تعلیق دو ساله آرای صادره در سی ا مین نمایشگاه کتاب تهران

نمایشگاه هوایی پاریس 2017 (paris air show 2017) هفته جاری و در فرودگاه لو بورژه برگزار شد. در این نمایشگاه استارتاپ ها و همچنین بزرگترین شرکت ها در صنعت هوافضا حضور داشته و تلاش می کنند تا آ ین دستاوردهای خود را به رخ دیگر رقبا بکشند.اگرچه پنجاه و دومین نمایشگاه هوایی پاریس از ابتدای هفته جاری آغاز شده بود، اما امکان بازدید توسط عموم مردم از روز فراهم شد. در آن سوی جمع های دوستانه ای که برای بستن قراردادهای سنگین تشکیل شده، با نگاه به آسمان صحنه های شا اری دیده می شود. اجرای حرکات آکروباتیک و نمایشی توسط هواپیماها بخشی جدانشدنی از نمایشگاه هوایی پاریس است.نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017 ، صحنه رقابت ایرباس و بویینگهمانند همیشه رقابت اصلی در لو بورژه میان بویینگ و ایرباس است که در تلاشند خطوط هوایی بیشتری را به ید هواپیماهای مسافربری خود مجاب کنند. بویینگ 737 م 9، که در ابتدای سال 2017 نخستین پرواز خود را انحام داد، از جمله هواپیماهایی بود که در این نمایشگاه بر فراز آسمان به پرواز در آمد. ایرباس نیز برای عقب نماندن از رقیب دیرینه خود، با بلند هواپیمای a380 پلاس از روی زمین قدرتش در این صنعت را به نمایش گذاشت.نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017البته در هر نمایشگاه هوایی، جذاب ترین لحظه ها به زمان پرواز هواپیماهای جنگی اختصاص دارند، لحظاتی که این بار به دست جنگنده جدید شرکت لاکهید مارتین رقم خورد. لاکهید مارتین اف – 35 لایتنینگ 2 (lockheed martin f-35 lightning ii) نمایش هوایی بسیار زیبایی را برای تماشاچیان رقم زد. به پرواز در آمدن یک پهپاد شبیه به خودرو و همچنین رونمایی از یک هلیکوپتر خودران از دیگر بخش های جذاب نمایشگاه هوایی پاریس 2017 به شمار می آیند. در گالری زیر می توانید دستاوردهای رونمایی شده در این رویداد هوایی بسیار بزرگ را مشاهده کنید. ویدیونمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017نمایشگاه هوایی پاریس سال 2017
منبع :newatlas
بسیاری از مین روب ها به دلیل شرایط دشوار زندگی از نداشتن تمرکز در میدان مین رنج می برند ۵۵آنلاین :کمیسیون ح اشتغال (تعیین میزان حقوق) از سال ٩١ در خوزستان تشکیل نشده است تامین اجتماعی تعریفی از شغل ت یب چی میدان مین ارائه نداده استفروغ فکری| هفت و نیم صبح ١٣ مهر ٨٨، منطقه دویرج، دشت عباس. «طبیعی نیستیم. ی که پایش را در میدان مین می گذارد طبیعی نیست. من ۲۶ساله بودم.» نزدیک به ۵۰ درصد جانبازی محمد از آن روز است. با دست و پایی قطع شده. گوشی و موج گرفتگی. ن مشک است و فقط چند ماه پس از شروع کارش در شرکت پا ازی روی مین رفت. سه ماه بعد از ازدواجش. «من در شرکت پا ازی مین پدرم کار می .» ازجمله شرکت های خصوصی پا ازی مناطق مین زده که محمد از ابتدای تأسیس در جریان کار آن بوده و حالا از روزی می گوید که برای بیمه اعضای شرکت به بیمه دهلران رفتند. جایی که هیچ کدام از اعضای آن معنی ت یب چی را نمی دانستند. «کتاب قطور تأمین اجتماعی را آوردند مقابل ما. هیچ تعریفی از این شغل وجود نداشت. آنها نمی دانستند کار ما را در چه بخشی قرار دهند.» در برگه های بیمه عنوان «کارگر فنی» نوشتند. محمد، نخستین ت یب چی بود که در آن منطقه روی مین رفت. «بسیاری از عشایر در آن منطقه روی مین رفته بودند. در آن زمان آنها جانباز به حساب می آمدند اما ما نه.»
یک سال در خانه بستری بود. پس از آن به دادگاه دهلران احضار شد، «با آن شرایط جسمی.» ٦ صبح تا ١٢ ظهر منتظر وقت دادگاه ماندند تا برای او که مین چیزی از جسمش باقی نگذاشته بود، تعیین تکلیف کنند. «گوشم نمی شنید. مسئول گفت چرا آن جا رفتی که پایت برود روی مین؟ من نمی شنیدم چه می گوید. پدرم جواب می داد، او را بیرون کرد و گفت حق نداری به جای پسرت جواب دهی. اعتراض . من را هم بیرون د. با بی احترامی تمام.»
بیمه محمد از روز حادثه قطع شد. او می گوید آنها خودشان جلسه گذاشته و گزارش نیروی انتظامی را که در محل حاضر بود به تأمین اجتماعی داده بودند و به همین دلیل کارفرما مقصر شناخته شده بود. «به من گفتند از کارفرمایت شکایت کن.»
- چون پدرت بود نمی خواستی شکایت کنی؟
نه. ما تمام ضوابط را رعایت کرده بودیم. بیمه می خواست هزینه ندهد. همه خودشان را کنار کشیدند. هر دیگری بود شکایت نمی . بیش از ۱۵ دفعه به اداره کار و بیمه رفتم. سر آ رئیس آن جا گفت حرف شما منطقی، اما برای من زشت است که رأیم را عوض کنم.
او می گوید باید تأمین اجتماعی ازکارافتادگی می داد تا زمانی که حقوق بنیاد جاری شود، اما هیچ کدام از ارگان ها پیگیری ن د و پیگیری های محمد هم بی جواب ماند. او همچنان مستمری بگیر است و حقوق بگیر نشده. «کمیسیون ح اشتغال برای تعیین حقوق است. چند نظر می دهند که چند درصد ازکارافتاده ای، اما این کمیسیون از سال ٩١ در خوزستان برگزار نشده. می گویند ت بودجه ندارد و برای همین همچنان مستمری بگیرم و هر لحظه ممکن است قطع شود.»
محمد نگران دوستانش است. انی که جنگ را نمی شناختند و حالا مین روب شده اند. او می گوید در خانواده ای جانباز بزرگ شده است، ولی خیلی ها این طور نبودند و آسیب شدید روحی دیدند. انی که از سر ناچاری یا کنجکاوی راهشان به این شغل رسیده و بعدها دلبسته اش شده اند «می دانی! در همان چند ماه کار دوستم شهید شد و خودم پیکر او را در گونی گذاشتم و از میدان بیرون آوردم. سخت بود. خیلی سخت.»
زندگی روی مین
۱۲ بار بیهوش شد. عمل ها کارساز نبودند و ترکش ها بعد از ٦ سال هنوز در جان سعید زندگی می کنند. او ۲۳سالگی اش را بدون پا شروع کرد و حالا در آستانه ۲۹سالگی شلمچه در یادش زنده است. جایی که پایش روی مین رفت. «می دانستم بالا ه یک روز ممکن است این طور شود.» این را تمام مین روب ها می گویند. انی که صبح و شبشان در میدان های مین و دشت های پرگلوله می گذرد. «اما شرایط بعدش را نمی دانستم. این که قرار است ماه ها حقوق نگیرم و دستم به جایی بند نباشد.»
سعید ن م آباد است. از سال ۸۵ در یکی از شرکت های خصوصی مین روبی مشغول به کار شد. اوایل کارش دشت بانی بود تا سال ٨٧ در بروجرد دوره دید و پنج سال بعد هم اسیر مین شد. «بنیاد پرونده ام را داد و گفت برو تأمین اجتماعی پیگیر حقوقت شو تا درصد جانبازیت مشخص شود و بعد ما هم حقوق می زنیم برات.»
١٨ ماه از هیچ کجا حقوق نگرفت و بعد هم گفتند چون از تأمین اجتماعی حقوق گرفته ای نمی توانی حقوق بنیاد بگیری. «خیلی دوندگی . سال ٩١ مستمری ام ٤٧٠ تومن بود و حالا یک میلیون است. زیر بار نرفتند.»
سعید با ۳۰ درصد جانبازی و سنی که هنوز به ۳۰ سال نرسیده، می گوید موج گرفتگی دارد و خانواده اش هم دیگر تحملش را ندارند. «ما هیچ وقت امتیازی نداشتیم. حتی آن زمان که مشغول کار بودیم. حقوق تقریبی بود و بستگی به قرارداد کارمان داشت.» قراردادی که چیز زیادی از آن در یادش نمانده. مانند محمد که او هم بندهای قرارداد در یادش نمانده. در ارومیه امدادگر هلال احمر بود. بعدها آموزش دید و در یکی از شرکت های خصوصی مین روبی مشغول به کار شد. سال ۹۰ در مارمیشو؛ مین دو چشم و شنوایی اش را گرفت. «موج گرفتگی هم دارم.» سه سال بعد از مجروحیت همچنان کار کرد. دیگر نه در میدان مین. «کار اداری بود.» سال ۹۳ درد و ناتوانی اش برای کار آن قدر زیاد شد که کار را رها کند و همین هم باعث شد تا یک سال ونیم حقوقش قطع شود. بیمه، ازکارافتادگی نداد و ارگان دیگری هم مسئولیتش را برعهده نگرفت. «با زن و پسرم یک سال ونیم با یارانه زندگی کردیم. آن هم با ج دوا و درمان من.» او با ۴۰ درصد جانبازی مستمری بگیر است و می گوید اگر مستمری اش قطع شود، دستش به جایی بند نیست. بارها به تأمین اجتماعی و بنیادشهید رفته و بارها کیلومترها راه را تا تهران آمده.
او هم مانند سعید بارها به بیمه و بنیاد رفته، اما نتیجه ای نگرفته و همچنان سرگردان میان ادارات است.
اوضاع برای تقی هم همین طور است. او سال ۸۱ وارد این کار شد و از سال ۸۴ ت یب را شروع کرد. «قبل از آن در منطقه گلوله خور کار می . جایی که منطقه جنگی بوده، اما مین ندارد.»
او هم به مین روبی دل بست. وقتی به زمین هایی می رفت که سال ها رنگ انسان به خود ندیده و دست نخورده بود، کار برایش تازگی داشت. «بعدها وظیفه شد. احساس مسئولیت می کردیم و می خواستیم زودتر زمین ها پاک شوند.»
سال ٩١ در دویرج فکه مین قمقمه ای زیر پایش رفت. پای راستش را از دست داد و از پای چپ هم نه ماهیچه ماند و نه رگ. او حالا ن مسجدسلیمان با ٤٥ درصد جانبازی است. او هم مشکل بسیاری دیگر از مین روب ها را دارد. انی که بعد از جراحت به تأمین اجتماعی واگذار شده اند و بعد هم بسیاری از حق و حقوقشان نادیده گرفته شده است. «از سال ٩٢ ازکارافتاده تأمین اجتماعی شدم، ٦٧٠ هزار تومان حقوقم شد. ی نبود راهنمایی کند. می گفتن اول بروید تأمین اجتماعی.»
او بهمن سال گذشته با پیگیری و دوندگی بسیار به کمیسیون بنیاد رفت و آنها هم گفتند چون از یک ارگان تی حقوق می گیری، نمی توانیم کاری برایت انجام دهیم. «حداقل سه تومن حقوق یک جانباز ٤٥ درصد است. به من حق نگهداری هم تعلق نمی گیرد. حقی که به خانم خانه یا خانواده برای نگهداری داده می شود.»
تقی می گوید بسیاری از بندهای قراردادی که با او بسته شده رعایت نشده و حالا هیچ ارگانی مسئولیت مردی که بر روی آتش کار کرده را برعهده نمی گیرد و حالا ترکش در جانش زندگی می کند. «درمنطقه ما شش؛ هفت شرکت مین روبی کار می کرد حالا تراکم مین کم و این شرکت ها کمتر شده اند. اما چه فایده.»
بی قانون
استخدام رسمی نیستند. حقوقشان بسیار کم است. شغلشان فصلی است و در فصول سرد سال کم کارند. قرارداد کوتاه مدت دارند. اگر جانشان را از دست بدهند یا قطع عضو شوند، حمایت خاصی ندارند. هرچند در قانون به آن اشاره شده که شهید و جانباز به حساب می آیند، اما پروسه خیلی طولانی است، چون ارگانی پاپی گرفتن حق و حقوقشان نیست و خودشان هم ناتوان برای احقاق حق. بی سلامتی جسمی و روحی باید به زندگی ادامه دهند. اینها را عثمان مزین؛ دادگستری که سال ها در این حوزه کار کرده، می گوید. هرچند از نظر او ضعف مهم و اساسی دیگری که وجود دارد این است که ایران عضو کنوانسیون اتاوا نیست. کنوانسیونی که برای منع بکارگیری مین های ضدنفر و ضدتانک ایجاد شده. بیش از ۱۵۰ کشور دنیا در آن عضوند و آنها تسهیلاتی برای پا ازی در اختیار کشورهای عضو قرار می دهند. «عضویت در این کنواسیون تبعاتی دارد. مانند این که آن کشور باید به پا ازی مطلق برسد و هر ساله گزارشی از وضعیتش ارایه دهد و همچنین نباید از مین استفاده کند.»
از سال ١٣٨٤- ١٣٨٣ شرکت های خصوصی مسئولیت کار را برعهده دارند، شرکت هایی که به دلیل رقابت با یکدیگر در برخی از بخش ها خوب عمل د و اما در بسیاری از موارد نتوانستند آن طور که باید ظاهر شوند. پیش از این وزارت دفاع حاضر بود و نظارت ها بیشتر. یکی از ت یب چیان باسابقه معتقد است حضور شرکت های خصوصی در حوزه پا ازی مثبت است، اما «اگر شرکت های داخلی با شرکت های خارجی متخصص هم پیمان شوند، می توانند از تجهیزات جدید و همین طور تجربیات آنها استفاده کنند و این می تواند یکی از عوامل بهبود وضع فعلی باشد.»
به گزارش سایت مین و زندگی در سال های ٨٣ تا ٨٨ به ترتیب تعداد ٧، ٩، ٧، ٦، ١١، ٢٦ و ٥ شرکت خصوصی مجوز فعالیت پا ازی مین گرفتند. در پایان سال ٨٨ تعداد شرکت های دارای مجوز به ٦٤ رسید و در سال های بعد این تعداد رو به کاهش گذاشت. مرکز مین ز کشور مجوز شرکت هایی که ناموفق بودند را لغو کرد و قوی ترها باقی ماندند.
به گفته مرتضی حبیبی، س رست وقت مرکز مین ز سال۸۶، ٣ هزار نیروی مین یاب در کشور وجود داشته. نیروهایی که مشخص نیست چه تعداد از آنها عضو ، و شرکت های خصوصی بوده اند. آمار دیگر از تعداد این نیروها مربوط به سال٨٩ است. براساس اعلام خبرگزاری فارس در این سال ٥ هزار نفر شامل تیم های برنامه ریزی، عملیات شناسایی و اجرایی، پشتیبانی، نظارت و... مشغول پا ازی بوده اند، هرچند به گفته یکی از نیروهای پا از باسابقه کمبود نیرو همواره وجود داشته و برخی از مین روب ها در چند شرکت به صورت همزمان کار کرده اند.
درحال حاضر این شغل حتی جزو مشاغل سخت و زیان آور هم محسوب نمی شود و اعتراض ها به این امر هم تاکنون نتیجه ای نداشته و هیچ سازمانی به مین روب هایی که نسبت به وضع حاضر اعتراض داشته اند، پاسخی نداده و حتی برخی از آنها از کار برکنار شده اند. حالا مزین می گوید چرا مین روبی جزو مشاغل تلقی نمی شود؟ و چرا تاکنون وزارت کار برای حل این مشکل کاری از پیش نبرده است. «هر مین روب تا زمانی که کار می کند، حداقل ١٠٠٠ مین را از دل خاک درآورده و جان ١٠٠٠ نفر را نجات داده، پس چطور می شود زندگی و آینده خانواده آنها را پس زد؟»
مزین می گوید چون این شغل موجب انهدام جان و نقص عضو می شود انی که مستقیم در میادین مین حاضرند، شغل استانداردی ندارند که قانون گذار باید برای این مهم کاری کند. «باید مصوبه ای از مجلس بگیریم تا انی که مستقیم در عملیات مین روبی هستند، امتیازاتی داشته باشند و از وضع حاضر خارج شوند. وزارت کار باید مزایایی برایشان در نظر بگیرد یا این که با پذیرش کنوانسیون جان مردم را بیش از این به خطر نیندازیم.»
هژا طهماسبی، پژوهشگر حوزه قربانیان جنگ هم با مزین هم نظر است. او هم می گوید: آنچنان که باید حق ت یب چیان و مین روب ها ادا نشده و قانون برقراری حقوق وظیفه یا مستمری بازماندگان آن دسته از مهاجران و انی که به مناطق جنگی مراجعت کرده و به علت برخورد با مواد منفجره معلول یا فوت می شوند؛ تنها قانون حمایتی در زمینه مین است. این درحالی است که تا پیش از سال ٨٩ انی که در این زمینه کار می د، چنانچه کشته یا مصدوم می شدند به عنوان شهید و جانباز به حساب نمی آمدند. «در سال ٨٩ به واسطه فشارهای جامعه مدنی این قانون تغییر کرد و در تبصره ٨ آن بنیادشهید موظف شد آنهایی که در زمینه پا ازی کار می کنند را به حکم شهید و جانباز بپذیرد.» به گفته طهماسبی پیش از این کمیسیون ماده ٢ استانداری ها این وظیفه را برعهده داشت که فرد را به عنوان جانباز یا شهید بپذیرد، اما پس از آن که این قانون اصلاح شد. اما نکته ای که طهماسبی بر آن تأکید دارد این است که در جلسات تعیین جانبازی، مردم در شورای شهر، مجلس و حتی خود قربانی حضور ندارد. «اگر ی به عنوان جانباز شناخته شود، بنیادشهید حضور دارد، اما خود قربانی نه.»
طهماسبی می گوید با وجود تغییرات بسیاری که از قانون سال٧٢ تا سال٨٩ به وجود آمده، اما همچنان فاصله زیادی تا قانون حمایتی دقیق و درست وجود دارد. قانونی که خلأ نداشته و ایرادات حال حاضر به آن وارد نباشد. قانونی که در آن فقط به خسارت های مالی و جسمی توجه نشده و حمایت معنوی هم در آن وجود داشته باشد. «بسیاری از مین روب های ما جوانند. آنها پس از حادثه روند زندگیشان تغییر می کند و نیازمند رسیدگی های گوناگون و مشاوره اند.» مردانی که به گفته علیرضا آشناگر، معاون -امنیتی استاندار کردستان تاکنون ٩١ نفر از آنها شهید و ١١٠ نفرشان جانباز شده اند. البته آمار مرتضی حبیبی، س رست مرکز مین ز در سال ٨٦ بیشتر از این رقم است: ١٧٣ نیروی پا ازی شهید و ٧٣٢ جانباز.
آشناگر سال گذشته در نشست «جهانی از عاری از مین» گفت: «برای پا ازی مین در ٥ استان غربی کشور تاکنون ٩١ شهید و ١١٠ جانباز داشته ایم. از سال ٨٨ تاکنون هزارو٥٥٨ پایگاه پا ازی شده و هزینه پا ازی مناطق آلوده در ایران یک دهم میانگین جهانی است و برای هر تار حدود ١٠٠ میلیون ریال اعتبار لازم است.» پایین بودن هزینه پا ازی در ایران برای مین روب ها نکته مثبتی نیست. انی که با تجهیزات قدیمی پا به میدان می گذارند، حقوقشان اندک است و بیمه درست و درمانی هم ندارند.
سپر بلا
چهار سال شب و روزش را با مین روب ها گذراند و سال گذشته این کار را کنار گذاشت. هرچند برای معصومه صابری تنها زن عکاس میدان های مین، نه داستان مین تمام شده و نه داستان زندگی ت یب چی ها. فریم های ع و بسیاری دارد و مصاحبه های فراوانی که هنوز هیچ کدامشان را جایی منتشر نکرده. «به موقع منتشرشان می کنم. هنوز زمانش نرسیده.»
او بارها با لباس های سخت به میدان رفته. با کفش هایی سنگین و قدیمی که اکثر کشورهای دنیا که درگیر پروسه مین ز اند، دیگر از آنها استفاده نمی کنند. «می دانید کفش مسئولانی که می آیند سر زمین با کفش ت یب چی ها فرق دارد؟ آنها کفش شان سبک و خاص است. اصلا با این کفش ها تعادل ندارید. کاش یک بار آنها را بپوشید.» صابری صبح های بسیار زودی را به یاد دارد که همراه ت یب چی ها راهی میدان مین شده و ساعت ها و ساعت ها آنها کار کرده اند و صابری عکاسی کرده. در گرمای ٥٠-٦٠ درجه در دشت های پرگلوله. «اغلب انی که در این میدان ها حاضرند، جوانان کشاورز و دامداری اند که دلشان برای خانواده خودشان می سوزد و می خواهند زمین پاک باشد. آنها جان عزیزان و دام هایشان را از دست داده اند و حالا می خواهند سپر بلا باشند.» صابری می گوید در همه جای دنیا استاندارد کار ت یب چیان ۲ تا ۳ ساعت در روز است، ولی این جا این طور نیست. ساعت ها از ت یب چیان کار می کشند، چون این کار دست پیمانکار است و او هم نمی خواهد زیان کند.
بسیاری از انی که در میدان مین حاضر می شوند، جانشان را کف دست گرفته اند، با لباس هایی قدیمی، کفش هایی سنگین، با کلاهی که در هر نفس شیشه آن پر از بخار می شود و مین یاب هایی که بسیاری از آنها هم کهنه شده اند و درست کار نمی کنند. این درحالی است که سازمان مین ز هم مانند گذشته نظارت ندارد. «سوال این جاست که ارگان تی چرا باید از پیمانکار خصوصی استفاده کند؟ یا این که چطور ناظرها قبلا به مافوقشان گزارش کار می دادند و این مورد درحال حاضر وجود ندارد؟» بسیاری از مردانی که زیر پایشان خالی شده و مین جانشان را گرفته، به فکر زندگی زن و زندگیشان بودند. افرادی که در این حوزه کار می کنند، نباید از لحاظ فکری مشکل داشته باشند، بلکه باید با خیال آسوده و تمرکز وارد زمین شوند. «این کار برای افرادی که فکرشان مشغول است، نیست. آنها باید با خیالی آسوده به زمین بروند. نه با هزار فکر از قرض ها و وام های زندگیشان.»
صابری مردان جوانی را می شناسد که خانواده هایشان از شغلشان بی خبرند و حتی نمی دانند فرزندانشان مین یابند. آنها این شغل را پنهان کرده اند تا خیال خانواده شان آسوده باشد.
هرچند در سال های اخیر و با اعلام پا ازی بسیاری از مناطق تعداد شرکت های پا ازی مین کم شده اند. صابری می گوید در خوزستان ۱۱ شرکت فعال بوده که حالا چیزی از آنها باقی نمانده. «نباید با این شغل مثل هر شغل پیمانکاری دیگری برخورد کرد. این کار ساختمان سازی نیست و این بچه ها اغلب بومی اند که با سال ها سختی اغلب شغلشان را عوض کرده اند.» صابری هنوز هم با دلی لرزان خبرهای مربوط به انفجار مین را پیگیری می کند. دلش نمی خواهد روزی از ی برایش خبر بیاورند که او را می شناخته. از مین ی بگویند که به هزار دلیل جانش را روی مین ها جا گذاشته است. شغل ت یب چیان جزو مشاغل سخت و زیان آور محسوب نمی شود و اعتراض ها به آن هم تاکنون نتیجه ای نداشته .هیچ سازمانی به مین روب هایی که نسبت به وضع حاضر اعتراض داشته اند پاسخی نداده و حتی برخی از آنها از کار برکنار شده اند
روش های مین روبی در حال حاضر پر از آزمون و خطاست و امکانات و وسایل قدیمی است
در همه جای دنیا استاندارد کار ت یب چیان ۲ تا ۳ ساعت در روز است ولی اینجا اینطور نیست. ساعت ها از ت یب چیان کار می کشند چون این کار دست پیمانکار است و او هم نمی خواهد زیان کند. منبع : شهروند
سرویس تجسمی هنرآنلاین:نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" با ارائه آثاری از 40 هنرمند جوان و نسل میانی که زوایایی متنوع از جریان های هنری را بازتاب می دادند از اردیبهشت تا تیرماه سال جاری در گالری پردیس ملت برگزارشد. نمایشگاهی که به دلیل عنوان و آثار ارائه شده در آن با حواشی و انتقادهای و البته استقبال گسترده ای همراه بود. فرناز محمدی کیوریتور، نگار نادری پور، محمدرضا یزدی و مرتضی پورحسینی سه هنرمند حاضر در این نمایشگاه در جریان نشستی به بررسی ابعاد مختلف این نمایشگاه پرداختند. هنرمندان و برگزارکنندگان این نمایشگاه معتقدند حاضران در این نمایشگاه هنرمندانی هستند که در رسانه خود پرکار و تاثیرگذار هستند و این رویداد جزو نمایشگاه هایی است که باید ادامه پیدا کند.در ادامه متن کامل این نشست را بخوانید.خانم محمدی چه شد تصمیم به برگزاری نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" گرفتید؟فرناز محمدی: نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" از دل چند نمایشگاه قبلی که در پردیس ملت برگزار کرده بودیم، مثل "جوانان پیشرو" و نمایشگاه سه نسل هنرمندان معاصر ایران که پیشتر در این گالری برگزار ،بیرون آمد. پردیس ملت علاوه بر وسعت زیادی که دارد، در محل جغرافیایی خوبی هم قرار گرفته، این دو عامل نیز باعث شد من جرأت برگزاری یک نمایشگاه بزرگ تر با عنوانی بزرگ و با رویکرد پژوهشی در این مکان پیدا کنم.از سوی دیگر در چند سال گذشته یک دوستی و ارتباط کاری میان من و خانم زهرا گلشن و موسسه فرهنگی هنری ماندگار به وجود آمد که منجر به برگزاری یک سری نمایشگاه در داخل و خارج کشور شد؛ کما اینکه قرار است در آینده در چندآرت ا پو نیز شرکت کنیم.در ادامه به این نتیجه رسیدم که لازم است که بخش خصوصی هم وارد کار شود تا نمایشگاه بتواند فراتر از آن چه که هست پیش برود. معمولاً بخش تی یک سری جنبه های بایدی و نبایدی دارد. به همین خاطر به سراغ بخش خصوصی رفتیم و مؤسسه فرهنگ و هنر ماندگار توانست در تبلیغات گسترده و فروش آثار هنری و حمایت از هنرمندان نقش مهمی ایفا کند.در این بین از همکاری سازمان زیباسازی و تصویر شهر نیز بهره مند شدیم.انتخاب هنرمندان این نمایشگاه بر چه اساسی انجام شد؟فرناز محمدی: من برای این نمایشگاه باید هنرمندانی را انتخاب می که در جریان هنر معاصر تأثیرگذار هستند. در این نمایشگاه زمینه پژوهشی و جنبه نمایشگاهی را در کنار هم می دیدم. یک عده از هنرمندان گله د که چرا در این نمایشگاه حضور ندارند. واقعاً هم جای آن افرادی خالی است. به هر حال من نمی توانستم از این هنرمندانی که الآن در نمایشگاه حضور دارند،به دلیل جایگاه تاثیرگذارشان در هنر معاصر بگذرم. این افراد باید حتماً حضور می داشتند و شاید اگر جای بزرگ تری داشتم،عده بیشتری به نمایشگاه راه پیدا می د. مسأله دیگر در مورد نمایشگاه ما این است که شما وقتی رویکرد نمایشگاه را معاصر می بینید، باید نیو مدیا و هنرهای دیگر را هم در آن بگنجانید، این امکان خیلی در پردیس ملت وجود نداشت و این رویداد بیشتر بر مجسمه و نقاشی متمرکز ماند.از سوی دیگر خوشبختانه یک سری از هنرمندان با تجربه هنر خودشان را در کنار هنرمندان جوان تر نشان دادند. حضور کورش گلناری، کامبیر صبری و چند نفر دیگر که از نسل قدیمی تر هنر بودند، کمک کرد که این نمایشگاه پر بارتر شود. یکی از هنرمندان مجسمه ساز به نام آرمین پورفهیمی کار جدیدی در زمینه مولتی مدیا ارائه داد که با استقبال زیادی روبرو شد.فرناز محمدیشما برای کیوریت این نمایشگاه از هنرمندان آثار جدیدی را درخواست کردید یا مبنای کار را پژوهشی گذاشتید و آثار تثبیت شده این هنرمندان روی دیوار گالری پردیس ملت رفت؟فرناز محمدی: من به همه هنرمندان این نمایشگاه گفتم که آثار جدید به نمایشگاه بدهند البته وضعیت مجسمه سازها متفاوت است. خلق یک اثر جدید برای مجسمه سازها ممکن است بسیار زمان بر باشد و یک سال به طول بینجامد. با این حال مجسمه سازی چون محمدرضا یزدی با اثر جدید به نمایشگاه آمد. اکثر هنرمندان به ما آثار جدید خود را ارائه دادند که البته این اثر جدید ممکن است در ادامه کارهای قبلی شان بوده باشد. بعضی از هنرمندان نسل دوم که قدیمی تر هستند، با ارائه اثر جدید مشکل داشتند و از این قضیه ناراحت می شدند چون می گفتند که آثار قدیمی شان پخته تر است اما به هر حال جریان این نمایشگاه با جریان موزه ای فرق داشت و در این جا مسائل دیگری هم مطرح بود و مخاطبان مایل بودند که آثار جدید ببینند. به همین خاطر تأکید نمایشگاه روی ارائه آثار جدید بود.خانم نادری پور در خصوص جنس کارتان و اثری که در نمایشگاه ارائه داده اید توضیح بدهید و بگویید که چرا این اثر را برای نمایشگاه انتخاب کردید؟نگار نادری پور: اصولاً دغدغه و کار من معطوف به انسان است و دست مایه کارم پرتره و بیشتر روی پرتره تمرکز کرده ام. با توجه به امکاناتی که پرتره برای بیان احساسات دارد، پروسه ساخت مسیری طولانی،چالش برانگیز و در عین حال لذت بخش است. برای من در دنیا چیز جالب تری از آدم ها و اتفاقاتی که پیرامون آن ها می افتد وجود ندارد. به وضعیت اجتماعی حساس هستم و آثارم متاثر از پیرامون و شرایط موجود است. اصولاً خودم را برای بیان آن چه که می خواهم از طریق چهره و ح ارائه بدهم، رها می گذارم. در کنار برخی از آثار روتین که برای موزه ها و فضاهای شهری می سازم، مطالعات و تجربیاتی روی پرتره انجام میدهم که در آن آثار دستم بازتر است.اثری که در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" ارائه دادم، در ادامه یک سری آثاری است که آن ها را از اتفاقاتی که در جمع هاو دورهمی ها مختلف اتفاق می افتد،الهام گرفته ام.عنصر میز به عنوان زمینه ای مشترک برای حضور و بازی انسانی در این مجموعه حفظ میشود و مواجهه این افراد با یکدیگر و خودشان،موقعیت مورد نظر من را به نمایش می گذارد.اثری که شما در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" ارائه دادید، پیشتر در گالری ثالث نمایش داده شده بود و این بار در کنار آثار هنرمندان دیگر قرار گرفت. شرایط این دو چقدر متفاوت است و چقدر از به نمایش گذاشتن اثرتان در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" رضایت دارید؟نگار نادری پور: به نظرم دیالوگی که یک اثر با آثار دیگر برقرار می کند خیلی مهم است. در واقع این که شما قبل و بعد از کار من چه اثری را می بینید و در آن چند دقیقه با چه عناصر بصری، معنا و مفهومی مواجه می شوید، به نوبه خودش مؤثر است. شما ممکن است پیش از مجسمه من با یک اثر فمنیستی و بعد از آن با تابلویی که رفتار خشونت باری با بدن را به نمایش گذاشته مواجه شوید. آن وقت اثر فیگوراتیو من، قطعا معنای جدیدو متفاوتی برای بیننده ایجاد میکند. علاوه بر آن، ابعاد فضا، فاصله و زاویه دید هم برای یک مجسمه خیلی مهم است. هر مجسمه سازی دوست دارد که مخاطب بتواند حداقل یک نیم چرخ دور اثرش بزند و به خصوص زوایای طلایی اثر که برایش زحمت زیادی کشیده شده را ببیند.نگار نادری پورآقای یزدی زمانی که از سوی خانم محمدی پیشنهاد حضور در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" به شما ارائه شد، واکنش تان چطور بود؟ جنس کار شما چطور است و چه اثری را به نمایشگاه ارائه دادید؟محمدرضا یزدی:زمانی که پیشنهاد حضور در این نمایشگاه با این عنوان از طرف خانم محمدی ارائه شد؛ با شناختی که از ایشان داشتم تا حدی برایم مشخص بود که نمایشگاه جامعی خواهد بود و به طبع حضورم مسئولیت ویژه­ای خواهد داشت. همانطور که می­دانید سوژه مورد مطالعه و دغدغه من در چند سال اخیر "تنفس" است، به عنوان نشانه ای از چگونگی و کیفیت حیات در ابعاد فردی و اجتماعی. آثاری با ساختار مکانیکی که با ضرباهنگ و صدای تنفس خودم و با استفاده از مدیوم حرکت تنفس می­کنند. لحظه به لحظه زندگی ما، عواطف، احساسات و هیجانات ما در شرایط و وضعیت های مختلف بطور مستقیم روی ریتم تنفس ما تأثیر می­گذارد که من آن را مصداقی از وضعیت محیط و جامعه پیرامون خود می­پندارم. طراحی این آثار با توجه به کیفیات بصری و محتوایی محیط انجام می­شود، آن­ها فضا محور هستند، بر معماری و فضا تاثیر اساسی گذاشته و تبدیل به عضوی از معماری و بخشی از هویت فضا می­شوند مانند یک عضو در بدن. در مورد این نمایشگاه هم به همین شکل پیش رفت. زمان زیادی را در ساعات مختلف روز در محیط نمایشگاه گذراندم تا ببینم که آن محیط و ساختمان به چه پارامترهایی نیاز دارد. البته محل نصب اثر من کمی دستخوش تغییر قرار گرفت و کار از گالری به رمپ های اصلی سالن برده شد، ولی این اتفاق در کلیت کار تأثیری منفی نگذاشت چون ساختمان پردیس ملت در بخش های مختلف خود از یک سبک معماری تبعیت می­کند. عنوانی که من برای اثرم انتخاب کرده ام "عقل سرخ" است که از عنوان یکی از آثار سهروردی گرفته شده. در خلال ساخت این اثر تحت تأثیر فضای این کتاب قرار داشتم به همین جهت این عنوان را برای اثرم انتخاب . البته میان اثر من و کاراکتر اصلی کتاب ارتباط معنایی وجود دارد که خیلی نمی خواهم در این مورد صحبت کنم چون پرداختن به آن اجازه تعبیرهای دیگر را از مخاطب می گیرد.فرناز محمدی: آقای یزدی به محل ب ایی نمایشگاه آمد و بر اساس فضا یک اثری را ساخت که در یکی از طبقات پردیس سینمایی پارک ملت قرار گرفت و ارزش آن جا را دو چندان کرد. آقای رضا دانشمیر، معمار سینمای پارک ملت که در دنیا جوایز زیادی را ب کرده، وقتی این کار را دید خیلی شگفت زده شد و گفت که این اثر چقدر خوب روی این فضا نشسته است. این یک تلنگری برای من بود که ای کاش می توانستم در همکاری با شهرداری، یک سری سوله ها را پیدا کنم تا این بچه ها کارشان در فضای آن سوله ها معنا پیدا کند و هر کدام به دنبال یک جستار بروند. اگر واقعاً چنین فضاهاهایی پیدا شود، هنرمندانی که از دل کارشان صحبتی برای اجتماع دارند، خیلی در فروش و جذب مخاطب موفقتر خواهند بود.آقای پورحسینی شما نیز در خصوص آثاری که نمایشگاه ارائه داده اید صحبت کنید.مرتضی پورحسینی: آثار من در این نمایشگاه در ادامه مجموعه قبلی ام است که سال گذشته در گالری آران به نمایش گذاشته شد. با خانم محمدی در خصوص این نمایشگاه صحبت و قرار بر این شد که 3 اثر از آثار نمایشگاه "میان گاه" که سال گذشته بر پا شده بود را به این نمایشگاه بیاورم. البته در اصل قرار بود 5 اثر از نمایشگاه "میان گاه" به این نمایشگاه بیاید که به دلایلی دو تای آن حذف شد و 3 اثر باقی ماند. جدا از آن، دو تابلوی کوچک تر هم داشتم که اخیراً نقاشی کرده ام. این دو اثر که آن ها هم به لحاظ ایده دنباله رو آثار نمایشگاه "میان گاه" هستند را نیز به نمایشگاه پردیس ملت آوردم. کلیت این آثار راجع به موقعیت انسان معاصر است. موقعیتی که بین رفتن و ماندن و تمام شک و تردیدهایی است که نمونه آن در کشور ایران به شدت وجود دارد. خیلی دوست داشتم آن تم نقاشی مذهبی که یک زمانی در اروپا به طور سفارشی کار می شد را با تفکر مذهبی که دغدغه خودم هست ارتباط بدهم و از طرفی میان موقعیت معاصر و تاریخ نقاشی ایجاد ارتباط کنم که به همین خاطر از کمپوزیسیون و ترکیب بندی های خیلی قدیمی تر استفاده . علاقه اصلی من به نقاشی رئالیستی است و من در دوره های مختلف کارهایم به فیگور، حالات فیگور و حالات روانی درون انسان پرداخته ام. من در نمایشگاه هایی که قبلاً در پردیس ملت برگزار شده هم حضور داشته ام و به نظرم این نمایشگاه هم در ادامه آن روند، اتفاق خوب و مثبتی است.مرتضی پور رستمی - فرناز محمدی - نگار نادری پور - محمدرضا یزدی - نشست رویکردهابه عنوان هنرمندانی که در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" اثری را ارائه داده و آثار سایر هنرمندان نمایشگاه را هم دیده اید، فکر می کنید که این نمایشگاه چقدر توانسته موفق باشد؟نگار نادری پور: به نظرم این نمایشگاه و مجموعه ای که به نمایش گذاشته شده تا حد زیادی مقصودی که می خواسته را مرتفع کرده است. شما زمانی که می خواهید راجع به رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر صحبت کنید، با یک بار معنایی گسترده مواجه هستید. خانم محمدی در این نمایشگاه به خصوص در بخش مجسمه، بدون تأکید روی موضوع خاصی، با گشاده دستی اجازه دادند که خیلی از تفکرات وارد نمایشگاه شود. ایشان دارند باری را بر دوش می کشند که قرار نیست یک نمایشگاه خصوصی همه آن را متحمل شود. الآن بحث بر سر این است که چرا در این نمایشگاه کمتر از هنر تجربه گرا صحبت شده است. واقعیت این است که جای هنر تجربه گرایانه در بینال ها و نمایشگاه ها خالی است و چنین اتفاقاتی باید از سوی ت حمایت شود؛ نه صرفاً بخش خصوصی.محمدرضا یزدی: در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" یک نگاه پژوهشی وجود دارد که به نظرم چنین نگاهی لازم است. ما به رویدادهایی نیاز داریم که به جمع بندی وضعیت اکنون بپردازند. البته قطعاً جای هنرمندان دیگر هم در این مجموعه خالی است ولی به هر حال در امکانات اجرایی نمایشگاه نیز محدودیت­هایی وجود دارد. من نمایشگاه"رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" را یک نمایشگاه پژوهشی از وضعیت عمومی مجسمه سازی با حضور مجسمه سازهای تثبیت شده در سال های اخیر می­دانم. هنرمندان این مجموعه عموماً با انسجام و پیوستگی فعالیت می کنند. به هر حال گردآوری چنین مجموعه­ای از سوی خانم محمدی و پردیس ملت با فضا و امکانات موجود انتظار می رفت. پیش از این نیز نمایشگاه­های موفقی با محوریت پژوهشی مانند جوانان پیشرو و نمایشگاه نسل های هنرمندان مختلف برگزار شده بود و در حال حاضر روند مؤثری از جریانات هنری در این سال ها در پردیس ملت وجود دارد که قابل رجوع و استناد است.مرتضی پورحسینی: رویکرد چند ساله خانم محمدی این است که کار جوان ها را دنبال کند و در کنار کار مسترها به نمایش بگذارد. این ارتباط میان نسل جدید و نسل قدیمی تر هنرمندان را می شود در نمایشگاه هایی که ایشان کیوریت کرده اند به وضوح دید. اصولاً برای من خیلی اهمیت دارد که هنرمندان یک نمایگاه گروهی چه افرادی هستند. فکر می کنم که این موضوع برای بقیه دوستان هم مهم باشد. گاهاً آدم را به یک سری نمایشگاه های گروهی دعوت می کنند که آرتیست های آن حتی سالی یک بار هم اسم شان به عنوان یک آرتیست نمی آید. من معتقدم یک نمایشگاهی که می خواهد راجع به روند و رویکرد معاصر صحبت کند، باید هنرمندانی داشته باشد که فعالیت مداوم دارند. خوشبختانه هنرمندانی که در این نمایشگاه حضور دارند، افرادی هستند که فعالیت مداوم دارند و در نمایشگاه های گروهی و حراج ها حضور دارند یا خودشان نمایشگاه انفرادی برگزار می کنند. البته گاهاً یک سری هنرمند فعال هم هستند که فعال بودن شان به تکرار تبدیل شده و آثار امسال شان هیچ تفاوتی با آثار 5 سال قبل شان نداشته است. این دید کلی من به نمایشگاه است و فکر می کنم که سلیقه کیوریتور در جمع آوری نمایشگاه تأثیر پر رنگی دارد.فرناز محمدی: برای من مهم بود که هنرمندان این نمایشگاه همه در کار خودشان حرکت و فعالیت داشته باشند. بنابراین جایگاه هنرمندان، نمایشگاه ها و فروش آثارشان و کتاب هایی که از آن ها چاپ شده، یک سری از معیارهایی بود که من برای انتخاب هنرمندان این نمایشگاه داشتم و سعی که بهترین ها و پرکارترین ها را به این نمایشگاه که اسم بزرگی دارد بیاورم. ابتدا با یک سری اسامی شروع و زمانی که به لیست جوان ترها رسیدم، وسواس بیشتری به ج دادم و از جوان ها درخواست که بهترین آثارشان را به نمایشگاه ارائه دهند که خوشبختانه آثار آن ها مورد توجه قرار گرفت و فروش خوبی را برای شان عاید شد. من در ابتدا ترکیب مجسمه سازها و نقاش ها را در کنار هم نیاورده بودم و تمرکز اصلی ام روی نقاشی بود اما زمانی که این دو را با هم ترکیب ، نمایشگاه شکل و شمایل خاصی گرفت و خوشبختانه کمک هایی که به ما شد هم باعث گردید که نمایش با شرایط بهتری پیش برود. به نظرم قطعاً این نمایشگاه جزو آن دسته از نمایشگاه هایی است که باید ادامه پیدا کند.در دنیا نمایشگاه هایی نظیر نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" بیشتر توسط بخش تی و معمولاً در موزه ها برگزار می شود. شما چطور شد که به عنوان یک نمایشگاه گردان بخش خصوصی، برگزاری چنین نمایشگاهی را وظیفه خودتان دانستید و چنین مسئولیتی را برای خودتان قائل شدید؟فرناز محمدی: خاطرم هست زمانی که می خواستم اولین نمایشگاه هایم را در پردیس ملت برگزار کنم، گالری را اجاره می دادند. من توانستم با فروش نمایشگاهم اثبات کنم که می شود این محل را غیر از محل برگزاری جشنواره های تی، به جریان هنر مستقل هم تبدیل کرد. در سال های اول یک نمایشگاه پژوهشی برگزار که راجع به نقش هنرهای تجسمی در سینما بود. آن نمایشگاه بازخورد خوبی داشت و من متوجه شدم که پردیس ملت برای برگزاری نمایشگاه جواب خوبی می دهد. جریان هنری نیاز به جریان پژوهش دارد و من با همین دید به این کار نگاه کرده ام. نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" را به خاطر استقبال خوبی که از آن شد و به یکی دو دلیل دیگر تمدید شد. یکی از دلایل تمدید نمایشگاه همزمانی بانمایشگاه آقای تناولی در موزه هنرهای معاصر تهران و دلیل دومش هم برگزاری حراج تهران که هر دو از مهمترین اتفاقات هنری این دوره بودند. همه این ها نشان می دهد که دارد یک اتفاقی می افتد و یک سری پوشش ها در زمینه جنبه های پژوهشی و فروش صورت می گیرد. وقتی کار آقای تناولی را دیدم، تفاوت کارشان با کارهای دوره قبلی خیلی برایم جالب بود و حس که وارد یک نگاه دیگری به آثارشان شده اند. در حالی که ممکن است آثار قبلی شان خیلی برند و مورد توجه همه باشد ولی آن را تکرار نمی کنند. خیلی از جوان های ما هم با نگاه به چنین اساتیدی، رویکردهای ایشان را دنبال می کنند و به کار پژوهشی می پردازند. در نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" جریان های سوررئال، پاپ آرت، هایپررئال و انتزاع... گنجانده شده. من بخش های مختلف دیگری را هم می خواستم به نمایش بگذارم منتها فضای کار محدودیت هایی داشت که این اجازه را به ما نمی داد. در ابتدا فکر می که نمایشگاه باید با حضور ۲۰ هنرمند برگزار شود اما بعدها فهمیدم که تعداد هنرمندان می تواند به بیش از ۱۰۰ نفر هم برسد. امیدوارم در آینده یک جایی را پیدا کنم و شرایطش فراهم شود که شکل گسترده تری از این نمایشگاه را ب ا کنم.آقای یزدی با توجه به آشنایی تان با جریان معاصر و فضای نمایشگاه های خارج از کشور و فعالیت در سازمان زیبایی سازی شهرداری و خانم نادری پور، نظر بر حضور فعال تان در انجمن مجسمه سازان ایران، بخش مجسمه نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" را چطور ارزی می کنید؟محمدرضا یزدی: این که یک اثری معاصر است یا خیر، به ذهنیت خود هنرمند و قابلیت خوانش پذیری اثر او در مختصات هنر معاصر وابسته است . باید دید که آن را در چه فضا و اتمسفری تولید کرده. آیا روند شکل گیری و تولید اثر بر محوریت دغدغه ها و چالش های اکنونی بوده یا در فضایی متفاوت شکل گرفته است. فضای هنر ایران متأثر از هنرمندانی است که به تنهایی حرف هایی برای گفتن دارند. اگر آثار همین نمایشگاه در یکی از گالری ­های بنام دنیا به نمایش در می­ آمد، همچنان مورد توجه قرار می گرفت. اما به نظر من جریان عمومی هنر معاصر در ایران کمی بیش از حد پراکنده است و شاید دلیلش این باشد که اغلب هنرمندان کارشان را به صورتانفرادی و بدون تعامل با جامعه هنری پیش می­ برند. از این جهت جریان قابل اعتنایی در کلیت هنر معاصر ایران از منظر سایرین شکل نمی گیرد، چیزی که امروزه ما در هنر برخی ممالک شرق مانند ژاپن یا حتی هند می ­بینیم. اما اگر بخواهیم جریان هنر معاصر را در همین شکل خود بررسی کنیم، باید سری به گالری ­ها بزنیم و بی ینال­ های نه چندان مستمر خود را مورد مطالعه قرار دهیم. گالری هایی فعال که با تمام سختی ها و ناملایمات موجود، از همین جریانات پراکنده حمایت می کنند. و این واقعاً ستودنیست و امیدوارم بیشتر مورد توجه و حمایت قرار بگیرند. خانم محمدی نیز به عنوان یک گالری ­دار با­تجربه حساسیت های حرفه ­ای خودشان را دنبال می ­کنند و شایسته بود اهمیت کار ایشان بیش از این مورد نقد و نظر قرار گیرد، چون این نمایشگاه رویدادی فراتر از فعالیت انفرادی گالری ها است. این رویداد سیر چند ساله وضعیت هنر معاصر ایران را طبقه بندی و ثبت کرد و هماهنگی بیشتر میان کیوریتور این مجموعه با گالری ها و هنرمندان مختلف در آینده می­ تواند به پر بارتر شدن این جریان کمک کند.مرتضی پور رستمی - فرناز محمدی - نگار نادری پور - محمدرضا یزدی - نشست رویکردهانگار نادری پور: مجسمه سازی بر خلاف این که توان بسیار بالایی در پیشتاز بودن در هنر جدید دارد، هنوز به آن جایگاه واقعی خودش نرسیده و خیلی از آرتیست های این حوزه هم، چنین دغدغه ای را ندارند. خیلی از هنرمندان مجسمه ساز از همان ابتدا که شروع به کار می کنند، به دنبال آن هستند که قبل از پرداختن به دغدغه های شخصی شان، اثری را بسازند که در گالری ها به فروش برود و یا سازمان زیبایی سازی آن را یداری کنند. خیلی از مجسمه سازهای تکنیکی وارد این فضا نمی شوند و این فضا را جایی برای جولان خودشان نمی بینند.هنرمند مستقل مجسمه ساز بودن بسیار دشوار است. این اتفاق ناراحت کننده ای است. نبود یک دوسالانه مرتب، تأثیر م ب خودش را می گذارد. دوسالانه محلی است که هنرمند بدون دغدغه فروش و پیروی از سلایق متداول، کار هنرمندانه خودش را ارائه دهد. متأسفانه وقتی جایی برای حضور آن دسته از آثار وجود ندارد، مجسمه سازها به دو دسته تقسیم می شوند. یک عده فکر می کنند که رس شان انجام کاری است که بخواهد در شهر نصب شود و عده ای دیگر هم گمان می کنند که کارشان خشنود نگه داشتن گالری دارها است.البته اگر روندی که شما انتخاب میکنید، ناشی از یک انتخاب آگاهانه باشد، خیلی هم قابل احترام است، نه آن که به اجبار در مسیری قرار بگیرید.هنر معاصر یک سری خصوصیات دیگر هم از جمله بینارشته ای بودن و تداخل هنرها در همدیگر دارد که در ایران هم کم کم دارند راه های خودشان را باز می کنند. جای کارهای چیدمان را در این نمایشگاه خالی ست گرچه رویکردهای جدید ابتدا در دوسالانه ها معرفی و به نمایش گذاشته میشوند. یکی از مهمترین ویژگی هنرهای معاصر، تکثرگرایی و وابسته نبودن به مدیای شان است. برای ارائه آثار تجربه گرا و مستقل هم باید محلی فراهم شود .محمدرضا یزدی: در ایران فعالیت های بینارشته ای و تجربه­گرا کمتر اتفاق می افتد. در یک سری از فعالیت ها و مدیوم ها هنوز هنرمندان مولف کمی وجود دارند، چون بعضی از گرایش های هنر معاصر در ایران بسیار جوان هستند. ی که ویدئو و چیدمان و یا پرفورمنس کار می کند، به دلیل ماهیت اثر، معمولاً با فروش یا حمایت مالی چندانی مواجه نمی شود. اکثر این نمایشگاه ها فقط یک بار یا هرازگاهی اتفاق می افتند و بازخوردشان طوری نیست که هنرمند رغبت کند دوباره چنین نمایشگاهی را برگزار کند. البته همانطور که عرض معدود آرتیست هایی متمرکز بر سایر رسانه های هنرمعاصر غیر از نقاشی و مجسمه وجود دارند که در این نمایشگاه جایشان خالیست.مرتضی پور رستمی - فرناز محمدی - نگار نادری پور - محمدرضا یزدی - نشست رویکردهاآقای پورحسینی نظر شما در خصوص بخش نقاشی نمایشگاه چیست و آثار این بخش را چقدر همسو با جریان هنر معاصر می بینید؟مرتضی پورحسینی: متاسفانه در حوزه نقاشی هیچ گرایش و رویکرد این چنینی وجود ندارد. کلاً در فضای معاصر ایران هیچ روند مشترکی وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد هم سلیقه ای است. مثلاً ی که حراج برگزار می کند، سلیقه ای انتخاب می شوند و بعضی از گالری دارها با آن ارتباطی ندارند. این طوری هیچوقت میان کارها اشتراک ایجاد نمی شود. فکر می کنم که همه آرتیست ها خودشان می توانند آرتیست های بهتر و فعال تر را تشخیص بدهند اما ارتباط آن با آدم ها و آرتیست های دیگر را منتقل تشخیص می دهد. منتقد تشخیص می دهد که ارتباط ایجاد شده را به عنوان یک روند می توان در نظر گرفت یا نه؟ علاقه شخصی من باعث شده که در حوزه نقاشی باشم و همیشه امیدوارم که با یک دیدگاه نو بتوانم در جامعه هنری کشورم به جایگاهی برسم. هنرمندان زیادی را دیده ام که در حوزه نقاشی فکرهای خوبی دارند اما فکرهای آن ها گذرا است و به همین خاطر چند وقت بعد کارشان افت می کند. پیدا این آرتیست ها و ریشه ی علت افت شان کار منتقد است.عنوان "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" که شما روی نمایشگاه تان گذاشته اید ممکن است با نقدهای مختلفی مواجه شود. دو واژه هنر و معاصر واژه های بزرگی هستند و مدیوم هایی که شما برای این نمایشگاه انتخاب کرده اید، فقط بخشی از مدیوم های هنر هستند. از طرفی روی این که آثار هنرمندان این نمایشگاه هم حتماً معاصر است یا نه، بحث وجود دارد. این عنوان را بر چه اساسی برای نمایشگاه انتخاب کردید؟فرناز محمدی:عنوان این نمایشگاه می توانست یک مقدار کوتاه تر هم باشد که من به دلایلی این کار را ن . در مورد عنوان نمایشگاه جلساتی برگزار شد و در نتیجه بر اساس تحقیقاتی که انجام دادیم، چنین عنوانی را برای آن انتخاب کردیم. عنوان "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" عنوانی چالش برانگیز است و ایجاد شدن این چالش ها به نمایشگاه کمک می کند. برای انتخاب عنوان نمایشگاه، اتفاقی که در نمایشگاه می افتد، رزومه هنرمندان، محل برگزاری نمایشگاه و رویکردی که کیوریتور دارد حائز اهمیت است و همه این ها را می توان دخ داد و یک عنوان خوب برای نمایشگاه انتخاب کرد که محل توجه باشد. من مخصوصاً خواستم جسارتی در انتخاب عنوان نمایشگاه داشته باشم که مباحث و جنجال های هنری را بیشتر کند که به آن چه می خواستم رسیدم. هنرمندان با ارزشی را به این نمایشگاه حضور دارند که این نام درخور آنهاست. برای انتخاب اسم نمایشگاه خیلی فکر و دقت و الآن هم به این اسم اعتقاد دارم و حتماً در نمایشگاه های بعدی به اسم های بزرگتری فکر خواهم کرد.مرتضی پور رستمی - فرناز محمدی - نگار نادری پور - محمدرضا یزدی - نشست رویکردهانظر شما هنرمندان نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" در خصوص عنوان آن چیست؟مرتضی پورحسینی: استفاده از عبارت هنر معاصر، ده ای است که می شود به عنوان نمایشگاه گرفت. وقتی عنوان هنر معاصر در اسم نمایشگاه به چشم می خورد، نمایشگاه وارد زیر مجموعه هنر معاصر می شود که دنیای بزرگی دارد. میدانیم برای نتیجه بهتر تحقیق و پژوهش تجزیه و تحلیل در یک محدوده مشخص ضروری ست. ما اگر عنوان این نمایشگاه را به جای هنر معاصر به هنرهای نقاشی و مجسمه در سال های اخیر محدود می کردیم، شاید نتیجه بهتری می توانست داشته باشد. من خیلی صحبت ها راجع به این نمایشگاه شنیده ام ولی به هر حال این نمایشگاه کیوریتور دارد و فکر می کنم که 50 درصد این تصمیم گیری ها به کیوریتو بر می گردد.نگار نادری پور: معاصر بودن مفهومی است که از جغرافیا، زمان و مکان ج ندارد. معاصریت برای من ایرانی، متاثر از تمام شرایط و اتفاقاتی است که به دلیل بودن در این زمان و این نقطه از جهان و تمام گذشته و تاریخی که به آن متصلیم، به ما تحمیل شده است . موضع و مواجهه من است.نمایشگاه "رویکردها و گرایش ها در هنر معاصر ایران" گزینشی از سوی یک کیوریتور بوده و سلیقه کیوریتور در آن دخیل است و همانطور که خود خانم محمدی هم اشاره د، هنرمندان دیگری نیز می توانستند در این نمایشگاه حضور داشته باشند.من این عنوان جسورانه وچالش برانگیز را میپسندم .به نظرم این عنوان روشن میکند که چقدر جای کار پژوهشی در هنر معاصر ایران خالی است. طرح و پرسش این مسأله، اولین و بزرگترین گام است. پاسخ به این پرسش برآیند و مجموعه ای از تمامی فعالیتهای هنری و پژوهشی خواهد بود. به نظرم طرح این مسأله درست بودهمحمدرضا یزدی، مساله اصلی عنوان نیست چرا که این عنوان صرفاً یک صورت مسأله را طرح کرده، آنچه که می­بایست مورد تأمل قرار بگیرد تناسب وجی نمایشگاه با چنین عنوانی است. جمع بندی تاریخ و روند در حال وقوع هنر ایران دغدغه من و بسیاری از هم نسلان من است . محدود وجی نمایشگاه تنها به دو گرایش مجسمه و نقاشی یکی از همین نکات است. یا این که عده ای از گالری ها اجازه حضور هنرمندان شان را در چنین نمایشگاه های گروهی نمی دهند مسائلی است که باید واکاوی شود و جواب ها و فرضیه های متنوعی که بوجود می آید نتیجه طرح چنین صورت مساله ای است. ازین لحاظ عنوان هوشمندانه ایست چون همانطور که اشاره این نمایشگاه قصدش یک رفتار پژوهشی درفضای تجسمی کشور است. امیدوارم که این نمایشگاه با همین عنوان در سال های بعد و با قدرت مضاعف به کار خودش ادامه بدهد.مرتضی پورحسینی: من هم امیدوارم این نمایشگاه ادامه پیدا کند که احتماً همینطور هم خواهد شد چون خانم محمدی همیشه کارهایی که انجام داده را پیگیری می کند. صحبت من در مورد محدود عنوان نمایشگاه برای این است که می خواست این نمایشگاه یک نمایشگاه پژوهشی باشد و تکلیفش را مشخص کند. خیلی وقت ها این عنوان را از دید آدمی می بینم که در بطن این ماجرا نیست و دارد کاتالوگ نمایشگاه را می خواند و با این عنوان مواجه می شود. ما این بخش از جامعه را نباید ندید بگیریم. خیلی از بچه هایی که تازه دارند با هنر آشنا می شوند فقط به همین کاتالوگ ها توجه می کنند و چیزی غیر از آن به دست شان نمی رسد. به هر حال باید در نمایشگاه های بعدی به آن ها هم فکر کرد.فکر می کنید که نگاه مطبوعات و رسانه ها و نقدهایی که توسط منتقدین به نمایشگاه ها وارد می شود چقدر می تواند تأثیرگذار باشد؟ نگار نادری پور: یک کیوریتور با تمام مشکلاتی که وجود دارد، تلاش می کند که یک نمایشگاه گروهی با حضور 40 هنرمند برگزار کند و گام بلندی را در زمینه هنر معاصر بردارد. آن چه که این گام بلند را تکمیل می کند، نقد و مباحث نظری و صحبت در مورد نمایشگاه است. چیزی که عملاً در ایران اتفاق نمی افتد. شما هیچوقت نمی توایند در مورد یک نمایشگاه نظر درستی داشته باشید، مگر آن که به حد کافی در موردش نقد خوانده باشید. خانم محمدی و هنرمندان این نمایشگاه تلاش خودشان را کرده اند و الآن آثار دوستان روی دیوار قرار گرفته ، در این وضعیت باید یک عده پیدا شوند که وضعیت کیفی برگزاری این نمایشگاه را در مقایسه با نمونه های داخلی و خارجی، وضعیت آثار هنرمندان، جنس کارها (تجربه گرا بودن یا نبودن) و... بررسی کنند. الآن وضعیت نقد آثار تجسمی از ساخت هنری عقبتر است. تا زمانی که نقد در کنار کارها نباشد، شناخت جنبه های متفاوت آثار هنری ممکن نخواهد بود.محمدرضا یزدی: طبق روال طبیعی منتقدین باید راجع به چنین نمایشگاه هایی بیشتر بنویسند و به عقیده من نیز کمبود فعالیت های حرفه ای در زمینه نقد اثر کاملا حس میشود. کار گالری­ها وماً به نمایش آثار خلاصه شده و از طرف منتقدین مستقل به ندرت مطلب درخور توجهی دیده می­شود، در حالیکه نقد حرفه­ای به نظر من بخش مهمی از فرایند تولید و استمرار هنر است. این وظیفه بسیار خطیریست که در هنر ایران با چالش جدی روبروست. نقد حرفه ای سویه زایای هنر را از قسمت­های زاید یا کم اهمیت­تر تفکیک می­کند و پیش روی جامعه و هنرمند قرار می­دهد. من از دید شخصی خود می توانم نظرم را راجع به نمایشگاه بگویم، اما حقیقت این است که افرادی خارج از این جریان باید بیایند و این نمایشگاه را نقد کنند. منتقد کارش مطالعه، واکاوی و نوشتن است در مقابل هنرمند که فعالیت هنری خود را انجام می­دهد. این دو فعالیت در شکل صحیح خود کاملا تفکیک شده­ و مجزا هستند. در حالی که یکی از چالش های امروز هنر ما تداخل این دو مقوله است. منتقدکار هنری می کند و هنرمندان کار نقد نیز انجام می­ دهند .مرتضی پور رستمی - فرناز محمدی - نگار نادری پور - محمدرضا یزدی - نشست رویکردهادر حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟محمدرضا یزدی: من در حال ساخت مجموعه مجسمه های جدیدم هستم که این نمایشگاه در چند ماه آینده در گالری دستان برگزار می شود. همچنین در هیئت مدیره انجمن مجسمه سازان هم فعالیت می­کنم که به نوبه خود مسئولیت پراهمیتی ست. علاوه بر این به طور مقطعی با تهران و سایر نهاد های فرهنگی همکاری دارم. اما همانطور که انتظار می­رود ترجیح می­دهم بیشتر زمان خود را به کار و تجربه و مطالعه در استودیوی خود بگذرانم.مرتضی پورحسینی: من هم یک نمایشگاه انفرادی ب ا خواهم کرد که زمان برگزاری آن فعلاً مشخص نیست. در حال حاضر روی دو مجموعه نقاشی کار می کنم که امیدوارم اتفاق خوبی برای شان بیفتد.نگار نادری پور: من فعلا بیشتر مشغول کارهای انجمن هستم. امسال سال مجسمه است. الآن نمایشگاه آقای تناولی ب است و بلافاصله پس از آن دوسالانه مجسمه سازی برگزار می شود. همچنین همزمان با دوسالانه مجسمه سازی دهمین سال "مجسمه های کوچک" را هم جشن می گیریم.همینطوراز آثاری که نتوانستند به دوسالانه راه پیدا کنند هم نمایشی برگزار خواهیم کرد. اما خودم هم در زمانهای کوتاه باقی مانده روی یک مجموعه جدید کار می کنم که خیلی برایم چالش برانگیز است. از چند وقت پیش داشتم روی مجسمه هایی با محوریت ن در جنگ کار می اما بعد از ماجرای حمله به کوبانی ومشارکت خانمها در جنگ، معنای زن در جنگ برایم تغییر کرد.مدتی ست دوباره روی همین موضوع متمرکزم و امیدوارم بتوانم به زودی این مجموعه جدید را نمایش دهم.
سید عباس حسینی نیک مدیر مسئول انتشارات حقوقی مجد و بازرس قانونی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، مکان برگزاری را یکی از مهمترین موضوعات نمایشگاه کتاب عنوان کرد و گفت: نمایشگاه کتاب با توجه به تعداد زیاد مخاطبان عرصه کتاب که شامل مراجعه کنندگان از شهر تهران و شهرستان ها می شود، باید در مکانی برگزار شود که علاوه بردارا بودن وسعت مناسب برای استقرار ناشران و عوامل فرهنگی برگزار کننده، مخاطبان نیز به راحتی بتوانند به این مکان بیایند.حسینی نیک با تأکید دوباره بر دو پارامتر مهم نمایشگاه کتاب یعنی «وسعت نمایشگاه برای جادادن ناشران» و «ترافیک آمد و شد نمایشگاه» بر برگزاری خوب این نمایشگاه در سال های 1384 و 85 اشاره کرد و ادامه داد: زمانی که به تاریخ برگزاری نمایشگاه نگاه می کنیم می بینیم نمایشگاه های بسیار خوبی را تا سال ۸۴ داشته ایم. تا این سال نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران در خیابان سئول یا همان منطقه ولنجک برگزار می شد که محیطی کاملا استاندارد و مناسب داشت.او توضیح داد: در اوایل برگزاری نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران مشکل ترافیک وجود نداشت و کم کم بر میزان این ترافیک افزوده شد. در سال ۸۴ یعنی آ ین دوره برگزاری آن در ت هشتم، تد ر ترافیکی شیده شد و خیابان صدا و سیما باز شد، همچنین ساعت نمایشگاه یک مقدار با تأخیر و ساعت ۱۰ صبح شروع می شد؛ یعنی ساعتی که با اوج ترافیک تهران مصادف نبود و به این ترتیب مسئله ترافیک حل شد. در ت نهم، به جز سال اول، این نمایشگاه را در مصلی برگزار د؛ محلی که فضای آن در آن زمان برای نمایشگاه کتاب آماده نبود هرچند شاید امروز برای میزبانی نمایشگاه کتاب آماده باشد. در آن زمان با اینکه در مصلی وضعیت خوبی وجود نداشت ولی ناشران و وزارت ارشاد با یکدیگر همکاری د و نمایشگاه های کتاب چندین سال در این مکان برگزار شد تا اینکه سال گذشته در ت جدید پیشنهاد شد که این نمایشگاه به شهر آفتاب منتقل شود.شرایط شهر آفتاب بی احترامی نسبت به ناشران و مراجعه کنندگان استاین ناشر در مورد مشکلات مجموعه شهر آفتاب گفت: برگزاری نمایشگاه در شهر آفتاب مشکلات خاص خود را داشت. محیط این نمایشگاه برای برگزاری نمایشگاه کتاب آماده نبود و همین طور مشکلات ترافیکی نیز موجود بود. ولی همکاری ناشران و وزارت ارشاد و البته شهرداری (که البته انگیزه های متفاوتی در آن زمان داشت) باعث شد که این نمایشگاه در سال اول نسبتاً مناسب برگزار شود. اگر چه بسیاری از سازه ها موقتی بود و امکانات آنجا یعنی امکانات زیرساختی از قبیل مخابرات، اینترنت، پست برق، همه موقتی و بسیار پرهزینه بود، اما به هر حال نمایشگاه برگزار شد. انتظار این بود که سال بعد که مصادف است با اردیبهشت سال ۹۶ اقداماتی برای بهبود شرایط در این مجموعه صورت گرفته باشد؛ ولی متاسفانه در برخی از سالن های این نمایشگاه شرایط بدتر از سال پیش بود و حتی امکانات موقتی که سال پیش ایجاد شده بود، وجود نداشت.وی با ابراز تاسف از مشکلات سی امین نمایشگاه کتاب گفت: این وضعیت در شان کتاب و در شان کتابخانه ها نیست؛ در شان وزارت ارشاد و ناشران نیست! قشر فرهنگی نباید اینچنین مورد بی احترامی واقع شود. این شرایط نسبت به ناشران و مراجعه کنندگان بی احترامی است! برگزاری نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب هیچ مزیتی در بر نداشتاو با یادآوری آبگرفتگی سالن ها به علت بارندگی و اتصالات برقی در بخش کودک که امکان برق گرفتگی برای ک ن را ایجاد کرده بود، گفت: نباید در سالنی که حتی کل گیاه را هم نمی توان در آن نگه داشت و در این دمای بالا، آلودگی، گرد و خاک سالن کودک و ایجاد شود؛ هم از جهت رعایت احترام به این قشر و هم از جهت رعایت ایمنی.وی با بیان اینکه برگزاری نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب هیچ مزیتی در بر نداشته است گفت: در مجموعه شهرآفتاب مسئله ترافیک را حل نکرده ایم. از پل شهید کاظمی و اتوبان آزادگان تا عوارضی قم ترافیک به وجود می آید. نمی توان گفت که این ترافیک برای جنوب شهر خوب است و برای شمال شهر بد! هیچ منطقی بر این مسئله حاکم نیست.اگر تنها ایراد محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران ترافیک باشد، در شهر آفتاب دو اشکال و ایراد هست: در این مجموعه نه فضای استاندارد و بین المللی وجود دارد و نه مسئله ترافیک حل شده است. حسینی نیک تاکید کرد: فعلا و در این وضعیت دلیلی برای برگزاری نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب وجود ندارد. چنانچه از جهت امکانات وضعیت شهر آفتاب تغییر یابد و چند سالن که علاوه بر سالن های سه قلوی موجود قرار است بر اساس طرح اولیه در این مکان بسازند، آماده شود و همچنین مسیر رفت و آمد هم به سمت اتوبان آزادگان، با ایجاد اتوبان دیگری که دسترسی به اتوبان ساوه را ایجاد می کند، تسهیل شود، می توانیم امیدوار باشیم به اینکه دو مزیت مهم را ایجاد کرده ایم و می توان در آینده نمایشگاه را آنجا برگزار کرد. اما امسال چنانچه شهر آفتاب به وضع گذشته باشد، به طور حتم مسئولان امر بایستی بازنگری کنند.او ادامه داد: همه این مشکلات دست به دست هم داده تا امسال خوشبختانه فرهنگ و ارشاد ی این اولتیماتوم را به شهرداری بدهد. من نیز قبلا اعلام کرده ام که با این شرایط سال آینده ما ناشران در نمایشگاه کتاب شرکت نخواهیم کرد.دو گزینه جایگزین: محل دائمی نمایشگاه های بین المللی و مصلیمدیر انتشارات حقوقی مجد در مورد مکان جایگزین مجموعه شهر آفتاب برای برگزاری نمایشگاه کتاب در سال آتی گفت: فکر می کنم برای این موضوع دو گزینه بیشتر نخواهیم داشت؛ یکی محل دائمی نمایشگاه های بین المللی ایران است و دیگری مصلی. هر دوی این مکان ها مزایا و معایبی دارند. محل دائمی نمایشگاه های کشور از جهت سالن ها و امکانات موجود و همینطور میزان فضایی که آنجاست به نظر من مکان کاملا استاندارد است. حسینی نیک با بیان اینکه نمایشگاه کتاب موضوعی ملی است، در مورد برگزاری نمایشگاه نفت و گاز در آن ایام گفت: به دلیل خارج شدن ناشران از این نمایشگاه و برگزاری نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب این زمان را به نمایشگاه های دیگر اختصاص داده اند. می توان زمان برگزاری نمایشگاه نفت و گاز را جا به جا کرد و یا این نمایشگاه را به شهر آفتاب منتقل نمود، زیرا بازدیدکننده آن کمتر است. مسلما وزارت نفت نیز بایستی در این مورد همکاری نمایند.خیابان صدا و سیما «شاه کلید» حل و رفع ترافیک منطقهاو مهمترین مسئله برگزاری نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی ایران را ترافیک عنوان کرد و گفت: جهت رفع ترافیک این منطقه به هر حال بایستی خیابان صدا و سیما باز شود؛ زیرا این محل خیابانی عمومی است و شهرداری تهران و شورای شهر باید به این امر مهم توجه نمایند. غیر از موضوع نمایشگاه، مسئله ترافیک در منطقه ولنجک و در اتوبان چمران به طور روزانه گریبانگیر منطقه است و آن خیابان «شاه کلید» حل و رفع ترافیک منطقه ولنجک محسوب می شود. به نظر من شورای شهر و شهرداری تهران می توانند با همکاری صدا و سیما این خیابان را که محل عبور عمومی است و الان بسته شده است باز کنند. وسیع تر شدن آن نیز زحمت زیادی ندارد، زیرا حوالی این خیابان هیچ ملک خصوصی نیست؛ یک طرف آن موسسه نمایشگاه ها و ورزشگاه انقلاب و طرف دیگر صدا و سیما قرار دارد که نهادهایی تی هستند و با دستور مقامات عالی می توانند عقب نشینی صورت دهند. ایجاد بلوار و خیایانی مناسب و حل مشکل ترافیک برای خود این مجموعه ها نیز خوب خواهد شد. با باز شدن این خیابان و همینطور تامین پارکینگ در ضلع جنوبی خیابان سئول، بسیاری مسائل حل می شود. مخاطب باید قدم های کمتری بر دارد و کتاب های بیشتری ببیندوی بزرگی نمایشگاه کتاب را یکی از مشکلات اساسی این نمایشگاه عنوان کرد و توضیح داد: اینکه ما دائما ناشران زیادتری را وارد نمایشگاه کنیم، متراژ بیشتری را به آنها بدهیم، نهادهای دیگری را با عنوان فرهنگ سازی و یا مسائل دیگر وارد نمایشگاه کنیم یا فضاهای فوق برنامه را در نمایشگاه زیاد کنیم باعث کم شدن کارکرد نمایشگاه می شود. به نظر من به طور کلی نمایشگاه بایستی محدودتر و با وسعت کمتری برگزار شود.او وسعت نمایشگاه را باعث خسته شدن بازدید کننده دانست و گفت: بسیاری از اقداماتی که در نمایشگاه صورت می گیرد بازدهی کمی برای بازدیدکنندگان دارد. مخاطب بایستی قدم های کمتری بر دارد و کتاب های بیشتری ببیند. نباید فکر کنیم که وسعت این نمایشگاه از افتخارات ماست. بسیاری از ناشران با رزومه های کاغذی برای دریافت وسعت بیشتری از غرفه ها مراجعه می کنند ولی در زمان برگزاری نمایشگاه می بینیم که در غرفه بزرگ آنان حجم کمی از کتاب وجود دارد. کتاب های تکراری مثل انواع دیوان حافظ، دیوان سعدی، قرآن و غیره را می توان یکجا جمع کرد و اگر ی به دنبال کتاب های عمومی بود می تواند به آن مکان مراجعه نماید. به نظر من مهمترین را ار این است که در آینده به کم شدن حجم نمایشگاه و به افزایش کیفیت آن بکوشیم.حسینی نیک تاکید کرد: محل نمایشگاه های دائمی از جهت ساختاری، مدیریت و سالن ها، مکان و موقعیت کاملا استاندارد است و در حد آبروی ایران و در شان ملت ایران قرار دارد. به نظر من شاید هنوز بهترین گزینه همانجا باشد البته با کم وسعت نمایشگاه و حل مسائل ترافیکی آن.مصلی از جهت موقعیت و مسائل ترافیکی بهتر از محل دائمی نمایشگاه هاستوی افزود: گزینه دوممجتمع فرهنگی (مصلی) است. مصلی مجتمعی فرهنگی است. اینجا فقط محلی برای برگزاری نیست بلکه از ظاهر، تابلوها و تد ری که شیده شده است مشخص است که مصلی جایی برای همایش های و فعالیت های فرهنگی هم است. مصلی از جهت موقعیت و مسائل ترافیکی بهتر از محل دائمی نمایشگاه هاست به این دلیل که بین چهار خیابان قرار گرفته و دو ایستگاه مترو دارد. از طرف دیگر وضعیت امروز این مکان با هشت سال پیش که نمایشگاه کتاب را آنجا برگزار می کردیم فرق دارد. در آن زمان هنوز لودرها در حال جابجایی خاک بودند ولی الان بسیاری از این رواق ها ساخته شده است. از جهت وسعت، با وجود ساخت و سازهای موجود، این قابلیت در مصلی وجود دارد که نمایشگاه کتاب را میزبانی کند. مجتمع فرهنگی محلی برای برگزاری نمایشگاه کتاب و مطبوعات و دیگر نمایشگاه های فرهنگی است و درست نیست که آنجا نمایشگاه هایی مانند لباس یا مصالح ساختمانی برگزار شود.او ادامه داد: هرچند در ساخت مصلی استانداردهای نمایشگاهی برای مقابله با خطر در زمان هایی مثل آتش سوزی و غیره مد نظر قرار نگرفته است، ولی اگر واقعاً مسئله ترافیک در محل نمایشگاه دائمی در حال حاضر قابل حل نیست و شورای تامین استان صلاح نمی داند که نمایشگاه سال آینده آنجا برگزار شود، به نظر من مصلی با تعامل خوبی که با مدیریت آن می توان برقرار کرد، بهترین جا برای برگزاری نمایشگاه کتاب است.حسینی نیک افزود: اساساً ت و شهرداری بایستی به فکر رفع مشکلات نمایشگاه دائمی کشور و شهر آفتاب باشند تا در آینده از محلی مانند مصلی که در حقیقت محل نمایشگاهی نیست و تد ر امنیتی برای آن شه نشده است، به عنوان نمایشگاه استفاده نشود.هم ناشر و هم نظام باید شان مخاطبان خود را رعایت کنندمدیر انتشارات مجد ضمن تاکید بر اینکه در صورت تدام شرایط فعلی در شهر آفتاب وی و برخی دیگر از ناشران در نمایشگاه کتاب سال آتی شرکت نخواهند کرد، توضیح داد: شرایطی که سال گذشته وجود داشت در شان ناشر نیست. برای مثال در دوره گذشته بسیاری از قضات، وکلا، مسئولین و مقامات مختلف قضایی و دادگستری جهت بازدید از غرفه انتشارات ما که در حوزه تخصصی کتاب های حقوق کار می کند به نمایشگاه آمدند. همه این انتقاد را داشتند که اینجا محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه نیست. ما هم باید در حد توان خود شان مخاطبان را رعایت کنیم.بازرس قانونی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به اتفاقاتی که در غرفه ناشران خارجی در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب رخ داد، مانند آب گرفتگی و غیره گفت: با توجه به اطلاعاتی که در خصوص نمایشگاه های منطقه داریم حقیقتاً در شان نیست که چنین نمایشگاهی در این مکان برگزار شود. در حال حاضر در شارجه امارات و حتی در عمان و دیگر کشورهای منطقه نمایشگاه های بسیار خوبی برگزار می شود. این کشورها از موقعیتی که امروز در خاورمیانه وجود دارد، در جهت پیشبرد اه فرهنگی خود بهترین استفاده را می برند. حیف است که مسئولان ما به این موضوع توجه نمی کنند. به نظر من اهمیت موفقیت های حوزه فرهنگ کمتر از اهمیت موفقیت های حوزه سیاست و حوزه نظامی نیست. وم اجرایی آیین نامه نمایشگاهاو در مورد اعتراض ناشران به کوچک تر شدن غرفه آنان در صورت اجرایی شدن پیشنهاد خود توضیح داد: ممکن است که برخی از ناشران به طراحی غرفه خود معترض باشند ولی خود آنها نیز می دانند که به صلاحشان نیست نمایشگاهی با این وسعت برگزار شود. بایستی همه ناشران کمک کنند تا نمایشگاه به نحو مطلوب تری برگزار شود. برای مثال وقتی که مخاطبان به نمایشگاه می آیند مجبورند چند کیلومتر راه بروند تا به ناشر مورد نظر خود برسند. این خستگی باعث خواهد شد تا مخاطب به غرفه های دیگر نمایشگاه سر نزند. ضمن اینکه ممکن است برای یک موسسه جهت حفظ پرستیژ خود اهمیت داشته باشد که فضای بزرگتری در اختیار بگیرد اما عملا کتاب های آنان در این شرایط دیده نمی شود. حسینی نیک ادامه داد: به نظر من در برگزاری نمایشگاه بایستی تد ر ویژه تری شید و تصمیمات جدیدتری گرفت. وضعیت اطلاع رسانی در نمایشگاه اصلا خوب نیست در حالی که می توان در فضای اینترنتی اطلاعات را در اختیار مردم گذاشت، از نرم افزارهای اطلاع رسانی منطقه ای استفاده کرده و با بلوتوث اطلاعات نمایشگاه را به افراد منتقل نمود.وی تاکید کرد: برای حل این مشکل اگر همین قانون موجود و آئین نامه اجرایی شود کافی است و من نمی گویم که آیین نامه جدیدی تدوین شود. حسینی نیک توضیح داد: این آیین نامه می گوید که با چه تعداد کتاب چند متر غرفه در اختیار شما قرار خواهد گرفت. مثلاً امسال ۱ هزار و ۲۰۰ متر از بخش ی که ناشران پزشکی بودند جدا شد ولی بخش ی باز همین اندازه توسعه پیدا کرد. این بخش کوچک نشد بلکه به اشخاص دیگر و نهادهای فرهنگی و ی که معمولاً تی و نیمه تی ها هستند، واگذار شد. اگر قانون به درستی اعمال شود نمایشگاه به همان شکلی که من پیشنهاد دادم خواهد بود و اعتراضی هم صورت نخواهد گرفت. اگر همه این موارد را رعایت کنیم راندمان کار بسیار بالاتر خواهد رفت.بازرس اتحادیه ناشران با تاکید بر وم ایجاد واحد ارزشی ، واحد ارزی میزان فعالیت های ناشران، و دبیرخانه دائمی گفت: این واحد ها به خصوص در صنف و اتحادیه و تشکل ها و همینطور بخش های مختلف باید وجود داشته باشد تا فقط به اسناد و مدارک ارائه شده برای گرفتن غرفه استناد نشود. بایستی ببینند واقعاً در عمل ناشر چند کتاب به چاپ رسانیده است؟ او با یادآوری ناشرانی که در یک طرف سالن کانترهایی برای ثبت نام آموزشی قرار میدهند گفت: این کار کاملا خلاف قانون و خلاف آیین نامه نمایشگاه است. زیرا این ناشران یارانه مختصر کتاب را به کلاس های آموزش منتقل می کنند. اما اگر همین ناشران فضایی متناسب با کتاب های خود در اختیار داشته باشند مجال و مکانی برای خلاف نخواهند داشت.وی ادامه داد: این بازرسان باید بررسی کنند که ناشران واقعا در ماه چه میزان فعالیت واقعی و کتاب برای عرضه دارند تا به همان میزان به آن ها غرفه داده شود. این کار هم نمایشگاه را کوچکتر می کند و هم راندمان کار را بالا می برد و هم از سوء استفاده هایی که صورت می گیرد، مانند ثبت نام برای کلاس های آموزشی، جلوگیری می شود.کارکرد نمایشگاه های فرانکفورت و تهران متفاوت استحسینی نیک با تاکید بر اینکه نمایشگاه کتاب فرانکفورت قابل مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران نیست، گفت: در نمایشگاه کتاب فرانکفورت کتاب به طور قانونی به فروش نمی رسد. هر چند ممکن است در برخی از غرفه ها، از جمله غرفه ایران، برخی از ناشران کتاب های خود را به فروش برسانند یا در برخی از بخش ها مثل نشنالیتی این اتفاق بیفتد، اما در بخش ناشران تخصصی کتاب فروخته نمی شود. در فرانکفورت حقوق کتاب ها یا رایت کتاب ها معامله می شود و توافقاتی در این زمینه صورت می گیرد. اساساً انی که نمایشگاه کتاب فرانکفورت را با نمایشگاه کتاب تهران مقایسه می کنند کاملاً در اشتباه هستند، زیرا کارکرد این دو کاملاً متفاوت است. حتی بازدیدکنندگان این نمایشگاه باید مبلغی را جهت حضور در آن پرداخت کنند که بین ۲۰ تا ۷۰یورو است. ما یک نمایشگاه عمومی داریم و همه از آن استفاده می کنند و کتاب می ند؛ در واقع ما یک فروشگاه بزرگ کتاب داریم. البته به نظر من این مسئله اشتباه نیست؛ زیرا مسلما لازم نیست که نمایشگاه ما شبیه به نمایشگاه کتاب فرانکفورت باشد. در خیلی از نمایشگاه های کتاب دنیا مانند نمایشگاه تهران کتاب می فروشند.این ناشر ادامه داد: اگر فکر می کنید لازم است مکانی برای فروش حقوق و نمایش کتاب باشد می توان نمایشگاه دیگری را در ماه دیگری از سال برگزار کرد.وی نمایشگاه کتاب تهران را سرمایه ای ملی توصیف کرد و افزود: متاسفم که هم صنف، هم وزارت ارشاد و هم نهادهای دیگر به اهمیت این سرمایه ملی توجه نمی کنند. در حالی که در آلمان نمایشگاه فرانکفورت فرصتی است برای این که کتاب را به ک ن و در جمع خانواده ها وارد کنند. در دو روز آ به ویژه روز یکشنبه که این نمایشگاه ح عمومی می یابد، نوجوانان را تشویق می کنند تا با لباس های ویژه و متفاوت در این نمایشگاه حضور یابند، مسابقه برگزار می شود و به عجیب ترین ظاهر و کتاب جایزه تعلق می گیرد. به این طریق نوجوانان و جوانان را مجاب می کنند که در نمایشگاه حضور یابند تا با کتاب آشنا شوند. ما نیز می توانیم از این تجربیات استفاده نماییم.او در مورد میزان موفقیت ایران در نمایشگاه فرانکفورت توضیح داد: می توان گفت در چند سال گذشته حضور ما و وضعیت ما در نمایشگاه فرانکفورت بهتر شده است. من به موسسه نمایشگاه ها پیشنهاد دادم با توجه به فعالیت های تخصصی نشر که در حال حاضر در کشور شاهد آن هستیم و با توجه به روابط بین المللی که ناشران ما با ناشران بزرگ دنیا دارند، بخش حرفه ای نشر را به سالن های تخصصی منتقل کنیم و از بخش ملیت ها و نشر عمومی خارج شویم. البته غرفه می تواند همچنان در این مکان باقی بماند به امور تبلیغی و مسائل ملی و فرهنگی بپردازد؛ اما بخش تخصصی می تواند با کمک ت و اجاره محل برای ناشران منتقل شود. معمولاً ت ها در این زمینه کمک می کنند و یارانه ای به ناشران تعلق می گیرد تا یک جا جمع شوند. همچنین در بخش غرفه به طور کلی بایستی تجدید نظری در محتوای ارائه شده در نمایشگاه صورت بگیرد. ما باید ببینیم در چه بخش هایی دارای مزیت هستیم. او با بیان اینکه مسلما مزیت های فرهنگی در حوزه شیمی، فیزیک و پزشکی نیست، گفت: ایران سرآمد ادبیات فارسی است و شاید تعداد انی که فارسی صحبت می کنند از تعداد جمعیت مردم ایران بیشتر باشد اما ما خاستگاه و زادگاه زبان فارسی هستیم. یکی از این مزیت های مهم ما همین زبان و ادبیات فارسی است که قابل کپی و ساخت در چین نیست. او فکر و حقوق شیعه، هنر ایرانی، آثار باستانی و دفاع مقدس را از دیگر مزیت های ایران برشمرد که می توان در این زمینه ها کتاب و آثار متعددی را عرضه کرد. ارشاد به اولتیمانوم خود پایبند می مانداو در مورد پایبندی فرهنگ و ارشاد ی به اولتیماتومی که در خصوص انتقال نمایشگاه کتاب داده است گفت: به نظر من آقای صالحی همانطور که خیلی با جدیت ناشران را مجاب د که به نمایشگاه شهر آفتاب بروند، در این خصوص نیز با جدیت عمل خواهند کرد. من جدیت ایشان را در دو جلسه ای که در رابطه با موضوع شهرآفتاب خدمت ایشان رسیده بودم، دیده ام و مطمئن هستم اگر شرایط مطلوب آنجا فراهم نباشد وی برای انتقال مکان نمایشگاه اقدام خواهد کرد. او در پایان مجموعه شهر آفتاب را سرمایه ای ملی دانست که زحمات زیادی برایش کشیده شده و ابراز امیدواری کرد با فراهم شدن امکانات، نمایشگاه کتاب در آینده به آن مکان منتقل شود.
نمایشگاه کامپیوت هر ساله از ۳۰ می تا ۳ ژوئن در تایوان برگزار می شود. بسیاری از شرکتهای مطرح جهان از آ ین محصولات عمدتاً سخت افزاری خود در این نمایشگاه رونمایی می کنند. در ادامه برای اطلاع از آ ین اخبار و حواشی نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ (computex 2017) با ما همراه باشید.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آندستگاه های بزرگ و کوچک گیمینگ شرکت گیگابایتگیگابایت در نمایشگاه امسال به معرفی چند محصول محدود اکتفا کرده است که جذاب ترین آنها را می توان aorus x9 نامید که یک لپتاپ gtx دوگانه ۱۰۷۰ قدرتمند با طراحی زیبا بود. این شرکت همچنین از کامپیوترهای شخصی گیمینگ موسوم به بری رونمایی کرد. این کامپیوترها به قدری کوچک بودند که به سادگی در کوله پشتی کاربران جا می شدند و با آنها می توان تجربه بازی های واقعیت مجازی را نیز داشت.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنشرکت corsair با دسکتاپ های مفهومی خود چشم ها را خیره کردکورس ایر را همواره به عنوان یکی از شرکت های مطرح در زمینه طراحی و ساخت کیس های زیبا می شناسیم، اما این بار این شرکت با دسکتاب منحنی و مفهومی slate توانست استاندارد جدیدی در این زمینه به همگان معرفی کند.این دسکتاپ عجیب، همچنین از یک موس وایرلس بهره می برد.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنmsi دنیای لپتاپ های گیمینگ را متحول کردشرکت msi در نمایشگاه امسال، راه خود را در پیش گرفت و با معرفی لپتاپ گیمینگ بزرگ gt75vr توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب کرد. با cpu و gpu قابل اورکلاک و طراحی زیبا احتمالا استقبال خوبی از این محصول جدید msi خواهد شد.تراشه های کوالکام در راه ویندوزلپتاپ های ویندوزی مبتنی بر arm در راه هستند؛ کوالکام و مایکروسافت پلتفرم پرچمدار اسنپدراگون ۸۳۵ را به زودی در لپتاپ های ویندوز ۱۰ بعدی پیاده سازی می کنند.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنamd فرصت خواستسال ۲۰۱۷ تاکنون برای amd، سالی خوب ارزی می شود اما برخلاف کنفرانس خبری کامپیوت ۲۰۱۶ در نمایشگاه سال جاری اخبار هیجان انگیزی از این شرکت نشنیدیم؛ به نظر می رسد حرکت تجاری amd، مستمر و خوب است چرا که شاهد رونمایی از کارت گرافیک های rx vega این شرکت در کامپیوت بودیم.البته اخبار ضد و نقیض زیادی در مورد amd در نمایشگاه امسال وجود داشت؛ مثلا گفته می شد که این شرکت از رونمایی cpu های هشت هسته ای رایزن خود در این نمایشگاه صرف نظر کرده است. اما در عین حال شاهد رونمایی از دسکتاپ تردریپر بزرگ این شرکت نیز در کامپیوت بودیم.در نهایت نیز amd از لپتاپ های ۲ در ۱ و سبک خود که توسط رایزن موبایل پشتیبانی می شدند و بسیار نازک طراحی شده بودند، رونمایی کرد. این لپتاپ ها در مرحله پیش تولید هستند و در اوا سال جاری به بازار عرضه می شوند. با معرفی این لپتاپ ها به نظر می رسد قدرت لپتاپ های مبتنی بر رایزن موبایل از لپتاپ های اینتلی پیشی بگیرد. در آ نیز مسئولین شرکت از همکاری خود در زمینه دسکتاپ با شرکای خود یعنی لنوو،ایسر،دل،hp ایسوس برداشت.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنزوتک باز هم بزرگتر می شودشرکت سازنده کامپیوترهای شخصی کوچک، نسل جدید از این رایانه ها را که تا حدی بزرگتر از سری قبل بودند، با نام mek معرفی کرد. این رایانه ها بلند، نازک بودند و با نگاه به آنها به یاد ربات های یک چشم افتادیم.دل از دسکتاپ های جدید خود رونمایی کردبر خلاف انتظار، دل در نمایشگاه امسال از محصولات جذاب کمی رونمایی کرد. در بین محصولات رونمایی شده می توان به چند کامپیوتر all in one اشاره کرد که همگی از پردازنده های نسل هفت amd استفاده کرده بودند. از دیگر محصولات معرفی شده توسط دل می توان به دسکتاپ گیمینگ اینسپایرون اشاره کرد که از ا ین تراشه رایزن amd در آن استفاده شده است و کاربران می توانند برای کارت گرافیک بین nvidia و amd یکی را انتخاب کنند.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنایسر از مانیتور غول پیکر منحنی خود رونمایی کردهمانطور که پیش بینی میشد، ایسر در این نمایشگاه روزهای آرامی را پشت سر گذاشت.تنها محصول معرفی شده توسط ایسر در این نمایشگاه،صفحه نمایش ۳۵ اینچ منحنی مخصوص بازی بود که از مدت ها قبل اخبارش به بیرون درز کرده بودند.بدون تردید، این مانیتور که predator z35p نام دارد از لحاظ طراحی در کلاس بالایی قرار دارد و کیفیت تصویر ۳۴۴۰*۱۴۴۰ ی آن به همراه کارت گرافیک nvidia g-sync و ۹ بلندگویی که در آن به کاررفته، آن را به یک محصول بی نظیر در بازار تبدیل می کند. نرخ رفرش تصویر این مانیتور در بازی ها در ۱۰۰ هرتز است که انجام بازی ها را برای گیمرها بسیار روان و ساده می کند.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آناینتل از پردازنده های core i9 رونمایی کرداینتل در این نمایشگاه از پردازنده دسکتاپی رونمایی کرد که در آن از ۱۸ پردازنده مختلف کار شده بود و در تراشه های به کار رفته در آن می توان از core i5 تا core i9 دید.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنایسوس و دومین کنفرانس خبری: کوهی از گجت های گیمین سوس در طی هفته جاری دو کنفرانس خبری برگزار کرد که در آ ین آن از لپتاپ بزرگ گیمینگ خود موسوم به rog zephrys رونمایی کرد. این لپتاپ حیرت انگیز ترین لپتاپ بازی بود، که تاکنون دیده بودم.این شرکت همچنین از اولین لپتاپ رایزنی خود رونمایی کرد.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنnvidia از جدیدترین استاندارد لپتاپ های max-q خود رونمایی کردشرکت انویدیا از نمایشگاه کامپیوت برای رونمایی و معرفی جدیدترین استاندارد max-q در لپتاپ ها استفاده کرد که به زودی به عنوان استانداردی واحد برای بسیاری از سازندگان لپتاپ مطرح خواهد بود.این استاندارد، در مورد طراحی و سخت افزار داخلی و همچنین عملکرد باتری است. به طور کلی بعد از این لپتاپ های max-q می بایست ضخامتی کمتر از ۱۸ میلیمتر داشته باشند و وزن آنها نیز کمتر از ۵ پوند یا ۲٫۱ کیلوگرم باشد.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آنکنفرانس خبری اول ایسوس: معرفی سه لپتاپ جدیدایسوس در بخش اول کنفرانس خبری خود از لپتاپ های زن بوک و ویوو بوک خود رونمایی کرد و در ادامه از نازک ترین لپتاپ تبدیل شدنی جهان موسوم به zenbook flip s برداشت. این لپتاپ از صفحه نمایش ۴k بهره می برد و ضخامتی ۱۰٫۹ میلی متری و وزنی ۱٫۱ کیلوگرمی دراد و با پردازنده نسل هفتم اینتل یعنی core i7 و ۱ ترابایت هارد درایو تجهیز شده است. این لپتاپ در حالی پا به بازار رقابتی می گذارد که هم اکنون spectre x360 و dell xps 13 کمی جلوتر از آن قرار دارند.نمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آننمایشگاه کامپیوت ۲۰۱۷ و حواشی آن بروز ترین اخبار دنیای تکنولوژی را در کانال رسمی برسام دنبال کنید.
گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- مهدی بختیاری: نمایشگاه بزرگ هوافضای روسیه با عنوان maks یکی از بزرگترین نمایشگاه های جهان است که در این حوزه، هر دو سال یکبار در شهر «ژوکوفسکی» در حومه مسکو برگزار می شود.ما را در واقع باید وارث نخستین نمایشگاه هوایی روسیه بدانیم که نقطه آغاز آن به سال 1911 برمی گردد.این نمایشگاه دوران جدید خود را 24 سال قبل و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل گیری فدراسیون روسیه در سال 1993 از سر گرفت و اکنون به عنوان یکی از بزرگترین و معتبرترین نمایشگاه های هوافضای جهان در کنار دیگر نمایشگاهها از قبیل لبورژه فرانسه، دوبی و فانبروی انگلیس شناخته می شود که البته به لحاظ وسعت فناوری های پیشرفته ارائه شده در آن، سرآمد دیگر نمایشگاه هاست.حمایت مستقیم رئیس جمهور روسیه از نمایشگاه ما گویای اهمیت آن برای کشوریست که خود یکی از قطب های اصلی در حوزه هوافضا محسوب می شود و روس ها سعی دارند تا با استفاده از فرصت هایی نظیر نمایشگاه ما ، علاوه بر ارائه و نمایش دستاوردهای خود در این حوزه ه، گام های بلندی نیز برای حضور پررنگ تر در بازارهای رقابت اقتصادی در جهان بردارند. ایران از همان دوره های آغازین عصر جدید نمایشگاه، پس از فروپاشی اتحاد شوروی به عنوان بازدید کننده و در سطحی بسیار محدود در ما حاضر شد اما طی حدودا 10 سال اخیر، رفته رفته این حضور پررنگ تر شد و امروز ایران به عنوان یکی از کشورهای دارای پاویون و غرفه اصلی در ما می تواند علاوه بر نمایش دستاوردها و محصولات خود در حوزه های هوافضا، به ارتباط گیری بیشتر با دیگر کشورها ازجمله روسیه نیز بپردازد و این حضور ایران در دوره های مختلف مورد توجه کشور میزبان نیز بوده است.(برای مطالعه بیشتر اینجا و اینجا را کلیک کنید)در گروه امنیتی و دفاعی خبرگزاری فارس، در میزگردی با حضور آقایان «رضا اصلانی» عضو اتحادیه صنایع هوایی و فضایی ایران، کارشناس ارشد ی هوافضا و همکار رسمی رسانه ای نمایشگاه ما 2017 در ایران، «شاهد ملکی پور» پژوهشگر پژوهشگاه هوافضای وزارت علوم، دانشجوی ای ی هوافضا، عضو هیات تحریریه ماهنامه صنایع هوافضا و سردبیر نشریه aeropub (منتشر شده در نمایشگاه ما ) و نیز «نوید مقصودی» تحلیلگر ارشد حوزه هوافضا و کارشناس ارشد ی هوافضا به بررسی فرصت های پیش روی کشورمان برای حضور بهتر و موثرتر در این نمایشگاه پرداخته ایم.مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:** تاثیر حضور وزارت دفاع در ما 2017* اخیرا سیزدهمین دوره نمایشگاه هوافضای روسیه (ما 2017) برگزار شد که به نوعی دومین حضور ایران در قالب غرفه در این نمایشگاه بود. اگر مقایسه ای داشته باشید در خصوص این دوره و دوره گذشته در سال 2015، بفرمایید مهمترین تفاوت این دو حضور چه چیزی بود؟اصلانی: البته به لحاظ داشتن غرفه و پاویون، این سومین بار است که ایران در نمایشگاه ما حضور پیدا می کند. در واقع ما در 2 دوره قبل یعنی ما 2013 نیز یک پاویون در این نمایشگاه داشتیم که البته مثل امسال نبود اما به هر حال غرفه ای بود که تعدادی از شرکت ها و فعالین حوزه هوافضا در آن جمع می شدند.در سال 2015 هم در قالب یک پاویون فعالیت داشتیم اما سال 2017 یعنی امسال در واقع گل کار بود که با حضور وزارت دفاع، یک پاویون در حد شأن نام ایران برگزار شد که اینها مدیون حضور قوی وزارت دفاع و همچنین معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری است.این را هم بگویم که حضور ایران در نمایشگاه ما و در قالب غرفه های کوچک به قبل تر هم برمی گردد. یعنی قبل از سال 2013 هم ایران در قالب غرفه ای وابسته به سفارت یا وزارت علوم و یا غرفه نمایشگاه هوایی کیش در ما حضور داشت اما نه به این شکل.اما اگر از منظر اعزام تیم های تخصصی و بازدیدکننده نگاه کنیم، این حضور باز هم به عقب تر برمی گردد که ما دارای شله ای در آنجا داشتیم و شاید بتوان گفت 20 سال است که از این حیث ما در این نمایشگاه حضور داریم اما همانطور که گفتم بیشتر شامل اعزام هیأت ها و تیم های تخصصی بود که همین را مدیون تلاش های مرکز همکاری های فناوری و نوآوری ریاست جمهوری بودیم.امسال این پاویونی که در اختیار گرفتیم، وضعیت بسیار بهتری داشت و با اضافه شدن وزارت دفاع هم اتفاقات خوبی افتاد و اگر شما به کتاب های دوره های مختلف نمایشگاه نگاه کنید متوجه این تغییر می شوید.در کت که امسال از مجموعه ما تهیه شد، حداقل 17 مورد به ایران اشاره شده و به اخبار و موضوعات مرتبط با ایران پرداخته شده است.* 12 سال قبل نامی از ایران در ما نبوداین آمار در سال 2013 چهار-پنج مرتبه، در سال 2011 فقط یک بار و در سال 2005 اصلا نامی از ایران در این کتاب نیست.در حال حاضر سطح حضور کشور ما به دلیل ارتباطاتی که با روسیه داریم یک حضور جدی و پررنگ نسبت به دیگر رقبای منطقه ای محسوب می شود.ملکی پور: وقتی به گزارش تهیه شده توسط خود شرکت «آویا سالن» که شرکت برگزارکننده نمایشگاه ما است، نگاه می کنیم مشخصا به دو کشور ایران و چین اشاره کرده و به موضوعات مرتبط با ایران پرداخته است و یا اخبار و تصاویر مسئولین ایرانی در این گزارش مورد توجه قرار گرفته و در سایت های مرتبط با این هم بازتاب گسترده ای داشته است.** هزار ایرانی از ما 2017 بازدید د* چه تعداد بازدیدکننده ایرانی از ما 2017 بازدید د؟ اصلانی: طبق برآوردهایی که ما داشتیم، حدود هزار نفر از ایران از این نمایشگاه بازدید د که از میان آنها حدود 400 نفر بازدید کننده تخصصی بودند و مابقی آنها، افرادی که به این حوزه علاقه داشتند.به هر حال نمایشگاه هوافضای ما برای ما ایرانی ها از میان دیگر ایرشوهای جهانی مهمتر و مناسب تر است چون هم راحت تر می توانیم به آن رفت و آمد کنیم و هم به دلیل نوع ارتباطاتی که داریم، فضای بهتری برای ایران فراهم شده است که الحمدالله امسال توانستیم استفاده خوبی از این موقعیت ببریم.* در دنیا ایرشوهای بزرگ، قدیمی و مفصلی برگزار می شود. نظیر ایرشو دوبی، لوبورژه فرانسه، فارنبرو انگلستان و ... در این ایرشوها بعضا علاوه بر نمایش دستاوردها و محصولات حوزه هوایی و فضایی، معاملات بزرگی هم صورت می گیرد. از این لحاظ و از نظر اهمیت و اعتبار، نمایشگاه ما روسیه چه تفاوت هایی با دیگر ایرشوها دارد؟مقصودی: نمایشگاه های هوایی در واقع یک فرصت برای ب و کار بوده و اولویت همه کشورها، بهره برداری اقتصادی از توانمندی های هوایی و فضایی است.نوید مقصودیروس ها هم بعد از بازسازی وجهه خود و بازگشت به قدرت جهانی در دو دهه اخیر سعی کرده اند این پتانسیل بزرگ فناورانه در حوزه هوافضا را به اقتصاد تبدیل کنند.در این حوزه یعنی در حوزه اقتصادی، اگرچه ما عقب تر از بقیه ایرشوها بود ولی کم کم خودش را به این سطح می رساند که در رده ایرشوهای اول قرار بگیرد.این نمایشگاه از نظر فناوری و نظامی که به عنوان ویترینی از قدرت نمایی روس ها به حساب می آید، یک نمایشگاه بسیار بزرگ، درجه یک و سطح اول است و آرام آرام به سمتی حرکت می کند که وجهه اقتصادی آن هم بیشتر شده و در واقع به بازارهای جهانی وصل شود اما همانطور که گفتم کماکان از نظر نظامی جزو بهترین ها، کامل ترین ها و مفصل ترین هاست.** باید روابط راهبردی با روسیه را به اقتصادی تبدیل کنیم* البته تحریم های سال های اخیر و برخی دیگر کشورها علیه روسیه هم تاثیراتی بر روی ما داشته مثلا اگر بخواهیم ما 2011 را با 3 دوره بعد از آن مقایسه کنیم، می توانیم تفاوت ها را بخوبی ببینیم.مقصودی: بله به خاطر تحریم هایی که علیه روسیه اعمال شده حضور دیگران به خصوص غربی ها کمرنگ تر شده ولی این چیزی از ارزش های ما کم نمی کند.نباید فراموش کنیم که روسیه به تنهایی به طور کامل از صفر تا صد فناوری های هوای و فضایی را در اختیار دارد و الان نیز به سمت تجاری سازی و حضور فعال در بازارهای بین المللی حرکت می کند که نمونه آن بحث هواپیماهای بدون سرنشین است چرا که روس ها در این حوزه سابقه چندان قوی ندارند اما در حال حرکت در این مسیر، هم برای توسعه و هم برای تجاری سازی هستند که البته این امر برای کشور ما هم یک فرصت خوب است که می توانیم در این حوزه درآمدزایی داشته باشیم.در واقع بعد از این همه تعامل که ما با کشوری مانند روسیه داریم باید کم کم روابط راهبردی را به اقتصادی تبدیل کنیم. نمایشگاه جای همین کارهاست.** حضور 14 شرکت خصوصی ایران در ما 2017* در کنار حضور سازمان ها و نهادهای تی ایرانی در ما ، برخی شرکت های دانش بنیان نیز در این نمایشگاه حضور پیدا می کنند. امسال چه تعداد از این شرکت ها حضور داشتند و این حضور چه آورده ای برای آنها دارد؟ملکی پور: امسال 14 شرکت دانش بنیان خصوصی از ایران در ما حضور داشتند. این ها علاوه بر بازدیدهایی که دارند می توانند دستاوردهای خودشان را هم در معرض دید دیگران قرار دهند.شاهد ملکی پور** رقابت تجاری با روس ها فعلا انتظار بجایی نیستالبته روسیه یکی از قطب های صنعت هوافضا در دنیاست و اینکه انتظار داشته باشیم شرکت های ما به راحتی بتوانند در این حوزه بازار پیدا کنند شاید انتظار درستی نباشد. اما همین قدر که چنین قدمی برداشته شده و این نگاه وجود دارد، یک نقطه امید است که باید تلاش کنیم این قدم ها در آینده پررنگ تر شود.از طرف دیگر، شرکت های دانش بنیان خصوصی در این نمایشگاه و در نمایشگاه های مشابه، ضمن اینکه دستاوردهای خود را به معرض نمایش می گذارند با شرکت های قدرتمند دنیا نیز آشنا شده و شاید این آشنایی و استفاده از تجربیات آنها بسیار باارزش تر از برخی انتظارات غیرمعقول دیگر باشد.در کنار این نمایشگاه ها همیشه کنفرانس ها و سمینارهای متعدد ملی، دوجانبه یا چند جانبه برگزار می شود که نمونه آن کنفرانس دو جانبه روسیه و چین در حوزه هایی نظیر آیرودینامیک، پیشران، سازه و... بود و یا کنگره هوافضای اوراسیا که با حضور نمایندگان چندین شرکت برگزار شد و یا کنفرانس علمی و فنی روسیه که دستاوردهای جدید این کشور در حوزه هوافضا را معرفی می کرد.این تمرکز رویدادهای علمی مختلف می تواند کمکی باشد تا شرکت های دانش بنیان ما از یک پکیج علمی و فناوری در کنار تجربیات دیگران از جمله روسیه که یکی از قطب های بزرگ هوافضا است، بهره مند شوند.** دستی شرکت های ایرانی به صادرات فناوری به روسیهاصلانی: در سال 2015 از حضور این شرکت های دانش بنیان ایرانی ما توانستیم به صادرات فناوری به شرکت های روسی برسیم.امسال قاعدتا هنوز نتایج به صورت کامل احصا نشده که ما بتوانیم آمار دقیقی بدهیم. البته قراردادها و تفاهم نامه هایی بوده که مشخصا 3 شرکت عضو اتحادیه هوایی فضایی ایران که در سال 2015 حضور داشتند، امسال به دنبال تکمیل قراردادهایشان بودند که از این 3 شرکت، 2 شرکت در حوزه صادرات فناوری عمل کرده اند نه اینکه فقط وارد کننده باشیم. البته نمی توان زیاد به جزئیات این موضوعات پرداخت.* هدف گذاری شرکتها برای حضور در این نمایشگاه به چه صورت است، آیا جای خاصی برای هماهنگی وجود دارد یا هرکدام از این شرکت ها اه انفرادی خودشان را دنبال می کنند؟اصلانی: بله این هماهنگی و بریفینگ هر سال وجود داشته و امسال حتی ما هماهنگی های بهتری نیز صورت دادیم که در مقایسه با سال های گذشته مطلوب تر بود.این هماهنگی ها بیشتر در اتحادیه هوایی فضایی ایران صورت می گیرد و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از طریق کریدور صادراتی خودشان از این هماهنگی ها حمایت می کند.به هر حال هزینه های حضور در نمایشگاه های اینچنینی برای شرکت های خصوصی بالاست و در همه دنیا هم شرکت های خصوصی متوسط و کوچک نیاز به این دست حمایت ها دارند و معاونت علمی این کار را به خوبی انجام داده و در نمایشگاه ما هم نتایج آن را دیده ایم.علاوه بر این، 200 شرکت هم تحت پوشش اتحادیه هوایی فضایی قرار دارند که از این طریق مورد تشویق قرار گرفته و انگیزه برای حضور در این نمایشگاه ها را پیدا می کنند. هر سال هم این همگرایی بیشتر می شود.از حوزه های مختلف صنعت هوافضا در پاویون ایران حضور دارند که برای مثال شامل قطعه سازان مکانیکی، قطعه سازان الکترونیکی و پلیمری و یا شرکت های سازه ای و خدمات نرم افزاری، فنی و ی و ... هستند.البته ما معتقدیم برای دوره های آتی می توان کارهای بسیار بهتری کرد. مثلا هماهنگی برای ملاقات های مفیدتر با طرف های خارجی قبل از ب ایی نمایشگاه صورت بگیرد که اتحادیه در این حوزه پیشقدم شده و نتایج آن را در دوره بعدی نمایشگاه ما خواهیم دید.* چه تعداد کشور در نمایشگاه ما شرکت می کنند؟اصلانی: معمولا حدود 40 کشور حضور پیدا می کنند که البته در برخی سال ها این تعداد به 35 و در برخی مقاطع هم به 45 کشور می رسد که تقریبا شامل هزار غرفه می شود.** برای ورود به بازارهای جهانی باید شور و هیجان صرف را کنار گذاشت* دستاوردها و محصولاتی که در این دوره در غرفه ایران به نمایش گذاشته شد به نظرم قدری مفصل تر و بیشتر از دوره قبل بود. ارزی شما از ارائه محصولات ایرانی در ما 2017 چیست؟ با توجه به اینکه در اخبار داشتیم که قرار است در دور بعدی ما جت آموزشی ایرانی با نام کوثر88 نیز در ایرشوی این نمایشگاه حضور پیدا کند.مقصودی: برای پاسخ به این سؤال من یک قدم به عقب تر می روم. ما باید جایگاه خود را در زنجیزه تامین مشخص کنیم.هوافضا یک صنعت پیچیده، پر زحمت و البته پرسود است و ما باید برنامه ریزی کنیم و ببینیم که از کجا می خواهیم وارد بازارهای جهانی شویم.من با بخش داخلی که معطوف به تامین نیازها و حوزه اقتدار است، فعلا کار ندارم و وقتی در مورد یک نمایشگاه مانند ما صحبت می کنیم باید این بخش را کنار بگذاریم.شما نگاه کنید عربستان به روسیه نزدیک می شود اما با اوکراین کار می کند و با آنها پروژه فعال مثل ساخت هواپیماهای توربوپراپ دارد. وقتی اوکراین به ما نمی آید، عربستان هم شرکت نمی کند.اصلانی: البته طبق برآوردهایی که ما داشتیم، فکر می کردیم که امسال مثلا عربستان در این نمایشگاه حضور پیدا کند اما علیرغم اطلاعاتی که نشان می دهد آنها علاقمند به این حضور هستند، شرکت ن د.*مقصودی: عربستان در واقع پیشتر سرمایه گذار است تا توسعه دهنده فناوری و در حقیقت دانش دیگران را می د.ترک ها در این خصوص، چند جانبه بازی می کنند. ترکیه عضو ناتو است و موضع ناتو هم در برابر روسیه مشخص است.ترک ها در این نمایشگاه و در این حوزه ها با احتیاط وارد می شوند تا ارتباطات فناورانه خود با غرب را از دست ندهند اما در واقع روسیه طیف کاملی در این حوزه را در اختیار دارد و دارای این قابلیت است که هر ی که می خواهد را جذب کند و یا دست هر ی که می خواهد بگیرد و چندان نیازی به دیگران ندارد.نگاه ما به روسیه در حوزه صنعت هوافضا باید همین باشد و این بسیار مهم است که ما به روسیه به نگاه یک پیش وت و یک باتجربه در این حوزه نگاه کنیم.ما نباید دچار خطا شویم. نباید نگاهمان به روسیه به عنوان یک رقیب و بالانس کننده باشد. البته من در حوزه تجاری صحبت می کنم.روس ها با هم مثلا در حوزه هواپیماهای بدون سرنشین همکاری می کنند اما این همکاری ها عیان نیست و ما شاهد هستیم امسال یک حضور بسیار کمرنگ داشت و بیشتر روابط آنها است.ما باید تکلیف خودمان را در این زنجیره تامین مشخص کنیم. من همانطور که عرض ، مباحث داخلی را کنار می گذارم.اگر ما می خواهیم وارد بازار پررقابت خارجی شویم باید برنامه داشته باشیم.شما نگاه کنید، انگلیس در حوزه ای کشوری است که بر ساخت، تست کرد و آن را کنار گذاشت و ادامه نداد اما تا آنجا که دلتان بخواهد در حوزه های دیگر مثل ساب سیستم، کامپوننت، اینتگریشن (یکپارچه سازی) کار کرده و پول درمی آورد و این درآمد به قدری است که بخشی از اقتصاد انگلستان را تامین می کند.در کشورهای دیگر مثل فرانسه و آلمان هم اوضاع همینطور است. آلمان در کامپوننت و توسعه تکنولوژی کار می کند و به سمت یکپارچه سازی نمی رود.به نظر من روس ها توان کاملی در اینتگریشن دارند و بهتر است اگر ما می خواهیم با آنها کار کنیم این همکاری در یک سطح پایین تر صورت بگیرد مثل توسعه فناوری و توسعه محصول که قبلا هم موفق بوده است.هوافضا فقط اینتگریشن نیست. صنعت هوافضا این نیست که تنها چند قطعه را به هم متصل کنیم و تمام. کار تازه از اینجا شروع می شود و دنیایی از کار در حوزه های مختلف وجود دارد که روس ها در این موارد هستند.فرایندهای دیگر مثل وری ن، کوآلیفیکیشن و... بعد از یکپارچه سازی موضوعات بسیار مهمی هستند.ما وقتی می خواهیم وارد بازارهای رقابتی شویم باید شور و هیجان صرف را کنار بگذاریم. من وقتی می خواهم در حوزه داخلی صحبت کنم با شور و هیجان صحبت می کنم ولی در این حوزه باید تابع عقل اقتصادی بود و با برنامه حرکت کرد.برای همین است که ما روی موضوعی مثل پهپادها تاکید می کنیم و امیدواریم در این حوزه موفق شویم چون ایران در حوزه هواپیماهای بدون سرنشین کارهای خوبی کرده و گام های مهمی برداشته است که می تواند مورد توجه روس ها قرار گیرد.** الگوگیری از روابط هند و روسیه در حوزه هوافضایک جاهایی هم برع است. مثلا همه می دانند ما به جنگنده های تاکتیکی نیاز داریم. شاید این ایده بدی نباشد که ما در این حوزه با شرکت های روس همکاری کنیم. با این منطق که با هم بسازیم و حتی صادرات داشته باشیم. مثل کاری که هند با روسیه می کند و با هم پروژه های مفصلی دارند و مثلا موشک های خاص می سازند و حتی به صادرات هم فکر می کنند.این الگوی همکاری هند و روسیه می تواند با لحاظ تفاوت ها و اه ، برای ما یک الگوی موفق باشد.مثلا ما در حوزه توسعه فناوری و توسعه اجزا و قطعات عمل کنیم و روس ها در زمینه یکپارچه سازی، ارزی ، تست و صحه گذاری و با هم محصول مشترک عرضه کنیم اما اینکه ما بخواهیم از پلت فرم نمایشگاه ما فقط برای نمایش اقتدار استفاده کنیم، حداقل الان زمان خوبی نیست.با توجه به سرمایه ها و داشته های خودمان شاید بهتر باشد این موارد را صرف منفعت اقتصادی کنیم و اجازه دهیم بخش خصوصی بیشتر در این حوزه وارد شود.تفاوت بخش خصوصی و تی این است که شرکت های تی ملاحظات فراوانی در حوزه های مختلف مثلا امنیتی، دارند که این ملاحظات به حوزه اقتصادی می چربد. ما باید اجازه بدهیم شرکت های خصوصی و یا همین اتحادیه هوافضا و دیگران که معاونت علمی هم از آن حمایت می کنند وارد شود.البته شرکت های تحت پوشش اتحادیه به میزانی از استقلال رسیده اند و انگیزه های اقتصادی دارند و در واقع شرکتی که هزینه می کند و به این نمایشگاه می آید برای آن است که بتواند در بازار رقابت بفروشد نه اینکه برود نمایشگاه و شهر را تماشا کند.بگذاریم این مسیر درست طی شود و ت به عنوان حامی، بستر ساز باشد. در این صورت در آینده منافع بیشتری خواهیم داشت.شخصا امیدوارم در دور بعدی نمایشگاه ما موارد بیشتری مثلا در حوزه های قطعه سازی و فناوری ایرانی و مجموعه ای از ساب سیستم ها را ببینیم و در کنار آنها هم مثلا یکی دو پروژه ملی کلید بخورد نه اینکه تنها یک محصول را برداریم و به آنجا ببریم چون احتمالا شانس زیادی برای رقابت نخواهد داشت. البته موضوع پهپادها جداست.** باید از اعلام نیاز و نقاط صنعت کشورهای دیگر استفاده کرد* آقای ملکی پور، شما بحث ارتباط گیری و نوع حضور شرکت های خصوصی را در نمایشگاه هایی شبیه ما چطور می بینید؟ چه راه هایی برای ارتباط گیری وجود دارد که نهایتا به منفعت داخلی در حوزه اقتصاد و فناوری ختم شود.ملکی پور: ما در ایران شرکت های دانش بنیان و اصولا دانش کم نداریم. قبلا هم دیدم که شرکت ها در عرصه های دانشی مثل ساب سیستم ها و قطعات پیشرفت های خوبی د که اینها می تواند نقطه ای باشد برای ورود به عرصه های جهانی.آقای مقصودی به حوزه ساب سیستم ها و دانش اشاره د اما من می خواهم این را هم اضافه کنم که ما می توانیم بررسی کنیم و ببینیم کشورهای دیگر در چه عرصه هایی ضعف دارند و یا اعلام نیاز می کنند.مثلا روس ها خودشان اعلام می کنند که در حوزه هواپیماهای بدون سرنشین از دنیا -خصوصا - عقب افتاده اند و از طرفی ایران در سال های اخیر چند شکار مهم از پهپادهای یی داشته که این پهپادها در سطوح بسیار بالایی از تکنولوژی قرار دارند.روس ها به دنبال این ارتباط گیری و همکاری هستند و فکر می کنم ما می توانیم از این موضوع به نحو مطلوب استفاده کرده و شرکت های دانش بنیان را هم درگیر کنیم.اگرچه ایرانی ها بیشتر محصول گرا هستند و دوست دارند دستاوردهای خود را به نمایش بگذارند.** نمایشگاه هوایی کیش و تهران حمایت نمی شوند* ما در کشورمان دو نمایشگاه هوایی یکی در تهران و دیگری در کیش داریم که مثلا نمایشگاه کیش در دوره اخیر تفاوت های زیادی با گذشته داشت. ازجمله حضور برخی شرکت های خارجی و یا اجرای نمایش هوایی توسط تیم های آکروجت مشهور روسی و اروپایی.البته شاید مقایسه نمایشگاه های ما با ایرشوهای جهانی نظیر ما درست نباشد ولی اگر بخواهیم یک نگاه اجرایی داشته باشیم، برای بهتر برگزار نمایشگاههای خودمان، چه الگوبرداری هایی می توانیم از ایرشوهای کشورهای دیگر داشته باشیم؟اصلانی: ما از سال 1381 نمایشگاه هوایی کیش را داریم ولی واقعیت این است که چه این نمایشگاه و چه نمایشگاه های سالانه ای که اتحادیه در تهران دارد، هیچ گاه آنطور که لازم است، حمایت نمی شوند.ایرشوها و نمایشگاه های بزرگ هوایی جهان و یا اصولا نمایشگاه هایی از این دست در حوزه های مختلف، عموما از طرف بالاترین سطوح حاکمیتی حمایت و هماهنگ می شوند.در ما همیشه رئیس جمهور حضور پیدا می کند. کننده نمایشگاه دبی شخص اول یا دوم کشور است. در سنگاپور هم همین طور است و در فرانسه این حمایت را رئیس جمهور یا نخست انجام می دهد ولی در ایران متاسفانه علیرغم اینکه ما یک اسم جهانی روی نمایشگاه می گذاریم، اما این حمایت ها صورت نمی گیرد و هماهنگی ها و پشتیبانی ها نهایتا از سطح یک مدیرکل بالاتر نمی رود.البته مدعیان زیادی دارد اما گاهی می بینیم در سطوح بالای تی، اصلا از برگزاری نمایشگاه هم مطلع نمی شوند.** ت و شخص رئیس جمهور باید حامی نمایشگاه های هوایی کشور باشدما اگر می خواهیم نمایشگاهی همتراز با خارجی ها داشته باشیم، این هماهنگی باید در سطح رئیس جمهور باشد و پایین تر از آن نمی شود. انی که در ایران برای ب ایی نمایشگاه هایی مثل کیش و تهران تلاش می کنند سعی د علیرغم عدم حمایت، در هر دوره یک قدم به جلو بردارند که ما در آ ین نمایشگاه هوایی کیش این را دیدیم که شرکت های خارجی حضور پیدا د و مانورهای پروازی که انجام شد یک حرکت به جلو بود و من امیدوارم در کشورمان که دارای صنعت هوایی و فضایی است، حداقل هر دو سال یک بار، یک نمایشگاه در حد شأن نام ایران داشته باشیم.در صورت حضور پرقدرت و هماهنگ در داخل است که می توان در عرصه های خارجی هم حرف برای گفتن داشت. کشورهای خارجی تشنه بازار ایران هستند.شما در صحبت هایتان موضوع پرواز جت آموزشی کوثر در دور بعد نمایشگاه ما را مطرح کردید که این اتفاق قطعا یک حرکت بسیار خوبی خواهد بود اما متاسفانه ما در نمایشگاه های داخلی مان محصولات خودمان را نمی بینیم. مثلا شرکت هایی که سال ها هواپیمای سبک تولید می د اصلا حضور ندارند.** دلیل این عدم حضور چیست؟ چرا شرکت ها انگیزه کافی را برای حضور همه جانبه در نمایشگاه های داخلی ندارند؟اصلانی: هیچ شرکتی از حضور تبلیغاتی و نمایشگاهی بدش نمی آید ولی متاسفانه این هماهنگی ها وجود ندارد. مثلا یک شرک خصوصی وقتی می بیند فلان ارگان درباره فلان نمایشگاه نظر مثبت ندارد می ترسد و جلو نمی آید. موضوع فقط عدم هماهنگی است.** 400هزار نفر از بازدیدکننده های ما 2017، مردم عادی بودند* یکی از نکاتی که در نمایشگاه ما نظر ما را جلب کرد، حضور پرشمار مردم عادی به همراه خانواده در روزهای عمومی نمایشگاه بود که فضایی شبیه تعطیلات آ هفته داشت و نشان می داد مردم حاضرند ساعت ها در نمایشگاه بنشینند و نمایش های هوایی را تماشا کنند.این شور و اشتیاق و ایجاد علاقه در مردم برای بازدید از یک نمایشگاه فناورانه و نظامی از کجا نشات می گیرد و ما چطور می توانیم از این الگو در کشور خودمان بهره برداری کنیم؟اصلانی: نمایشگاه ما در بین ایرشوهای دیگر دنیا بیشترین میزان بازدید کننده را دارد که امسال هم بنا بر آمار اعلام شده 453 هزار نفر از این نمایشگاه بازدید د که بیشتر این تعداد بازدیدها در 3 روز آ (روزهای عمومی) بود.اگر 50 هزار نفر از این تعداد را بازدیدکنندگان تخصصی محسوب کنیم، حدود 400 هزار نفر بقیه از عامه مردم بودند.شما خودتان در یکی از این روزهای عمومی حضور داشتید و شور و شوق مردم در بازدید از نمایشگاه را دیدید.این بالاترین ترویج حوزه هوافضا و فرهنگ سازی در این خصوص است و ما نیاز داریم چنین اتفاقی در کشورمان بیفتد.** می توانیم رکورد بازدید ما را در ایران بشکنیمالبته حرکات پراکنده ای صورت می گیرد. مثلا همین نمایشگاه کیش و یا نمایشگاهی که در پایگاه هوایی دزفول ب ا می شود نشان می دهد که مردم چه استقبالی می کنند اما این اقدامات پراکنده است.من معتقدم اگر ما روزی نمایشگاهی حتی در حد یک چهارم ما هم برگزار کنیم به راحتی رکورد 450 هزار نفری آن را می زنیم اما این نمایشگاه ها باید حتما با هماهنگی های سطح بالای مملکتی صورت بگیرد. در این صورت این فقط یک نمایش نخواهد بود بلکه در رشد فرهنگ، علم و فناوری در بین جوانان و نیز نمایش اقتدار کشور بسیار مؤثر است.ملکی پور: یادمان هست که ما در کودکی با شور و اشتیاق رفتن به غرفه کودک و نوجوان به نمایشگاه کتاب تهران می رفتیم و هنوز هم آن خاطره در ذهن ما زنده است.در نمایشگاه ما ، یک روز را به صورت رایگان برای بازدید دانش آموزان اختصاص دادند و یا برای برگزاری این نمایشگاه از دانشجویان همین حوزه استفاده د.این دست اقدامات در کنار ب ایی یک ایرشوی عظیم با حضور مردم، نتیجه اش این می شود که نوجوانان و دانشجویان ما راه خود را به راحتی انتخاب می کنند.امروزه وقتی از بچه ها سوال می کنید که می خواهند در آینده چه کاره شوند، اکثر آنها خلبانی را انتخاب می کنند اما شاید حتی یک بار هم یک هواپیما را از نزدیک ندیده و یا با یک خلبان صحبت نکرده باشند.در همین نمایشگاه ما ، در برخی جلسات، خلبانان با بچه ها صحبت می د حتی نشست هایی برگزار می شد که افراد مختلف از شرکت های معتبر مثل بوئینگ می آیند و نحوه پرواز را برای بچه ها توضیح می دهند.** صنعت هوافضا وجه المصالحه نشود* در حوزه رسانه، خبرنگاران در نمایشگاه هایی شبیه به ما بیشتر به دنبال گرفتن خبر درخصوص توافقات احتمالی برای ید یا همکاری هستند. مثلا دوره قبل خود ما خبر رایزنی با روس ها برای ید جنگنده سوخو30 را مخابره کردیم که بازتاب های زیادی هم داشت. ولی آیا اصولا نمایشگاه های این چنینی جای همین کارهاست یا کشورها برای اه دیگری در آن حضور پیدا می کنند؟مقصودی: قبل از پاسخ به این سؤال من یک مثال راجع به بحث قبلی خودم می زنم. موشک امرام یک موشک هوا به هوای معروف یی است که جزو موشک های پرتیراژ است.از سال مالی 2018 پنتاگون در ید امرام را کنسل کرده است. با اینکه این موشک جزو بهترین هاست و از سال 91 هم عملیاتی است. ایراد کار کجاست؟ برخی ic های بخش هدایت این موشک کارکرد لازم را برای پاسخ دادن به سرعت پردازش و اجرای فرمان مطابق طرح عملیاتی ندارد.حالا شرکت ریتیون در کشوری مثل که ما همیشه درباره تکنولوژی اش حتی اغراق می کنیم، یک سال است که در به در دنبال راه حل می گردد.این در حالیست که قیمت هر تیر از این موشک 300تا 400 هزار دلار است و به خاطر تیراژ بسیار بالای آن، الان در مرحله کامل سوددهی سرشار قرار دارد.بنابراین حرفی که ما درباره اهمیت قطعه زدیم، جُک نگفتیم.صنعت هوافضا به واسطه چند وجهی بودن، یک صنعت بسیار پیچیده است. از طرف دیگر روابط ما با روس ها هم یک رابطه پیچیده است و یک ظرافت خاص می خواهد و امیدوارم سیاستمداران ما این ظرافت را به ج بدهند که صنعت هوافضا وجه المصالحه نشود.وقتی در خصوص توسعه فناوری صحبت می کنیم باید تکلیف مان را با صنعت هوافضا معلوم کنیم که آیا به دنبال توسعه تکنولوژی هستیم یا نه؟ استفاده از این حوزه به عنوان پیش برنده توسعه فناوری در همه حوزه هاست و ما باید بدانیم اگر ی بخواهد از حوزه های فناوری کاسبی کند، موجب نابودی آن می شود.در واقع باید به این حوزه به عنوان پیش برنده فناوری و اقتصاد نگاه شود و به نظر می رسد ما و نمایشگاه های مشابه و فعالیت های ب و کاری می تواند ظرفیتی باشند برای فشار از پایین و چانه زنی از بالا.البته الان فرصت خوبی است که ما بتوانیم از توان فناوری خود استفاده کرده و پروژه های مختلف در هر سطحی تعریف کنیم. حتی یک پهپاد کوچک یا قطعه تا ارتباط مان با روس ها فقط محدود به ل های نباشد. در این ارتباط باید اقتصاد و فناوری نیز به کار گرفته شود تا روس ها به راحتی ما را سر کار نگذارند.من باز هم به روابط هند و روسیه اشاره می کنم که با هم پروژه های تکنولوژیک انجام می دهند و یک جاهایی اصلا این هند است که روسیه را هل می دهد.ما باید بدانیم که با روس ها محتاطانه عمل کنیم. در نمایشگاه هایی مثل ما ما باید گره های فناوری و تکنولوژیک بزنیم تا بعد در ل های ابزار بازی بیشتری داشته باشیم.ما باید چند سال آینده را ببینیم و اگر بخواهیم در تعاملات به همین بسنده کنیم که هر دو سال یک بار چند تیم تخصصی به نمایشگاه ما اعزام کنیم و یا یک سالن بزرگ برای زدن غرفه بگیریم، روابط ممکن است به راحتی در آینده به هم بخورد چون روس ها راحت ما را کنار خواهند گذاشت.* آقای اصلانی، شما همکار رسانه ای ما در ایران هستید. عملکرد رسانه های ما در پوشش اخبار این نمایشگاه را چطور ارزی می کنید؟ به نظر می رسد کمیته یا برنامه ای برای هماهنگی رسانه های چندان وجود ندارد.اصلانی: ما در مباحث رسانه ای نیازمند هماهنگی های بیشتری هستیم. من متاسفانه در چند دوره که در این نمایشگاه شرکت ، هماهنگی و انسجامی در استفاده تبلیغاتی از این نمایشگاه ندیدم. جا دارد هماهنگ تر باشیم.مثلا اخبار ضد و نقیضی که درباره ید هواپیمای سوخو جت100 منتشر شد ناشی از همین عدم هماهنگی هاست.ما نه تنها در بعد رسانه ای، در مباحث تبلیغاتی هم نیاز به یک همگرایی و عملکرد با برنامه داریم چرا که چند ص در این حوزه خوب نیست.* آیا خبر خاصی هم درخصوص قراردادها، یدها و یا توافقات احتمالی با طرف ایرانی در این نمایشگاه دارید؟آنطور که من مطلع هستم، شرکت های خصوصی و کوچک ما در سطوح مختلف تبادل فناوری و ارتباطات، عملکرد نسبتا موفقی داشتند. اما در برخی سطوح هم مثل ید هواپیماها موضوعات هنوز مبهم است و شاید تنها موضوعی که روشن تر مطرح شد همین مبحث هواپیماهای بدون سرنشین بود.** حضور قوی در خارج نیازمند انسجام در داخل است* شرکت های دانش بنیان برای استفاده بهتر از نمایشگاه های اینچنینی چه برنامه ریزی باید داشته باشند؟ملکی پور: ما برای حضور در بازارهای جهانی نیازمند یک انسجام در داخل هستیم. جامعه هوافضایی ما جامعه کوچک است اما نیازمند همگرایی و مهربانی بیشتر بین اعضای آن هستیم.ما باید ابتدا رویدادهای هوافضایی خود را قوی کنیم و شرکت های ما هم افزایی بیشتری با یکدیگر داشته باشند تا بتوانیم در عرصه جهانی حرف برای گفتن داشته باشیم.رویدادهای بزرگ بین المللی برای ما آموزه هایی دارد. در همین نمایشگاه ما ، در کنار همه مباحث تجاری و فناوری، یکی از جنبه های مهم برای خود روس ها کنفرانس ها و نشست هایی است که در حاشیه نمایشگاه به تعداد زیاد برگزار می شود و بسیار هم آموزنده است. این نمایشگاه ها و این نشست ها می توانند یکدیگر را تقویت کنند.در واقع ب ایی جذاب نمایشگاه هوایی، فضای جامعه را آماده می کند تا بتوان فرهنگ علم و فناوری را در میان مردم گسترش داد.ایران و روسیه به لحاظ تحریم وضعیتی تقریبا مشابه دارند. در همین نمایشگاه کنفرانس هایی در خصوص مواجهه با چالش تحریم در روسیه برگزار شد.موضوع دیگر، بحث سرریز تکنولوژی از حوزه هوافضا به عرصه های دیگر است که مثلا در همین نمایشگاه ما ما شاهد تاثیر صنعت هوافضا بر حوزه کشاورزی بودیم.** ما یا آرمیا*آقای اصلانی! برخی خبرها درخصوص ایجاد چالش میان دو نمایشگاه ما و آرمیا (نمایشگاه نظامی روسیه) شنیده می شود و اینکه ممکن است این دو در آینده در غالب یک نمایشاه عمل کنند و یا اخبار دیگر. آینده ما و آرمیا چطور خواهد بود و سرمایه گذاری در کدامیک از اینها برای ما بهتر است؟ببینید حضور در این نمایشگاه ها یک فرصت خوب برای کشور ماست. من جا دارد قبل از پاسخ به این سوال بازهم اشاره کنم که حضور ما در نمایشگاه ما یک عقبه 20 ساله دارد و ما امسال توانستیم در یک حد نسبتا خوب ظاهر شویم و برای این باید شکرگزار زحمات انی باشیم که در مرکز همکاری های فناوری و نوآوری ریاست جمهوری و وابستگی صنعتی ما در سفارت ایران در مسکو در گذشته عمل د و ما امروز چنین جایگاهی داریم و من امیدوارم حضور ما در دوره های آتی بهتر شود.اما درخصوص آینده این دو نمایشگاه، صحبت های مختلفی شده است و یکی از آنها این است که این دو نمایشگاه با هم ترکیب شوند و یا مجری آن عوض شود.ما باید برای حضور بهتر در این رویدادها حواس مان به این تغییرات باشد تا حداکثر استفاده را ببریم. ما باید این تغییرات را رصد کنیم که آیا باید در آرمیا بیشتر حضور داشته باشیم یا در ما .البته این اخبار هنوز در حد گمانه زنی هاست و ممکن است در سال 2019 این تغییرات روشن شود. یعنی ممکن است مثلا بخش نظامی و غیرنظامی ما از هم جدا شود. البته اینها هنوز قطعی نیست اما ما چون برای این حضور هزینه می کنیم باید حواس مان باشد.* آماری از میزان بازدید از غرفه ایران در نمایشگاه امسال ما دارید؟اصلانی: من هنوز در خصوص سال جاری آمار دقیقی ندارم اما در سال 2015 در غرفه ایران حدود 120 مورد جلسه کوچک و بزرگ برگزار شد و 2 تا 3 هزار نفر بازدید کننده تخصصی از غرفه ایران دیدن د که قاعدتا این آمار باید امسال بیشتر باشد.ایران در نمایشگاه محصولات خوبی عرضه کرد و می خواهد در بازار روسیه حضور داشته باشد. ارتباطات خوبی هم ایجاد شد که برخی از اینها قبلا هم وجود داشت و حضور عرصه فضایی ما در این نمایشگاه امسال یک حضور موفق بود.** ج هوافضا در بازی های اشتباه است* آقای مقصودی، لطفا به عنوان جمع بندی مباحث، بفرمایید از نگاه شما، برای حضور بهتر و موثرتر در نمایشگاه های خارجی چه سیاستی باید در پیش گرفت و مشکل کار در کجاست؟مقصودی: ما باید بدانیم که هوافضا، خودروسازی، سیمان، پتروشیمی و حتی هسته ای نیست. ویژگی های چند بعدی و پیچیده دارد که اگر اینها را احصا نکنیم و در سطح کلان ملی تصمیم نگیریم، نتیجه این می شود که هر چند وقت یک بار دور هم جمع می شویم و غم و غصه های خود را تکرار می کنیم.دهه 70 را به یاد بیاوریم. وقتی پروژه ایران 140 مطرح شد، من مسئول اجرایی کنفرانس بودم. یادم هست وقتی درهای خط تولید باز شد، چه هیجان و انگیزه ای به وجود آمد. اما الان در مورد ایران 140چه می توانیم بگوییم؟ فقط می توانیم افسوس بخوریم.ما باید تصمیم بگیریم که اگر می خواهیم وارد صنعت هوافضا شویم همه جوانب را ببینیم.اینکه داشته های فناورانه و هوافضایی خود را ج بازی های کنیم یک خطاست و البته دشمن هم همین رامی خواهد.شاید 15 سال قبل سیاست و چشم اندازی در این حوزه نداشتیم اما الان هم سند چشم انداز است و هم اسناد پایین دستی برای توسعه هوافضا وجود دارد که همه اینها تصویب و ابلاغ شده و دیگر ی نمی تواند بهانه بیاورد و بگوید ما سیاستی نداریم.سیاست در این خصوص بسیار واضح است. فناوری هوافضا یکی از 5 شاخص توسعه فناوری در دنیاست.نمایشگاه هایی از قبل ما قطعا یک فرصت است و ما باید اجازه دهیم شرکت های دانش بنیان و خصوصی جلو بروند و ت پشتیبان باشد تا ارتباطات و گره های اقتصادی، خارج از روابط ایجاد شود و بعد اینها بیاید در تراز تجاری دو کشور قرار بگیرد تا بعد بتوانیم استفاده کنیم.انتهای پیام/
ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,۱۳۹۶-۰۸-۱۳ ۱۱:۳۰ - ابوالفضل محمدیع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,ع , ع ماشین, ع ماشین کلاسیک, نمایشگاه خودرو, نمایشگاه خودرو کلاسیک, ع خودرو کلاسیک, خودروهای کلاسیک, نمایشگاه خودروهای کلاسیک, نمایشگاه ماشین های کلاسیک,×ع : نمایشگاه خودروهای کلاسیک | عتیقه های موتوری را ببینید!‹›
رو مه ایران نوشت:چاشنی مین را 5 هزار تومان می ند؛ یکی از چاشنی هایش را. مین دو تا چاشنی دارد؛ یکی از انواع مین. فکر می کند یکی از چاشنی ها را باز می کند و می فروشد. می آید چاشنی را باز کند، جانش را می گذارد، به خاطر ٥ هزار تومان. با ٥ هزار تومان چه کار می شود کرد؟! چند ٥ هزار تومانی ارزش یک جان را دارد؟ ارزش یک پا، یک دست، یک چشم؟توی کیسه ای که همراهشان بوده، ٤تا فشنگ و مقداری ضایعات جنگی پیدا د. کیسه همان هایی که جانشان را برای چند هزار تومان از دست دادند. چند هزار تومان، روزی یک روزشان.جوان بودند؛ ٣٢ و ١٨ ساله. مرز دهلران را رد کرده بودند؛ یک کیلومتر داخل خاک عراق. آنجا هنوز آلوده است. این طرف مرز، مین های سطحی پا ازی شده اند. دیگر آنجور نیست که بر اثر راه رفتن، مینی منفجر شود و زندگی را پیش چشم ی سیاه کند، اما ضایعاتی ها هنوز تلفات می دهند. ضایعاتی ها همان هایی هستند که برای گذران زندگی، زمین ها را می کاوند تا آنچه می جویند، از فشنگ و باقی مانده مهمات و مین گرفته تا سیم خاردار را بفروشند و چند هزار تومان توی جیب شان بگذارند. گاهی حتی خانوادگی برای حفر زمین می روند. پشت تپه ای دور از چشم، یا در گوشه ای دور افتاده از بیابان. بیابان، باز است و غیرقابل کنترل. ی بدرستی نمی داند قرار است کی و کجا، ی دست به کار حفر زمین شود، برای یافتن آنچه از جنگ باقی مانده؛ چیزی که می شود به پول نزدیک اش کرد. دو نفر در مرز دهلران و یک نفر در میمک در چند ماه گذشته در اثر حفاری برای یافتن ضایعات جنگی کشته شده اند. همگی در خاک عراق. می دانند آنجا متاعی که در پی اش هستند، راحت تر به دست می آید. برخی که جان به در برده اند، نقص عضو شده اند؛ انگشت، دست، پا، چشم.می گویند پا ازی عمومی مناطق، تمام شده اما کارهایی هست که هنوز باقی مانده؛ این را می شود از کار تمام وقت مین یاب ها فهمید. از صــــدای ماشیـــن های مینکوب در منطقه ممنوعه؛ منطقه مین. مین هایی را که در سطح زمین بوده اند خیلی وقت است پا ازی کرده اند. مشکل، سنگرها و کانال هایی است که تازه کشف می شوند؛ توی هرکدام شان پر است از مین و مهمات به جا مانده از جنگ، ضایعات جنگ.صورت های شان را با چفیه بسته اند تا باد گرم بیابان های مهران، پوستشان را نکند. عینک های بزرگ سیاه هم حتماً برای جلوگیری از آسیب احتمالی و کاهش ورود گرد و غبار بیابان به چشم است. لباس های شان معمولی است؛ کفش ها هم، بجز یکی دو نفر که پوتین های ضدمین پوشیده اند با زیره های بلند و زمخت. بیشترشان بچه مهران هستند؛ مین یاب ها. منطقه را خوب می شناسند. یک ماه آموزش می بینند و بعد به عنوان کمکی می روند مین ز .دیده اند ان شان روی مین رفته اند و همین هم انگیزه شان شده برای انتخاب این شغل که انگار قرار نیست به این زودی ها منقرض شود. آنجور که بهرام میثمی، مسئول قرارگاه پا ازی میدان مین استان ایلام می گوید: «یک ساعت پیش بچه ها یک سنگر را ریختند که ٢٠ تا مین داخل اش بود. روی زمین تقریباً چیزی نداریم. داریم سنگرها را خالی می کنیم. اینجا مناطق حساسی داریم که سنگر صدام در زمان مهران بوده. ٤٣٠ کیلومتر مرز مشترک داریم و سنگرهای دفن شده ای هست که تازه پیدایشان می کنیم. دیروز به یکی از این سنگرها برخوردیم که کلاً مدفون بود.تعهدات مرکز مین ز ، عمق٣٠ سانتی متر است. ما روی زمین را پاک کرده ایم و داریم به عمق می رویم. تصور غلطی که خیلی ها دارند این است که چرا پا ازی اینقدر طول کشیده؟ اگر می خواست بر اساس استاندارد انجام شود که صدها سال طول می کشید. بعضی مناطق مین، هیچ شاخصه ای ندارد. چون سابقه جنگ داریم و با توجه به اطلاعاتی که از عشایر و محلی ها می گیریم، شناسایی شان می کنیم.حالا دیگر ی روی مین نمی رود. بعضی ها به خاطر ارتزاق دنبال ضایعات هستند و حفاری می کنند و یک بخش هم مربوط به کارهای عمرانی و اقتصادی است که نیاز به گودبرداری و حفاری دارد که آنجا وارد می شویم و کمک شان می کنیم. نوار مرزی، آلوده است و انی که دنبال ضایعات هستند معمولاً آنجا فعالیت می کنند و دانسته از مرز خارج می شوند. این ها از آن طرف هم آلودگی می آورند. تا زمانی هم که آن طرف پا ازی نشود، این مشکل را داریم.»حتی یک سانحه مین هم زیاد است، مردم اما دوری نمی کنند. میثمی این را می گوید و ادامه می دهد: «مین هایی را یافته ایم که در عمق ٦٠ سانتی متری بوده اند. این ها الان مشکلی ایجاد نمی کنند اما وقتی باران ببارد و خاک شسته شود یا بعدها که بخواهند زمین را ز شی کنند، مسأله ساز می شود.»مین هایی که هر روز در ذهن ها منفجر می شونددر هر خانه را که در مهران بزنید، می توانید سراغی از قربانیان انفجار مین پیدا کنید. خودشان می گویند، اگر خانه ای مجروح یا شهید انفجار مین نداشت، حتماً خانه کناری اش دارد.این یکی ها دنبال ضایعات نبوده اند. خودشان می گویند انی که دنبال ضایعات جنگی اند، اصلاً بومی نیستند. از جاهای دیگر می آیند. ضایعات را هم می برند کرمانشاه می فروشند. اهالی مهران اما زخم مین های جامانده را دارند. زمین را حفر نکرده اند و چیزی نجسته اند. در یک روز خیلی عادی، داشته اند یک کار عادی می د که ناگهان صدای انفجار و بعد، یکهو همه چیز عوض شده. مثلاً ١٣ ساله وقتی دو تا پایش را از دست داد، داشت چکار می کرد؟ دست برادر ٩ ساله اش را گرفته بود و داشتند باهم پشت خانه شان راه می رفتند که مین زیر پای شان منفجر شد. برادرش کشته شد و ماند. نظر بیگی سال ٨٣ روی مین رفته و حالا ٢٦ ساله است؛ جوان و بلند بالا. با دو پای راحت راه نمی رود. جانبازی مغز و اعصاب هم دارد. انتهای هر جمله اش، لبخند می زند: «اعصابم اب است. تشنج می کنم به خاطر آن حادثه. آنهایی که روی مین رفته اند، خیلی های شان به خاطر انفجار، همین ح را دارند. خدا را شکر بهمان رسیدند. اولش خیلی پیگیری کردیم اما بعد درست شد. ٧٠ درصد جانبازی بهم دادند. مستمری می گیرم، بیکاری اما فشار می آورد. می گویم جانبازم اما ی تحویلم نمی گیرد. این برادرم هم با لیسانس بیکار است.»به برادرش اشاره می کند که کنارش نشسته. برادری که روی مین نرفته؛ زندگی خانواده اما از آن وقت تغییر کرده. به قول خودش، همه افسرده اند. بیشتر از همه شاید مادر که وقتی در را باز می کند و می فهمد برای چه سراغ پسرش را می گیریم، چشم هایش ح غمگینی پیدا می کند.وقتی پاها را درمی آورد و کنارش می گذارد، مادر در اتاق نیست و آدم پیش خودش مجسم می کند که چطور هر روز از مشاهده این صحنه، شکاف بین ابروهایش عمیق تر می شود و چشم هایش، غمگین تر.عبدالله هم مثل سال ٨٣ روی مین رفته، هم محلی هستند. در جواب اینکه «کجا روی مین رفته ای؟» مثل ، به ته خیابان اشاره می کند و می گوید:«همین جا.» عبدالله پورفرج ٣٠ ساله است، ریزنقش. دو تا بچه دارد. یکی از بچه ها همراهش است، دختری چهار پنج ساله.عبدالله هم با روی خوش حرف می زند و پی در پی لبخند می زند؛ عادت مردم مهران است انگار؛ وقتی از دردهایشان می گویند، لبخند می زنند: «سال ٧٠ بود که به مهران برگشتیم. آن موقع ٤ ساله بودم. مهران تقریباً خالی بود. بعضی ها بعد از جنگ برگشته بودند. بچه که بودیم مهمات و گلوله که پیدا می کردیم، آتش می زدیم و بازی می کردیم. خیلی ها همان بچگی روی مین رفتند. توی همان سن چهار پنج سالگی. برادر من سیف الله،سال ٧٧ رفت. ١٤ سالش بود، چوپانی می کرد، همین جا. درجا کشته شد. سه چهار سالی هست که شهید حساب اش کرده اند. من خودم سال ٨٣ روی مین رفتم. داشتم روی زمین کار می . همین جا زمین کشاورزی مان بود. گندم درو می که مین منفجر شد.»جای خالی چند انگشت قطع شده در دست روی دکمه پیراهن چهارخانه به چشم می آید. او یک پا، یک چشم و یک گوش اش را هم روی مین جا گذاشته. همان لحظه ای که به قول خودش یکهو به هوا رفت و دیگر هیچ چیز بعد از آن مثل قبل نشد. عبدالله ٤٥ درصد جانبازی دارد. یک پراید یده و مسافرکشی می کند. درآمدش به زور به یک میلیون تومان در ماه می رسد. در مهران درآمد بدی نیست وقتی که بیشتر جوان ها به ماهی 400 -500هزار تومان راضی اند اما شغلی پیدا نمی کنند. همین تنگدستی شاید بعضی ها را به سمت جمع آوری و فروش ضایعات جنگی بکشاند. محمد که برادرش در اثر انفجار مین نقص عضو شده می گوید: «ما این اتفاقات را به چشم دیده ایم. می دانیم چه دردی است. خود من بیکارم اما حاضر نیستم دنبال جمع ضایعات بروم. که چه بشود؟! برمی دارند با چاشنی مین زیرسیگاری درست می کنند و می فروشند. چه ارزشی دارد؟! بیشتر کار غیربومی هاست که نمی دانند مین چه بلایی است. بچه های دهه 50 و 60 اینجا خوب این چیزها را می دانند چون لمسش کرده اند، آسیب دیده اند. شهید و جانباز شده اند.»ارزش یک جان چقدر است؟ اندازه یک روز کار روی زمین هایی که هنوز نشان جنگ دارد چند هزار تومان؟ می گویند توی کیسه شان ٤ تا فشنگ پیدا د و مقداری ضایعات...
گروه جهاد و مقاومت مشرق – گفتگوی ما با مدیر مجمع پیش وتان واحد ت یب کل کشور در زمینه تاریخچه یگان های ت یب در دوران جنگ تحمیلی و اقدامات این رزمندگان در مقاومت یِ امروز آنقدر گرم گرفت و ادامه پیدا کرد که وقت، به صحبت درباره سه برادرِ شهیدِ حاج علی ولی زاده (حاج اصغر، حاج اکبر و ولی زاده) و پدرشان شهید حاج بابا ولی زاده نرسید. ولی زاده از بروبچه های قدیمی ت یب در زمان دفاع مقدس و فرمانده ت یب در قرارگاه خاتم(ص) بود و بعد از آن جنگ هم نتوانست از این حال و هوا جدا شود و شرکتی تاسیس کرد تا زمین های آلوده به مین در سراسر کشور را با کمک همرزمانش پا ازی کند و به دست مردم بدهد تا در آن زندگی کرده و کشاورزی کنند. فعالیت های او در این شرکت که حالا اسم و رسم جهانی پیدا کرده، جان خیلی از مردم ستمدیده و جنگ زده در ای مرزی کشورمان را نجات داد و رونق را به زندگی آن ها برگرداند. او این روزها حتی در کشورهای دیگر هم این فعالیت بشردوستانه را ادامه می دهد و همچنان مشغول است. گفتگوی ما در سالن جلسات شرکت ایمن سازان عمران پارس انجام شد که اطرافش پر بود از بقایا و ماکت های مین و تجهیزات مین روبی. خواندن این گفتگو را از آن جهت به شما پیشنهاد می کنیم که در هر جمله اش، حرف های جدیدی نهفته است...اولین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع را می توانید در اینجا بخوانید. گفتگو با آزاده غلامی، خبرنگار دفاع مقدس خبرگزاری ایکنا.دومین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع را می توانید در اینجا بخوانید. گفتگو با علی اصغر بهمن نیا، مدیر انتشارات نارگل.سومین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع مقدس را در اینجا بخوانید. گفتگو با حاج مصطفی، برادر شهید محسن رشیدی مهرآبادی.چهارمین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع مقدس را در اینجا بخوانید. گفتگو با مرضیه نظرلو، نویسنده و پژوهشگر.پنجمین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع مقدس را در اینجا بخوانید. گفتگو با حجت ایروانی، رزمنده دیده بان و نویسنده.ششمین قسمت از گفتگوهای هفته دفاع مقدس را در اینجا بخوانید. گفتگو با میرشمس الدین فلاح هاشمی، نویسنده.-در زمان جنگ یگان ت یب کدام لشگر از بقیه قوی تر بود؟تا حالا ی این سئوال را از من نپرسیده بود. چون تفکیکش کار سختی است، بهتر است اینطوری بگویم؛ چند لشگر داشتیم که خط شکن بودند. طبیعتا می شود گفت این ها قوی تر از بقیه بودند. مثل لشگر 27، حسین(ع)، عاشورا، نجف، 5 نصر و 7 ولی عصر...حاج علی ولیزاده، نفر دوم از راست-با این نگاه فقط باز معبر در شب عملیات را ملاک قرار دادید. اما می دانیم که ت یب خیلی گسترده تر است.بله، مخصوصا در جنگ های خیر منطقه ای، وضعیتی پیدا شده که نیروهای مسلح تحت تاثیر نیروهای ت یب هستند. مثلا حتی یی ها وقتی می خواهند به موصل و فلوجه بروند مهم ترین مسئله شان بحث های ت یبیِ آنجاست. در هم مهم ترین درگیری ما درگیری ت یبی است. حتی تلفاتی که گرفته می شود هم عمدتا از راه تله های انفجاری است.ت یب در کشور ما ویژگی هایی داشت. مانند ت یبچی های کشورمان را امروز فقط می توانید در تکاوران نیروی دریایی پیدا کنید. ما نیروهایی داشتیم که روی ارتفاعات 2519 عملیات می د، در بازی دراز عملیات می د، در دزلی و مریوان هم عملیات می د. یعنی عملیات کوهستان انجام می دادند و با همین سازمان می آمدند در دشت خوزستان و در عملیات های خیبر و بدر و فتح المبین و بیت المقدس شرکت می د. همین نیرو هم به عملیات های آبی خاکی فرستاده می شد در حالی که تکورهای ما وقتی از موانع عبور می د می جنگیدند اما ت یبچی ها باید س ل گیری می د و راه را برای بقیه باز می د در حالی که باید از جانشان هم مراقبت می د. مثلا باید از اروند عبور می د و موانع را باز می د تا به هر حال قایق بتواند این مسیر را بیاید و رزمنده ها شروع به جنگیدن کنند. یا در عملیات سکوی الامیه، در دریا هم عملیات می د.ویژگی فردی که بتواند در کوهستان و دریا و خشکی عملیات کند جز در تکاورهای نیروی دریایی دیده نمی شود. این ویژگیِ منابع نیروی انسانی ما بود.از نظر یت هم خیلی خاص بودیم. آن هم بالاجبار بود؛ ما مجبور بودیم که سازمانمان را اینگونه طراحی کنیم. مثلا در حادثه هفتم تیر، مواجه شدیم با بمب هایی که برای ترور شخصیت ها وارد کشور می شد. حالا همین بچه ها مجبور بودند که به شهر بیایند و بمب ها را خنثی کنند که حاج رضا گودرزی از منطقه آمد و کار را در همین لانه جاسوسی شروع کرد.به همان اندازه ی جنگ، در مسائل شهری هم خاطره و موضوع برای مطرح داریم. فرض کنید یکی از منافقین از مرزها موادی را وارد می کرد تا به تهران برساند و عملیاتی انجام بدهد که بچه ها آن را مانیتور می د تا در زمان مناسب موادش را کشف و خنثی کنند.نمایشگاهی هم از بمب هایی که کشف و خنثی سازی شده داریم که دیدن آن تا حدودی می تواند ابعاد گسترده کار ما را نشان بدهد.یا در موضوع چک و خنثی و امنیت پروازها، رسما طی نامه ای از ما درخواست کرد تا نیروهایش را آموزش بدهیم. چون خوشبختانه از روزی که ، امنیت پروازها را به دست گرفت تا امروز حتی یک پرواز هم با خطر مواجه نشده. البته موارد خطر بوده اما در جا خنثی شده و به نتیجه نرسیده است.در بخش یت ها در دریا که کمتر درباره اش صحبت شده هم کارهای شاخصی کرده ایم. ما ت یبچی ها جنگی در خلیج فارس انجام دادیم که یکی از پیروزمندانه ترین و اثربخش ترین اتفاقات جنگ بود. همین الان هم هر وقت دشمنان خو برای خلیج فارس می بینند، شما در اخبار می شنوید که کشتی های مینروبشان را راهی خلیج فارس می کنند. ما دشمن در خلیج فارس میخکوب کردیم.با اولین مین های ما، کشتی نفتکش بیلستون که از کویت به طرف تنگه هرمز می رفت، به نحوی منفجر شد که واقعا برجکش آسیب دید. یی هایی که آن موقع نفتکش ها را اسکورت می د، باورشان نمی شد که این انفجار با مین و تله بوده. وقتی این کشتی روی مین می رود فکر می کنند مورد اصابت موشک قرار گرفته و به همین خاطر می آیند پشت کشتی و پناه می گیرند!بعد از این که متوجه مین شدند، یک سری ناوهای مینروب را به منطقه آوردند. مینروبی و مینریزی در دریا با خشکی فرق دارد. ما روز اول یکی از بحث هایمان این بود که اگر یک جی پی اس داشتیم، چقدر کارمان را راحت می کرد. در حالی که آن روزها این امکانات اندک را هم نداشتیم.مین های دریایی سه نوع است: مغناطیسی، ضربتی و صوتی. مین های مغناطیسی و صوتی کف دریا می خوابند و از آنجا عمل می کنند و اصولا در رودخانه ها از آن ها استفاده می کنند. خلیج فارس هم خیلی عمیق نیست و فقط آبراه ها حدود 50 تا 60 متر عمق دارد. یک اتفاق عجیبی رخ داد و آن هم این که ما با یک قایق و با یک ساعت زمان و با دو سه نفر نیرو و یک مین، می توانستیم از شمالی ترین نقطه خلیج فارس به جنوبی ترین قسمت برویم و مین را بیاندازیم. در این ح اگر شب باشد که دیده نمی شویم و اگر روز هم باشد و کشتی ما را ببیند، از لحظه ای که بخواهد کشتی را بگرداند و مسیرش را عوض کند، حتما پاشنه اش به مین خواهد گرفت. هدف ما این بود که بدانند خلیج فارس برای مقابله با آن ها آماده است.شما در نظر بگیرید که مثلا از کویت به سمت تنگه هرمز، یک مین در 5 کیلومتری دیده بشود و حتی بعد از آن هم هیچ مینی وجودنداشته باشد، باز هم هیچ شناوری جرأت حرکت پیدا نمی کند. در این صورت هلی کوپترها و شناورهای مینروب را باید بیاورند تا خنثی کنند. این مینروب ها تا عمق بسیار کمی داخل آب هستند و در پشتشان تجهیزاتی دارند که مین ها را از زیر آب به روی آب می آورند و خنثی یا منفجر آن در مرحله بعدی انجام می شود.سه ربع تا یک ساعت زمانی بود که ما می خواستیم تا منطقه ای را مینریزی کنیم اما 4 ماه و نیم طول می کشید تا همان منطقه مینروبی شود! این تازه با ناوگان حرفه ای آن ها بود. البته بعدها چندین ناوگان آوردند تا همزمان کار کنند و تا آ ین مرحله، کار 4 و نیم ماهه را به 45 روز رساندند. تازه بعد از مینروبیِ آن ها هم ما باز به راحتی می توانستیم دوباره منطقه را آلوده کنیم. همین الان هم تکاورهای نیروی دریایی اگر آن روزها یادشان بیاید، قلبشان طپش می گیرد.این برای زمانی است که حضرت درباره تنگه هرمز سخنانی داشتند که ما هم در آن مقطع کار را در این زمینه شروع کردیم. یادم هست که قبل از عملیات خیبر بود. حدود سال 62. دلیل این کار هم این بود که سکوهای نفتی ما را بمباران می د و حضرت تاکید داشتند که انتقال نفت و صادراتمان قطع نشود. البته روش هایی داشتیم که حتی یک روز هم صادرات نفت قطع نشد.داربست هایی را ساخته بودیم که کنار کشتی ها احداث می کردیم و با برق، میدان های مغناطیسی قوی می ساختیم و موشک های اگزوست را گول می زدیم تا به کشتی ها برخورد نکند.-نیروهایی که در این زمینه کار می د اهل کجا بودند؟یک سری از بچه های جنوب و تهران این کارهای دریایی را می د. نیروی دریایی تازه شکل گرفته بود اما یکی از اثربخش ترین کارها را انجام داد. به نحوی که یی ها وقتی از خلیج فارس می رفتند، انگار دارند از یک گردباد طوفانی خارج می شوند. انفجارهای آبی خیلی وحشتناک است برای اینکه انفجار در آب، 48 برابر قوی تر از خشکی است چون انرژی هایی که آزاد می شود در بخش های مختلفی متمرکز و قوی می شود.ما بمب ها و موشکهایی که عراق در ا می ریخت و عمل نمی کرد را هم خنثی می کردیم. ما چندین هزار بمب عمل نکرده هم در منطقه داشتیم. ما حتی اصرار داشتیم اخبار این مهمات عمل نکرده را اعلام نکنیم چون عراق اگر خبردار می شد، می رفت و روی تکنولوژی بمب هایش کار می کرد تا آن ها را اصلاح کند.-خنثی بمب و مهمات در مناطق جنگی هم مهم بود؟همه جای منطقه تردد بود به همین خاطر خنثی سازی در آن محدوده هم مهم بود. ما همزمان با این کار، آموزش نیروها را هم انجام می دادیم و از برخی از این مهمات، استفاده هم می کردیم.-چرا این کار خنثی سازی برعهده یگان شما بود؟این کار در استاندارد جهان، بر عهده اردونانس نیروی هوایی است.-مرحوم جواد شریفی هم اتفاقا در همین یگان بود و خاطراتش در کتاب حرفه ای به چاپ رسیده.بله، من با جواد دوست بودم و یادم هست که کارهایی را به او و یگانش واگذار می .-در کتاب حرفه ای به نحوی تعریف شده که انگار کل کار خنثی سازی با نیروی هوایی بوده و بقیه یگان ها مسئولیتی نداشته اند...ما با هم همکار بودیم. همین بچه های چک و خنثی سازی در ا روی موشک ها و بمب های عمل نکرده کار می د. آقای شریفی هم کارها را در بخش هایی که بچه های ما حضور نداشتند انجام می داد.-اولویت با چه واحدی بود؟در ا توسط شورای تامین تصمیم گیری می شد که چه گروهی پای کار برود. ما سعی می کردیم از همه امکانات استفاده کنیم. اردونانس نیروی هوایی مشکلی داشت که برخی سیستم های بمب های عراق برایشان قابل شناسایی نبود. بحث ریسک پذیری و وج از پروتکل های نظامی هم یک طرف بود. ما در آن زمان عمل بیشتری داشتیم. طبیعی بود که صدمات بیشتری هم می خوردیم اما به هر حال کار باید انجام می شد. البته در دانشِ کار، آن ها قوی تر بودند و البته ما هم تجربه های بیشتری پیدا کردیم که آن را هم انتقال می دادیم. این کار آنقدر وسیع بود که اصلا ساختار اردونانس نیروی هوایی قادر به پوش همه ی آن نبود.ساختار ت یب در قبل از جنگ تحمیلی یک ساختاری بود که در داشتیم. گردان وجودداشت که واحد هایی داشت مثل پل شناور، پل ثابت، آب شیرین کن و ... داشت و یک گروه هم برای ت یب داشتند. مثلا 5 نفر ت یبچی بودند که برای داشت و برداشت مین کافی بودند. در دنیا هم ساختار غربی یگان های نظامی کم تعداد و چابک بودند. سازمان ما هم تحت تاثیر این نگاه بود. تا قبل از جنگ وقتی تمام جزوات میدان مین را مطالعه می کنید به چند نمونه مشخص برخورد می کنید. مثل میدان مین های حفاظتی (حفاظت از یک مکان و محدوده خاص)، هدایتی (برای هدایت یک یگان به مسیر مشخص) و سد کننده (سخت ترین میدان مین با تراکم های مختلف). سخت ترین میدان مین دنیا همین سد کننده بود که 8 نوار مین داشت اما ما در جنگ دیدیم که این 8 نوار به 800 نوار در عمق میدان افزایش پیدا کرده!اگر ع ها و هایی که داریم را ببینید وحشت می کنید. مثلا از جفیر تا حسینیه و پشت آن تا 7 کیلومتر مرز عراق است که همه اش میدان مین بود. در چزابه از بعد از سایت 4 و 5 تمام این رمل ها تا مرز، میدان مین بود. در جایی که شهید آوینی به شهادت رسید، هنوز هم مشکل داریم. این 800 نوار دلیلش این بود که نوارهای استاندارد معمولی قابل جلوگیری از ما نبود. دلیل دوم هم این بود که زمان را از ما بگیرند. دشمن می دانست که ما در شب عملیات باید تا ساعت یک نیمه شب، معبرمان را تمام کنیم. پس هر چه می توانستند کار ما را طولانی تر می د تا نتوانیم عملیات را اجرا کنیم. مثل عملیات های والفجر مقدماتی و خیبر.حاج علی ولیزاده، نفر دوم از چپ- یعنی قبل از عملیات ما نمی توانستیم هیچ مینی خنثی کنیم؟در خیلی از مناطق کمین هایی داشتند که هر نوع کار ما قبل از شب عملیات، باعث لو رفتن موضوع می شد و به همین خاطر باید در همان شب، عمل می کردیم. تا قبل از عملیات خیبر البته این کار می شد و خنثی سازی را قبل از عملیات می شد انجام داد اما بعد از آن، منطقه حساس می شد و کل کار لو می رفت.سازمان گروه 5 نفره ابتدا به گروهان و گردان تبدیل شد و در والفجر مقدماتی تیپ ت یب تشکیل و بسیار گسترده تر شد. نیازهای جنگ باعث شد که این سازمان رشد کند. لشگرها به تبدیل شده بودند و یک تیپ ت یب در آن شکل گرفته بود.این داستانِ عبور از موانع بود و درعملیات آبی - خاکی باید غواصی هم یاد می گرفتیم. قبلا فقط مین بود اما حالا باید از موانع مختلف و سخت دیگر هم عبور می کردیم و راه را برای بقیه باز می کردیم.از اولین روزی که عراق شروع به کاشتن مین در مناطق مرزی ایران کرد، مین هایش اکثرا مین های روسی و بزرگی بود که هم کاشتن و هم برداشتنش سخت بود. اما بعدها تکنولوژی تغییر کرد و با ماشین های مین کار اقدام به پراکنده مین ها د. ماشین هایی داشتند که مثل ماشین های بذرکار، مین ها را در عمق کم می کاشتند. عراق در بحث مین گذاری روز به روز قوی تر می شد.با این همه ما در 99درصد از عملیات ها در عبور مشکلی نداشتیم و موانع را برطرف می کردیم. مثلا در کربلای 4 اصل عملیات مشکل داشت اما در عبور مشکل نداشتیم. یا در عملیات والفجر 4 در چندین جبهه در حال عمل بودیم که قدری به مشکل برخوردیم.-شما عملکرد ت یب در دوران جنگ را آسیب شناسی هم کرده اید؟بله؛ ما از یک جا خیلی آسیب دیده ایم و آن هم کلام مداحان و راویان بی اطلاع است که برخی خاطرات را که بی مبنا تعریف می کنند. مثل اینکه فلان ت یب چی گفت من پوتین هایم را در می آورم و روی مین می روم(!) و... ما آنقدر نیروهای مخلص و آموزش دیده داشتم که کار به اینجا نمی رسید تا آموزش روی مین رفتن بدهیم. ممکن بود برخی مین ها در میدان مین جا بماند که باعث شهادت رزمنده ها می شد که خیلی هم طبیعی بود. اوج گذشت در بچه های ت یب و سایر یگان ها بود اما ما آموزش شهادت به ی نمی دادیم که مثلا بگوییم چگونه خودش را شهید کند. امیدوارم این مشکل به نحوی حل شود.-الان در حال چه کاری هستید؟الان هم مشغول پا ازی مین و مواد ناریه هستیم؛ چه در ایران و چه در کشورهای دیگر. کار ما از نظر بین المللی انسان دوستانه است و اگر خدا قبول کند نیتمان برای خداست. ما شرکتی داریم که یکی از بزرگترین شرکت ها در دنیا است و کار خنثی سازی را انجام می دهیم.روز اول در دنیا تحویلمان نمی گرفتند اما الان وضع فرق کرده و باور پیدا کرده اند که جزو مجموعه های خوب و موفق در دنیا هستیم.کار پا ازی با عملیات جنگ متفاوت است و دو دنیای مختلف دارد. آن روزها اگر پا داخل میدان مین می رفتیم افتخار بود اما الان این کار کاملا غیر حرفه ای و مردود است. امروزه یکی از رکوردهایی که این شرکت ها دارند، کمتر شدن تلفات است. ما بعد از جنگ کار را شروع کردیم و اولین شرکت خصوصی در ایران هستیم که این کار را شروع کرده ایم.ما نیروهای جوان را به کار گرفته ایم و دلیلش همانی است که با نیروهای زمان جنگ به مشکل می خوردیم چون قالب آن ها شکل گرفته و الان کار با آن زمان متفاوت است. البته مدیران اصلی همه بچه های جنگ هستند که پروتکل ها را پذیرفته اند.در کنار این کارها مجمع پیش وتان واحد ت یب کل کشور را راه انداخته ایم که کارهای مختلفی را در دستور کار داریم. سعی داریم که درون خودمان مشکلات پیش آمده برای نیروها را مرتفع کنیم و از ارتباطاتمان در این زمینه استفاده می کنیم.«معبر نور» هم پایگاه رسمی مجمع پیش وتان واحد ت یب کل کشور است که با هدف پاسداشت یاد و خاطره شهیدان، جانبازان، آزادگان و ایثارگران ت یبچی دوران دفاع مقدس توسط جمعی از فرماندهان و رزمندگان واحد ت یب بنیانگذاری شده است.این سایت بمثابه پل ارتباطی این مجمع با جامعه و نیز سایر رزمندگان و ایثارگران میهن ی است تا از این طریق بتواند بخشی از ارزشهای دوران دفاع مقدس را به نسل جوان نوپا انتقال بدهد. آدرس این پایگاه هم http://mabarenoor.ir است.نامه ای حاوی گزارش کارهای انجام شده را خدمت ی فرستادیم که ایشان هم در جوابِ آن نامه، برایمان دعای خیر د. الان هم در سطح کشور و بیشتر استان ها این مجمع فعال است و اطلاعات دوستان، بین هم تبادل می شود.-وضع کار ت یبچیان ما در بحث مقاومت ی چگونه است؟ما در درگیری های منطقه ای از ابتدا حضور داشتیم و اخیرا هم چند نفر از اعضای مجمع شهید شدند. یکی از خوبی های ما در این مجمع این بود که کل امکاناتمان را متمرکز کرده ایم که مثلا وقتی بچه های شیراز از یت برمی گشتند، بچه های مشهد را روانه می کردیم و خیلی ها هم در نوبت اعزام هستند.در جنگ های جدید، تله های انفجاری نقش زیادی پیدا کرده و به همین خاطر هم حضور بچه های ت یب چی بسیار مفید و موثر بوده است لذا این نیروها در جریان مقاومت ی هم حضور دارند و آموزش هایی می دهند.-آموزش تکنولوژی ها و علوم روز در این حوزه را هم پیش بینی کرده اید؟بله، با توجه به این که غائله ای مثل کردستان را پشت سر گذاشته بودیم و آشنایی داشتیم، در مقاومت یِ منطقه هم موفقیت های خوبی را ب کردیم. البته اکثر کشور ها این تجربه ها را ندارند.یادم هست که اوایلِ جنگ در وقتی ی از من می پرسید که شرایط به چه صورت خواهد بود؟ نگاه من به آینده روشن بود. گاهی دوستان می خندیدند و من را متهم به خوشبینی می د اما چون من مشهر را دیده بودم، می دانستم که وقتی مقاومت به یک مرحله ای برسد، دیگر شرایط فرق می کند و پیروزی حتمی می شود.روزهای اول در مشهر، افرادی مثل جهان آرا و نیروهایش مقاومت د و یک سال بعد قضیه عوض شد و ما می زدیم و عراقی ها فرار می د.با دانش و تجربه ای که داشتیم خیلی موثر بودیم. شکل گیری بسیج در کشورهای درگیر به همت شهید همدانی توانست خیلی موثر باشد. آنجا روش جنگیدن ایرانی ها را دیدند و یاد گرفتند که چگونه مقاومت کنند.یکی از علت هایی که مقاومت ی شکل گرفت و رشد کرد بچه های ایرانی بودند. مثلا برخی اوقات که ی ها الله اکبر می گفتند، نیروهای غیر ایرانی فرار می د که به مرور یاد گرفتند و بهشان گفتیم ما خودمان یک عمر الله اکبر گفته ایم؛ فرار نکنید! (با خنده)-یادی هم از لشگر فاطمیون...یک اتفاق عجیبی افتاده. ما یک روز حتی 50 نفر افغانستانی هم نداشتیم که در مقابل سازماندهی کنیم اما امروز معجزه ای رخ داده که این نیروها در فاطمیون، پهلوان های بزرگ شیعه شده اند و با شجاعت تمام می جنگند. این رشادت در وجودشان بوده و اتفاقی افتاده که آن را رو کرده اند. قبل از این جنگ هر ی که در کشور دیگری می جنگید مزدور محسوب می شد و پول می گرفت اما در مقاومت ی موضوع کاملا فرق کرد.-شما برای انی که می گویند م عان حرم برای پول به جبهه مقاومت ی می روند چه جو دارید؟البته حرف هایی زدند که م عان حرم برای پول می روند اما به مرور معلوم شد انی هستند که حاضرند پول بدهند و به مقاومت ی بپیوندند و بجنگند.الان فاطمیون سازمان پیدا کرده اند و حیدریون عراقی سازمان خوبی دارند. ما جزو تئوری هایمان نبوده که چنین اتفاقی بیفتد و خواست خدا بود که این تشکل ها و نیرو ها آمدند و سازماندهی پیدا د. من این را از معجزات خدا می دانم. اگر واقعا قائله حل نمی شد امروز در خاک خودمان امنیت نداشتیم. همه این داستان ها برای ایران بود. می خواستند و عراق را بگیرند تا عقبه حزب الله را در لبنان نابود کنند و به اه ش برسد. بعدش هم مشکل ایران را مثلا حل کنند و دو مسلمان را مقابل هم قرار بدهند که الحمدلله با درایت ی و بقیه افراد مسئول، به خوبی مدیریت شد.-برخی هم می گویند چرا پول مملکت ما در جبهه مقاومت ی هزینه می شود؟روزی یکی به من گفت چرا پول های مملکت را در مقاومت ی ج می کنند؟ گفتم: به خدا یک ریال از پول های مملکت را برای مقاومت ی ج نمی کنند. دلیلم هم این بود که کشور ما پولی دارد که در دست ت است و برای هر وزارتخانه هم مبلغی در نظر گرفته شده تا ج فعالیت هایش بشود. اگر به مردم مثلا نان نمی رسد، مشکل را باید در مدیریت آن بخش ببینیم چون مثلا از پول نان مردم یک ریال هم در مقاومت ی ج نشده. ما یک استراتژی دفاعی داریم. همانطور که در بخش بهداشت و درمان باید مردم را وا ینه کنیم تا آلوده نشوند در موضوعات دفاعی هم بودجه هایی داریم تا امنیت را وا ینه کنیم. این کار هزینه ای دارد که مثلا وزارت دفاع یا باید برود تجهیزات نظامی گسترده یداری کند تا تبدیل به یک قدرت بزرگ بشود و امنیت کشوررا تضمین کند (که البته انتهای این راه مشخص نیست) یا این که باید تد ر دیگری داشته باشد. ما یک هزارم هزینه های دفاعی کشورمان را هم در جریان مقاومت ی ج نمی کنیم. مثلا اگر بخواهیم مقایسه کنیم، ما حتی به مقدار هزینه ید یک زیردریایی هم در این شش سال و در مقاومت ی ج نکرده ایم اما کشورمان را امن نگه داشته ایم.شما اگر عدد و رقم ها را احصا کنید و قیمت های زیردریایی را دربیاورید، متوجه این فاصله می شوید. تازه ید زیردریایی نمی تواند امنیت ما را به طور کامل تامین کند. اگر همین درگیری ها به کشور ما برسد، ده برابر پولی که برای یک گلوله می دهیم را باید ج کنیم. ما از بودجه هیچ وزارتخانه ای در مقاومت ی ج نکرده ایم. ما از بودجه دفاعی که مشخص است، درصد بسیار اندکی را ج می کنیم که با هدف تامین امنیت، خیلی هم با ارزش است.ما با 20 میلیون دلار کارهای خیلی بزرگی در منطقه می کنیم که با این پول سه عراده توپ هم نمی شود ید. با همین روش، یی ها در یمن وارد شده اند و عربستان را جلو انداخته اند تا هزینه ها به پای آن ها حساب شود.حالا اگر ما در خارج از مرزهایمان هم نجنگیم، این بودجه باز هم باید برای دفاع از کشور هزینه شود و داخل سبد خانوار نمی آید. منظور من این است که یک ریال از هیچ ایرانی در مقاومت ی ج نشده است و ما با کمترین هزینه، امنیت ایران را وا ینه کرده ایم.-تحلیل تان از توان نظامی و دفاعی کشورمان چگونه است؟ما استراتژی مخصوص خودمان را داریم و همه امکانات خودمان را به جبهه مقامت ی نبرده ایم. ما متکی به منابع نیروی انسانی در هشت سال جنگ پیش رفته ایم که تعدادی شهید و جانباز هم داشته ایم. امروزه اگر چندین هزار نفر را وارد جنگ کنیم، هیچ امتیازی نیست به دلیل این که با یک بمب شیمیایی می شود همه این نیروها را زمین گیر کرد. ما می گوییم اگر قرار است قوی بشویم باید در «ش.م.ر» قوی بشویم. در بحث دفاع عامل قادر به عملیات های اکتیو نیستیم اما در عملیات های پسیو قدرتمندیم. فرقش هم این است که وقتی یک چیزی را با سیستم الکترونیکی کنترل می کنید، به دلیل دانش هایی که در دنیا هست، می توانند آن را روی هوا بزنند یا جلویش را بگیرند اما اگر یک سرباز سنگی پرتاب کند، باید کلی تلاش بشود تا بتوانند جلوی این سرباز را بگیرند. ما در بحث قدرت دفاعی مثل آن سنگ در دست سرباز عمل می کنیم. تمام چترها و سایت های پ ندی دنیا را اگر حساب کنیم، فقط جلوی 20 درصد از حملات ما را می توانند بگیرند و برای همین است که ابرقدرت ها با ما مشکل دارند. برای همین است که ینجر در گفتگویش با یک مقام عربستانی که گفته بود «ما در 10 دقیه می توانیم ایران را نابود کنیم» جواب داد: اگر ایران بخواهد جنگ را شروع کند، تو وقت نخواهی داشت که به تلفن دسترسی پیدا کنی تا به ما بگویی که به کمکت بیاییم!ما یک زمانی 7 موشک از لیبی آورده بودیم که بعد از کلی تبلیغات یکی اش را شلیک می کردیم. ای ایران و پایتخت مان تحت تاثیر موشک های عراق بود و امنیت ما را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود اما الان بسیار قوی هستیم. علتش هم این است که ما متمرکز کار کرده ایم. این در توازن نظامی برای ما یک امتیاز است. وقتی یی ها در عراق و افعانستان ورود می کنند و همه دعوایشان هم با ماست، حتما چیزی هست و قدرتی را در ما دیده اند. مخصوصا که اگر ضربه ای از ما بخورد از فردا باید در کل جهان بساطش را جمع کند.من البته اعتقاد دارم که نباید بچه هایمان را به کشتن بدهیم و حتی در بحث های شهادت طلبانه هم به دستور آقا آنقدر کارکرده اند که با سیستم های هدایت شونده همان کار انجام می شود و هیچ تلفات انسانی نداریم.ما باورهایمان را داریم و تخصص هم داریم و شکر خدا وضع خوبی پیدا کرده ایم. ما در اوایل جنگ در کردستان حتی برای شلیک خم هم مشکل داشتیم اما الان این همه امکانات دفاعی داریم و به یک قدرت منطقه ای تبدیل شده ایم. ما اصلا دنبال جنگ نیستیم و هیچ چیزی بدتر از جنگ نیست اما اگر اتفاق افتاد راهی جز مقاومت نداریم.*میثم رشیدی مهرآبادی
جدال با مین های قاتل | مین روب با سابقه از خطراتی می گوید که در کمین آنهاست اجتماع > اجتماعی - انفجار مین به جا مانده از دوران دفاع مقدس باز هم قربانی گرفت و این بار در ارتفاعات استان کرمانشاه باعث شهادت یکی از اعضای گروه مین روبی و مجروح شدن یک نفر دیگر شد. این حادثه بعدازظهر شنبه 15 مهر ماه در منطقه بمو از توابع شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه رخ داد. آن روز اعضای گروه مین روبی در این منطقه کوهستانی در حال شناسایی و خنثی سازی مین های به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی بودند که ناگهان یکی از مین ها عمل کرد و منفجر شد.شدت این انفجار به حدی بود که یکی از اعضای گروه به نام قربان برات زاده به شهادت رسید و یکی دیگر مجروح و به بیمارستان منتقل شد. این نخستین بار نیست که انفجار مین در مناطق مرزی کشور قربانی می گیرد. آمارها نشان می دهد که هر سال حوادث اینچنینی باعث شهادت و مجروح شدن افراد بی گناه زیادی می شود.اما این حوادث بیشتر در کدام مناطق رخ می دهد؟بهنام صادقی، یکی از ت یب چی های باسابقه که در زمان جنگ و پس از آن در تیم های مین روبی حضور داشته در گفت وگو با همشهری می گوید: در زمان جنگ گروه های ت یب چی را نیروهای ، یا سربازان و داوطلبان تشکیل می دادند که پس از جنگ نیز از این افراد برای خنثی سازی مین هایی که 5 استان کشور را آلوده کرده بودند، استفاده می شد اما در سال85 این عملیات به مرکز مین ز واگذار شد. به این ترتیب بخش خصوصی هم به کمک بخش نظامی آمد و پس از دریافت مجوزهای لازم، انی که به این بخش می پیوستند، آموزش های لازم را می دیدند و راهی عملیات مین ز می شدند.وی ادامه می دهد: عملیات مین ز ادامه داشت و در این سال ها مرکز مین ز موفق شد مناطق عمومی و شهری را پا ازی کند اما هنوز مناطقی که دارای ویژگی های خاص هستند، وجود داشتند که آلوده به مین بودند. این مناطق شامل باتلاق ها، شنزارها و مناطق صعب العبور هستند که با دستگاه ها و تجهیزات موجود به راحتی نمی شد آنها را پا ازی کرد و هم اکنون نیز عملیات پا ازی در این مناطق که گفته می شود یک درصد مناطق آلوده را در برمی گیرد، ادامه دارد.حادثه ای که بعدازظهر شنبه رخداد در ارتفاعات استان کرمانشاه رقم خورد. صادقی می گوید: کرمانشاه 3منطقه کوهستانی صعب العبور دارد که ارتفاع در آنجا حتی به 2700متر هم می رسد. مرکز مین ز برای دسترسی به این ارتفاعات اقدام به احداث جاده کرده تا نیروها بتوانند به این مناطق دسترسی داشته و عملیات پا ازی را انجام دهند. متأسفانه با گذشت زمان، شرایط در مناطق ویژه برای دسترسی به مین ها سخت شده و آنها گاهی تا اعماق زمین فرورفته اند و به همین دلیل ممکن است هنگام عملیات منفجر شده و حادثه ساز شوند.صادقی که تا همین یکی، دو سال پیش از اعضای گروه مین ز بود در طول سال ها فعالیت شاهد حوادث تلخی نیز بوده است؛ « مین روب ها هر روز جانشان را کف دستشان می گیرند و با مرگ مواجهند. در این سال ها شاهد حوادث تلخی بودم و تلخ ترین حادثه، شهادت یکی از دوستانم به نام بهرام کاکایی بود. اعضای تیم های مین ز خوب می دانند که حادثه هر لحظه در کمین آنهاست و با فداکاری و از جان گذشتی و با تجهیزاتی که بعضا اختراع خود آنهاست به این عملیات ادامه می دهند تا همه مناطق به طور کامل پا ازی شود.»حوادث انفجار مین در 5 ماه نخست امسال5 فروردین: انفجار مین در مهران و مجروح شدن جوان 21ساله14فروردین: انفجار مین در بانه و یک مجروح16فروردین: قطع پای مرد 50ساله در انفجار مین در پاوه18فروردین: مجروح شدن 3سرباز هنگ مرزی در انفجار مین در مریوان29فروردین: انفجار مین در سردشت و مجروح شدن مرد 40ساله4اردیبهشت: مجروح شدن یک نفر در انفجار مین در اشنویه6اردیبهشت: موج گرفتگی راننده مینکوب در انفجار مین در قصرشیرین8اردیبهشت: مجروح شدن مرد 48ساله در انفجار مین در سقز11اردیبهشت: مجروح شدن یک مین روب در شلمچه12اردیبهشت: مصدومیت راننده مینکوب در قصرشیرین25اردیبهشت: مجروح شدن جوان 28ساله در قصرشیرین28اردیبهشت: مجروح شدن 2مرد در مهراناول داد: کشته شدن یک نفر و مجروح شدن 2نفر در انفجار مین در س ل ذهاب و پیرانشهر7 داد: موج گرفتگی یک نفر و انهدام بیل مکانیکی در انفجار مین در دشت عباس8 داد: موج گرفتگی راننده و انهدام بلدوزر اداره راه در مهران11 داد: مجروح شدن مین روب در مهران22 داد: مجروح شدن مین روب در مهران26 داد: مجروح شدن یک مرد در مرز مریوان15تیر: مجروح شدن یک نفر در سردشت2مرداد: مجروح شدن 2مین روب در سقز7مرداد: مجروح شدن یک نفر در پیرانشهر18مرداد: انفجار در مریوان و مجروح شدن یک مرد20مرداد: انفجار مین در حمیدیه و مجروح شدن یک مرد