلاش کند. به این ترتیب، تعقیب و گریزی نفسگیر و پرفراز و نشیب برای نجات جان فرزند او آغاز می شود و لحظات پراضطر را برای بیننده رقم می زند. در نقش اصلی بر عهده هلی بری، بازیگر مشهور هالیوود بوده است.
«ساگا کوری ای»، «کریس مک جین» و «لئو تمپل» بازیگران دیگر این هستند. این نود و پنج دقیقه ای با بودجه ای بیست میلیون دلاری کلید خورد و به فروشی بالغ بر 3.7 میلیون دلار دست یافت که طبیعتا باید آن را یک ش ت خورده در گیشه دانست، البته در محاصره ابرقهرمان های هالیوود، چنین رقم فروشی برای این چندان هم دور از انتظار و عجیب جلوه نمی کند. پروژه ساخت این از سال 2009 آغاز شد. اما آغاز برداری آن تا سال 2014 به تعویق افتاد. در این سال برخی از سکانس های در نیواورلئان برداری شد. تهیه کننده اصلی که شرکت «ریلیتیویتی پیکچرز» حق پخش آن را به مبلغ سه میلیون دلار یداری و در 31 جولای آن را پخش کرد.هلی بری، به نام مادر
هلی بری تنها ستاره این است که برای خودش اسم و رسمی دارد. این که او یکه و تنها در این بی ستاره حضور یافته، بی دلیل نیست. وقتی بادقت به عنوان بندی «کودک ربایی» نگاه کنید، نام این بازیگر را در میان مدیران تولید اثر نیز می بینید. هلی بری سال پرکاری را می گذارند. غیر از «کودک ربایی» او امسال دو «کینگزمن: محفل طلایی» و «پادشاهان» را نیز در کارنامه دارد که هنوز به نمایش درنیامده اند. این بازیگر برنده جایزه اسکار بابت بازی در «کودک ربایی» در مراسم «آرک لایت سینما» جایزه بهترین بازیگر نقش مادر را دریافت کرده است.
خودش درباره نقشش در این گفته است که داستان ، کابوس او و هر مادر دیگری است. او مجبور بود در نقش مادری که یک تعقیب و گریز دردآور و پررنج را برای نجات فرزندش آغاز می کند، کل ماجرا را تاثیرگذار و باو ذیر کند. او ابراز امیدواری کرده که مادرانی که رخداد مشابهی را تجربه کرده اند، با دیدن این نیرو و روحیه بگیرند.  «کودک ربایی»؛ مدم ِ مادرانه
هلی بری خودش مادر دو فرزند است و گفته تجربه زیستی او کمکش کرده که از غریزه مادرانه اش برای ایفای این نقش دشوار نیرو بگیرد. او در گفت و گو با هالیوود ریپورتر اظهار داشت: «حس می که باید همان حال و هوایی را داشته باشم که هر مادری که به تماشای این خواهدنشست، دچار آن خواهدشد: قلبت انگار می خواهد از حرکت بازایستد، تا سرحد مرگ وحشت کرده ای، شروع می کنی به فکر درباره ماجرا؛ وای خدای من! آیا واقعا چنین اتفاق هولناکی برایم افتاده؟ حالا باید چه کار کنم؟» این بازیگر پنجاه ساله همچنین می گوید: «در کودک ربایی نقش یک مادر به نام «کارلا دایسون» را بازی می کنم که اتفاقی غیرقابل باور برایش می افتد. او ناگهان می بیند که جلوی چشمش فرزندش را می ربایند. در حالی که خیلی به محل حادثه نزدیک است اما کاری از دستش بر نمی آید؛ مثل هر مادر احساساتی او هم براساس غریزه اش تنها ماشین رباینده را تعقیب می کند و تنها چیزی که می داند این است که نباید متوقف شود و از تعقیب دست بردارد.»لوییس پیترو: قهرمانان نمی میرند
«لوییس پیترو»، کارگردان با دردسرهای زیادی این را به سرانجام رساند. او درباره اثرش می گوید: «این برای تمام مادران دنیای حسی آشنا دارد. ما داستان های تلخی درباره مادرانی که خودروهایشان به سرقت رفته در حالی که فرزندشان داخل خودرو بوده شنیده ایم. تمام آن ها تلاش کرده اند برای نجات فرزندشان کاری ند، چون این خصلت تمام مادرهاست. آن ها همگی قهرمانان زندگی ما هستند. هر کاری برای محافظت از فرزندشان انجام می دهند اما معمولا ی با این موضوع در دنیای سینما به نمایش در نمی آید.من می خواستم ی بسازم که در آن یک زن معمولی ابرقهرمانم باشد. در روزگاری که ابرقهرمان های مرد سینما را فتح کرده اند، من یک مادر را قهرمان م قرار دادم. ابر قهرمان یعنی همین. وقتی فرزندش را از او بگیری خشمگین می شود و دیوانه وار برای نجاتش تلاش می کند.»لوییس پیش از کودک ربایی
«کودک ربایی» هفتمین کارنامه لوییس پیتروی چهل و هفت ساله است. بهترین کارنامه او تابه امروز، همان ساخته نخستش «بامبولهو» بوده که در سال 2001 در جشنواره ونیز مورد توجه قرار گفت. اما پنج سال است که او ی نساخته. قبلی او «زوردهنده» (2012) اکشنی جنایی بود با بازی «ریچارد کویل» که فروشی صد و نود و هشت میلیون دلاری را تجربه کرد و به موفق ترین کارنامه او از منظر تجاری تبدیل شد. انی که قدری جدی تر سینما را دنبال می کنند، او را با کوتاه «صدای شبانه» می شناسند که زمانی برای خودش اسم به هم زده بود اما پیترو از آن کارگردان هاست که به هر کاری دست می زند؛ از ساختن آگهی تجاری تا تدوین و کارگردانی سریال. «کودک ربایی»؛ مدم ِ مادرانه

منتقدان: بدترین یا بهترین تابستان؟
منتقدان اصلا برخورد گرمی با «کودک ربایی» نداشته اند. «دیویدالریچ» منتقد «ایندی وایر» از آن به عنوان بدترین تابستان امسال یاد کرده است و آن را یک «مدم » مادرانه ش ت خورده توصیف کرده که 82 دقیقه از کل را صرف نشان دادن لوگوی اسپانسرهایش می کند تا جش دربیاید! او همچنین معتقد است به دشت تقلیدی است از «ربوده شده» و البته تقلید ناموفقی هم محسوب می شود. منتقدان دیگری هم با او همنظر هستند و معتقدند این با محوریت یافتن ماجرای تعقیب و گریز و به فراموشی سپردن احساسات مادرانه و اساس ملودراماتیکش، کلا آن چیزی نیست که سازندگانش ادعا می کنند. امتیاز در imdb تنها شش است.
با این حال «دیو مک کین» در همین سایت می نویسد: «خبر بد این است که سالی 800 هزار کودک در یده می شوند و خبر خوب این است که 97 درصد آن ها زنده پیدا می شوند و به خانه بر می گردند. این یک تریلر هیجان انگیز و بدون توقف است و آشکارا «مدم » جاده خشم» را الگوی خود قرار داده است. هلی بری در با انرژی خوبی ظاهر شده اما بازیگران نقش مکمل اصلا خوب نیستند.»امتیاز در سایت متاکریتیک هم 44 است که نشان می دهد در این سایت به عنوان ی ضعیف ارزی شده است. راتن تومیتوز هم به آن امتیاز 41 داده که نشان می دهد از نظر کاربران این سایت نیز اثری پایین تر از حد متوسط است. بیشتر منتقدان مشکل اصلی را نامه فاقد حرف تازه می دانند. به هر حال فروش هم نشان می دهد که کارش زیاد نگرفته. میزان پوشش اخبار آن در مطبوعات هم حاکی از آن است که منتقدان را چندان جدی نگرفته اند. شاید یک بخش از این بازخورد را به کیفیت نسبت بدهیم اما بخش دیگرش را باید در حال و هوای این روزهای سینمای جست و جو کرد. مردم دیگر های متعارف دوست ندارند.ساگا کوری ای: ربوده شده
اما ساگا کوری ای بانمک و دوست داشتنی که نقش کودک ربوده شده را بازی کرده، نه ساله است. او نه تنها مدتی است به بازیگری روی آورده و جلب توجه کرده بلکه در روزش نیز از خود استعداد زیادی نشان داده و آرزو دارد در المپیک شرکت کند. او عاشق بسکتبال است. خودش گفته رابطه اش با هلی بری در طول برداری آن قدر خوشایند بوده که او را الگویش قرار داده و می خواهد وقتی بزرگ شد آدمی مثل او باشد. که مردم را سرگرم می کند.  «کودک ربایی»؛ مدم ِ مادرانه
بد نیست نظر خود کودک ربوده شده را درباره ی که بازی کرده، بدانیم؛ «من نقش بچه ای به اسم فرانکی را بازی می کنم که یده می شود. اسم مادرش کارلاست که آدم ربا را تعقیب می کند تا فرانکی را نجات دهد. کلی تعقیب و گریز ماشینی توی هست. یک اکشن، اما درجه «آر» گرفته و بچه ها نباید آن با ببینند. چون برایشان ترسناک است. هلی بری آدم مهربانی است. دو روز قبل از شروع برداری مرا به هتل که اقامت داشت، دعوت کرد و درباره هایی که هر دو دیده بودیم با هم حرف زدیم. او کمک کرد بفهمم که موضوع چیست. دخترش را هم آورد سر صحنه و ما وقتی برداری قطع می شد با هم بازی می کردیم.» ظاهرا کوک زیاد از ماجرایی که در «کودک ربایی» برایش رخ می دهد، خبر ندارد و از آن ناراحت نیست و شیفته تعقیب و گریزهای پرشمار این شده است. های برتر تاریخ سینما با موضوع کودک ربایی
لعنتی های بی آبرودر این تابستان تلخ که گویا قصد تمام شدن هم ندارد، خبرهای بسیار بدی شنیدیم از کودک ربایی و کودک آزاری؛ خبرهایی بسیار ناراحت کننده که احساسات عمومی جامعه را تحرک و مردم را خشمگین کرد اما آدم های بیماری که دست به این کار می زنند در سراسر دنیا حضور دارند و هول و هراس ناشی از بودنشان و اعمال رعب آورشان نیز سال های سال است که در قالب بر سینما به نمایش در می آید و هر کدام از زاویه ای به بز اری های این لعنتی های بی آّبرو می پردازد.یکی از بهترین هایی که این معضل اجتماعی را دستمایه قرار داده است، بسیار درخشان «بانی لیک گم شده» (1965) ساخته «اتو پرمینجر» است. «لارنس الیویه» نقش اصلی را بازی می کند که داستان خواهر و برادری است که به دنبال فرزند گمشده خواهر می گردند و به کشف حقایق بسیار هولناکی می رسند. «کودک ربایی»؛ مدم ِ مادرانه
«فراز و نشیب» (1963) به کارگردانی آ و کوروساوای بزرگ در میان شا ارهای دیگر او مهجور و گمنام مانده است. اما بدون تردید ی درخشان و تاثیرگذار است که «توشیرو میفونه» نقش اصلی آن را بازی می کند. او در نقش پدری متمول و بانفوذ ظاهر شده که پسرش را می ربایند و فکر می کند به مدد پول زیاد و بسیج وکلایش می تواند فرزندش را نجات دهد. اما وقتی آدم رباها پول را پس می فرستند، تازه م فهمد که با ماجرای بغرنجی رو به رو شده است.
«ربوده شده» (2008) به کارگردانی پیر مورل و با نقش آفرینی لئام نیسون نیز هر چند بیشتر به یک تریلر اکشن متمایل شده اما هول و هراس ناشی از ربوده شدن یک دختر نوجوان را به خوبی بازتاب می دهد. «رفته، کودک رفته» (2007) به کارگردانی «بن افلک» و بازی «سیسی افلک» نیز از های قابل توجه تم کودک ربایی است. ، داستان درگیر شدن دو نفر را که شاهد عینی ربوده شدن کودکی به نام آماندا بوده اند، روایت وی کند و لحظات بسیار پرکشش و پر هول و هراسی را برای بیننده می سازد.
اما برای دیدن «آبنبات ها» (1973) ساخته «گوردون تروبلاد» باید خیلی اعصاب داشته باشید. ، داستان دختری شانزده ساله را روایت می کند که در راه مدرسه به خانه توسط سه آدم ربای روانی یده می شود. این را خوره های سینما خوب می شناسند و می دانند که چه اثر مهم و عجیبی است. اما نمی شود از این موضوع حرف بزنیم و «خونبها» (1965) ساخته «ال سیگل» با بازی «گلن فورد» و «دانا رید» را از قلم بیندازیم. قصه پیچیده ای دارد درباره ناپدیدشدن فرزند یک خانواده و رفتار مشکوک انی که به نظر می رسد در این ماجرا دخ داشته اند.
سرنوشتشان نامعلوم است. نه همانند ک نی که پس از مدتی پیدا می شوند، خوش شانس هستند و نه مثل ک نی که در یک بازی پیچیده قربانی جنایت هولناک می شوند بدشانس. نه ردی دارند و نه نشانی. پرونده گم شدنشان سال ها مفتوح است تا سرنخی به دست بیابند ولی خانواده شان همچنان چشم انتظار.به گزارش رو مه شهروند، لیستی از ک ن ناپدیدشده وجود دارد که هیچ از سرنوشت شان خبر ندارد. سرنوشتی که مشخص نیست بازیچه دستان آدم ربایان است یا در چرخش روزگار رنگ سیاه تری به خود گرفته است. پرونده های متفاوت ناپدیدشدن ک ن سال هاست پیش روی پلیس و تیم قضائی قرار دارد. پدرومادرهایی که هنوز نمی دانند عدم حضور دخترشان را فقدان اعلام کنند یا ربوده شدن، قتل یا کار قاچاقچیان انسان. تجسس های پلیسی پس از شکواییه آغاز می شود. ردی های گام به گام، مظنون گیری، بازجویی همه شاخه های پلیسی اما با بن بست مواجه می شود. تیم های عملیاتی امدادگران در محل حادثه به دنبال نشانه ای از گمشدگان کوچک می گردند. درون چاه، نهر آب و رودخانه. جست وجوها پس از مدتی وسعت بیشتری پیدا می کند اما اثری نیست. تنها فرضیه که باقی می ماند، کودک ربایی است. فرضیه ای پررنگ اما بی نتیجه، چون هیچ ردی وجود ندارد. این ک ن چه می شوند. با وجود گذشت سال ها از ناپدیدشدن این ک ن، پدرومادرهایشان اما هنوز بغض دارند، اشک می ریزند و در انتظار لحظه دیدار هستند. می گویند، کودکمان زنده است و جایی در این دنیا نفس می کشد؛ کجایش را نمی دانند. آن ها می گویند؛ کمترین انتظارشان این است که پاسخ صریحی به آنها داده شود تا بدانند چه بر سر فرزندانشان آمده است.کاش این کابوس ها تمام شوداز ناپدیدشدن دنیا ٢٨ماه می گذرد. دختربچه سه ساله ای که یک روز بعدازظهر از خانه شان در بندرانزلی بیرون رفت و دیگر هرگز بازنگشت. هیچ از سرنوشت دنیا خبری ندارد. بعد از گذشت این همه مدت، همچنان از دنیا خبری نیست. نه اثری، نه سرنخی، نه حتی نشانه ای که بتوان اطلاعی از سرنوشت این دختربچه به دست آورد. ٢٨ماه است که خانواده دنیا به دنبال رد و نشانه ای از دخترشان هستند. دختری که به تازگی صاحب یک برادر شده است. پلیس هنوز هیچ سرنخ موثقی که از سرنوشت این دختربچه حکایت داشته باشد، به دست نیاورده؛ این پرونده با عنوان مفقودی در اداره آگاهی شهرستان بندرانزلی درحال رسیدگی است. رحمان علمی پدر دنیا است. او که کارگر فضای سبز است و به تازگی برای دومین بار پدر شده، درباره روزی که دخترش ناپدید شد، به «شهروند» می گوید: «٢٠ مرداد سال ٩٤ بود. ساعت ١١:٣٠ صبح دخترم مشغول بازی در حیاط خانه مان در خیابان قاضیان بود. همسرم درحال پختن غذا بود و در همین زمان دنیا از خانه بیرون رفت. انگار در کوچه ص شنیده بود و بیرون رفته بود تا ببیند چه ص است. غیبتش که طولانی شد، همسرم به دنبال دنیا داخل حیاط رفت اما اثری از او نبود. از همسایه ها هم سوال کرد و آنها هم او را ندیده بودند. بعد از آن بود که با من تماس گرفت و من هم در جریان ماجرا قرار گرفتم. هرچه به دنبال او گشتم، فایده ای نداشت. با تهیه ع هایی از دنیا، همه جای انزلی و حتی بیرون شهر نصب کردیم تا اگر ی دخترمان را دیده، به ما اطلاع دهد، اما هیچ فایده ای نداشت. ان پلیس و دوست و آشنا تلاش بسیار زیادی برای پیداشدن دخترم د اما هیچ اتفاقی نیفتاد، حتی یک سرنخ هم پیدا نشد. کوچه بن بست خانه مان راه به جایی نداشت که دنیا بتواند از آن بگذرد، آن سرکوچه هم ی او را ندیده بود. برایمان خیلی عجیب بود. دختر سه ساله مان آن وقت ظهر در کوچه گم شده؛ مگر می شود در شهر کوچکی مثل بندر انزلی مردم دختربچه ای با این مشخصات را ببینند و بی تفاوت از کنارش بگذرند. برای همین احتمال می دهیم که او را ربوده باشند. چند نفری را هم به عنوان مظنون بازداشت د، اما به دلیل نبود مدرک آزاد شدند. خودمان که دشمنی نداشتیم، فقط پسر همسایه مان بود که به شیشه اعتیاد داشت. من کمی به او شک ، اما وقتی بازداشت شد، او هم انگار نقشی در این ماجرا نداشت و آزاد شد. هنوز نمی دانیم که دخترمان به چه سرنوشتی دچار شده است. اصلا زنده است یا نه؛ این پرونده همچنان در دادسرا و اداره آگاهی بندر انزلی مفتوح و درحال رسیدگی است، ولی هیچ خبر خاصی نشده است.»این مرد درحالی که همچنان با یادآوری دخترش بغض می کند، ادامه می دهد: «تازه صاحب فرزند دوم شده ایم. پسرمان رضا یکی دوماه است که به دنیا آمده است. دخترمان اگر بود، الان ٦ساله بود. حتما با دیدن برادرش کلی خوشحال می شد. می توانست در نگهداری بچه به مادرش کمک کند. همسرم هنوز هم بعد از به دنیا آمدن پسرمان باز هم حال خوبی ندارد. کوچکترین مسأله ای او را به یاد دنیا می اندازد و اشک می ریزد. بارها دیده ام که پنهانی ع دخترمان را نگاه می کند و زار می زند. خودم هم هنوز پیگیر ماجرا هستم. مرتب به دنبال دخترم می گردم. ع ش را به همه نشان می دهم. فکر کنم ی در بندر انزلی نمانده باشد که از او درباره دخترم سوال نکرده باشم. این که هیچ نشانه ای از دخترم نداریم، ما را بیشتر آزار می دهد. کاش خبری، نشانه ای از دخترم به دست می آوردیم. کاش این کابوس ها تمام می شد.»سرنوشت نامعلوم دخترم، ما را نابود ائده ٧ساله درست یک سال و دوماه، قبل از دنیا در بندرانزلی ناپدید شد. دخترکی که از مدرسه تعطیل شد و حالا ٤ سال است که دیگر اثری از او نیست. خانواده اش حالا ٤٣ماه است که دخترشان را ندیده اند، اما هنوز اسمش را که می شنوند، صدایشان به لرزش می افتد. روزی که مائده به دنیا آمد، پدر و مادرش هرگز تصور نمی د، ٧ سال بعد دخترشان در مسیری مبهم و رازآلود به سرنوشتی غم انگیز دچار می شود. خانواده مائده، با صبری که خدا به آنها داده است، بعد از گذشت ٤ سال همچنان روزها را به امید پیداشدن دخترشان پشت سر می گذارند. بهزاد کبرایی درباره ٤٣ماه انتظار برای پیداشدن ردی از دخترش به «شهروند» می گوید: «پرونده دخترم همچنان در دادسرای بندرانزلی باز است، پلیس و اداره آگاهی هنوز به دنبال سرنخی برای پیدا دخترم هستند. در این مدتی که بدون دخترم گذشت، شرایط ما خیلی سخت بود. غم دوری و وحشت از آینده مرموز و نامعلوم دخترم ما را نابود کرده است. من امید دارم که یک روز خداوند دخترم را دوباره به ما برگرداند. با این حال، هنوز هیچ خبری از دخترم نیست. تمام امیدمان به خداست و کاری از دستمان برنمی آید. هربار پیگیری می کنم، می گویند که تحقیقات و بررسی ها همچنان ادامه دارد اما تاکنون هیچ سرنخی از دنیا و مائده یافت نشده است. پلیس هنوز هیچ سرنخ موثقی که از سرنوشت دخترش حکایت داشته باشد، به دست نیاورده است.»او ادامه می دهد: «ما خودمان هم همچنان به دنبال دخترم هستیم. می گویند که او را جلوی در مدرسه ربوده اند، سوار یک خودرو کرده اند و برده اند؛ اما هیچ اطلاعاتی نداریم. اطلاعاتی که می دهند، موثق نیست. حتی نمی دانیم چطور و با چه خودرویی ربوده شده است. تقریبا چهار سالی می شود که دنبال دخترم می گردیم. انتظار ما را از پای درآورده است. همسرم و پسرم که دانشجو است حالشان خوب نیست و همچنان به امید نشانه ای از مائده هستند. همه جا را به دنبالش گشته ایم ولی نیست که نیست. دیگر نمی دانیم باید چکار کنیم. فقط امید به خدا و بعد از آن به مسئولان داریم که با جدیت بیشتری این پرونده را پیگیری کنند و حداقل ردی و نشانه ای از دخترمان پیدا کنند. لااقل بدانیم چه اتفاقی برایش افتاده است. در این مدت چندین مظنون هم دستگیر شده است ولی همگی بی گناه بودند و آزاد شدند.»هشت ماه بلاتکلیفیهشت ماه است که از تنها پسرشان بی خبرند. پسر چهار ساله ای که روز سیزده بدر در حاشیه رودخانه هیروچایی به طور ناگهانی ناپدید شد. هنوز هیچ سرنخی در دست نیست. با گذشت حدود هشت ماه از ناپدید شدن پسر چهار ساله، ن درونی به پدر و مادرش می گوید که هنوز حسین جایی زیر آسمان زنده است. کجایش را نه آنها می دانند و نه ان پلیس.١٣فروردین ماه امسال بود که حسین چهار ساله به همراه پدر و مادر و سه خواهرش برای گذراندن «روز طبیعت» به باغ های اطراف خلخال رفته بود که به یکباره ناپدید شد و جست وجوها برای یافتن او بی نتیجه ماند تا جایی که با گذشت هشت ماه همچنان اثری از این کودک چهار ساله به دست نیامده است.مادر جوان درحال شیردادن به دختربچه یک سال و ٦ ماهش بود که خبر ناپدیدشدن حسین رسید. همه سراسیمه بودند. هر ی به سویی می رفت اما هیچ اثری از حسین نبود. پدر حسین که هنوز منتظر خبری هرچند کوتاه از تنها پسرش است، به «شهروند» می گوید: حوالی ظهر ١٣فروردین ماه به همراه خانواده ام برای گردش به یکی از باغ های اطراف شهر خلخال رفته بودیم. آن جا چادر زدیم و بچه ها برای جمع آوری چوب به اطراف باغ رفتند. من و همسرم داخل چادر نشسته بودیم. همسرم خدیجه را در آغوش گرفته بود و از او مراقبت می کرد. او هنوز کوچک است و تنها یک سال و 6 ماه دارد که ناگهان دخترم وارد چادر شد. فریاد می زد: حسین نیست، همه جا را به دنبال او گشته ام، اما اثری از او نیست.پلیس را خبر کردیم و جست وجوها برای یافتن پسرم آغاز شد. تیم های امدادونجات در محل حاضر شدند. سگ های زنده یاب، بیل مکانیکی و تعدادی غواص در رودخانه و کنار رودخانه به جست وجو پرداختند ولی هیچ اثری از پسرم یافت نشد. دخترم می گفت همزمان با ناپدیدشدن حسین صدای موتور هم آمد. تصور می کرد که موتورسواری او را ربوده است. صدای فریاد برادرش را هم شنیده بود، ولی زمانی که به محل حادثه رسید دیگر اثری از برادرش نبود. او می گوید: غرق شدن تنها پسرم در داخل رودخانه غیرممکن است، چرا که در چندصدمتری پایین دست رودخانه تورهای ف ی نصب شده و در طول مسیر رودخانه آن قدر تنه درخت هست که اگر پسرم در رودخانه غرق می شد حتما به جایی گیر می کرد. تنها ٤٠دقیقه بعد از ناپدیدشدن پسرم دمپایی هایش را در رودخانه پیدا کردیم. من و مادرش خودمان را به رودخانه انداختیم و هرچه گشتیم اثری از او پیدا نکردیم. من مطمئنم آدم ربایان برای ردگم کنی دمپایی های فرزندم را داخل آب انداخته بودند که بتوانند به راحتی از منطقه دور شوند. با گذشت هشت ماه هنوز از پیدا شدن فرزندم ناامید نشده ام. انتظار دیدن او را می کشم. حسین پسر خوبی بود. با وجود کوچکی خیلی باهوش بود. پرونده ناپدیدشدن کودکم هم اکنون در شعبه هشت بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب خلخال در جریان است. من و همسرم مطمئن هستیم پسرمان یک جایی در این شهر زنده است. هنوز نفس می کشد و منتظر ماست تا او را نجات دهیم.سردرگم اما امیدوا سر چهار ساله که خیلی ساده و باورن ی در یک چشم به هم زدن گم شد و تا امروز هیچ خبری از او نیست. محمدامین پسربچه ای از شهر نقاب در اسان رضوی چهار سال است که از جلوی در خانه پدرش ناپدید شده است. درواقع محمدامین ربوده شد، اما کودک رباها هنوز دستگیر نشده اند. از سرنوشت این کودک خبری در دست نیست. مهمترین مظنون این پرونده جان س و دو متهم دیگر هم به دلیل نبود ادله کافی به قید وثیقه آزاد هستند، تا همچنان سرنوشت این کودک مبهم باشد.این پرونده عجیب کودک ربایی ششم مردادماه سال ٩٢ کلید خورد. محمدامین برای رفتن به کلاس ژیمناستیک آماده شده بود. او با عجله پایین رفت و جلوی در خانه منتظر پدرش ایستاد. مادر از آیفون تصویری خانه او را زیر نظر داشت. ساعت از چهار بعدازظهر گذشته بود و این پسر چهار ساله برای رفتن به کلاس عجله داشت. به سمت انتهای کوچه حرکت کرد. پدرش خیلی زود خودش را به کوچه رساند تا محمد را تا باشگاه همراهی کند، اما از محمد خبری نبود. گم شدن این کودک چهار ساله به همین راحتی اتفاق افتاد. چند ساعت بعد پلیس در جریان قرار گرفت. تلاش ها برای پیدا این کودک شروع شد، اما درست فردای آن روز، یک تماس تلفنی مسیر پرونده را تغییر داد. یک فرد ناشناس با پدر این کودک تماس گرفت و در ازای او ٥٠٠ سکه طلا درخواست کرد؛ حالا پلیس با یک پرونده آدم ربایی مواجه بود. آگاهی اسان رضوی پیگیری پرونده را بر عهده گرفت. بررسی و تحقیقات ادامه داشت، چند تماس تلفنی دیگر بین آدم ربایان و خانواده این کودک رد و بدل شد، کارهای اطلاعاتی پلیس جواب داد و فرد تماس گیرنده به نام «براتعلی» در اسفراین شناسایی و پس از یک هفته از ربوده شدن این کودک دستگیر شد. بازجویی ها برای یافتن محل اختفای کودک وارد مرحله جدیدی شد، او در بازجویی ها به دست داشتن در این آدم ربایی اعتراف کرد. امیدها برای یافتن این کودک پررنگ شد، پدر و مادر و محمد هر لحظه منتظر خبر خوش پسرشان بودند که خبر مرگ تنها سرنخ این کودک ربایی به علت سکته قلبی همه را شوکه کرد. مرگ «براتعلی» یعنی از دست رفتن همه تلاش ها برای نزدیک شدن به آدم رباها. اجل فرصت نداد تا او اطلاعات بیشتری را در اختیار پلیس قرار دهد. هر چند در ارتباط با این پرونده ٢ مظنون دیگر بازداشت شدند، اما اظهارات ضدونقیض آنها کمک چندانی به حل این پرونده نکرد تا این دو متهم نیز پس از یک سال به قید وثیقه از بازداشت موقت آزاد شوند.حالا پرونده محمد امین به یکی از پیچیده ترین پرونده های کودک ربایی تبدیل شده است. بن بست شاید واژه مناسبی برای این پرونده آدم ربایی باشد، اما نمی تواند پاسخی برای بلاتکلیفی پدر و مادر این کودک باشد؛ چشم انتظاری چهار ساله یک مادر و یا تلاش های یک پدر خستگی ناپذیر برای بازگشت و یا یافتن ردی از فرزند. با این همه پدر محمد امین هنوز امیدوار است تا پسرش را دوباره ببیند؛ پسری که الان باید هشت سالش تمام شده باشد.پنج ماه بی خبری١٥٠روز پیش هم پارسا قندی، پسر بچه هشت ساله ای به طرز مرموزی ناپدید شد. خانواده پارسا اما حالا دلتنگند. خبری از پسرشان ندارند. حتی نمی دانند که او زنده است یا نه؛ ٥ماه گذشته، اما هنوز اثری از پارسا نیست. همه چیز آنها را به یاد پارسا می اندازد، ولی امید دارند. با وجود تمام اخبار ناامیدکننده اما خانواده قندی هنوز هم احساس می کنند که پارسا صحیح و سالم پیدا می شود. حالا هر پنجشنبه پدر پارسا با کمک اهالی محل و دوستان و آشنایانش به محل ناپدیدشدن پسرش می رود، همه جا را جست وجو می کند، به دنبال فقط یک نشانه از پسرش کیلومترها راه می رود و همه سختی ها را به جان می د تا شاید بتواند اثری از پارسایش پیدا کند.نقش والدین در اعتماد ک ن به غریبه هاوقتی کودکی گم می شود و یا آدم ربایان آن را به گروگان می گیرند، کجای این شهر و بی سر و ته را باید دنبال آن گشت. از کجا باید شروع کرد؟ واقعا چقدر باید نیرو و امکانات به ج داد تا یک کودک پیدا شود؟ واقعیت این است که کشف هر پرونده ای سرنخ می خواهد، پرونده های کودک ربایی هم از این امر مستثنی نیستند. اگر سرنخی نباشد کار خیلی سخت می شود، اینها را دشتبان، بازپرس دادسرای جنایی تهران به «شهروند» می گوید. به گفته این قاضی رسیدگی به پرونده های کودک ربایی پیچیدگی های خاص خودش را دارد که در این بین اقدامات پلیسی تعیین کننده است: « ان در مراحل رسیدگی به این پرونده ها نیاز به سرنخ دارند. مشاهدات مردمی، دوربین و یا اقدامات آدم ربایان سه عامل تعیین کننده در به دست آوردن سرنخ است؛ حال وقتی هیچ کدام از این عوامل موجود نباشد، سرنخ مناسبی برای پیگیری وجود ندارد. به همین دلیل هم برخی از پرونده ها ماه ها و حتی سال ها بی نتیجه و بلاتکلیف باقی می مانند. بیشترین کودک ربایی ها با انگیزه مالی انجام می شود. اختلاف حساب، طلب و یا باج گیری مهمترین عواملی است که در بیشتر پرونده های کودک ربایی وجود دارد؛ البته در برخی از پرونده ها انگیزه های دیگری چون قاچاق و کودک آزاری هم دیده می شود، با این حال، همچنان تسویه حساب های مالی و ردوبدل شدن پول در صدر انگیزه های پرونده های کودک ربایی است. اینها را دشتبان، بازپرس دادسرای جنایی تهران به «شهروند» می گوید. به گفته این قاضی بررسی پرونده های کودک ربایی نشان می دهد که انگیزه مالی نقش مهمی در شکل گیری این جرایم دارد. جرایمی که آمار دقیقی از آنها در دست نیست، چرا که هر پرونده ای در حوزه قضائی محل وقوع جرم رسیدگی می شود و به همین دلیل آمار تجمیع شده ای در این خصوص وجود ندارد. با وجود این، این قاضی دادسرای جنایی معتقد است که پیشگیری از وقوع این جرایم مهمترین و در عین حال موثرترین اقدامی است که والدین می توانند در آن نقش موثری داشته باشند: «واقعیت این است که زندگی در ای بزرگ و کلان ایی مثل تهران م وماتی دارد که یکی از آن آگاهی بخشی به ک ن و دسالان است. درواقع این پدر و مادر هستند که می توانند با آموزش درست و ایجاد حریم ایمن مانع بروز این حوادث شوند.» دشتبان در توضیح بیشتر می گوید: «اعتمادسازی و یا عدم اعتماد به غریبه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم به رفتار والدین بستگی دارد. برای نمونه همچنان بسیاری از پدر و مادرها، مردهای غریبه را به عنوان «عمو» و همه زن های غریبه را به عنوان « » به فرزندانشان معرفی می کنند. هر چند این رفتار و گفتار ریشه در فرهنگ گذشته ما دارد اما به مرور زمان باعث می شود کودک به غریبه ها و افراد ناشناس اعتماد کند و این اعتماد با توجه به شرایط کنونی بسیار خطرناک است. هر چند آشنا ک ن با واقعیت های سخت و خشن جامعه باعث ترس و دلهره آنها می شود اما این ترس برای در امان ماندن از آسیب ها و گزندهای جبران ناپذیر احتمالی و ایجاد حریم های امن برای ک ن اجتناب ناپذیر است.آمار سیاه کودک رباییکامران رضوانی، قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران هم به آمار سیاه کودک ربایی اشاره می کند و در این باره به «شهروند» می گوید: «بسیاری از موارد کودک ربایی بنا به دلایلی هیچگاه به مراجع انتظامی و قضائی اعلام نمی شود. حفظ آبرو به خصوص در مواردی که کودک ربوده شده دختر باشد، کودک ربایی اعضای باندهای تب اری به خصوص موادمخدر و یا اختلاف های قومی در بین اتباع خارجی به خصوص افغانی بخش دیگری از موارد کودک ربایی است که معمولا در جایی ثبت نمی شود، اینها آمار سیاه کودک ربایی است.» او ادامه می دهد: «در مقابل اما پرونده های متعددی هم با عنوان کودک ربایی شکل می گیرد که در بررسی ها مشخص می شود، کودک از سوی یکی از والدین به دلیل اختلاف بر سر س رستی ربوده شده است. این مورد بیشتر در بین زن و شوهرهایی که از هم جدا شده و یا متارکه کرده اند دیده می شود، البته این مورد چندان مصداق کودک ربایی نیست. اما به هر حال س رستی کودک را قانون برای یکی از والدین تعیین کرده است.» اما به گفته این قاضی اجرای احکام انگیزه بیشتر پرونده های کودک ربایی مسائل مالی است و محافظت ک ن تنها راه مقابله و کاهش این گونه جرایم است: «به هر حال کودک ربایی از آن دست جرایمی است که از گذشته وجود داشته است. البته طی سال های اخیر برخی موارد چون قاچاق و هم در این پرونده ها وجود دارد. برای نمونه در یک پرونده ای دختربچه ای برای تهیه نان به نانوایی رفته بود و آن جا ربوده شده و مورد قرار گرفته بود؛ این یعنی خطری بالقوه برای همه ک ن که برای مقابله با آن هم چاره ای جز پیشگیری وجود ندارد. پیشگیری هم در این خصوص فقط از طریق آموزش به ک ن امکان پذیر است.» کودک بی دفاع است؛ نه توان فکری لازم برای تشخیص اغفال را دارد و نه قدرت بدنی بازدارنده در برابر تهدید، به همین دلیل هم کودک ربایی در بیشتر پرونده ها به سادگی اتفاق می افتد. به گفته رضوانی قانون گذار هم با توجه به این شرایط مجازات سنگینی را برای کودک ربایی در نظر گرفته است: «اگر فرد ربوده شده کمتر از ١٥ سال داشته باشد، بر اساس ماده ٦٢١ کیفری بخش تعزیرات مجازات های در نظر گرفته شده تشدید شده و به جز در موارد خیلی معدود، ١٥ سال حبس را برای کودک ربا در نظر گرفته است. البته این جرم فقط برای ربایش کودک است، سایر جرایم چون ضرب وجرح، ، آزار و اذیت هر کدام مطابق قانون مجازات های خاص خودش را دارد.» رضوانی همچنین به پرونده های اخیر کودک ربایی که والدین با استفاده از شبکه های اجتماعی از مردم برای پیدا فرزندشان درخواست کمک کرده اند هم اشاره می کند و در این باره می گوید: «به هر حال پدرومادرها در هنگام بروز این حوادث شرایط روحی و روانی به هم ریخته ای دارند و به دلیل علاقه و رابطه عاطفی سعی می کنند به هر شکلی کودکشان را پیدا کنند؛ اما در برخی موارد این اقدامات نتیجه مع دارد. به طور کلی توصیه ما به والدین در چنین شرایطی پرهیز از اقدامات خودسرانه و مراجعه مستقیم به پلیس متخصص است. هر چقدر ان آگاهی در بخش آدم ربایی سریع تر در جریان پرونده قرار بگیرند، به همان نسبت شانس موفقیت و پیداشدن کودک بیشتر است.»
به گزارش بولتن نیوز، متهمان ابتدا پنج میلیون تومان از حساب بانکی اش برداشت و بعد وی را مجبور د در تماس با خانواده اش وانمود کند به افرادی بد ار است و از آنها بخواهد طلاهای همسرش را در قرار ملاقاتی به دو مرد تحویل دهند. بعد هم او را مجبور د خودروی پژو 206 خود را به نام آنها سند بزند. علاوه برآن مبایعه نامه ای نوشتند و با تهدید او به مرگ، خواستند آپارتمانش را نیز در بنگاهی قولنامه کرده و به نام آدم ربایان ثبت کند. این در حالی بود که گروگان جوان از ترس جان از پدرش خواست به بنگاه برود و مبایعه نامه ای تنظیم کند که این بار متهمان در اجرای آ ین اخاذی شان ناکام مانده و بازداشت شدند. متهمان در بازجویی ها منکر این آدم ربایی شدند که در ادامه، گفت وگوی دو عضو این باند با برنامه «یک پرونده یک روایت» رادیو جوان را می خوانید.انکار گروگانگیری و اخاذیمجتبی، از آشنایی با همدستانت بگو؟من و طیب با هم بچه محل بودیم و با هم ارتباط داشتیم، اما از یک سال پیش که هردو از زندان آزاد شدیم، ارتباطمان بیشتر شد .برای چه زندان بودی؟هردو به خاطر موادمخدر در زندان بودیم.قبل از آدم ربایی چکار می کردی؟تراشکار بوم.سابقه کیفری داری؟ده بار. همه آن هم بابت موادمخدر بود. چند ماه در زندان می ماندم و بعد آزاد می شدم.متاهلی؟نه. قبلا ازدواج کرده بودم. اما زمانی که فرزندم یک ساله بود، همسرم به خطر اعتیادم از من جدا شد. حالا پسرم 11 ساله است.دوباره ازدواج نکردی؟نه. می خواستم ازدواج کنم، اما به اتهام آدم ربایی بازداشت شدم.وضع مالی ات خوب هست؟بله. مشکل مالی نداشتم.پس چرا به آدم ربایی دست زدی؟آدم ربایی در کار نبود. ما فقط پولمان را از او می خواستیم.چقدر پول به او داده بودید؟یک روز طیب سراغم آمد و گفت حمید ـ جوان ربوده شده ـ قصد ید و فروش خودروی مدل بالا دارد. اگر به او پول قرض دهیم تا آن خودرو را ب د، سه روزه آن را می فروشد و 20 میلیون تومان سود می کند. بنابراین علاوه براین که اصل پولمان را بعد از سه روز می گیریم، از سود آن ده میلیون تومان نصیبمان می شود. من هم وسوسه شدم. من و طیب در مجموع 40 میلیون تومان و دوست دیگرمان حسن نیز 68 میلیون تومان به او داد.چرا همان روزی که پول را دادید خواهان بازپرداخت آن شدید؟ساعاتی از پرداخت پول به او نگذشته بود که او مدام این دست و آن دست می کرد تا فروشنده خودروی خارجی را پیدا کند، اما او را پیدا نکرد. مدام می گفت در خانه و محل کارش نیست و تلفنش را پاسخ نمی دهد. حتی ما را برای یافتن آن مرد به حوالی بزرگراه آزادگان برد، اما آن مرد در آنجا حاضر نشد. همین رفتارها باعث شد به او ظنین شویم که نکند خودرویی در کار نیست و او می خواهد ما را فریب دهدو هدفش بالا کشیدن پولمان است که باعث شد پولمان را از او بخواهیم.پول تو و دوستانت را پرداخت کرد؟می گفت پول را کارت به کارت کرده به حساب فروشنده که قرار است خودرو را تحویلش دهد، اما او را پیدا نمی کند که پول را پس دهد. مدعی بود هر طور شده پول را پس می دهد، اما سودی بابت آن به ما نمی پردازد. او خودش به محل قرار با ما آمد تا پول را بیاورد که پولی در کار نبود .بعد چه شد؟از ما برای بازپرداخت پول فرصت خواست. می گفت پنج میلیون تومان ابتدا به ما می دهد، طلا می دهد، خودروی پژویش را نیز می توانیم بفروشیم. علاوه برآن خانه ای در طبقه ششم مجتمعی در مرتضی گرد دارد که اکنون سند آن را به نام پدرش ثبت کرده که می توانیم آن را هم بابت بقیه پول طلبمان برداریم.شما مدرکی هم بابت پرداخت آن 108 میلیون تومان، از او گرفتید؟نه. این کاردر عالم رفاقت انجام شد. اشتباه کردیم باید دست نوشته، چک یا سفته ای بابت بازپرداخت طلبمان از او می گرفتیم که اشتباه کردیم و این کار را انجام ندادیم. او پولمان را پس نداد هیچ، حالا اتهام آدم ربایی به ما زده است.چرا نقشه آدم ربایی را طراحی کردی؟آدم ربایی درکار نبود. او با پای خودش با ما همراه شد. ما 40 میلیون تومان را کارت به کارت و 86 میلیون بقیه را که مال دوستمان حسن بود، نقدی به مرد جوان دادیم.او پول و طلا به شما پرداخت کرد؟ابتدا پنج میلیون تومان را که در ک بود به حساب حسن واریز کرد. طلاهایی را از طریق برادرش به ما رساند. آپارتمانش در محله مرتضی گرد را که سند آن به نام پدرش بود، قرار شد به نام ما بابت بدهی ثبت کند. پدرش می خواست این کاررا انجام دهدکه ما گفتیم کد رهگیری بگیرد که این کار انجام نگرفت و به ما شک کرد؛ ماجرا لو رفت و این کار انجام نشد.شما بعداز آدم ربایی گروگان را کجا بردید؟آدم ربایی در کار نبود. او خودش با سوار شدن به خودروی پژو به محل قرار آمد که ما نیز با دو دستگاه خودرو سر قرار آمدیم. دو ساعت به دنبال آن فروشنده خودروی خارجی بودیم. همه با هم ساندویچ خوردیم. حرف زدیم. او تلفنی با افرادی حرف زد حتی با برادرش تلفنی صحبت کرد. می گفت تلفن فروشنده خاموش است تا پول را پس بگیرد یا خودرو را تحویل بگیرد. شب اول با من به خانه مان آمد. اما چون خواهر و مادرم در خانه بودند، روز بعد او را به باغی بردیم و چهار، پنج روز بقیه را به خانه های دوستانمان در ملارد و شهریار منتقل کردیم.در این مدت رفتارتان با او چطور بود؟هر چه می خوردیم به او می دادیم، او کاملا آزاد بود و آزار و اذیتی در کار نبود.شما زمان گروگانگیری در تماس با پدرش او را تهدید کرده بودید اگر مبایعه نامه و کد رهگیری فروش آپارتمان را به نام شما ثبت نکند، پسرش را آزاد نمی کنید؟تهدیدمان جدی نبود. چون مبایعه نامه را چند روز قبل نوشته بودیم و فقط مانده بود دریافت کد رهگیری که ماجرا در بنگاه لو رفت. انتقال سند این آپارتمان به نام ما با رضایت خود حمید بود.اگر گروگان رضایت داشت پس چرا او را با خود به بنگاه نبردید؟او خودش نیامد. چون می گفت سند آپارتمان به نام پدرش است و دیگر لازم نیست با ما بیاید.چرا در اولین مرتبه فقط از او پنج میلیون تومان پول گرفتید؟او خودش این مبلغ را به حساب دوستمان حسن واریز کرد. چون فقط پنج میلیون تومان در کارت وی پول بود .چرا این مبلغ در تهران به حساب همدست تو واریز نشد؟حمید در تهران حرفی نزد که پول دارد. زمانی که با ما به شهریارآمد تازه آنجا گفت کارت بانکی همراهش است و ما در آنجا پنج میلیون را با خواست او به حساب حسن واریز کردیم تا بقیه طلبمان را از وی بگیریم.چرا وقتی که پول، طلا و حتی مبایعه نامه فروش آپارتمان را گرفتید گروگان را رها نکردید؟گمان می کردیم شاید او به ما دروغ بگوید و بازی در آورد و پولمان را ندهد.تو ورزشکاری؟مربی باشگاه ورزشی بودم، اما اعتیاد باعث شد ورزش، همسرم و خیلی چیزهای دیگر را از دست بدهم . بعد هم که برای تامین هزینه زندگی ام به تراشکاری رو آوردم، اما همچنان اعتیاد دارم و ترک نکرده ام.طلبمان را می خواستیمطیب، تو چطور با جوان ربوده شده آشنا شدی؟من هم از طریق دوست دیگرمان حسن از مدت ها پیش با او آشنا شده بودم.نقش تو در آدم ربایی چه بود؟آدم ربایی درکار نبود، ما فقط می خواستیم پولمان رابگیریم. حرف های شاکی درباره آدم ربایی را قبول ندارم.سابقه داری؟دوبار به خاطر مواد به زندان رفتم.چرا احساس کردید به پولتان نمی رسید؟چون او هر کاری می کرد نمی توانست فروشنده خودروی خارجی را پیدا کندو مدام به ما می گفت تلفنی یا حضوری او را پیدا می کند. همین حرف های ضد و نقیض اش باعث شد به او شک کنیم. پولمان را خواستیم که گفت پول را به حساب فروشنده واریز کرده و پولی ندارد. همانجا شک مان بیشتر شد و تصمیم گرفتیم طلبمان را پس بگیریم.طلب را پس گرفتید؟او از طریق برادرش به ما طلا داد، پنج میلیون تومان پول و مبایعه نامه فروش خانه اش را که به نام پدرش در محله مرتضی گرد بود. ماحتی به نمایشگاه خودرو رفتیم، 13 میلیون تومان بدهی او را به صاحب نمایشگاه دادیم وخودرویش را گرفتیم. بعد رفتیم تعویض پلاک تا پلاک آن را عوض کنیم تا خودرو را بفروشیم و پولی دستمان را بگیرد که کارمان در تعویض پلاک به یک هفته دیگر افتاد. اگر ما آدم ربا بودیم که پول بیشتری اخاذی می کردیم نه این که طلب خودمان را بگیریم. خودمان سر قرار نمی رفتیم، اما زمانی که بازداشت شدیم، دیگر طلبمان هم به دستمان نرسید.طلاهایی را که گرفتید چه کردید؟شاکی با برادرش تلفنی تماس گرفت و خواست بابت بدهی اش طلاهایی را برایمان بیاورد. او خودش همه چیز را تلفنی هماهنگ کرد و محل قرار را هم خودش تعیین کرد. ما به آنجا رفتیم و خیلی محترمانه طلاها را گرفتیم. می خواستیم آن را بفروشیم اما فاکتور نداشتیم.گروگان چند شب پیش شما بود؟ماجرا آدم ربایی نبود. او نزدیک به یک هفته با ما بود. خودش با پای خودش آمده و هر جا می رفتیم با ما بود. هیچ گونه مشکلی برای او به وجود نیاوردیم. شکنجه و کتک زدن هم در کار نبود اگر ما آدم ربایی کرده بودیم باید حدالاقل او را کتک زده و زندانی می کردیم که این کارها را انجام ندادیم.او را جای دیگری هم بردید؟می خواستیم برویم خانه اجاره ای او که می گفت در محله پونک تهران است. اوحتی می گفت پول پیش خانه اش 167 میلیون تومان است. وی به همسرش زنگ زد و از او خواست به خانه پدر شوهرش برود، چون ممکن است با دوستانش ـ ما ـ به آنجا برویم که او بعد از حرف زدن با ما منصرف شد و آنجا نرفتیم، بلکه به خانه مجتبی و بعد دوستان دیگرمان رفتیم.شاکی اعلام کرده است که شما با انداختن گونی روی سرش او را ربوده اید؟نه. این حرف ها درست نیست. آدم ربایی درکار نبود وگفته های اورا قبول ندارم. او خودش همراه ما شد تا 108 میلیون تومانی را که از ما دو نفر و دوست دیگرمان گرفته بود، پس دهد.طبق گفته شاکی شما پول را به مرد دیگری داده اید وبه جای او اشتباهی شاکی را ربوده اید؟نه. قبول ندارم. ما پول را به همین فرد قرض دادیم. حسن به ما پولی بد ار نبود، بلکه او نیز 68 میلیون تومان به شاکی داده بود. شاکی مدعی بود علاوه بر بازگرداندن پول، سود ده میلیون تومانی نیز به ما می دهد.اگر کار شما آدم ربایی نبود، چرا حسن بعد از دستگیری شما حمید را رها کرد؟این حرف ها واقعیت ندارد. حمید خودش رفته بود و حسن او را به گروگان نگرفته بود که بخواهد آزادش کند. اوخودش ازما جدا شد و رفت.چرا گروگان را در شش خانه نگه داشتید و مدام این مکان ها را عوض می کردید؟مخفیگاهی نبود. خانه خودمان یا دوستانمان بود که خودش با ما می آمد.آدم ربایی را قبول ندارید، اما زمانی که با همدست خود مواجهه حضوری شدی اعتراف کردی که در آدم ربایی نقش داشتی .نه. من آن موقع دروغ گفتم تا فرصتی پیدا کنم که آزاد شوم.شما نشانی خانه گروگان را که سندش به نام پدر او بود، از کجا آوردید؟حمید خودش نشانی وکلید را به ما داد. او خودش خواست بابت بقیه طلب این خانه را که در محله مرتضی گرد بود برای خودمان برداریم. با توجه به گفته های او ما خودمان به آنجا رفتیم. حتی با رفتن به چند بنگاه ارزش ملک را ارزی هم کردیم.شما با پدر او ملاقات کردید؟بله. این ملاقات با اصرار خود حمید بود . او خودش تلفنی با پدرش حرف زد و خواست به بنگاه بیاید، مبایعه نامه را بنویسد، کد رهگیری بگیرد و مقدمات ثبت سند خانه به نام ما بابت بدهی اش را انجام دهد.اگر شما او را به گروگان نگرفته بودید پس چرا خط تلفن او را مدام تغییر می دادید؟هر دو خط تلفن مال خودش بود. خط اولی را خاموش کرد و دومی را فعال کرد. ما هیچ خط تلفنی به او ندادیم.قبل از دستگیری چرا به شمال کشور رفتی، قصد فرار داشتی؟خیر. من دچار مشکل شده بودم و برای حل آن نزد یکی از آشنایان رفته بودم. قصد فراری در کار نبود، چون اقدام اشتباهی نکرده بودم که نگران باشم.با توجه به این که پول، طلا و مبایعه نامه راگرفته بودید، چرا گروگان را آزاد نکردید؟بحث گروگانگیری در کار نبود. او خودش آزاد بود و هر جا که می خواست، می رفت دیگر قرار نبود ما نقشه ربودن او را طراحی کرده و به اجرا بگذاریم.پنج میلیون تومان پول گروگان به حساب چه ی واریز شد؟این پول به حساب حسن واریز شد و آن را خود حمید واریز کرد، پول برای بدهی اش بود، نه برای اخاذی و آدم ربایی.حرف پایانی؟اشتباه کردیم. زمانی که او پول را از ما گرفت و ما فهمیدیم خودرویی در کار نیست، باید اول از او رسید محضری، سفته یا مدارکی که بابت پرداخت پول بود، می گرفتیم تا او این طور به ما تهمت آدم ربایی نزند تا بازداشت شویم. او با ما بازی کرد، نه تنها پولمان را نپرداخت بلکه ما را در برابر اتهام آدم ربایی قرارداد.
فصل رنگارنگ پاییز، در مناطق مختلف ساوه از دشت تا مناطق کوهستانی قله «شاه پسند» دارای زیبایی ها و دیدنی هایی است که از دریچه دوربین سعی کردیم تا این هزار رنگ طبیعت را به تصویر بکشیم. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نارخبر کوه شاه پسند با ارتفاع ۲۷۸۰ متر بلندترین ارتفاع محدوده جغرافیایی ساوه محسوب می شود. قله «شاه پسند» جزو رشته طویل قان است و اتوبان ساوه همدان از جنوب آن می گذرد و در بالای مقبره اشموئیل در روستای غارچکه بار قرار دارد که دسترسی به آن برای افراد عادی کمی مشکل است. فصل رنگارنگ پاییز، در مناطق مختلف ساوه از دشت تا مناطق کوهستانی«شاه پسند» دارای زیبایی ها و دیدنی های خاصی است که از دریچه دوربین سعی کردیم تا این هزار رنگ طبیعت را نشان دهیم.پاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوهپاییز هزار رنگ از دشت تا کوهستان های ساوه انتهای پیام/
یکی از عاملان گروگانگیری سرنوشت عجیبی دارد که از زبان خودش شنیدنی است.به گزارش شفاف، مجتبی و طیب دو دوست بودندکه به همراه مردی به نام حسن سناریوی ربودن تازه داماد جوانی را در یکی از محله های تهران کلید زده و آن را سه نفری به اجرا گذاشتند. آنها یک هفته او را به خانه هایی در شهریار و ملارد منتقل و برای او از خانواده اش اخاذی د. متهمان ابتدا پنج میلیون تومان از حساب بانکی اش برداشت و بعد وی را مجبور د در تماس با خانواده اش وانمود کند به افرادی بد ار است و از آنها بخواهد طلاهای همسرش را در قرار ملاقاتی به دو مرد تحویل دهند.بعد هم او را مجبور د خودروی پژو 206 خود را به نام آنها سند بزند. علاوه برآن مبایعه نامه ای نوشتند و با تهدید او به مرگ، خواستند آپارتمانش را نیز در بنگاهی قولنامه کرده و به نام آدم ربایان ثبت کند.این در حالی بود که گروگان جوان از ترس جان از پدرش خواست به بنگاه برود و مبایعه نامه ای تنظیم کند که این بار متهمان در اجرای آ ین اخاذی شان ناکام مانده و بازداشت شدند. متهمان در بازجویی ها منکر این آدم ربایی شدند که در ادامه، گفت وگوی دو عضو این باند را می خوانید.انکار گروگانگیری و اخاذیمجتبی، از آشنایی با همدستانت بگو؟من و طیب با هم بچه محل بودیم و با هم ارتباط داشتیم، اما از یک سال پیش که هردو از زندان آزاد شدیم، ارتباطمان بیشتر شد .برای چه زندان بودی؟هردو به خاطر موادمخدر در زندان بودیم.قبل از آدم ربایی چکار می کردی؟تراشکار بوم.سابقه کیفری داری؟10 بار. همه آن هم بابت موادمخدر بود. چند ماه در زندان می ماندم و بعد آزاد می شدم.متاهلی؟نه. قبلا ازدواج کرده بودم. اما زمانی که فرزندم یک ساله بود، همسرم به خطر اعتیادم از من جدا شد. حالا پسرم 11 ساله است.دوباره ازدواج نکردی؟نه. می خواستم ازدواج کنم، اما به اتهام آدم ربایی بازداشت شدم.وضع مالی ات خوب هست؟بله. مشکل مالی نداشتم.پس چرا به آدم ربایی دست زدی؟آدم ربایی در کار نبود. ما فقط پولمان را از او می خواستیم.چقدر پول به او داده بودید؟یک روز طیب سراغم آمد و گفت حمید ـ جوان ربوده شده ـ قصد ید و فروش خودروی مدل بالا دارد. اگر به او پول قرض دهیم تا آن خودرو را ب د، سه روزه آن را می فروشد و 20 میلیون تومان سود می کند. بنابراین علاوه براین که اصل پولمان را بعد از سه روز می گیریم، از سود آن ده میلیون تومان نصیبمان می شود. من هم وسوسه شدم. من و طیب در مجموع 40 میلیون تومان و دوست دیگرمان حسن نیز 68 میلیون تومان به او داد.چرا همان روزی که پول را دادید خواهان بازپرداخت آن شدید؟ساعاتی از پرداخت پول به او نگذشته بود که او مدام این دست و آن دست می کرد تا فروشنده خودروی خارجی را پیدا کند، اما او را پیدا نکرد. مدام می گفت در خانه و محل کارش نیست و تلفنش را پاسخ نمی دهد. حتی ما را برای یافتن آن مرد به حوالی بزرگراه آزادگان برد، اما آن مرد در آنجا حاضر نشد. همین رفتارها باعث شد به او ظنین شویم که نکند خودرویی در کار نیست و او می خواهد ما را فریب دهدو هدفش بالا کشیدن پولمان است که باعث شد پولمان را از او بخواهیم.پول تو و دوستانت را پرداخت کرد؟می گفت پول را کارت به کارت کرده به حساب فروشنده که قرار است خودرو را تحویلش دهد، اما او را پیدا نمی کند که پول را پس دهد. مدعی بود هر طور شده پول را پس می دهد، اما سودی بابت آن به ما نمی پردازد. او خودش به محل قرار با ما آمد تا پول را بیاورد که پولی در کار نبود .بعد چه شد؟از ما برای بازپرداخت پول فرصت خواست. می گفت پنج میلیون تومان ابتدا به ما می دهد، طلا می دهد، خودروی پژویش را نیز می توانیم بفروشیم. علاوه برآن خانه ای در طبقه ششم مجتمعی در مرتضی گرد دارد که اکنون سند آن را به نام پدرش ثبت کرده که می توانیم آن را هم بابت بقیه پول طلبمان برداریم.شما مدرکی هم بابت پرداخت آن 108 میلیون تومان، از او گرفتید؟نه. این کاردر عالم رفاقت انجام شد. اشتباه کردیم باید دست نوشته، چک یا سفته ای بابت بازپرداخت طلبمان از او می گرفتیم که اشتباه کردیم و این کار را انجام ندادیم. او پولمان را پس نداد هیچ، حالا اتهام آدم ربایی به ما زده است.چرا نقشه آدم ربایی را طراحی کردی؟آدم ربایی درکار نبود. او با پای خودش با ما همراه شد. ما 40 میلیون تومان را کارت به کارت و 86 میلیون بقیه را که مال دوستمان حسن بود، نقدی به مرد جوان دادیم.او پول و طلا به شما پرداخت کرد؟ابتدا پنج میلیون تومان را که در ک بود به حساب حسن واریز کرد. طلاهایی را از طریق برادرش به ما رساند. آپارتمانش در محله مرتضی گرد را که سند آن به نام پدرش بود، قرار شد به نام ما بابت بدهی ثبت کند. پدرش می خواست این کاررا انجام دهدکه ما گفتیم کد رهگیری بگیرد که این کار انجام نگرفت و به ما شک کرد؛ ماجرا لو رفت و این کار انجام نشد.شما بعداز آدم ربایی گروگان را کجا بردید؟آدم ربایی در کار نبود. او خودش با سوار شدن به خودروی پژو به محل قرار آمد که ما نیز با دو دستگاه خودرو سر قرار آمدیم. دو ساعت به دنبال آن فروشنده خودروی خارجی بودیم. همه با هم ساندویچ خوردیم. حرف زدیم. او تلفنی با افرادی حرف زد حتی با برادرش تلفنی صحبت کرد. می گفت تلفن فروشنده خاموش است تا پول را پس بگیرد یا خودرو را تحویل بگیرد. شب اول با من به خانه مان آمد. اما چون خواهر و مادرم در خانه بودند، روز بعد او را به باغی بردیم و چهار، پنج روز بقیه را به خانه های دوستانمان در ملارد و شهریار منتقل کردیم.در این مدت رفتارتان با او چطور بود؟هر چه می خوردیم به او می دادیم، او کاملا آزاد بود و آزار و اذیتی در کار نبود.شما زمان گروگانگیری در تماس با پدرش او را تهدید کرده بودید اگر مبایعه نامه و کد رهگیری فروش آپارتمان را به نام شما ثبت نکند، پسرش را آزاد نمی کنید؟تهدیدمان جدی نبود. چون مبایعه نامه را چند روز قبل نوشته بودیم و فقط مانده بود دریافت کد رهگیری که ماجرا در بنگاه لو رفت. انتقال سند این آپارتمان به نام ما با رضایت خود حمید بود.اگر گروگان رضایت داشت پس چرا او را با خود به بنگاه نبردید؟او خودش نیامد. چون می گفت سند آپارتمان به نام پدرش است و دیگر لازم نیست با ما بیاید.چرا در اولین مرتبه فقط از او پنج میلیون تومان پول گرفتید؟او خودش این مبلغ را به حساب دوستمان حسن واریز کرد. چون فقط پنج میلیون تومان در کارت وی پول بود .چرا این مبلغ در تهران به حساب همدست تو واریز نشد؟حمید در تهران حرفی نزد که پول دارد. زمانی که با ما به شهریارآمد تازه آنجا گفت کارت بانکی همراهش است و ما در آنجا پنج میلیون را با خواست او به حساب حسن واریز کردیم تا بقیه طلبمان را از وی بگیریم.چرا وقتی که پول، طلا و حتی مبایعه نامه فروش آپارتمان را گرفتید گروگان را رها نکردید؟گمان می کردیم شاید او به ما دروغ بگوید و بازی در آورد و پولمان را ندهد.تو ورزشکاری؟مربی باشگاه ورزشی بودم، اما اعتیاد باعث شد ورزش، همسرم و خیلی چیزهای دیگر را از دست بدهم . بعد هم که برای تامین هزینه زندگی ام به تراشکاری رو آوردم، اما همچنان اعتیاد دارم و ترک نکرده ام.طلبمان را می خواستیمطیب، تو چطور با جوان ربوده شده آشنا شدی؟من هم از طریق دوست دیگرمان حسن از مدت ها پیش با او آشنا شده بودم.نقش تو در آدم ربایی چه بود؟آدم ربایی درکار نبود، ما فقط می خواستیم پولمان رابگیریم. حرف های شاکی درباره آدم ربایی را قبول ندارم.سابقه داری؟دوبار به خاطر مواد به زندان رفتم.چرا احساس کردید به پولتان نمی رسید؟چون او هر کاری می کرد نمی توانست فروشنده خودروی خارجی را پیدا کندو مدام به ما می گفت تلفنی یا حضوری او را پیدا می کند. همین حرف های ضد و نقیض اش باعث شد به او شک کنیم. پولمان را خواستیم که گفت پول را به حساب فروشنده واریز کرده و پولی ندارد. همانجا شک مان بیشتر شد و تصمیم گرفتیم طلبمان را پس بگیریم.طلب را پس گرفتید؟او از طریق برادرش به ما طلا داد، پنج میلیون تومان پول و مبایعه نامه فروش خانه اش را که به نام پدرش در محله مرتضی گرد بود. ماحتی به نمایشگاه خودرو رفتیم، 13 میلیون تومان بدهی او را به صاحب نمایشگاه دادیم وخودرویش را گرفتیم. بعد رفتیم تعویض پلاک تا پلاک آن را عوض کنیم تا خودرو را بفروشیم و پولی دستمان را بگیرد که کارمان در تعویض پلاک به یک هفته دیگر افتاد. اگر ما آدم ربا بودیم که پول بیشتری اخاذی می کردیم نه این که طلب خودمان را بگیریم. خودمان سر قرار نمی رفتیم، اما زمانی که بازداشت شدیم، دیگر طلبمان هم به دستمان نرسید.طلاهایی را که گرفتید چه کردید؟شاکی با برادرش تلفنی تماس گرفت و خواست بابت بدهی اش طلاهایی را برایمان بیاورد. او خودش همه چیز را تلفنی هماهنگ کرد و محل قرار را هم خودش تعیین کرد. ما به آنجا رفتیم و خیلی محترمانه طلاها را گرفتیم. می خواستیم آن را بفروشیم اما فاکتور نداشتیم.گروگان چند شب پیش شما بود؟ماجرا آدم ربایی نبود. او نزدیک به یک هفته با ما بود. خودش با پای خودش آمده و هر جا می رفتیم با ما بود. هیچ گونه مشکلی برای او به وجود نیاوردیم. شکنجه و کتک زدن هم در کار نبود اگر ما آدم ربایی کرده بودیم باید حدالاقل او را کتک زده و زندانی می کردیم که این کارها را انجام ندادیم.او را جای دیگری هم بردید؟می خواستیم برویم خانه اجاره ای او که می گفت در محله پونک تهران است. اوحتی می گفت پول پیش خانه اش 167 میلیون تومان است. وی به همسرش زنگ زد و از او خواست به خانه پدر شوهرش برود، چون ممکن است با دوستانش ـ ما ـ به آنجا برویم که او بعد از حرف زدن با ما منصرف شد و آنجا نرفتیم، بلکه به خانه مجتبی و بعد دوستان دیگرمان رفتیم.شاکی اعلام کرده است که شما با انداختن گونی روی سرش او را ربوده اید؟نه. این حرف ها درست نیست. آدم ربایی درکار نبود وگفته های اورا قبول ندارم. او خودش همراه ما شد تا 108 میلیون تومانی را که از ما دو نفر و دوست دیگرمان گرفته بود، پس دهد.طبق گفته شاکی شما پول را به مرد دیگری داده اید وبه جای او اشتباهی شاکی را ربوده اید؟نه. قبول ندارم. ما پول را به همین فرد قرض دادیم. حسن به ما پولی بد ار نبود، بلکه او نیز 68 میلیون تومان به شاکی داده بود. شاکی مدعی بود علاوه بر بازگرداندن پول، سود ده میلیون تومانی نیز به ما می دهد.اگر کار شما آدم ربایی نبود، چرا حسن بعد از دستگیری شما حمید را رها کرد؟این حرف ها واقعیت ندارد. حمید خودش رفته بود و حسن او را به گروگان نگرفته بود که بخواهد آزادش کند. اوخودش ازما جدا شد و رفت.چرا گروگان را در شش خانه نگه داشتید و مدام این مکان ها را عوض می کردید؟مخفیگاهی نبود. خانه خودمان یا دوستانمان بود که خودش با ما می آمد.آدم ربایی را قبول ندارید، اما زمانی که با همدست خود مواجهه حضوری شدی اعتراف کردی که در آدم ربایی نقش داشتی .نه. من آن موقع دروغ گفتم تا فرصتی پیدا کنم که آزاد شوم.شما نشانی خانه گروگان را که سندش به نام پدر او بود، از کجا آوردید؟حمید خودش نشانی وکلید را به ما داد. او خودش خواست بابت بقیه طلب این خانه را که در محله مرتضی گرد بود برای خودمان برداریم. با توجه به گفته های او ما خودمان به آنجا رفتیم. حتی با رفتن به چند بنگاه ارزش ملک را ارزی هم کردیم.شما با پدر او ملاقات کردید؟بله. این ملاقات با اصرار خود حمید بود . او خودش تلفنی با پدرش حرف زد و خواست به بنگاه بیاید، مبایعه نامه را بنویسد، کد رهگیری بگیرد و مقدمات ثبت سند خانه به نام ما بابت بدهی اش را انجام دهد.اگر شما او را به گروگان نگرفته بودید پس چرا خط تلفن او را مدام تغییر می دادید؟هر دو خط تلفن مال خودش بود. خط اولی را خاموش کرد و دومی را فعال کرد. ما هیچ خط تلفنی به او ندادیم.قبل از دستگیری چرا به شمال کشور رفتی، قصد فرار داشتی؟خیر. من دچار مشکل شده بودم و برای حل آن نزد یکی از آشنایان رفته بودم. قصد فراری در کار نبود، چون اقدام اشتباهی نکرده بودم که نگران باشم.با توجه به این که پول، طلا و مبایعه نامه راگرفته بودید، چرا گروگان را آزاد نکردید؟بحث گروگانگیری در کار نبود. او خودش آزاد بود و هر جا که می خواست، می رفت دیگر قرار نبود ما نقشه ربودن او را طراحی کرده و به اجرا بگذاریم.پنج میلیون تومان پول گروگان به حساب چه ی واریز شد؟این پول به حساب حسن واریز شد و آن را خود حمید واریز کرد، پول برای بدهی اش بود، نه برای اخاذی و آدم ربایی.حرف پایانی؟اشتباه کردیم. زمانی که او پول را از ما گرفت و ما فهمیدیم خودرویی در کار نیست، باید اول از او رسید محضری، سفته یا مدارکی که بابت پرداخت پول بود، می گرفتیم تا او این طور به ما تهمت آدم ربایی نزند تا بازداشت شویم. او با ما بازی کرد، نه تنها پولمان را نپرداخت بلکه ما را در برابر اتهام آدم ربایی قرارداد.منبع: رادیو جوان