تزریق اعتبار به حوزه فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی

۱۲ راهبرد ضد ایرانی صهیونیست ها در جمهوری آذربایجان سفرهای شبانه مقامات چگونه رسمی شد؟/ چرا شیعیان آذربایجان به سیاست های ضد شیعی اعتراض نمی کنند؟ رژیم صهیونیستی برای نفوذ به بخش درمان و پزشکی جمهوری آذربایجان، به واسطه یکی از بنیادهای علمی اش به نام «هورِو» نشان تقدیر به «مهربان علی اف»، همسر رییس جمهوری آذربایجان کرد.به گزارش آناج به نقل از مشرق، بحث اهمیت روابط ایران و جمهوری آذربایجان اقتضاء می کرد که نگاهی واقعی به روابط باکو با رژیم صهیونیستی داشته باشیم. طی سال های گذشته مدام این شُبهه القاء شده است که گویا راهبردهای اشتباه ایران در سیاست قفقازی از ابعاد ، رسانه ای، فرهنگی، نظامی و مذهبی، باعث ت جمهوری آذربایجان به رژیم صهیونیستی شده است. حتی در مواردی مرجعیت نیز مقصر دانسته شده و اتهامات بی اساس از سوی برخی از محافل ساده نگر، به مراجع معظمی که درقبال ظلم ت باکو به شیعیان در جمهوری آذربایجان سکوت نکرده اند، وارد شده است .برای ارزی واقعیت های مناسبات خزنده جمهوری آذربایجان و رژیم گر قدس، «مشرق» با «احمد کاظمی» کارشناس ارشد قفقاز ، ای حقوق بین الملل و نویسنده کتاب امنیت در قفقاز جنوبی ؛ و «برهان حشمتی» کارشناس مسایل جمهوری آذربایجان به مصاحبه پرداخته است .- چرا باید نگاهی واقعی به روابط جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی داشته باشیم؟حشمتی : برای پاسخ به این سوالات اولین گام جمع آوری مصادیق روابط جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی بود. متاسفانه باید گفت که این مصادیق آنقدر زیاد است که به جزء حوزه های و دیپلماتیک، تمام سطوح فرهنگی (هنری، موسیقی ، ورزشی)، آموزشی(مدارس ، ی، توسعه مراکز باصطلاح آموزشی یهودی)، دینی (توسعه فرقه های ضاله نظیر بهائیت)، سایبری، ارتباطات و it ، رسانه ای، امنیتی - جاسوسی ، اجتماعی (توسعه ان جی اوها)، باستانشناسی (جعل برای تحریف تاریخ) ، معماری (توسعه نمادهای صهیونی و ماسونی در باکو)، مهاجرت (اعزام نیروی کار )، بهداشتی و درمانی ، تسهیل روادید ، گردشگری، همکاری در موضوع مناقشه قره باغ و...) را دربر گرفته است.فعالیت و نفوذ رژیم صهیونیستی در تمام این حوزه ها به نوعی به سخنان «الهام علی اف» عینیت می بخشید که در یکی از دیدارهایش با مقامات رژیم صهیونیستی درباره روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی گفته بود که این روابط همچون کوه یخی است که یک دهم آن از آب بیرون زده و ۹ دهم دیگر که دیده نمی شود، زیر آب است.روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی طی دو سال اخیر و به خصوص طی یک سال گذشته شاهد جهش های بزرگی بوده است، تا حدی که «بنیامین نتانیاهو»، نخست رژیم صهیونیستی، در سیزدهم دسامبر سال گذشته میلادی تصمیم می گیرد پس از گذشت حدود ۲۰ سال از سفر شبانه و محرمانه و کوتاه خود به «باکو» در سال ۱۹۹۷ ، این بار سفری علنی و توأم با مانورهای و تبلیغاتی به پایتخت جمهوری آذربایجان داشته باشد.در این سفر شاهد امضای توافقنامه تشکیل کمیسیون مشترک دو جانبه باکو و تل آویو بودیم که در عرف دیپلماتیک امضای چنین توافقنامه ای بیانگر اوج گیری همکاری بین دو طرف است. پس از آن دیدیم که نخست رژیم صهیونیستی طی بازدید از مدرسه یهودیان جمهوری آذربایجان در باکو، بر گسترش روابط آموزشی و علمی – تحقیقاتی بین دو طرف تاکید کرد و الهام علی اف نیز پیرو این سخنان نتانیاهو، « آموزش» جمهوری آذربایجان را به ریاست کمیسیون مشترک جمهوری آذربایجان - رژیم صهیونیستی منصوب کرد و با این انتصاب نشان داد که کاملا منطبق بر خواسته نتانیاهو مبنی بر اهمیت دادن به همکاری در زمینه آموزش، عمل می کند.اکنون نیز قرار است، اولین اجلاس این کمیسیون مشترک در ماه های آینده برگزار شود، اما بحث بر این است که نخستین نشست این کمیسیون در باکو یا تل آویو برگزار شود؟ همچنین کم کم درحال مطرح گشایش سفارتخانه جمهوری آذربایجان نزد رژیم صهیونیستی هستند و در این خصوص هایی به گوش می رسد. اگرچه بدون سفارت هم روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی بسیار گسترده است، به حدی که حجم مبادلات تجاری بین دو طرف به سالیانه دستکم ۴ میلیارد دلار و حجم یدهای تسلیحاتی جمهوری آذربایجان از رژیم صهیونیستی، به بیش از ۵ میلیارد دلار رسیده و نفوذ رژیم صهیونیستی در ساختار امنیتی و اطلاعاتی جمهوری آذربایجان کاملا مشهود است .- رژیم صهیونیستی چرا در رابطه با جمهوری آذربایجان تلاش می کند، این روابط در تمام سطوح و حوزه ها گسترش یابد و در این خصوص به چه حوزه های می توان اشاره کرد؟حشمتی : بالطبع مهمترین هدف رژیم صهیونیستی از ورود به هر حوزه و عرصه ای در جمهوری آذربایجان ممانعت از حضور ایران در این کشور است. به عنوان مثال در مقوله پزشکی و درمان مناسبات گسترده ایران و جمهوری آذربایجان بر هیچ پوشیده نیست. اینکه مراکز درمانی و پزشکی کشور ما به خصوص در تهران و تبریز و اردبیل پذیرای تعداد زیادی شهروند جمهوری آذربایجان بودند که برای درمان خود به کشور ما سفر می د، موجب ناراحتی شدید رژیم صهیونیستی و عوامل محلی این رژیم در داخل جمهوری آذربایجان بود که به صراحت در رسانه های باکو این ناراحتی خود را ابراز هم می د و برای ناکارآمد قلمداد نظام درمانی ایران تبلیغات می د. اما، به علت اینکه بیماران و اطرافیان آنها وقتی از جمهوری آذربایجان به مراکز درمانی ایران مراجعه می د و تاثیر مثبت آن را در بهبود بیماری خود می دیدند، تبلیغات رسانه ای عناصر ضدایران و وابستگان صهیونیسم تاثیری نداشت و تا حدود دو سال پیش، مراجعه بیماران از جمهوری آذربایجان به مراکز درمانی ایران در حال افزایش بود. اما، از حدود دو سال پیش که رژیم صهیونیستی بطور مستقیم برای متوقف یا اخلال در این روند ، وارد عمل شد، آمار مراجعه کنندگان از جمهوری آذربایجان به مراکز درمانی ایران بطور محسوسی کاهش یافته است.رژیم صهیونیستی برای نفوذ به بخش درمان و پزشکی جمهوری آذربایجان، به واسطه یکی از بنیادهای علمی اش به نام «هورِو» اقدام به اعطای نشان تقدیر به «مهربان علی ایف»، همسر رییس جمهوری آذربایجان از طریق مرکز سرطان شناسی باکو کرد، به این بهانه که «مهربان علی اوا» خدمات بزرگی به پزشکی جمهوری آذربایجان و مردم این کشور ارائه کرده است. در این راستا موسسه «هورو» رژیم صهیونیستی توافقنامه همکاری با مرکز سرطان شناسی باکو کرد و د ی آنها طی دو سال اخیر ، مناسبات باکو – تل آویو در حوزه پزشکی در حوزه های مختلف بسط داده شد و بطور اعلام نشده ای، رژیم صهیونیستی طرح ویژه ای را برای جلوگیری از مراجعه بیماران جمهوری آذربایجان به مراکز درمانی ایران اجرا کرد. درچارچوب این طرح، هیات هایی از پزشکان چند مرکز پزشکی رژیم صهیونیستی از جمله « مرکز سلامت ن اسراییل» ، «مرکز طبی هورو» و «انیستیتوی جراحی » شهر حیفا طی ماه های آگوست و سپتامبر ۲۰۱۶به ای باکو، گنجه، مینگه چوی و شکی اعزام شدند و ظاهرا ن بیمار را در این مناطق تحت «معاینات رایگان» برده اند. با آنکه مقامات رسمی باکو و رژیم صهیونیستی انجام این معاینات توسط پزشکان رژیم صهیونیستی را رایگان قلمداد می د، اما این طرح با مشارکت «بنیاد حیدر علی اف» که از بنیادهای بسیار متمول ت جمهوری آذربایجان است، به اجرا درآمده است و هزینه های این معاینات از حساب «بنیاد حیدرعلی اف » به مراکز پزشکی رژیم صهیونیستی پرداخت شد.علاوه بر «بنیاد حیدرعلی اف» ، سازمانی ظاهرا غیر تی بنام «اتحادیه اجتماعی توسعه مناطق» (riib) نیز در اجرای طرح موذیانه مراکز پزشکی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان مشارکت دارد و در چارچوب این طرح، مراکز پزشکی اسراییل، فعالیت های تحقیقاتی خود را تحت پوشش معاینات و آزمایش های رایگان ن اجرا می کنند. عابد شریف اف، معاون نخست جمهوری آذربایجان که در اجرای طرح های پزشکی رژیم اسراییل در جمهوری آذربایجان از نزدیک مشارکت کرد و حتی خود نیز به علت بیماری قلبی به فلسطین ی منتقل شد و رسانه های باکو درباره بستری شدن و معالجه وی در اسراییل تبلیغات زیادی به راه انداختند، در یکی از نشست هایی که با هیات پزشکی اسراییلی اعزام شده به باکو داشت، با ارایه گزارشی درباره طرح های پزشکی رژیم تل آویو در جمهوری آذربایجان مدعی شد : « درخواست های زیادی از طرف مناطق مختلف جمهوری آذربایجان برای کمک به معالجه بیماری های ن مطرح شده و این طرح نیز برای پاسخگویی به آن درخواست اجرا شده است و هدف اصلی نیز تکمیل این طرح با حمایت بنیاد حیدرعلی اف است.» رومان باراک، پزشک ارشد مرکز درمانی «هورو» اسراییل بخاطر شرایط ایجاد شده برای آنها در جمهوری آذربایجان، از رییس جمهوری آذربایجان تشکر و تاکید کرد اجرای این قبیل طرح ها استمرار خواهد یافت.- آیا رژیم صهیونیستی واقعا دنبال توسعه پزشکی در جمهوری آذربایجان و بهبود بیماران در این کشور است ؟حشمتی : رژیم صهیونیستی اگر واقعا به فکر معالجه بیماران در جمهوری آذربایجان بود، چرا از همان ابتدای استقلال این جمهوری که مردم و بیماران و جنگ زدگان و مجروحان جنگ قره باغ در این کشور در شرایط دشواری قرار داشتند، وارد عمل نشد؟ در آن برهه که اقدامات پزشکی در جمهوری آذربایجان، فقط مساوی با هزینه و مشقت بود، هلال احمر ایران و کمیته امداد (ره) از هیچ کمک پزشکی به مردم جمهوری آذربایجان دریغ ن د. اما، رژیم صهیونیستی صرفا در سطوح بالا ، به فکر طراحی های آینده خود بود. این رژیم توافق نامه همکاری پزشکی با جمهوری آذربایجان امضاء کرده بود که این توافق نامه جدی تلقی نمی شد و پس از گذشت چند سال و صرفا پس از آنکه حیدرعلی اف، رییس جمهوری آذربایجان در یک مراسم نظامی دچار حمله قلبی شد و احتمالا در بهره برداری های ترکیه و روسیه و از این بیماری علی اف، رژیم صهیونیستی نیز از آن بهره برداری کرد، حیدرعلی اف در زمانی که در بستر بیماری بود ، این توافق نامه را پس از چندسال تایید کرد که خبرهایش در خبرگزاری رسمی آذرتاج موجود است. یعنی اینکه، رژیم صهیونیستی در دو دهه گذشته یعنی تا قبل از افزایش چشمگیر مراجعه مردم جمهوری آذربایجان به مراکز درمانی ایران، توجه جدی به این حوزه نداشت. اما، پس از آنکه این افزایش را مشاهده کرد، وارد عمل شد و از طریق عوامل خود در داخل ت باکو توانست در مراودات پزشکی جمهوری آذربایجان با ایران اخلال ایجاد کند.در ادامه اجرای طرح های پزشکی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان، این رژیم اقدام به تاسیس یک مرکز بزرگ درمانی در باکو کرد تا د ی آن ت جمهوری آذربایجان نیز اقدام به تعطیل و بستن یکی از مراکز پزشکی ایران در باکو یعنی کلینیک و مرکز امداد « علی (ع) » وابسته کمیته امداد « » (ره) د.پس از آن ت جمهوری آذربایجان تمام فعالیت های کمیته امداد « » (ره) را ابتدا در باکو و مناطق مختلف جمهوری آذربایجان ممنوع کرد و هم اکنون کمیته امداد (ره) هیچ نوع فعالیتی در این کشور ندارد. کلینیک هلال احمر ایران هم اگرچه در باکو همچنان باز است، اما همواره با مانع تراشی از سوی حکومت جمهوری آذربایجان جهت ادامه فعالیت اش مواجه است.- غیر از حوزه درمان، رژیم صهیونیستی وارد چه حوزه هایی جهت رقابت با ایران در جمهوری آذربایجان شده است؟حشمتی : در حوزه کشاورزی هم شاهد گسترش روابط دو جانبه بین جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی بودیم. در حالی که از زمان فروپاشی اتحاد شوروی تاکنون ایران، مهمترین تامین کنندگان نیازهای جمهوری آذربایجان به محصولات زراعی بود، چند سالی است که رژیم صهیونیستی در زمینه فروش این محصولات به جمهوری آذربایجان وارد عمل شده و با مساعدت های باکو، از سایرین پیشی هم گرفته است. رژیم صهیونیستی در صدور ساده ترین محصولات مثل سیب زمینی و پیاز و بادمجان و میوه های مختلف گرفته تا سایر مواد غذایی به جمهوری آذربایجان اقدام کرده است. رژیم صهیونیستی در قالب همکاری در زمینه های کشاورزی، صنعت تولید را در جمهوری آذربایجان که با فروپاشی شوروی از بین رفته بود، مجددا و بخصوص در دوره ریاست جمهوری الهام علی اف احیاء کرد و هم اکنون نیز رسانه های باکو در تبلیغات خود در زمینه افزایش تولید و صادرات که با افتخار از آن یاد می کنند، رژیم اسراییل را یکی از یداران عمده تولیدی جمهوری آذربایجان اعلام می کنند.در حوزه سرمایه گذاری نیز شاهد سرمایه گذاری این رژیم در حوزه کشاورزی به ویژه در جنوب جمهوری آذربایجان هستیم که دارای مرزهای مشترک با است، به عنوان مثال تحت عنوان کمک به کشاورزان و تامین سرمایه و ارایه آموزش های لازم و مدرن سازی کشاورزی و احیای مزارع انگور و سایر طرح ها، رژیم صهیونیستی در حوزه کشاورزی در جمهوری آذربایجان وارد عمل شده است. در دوره هایی که سازمان «ماشاو» برای صاحبان حرف و مشاغل مختلف از دیپلمات ها گرفته تا کشاورزان و تجار و معلمان جمهوری آذربایجان دایر کرده، شمار قابل توجهی از کشاورزان فعال در جنوب جمهوری آذربایجان نیز به فلسطین ی برده شده و تحت آموزش های رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند.بعدها مشخص شد که بسیاری از اراضی مناطقی مانند جلیل آباد، لنکران و آستارا از نان بومی و محلی یداری شده و به افرادی س شده که دارای روابطی با رژیم صهیونیستی بودند یا اینکه برای این رژیم جاسوسی می د.همچنین بسیاری از پست ها در شهرداری ها و بلدیه های ا و شهرستان های جنوب جمهوری آذربایجان به افراد تی و حکومتی س شد که به نوعی وابستگی هایی به رژیم صهیونیستی دارند و اکثرا افرادی ضددین هستند. همچنین گزارش هایی وجود دارد که در اراضی جنوب جمهوری آذربایجان و در اراضی که ظاهرا دارای کاربری کشاورزی است، ایستگاه های شنود و جاسوسی از ایران دایر شده است.- طرح های سازمان صهیونیستی ماشاو چه اه ی را در جمهوری آذربایجان دنبال می کند و عمدتا در چه نقاطی از این کشور پیاده شده و چرا این مناطق برای اجرای این طرح انتخاب شده اند؟حشمتی : طرح های سازمان «ماشاو» تنها عوام یا کارمندان رده پایین تی جمهوری آذربایجان را در برنمی گرفت، بلکه تا سطح مقامات عالی تی و نمایندگان پارلمان نیز نفوذ کرده، افراد مشهوری مانند «صمد سیدوف» ، «غنیره پاشایوا» ، «الخان پولوخوف»، سخنگوی پیشن وزارت خارجه جمهوری آذربایجان و بسیاری دیگر از مسئولان حکومتی هستند که در دوره ها و طرح های سازمان ماشاو شرکت کرده و آشکارا از هوادارای خود از این رژیم سخن می گویند .پیمانکاری ساختمانی و ساخت و ساز یکی دیگر از حوزه های فعالیت رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان است. به عنوان مثال شاهد دادن وام های کلان در حوزه های مختلف از جمله راه سازی به ت جمهوری آذربایجان هستیم که البته شرط هایی را هم برای این وام در نظر گرفته اند، مانند ضمانت بازپرداخت و در این خصوص شرکت های بیمه ای را به عنوان ضامن معرفی کرده اند که مورد اعتماد و وابسته به این رژیم باشد. بالطبع وقتی این شرکت ها ضمانت بازپرداخت بدهی باکو به بانک های متعلق به صهیونیست ها را برعهده می گیرند، نقش تعیین کننده ای در انتخاب شرکت های پیمانکار خواهند داشت. آشکار است، اه چنین سرمایه گذاری هایی نمی تواند، صرفا مالی و اقتصادی باشد، این موضوعی است که هر از گاهی اخبار آن به رسانه های جمهوری آذربایجان درز پیدا می کند و افشا گری هایی در این زمینه صورت می گیرد. به عنوان مثال چندی پیش رسانه های جمهوری آذربایجان خبری منتشر د که افشاء می کرد، در مزارع و مناطق کشاورزی جنوب جمهوری آذربایجان که به مرزهای ایران نزدیک است، دوربین های مخفی و دستگاه های شنود کار گذاشته شده است.بنابراین موضوع مناسبات جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی موضوع بسیار مهمی است، چون با امنیت ملی ایران ارتباط پیدا می کند، اما متاسفانه در برآوردهای کشورمان کمتر مورد توجه واقع شده است.- چه مصادیقی در مناسبات جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی وجود دارد که تهران را م م می کند، نسبت به این روابط حساسیت بیشتری داشته باشد؟ کاظمی : مصادیق متعددی در این خصوص می توان مطرح کرد که به تعدادی از آنها اشاره می شود : جمهوری آذربایجان اولین کشوری بود که در دسامبر سال ۲۰۱۴ پهپادی از آن به سمت نطنز حرکت کرد. وقتی این پهپاد مسیری و مشخص شد، از جمهوری آذربایجان وارد آسمان ایران شده و مورد اصابت قرار گرفت، سفیر وقت ایران در باکو در این خصوص موضع گیری کرد. وی با رد خبرهای منتشر شده درباره نقش جمهوری آذربایجان در ورود پهپاد ی به ایران گفت: مقامات آذری این ادعا را رد کرده اند و مقامات ایرانی نیز اسمی از جمهوری آذربایجان نیاورده اند و فقط یک پایگاه صهیونیستی این ادعا را مطرح کرده است.در حالی که بعد از آن، وقت دفاع ایران در دو مرحله به تفصیل و کاملا مستند درباره اعزام شدن پهپاد جاسوسی رژیم صهیونیستی از نخجوان جمهوری آذربایجان به تاسیسات هسته ای نظنز ایران سخن گفت. دهقان ، دفاع وقت ایران در گفتگویی با خبرگزاری اسپوتنیک در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۶ تصریح کرد: « دو سال پیش یکی از هواپیماهای بدون سرنشین رژیم صهیونیستی از کشور آذربایجان وارد ایران شد و ما در آن موقع به رئیس جمهور آذربایجان تذکر دادیم که ی ها در بدنه اطلاعاتی آنها نفوذ پیدا کرده اند.»* آنچنانچه در رسانه ها منتشر شده است جمهوری آذربایجان تنها کشوری است که بطور رسمی از تهران در بهمن ۱۳۹۰ یادداشت اعتراض دریافت کرده و در این یادداشت که خبر آن رسانه ای شد، درباره فردی به نام «حسین جاویدان» به باکو هشدار داده شد. چون اطلاعاتی به دست آمده بود که نشان می داد، این فرد در طراحی ترور دانشمندان هسته ای ایران دست داشته و پس از شناسایی به جمهوری آذربایجان پناهنده می شود و باکو به وی پناهندگی می دهد که نشان دهنده هماهنگی های موجود بین جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی در این زمینه است.علاوه بر این، «جمالی فشی»، عامل ترور شهید علی محمدی که ایران توانست او را دستگیر کند، طی بازجویی ها اعتراف می کند که برای دریافت برخی آموزش ها به باکو سفر می کند و از آنجا به سرزمین های ی سفر کرده، بدون اینکه پاسپورتش مهر ورود و وج جمهوری آذربایجان بخورد. چندی پیش رئیس کنست یا همان پارلمان رژیم صهیونیستی اعلام می کند که بسیاری از مقامات جمهوری آذربایجان در بانک های این رژیم س گذاری کرده اند.این موضوع بسیار مهمی است که سرمایه داران و مسئولان تی و حکومتی جمهوری آذربایجان ترجیح می دهند پول ها و سرمایه های نقدی خود را حتی بجای بانک های و اروپا در بانک های رژیم صهیونیستی سرمایه گذاری کنند و این بیانگر عمق روابط بین دو طرف و موضوعات بسیاری است که این روابط وجود دارد.- چرا نمی توان روابط رژیم صهیونیستی با جمهوری آذربایجان را به روابط این رژیم با دیگر کشورها مانند ترکیه تشبیه کرد؟ کاظمی : دلایل و مستندات بسیاری وجود دارد که ثابت می کند، این روابط برای رژیم صهیونیستی روابط عادی و معمول تلقی نمی گردد. جمهوری آذربایجان دارای جمعیتی با اکثریت شیعه و پیوندهای دینی ، تاریخی ، فرهنگی و نژادی با ایران است که از این جهت برای رژیم تل آویو اهمیت ویژه ای دارد. دلایل و عوامل بسیار دیگری نیز وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است."الیه پوده" یکی از اساتید عبری قدس ی تشبیه جالبی را برای مناسبات جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی به کار می برد، آن را به «سندرم معشوقه» تشبیه می کند، هرچه روابط نزدیک و گسترده باشد، باز دنبال گسترش این روابط هستند. بنابراین لازم به نظر می رسد که نگاه رسانه ها و ت در کشور ما به روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی تغییر کند و عمیق تر شود و در نگاه گذشته بازنگری جدی صورت گیرد. چرا که در ارزی عمیق موضوع، این دیدگاه تقویت می شود که باکو و تل آویو در تلاش هستند، جمهوری آذربایجان را به پایگاه منطقه ای صهیونیسم تبدیل کنند.- رژیم صهیونیستی چه راهبردهایی را برای تحقق اغراض موردنظرش با محوریت تبدیل جمهوری آذربایجان به پایگاه منطقه ای صهیونیسم ، تاکنون پیگیری یا اجرایی کرده است؟ کاظمی : رژیم صهیونیستی برای رسیدن به این هدف ۱۲ راهبرد را در نظر گرفته است. اگر هریک از این راهبردها مورد بررسی قرار گیرند، آشکار می شود که صهیونیست ها از سال ها پیش برای برقراری چنین روابطی با جمهوری آذربایجان ،برنامه ریزی کرده اند. هریک از این راهبردها نشان می دهد، برنامه ریزی بسیار دقیق و سیستماتیکی در رژیم صهیونیستی صورت گرفته تا این رژیم بتواند، هدف خود را در تبدیل جمهوری آذربایجان به پایگاه منطقه ای برای صهیونیست ها محقق کنند.راهبردهای ۱۲ گانه رژیم صهیونیستی و نحوه بهره برداری از آنها توسط رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان به شرح زیر می باشند:راهبرد اول: راهبرد شیعه ستیزی کاظمی : اولین راهبرد را باید در شیعه ستیزی ملاحظه کرد. جمهوری آذربایجان تنها کشوری در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی است که شیعیان اکثریت جمعیت آن را تشکیل می دهند. طی ۱۰ سال گذشته به ویژه از سال ۲۰۱۶ به این سو اگر خبرهای منتشر شده در رسانه های جمهوری آذربایجان را رصد کنیم، به وضوح می توان به موضع گیری ضد ی ت باکو به ویژه در مقوله حجاب و مقابله با مکتب عاشورا و عزدارای برای حسین (ع) و سایر مظاهر سبک زندگی ی – شیعی پی برد.در واقع طی این سال ها ت باکو سیاست های ضد شیعی گسترده ای را اتخاذ کرده و تلاش نموده، به انحا و اشکال مختلف نمادهای شیعی را در این کشور از بین ببرد، از جمله اینکه فشارها بر فعالان شیعی را به شکل چشمگیری افزایش داده و بسیاری از آنها را بازداشت و حبس کرده است. هم اکنون بیش از یکصد فعال شیعی و تعداد زیادی از ون جمهوری آذربایجان، در زندان های این کشور به سر می برند.این فشارها تنها به بازداشت و حبس محدود نشده، بلکه مصادیق بسیاری را در بر می گیرد، به عنوان مثال «نارداران» که یکی از مراکز فرهنگی، ادبی، هنری شیعیان در این کشور است و پذیرای مرقد مطهر «رحیمه خاتون»، از خواهران «رضا» (ع) است، در آذر ماه سال ۱۳۹۴ مورد حمله گسترده ۱۰ هزار نیروی امنیتی جمهوری آذربایجان قرار می گیرد و به نوعی تبدیل به دژی نظامی می شود. در ادامه تمام مراکز دینی و مذهبی مثل حوزه های علمیه به بهانه های مختلفی مانند طرح های بازسازی و نوسازی و تعریض معابر ت یب می شود. کاربردهای دینی و مذهبی مساجد مورد بازنگری قرار گرفته، تغییرات اساسی در آنها صورت می گیرد، درب های برخی مساجد بسته و برخی هم به بهانه های مختلف ت یب می شوند. سیاستگذاری های مرتبط با این راهبرد در اتاق های فکر رژیم صهیونیستی انجام می شود. روند سیستماتیک بازداشت گرایان در اتاق های فکر صهیونیستی مشخص می شوند، حتی اخباری به رسانه های جمهوری آذربایجان درز یافته بود که عنوان می کرد، برخی از فعالان گرای رسانه ای این کشور مانند «نجات علی اف»، رو مه نگار دیندار، پس از بازداشت، مستقیما توسط ان «موساد» و در سفارت رژیم صهیونیستی در باکو بازجویی شدند.صهیونیست ها می دانند با حاکمیت فضای شیعی بر جمهوری آذربایجان غیر ممکن است بتوانند به اه مورد نظرشان در این کشور دست یابند. بنابراین صهیونیست ها و عوامل آنها بر این باورند که باید هویت شیعی جمهوری آذربایجان را از بین ببرند و تبدیل به هویتی دیگر ند. به همین دلیل است که مشاهده می کنیم، صدور مجوز برای چاپ و نشر کتاب های شیعی به سختی صورت می گیرد و محدودیت های بسیاری در زمینه چاپ و انتشار این کتاب ها اعمال می شود، مساجد شیعیان به بهانه های مختلف یا مسدود می شوند یا تغییرانی در هیأت امنای آنها صورت می گیرد، اعضای هیأت امنای مساجد جدیدی که تاسیس می شود، از میان وه ها انتخاب می شوند، به خصوص اینکه در پروژه نشر وه ت در جمهوری آذربایجان هماهنگی و همکاری تنگاتنگی بین این کشور با رژیم های سعودی و صهیونیستی مشاهده می شود.بنابراین شیعه ستیزی یکی از راهبردهای رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان شمرده می شود و باعث شده تا شیعیان با اینکه اکثریت را در این کشور تشکیل می دهند، از کمترین حقوق برخوردار نباشند. حقوق شیعیان در جمهوری آذربایجان بعنوان اکثریت ، اکنون از حداقل حقوقی که حقوق بین المللی برای اقلیتها در نظر گرفته و کنوانسیون های بین المللی بر آن تاکید کرده ، کمتر است. طلاب شیعی جمهوری آذربایجان در هیچ یک از موسسات و نهادهای رسمی و تی استخدام نمی شوند، اجازه ک داتوری در انتخابات یا نمایندگی در پارلمان را ندارند. در مقابل، اقلیت یهودیان جمهوری آذربایجان از حداکثر حقوقی که اکثریت در یک کشور از آن برخوردار هستند، بهره می برد و حتی هم بیشتر.راهبرد دوم : راهبرد فرهنگی کاظمی : جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی طی سال های گذشته همکاری فرهنگی بسیار قابل تاملی داشته اند. هر سال با هدایت رژیم صهیونیستی انواع جشنواره های موسیقی، مد و لباس و انواع نمایشگاه های را در کشور جمهوری آذربایجان برگزار می شود. برگزاری مسابقه «یورو ویژن» در جمهوری آذربایجان که به مسابقه «هم جنس گرایان» معروف است، از جمله اقدامات فرهنگی اجرا شده توسط رژیم صهیونیستی طی سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ میلادی و پس از آن به صورت جدی در جمهوری آذربایجان پی گرفته شده است. زمینه برگزاری این مسابقه در کشور جمهوری آذربایجان، این گونه پایه ریزی شد که طی برگزاری مسابقه «یورو ویژن» در سال ۲۰۱۱ در شهر دوسلدورف آلمان اعلام می شود که در این دور از مسابقه یورو ویژن «الدار قاسم اف»، جمهوری آذربایجان برنده شده است. براساس قانون مسابقه کشور برنده میزبان دور بعدی می شود، به این ترتیب جمهوری آذربایجان به عنوان میزبان دور آینده مسابقه یورو ویژن معرفی می شود. بعدها مشخص شد که الدار قاسم اف از سال ۲۰۰۷ میلادی توسط رایزنی فرهنگی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان تحت آموزش بوده و بعدها رایزنی این رژیم به این موضوع اعتراف کرد.اولین ترانه ای که قاسم اف اجرا کرده، به زبان عبری و ترانه ای بوده که صهیونیست ها طی جنگ ۱۹۶۷ علیه اعراب، به ویژه مصری ها ساخته بودند. الدار قاسم اف در سال ۲۰۱۰ میلادی در سفر «آویگدور لیبرمن»، جنگ وقت رژیم صهیونیستی به جمهوری آذربایجان ترانه ای عبری ضد ی دیگری را اجرا می کند.بالطبع مهمترین هدف از برگزاری این مسابقه با توجه به تشدید فضای شیعی حاکم بر جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۱۲ و آغاز نهضت حجاب ، مبارزه فرهنگی و اشاعه فرهنگ غرب در این کشور بود.به اذعان رسانه های جمهوری آذربایجان تمام تدارکات و مقدمات برگزاری این مسابقه توسط ان موساد انجام شد و تد ر امنیتی برگزاری آن در باکو را نیز موساد در اختیار داشت و با مسلط شدن موساد بر تد ر امنیتی باکو در این سال، یکی از شدیدترین موج های دستگیری و سرکوب فعالان شیعی در جمهوری آذربایجان را در این سال شاهد هستیم. تمام برنامه های فرهنگی که رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان برگزار کرده، فرهنگ و ارزشهای معنوی و ملی این کشور را هدف گرفته و مسابقه یورو ویژن یکی از صدها برنامه فرهنگی برگزار شده در حوزه های مختلف توسط این رژیم است، مثلا در فعالیتی دیگر سفارت رژیم صهیونیستی پس از دوبلاژ سریال ها و های ی جنوبی آنها را جهت پخش در رسانه ملی جمهوری آذربایجان به رایگان در اختیار این کشور قرار می دهد. همچنین بنیاد امریکایی و صهیونیستی «سوروس» پیش از اینکه بنا به دلایلی از جمهوری آذربایجان در ظاهر خارج شود و دفتر خود را در باکو ببندد، با هدف ضربه زدن به بنیان خانواده در جمهوری آذربایجان برنامه هایی را با مشارکت برخی شبکه های تلویزنی این کشور مانند «atv» به صورت مستقیم اجرا می کرد.در این مقوله و مقوله شیعه ستیزی حتی شاهد بودیم، برخی از مطبوعات جمهوری آذربایجان اقدام به ترجمه کتاب «آیات ی»، نویسنده مرتد «سلمان رشدی» کرده و آن را به صورت پا ورقی در رو مه ها منتشر د. در حالی که ت باکو اجازه چاپ ۵۰۰ نسخه از ترجمه کتاب «نبرد من» تالیف «آدلف هیتلر» را به نشریه خورال ، به این بهانه که موضع ضدیهودی دارد ، را نداد.اشاعه نمادهای فراماسونی و صهیونیستی در جمهوری آذربایجان یکی دیگر از اقدامات رژیم صهیونیستی در حوزه فرهنگی است. از جمله، در خیابان «استقلال» شهر باکو مجسمه پرستان موسوم به «اُبلی » نصب شده است. استفاده از نمادهای ماسونی و ستاره داوود تحت عنوان معماری مدرن از جمله در بناهای مهم و ماندگار نظیر ایستگاه های مترو، رواج داده شد که به نوعی با «یهودی سازی» جمهوری آذربایجان نیز ارتباط پیدا می کند. اینها به وضوح نشان می دهد که فضای فرهنگی حاکم بر جمهوری آذربایجان با پشتیبانی رسمی محافل تی ، تا چه اندازه در قبضه صهیونیست ها قرار گرفته است.راهبرد سوم : راهبرد کاظمی : راهبرد رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان بر این محور متمرکز بوده که در چارچوب طرح هایی مانند طرح ماشاو، این رژیم کوشیده در مراکز حساس جمهوری آذربایجان نفوذ کند .اکنون ثابت شده طرح ماشاو، یک طرح گسترده امنیتی و جاسوسی صهیونیستی است و انی که در این دوره ها شرکت داشتند، با حمایت صهیونیست ها به سرعت پله های رشد و ترقی را طی د.نکته مهمی که در راهبرد باید مورد توجه قرار گیرد، این است که رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را به کار برده تا فضای جمهوری آذربایجان را به سمتی سوق دهد که روابط باکو – تل آویو را برای افکار عمومی جمهوری آذربایجان سودمند بازنمایی نماید. در همین راستا رژیم صهیونیستی از مناقشه «قره باغ» به میزان زیادی بهره برداری ابزاری می کند. طی جنگ ۴ روزه ای که آوریل گذشته در منطقه قراباغ به وقوع پیوست، رسانه های جمهوری آذربایجان هیاهوی تبلیغاتی و جنجال رسانه ای بزرگی در انعکاس باصطلاح کمک های تسلیحانی رژیم صهیونیستی به باکو در این جنگ به راه انداختند. هدف مشترک این جنجال ها این بود که اینگونه القاء شود، تسلیحات و تجهیزات نظامی رژیم صهیونیستی بوده که موجب پیروزی جمهوری آذربایجان در این جنگ چهار روزه شده است.در حالی که بعداً مشخص شد، جمهوری آذربایجان نتوانسته، از بسیاری از سلاح هایی که از رژیم صهیونیستی یداری کرده بود، حتی در درگیری ماه آوریل ۲۰۱۶ در خط تماس استفاده کند، چون تل آویو حاضر نشده بود، کدهای محرمانه این سلاح ها را در اختیار باکو قرار دهد، اما برای فضاسازی و توجیه و تحریف افکار عمومی این هیاهو و جنجال رسانه ای را به راه انداختند.یکی از پیامدهای راهبرد تل آویو برای جهت دهی به جمهوری آذربایجان این است که مثلا در روز قدس در حالی که حتی کشورهای غربی مسلمانان هایی به مناسبت این روز برگزار می کنند، اما در کشوری چون جمهوری آذربایجان با اکثریت شیعی که همچون فلسطین، بخشی از خاک کشورش شده و درد مشترکی با فلسطینی ها دارد، روز قدس برگزار نمی شود و اگر تلاش هایی هم برای انجام صورت بگیرد، برنامه ریزان و طراحان یا شرکت کنندگان آن بازداشت و حبس می شوند.این نشان می دهد که جمهوری آذربایجان فضای دلخواهی برای صهیونیسم فراهم کرده است. به عنوان مثال «آرتور لنک»، سفیر اسبق رژیم صهیونیستی در باکو در سخنانی اذعان می کند که اگر این رژیم می توانست، همسایگان خود را انتخاب کند، بی شک یکی از این انتخاب ها جمهوری آذربایجان بود یا عنوان شده که بعد از سرزمین های ی، کشور جمهوری آذربایجان امن ترین نقطه جهان برای صهیونیست ها محسوب می شود.در راستای راهبرد فرهنگی و رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان طی ده سال اخیر ده ها موسسه و مرکز صهیونیستی به بهانه های مختلفی مانند فعالیت های آموزشی، فرهنگی، تبلیغی، خیریه و غیره در جمهوری آذربایجان تاسیس شده است. مرکز فرهنگی آموزشی «خاباد – اور - آونر» در باکو، بزرگترین مرکز آموزشی یهودیان در جمهوری آذربایجان شمرده می شود و مشابه آن حتی در کشورهای اروپایی مانند فرانسه که در آنها اقلیت های یهودی س ت دارند، وجود ندارد.سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است، چرا در کشوری مانند جمهوری آذربایجان که اقلیت یهودیان در آن به ۲۰ هزار نفر هم نمی رسد، چه نیازی به تاسیس ده ها موسسه و مرکز یهودی دارند؟ چرا روستای کوچک « قیرمیزی قصبه»، در منطقه «قبا» در شمال جمهوری آذربایجان، به عنوان یک مرکز مهم یهودی در این کشور معرفی می شود؟ تمام این موضوعات نشان می دهد رژیم صهیونیستی توانسته است از خلأهای موجود در جمهوری آذربایجان استفاده کند و راهبرد خود را با موفقیت اجرایی کند.راهبرد چهارم : راهبرد اقتصادی کاظمی : چهارمین راهبرد رژیم صهیونیستی راهبرد اقتصادی است که با هدف نفوذ در بخش های مختلف اقتصاد جمهوری آذربایجان از جمله بخش های کشاورزی، حمل و نقل و صنعت اجرایی شده تا در پوشش فعالیت های اقتصادی این رژیم بتواند، اه دیگر خود را محقق کند.در این راستا، شاهد هستیم که حجم مبادلات تجاری رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان سال به سال در حال افزایش است و در حالی که حجم مبادلات تجاری ایران و جمهوری آذربایجان سالیانه به ۵۰۰ میلیون دلار هم نمی رسد، حجم مبادلات تجاری رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان به سالیانه ۴ میلیارد دلار و حتی بیشتر هم بالغ شده است. هیچ حوزه ای اقتصادی از چشم صهیونیست ها دور نمانده، از بخش حمل و نقل گرفته تا ارتباطات، همه حوزه ها مورد توجه رژیم صهیونیستی بوده، به عنوان مثال اکنون شرکت صهیونیستی «با ل» بخش مهمی از خطوط مخابرات جمهوری آذربایجان را پوشش می دهد.همچنین فعالیت های راه سازی و ساختمان سازی که نه تنها عمدتا در اختیار شرکت پیمانکار صهیونیستی است، بلکه به شکلی خاص در جنوب جمهوری آذربایجان و مناطق نزدیک به مرزهای ایران متمرکز است.رژیم صهیونیستی هم اکنون در تمام فعالیت های کشاورزی، بیمه ای و کشتیرانی جمهوری آذربایجان با هدف ایجاد پیوندی مشترک و مستحکم بین باکو و تل آویو و مشروع و عادی جلوه دادن روابط دو طرف نفوذ دارد. رژیم صهیونیستی تنها طرف تجاری و بازرگانی جمهوری آذربایجان است که رئیس جمهوری این کشور دستور ویژه ای را برای تسهیل ارتباطات و کمک به گسترش بیش از پیش روابط اقتصادی و تجاری بین دو طرف صادر کرده است و این بیانگر وجود اراده ای جدی از جانب دو طرف جهت توسعه و گسترش مناسبات اقتصادی است.راهبرد پنجم : راهبرد ایران ستیزی کاظمی : هدف این راهبرد زدودن و از بین بردن تمام آثار و نشانه های تاریخی، تمدنی، ادبی و فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان است. در این راستا، رژیم صهیونیستی شبکه ای از رسانه ها، ارگان ها ونهادهای تبلیغاتی را در جمهوری آذربایجان ایجاد کرده تا هر موضوع و مسئله مشترکی که بین جمهوری آذربایجان و ایران وجود دارد، مانند نظامی گنجوی مصادره به مطلوب شود یا این آثار مانند سنگ نوشته های فارسی مقبره نظامی گنجوی یا معماری ایرانی از بین برده شوند. در راستای این راهبرد، همکاری های بسیار گسترده ای بین باکو و تل آویو مشاهده می شود که هدف عمده آن ایجاد جنگ روانی علیه ایران است.راهبرد ششم : راهبرد دیاسپورا سازی و قومیت گرایی کاظمی : از سال ۲۰۰۲ میلادی کمیته امور آذری های مقیم خارج تاسیس شد و در سال ۲۰۰۸ میلادی نام خود را به «کمیته دیاسپورا» تغییر داد. این کمیته فعالیت خود را با هدف شناسایی و سازماندهی ل های جمهوری آذربایجان در نقاط مختلف جهان گسترش داده است. نکته مهم در فعالیت این کمیته، این است که این کمیته دقیقا با الگو گیری از ل سازی رژیم صهیونیستی تشکیل شده و «ناظم ابراهیم اف»، رئیس این کمیته از جمله شخصیت های جمهوری آذربایجان است که بارها به سرزمین های ی سفر کرده و برادر وی هم «تقی ابراهیم اف» هم تا مدتها رئیس شبکه تلویزیونی atv جمهوری آذربایجان بود که به علت پخش کلیپ های یهودی و تبلیغات آشکار اسراییل ، وابستگی آن به رژیم صهیونیستی کاملا آشکار شده بود که البته در سال های اخیر با تغییر مدیریت آن و برخی حرکت های تاکتیکی ، تلاش شده است ماهیت صهیونیستی شبکه آ.ت.و. پنهان شود. در مبحث قومیت سازی اگر نظریات شماری از صهیونیست های مطرح مانند «براندا شافر»، نویسنده کتاب «مرزها و برادری» را مطالعه کنیم، در می ی م که در مقوله «پان آذریسم» صهیونیست ها ایفاگر نقش هایت کننده هستند.همچنین در مقوله ایجاد اغت ، رو مه «ینی مساوات» اوایل سال میلادی ۲۰۱۶ در گزارشی اذعان کرد، اغت اتی که طی سال ۲۰۰۶ میلادی در مناطقی از استان آذربایجان شرقی و غربی ایران به بهانه انتشار کاریکاتوری در یکی از رو مه ها شاهد آن بودیم، سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی موسوم به «آمان» و کمیته دیاسپورا جمهوری آذربایجان دخیل بوده اند. بر اساس این گزارش سازمان صهیونیستی «آمان» از طریق کمیته دیاسپورای جمهوری آذربایجان با ج طلبان آذری در ایران ارتباط برقرار کرده و در سازماندهی اغت ات و اعتراض ها نقش مهمی ایفا کرده است.راهبرد هفتم : راهبرد رسانه ای کاظمی: هدف راهبرد رسانه ای رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان بهبود وجهه این رژیم ، از بین بردن انگ گری و صهیونیست ها در فلسطین ی و مشروع جلوه دادن تاسیس این رژیم در سرزمین های ی در افکار عمومی جمهوری آذربایجان است.در سال های اولیه برقراری روابط بین باکو و تل آویو برخی رو مه های جمهوری آذربایجان مانند «آینه» و «زرکالو» رابط رسانه ای بین این کشور با رژیم صهیونیستی بوده و نقش سخنگویی بین دو طرف را در جمهوری آذربایجان ایفا می د.اما درحال حاضر شبکه گسترده ای از رسانه های نوشتاری، دیداری، اینترنتی و صوتی در جمهوری آذربایجان تشکیل شده که به شدت برای رژیم صهیونیستی تبلیغ و اخبار فلسطین ی و تحولات جاری در سرزمین های ی را سانسور یا بایکوت می کنند.جالب اینجاست که این رسانه ها طی فعالیت های خود تلاش بسیاری دارند، با تحریف واقعیت ها و حقایق تاریخی نوعی همذات پنداری بین رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان ایجاد کنند، به عنوان مثال این رسانه های تلاش گسترده ای انجام می دهند تا رخداد تلخ کشتار «خوجالی» طی جنگ قره باغ را به افسانه تاریخی کشتار یهودیان به نام «هولوکاست» تشبیه کرده، این دو را به یکدیگر ارتباط دهند. به این ترتیب، این رسانه ها تلاش می کنند به خوانندگان خود این حس را انتقال دهند که بین شهروندان جمهوری آذربایجان و صهیونیست ها و یهودیان ن سرزمین های ی هیچ تفاوتی وجود ندارد.همچنین در چارچوب تحریف تاریخ جمهوری آذربایجان این رسانه های تلاش می کنند، این قضیه را القا کنند که در واقعه «کشتار قبا» در سال ۱۹۱۸ میلادی که منطقه ای در شمال جمهوری آذربایجان بوده، ارامنه فقط آذریها را قتل عام ن د، بلکه در میان قربانیان، شمار زیادی یهودی هم وجود داشته، در حالی که از قضا مستندات تاریخی نشان می دهد، یهودیان در کشتار مسلمانان در این منطقه در سال ۱۹۱۸ نقش مهمی داشته اند و در واقع، با رادیکال های ارمنی رابطه داشتند.راهبرد هشتم : راهبرد امنیتی کاظمی : در بحث راهبرد امنیتی می توان به همکاری و هماهنگی نزدیک سرویس های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری آذربایجان با سازمان صهیونیستی موساد اشاره کرد که مهم ترین نمود آن همکاری جمهوری آذربایجان با موساد در ترور دانشمندان هسته ای ایران بود ، همچنین قضیه پرواز پهپاد تجسسی جمهوری آذربایجان بر فراز تاسیسات نطنز است که قبلا به آن اشاره شد.افزون بر آن با انحلال وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۱۵ میلادی، ابعاد جدیدی از همکاری های امنیتی و اطلاعاتی باکو و تل آویو برملا شد، از جمله آشکار شد، طرح مشترکی بین جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی جهت گسترش فرقه های ضاله وه ت و بهائیت در این کشور در حال پیاده سازی بوده و وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان همچون پیمانکاری راه را نفوذ وه های تکفیری در پوشش فعالیت های اقتصادی ، بازرگانی و سرمایه گذاری در این کشور هموار می کرد.در این راستا اخباری مبنی بر ید تجهیزات مورد نیاز سرویس های امنیتی باکو به قیمت ۶۰۰ میلیون دلار از رژیم صهیونیستی و به طور مشخص سازمان موساد توسط رسانه ها افشاء شد. البته مسئولان ارشد دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی صراحتا و بی پروا بارها به این نکته اشاره کرده اند که روابط و همکاری های امنیتی و اطلاعاتی گسترده ای بین باکو و تل آویو وجود دارد. ناگفته پیداست که یکی از اه اصلی این روابط و همکاری ها اقدام علیه ایران و ایجاد تنش و اغت داخلی در ایران است.راهبرد نهم : راهبرد انرژی کاظمی : در این راهبرد رژیم صهیونیستی تلاش می کند، مانع شکل گیری و ایجاد همکاری های مشترک منطقه ای در حوزه انرژی شود. این رژیم به خوبی می داند پتانسیل خوبی جهت همکاری بین ایران و جمهوری آذربایجان و روسیه در حوزه انرژی وجود دارد، به همین دلیل به هر طریق ممکن تلاش می کند، مانع شکل گیری چنین همکاری هایی شود. نتیجه این راهبرد این است که امروز مشاهده می کنیم که اعلام می شود، جمهوری آذربایجان ۶۰ درصد نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی را از طریق خط لوله باکو – تفلیس - جیهان تامین می کند و این موضوع بسیار قابل تاملی است که یک کشور ی تامین کننده بخش اعظم نیاز رژیم صهیونیستی به انرژی است.رژیم صهیونیستی در این راهبرد تمام تلاش خود را به کار برده تا در بخش انرژی از وابستگی خود به مصر و دیگر کشورها بکاهد و امنیت انرژی خود را در راستای توسعه مناسبات خود با جمهوری آذربایجان توسط باکو تامین کند. به همین دلیل است که شاهد هستیم جمهوری آذربایجان در حوزه انرژی با وجود داشتن پتانسیل لازم برای توسعه و گسترش مسیرهای انتقال انرژی در جهت های مختلف، تنها این توسعه در جهت شرقی – غربی، یعنی از باکو به سمت تل آویو حاصل شده است. در حالی که صدور نفت جمهوری آذربایجان به بازار رژیم صهیونیستی وابسته شده است، رژیم صهیونیستی نیز قصد دارد از حوزه های گازی تحت خود در دریای مدیترانه برداشت و از طریق خط لوله گازی موسوم به تاناپ و تاپ که به هزینه جمهوری آذربایجان در حال احداث است، به اروپا منتقل کند. راهبرد دهم : راهبرد نظامی کاظمی : طی سفری که «بنیامین نتانیاهو»، نخست رژیم صهیونیستی به باکو در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۶ انجام داد و در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که با رئیس جمهوری آذربایجان شرکت کرد، الهام علی اف صراحتا اعلام می کند که ارزش یدارهای تسلیحاتی باکو از رژیم صهیونیستی بالغ بر ۴ میلیارد و ۸۵۰ میلیون دلار، یعنی حدود ۵ میلیارد دلار بوده است. با توجه به اینکه بودجه عمومی ت جمهوری آذربایجان در آن مقطع زمانی ۳۰ میلیارد دلار اعلام شده بود، رقم ۵ میلیارد دلار به معنای اختصاص بودجه کلانی به یدهای تسلیحاتی آن هم صرفا از رژیم صهیونیستی بوده و البته طبیعی است که تل آویو اصلا تمایل نداشت، چنین افشاگری هایی از سوی رئیس جمهوری آذربایجان صورت بگیرد.نکته مهم این است که بسیاری از این تسلیحات یداری شده مانند موشک های ضدکشتی گابریل و باراک ۸ و برخی از پهپادها و تانک های بهغ اصطلاح مدرن شده توسط صنایع تسلیحاتی رژیم صهیونیستی در مناطق کوهستانی قره باغ کاربرد ندارد.چون براساس یک منطق ساده آشکار است که موشک های ضدکشتی علیه ارمنستان که کشوری فاقد دریاست یا تانک هایی که در مناطق کوهستانی قره باغ قادر به حرکت نیستند یا موشک های دوربرد
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ارومیه، سال هاست موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه سرخط همیشگی و مداوم انواع رسانه هاست.روزی نیست که کارشناسان، مسئولان و مردم از طریق رسانه های مختلف به بیان عمق نگرانی خود از خشک شدن دریاچه ارومیه نپردازند.سمینارها، کنفرانس ها، همایش ها، طرح ها، پروژه ها و را ارهای متعددی نیز در این سال ها برگزار و اجرایی شده تا دوباره این دریاچه به مسیر احیا بازگردانده شود.اما در این میان برخی مدیران تی بعضاً اظهار نظرهای تأمل برانگیزی می کنند که در گزارش پیش رو با تشریح و تبیین تأثیر سدسازی در روند خشک شدن دریاچه ارومیه از زبان برخی کارشناسان، متخصصین، مسئولان و وزرا به واکاوی یک اظهار نظر مدیر تی می پردازیم که اظهار نظرش سوژه رسانه ها شده و حتی واکنش مردم عادی با ابت ترین معلومات عمومی را نیز بر انگیخته است.تاثیر سدسازی در سرنوشت متفاوت دو دریاچه در ایران و ترکیهمرتضی حقوقی عضو هیئت رئیسه جامعه ین مشاور و رئیس کمیته محیط زیست این جامعه در خبری گفته است توسعه زمین های کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه و نیز افزایش تعداد سدهای این منطقه علل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه اند.او در این اظهار نظر کارشناسی به مقایسه دریاچه ارومیه و دریاچه وان ترکیه نیز پرداخته و گفته است: اگر گرم شدن زمین و اقلیم به طور کلی، موجب خشک شدن دریاچه ارومیه شده باشد، این وضع باید دامن گیر دریاچه وان هم می شد.وی افزوده است: در این دو دهه، 22 سد در حوزه ارومیه احداث شده که البته 8 سد به بهره برداری رسیده و مابقی در مرحله مطالعه و اجرا هستند. در منطقه آبریز دریاچه ارومیه در آذربایجان شرقی، 36 سد احداث شده و 22 سد به بهره برداری رسیده است. همه این سدها را وزارت نیرو احداث نکرده، بلکه تعداد زیادی از آنها، سدهای کوچک تری هستند که از سوی وزارت کشاورزی احداث شده و مورد بهره برداری قرار گرفته اند. 4 سد هم در کردستان ایجاد شده و یا در دست احداث است.سدسازی عامل وخیم شدن وضعیت دریاچه ارومیهسخنان دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری نیز شنیدنی است.پیروز حناچی در خبری گفته است اگر چه عوامل مختلفی در وضعیت کنونی این دریاچه دخیل است اما در گزارش های وزارت نیرو آمده است که در رودخانه های منتهی به دریاچه ارومیه 44 سد زده شده و در برنامه است که این تعداد به 90 سد برسد.حناچی با اعلام اینکه مابقی این سدها یا در دست اجرا بوده و یا اینکه در نوبت ساخت قرار دارد، ادامه داد: به طور حتم با وضعیت کنونی دریاچه ارومیه، این طرح ها مورد بازنگری قرار می گیرد اما در حال حاضر شرایط دریاچه ارومیه رو به وخامت رفته است.وی این را هم افزوده است که امروز برطرف مشکل دریاچه ارومیه با تحمیل هزینه های بسیار و ت یب سدها امکان پذیر می شود، بنابراین بهتر بود که از همان ابتدا حداقل دخ در طبیعت انجام می گرفت و این موضوع باید نقشه راه دستگاه های اجرایی در انجام وظایف اجرایی باشد.بحران دریاچه ارومیه ناشی از 72 سد اطراف آن استچندی پیش محمد درویش مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در این خبر گفته بود اگر با اقدامات درست منابع آب مدیریت می شد دیگر شاهد تیره شدن روابط استان هایی همچون یزد، قم، کرمان و غیره بر سر آب نبودیم و علاوه بر این دریاچه ارومیه نیز هیچ گاه با 72 سد تاسیس شده در اطرافش به بحران کشیده نمی شد.سدسازی منابع تأمین کننده آب دریاچه ارومیه را نابود کردحسن عباس نژاد که تا چندی پیش مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی را بر عهده داشت و رئیس شورای منطقه ای حوضه آبخیز دریاچه ارومیه نیز بود در سال 93 خبر بسیار حاشیه ساز و البته بسیار تلخی را اعلام کرد که در خبرگزاری تسنیم با این تیتر دریاچه ارومیه 100 درصد خشک می شود منتشر شد.وی چندی پیش نیز در خبری گفته است در سال های اخیر با سدسازی جلوی منابع تأمین کننده آب دریاچه ارومیه یعنی رودها و سیلاب ها گرفته شده و سدسازی عمده ترین دلیل خشک شدن این دریاچه است.وی افزوده بود: در حال حاضر دریاچه ارومیه در بدترین وضعیت صد سال گذشته قرار دارد و از سال 75 به بعد نزدیک به 30 میلیارد مترمکعب آب از دست داده ایم.بحران دریاچه ارومیه ناشی از استمرار سالیانه ذخیره آب در پشت سدهاستسخنان راضیه لک مدیر زمین شناسی دریایی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی ایران نیز از وجوهی علمی کاملاً تأمل برانگیز است وی در خبری گفته است وضعیت دریاچه ارومیه بیش از هر چیز متأثر از فعالیت های انسانی صورت گرفته از سال ١٣٧٧ به بعد است که عمده آن ها مربوط به سدسازی در مسیر رودخانه و ذخیره آب رودها در پشت سدها بر می گردد.ضرورت توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیهحتی حمید چیت چیان نیروی ت یازدهم در خبری با اذعان به تاثیر غیرقابل انکار سدسازی در خشک شدن دریاچه ارومیه گفته بود که طرح ت برای احیای دریاچه ارومیه شامل پنج محور است که شامل "توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه، قطع مطالعات سدسازی در منطقه، مدیریت آب سدها و لایروبی رودخانه های منتهی به دریاچه ارومیه، انتقال آب از رودخانه ارس و تغییر مسیر رودخانه های حوضه به سمت عمق اصلی دریاچه."نگاه ت عی مدیران وزارت نیرو به سدسازی بی رویهجالب است بدانید که ارسلان هاشمی مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان شرقی در خبری با وجود اینکه می گوید تاکنون تعداد 24 سد در حوضه دریاچه ارومیه در سطح استان آذربایجان شرقی احداث شده است با این حال معتقد است تأثیر سدهای موجود در خشک شدن دریاچه ارومیه شش درصد است، البته جای شکرش باقیست که همچون همکارش، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای در استان آذربایجان غربی کلاً منکر تأثیر سدسازی ها در خشک شدن دریاچه ارومیه نیست.در واقع ابراز دیدگاه مدیران منصوبی وزارت نیرو در کلیه سطوح آن متأثر از یک نگاه ت عی است که این وزارت خانه در حوزه سدسازی دارد چرا که وزارت نیرو از این سدها دفاع می کند و وجود آنها را برای دریاچه خیلی مضر نمی داند، اما منتقدان معتقدند این سدها به علت دگرگون جریان طبیعی رودخانه هایی که آب دریاچه را تغذیه می د، اثرات تعیین کننده ای در تقلیل آب دریاچه داشته اند.تعداد، اسامی و محل احداث سدهای ساخته شده در مسیر دریاچه ارومیه1- سد پارام استان آذربایجان شرقی.2- سد چوغان (جوقان) استان آذربایجان شرقی.3- سد آمند تبریز استان آذربایجان شرقی.4- سد اردلان استان آذربایجان شرقی.5- سد تاجیار سراب استان آذربایجان شرقی.6- سد تیل استان آذربایجان شرقی.7- سد حسنلو استان آذربایجان غربی.8- سد ده گرچی اشنویه استان آذربایجان غربی.9- سد زولا استان آذربایجان غربی.10- سد ساروق (گوگردچی) استان آذربایجان غربی.11- سد شهرچائی استان آذربایجان غربی.12- سد علویان استان آذربایجان غربی.13- سد شهید کاظمی بوکان استان آذربایجان غربی.14- سد قاضی کندی استان آذربایجان شرقی.15- سد قلعه چای عجبشیر استان آذربایجان شرقی.16- سد قوریچای قوشاچای (میاندوآب) استان آذربایجان غربی.17- سد قیصرق استان آذربایجان شرقی.18- سد کردکندی استان آذربایجان شرقی.19- سد مقصودلو استان آذربایجان شرقی.20- سد ملا یعقوب استان آذربایجان شرقی.21- سد ملک کیان استان آذربایجان شرقی.22- سد مهاباد استان آذربایجان غربی.23- سد نهند استان آذربایجان شرقی.تعداد، اسامی و محل سدهای در دست احداث حوضه اصلی آبریز اورمیه1- سد اشنویه (چپر آباد) استان آذربایجان غربی.1- سد چراغ ویس استان کردستان.3- سد چای استان آذربایجان شرقی.4- سد باراندوز استان آذربایجان غربی.5- سد سیمینه رود استان آذربایجان غربی.6- سد شهید مدنی (ونیار) استان آذربایجان شرقی.7- سد لیلان چای استان آذربایجان شرقی.8- سد نازلو استان آذربایجان غربی.9- سد اسانه بوکان استان آذربایجان غربی.10- سد دیرعلی استان آذربایجان غربی.تعداد، اسامی و محل سدهای در دست مطالعه حوضه اصلی آبریز دریاچه اورمیه1- سد چهرگان – مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.2- سد آتمیان – در مرحله شناسائی – استان آذربایجان شرقی.3- سد آجرلو – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.4- سد آلقو – در مرحله شناسائی – استان آذربایجان شرقی.5- سد ابرغان – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.6- سد باروق (قطار) – در مرحله دوم – استان آذربایجان غربی.7- سد ت – مرحله دوم – استان آذربایجان شرقی.8- سد تسوج – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.9- سد توپچی – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.10- سد خانم گلی – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.11- سد اجوچای – در مرحله دوم – استان آذربایجان شرقی.12- سد دوش – در مرحله دوم – استان آذربایجان شرقی.13- سد ساین – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.14- سد آباد – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.15- سد سنته – در مرحله دوم – استان کردستان.16- سد سینیخ چای – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.17- سد شورسو – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.18- سد عباس آباد هریس – مرحله شناسائی – استان آذربایجان شرقی.19- سد عسگرآباد – در مرحله شناسائی – استان آذربایجان شرقی.20 – سد قاشقیه – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.21- سد کهریز – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.22- سد مردق چای (قره ناز) – در مرحله دوم – استان آذربایجان شرقی.23- سد مرخز – در مرحله اول – استان کردستان.24- سد هرزورز هریس (خارج بستر) – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.25- سد کردکند (قپلانتو) – در مرحله اول – استان آذربایجان شرقی.26- سد زره شوران – در مرحله اول -استان آذربایجان غربی.27- سد قینرجه – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.28- سد خلیفان – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.29- سد زید کندی – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.30- سد مامالو – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.31- سد بردوک – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.32- سد فلکان – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.33- سد رشکان – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.34- سد خانقاه سرخ – در مرحله دوم – استان آذربایجان غربی.35- سد گل تپه مهاباد – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.36- سد شیرمرد – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.37- سد قیزقاپان – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.38 – سد حاجی بابا – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.39 – سد بالقچی – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.40- سد یزدکان – در مرحله دوم – استان آذربایجان غربی.41- سد سیرلر بستان آباد – مرحله اول – آذربایجان شربی.انکار تاثیر سدسازی در بحران خشکیدگی دریاچه ارومیهاما در این کره خاکی چه ی تنها فرد مخالف تاثیرگذاری سدسازی در خشک شدن دریاچه ارومیه است؟کیومرث دانشجو مدیر عامل شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی اخیراً بعد از چهار سال غیبت از مواجهه به خبرنگاران و با پرهیزهای مکرر و ادامه دار در رودررویی با رسانه ها با ب ایی یک تور گردشی و بازدید تعداد محدودی از خبرنگاران از تعدادی پروژه معمولی گفت: به هیچ عنوان دریاچه ارومیه به خاطر سدهای ساخته شده خشک نشده است، هر چنین مطلبی را عنوان کند حرف غیر کارشناسانه ای زده است.آن گونه که پیداست در این کره خاکی هیچ کارشناسی غیر از مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان غربی دانش و تخصص وی را ندارد و این همه ، کارشناس، ، رئیس سازمان، ، معاون و حتی مافوق وی بلد نیستند حرف کارشناسی بزنند.البته دانشجو در این چهار سال نگفته است چرا شرکت تحت مدیریت وی حتی یک بار هم در رسانه های مرجع به دنبال مطالبه بودجه های به تعویق افتاده، تخصیص نیافته و هزاران میلیارد تومانی این شرکت و ستاد احیا دریاچه ارومیه نبوده است.وی در این مدت نگفته است که تخصیص نیافتن بودجه های تی سبب بغرنج شدن شرایط دریاچه ارومیه و رسیدن سطح آب آن به یک سوم سه سال پیش شده است چرا که در واقع آنچه که در حوزه مسائل مالی اتفاق افتاده فقط اعداد و ارقامی بوده که در قالب وعده مطرح شده اند بنابراین پول چندانی به پروژه هایی که در قالب را ارهای 27 گانه ستاد احیا باید از سوی ادارات و دستگاه های اجرا می شد تخصیص نیافته است.وی در چهار سال اخیر ضمن آنکه به صدها تماس تلفنی خبرنگاران پاسخ نداده بلکه به ده ها دعوت نامه مکتوب، تلفنی و حضوری رسانه های مرجع برای حضور در مصاحبه های تخصصی ترتیب اثر نداده و به جای پاسخگویی به نمایندگان افکار عمومی مدام به ارائه گزارش عملکرد به مدیران بالادستی پرداخته است.گزارش از محمد آقایی پرانتهای پیام/
خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیخسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقیتصاویر خسارات ز له در شهر شربیان آذربایجان شرقی-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.موافقم+ 0مخالفم- 0
منبع: http://www.mehrnews.com/p o/4071748/خسارات-ز له-در-شهر-شربیان-آذربایجان-شرقی
مسابقات پرس قهرمانی باشگاه های کشور برگزار شد ورزش > ورزش های دیگر - همشهری آنلاین:
مسابقات پرس بدون لوازم قهرمانی باشگاه های کشور (گرامیداشت ۱۲۰۰۰ شهید سرافراز استان آذربایجان غربی) در ۴ رده سنی در سالن سه هزار نفری شهیدان آهندوست ارومیه برگزار شد.
به گزارش سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، مسابقات پرس بدون لوازم قهرمانی باشگاه های کشور در 4 رده سنی نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و پیش وتان 29 آذر ماه تا یکم دی ماه با حضور 291 ورزشکار در قالب 32 تیم برگزار شد و نفرات اول تا سوم کلیه رده های سنی معرفی شدند.***دسته وزنی 52 کیلوگرم***مقام اول محمدرضا کلانتری از آذربایجان غربی با رکورد 80 کیلو گرممقام دوم مهدی محمودی از تهران با رکورد 65 کیلو گرممقام سوم محمدرضا کاملی از سبزوار با رکورد 65 کیلو گرم***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول شعاری از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 80 کیلو گرممقام دوم محمد همالی از ارباب کرمانشاه با رکورد 55 کیلو گرممقام سوم حسین ابراهیم پورمقدم از آذربایجان غربی با رکورد 45 کیلو گرم***رده سنی 60 کیلوگرم ***مقام اول حجت کریمی از آذربایجان غربی الف با رکورد 120 کیلو گرممقام دوم محمد رفیعی از استان مرکزی با رکورد 95 کیلو گرممقام سوم کارو جانی از کردستان با رکورد 77.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول مهدی کاظم شعار از آذربایجان غربی با رکورد 125 کیلومقام دوم محمود غفارزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 120 کیلومقام سوم مقام سوم سجاد دیدار از آذربایجان غربی الف با رکورد 120 کیلو***دسته 75 کیلوگرم***مقام اول علی محمد قندالی از لنجان اصفهان با رکورد 122.5 کیلو گرممقام دوم محمدامین حسینی از آذربایجان غربی الف با رکورد 117.5مقام سوم یاسین یساولی از مرکزی با رکورد 97.5 کیلو***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول محمد احمدی از ارباب کرمانشاه با رکورد 135 کیلومقام دوم مبین اسماعیلی از کردستان با رکورد 110 کیلومقام سوم محمد برخورداری از هیات یزد با رکورد 110 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول ابوالفضل زامی از لنجان اصفهان با رکورد 160 کیلومقام دوم فربد صادقی از مازندران با رکورد 150 کیلومقام سوم جواد کاظمی از قزوین با رکورد 145 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول احسان احمدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 145 کیلو گرممقام دوم کاظم مجیدی از عماد نظام فردوس اسان جنوبی با رکورد 127.5 کیلومقام سوم داریوش رفیعی از استان مرکزی با رکورد 120 کیلو***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول سهیل مولی بیگی از مازندران با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم مرتضی قره ضیا از آذربایجان غربی با رکورد 142.5 کیلو گرممقام سوم آرش اسکندری از لنجان اصفهان با رکورد 135 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول بنیامین کاکاوند از قزوین با رکورد 182.5 کیلو گرممقام دوم اکبر سلمانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 165 کیلو گرممقام سوم محمدامین پناهی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول فرهود ممقانی از آذربایجان شرقی با رکورد 107.5 کیلو گرممقام دوم اشکان رستمی از اسان شمالی با رکورد 105 کیلو گرم***دسته وزنی 140 + کیلوگرم***مقام اول مسعود حسین پور از اردبیل با رکورد 140 کیلو گرممقام دوم عرفان امینی از لنجان اصفهان با رکورد 85 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی نوجوانان""1 _حجت کریمی از آذربایجان غربی با رکورد 120 کیلو در دسته 60 کیلو گرم
2 _بنیامین کاکاوند از قزوین با رکورد 182.5 در دسته 125 کیلو گرم
3 _ابوالفضل زامی از لنجان اصفهان با رکورد 160 کیلو گرم در دسته وزنی 90 کیلو گرم
***دسته وزنی 52 کیلوگرم***مقام اول داود شاه محمدی از زنجان با رکورد 45 کیلو گرم***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول مهدی صفاییان از لنجان اصفهان با رکورد 100 کیلو گرممقام دوم محسن احمدی از آذربایجان غربی با رکورد 95 کیلو گرممقام سوم حسین عابدینی از زنجان با رکورد 75 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول علی محتشمی از آذربایجان غربی الف با رکورد 115 کیلومقام دوم حسین بیات از زنجان با رکورد 112.5 کیلومقام سوم سینا خالند از آذربایجان غربی با رکورد 107.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول هادی حسن زاده از آذربایجان غربی الف با رکورد 130 کیلو گرممقام دوم بهزاد شاه محمدی از کردستان با رکورد 127.5 کیلو گرممقام سوم حسین مرکبی از هلال احمر آستارا با رکورد 127.5 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول داریوش مناف زاده از آذربایجان غربی الف با رکورد 162.5 کیلو گرممقام دوم محمد حسین حسین خانی از لنجان اصفهان با رکورد 155 کیلو گرممقام سوم امین شاه علیزاده از آذربایجان غربی با رکورد 150 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول حامد فتاحی پور از لنجان اصفهان با رکورد 172.5 کیلو گرممقام دوم محمد عبدالهی از کردستان با رکورد 150 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول ابراهیم عبدالهی از آرش داراب با رکورد 192.5 کیلو گرممقام دوم ابوالفضل طاهری از مازندران با رکورد 180 کیلو گرممقام سوم توحید قلعه گیر از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول محمد عطا ری از آغاجاری با رکورد 180 کیلو گرممقام دوم مهران اسدی از کردستان با رکورد 170 کیلو گرممقام سوم وحید رشیدی نسب از آذربایجان غربی الف با رکورد 167.5 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول محمد شیرانی از آذربایجان غربی با رکورد 207.5 کیلو گرممقام دوم ایمان احمدیان یزدی با رکورد 185 کیلو گرممقام سوم پویا مهرصفت از آذربایجان غربی با رکورد 175 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول محمد بابایی از آذربایجان غربی الف با رکورد 202.5 کیلو گرممقام دوم علی صفری راد با رکورد 195 کیلو گرممقام سوم رضا میرداریان از مازندران با رکورد 192.5 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول کمال مام رسولی از آذربایجان غربی با رکورد 235 کیلو گرممقام دوم آزاد بهرامی از کردستان با رکورد 200 کیلو گرممقام سوم ابوالفضل محمدزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 160 کیلو گرم***دسته وزنی 140 +کیلوگرم***مقام اول علی مهاجری از زنجان با رکورد 120 کیلو گرممقام دوم مهرشاد پوشیده از مازندران با رکورد 117.5 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی جوانان"" 1 _کمال مام رسولی از آذربایجان غربی با رکورد 235 کیلو گرم در دسته 140 کیلو گرم
2 _ابراهیم عبدالهی از آرش داراب با رکورد 192.5 کیلو در دسته 90 کیلو
3 _حامد فتاحی پور از لنجان اصفهان با رکورد 172.5 کیلو گرم در دسته 82.5 کیلو گرم
***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول سید سعید از آذربایجان غربی الف با رکورد 130 کیلو گرممقام دوم مهدی ارباب از لنجان الف با رکورد 130 کیلو گرممقام سوم محمد زمانی از نخل تقی بوشهر با رکورد 120 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول سعید نادری با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم حمیدرضا جعفری از لنجان الف با رکورد 142.5 کیلو گرممقام سوم فاروق بهمنیار از آذربایجان غربی الف با رکورد 137.5 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول حمید کریمی از آذربایجان غربی با رکورد 167.5 کیلو گرممقام دوم حسین اسدی از نخل تقی بوشهر با رکورد 160 کیلو گرممقام سوم حسن محمودوند از آذربایجان غربی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول سید مرتضی سیدرضایی مزی از یزد با رکورد 160 کیلو گرممقام دوم مجتبی کهنسال از عماد نظام فردوس اسان جنوبی با رکورد 155 کیلو گرممقام سوم جعفر هریسی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول داود خضری نیا از لنجان الف با رکورد 187.5 کیلو گرممقام دوم رسول حسینیان از تهران با رکورد 180 کیلو گرممقام سوم سوران سلیمانی از کردستان با رکورد 172.5 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محمد رحیمی از لنجان الف با رکورد 220 کیلو گرممقام دوم محمد علیزاده حسین علیزاد از لنجان ب با رکورد 200 کیلو گرممقام سوم رحیم ختار از آذربایجان غربی الف با رکورد 177.5 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول امین حایری از لنجان الف با رکورد 227.5 کیلو گرممقام دوم حسین صباغ سرای از لنجان ب با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم زانیار عزیزی از کردستان با رکورد 200 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول شهریار احمدپور از لنجان الف با رکورد 255 کیلو گرممقام دوم غفور فتاحی از آذربایجان غربی الف با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم مهدی پیری از آذربایجان غربی با رکورد 215 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول ابراهیم شعله از لنجان الف با رکورد 240 کیلو گرممقام دوم حمیدرضا کاظمی از قزوین با رکورد 230 کیلو گرممقام سوم مجتبی میراشه از قزوین با رکورد 220 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول میثم طاهری از لرستان با رکورد 235 کیلو گرممقام دوم فرشاد حیدری از کرمانشاه با رکورد 210 کیلو گرممقام سوم مهران محمدی از کردستان با رکورد 190 کیلو گرم***دسته وزنی 140 + کیل گرم***مقام اول محمد قنبری از میلاد آستارا با رکورد 225 کیلو گرممقام دوم سعید رسولی از قزوین با رکورد 215 کیلو گرممقام سوم نادر کاری از لنجان ب با رکورد 210 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان رده سنی بزرگسالان"" شهریار احمدپور از لنجان اصفهان با رکورد 255 کیلو گرم در رده وزنی 110 کیلو گرمابراهیم شعله از لنجان اصفهان با رکورد 240 کیلو گرم در دسته 125 کیلو گرمامین حایری از لنجان اصفهان با رکورد 227.5 در دسته وزنی 100 کیلو گرمرده سنی پیش وتان مستر یک***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول سیاوش اسحاقی از آذربایجان غربی با رکورد 90 کیلو گرم***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول احمد قربانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 120 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول جعفر بهرسی از بندر گناوه بوشهر با رکورد 115 کیلو گرممقام دوم خالد عشایری از آذربایجان غربی با رکورد 105 کیلو گرممقام سوم مرتضی باقی از کردستان با رکورد 100 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول منوچهر پناهی از لنجان اصفهان با رکورد 142.5 کیلو گرممقام دوم طهمورث نصرت پور از تهران با رکورد 140 کیلو گرممقام سوم محرم آقازاده از آذربایجان غربی با رکورد 125 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول حسن یعقوبی از لنجان اصفهان با رکورد 150 کیلو گرممقام دوم ناصر شیخ حسینی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 135 کیلو گرممقام سوم جعفر علی نژاد از آذربایجان غربی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محسن وحدت از لنجان اصفهان با رکورد 180 کیلو گرممقام دوم جواد حیدری از بندر گناوه بوشهر با رکورد 160 کیلو گرممقام سوم افشین حسینی از کردستان با رکورد 155 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول سلام رحیمی از کردستان با رکورد 187.5 کیلو گرممقام دوم علی هاشم زاده از اردبیل با رکورد 185 کیلو گرممقام سوم محمدحسین آرمان از لنجان اصفهان با رکورد 175 کیلو گرم***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول مجتبی رستمی از کردستان با رکورد 205 کیلو گرممقام دوم کیومرث میری از کرمانشاه با رکورد 175. 5مقام سوم جعفر کریمیان از لنجان اصفهان با رکورد 167.5 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***مقام اول رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرممقام دوم از محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرممقام سوم از آذربایجان غربی با رکورد 202.5 کیلو گرم***دسته وزنی 140 کیلوگرم***مقام اول مرتضی جواهر نیا از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 202.5 کیلو گرم مقام دوم مهدی نجف زاده از آذربایجان غربی با رکورد 115 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان پیش وتان"" 1_رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرم در رده وزنی 125 کیلو گرم
2 _ محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرم در رده وزنی 125 کیلو گرم
3 _محسن وحدت از لنجان اصفهان با رکورد 180 کیلو گرم در رده وزنی 90 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر دو
***دسته وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول حمید نصیرزاده از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 100 کیلو گرم***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول عرفان حبیبی از کردستان با رکورد 95 کیلو گرممقام دوم حسن سالم صافی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 85 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول جواد مطیع بی عوض از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 132.5 کیلومقام دوم داود صداقتی از آذربایجان غربی با رکورد 120 کیلو گرممقام سوم بهرام علی پناه از شهرداری م آباد با رکورد 110 کیلو گرم***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول محسن جمشیدزهی از سیمان خاش با رکورد 145 کیلومقام دوم علیرضا ماندنی از قرار گاه خاتم الانبیا موسسه جوادالائمه با رکورد 132.5 کیلو گرممقام سوم صالح آردفروش از آذربایجان غربی با رکورد 115 کیلو گرم***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول محسن کوشک پا از قرارگاه خاتم الانبیا موسسه جوادالائمه با رکورد 177.5 کیلو گرممقام دوم بهاءالدین عزیزی از کردستان با رکورد 147.5 کیلو گرممقام سوم سیدحمید صدرالدینی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول مسعود عزیزی از کردستان با رکورد 165 کیلو گرممقام دوم علیرضا عباسی از آذربایجان غربی با رکورد 140 کیلو گرممقام سوم نقی تقوی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 135 کیلو***دسته وزنی 110 کیلوگرم***مقام اول مصطفی چک از زنجان با رکورد 147.5 کیلو گرممقام دوم خدایار خزایی از همدان با رکورد 145 کیلو گرم***دسته وزنی 125 کیلوگرم***محمد نجف زاده از آذربایجان غربی با رکورد 130 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر سه
***رده وزنی 56 کیلوگرم***مقام اول حمید حبیب پور از لنجان اصفهان با رکورد 75 کیلو***دسته وزنی 60 کیلوگرم***مقام اول رحیم جباری از آذربایجان غربی با رکورد 35 کیلو***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول مسعود شکرانی از آذربایجان غربی با رکورد 82.5 کیلو گرم
مقام دوم حمزه افتخاری از آذربایجان غربی با رکورد 70 کیلو گرم***دسته وزنی 75 کیلوگرم***مقام اول علی دهستانی از مازندران با رکورد 120 کیلو
مقام دوم حسن الماسی از آذربایجان غربی با رکورد 85 کیلو***دسته وزنی 82.5 کیلوگرم***مقام اول عثمان مهران از کردستان با رکورد 127.5 کیلو گرم
مقام دوم بهمن ممقانی از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 97.5 کیلو گرم
مقام سوم میرجلال ولی نژاد از آذربایجان غربی با رکورد 97.5 کیلو***دسته وزنی 90 کیلوگرم***مقام اول جبار حاج قلیزاده از آذربایجان غربی با رکورد 136 کیلو گرم
مقام دوم خلیل نوشاد از ارسلان آذربایجان شرقی با رکورد 130 کیلو گرم
مقام سوم رضا استواری از تهران با رکورد 130 کیلو گرم***دسته وزنی 100 کیلوگرم***مقام اول نادر افشار از تهران با رکورد 90 کیلو گرم***دسته و زنی 125 کیلوگرم***مقام اول رحمان ابوبکری از آذربایجان غربی با رکورد 110 کیلو گرمپیش وتان رده سنی مستر چهار
***دسته وزنی 67.5 کیلوگرم***مقام اول عبدالله دادمهر از کردستان با رکورد 75 کیلو گرم***دسته وزنی 70 کیلوگرم***مقام اول سلمان بخشی از آذربایجان غربی با رکورد 70 کیلو گرم
مقام دوم جلیل مسروری از کردستان با رکورد 62.5 کیلو گرم""قهرمان قهرمانان پیش وتان""رضا سعدزاده از آذربایجان غربی با رکورد 210 کیلو گرم در دسته 125 کیلو
مجتبی رحیمی از کردستان با رکورد 205 کیلوگرم در دسته 110 کیلو گرم
محمدحسین از تهران با رکورد 205 کیلو گرم در دسته 125 کیلو گرمدر نهایت نتایج تیمی مسابقات پرس بدون لوازم باشگاه های کشور به شرح ذیل اعلام شد:مقام اول آذربایجان غربی 57 امتیاز
مقام دوم آذربایجان شرقی 50 امتیاز
مقام سوم لنجان اصفهان 47 امتیازمقام اول آذربایجان غربی 60 امتیاز
مقام دوم زنجان 46 امتیاز
مقام سوم کردستان 45 امتیازمقام اول لنجان الف اصفهان 60 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی 49 امتیاز
مقام سوم لنجان ب اصفهان 42 امتیازرده سنی پیش وتان مستر یک مقام اول لنجان اصفهان 52 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی 50 امتیاز
مقام سوم آذربایجان شرقی 46 امتیازرده سنی پیش وتان مستر دو مقام اول آذربایجان غربی الف 42 امتیاز
مقام دوم آذربایجان غربی ب 40 امتیاز
مقام سوم کردستان 33 امتیازمقام اول آذربایجان غربی 60 امتیاز
مقام دوم تهران 33 امتیاز
مقام سوم کردستان 19 امتیاز
از 16 مهر ماه شاهد آغاز و برگزاری سی و دومین دوره رقابت های تور دوچرخه سواری ایران - آذربایجان خواهیم بود ، رقابت هایی که در سه دهه گذشته بدون وقفه و مداوم برگزار گردیده و حالا تبدیل به قدیمی ترین مسابقه دوچرخه سواری در سطح نیمه حرفه ای قاره کهن شده است.به گزارش آناج، 32 سال پیش این رقابت ها را مرحوم اکبر گهرخانی و اصغر خدایاری پیشنهاد و به مرحله اجرا گذاشتند که از آن زمان تابحال به صورت مداوم در حال برگزاری می باشد و در شرایط کنونی شاهد ارتقا سطح و رتبه آن می باشیم.
برگزاری تور از حدود پنج سال پیش و با شرایط ارتقا یافته از بابت اسکان، جوایز دلاری، برگزاری، مسیر های فنی، امور بین الملل و حضور داوران و مشاورهای مطرح دنیا، شاهد حضور تیم های خوب خارجی شده و این خبری است که در کنار ارتقا شرایط و رتبه تور آن را در راه اعتلا و پیشرفت بیشتر قرار داده است.از روز یکشنبه 16 مهر شاهد حرکت طوقه دوچرخه ها بر جاده های آذربایجان خواهیم بود ، رقابت هایی که اعتبار و توان آذربایجان شرقی در عرصه ورزش را به نمایش می گذارد و یکی از امور موفق اداره ورزش و جوانان می باشد.تور دوچرخه سواری آذربایجان که 31 سال بدون وقفه برگزار و به یکی از معتبرترین تورهای قاره کهن تبدیل شده در حالی برای برگزاری سی و دومین دوره آماده می شود که در سال 2013 و در دوره بیست و هشتم با تلاش شبانه روزی و کمک و حمایتهای مسئولین استانی و در راستای اعتلای نام ایران همیشه سرافراز و آذربایجان همیشه قهرمان پرور و ولایی توانست پس از 28 سال تلاش تمامی مدیران از سال 1365 به تور نیمه حرفه ای ارتقاء یابد و در بین تورهای نیمه حرفه ای جهان در سال 2014 و دوره بیست و نهم برگزار شود که با تیم های مطرح خارجی بر کیفیت آن افزوده و آن را در ردیف یکی از نیمه حر فه ای برتر قاره آسیا تثبیت شده و در دوره سی و دوم بر حفظ این جایگاه و حتی نگاهی به سمت حرفه ای شدن نیز دارد.حال در سال 2017 سی و دومین دوره تور در شش مرحله و به مسافت 1008 کیلومتر و از 24 اردیبهشت تا 29 اردیبهشت سالجاری در سه استان آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل برگزار می شود.تور سی و یکم را متمایزترین و مهمترین سال برای تور دوچرخه سواری بین المللی ایران – آذربایجان بایستی فرض داشت که در مرحله اول تثبیت این تور در جایگاه نیمه حرفه ای در سال 2017 و سالهای آتی و نشادن دادن ظرفیت این تور به تبدیل شدن به تور حرفه ای در سالهای آینده و توانمندی مدیریتی و اجرایی ورزش کشور و آذربایجانشرقی به جهانیان را دارد.از هزاران واقعه به یادماندنی دفتر خاطرات 8 سال مقدس، با افتخار میتوان به وقوع یک حرکت هدفمند ورزشی اشاره کرد آنقدر پویا و زنده است که هر ایرانی با هر نگاهی به آن از ارزش بی کران نهفته در بطن آن عمیقا تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.در این حرکت کاملا جهت دار و با معنی و دقیقا بر گرفته از ادبیات آن روز حاکم بر دفاع مقدس می توان به انجام و آغاز تور بین المللی دوچرخه سواری آذربایجان با نام دور دریاچه ارومیه اشاره کرد و به جرات گفت در برابر بمباران های دشمن زبون آنچنان در سطح منطقه و حتی جهان تاثیرگذار شد که امواج آن گوش و چشم بدخواهان را کور و کر کرد و در مقابل دل میلیون ها ایرانی با ایمان و جوانان غرورآفرین آن را شادمان کرد. با مطالعه منشور رشد و به پشتوانه 31 ساله این تور بین المللی ، تعریفی جدید در اعتلا و شان و جایگاه واقعی آن در سطح کشور، اسیا و منطقه چنین شد که هر سال در فصل بهاران این حرکت ارزشمند ورزشی تداوم یافت تا جهانی شود و برای خود شناسنامه بین المللی گرفت و نشان داد که جوانان ایرانی در کنار دفاع از حریم کشور و ولایت و آرمان های دینی خویش ، هرگز ار رقابتها و ارتباطات بین المللی غافل نیستند و چون این حرکت بین المللی و با حضور جوانان سایر کشورها در کنار جوانان ایرانی و با رکاب زدن در جاده های پرطراوت و سبز آذربایجان میتوانند هر روز بر اعتبار ملی و جهانی و شایستگی های خو بیافزاید. گرچه طی 31 سال گذشته این حرکت پویا و ارزشمند ورزش دوچرخه سواری با ناملایمات و بی مهر های مواجه بود و هرگز آن توجه بایسته به رشد روزافزون و ارتقاء کیفی آن نشده است ولی با همت والای مردان راستین خطه آذربایجان هر روز بر عظمت تور دوچرخه سواری آذربایجان افزوده شده است و سی و امین دوره آن با تمامی کارشکنی های دشمنان ایران ی و مشکلات مالی با تمام توان و قدرت به سمت خلق حماسه ای دیگر پای میگذارد.از نگاه آماری و در31 دوره گذشته، تیم پتروشیمی تبریز و قادر میزبانی عنوان پرافتخارترین تیم و رکابزن را در اختیار دارند.در اولین دوره تور دوچرخه سواری آذربایجان که در سال 1365 برگزارشد، آذربایجان شرقی الف در مجموع تیمی اول شد و خوزستان و آذربایجان شرقی ب در رده های بعدی قرار گرفتند. در مجموع انفرادی این دوره نیز محمدرضا باجول از اصفهان قهرمان شد و داود زینالی از آذربایجان شرقی و عبدالقاسم رحمانیان از خوزستان به ترتیب دوم و سوم شدند.در دومین دوره آذربایجان شرقی، تهران و اصفهان به همراه محمدرضا باجول از اصفهان، حسن میلانی و احد یازی هر دو از آذربایجان شرقی اول تا سوم شدند.سومین دوره تور دوچرخه سواری آذربایجان با قهرمانی تیم تهران به پایان رسید و محمد رضا باجول از اصفهان، اکبر امجدی از آذربایجان شرقی و مهران صفرزاده از تهران عناوین اول تا سوم انفرادی را ب د.در دوره چهارم آذربایجان شرقی الف، اسان و تهران اول تا سوم شدند و حسین محمودی و مصطفی چایچی از آذربایجان شرقی و علیرضا زنگی آبادی از کرمان عناوین اول تا سوم را بدست آوردند.در پنجمین دوره تور دوچرخه سواری بین المللی آذربایجان، تیم های کرمان، آذربایجان شرقی و تهران در مجموع رده بندی تیمی و حسین محمودی از آذربایجان شرقی، عباس اسماعیلی از تهران و علیرضا زنگی آبادی از کرمان در مجموع انفرادی به ترتیب اول تا سوم شدند.در دور ششم تور دوچرخه سواری آذربایجان که همزمان با حضور تیم های خارجی در تور بود، تیم های ، ترکیه و آذربایجان شرقی اول تا سوم شدند و در مجموع رده بندی انفرادی تامر آورال و آیهان آیتکین ترکیه ای و جمال شیخونی از در سکوهای اول تا سوم ایستادند.دور هفتم تور بین المللی آذربایجان، با قهرمانی آذربایجان شرقی الف به پایان رسید و تهران و کرمان به ترتیب دوم و سوم شدند و حسن شریف زاده از آذربایجان شرقی، خسرو قمری از مرکزی و حسین ی از کرمان به ترتیب رده های اول تا سوم ج رده بندی انفرادی را ب د.در هشتمین دوره تور تیم های تهران، آذربایجان شرقی و ترکمنستان به ترتیب عناوین اول تا سوم رده بندی مجموع تیمی را ب د و کاستا کلف از ترکمنستان، مجید وفایی از تهران و آذری از اصفهان رده های اول تا سوم انفرادی را از آن خود د. تیم های ترکمنستان، ارمنستان و آذربایجان شرقی رده های اول تا سوم دوره نهم را از آن خود د و دیمیتری کاتماکف از ترکمنستان، مجید شیخ از و مانیس شبلونی از ارمنستان در مجموع انفرادی به ترتیب اول تا سوم شدند.در دوره دهم نیز تیم های قزاقستان، قرقیزستان و آذربایجان شرقی الف به ترتیب اول تا سوم شدند و یوری چکف از قرقیزستان، وارلی تیتیف از قزاقستان و حسین عسگری از زنجان به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم ایستادند.در یازدهمین دوره تور دوچرخه سواری بین المللی آذربایجان تیم های قزاقستان، فجر تبریز و ترکمنستان به عناوین اول تا سوم دست یافتند و در انفرادی بلوزوف از قزاقستان، احد کاظمی از فجر تبریز و کوزنسوف از قزاقستان اول تا سوم شدند.دوازدهمین دوره تور بین المللی آذربایجان با درخشش دوچرخه سواران قزاق همراه بود و در این دور قزاقستان، اوکراین و فجر تبریز به همراه آندره میزوروف ، وارلی تیتیف و بلوزوف هر سه از قزاقستان اول تا سوم شدند.در دوره سیزدهم و در مجموع تیمی فجر تبریز ، قزاقستان و ایران الف و در انفرادی احد کاظمی و قادر میزبانی هر دو از فجر تبریز به همراه آندری کاشین قزاق اول تا سوم شدند.چهاردهمین دوره نیز با قهرمانی مجدد فجر تبریز خاتمه یافت و تیم های آذربایجان شرقی و دوم و سوم شدند در این دوره احد کاظمی از فجر، حسین عسگری از آذربایجان شرقی و قادر میزبانی دیگر رکابزن تیم فجر تبریز به ترتیب رده های اول تا سوم مجموع انفرادی را ب د.در پانزدهمین دوره تور ، قادر میزبانی با پیراهن فجر تبریز اولین قهرمانی خود را به دست آورد و حسین ملکی و احد کاظمی دوم و سوم شدند در این دور تیم های آذربایجان شرقی، مرکزی و تهران اول تا سوم شدند.در دوره شانزدهم تیم های آذربایجان شرقی، قزاقستان و زنجان به ترتیب اول تا سوم شدند و احد کاظمی از آذربایجان شرقی، حسین عسگری از مرکزی و وازگن گولیجانیان از ارمنستان به ترتیب عناوین اول تا سوم انفرادی را ب د.در هفدهمین دوره تیم های ترکیه، پتروشیمی و در مجموع رده بندی تیمی مقام های اول تا سوم را ب د و قادر میزبانی دوچرخه سوار ایرانی تیم ترکیه، موتلو مرت از ترکیه و احد کاظمی از پتروشیمی تبریز به ترتیب در رده بندی انفرادی اول تا سوم شدند.دوره هجدهم این تور با قهرمانی تیم ایران الف به اتمام رسید و تیم های ترکیه و پتروشیمی تبریز به ترتیب رده های دوم و سوم را ب د، دراین مرحله احد کاظمی از پتروشیمی، مهدی سهر از ایران الف و پاول نوداک ترکیه ای به ترتیب رده های اول تا سوم را به دست آوردند.نوزدهمین دوره تور بین المللی آذربایجان با ب سکوی قهرمانی توسط تیم پیکان تهران و قرار گرفتن تیم های پتروشیمی و قزاقستان در رده های دوم و سوم همراه بود و ال کالیسف قزاق، سیدرضایی از کرمان و موتلو مرت ترک در رده بندی انفرادی اول تا سوم شدند.در بیستمین دوره تیم های تایوان، پیکان و به ترتیب برسکوهای اول تا سوم ج رده بندی تیمی قرار گرفتند و قادر میزبانی رکابزن ایرانی تیم تایوان، احد کاظمی از پتروشیمی و دیوید مک کین از ایرلند به ترتیب مقام های اول تا سوم رده بندی انفرادی را ب د.در بیست و یکمین دوره تور بین المللی آذربایجان تیم های پتروشیمی، و عربستان اول تا سوم شدند و قادر میزبانی، احد کاظمی و حسین عسگری هر سه از پتروشیمی در ج رده بندی انفرادی مقام های اول تا سوم را ب د.در دوره بیست و دوم این تور، تیم های آذربایجان شرقی الف، مرکزی و آذربایجان شرقی ب بر سکوهای اول تا سوم قرار گرفتند و در رده بندی مجموع انفرادی رشاد عباس اف از جمهوری آذربایجان، زینال نوریزان از ما ی و فرهاد مختاری از آذربایجان شرقی به ترتیب اول تا سوم شدند.در بیست و سومین دوره تور نیز تیم های پتروشیمی، پیکان و ازب تان به عناوین اول تا سوم دست یافتند و حسین عسگری و قادر میزبانی هر دو از تیم پتروشیمی و مهدی سهر از تیم مس کرمان به ترتیب اول تا سوم شدند.در بیست و چهارمین دوره، تیم های پتروشیمی تبریز، شهرداری تبریز و آزاد اول تا سوم شدند و احد کاظمی، حسین عسگری و قادر میزبانی نیز عناوین اول تا سوم انفرادی را از آن خود د.در دوره بیست و پنجم و در مجموع تیمی، پتروشیمی تبریز با 30 دقیقه اختلاف و با اقتدار و با مجموع زمانی 64 ساعت و 23 دقیقه و 18 ثانیه به مقام قهرمانی دست یافت و تیم های آزاد ی و هراکلیون یونان دوم و سوم شدند. قادر میزبانی در این دوره گوی سبقت را از سایر رقبای خود ربود و با 21 ساعت و 22 دقیقه و 25 ثانیه در مجموع شش مرحله به مقام قهرمانی تور بیست و پنجم دست یافت. زرگری رکابرن ملی پوش تیم آزاد ی و حسین عسگری رکابزن تیم پتروشیمی تبریز دوم و سوم شدند.در بیست و ششمین دوره تور دوچرخه سواری آذربایجان نیز تیم پتروشیمی تبریز برای چهارمین سال متوالی و پنجمین بار به عنوان قهرمانی رسید و تیم های nsp آلمان و mtn آفریقای جنوبی دوم و سوم شدند. در مجموع انفرادی نیز مهدی سهر ، حسین عسگری و قادر میزبانی هر سه از پتروشیمی تبریز سکوهای قهرمانی را تسخیر د.در بیست و هفتمین دوره آن تیم دوچرخه سواری پتروشیمی تبریز برای ششمین بار پیاپی و ششمین بار در تاریخ برگزاری تور، عنوان قهرمانی تور آذربایجان را از آن خود کرد تا نشان دهد با جوانان تبریزی میتوان به قدرتهای برتر اروپا غلبه کرد. در رقابت های این دوره که با حضور 104 رکابزن از 14 تیم خارجی و پنج تیم داخلی و در شش مرحله برگزار شد، تیم پتروشیمی تبریز با 69 ساعت و 40 دقیقه و 56 ثانیه به عنوان قهرمانی دست یافت و تیم های آزاد و ان سیای اسپانیا به ترتیب با 69 ساعت و 41 دقیقه و 45 ثانیه و 69 ساعت و 42 دقیقه و 41 ثانیه دوم و سوم شدند.در بیست و هشتمین دوره تور بین المللی ایران (آذربایجان)، تیم دوچرخه سواری پتروشیمی تبریز با قرار گرفتن بر سکوی نخست هفتمین قهرمانی خود در این رقابتها را رقم زد.در پایان شش مرحله این رقابت ها و در رده بندی کلی تیمی، پتروشیمی تبریز با 56 ساعت و 11 دقیقه و 35 ثانیه بر سکوی نخست ایستاد. تیم ملی امید با 56 ساعت 13 دقیقه و 31 ثانیه دوم شد و دوکلاپرا جمهوری چک با 56 ساعت و 21 دقیقه و 12 ثانیه در رده سوم قرار گرفت در مجموع انفرادی این رقابت ها قادر میزبانی از پتروشیمی با 18 ساعت و 43 دقیقه و 20 ثانیه اول شد. میلان کادستر از دوکلاپرا جمهوری چک با 16 ثانیه اختلاف در مکان دوم ایستاد و کلاهدوز از پتروشیمی با 18ساعت و 46 دقیقه و 43 ثانیه یر سکوی سوم قرار گرفت. آلویز کانکوفسکی از تیم دوکلاپرا با 21 امتیاز قهرمان امتیازی شد و قادر میزبانی با 41 امتیاز سلطان کوهستان این رقابت ها لقب گرفت.
در مرحله بیست و نهم قادر میزبانی رکابزن تیم پرافتخار پتروشیمی تبریز قهرمان انفرادی بیست و نهمین دوره تور بین المللی نیمه حرفه ای دوچرخه سواری ایران (آذربایجان) کاروان رشید شهید مهدی باکری شد.قادر میزبانی با این قهرمانی علاوه بر ثبت اولین قهرمانی در اولین دوره نیمه حرفه ای شدن تور دوچرخه سواری ایران - آذربایجان ، برای نهمین بار عنوان پیراهن طلایی تور ار از آن خود کرد تا دیگر کمتر ی بتواند این رکورد را از قادر میزبانی بازپس بگیرد.در پایان این رقابت ها و در مجموع انفرادی، قادر میزبانی از تیم پتروشیمی تبریز برای نهمین بار در طول این رقابت ها و با 25 ساعت و 32 دقیقه و 35 ثانیه بر سکوی نخست ایستاد و پیراهن طلایی را از آن خود کرد. هم تیمی وی میرصمد پورسیدی نیز با 25 ساعت و 33 دقیقه در مکان دوم جای گرفت و رامین مهربانی آذر از پیشگامان کویر یزد با 25 ساعت و 33 دقیقه و 18 ثانیه سوم شد. در مجموع تیمی نیز پیشگامان کویر یزد با 76 ساعت و 43 دقیقه و 44 ثانیه اول شد و پتروشیمی تبریز و ˈکی.ال.اسˈ اوکراین به ترتیب با 76 ساعت و 44 دقیقه و دو ثانیه و 76 ساعت و 56 دقیقه و 14 ثانیه دوم و سوم شدند. در مجموع امتیازی این رقابت ها نیز ˈویلیام کلارکˈ از تیم دراپاک استرالیا با 23 امتیاز بر سکوی نخست ایستاد و حمید شیری از پتروشیمی با 16 و ˈف ین شنایدتˈ از وورال برگ اتریش با 11 امتیاز در مکان های دوم و سوم قرار گرفتند. پیراهن کوهستان این دوره از رقابت ها نیز به رحیم ی با 78 امتیاز از پیشگامان کویر یزد رسید و میرصمد پورسیدی و قادر میزبانی هر دو از پتروشیمی تبریز به ترتیب با 71 و 50 امتیاز در مکان های دوم و سوم ایستادند. در رده بندی بهترین رکاب ن آسیایی نیز همانند برترین های مجموع انفرادی قادر میزبانی، میرصمد پورسیدی و رامین مهربانی در رده های اول تا سوم قرار گرفتند.در دوره سی و ام ، میر صمد پورسیدی از پتروشیمی تبریز قهرمان شد و رحیم ی و رامین مهربانی رکاب ن تبریزی تیم پیشگامان کویر یزد دوم و سوم شدند.
در نتیجه مجموع بهترین دوچرخه سوار آسیا میر صمد پورسیدی از پتروشیمی تبریز معرفی شد و رحیم ی و رامین مهربانی رکاب ن تبریزی تیم پیشگامان کویر یزد دوم و سوم شدند.در مجموع کوهستان سعید صفر زاده ، حسین جهانبانیان از شهرداری تبریز دوم و سوم شدند و میر صمد پورسیدی از پتروشیمی تبریز سوم شد.مجموع امتیازی حسین عسگری از پیشگامان کویر یزد اول شد و میر صمد پورسیدی از پتروشیمی تبریز و ال نادر شوشمون از وینو فور اور قراقستان دوم و سوم شدند.در نتیجه مجموع تیمی پتروشیمی تبریز قهرمان شد و پیشگامان کویز یزد و شهرداری تبریز دوم و سوم شدند.در دوره سی و ام ، میر صمد پورسیدی از پتروشیمی تبریز قهرمان شد و رحیم ی و رامین مهربانی رکاب ن تبریزی تیم پیشگامان کویر یزد دوم و سوم شدند.در نتیجه مجموع تیمی پتروشیمی تبریز قهرمان شد و پیشگامان کویز یزد و شهرداری تبریز دوم و سوم شدند.در سی و یکمین دوره تور دوچرخه سواری ایران- آذربایجان در نهایت تیم شهرداری تبریز با ثبت زمان مجموع ۷۲ ساعت و ۲۰ دقیقه و هفت ثانیه در صدر بخش تیمی شش مرحله قرار گرفت و قهرمان شد و تیم پیشگامان کویر یزد با زمان ۷۲ ساعت و ۳۵ دقیقه و ۳۸ ثانیه در رتبه دوم ایستاد و تیم وینو فور ائور قزاقستان با ۷۲ ساعت و ۴۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه در رده سوم قرار گرفت.میر صمد پورسیدی نیز توانست در مجموع 6 مرحله تور پیراهن طلایی را حفظ کند و قهرمان شود.سی و دومین دوره تور بین المللی دوچرخه سواری ایران - آذربایجان در سطح 1-2 (نیمه- حرفه ای) 21-16 مهر 1396 در 6 مرحله در مسیر استانهای آذربایجانشرقی – آذربایجانغربی و اردبیل برگزار خواهد شد.در تور سی و دوم رکاب ن مرحله اول را در مسیر تبریز به ارومیه یکشنبه 16 مهر به مسافت 141/1 کیلومتر، مرحله دوم مسیر ارومیه به منطقه آزاد ارس روز دوشنبه 17 مهر به مسافت 209 کیلومتر، مرحله سوم در مسیر منطقه آزاد ارس به تبریز روز 18 مهر به مسافت 155 کیلومتر ، مرحله چهارم در مسیر تبریز به سرعین روز چهارشنبه 19 مهر به مسافت 196 کیلومتر و مرحله پنجم در مسیر سرعین به تبریز روز پنج شنبه 20 مهر به مسافت 191 کیلومتر رکاب خواهند زد.همچنین مرحله ششم و نهایی در داخل شهر تبریز از مقابل لاله پارک در مسیر اتوبان پاسداران روز 21 مهر به مسافت 114 کیلومتر برگزار و برترین های تور سی و دوم معرفی خواهند شد.در تور سی و دوم پاول اسکرک از لهستان اتحادیه بین المللی دوچرخه سواری uci خواهد بود و اروین کیست ماکر از هلند ، جمالدین محمود از ما ی داور بین المللی و رسمی uci و آنتون مارنیوس فرهاگن از هلند افسر کنترل دوپینگ در تور سی و دوم کار نظارت را بر عهده خواهند داشت.
میری: راهبرد در جمهوری آذربایجان، شبیه سازی راهبرد ایران در لبنان است/ حاجی زاده: سکولاریزاسیون تهی جامعه آذربایجان از هویت برای پذیرش خواسته های غرب برای فهم جامعه (جمهوری) آذربایجان رویکرد روابط بین المللی و که نسبت به این جامعه داریم باید با یک نگاه اتنوگرافیک و مردم شناختی تلفیق شود. در برآیند این نگرش هاست که ما می توانیم یک نگاه جامع نسبت به جمهوری آذربایجان داشته باشیم.گروه بین الملل آناج: میزگردی با عنوان "بررسی وضعیت گرایان جمهوری آذربایجان" با حضور جواد میری مینق، ای جامعه شناسی و عضو هیئت علمی "پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی" و آصف حاجی زاده ای روابط بین الملل و مدرس و با محوریت سیاست های راهبردی غرب، ، عربستان، ترکیه و ایران در جمهوری آذربایجان برگزار شد که متن کامل آن را در ادامه می خوانید:آناج: گرایی در دوران مدرن دارای چه اه ی بوده و گرایی در جمهوری آذربایجان را در سال های 20-1918 چگونه ارزی می کنید؟ میری: گرایی به معنای مدرن از بدو ورود استعمار به جهان و تضعیف امپراطوری هایی همچون عثمانی، گورکانیان در شبه قاره هند، ت قاجار در ایران و تا حدودی ازبک ها در آسیای میانه در بین برخی علما و نو شان دینی همچون سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده و علامه اقبال لاهوری آرام آرام نه تنها به مثابه یک دین بلکه به مثابه یک روش زندگی، و به عنوان یک چارچوب فکری، عملی، در جهان و به عنوان یک ایدئولوژی در برابر استعمار غرب مطرح شد.در جمهوری آذربایجان در سال 1918 آثار گرایی به معنای مدرن و امروزین که از آن یاد می کنیم وجود نداشت. ممکن است برخی مسلمانان را به مثابه ابزاری برای آگاهی بخشی ملی استفاده کرده اند. شاید بهتر باشد اندکی برگردیم عقب تر و به کلیت منطقه قفقاز و به های بایسنقر و شیخ شامیل اشاره کنیم که باز در آن ها هم گرایی به معنای مدرن دیده نمی شود و این ها هایی بودند که صرفا ذیل پرچم در مقابل جبهه کفر که مشخصا در آن دوره روسیه بود ایستاده بودند.حاجی زاده: در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هدف از بدو ظهور ایجاد تحول در زندگی انسان ها و سوق دادن آدمی به سعادت و خوشبختی بوده است. در صدد سامان بخشی به حیات مادی و معنوی انسان ها بوده است لذا این هدف متعالی در مسیر عملی مسلمانان با فراز و فرودهایی مواجه شده است. در دوران مدرن شخصیت هایی همچون سید جمال الدین اسد آبادی این موضوع یعنی هدف در تأمین سعادت انسان ها را با موانع پیش روی آن دوباره طرح نموده و بر بازی این ویژگی تاکید کرده است. موانعی همچون استعمار که اجازه نداده است در مسیر متعالی خود با روندی طبیعی حرکت کرده و امکانات لازم را برای امت ی مهیا کند. به بیان دیگر برطرف مانع استعمار در وهله اول و بازگرداندن به روند طبیعی یعنی فرایندی که سعادت و حقوق انسان ها را هدف قرار داده است. این نوع نگرش و این همان است که به دنبال اقتدار مسلمانان است تا با اقتدار بتواند سعادت، رفاه، خوشبختی و حقوق انسان ها را براساس اصول ی تأمین نماید. لذا خیزش های ی در دوران مدرن برای برطرف مانع استعمار و دست نشاندگان مستبدشان و به دست آوردن اقتدار مجدد مسلمانان شکل یافته اند. البته در جاهایی نیز مورد سوء استفاده قرار گرفته و بعضی ها با وارد شه ها و رفتارهای متناقض، آن را از مسیر اصولی خود خارج کرده اند ، مثلا بنیادگرایی، سلفی گری و یا نگرش های تکفیری، را در واقع نمی توان بخشی از جریان گرایی دانست زیرا افکار و اقدامات آنها تماما با اصول و سیره انبیاء و اولیاء در تناقض است.در سال 1918 زمانیکه مردم آذربایجان از سیطره سلطه پادشاه روسیه رهایی ریافتند و اعلام حکومت جمهوری د با توجه به اینکه قاطبه جمعیت آذربایجان مسلمان بوده اند و به اصول پایبند بودند این گرایش را در پرچم ت تاسیس شده با رنگ سبز که نماد گرایی بوده است نشان دادند. حرکت ها و بیداری ی در آن دوره هم وجود داشت و از آن زمان فعال بوده اند هرچند این حرکت ها در عرصه شکل غالب نداشته اند. گرچه ایدئولوژی ت تازه تاسیس کاملا گرایانه نبود ولی ناسیونالیستی هم نبود بلکه نحله های ناسیونالیستی بعد از حمله بلشویک ها و سقوط ت، در فضاهای فکری دوران مهاجرت فعال و تقویت شدند.آناج: نسبت گرایی در جمهوری آذربایجان را با حرکت های ی و بنیادگرایی در آسیای مرکزی چگونه ارزی می کنید؟ میری: در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی خصوصا جمهوری آذربایجان شکافی که بین ملت و حاکمیت وجود دارد باعث تضاد بنیادین شده است. چون حاکمیت به گونه ای سیاستی را القا می کند که با فرهنگ و تاریخ جامعه همراهی و سنخیت ندارد و این خود باعث ایجاد شکاف های بنیادین شده است. و الان همانطور که مشاهده می کنیم یکی از احز که به شدت یارگیری می کند حزب حریر است. و حتی نیروهایی همچون نیز سلول هایی در آسیای مرکزی ایجاد کرده اند. در حوزه قفقاز به دلیل غلبه فرهنگ و تفکر شیعی وضعیت مقداری متفاوت است. البته یک نقطه دیگر را نیز در رابطه با گرایی و یا نحله های گرایی باید اشاره کرد و آن هم حضور تشکیلات " فتح الله گولن" (نورچی ها) در این منطقه بوده است.آناج: حرکت های ی موجود در جمهوری آذربایجان را به چند دسته می توان تقسیم کرد و کشورهای عربی علی الخصوص عربستان از کدام جریان ها و با چه اه ی حمایت می کنند؟ حاجی زاده: در این رابطه باید پیش از هرچیز خاطرنشان کرد که تقریبا 4 درصد جمعیت جمهوری آذربایجان غیر مسلمان می باشند. از بین 96 درصد باقی مانده که مسلمان هستند طبق آمار ارائه شده 20 درصد را جمعیت سنی ها و 76 درصد باقی مانده را نیز شیعیان تشکیل می دهند. از این جمعیت نیز حدود 20 درصد با قرار گرفتن تحت تأثیر تبلیغات و افکار ناسیونالیستی، غربی و صهیونیستی غالبا مواضع غیر دینی و گاها هم ضد دینی دارند. اکثریت جمعیت شیعی باقی مانده با وجود قبول اصول ، هنوز ضرورت و اهمیت نگرش در ارتباط با را درک نکرده اند وجود فشارهای ناشی از جانب افراد غیر دینی داخل قدرت تحت تأثیر عوامل غربی، صهیونیستی و کشورهای عربی از یک طرف و وجود تبلیغات گسترده مبنی بر ایجاد رابطه این همانی بین حرکت های تکفیری در منطقه قفقاز با گرایی شیعی، مهمترین موانع درک ضرورت و اهمیت بوده است. می توان گفت تقریبا بیش از 20 درصد جمعیت شیعی کشور هم نگرش به دارند. نگرش از این منظر که می تواند و باید اقتدار داشته و بر مبنای اصول خود جامعه را اداره نماید. که از درون این جریانات می توان به "حزب " اشاره کرد.اما در ارتباط با جمعیت سنی کشور می توان گفت بخش عظیمی از این شهروندان در واقع به مثابه پروژه ای عظیم توسط کشورهای عربی مانند کویت، امارات و عربستان سعودی نگریسته می شوند که با ورود به جمهوری آذربایجان و با اقداماتی همچون ساخت مساجد، ایجاد ب و کار و تبلیغات گسترده، دست به سازماندهی این بخش از جمعیت آذربایجان زده اند. لازم به ذکر است که فعالیت این کشورها حتی به مساجد شیعیان و جذب نیرو از این بخش جمعیت نیزدر حال گسترش است. گرچه ت آذربایجان تا حدودی این خطر را احساس کرده است ولی به نظر می رسد دست این جریانات بازتر بوده و همانند فعالیت خود در آسیای مرکزی برای بسیج و سازماندهی گروه های سنی، در راستای اه خود در جمهوری آذربایجان نیز به این نوع اقدامات دست زده اند.آناج: راهبردهای غربی ها و صهیونیست ها در قبال گرایی موجود در آذربایجان چه می باشد؟ میری: راهبرد در منطقه قفقاز و جمهوری آذربایجان به نوعی شبیه سازی است که ایران در لبنان انجام داده است. تمام تلاش خود را در این زمینه انجام داده و بخشی از سیاست های خود را در کردستان عراق و به صورت جدی تر در جمهووری آذربایجان و از سال های اول فروپاشی شوروی دنبال می کند تا بتواند خانه امنی در شمال غربی ایران ایجاد کند و تاحدودی نیز موفق بوده است. به طوریکه امروز می بینیم شبکه های جاسوسی که در زمان جنگ سرد ملاقات های خود را در منطقه کازابلانکا در مراکش انجام می دادند امروز در دو نقطه از جهان یعنی اوکراین و جمهوری آذربایجان دیدار می کنند.البته سیاست های ایران در قبال جمهوری آذربایجان نیز موثر بوده است به طوریکه در بین جمهوری های استقلال یافته از شوروی، جمهوری آذربایجان از منظر فرهنگی، زبانی و نژادی نزدیک ترین جمهوری به ما بوده است. سیاست هایی که ما در قبال جمهوری آذربایجان پیش گرفتیم به گونه ای شده که اساسا آن ها را از ما دور کرده است. اگر ما می خواهیم بدانیم چرا در این منطقه برخلاف مثلا گرجستان و یا ترکمنستان توانسته چنان نفوذ کند باید استراتژی های خودمان را نیز آسیب شناسی کنیم.حاجی زاده: استراتژی کلی در خاورمیانه تبدیل کشورهای بزرگ خصوصا کشورهای دارای گرایشات گرایی، به کشورهای کوچک و خالی این کشورها از محتوای گرایی می باشد. به همین خاطر نیز بر روی کشورهای کوچکی که در آسیای مرکزی شکل گرفته اند و می توانند به روند دومینوی تجزیه کمک کنند سرمایه گذاری می کند و به همین دلیل از گرایش این نوع کشورها و خصوصا جمهوری آذربایجان به سوی گرایی جلوگیری می کند. به دلیل اینکه گرایش جمهوری آذربایجان و ترکیه به سمت گرایی سبب خواهد شد این کشورها در قالب نهادها و روابطی مانند سازمان کنفرانس کشورهای ی نقش موثری داشته و با کشوری مانند ایران متحد شده و در روند شکل گیری امت واحد ی فعال باشند. هدف بعدی که از سوی غربی ها پیگیری شده و منطبق بر استراتژی کلی رژیم غاصب است روند سکولاریزاسیون می باشد. سکولاریزاسیون در واقع تهی جوامع مسلمان از هویت واقعی شان و آماده سازی برای پذیرش خواسته ها و آموزه های غربی هاست.در این ارتباط سفیر اسبق در باکو اعلام کرده است: "آذربایجان یکی از نقاط مهم توازن استراتژیک در دنیاست. و دوستانش رفتارِ توازنِ حمایت و انتقاد را د یش خواهند گرفت". در واقع پیشنهاد به مقامات آذربایجانی این است که احساسات و نگرش تعلق مردم آذربایجان را نسبت به قره باغ تغییر دهند. و حکومت در این موضوع باید نقش موثری داشته باشد. امروز با گذشت بیش از 20 سال هیچ در مورد عدم اقدام موثر غرب در مورد مناقشه قره باغ سوالی نمی پرسد این در حالی است که تحلیل گرانی همچون زینو باران و برندا شیفر با بولد گزاره دروغین، عدم حمایت ایران از موضوع قره باغ، این گزاره را در تضاد با گرایی به نمایش می گذارند. بطور کلی می توان اینطور جمعبندی کرد که این مسائل به دو موضوع اشاره دارد: 1. غرب نمی خواهد مسئله قره باغ حل شود و نخواهد گذاشت. 2. با توجه به اینکه حکومت جمهوری آذربایجان متکی بر مردم و هویت ی نیست لذا خودش هم نمی تواند قدرت لازم برای بازپس گیری و حل این مناقشه را به کار بندد.آناج: مواضع ت جمهوری آذربایجان در قبال گرایان را چگونه ارزی می کنید؟ گرایی در آذربایجان چه فرصت ها و تهدیداتی را می تواند در چشم انداز آتی جمهوری آذربایجان داشته باشد؟حاجی زاده: واقعیت امر این است که در حال حاضریک موضع راهبردی در جمهوری آذربایجان وجود دارد که این موضع در ترکیه قبل از کودتا و در دوره اقتدار حزب جمهوری خواه خلق بیشتر مشهود بود. آن ها اعتقاد داشتند که با تنظیم روابط دیپلماتیک بشکل ایجاد موازنه منفی و با قرار دادن نیروهای متعدد و مخالف خارجی در برابر هم در درون این روابط، می توانند برای خود امنیت ایجاد نمایند. و برای اینکه بتوانند بستر لازم را برای ورود قدرت های متنوع فراهم نمایند تلاش می د خود را به عنوان یک حکومت سکولار و فاقد موضع معرفی نمایند. این رویه در حال حاضر در جمهوری آذربایجان نیز وجود دارد و ت این کشور سعی دارد تا جمعیت 96 درصدی مسلمان را با 4 درصد غیر مسلمان حاضر همسطح نشان دهد. که این نحوه عملکرد سوای نگرش حق مدارانه حتی با مبانی مردمسالاری نیز در تضاد کامل می باشد. در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، یهودیان تحت تد ر شدید امنیتی می توانند مراسم سالانه خود را در مرکز شهر برگزار کنند در حالی که شیعیان این کشور برای برگزاری مراسم عاشورا با هزاران مانع مواجه می شوند.گروه های نفوذی در این کشور از جمله عوامل غربی ها، صهیونیست ها و عربستانی ها با ابزار قرار دادن برخی ظرفیت های انفعالی حکومت آذربایجان، سعی دارند تا اه خود را پیش ببرند و در این راستا در مجموع فشارهای لازم را وارد می کنند و در این راستا نیز افراد ضد دینی که در داخل نهادهای حکومتی آذربایجان نفوذ کرده اند زمینه را برای مهار گروه های گرا فراهم می کنند. ممنوعیت حجاب در مدارس، ت یب مساجد، جلوگیری از انجام مراسمات مذهبی، مجموع این اتفاقات اولا برای مهار حرکت های ی بوده و ثانیا در موضوع موازنه منفی نیز پیام مثبتی است به غربی ها، صهیونیست ها وغیره که نشان دهد یک وضعیت سکولار در جامعه ایجاد شده و می توان به این رویکرد اعتماد کرد.در حالی که همانطور که ی از منظر راهبردی فرموده اند "پشتوانه جمهوری آذربایجان هویت ی است". و اگر این پشتوانه را از دست بدهد دیر یا زود با سلب اعتماد، غربی ها، صهیونیست ها و دیگران در پی ساقط حاکمان خواهند بود. همانطور که در ترکیه و قطر قصد انجام این کار را داشته اند. آناج: ترکیه بعد از کودتا کدام راهبرد را در جمهوری آذربایجان دنبال خواهد کرد؟ ناسیونالیسم یا گرایی؟ میری: هوشمندی که ترکیه نه تنها در جمهوری آذربایجان بلکه در کل منطقه پسا شوروی داشته است را می توان به صورت یک پکیج در نظر گرفت.به طوریکه ترکیه در جاهایی که توانسته است از ناسیونالیسم ترکی استفاده کرده است. در جاهایی که نتوانسته از این سیاست بهره ببرد از منظر اقتصادی نگاه کرده است. و در جاهیی که نتوانسته از سیاست اقتصادی استفاده کند از فعالیت های آکادمیک و تاسیس ها استفاده کرده است. در بعضی مناطق حتی از هر سه موضوع بهره برده و سعی کرده است تا رویکردی چند جانبه داشته باشد. بعد از کودتا هم ترکیه با بررسی فعالیت های گولن به محدودیت های خود بیشتر پی برده است. یعنی به عبارت دیگر فرهنگ شیعه ای که در آنجا وجود دارد، تاریخ و پس زمینه شیعی این اجازه را نمی دهد که ترکیه در زمینه مسائل مذهبی نفوذ بیشتری داشته باشد. ولی یک نکته که نباید از آن غافل شد کار بر روی هویت مشترکی است که آرام آرام بین ترکهای ترکیه و ترک های آذری در حال شکل گیری است. در واقع هر دو به دلیل تضادهایی که با روسیه و ارمنستان دارند همگرایی هایی به همدیگر داشته اند. و از این مهم تر ارتباطی است که هر دوی این ها در بسته امنیتی که تعریف کرده دارند و این همگرایی از منظر امنیت ملی برای ما نقطه خطری است.حاجی زاده: به نظر می آید ترکیه بعد از کودتا که مرزبندی خود را با تشکیلات گولن (نورچی ها) شفاف کرده است با کشورهای عربی مثل عربستان نیز که به حمایت از سلفی گری و نیروهای تکفیری می پردازند مرزبندی خود را مشخص خواهد کرد. اما در سطح تحلیل نهایی و جریان شیعی منطقه را رقیبی برای خود تلقی کرده و در این رابطه سعی خواهد کرد تا سیاست های خود را پیش برد.آناج: نگرش ایران نسبت به گرایان جمهوری آذربایجان را چگونه تحلیل می کنید؟اه راهبردی ایران در قبال گرایی در جمهوری آذربایجان چه می باشد؟ میری: یکی از نقاط قوت ایران در برخی موارد اجرای استراتژی های خود از ِقبل حاکمیت است. مثلا اگر یک حرکتی بخواهد در جهان عرب شکل بگیرد و حاکمیت پشت این جریان باشد معمولا آن جریان قوت و قدرت بیشتری خواهد داشت. ولی ما در استراتژی های خود به یک ظرافت هایی مخصوصا در مورد جمهوری آذربایجان نیاز داریم. چون قاطبه مردم شیعه هستند این ها ایران را مرجع، مامن و پناهگاه شیعه می دانند و به همین خاطر خودشان اقبال دارند. به عنوان مثال حاکمیت می تواند با ظرافت بیشتر حوزه مرجعیت را از حوزه حاکمیت در استراتژی های مرتبط با جمهوری آذربایجان تفکیک کند. و مرجعیت را به مثابه یک نهاد دینی متولی امور جمهوری آذربایجان بداند و حاکمیت در مورد جمهوری آذربایجان بیشتر نقش مستشاری داشته باشد. همانطور که می دانیم بسیاری از طلاب جمهوری آذربایجان خودشان با رغبت آمده اند و زمانی هم که بر می گردند دچار مشکل می شوند. یک نکته دیگر هم اینکه ما باید دنبال راه حل های زود بازده نباشیم. حکومت علی اف ها در دو دهه آینده دچار بحران مشروعیت خواهد شد زیرا حکومتی که مشروعیت خود را از مردم نگرفته باشد فرو خواهد پاشید. دیگر با جریان و سریان آزاد اطلاعات و وجود رسانه های ارتباط جمعی نمی شود مملکتی مثل آذربایجان و ترکمنستان را مثل صد سال پیش اداره کرد. از این منظر اگر استراتژی ای هم برای جمهوری آذرباییجان داریم باید هوشمندانه باشد. یک نکته دیگر هم اینکه برای ورود به جمهوری آذربایجان با توجه به ظرفیت های قومی ،فرهنگی و زبانی که در ایران وجود دارد باید از ظرفیت آذری ها یا ترک های ایران برای بالانس رابطه استفاده شود.حاجی زاده: از لحاظ فرهنگی و هویتی تفاوتی بین جمهوری آذربایجان و ایران وجود ندارد.حتی در سال 1918 نیز با اینکه ایران خود در وضعیت نابسامانی قرار داشت باز هیئتی با عنوان هیئت قفقازیه از سوی ایران به آذربایجان عازم شد و تا دقایق آ تلاش کرد تا جمهوری آذربایجان در آن زمان استقلال خود را در مقابل روس ها حفظ نماید.اما کشورهایی که امروز چشم به منابع نفتی جمهوری آذربایجان دارند از جمله انگلیس، و فرانسه حتی کوچکترین تلاشی برای حفظ استقلال آن ها ن د. به لحاظ منافع و مصالح استراتژیک نیز باید گفت که تهدید در جمهوری آذربایجان بسیار جدی است. یی ها علنا اعلام کرده اند که دوستان ما با برنامه های مختلف و متعدد وارد آذربایجان شده اند تا آذربایجان را در راستای اه راهبردی خود پیش ببریم. با طرح پیشنهادی در واقع برنامه منسجم و واحدی برای عربستان، کویت، امارات، و در جمهوری آذربایجان تعریف شده است که عبارت است از؛ 1.تهی جامعه از هویت واقعی با روند سکولاریزاسیون 2. وابسته نهادهای اقتصادی، ، اجتماعی و حتی نهادهای انتخاباتی به غرب 3.قطب بندی در نظام آموزشی کشور(تفکیک دانش آموختگان حوزوی و ی) 3. ت یب و زیر سوال بردن مرجعیت ان جریان های ی به بهانه های مختلف. تمامی این ها به عنوان روندی است که یی ها به صورت سیستماتیک آن را تحت عنوان "استراتژی واحد" مدیریت می کنند.اما ایران در مقابل این برنامه های از جریانات ی حمایت می کند و با برخی از آن ها از جمله حزب " " که اصول فعالیت های آن ها کاملا با اصول و اه متعالی ایران همپوشانی دارد با حفظ استقلال این احزاب، و مبتنی بر منافع و مصالح مشترک دو کشور و مردم از آن ها حمایت می کند.یعنی برخلاف صهیونیست ها، یی ها و برخی کشورهای منطقه که سعی دارند تا با ایجاد گروه های در داخل کشور و فشار بر حکومت از ت جمهوری آذربایجان امتیاز بگیرند. ایران سعی دارد با حمایت از گرایان منافع و مصالح و حقوق مردم جمهوری آذربایجان را با حفظ استقلال آن ها تامین نماید. در این راستا ایران می تواند با استفاده از ظرفیت های دینی، ، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی موجود در داخل از جمله در آذربایجانِ ایران از آن ها حمایت کند. کمک به تقویت روابط جمهوری آذربایجان با کشورها، نهادها و سازمان های ی که این به نوبه خود مانع سوق یافتن مردم آذربایجان به سمت سلطه غربی ها و صهیونیست ها خواهد شد. و طبق دیدگاه ی "با مردمی شدن حکومت ضریب امنیتی ت بالا خواهد رفت". می تواند با کمک به ترمیم رابطه بین مردم و جریانات گرا با ت جمهوری آذربایجان این واقعیت را در سطح دنیا و منطقه روشن نماید که بین جریان های سلفی-تکفیری در آسیای مرکزی و جریانات گرا در جمهوری آذربایجان و بعضی کشورهای دیگر آسیای مرکزی رابطه این همانی وجود ندارد.در پایان میری، با اشاره به این که بحث، بیشتر سیاق و استراتژیک داشته است. از دغدغه مردم شناختی و جامعه شناختی خود در این زمینه یاد کرد. اینکه برخلاف تصور رایج شناخت خوبی از جامعه (جمهوری) آذربایجان در ایران وجود ندارد. جامعه ای که با تغییر و تحولات پیش آمده در حدود 150 سال گذشته زبان ترکی آذربایجانی زبان معیار آن شده و به عنوان زبان نوشتاری از آن استفاده می شود. در ذیل این مفهوم موسیقی، هنر، ادبیات، فولکلور و نمایشنامه هایی که خلق شده روحیات و خلقیات مردم آذربایجان را در مقایسه با دیگر نقاط ایران به گونه ای تغییر داده است. یعنی امروز ما با جامعه ای روبرو هستیم که شخص با وجود اینکه خود را شیعه می داند، 12 و 14 معصوم را می پذیرد ولی به عنوان مثال کنسرت و موسیقی موجود در جامعه را در منافات با فرهنگ شیعی نمی داند. لذا برای فهم جامعه آذربایجان رویکرد روابط بین المللی و که داریم این نگرش باید با یک نگاه اتنوگرافیک و مردم شناختی تلفیق شود. در برآیند این نگرش هاست که ما می توانیم یک نگاه جامع نسبت به جمهوری آذربایجان داشته باشیم.
سارا احمدی :بازی و فلسفه هنر؛ آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟ [قسمت اول]
سوالی که در تیتر مقاله مطرح شد، دغدغه تمام بزرگان صنعت بازی های ویدیویی و گیمرها است. هنر کلمه ارزشمندی است و همیشه برای اثرهای هنری و هنرمندان ارزش های زیادی قائل می شوند. آیا بازی های ویدیویی واقعاً هنر هستند؟ چه عواملی وجود دارد که منجر می شود بازی ویدیویی یک هنر باشد، یا نباشد؟راجر ایبرت، یکی از بزرگ ترین منتقدان و کلیپ نامه نویسان ، فردی بود که به پرسش «آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟» پاسخ «خیر» داد و در آ مطلب، اکثر بازی هایی که به دستش رسیده بود تا اثبات کند بازی ویدیویی هنر هستند را رقت انگیز خواند.او از لحنی استفاده کرد که موجب خشم گیمر ها شد و از آن ها خواست که در خانه شان بنشینند و صبح تا شب بازی کنند و به خود تلقین نکنند که در حال تجربه اثر هنری هستند! پاراگراف آ متن وی این بود:چرا گیمرها با این شور و شدت و نگرانی خواستار آن هستند که بازی های ویدئویی ح ی از هنر شناخته شود؟ ب فیشر، مایکل جردن و دیک بوتکاس هیچ وقت نگفتند که فکر می کنند بازی آن ها نوعی هنر به حساب می آید. حتی شی هوا چن، برنده 500 هزار دلاری مسابقه جهانی بازی ماه جونگ در سال 2009 نیز چنین ادعایی ندارد. چرا گیمرها به اینکه به بازی هایشان بپردازند و از آن ها لذت ببرند راضی نمی شوند؟ دعای خیرم پشت سرشان خواهد بود. آیا به تائیدیه نیازمندند؟ می خواهند از «بازی » خود در مقابل خانواده، دوست، همکار، همسر و حتی دیگر منتقدین دفاع کنند؟ می خواهند قادر به این باشند که نگاهشان را از صفحه تلویزیون بچرخانند و بگویند: «من در حال مطالعه بخش مهمی از هنر هستم؟» اگر این جملات یشان می کند بگذار بگویند. متنی که راجر نوشت زرد و توخالی نبود؛ درحدی که حتی مترجم این مطلب خودش را در حدی نمی بیند که به مخالفت با او بپردازد و از روی تعصب، بازی های ویدیویی را بزرگ و ارزشمند جلوه دهد. هرچه باشد او در هنر سینما و کلیپ نامه نویسی جزو فعالان بزرگ است و اعتبار مقالات او نسبت به خیلی از دیگر منتقدان بالاتر جلوه می کند.با تمام این اوصاف، مردم هیچ وقت به یک جواب حتمی برای پرسش «آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر هستند؟» نرسیدند. هنوز هم افرادی هستند که با مدرک و دلیل بازی های ویدیویی را نوعی هنر می خوانند. هنوز هم صحبت های بسیاری در این باره می شود و شاید با خواندن نظرات هر دو طرف، قضاوت خود را انجام داده باشید.خواندن نگرش دو طرف به نگرش خودتان در زمینه بازی های ویدیویی و ارتباط هنر با آن کمک خواهد کرد. مطلبی که روبرویتان قرار دارد، توسط یک نویسنده میهمان در سایت معتبر کوتاکو گزارش شده و سعی کرده به پرسش مطرح شده پاسخ دهد. گرانت تاوینور، در رشته فلسفه لینکلن تحصیل کرده. کتاب او، که «هنر بازی های ویدیویی» نام دارد توانسته محبوبیت قابل توجهی ب کند. به سبب مطالعات او و تحقیقاتی که در این زمینه انجام داده، فرد شایسته ای برای جواب دادن به راجر ایبرت است. متن پیش رو که در سال 2010 و بلافاصله بعد از متن راجر ایبرت گزارش شده، بازی های ویدیویی را زیر تیغ فلسفه هنر می برد و یک کالبدشکافی مجازی روی بخش های مختلف یک بازی ویدیویی انجام می دهد. با دیجیاتو همراه باشید.مقاله جدید راجر ایبرت درباره بازی های ویدیویی و پتانسیلی که در زمینه هنر دارد، جنجال عظیمی در اینترنت آفرید؛ نظرات از جبهه های مختلف سرازیر می شد و بحث ها به نقطه اوج خودش می رسید. این موضوع نشان می دهد که علاقه بسیاری برای پاسخ دادن به این سوال وجود دارد: «آیا بازی های ویدیویی هنر هستند یا خیر؟»بسیاری از مردم چنین مناظره ای را بی هدف می خوانند. آن ها سوال دیگری را مطرح می کنند: «چرا باید ثابت کنیم که بازی های ویدیویی نوعی هنر هستند؟»هنوز پاسخ ها پیدا نشدند، اما چیزی در درونمان است که گاه گاهی خودش را بروز می دهد و به شکل یک سوال در می آید: آیا هنگامی که پشت کامپیوتر یا تلویزیون هستم، یک اثر هنری تجربی می کنم؟نظرهای بسیاری در این زمینه وجود دارد و هر کدام ساز خودشان را می زنند، اما زمان آن رسیده که از نظرهای شخصی و سلایق فردی فراتر رفت و این موضوع را در سطح جدیدی زیر ذره بین گذاشت.در حال حاضر، بازی های ویدیویی وارد دنیای «فلسفه هنر» شدند؛ دانش آموختگان و محققان این زمینه می خواهند از دید هنر، و فلسفه اش به آن سوال بزرگ پاسخ دهند.کتاب ها و مقالات زیادی در این زمینه منتشر شده که توسط آرون اسماتس و دومینیک لوپس به تحریر درآمده اند. کتاب خودم یعنی «هنر بازی های ویدیویی» نیز جزو همین موارد است که می خواهند بازی های ویدیویی را برحسب هنر، توضیح دهند.424357 615014809177 205057174 n w600 - بازی و فلسفه هنر؛ آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟ [قسمت اول]یکی از مسائلی که مورد بررسی قرار گرفت، وضعیت بازی های ویدیویی به عنوان یک مدیوم جدید در دنیای هنر است. برای برطرف ابهام ها، پاسخ به سوالات و بررسی منطقی مسائل باید از فلسفه هنر استفاده شود.راجر ایبرت، یکی از بزرگ ترین منتقدان و کلیپ نامه نویسان ، فردی بود که به پرسش «آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟» پاسخ «خیر» داددر کتاب خودم یک فصل جداگانه به این موضوع اختصاص دادم که در این مطلب به صورت گذرا به همه آن ها می پردازم.بهتر است فعلاً راجر ایبرت را نادیده بگیریم؛ نقد او درباره بازی های ویدیویی نشان می دهد که مسئله را جدی نگرفته، و زمان زیادی را صرف درگیر شدن با بازی های ویدیویی انجام نداده است.پس از دید فلسفه هنر، چگونه مشکل را حل کنیم؟ چگونه بازی های ویدیویی و هنر به یکدیگر پیوند می خورند؟ مشکل اساسی این است: به جای آنکه بپرسیم آیا بازی های ویدیویی در حال حاضر هنر هستند (یا در آینده خواهند شد)، می خواهیم بدانیم که آیا بازی ویدیویی می تواند در میان زیرشاخه های هنر قرار بگیرد یا خیر.باید ابتدا ببینیم که چگونه می توان هنر را دسته بندی یا حتی چگونه هنر را تعریف کرد. همین موضوع باعث شد که بحث های رخ داده در اینترنت به بی راهه کشیده شود؛ زیرا هنوز نمی دانند هنر را چگونه تعریف و دسته بندی کنند.تعاریف مبهمی در قبال هنر گفته می شود: «چشمه (دوشان) نشان می دهد که هر چیزی می تواند هنر باشد!» چنین تعاریفی مطمئناً نمی تواند به ما کمک کند. به همین دلیل است که هنوز نتوانستیم بازی ویدیویی را در کنار هنر قرار دهیم؛ تعاریف مربوط به هنر گنگ و نامفهوم هستند.بحث های شکل گرفته در باب این قضیه نشان می دهد هیچ اطلاع درستی درباره تعریف مفهوم هنر ندارد؛ آن ها بیشتر به روش های پایه ای تعریف هنر که توسط افلاطون یا ویتگنشتاین گفته شده بسنده می کنند. بدتر از آن، بعضی ها به طور ناخودآگاه براساس تعریف شخصی خود از هنر، درباره چنین مسئله بزرگی به بحث و جدل می پردازند.پس بهتر است قبل از هر چیزی نگاهی به تعاریف بزرگان این زمینه بیاندازیم. خوشبختانه بحث های فلسفی درباره طبیعت هنر همانند بقیه مناظره های آکادمیک، بی ثمر نیست و همیشه نتایج مطلوبی از آن به دست می آید؛ خصوصاً به میان آوردن تئوری های جدید در این زمینه و پیشرفت واضح در درک مفهوم هنر، که می تواند در این راه به ما کمک کند. کتاب «تعریف هنر» به قلم استفن دیویس منبع خوبی برای درک این مسئله است.11 w600 1 - بازی و فلسفه هنر؛ آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟ [قسمت اول]باید تاکید کرد که هنوز تمام متخصصان به یک تعریف جامع و واحد از هنر نرسیده اند؛ پس بهترین کار این است که موقعیت بازی ویدیویی نسبت به بقیه رقیب ها (کلیپ، موسیقی و …) را در نظر بگیریم.هیچ اطلاع درستی درباره تعریف مفهوم هنر ندارد؛ آن ها بیشتر به روش های پایه ای تعریف هنر که توسط افلاطون یا ویتگنشتاین گفته شده بسنده می کنند.توضیح تمام تعاریف مربوط به هنر و فلسفه آن ها تمرکز ما را از موضوع اصلی دور می کند؛ درنتیجه می خواهم براساس تعریف هنر، جایگاه بازی ویدیویی به عنوان یک هنر را بسنجم.راه های مختلفی برای تعریف هنر وجود دارد که ما از «شرح خوشه ای هنر» استفاده می کنیم. طبق این اصل، هنر می تواند از طریق «ترکیب فصلی مجموعه ای از شرایط»، تعریف شود. «ترکیب فصلی» عبارت تخصصی برای کاربرد کلمه «یا» است؛ پس تشریح هنر براساس ترکیب فصلی به این صورت است: «متغیر x هنر است اگر x برابر a باشد یا x برابر b باشد یا … ».(یادداشت: اگر حتی یکی از آن شرایط برقرار باشد، گزاره درست خواهد بود. حتی اگر x فقط a باشد اما نه b باشد نه c باشد و نه … باز هم x هنر است. برای توصیف هنر از علم منطق در ریاضیات گسسته استفاده شده که برای اطلاعات بیشتر می توانید به جلد اول کتاب ریاضیات گسسته گزارش گریمالدی، و از همه مهم تر گوگل مراجعه کنید)در واقع، این روش می خواهد به تناقض بزرگ عرصه هنر پایان دهد: بین نقاشی مونا لیزا، کلیپ پالپ فیکشن، سمفونی بتهوون، و رمان باز داستایوفسکی چه وجه اشتراکی وجود دارد؟ هیچی! شاید در برخی از موارد ویژگی ها مشترک باشند، اما به طوری کلی نمی توان یک وجه اشتراک محسوس برای آن ها پیدا کرد.شرح خوشه ای هنر اذعان می کند که یک اثر هنری باید سهم زیادی از یک سری ویژگی های مشخص را داشته، و اهمیتی ندارد که فاقد چند مورد باشد. بعضی فیلسوفان مدعی اند که تعاریف خوشه ای یا فصلی با یکدیگر مرتبط هستند.احتمالاً منظور اصلی از این تعاریف، چنین چیزی باشد: هنر شاید یک خاصیت استثنایی نداشته، بلکه شامل مجموعه ای از خواص است که به صورت مرحله ای در بعضی ویژگی ها به اشتراک (نوعی همپوشانی) می رسند.اگر کمی دقت کرد می توان این موضوع را در علم زیست شناسی نیز دید؛ در طبیعت می بینیم که بعضی گونه ها، چه از نظر رفتاری و چه از نظر فیزیکی، در بعضی از مراحل زندگی با یکدیگر خصایص مشترک دارند که آن ها را به یکدیگر مرتبط می کند. (در واقع این شاید فلسفه اشتباه سنت گرایان باشد. آن ها تصور می کنند که یک شی یا وجود در جهان هستی نوعی «جوهر مستقل» دارد که در شی یا موجود دیگر نیست).tumblr l9xo7n1ao71qds6mfo1 5001 w600 - بازی و فلسفه هنر؛ آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟ [قسمت اول]هنر نقاشی ون گوک به استقبال مورگان فریمن رفته!یک اثر هنری چه ویژگی هایی دارد؟ در یک مقاله تحقیقاتی که توسط فیلسوف بریز ت گزارش شده، هنر شامل المان های زیر است:بعد از درنظر گرفتن قضاوت های عامیانه که یک چیزی را اثر هنری میشمارند و المان هایی که موجب می شوند چیزی اثر هنری نباشد: 1) دارای صفات زیبایی شناختی مثبت؛ مانند زیبایی، برازندگی یا ظرافت (المان هایی که پتانسیل آن را دارند تا لذت را به شما منتقل کنند)؛ 2) بیانگر احساسات باشد؛ 3) به صورت هوشمندانه چالش برانگیز باشد؛ 4) منسجم، به هم پیوسته و پیچیده باشد؛ 5) پتانسیل آن را داشته باشد که مفاهیم پیچیده را به ما منتقل کنند؛ 6) نشان دهنده عقاید و تفکرات فردی (خالق اثر هنری) باشد؛ 7) تمرینی برای قدرتمند ساختن تفکرات بصری باشد (آنقدر خاص و غیرتقلیدی باشد که تصویرهای جدیدی در ذهنمان ایجاد شود)؛ 8) نوعی ساخته دست یا نوعی نمایش که ایجاد آن نیاز به مهارت بالایی دارد؛ 9) متعلق به نوعی فرم هنری رایج باشد (کلیپ، نقاشی، موسیقی و …)؛ 10) سازنده آن به هدف ایجاد اثری هنری سعی در خلق آن کرده است.تمام آثار هنری، پیرو بسیاری از موارد گفته شده هستند. اگر فرصتی بود، اکثر آثار هنری معروف را براساس این گفته زیر ذره بین قرار می دادم و می گفتم از چه مواردی پیروی می کنند که به دلیل فرصت کم نمی توان انجام داد..لیستی که توسط دنیس داتن، در کتاب غریزه هنری نشر شده نیز تقریباً همین گونه است: انتقال لذت مستقیم، نشان دهنده استعداد و مهارت، بداعت و خلاقیت، جوهره انتقادی، نوعی نمایش و ارائه، تمرکز روی موضوعی خاص، نشان دهنده فردیت خالق (با دیدن چیزی بدانیم خالقش که بوده)، اشباع احساسی، چالش های هوشمندانه، سنت ها و عرف ها و در نهایت «تجربه تخیلی».اگر با دیدن اثری متوجه شدید که اکثر ویژگی های نامبرده را دارند، داتن می گوید که آن چیز نوعی اثر هنری است (در ادامه متن تمام موارد نامبرده شده با ذکر مثال توضیح داده می شوند، اگر کامل متوجه نشدید نگران نباشید).طبیعت گرایانی چون داتن پا را فراتر از شرح خوشه ای هنر می گذارد و می گوید موارد نامبرده، نشان دهنده گرایشات روانشناختی، رفتاری و فرهنگی انسان ها است که برای همه صدق می کند؛ منتها به اسلوب های مختلف فرهنگی انتقال می یابد.هنر نبودن بازی پانگ هیچ مشکلی برای هنر بودن بازی های ویدیویی به وجود نمی آورد؛ چون برای اثبات اینکه بازی های ویدیویی هنر باشند نباید «تمام» آن ها هنر به حساب بیایند.تمام فرهنگ ها، در واقع، نوعی هنر دارند؛ حتی نمونه های هنری محلی از یک نقاشی در گالری منهتن گرفته تا نقاشی روی غار تمدن مائوری، یک سمفونی در خانه کنسرت وین در قرن 19 میلادی، یا حتی برخی از لحظه های بازی فالوت 3. همه این ها نشان می دهد با وجود آنکه چقدر تنوع در المان ها وجود دارد، اما همه آن ها به عنوان هنر قابل درک هستند.پس باید یک راه مشخص برای حل مشکل وجود داشته باشد: ما می توانیم ببینیم چند مورد از شرایط و گزینه های گفته شده درباره آثار هنری، برای یک بازی ویدیویی صدق می کند. بدیهی است که بسیاری از بازی های ویدیویی شاید تنها از دو الی سه مورد پیروی کنند؛ بر این اساس بازی پانگ که مادر تمام بازی های ویدیویی است، هنر به حساب نمی آید.هنر نبودن بازی پانگ هیچ مشکلی برای هنر بودن بازی های ویدیویی به وجود نمی آورد؛ چون برای اثبات اینکه بازی های ویدیویی هنر باشند نباید «تمام» آن ها هنر به حساب بیایند. علاوه بر آن، ی فکر نمی کند که پانگ یک اثر هنری باشد؛ اگر چنین فکری می کنند از یک طرز تفکر کاملاً شخصی و تجربی پیروی می کنند که کاربردی نیست.pong game w600 - بازی و فلسفه هنر؛ آیا بازی های ویدیویی نوعی هنر به حساب می آیند؟ [قسمت اول]بازی پانگمثال های زیادی از بازی های زور دنیا هستند که برچسب اثر هنری روی آن ها زده شده. براساس مفهوم خوشه ای هنر، آیا واقعاً آن ها اثر هنری هستند؟ بهتر از یک نمونه معروف نام ببریم: بایوشاک.بایوشاک عنوانی است که گیمرهای امروزی از آن کمتر شنیده اند، اما قدیمی ها می دانند چرا از این مثال استفاده . بیاییم براساس لیست ت، بایوشاک را از نظر هنری بررسی کنیم.در قسمت بعد به بررسی بایوشاک از دیدگاه هنر، تمایز بازی ویدیویی از خود بازی، توجیه وجود دو عنصر قوانین و رقابت در بازی ویدیویی و عدم تضاد آن با هنر، و رد نظر راجر ایبرت به طور کامل پرداخته خواهد شد.دیجیاتو
بـرای برطرف کـردن خط اخم، خنده، چروک ها و برجسته لب ها و گونه ها راه های مختلفی وجود دارد که در میان آنها تزریق ژل، چربی و بوتا طرفداران بیشتری دارد، اما از بین این 3 تزریق کدام بهتر است؟ مزایا و معایب هرکدام نسبت به دیگری چیست؟ چرا گاهی اوقات احساس می کنیم صورت افراد بعد از تزریق ح پیدا کرده و عضلات آن دیگر نمی تواند حرکات سابق خود را داشته باشد؟

ژلپرعارضه ترین ژل موجود! ژل ها انواع مختلفی دارند. ژل های معتبر و کوتاه مدت (6 تا 9 ماهه) معمولا عوارضی ندارند. اما ژل های میان مدت (2 تا 5 ساله) ممکن است به ندرت عوارضی داشته باشند با این حال عوارض خطرناکی ندارند. نوعی ژل دائمی به نام «ژل پاژ» در قدیم استفاده می شد. این ژل عوارض بسیار زیادی دارد و هنوز هم افرادی که در گذشته ژل پاژ تزریق کرده اند درگیر عوارض آن هستند؛ چه آن را تخلیه کرده یا نکرده باشند. مولکول های این ژل برای مدتی طولانی در بدن باقی می مانند و ممکن است در آینده باعث عوارض جدیدی در قسمت های دیگر بدن شوند. درحال حاضر فقط ژل های هیالورونیک اسید و برخی ژل های دیگر در بازار موجود است و دیگر از ژل پاژ استفاده نمی شود. البته مارک ژل، کشور سازنده و داشتن تاییدیه های پزشکی ازاهمیت بالایی برخوردار است.اگر می خواهید زشت نشوید حتما بخوانید

چربیباید در اتاق عمل تزریق شوددر بین مواد پرکننده یا فیلر، چربی بهترین آنهاست. تزریق چربی بی خطر است و عوارض مهمی ندارد. تنها ممکن است به ندرت عدم تقارن و نیاز به ترمیم وجود داشته باشد که اینها در واقع عارضه به حساب نمی آیند و قابل اصلاح هستند. برای این کار چربی از بدن خود فرد گرفته می شود و روش آماده سازی چربی یعنی خارج و شست وشوی چربی باید درست انجام شود تا نتیجه دلخواه به دست آید.برخی اوقات افراد بعد از تزریق چربی نتیجه ای نمی گیرند. درواقع اگر فرایند آماده سازی چربی درست انجام نشود سلول های چربی می میرند و از بین می روند، در نتیجه بعد از تزریق تفاوتی ایجاد نمی شود. معمولا انی که به صورت س ایی و در مطب تزریق چربی انجام می دهند با چنین مسئله ای روبه رو می شوند. این کار بهتر است در اتاق عمل انجام شود و لازم است امکانات بی حسی کاملا فراهم باشد تا بتوان از بیمار چربی لازم را گرفت. همچنین باید دستگاه های مجهزی وجود داشته باشد تا به وسیله آنها چربی آماده سازی و بعد تزریق شود.بوتا عوارض گذراست بوتا برخلاف چربی و ژل خاصیت پرکنندگی ندارد و چین و چروک ها را از طریق فلج عضلات از بین می برد. اگر برای تزریق بوتا مارک معتبری استفاده شود عوارض مهم و خطرناکی ندارد، با این حال به ندرت عوارض گذرا دیده می شود، برای مثال ممکن است عدم تقارن ابروها یا افتادگی پلک ها به صورت گذرا ایجاد شود، اما اگر از بوتا های چینی و غیر معتبر استفاده نشود و پزشک مهارت کافی داشته باشد احتمال این عوارض بسیار کم می شود. بوتا های چینی ممکن است دارای ناخالصی باشند و باعث حساسیت شوند.اگر می خواهید زشت نشوید حتما بخوانید


کدام را انتخاب کنیم؟ برای برطرف خط اخم در درجه اول باید از بوتا استفاده کرد اما اگر این خط پیشرفته باشد و با بوتا کامل از بین نرود می توان از یک فیلر نیز استفاده کرد، یعنی اول بوتا زده می شود و بعد از حدود 10 روز با کامل شدن اثر بوتا مشخص می شود که آیا نیاز به فیلر وجود دارد یا خیر. این ح معمولا در افرادی اتفاق می افتد که خط اخمشان عمیق است و برای رفع آن دیر اقدام می کنند. در مورد بقیه چروک ها مانند خط خنده نیز اگر بیمار می خواهد یک کار س ایی ساده با حداقل دستکاری و ورم انجام دهد توصیه می شود ژل تزریق کند. اما اگر آمدن به اتاق عمل و دوران طولانی ورم برایش قابل قبول است مسلما تزریق چربی توصیه می شود زیرا چربی امنیت بیشتری دارد.این ورم ها و کبودی ها طبیعی است هر نوع دستکاری در بدن انسان باعث ایجاد ورم و کبودی می شود و این امر کاملا طبیعی است. درمورد بوتا که سوزن های بسیار کوچکی دارد ورم و کبودی بسیار ناچیز است و در عرض چند ساعت و حداکثر یک تا 2 روز از بین می رود. در مورد تزریق ژل، ورم و کبودی مقداری بیشتر است و در عرض 4 تا 5 روز از بین می رود. ورم حاصل از تزریق چربی خیلی بیشتر است و حداقل یک ماه باقی می ماند البته این موضوع یک عارضه حساب نمی شود. پزشک باید قبل از تزریق درمورد میزان ورم به بیمار توضیح دهد تا آمادگی کامل داشته باشد. در مورد کبودی نیز اگر پزشک ملاحظات لازم را رعایت کند می تواند کبودی را به حداقل برساند. با این حال کبودی چیز عجیبی نیست و نمی توان پزشک را مقصر دانست. هیچگاه نمی توان قول صد درصد داد که اصلا کبودی ایجاد نخواهد شد.برای آنکه دچار عوارض وحشتناک نشوید قبل از انجام هرگونه جراحی زیبایی باید در انتخاب روش مناسب برای هر بیمار دقت کرد. به عبارت دیگر تمام روش ها برای تمام افراد مناسب نیستند. شدن و بی حرکت شدن صورت ناشی از انتخاب نادرست بیمار است. برای مثال اگر پوست افتادگی داشته باشد و آن افتادگی باعث ایجاد چین عمیق بین گونه و لب شده باشد، تزریق چربی یا ژل های قابل جذب در آن ناحیه وزن پوست را زیاد کرده و افتادگی را تشدید می کند (استفاده از ژل های دائمی به هیچ وجه توصیه نمی شود). بنابراین با انجام تزریق، قسمت وسط صورت ح ی پف آلود به خود می گیرد.به چنین افرادی «buffalo face» می گویند، یعنی چهره شبیه بوفالو! تزریق چربی باید به عنوان یک درمان کمکی در خلال لیفت یا بالا کشیدن صورت انجام شود، همچنین در افراد جوانی که افتادگی پوست ندارند اما چین عمیق دارند یا در افرادی که 2 طرف صورت شان به علت ضربه، مشکلات مادرزادی، جـراحــی های قبلـی یا زخم های قدیمی، عدم تقارن واضحی دارند، می توانند از تزریق چربی یا ژل بهره ببرند، بنابراین انتخاب صحیح بیماران شرط اول برای تحقق نتیجه مناسب در جراحی زیبایی است. علاوه براین هر نوع درمان یا جراحی باید حتما توسط افراد متخصص و با تجربه انجام شود. متاسفانه در ایران نظارت کافی در این مورد انجام نمی گیرد و هر روز شاهد انجام عمل های جراحی غیرعلمی و نامناسب با عوارض وحشتناک و غیر قابل جبران هستیم. به هرحال اگر در تزریق از ژل های موقت استفاده شود و در حین تزریق ت یب بافتی صورت نگرفته باشد و از سوزن هایی که باعث آسیب عروق و اعصاب می شوند استفاده نشده باشد، صورت پس از مدتی دوباره به ح اولیه خود بازمی گردد.اگر می خواهید زشت نشوید حتما بخوانید

تزریق در محل اشتباه این عوارض را به وجود می آورد اگر بوتا در محل صحیح تزریق نشود می تواند باعث عوارض مختلفی از جمله افتادگی پلک ها، دوبینی چشم ها و... شود. برای مثال اگر در عضلات بالابرنده پلک تزریق شود باعث ایجاد افتادگی پلک خواهد شد و اگر به اشتباه در داخل عضلات جمع کننده پلک تزریق شود فرد قدرت بستن چشم هایش را از دست خواهد داد و چشم ها به طور موقت باز می مانند. البته این عوارض معمولا موقتی هستند و بعد از مدتی رفع می شوند.برای مثال اگر فعالیت عضلات در یک طرف صورت بیش از حد باشد می توان با استفاده صحیح و دقیق از بوتا فعالیت آن را کاهش داد و تقارن بهتری در صورت ایجاد کرد. در کل استفاده از بوتا برای تمام مشکلات به خصوص در قسمت تحتانی صورت معمولا نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت و ممکن است عارضه ایجاد کند.همه چین ها را صاف نمی کندبوتا باید در محل صحیح و تنها برای مشکلاتی که قابل درمان هستند تزریق شود. استفاده از آن برای هر نوع ناهنجاری ای غیرعاقلانه و غیرعلمی است. همانطور که می دانید بوتا باعث فلج شدن عضلات می شود بنابراین تزریق آن در قسمت هایی از صورت که درآن آثار پیری یا چین عمیق ایجاد شده است مشکل را تشدید خواهد کرد. اما برای مثال اگر فعالیت عضلات در یک طرف صورت بیش از حد باشد می توان با استفاده صحیح و دقیق از بوتا فعالیت آن را کاهش داد و تقارن بهتری در صورت ایجاد کرد. در کل استفاده از بوتا برای تمام مشکلات به خصوص در قسمت تحتانی صورت معمولا نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت و ممکن است عارضه ایجاد کند.اگر قرمزی ها و تورم ها کم نشوند...اولین علامت عفونت بعد از تزریق قرمزی و تورم پیش رونده و بالا رفتن دما در ناحیه تزریق است. گاهی اوقات تورم آنقدر پیشرفت می کند که باعث ایجاد آبسه می شود. در این صورت درمان اورژانس لازم خواهد شد. اگر عفونت به موقع تشخیص داده شود می توان با تجویز آنتی بیوتیک مناسب به میزان زیادی از پیشرفت و عوارض بعدی آن جلوگیری کرد.این لب ها ناسازگارند! بعد از تزریق ژل های موقت در لب بلافاصله یا تا چند روز بعد درجاتی از تورم ایجاد خواهد شد که این تورم ها در عرض 2 تا 3 روز به تدریج کم می شوند. اگر بعد از چند روز تورم افزایش پیدا کند نشان دهنده عفونت یا عدم سازگاری نسجی و حساسیت بدن به ژل است. البته این عوارض بیشتر درمورد ژل های غیراستاندارد دیده می شود.اگر می خواهید زشت نشوید حتما بخوانید

محل بوتا را فشار ندهیدبعد از تزریق ژل معمولا توصیه می شود فرد ناحیه تزریق شده را ماساژ دهد تا ژل بهتر پخش شود و فرم بهتری بگیرد، بنابراین نگرانی درمورد جابه جایی ژل های امروزی وجود ندارد. اما درمورد بوتا بهتر است در روزهای اول محل تزریق فشار داده نشود. در مورد تزریق چربی خیلی مهم است که روی آن ناحیه فشار وارد نشود، چون سلول ها باید پیوند زده شوند و اگر فشار زیادی به آنها وارد شود خونرسانی شان مختل می شود، در نتیجه خیلی مهم است که شخص سرش را صاف روی بالش بگذارد و یک هفته تا 10 روز روی پهلو نخوابد و روی صورتش فشار نیاورد اما در مورد ژل و بوتا نیاز به چنین کاری نیست.فلج می کند یا بالا می کشد؟!ابرو را می توان با استفاده از بوتا بالا کشید. در واقع بالا رفتن یا نرفتن ابرو به انتخاب بیمار بستگی دارد. اگر پزشک درک درستی از بوتا داشته باشد، می تواند با نگاه به پیشانی و حرکات آن میزان بالارفتن ابرو را تشخیص دهد. حال ممکن است بپرسید بوتا که خاصیت فلج کنندگی دارد چگونه می تواند ابروها را بالا ببرد؟ در جواب باید گفت پزشک فقط نقاط خاصی از پیشانی را تزریق می کند زیرا اگر کل پیشانی تزریق شود ابرو پایین می افتد. زمانی که وسط پیشانی تزریق می شود با فلج شدن عضلات آن بخش، عضلات ناحیه هشت ابرو قدرت شان زیاد می شود و ابرو را بالا می کشد، بنابراین برای بالا کشیدن ابرو نباید قسمت هشت ابرو را تزریق کرد. اگر به انی که بعد از تزریق بوتا ابروهایشان بالا می رود با دقت بیشتری نگاه کنیم، می بینیم که چروک های آن قسمت باقی مانده اند یعنی عضلات در آنجا فلج نشده اند. برای جلوگیری از بالارفتن ابروها نیز باید به قسمت بالایی ابرو بوتا زده شود.
سرویس تجسمی هنرآنلاین: در این مجـال، از آنچـه تا به حـال پیـرامـون اثـرات فرهنگی وجود شه های هنرمندانه در گستره ی جوامع صحبت به بیان آمده است به نگرش های جنبی هر یک از آثار اجتماعی، فرهنگی و عمیق بر جای مانده از نحوه ی تفکر و گسترش اخبار در محدوده ی تاریخ حیات بشر، به شکل های گوناگون، آنکه از همه مدرن تر در جنبه ایجاد تمدن حیات بشری است آن را می نگریم، این جنبه از تمدن، که نماد حیات بیرونی را دارا می باشد.با پیدایش سیر و سیـره ی تکوین و تدوین تکنولوژی معاصر که در حیات معاصر انسان اثـرگذار بوده و با پیـدایش نمـادهای جانبی همراه گشته و در تداوم رویش اندام های جانبی شه بـا رخدادهای تازه ی حیـات که تأثیر از جوامع گوناگون بشر داشته اند، پدیده ی انفجار شه را به همراه آورده است.برای بررسی اثرات جنبی شه ی فرهنگی و نگرش های عقلانی که پیدایش هنر و صنعت و آمیختگی های هر کدام با یکدیگر بحث اصلی شه های سرکش است و قوت بروز هر یک از جوانب آن، میزان توانایی شه را به همراه دارد و برای بروز و انتقال گستره ی نیروی جسمانی و ایجاد رابطه ی هر یک از عناصر سازنده آن در تداوم و پیچیدگی های حیات معاصر که خود نوعی باور در تحول و آغاز راه می باشد، توان کاری و جسمانی و پروازهای شه ای را با یکدیگر درمی آمیزد. و از جوهـره ی هر یک فرآینـدی جهت گستـرش حیرت های ذهنی و فکری که به طرز چشم گیری روبه افزایش بوده ست، پدید می آورد.این پارامترهای خاص، دارای ویژگی ها و الگوهای فکری است که با حضور و استمـرار خویش، ایجـاد پدیده ی تازه ای که داشتـه های تاریـخی ذهن هنرمند را پی می ریزد از همین جـا صورت می پذیرد. این داشته ها و دانش خواهی کـه هر یک از چشمه های گوناگون شه و تفکر در صنایع بدیعه نشأت پذیرفته است، دارای رقم های ثابت استوارکننده ای است که در واقع نوع جدیدی از چشم اندازهای خدماتی و تکوینی آن را برای همیشه به صورت ارگانیک های کاملاً تازه صورت بخشیده است.این کارکردهای ذهنی کـه جنبه ایجاد مؤسسه توجیهی و همزیستی را در قالب هر یک از شئونات رایج برای ایجاد موارد عبور از ذهن را به کار می گیرند، هر یک از آنها دارای عناصر خاص خود می باشند که از کناره گیری های توان های فکری عموماً در نحوه های رایج خ مگی دارای ضد اشتغال های روزافزون هستند و دائماً رو به فزایند و دارای تکثیرهای جانبی و هر یک به فراخورهای گسترده خویش جهت پیشبرد توانایی های نهفته در تاریک خانه های ذهن خود از برای فزونی آنها که تقویت کننده ی هر یک از جلوه های فروزنده شه در کاربردهای آرمان خواهی انسانی در هنر است منشأپذیر و با این روش که هر یک به نحوی در گریز از حیات و دریافت های نهانی آن حرف می زند برای سپاس و ارج بخشیدن به توان های فکری هنرمندانه به طریقی عمل می کند که یاد و ذکر شه را گرامی می دارد.بـروز این پدیده در تحـول هر یک از شه های حاضر و جهت دار در دوران اکنون و در سیر شه ی صنعتی که برخاسته از بنیان های تفکری و شه ای انسان معاصر است، تأثیر هر یک بر آثار عرضه شده در حدود و پیرامون انسان ها را تا جایی که برای دسترسی به نهانخانه فکری خویش، نگرشی خاص به ویژگی فرهنگ ها داشته باشد در استمرار این مطلب ویژگی های آنها را تا حدود تأثیرات اجتماعی و فرهنگی غیرقابل انکاری به همراه دارد که پذیرش آن اثر زایی یک پدیده ی هنرمندانه نوگرایانه می باشد و در به همراه داشتن چهره های معقولانه برای وقوع هر یک از آثار، باید وجوه گذشته ی اثر را نادیده انگاشت که موجب تحول زیربنای فکری برای بررسی رابطه ی متقابل اثر هنرمند با وقوع شه است.این نگرش که روح عصیان طلب هنرمند موجب بازگشت های دوباره ی او به نهاد و سرشت انسانی است، نهانخانه ی رفتاری او را برای میل به دسترسی دوباره، مورد چاره سازی قرار می دهد.تحول فرم های زیبایی شناسانه و نگرش های اساسی جامع پسندانه برای آنهایی که خود تابع متغییر ارزش های ناخواسته ی دوران سازندگی در پیدایش های آداب پیشینیان می باشد، معنی تازه ای می یابد و از آنجایی که خود به تنهایی شاکله های توانای ذهن انسان شمند معاصر برای پوشش بخشیدن به این نوع تفکر جنبه های شه ای هنرمندانه را در پایان هر یک از تفکرات خویش با بروزدهی های تازه ای بنیان می ریزند با این نگرش که حیات بشر، دریافت های عاطفی را به همراه دارد، از باب ستیز به دوران فقر شه که در رد معنی حیات و تفکر و تعقل پیشینه داشته است برمی گردد.حاصل تمام تلاش های ذهنی حیات، بیرون از فضای شه ای است و می توان معنی آن را در برد تفکری خویش قرار داد تا به همراه آن سامان های شه ای از جلوه ای نگرش دار به سیر مفهوم حیات در تاریخ رو آورد، این روآوری در نهایت یک زمینه ی تازه برای آرمان خواهی و ستیزگری هنرمندانه است. اما، از آنجا که حیات تازه ی بشر برای روآوری به دوران سازندگی تلاش کرده است، جنبه های ستی پذیری آن را در چگونگی های دوباره ی آن بروز می دهد. حال، هر یک از توان های فکری که در گردونه ی حیات معاصر از جنبه های آموزشی نگرش هایی تازه داشته است برای رخدادهای امروزش نگرش هایی تازه داشته است برای رخدادهای امروزش می تواند یک الگوی رفتاری تلقی شود و در چنین صورتی، شه، اگرچه سازنده باشد. اما، ستیزنده نیز می باشد. و، این در صورتی است که همایش های آموزشی را در جهات افزون خویش که نگرش های افزون تری است و همه ی آن را شکل می دهد تا چنین حرکتی از جهات ایجاد رغبت در مفهوم فرهنگ از جنبه های علمی در هنر بیان و بازتاب مفهومی یابد و پیدایش شه ی هنرمندانه را در حیات خویش معنی کند و بسیار متفاوت است با مفاهیم شه ای که نمادهای ارج گذاری را برای نیل به هدف های شه ای، بالا برده است. و، این الگویی است. که، ساخت و تداوم فرهنگ را برای همیشه از واژه های نوین رفتاری ب کرده است. و، برخلاف شه های سازنده برای بررسی های شه ای زمینه ی زندگی معاصر را نقشی هماهنگ و دوباره می زند، این شیوه برای برخورد صحیح و همه جانبه ی خصلت های فراگیر می تواند در بی ضابطگی های مورد استفاده در واژه های بیگانه مؤثر و منجر به ساختی نو باشد.همان طوری که این نمودار نشان دهنـده ی مفاهیـم ذهنی و شه های هنرمندان و تأثی ذیری جوامع از الگوهای رفتاری و الگوسازی های ذهنی است و برای بررسی های همه جانبه ی رفتارهای تازه تعیین شـده که خود نهانخانـه هـای کم توسعه با توجه به معنا نیافتگی های شه ای را به همراه آورده است.بـرای وقوع هر یک از آئین های قابل دسترسی در ذهن که منشأ رفتاری داشتـه باشد، می تـوان نمونـه ای از آنچـه قابل ذکر و روئیت است، به دست داد. تا، برای بررسی دوباره ی آن درصدی از قابلیت های تفکری را به همراه داشته باشد.اما، اشتغال تدریجی در زمینه ساختارهای فرهنگی و نمادی هر یک از بنیان های تفکری که در تداعی های توسعه یافتگی تأثیر فراوان دارد، این امر را در کشورهای توسعه نیافته که جنبه ذهنی شه را قابل بررسی نمی دانند، نمی توان معیار محک نسبی رشد و یا عدم رشد شه دانست.محک های باورگـرا که هر یک در فراخورهای خویش از مکان های تحول یافته برای گسترش زمینه های رفتاری که در حال حاضر برای تکوین انتقال های آموزشی صورت پذیرفته است، هر یک نمادی است تا بنیان های ذهنی را پی ریزد که امروزه با همراهی تحول قابل توجه آن که از ذهنیت های فکری به ذهنیت های آموزش انتقال یافته است باوری نوگرایانه را نمی توان درک و پذیرش داشت. در کشورهایی که جنبه هـای آمـوزش فرهنـگی جوامع خویش را بـ ایه دریافت های تصویری از آموزش های محیطی بنا نهاده اند، صورت های گوناگون تصویر که زائیده ذهن خلاق تصویرگران شمند است، ایجاد رابطه و سهولت و برقراری رابطه تصویری و فکری را از جهت درک و باور معنا تا آنجا به پیش برده است که در جای خود قابل بحث و شکافتن می باشد، اما گریز سطحی به آن از جهت بیان اشاره ای است که انجام این قبیل پروژه و نگرش های پیشرفتاری برای آنها می توانند توأم با آموزش های رفتاری از جهت بیان های هنرمندانه باشد که جنبه مستقیم فراگیری دارد و سابقاً براساس شناخت محیط که علم تکنولوژی را به مفهوم وسیع از آموزش و برنامه نویسی آموزشی به حساب آورده بودند، شکل تکوینی آن، همراه با گزارش های وسیع باورهای گوناگونی است که هر یک به نوعی پذیرفته شده از بینشی است که شه ی انسان را به سمت تعالی سوق داده باشد.این محور و بنیان زندگی اجتماعی که در نهایت از یک شه بنیان خواه زندگی اجتماعی نشأت پذیر است، برای بیان واقعیت های رفتاری در آموزش و فهم نهانخانه های شه ای فراتر از آنها را بیان داشته است و امروزه گریز از رده ها و تأثی ذیری های رفتاری می تواند هر یک را به فراخورهای اجتماعی خویش که نقش پنهان و آشکار دارد، شه ای باشد درد آشنا که در تداوم هر یک از آثار تلقی جویانه ی آن به تدریج و تحول، هر یک را فرار و قرار دهد.این شه نه به سامان بخشیدن ذهن هر یک از آحاد بستگی دارد و نه از سویی دیگر به چهره های ارتباطی آثار دیگران که در این بحث منفرداً و به تنهایی به هر یک نمی توان نظر داشت.نظام های شه ای در شکل پذیری های مفاهیم در جوامع گوناگون بسته به هویت هر یک از آنها با نحوه ثمرگذاری آنها وابستگی های فراوان دارند. این آثار، چون برخاسته از نگرش های تکنولوژیک معاصراند ارتباطی منطقی را برای نیل و وصول آنها به فراخورهای زندگی نمی آورد، تا بر حاشیـه ی آن تـداوم و سنگینی بخشد و از جمله نهانخانه های آموزشی را، توصیف می کند. تا جایی که برای اداره ی امور عظیم انسان که بستگی به حجم و شکل سازگاری های جوامع دارد از چهره ی وقوع پذیر هر یک از آثار، گامی اساسی برای تبیین نظام های فرهنگی نوگرا برداشته شود.ایجاد این گونه سیستم های ارتباطی و نهانخانه های آموزشی که هر یک نقش آموزش پذیر را برای جهت گیری های شه ای خویش حفظ می کند از آن جهت است که تسریع بخشیدن به همه ی زمینه های فرهنگی را که بسیار کوتاه و در روش خویش قابل دسترسی هستند، برمی شمارد.در اینجا نیز باید اشاره ای داشته باشیم به همه ی شیوه ها و الگوها تا برای آموزش تصویری که نهانخانه های ذهن، برای بیان شکل و فرم های عظیم هنری پیشگام شده اند که در ساخت تکنولوژی های آموزشی با توسل بر آنها خواهیم توانست کم و بیش درستی و نادرستی مسائل و امور مربوط به زمینه های فرهنگ را محک بزنیم. زندگانی وسیع و صنعتی بشر امروز با تمام ابعاد پیچیده و نگرانی ها و ناخوشی هایی که در بردارد از موهبتی دقیق تر از علم و آموزش برخوردار است.و آن دستگاه عظیمی است که قادریم توانایی و نیرومندی آن را برای آسایش دیگران و خود بکار بندیم، اساس گردش و چرخش این دستگاه نه چنان است که بتوانیم چرخی از چرخ های سنگین آن را به میل و خواسته ی خود حتی یک ثانیه تندتر و یا کندتر به چرخش درآوریم بل چنان است که نیرویی خارج از قوه ی شه و تفکر بشر همه چیز را بر مبنای دانش بی کران خویش چنان قابل حرکت ساخته که این دستگاه عظیم فارغ از تمامیت احساسات و خواست های انسانی بر اصول علمی محض و جاودانه در گردش و ی خلل ناپذیر است و چنان که می دانیم بر کارهای ذوقی و ادبی و هنری چنان موازین عمومی و جهانی وجود ندارد، یک ی نقاشی یا قطعه ای از شعر یا یک اجرای تئاتر می تواند مورد قبول و تعلق خاطر عده ای قرار گیرد و احیاناً در محضر مردمی دیگر ناپسند جلوه نماید.قوائد قابل تمیز زیبایی شناسی خوب از بد، مانند همه ی داوری های هنر اگرچه به ظاهر علمی آراسته جلوه کند باز پای بند ذوق و تشخیص خصوصی است و نگارنده در این گفتار به تکـراری از گفته های گذشتگان روی نمی آورد و آنچه عرضه می دارد بیشتر قسمتی از شه های معاصر است پیرامون جستجوی معیارهای زیبائی شناسی هنر که به صورتی و بیان می گردد.تـوجه در این مباحث بیشتر به روی دو اصل و بر اساس دریافت های عینی خواهد بود. و قابل ذکر است که هیچ گاه نمی توان به قواعد و اصول عالم هنر به صورت قاطع و جزمی نگاه کرد.جهان هنر، تاب سلطه ی منطق بی چون و چرا و فارغ از استثنا و ذوقیات را ندارد و ضرورتی در کار نیست که هر چه در قلمرو هنر است با حکمت و ریاضی و شیمی و فیزیک منطبق باشد. مباحث و فصولی را که عرضه می دارم مسلماً نمودار مدار، حساسیت و تأثیر نگارنده از اصل هنر باشد و در کار هنر به هیچ روی ضرورتی نخواهد بود که شاهد آوریم تا مطلبی را نفی و اثبات کرده باشیم.گاه ممکن است یک اثر هنـری در زمان هـای مختلف در یک جامعه گاهی نیک و دلپذیر و در زمان دیگری ناپسند و نارسا محسوب گردد. تفاوت و درجات اختلاف نظر در میان اهل فرهنگ و هنر، هزارها بار بیشتر از تشتت آراء میان پیروان مکاتب علوم عقلی و آموزشی است.در باب هنر و ادب، قواعد و دستورها نقش ثابت و معین جهانی مانند فرمول های علمی را ندارند. سرخوشی در میخانه ی هنر گاهی از آن است که زنجیرهای گران علم و منطق و فلسفه را قادریم از دست و پای برگیریم و از این رو آزاد و وارسته به پرواز درآییم.استقلال بیان و قضاوت در امور هنر اگرچه کار فرهنگ و هنر را از نظر فردی و شخصی دلپذیر و جان بخش می کند، اما از دید عمومی گاهی در کار نقد و ارزی در مکتب معرفت این دشواری را پیش می آورد و از این روست که مرد دانش تا می تواند از بحث و جدل در امور هنر به پرهیز می نشیند.او می داند آنچه مبدأ روشنی ندارد، فرجام روشن تری نیز نخواهد داشت و نیک می داند که در منزل هنر باید معتدل و آزاده و سرخوش بود و با گشادگی خاطر به همه اجازه داد که از معشوق یگانه خویش سخن به میان آورند. ما چنانچه نسبت به یک اثر هنری علاقه زیادی پیدا کردیم، چنین می پنداریم که همگان باید نسبت به آن اثر دیدی همطراز با ما داشته باشند و می پنداریم که اثر ارزش جهانی دارد.از همین جاست که در بعضی از ممالک علاقمندان به ذوق و هنر، آثار هنری فرهنگ خویش را به تعصب در ردیف بزرگترین آثار هنری جهان می شمارنده اتفاق افتاده است که کارداران برای افزایش درجه ی اعتبار فرهنگی ممالک خویش در جهان از خبرنگاران و گویندگان و هنرمندان دعوت کرده اند. تا از نزدیک به دیدن اثر مورد علاقه ایشان بیایند و آن را همانند گوهری یک دانه به ملل دیگر عرضه دارند، و آن دسته از آثار هنری و فرهنگی و ادب که در ردیف افتخارات ملل نامیده می شوند از همین مایه سرچشمه گرفته اند.همه بالطبع این واقعیت را خیلی زود فراموش می کنیم که ارزش خلاقیت های هنری نسبی است و به یک درجه ذوق و حال امروز و سوابق فرهنگی ما بستگی دارد.در ابداع های هنری اگر اصول و معیارهایی هم در دست باشد صد البته بـه ماننـد نسبت هـای علمی حساب شده نیست و معیارهـا و محک های هنری بیشتر برای پیروان مکتبی معین معناپذیر است و پذیرش همگانی و بالطبع جهانی نخواهد داشت و ضرورتی هم یافت نمی شود تا تمامی مردم جهان در نقد و ارزی های هنری هماهنگ باشند. چنین وسعت عظیمی برای نقد امور هنری بی شباهت به ساحت عظیم علم نخواهد بود و هیچ ملاک عقلی نمی شناسیم که ارزش هنری تابلویی از «داوینچی» یا قطعه ای از «بتهوون» یا داستانی از «گلستان سعدی» را با یک ترازوی معرفت بسنجد. محک ها و ملاک هایی که در وادی علم عرضه می گردد، همواره با مفروضات و اگرها همراه است، هر چند بسیاری از تازه کاران ممکن است آن نکته ها را درنیابند. اگر این هوای در سر ی بیفتد که بخواهد از روی تفنن در کار هنر داوری کند، باید ابتدا محدوده قضاوت خویش را به گوشه ای معین از کارگاه پهناور هنر جهان منتقل نماید تا هواهای علمی، وی را در پیش داوری عام دلبسته نکند.چند نقاش و شاعر و هنرمند را شاید بتوان از جنبه های معین با یکدیگر قیاس کرد، مشروط بر آنکه گفت و شنود میان مردم اهل علم و هنر آگاهانه صورت پذیرفته باشد و بحث جنبه قاطع و عمومی بپذیرد و نتیجه گیری های نادرست و غیراصولی و اجتماعی و تعصبات و ادعاها، این گونه مباحث ادبی و هنری را به جنگ هفتادو دو ملت نکشاند.با این اصول معیارهای زیبایی شناسی مردمی که با یکدیگر آهنگ مشترک هنری دارند گاهی اجازه گفت و شنود و شناسایی معیارهای فرهنگی را به یکدیگر می دهد و روشن است که این مباحث جنبه جهانی شمولی نهایی ندارد.آنجائی که سخن از برتری یک اثر هنری بر اثری دیگر پیش می آید باید معترف بود که همواره به ذهن و ذوق ما گاهی جلوه ی زیبایی بعضی از های نقاشی بیشتر از های دیگر است و آنکه با همه همداستان و هم آهنگ نیست شاید خود در ذهن خویش معیار و قیاس های دیگری را پرورانده است. این قدرها امید هست که این گفت و شنودها در عالم هنر و فرهنگ، تاریکی ها را روشن و هم آهنگی ها را دلپذیر و در بسیاری از موارد اختلاف عقاید را آشکارتر سازد و با این امید در طریق نقد خلاقیت های هنری در میدان پژوهش هنر اصیل با یکدیگر در سرزمین پهناور هنر گام می گذاریم.این گونه مباحث قاعدتاً به ذوق گروهی سازگار به ذوق دسته ای دیگر ناپسند خواهند آمد. همین قدر که گروهی از اهل فرهنگ و هنر جهان پس از فرو رفتن در ژرفای این معانی با نگارنده هم آهنگ گردند، باب مطلوب گفتگو بازتر خواهد شد.آنچه نگاشته می شود شمه ای است از افکاری که در جستجوی یافتن معیارهای زیبایی شناسی است و برای بازشناختن ارزش های هنر از میان مکاتب گوناگون گزیده شده است.به ذهن این قلم در محدوده فرهنگ و هنر امید آن می رود تا بر اساس شناخت واقعیتی از هنر همراه با شناختن نازیبائی ها مرزهای واقع بینی در زیبایی شناسی هنر را مورد نقد و نظر جمع قرار دهیم و همین قدر یادآور می شویم که در مباحث زیبایی شناسی تعاریف و نشانه هایی پیرامون زیبایی شناسی آمده است و ذهن اهل هنر را مشغول داشته و غالب تعاریف زیبایی شناسی بر پایه خیال انگیزی در شکل و فرم محدود گردیده است.قوائد قابل تمیز زیبایی شناسی خوب از بد، مانند همه ی داوری های هنر اگرچه به ظاهر علمی آراسته جلوه کند باز پای بند ذوق و تشخیص خصوصی است و نگارنده در این گفتار به تکراری از گفته های گذشتگان روی نمی آورد و آنچه عرضه می دارد بیشتر قسمتی از شه های معاصر است پیرامون جستجوی معیارهای زیبایی شناسی هنر که به صورتی و بیان می گردد.چنین شواهدی را باید از دریافت معنا در فرم ها و شکل ها دانست و آشکار خواهد گردید. این معیارها به هیچ وجه نمی تواند مانند قوانین فیزیک عمومیت داشته باشد چرا که زیبایی شناسی در همه ی ملل و دیدها ی ان نیست و لذا چنین مباحثی به تنهایی برای همه ی جهان بینی ها ی ان و کافی نیست.یکی از عواملی که هنر اصیل و غیرتوصیفی را مانند یک ی نقاشی عارفانه یا پند و حکمت های یک قطعه شعر را از نظرگاه فرهنگی و زیبایی شناسی تا حدودی جهان شمول می کند آنست که نقاش و شاعر در بیان مفهوم اثر، طبیعت را سرمشق قرار دهد و عوامل و عناصری را که می خواهد از شادی ها و رنج ها و روابط انسانی و اجتماعی عرضه کند با نظایر طبیعی آنها در آمیزد و بسنجد. هنرمند در تمثیلات و سمبول ها و تشبیهات خویش فی المثل از ماده و خورشید و آب و خاک و روییدن و صبح و شام و زادن و مردن و گفتن و شنیدن و مهر و کین ورزیدن و وصل و فصل و نظایر آن سخن نگوید، اینجا هنرمند به پدیده های طبیعی ساده بیشتر نظر داشته تا ادوات و آلات و روش های بکار بردن مفهوم آن اشیاء در زندگی اجتماعی.هنر می تواند و قادر است مایه ی علمی و مفهوم روشن معرفت را با وجوهی دلپذیر عرضه کند، مشروط بر آنکه وارد بر جزییات نگردد، هنر چنانچه باید، مایه ی معرفتی آن از «حقیقت طبیعت» سرچشمه می گیرد و چنانچه باید، در جزئیات نیز مایه ی «حقیقت طبیعت» به هنر روح و لطافت می بخشد و جزئیات و حواش و درس و بحث تخصصی و صنعتی که به سازمان علوم مدون نزدیکتر است از زیبایی و شکوه و سادگی و قدرت تأثیر هنر ناب نمی کاهد. علم، عقل را به زنجیر می کشد و شور و مستی هنر ناب، شه را از پای بندی ها آزاد می کند. وقتی هنرمند بجای طبیعت و طبایع، بجای سیر برون و درون، ساخته های تصنعی جامعه را به عنوان سرمشق در هنر راه می دهد، و فی المثل روابط انسانی و تأثیرات یا توصیف معشوق خویش و یا نظایر آنها را بسنجد، از زیبائی هنر کاسته می گردد. در شیوه های هنر معاصر، شیوه ی این گونه توصیف ها بیشتر مخصوص فا ان است و به ندرت در متن هنر ناب قرار می گیرد.اصل اول، گرایش ذهن است بسوی مجردات و وابستگی ها، از راه شناخت حقیقت طبیعت و سفری است به سر منزل هنر ناب که ما را در وادی های تحسین هنری در مرکز دایره ی هنر ناب قرار می دهد، و پروازی است آزاد، دست افشان و کنان بر بال های شه و بر فراز مادیات و هنرمند که زبان حقیقت طبیعت را زیباتر و خوش تر از زبان و جاه و مال درمی یابد. و، آن را پایگاهی قرار می دهد، برای پرواز به فضاهای پاکیزه، برتر و فراتر.اصل دوم، همزاد منفی اصل مثبت اول است. گرایشی است بسوی ماده و جزئیات و روش های جامعه، مانند علم و صنعت و جامعه شناسی و تاریخ نویسی و امثال این فعالیت ها که بیشتر در عهده ی ناظرگرایان هنر است. به این ترتیب هنری که به تأثرات و خواسته های طبیعی درون یا به روان ی آدمی و مردمی نزدیکتر باشد، با مقیاس هنری که در این بحث پیش رو داریم آراسته تر و خوش تر از هنری است که به سایر شرایط زندگانی اجتماعی و تمدن علم و صنعت نزدیکتر است.درد عشق و ندای دل و حتی گرفتاری های اجتماعی که با کانون اصلی روان انسان سروکار دارد و اگر با مقایسه های طبیعی و مراعات سنت هـای هنـری مطرح شود می تـواند هنر ناب به بار آورد. اگر درگیری های روان آدمی را به زبان تخصصی علمی دور از تشبیه و قیاس با کارگاه طبیعت در قالب هنر عرضه کند به سختی صورت محدود پیدا می کند و از هنر ناب دور می شود، هنر با الفبای ساده ی زیست انسان و با مجردات شه های بشر بیشتر سروکار دارد تا با صنعت و بقیه ی ساخته ها و حکمت طلبی و فایده جویی در میدان علوم علمی و تخصصی و صنعتی و لذا از این روست که محدوده و گستره ی هنر، همواره از میدان های علوم صنعتی و تخصص های آزمایشگاهی و نتیجاً از سودجوئی و منفعت طلبی دوری جسته و به روان و شه و مجردات انسانی جسته است.هنری که از طبیعت و اجتماعات ساده بشری ارشاد یابد به ذوق این نگارنده نزدیکتر است تا آنچه که از کارخانه و صنعت و واقعیات روزانه جوامع بشری سرچشمه گیرد. البته عرضه داشتن نقش هایی از صحنه های عام و زیبایی جوامع بشری در تالارهای فرهنگی ضروریست. داستان نویسان، رو مه نگاران و نقاشان و سینماگران در عرضه آثار باشکوه از جلوه های زندگی جوامع بشری با فرم های هنری ی بسیار دارند. آشنائی این دسته از هنرمندان با زوایای مخفی فرهنگ و هنر ملت ها محققاً خواهد توانست کلامشان را گیراتر و دلپذیرتر کند. اما وارد جزئیات کار، زندگی صنعتی و اجتماعی روزانه در هنر اگر بسیار انه نباشد جنبه ابتذال در هنر پیدا می کند. هنرمند، آنگاه که از کاروان حیات و بانگ زمان یا قفس و ، رنج و شادی محدود و بی پایان و از ارزش های اساسی و روابط انسان ها در جامعـه به نحـو کلی صحبت می کنـد، بیانش و کلامش طبیعی و هنرمندانه است. اما هر چه به جزئیات علمی و فنی و اجتماعی این امور بیشتر وارد شود، هنر به جنبه ی زندگی روزانه و گزارش نویسی و واقعه نویسی نزدیکتر می شود و از نیروی آوای آسمانی آن کاسته می گردد. شک نیست که بعضاً آثار هنر و نگاره هایی که به منظور اجتماعی یا خلق می شوند ممکن است جهت پرورش افکار عمومی جامعه ارزشمند و شایسته تر از هنر ناب باشند. اما در این نگارش نگارنده به سودهای مادی و اجتماعی نظر ندارد. هنری که در دوران آدمی اثر کلی و طبیعی و تا حدی فارغ از نظام های اجتماعی و فایده جویی های مادی را پدید آورد نوائی است که از دل شوریده برخاسته و در گوش جان شنونده آشنا اثر می گذارد. نه آن سخنی که براساس برنامه از پیش حساب شده ی بخصوصی و ب دانه از پی آن جای دارد. که، روان آدمی را در پرونده ی اجتماعی معینی به نظم درآورده باشد.به هر حال هنـر ناب، چه نظـم خوش، چه نقاشـی اصیل، چه نمایشنامه و داستان های اجتماعی، هرکدام به جای خود ارزشمند است. در این گفتار می کوشیم که هنر ناب را از آفریده های کم شور جدا سازیم و این نه آن است که هنر ناب را از دیدگاه های مادی آن برشماریم بلکه برتری و فروتری آن را با دیگر پدیده های اجتماعی قیاس می کنیم. ع این اصول هم به رسم عقل حقیقتاً مترتب است. سردبیر چیره دستی که در رو مه ای مسائل روز را تحلیل می کند از افراط در ذکر طبیعت و حجم و ریتم و فرم و تکنیک و ذکر گل و گیاه و رنگ و بوی پروازهای هنرمندانه پرهیز خواهد جست، اعتبار کار او بیشتر در ارزی های دقیق اوست. تا، توجه به شور و تجزیه احساسات هنرمندانه ی خواننده. هر چند، سیر در پیرامون این شه بسیار دلنشین است. ولی ناچار باید از این بحث چشم پوشید تا به پهنا نرویم و سررشته ی سخن را برای جز این دو اصل که عنوان شد اصول سنت های هنری جهان را نادیده نباید گرفت. هنر در تاریخ همواره پیامی در برداشته است، نقش شه ای را تصویر کرده است و خلاقیـت در هنـر چنان است که «دُر» سخـن را در میـان دیگر خوبرویان شناخته شده ی محافل هنری سربلند سازد. و از تکرار نقش های دیگران و جابجا مفاهیم و واژه ها دوری جوید تا حاصل خلاقیت از منشاء شه های مجسم برخوردار شود.زبان هنر، جزئی از فرهنگ معین هر مردم است، مختصات اصیل هنر، مانند لفظ و ترکیب باید در چارچوب همان فرهنگ قرار گیرد و روشن است که مثلاً شعر فارسی نمی تواند کلمات نامأنوس فراوان از زبان های بیگانه در بربگیرد. یا پیوسته اصطلاحات و اوزان و اشارات اجتماعی فرهنگ های دیگر را بکار برد. درست است که هنرمند مانند عالم پای بند مقررات فشرده طبیعی نیست، ولی سرانجام هر هنرمندی که پیامی برای مردمی دارد باید در متن فرهنگ و سنت های هنری همان مردم سخن بیاورد. هنری که در خورِ آن است تا در فرهنگ ملتی جاودانه ثبت شود قطعاً معنی نو و گفتاری دلنشین دارد. معنی و استخوان بندی تفکر و روابط بین اجزاء هنر چیزی است که بدون آن اگر هم در ظاهر سخن آراسته ای باشد! درون آن تهی خواهد بود. هر چه معنی و ترکیب هنر نوتر و سخن از تقلید و تکرارها و شنیده ها دورتر باشد، هنر گرانبها تر است. در این منظور سعی و تلاش بر آنست تا دور از اغراض و گرایش های ناروای نفس این سلسله مباحث ادامه یابد و نمونه هایی از زیبایی های نهان هنر بزرگان گذشته و حال را از پس ی شه های خیال انگیز بدر آورد. هرچند بحث در این مجموعه متوجه هنر معاصر و عیارهایش خواهد شد و محتوا و اصولی که عرضه می گردد جنبه ی جهانی هم دارد و بر این مبنا اگر لحظه ای قادر باشیم قالب های متفـاوت هنر را به کنـاری بگذاریم، معیـارهای پیشنهادی درباره ی هنر نو و علی الاصول هنر دیگر کشورها نیز صادق خواهد بود.آن بخش از زیبایی های موجود در هنر معاصر که از حقیقت سرچشمه می گیرد. و، از مرز زبان های مختلف در می گذرد و همچنین مفهوم اصل اول در هنر معاصر که معنا را به فهم و درک نزدیکتر می کند پای بند زبانی خاص نخواهد بود.آنچه از معنای حقیقی هنر معاصر استنباط می شود، برجستگی و ویژگی شه را مدنظر قرار می دهد، این ویژگی نه فقط در بعد ساختـار و عرضـه ی فرم قابل بـررسی و بحث می بـاشد که عموماً در زاویه ی نگرش به مفاهیم مورد کار نیز در محک تجربه گذارده می شود، آنچه به عنوان انبوهی از شه های قابل عرضه در دوران های فکری هنرمند بروز می کند، بیان فعالیت و نمودارهای ذهنی آن را بر می شمارد و از سویی دیگر گستاخی بیان شه خود لازم یک ساختار هنرمندانه است و این توده ی عظیم توفنده نه فقط بیانگر همه ی زیبائی ها و همه ی غیر حقیقت ها می تواند باشد، بلکه نتیجه متساوی با کشف یک حقیقت بزرگ را در برابر بیان مقیاس بزرگی از درک هستی به همراه می آورد.این پـایه از دست ی بـه گستردگی شه حاصل روش محققانه تفکر هنرمندی است که در به دست آوردن حیاتی نو در شه همواره در تکاپو و جستجوی ذهنی می باشد و این تلاش برای یافتن مفاهیم نه فقط برای هنرمند قابل لمس می باشد، که همه ی شمندان نیز چنین گستردگی تفکری را همواره در امواج تخیل خویش دامن می زنند و یا به عبارتی دیگر، مردمی شدن هنر، آنگاه جنبه حقیقت و اص می یابد که طرح و شه، با نگرشی جامعه شناسانه صورت گرفته باشد و لازمه ی چنین بیان و توفیقی در انتقال مفاهیم، حضوری سرشار از ذهن و تفکر هنرمندانه و توجه وسیع به سیر فرهنگ ها از آغاز پیدایش حیات تا زمان بیان هر شه را به پشتوانه ارزش هنر نسبت می دهـد و هرگاه که ظهـور پدیده هـایی نو، رخ نماید، بازتاب اث ذیری شه ای نو در قلمرو هنر و ادبیات است و آن را امروز به لحاظ جنبه سالمندی حضور تفکر ابن سینایی که وابستگی محض به قدرت شه دارد، نسبت می دهند و ملازم شناخت روح پاک عارفانه انسان متعالی است. چرخ ساده هنرمند طغیانگر در دوره ی پارینه و نوسنگی حیات، روحی شگرف و عمیق دارد که همواره بین آن و گردش تفکر هنرمند معاصر چرخشی ملموس وقوع دارد و این عاری از تفاوتی وسیع است که نایل شدن به آن را روند فعالیت بشر در دوره ی خلاقیت هنری آن به حساب آورده اند.این تداوم در طی تاریخ همواره ادامه یافته است، لیکن تداوم آن و ممتد تداوم داشتن شه و بدون جهش بودن آن یک فضای دگرگون و یک بیان نوباورانه را شکل نمی بخشد و شرایطی رایج با ارتباط ملموس با چرخش های دگرگون کننده رایج و پیدایش روش های نوین عصر جدید منحصر به بیان شه های فردگرایانه نشده است، هر اثر هنری به نفس خویش و ذات هنرمند با داشتن قابلیت های بیان به بافت و سازشی دوباره از یک حیات می انجامد و به طور موازی برای ایجاد یکتایی و موازنه ی ذهن با بیانگری ها و خصیصه های بنیادی یک تفکر به نگرش های تصویری روی می آورد. آنچه به طور رایگان با نگرشی جامعه شناسانه با بررسی آثار هنرمندانی چون «رامبراند» و امثال شه های او تحلیل می شود امکان دارد دید واقعگرایانه نباشد، اما آغاز خلق یک شه جزئی، که از نظر هنری، در مرتبه و بیان بالای هنرمندانه است در گوناگونی نسخ هر دید، دارای ارزش هایی متفاوت است و حال، آنکه در روند طبیعی یک شه، مرسوم و معمول آن است که سیر شه، بیان ملموس داشته باشد و غیرملموس ها را از حدود یک ذهن موازی با تصورات هنرمندانه منفک کند.ارزش بیان شه در کلیت های یک حرکت هنری با نمودارها و ساختارهای مواد و ت بیان آن و دیگر ابزار و برش هایی که هنرمند مورد استفاده قرار می دهد ارتباطی مستقیم با مفهوم بیان ندارد و ابزار و روش فقط در ارائه شیوه و تبدیل آن به گنجایش یک نگرش کیفی شکل می بخشد و این امر در حرکت بیان دارنده شه هنرمند به ح گفتگو شکل می گیرد و در بیان دستاوردهای زیبایی شناسانه ای که اثری در فضای فرم و حس شه به وجود می آورد، روشنگر تمام مفاهیم است و در مقیاس عظیم هریک از شه های برگزارکننده این اذعان مدعی آنند که خود در قیاسی عظیم با تنزل احساس ها به بیانی نو در زیرساخت شه بپردازند.اصولاً در بیان و در حدود یک نگرش تازه در قالب های عصر درخشان شه با نهایت به اخذ یک پایمردی در بیان هویت های پس افتاده در نگرش ها به جوامع بشری، مسیر حرکت تاریخ دچار یک قابلیت بازت شده است و اختراع های هر عصر موجب بیان تد ر تازه ای در شیوه های گفتاری است و عموماً بیان کننده ساختارهای یک شه است.از آنجایی که بیان های هنرمندانه تابع دریافت های شه ای از رخدادهای محیطی و تاریخی بشر می باشد، توجه به نگرش های زیبایی شناسانه در آنها و میل به شناخت ماهیت های رفتارهای انسانی را در هر دوره از تاریخ به همراه دارد. و، این پیوسته آمیخته است با نگرش انسان به مفاهیم عالیه و خلوص و پاکی ریشه ی شده انسان متعالی و هرگونه هنر که با چنین عنصری آمیخته گردد، شکلی تازه یافته و معنای انسان را رقم می زند و این شه تابع بیان هویت انسان عصر خویش است و از سویی دیگر هویت نهفته تاریخ حیات بشر را متحمل می گردد و این عظمت نهفته ی شه را هنرمند با فرافکنی گفتار که در بیان شه ای مستتر است. که، حکایت می کند و از عرضه معنای حیات بشری در طول سال های پیدایش شه دور می شود. و بخاطر آن آفریده شده است تا ضرورت رعایت قواعد شناخت اسنادی انسان در بیان قالب های موردی خود را به بیان بهره های اصولی معین و سبک نگارش انسان روزگار معین هر عصر با همخوانی های معاصر او همسو و موازی نماید.آنچه آهنگین و پسندیده بیان می گردد، موسیقی اش کلاسیک است و فرم های جانبی آن به ایستادگی و بیان اشکال حقیقی می انجامد و از عناصر قراردادی و ناگفته های تاریخی پرهیز داشته است و در هنر به اصلی اعتباری و بیان هویتی رسیده و قراردادهای متداول زمان خویش را در عنوان های مضمون نظام هنرمندانه قلم می زند تا در بیان غم سرگشتگی انسان معاصر تاریخچه ی ظهور و سیر تحول فکری او را بازشناسد، گرچه این مقصود و منظور از تکامل حیات رازی نهفته را باز شناساند و در بیان هویت های ناگفته تلاشی مستمر را در بیان اعتبار ناگفته ها به همراه آورده باشد.توفیق وی در بیان چنین شه ای آنچنان باید هنرمندانه صورت پذیرد. که، دامنه ی وسیع تفکر انسان متعالی را به سیطره ی بر جهل وسعت بخشد و از نهایت بیداری به اعماق جهل تاریخ، روشنگری های حکیمانه ای به تاریخ حکومت های باطل که پیوسته در صدور جاهلیت ها در بیان نادر خویش با نقاب و چهره پردازی به مظلومیت منتهی نه بیدار که در سیطره جهل حاکمیت در بیان شه به تعمق رفته اند فریاد داشته باشد و چنین شه ای ضامن تداوم حیات بشر است و در بیـان هنرمندانه اش با عرضه ی تصویر حقیقی حاکمیت به جوهره ی مظلومیت هر ملت کـه رنج پذیرش حاکمیت جهل را بر گرده تاریخ و گذشتگان و بر ساق بازوان نسل جوان خویش آذین بسته است این شه ی هنرمندانه نه فقط قادر به بیان چنین تصویری است بلکه در شکافتن معنای نادرست شکل حاکمیت نیز در بیانان های مظلومانه و هنرمندانه در جهد و سعی قدم برمی دارد و این مسیر هم که تلاشی مستمر دارد و هم معنایی بدور از حیات خویش را بدون درنگ در بیان نظام شکل بخشیده باشد تنها جوهره ی شه را م م به بیان حقیقت دانسته و در ذکر عنوان مصون نگه داشته شده ی هویت هنرمند ریسمانی هرگاه و هر لحظه بر لبه پرتگاه قهر در ستیزی جانانه با جانیان بنیان برانداز با شه ای ستیزگر به ترویج معنا می رود و در توفیق حیات روشن انسان متعالی در استمرار معنی او با بیان هویت خویش نه تنها در تلاش، بلکه در شناخت و نه در لفظ و در شناخت که. با میل به آگاهی و عمل در دوره ی نگرانی در تاریخ با زام به قرار گرفتن در مجموعه شه جامعه به بیان هویت فکری ملتی بپا می خیزد که جوهره ی شه و بیان واقع گرایانه ی اثر هنری خویش را در موجودیت شه آن جامعه ی ستیزگر برگرفته باشد و در پیشبرد شه های خویش در بیان هنرمندان به اص هویت جوامع بشری با توجه به احاطه ی شه برتر معاصر در مسیر تاریخ به آگاهی های تاریخی شکلی معتبر می بخشد.ابداع در بیان همگانی شه های نوخیز، ایجاد حرکت در جوامع رکودپذیر، خیزش انسان از اعماق جهل، ترویج رویه ی رد حرکت های سلطه گرایانه دوره های تاریخ، دعوت به بیان هویت های انسان خواهانه، ترویج شه متعالی انسان گرایی، توجه به حقیقت وجودی و فطرت نهادی انسان، چرخش در شناخت حقیقت یک معنای متعالی، تمکین به باورهای صادقانه انسان هم عصر خویش، توجه به نویدهای رودررویی با تاریخ، رد شه های جوامع وسطایی، عدم قبول فعالیت های تجاری در قالب ارتباط های فرهنگی، بیان شه ی متواضعانه با نگاه جامع انسان عارف، همه و همه اصول بیان های شه هنرمندانه است و این همه حکایت نیست و بیان درد یک تاریخ است، ناگفته هائیست از آنچه گذشت و وقوع زام به آن، تحول به بیداری است، زامی به بیداری که در شعاع پرتو حقیقت خواهانه آن، انسان به بیداری و به تعالی بنشیدند و با نگاهی در خویش، دریافتی عمیق داشته باشد و جز ساختارهای پیچیده ی یک نمودار معنایی به بیانی دیگر یک دو شرط مورد نیاز بیداری جوامع را گرد آورده باشد و تقاضای همگانی اش، آن باشد که نگرشی توفیق خواهانه به معنای یک ضرورت انسان گرایـانه را گرچـه با تـأثیرات حوزه ی فرهنگ ها متفاوت به حساب آورد اما به عنوان شیوه ای جامع و اجرایی نو شناسانه در بیانی شمندانه در مجرای تازه های گفتاری یا بیان های ناگفته ها به تلفیق شکل و فرم و حرف با الهام از حیات انسان متعالی و نیز به توجهی خاص به گویایی اثر یاری بخشد و در بیان فعالیت های فکری یا به یقین درآوردن خجستگی ها به بیان بحران های فرهنگ متقاطع اجتماع ها با مقایسه های گوناگون شکل و هویت هر تظاهر را که بی شک توجهی است به فرم های شه با عرصه های گویایی در اثر هنری اعتبار و عیار را در سنجش ارتقاء دهد.از دوره ی رمانتیک ها به بعد تمام شه های هنرمندان با بیان های صادقانه خویش دچار نوعی احساس توأم با هیجان شده است و همواره در قالب های گفتاری خویش نوعی دوری از عقل را در محافل هنرمندانه ترویج کرده است. این امر نه تنها به باورهای شه ای هنرمندانه لطمه ای عمیق زده است، بلکه بر شناخت هویت های انسان گرایانه ی شه ای نیز خدشه وارد آورده است که تا دوری جستن از آن، علاقمندان به هنر معاصر، در مواجهه با مکاتب شه ای دیگر، دچار سستی در بیان علت ها و عدم دسترسی شده اند و به دلایل گوناگون در بیان و گفتارهای خویش مانده اند، این گونه تصورها همواره در رهایی از تصورهای باطل که حکایت از دوری جستن از معنای انسانی دارد یک ریشه و یک قطب دوگانه در نوسانات روحی دارد که عموماً در قابلیت های هنرمندان به خاطر عدم توان پذیری آن به آسانی و باآرامش بیان روح خاطر خویش را به سهولت وسعت شه به ناباوری در ترویج معنا سوق داده اند. آنچه موجب عزت بیان در تجارب یک روشنگری هنرمندانه، بوده است، عرضه فرهنگ تمام نماد همگانی است و یا به عبارتی دیگر در بیان های بسیاری از هنرمندان وقوع پذیرفته است که در صورت و بیان شکل هنرمندانه نوآورترین نوع شه را در بیان بازیافت های اجتماع خویش بکار برده اند.آنچه نگرش هنرمندانه را در عرضه آثار ادیبانه خویش هویت و اعتبار بخشیده است نه تنها بازجویانه ی آن در تعالی روح است، بلکه بازتاب همه ی قاعده هایی است که تعالی روح خطر پوی انسان را در موازنـه با خاطره ی مذلت بار انسان اکنـون، همه ی باورهای خود را در قطبی دوجانبه در مسیر بررسی های خویش پنهان نگهداشته است.دنیای اکنون و جوامع نو و متمایل به صنعت، هرچند به گسترش زمینه های نوخیزی شه در ابعاد گوناگون تلاش داشته است، اما همواره با پذیرش یک شیوه باورگرایانه که برگرفته از ثبات تفکری شمندان است و همواره در هر نظام، تمام آنها با توطئه ای روبه رو بوده اند که براساس رعایت طبقه و نقشه های گوناگون تا رشد فکری و معنوی دوره های تاریخی از واقع بینی تـا جامعه شناختی که بشر را همواره در معرض کنکاشی های همه جانبه قـرار داده است بـه همان تفکر در راه افزایش پارامترهای گفتاری به اقتضای رسم تحکیم در انعکـاس نفس توفیـق منظـور داشتـه و شـه هایش به علت قراردادهایش با تأخیری قابل ملاحظه و دور از اختیار اتفاق افتاده است.
۷۴ سدی که آب بر دریاچه ارومیه بسته اندگروه گزارش :سال هاست موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه سرخط همیشگی و مداوم انواع رسانه هاست.روزی نیست که کارشناسان، مسئولان و مردم از طریق رسانه های مختلف به بیان عمق نگرانی خود از خشک شدن دریاچه ارومیه نپردازند.
سمینارها، کنفرانس ها، همایش ها، طرح ها، پروژه ها و را ارهای متعددی نیز در این سال ها برگزار و اجرایی شده تا دوباره این دریاچه به مسیر احیا بازگردانده شود.اما در این میان برخی مدیران تی بعضاً اظهار نظرهای تأمل برانگیزی می کنند که در گزارش پیش رو با تشریح و تبیین تأثیر سدسازی در روند خشک شدن دریاچه ارومیه از زبان برخی کارشناسان، متخصصین، مسئولان و وزرا به واکاوی یک اظهار نظر مدیر تی می پردازیم که اظهار نظرش سوژه رسانه ها شده و حتی واکنش مردم عادی با ابت ترین معلومات عمومی را نیز بر انگیخته است.
*تاثیر سدسازی در سرنوشت متفاوت دو دریاچه در ایران و ترکیه
مرتضی حقوقی عضو هیئت رئیسه جامعه ین مشاور و رئیس کمیته محیط زیست این جامعه در خبری گفته است توسعه زمین های کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه و نیز افزایش تعداد سدهای این منطقه علل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه اند.او در این اظهار نظر کارشناسی به مقایسه دریاچه ارومیه و دریاچه وان ترکیه نیز پرداخته و گفته است: اگر گرم شدن زمین و اقلیم به طور کلی، موجب خشک شدن دریاچه ارومیه شده باشد، این وضع باید دامن گیر دریاچه وان هم می شد.وی افزوده است: در این دو دهه، ۲۲ سد در حوزه ارومیه احداث شده که البته ۸ سد به بهره برداری رسیده و مابقی در مرحله مطالعه و اجرا هستند. در منطقه آبریز دریاچه ارومیه در آذربایجان شرقی، ۳۶ سد احداث شده و ۲۲ سد به بهره برداری رسیده است. همه این سدها را وزارت نیرو احداث نکرده، بلکه تعداد زیادی از آنها، سدهای کوچک تری هستند که از سوی وزارت کشاورزی احداث شده و مورد بهره برداری قرار گرفته اند. ۴ سد هم در کردستان ایجاد شده و یا در دست احداث است.
*سدسازی عامل وخیم شدن وضعیت دریاچه ارومیه
سخنان دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری نیز شنیدنی است.پیروز حناچی در خبری گفته است اگر چه عوامل مختلفی در وضعیت کنونی این دریاچه دخیل است اما در گزارش های وزارت نیرو آمده است که در رودخانه های منتهی به دریاچه ارومیه ۴۴ سد زده شده و در برنامه است که این تعداد به ۹۰ سد برسد.حناچی با اعلام اینکه مابقی این سدها یا در دست اجرا بوده و یا اینکه در نوبت ساخت قرار دارد، ادامه داد: به طور حتم با وضعیت کنونی دریاچه ارومیه، این طرح ها مورد بازنگری قرار می گیرد اما در حال حاضر شرایط دریاچه ارومیه رو به وخامت رفته است.وی این را هم افزوده است که امروز برطرف مشکل دریاچه ارومیه با تحمیل هزینه های بسیار و ت یب سدها امکان پذیر می شود، بنابراین بهتر بود که از همان ابتدا حداقل دخ در طبیعت انجام می گرفت و این موضوع باید نقشه راه دستگاه های اجرایی در انجام وظایف اجرایی باشد.
*بحران دریاچه ارومیه ناشی از ۷۲ سد اطراف آن است
چندی پیش محمد درویش مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در این خبر گفته بود اگر با اقدامات درست منابع آب مدیریت می شد دیگر شاهد تیره شدن روابط استان هایی همچون یزد، قم، کرمان و غیره بر سر آب نبودیم و علاوه بر این دریاچه ارومیه نیز هیچ گاه با ۷۲ سد تاسیس شده در اطرافش به بحران کشیده نمی شد.
*سدسازی منابع تأمین کننده آب دریاچه ارومیه را نابود کرد
حسن عباس نژاد که تا چندی پیش مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی را بر عهده داشت و رئیس شورای منطقه ای حوضه آبخیز دریاچه ارومیه نیز بود در سال ۹۳ خبر بسیار حاشیه ساز و البته بسیار تلخی را اعلام کرد که در خبرگزاری تسنیم با این تیتر دریاچه ارومیه ۱۰۰ درصد خشک می شود منتشر شد.
وی چندی پیش نیز در خبری گفته است در سال های اخیر با سدسازی جلوی منابع تأمین کننده آب دریاچه ارومیه یعنی رودها و سیلاب ها گرفته شده و سدسازی عمده ترین دلیل خشک شدن این دریاچه است.وی افزوده بود: در حال حاضر دریاچه ارومیه در بدترین وضعیت صد سال گذشته قرار دارد و از سال ۷۵ به بعد نزدیک به ۳۰ میلیارد مترمکعب آب از دست داده ایم.
*بحران دریاچه ارومیه ناشی از استمرار سالیانه ذخیره آب در پشت سدهاست
سخنان راضیه لک مدیر زمین شناسی دریایی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی ایران نیز از وجوهی علمی کاملاً تأمل برانگیز است وی در خبری گفته است وضعیت دریاچه ارومیه بیش از هر چیز متأثر از فعالیت های انسانی صورت گرفته از سال ۱۳۷۷ به بعد است که عمده آن ها مربوط به سدسازی در مسیر رودخانه و ذخیره آب رودها در پشت سدها بر می گردد.
*ضرورت توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه
حتی حمید چیت چیان نیروی ت یازدهم در خبری با اذعان به تاثیر غیرقابل انکار سدسازی در خشک شدن دریاچه ارومیه گفته بود که طرح ت برای احیای دریاچه ارومیه شامل پنج محور است که شامل “توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه، قطع مطالعات سدسازی در منطقه، مدیریت آب سدها و لایروبی رودخانه های منتهی به دریاچه ارومیه، انتقال آب از رودخانه ارس و تغییر مسیر رودخانه های حوضه به سمت عمق اصلی دریاچه.”
*نگاه ت عی مدیران وزارت نیرو به سدسازی بی رویه
جالب است بدانید که ارسلان هاشمی مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان شرقی در خبری با وجود اینکه می گوید تاکنون تعداد ۲۴ سد در حوضه دریاچه ارومیه در سطح استان آذربایجان شرقی احداث شده است با این حال معتقد است تأثیر سدهای موجود در خشک شدن دریاچه ارومیه شش درصد است، البته جای شکرش باقیست که همچون همکارش، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای در استان آذربایجان غربی کلاً منکر تأثیر سدسازی ها در خشک شدن دریاچه ارومیه نیست.در واقع ابراز دیدگاه مدیران منصوبی وزارت نیرو در کلیه سطوح آن متأثر از یک نگاه ت عی است که این وزارت خانه در حوزه سدسازی دارد چرا که وزارت نیرو از این سدها دفاع می کند و وجود آنها را برای دریاچه خیلی مضر نمی داند، اما منتقدان معتقدند این سدها به علت دگرگون جریان طبیعی رودخانه هایی که آب دریاچه را تغذیه می د، اثرات تعیین کننده ای در تقلیل آب دریاچه داشته اند.
*تعداد، اسامی و محل احداث سدهای ساخته شده در مسیر دریاچه ارومیه
۱- سد پارام استان آذربایجان شرقی.۲- سد چوغان (جوقان) استان آذربایجان شرقی.۳- سد آمند تبریز استان آذربایجان شرقی.۴- سد اردلان استان آذربایجان شرقی.۵- سد تاجیار سراب استان آذربایجان شرقی.۶- سد تیل استان آذربایجان شرقی.۷- سد حسنلو استان آذربایجان غربی.۸- سد ده گرچی اشنویه استان آذربایجان غربی.۹- سد زولا استان آذربایجان غربی.۱۰- سد ساروق (گوگردچی) استان آذربایجان غربی.۱۱- سد شهرچائی استان آذربایجان غربی.۱۲- سد علویان استان آذربایجان غربی.۱۳- سد شهید کاظمی بوکان استان آذربایجان غربی.۱۴- سد قاضی کندی استان آذربایجان شرقی.۱۵- سد قلعه چای عجبشیر استان آذربایجان شرقی.۱۶- سد قوریچای قوشاچای (میاندوآب) استان آذربایجان غربی.۱۷- سد قیصرق استان آذربایجان شرقی.۱۸- سد کردکندی استان آذربایجان شرقی.۱۹- سد مقصودلو استان آذربایجان شرقی.۲۰- سد ملا یعقوب استان آذربایجان شرقی.۲۱- سد ملک کیان استان آذربایجان شرقی.۲۲- سد مهاباد استان آذربایجان غربی.۲۳- سد نهند استان آذربایجان شرقی.
*تعداد، اسامی و محل سدهای در دست احداث حوضه اصلی آبریز اورمیه
۱- سد اشنویه (چپر آباد) استان آذربایجان غربی.۱- سد چراغ ویس استان کردستان.۳- سد چای استان آذربایجان شرقی.۴- سد باراندوز استان آذربایجان غربی.۵- سد سیمینه رود استان آذربایجان غربی.۶- سد شهید مدنی (ونیار) استان آذربایجان شرقی.۷- سد لیلان چای استان آذربایجان شرقی.۸- سد نازلو استان آذربایجان غربی.۹- سد اسانه بوکان استان آذربایجان غربی.۱۰- سد دیرعلی استان آذربایجان غربی.
این در حالی است که احداث ۴۱ سد درحوضه اصلی آبریز دریاچه اورمیه در دست مطالعه است.
*انکار تاثیر سدسازی در بحران خشکیدگی دریاچه ارومیه
اما در این کره خاکی چه ی تنها فرد مخالف تاثیرگذاری سدسازی در خشک شدن دریاچه ارومیه است؟کیومرث دانشجو مدیر عامل شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی اخیراً بعد از چهار سال غیبت از مواجهه به خبرنگاران و با پرهیزهای مکرر و ادامه دار در رودررویی با رسانه ها با ب ایی یک تور گردشی و بازدید تعداد محدودی از خبرنگاران از تعدادی پروژه معمولی گفت: به هیچ عنوان دریاچه ارومیه به خاطر سدهای ساخته شده خشک نشده است، هر چنین مطلبی را عنوان کند حرف غیر کارشناسانه ای زده است.آن گونه که پیداست در این کره خاکی هیچ کارشناسی غیر از مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان غربی دانش و تخصص وی را ندارد و این همه ، کارشناس، ، رئیس سازمان، ، معاون و حتی مافوق وی بلد نیستند حرف کارشناسی بزنند.البته دانشجو در این چهار سال نگفته است چرا شرکت تحت مدیریت وی حتی یک بار هم در رسانه های مرجع به دنبال مطالبه بودجه های به تعویق افتاده، تخصیص نیافته و هزاران میلیارد تومانی این شرکت و ستاد احیا دریاچه ارومیه نبوده است.وی در این مدت نگفته است که تخصیص نیافتن بودجه های تی سبب بغرنج شدن شرایط دریاچه ارومیه و رسیدن سطح آب آن به یک سوم سه سال پیش شده است چرا که در واقع آنچه که در حوزه مسائل مالی اتفاق افتاده فقط اعداد و ارقامی بوده که در قالب وعده مطرح شده اند بنابراین پول چندانی به پروژه هایی که در قالب را ارهای ۲۷ گانه ستاد احیا باید از سوی ادارات و دستگاه های اجرا می شد تخصیص نیافته است.به گزارش آرازآذربایجان به نقل از تسنیم ، وی در چهار سال اخیر ضمن آنکه به صدها تماس تلفنی خبرنگاران پاسخ نداده بلکه به ده ها دعوت نامه مکتوب، تلفنی و حضوری رسانه های مرجع برای حضور در مصاحبه های تخصصی ترتیب اثر نداده و به جای پاسخگویی به نمایندگان افکار عمومی مدام به ارائه گزارش عملکرد به مدیران بالادستی پرداخته است. نوشته شده توسط admin در یکشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۵:۰۹ ق.ظ