تحویل پنج محکوم ایرانی در نقطه صفر مرزی افغانستان

سفیر افغانستان در ایران: روابط تجاری ایران و افغانستان کاملاً یک جانبه است/میان نهادهای امنیتی دو کشور تماس های مداومی وجود داردبه گزارش پیام آفتاب، رو مه شرق چاپ تهران در شماره شنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۶ خود مصاحبه ای با «نصیر احمدنور»، سفیر افغانستان در تهران را منتشر کرده است که متن کامل آن در ادامه می آید.ایران زمین، سفارت افغانستان؛ باید به سمت سالن بزرگ، محل برگزاری جلسات رسمی قدم برداشت در میان فرش قرمزرنگ. تقریباً نصف سالن به رنگ سبز فیروزه ای است؛ هم رنگ کت و شلوار خود میزبان. در راهروی ورودی، چند ع روی دیوار به تزیین نشسته است؛ عبدالله عبدالله، محمداشرف غنی و در میان این دو، احمدشاه مسعود، ملقب به «شیر دره پنجشیر»؛ تصویری به اندازه تاریخ مجاهدت افغانستان. در میان قاب های متعدد از تصاویر مردان تاریخ در یک سو و اتاق پذیرایی در انتهای دیگر سالن، میزی بزرگ با رومیزی سبز چیده شده است، طوری که آدم را یاد مراسم شام، مراسم گردهمایی های هم مدرسه ای ها و هم ی های قدیمی می اندازد. در این فضای صمیمی؛ فضا به صحنه سرد دیپلماتیک هیچ شباهتی ندارد و نصیر احمدنور، در مقام سفیر افغانستان در تهران، بیشتر از اینکه سیاست مدار باشد، تنه به ادبا و شعرا می زند. شعر خوب می خواند و وقتی از حافظ، سعدی، مولانا، صائب تبریزی و فردوسی می گوید، مروارید بر چشم فرومی نشاند. در مقابل فارسی ز در افغانستان، شعری از «نجیب باور»، شاعر جوان افغانی را تا انتها و تندتند، مانند شاگردی تیزهوش در مقابل معلم سخت گیر می خواند: «زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است/ شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکی است…. مرزها دیگر اساس دوری ما نیستند/ ای برادر! اصل ما را نیک می دانی یکی است» «تاجیکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری» / این زبان پارسی را هرچه می خوانی، یکی است!» او این چنین از دامن هم کیشان خود اتهام ز می کند در دفاع از زبان فارسی. گوشه دیگر اتاق، تلویزیونی با قاب مشکی مدام خبرهای روز را از افغانستان پخش می کند؛ تصویر زنی با لباس های پررنگ وجلا که بیننده را بیشتر با الوان زندگی آشنا می کند تا فضای ترور و خشونت در میان ای کابل، قندهار، بلخ، مزارشریف و دیگر ای افغانستان. ۴۰ سال است که افغانستان در دامن جنگ گرفتار است و احمدنور هم به آن اشاره می کند. او باحوصله از اقتصاد می گوید؛ از بندر چابهار که امید به آن بسته اند. از آب و حقابه هیرمند که موضوع اختلاف ایران و افغانستان است؛ از تروریست ها در افغانستان و سیاست داخلی آنها. پاسخ همه را مانند کت در مقابل دارد. دستگاه سیاه سونی ضبط صدا که خاموش می شود، او میهمان را به چای سبزی دعوت می کند و دربارهٔ افغانستان به افسوس می گوید: «افغانستان نه این است که می بینید؛ ۴۰ سال قبل این کشور نماد پیشرفت و آبادانی بود؛ ن نه در بند که آزاد بودند…». به احزاب افغانستان که اشاره می کند، او هم به یک نکته کلیشه ای می رسد: «توسعه نیافتگی و جهان سوم»... ، اما دل به آینده دارد، شاید او هم دل به جوانان کشورش بسته باشد؛ می گوید خاورمیانه تاریخ پردردی دارد و سکوت همراه با لبخندی تلخ پایان بخش این گفت وگوست.چابهار حوزه مشترک سرمایه گذاری میان سه کشور ایران، افغانستان و هندوستان است؛ نتیجه این همکاری سه جانبه به کجا انجامیده؟
ایران و افغانستان دو کشور دوست، برادر، همسایه و هم فرهنگ هستند که زمینه و ظرفیت بالایی برای همکاری دوجانبه و چندجانبه در سطح منطقه ای دارند؛ این ظرفیت ها در عرصه اقتصادی بالاتر هم هست. برای استفاده از بندر چابهار، در داد سال گذشته موافقت نامه ای بین سران سه کشور ایران، هندوستان و افغانستان به امضا رسید. کارهای تأسیساتی انجام شده است؛ خوشبختانه حدود چند روز قبل فاز یک بندر چابهار افتتاح شد و چند هفته قبل، از نخستین کشتی که محموله گندم اه هندوستان به افغانستان را حمل می کرد دیدن . درواقع در ماه گذشته قسمتی از گندم هند از بندر چابهار به مقصد افغانستان ترانزیت شده که می تواند تأییدکننده این عملیات برای بهره برداری سریع باشد. من سال گذشته هم به چابهار رفته بودم، در این بندر کشتی های صدهزارتنی می توانند پهلو بگیرند؛ ظرفیت این بندر به نسبت سال گذشته از دومیلیون تن به ۸٬۵ میلیون تن در سال افزایش یافته است. این پروژه در حال پیشرفت است؛ البته این پروژه به نفع هر سه کشور است و می تواند منطقه را به کشورهای دیگر هم ارتباط دهد. هندوستان و سایر کشورها از طریق این بندر می توانند با آسیای میانه، قفقاز و جنوب روسیه و برع آن به هم وصل شوند. طبیعی است بیشترین فایده و سود این طرح از بُعد اقتصادی، استراتژیک و ژئوپلیتیک به نفع کشور میزبان است و کشورهای افغانستان و هندوستان و سایر کشورها هم از این همکاری فایده خواهند برد. ما با کشور هندوستان هم مناسبات تاریخی- اقتصادی چشمگیری داریم. هند هم، مانند افغانستان علاقه مند است که این بندر فعال و چابهار به عنوان بندر محوری در منطقه مطرح شود.حجم سرمایه گذاری ایران، افغانستان و هندوستان به تفکیک در این بندر چقدر است؟
تاکنون بیش از ۲۳۰میلیون دالر از طرف هندوستان سرمایه گذاری شده ولی عمده سرمایه گذاری از طرف ایران است. بخش خصوصی افغانستان هم با تمام توان در این منطقه کار می کنند تا این بندر بین المللی شده و سیستم کشتیرانی در این منطقه فعال تر شود. ما باید تلاش کنیم این بندر فقط مختص واردات نباشد بلکه باید بندری باشد که واردات و صادرات باهم انجام شود؛ یعنی این طور نباشد که فقط کالاهای هندوستان از این بندر به افغانستان وارد شود، بلکه باید سهم صادرات و واردات هر دو به ی ان ارتقا یابد. به ویژه صادرات افغانستان که بیشتر محصولات کشاورزی باغداری است، مورد توجه باشد. از طرفی به غیر از سه کشور هم پیمان، کشور ازب تان و سایر کشورهای آسیای مرکزی هم بسیار مشتاق اند که این بندر تکمیل شده و به بهره برداری برسد تا آنها بتوانند از طریق خط آهن به این بندر وصل شوند.خط آهن ازب تان به افغانستان الان در چه شرایطی قرار دارد؟
خط آهن ازب تان تا مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، در افغانستان رسیده است؛ ما تلاش می کنیم این خط آهن تا هرات برسد؛ از طرفی خط آهن خواف-هرات هم قرار است در آینده نزدیک افتتاح شود و با وصل شدن خط آهن مزار شریف به هرات این مسیر مواصلات تاریخی خواهد بود.چقدر زمان لازم است که خط آهن ازب تان تا هرات تکمیل شود؟
از «ترمذ»، شهر بندری ازب تان تا مزار شریف حدود ۷۵کیلومتر راه است که به خط آهن متصل شده است و خط آهن خواف – هرات هم حدود ۱۹۰کیلومتر طول دارد که سه فاز آن تکمیل شده است. کارهای تدارکاتی فاز چهارم این طرح هم در حال انجام است. البته تا پایان تکمیل فاز چهارم منتظر نمی مانند. فاز سوم تا منطقه «غوریان» رسیده است و این منطقه را به عنوان بندر درنظر گرفته و در اینجا بارگیری انجام می شود. ادامه این پروژه از هرات تا مزار شریف کار بسیار بزرگی است که در سطح اراده دوجانبه و چندجانبه مطرح می شود. مسئولان برای همکاری در این پروژه تلاش می کنند تا تفاهم نامه هایی امضا کنند.از داد / جوزا سال گذشته بارها خبر بهره برداری از بندر چابهار مطرح شده است؛ مشکل این به تعویق افتادن طرح چه بود؟
بدون شک بحث فنی، مسئله توسعه بندر و بالابردن ظرفیت آن مورد بحث بود و دلیل این تعویق ها هم جز این نبود. البته کار پیشرفت زیادی داشته است؛ امیدواریم ت و بخش خصوصی دو کشور در توسعه این بندر تلاش کرده تا این بندر به عنوان بندر مادر برای صادرات و واردات توسعه یابد. ما برای این بندر آینده درخشانی را پیش بینی می کنیم و این بندر نقش مهمی در همکاری و همگرایی منطقه ای خواهد داشت.به غیر از همکاری در بندر چابهار، مناسبات همکاری که بین ایران و افغانستان مطرح است، شامل چه حوزه هایی است؟
مناسبات اقتصادی ما با ایران درمقایسه با گذشته خیلی خوب است؛ البته حجم مناسبات با ظرفیت و اراده همکاری دو کشور فاصله دارد.مانع کدام است؟
برخی از این موانع داخلی است و برخی هم به موانع خارجی برمی گردد؛ افغانستان هنوز هم درگیر جنگ با گروه های تروریستی بین المللی است. درحال حاضر آنچه ارقام نشان می دهد صادرات ایران به افغانستان جایگاه اول را دارد. در سال های گذشته این جایگاه را پا تان در اختیار داشت ولی فعلاً این جایگاه سال گذشته به ایران تعلق گرفت. امیدواریم قدر این تحول شناخته شود و بخش خصوصی تلاش کند با صادرات کالاهای باکیفیت و با د یش گرفتن راه و رویه دوسویه و امین، با طرف معاملاتی افغانی به کار ادامه دهند تا شهرت این برندها و جایگاه بازرگان های ایران حراست شده و این روابط روزبه روز بیشتر شود.تراز تجاری ایران و افغانستان چگونه است؟
روابط تجاری ایران و افغانستان کاملاً یک جانبه است؛ به این صورت اگر ایران بخواهد جایگاه خود را در تجارت با افغانستان حفظ کند، باید مبادلات دوجانبه و دوسویه انجام شود؛ ولی در شرایط حاضر صادرات ایران به افغانستان ۲٬۵ تا ۳ میلیارد دالر در سال است و صادرات افغانستان به ایران رقم کوچک ۳۰ تا ۵۰میلیون دالر است. البته افغانستان شرایط خاص خود را دارد. افغانستان کشوری جنگ زده است و ازسویی هم زمان در حال پیکار با گروه های تروریستی است. ازطرف دیگر موانعی برای صدور برخی کالاها وجود دارد. امیدواریم این موانع برطرف شود تا صادرات افغانستان به ایران و از مسیر ایران به کشورهای مقصد ترانزیت شود. در حوزه مناسبات اقتصادی بین دو کشور فرصت و ظرفیت بالایی وجود دارد. خیلی از شرکت های ایرانی چون شرکت های ی-عمرانی در افغانستان کار می کنند؛ صنایع غذایی ایران در افغانستان جایگاه خوبی دارد. باید به این توجه شود که اگر به دید بلندمدت، نه مقطعی و فرصت طلبانه، به این شرایط و همکاری توجه شود می تواند این رابطه همکاری بادوام باشد. درغیراین صورت چون بازار افغانستان بازار رقابتی است و افغانستان با کشورهای متعددی رابطه دارد و هر کشوری که با هدف سود دوسویه با ارائه کالاهای باکیفیت و با رویه امانت داری با افغانستان همکاری کند، تاجران آن کشور می توانند در بازار افغانستان نقش برتری برعهده گیرند.از هامون تا مسئله هیرمندمسئله آب به خصوص حقابه هیرمند بین ایران و افغانستان در تاریخ روابط دو کشور با فراز و فرودهایی مطرح است؛ در شرایط حاضر مهم ترین مسئله بین دو کشور در این حوزه چیست؟ دربارهٔ حقابه تاریخی هیرمند گفته می شود به دلیل عدم پایبندی افغانستان به این توافق، ممکن است تنش های غیرضروری بین دو کشور دوست ایجاد شود. چه حساب وکت در راهبرد افغانستان وجود دارد؟
بین ایران و افغانستان در حوزه آب هیرمند هیچ مشکلی وجود ندارد؛ هر دو کشور متعهد به معاهده ۱۳۵۱ هستند که میان دو کشور به امضا رسیده و مراحل قانونی خود را در دو کشور طی کرده است. معاهده سال ۱۳۵۱ نافذ است و هر دو کشور به مفاد این معاهده پایبند هستند. مشکل اصلی این است که در سطح منطقه و در دنیا موضوع تغییر اقلیم، بالارفتن حجم استفاده از آب و کاهش بارندگی مطرح است. زندگی ۵۰٬۴۰ سال قبل با زندگی امروز اصلاً قابل مقایسه نیست. پروژه های شهرسازی، کشاورزی، صنعتی توسعه یافته نیاز به آب را چند صد برابر بیشتر کرده؛ در مقابل میزان بارندگی خیلی کمتر شده است. اقلیم هم به گونه ای تغییر کرده که زمستان امروز با زمستان دوره نوجوانی و جوانی ما تفاوت دارد. آن زمان کوه ها پر از برف و یخ بود و تا ماه سوم بهار این وضعیت ادامه داشت؛ این وضعیت ا بود و روستاها خیلی بدتر بود. اما سالیان درازی است که این وضعیت مشاهده نمی شود و منبع تأمین آب رودخانه ها برف است که گاه در خود زمستان ذوب می شود. افغانستان نه تنها به معاهده و حق ایران توجه دارد، بلکه نظر به گرفتاری افغانستان در چهار دهه حتی نتوانسته خودش هم از این آب به طور مناسب استفاده کند. بر اثر جنگ ها سیستم آبیاری ما صدمه دیده و پروژه های جدیدی راه اندازی نشده و کشاورزان ما مجبور به مهاجرت به کشورهای متعدد شده اند. افغانستان حتی به صورت سنتی هم از آب نتوانسته استفاده کند؛ در نتیجه همه آب های افغانستان به کشورهای همسایه رفته است. اگر موضوع کم آبی مطرح است باید دلیل آن را در جای دیگری جست وجو کنیم نه در مدیریت افغانستان بر منابع آب و تصرف بر منابع آب.با توجه به اینکه افغانستان در موضوع آب، موضع بالادستی دارد؛ آیا به را ارهای عملیاتی مشترک در این حوزه شیده اید تا ولایت نیمروز در افغانستان و ولایت سیستان وبلوچستان ایران از آن بهره مند شوند؟
به دنبال سفر داکتر ظریف و مذاکرات سودمند ایشان با مقامات افغانستانی، میان دو کشور توافق شد که پنج کمیته مشترک بین دو کشور تشکیل شود؛ این کمیته ها همه عرصه های همکاری را دربر گرفته اند و یکی از این کمیته ها، کمیته آب است. این کمیته ها در کابل و تهران به طور متناوب جلسه دارند تا به توافق نهایی برسند. این توافقات نهایی پنج کمیته در نهایت به سند جامع همکاری بلندمدت میان دو کشور تبدیل می شود. این جلسات کمیته های مشترک شروع شده است. در داد / جوزا ماه امسال جلساتی در تهران داشتیم که حدود یک ماه این نشست در کابل برگزار شد و نشست سوم قرار است در تهران برگزار شود. این جلسات در فضایی صمیمی برگزار می شوند و نکات مورد بحث، کارشناسی می شود. اراده همکاری بین دو کشور موجود است و امیدواریم دو طرف به توافق مورد رضایت با همدیگر برسند.یکی از مسائلی که در بین افکار عمومی مطرح است این است که به دلیل کشت مزارع خشخاش آب بیشتری مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که مردم سیستان به دلیل کم آبی مجبور به کوچ شده اند. چرا افغانستان منافع کوتاه مدت را انتخاب می کند؛ ارزش افزوده و میزان خسارت این را ار را چگونه ارزی می کنید؟
ما متأثر هستیم از آسیبی که به محیط زیست منطقه وارد شده است؛ ولی این آسیب همان گونه که متوجه اهالی عزیز سیستان وبلوچستان است، در آن طرف مرز هم شرایط بهتر از این نیست. ت افغانستان در چند دهه اخیر وضعیت نامناسبی داشته است. اگرچه من متخصص کشاورزی نیستم ولی تا آنجا که می دانم مزارع خشخاش کمترین نیاز را به مصرف آب دارند. یکی از عواملی که مردم به کشت خشخاش روی می آورند گذشته از مسائل امنیتی و جنگ تحمیلی این است که این گیاه کمترین آب را مصرف می کند؛ در شرایطی که خشک سالی بیداد می کند، این را یکی از گزینه های در دسترس می دانند که آب کمتری مصرف می کند.به هرحال خشخاش ارزش افزوده ای برای مردم افغانستان دارد و آسیب هایی برای منطقه به خصوص ایران.
این بحث جداگانه ای است؛ قاچاق ده ها میلیارد دالر سود دارد که مقدار بسیار ناچیزی از آن به کشاورزان افغانستان می رسد. مشکل در کاشت خشخاش نیست بلکه مشکل آن است که با ابزار صنعتی به خطرناک تبدیل می شود. طبیعی است که در این مسائل افغانستان هیچ نقشی ندارد. افغانستان کشور محاط به خشکی است و ابزار صنعتی تبدیل این کشت، به محصولات صنعتی مخدر را ندارد. این مواد و صنایع شیمی در افغانستان تولید نمی شود. این از دریاها و اقیانوس ها و کشورهای متعدد گذشته و به افغانستان می رسد. مسئولیت این مسئله متوجه جوامع بین المللی است که چطور می گذارند این مواد تولید شود.
افغانستان معذوریت ها و مشکلات خود را دارد و این مشکلات از دید هیچ پوشیده نیست. چطور این کشورها که در طول و عرض این مسیرها قرار دارند، می گذارند وضعیت به اینجا برسد. ما کشورهایی را می بینیم که از دیدگاه علمی، اقتصادی، ساختاری و سازمان های امنیتی مشکلی ندارند؛ ولی نتوانسته اند موضوع اعتیاد را کنترل کنند. اگر در بازار تقاضا نباشد، این مشکلات برطرف می شوند. افغانستان در فراورده های خشخاش نقشی ندارد و ت افغانستان با تمام قدرت برای مبارزه با آماده است؛ ولی اگر تلاش های همگانی نباشد، به نتیجه نخواهد رسید.به نظر می رسد این گفته خیلی آرمان گرایانه است که بگوییم اعتیاد به طور صددرصد ریشه کن شود تا کشت محصولات ممنوع هم از بین برود. در حوزه حل مسئله آب در شرق ایران، می توان به را ارهای عملیاتی شید؛ مثلاً می توان در غرب افغانستان چغندرقند کاشت و کارخانه های قند ایران در شرق که به دلیل کمبود آب با حداقل ظرفیت کار می کنند، فعال شود؛ آیا به این را ارهای عملیاتی فکر می کنید؟
از گذشته بارها دربارهٔ این موضوع بحث شده و الان به طور جدی روی این مسئله بحث می شود. در یکی از این کمیته ها، این بحث یکی از نکات برجسته ای است که در دستور کار دو کشور قرار گرفته است که برای مقابله با کشت خشخاش و قاچاق آن، چه باید کرد و کشت جایگزین چیست؟ این همکاری بین دو کشور در سطوح مختلف وجود دارد؛ ولی این مسئله این قدر بزرگ است که به همکاری بین المللی نیاز دارد. باید همکاری بین کشورهای تولیدکننده و کشورهای متقاضی نیز وجود داشته باشد. یکی از پیامدهای بد جنگ تحمیلی در افغانستان، همین است. وقتی افغانستان نهادهای تی، امنیتی، عدلی و قضائی فعال داشت، همه مناطق کشور زیر کنترل امنیتی قرار داشتند و این مشکلات را نداشتیم. شاید در آن دوران در سراسر افغانستان یک معتاد پیدا نمی کردید. در برخی از مناطق فقط در حد مصرف ، کشت خشخاش بود؛ ولی یکی از پیامدهای ناگوار نزدیک به چهار دهه جنگ تحمیلی و مهاجرت ها، موضوع اعتیاد در افغانستان است. کشوری که یک نفر معتاد نداشت، ارقام وحشتناک از معتادان را در خود جای داده است.تروریستم در افغانستان حامد کرزی، رئیس جمهوری سابق افغانستان، در گفت وگویی از رشد و نفوذ در افغانستان، به ویژه در شمال شرق و شمال غرب، جنوب، جنوب غرب و شرق منطقه شینواری و ننگرهار سخن گفته است؛ وضعیت تروریست ها در این منطقه چگونه است؟
در افغانستان بیش از ۲۰ گروه تروریستی بین المللی فعال هستند که هر عملیات عمدتاً به نام ختم می شود. نیز با اقدامی داوطلبانه یا انگیزه های دیگری، مسئولیت این عملیات ها را بر عهده می گیرد؛ اما به معنای آنچه در عراق و ظهور کرده، در افغانستان وجود ندارد. در افغانستان عمدتاً همین ۲۰ گروه هستند که قبل از مطرح شدن نام در آنجا فعال بودند و حالا هم فعالیت دارند.عمده ترین این گروه ها کدام هستند؟
اینها از گرفته تا القاعده، تشکل هایی از آسیای میانه، قفقاز، چچن، از گروه های پا تانی و کشورهای خاورمیانه، از دیدگاه ایدئولوژی، تفاوت چندانی ندارند؛ ولی در راه و روش آنها شاید تفاوت ناچیزی باشد. این مسئله ای است که افغانستان سال هاست با آن درگیر است. نقطه مشترک این گروه ها، این است که اینها برخاسته از خود افغانستان نیستند. همه این گروه ها از بیرون به افغانستان آمده اند. یارگیری های تروریست ها بیشتر از میان مردم افغانستان است یا غیرافغان ها؟
گاه توانسته اند عضوگیری از داخل کشور داشته باشند؛ ولی منشأ و اساس اینها از دیدگاه تشکیل، آموزش، تجهیز و تهیه برنامه در بیرون از افغانستان صورت گرفته است. با اطمینان کامل می گویم، اگر این دخ بیرونی نبود و اگر از بیرون تروریست بین المللی به این منطقه نفرستند، افغانستان در چند ماه به این مسئله پایان می دهد؛ چون در داخل افغانستان عوامل و زمینه هایی نداریم که افراد، گروه ها یا تشکل ها و احزاب دست به سلاح ببرند.چگونه چنین اطمینانی می دهید؟
قانون اساسی و قوانین جاری افغانستان هیچ محدودیتی بر هیچ گروه در نظر نگرفته است و هر اگر اشتهای قدرت دارد، می تواند دست به تشکیل حزب، گروه، انجمن و ائتلاف زده و وارد انتخابات های مختلف شود؛ از انتخابات ریاست جمهوری که مهم ترین انتخابات کشور است تا انتخابات مجلس تا انتخابات شوراهای ولایتی و محلی. ما زندانی و زندانی رأی نداریم. هر ی در بیان عقیده و نظر خود آزاد است و می تواند جریده، رادیو، تلویزیون و رو مه خود را داشته باشد. در چنین اوضاعی، مبارزه مسلحانه هیچ توجیهی ندارد. وقتی شرایط قانونی و عملی مهیا باشد، نیاز به سلاح و خشونت نیست؛ بنابراین گروه های تروریستی زاده و مطیع بیرون هستند. با قرائت های انحرافی از دین، این گروه ها مذبوحانه به فرقه گرایی دینی در افغانستان دامن می زنند تا فضا را برای مردم ناامن کنند.چرا هنوز ت وحدت ملی اقدام مؤثری برای دور انجام نداده است؟
ت و مردم افغانستان همه روزه در جنگ با این گروه ها هستند؛ همه روزه نیروهای امنیتی ما در این پیکار تلفات دارند؛ تهدید این جنگ متوجه مردم افغانستان و همه کشورهای منطقه است. افغانستان نه تنها به خاطر خود، بلکه به نیابت از کل همسایگان در پیکار با گروه های تروریستی است. ایران در مبارزه با در میدان و عراق همکاری داشت؛ آیا ممکن است این همکاری بین ایران و افغانستان هم ایجاد شود؟
خوشبختانه یکی از عرصه های همکاری میان دو کشور همکاری در زمینه های امنیتی است. میان نهادها و ارگان های ذی ربط دو کشور تماس های مداومی وجود دارد. بدون شک از تجارب و رایزنی کشور برادر ایران در این عرصه همیشه استقبال شده است.نیروهای ناتو و نیروهای یی در افغانستان چه سهمی در سرکوب تروریست ها دارند؟
بار اصلی مبارزه با تروریست ها برعهده نیروهای امنیتی افغانستان است و نیروهای ائتلاف بین المللی نقش آموزشی، م ی و تجهیزاتی را بر عهده دارند. وضعیت نیروهای امنیتی افغانستان در صورت وج نیروهای یی از افغانستان چگونه خواهد بود و چگونه این مبارزه را پیش می برند؟
این نیروها هرروز آب دیده تر می شوند و ان شاءالله به اه خود دست خواهند یافت. از سال ۲۰۱۴ تاکنون نیروهای امنیتی افغانستان به تنهایی بار مبارزه با این گروه ها را به دوش گرفته اند. در مراحل مختلف این گروه ها عقب رانده شده اند. آنها می خواستند حداقل چند ولایت مهم را در اختیار گیرند مثلاً در قندوز چندساعتی منطقه را در اختیار داشتند ولی در عمل نتوانستند موفق شوند. از سویی این تروریست ها بیشتر روی اه سهل و آسان سرمایه گذاری می کنند؛ مثلاً در مساجد، تکایا، محافل عزاداری و عروسی و مراکز متعدد یا در مناطق دورافتاده در مراکز حضور مردم دست به عملیات انتحاری و بمب گذاری می زنند. این دستاوردی مهم برای آنها نیست ولی با راه انداختن ارعاب می خواهند به اه خود برسند. در شرایط حاضر در افغانستان پایگاه مشخصی دارد؟
خیر؛ گاه و بی گاه گروه های تروریستی حملات وحشیانه ای راه می اندازند و آبادی ها را آتش می زنند ولی در جایی دوام نمی آورند. هر جا که آنها ظهور می کنند نیروهای امنیتی افغانستان به دنبال آنها هستند. اینها متحرک هستند و در جایی که به لحاظ نظامی و استراتژیک اهمیت داشته باشد استقرار ندارند.در شینواری و ننگرهار چطور؟
در آنجا هم وضعیت همین است.شنیده می شود بین بخشی از و اتحادی پیش آمده است؟
بله درست شنیده اید، عمدتاً آنچه در افغانستان به عنوان شناخته می شود همان عناصر سابق است که پرچم سفید خود را به رنگ سیاه تغییر و نام خود را تغییر داده اند. البته گروه های چندملیتی هم در بین اینهاست. اینها در برخی جاها باهم تقابل دارند و در برخی جاها آتش بس کرده اند و در برخی مناطق همکاری می کنند.یکی از مسائلی که از سال های گذشته تاکنون در افغانستان مورد نظر بوده، فرایند صلح با است. موانع صلح ت افغانستان با را حول چه محورهایی ارزی می کنید؟
ت افغانستان سال هاست که برای رسیدن به صلح در افغانستان مذاکره و گفت وگو را در دستور و سرلوحه کار خود قرار داده است؛ ولی تاکنون پاسخ قابل ملاحظه ای از طرف مقابل ندیده است. علت این است که اینها اراده ای از خود ندارند و انی که از این گروه ها استفاده ابزاری می کنند هنوز قانع نشده اند که امنیت افغانستان به نفع آنهاست.بسیاری معتقدند صلح ت وحدت ملی با گلبدین حکمتیار به معنی این است که ت نتوانسته را به سمت میز مذاکره بکشاند.
خواست اصلی ت افغانستان این است که در میز مذاکره و از طریق گفت وگو راه حلی برای مشکلات پیدا کند. این به اراده طرف مقابل بستگی دارد وگرنه ت در فکر صلح است. این اراده مربوط به کشورهایی است که این گروه ها را تأمین هزینه می کنند. آنها باید قانع شوند که ادامه ناآرامی در افغانستان دامن آن کشورها را هم خواهد گرفت. تا زمانی که این کشورها به این باور نرسند مشکل ادامه خواهد داشت ولی نیروهای امنیتی افغانستان و مردم افغانستان هر روز با تجربه تر و مصمم تر در برابر تروریست ها ایستادگی می کنند. حامد کرزی، رئیس جمهوری سابق افغانستان، دلایل ناامنی های اخیر افغانستان و حملات تروریستی در این کشور را نتیجه سیاست های نادرست می داند. چرا؟
در افغانستان اظهارنظر برای هر شخصیت و تشکل ها آزاد است؛ این ها در هرجایی شنیده می شود؛ نه تنها در افغانستان، بلکه در عراق و هم این صداها شنیده می شود ولی اسناد موجهی ارائه نشده است. آنچه مسلم است، این است که این گروه ها به لحاظ پایگاهی، مالی و تجهیزاتی وابسته به بیرون هستند. مردم افغانستان در این ۴۰ سال می دانند جنگ یعنی چه، تأمین منابع مالی این جنگ از عهده مردم منطقه برنمی آید و این یعنی حمایت خارجی است که اینها را تأمین هزینه می کند.سیاست داخلی افغانستاندو سال است که دوره کاری پارلمان افغانستان پایان یافته است و ت نتوانسته انتخابات برگزار کند. دلیل این تأخیر چیست؟
عوامل متعددی در آن دخ دارد؛ مانند عوامل لجستیکی؛ مانند تأمین هزینه انتخابات، برگه های رأی، کارت های شناسایی و تأمین امنیت و…. باید این مشکلات را آسیب شناسی کرده و آنها را حل کنیم تا در آینده دچار مشکلات نشویم. حکومت وحدت ملی در افغانستان نزدیک به سه سال است که به قدرت رسیده است که نتیجه آن تقسیم برابر قدرت میان رئیس جمهوری و رئیس اجرائی کشور است که جان کری، خارجه سابق آن را پیشنهاد داده است. آیا این تأخیر به اختلاف میان کاخ ارگ و کاخ سپیدار مربوط می شود؟
خوشبختانه اختلافی وجود ندارد و همکاری کامل وجود دارد. رئیس جمهوری و رئیس اجرائی کشور اگر هر روز نباشد، حداقل هفته ای چند بار با همدیگر دیدار دارند؛ در سطح ک نه و در سطح جلسه شورای امنیت ملی و در مواردی که موضوع ایجاب می کند، این دیدارها صورت می گیرد. در مجموع اگر اختلافی وجود دارد، اختلاف دیدگاه است که در جلسات مطرح می شود و هر تصمیمی که در جمع گرفته می شود، تصمیمی نهایی و عملی است. گفته می شود آقای عبدالله عبدالله، به نظارت نهادهای بین المللی تأکید دارد ولی رئیس جمهوری افغانستان با این دخ مخالفت می کند و این دلیل به تأخیرافتادن انتخابات پارلمان است؟
مسئله اصلاً این گونه نیست که بیان می کنید؛ در انتخابات قبلی مشکلاتی پیش آمد و ت نمی خواهد این مشکلات دوباره تکرار شود. کمیسیون های برگزارکننده انتخابات باید درست سازمان دهی شوند؛ کمبودها از بین برود و رأی دهندگان شناسایی شوند و بعد از انجام این کارهای فنی انتخابات برگزار شود. البته مسئله امنیتی هم در این تأخیر دخ دارد اما مانع عمده نیست. نیروهای امنیتی اطمینان داده اند که می توانند انتخابات را در امنیت برگزار کنند؛ همان طوری که انتخابات ریاست جمهوری هم تحت تأثیر مسائل امنیتی نبود.در هفته های کذشته شاهد تأسیس «شورای عالی نجات افغانستان» بودیم که اشخاصی مانند «عطا محمدنور»، والی بلخ و رئیس اجرائی حزب جمعیت ی، «ژنرال دوستم»، معاون اول ریاست جمهوری، «محمد محقق»، معاون دوم ریاست اجرائی ت افغانستان در آن حضور دارند؛ بسیاری از مفسران و تحلیلگران، پایه گذاری این جریان را مترادف تشکیل یک اپوزیسیون داخلی علیه «محمد اشرف غنی» ارزی د و عده ای دیگر نگاه مثبت به آن دارند. فلسفه تأسیس این شورا چیست؟
همان طوری که گفتم در افغانستان تشکیل احزاب، انجمن و ائتلاف آزاد است؛ شورای نجات افغانستان هیچ وقت نگفتند که به خاطر ضدیت با ت دست به چنین کاری زده اند؛ بلکه هدف خود را همکاری با ت و اصلاحات در ت و کشور عنوان کرده اند. اینها بارها تأکید کرده اند که جزء ت هستند و برای تقویت و ثبات ت تلاش می کنند.این افراد از نزدیکان داکتر عبدالله هستند؛ آیا این ائتلاف مورد تأیید خود ایشان هم است؟
این افراد در نخستین بیانیه خود و بیانیه های دیگر اعلام کرده اند که در فکر تضعیف ت نیستند و به تقویت ت و اصلاحات در ت تلاش می ورزند.چرا باید شورای عالی نجات در کشور ترکیه تشکیل می شد؛ آیا این به دلیل محدودیت برای آنها و تبعید ژنرال دوستم به ترکیه نبود؟
آنها بیانیه اولیه را در ترکیه خوانده اند ولی در آن جمع گفته شده که تشکیل اساسی آن شورا در داخل افغانستان خواهد بود.حزب ی گلبدین حکمتیار، یکی از سازمان یافته ترین احزاب افغانستان است که ممکن است بنابر اش با اشرف غنی در آینده در انتخابات پارلمان نقش بالاتری ایفا کند. آینده، نقش، نفوذ و جایگاه حزب حکمتیار را با توجه به نوع تقسیم بندی های داخلی و نوع نگرش به مسائل افغانستان چگونه می بینید؟
این دو بخش دارد؛ یکی مشی صلح طلبانه ت افغانستان است که دستی به صلح را در اولویت و سیاست و استراتژی خود قرار داده است. رسیدن به صلح با جناب حکمتیار و حزب ی که از احزاب قدیمی و جهادی افغانستان است، نمونه این مشی و اراده است. من فکر نمی کنم با این صلح موازنه قدرت در افغانستان تغییری جدی در پی داشته باشد. این حزب با شاخه هایی که داشت، در همه انتخابات گذشته حضور داشت. الان هم حزب ی در ت حضور دارد. البته حق طبیعی هر حزبی است که در پارلمان یا ک نه داشته باشند. البته ائتلاف های در افغانستان سیال است؛ ممکن است گروهی در انتخابات موضعی اتخاذ کند که متفاوت با موضع قبلی آن بوده باشد.نوع نگاه کنونی حزب ی حکمتیار به مسئله ن و مسائل نظامی، و امنیتی ت کابل چه بود؟
انی که با ت همکاری می کنند، باید یک شرط را قبول کنند و آن احترام به قانون اساسی افغانستان است؛ در قانون اساسی به حقوق همه شهروندان زن و مرد توجه شده است. هر ی در میدان افغانستان فعالیت می کند، باید به این قانون احترام بگذارد. این اصول غیرقابل تغییر است. البته حزب آقای حکمتیار هم هیچ وقت موضع ضدزن نداشتند.یکی از انتقادهای داخلی به ت وحدت ملی در افغانستان تک قومی ت است؛ چقدر مسئله قومیت ها در کنار مسئله فرقه گرایی می تواند آینده افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد؟
مسائلی که مبنای قومیتی داشته باشد، در قانون اساسی و قوانین جاری افغانستان جایگاهی ندارد. البته در هر جامعه ای گروهی یا حزبی می تواند در اقلیت باشد ولی این به معنی حذف آن گروه نیست. در سطح حکومتی و تصمیم گیری شاهد هستیم که رئیس جمهوری بارها در مناسبات متعدد روی این نقطه تأکید کرده اند که هیچ افغان از افغان دیگری کمتر نیست و هیچ افغانی از افغان دیگر برتر نیست. قوانین افغانستان راه را بر همه شهروندان باز گذاشته تا فعالیت و مدنی داشته باشند.در قانون اساسی افغانستان دو زبان پشتو و فارسی دری به رسمیت شناخته شده است؛ ولی اخیراً با پایین آوردن تابلوی کابل و تغییر کلمات فارسی در این تابلو به پشتو به نظر می رسد فارسی ز در دستور کار قرار گرفته است.
ما در افغانستان زبان ها و قومیت های متعددی داریم. در قانون اساسی به تعدادی از این زبان ها اشاره شده است ولی دو زبان فارسی و پشتو در سطح کل کشور زبان رسمی هستند. در میان پشتون ها تعداد عظیمی وجود دارند که زبان خانوادگی آنها فارسی است. ما شعرا، نویسندگان و مشاهیر نامدار و باافتخاری داریم که پشتون هستند و آثار و شهرت آنها به زبان دری یا فارسی است. زبان فارسی زبان تاریخ، فرهنگ و مشاهیر افغانستان است. افغانستان در انتشار این زبان در آسیای میانه و هندوستان نقش اساسی داشته است. افغانستان به فارسی افتخار می کند؛ البته ممکن است که افرادی نظرات دیگری داشته باشند ولی این افراد در اقلیت هستند. نگاه اکثریت این است که در سیستم رسانه ای و رسمی افغانستان فارسی بیشترین کاربرد را دارد. فارسی قرن ها زبان تفاهم بین الاقوامی در کل منطقه بوده است.در چه صورتی ممکن است مسئله زبان دری یا پشتو محل تنش و اختلاف نظر در افغانستان شود؟
تنش در کار نخواهد بود. برداشت های مختلف از نص قانون می شود. برخی به این نظرند که اصطلاحات جاافتاده را تغییر ندهند.گفته می شود این تصمیم ها ریشه در فارسی ستیزی در افغانستان دارد که این مسئله نتیجه سیاست های مهار نفوذ ایران در منطقه و به خواست مخالفان ایران مانند عربستان اتفاق می افتد؟
من با این دید موافق نیستم؛ زبان فارسی از ایران به افغانستان صادر نشده است، بلکه ریشه در تاریخ و فرهنگ و هویت افغانستان دارد. افغانستان به عنوان مهد زبان فارسی مطرح است. این زبان مولاناست که زادگاهش بلخ است و زبان فردوسی که در غزنه بوده است؛ این زبان رودکی سمرقندی و سنایی غزنوی و عمر خیام و سعدی و حافظ است که همه به حوزه پهناور فرهنگ فارسی مربوط می شوند و افغانستان از مراکز اصلی این زبان و فرهنگ است.با توجه به اولین سفر اشرف غنی بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به عربستان و با توجه به همراهی او در حمایت از سیاست های عربستان در قبال یمن گفته می شود که در نتیجه این دو کشور درنهایت ممکن است عربستان بخواهد بر رابطه ایران-افغانستان تأثیرگذار باشد.
افغانستان کشور مستقلی است که در چارچوب منافع ملی خود با کشورها رابطه برقرار می کند. افغانستان می خواهد محل ائتلاف یا همکاری قدرت های منطقه ای باشد نه محل تقابل کشورها علیه همدیگر. ما نشان داده ایم با وجود اینکه ایران با رابطه ندارد و در افغانستان حضور دارد که نتیجه حوادث یازدهم سپتامبر است، ایران همچنان کشوری برادر، دوست و همسایه و هم فرهنگ افغانستان باقی بماند. ما نمی توانیم برای ایران بدیل دیگری داشته باشیم. در شرایط فعلی به دلایل امنیتی، در افغانستان حضور دارد ولی این در روابط ما با ایران تأثیر منفی نداشته است. سیاست افغانستان این است که رابطه با همسایه ها در اولویت قرار دارند. ما در مرحله دوم می خواهیم با کشورهای ی ارتباط داشته باشیم. ما خواهان دوستی کشورهای ی با هم هستیم و اگر در این راه بتوانیم کاری انجام دهیم با کمال میل آماده همکاری هستیم. ما نمی خواهیم شریک دامن زدن به اختلافات میان کشورهای ی باشیم. داکتر اشرف غنی نزدیک به سه سال است که رئیس جمهور افغانستان است و در این مدت سه بار به تهران سفر داشته است. در مورد مسئله یمن هم این اختلاف دیدگاه به معنای تقابل یا گرفتن جانب طرف درگیر نبود. موضع گیری رئیس جمهور به معنای این بود که وحدت و همبستگی دنیای ی و امنیت حرمین شرفین مورد توجه باشد و ی با این مسئله مخالف نیست.
رو مه اعتماد: آرام و قرار از افغانستان رخت بربسته است. ناامنی ای که در چندسال اخیر شاید در شهرستان ها یا استان های دورافتاده تر به چشم می خورد راه خود را به پایتخت باز کرده است. کابل هر چند روز یک بار هدف یک حمله تروریستی قرار می گیرد که یک روز مسوولیت آن را عهده دار می شود و روز دیگر صدور دستور برای انجام آن را تایید می کند. قریب به سه سال از عمر ت وحدت ملی در افغانستان می گذرد اما بازگشت ناامنی ها و بی ثباتی موجی از انتقادهای داخلی را علیه ت به راه انداخته است. تشدید حملات با ظهور پررنگ تروریست های در سرتاسر افغانستان همراه شده است. همزمان امریکای تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز استراتژی گنگ و نامعلومی را در قبال افغانستان اتخاذ کرده است. حامد کرزای، دوازدهمین رییس جمهور افغانستان که چندماه پس از حمله ایالات متحده و همراهانش به این کشور در سال ٢٠٠١ عنوان ریاست جمهوری را به خود اختصاص داد اعتقاد دارد که امریکا در افغانستان در حال تکرار اشتباهات گذشته است. کرزای که از دسامبر ٢٠٠١ تا سپتامبر ٢٠١٤ قدرت را در ارک ریاست جمهوری برعهده داشت در گفت وگو با رو مه اعتماد تاکید می کند که سیاست های امریکا در افغانستان نه تامین کننده امنیت و آرامش در این کشور است و نه پایه گذار صلح در منطقه. وی در این گفت وگوی تفصیلی که در جریان سفر وی به تهران انجام شد بر وم توجه ت وحدت ملی به حاکمیت ملی در افغانستان تاکید دارد و می گوید: مردم افغانستان صاحب کشور خود هستند و می توانند تامین امنیت آن را برعهده بگیرند. وی هموطنانش را غریب هایی غیور می داند که اعتماد خود به امریکا برای برقراری آرامش در وطن را از دست داده اند. مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:
شاهد وضعیت امنیتی بسیار نابسامان در افغانستان هستیم. این روزها حتی پایتخت افغانستان نیز چندبار در هفته هدف حملات تروریستی قرار می گیرد. دلایل شکل گیری این ناامنی و ناآرامی در افغانستان چیست؟بسیار واضح است که دلایل ناامنی بیشتر و تقریبا روزمره در سرتاسر افغانستان به ویژه کابل سیاست نادرست امریکا است. سیاست نادرست امروز بر اشتباهاتی اضافه شده است که امریکایی ها از گذشته تا به امروز در افغانستان مرتکب شده اند. آنها درسال های گذشته به جای آنکه به محل پرورش و تربیت تروریست ها رجوع کنند افغانستان را هدف بمباران های خود قرار دادند، مردم بی گناه را به زندان انداختند و بسیاری از غیرنظامیان را قربانی د. امروز وضعیت در افغانستان از قبل بدتر و وخیم تر شده و دلیل آن هم این است که سیاست های امریکا در حال گرفتار منطقه به تنش بیشتر است. امریکایی ها از ابتدا با پیام تامین امنیت امریکا و مبارزه با جریان های افراط گرا و تروریست به افغانستان آمدند اما دلیل واقعی حضور آنها در افغانستان در تضاد کامل با این پیام اولیه است.حضور امریکا در افغانستان به دلایل سیاست و استراتژی نادرست و اه اشتباهی که این کشور دنبال می کند هم منجر به افزایش جریان افراطی در منطقه شده است و هم برتشنج در منطقه افزوده است. نه تنها افغانستان بلکه کل منطقه ما در نتیجه سیاست های نادرست امریکا اطمینان خود به این کشور را از دست داده اند. به زبان خلاصه می توان گفت که اطمینان منطقه ای به امریکا از بین رفته است. از سوی دیگر سیاست های امریکا در افغانستان نیز به ناکامی و ش ت منتهی شده است.شما خواهان وج نیروهای امریکایی از افغانستان و واگذار امور و امنیتی به افغان ها هستید. اما با توجه به وضعیت نابسامان امنیتی که در این کشور در جریان است که حتی پایتخت نیز در امان نیست آیا تامین امنیت کشور در توان نیروهای امنیتی و پلیس افغانستان است؟افغانستان خانه و کشور ما است. هر شهروند افغانستان هم فرزند و هم صاحب این کشور است. صاحب، خانه خود را نگاه می دارد و از آن محافظت می کند و این وظیفه مردم افغانستان است که از وطن و خانه خود دفاع کنند. در چند دهه اخیر پس از آمدن نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان و پس از آن هم ترک افغانستان توسط این نیروها شرایطی به وجود آمد که کشور دچار مشکلاتی شد. پس از آن نیز نیروهای امریکایی به افغانستان آمدند و مردم حضور این کشور در خاک خود را پذیرفتند چرا که امید داشتند حضور امریکایی ها در افغانستان به بازگشت امنیت به کشور کمک کند. پس از حضور امریکا در افغانستان تمام بازیگران منطقه ای با امریکا همراه شدند. ایران و امریکا با هم در بسیاری از پرونده های بین المللی اختلاف دارند اما در مورد پرونده افغانستان دو کشور اختلاف های خود را کنار گذاشتند و با هم تفاهم داشتند. ایران حضور امریکا را در افغانستان پذیرفت و صدها میلیارد دلار کمک به افغانستان کرد تا شاید امنیت و آرامش به این کشور بازگردد. پس زمینه برای امریکا به خوبی مهیا بود تا از حضور خود در افغانستان برای تامین امنیت خود و منطقه استفاده کند. متاسفانه امریکایی ها نتوانستند از این فرصت استفاده کنند و جریان افراطی بیشتر شد و منطقه نیز در سال های اخیر اطمینان خود را به اه امریکا از دست داده و به امریکا شک کرد.در این شرایط افغانستان باید چند کار انجام دهد. نخست آنکه امکانات داخلی افغانستان، برای تامین امنیت و بازگشت آرامش به این کشور به کار گرفته شود. اراده و حاکمیت ملی افغانستان دو نمونه از این ابزار هستند. ممکن است در این مسیر مردم افغانستان قربانی شوند اما ما در حال حاضر هم هر روز در حال دادن قربانیان بسیاری هستیم و باید این قربانی را به شکلی بدهیم که حافظ امنیت ملی ما باشد. امروز قربانی می دهیم اما وضعیت امنیتی کشور نیز روز به روز وخیم تر می شود.مساله دوم این است که امریکا باید روش خود را در افغانستان مشخص کند. ما مردم افغانستان با امریکا هیچ اختلافی نداریم اما حضور امریکا در افغانستان نه تنها نباید باعث افزایش ناامنی و تقویت جریان افراط شود بلکه حضور امریکا و اعمال این کشور در افغانستان و منطقه بزرگ تر ما نباید باعث ایحاد رقابت در خاک افغانستان شود. ما به دنبال این هستیم که حضور امریکا در افغانستان باعث تفاهم و دوستی کشورهای همسایه ما با کابل و همچنین با یکدیگر شود.مساله دیگر این است که ما از کشورهای منطقه و همسایگان خود مانند ایران، چین، پا تان، هندوستان و ترکیه انتظار داریم که با افغانستان در مسیر تحکیم حاکمیت ملی و در رساندن ما به نقطه ای که بتوانیم از خاک خود با دست خود دفاع کنیم و آرامش را به آن بازگردانیم، همکاری کنند. همکاری کشورهای منطقه با ما و بالع باید به گونه ای باشد که به امریکا فهمانده شود که اگر نقشه ای برای منطقه درنظر دارد نمی تواند از طریق ایجاد ناامنی و بی ثباتی در کشور ما این نقشه را محقق کند. امریکا باید به این نتیجه برسد که بهتر است روش دوستی و تفاهم با منطقه و افغانستان را انتخاب کند. تامین امنیت افغانستان وظیفه مردم افغانستان است و این امر در مذاکره با امریکا برای احیای دوباره حاکمیت ملی کشور از طریق توسل به اراده ملت افغانستان و جلب همکاری کشورهای همسایه و کشورهای بزرگ منطقه قابل دسترسی است.دلایل ضعف نیروهای امنیتی افغانستان را در چه می دانید؟ گفته می شود که سال هاست این نیروها تحت آموزش نیروهای خارجی هستند.

ناامنی در افغانستان به دلیل ضعف نیروهای تی نیست بلکه دلیل اصلی آن از بین رفتن اعتماد موجود به امریکا در داخل کشور است. اعمال و روش امریکا در افغانستان به حاکمیت ملی ما صدمه زده است. در نتیجه این سیاست، ناامنی در افغانستان افزایش پیدا کرده و دست درازی به امنیت و آرامش افغانستان هم آسان شده است. دیوارها و سدهایی که مانع از ترویج ناامنی در افغانستان می شدند اکنون ضعیف شده اند. این ضعف نیز تنها از راه تحکیم حاکمیت ملی و احیای اعتماد ملی به اقتدار ت و همکاری با کشورهای منطقه قابل جبران است.چندسال از عمر ت وحدت ملی در افغانستان می گذرد و به نظر می رسد که انتقادهای داخلی به این ت افزایش پیدا کرده است. شما به عنوان فردی که سال ها در راس قدرت در افغانستان حاضر بودید چه توصیه ای به ت وحدت ملی برای بهبود وضعیت و امنیتی کشور دارید؟می توانم توصیه م و این هم وظیفه ملی من و هر افغان است که این کار را . توصیه من این است که ت وحدت ملی افغانستان به دنبال احیای حاکمیت ملی ما باشد تا مردم افغانستان ببینند که صاحب تی هستند که حاکمیت و اقتدار ملی ما است و به دنبال احیای آرزوهای ملت افغانستان است. ما ملتی غریب اما غیور و با همت هستیم. ت در افغانستان باید همت ملی مردم افغانستان باشد.دومین مساله این است که ت باید از راه ها و با استفاده از ابزار مناسب به همسایگان و کشورهای منطقه اطمینان دهد که افغانستان و ت این کشور مورد استفاده نادرست از سوی برخی بازیگران علیه همسایگان خود قرار نمی گیرند. این کار را من در زمان حکومت خود انجام دادم. در حالی که نیروهای امریکایی در کشور ما بودند اما افغانستان بهترین رابطه را با ایران، روسیه، چین، عربستان سعودی و ترکیه داشت و شاید بتوان گفت که تنها مشکل ما با پا تان بود که آن هم کمتر از حد مشکلاتی بود که امروز دو کشور با آن روبه رو هستند. ت امروز افغانستان در داخل به تحکیم پایه های حاکمیت ملی بپردازد و در بیرون از مرزها نیز با سایر کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای بهترین رابطه حسنه را داشته باشد. ما باید اطمینان کشورهای منطقه را به دست آوریم که امریکا از افغانستان برای برداشتن گام هایی علیه برخی کشورهای منطقه استفاده نمی کند. ما باید کاری کنیم که افغانستان به محلی برای همکاری و تفاهم امریکا و ت های همسایه ما بدل شود نه اینکه همسایگان ما از جانب افغانستان احساس تهدید کنند.وضعیت رشد و نفوذ در افغانستان چگونه است؟ در یک سال اخیر شاهد افزایش فعالیت های این گروه تروریستی در داخل افغانستان بودیم.

نفوذ در افغانستان بسیار زیاد شده است. این گروه با فعالیت های خود باعث رنج و آزار و کشتارهای بسیار زیاد در میان مردم افغانستان شده است. مردم را مجبور به فرار از از خانه و کاشانه خود کرده است. به هرکجا که وارد شده است مردم آن منطقه دچار بی سرنوشتی شده اند. به عنوان نیرویی کاملا بیگانه با رسم و سنت مردم افغانستان به ا و روستاها هجوم آورد و قصد آنها نیز کشتار مردم افغانستان است. سوال اینجاست که این نیروهای را چه انی تقویت می کنند و این نیروها از کجا تغدیه می شوند؟ این گروه به پیشرفته ترین سلاح ها مجهز است اما این سلاح ها از کجا تامین می شوند ؟ مردم از نقاط مختلف افغانستان به خصوص از منطقه شرق و استان ننگرهار شکایت های بسیاری در مورد رفتار با خود داشتند و حتی برخی از بزرگان قوم این استان نیز مجبور به سکنی گزیدن در جلال آباد شده بودند.تقریبا یک سال است که اخبار بسیار موثقی توسط مردم، مراجع، مطبوعات و حتی برخی نیروهای امنیتی از شرق، شمال شرق، جنوب و جنوب غرب افغانستان به گوش می رسد مبنی بر اینکه هلیکوپترهای ناشناخته سفید رنگ به پایگاه های می روند و به آنها سلاح می رسانند و آنها را تجهیز می کنند. این اخبار در سرتاسر افغانستان و سطح بین المللی پخش شده است و این اتفاق در حالی رخ داده که فضا و حریم هوایی افغانستان کاملا تحت کنترل امریکا و نیروهای ناتو است. سیستم رادار و کشف هوایی افغانستان کاملا در اختیار امریکا است پس آنها باید پاسخگو باشند که در حالی که تسلط کامل بر فضای هوایی کشور دارند و پشه ای نمی تواند در خارج از دید رادار آنها در هوای افغانستان پرواز کند، این هلیکوپترها از کجا می آیند و چگونه به این راحتی برای سلاح می برند؟ تنها انی که می توانند را تجهیز کنند نیروهای خارجی در افغانستان هستند و اگر این تجهیز کار نیروهای خارجی نیست باز هم همین نیروها باید جوابگو باشند که چه انی در افغانستان به سلاح می رسانند و از آنها حمایت می کنند.آیا یارگیری های از مردم محلی و بومی است یا اعضای این گروه تروریستی در داخل افغانستان غیرافغان هستند؟اصلا این یارگیری ها از داخل مردم افغانستان نیستند و از آغاز حضور در افغانستان تا به امروز هم این یارگیری ها از نیروهای خارجی بوده است. شاید در یک سال اخیر که فعالیت های در افغانستان بیشتر و پررنگ تر شده است استخدام هایی از مردم عادی در افغانستان صورت گرفته باشد که این مساله هم با فریب دادن جوانان با پول صورت گرفته است. گزارش هایی به من در این یک سال رسیده مبنی بر اینکه نیروهای در روستاها برای استخدام جوانان و جذب نیرو نسبت به و افغانستان پول بسیار بیشتری را پیشنهاد می کنند. مثلا ی ها حاضر هستند به هر فرد ٥٠٠ تا ١٠٠٠ دلار بدهند. این رقم برای یک جوان روستایی در افغانستان که محروم است رقم بسیار بالایی است. باز هم در اینجا این سوال مطرح می شود که این ثروت را از کجا آورده است ؟ منبع تامین کننده مالی کجاست؟ مردم افغانستان چنین پولی در اختیار ندارند ؟ کشورهای منطقه چنین پولی در اختیار ندارند. مشخص است که دستی از خارج تامین کننده مالی این گروه در داخل افغانستان است.آیا رصدی در مورد محل ورود نیروهای به افغانستان انجام گرفته است؟در آغاز ی ها از مرز پا تان وارد افغانستان شدند و مشخص بود که نیروهای خارجی تربیت شده هستند.

ما در عراق شهری مانند موصل و در شهر رقه را داشتیم که به نوعی به مقر اصلی و پایتخت در این کشورها بدل شدند. آیا در افغانستان هم چنین وضعیتی وجود دارد که شهری با مساحت زیاد در اختیار قرار گرفته باشد؟بله، منطقه شینواری در افغانستان دچار چنین وضعیتی شده است. شهرستان شینواری که منطقه بسیار بزرگ و کوهستانی است در اختیار قرار دارد و اکثریت نان این منطقه آواره شده اند و خانه های شان در اختیار قرار گرفته است. منطقه دیگری در ننگرهار نیز به دست افتاده است پس در شرق، جنوب غرب و شمال غرب افغاستان مناطق وسیعی را در اختیار دارد.

آیا تاکنون اقدام نظامی برای ساقط از سوی ت انجام گرفته است؟اقدام موثری که باعث دور شدن از ا و روستاهای افغانستان یا از بین بردن پایگاه های این گروه در افغانستان شود، رخ نداده است.

امریکا در افغانستان نیرو دارد و ی ائتلاف بین المللی مبارزه با را هم برعهده دارد. آیا این کشور اقدام جدی برای نابودی در افغانستان انجام داده است؟

(با خنده) ما برع این موضوع را در مورد امریکا و نگاهش به شنیده ایم.

آیا در افغانستان اتحادی میان و صورت گرفته است؟ در برخی گزارش ها گفته می شود که نیروهای با همکاری می کنند.اصلا. به مقابله علیه و در استان های ننگرهار و فاریاب به مقابله با برخاستند.آیا همکاری های موردی و مقطعی هم میان این دو گروه ایجاد نشده است؟

شاید افرادی در داخل باشند که همکاری هایی با کرده باشند اما براساس مشاهدات دو سال گذشته ام می توانم بگویم که حرکت در مقابل قرار دارد.گفته می شود برخی چهره های تندروتر که اعتقادی به مذاکره با ت ندارند پیوستن به را ایده بهتری برای رسیدن به اه خود در افغانستان می دانند.

این مساله ممکن است ولی بدنه با هیچ پیوندی ندارد.در عراق ما شاهد همکاری تنگاتنگ ایران با ت مرکزی برای مبارزه با بودیم که تجربه موفقی هم بود آیا در مسیر مبارزه با در افغانستان نیز امکان همکاری میان تهران و کابل وجود دارد؟این همکاری مشترک برای مبارزه با جریان باید به وجود بیاید و شکل بگیرد. هر دو کشور از جریان افراط و متضرر شده اند. امروز در افغانستان مردم را از خانه های شان بیرون می راند، آنها را آواره می سازد و قتل عام به راه می اندازد. بدون شک اگر برای افغانستان یک خطر جدی به حساب می آید برای ایران هم خطرناک است. به مساجد شیعیان حمله می کند و گزاران را شهید می کند. پس باید ایران و افغانستان به عنوان دو کشوری که برای آنها یک تهدید مشترک است دست به دست هم داده و هر ابتکار عملی که می توانند به ج بدهند و با توسل به آن با مبارزه کنند.امریکا از منتقدان حضور ایران در عراق است که البته در این کشور مخالفت هایش ره به جایی نبرد. آیا در افغانستان، امریکا مجال همکاری تهران و کابل برای مبارزه با را می دهد؟امریکا اگر مانع هم باشد تصمیم ملی دو کشور مهم است ما نباید به امریکا اجازه بدهیم که مانع همکاری افغانستان با همسایگانش شود. ما نباید به امریکا اجازه بدهیم که به مانعی در مسیر برقراری امنیت در کشور بدل شود. ما باید هر اقدامی که تامین کننده امنیت ما است را انجام دهیم.قریب به ١٠ ماه از حضور ترامپ در کاخ سفید می گذرد. مردی که در جریان کمپین انتخاباتی اش نیز کمترین سخنان را در مورد افغانستان بر زبان راند و پس از آن هم استراتژی کاملا گنگ در قبال افغانستان اتخاذ کرد. نگاه شما به رویکرد ت ترامپ نسبت به افغانستان چیست و آیا تفاوتی میان رویکرد وی و باراک اوباما قائل هستید؟نگاه و استراتژی ت جدید امریکا در قبال افغانستان را بسیار نادرست می دانم و البته من به نگاه ت های قبل امریکا نسبت به افغانستان هم انتقاد داشتم و موافق آن نبودم چرا که باعث تشدید جنگ و ناامنی در افغانستان شد. امروز نیز با نگاه رییس جمهور ترامپ کاملا مخالف هستم و اعتقاد دارم که دیدگاه، استراتژی و راهبرد جدید آنها در مورد افغانستان جز پیام جنگ برای مردم چیز دیگری ندارد. پیام آنها به معنای افزایش کشتار مردم در افغانستان است. ما در افغانستان به صلح، امنیت و رابطه نیک با همسایگان نیاز داریم و نمی خواهیم که کشور ما به میدان جنگ بدل شود بلکه به دنبال این هستیم که به میدان همکاری و تفاهم تبدیل شویم. من استراتژی جدید امریکا را درراستای منافع افغانستان و منطقه نمی دانم.

استراتژی ایجاد رقابت میان هند و پا تان در افغانستان سیاستی است که امریکا دنبال می کند. براساس این استراتژی هرچه هند کمک اقتصادی و سرمایه گذاری خود در افغانستان را افزایش دهد پا تان رغبت بیشتری از خود برای همکاری در افغانستان نشان می دهد. آیا درصد موفقیتی برای این استراتژی وجود دارد؟

ضرر این استراتژی برای افغانستان کاملا مشخص و واضح است، بر میزان حملات تروریستی و بمبگذاری ها در افغانستان افزوده شده است. حملات انتحاری در افغانستان رشد صعودی داشته و افغانستان مورد حمله شدید قرار دارد. نتیجه رقابت ها و استراتژی های نادرست سایر کشورها در افغانستان قربانی شدن مردم افغانستان است. چه امریکایی ها با نام کمک به امنیت و صلح در افغانستان دست به بمباران بزنند و چه در حملات گروه های تروریستی یا ، این مردم عادی هستند که کشته می شوند. هزینه این استراتژی ها را مردم افغانستان پرداخت می کنند. همکاری بین هند و امریکا و اعلام ترامپ مبنی بر اینکه هند باید در افغانستان حضور بیشتری داشته باشد از دید ملی مورد تایید ما نیست. ما فکر می کنیم که امریکا هر هدفی که در سر دارد به خیر برای منطقه منتهی نخواهد شد. از دید ما هند باید همکار کشورهای منطقه باشد نه اینکه در پیمان و اتحاد با امریکا باشد. هند از دوستان قدیمی افغانستان است و ما به این دوستی احترام می گذاریم و مشتاق دوستی با هند هستیم اما نه با هندی که در تبانی با امریکا باشد. تبعات این مساله برای افغانستان ناامنی بیشتر خواهد بود. ما به هیچ عنوان به دنبال ایجاد رقابت میان هند و پا تان در افغانستان نیستیم. نه هند باید در این مسیر گام بردارد و نه پا تان در وضعیت رقابت با هند در افغانستان قرار بگیرد. ما پا تان را کشور دوست و برادر و همسایه خود می دانیم و همواره خطاب به این کشور گفته ایم که با افغانستان از راه رابطه متمدن پیش بیا و نه با استفاده از ابزار تروریست و افراط گرایی. اگر پا تان این ابزار را کنار بگذارد و با افغانستان از راه مدنی و روشن و دوستی پیش بیاید ما بهترین دوست و برادر پا تان خواهیم بود.
اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان روز گذشته ادعا کرده که روسیه و پا تان از حمایت می کنند و این ادعای حمایت روس ها از پیش از این نیز بارها مطرح شده بود. دلایل این اتهام زنی به روس ها چیست؟
من شاهد ١٤ سال رابطه افغانستان با روسیه و همکاری روسیه با امریکا بوده ام. در سال ٢٠٠٨ در جریان کنفرانس شانگهای، من و ولادیمیر پوتین دیدار کردیم. در آن ملاقات من به رییس جمهور پوتین گفتم که ما در افغانستان از عملکرد امریکا راضی نیستیم و روش امریکا را باعث تقویت جریان افراط می دانیم. از وی خواستم که روسیه به عنوان همکار امریکا در مسیر مبارزه با تروریسم که حتی به کاروان های ناتو اجازه عبور از خاک خود برای رسیدن به افغانستان را داده با امریکا صحبت و امریکا را متوجه نادرستی سیاست خود در افغانستان کند. در آن زمان رییس جمهور پوتین در پاسخ به من گفت: آقای کرزای ما با امریکا شاید در بسیاری از نقاط جهان اختلاف نظر داشته باشیم اما در مورد افغانستان با هم دیده به دیده هستیم و توافق نظر داریم. وی با این سخن تاکید کرد که روسیه و امریکا در افغانستان همکار هم هستند و حرف من را رد کرد.این سخنان در سال های ٢٠٠٩ تا ٢٠١٢ هم تکرار می شد اما از سال ٢٠١٢ به بعد بود که دید روسیه اندک اندک نسبت به عملکرد امریکا در افغانستان تغییر کرد. باید سوال کنیم که حتی اگر خبر همکاری روس ها با درست باشد چه چیزی منجر به این شد که روسیه که همکار امریکا بود و مخالف ، امروز با همکاری می کند؟ گناه این سیاست برعهده کیست؟ برعهده روس ها یا امریکایی ها؟ امریکا باید به این سوال پاسخ دهد که چرا همسایگان ما مجبور به همکاری با شدند و البته از دید من چنین همکاری ای میان روس ها و وجود ندارد. حکومت ما و تمردان ما نباید افغانستان را به تشنج بیشتر بکشانند بلکه باید باعث جلب توجه روسیه برای کمک به اوضاع در افغانستان شوند و در مسیر تقابل با روسیه قرار نگیرند.

قریب به دو سال پیش در کابل از شما سوال که آیا مایل به بازگشت به ارگ ریاست جمهوری هستید و شما در پاسخ تاکید داشتید که نوبت جوانان است و ترجیح می دهید فاصله خود را با سیاست حفظ کنید. آیا امروز همچنان برهمین عقیده هستید و تمایلی به بازگشت به عرصه قدرت ندارید؟

من شخصا علاقه ای به بازگشت به عالم سیاست به آن شکل ندارم اما افغانستان کشور من است و من آرزوی امن شدن افغانستان و رابطه نیک کشور با همسایگان را دارم و در این مسیر هر خدمتی که از من برآید را انجام می دهم. این وظیفه ملی من و هر فرد افغان است.
کتایون ملکی - نرگس قیصری: ایران به دلیل ساختار زمین شناسی ویژه و عبور کمربند ف ی از آن ذخایر معدنی فراوانی دارد.در این میان کشورهای همجوار ایران همچون افغانستان که در سال های بسیار دور جزئی از سرزمین پهناور ایران به شمار می آمدند نیز از این مزیت برخوردار بوده و همچون گنجینه ای از مواد معدنی هستند که از آنها بهره برداری نشده است. اما در طول سال های گذشته و با وجود درگیری ها و جنگ های رخ داده در این کشور شاهدیم که فعالیت های معدنی در معادن این کشور از سوی امریکایی ها و برخی شرکت های اروپایی آغاز شده است. اما ما یک کشور پیشرو در فعالیت های معدنی در منطقه هستیم بنابراین می توانستیم از این موقعیت استفاده کنیم و در معادن و محدوده های معدنی این کشور به عنوان سرمایه گذار وارد شویم. اما در شرایط فعلی شاهدیم سرمایه گذاری از سوی ایران در معادن افغانستان انجام نشده و این موضوع شاید نشات گرفته از سیاست های حاکم بر این کشور باشد. کشور دوست و همسایه افغانستان از نگاه زمین شناسی دارای ذخایر ارزشمند معدنی است، اما متاسفانه به دلیل شرایط حاکم بر این کشور شاید این ذخایر ارزشمند آن طور که باید مورد بهره برداری قرار نگرفته باشد. این موضوع باعث شده تا دیگر کشورها برای همکاری معدنی با افغانستان وارد عمل شوند. ایران نیز به دلیل مرز مشترک و فرهنگی با این کشور، بارها بر این موضوع تاکید کرده و حتی در زمینه آموزشی نیز با افغانستان وارد همکاری مشترک شده است.کشور افغانستان دارای ذخایر فراوان مواد معدنی است. این کشور در حوزه مس، سنگ آهن، لیتیوم و... دارای ذخایر ارزشمندی است که باعث شده کشورهای دیگر همچون امریکا، چین و هند توجه هر چه بیشتری به این کشور داشته باشند. البته ناگفته نماند که در این سال ها نیروهای و حتی به این ذخایر چشم داشته و از آنها ب درآمد د. حاجی گک را می توان یکی از مهم ترین معادن سنگ آهن این کشور دانست؛ معدنی که دومین ذخیره سنگ آهن دنیا را در اختیار دارد. ذخیره قطعی آن ۱/۸ میلیارد تن با عیار ۶۲درصد است که در ارتفاع ۳۸۰۰ متری و به عبارتی به طور تقریبی در نصف ارتفاع قله اورست قرار گرفته است. اما کشورهای اطراف افغانستان از این ذخیره ارزشمند غافل نمانده اند. هند با سودای به دست گرفتن بازار فولاد جهان از فرصت استفاده کرده و در سال ۲۰۱۲میلادی قرارداد همکاری میان ت افغانستان و کنسرسیوم هندی را به ی شرکت sail به امضا رساند. جالب است که بدانید در مناقصه انجام شده در آبان ماه سال ۱۳۹۰( نوامبر ۲۰۱۱ میلادی) برای است اج و بهره برداری از معادن سنگ آهن حاجی گک، شرکت های «سنگ آهن گل گهر» و «بهین صنعت دیبا» نیز از ایران حضور داشتند. دیگر پروژه ای که از سوی سرمایه گذاران خارجی هم اکنون در افغانستان درحال اجراست، پروژه مس عینک با ذخیره ۳/۱۱ میلیون تن بوده که با سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلاری از سوی شرکت تی چینی به نامmetallurgical corporation of china از سال ۱۳۸۶(۲۰۰۷م) در حال اجراست. در واقع چین نیز از این قافله عقب نمانده است. اما در این میان، دستی به تولید ۵۵میلیون تن فولاد در سال ۱۴۰۴ می تواند بهانه خوبی برای حضور ایران در معادن افغانستان باشد. همچنین دیگر همکاری ها مانند همکاری های آموزشی و انتقال فناوری می تواند به درآمدهای بخش معدن ایران افزوده شود و فعالیت های بین المللی را توسعه دهد. انتقال فناوری به حوزه های مختلف معدنی افغانستان از سوی ایران می تواند علاوه بر توسعه همکاری بین المللی، بر درآمدزایی بخش معدن نیز بیفزاید. دیدار چندی پیش رئیس هیات عامل ایمیدرو با هیات وزارت معادن و پترولیوم افغانستان فرصتی بود تا مذاکرات در این باره انجام شود. مهدی کرباسیان در این دیدار بر انتقال فناوری، اکتشاف و فرآوری به افغانستان تاکید کرد. درواقع امروز این آمادگی در بخش معدن ایران وجود دارد تا با دیگر کشورها وارد همکاری شود. سفر مدیران افغانستان در بخش معدن به ایران، فرصتی بود تا با پیشرفت های بخش معدن ایران آشنا شوند. بخش معدن ایران در ۴سال گذشته با همت مسئولان این بخش به ویژه ایمیدرو سعی بر آن داشت تا گذشته خود را جبران کند. شاید یکی از اقدامات مهمی که در این سال ها انجام شد، انجام عملیات اکتشافی در ۲۵۰هزار کیلومتر مربع از کشور بود که بخش عمده آن در نوار شرقی کشور قرار داشت به طوری که این میزان اکتشاف ۲برابر کل اکتشافات انجام شده در ۸۰ سال اخیر بود. کشف ذخایر ارزشمند در سنگان که باعث شد لقب عسلویه معدنی را از آن خود کند، باعث شد طرح های معدنی و صنایع معدنی مختلفی در این منطقه تعریف شود. حال با توجه به این منطقه به افغانستان، می توان همکاری هایی را در زمینه تولید شمش فولاد در سنگان شاهد بود. معاون صنعت، معدن و تجارت در این باره می گوید؛ موقعیت مجتمع معادن سنگان که از یک طرف به ایران و از طرف دیگر به افغانستان مشرف است، فرصت خوبی برای همکاری های دوجانبه ایجاد کرده است.
کرباسیان معتقد است؛ کشور افغانستان ظرفیت های فراوان و قابل توجهی در بخش معدن خود دارد اما وجود جنگ در این کشور باعث شده آن طور که باید از منابع معدن خود استفاده نکند. در واقع این منطقه می تواند شاهد شکل گیری و احداث کارخانه های مشترک میان ایران و افغانستان باشد. رئیس هیات عامل ایمیدرو در این باره تصریح می کند؛ ذخایر بسیاری از سنگ آهن در افغانستان وجود دارد، با توجه به این موضوع ما آمادگی داریم که کار اکتشافی را کامل انجام داده و سنگ آهن را است اج و فرآوری کنیم. وجود منابع عظیم گازی در ایران این فرصت را در اختیار افغانستان قرار می دهد تا بتوانند سنگ آهن است اج شده خود را در ایران به شمش تبدیل کنند. با توجه به موارد یادشده، کرباسیان در این دیدار پیشنهاد همکاری ۲جانبه میان ایران و افغانستان را داد؛ پیشنهادی که شرکت های خصوصی ایرانی می توانند در راستای آن ایفای نقش کرده و ایمیدرو نیز به عنوان سازمان تی و بازوی وزارت صنعت، معدن و تجارت از آنها حمایت کند. اما از دیگر اتفاقاتی که می تواند زمینه همکاری ایران و افغانستان را در بخش معدن فراهم کند، راه اندازی مرکز تحقیقات مواد معدنی در افغانستان است. این اقدام می تواند به توسعه بخش معدن افغانستان بینجامد. در واقع مرز مشترک معدنی و شباهت های زمین شناسی میان ۲ کشور و همچنین راه اندازی راه آهن تهران-هرات مزیتی برای ایران و افغانستان است. این راه آهن می تواند مشکلات حمل ونقل مواد معدنی بین ۲کشور را حل کند. از سویی دیگر افغانستان می تواند از طریق چابهار محصولات معدنی خود را راهی بازارهای صادراتی کند. به طور کلی همکاری این کشور با بخش معدن ایران مزیت های بسیاری خواهد داشت. ناگفته نماند، برخی اقدامات معدنی در ایران الگوی خوبی برای افغانستان بوده، به طوری که طاهر رضایی رئیس سازمان زمین شناسی افغانستان نیز در این دیدار ۲ جانبه اظهار می کند؛ افغانستان در نظر دارد در زنجیره صنایع است اجی، عملکردی مشابه ایران داشته باشد. او معتقد است، افغانستان به دلیل مسائل امنیتی در اه کلان اقتصادی خود با عقب ماندگی روبه رو شده است و ت این کشور برای جبران این عقب ماندگی ها هیات های مختلفی را راهی ایران کرده است تا در بخش منابع میدانی و فرآوری با ظرفیت های ایران آشنا شوند.
بدون شک تمایل بالای ایران برای حضور در افغانستان و همچنین وجود ظرفیت های فراوان معدنی در این کشور در کنار فرهنگی و زبانی، همکاری خوبی را میان ۲ کشور رقم می زند که شاید مهم ترین برنده آن افغانستان باشد زیرا این کشور امروز از تجربه های اجرایی ایران که نتایج مثبت به همراه داشته در بخش معدن خود استفاده می کند.
چشم رئیس جمهور ت سلک امریکا به معادن افغانستان
ترامپ نیز از این قافله عقب نمانده و به دنبال حضور در بخش معدن افغانستان است. منابع معدنی غنی در این کشور که مشاوران ترامپ پیش از این به آن اشاره د برای امریکا می تواند بسیار سودآور باشد.به گزارش ماین نیوز، در نخستین گفت وگوی ترامپ و «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان موضوع منابع معدنی افغانستان مطرح شد. «پولتیکو» گزارش داده بود؛ ترامپ از امضای طرح اعزام نظامیان بیشتر به افغانستان خودداری کرده است، اما این رئیس جمهور ت سلک امریکایی اظهار کرده که استفاده از منابع سرشار افغانستان می تواند توجیهی برای حضور امریکا در این کشور باشد. برای بررسی این شرایط، کاخ سفید در نظر دارد ای را برای دیدار با مقامات وزارت معادن افغانستان اعزام کند. این در حالی است که «استفن فینبرگ» که مشاور غیررسمی ترامپ است، در پی ایجاد راه هایی برای استفاده از منابع معدنی افغانستان است. فینبرگ همچنین مالک شرکت «داینا کو » است که می تواند نقش مهمی را برای تامین امنیت معادن ایفا کند. ایجاد امنیت یکی از بزرگترین نگرانی ها در زمینه است اج معادن در افغانستان است؛ زیرا برخی از غنی ترین معادن این کشور در مناطق در کنترل قرار دارد. این در حالی است که به جز تامین امنیت، مشکلات دیگری نیز چون فساد گسترده، نبود جاده های مناسب، پل و راه آهن وجود
دارد. «لورل میلر» که تا چندی پیش س رست دفتر ویژه امریکا در افغانستان و پا تان بود در این باره گفت: موانع زیادی برای است اج معادن افغانستان وجود دارد و این گونه الفاظ ممکن است تردیدهایی را درباره نیت اصلی حضور امریکا در افغانستان به وجود آورد. این در حالی است که برای ترامپ به عنوان یک تاجر، معادن افغانستان می تواند تنها جذ ت این کشور باشد. مقامات امریکایی نیز است اج این معادن را موقعیتی «برد-برد» توصیف می کنند که می تواند اقتصاد افغانستان را متحول کرده، برای امریکایی ها ایجاد شغل کند و دسترسی بی سابقه ای برای امریکا به منابع معدنی افغانستان باشد که درحال حاضر در انحصار چین قرار دارد.چین درحال حاضر قراردادی به ارزش ۳ میلیارد دلار برای ایجاد معدن مس در ۴۰ کیلومتری کابل دارد. قرار بود بررسی راهبرد جدی امریکا در افغانستان تا اوایل جولای پایان پذیرد اما به دلیل نا رضایتی، ترامپ از امضای این طرح خودداری کرد. «مایک پنس» معاون اول ترامپ (و نه ژنرال مک مستر)، وظیفه هدایت جلسه شورای امنیت ملی با محوریت افغانستان را بر عهده داشت. برخی مقامات می گویند که این نشانه منزوی بودن مک مستر است، در حالی که برخی دیگر معتقدند این نشان دهنده استقبال مک مستر از نقش بنن در این موضوع استراتژی و اتفاق نظر این دو در راهبرد جدید افغانستان است. از سوی دیگر، «جرد کوشنر» داماد و مشاور ترامپ و «استفن بنن» استراتژیست ارشد وی در پی استفاده از سربازان اجیر به جای اعزام نظامیان امریکایی در افغانستان هستند. پیش از این نیز در زمان ریاست جمهوری «باراک اوباما» رئیس جمهور پیشین، امریکا تلاش کرده بود صنعت معدن افغانستان را راه اندازی کند. این در حالی است که درحال حاضر نرخ سنگ آهن و مس یک سوم ارزش مشابه در سال ۱۳۸۹ ( ۲۰۱۰م )را دارد. در عین حال باور بر این است که بیشتر این منابع در ولایت هلمند قرار دارد که بیشتر مناطق آن در کنترل است. گفتنی است که در زمان ریاست جمهوری اوباما، رئیس جمهور کنونی افغانستان از توسعه سریع صنعت معدن در این کشور جلوگیری کرد، زیرا بیم آن داشت که این توسعه فساد گسترده در پی داشته باشد. این در حالی است که پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، غنی با وی تماس گرفت و خواستار حضور این کشور برای توسعه بخش معدن افغانستان
شد.
ذخایر فراوان سنگ آهن و مس در افغانستان
به گفته کارشناسان بخش معدن، ذخایر معدنی افغانستان بسیار غنی است و سرمایه گذاری در این کشور سودآور خواهد بود. از طرفی به دست آوردن بازار موادمعدنی این کشور در شرایط فعلی که آنها در حوزه تولید موادمعدنی فعالیت چندانی ندارند، از مزیت های این کشور بوده و تا حدودی می توان به آن به چشم یکی از بازارهای بزرگ صادراتی نگاه کرد. در این میان می توان به سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی همچون لعل بداخشان، لاجورد و... اشاره کرد.
درباره ذخایر سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی موجود در افغانستان، معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور درباره تجارت این سنگ ها در جهان به صمت گفت: درحال حاضر تجارت سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی در جهان بیش از ۳هزار میلیارد دلار است و در بسیاری از کشورها نیز این صنعت بومی شده است.
بهروز برنا با بیان این مطلب در ادامه گفت: فرآوری این سنگ ها روی صادراتش اثرگذاری بالایی داشته و ارزش افزوده بیشتری را برای تولیدکنندگان آن به همراه آورده است. همچنین فرآوری سنگ های قیمتی و تبدیل آنها به مصنوعات و زیورآلات می تواند به عنوان کالایی جذاب برای گردشگرانی باشد که در این ا حضور پیدا می کنند.
به گفته وی، در زمینه تولید این مصنوعات نیز، می بینیم که کشورهای آسیایی از این مزیت استفاده می کنند و برخی از این سنگ ها نیز بومی شده و معروفیت ویژه خود را پیدا کرده اند. برای نمونه تانزانیا با تانزانیت، چین با یشم و بولیوی با بولیوینیت شناخته می شوند.
وی در ادامه صحبت هایش به مزیت های کشور افغانستان در حوزه سنگ های زینتی( قیمتی و نیمه قیمتی) پرداخت و این کشور را جزو دارندگان ذخایر ارزشمندی همچون زمرد دانست. به گفته برنا، زمرد دره پنج شیر افغانستان و سنگ لاجورد این کشور معروف است. لعل بداخشان افغانستان نیز شهرت بالایی دارد. به گفته معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، افغانستان ساختار زمین شناسی بسیار شبیه ساختار زمین شناسی ایران و ظرفیت های مناسب و قابل قبولی از سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی دارد، اما به دلیل جنگ ها و مسائل موجود در این کشور، برخی از افرادی که بر منطقه تسلط دارند این سنگ ها را به شکل قاچاق از این کشور خارج می کنند. درواقع این صنعت در افغانستان ساماندهی درستی نشده است. برنا با بیان اینکه شرق سرزمین ایران با افغانستان از نظر زمین شناسی بسیار شبیه هم هستند در ادامه گفت: ما باید از فرصتی که اکنون در اختیارمان قرار گرفته استفاده کنیم و بازار مواد معدنی افغانستان را مال خود کنیم. در این میان شهرستان مشهد جزو ای سیاحتی و زیارتی ایران به شمار می آید و نزدیک به معدن فیروزه نیشابور است؛ پس ما می توانیم داشته های خود را با افغانستان یکی کنیم و با در دست گرفتن بازار سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی، زمینه ساز رشد بازار سنگ شویم. معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور افزود: برای رسیدن به این هدف، فرآوری سنگ های قیمتی از اهمیت بالایی برخوردار است در حالی که افغانستان در حوزه فرآوری نیز عملکرد مطلوبی نداشته است. در مقابل، کشورهای پیشرو در صنعت سنگ قیمتی، فعالیت گسترده ای در این راه دارند اما با شرایط کنونی افغانستان و نبود آرامش کافی، امکان فرآوری سنگ های قیمتی در این کشور وجود ندارد و صاحبان دانش و فناوری این صنعت، سنگ های قیمتی این کشور را یداری کرده و با انجام عملیات فرآوری روی آنها، محصولات تولید شده را با ارزش افزوده بالاتر به فروش می رسانند. برنا بر این باور است که ایران باید از شرایطی که دارد بیشترین استفاده را ببرد و به بازار معدنی این کشور در حوزه سنگ قیمتی و نیمه قیمتی ورود کند. درحال حاضر کشورهای دیگر همچون هند پیشرفت بیشتری در حوزه صنعت سنگ قیمتی داشته و توانسته اند به موفقیت های چشمگیری در این صنعت دست پیدا کنند.
ذخایر معدنی افغانستان، تنها به سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی محدود نشده و در خاک این کشور گنجینه ای بزرگ از مواد معدنی مختلف همچون سنگ آهن، مس و... را می توان یافت. معدن سنگ آهن حاجی گک و معدن مس عینک از ذخایر معدنی بزرگ این کشور است. ذخایر فراوانی نیز از عناصر ارزشمند و کمیاب در این کشور وجود دارد.
معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز درباره این موضوع گفت: افغانستان علاوه بر برخورداری از ذخایر سنگ های قیمتی، از ذخایر معدنی بسیاری بهره می برد که ارزش آن هزار میلیارد دلار است.
به گفته برنا، امروزه ذخایر لیتیوم موجود در افغانستان مورد توجه قرار گرفته اند. همچنین می توان به ذخایر غنی طلا در این کشور اشاره کرد. وی افزود: ادامه معدن سنگ آهن سنگان به عنوان یکی از ذخایر بزرگ و ارزشمند سنگ آهن کشور را می توان در افغانستان دنبال کرد.
در واقع افغانستان یکی از کشورهای دارای ذخایر بالای سنگ آهن است. به عقیده معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، افغانستان از نظر معدنی بی نظیر است در حالی که تاکنون ایران نتوانسته از این فرصت استفاده کند و در معادن این کشور سرمایه گذاری و همکاری داشته باشد که دلیل این موضوع نداشتن انسجام در کار بوده است. برنا در ادامه صحبت هایش افزود: با توجه به اینکه بزرگان و سیاستمداران این کشور تحصیلکرده کشورهای بزرگ غربی و همچنین امریکا هستند، شاهدیم امکان حضور ایران در این کشور کم شده است. در واقع این موضوع به دلیل سیاست های حاکم از سوی دیگر کشورهاست.مدیر پیشین امور بین الملل انجمن سنگ آهن و تحلیلگر بازار معدن و صنایع معدنی ایران و جهان در گفت وگو با صمت درباره آ ین وضعیت معادن در کشور افغانستان، اظهار کرد: کل ارزش مواد معدنی ف ی و غیرف ی افغانستان افزون بر ۹۵۸ میلیارد دلار است. در این میان ارزش سنگ آهن که بیشترین ذخیره معدنی این کشور به شمار می رود، افزون بر ۴۴۴ میلیارد دلار و ارزش سنگ مس که دومین ذخیره معدنی این کشور بوده افزون بر ۲۸۸ میلیارد دلار است.
کیوان جعفری طهرانی ادامه داد: نام معدن اصلی سنگ آهن این کشور «حاجی گک» و دومین معدن آن «مس عینک» است. معدن حاجی گک۱/۸میلیارد تن ذخیره قطعی سنگ آهن داشته و بزرگترین معدن سنگ آهن بکر آسیا به شمار می رود. همچنین معدن مس عینک که دومین معدن مس دنیا به شمار می رود ۱۱/۳میلیون تن ذخیره قطعی در اختیار دارد.به گفته وی، افغانستان در کنار موارد یاد شده، در حوزه سنگ های قیمتی با داشتن حدود ۱۲۰ معدن ذخایر بسیار خوبی دارد. در مورد طلا در محدوده مس عینک و حوزه های مختلف شرق، شمال و شمال غرب، معادن مختلفی از طلا وجود داشته به طوری که تعداد آنها به ۱۱۲ معدن می رسد. براساس مطالعات ژئوفیزیک سازمان زمین شناسی امریکا که در سال ۱۳۸۱( ۲۰۰۲م) انجام شد، ۱۰۷۹ معدن مواد معدنی در افغانستان شناسایی شد. همچنان این سازمان مشغول مطالعه روی معادن افغانستان از طریق ژئوفیزیک هوایی و فضایی است. جعفری طهرانی تصریح کرد: متاسفانه وضعیت تولید معدنی این کشور به دلیل درگیری هایی که در طول ۴ دهه گذشته از زمان افغانستان از سوی شوروی سابق اتفاق افتاد، چندان خوب نبوده و درآمدهای معدنی آن، سالانه تنها ۱۰۰ میلیون دلار است. این میزان درآمد کمتر از ۱درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می دهد. این در حالی است که افغانستان با ۳۱ میلیون نفر جمعیت می توانست درآمد بیشتری در حوزه معدن داشته باشد.وی در ادامه با اشاره به دیگر معادن افغانستان، تصریح کرد: این کشور دارای معادن عناصر نادر خاکی، مولیبدن، کب ، نیوبیوم، آزبست، نقره، پتاس، بو یت، گرافیت، فلورید، فسفات، سرب و روی، گوگرد، تالک، منیزیم، کائولن، جیوه و از همه مهم تر لیتیوم است.جعفری طهرانی درباره ذخایر لیتیوم این کشور بیان کرد: افغانستان از نظر منابع لیتیوم، در میان ۳ ذخیره بزرگ لیتیوم دنیا بعد از شیلی و بولیوی قرار گرفته است. امروز با توجه به توسعه ماشین های الکتریکی و فناوری های نوین که منطبق بر دیدگاه های زیست محیطی بوده و استفاده از سوخت های فسیلی که روز به روز در حال کاهش است، شاهد هستیم که کمپانی تسلا به عنوان یک پیشرو با استفاده از فناوری های نوین در باتری های خود توانسته عرصه را بر خودروسازهای بزرگ دنیا تنگ کند. امروزه مصرف باتری های لیتیوم-یون از اتومبیل های الکتریکی فراتر رفته و از گوشی های همراه گرفته تا باتری های منزل - ups می تواند برق کامل منزل را از طریق شارژ با سلول های خورشیدی تامین کند - کاربرد دارد.
وی ادامه داد: افغانستان از نظر برتری دارای معادن برتر سنگ آهن، مس و لیتیوم است و این موارد جزو اولویت های این کشور از نظر است اج و بهره برداری قرار می گیرد، هرچند این اتفاق به دلیل مسائل امنیتی و درگیری های موجود نتوانست به خوبی شکل بگیرد.
سخنران کنفرانس های بین المللی سنگ آهن و فولاد افزود: در طول حضور و در افغانستان شاهد هستیم بیشترین حمله این گروه تروریستی به معادن این کشور بوده که منجر به است اج های غیرقانونی از معادن سنگ آهن و مس و پس از آن معادن سنگ های قیمتی شده است، زیرا افغانستان دارای سنگ های قیمتی مطرحی است. غیر از ۲ معدن ف ی که نام برده شد موارد دیگری را مشاهده نکرده ایم که این گروه های تروریستی علاقه مند باشند از ذخایر معدنی افغانستان بهره ببرند.
جعفری طهرانی با اشاره به مورد دیگری که در این سال ها مورد هجوم قرار گرفته است، اظهار کرد: مورد دیگر درباره معادنی که در افغانستان به غارت رفته به معادن لاجورد بدخشان که ذخایر خوبی دارد باز می گردد.
به گفته وی، در حوزه زغال سنگ معادنی در محدوده ای به نام شباشک افغانستان قرار دارد که هیچگاه به طور عمده و حرفه ای مورد بهره برداری قرار نگرفته و همیشه برای رفع نیازهای محدود مورد استفاده قرار گرفته است.
جعفری طهرانی در این باره اضافه کرد: بر اساس قرارداد همکاری که بین ت افغانستان و کنسرسیوم هندی به ی شرکت sail در سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۲م) امضا شد، ۷ عضو این کنسرسیوم که با نام afisco (کنسرسیوم آهن و فولاد افغانستان) شناخته می شدند عملیات است اج و بهره برداری از ۳ معدن از ۴ معدن سنگ آهن حاجی گک را طی مناقصه ای به عهده گرفتند.
اعضای این کنسرسیوم عبارت بودند از: ۳ عضو بخش تی با سهام کل ۵۶درصد به نام های sail (شرکت مادر تخصصی فولاد هندوستان) با ۲۰درصد سهم، nmdc (شرکت ملی توسعه معدنی) با ۱۸درصد سهم و rin (شرکت راشتریا ایسپات نیگام) با ۱۸درصد سهم و ۴ عضو بخش خصوصی که در مجموع ۴۳درصد سهام داشتند و شامل jsw (شرکت فولاد جیندال) و jspl (شرکت فولاد و نیروگاه جیندال) هر دو به مالکیت آقای ناوین جیندال هر یک با ۱۶درصد سهم و شرکت jsw ispat به مالکیت آقای ساجان جیندال با ۸درصد سهم و شرکت mig (مونت ایسپات انرژی) به مالکیت آقای س پ جاجودیا (داماد آقای جیندال) با ۴درصد سهم بودند.
کنسرسیوم آهن و فولاد افغانستان قرار بود در کنار بهره برداری از معدن سنگ آهن حاجی گک نسبت به تاسیس یک کارخانه فولاد در ۲ فاز ۳/۱میلیون تنی و در مجموع ۶/۲میلیون تن و همچنین ایجاد یک نیروگاه برق ۸۰۰ م اتی برای تغذیه کارخانه های فولاد یادشده به ارزش ۱۰/۸میلیارد دلار اقدام کند، هرچند جهت جلوگیری از آسیب پذیری این پروژه توافق شد فاز نخست فولادسازی در مقیاس ۱/۲ تا ۱/۵میلیون تن و نیروگاه برق با ظرفیت ۱۲۰ م ات و با سرمایه گذاری ۲/۹میلیارد دلار اجرا شود و سپس با افزایش ظرفیت به ۳/۱ میلیون تن فاز اول تکمیل و فاز دوم با ظرفیت مشابه ایجاد شود. خوراک معادن ۱، ۲ و ۳ سنگ آهن حاجی گک برای تغذیه ۴۰ سال کارخانه های فولاد ۶/۲ میلیون تنی کافی بود. فناوری ساخت فولاد در این کارخانه با استفاده از زغال سنگی بود که در معدن شباشک است اج می شد. اما پس از عقب نشینی هندی ها در سال۱۳۹۳ (۲۰۱۴م) در این پروژه تمامی این برنامه ها در معادن سنگ آهن و زغال سنگ متوقف شد.وی درباره علاقه مندی امریکا برای حضور در بخش معدن افغانستان، افزود: نقشه های زمین شناسی و ژئوفیزیک میدانی بسیار دقیقی در دوره شوروی سابق از معادن افغانستان تهیه شد. در دوره بین سال های۱۳۷۹تا۱۳۸۶(۲۰۰۰-۲۰۰۷م) در عمل هیچ فعالیت اکتشافی و است اجی در معادن افغانستان انجام نشد و تعداد محدود معادن فعال نیز غارت شدند. از سال تا سال در سال۱۳۸۶تا ۱۳۹۳(۲۰۰۷تا ۲۰۱۴م) که امریکایی ها به طور رسمی در افغانستان حضور داشتند، اعلام د چنانچه ی نقشه های زمین شناسی دوره شوروی سابق را در دست دارد و به ما تحویل دهد پول خوبی در ازای آن دریافت می کند. جالب است بدانید، در دوره تعدادی از این نقشه ها یافته و آتش زده شدند چون معتقد بود این نقشه ها نشانه کفر هستند و حتی اگر ی این نقشه ها را پنهان می کرد حکم داشت. عده ای از افراد فرصت طلب و ماجراجوی افغان این نقشه ها را در دیوار منازل خود پنهان کرده بودند و با پیشنهاد امریکایی ها دیوارها را شکافته و نقشه ها را به نرخ بالایی فروختند. این نقشه ها برای امریکا ارزشمند بود، هرچند که امریکا مطالعات ژئوفیزیک فضایی از افغانستان در امسال و سال آینده انجام داد و نتایج به دست آمده از آن را به دیگر مطالعات خود اضافه کرد. امریکا این اطلاعات دقیق را تاکنون افشا نکرده ولی شواهد از ذخایر عظیم مواد معدنی افغانستان حتی بیشتر از ایران حکایت دارد. روش ژئوفیزیک فضایی که امریکا استفاده کرده بسیار دقیق و با یک درصد خطا قابل قبول است اما خطر خاص خود را دارد. به همین دلیل این ژئوفیزیک در محدوده هایی با لیزر انجام شده که افراد عادی در آن حضور نداشتند زیرا ممکن است برای مردم خطراتی داشته باشد. امریکا برای انجام این مطالعات ژئوفیزیک میلیاردها دلار هزینه کرده چون معتقد است حداقل برای نیم قرن ذخایر مواد معدنی دست نخورده افغانستان را می تواند استحصال کند. جالب است بدانید امریکا اطلاعات را به طور کامل به طرف افغانستانی نمی دهد. این حاکی از علاقه بسیار امریکایی ها برای حضور در معادن افغانستان است.وی ادامه داد: دیگر پروژه های معدنی که از سوی سرمایه گذاران خارجی در افغانستان در حال اجرا بود، پروژه مس عینک با ذخیره ۱۱/۳میلیون تن است که با سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلار از سوی شرکت تی چینی به نام metallurgical corporation of china از سال ۱۳۸۶( ۲۰۰۷م) در حال اجرا بود. طرف های چینی نیز بعد از حمله نیروهای با آر پی جی به معدن مس عینک از سال ۱۳۹۳ ( ۲۰۱۴م) به اجبار بعد از ۷ سال از افغانستان خارج شدند. معدن مس عینک در ۴۰ کیلومتری جنوب شرق کابل در ولایت لوگر قرار گرفته و بزرگترین ذخیره مس افغانستان و به روایتی نخستین یا دومین ذخیره بزرگ مس جهان است. همچنین معدن شماره ۴ سنگ آهن حاجی گک با سرمایه گذاری ۳/۸میلیارد دلار به شرکت کانا kilo gold mines واگذار شده بود که طرف های کانا نیز مشابه سرمایه گذاران هندی و چینی عطای معادن افغانستان را به لقایش بخشیدند و این کشور را بعد از وج رسمی امریکایی ها در سال ۲۰۱۴م ترک د. بدین ترتیب کل حجم سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران خارجی در معادن سنگ آهن ۱، ۲، ۳ و ۴ حاجی گک افزون بر ۱۴/۶ میلیارد دلار بود. بدون شک امریکایی ها به مراتب نسبت به دیگران بهتر امنیت را برقرار می کنند. اگر امریکا تا امروز این کار را نکرده شاید برای آن باشد که می خواهد عرصه را به طرف افغانستانی تنگ کند و تنها خودش در منطقه حضور داشته باشد و امنیت را برقرار کند. وی در پایان تاکید کرد: افغانستان غیر از معادن یاد شده معادن بسیار خوبی از شن و ماسه دارد که با شروع ساخت وساز می تواند از آنها استفاده کند. در صورتی که معدن مس عینک و حاجی گک به بهره برداری برسد، سالانه افزون بر ۱ میلیارد دلار درآمدزایی برای این کشور ایجاد می کند.هنر سنگ تراشی در افغانستان
صنعت سنگ تراشی در افغانستان پیشینه بسیار دوری دارد و اکنون یکی از صنایع اشتغا ا در این کشور به شمار می آید. از طرفی وجود معادن ارزشمند سنگ تزئینی در ای مختلف این کشور از نکات مثبتی است که می توان به آن اشاره کرد. با وجود تمام درگیری ها و مشکلات موجود در افغانستان، خبرها حاکی از آن است که فعالان بخش معدن و هنرمندان سنگتراش در این کشور عملکرد موفقی داشته و توانسته اند بازار داخلی این کشور را در دست خود بگیرند. چندی پیش در خبری خواندم با وجود اینکه معادن سنگ های زینتی این کشور در اختیار برخی گروه های مافیایی بوده و ت نیز مالیات سنگین برای شان تعیین کرده اما آنها مقاومت خوبی نشان داده اند و بازار کابل را در اختیار خود گرفته اند.انواع مختلفی از سنگ های تزئینی در سنگ فروشی های این کشور (محصول ولایت های مختلف افغانستان) وجود دارد و خام یا تراش داده شده به فروش می رسد. برخی از سنگ های این کشور از شهرت جهانی برخوردار بوده و می توان به سنگ های رخام هلمند و چشت هرات اشاره کرد.بر اساس گزارش های موجود، معادن طلا در ۴ منطقه زرکشان غزنی، بداخشان، خاک ریز قندهار و تخار قرار گرفته اند. همچنین معادن کرومیت در حصارک لوگرو، ولسوالی زنه خوان غزنی و... دیده شده است. این کشور محدود به کانی های ف ی نیست و ذخایری از زغال سنگ در۱۱ محدوده معدنی قرار گرفته که ۵ مورد آن قابل است اج است.
در افغانستان قدیمی ترین سنگ ها از دوره آرچین یعنی ۳۸۰۰ میلیون سال پیش و سنگ هایی از دوره پروتوزوئیک (۲۵۰۰–۵۷۰ میلیون سال گذشته) دیده می شود. همچنین دارای پیشینه طولانی و پیچیده تکتونیکی است و دلایل آن تا حدودی مربوط به موقعیت آن در انتهای غربی هیمالیا، تصادم نیم قاره هند، تشکیل کوه های هندوکش، تصادم پارچه های جدا شده زمین (plate tectonics) و...
است.
به گزارش گروه رسانه های بی باک، به موازات ش ت در عراق و ، تروریست ها افغانستان را به عنوان مقصد بعدی خود انتخاب کرده اند؛ موضوعی که خطرات و چالش های امنیتی این کشور را در آینده دوچندان خواهد کرد. افغانستان که سال هاست به خاطر تهدیدات با ثبات و آرامش بیگانه است الان تهدید دیگری را بیخ گوش خود احساس می کند. نوذر شفیعی، کارشناس شبه قاره می گوید: « به خاطر تفکرات ایدئولوژیکی تند و سلفی در بین ت و مردم افغانستان جایگاهی ندارد و هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد.» گفت وگوی «جوان» با نوذر شفیعی را در زیر می خوانیم.
با افزایش تهدیدات ، هم در افغانستان حملات خود را تشدید کرده و با توجه به اینکه در عراق و پایگاه های خود را از دست داده، به دنبال مناطق دیگری برای انتقال عناصر خود است. آیا می توان گفت که افغانستان کانون بعدی بحران و مأمن تروریست ها پس از عراق و خواهد بود. از آنجاکه تعداد زیادی از اعضای افغانستان از جداشدگان هستند آیا بین جناح های و هماهنگی هایی وجود دارد یا اینکه رقابت امنیتی بین آنها حاکم است؟
پدیده ای به نام در افغانستان که این نام را به خودش اطلاق کند، وجود دارد و از اوا 2014 در این کشور اعلام موجودیت کرد، اما اینکه آیا بدنه این گروه ی هستند یا نه جای سؤال دارد. ما در افغانستان ظرفی به نام داریم که محتوای آن مهم است و می توان برنامه ریزی های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و برای مقابله با آن انجام داد. امریکایی ها برآورد می کنند که تعداد 2500 تا 3000 ی در افغانستان وجود دارند. برخی معتقدند که بین 8500 تا 1200 نفر در افغانستان عضو هستند. آنچه مشخص است اینکه گروهی به نام در این کشور وجود دارد و حملاتی را انجام می دهد که جهت دارند و بسیاری از آنها معطوف به شیعیان «هزاره» افغانستان هستند. توجه به شیعیان افغان هم به عملیات شیعیان گروه «فاطمیون» در مربوط می شود که با گروه های تروریستی مبارزه می کنند. در افغانستان بیشتر از چه گروه ها و افرادی عضو گیری می کند؟ آیا مناطق خاصی وجود دارد؟در ارتباط با اینکه چه افرادی در افغانستان عضویت دارند چند مسئله وجود دارد؛ برخی از این افراد انی هستند که به عراق و رفته و با بیعت کرده اند. البته تعداد افغان هایی که در کنار جنگیده باشند خیلی کم است ولی انی وجود دارند که خود از برای حضور در افغانستان دعوت و با ابوبکر البغدادی، سرکرده بیعت د. در افغانستان عضوگیری نکرده است. عبدالرئوف خادم، از ان مهم در استان هلمند که در گوانتانامو زندانی بود در آنجا سلفی شد و با هیئتی به عراق رفت و با بیعت کرد. مسلم دوست، یکی از علمای مهم افغان که او هم در زندان گوانتانامو بود از برای حضور در افغانستان دعوت کرد.
درحالی که خادم، قلمرو هلمند را پوشش می داد، مناطق مشرقی، ننگرهار و کنر تحت پوشش مسلم دوست است. خاستگاه اصلی در افغانستان از ننگرهار است. ریشه سلفی های تندرو در افغانستان در دو منطقه است که «برهان الدین ربانی» در بدخشان بوده و دیگری «سیاف» در ولایات مشرقی است. توجه داشته باشیم که بدنه جامعه افغانستان کشش سلفی ها را ندارد و در دوره رژیم هم تلاش های زیادی شد سلفی گری را در جامعه افغانستان پرورش بدهند اما موفق نشدند.
همچنین «سعید اماراتی» در منطقه مشرقی افغانستان فعال است. اینها افرادی هستند که از برای حضور در افغانستان دعوت و با این گروه بیعت د. اینکه چرا این افراد از دعوت د، به این خاطر است که اینها بعد از مرگ ملا عمر، بر سر ی در دچار تفرقه شدند. همه این افراد هم به شورای کویته تعلق دارند. آنها با توجه به اینکه در قدرت سهیم نشدند از روی حب و بغض با بیعت د و حتی برای کشتن فرماندهان ارشد به امریکایی ها اطلاعات دادند و بر اساس آمارهای اعلام شده در یک سال گذشته حدود 50 نفر از فرماندهان توسط امریکایی ها کشته شده اند. ترکیب اعضای افغانستان چطور است؟ آیا تنها افغان ها در این گروه عضویت دارند یا از کشورهای خارجی هم افرادی در این گروه عضو هستند؟از بین اعضای تنها 30 درصدشان از افغان ها و 70 درصد از سایر کشورها هستند. این 30 درصد افغان ها هم اغلب از جوانانی هستند که شغلی ندارند و بیکار هستند. الان 40 درصد جمعیت افغانستان فقیر هستند و نرخ بیکاری در این کشور بسیار بالاست. افغانستان بعد از آنگولا و چاد، جوان ترین جامعه جهان است و اکثریت جمعیت جوان این کشور بین 15 تا 24 سال سن دارند. دو شاخص بیکاری و بیسوادی نشان می دهد که امکان عضوگیری از بین این افراد جوان وجود دارد. این افراد در قبال دریافت پول حاضر هستند به عضویت گروه هایی مثل دربیایند. حقوقی که ی ها دریافت می کنند هر ماه حدود 1000 دلار است، حقوقی که یک عضو دریافت می کند 700 دلار و حقوق ماهانه یک نیروی نظامی تی 200 تا 250 دلار است. در 2015 هم ت در پرداخت حقوق نیروهای نظامی به مشکل خورد و هم به دلیل کاهش قیمت نتوانست حقوق اعضای خود را پرداخت کند و لذا که تازه در افغانستان قدرت گرفته بود و پول های زیادی در اختیار داشت، توانست عضوگیری کند.
از 70 درصد خارجی های عضو ، عده زیادی از جریان «تحریک » پا تان هستند که اصلی ترین بدنه را تشکیل می دهند و عمدتاً از مناطق قبایلی هستند. علت اینکه جریان تحریک از استقبال کرد به خاطر اختلاف با افغانستان بود. دومین گروهی که بدنه را تشکیل می دهد، « ی» ازب تان است که با بیعت کرده اند که هم از پول می گیرد و هم از لحاظ ایدئولوژیکی و سلفی گری با سنخیت دارد. سومین گروه، «حزب ی تر تان شرقی» است. بنابراین، بخش زیادی از بدنه که فعال هستند، عضویتشان تاکتیکی است نه استراتژیک. حزب ی تر تان شرقی یک جریان ملی گرا است و علیه قوم «هان» در چین فعالیت می کند. درست است که این گروه ترک و مسلمان است اما هدف اصلی آن تقابل با سلسله «هان» است و این حزب برخلاف که ادعای تأسیس خلافت جهانی و فراملی را دارد بیشتر تمرکز خود را در چین گذاشته است. همچنین حزب ی ازب تان نیز اینگونه است و فعالیت های خود را در این کشور تعلیق کرده و در شرایط کنونی برای این گروه بیشتر بعد مالی اهمیت و اولویت دارد نه تشکیل خلافت. این حزب هم با همکاری دارد و هم با در افغانستان و عراق و همکاری هایی دارد و به خاطر فعالیت هایش از همه آنها پول می گیرد. گفتید که بیشتر اعضای از اتباع خارجی هستند و از لحاظ تفکر و ایدئولوژی با اختلاف نظر دارند. میزان پذیرش در جامعه افغانستان چقدر است و آیا به نظرتان می تواند نفوذ و قدرتش را افزایش دهد یا اینکه جامعه افغانستان پذیرای نخواهد بود؟تنها حزبی که در بین این گروه ها تفکرات ایدئولوژیکی قوی دارد تحریک پا تان است که آنهم بیشتر تحت تأثیر تفکر «دیوبندی» شبه قاره است تا سلفی وه شبه جزیره عربستان. می توان گفت که بدنه این نیروها با این ترکیب نمی تواند به ماندگاری در افغانستان کمک کند و جای پایی برای این گروه باز کند. نظرسنجی که از جامعه افغانستان انجام شده، نشان می دهد 70 درصد از مردم بر این باورند که عملکرد غیر ی است و بیانگر این است که از لحاظ فکری در جامعه افغانستان جایگاهی ندارد. افغانستان یک معتدل روستایی است و پس از جهاد افغانستان هم مردم افغانستان از زده شدند و به همین خاطر حضور امریکایی ها را پذیرفتند. بنابراین، هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد. نتیجه نظرسنجی هم حاکی از همین مسئله است. فقط تقریباً 28 درصد مردم افغانستان نظر مساعدی نسبت به و تفکرات این گروه داشتند و سایرین درجه ای از حس تنفر را به داشتند. بنابراین جامعه افغانستان پذیرای نیست، چراکه جامعه ای است که جنگ و ناامنی را تجربه کرده و آسیب های زیادی را متحمل شده است.
از سوی دیگر، نیروهای زیادی وجود دارند که با مخالف هستند. با مشکل زیادی دارد و این اختلافات جدی است. با مشکلات ایدئولوژیک دارد و همچنین به قلمرو خود را برنمی تابد، تحت الشعاع قرار دادن نام از طرف در افغانستان هم وجود دارد. مشکل دیگر تأثیرگذاری بر ارتباط با نیروهای دیگر است. معتقد است که خودش تنها نیروی ی جهانی است و بیشتر افراد حقوق بگیر و عروسک خیمه شب بازی هستند. به طور جدی با اختلاف دارد. در ظاهر، ت و افغانستان باید با اینها در تعارض قرار بگیرد. امریکا و سازمان ناتو هم باید با تعارض داشته باشد، کشورهای منطقه از جمله ایران، روسیه و چین باید با این گروه در تعارض قرار گیرند. پس روند کلی تع ت نشان می دهد که و در تعارض با یکدیگر هستند.
این علائم نشان می دهد که در جامعه افغانستان ریشه دار و یک نیروی با ماندگاری بالا نیست. حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان معتقد است که همه اظهارات درباره درست نیست و رسانه ها تهدید را بزرگنمایی می کنند. خطاب کرزی تلویحاً به اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان است که در سفر به امریکا گفته بود تهدیدات جدی است و با این اقدام تلاش می کند پول زیادی را از امریکایی ها دریافت کند. می گوید که اشرف غنی را به وجود آورده است تا ما را تحت فشار بگذارد. همچنین می گوید که را امریکایی ها به وجود آورده اند تا حضور خود در افغانستان را توجیه کنند و چنین دیدگاه هایی بین وجود دارد. محتوای به این شکل است که این گروه ریشه عمیقی در خاک افغانستان و در ذهن مردم این کشور ندارد. نقاط اصلی تمرکز در افغانستان کدام مناطق هستند. اصلاً این گروه توانسته بر مناطقی از این کشور تسلط پیدا کند یا نه؟ فعالیت خود را از منطقه ننگرهار شروع کرد و قندهار، هلمند و حتی مناطق شرق را تحت پوشش قرار داد. اگر به نقشه افغانستان نگاه کنیم می بینیم مناطقی که کنترل باشد بسیار کم است. بین مناطق تحت نفوذ، تحت کنترل د و حضور تفاوتی وجود دارد. منطقه حضور زیاد مهم نیست، اینکه در منطقه فاریاب در شمال افغانستان عملیات انجام می دهد و پس از آن در یک منطقه دیگر عملیاتی را سازماندهی می کند این نشانه حضور در منطقه است اما ممکن است دلیلی بر ضعف آن نیز باشد تا توجهات رسانه ای را به خود جلب کند و اینگونه وانمود کند که همچنان در قدرت است.
در افغانستان حضور دارد اما مناطق تحت کنترل این گروه خیلی کم است. ت افغانستان الان بر 6/21 درصد از خاک افغانستان کنترل و بر حدود 48 درصد نفوذ دارد. بر 2 درصد خاک افغانستان کنترل و بر 6 درصد نفوذ دارد و 28 درصد از مناطق بین ت و سایر گروه ها دست به دست می شود. که مدعی است قدرت بیشتری دارد تنها بر 2 درصد از افغانستان کنترل دارد و این آمار از سوی نهادهای اطلاعاتی و امریکا بررسی شده است. الان امریکایی ها بودجه قابل توجهی را برای بازسازی افغانستان اختصاص داده اند که حاکی از رویکرد جدید واشنگتن به افغانستان است. در شرایطی که مخالفت هایی وجود دارد نسبت به اینکه کارنامه امریکا در افغانستان ناموفق بوده است، با این حال، امریکایی ها از جهت تسلیحاتی، لجستیک وسیعی را انجام می دهند و تلاش می کنند نیروهای خود را افزایش بدهند. به نظر شما تخصیص بودجه های جدید امریکایی ها برای بازسازی افغانستان نشانه چیست و امریکا با این اقدامات به دنبال چیست؟چیزی که در مورد افغانستان در امریکا بحث می شود این است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا گفته بود افغانستان مصیبت بزرگی است که هرچه پول از مالیات دهندگان امریکایی گرفته شده، برای آن صرف شده است. امریکایی ها از سال 2001 تاکنون، 115 میلیارد دلار در افغانستان هزینه نظامی کرده اند. به طور متوسط هر سرباز امریکایی در سال 2 میلیون دلار هزینه دارد و بر اساس گزارش ها، سالانه 23 میلیارد دلار هزینه نیروهای امریکایی در افغانستان است. الان تعداد امریکایی ها در افغانستان کاهش یافته است ولی پیش از 2014 حدود 114 هزار نیروی امریکایی و ناتو در افغانستان حضور داشتند و با وج نیروهای امریکایی در دسامبر 2014، این نیروها به 10 هزار نفر کاهش یافت که حدود 8 هزار تن از آنها امریکایی هستند.
امریکایی ها می گویند که از 2001 در افغانستان مداخله کردیم که طولانی ترین جنگ امریکا به شمار می رود، ولی جنگ عراق سبب شد که مسئله افغانستان تحت الشعاع قرار گیرد و نسبت به این کشور غفلت شد و حدود 2500 امریکایی در این جنگ کشته شدند. در دوره باراک اوباما، رئیس جمهور سابق امریکا قرار شد که این کشور پلیس و نیروهای ملی افغان را آموزش دهد و تجهیزات نظامی و لجستیک در اختیار آنها قرار دهد و پیش از اینکه این برنامه ها را عملی کند بحث وج از افغانستان را اعلام کرد.
امریکایی ها در حوزه استراتژی با ت افغانستان هم در زمان کرزی و هم در دوره اشرف غنی مشکل داشتند و اه و استراتژی های امریکا با اه و منافع ت افغانستان در تضاد بود. افغانستان می گوید که مسئولیت حفاظت از مرزها را برعهده دارد نه ا را و لذا تنها 17 هزار نیروی ویژه افغانستان با و مبارزه می کند. از طرفی، پا تان هم استراتژی امریکا در افغانستان را فرسوده می کند. پا تان که قرار بود بخشی از راه حل افغانستان باشد الان به بخشی از مشکل تبدیل شده است و معلوم نیست امریکا چه برنامه ای برای مقابله با پا تان دارد. تمام نظرسنجی ها نشان می دهد که محبوبیت ت فعلی افغانستان به شدت کاهش یافته و شاخص های اجتماعی، فرهنگی و امنیتی بیانگر این مسئله است.
استدلال امریکایی ها این است که در گذشته به مسئله افغانستان کمی بی توجهی شده است و الان سه گزینه را پیش رو داریم؛ اول، مسئله وج از افغانستان است. امریکایی ها معتقدند که اگر ما از افغانستان خارج شویم ت کابل فرومی پاشد و افغانستان به بهشت تروریست ها تبدیل می شود و خاک امریکا و متحدینش در معرض تهدید قرار می گیرد و این مسئله برای واشنگتن حیاتی است و باید ت وحدت ملی را نجات دهیم. یکی از چالش های امریکا بی ثباتی در افغانستان است و پس از و عراق، افغانستان بی ثبات ترین کشور جهان است و این مسئله برای امریکایی ها مهم است. با توجه به این استدلال ها مقامات امریکایی معتقدند که وج کامل از افغانستان اشتباه بزرگی است. دوم، حفظ وضع موجود است. امریکایی ها معتقدند با وضع موجودی که در حال حاضر در افغانستان وجود دارد شاید در کوتاه مدت بتوان ت وحدت ملی را حفظ کرد اما در میان مدت این ت فرومی پاشد و ما درگیر جنگی شبیه ویتنام خواهیم شد و سرانجام حفظ وضع موجود سرش تگی برای امریکا است و حفظ وضع موجود را هم نمی توانیم ادامه دهیم.
گزینه سوم که در دستور کار امریکایی ها قرار دارد، مسئله «مشارکت متمرکز» است یعنی فرماندهی واحد افغانستان در دست امریکایی ها باشد. این استراتژی شاخص هایی دارد که یکی از آنها افزایش نیروها در افغانستان است و در ماه های اخیر توسط دونالد ترامپ مطرح شده است. مسئله دیگر انجام اصلاحات در افغانستان است و امریکایی ها معتقدند پول هایی که به افغانستان ارسال می شود معلوم نیست در کجا صرف می شود و باید نظارت دقیقی برای مصارف این بودجه ها انجام شود. مسئله سوم، اینکه پروسه ای که برای صلح با گلبدالدین حکمتیار انجام شد باید با نیز انجام شود. بحث دیگر پا تان است که گفته می شود این کشور باید از عضو عمده غیر ناتو تعلیق شود و کمک ها به آباد کاهش یابد. همچنین امریکایی ها به دنبال تبدیل افغانستان به ت بی طرف هستند و برای این منظور ابتکارعمل هایی را انجام می دهند تا این استراتژی را عملی کنند. شما گفتید که واشنگتن به دنبال ایجاد تی بی طرف در افغانستان است، این بی طرفی به چه معناست. آیا این اصلاً به نفع امریکا است که بعد از این همه هزینه، ت افغانستان بی طرف بشود؟نه. این ت بی طرف منطقه ای است، یعنی وضعیتی برای این کشور ایجاد کنند که قدرت های بزرگ به لحاظ حقوق بین الملل از ورود به افغانستان پرهیز کنند. الان افغانستان به عنوان کشور «عایق» است یعنی کشورها را که دور می کند باز هم آنها را جذب می کند و درگیری در آن وجود دارد. این ابتکارعمل را واشنگتن پیگیری می کند. ابتکار عمل چهارجانبه ای با مشارکت روسیه، پا تان و چین وجود دارد که آن را نیز دنبال می کنند. بنابراین افزایش نیرو بخشی از بسته ای است که واشنگتن برای افغانستان درنظر گرفته است. الان امریکایی ها به جای اعزام مستقیم نیرو تصمیم گرفته اند از بخش خصوصی و «بلک واتر» استفاده کنند. شما می گویید که امریکا هیچ نیرویی به افغانستان اعزام نخواهد کرد ولی با توجه به گفته های مقامات امریکایی، بخشی از استراتژی این کشور اعزام مستقیم نیرو به افغانستان است و حتی دونالد ترامپ ژنرال جوزف دانفورد، رئیس ستاد و جیمز ماتیس، دفاع امریکا را مسئول این کار کرده و دانفورد سفرهای زیادی به افغانستان داشته است؟بله، ممکن است بخشی از استراتژی امریکا اعزام مستقیم نیرو باشد اما آ ین اخباری که از سوی مقامات امریکایی ها منتشر شده است، حاکی از این است که به جای اعزام مستقیم نیروها، بخش خصوصی و بلک واترها در دستور کار قرار گرفته است. این استراتژی که شما گفتید با رویکردهای قبلی امریکا در تعارض است یعنی تبدیل ت افغانستان به ت بی طرف اصلاً معنی ندارد. امریکایی ها در افغانستان هزینه های زیادی می کنند تا منافعی را به دست آورند. کارکرد افغانستان برای سیاست خارجی امریکا این است که چگونه می تواند از طریق ضعف افغانستان بخشی از انرژی چین، روسیه و حتی ایران را کاهش دهد و چگونه می تواند از این کار برای مدیریت سایر بازیگران منطقه استفاده کند. اینکه بگوییم ت افغانستان بی طرف باشد معنایی ندارد و افغانستان هیچ کارکردی برای امریکا نداشته باشد اصلاً درست نیست و واشنگتن با صرف هزینه های زیاد در افغانستان اه ی را پیگیری می کند؟هزینه های نظامی 115 میلیارد دلاری امریکا در افغانستان درست است که در بودجه های نظامی امریکا چیز مهمی نیست اما صرف این هزینه ها تاکنون عوایدی برای واشنگتن در پی نداشته است. نمی توان اینگونه برداشت کرد. با توجه به شخصیت دونالد ترامپ که ت سلک و به دنبال ب منافع است مطمئناً اه ی را مدنظر دارد. همچنانکه در ارتباط با کشورهای عربی این منافع را دنبال می کند و در افغانستان نیز اینگونه است. شاید منافع اقتصادی را مدنظر نداشته باشد اما ممکن است حداقل کارکرد امنیتی برای واشنگتن داشته باشد و بتواند نفوذ روسیه و چین را کنترل کند. در غیر این صورت ومی ندارد که هزینه هایی را در افغانستان صرف کند و ت بی طرفی را به وجود بیاورد که هیچ کارکردی برای واشنگتن نداشته باشد؟ممکن است استراتژی هایی که در بالا ذکر شد در عمل به دشواری محقق شوند، اما آنچه مسلم است اینکه دونالد ترامپ تروریسم را بزرگ ترین تهدید علیه منافع امریکا می داند و واقعیت این است که بخشی از این جریان قلمداد می شود و رفتارهایی هم که امریکایی انجام می دهند روی آنها اصرار دارند. امریکا ت افغانستان را تشویق می کند که با وارد صلح شود و اگر هدف دیگری داشته باشد و به دنبال بی ثبات افغانستان باشد نباید اجازه دهد وارد پروسه صلح شوند. البته امریکایی ها تأکید می کنند که هم در درون و ت افراد منفعت طلبی وجود دارند که با فرایند صلح مخالف هستند و در این مسیر کارشکنی می کنند.
در افرادی که خواهان صلح باشند نه تنها از سوی اعضای دیگر تهدید می شوند بلکه آنها مورد هدف قرار می گیرند و در داخل ت هم انی هستند که معتقدند دستش به خون ملت آغشته است و اعضای این گروه مرتد هستند و نباید با آنها صلح کرد. لذا امریکایی ها معتقدند یکی از کارهایی که باید انجام دهند متقاعد این افراد ضد صلح در داخل هر دو طرف است تا مسیر برای آشتی هموار شود. به نظر من، قدرت نمایی ای که امروزه حکمتیار می کند یکی از پیام هایش این است که یعنی اگر وارد قدرت شوید راه برای شما باز است که بتوانید نفر اول کشور باشید. الان می بینیم که پس از ورود حکمتیار به روند صلح و پیوستن به بدنه ت تنش های قومی و مذهبی در افغانستان تشدید شده و حملات افزایش یافته است. آیا این تحولات به صلح حکمتیار با ت مربوط می شود یا نه؟ حکمتیار که هسته اصلی جریان افراطی را تشکیل می داد و یک جریان سازماندار و اثرگذاری بوده است و به جای اینکه با آشتی حکمتیار درگیری ها کاهش می یافت اما برع تنش ها تشدید شده است؟حکمتیار می گوید من با افرادی که در روند حکومت وحدت ملی اخلال ایجاد کند برخورد می کنم. یکی از دلایلی که باعث شد تا زودتر آشتی بین حکمتیار و ت برقرار شود این بود که حکمتیار و اشرف غنی جزء افغان- ملت هستند و این مظهر ناسیونالیسم قوم پشتون است. لذا امریکایی ها دنبال پروسه آوردن به پای میز مذاکره و وارد به روند قدرت هستند، اما آنچه برای امریکایی ها نگران کننده است نقش و نفوذ ایران، روسیه و چین در افغانستان است و معتقدند که این سه کشور به نزدیک شده اند و حتی این گروه را بر وضع موجودی که ما الان داریم ترجیح می دهند. منبع: رو مه جوان رسانه هاتذکر: کاربر محترم! انتشار مطالب دیگر رسانهها از سوی پایگاه خبری تحلیلی بی باک وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" یا پل ارتباطی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، منتشر گردد.------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی رو مه های کشور را رایگان مطالعه کنید -------------
مسئول فرهنگی روسیه در کابل: هدف ورود قطعات محدود شوروی به افغانستان آوردن ثبات بود نه جنگبه گزارش پیام آفتاب، خبرگزاری اسپوتنیک روسیه نوشت، ما نمی خواهیم که این گفت و گو در چهارچوب قواعد رایج معمول باشد که بخواهیم از روابط به روابط فرهنگی برسیم. ذات و ماهیت فرهنگ و مباحث فرهنگی برتر و شرافت دارد بر مناسبات ، چرا که فرهنگ رابطه ای انسانی است که بر پایه اصول مشترک انسانی، زندگی را می سازد. اما روابط محدود به روابط ت ها و گواه به اه و مأموریت محدود تها است، بنابراین می خواهیم از دیدگاهی نوین به موضوع روابط فرهنگی افغانستان و روسیه بنگریم، از دیدگاهی که سمت وسویش ب و توانایی فهم ودرک متقابل هر دو ملت افغانستان و ملت روسیه است، تا دو ملت بتوانند بر پایه درک متقابل، مناسبات فرهنگی، روابط و اقتصادی بین افغانستان و روسیه را گسترش دهند. پس با این رویکرد گفت و گوی با ویچسلاو نیکراسوف مسئول فرهنگی روسیه در کابل انجام داده ایم. ویچسلاو نیکراسوف در این گفت و گو پیوندهای فرهنگی و انسانی را مهمتر از سیاست می داند و خواستار پیوندهای افغانستان و روسیه در سطح بالای فرهنگی است. او در این گفت و گو از تلاش های خود دربارهٔ خوبتر شدن پیوندهای فرهنگی میان افغانستان و روسیه سخن می گوید و از این که در افغانستان به کارهای فرهنگی می پردازد بسیار سند می باشد. او می گوید: برای پیوندهای پایدار و اقتصادی و تحکیم روابط فرهنگی نیاز به اساس است. اساس عبارت از پیوند بین انسان ها است و به همین خاطر ما می خواهیم که نسل جدید افغانستان به روسیه بروند و تحصیل کنند و با فرهنگ روسیه و اقتصاد و سیاست روسیه آشنا شوند. او در ادامه می گوید: برای با ثبات سازی افغانستان نیاز به اقتصاد خوب است، یعنی اینکه افغانستان باید در نخست از نگاه اقتصادی باید تقویت شود و در افغانستان زیربناها باید به شکل درست و اساسی ساخته شوند تا مردم صاحب کار شوند و از نگاه اقتصادی در رنج نباشند. ساختن زیربناها برای افغانستان بستری برای رشد اقتصادی افغانستان می شود و در این صورت است که مردم افغانستان روی پای خود می ایستند و دنبال کارهای خلاف و گروه های تروریستی و کشت کوکنار نمی روند. او در ادامه در این باره چنین می گوید: افغانستان از نگاه اقتصادی در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار ندارد و این را مقامات ایالات متحده به خوبی می دانند، چرا که این وضعیت به نفع آنها است و به همین خاطر آنها نمی خواهند که اقتصاد افغانستان رشد کند. مشروح این گفت و گو به شرح ذیل است:اسپوتنیک: در مورد زندگی شخصی خود بفرمایید، در کدام سال و در کجا متولد شده اید و تحصیلات شما تا کدام مقطع است و بگویید که چند سال می شود در افغانستان فعالیت دارید؟ آیا از فعالیت فرهنگی در افغانستان سند هستید؟
نیکراسوف: نام و نام خانوادگی من ویچسلاو نیکراسوف است و من به تاریخ ۱۹۵۴ در شهر سیویرلوسکی روسیه به دنیا آمده ام. دارای مدرک ای اقتصاد می باشم و در سال ۱۹۸۲ —۱۹۸۳ به حیث مشاور در جمهوری دموکرات خلق افغانستان کار کرده ام. در عین زمان در ولایت های افغانستان کارهای فرهنگی از قبیل ساخت سینماها را به پیش می بردم. پس از سال ۱۹۸۳ به روسیه دوباره برگشتم و از سال ۲۰۱۰ تا به ۲۰۱۶ از طرف شورای گروه روابط بین الملل فدراسیون مجلس فدرال روسیه به حیث دبیر اجرایی همکاری با شورای ملی افغانستان کار و در حال حاضر به حیث مسئول فرهنگی سفارت روسیه در کابل کار می کنم.
دربارهٔ اینکه من از فعالیت فرهنگی در افغانستان سندم یا نه؟ پاسخ من مثبت است. بلی من از کارهای فرهنگی در افغانستان سند هستم و به کارم عشق می ورزم و می خواهم که از نگاه فرهنگی پیوند بین افغانستان و روسیه در سطح بالای قرار بگیرد تا بتوانیم از غنای فرهنگی یکدیگر به نفع کشورهای خود استفاده نماییم؛ و به همین خاطر من همیشه کوشش می کنم که دانشجویان بیشتری را به روسیه بفرستیم که امسال مدارک نزدیک به ۳۰۰ نفر را روان کردیم که بتوانند در های روسیه مصروف فرا گرفتن دانش شوند. اگر چه در این سال حدود ۷۰۰۰ نفر برای بورس های روسیه ثبت نام د اما متأسفانه تنها مدارک ۳۰۰ نفر را ما توانستیم به روسیه بفرستیم؛ و ما کوشش می کنیم که در سال های آینده تعداد دانشجویان بیشتری را به روسیه بفرستیم تا بتوانیم بدینوسیله پیوندهای فرهنگی بین دو کشور را مستحکمتر نماییم.اسپوتنیک: آیا یک فعال فرهنگی می تواند فراتر از پیوندهای گام بردارد یا اینکه فرهنگ در پنجه سیاست اسیر است و فعالان فرهنگی باید مجری سیاستها باشند؟
نیکراسوف: به نظر من فرهنگ و همکاری انسانی مهمتر از سیاست می باشد، چرا که بدون پیوندهای خوب فرهنگی با یکدیگر پیوندهای خوب نخواهیم داشت. اگر ما یک نگاه کوتاهی به پیوندهای فرهنگی، اقتصادی و میان افغانستان بیاندازم، می بینیم که افغانستان و روسیه از صدها سال پیش باهم پیوندهای فرهنگی، اقتصادی و خوبی داشته اند، که به طور نمونه می توان به پیوندهای تاریخی زمان پیش از ایوان گروزنی اشاره کرد، که در آن زمان بازرگانان روسی و افغانستانی باهم از نگاه بازرگانی پیوندهای خوبی داشتند.
من با تأکید بر این که برقراری پیوندها میان روسیه و افغانستان همیشه با توافق دو طرف بوده و روسیه همیشه می خواهد که افغانستان با ثبات باشد، چرا که این نه تنها به نفع روسیه و افغانستان است، بلکه به نفع منطقه و جهان نیز می باشد.
روسیه نه تنها این را شعار داده بلکه در عمل این کار را در زمان حضور خود در افغانستان انجام داده است، که به طور نمونه می توان از بیش از صد پروژه اساسی و زیربنایی روسیه در بخش های اقتصادی و فرهنگی در افغانستان یاد کرد و این را تمام مردم افغانستان که در زمان اتحاد جماهیر شوروی زندگی می د به خوبی می دانند.
در مجموع ۱۲۴ پروژه در زمان شوروی ساخته شده است، که می توان از پروژه های بزرگ آن مانند: تونل «سالنگ»، سیلوی کابل، پولیتخنیک، کارخانه موترسازی جنگلگ و همچنان نیروگاه برق در شهر پلخمری نام برد.
در سال ۱۹۸۷ افغانستان از نگاه مواد خوراکی تقریباً خود کفا شده بود و حتی به کشورهای دیگر میوه و سبزیجات صادر می کرد. به طور نمونه اتحاد جماهیر شوروی در ننگرهار کانال های بزرگ آبیاری را برای کشاورزان آباد کرد. کشاورزان به هزاران تن بادرنگ به خارج صادر می د.
در پاسخ به پرسش شما که آیا فرهنگ در پنجه سیاست اسیر است؟ باید بگویم که از نظر من فرهنگ اساس سیاست است و این فرهنگ است که سیاست را می سازد نه اینکه فرهنگ اسیر سیاست باشد. به همین خاطر ما می خواهم که مردم افغانستان کشور روسیه و فرهنگ روسیه از زبان خود روسها بشناسند نه اینکه کشورهای غربی برای آنها روسیه را معرفی کنند که نمونه اش متهم روسیه به اتهام کمک به می باشد.
در سالهای اخیر همیشه در رسانه ها ناتو روسیه را متهم به پشتیبانی از می کنند و می گویند که مشاوران روسی را در پهلوی طالب دیده اند و این در حالیست که این همه دروغ و فریب است برای اینکه روسیه را به چشم مردم افغانستان بد کنند و کمبودها و ش ت ها و ناکارآمدی های خود را با این کار پنهان نمایند.
در این جا محفل بود و جوانان پرسیدند که چرا روسیه در سال ۷۹–۸۹ به افغانستان آمدند. من گفتم که من خودم گواه این اتفاق بودم و دقیقاً می دانم که بسیاری از متخصصان و سربازان روسی با هدف خوبی و با ثبات سازی منطقه آمده بودند که پس از با ثبات افغانستان دوباره به کشور خودشان برگردند. اما با ورود اتحاد جمهور شوروی دشمنان روسیه و افغانستان دست به کار شدند و نخواستند که پیوندهای این دو کشور در حد همکاری نظامی باشد و به همین خاطر تلاش د که مردم افغانستان را فریب بدهند و آنها را در برابر ت افغانستان بشورانند که نتیجه اش جنگ و ویرانی افغانستان و کشته شدن بیش از دو میلیون نفر بود.
اتحاد جماهیر شوروی می خواستند که ۶ ماه یا ی ال در افغانستان بمانند و دوباره برگردند، اما در اینجا اشتباه صورت گرفت و مجاهدین افغانستان با ت افغانستان جنگ را آغاز د و سربازان اتحاد جماهیر شوروی در آنجا برای مدت طولانی ماندنی شدند. با این حال سربازان اتحاد جماهیر شوروی بیش از صد پروژه زیربنایی برای افغانستان ساختند. من در آن زمان حیران بودم که چرا مجاهدین پروژه های زیر بنایی و مواد غذایی را آتش می زنند و یا بالای آنها شلیک می کنند، در صورتیکه این پروژه ها را ما برای مردم افغانستان می ساختیم تا مشکلات اقتصادی افغانستان حل شود و مردم افغانستان روی پای خود ایستاد شوند و دیگر نیازمند کشورهای همسایه خود نباشند.
اما کشورهای مانند پا تان، ، کشورهای اروپایی و کشورهای عربی به خاطر خود مردم را به جان ت شان انداختند و روسیه را بهانه برای جهاد با ت برای مردم معرفی د؛ و به همین منوال افغانستان قربانی موقعیت جغرافیایی خود شد؛ و این در حالیست که خودشان حالا در افغانستان در جریان بیش از ۱۶ سال هیچ کار اساسی نکرده است. به نظر من مشکل افغانستان باید از نگاه اقتصادی حل شود نه از نگاه و غیره. چون مشکل افغانستان اقتصاد است و باید مشکل افغانستان را از نگاه اقتصادی حل کرد. در حال حاضر این را و ناتو به خوبی می دانند و می دانستند، اما انجام نمی دهند. چون اگر مشکلات اقتصادی افغانستان حل شود مردم افغانستان دیگر نیروهای ناتو و را در افغانستان قبول ندارند و به همین خاطر و همپیمانانش نمی خواهند مشکل اقتصادی افغانستان حل شود.اسپوتنیک: در جامعه افغانستان زبان وادبیات فارسی از سایر نمودهای فرهنگی وهنری چون موسیقی، ، نقاشی، تیاتر وسینما مجسمه سازی و سینما گستره ای بیشتری و بنیان این هنر به زبان و ادبیات فارسی بستگی دارد بنابراین کلید فهم متقابل دو ملت گسترش زبان وادبیات روسی وفارسی دری در هردو کشور است. چون شناخت عموم مردم افغانستان از روسیه بر اساس تصوراتی است که از نظام کمونیستی داشته اند و اکنون مرکز فرهنگی روسیه چه برنامه ها ی برای شناخت روسیه امروز به مردم افغانستان دارد؟ مثلاً برگزاری شبهای شعر برای آشنای ادبای افغانستان با آثار ادبی روسیه با شرکت شخصیتهای ادبی دو کشور از نمونه برنامه های فرهنگی می تواند باشد.
سپاس از این پرسش شما. در زمان اتحاد جماهیر شوروی بیش از ۱۰۰ هزار متخصص افغانستان در آنجا در رشته های مختلف دانش آموخته اند و آنها در زمان اتحاد جماهیر شوروی دوباره حلقه نخبه گان افغانستان را در رشته های مختلف تشکیل دادند. ما متخصصان زیادی در آن زمان برای افغانستان آموزش دادیم و تا هنوز هم بسیاری از متخصصان که در اتحاد جماهیر شوروی درس خوانده اند، در مقام های بلندی تی افغانستان کار می کنند و همچنین بیشتر از دانشجویان که می خواهند به بورسیه روسیه بروند توسط انی که پیش از آن در روسیه دانش آموخته اند توصیه شده است، چرا که در روسیه نظر به کشورهای اروپایی دیگر تحصیل ارزانتر برای دانشجویان مهیا است.
ما برای شناخت روسیه امروز به مردم افغانستان به خصوص جوانان افغانستان کارهای زیادی انجام دادیم که همه اینها از طریق آموزش زبان روسی و ترجمه کتاب های روسی به زبان فارسی دری می باشد.
در حال حاضر در کابل دو دیپارتمنت زبان روسی در کابل و تعلیم و تربیه فعالیت دارد که ما با آنها ارتباط داریم و ان و دانشجویان این دو دیپارتمنت روسی را در محفل های خود دعوت می کنیم.
ما چندی پیش یک مرکز زبان روسی در شهر مزار شریف گشودیم. در وزارت امور خارجه افغانستان هم کورس زبان روسی باز کردیم. در کنار این مراکز ما با مرکز جوانان افغانستان همکاری داریم و به تاریخ ۵ و۶ جون از روز زبان روسی و زادروز ال اندر سرگویچ پوشکین شاعر پرآوازه روسیه تجلیل کردیم که در این محافل از ان و دانشجویان مراکز زبان روسی دعوت به عمل آوردیم و آنها با خواندن اشعار روسی این روز را شاد باد گفتند.
چندی پیش از ترجمه انا کریننا که توسط لیف بهاند به پشتو ترجمه شده بود، رونمایی کردیم.
در حال حاضر علاقه مندان زبان روسی در حال افزایش است و آموزشگاه زبان روسی در هرات، کندهار، جلال آباد گشایش یافته و نان جوزجان هم خواهان گشایش آموزشگاه زبان روسی هستند.
مهمترین وظیفه من این است که افغانستانی ها زبان روسی را بیاموزند و پیوندها میان افغانستان و روسیه در سطح بالای باشد.اسپوتنیک: شرط روابط پایدار و اقتصادی، تحکیم روابط فرهنگی دو کشور است که نخستین قدم، توسعه زبان روسی در افغانستان است به نحوی که قابلیت تنظیم اسناد رسمی بین دو کشور بدون زبان واسط باشد، آیا در این باره برنامهٔ مشخص هست یا خیر؟
برای پیوندهای پایدار و اقتصادی و تحکیم روابط فرهنگی نیاز به اساس است. اساس عبارت از پیوند بین انسان ها است و به همین خاطر ما می خواهیم که نسل جدید افغانستان به روسیه بروند و تحصیل کنند و با فرهنگ، اقتصاد و سیاست روسیه آشنا شوند.
ما در حال حاضر برای مردم افغانستان برنامه های زبان روسی و برنامه استاژ برای دانشجویان و ان و زبان روسی به شکل آنلاین برگزار می کنیم. دانشجویان که در این برنامه شرکت کنند پس از ۶۰ ساعت درسی از پیداگوژی سیبیرسکی گواهینامه زبان روسی را دریافت می کنند.
در اکتوبر همین سال ۲۰۱۷ در سوچی المپیاد دانشجوی برگزار می شود که در آن بیش از ۲۰۰ هزار جوان از ۱۷۸ کشور جهان از جمله افغانستان شرکت می کند. برای افغانستان در این المپیاد ۳۰ بورس داده شده است، اما من در حال چانه زنی با مسئولان این برنامه هستم که این تعداد به ۵۰ بورس برسد.
تا هنوز از افغانستان در این برنامه بیش از ۱۲۰۰ نفر ثبت نام کرده اند و ما می خواهیم که بهترین ها را آنتخاب کنیم تا با این کار چهره افغانستان را درجهان تبدیل کنیم و به جهانیان چهره دیگر افغانستان را نشان بدهیم، چرا که بیشتر کشورهای جهان افغانستان را منبع و یا کشور جنگ زده و پس مانده می دانند. ما می خواهیم آنها بدانند که مردم افغانستان از استعدادی خوبی برخوردارند و اگر آنها را به حال خود شان بگذارند و بگذارند که آنها سرنوشت خودشان خود آنها تعین کنند.
افغانستان دارای تاریخ غنی و دانشمندان زیاد است و مردم افغانستان مردم مهربان مهمان نواز می باشند. به همین خاطر ما می خواهیم صنعت گردشگری را در افغانستان فعال کنیم، چرا که در سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بیشتر از ۶۰۴۰ هزار نفر از اتحاد جماهیر شوروی برای گردش به افغانستان آمده بودند و بسیاری از اینها بازهم می خواهند که به افغانستان بیایند و این برای اقتصاد و فرهنگ افغانستان بسیار مهم است و بدین منظور ما از روس ها دعوت می کنیم که به افغانستان بیایند و از تاریخ غنی و جاهای دیدنی این کشور باخبر و دیدن کنند. ما می خواهیم که گرفتن ویزای گردشگری برای گردشگران آسانتر شود تا گردشگران روسی بتوانند به افغانستان بیایند و از تاریخ و جاهای دیدنی و تاریخی این کشور دیدن کنند و همچنان جوانان روسیه باید بیایند و ببیسند که مردم افغانستان در چه وضعیت زندگی می کنند و با فرهنگ افغانستان شوند.اسپوتنیک: آیا برنامهٔ مشخصی هست که اهمیت و منافع حاصل از برقراری روابط بین روسیه وافغانستان را بیان کند؟ یعنی چشم انداز روابط فرهنگی زمینه فعالیتهای اقتصادی و حتی زمینه همکاری های امنیتی و نظامی را فراهم نماید.
ما برنامه های مشخصی داریم و همه ساله صدها تن از دانشجویان افغانستان را بورس می کنیم و به ای مختلف روسیه برای آموزش دانش می فرستیم و این خود یک ذخیره بزرگ برای بخش علمی و فرهنگی افغانستان می شود.
پیش از این من در پارلمان افغانستان به حیث مشاور از طرف روسیه کار می و در همین راستا چند تن از اعضای پارلمان جوان افغانستان را برای دیدار از پارلمان روسیه دعوت کردیم و آنها از کارکرد پارلمان روسیه دیدن د.
در همین راستا دوبار مسلمیار رئیس مجلس سنای افغانستان از روسیه دیدار کرده است و ما می خواهیم که این قسم پیوندها ادامه پیدا کند و بیشتر شود.
چندین بار تیم فوتبال پیش وتان افغانستان به روسیه آمده بودند و با کهنه سربازان روسیه بازی د ما می خواهیم که این پیوندها گسترش پیدا کند. در بازی فوتبال پیش وتان افغانستان و کهنه سربازان روسیه جالب اینجا بود که انی که در مقابل کهنه سربازان روسیه بازی د مجاهدین بودند که در آن زمان در مقابل هم جنگ می د و این نشان دهنده احترام متقابل مردم افغانستان و مردم روسیه می باشد.اسپوتنیک: چه وقت خانه علم و فرهنگ روسیه بازگشایی می شود؟
خانه علم و فرهنگ روسیه به زودی دوباره به روی علاقه مندان باز می شود، اما تاریخ دقیق آن تا هنوز معلوم نیست و هر وقت که مقامات بلندپایه روسیه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و ال اندر مانتیتسکی سفیر روسیه در افغانستان تصمیم بگیرند ما خانه علم و فرهنگ روسیه را دوباره به روی علاقه مندان به طور رسمی باز می کنیم.
در سال ۲۰۰۱ میلادی و پس از حمله ی یازده سپتامبر، ایالات متحده به بهانه ی مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله و حکومت را در آن کشور سرنگون کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان دچار یک ناامنی ۱۶ ساله و درگیر طولانی ترین جنگ در تاریخ خود است. دونالد ترامپ، سومین رئیس جمهور ست که با چالش افغانستان در حوزه ی سیاست خارجی روبروست و راهبرد ت وی بالا ه پس از چندین ماه تأخیر، طی یک سخنرانی در اوت سال ۲۰۱۷ اعلام شد که دارای عناصری ثابت (نسبت به راهبرد ت اوباما) و عناصری جدید و منحصر به فرد است. با توجه به نقش م ب در امنیت منطقه و افغانستان، لازم است این راهبرد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. پرسش اصلی این است که: مهم ترین دلایل تغییرات ایجادشده در راهبرد در قبال افغانستان چیست و چه پیامدهایی به دنبال دارد؟ ت بوش ادعا می کرد که افغانستان به مرکز رشد و توسعه تروریسم در جهان تبدیل شده است و مخالفان از لیبی گرفته تا چچن همه در پناه در افغانستان جمع شده اند و اقدام به فعالیت های تروریستی علیه منافع در جهان می نمایند. هدف اصلی امریکا در کنار مسایلی چون مبارزه با القاعده و و پروسه ت –ملت سازی و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، اه منطقه ای من جمله کنترل روسیه و جلوگیری از قدرت ی مجدد آن، کنترل چین و ایران را نیز شامل می شد تا همچنان از این طریق به قدرت برتر بودن در منطقه خاورمیانه امیدوار باشد. لذا امریکا از طریق الگوی امنیتی مداخله گری و افغانستان تلاش نمود موقعیت هژمونی خود را تثبیت و تقویت سازد.اما راهبرد ت بوش منجر به پیامدهای داخلی و منطقه ای برای افغانستان شد: تحولات سال های اخیر حاکی از وجود ی ری متغیرهایی است که نشان می دهد راهبرد ت بوش در افغانستان بر خلاف گفته های اولیه مقامات کاخ سفید نتوانسته است چندان موفق باشد. مسایلی من جمله قدرت ی مجدد و رشد گروه های تروریستی دیگر، گسترش فقر، کشت و قاچاق ، گسترش ناامنی و افزایش تلفات غیر نظامی و به تعویق افتادن روند دموکراسی سازی از نتایج راهبرد ت بوش در داخل افغانستان بود. این راهبرد در سطح منطقه ای نیز منجر به نتایجی شد. افغانستان، باعث شد محیط امنیتی کشورهای همسایه افغانستان همچون ایران و پا تان نیز ناامن گردد و این دو کشور به ویژه بخاطر پناهنده شدن در خاک خود هزینه های زیادی را متقبل شوند اما جدا از این اکثر محققان بر این عقیده هستند که افغانستان توسط گامی در جهت محاصره ایران است که حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ حلقه ی محاصره ایران را تنگ تر ساخت و صحت این عقیده را بیش از پیش ثابت ساخت. راهبرد ت اوباما: شباهت ها و تفاوت ها با ت بوشبا روی کار آمدن باراک اوباما ، سیاست خارجی ایالات متحده وارد مرحله جدیدی گردید ت باراک اوباما، بر این باور بود که کشور افغانستان نقش کلیدی را جهت مبارزه با تروریسم بازی می­کند و لذا بر این اعتقاد بود مرکز ثقل سیاست باید کشور افغانستان باشد و بر این اساس تداوم حمله به افغانستان را با اعزام نیروهای بیشتر در راستای مبارزه با تروریسم شدت بخشید. طبق گفته اوباما، اساس استراتژی در افغانستان، اقدامات نظامی علیه ، همکاری با سازمان ملل متحد، شرکای بین المللی و ت افغانستان و نیز مشارکت تنگاتنگ با پا تان خواهد بود. باراک اوباما با رسیدن به قدرت، تعداد نیروهای رزمی در افغانستان را از ۳۰ هزار نفر به بالای ۱۰۰ هزار نفر رساند. ایجاد و گسترش پایگاه های نظامی دایمی در افغانستان و واگذاری مسئولیت ها به نیروهای بومی افغان و ارایه ج زمانبندی برای وج نیروهای امریکایی از افغانستان، مبارزه با شورشیان ، تقویت ساختار تی و افغانستان از جمله مهمترین عناصر و مولفه های راهبرد اوباما بود. اوباما همچون بوش بر نقش نظامی گری در افغانستان تاکید داشت اوباما تقویت قدرت نظامی را در افغانستان در نظر داشت، اما بر خلاف بوش مخالف ی در جهان به واسطه قدرت نظامی بود. در واقع اوباما همواره سعی داشت تا با تغییرات تاکتیکی مختلف در سیاست خارجی بویژه در اشکال غیرنظامی به شکلی چندبعدی راهبردی سلطه بر جهان را دنبال کند.اما راهبرد اوباما نتوانست بنا به دلایلی مانند کشتار غیر نظامیان در حملات هوایی، کشته شدن سربازان امریکایی و عدم موفقیت در رشد دموکراسی و پروسه ت سازی در افغانستان، ن یتی داخلی مردم امریکا و هزینه های سرسام اور جنگ، موفق باشد و ناچار شد بخش اعظمی از نیروهای خود را از افغانستان خارج نماید، گرچه از مدت­ها پیش به دنبال امضای توافقنامه امنیتی با افغانستان بود.
علت تاخیر در اعلام راهبرد ترامپدلیل اینکه چرا راهبرد جدید هفت ماه بعد از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و نه زودتر اعلام می شود: خلاصه می شود گفت ان چیزی که ترامپ قبل از ورود به کاخ سفید در نظر داشت و در مناظرات انتخاباتی شعار می داد واقعا آنی نبوده است که بعد از پای گذاشتن به کاخ سفید باشد. در این مدت ترامپ قانع شده که وج کامل نیروهای امریکا از افغانستان، خلع ای را ایجاد می کند که جز و هیچ آن را پر نخواهد کرد و به رشد گروه های تروریستی منجر می شود. از علل دیگر تاخیر در اعلام این راهبرد: سردرگمی مقامات کاخ سفید در تدوین یک راهبرد جدید بود، دلیل دیگر اینکه شخص ژنرال متیس دفاع، این استراتژی را نگه داشت تا بتواند توافق کاخ سفید و بخصوص شخص رییس جمهور ترامپ را با گسترده این طرح و با گنجاندن پا تان در این طرح سپس آن را ارایه د (۲).
دلایل نیاز به اعلام راهبرد جدید ترامپحضور امریکا در افغانستان در طی شانزده سال اخیر در واقع از نظر راهبردی در ح ضعیف و سردرگمی بوده است با اینکه امریکا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کرد و حکومت را از بین برد واکنش اولیه ت بوش این بود که نمی خواست امریکا به مدت زیادی انجا بماند و این که سایر کشورها بتوانند کار بازسازی را در افغانستان را انجام دهند. موقعی که را از انجا ا اج کرد. ت بوش توجه خودش را معطوف به عراق کرد، بنابراین ان تعداد سربازان که هم در عراق باشند و هم در افغانستان باشد برای امریکا مشکل ساز بود و امریکا نمی خواست که خیلی در افغانستان درگیر باشد، و بعد که ت اوباما امد تعدادی سرباز اضافه کرد و تا یکصد هزار سرباز را در انجا داشت و بعد تصمیم گرفت سربازهای امریکایی را از افغانستان خارج کند بنابراین همیشه راهبردهای مختلف و سردرگمی داشته است ولی نه یک راهبرد که خیلی پایدار باشد. از دیگر سو در هجده ماه اخیر شبه نظامیان در افغانستان پیش رفت های زیادی داشته اند. در حال حاضر حدود ۴۰ در صد خاک افغانستان در کنترل آنهاست و چیزی حدود ۵۷ درصد هم از طرف حکومت کابل اداره می شود. اما مطلب خیلی مهمی که هست این است که در سال گذشته ۱۵ درصد بر سرزمین های تحت کنترل شبه نظامیان افزوده شده که روند بسیار خطرناکی است، از سوی دیگر در طی این مدت شانزده سالی که از حضور امریکا در افغانستان می گذرد تا حالا چیزی حدود ۲۴۰۰ نفر از افسران و سربازان امریکایی در نبردهای افغانستان کشته شده اند و نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه جنگ افغانستان شده است، و از همه اینها شاید خطرناک تر این است که در سپتامبر سال ۲۰۱۶ چیزی در حدود نزدیک به یک سال پیش بر اساس گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس میانگین تعداد تلفات افغانستان ماهانه به ۵۳۰۰ نفر رسیده بود که رقم بسیار خطرناکی است و ممکن است این تصور را ایجاد کند که افغانستان اصلا نتواند این تعداد کمبود نفرات را با سرباز گیری بیشتر جبران کند. در مجموع بنا به گفته ژنرال جمیز متیس دفاع جنگ در افغانستان به بن بست رسیده و در حال حاضر پیروزی در چشم انداز نیروهای یی نیست. بنابر این میشود گفت که مجموع اینها دلایل خوبی است به اینکه راهبرد جدید در افغانستان اعلام شود.
گزینه ها وسناریوهای پیشنهاد شدهچهار گزینه و یا سناریو در این راهبرد نوین مطرح بود و مدت زیادی زمان گرفت تا منجر با اعلام این سیاست جدید شد. اولین گزینه ، گزینه ژنرالها بود، ژنرالهای امریکایی شامل دفاع جیمز متیس و همینطور مشاور امنیت ملی اصرار داشتند بر اینکه طرح ژنرالهای امریکایی در افغانستان عمل شود و ان طرح این بود که همین تعداد نیروی نیروی امریکایی که در افغانستان هست، یک تعداد نیروی دیگری هم اضافه شود و امریکا حضور دراز مدت و دوام دار در افغانستان داشته باشند و در سایه این حضور بر پا تان فشار بیاورند و با کمک افغانستان با تروریستها بجنگند. گزینه دوم که در مقابل این گزینه قرار داشت، آنها طرحی را داشتند که اصولا در افغانستان در طی این ۱۶ سال آنچنان کارایی نداشته و باید امریکا صورت قضییه یا موضوع را در انجا تغییر دهد و آن تغییر این بود که باید جنگ افغانستان خصوصی سازی شود و از سازمان هایی بنام های ((هالیبرتون) ، ((داین کو )) و یا ((بلک واتر )) استفاده شود .بنا به گفته کارشناسان امریکایی وقتی جنگ خصوصی سازی شود در حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال هزینه دارد و با این مقدار پول میتوان جنگ را پیش برد و تروریست ها را نابود کرد این در حالی است که امریکا در حال حاضر ۴۰ میلیارد دلار در سال هزینه جنگ میکند و این طرح برای اقای ترامپ جاذبه داشت و از سوی کوشنر دامادش هم حمایت میشد. گزینه سوم که مبلغ ان استفان بنین بود، حاوی این بود که امریکا باید از افغانستان خارج شود و یک مجموعه یا سازوکار دیگری بیاید و بر روی گزینه سومی تاکید می کرد گزینه این بود که اصولا امریکا در افغانستان چه میکند و چه فایده ای دارد و اینکه هزینه جنگ بالا رفته و امریکا جنگ را باخته است همان چیزی که دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی بر روی ان اشاره داشت .گزینه چهارم : که هنوز هم بر روی میز هست ، این است که نحوه عملیاتی که در افغانستان قرار است اجرا شود یک مکانیسم مشترک از و بلک واتر باشد به این معنی که اداره میدان های جنگ و سربازها با بلک واتر باشد ولی فرماندهی و ی با باشد یعنی یک مکانیسم مشترک از و شرکت خصوصی ساخته شود و جنگ افغانستان را پیش ببرد .تفاوت های راهبرد ترامب با راهبرد اوباما فشار بر پا تان:یکی از بندهای جدید بودن این راهبرد نسبت به ت اوباما شامل پا تان در این راهبرد است ،در این راهبرد نقش م ب پا تان در افغانستان در نظر گرفته شده است و بهترین دلیل برای این امر هم نام این راهبرد جدید است (( راهبرد جدید امریکا در افغانستان و جنوب اسیا )) منظور از جنوب اسیا کشورهای شبه قاره هند و مخصوصا پا تان است . برای اولین بار ت امریکا از پا تان به عنوان کشوری که تبدیل شده به پناهگاه امن تروریست ها یاد می کند و اعلام میدارد که نسیت به پا تان همانند گذشته با اغماض و چشم پوشی برخورد نخواهد شد و در کنار ان از کمک هایی که از جانب ایالات متحده امریکا به پا تان میشود یاد گردید و به نوعی تلویحی یک نوع اخطار به پا تان بود که در صورتی که بازنگری و تجدید نظر در استراتژی خود در افغانستان نکند این کمک ها دیگر وجود نخواهد داشت و انها دیگر نباید انتظار داشته باشند تروریست هایی که از جانب پا تان تجهیز میشوند و ت افغانستان و سربازان ناتو را در معرض حمله قرار میدهند حاشیه امن داشته باشند. تاکید بر نقش بارزتر هند : گزینه دوم که در راهبرد ت ترامپ در افغانستان حایز اهمیت میباشد ، نوعی چراغ سیز نشان دادن برای کمک های بیشتر هند بود ، که البته این قضیه هم از یک طرف میتواند بخشی از اعمال فشار جدید بر پا تان باشد و هم از سوی دیگر باز شدن مسیر تازه ای در گسترش همکاری های هند با ایالات متحده در افغانستان که خواستار نقش موثر تر و چشم گیرتر هند در افغانستان گردیده است(۵) . نقش بارز ژنرال های فعال در صحنه :باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ میلادی از افزایش ۳۰ هزار نفری شمار سربازان این کشور در خاک افغانستان خبر داد اما تصریح کرد که آنها ۱۸ ماه بعد، به تدریج به خانه هایشان بازخواهند گشت. ژنرال های نظامی اعتقاد دارند که اعلام چنین برنامه زمان بندی شده ای، دشمنان را تشویق کرد که منتظر وج یی ها باشند تا حملاتشان را دوباره آغاز کنند.ایالات متحده در حال حاضر ۸۴۰۰ سرباز در افغانستان دارد و ژنرال های یی گفته اند که فرستادن چند هزار نیروی بیشتر به کمک خواهد کرد تا در بن بست کنونی بتوانند بر نیروهای تسلط یابند.نیروهای اضافی می توانند در دو بخش به خدمت گرفته شوند: برای یتهای ضدتروریسم و برای آموزش نیروهای افغان. استقلال نظامی بیشتر فرماندهان و ماندن تا زمان نامحدود: ت باراک اوباما با تعیین علنی تاریخ پایان عملیات نظامی در افغانستان به این امکان را داد که مدتی در انتظار بماند و سپس کارزار فتح دوباره مناطق از دست رفته را از سر بگیرد ترامپ بر خلاف اوباما محدودیت های پیشتر اعمال شده بر فرماندهان در میدان نبرد را لغو کرده تا انها بتوانند طور کامل از قضاوت و تجربیات خود در یت های حیاتی استفاده کنند . به گفته ترامپ ت قبلی امریکا با اعلام شمار نیروها و زمان بندی اعزام وج انان از افغانستان تروریست ها و دشمنان امریکا را خوش و این امری است که دونالد ترامپ اگاهانه از ان پرهیز میکند و خواستار حضور نیروهای امریکایی تا زمان نامحدود در افغانستان میباشد. احتمالا بزرگترین تغییری که با طرح ترامپ ایجاد می شود، افزایش حیطه اختیارات مقامات یی در حمله به و دیگر گروههای تروریستی فعال در افغانستان خواهد بود. ت اوباما پس از آنکه نیروهای افغان ی مبارزه با را برعهده گرفتند، محدودیتهایی را در عملیات تهاجمی در افغانستان ایجاد کرد.آقای ترامپ روز دوشنبه گفت: «با مدیریت د (میکرو کنترل) از واشنگتن، نمی توان در نبردها پیروز شد». او افزود که قدرت نیروهای نظامی را برای هدف قرار دادن تروریستها (۳) و شبکه های جنایی در افغانستان افزایش خواهد داد به فرماندهان نظامی این اختیار را خواهد داد تا در زمان واقعی وارد عمل شوند.
مذاکرات : هدف نهایی طرح دونالد ترامپ در افغانستان این است که را مجبور به آمدن به پای میز مذاکرات کند تا به این ترتیب راه حلی برای جنگ افغانستان پیدا شود. این همان هدفی بود که باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین نیز آن را دنبال می کرد..با این وجود دونالد ترامپ معتقد است که طرح او دارای یک تفاوت مهم با طرح های قبلی است؛ اینکه هیچ زمان بندی برای وج سربازان یی تعیین نشده است و به این ترتیب قانع برای مذاکره امکان پذیر خواهد بود.
مخالفت ها و موافقت ها با راهبرد جدید در امریکا و افغانستان
ترامپ با مشکلات داخلی زیادی در درون امریکا روبرو است و اگر ترامپ بتواند طرحش در مورد افغانستان را اجرا کند شاید بتواند با ع عمل مثبت مردم امریکا روبرو شود . اعلام استراتژی جدید امریکا در افغانستان بلافاصله پس از انتشار، با واکنش های متضادی در داخل امریکا مواجه شد. جمعی از سناتورهای ، با انتقاد شدید از راهبرد جدید اعلام شده، ترامپ را به بی برنامگی در رابطه با افغانستان متهم د. سناتور کریس مورفی با انتقاد از ترامپ گفته است: تنها راهبردی که امشب اعلام شد این بود که دیگر قرار نیست راهبردی اعلام ‏شود. . اما موافقان این رویکرد معتقدند که هر چند تأخیر در تعیین راهبرد نوین برای افغانستان موجب پیشرفت های در این کشور شده بود اما اکنون واشنگتن در مسیر درستی قرار گرفته است و از حملاتی چون یازده ستامبر جلوگیری خواهد کرد. این راهبرد در داخل افغانستان نیز با واکنش هایی روبرو شد . هم در واکنش به راهبرد جدید در افغانستان گفته اند که تا وج آ ین سرباز یی از افغانستان خواهند جنگید. در این میان، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، با استقبال از استراتژی اعلام شده، گفته است که استراتژی جدید، توان نیروهای امنیتی افغانستان را افزایش خواهد داد. عبد الله عبدالله رییس حکومت وحدت ملی نیز عدم اعلام ج زمانی در مبارزه با تروریسم ر ا ستوده است. در سطح بین الملل رویکرد نوین راهبرد امریکا با حمایت و استقبال ناتو ، اتحادیه اروپا ، و المان و هند، بریتانیا و استرالیا و کانادا مواجه شده است (۶) و این کشورها بر طبق خواسته قبلی ترامپ و فشار ترامپ بر اعضای ناتو برای دادن بودجه و امکانات بیشتر ، پیش بینی میشود این کشورها سرباز و بودجه بیشتر را برای اه ترامپ در افغانستان فراهم خواهند کرد.

واکنش های منطقه ای : در مقابل موضع انتقادی چین، روسیه، پا تان و ایران نسبت به راهبرد نوین وجود دارد. هر چند ترامپ مستقیما به نام این سه کشور اشاره مستقیمی نداشت امایقینایکی از اه پنهان این راهبرد نظارت و کنترل این کشورها نیز میباشد.

روسیه: تمرکز سیاست جدید ترامپ در افغانستان را برقراری نظم با استفاده از نیروی نظامی خواند وان را تکراری و بی فایده دانست .قبلا مقامات امریکایی روسیه را به حمایت از متهم کرده بودند و استدلال میکنند که روسها می خواهند ان ناکامی را که حدود چهل سال پیش در افغانستان داشته اند به نوعی دیگر نه از طریق نظامی بلکه از طریق افزایش نفوذ شان جبران کنند. به گفته اگاهان روسیه همواره می کوشد از بحران های بین المللی و بویژه از تنگ ناهای ایالات متحده بهره برداری کند وان را در راه اه و منافع خودش مورد استفاده قرار دهد. ت روسیه در انتظار است که ببیند این جریانات چطور تحول پیدا می کند. پا تان: اعلام این راهبرد که همزمان شد با دعوت از هند به گسترش نفوذ در افغانستان بشدت موجب خشم مقامات پا تان خواهد بود. با توجه به ساختار قدرت پا تان و حضور قدرتمند ژنرال هاى پا تانى در قدرت و اینکه تداوم وضعیت بحرانى میان هند و افغانستان با پا تان از سرچشمه هاى اصلى مشروعیت و بهانه حضور و نفوذ ژنرال هاى پا تانى در قدرت است، به نظر نمى رسد با این تشر رئیس جمهور شاهد تغییر چشمگیر سیاست آباد نسبت به بحران افغانستان باشیم. چین: هر چند ت چین به این راهبرد واکنش منفی نشان داده و پا تان را خط مقدم جبهه مبارزه با تروریسم دانست. اما آنچه که واضح است اگر پا تان از دور شود خبر خوبى براى چین خواهد بود و چین سعی مى کند جای خالی امریکا را پر کند. چین اساسا به پا تان و راه دریایى اش نیاز داره تا از آن حصاری که و متحدانش در اطرافش کشیده اند خارج شود. چین از طریق پا تان و بندر گواتر می تواند هند و متحدین شرق آسیاى را دور بزند و چه خبرى بهتر از اینکه کلا مناسبات آباد - واشنگتن شکر آب بشود.
چشم انداز:اساس و محور راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال افغانستان همانند دو ت گذسته امریکا، منافع و اه استراتژیک ست نه امنیت، ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان. پیش بینی میشود که اولین پیامد این استراتژی احتمال شکل گیری یک ائتلاف منطقه ای علیه راهبرد جدید امریکا در افغانستان باشد و پا تان می تواند در این میان نقش عمده ای داشته باشد. از آنجا که بحث اعمال فشار بر پا تان یکی از شرایط جدی این راهبرد است طبیعتا پا تان بیکار نخواهد نشست و احتمالا به سمت ایجاد ائتلافی از کشورهای همسایه افغانستان که مخالف با این راهبرد امریکا می باشند، خواهد رفت این چهار قطب عبارتند از مسکو، پکن و تهران و اباد می باشد که با محوریت روسیه اقدام می کنند. دومین پیامد اینکه امریکا –افغانستان و هند در یک جبهه قرار گیرند و دیگر چهار کشور ذکر شده در بالا در تقابل با آنها در سوی دیگر میدان و این دو قطبی شدن می تواند افغانستان را بستر تقابل و جنگ و منازعه بیشتر سازد و در نهایت اینکه امریکایی ها فراموش د که اگر پا تان پناهگاه شد، اگر امارات و عربستان ت را رسما پذیرفتند و اگر قطر دفتر سیاسى را در دوحه گشود، همه به درخواست و زیر نظر بود. امروز می خواهد مقصر عدم کامیابى ۲۸ ساله خود در جنگ افغانستان را به طور کامل پا تان معرفى کند و سیاست هاى متناقض و ریاکارانه خود را، که از عوامل اصلى تداوم جنگ بود را انکار کند. اینکه سیاست تازه ترامپ در افغانستان و در برابر موفق خواهد شد یا نه را نه اکنون بلکه حداقل باید تا پائیز سال آینده دید، اما تا همین جا و همین به جان هم انداختن پا تان و هند در سرزمین و میدان رزم افغانستان توسط کاخ سفید چندان جاى خوشبینى نمى گذارد.پای نوشت ها: ۱.استراتژی جدید ایالات متحده ی امریکا در قبال افغانستان: فرصت ها و چالش هاhttp://۸am.af/۱۳۹۶/۰۶/۰۱/a-new-strategy-for-the-united-states-of-america-opportunities-and-challenges/. guardian (۲۰/۰۸/۲۰۱۷),”donald trump to announce new strategy on afghanistan in major speech2”https://www.theguardian.com/us-news/۲۰۱۷/aug/۲۰/donald-trump-to-announce-new-strategy-on-afghanistan-in-major-speech.۳.cnbc(۲۱/۰۸/۲۰۱۷)”trump's new afghanistan strategy is likely to focus on counter terrorism efforts”https://www.cnbc.com/۲۰۱۷/۰۸/۲۱/trumps-new-afghanistan-strategy-is-likely-to-focus-on-counter-terrorism-efforts .۴.daily mil(۲۲/۰۸/۲۰۱۷),”us strategy in afghanistan will require more troops | daily mail online”www.dailymail.co.uk/news/article.../u-s-strategy-afghanistan-require-troops-general.ht.۵.eurasian times (august ۲۲, ۲۰۱۷),”what is the new us strategy in afghanistan?”https://eurasiantimes.com/us-strategy-afghanistan/.۶. aljazeera(۲۲ august ۲۰۱۷)”world reacts to trump's new strategy on afghan war”. http://www.aljazeera.com/news/۲۰۱۷/۰۸/world-reacts-trump-strategy-afghan-war-۱۷۰۸۲۲۱۰۲۸۲۶۸۳۴ . *قدرت الله بهبودی نژاد - دانشجوی ا در هندوستان
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا وسیما، پس از پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید ،موضوع افزایش نیروهای نظامی در مناطق مختلف جهان از جمله در افغانستان از سه هزار تا پنجاه هزار نیرو به طور جدی از سوی فرماندهان نظامی در افغانستان مطرح شده است .به گونه ای که در نشست اخیر ناتو در برو ل نیز طرح متقاعد کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو را پی گیری کرد.چارچوب بحث اکنون سوالات مهمی در این خصوص مطرح است از جمله اینکه علل تلاش فرماندهان نظامی برای افزایش نیروهای نظامی در افغانستان چیست ؟آیا افزایش نیروی نظامی راه حل بحران افغانستان است ؟پیامدهای افزایش نیروی نظامی در افغانستان چیست ؟موضوع افزایش نیروهای نظامی در افغانستان در حالی مطرح میشود که هنوز دونالد ترامپ رئیس جمهوری سیاست و راهبردهای ت خود را در مورد آن کشور اعلام نکرده است .اما بسیاری براین اعتقادند که ترامپ با طرح جنگی موسوم به "مک مستر" مشاور امنیت ملی خود در مورد افغانستان موافقت کرده است .این طرح مبتنی بر تشدید بی سابقه حملات جنگنده های ،افزایش بمباران مناطق مختلف ، افزایش نیروی نظامی و افزایش صلاحیتهای میدانی فرماندهان این کشور در افغانستان است .خبرگزاری رویترز در گزارش اخیر خود از افغانستان اعلام کرد در ماه اوریل سال جاری در مقایسه با ماه مشابه سال گذشته حملات هوایی و بمباران در افغانستان هفت برابر افزایش یافته است که در طول این ماه جنگنده های یی بالغ بر 460 بمب در مناطق مختلف افغانستان پرتاب کرده اند .استفاده از این تعداد بمب در افغانستان ار سال 2012 بی سابقه بوده است .تغییر تاکتیک و راهبرد در افغانستان در حالی صورت می گیرد که براساس توافقنامه امنیتی که میان ت و ت وحدت ملی افغانستان در سال 2014 امضا شد باید ضمن کاهش نیروهای نظامی خود تا یک هزار نیرو ، یت آنها صرفا آموزش نیروهای پلیس و ملی افغانستان باشد. که در باتلاق افغانستان گرفتار شده بود تا سال 2014 بخش زیادی از نیروهای خود را تحت عنوان واگذاری امور امنیتی به افغانستان از این کشور خارج کرد و قرار شد تا سال 2016 تعداد نیروهای یی مستقر در افغانستان به حداقل برسد .اما با تغییر حزب حاکم در سباستها و تاکتیکها و راهبردهای نظامی این کشور در افغانستان نیز در حال تغییر است .تغییرات چند جانبهاین تغییر به نظر می رسد چند وجهی است :اول آنکه سیاست از کاهش نیرو به افزایش نیرو تغییر می کند.دوم آنکه سیاست در مورد و گروه تروریستی در افغانستان متغییر و سیال است .سوم آنکه یت نیروهای یی مستقر در افغانستان از به اصطلاح آموزشی به عملیاتی تغییر کرده است .چهارم آنکه مدیریت بحران در افغانستان از آرام اوضاع به سمت تشید بحران با تقویت گروه تروریستی و میدان دادن به تغییر کرده است تا افزایش نیروی نظامی و ناتو در افغانستان قابل توجیه باشد.پنجم آنکه در راهبرد جدید خود موضوع افغانستان را جدا از پا تان نمی داند.بلکه محافل و امنیتی در براین باورند به هر شکل ممکن باید پا تان را برای همکاری در مورد افغانستان تحت فشار قرار داد.ششمین راهبرد ت ترامپ در مورد افغانستان همراه مجدد ناتو در افغانستان است .این سازمان که در اولین یت خارج از ناتوی خود وارد افغانستان شد عملکرد قابل قبولی در چارچوب به اصطلاح یت های تعریف شده همچون مقابله با تروریسم و برقراری آرامش در افغانستان نداشته است .هر چند در مورد راهبرد جدید در افغانستان میان کاخ سفید و فرماندهان نظامی همچنان اختلاف نظر وجود دارد اما با توجه به اجرای بی سر و صدای طرح های نظامی در افغانستان که طرح جنگی "مک مستر" تلقی می شود می توان موفقیت فرماندهان نظامی در دیکته طرح های نظامی خود به کاخ سفید در مناطق مختلف جهان از جمله در افغانستان را قطعی دانست و این کشور در هفته های آینده شاهد ورود نیروهای جدید به افغانستان به شکل پنهانی و یا علنی خواهد بود .اه افزایش نظامیاناه از افزایش نیروی نظامی در افغانستان را می توان موارد زیر دانست:اول آنکه، نگران است خلا نیروهای نظامی این کشور در افغانستان را روسیه و چین پر کنند . روسیه را به تقویت ساختاری متهم می کند و معتقد است پیشروی های اخیر به دلیل حمایتهای نظامی روسیه است .دوم آنکه ،فرماندهان نظامی تصور می کنند شرایط افغانستان در مقایسه با قبل از سال 2014 تغییر کرده و احتمال تبدیل شدن مجدد افغانستان به باتلاقی برای نیروهای یی بسیار کاهش یافته است و نظامیان این کشور در شرایط متفاوت تری در افغانستان حضور خواهند داشت .سوم آنکه، در حدود سه سال گذشته پایگاهها و استحکامات نظامی خود را در افغانستان گسترش داده و اماکن امنی برای نظامیان یی خواهند بود.چهارم آنکه، تحولات افغانستان و سیاستهای در منطقه تحت تاثیر بحران و ورود روسیه به عرصه نبرد با گروه تروریستی قرار گرفته است .این بدان معنا است که ،روسیه و چین را عامل جدی تهدید قدرت هژمون خود در صحنه جهانی می دانند .از اینرو افغانستان بخصوص مناطق شمالی این کشور برای به عنوان مرزهای مشترک با آسیای مرکزی اهمیت زیادی یافته است تا از طریق افغانستان اقدام به انتقال تروریسم و افراط گرایی به آسیای مرکزی و قفقاز و تا مرزهای چین در سین کیانگ نماید .پنجم آنکه ،فرماندهان درتلاش هستند میزان تاثیر گذاری خود را در تصمیم گیری های کاخ سفید افزایش دهند.در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما تا حد زیادی از نقش فرماندهان نظامی در تصمیم گیری ها کاسته شده بود و اکنون که جمهوری خواهان مجددا به قدرت بازگشته اند عرصه برای جولان فرماندهان نظامی مهیا شده است .در شرق آسیا دریا سالار "هری هریس "و در منطقه غرب اسیا در افغانستان "جان نیکلسون " فرمانده نظامیان یی و ناتو مستقر در افغانستان صحنه گردان برنامه های نظامی هستند.ششم آنکه، درصدد است از نسل جدید گروههای تروریستی همچون و جماعت الاحرار و تحریک که در افغانستان و پا تان فعال هستند در جهت اه شوم خود بهره برداری کند.هفتم آنکه افزایش حضور نظامی امریکا در افغانستان و مشارکت آنها در عملیات نظامی نوعی پوشش امنیتی برای گروههای تروریستی در افغانستان محسوب میشوند.همان گونه که در و عراق نظامیان یی بارها با عملیات خود موجب گریز تروریستهای را از معرکه جنگ و محاصره فراهم کرده اند در افغانستان نیز گزارشهایی منتشر شده است که نیروهای یی بارها موجب فرار تروریستهای از محاصره و یا نیروهای افغانستان شده اند .هشتمین هدف از افزایش نیروهای نظامیش در افغانستان نگرانی از تغییر موازنه قدرت به نفع است .به نظر می رسد به این نتیجه رسیده است که افزایش توان نظامی در افغانستان می تواند موجودیت و امنیت ت وحدت ملی افغانستان را به مخاطره بیاندازد.از اینرو مدعی است برای جلوگیری از پیشروی های بیشتر در افغانستان نیروهای نظامیش را در این کشور افزایش می دهد.هدف نهم از افزایش نیروی نظامی در افغانستان تقویت گروههای تندرو و افراطی منطقه با حمایتهای کشورهای عربی منطقه همچون عربستان است .با این حال و به رغم تلاشهای برای متقاعد ناتو بررای همراهی با واشنگتن در افزایش نیروی نظامی ،اعضای این سازمان چندان موافق افزایش نیروی نظامی خود در افغانستان نیستند و در نشست اخیر ناتو در برو ل نتوانستند در مورد افزایش نیروی نظامی در افغانستان تصمیم گیری کنند.کشوری مثل آلمان که در افغانستان نیرو دارد منافعی مانند امریکا را در افغانستان دنبال نمی کند و به همین دلیل حاضر نیست زیر پرچم در افغانستان نیروهای خود را به کشتن بدهد و یا اینکه نیروهای آلمانی مانند گذشته با اقدامات جنایت کارانه خود منجر به بد نامی بیشتر المان در اذهان عمومی افغانستان شوند. با این حال ، همچنان اصرار دارد تا از سازمان ناتو به عنوان بازوی عملیاتی خود در افغانستان استفاده کند.بسیاری از تحلیلگران عدم قطعیت سیاستها و راهبرد در افغانستان را ناشی از آن می دانند که افغانستان و بحران این کشور دیگر اولویت سیاست منطقه ای واشنگتن نیست .به همین دلیل بایک سردرگمی در مورد بحران افغانستان روبرو است که باعث تشدید ناامنی و بحران در افغانستان شده است .در این حال تشدید اختلافات در افغانستان فرصت و عرصه مناسبی را برای موفقیتهای گروه و همچنین ادامه حملات تروریستی در این کشور فراهم کرده است.برخی محافل در غرب اینگونه وانمود می کنند که نه تنها ت افغانستان توان مقابله با فساد و ناامنی ها را ندارد بلکه افغانستان را نیز به ناتوانی در تامین امنیت افغانستان متهم می کنند.این بدان معنا است که این کشور همچنان به حضور نظامیان خارجی نیازمند است و با این بهانه و فضا سازی به شکل خاموش و خزنده در حال افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان است .این در حالی است که محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان ضمن مخالفت با سیاستها و راهبرد و ناتو برای افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان از اعزام هیاتی برای شرکت در نشست ناتو در برو ل خود داری کرد تا اعتراض خود را به تصمیم گیری در این خصوص نشان دهد.تردیدی نیست تکیه بر قدرت داخلی و توان رزمی افغانستان مهمترین و تنها راه مقابله با تروریسم در افغانستان است .مشروط بر اینکه محافل و قومی و مذهبی در این کشور با پرهیز از هرگونه انحصار گرایی و تقویت همکاری به عنوان پشتوانه ای مهم و موثر برای نیروهای امنیتی و افغانستان عمل کنند.زیرا بسیاری از نمایندگان پارلمان افغانستان براین باورند که مهمترین عامل ش تهای اخیر این کشور در برابر و گروه تروریستی تفرقه و چند دستگی میان گروههای و قومی است .این بدان معنا است که یک قوم و شه و جریان خاص به تنهایی نمی تواند افغانستان را اداره کند بلکه نیازمند همکاری همه اقوام و جریانهای است که در چارچوب ت وحت ملی گردهم آمده اند.در صورت همکاری و وحدت ملی در افغانستان و ناتو بسیار مشکل می توانند بدون در نظر گرفتن ملاحظات تمردان کابل برای افغانستان تصمیم گیری کنند.به همین دلیل نیز از نوعی بحران مدیریت شده در افغانستان حمایت می کند تا همچنان تی ضعیف در کابل بر سر کار باشد تا در برابر همسایگان این کشور نیز پاسخگو نباشد و مسایل امنتیش همچنان به و ناتو وابسته باشد.در چنین فضایی ،نیروهای نظامی و افغانستان که اراده ،غیرت و توان خود را برای مقابله با تروریستها نشان داده اند تنها نیازمند حمایتهای همه جانبه داخلی هستند تا بتوانند افغانستان را بی نیاز از ادامه حضور نیروهای خارجی کنند.برنامه برای افغانستان در مورد پا تان هم مبتنی بر بلاتکلیفی است .این بدان معنا است که هنوز واشنگتن در مورد نحوه همکاری آباد در مورد افغانستان تصمیم گیری نکرده است و هر گونه رویکرد در این خصوص می تواند تبعات منفی برای افغانستان به همراه داشته باشد.زیرا پا تان در قبال همکاری با در امور افغانستان خواهان امتیازاتی همچون به رسمیت شناخته شدن خط فرضی دیوراند به عنوان مرز بین المللی با افغانستان است که اخیرا هایی در محافل در این خصوص به گوش می رسد که در صورت همکاری صادقانه پا تان پاداش این کشور اعطای خط دیوراند باشد.موضوعی که در افغانستان به شدت آن مخافلند .جمع بندی نسل جدید فرماندهان نظامی در امور افغانستان در حالی برای افزایش نیروی نظامی در این کشور تلاش می کنند که تصوری از باتلاق ویتنام و سپس افغانستان برای نیروهای نظامی ندارند .این فرماندهان هنوز سیاست ضد بیگانه مردم افغانستان را درک نکرده اند که دو ابرقدرت زمان خود یعنی انگلیس در اوا قرن 19 و اتحاد شوروی در اوا قرن بیستم را به زانو در آوردند .دقیقا به همین دلیل است که با ایجاد گروه تروریستی و میدان دادن به گروه برای رودررویی با مردم افغانستان ،درصدد ایجاد فضای ناامنی در این کشور برآمده است تا خود را ناجی مردم افغانستان نشان دهد.این در حالی است که مردم افغانستان بارها ضمن مخالفت با ادامه حضور نیروهای خارجی در کشورشان را عامل تداوم بحران و ناامنی در افغانستان اعلام کرده اند./مجید وقاری - نویسنده و کارشناس سیاست در آسیا
پایانه های مرزی ظرفیت مهم ارتقای اقتصاد آذربایجان غربی گروه اقتصادی: شرایط جغرافیایی و همسایگی با چهار کشور خارجی، آذربایجان غربی را در شاهراه ارتباط ایران با اروپا قرار داده، شاهراهی که نیازمند توجه و تقویت زیرساخت های مرزی است. آذربایجان غربی از شمال با جمهوری آذربایجان و از غرب با کشورهای عراق و ترکیه همسایه و نیز به صورت غیرمستقیم با کشور ارمنستان هم مرز است، تنها استان کشور که از چنین ظرفیت مرزی بالایی برخوردار است.
آذربایجان غربی با ۸۹۱ کیلومتر مرز مشترک به دلیل دارا بودن پنج پایانه مرزی از ۲۳ پایانه موجود در کشور و ۹ گمرک مرزی پتانسیل بالایی برای دسترسی به بازارهای جهانی به خصوص اروپا دارد اما تاکنون این ظرفیت مرزی موردتوجه جدی قرار نگرفته است.اختصاص بیشترین حجم صادرات و واردات آذربایجان غربی به کشورهای همسایه، مشترکات بی شمار از تمامی ابعاد بین استان های مرزی آذربایجان غربی با استان و ای مرزی کشورهای همسایه، ظرفیت واردات و صادرات کالا از طریق مرزهای آذربایجان غربی، جای شکی برای توسعه و تقویت زیرساخت های مرزی نمی گذارد.فعالیت ۱۴ گمرک و بازارچه در نوار مرزی شمال و غرب آذربایجان غربی افق های روشنی را در زمینه ترانزیت و توسعه روابط اقتصادی بین المللی ایجاد کرده و با توجه به توسعه زیرساخت های ارتباطی به خصوص در پایانه های مرزی آینده روشنی پیش روی اقتصاد استان و منطقه ترسیم کرده است.کارشناسان اقتصادی معتقدند که در کنار این مزیت بزرگ، سرمایه گذاری برای توسعه خطوط آهن و اتصال راه آهن مراغه به ارومیه و گسترش آن تا راه آهن رازی فضای بهره گیری از ظرفیت ریلی ایران با ترکیه و به تبع آن اروپا را بهبود می بخشد و زمینه را برای رشد تجارت مرزی فراهم می کند، وجود دو فرودگاه در ای ارومیه و خوی نیز از ظرفیت های مهم برای توسعه صادرات مرزی محسوب می شود.
پایانه های مرزی استان آذربایجان غربی شامل مرز زمینی پلدشت و بازرگان در شمال، رازی و سرو در مرکز و مرز تمرچین در جنوب استان است که تمرچین با کشور عراق و پلدشت با جمهوری خودمختار نخجوان جمهوری آذربایجان هم مرز بوده و سه مرز بازرگان، سرو و رازی دروازه عبور و مرور و تجارت با کشور ترکیه است.
*۵پایانه مرزی مهم از ۲۳ پایانه مرزی کشور در آذربایجان غربی واقع شده است
مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی در خصوص آ ین وضعیت پایانه های مرزی استان گفت: آذربایجان غربی به دلیل موقعیت خاص مرزی و ترانزیتی یکی از استان های مهم و برخوردار در بحث اقتصادی است.عبدالحسین علی اکبری با بیان اینکه این استان با داشتن ۱۳ هزار کیلومتر انواع محورهای ارتباطی مرزی، روستایی، اصلی و فرعی یکی از استان های تأثیرگذار در حوزه اقتصادی کشور محسوب می شود، افزود: ساخت و ایجاد زیرساخت های پایانه های مرزی از وظایف مهم راهداری و حمل ونقل جاده ای کشور و به تبع آن استان است.آذربایجان غربی با داشتن ۱۳ هزار کیلومتر انواع محورهای ارتباطی مرزی، روستایی، اصلی و فرعی یکی از استانهای تاثیرگذار در حوزه اقتصادی کشور محسوب می شودوی از بازرگان، سرو، تمرچین، پلدشت و رازی به عنوان پایانه های مهم مرزی استان نام برد و عنوان کرد: پایانه مرزی بازرگان دومین پایانه بزرگ مرزی و زمینی کشور به شمار می رود که به همراه سرو در ارومیه و رازی در خوی در مرز استان و ترکیه قرار گرفته، پایانه مرزی پلدشت در مرز استان با نخجوان و تمرچین نیز در مرز استان و کردستان عراق واقع شده است.علی اکبری از طرح توسعه پایانه مرزی بازرگان خبر داد و گفت: برای اجرای این طرح ۱۵۰ میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافته است، این طرح از سال گذشته آغازشده و هم اکنون از پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصدی برخوردار است.مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی با تأکید بر اینکه طرح های عمرانی در پایانه ها به صورت مستمر برای ایمن سازی و تسهیل روند ترددها اجرا می شود اضافه کرد: تکمیل محوطه سازی و احداث ورودی و وجی مسافر و حمل کالا در مرز بازرگان در مراحل پایانی قرار دارد و در صورت تخصیص اعتبارات موردنیاز به زودی آماده بهره برداری می شود.
* سالن مسافری پایانه مرزی سرو ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد
علی اکبری در خصوص احداث زیرساخت ها در پایانه مرزی سرو در ارومیه گفت: عملیات ساخت سالن جدید مسافری پایانه مرزی سرو از ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی برخوردار است.مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی با بیان اینکه عملیات ساخت سالن جدید مسافری پایانه مرزی تمرچین از سال گذشته آغاز شده است افزود: اعتبار اختصاصی برای ساخت سالن مسافری پایانه مرزی سرو ۱۲۰میلیارد ریال است.وی با اشاره به مشخصات فیزیکی طرح ساخت سالن مسافری پایانه مرزی سرو ادامه داد: سالن مسافری به زیربنای چهار هزار و ۱۶۰ مترمربع و در دو طبقه با اسکلت ف ی که سقف آن اسپیس است، احداث می شود که شامل طبقه زیرزمین با کاربری تأسیساتی به مساحت ۲۰۰ مترمربع، طبقه همکف به مساحت ۲ هزار و۲۰۰ مترمربع، طبقه اول به مساحت هزار و۷۶۰ مترمربع خواهد بود.علی اکبری افزود: اجرای محوطه سازی اطراف سالن مسافری محدوده وجی و ورودی نقطه صفر مرزی به مساحت ۷۱۰۰ مترمربع، مخزن آب ۲۸۰ مترمکعبی برای تأمین آب مصرفی و آتش نشانی و دیوار حائل بتنی به طول ۱۲۵ متر و ارتفاع متوسط ? متر دیگر اقداماتی است که در قالب این طرح به مرحله اجرا درخواهد آمد.مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی به عملیات اجرایی پایانه مرزی رازی خوی اشاره کرد و اظهار داشت: پایانه مرزی رازی به صورت موقت از سال ۹۰ راه اندازی شده ولی طرح جامع این پایانه مرزی در حال احداث است.
*تردد ۵۰۰ هزار نفری از پایانه مرز رازی در خوی
علی اکبری از زیرساخت های پایانه مرزی رازی خوی به عنوان یکی از طرح های مهم نام برد و گفت: فاز اول این طرح با اعتباری بالغ بر ۸۰ میلیارد ریال در حال احداث است و فاز دوم نیز با اختصاص ۴۰۰ میلیارد ریال اوایل سال آینده آغاز می شود.وی خاطرنشان کرد: سالن پایانه مرزی برای تردد ۲۰۰ هزار نفر پیش بینی شده بود که با توجه به حجم بالای ترددها از این پایانه مرزی تا اتمام طرح اصلی سالن مسافری موقت با ۱۰ میلیارد ریال اعتبار در حال احداث است تا حجم مسافران از این مرز را پاسخگو باشد.مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی اظهار داشت: تنها در شش ماهه نخست امسال بیش از ۵۰۰ هزار مسافر از پایانه مرزی رازی خوی تردد کرده اند که پیش بینی می شود این میزان در سال آینده افزایش قابل توجهی داشته باشد.علی اکبری در خصوص روند احداث پایانه مرزی تمرچین هم گفت: پایانه مرزی تمرچین پیرانشهر در جنوب استان، با سرمایه گذاری ۱۴۲ میلیارد ریالی ساماندهی شده و زیرساخت های توسعه این پایانه تأمین می شود.وی اضافه کرد: محوطه سازی، احداث کریدور مسافری، سایبان قسمت مسافری، کف سازی بتنی، محوطه سازی سر درب غربی، فنس کشی موقت محدوده جنوبی و سایبان پارکینگ ها ازجمله اقدامات در نظر گرفته شده برای ساماندهی این پایانه به شمار می رود.علی اکبری با بیان اینکه طرح ساماندهی این پایانه از اوا تابستان امسال آغازشده و قرار است تا پایان سال آینده به اتمام برسد افزود: در حال حاضر حدود ۱۰ درصد پیشرفت را در اجرای این طرح شاهد هستیم و برای احداث آن ۱۴۰ میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافته است.
*ساعات کاری پایانه مرزی پلدشت به ۱۶ ساعت افزایش یافت
مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی در خصوص روند اجرای زیرساخت ها در پایانه مرزی پلدشت هم عنوان کرد: پایانه مرزی پلدشت که با هزینه اعتباری بالغ بر ۴۵۰ میلیارد ریال سال گذشته اتمام و بهره برداری رسید هم اکنون در حال ارائه خدمات است.وی اضافه کرد: دو هفته گذشته روند فعالیت این پایانه مرزی با رایزنی های صورت گرفته به ۱۶ ساعت افزایش یافت که در ماه های آتی شاهد گسترش و تحولات اساسی در این پایانه مرزی خواهیم بود.ساعت فعالیت پایانه مرزی پلدشت با رایزنی های صورت گرفته به ۱۶ ساعت افزایش یافت مدیرکل راهداری و حمل ونقل جاده ای آذربایجان غربی در خصوص شاخص های حمل ونقل جاده ای در استان افزود: استان آذربایجان غربی در شاخص های حمل ونقل ازجمله جابجایی کالا، رانندگان و ناوگان سهم چهار الی پنج درصدی در کشور را داراست.وی اضافه کرد: در ۹ ماهه سال جاری ۸٫۵ میلیون تن کالا جابجا شده و ۴٫۷ میلیون مسافر توسط ناوگان حمل ونقل مسافری و جاده ای استان جابجا شده اند که سهم پنج درصدی در کشور را نشان می دهد.علی اکبری در خصوص سن ناوگان حمل ونقل در استان اضافه کرد: در این زمینه تقریباً برابر با میانگین کشوری هستیم و هم اکنون سن ناوگان کامیون در استان ۱۵ سال، اتوبوس و سواری ۱۰ سال و مینی بوس ۲۷ سال است که این میانگین در کشور در بخش مینی بوس ۲۳ سال است.
*پایانه های مرزی ظرفیت مهمی برای ارتقای اقتصاد آذربایجان غربی است
مردم ارومیه در مجلس شورای ی نیز در خصوص وضعیت پایانه های مرزی استان گفت: به دلیل هم مرزی استان با سه کشور خارجی پایانه های مرزی نقش مهم و انکارناپذیری در اقتصاد استان و منطقه دارد.هادی بهادری با بیان اینکه توسعه زیرساخت ها در مرزها به خصوص راه های دسترسی، پایانه های مرزی می تواند گام اساسی در راستای افزایش میزان تبادلات اقتصادی استان با کشورهای همسایه باشد افزود: تمامی زیرساخت ها در مرزها باید همسو باهم توسعه یابد، در حال حاضر در پایانه های مرزی اقدامات عمرانی خوبی در حال اجراست که در کنار آن باید راه های مرزی استان نیز موردتوجه قرار گیرد.پایانه های مرزی به دلیل هم مرزی آذربایجان غربی با سه کشور خارجی نقش مهم و انکارناپذیری در اقتصاد استان و منطقه دارد.وی با اشاره به سرعت و کیفیت بالای احداث سالن های تجاری و مسافری در پایانه مرز سروی ارومیه گفت: با تلاش های صورت گرفته تلاش شد تجهیزات موردنیاز ازجمله «ای ری» برای این پایانه مرزی یداری شود تا در روند ورود و وج کالا مؤثر بوده و شاهد تسهیل در این زمینه باشیم. مردم ارومیه در مجلس شورای ی در ادامه با بیان اینکه در پی توسعه زیرساخت های مختلف در مرزهای استان به عنوان دروازه ورودی ایران به اروپا در سال های آتی شاهد رونق اقتصادی در استان و ارومیه خواهیم بود گفت: توسعه و رونق پایانه های مرزی نیازمند تعامل و همکاری تمام دستگاه های اجرایی و نیز استان های مرزی کشورهای همسایه است.
بهادری با بیان اینکه آذربایجان غربی نقش گسترده ای در صنعت ترانزیت و راهداری کشور دارد افزود: افزون بر ۵۰درصد از مرزهای زمینی کشور در محدوده آذربایجان غربی است و کریدور های بین المللی ترانزیتی از استان ما عبور می کنند که هم اهمیت داخلی داشته و هم در بعد بین المللی دارای اهمیت ویژه است.به گزارش آرازآذربایجان به نقل از مهر، آذربایجان غربی در موقعیت جغرافیایی ممتاز و منحصربه فردی واقع شده که این موقعیت دسترسی آسان کشورمان را به بازارهای جهانی فراهم آورده است، راه های زمینی ارتباط با اروپا از طریق جاده و ریل و همچنین مبادی اصلی ورود و وج زمینی کالا و مسافر از کشور به اروپا و بالع در آذربایجان غربی واقع بوده و زیرساخت هایی که متناسب با این امور در استان ایجادشده در کنار مزیت های کم نظیر جغرافیایی و اقتصادی آذربایجان غربی را به یکی از کانون های مهم تجارت و صادرات کشور تبدیل کرده است. نوشته شده توسط admin در یکشنبه, ۰۱ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۸:۵۴ ق.ظ
اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع : ماه صفر و اربعین | ماه صفر شروع شده است، با آغاز ماه صفر، استقبال از اربعین رنگی دیگر می گیرد. ماه صفر، ماه رحلت رسول خدا، حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا ست، و ماه اربعین حسینی. بسیاری از کاربران در تلگرام، اینستاگرام و... ع پروفایل ماه صفر و اربعین را برای خود برگزیده اند. در ادامه مجموعه ع پروفایل اربعین و چند ع پروفایل درباره ماه صفر را مشاهده می کنید. ببینید: ع پروفایل اربعین.

ببینید: ع اربعین 96 برای پروفایل

ببینید: ع : «اربعین» 96
اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 اربعین, ع اربعین, اربعین ع , استقبال از اربعین, پیشواز اربعین, ع پروفایل اربعین, پروفایل اربعین, ع اربعین 96, ع پروفایل اربعین 96, پروفایل, ع پروفایل, پروفایل اربعین 96, تصاویر اربعین, ع پروفایل استقبال از اربعین, اربعین حسینی, اربعین حسینی 96, ع اربعین حسینی, ع پروفایل اربعین حسینی, ع اربعین 96, ع های اربعین, اربعین کربلا, ماه صفر, ع ماه صفر, اول صفر, پروفایل صفر, پروفایل ماه صفر, آغاز ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, ع پروفایل ماه صفر, صفر, ع صفر,ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ع پروفایل اربعینع نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 ‹›
«اسکات گوگنهایم»؛ مشاور ارشد اشرف غنی کیست؟در نهم نوامبر ۲۰۱۶، اسکات گوگنهایم (scott guggenheim)، مشاور یی رئیس جمهور افغانستان اشرف غنی، با طلوع خورشید از خواب بیدار شد و با موتر زرهی اش به منطقهٔ سبز محافظت شدهٔ کابل به سوی سفارت به راه افتاد. افغانستان هشت ونیم ساعت از ساحل شرقی ایالات متحده پیش است و کارمندان یی، نخبگان افغان و دیگر انی که توانسته بودند دعوت نامه گیر بیاورند، در زیرزمین سفارت –ساختمانی به اندازهٔ یک بلاک شهری و ضد انفجار- برای تماشای نتایج انتخابات ریاست جمهوری جمع شده بودند. زیرزمین در اختیار کارکنان وزارت امور خارجهٔ بود، انی که به صورت رسمی از فعالیت های در بیرون از منع شده اند اما تمایل به حمایت از دموکرات ها دارند؛ بعضی از آن ها که پیروزی هیلاری کلینتون را پیش بینی کرده بودند، حتی برای این موقعیت خواستار یک مهمانی بودند. روی دیوار زیرزمینی، کارتون دونالد ترمپ آویزان شده بود. با این حال، تا اواسط صبح کابل، ترمپ ریاست جمهوری را به عهده گرفته و اوضاع در زیرزمین سفارت شروع به تغییر کرده بود. کراوات ها نامنظم بودند، صبحانه های دنمارکی با اضطراب خورده می شدند و در زیر پرچم سرخ، سفید و آبی، سکوت خیره کننده ای جریان داشت. گروه موسیقی که پیشتر می نواختند حالا وسایل خود را جمع کرده بودند. انگشتان برخی از دیپلمات ها با عصبانیت روی گوشی های بلک بری سُر می خورد. دیگران برای کشیدن سیگار بیرون رفته بودند و انی که در زیرزمینی مانده بودند بیشتر افراد علاقمند به ترمپ، سربازان یونیفورم پوش و جانبازانی بودند که به عنوان پیمان کاران خصوصی به افغانستان بازگشته بودند. گوگنهایم در مورد نتیجهٔ انتخابات می گوید: «برای افغانستان چیز بدی نیست اما برای ایالات متحده، فاجعه است». او با افسردگی به رخت خواب بر می گردد. چند روز بعد غنی را در قصر گل خانه می بیند و از او با شوخی می خواهد: «به من پاسپورت می دهی؟» غنی در پاسخ به او می گوید که خواسته اش را برآورده خواهد کرد. «گوگنهایم» نامی نیست که بر سر زبان ها باشد، اما هر ی که چیزی در مورد توسعهٔ بین المللی یا غنی یا تصمیم مدرن سازی ت افغانستان می داند، در مورد او شنیده است یا با او کار کرده است و شاید از این که او تا حال پاسپورت افغانی ندارد، کمی متعجب شود. عنوان او متوسط است –مشاور ارشد- اما رای او روی بسیاری از سیاست هایی که از قصر گل خانه ناشی می شود، تأثیرگذار است. اگر غنی –دانشمند اسبق که علاقمندی اصلی اش مطالعه در مورد چگونگی ساختن کشورهای ش ت خورده بوده است- پس گوگنهایم، خودِ دیگر غنی است. غنیِ غنی. گوگنهایم از زمانی که وارد افغانستان شده، به این کشور خدمت کرده است. سابقهٔ خدمت او به ت افغانستان آن قدر طولانی است که هنگامی که او از افغانستان حرف می زند، اغلب از ضمیر ملکی جمعی استفاده می کند –مانند کشور ما، مردم ما- و همین طور ناخودآگاه «شما امریکایی ها» به زبانش می آید. او از سال ۲۰۰۲ به این سو با غنی کار کرده است اما این دو مرد، در واقع همدیگر را ۳۶ سال است که می شناسند. هرچند که غنی اکنون بالاترین مقام در افغانستان را دارد، اما گوگنهایم به او با نام اول اش اشاره می کند. در آن زمان، در میانهٔ دسیسه ها در سیاست افغانستان و رقابت های غیرمدنی در میان سیاست گران افغان، گوگنهایم به نوعی تبدیل به یکی از قدرتمندترین افراد این کشور شده است. او اغلب به عنوان رابط بین کابل و واشینگتن، بین واشینگتن و بسیاری از متحدانش و گاهی اوقات حتی میان شاخه های مختلف ت های و افغانستان، عمل می کند. هرآن چیزی که ت ترمپ پس از شروع کار، در مورد افغانستان تصمیم گرفته است، گوگنهایم نقش اصلی را در اجرای آن در طرف افغان این معامله، بازی می کند. گوگنهایم که ۶۲ ساله است، یک هفته بعد از انتخابات برای مصاحبه به باغ خانهٔ من در بخش دیپلماتیک کابل آمد. به خاطر گرمای نابه هنگام پاییز، او آشفته بود و عرق ریزان. جاکتی پشمی روی کت شلوار چروکیده ای پوشیده بود. جارختی، استعاره برای مردی است که بیشتر وقت خود را، قبل از فرود غیرمنتظره در قلب فرهنگ که او قبلاً هیچ چیزی در موردش نمی دانست، به عنوان انسان شناس جهان گرد سپری کرده است. گوگنهایم در نیویورک متولد و بزرگ شده است، در فلوریدا و ب یمور تحصیل کرده و در مکزیک و از آن جا در اسپانیا و اندونیزیا، جایی که او شغل و زندگی شخصی اش را بنا کرد، کار کرده است. (همسر او kamala chandrakirana فعال اندونیزیایی است). از او به عنوان «مغز داکتر غنی» یاد می کنند. اما در مصاحبه ها در ماه های بعد از انتخابات، او به شدت در تلاش منحرف ساختن توجهات از خودش بود. بیزنس کارد او فقط نام و آدرس جی میل اش را در خود دارد؛ و این کار عمدی است. گوگنهایم به من گفت: «اشرف ی را دوست می دارد که در فکر سیاست و جاه طلبی اقتصادی نیست». او نقش اش را به عنوان یک مشاور نه، بلکه به عنوان یک نوع «کار راه انداز» برای غنی می بیند؛ مجری تصورات رئیس جمهور. گوگنهایم می گوید: «اشرف دستورکار بسیار واضحی دارد. من همیشه فکر می که کار من کمک به او برای تحقق بخشیدن آن بوده است». در حال حاضر، این رابط یی، به دلایل دوستی، تخصص و شرایط، به صورت منحصربه فردی در این لحظه از تاریخ افغانستان «ضروری» شده است. حتی با این که او به طور فزاینده ای از ترک افغانستان سخن می گوید. ت افغانستان بیش از هرچیزی دیگر، تجربه و آزمایش یی است. در حالی که ایالات متحده جنگ را ی می کند، ت پیشگام تلاش ها برای مصالحه است؛ و مبادرت به این کار، بدون دونرهای خارجی – انی که از ۲۰۰۱ تاکنون ۷۰ درصد بودجهٔ ت افغانستان را تأمین می کنند- ناممکن بود. وعدهٔ سال های اولیه یعنی افغانستان به عنوان یک جامعهٔ مدرن که به داستان های موفقیت منطقه ای مانند ایران و هند دست می یابد، هرگز فراتر از تقلا برای خدمات اولیه مانند دسترسی به عد و صحت، پیش نرفته است. تصاحب قدرت از حامد کرزی ناکارآمد و بدگمان توسط غنی در سال ۲۰۱۴، به عنوان انتقال قدرت دشوار اما صلح آمیز و نخستین بار در تاریخ مدرن افغانستان دیده شد. با این حال، در سال های بعد، گوگنهایم متوجه شد که بزرگترین مانع برای این هدف، یا بی میلی غرب نبوده است، بلکه نیرنگ های بدطینت در میان نخبگان کابل است که هرگونه اصلاحات را که غنی در تلاش آن است، تهدید به واژگونی می کنند. در این وضعیت نازک و شکننده، یک متغیر بالقوه پیچیده کننده از راه رسید: ریاست جمهوری ترمپ. نخبگان افغان انتخابات ایالات متحده را در تلاش برای یافتن این که چه سرنوشتی در انتظار آن هاست، با زیرکی دنبال می د. از آغاز ریاست جمهوری، ترمپ یک دستورکار بهبودیافته هرچند ناواضح برای در افغانستان ارائه کرده است. گوگنهایم به این باور است که این دستورکار، دست ت افغانستان را برای تمرکز روی اصلاحات داخلی، باز می کند. دستورکار افغان ها، مسابقه با زمان بود تا ببینند تا چه زمانی می توانند به آن وفادار بمانند –پیش از این که پول، حسن نیت، صبر و علاقمندی تمام شود. گوگنهایم معتقد است که همه چیز از دست نرفته است اما ناامنی و منازعات رو به افزایش در اطرافش، او را دچار وقفهٔ گاه به گاه کرده است. دو هفته بعد از ملاقات در باغ، در صبح روز نوامبر، من و گوگنهایم به سمت ارگ شاهی یا کاخ ریاست جمهوری افغانستان به راه افتادیم. ساعت ۹:۳۰ صبح بود و گوگنهایم ساعت ها بود که کار می کرد. همکار او، تارا موید به من گفت: «من فکر می کنم که او از این جلسه به آن جلسه می رود و در میانهٔ نشست ها ایمیل می فرستد». سبک کار او از کار در اندونیزیا، جایی که پروژه های توسعوی او از جوامع شروع و به سطح ابتکارات کشوری گسترش یافته اند، تغییر نکرده است. گوگنهایم مدت هاست که در حلقات توسعه برای پیشگام بودن در نوع رویکرد پایین به بالا که سبک قدیمی و مقر-گرای عرضهٔ مساعدت را رد می کند، شناخته شده است. او از آن دسته آدم هایی است که وقتی کار بسیار پیچیده، بسیار غیرممکن یا بسیار هرچیزی داشته باشی، به او متوسل می شوی. جیمز گیلینگ یکی از مقامات توسعهٔ استرالیا که با گوگنهایم از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ کار کرده است می گوید: «شک دارم که دفتر تی در جاکارتا باشد و اسکات را نشناسد. منظورم این است که او نابغه است، درست؟». صبح آن روز، گوگنهایم از دیدار با سفیران چهار کشور شمال اروپا، و صحبت در مورد ا اج جمعی پناهجویان افغان، برمی گشت. قرار بود ده هزار پناهجو از اروپا ا اج شود و مأموریت گوگنهایم، آن گونه که او سرسری به من گفت «استفاده از اصول اخلاقی آن ها» برای تأخیر در بازگشت پناهجویان، بود. گوگنهایم نیمهٔ اول عمر کاری خود را به عنوان کارشناس توسعهٔ بین المللی سپری کرده است. مشاوره به کشورها برای این که چگونه به وجه بهتری ت های شان را بگردانند. خدمات ضروری که او برای حکومت غنی ارائه می کند، رقم زدن این تجربه به بالاترین سطح بود: در میان دیگر چیزها، او سفیر غیررسمی افغانستان در جهان دونرهای خارجی است که بیشترین بودجهٔ کشور را تأمین می کنند. گوگنهایم برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ با غنی ملاقات کرد. در آن زمان گوگنهایم در بروکلین زندگی و روی پایان نامهٔ انسان شناسی برای جان هاپکینز کار می کرد. او توسط یک پروفسور سابق، برای جست وجوی غنی، که روی پایان نامهٔ خودش در کلمبیا کار می کرد، تشویق شد. غنی یک مرد جوان جدی بود و شروع به سازماندهی افکارش در اطراف یک وسواس پایدار در مورد شکل گیری ت، در پایان نامهٔ سال ۱۹۸۲ کرد که بعدها الهام بخش کتاب اصلاح ت های ناکام در سال ۲۰۰۸ شد و دوباره فرم جدیدی به عنوان بیانیهٔ کمپاین در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ پیدا کرد؛ و باز هم به عنوان چارچوب صلح ملی و توسعهٔ افغانستان عرض وجود کرد؛ سندی که مشخص کرده است چگونه افغانستان وابستگی ۷۰درصدی اش به کمک های خارجی را به ۴۰ تا ۵۰ درصد برساند. دو مرد دو ساعت در مغازهٔ شیرینی پزی مجارستانی که چند بلاک آن طرف تر از قرار داشت، پیش از رفتن به خانهٔ غنی، جایی که گوگنهایم با همسر و فرزندان غنی ملاقات کرد، با هم صحبت د. گوگنهایم به من گفت: «من تحت تأثیر قرار گرفتم. در آن جا مردی بود که واقعاً تیوری های بزرگ را می دانست. ی که متن های اصلی را خوانده بود». بعداً، هنگامی که انسان شناس، سیدنی مینتز از گوگنهایم خواستار پیشنهاد ی برای یک موقعیت تدریس شد، گوگنهایم غنی را پیشنهاد کرد: «او به موقع وظیفه را گرفت تا مراقب آزمون ای من باشد. او تمام سوالات سخت را پرسید». غنی و گوگنهایم، در سال ۲۰۰۱ هنگامی که نیروهای به ی حکومت را در افغانستان سقوط دادند، هر دو در بانک جهانی کار می د. گوگنهایم در اندونیزیا یک پروژهٔ توسعوی که از سوی بانک جهانی تمویل می شد را اجرا می کرد. در نوامبر همان سال، او در حال صعود از یک کوه در شرق جاوه بود که گوشی موبایل اش زنگ خورد. صدای آن طرف خط گفت: «منم، اشرف». ائتلاف ناتو به ی در آن موقع، در حال راه اندازی حکومت جدید افغانستان در کابل به جای بود. غنی قرار بود مالیه شود. غنی به گوگنهایم گفت: «تا ماه جنوری می خواهم این جا باشی». گوگنهایم به درخواست غنی پاسخ مثبت داد. هم به خاطر وفاداری شخصی و هم از روی کنجکاوی فکری. به عنوان یک دانشمند، غنی روی این سؤال که چه گونه می شود تی ساخت که بهتر به مردم خدمات عرضه کند، وسواس داشت. افغانستان، کشوری که از دهه ها جنگ داخلی و آشوب می آمد، برای غنی آزمایشگاهی بود به اندازهٔ یک کشور. گوگنهایم که دیده بود دیگر کشورها پیش تر از مشکلات به ظاهر غیرقابل حل، عبور کرده اند، می خواست با مشکلی که حل آن از همهٔ مشکلات غیرممکن تر به نظر می رسید، دست وپنجه نرم کند. بعد از یک عمر زندگی دور از مرکز قدرت، این جا فرصتی برای پایان حرفه اش در بالاترین سطح بود. جایی که در آن، تصمیماتی که روی فقرا، که او می خواست کمک شان کند، گرفته می شدند. برای هر دو مرد، افغانستان فرصتی برای به کارگیری برخی از تیوری هایی بود که آن دو در جریان بی شمار گفت وگوها در مجالس عروسی، حیاط پشتی و مهمانی ها، دهه ها روی آن بحث کرده بودند. ت جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۱ با وعدهٔ بهبود زندگی افغان ها وارد جنگ شد، اما غالباً آن را صرف شکار القاعده و دامن زدن به خشونت بیشتر کرد. وعدهٔ اصلی از ذهن و فکر خیلی ها محو شده بود، اما گوگنهایم، تواناترین طرفدار آن –وعده- باقی مانده بود. او به من گفت: «به یاد داشته باش، هدف هنوز فقر هست». در جنوری ۲۰۰۲، گوگنهایم در فرودگاه کابل فرود آمد. باند فرودگاه هنوز از مهمات منفجرناشده، به هم ریخته بود. غنی که به استقبال او در فرودگاه آمده بود، گفت: «به افغانستان خوش آمدی». مسیر رانندگی از فرودگاه به دفتر سازمان ملل -تنها محل مناسب برای خارجی ها در آن موقع- تابلوی پساآ ا مانی از مهمات توپ خانه و تانک های سوخته بود. این صحنه برای گوگنهایم، یادآور weekend ژان لوک گدار بود که برای شات/صحنهٔ شش دقیقه ای اش از یک راهبندان، مشهور است. راهبندانی لبریز از عرابه های نابود شده و جسدی که در آن پوستهٔ نازک نجابت و نزاکت درست پیش چشم بیننده پوست می دهد. گوگنهایم همان شب اول را در اتاق مهمان دفتر سازمان ملل که با خاک اره گرم می شد، خو د؛ و برای سه ماه بعد، او روی کف پوش ضخیم کف اتاق خو د، با نور چراغ نفت سوز مطالعه کرد، با لباسی که از پوست حیوانات ساخته شده بود به جلسات اشتراک کرد و به غنی در چوکات بندی یک ت کمک کرد. گوگنهایم در حالی به افغانستان رسید که اندکی بیشتر از چیزهایی که او در کتاب سال ۱۸۸۸ رودیار کیپلینگ the man who would be king خوانده بود، می دانست. (داستانی در مورد دو ماجراجوی بریتانیایی که خودشان را به عنوان حاکمان یکی از ولایت های افغانستان انتصاب د). اولین وظیفهٔ او راه اندازی چیزی بود که بدل به برنامهٔ همبستگی ملی شد، برنامه ای که به جوامع برای ساختن چاه، سرک یا شفاخانه پول می دهد و هنوز از آن به عنوان یکی از معدود برنامه های موفق در افغانستان –ملتی که اغلب سمبول ناکامی برای پروژه های توسعوی است- یاد می شود. گوگنهایم ۱۲ سال را با پرواز به داخل و خارج کشور در حالی که برای بانک جهانی کار می کرد، سپری کرد. به افغانستان می آمد تا برنامه هایش را بازبینی کند یا با غنی در مورد هر چیزی که دوست قدیمی نیاز به انجام داشت، همکاری کند. بعداً، در جون ۲۰۱۴، افغانستان شاهد یک انتخابات به شدت جنجالی بود. اولین انتقال دموکراتیک قدرت در تاریخ این کشور که رئیس جمهور جدید آن، اشرف غنی بود. غنی نه فقط یک ت سریعاً شکننده را بلکه مجموعه ای از خطرهای جدی و در شرف وقوع را به میراث گرفت: ۲۰۱۴ سالی بود که نیروهای ناتو قرار بود افغانستان را ترک کنند و دونرهای خارجی شروع به قطع تمویل ت د. یکی از اولین تماس هایی که غنی برقرار کرد، به گوگنهایم بود که آن زمان به اندونیزیا برگشته بود. گوگنهایم – ی که عموماً روی پوشیدن لباس های رنگارنگ اندونیزیایی حتی در جلسات رسمی اصرار دارد- سه دست کت شلوار آماده کرد و در ماه اکتبر، به کابل بازگشت. در صبح روز نوامبر، از شلوغی ترافیک کابل به اولین- از چندین- ایستگاه بازرسی که منطقهٔ سبز کابل را احاطه کرده است، رسید. منطقهٔ سبز کابل، یک ساحهٔ محاصره شده در مرکز شهر کابل است که در آن مقر ناتو، سفارت خانه ها، دفاتر خبری و دیگر مراکز خارجی قرار دارند. این جامعهٔ دروازه دار از شهر بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن جدا شده است و در نتیجه ترافیک بی پایان آن برای افغان ها، یادآور بودن در یک وضعیت درجه-دوم است که آن ها در کشور خودشان روزانه آن را تحمل می کنند. هنگامی که ما منتظر اجازهٔ ورود به محوطهٔ کاخ بودیم، کاروان حامل سفیر از سفارت –ساختمان پرابهت که گوگنهایم با شوخی آن را «قلعهٔ » می نامد- که در یک مایلی آن جا قرار داشت عبور کرد. ارگ شاهی اصلاً توسط عبدالرحمن خان « آهنین» افغانستان در سال ۱۸۸۰، بعد از این که جنگ دوم افغان-انگلیس محل س ت قبلی سلطنتی را نابود کرد، ساخته شد. هر مهاجم، یک ساختمان دیگر را به آن اضافه کرد و امروزه، سبک های معماری کاتولیکی آن، لایه های رسوبی نفوذ بیرونی که کشور را شکل داده –یا در شکل دادن آن ناکام بوده- منع می کند. هنگامی که داخل محدودهٔ امنیتی شدیم، به سمت «کوته باغچه»، ساختمانی که آن زمان گوگنهایم در آن زندگی می کرد، راه افتادیم. ما از طریق گذرگاه طاقدار که با پولک های گل داری که به زمان ال اندر بزرگ برمی گردد، عبور کردیم. گوگنهایم توضیح داد که این افغانستانی بوده که او به دنبالش است –کشوری با حضور واقعی تاریخ. او اضافه کرد: «جایی همین حوالی آن ها نجیب را به دار آویختند». محمد نجیب الله، آ ین رئیس جمهور تحت حمایت شوروی در افغانستان، از قدرت کنار زده شد و چهار سال را، پیش از این که در سال ۱۹۹۶ توسط عقیم و تا سرحد مرگ با یک کامیون روی زمین کشیده شود، در انزوا به سر برد. جسد او را در حالی که از سیم آویزان بود و سیگار وارداتی و دالرهای مچاله شده دهانش را پر کرده بود، به نمایش گذاشتند. در بیشتر طول عمر خود، قصر نه فقط مرکز زندگی کشور بلکه مرکز زندگی اجتماعی آن نیز بوده است. رئیس جمهور حامد کرزی پس از رسیدن به ارگ، از این ساختمان به صورت مشابهی استفاده کرد. از میزبانی نان شب برای ۷۰۰ نفر گرفته تا باز مسجد سلطنتی برای هر ی که می خواست با وی در ملحق شود. غنی که میلش به تنها بودن افسانه ای است، ترجیح می دهد که نان شب را در خانه با همسرش باشد. وقتی از آن جا بازدید ، تنها افرادی که در آن محوطهٔ هشتاد تاری زندگی می د، گوگنهایم و دو تن از همکارانش بود. غنی به عنوان رئیس جمهور یک آشپزخانهٔ کوچک شاید ۱۲ نفری را، با گوگنهایم به عنوان مرکزیت آن، نگه می دارد. (هنگامی که غنی در سال ۲۰۰۱ به دنبال تشکیل تیم اش بود، جمس ولفنسان رئیس وقت بانک جهانی به او گفت: «چیزی که شما نیاز دارید، ۱۰۰ میلیون دالر پول و یک اسکات گوگنهایم است»). دو دوست قدیمی برای مکاتبات مرتباً ایمیل ردوبدل می کنند و مکرراً جلسات شخصی دایر می کنند. در شرایط کاخ سفید، کار گوگنهایم بین رئیس دفتر رئیس جمهور و مشاور امنیت ملی تقسیم می شود. غنی به خاطر صدور دستوراتی که کارمندانش نمی فهمند مشهور است و گوگنهایم آن ها را ترجمه می کند. هنگامی که از ترجمهٔ دستورات فارغ می شود، گوگنهایم در سفارت خانه ها به دنبال تشویق حکومت های خارجی برای تمویل مستقیم ت افغانستان است. او مدعی است که مدل فعلی، ساختارهای موازی قدرت را ایجاد می کند که به نوبهٔ خود پروژهٔ کلی، که همواره مشروعیت از طریق حاکمیت مستقل بوده، را تضعیف می کند. حضور زیاد دونرها و دالرهای آن ها، چیزی بود که گوگنهایم برای غیرضروری جلوه دادن آن استخدام شده بود. غنی به او اختیارات فراوانی داد تا کارهایی مانند بازسازی بودجه برای نشان دادن نیازهای واقعی به جای منافع، جمع آوری مالیات، یا یافتن استراتژی برای مبارزه با فساد را انجام دهد. این که افغانستان خودش از عهدهٔ خود برآید یک تلاش نسلی بود و مأموریت گوگنهایم، شروع فرایندی بود که دوام آوردن هر یک از ما را، ممکن می سازد. با وجود این همه، گوگنهایم ضروری ترین وظیفه اش را، پاسخگو نگهداشتن غنی پنداشت. غنی که به نظر می رسد اغلب در معرض عصبانیت است، راهنمایی و هدایت به کنار، حتی مردی نبود که به آسانی بشود به او نزدیک شد. گوگنهایم از جملهٔ معدود انی بود که می توانستند به راحتی و قابل اعتماد به رئیس جمهور دسترسی داشته باشد و در میان بسیار اندک انی بود که به جای تسلیم شدن، رئیس جمهور را در واقع مشوره می دادند. دسترسی بی مانند گوگنهایم به رئیس جمهور، گاهی اوقات منبع اختلاف میان دیگر کارمندان غنی بوده است. یکی از همکاران وزارت مالیه به من گفت: «او انتقادات زیادی را برانگیخته است. زیرا مثل این است که یک فرد کارها را سامان می بخشد تا خودِ سیستم. آن ها می گویند: اوه، آن جا این مرد یی است که در اطراف کاخ می چرخد. اسکات است که کارها را انجام می دهد». افغان هایی که هرگز گوگنهایم را ملاقات نکرده اند اما نام اسکات را شینده اند، گاهی اوقات از این که می فهمند او به جای مخفف یک اداره، یک شخص است، تعجب می کنند. در کشوری پر از بدگمانی نسبت به نفوذ خارجی ها –به ویژه امریکایی ها- گوگنهایم به آسانی خوراک تیوری های توطئه است: در دوم جون در جریان یک اعتراض در کابل، معترضان ع او را حمل می د، که در پیام اش نوشته شده بود: «غنی به اشارهٔ این شخص می د». حالا هرچیزی، همدردی گوگنهایم نسبت به افغانستان خیلی بیشتر است تا به ایالات متحده. او افغانستان را به عنوان قربانی مبارزات مدرنیزه می بیند. او به من گفت: «چیزی که بریتانیا به دست آورد، این بود که یکی از قدیمی ترین تمدن ها را به قبایل غرق در جنگ تبدیل کرد. چیزی که امریکایی ها انجام دادند، قدرتمندساختن مجاهدین بدون شیدن به عواقب آن بود. در دور دوم، امریکایی ها جنگ سالاران را دوباره به میدان آوردند. شما چگونه رقابت بر سر مجبوبیت علیه را می بازید؟ آن ها راهی را پیدا د». در یک ونیم دهه ، گوگنهایم به من گفت که او به تولید و ادامهٔ «موسسات دموکراتیک با ظاهر دموکراسی اما همه برای جانب داری» پرداخته است. گوگنهایم می گوید: «آیا پارلمان افغانستان واقعاً از مردم کشور نمایندگی می کند یا دسته ای از جنگ سالاران اند که که منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهند؟ این چیزی است که سیاست خارجی در افغانستان ایجاد کرده است. موسساتی که آن ها ساخته اند، عمیقاً در فساد غرق اند. آن ها انتخابات برگزار می کنند اما از لحاظ ساختار قدرت، نسخه ای عمیقاً ناقص از دموکراسی است». در همین حال گوگنهایم گفت که آرزوی ت ایالات متحده برای بازسازی این کشور، به یک سؤال تقلیل یافته است: «چه چیزی ما را به پایان ت بدون یک اساسی، نزدیک می کند؟ این سؤال هرگز در مورد این نبود که چگونه ما افغانستان را استوار می سازیم. هم وغم این بود که چگونه می شود آن را به انتخابات بعدی کشاند». در حالی که انتخابات ۲۰۱۶ نزدیک می شد، دیپلمات های افغانستان در واشینگتن، با فرستادن ناظران خود به مجامع و همایش های هر دو حزب، تماس خود را با جمهوری خواهان و دموکرات ها حفظ د. گوگنهایم با اشاره به ریچارد هولبروک، دیپلمات سابق که تا مرگش در سال ۲۰۱۰ ٔ ویژهٔ اوباما برای افغانستان و پا تان بود، گفت که ریاست جمهوری کلینتون به معنای «چهار سال دیگر با هولبروک و میراث کار او» بود. گوگنهایم خیلی به سیاست رئیس جمهور سابق در مورد افغانستان اهمیت نمی داد. او به من گفت: «اوباما سیاست واضحی نداشت. سیاست او برای وج بود». ترمپ برای افغانستان یک مقدار نامعلوم را پیش کشید. چیز اندکی که او دربارهٔ افغانستان گفته بود، نامشخص و متناقض بود: او جنگ افغانستان را یک «بیهودگی کامل» و یک جنگ بی معنا خوانده بود که نیاز داشت آن را ترک کند تا «ایالات متحده را دوباره بسازد». اما او همچنین قول داده بود که « را حتماً نابود می کند». سیاست کلینتون که بسیاری از طرفداران غنی آن را ناکام می دانستند، قابل تاسف اما همچنان قابل پیش بینی بود: آن ها چیزی برای برنامه ریزی در صورت ضرورت ارائه دادند؛ بنابراین، وقتی که کلینتون انتخابات را باخت، آینده مانند یک معما، و پررمزوراز به نظر می رسید. غنی اولین بار با ترمپ در سوم دسامبر ۲۰۱۶ صحبت کرد. مکالمهٔ تلفنی آن ها مختصر بود. غنی در صندلی همیشگی خود نشسته و یادداشت می گرفت. نظر به گفتهٔ گوگنهایم و دیگر انی که بعد از مکالمهٔ تلفنی دو رئیس جمهور، با غنی صحبت کرده اند، ترمپ در جریان مکالمه، مبارزه با تروریسم را پیش کشیده و بعداً غنی مسألهٔ است اج معدن را مطرح کرده است. ترمپ می خواسته بداند که ت افغانستان چگونه می تواند درآمد بیشتری تولید کند. او در مورد ذخایر لیتیوم افغانستان پرسیده است. او می خواسته بداند که چرا سکتور معدن توسعه پیدا نکرده است، چگونه بیزنس های یی می توانند در افغانستان سرمایه گذاری کنند و چرا افغانستان معادن خود را در حالی که نیز شرکت های است اج معدن دارد، به شرکت های چینی می دهد. با این حال، درک منافع ترمپ در افغانستان بیش از هر وقت دیگر دشوار بوده است؛ بنابراین، در اوایل ماه دسامبر، یک ماه ونیم قبل از افتتاح ت ترمپ، گوگنهایم به واشینگتن رفت تا ببیند اوضاع از چه قرار است. بعد از سفر، گوگنهایم به من گفت: «در آن جا یک وضعیت سورئال حاکم بود». او به دفعات به حامیان سیاست خارجی جمهوری خواهان مراجعه کرد اما ترمپ و حلقهٔ درونی او با آن ها ارتباطات چندانی ندارد و به همین لحاظ، انی که گوگنهایم به آن ها مراجعه کرده بود، از ترمپ چیز زیادی نمی دانستند. سناتور جان مک کین در هنگام ملاقات با گوگنهایم گفت: «می خواهم بدانی که من و دونالد ترمپ با هم دوست نیستیم». گوگنهایم به من گفت که سناتور جمهوری خواه آریزونا بقیهٔ صحبت را با جواب دادن به تلفن گذراند. (سخن گوی جان مک کین بعداً گفت که سناتور این دیدگاه را به خاطر نمی آورد). آن عده مقاماتی که در ت باقی مانده بودند، در مقام های س رستی بودند و انتظار می رفت که با آمدن ترمپ به قدرت، مقام های خود را ترک کنند. گوگنهایم به من گفت که در شورای امنیت ملی ، او را به یک افسر اطلاعاتی در دفتر ریاست اطلاعات ملی ارجاع دادند. گوگنهایم راب ویلیامز را در sette، یک رستورانت ایتالیایی در خیابان چهاردهم واشینگتن دی سی ملاقات کرد. جامعهٔ اطلاعاتی که به طور سنتی نقش فعال را در جریان انتقال قدرت بازی می کند، توسط رئیس جمهوری که به جاسوس ها اعتماد نمی کرد، از روند جدا افتاده بود. ویلیامز به نداشتن اطلاعات اعتراف کرد و به جای آن از گوگنهایم سؤال پرسید. گوگنهایم به من گفت: «آن ها به این سؤال که «فکر می کنی دید آن ها در مورد افغانستان چه می تواند باشد؟» چسپیده بودند و من هی می گفتم: من نصف جهان را آمده ام که پاسخ این سؤال را دریابم، مگر این وظیفهٔ شما نیست؟». بعد از چهار روز، گوگنهایم با این فکر: «من چیزی نمی دانم و آن ها هم چیزی نمی دانند» واشینگتن را ترک کرد. بعد از این که تماس بین ترمپ و غنی عمومی شد، پرس وجوها از سفارت افغانستان در واشینگتن، در مورد سرمایه گذاران بالقوه شروع شد. آن ها می خواستند بدانند که چگونه می توانند در افغانستان کار کنند. سفارت نقشه های به قدمت چندین دهه را که توسط سروی زمین شناسی ایالات متحده تهیه شده بودند و ذخایر معدنی در سراسر کشور را نشان می دادند، بیرون کشید. وزارت امور خارجه، سنگر سنتی برای سیاست در مورد افغانستان، قرار بود به زودی تخلیه شود و بسیاری از مقامات مربوطه از قبل بیرون شده بودند. تا دسامبر، گوگنهایم این را درک کرد که در واشینگتن هیچ ی نیست که اختیارات واقعی داشته باشد و بشود با او صحبت کرد. در غیبت ی ملکی، جنرال ها به میدان آمدند. در نهم فبروری، سه هفته بعد از شروع حکومت ترمپ، جنرال جان نیکلسون، فرمانده ارشد ایالات متحده در افغانستان، خواهان افزایش نظامیان یی در افغانستان شد. وزارت دفاع و شورای امنیت ملی –که در اوا فبروری توسط جنرال بازنشسته جیمز متیس و جنرال مک ماستر، که هر دو در افغانستان خدمت کرده اند- شروع به سرهم سیاست ت جدید در مورد افغانستان د. در ماه اپریل، مک ماستر به کابل برای ملاقات با غنی و تیمش سفر کرد. در شبی که مک ماستر از افغانستان خارج شد، گوگنهایم غنی را در قصر گل خانه، در وضعیت خوبی یافت. غنی به گوگنهایم گفت که مک ماستر تمام سوالات درست را پرسید. ما همتایی با خود داریم که واقعاً دارای استراتژی است. غنی به گوگنهایم گفت که مک ماستر می خواسته در مورد برنامه ریزی های درازمدت بحث کند –غنی به گوگنهایم گفته که این مورد نسبت به دوران اوباما، که برای تحقق وعدهٔ برگرداندن سربازان به خانه تلاش می کرد، نشانهٔ بهبودی است. گوگنهایم به من گفت: در عمل این امر به معنای «امتناع از جنگ ۱۶ ساله اما اشتراک در جنگ یک ساله برای ۱۶ بار» است. مک ماستر همچنین در کلان کاری خوب بود. گوگنهایم به من گفت: «طرف ما معیارات مز فی را در مورد این که چگونه می شود برنامه های عالی برای اصلاح همه چیز داشته باشیم را امتحان می د؛ و مک ماستر می گفت: من تمام این ها را در سال ۲۰۱۲ شنیده ام. چیزی که تازه است را به من بگو». رسیدن مک ماستر برای ت افغانستان، یک نقطهٔ عطف بود. دورهٔ هجده ماههٔ او در افغانستان، او را به خوبی از اکثر سیاست گذاران یی پیش انداخت، سیاست گذارانی که حتی پس از یک ونیم دهه حضور ایالات متحده در افغانستان، حقایق ساده در مورد این کشور را نمی دانستند –این که افغانی یک واحد پول است نه مردم. یا این که زبان رسمی کشور فارسی و پشتو است نه عربی. ورود او به افغانستان، همچنان مشخص کرد که چه ی پروژهٔ افغانستان را پیش خواهد برد. در دوران اوباما، هیلاری کلینتون امور خارجه عمیقاً با مسألهٔ افغانستان درگیر بود اما وزارت خارجه با ی ر تیلرسونِ ظاهراً بی علاقه، جنرال ها امور افغانستان را به کلی به عهده گرفتند. این مسئله برای غنی، که همیشه به وزارت امور خارجه از زمان تسهیل توافق نامه بین او و عبدالله، مشکوک بود، مشکلی نداشت. وزارت خارجهٔ ، در به انجام رسیدن توافق نامه ای بین غنی و رقیب انتخاباتی اش، عبدالله عبدالله، که بعداً نخستین رئیس اجرایی کشور شد، کمک کرده بود. با این حال، وضعیت امنیتی افغانستان به میزان قابل ملاحظه ای از هم پاشیده بود. ممکن بود که دیگر حتی تی برای اصلاحات، ساخت وساز یا جنگ، وجود نداشته باشد. در ۳۱ می، انفجار کامیون بمب گذاری شده در ورودی منطقهٔ سبز کابل، بیش از ۱۵۰ نفر را کشت. این بزرگترین بمب گذاری از زمان آغاز جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و اولین باری بود که بمب گذاری در منطقهٔ سبز کابل انجام می شد. انفجار ناشی از آن، یک حفرهٔ ۱۳ فوتی از خود به جا گذاشت و پنجره های ارگ را ش تاند. بعداً در همان هفته، محافظان ریاست جمهوری به تظاهرات کنندگان که به خاطر ناتوانی ت در محافظت از شهروندانش اعتراض کرده بودند، شلیک د و نزدیک به هفت نفر را کشتند. روز بعد در یک مراسم خا پاری، یک بمب گذار خود را در میان عزاداران منفجر کرد و ۲۰ تن را کشت. پیام شورشیان واضح بود: با هدف قرار دادن آنچه که به عنوان استحکامات امنیتی غیرقابل نفوذ در نظر گرفته شده بودند، آن ها نشان می دادند که هیچ جا امن نخواهد بود. خبر قوت گرفتن هراس افگنان، مک ماستر و همچنین جیمز متیس را هراساند. آن ها در اواسط ماه مِی در دوبی، به غنی از این که ایالات متحده تعهد خود در قبال افغانستان را تجدید می کند، اطمینان داده بودند. هر دو جنرال خواهان نظامیان بیشتر بودند اما ترمپ مردد و به خاطر کمبود گزینه هایش غضب ناک بود. اسیتو بنون که آن زمان استراتژیست ارشد ترمپ بود، راه حل خودش را پیش می کشید: سپردن جنگ به کمپنی شخصی امنیتی بلک واتر که صاحب آن ایریک پرینس است و شرکت شخصی پیمان کار امنیتی دین کو از استیو فینبرگ سهام دار اصلی آن. هر دو مرد ترمپ را به شخصی سازی جنگ تشویق می د. در حالی که دستیاران ترمپ ماه ها روی مسألهٔ افغانستان بحث د، گزارش ها می رساند که ترمپ نیکلسون را تهدید به ا اج می کرد. ترمپ هنوز با او ملاقات نکرده و به نظر می رسید که او را به خاطر پیروز نشدن در جنگ مورد انتقاد قرار داده بود. بعداً در ۲۸ جولای، رئیس نهاد امنیتی هوم لند، جان کیلی که پسرش را در جنگ افغانستان از دست داده است، جایگزین رینس پریبیوس، رئیس کارمندان کاخ سفید شد و جنجال در واشینگتن، قاطعانه به نفع جنرال ها رقم خورد. هنگامی که در ۱۸ اگست، ایریک پرینس از اشتراک در جلسات کمپ دیوید منع شد، ضربهٔ آ به اردوی استیو بنون فرود آمد. پس از آن در مدتی کوتاه، ترمپ استراتژی یی را که جنرال ها در تلاش آن بودند امضا کرد: استراتژی برای افزایش نظامیان، بدون زمان بندی برای وج و با قابلیت اجرای فوری. در ۲۱ آگست، در سخنرانی تلویزونی در فورت مایر ویرجینیا، ترمپ برنامهٔ جنگی اش را اعلام کرد. او تا نیمه های سخنرانی اش از ، دلیل اصلی برای جنگ، نام نبرد. به نخست افغان اشاره کرد که وجود خارجی ندارد. چیزهایی که او در سخنرانی اش گفت، از نظر کارشناس افغانستان، بارنت ر ن «فهرست آرزوهای متناقض و بدون ربط به واقعیت ها یا قواعد » است. رئیس جمهور ترمپ، دشمن را «که هیچ چیز جز یک مشت ، جنایت کار، آدم کش و بازنده ها نیست» خواند. او به امریکایی ها قول داد که علیه سازمان های فعال تروریستی در پا تان و افغانستان «در اخیر ما پیروز خواهیم شد». او در مورد این که پیروزی چگونه خواهد بود، جزئیات ارائه نکرد که باعث سردرگمی میان نخبگان سیاست خارجی واشینگتن شد. جان دمپسی، مقام سابق وزارت خارجه گفت: «آیا هدف ما نابودی تمام آن هاست؟ چندتای آن ها برای امریکایی ها تهدید مستقیم اند؟ آیا آن ها سازمان هایی مثل القاعده هستند که در تلاش راه اندازی حملات بالای نیویورک اند یا فقط پنج نفر و یک الاغ؟ چگونه می توانیم مشخص کنیم که ما کدام تروریست را کشته ایم؟ ما هرگز نخواهیم فهمید؛ و آیا نباید ما روی ساختن نهادهای افغان که قادر باشند این مسئله را خودشان حل کنند، تمرکز کنیم؟» اما سخنان ترمپ با استقبال عالی از سوی جناح های غنی و عبدالله در حکومت افغانستان روبه رو شد؛ حکومتی که اغلب پا تان را به خاطر هایش به باد انتقاد می گیرد. نجیب الله آزاد سخن گوی ارگ به من گفت: «البته که ما خوشحال هستیم. عامل اصلی برای خوشحال بودن ما در این باره، فشار روی پا تان است. ما منتظر این کار بودیم». جاوید فیصل، سخن گوی عبدالله گفت: «این چیزی است که ما نیاز داشتیم. تعهد برای حمایت درازمدت از افغانستان، اعتماد را تقویت خواهد کرد. این امر، روحیهٔ مردم عادی افغانستان و سربازانی که در خطوط مقدم مصروف نبرد اند را تقویت می کند؛ و مهم تر از همه، اکنون درک واضحی از مشکل وجود دارد. در سخنان –ترمپ- ما دریافتیم که مشکل، که حمایت پا تان از است، به درستی شناسایی شده است». بعد از سخنرانی ترمپ، غنی و عبدالله که مخالفت هر دو با یکدیگر مشهور است، در حال به آغوش کشیدن هم دیده شدند؛ نشانه ای از اتحاد آن ها در آرامش دورنمای حمایت دوامدار . گوگنهایم به رغم شک گرایی معمول اش، نظر مشابهی داشت. او گفت که دوام حضور ، دست غنی و تیمش را به خاطر انجام برنامه های اصلاحات درازمدت که در صددش بودند، باز می کند. گوگنهایم گفت: «به این خاطر که ت اوباما حکومت واحد را در اولویت قرار داده بود، آن ها همیشه در صدد جلوگیری از مواردی بودند که این وحدت را تهدید می کنند». بعد از این که ترمپ به قدرت رسید و جنرال ها صاحب اختیار شدند، افغانستان دوبرابرسازی نیروهای ویژهٔ افغانستان را پیشنهاد کرد. این مسئله نیازمند مشاوران و آموزگاران بیشتر یی خواهد بود. گوگنهایم می گوید که این امر، در زمان اوباما که به توسعهٔ حضور بی میل بود، امکان نداشت. غنی در بیانیه ای گفت: «رئیس جمهور اوباما در حضور عموم برای وج نیروهای یی تعهد داده بود. ما مجبور بودیم که زمانی اعتماد او را صرفاً برای یک ماه به دست آوریم». در مورد راهبرد جدید، هیچ انکاری در سود فرعی نهفته در آن وجود نداشت: غنی می توانست قدرتش را علیه مخالفت در حال رشد، بدون خم شدن زیر بار تلاش برای ایجاد یک اجماع، که وزارت خارجه به آن اصرار کرده بود، یکی کند. غنی برنامه داشت تا نخست سراغ وزارت داخله، که توسط رقبای اش قبضه شده بود، برای زدودن فساد برود. این امر همچنان، غنی را بیشتر تقویت می کند. با این حال، چیزی که در سخنان ترمپ به صورت قابل ملاحظه ای غایب بود، منظورش از سربازان اضافه بود. جان نگل، افسر بازنشستهٔ و کارشناس ضد شورش به من گفت: «چیزی که او نگفت این بود که اگر شما مهمات بیشتر یداری کنید، شما به یداری کیسهٔ حمل جسد بیشتر نیز ضرورت دارید». معدود انی که در مورد افغانستان مطالعه یا در آن جا خدمت کرده اند، انتظار دارند که افزایش سربازان –آن هم فقط چند هزار- خط سیر نزولی جنگ را تغییر دهد. افزایش حضور از سوی ترمپ، احتمالاً به سود غنی بود اما در جریان گفت وگوی ما، شک دی ای گوگنهایم دربارهٔ سرنوشت کل پروژهٔ افغانستان، به نظر می رسید که عمیق تر می شود. اکنون او برای بارها، سخت در مورد ماندن یا رفتن فکر کرده است. بسیاری از اصلاحاتی که او در صددش بوده، جامهٔ عمل نپوشیده است. گوگنهایم به این خاطر وارد پروژهٔ ت سازی غنی شد، که او آن را به عنوان یک فرصت برای جدال با پرسش های کلان حکومتداری دموکراتیک، می دید. اما او بیشتر سال را، در شکایت به من از مسألهٔ به ظاهر سادهٔ اداری صرف کرد: تلاش های او به راضی ساختن غنی برای استخدام یک که بتواند ج برنامه های رئیس جمهور را بهتر مدیریت کند. گوگنهایم به من گفت که او این و چند خواست دیگر را، حرکتی از روی حسن نیت که به او نشان می داد چطور غنی در مورد حل مشکلات بزرگتر ریاست جمهوری اش جدی بوده است –که به صورت مختصر، تحقق وعدهٔ ت مدرن که مبارزات انتخاباتی اش بر مبنای آن بود- در نظر گرفته بود. رای به غنی به معنای رای به پیشرفت، به اصلاحات، به کیفیت، به و رای به افغانستانی بود که با بقیهٔ جهان بپیوندد. اما به جای این همه، دوران غنی با افزایش ناامنی، رقابت های درونی سران کشور، و تهدید دایمی کودتا از جانب رقبای اش، آسیب دید. در ماه های اخیر، وضعیت رو به کشور شروع به تأثیرگذاری روی دوستی چند دهه ای غنی و گوگنهایم کرد. گوگنهایم از این که غنی نمی تواند حتی اصلاحات کوچکی مانند استخدام یک را انجام دهد، اظهار ناامیدی کرد. (در گفت وگوی بعدی با مجلهٔ پولیتیکو، او این مسئله را کم اهمیت جلوه داد). گوگنهایم با دیدن این که دوستش به جریان سیاست کابل تسلیم می شود، این طور به نظر رسید که از خودش می پرسد آیا دموکراسی و اصلاحات اه متناقضی بوده اند یا نه. گوگنهایم به من گفت: «در آن جا بین طرفداری از تمرکز قدرت و دموکراتیک بودن کشمکش است. در حکومت هرج ومرج حاکم است. حکومت عمیقاً پارچه-پارچه است. نخبگان کابلی آن قدر قطب بندی شده اند، که به انجام رساندن اصلاحات تقریباً ناممکن است. وسوسهٔ تمرکز قدرت و بودن در سکان ی قدرتمند آن، که می گوید شما نمی توانید قدرت ما را به چالش بکشید، بسیار قوی است. چرا او این مسیر را در پیش نگیرد؟». اگر این اتفاق، بیفتد، گوگنهایم حدس می زند که ایالات متحده به تمویل این نسخه از ت بیشتر-متمرکز افغانستان ادامه خواهد داد. همان طور که با رژیم های استبدادی مانند رژیم فردیناند مار ، آگوستو پینوشه و دیکتاتورهای عربی پیش از بهار عرب، انجام داد. افغانستان هیچ گاه تجربهٔ دموکراسی به سبک غربی را نداشته است، حاکمیت manichean نزدیک ترین رژیمی بوده که تابه حال به تحقق آرزوهای خود در افغانستان نایل آمده اند. تنها راه ادامهٔ آجندای اصلاحات، به نظر می رسد که از طریق استفادهٔ مشابه از قوا بوده که خود مفهوم اصلاحات را نفی می کند. لطافت کنایه آمیز طبع او دلتنگ شدن را آسان کرده است اما، گوگنهایم همیشه، از وقتی که او را می شناسم برای من به عنوان یک انسان خوش بین ظاهر شده است. اما در این اوا ، چیزی که گوگنهایم را ابتدا به افغانستان کشانده بود –یعنی عدم امکان این پروژه- حالا او را از افغانستان پس می زند. او روزهای خوب و روزهای بدی داشته است اما روی هم رفته، به نظر می رسد که او آرمان ها و توانایی برای اجرای آن ها را از دست می دهد. روشن نیست که آیا این مسئله به خاطر درهم ش تن سیستم کمک رسانی بود –که ش ته است- یا به این خاطر که غنی چشم انداز خود برای افغانستان را از روی نسخه های کاپیتالیسم و دموکراسی غربی، شکل داده بود، یا به خاطر این واقعیت ساده که «او پیش از این هرگز یک سازمان بزرگ یا یک پروژهٔ بزرگ را اداره نکرده است». در آن زمان، تهدیدات مرگ که بدل به یکی از اسباب عادی زندگی روزانه در کابل شده بود، در فراوانی و به صورت مشخص افزایش یافته و پوسترها با چهرهٔ گوگنهایم، اکنون با قوتی بیشتر به ذهن اش هجوم می آوردند. گوگنهایم به من گفت: «من حقیقتاً زندگی در کابل را نمی پسندم زیرا من در این جا زیر یک قفل و یک کلید با تهدید مرگ زندگی می کنم، پس کابل بهترین مکان من نیست. اما من تا وقتی خدمت می کنم که همان دستور کار وجود داشته باشد. این کشورِ به شدت درهم ش ته، با مردمانی است که من به نحوی می پسندم شان. اگر این طور نبود، من زندگی در آپارتمان کوچکم در بروکلین را ترجیح می دادم. هنگامی که من در ماه جولای به او رسیدم، به نظر می رسید که با رخدادها، ش ت خورده است. او گفت: «این جا دشوارترین جایی است که من در آن کار کرده ام. شانس موفقیت در بهترین ح در وضعیت متوسط است». در نوامبر ۲۰۱۶، در یکی از اولین موقعیت هایی که من با او صحبت ، از او پرسیدم که در کل چرا خود را به دردسر می اندازد. او بعداً گفت: «چیزی که من دوست دارم ببینیم، کشورهایی با میراث های عمیق تاریخی است که دارند دست وپا می زنند و دوام می آورند. برخی ها حس می کنند که آن ها گلیم خود را از آب می کشند و کشورهایی دموکراتیک با های اساسی خواهند بود. بچه ها می توانند بدون ترس از انفجار به سینما بروند. چیزی در همین مایه ها. من هنوز عمیقاً آرمان این گونه نتایج را دارم». او گفت: «چیزی که شما انجام می دهید به آن محکوم شده اید، اما مگر داستان زندگی همین نیست؟ پس در هر ح ، شما آن را انجام می دهید». - می ژانگ / پولیتیکو ترجمه جلیل پژواک