تصمیم به ادامه حصر

گروه خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که پیشتر با مطلب "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن"، و نیز گفت وگویی با عباس سلیمی نمین با عنوان "برخی تندروهای اصلاحات می خواهند و شوند" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند؛ این گفت وگوها در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.آنچه در ادامه می آید حاصل گفتگوی نزدیک به 2 ساعته خبرگزاری تسنیم با عباس عبدی تحلیلگر مطرح اصلاح طلب درباره مسئله حصر و را ارهای پیش روی آن است. البته در خلال این گفت وگو و به مناسبت هایی مجدداً بحث ها و پرسش و پاسخ هایی راجع به انتخابات 88 نیز پیش کشیده شد، اما با توافق طرفین گفتگو، بویژه موضع آقای عبدی مبنی بر اینکه باید فارغ از مباحث 88 درباره حصر گفت وگو کرد، چراکه سخن گفتن درباره 88 نیازمند موقعیت و فرصت دیگری است از این رو بخش هایی که مباحث جانبی گفت وگو بودند از متن حذف شد.
تسنیم: بسم الله الرحمن الرحیم.موضوع گفت وگوی ما راجع به مساله حصر است.سوالات مختلفی راجع به این موضوع داریم اما اگر اجازه بدهید با مقدمه شما شروع کنیم اینکه در حال حاضر وضعیت حصر را چگونه می­بینید؟عبدی: ببینید اگر بخواهم درباره حصر صحبت کنم، اول باید مشخص کنم موضع ­ام کدام طرف است. یک زمانی از موضعِ اصلاح­ طلبان صحبت می­ کنم، یک زمان هم از موضعِ ناظر به موضوع نگاه می ­کنم. از موضع اصلاح­ طلبی معتقدم مهمترین مسالۀ ­ اصلاح­ طلبان باید حلِ مسالۀ حصر باشد. علتش هم این است که حصر یک نمادی بوده از یک موقعیتی که در گذشته پیش آمده و به یک شکافِ قابل توجهی میان آنها و حکومت منجر شده است و وجود همین شکاف اساساً رفتار اصلاح ­طلبانه را با اختلال مواجه کرده است. با وجودِ چنین شکافی خیلی نمی ­توانند به یک سیاستِ اصلاح­ طلبانه عمل کنند و جلو بروند. بنابراین همیشه معتقد بودم اولین اولویت­ آنها در سیاست باید حل این مساله باشد.اما وقتی می­ گوییم حل شود، معنای آن این نیست که بپرسیم آیا باید "توبه کنند"، قطعا چنین نیست. ممکن است اقدامی هم ند و حل نشود، اما ناظران و مردم وقتی ببینند اینها درست اقدام د ولی پاسخ مثبتی نمی ­گیرند، مسئولیتش را می ­اندازند به گردن انی که به این کار پاسخِ مثبتی نمی­ دهند و انی هم که پاسخ مثبت نمی ­دهند "فعّالِ مایشاء" نیستند که هر کاری بخواهند، بتوانند انجام دهند. آنها هم به عرصۀ اجتماعی نگاه می کنند، می­ بینند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اگر این کار را نکنند، مردم راجع به آنها چگونه قضاوت می ­کنند؟ ون چگونه قضاوت می ­کنند؟ به همین دلیل معتقدم اولین مساله این است؛ اما به شرطی که این مساله در چارچوبِ 92 حل می­شد نه در چارچوب 88. در چارچوب 88 نگاه به حل مساله یک چیز است، در چارچوب 92 نگاه کاملاً به موضوع متفاوت است.ولی در مجموع معتقدم این مساله چندان آن طور که باید و شاید، و به معنای دقیق در دستور کار اصلاح ­طلبان قرار نگرفت. انتظارشان این بود که ت این کار را کند. در حالی که به نظر من ت یا آقای فارغ از اینکه اصلاً دوست داشته باشد یا دوست نداشته باشد، توان این کار را ندارد. اینکه وی رئیس شورایعالی امنیت ملی است، فرعِ بر مساله است. اصلاً یک بحث شکلی نیست که نامه ­ای نوشته شود و بخواهد که شرایط تغییر پیدا کند. بحث این است که یک مجموعه­ ای باید ارتباط خود با سیستم را روشن کنند و بعد براساس آن روش عمل کند. نیازی هم به عذرخواهی و توبه طرفین نیست. وقتی بر آن اساس عمل می ­کنند، آن موقع منطقاً باید پاسخ مثبتی هم بگیرند. این از نگاهِ اصلاح ­طلبی به قضیه است.اما از نگاه عنصر ناظر یعنی به عنوان تحلیلگر که نگاه می­ کنم، معتقدم از سال 92 کم ­کم معلوم شد که ادامه حصر به نفع کشور نیست و پس از انتخابات امسال ادامه این مساله اصلا به مصلحت هیچ کدام از دو طرف ماجرا نیست. اما این بدان معنا نیست که هیچ کدام از دو طرف تقصیر ندارند یا مثلاً می­ توانند فوری آن را جمع کنند. طرفین باید به این درک برسند که ادامۀ این وضعیت نفعی برای آنها ندارد. علتش هم این است، عاملی که موجب حصر شده از بین رفته است. برای چه این را می ­گویم؟ برای اینکه من میان حصر به عنوان یک اقدام پیشگیرانه و حصر به عنوان یک عملِ مجازاتی، کاملاً تمایز قائلم. معتقد نیستم حصر عملی مجازاتی است، چون اگر یک اقدام مجازاتی است، اقدام مجازاتی بدونِ رسیدگی دادگاهی امکانپذیر نیست. هیچ در این مملکت این ادعا را نمی ­کند. حتی اگر بدترین آدمها هم باشند، اصلا بدون دادگاه امکان ندارد که مجازات انجام شود.اما بدون دادگاه ممکن است بتوان از طریق شورای عالی امنیت ملی یا موارد دیگری، اقدامات پیشگیرانه­ ای انجام داد. مثلاً یادم است زمانی که بعد از پذیرش قطعنامه مشابه این اتفاقات به یک شکلی دیگری رخ داد و استانداران و شورای تامین می­ توانستند برخی افراد را به طور موقت تبعید کنند، اما این تبعید، تبعیدِ مجازاتی نبود، یک تمهیدی بود برای اینکه یک اتفاقاتی رخ ندهد. بخصوص در منطقۀ خوزستان رخ داد ولی به معنای مجازات و حکم نبود.این اقدامات همیشه مبتنی بر یک مقدماتی است، یعنی اگر آن مقدمات منتفی شود، آن پیشگیری هم عملاً منتفی شده است. در حالی که در مجازات چنین شرطی را نداریم. معتقدم حتی اگر سال 89 حصر براساس اه پیشگیرانه­ ای انجام شده باشد، آن اه به طور قطع بعد از سال 92 تضعیف شده و از سال 96 به بعد موضوعیتی ندارد. بنابراین چون عاملی که سبب حصر شده است، دیگر وجود ندارد، خود حصر بی ­معنا است؛ اما باز هم به این معنا نیست که بتوان صفر و یکی آن را حل کرد. حصر را می­ توان در یک فرآیند کوتاه مدت از بین برد. البته هنگامی که می ­گوییم حصر یک اقدام پیشگیرانه است، آن زمان دیگر ماهیت آن با یک مجازات متفاوت است. مجازات این است که آن فرد باید زجر و سختی بکشد، و این سختی، جزء مجازات است اما در اقدامِ پیشگیرانه اصلاً چنین مساله ­ای وجود ندارد. فقط برای پیشگیری از یک اقدام دیگری است و نباید همراه با سختی باشد.بنابراین می شود در این چارچوب نگاه کرد و برای آن تمهیداتِ مناسبی شید و بعد می ­شود به صورت پله ­ای آن را رفع کرد، ابتدا ممکن است خانواده­ هایشان بیشتر و راحت تر به دیدارشان بروند یا کم­ کم ی ری از دوستان و نزدیکان آنها بروند و خود این می­ تواند یک تجربۀ کاملاً روشنی باشد برای اینکه نشان دهد آن عاملِ پیشگیری منتفی شده یا منتفی نشده است.به نظر من بدترین اثری که تداوم حصر دارد این است که اجازه نمی دهد به اتفاقات سال 88 فارغ از حصر، نگاه شود. هنوز در جامعه ارزش ­گذاری، قضاوت و داوری­ اتفاقات 88 در پرتو وضعیت حصر انجام می شود و این درست نیست لذا باید خیلی سریع تر حل شود. این مسئله هم به نفع حکومت و هم به نفع طرف مقابل است.همچنین برداشت شخصی من این است که عامل ایجادکنندۀ حصر فارغ از هر نگاهی که به آن داشته باشیم، از بین رفته و می­ شود این مشکل را برطرف ­­کرد.تسنیم: در مطلبیفرموده بودید، زمینۀ موجد حصر از بین رفته و اثر آندیگر وجود ندارد، الان زمان آن است که حصر از بین برود آن هم با هر نتیجه ­ای؛ چه دادگاه و چه کامل. شما گفته بودید کامل بهتر است، منتها فرض کنید حصر برداشته شود و تصمیم بر تشکیل دادگاه باشدتا به اقدامات آقایان هم رسیدگی قضایی شود. به ویژه از این نظر که حق خصوصی هم این وسط وجود دارد، مثلاً انی هستند که سال 88 آسیب دیدند، ن نا شدند، قطع نخاع شدند و اینها می­خواهند از آقایان و شکایت کنند، به نظر شما امکانِ برگزاری دادگاه وجود دارد؟ به عبارت روشن ­تر افرادی که سال 88 به آنها گفته شد ما می ­توانیم کل آرا را برای شما بازشماری کنیم،اما اینها نپذیرفتند، حالا که بحث دادگاه خیلی داغ شده و آقای گفته من را دادگاهی کنید، اگر دادگاهی برگزار شود، چنین افرادی اساساً رای دادگاه را می پذیرند؟عبدی: از نظر من هر اتفاقی می­ افتد، بیفتد ولی اصلاً دادگاه هیچ موضوعی را حل نمی­ کند. واقعیت این است که نمی شود مسائلِ را از طریق قضایی حل کرد، مسائل راه­ حل­ های دارد. اتفاقات سال 88 فارغ از هر نکته ­ای که طرح شود یک مساله بود و را­ه­ حل­ های و نه قضایی دارد. آنان که گمان دارند با روش های قضایی و غیر می توان مسائل را حل کرد یا متوجه ماجرا نیستند یا ریگی در کفش دارند.تسنیم: اکنون در این مساله دو طرفوجود دارند، یک طرفمحصور و یک طرفکه در قبال آنها مدعی است، به عنوان یک ناظر بیرونی معتقد نیستیدحق بزرگی از پایمال شده که باید جبران شود؟عبدی: فارغ از اینکه مقصر اتفاقات سال 88 چه ی بود، باید بگویم این اتفاقات بیش از اینکه به 4 یا 5 نفر یا حتی صد نفر لطمه وارد کرده باشد، یک ضربۀ عظیم به مملکت بود. البته ممکن است تحلیل من متفاوت از خیلی ها در دو طرف ماجرا باشد. اما اینکه تقصیر چه ی بود، یک بحث دیگری است و در کوتاه مدت نمی توان به نتیجه رسید چون مرجع بیطرفی برای رسیدگی وجود ندارد و همه انی که می خواهند رسیدگی کنند در این مورد موضع دارند؛ در هر حال اصل مسالۀ 88 یک فاجعه­ ای است و آیندگان بیشتر آثارِ این فاجعه را متوجه خواهند شد که چگونه پس از این حوادث ساخت ت در ایران امنیتی شد. دلیل بخش عمده­ ای از فسادهایی که اکنون شما می ­بینید، همان فضا و وضعیتی بود که به وجود آمد و فضا را امنیتی کرد. اصلاً یک فاجعۀ عجیب و غریبی بود. من نمی­دانم چه ی باید تمامی پاسخ و هزینه ­های آن را بدهد!تسنیم: قضیه حصر با تصویب شورایعالی امنیت ملی در سال 89 انجام شد. علت اصلی هم این بود که آقایان وارد فاز دیگری شده بودند و دیگر بحث انتخابات مطرح نبود، بیانیه ­ای که برای 25 بهمن صادر شد، هیچ ارتباطی به انتخابات نداشت؛ گفتند بیایید به خاطر همبستگی با مردم و مصر و لیبی به داخل خیابان­ها بریزیم! آن هم به موازات فراخوان­ هایی که برای 22 بهمن انجام می ­شد یعنی به نوعی مقابله با 22 بهمن هم معنا می ­داد. فکر می ­کنید آن زمینه ها و انگیزه های آقایان برچیده شده و این آقایان انگیزه­ ای برای این کارها ندارند؟عبدی: در مورد اینکه چنین انگیزه هایی هست یا نیست، ما نمی­توانیم انگیزه ­خوانی کنیم. آنچه که می ­توانیم بگوییم واقعیت عملی است که در حال رخ دادن است. من برداشت خودم را از این واقعیت می ­گویم که اگر چنانچه انی در جامعه باشند که الان هم بخواهند گذشته را بازتولید کنند، خیلی صریح و روشن علیه آنها موضع ­گیری و برخورد می ­کنند.تسنیم: چه انی؟ از خود اصلاح ­طلبان؟عبدی: بله. بدون تردید. به همین دلیل است که شما این نوع اظهارنظرها و دیدگاه­ ها را نمی ­بینید.تسنیم: گام مثبتی است اما سوالی که پیش می آید آن است که چرا آن زمان اصلاح­ طلبان کار موثری برای جلوگیری از این کارها ن د؟ و اینکه چرا همین الان هم اصلاح طلبان صریح و روشن نمی گویند که "این آقایان اشتباه د آن زمان این کار را د". حتی همین را هم نمی­ گویند.عبدی: علت اینکه نمی گویند اشتباه د یا ن د، این است که شما هنوز وسط دعوا هستید. باشد، اشکالی ندارد، اصلاح طلبان این سخنان را بگویند اما آن طرف حاضر است این را بگوید. آن طرف که نمی ­گوید. پس از این خواسته نسبت به هر دو طرف باید گذشت. سیاست را نباید به گونه ای تعریف کرد که تعلیق به محال شود. سیاست را باید در عمل دید و نه سخن.تسنیم: چه چیزی را بگوید؟عبدی: 7 نفر از اعضای شورای نگهبان در ستاد آقای احمدی ­نژاد چه می ­ د؟ برخی برای او سخنرانی می­ د. آیا پذیرفتنی است که نهاد ناظر طرفدار علنی یک نامزد باشد؟ اگر قاضی پیش از صدور حکم در باره پرونده ای اظهار نظر کند از قضاوت در باره آن منع می شود چطور از یک نامزد علنی طرفدار د؟ این فقط یک مورد.تسنیم: فکر میکنم دوباره بازگشت شد به بحث انتخابات! ولی عرض من این بود که اصلاً به گفته شما بحث انتخابات را کنار بگذاریم و درباره خود حصر صحبت کنیم که سال 89 و به دلیل آن اقدامات 25 بهمن اتفاقا افتاد! مقصودم از سوال این بود که چرا اصلاح طلبان به صورت صریح و رسا نمی گویند که آقایان کاملاً اشتباه د در سال 89 و ... عبدی: من اصلاً به قبل از سال 88 می روم. به خاطر اینکه قبل از اینکه اتفاقات سال 88 رخ دهد، مواضع ­ام را در این قضیه برای دوستانم نوشتم تا وارد این جریان نشوند. ریشه های این جریان در قبل از سال 88 است.اعتقاد من این بود که نباید با هدف تغییر وارد انتخابات 88 شد چراکه این اقدام جز به بحران و بن ­­بست، ما را به جایی دیگری نمی ­رساند. این اقدام جز اینکه نه تنها اصلاح ­طلبان، بلکه کل اصلاح طلبی را با بن ­بست مواجه ­کند، چیزی نداشت. همه این نکات مکتوب وجود دارد. بنابراین این مساله از 22 داد 88 شروع نشد. مصاحبۀ فرماندۀ نیروی انتظامی را حتماً بخوانید. آقای احمدی­ مقدم از آقای نقل و قول­ هایی می ­کند که حس می ­کنم حتی ادبیاتی که نقل و قول می ­کند، عیناً ادبیاتِ احمدی­ نژاد است. نقل به مضمون هم نکرده است. این برای من جالب است. به نظرم آن رویداها یک بازی بود که آن طرف یعنی جناح احمدی­ نژاد طراحی کرد و اصلاح­ طلبان هم در این بازی افتادند و معتقدم ی هم به هیچ­ وجه این مساله را دوست نداشت. اکنون هم این مسائل را نمی­ گویم. من فردای آن مناظره 13 داد، در کردستان سخنرانی داشتم. عین همین قضیه را گفتم. در واقع سیستم آنها ( ) این بازی را طراحی د و اصلاح ­طلبان هم وارد آن شدند و کل این بازی شکل گرفت.بنابراین اتفاقات نه از 22 داد شروع شد و نه در 23 داد تمام شد. یک فرآیند، پروسه­ و جریان شکل گرفت، یک طرف بازی فعال بود و یک طرف دیگر هم فریب قضیۀ خورد و وارد جریانی شدند که انتهای آن حداقل از نظر من، کاملاً مشخص بود چه نتیجه ای خواهد داشت. و این را 5 ماه پیش از انتخابات مکتوب .تسنیم: ضربه بزرگی هم به وارد د. آنهم با ادعاهایی علیه کل ساختار و...عبدی: آن اتفاقات صد در صد برای جامعه زیانبار بود. گذشته گذشته است ولی قرار نیست این ضربه ادامه پیدا کند. نکته اینجاست، هدفِ سیاست، قضاوت و اجرای عد نیست. برای اینکه اگر بخواهیم این کار را ، باید از ق ل شروع کنیم و او را محاکمه­­ کنیم که چرا ه ل را کشتی؟ کوشش سیاست این است که آلام را کم کند.عده ­ای از انی که طرفدار سبز بودند، وقتی نظرات من را می ­خواندند، می ­گفتند ده­­ها نفر کشته شدند، شما چرا این حرف ها را می زنید؟ من در جواب گفتم: شاید به کشته شدن ده ­ها نفر راضی نیستید، و تا صدها و هزاران نفر کشته نشوند، اصلاً قانع نمی­ شوید. من هم می ­فهمم آدم کشته شده اما از این مهمتر این بود که به مملکت این همه ضربه وارد شد. از همه این مسایل مهمتر این است که دیگر ی کشته نشود و باید ببینیم از حالا به بعد چه کنیم که این خسارت­ها افزایش پیدا نکند؟ اینگونه باید به این مسالۀ سیاست نگاه کرد ولی اگر از این زاویه نگاه کنیم که حق با این است یا حق با آن است، این مجازات شود یا آن مجازات شود، راه به جایی ندارد.تسنیم: آیا اصلاح طلبان حاضر هستند تضمین بدهند که این آقایان در صورت رفع حصر اتفاقات سابق را تکرار نمی کنند؟ عبدی: تضمین به نظرم حرف درستی نیست. اینهایی که می­ گویم در موارد دیگر هم بوده و مشابه آن را نوشتم. مثلاً در مورد می­گویند این تضمین دارد یا ندارد؟ پاسخ روشن است که تضمین حقوقی چندانی ندارد. اگر من یک را از شما ب م و یک قراردادی را بنویسم، ولی پول بدهم و شما جنس را ندهید، این تضمین دارد و تضمین آن دستگاه قضایی است، چون ما در این مملکت زندگی می ­کنیم و مطابق این قوانین شکایت می­کنیم. اما در مسالۀ ، تضمین «قدرت» است. احتیاح نیست به ی بگویید این کار را می­کنی یا خیر.تحلیلی به موضوع نگاه می ­کنم که او این کار را نمی ­کند و اگر د هزینه­ آن برایش سنگین می ­­شود. پس اصل مبتنی بر موازنه قدرت است. اگر امروز هم یک نفر چنین تضمینی بدهد و فردا نشد، می ­خواهید با آن فرد چه کنید؟ وثیقه که نیست که به اجرا بگذارید.بنابراین تضمین که می­ گوییم، یک امر حقوقی نیست. یک امر و یک فهمِ است. مثلاً من پذیرفتم شما با من مصاحبه کنید، هیچ تضمینی داشتید که وقتی آمدید من با شما مصاحبه کنم؟ من این کار را می ­کنم و حتی اگر حوصله هم نداشته باشم زیر این قول و قرارم نمی ­زنم چون می­دانم این کار آبروی من را می­ برد بنابراین در این موضوع تضمین حقوقی نداریم، تضمین داریم و اصلاً نیازی هم به آن نیست. لذا برداشت من این است که چنین اتفاقی نمی­ افتد و تکراراتفاقات گذشته بی معنی است.اصلاً ی از دو طرف دنبال این کارها نمی­رود.تسنیم: چرا اصلاح طلب ها به این نتیجه رسیدند{که تکرار آن اتفاقات بی معنی است}؟عبدی: چند دلیل دارد؛ یکی این است که حکومت هم متوجه شد که در سال 88 یک خسارتِ سنگینی خورده است فارغ، از اینکه تقصیر چه ی بوده است. مثلا ببینید شورای نگهبان بعد از آن ملاحظاتی را رعایت می ­کند و بعد هم ی ری موارد دیگری در انتخابات 92 و 96 رعایت شد. به هر حال همه داریم از گذشته درس می ­گیریم. حالا یک وقتی عبرت گیری از این درس را بیان می ­کنیم و یک وقتی براساس آن عمل می­ کنیم. این عمل است که اهمیت دارد.به نظر من همه مردم و اکثریت هر دو طرف از 88 حداقل به لحاظ عملی عبور کرده اند، حتی اگر به لحاظ ذهنی هم عبور نکرده باشند، به لحاظ عملی حس می ­کنند این اتفاق خیلی بدی برای مملکت بوده است. یعنی اگر آقای احمدی ­نژاد به صورت عادی از سال88 تا 92 رئیس جمهور می شد(بدون آن اتفاقات پس از انتخابات 88)، خسارات آن برای مملکت یک دهم آن چیزی است که الان بود. اگر این بود خیلی بهتر بود.اصلا آقای چرا در انتخابات 88 حاضر شد؟ چون یک انگیز ه ­ای داشت و فکر می­کرد کارهای احمدی­ نژاد به نفع مملکت نیست. من تا اینجا با او موافق هستم فارغ از اینکه اگر ایشان می ­آمد آیا می ­توانست جلوی این سیاست ها را بگیرد یا نه؟ من از این نظر با آقای موافقم که ادامۀ آن سیاستها مثبت نبود و باید تغییر می­کرد. ولی از اینجا به بعد وماً با او موافق نیستم که این روشی که طی شد، آیا منجر به آن هدف می­ شود یا خیر؟ مثلاً اگر یک نفر روی زمین بیافتد و در وضع بدی باشد، هم من و هم شما دوست داریم او نجات پیدا کند ولی آیا این دلیل می ­شود هر نوع تجویزی برای او انجام دهیم؟ شاید تجویز من سبب کشتن او شود بنابراین انگیزۀ ما مجوزی برای درستی عمل­مان نیست.من واقعاً می ­گویم از اینکه احمدی ­نژاد رئیس ­جمهور این مملکت بود از خودم خج می­ کشیدم، که ما به کجا رسیدیم که چنین اتفاقی افتاد؟! اما با همۀ این حرف ها معتقد بودم سال 88 نباید علیه او به این شکل وارد می شدند تا او را کنار بزنند. برای اینکه می ­دانستم این اتفاق نمی ­افتد نه اینکه از آن سیاست ها راضی بودم.به دلایل متعدد معتقدم امکان و اجتماعی کنارگذاشتن او نبود بنابراین علیرغم اینکه از آن موقعیت و سیاست­ های او بدم می آمد اما این را می ­فهمیدم که نباید برای کنار گذاشتن او دست به هرکاری زد. برای هر کدام از این کارها باید جداگانه مجوز بیاورید. اما معتقد بودم که هیچگاه حاضر نبود به صحنه انتخابات بیاید و سال 88 با انگیزۀ درستی آمد، نمی ­تواند را کنار بگذارد. البته اعتراض من تنها به ادامه آمدن آقای نیست حتی به آمدن آقای خاتمی هم اعتراض داشتم و معتقد بودم این ها در مملکت بحران­ سازی می ­کند ولو اینکه آنها نخواهند چنین اتفاق بیفتد. همه این صحبت های من به صورت مکتوب هم وجود دارد. این مساله کلیدی است که میان انگیزه و عمل، انگیزۀ خوب هیچ عملی را وماً توجیه نمی ­کند.تسنیم: الان یک قسمتی از ماجرا انی هستند که هرازگاهی کمپین راه می­ اندازند و این مسئله را پیچیده تر می کند؛ بویژه اینکه تجربه هم نشان داده حکومت در شرایط فشار تصمیم نمی گیرد. این نقد همیشه به اصلاح­ طلبان بوده که این چرا با این جور کمپین ها که می توان حدس زد چندان هم واقعاً به دنبال رفع حصر نیستند مرزبندی ­ دقیقی نمی کنند. مثلاً تفاوت وجود دارد بین شخصیت­ هایی مانند شما در جبهه اصلاح­ طلب با یک شخصی مانند آقای تاج­زاده در همین جریان. یک جور و یک دیدگاهنیستند ولی مرزبندی هم نمی کنند.عبدی: در اینکه همۀ اصلاح­ طلبان یک­دست نیستند تردیدی نیست همچنان که آن طرف هم این وضعیت را ندارد. ممکن است انگیزه ­ها، تحلیل ها، سابقه و ذائقه هر کدام از آنها متفاوت باشد. اما برای مملکت مناسب نیست تا قصد انجام کاری دارد، این طرف یک کمپینی راه بیندازد و حکومت هم بگوید این کار را نمی ­کنیم مبادا بگویند ضعیف هستیم. این اصلاً درست نیست، حکومت باید اعتماد به نفس داشته باشد و اصلاً به کمپین ­ها اهمیت ندهد. اگر این کار به نفع مملکت است و اگر با سال 88 به این دلیل مخالف است که آن را به ضرر مملکت می دانسته، می ­تواند با ادامۀ حصر هم به همین دلیل مخالف باشد.تسنیم: یکی از این نفع و ضررها «معنا»یی است که آن اتفاق پیدا می کند. مثلاً یک نفر مانند شما می­ گویید 88 را کنار بگذاریم و از 88 به بعد را ببنیم، ولی یک زمانی برخی می خواهند اگر هم رفع حصری صورت گرفت آن را اینچنین «معنا» کنند که حکومت پی برده در سال 88 هم ادعاهایش اشتباه بوده لذا این آقایان را آزاد کرده است!عبدی: این به آن شرط است که شما همه چیز را بخواهید ذهنی تحلیل کنید مثلاً سال 92 که این اتفاق افتاد، برخی{در سوی مقابل} گفتند "دیدید سال 88 چه کارکرد خوبی داشت، مانع شد که در 92 تقلب کنند!" ولی فکر نمی­ کنم این ایده جا افتاد. با گفتن یک طرف هرچیزی که جا نمی ­افتد. همچنان که آن طرف هم نتوانست سلامت 92 را قرینه انتخابات 88 معرفی کند. اینگونه ما داریم واقعیت را در شعار و تبلیغات مستحیل می کنیم. اینکه سیستم، حصر را رفع کند، فارغ از اینکه کمپین ها و دیگران چه می گویند، همه متوجه می ­شوند این اقدام را از موضع مصلحت ­سنجی و اقتدار انجام داده یا از موضع ضعف و ترس.تسنیم: شما فکر می کنید جامعه چه تصوری می­ کند؟عبدی: مردم در هر زمان، به شرایط نگاه می ­کنند. می گوید سیستم، حصر را تاکنون ادامه داده و از این به بعد هم می ­تواند ادامه بدهد، مشکلی برای ادامه دادن ندارد. به نظرم جامعه در شرایط کنونی از موضع مصلحت ­سنجی و عقلانیت حکومت و منتفی شدن عامل آن نگاه می کند.تسنیم: معنای تحمیل پیدا نمی ­کند؟عبدی: نه. به نظرم حکومت باید کار خود را انجام دهد و به این حرف ها و کمپین ها توجهی نکند. با کمپین که نمی ­شود واقعیت­ ها را قلب کرد. البته ممکن است کمپینی مبتنی بر واقعیت باشد. اما در نهایت سیستم هیچ حکومتی نباید رفتارهای خود را به این چیزها ربط بدهد. وقتی چند بار حکومت مستقل تصمیم بگیرد و کار خودش را انجام دهد، از دفعات بعد دیگر ی چنین قضاوت ­هایی نمی­ کند، اما اگر ببینند حکومت هربار بر اساس این نوع رفتارها واکنش­ نشان می­ دهد، طبیعی است که کمپین ها این موضوع را به همه موارد تعمیم می ­دهند.تسنیم: شما این را قبول دارید برخی انی که منادی رفع حصر هستند، واقعا به دنبال رفع حصر نیستند و سودی برای آنها ندارد؟عبدی: من در ذهن آنها نیستم. اما اینطور نگاه می ­کنم که برخی کارها حصر را تشدید می ­کند. بنابراین انی که چنین کارهایی می کنند یا آگاه نیستند و یا آگاهانه این کارها را می کنند لذا یکی از این دو ح است و شِق سوم ندارد.تسنیم: الان اگر ما در موضع اپوزیسیون بیرون بنشینیم و از نظرگاه آنها به تحولات ایران نگاه کنیم، طبیعی است که دوست نداریم حصر پایان بگیرد، هرچند ظاهراً موضع رفع حصر داشته باشیم.عبدی: آنها می ­خواهند حصربه نفع خودشان رفع شود، یعنی اینکه بگویند حکومت ترسید و حصر را خاتمه داد! بنابراین این حرف ها را می ­گویند که حکومت بترسد و این کار را نکند. خیلی ساده است. یا اگر حکومت چنین کاری کرد آنها یک سکه ­­ای را بالا می ­اندازند می ­گویند "شیر و خط" ؛ چه شیر بیاید یا خط، در هرصورت درست پیش­ بینی کرده باشند. بنابراین اپوزیسیون به گونه ای حرف می زند که چه حصر منتفی بشود چه نشود به نفع آنها تمام شود. این یعنی انفعال حکومت. ولی حکومت مقتدر نباید به این چیزها توجه کند. باید یک کمیته بگذارد تا آن کمیته بررسی کند که رفع حصر به نفع حکومت است یا نه؟ اگر به نفع است، ادامه دهد و اگر به نفع نیست، چگونه آن را رفع کند؟حالاهر ی هر چه می­خواهد، بگوید.تسنیم: این پروژه اصلاح ­طلبان(رفع حصر) اگر واقعاً با نیت عملی شدنباشد، قطعاً راهش بوق(کمپین رسانه ای) نیست، در این قضیه کاری شده است؟عبدی: نمی شود.وقتی می­ گویید راه حل بوق نیست این هم مشکلاتی ایجاد می ­کند مثلاً سر این بیماری آقای ، این همه مسائل پیش آمد. اصلاً قبل از این ی چیزی نمی ­گفت، اما وقتی فردی مریض می شود و بیمارستان می رود، طبیعی است که این مسائل مطرح می­ شود بنابراین باید انتظار این سر وصداها را داشت.تسنیم: ی برود با آقای و صحبت کند که از راه گذشته برگردند.عبدی: قبل از اینکه ی با و صحبت کند، عده ای پیگیر بودند. من خبرِ ریز آن را دارم. پیگیر بودند که اجازه داده شود کم ­کم با آنها ملاقات شود و دوستان نزدیک به دیدارشان بروند اما راه نمی دهند. اصلاً یک عده ­ای در آن طرف نمی­ خواهند مساله حل شود. یعنی فکر می ­کنند اگر حل شود، آنها بیکار می ­شوند. اینطوری نباید باشد. باید صحبت کرد. آنها هم مثل همه افراد به محیط­ خود نگاه می­کنند و متناسب آن پاسخ می دهند.هیچ سیاستمداری در ایران فعال مایشاء نیست که هر تصمیمی را هرطور که می ­خواهد بگیرد. سیاستمدار به عرصۀ عمومی نگاه می کند که اگر حرفی زده شود، چقدر یدار دارد و چه انی به او نگاه می کنند؟ این تضمینی که می­گویم اینجاست. اصلاً چنین چیزی شدنی نیست.تسنیم: شما فرمودید همه از جمله اصلا ح طلباندرس گرفتند که آن شرایط هاب به نفع کشور نیست، پس به این سمت حرکت نمی­ کنند. اما گمان می کنم تصور حکومت این است که حداقل بخشی از اصلاح طلبان در شرایط فعلی چنین مواضعی دارند ولی اگر یک دفعه فضا مخدوش شد و مسئله ای ایجاد شد اتفاقاً اصلاح­ طلبان باز هم ممکن است پای کار بیایند و وسط معرکه باشند.عبدی: اصلاً فرض کنید اینطوری باشد. تداوم حصر که این را بدتر می ­کند. تدوام حصر چه چیزی را حل می ­کند؟! اگر این مشکل هم وجود داشته باشد، راه حلش این نیست. ببینید مشکل حکومت ایران این است که اصلاً با اپوزیسیون ارتباط ندارد. الان آقایان ، و خانم رهنورد 7 سال است که در حصر هستند، چند نفر از حکومت رفتند با آنها صحبت کنند که شما به این دلایل این وضعیت را دارید و تا این زمان اینگونه ادامه پیدا می ­کند و شرط رفع حصر هم این است؟ آنان یا می پذیرند یا نمی پذیرند. اصلاً حکومت صحبت نمی ­کند. نمی­دانم در این یط چه اتفاقی پیش می ­آید! وقتی دوطرف صحبت نکنند آن زمان ذهنیت ­های منفی نسبت به هم پیدا می ­کنند و چیز وحشتناکی می ­شود. در حالیکه راه­ حل وجود دارد. آدمها حتی وقتی می ­خواهند با هم دعوا کنند، صحبت­شان را می ­کنند. مشکل خاصی وجود ندارد. حداقل منافع گفت وگو این است که طرفین از افکار، نیات و برنامه ­های هم مطلع می ­­شوند. به نظرم اینطوری اصلاً مناسب نیست البته نه فقط در حصر، بلکه در تمام حوزه ­ها باید این اتفاقات رخ دهد.تسنیم: اعتقاد برخیاین است که نفع بخشی از بدنۀ اصلاحات در ادامۀ حصر است تا رفع حصر.عبدی: اصلاً فرض کنیم این درست باشد، خُب چرا حکومت اجازه می دهد اینها چنین نفعی ببرند؟تسنیم: تصور اصلاح­ طلباناین بود که آقای کاری می­ کند، آقای هم در این زمینه اقدامی نکرده؛ منظورم از اقدام، فشار به حاکمیت نیست، چرا که قطعاً عملی نیست. لذا مقصودم اقدامی است که زمینه های حصر را کاملاً مرتفع کند.عبدی: در دو طرف انگیره ای برای حل این مساله نمی بینم. قطعا یک عده قابل توجهی از حل شدن حصر نفع نمی برند چون یک چیزی این وسط وجود دارد که حل می­شود که به نفع آنان نیست. یک عده ­ای از رفع حصر دفاع نمی ­کنند یا یک عده­ ای حداقل انگیزه­ ای برای حل آن ندارند. چون باید هزینه­ بدهند و اقدام کنند من فارغ از اینکه نمی­ دانم در ذهن آقای چه می ­گذارد، ایرادم به اصلاح­ طلبان این بود که شما چرا مساله خودرا حل نمی ­کنید.؟البته آقای اصلا ابزار این کار را هم ندارد، چون آقای در شکافِ بین این طرف و آن طرف است که بالا آمده . از بدی او هم نیست از زرنگی­ اش است. این را بد نمی ­دانم. تقریباً دو طرفِ اصلی ماجرا در این قضیه منفعل هستند. اینها تناقض ­های عجیب و غریب برای اصلاح­ طلبان و طرف دیگر درست کرده است.تسنیم: شما گفتید عامل اصلی حصر از بین رفته است با توجه به اینکه شما از زاویه امر به ماجرا نگاه کنید، معتقدید حصر به خاطر مصلحت امنیتی اتفاق افتاد؟عبدی: معتقد بودم بهترین شکل رفتار به گونه ای بود که به این وضع دچار نمی شدند. باید بیرون می­ ماندند. در ایران این مهم است. یعنی نباید کاری می ­ د که کار به اینجا کشیده شود. فرآیند رادیکال این شرایط را ایجاد می­ کند. مانند اعتیاد است برای اینکه راحت شوی، مجبوری دُز مصرف را بالا ببرید.تسنیم: یعنی باید حواسشان بود تا کلاً از دور خارج نشوند.عبدی: من همان موقع از انتشار بیانیه 17 دفاع و بهتر بود همان مسیر تداوم می یافت.تسنیم: امروز که می ­گویید این عامل از بین رفته، اینکهی ری بازی ­های ِ رادیکالی را دوبار لید بزنند، به زنده شدن این ماجرا کمک نمی ­کند؟ مثل اعتصاب غذای آقای دوباره ماجرا را وارد یک سیری جدید می کند.عبدی: نه آقای واقعا در این قضیه حق دارد.تسنیم: ادامۀ از دور خارج شدن نیست؟عبدی: نه نیست. آقای قبلاً در یک طبقه مس ی بودند و در یک طبقه هم ان بودند، چیز خاصی هم نداشت اما الان ساختمان غیرآپارتمانی است و حضور نگهبان در خانه آن هم در شرایطی که وی است، بی معناست. به همین دلیل باید رعایت کرد. نمی­دانم چرا به این مسائل توجه نمی­ کنند.خوب ایشان پیر است، کمردرد گرفته، نتوانسته تکان بخورد، هر ی هم بود عصبانی می ­شد و باید یک کاری می ­کرد. این رفتارها با ایشان درست نیست. می ­خواهید مجازات کنید، دادگاه بگذارید انجام دهید. این حصر است و فقط محدودیت ­های ارتباطی دارد دیگر هیچ مشکل دیگری نباید برای او ایجاد شود.تسنیم: آقای که وضعیت بغرنجی در حصر نداشته؛ ایشان مسافرت می رود گفته می شود رامسر و سرعین و جاهای دیگر هم راحت می رود؛ رستوران اگر بخواهد می رود. در واقع حصر هم آن معنایی که در افکار عمومی پیدا کرده، نیست.عبدی: آقای آدم با محبت و بسازی است. اهل گردش به معنای عرفی نیست یک عمر زحمت کشیده و مبارزه کرده فکر کنید رامسر و یا جاهای دیگر رفته است، این را برای آرام محیط انجام داده. یعنی صادقانه با اینها برخورد کرد، بعد دید آنها به گونه دیگری استفاده د. یک بخش از هدفش این بوده که بگویدحصر آنطور که گفته می ­شود، نیست. شما می ­توانید این را هم از آن موضع تصور کنید. ولی سوء تبلیغات د.تسنیم: یعنی دوست داشته پالس­ های مثبت بفرستد؟عبدی: می خواسته همراهی کند و گرنه می توانست بگوید"من نمی­ آیم، می ­خواهم همین جا باشم". بعد مگر ناتوان است که بخواهند او راسفر ببرند.وقتی در خانه خودش آزاد باشد، می ­تواند هر جا برود.تسنیم: پسرش و دیگران دارند فضای حصر را وحشتناک نشان می­ دهند در صورتی که اینطور هم نیست.عبدی: حالاچرا با اینکه چندین بار از دستگاه قضا خواسته شده هر هفته یک تعداد به ملاقات این افراد بروند و با هم گپ بزنند این اجازه داده نشده. مگر چه می ­شود؟تسنیم: شاید به انی که می­ خواهند بروند گپ بزنند اعتماد ندارند.عبدی: نه به همه آنها اعتماد دارند. حالا فرض کنیم، به آنها هم اعتماد ندارند و آنها می خواهند به دیدار آنها بروند و آنها را تند کنند. خانم که هر روز می ­رود و می ­­آید. فرزندانشان هم هر هفته می ­آیند و می­ روند. پس ادامه کار این چه توجیهی دارد؟!تسنیم: به عنوان جمع بندی، شما می گویید ادامۀ روند برای مملکت چندان آورده­ برای هیچ طرف ندارد. درست است؟عبدی: اصلاً ندارد. در بدترین ح این است که آقایان بعد از رفع حصر دوباره سیاست قبل­ خود را تکرار می کنند و آن اتفاقات رخ می دهد، خب این بار همه می ­فهمند بی خود آنها را آزاد د. اتفاقی که نمی ­افتاد. دیگر بدتر از این که نمی ­شود.سیاست رفع حصر، سیاستِ غیرقابل اشتباهی است، برای اینکه هر زمان پشیمان شدند، دوباره این کار را می ­کنند. در این صورت دیگران هم قضاوت می­ کنند که عجب کارِ بدی د، آنها را آزاد د، خوب است آنها را حصر کنند.تسنیم: آقای نامه­ ای نوشته است و موسسه ای در لندن هم کت از نامه های آقای چاپ کرده که چیزی مبنی بر پشیمانی از حتی برخی رفتارها در سالهای قبل در آن مشاهده نمی شود.عبدی: من تاکنون چنین چیزی را نشنیدم.(بعد از گفتگو کتاب را گرفتم ولی هنوز نخوانده ام) البته کاری هم به این موضوع ندارم. فرض کنید یک نفر با این عقیده رفع حصر شود. مگر افراد را به دلیل عقیده حصر می کنند.تسنیم: مجددا هاب ایجاد می ­شود! می توان با امنیت اینطور شوخی کرد؟عبدی: این تازه یک احتمال است که شما می­ گویید. من معتقدم اگر ی بخواهد رفتار گذشته را تکرار کند، بخش عمده ­ای از طرفداران با آن برخورد می­ کنند. رفتار گذشته ناظر به وضع گذشته بوده است و وضع امروز رفتار جدید طلب می کند. متاسفانه در آن طرف هستند که سیاستهای امروز خود را با وضع گذشته و نه امروز هماهنگ می کنند. البته فرض من این نیست که ی همان کارها را انجام می دهند.اما فارغ از این فرض، خود طرفداران اینها با آن اقدامات موافقت نمی ­کنند. برای حکومت چه چیزی از این بهتر.تسنیم: آقای خاتمی هم جزء افرادی استکه با آنها مخالفت کنند؟عبدی: من که نمی­توانم لیست بدهم. من یک جامعه ­ای را می ­بینم و حدسم را از این جامعه می­گویم. رفع حصر، حکم نیست که اگر اشتباه شد، بگوییم نمی ­شود آنها را زنده کرد. یک حکم رفع حصر است. اگر یک نفر در حصر فوت کند و آن فوت را تقصیر حصر بگذارند، برای حکومت بدتر است یا بیرون بیایند و حالا چند تا نظر هم بگویند.اصلاً نمی­دانم این موضوع برای چه ادامه پیدا می ­کند؟! هر چه فکر می­ کنم این موضوع را نمی ­فهمم. حصر که کار سختی نیست. نمی­ خواهم بگویم این کار را انجام دهند اما میخواهم بگویم راه ­حلهای را باید به شکلهای متنوعی تجربه کرد.بخش عمده­ ای از افرادی که با این محصورین ارتباط دارند از جریان میانه­ روی این جریان هستند. اطرافیان آقای اعضای حزب اعتماد ملی هستند و اطرافیان اقای خط ی ها...دو جریان رادیکال در هر جریان اکنون هم کار خود را می ­کنند. حصر هم رفع شود، مستمسک دیگری پیدا کرده و می ­روند یک نوع دیگری این کار را انجام می ­­دهند. خیلی دربند این قضیه نیستند. از طرفی مسائل را نمیشود اینگونه حل کرد.شما حتی اگر حصر را حل کنید، چندمسالۀ دیگر به وجود می ­آید، در این کشور مساله که کم نداریم. سیاست همین است باید هر روز با یک مساله ای دست و پنجه نرم کرده و آن را حل کنیم. مسائل تمام شدنی نیست آن هم در ایران!!انتهای پیام/
آرزو فرشید در رو مه اعتماد نوشت: تغییر ترکیب مجلس در انتخابات ٩٤ را می توان یکی از بزرگ ترین شانس های به حساب آورد زیرا در غیر این صورت فرا یون امیدی در کار نبود تا یک بازوی کمکی برای تحقق وعده های انتخاباتی رییس جمهور باشد. صحبت از تشکیل کمیته «رفع حصر» در این فرا یون است؛ کمیته ای که رسانه ای شدن خبر تشکیل آن تحرک و تکاپوی قابل توجهی در جریان م ع حصر به پا کرد. رای دهندگان به تلاش ت برای رفع حصر را از همان وقتی که حصر دوساله بود؛ یعنی در انتخابات ٩٢ طلب د اما رسانه ها و چهره های خاصه اصولگرایان در همه این مدت به اندازه دو ماه گذشته این موضوع را جدی نگرفته بودند. البته برخی اصلاح طلبان همچون محمدرضا عارف، رییس فرا یون امید از تمرکز رسانه ها در این باره خوش شان نمی آید. عارف پیش تر ورود رسانه ها به موضوع حصر را عامل به نتیجه نرسیدن گشایش هایی دانسته بود که به گفته او در تابستان ٩٢ ایجاد شده بودند. او حتی مایل بود که تشکیل کمیته رفع حصر در فرا یون محرمانه بماند تا بتوانند بی سرو صدا مساله را پیگیری کنند و نهایتا به یک نتیجه برد – برد برسند. نیمه مرداد ماه بود که خبر تشکیل کمیته رفع حصر منتشر شد و پس از آن هم خبر دیدار با علی لاریجانی رییس مجلس و یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی به رسانه ها رسید. بعد هم مشخص شد که اعضای شورای عالی امنیت در جلسه ای پیرامون موضوع حصر به گفت وگو نشسته اند. اگرچه سخنگوی شورا تاکید کرد که این گفت وگو ها بدون اینکه در دستور کار باشد، انجام شده و به تصمیمی در مورد تغییر در وضعیت حصر نیز ختم نشده است اما امید به ختم این غائله افزایش یافت.در همین حال رسانه های اصولگرا به شکلی اگر نگوییم بی سابقه اما کم سابقه موضوع حصر را در دستور کار قرار داده و در قالب های مختلف از جمله یادداشت و گفت وگو به آن پرداختند؛ پرداختی متفاوت از قبل. اغلب مطالب منتشر شده در دو ماه گذشته پیرامون موضوع حصر رنگ و بوی راه حل جویی دارد. از همین رو است که بیش از ت یب و توهین به محصورین به چرایی و چیستی حصر می پردازد. اینجاست که از حصر به عنوان یک راه حل پیشگیرانه و نه مجازات یاد شده و پیشنهادات مختلفی برای حل و فصل آن طرح می شود. تسنیم بیش از دیگر رسانه های همفکر خود روی مساله حصر تمرکز کرده و با فعالان و چهره های هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در این باره به گفت وگو نشسته یا سخنان آنان را پوشش داده است. از نجات گرفته تا عباس عبدی، از اسماعیل کوثری تا داریوش سجادی، فعال ن امریکا.نمی توان گفت بی طرفانه و منصفانه اما حرف های همه را کم و بیش شنیده و منتشر کرده است. این رویکرد متفاوت از یک سو و تلاش کمیته رفع حصر از سوی دیگر این گمانه را تقویت می کند که قرار است مقامات مسوول در نظام ایران این گره را با دست بازکنند و اجازه ندهند که گذر زمان کار را به دندان برساند.اقدامی پیشگیرانه و نه مجازاتنخستین موضوعی که سبب می شود تلاش ها برای حل و فصل مساله حصر جدی تلقی شود، تعریف و تاکید بر چرایی حصر است. به عنوان مثال اکنون دیگر علی مطهری تنها ی نیست که اعتقاد دارد حصر به عنوان مجازات در نظر گرفته نشد.عزت الله ضرغامی نیز در مراسم یادواره م عان حرم در فسا گفته بود «تصمیم حصر در جلسه رسمی شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت و علت اصلی آن هم جلوگیری از نا امنی و تشنج جدید و تبدیل کشور به صحنه درگیری مسلحانه همچون برخی کشورهای منطقه بود». یا رضا سراج فعال اصولگرا در یادداشتی نوشت: «چرایی حصر به فراخوان و در بهمن ٨٩ بازمی گردد. این فراخوان هیچ ارتباطی با موضوع انتخابات نداشت و در راستای بی ثبات سازی همزمان ایران و محور مقاومت و پاسخ در مبداء (ایران) به بیداری ی بود.»یادآوری این نکته که حصر به عنوان یک راه حل پیش گیرانه در نظر گرفته شد تا مانع از سرایت بی ثباتی های منطقه به داخل کشور شود؛ نتیجه ای غیر از این ندارد که با توجه به تغییر وضعیت منطقه، لازم است در مورد تداوم یا رفع حصر نیز یک بار دیگر به صورت جدی بررسی و تصمیم گیری شود.تلاش برای اثبات حسن نیتدومین نکته ای که سبب می شود تلاش مقامات مسوول اعم از هواداران حصر و هواداران رفع حصر برای رسیدن به یک اتفاق نظر را جدی تلقی کنیم این است که م عان حصر برای نشان دادن حسن نیت نظام از موضوعات تازه ای سخن گفته اند. به عنوان مثال مقدم فر، کارشناس مسائل و امنیتی اصولگرا در گفت وگو با تسنیم برای نخستین بار پس از انتخابات سال ٨٨ خبر از موافقت نظام با بازشماری کل آرای انتخابات داده و گفته است: «معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد «اگر اعتراض دارید، آرای «تمام صندوق ها» را تمام شمار می کنیم. دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟... ی با آقای جلسه گذاشتند و نصیحت شان د که همه اعتراضاتت را قانونی پیگیری کن. بعدها که این افراد در مقابل نظام قرار گرفتند، باز هم شنیدم آقا افرادی را فرستادند تا به آقای پیغام دهند شما چه می خواهید، مگر نمی خواهید از نتیجه انتخابات مطمئن باشید؟ بیایید صندوق ها را بشمارید. (نقل به مضمون)، بعدها هم شنیدم که ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم؟ من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.»بیان این قبیل مطالب و تلاش های کمیته رفع حصر در چارچوب دیدار با اعضای شورای عالی امنیت ملی در کنار اتفاقات کم نظیری مثل دیدار یک فعال با یکی از محصورین سبب می شود که گمان کنیم حل و فصل موضوع- فارغ از اینکه تصمیم نهایی تداوم حصر است یا رفع آن – نزدیک است.اسماعیل دوستی عضو دوره چهارم شورای ی شهر تهران و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی که اخیرا با مهدی ملاقات کرده است در این خصوص گفته «مدت ها بود که برای دیدار با آقای به مراجع ذی صلاح درخواست هایی داده بودم که خوشبختانه اخیرا از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این اجازه صادر شد تا با ایشان دیداری داشته باشم. این دیدار نیز خیلی مفصل انجام شد و آقای امیدواری بسیاری نسبت به آینده نظام و انقلاب داشتند.»دوستی با تاکید بر اینکه در این دیدار حامل هیچ پیامی از طرف فرد خاصی یا برای فرد خاصی نبوده است، گفته بود: « موضوع رفع حصر نیازمند تد ری است که نظام در حال اتخاذ آنهاست.»راه حل جویی منطقیسومین موضوعی که سبب می شود گمان کنیم در نظام عزمی جدی برای تعیین تکلیف موضوع حصر وجود دارد همان وجه تمایز کار رسانه ای جریان اصولگرا طی دو ماه گذشته نسبت به قبل از آن است. انتشار مطالبی که محور اصلی آن راه حل جویی است نشان می دهد، طرفداران ادامه حصر منطق در بیان خود را افزایش داده و رویکردی نسبتا متفاوت اتخاذ کرده اند. آنان که طی سال های گذشته تنها «عذرخواهی» رسمی و صریح آقایان و و خانم رهنورد را خواستار بودند اکنون از ضرورت ارایه «تضمین» سخن می گویند. دغدغه فعلی هواداران ادامه حصر این است که در صورت رفع حصر، آرامش و امنیت نظام به خطر نیفتد. برخی از فعالان اصلاح طلب اما این دغدغه را چندان جدی نمی دانند. مثلا عباس عبدی در گفت وگو با تسنیم در این مورد گفته است: «در بدترین ح آقایان بعد از رفع حصر دوباره سیاست قبل خود را تکرار می کنند و آن اتفاقات رخ می دهد، خب این بار همه می فهمند بیخود آنها را آزاد د. اتفاقی که نمی افتد. دیگر بدتر از اینکه نمی شود. سیاست رفع حصر، سیاستِ غیرقابل اشتباهی است، برای اینکه هر زمان پشیمان شدند، دوباره این کار را می کنند. در این صورت دیگران هم قضاوت می کنند که عجب کارِ بدی د، آنها را آزاد د، خوب است آنها را حصر کنند.»اصولگرایان اما به اندازه عبدی این موضوع را ساده نمی بینند و برای اینکه مطمئن باشند اتفاقات سال ٨٨ تکرار نخواهد شد، تضمین می خواهند. آنها که پیش تر به کمتر از «عذرخواهی» رسمی محصورین راضی نمی شدند اکنون به یک دستخط از سید محمد خاتمی رضایت خواهند داد. این را سعید احدیان در رو مه اسان کمی بعد از ماجرای اعتصاب غذای نوشت: «اگر سران اصلاحات و آقای خاتمی خواهان رفع حصر هستند، به جای مطالبه کلی وارد صحنه شوند و برهم نزدن آرامش و امنیت کشور را تضمین کنند البته این تضمین باید اولا توسط شخص آقای خاتمی نیز صورت گیرد چرا که تنها تضمین آقای خاتمی است که نتایجی که ذکر خواهد شد را خواهد داشت و ثانیا باید طی مکتوبه ای رسمی و علنی اعلام عمومی شود.»درخواست ارایه ضمانت از سوی رییس ت اصلاحات در حالی است که او در دیدار با جمعی از جوانان اصلاح طلب به تلاش خود برای رفع حصر اشاره کرده و از ی خواسته بود تا دستور فرمایند مساله حصر حل شود. ت یب محبوبانکنار هم قراردادن اظهارنظرهای اخیر و معیار قرار دادن تمرکز رسانه ای جریان اصولگرا بر موضوع حصر برای آنکه نتیجه بگیریم حصر به زودی مرتفع خواهد شد، می تواند واقع بینانه نباشد چه آنکه نگاهی به همان رسانه های اصولگرا نشان می دهد که برخی از چهره های غیرمعتدل این جریان علاقه ای به حل و فصل موضوع حصر ندارند. این طیف همان دغدغه ها را دارند و خواهان تضمین هستند اما تضمینی سفت و سخت تر. آنها خاتمی را فرد مناسبی برای تضمین ارایه دادن نمی دانند و حتی او را به دورویی و دروغگویی متهم می کنند. به عنوان مثال جهان نیوز، در مطلبی تحت عنوان «تلاش برای رفع حصر یا شگردی برای سفیدنمایی خود؟!» نوشته بود: «خاتمی در سال های اخیر تلاش کرده که مخفیانه به مقامات عالی نظام پیام بدهد که از فتنه ٨٨ نادم است و حاضر است با فراهم شدن برخی شرایط حتی اعلام برائت علنی هم د. او همچنین در محافل خصوصی از عدم تقلب و افراط و در سال ٨٨ نیز سخن می گوید. حال همین خاتمی درباره حصر یکطرفه مطالبی را بیان می کند که نه با عد سازگار است و نه با اعلام مخفیانه نادم بودنش از اقدامات خودش و و همخوانی دارد. همین مواضع اوست که بسیاری را نسبت به نیت برخی نامه نگاری ها و چراغ سبز نشان دادنش برای بازگشت به حاکمیت و برخی تلاش ها برای خارج شدن از نظام را مشکوک می کند. خاتمی با تکرار این مواضع بر بی صداقتی خود صحه می گذارد. او بیش از هر دیگری از موضع حاکمیت دربرابر فتنه گران که همان توبه از اقدامات ضدامنیت ملی و اعتراف به گفتن دروغ بزرگ (تقلب) وهمچنین جبران برخی اشتباهات گذشته است، خبر دارد. با همه اینها ظاهرا می خواهد مسیر دیگری را طی کند که وی و جمع دیگری از اصلاح طلبان را در مسیر ج بیشتر از حاکمیت قرار خواهد داد.»طرح موضوع محاکمهتوهین و ت یب چهره های محبوب جریان اصلاح طلب برای دلسرد آنها از پادرمیانی و نهایتا حل و فصل مساله تنها را اری نیست که برگزیده شده است. دومین گزینه آنها ایجاد هراس از نتیجه محاکمه است. با وجود اینکه خواسته اصلی محصورین طی این سال ها برگزاری دادگاه علنی بوده، این گروه معتقدند که محاکمه محصورین پیامدی بد و مجازاتی سنگین برای آنها خواهد داشت لذا به نفع خودشان است که از این درخواست چشم پوشی کنند. به عنوان مثال نجات وقتی در جمع مسوولان بسیج دانشجویی کشور صحبت می کرد با اشاره به آنچه جوسازی درخصوص نامه نوشتن به ی برای رفع حصر خواند؛ گفت: «اصلا ی در امور حصر دخ نداشتند و ندارند. درخواست رییس قوه قضاییه و مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود. امروز هم اگر بنابر مصالحی فرضا شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت در شرایط حصر تغییر ایجاد کند، باز حق قوه قضاییه برای محاکمه آنها سرجای خودش است چرا که هر سه نفر این افراد پرونده مجرمیت مفتوح دارند.»اینکه تصمیم نهایی در مورد تداوم یا رفع حصر چیست، موضوعی است در صلاحیت مقامات عالی نظام و به طور مشخص شورای عالی امنیت ملی اما سوال اینجا است که ت و بازوی کمکی او یعنی کمیته رفع حصر در فرا یون امید در فراهم بستر مناسب برای تصمیم گیری در این خصوص چقدر موفق خواهند بود. نگاه به ترکیب اعضای شورای عالی امنیت ملی ( ، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، محمدباقر نوبخت، دریابان علی شمخانی، سعید جلیلی، سرلشکر محمد باقری، سرلشکر سیدعبدالرحیم ، سرلشکر محمدعلی جعفری، عبدالرضا رحمانی فضلی، محمدجواد ظریف و سید محمود علوی) امید و انتظار در مورد موفقیت ت را افزایش می دهد چراکه و وزرایش ٥ نفر از ١٢ عضو شورا هستند. علی لاریجانی نیز بعد از دیدار با کمیته رفع حصر وعده داده بود که این موضوع را پیگیری می کند لذا راضی نیمی از اعضای شورای عالی امنیت ملی می تواند ساده تر از قبل باشد.
گروه خبرگزاری تسنیم- عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ در یکی از آ ین مواضع رسمی راجع به این موضوع، آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته است که شورای عالی امنیت ملی در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از چندی پیش آغاز شد، سعی کرده است در گفت وگو با صاحب نظران با دیدگاه های مختلف به این مسئله بپردازد.+ بیشتر بخوانید: چرا برخی تندروهای اصلاحات می خواهند و شوند؟+ بیشتر بخوانید: حداقل های رفع حصر و چیست؟آنچه در این خبر می خوانید مشروح گفت وگوی تسنیم با حمیدرضا مقدم فر مدرس و کارشناس مسائل و امنیتی است. از مقدم فر اخیراً یادداشتی نیز درباره موضوع حصر در تسنیم منتشر شد که این مصاحبه با عنایت به آن یادداشت و به در تشریح و تبیین بیشتر مباحث پیرامون حصر و فتنه 88 انجام شده است. او نظراتی متفاوت با برخی مصاحبه شوندگان در پرونده ی «درباره حصر» دارد.+ بیشتر بخوانید: سه نگاه درباره رفع حصر و ؛ کدام حصر رفع شود؟مقدم فر در این گفت وگو از اقدامات بسیاری که مجموعه نظام برای جلوگیری از بروز واقعه ای مانند حصر یا مجازات و انجام داد سخن می گوید. از اینکه حتی شورای نگهبان به گفت که اگر بخواهد می توانیم تمام صندوقها را بازشماری کنیم. از توصیه های انقلاب به و برای پیگیری تمام اعتراضاتشان از مسیر قانونی و وارد نشدن به راهی که انتهای آن فقط به سود دشمنان کشور است. مقدم فر همچنین درباره مواضع خصوصی و علنی محمد خاتمی سخن گفته است؛ از اینکه چرا او برخی حقایق فتنه 88 را در جلسات خصوصی می گوید و حاضر به اظهار علنی آنها نیست.بیشتر بخوانید: اگر و بعد از حصر همان رفتارها را تکرار کنند، اصلاح طلبان چه خواهند کرد؟ عباس عبدی پاسخ می دهدآنچه در ادامه می آید متن کامل این گفتگو است:+ تسنیم: روایت شما از نحوه شکل گیری حصر چیست؟ یک نوع بحث واکاوی تحرکات این آقایان است؛ یعنی پرداختن به اینکه چه روندی را در پیش گرفتند که نتیجه آن حصر بود. البته در این مورد همانطور که پیش از این نیز طی مطالبی در تسنیم اشاره شده در ایام منتهی به حصر نوعی از اتفاق و اجماع میان گروه های مختلف از راست و چپ وجود داشته است که حرکات آقایان خلاف امنیت ملی است و حتی فردی مانند آقای ناطق که از حامیان آقای در انتخابات بود از ضرورت برخود جدی قضایی با مسببان ماجرای 25 بهمن 89 سخن می گوید. ولی نوع دیگر بحث این است که بپرسیم آیا تمهیدات لازم از سوی نظام برای اینکه این آقایان به این مرحله نرسند، و یا به عبارت دیگر به آنها کمک شود تا از این راه بازگردند انجام شد یا خیر؟- مقدم فر: فتنه 88 یکی از فتنه های عظیم بود که شاید بتوان آن را سخت ترین، پیچیده ترین، مهمترین و سنگین ترین تهدید علیه نظام دانست. حتی از 8 سال جنگ تحمیلی هم سخت تر بود. که محل بحث آن اینجا نیست. در واقع موضوع ما در حال حاضر دو نفری هستند که در حصر قرار دارند.معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد اگر اعتراض دارید، آرای "تمام صندوق ها" را تمام شمار می کنیم. دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟ اما آقای میرحسین قبول نکرد.امروز راحت می شود در مورد این موضوع صحبت کرد. کاری به عاملان بیرونی فتنه 88 نداریم. درواقع سران اصلی فتنه را افرادی می دانیم که در ، و بیرون از مرزهای ما بودند. سران داخلی فتنه هم با اینکه در انقلاب ی خوش سابقه بوده و سوابق خوبی داشتند، اما به خاطر نفسانیت، قدرت طلبی و یا غفلت گرفتار شدند. این دو گروه یعنی سران فتنه داخلی و خارجی تقریبا در یک مسیری قرار گرفتند که آن مسیر، مسیر دشمنان تابلودار، آشکار و معاند نظام از اول پیروزی انقلاب تاکنون بوده است. متاسفانه هر دو با هم در یک ریل قرار گرفتند.امروز این ارزی خیلی راحت است، چون بسیاری از انی که سران فتنه را همراهی می د، امروز حاضر به همراهی با آنها نیستند البته برخی هنوز جرأت بیان ندارند اما بعضی بیان می کنند که اطلاعیه ها، رفتارها و نوع اعتراضات در انتخابات 88 توسط این دو نفر غلط، بی منطق و غیرقانونی بود. اما نظام در مقابل قانون شکنی آنها به خاطر پیشینه و سوابق آنها و زحماتی که برای انقلاب کشیده بودند خیلی به این آقایان لطف کرد.زمانی که سران فتنه اعتراضات غیرقانونی را شروع د و بخشی از افرادی که به آنها رأی داده بودند، را به کف خیابان کشاندند که منتج به رقم خوردن فتنه شد، خیلی از بزرگان اعلام د: "شما این نظام، قانون اساسی و مراتب قانونی این نظام را پذیرفتید. شما می گویید تقلب شده، اشکالی ندارد. مسیر اعتراض روشن است". البته دوستان این افراد بعدها در دادگاه گفتند "تقلب رمز آشوب بود و اصلا تقلب در فرآیند انتخابات ایران ناممکن است. ممکن است تخلف رخ دهد اما تقلب و تخلف موثری که سرنوشت صندوق را عوض کند، امکان پذیر نیست".خیلی از بزرگان با سران فتنه ناصحانه صحبت د و پیغام دادند "کاری که شما آغاز می کنید، بعدا نمی توانید مدیریت کنید. شما آغاز کننده هستید اما پایان آن دست شما نخواهد بود. دیگران از بیرون مرزها این اعتراضات را مدیریت می کنند". اما گوش ن د. حتی نظام قصد داشت تن به یک کار غیرمعمول بدهد. معمولا شورای نگهبان به صورت رندمی انتخابات را نمونه گیری و بازشماری می کند. اما به این افراد گفته شد اگر اعتراض دارید، آرای "تمام صندوق ها" را تمام شمار می کنیم.دیگر چه کاری بیشتر از این می شد برای اطمینان آقایان انجام داد؟ اما آقای میرحسین قبول نکرد. در واقع هیچ کاری غیر از اینکه اعلام شود او پیروز انتخابات بوده را قبول نداشت! می گفت زمانی می گویم انتخابات سالم بوده که من پیروز انتخابات اعلام شوم! استدلال آقایان اینطوری بود. ی با آقای جلسه گذاشتند و نصیحتشان د که همه اعتراضاتت را قانونی پیگیری کن. بعدها که این افراد در مقابل نظام قرار گرفتند، باز هم شنیدم آقا افرادی را فرستادند تا به آقای پیغام دهند "شما چه می خواهید. مگر نمی خواهید از نتیجه انتخابات مطمئن باشید؟ بیایید صندوق ها را بشمارید".(نقل به مضمون) بعدها هم شنیدم که ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم، من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.(نقل به مضمون)در واقع هیچ کاری غیر از اینکه اعلام شود او پیروز انتخابات بوده را قبول نداشت! می گفت زمانی می گویم انتخابات سالم بوده که من پیروز انتخابات اعلام شوم! استدلال آقایان اینطوری بود.بنابراین تلاش های بسیاری شد تا این اتفاق نیفتد ولی افتاد و فتنه ای رقم خورد. 8 ماه با آشوب گذشت و حوادث روز عاشورا، روز قدس و روز دانشجو اتفاق افتاد تا روز 9 دی که مردم عظیمی انجام دادند. اما این افراد دست بر نداشتند.از داد 88 تا زمانی که این افراد به حصر رفتند، حدود 20 ماه گذشت. در این ایام علیرغم آن آشوب ها و اغت ات هیچ این افراد را احضار، زندانی و یا حصرشان نکرد تا اینکه داستان بیداری ی در برخی کشورهای ی رخ داد. در این ایام این آقایان و برخی طرفدارانشان در زندان در اطلاعیه ها، صحبت ها، سخنرانی ها و پیامهای خود می گفتند در حال حاضر که در مصر و تونس و برخی کشورها این چنین انقلاب هایی اتفاق افتاده، ما هم باید با آنها پیوند بخوریم! در واقع نحله ی سبز را به انقلاب گران آن کشورها و نظام را به نظام دیکتاتوری حاکم در مصر و تونس و... تشبیه می د و می گفتند "ما هم با همان الگو شروع کنیم به بیداری ی و انسانی رقم بزنیم". بنابراین تحرکات سران فتنه باهمین بهانه ادامه یافت و مجددا مشکلاتی ایجاد د. این چنین شد که شورای امنیت ملی تصمیم به حصر آنها گرفت. ی بسیار ناصحانه و دردمندانه به برخی فرموده بودند ما چه کنیم، من تمام تلاش ها را که این آقایان از دایره نظام خارج نشوند ولی انگار خودشان می خواهند خارج شوند و خود را در دسته اپوزیسیون و ضدانقلاب ببرند.(نقل به مضمون)بنابراین حصر غیر از فرآیند قانونی که مصوبه شورای امنیت است، از حیث محتوایی چنین فرآیندی داشته است. این نکته اول است.+ تسنیم: فکر می کنم حداقل به واسطه ی مطالب و مباحثی که طی سالهای اخیر گفته و شنیده شده و بویژه در پی انتخابات بعد از سال 88 که خود فی نفسه ادعای آقایان درباره امکان تقلب در انتخابات را زیر سوال می برد؛ تقریباً کمتر ی که مشکل دیگری با ندارد آن تصمیم در سال 89 را تخطئه می کند. حتی بسیاری از اصلاح طلبان نیز طی سالهای اخیر رسماً اعلام کرده اند که آنکارها ضررهای بسیاری به کشور وارد کرد و اگر باز هم بخواهد همان رفتارها تکرار شود این بار اصلاح طلبان هم مقابلش باید بایستند! اما در این میان نظراتی هم مطرح است مبنی بر اینکه "آن تصمیم شورای عالی امنیت ملی چند سالی گذشتهو شرایط و شرایط امنیتی که علت موجده این تصمیم بود،تغییر کرده و اکنون امنیت و آرامش برقرار است لذا این آقایان می توانند از حصر خارج شوند تا زمانی که دادگاهی و محاکمه شوند" نظر شما چیست؟- مقدم فر: در پاسخ به این سوال اولین بحثی که پیش می آید این است که آیا برای این آقایان تنبهی ایجاد شده است یا خیر؟ همچنین تضمینی وجود دارد که اگر این آقایان از حصر خارج شدند، مجدداً همان رفتارها در سال 88 و 89 را خواهند داشت یا خیر؟ پاسخ این سؤالات منفی است. خود این افراد چنین پاسخی دادند. می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان حرفها را می زنیم. افرادی هم که خواهان وج آقای و از حصر هستند، می دانند که این آقایان امروز هم همان ح را دارند.+ تسنیم: نظر یکی از اصلاح طلبان این است که خب فرض کنیم همان رفتارها را تکرار کنند، نظام که ضرری نمی کند؛ باز هم می تواند آنها را به وضعیت حصر بازگرداند؛ اما اتفاق مثبتی که برای نظام می افتد این است که همگان می فهمند نظام حق داشته آنها را در حصر نگهدارد!- مقدم فر: بله! وقتی سوال می شود که اگر حصر برداشته شد، چه تضمینی وجود دارد که امنیت مردم بهم نریزد، تحریمها تشدید نشود، مجددا بهانه دست دشمن داده نشود و تمام مصیبت های فتنه 8 ماه، تکرار نشود، پاسخ می دهند "تضمینی وجود ندارد اما برای نظام خیلی خوب است. چون وقتی این مطالبه رفع حصر تبدیل به وج این افراد از حصر شود و مجددا همان رفتارها را شروع کنند، برای مردم اثبات می شود که این افراد همان آدم هایی هستند که می گوید و این به نفع است چراکه این حرف ثابت می شود".کدام نظام هوشمند و عاقلی در سراسر دنیا، با امنیت ملی خود ریسک، خط ذیری و شوخی می کند. یعنی در شرایطی که حصر برای این افراد تنبهی نداشته و خودشان هم می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان رویه را دنبال می کنیم. نظام برای اینکه به طرفداران قلیل این افراد ثابت شود که قابل اطمینان نیستند و کشور را به آشوب می کشند، چنین ریسکی کند؟در حالیکه این عرصه، حوزه و ساحت امنیت ملی است و شوخی پذیر و ریسک پذیر نیست. آن هم در این شرایطی که ما با تهدیدهایی مثل نفوذ، و تکفیری مواجهیم. بنابراین اگر نظام چنین ریسکی کند، یعنی از عقل خارج شده است درصورتی که نظام ما، نظام عاقل و هوشمندی است که اگر نبود 38 سال دوام نمی آورد. نظام ما عاقل است که علی رغم تمام تعرضات و دشمنی ها و انواع و اقسام کینه ورزی ها توانسته 38 سال س ا باشد و رشد کند و حرکت رو به جلوی خود را ادامه دهد. نظام هوشمند و عاقل است، پس با توجه به این شرایط حاکم، نباید بی عقلی کند و این آقایان را از حصر خارج کند که این حرف ها ثابت بشود یا نشود.در شرایطی که حصر برای این افراد تنبهی نداشته و خودشان هم می گویند اگر از حصر خارج شویم، همان رویه را دنبال می کنیم. نظام برای اینکه به طرفداران قلیل این افراد ثابت شود که قابل اطمینان نیستند و کشور را به آشوب می کشند، چنین ریسکی کند؟نکته سومی که در مورد حصر وجود دارد، این است که افرادی که رفع حصر را به یک موضوع رسانه ای تبدیل د و در مورد آن حرف می زنند، یادداشت می نویسند، نظام و برخی افراد را را متهم می کنند، سراغ قوه قضاییه می روند و گاهی با کنایه سراغ ی می روند و در مجموع اصل نظام را با موضوع حصر هدف گرفته اند، به چند گروه تقسیم می شوند.برخی از جنس انی هستند که در باطنشان جنبه عاطفی و دلسوزانه ای نسبت به این دو یا سه نفری که در حصر هستند، ندارند. مثل همان خاطره ای که آقای سلیمی نمین در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم نقل کرد که آقای کیومرث صابری در گل آقا در جلسات خود، به داستان آقای هاشم آغاجری به اتهام ساب النبی و جسارت به برخی احکام دین در خانه معلم همدان اشاره کرد که البته آن حکم اولیه ، بعدها به زندان تقلیل پیدا کرد اما در زمان اعلام حکم آغاجری، یک سری اعتراضاتی مطرح شد. از قول آقای کیومرث صابری نقل می کنند در یک مراسم افطاری که جمعی از اصلاح طلبان هم حضور داشته اند گفته که "این تاج زاده که خود را برای هاشم(آغاجری) به زحمت انداخته و اعتراض و فریاد می کند، در عمق جانش کاری به آغاجری ندارد، اتفاقا دوست دارد که وی شود. او دنبال هدف دیگری علیه نظام است". برخی از دوم دادی ها که ادعای تلاش برای رفع حصر دارند واقعاً دنبال رفع حصر نیستند. آنها حتی اگر و شوند بیشتر خوشحال می شونددر حال حاضر هم واقعا همینطور است اصلا اینگونه نیست که برخی از این آقایان، دلشان برای آقای ، آقای و خانم رهنورد سوخته باشد. آنها به هر مساله ای علیه نظام متمسک و متوسل می شوند. امروز هم این مستمسک برای آنها موضوع حصر است. اصلا هم برایشان مهم نیست که اگر این افراد از حصر خارج شده و محاکمه شوند، چه احکامی دارند. در حالیکه طبق نظر فقها ممکن است در صورت دادگاهی شدن شوند یا حبس ابد در انتظارشان باشد. پس مسلما شرایط آنها بدتر می شود. اکنون این افراد در خانه خودشان هستند. در وضعیتی قرار دارند که می توانند به اسب دوانی و است بروند، سفر کنند و ای مختلف بروند. به سرعین اردبیل بروند. وقتی از آنها می پرسید که آیا می خواهید این وضعیت آنها، تبدیل به زندان ابد یا شود؟ برایشان اصلا اهمیتی ندارد اتفاقا دوست دارند که این افراد شوند.یک عده دیگر واقعا دلسوز هستند و می خواهند حصر پایان یابد. این عده واقعا خواستار و حبس ابد -که برای سران فتنه متصور است- نیستند. آنها دنبال این هستند که آقای و به عنوان اصلاح طلب و بازیگران به صحنه بیایند و حرف بزنند اما توجهی به تبعات بعدی آن از جمله تبعات امنیتی، چه برای شخصی آنها و چه برای نظام ندارند.این آقایان سوابق فتنه آنها را فراموش کرده اند. آنها دوست دارند که داستان فتنه 88 فراموش شوند، در حالیکه که فتنه 88 در عین اینکه آسیب های فراوانی به کشور زد اما تجربه بزرگ تاریخی برای نظام بود. این تجربه زحمت و آسیب برای نظام داشت اما سرمایه ای برای نظام شد که فهمید نظام سلطه برای براندازی نظام به مدل انقلاب های مخملی و رنگین رسیده که مردم باید در آن مدل استحمار شوند و فریب بخورند. بهانه آن هم حتما باید انتخابات باشد مثل همان 198 دستورالعمل جین شا که در کتاب "از دیکتاتوری به دموکراسی" عنوان شده بود.این عده در واقع می خواهند این داستان فراموش شود و نظام این سرمایه را از دست بدهد. درصورتی که نباید این داستان فراموش شود. چراکه گرچه نظام در فتنه 88 صدمه خورد و 8 ماه دفاع نرم داشت اما بعد از این مدت به یک باطل السحر برای فتنه ها و تهدیدهای دیگر رسید. به یک الگو و مدل رسید تا این مدل تهدیدها علیه نظام را به راحتی خنثی کند. این مدل "بصیرت و حضور به موقع مردم در صحنه" است. این باطل السحر آن توطئه است.بنابراین 9 دی باطل السحر فتنه 88 بود. چرا باطل السحر بود؟ برای اینکه مردم به صحنه آمدند.+ تسنیم: و البته عاشورا نقطه عطفی در این مسئله بود.- مقدم فر: بله. ما مدیون سیدال هستیم. حادثه عاشورا عموم مردم را به این فهم رساند و این مرز را نشان داد. همه داستان در فتنه 88 یک حرف بود. این بود که مردم فریب بخورند. حرف نظام هم این بود که تقسیم کنید و مرزها را جدا کنید. چرا نخبگان و خواص شک و تردید نمی کنند که اینجا مسیر و مواضعشان با منافقین یکی شده است؟ چرا شک نمی کنند که منافقین به چه دلیل برای رفتار آنها، کف می زند و سلطنت طلبان آنها را تشویق می کنند؟ انی که خودشان 30 سال با منافقین، و سلطنت طلبان جنگیده بودند. آقای و در معرض تهاجم و تهدید منافقین و سلطنت طلبان بودند. آقای از قبل انقلاب با آنها جنگیده بود و مجاهدت داشت. اما چرا تردید نمی د که به چه دلیل سلطنت طلبان کف زنند، تشویق کرد، خانم کلینتون گفت "توئیتر در آشوب ها موثر بود و با اینکه دوران تعمیرات آن بود اما ما جلوی آن را گرفتیم. چون آشوب ها باید شدت پیدا می کرد و آقای و تقویت می شدند تا به نتیجه نهایی برسند و نظام را تغییر دهند". چرا این آقایان یک مقدار تردید نمی د که نکند راهشان اشتباه است.به نظر من عظمت این فتنه، همین نقطه است. با اینکه نظام بارها از جانب دشمن دچار تهدید و فتنه شده بود، که یکی از آنها، فتنه صدام و 8 سال دفاع مقدس بود اما چرا فتنه 88 از همه بزرگتر بود؟ چون در هیچ کدام از فتنه های گذشته خواص به این میزان دچار بی بصیرتی نشدند تا با دشمن آشکار نظام همکاری کنند. این همان اتفاقی بود که در حادثه عاشورا رخ داده بود. در حادثه عاشورا حسین (ع) و یاران و اصحابش را کشتند و سرب د. اهل بیت را به اسارت بردند. با اینکه همه آنها مسلمان بودند و خیلی از آنها وضو گرفتند، غسل د و با نیت قربة الی الله در کربلا حضور پیدا د و حسین را کشتند. خیلی از آنها، بزرگان کوفه بودند که به حسین نامه داده و به کوفه دعوتش کرده بودند. همانها در کربلا با حسین(ع) و اصحابش مقاتله د، چون دچار بی بصیرتی شده بودند. اول بی بصیرتی و بعد گرایش به دنیا و قدرت طلبی باعث شد این افراد که می توانستند اصحاب حسین باشند، اصحاب ابن زیاد شدند و کنار شمر جنگیدند. همین اتفاق در فتنه 88 افتاد. در فتنه 88 یک حجت داشتیم که ی و نایب عصر(عج) بود، آنها مواضع این حجت خدا را رها د و خط مشی او را کنار گذاشتند و هم مسیر، هم زبان و هم موضع با دشمنان آشکاری شدند که خودشان سالها با آنها جنگیده بودند.عظمت این فتنه همین این بود. سران فتنه آدم های کمی نبودند، آقای چندین حکم از (ره) داشت؛ در کمیته امداد، در بنیاد شهید، در حج و دو دوره رئیس مجلس بود و آقای هم نخست دوران جنگ بود لذا سوابق مثبتی در نظام داشتند. اما چه اتفاقی افتاد؟ چه اتفاقات و حوادثی رقم زدند؟ کار این افراد خائنانه بود ولو اینکه نیت خیانت نداشته باشند و به خاطر غفلت نفهمیده باشند که سر اصلی فتنه، ، انگلیس و است و غیرمستقیم آنها مشغول هدایت فتنه و فتنه گران هستند. این آقایان نفهمیدند ولی برآیند کارشان خیانت بود.+ تسنیم: برخی شخصیت های مطرح اصلاح طلبان از جمله خود آقای خاتمی بارها در جلسات خصوصی تاکید کرده که سال 88 تقلبی رخ نداده؛ حتی بعضاً از عملکرد آقایان و هم انتقاد کرده و این انتقادات او شفاهی از طریق افراد حاضر در جلسه به بیرون منتقل شده. حتی یک بار هم صوت صحبتهای او درباره عدم تقلب در انتخابات در رسانه ها منتشر شد. اما نکته این است که چرا شخصیتی مانند او علناً و رسماً از آن اتفاقات انتقاد و بر ضرورت عدم تکرار آن تاکید نمی کند؟ چون چنین موضعی می تواند نتایج بسیار مثبتی در ساحت ایران داشته باشد. - مقدم فر: تصور می کنم دلیل این اقدام، سکوت این افراد در دوران فتنه و در مقابل اقدامات ساختارشکنانه آقای و بود. این افراد زمانی که اغت ات جاری بود، سکوت د و سکوت آنها به معنای تأیید اقدامات و مواضع این آقایان تلقی شد و اگر امروز اعلام کنند که اقدامات سران فتنه اشتباه بوده است، یک عده سوال می کنند "چرا آن زمان به ما نگفتید که به خیابان نریزید؟"، در واقع طرفداران اصلاحات، آنها را مورد خطاب و عتاب قرار می دادند لذا این افراد از طرح علنی این موضوع خودداری می کنند و از نظام می خواهند، همین موضع پنهان آنها را بپذیرد.به اعتقاد من خیانت و خطای این سکوت که قلباً، منطقاً و عقلاً به این مواضوع رسیدند اما اعلام نمی کنند، کمتر از فعل آن آقایان نیست. در واقع باز هم همراهی با آنها است. ولو اینکه طرفدارانتان به شما تعرض کنند، اشکالی ندارد، این اقدام را انجام دهید. چراکه مرز ما حق و باطل است. حق و باطل را روشن کنید ولو اینکه به ضرر شماست. مگر شما ، مسلمان و پیرو المومنین نیستید؟ مگر این دستور صریح معصومین نیست که حق را بگویید ولو اینکه به ضررتان باشد؟ ما می دانیم اعلام این مساله به ضرر شما است و مورد اعتراض قرار می گیرید اما از حق دفاع کنید و یک عده را از انحراف و باطل نجات دهید.آقای خاتمی در جلسات خصوصی رسماً می گوید که در سال 88 تقلب نشد و و هم اشتباه د؛ اما اینها را علنی نمی گوید. به اعتقاد من فردی مانند آقای خاتمی که می داند ولی سکوت می کند و با این سکوتش لطمه به کشور می زند کارش با کار آقایان و تفاوتی نداردگاهی اوقات، افراد در قدرت قرار می گیرند و به خاطر اینکه در قدرت بمانند و بقا داشته باشند، برخی حقایق را کتمان می کنند و حرف نمی زنند. اما اینجا بحث صرفاً قدرت نبوده و نیست. اینجا موضوعی مهمتر از قدرت مطرح است، یعنی امنیت ملی. در آن دوران ممکن بود نظام مضمحل شود چراکه ظرفیت فتنه 88 به گونه ای بود که می توانست یک براندازی را رقم بزند. می توانست از کشور ما، کشوری مثل درست کند. ببینید چطور مورد هجمه قرار گرفت و تمامیت ارزی آن برای سال ها از بین رفت؟ فتنه 88 چنین ظرفیتی داشت. این افراد چرا با سکوتشان با امنیت ملی ما چنین کاری د؟آقایانی که با سکوت خود باعث شدند انسان هایی این مسیر غلط را ادامه دهند باید جواب بدهند. اینجا بحث انحراف در بخشی از جامعه است.انحرافی که می توانست صحنه بسیار تلخ تری را رقم بزند. اگر از عاشورا عبرت نمی گرفتیم، نمی توانست این فتنه را جمع کند. فتنه 88 شبیه فتنه عاشورا بود. در فتنه 88 قرار بود نخبگان و خواص بی بصیرت دچار انحراف شوند و به واسطه آنها بخشی از جامعه منحرف شود. اقدامی که در کوفه و در کربلا رخ داد و منجر به واقعه عاشورا شد. اگر این عبرت نبود، ممکن بود یک انحراف دیگری مثل حادثه عاشورا در تکرار شود. این آقایان می خواهند چه جو بدهد؟در واقعه عاشورا برخی اهل بی بصیرت و برخی خواص بی بصیرت و خواصی که به تعبیر ی اگر در کوفه سکوت نمی د، واقعه عاشورا رقم نمی خورد، سکوت د، سکوتی که باعث شد عاشورا رقم بخورد مثل تین در فتنه.انتهای پیام/
گروه خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از روز گذشته با مطلبی با عنوان "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند.آنچه در ادامه می آید گفت وگوی تسنیم با عباس سلیمی نمین رو مه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل است. او در دسته بندی های نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام ضرورتاً منطبق نیست.تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سؤالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلّیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سؤالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسم الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­ گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تأمل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان هم این اقدام انجام می­ شد، حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده د تا آن فضای احساسی برطرف شود، مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان (ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، از ابزار حصر استفاده د تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چندلایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد.تسنیم: یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله م عان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه ­ ها، به طور کلی داعیه ­دار هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و این طور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد؟سلیمی ­نمین:خوب، طبیعتاً هستند عده محدودی میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند، چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همان طوری که در رفتارِ فردی، اگر ی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ ا اماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیات این تعداد آدم بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می خواهند آن فرد به اشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام می خواهد و حاصل آن «آگاهی جامعه» است، البته اینکه به این خواسته خود می­ رسد یا نمی­ رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید، هدف نظام­ های این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائل فردمحوری و تمایلات فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد، یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکم دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضع ­ اش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد، بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است، می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرک احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم، بنابراین آن عده ای که می گویند همین الآن باید به اشد مجازات برسند، به نظرم نگاه حکومتی ندارند، می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم این است، اما در حکم هم تشخیص برای جامعه مهم است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه ی است.تسنیم: بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهد.سلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوت جامعه مهم است، اگر قضاوت جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابت جدی، مردم و انی که رأی می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار د که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رأی و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد، در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. ون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خو دم، صندوق­ها را جابه جا د!" از قضا در کت که اخیراً در خارج از کشور مرتبط با آقای منتشر شد، به نقل از آقای این بحث را مجدداً مطرح می ­کند که "سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خو بود که من داشتم"!چه ی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور. از قضاء آقای در این مکتوبش می­ گوید "من نامه اعتراضی به ی نوشتم و ی در جواب من گفتند: «من با آقای خاتمی صحبت ، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است»."، پس ببینید استدلال آقای چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­ گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخ ­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخ ­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تأثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رأی نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطح نگاه یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابت برای ب جایگاه ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند."، چراکه هم گروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار د و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می د، یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالی که نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متأسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوع استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالی که این طور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان ی که اطلاعات غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافل مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، به هم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است.تسنیم: تا 9 دی این مسئله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمع انی می ­کش م که به این آقایان 13 میلیون رأی داده بودند.تسنیم: قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلا ل ها از جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین گفته می ­شد "اگر معتقدید در انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­ گفت؟ می­ گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­ شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم، در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبت آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوع استدلال برخی از افراد دقت کنید؛ می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را ن د در حالی که همین مسئله پررنگ­ترین مهر بطلان به روی پیشانی آقای و آقای میرحسین بود، معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست. ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­ کند.تسنیم: بله، در واقع رأی دادن آقای خاتمی به ویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آن قدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین ک داها انتخاب کنم؛ ثانیاً آن قدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رأی دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متأسفانه ما در این وادی قرار نداریم. انی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما مؤثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلّیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با ی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه ی است که نفهمد نظام فعلاً دَعوی محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دعوی این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر. این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سؤال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را به هم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رأی ­گیری، ک دا شدن یا رأی دادن، فهم آقای و آقای میرحسین را زیر سؤال می­ برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم.تسنیم: فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دعوی این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مسئله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفاً راجع به بقیه موانع رفع حصر و انی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر انی هستند که در جبهۀ اصلاح­ طلبان و جناح اوپوزیسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزی می­ کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منع می شد مانند رأی دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرور کاذب آقای برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟تسنیم: بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم.تسنیم: مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که؛ چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد؟سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون ی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین حتماً باید بگوید «غلط »". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رأی دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مسئله نیست، یعنی برای محافلی که به او رأی دادند، روشن شود که آقای میرحسین یک آدمِ احساسی است و نمی تواند ش ت را تحمل کند. ببینید، آدم احساسی این گونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار ش ت بخورد، بازی را به هم نمی ­زند. من نمی­ خواهم از بعضی از سیاستمداران نام ببرم اما شما ی را سیاستمدار می­ دانید که اگر ش ت می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویر واقعی آقای را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدار برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­ توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم "مردم جامعه، آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رأی نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجع قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجدداً به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟".ببینید، ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن است یک سیاستمدار بگوید بخشی از این دستاوردهای مدنی که داشتیم نقیصه دارد و باید برطرف شود یا بخش دیگر آن باید شفاف شود و... بله. این موارد درست و خیلی هم خوب است، مثلاً بگوید شورای نگهبان باید در این زمینه پاسخگو باشد و شفاف­تر سخن بگوید، ایرادی ندارد اما اگر اساس شورای نگهبان به عنوان یک نهاد قانونی بسیار مهم را از بین ببرد، یعنی زمینه آنارشیسم (هرج ومرج) ایجاد کرده است. هیچ سیاستمدار منطقی این رویه را نمی ­پذیرد، می پذیرد که در جاهایی از شورای نگهبان انتقاد شود تا این نهاد شفاف ­تر عمل کند اما اینکه یک فردی یک بار ش ت بخورد و همۀ مراجع قانونی را زیر پا له کند، اصلاً از سوی هیچ فرد مصلحی پذیرفته شده نیست، خود اصلاح­ طلبان هم این قضیه را نپذیرفتند، نکته جالبی است. این افراد هم عملاً حرف این آقایان را نپذیرفتند، و آن را کوته ­نظری، خودمحوری و خودخواهی دانستند، لذا ما باید این را برای جامعه شفاف کنیم.اما در حال حاضر دچار یک بلیّه شدیم و این برای جامعۀ بسیار بنیان ­کن است. من در مطلبی که در اختیار خبرگزاری تسنیم گذاشتم، نگرانی ام در مورد تیره شدن روابط بین جریانات را عنوان . این نگرانی است که سالهاست با آن مواجه ایم و از آن رنج می بریم. در گذشته هم آقای کیومرث صابری از این قضیه بسیار رنج می­ برد و تلاش جدی داشت تا روابط بین نیروها را بهتر کند، هرسال ضیافت افطاری می ­داد و تلاش می ­کرد همۀ نیروهای شاخص را جمع کند، هدفش این بود که بگوید "شما با هم رقابت کنید اما بفهمید که همۀ شما روزه می­ گیرید و مسلمان هستید، پس اشتراکات­ خود را فراموش نکنید."، نصایح خوبی هم می­ کرد با اینکه ارتباطات زیادی با جریان اصلاح ­طلب داشت و در آن جایگاه تعریف می ­شد اما یک نیروی عاقل اصلاح ­طلب بود و از اختلاف بین جریانات به طور جد رنج می ­­برد.اما در مقابل یک چنین افرادی مانند آقای صابری و چنین رویکرد عاقلانه ای، یک بخش تندرو هم در جریان اصلاح­ طلب داریم که حیات آنها هم بستگی به حاد این مسائل دارد. حصر برای این است کهیک مسئله ای به آرامی منتفی شود و از موضوعیت بیفتد اما آن بخش تندروی اصلاح طلبان نمی خواهند این مسئله از موضوعیت بیفتد.تسنیم: همین اعتصاب غذایی که به نوعی آقای را تشویق به آن د یا از آن حمایت می د...سلیمی ­نمین: بله. همین هدف را دنبال می ­کنند تا مسئله را احساسی کنند، در حالی که حتماً باید جنبۀ فکری در این موضوع غالب شود. یک عملکردی بوده است که این عملکرد باید بررسی شود. این مسئله باید در محافل مختلف بررسی شود و اصلاح­ طلبان و اصولگرایان دراین باره با هم صحبت کنند تا ببینند کجای این قضیه قابل دفاع است. اصلاً خود اصلاح طلبان دفاع می ­کنند؟! این دو جریان در این زمینه باید با یکدیگر، مناظره و گفت وگو داشته باشند.تسنیم: تکلیف خساراتی که وارد شده است چه می­ شود؟ ضربه های بسیاری به اعتبار و حیثیت وارد شد؛ حتی بسیاری هم هستند که در این میانه حق خصوصی دارند؛ افرادی داریم که قطع نخاع شده اند، ن نا شده اند؛ برخی ها فوت و شهید شده اند؛ اینها حقی ندارند؟ حق خصوصی را چه باید کرد؟ ما الآن دو مصاحبه داریم با آقایان رسولی مهربانی و هادی خیاط زاده؛ یکی ن نا شده و در دنیای خود محصور است و دیگری قطع نخاع و در ویلچرش حصر! اینها می خواهند از آقایان و شکایت کنند. چه باید ند؟سلیمی ­نمین:­ حتماً حق دارند، حتی آن چیزی که برای آنها یام ­بخش است، ترمیم زخم­ هاست. آنها به دلیل اینکه در جامعه یک صف ­بندی غلط ایجاد شده است، ضربه خوردند، در واقع براساس یک اطلاعات خلاف واقع، صف ­بندی کاذبی ایجاد شد که اگر این صف ­بندی برداشته شود و جامعه از تمام یا بخش اعظم ظرفیت خود استفاده کند، برای آنها هم یام ­بخش است. ما الآن در شرایطی قرار گرفتیم که بیشتر نیروهای عاقل دو جریان اصلاح ­طلب و اصولگراها به این جمع بندی رسیدند که باید بیشتر با هم ارتباط داشته باشند. اما حاصل این ارتباط چه خواهد شد؟ منزوی شدن آدمهای تندرو.طرح این بحث ها نه تنها ایرادی ندارد بلکه باید هم مطرح شود. امروز از نداشتن ارتباط و امکان گفتگو با همدیگر ضربه هایی می خوریم. ارتباط در هر نظام ­ای تعیین ­کننده است. در شرایط کنونی حتی حاضر شدیم، در بعضی زمینه ­ها با دشمن البته نه دشمن تراز اول­ بلکه با دشمنان تراز دوم خود مثل اروپا گفت وگو کنیم. معتقدیم در برخی زمینه ­ها حتی با برای روشن شدن افکار عمومی مذاکره را می پذیریم اما در مورد مناسبات داخلی هیچ شأنی برای مذاکره و ارتباط قائل نیستیم.تسنیم: اشکالی ندارد، اما یک سؤال مهم این وسط به ذهن می آید و آن اینکه این آقایانی که به نوعی جزء عقلای اصلاح طلبان هستند، زمانی که این فضاهای خطرناک مثل فتنه 88 پیش می ­آید، کجا هستند؟ یعنی سال 88 یا سال 89 کجا بودند؟ یک عدم اعتمادی نسبت به آنها وجود دارد که وقتی فضا آرام است، خوب، ظاهر آرامتری هم دارند اما وقتی داستانی پیش می آید اینها هم وسط معرکه اند. چرا این افراد آن زمان فضا را آرام و تلطیف ن د؟ همان زمان اطراف آقای و را خالی می د تا چنین فضایی شکل نگیرد و به اینجا منجر نشود. مگر آقای خاتمی نمی دانست در امکان تقلب وجود ندارد، چرا همان زمان نگفت؟ پس یا معتدلین اینها معتدل نیستند یا اگر هم معتدل هستند، چندان کارآمد نیستند یا به نوعی اکثریت آن جریان نیستند تا بتوانند جلوی بحران­ هایی مانند 88 را بگیرند؟سلیمی ­نمین: این بحث خوبی است. در هر جناحی منطقی بودن یک هزینه ­ای دارد که باید آن هزینه را بدهند. اما نکته اول این است که میزان آمادگی هر ی برای هزینه دادن، متفاوت است. ثانیاً ما در خارج از آن حزب، گروه یا طیف باید به گونه ­ای عمل کنیم که هزینه دادن فردی که هزینه می ­دهد، دیده شود، یعنی برای آن یک اعتباری قائل شویم، در واقع اگر ی برای مصالح ملی نه منافع شخصی و فردمحوری، هزینه داد و مصالح جامعه را تشخیص داد و در درون جریان خود در برابر آن جو حاکم مقاومت کرد، باید دیده شود. اما آیا در حال حاضر چنین فردی دیده می شود؟ به عنوان مثال، آقای خوئینی ­ها در چند مورد در برابر جوّ حاکمی که کارگزاران بر اصلاح­ طلبان حاکم می­ کند، مقابله کرد. در برهه ای هم در مورد آقای هاشمی­ رفسنجانی انتقادی را مطرح کرد، آن هم با توجه به اینکه مرحوم هاشمی رفسنجانی یک سری قوت ­ها و ضعف ها داشت اما یک جریان تلاش می کرد اصلاً ضعف های ایشان را نبیند و از او را یک بت بسازد اما آقای موسو ی خوئینی ها انتقادی را مطرح کرده است و این انتقاد، مقابله با جوی است که امروز کارگزاران ایجاد کرده است. اما چقدر دیده می ­شود؟ چقدر کمک می ­شود که آن فشارها از روی او برداشته شود؟دیده شدن یعنی اینکه در یک نظام تعادل ایجاد کند. اگر در یک جایی فشاری ایجاد شد، در یک جایی تلاش شود فشار برداشته شود و توازن ایجاد شود. هزینه دادن برای یک فرد آن قدر زیاد نشود که طرف زمین­گیر شود. وقتی یک خبرنگار اصلاح ­طلب جزء به آقای ­ خوئینی ­ها توهین می ­کند، برای یک سیاستمدارِ باسابقۀ مُسن خیلی شکننده است. اما سوای اینجاست در این مواقع، چقدر این هزینه دادن دیده می ­شود و فشار از روی آن فرد برداشته می­ شود؟تسنیم: یعنی شما می­ فرمایید بخشی از مشکل مربوط به این می­ شود که برخی از آنها به اندازۀ کافی هزینه نمی­ دهند و یک بخشی هم این است که ما اجازه نمی­ دهیم دیده شود، یعنی تأکید داریم همه را یک شکل و یک ببینیم؟سلیمی ­نمین: بله. بخشی محافظه کاری است، بخشی هم این است که با خود می گوییم نکند این موضوع موجب تطهیر اصلاح ­طلبان شود. این باعث می ­شود صحنه به طرف حاکم شدن نیروهای عاقل نرود، در حالی که تدبیر کلان باید به گونه ای باشد که به این روند کمک کنند یعنی اگر یک نیروی عاقل در جریان اصولگرا موضعی گرفت و یک اصولگرای کم ­دان به او ­دری و توهین کرد، تدبیر کلان به شکلی باشد که اولاً آن اصولگرای کم دان را سر جای خود بنشاند و اجازه دری به او ندهد از طرفی هم اگر زخمی بر اصولگرای فهیم­ تر وارد شده، آن فرد مورد حمایت قرار گیرد تا خسته نشود و احساس منزوی بودن نکند، این قطعاً باید در نگاهِ کلان باشد.ما به این مطلب رسیدیم که حاکم شدن نیروهای تندرو در سالهای گذشته چه هزینۀ زیادی بر ما حاکم کرد و چقدر ما را از مسیر تمدن­ سازی خود دور کرد؟ ببینید، چهره یک نظامِ موقّر و یک نظام پرجاذبه که در تمدن سازی تأثیر بسیاری دارد، چقدر با بعضی حرکات نازل نیروهای تندرو مخدوش شده است؟ چقدر از پروژه تمدن سازی عقب افتاده است؟ آیا به این رسیده ایم که باید به این هزینه دادن ­ها پایان داد یا خیر؟ این مسئله را باید در نظام دنبال کنیم.به عنوان مثال کیومرث صابری (گل آقا) به عنوان یک نیروی اصلا ح ­طلب نمی ­خواهد فردی مانند تاج­ زاده در جریان اصلاحات حاکم شود، می خواهد تاج زاده باشد ولی جلودار نباشد، این را چه زمانی گفت؟ سال 83 یعنی یک دهه و قبل. او از این مسئله ناراحت است و در اوجِ قدرت تاج­ زاده هم این نکته را می ­گوید. ببینید، ما باید مسائل را حل کنیم کما اینکه حل کردیم، مثلاً 2 تا روش برای حل مسئلۀ آغاجری بود. به نظر من هاشم آغاجری یک حرف بی منطق و بی اساسی گفته بود. حرف او قابل دفاع نبود اما اینکه قوه قضاییه برای وی حکم صادر کند، بسیار کار نامربوطی بود، این مسئله باید حل می­ شد.گاهی برخی افراد می خواهند واقعاً مسئله را حل کنند تا آرامش به جامعه منتقل شود اما برخی افراد می خواهند یک مسئله را به یک نقطۀ انفجار تبدیل کنند. در موضوع آغاجری هم برخی اصولگرایان و هم برخی اصلاح طلبان در این وادی گام برمی­ داشتند که حتماً باید شود. البته خوشبختانه اصولگرایان عاقل گفتند "این غلط است". حالا این فرد یک حرف غلطی گفته است. اما درست نیست اگر یک نفر حرف سبکی زد، برای او حکم صادر کنیم.تسنیم: این ماجرای آقای کیومرث صابری و آقای تاج زاده چیست؟ گویا در مراسم افطاری بودید و آقای صابری گفته بود که تاج زاده ظاهراً دنبال آغاجری است ولی در واقع می خواهد او شود...سلیمی نمین: من در آن جلسه بودم. وقتی افطار کردیم، کیومرث صابری به دیوار تکیه زد و شروع ­کرد به نصیحت . مصطفی تاج­ زاده هم نشسته بود. آن زمان معاون کشور بود. هاشم آغاجری هم آن زمان زندان بود. کیومرث صابری گفت "هاشم فکر می ­کند این مصطفی (تاج زاده) خود را به آب و آتش می ­زند تا او را از زندان آزاد کند. نمی­ داند مصطفی از خدا می ­خواهد او شود". این موضوع واقعیت امر بود. مرحوم کیومرث صابری عین واقعیت را در قالب طنز گفت. مصطفی تاج زاده آن روز دنبال آغاجری بود و امروز هم دنبال این است که میرحسین یا شوند. تاج زاده دنبال این نیست که مسئله را حل کرده و شرایط حصر را منتفی کند، منافع او حکم می ­کند که این مسئله را حادتر از شرایط کنونی آن کند، در حالی که یک نفر مصلح چه اصلاح ­طلب و چه اصولگرا، به دنبال حل این مسئله است.تسنیم: جالب بود؛ برگردیم به سؤال قبلی، در توضیح مطلبی که فرمودید که کدام مؤثرتر است بالا ه الآن اگر حاکمیت بخواهد تصمیم بگیرد، تندروهای اصلاحات در این روند مؤثرترند که بعضی از کارها گیر می­ کند و مقطع خودش را طی نمی­ کند. نکته دیگر اینکه اصولگرایان نشان دادند با تندروی­ ها بهتر مقابله می­ کنند یا بهتر حاضرند که یک سری مرزبندی­ها را انجام بدهند؟ کما اینکه وقتی احمدی­ نژاد به یک جایی رسید و مواضعش شروع شد سریع او را کنار گذاشتند در صورتی که اگر می­ خواستند صرفاً نگاه کنند آن چیزی که آنها را به قدرت نزدیک می­ کند آقای احمدی­ نژاد راه رأی آوردن را از بسیاری از اصولگراها بهتر بلد بود ولی او را کنار گذاشتند و به نوعی با او تصفیه د. سؤال روشنم این است که الآن ما در اصلاح طلبان چقدر کیومرث صابری داریم که حاضر باشد شفاف صحبت کند و مرزبندی کند و تندروها را کنار بگذارد؟سلیمی ­نمین: من خلأ این موضوع را هم در اصولگرایان و هم در اصلاح ­طلبان می بینم. من این فرمایش شما را قبول ندارم که ما در مواجهه با برخی تندروی­های آقای احمدی­ نژاد کاملاً خوب عمل کردیم، بله، اصولگرایانی داشتیم که از ابتدای تندروی ­های آقای احمدی­ نژاد با آن مقابله د اما چقدر از ظرفیت اصولگرایان پشت سر آنها قرار گرفت؟ما زمانی برای مقابله با تندروی ­های آقای احمدی­­ نژاد به صحنه آمدیم که تندروی ­های ایشان متوجۀ ارکان اصلی نظام شد وگرنه قبل از آن چندان با تندروی ­های وی مقابله نکردیم، حتی اگر برخی از نیروهای برجستۀ اصولگرا با فردمحوری ­های مقابله د، مورد حمایت قرار نگرفتند، مثلاً فردی مانند آقای توکلی را در برخی مواقع، به دلیل مقابله جدی و اصولی با آقای احمدی ­نژاد، کنار گذاشتیم.تسنیم: درباره این فرمایش شما بحث دارم ولی فرض کنیم کاملاً درست باشد؛ طرف مقابل چه؟ آنها که وقتی ارکان هم به لرزه درمی­ آید برایشان خیلی اهمیتی ندارد!سلیمی ­نمین: این را قبول دارم. ببینید، چون مبانی در جبهۀ اصولگرایی روشن­ تر است. ما در و اصول داریم که تظاهر به ساده­ زیستی نباید مورد پذیرش قرار بگیرد. نه اهل ریا بود، نه ی و نه برخی شخصیت­های دیگر؛ این افراد ساده زیستی دارند و ریا نمی­ د اما برخی از ریاکاری ­های آقای احمدی­ نژاد اصلاً مورد مقابله قرار نگرفت اما بعضی از اصولگرایان چون مبنا داشتند، در برابر بعضی از ریاکاری ­های وی ایستادند.اما در مورد اصلاح­ طلبان مسئله پیچیده­ تر شده است و باید این را درنظر گرفت. اکنون میان اصلاح­ طلبان مسئله یک مقداری غامض شده است که باید کمک کنیم این مسئله حل شود. ما در درون جریان اصلاح ­طلب جدا از تندروی ها، یک جنگی بین نیروهای باهویت و بی ­هویت داریم، یعنی انی که اصلاً هویت فکری ندارند، بحث­شان فقط بحث قدرتِ مطلق است، حاضرند با هر ی کار کنند چون نگاه­شان فقط نگاه قدرت است. این افراد مبانی ندارند، هم با آقای خاتمی کار می ­کنند، هم با آقای هاشمی کار می ­کنند یعنی کاری ندارند به اینکه زمانی این افراد، در برابر هم قرار داشتند و مطبوعات آنها علیه هم و کاملاً در جهت حذف هم کار می­ د.مثلاً تکنوکرات­ هایی داشتیم که در ت آقای هاشمی در جایگاه­ های بسیار حساس بودند و بعد هم در ت آقای خاتمی قرار گرفتند. برای آنها اصلاً مهم نبود که این دو با هم کاملاً متفاوت هستند. اینجا بیشتر طیف کارگزاران مدنظر من است. اکنون یک جنگ قدرت بین کارگزاران و جریان چپ سابق وجود دارد. کارگزاران توانسته برخی از نیروهای چپ را استحاله کند و به دنیاگرایی سوق بدهد و مبانی فکری­ آنها را کمرنگ کند البته نتوانسته بعضی از نیروهای اصلاح ­طلب را استحاله کند و این افراد همچنان روی مبانی فکری­ خود هستند، به و انقلاب ی توجه دارند، و اصول برای آنها بسیار حائز اهمیت است.امروز جریان کارگزاران هم اقتصاد و هم رسانه ­ها را در دست دارد. آقای عارف حتی نتوانست یک رو مه الکترونیک را به لحاظ مالی مدیریت کند اما آنها کارتل ­های رسانه ­ای متعدد دارند که وقتی ­خوئینی ها سخنی می گوید که مطابق ذوق آن رأس هرم تشکیلاتی کارگزاران نیست، علیه او هجمۀ توهین ­آمیز به راه می اندازند، لذا این نکته تعیین کننده است. البته باید این نکته را هم درنظر گرفت، نیروهای اصلاح ­طلبی که سالم زندگی کرده و خود را به مسائل اقتصادی آلوده ن د، امروز امکانات کمی دارند.تسنیم: یکی از علل این مسئله خودشان نیستند؟ مسئله هویت یک موضوع مهم در اصلاح ­طلبان است که به فرموده شما الآن بی ­هویت ­ها چون گلوگاه­ های اقتصاد و رسانه­ ها را گرفتند که در حال حاضر بر بقیه هم تا حدی حکومت هم می­ کنند، این مسئله از خودشان نشئت نمی­ گیرد، چون تکنوکرات­ ها هم آدم­های زرنگی هستند، در بزنگاه ­ها مثل سال 88 پنهان می­ شوند و یعنی این طور نیستند که هزینه بدهند؟سلیمی ­نمین: نه. در بزنگاه ­ها موضع­شان را تغییر می ­دهند، چرا پنهان شوند؟ (خنده)تسنیم: در دوران هایی مانند 78 و 88 اصلاح­ طلبان در یک رادیکالیسمی قرار گرفتند و هزینه ­اش را دادند و اکنون برای اینکه در ساخت کشور باشند و فعال هم باشند، مجبورند به کارگزاران تن بدهند و به آنها زام کنند. یک بخشی از این مشکلات از خود اصلاح­ طلبان ناشی نمی ­شود، یعنی صرف نظر از زرنگی های کارگزاران، خود اصلاح طلبان اشتباه د که به اینجا رسیدند؟سلیمی­ نمین: طبیعتاً خودشان در این موضوع بی­ تأثیر نبودند اما می ­خواهم بگویم امروز با یک مشکلی مواجه هستیم که حل این مشکل صرفاً نمی تواند از طریق خود آنها باشد. قطعاً جریان مقابل هم که به سالم ­سازی فضای رقابت اعتقاد دارد، باید درک کند.تسنیم: یعنی اصولگرایان به اصلاح طلبان کمک کنند که از زیر بار تکنوکراتها خارج شوند؟ چگونه؟سلیمی ­نمین: خیلی مشخص است. نفس درک این مطلب مهم است که؛ آیا می ­خواهیم فضای جامعه را به سوی حرکت در مسیر تمدن پیش ببریم یا خیر؟ اگر می­ خواهیم پیش ببریم با جریان کارگزاران نمی توانیم پیش ببریم. شاید برای ما کارگزاران منعطف ­تر باشد، این خیلی مهم است، چون مبنایی ندارند و سریع می ­تواند زیگزاگ­ های داشته باشند اما برای رسیدن به مسیر تمدن­ سازی نیاز به فکر داریم یا آدم ­های بندباز؟همه مجموعه های نظام اعم از اصولگرایان، اصلاح ­طلبان، شورای نگهبان، قوه قضاییه و... باید توجه کنند که اگر فکر از رقابت برداشته شود، فقط جنگ قدرت می­ ماند، یعنی اگر در یک جریان اصلاح ­طلب این بحث و فکر برداشته شود، آرام آرام روی جریان اصولگرا هم تأثیر می­ گذارند، در حالی که اگر دغدغه­ شما بحث فکر باشد، در انتخابات هم رأی نیاوردید، مشکلی نیست، چون این گونه نگاه می کنید که "من در انتخابات فرصت پیدا 10 گام برای شۀ خود بردارم و یا در این انتخابات فرصت شد تا با مردم سخن گفته و شۀ خود را تبیین کنم".ولی این موضوع در حال حاضر وجود ندارد، یعنی اگر ی نتواند در انتخابات به فلان جایگاه برسد، انگار مرگ آن فرد فرا رسیده است! نه این طوری نیست. این مهم است که در انتخابات چقدر توانستید تبیین ­گر فکرتان باشید؟ اگر دغدغه ما مسئلۀ فکری شد، اصلاً نگاهِ متفاوت می شود بعد دیگر هر ابزار کثیفی را برای پیروزی در انتخابات به کار نمی ­گیریم. آیا در این کارهای بسیار بسیار زشتی که در ایام انتخابات ها برای ت یب یکدیگر انجام می­ دهند، نگاه خدمت حاکم است یا نگاه قدرت؟ توجیه به قدرت رسیدن آنها را به سوی استفاده از این نوع ابزارهای نامشروع می کشاند.نگرانی ای که در حال حاضر وجود دارد کمرنگ شدن فکر در رقابت­های است، این مسیر را باید تغییر دهیم. با نیروهای تندرو و قدرت طلب این مسئله ممکن نخواهد شد، بنابراین باید به همدیگر کمک کنیم. در تعامل با نیروهای دلسوز اصلاح ­طلب است که می توانیم کمک کنیم تا این صحنه صورت نگیرد. اگر کیومرث صابری امروز زنده بود آیا با او قابل مذاکره بودیم یا خیر؟ او هم دغدغۀ ما را داشت، او هم ابزار داشت، می­ توانست به این مسئله کمک کند.انتهای پیام/*
گروه شکده برهان/محمد خوانساری؛ یکی از موضوعات مورد توجه برخی رسانه ها و شخصیت های در این روزها مسئله حصر سران فتنه و مناقشه بر سر این موضوع است. با وجود اینکه عده ای سعی در غیرقانون نشان دادن این حصر دارند اما باید خاطر نشان ساخت که تصمیم گیری در رابطه با این موضوع به مصوبه شورای عالی امنیت ملی و تصمیم اعضای این شورا برای حفظ مصالح ملی و جلوگیری از رسیدن آسیب بیشتر به منافع مردم مربوط می شود. (1)اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط سران فتنه و برنامه ریزی سرویس های خارجی برای سوء استفاده از این موضوع آسیب های فراوانی را برای کشور در زمینه های اقتصادی، و بین المللی در طول هشت ماه به دنبال داشت که با توجه به برنامه ریزی های صورت گرفته برای شروع فتنه ای جدید در بهمن ماه سال 89 تصمیم به حصر سران فتنه در شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسید. (2)در این بین در کنار بسیاری از رسانه های خارجی و حتی برخی از مقامات یی و ی که دغدغه رفع حصر سران فتنه را دنبال می کنند، طیفی از اصلاح طلبان نیز در داخل کشور به دنبال عمومی مطالبات خود برای برداشته شدن حصر هستند. نکته قابل توجه در این زمینه این است که این مطالبه از جانب طیفی صورت می گیرد که قبل از این از دست اندرکاران و حامیان حصر آیت الله منتظری با دلایلی مشابه حصر سران فتنه 88 بودند.این مسئله به قدری مشخص و واضح است که عباس عبدی از فعالین اصلاح طلب نیز در یکی از یادداشت های خود به این مسئله اشاره می کند و ادعای اصلاح طلبان برای رفع حصر را در حالی که خود از دست اندرکاران و حامیان حصر آیت الله منتظری بودند بی مورد می داند. وی در این زمینه می نویسد: «دست اصلاح طلبان برای محاجه با حصرکنندگان بسته تر از آقای مطهری است، زیرا در زمان خودشان چنین حصری را برای مرحوم آیت الله منتظری عملاً پذیرفته بودند و الآن نمی توانند به راحتی خلاف آن را ادعا کنند». (3)عباس عبدی: دست اصلاح طلبان برای محاجه با حصرکنندگان بسته تر از آقای مطهری است، زیرا در زمان خودشان چنین حصری را برای مرحوم آیت الله منتظری عملاً پذیرفته بودند و الآن نمی توانند به راحتی خلاف آن را ادعا کنند.نقش اصلاح طلبان بیش از حصر نیز در قضایای آقای منتظری عیان بود؛ بگونه ای که عبدالله نوری و اسدالله بیات از فعالین این جریان در دهه 70 و 80، نقش مهمی در ت یب شخصیت منتظری داشتند. اسدالله بادامچیان در مصاحبه خویش با مجله اصلاح طلب نسیم بیداری می گوید: «آن معممی که در کتاب گفته ام تا قبل از عزل، تابلوی دفتر نمایندگی آقای منتظری را نصب کرده بود، آقای اسدالله بیات (زنجانی) است. آن زمان در مساجد، دفتر نمایندگی قائم مقام ی نبود اما آقای بیات در مسجدش در نارمک تهران، تابلویی سر در مسجد زده بود با همین عنوان. مردم محل از آقای منتظری پرسیدند و او کبتی پاسخ داد که وی دفتر نمایندگی قائم مقام ی ندارد. آقای بیات اعتنایی نکرد. ولی همان شب که آقای منتظری از قائم مقامی عزل شد، ایشان تابلو دفتر را پایین آورده و در بین مغرب و عشاء گفته بود که «ما از همان اول هم می دانستیم که این آشیخ عقلش به سیاست نمی رسد!» من پس از عزل وی که به دیدن آقای منتظری رفته بود این ماجرا را برایشان نقل ، خیلی ناراحت شدند و گفتند واقعاً آشیخ اسدالله چنین حرفی زده؟ که من گفتم بله...یکی دیگر از این افراد آقای عبدالله نوری بود. در همین دیدار، آقای منتظری خیلی از رفتار آقای نوری در ماجرای عزل ناراحت بود و گفت شبانه آمده اند دیوار بتونی را با دریل در طول شب اب کرده اند و نگذاشته اند ما شب بخو م. مگر نمی شد این کار را صبح ند؟ من هم به شوخی به ایشان گفتم ناراحت نباشد، آقای نوری بنا به تبعیت از ولی فقیه این کار را نکرده، بنا به منافعش این کار را کرده، فردا هم منافعش عوض می شود و اقتضا می کند که به شما نزدیک شود و بالا ه می آید و با شما رفیق می شود. عباس آقازمانی (ابوشریف) هم از دیگر افرادی بود که می توانم از وی در اینجا یاد کنم. بعد از قضایایی مهدی هاشمی رفته بودم دیدن آقای منتظری. من با او رفیق هستم. او را جلوی محوطه دیدم و گفتم برای چه اینجا آمدی، اوضاع مناسب نیست. عباس آنجا حرفی زد که خیلی در من تأثیر گذاشت. او گفت: «ما را یه وری سوار بودیم و به محض اینکه بفهمیم اوضاع اب است، می پریم پایین.» به او گفتم پس تا حالا داشتی سواری می کردی؟ بعد گفتم که عباس جان این کار را نکن. هر جا هستی به وظیفه عمل کن.»(4)با توجه به این مسئله در این یادداشت به نقش و تأثیر اصلاح طلبان در حصر آیت الله منتظری اشاره ای خواهیم داشت.الف) شورای عالی امنیت ملی؛تصمیم به حصر آیت الله منتظری به منظور حفظ مصالح و منافع مردم در جلسه شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسیده بود. اکثریت ترکیب اعضای شورای عالی امنیت ملی در زمان تصویب این حصر در اختیار اصلاح طلبان بود که این مسئله می تواند نشان دهنده نقش اصلاح طلبان در حصر آیت الله منتظری باشد. ترکیب اعضای شورای عالی امنیت ملی عبارت بود از سید محد خاتمی (رئیس جمهور)، علی اکبر ناطق نوری (رئیس وقت مجلس)، محمد یزدی (رئیس وقت قوه قضائیه)، کمال ازی ( امور خارجه وقت)، عبدالله نوری ( وقت کشور)، محمد علی (رئیس وقت سازمان امور برنامه و بودجه)، (دبیر وقت شورا)، علی لاریجانی (که پس از فوت سیداحمد جانشین او شده بود)، حسن فیروزآبادی (رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح)، دری نجف آبادی ( وقت اطلاعات) به عنوان دو منتخب ی بود که با ریاست سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی امنیت ملی یک هفته بعد از سخنرانی 23 آبان سال 1376 تشکیل شد و تصمیم به حصر آیت الله منتظری گرفت.ب) ت اصلاحات؛برخلاف ادعاهای امروز اصلاح طلبان، اعضای ت اصلاحات نقش مؤثری را در حصر آیت الله منتظری با توجه به شرایط و مصالح آن روز مردم و نظام داشتند که مختصراً به برخی از این موارد اشاره خواهد شد.1. سید محمد خاتمی رئیس ت اصلاحات؛با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم، آیت الله منتظری از جمله انی بشمار می رفت که در پیامی این پیروزی را به وی تبریک گفت: «انتخاب جنابعالی در شرایط فعلی ایران یک انتخاب عادی نبود بلکه یک انقلاب مردمی بود در برابر وضع موجود 76»(5) ارسال این پیام و سخنرانی آقای منتظری در 23 آبان 1376، نشانگر تحلیل غلط و اشتباه وی از تحولات بعد از دوم داد می داد. وی در سخنانی علیه ی، به رئیس جمهور وقت پیشنهاد می کند که «من اگر جای شما بودم می رفتم پیش و می گفتم: شما مقامت محفوظ، احترامت محفوظ، ولی 22 میلیون مردم به من رأی دادند، به من هم که رأی دادند این 22 میلیون، همه می دانستند که کشور به ی دیگر نظر دارد. دفترشان و خودشان همه، شخص دیگری را تأیید می د، 22 میلیون آمدند به ایشان رأی دادند، معنایش این است که ما آن تشکیلات را قبول نداریم. رأی این 22 میلیون معنایش این است که ما آن را که شما می گویید قبول نداریم.»(6) در مقابل سید محمد خاتمی جزو اولین نفراتی بود که نسبت به سخنان آیت الله منتظری واکنش نشان داد، وی در مصاحبه تلویزیونی خود تنها چند روز بعد از سخنرانی آیت الله منتظری در گزارشی به مردم در مورد روند انتخاب وزرا و فعالیت های ت و مسئله مطالب مهمی را عنوان کرد: «در رأس دیدارها، هفته ای یک بار در خدمت ی دیدار داریم که از آرا و نظرات ایشان بهره می گیریم و اگر مطالبی باشد خدمتشان عرض می کنیم... نظارت عالیه و اشراف عالیه با ی است که همه قوای سه گانه زیر نظر ایشان کار می کنند و این خودش یک امر هماهنگی خوبی را ایجاد می کند و اصلاح را ارها، ثانیاً استقلال قوا و تفکیک قوا یک چیزی است، این که همه قوا باید در چارچوب اختیارات و وظایف قانونی خود عمل ند، چیز دیگری است... با ی که نظام را قبول ندارد و در فکر براندازی است با زبان امنیتی و تنبیهی باید برخورد کرد البته حتی الامکان تنبیهی به معنای لغوی کلمه و برخوردهای امنیتی هم در جای خودش است اصلاً دستگاه امنیتی برای این است که امینت را در جامعه حفظ کند... اگر پیرو اند و را قبول دارند که خب اکثریت دارند، این قانون اساسی ما را به عنوان یکی از اصول نظام در آورده و دیگر نظریه فقهی نیست. اصل نظام است و در قانون اساسی ما هم آمده و مخالفت با آن مخالفت با نظام است...»(7) در این راستا بود که شورای عالی امنیت ملی بری است سید محمد خاتمی تصمیم بر این گرفت که آقای منتظری را حصر نمایند. اکبر اعلمی از نمایندگان مجلس ششم که تلاش هایی برای برداشته شدن حصر آیت الله منتظری انجام داده بود در این زمینه می گوید: « ت خاتمی و شورای عالی امنیت ملی تحت ریاست او رسماً و عملاً در حبس خانگی آیت الله منتظری مشارکت داشتند.» اعلمی به درخواست های خود و چند تن دیگر از نمایندگان برای رفع حصر و نامه به سید محمد خاتمی اشاره می کند که نتیجه ای به بار نداشته است. وی همچنین به تذکر کتبی خود و چند تن از نمایندگان مجلس در دی ماه سال 81 به سید محمد خاتمی نیز اشاره دارد. (8)اکبر اعلمی: ت خاتمی و شورای عالی امنیت ملی تحت ریاست او رسماً و عملاً در حبس خانگی آیت الله منتظری مشارکت داشتند.2. مجید انصاری معاون پارلمانی ت اصلاحات؛مجید انصاری نیز به عنوان یکی از اعضای ارشد مجمع ون مبارز و معاون پارلمانی ت اصلاحات در سال آ ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، از حامیان حصر آیت الله منتظری بود. وی در زمان حصر آیت الله منتظری در حمایت از این حصر و درستی آن می گوید:«اولاً ایشان برخلاف اصول صریح و متعدد قانون اساسی که میثاق ملی و مظهر اراده و رأی قاطع ملت ایران است به تفسیر غلط و نادرست از ولی فقیه و شرایط و اختیارات ولی فقیه پرداخته و بگونه ای تحریک آمیز مخاطبان خود را علیه این جایگاه رفیع و ولی فقیه منتخب خبرگان ملت مورد خطاب قرار داده است...ثانیاً ایشان برخلاف مبانی روشن و آشکار فقهی حضرت و برخلاف نظریات فقهی و نوشتارها و گفته ها وسابقه عملکرد خود در دوران قائم مقامی ی، را در حد ناظر فاقد اختیار معرفی کرده است. ثالثاً اظهارات غیرمسئولان و توصیه های غیرعملی و اختلاف برانگیز ایشان موجب تضعیف ت کریمه حضرت حجت ال و المسلمین جناب آقای خاتمی که منتخب اکثریت قاطع ملت ایران است، می شود و عملاً به سنگ اندازی و مشکل تراشی در مسیر راه ت جدید همت گماشته است. از همه مهم تر اینکه برخلاف نصیحت و وصیت راحل (س) در نامه ششم فروردین 68، ایشان همچنان با تأثی ذیری از اطرافیان ناصالح خود به مشکل تراشی علیه نظام پرداخته و در قالب نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر به زشت ترین منکرات که تضعیف نظام مقدس است، پرداخته است. مردم وفادار و شریف ایران که همواره پیروی از آرمان های برایشان به معنای اطاعت از زمان (عج الله) مطرح است، فراموش نخواهند کرد که عملکرد غیرقابل توجیه منتظری در یکی دو سال آ عمر آنچنان فشار روحی بر وارد ساخت که با چشمی خونبار و کمری ش ته آرزوی مرگ د و اقدامات وی را در راستای خدمت به لیبرال ها و منافقین ارزی فرمودند. ای کاش آقای منتظری برای مصلحت دنیا و آ ت خود و مصالح ملت بزرگوار ایران، یک بار دیگر نصایح دلسوزانه پدر پیر انقلاب ی (ره) را مطالعه و به آن عمل می کرد.»(9)3. علی یونسی اطلاعات ت اصلاحات؛از دیگر حامیان حصر آیت الله منتظری در ت اصلاحات که سخنان تندی نیز بعد از برداشته شدن حصر علیه ایشان بیان کرد، علی یونسی اطلاعات بود. وی در جلسه خانه احزاب که چندی بعد از برداشته شدن حصر آیت الله منتظری برگزار شده بود، چنین اظهار کرد: «صحبت های برای ما حجت است و اجازه نمی دهیم ی منتظری را وارد فعالیت های کند؛ این عمل جرم است و با شدت با آن برخورد می کنیم و از احزاب خواسته ایم که به دیدار آقای منتظری نروند.»(10)ج) مجلس ششم؛مجلس ششم و هیات رئیسه آن که در اختیار اصلاح طلبان قرار داشت نیز یکی دیگر از ارگان هایی است که به خاطر حفظ مصالح مردم و جلوگیری از ایجاد فتنه هایی که خسارت آن به مردم باز می گردد در برابر برداشته شدن حصر آیت الله منتظری مقاومت می کرد.مهدی رئیس مجلس ششم یکی از منتقدین آیت الله منتظری بود که نامه انتقادی معروف وی به همراه سید حمید و ی جمارانی به آیت الله منتظری در بهمن ماه سال 67 مؤید این مسئله است. وی در قسمت پایانی نامه خود به آیت الله منتظری می نویسد: «ما در پایان لازم می دانیم که راه و خط را به شما یاد آوری کنیم. ما بر این باوریم که حضرتعالی اگر به زندگی و راه عنایت بیشتری داشته باشید و آن را دری د و به کار بندید در زندگی شما 180 درجه دگرگونی پدید خواهد آمد و راه دیگری در پیش خواهید گرفت.» (11)مهدی خطاب به منتظری: ما بر این باوریم که حضرتعالی اگر به زندگی و راه عنایت بیشتری داشته باشید و آن را دری د و به کار بندید در زندگی شما 180 درجه دگرگونی پدید خواهد آمد و راه دیگری در پیش خواهید گرفت.نگاه انتقادی به عملکرد آیت الله منتظری در سالهای بعد از فوت (ره) نیز ادامه پیدا می کند و بنابر نقل اکبر اعلمی مجلس ششم -که مشغول جمع آوری امضا از نمایندگان مجلس برای قرائت بیانیه ای به منظور برداشته شدن محدودیت ها بود- قرائت این بیانیه با دخ مهدی و دادن قول مساعد برای پیگیری این مسئله متوقف شد. وی با اشاره به خودداری هیأت رئیسه از خواندن این بیانیه در مجلس می نویسد: «از اینرو در دیماه سال 1381 مقارن با ایامی که آیت الله منتظری در اثر بازداشت خانگی طولانی مدت دچار بیماری و افسردگی شدید شده بودند، دوباره بیانیه بایگانی شده را به جریان انداختیم و چون هیات رئیسه برخلاف آئین نامه داخلی مجلس از قرائت آن از تریبون مجلس خودداری می ورزید، این بار در تاریخ 24/10/81 مشابه با متن بیانیه، تذکر مکتوبی خطاب به خاتمی رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی تهیه شد تا پس از قرائت خلاصه آن در مجلس، برای رئیس جمهور ارسال شود.»(12)همین نگاه انتقادی به عملکرد آیت الله منتظری باعث شد که حضور وی در منزل آیت الله منتظری بعد از فوت ایشان و به منظور عرض تسلیت به خانواده ایشان با اعتراض دختر ایشان مواجه شود. به طوریکه دختر آقای منتظری در واکنش به حضور ضمن "فرصت طلب" خواندن وی گفت: «آقای تا الان کجا بودید. الان که پدرم از دنیا رفته همه به فکر وی افتاده اید. شما در سخت ترین روزهای پدرم یا علیه وی موضع گرفتید و یا با سکوت خود وی را تنها گذاشتید.»(13)نتیجه گیری؛تصمیم به حصر فتنه گران به معنای محاکمه نیست بلکه اقدامی پیشگیرانه و قانونی است که با تصمیم شورای عالی امنیت ملی برای جلوگیری از وقوع فتنه و ایجاد هزینه برای کشور و مردم صورت گرفته است. قبل از این نیز به دلیل برخی اقدامات و اظهارات آیت الله منتظری، محدودیت هایی برای ایشان ایجاد شده بود که از قضا برخی از اصلاح طلبانی که در حال حاضر مخالف حصر سران فتنه هستند و برای عمومی مطالبه رفع حصر تلاش های زیادی انجام می دهند، موافق ایجاد محدویت و حصر ایشان بودند. با توجه به اینکه همان دلایلی که برای ایجاد محدودیت و حصر آیت الله منتظری وجود داشت در حال حاضر نیز برای حصر و ایجاد محدودیت برای سران فتنه وجود دارد، بنابراین تلاش های اصلاح طلبان و مطالبات آن ها برای برداشته شدن حصر مسئله ای بی مورد و در تناقض با رفتارهای قبلی این طیف می باشد.پی نوشت؛1.http://fararu.com/fa/news/2187412.http://www.mehrnews.com/news/24348013.http://www.tasnimnews.com/home/single/6233234.نشریه «نسیم بیداری» شماره 42/ آذر 925.نامه به سید محمد خاتمی، مورخ 5/3/766.http://jahannews.com/vdciyzaz3t1ayq2.cbct 7.رو مه ایران 27/8/76 و رو مه کیهان 27/8/76 و همشهری 27/8/768.http://bazaferinieazad. .com/2011/05/blog-post_20 9.http://www.rajanews.com/news/2756710.http://snn.ir/print/12716211.http://alef.ir/vdcb88b0.rhbgapiuur ?6014112.https://www.balatarin.com/permlink/2010/9/20/219449213.http://www.khabaronline.ir/detail/31862*محمد خوانساری، کارشناس ارشد علوم / گروه شکده برهان/ انتهای متن|
به گزارش مشرق، 7 سال از حصر آقایان و و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آنگونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر بویژه پس از ماجرای اخیر آقای ، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.آنچه در ادامه می آید گفت وگو با عباس سلیمی نمین رو مه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل است. او در دسته بندی های نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام ضرورتاً منطبق نیست. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سوالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سوالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسمه الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تامل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان هم این اقدام انجام می­ شد، حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده د تا آن فضای احساسی برطرف شود. مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان (ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، از ابزار حصر استفاده د تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چند لایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد. یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله ی م عان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه ­ ها، به طور کلی داعیه ­دار هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و اینطور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد.سلیمی ­نمین:خب طبیعتاً هستند عده محدودی در میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند. چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همانطوری که در رفتارِ فردی، اگر ی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ ا اماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیاتِ این تعداد آدمِ بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می­ خواهند آن فرد به اَشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام می­ خواهد و حاصل آن «آگاهیِ جامعه» است، البته اینکه به این حواسته خود می­رسد یا نمی­رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید هدف نظام­ های این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه که در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائلِ فردمحوری و تمایلاتِ فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد،یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکمِ دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضعِ ­ش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد. بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است.می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرکِ احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم. بنابراین آن عده ای که می گویند همین الان باید به اشد مجازات برسند ، به نظرم نگاهِ حکومتی ندارند. می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم این است، اما در حکم هم تشخیص برای جامعه مهم است. یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه ی است. بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهدسلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است. یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او در نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوتِ جامعه مهم است، اگر قضاوتِ جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را در نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابتِ جدی، مردم و انی که رای می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار د که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده و اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رای و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد. در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. ون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خو دم، صندوق­ها را جابجا د!" از قضا در کت که اخیرا در خارج از کشور مرتبط با آقای منتشر شد، به نقل از آقای این بحث را مجددا مطرح می ­کند که سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود، من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خو بود که من داشتم!چه ی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور.از قضاء آقای در این مکتوبش می­گوید "من نامه اعتراضی به ی نوشتم و ی در جواب من گفتند: من با آقای خاتمی صحبت ، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است". پس ببینید استدلال آقای چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخ ­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخ ­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تاثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رای نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطحِ نگاهِ یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابتِ برای ب جایگاهِ ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند". چراکه همگروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار د و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می د. یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالیکه نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متاسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوعِ استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می ­کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالیکه اینطور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان ی که اطلاعاتِ غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافلِ مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، بهم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است. تا 9 دی این مساله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمعِ انی می ­کش م که به این آقایان 13 میلیون رای داده بودند. قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلال­ هااز جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین گفته می ­شد "اگر معتقدیددر انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­گفت؟ می­گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم. در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبتِ آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوعِ استدلالِ برخی از افراد دقت کنید. می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را ن د در حالی که همین مساله پررنگ­ترین مهرِ بطلان بر روی پیشانی آقای و آقای میرحسین بود. معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست.ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­کند. بله در واقع رای دادن آقای خاتمی بویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آنقدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین ک داها انتخاب کنم؛ ثانیاً آنقدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رای دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متاسفانه ما در این وادی قرار نداریم. انی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما موثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را که مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با ی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه ی است که نفهمد نظام فعلاً دعوِ محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دَعوِ این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر؟ این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سوال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را بهم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رای ­گیری، ک دا شدن یا رای دادن، فهم آقای و آقای میرحسین را زیر سوال می­برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم. فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دَعو این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مساله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفا راجع به بقیه موانع رفع حصر و انی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر انی هستند که در جبهۀ اصلاح­طلبان و جناح اپوزوسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزی می­کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منع می شد مانند رای دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرورِ کاذب آقای برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟ بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم. مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد.سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون ی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین حتماً باید بگوید غلط ". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رای دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مساله نیست. یعنی برای محافلی که به او رای دادند، روشن شود که آقای میرحسین یک آدمِ احساسی است و نمی تواند ش ت را تحمل کند. ببینید آدم احساسی اینگونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار ش ت بخورد، بازی را بهم نمی ­زند. من نمی­خواهم از بعضی از سیاستمدارن نام ببرم اما شما ی را سیاستمدار می­ دانید که اگر ش ت می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویرِ واقعی آقای را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدارِ برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم مردم جامعه آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رای نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجعِ قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجددا به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟ببینید ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن است یک سیاستمدار بگوید بخشی از این دستاوردهای مدنی که داشتیم نقیصه دارد و باید برطرف شود یا بخش دیگر آن باید شفاف شود و... بله. این موارد درست و خیلی هم خوب است. مثلا بگوید شورای نگهبان باید در این زمینه پاسخگو باشد و شفاف­تر سخن بگوید، ایرادی ندارد اما اگر اساسِ شورای نگهبان به عنوان یک نهادِ قانونی بسیار مهم را از بین ببرد، یعنی زمینه آنارشیسم (هرج و مرج) ایجاد کرده است. هیچ سیاستمدارِ منطقی این رویه را نمی ­پذیرد. می پذیرد که در جاهایی از شورای نگهبان انتقاد شود تا این نهاد شفاف ­تر عمل کند اما اینکه یک فردی یکبار ش ت بخورد و همۀ مراجع قانونی را زیر پا له کند، اصلا از سوی هیچ فرد مصلحی پذیرفته شده نیست. خود اصلاح­ طلبان هم این قضیه را نپذیرفتند. نکته جالبی است. این افراد هم عملاً حرف این آقایان را نپذیرفتند، و آن را کوته ­نظری، خودمحوری و خودخواهی دانستند. لذا ما باید این را برای جامعه شفاف کنیم.اما در حال حاضر دچار یک بلیّه شدیم و این برای جامعۀ بسیار بنیان ­کن است. من در مطلبی که در اختیار ما گذاشتم، نگرانی ام در مورد تیره شدن روابط بین جریانات را عنوان . این نگرانی است که سالهاست با آن مواجه ایم و از آن رنج میبریم. در گذشته هم آقای کیومرث صابری از این قضیه بسیار رنج می­ برد و تلاشِ جدی داشت تا روابطِ بین نیروها را بهتر کند. هرسال ضیافت افطاری می ­داد و تلاش می ­کرد همۀ نیروهای شاخص را جمع کند. هدفش این بود که بگوید "شما با هم رقابت کنید اما بفهمید که همۀ شما روزه می­گیرید و مسلمان هستید. پس اشتراکات­ خود را فراموش نکنید". نصایح خوبی هم می­ کرد با اینکه ارتباطات زیادی با جریان اصلاح ­طلب داشت و در آن جایگاه تعریف می ­شد اما یک نیروی عاقل اصلاح ­طلب بود و از اختلاف بین جریانات به طور جد رنج می ­­برد.اما در مقابل یک چنین افرادی مانند آقای صابری و چنین رویکرد عاقلانه ای، یک بخش تندرو هم در جریان اصلاح­ طلب داریم که حیات آنها هم بستگی به حاد این مسائل دارد. حصر برای این است کهیک مساله ای به آرامی منتفی شود و از موضوعیت بیفتد اما آن بخش تندروی اصلاح طلبان نمی خواهند این مساله از موضوعیت بیفتد. همین اعتصاب غذایی که به نوعی آقای را تشویق به آن د یا از آن حمایت می د...سلیمی ­نمین: بله. همین هدف را دنبال می ­کند تا مساله را احساسی کنند. در حالی که حتماً باید جنبۀ فکری در این موضوع غالب شود. یک عملکردی بوده است که این عملکرد باید بررسی شود. این مساله باید در محافل مختلف بررسی شود و اصلاح­ طلبان و اصولگرایان در اینباره با هم صحبت کنند تا ببینند کجای این قضیه قابل دفاع است. اصلا خود اصلاح طلبان دفاع می ­کنند؟! این دو جریان در این زمینه باید با یکدیگر، مناظره و گفت وگو داشته باشند. تکلیف خساراتی که وارد شده است چه می­شود؟ ضربه های بسیاری به اعتبار و حیثیت وارد شد؛ حتی بسیاری هم هستند که در این میانه حق خصوصی دارند؛ افرادی داریم که قطع نخاع شده اند، ن نا شده اند؛ برخی ها فوت و شهید شده اند؛ اینها حقی ندارند؟ حق خصوصی را چه باید کرد؟ ما الان دو مصاحبه داریم با آقایان رسولی مهربانی و هادی خیاط زاده؛ یکی ن نا شده و در دنیای خود محصور است و دیگری قطع نخاع و در ویلچرش حصر! اینها می خواهند از آقایان و شکایت کنند. چه باید ند؟سلیمی ­نمین:­ حتما حق دارند. حتی آن چیزی که برای آنها یام ­بخش است، ترمیم زخم­ هاست. آنها به دلیل اینکه در جامعه یک صف ­بندی غلط ایجاد شده است، ضربه خوردند. در واقع براساس یک اطلاعات خلاف واقع، صف ­بندی کاذبی ایجاد شدکه اگر این صف ­بندی برداشته شود و جامعه از تمام یا بخش اعظم ظرفیت خود استفاده کند، برای آنها هم الیتام ­بخش است. ما الان در شرایطی قرار گرفتیم که بیشتر نیروهای عاقلِ دو جریان اصلاح ­طلب و اصولگراها به این جمع بندی رسیدند که باید بیشتر با هم ارتباط داشته باشند. اما حاصل این ارتباط چه خواهد شد؟ منزوی شدن آدمهای تندرو.طرح این بحث ها نه تنها ایرادی ندارد بلکه باید هم مطرح شود. امروز از نداشتن ارتباط و امکانِ گفتگو با همدیگر ضربه هایی می خوریم. ارتباط در هر نظام ­ای تعیین ­کننده است. در شرایط کنونی حتی حاضر شدیم، در بعضی زمینه ­ها با دشمن البته نه دشمن تراز اول­ بلکه با دشمنان تراز دوم خود مثل اروپا گفت وگو کنیم. معتقدیم در برخی زمینه ­ها حتی با برای روشن شدن افکار عمومی مذاکره را می پذیریم اما در مورد مناسبات داخلی هیچ شانی برای مذاکره و ارتباط قائل نیستیم. اشکالی ندارد، اما یه سوال مهم این وسط به ذهن می آید و آن اینکه این آقایانی که به نوعی جزء عقلای اصلاحطلبان هستند، زمانی که این فضاهای خطرناک مثل فتنه 88 پیش می ­آید، کجا هستند؟ یعنی سال 88 یا سال 89 کجا بودند؟ یک عدم اعتمادی نسبت به آنها وجود دارد که وقتی فضا آرام است، خب ظاهر آرامتری هم دارند اماوقتی داستانی پیش می آید اینها هم وسط معرکه اند. چرا این افراد آن زمان فضا را آرام و تلطیف ن د؟ همان زمان اطراف آقای و را خالی می د تا چنین فضایی شکل نگیرد و به اینجا منجر نشود. مگر آقای خاتمی نمی دانست در امکان تقلب وجود ندارد، چرا همان زمان نگفت؟ پس یا معتدلین اینها معتدل نیستند یا اگر هم معتدل هستند، چندان کارآمد نیستند یا به نوعی اکثریت آن جریان نیستند تا بتوانند جلوی بحران­ هایی مانند 88 را بگیرند؟سلیمی ­نمین: این بحث خوبی است. در هر جناحی منطقی بودن یک هزینه ­ای دارد که باید آن هزینه را بدهند. اما نکته اول این است که میزان آمادگی هر ی برای هزینه دادن، متفاوت است. ثانیا ما در خارج از آن حزب، گروه یا طیف باید به گونه ­ای عمل کنیم که هزینه دادن فردی که هزینه می ­دهد، دیده شود، یعنی برای آن یک اعتباری قائل شویم. در واقع اگر ی برای مصالح ملی نه منافع شخصی و فردمحوری، هزینه داد و مصالحِ جامعه را تشخیص داد و در درون جریان خود در برابر آن جوِ حاکم مقاومت کرد، باید دیده شود. اما آیا در حال حاضر چنین فردی دیده می ­شود؟ به عنوان مثال، آقای خوئینی ­ها در چند مورد در برابر جوِ حاکمی که کارگزاران بر اصلاح­ طلبان حاکم می­ کند، مقابله کرد. در برهه ای هم در مورد آقای هاشمی­رفسنجانی انتقادی را مطرح کرد. آن هم با توجه به اینکه مرحوم هاشمی ­رفسنجانی ی ری قوت ­ها و ضعف ها داشت اما یک جریان تلاش می کرد اصلاً ضعف های ایشان را نبیند و از او را یک بت بسازد اما آقای خوئینی ها انتقادی را مطرح کرده است و این انتقاد، مقابله با جوی است که امروز کارگزاران ایجاد کرده است. اما چقدر دیده می ­شود؟ چقدر کمک می ­شود که آن فشارها از روی او برداشته شود؟دیده شدن یعنی اینکه در یک نظام تعادل ایجاد کند. اگر در یک جایی فشاری ایجاد شد، در یک جایی تلاش شود فشار برداشته شود و توازن ایجاد شود. هزینه دادن برای یک فرد آنقدر ریاد نشود که طرف زمین­گیر شود. وقتی یک خبرنگارِ اصلاح ­طلب جزء به آقای ­ خوئینی ­ها توهین می ­کند،برای یک سیاستمدارِ باسابقۀ مُسن خیلی شکننده است. اماسوای اینجاست در این مواقع،چقدر این هزینه دادن دیده می ­شود و فشار از روی آن فرد برداشته می­ شود؟ یعنی شما می­ فرمایید بخشی از مشکل مربوط به این می­شود که برخی از آنها به اندازۀ کافی هزینه نمی­ دهند و یک بخشی هم این است که ما اجازه نمی­دهیم دیده شود، یعنی تاکید داریم همه را یک شکل و یک ببینیم.سلیمی ­نمین: بله. بخشی محافظه کاری است، بخشی هم این است که با خود می گوییم نکند این موضوع موجب تطهیر اصلاح ­طلبان شود. این باعث می ­شود صحنه به طرفِ حاکم شدن نیروهای عاقل نرود. در حالیکه تدبیرِ کلان باید به گونه ای باشد که به این روند کمک کنند یعنی اگر یک نیروی عاقل در جریان اصولگر موضعی گرفت و یک اصولگرای کم ­دان به او ­دری و توهین کرد، تدبیر کلان به شکلی باشد که اولاً آن اصولگرای کم دان را سر جای خود بنشاند و اجازه دری به او ندهد از طرفی هم اگر زخمی بر اصولگرای فهیم­ تر وارد شده، آن فرد مورد حمایت قرار گیرد تا خسته نشود و احساس منزوی بودن نکند. این قطعاً باید در نگاهِ کلان باشد.ما به این مطلب رسیدیم که حاکم شدنِ نیروهای تندرو در سالهای گذشته چه هزینۀ زیادی بر ما حاکم کرد وچقدر ما را از مسیر تمدن­ سازی خود دور کرد؟ ببینید چهره یک نظامِ ِ موقر و یک نظامِ پرجاذبه که در تمدن ­سازی تاثیر بسیاری دارد، چقدر با بعضی حرکات نازل نیروهای تندرو مخدوش شده است؟ چقدر از پروژه تمدن ­سازی عقب افتاده است؟ آیا به این رسیده ایم که باید به این هزینه دادن ­ها پایان داد یا خیر؟ این مساله را باید در نظام دنبال کنیم.به عنوان مثال کیومرث صابری(گل آقا) به عنوان یک نیروی اصلاح ­طلب نمی ­خواهد فردی مانند تاج­زاده در جریان اصلاحات حاکم شود، می خواهد تاج زاده باشد ولی جلودار نباشد. این را چه زمانی گفت؟ سال 83 یعنی یک دهه و قبل. او از این مساله ناراحت است و در اوجِ قدرت تاج­زاده هم این نکته را می ­گوید. ببینید ما باید مسائل را حل کنیم کما اینکه حل کردیم. مثلا 2 تا روش برای حل مسالۀ آغاجری بود. به نظر من هاشم آغاجری یک حرفِ بی منطق و بی اساسی گفته بود. حرف او قابل دفاع نبود اما اینکه قوه قضاییه برای وی حکم صادر کند، بسیار کار نامربوطی بود. این مساله باید حل می­ شد.گاهی برخی افراد می خواهند واقعا مساله را حل کنند تا آرامش به جامعه منتقل شود اما برخی افراد می خواهند یک مساله را به یک نقطۀ انفجار تبدیل کنند. در موضوع آغاجری هم برخی اصولگرایان و هم برخی اصلاح طلبان در این وادی گام برمی­داشتند که حتماً باید شود. البته خوشبختانه اصولگرایان عاقل گفتند "این غلط است". حالا این فرد یک حرف غلطی گفته است. اما درست نیست اگر یک نفر حرف سبکی زد، برای او حکم صادر کنیم. این ماجرای آقای کیومرث صابری و آقای تاجزاده چیست؟ گویا در مراسم افطاری بودید و آقای صابری گفته بود که تاجزاده ظاهراً دنبال آغاجری است ولی در واقع می خواهد او شود...سلیمی نمین: من در آن جلسه بودم. وقتی افطاری کردیم، کیومرث صابری به دیوار تکیه زد و شروع ­کرد به نصیحت . مصطفی تاج­زاده هم نشسته بود. آن زمان معاون کشور بود. هاشم آغاجری هم آن زمان زندان بود. کیومرث صابری گفت "هاشم فکر می ­کند این مصطفی (تاجزاده) خود را به آب و آتش می ­زند تا او را از زندان آزاد کند. نمی­ داند مصطفی از خدا می ­خواهد او شود". این موضوع واقعیت امر بود. مرحوم کیومرث صابری عین واقعیت را در قالب طنز گفت. مصطفی تاجزاده آن روز دنبال آغاجری بود و امروز هم دنبال این است که میرحسین یا شوند. تاجزاده دنبال این نیست که مساله را حل کرده و شرایط حصر را منتفی کند. منافع او حکم می ­کند که این مساله را حادتر از شرایط کنونی آن کند. در حالی که یک نفر مصلح چه اصلاح ­طلب و چه اصولگرا، به دنبال حلِ این مساله است. جالب بود؛ برگردیم به سوال قبلی، در توضیح مطلبی که فرمودید که کدام موثرتر است بالا ه الان اگر حاکمیت بخواهد تصمیم بگیرد، تندروهای اصلاحات در این روند موثرترند که بعضی از کارها گیر می­کند و مقطع خودش را طی نمی­کند. نکته دیگر اینکه اصولگرایان نشان دادند با تندروی­ ها بهتر مقابله می­کنند یا بهتر حاضرند که ی ری مرزبندی­ها را انجام بدهند؟ کما اینکه وقتی احمدی­ نژاد به یک جایی رسید و مواضعش شروع شد سریع او را کنار گذاشتند در صورتی که اگر می­خواستند صرفاً نگاه کنند آن چیزی که آنها را به قدرت نزدیک می­کند آقای احمدی­ نژاد راه رای آوردن را از بسیاری از اصولگراها بهتر بلد بود ولی او را کنار گذاشتند و به نوعی با او تصفیه د. سوال روشنم این است که الان ما در اصلاح طلبان چقدر کیومرث صابری داریم که حاضر باشد شفاف صحبت کند و مرزبندی کند و تندروها را کنار بگذارد؟سلیمی ­نمین: من خلاء این موضوع را هم در اصولگرایان و هم در اصلاح ­طلبان می بینم. من این فرمایش شما را قبول ندارم که ما در مواجهه با برخی تندروی­های آقای احمدی­ نژاد کاملاً خوب عمل کردیم. بله. اصولگرایانی داشتیم که از ابتدای تندروی ­های آقای احمدی­ نژاد با آن مقابله کرد اما چقدر از ظرفیتِ اصولگرایان پشت سر آنها قرار گرفت؟ما زمانی برای مقابله با تندروی ­های آقای احمدی­­نژاد به صحنه آمدیم که تندروی ­های ایشان متوجۀ ارکانِ اصلی نظام شد وگرنه قبل از آن چندان با تندروی ­های وی مقابله نکردیم. حتی اگر برخی از نیروهای برجستۀ اصولگرا با فردمحوری ­های مقابله د، مورد حمایت قرار نگرفتند. مثلاً فردی مانند آقای توکلی را در برخی مواقع، به دلیل مقابله جدی و اصولی با آقای احمدی ­نژاد، کنار گذاشتیم. درباره این فرمایش شما بحث دارم ولی فرض کنیم کاملاً درست باشد؛ طرف مقابل چه؟ آنها که وقتی ارکان هم به لرزه درمی­ آید برایشان خیلی اهمیتی ندارد!سلیمی ­نمین: این را قبول دارم. ببینید چون مبانی در جبهۀ اصولگرایی روشن­ تر است. ما در و اصول داریم که تظاهر به ساده­ زیستی نباید مورد پذیرش قرار بگیرد. نه اهل ریا بود، نه ی و نه برخی شخصیت­های دیگر؛ این افراد ساده زیستی دارند و ریا نمی­ د اما برخی از ریاکاری ­های آقای احمدی­ نژاد اصلاً مورد مقابله قرار نگرفت اما بعضی از اصولگرایان چون مبنا داشتند، در برابر بعضی از ریاکاری ­های وی ایستادند.اما در مورد اصلاح­طلبان مساله پیچیده­ تر شده است و باید این را درنظر گرفت. اکنون در میان اصلاح­ طلبان مساله یک مقداری غامض شده است که باید کمک کنیم این مساله حل شود. ما در درون جریان اصلاح ­طلب جدا از تندروی ها، یک جنگی بین نیروهای باهویت و بی ­هویت داریم. یعنی انی که اصلاً هویت فکری ندارند، بحث­شان فقط بحث قدرتِ مطلق است. حاضرند با هر ی کار کنند چون نگاه­شان فقط نگاه قدرت است. این افراد مبانی ندارند. هم با آقای خاتمی کار می ­کنند، هم با آقای هاشمی کار می ­کنند یعنی به اینکه کاری ندارند که زمانی این افراد، در برابر هم قرار داشتند و مطبوعات آنها علیه هم و کاملا در جهت حذف هم کار می­ د.مثلا تکنوکرات­ هایی داشتیم که در ت آقای هاشمی در جایگاه­ های بسیار حساس بودند و بعد هم در ت آقای خاتمی قرار گرفتند. برای آنها اصلا مهم نبود که این دو با هم کاملاً متفاوت هستند. اینجا بیشتر طیف کارگزاران مدنظر من است. اکنون یک جنگ قدرت بین کارگزاران و جریان چپ سابق وجود دارد. کارگزاران توانسته برخی از نیروهای چپ را استحاله کند و به دنیاگرایی سوق بدهد و مبانی فکری­ آنها را کمرنگ کند البته نتوانسته بعضی از نیروهای اصلاح ­طلب را استحاله کند و این افراد همچنان روی مبانی فکری­ خود هستند، به و انقلاب ی توجه دارند، و اصول برای آنها بسیار حائز اهمیت است.امروز جریان کارگزاران هم اقتصاد و هم رسانه ­ها را در دست دارد. آقای عارف حتی نتوانست یک رو مه الکترونیک را به لحاظ مالی مدیریت کند اما آنها کارتل ­های رسانه ­ای متعدد دارند که وقتی ­خوئینی ها سخنی می گوید که مطابق ذوق آن راس هرمِ تشکیلاتی کارگزاران نیست، علیه او هجمۀ توهین ­آمیز به راه می اندازند. لذا این نکته تعیین­ کننده است. البته باید این نکته را هم درنظر گرفت، نیروهای اصلاح ­طلبی که سالم زندگی کرده و خود را به مسائل اقتصادی آلوده ن د، امروز امکاناتِ کمی دارند. یکی از علل این مساله خودشان نیستند؟ مساله هویت یک موضوع مهم در اصلاح ­طلبان است که به فرموده شما الان بی ­هویت ­ها چون گلوگاه­ های اقتصاد و رسانه­ ها را گرفتند که در حال حاضر بر بقیه هم تا حدی حکومت هم می­کنند. این مساله از خودشان نشات نمی­گیرد؟چون تکنوکرات­ ها هم آدم­های زرنگی هستند، در بزنگاه ­ها مثل سال 88 پنهان می­ شوند و یعنی اینطور نیستند که هزینه بدهند.سلیمی ­نمین: نه. در بزنگاه ­ها موضع­شان را تغییر می ­دهند. چرا پنهان شوند؟(خنده) در دوران هایی مانند 78 و 88 اصلاح­ طلبان در یک رادیکالیسمی قرار گرفتند و هزینه ­اش را دادند و اکنون برای اینکه در ساخت کشور باشند و فعال هم باشند، مجبورند به کارگزاران تن بدهند و به آنها زام کنند. یک بخشی از این مشکلات از خود اصلاح­طلبان ناشی نمی ­شود؟ یعنی صرف نظر از زرنگی های کارگزاران، خود اصلاح طلبان اشتباه د که به اینجا رسیدند.سلیمی­ نمین: طبیعتاً خودشان در این موضوع بی­ تاثیر نبودند اما می ­خواهم بگویم امروز با یک مشکلی مواجه هستیم که حلِ این مشکل صرفاً نمی تواند از طریق خود آنها باشد. قطعاً جریان مقابل هم که به سالم ­سازیِ فضای رقابت اعتقاد دارد، باید درک کند. یعنی اصولگرایان به اصلاح طلبان کمک کنند که از زیر بار تکنوکراتها خارج شوند؟ چگونه؟سلیمی ­نمین: خیلی مشخص است. نفس درکِ این مطلب مهم است که آیا می ­خواهیم فضای ِ جامعه را به سویِ حرکت در مسیر تمدن پیش ببریم یا خیر؟ اگر می­خواهیم پیش ببریم با جریان کارگزاران نمی توانیم پیش ببریم. شاید برای ما کارگزاران منعطف ­تر باشد، این خیلی مهم است. چون مبنایی ندارند و سریع می ­تواند زیگزاگ­ های داشته باشند امابرای رسیدن به مسیرِ تمدن­سازی نیاز به فکر داریم یا آدم ­های بندباز؟همه مجموعه های نظام اعم از اصولگرایان، اصلاح ­طلبان، شورای نگهبان، قوه قضاییه و... باید توجه کنند که اگر فکر از رقابت برداشته شود، فقط جنگ قدرت می­ ماند. یعنی اگر در یک جریان اصلاح ­طلب این بحث و فکر برداشته شود، آرام آرام روی جریان اصولگرا هم تاثیر می­ گذارند. در حالی که اگر دغدغه­ شما بحث فکر باشد، در انتخابات هم رای نیاوردید، مشکلی نیست. چون اینگونه نگاه می کنید که "من در انتخابات فرصت پیدا 10 گام برای شۀ خود بردارم و یا در این انتخابات فرصت شد تا با مردم سخن گفته و شۀ خود را تبیین کنم".ولی این موضوع در حال حاضر وجود ندارد. یعنی اگر ی نتواند در انتخابات به فلان جایگاه برسد، انگار مرگ آن فرد فرا رسیده است! نه اینطوری نیست. این مهم است که در انتخابات چقدر توانستید تبیین ­گر فکرتان باشید؟ اگر دغدغه ما مسالۀ فکری شد، اصلاً نگاهِ متفاوت می شود بعد دیگر هر ابزارِ کثیفی را برای پیروزی در انتخابات به کار نمی ­گیریم. آیا در این کارهای بسیار بسیار زشتی که در ایام انتخابات ها برای ت یب یکدیگر انجام می­ دهند، نگاهِ خدمت حاکم است یا نگاهِ قدرت؟ توجیه به قدرت رسیدن آنها را به سوی استفاده از این نوع ابزارهای نامشروع می کشاند.نگرانی که در حال حاضر وجود دارد کمرنگ شدن فکر در رقابت­های است. این مسیر را باید تغییر دهیم. با نیروهای تندرو و قدرت طلب این مساله ممکن نخواهد شد. بنابراین باید بهم کمک کنیم. در تعامل با نیروهای دلسوز اصلاح ­طلب است که می توانیم کمک کنیم تا این صحنه صورت نگیرد. اگر کیومرث صابری امروز زنده بود آیا با او قابل مذاکره بودیم یا خیر؟ او هم دغدغۀ ما را داشت، او هم ابزار داشت. می­ توانست به این مساله کمک کند.
گروه احزاب خبرگزاری فارس- زمستان طراوت روزهای واپسین بهار را به یغما برده و غم بر عاشقان سایه افکنده بود، عاشقانی که همین روزها و در عهد دادشان، دل در کف گذاشته و به میدان آمده بودند؛ از آن سو اما جریان فتنه، آشوبی که از شکوه حضور عاشقان در دل دارند را به کوی و برزن می کشانند و دیوانه وارمی تازند.نبرد این جریان با فصل ها ادامه دارد و تابستان فرامی رسد، همان فصلی که هنوز زخم 10 سال پیش جریان تزویر را بر تن دارد ولی کیست که نداند هجمه تَبر بر درخت تناور چه پایان محتومی خواهد داشت.پاییز می رسد؛ دیگر جانی برای تزویر و نفاق نمانده و یارای مقابله با حق نیست. نفاق محصور «اتحاد فصل ها» شده است، اما تزویر در این خیال بود که گرمای جان بهار و تابستان در پاییز ادامه نمی یابد.زمستان آ ین منزلگاه فتنه انگیزی های نفاق است. نفاق و تزویر به خاطر ش ت های پی د ی هنوز نمی دانند که خط قرمز عاشق، معشوق خویش است و کیست که نداند حسین بن علی (ع) بَندِ دل همه حسینیان است.«عهد دی » خط بطلانی بر تمام فتنه انگیزی های 8 ماهه جریان فتنه بود و نشان داد که در دفاع از حریم «ولایت» گرمی و سردی ایام رنگ می بازد و هرم داغ واپسین روزهای بهار با باد سرد آغازین روزهای زمستان دست در دست هم حماسه می سرایند.نهم دی ماه 88 نه یک روز بلکه یک سال است. یک سال که تمام حق بر تمام باطل پیروز شد؛ طلایه داران راه عشق این بار با عزمی راسخ تر از گذشته فریاد «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ» را سر دادند و برای مبارزه با تبرهایی از جنس درخت، چهره غبار و فتنه انگیزی را از درودیوارها شستند و این گونه بود که در بعدازظهری سرد خورشید دوباره طلوع کرد و 9 دی عَرق شرم را از ماجرای سقیفه زمانه مان زدود.مطمئن باشید که روز «نهم دیِ» هم در تاریخ ماند؛ نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در «سالگرد این حماسه»، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده های الهی تبیین شود. این سخنان سید علی 10 روز پس از تجدیدعهد تاریخی فرزندان انقلاب در سال 88 گواه دست برتر گفتمان انقلاب ی بود که در گذار از 8 ماه فتنه پیچیده ، آ ین حلقه از اتفاقات تلخ و ناخوشایند یک انتخابات پرچالش با حمایت مردم از نظام به آ خط رسید. آتش زدن پرچم، خیام و هیأت های سیدال کار خود را کرد، این اقدام فرومایگان در خیابان های تهران که از روز برگزاری انتخابات در 22 داد تا در فواصل مختلف روز قدس و روز سیزده آبان و روز تحلیف و ... انتخابات را بهانه هجمه به نظام کرده بودند، یک نتیجه عجیب و فراتر از اراده انسانی در پی داشت و سیل حضور مردم ایران در روزهای هفتم، هشتم، نهم و دهم دی ماه کار این جماعت را ی ره کرد و به تعبیر پیر انقلاب، پرچم راهنمای دیگران و روزی «متمایز» شد.حوزه احزاب خبرگزاری فارس در هشتمین سالگرد پاسداشت حماسه 9 دی با انتشار پرونده ویژه ای تحت عنوان «عهد دی » در قالب گفت و گوهای تفصیلی با کارشناسان، مسئولان و تحلیلگران به بررسی ابعاد مختلف آفرینش حماسه 9 دی و چرایی مانایی آن در تاریخ انقلاب ی پرداخته است که در ایام پاسداشت حماسه کم نظیر نهم دی تقدیم خوانندگان محترم می شود.گزارش ذیل به بررسی زمینه ها، علل و سرانجام حرص سران فتنه می پردازد:از اوا بهمن ماه سال 1389 تاکنون، آقایان میرحسین و مهدی و همچنین خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین ، در حصر خانگی به سر می برند. در این مدت جریان فتنه و برخی افراد همسو با این جریان، برخی از چهره های بی بصیرت، جریان ضد انقلاب و رسانه های غربی، به صورت مستمر نسبت به حصر این افراد، در جامعه و ذهن مردم، ایجاد سؤال و شبهه کرده و خواهان رفع حصر بوده اند. سؤالات و شبهاتی از قبیل:ـ حصر طولانی این افراد غیر قانونی، بر خلاف قانون اساسی و بر خلاف حقوق شهروندی است.ـ چرا برای محصورین، دادگاه تشکیل نمی شود؟ـ اگر آقایان و مجرم هستند، چرا محاکمه نمی شوند؟ـ آیا اعتراض به نتیجه انتخابات، مجازاتش حصر طولانی است؟ـ اگر قرار است با عوامل فتنه برخورد شود، چرا با و هوادارانش برخورد نشد؟ـ آقایان و هیچ جرمی مرتکب نشده، فقط از اعتراضات مردم نسبت به نتیجه انتخابات حمایت د.ـ آیا بهتر نیست برای تقویت وحدت ملی و آشتی ملی، حصر پایان یابد؟سؤالات و شبهاتی از این دست در موضوع حصر، در جامعه و خصوصاً در فضای مجازی و محیط های ی بسیار زیاد مطرح می شود. بنابراین ضرورت دارد، زمینه ها و دلایل و عواملی که موجب حصر افراد مذکور شد، به دقت بررسی و برای مردم و خصوصاً برای جوانان و نوجوانان تبیین گردد. در این بخش به اختصار این موضوع بررسی می گردد.*چرا حصر؟دلیل واقعی حصر سران فتنه چیست؟ آیا آنان به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات، لشکرکشی های خیابانی، زمینه سازی برای اغت ات و ناآرامی های پس از انتخابات، ادعای تقلب در انتخابات، توهین ها و اهانت های بی شمار نسبت به مسئولین نظام و نهادهای انقل در حصر خانگی به سر می برند؟اگر اینگونه است، چرا بدون تشکیل دادگاه و محاکمه، به حصر محکوم شده اند؟واقعیت آن است که آقایان ، و رهنورد، گرچه با ادعای تقلب در انتخابات و پدید آوردن حوادث و ناآرامی های پس از انتخابات جرم بزرگی مرتکب شده و روزی باید در دادگاه محاکمه شوند، لکن موارد برشمرده شده، هیچکدام دلیل حصر این افراد نیست. این حوادث در سال 88 (از 22 داد تا 9 دی
به مدت هشت ماه) به وقوع پیوست و این آقایان و خانم رهنورد، تا تاریخ 25 بهمن سال 1389 کاملاً آزاد بودند.دلیل اصلی حصر این افراد، به توطئه جدید یی ها، صهیونیست ها و ت های مرتجع منطقه، با بازیگری سران فتنه برمی گردد. توطئه ای که اگر هوشمندانه و به هنگام خنثی نشده بود، سرنوشتی شبیه عراق و طی سال های اخیر، می توانست برای ایران رقم بخورد. بنابراین حصر، دلایل امنیتی دارد و ادعای تقلب و رفتارهای ساختارشکنانه در سال 88، دلیل آن نیست.*پیوند فتنه با تروریسمجریان فته سبز با حماسه ماندگار 9 دی، کاملاً ش ت خورده و در بن بست استراتژیک قرار گرفت. در حالی که آقایان و و دیگر همراهان این دو نفر در داخل و طراحان اصلی کودتای مخملی در خارج، تصور می د با ادعای تقلب و کشاندن هواداران به خیابان ها، نظام ی تسلیم شده و فرو خواهد ریخت؛
با حماسه 9 دی که تحت عنایات الهی و اعجاز عاشورا و حسین بن علی(علیه السلام) پدید آمد، تمام این محاسبات
بر هم ریخت. به همین خاطر ناکامان در فتنه و کودتای مخملی، در فکر توطئه جدید علیه نظام ی برآمدند.وقتی غرب با جریان بیداری ی مواجه شد و مردم مسلمان در برخی از کشورهای ی و به ویژه
در تونس و مصر علیه حکومت های مستبد، فاسد و وابسته خود قیام د؛ به شدت وحشت زده شد. یی ها، اروپایی ها، صهیونیست ها و ت های مرتجع عرب در منطقه، همگی نگران روند تحولات منطقه با شدت گرفتن امواج بیداری ی شدند. بیداری ی پدیدآمده در منطقه، به شدت متأثر از انقلاب ی و الهام بخشی بود. جبهه استکبار برای جلوگیری از به ثمر نشستن بیداری ی در جهان ، پس از بررسی ها و انجام مطالعات، چند کار را به توصیه مراکز مطالعاتی و شکده های راهبردی غرب،
در دستور کار خود قرار داد:1ـ معرفی جریان بیداری ی، با عنوان بهار عربی2ـ تلاش برای کشاندن اعتراضات معرفی شده تحت عنوان بهار عربی به کشور و به چالش کشیدن
محور مقاومت در منطقه3ـ تبلیغ روی شکل گیری بهار ایرانی تحت تأثیر بهار عربی و برهم زدن ثبات و آرامش داخلی ایران که پس از یک دوره ناآرامی هشت ماهه با حضور حماسی مردم در 9 دی 1388 به وجود آمده بود. یی ها پرچمدار این نقشه ی بودند و در مورد اول و دوم نقشه خود را پیاده سازی د. تحولات کشورهایی چون تونس و مصر که می توانست جهان را دستخوش تغییرات بنیادین قرار دهد، مدیریت شد و امواج بیداری ی مهار گشت. به عنوان یکی از کشورهای محور مقاومت، گرفتار تروریست های تکفیری ساخته و پرداخته جبهه استکبار گردید. اما دشمنان با محوریت ، هرگز در مورد سوم یعنی راه اندازی بهار ایرانی موفق نشدند. دلیل اصلی ناکامی جبهه استکبار در این خصوص، اقدام به موقع شورای عالی امنیت ملی درخصوص بازیگران اصلی این توطئه بود. توطئه ای که در صورت اجرایی شدن، چه بسا می توانست بحران ها، ناامنی ها و هایی به مراتب بدتر از و عراق را برای کشور و ملت ایران به دنبال داشته باشد. اگر اقدام متولیان امنیت در کشور در بهمن ماه سال 1389 به هنگام انجام نمی گرفت، پیوند فتنه و تروریسم با صحنه گردانی غرب، امنیت ایران را بر هم می زد. هم افزا شدن جریان فتنه با منافقین، سلطنت طلبان، بهایی ها و دیگر گرو های ضد انقل ، که آثار این همسویی در حوادث پس از انتخابات و خصوصاً جنایات روز عاشورا آشکار شد، جای تردیدی باقی نمی گذاشت که در توطئه جدید، همه این جریان ها به صورت فعال وارد صحنه خواهند شد.* و نامزد راه اندازی بهار ایرانیهمانطور که و بازیگری پیاده سازی کودتای مخملی در بستر انتخابات دهم ریاست جمهوری را برعهده گرفتند؛ این افراد بدون درس آموزی و عبرت گیری از گذشته، نامزد پیاده سازی توطئه جدید از سوی غرب در کشورشان شدند. در سال 1389 کشورهایی چون تونس، مصر، لیبی و یمن، تحت تأثیر انقلاب ی وارد حرکت مبارزاتی علیه رژیم هایی مستبد و وابسته به غرب شدند. در این شرایط غربی ها با محوریت و به کمک متحدین منطقه ای خود، تلاش د با سازماندهی حرکت های انحرافی، این ها و قیام های ضد استبدادی و ضد استعماری را متوقف سازند. ایجاد آشوب و بلوا در ایران، کشوری که پرچمدار حرکت بیداری ی است؛ به عنوان یکی از مهم ترین اقدامات انحرافی در دستور کار قرار گرفت. یی ها و متحدینشان برای پیاده سازی این نقشه ی، بار دیگر به سراغ عناصر اصلی فتنه رفتند. متأسفانه این افراد که به دلایل گوناگون و از جمله رأفت ی نظام، به رغم راه انداختن فتنه خطرناک 88 در کامل به سر می بردند، بازیگری برای اجرای نقشه خطرناک غربی ها را پذیرفتند. این آقایان پذیرفتند با انجام اقداماتی، آرامش و ثبات کشور را که با حماسه 9 دی پدید آمده بود برهم زنند. میرحسین آغازگر این حرکت شد و در گام اول و برای زمینه سازی، در یادداشتی که روز نهم بهمن 1389 منتشر کرد؛ ادعا نمود که حرکت های اعتراضی در قاهره، ی نس ادامه تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات در ایران است. وی با بیان اینکه «اگر حکومت مصر آرای مردم را نمی ید، کار به شعار اسقاط نظام نمی کشید.»، ضمن مقایسه نظام با حکومت های فاسد، مستبد و وابسته مصر و تونس، به طور تلویحی از سقوط نظام سخن به میان آورد.*درخواست مجوز برای در روز 25 بهمن 1389آقایان و در تاریخ 16 بهمن 89 طی درخواستی مشترک به وزارت کشور، خواستار صدور مجوز برای برگزاری در روز 25 بهمن بوده و طی بیانیه ای از هواداران خود برای حضور در صحنه به بهانه حمایت از حرکت های مردم منطقه دعوت د.در بخشی از نامه درخواستی به وزارت کشور آمده: «بدین وسیله به اطلاع می رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام خواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت های استبدادی، درخواست صدور مجوز برای دعوت به مردمی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه 25 بهمن ساعت 3 بعدازظهر از میدان حسین (علیه السلام) تا میدان داریم».*نقطه هدف در 25 بهمنآیا هدف راهبردی و اصلی آقایان و از برگزاری در روز 25 بهمن، اعلام حمایت از مردم تونس و مصر بود؟ آیا می توان باور کرد و پذیرفت که این آقایان به دنبال چنین هدفی بودند؟ در حالی که ملت ایران در سراسر کشور در 22 بهمن، ضمن ب ایی جشن سالگرد پیروزی انقلاب، یکپارچه در مقابل مستکبرین قیام می کنند و از ملت ها و تمامی مبارزین مسلمان حمایت می کنند، اعلام ویژه با فاصله 3 روز بعد، چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟آقایان اگر واقعاً به دنبال حمایت از ملت های به پاخاسته منطقه بودند، می توانستند با صدور بیانیه ضمن اعلام حمایت، مردم و هواداران خود را به حضور گسترده در ملی 22 بهمن فرا خوانند. پر واضح است که آقایان با علم به صادر نشدن مجوز برای چنین ، خواستند با فراخوان هواداران یک حرکت اعتراضی را در داخل کشور کلید زده و آن را با توجه به وقایع احتمالی از قبیل درگیری ها، تنش ها، کشته ها و زخمی ها دنبال نمایند. در واقع هدف اصلی، راه اندازی حرکات اعتراضی داخلی علیه نظام بود. آنان به دنبال انجام کاری بودند که غربی ها و صهیونیست ها در انجام دادند. بنابراین حمایت از مردم مصر و تونس بهانه ای بیش برای به خیابان ها کشاندن هواداران نبود.*حمایت رسانه های غربی از 25 بهمندر حالی که اساساً مواضع رسمی ت و نظام ی، حمایت از نهضت های بخش و قیام ملت ها در مقابل حکومت های استبدادی است؛ آقایان و با درخواست حمایت از مردم تونس و مصر، عملاً به دنبال زیر سؤال بردن مواضع نظام و رویکرد ملی وسراسری 22 بهمن در این خصوص بودند. بر همین اساس، رسانه های غربی و صهیونیستی، با آب و تاب فراوان از درخواست سران فتنه برای 25 بهمن حمایت د. البته حمایت و بازتاب دادن این درخواست، طبق سناریوی بحران سازی در ایران با انجام در 25 بهمن بود. رسانه های غربی وابسته به ، علاوه بر حمایت از ، تا جایی پیش رفتند که حتی مسیر و شعارهای آن را هم معین د.آقایان و به رغم اطلاع از خوشحالی غرب و رسانه های استکباری و جریان ضد انقلاب از برگزاری چنین ، نه تنها از و ضد انقلاب برائت نجستند؛ بلکه بر برگزاری حتی بدون صدور مجوز هم اصرار ورزیدند.جالب آنکه وقتی مشخص شد وزارت کشور به دلایل امنیتی با صدور مجوز موافق نیست، اردشیر ارجمند
مشاور ارشد میرحسین و اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی در مصاحبه ای با فارسی، ضمن تأکید بر برگزاری تظاهرات در موعد تعیین شده، اعلام د که برای برگزاری 25 بهمن، دیگر نیازی به مجوز ندارند و تحت هر شرایطی این تظاهرات را برگزار خواهند کرد!*ویژگی های 25 بهمنگزارش های مستند حاکی از آن است که اندک افرادی که به درخواست سران فتنه و تبلیغ رسانه های غربی و شبکه های ای و جریان ضد انقلاب، در روز 25 بهمن به خیابان ها آمدند؛ هرکاری می توانستند انجام دادند به جز حمایت ازمردم تونس و مصر!این افراد در مسیر اعلام شده در قالب گروه های بیست تا پنجاه نفری، با آتش زدن سطل های زباله و ایستگاه های اتوبوس، اقدام به سر دادن شعار علیه مسئولین نظام د. در میان شعارهای تظاهرکنندگان، حتی یک شعار در حمایت از ملت های منطقه وجود نداشت. شعارهای این جماعت، تکرار شعارهای روزهای قدس، 13 آبان، 15 آذر و روز عاشورای 88 بود. مستندات موجود نشان می دهد که جریان منافقین در اغت ات 25 بهمن نقش فعالی داشتند. در روز 25 بهمن یکی از حامیان فتنه در چهارراه قصر با در دست داشتن ع یکی از کشته شدگان فتنه 88،
از جرثقیلی بالا رفت و استارت اولیه آشوب ی ـ یی 25 بهمن را زد. با بررسی های بعدی اطلاعاتی، مشخص شد که این فرد، یکی از اعضای گرو تروریستی منافقین است.حرکات ساختارشکنانه و بحران زای اغت گران و هواداران جریان فتنه در روز 25 بهمن، مورد حمایت و رسانه های غربی قرار گرفت. خانم هیلاری کیلینتون وقت امور خارجه ، روز دوشنبه 25 بهمن 89 در سخنانی، به تمجید از آرمان های تظاهرکنندگان ایرانی پرداخت.*اقدام قانونی و به هنگام شورای عالی امنیت ملیحصر آقایان ، و خانم زهرا رهنورد، به دنبال مصوبه عالی ترین مرجع و نهاد امنیتی در کشور انجام شد. طبق گزارش هیئت رسیدگی به حادثه 25 بهمن در کمیسیون اصل نود مجلس شورای ی، طراحان اصلی و تظاهرات در روز 25 بهمن، مجموعه ای از اقدامات را تدارک دیده بودند و این اقدامات همگی در راستای متشنج اوضاع و بر هم زدن آرامش کشور بود. برخی از این اقدامات تشنج زا طبق گزارش مذکور عبارت است از:ـ استفاده از سلاح گرم برای پروژه کشته سازی که منجر به شهادت صناع ژاله و محمد مختاری و مجروح شدن ده ها تن گردید.ـ تعرض به اموال عمومی و آتش زدن سطل های زباله، ت یب خودروها و ایجاد رعب و وحشت و ناامنیـ استفاده از سلاح های مختلف اعم از شکاری، جنگی و ساچمه ای و حتی گاز اشک آور و به کارگیری آنها علیه نیروهای انتظامی و امنیتی و مردمـ نمایش از اعزام فردی به بالای دکل با نماد سبز و ع و سر دادن شعارهای تحریک کنند.پس از این حوادث و گزارش های مستند از توطئه یی ـ صهیونیستی 25 بهمن، شورای عالی امنیت ملی موضوع را مورد بررسی و در نهایت تصمیم به حصر خانگی ، و خانم زهرا رهنورد گرفت. بدیهی است که این حصر به دلایل امنیتی انجام شده و دارای وجاهت قانونی است. بنابراین تنها مرجع پایان دادن به حصر، خود شورای عالی امنیت ملی است.*کاسبان حصربه نظر می رسد انی که در فضای کشور، خود را طرفدار رفع حصر معرفی کرده و آن را مطالبه می کنند، عمدتاً به دنبال بهره برداری از موضوع بوده، هیچ تمایلی به رفع حصر این آقایان ندارند. پس از انتخابات 96 که موضوع رفع حصر در فضای کشور، از سوی جریان فتنه و برخی گروه های بالا گرفت، شورای عالی امنیت ملی با ریاست رئیس جمهور تشکیل و بررسی موضوع حصر در دستور قرار گرفت. در این جلسه، شورا تصمیم به حفظ مصوبه 544 و تداوم حصر گرفت.*پایان حصر آغاز محاکمه خواهد بودمسئولین عالی دستگاه قضا، بارها اعلام کرده اند قوه قضائیه، موقعی موضوع محاکمه آقایان و را در دستور کار قرار خواهد داد که، شورای عالی امنیت ملی مصوبه حصر را لغو نماید. بنابراین از نظر قوه قضائیه، مرجع تصمیم گیری در شرایط کنونی برای محصورین، شورای عالی امنیت ملی کشور است. حصر، مجازات جرم سران فتنه در سال 88 نیست. حصر یک اقدام تنبیهی و تمهیدی برای حفظ امنیت داخلی کشور است.انتهای پیام/-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.
انتخابات سال 1388 ریاست جمهوری در ایران با چالش های بسیاری روبرو گردید. اتفاقات ناخوشایند آن زمان، مردم را اعم از مخالفان و موافقان نتیجه ی انتخابات و مسئولان امنیت کشور را به مخاطره انداخت. در آن شرایط نامیمون ترین اتفاق عدم تمکین به قانون و خارج شدن جامعه از مدار قانونمندی بود. آقایان میرحسین و دو تن از نامزدهای انتخاباتی بودند که به نتیجه ی انتخابات اعتراض داشتند. در پی شدت گرفتن اعتراضات، مخالفت ها به خیابان ها کشیده شد و این دو تن که به سران فتنه معروف شدند نقش هدایتگری معترضین در اقدامات و اعتراضات غیرقانونی را داشتند. فضای این روزها بسیار امنیتی و مخل بود.[1] کشور درگیر وقایع بعد از انتخابات بود و نظام از نظر امنیتی یک بحران واقعی را تجربه می کرد. بنابراین اقدامات سران فتنه که به جای اعتراض از مجاری قانونی به اردو کشی های خیابانی پرداخته بودند در نهایت منجر به این شد که مسئولین امنیتی کشور تصمیم به حصر خانگی اینان بگیرند.[2]اما اینجا این سؤال پیش می آید که حصر خانگی به لحاظ حقوقی به چه معناست؟ در پاسخ باید گفت؛ حصر خانگی نوعی محرومیت از حقوق اجتماعی است. در تعاریف حقوقی و مواد قانونی عنوانی صراحتاً به این نام نیامده اما در برخی از نوشته ها به آن اشاره شده است. حصر خانگی (حبس خانگی، بازداشت خانگی) یعنی حوزه یک شخص توسط حکومت محدود به خانه یا محل س ت او شود. معمولاً در این شرایط هرگونه سفر، ملاقات با دیگران، ابراز عقیده یا ارتباط با دنیای خارج ممنوع و یا بسیار محدود می باشد. به عبارتی حصر یا بازداشت خانگی، جایگزین خفیفی برای بازداشت در زندان است.[3]عده ای از معترضین به این اقدام نظام، معتقد بودند که آقایان و باید به جای حصر خانگی، محاکمه شده و در صورت اثبات جرم، حکم مربوطه در موردشان اجرا شود؛ نه اینکه بدون حکم قضایی در حصر به سر ببرند.[4] آیا به واقع حصر سران فتنه بدون محاکمه قضایی بنا به ساختار نظام های دنیا و نظام ایران غیر قانونی بوده است؟ و اگر در آن شرایط غیر قانونی نبوده آیا حصر باید ادامه داشته باشد یا طبق صحبت هایی که می شود زمان بازبینی تصمیم شورای عالی امنیت ملی رسیده است؟[5]در این نوشتار مختصر ابعاد مختلف این مسئله را از منظر حقوقی مورد بررسی قرار می دهیم. تنها جایی که می توان با قانون مجازات یک تفسیر موسع به دست آورد که مقام قضایی، یعنی حاکم شرع حق دارد ی را در خانه اش حصر کند، ارجاع به ماده ی 32 قانون مجازات ی است که موارد محرومیت اجتماعی را برشمرده است.مبانی قانونی حصر خانگیمطابق با اصل 32 قانون اساسی هیچ را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند و در صورت بازداشت باید حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. هدف از این اصل، عدم بازداشت انسان بی گناه، ولو به احتمال یک درصد بی گناهی او است. بنا بر اصل 36 قانون اساسی نیز حکم به مجازات و اجرا آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. در قوانین کیفری نیز به هیچ و هیچ نهادی اجازه داده نشده تا شهروندان را خارج از دادسرا و طی تشریفات معمول قضایی بدون تشکیل پرونده و تفهیم اتهامی معین و امکان دفاع مجازات کنند.در مورد عنوان شدن حصر خانگی در مواد قانونی باید گفت که عین اصطلاح «حصر [یا حبس یا بازداشت] خانگی» در هیچ کدام از مواد قانون مجازات ایران هم نیامده است. تنها جایی که می توان با قانون مجازات یک تفسیر موسع به دست آورد که مقام قضایی، یعنی حاکم شرع حق دارد ی را در خانه اش حصر کند، ارجاع به ماده ی 32 قانون مجازات ی است که در ابتدا هم به آن اشاره کردیم.[6]ماده ی 32 قانون فوق الذکر موارد محرومیت اجتماعی را برشمرده است از جمله ی این موارد «قامت اجباری در محل معین» و «منع از اقامت در محل یا محله ای معین» است. در واقع، حصر را می توان از مصادیق محرومیت از حقوق اجتماعی دانست چرا که در حصر خانگی فرد از یک سری حقوق اجتماعی مانند رفت و آمد، محل اقامت و.... محروم می شود. [7] ( ماده 23 قانون مجازات ی) و این مجازات که توسط حاکم شرع تعیین می شود به عنوان مجازات تکمیلی و با دلایلی از جمله عدم مراوده­ی شخص محصور شده با سایر مردم به دلایلی امنیتی و اخلاقی است.اما نکته ی مورد بررسی که در ادامه به آن می پردازیم عدم محاکمه ی قضایی در این مورد است؟ آیا حصر خانگی بدون محاکمه ی قضایی غیرقانونی بوده است یا در ساختار حقوقی قابل بررسی است؟ماهیت تصمیم به حصر خانگی «حصر» یک اقدام «تنبیهی موقت» و اقدام «تأمینی موقت» به منظور حفظ امنیت است؛[8] همانند لغو و یا محدودیت رفت و آمد در خصوص افرادی که موجبات ناامنی و مخاطرات عمومی را فراهم کرده اند. در بسیاری از کشورها از آن به عنوان یک اقدام تأمینی، بازدارنده و یا مجازات، بهره می گیرند و حتی در جهت کنترل رفتار و اعمال فرد در محل اسکان از سیستم های الکترونیکی نظارتی بهره می برند.[9]به دلیل این که امکان رسیدگی در دادگاه با توجه به شرایطی نیست از این روش استفاده می کنند. در واقع، توسل به ابزار تأمینی «حصر خانگی» جهت تضمین امنیت عمومی و شهروندی و جلوگیری از اقدامات مخل امنیت ملی اخذ می شود.در اینجا اشاره ای مختصر به حق امنیت و جایگاه آن در نظام حقوقی داریم و بررسی می کنیم که در تزاحم میان حق امنیت و حق دادخواهی و محاکمه در دادگاه ارجحیت با کدام یک است؟نیاز به امنیت از دیدگاه آبراهام مازلو (1908-1970)، [10] بعد از نیازهای جسمانی (خوردن و پوشیدن) و تحت عنوان نیاز پایه ای انسان مطرح می شود. نیازی که افراد حق ندارند خودسرانه و با انجام جرم و انحراف و رفتارهای منطبق با سلایق شخصی این حق عمومی را تضییع کنند. از نگاه وی این رفتارها مشکلات اجتماعی حاد محسوب می گردند که لازم است برای آن ها به سرعت راه حل های تأمینی و حتی سرکوبی در نظر گرفته شود.[11]در نظام بین الملل نیز اهمیت رتبی حق امنیت به عنوان پیش شرط استفاده از بسیاری از حق ها نظیر بیان و حق مشارکت در سرنوشت و تصمیم گیری های عمومی است و این امر باعث شده تا مسئله تزاحم حق امنیت با سایر ها مورد توجه نظام بین الملل بشر قرار بگیرد. بند «ب» ماده (29) اعلامیه جهانی و مواد 12[12]، 14[13]، [14]18و [15].19میثاق بین المللی حقوق مدنی و امنیت و نظم عمومی را در مقام تعارض با سایر حقوق ارجح دانسته استبنابراین از نظر اسناد بین المللی حق ها با قیود محدودیت آور روبرو بوده و برای اجرای آن ها لازم است ضابطه مند گردد؛ چنانکه حق های بشری در صورت تزاحم با هم و یا با امنیت افراد و امنیت ملی می تواند مشمول محدودیت های متعددی گردد.«حصر» یک اقدام «تنبیهی موقت» و اقدام «تأمینی موقت» به منظور حفظ امنیت است؛ همانند لغو و یا محدودیت رفت و آمد در خصوص افرادی که موجبات ناامنی و مخاطرات عمومی را فراهم کرده اند. در بسیاری از کشورها از آن به عنوان یک اقدام تأمینی، بازدارنده و یا مجازات، بهره می گیرندحصر خانگی در انتخابات ریاست جمهوری 88همان طور که بیان شد بعد از انتخابات سال 88 و مشارکت 80 درصدی مردم در انتخابات، افرادی که پیروز در انتخبات نبودند زودتر از اعلام نتیجه ی رسمی انتخاببات، ادعای تقلب را بین مردم پراکندند و به جای پیگیری ادعایشان از مجاری قانونی و احترام به ملت ایران و پایبندی به قانون مداری، اعتراضشان را مسبب اغت های خیابانی قرار دادند. در این روزها خسارات جبران ناپذیری به مردم وارد شد؛ اما سران فتنه همچنان با صدور بیانیه هایی مبنی بر وجود تقلبی که ادعای آن ثابت نشده بود جو جامعه را نا امن تر و مردم را از هم دور تر می د.[16]همین امر موجب اغت ات و درگیری های وسیعی شد. عده ای در این زمان کشته و زخمی شدند. بسیاری از سازمان های جاسوسی و وابستگان به سرویس های اطلاعاتی خارجی نیز از این گونه اقدامات حمایت مالی، و رسانه ای به عمل آوردند و همین امر موجب تهدید بیشتر امنیت ملی می شد. در این مجرا،بی اعتنایی به قانون در متن جامعه احساس می شد؛ بی اعتنایی که هم از طرف معترضین و اخلالگران نظام به طور گسترده به وجود آمده بود و هم از سوی برخی از به اصطلاح نیروهای نظام به آن دامن زده شد. در آن فضای متشنج، برگشت سریع و دفعی به قانون ممکن نبود. فضای جامعه به هیچ وجه به این صورت نبود که یکی از دو طرف شروع به بحث منطقی و اعلام نظر د. کما اینکه معترضین به پیگیری شکایت از مجاری قانونی دعوت شدند [17] اما در مهلت قانونی که توسط شورای نگهبان تعیین شده بود هیچ مدرکی مبنی بر صحت ادعایشات به شورای نگهبان ندادند و از آن مجرای قانونی اعلام اعتراض ننمودند. ایشان همچنان به اقدامات غیرقانونی و اغت ات خیابانی شان ادامه می دادند. در صورتیکه در هر جامعه ای قانونمندی و توجه به مرّ قانون در صورت ش ت یا پیروزی هر جریان، می تواند تضمین­کننده ی امنیت کشور و جامعه باشد. اما به هر حال با وجود مماشاتی که بارها و بارها با سران فتنه شد و علیرغم پخش بیانیه های متعدد و اردو کشی های خیابانی و پس از طی مراحلی اعم از وعظ و اخطار و دعوت و... پس از 16 ماه مماشات، در نهایت با توجه به عدم تمکین به قانون تصمیم به ایجاد محدودیت هایی برای آن ها گرفته شد.در این بخش از نوشتار به مستند اصلی حصر خانگی که مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی بوده است، اشاره می کنیم. شورای عالی امنیت ملی بر اساس اصل 176 قانون اساسی به منظور تأمین منافع ملی، پاسداری از انقلاب ی، حاکمیت ملی و ... تشکیل شده است.مسئولین امنیتی کشور به عنوان یک اقدام پیشگیرانه اقدام به حصر خانگی سران فتنه نمودند. شورای عالی امنیت ملی بر حسب وظیفه و صلاحیتی که در قانون اساسی برای آن در نظر گرفته شده محدودیت هایی را برای افرادی که با اقدامات خود امنیت داخلی و خارجی کشور را به مخاطره برقرار نمود.حصر خانگی یا بازداشت خانگی در شرایطی استفاده می شود که مجازات زندان به دلایل مختلف مناسب به نظر نمی رسد.در این روش؛ مأموران امنیتی و انتظامی، محل مورد نظر را تحت کنترل های شدید امنیتی قرار می دهند و با اعمال محدودیت هایی رابطه محصور را با دنیای خارج قطع می کنند. بنابراین حبس خانگی اغلب با کاهش اثر گذاری شخص محصور در بین جامعه و هوادارانش صورت می گیرد. باید اضافه کرد که میزان، شدت و ضعف محدودیت ها به اه مسئولین و تصمیمات اتخاذ شده و موقعیت اشخاص بستگی دارد.[18]در آن زمان، مسئولین امنیتی کشور به عنوان یک اقدام پیشگیرانه اقدام به حصر خانگی سران فتنه نمودند. شورای عالی امنیت ملی بر حسب وظیفه و صلاحیتی که در قانون اساسی برای آن در نظر گرفته شده محدودیت هایی را برای افرادی که با اقدامات خود امنیت داخلی و خارجی کشور را به مخاطره برقرار نمود. در شرایط آشفته ی آن موقع امکان محاکمه ی مستقیم توسط مراجع قانونی نبود اما نهادهای امنیتی کشور نیز نمی توانستند بدون هیچ اقدامی افرادی را که بر تبل بی قانونی می کوبیدند را به حال خود بگذارند بلکه باید برای برقراری امنیت اقدامی صورت می دادند. به این دلیل تصمیم به محدودیت و حصری گرفتند که تعریف آن را در پاراگراف قبل بیان نمودیم.مصوبات شورای عالی امنیت ملی همان طور که از نام آن پیداست در موارد امنیتی و اضطرار است و بعد از رفع این شرایط و آمادگی جامعه برای محاکمه­ی رسمی و اجرای قانون، باید قانون را اجرا نمود. باید جامعه و کشور هر چه بیشتر به سمت قانونمندی پیش بروند و فرهنگ قانون مداری بر جامعه حاکم شود.مسلماً محدودیت های اعمال شده در حکم شورای عالی امنیت ملی، مجازات افراد مذکور محسوب نمی شود. این گونه اقدامات تأمینی صرفاً با هدف حفظ نظم و امنیت عمومی صورت گرفته است. مجازات یا تبرئه تنها با حکم قضایی دادگاه امکان پذیر است. بنابراین باید با توجه به خسارت هایی که به جامعه وارد شده است به طور دقیق واکنش کیفری متناسبی با رفتار و اعمال متصدیان آن بشود.و بار دیگر هم تأکید می کنیم بر وم گسترش قانون مداری در جامعه که مست م بازخوانی قانون اساسی، ارزی نهادها و عملکردشان و ترویج فرهنگ قانونمندی در بین آحاد مردم است. احترام به قانون در همه حال توسط رقیبان تضمین کننده ی امنیت کشور و جامعه خواهد بود. (*)[1]. www.yjc.ir[2]. www. salameno.ir[3]. see: www.wisegeek.org and house arrest handbook, bucks country department of corrections, community corrections ceners, 2013, p. 6.[4]. www.ebrat.ir and www. shafaf.ir[5]. www.asriran.com[6]. ماده 23- دادگاه میتواند فردی را که به حد، قصاص یا مجازات تعزیری از درجه شش تا درجه یک محکوم کرده است با رعایت شرایط مقرر در این قانون، متناسب با جرم ارتک و خصوصیات وی به یک یا چند مجازات از مجازاتهای تکمیلی زیر محکوم نماید:الف- اقامت اجباری در محل معینب- منع از اقامت در محل یا محلهای معینپ- منع از اشتغال به شغل، حرفه یا کار معینت- انفصال از خدمات تی و عمومیث- منع از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و یا تصدی وسایل موتوریج- منع از داشتن دسته چک ویا اصدار اسناد تجارتیچ- منع از حمل سلاحح- منع از وج اتباع ایران از کشورخ- ا اج بیگانگان از کشورد- ا ام به خدمات عمومیذ- منع از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات یا اجتماعی ر- توقیف وسایل ارتکاب جرم یا رسانه یا مؤسسه دخیل در ارتکاب جرمز- ا ام به یادگیری حرفه، شغل یا کار معینژ- ا ام به تحصیلس- انتشار حکم محکومیت قطعی...تبصره 2ـ چنانچه مجازات تکمیلی و مجازات اصلی از یک نوع باشد، فقط مجازات اصلی مورد حکم قرار میگیرد...[7]. www.khordad.ir[8]. www.revayatnews.ir , www.tasnimnews.com and www.hemmatnews.ir[9]. http://www.senat.fr/lc/lc19/lc19 [10]. abraham maslow[11]. frank g. goble (2004), the third force: the psychology of abraham maslow, maurice b ett, p. 166-170[12]. بند (1) ماده 12 میثاق بی المللی حقوقق مدنی و مقرر داشته است: «هر قانوناً در سزمین تی مقیم باشد حق عبور و مرور آزادانه و انتخاب آزادانه مسکن خود را در آنجا خواهد داشت» بند (3) همین ماده اشعار داشته است: «حقوق مذکور فوق تابع هیچگونه محدودیتی نخواهد بود مگر محدودیت هایی که به موجب قانون مقرر گردیده و برای حفظ امنیت ملی، نظم عمومی، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و های دیگران لازم بوده و با سایر حقوق شناخته در این میثاق سازگاری باشد».[13]. بند (1) ماده (14) میثاق بین المللی حقوق مدنی و می دارد: «همه در مقابل دادگاه ها و دیوان های دادگستری متساوی هستند هر ی حق دارد با این که دادخواهی او منصفانه و علنی در یک دادگاه صالح مستقیل و بی طرف تشکیل شوده طبق قانون رسیدگی بشود....تصمیم به سری بودن جلسات در تمام یا قسمتی از دادرسی خواه با جهات اخلاق حسنه یا نظم عمومی یا امنیت ملی در یک جامعه دموکراتیک و خواه در صورتی که مصلحت زندگی خصوصی اصحاب دعوی اقتضاد کند و خواه در مواردی که از لحاظ کیفیات خاص علنی بودن جلسات مضر به مصالح دادگستری باشد تا حدی که دادگاه لازم بداند امکان دارد».[14]. بند 1 ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و بیان می دارد: «هر حق فکر و وجدان و مذهب دارد. این حق شامل - داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه به طور فردی یا جماعت خواه به طور علنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می باشد.» بند 3 همین ماده اعلام داشته است: « ابراز مذهب یا معتقدات را نمی توان تابع محدودیت هایی کرد مگر آنچه منحصراً به موجب قانون پیش بینی شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و های اساسی دیگران ضرورت داشته باشد».[15]. بند 2 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و مقرر می دارد: «هر حق بیان دارد. این حق شامل تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاها یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می باشد.» بند 3 ماده مزبور بیان داشته است: «اعمال حقوق مذکور در بند 2 این ماده مست م حقوق و مسئولیت های خاص است و لذا ممکن است تابع محدودیت های معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد: الف- احترام حقوق یا حیثیت دیگران ب- حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی[16]. www.ravi.ir[17]. www.yjc.ir[18]. see: www.wisegeek.org and house arrest handbook, bucks country department of corrections, community corrections ceners, 2013, p. 6.
مساله "حصر" موضوعی بود که نه بعد از انتخابات و اغت ات آن اتفاق افتاد بلکه یک سال 89 بعد از مشخص شدن تلاش ها برای سرایت ناامنی منطقه ای به ایران به وقوع پیوست.گروه آناج: بحث های چند مدت گذشته درباره حصر دارای درس های آموزنده فراوانی است یکی از بهترین شیوه ها برای تحلیل موضوع در مواردی از این دست، این است که ببینیم هر بازیگری از منظر خود چگونه به موضوع مینگرد، چند حقیقت ساده درباره حصر در روزهای گذشته روش شده که با وجود گذشت زمان کم و بیش از آغاز حصر، تاکنون تا حدی زیادی مکتوم بوده است.موضوع اول روشن شده است که حصر مصوبه شورای عالی امنیت ملی و دارای مبنای قانون اساسی است و اقدام خودسرانه یا تصمیم شخصی فرد یا آن نهاد نبوده است، همچنین روشن شده، حصر نه مربوط به اقدامات و پس از فتنه 88 ، بلکه مربوط به زمانی است که آنها در زمستان 89 تصمیم گرفتند بدل به پلی برای سرایت پیدا نا آرامی های منطقه به ایران شوند.در واقع حصر محصول تلاش نظام مند این افراد برای پیوند میان فتنه و تروریسم است، و الا تا وقتی که صرفا پای اعتراض انتخاباتی در میان بود –ولو اعتراض فتنه گرانه- نظام چیزی از عمل و کم نکرد.علاوه بر این، روشن شده که به رغم بحث های رسانه ای، در محیط تصمیم سازی کشور نوعی اجماع درباره تداوم حصر وجود دارد که نمونه روشن آن جلسه شورای عالی امنیت ملی و تصمیم به حفظ مصوبه 544 و تداوم حصر بوده است، در واقع سناریوهای دیگر تقریبا هیچ یک به عنوان یک گزینه جدی روی میز نیست، سناریویی که می گوید و را باید بدون هرگونه قید و بند آزاد و رها کرد م عی ندارد و تبعات و امنیتی آن هم محاسبه ناپذیر است.سناریوی و محاکمه هم، فعلا روی میز نیست چرا که روشن نیست این دو، و حامیان آن ها، مجددا همین امر را به بدل به فتنه ای جدید نکنند، اگر این 3 اصل را به عنوان مبانی اجمالی بپذیریم، آنگاه رفتار بازیگران را می توان ساده تر تحلیل کرد. ت، در این سال ها، همواره سعی کرده است درباره مسئله حصر از خود سلب مسئولیت کند حتی جالب است که پس از جلسه شورای عالی و علنی شدن نتیجه آن هم، همچنان سخنگوی محترم ت همین رویه را ادامه می دهد و ت بی آنکه هیچ گام جدی برای رسیدگی مجدد به مساله بردارد، تلاش میکند در منازعات و رسانه ای در سویی بایستد که آورده اجتماعی بیشتری برای آن داشته باشد.ظاهرا ایده ت این است که بهتر است م ع رفع حصر به نظر برسد بدون اینکه حصر واقعا برداشته شود و هزینه کل این ماجرا هم به سمت نهادها و جریان های دیگر برون سپاری شود، این بازی شاید ماهرانه جلوه کند، ولی نمیتو ک بازی بلند مدت باشد و در بلند مدت بالا ه ت باید تکلیف خود را با موضوعاتی همچون رادیکالیسم ، تبدیل اختلافات به پدیدههای امنیتی، همکاری با خارج، پیوند دادن اعتراض با تروریسم و در هم آمیختن رقابت باعملیات براندازانه را روشن کند.اجتناب بلند مدت از این مسئله باعث خواهد شد نیروهای و اجتماعی به تدریج به سمت گزینه هایی حرکت کنند که با شفافیت بیشتری نسبت خود با این مسائل را تعیین کرده باشد. اما در عین حال، باید از تصمیم شورای ملی امنیت استقبال کرد این تصمیم نشان میدهد ثبات کشور یک اصل اجماعی است و هزینههای اجتماعی حصر نیز آن میزان نیست که در رسانه ها درباره آن بزرگنمایی شده است.جریان رادیکال اصلاحات اما، ظاهرا قصد دارد مسئله حصر را هم برای نظام و هم برای ت بدل به یک بحران کند، همکاری سیستماتیک ضد انقلاب خارج از کشور با بخش هایی از جریان اصلاحات درباره این مسئله، و تلاش برای تحمیل برخی تصمیمات حتی به ت و از طریق طراحی های رسانه ای و عملیات روانی نشان دهنده این است که اصلاح طلبان تندرو، روند فعلی آقای را زیاده از حد مسالمت جویانه می دانند و در حال کارسازی برای ایجاد محیط های جدیدی از درگیری هستند که بتوانند مجددا ت را کنار، و بلکه پشت سر خود قرار بدهند.نکته مهم تر این است که برای آنها که کمی از جزئیات مطلعند اکنون دیگر محرز شده این جریان اساسا به دنبال بازی با مسئله حصر است نه رفع آن، در دو ماه گذشته تصمیم هایی واقعی برای کاهش محدودیت های مهدی گرفته شده بود. این جریان، به محض اینکه از آن تصمیم ها مطلع شد، ظاهرا احساس خطر کرد و همان لحظه پروژه ای آغاز شد که هدف آن ناکام گذاشتن این برنامه ریزی و ایجاد فضای تنش آلودی بود که در نتیجه آن، یا اساسا هیچ اتفاقی برای رخ ندهد یا اینکه اگر رخ داد، باج دهی نظام به جریان فتنهبه نظر برسد.بازیگران این سناریو، در واقع هیچ اهمیتی به شخص نمیدادند بلکه حس می د فرصتی برای تصفیه حساب با نظام به کف آورده اند و در عمل هم، نتیجه تنش آفرینی، جنجال،مصاحبه های آتشین و ... این شد که تقریبا هیچ کاهش جدی در محدودیتهای رخ نداد و حصر وی اگر جدی تر نشده باشد، چندان سست هم نشده است بیزینس رادیکالها با موضوع حصر، البته ادامه پیدا خواهد کرد، اما احتمالا حداقل و اطرافیان وی در این بازی کم و بیش فهمیده اند که نیت هر یک از بازیگران چه بوده است.از حیث اجتماعی، نکته کلیدی این است که با وجود همه تلاشهایی که شد حصر تبدیل به یک مسئله فراگیر اجتماعی نشده است؛مطالبات اقتصادی-منزلتی جامعه چنان جدی است که مسئلهسازی برای آن به شدت دشوار شده است. پیمایش ها نشان میدهد جامعه موضوع را تعقیب کرده ولی آن را به عنوان مسئله خودشناسایی نکرده است.آنچه جامعه ایرانی اکنون به خوبی می داند –و قبلا به روشنی نمی دانست- این است که اولا حصر مبنای قانونی دارد، ثانیا ت موافق سناریوی فعلی است و ثالثا، جریان رادیکال اصلاح طلب بیشتر به دنبال ب و کار با موضوع حصر است تا رفع آن؛ همین ها باعث شده، جامعه اولویت های خود را تغییر ندهد و همچنان تخمین ها نشان میدهد اشتغال، رکود مهم ترین مطالبات جامعه ایرانی از ت است.و نکته آ اینکه درست است که مسئله حصر با قضایای انتخابات 88 بی ارتباط است اما نباید اهمیت مستقل آن قضایا و فتنه ای که در پی آن پدید آمد را دست کم گرفت، جریان فتنه هنوز از هیچ یک از ادعاهای خود درباره آن انتخابات رسما دست برنداشته است و همچنان همان حرف های قبلی تکرار میشود. حتی مرزبندیهای ساده با دشمن خارجی نیز انجام نشده است درباره اه هم، اگر نگوییم این جریان رادیکال تر شده، انعطافی که نشان دهنده بازگشت آنها به جامعه کشور و نرمال شدن رفتار شان باشد مشاهده نمیشود و هرگونه تصمیم گیری نهایی درباره این جریان باید با ملاحظه این نکته باشد که داستان فتنه 88 را فقط انی میتوانند جمع کنند که آن را آغاز د و تا زمانی که یک طرف ماجرا متصلبانه بر موضع خود پای می فشارد، نمی تواند از طرف دیگر انتظارمدارا و تغییر موضع داشته باشد.
علیرضا رحیمی در تشریح دستور کار کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در کانال تلگرامی خود نوشت: روز دوشنبه سوم اردیبهشت، کشور به همراه معاونان خود در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حضور خواهد یافت.وی افزود: روز چهارم اردیبهشت کمیسیون امنیت ملی با فرماندهی ناجا و معاونان وی در محل فرماندهی کل ناجا جلسه خواهد داشت. اصلاح طلب مردم تهران در مجلس با بیان اینکه در این جلسات به عنوان مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از کشور و فرماندهان ناجا وضعیت برخوردهای غیرانسانی و غیرقانونی پلیس با مردم به ویژه برخورد خشونت بار اخیر که دل هموطنان را به درد آورد را سوال خواهم کرد، اظهار داشت: پلیس باید پاسدار امنیت شهر و شهروندان باشد نه برهم زننده آرامش مردم.رحیمی ادامه داد: خدمات ارزشمند پلیس در حفاظت از مرزهای کشور و امنیت ا نباید توسط چند آتش به اختیار در ناجا به زوال رود و تقلیل یابد.رفع حصر در آینده نزدیک محال استهمچنین اعتمادآنلاین نوشت: یک عضو فرا یون امید، گفت: کمیته رفع حصر تاکنون چند ملاقات با مقامات و مسئولین داشته اما تاکنون جلسه ای با رئیس جمهور نداشتیم و باید رئیس جمهور با توجه به تعهدی که دارد رفع حصر را پیگیری کند.عبدالرضا هاشم زایی تهران و عضو کمیته رفع حصر با اشاره به عدم پاسخ رئیس جمهوری به دیدار با این کمیته، گفت: رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس جمهور است. او به قانون اساسی سوگند یاد کرده است. علاوه بر این مهمترین خواسته و دغدغه در شعارهای مردم در زمان انتخابات مسئله رفع حصر بوده است، بنابراین انتظار از او با توجه به قول هایی که در زمان انتخابات داد این است که رفع حصر صورت گیرد.هاشمی زایی گفت: ما هنوز نمی دانیم تصمیم گیری در رابطه با حصر در کجا گرفته شده است. شورای عالی امنیت ملی مصوبه ای در این خصوص ندارد؛ ندیدم که قوه قضاییه هم حکمی در این خصوص داشته باشد چون اگر حصر هم جزو احکام قضایی باشد، باید مدت زمان داشته باشد. ۲ نفر از سران مملکت بدون هیچ زمان بندی خاصی در حصر هستند که این موضوع برخلاف قانون اساسی است و رئیس جمهور باید برای دفاع از حقوق شهروندی آن ها اقدام کنند.این عضو فرا یون امید با اشاره به اظهارات ذوالنوری در خصوص توقف رفع حصر، گفت: شاید ایشان اطلاعاتشان بیشتر از من است. اما گشایش هایی در حال حاضر اتفاق افتاده است و در حال حاضر فرزندان و خویشاوندان درجه یک می توانند با ، زهرا رهنورد و مهدی دیدار کنند اما حصر کماکان باقی است.او رفع حصر در آینده نزدیک را بعید دانست و گفت: امیدوار نیستم که رفع حصر به زودی انجام شود اما درنهایت اگر انی که مؤثر هستند به افکار عمومی و منافع ملی احترام بگذارند قاعدتاً باید حصر برداشته شود.رفع حصر به وحدت ملی کمک می کندهمچنین بنا بر این گزارش، نایب رئیس فرا یون امید با بیان اینکه تاثیرگذاری بسیاری می تواند در زمینه رفع حصر ایفا کند، گفت: اما علیرغم پیگیری های انجام شده تاکنون وقتی برای ملاقات کمیته رفع حصر با او نداده اند.محمدرضا تابش اردکان و نایب رئیس فرا یون امید با اشاره به تلاش های کمیته رفع حصر برای ملاقات با رییس جمهور، گفت: علیرغم اینکه پیگیری های زیادی از طریق معاون پارلمانی رییس جمهور انجام شده، اما هنوز وقتی برای ملاقات کمیته حصر با تعیین نشده است.او با اشاره به اثرگذاری در زمینه رفع حصر، گفت: آقای هم رییس شورای عالی امنیت ملی است و هم رییس جمهور هستند و در زمینه رفع حصر بسیار می توانند ایفای نقش کنند.این عضو فرا یون امید گفت: همانطور که آقای خاتمی هم چند روز پیش گفتند، ظاهرا مسئله رفع حصر در حد کلان آن از سوی ی با رویکرد حل به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شده است.تابش گفت: بعد از ارجاع مسئله حصر به شورای عالی امنیت ملی رییس، دبیر و اعضای این شورا تعیین کننده هستند. امیدواریم اعضای شورای عالی امنیت ملی به این موضوع پی ببرند که رفع حصر به وحدت ملی استحکام می بخشد و این کار شایسته، مورد انتظار قاطبه مردم اعم از اینکه اصلاح طلبان یا اصولگرایان است.