توس ل در سیره پیشوایان

.... بهرام یل جان بداد جهان را چنین است ساز و نهاد عنان بزرگی هران که جُست نخستش بباید به خون دست شست اگر خود کُشد یا کُشندش بدرد به گِرد جهان تا توانی نگرداقتصاد گردان – محسن شمشیری: تاریخ ایران چه در چه واقعیت، فراز و نشیب ها و حماسه های تاریخی و چه در داستان ها و اسطوره ها و افسانه ها، نامداران وطن پرست، پهلوانان، صاحبان اخلاق، افراد معتقد به منافع ملی و یاری دهنده مردم و... بسیار داشته است و برخی شعرا و مورخان از جمله فرودسی بزرگ، تلاش کرده اند که نام آنها را زنده نگه دارند تا ایرانیان همواره از زندگی نیاکان و گذشتگان خود پند بگیرند و برای میهن خود، کمک به مردم و حفظ منافع ملی کوشش کنند. در عین حال این داستان ها و نوشته ها در شاهنامه و اشعار و نوشته های دیگر بزرگان از جمله در آثار مولانا، حافظ، خیام، سعدی، و... رسانه ای قدرتمند برای انتقال به ریشه های تاریخی ایران زمین، شه ها، اعتقادات، غرور ملی و دانش و میهن پرستی و... بوده و در روزگاری که تلگرام و سایت و رو مه و تلویزیون و رادیو نبود، در چای خانه و قهوه خانه، بازار و سایر مراکز عمومی، عده ای نقل قول می د داستان می گفتند، و نقالی شاهنامه و خوانی و... رواج داشت. برخی از این داستان ها از چنان ساختار قدرتمندی برخوردار است که بسیاری از بهترین ها و سریال های امروز جهان قابل مقایسه با آنها نیست و حیف است که آنها را رها کرده ایم. زیرا حتی نام های این اسطوره های تاریخی بسیار زیبا تراز الگوهای تجاری و مصرفی دنیای امروز است و علاوه بر اخلاق و میهن پرستی، اعتقادات اخلاقی و تاریخی و مذهبی ریشه دار در تاریخ را نیز مورد توجه قرار داده است. یکی از این داستان ها که طرفدار بسیاری دارد داستان بهرام فرزند گودرز و برادر گیو است که آوازه دلاوری های وی در گذشته بسیار تکرار شده است. باهم بخش هایی از این داستان که توسط نویسندگان میهن دوست ما جمع آوری شده را می خوانیم. امید است که با پیشنهادهای خود، مارا در باز نشر داستان های شاهنامه و نامداران تاریخ ایران یاری دهید. ایران و ایرانیان به فرزندان نیک و میهن دوست خود مفت است.بهرام پهلوانی ایرانی در دوران کیکاوس و کیخسرو است که آوازهٔ او بخاطر کارهای دلیرانه ای است که در جنگ ها انجام داده بود.نامبهراممنصبجنگجو نام پدرگودر م برادرگیوموطنایران (اردبیل)از جنگجویان کیکاووس و کیخسرونبردهاایران و تورانجنگقلعه چرم مکان فرودنیتجه نبردش ت و قتل توسط تژاودر میدان جنگ میان سیاوش و افراسیاب، پس از آنکه سپهسالار کیکاووس یعنی رستم از میدان جنگ بصورت قهرآمیز برگشت و ایران را تنها گذاشت، بهرام و زنگه شاوران مشاوران سیاوش پس از رستم بودند. زمانیکه سیاوش به توران پناهنده شد و ایران بی سالار گشت، بهرام ی ایران را تا رسیدن فرمانده جدید یعنی طوس بر دوش گرفت.برجسته ترین داستانی که بهرام در او ایفای نقش می نماید، داستان فرودسیاوش است. ایران در میانهٔ راه توران به کوهی (چَرَم) می رسند که قلعه فرود، برادر ناتنی کیخسرو بر آن کوه قرار داشت. فرود به همراه مادرش جریره می خواست به ایران بپیوندد و با آنها به کین سیاوش با افراسیاب پیکار کند. طوس در مقام سپهسالار ایران بهرام را به جانب قلعه گسیل می دارد تا فرود را دستگیر کند چون فرود به همراه تخوار در بالای کوه، احاطه بر ایران داشت و رصد ایران، طوس را خشمگین ساخته بود.بهرام در ملاقات نخست در می یابد که او برای کیخسرو شاه ایران است. بهرام به نزد باز می گردد تا طوس را از ماجرا آگاه کند ، اما طوس سخن بهرام را نپذیرفت و او را سرزنش نمود که چرا فرود را دستگیر نکرده است و دامادش را برای دستگیری به بالای کوه گسیل داشت. سرانجام فرود به دست بیژن و رهام کشته می شود. بهرام کشته شدن فرود را رویدادی ناگوار برمی شمرد و ایرانیان را به دلیل انجام این کار سزاوار کیفر می داند.پیشروی طوس بسوی مرزهای تورانکشته شدن بسیاری از جنگجویان ایرانی از سرما و برف، ش ت های پیاپی از تورانیان از دید بهرام، مکافات خون ناحق فرود می دانست. او که خودش را تا اندازه ای در کشته شدن فرود گنا ار می داند، دیگر برای زندگی خودش ارجی نمی گذارد و خودش را شایستهٔ مرگ می داند. در رویدادهای پسین تر در همان جنگ میان ایران و توران، او تازیانهٔ خود را در میدان نبرد گم می کند. او گم تازیانه که نام خودش هم بر روی آن نوشته شده بود را از بخت شوم خود می داند و بیم آن دارد که دشمن آن را بیابد و این موجب ننگ او شود.بهرام برخلاف گفته های پدرش گودرز و برادرش گیو، شبانه به میدان کارزار رفته تا به جستجوی تازیانه بپردازد. در میدان کارزار او سربازی ایرانی را می بیند که زخمی شده است، پس از بستن زخم های آن سرباز، تازیانهٔ خود را می یابد و از اسب پیاده می شود تا آن را بردارد، ولی درست در همین هنگام اسب او با شنیدن شیههٔ یک مادیان، رم کرده می گریزد. بهرام تازیانه را برمی دارد، ولی خودش را در محاصرهٔ دشمنان تورانی می بیند. او از تسلیم شدن سر باز می زند، اما تورانیان که پرشمار بودند بر او فشار آورده و سرانجام، تژاو او را می کشد.چو بهرام برشد به بالای تیغبغرّید برسان غرّنده میغچه مردی بدو گفت بر کوهسارنبینی همی لشکر بی شمارهمی نشنوی نالهٔ بوق و نترسی ز سالار بیدار طوسفرودش چنین پاسخ آورد بازکه تندی ندیدی تو تندی مسازنه تو شیر جنگی و من گور دشتبرین گونه بر ما نشاید گذشتدر جنگ هماون که به ی توس میان ایرانیان و تورانیان در می گیرد، ایران دچار ش ت می شود و بسیاری از پهلوانان از پای در می آیند. و از آن جمله از هفتاد و هفت فرزند و نبیره ی گودرز نیمی به خاک هلاکت می افتند و یکی از شاهزادگان ایرانی به نام «ریونیز» در میدان نبرد به خون خویش در می غلطد. و جنگ در اطراف بدن او مغلوبه می شود و برای این که نگذارند تاجی که بر سر این شاهزاده ی جوان است به دست تورانیان افتد، جنگی سهمناک پیش می آید تا در آن میان بهرام فرزند بزرگ گودرز که از دلاوران به نام ایران است با نیزه تاج را از فرق ریونیز بر می گیرد و با جنگ و گریز خود یان خسته را به دامان کوه می کشد، تا چند ساعت که از روز برجای مانده آسایش بگیرد و گریختگان گرد آیند و خود را برای نبرد بامداد دیگر آماده سازند.چون خورشید سر به شانه ی کوهسار می نهد و شب فراز می آید، بهرام پیش پدر می رود و دستوری می طلبد که به میدان جنگ بازگردد و تازیانه ای را که در هنگام برداشتن تاج از سر ریونیز به زمین انداخته، پیدا کند. مبادا دشمن آن را بیابد و چون نام بهرام بر آن نوشته است از جمله ی غنایم بسیار ارزنده ی نبرد مایه ی ف دشمن و بدنامی پهلوان ایرانی گردد. گودرز پیر، پسر از از این تهور بی سود و زیان بخش منع می کند و برادرش گیو چندین تازیانه که دسته ی آن ها از زر و سیم است و فرمانروای ایران به پاداش مردانگی ها به وی هدیه کرده است می آورد که آن ها را بردارد و از رفتن به میدان جنگ و جستجوی تازیانه ی چرمی منصرف شود. اما بهرام از آن ها نیست که سرزنش رابه آسانی تحمل کند و نثار برادر را نمی پذیرد.چنین گفت با گیو بهرام گُردکه: «این ننگ را خوار نتوان شمردشما را زرنگ و نگار است گفتمرا زان که شد نام با ننگ جفتبهرام یکه و تنها به میدان نبرد باز می گردد و در میان کشتگان و زخم داران به یکی از یان ایرانی می رسد که هنوز در تن رمقی دارد. ناله مرد مجروح بهرام را متأثر می کند و از اسب فرود آمده، پیراهن خویش را می درد و زخم مرد مجروح را می بندد.بدو گفت: «من کاین خستگی است تبه بودن آن ز نابستگی است چو بستم کنون سوی لشکر شوی و زین خستگی زود بهتر شویبدان خسته بهرام گفت: «ای جوان بمان تا کنون باز آیم دوانیکی تازیانه بر این رزمگاه ز من گم شده است از پی تاج شاهچو آن باز یابم بیایم برت به زودی رسانم سوی لشکرتپس از این مردانگی، پهنه ی نبرد را گردش می کند تا در میان انبوه کشتگان تازیانه راپیدا می کند و برای برداشتن آن از اسب فرود می آید. در این هنگام اسبان جنگی تورانیان شیهه کشیدن آغاز می کنند و اسب بهرام لجام می گسلد و به طرف مادیان می رود و بهرام را در میان یان دشمن پیاده می گذارد. دلاور سر در پی اسب فراری می نهد و پس از کوشش بسیار وی را در میان دشمن پیدا می کند و سوار می شود ولی اسب از بازگشت به سوی ایران تن می زند و هر چه بهرام بر آن مهمیز می زند، از جای نمی جنبد. بهرام از شدت خشم شمشیر بر سر اسب فرود می آورد و دامان مردی بر کمر زده و پیاده به سمت ایران آهنگ بازگشت می کند، بدان نیت که در سر راه، ی مجروح ایرانی را نیز با خود ببرد. اما وش اسب، سواران توران را متوجه می کند و عده ای را برای پیدا راز آن همهمه و وش به میدان جنگ می کشاند و چون چشمشان به بهرام می افتد، گردش را می گیرند، تا وی را زنده دستگیر کنند و پیش سپهدار خویش، پیران ببرند. بهرام کمان را زه می کند و با تیر و نیزه گروهی از سواران را از پای در می آورد و همه از پیش وی می گریزند و خبر پهلوانی و دلاوری و جسارت جنگ آور پیاده که گروهی عظیم را از پیش برداشته برای پیران می برند.پایان این نبرد، یعنی جنگ یک تن پیاده با انبوه دشمن معلوم است. از لشکرگاه تورانیان سواران بی شمار بیرون می ریزند و گرد بهرام را مانند حلقه ی انگشتر می گیرند. بهرام سرانجام از تیرباران گروه از پای در می آید و یکی از پهلوانان توران به نام تژاو از پشت سر دست پهلوان را با ضرب شمشیر قطع می کند ولی از شدت شرمساری روی از وی برتافته و وی را خسته و مجروح در میدان رها می کند.چون شب از نیمه می گذرد و بهرام به لشکرگاه باز نمی گردد، نگرانی گیو برای سلامتی برادر افزایش می گیرد. ناگزیر یکه و تنها به میدان نبرد می رود و پس از جستجوی بسیار برادر را پیدا می کند که در آ ین رمق زندگانی است و کارش از پزشک گذشته است؛ و هم این که از ناجوانمردی تژاو تورانی آگاهی پیدا می کند به انتقام خون برادر به لشکرگاه توران ـ که در آن جا تژاو به طلایه داری مأمور است ـ نزدیک می شود. تژاو برای گرفتار ساختن آن یکه سوار ناشناخت جلو می آید ولی گیو چنان وانمود می کند که از پیش وی می گریزد و تژاو را که در پی اوست از لشکرگاه دور می سازد و آن گاه وی را با کمند گرفته بر سر جثه ی نیمه جان برادر می آورد و به انتقام خون پهلوان جوان ایرانی وی را از پای در می آورد و سپس تن بی جان برادر را بر اسب تژاو بسته به لشکرگاه ایران می آورد و وی را به آیین پهلوانان به دخمه می سپارد.در دخمه د سـرخ و کبودتو گفتی که بهرام هرگز نبودشد آن لشکر نامور سوگوارز بهرام وز گـــردش روزگارچنین بود که بهرام دلاور جان خود را در راه دفاع از میهن و هم میهنان بر کف نهاد و به شهادت رسید . اما بهرام گودرز به ما دو اندرز ارزشمند نیز داد و آن اینکه :* حفظ نام و آبرو و آرمان های کشور از هر چیز در جهان مهمتر است و هنگامی که برادرش به وی پیشنهاد می کند که برای به دست آوردن یک تازیانه جان خود را به خطر نیندازد چنین پاسخ میدهد که :نبشته بر آن چرم نام من است سپهدار ترکان گرفته بدستو نشان می دهد که حفظ هویت و نام و آبروی پهلوانان و یان ایران از هر چیز حتی جان نیز بیشتر اهمیت دارد.* بهرام به ما نشان می دهد که حتی در میدان جنگ نیز باید قدر هم میهن و انی که به سختی اندرند را دانست و به یاری آنان شتافت.داستان و سرگذشت بهرام در شاهنامهبهرام یکی از دلیران و ان ایرانی است که به روایت شاهنامه برای پاسداری از نام و عدم پذیرش ننگ سلطه بیگانه , حماسه آفرید و با نبردی جانانه نگذاشت نام نیکش به ننگ آلوده گردد( شما را ز رنگ و نگار است گفت )( مرا آن که شد نام با ننگ جفت )در شاهنامه حکیم فردوسی، نام بهرام که پسر گودرز و بردار گیو ایرانی است ، اول بار در زمان پادشاهی کاووس مطرح می گردد . هنگامی که کاووس هوس رفتن به مازندران به سرش می زند و هر چه بزرگان به وی گفتند که مازندران سرزمین خطرناکی است و لشکرکشیدن به مازندران به صلاح نیست ، این مطالب بر کاووس کارگر نبود.چُنان چون به گوش بزرگان رسیداز ایشان این رای ، فرخ ندیدهمه زرد گشتند و پُرچین به روی ی جنگ دیوان نکرد آرزوی ی راست پاسخ نیارست کردغمی شد دل و لب پر از باد سردچو توس و چو گودرز و کشواد و گیوچو ّاد و گرگین و بهرام نیودر دورانهای بعدی پادشاهی کاووس ، روزی از کارآگهان خود شنید که افراسیاب با صد هزار از گزیده ترکان به سوی مرز ایران حرکت کرده است. کاووس ، مهتران و نیکخواهان را در جلسه ای جمع کرد و موضوع نزدیک شدن افراسیاب به مرزهای ایران را بدانها گفت و اضافه کرد خودم باید به جنگ با افراسیاب بروم تا شاید بتوانم او را نابود کنم .بزرگان لشکر در پاسخ گفتند با این همه و ، چرا خودت می خواهی بروی ، ی را گزین کن که به جنگ برود ، کاووس گفت من ی را نمی بینم که تاب مقاومت و توان جنگ با افراسیاب را داشته باشد . سیاوش که در جلسه حضور داشت ، فکر کرد : بهتر است فرماندهی و رفتن به جنگ را قبول کند هم در جنگ لیاقت خود را نشان دهد و هم از مکر و حیله سودابه و گفت و گوی پدر خلاصی یابم .سیاوش ازان دل پر شه کردروان را از شه چون بیشه کردبدل گفت من سازم این رزمگاهبخوبی بگویم ، بخواهم ز شاهمگر کِم رهایی دهد دادگرز سودابه و گفت و گوی پد س سیاوش برخاست و گفت من این پایگاه و جایگاه جنگ با شاه توران را دارم . کاووس از پیشنهاد سیاوش خوشحال شد و پذیرفت ، آنگاه تهمتن را پیش خود خواند و به وی گفت اگر تو همراه سیاوش به جنگ بروی من خیالم راحت خواهد شد و رستم هم که سیاوش را آموزش داده و پرورده بود ، قبول کرد که با سیاوش در جنگ با افراسیاب همراهی کند .سیاوش هم از میان گردان و یان تعدادی فرمانده که پهلوان و همسن و سال خودش بودند از جمله «بهرام » فرزند گودرز و « زَنگه شاوَران » را انتخاب کرد و با ساز و برگ جنگ ، ی آماده کرد و به سوی توران حرکت کرد . توران و ایران در شهر بلخ روبروی هم رسیدند و با هم جنگ را شروع د و توران در این جنگ ش ت خورد . بعد از این جنگ ، شبی افراسیاب خواب وحشتناکی دید و خوابگذاران در تعبیر خواب وی گفتند که اگر با سیاوش جنگ ادامه پیدا کند سرزمین توران و افراسیاب نابود خواهند شد.افراسیاب با م بزرگان لشکر ، به این نتیجه رسید که اگر صلح کند به نفعش تمام خواهد شد ، بنابراین با فرستادن پیغام صلح توسط برادرش گرسیوز ، درخواست صلح کرد . سیاوش با رستم و بزرگان لشکر، م کرد و به این نتیجه رسیدند که با شرط عقب نشینی توارن تا مرز توران یعنی رود جیحون و به گروگان سپردن صد تن از بستگانش تا تایید نهایی صلح توسط کاووس ، پیمان صلح بسته شود .افراسیاب همه شرایط را قبول کرد و از خود را تا مرز توران عقب بُرد و صد تن بزرگان لشکرش که رستم نام برده بود به گروگان فرستاد ، آنگاه سیاوش با وی پیمان صلح بست . آنگاه رستم را نزد کاووس فرستاد تا وضعیت پیمان صلح را توضیح دهد و تایید کاووس را هم داشته باشند . وقتی رستم به کاخ کاووس رفت و خبر پیمان صلح سیاوش را به کاووس داد . کاووس برآشفته شد و به رستم گفت من شما را برای جنگ فرستاده ام و شما صلح کرده اید . به رستم گفت تو از تن آسانی به سیاوش گفته ای که صلح کند .رستم در جواب گفت تو خودت گفتی در جنگ پیش دستی نکنید و همچنین به همه آنچه که ما می خواستیم بدون جنگ بدست بیاوریم ، با صلح حاصل شد .کاووس این مطالب را نپذیرفت و به رستم گفت من توس را برای جنگ می فرستم و سیاوش هم باید گروگانها را به اینجا فرستد تا همه را گردن بزنیم .غمی گشت رستم به آواز گفتکه گردون سر من نیارد نهفتاگر توس جنگی تر از رستم استچنان دان که رستم به گیتی کم استابا لشکر خویش برگشت و رفتسوی سیستان روی بنهاد تفتوقتی سیاوش این قضایا را متوجه شد چون نمی خواست از پیمانی که به درستی بسته بود برگردد. دو تن از ان بنامهای بهرام و زنگه شاوران که رازدارش بودند فراخواند . بدانهای گفت در همه روزگار زندگی برایم بدی پیش می آورد ، مدتی که درگیر سودابه و مکرهای وی بودم و گذشتن از آتش ، حالا هم که به جنگ آمده ام کاووس به خواسته های خود از جنگ رسیده است بازهم دستور پیمان ش تن و کشتار بیشتر می دهد به این ترتیب که من پیمان صلح بسته ام نمی توانم از پیمان خود برگردم :به کین بازگشتن همیدون ز دینکشیدن سر از آسمان و زمینچنین کی پسندد به من کردگار ؟کجا بر دهد گردش روزگار ؟شوم گوشه ای جویم اندر جهانکه نامم ز کاووس گردد نهانسیاوش گفت می خواهم به جایی بروم که که دیگر نامم مطرح نباشد . به زنگه شاوران گفت تو این صد گروگان را ببر و به افراسیاب تحویل بده و به او بگو که بگذارد که از کشور توران عبور کنم تا به جایی دیگر از جهان بروم . به بهرام هم گفت این لشکر و بار و بنه را به تو می سپارم که وقتی توس برسد همه را تحویل توس بدهی.بهرام و زنگه شاوران از شنیدن گفتار سیاوش بسیار ناراحت شدند :چو بهرام بشنید گفتار اویدلش گشت پیچان ز کردار اویببارید خون زنگه شاورانبنفرید بر بوم هاماورانپر از غم نشستند هر دو بهمروانشان ز گفتار او شد دژمبدو گفت بهرام کین رای نیستترا بی پدر در جهان جای نیستبهرام به سیاوش گفت دو باره نامه بنویس و از رستم بخواه برگردد و جنگ را ادامه میدهیم . سیاوش پاسخ داد ؛ اول ، که برگشتن از پیمان را درست نمی دانم و دوم ، اگر با پیروزی یا بدون جنگ نزد کاووس برگردم دوباره همان کارهای گذشته ، تکرار خواهد شد .سیاوش زنگه شاوران را نزد افراسیاب فرستاد تا اجازه عبور از توران را بگیرد . زنگه شاوران نزد افراسیاب رفت و مطالب روی داده به افراسیاب توضیح داد و درخواست سیاوش را مطرح کرد . افراسیاب با ان خود بخصوص پیرانِ سپهسالار م کرد سپس نامه ای به سیاوش نوشت و وی را به توران دعوت کرد .سیاوش بعد از رسیدن دعوت افراسیاب ، نامه ای برای پدرش نوشت و همه ناراحتی خود را توضیح داد:دو کشور بدین آشتی شاد گشتدل شاه چو تیغ پولاد گشتنیامد همی هیچ کارش پسندگشادن همان و همان بود، بندچو چشمش ز دیدار ما گشت سیربر ِ سیر گشته نباشیم دیرز شادی دل ِ او مبادا رهاشدم من ز غم در دم اژدهابعد از نوشتن نامه و ارسال برای کاووس ، به بهرام گفت که همه را به تو می سپرم تا وقتی توس آمد همه را به وی تحویل دهی و بعد فرماندهان را جمع کرد و بدانها گفت من از پیران پیغامی خاص دارم و باید به توران بروم ، پس همه تحت فرمان بهرام هستید و از دستورات وی اطاعت کنید.سیاوش با سیصد سوار از خاصان و دوستان خود بسوی توران براه افتاد . سیاوش وقتی به توران رسید افراسیاب از وی اسقبال کرد زیرا پیران به وی سفارش کرده بود بهتر است که سیاوش را نگه داریم تا به وی اجازه دهیم که از توران بگذرد .پیران از ابتدای ورود سیاوش به توران به وی علاقه نشان داد سیاوش هم در وی حسن نیت می دید و او را مانند پدری پذیرفت . پیران بعد از چندی دختر بزرگ خود بنام جریره را به عقد سیاوش درآورد . بعد از مدتی که سیاوش در توران گذراند ، خود پیران به سیاوش پیشنهاد کرد که بهتر است برای اینکه محبت بین تو افراسیاب بیشتر شود فرنگیس دختر وی را نیز خواستگاری کنی . سیاوش هم پیشنهاد پیران را پذیرفت . پیران از جانب سیاوش به خواستگاری فرنگیس رفت و افراسیاب را برای این وصلت ترغیب کرد . سیاوش با فرنگیس دختر افراسیاب ازدواج کرد .حاصل ازدواج سیاوش با جریره ، پسری بود که نامش را « فرود» گذاشتند . حاصل ازدواج سیاوش با فرنگیس که بعد از کشته شدن سیاوش بدنیا آمد ، پسری است که « کیخسرو » نامیده شد . این دو برادر ناتنی تفاوت سنی زیادی با همدیگر ندارند .سیاوش با حیله گری و بدگویی گسیوز برادر افراسیاب ، به دست افراسیاب کشته شد و سوگ سیاوش بوجود آمد که داستان آن در تاریخ و ادبیات فارسی ماندگار شد .بعد از کشته شدن سیاوش ، کیخسرو بعد از آنکه توسط پیران ، مادرش فرنگیس از مرگ نجات یافت و بعد از بدنیا آمدن نیز با حمایت پیران ، بزرگ شد و بعد به جوانی رسید . کیخسرو که مخفی از افراسیاب رشد یافت .گودرز در رویا و خواب دید که فرزند سیاوش زنده است پس گیو را برای جستجوی وی به توران فرستاد . گیو پهلوان ایرانی که هفت سال به صورت ناشناس بدنبال کیخسرو می گشت ، کیخسرو را یافت و به ایران زمین رساند و کیخسرو پادشاه ایران گردید . کیخسرو پس از رسیدن به پادشاهی ، ی بزرگ فراهم کرد و برای جنگ با افراسیاب ( پدر بزرگش که دستور کشتن سیاوش را داد ) به انتقام خون سیاوش به سوی تر تان گسیل داشت .کیخسرو ی ایران را به توس پهلوان ایرانی داد ( توس ابتدا با پادشاهی کیخسرو مخالف بود ) ولی به توس سفارش کرد که در راه گذر به سوی توران به کشاورز و پیشه وران آسیب وارد نیاید و مطلب بعدی اینکه ، برای رسیدن به توران دو راه وجود دارد یک راه ، مسیر کلات است که در دژ کلات برادرم فرود فرمانده است و ی از ایرانیان را نمی شناسد ، ضمن اینکه کلات راه کوهستانی مشکلی دارد .بنابراین به سوی کلات نروید تا درگیری بوجود نیاید . راه دوم ، مسیر بیایان است که عبور ازآنجا مقداری مشکل است ولی شما از همین مسیر بروید .توس قول داد که همه سفارشهای کیخسرو را بجای آورد . ایران به سوی توران به راه افتاد تا جلوداران به دو راهی بیابان و کلات رسیدند و همانجا متوقف شدند تا از توس بپرسند که از کدام راه بروند .توس به محل دوراهی رسید و به گفت که از راه کلات بروند ، گودرز و دیگر پهلوان ، به توس یاد آوری کرد که شاه سفارش کرد که از این راه نرویم ممکن است این موضوع را بشنود و ناراحت گردد. توس جواب داد که من در گذشته از این بیایان رفته ام راه بسیار سختی است ، نگران نباشید از همین مسیر کلات می رویم و مشکلی پیش نخواهد آمد .وقتی به سوی کلات روانه شد به فرود فرمانده کلات ، آگاهی آمد که لشکری به سوی دژ در حرکت است . فرود دستور داد کلیه گله ها و اسب ها را جمع آوری نموده و به دژ بیاورند . تَخواره پیری که با فرود بود به وی گفت این ، لشکر ایران است که برای جنگ با تورانیان می رود .فرود نزد مادرش جریره رفت که چه کار باید انجام دهم . جریره گفت این برادرت کیخسرو است و برادرت ترا به نام و مشخصات می شناسد و نگران نباش ولی آمادگی داشته باش . فرود از مادر پرسید من نمی دانم با چه ی گفتگو کنم . جریره گفت از میان آنها سراغ بهرام و زنگه شاوران را بگیر زیرا آنها دوستان پدرت بوده اند . اگر ی دیگری هم نزدیک دژ شد نام و نشان ازتخوار پُرس .جریره چنین گفت با گرد پورگه چون گَردِ لشگر ببینی ز دورنگه کن سواری ز کنداورانچو بهرام و چو زنگۀ شاوراننشان خواه ازین دو گوِ سرفرازکزیشان مرا و ترا نیست رازهمیشه سر و نام تو زنده بادروان سیاوش فروزنده بادازین هر دو هرگز نگشتی جداکُنارنگ بودند و او پادشاتو ایدر برو بی سپه با تَخوارمداراین سخن بر دل خویش خوارفرود و تخوار به بالای کوهی که بر دره مسلط بود رفتند و عبور را نگاه می د ، تخوار نشان و درفش و نام پهلوانان ایرانی مانند ؛ توس ، فریبرز ، گستهم ، زنگه شاوران ، بیژن ، شیدوش ، گرازه ، فرهاد ، گودرز ، ریونیز و بهرام را یک به یک به فرود نشان داد و آنها را معرفی کرد .در این حال که که از دره عبور میکرد توس در بالای کوه دو نفر را دید و برآشفت و گفت ی بالا برود ببیند این دو نفر کیستند ، اگر خودی هستند آنها را تنبیه کند و اگر از کاراگهان تورانی هستند ، آنها را بکُشد .بهرام گودرز گفت میروم سر کوه و تحقیق کنم . بهرام با اسب به بالای کوه براه افتاد .به سالار ، بهرام گودرز گفتکه این کار بر ما نماند نهفتشوم هر چه گفتی به جای آورمسر کوه ی ر به پای آورمبراند اسب جنگی ز پیش گروهپر شه بنهاد سر سوی کوههنگام بالا آمدن بهرام ، فرود از تخوار پرسید که این کیست که بی واهمه از ما ، بالا می آید . چون سوار دور بود، تخوار گفت نمی شناسم ولی باید از گودرزیان باشد.بهرام چون نزدیک شد از آنها پرسید کی هستید وبر بالای کوه چرا رفته اید ، آیا صدای بوق و را نمی شنوید و از توس ، ترس ندارید .چو بهرام نزدیکتر شد به تیغبغرید برسان غرّنده میغچه مردی بدو گفت بر کوهسارببینی همی لشکر بی شمارهمی نشنوی نالۀ بوق و نترسی ز سالارِ بیدار ، توس؟فرود گفت : نرم تر صحبت کن نه تو شیر جنگی هستی و نه من گورِ دشت . از تو سخن می پرسم جوابم را درست بده . سالار لشکر کیست وبه جنگ چه ی میرود ؟بهرام پاسخ داد ؛ سالار لشکر توس پهلوان است که اختر کاویان دارد و همراهانش ؛ گودرز ، رهام ، گیو ، گرازه هستند و به جنگ افراسیاب می روند .فرود گفت : از بهرام نامی نبردی ؟ از گودرزیان ما به او شاد هستیم .بدو گفت کز چه ز بهرام نامنبردی و بگذاشتی کار خام ؟ز گودرزیان ما بدوییم شادچرا زو نکردی به لب هیچ یادبهرام گفت: بهرام را چه ی به تو معرفی کرد ؟ از گودرز و گیو چگونه آگاهی داری ؟فرود گفت : نام این افراد را مادرم به من گفته است و همچنین اضافه کرد که بهرام و زنگه شاوران همشیرگان پدر هستند .بهرام گفت : تو پسر سیاوش هستی و نامت فرود است .فرود گفت : آری فرودم و از آن شاخ افکنده ، رُسته ام.بهرام گفت : تنت را نشان بده تا نشان سیاوش را ببینم ( خالی که بر بازوی سیاوش بود)فرود پیراهنش بیرون کرد و بهرام آن خال و نشان سیاوش را دید و به نزدیک آن دو آمد و خود را معرفی کرد .فرود گفت : سزاوار این کین جستن از افراسیاب ، من هم هستم ، به توس بگو که یک هفته مهمان شود، سپس با یکدیگر برای انتقام خون پدر به جنگ برویم . بهرام در جواب گفت ؛ هر چه تو گفتی به توس می گویم ولی توس خیلی انسان دمندی نیست چون زمان پادشاهی کیخسرو هم بهانه آورد ، بهر حال ممکن است حرف من را نپذیرد اگر دعوت ترا قبول کرد و حرف من را پذیرفت من خودم دوباره به نزد شما خواهم آمد ، در غیر این صورت ، هر دیگر که از کوه بالا آمد ، بدان و آگاه باش که حرف مرا قبول نکرده است.بمژده من آیم چو او گشت رامترا پیش لشکر برم شادکاموگر جز من ، دیگر آید ینباید برو بودن ایمن بسیفرود یک گرز فیروزه ای داشت که به بهرام هدیه داد و گفت یادگاری نزد خود نگه دار و همدیگر را پدرود د .چون بهرام نزد توس برگشت به وی گفت : بدان که آن شخص ، فرود پسر سیاوش است و نشان سیاوش بر بدنش را به من نشان داد .توس پاسخ داد ؛ که من گفتم او را پیش من آور ، تو رفته و گول او را خورده ای و از یک سوار ترسیدی ، هیهات که از گودرزیان هیچ سودی نمی رسد !چنین داد پاسخ ستمکاره توسکه من دارم این لشکر و بوق و ترا گفتم او را به نزد من آرسخن را مکن هیچ ازو خواستارگر او شهریارست من خود کیَم؟بران دژ چه گوید که من برچه آم ؟یکی تُرکزاده چو زاغ سیاهبدین گونه بگرفت راه نبینم ز خ مه گودرزیانمگر آنکه دارد سپه را زیانبهرحال توس به ریونیزکه دامادش بود گفت ؛ برای دستگیری یا کشتن فرود از کوه بالا رود ، تعدادی از یان هم می خواستند با وی همراهی کنند که بهرام بدانها گفت ؛ آن ی که آن بالا ایستاده برادر کیخسرو است ، وقتی یان از این موضوع مطلع شدند ، از رفتن بازگشتند . ریونیز به تنهایی از کوه بالا رفت .فرود دید که ی که بالا می آید بهرام نیست فرود به تخوار گفت ؛ توس آن حرف ها را خوار گرفته است . از تخوار پرسید این کیست ؟ تخوار گفت این داماد توس و نامش ریونیز است و جوانی ریمن و چاپلوس است . فرود گفت اسبش را بزنم یا خودش را ؟ تخوار گفت : خودش را بزن شاید توس به فکر آید. فرود کمان را به دست گرفت و تیری به سوی ریونیز انداخت و تیر بر بدن ریونیز نشست و در دم کشته شد و اسبش به سمت پایین بازگشت .توس وقتی کشته شدن ریونیز را دید به زَرَاسپ گفت ؛ به انتقام ریونیز به جنگ فرود از کوه بالا برو.فرود از بالا دید که سوار دیگری در حال بالا آمدن است از تخوار پرسید که این سوار کیست . تخوار گفت این زَرَاسپ پسر توس است .فرود تیر دیگری بر زراسپ زد که بدنش به کوهه زین دوخته شد و زراسپ از اسب فروافتاد و اسب برگشت .توس وقتی این صحنه را دید خودش لباس رزم پوشید و حرکت کرد .تخوار به فرود گفت بیا برویم و در دژ را ببندیم ، فرود گفت وقت جنگ است توس بابقیه چه فرقی دارد؟ تخوار پاسخ داد که جوانی نکن ، این توس است و سی هزار سوار دارد . آنها به دژ رفتند و از بالای باروی دژ نزدیک شدن توس را می نگرستند . تخوار گفت اگر می خواهی بزنی اسبش را بزن چون بزرگان پیاده جنگ نمی کنند . فرود تیری بر اسب توس زد و اسب از پای درآمد و توس ناراحت به میان برگشت .گیو از دیدن این وضعیت ناراحت شد و آماده برای رفتن شد . گیو به سمت دژ جلو میرفت که فرود از تخوار پرسید این کیست ؟ تخوار گفت ؛ ای گیو است که در جنگ گذشته دست های نیای تو را بست ، و از جیحون گذشت و برادرت را به ایران رساند ، گیو زره سیاوش را می پوشد و تیر بر آن کارگر نیست . پس تیرت را بر اسبش بزن شاید برگردد . فرود تیری بر اسب گیو زد و و اسب از پای درآمد و گیو نیز برگشت .وقتی گیو پیاده برگشت ، بیژن پسر گیو سخن ناخوش به پدر گفت ، پدرش هم عصبانی شد و تازیانه ای بر سرش زد و گفت جنگ باید با شه انجام گیرد . بیژن با دادار دارنده سوگند خورد که زین اسب برندارم تا انتقام زَرَاسب را بگیرم . بیژن نزد گستهم آمد که به من یک اسب قوی بده تا بتوانم از کوه بالا بروم . گستهم گفت اسبی که بتواند جوشن مرا بکشند فقط دو تا مانده است و اگر یکی به تو بدهم و کشته شود من بی اسب خواهم ماند .بیژن به گستهم گفت اگر اسب ندهی پیاده خواهم رفت . گستهم دلش به رحم آمد و گفت نمی خواهم مویی از تو کاسته شود برو و هر اسبی که خواستی زین و آماده کن . گیو هم دلش بحال بیژن رحم آمد و دِرع سیاوش را به بیژن داد تا آنرا بپوشد .تخوار به فرود گفت این پسر گیو است و تیر بر زره او کارگر نیست چون همان زره گیو را بر تن دارد ، پس تیر را بر اسب او بزن ، در حالی که فرود از دژ خارج شده بود ، بیژن نیز به جنگ پرداخت فرود تیری بر اسب بیژن زد ، اسب از پای درآمد . بیژن پیاده به جنگ ادامه داد و فرود را تعقیب کرد و ضربت شمشیر بر اسب فرود زد که اسب فرود هم از پای درآمد ولی فرود به نزدیک دروازه دژ رسیده بود که سریع خودش را به داخل دژ رساند و دروازه دژ را نگهبانها بستند .وقتی از جنگ پهلوانان نتیجه ای حاصل نشد ، بالا ه توس تصمیم گرفت که با انبوه به دژ حمله کند و همین کار را هم کرد و بر اثر این حمله فرود کشته شد و مادرش جریره نیز خودش را کشت .توس به لشکر کشی خود به سمت توران ادامه داد و به کاسه رود رسید و در آنجا گرفتار برف و سرما شد و بعد از مدتی که از شدت برف و سرما کاسته شد به راه خود ادامه داد و به گروگِرد رسید ، گروگِرد نشست پهلوان تورانی بنام تژاو بود . تژاو چوپانی بنام کبوده را همان شب به سوی ایران فرستاد تا بفهمد که وضعیت ایران چگونه است تا اگر بتواند بر ایران شبیخون بزند .کبوده وقتی هوا تاریک شد به سوی لشکرگاه ایران راه افتاد ، بهرام آن شب ، طلایه و مراقب ایران بود . وقتی کبوده نزدیک ایران رسید ، اسب وی شیهه کشید ، بهرام که آماده بود صدای شیهه اسب را شنید و مراقب و هشیار بود که کبوده را از دور دید و تیری بسوی وی انداخت که تیر بر کمر کبوده اصابت کرد و کبوده از اسب فروافتاد . بهرام بالای سرش آمد و از وی پرسید چه ی ترا فرستاده است؟ کبوده گفت : مرا تژاو فرستاده که فرمانده دژ است . بهرام کبوده را کشت و خبر را به ایران رساند .در این مرحله افراسیاب از ورود ایران به سرزمین توران مطلع شد و لشکر بسیاری به فرماندهی پیران برای مقابله با ایرانیان فرستاد . وقتی توران به دستور پیران ، از بیراه حرکت کرد و در مقابل ایران قرار گرفت پیران تصمیم گرفت بر ایران شبیخون بزند . ایران سرمست از پیشروی و پیروزی های بدست آمده تا آنجا، مشغول خوش گذرانی بودند .خبر شد ازیشان به کارآگهانبه پیران بگفتند یک یک نهاننشسته به یک جا سپهدار توسزلشکر نه برخاست آواز که ایشان همه میگسارند و مستشب و روز با جام پُر می به دستسوار طلایه ندارد به راهبی شه از کارِ توران سپا ارآگهان تورانی به دستور پیران به ایران نزدیک شدند و اطلاعات لازم را بدست آوردند و به پیران رساندن . وقتی پیران آگهی لازم را بدست آورد به ایران شبیخون زد و ایران نیز تا شروع حمله تورانی ها از شبیخون آگاه نشد ، درنتیجه یان ایران ش ت سختی خوردند . یکی از نامداران ایران وضعیت ش ت را به اطلاع کیخسرو رساند . کیخسرو فوری دستور داد توس به ایران برگردد و فریبرز فرمانده لشکر باشد .فریبرز با فرستادن رهام به سوی پیران از وی درخواست یک ماه متارکه جنگ را کرد ، تا زخمی های لشکر بهبود یابند ، پیران نیز این درخواست را پذیرفت .بعد از یک ماه دو لشکر دو باره مقابل هم قرار گرفتند و و حمله از طرفین آغاز شد و جنگ سختی در گرفت ابتدا تورانیان حمله د و تا قلب ایران پیش آمدند و حتی تاج فریبرز را از سرش برداشتند. برای ایرانیان این جنگ سرنوشت ساز بود کشاکش جنگ گودرز به بیژن گفت برو و فریبرز را بگو که با درفش به جلو بیاید تا یان به جنگ تشویق شوند یا درفش را بدهد که تو بیاوری .بیژن به نزد فریبرز رفت و گفت که درفش را بده ولی فریبرز نپذیرفت بیژن عصبانی شد و با شمشیر درفش دو نیم گرد و به دست گفت و به جلوی آمد و گردان ایرانی برای جنگ و پیروزی دو باره با هم سوگند یاد د و حمله را آغاز نمودند.بهرام در این ح نیزه ای برگرفت و به تورانیان حمله کرد و با نوک نیزه تاج شاه را برگرفت و به داخل آورد :برآویخت چون شیر ، بهرام گُردبه نیزه بریشان یکی حمله بردبه نک سنان تاج را برگرفتدو لشکر فرومانده اندر شگفتازان شاد گشتند ایران سپا ه آورد باز آن نو آیین کلاهدراین جنگ تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند ولی بازهم پیروزی از آن پیران بود .هنگامی که شب فرارسید ، بهرام دوان پیش پدر آمد و گفت زمانی که تاج را با نیزه برمی داشتم یک تازیانه که نام من بر روی آن نوشته شده ، گم شد این تازیانه را ترکان بدست می گیرند و برای من این ننگ است می خواهیم بروم و آن تازیانه را بردارم و بیاورم .دوان رفت بهرام پیش پدرکه ای پهلوان جهان سر بسربدان گه که آن تاج برداشتمبه نیزه به ابر اندر افراشتمیکی تازیانه ز من گم شده ستبگیرند بی مایه ترکان به دستبه بهرام فرخنده باشد فسوسجهان پیش چشمش شود آبنوسنبشته بدان چرم نام منستسپهدار ترکان بگیرد به دستمرا این بد از اختر آید همیکه نامم به خاک اندر آید همیگودرز به بهرام گفت بخاطر یک تازیانه جانت را به خطر نینداز ، بهرام در پاسخ گفت :چنین گفت بهرام ِ جنگی که مننیَم بهتر از دوده و انجمنبه جایی توان مُرد کاید زمانبه کژّی چرا بایدم بَد گمان ؟گیو گفت: ای برادرمرو ، من تازیانه زیاد دارم و یکی را که دسته اش از سیم و زر است به تو میدهم . بهرام در اینجا جواب بسیار هشیارانه و غرو آفرینی به گیو میدهد و به وی می گوید شما از جنس و رنگ و ظاهر تازیانه صحبت می کنید و من از ننگ و نام خود نگرانم .چنین گفت با گیو ، بهرام گردکه این ننگ را خُرد نتوان شمردشما را ز رنگ و نگارست گفتمرا آن که شد نام با ننگ جفتبهرام سوار بر اسپش شد و به رزمگاه رفت ، در رزمگاه گشته شدگان زیادی دید که از دیدن آنها ناراحت شد :همی زار بگریست بر کُشتگانبران داغدل بخت برگشتگانتن ریونیز اندر آن خون و خاکشده غرقه ان برو چاک چاکبرو زار بگریست بهرام ِ شیرکه زار ای سوار جوان دلیردر این ح یک زخمی بهرام را شناخت و وی را صدا کرد ، بهرام نزد وی رفت و زخمش را بست و به او گفت همین جا بمان تا من برگردم و ترا با خودم ببرم ، یک تازیانه اینجا گم کرده ام وقتی یافتم ترا به لشکرگاه می رسانم .بهرام در میان کشتگان تازیانه اش را پیدا کرد و از اسب پیاده شد تا تازیانه را بردارد در همین هنگام اسبان سرگردان وشی کشیدند و اسب بهرام بدنبال اسبهای دیگر فرار کرد . بهرام بدنبال اسب رفت و آنرا گرفت وسوار شد ولی اسب از جای خود حرکت نمی کرد ، بهرام عصبانی شد و با شمشیر بر سر اسب زد و اسب از حرکت بازماند. بناچار پیاده به راه افتاد و سرگردان که چگونه به لشکرگاه برگردد . در همین فاصله ترکان از وجود او مطلع شدند و صد سوار به سوی آو آمد تا او را بگیرند . بهرام متوجه شد و آنها را تیرباران کرد ، ترکان برگشتند . بهرام شروع به جمع آوری تیر از میدان جنگ کرد .ترکان نزد پیران رفتند و موضوع را گفتند پیران گفت چه ی حاضر است برود و بهرام را زنده بگیرد. رویین داوطلب شد و با عده ای سوار به سمت بهرام رفت ، بهرام شروع به تیرباران آنها کرد و یاران و همراهان رویین کشته شدند ، رویین برگشت .چو بهرام دید آن که آمد بشد روشنایی ز خورشید و ماهبرِ تیر بنشست بهرام شیرنهاده سپر بر سر و چرخ زیریکی تیر باران بریشان بکردکه شد ماه تانبده چون لاجوردچو رویین چنان دید از جا بجستیلان را همه کَنده شد پا و دستبسستی برِ پهلوان آمدندپر از درد و تیره روان آمدندکه هرگز نیامد چنین به جنگبه دریا ندیدیم جنگی نهنگچو بشنید پیران غمی گشت سختبلرزید بر سان شاخ درختپیران خودش به میدان رفت و به بهرام گفت من ترا می شناسم تو یاور سیاوش بوده ای و نمی توانی پیاده وبه تنهایی با سربازان بجنگی ، بیا به سمت توران تا کشته نشوی . بهرام گفت من فقط از تو یک اسب می خواهم تا مرا به گودرز برساند . پیران گفت : که این راه و روش جنگ نیست زیرا من نمی توانم به تو اسب بدهم چون افراسیاب از این موضوع خشمگین خواهد شد پس بهتر است حرف مرا گوش کنی ، ولی بهرام پیشنهاد پیران نپذیرفت و پیران به لشکرگاه برگشت .تژاو نزد پیران آمد و گفت من پیاده می روم و با او می جنگم .شوم گر پیاده به چنگ آرمشهم اندر زمان زیر سنگ آرمشچو بهرام را دید نیزه به دستیک بر وشید چون پیل مستبدو گفت ازین لشکر نامداررهایی نی درین کارزاربه ایران گرازید خواهی همیسرت را فرازید خواهی همیسران را بُریدی سر ایدر بمانهم آید که بر تو سر آید زمانبه یارانش فرمود کاندر نهیدبه تیر و به زوپین و گُرزَش دهیدبرو انجمن شد یکی لشکریهران که بود از دلیران سریکمان را به زِه کرد بهرام گُردبه تیر از جهان روشنایی ببردچو تیر اسپری شد ، سوی نیزه گشتچو دریاری خون شد همه کوه و دشتچو نیزه قلم شد، به گرز و به تیغهمی خون چکانید مانند میغچو رزمش بدین گونه پیوسته شدتن پهلوانیّ وی خسته شدچو بهرام یل گشت بی زور و تاوپسِ پشتِ او اندر آمد تژاویکی تیغ زد بر سر کتف اویدلیر اندر آمد ز بالا به رویجدا شد ز تن دستِ خنجر گذارفروماند از جنگ و برگشت کارتژاو به جنگ بهرام آمد و پس از مقداری مبارزه بالا ه تژاو با شمشیر ضربتی بر دست بهرام زد و دستش از تن جدا شد و بر زمین افتاد .صبح زود گیو به بیژن گفت برادر برنگشت باید به میدان برویم که بدانیم کار بهرام چه شد . دلیران به محل نبرد رفتند و بین کشته ها و زخمی ها بدنبال بهرام میگشتند تا بهرام را با دست جدا شده و غرقه بخون پیدا د . بهرام هنوز جان نداده بود و از وای وای دلیران به هوش آمد و به گیو گفت :چُنین گفت با گیو کای نامجویمرا چون بپوشی به تابوت رویتو کین برادر بخواه از تژاونیارد مگر با شیر تاومرا دید پیران و کینه نجُستکه با من بُدش عهد و پیمان درستهمان نامداران و گردان چیننجُستند با من از آغاز کینتنِ من تژاو جفاپیشه خَستنکرد ایچ یادِ نژاد و نشستچو بهرام ِگرد این سخن یاد کردببارید گیو از مژه آبِ زردبه دادار دارنده سوگند خَوردبه خورشید و روز و شب لاجوردکه جز ترگ رومی نبیند سرممگر کین بهرام باز آورمگیو به سوی لشکر توران روانه شد در مسیر او تژاو بعنوان طلایه حضور داشت و چون از دور گیو را دید ، فرار کرد و چون مقداری از بقیه دور شد گیو کمند از فتراک اسب بگشاد و بسوی تژاو انداخت و او را در بند کرد و همانطور دست بسته به سوی بهرام آورد .کشانش بیاورد گیو دلیربه پیش جگر خسته بهرام شیربدو گفت کاینک سرِ به بهامکافات سازم جفا را جفابهرام هنوز زنده بود وقتی تژاو را بدان صورت دید از گیو خواست سرش را نَبُرد ولی وقتی گیو بهرام را چنان زخمی و نزار دید سر تژاو را برید در همان حال بهرام نیز جان بداد .بگفت این و بهرام یل جان بدادجهان را چنین است ساز و نهادعنان بزرگی هران که جُستنخستش بباید به خون دست شستاگر خود کُشد یا کُشندش بدردبه گِرد جهان تا توانی نگردگیو جسد بهرام را به لشگرگاه آورد مطابق رسم ایرانیان وی را دفن د .شد آن لشکر نامور سوگوارز بهرام و از گردش روزگارمنبع: نوشته های حجت الله مهریاری، مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه نویسندگان مهرمیهن ) و مجتبی اسکندری پاشا
به گزارش خبرگزاری «حوزه» آیت الله ری شهر در بررسی سیره پیشوایان دین در چگونگی مصرف به تبیین نکاتی چند در این خصوص پرداخته است.اگر على علیه السلام در زمان صادق علیه السلام زندگى مى کرد همان گونه مى زیست که صادق علیه السلام زندگى کرده بود. ع این مطلب نیز صادق است.بر این اساس نکاتى که در سیره عملى هر یک از پیشوایان دیده مى شود قابل تسرّى به همه آنهاست. با این نگاه در بررسى سیره پیشوایان بزرگ دین مشخّص مى شود که همه بایدها و نبایدهاى الگوى مصرف رعایت شده امّا چند نکته برجسته و قابل توجّه است: رعایت وظیفه خاص پیشوایان وظیفه الهى همه پیشوایان عدل این است که در مصرف همانند تهى دست ترین مردم زندگى کنند تا اسوه و الگویى براى همه مردم باشند و مشکلات اقتصادى فشار روانى دوچندانى بر بینوایانْ وارد نسازد.إنَّ اللّهَ عز و جل فَرَضَ عَلى أئِمَّةِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ. خداوند بر پیشوایان عادل واجب کرده است که خود را با مردم تهى دست سازند تا مبادا نادارىِ تهى دست او را برافروخته سازد.از این رو انبیا و ان در شرایطى که فقر از جامعه ریشه کن نشده بود نهایت قناعت و ساده زیستى را در زندگى
نخستین ساعات تولد هر نوزاد در بین مسلمانان با انجام آداب و سنن # ی برگزاری میشود.یکی از این آداب برداشتن کام نوزاد با تربت _حسین و آب فرات است. به گزارش شمانیوز: تربیت انسان ها کار پیچیده و مشکلی است و جز با توکل بر خدا و توسل به معصومان (علیهم السلام) و نیز استفاده از شیوه های ارائه شده از سوی دین مبین ، ممکن نیست. همچنین عملکرد انسان هایی که در تربیت موفق بوده اند می تواند کمک بسیار مؤثری در این امر مهم باشد. از این رو با توجه به مطالبی که در فصول و مباحث پیشین مطرح شد، در این مبحث به بررسی آداب و سنن زمینه ساز تربیت در آغاز تولد می پردازیم تا با پیروی از سیره تربیتی (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) بتوانیم گامی مؤثر در تربیت فرزندان خویش برداریم.در سیره معصومان (علیهم السلام) آداب و سنت هایی یافت می شود که از آغاز تولد فرزند تا روز هفتم به آنها عمل می کرده اند. عمل به این آداب، زمینه های مساعد تربیت را در فرزند به وجود می آورد. ممکن است نقش برخی از این آداب در تربیت فرزند برای ما مخفی باشد یا تأثیر کمتری در تربیت داشته باشد، ولی به هر حال تأثیر خود را در فرزند خواهد گذاشت.بخشی از این روش ها، زمینه های تربیت بعدی را فراهم می کند و برخی، علاوه بر آن، خود نیز اثر تربیتی مستقیمی دارند. از مجموع همین تأثیرات جزئی است که تربیت تحقق می یابد؛ زیرا تربیت امری لحظه ای نیست که یکباره صورت پذیرد، بلکه امری تدریجی است که با فراهم شدن زمینه های آن، از بین رفتن عوامل مزاحم و رعایت آداب و دستورهای تربیتی و استفاده از شیوه های مناسب تحقق می یابد. برخی از این آداب چنین است:1. اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد
نخستین کاری که (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) پس از تولد فرزند انجام می دادند، این بود که در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند. سجاد (علیه السلام) می فرماید:هنگامی که حسین (علیه السلام) متولد شد، (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (مجلسی، 1403، ج 43، ص 240).همچنین در روایتی دیگر آمده است:هنگامی که حسن (علیه السلام) متولد شد (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (همان، ج 104، ص 123).نجمه، مادر رضا (علیه السلام) نیز می گوید:وقتی حضرت رضا (علیه السلام) متولد شد، کاظم (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 138). مؤمنان علی (علیه السلام) نیز می فرماید:هنگامی که زایمان حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرا رسید، (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: بر بالین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید؛ زیرا اگر چنین کنید، از در امان خواهد بود (إربلی، 1405، ج 2، ص 148).در این باره روایات فراوان دیگری نیز آمده است که معصومان (علیهم السلام) در زندگی خویش چنین شیوه ای داشتند و به دیگران نیز سفارش می د که این گونه عمل کنند.در اینجا ممکن است بپرسید: آیا این عمل، در کودک تأثیری نیز باقی می گذارد یا اینکه آداب و سننی است که والدین با عمل به آن ب ثواب می کنند؟ در پاسخ باید گفت: اولاً در برخی روایات آثار تربیتی و همچنین آثار جسمی و روحی دیگری نیز برای این عمل بیان شده است؛ از جمله محفوظ ماندن از جنون، پیسی، غش، که برای اطلاع بیشتر می توان به آن روایات مراجعه کرد (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137). (1)براساس این روایات، اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد، موجب آرامش روحی کودک و ایمنی وی از ، جنون و پیسی می شود. البته اذان هرجا گفته شود، از آنجا دور می شود؛ از این روست که برای ک ن نیز سفارش شده است. سلیمان الجعفری می گوید از رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:أذن فی بیتک فانه یطرد ال و یستحب من أجل الصبیان (کلینی، 1365، ج 3، ص 308)؛ در خانه ات اذان بگو که موجب دوری می شود و برای ک ن پسندیده است.ثانیاً، این عمل، از نظر علمی نیز توجیه پذیر است. پژوهشگران اثبات کرده اند که ک ن نه تنها در روزهای اول تولد گفته های ما را می شنوند و در ذهن خود ضبط می کنند، بلکه پیش از تولد نیز از صدای قلب و حرکت غذا در روده و معده مادر و حتی صداهای بیرونی مثل صدای پدر و مادر و اطرافیان اثر می پذیرند و نسبت به آن صداها شناخت پیدا می کنند و بعد از تولد با آنها مأنوس خواهند بود.یکی از علل آرامش فرزند، هنگامی که مادر او را در آغوش می گیرد، انس با صدای قلب مادر در رحم است. ویلیام سیرز در این باره می گوید:با کودک صحبت کنید و برایش آواز بخوانید. برای کودکی که در رحم دارید خاطره های خوش ایجاد کنید. بررسی ها نشان داده است که ک ن بعدها به صداهای آشنایی که در دوران زندگی در رحم مادر شنیده اند، و به صدای انی که با آنها صحبت کرده اند و برایشان آواز خوانده اند، ع العمل نشان داده اند. نوزادان به صدای پدرانشان - اگر قبل از تولد با آنها صحبت کرده باشند - بیشتر توجه می کنند و آوازهایی را که مادر در ماه های زندگی در زهدان برای آنها خوانده است، آسان تر یاد می گیرند (سیرز، 1369، ص 20).همچنین «در یک آزمایش، 5 تا 6 هفته آ بارداری، برای تعدادی از ک ن نوار سرودی که مادرشان خوانده بود، روزی دوبار پخش شد. پس از تولد، ک ن ترجیح می دادند که این سرود را از مادرشان بشنوند تا سرودی دیگر، هر چند آن را هم مادرشان می خواند. در آزمایشی دیگر، ک ن ترجیح می دادند به سرودی که مادرشان خوانده است، گوش دهند تا سرودی که شخص دیگری خوانده است. این هم به دلیل آن است که قبلاً با صدای مادر آشنا بودند (هترینگتون، 1373، ج 1، ص 212). (2)بنابراین، اذان و اقامه گفتن در گوش کودک از سه جهت می تواند تأثیر تربیتی داشته باشد: نخست، تأثیرات جسمی و ایمنی از بیماری هایی که ممکن است کودک به آنها دچار شود. دوم، تأثیرات معنوی و آرامش روحی که با دوری برای کودک حاصل می شود. سوم، تأثیرات آموزشی که کودک با مفاهیم اعتقادی و مذهبی آشنا می شود و در آینده به این مفاهیم انس و علاقه بیشتری پیدا کی کند.2. نحنیک یا کام برداشتن
از دیگر آد که معصومان (علیهم السلام) در آغاز تولد فرزند رعایت کرده اند، برداشتن کام نوزاد است. کام برداشتن بدین معناست که مقداری ما، شیرینی یا چیز دیگری را نرم و ملایم کرده، به صورت مایع در آورند و آن را در کام کودک بریزند (طریحی، 1408، ص 590). (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) خود به این سنت عمل می د و دیگران را نیز به آن سفارش می نمودند. صادق (علیه السلام) از مؤمنان علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:حنکوا أولادکم ب مر، فکذا فعل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بالحسن و الحسین (علیهماالسلام) (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137)؛ کام فرزندانتان را با ما بردارید؛ زیرا (صلی الله علیه و آله و سلم) با حسن و حسین (علیهماالسلام) چنین کرد.همچنین از مادر رضا (علیه لسلام)، نقل شده که وقتی علی بن موسی الرضا (علیه السلام) متولد شد، او را در پارچه سفیدی پیچیدم به کاظم (علیه السلام) دادم. (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت و آب فرات طلبید و با آن کام نوزاد را برداشت و او را به من برگرداند (همان، ص 138).نیز وقتی عبدالله بن عباس صاحب فرزندی شد، علی (علیه السلام) به منزل او رفت و فرمود: او را بیاورید. کودک را آوردند. (علیه السلام) او را گرفت، کام او را برداشت، برای او دعا کرد و او را برگرداند... (ابن الحدید، 1385، ج 7، ص 148).بنابراین، کام برداشتن، از سیره معصومان (علیهم السلام) بوده است و با چیزهای مختلفی از قبیل ما، آب (در صورت امکان آب فرات و پس از آن آب باران) (کلینی، 1365، ج 6، ص 24)، تربت حسین (علیه السلام)، عسل یا هر نوع شیرینی دیگر انجام می شده است. در روایات، برای کام برداشتن با برخی از این چیزها، فوائدی نیز ذکر شده است. برای مثال، صادق (علیه السلام) کام برداشتن با تربت حسین را موجب ایمنی فرزند می داند:حنکوا اولادکم بتربه الحسین (علیه السلام) فانه امان (نوری، 1408، ج 15، ص 138).مراد از امان، ممکن است ایمنی از یا بلاها یا هر دو باشد. همچنین آن حضرت کام برداشتن با آب فرات را موجب دوستی اهل بیت (علیهم السلام) می داند:ما أظن أحدا یحنک بماء الفرات إلا أحبنا أهل البیت (همان، ص 139).و یاالا کان لنا شیعه (همان، ش 4).کام برداشتن با تربت حسین (علیه السلام) به دلیل قرب و منزلتی که آن نزد خدا دارد، آثار روحی و معنوی بسیاری دارد. در روایات متعدد از آثار مادی و معنوی آن، حتی در شفای بیماران سخن به میان آمده است. افراد بسیاری نیز این را تجربه کرده اند. روایات ما برای آب فرات اهمیت خاصی از حیث معنوی قائل است. (3) این اهمیت شاید از آن جهت باشد که این آب طعم گوارایی دارد. آب باران نیز چون آب خالص است و شوری و تلخی و مواد مخلوط ندارد، از سایر آب ها گواراتر است.یادآور می شویم که مستحب است که عمل کام برداشتن و تحنیک به دست بزرگان دین و افراد صالح و باتقوا واقع شود. این خود، علاوه بر آثاری که در روایات آمده و نیز آثار احتمالی که بیان شد، نوعی تیمن و تبرک است و چون مستحب است که هنگام این عمل برای کودک دعا کنند، دعای بزرگان دینی برای کودک تأثیرات معنوی فراوانی خواهد داشت. در صدر معمولاً کام ک ن مسلمان را (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) برمی داشتند و برای کودک دعا می د.3. پوشش نوزاد
(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومان (علیهم السلام) به پوشش کودک، به ویژه در آغاز تولد، اهمیت فراوان می دادند. تأکید بر پوشاندن لباس سفید بر کودک و نهی از پوشاندن لباس زرد بر او، در سیره، حکایت از اهمیت و تأثیر رنگ لباس بر کودک دارد. زید بن علی از پدرش سجاد (علیه السلام) نقل می کند کهلما ولدت فاطمه (علیهاالسلام) الحسن (علیه السلام) أ ج إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فی قه صفراء، فقال (صلی الله علیه و آله و سلم) ألم أن م أن تلفوه فی قه صفراء، ثم رمی بها و أخذ قه بیضاء فلفه فیها (مجلسی، 1403، ج 104، ص 109)؛ زمانی که حضرت فاطمه (علیهاالسلام) حسن (علیه السلام) را به دنیا آورد، [اطرافیان] او را در پارچه زردی پیچیدند و نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند. (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مگر شما را از پوشاندن پارچه زرد بر نوزاد منع نکرده بودم؟ سپس پارچه زرد را به دور افکند و پارچه سفیدی بر او پوشاند.همچنین گذشت که مادر رضا (علیه السلام) فرمود:لما ولد الرضا (علیه السلام) ناولته موسی (علیه السلام) فی قه بیضاء (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 138)؛ وقتی [ ] رضا (علیه السلام) به دنیا آمد، او را در پارچه سفیدی پیچیدم و به کاظم (علیه السلام) دادم.بنابراین، رنگ پوشش نوزاد در سیره معصومان (علیهم السلام) مهم دانسته شده و اصرار بر این است که رنگ لباس نوزاد سفید باشد، نه زرد. درباره سرّ رنگ سفید و اینکه چه آثار جسمی یا روحی برای کودک خواهد داشت، در روایات چیزی بیان نشده است. البته در این مورد، حدس هایی می توان زد و نیز می توان فوائد احتمالی برای آن بیان کرد. امروزه در روان شناسی رنگ ها، تحقیقات بسیاری در زمینه تأثیر رنگ ها بر حالات روحی - روانی انسان ها انجام شده و نتایج تحقیقات، تأثیر رنگ ها را تأیید کرده است (لوشر، 1371). اما گرچه تأثیر رنگ لباس بر کودک انکار ناپذیر است، ولی در نوع و کیفیت تأثیر آن، داوری قطعی و روشنی نمی توان کرد.4. تبریک و دعا
از دیگر آداب آغاز تولد کودک که در سیره معصومان (علیهم السلام) رعایت شده، تبریک ولادت کودک به پدر و مادر اوست. مرازم از برادش نقل می کند:مردی به صادق (علیه السلام) عرض کرد که صاحب پسری شده ام. (علیه السلام) فرمود: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را حفظ فرماید و تو را از خیر او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).همچنین در سیره ای که پیشتر از ابن الحدید نقل شد آمده بود کهوقتی عبدالله بن عباس صاحب پسری شده مؤمنان علی (علیه السلام) با اصحاب به دیدار او رفتند و حضرت این گونه به او تبریک گفت: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را بر تو مبارک گرداند (ابن الحدید، 1385، ج 7، ص 148).همچنین، صادق (علیه السلام) می فرماید:مردی ولادت فرزند مردی دیگر را چنین تبریک گفت: یهنئک الفارس؛ قدم سوارکار نورسیده مبارک! حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: از کجا می دانی که او سوارکار خواهد بود؟ آن مرد عرض کرد: فدایت شوم پس چه بگویم؟ فرمود: بگو: خدا سپاس بخشنده را روزی تو کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را به رشد و کمال رساند (عمری طولانی به او بدهد) و تو را از نیکی او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).چنان که در این سیره ها آمده است، اولاً تبریک گفتن و اظهار شادمانی برای تولد نوزاد، از سنن و آداب ی است؛ ثانیاً باید تعبیرهای تبریک، آمیخته با ارزش های الهی و معنوی، آموزنده و یادآور شکر پروردگار و در برگیرنده دعا برای پدر و مادر و آینده نوزاد باشد.در اینجا دو نکته مهم وجود دارد: نخست اینکه اظهار شادمانی دیگران مستقیماً در والدین تأثیر دارد و آنها را اگر احیاناً از تولد فرزند ناراحت اند، خوشحال می کند. با یادآوری نعمت الهی آنها را به شکر نعمت وا می دارد؛ در نتیجه والدین با علاقه و رضایت کامل به تربیت کودک می پردازند و این رضایت، در کودک اثر خواهد گذاشت. مادری که با رضایت کامل به فرزند خویش شیر دهد، به نظافت او بپردازد و به او محبت کند، در شکل گیری هرچه بهتر شخصیت کودک مؤثر است. «نتیجه تحقیقات نشان می دهد تمایل و علاقه مندی مادر، ضمن شیر دادن طفل، در ثبات شخصیت او مؤثر است. بدین ترتیب، تأثیر رفتار مادر در رشد شخصیت طفل از لحظه تولد نوزاد آشکار می شود... مادرانی که علاقه مند به شیر دادن ک ن خود نیستند و آنها را با بی میلی در آغوش می گیرند، انزوا، بی حسی و احتمالاً غش را در اطفال خودشان به وجود می آورند» (عظیمی، 1369، ص 106).دوم آنکه دعا برای سلامت و رستگاری کودک، در هر لحظه و مرحله ای از تربیت کودک مؤثر، و در تبریک ولادت نیز مطرح است. در روایات و سیره تربیتی معصومان (علیهم السلام) دعا برای فرزند در مراحل متعددی از جمله هنگامی که انسان قصد ازدواج می کند، وقت ورود بر همسر و هنگام ، وارد شده است؛ علاوه بر اینها هنگام کام برداشتن کودک، وقت عقیقه برای او و هنگام نامگذاری کودک، دعا وارد شده است و معصومان (علیهم السلام) در سیره خود بدان عمل می د. دعا برای کودک گذشته از تأثیرات روحی، معنوی و جسمی، تأثیرات روانی و تلقینی نیز دارد؛ زیرا وقتی کودک با والدینی روبه روست که هر آن، دم از ارتباط با خدا و استمداد از او می زنند، او نیز بدان سوی کشیده خواهد شد.5. نام نیک
نامگذاری برای همه اشیائی که انسان با آنها سر و کار دارد، ضروری است؛ زیرا انسان برای شناختن و شناساندن هر چیز محتاج نام آن است؛ مثلاً برای شناساندن خود به دیگران، ناگزیر از بیان نام است. مهم، زمان نامگذاری و انتخاب نام است. البته در سیره معصومان (علیهم السلام) بر هر دو کار تأکید شده است. تأکید بر نامگذار پیش از تولد فرزند است و اگر نشد، در بدو تولد، تا روز هفتم ولادت و همراه با عقیقه است. صادق (علیه السلام) می فرماید: پدرم از جدم نقل کرد که مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:فرزندان خود را قبل از اینکه متولد شوند، نامگذاری کنید و اگر نمی دانید پسر است یا دختر، از نام هایی استفاده کنید که بر هر دو می نهند؛ زیرا ک نی که بر آنها نام نهاده نشده است، روز قیامت به پدر خود اعراض می کنند که چرا بر من نام ننهادی و [حال آنکه] (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز محسن را قبل از تولد نام نهاد (کلینی، 1365، ج 6، ص 18). بصیر نیز از صادق (علیه السلام) نقل می کند که درباره مولود فرمود:مولود را در روز هفتم ولادت نامگذاری می کنند و برای او عقیقه می دهند و (موی) سرش را می تراشند (کلینی، 1365، ج 6، ص 29).یادآور می شویم که این دو دسته روایات با هم منافاتی ندارند؛ زیرا طبق برخی روایات تا روز هفتم می توان نام را تغییر داد. صادق (علیه السلام) فرمود:هیچ پسری برای ما متولد نمی شود، مگر اینکه نام او را محمد می گذاریم؛ وقتی هفت روز از ولادت وی گذشت، اگر خواستیم نام او را تغییر می دهیم یا باقی می گذاریم (همان، ص 18).بنابراین، نامگذاری پیش از تولد به احترام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و برای تیمن و تبرک به نام او صورت می گیرد و تا روز هفتم نیز قابل تغییر است. اما چرا پیش از تولد نامگذاری انجام می شود؟یک احتمال همان است که در روایت ذکر شده است که کودک پیش از تولد نیز دارای روح و شخصیت و احترام است و اگر نامگذاری نشود و سقط شود، به او احترام لازم گذاشته نشده است و آن کودک، در قیامت به این بی احترامی والدین معترض خواهد شد.احتمال دیگر اینکه اگر تا روز هفتم نامگذاری صورت نگیرد، چه بسا اقوام و آشنایان نامهای نامناسب و ناشایستی را بر والدین تحمیل کنند. بنابراین، بهتر است نامگذاری پیش از تولد صورت پذیرد. به همین دلیل در سیره معصومان (علیهم السلام) و بزرگان صدر تأکید بر این بوده است که بزرگان برای ک ن نامگذاری کنند و خود نیز چنین می کرده اند؛ برای مثال، (صلی الله علیه و آله و سلم) برای فرزندان علی (علیه السلام) نام برگزید (مجلسی، 1403، ج 43، ص 242) (4) و علی (علیه السلام) فرزند ابن عباس را نامگذاری کرد. صحابه نیز فرزندان خود را برای نامگذاری نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) می آوردند تا نامهای مناسب و شایسته ای برای آنها برگزینند. پس بهتر است نامگذاری تا روز هفتم به تأخیر نیفتد.مسئله دیگری که اهمیت خاصی دارد، انتخاب نام است. در سیره معصومان (علیهم السلام) انتخاب نام نیک و پرمعنا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:اولین خوبی انسان به فرزندش، نام نیکی است که برای او انتخاب می کند (کلینی، 1365، ج 6، ص 18). اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نام نیک را از حقوق فرزندان بر والدین می داند. کاظم (علیه السلام) می فرماید:مردی نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: حق فرزندم بر من چیست؟ (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تحسن اسمه و ادبه و ضعه موضعاً حسناً (همان، ص 48، ش 1)؛ اینکه نام نیکو بر او بگذاری، او را خوب تربیت کنی و او را به جایگاه مناسب [اجتماعی] (5) خویش برسانی».معصومان (علیهم السلام) بر همه فرزندان خود نام هایی با معانی خوب و عالی می نهادند و همواره سعی می د جامعه و محیط از نام های نیک و با معنا بهره مند، و از نام های زشت و بی معنا به دور باشد.اما نام چه تأثیری می تواند در تربیت داشته باشد که از نیک و بد آن بحث شود؟ پاسخ این است که، نام نیک از چند جهت در انسان تأثیر می گذارد:1. نام هر انسانی نمادی از او و بیانگر هویت و شخصیت او برای دیگران است. نام هر شخص هویت و فرهنگ را به همراه دارد و دیگران براساس آن فرهنگ با او رفتار می کنند و از او انتظار دارند. در هر فرهنگ و ملیت، نام ها معانی و مفاهیم خاص خود را به همراه دارند و آن را به ذهن مخاطب منتقل می کنند. بنابراین، نام نیک علاوه بر اینکه احترام به شخصیت انسان است، احترام دیگران را نیز بر می انگیزاند.2. نام انسان برچسبی است که از آغاز تا پایان عمر و حتی قیامت (کلینی، 1365، ج 6، ص 19) همراه اوست و اثر تلقینی بر او دارد؛ زیرا همه افرادی که با انسان سرو کار دارند با این نام، او را می خوانند. اگر نام انسان فضل، ابوالفضل، عبدالرحمان و از این قبیل نام ها باشد، به انسان، صفات فضیلت و بندگی خدا را تلقین می کند و انسان می کوشد این صفات را در خود پدید آورد. انی که با انسان سر و کار دارند نیز توقع دارند که او مطابق نام خویش عمل کند. بدین جهت است که در روایت آمده است:در قیامت افرادی وارد می شوند که نامشان محمد است. خداوند می فرماید: آیا حیا نکردی و مرا معصیت کردی در حالی که نام حبیب مرا بر خود داشتی؟ من از اینکه نام حبیبم را بر خود داری، از عذاب تو حیا می کنم (نوری، 1408، ج 15، ص 130).3. انسان به طور ناخودآگاه می خواهد با بزرگانی که نام او از آنان گرفته شده است و هم نام اویند، همانند شود و خود را مشابه آنان جلوه دهد؛ بنابراین می کوشد چنان رفتار کند که آنان رفتار می کرده اند.4. نام های بد و نامناسب آثار بدی بر انسان می گذارند. علاوه بر این، نام های بد و ناشایست، دستاویزی برای دیگران در تمس و ضربه زدن به شخصیت انسان می شود؛ به ویژه در کودکی و نوجوانی که بچه ها معمولاً برای رونق بخشیدن به محافل و میدان های بازی خود، به دنبال چنین دستاویزهایی هستند و حتی خود، نام های تمس آمیزی را برای بازیچه قرار دادن دیگران بر آنها می نهند. از این روست که باقر (علیه السلام) به معمر بن خثیم فرمود:ما از ترس القاب و برچسب های بدی که دیگران ممکن است به فرزندانمان نسبت دهند، برای آنان در کودکی کنیه انتخاب می کنیم (کلینی، 1365، ج 6، ص 19).بنابراین، اثر نام نیک بر فرزند در تربیت او چنان است که نمی توان از آن چشم پوشید، اگر تأثیر کمی هم داشته باشد، باید به آن اهتمام داشت؛ زیرا تربیت در پی توجه به نکات ریز محقق می شود.نکته دیگری که در سیره معصومان (علیهم السلام) برای نامگذاری مطرح است، آن است که آن بزرگواران همراه نام بزرگان دین را برای فرزندان خود بر می گزیدند و دیگران را نیز به آن سفارش می د. این کار، علاوه بر احترام به بزرگان و آموزش آن به فرزندان و آثاری که پیشتر بیان شد، آثار تربیتی دیگری نیز دارد؛ مانند آثار معنوی حاصل از برگزیدن نام بزرگان دین برای فرزندان، و نیز آثار اجتماعی آن. زیرا نامگذاری فرزندان به نام های نیک، موجب می شود که فرهنگ خانواده و جامعه، روح دینی به خود بگیرد و این روح دینی، در تربیت و هدایت فرزندان مؤثر افتد.6. عقیقه
از مهم ترین آداب و سنت هایی که در رفتار و گفتار (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) بر آن تأکید فراوان شده، عقیقه برای فرزند است. تأکید بر عقیقه به حدی است که در برخی روایات واجب دانسته شده است. کاظم (علیه السلام) می فرماید:العقیقه واجبه اذا ولد للرجل ولد (همان، ص 24).همچنین برخی از فقهای شیعه و اهل سنت به وجوب آن فتوا داده اند (مجلسی، 1363، ج 21، ص 44).ولی بیشتر فقهای شیعه بر استحباب آن تأکید می کنند. قدس سره در تحریر الوسیله می نویسد: «من المستحبات الأکیده العقیقه للذکر و الانثی» ( ، [بی تا]، ج 2، ص 448).تأکید بر عقیقه به حدی است که ائمه (علیهم السلام)، حتی با صدقه دادن قیمت آن، راضی به ترک آن نشده اند. عبدالله بن ب می گوید:نزد صادق (علیه السلام) بودم. فرستاده عبدالله بن علی، عموی ، به گفت: عمویتان می گوید: به دنبال حیوانی برای عقیقه رفتم، اما نیافتم. آیا قیمت آن را صدقه بدهم؟ فرمود: نه؛ زیرا خداوند غذا دادن به مردم و ریخته شدن خون حیوان را دوست دارد (کلینی، 1365، ج 6، ص 25).همچنین اگر والدین به هر دلیلی موفق به عقیقه برای فرزند خود نشدند، بر فرزند مستحب است که پس از بلوغ برای خود عقیقه کند. عمر بن یزید می گوید:به صادق (علیه السلام) عرض : نمی دانم پدرم برایم عقیقه کرده است یا نه، (چه کنم؟) فرمود: «برای خود عقیقه کن». من نیز چنین ، در حالی که در سن پیری بودم (همان، ص 25).بنابراین، عقیقه از سنت هایی است که در سیره معصومان (علیهم السلام) بر آن تأکید بسیار شده است و علاوه بر آثار اجتماعی، دارای آثار روحی و تربیتی برای کودک است که برخی از آن آثار را بیان خواهیم کرد.ممکن است برخی بگویند وضع عقیقه به دلیل سنتی است که در جاهلیت بوده و چون دارای آثار اجتماعی است، نیز آن را پذیرفته و با کمی تغییر آن را وسیله ای برای تقرب و به خداوند قرار داده است. به نظر می رسد گرچه عقیقه پیش از نیز بوده، ولی از سنت های جاهلی نیست، بلکه از سنت های دینی و حضرت ابراهیم (علیه السلام) است که به جای ذبح اسماعیل، خداوند قوچی را برای ابراهیم (علیه السلام) فرستاد و این یک سنت شد و به مرور زمان در جاهلیت تغییراتی پیدا کرد؛ زیرا از همان زمان مسئله ذبح حج گزاران در منا مطرح است و در روایتی وارد شده است که عقیقه ساقط نمی شود مگر اینکه ی در حج ذبح کند.همچنین هدف از عقیقه، تنها آثار اجتماعی اطعام نیست، گرچه آن نیز مورد نظر است و با عقیقه حاصل می شود؛ هدف اصلی از عقیقه این است که این قربانی در برابر جان کودک و برای تقرب به خدا ذبح می شود. شواهد بسیاری نیز در روایات بر این مطلب وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم. صادق (علیه السلام) می فرماید:عقیقه برای غنی و فقیر، در صورتی که برایش میسر باشد، لازم است؛ ولی اگر فقیر بر عقیقه قادر نباشد لازم نیست.اگر تنها آثار اقتصادی - اجتماعی عقیقه مراد بود، چرا برای فقیر نیز در حد امکان عقیقه لازم است؟ پس باید مسئله مهم دیگری در کار باشد.علاوه بر این، اگر تنها آثار اجتماعی - اقتصادی مراد بود، باید در صورتی که حیوانی برای عقیقه پیدا نشود، صدقه دادنِ قیمت آن کفایت کند؛ در حالی که ائمه (علیهم السلام) حتی در صورت یافت نشدن حیوان، راضی به صدقه دادن قیمت آن نشده اند و فرموده اند: صبر کنید تا حیوانی پیدا شود.در اینجا، برخی از آثار روحی و معنوی عقیقه را، که ممکن است زمینه های تربیت و هدایت کودک را مهیا کند، یادآور می شویم:1. عقیقه، قربانی و فدیه ای است در برابر سلامت جان کودک. ، ظهور آثار اموالی، چون قربانی را که انسان در راه خدا می دهد، در همین دنیا نیز پذیرفته است، از قبیل آثار صدقه در سلامت و حفظ جان انسان، و آثار نذر در بهبود بیماری ها. عقیقه نیز یکی از اینهاست و از آثار آن، صحت و سلامت و حفظ جان کودک در برابر بیماری ها و بلاهای گوناگون است. در ضمنِ دعایی که مستحب است هنگام عقیقه برای فرزند خوانده شود، آمده است:خدایا، گوشت این حیوان را در برابر گوشت فرزندم، خون آن را در برابر خون او، استخوان آن را در برابر استخوان او، موی آن را در برابر موی او و پوست آن را در برابر پوست او می دهم. خدایا، این قربانی را مایه حفظ و سلامت او قرار ده (کلینی، 1365، ج 6، ص 31).2. عقیقه، مایه ی تقرب کودک به خدا، توجه خدا به کودک و خواری و دوری او از انسان است. گرچه والدین یا ان دیگرند که برای کودک عقیقه می کنند، ولی این عقیقه از طرف کودک و آثار آن بیشتر متوجه کودک است تا والدین. در دعای عقیقه آمده است:خدایا، بر محمد و آل او درود فرست و این قربانی را از فلان پسر فلان قبول فرما (همان، ص 31).و نیز آمده است:خدایا، خون ها برای تو ریخته می شود که شریکی نداری و حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است. خدایا، رانده شده را خوار فرما (همان، ش 5).3. عقیقه، شکرانه نعمتی است که خدا به انسان عطا کرده است. فرزند، از منظر روایات، نعمتی از نعمت های الهی عطا شده به انسان است. این قربانی نیز به شکرانه آن نعمت انجام می شود و به موجب آیه قرآن که می فرماید: «لئم شکرتم لأزیدنکم (ابراهیم، 7)؛ اگر شکر نعمت کردید بر نعمتتان می افزایم»، مسلم است که این شکر در بقا و تقویت فرزند مؤثر خواهد بود. افزایش نعمت، هم می تواند جنبه کمی داشته باشد و هم جنبه کیفی. افزایش کیفی نعمتِ فرزند به این است که وی، صالح، نیکوکار و برای والدین و جامعه با برکت باشد. در دعای عقیقه می خوانیم:خدایا، این قربانی را به شکرانه نعمتی که به ما روزی کردی و به علت شناختی که از فضل تو بر خانواده خود دارم، ذبح می کنم (همان، ج 6، ص 30).بنابراین، عقیقه برای کودک، علاوه بر اینکه به شکرانه نعمتی است که خدا به انسان ارزانی داشته، دارای آثار جسمی و به ویژه روحی بسیاری برای کودک است. گرچه بسیاری از این آثار روحی بر ما پوشیده است، ولی در اصل اینکه یک سلسله آثار روحی بر آن مترتب است تردیدی نیست و این مطلب را از تأکیدهای فراوانی که در روایات بر عقیقه شده است، می توان استنباط کرد.7.
کودک از دیگر آداب و سنن برگرفته از سیره معصومان (علیهم السلام) است که در روز هفتم ولادت کودک انجام می شود. باقر (علیه السلام) می فرماید: (صلی الله علیه و آله و سلم) حسن و حسین (علیهماالسلام) را در روز هفتمِ ولادت کرد (مجلسی، 1403، ج 104، ص 120).جابر بن عبدالله نیز می گوید:إن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نحر عن الحسن و الحسین (علیهماالسلام) و ما لسبعه أیام (ابن الدنیا، بی تا، ج 2، ص 783). از شرایط وارد شدن در دین و مسلمان شدن است و بر هر واجب است هنگام بلوغ یا مسلمان شدن، کند. در سیره معصومان (علیهم السلام)، این عمل در روز هفتمِ ولادت کودک انجام می شود و روایاتی نیز به در روز هفتم سفارش می کند. یکی از دلائل انتخاب روز هفتم آن است که در این روز موجب پاکیزگی بیشتر است و گوشت نیز بهتر می روید (همان، 1365، ج 6، ص 35). این مطلب از نظر علمی نیز پذیرفته شده است. چون از نظر علمی، زمینه های انعقاد خون در روز هفتم ولادت فراهم شده و به حد بالای خود می رسد و در نتیجه، خونریزی کمتر خواهد بود (پاک نژاد، 1349، ج 16، ص 164). شاید منظور صادق (علیه السلام) که فرمود: در روز هفتم موجب پاکیزگی بیشتر می شود، همین باشد که خونریزی کمتری صورت می گیرد.همچنین صادق (علیه السلام) فرمود:هنگام کودک می گویی: خدایا، این سنت تو و سنت توست و هم پیروی از تو و کتاب تو و توست و برای اجرای خواست و قضای تو به امری است که اراده کرده ای و قضائی که حتمی فرموده ای و امری که نافذ ساخته ای، و گرمای آهن را در و حجامت بدان علتی که تو از ما بدان آگاه تری، به انسان چش . خدایا، او را از گناهان پاک گردان و بر عمرش بیفزای و آفت ها و بدی های بیرونی و درونی را از جسم او دور کن. بر غنای او بیفزای و فقر و تنگدستی را از او دور ساز؛ زیرا تو می دانی و ما نمی دانیم (طبرسی، 1412، ص 241).همچنین آثار بهداشتی و دیگری برای بیان شده است. سرطان در افراد شده اصلاً دیده نشده، در حالی که بین انی که نمی شوند چنین سرطانی وجود دارد. سرطان پروستات در بین شده ها کمتر است. عفونت های مجاری ادرای نیز در بین آنها کمتر است و کامجویی های برای آنها بهتر و راحت تر صورت می پذیرد (پاک نژاد، 1349، ج 16، ص 153).8. تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن برای او
از دیگر آداب و سننی که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز هفتم ولادت کودک انجام می داد، تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن به وزن آن است. عاصم کوزی می گوید: صادق (علیه السلام) از پدرش نقل کرد که (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حسن و حسین (علیهماالسلام)، هر کدام یک قوچ عقیقه کرد و مقداری از آن را به قابله داد و سر آن دو را در روز هفتم ولادت تراشید و به وزن موی سر آنان نقره صدقه داد (کلینی، 1365، ج 6، ص 33).نکته ای که در این زمینه در سیره (صلی الله علیه و آله و سلم) مشاهده می شد، این است که (صلی الله علیه و آله و سلم) به شدت با تراشیدن قسمتی از سر کودک و باقی گذاشتن قسمتی دیگر، که به آن «قزع» (6) می گویند، مخالفت می کرد. صادق (علیه السلام) می فرماید:کودکی را نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند تا برای او دعا کند، در حالی که قسمتی از سر او را تراشیده و قسمتی را باقی گذاشته بودند. (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او دعا نکرد و فرمود: سر او را [کامل] بتراشید (کلینی، 1365، ج 6، ص 40). مؤمنان علی (علیه السلام) نیز از این کار نهی می کرد و می فرمود:سر ک ن را به صورت قزع نتراشید؛ یعنی اینکه مقداری از موی سر را بتراشید و مقداری را باقی بگذارید (همان، ش 1).چنانچه بخواهیم جمع بندی مناسبی از آثار تربیتی این آداب و سنن داشته باشیم، می توان گفت به طور کلی دو دسته آثار بر این آداب و سنن مترتب است: یک دسته آثار جسمی - بهداشتی و دسته دیگر آثار روحی - روانی یا آثار تربیتی به معنای خاص. با توجه به این دو دسته آثار، می توان این آداب و سنن را به سه بخش تقسیم کرد:- آداب و سننی که غالباً دارای آثار جسمانی اند، مثل: و تراشیدن سر کودک؛- آداب و سننی که غالباً دارای آثار روحی - روانی اند، مثل: اذان و اقامه گفتن در گوش راست و چپ کودک، دعا برای او و انتخاب نام نیک؛- آداب و سننی که هر دو آثار یاد شده (آثار جسمانی و روانی) را دارند، مثل: دقت در انتخاب همسر، آداب معا ، عقیقه و صدقه.ممکن است نوع و کیفیت تأثیر برخی از این آداب، بر ما روشن نباشد، ولی اصل تأثیر آنها بر کودک (تأثیر جسمانی یا روانی) در سیره معصومان (علیهم السلام) انکار ناپذیر است. در گذشته نیز، نوع و چگونگی برخی دیگر از این آداب، نظیر اذان و اقامه و آداب مبا بر ما پوشیده بود، ولی اکنون با پیشرفت علم، جنبه هایی از تأثیر و چگونگی آن، روشن شده است.خلاصه مبحث
در سیره معصومان (علیهم السلام) آداب و سنت هایی یافت می شود که از آغاز تولد فرزند تا روز هفتم به آنها عمل می نمودند. اقدام به این آداب، زمینه های مساعد تربیت را در فرزند به وجود می آورد. برخی از این آداب چنین است:اذان و اقامه: اذان و اقامه گفتن در گوش فرزند از سه جهت آثار تربیتی دارد: تأثیرات جسمی و ایمنی از بیماری ها، دوم، تأثیرات معنوی و آرامش روحی و سوم، آشنایی با مفاهیم اعتقادی و مذهبی.تحنیک یا کام برداشتن: کام برداشتن بدین معناست که مقداری ما، شیرینی یا چیز دیگری را نرم و ملایم کرده، به صورت مایع در آورند و آن را به حلق کودک بریزند. در روایات برای کام برداشتن با تربت حسین (علیه السلام)، آب فرات، ما، عسل و شیرینی فوائدی را بیان کرده اند.پوشش نوزاد: رنگ و پوشش نوزاد در سیره معصومان (علیهم السلام) مهم دانسته شده است. اصرار بر این است که رنگ لباس نوزاد سفید باشد. اما اینکه رنگ سفید چه آثار جسمی یا روحی دارد، چیزی بیان نشده است.تبریک و دعا: براساس سیره معصومان (علیهم السلام) تبریک گفتن و اظهار شادمانی برای تولد نوزاد، از سنن و آداب ی است. از سوی دیگر باید تعبیرهای تبریک، آمیخته با ارزش های الهی و معنوی، آموزنده و یادآور شکر پروردگار و در برگیرنده دعا برای پدر و مادر و آینده نوزاد باشد.نام نیک: در سیره معصومان (علیهم السلام) انتخاب نام نیک و پر معنا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و فوائد بسیاری برای آن گفته شده است. از جمله، نام هر انسانی نماد شخصیت اوست، نام انسان برچسبی است از آغاز تا پایان عمر که اثر تلقینی دارد. نام بزرگان دین سبب همانند سازی صاحب نام با بزرگان دین می شود، نام های بد و نامناسب آثار بدی بر انسان می گذارد.عقیقه: در سیره معصومان (علیهم السلام) عقیقه از سنت هایی است که بر آن تأکید بسیار شده است و علاوه بر آثار اجتماعی، دارای آثار روحی و تربیتی برای کودک است و هدف از آن این است که این قربانی در برابر جان کودک و برای تقرب به خدا و به شکرانه نعمت فرزند ذبح می شود. : کودک از دیگر آد است که در سیره معصومان (علیهم السلام) در روز هفتم ولادت کودک انجام می شود و از شرایط وارد شدن به و بر هر واجب است.تراشیدن سر نوزاد و صدقه دادن برای او: در سیره معصومان (علیهم السلام) این آداب که در روز هفتم ولادت کودک انجام می شود بسیار تأکید شده است. یکی از نکات مهمی که در زمینه این آداب در سیره (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) مشاهده می شود آن است که آن بزرگان به شدت با تراشیدن قسمتی از سر کودک و باقی گذاشتن قسمتی دیگر بسیار مخالف بودند.پی نوشت ها :1. مروا القابله او بعض من یلیه ان یقیم الصلاه فی اذنه الیمنی فلا یصیبه لمم و لا تابعه ابداً. و نیز ر. ک: نوری، 1408، ج 15، ص 137؛ متقی، 1409، ج 15، ص 457؛ هیثمی، 1408، ج 4، ص 59.2. در این زمینه همچنین می توانید ر. ک: رفعت، 1991.3. در برخی روایات فرات را نهر مؤمن نامیده اند. قال ابوعبدالله (علیه السلام): ما أحد یشرب من ماء الفرات و یحنک به إذا ولد إلا أحبنا لأن الفرات نهر مؤمن (مجلسی، 1403، ج 104، ص 114).4. در این زمینه روایات دیگری هم هست که (صلی الله علیه و آله و سلم) این کار را به خدا واگذار کرد و خدا نام حسن و حسین را برگزید (همان جا).5. مراد این است که حرفه ای مناسب به او یاد بدهی، یا همسری مناسب برای او برگزینی (مجلس، 1363، ج 21، ص 84).6. قزع، چنان که در روایتی از علی (علیه السلام) وارد شده، این است که قسمتی از سر کودک را بتراشند و قسمتی دیگر را باقی بگذارند.
منبع: کتاب سیره تربیتی و اهل بیت (ع)
محمدحسن زُبَری قائنی، مدیر گروه حدیث پژوهی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی می گوید: رفتار ان، ان، ان، علما، دانشمندان، سیاستمداران و قهرمانان، تأثیر فراوانی بر انتخاب سبک زندگی و تغییر در اصلح آن دارد. اقتدا به سبک و روش (ص) از زندگی، بهترین سرمشق است.الگوهای رفتاریِ مبتنی بر ارزش های الهی و انسانی در سیره (ص)به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حضرت محمد (ص) در روز ۲۷ ماه رجب ۴۰ عام الفیل، (سال ۱۳ پیش از هجرت) مبعوث شد. البته در ای از روایات شیعه نیز بعثت آن حضرت در ماه رمضان ذکر شده، مانند روایت «عیون الاخبار» شیخ صدوق: «وقتی شخصی به نام فضل از رضا می پرسد که چرا روزه فقط در ماه مبارک رمضان فرض شد و در سایر ماه ها فرض نشد؟ در پاسخ او گفت: «لان شهر رمضان هو الشهر الذی انزل الله تعالی فیه القرآن...» تا آنجا که گفت: «... و فیه نبی محمد صلی الله علیه و آله » یعنی بدان جهت که ماه رمضان همان ماهی است که خدا قرآن را در آن نازل فرمود و همان ماهی است که محمد در آن به نبوت برانگیخته شد که چون مخالف با روایات دیگر شیعه در این باره بوده است؛ محمدتقی مجلسی احتمال تقیه در آن داده که باید حمل بر برخی معانی دیگری جز معنای بعثت اصطلاحی شود، زیرا تاریخ بیست و هفتم ماه رجب به نظر او نزد علمای یه مورد اتفاق و اجماع بوده و گفته است: «... و علیه اتفاق ال یة .» (فرهنگنامه معین ج ۴). نزد اهل رفتار ان، ان، ان، علما، دانشمندان، سیاستمداران و قهرمانان، تأثیر فراوانی بر انتخاب سبک زندگی و تغییر در اصلح آن دارد. افراد جامعه به ویژه از سال های کودکی تا جوانی، انی را برای خود برمی گزینند و الگوی زندگی او را مبنای زندگی آرمانی خود قرار می دهند. از این رو، ارائه الگوهای رفتاری درست و مبتنی بر ارزش های الهی و انسانی، زیربنای ایجاد سبک زندگی دینی است سنت تاریخ دقیق بعثت مشخص نیست؛ برخی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. یکی از آثار پژوهشی که با محوریت سیره گرامی تدوین شده و همزمان با عید سعید مبعث از سوی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی راهی بازار نشر می شود، کتاب «السیرة العملیه لنبی المصطفی (ص)» اثر محمدحسن زُبَری قائنی، مدیر گروه حدیث پژوهی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی است. همزمان با سالروز عید مبعث رسول اکرم (ص)، این پژوهشگر در گفت وگو با ایبنا، ضمن معرفی کتاب حاضر و دیگر آثار پژوهشی با موضوع سیره در بنیاد پژوهش های ی، به اهمیت الگوگیری از (ص) و اهل بیت (ع) در تمام شئون و انجام پژوهش و نگارش آثاری درباره سیره و زندگانی گرامی ، اشاره کرده است. وی گفت: قال الله تبارک و تعالی: لقد کان لکم فی رسول الله أَسوة حسنة (احزاب/ 21) قطعاً برای شما رسول خدا سرمشقی نیکو و عالی است»، لذا اقتدا و پیروی به سبک و روش (ص) از زندگی، بهترین سرمشق است. ی در تاریخ 22 مهر 1391 در جمع جوانان در تبیین اهمیت موضوع تمدن نوین می فرمایند که این موضوع دو بخش دارد: 1ـ بخش ابزاری که شامل ارزش هایی است مانند علم، اختراع، صنعت، اقتدار و نظامی و اعتبار بین المللی و 2 ـ بخش اصلی که همان سبک زندگی است، مانند سبک ازدواج، رفتار با خانواده و رفتارهای شخصی همچون نظافت، خوراک و آراستگی و سبک رفتار در فعالیت های ، امنیتی، اقتصادی و ورزشی و سبک رفتار با دیگران مانند رئیس، همسایه، دوست، بیگانه و غیره. زُبَری ادامه داد: در تمام فعالیت های فوق می توان از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار الگو گرفت. رفتار ان، ان، ان، علما، دانشمندان، سیاستمداران و قهرمانان، تأثیر فراوانی بر انتخاب سبک زندگی و تغییر در اصلح آن دارد. افراد جامعه به ویژه از سال های کودکی تا جوانی، انی را برای خود برمی گزینند و الگوی زندگی او را مبنای زندگی آرمانی خود قرار می دهند. از این رو، ارائه الگوهای رفتاری درست و مبتنی بر ارزش های الهی و انسانی، زیربنای ایجاد سبک زندگی دینی است. این مرحله اول است، اما مرحله دوم سبک زندگی در زمینه های مختلف فردی و اجتماعی است. مدیر گروه حدیث پژوهی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی، افزود: در همه زمینه های اجتماعی، اخلاقی، ، اقتصادی، علمی، عبادتی و اعتقادی الگو دارد. از همان سال های اولیه خلقت که زمان حضرت آدم بود، فرزندان او از آدم (ع) الگو می گرفتند و مردم زمان حضرت ابراهیم و عیسی (ع) و ان دیگر نیز به آن ها اقتدا می د و در زندگی خود از رفتارهای این ان الهی الگو برمی داشتند؛ که آمد خدا (ص) طبق آیات قرآن که نازل می شد از همان سال های اولیه خلقت که زمان حضرت آدم بود، فرزندان او از آدم (ع) الگو می گرفتند و مردم زمان حضرت ابراهیم و عیسی (ع) و ان دیگر نیز به آن ها اقتدا می د و در زندگی خود از رفتارهای این ان الهی الگو برمی داشتند؛ که آمد خدا (ص) طبق آیات قرآن که نازل می شد می فرمود اینها دستورات خداست و به آن ها عمل نمائید تا این که این آیه نازل شد: «لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللّه و الیوم الأ و ذکر اللّه کثیرا» می فرمود اینها دستورات خداست و به آن ها عمل نمائید تا این که این آیه نازل شد: «لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللّه و الیوم الأ و ذکر اللّه کثیرا». وی اظهار کرد: در زمان های اولیه صدر ، بزرگان و حدیث شناسان و مفسران به سیره نویسی روی آوردند. زین العابدین (ع)، درباره سیره حضرت علی (ع) مطالبی را به مردم گوشزد می کرد و حسن (ع) می فرماید خلیفه ی است که به سیره (ص) رفتار کند و یا حسین (ع) فرمود که می خواهم امر به معروف نمایم و به سیره جدم رسول خدا رفتار نمایم. حتی خود (ص) می فرماید: «خیر السنن سنة محمد (ص)؛ بهترین سنت، سنت محمد است». حضرت علی (ع) نیز در نهج البلاغه فرمود: «به روش است اقتدا کنید، چراکه بهترین روش است. سنت و راه و رسم او را در پیش بگیرید، چراکه راهبَر ترین سنت هاست». سیره نویسی از دیرباز مرسوم بوده، مانند سیره صلبی (سیره نبوی) ابن کثیر و سیره نبوی ابن هشام. در سال های اخیر هم سیره نویسی باب شده مانند سیره رسول الله از آغاز تا هجرت و سیره نبوی دلشاد و سیره ری شهری. این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، گفت: گروه حدیث پژوهشی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس، از سال 1363 کتاب های متعددی را تحقیق، تصحیح، تألیف و ترجمه کرده که از آن جمله «سنن النبی (ص)» در 10 مجلد مجموعه ای از روایات گرامی از صلاة تا حج و جهاد تا دیات. در این مجموعه 20 هزار روایت از گرامی از منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است. همچنین مجموعه دیگری به نام «موسوعة الحدیث النبوی عقیدة و شریعة و خُلقا» در10 جلد که بیش از 28 هزار روایت از گرامی نقل شده است. در این مجموعه آنچه روایات گرامی مربوط به توحید، نبوت، عدل، ت و معاد و همچنین ، روزه، حج و زکاة، خمس، نکاح و قصاص آمده است. زُبَری افزود: دو جلد این مجموعه هم ویژه اخلاق گرامی و دستورات آن حضرت است که در این دو جلد، 32 باب راجع به اخلاق از جمله حُسن خلق، مفهوم برادری، اخلاق در خانواده و اجتماع و اخلاق در سفر و همچنین وصایای گرامی راجع به اخلاق به اهل بیت خود تا بعضی از خواص مانند ابوذر و سلمان و مقداد و بلال و دیگر اصحاب. کت هم اخیراً در سه جلد با عنوان «السیرة العلمیّه لنبی المصطفی (ص) شامل مجموعه راه و روش علمی خدا (ص) به چاپ رسیده که در جلد اول، سیره اخلاقی مانند اخلاق ذاتی، اجتماعی و خانوادگی بیان شده است. از جمله مواردی که در سیره روش ذاتی بیان شده می توان به متواضع بودن، زهد، سکوت، تبسم، عزت نفس، حیاء و همچنین راه و روش در خوردن و آشامیدن و نظافت و لباس پوشیدن اشاره کرد. وی در ادامه بیان کرد: فصل دوم که سیره اجتماعی است، چند بخش دارد، ازجمله ادب و اخلاق قرآنی داشتن، حلم و صبر و عفو داشتن، امین بودن و با مردم با مدارا زندگی و یا حق مظلوم را از ظالم گرفتن و به تعهدات خود عمل و بزرگترها و اهل فضل را گرامی داشتن و همچنین آداب جلوس و مجالسه را رعایت و به عیادت بیماران رفتن و مهمان را گروه حدیث پژوهشی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس، از سال 1363 کتاب های متعددی را تحقیق، تصحیح، تألیف و ترجمه کرده که از آن جمله «سنن النبی (ص)» در 10 مجلد مجموعه ای از روایات گرامی از صلاة تا حج و جهاد تا دیات. در این مجموعه 20 هزار روایت از گرامی از منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است گرامی داشتن. فصل سوم با محوریت سیره و روش خانوادگی، به خانواده و مهریه و آنچه مربوط به ازدواج است از قبیل ولیمه دادن و شاد بودن و آداب ازدواج و چگونه با همسر زندگی از قبیل موعظه، تعلیم و تربیت، عد ، محبت و و با عطوفت و مهربانی زندگی ، پرداخته است. مدیر گروه حدیث پژوهی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی، گفت: در جلد دوم این کتاب، سیره عملی اقتصادی گرامی بیان شده که شامل 19 موضوع از ب حلال و تجارت و آداب تجارت و راه و روش بیع تا رعایت حقوق دیگران در ب و تجارت و پرهیز از اسراف و تبذیر و اجتناب از معاملات ربوی و احتکار، برخورد خوب با مشتری، ادای به موقع دِین و قرض و رعایت عد در تقسیم اموال. همچنین نصیحت به گردآورندگان زکات و خمس و اینکه را که برای خمس و زکات می دهند از بهترین جنس بدهند و رعایت نکات مهم راجع به یدار و فروشنده. در همین جلد راجع به سیاست و اداره جامعه نیز بحث شده که بحث سیره والای (ص) مشتمل بر 24 موضوع مانند رعایت شئون ت و تقسیم وظائف اداری و سفارشات (ص) به سفیران و مبلغان خود در مناطق و کشورهای مختلف و اهتمام به بنای مساجد در مناطق مختلف و بلاد ی همچنین احترام (تکریم شعر) و مداحی مادامی که مردم را به هدایت دعوت می کنند. زُبَری ادامه داد: تشکیل مجامع و شوراهای حل اختلاف بین انی که نزاع می کنند و اجرای حدود در بلاد ی، امر و نهی و اخطار به انی که تعرض به بلاد مسلمین دارند و جلوگیری از خونریزی، کمک به نیازمندان جامعه در حکومت ی، پاشیدن بذر محبت بجای بذر اختلاف در بلاد ی و تعامل با تمام ادیان حتی نصاری و مجوس اما اجتناب و مواظبت از کید و مکر آن ها، شجاع بودن در برابر مشرکین و کفار به ویژه سران آن ها و تجلیل و تعظیم از مجاهدین و انصار و دعوت قبائل به نیز از دیگر مواردی است که در این جلد از کتاب به آن ها پرداخته شده است.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، اظهار کرد: در جلد سوم کتاب نیز مباحث مرتبط با عبادات (ص) از قبیل وضو، تیمم، غسل، اذان و اقامه، آموزش ، اهمیت و روزه و احکام مربوط به آن که عملی انجام می دادند، ارائه شده است.
مدیر گروه حدیث پژوهی بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی در پایان گفت: در این سه جلد، بیش از هفت هزار روایت عملی (ص) نقل شده است. امیدوارم به این دستورات عمل شود تا رستگار شویم، چون بهترین راه و روش، راه و روش گرامی است.
گروه فرهنگی: محورهای نهمین دوره همایش بین المللی «سیره علوی» با رویکرد شعار سال «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» در لرستان اعلام شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، محورهای نهمین همایش بین المللی «سیره علوی» که قرار است با رویکرد شعار سال«اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» طی اسفندماه سال جاری به همت جهاد ی لرستان برگزار شود، در بخش های فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، و بین‎المللی معرفی شد.بنا براین گزارش، محورهای پیشنهادی این همایش ملی در بخش فرهنگی و اجتماعی شامل فرهنگ کار و نفی کاهلی در سیره علوی، منزلت خدمت به مردم در فرهنگ علوی، مؤلفه های دنیای ممدوح از نگاه علی(ع)، برنامه ریزی و آینده نگری در سیره علوی، ویژگی های انسان مولد در تراز سیره علوی، شیوه های ترویج کارآفرینی در سیره علوی، عوامل و ریشه های فقر در نهج البلاغه، مشاغل و نیروهای مولد در سیره علوی، رابطه امنیت با کار و تولید در سیره علوی و الگوی مصرف در سیره علی(ع)، مبانی مؤلفه های اعتقادی و اخلاقی کار و تولید در سیره علوی، را ارهای تحقق عزت مسلمانان و نفی وابستگی به غیر در شه علی(ع)، مؤلفه های انگیزشی اشتغال و تولید در ادبیات عامه در پیوند با سیره علوی و مؤلفه های سبک زندگی اقتصادی علوی هستند.همچنین محورهای بخش اقتصادی شامل اولویت سنجی نیازهای اقتصادی جامعه در سیره علوی، مطالعه تطبیقی نیازهای اقتصادی در سیره علوی و علوم اقتصاد، اهمیت و جایگاه تولید در اقتصاد علوی، کیفیت و استانداردهای تولید در کلام علی(ع)، جایگاه و اهمیت مالکیت و درآمد حلال از دیدگاه علی(ع)، بهروری مطلوب از منابع در راستای ایجاد اشتغال از منظر علی(ع)، سلامت اقتصادی، جهاد در تولید و قناعت در مصرف، موانع شکوفایی ب و کار و نظام تولید از منظر علی(ع)، جایگاه و اهمیت بازار در رونق تولید و اشتغال در سیره علوی، رابطه نظام مالیاتی با کار و تولید در سیره علوی، اهمیت سرمایه و سرمایه گذاری در نظام تولید و اشتغال در سیره علوی و را ارهای مقابله با فساد اقتصادی در فرهنگ علوی است.همچنین، محورهای پیشنهادی بخش این همایش بین المللی شامل نقش حاکمیت در اشتغال زایی و استقلال اقتصادی از منظر علی(ع)، مبانی گفتمان علوی در بیانات ی با تاکید بر اقتصاد مقاومتی ، رویکرد حاکمیت در توجه به اقشار آسیب پذیر در نهج البلاغه و جهاد کبیر «عدم وابستگی فرهنگی، و نظامی» در سیره علوی اعلام شد.در بخش بین المللی نیز را ارهای سیره علوی برای برون رفت جهان از تنگناهای اقتصادی،نقش تعاملات بین المللی در پیشرفت اقتصادی جامعه و نقش تعاملات بین المللی در توسعه اقتصادی در سیره علوی تعیین شده است.مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه همایش واقع در لرستان، م آباد، کوی جهادگران، جهاد ی لرستان، ساختمان معاونت فرهنگی تا 15 بهمن ماه امسال اعلام شده است.این همایش بین المللی توسط بنیاد بین المللی غدیر لرستان و با همکاری استانداری لرستان، دفتر ولی فقیه در لرستان، اداره کل آموزش و پرورش، اداره کل فرهنگ و ارشاد ی لرستان، های آزاد م آباد، لرستان، علمی ـ کاربردی، پیام نور، علوم پزشکی، فرهنگیان م آباد، شبکه افلاک و به میزبانی جهاد ی لرستان برگزار می‏ شود.
85 س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس تا 25 مهر ماه سال جاری تعیین تکلیف خواهند شد که شامل 88 درصد س های این تعاونی است.همچنین پس از این تاریخ عملیات تعیین تکلیف ارقام بالای سه میلیون تومان آغاز خواهد شد.اقتصادگردان- در چند روز اخیر برخی از س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس در مقابل برخی از شعب بانک آینده کرده اند.این برای درخواست از بانک آینده جهت تسریع در تعیین تکلیف تعاونی افضل توس که مدیریت ساماندهی آن به این بانک واگذار شده است، می باشد.بانک آینده در این پروسه مدیریت دارایی و بدهی این تعاونی را طبق مصوبه شورای پول و اعتبار بر عهده گرفته و در حال تعیین تکلیف س ها و س گذاران تعاونی افضل توس است.باید توجه داشت که بانک آینده و مشتریان این بانک هیچ ارتباطی با تعاونی افضل توس ندارند و تنها مدیریت این تعاونی به بانک آینده واگذار شده تا از منابع و دارایی های افضل توس وجه س گذاران افضل توسی ها پرداخت شود.بانک مرکزی براساس برنامه ساماندهی تعاونی های اعتبار فاقد مجوز سه تعاونی اعتبار را به دو بانک تجارت و آینده و موسسه اعتباری ملل واگذار کرده است.هر یک از این بانک ها و موسسات باید اقدام به حسابرسی و تسویه دارایی و بدهی تعاونی های مذکور کنند و سپس با تائید بانک مرکزی و مراجع ذیصلاح اقدام به پرداخت س ها کنند.در این بین بانک آینده نیز در اولین مرحله اقدام به اعلام ج زمانبندی برای پرداخت مبالغ تا سه میلیون تومان کرده است.طبق آ ین آمار تا 25 مهر ماه سال جاری 85 درصد س گذاران و 88 درصد س های تعاونی اعتبار افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.براساس این آمار بیش از 365 هزار س گذار در افضل توس حساب دارند که 312 هزار نفر تا 25 مهر ماه تعیین تکلیف خواهد شد که رقم بالا و قابل قبولی برای ساماندهی است.پس از 25 مهر ماه نیز عملیات تعیین تکلیف مابقی س گذاران آغاز خواهد شد.باید توجه داشت که بانک آینده توانسته در مدت زمان کمی اقدام به حسابرسی و تعیین تکلیف وجه عمده س گذاران این تعاونی کند که در مقایسه با رفتار سایر بانک ها برای تسویه تعاونی های اعتباری منحل شده عملکرد قابل قبولی دارد.اما نکته ای که بسیاری از س گذاران تعاونی های اعتبار از آن غافل هستند، این است که اتمام شناسایی دارایی، بدهی و تعیین تکلیف منابع و نیروی انسانی این تعاونی های در مدت زمان چند ماه تقریبا غیر ممکن است.همچنین بانکی که متولی یک تعاونی اعتبار می شود نمی تواند از منابع و دارایی خود که به نوعی امانت نزد آن است، اقدام به پرداخت وجه س گذاران تعاونی های اعتبار کند.مگر می شود یک بانک س های به امانت گذاشته را به س گذاران یک تعاونی دیگر منتقل کند؟این بانک ها و موسسات که متولی ساماندهی تعاونی ها شده اند خصوصی و صاحب سهامدار عمده و د هستند و در نهایت هیات مدیره باید جوابگو باشد.اما نگاهی به فرآینده ساماندهی تعاونی افضل توس توسط بانک مرکزی و آینده نشان می دهد که سرعت تعیین تکلیف س ها نسبت به سایر تعاونی های دیگر منحل شده بالاست.برای همین است که تا 25 مهر ماه 88 درصد س های افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.اما س گذاران افضل توس باید بدانند که مسوولان بانک مرکزی و آینده از اتلاف وقت در تعیین تکلیف سودی نمی برند و هر دو نهاد قصد اتمام هر چه زودتر این پروسه را دارند. در مقابل شعب و کند شدن رسیدگی
یکی از نکاتی که در روزهای اخیر مشاهده می شود تعدادی از س گذاران افضل توس در مقابل برخی شعب بانک آینده است.این ات نه تنها سودی برای س گذاران افضل توس ندارد، بلکه سرعت ساماندهی این تعاونی را کند تر هم خواهد کرد چراکه مسوولان بانک آینده باید هم به مشتریان خود خدمات ارائه دهند و از سوی دیگر این ات را مدیریت کنند که وقت و هزینه می طلبد و در انجام کارهای مشتریان بانک آینده اخلال ایجاد می کند.برخی از این ات نیز دستمایه شبکه های معاند کشور شده و عملا کاری که به راحتی با کمی صبر قابل حل است، دچار اتلاف وقت و خدشه دار شدن نظام بانکی کشور می شود. س گذاران زمانی مفید و قابل دفاع است که بانک متولی در انجام امور محول شده کوتاهی کرده و یا اقدامی در جهت تعیین تکلیف س گذاران نکند.اما بررسی های دقیق ما نشان می دهد این موضوع اکنون صدق نمی کند. وقتی که بانک مربوطه اقدام به تعیین تکلیف 85 درصد س گذاران کرده و در حال ارزی و انجام امور مربوط به سایر س گذاران با ارقام بالاتر از سه میلیون تومان است، معنا ندارد.تعاونی افضل توس تنها چند ماه است که به بانک آینده واگذار شده اما کارهای مثبت انجام شده در این رابطه از سایر ساماندهی های دیگر که نمونه های آن قابل مشاهده می باشد، بهتر و سریع تر بوده است.بانک آینده جزو بانک های خصوصی است که توانسته مجوز افزایش سرمایه را از بانک مرکزی اخذ کند و جزو معدود بانک هایی بوده که موفق به برگزاری مجمع عمومی در سال جاری کند، موضوعی که بسیاری از بانک های بزرگ کشور هنوز نتوانسته این مهم را اجرایی کنند.
اخبار بانک: 85 س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس تا 25 مهر ماه سال جاری تعیین تکلیف خواهند شد که شامل 88 درصد س های این تعاونی است.همچنین پس از این تاریخ عملیات تعیین تکلیف ارقام بالای سه میلیون تومان آغاز خواهد شد.به گزارش شمانیوز به نقل از اخبار بانک، در چند روز اخیر برخی از س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس در مقابل برخی از شعب بانک آینده کرده اند.این برای درخواست از بانک آینده جهت تسریع در تعیین تکلیف تعاونی افضل توس که مدیریت ساماندهی آن به این بانک واگذار شده است، می باشد.بانک آینده در این پروسه مدیریت دارایی و بدهی این تعاونی را طبق مصوبه شورای پول و اعتبار بر عهده گرفته و در حال تعیین تکلیف س ها و س گذاران تعاونی افضل توس است.
باید توجه داشت که بانک آینده و مشتریان این بانک هیچ ارتباطی با تعاونی افضل توس ندارند و تنها مدیریت این تعاونی به بانک آینده واگذار شده تا از منابع و دارایی های افضل توس وجه س گذاران افضل توسی ها پرداخت شود.بانک مرکزی براساس برنامه ساماندهی تعاونی های اعتبار فاقد مجوز سه تعاونی اعتبار را به دو بانک تجارت و آینده و موسسه اعتباری ملل واگذار کرده است.هر یک از این بانک ها و موسسات باید اقدام به حسابرسی و تسویه دارایی و بدهی تعاونی های مذکور کنند و سپس با تائید بانک مرکزی و مراجع ذیصلاح اقدام به پرداخت س ها کنند.
در این بین بانک آینده نیز در اولین مرحله اقدام به اعلام ج زمانبندی برای پرداخت مبالغ تا سه میلیون تومان کرده است.طبق آ ین آمار تا 25 مهر ماه سال جاری 85 درصد س گذاران و 88 درصد س های تعاونی اعتبار افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.براساس این آمار بیش از 365 هزار س گذار در افضل توس حساب دارند که 312 هزار نفر تا 25 مهر ماه تعیین تکلیف خواهد شد که رقم بالا و قابل قبولی برای ساماندهی است.
پس از 25 مهر ماه نیز عملیات تعیین تکلیف مابقی س گذاران آغاز خواهد شد.
باید توجه داشت که بانک آینده توانسته در مدت زمان کمی اقدام به حسابرسی و تعیین تکلیف وجه عمده س گذاران این تعاونی کند که در مقایسه با رفتار سایر بانک ها برای تسویه تعاونی های اعتباری منحل شده عملکرد قابل قبولی دارد.اما نکته ای که بسیاری از س گذاران تعاونی های اعتبار از آن غافل هستند، این است که اتمام شناسایی دارایی، بدهی و تعیین تکلیف منابع و نیروی انسانی این تعاونی های در مدت زمان چند ماه تقریبا غیر ممکن است.همچنین بانکی که متولی یک تعاونی اعتبار می شود نمی تواند از منابع و دارایی خود که به نوعی امانت نزد آن است، اقدام به پرداخت وجه س گذاران تعاونی های اعتبار کند.مگر می شود یک بانک س های به امانت گذاشته را به س گذاران یک تعاونی دیگر منتقل کند؟این بانک ها و موسسات که متولی ساماندهی تعاونی ها شده اند خصوصی و صاحب سهامدار عمده و د هستند و در نهایت هیات مدیره باید جوابگو باشد.
اما نگاهی به فرآینده ساماندهی تعاونی افضل توس توسط بانک مرکزی و آینده نشان می دهد که سرعت تعیین تکلیف س ها نسبت به سایر تعاونی های دیگر منحل شده بالاست.برای همین است که تا 25 مهر ماه 88 درصد س های افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.
اما س گذاران افضل توس باید بدانند که مسوولان بانک مرکزی و آینده از اتلاف وقت در تعیین تکلیف سودی نمی برند و هر دو نهاد قصد اتمام هر چه زودتر این پروسه را دارند.
در مقابل شعب و کند شدن رسیدگی
یکی از نکاتی که در روزهای اخیر مشاهده می شود تعدادی از س گذاران افضل توس در مقابل برخی شعب بانک آینده است.این ات نه تنها سودی برای س گذاران افضل توس ندارد، بلکه سرعت ساماندهی این تعاونی را کند تر هم خواهد کرد چراکه مسوولان بانک آینده باید هم به مشتریان خود خدمات ارائه دهند و از سوی دیگر این ات را مدیریت کنند که وقت و هزینه می طلبد و در انجام کارهای مشتریان بانک آینده اخلال ایجاد می کند.
برخی از این ات نیز دستمایه شبکه های معاند کشور شده و عملا کاری که به راحتی با کمی صبر قابل حل است، دچار اتلاف وقت و خدشه دار شدن نظام بانکی کشور می شود.
س گذاران زمانی مفید و قابل دفاع است که بانک متولی در انجام امور محول شده کوتاهی کرده و یا اقدامی در جهت تعیین تکلیف س گذاران نکند.اما بررسی های دقیق ما نشان می دهد این موضوع اکنون صدق نمی کند.
وقتی که بانک مربوطه اقدام به تعیین تکلیف 85 درصد س گذاران کرده و در حال ارزی و انجام امور مربوط به سایر س گذاران با ارقام بالاتر از سه میلیون تومان است، معنا ندارد.
تعاونی افضل توس تنها چند ماه است که به بانک آینده واگذار شده اما کارهای مثبت انجام شده در این رابطه از سایر ساماندهی های دیگر که نمونه های آن قابل مشاهده می باشد، بهتر و سریع تر بوده است.
بانک آینده جزو بانک های خصوصی است که توانسته مجوز افزایش سرمایه را از بانک مرکزی اخذ کند و جزو معدود بانک هایی بوده که موفق به برگزاری مجمع عمومی در سال جاری کند، موضوعی که بسیاری از بانک های بزرگ کشور هنوز نتوانسته این مهم را اجرایی کنند.
85 س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس تا 25 مهر ماه سال جاری تعیین تکلیف خواهند شد که شامل 88 درصد س های این تعاونی است.همچنین پس از این تاریخ عملیات تعیین تکلیف ارقام بالای سه میلیون تومان آغاز خواهد شد.تیتر 20 - در چند روز اخیر برخی از س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس در مقابل برخی از شعب بانک آینده کرده اند.این برای درخواست از بانک آینده جهت تسریع در تعیین تکلیف تعاونی افضل توس که مدیریت ساماندهی آن به این بانک واگذار شده است، می باشد.بانک آینده در این پروسه مدیریت دارایی و بدهی این تعاونی را طبق مصوبه شورای پول و اعتبار بر عهده گرفته و در حال تعیین تکلیف س ها و س گذاران تعاونی افضل توس است.باید توجه داشت که بانک آینده و مشتریان این بانک هیچ ارتباطی با تعاونی افضل توس ندارند و تنها مدیریت این تعاونی به بانک آینده واگذار شده تا از منابع و دارایی های افضل توس وجه س گذاران افضل توسی ها پرداخت شود.بانک مرکزی براساس برنامه ساماندهی تعاونی های اعتبار فاقد مجوز سه تعاونی اعتبار را به دو بانک تجارت و آینده و موسسه اعتباری ملل واگذار کرده است.هر یک از این بانک ها و موسسات باید اقدام به حسابرسی و تسویه دارایی و بدهی تعاونی های مذکور کنند و سپس با تائید بانک مرکزی و مراجع ذیصلاح اقدام به پرداخت س ها کنند.در این بین بانک آینده نیز در اولین مرحله اقدام به اعلام ج زمانبندی برای پرداخت مبالغ تا سه میلیون تومان کرده است.طبق آ ین آمار تا 25 مهر ماه سال جاری 85 درصد س گذاران و 88 درصد س های تعاونی اعتبار افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.براساس این آمار بیش از 365 هزار س گذار در افضل توس حساب دارند که 312 هزار نفر تا 25 مهر ماه تعیین تکلیف خواهد شد که رقم بالا و قابل قبولی برای ساماندهی است.پس از 25 مهر ماه نیز عملیات تعیین تکلیف مابقی س گذاران آغاز خواهد شد.باید توجه داشت که بانک آینده توانسته در مدت زمان کمی اقدام به حسابرسی و تعیین تکلیف وجه عمده س گذاران این تعاونی کند که در مقایسه با رفتار سایر بانک ها برای تسویه تعاونی های اعتباری منحل شده عملکرد قابل قبولی دارد.اما نکته ای که بسیاری از س گذاران تعاونی های اعتبار از آن غافل هستند، این است که اتمام شناسایی دارایی، بدهی و تعیین تکلیف منابع و نیروی انسانی این تعاونی های در مدت زمان چند ماه تقریبا غیر ممکن است.همچنین بانکی که متولی یک تعاونی اعتبار می شود نمی تواند از منابع و دارایی خود که به نوعی امانت نزد آن است، اقدام به پرداخت وجه س گذاران تعاونی های اعتبار کند.مگر می شود یک بانک س های به امانت گذاشته را به س گذاران یک تعاونی دیگر منتقل کند؟این بانک ها و موسسات که متولی ساماندهی تعاونی ها شده اند خصوصی و صاحب سهامدار عمده و د هستند و در نهایت هیات مدیره باید جوابگو باشد.اما نگاهی به فرآینده ساماندهی تعاونی افضل توس توسط بانک مرکزی و آینده نشان می دهد که سرعت تعیین تکلیف س ها نسبت به سایر تعاونی های دیگر منحل شده بالاست.برای همین است که تا 25 مهر ماه 88 درصد س های افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.اما س گذاران افضل توس باید بدانند که مسوولان بانک مرکزی و آینده از اتلاف وقت در تعیین تکلیف سودی نمی برند و هر دو نهاد قصد اتمام هر چه زودتر این پروسه را دارند. در مقابل شعب و کند شدن رسیدگییکی از نکاتی که در روزهای اخیر مشاهده می شود تعدادی از س گذاران افضل توس در مقابل برخی شعب بانک آینده است.این ات نه تنها سودی برای س گذاران افضل توس ندارد، بلکه سرعت ساماندهی این تعاونی را کند تر هم خواهد کرد چراکه مسوولان بانک آینده باید هم به مشتریان خود خدمات ارائه دهند و از سوی دیگر این ات را مدیریت کنند که وقت و هزینه می طلبد و در انجام کارهای مشتریان بانک آینده اخلال ایجاد می کند.برخی از این ات نیز دستمایه شبکه های معاند کشور شده و عملا کاری که به راحتی با کمی صبر قابل حل است، دچار اتلاف وقت و خدشه دار شدن نظام بانکی کشور می شود. س گذاران زمانی مفید و قابل دفاع است که بانک متولی در انجام امور محول شده کوتاهی کرده و یا اقدامی در جهت تعیین تکلیف س گذاران نکند.اما بررسی های دقیق ما نشان می دهد این موضوع اکنون صدق نمی کند. وقتی که بانک مربوطه اقدام به تعیین تکلیف 85 درصد س گذاران کرده و در حال ارزی و انجام امور مربوط به سایر س گذاران با ارقام بالاتر از سه میلیون تومان است، معنا ندارد.تعاونی افضل توس تنها چند ماه است که به بانک آینده واگذار شده اما کارهای مثبت انجام شده در این رابطه از سایر ساماندهی های دیگر که نمونه های آن قابل مشاهده می باشد، بهتر و سریع تر بوده است.بانک آینده جزو بانک های خصوصی است که توانسته مجوز افزایش سرمایه را از بانک مرکزی اخذ کند و جزو معدود بانک هایی بوده که موفق به برگزاری مجمع عمومی در سال جاری کند، موضوعی که بسیاری از بانک های بزرگ کشور هنوز نتوانسته این مهم را اجرایی کنند./اخبار بانک
تعیین تکلیف س گذاران تعاونی افضل توس که به بانک آینده واگذار شده است در فرآیندی مرحله ای و با پرداخت کامل سقف های تعیین شده همراه خواهد بود. پرداخت سود س در زمان توقف فعالیت تعاونی فعلا نامشخص است.شرایط پرداخت وجوه و سود س گذاران تیتر 20 - از امروز (شنبه) همزمان با اول مهرماه تعیین تکلیف س گذاران تا سقف سه میلیون تومان تعاونی اعتبار افضل توس در دستور کار بانک آینده قرار گرفته است. افضل توس در مردادماه و با تصمیم بانک مرکزی به فعالیت غیرمجاز خود در بازار پول پایان داده و مدیریت دارایی ها و بدهی های آن به بانک آینده واگذار شد تا این بانک تعهدات افضل توس را در قبال س گذاران برعهده بگیرد.طی مدت اخیر افضل توس در مرحله تصفیه و تعیین تکلیف دارایی ها و بدهی ها قرار گرفته و درنهایت تصمیم بر این شد تا وضعیت س گذاران به طور مرحله ای مشخص شود از این رو از اول مهرماه و به مدت ۲۵ روز زمانی است که تعیین شده تا دارندگان حساب در این تعاونی بتوانند براساس سقف تعیین شده یعنی سه میلیون تومان مراجعه کرده و وجوه خود را تعیین تکلیف کنند.مراجعه به شعب افضل توس برای پیگیری شرایط پرداختی ها که البته با تایید مسئولان مربوطه نیز همراه بود، با این توضیح همراه شد که س گذار باید به شعبه ای که در آن افتتاح حساب کرده است، مراجعه کند. ضمن این که سقف مبلغ وی در مرحله اول تا سه میلیون تومان خواهد بود، یعنی س گذارانی که تا این حد مانده (مجموعه سود و س تا زمان توقف فعالیت) دارند می توانند مراجعه کرده و آن را تعیین تکلیف کنند. شرایط اینگونه است که س گذار افتتاح حساب جدیدی انجام داده و دفترچه بانک آینده را دریافت می کند، آنگاه تا ۱۵ روز بعد مبلغ تا سقف سه میلیون تومان به حساب واریز شده و از آن زمان قابل برداشت خواهد بود.اما موضوعی که در این رابطه وجود دارد سود س صاحبان حساب خواهد بود. در این رابطه نیز باید یادآور شد که در مرحله اول آنچه که به عنوان سقف سه میلیونی برای مانده تعیین شده مجموع س و سودی است که تا قبل از ایجاد مشکل برای افضل توس و به عبارتی انحلال آن در حساب مشتری وجود داشته است که به طور کامل پرداخت می شود، اما از حدود دو تا سه ماه گذشته که فعالیت این تعاونی با مشکل مواجه شده فعلا سودی بابت س ها پرداخت نخواهد شد تا این که در ادامه و با دستور مقام قضایی و بانک مرکزی وضعیت آن مشخص شود. البته پرداخت سود معوق شده تا حد زیادی منوط به پاسخگویی منابع و دارایی های افضل توس خواهد بود.با این حال این انتظار نیز وجود دارد که افضل توس بتواند به تمامی س هایی که در آن وجود داشته و حتی سودهای آن پاسخگو باشد، چرا که در زمان واگذاری تعهدات این تعاونی به بانک آینده رئیس کل بانک مرکزی تاکید کرده بود که "هرگونه ری ناشی از ارزی دارایی ها و بدهی های تعاونی های واگذار شده برعهده مدیران و سهام داران همان تعاونی خواهد بود"، بنابراین بانک آینده هیچ مسئولیتی در رابطه با تامین ری منابع نخواهد داشت و تنها عهده دار مدیریت دارایی ها و بدهی های افضل توس و تعیین تکلیف س گذاران آن است. از این رو هرگونه ری از طرف مسئولان تعاونی باید جبران شود. به نظر می رسد در حال حاضر افضل توس با ری قابل توجهی مواجه نبوده و تعیین تکلیف س گذاران و وجوه آنها در روال معمول پیش برود. این در حالی است که بعد از پایان مهلت ۲۵ روزه برای س گذاران تا سقف سه میلیون تومان سقف های بعدی نیز اعلام خواهد شد./ایسنا
به گزارش پایگاه خبری اخبار بانک، در چند روز اخیر برخی از س گذاران تعاونی اعتبار افضل توس در مقابل برخی از شعب بانک آینده کرده اند.این برای درخواست از بانک آینده جهت تسریع در تعیین تکلیف تعاونی افضل توس که مدیریت ساماندهی آن به این بانک واگذار شده است، می باشد.بانک آینده در این پروسه مدیریت دارایی و بدهی این تعاونی را طبق مصوبه شورای پول و اعتبار بر عهده گرفته و در حال تعیین تکلیف س ها و س گذاران تعاونی افضل توس است.باید توجه داشت که بانک آینده و مشتریان این بانک هیچ ارتباطی با تعاونی افضل توس ندارند و تنها مدیریت این تعاونی به بانک آینده واگذار شده تا از منابع و دارایی های افضل توس وجه س گذاران افضل توسی ها پرداخت شود.بانک مرکزی براساس برنامه ساماندهی تعاونی های اعتبار فاقد مجوز سه تعاونی اعتبار را به دو بانک تجارت و آینده و موسسه اعتباری ملل واگذار کرده است.هر یک از این بانک ها و موسسات باید اقدام به حسابرسی و تسویه دارایی و بدهی تعاونی های مذکور کنند و سپس با تائید بانک مرکزی و مراجع ذیصلاح اقدام به پرداخت س ها کنند.در این بین بانک آینده نیز در اولین مرحله اقدام به اعلام ج زمانبندی برای پرداخت مبالغ تا سه میلیون تومان کرده است.طبق آ ین آمار تا 25 مهر ماه سال جاری 85 درصد س گذاران و 88 درصد س های تعاونی اعتبار افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.براساس این آمار بیش از 365 هزار س گذار در افضل توس حساب دارند که 312 هزار نفر تا 25 مهر ماه تعیین تکلیف خواهد شد که رقم بالا و قابل قبولی برای ساماندهی است.پس از 25 مهر ماه نیز عملیات تعیین تکلیف مابقی س گذاران آغاز خواهد شد.باید توجه داشت که بانک آینده توانسته در مدت زمان کمی اقدام به حسابرسی و تعیین تکلیف وجه عمده س گذاران این تعاونی کند که در مقایسه با رفتار سایر بانک ها برای تسویه تعاونی های اعتباری منحل شده عملکرد قابل قبولی دارد.اما نکته ای که بسیاری از س گذاران تعاونی های اعتبار از آن غافل هستند، این است که اتمام شناسایی دارایی، بدهی و تعیین تکلیف منابع و نیروی انسانی این تعاونی های در مدت زمان چند ماه تقریبا غیر ممکن است.همچنین بانکی که متولی یک تعاونی اعتبار می شود نمی تواند از منابع و دارایی خود که به نوعی امانت نزد آن است، اقدام به پرداخت وجه س گذاران تعاونی های اعتبار کند.مگر می شود یک بانک س های به امانت گذاشته را به س گذاران یک تعاونی دیگر منتقل کند؟این بانک ها و موسسات که متولی ساماندهی تعاونی ها شده اند خصوصی و صاحب سهامدار عمده و د هستند و در نهایت هیات مدیره باید جوابگو باشد.اما نگاهی به فرآینده ساماندهی تعاونی افضل توس توسط بانک مرکزی و آینده نشان می دهد که سرعت تعیین تکلیف س ها نسبت به سایر تعاونی های دیگر منحل شده بالاست.برای همین است که تا 25 مهر ماه 88 درصد س های افضل توس تعیین تکلیف خواهد شد.اما س گذاران افضل توس باید بدانند که مسوولان بانک مرکزی و آینده از اتلاف وقت در تعیین تکلیف سودی نمی برند و هر دو نهاد قصد اتمام هر چه زودتر این پروسه را دارند. در مقابل شعب و کند شدن رسیدگی
یکی از نکاتی که در روزهای اخیر مشاهده می شود تعدادی از س گذاران افضل توس در مقابل برخی شعب بانک آینده است.این ات نه تنها سودی برای س گذاران افضل توس ندارد، بلکه سرعت ساماندهی این تعاونی را کند تر هم خواهد کرد چراکه مسوولان بانک آینده باید هم به مشتریان خود خدمات ارائه دهند و از سوی دیگر این ات را مدیریت کنند که وقت و هزینه می طلبد و در انجام کارهای مشتریان بانک آینده اخلال ایجاد می کند.برخی از این ات نیز دستمایه شبکه های معاند کشور شده و عملا کاری که به راحتی با کمی صبر قابل حل است، دچار اتلاف وقت و خدشه دار شدن نظام بانکی کشور می شود. س گذاران زمانی مفید و قابل دفاع است که بانک متولی در انجام امور محول شده کوتاهی کرده و یا اقدامی در جهت تعیین تکلیف س گذاران نکند.اما بررسی های دقیق ما نشان می دهد این موضوع اکنون صدق نمی کند. وقتی که بانک مربوطه اقدام به تعیین تکلیف 85 درصد س گذاران کرده و در حال ارزی و انجام امور مربوط به سایر س گذاران با ارقام بالاتر از سه میلیون تومان است، معنا ندارد.تعاونی افضل توس تنها چند ماه است که به بانک آینده واگذار شده اما کارهای مثبت انجام شده در این رابطه از سایر ساماندهی های دیگر که نمونه های آن قابل مشاهده می باشد، بهتر و سریع تر بوده است.بانک آینده جزو بانک های خصوصی است که توانسته مجوز افزایش سرمایه را از بانک مرکزی اخذ کند و جزو معدود بانک هایی بوده که موفق به برگزاری مجمع عمومی در سال جاری کند، موضوعی که بسیاری از بانک های بزرگ کشور هنوز نتوانسته این مهم را اجرایی کنند.