تأکید چین پا تان و افغانستان بر همکاری های اقتصادی امنیتی

پژوهش خبری صدا وسیما:نشست پژوهشی با حضور جناب آقای بهادر زارعی با عنوان «جایگاه چین در شرق آسیا (با تأکید بر تحرکات در منطقه) » اردیبهشت ماه به میزبانی اداره پژوهش خبری صدا و سیما برگزار شد. در این نشست آقای زارعی چکیده ای از پژوهش خود را با عنوان « قرن 21؛ قرن آسیا پاسفیک» ، از دو منظر اقتصادی و ارائه د.آقای زارعی: « وقتی می گوییم آسیا پاسفیک، باید در ابتدا قلمرو جغرافیایی آن را بدانیم. آسیا پاسفیک، یک کلان منطقه است که از شمال شرق آسیا یا شمال غرب اقیانوس آرام که از ژاپن و 6800 جزیره این کشور ( که 340 جزیره آن مس ی است) شروع می شود و تا استرالیا ادامه پیدا می کند. 22 کشور در حوزه غرب اقیانوس آرام قرار دارند و در حوزه شرق اقیانوس آرام هم 13 کشور (3 کشور ی شمالی ، 6 کشور ی مرکزی و 4 کشورهم ی جنوبی ) این کشورها مجموعاً ناحیه پاسفیک یا آسیای شرقی را می سازند.به لحاظ عینی و دقیق اگر بخواهیم منطقه پاسفیک را دسته بندی کنیم، 3 ناحیه دارد. هر منطقه یک کلان سرزمین است که یک عامل باعث پیوند و انسجام آنها می شود. این عامل می تواند طبیعی، اقتصادی، ، فرهنگی و یا اجتماعی باشد. در واقع وقتی می گوییم منطقه یعنی یک کلان سرزمین که درون آن می تواند نواحی متعددی شکل بگیرد. هیچوقت منطقه را یک ناحیه نبینیم. هر منطقه می تواند ده ها ناحیه داشته باشد.»هژمونی پکن و نگرانی واشینگتنسه ناحیه ی کلان منطقه پاسفیک یا آسیای شرقی
1ـ شمال شرق آسیا: شامل ژاپن، بخشی از سرزمین های خاوری روسیه که در کنار اقیانوس آرام است. مثل ولادی وستک ( که یکی از بنادر بزرگ آن است)، ای آمور است که حدود 6 میلیون کیلومتر مربع مساحت روسیه را تشکیل می­ دهد، جزء پاسفیک است. وقتی می گوییم شمال شرق آسیا، منظور ما چین نیست. بلکه منظور ژاپن، بخشی از روسیه و شبه جزیره کره(کره شمالی و کره جنوبی) است.2- آسیای شرقی: یعنی قلمرو « هان» و قوم بزرگ « هان» که 96درصد جمعیت چین و این کشورها را شامل می شود که بخشی خود چین است: مثل ماکائو، هنگ کنگ و تایوان، پس این 4 قلمرو مجموعاً ناحیه ای را در شرق آسیا شامل می شود.3- جنوب شرق آسیا: کشورهایی هستند که آسه آن را می سازند و چین جزء این حوزه نمی شود، (چین شرق، آسه آن جنوب شرق و ژاپن شمال شرق است.)حوزه شرق پاسفیک هم شامل 3 کشور ی شمال و 6 کشوری که در حوزه اقیانوس آرام در یی مرکزی و 4 کشور در یی جنوبی 350 کشور حوزه اقیانوس آرام را در برمی گیرند. یک منطقه ی بسیار بزرگی است.دو ویژگی مهم منطقه پاسفیک در قرن 21
1ـ مهد فن آوری: تولید کالا، تولید ثروت و همچنین مصرف آن.2ـ محل رقابت های ژئوپلتیک: در اواسط قرن 21 پیش بینی می شود که رقابت به چالش کشیده خواهند شد. هر چقدر که این سه قلمرو از نظر اقتصادی قدترتمندتر می شوند، از نظر نظامی هم بودجه بیشتری را به این حوزه اختصاص می دهند و ملی گراتر هم می شوند. به قول فرید ذکریا در کتاب « بازی بزرگان» هر چقدر کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرق از نظر اقتصادی قوی تر می شوند، ناسیونالیسم تر هم می شوند.ژاپنی ها ناسیونالیسم ترین قومی هستند که در تاریخ ما می شناسیم و بعد از آن چینی ها. این وضعیت در شرق آسیا در حال شکل گیری است.بازگشت آسیا به کانون قدرت در دنیایک ویژگی که در آسیا هست و شامل ما نیز می شود، «بازگشت آسیا به کانون قدرت در دنیاست» و این اتفاق نوینی است که در قرن 21 دارد اتفاق می افتد.همانطور که برژینسکی در کتاب «چشم انداز جهان» در سال 2011 اعلام کرد که آسیا تا 1800؛ مهد اقتصاد دنیا بوده است. ( ینجر هم در کتاب چین می گوید که 60درصد اقتصاد دنیا تا 1800 در دست آسیا بود.)از 1800 تا 2000 آسیا به خواب فرو رفت، متاسفانه آسیا 200 سال عقب افتاد و حالا آسیا دارد به کانون تحولات قدرت ها و عرصه های رقابت هم ژئوا ومیک و هم ژئوپلتیکی در دنیا برمی گردد. چرا که آسیا همیشه توان اقتصادی بالقوه ای داشته است که آرام آرام به بالفعل می رسد و می تواند در آینده سرنوشت دنیا را رقم بزند.از 4 کشور بزرگ اقتصادی قرن 21، سه کشور آسیایی است. « چین، ژاپن، هند »، رشد اقتصادی هند در سال 2016 حتی از چین هم بالاتر رفت. پیش بینی ها این است که هند در میانه قرن، بزرگ ترین قدرت اقتصادی در آسیا باشد که از چین هم پیشی بگیرد. باید توجه داشت که بیشترین میلیاردهای دنیا در هند هستند. شرکت های هندی میزان تولید سرمایه شان از چینی ها هم بیشتر است.شرکت «تاتا»در سال 2016 ؛ 27 میلیارد دلار سود کرد، شرکت های بزرگ در هند بصورت مدنی و خصوصی هستند. (بر ع آن در چین که شرکت های آن وابسته به ت است).دو جابجایی بزرگ در قرن 211) انتقال قدرت ، اقتصادی و نظامی از آتلانتیک به پاسفیک، یعنی قدرت ، اقتصادی و نظامی از حوزه اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام نقل مکان می کند.2) توزیع قدرت، قبلاً تمرکز قدت در دو بلوک شرق و غرب بود، لیکن در حال حاضر شاهد پخش قدرت هستیم . قدرت های بزرگ منطقه ای وجود دارد. آسیا حرفهای زیادی در این زمینه دارد ازجمله ایران کشوری که درجه 3 هم نبود هم اکنون از نظر اقتصادی قدرت 27دنیاست.پس اشاعه قدرت یکی از ویژگی هایی است. به عبارتی توزیع قدرت بین بازیکنان غیر تی یعنی شرکتها، صنایع، کارگاه ها و کارخانه هایی که می توانند در آینده رقیب ت باشند. برای مثال شرکت آ ون که مدیر عامل آن «ر تیلرسون» به عنوان امور خارجه ، انتخاب شد، برابر با 70 کشور تولید ناخالص ملی دارد. شرکتی با این عظمت اگر روبروی ت بخواهد قرار بگیرد چه اتفاقی می افتد. این موضوع بسیار مهم است. بنابراین روابط چین و در این منطقه بسیار مهم است، روابطی که بین دو کشور هم مسائل همگرایانه و تعامل وجود دارد و هم واگرایانه. به یاد داشته باشیم که 5000 شرکت یی در چین کالا تولید می کند.15 هزار شرکت در کل دنیا، در چین کالا تولید می کند. پس چین یک بازار بزرگ است هم برای تولید و هم برای مصرف.در سال 2016 بیشترین فروش شرکت مرسدس بنز در چین بوده است. و چین در حوزه اقتصادی تعامل دارند و در این زمینه روابط همگرایانه ای نیز با هم دارند و در مقابل روابط واگرایانه ای هم خواهند داشت.چینی ها دنبال این هستند که یک مدل دو نظام و چند قطب را در دنیا تعریف کنند. دو نظام و چین، و چند قطب؛ مانند اتحادیه اروپا، روسیه، ژاپن، هند و آسه آن، مر ور و بسیاری از نظام های منطقه که در حال تولید هستند مثل «سا » که در هند آنها را مدیریت می کند. لذا نظامهای منطقه ای و کشورهای بزرگ مثل روسیه، ژاپن، هند به اضافه دو قطب چین و . این چیزی است که به هیچ وجه عنوان یک شرکت و رقیب و حریف آن هم مخصوصاً در منطقه پاسفیک نمی خواهد.هیچ هژمونی؛ هژمون دیگر را قبول ندارد، در هیچ منطقه ای نمی توانیم دو هژمون را با هم داشته باشیم. به همین دلیل است که یی ها می گویند ما باید هژمون منطقه باشیم.جمهوری خلق چین با«000 /364/ 1 نفر جمعیت»، «رشد اقتصادی»(که بطور مرتب از 2010 به اینطرف از رشد 10% تا رشد3/ 6، 7/ 6، 7- 9/ 6 را داشته است)،«دیپلماسی زیرکانه»، «تمدن بزرگ» و «یک انباشت تاریخی متداوم» از جایگاهخاصی برخوردار است. یونان یک انباشت تاریخی متداوم نیست، مصر همینطور. اما هند و چین به لحاظ تاریخی یک انباشت تاریخی مداوم و مدل دارند. چینی ها یک مدلینگ هستند در حوزه های اقتصادی، سیاست، امنیت، تجارت که با مدلهای دیگر خیلی خیلی متفاوتند که مدل های غربی برنمی تابند.رشد اقتصادی چین ظرف ده سال یعنی از سال 2010 تا 2020 ، از 10% تا رشد 33/6 درصد، نشان می دهد حدود سه برابر رشد اقتصادی و بعد از هند دومین کشور در حال حاضر و کشوری که چهاردهه به طور مرتب رشد اقتصادی برتر را داشته است. نه ، نه انگلستان، نه آلمان، نه ژاپن، کشوری را نمی توانید پیدا کنید که بطور مرتب 4 دهه مستمر رشد اقتصادی مداوم داشته باشد به جز چین.بنابراین چین یک غول اقتصادی است که در حال برخاستن است و در آینده نیز در حوزه های دیگر هم دنیا را مدیریت خواهد کرد. یکی از ویژگی های چین این است که در زمان کوتاهی توانسته خود را به این وضعیت برساند.برای مثال انگلیس پیشرفت اقتصادی خود را از قرن 17 شروع د تا اینکه در سال 1880 یعنی اوا قرن نوزدهم، اقتصاد را از دست انگلیسی ها گرفتند. اما چینی ها کمتر از 40سال دومین قطب اقتصاد جهان شدند، در واقع چینی ها زمان را mp3 د، زمان را کوتاه د. تمردان بزرگ مثل هنری ینجر که یک چین شناس بزرگ است. (روابط چین و از 1971 تا 1979مدیون ینجر و برنامه های دقیق و منظم اوست. یک یهودی آلمانی الاصل با هوش.) وی می گوید: ظهور چیزی است که ما باید آن را مدیریت کنیم و در قالب مسالمت آمیز رخ می دهد و در آینده آسیا مرکز ثقل دنیا خواهد شد. خواسته یا ناخواسته. که در ثقل آسیا هم چین قرار خواهد گرفت و بعد از آن هند. بنابراین در منطقه قدرت در حال جابجایی است از آتلانتیک به پاسفیک خودشان هم تأیید می کنند که اگر این رشد ادامه پیدا کند و مزاحمتی برای چین درست نکند؛ چین خیلی زود در سال 2030 ؛ از لحاظ اقتصادی جلو خواهند افتاد. از نظر نظامی هم رشد نظامی و بودجه نظامی چین حدود دو برابر ست، لذا از نظر نظامی هم چینی ها وضعیت بهتری خواهند داشت. هر چند که در حال حاضر بودجه نظامی چین، یک سوم ست، اما در آینده این وضعیت بهتر خواهد شد. همین ارزی را برژینسکی هم به عنوان یک شخصیت تأثیرگذار در عرصه سیاست دارد. از نظر وی قدرت در قرن 21 از آتلانتیک و اروپا به سمت اوراسیا ( که منظور آسیای جنوب شرقی، آسیای شرقی، اروپای مرکزی، روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز) خواهد رفت. اعتقاد برژینسکی بر بخشی از اروپا و آسیا است، نه کل آسیا و کل اروپا. از نظر وی اوراسیا جای اروپا را خواهدگرفت و چین در آینده نمی تواند نگرانی از نظر نظامی برای داشته باشد و فقط احتیاجات خود را تأمین می کند. از جمله در بحث هسته ای معتقدند که چین فقط می تواند بازدارنده باشد.اما میرشایمر و بزرگان دیگر چنین عقیده ای را ندارند و چین را در کانون تحولات آسیای شرقی خواهند دید. لذا یی ها از یک بعد نگاه ژئوا ومیکی به چین دارند. یعنی همکاری در حوزه اقتصاد ، تجارت، بازار و همچنین همکاری های که می توانند در مسائل متفاوت داشته باشند.یک اختلاف هم خواهند داشت واختلافشان هم در حوزه رقابتهای ژئوپلتیکی خواهد بود. و چین یک قلمرو مشترک ژئواستراتژیک دارند، قلمرویی که حوزه پاسفیک است. در گذشته قلمرو های ژئواستراتژیکی کمتر مشترک بوده اما در حال حاضر این قلمروها در بین قدرتها گاهی مشترک است. قلمرو پاسفیک بین ، چین، روسیه، ژاپن، مشترک است. قلمرویی که بحری است و در دریا محور است. این قدرت ها تمامی رقابت ها و تمرکزشان در این قلمرو جمع است.از یک طرف، یک وابستگی متقابل و یک تعامل اقتصادی با هم دارند.همانطور که گفته شد 5000 شرکت های یی با 16 تریلیون دلار تولید ناخالص ملی، بخشی از آن مدیون بازار چین و سرمایه گذاری شرکت های این کشور در چین است. چین هم بازار بزرگ فروش و بسیار ارزان را داراست و هم اینکه توانمندی صدور کالا را دارد و در این زمینه سخت گیری نمی کند.حجم تجارت و چینآمارهایی دقیق که از سایت های یی eiaگرفته شده نشان می دهد در سال 2015، 600 میلیارد دلار حجم تجارت و چین بوده است،که 456 میلیارد دلار مربوط به چین است و کمتر از 150 میلیارد دلار مربوط به ست. 2016 که آ ین سال حکومت اوباما بود، 48 میلیارد دلار دیگر افزایش پیدا کرده و به 648 میلیارد دلار رسیده، که سهم چین 478 میلیارد دلار و سهم 169 میلیارد دلار بوده است، یعنی تراز بازرگانی چین با ، 8/ 3 برابر چینی ها بیشتر کالاها را به صادر می کنند. همانطور که ترامپ گفت؛ ربانی قرمزی هم که جایی را افتتاج می کنیم، ساخت چین است و چین تمام بازار ما یی ها را در اختیار گرفته است. در حالی که در سال 1979 که سفارت دو کشور افتتاح شد، حجم تجارت پکن – واشنگتن، 100 میلیون دلار بوده است. در سال 2016 حدود 15 میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم خارجی در چین انجام داده است و این سود سرشاری که چین می تواند از بعد اقتصادی به برساند. یی ها هم در سال حدوداً 20 میلیارد دلار محصولات کشاورزی به چین صادر می کنند. بازار چین از لحاظ «کشوری» در دست ست، اما اگر به لحاظ «گروهی و قاره ای» حساب کنیم در دست آسیاست، لذا ابتدا آسیای ها و سپس ی ها بازار کشاورزی و نیازهای کشاورزی چین را در اختیار دارند و چینی ها به تنهایی نمی توانند نیازهای اقتصادی خود را تأمین کنند.«هژمونی پکن» و «نگرانی واشنگتن»نگرانی یی ها از اینجا شروع می شود که رشد فزاینده ای اقتصاد چین سرازیر شود در خدمت نیرو و قدرت نظامی . نگران آن است که چین یک قدرت هژمون منطقه ای در شرق آسیا شود و بعد از هژمون منطقه ای به هژمون جهانی بپیوندد و بتواند منافع و متحدان را دچار چالش کند. این نگرانی شبانه روز ست که نمی دانند و نمی تواند چگونه این موضوع را مدیریت کنند. چین به اندازه کافی پیچیده هست که نتوان به سادگی آن را مدیریت کرد، چین به راحتی و سادگی بزرگ نشده است. راهبرد جدیدی را در سال 2012 برای کنترل و مدیریت رفتار چین و شناسایی چین انجام داد و رویکرد «همکاری – تقابل» یا «همکاری – درگیری» را در حوزه پاسفیک در قبال سیاست چین انتخاب کرد تا اعمال کند. معتقد است ما در آسیا با قدرت جدیدی روبرو هستیم و باید موازنه صورت بگیرد، مانند موازنه ای که با شوروی برقرار کردیم. (جنگ جهانی دوم از سال 1947 ،جنگ سرد و آهنین، تا سال 1991، 44 سالی که با شوروی ها درگیر بودیم موازنه برقرار کردیم.) موازنه با دوستانمان، هم در شرق و هم در غرب. این موازنه باید در شرق یکبار دیگر علیه چین تکرار شود، وگرنه چین به عنوان قدرت برتر، منطقه را در اختیار خواهد گرفت و ما را دچار مشکل و گرفتاری های اساسی می کند. می پذیرد که خیزش چین به عنوان یک قدرت منطقه ای ظرفیت تأثیر بر اقتصاد و امنیت علیه را دارد. از این رو با توجه به اینکه چگونه با چین رفتار شود، هم می تواند ثبات منطقه را بر هم بزند و هم می تواند باعث صلح و ثبات را در منطقه شود. به باور یی ها رشد قدرت نظامی چین، باید مشخص و معلوم باشد تا آنها بدانند که چین چه برنامه ای را از بعد اقتصاد می تواند دنبال کند. از این منظر با شناخت بهتر از چین، می تواند با این شناسایی، این کشور را کنترل کند. یکی از دعواهایی که یی ها با چینی ها دارند بر سر بازار بسته چین است که اجازه ورود کالاهای بیشتر یی را به این حوزه نمی دهد. چین تا حدودی بازارها را به سوی بازیگران بسته است و با شروط مشخص و منظمی چرخش و ورود کالاها را به بازار چین می دهد. بخشی به دلیل احتیاط ها و مسائل امنیتی است. به هر حال از لحاظ واردات، صادرات، سرمایه گذاری، همکاری اقتصادی و رقابت ژئوا ومیکی که واشنگتن و پکن دارند، یی ها ناچار هستند که بتوانند چین را از همه لحاظ حتی اقتصادی کنترل کنند. میرشایمر و بزرگان معتقدند که اگر قدرت اقتصادی چین را کنترل و کُند نکنیم، این سرعت اقتصادی در خدمت و قدرت نظامی قرار خواهد گرفت.روابط تجاری چین در منطقه و جهاندر حوزه آسه آنحوزه جنوب شرقی آسیا و منطقه آسه آن یکی از قلمروهای تاریخی است که پایگاه بوده است. کشورهایی مثل ما ی، تایلند و فیلیپین که این سه کشور، دوستی تاریخی با داشته و دارند.هر چند که تا سال 2012، کالای بیشتری را به این ده کشور (آسه آن ) صادر می کرد لیکن در حال حاضر به جز سنگاپور، در 9 کشور دیگر چین مقام اول صادرات و سرمایه گذاری خا رجی را در بین این کشورها دارد. چین به مرور از سال 2002 شروع به "توافق تجاری دو طرفه" بین چین و کشورهای دیگر در این منطقه کرد. برای مثال چین – اندونزی، چین- تایلند، چین- ما ی، چین- ویتنام، چین- لائوس، چین- کامبوج، چین- برمه. این یکی از کارهایی است که چینی ها اخیراً توانسته اند از دست بیرون ببرند.در حوزه آفریقادر سال 2000 ، چین بر اساس قرارداد «توافق تجاری دو به دو»، که به آن اعتقاد دارد، 55 روابط تجاری آزاد بین کشور خودش و کشور دیگر انجام داده است و در سال 2014 به 278 روابط تجاری با 150 کشور رسانده است.گفتنی است در آفریقا 54 کشور وجود دارد که 48 کشور این قاره، روابط اقتصادی بالایی با چین دارند،حتی بیشتر از .هو جین تائو در سال 2012، 48 رئیس جمهور و نخست آفریقا را دعوت کرد و 5 میلیارد دلار را بین این کشورها تقسیم کرد و شرط آن با این کشورها این بود که فقط از چین کالا ب ند و همه برا ین خواسته چین، متعهد شدند. سرمایه گذاری که چین در آفریقا می کند، به حدی است که بازار آفریقا و منابع معدنی آن را در اختیار دارد و به این سادگی نمی تواند دوباره بازار آفریقا را بگیرد.در حوزه ی لاتین ی لاتین است همانطور که مونروئه گفت: حیات خلوت ماست، لیکن چین را نیز از این منطقه بیرون کرده است و امروز سرمایه گذاری که چینی ها در ی لاتین می کنند و صادراتی که چینی ها با ی لاتین دارند، مخصوصا 12 کشور ی جنوبی و شش کشور ی مرکزی بیش از ست و را پشت سر گذاشته اند. این غول اقتصادی آرام آرام، مناطق دیگر را نیز از دست خیلی از کشورها و قدرت ها خارج می کند.احیای جاده ابریشمکار دیگری که چینی ها دارند انجام می دهند احیای جاده کمربند ابریشم است، که به «یک کمربند و یک جاده» مشهور است. از زمان «شی جین پینگ» تلاش می شود این جاده احیا شود. چرا که شی جین پینگ معتقد است که یی ها در دراز مدت بازار را بر روی ما خواهند بست. درست هم پیش بینی کرده بود مثل ترامپ که قابل پیش بینی نیست. یی ها خیلی قابل پیش بینی نیستند. لذا چینی ها بر اساس ضرورت، راه دوم و سومی را برگزیدند. یکی از این راه ها همین جاده ابریشم است. که 70 کشور را درگیر می کنند. 900 پروژه؛ هر پروژه یک میلیارد دلار و در مجموع 900 میلیارد دلار هزینه خواهند کرد و از شانگهای تا برلین ادامه پیدا می کند. 35 سال طول خواهد کشید که این کمربند کامل شود. آسیایی ها کاملاً پذیرفته اند. ایران هم یکی از کشورهایی است که در این زمینه حاضر به همکاری است. چینی ها گفته اند که حتی تا 4 تریلیون دلار به جاده ابریشم کمک خواهند کرد. تا از این طریق رشد اقتصادی شان را ثابت نگه دارند و رشد اقتصادی بین 6 و7 درصد را حفظ کنند و ادامه دهند. چر اکه نیاز به بازارهای جدیدتر دارند تا نگرانی شان از جهت سیاست های احتمالی کمتر شود و از این طریق نه تنها آسیا، بلکه آفریقا، اروپا، و خودشان را هم رشد می دهند. وقتی طرح مارشال را با طرح چین محاسبه می کنیم. حدود 130میلیارد است. در طرح مارشال، امورخارجه پس ازجنگ جهانی دوم، 10 میلیارد و 750 میلیون دلار به کشورهایی که درگیر جنگ و ویرانی بودند کمک کرد اما چینی ها 4 تریلیون دلار می خواهند سرمایه گذاری کنند.چین و بزرگترین سرمایه های بانکیچین در ساخت نهادهای اقتصادی در حال حاضر از جلوتر است. یعنی بزرگترین بانک های دنیا در دست چین است نه . بزرگترین سرمایه های بانکی مربوط به چینی هاست. و زیر ساخت توسعه اقتصادی آسیا حدوداً سه برابر بانک جهانی، پول دارد. برای بری هم درست د و کاری که چین در آسیای شرقی ، جنوب شرقی آغاز کرده است، یک غول اقتصادی را ایجاد خواهد کرد که به این سادگی از نظر اقتصادی نمی توان این کشور را نادیده گرفت. به همین دلیل است که بدون نظر چین، هیچ قراردادی انجام نمی شود. میزان سرمایه هایی که چین در حوزه های اقتصادی هزینه می کند، بسیار بالاست. جمهوری خلق چین یک شرکت هواپیمای مسافربری دارد و در حالی که بوئینگ و ایرباس در فروش مشکل دارند، ظرف کمتر از دو سال 570 سفارش می گیرد. هواپیمای مسافربری پهن پیکرشان بیش از 150 تا 175 مسافر می گیرد. 50 میلیون دلار قیمت دارد و از لحاظ کیفیت هم با استانداردهای دنیا منطبق است. بخشی از محصولات آن را هم از شرکت بوئینگ یداری می کنند. در حالی که هواپیمایی که ما یداری کردیم، حداقل دو سوم تا نصف بیش از آن چیزی است که چینی ها دارند تولید می کنند.لذا با توجه به این وضعیتی که چین در حال شکل دادن به دنیا است، یک را ار بیشتر برای یی ها نگذاشته اند و اینکه تمرکز خود را در پاسفیک بیشتر کنند. تمرکز خود را در حوزه پاسفیک، با توجه به چالش های ژئوپلتیکی که در آینده خواهند داشت، از سال 2012 به بعد مهد تمرکز یی ها بر روی حوزه پاسفیک بوده است. در حال حاضر ناوگان بزرگ دریایی به سمت پاسفیک در حرکت هستند. پایگاه های آنها در تایلند، فیلیپین(کلارک)، ژاپن، در کره جنوبی و در داروین استرالیا، مستقر می شوند. به دلیل اهمیت حوزه پاسفیک، بخشی از ظرفیت نیروی دریایی را از هاوایی (ای پنجاهم امریکا) که بزرگترین پایگاه های دریایی اش است را از شمال شرق به حوزه پاسفیک انتقال می دهد، از ژاپن(اوکیناوا) تا استرالیا تا چین را مدیریت کند و در این راه حتی تا جنگ هم پیش خواهند رفت.به همین دلیل است که هم سیاست پژوهانشان( ینجر، نای، برژینسکی) و هم تمردانشان (از کلینتون تا اوباما) اتفاق نظر دارند که اولویت اصلی آنها منطقه پاسفیک است و مراودات و تعاملاتشان چین خواهد بود.لذا در این منطقه این دو کشور، هم می توانند همدیگر را از بعد اقتصادی یک متحد نگاه کنند و هم در راستای محدودیت سازی رفتار دفاعی- امنیتی چین گام بردارد.بودجه نظامی و چینبعضی ها نگاه های منطقی تری دارند، یی ها 12 ناو جنگی هواپیمابر اقیانوس پیما و 285 ناو جنگی بزرگ دارند که تا سال 2020 اعلام کرده اند که بیش از 60% اینها را در حوزه پاسفیک (در پایگاه های کلارک فیلیپین ، درگوآم، اوکیناوای ژاپن، داروین استرالیا که چند منظوره است و پایگاه هوایی کره جنوبی در 60 کیلومتری جنوب سئول) مستقر می کنند. بودجه نظامی در 2001 معادل 81% ، رشد داشته، در سال 2007 ؛ 4/7% رسیده و 43% ، یعنی 605 میلیارد دلار در سال 2016؛ به اندازه مراوده اقتصادی چین و ، بودجه نظامی بوده است. بودجه نظامی چین 200 میلیارد دلار یعنی یک سوم. مؤسسه صلح استکهلم و موسسه اسپرینگر همین آمار و ارقام را اعلام می دارند. اما یک تفاوت وجود دارد اینجاست که بودجه نظامی چینی ها رشد دو رقمی دارد، اما رشد بودجه نظامی تک رقمی است. پیش بینی می شود تا کمتر از 20 سال آینده بودجه نظامی چین به 20% کل دنیا برسد. در حال حاضر11% بودجه نظامی دنیا مختص به چین است. 43% مربوط به یعنی 4 برابر چین. در سال 2020 پیش بینی ها این است که این رشد به 20 برسد و سرعت آن بیشتر خواهد شد.دو نگاه یی ها به چین در طول 20 سال و مضاعف شدن نگرانی ها نسبت به این کشور1ـ چین به عنوان یک همکار، رئالیست ها ، نئورئالیست ها جز این دسته نیستند. بیشتر لیبرالها و نولیبرالها هستند که چین را به عنوان یک همکار نگاه می کنند. کلینتون و اوباما اینگونه بودند. جرج واکر بوش، دور دوم ریاست جمهوری اش، اینگونه به چین نگاه می کرد که ما می توانیم با چین همکاری کنیم. اصلاحات را با چین توسعه بدهیم. چین می تواند به تولید ثروت در کمک کند. (درست هم می گوید). در کتاب «جهانی شدن»، لِستر تارو، (مشاور بیل کلینتون در دوران ریاست جمهوری) تأکید می شود که از سال 1992 تا 2002 (ظرف ده سال) 22 میلیون شغل در ایجاد شده است که بخش عمده ای از آن مدیون تلاش های چینی هاست. به باور تارو، چینی ها خلاقیت آنان را به کالا تبدیل می کنند. کتاب دیگر تارو «ثروت آفرینان» می گوید: چینی ها می گویند شما خلاقیت را تولید می کنید، ما محصولات شما را. ما نمی توانیم مثل شما خلاق باشیم. به دلیل اینکه سیستم آموزشی ما خلاق پرور نیست. در سیستم آموزشی که خلاق زایی وجود دارد، تولید ثروت یکی از ویژگی هایش است. ظرف ده سال 22 میلیون تولید ثروت در حوزه اقتصاد دانش بنیان کرده است. اروپا با 28 کشور(که حالا شده 27 کشور) یک میلیون تولید شغل دانش بنیان کرده است که محصولاتشان را در چین تولید می کنند. بنابراین چین کمک بزرگی در توازن بخشیدن به فرصت ها. 2ـ چین به عنوان یک تهدید، رئالیست ها و نورئالیست ها مثل میرشایمر همچنین اعتقادی به فرصت بودن چین ندارند. در حالی که ینجر، چین را یک فرصت می دانست، این گروه چین را یک تهدید می دانند. برژینسکی در ابتدا چین را فرصت می دانست. چرا که تصور می د که رشد اقتصادی چین آرام آرام، کند خواهد شد و پایین می آید. اما وقتی دیدند که رشد اقتصادی چین همچنان می تازد، متوجه شدند که به سادگی از لحاظ اقتصادی پایین نخواهد آمد و این غول اقتصادی انتقال پیدا خواهد کرد به بعد نظامی و از نظر نظامی یک قدرت برتر خواهد شد. به همین دلیل برژینسکی چین را دیگر فرصت ندانست بلکه تهدید و قدرت هژمون بسیار بالایی که هیچ قیمتی را برنخواهد ت د.ترامپ هم مثل میرشایمر و این طیف، چین را تهدید می داند. در منطقه پاسفیک چین وقتی به قدرت مطلوب برسد و زمانی که وارد رقابت شود بعید به نظر می رسد که را در اینجا تحمل کند، لذا را از بعد اقتصادی آرام آرام از منطقه خارج می کند و بعد از آن از بعد نظامی هم، همین رفتار را خواهد داشت. چین به دنبال تسلط بر آسیاست و یک چین قدرتمند فشار خواهد آورد تا را از میدان خارج کند. همانطور که اروپا در قرن نوزدهم، براساس قرارداد مونروئه، را از اروپا خارج کرد چین هم می خواهد همین کار را کند. لذا یی ها با ایجاد توازن و با دوستانی که در اینجا دارند،(اروپائیان، ژاپن و حتی روسیه و هند) می خواهند مانع هژمون شدن چین در آسیا شوند. به همین دلیل است که سیاست ساخت و تجهیز را در کشور ژاپن حمایت د و از آنها خواستند یک نیروی نظامی منظم برون مرزی را شکل بدهند و ژاپنی ها هم از سال2016 بر اساس تغییراتی که در قانون اساسی شان،(ماده 7 که فاقد بودند و اصلاحاتی که انجام دادند)، رسیدند به ساخت یک نیروی نظامی و اولین بار بود که بودجه نظامی ژاپن به 49 میلیارد دلار افزایش پیدا کرد و به عنوان دهمین کشور از نظر بودجه نظامی دنیا، نقش آفرین شد تا بتوانند یک بخشی از پازل چین را مدیریت کنند. به اعتقاد یی ها، چین به هیچ عنوان با آنها مدارا نخواهد کرد و به محض اینکه به عنوان یک قدرت هژمون و برتر برسد آنها را بیرون خواهد کرد. پس قبل از اینکه این اتفاق در حوزه پاسفیک بیفتد، می بایست ابتدا به سمت محدود و تضعیف چین حرکت کند، مخصوصاً از بعد اقتصادی، چرا که سرمایه های این حوزه به سوی حوزه های دفاعی و سرمایه گذاری های دفاعی می آیند.چینی ها سه کار را همزمان انجام می دهند:پژوهش در حوزه امنیتی و تولید کالاهای اروپایی در کشور. مثل یورو کوپتر؛ صنعت هلی کوپتر که در کشورهای اروپایی تولید می شود، در حال حاضر در چین تولید می شود. حتی چینی ها خودشان هلی کوپتر می زنند. تولید هلی کوپترهای چینی از کیفیت خوبی هم برخوردار است. کالاهای نظامی چینی از لحاظ کیفیت، کالاهای بدی نیستند. هواپیماهای بسیار پیشرفته رادار گریز می سازند. هواپیماهای 20, j 31j ؛ دو هواپیمایی که از کیفیت بالایی برخوردار است و پا به پای هواپیماهای امریکایی است. از هوکایدو شمالی ترین جزیره ژاپن تا استرالیا را می توانند پوشش بدهند بدون اینکه رادار آن را ردی کند. در واقع چینی ها همزمان هم در "حوزه نظامی" به شدت سرمایه گذاری می کنند و هم "تولید کالا" از اروپا و دیگر مناطق و هم " ید کالاهای نظامی" از آلمان، فرانسه ،انگلستان انجام می دهند. به همین دلیل است که بودجه نظامی چین غیرشفاف است و هیچ کشور و نهادی نمی تواند دقیقاً این بودجه را تخمین بزنند. می گویند حدودا 200 میلیارددلار، ولی وقتی «دین» بعد از«مائو» آمد (1976)، به نظامی ها گفت: یادشان باشد تا 50 سال دیگر جنگی در نخواهد گرفت. پس باید در خدمت تولید اقتصاد باشد. کارخانه های اقتصادی داشته باشد و یک بخشی را به تولید کالاهای نظامی اختصاص دهند. اما وقتی اوجین تائو آمد این استراتژی را تغییر داد و گفت چین به اندازه ای قوی و بزرگ هست که تهدید زیاد دارد. لذا باید به تولید محصولات صنعتی برگردد. به همین دلیل است که درآمد بخشی از کالاهای صنعتی که چین تولید می کند، به محصولات و سخت افزارهای جنگی و نرم افزارهای جنگی اختصاص دارد. لذا یی ها نمی دانند 100 و 150 میلیارد دلار بیشتر یا کمتر فروش چقدر است؟ این فروش در جنگ سایبری، ساخت سلاح ها، در نرم افزارها به کار برده می شوند و اینها قابل محاسبه نیستند. لذا احتمال اینکه چینی ها تقریباً 50% بودجه نظامی را داشته باشند، وجوددارد. من هم بر همین باورم. چرا که یی ها به چینی ها گفتند که تمامی صنایع دفاعی ما را از جمله هر بخش ناسا و شرکت لاکهید مارتینرا ببینند به شرط اینکه یی ها هم فعالیتهای نظامی چینی ها را ببینند ولی آنها موافقت ن د و حاضر نشدند. در یک جمع بندی در بعد نظامی می توان گفت دیدگاه دوم، یعنی دیدگاه بدبینانی که در سیاست0020 خارجی و سیستم تصمیم گیری این کشور وجود دارند و چین را به عنوان تهدید می بینند، درست است و سیاست خارجی از این به بعد، چین را به عنوان یک تهدید می بینند نه یک فرصت.شاید بخشی از اقتصاددانان و یا شرکت دارهای یی چین را فرصت ببینند اما بخشی عمده ای از تمردان و تصمیم سازان یی چین را در امروز و آینده به عنوان یک تهدید می بینند. بحران کره شمالی یکی از ابزارهای است که چین در اختیار دارد برای کشیدن سایر بازیگران آسیای شرقی و جنوب شرقی به سمت خود. تایوان هم سلاحی در دست ست که چین را با چالش روبرو کند و هزینه های چین را افزایش دهد و حضور خود را در منطقه موجه کند.حضور کره شمالی و حل شدن مسائل کره شمالی با و عدم وجود یک قرارداد مشخص بین این دو کشور، حضور را در منطقه توجیه پذیرتر می کند. این سناریویی است که بین تمردان یی وجود دارد. پرسش و پاسخسوال: برای اینکه به نقطه تقابل نظامی با چین و آن نقطه هژمونی که مد نظر ست، نرسد، آیا از لحاظ اقتصادی در صدد محدود اقتصادی این کشور از طریق خارج شرکتهایش از چین می شود؟ پاسخ: همانطور که گفته شد در دو دیدگاه وجود دارد، دیدگاه اقتصاددانان و دیدگاه سیاستمداران. منتهی تصمیم را همیشه سیاستمداران می گیرند. فرید من در کتاب « سرمایه داری و » می گوید: بعد از جنگ جهانی دوم صدای اقتصاددانان در و اروپا بلندتر از صدای سیاستمداران بوده و سیاستمداران همیشه از اقتصاددانان متابعت کرده اند. (در غرب برع ِ جهان سوم، صدای اقتصاددانان بسیار بلند است، بر اساس تئوری فقر و شورش که به شدت از آن می ترسند). لذا اقتصاددانان با ل و فشاری که می آورند، اجازه نمی دهند که وج سرمایه از اتفاق بیفتند. البته می توانند صادرات کالا به را کاهش دهند. یا تعرفه ها را افزایش بدهند. یا حقوق گمرکی را کم و یا زیاد کنند و سود را افزایش دهند. همان چیزی که ترامپ می خواهد. اجازه ورود کارخانه های جدید را به چین ندهند. اما اینکه بخواهند با وج صنایع و کارخانه های خود از چین و ورودش به کمتر توجه می شود. برای مثال شرکت تویوتای ژاپن که بزرگترین فروش ماشین را از 2004 تا 2016 دارد . 6 محصولش بالغ بر 27میلیون فروش داشته است، می خواستند در مکزیک کارخانه بزنند که ارزان تولید شود و بعد بیاورند ، اما ترامپ مانع شد. از این رو در کارهای جدید اقتصادی می توانند این کار را انجام بدهند. در حال حاضر می توانند اما اینکه برگردند به صنایع گذشته، نه نمی توانند چرا که صدای اقتصاددانان بلند می شود. چرا که نگرانی بیکاری، مالیات های سنگینی که به ت مرکزی پرداخت می کنند، مانع خواهد شد. بنابراین بعید است این 5 هزار کارخانه امریکا در چین بتوانند کاری کنند. اما از این به بعد تلاش خواهد شد که نوع سیاست ها کمی متفاوت شود. مثل میزان مالیات را روی کالاهای چینی افزایش بدهند.همانطور که «شینزوآبه» در دیدار با ترامپ تأکید کرد که یی ها اجازه ورود کالاهای ژاپنی یا چینی را به بدهند، چرا که سرمایه داران بزرگ ژاپنی و چینی در سرمایه گذاری می کنند و همین مسئله بود که ترامپ را تا حدودی متقاعد کرد . د رکوتاه مدت با چینی ها درگیر نمی شوند. همانطور که در سال 1998 این دو کشور تا سرحد جنگ بر سر تایوان پیش رفتند . ناوهای جنگی به سمت کانال تایوان پیشروی کرد و چین نیز به تبع آن عقب نشینی کرد. استراتژیست بزرگ چینی ها، بر این باور است تا زمانی که سرانجام جنگ معلوم است با ی وارد جنگ نشود. وقتی در جنگ می دانی که محکوم به ش تی، چه ضرورتی به جنگ است. به همین دلیل جنگ و درگیری با را به عقب خواهند انداخت. تا زمانی که از نظر قدرت نظامی احساس کنند که برتری نسبی نسبت به دارند. به همین دلیل احتمال وقوع جنگ در کوتاه مدت وجود ندارد. ترامپ وقتی سامانه دفاع موشکی «تاد» را در 60 کیلومتری کره جنوبی مستقر کرد، اعلام کرد که ما از بعد نظامی با کره شمالی وارد جنگ نمی شویم، و گفته های قبلی خود را اصلاح کرد. که سامانه تاد برای دفاع از و ژاپن است. حتی برای کره جنوبی هم نیست. موشک های تاد دفاع از علیه موشک های چین و روسیه و کره شمالی است. چرا که موشک های «دان فنگ 41» چین، تمامی نقاط را می زند. موشک آ ی هم که کره شمالی آزمایش کرد، هم همینطور است. این موشک های تاد برای رهگیری موشک های کره شمالی، و روسیه ، چین به سمت طراحی شده است. در لهستان، چک، رومانی، سامانه های موشکی که بنا کرده اند. همینطور است.بنابر این، این وضعیت بیش از آنکه به نفع چین، کره جنوبی و... باشد. به نفع خود ست و این کشور منافع خود را تأمین می کند و وارد جنگ با کره شمالی هم نخواهد شد. چرا که کره شمالی تهدید کرده است که اگر امریکا با این کشور وارد جنگ شود، تمامی سلاح های خود را از جمله بمب هیدروژنی خود را به کار می گیرد. بمبی که در سال 2015 آزمایش کرد. همین بمب کل مساحت کره جنوبی (98 هزار و 400کیلومتر مربع) را ویران خواهد کرد. بمب هیدروژنی بسیار قوی تر از بمب های هسته ای استفاده شده در هیروشیما و ناکازاکی است.کیم جونگ اول خیلی هم قابل پیش بینی نیست و نمی توان نیت خوانی کرد، وی یک فرد نظامی است و چه بسا این کار را هم انجام دهد.880مایل مرز بین کره شمالی و چین است. 1420 کیلومتر مرز آبی کره شمالی و چین است. در سال 1950 جنگ بین شرق و غرب در این منطقه روی داد. چین وارد کره شمالی شد. تنها پسر مائو در این جنگ کشته شد و چین و کره شمالی قرارداد دفاع موشکی با هم دارند. این مسائل را و روسیه می دانند و چطور می شود که روسها که با کره شمالی مرز مشترک دارند، اجازه بدهند که به این کشور حمله کند. روس در اوکراین اجازه ندادند اینها لانه کنند، بنابراین در این منطقه هم نمی گذارند. اگر کره شمالی را بگیرد با چین هم مرز خشکی می شود ونخواهند گذاشت.کره شمالی در واقع به نوعی منافع را در منطقه تأمین می کند. سیاست آسیایی چین سرعت و قدرت بیشتری گرفته است تا بتواند یک رناتیو باشد برای آینده خود در قبال تا ورود کالاها را دچار مشکل کند.یک اصل در اقتصاد است به اسم اصل «اشباع». یعنی چینی ها با سرعت بازارهای زیادی را هم از درون و هم از بیرون اشباع کرده اند. به همین دلیل به دنبال بازارهای جدیدی هستند. از این رو دو کار را همزمان انجام می دهند: 1) حوزه مرکزی، مغولستان، تبت و سین گیانگ(ایغور) مسلمان آسیای مرکزی از بخش عقب افتاده و کم توسعه یافته هستند. در حال حاضر تمرکز توسعه برای افزایش رشد شان را به سمت مرکز و شرق و حوزه شمال شرقی پرتاب کرده اند. این منطقه که رشدش 12% است و مغولستان که رشد د اخلی اش 16% است. این منطقه که بسیار هم بزرگ است. اگر رشد بدهند، رشد اقتصادی و بازی شان را افزایش بدهند و این برمی گردد به سرمایه گذاریشان. به همین دلیل است که کمربند جاده ابریشم، کمربند خطوط راه آهن 80 کشور را دربرمی گیرد. همه در همین راستاست که سرمایه گذاری کنند و قدرت ید را بالا ببرند. تولید را افزایش دهند که اشباع را از ح اشباع خارج کنند. این برنامه های برای تداوم توسعه اقتصادی چین در دستور کار است. 2) سرمایه گذاری در حوزه اروپا می کنند در همین راستاست. در سال 2014 به بعد در اتحادیه اروپا بیشترین صادرات از آلمان به چین بوده است و برع . بعد فرانسه و کمترینش مربوط به انگلستان است، چرا که وج انگلستان از اتحادیه اروپا آنها را دچار سردرگمی کرده است.آنها اعتقاد داشتند که واحد باشند، یعنی 28 کشور باشند. لذا سرمایه گذار ایشان را به حوزه اروپا کشانده اند. به آسیای مرکزی و قفقاز کشانده اند. این بیانگر آن است که «تداوم رشد بالا» برایشان مهم است نه در رأس باشند.رشد اقتصادی ژاپن کمتر از 4 دهم بوده است. در سال 2016 رشد اقتصادی کره جنوبی 5/4% بوده است. و رشد «آسه آن» به طور متوسط 6 بوده است. بالاترین رشد اقتصادی هم مربوط به ویتنام بوده است که 5/6% بوده است.لذا چین در کنار کشورهای پررشد است به غیر از سه کشور ترکمنستان، کنیا و گینه که رشد دورقمی دارند. پیش بینی می شود که چین این رشد بالا را در چند دهه آینده نگه دارد. چرا که این رشد بالا کمک بزرگی به صنعت نظامی چین خواهدکرد.چینی ها بدون اینکه یی ها متوجه بشوند، هواپیمایی را ساختند که گردشگران 500هزار دلار بدهند ، آنان را تا 500هزار پا بالاببرند. برای اولین بار این غول که بین هواپیما و فضاپیماست را ساختند که 500نفر هم جا دارد.بیشترین خطوط پرسرعت راه آهن دنیا در چین است که نصف سرعت هواپیما سرعت دارد. یعنی 470 کیلومتر(بیشترین در اروپا برای فرانسه است) کل خطوط پرسرعت قطار 2700 کیلومتر است. در مقابل 700/12 کیلومتر در چین که تا سال 2011، برژینسکی گزارش داده است و حالا به کجا رسیده است.چینی ها زیر ساختها را درست بنا د. و این زیر ساختها آنها را از لحاظ رشد و توسعه پرتاب می کند.ما متاسفانه منابع نفتی را که در اختیار داشتیم در زیرساختها کار نکردیم. و وقتی نفت رسید به 40 و 50 دلار رسید در واقع نیاز سالانه مان شد و از درون دچار مشکل شدیم.از پیش بینی های خیلی خوب چینی ها، آینده نگری است که فرهنگ کنفسیوس دارد. فرهنگ «اطاعت – آمریت» که در فرهنگ کنفسیوس وجود دارد و فرهنگ بهشت بدون شورش. در فرهنگ کنفسیوس کارگر به هیچ وجه حق اعتراض ندارد. چینیها کلا عادت به اعتراض ندارند. به همین دلیل است که چین به بهشت کارگران "ارزان مُزد" و بدون اعتراض مشهور است. لذا هر سرمایه داری تمایل دارد که سرمایه اش را اینجا هزینه کند. هم مواد معدنی دارد و هم یک سوم کالا همین تولید می شود و هم بازار داخلی و هم بازارهایی که در دنیا در اختیار دارد.از 50 بندر بزرگ دنیا، 30بندر در آسیاست. به همین دلیل است که می گوییم آسیا به محور اقتصاد دنیا برگشته است. که 15 بندر آن متلق به چین است. شانگهای بندر اول است در حالی که توکیو بندر بیست و پنجم است.ازبعد اقتصادی چینی ها پیش بینی آینده را کرده اند. به قول سیاستمداران پا را روی زمین سفت گذاشته اند. ناپلئون درست میگفت: «که بگذارید چین ه باشد اگر بیدار شود جهان را تکان خواهد داد.»سوال : آیا چین برای این تک بعدی بودن ( رشد فقط در عرصه اقتصادی و نه رشد فرهنگی و رسانه ای) خود برنامه دارند؟پاسخ: چین برای 30 سال آینده فکر می کند نه حالا، تافلر در کتاب « ثروت انقل » میگوید: تا حالا ما فکر می کردیم که چین و ژاپن یک حیوان اقتصادی هستند، اما متوجه شدیم که اینها حیوان فرهنگی هم هستند وکالاهای فرهنگی که تولید می کنند، دارد وحشتناک می شود.هژمون شدن نسبت به گذشته تفاوت هایی هم کرده است. در حال حاضر بیشتر فروش در بالیود است نه در هژمون امریکا.«یوان» تبدیل شده به یکی از سبدهای معامله. چینی ها در تمامی بانکهایی که بنا کرده اند نظیر توسعه اقتصادی، بریت ، در حوزه اروپا 40% تا 48% سرمایه گذاری چینی است.در حوزه اقتصادی که سرآمد است. در حوزه سرمایه گذاری فرهنگی نیز چین، « یوان»، را ظرف4 سال و از سال 2012 ، وارد سبد معاملات دنیا کرده است و حدود 11% معاملات دنیا با این واحد پول صورت می گیرد. این یک آمار خوبی است. در حالی که «ین» که سال ها در اقتصاد جهان بوده، این جایگاه را ندارد.فعالیت های فرهنگی، نرم افزاری و سایبری که دارند انجام می دهند و هزینه های سرسام آور بالایی را در چین به خود اختصاص داده است. نای در کتاب «آیا قرن به پایان رسیده است » که در سال 2014 نوشته شده، می گوید: سرمایه گذاری که چینی ها در قدرت نرم دارند، انجام می دهند بیش از سرمایه گذاری تمام کشورهای آسیایی است.لذا این برنامه ای که چینی ها برای 30 آینده دارند انجام می دهند. سال 2015 ، 27% اختراعات جهان برای چین بود. یک سوم اختراعات جهان، لذا چینی ها زیرساخت ها را محکم بسته اند و حالا روی زمین سفت با اقتدار و با سرعتی بیش از کشورهای دیگر، حرکت می کنند و در 30 سال آینده، آن وضعیت نسبی مطلوب که لازم است که قدرت برتر در منطقه داشته باشند را به دست می آورند و روی بیس اقتصاد حرکت می کنند. مثل که پس از جنگ جهانی دوم تا دهه 60، 50% صادرات دنیا را دارد. در حال حاضر 20الی30% افت دارد. در حال حاضر حدود 19 الی20% صادرات دنیا را دارد. از 1946، 54% مختص به یی بود. این ثروت لازم برای ایجاد زیرساخت ها و هژمون شدن بر طبق آن تعریف و برنامه ریزی قبلی، را فراهم کرد.این برنامه ریزی در چین هم شروع شده است. چین در سال گذشته 35 هزار معلم برای یادگیری زبان انگلیسی به فرستاد. تا این معلم­ ها به آموزش زبان انگلیسی در چین بپردازند. «تافر» می گوید چینی ها 35 هزار دانشجو در دارند، حال آنکه ییها 1000 دانشجو در چین دارند.یکی از ویژگی های چینی ها این است که طوری آموزش داده شده اند که بر اساس فرهنگی غنی خود، هیچگونه دلبستگی به فرهنگ یی پیدا نمی کنند. ژاپنی ها هم همینطور هستند. اما کره ای ها اینطور نیستند. بخاطر همین است که به قول هانتینگتون، مذهب یت در کره جنوبی حدود 35% ، ظرف 20سال رشد داشته است. بیش از 48% مردم کره جنوبی مذهب خاصی ندارند. مکتب کنفسیوس همین است، به قول فرید زکریا: خدا در فرهنگ چینی وجود ندارد. سوال: آیا چین می تواند مثل بهشت مهاجران باشد؟ پاسخ : هم « تارو» و هم « نای» معتقدند که کشوری است مهاج ذیر و آن را نقطه قوت می دانند ( کشور مهاجران است. کشور ذرت است. اتانول را از ذرت می گیرد و نفت را کنار می گذارد).چینی ها چون ظرفیت قوی و شدید «هانی» دارند، نمی پذیرند، که بخواهند مهاج ذیر باشند. یادمان باشد که تمامی هژمون ها از حوزه اقتصادی به حوزه امنیتی و بعد حوزه فرهنگی آمده اند. سیاستی که «دین» اجرا کرد توانست 400 میلیون چینی را از فقر بیرون بکشد. سیاست های درهای بازِ دین، چین را نجات داد و این کشور را به آینده پرتاب کرد. نمی توان الان چین را با حال حاضر مقایسه کرد، بلکه باید سی سال بعد چین را دید. چین علاقه ای به هژمون شدن ندارد، دین می گفت: ما هیچ نیازی به حضورنظامی در کشورهای دنیا نداریم. به همین دلیل است که در زمان هوجین تائو، چین هیچ حضور نظامی در دنیا نداشتند. اما در حال حاضر حضورشان در منطقه پاسفیک پررنگ شده است. چرا وقتی بوش از چینی ها در خلیج فارس کمک خواست حاضر نشدند؟ زیرا تمردان چینی معتقدند مشغول بودن در نقاط مختلف جهان نظیر افغانستان، عراق، و.... به ما زمان می دهد تا ما بهتر خودمان را بسازیم و به قول تائو« ید زمان» می کنند تا در
سفیر افغانستان در ایران: روابط تجاری ایران و افغانستان کاملاً یک جانبه است/میان نهادهای امنیتی دو کشور تماس های مداومی وجود داردبه گزارش پیام آفتاب، رو مه شرق چاپ تهران در شماره شنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۶ خود مصاحبه ای با «نصیر احمدنور»، سفیر افغانستان در تهران را منتشر کرده است که متن کامل آن در ادامه می آید.ایران زمین، سفارت افغانستان؛ باید به سمت سالن بزرگ، محل برگزاری جلسات رسمی قدم برداشت در میان فرش قرمزرنگ. تقریباً نصف سالن به رنگ سبز فیروزه ای است؛ هم رنگ کت و شلوار خود میزبان. در راهروی ورودی، چند ع روی دیوار به تزیین نشسته است؛ عبدالله عبدالله، محمداشرف غنی و در میان این دو، احمدشاه مسعود، ملقب به «شیر دره پنجشیر»؛ تصویری به اندازه تاریخ مجاهدت افغانستان. در میان قاب های متعدد از تصاویر مردان تاریخ در یک سو و اتاق پذیرایی در انتهای دیگر سالن، میزی بزرگ با رومیزی سبز چیده شده است، طوری که آدم را یاد مراسم شام، مراسم گردهمایی های هم مدرسه ای ها و هم ی های قدیمی می اندازد. در این فضای صمیمی؛ فضا به صحنه سرد دیپلماتیک هیچ شباهتی ندارد و نصیر احمدنور، در مقام سفیر افغانستان در تهران، بیشتر از اینکه سیاست مدار باشد، تنه به ادبا و شعرا می زند. شعر خوب می خواند و وقتی از حافظ، سعدی، مولانا، صائب تبریزی و فردوسی می گوید، مروارید بر چشم فرومی نشاند. در مقابل فارسی ز در افغانستان، شعری از «نجیب باور»، شاعر جوان افغانی را تا انتها و تندتند، مانند شاگردی تیزهوش در مقابل معلم سخت گیر می خواند: «زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است/ شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکی است…. مرزها دیگر اساس دوری ما نیستند/ ای برادر! اصل ما را نیک می دانی یکی است» «تاجیکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری» / این زبان پارسی را هرچه می خوانی، یکی است!» او این چنین از دامن هم کیشان خود اتهام ز می کند در دفاع از زبان فارسی. گوشه دیگر اتاق، تلویزیونی با قاب مشکی مدام خبرهای روز را از افغانستان پخش می کند؛ تصویر زنی با لباس های پررنگ وجلا که بیننده را بیشتر با الوان زندگی آشنا می کند تا فضای ترور و خشونت در میان ای کابل، قندهار، بلخ، مزارشریف و دیگر ای افغانستان. ۴۰ سال است که افغانستان در دامن جنگ گرفتار است و احمدنور هم به آن اشاره می کند. او باحوصله از اقتصاد می گوید؛ از بندر چابهار که امید به آن بسته اند. از آب و حقابه هیرمند که موضوع اختلاف ایران و افغانستان است؛ از تروریست ها در افغانستان و سیاست داخلی آنها. پاسخ همه را مانند کت در مقابل دارد. دستگاه سیاه سونی ضبط صدا که خاموش می شود، او میهمان را به چای سبزی دعوت می کند و دربارهٔ افغانستان به افسوس می گوید: «افغانستان نه این است که می بینید؛ ۴۰ سال قبل این کشور نماد پیشرفت و آبادانی بود؛ ن نه در بند که آزاد بودند…». به احزاب افغانستان که اشاره می کند، او هم به یک نکته کلیشه ای می رسد: «توسعه نیافتگی و جهان سوم»... ، اما دل به آینده دارد، شاید او هم دل به جوانان کشورش بسته باشد؛ می گوید خاورمیانه تاریخ پردردی دارد و سکوت همراه با لبخندی تلخ پایان بخش این گفت وگوست.چابهار حوزه مشترک سرمایه گذاری میان سه کشور ایران، افغانستان و هندوستان است؛ نتیجه این همکاری سه جانبه به کجا انجامیده؟
ایران و افغانستان دو کشور دوست، برادر، همسایه و هم فرهنگ هستند که زمینه و ظرفیت بالایی برای همکاری دوجانبه و چندجانبه در سطح منطقه ای دارند؛ این ظرفیت ها در عرصه اقتصادی بالاتر هم هست. برای استفاده از بندر چابهار، در داد سال گذشته موافقت نامه ای بین سران سه کشور ایران، هندوستان و افغانستان به امضا رسید. کارهای تأسیساتی انجام شده است؛ خوشبختانه حدود چند روز قبل فاز یک بندر چابهار افتتاح شد و چند هفته قبل، از نخستین کشتی که محموله گندم اه هندوستان به افغانستان را حمل می کرد دیدن . درواقع در ماه گذشته قسمتی از گندم هند از بندر چابهار به مقصد افغانستان ترانزیت شده که می تواند تأییدکننده این عملیات برای بهره برداری سریع باشد. من سال گذشته هم به چابهار رفته بودم، در این بندر کشتی های صدهزارتنی می توانند پهلو بگیرند؛ ظرفیت این بندر به نسبت سال گذشته از دومیلیون تن به ۸٬۵ میلیون تن در سال افزایش یافته است. این پروژه در حال پیشرفت است؛ البته این پروژه به نفع هر سه کشور است و می تواند منطقه را به کشورهای دیگر هم ارتباط دهد. هندوستان و سایر کشورها از طریق این بندر می توانند با آسیای میانه، قفقاز و جنوب روسیه و برع آن به هم وصل شوند. طبیعی است بیشترین فایده و سود این طرح از بُعد اقتصادی، استراتژیک و ژئوپلیتیک به نفع کشور میزبان است و کشورهای افغانستان و هندوستان و سایر کشورها هم از این همکاری فایده خواهند برد. ما با کشور هندوستان هم مناسبات تاریخی- اقتصادی چشمگیری داریم. هند هم، مانند افغانستان علاقه مند است که این بندر فعال و چابهار به عنوان بندر محوری در منطقه مطرح شود.حجم سرمایه گذاری ایران، افغانستان و هندوستان به تفکیک در این بندر چقدر است؟
تاکنون بیش از ۲۳۰میلیون دالر از طرف هندوستان سرمایه گذاری شده ولی عمده سرمایه گذاری از طرف ایران است. بخش خصوصی افغانستان هم با تمام توان در این منطقه کار می کنند تا این بندر بین المللی شده و سیستم کشتیرانی در این منطقه فعال تر شود. ما باید تلاش کنیم این بندر فقط مختص واردات نباشد بلکه باید بندری باشد که واردات و صادرات باهم انجام شود؛ یعنی این طور نباشد که فقط کالاهای هندوستان از این بندر به افغانستان وارد شود، بلکه باید سهم صادرات و واردات هر دو به ی ان ارتقا یابد. به ویژه صادرات افغانستان که بیشتر محصولات کشاورزی باغداری است، مورد توجه باشد. از طرفی به غیر از سه کشور هم پیمان، کشور ازب تان و سایر کشورهای آسیای مرکزی هم بسیار مشتاق اند که این بندر تکمیل شده و به بهره برداری برسد تا آنها بتوانند از طریق خط آهن به این بندر وصل شوند.خط آهن ازب تان به افغانستان الان در چه شرایطی قرار دارد؟
خط آهن ازب تان تا مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، در افغانستان رسیده است؛ ما تلاش می کنیم این خط آهن تا هرات برسد؛ از طرفی خط آهن خواف-هرات هم قرار است در آینده نزدیک افتتاح شود و با وصل شدن خط آهن مزار شریف به هرات این مسیر مواصلات تاریخی خواهد بود.چقدر زمان لازم است که خط آهن ازب تان تا هرات تکمیل شود؟
از «ترمذ»، شهر بندری ازب تان تا مزار شریف حدود ۷۵کیلومتر راه است که به خط آهن متصل شده است و خط آهن خواف – هرات هم حدود ۱۹۰کیلومتر طول دارد که سه فاز آن تکمیل شده است. کارهای تدارکاتی فاز چهارم این طرح هم در حال انجام است. البته تا پایان تکمیل فاز چهارم منتظر نمی مانند. فاز سوم تا منطقه «غوریان» رسیده است و این منطقه را به عنوان بندر درنظر گرفته و در اینجا بارگیری انجام می شود. ادامه این پروژه از هرات تا مزار شریف کار بسیار بزرگی است که در سطح اراده دوجانبه و چندجانبه مطرح می شود. مسئولان برای همکاری در این پروژه تلاش می کنند تا تفاهم نامه هایی امضا کنند.از داد / جوزا سال گذشته بارها خبر بهره برداری از بندر چابهار مطرح شده است؛ مشکل این به تعویق افتادن طرح چه بود؟
بدون شک بحث فنی، مسئله توسعه بندر و بالابردن ظرفیت آن مورد بحث بود و دلیل این تعویق ها هم جز این نبود. البته کار پیشرفت زیادی داشته است؛ امیدواریم ت و بخش خصوصی دو کشور در توسعه این بندر تلاش کرده تا این بندر به عنوان بندر مادر برای صادرات و واردات توسعه یابد. ما برای این بندر آینده درخشانی را پیش بینی می کنیم و این بندر نقش مهمی در همکاری و همگرایی منطقه ای خواهد داشت.به غیر از همکاری در بندر چابهار، مناسبات همکاری که بین ایران و افغانستان مطرح است، شامل چه حوزه هایی است؟
مناسبات اقتصادی ما با ایران درمقایسه با گذشته خیلی خوب است؛ البته حجم مناسبات با ظرفیت و اراده همکاری دو کشور فاصله دارد.مانع کدام است؟
برخی از این موانع داخلی است و برخی هم به موانع خارجی برمی گردد؛ افغانستان هنوز هم درگیر جنگ با گروه های تروریستی بین المللی است. درحال حاضر آنچه ارقام نشان می دهد صادرات ایران به افغانستان جایگاه اول را دارد. در سال های گذشته این جایگاه را پا تان در اختیار داشت ولی فعلاً این جایگاه سال گذشته به ایران تعلق گرفت. امیدواریم قدر این تحول شناخته شود و بخش خصوصی تلاش کند با صادرات کالاهای باکیفیت و با د یش گرفتن راه و رویه دوسویه و امین، با طرف معاملاتی افغانی به کار ادامه دهند تا شهرت این برندها و جایگاه بازرگان های ایران حراست شده و این روابط روزبه روز بیشتر شود.تراز تجاری ایران و افغانستان چگونه است؟
روابط تجاری ایران و افغانستان کاملاً یک جانبه است؛ به این صورت اگر ایران بخواهد جایگاه خود را در تجارت با افغانستان حفظ کند، باید مبادلات دوجانبه و دوسویه انجام شود؛ ولی در شرایط حاضر صادرات ایران به افغانستان ۲٬۵ تا ۳ میلیارد دالر در سال است و صادرات افغانستان به ایران رقم کوچک ۳۰ تا ۵۰میلیون دالر است. البته افغانستان شرایط خاص خود را دارد. افغانستان کشوری جنگ زده است و ازسویی هم زمان در حال پیکار با گروه های تروریستی است. ازطرف دیگر موانعی برای صدور برخی کالاها وجود دارد. امیدواریم این موانع برطرف شود تا صادرات افغانستان به ایران و از مسیر ایران به کشورهای مقصد ترانزیت شود. در حوزه مناسبات اقتصادی بین دو کشور فرصت و ظرفیت بالایی وجود دارد. خیلی از شرکت های ایرانی چون شرکت های ی-عمرانی در افغانستان کار می کنند؛ صنایع غذایی ایران در افغانستان جایگاه خوبی دارد. باید به این توجه شود که اگر به دید بلندمدت، نه مقطعی و فرصت طلبانه، به این شرایط و همکاری توجه شود می تواند این رابطه همکاری بادوام باشد. درغیراین صورت چون بازار افغانستان بازار رقابتی است و افغانستان با کشورهای متعددی رابطه دارد و هر کشوری که با هدف سود دوسویه با ارائه کالاهای باکیفیت و با رویه امانت داری با افغانستان همکاری کند، تاجران آن کشور می توانند در بازار افغانستان نقش برتری برعهده گیرند.از هامون تا مسئله هیرمندمسئله آب به خصوص حقابه هیرمند بین ایران و افغانستان در تاریخ روابط دو کشور با فراز و فرودهایی مطرح است؛ در شرایط حاضر مهم ترین مسئله بین دو کشور در این حوزه چیست؟ دربارهٔ حقابه تاریخی هیرمند گفته می شود به دلیل عدم پایبندی افغانستان به این توافق، ممکن است تنش های غیرضروری بین دو کشور دوست ایجاد شود. چه حساب وکت در راهبرد افغانستان وجود دارد؟
بین ایران و افغانستان در حوزه آب هیرمند هیچ مشکلی وجود ندارد؛ هر دو کشور متعهد به معاهده ۱۳۵۱ هستند که میان دو کشور به امضا رسیده و مراحل قانونی خود را در دو کشور طی کرده است. معاهده سال ۱۳۵۱ نافذ است و هر دو کشور به مفاد این معاهده پایبند هستند. مشکل اصلی این است که در سطح منطقه و در دنیا موضوع تغییر اقلیم، بالارفتن حجم استفاده از آب و کاهش بارندگی مطرح است. زندگی ۵۰٬۴۰ سال قبل با زندگی امروز اصلاً قابل مقایسه نیست. پروژه های شهرسازی، کشاورزی، صنعتی توسعه یافته نیاز به آب را چند صد برابر بیشتر کرده؛ در مقابل میزان بارندگی خیلی کمتر شده است. اقلیم هم به گونه ای تغییر کرده که زمستان امروز با زمستان دوره نوجوانی و جوانی ما تفاوت دارد. آن زمان کوه ها پر از برف و یخ بود و تا ماه سوم بهار این وضعیت ادامه داشت؛ این وضعیت ا بود و روستاها خیلی بدتر بود. اما سالیان درازی است که این وضعیت مشاهده نمی شود و منبع تأمین آب رودخانه ها برف است که گاه در خود زمستان ذوب می شود. افغانستان نه تنها به معاهده و حق ایران توجه دارد، بلکه نظر به گرفتاری افغانستان در چهار دهه حتی نتوانسته خودش هم از این آب به طور مناسب استفاده کند. بر اثر جنگ ها سیستم آبیاری ما صدمه دیده و پروژه های جدیدی راه اندازی نشده و کشاورزان ما مجبور به مهاجرت به کشورهای متعدد شده اند. افغانستان حتی به صورت سنتی هم از آب نتوانسته استفاده کند؛ در نتیجه همه آب های افغانستان به کشورهای همسایه رفته است. اگر موضوع کم آبی مطرح است باید دلیل آن را در جای دیگری جست وجو کنیم نه در مدیریت افغانستان بر منابع آب و تصرف بر منابع آب.با توجه به اینکه افغانستان در موضوع آب، موضع بالادستی دارد؛ آیا به را ارهای عملیاتی مشترک در این حوزه شیده اید تا ولایت نیمروز در افغانستان و ولایت سیستان وبلوچستان ایران از آن بهره مند شوند؟
به دنبال سفر داکتر ظریف و مذاکرات سودمند ایشان با مقامات افغانستانی، میان دو کشور توافق شد که پنج کمیته مشترک بین دو کشور تشکیل شود؛ این کمیته ها همه عرصه های همکاری را دربر گرفته اند و یکی از این کمیته ها، کمیته آب است. این کمیته ها در کابل و تهران به طور متناوب جلسه دارند تا به توافق نهایی برسند. این توافقات نهایی پنج کمیته در نهایت به سند جامع همکاری بلندمدت میان دو کشور تبدیل می شود. این جلسات کمیته های مشترک شروع شده است. در داد / جوزا ماه امسال جلساتی در تهران داشتیم که حدود یک ماه این نشست در کابل برگزار شد و نشست سوم قرار است در تهران برگزار شود. این جلسات در فضایی صمیمی برگزار می شوند و نکات مورد بحث، کارشناسی می شود. اراده همکاری بین دو کشور موجود است و امیدواریم دو طرف به توافق مورد رضایت با همدیگر برسند.یکی از مسائلی که در بین افکار عمومی مطرح است این است که به دلیل کشت مزارع خشخاش آب بیشتری مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که مردم سیستان به دلیل کم آبی مجبور به کوچ شده اند. چرا افغانستان منافع کوتاه مدت را انتخاب می کند؛ ارزش افزوده و میزان خسارت این را ار را چگونه ارزی می کنید؟
ما متأثر هستیم از آسیبی که به محیط زیست منطقه وارد شده است؛ ولی این آسیب همان گونه که متوجه اهالی عزیز سیستان وبلوچستان است، در آن طرف مرز هم شرایط بهتر از این نیست. ت افغانستان در چند دهه اخیر وضعیت نامناسبی داشته است. اگرچه من متخصص کشاورزی نیستم ولی تا آنجا که می دانم مزارع خشخاش کمترین نیاز را به مصرف آب دارند. یکی از عواملی که مردم به کشت خشخاش روی می آورند گذشته از مسائل امنیتی و جنگ تحمیلی این است که این گیاه کمترین آب را مصرف می کند؛ در شرایطی که خشک سالی بیداد می کند، این را یکی از گزینه های در دسترس می دانند که آب کمتری مصرف می کند.به هرحال خشخاش ارزش افزوده ای برای مردم افغانستان دارد و آسیب هایی برای منطقه به خصوص ایران.
این بحث جداگانه ای است؛ قاچاق ده ها میلیارد دالر سود دارد که مقدار بسیار ناچیزی از آن به کشاورزان افغانستان می رسد. مشکل در کاشت خشخاش نیست بلکه مشکل آن است که با ابزار صنعتی به خطرناک تبدیل می شود. طبیعی است که در این مسائل افغانستان هیچ نقشی ندارد. افغانستان کشور محاط به خشکی است و ابزار صنعتی تبدیل این کشت، به محصولات صنعتی مخدر را ندارد. این مواد و صنایع شیمی در افغانستان تولید نمی شود. این از دریاها و اقیانوس ها و کشورهای متعدد گذشته و به افغانستان می رسد. مسئولیت این مسئله متوجه جوامع بین المللی است که چطور می گذارند این مواد تولید شود.
افغانستان معذوریت ها و مشکلات خود را دارد و این مشکلات از دید هیچ پوشیده نیست. چطور این کشورها که در طول و عرض این مسیرها قرار دارند، می گذارند وضعیت به اینجا برسد. ما کشورهایی را می بینیم که از دیدگاه علمی، اقتصادی، ساختاری و سازمان های امنیتی مشکلی ندارند؛ ولی نتوانسته اند موضوع اعتیاد را کنترل کنند. اگر در بازار تقاضا نباشد، این مشکلات برطرف می شوند. افغانستان در فراورده های خشخاش نقشی ندارد و ت افغانستان با تمام قدرت برای مبارزه با آماده است؛ ولی اگر تلاش های همگانی نباشد، به نتیجه نخواهد رسید.به نظر می رسد این گفته خیلی آرمان گرایانه است که بگوییم اعتیاد به طور صددرصد ریشه کن شود تا کشت محصولات ممنوع هم از بین برود. در حوزه حل مسئله آب در شرق ایران، می توان به را ارهای عملیاتی شید؛ مثلاً می توان در غرب افغانستان چغندرقند کاشت و کارخانه های قند ایران در شرق که به دلیل کمبود آب با حداقل ظرفیت کار می کنند، فعال شود؛ آیا به این را ارهای عملیاتی فکر می کنید؟
از گذشته بارها دربارهٔ این موضوع بحث شده و الان به طور جدی روی این مسئله بحث می شود. در یکی از این کمیته ها، این بحث یکی از نکات برجسته ای است که در دستور کار دو کشور قرار گرفته است که برای مقابله با کشت خشخاش و قاچاق آن، چه باید کرد و کشت جایگزین چیست؟ این همکاری بین دو کشور در سطوح مختلف وجود دارد؛ ولی این مسئله این قدر بزرگ است که به همکاری بین المللی نیاز دارد. باید همکاری بین کشورهای تولیدکننده و کشورهای متقاضی نیز وجود داشته باشد. یکی از پیامدهای بد جنگ تحمیلی در افغانستان، همین است. وقتی افغانستان نهادهای تی، امنیتی، عدلی و قضائی فعال داشت، همه مناطق کشور زیر کنترل امنیتی قرار داشتند و این مشکلات را نداشتیم. شاید در آن دوران در سراسر افغانستان یک معتاد پیدا نمی کردید. در برخی از مناطق فقط در حد مصرف ، کشت خشخاش بود؛ ولی یکی از پیامدهای ناگوار نزدیک به چهار دهه جنگ تحمیلی و مهاجرت ها، موضوع اعتیاد در افغانستان است. کشوری که یک نفر معتاد نداشت، ارقام وحشتناک از معتادان را در خود جای داده است.تروریستم در افغانستان حامد کرزی، رئیس جمهوری سابق افغانستان، در گفت وگویی از رشد و نفوذ در افغانستان، به ویژه در شمال شرق و شمال غرب، جنوب، جنوب غرب و شرق منطقه شینواری و ننگرهار سخن گفته است؛ وضعیت تروریست ها در این منطقه چگونه است؟
در افغانستان بیش از ۲۰ گروه تروریستی بین المللی فعال هستند که هر عملیات عمدتاً به نام ختم می شود. نیز با اقدامی داوطلبانه یا انگیزه های دیگری، مسئولیت این عملیات ها را بر عهده می گیرد؛ اما به معنای آنچه در عراق و ظهور کرده، در افغانستان وجود ندارد. در افغانستان عمدتاً همین ۲۰ گروه هستند که قبل از مطرح شدن نام در آنجا فعال بودند و حالا هم فعالیت دارند.عمده ترین این گروه ها کدام هستند؟
اینها از گرفته تا القاعده، تشکل هایی از آسیای میانه، قفقاز، چچن، از گروه های پا تانی و کشورهای خاورمیانه، از دیدگاه ایدئولوژی، تفاوت چندانی ندارند؛ ولی در راه و روش آنها شاید تفاوت ناچیزی باشد. این مسئله ای است که افغانستان سال هاست با آن درگیر است. نقطه مشترک این گروه ها، این است که اینها برخاسته از خود افغانستان نیستند. همه این گروه ها از بیرون به افغانستان آمده اند. یارگیری های تروریست ها بیشتر از میان مردم افغانستان است یا غیرافغان ها؟
گاه توانسته اند عضوگیری از داخل کشور داشته باشند؛ ولی منشأ و اساس اینها از دیدگاه تشکیل، آموزش، تجهیز و تهیه برنامه در بیرون از افغانستان صورت گرفته است. با اطمینان کامل می گویم، اگر این دخ بیرونی نبود و اگر از بیرون تروریست بین المللی به این منطقه نفرستند، افغانستان در چند ماه به این مسئله پایان می دهد؛ چون در داخل افغانستان عوامل و زمینه هایی نداریم که افراد، گروه ها یا تشکل ها و احزاب دست به سلاح ببرند.چگونه چنین اطمینانی می دهید؟
قانون اساسی و قوانین جاری افغانستان هیچ محدودیتی بر هیچ گروه در نظر نگرفته است و هر اگر اشتهای قدرت دارد، می تواند دست به تشکیل حزب، گروه، انجمن و ائتلاف زده و وارد انتخابات های مختلف شود؛ از انتخابات ریاست جمهوری که مهم ترین انتخابات کشور است تا انتخابات مجلس تا انتخابات شوراهای ولایتی و محلی. ما زندانی و زندانی رأی نداریم. هر ی در بیان عقیده و نظر خود آزاد است و می تواند جریده، رادیو، تلویزیون و رو مه خود را داشته باشد. در چنین اوضاعی، مبارزه مسلحانه هیچ توجیهی ندارد. وقتی شرایط قانونی و عملی مهیا باشد، نیاز به سلاح و خشونت نیست؛ بنابراین گروه های تروریستی زاده و مطیع بیرون هستند. با قرائت های انحرافی از دین، این گروه ها مذبوحانه به فرقه گرایی دینی در افغانستان دامن می زنند تا فضا را برای مردم ناامن کنند.چرا هنوز ت وحدت ملی اقدام مؤثری برای دور انجام نداده است؟
ت و مردم افغانستان همه روزه در جنگ با این گروه ها هستند؛ همه روزه نیروهای امنیتی ما در این پیکار تلفات دارند؛ تهدید این جنگ متوجه مردم افغانستان و همه کشورهای منطقه است. افغانستان نه تنها به خاطر خود، بلکه به نیابت از کل همسایگان در پیکار با گروه های تروریستی است. ایران در مبارزه با در میدان و عراق همکاری داشت؛ آیا ممکن است این همکاری بین ایران و افغانستان هم ایجاد شود؟
خوشبختانه یکی از عرصه های همکاری میان دو کشور همکاری در زمینه های امنیتی است. میان نهادها و ارگان های ذی ربط دو کشور تماس های مداومی وجود دارد. بدون شک از تجارب و رایزنی کشور برادر ایران در این عرصه همیشه استقبال شده است.نیروهای ناتو و نیروهای یی در افغانستان چه سهمی در سرکوب تروریست ها دارند؟
بار اصلی مبارزه با تروریست ها برعهده نیروهای امنیتی افغانستان است و نیروهای ائتلاف بین المللی نقش آموزشی، م ی و تجهیزاتی را بر عهده دارند. وضعیت نیروهای امنیتی افغانستان در صورت وج نیروهای یی از افغانستان چگونه خواهد بود و چگونه این مبارزه را پیش می برند؟
این نیروها هرروز آب دیده تر می شوند و ان شاءالله به اه خود دست خواهند یافت. از سال ۲۰۱۴ تاکنون نیروهای امنیتی افغانستان به تنهایی بار مبارزه با این گروه ها را به دوش گرفته اند. در مراحل مختلف این گروه ها عقب رانده شده اند. آنها می خواستند حداقل چند ولایت مهم را در اختیار گیرند مثلاً در قندوز چندساعتی منطقه را در اختیار داشتند ولی در عمل نتوانستند موفق شوند. از سویی این تروریست ها بیشتر روی اه سهل و آسان سرمایه گذاری می کنند؛ مثلاً در مساجد، تکایا، محافل عزاداری و عروسی و مراکز متعدد یا در مناطق دورافتاده در مراکز حضور مردم دست به عملیات انتحاری و بمب گذاری می زنند. این دستاوردی مهم برای آنها نیست ولی با راه انداختن ارعاب می خواهند به اه خود برسند. در شرایط حاضر در افغانستان پایگاه مشخصی دارد؟
خیر؛ گاه و بی گاه گروه های تروریستی حملات وحشیانه ای راه می اندازند و آبادی ها را آتش می زنند ولی در جایی دوام نمی آورند. هر جا که آنها ظهور می کنند نیروهای امنیتی افغانستان به دنبال آنها هستند. اینها متحرک هستند و در جایی که به لحاظ نظامی و استراتژیک اهمیت داشته باشد استقرار ندارند.در شینواری و ننگرهار چطور؟
در آنجا هم وضعیت همین است.شنیده می شود بین بخشی از و اتحادی پیش آمده است؟
بله درست شنیده اید، عمدتاً آنچه در افغانستان به عنوان شناخته می شود همان عناصر سابق است که پرچم سفید خود را به رنگ سیاه تغییر و نام خود را تغییر داده اند. البته گروه های چندملیتی هم در بین اینهاست. اینها در برخی جاها باهم تقابل دارند و در برخی جاها آتش بس کرده اند و در برخی مناطق همکاری می کنند.یکی از مسائلی که از سال های گذشته تاکنون در افغانستان مورد نظر بوده، فرایند صلح با است. موانع صلح ت افغانستان با را حول چه محورهایی ارزی می کنید؟
ت افغانستان سال هاست که برای رسیدن به صلح در افغانستان مذاکره و گفت وگو را در دستور و سرلوحه کار خود قرار داده است؛ ولی تاکنون پاسخ قابل ملاحظه ای از طرف مقابل ندیده است. علت این است که اینها اراده ای از خود ندارند و انی که از این گروه ها استفاده ابزاری می کنند هنوز قانع نشده اند که امنیت افغانستان به نفع آنهاست.بسیاری معتقدند صلح ت وحدت ملی با گلبدین حکمتیار به معنی این است که ت نتوانسته را به سمت میز مذاکره بکشاند.
خواست اصلی ت افغانستان این است که در میز مذاکره و از طریق گفت وگو راه حلی برای مشکلات پیدا کند. این به اراده طرف مقابل بستگی دارد وگرنه ت در فکر صلح است. این اراده مربوط به کشورهایی است که این گروه ها را تأمین هزینه می کنند. آنها باید قانع شوند که ادامه ناآرامی در افغانستان دامن آن کشورها را هم خواهد گرفت. تا زمانی که این کشورها به این باور نرسند مشکل ادامه خواهد داشت ولی نیروهای امنیتی افغانستان و مردم افغانستان هر روز با تجربه تر و مصمم تر در برابر تروریست ها ایستادگی می کنند. حامد کرزی، رئیس جمهوری سابق افغانستان، دلایل ناامنی های اخیر افغانستان و حملات تروریستی در این کشور را نتیجه سیاست های نادرست می داند. چرا؟
در افغانستان اظهارنظر برای هر شخصیت و تشکل ها آزاد است؛ این ها در هرجایی شنیده می شود؛ نه تنها در افغانستان، بلکه در عراق و هم این صداها شنیده می شود ولی اسناد موجهی ارائه نشده است. آنچه مسلم است، این است که این گروه ها به لحاظ پایگاهی، مالی و تجهیزاتی وابسته به بیرون هستند. مردم افغانستان در این ۴۰ سال می دانند جنگ یعنی چه، تأمین منابع مالی این جنگ از عهده مردم منطقه برنمی آید و این یعنی حمایت خارجی است که اینها را تأمین هزینه می کند.سیاست داخلی افغانستاندو سال است که دوره کاری پارلمان افغانستان پایان یافته است و ت نتوانسته انتخابات برگزار کند. دلیل این تأخیر چیست؟
عوامل متعددی در آن دخ دارد؛ مانند عوامل لجستیکی؛ مانند تأمین هزینه انتخابات، برگه های رأی، کارت های شناسایی و تأمین امنیت و…. باید این مشکلات را آسیب شناسی کرده و آنها را حل کنیم تا در آینده دچار مشکلات نشویم. حکومت وحدت ملی در افغانستان نزدیک به سه سال است که به قدرت رسیده است که نتیجه آن تقسیم برابر قدرت میان رئیس جمهوری و رئیس اجرائی کشور است که جان کری، خارجه سابق آن را پیشنهاد داده است. آیا این تأخیر به اختلاف میان کاخ ارگ و کاخ سپیدار مربوط می شود؟
خوشبختانه اختلافی وجود ندارد و همکاری کامل وجود دارد. رئیس جمهوری و رئیس اجرائی کشور اگر هر روز نباشد، حداقل هفته ای چند بار با همدیگر دیدار دارند؛ در سطح ک نه و در سطح جلسه شورای امنیت ملی و در مواردی که موضوع ایجاب می کند، این دیدارها صورت می گیرد. در مجموع اگر اختلافی وجود دارد، اختلاف دیدگاه است که در جلسات مطرح می شود و هر تصمیمی که در جمع گرفته می شود، تصمیمی نهایی و عملی است. گفته می شود آقای عبدالله عبدالله، به نظارت نهادهای بین المللی تأکید دارد ولی رئیس جمهوری افغانستان با این دخ مخالفت می کند و این دلیل به تأخیرافتادن انتخابات پارلمان است؟
مسئله اصلاً این گونه نیست که بیان می کنید؛ در انتخابات قبلی مشکلاتی پیش آمد و ت نمی خواهد این مشکلات دوباره تکرار شود. کمیسیون های برگزارکننده انتخابات باید درست سازمان دهی شوند؛ کمبودها از بین برود و رأی دهندگان شناسایی شوند و بعد از انجام این کارهای فنی انتخابات برگزار شود. البته مسئله امنیتی هم در این تأخیر دخ دارد اما مانع عمده نیست. نیروهای امنیتی اطمینان داده اند که می توانند انتخابات را در امنیت برگزار کنند؛ همان طوری که انتخابات ریاست جمهوری هم تحت تأثیر مسائل امنیتی نبود.در هفته های کذشته شاهد تأسیس «شورای عالی نجات افغانستان» بودیم که اشخاصی مانند «عطا محمدنور»، والی بلخ و رئیس اجرائی حزب جمعیت ی، «ژنرال دوستم»، معاون اول ریاست جمهوری، «محمد محقق»، معاون دوم ریاست اجرائی ت افغانستان در آن حضور دارند؛ بسیاری از مفسران و تحلیلگران، پایه گذاری این جریان را مترادف تشکیل یک اپوزیسیون داخلی علیه «محمد اشرف غنی» ارزی د و عده ای دیگر نگاه مثبت به آن دارند. فلسفه تأسیس این شورا چیست؟
همان طوری که گفتم در افغانستان تشکیل احزاب، انجمن و ائتلاف آزاد است؛ شورای نجات افغانستان هیچ وقت نگفتند که به خاطر ضدیت با ت دست به چنین کاری زده اند؛ بلکه هدف خود را همکاری با ت و اصلاحات در ت و کشور عنوان کرده اند. اینها بارها تأکید کرده اند که جزء ت هستند و برای تقویت و ثبات ت تلاش می کنند.این افراد از نزدیکان داکتر عبدالله هستند؛ آیا این ائتلاف مورد تأیید خود ایشان هم است؟
این افراد در نخستین بیانیه خود و بیانیه های دیگر اعلام کرده اند که در فکر تضعیف ت نیستند و به تقویت ت و اصلاحات در ت تلاش می ورزند.چرا باید شورای عالی نجات در کشور ترکیه تشکیل می شد؛ آیا این به دلیل محدودیت برای آنها و تبعید ژنرال دوستم به ترکیه نبود؟
آنها بیانیه اولیه را در ترکیه خوانده اند ولی در آن جمع گفته شده که تشکیل اساسی آن شورا در داخل افغانستان خواهد بود.حزب ی گلبدین حکمتیار، یکی از سازمان یافته ترین احزاب افغانستان است که ممکن است بنابر اش با اشرف غنی در آینده در انتخابات پارلمان نقش بالاتری ایفا کند. آینده، نقش، نفوذ و جایگاه حزب حکمتیار را با توجه به نوع تقسیم بندی های داخلی و نوع نگرش به مسائل افغانستان چگونه می بینید؟
این دو بخش دارد؛ یکی مشی صلح طلبانه ت افغانستان است که دستی به صلح را در اولویت و سیاست و استراتژی خود قرار داده است. رسیدن به صلح با جناب حکمتیار و حزب ی که از احزاب قدیمی و جهادی افغانستان است، نمونه این مشی و اراده است. من فکر نمی کنم با این صلح موازنه قدرت در افغانستان تغییری جدی در پی داشته باشد. این حزب با شاخه هایی که داشت، در همه انتخابات گذشته حضور داشت. الان هم حزب ی در ت حضور دارد. البته حق طبیعی هر حزبی است که در پارلمان یا ک نه داشته باشند. البته ائتلاف های در افغانستان سیال است؛ ممکن است گروهی در انتخابات موضعی اتخاذ کند که متفاوت با موضع قبلی آن بوده باشد.نوع نگاه کنونی حزب ی حکمتیار به مسئله ن و مسائل نظامی، و امنیتی ت کابل چه بود؟
انی که با ت همکاری می کنند، باید یک شرط را قبول کنند و آن احترام به قانون اساسی افغانستان است؛ در قانون اساسی به حقوق همه شهروندان زن و مرد توجه شده است. هر ی در میدان افغانستان فعالیت می کند، باید به این قانون احترام بگذارد. این اصول غیرقابل تغییر است. البته حزب آقای حکمتیار هم هیچ وقت موضع ضدزن نداشتند.یکی از انتقادهای داخلی به ت وحدت ملی در افغانستان تک قومی ت است؛ چقدر مسئله قومیت ها در کنار مسئله فرقه گرایی می تواند آینده افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد؟
مسائلی که مبنای قومیتی داشته باشد، در قانون اساسی و قوانین جاری افغانستان جایگاهی ندارد. البته در هر جامعه ای گروهی یا حزبی می تواند در اقلیت باشد ولی این به معنی حذف آن گروه نیست. در سطح حکومتی و تصمیم گیری شاهد هستیم که رئیس جمهوری بارها در مناسبات متعدد روی این نقطه تأکید کرده اند که هیچ افغان از افغان دیگری کمتر نیست و هیچ افغانی از افغان دیگر برتر نیست. قوانین افغانستان راه را بر همه شهروندان باز گذاشته تا فعالیت و مدنی داشته باشند.در قانون اساسی افغانستان دو زبان پشتو و فارسی دری به رسمیت شناخته شده است؛ ولی اخیراً با پایین آوردن تابلوی کابل و تغییر کلمات فارسی در این تابلو به پشتو به نظر می رسد فارسی ز در دستور کار قرار گرفته است.
ما در افغانستان زبان ها و قومیت های متعددی داریم. در قانون اساسی به تعدادی از این زبان ها اشاره شده است ولی دو زبان فارسی و پشتو در سطح کل کشور زبان رسمی هستند. در میان پشتون ها تعداد عظیمی وجود دارند که زبان خانوادگی آنها فارسی است. ما شعرا، نویسندگان و مشاهیر نامدار و باافتخاری داریم که پشتون هستند و آثار و شهرت آنها به زبان دری یا فارسی است. زبان فارسی زبان تاریخ، فرهنگ و مشاهیر افغانستان است. افغانستان در انتشار این زبان در آسیای میانه و هندوستان نقش اساسی داشته است. افغانستان به فارسی افتخار می کند؛ البته ممکن است که افرادی نظرات دیگری داشته باشند ولی این افراد در اقلیت هستند. نگاه اکثریت این است که در سیستم رسانه ای و رسمی افغانستان فارسی بیشترین کاربرد را دارد. فارسی قرن ها زبان تفاهم بین الاقوامی در کل منطقه بوده است.در چه صورتی ممکن است مسئله زبان دری یا پشتو محل تنش و اختلاف نظر در افغانستان شود؟
تنش در کار نخواهد بود. برداشت های مختلف از نص قانون می شود. برخی به این نظرند که اصطلاحات جاافتاده را تغییر ندهند.گفته می شود این تصمیم ها ریشه در فارسی ستیزی در افغانستان دارد که این مسئله نتیجه سیاست های مهار نفوذ ایران در منطقه و به خواست مخالفان ایران مانند عربستان اتفاق می افتد؟
من با این دید موافق نیستم؛ زبان فارسی از ایران به افغانستان صادر نشده است، بلکه ریشه در تاریخ و فرهنگ و هویت افغانستان دارد. افغانستان به عنوان مهد زبان فارسی مطرح است. این زبان مولاناست که زادگاهش بلخ است و زبان فردوسی که در غزنه بوده است؛ این زبان رودکی سمرقندی و سنایی غزنوی و عمر خیام و سعدی و حافظ است که همه به حوزه پهناور فرهنگ فارسی مربوط می شوند و افغانستان از مراکز اصلی این زبان و فرهنگ است.با توجه به اولین سفر اشرف غنی بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به عربستان و با توجه به همراهی او در حمایت از سیاست های عربستان در قبال یمن گفته می شود که در نتیجه این دو کشور درنهایت ممکن است عربستان بخواهد بر رابطه ایران-افغانستان تأثیرگذار باشد.
افغانستان کشور مستقلی است که در چارچوب منافع ملی خود با کشورها رابطه برقرار می کند. افغانستان می خواهد محل ائتلاف یا همکاری قدرت های منطقه ای باشد نه محل تقابل کشورها علیه همدیگر. ما نشان داده ایم با وجود اینکه ایران با رابطه ندارد و در افغانستان حضور دارد که نتیجه حوادث یازدهم سپتامبر است، ایران همچنان کشوری برادر، دوست و همسایه و هم فرهنگ افغانستان باقی بماند. ما نمی توانیم برای ایران بدیل دیگری داشته باشیم. در شرایط فعلی به دلایل امنیتی، در افغانستان حضور دارد ولی این در روابط ما با ایران تأثیر منفی نداشته است. سیاست افغانستان این است که رابطه با همسایه ها در اولویت قرار دارند. ما در مرحله دوم می خواهیم با کشورهای ی ارتباط داشته باشیم. ما خواهان دوستی کشورهای ی با هم هستیم و اگر در این راه بتوانیم کاری انجام دهیم با کمال میل آماده همکاری هستیم. ما نمی خواهیم شریک دامن زدن به اختلافات میان کشورهای ی باشیم. داکتر اشرف غنی نزدیک به سه سال است که رئیس جمهور افغانستان است و در این مدت سه بار به تهران سفر داشته است. در مورد مسئله یمن هم این اختلاف دیدگاه به معنای تقابل یا گرفتن جانب طرف درگیر نبود. موضع گیری رئیس جمهور به معنای این بود که وحدت و همبستگی دنیای ی و امنیت حرمین شرفین مورد توجه باشد و ی با این مسئله مخالف نیست.
رو مه اعتماد: آرام و قرار از افغانستان رخت بربسته است. ناامنی ای که در چندسال اخیر شاید در شهرستان ها یا استان های دورافتاده تر به چشم می خورد راه خود را به پایتخت باز کرده است. کابل هر چند روز یک بار هدف یک حمله تروریستی قرار می گیرد که یک روز مسوولیت آن را عهده دار می شود و روز دیگر صدور دستور برای انجام آن را تایید می کند. قریب به سه سال از عمر ت وحدت ملی در افغانستان می گذرد اما بازگشت ناامنی ها و بی ثباتی موجی از انتقادهای داخلی را علیه ت به راه انداخته است. تشدید حملات با ظهور پررنگ تروریست های در سرتاسر افغانستان همراه شده است. همزمان امریکای تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز استراتژی گنگ و نامعلومی را در قبال افغانستان اتخاذ کرده است. حامد کرزای، دوازدهمین رییس جمهور افغانستان که چندماه پس از حمله ایالات متحده و همراهانش به این کشور در سال ٢٠٠١ عنوان ریاست جمهوری را به خود اختصاص داد اعتقاد دارد که امریکا در افغانستان در حال تکرار اشتباهات گذشته است. کرزای که از دسامبر ٢٠٠١ تا سپتامبر ٢٠١٤ قدرت را در ارک ریاست جمهوری برعهده داشت در گفت وگو با رو مه اعتماد تاکید می کند که سیاست های امریکا در افغانستان نه تامین کننده امنیت و آرامش در این کشور است و نه پایه گذار صلح در منطقه. وی در این گفت وگوی تفصیلی که در جریان سفر وی به تهران انجام شد بر وم توجه ت وحدت ملی به حاکمیت ملی در افغانستان تاکید دارد و می گوید: مردم افغانستان صاحب کشور خود هستند و می توانند تامین امنیت آن را برعهده بگیرند. وی هموطنانش را غریب هایی غیور می داند که اعتماد خود به امریکا برای برقراری آرامش در وطن را از دست داده اند. مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:
شاهد وضعیت امنیتی بسیار نابسامان در افغانستان هستیم. این روزها حتی پایتخت افغانستان نیز چندبار در هفته هدف حملات تروریستی قرار می گیرد. دلایل شکل گیری این ناامنی و ناآرامی در افغانستان چیست؟بسیار واضح است که دلایل ناامنی بیشتر و تقریبا روزمره در سرتاسر افغانستان به ویژه کابل سیاست نادرست امریکا است. سیاست نادرست امروز بر اشتباهاتی اضافه شده است که امریکایی ها از گذشته تا به امروز در افغانستان مرتکب شده اند. آنها درسال های گذشته به جای آنکه به محل پرورش و تربیت تروریست ها رجوع کنند افغانستان را هدف بمباران های خود قرار دادند، مردم بی گناه را به زندان انداختند و بسیاری از غیرنظامیان را قربانی د. امروز وضعیت در افغانستان از قبل بدتر و وخیم تر شده و دلیل آن هم این است که سیاست های امریکا در حال گرفتار منطقه به تنش بیشتر است. امریکایی ها از ابتدا با پیام تامین امنیت امریکا و مبارزه با جریان های افراط گرا و تروریست به افغانستان آمدند اما دلیل واقعی حضور آنها در افغانستان در تضاد کامل با این پیام اولیه است.حضور امریکا در افغانستان به دلایل سیاست و استراتژی نادرست و اه اشتباهی که این کشور دنبال می کند هم منجر به افزایش جریان افراطی در منطقه شده است و هم برتشنج در منطقه افزوده است. نه تنها افغانستان بلکه کل منطقه ما در نتیجه سیاست های نادرست امریکا اطمینان خود به این کشور را از دست داده اند. به زبان خلاصه می توان گفت که اطمینان منطقه ای به امریکا از بین رفته است. از سوی دیگر سیاست های امریکا در افغانستان نیز به ناکامی و ش ت منتهی شده است.شما خواهان وج نیروهای امریکایی از افغانستان و واگذار امور و امنیتی به افغان ها هستید. اما با توجه به وضعیت نابسامان امنیتی که در این کشور در جریان است که حتی پایتخت نیز در امان نیست آیا تامین امنیت کشور در توان نیروهای امنیتی و پلیس افغانستان است؟افغانستان خانه و کشور ما است. هر شهروند افغانستان هم فرزند و هم صاحب این کشور است. صاحب، خانه خود را نگاه می دارد و از آن محافظت می کند و این وظیفه مردم افغانستان است که از وطن و خانه خود دفاع کنند. در چند دهه اخیر پس از آمدن نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان و پس از آن هم ترک افغانستان توسط این نیروها شرایطی به وجود آمد که کشور دچار مشکلاتی شد. پس از آن نیز نیروهای امریکایی به افغانستان آمدند و مردم حضور این کشور در خاک خود را پذیرفتند چرا که امید داشتند حضور امریکایی ها در افغانستان به بازگشت امنیت به کشور کمک کند. پس از حضور امریکا در افغانستان تمام بازیگران منطقه ای با امریکا همراه شدند. ایران و امریکا با هم در بسیاری از پرونده های بین المللی اختلاف دارند اما در مورد پرونده افغانستان دو کشور اختلاف های خود را کنار گذاشتند و با هم تفاهم داشتند. ایران حضور امریکا را در افغانستان پذیرفت و صدها میلیارد دلار کمک به افغانستان کرد تا شاید امنیت و آرامش به این کشور بازگردد. پس زمینه برای امریکا به خوبی مهیا بود تا از حضور خود در افغانستان برای تامین امنیت خود و منطقه استفاده کند. متاسفانه امریکایی ها نتوانستند از این فرصت استفاده کنند و جریان افراطی بیشتر شد و منطقه نیز در سال های اخیر اطمینان خود را به اه امریکا از دست داده و به امریکا شک کرد.در این شرایط افغانستان باید چند کار انجام دهد. نخست آنکه امکانات داخلی افغانستان، برای تامین امنیت و بازگشت آرامش به این کشور به کار گرفته شود. اراده و حاکمیت ملی افغانستان دو نمونه از این ابزار هستند. ممکن است در این مسیر مردم افغانستان قربانی شوند اما ما در حال حاضر هم هر روز در حال دادن قربانیان بسیاری هستیم و باید این قربانی را به شکلی بدهیم که حافظ امنیت ملی ما باشد. امروز قربانی می دهیم اما وضعیت امنیتی کشور نیز روز به روز وخیم تر می شود.مساله دوم این است که امریکا باید روش خود را در افغانستان مشخص کند. ما مردم افغانستان با امریکا هیچ اختلافی نداریم اما حضور امریکا در افغانستان نه تنها نباید باعث افزایش ناامنی و تقویت جریان افراط شود بلکه حضور امریکا و اعمال این کشور در افغانستان و منطقه بزرگ تر ما نباید باعث ایحاد رقابت در خاک افغانستان شود. ما به دنبال این هستیم که حضور امریکا در افغانستان باعث تفاهم و دوستی کشورهای همسایه ما با کابل و همچنین با یکدیگر شود.مساله دیگر این است که ما از کشورهای منطقه و همسایگان خود مانند ایران، چین، پا تان، هندوستان و ترکیه انتظار داریم که با افغانستان در مسیر تحکیم حاکمیت ملی و در رساندن ما به نقطه ای که بتوانیم از خاک خود با دست خود دفاع کنیم و آرامش را به آن بازگردانیم، همکاری کنند. همکاری کشورهای منطقه با ما و بالع باید به گونه ای باشد که به امریکا فهمانده شود که اگر نقشه ای برای منطقه درنظر دارد نمی تواند از طریق ایجاد ناامنی و بی ثباتی در کشور ما این نقشه را محقق کند. امریکا باید به این نتیجه برسد که بهتر است روش دوستی و تفاهم با منطقه و افغانستان را انتخاب کند. تامین امنیت افغانستان وظیفه مردم افغانستان است و این امر در مذاکره با امریکا برای احیای دوباره حاکمیت ملی کشور از طریق توسل به اراده ملت افغانستان و جلب همکاری کشورهای همسایه و کشورهای بزرگ منطقه قابل دسترسی است.دلایل ضعف نیروهای امنیتی افغانستان را در چه می دانید؟ گفته می شود که سال هاست این نیروها تحت آموزش نیروهای خارجی هستند.

ناامنی در افغانستان به دلیل ضعف نیروهای تی نیست بلکه دلیل اصلی آن از بین رفتن اعتماد موجود به امریکا در داخل کشور است. اعمال و روش امریکا در افغانستان به حاکمیت ملی ما صدمه زده است. در نتیجه این سیاست، ناامنی در افغانستان افزایش پیدا کرده و دست درازی به امنیت و آرامش افغانستان هم آسان شده است. دیوارها و سدهایی که مانع از ترویج ناامنی در افغانستان می شدند اکنون ضعیف شده اند. این ضعف نیز تنها از راه تحکیم حاکمیت ملی و احیای اعتماد ملی به اقتدار ت و همکاری با کشورهای منطقه قابل جبران است.چندسال از عمر ت وحدت ملی در افغانستان می گذرد و به نظر می رسد که انتقادهای داخلی به این ت افزایش پیدا کرده است. شما به عنوان فردی که سال ها در راس قدرت در افغانستان حاضر بودید چه توصیه ای به ت وحدت ملی برای بهبود وضعیت و امنیتی کشور دارید؟می توانم توصیه م و این هم وظیفه ملی من و هر افغان است که این کار را . توصیه من این است که ت وحدت ملی افغانستان به دنبال احیای حاکمیت ملی ما باشد تا مردم افغانستان ببینند که صاحب تی هستند که حاکمیت و اقتدار ملی ما است و به دنبال احیای آرزوهای ملت افغانستان است. ما ملتی غریب اما غیور و با همت هستیم. ت در افغانستان باید همت ملی مردم افغانستان باشد.دومین مساله این است که ت باید از راه ها و با استفاده از ابزار مناسب به همسایگان و کشورهای منطقه اطمینان دهد که افغانستان و ت این کشور مورد استفاده نادرست از سوی برخی بازیگران علیه همسایگان خود قرار نمی گیرند. این کار را من در زمان حکومت خود انجام دادم. در حالی که نیروهای امریکایی در کشور ما بودند اما افغانستان بهترین رابطه را با ایران، روسیه، چین، عربستان سعودی و ترکیه داشت و شاید بتوان گفت که تنها مشکل ما با پا تان بود که آن هم کمتر از حد مشکلاتی بود که امروز دو کشور با آن روبه رو هستند. ت امروز افغانستان در داخل به تحکیم پایه های حاکمیت ملی بپردازد و در بیرون از مرزها نیز با سایر کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای بهترین رابطه حسنه را داشته باشد. ما باید اطمینان کشورهای منطقه را به دست آوریم که امریکا از افغانستان برای برداشتن گام هایی علیه برخی کشورهای منطقه استفاده نمی کند. ما باید کاری کنیم که افغانستان به محلی برای همکاری و تفاهم امریکا و ت های همسایه ما بدل شود نه اینکه همسایگان ما از جانب افغانستان احساس تهدید کنند.وضعیت رشد و نفوذ در افغانستان چگونه است؟ در یک سال اخیر شاهد افزایش فعالیت های این گروه تروریستی در داخل افغانستان بودیم.

نفوذ در افغانستان بسیار زیاد شده است. این گروه با فعالیت های خود باعث رنج و آزار و کشتارهای بسیار زیاد در میان مردم افغانستان شده است. مردم را مجبور به فرار از از خانه و کاشانه خود کرده است. به هرکجا که وارد شده است مردم آن منطقه دچار بی سرنوشتی شده اند. به عنوان نیرویی کاملا بیگانه با رسم و سنت مردم افغانستان به ا و روستاها هجوم آورد و قصد آنها نیز کشتار مردم افغانستان است. سوال اینجاست که این نیروهای را چه انی تقویت می کنند و این نیروها از کجا تغدیه می شوند؟ این گروه به پیشرفته ترین سلاح ها مجهز است اما این سلاح ها از کجا تامین می شوند ؟ مردم از نقاط مختلف افغانستان به خصوص از منطقه شرق و استان ننگرهار شکایت های بسیاری در مورد رفتار با خود داشتند و حتی برخی از بزرگان قوم این استان نیز مجبور به سکنی گزیدن در جلال آباد شده بودند.تقریبا یک سال است که اخبار بسیار موثقی توسط مردم، مراجع، مطبوعات و حتی برخی نیروهای امنیتی از شرق، شمال شرق، جنوب و جنوب غرب افغانستان به گوش می رسد مبنی بر اینکه هلیکوپترهای ناشناخته سفید رنگ به پایگاه های می روند و به آنها سلاح می رسانند و آنها را تجهیز می کنند. این اخبار در سرتاسر افغانستان و سطح بین المللی پخش شده است و این اتفاق در حالی رخ داده که فضا و حریم هوایی افغانستان کاملا تحت کنترل امریکا و نیروهای ناتو است. سیستم رادار و کشف هوایی افغانستان کاملا در اختیار امریکا است پس آنها باید پاسخگو باشند که در حالی که تسلط کامل بر فضای هوایی کشور دارند و پشه ای نمی تواند در خارج از دید رادار آنها در هوای افغانستان پرواز کند، این هلیکوپترها از کجا می آیند و چگونه به این راحتی برای سلاح می برند؟ تنها انی که می توانند را تجهیز کنند نیروهای خارجی در افغانستان هستند و اگر این تجهیز کار نیروهای خارجی نیست باز هم همین نیروها باید جوابگو باشند که چه انی در افغانستان به سلاح می رسانند و از آنها حمایت می کنند.آیا یارگیری های از مردم محلی و بومی است یا اعضای این گروه تروریستی در داخل افغانستان غیرافغان هستند؟اصلا این یارگیری ها از داخل مردم افغانستان نیستند و از آغاز حضور در افغانستان تا به امروز هم این یارگیری ها از نیروهای خارجی بوده است. شاید در یک سال اخیر که فعالیت های در افغانستان بیشتر و پررنگ تر شده است استخدام هایی از مردم عادی در افغانستان صورت گرفته باشد که این مساله هم با فریب دادن جوانان با پول صورت گرفته است. گزارش هایی به من در این یک سال رسیده مبنی بر اینکه نیروهای در روستاها برای استخدام جوانان و جذب نیرو نسبت به و افغانستان پول بسیار بیشتری را پیشنهاد می کنند. مثلا ی ها حاضر هستند به هر فرد ٥٠٠ تا ١٠٠٠ دلار بدهند. این رقم برای یک جوان روستایی در افغانستان که محروم است رقم بسیار بالایی است. باز هم در اینجا این سوال مطرح می شود که این ثروت را از کجا آورده است ؟ منبع تامین کننده مالی کجاست؟ مردم افغانستان چنین پولی در اختیار ندارند ؟ کشورهای منطقه چنین پولی در اختیار ندارند. مشخص است که دستی از خارج تامین کننده مالی این گروه در داخل افغانستان است.آیا رصدی در مورد محل ورود نیروهای به افغانستان انجام گرفته است؟در آغاز ی ها از مرز پا تان وارد افغانستان شدند و مشخص بود که نیروهای خارجی تربیت شده هستند.

ما در عراق شهری مانند موصل و در شهر رقه را داشتیم که به نوعی به مقر اصلی و پایتخت در این کشورها بدل شدند. آیا در افغانستان هم چنین وضعیتی وجود دارد که شهری با مساحت زیاد در اختیار قرار گرفته باشد؟بله، منطقه شینواری در افغانستان دچار چنین وضعیتی شده است. شهرستان شینواری که منطقه بسیار بزرگ و کوهستانی است در اختیار قرار دارد و اکثریت نان این منطقه آواره شده اند و خانه های شان در اختیار قرار گرفته است. منطقه دیگری در ننگرهار نیز به دست افتاده است پس در شرق، جنوب غرب و شمال غرب افغاستان مناطق وسیعی را در اختیار دارد.

آیا تاکنون اقدام نظامی برای ساقط از سوی ت انجام گرفته است؟اقدام موثری که باعث دور شدن از ا و روستاهای افغانستان یا از بین بردن پایگاه های این گروه در افغانستان شود، رخ نداده است.

امریکا در افغانستان نیرو دارد و ی ائتلاف بین المللی مبارزه با را هم برعهده دارد. آیا این کشور اقدام جدی برای نابودی در افغانستان انجام داده است؟

(با خنده) ما برع این موضوع را در مورد امریکا و نگاهش به شنیده ایم.

آیا در افغانستان اتحادی میان و صورت گرفته است؟ در برخی گزارش ها گفته می شود که نیروهای با همکاری می کنند.اصلا. به مقابله علیه و در استان های ننگرهار و فاریاب به مقابله با برخاستند.آیا همکاری های موردی و مقطعی هم میان این دو گروه ایجاد نشده است؟

شاید افرادی در داخل باشند که همکاری هایی با کرده باشند اما براساس مشاهدات دو سال گذشته ام می توانم بگویم که حرکت در مقابل قرار دارد.گفته می شود برخی چهره های تندروتر که اعتقادی به مذاکره با ت ندارند پیوستن به را ایده بهتری برای رسیدن به اه خود در افغانستان می دانند.

این مساله ممکن است ولی بدنه با هیچ پیوندی ندارد.در عراق ما شاهد همکاری تنگاتنگ ایران با ت مرکزی برای مبارزه با بودیم که تجربه موفقی هم بود آیا در مسیر مبارزه با در افغانستان نیز امکان همکاری میان تهران و کابل وجود دارد؟این همکاری مشترک برای مبارزه با جریان باید به وجود بیاید و شکل بگیرد. هر دو کشور از جریان افراط و متضرر شده اند. امروز در افغانستان مردم را از خانه های شان بیرون می راند، آنها را آواره می سازد و قتل عام به راه می اندازد. بدون شک اگر برای افغانستان یک خطر جدی به حساب می آید برای ایران هم خطرناک است. به مساجد شیعیان حمله می کند و گزاران را شهید می کند. پس باید ایران و افغانستان به عنوان دو کشوری که برای آنها یک تهدید مشترک است دست به دست هم داده و هر ابتکار عملی که می توانند به ج بدهند و با توسل به آن با مبارزه کنند.امریکا از منتقدان حضور ایران در عراق است که البته در این کشور مخالفت هایش ره به جایی نبرد. آیا در افغانستان، امریکا مجال همکاری تهران و کابل برای مبارزه با را می دهد؟امریکا اگر مانع هم باشد تصمیم ملی دو کشور مهم است ما نباید به امریکا اجازه بدهیم که مانع همکاری افغانستان با همسایگانش شود. ما نباید به امریکا اجازه بدهیم که به مانعی در مسیر برقراری امنیت در کشور بدل شود. ما باید هر اقدامی که تامین کننده امنیت ما است را انجام دهیم.قریب به ١٠ ماه از حضور ترامپ در کاخ سفید می گذرد. مردی که در جریان کمپین انتخاباتی اش نیز کمترین سخنان را در مورد افغانستان بر زبان راند و پس از آن هم استراتژی کاملا گنگ در قبال افغانستان اتخاذ کرد. نگاه شما به رویکرد ت ترامپ نسبت به افغانستان چیست و آیا تفاوتی میان رویکرد وی و باراک اوباما قائل هستید؟نگاه و استراتژی ت جدید امریکا در قبال افغانستان را بسیار نادرست می دانم و البته من به نگاه ت های قبل امریکا نسبت به افغانستان هم انتقاد داشتم و موافق آن نبودم چرا که باعث تشدید جنگ و ناامنی در افغانستان شد. امروز نیز با نگاه رییس جمهور ترامپ کاملا مخالف هستم و اعتقاد دارم که دیدگاه، استراتژی و راهبرد جدید آنها در مورد افغانستان جز پیام جنگ برای مردم چیز دیگری ندارد. پیام آنها به معنای افزایش کشتار مردم در افغانستان است. ما در افغانستان به صلح، امنیت و رابطه نیک با همسایگان نیاز داریم و نمی خواهیم که کشور ما به میدان جنگ بدل شود بلکه به دنبال این هستیم که به میدان همکاری و تفاهم تبدیل شویم. من استراتژی جدید امریکا را درراستای منافع افغانستان و منطقه نمی دانم.

استراتژی ایجاد رقابت میان هند و پا تان در افغانستان سیاستی است که امریکا دنبال می کند. براساس این استراتژی هرچه هند کمک اقتصادی و سرمایه گذاری خود در افغانستان را افزایش دهد پا تان رغبت بیشتری از خود برای همکاری در افغانستان نشان می دهد. آیا درصد موفقیتی برای این استراتژی وجود دارد؟

ضرر این استراتژی برای افغانستان کاملا مشخص و واضح است، بر میزان حملات تروریستی و بمبگذاری ها در افغانستان افزوده شده است. حملات انتحاری در افغانستان رشد صعودی داشته و افغانستان مورد حمله شدید قرار دارد. نتیجه رقابت ها و استراتژی های نادرست سایر کشورها در افغانستان قربانی شدن مردم افغانستان است. چه امریکایی ها با نام کمک به امنیت و صلح در افغانستان دست به بمباران بزنند و چه در حملات گروه های تروریستی یا ، این مردم عادی هستند که کشته می شوند. هزینه این استراتژی ها را مردم افغانستان پرداخت می کنند. همکاری بین هند و امریکا و اعلام ترامپ مبنی بر اینکه هند باید در افغانستان حضور بیشتری داشته باشد از دید ملی مورد تایید ما نیست. ما فکر می کنیم که امریکا هر هدفی که در سر دارد به خیر برای منطقه منتهی نخواهد شد. از دید ما هند باید همکار کشورهای منطقه باشد نه اینکه در پیمان و اتحاد با امریکا باشد. هند از دوستان قدیمی افغانستان است و ما به این دوستی احترام می گذاریم و مشتاق دوستی با هند هستیم اما نه با هندی که در تبانی با امریکا باشد. تبعات این مساله برای افغانستان ناامنی بیشتر خواهد بود. ما به هیچ عنوان به دنبال ایجاد رقابت میان هند و پا تان در افغانستان نیستیم. نه هند باید در این مسیر گام بردارد و نه پا تان در وضعیت رقابت با هند در افغانستان قرار بگیرد. ما پا تان را کشور دوست و برادر و همسایه خود می دانیم و همواره خطاب به این کشور گفته ایم که با افغانستان از راه رابطه متمدن پیش بیا و نه با استفاده از ابزار تروریست و افراط گرایی. اگر پا تان این ابزار را کنار بگذارد و با افغانستان از راه مدنی و روشن و دوستی پیش بیاید ما بهترین دوست و برادر پا تان خواهیم بود.
اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان روز گذشته ادعا کرده که روسیه و پا تان از حمایت می کنند و این ادعای حمایت روس ها از پیش از این نیز بارها مطرح شده بود. دلایل این اتهام زنی به روس ها چیست؟
من شاهد ١٤ سال رابطه افغانستان با روسیه و همکاری روسیه با امریکا بوده ام. در سال ٢٠٠٨ در جریان کنفرانس شانگهای، من و ولادیمیر پوتین دیدار کردیم. در آن ملاقات من به رییس جمهور پوتین گفتم که ما در افغانستان از عملکرد امریکا راضی نیستیم و روش امریکا را باعث تقویت جریان افراط می دانیم. از وی خواستم که روسیه به عنوان همکار امریکا در مسیر مبارزه با تروریسم که حتی به کاروان های ناتو اجازه عبور از خاک خود برای رسیدن به افغانستان را داده با امریکا صحبت و امریکا را متوجه نادرستی سیاست خود در افغانستان کند. در آن زمان رییس جمهور پوتین در پاسخ به من گفت: آقای کرزای ما با امریکا شاید در بسیاری از نقاط جهان اختلاف نظر داشته باشیم اما در مورد افغانستان با هم دیده به دیده هستیم و توافق نظر داریم. وی با این سخن تاکید کرد که روسیه و امریکا در افغانستان همکار هم هستند و حرف من را رد کرد.این سخنان در سال های ٢٠٠٩ تا ٢٠١٢ هم تکرار می شد اما از سال ٢٠١٢ به بعد بود که دید روسیه اندک اندک نسبت به عملکرد امریکا در افغانستان تغییر کرد. باید سوال کنیم که حتی اگر خبر همکاری روس ها با درست باشد چه چیزی منجر به این شد که روسیه که همکار امریکا بود و مخالف ، امروز با همکاری می کند؟ گناه این سیاست برعهده کیست؟ برعهده روس ها یا امریکایی ها؟ امریکا باید به این سوال پاسخ دهد که چرا همسایگان ما مجبور به همکاری با شدند و البته از دید من چنین همکاری ای میان روس ها و وجود ندارد. حکومت ما و تمردان ما نباید افغانستان را به تشنج بیشتر بکشانند بلکه باید باعث جلب توجه روسیه برای کمک به اوضاع در افغانستان شوند و در مسیر تقابل با روسیه قرار نگیرند.

قریب به دو سال پیش در کابل از شما سوال که آیا مایل به بازگشت به ارگ ریاست جمهوری هستید و شما در پاسخ تاکید داشتید که نوبت جوانان است و ترجیح می دهید فاصله خود را با سیاست حفظ کنید. آیا امروز همچنان برهمین عقیده هستید و تمایلی به بازگشت به عرصه قدرت ندارید؟

من شخصا علاقه ای به بازگشت به عالم سیاست به آن شکل ندارم اما افغانستان کشور من است و من آرزوی امن شدن افغانستان و رابطه نیک کشور با همسایگان را دارم و در این مسیر هر خدمتی که از من برآید را انجام می دهم. این وظیفه ملی من و هر فرد افغان است.
سفیر افغانستان در تهران: جنگ افغانستان از خارج تحمیل شده است/ افغانستان هم حق دارد منابع آبی خود را مدیریت کندبه گزارش پیام آفتاب، امنیتی ترین مناطق کابل مورد حمله قرار می گیرند، تعدادی از مراکز ولایت ها در افغانستان به حدی تحت فشار نیروهای تروریستی و شورشی قرار دارد که هر لحظه می توان انتظار سقوط یک ولایت یا ولسوالی را داشت. همچنین شرایط داخلی افغانستان نیز بسیار نگران کننده است. مردم ن یتی عمیقی از فساد تی دارند، اختلافات درونی در داخل ت کاملاً مشهود است و در طول حدود پنج سال گذشته که ت بنا بود اصلاحاتی در ساختار قانون اساسی ایجاد کند تاکنون این امر محقق نشده است. با این حال داکتر نصیراحمد نور، سفیر کبیر و فوق العاده افغانستان در تهران در گفت وگویی که با رو مه اعتماد چاپ تهران انجام داده است، به شرایط حاکم در افغانستان امیدوار است و معتقد است هنگامی که حمایت های خارجی از تروریست ها در افغانستان قطع شود آنها نیز از بین خواهند رفت. وی می افزاید: افغانستان برای ش ت تروریسم نیاز به حمایت نه تنها همسایگان بلکه کل جامعه جهانی دارد زیرا مشکل تروریسم در افغانستان تنها مربوط به این کشور نیست. در ادامه متن کامل این مصاحبه را می خوانید.قریب به پنج سال از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می گذرد. در این مدت بنا بود یک تغییر ساختار در حکومت افغانستان رخ دهد و نظام از ریاستی به پارلمانی تغییر پیدا کند، دلیل عدم تحقق این موضوع چیست؟
عمر ریاست جمهوری در افغانستان پنج سال است و در این دوره تلاش شده تا اصلاحاتی در قانون اساسی و مسائل مربوط به انتخابات در همان دو سال ابت ت انجام شود. در حال حاضر اصلاحاتی در ساختار انتخابات ایجاد شده است. اما بحث های کلان تر که بنا بود تغییر ساختار حکومتی صورت گیرد و از جمله پست نخست ی ایجاد شود هنوز انجام نشده است. هرچند که اراده آن نزد مسوولان حکومتی وجود داشته ولی طبق تصریح قانون اساسی، اصلاحات قانون اساسی زمانی انجام خواهد شد که لویه جرگه قانون اساسی به شکل کامل برگزار شود.
این لویه جرگه شامل اعضای فعلی دو مجلس شورای ملی افغانستان و همچنین شامل شوراهای ولایتی و ولسوالی ها نیز می شود. متأسفانه به دلیل عدم برگزاری انتخابات شوراهای محلی ولسوالی ها، بخشی از اعضای لویه جرگه هنوز تکمیل نیست و تا زمانی که لویه جرگه برگزار نشود امکان اصلاح قانون اساسی نیست. اصلاح قانون اساسی نیز منحصراً در اختیار لویه جرگه است و نهاد دیگری این صلاحیت را برای انجام چنین اقدامی ندارد.با توجه به شرایط امنیتی حاکم بر افغانستان که حتی به صف ثبت نام کنندگان برای انتخابات نیز حمله تروریستی انجام می شود، امکان برگزاری یک انتخابات سراسری و همه جانبه در کشور وجود دارد؟ احتمال تعویق انتخابات را تا چه حد می بینید؟
آمادگی ها برای برگزاری انتخابات در میزان آینده به شکل جدی دنبال می شود. چالش های امنیتی در افغانستان همواره وجود داشته و حتی زمانی که در جریان انتخابات، تروریست ها انگشتان مردم را قطع د، انتخابات به تأخیر نیفتاد و از شورو شوق مردم در این زمینه کاسته نشد. در همان دوره شاهد بودیم دیدیم فردی که انگشتان دستش را قطع د رفت و با انگشت دیگر خود رای داد و گفت اگر انگشت های باقیمانده را نیز قطع کنند با انگشتان پا رای خواهم داد. از همین رو جای تشویش و نگرانی نیست.
تروریست ها هر زمان که بتوانند دست به قتل و کشتار می زنند و در مناطق دیگر جهان نیز دست به کشتار زدند، اما مردم افغانستان این شهامت را دارند که با همه این چالش ها در انتخابات حاضر شوند. حرف تعویق انتخابات در حال حاضر مطرح نیست. انتخابات بنا بود که در سرطان برگزار شود که تا میزان به تأخیر افتاد و تلاش ها برای آمادگی در این زمینه ادامه دارد و نشانه ای از تعویق وجود ندارد.طی یک سال گذشته شاهد حملات متعددی در داخل افغانستان بودیم و این روند نیز سیرصعودی داشته است و حتی آمار حملات و کشتار در مواردی با اوایل دوره سقوط قابل مقایسه است، دلیل این روند افزایشی را چه می دانید؟
افغانستان دچار یک جنگ تحمیل شده از خارج شده است. تمام گروه های تروریستی در بیرون افغانستان آموزش می بینند، شست وشوی مغزی می شوند و پس از آنکه مسلح شدند برای انجام عملیات های انتحاری به مناطق مختلف افغانستان اعزام می شوند. در برخی موارد موفق می شوند، اما عملیات هایی که خنثی می شوند به مراتب بسیار بیشتر از عملیات هایی است که صورت می گیرد. اما گاه گاه به شکل های مختلف با لباس های مبدل وارد صف افراد غیرنظامی می شوند و دست به اقدام انتحاری می زنند. چنین اقدامی شهامت نمی خواهد.
آنها خود را در مساجد یا محافل عزاداری یا محفل عروسی منفجر می کنند. این گروه ها به اسم قصد دارند مردم را از دور کنند و مردم به مساجد و جماعت علاقه نداشته باشند. جلوگیری از چنین اقداماتی کار ساده ای نیست. ما شاهد آن هستیم که در کشورهایی که از تمامی امکانات برخوردار هستند حوادث اینچنینی رخ می دهند، در افغانستان نیز اه سهلی را انتخاب می کنند و گاه گاه نیز موفق می شوند. اما آنچه مهم است اراده ت و مردم افغانستان برای مقابله با این گروه ها است و این گروه ها تنها افغانستان را تهدید نمی کنند بلکه اه اصلی این گروه ها کشورهای پیرامون افغانستان هستند و این موضوع ایجاب می کند که کشورهای همسایه، منطقه و جهان دست به دست هم دهند و در کنار ت افغانستان برای مقابله با این تهدید مشترک متحد شوند. ما باور داریم که اگر دست بیگانه از تسلیح و شست و شوی مغزی این افراد و گروه ها کوتاه شود ما در افغانستان مشکل امنیتی نخواهیم داشت.منظور شما از دست بیرونی چیست، آیا کشور خاصی را مد نظر دارید؟
کشوری در مجاورت افغانستان حضور دارد که تقریباً نزد همگان شناخته شده است. این کشور هم خود منشأ این اقدامات است و همچنین مسیر را برای ورود تروریست ها به افغانستان هموار می کند.در یک سال گذشته ما شاهد افزایش عملیات های تروریستی در منطقه سبز کابل که بیشتر فضای امنیتی و دیپلماتیک دارد، بودیم. آیا فکر نمی کنید که نیروهای تروریستی توانسته باشند در داخل نیروهای امنیتی افغانستان نفوذ کنند، چرا که چنین اقداماتی مست م یک نفوذ جدی در نیروهای امنیتی در افغانستان است. آیا شما این موضوع را قبول دارید که تروریست ها توانسته اند به قلب نیروهای امنیتی نفوذ کنند؟
تروریست ها گاهی با پوشیدن یونیفرم نیروهای امنیتی توانسته اند این اقدام را انجام دهند. آنها شاید تلاش هایی برای ورود به چارچوب نیروهای امنیتی داشته اند اما این اتفاق رخ نداده است. چیزی که شاهد آن هستیم این است که با پوشیدن لباس نظامی یا پلیس توانستند دست به چنین اقداماتی بزنند.اما به طور مثال ما شاهد بودیم تانکری که در سفارت ایران در افغانستان منفجر شد ساعت ها در حال عبور و مرور از منطقه بوده و در یک مکان مشخص مستقر بوده اما شناسایی نشده است، حتی در برخی پایگاه های نظامی نیز افراد آموزش دیده نیز در داخل نظامیان با گروه های تروریستی همکاری می کنند، آیا این را یک مشکل جدی در ساختار امنیتی نمی بینید؟
ما موردی را نداریم که از نقطه نظر ساختاری نیروهای امنیتی ضعف داشته باشند. به طور مثال تانکری را که اشاره کردید، مخصوص تخلیه فاضلاب بوده است و با استفاده از روش های ناجوانمردانه آن را از مواد منفجره پر کرده بودند که البته آن نیز به هدف خود نرسید زیرا پس از آنکه نیروهای امنیتی به آنها مشکوک شدند و درصدد دستگیری آن برآمدند، عامل تروریستی خود را همان جا منفجر کرد، در غیر این صورت هدف جای مهم تری بود.
همین موضوع نشان می دهد که نیروهای امنیتی ما شهامت و فداکاری لازم را دارند که نگذاشتند به هدف اصلی خود برسند. اما موضوع شست وشوی مغزی است که یک انسان را احمق می کنند و او را وادار به انجام این کارهای ضدانسانی و ی می کنند. مشکل سوءاستفاده دجالان از عقاید مردم است، هرچند به قیمت جان مردم تمام شود.در آ ین گزارش سیگار، طبق آمار کنترل ت در نزدیک به ۶۰ درصد از کل افغانستان است و طی سالیان گذشته از کنترل ت کاسته شده است. به نظر شما در طول سال های اخیر و توانسته اند نفوذ و قدرت بیشتری در داخل افغانستان ب کنند؟
در خصوص این گزارش وزارت دفاع افغانستان اظهارنظر کرد و به آن پاسخ رد داد. افغانستان ۳۴ ولایت دارد که هیچ یک در اختیار هیچ گروه تروریستی نیست و ما بیش از ۳۰۰ولسوالی داریم که حدود ۱۰ مرکز ولسوالی در اختیار این گروه ها قرار دارند و آنها هیچ منطقه مهمی را در اختیار ندارند و مراکز اداری ولایتی و مراکز بزرگ اقتصادی هیچ یک در اختیار آنها نیست و هم اینکه روی به مراکز غیرنظامی می آورند و مردم بی گناه را هدف قرار می دهند دال بر این است که شهامت رویارویی با نیروهای امنیتی را ندارند.شما نفوذ و در افغانستان را رد می کنید، اما همه چیز مراکز ولایت و ولسوالی نیست. بالا ه در افغانستان روستاها و ای متعددی وجود دارد و نفوذ آنها قابل توجه است، آیا شما می توانید بگویید که نیروهای امنیتی افغان کنترل ۱۰۰درصدی بر سرزمین افغانستان دارند؟
پیش تر هم گفتم ما درگیر یک جنگ تحمیل شده هستیم. ما شاهد تروریست هایی هستیم که از خارج وارد کشور می شوند. اما نیروهای افغانستان استراتژی و برنامه خاص رزمی خود را دارند و مطابق خواست این گروه ها عمل نمی کنند. آنها براساس اولویت های خود عمل می کنند. هرچند ممکن است نیروهای شورشی برخی مناطق را در اختیار بگیرند اما نیروهای امنیتی برمبنای اولویت بندی و استراتژی نظامی خود عمل می کنند.
در مقایسه با گذشته نیروهای امنیتی افغانستان تجارب بیشتری ب کرده اند و ما دربرابر بیش از ۲۰ گروه تروریستی قرار داریم که از شهروندان مناطق مختلف دنیا در آن حضور دارند؛ به علاوه که بستر اصلی این ناامنی و حضور سایر گروه های تروریستی و تکفیری را به وجود آورده اند.آیا نیروهای امنیتی به آن خودکفایی رسیده اند که بتوانند امنیت مرزی و سرزمینی خود را تأمین کنند؟
امنیت مرزها تا حدود زیادی تأمین است اما باید گفت که افغانستان مرزهای طولانی دارد. به طور مثال با پا تان یک خط مرزی فرضی ۲۵۰۰کیلومتری داریم که بسیاری از این مناطق بیابانی و کوهستانی اند که بدون شک نمی توان در طول تمام این مرز سرباز قرار داد. همان طور که می دانید وقتی که اتحاد شوروی با تمام قدرتی که داشت و ت وقت افغانستان نیز امکانات فراوانی داشت اما با چالش بسیار جدی روبه رو شد و نتوانست امنیت مرزها را تأمین و کل کشور را فتح کند.
در حال حاضر تمام مناطق ورودی زمینی رسمی به طور کامل تحت کنترل است اما برای جلوگیری از عبورومرور تروریست ها و قاچاقچیان نیاز به همکاری در دوطرف مرز است. چند سال پیش شاهد آن بودیم که نیروهای رزمی خارجی از افغانستان خارج شدند و تعداد کم نیروهای باقیمانده نقش آموزشی مشاوره ای داشتند. تروریست ها و حامیان خارجی آنان بر این باور بودند که می توانند در طول یک سال تعداد زیادی از ولایت های کشور را در اختیار بگیرند.
اما هیچ یک از این اتفاق ها رخ نداد و آنها تلاش فراوانی د که مرکز ولایت قندوز افغانستان را بگیرند که طی چند ساعت سرکوب شدند و در سایر نقاط کشور نیز همین اتفاق رخ داد. از طرفی دیگر هرچند هزینه عمده ت در بخش مبارزه با تروریسم است اما ت وظیفه دارد به معیشت و زندگی مردم نیز بپردازد و در همه این موضوعات به نحوی درگیر هستیم؛ ولی باور کامل داریم که این گروه ها از بین خواهند رفت و برای انی که از این گروه ها حمایت می کنند چیزی جز روسیاهی نخواهد ماند.با توجه به صحبت های شما نیروهای امنیتی افغان می توانند تأمین امنیت سرزمینی افغانستان را برعهده داشته باشند، اما اکنون شاهد استراتژی جدید و اعزام نیروی بیشتر رزمی به افغانستان هستیم، اگر افغان ها می توانند تأمین امنیت کنند چه نیازی به نیروی جدید رزمی است، که مورد استقبال ت هم قرار می گیرد، دیدگاه شما نسبت به این موضوع چیست؟
بار اصلی جنگ و مقابله با گروه های تروریستی در افغانستان برعهده نیروهای ملی است. اما نکته مثبت استراتژی جدید اعلام شده این است که حرف هایی را که افغانستان سال ها بیان می کرد که مشکل در بیرون افغانستان است به طور رسمی مورد تأیید قرار گرفت. ما تأکید داریم که ناامنی در افغانستان یک مشکل داخلی نیست، بلکه مشکلی تحمیل شده از بیرون است و ت افغانستان با همین رویکرد از استراتژی جدید استقبال کرده است از همین رو دنیا آگاه می شود که جنگ در افغانستان یک جنگ تحمیل شده از خارج است.
البته حضور نظامیان خارجی در افغانستان بر اساس یک اجماع بین المللی و مصوبه شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده است. افغانستان نیز از این رویکرد استقبال کرده است و ما همچنین یک قرارداد امنیتی با داریم که حضور این نیروها را در آنجا تعریف و قانونمندکرده است و تا زمانی که افغانستان احساس نیاز داشته باشد از همکاری این نیروها بهره مند خواهد بود و این امر ضرورت شرایط کنونی است که از دخ ها و ها و جنگ ها و فتنه های صادرشده به افغانستان به جا مانده است. نباید فراموش کرد که افغانستان در پیمان های نظامی بین المللی هیچگاه وارد نشده است و حتی پس از ش ت آلمان ها در جنگ جهانی دوم با وجود همه محدودیت ها بی طرفی خود را حفظ کرد و حاضر نشد اتباع آلمان ش ت خورده را به طرف های پیروز تحویل دهد.
با این وجود همسایه قدرتمند شمالی وقت ما یعنی اتحاد جماهیر شوروی با وجود اینکه بهترین روابط را با افغانستان داشت دچار اشتباه بزرگ شد و به افغانستان حمله نظامی کرد و مشکلات از همان جا آغاز شد تا آنکه افغانستان تبدیل به مرکز گروه های تروریستی بین المللی شد و حوادث ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و با احساس یک چالش و نیاز مشترک، نیروهای بین المللی وارد افغانستان شدند و اکنون حضور نیروهای خارجی تعریف شده است و حضور آنها موقت و مشروط است و ت سعی می کند هرچه زودتر روی پای خود بایستد.
همچنین مسوولیت کشورهای همسایه این است که برای پاسداری از امنیت خود ت افغانستان را در تأمین صلح و برقراری ثبات حمایت کنند. هر وقت حمایت خارجی از تروریست ها در افغانستان قطع شود دیگر نیازی به حضور نیروهای فرامنطقه ای نخواهد بود و همکاری ها به سمت و سوی دیگری سوق پیدا خواهند کرد؛ ولی تا زمانی که نیاز باشد افغانستان از کمک و همکاری کشورهای دوست استقبال خواهد کرد و هرگونه افزایش نیرو بدون موافقت ت افغانستان نخواهد بود.در حال حاضر یک تناقض وجود دارد، شما می فرمایید نیروهای افغان توان تأمین امنیت دارند و طبق توافق با ت پیشین بخشی از نیروهای نظامی این کشور در داخل افغانستان باقی ماندند. اگر نیروهای افغان توان تأمین امنیت دارند چه نیازی به افزایش نیرو است و اگر این اتفاق نیفتاده پس چرا پس از ۱۷ سال هنوز نیروهای نظامی افغان نیازمند افزایش نیروهای نظامی خارجی در کشور هستند؟
این موضوع کماکان مورد نیاز افغانستان و این شرایط کنونی کشور است و ما امیدوار هستیم که با قطع دخ های بیرونی و آموزش و پرورش تروریست ها و اعزام شان به افغانستان دیگر نیازی به این نیروها نداشته باشیم.مذاکرات با به چه مرحله ای رسیده است و آیا جای امیدواری برای توافق احتمالی وجود دارد؟ و آیا از این مذاکرات پشتیبانی انجام می دهد؟
تا جایی که به ت افغانستان مربوط است، گام های بسیار گسترده برداشته شده است؛ به خصوص در دومین نشست پروسه کابل، مشوق های سخاوتمندانه و بی سابقه ای از سوی جناب رئیس جمهوری افغانستان برای جهت مذاکره و صلح ارایه شد. این روند در تاشکند نیز ادامه داشت و ما شاهد حضور پررنگ کشورهای مختلف و جامعه بین المللی در دو کنفرانس صلح بوده ایم که در آن هم نمایندگان ایران و سایر همسایگان و هم برخی از کشورهای اروپایی، و روسیه حضور داشتند که همگی از روند صلح و گفت وگو با حمایت د و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز قرار گرفت.
اکنون توپ در زمین و حامیان آنان قرار دارد. بهتر است پیش از اینکه فرصت از دست برود به این بسته پیشنهادی پاسخ مثبت بدهند. تا جایی که بنده اطلاع دارم، برخی عناصر کلیدی و نیروهای تمایل به مذاکره و صلح دارند و امیدوار هستیم گروه های دیگر در اراده خود را به دست گیرند و به این مذاکرات بپیوندند. بدون شک توافقی که با صلح صورت گیرد کم هزینه تر و موفق تر خواهد بود.آیا سیگنال های مثبتی هم در این زمینه از سمت دریافت کردید؟
تا جایی که اطلاع دارم، تماس هایی از سمت برخی گروه های وجود دارد که از این جریان استقبال د و ما امیدوار هستیم که در خلال ماه های آینده تحولات مثبت تری رخ دهد.ایران همکاری تأثیرگذار نظامی در زمینه مبارزه و ش ت با ت عراق داشت. همکاری های میان ایران و افغانستان در بحث مبارزه با تروریسم در چه حدی دنبال می شود و آیا این امکان وجود دارد که درخواستی از ایران برای همکاری نظامی در بحث مبارزه با تروریسم در افغانستان شود؟
همکاری های امنیتی میان دو کشور در شرایط خوبی جریان دارد. سفرهای مقام های ارشد امنیتی دو کشور ادامه دارد و در این ملاقات ها طرفین به تفاهمات خوبی دست یافته اند و بدون شک دو کشور همسایه در برابر یک دشمن مشترک قرار دارند و هرگونه تشریک مساعی به نفع دوکشور، همسایگان و کشورهای منطقه خواهد بود. ت افغانستان نیز معتقد است که با توجه به اینکه و سایر گروه های افراطی و تروریستی یک تهدید مشترک هستند و باید همه کشورهای منطقه و جهان در این زمینه همکاری کنند و در آن سهیم باشند و مساعی و فشار برکشورهایی که از این گروه ها حمایت می کنند ادامه پیدا کند. در مجموع فضای همکاری م ن ایران و افغانستان بسیار خوب است.آیا امکان ایجاد فضایی مثل ایران و عراق م ن ایران و افغانستان وجود دارد؟
بین دو کشور ملاقات ها، تماس ها و مذاکرات جریان دارد. در جریان سفر ثور ۱۳۹۶ جناب آقای ظریف به کابل، دو کشور کمیته های پنجگانه مشترک تشکیل دادند که یکی از آنها کمیته امنیتی و دفاعی است که در آن موضوعات و همکاری های دفاعی و امنیتی بررسی می شوند و توافق هایی که به دست می آید در نهایت در یک سند جامع همکاری گردآوری خواهندشد و طبیعی است که اقدامات امنیتی و دفاعی از بخش های مهم سند راهبردی خواهد بود.
کمیته امنیتی دفاعی تاکنون دو جلسه داشته است؛ یکی در تهران و دومی در کابل و جلسه سوم نیز بناست در تهران برگزار شود و این شکل دیگری از همکاری ها در این زمینه است که میان دو کشور جریان دارد. لازم است ذکر شود که تماس ها و تبادل اطلاعات و رفت و آمدهای میان تهران-کابل توسط مقامات امنیتی دو کشور جریان دارد.روابط دوجانبه میان ایران و افغانستان تحت تأثیر مسئله آب قرار گرفته است. آقای ظریف در مجلس ایران سخن گفتند و اعلام د که نامه اخطار به افغانستان ارسال شده است. سالانه افغانستان طبق توافق بناست که حقابه ای را به میزان ۸۲۰ میلیون مترمکعب برای رود هیرمند در اختیار ایران قرار دهد، آقای کیخا، زابل در مجلس اعلام د که از این میزان تنها ۳ میلیون مترمکعب آن تأمین شده است. دلیل عدم پرداخت این حقابه چیست؟
در مورد آب هیرمند، خوشبختانه معاهده ای بین دو کشور وجود دارد که دو کشور به آن پایبند هستند و درمعاهده حقابه ایران، ۸۲۰ میلیون مترمکعب آب در سال نرمال آبی است و این حقابه همواره از طرف افغانستان رعایت شده است و فراموش نکنیم که افغانستان در نتیجه گرفتاری در جنگ های تحمیلی چند دهه گذشته و در نتیجه مهاجرت ها و ویرانی هایی که به سیستم آب های کشاورزی افغانستان وارد شده است در طول این سال ها ساخت و ساز و پروژه های راه اندازی نداشته و نه تنها حقابه پرداخت شده بلکه در برخی سال ها افغانستان حتی استفاده سنتی هم از آب های خود نداشته و در نتیجه تقریباً همه آب های افغانستان به کشورهای همسایه رفته است.
متأسفانه شاهد خش الی های دوام دار و کم سابقه و تغییر اقلیم هستیم و زمانی که این مسائل بحث می گردند باید عوامل اصلی سازنده مشکل شناسایی شوند. اما متأسفانه برخی رسانه ها و مقامات محلی گاه اظهاراتی می کنند که گویا افغانستان آب را بسته و اجازه بهره برداری از آن توسط ایران را نمی دهد؛ در حالی که در طول این سال ها نه تنها حقابه رعایت شده است بلکه در سال های زیادی سالانه دو تا سه برابر حقابه آب جریان داشته است.بحث حقابه یکی از چالش های عمده طی سال های گذشته است. هرچند معاهده به سال آبی نرمال اشاره دارد اما از سنبله گذشته تا به امروز از ۸۲۰ میلیون مترمکعب تنها ۳ میلیون آن تأمین شده به نظر شما این روند منطقی است؟
فکر می کنم بیشتر شکایت ها از حوت و حمل اخیر است. اما اگر آب نیست به دلیل خش الی بی سابقه ای است که ما شاهد آن هستیم و یقیناً که افغانستان آب را قطع نکرده است. در برخی مناطق افغانستان بارندگی برف و باران کاهش کم سابقه داشته است؛ در همین ماه حوت که پایان زمستان است و از ماه های بارشی محسوب می شود متأسفانه در برخی مناطق کشاورزان ما احشام خود را از دست داده اند به این دلیل که نه برف و بارانی بوده و نه علفزاری روییده است. همین حالا به دلیل خش الی کم سابقه و نبود برف و بارش، چند میلیون نفر از مردم افغانستان در معرض قحطی قرار دارند و شاهد کوچ های اجباری در برخی مناطق هستیم.
بهتر است به جای اینکه سوءظن باشد و معلومات غلط به خواهر و برادر ایرانی داده شود با یک رویکرد واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم. ما باید اول علل و عوامل مشکل را به خوبی شناسایی کنیم تا دچار اشتباه و بی انصافی نشویم و اذهان را علیه افغانستان تحریک نکنیم. امیدوارم دل های مان صاف باشد و دعاهای ما به درگاه خداوند مستجاب شود و پروردگار مهربان برف و باران رحمت خود را بر ما نازل کند تا همه از این مشکل رهایی ی م. منبع اصلی تغذیه رودخانه ها، برف است و برفی هم که در زمستان و در چله می آید ماندگار است و اگر برفی نباشد رودخانه ها آبی نخواهند داشت.
از طرفی افزایش برداشت چندصدبرابری از آب در طول چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، تغییر اقلیم، خش الی های دوامدار، همه اینها عواملی هستندکه در مسائل بحران آب نقش اساسی دارند و این مشکل تنها یک کشور نیست، گذشته از اینکه هرکشوری در داخل خود نیز با چنین مشکلاتی مواجه است.آقای ظریف تأکید د که دو نامه اخطار به افغانستان ارسال شده و تهدید به اقدام متقابل د، پاسخ افغانستان به این موضوع چیست؟
این نوع مسائل در ملاقات ها و مذاکرات دو طرف همواره مطرح و راه حل آن جست وجو می شود و افغانستان آماده است به سوءفهم ها پاسخ دهد؛ به خصوص در نشست های مشترک کمیته های آب دوکشور.
روابط دو کشور باید بر پایه دوستی، همکاری، حسن همجواری، عدم دخ در امور یکدیگر و اعتماد و احترام متقابل استوار باشد. دوکشور به یکدیگر نیاز دارند؛ افغانستان برای ایران مهم است و ایران برای افغانستان بسیار مهم است و نه تنها در دیدکوتاه مدت بلکه در دید بلندمدت و استراتژیک دو کشور برای یکدیگر مهم هستند و باید به دنبال آن باشیم که ابعاد همکاری ها گسترده تر شوند. به همکاری های بیشتر نیاز داریم و باید فضای اعتماد را بیش از پیش تقویت کنیم. مواردی که به ما به عنوان سفارت رسیده و ابلاغ شده است به اطلاع مراجع مربوطه در کابل رسیده و به آنها پاسخ داده خواهد شد. اخیراً نیز در این زمینه یادداشتی را دریافت کردیم که به کابل انعکاس داده شده و منتظر پاسخ آن هستیم.خبرهایی از سدسازی های افغانستان در آن طرف مرز وجود دارد. این شائبه مطرح می شود که افغانستان قصد دارد آب خود را مدیریت کند و آن را به ایران ندهد، موضوع دیگر خشکی تالاب هامون است که دود این اتفاق در چشم دو کشور خواهد رفت، آیا فکر نمی کنید تالاب هامون تبدیل به فصل مشترکی برای حل این مسئله شود؟ آیا افغانستان فکر نمی کند این موضوع می تواند روی کشور آنها تأثیرگذار باشد؟
افغانستان هم مانند سایر کشورها حق و تکلیف دارد که از ظرفیت ها استفاده کند و منابع آبی خود را مدیریت کند و در چارچوب توافقات دوجانبه و حقوق بین الملل حقوق دیگران را رعایت کند. بدون شک مسائل محیط زیستی ازجمله مواردی نیست که منحصر به یک کشور باشد بلکه از پدیده ها و چالش های جهانی به شمار می روند.
اکنون برخی از کلان ای ایران و حتی تهران از گرد و خاکی که از عراق و همسایگان عراق برمی خیزد در رنج است و اتفاقاً مسیر بادها اغلب از غرب به شرق است که در نتیجه ضرر خشکی هامون برای افغانستان کمتر از ایران نیست. در همان افغانستان هم مردم در ولایت نیمروز در همسایگی ولایت سیستان و بلوچستان ایران که هیرمند از آن می گذرد تشنه هستند و آب ندارند. خوشبختانه در کمیته آب تفاهم هایی صورت گرفته که خشک شدن هامون و تالاب های مرزی دوکشور آسیب شناسی شود و افغانستان آماده است برای احیای هامون و تالاب ها همکاری کند.یعنی افغانستان استحصال آب انجام نمی دهد؟
مناطقی هست در افغانستان از جمله در ولایت نیمروز که رودخانه هیرمند از آن می گذرد ولی آبی برای آشامیدن و کشاورزی ندارند؛ اگر آن محدوده را ببینید شرایط بسیار بد است. مشکل تغییر اقلیم یک مشکل منطقه ای و جهانی است. امیدواریم دو کشور بتوانند، در فضای تفاهم و همکاری با یکدیگر، تا آنجا که مقدور باشد برای حل مشکل راه و چاره ای بین ند.
چرا باید افغانستان به دهلیز اقتصادی چین- پا تان بپیوندندانتظار می رود دهلیز اقتصادی چین- پا تان، به عنوان «تغییر دهنده بازی» در جنوب آسیا عمل کند. بخش از ابتکار عمل چین یک کمربند- یک راه و دهلیز اقتصادی چین- پا تان پروژه های به ارزش ۵۴ میلیارد دالر را شامل می شود که هدف آن اتصال منطقه سن کیانگ چین به مرز گوادر در پا تان می باشد. به صورت طبیعی، با روی کار شدن یک چنین پروژه زیر بنایی، دهلیز اقتصادی چین- پا تان توجه سایر بازیگران منطقه ای را به خود جلب کرده است. از ماه اوکتوبر سال ۲۰۱۶، افغانستان نیز به صورت قوی تمایل خویش را برای اشتراک در این پروژه اعلام کرده و حتی این خواست را از طریق مقام های رسمی نیز مطرح کرده است. چنانچه سفیر افغانستان مقیم پا تان، داکتر عمر زاخیلوال، تأکید کرد، کشورش علاقه مند اشتراک به دهلیز اقتصادی چین- پا تان می باشد، به گفته وی این پروژه توسعوی نه تنها به سود پا تان بلکه به سود همه منطقه خواهد بود. اگر این پروژه به گونه درست تطبیق شود، چین و پا تان به شکل بی سابقه ای از اشتراک افغانستان در دهلیز اقتصادی چین- پا تان استقبال خواهند کرد. چین از مدت ها به این طرف، علاقه زیادی به منابع دست نخورده افغانستان دارد، اما وضعیت امنیتی در این کشور سبب شد تا چین از سرمایه گذاری بیشتر در این کشور خود داری کند. اگر وضعیت امنیتی در افغانستان بهبود پیدا کند، پا تان نیز می تواند به شکل آسان به کشورهای آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند و از سوی دیگر از بازگشت مهاجرین افغان از این کشور سود ببرد. افغانستان به عنوان کشور محصور شده در خشکه و ملتی که از تروریسم رنج می برد، به شدت به ساختار اقتصادی و زیربنایی ضرورت دارد و این می تواند از طریق سرمایه گذاران تاجران چینی حاصل شود؛ بنابراین، همکاری سه جانبه بین این کشورها در دهلیز اقتصادی چین- پا تان می تواند پیروزی برای همه این سه کشورمحسوب گردد.منفعت برای افغانستان
وضعیت امنیتی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ زمانی که شمار بزرگ از سربازان ایتلاف بین المللی به ی از این کشور خارج شدند رو به وخامت گراید. شورشیان ، همزمان با وج نیروهای ایتلاف از افغانستان چندین حمله را راه اندازی د. در حالی که شمار پروژه های که قرار است در چهار چوب دهلیز اقتصادی چین- پا تان راه اندازی گردد دقیق معلوم نیست اما افغانستان از سود این پروژه ها بی نصیب نخواهند ماند.
نخست اینکه، دهلیز اقتصادی چین- پا تان سرمایه گذاری و صنعتی شدن برای پا تان را در قبال دارد و افغانستان به دلیل همسایه بودن از این موضوع نفع خواهد برد. در واقع، پا تان از همین اکنون ساخت چندین جاده را برای وصل با کشور چین را روی دست گرفته، که اعمار جاده جلال آباد – تورخم به طول ۷۵ کیلومتر در یکی از این جاده ها می باشد، همچنین، جاده پشاور- تورخم نیز در چوکات این پروژه شامل است. چنانچه تکمیل شدن این پروژه ها با چالش های زیادی مواجه بوده، اما گامی است به سوی افزایش اتصال بیشتر با پا تان و کمک افغانستان که موفق به وصل شدن با دهلیز اقتصادی چین- پا تان شود. برعلاوه، پا تان دو جاده دیگر را نیز قرار داد کرده که از دی آ خان به انگور اده و از غلام خان به ولایت های پکتیکا و خوست افغانستان وصل می شود. اعمار این جاده ها تاجران و سرمایه گذاران افغان را کمک خواهد کرد که به بازارهای پر مصرف کشورهای جنوب آسیا دست یابد و باعث می شود افغانستان صادراتش را با هزینه کمتر افزایش دهد.
دوما، گرفتن عضویت در دهلیز اقتصادی چین- پا تان، و به صورت عموم ابتکار یک کمربند- یک راه، افغانستان فرصت خواهد داشت تا اقتصاد خود را با ثبات ساخته و و فرصت های تجارتی خویش را گسترش دهد. به گزارش سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۱۵ بیش از ۷۰ درصد صادرات افغانستان به پا تان و هند صورت گرفته است. اقلام اصلی صادر شده را قالین، میوه خشک، فرش و گیاه های دارویی تشکیل می دهند، اما اقلام مشهور مثل آهن، مس و غیره که افغانستان به داشتن آنها شهرت دارد در جمله مواد صادر شده نبوده است. دسترسی به شبکه یک کمربند- یک راه، دو فرصت را برای افغانستان مساعد خواهد ساخت: اول دسترسی به بازارهای چین، آسیای مرکزی و قسمت از اروپا در حالی که افغانستان در حال حاضر با دومی تجارتی ندارد، بخش دوم صادر مواد معدنی مثل مس، آهن و سایر منابع طبیعی به کشورهای عضو شبکه یک کمربند- یک راه می باشد.منفعت برای چین
برای چین، افغانستان به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی و قرار داشتن در امتداد جنوب و مرکز آسیا ارزش استراتژیک دارد. همچنان، منابع زیر زمینی بزرگ افغانستان نشان دهنده فرصت بالقوه اقتصادی است. بنا به یک گزارش نشر شده، ارزش منابع طبیعی افغانستان به یک تریلیون دالر بالغ می گردد. با این حال، وضعیت شکننده افغانستان و چالش های فساد در گذشته مانع بسیاری از سرمایه گذاری ها گردیده است. در صورتی که هرگونه سرمایه گذاری می توانست سبب شگوفایی اقتصاد افغانستان و بهبود وضعیت امنیتی این کشور شود. در سال ۲۰۰۸ میلادی کشور چین قرار داد سی ساله ای را با ت افغانستان به امضا رساند که مس عینک را است اج کند، این دومین معدن مس در جهان می باشد. ارزش این قرار داد به ۳ میلیارد دالر بالغ می شد؛ اما به دلیل نگرانی های امنیتی و حملات تعطیل گردید.
از سوی دیگر، چین نقش مرکزی را در گفتگوهای صلح میان ت افغانستان و بازی می کند، زیرا این کشور را تشویق کرده به گفتگوهای صلح بپیوندند. تأمین امنیت در افغانستان نه تنها سبب آوردن ثبات در کشور شده، بلکه برای چین نیز این فرصت را مهیا می سازد نگران امینت خودش نباشد، زیرا بی ثباتی در افغانستان روی منطقه غربی سین کیانگ این کشور تأثیر می گذارد.
چنانچه گفته می شود تاکنون، چین مشارکت کمتری را به صورت مستقیم و حمایت از امنیت در افغانستان انجام داده، زیرا و ناتو به صورت گسترده ای در این موضوع دخیل اند. اما پس از سال ۲۰۱۴ چین همکاری های امنیتی خویش را افزایش داده و کمک های نظامی را برای تلاش های مبارزه برضد تروریسم افزایش داده است. ممکن تلاش های بیشتر برضد تروریسم در افغانستان دروازه ها را به روی تاجران چینی به این کشور باز کند تا آنها به منابع دست نخورده زیر زمینی دسترسی پیدا کنند.منفعت برای پا تان
یک افغانستان با ثبات منفعت های مختلفی برای پا تان دارد. نخست اینکه، برای پا تان این فرصت را خواهد داد تا هزینه های اقتصادی را که به دلیل میزبانی از مهاجرین افغان متحمل می شود کاهش دهد. برای چندین دهه، پا تان میزبان میلیون ها مهاجر افغان بوده که آنها به دلیل نا امنی های داخلی از افغانستان آواره شده اند. در سال ۲۰۱۳ یک مقام پا تانی گفت که این کشور از بابت میزبانی مهاجرین افغان ۲۰۰ میلیارد دالر تاکنون مصرف کرده است. درنتیجه، در سال ۲۰۱۵ ت پا تان چندین صد از مهاجرین افغان را مجبور کرد که به افغانستان بازگردند. بهبود وضعیت اقتصادی در افغانستان، برای میلیون ها مهاجر این فرصت را فراهم خواهد کرد که دوباره به افغانستان بازگردند، که این خود روی اقتصاد پا تان تأثیر خواهد گذاشت.
دوم، همکاری های دوجانبه در آینده، دروازه ها را برای تجارت به کشورهای آسیایی مرکزی باز خواهد کرد، که اخیراً، حرکت های در این محور آغاز شده است. در حال حاضر، همکاری های اقتصادی آسیای مرکز و مرز شیرخان- نینی پیان، از سوی سه کشور تاج تان، افغانستان و پا تان دهلیز بالقوه ای برای تجارت شناخته شده است. بنا ثبات در افغانستان این منطقه را به دهلیز ترانزییتی برای کشورهای منطقه چون پا تان فراهم خواهد کرد.
سوم، توسعه اقتصادی و ثبات در افغانستان نقش برد- برد را برای هردو کشور همسایه فراهم خواهد کرد و سبب بهبود همکارهای مرزی بین دو کشور خواهد شد. این در حالیست که افغانستان و پا تان از مدت طولانی به این طرف یک دیگر را به مداخله در امور همدیگر متهم کرده اند. همکاری نزدیک بین دو کشور همسایه باعث از بین رفتن شورشیان خواهد شد که در امتداد مرز دو کشور حضور دارند.فرصت های همکاری با پروژه های رقیب
جاده ابریشم جدید و پروژه سه جانبه چا بهار، که از سوی افغانستان، ایران و هند راه اندازی شده، و تلاش های جاری سبب ادغام افغانستان با کشورهای همسایه اش گردیده است. این در حالیست که هردو پروژه، از زمان آغاز به کار با چالش های متعددی مواجه بوده اند. در صورتی که هردو پروژه سبب توسعه در افغانستان شود، در دراز مدت می تواند این کشور ا به گونه مؤثر در دهلیز اقتصادی چین – پا تان و ابتکار یک کمربند- یک راه وصل نماید.
علی رغم اینکه شما زیادی از نیروهای یی از افغانستان خارج شدند، اما، ابتکار جاده ابریشم جدید علی رغم چالش های متعدد متوقف نشد. هدف اصلی این بود که کشورهای آسیای مرکزی را با مصرف کننده گان بزرگ در آسیای جنوبی متصل نماید. تاپی و کاسا یک هزار، دو پروژه بزرگ جاده ابریشم جدید می باشد. درحالی که جاده ابریشم جدید زیر کار است، دهلیز اقتصادی چین- پا تان نیز می تواند کامیاب شود. این موضوع سبب افزایش همکاری ها میان و چین در افغانستان خواهد شد و باعث خواهد شد که دهلیز اقتصادی چین- پا تان به داخل افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی وصل خواهد شد.
در سال ۲۰۱۶، ایران، افغانستان و هند همکاری های سه جانبه ای ترانزیتی را به امضا رساندند که این موضوع به اقلام هندی اجازه می داد از طریق بندر چابهار وارد افغانستان شود. این موافقت نامه برای هند دارای اهمیت فراوان است زیرا این کشور بدون نیاز به پا تان از طریق ایران اموالش را به افغانستان صادر می نماید. راه اندازی بندر چابهار که در گذشته به عنوان پروژه رقیب با بندر گوادر در پا تان محسوب می گردد، اما اکنون بنا بر علاقه دو کشور افغانستان و ایران برای اشتراک در دهلیز اقتصادی چین- پا تان و ابتکار یک کمربند- یک راه چین فصل تازه ای را شاهد می باشد.به سوی همکاری های سه جانبه
چین، پا تان و افغانستان همه آماده اند تا از همکارهای سه جانبه سود ببرند، این موضوع سبب بهبود ثبات و امنیت شده و باعث افزایش زیر ساخت ها خواهد شد و دروازه ها را به روی توسعه اقتصادی و متصل شدن کشورها مساعد می سازد که این شامل سه حوزه بزرگ می شود.اول: بهبود وضعیت امنیتی
وضعیت امنیتی در افغانستان باید بهبود یابد. کشورهای همسایه می توانند در بعد نظامی این کشور را کمک کنند، چین می تواند نقش میانجی میان ت افغانستان و را بازی کند. پا تان نیز باید با گروه های شورشی که در این کشور حضور دارند مبارزه کند.دوم: افزایش ارتباطات
با متصل شدن جاده ها و خطوط آهن در امتداد مرز پا تان و چین، افغانستان به آسانی می تواند به دهلیز اقتصادی چین- پا تان بپیوندند و می تواند بخش از تجارتی باشد که در این پروژه جریان دارد.سوم: باز منابع طبیعی برای سرمایه گذاران خارجی
با متصل شدن جاده ها و خطوط آهن در امتداد مرز پا تان و چین، افغانستان به آسانی می تواند به دهلیز اقتصادی چین- پا تان بپیوندند و می تواند بخش از تجارتی باشد که در این پروژه جریان دارد.
چین به شدت علاقه مند است تا شرکت های خصوصی این کشور در حوزه منابع طبیعی افغانستان سرمایه گذاری کند. به این دلیل افغانستان باید دروازه هایش را به روی چنین سرمایه گذارانی باز نماید، زیرا در دراز مدت این موضوع به سود افغانستان خواهد بود. در حالی که چین و پا تان نقش عمده ای در افغانستان بازی خواهند کرد، اما نقش مرکزی را باید ت افغانستان داشته باشد. افغانستان باید با یک پالیسی مشخصی برای اشتراک در دهلیز اقتصادی چین- پا تان و ابتکار یک کمربند- یک راه داشته باشد و فضای مناسبی را برای سرمایه گذاری ایجاد کند، این مهم از مشارکت سکتور خصوصی ممکن خواهد بود.
اکلیل حکیمی مالیه افغانستان به روشنی از اهمیت ابتکار یک کمربند- یک راه چین برای کشورش نام برد وی گفت: «این پروژه، امید و آرزو را برای کشور جنگ زده ای مثل افغانستان فراهم خواهد کرد. بنا براین، برای بدست آوردن این آرزو و فرصت های که وجود دارد، افغانستان باید راه همکاری با پا تان و چین بخاطر مشارکت این کشور در دهلیز اقتصادی چین- پا تان روی دست گیرد.»
- نویسنده: انوراج رام چندران / دیپلومات / برگردان: ضیا صاد
به گزارش گروه رسانه های بی باک، به موازات ش ت در عراق و ، تروریست ها افغانستان را به عنوان مقصد بعدی خود انتخاب کرده اند؛ موضوعی که خطرات و چالش های امنیتی این کشور را در آینده دوچندان خواهد کرد. افغانستان که سال هاست به خاطر تهدیدات با ثبات و آرامش بیگانه است الان تهدید دیگری را بیخ گوش خود احساس می کند. نوذر شفیعی، کارشناس شبه قاره می گوید: « به خاطر تفکرات ایدئولوژیکی تند و سلفی در بین ت و مردم افغانستان جایگاهی ندارد و هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد.» گفت وگوی «جوان» با نوذر شفیعی را در زیر می خوانیم.
با افزایش تهدیدات ، هم در افغانستان حملات خود را تشدید کرده و با توجه به اینکه در عراق و پایگاه های خود را از دست داده، به دنبال مناطق دیگری برای انتقال عناصر خود است. آیا می توان گفت که افغانستان کانون بعدی بحران و مأمن تروریست ها پس از عراق و خواهد بود. از آنجاکه تعداد زیادی از اعضای افغانستان از جداشدگان هستند آیا بین جناح های و هماهنگی هایی وجود دارد یا اینکه رقابت امنیتی بین آنها حاکم است؟
پدیده ای به نام در افغانستان که این نام را به خودش اطلاق کند، وجود دارد و از اوا 2014 در این کشور اعلام موجودیت کرد، اما اینکه آیا بدنه این گروه ی هستند یا نه جای سؤال دارد. ما در افغانستان ظرفی به نام داریم که محتوای آن مهم است و می توان برنامه ریزی های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و برای مقابله با آن انجام داد. امریکایی ها برآورد می کنند که تعداد 2500 تا 3000 ی در افغانستان وجود دارند. برخی معتقدند که بین 8500 تا 1200 نفر در افغانستان عضو هستند. آنچه مشخص است اینکه گروهی به نام در این کشور وجود دارد و حملاتی را انجام می دهد که جهت دارند و بسیاری از آنها معطوف به شیعیان «هزاره» افغانستان هستند. توجه به شیعیان افغان هم به عملیات شیعیان گروه «فاطمیون» در مربوط می شود که با گروه های تروریستی مبارزه می کنند. در افغانستان بیشتر از چه گروه ها و افرادی عضو گیری می کند؟ آیا مناطق خاصی وجود دارد؟در ارتباط با اینکه چه افرادی در افغانستان عضویت دارند چند مسئله وجود دارد؛ برخی از این افراد انی هستند که به عراق و رفته و با بیعت کرده اند. البته تعداد افغان هایی که در کنار جنگیده باشند خیلی کم است ولی انی وجود دارند که خود از برای حضور در افغانستان دعوت و با ابوبکر البغدادی، سرکرده بیعت د. در افغانستان عضوگیری نکرده است. عبدالرئوف خادم، از ان مهم در استان هلمند که در گوانتانامو زندانی بود در آنجا سلفی شد و با هیئتی به عراق رفت و با بیعت کرد. مسلم دوست، یکی از علمای مهم افغان که او هم در زندان گوانتانامو بود از برای حضور در افغانستان دعوت کرد.
درحالی که خادم، قلمرو هلمند را پوشش می داد، مناطق مشرقی، ننگرهار و کنر تحت پوشش مسلم دوست است. خاستگاه اصلی در افغانستان از ننگرهار است. ریشه سلفی های تندرو در افغانستان در دو منطقه است که «برهان الدین ربانی» در بدخشان بوده و دیگری «سیاف» در ولایات مشرقی است. توجه داشته باشیم که بدنه جامعه افغانستان کشش سلفی ها را ندارد و در دوره رژیم هم تلاش های زیادی شد سلفی گری را در جامعه افغانستان پرورش بدهند اما موفق نشدند.
همچنین «سعید اماراتی» در منطقه مشرقی افغانستان فعال است. اینها افرادی هستند که از برای حضور در افغانستان دعوت و با این گروه بیعت د. اینکه چرا این افراد از دعوت د، به این خاطر است که اینها بعد از مرگ ملا عمر، بر سر ی در دچار تفرقه شدند. همه این افراد هم به شورای کویته تعلق دارند. آنها با توجه به اینکه در قدرت سهیم نشدند از روی حب و بغض با بیعت د و حتی برای کشتن فرماندهان ارشد به امریکایی ها اطلاعات دادند و بر اساس آمارهای اعلام شده در یک سال گذشته حدود 50 نفر از فرماندهان توسط امریکایی ها کشته شده اند. ترکیب اعضای افغانستان چطور است؟ آیا تنها افغان ها در این گروه عضویت دارند یا از کشورهای خارجی هم افرادی در این گروه عضو هستند؟از بین اعضای تنها 30 درصدشان از افغان ها و 70 درصد از سایر کشورها هستند. این 30 درصد افغان ها هم اغلب از جوانانی هستند که شغلی ندارند و بیکار هستند. الان 40 درصد جمعیت افغانستان فقیر هستند و نرخ بیکاری در این کشور بسیار بالاست. افغانستان بعد از آنگولا و چاد، جوان ترین جامعه جهان است و اکثریت جمعیت جوان این کشور بین 15 تا 24 سال سن دارند. دو شاخص بیکاری و بیسوادی نشان می دهد که امکان عضوگیری از بین این افراد جوان وجود دارد. این افراد در قبال دریافت پول حاضر هستند به عضویت گروه هایی مثل دربیایند. حقوقی که ی ها دریافت می کنند هر ماه حدود 1000 دلار است، حقوقی که یک عضو دریافت می کند 700 دلار و حقوق ماهانه یک نیروی نظامی تی 200 تا 250 دلار است. در 2015 هم ت در پرداخت حقوق نیروهای نظامی به مشکل خورد و هم به دلیل کاهش قیمت نتوانست حقوق اعضای خود را پرداخت کند و لذا که تازه در افغانستان قدرت گرفته بود و پول های زیادی در اختیار داشت، توانست عضوگیری کند.
از 70 درصد خارجی های عضو ، عده زیادی از جریان «تحریک » پا تان هستند که اصلی ترین بدنه را تشکیل می دهند و عمدتاً از مناطق قبایلی هستند. علت اینکه جریان تحریک از استقبال کرد به خاطر اختلاف با افغانستان بود. دومین گروهی که بدنه را تشکیل می دهد، « ی» ازب تان است که با بیعت کرده اند که هم از پول می گیرد و هم از لحاظ ایدئولوژیکی و سلفی گری با سنخیت دارد. سومین گروه، «حزب ی تر تان شرقی» است. بنابراین، بخش زیادی از بدنه که فعال هستند، عضویتشان تاکتیکی است نه استراتژیک. حزب ی تر تان شرقی یک جریان ملی گرا است و علیه قوم «هان» در چین فعالیت می کند. درست است که این گروه ترک و مسلمان است اما هدف اصلی آن تقابل با سلسله «هان» است و این حزب برخلاف که ادعای تأسیس خلافت جهانی و فراملی را دارد بیشتر تمرکز خود را در چین گذاشته است. همچنین حزب ی ازب تان نیز اینگونه است و فعالیت های خود را در این کشور تعلیق کرده و در شرایط کنونی برای این گروه بیشتر بعد مالی اهمیت و اولویت دارد نه تشکیل خلافت. این حزب هم با همکاری دارد و هم با در افغانستان و عراق و همکاری هایی دارد و به خاطر فعالیت هایش از همه آنها پول می گیرد. گفتید که بیشتر اعضای از اتباع خارجی هستند و از لحاظ تفکر و ایدئولوژی با اختلاف نظر دارند. میزان پذیرش در جامعه افغانستان چقدر است و آیا به نظرتان می تواند نفوذ و قدرتش را افزایش دهد یا اینکه جامعه افغانستان پذیرای نخواهد بود؟تنها حزبی که در بین این گروه ها تفکرات ایدئولوژیکی قوی دارد تحریک پا تان است که آنهم بیشتر تحت تأثیر تفکر «دیوبندی» شبه قاره است تا سلفی وه شبه جزیره عربستان. می توان گفت که بدنه این نیروها با این ترکیب نمی تواند به ماندگاری در افغانستان کمک کند و جای پایی برای این گروه باز کند. نظرسنجی که از جامعه افغانستان انجام شده، نشان می دهد 70 درصد از مردم بر این باورند که عملکرد غیر ی است و بیانگر این است که از لحاظ فکری در جامعه افغانستان جایگاهی ندارد. افغانستان یک معتدل روستایی است و پس از جهاد افغانستان هم مردم افغانستان از زده شدند و به همین خاطر حضور امریکایی ها را پذیرفتند. بنابراین، هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد. نتیجه نظرسنجی هم حاکی از همین مسئله است. فقط تقریباً 28 درصد مردم افغانستان نظر مساعدی نسبت به و تفکرات این گروه داشتند و سایرین درجه ای از حس تنفر را به داشتند. بنابراین جامعه افغانستان پذیرای نیست، چراکه جامعه ای است که جنگ و ناامنی را تجربه کرده و آسیب های زیادی را متحمل شده است.
از سوی دیگر، نیروهای زیادی وجود دارند که با مخالف هستند. با مشکل زیادی دارد و این اختلافات جدی است. با مشکلات ایدئولوژیک دارد و همچنین به قلمرو خود را برنمی تابد، تحت الشعاع قرار دادن نام از طرف در افغانستان هم وجود دارد. مشکل دیگر تأثیرگذاری بر ارتباط با نیروهای دیگر است. معتقد است که خودش تنها نیروی ی جهانی است و بیشتر افراد حقوق بگیر و عروسک خیمه شب بازی هستند. به طور جدی با اختلاف دارد. در ظاهر، ت و افغانستان باید با اینها در تعارض قرار بگیرد. امریکا و سازمان ناتو هم باید با تعارض داشته باشد، کشورهای منطقه از جمله ایران، روسیه و چین باید با این گروه در تعارض قرار گیرند. پس روند کلی تع ت نشان می دهد که و در تعارض با یکدیگر هستند.
این علائم نشان می دهد که در جامعه افغانستان ریشه دار و یک نیروی با ماندگاری بالا نیست. حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان معتقد است که همه اظهارات درباره درست نیست و رسانه ها تهدید را بزرگنمایی می کنند. خطاب کرزی تلویحاً به اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان است که در سفر به امریکا گفته بود تهدیدات جدی است و با این اقدام تلاش می کند پول زیادی را از امریکایی ها دریافت کند. می گوید که اشرف غنی را به وجود آورده است تا ما را تحت فشار بگذارد. همچنین می گوید که را امریکایی ها به وجود آورده اند تا حضور خود در افغانستان را توجیه کنند و چنین دیدگاه هایی بین وجود دارد. محتوای به این شکل است که این گروه ریشه عمیقی در خاک افغانستان و در ذهن مردم این کشور ندارد. نقاط اصلی تمرکز در افغانستان کدام مناطق هستند. اصلاً این گروه توانسته بر مناطقی از این کشور تسلط پیدا کند یا نه؟ فعالیت خود را از منطقه ننگرهار شروع کرد و قندهار، هلمند و حتی مناطق شرق را تحت پوشش قرار داد. اگر به نقشه افغانستان نگاه کنیم می بینیم مناطقی که کنترل باشد بسیار کم است. بین مناطق تحت نفوذ، تحت کنترل د و حضور تفاوتی وجود دارد. منطقه حضور زیاد مهم نیست، اینکه در منطقه فاریاب در شمال افغانستان عملیات انجام می دهد و پس از آن در یک منطقه دیگر عملیاتی را سازماندهی می کند این نشانه حضور در منطقه است اما ممکن است دلیلی بر ضعف آن نیز باشد تا توجهات رسانه ای را به خود جلب کند و اینگونه وانمود کند که همچنان در قدرت است.
در افغانستان حضور دارد اما مناطق تحت کنترل این گروه خیلی کم است. ت افغانستان الان بر 6/21 درصد از خاک افغانستان کنترل و بر حدود 48 درصد نفوذ دارد. بر 2 درصد خاک افغانستان کنترل و بر 6 درصد نفوذ دارد و 28 درصد از مناطق بین ت و سایر گروه ها دست به دست می شود. که مدعی است قدرت بیشتری دارد تنها بر 2 درصد از افغانستان کنترل دارد و این آمار از سوی نهادهای اطلاعاتی و امریکا بررسی شده است. الان امریکایی ها بودجه قابل توجهی را برای بازسازی افغانستان اختصاص داده اند که حاکی از رویکرد جدید واشنگتن به افغانستان است. در شرایطی که مخالفت هایی وجود دارد نسبت به اینکه کارنامه امریکا در افغانستان ناموفق بوده است، با این حال، امریکایی ها از جهت تسلیحاتی، لجستیک وسیعی را انجام می دهند و تلاش می کنند نیروهای خود را افزایش بدهند. به نظر شما تخصیص بودجه های جدید امریکایی ها برای بازسازی افغانستان نشانه چیست و امریکا با این اقدامات به دنبال چیست؟چیزی که در مورد افغانستان در امریکا بحث می شود این است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا گفته بود افغانستان مصیبت بزرگی است که هرچه پول از مالیات دهندگان امریکایی گرفته شده، برای آن صرف شده است. امریکایی ها از سال 2001 تاکنون، 115 میلیارد دلار در افغانستان هزینه نظامی کرده اند. به طور متوسط هر سرباز امریکایی در سال 2 میلیون دلار هزینه دارد و بر اساس گزارش ها، سالانه 23 میلیارد دلار هزینه نیروهای امریکایی در افغانستان است. الان تعداد امریکایی ها در افغانستان کاهش یافته است ولی پیش از 2014 حدود 114 هزار نیروی امریکایی و ناتو در افغانستان حضور داشتند و با وج نیروهای امریکایی در دسامبر 2014، این نیروها به 10 هزار نفر کاهش یافت که حدود 8 هزار تن از آنها امریکایی هستند.
امریکایی ها می گویند که از 2001 در افغانستان مداخله کردیم که طولانی ترین جنگ امریکا به شمار می رود، ولی جنگ عراق سبب شد که مسئله افغانستان تحت الشعاع قرار گیرد و نسبت به این کشور غفلت شد و حدود 2500 امریکایی در این جنگ کشته شدند. در دوره باراک اوباما، رئیس جمهور سابق امریکا قرار شد که این کشور پلیس و نیروهای ملی افغان را آموزش دهد و تجهیزات نظامی و لجستیک در اختیار آنها قرار دهد و پیش از اینکه این برنامه ها را عملی کند بحث وج از افغانستان را اعلام کرد.
امریکایی ها در حوزه استراتژی با ت افغانستان هم در زمان کرزی و هم در دوره اشرف غنی مشکل داشتند و اه و استراتژی های امریکا با اه و منافع ت افغانستان در تضاد بود. افغانستان می گوید که مسئولیت حفاظت از مرزها را برعهده دارد نه ا را و لذا تنها 17 هزار نیروی ویژه افغانستان با و مبارزه می کند. از طرفی، پا تان هم استراتژی امریکا در افغانستان را فرسوده می کند. پا تان که قرار بود بخشی از راه حل افغانستان باشد الان به بخشی از مشکل تبدیل شده است و معلوم نیست امریکا چه برنامه ای برای مقابله با پا تان دارد. تمام نظرسنجی ها نشان می دهد که محبوبیت ت فعلی افغانستان به شدت کاهش یافته و شاخص های اجتماعی، فرهنگی و امنیتی بیانگر این مسئله است.
استدلال امریکایی ها این است که در گذشته به مسئله افغانستان کمی بی توجهی شده است و الان سه گزینه را پیش رو داریم؛ اول، مسئله وج از افغانستان است. امریکایی ها معتقدند که اگر ما از افغانستان خارج شویم ت کابل فرومی پاشد و افغانستان به بهشت تروریست ها تبدیل می شود و خاک امریکا و متحدینش در معرض تهدید قرار می گیرد و این مسئله برای واشنگتن حیاتی است و باید ت وحدت ملی را نجات دهیم. یکی از چالش های امریکا بی ثباتی در افغانستان است و پس از و عراق، افغانستان بی ثبات ترین کشور جهان است و این مسئله برای امریکایی ها مهم است. با توجه به این استدلال ها مقامات امریکایی معتقدند که وج کامل از افغانستان اشتباه بزرگی است. دوم، حفظ وضع موجود است. امریکایی ها معتقدند با وضع موجودی که در حال حاضر در افغانستان وجود دارد شاید در کوتاه مدت بتوان ت وحدت ملی را حفظ کرد اما در میان مدت این ت فرومی پاشد و ما درگیر جنگی شبیه ویتنام خواهیم شد و سرانجام حفظ وضع موجود سرش تگی برای امریکا است و حفظ وضع موجود را هم نمی توانیم ادامه دهیم.
گزینه سوم که در دستور کار امریکایی ها قرار دارد، مسئله «مشارکت متمرکز» است یعنی فرماندهی واحد افغانستان در دست امریکایی ها باشد. این استراتژی شاخص هایی دارد که یکی از آنها افزایش نیروها در افغانستان است و در ماه های اخیر توسط دونالد ترامپ مطرح شده است. مسئله دیگر انجام اصلاحات در افغانستان است و امریکایی ها معتقدند پول هایی که به افغانستان ارسال می شود معلوم نیست در کجا صرف می شود و باید نظارت دقیقی برای مصارف این بودجه ها انجام شود. مسئله سوم، اینکه پروسه ای که برای صلح با گلبدالدین حکمتیار انجام شد باید با نیز انجام شود. بحث دیگر پا تان است که گفته می شود این کشور باید از عضو عمده غیر ناتو تعلیق شود و کمک ها به آباد کاهش یابد. همچنین امریکایی ها به دنبال تبدیل افغانستان به ت بی طرف هستند و برای این منظور ابتکارعمل هایی را انجام می دهند تا این استراتژی را عملی کنند. شما گفتید که واشنگتن به دنبال ایجاد تی بی طرف در افغانستان است، این بی طرفی به چه معناست. آیا این اصلاً به نفع امریکا است که بعد از این همه هزینه، ت افغانستان بی طرف بشود؟نه. این ت بی طرف منطقه ای است، یعنی وضعیتی برای این کشور ایجاد کنند که قدرت های بزرگ به لحاظ حقوق بین الملل از ورود به افغانستان پرهیز کنند. الان افغانستان به عنوان کشور «عایق» است یعنی کشورها را که دور می کند باز هم آنها را جذب می کند و درگیری در آن وجود دارد. این ابتکارعمل را واشنگتن پیگیری می کند. ابتکار عمل چهارجانبه ای با مشارکت روسیه، پا تان و چین وجود دارد که آن را نیز دنبال می کنند. بنابراین افزایش نیرو بخشی از بسته ای است که واشنگتن برای افغانستان درنظر گرفته است. الان امریکایی ها به جای اعزام مستقیم نیرو تصمیم گرفته اند از بخش خصوصی و «بلک واتر» استفاده کنند. شما می گویید که امریکا هیچ نیرویی به افغانستان اعزام نخواهد کرد ولی با توجه به گفته های مقامات امریکایی، بخشی از استراتژی این کشور اعزام مستقیم نیرو به افغانستان است و حتی دونالد ترامپ ژنرال جوزف دانفورد، رئیس ستاد و جیمز ماتیس، دفاع امریکا را مسئول این کار کرده و دانفورد سفرهای زیادی به افغانستان داشته است؟بله، ممکن است بخشی از استراتژی امریکا اعزام مستقیم نیرو باشد اما آ ین اخباری که از سوی مقامات امریکایی ها منتشر شده است، حاکی از این است که به جای اعزام مستقیم نیروها، بخش خصوصی و بلک واترها در دستور کار قرار گرفته است. این استراتژی که شما گفتید با رویکردهای قبلی امریکا در تعارض است یعنی تبدیل ت افغانستان به ت بی طرف اصلاً معنی ندارد. امریکایی ها در افغانستان هزینه های زیادی می کنند تا منافعی را به دست آورند. کارکرد افغانستان برای سیاست خارجی امریکا این است که چگونه می تواند از طریق ضعف افغانستان بخشی از انرژی چین، روسیه و حتی ایران را کاهش دهد و چگونه می تواند از این کار برای مدیریت سایر بازیگران منطقه استفاده کند. اینکه بگوییم ت افغانستان بی طرف باشد معنایی ندارد و افغانستان هیچ کارکردی برای امریکا نداشته باشد اصلاً درست نیست و واشنگتن با صرف هزینه های زیاد در افغانستان اه ی را پیگیری می کند؟هزینه های نظامی 115 میلیارد دلاری امریکا در افغانستان درست است که در بودجه های نظامی امریکا چیز مهمی نیست اما صرف این هزینه ها تاکنون عوایدی برای واشنگتن در پی نداشته است. نمی توان اینگونه برداشت کرد. با توجه به شخصیت دونالد ترامپ که ت سلک و به دنبال ب منافع است مطمئناً اه ی را مدنظر دارد. همچنانکه در ارتباط با کشورهای عربی این منافع را دنبال می کند و در افغانستان نیز اینگونه است. شاید منافع اقتصادی را مدنظر نداشته باشد اما ممکن است حداقل کارکرد امنیتی برای واشنگتن داشته باشد و بتواند نفوذ روسیه و چین را کنترل کند. در غیر این صورت ومی ندارد که هزینه هایی را در افغانستان صرف کند و ت بی طرفی را به وجود بیاورد که هیچ کارکردی برای واشنگتن نداشته باشد؟ممکن است استراتژی هایی که در بالا ذکر شد در عمل به دشواری محقق شوند، اما آنچه مسلم است اینکه دونالد ترامپ تروریسم را بزرگ ترین تهدید علیه منافع امریکا می داند و واقعیت این است که بخشی از این جریان قلمداد می شود و رفتارهایی هم که امریکایی انجام می دهند روی آنها اصرار دارند. امریکا ت افغانستان را تشویق می کند که با وارد صلح شود و اگر هدف دیگری داشته باشد و به دنبال بی ثبات افغانستان باشد نباید اجازه دهد وارد پروسه صلح شوند. البته امریکایی ها تأکید می کنند که هم در درون و ت افراد منفعت طلبی وجود دارند که با فرایند صلح مخالف هستند و در این مسیر کارشکنی می کنند.
در افرادی که خواهان صلح باشند نه تنها از سوی اعضای دیگر تهدید می شوند بلکه آنها مورد هدف قرار می گیرند و در داخل ت هم انی هستند که معتقدند دستش به خون ملت آغشته است و اعضای این گروه مرتد هستند و نباید با آنها صلح کرد. لذا امریکایی ها معتقدند یکی از کارهایی که باید انجام دهند متقاعد این افراد ضد صلح در داخل هر دو طرف است تا مسیر برای آشتی هموار شود. به نظر من، قدرت نمایی ای که امروزه حکمتیار می کند یکی از پیام هایش این است که یعنی اگر وارد قدرت شوید راه برای شما باز است که بتوانید نفر اول کشور باشید. الان می بینیم که پس از ورود حکمتیار به روند صلح و پیوستن به بدنه ت تنش های قومی و مذهبی در افغانستان تشدید شده و حملات افزایش یافته است. آیا این تحولات به صلح حکمتیار با ت مربوط می شود یا نه؟ حکمتیار که هسته اصلی جریان افراطی را تشکیل می داد و یک جریان سازماندار و اثرگذاری بوده است و به جای اینکه با آشتی حکمتیار درگیری ها کاهش می یافت اما برع تنش ها تشدید شده است؟حکمتیار می گوید من با افرادی که در روند حکومت وحدت ملی اخلال ایجاد کند برخورد می کنم. یکی از دلایلی که باعث شد تا زودتر آشتی بین حکمتیار و ت برقرار شود این بود که حکمتیار و اشرف غنی جزء افغان- ملت هستند و این مظهر ناسیونالیسم قوم پشتون است. لذا امریکایی ها دنبال پروسه آوردن به پای میز مذاکره و وارد به روند قدرت هستند، اما آنچه برای امریکایی ها نگران کننده است نقش و نفوذ ایران، روسیه و چین در افغانستان است و معتقدند که این سه کشور به نزدیک شده اند و حتی این گروه را بر وضع موجودی که ما الان داریم ترجیح می دهند. منبع: رو مه جوان رسانه هاتذکر: کاربر محترم! انتشار مطالب دیگر رسانهها از سوی پایگاه خبری تحلیلی بی باک وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" یا پل ارتباطی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، منتشر گردد.------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی رو مه های کشور را رایگان مطالعه کنید -------------
کتایون ملکی - نرگس قیصری: ایران به دلیل ساختار زمین شناسی ویژه و عبور کمربند ف ی از آن ذخایر معدنی فراوانی دارد.در این میان کشورهای همجوار ایران همچون افغانستان که در سال های بسیار دور جزئی از سرزمین پهناور ایران به شمار می آمدند نیز از این مزیت برخوردار بوده و همچون گنجینه ای از مواد معدنی هستند که از آنها بهره برداری نشده است. اما در طول سال های گذشته و با وجود درگیری ها و جنگ های رخ داده در این کشور شاهدیم که فعالیت های معدنی در معادن این کشور از سوی امریکایی ها و برخی شرکت های اروپایی آغاز شده است. اما ما یک کشور پیشرو در فعالیت های معدنی در منطقه هستیم بنابراین می توانستیم از این موقعیت استفاده کنیم و در معادن و محدوده های معدنی این کشور به عنوان سرمایه گذار وارد شویم. اما در شرایط فعلی شاهدیم سرمایه گذاری از سوی ایران در معادن افغانستان انجام نشده و این موضوع شاید نشات گرفته از سیاست های حاکم بر این کشور باشد. کشور دوست و همسایه افغانستان از نگاه زمین شناسی دارای ذخایر ارزشمند معدنی است، اما متاسفانه به دلیل شرایط حاکم بر این کشور شاید این ذخایر ارزشمند آن طور که باید مورد بهره برداری قرار نگرفته باشد. این موضوع باعث شده تا دیگر کشورها برای همکاری معدنی با افغانستان وارد عمل شوند. ایران نیز به دلیل مرز مشترک و فرهنگی با این کشور، بارها بر این موضوع تاکید کرده و حتی در زمینه آموزشی نیز با افغانستان وارد همکاری مشترک شده است.کشور افغانستان دارای ذخایر فراوان مواد معدنی است. این کشور در حوزه مس، سنگ آهن، لیتیوم و... دارای ذخایر ارزشمندی است که باعث شده کشورهای دیگر همچون امریکا، چین و هند توجه هر چه بیشتری به این کشور داشته باشند. البته ناگفته نماند که در این سال ها نیروهای و حتی به این ذخایر چشم داشته و از آنها ب درآمد د. حاجی گک را می توان یکی از مهم ترین معادن سنگ آهن این کشور دانست؛ معدنی که دومین ذخیره سنگ آهن دنیا را در اختیار دارد. ذخیره قطعی آن ۱/۸ میلیارد تن با عیار ۶۲درصد است که در ارتفاع ۳۸۰۰ متری و به عبارتی به طور تقریبی در نصف ارتفاع قله اورست قرار گرفته است. اما کشورهای اطراف افغانستان از این ذخیره ارزشمند غافل نمانده اند. هند با سودای به دست گرفتن بازار فولاد جهان از فرصت استفاده کرده و در سال ۲۰۱۲میلادی قرارداد همکاری میان ت افغانستان و کنسرسیوم هندی را به ی شرکت sail به امضا رساند. جالب است که بدانید در مناقصه انجام شده در آبان ماه سال ۱۳۹۰( نوامبر ۲۰۱۱ میلادی) برای است اج و بهره برداری از معادن سنگ آهن حاجی گک، شرکت های «سنگ آهن گل گهر» و «بهین صنعت دیبا» نیز از ایران حضور داشتند. دیگر پروژه ای که از سوی سرمایه گذاران خارجی هم اکنون در افغانستان درحال اجراست، پروژه مس عینک با ذخیره ۳/۱۱ میلیون تن بوده که با سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلاری از سوی شرکت تی چینی به نامmetallurgical corporation of china از سال ۱۳۸۶(۲۰۰۷م) در حال اجراست. در واقع چین نیز از این قافله عقب نمانده است. اما در این میان، دستی به تولید ۵۵میلیون تن فولاد در سال ۱۴۰۴ می تواند بهانه خوبی برای حضور ایران در معادن افغانستان باشد. همچنین دیگر همکاری ها مانند همکاری های آموزشی و انتقال فناوری می تواند به درآمدهای بخش معدن ایران افزوده شود و فعالیت های بین المللی را توسعه دهد. انتقال فناوری به حوزه های مختلف معدنی افغانستان از سوی ایران می تواند علاوه بر توسعه همکاری بین المللی، بر درآمدزایی بخش معدن نیز بیفزاید. دیدار چندی پیش رئیس هیات عامل ایمیدرو با هیات وزارت معادن و پترولیوم افغانستان فرصتی بود تا مذاکرات در این باره انجام شود. مهدی کرباسیان در این دیدار بر انتقال فناوری، اکتشاف و فرآوری به افغانستان تاکید کرد. درواقع امروز این آمادگی در بخش معدن ایران وجود دارد تا با دیگر کشورها وارد همکاری شود. سفر مدیران افغانستان در بخش معدن به ایران، فرصتی بود تا با پیشرفت های بخش معدن ایران آشنا شوند. بخش معدن ایران در ۴سال گذشته با همت مسئولان این بخش به ویژه ایمیدرو سعی بر آن داشت تا گذشته خود را جبران کند. شاید یکی از اقدامات مهمی که در این سال ها انجام شد، انجام عملیات اکتشافی در ۲۵۰هزار کیلومتر مربع از کشور بود که بخش عمده آن در نوار شرقی کشور قرار داشت به طوری که این میزان اکتشاف ۲برابر کل اکتشافات انجام شده در ۸۰ سال اخیر بود. کشف ذخایر ارزشمند در سنگان که باعث شد لقب عسلویه معدنی را از آن خود کند، باعث شد طرح های معدنی و صنایع معدنی مختلفی در این منطقه تعریف شود. حال با توجه به این منطقه به افغانستان، می توان همکاری هایی را در زمینه تولید شمش فولاد در سنگان شاهد بود. معاون صنعت، معدن و تجارت در این باره می گوید؛ موقعیت مجتمع معادن سنگان که از یک طرف به ایران و از طرف دیگر به افغانستان مشرف است، فرصت خوبی برای همکاری های دوجانبه ایجاد کرده است.
کرباسیان معتقد است؛ کشور افغانستان ظرفیت های فراوان و قابل توجهی در بخش معدن خود دارد اما وجود جنگ در این کشور باعث شده آن طور که باید از منابع معدن خود استفاده نکند. در واقع این منطقه می تواند شاهد شکل گیری و احداث کارخانه های مشترک میان ایران و افغانستان باشد. رئیس هیات عامل ایمیدرو در این باره تصریح می کند؛ ذخایر بسیاری از سنگ آهن در افغانستان وجود دارد، با توجه به این موضوع ما آمادگی داریم که کار اکتشافی را کامل انجام داده و سنگ آهن را است اج و فرآوری کنیم. وجود منابع عظیم گازی در ایران این فرصت را در اختیار افغانستان قرار می دهد تا بتوانند سنگ آهن است اج شده خود را در ایران به شمش تبدیل کنند. با توجه به موارد یادشده، کرباسیان در این دیدار پیشنهاد همکاری ۲جانبه میان ایران و افغانستان را داد؛ پیشنهادی که شرکت های خصوصی ایرانی می توانند در راستای آن ایفای نقش کرده و ایمیدرو نیز به عنوان سازمان تی و بازوی وزارت صنعت، معدن و تجارت از آنها حمایت کند. اما از دیگر اتفاقاتی که می تواند زمینه همکاری ایران و افغانستان را در بخش معدن فراهم کند، راه اندازی مرکز تحقیقات مواد معدنی در افغانستان است. این اقدام می تواند به توسعه بخش معدن افغانستان بینجامد. در واقع مرز مشترک معدنی و شباهت های زمین شناسی میان ۲ کشور و همچنین راه اندازی راه آهن تهران-هرات مزیتی برای ایران و افغانستان است. این راه آهن می تواند مشکلات حمل ونقل مواد معدنی بین ۲کشور را حل کند. از سویی دیگر افغانستان می تواند از طریق چابهار محصولات معدنی خود را راهی بازارهای صادراتی کند. به طور کلی همکاری این کشور با بخش معدن ایران مزیت های بسیاری خواهد داشت. ناگفته نماند، برخی اقدامات معدنی در ایران الگوی خوبی برای افغانستان بوده، به طوری که طاهر رضایی رئیس سازمان زمین شناسی افغانستان نیز در این دیدار ۲ جانبه اظهار می کند؛ افغانستان در نظر دارد در زنجیره صنایع است اجی، عملکردی مشابه ایران داشته باشد. او معتقد است، افغانستان به دلیل مسائل امنیتی در اه کلان اقتصادی خود با عقب ماندگی روبه رو شده است و ت این کشور برای جبران این عقب ماندگی ها هیات های مختلفی را راهی ایران کرده است تا در بخش منابع میدانی و فرآوری با ظرفیت های ایران آشنا شوند.
بدون شک تمایل بالای ایران برای حضور در افغانستان و همچنین وجود ظرفیت های فراوان معدنی در این کشور در کنار فرهنگی و زبانی، همکاری خوبی را میان ۲ کشور رقم می زند که شاید مهم ترین برنده آن افغانستان باشد زیرا این کشور امروز از تجربه های اجرایی ایران که نتایج مثبت به همراه داشته در بخش معدن خود استفاده می کند.
چشم رئیس جمهور ت سلک امریکا به معادن افغانستان
ترامپ نیز از این قافله عقب نمانده و به دنبال حضور در بخش معدن افغانستان است. منابع معدنی غنی در این کشور که مشاوران ترامپ پیش از این به آن اشاره د برای امریکا می تواند بسیار سودآور باشد.به گزارش ماین نیوز، در نخستین گفت وگوی ترامپ و «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان موضوع منابع معدنی افغانستان مطرح شد. «پولتیکو» گزارش داده بود؛ ترامپ از امضای طرح اعزام نظامیان بیشتر به افغانستان خودداری کرده است، اما این رئیس جمهور ت سلک امریکایی اظهار کرده که استفاده از منابع سرشار افغانستان می تواند توجیهی برای حضور امریکا در این کشور باشد. برای بررسی این شرایط، کاخ سفید در نظر دارد ای را برای دیدار با مقامات وزارت معادن افغانستان اعزام کند. این در حالی است که «استفن فینبرگ» که مشاور غیررسمی ترامپ است، در پی ایجاد راه هایی برای استفاده از منابع معدنی افغانستان است. فینبرگ همچنین مالک شرکت «داینا کو » است که می تواند نقش مهمی را برای تامین امنیت معادن ایفا کند. ایجاد امنیت یکی از بزرگترین نگرانی ها در زمینه است اج معادن در افغانستان است؛ زیرا برخی از غنی ترین معادن این کشور در مناطق در کنترل قرار دارد. این در حالی است که به جز تامین امنیت، مشکلات دیگری نیز چون فساد گسترده، نبود جاده های مناسب، پل و راه آهن وجود
دارد. «لورل میلر» که تا چندی پیش س رست دفتر ویژه امریکا در افغانستان و پا تان بود در این باره گفت: موانع زیادی برای است اج معادن افغانستان وجود دارد و این گونه الفاظ ممکن است تردیدهایی را درباره نیت اصلی حضور امریکا در افغانستان به وجود آورد. این در حالی است که برای ترامپ به عنوان یک تاجر، معادن افغانستان می تواند تنها جذ ت این کشور باشد. مقامات امریکایی نیز است اج این معادن را موقعیتی «برد-برد» توصیف می کنند که می تواند اقتصاد افغانستان را متحول کرده، برای امریکایی ها ایجاد شغل کند و دسترسی بی سابقه ای برای امریکا به منابع معدنی افغانستان باشد که درحال حاضر در انحصار چین قرار دارد.چین درحال حاضر قراردادی به ارزش ۳ میلیارد دلار برای ایجاد معدن مس در ۴۰ کیلومتری کابل دارد. قرار بود بررسی راهبرد جدی امریکا در افغانستان تا اوایل جولای پایان پذیرد اما به دلیل نا رضایتی، ترامپ از امضای این طرح خودداری کرد. «مایک پنس» معاون اول ترامپ (و نه ژنرال مک مستر)، وظیفه هدایت جلسه شورای امنیت ملی با محوریت افغانستان را بر عهده داشت. برخی مقامات می گویند که این نشانه منزوی بودن مک مستر است، در حالی که برخی دیگر معتقدند این نشان دهنده استقبال مک مستر از نقش بنن در این موضوع استراتژی و اتفاق نظر این دو در راهبرد جدید افغانستان است. از سوی دیگر، «جرد کوشنر» داماد و مشاور ترامپ و «استفن بنن» استراتژیست ارشد وی در پی استفاده از سربازان اجیر به جای اعزام نظامیان امریکایی در افغانستان هستند. پیش از این نیز در زمان ریاست جمهوری «باراک اوباما» رئیس جمهور پیشین، امریکا تلاش کرده بود صنعت معدن افغانستان را راه اندازی کند. این در حالی است که درحال حاضر نرخ سنگ آهن و مس یک سوم ارزش مشابه در سال ۱۳۸۹ ( ۲۰۱۰م )را دارد. در عین حال باور بر این است که بیشتر این منابع در ولایت هلمند قرار دارد که بیشتر مناطق آن در کنترل است. گفتنی است که در زمان ریاست جمهوری اوباما، رئیس جمهور کنونی افغانستان از توسعه سریع صنعت معدن در این کشور جلوگیری کرد، زیرا بیم آن داشت که این توسعه فساد گسترده در پی داشته باشد. این در حالی است که پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، غنی با وی تماس گرفت و خواستار حضور این کشور برای توسعه بخش معدن افغانستان
شد.
ذخایر فراوان سنگ آهن و مس در افغانستان
به گفته کارشناسان بخش معدن، ذخایر معدنی افغانستان بسیار غنی است و سرمایه گذاری در این کشور سودآور خواهد بود. از طرفی به دست آوردن بازار موادمعدنی این کشور در شرایط فعلی که آنها در حوزه تولید موادمعدنی فعالیت چندانی ندارند، از مزیت های این کشور بوده و تا حدودی می توان به آن به چشم یکی از بازارهای بزرگ صادراتی نگاه کرد. در این میان می توان به سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی همچون لعل بداخشان، لاجورد و... اشاره کرد.
درباره ذخایر سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی موجود در افغانستان، معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور درباره تجارت این سنگ ها در جهان به صمت گفت: درحال حاضر تجارت سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی در جهان بیش از ۳هزار میلیارد دلار است و در بسیاری از کشورها نیز این صنعت بومی شده است.
بهروز برنا با بیان این مطلب در ادامه گفت: فرآوری این سنگ ها روی صادراتش اثرگذاری بالایی داشته و ارزش افزوده بیشتری را برای تولیدکنندگان آن به همراه آورده است. همچنین فرآوری سنگ های قیمتی و تبدیل آنها به مصنوعات و زیورآلات می تواند به عنوان کالایی جذاب برای گردشگرانی باشد که در این ا حضور پیدا می کنند.
به گفته وی، در زمینه تولید این مصنوعات نیز، می بینیم که کشورهای آسیایی از این مزیت استفاده می کنند و برخی از این سنگ ها نیز بومی شده و معروفیت ویژه خود را پیدا کرده اند. برای نمونه تانزانیا با تانزانیت، چین با یشم و بولیوی با بولیوینیت شناخته می شوند.
وی در ادامه صحبت هایش به مزیت های کشور افغانستان در حوزه سنگ های زینتی( قیمتی و نیمه قیمتی) پرداخت و این کشور را جزو دارندگان ذخایر ارزشمندی همچون زمرد دانست. به گفته برنا، زمرد دره پنج شیر افغانستان و سنگ لاجورد این کشور معروف است. لعل بداخشان افغانستان نیز شهرت بالایی دارد. به گفته معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، افغانستان ساختار زمین شناسی بسیار شبیه ساختار زمین شناسی ایران و ظرفیت های مناسب و قابل قبولی از سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی دارد، اما به دلیل جنگ ها و مسائل موجود در این کشور، برخی از افرادی که بر منطقه تسلط دارند این سنگ ها را به شکل قاچاق از این کشور خارج می کنند. درواقع این صنعت در افغانستان ساماندهی درستی نشده است. برنا با بیان اینکه شرق سرزمین ایران با افغانستان از نظر زمین شناسی بسیار شبیه هم هستند در ادامه گفت: ما باید از فرصتی که اکنون در اختیارمان قرار گرفته استفاده کنیم و بازار مواد معدنی افغانستان را مال خود کنیم. در این میان شهرستان مشهد جزو ای سیاحتی و زیارتی ایران به شمار می آید و نزدیک به معدن فیروزه نیشابور است؛ پس ما می توانیم داشته های خود را با افغانستان یکی کنیم و با در دست گرفتن بازار سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی، زمینه ساز رشد بازار سنگ شویم. معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور افزود: برای رسیدن به این هدف، فرآوری سنگ های قیمتی از اهمیت بالایی برخوردار است در حالی که افغانستان در حوزه فرآوری نیز عملکرد مطلوبی نداشته است. در مقابل، کشورهای پیشرو در صنعت سنگ قیمتی، فعالیت گسترده ای در این راه دارند اما با شرایط کنونی افغانستان و نبود آرامش کافی، امکان فرآوری سنگ های قیمتی در این کشور وجود ندارد و صاحبان دانش و فناوری این صنعت، سنگ های قیمتی این کشور را یداری کرده و با انجام عملیات فرآوری روی آنها، محصولات تولید شده را با ارزش افزوده بالاتر به فروش می رسانند. برنا بر این باور است که ایران باید از شرایطی که دارد بیشترین استفاده را ببرد و به بازار معدنی این کشور در حوزه سنگ قیمتی و نیمه قیمتی ورود کند. درحال حاضر کشورهای دیگر همچون هند پیشرفت بیشتری در حوزه صنعت سنگ قیمتی داشته و توانسته اند به موفقیت های چشمگیری در این صنعت دست پیدا کنند.
ذخایر معدنی افغانستان، تنها به سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی محدود نشده و در خاک این کشور گنجینه ای بزرگ از مواد معدنی مختلف همچون سنگ آهن، مس و... را می توان یافت. معدن سنگ آهن حاجی گک و معدن مس عینک از ذخایر معدنی بزرگ این کشور است. ذخایر فراوانی نیز از عناصر ارزشمند و کمیاب در این کشور وجود دارد.
معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز درباره این موضوع گفت: افغانستان علاوه بر برخورداری از ذخایر سنگ های قیمتی، از ذخایر معدنی بسیاری بهره می برد که ارزش آن هزار میلیارد دلار است.
به گفته برنا، امروزه ذخایر لیتیوم موجود در افغانستان مورد توجه قرار گرفته اند. همچنین می توان به ذخایر غنی طلا در این کشور اشاره کرد. وی افزود: ادامه معدن سنگ آهن سنگان به عنوان یکی از ذخایر بزرگ و ارزشمند سنگ آهن کشور را می توان در افغانستان دنبال کرد.
در واقع افغانستان یکی از کشورهای دارای ذخایر بالای سنگ آهن است. به عقیده معاون اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، افغانستان از نظر معدنی بی نظیر است در حالی که تاکنون ایران نتوانسته از این فرصت استفاده کند و در معادن این کشور سرمایه گذاری و همکاری داشته باشد که دلیل این موضوع نداشتن انسجام در کار بوده است. برنا در ادامه صحبت هایش افزود: با توجه به اینکه بزرگان و سیاستمداران این کشور تحصیلکرده کشورهای بزرگ غربی و همچنین امریکا هستند، شاهدیم امکان حضور ایران در این کشور کم شده است. در واقع این موضوع به دلیل سیاست های حاکم از سوی دیگر کشورهاست.مدیر پیشین امور بین الملل انجمن سنگ آهن و تحلیلگر بازار معدن و صنایع معدنی ایران و جهان در گفت وگو با صمت درباره آ ین وضعیت معادن در کشور افغانستان، اظهار کرد: کل ارزش مواد معدنی ف ی و غیرف ی افغانستان افزون بر ۹۵۸ میلیارد دلار است. در این میان ارزش سنگ آهن که بیشترین ذخیره معدنی این کشور به شمار می رود، افزون بر ۴۴۴ میلیارد دلار و ارزش سنگ مس که دومین ذخیره معدنی این کشور بوده افزون بر ۲۸۸ میلیارد دلار است.
کیوان جعفری طهرانی ادامه داد: نام معدن اصلی سنگ آهن این کشور «حاجی گک» و دومین معدن آن «مس عینک» است. معدن حاجی گک۱/۸میلیارد تن ذخیره قطعی سنگ آهن داشته و بزرگترین معدن سنگ آهن بکر آسیا به شمار می رود. همچنین معدن مس عینک که دومین معدن مس دنیا به شمار می رود ۱۱/۳میلیون تن ذخیره قطعی در اختیار دارد.به گفته وی، افغانستان در کنار موارد یاد شده، در حوزه سنگ های قیمتی با داشتن حدود ۱۲۰ معدن ذخایر بسیار خوبی دارد. در مورد طلا در محدوده مس عینک و حوزه های مختلف شرق، شمال و شمال غرب، معادن مختلفی از طلا وجود داشته به طوری که تعداد آنها به ۱۱۲ معدن می رسد. براساس مطالعات ژئوفیزیک سازمان زمین شناسی امریکا که در سال ۱۳۸۱( ۲۰۰۲م) انجام شد، ۱۰۷۹ معدن مواد معدنی در افغانستان شناسایی شد. همچنان این سازمان مشغول مطالعه روی معادن افغانستان از طریق ژئوفیزیک هوایی و فضایی است. جعفری طهرانی تصریح کرد: متاسفانه وضعیت تولید معدنی این کشور به دلیل درگیری هایی که در طول ۴ دهه گذشته از زمان افغانستان از سوی شوروی سابق اتفاق افتاد، چندان خوب نبوده و درآمدهای معدنی آن، سالانه تنها ۱۰۰ میلیون دلار است. این میزان درآمد کمتر از ۱درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می دهد. این در حالی است که افغانستان با ۳۱ میلیون نفر جمعیت می توانست درآمد بیشتری در حوزه معدن داشته باشد.وی در ادامه با اشاره به دیگر معادن افغانستان، تصریح کرد: این کشور دارای معادن عناصر نادر خاکی، مولیبدن، کب ، نیوبیوم، آزبست، نقره، پتاس، بو یت، گرافیت، فلورید، فسفات، سرب و روی، گوگرد، تالک، منیزیم، کائولن، جیوه و از همه مهم تر لیتیوم است.جعفری طهرانی درباره ذخایر لیتیوم این کشور بیان کرد: افغانستان از نظر منابع لیتیوم، در میان ۳ ذخیره بزرگ لیتیوم دنیا بعد از شیلی و بولیوی قرار گرفته است. امروز با توجه به توسعه ماشین های الکتریکی و فناوری های نوین که منطبق بر دیدگاه های زیست محیطی بوده و استفاده از سوخت های فسیلی که روز به روز در حال کاهش است، شاهد هستیم که کمپانی تسلا به عنوان یک پیشرو با استفاده از فناوری های نوین در باتری های خود توانسته عرصه را بر خودروسازهای بزرگ دنیا تنگ کند. امروزه مصرف باتری های لیتیوم-یون از اتومبیل های الکتریکی فراتر رفته و از گوشی های همراه گرفته تا باتری های منزل - ups می تواند برق کامل منزل را از طریق شارژ با سلول های خورشیدی تامین کند - کاربرد دارد.
وی ادامه داد: افغانستان از نظر برتری دارای معادن برتر سنگ آهن، مس و لیتیوم است و این موارد جزو اولویت های این کشور از نظر است اج و بهره برداری قرار می گیرد، هرچند این اتفاق به دلیل مسائل امنیتی و درگیری های موجود نتوانست به خوبی شکل بگیرد.
سخنران کنفرانس های بین المللی سنگ آهن و فولاد افزود: در طول حضور و در افغانستان شاهد هستیم بیشترین حمله این گروه تروریستی به معادن این کشور بوده که منجر به است اج های غیرقانونی از معادن سنگ آهن و مس و پس از آن معادن سنگ های قیمتی شده است، زیرا افغانستان دارای سنگ های قیمتی مطرحی است. غیر از ۲ معدن ف ی که نام برده شد موارد دیگری را مشاهده نکرده ایم که این گروه های تروریستی علاقه مند باشند از ذخایر معدنی افغانستان بهره ببرند.
جعفری طهرانی با اشاره به مورد دیگری که در این سال ها مورد هجوم قرار گرفته است، اظهار کرد: مورد دیگر درباره معادنی که در افغانستان به غارت رفته به معادن لاجورد بدخشان که ذخایر خوبی دارد باز می گردد.
به گفته وی، در حوزه زغال سنگ معادنی در محدوده ای به نام شباشک افغانستان قرار دارد که هیچگاه به طور عمده و حرفه ای مورد بهره برداری قرار نگرفته و همیشه برای رفع نیازهای محدود مورد استفاده قرار گرفته است.
جعفری طهرانی در این باره اضافه کرد: بر اساس قرارداد همکاری که بین ت افغانستان و کنسرسیوم هندی به ی شرکت sail در سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۲م) امضا شد، ۷ عضو این کنسرسیوم که با نام afisco (کنسرسیوم آهن و فولاد افغانستان) شناخته می شدند عملیات است اج و بهره برداری از ۳ معدن از ۴ معدن سنگ آهن حاجی گک را طی مناقصه ای به عهده گرفتند.
اعضای این کنسرسیوم عبارت بودند از: ۳ عضو بخش تی با سهام کل ۵۶درصد به نام های sail (شرکت مادر تخصصی فولاد هندوستان) با ۲۰درصد سهم، nmdc (شرکت ملی توسعه معدنی) با ۱۸درصد سهم و rin (شرکت راشتریا ایسپات نیگام) با ۱۸درصد سهم و ۴ عضو بخش خصوصی که در مجموع ۴۳درصد سهام داشتند و شامل jsw (شرکت فولاد جیندال) و jspl (شرکت فولاد و نیروگاه جیندال) هر دو به مالکیت آقای ناوین جیندال هر یک با ۱۶درصد سهم و شرکت jsw ispat به مالکیت آقای ساجان جیندال با ۸درصد سهم و شرکت mig (مونت ایسپات انرژی) به مالکیت آقای س پ جاجودیا (داماد آقای جیندال) با ۴درصد سهم بودند.
کنسرسیوم آهن و فولاد افغانستان قرار بود در کنار بهره برداری از معدن سنگ آهن حاجی گک نسبت به تاسیس یک کارخانه فولاد در ۲ فاز ۳/۱میلیون تنی و در مجموع ۶/۲میلیون تن و همچنین ایجاد یک نیروگاه برق ۸۰۰ م اتی برای تغذیه کارخانه های فولاد یادشده به ارزش ۱۰/۸میلیارد دلار اقدام کند، هرچند جهت جلوگیری از آسیب پذیری این پروژه توافق شد فاز نخست فولادسازی در مقیاس ۱/۲ تا ۱/۵میلیون تن و نیروگاه برق با ظرفیت ۱۲۰ م ات و با سرمایه گذاری ۲/۹میلیارد دلار اجرا شود و سپس با افزایش ظرفیت به ۳/۱ میلیون تن فاز اول تکمیل و فاز دوم با ظرفیت مشابه ایجاد شود. خوراک معادن ۱، ۲ و ۳ سنگ آهن حاجی گک برای تغذیه ۴۰ سال کارخانه های فولاد ۶/۲ میلیون تنی کافی بود. فناوری ساخت فولاد در این کارخانه با استفاده از زغال سنگی بود که در معدن شباشک است اج می شد. اما پس از عقب نشینی هندی ها در سال۱۳۹۳ (۲۰۱۴م) در این پروژه تمامی این برنامه ها در معادن سنگ آهن و زغال سنگ متوقف شد.وی درباره علاقه مندی امریکا برای حضور در بخش معدن افغانستان، افزود: نقشه های زمین شناسی و ژئوفیزیک میدانی بسیار دقیقی در دوره شوروی سابق از معادن افغانستان تهیه شد. در دوره بین سال های۱۳۷۹تا۱۳۸۶(۲۰۰۰-۲۰۰۷م) در عمل هیچ فعالیت اکتشافی و است اجی در معادن افغانستان انجام نشد و تعداد محدود معادن فعال نیز غارت شدند. از سال تا سال در سال۱۳۸۶تا ۱۳۹۳(۲۰۰۷تا ۲۰۱۴م) که امریکایی ها به طور رسمی در افغانستان حضور داشتند، اعلام د چنانچه ی نقشه های زمین شناسی دوره شوروی سابق را در دست دارد و به ما تحویل دهد پول خوبی در ازای آن دریافت می کند. جالب است بدانید، در دوره تعدادی از این نقشه ها یافته و آتش زده شدند چون معتقد بود این نقشه ها نشانه کفر هستند و حتی اگر ی این نقشه ها را پنهان می کرد حکم داشت. عده ای از افراد فرصت طلب و ماجراجوی افغان این نقشه ها را در دیوار منازل خود پنهان کرده بودند و با پیشنهاد امریکایی ها دیوارها را شکافته و نقشه ها را به نرخ بالایی فروختند. این نقشه ها برای امریکا ارزشمند بود، هرچند که امریکا مطالعات ژئوفیزیک فضایی از افغانستان در امسال و سال آینده انجام داد و نتایج به دست آمده از آن را به دیگر مطالعات خود اضافه کرد. امریکا این اطلاعات دقیق را تاکنون افشا نکرده ولی شواهد از ذخایر عظیم مواد معدنی افغانستان حتی بیشتر از ایران حکایت دارد. روش ژئوفیزیک فضایی که امریکا استفاده کرده بسیار دقیق و با یک درصد خطا قابل قبول است اما خطر خاص خود را دارد. به همین دلیل این ژئوفیزیک در محدوده هایی با لیزر انجام شده که افراد عادی در آن حضور نداشتند زیرا ممکن است برای مردم خطراتی داشته باشد. امریکا برای انجام این مطالعات ژئوفیزیک میلیاردها دلار هزینه کرده چون معتقد است حداقل برای نیم قرن ذخایر مواد معدنی دست نخورده افغانستان را می تواند استحصال کند. جالب است بدانید امریکا اطلاعات را به طور کامل به طرف افغانستانی نمی دهد. این حاکی از علاقه بسیار امریکایی ها برای حضور در معادن افغانستان است.وی ادامه داد: دیگر پروژه های معدنی که از سوی سرمایه گذاران خارجی در افغانستان در حال اجرا بود، پروژه مس عینک با ذخیره ۱۱/۳میلیون تن است که با سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلار از سوی شرکت تی چینی به نام metallurgical corporation of china از سال ۱۳۸۶( ۲۰۰۷م) در حال اجرا بود. طرف های چینی نیز بعد از حمله نیروهای با آر پی جی به معدن مس عینک از سال ۱۳۹۳ ( ۲۰۱۴م) به اجبار بعد از ۷ سال از افغانستان خارج شدند. معدن مس عینک در ۴۰ کیلومتری جنوب شرق کابل در ولایت لوگر قرار گرفته و بزرگترین ذخیره مس افغانستان و به روایتی نخستین یا دومین ذخیره بزرگ مس جهان است. همچنین معدن شماره ۴ سنگ آهن حاجی گک با سرمایه گذاری ۳/۸میلیارد دلار به شرکت کانا kilo gold mines واگذار شده بود که طرف های کانا نیز مشابه سرمایه گذاران هندی و چینی عطای معادن افغانستان را به لقایش بخشیدند و این کشور را بعد از وج رسمی امریکایی ها در سال ۲۰۱۴م ترک د. بدین ترتیب کل حجم سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران خارجی در معادن سنگ آهن ۱، ۲، ۳ و ۴ حاجی گک افزون بر ۱۴/۶ میلیارد دلار بود. بدون شک امریکایی ها به مراتب نسبت به دیگران بهتر امنیت را برقرار می کنند. اگر امریکا تا امروز این کار را نکرده شاید برای آن باشد که می خواهد عرصه را به طرف افغانستانی تنگ کند و تنها خودش در منطقه حضور داشته باشد و امنیت را برقرار کند. وی در پایان تاکید کرد: افغانستان غیر از معادن یاد شده معادن بسیار خوبی از شن و ماسه دارد که با شروع ساخت وساز می تواند از آنها استفاده کند. در صورتی که معدن مس عینک و حاجی گک به بهره برداری برسد، سالانه افزون بر ۱ میلیارد دلار درآمدزایی برای این کشور ایجاد می کند.هنر سنگ تراشی در افغانستان
صنعت سنگ تراشی در افغانستان پیشینه بسیار دوری دارد و اکنون یکی از صنایع اشتغا ا در این کشور به شمار می آید. از طرفی وجود معادن ارزشمند سنگ تزئینی در ای مختلف این کشور از نکات مثبتی است که می توان به آن اشاره کرد. با وجود تمام درگیری ها و مشکلات موجود در افغانستان، خبرها حاکی از آن است که فعالان بخش معدن و هنرمندان سنگتراش در این کشور عملکرد موفقی داشته و توانسته اند بازار داخلی این کشور را در دست خود بگیرند. چندی پیش در خبری خواندم با وجود اینکه معادن سنگ های زینتی این کشور در اختیار برخی گروه های مافیایی بوده و ت نیز مالیات سنگین برای شان تعیین کرده اما آنها مقاومت خوبی نشان داده اند و بازار کابل را در اختیار خود گرفته اند.انواع مختلفی از سنگ های تزئینی در سنگ فروشی های این کشور (محصول ولایت های مختلف افغانستان) وجود دارد و خام یا تراش داده شده به فروش می رسد. برخی از سنگ های این کشور از شهرت جهانی برخوردار بوده و می توان به سنگ های رخام هلمند و چشت هرات اشاره کرد.بر اساس گزارش های موجود، معادن طلا در ۴ منطقه زرکشان غزنی، بداخشان، خاک ریز قندهار و تخار قرار گرفته اند. همچنین معادن کرومیت در حصارک لوگرو، ولسوالی زنه خوان غزنی و... دیده شده است. این کشور محدود به کانی های ف ی نیست و ذخایری از زغال سنگ در۱۱ محدوده معدنی قرار گرفته که ۵ مورد آن قابل است اج است.
در افغانستان قدیمی ترین سنگ ها از دوره آرچین یعنی ۳۸۰۰ میلیون سال پیش و سنگ هایی از دوره پروتوزوئیک (۲۵۰۰–۵۷۰ میلیون سال گذشته) دیده می شود. همچنین دارای پیشینه طولانی و پیچیده تکتونیکی است و دلایل آن تا حدودی مربوط به موقعیت آن در انتهای غربی هیمالیا، تصادم نیم قاره هند، تشکیل کوه های هندوکش، تصادم پارچه های جدا شده زمین (plate tectonics) و...
است.
جلب توجه جهان و منطقه به افغانستان در اجلاس هفتم کنفرانس ریکاهفتمین کنفرانس همکاری های اقتصادی منطقه ای برای افغانستان (ریکا هفت) به تاریخ های ۲۳–۲۴ عقرب ۱۳۹۶ با حضور در شهر عشق آباد، پایتخت ترکمنستان با هدف افزایش همکاری های اقتصادی منطقه ای و حمایت از توسعه و ثبات پایدار در افغانستان و سراسر منطقه برگزار گردید. در این اجلاس یک هیئت عالی رتبه تحت ریاست جل ماب سرور دانش معاون دوم ریاست افغانستان به شمول بانوی اول کشور، صلاح الدین ربانی امور خارجه، همایون رسا تجارت، دلبر نظری امور ن، سلامت عظیمی مبارزه با و ده ها تن از مقامات عالی رتبه از جمله معینان وزارت خانه های سکتوری اشتراک کرده بودند. هم چنین در کنفرانس ریکا ۷ هیئت های عالی رتبه و نمایندگان ارشد بیش از ۶۸ کشور منطقه و جهان و سازمان های بین المللی حضور یافته بودند که نشان دهنده اهمیت این رخداد و نیز بیانگر موفقیت تلاش های بین المللی ت افغانستان بوده است. سطح اشتراک کنندگان و هم چنین حمایت قاطع همه اشتراک کنندگان از حکومت و روندهای موجود در افغانستان و علاقه حضور همه کشورها و سازمان ها در افغانستان به منظور تقویت صلح و ثبات در کشور از مهم ترین نقاط کلیدی در کنفرانس بود. در آغاز کنفرانس رشید مرادیف معاون رئیس جمهور و خارجه ترکمنستان ضمن خوش آمدگویی به مهمانان کنفرانس، بر همکاری های اقتصادی منطقه ای تأکید کرد و همکاری با افغانستان را یک فرصت تاریخی دانست. وی حمایت از روندهای دموکراتیک و صلح و ثبات در افغانستان را وظیفه همه کشورهای منطقه و جهان دانست و بر تقویت آن تأکید کرد.سخنان معاون دوم رئیس جمهور
سپس سرور دانش معاون دوم ریاست افغانستان ضمن اظهار قدردانی از میزبانی خوب کشور ترکمنستان از اجلاس هفتم کنفرانس ریکا بر اهمیت روابط حسنه و همکاری های اقتصادی منطقه ای تأکید کرد.
وی با اشاره به تاریخ و فرهنگ مشترک کشورهای آ میانه اظهار داشت: ما فرهنگ، تاریخ، زبان و تمدن مشترک داریم. در تاریخ کهن این منطقه ای مرو، نیشابور، بخارا، سمرقند، خیوه، اسان، بلخ، غزنه، غور، کابل، هرات، قندهار و مانند آن تاج های زرین و گوهرهای گرانبهای فرهنگ و تاریخ ما بوده اند و هستند.
معاون رئیس جمهور هم چنین گفت: یکی از اولویت های مهم حکومت افغانستان در چند سال گذشته تقویت همکاری های اقتصادی منطقه ای بوده است و ما در این زمینه متعهد به ایفای نقش فعال به عنوان کانون تجارت و ترانزیت در سطوح منطقه ای و قاره ای می باشیم.
وی دستاوردهای کنفرانس های ریکا را در سال های گذشته مثبت و تاریخی ارزی کرد و گفت: امضای موافقتنامه راه لاجورد به عنوان یک موافقتنامه بسیار مهم و تأثیر گذار در زمینه ترانسپورت و ترانزیت در حاشیه نشست امروز، یک نمونه بارز، از نتیجه تلاش های مشترک ما در سطح منطقه است.
دانش هم چنین به پروژه های کلان منطقه ای اشاره کرد که هم اکنون در جریان قرار دارند و گفت: در جریان امسال پروژه های انتقال گاز تاپی، کاسا یکهزار، لین انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت بین ترکمنستان، افغانستان و پا تان و پروژه خط آهن بین ترکمنستان، افغانستان و تاجی تان، افتتاح خط آهن اتامراد-آقینه به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۶= ۸ قوس ۱۳۹۵ و تکمیل قریب الوقوع قطعه سوم خط آهن خواف-هرات، موافقتنامه چابهار و انتقال اولین محموله گندم از این مسیر از هندوستان به افغانستان، ورود محموله های کالاهای چین از طریق ازب تان به بندر حیرتان افغانستان و بالا ه گسترش همکاری های دیجیتالی از جمله در چارچوب راه ابریشم دیجیتال، نوید بخش اتصال هرچه بیشتر منطقه و گسترش روابط مردم با مردم در سطح منطقه می باشد.
معاون رئیس جمهور اما تأکید کرد که موفقیت های به دست آمده نباید ما را از حجم مشکلات و چالش هایی که بر سر راه همکاری های منطقه ای وجود دارد غافل سازد. وی اظهار داشت: منطقه ما یکی از کم انسجام یافته ترین مناطق در سطح جهان می باشد و وجود چالش های امنیتی، خلاءهای زیربنایی و موانع تجارتی و ترانزیتی نیز از مشکلات اساسی است.
دانش هم چنین خواهان حل مشکلات و چالش های فراروی همکاری های اقتصادی منطقه ای شد و کنفرانس ریکا را چارچوب مناسب برای رشد و تقویت همکاری های منطقه ای دانست.
وی اظهار داشت: تعهد افغانستان به عنوان چهارراه اتصال آسیای مرکزی و جنوبی و خاورمیانه و مرکز همگرایی های منطقه ای، برای سهم گیری فعال در راستای تحقق دیدگاه مشترک منطقه ای که همانا تأمین «ثبات و رفاه» پایدار می باشد، یک تعهد قوی و خلل ناپذیر است و نقش محوری افغانستان در چارچوب ریکا و همچنین پروسه قلب آسیا، گواه این مدعاست.
معاون رئیس جمهور هم چنین در بیانیه خود بر ضرورت اقدام جدی و مشترک در زمینه مبارزه با تروریسم اشاره کرد و گفت: انتظار داریم که همه کشورهای منطقه و همسایه با افغانستان نیز با همین دید بنگرند و در مبارزه با تروریزم بدون تفکیک بین تروریست خوب و بد، ما را در تأمین صلح و امنیت کمک کنند. افراط گرایی و تروریزم نه تنها افغانستان بلکه در حقیقت همه کشورهای منطقه را هدف گرفته است.
وی افزود: ما امروز در خط مقدم نبرد با تروریزم و در مقابل نزدیک به سی گروه تروریستی مبارزه می کنیم و بدون تفکیک بین گروه های تروریستی، در حقیقت از منافع و مصالح همه کشورهای منطقه و جهان دفاع می کنیم و هر روز مردم ما و به طور خاص نیروهای دفاعی و امنیتی ما در این راه قربانی می دهند.
معاون رئیس جمهور ضمن تأکید بر مبارزه با تروریسم بر تلاش ها برای ثبات و صلح دایمی نیز تأکید کرد و از همه کشورهای همسایه و جهان خواست تا افغانستان را در رسیدن به صلح کمک کنند. خارجه افغانستان
در اجلاس هفتم ریکا هم چنین صلاح الدین ربانی امور خارجه افغانستان سخنرانی کرد و گفت که اکنون بیش از هر زمان دیگر نیاز به صلح و ثبات در افغانستان احساس می شود و تمام تلاش ت افغانستان بر این است که همکاری و مشارکت کشورهای منطقه و جهان را در زمینه صلح و ثبات جلب کند. وی تأکید کرد از نظر افغانستان نقش کشورهای منطقه و همسایگان افغانستان در صلح و بازسازی اهمیت دارد و امیدواریم که این هدف مورد توجه قرار گیرد.
خارجه افغانستان اظهار داشت که صلح و رفاه عمومی در افغانستان سبب خواهد شد که دیگر جوانان ما در کام تروریسم نیفتند و این مسئله برای کل منطقه تأثیرات عمیق و دوامدار خواهد داشت.مقامات عالی رتبه کشورهای منطقه
در این اجلاس هم چنین خارجه گرجستان گفت که از نگاه ما افغانستان یکی از شرکای مهم ما در منطقه در آینده و اکنون است و به همین خاطر ما تمام تلاش خود را به ج خواهیم داد تا افغانستان بتواند از طریق کشور ما به بازارهای جهانی و اروپا راه یابد و به تحقق استراتژی های خود بپردازد.
وی افزود که ما در راه لاجورد یکی از بهترین شریک و همکار افغانستان خواهیم بود و تمام امکانات خود را در این راه به کار خواهیم گرفت تا هم بخش های تی و هم بخش های خصوصی بتوانند در ترانزیت و تجارت در این مسیر سهم بگیرند.
ت در امور خارجی هندوستان نیز ضمن مهم خواندن اجلاس ریکا، آن را چارچوب بزرگ و قوی برای همکاری های منطقه ای دانست و گفت هندوستان هم به صورت دو جانبه و هم به صورت چند جانبه با ت افغانستان همکاری دارد و آن را به نفع افغانستان و هندوستان و منطقه می داند. وی ضمن تأکید بر این که دوستی در هنگام مشکلات درک می گردد و بهترین دوست ی است که در زمان مشکلات در کنار افغانستان باشد گفت: هندوستان تا کنون دو میلیارد دالر به افغانستان کمک کرده است و کمک ها و همکاری های ما با افغانستان به صورت دوام دار ادامه دارد.
ت هندوستان تلاش برای رساندن آب آشامیدنی به شهروندان کابل، کمک گندم از طریق بندر چابهار به افغانستان و کمک در بخش های مربوط به تقویت ن را نشانه اهمیت دادن هندوستان به روابط با افغانستان دانست.
وی ضمن انتقاد از کشور پا تان به خاطر مسدود ساختن مسیر تجارت میان هند و افغانستان گفت که ما این گونه حرکت های پا تان را علیه منافع مردم افغانستان تلقی می کنیم.
ت در امور خارجی هندوستان گفت که کشورش از پروژه هایی چون قلب آسیا، تاپی و کاسا ۱۰۰۰ حمایت می کند و اجرایی شدن آن ها را به نفع کل منطقه می داند.
عباس ی راه و شهرسازی ایران نیز در این کنفرانس ضمن اشاره به کمک های ت متبوعش به افغانستان گفت که ایران بدون چشم داشت در سال های گذشته از مهاجرین افغانی پذیرایی کرده و اکنون میزبان بیش از ۳٫۵ میلیون مهاجر است که آموزش، بهداشت و خدمات دیگر را به صورت رایگان در اختیار آنان قرار می دهد.
وی تأکید کرد که ایران صلح و ثبات در افغانستان به مثابه صلح و ثبات خود می داند و به همین خاطر از هیچگونه کمک و همکاری در همه زمینه ها دریغ نخواهد کرد و اتصال افغانستان از طریق بندر چابهار به آسیای مرکزی نشان دهنده همین امر است.
راه و شهرسازی ایران گفت که ایران کوتاه ترین و امن ترین و سودمندترین مسیر برای افغانستان جهت اتصال در بازارهای جهانی و تقویت تجارت این کشور است که ما همه امکانات خود را در این زمینه در اختیار افغانستان قرار خواهیم داد.
سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی پا تان گفت ه ریکا چارچوب مناسب برای همکاری هیا منطقه ای و اقتصادی و هم چنین چارچوب مناسب برای تقویت صلح و ثبات در افغانستان است و پا تان علاقمند کار در این چارچوب است. وی تأکید کرد که روابط افغانستان و پا تان هم به صورت گسترده و در همینه زمینه ها جریان دارد و هیچگونه مشکلی در این مینه نیست.
سرتاج مشکلات مربوط به تجارت و ترانزیت کالا از هند به افغانستان را مشکلات اداری و امنیتی دانست که در حال حل شدن است و تأکید کرد که کشورش هیچگاه بر روی افغانستان مشکل تراشی نخواهد کرد.
اعلام آمادگی کرد که آباد علاقمند است تا اجلاس بعدی ریکا در آباد برگزار گردد و پا تان میزبان آن باشد. زیرا پا تان همکاری های اقتصادی منطقه ای را مطابق پالیسی ها و استراتژی های خود می داند و از آن حمایت می کند.
وی پذیرش ۳ هزار محصل را در های پا تان نشانه حسن نیت پا تان در قبال افغانستان دانست و اعلام آمادگی کرد که کشورش در همه زمینه های تجاری و ترانزیتی همکار افغانستان خواهد بود.
هم چنین خارجه امارات متحده عربی نیز در این اجلاس بر تداوم حمایت ها از ت و مردم افغانستان تأکید کرد و اظهار داشت که ما تا کنون میلیون ها دالر به افغانستان کمک کرده ایم و از ین پس نیز ادامه خواهد یافت.
خارجه ت قطر نیز در این کنفرانس ضمن تأکید بر حمایت مجدد از ت افغانستان اعلام آمادگی کرد که ت متبوعش علاقمند است تا کنفرانس هشتم ریکا را میزبانی کند.
در ادامه کنفرانس هم چنین سکرتر جنرال سازمان اکو، سکرتر جنرال کنفرانس ملل متحد در زمینه تجارت و توسعه، سکرتر جنرال بنباد توسعه آسیا و همکاری های منطقه ای، معاون خارجه ما یا، معاون خارجه آذربایجان، معاون خارجه تاجی تان، معاون خارجه قرغیزستان، معاون خارجه ترکیه، معاون خارجه قزاقستان و مقامات عالی رتبه کشورهای دیگر و نمایندگان ارشد سازمان بین المللی سخنرانی د.
همه سخنرانان اجلاس هفتم کنفرانس ریکا در عشق آباد بر حمایت مجدد از ت و روندهای موجود در افغانستان تأکید د و ابراز علاقمندی د که در پروسه های مهم اقتصادی و تجارتی افغانستان سهم فعال خواهند گرفت.امضای موافقت نامه خط لاجورد
در حاشیه کنفرانس ریکا ۷ موافقت نامه خط لاجورد که قبلاً با ابتکار افغانستان مطرح شده بود، میان پنج کشور افغانستان، ترکمنستان، گرجستان، آذربایجان و ترکیه در حضور معاون دوم رئیس جمهور افغانستان به امضا رسید.
بر اساس موافقت نامه خط لاجورد افغانستان بدون اتکا به کشورهای همسایه مثل پا تان و ایران از طریق دو بندر آقینه در شمال و تورغندی در غرب افغانستان به کشور ترکمنستان، سپس به گرجستان و آذربایجان و ترکیه و در نهایت به اروپا وصل می گردد. این مسیر که یک مسیر جایگزین صدور کالا از افغانستان به اروپا است که در کمترین زمان و کمترین هزینه کالاهای بازرگانی افغانستان و برخی از کشورهای همسایه را به اروپا می رساند.
صرفه جویی در وقت و هزینه اگرچه از خصوصیات این مسیر است ولی مهم این است که از لحاظ نیز مهم است. به این معنی که افغانستان اکنون کم کم از انحصار جغرافیایی بیرون می شود و محاط بودن به خشکه نمی تواند به عنوان یک چالش مسیرهای تجارتی و ترانزیتی افغانستان را محدود بسازد.اعلامیه پایانی کنفرانس ریکا ۷
شرکت کنندگان اجلاس هفتم کنفرانس ریکا با صدور یک اعلامیه پایانی بر حمایت قاطع و مجدد از ت افغانستان تأکید د و خواستار اجرایی شدن همه طرح های اقتصادی و تجارتی شدند که به نحوی مرتبط با افغانستان است و در راستای صلح و امنیت و رفاه عمومی در کشور صورت می گیرد.
در اعلامیه پایانی کنفرانس به نقش محوری افغانستان به عنوان مرکز مهم برای تجارت، ترانزیت و ترانسپورت منطقه یی و میان منطقه یی و همچنان نقش ریکا در شریک ساختن مزایای این مرکزیت در حمایت از توسعه و ثبات پایدار در افغانستان و سراسر منطقه تأکید شده است و از تلاش های ت افغانستان در زمینه بازسازی و صلح تقدیر گردیده است.
در اعلامیه پایانی ریکا اشتراک کنندگان بر تعهدات مشترک صورت گرفته در کنفرانس بین المللی برو ل پیرامون افغانستان در راستای تعمیق و تقویت همکاری ها غرض رسیدن افغانستان به خودکفایی در جریان دهه تحول ۲۰۱۵–۲۰۲۴ و پروسه استانبول-قلب آسیا و افزایش همکاری های ، امنیتی و اقتصادی منطقه ای از طریق پیشبرد گفتگوهای و اعتماد سازی در بهبود صلح، ثبات و رفاه در افغانستان و سراسر منطقه قلب آسیا تأکید کرده اند.برنامه های جانبی کنفرانس ریکا در عشق آباد
الف- برنامه توانمندی ن تجارت پیشه
یکی از برنامه هایی که در کنار کنفرانس ریکا مورد توجه قرار گرفته بود، توانمندی ن تجارت پیشه با حضور ن تجارت پیشه افغان و ترکمنستان بود.
مهمان ویژه این برنامه رولا غنی بانوی اول افغانستان بود که طی سخنانی از فرصت های پیش آمده برای ن در افغانستان یاد کرد و اولویت های حکومت افغانستان در مورد ارتقای جایگاه ن را برشمرد. بانوی اول هم چنین از رشد حضور ن در سکتور خصوصی و عرصه تجارت به عنوان یک دستاورد کلان یاد کرد که باید برای تقویه آن تلاش مضاعف صورت گیرد.
ن تجارت پیشه افغانستان و ترکمنستان در روز اول کنفرانس در مکان اختصاصی با همدیگر گفتگو د و در مورد فرصت ها و چالش های تجارت ن و را ارهای تقویت این حضور سخن گفتند. هم چنین علاوه بر آن از توانمندی و ظرفیت های شرکت های تجاری مربوط به خود به همدیگر معلومات دادند و دربارهٔ نحوه همکاری ها و تجارت ن گفتگو د.
ب- نشست تاجران افغان و ترکمن
علاوه بر نشست ویژه ن تجارت پیشه، تاجران دو کشور در سکتور خصوصی با همدیگر نشست مشترک داشتند و تجارت افغانستان مهمان ویژه این بخش بود. در این نشست ان تجارت افغانستان و ترکمنستان و هم چنین یک یک نفر از سکتور خصوصی دو کشور دربارهٔ فرصت های تجاری میان دو کشور سخن گفتند.
در این نشست که با حضور بیش از صد نفر از تاجران دو کشور صورت، تاجران به صورت مستقیم با همدیگر گفتگو د و دربارهٔ قراردادهای تجاری و کالاهای دست داشته شان معلومات شان را با همدیگر شریک ساختند.
هم چنین در حاشیه این نشست چندین قرارداد تجاری میان سکتور خصوصی افغانستان و ترکمنستان صورت گرفت.
ج- نمایشگاه مشترک کالاهای افغانستان و ترکمن
در حاشیه کنفرانس ریکا هم چنین در یک مکان جداگانه نمایشگاه مشترک از کالاها و محصولات تجاری دو کشور برگزار شده بود که با حضور مقامات عالی رتبه دو کشور و طی مراسم باشکوهی افتتاح شد و در دو روز کنفرانس مورد بازدید شهروندان دو کشور و هم چنین مهمانان خارجی کنفرانس ریکا قرار گرفت.
در این نمایشگاه از افغانستان بیشتر صنایع دستی، محصولات سنگ های قیمتی، فرش، میوه خشک و دیگر محصولات کشاوری در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته بود.
هم چنین از سوی بازرگانان کشور ترکمنستان نیز بیشتر محصولات غذایی، بهداشتی، لباس، فرش و صنایع دستی ارایه شده بود.
د- نشست معینان وزرای خارجه کشورهای عضور ریکا
در روز اول کنفرانس هم چنین نشستی با حضور مقامات کشورها در سطح معینان وزرای خارجه و نمایندگان ارشد سازمان های بین المللی علاقمند حضور در افغانستان برگزار شده بود که در این نشست بیشتر مسایل تخنیکی همکاری های اقتصادی کشورهای عضو ریکا برای افغانستان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
مسئول فرهنگی روسیه در کابل: هدف ورود قطعات محدود شوروی به افغانستان آوردن ثبات بود نه جنگبه گزارش پیام آفتاب، خبرگزاری اسپوتنیک روسیه نوشت، ما نمی خواهیم که این گفت و گو در چهارچوب قواعد رایج معمول باشد که بخواهیم از روابط به روابط فرهنگی برسیم. ذات و ماهیت فرهنگ و مباحث فرهنگی برتر و شرافت دارد بر مناسبات ، چرا که فرهنگ رابطه ای انسانی است که بر پایه اصول مشترک انسانی، زندگی را می سازد. اما روابط محدود به روابط ت ها و گواه به اه و مأموریت محدود تها است، بنابراین می خواهیم از دیدگاهی نوین به موضوع روابط فرهنگی افغانستان و روسیه بنگریم، از دیدگاهی که سمت وسویش ب و توانایی فهم ودرک متقابل هر دو ملت افغانستان و ملت روسیه است، تا دو ملت بتوانند بر پایه درک متقابل، مناسبات فرهنگی، روابط و اقتصادی بین افغانستان و روسیه را گسترش دهند. پس با این رویکرد گفت و گوی با ویچسلاو نیکراسوف مسئول فرهنگی روسیه در کابل انجام داده ایم. ویچسلاو نیکراسوف در این گفت و گو پیوندهای فرهنگی و انسانی را مهمتر از سیاست می داند و خواستار پیوندهای افغانستان و روسیه در سطح بالای فرهنگی است. او در این گفت و گو از تلاش های خود دربارهٔ خوبتر شدن پیوندهای فرهنگی میان افغانستان و روسیه سخن می گوید و از این که در افغانستان به کارهای فرهنگی می پردازد بسیار سند می باشد. او می گوید: برای پیوندهای پایدار و اقتصادی و تحکیم روابط فرهنگی نیاز به اساس است. اساس عبارت از پیوند بین انسان ها است و به همین خاطر ما می خواهیم که نسل جدید افغانستان به روسیه بروند و تحصیل کنند و با فرهنگ روسیه و اقتصاد و سیاست روسیه آشنا شوند. او در ادامه می گوید: برای با ثبات سازی افغانستان نیاز به اقتصاد خوب است، یعنی اینکه افغانستان باید در نخست از نگاه اقتصادی باید تقویت شود و در افغانستان زیربناها باید به شکل درست و اساسی ساخته شوند تا مردم صاحب کار شوند و از نگاه اقتصادی در رنج نباشند. ساختن زیربناها برای افغانستان بستری برای رشد اقتصادی افغانستان می شود و در این صورت است که مردم افغانستان روی پای خود می ایستند و دنبال کارهای خلاف و گروه های تروریستی و کشت کوکنار نمی روند. او در ادامه در این باره چنین می گوید: افغانستان از نگاه اقتصادی در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار ندارد و این را مقامات ایالات متحده به خوبی می دانند، چرا که این وضعیت به نفع آنها است و به همین خاطر آنها نمی خواهند که اقتصاد افغانستان رشد کند. مشروح این گفت و گو به شرح ذیل است:اسپوتنیک: در مورد زندگی شخصی خود بفرمایید، در کدام سال و در کجا متولد شده اید و تحصیلات شما تا کدام مقطع است و بگویید که چند سال می شود در افغانستان فعالیت دارید؟ آیا از فعالیت فرهنگی در افغانستان سند هستید؟
نیکراسوف: نام و نام خانوادگی من ویچسلاو نیکراسوف است و من به تاریخ ۱۹۵۴ در شهر سیویرلوسکی روسیه به دنیا آمده ام. دارای مدرک ای اقتصاد می باشم و در سال ۱۹۸۲ —۱۹۸۳ به حیث مشاور در جمهوری دموکرات خلق افغانستان کار کرده ام. در عین زمان در ولایت های افغانستان کارهای فرهنگی از قبیل ساخت سینماها را به پیش می بردم. پس از سال ۱۹۸۳ به روسیه دوباره برگشتم و از سال ۲۰۱۰ تا به ۲۰۱۶ از طرف شورای گروه روابط بین الملل فدراسیون مجلس فدرال روسیه به حیث دبیر اجرایی همکاری با شورای ملی افغانستان کار و در حال حاضر به حیث مسئول فرهنگی سفارت روسیه در کابل کار می کنم.
دربارهٔ اینکه من از فعالیت فرهنگی در افغانستان سندم یا نه؟ پاسخ من مثبت است. بلی من از کارهای فرهنگی در افغانستان سند هستم و به کارم عشق می ورزم و می خواهم که از نگاه فرهنگی پیوند بین افغانستان و روسیه در سطح بالای قرار بگیرد تا بتوانیم از غنای فرهنگی یکدیگر به نفع کشورهای خود استفاده نماییم؛ و به همین خاطر من همیشه کوشش می کنم که دانشجویان بیشتری را به روسیه بفرستیم که امسال مدارک نزدیک به ۳۰۰ نفر را روان کردیم که بتوانند در های روسیه مصروف فرا گرفتن دانش شوند. اگر چه در این سال حدود ۷۰۰۰ نفر برای بورس های روسیه ثبت نام د اما متأسفانه تنها مدارک ۳۰۰ نفر را ما توانستیم به روسیه بفرستیم؛ و ما کوشش می کنیم که در سال های آینده تعداد دانشجویان بیشتری را به روسیه بفرستیم تا بتوانیم بدینوسیله پیوندهای فرهنگی بین دو کشور را مستحکمتر نماییم.اسپوتنیک: آیا یک فعال فرهنگی می تواند فراتر از پیوندهای گام بردارد یا اینکه فرهنگ در پنجه سیاست اسیر است و فعالان فرهنگی باید مجری سیاستها باشند؟
نیکراسوف: به نظر من فرهنگ و همکاری انسانی مهمتر از سیاست می باشد، چرا که بدون پیوندهای خوب فرهنگی با یکدیگر پیوندهای خوب نخواهیم داشت. اگر ما یک نگاه کوتاهی به پیوندهای فرهنگی، اقتصادی و میان افغانستان بیاندازم، می بینیم که افغانستان و روسیه از صدها سال پیش باهم پیوندهای فرهنگی، اقتصادی و خوبی داشته اند، که به طور نمونه می توان به پیوندهای تاریخی زمان پیش از ایوان گروزنی اشاره کرد، که در آن زمان بازرگانان روسی و افغانستانی باهم از نگاه بازرگانی پیوندهای خوبی داشتند.
من با تأکید بر این که برقراری پیوندها میان روسیه و افغانستان همیشه با توافق دو طرف بوده و روسیه همیشه می خواهد که افغانستان با ثبات باشد، چرا که این نه تنها به نفع روسیه و افغانستان است، بلکه به نفع منطقه و جهان نیز می باشد.
روسیه نه تنها این را شعار داده بلکه در عمل این کار را در زمان حضور خود در افغانستان انجام داده است، که به طور نمونه می توان از بیش از صد پروژه اساسی و زیربنایی روسیه در بخش های اقتصادی و فرهنگی در افغانستان یاد کرد و این را تمام مردم افغانستان که در زمان اتحاد جماهیر شوروی زندگی می د به خوبی می دانند.
در مجموع ۱۲۴ پروژه در زمان شوروی ساخته شده است، که می توان از پروژه های بزرگ آن مانند: تونل «سالنگ»، سیلوی کابل، پولیتخنیک، کارخانه موترسازی جنگلگ و همچنان نیروگاه برق در شهر پلخمری نام برد.
در سال ۱۹۸۷ افغانستان از نگاه مواد خوراکی تقریباً خود کفا شده بود و حتی به کشورهای دیگر میوه و سبزیجات صادر می کرد. به طور نمونه اتحاد جماهیر شوروی در ننگرهار کانال های بزرگ آبیاری را برای کشاورزان آباد کرد. کشاورزان به هزاران تن بادرنگ به خارج صادر می د.
در پاسخ به پرسش شما که آیا فرهنگ در پنجه سیاست اسیر است؟ باید بگویم که از نظر من فرهنگ اساس سیاست است و این فرهنگ است که سیاست را می سازد نه اینکه فرهنگ اسیر سیاست باشد. به همین خاطر ما می خواهم که مردم افغانستان کشور روسیه و فرهنگ روسیه از زبان خود روسها بشناسند نه اینکه کشورهای غربی برای آنها روسیه را معرفی کنند که نمونه اش متهم روسیه به اتهام کمک به می باشد.
در سالهای اخیر همیشه در رسانه ها ناتو روسیه را متهم به پشتیبانی از می کنند و می گویند که مشاوران روسی را در پهلوی طالب دیده اند و این در حالیست که این همه دروغ و فریب است برای اینکه روسیه را به چشم مردم افغانستان بد کنند و کمبودها و ش ت ها و ناکارآمدی های خود را با این کار پنهان نمایند.
در این جا محفل بود و جوانان پرسیدند که چرا روسیه در سال ۷۹–۸۹ به افغانستان آمدند. من گفتم که من خودم گواه این اتفاق بودم و دقیقاً می دانم که بسیاری از متخصصان و سربازان روسی با هدف خوبی و با ثبات سازی منطقه آمده بودند که پس از با ثبات افغانستان دوباره به کشور خودشان برگردند. اما با ورود اتحاد جمهور شوروی دشمنان روسیه و افغانستان دست به کار شدند و نخواستند که پیوندهای این دو کشور در حد همکاری نظامی باشد و به همین خاطر تلاش د که مردم افغانستان را فریب بدهند و آنها را در برابر ت افغانستان بشورانند که نتیجه اش جنگ و ویرانی افغانستان و کشته شدن بیش از دو میلیون نفر بود.
اتحاد جماهیر شوروی می خواستند که ۶ ماه یا ی ال در افغانستان بمانند و دوباره برگردند، اما در اینجا اشتباه صورت گرفت و مجاهدین افغانستان با ت افغانستان جنگ را آغاز د و سربازان اتحاد جماهیر شوروی در آنجا برای مدت طولانی ماندنی شدند. با این حال سربازان اتحاد جماهیر شوروی بیش از صد پروژه زیربنایی برای افغانستان ساختند. من در آن زمان حیران بودم که چرا مجاهدین پروژه های زیر بنایی و مواد غذایی را آتش می زنند و یا بالای آنها شلیک می کنند، در صورتیکه این پروژه ها را ما برای مردم افغانستان می ساختیم تا مشکلات اقتصادی افغانستان حل شود و مردم افغانستان روی پای خود ایستاد شوند و دیگر نیازمند کشورهای همسایه خود نباشند.
اما کشورهای مانند پا تان، ، کشورهای اروپایی و کشورهای عربی به خاطر خود مردم را به جان ت شان انداختند و روسیه را بهانه برای جهاد با ت برای مردم معرفی د؛ و به همین منوال افغانستان قربانی موقعیت جغرافیایی خود شد؛ و این در حالیست که خودشان حالا در افغانستان در جریان بیش از ۱۶ سال هیچ کار اساسی نکرده است. به نظر من مشکل افغانستان باید از نگاه اقتصادی حل شود نه از نگاه و غیره. چون مشکل افغانستان اقتصاد است و باید مشکل افغانستان را از نگاه اقتصادی حل کرد. در حال حاضر این را و ناتو به خوبی می دانند و می دانستند، اما انجام نمی دهند. چون اگر مشکلات اقتصادی افغانستان حل شود مردم افغانستان دیگر نیروهای ناتو و را در افغانستان قبول ندارند و به همین خاطر و همپیمانانش نمی خواهند مشکل اقتصادی افغانستان حل شود.اسپوتنیک: در جامعه افغانستان زبان وادبیات فارسی از سایر نمودهای فرهنگی وهنری چون موسیقی، ، نقاشی، تیاتر وسینما مجسمه سازی و سینما گستره ای بیشتری و بنیان این هنر به زبان و ادبیات فارسی بستگی دارد بنابراین کلید فهم متقابل دو ملت گسترش زبان وادبیات روسی وفارسی دری در هردو کشور است. چون شناخت عموم مردم افغانستان از روسیه بر اساس تصوراتی است که از نظام کمونیستی داشته اند و اکنون مرکز فرهنگی روسیه چه برنامه ها ی برای شناخت روسیه امروز به مردم افغانستان دارد؟ مثلاً برگزاری شبهای شعر برای آشنای ادبای افغانستان با آثار ادبی روسیه با شرکت شخصیتهای ادبی دو کشور از نمونه برنامه های فرهنگی می تواند باشد.
سپاس از این پرسش شما. در زمان اتحاد جماهیر شوروی بیش از ۱۰۰ هزار متخصص افغانستان در آنجا در رشته های مختلف دانش آموخته اند و آنها در زمان اتحاد جماهیر شوروی دوباره حلقه نخبه گان افغانستان را در رشته های مختلف تشکیل دادند. ما متخصصان زیادی در آن زمان برای افغانستان آموزش دادیم و تا هنوز هم بسیاری از متخصصان که در اتحاد جماهیر شوروی درس خوانده اند، در مقام های بلندی تی افغانستان کار می کنند و همچنین بیشتر از دانشجویان که می خواهند به بورسیه روسیه بروند توسط انی که پیش از آن در روسیه دانش آموخته اند توصیه شده است، چرا که در روسیه نظر به کشورهای اروپایی دیگر تحصیل ارزانتر برای دانشجویان مهیا است.
ما برای شناخت روسیه امروز به مردم افغانستان به خصوص جوانان افغانستان کارهای زیادی انجام دادیم که همه اینها از طریق آموزش زبان روسی و ترجمه کتاب های روسی به زبان فارسی دری می باشد.
در حال حاضر در کابل دو دیپارتمنت زبان روسی در کابل و تعلیم و تربیه فعالیت دارد که ما با آنها ارتباط داریم و ان و دانشجویان این دو دیپارتمنت روسی را در محفل های خود دعوت می کنیم.
ما چندی پیش یک مرکز زبان روسی در شهر مزار شریف گشودیم. در وزارت امور خارجه افغانستان هم کورس زبان روسی باز کردیم. در کنار این مراکز ما با مرکز جوانان افغانستان همکاری داریم و به تاریخ ۵ و۶ جون از روز زبان روسی و زادروز ال اندر سرگویچ پوشکین شاعر پرآوازه روسیه تجلیل کردیم که در این محافل از ان و دانشجویان مراکز زبان روسی دعوت به عمل آوردیم و آنها با خواندن اشعار روسی این روز را شاد باد گفتند.
چندی پیش از ترجمه انا کریننا که توسط لیف بهاند به پشتو ترجمه شده بود، رونمایی کردیم.
در حال حاضر علاقه مندان زبان روسی در حال افزایش است و آموزشگاه زبان روسی در هرات، کندهار، جلال آباد گشایش یافته و نان جوزجان هم خواهان گشایش آموزشگاه زبان روسی هستند.
مهمترین وظیفه من این است که افغانستانی ها زبان روسی را بیاموزند و پیوندها میان افغانستان و روسیه در سطح بالای باشد.اسپوتنیک: شرط روابط پایدار و اقتصادی، تحکیم روابط فرهنگی دو کشور است که نخستین قدم، توسعه زبان روسی در افغانستان است به نحوی که قابلیت تنظیم اسناد رسمی بین دو کشور بدون زبان واسط باشد، آیا در این باره برنامهٔ مشخص هست یا خیر؟
برای پیوندهای پایدار و اقتصادی و تحکیم روابط فرهنگی نیاز به اساس است. اساس عبارت از پیوند بین انسان ها است و به همین خاطر ما می خواهیم که نسل جدید افغانستان به روسیه بروند و تحصیل کنند و با فرهنگ، اقتصاد و سیاست روسیه آشنا شوند.
ما در حال حاضر برای مردم افغانستان برنامه های زبان روسی و برنامه استاژ برای دانشجویان و ان و زبان روسی به شکل آنلاین برگزار می کنیم. دانشجویان که در این برنامه شرکت کنند پس از ۶۰ ساعت درسی از پیداگوژی سیبیرسکی گواهینامه زبان روسی را دریافت می کنند.
در اکتوبر همین سال ۲۰۱۷ در سوچی المپیاد دانشجوی برگزار می شود که در آن بیش از ۲۰۰ هزار جوان از ۱۷۸ کشور جهان از جمله افغانستان شرکت می کند. برای افغانستان در این المپیاد ۳۰ بورس داده شده است، اما من در حال چانه زنی با مسئولان این برنامه هستم که این تعداد به ۵۰ بورس برسد.
تا هنوز از افغانستان در این برنامه بیش از ۱۲۰۰ نفر ثبت نام کرده اند و ما می خواهیم که بهترین ها را آنتخاب کنیم تا با این کار چهره افغانستان را درجهان تبدیل کنیم و به جهانیان چهره دیگر افغانستان را نشان بدهیم، چرا که بیشتر کشورهای جهان افغانستان را منبع و یا کشور جنگ زده و پس مانده می دانند. ما می خواهیم آنها بدانند که مردم افغانستان از استعدادی خوبی برخوردارند و اگر آنها را به حال خود شان بگذارند و بگذارند که آنها سرنوشت خودشان خود آنها تعین کنند.
افغانستان دارای تاریخ غنی و دانشمندان زیاد است و مردم افغانستان مردم مهربان مهمان نواز می باشند. به همین خاطر ما می خواهیم صنعت گردشگری را در افغانستان فعال کنیم، چرا که در سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بیشتر از ۶۰۴۰ هزار نفر از اتحاد جماهیر شوروی برای گردش به افغانستان آمده بودند و بسیاری از اینها بازهم می خواهند که به افغانستان بیایند و این برای اقتصاد و فرهنگ افغانستان بسیار مهم است و بدین منظور ما از روس ها دعوت می کنیم که به افغانستان بیایند و از تاریخ غنی و جاهای دیدنی این کشور باخبر و دیدن کنند. ما می خواهیم که گرفتن ویزای گردشگری برای گردشگران آسانتر شود تا گردشگران روسی بتوانند به افغانستان بیایند و از تاریخ و جاهای دیدنی و تاریخی این کشور دیدن کنند و همچنان جوانان روسیه باید بیایند و ببیسند که مردم افغانستان در چه وضعیت زندگی می کنند و با فرهنگ افغانستان شوند.اسپوتنیک: آیا برنامهٔ مشخصی هست که اهمیت و منافع حاصل از برقراری روابط بین روسیه وافغانستان را بیان کند؟ یعنی چشم انداز روابط فرهنگی زمینه فعالیتهای اقتصادی و حتی زمینه همکاری های امنیتی و نظامی را فراهم نماید.
ما برنامه های مشخصی داریم و همه ساله صدها تن از دانشجویان افغانستان را بورس می کنیم و به ای مختلف روسیه برای آموزش دانش می فرستیم و این خود یک ذخیره بزرگ برای بخش علمی و فرهنگی افغانستان می شود.
پیش از این من در پارلمان افغانستان به حیث مشاور از طرف روسیه کار می و در همین راستا چند تن از اعضای پارلمان جوان افغانستان را برای دیدار از پارلمان روسیه دعوت کردیم و آنها از کارکرد پارلمان روسیه دیدن د.
در همین راستا دوبار مسلمیار رئیس مجلس سنای افغانستان از روسیه دیدار کرده است و ما می خواهیم که این قسم پیوندها ادامه پیدا کند و بیشتر شود.
چندین بار تیم فوتبال پیش وتان افغانستان به روسیه آمده بودند و با کهنه سربازان روسیه بازی د ما می خواهیم که این پیوندها گسترش پیدا کند. در بازی فوتبال پیش وتان افغانستان و کهنه سربازان روسیه جالب اینجا بود که انی که در مقابل کهنه سربازان روسیه بازی د مجاهدین بودند که در آن زمان در مقابل هم جنگ می د و این نشان دهنده احترام متقابل مردم افغانستان و مردم روسیه می باشد.اسپوتنیک: چه وقت خانه علم و فرهنگ روسیه بازگشایی می شود؟
خانه علم و فرهنگ روسیه به زودی دوباره به روی علاقه مندان باز می شود، اما تاریخ دقیق آن تا هنوز معلوم نیست و هر وقت که مقامات بلندپایه روسیه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و ال اندر مانتیتسکی سفیر روسیه در افغانستان تصمیم بگیرند ما خانه علم و فرهنگ روسیه را دوباره به روی علاقه مندان به طور رسمی باز می کنیم.
در سال ۲۰۰۱ میلادی و پس از حمله ی یازده سپتامبر، ایالات متحده به بهانه ی مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله و حکومت را در آن کشور سرنگون کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان دچار یک ناامنی ۱۶ ساله و درگیر طولانی ترین جنگ در تاریخ خود است. دونالد ترامپ، سومین رئیس جمهور ست که با چالش افغانستان در حوزه ی سیاست خارجی روبروست و راهبرد ت وی بالا ه پس از چندین ماه تأخیر، طی یک سخنرانی در اوت سال ۲۰۱۷ اعلام شد که دارای عناصری ثابت (نسبت به راهبرد ت اوباما) و عناصری جدید و منحصر به فرد است. با توجه به نقش م ب در امنیت منطقه و افغانستان، لازم است این راهبرد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. پرسش اصلی این است که: مهم ترین دلایل تغییرات ایجادشده در راهبرد در قبال افغانستان چیست و چه پیامدهایی به دنبال دارد؟ ت بوش ادعا می کرد که افغانستان به مرکز رشد و توسعه تروریسم در جهان تبدیل شده است و مخالفان از لیبی گرفته تا چچن همه در پناه در افغانستان جمع شده اند و اقدام به فعالیت های تروریستی علیه منافع در جهان می نمایند. هدف اصلی امریکا در کنار مسایلی چون مبارزه با القاعده و و پروسه ت –ملت سازی و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، اه منطقه ای من جمله کنترل روسیه و جلوگیری از قدرت ی مجدد آن، کنترل چین و ایران را نیز شامل می شد تا همچنان از این طریق به قدرت برتر بودن در منطقه خاورمیانه امیدوار باشد. لذا امریکا از طریق الگوی امنیتی مداخله گری و افغانستان تلاش نمود موقعیت هژمونی خود را تثبیت و تقویت سازد.اما راهبرد ت بوش منجر به پیامدهای داخلی و منطقه ای برای افغانستان شد: تحولات سال های اخیر حاکی از وجود ی ری متغیرهایی است که نشان می دهد راهبرد ت بوش در افغانستان بر خلاف گفته های اولیه مقامات کاخ سفید نتوانسته است چندان موفق باشد. مسایلی من جمله قدرت ی مجدد و رشد گروه های تروریستی دیگر، گسترش فقر، کشت و قاچاق ، گسترش ناامنی و افزایش تلفات غیر نظامی و به تعویق افتادن روند دموکراسی سازی از نتایج راهبرد ت بوش در داخل افغانستان بود. این راهبرد در سطح منطقه ای نیز منجر به نتایجی شد. افغانستان، باعث شد محیط امنیتی کشورهای همسایه افغانستان همچون ایران و پا تان نیز ناامن گردد و این دو کشور به ویژه بخاطر پناهنده شدن در خاک خود هزینه های زیادی را متقبل شوند اما جدا از این اکثر محققان بر این عقیده هستند که افغانستان توسط گامی در جهت محاصره ایران است که حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ حلقه ی محاصره ایران را تنگ تر ساخت و صحت این عقیده را بیش از پیش ثابت ساخت. راهبرد ت اوباما: شباهت ها و تفاوت ها با ت بوشبا روی کار آمدن باراک اوباما ، سیاست خارجی ایالات متحده وارد مرحله جدیدی گردید ت باراک اوباما، بر این باور بود که کشور افغانستان نقش کلیدی را جهت مبارزه با تروریسم بازی می­کند و لذا بر این اعتقاد بود مرکز ثقل سیاست باید کشور افغانستان باشد و بر این اساس تداوم حمله به افغانستان را با اعزام نیروهای بیشتر در راستای مبارزه با تروریسم شدت بخشید. طبق گفته اوباما، اساس استراتژی در افغانستان، اقدامات نظامی علیه ، همکاری با سازمان ملل متحد، شرکای بین المللی و ت افغانستان و نیز مشارکت تنگاتنگ با پا تان خواهد بود. باراک اوباما با رسیدن به قدرت، تعداد نیروهای رزمی در افغانستان را از ۳۰ هزار نفر به بالای ۱۰۰ هزار نفر رساند. ایجاد و گسترش پایگاه های نظامی دایمی در افغانستان و واگذاری مسئولیت ها به نیروهای بومی افغان و ارایه ج زمانبندی برای وج نیروهای امریکایی از افغانستان، مبارزه با شورشیان ، تقویت ساختار تی و افغانستان از جمله مهمترین عناصر و مولفه های راهبرد اوباما بود. اوباما همچون بوش بر نقش نظامی گری در افغانستان تاکید داشت اوباما تقویت قدرت نظامی را در افغانستان در نظر داشت، اما بر خلاف بوش مخالف ی در جهان به واسطه قدرت نظامی بود. در واقع اوباما همواره سعی داشت تا با تغییرات تاکتیکی مختلف در سیاست خارجی بویژه در اشکال غیرنظامی به شکلی چندبعدی راهبردی سلطه بر جهان را دنبال کند.اما راهبرد اوباما نتوانست بنا به دلایلی مانند کشتار غیر نظامیان در حملات هوایی، کشته شدن سربازان امریکایی و عدم موفقیت در رشد دموکراسی و پروسه ت سازی در افغانستان، ن یتی داخلی مردم امریکا و هزینه های سرسام اور جنگ، موفق باشد و ناچار شد بخش اعظمی از نیروهای خود را از افغانستان خارج نماید، گرچه از مدت­ها پیش به دنبال امضای توافقنامه امنیتی با افغانستان بود.
علت تاخیر در اعلام راهبرد ترامپدلیل اینکه چرا راهبرد جدید هفت ماه بعد از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و نه زودتر اعلام می شود: خلاصه می شود گفت ان چیزی که ترامپ قبل از ورود به کاخ سفید در نظر داشت و در مناظرات انتخاباتی شعار می داد واقعا آنی نبوده است که بعد از پای گذاشتن به کاخ سفید باشد. در این مدت ترامپ قانع شده که وج کامل نیروهای امریکا از افغانستان، خلع ای را ایجاد می کند که جز و هیچ آن را پر نخواهد کرد و به رشد گروه های تروریستی منجر می شود. از علل دیگر تاخیر در اعلام این راهبرد: سردرگمی مقامات کاخ سفید در تدوین یک راهبرد جدید بود، دلیل دیگر اینکه شخص ژنرال متیس دفاع، این استراتژی را نگه داشت تا بتواند توافق کاخ سفید و بخصوص شخص رییس جمهور ترامپ را با گسترده این طرح و با گنجاندن پا تان در این طرح سپس آن را ارایه د (۲).
دلایل نیاز به اعلام راهبرد جدید ترامپحضور امریکا در افغانستان در طی شانزده سال اخیر در واقع از نظر راهبردی در ح ضعیف و سردرگمی بوده است با اینکه امریکا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کرد و حکومت را از بین برد واکنش اولیه ت بوش این بود که نمی خواست امریکا به مدت زیادی انجا بماند و این که سایر کشورها بتوانند کار بازسازی را در افغانستان را انجام دهند. موقعی که را از انجا ا اج کرد. ت بوش توجه خودش را معطوف به عراق کرد، بنابراین ان تعداد سربازان که هم در عراق باشند و هم در افغانستان باشد برای امریکا مشکل ساز بود و امریکا نمی خواست که خیلی در افغانستان درگیر باشد، و بعد که ت اوباما امد تعدادی سرباز اضافه کرد و تا یکصد هزار سرباز را در انجا داشت و بعد تصمیم گرفت سربازهای امریکایی را از افغانستان خارج کند بنابراین همیشه راهبردهای مختلف و سردرگمی داشته است ولی نه یک راهبرد که خیلی پایدار باشد. از دیگر سو در هجده ماه اخیر شبه نظامیان در افغانستان پیش رفت های زیادی داشته اند. در حال حاضر حدود ۴۰ در صد خاک افغانستان در کنترل آنهاست و چیزی حدود ۵۷ درصد هم از طرف حکومت کابل اداره می شود. اما مطلب خیلی مهمی که هست این است که در سال گذشته ۱۵ درصد بر سرزمین های تحت کنترل شبه نظامیان افزوده شده که روند بسیار خطرناکی است، از سوی دیگر در طی این مدت شانزده سالی که از حضور امریکا در افغانستان می گذرد تا حالا چیزی حدود ۲۴۰۰ نفر از افسران و سربازان امریکایی در نبردهای افغانستان کشته شده اند و نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه جنگ افغانستان شده است، و از همه اینها شاید خطرناک تر این است که در سپتامبر سال ۲۰۱۶ چیزی در حدود نزدیک به یک سال پیش بر اساس گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس میانگین تعداد تلفات افغانستان ماهانه به ۵۳۰۰ نفر رسیده بود که رقم بسیار خطرناکی است و ممکن است این تصور را ایجاد کند که افغانستان اصلا نتواند این تعداد کمبود نفرات را با سرباز گیری بیشتر جبران کند. در مجموع بنا به گفته ژنرال جمیز متیس دفاع جنگ در افغانستان به بن بست رسیده و در حال حاضر پیروزی در چشم انداز نیروهای یی نیست. بنابر این میشود گفت که مجموع اینها دلایل خوبی است به اینکه راهبرد جدید در افغانستان اعلام شود.
گزینه ها وسناریوهای پیشنهاد شدهچهار گزینه و یا سناریو در این راهبرد نوین مطرح بود و مدت زیادی زمان گرفت تا منجر با اعلام این سیاست جدید شد. اولین گزینه ، گزینه ژنرالها بود، ژنرالهای امریکایی شامل دفاع جیمز متیس و همینطور مشاور امنیت ملی اصرار داشتند بر اینکه طرح ژنرالهای امریکایی در افغانستان عمل شود و ان طرح این بود که همین تعداد نیروی نیروی امریکایی که در افغانستان هست، یک تعداد نیروی دیگری هم اضافه شود و امریکا حضور دراز مدت و دوام دار در افغانستان داشته باشند و در سایه این حضور بر پا تان فشار بیاورند و با کمک افغانستان با تروریستها بجنگند. گزینه دوم که در مقابل این گزینه قرار داشت، آنها طرحی را داشتند که اصولا در افغانستان در طی این ۱۶ سال آنچنان کارایی نداشته و باید امریکا صورت قضییه یا موضوع را در انجا تغییر دهد و آن تغییر این بود که باید جنگ افغانستان خصوصی سازی شود و از سازمان هایی بنام های ((هالیبرتون) ، ((داین کو )) و یا ((بلک واتر )) استفاده شود .بنا به گفته کارشناسان امریکایی وقتی جنگ خصوصی سازی شود در حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال هزینه دارد و با این مقدار پول میتوان جنگ را پیش برد و تروریست ها را نابود کرد این در حالی است که امریکا در حال حاضر ۴۰ میلیارد دلار در سال هزینه جنگ میکند و این طرح برای اقای ترامپ جاذبه داشت و از سوی کوشنر دامادش هم حمایت میشد. گزینه سوم که مبلغ ان استفان بنین بود، حاوی این بود که امریکا باید از افغانستان خارج شود و یک مجموعه یا سازوکار دیگری بیاید و بر روی گزینه سومی تاکید می کرد گزینه این بود که اصولا امریکا در افغانستان چه میکند و چه فایده ای دارد و اینکه هزینه جنگ بالا رفته و امریکا جنگ را باخته است همان چیزی که دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی بر روی ان اشاره داشت .گزینه چهارم : که هنوز هم بر روی میز هست ، این است که نحوه عملیاتی که در افغانستان قرار است اجرا شود یک مکانیسم مشترک از و بلک واتر باشد به این معنی که اداره میدان های جنگ و سربازها با بلک واتر باشد ولی فرماندهی و ی با باشد یعنی یک مکانیسم مشترک از و شرکت خصوصی ساخته شود و جنگ افغانستان را پیش ببرد .تفاوت های راهبرد ترامب با راهبرد اوباما فشار بر پا تان:یکی از بندهای جدید بودن این راهبرد نسبت به ت اوباما شامل پا تان در این راهبرد است ،در این راهبرد نقش م ب پا تان در افغانستان در نظر گرفته شده است و بهترین دلیل برای این امر هم نام این راهبرد جدید است (( راهبرد جدید امریکا در افغانستان و جنوب اسیا )) منظور از جنوب اسیا کشورهای شبه قاره هند و مخصوصا پا تان است . برای اولین بار ت امریکا از پا تان به عنوان کشوری که تبدیل شده به پناهگاه امن تروریست ها یاد می کند و اعلام میدارد که نسیت به پا تان همانند گذشته با اغماض و چشم پوشی برخورد نخواهد شد و در کنار ان از کمک هایی که از جانب ایالات متحده امریکا به پا تان میشود یاد گردید و به نوعی تلویحی یک نوع اخطار به پا تان بود که در صورتی که بازنگری و تجدید نظر در استراتژی خود در افغانستان نکند این کمک ها دیگر وجود نخواهد داشت و انها دیگر نباید انتظار داشته باشند تروریست هایی که از جانب پا تان تجهیز میشوند و ت افغانستان و سربازان ناتو را در معرض حمله قرار میدهند حاشیه امن داشته باشند. تاکید بر نقش بارزتر هند : گزینه دوم که در راهبرد ت ترامپ در افغانستان حایز اهمیت میباشد ، نوعی چراغ سیز نشان دادن برای کمک های بیشتر هند بود ، که البته این قضیه هم از یک طرف میتواند بخشی از اعمال فشار جدید بر پا تان باشد و هم از سوی دیگر باز شدن مسیر تازه ای در گسترش همکاری های هند با ایالات متحده در افغانستان که خواستار نقش موثر تر و چشم گیرتر هند در افغانستان گردیده است(۵) . نقش بارز ژنرال های فعال در صحنه :باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ میلادی از افزایش ۳۰ هزار نفری شمار سربازان این کشور در خاک افغانستان خبر داد اما تصریح کرد که آنها ۱۸ ماه بعد، به تدریج به خانه هایشان بازخواهند گشت. ژنرال های نظامی اعتقاد دارند که اعلام چنین برنامه زمان بندی شده ای، دشمنان را تشویق کرد که منتظر وج یی ها باشند تا حملاتشان را دوباره آغاز کنند.ایالات متحده در حال حاضر ۸۴۰۰ سرباز در افغانستان دارد و ژنرال های یی گفته اند که فرستادن چند هزار نیروی بیشتر به کمک خواهد کرد تا در بن بست کنونی بتوانند بر نیروهای تسلط یابند.نیروهای اضافی می توانند در دو بخش به خدمت گرفته شوند: برای یتهای ضدتروریسم و برای آموزش نیروهای افغان. استقلال نظامی بیشتر فرماندهان و ماندن تا زمان نامحدود: ت باراک اوباما با تعیین علنی تاریخ پایان عملیات نظامی در افغانستان به این امکان را داد که مدتی در انتظار بماند و سپس کارزار فتح دوباره مناطق از دست رفته را از سر بگیرد ترامپ بر خلاف اوباما محدودیت های پیشتر اعمال شده بر فرماندهان در میدان نبرد را لغو کرده تا انها بتوانند طور کامل از قضاوت و تجربیات خود در یت های حیاتی استفاده کنند . به گفته ترامپ ت قبلی امریکا با اعلام شمار نیروها و زمان بندی اعزام وج انان از افغانستان تروریست ها و دشمنان امریکا را خوش و این امری است که دونالد ترامپ اگاهانه از ان پرهیز میکند و خواستار حضور نیروهای امریکایی تا زمان نامحدود در افغانستان میباشد. احتمالا بزرگترین تغییری که با طرح ترامپ ایجاد می شود، افزایش حیطه اختیارات مقامات یی در حمله به و دیگر گروههای تروریستی فعال در افغانستان خواهد بود. ت اوباما پس از آنکه نیروهای افغان ی مبارزه با را برعهده گرفتند، محدودیتهایی را در عملیات تهاجمی در افغانستان ایجاد کرد.آقای ترامپ روز دوشنبه گفت: «با مدیریت د (میکرو کنترل) از واشنگتن، نمی توان در نبردها پیروز شد». او افزود که قدرت نیروهای نظامی را برای هدف قرار دادن تروریستها (۳) و شبکه های جنایی در افغانستان افزایش خواهد داد به فرماندهان نظامی این اختیار را خواهد داد تا در زمان واقعی وارد عمل شوند.
مذاکرات : هدف نهایی طرح دونالد ترامپ در افغانستان این است که را مجبور به آمدن به پای میز مذاکرات کند تا به این ترتیب راه حلی برای جنگ افغانستان پیدا شود. این همان هدفی بود که باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین نیز آن را دنبال می کرد..با این وجود دونالد ترامپ معتقد است که طرح او دارای یک تفاوت مهم با طرح های قبلی است؛ اینکه هیچ زمان بندی برای وج سربازان یی تعیین نشده است و به این ترتیب قانع برای مذاکره امکان پذیر خواهد بود.
مخالفت ها و موافقت ها با راهبرد جدید در امریکا و افغانستان
ترامپ با مشکلات داخلی زیادی در درون امریکا روبرو است و اگر ترامپ بتواند طرحش در مورد افغانستان را اجرا کند شاید بتواند با ع عمل مثبت مردم امریکا روبرو شود . اعلام استراتژی جدید امریکا در افغانستان بلافاصله پس از انتشار، با واکنش های متضادی در داخل امریکا مواجه شد. جمعی از سناتورهای ، با انتقاد شدید از راهبرد جدید اعلام شده، ترامپ را به بی برنامگی در رابطه با افغانستان متهم د. سناتور کریس مورفی با انتقاد از ترامپ گفته است: تنها راهبردی که امشب اعلام شد این بود که دیگر قرار نیست راهبردی اعلام ‏شود. . اما موافقان این رویکرد معتقدند که هر چند تأخیر در تعیین راهبرد نوین برای افغانستان موجب پیشرفت های در این کشور شده بود اما اکنون واشنگتن در مسیر درستی قرار گرفته است و از حملاتی چون یازده ستامبر جلوگیری خواهد کرد. این راهبرد در داخل افغانستان نیز با واکنش هایی روبرو شد . هم در واکنش به راهبرد جدید در افغانستان گفته اند که تا وج آ ین سرباز یی از افغانستان خواهند جنگید. در این میان، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، با استقبال از استراتژی اعلام شده، گفته است که استراتژی جدید، توان نیروهای امنیتی افغانستان را افزایش خواهد داد. عبد الله عبدالله رییس حکومت وحدت ملی نیز عدم اعلام ج زمانی در مبارزه با تروریسم ر ا ستوده است. در سطح بین الملل رویکرد نوین راهبرد امریکا با حمایت و استقبال ناتو ، اتحادیه اروپا ، و المان و هند، بریتانیا و استرالیا و کانادا مواجه شده است (۶) و این کشورها بر طبق خواسته قبلی ترامپ و فشار ترامپ بر اعضای ناتو برای دادن بودجه و امکانات بیشتر ، پیش بینی میشود این کشورها سرباز و بودجه بیشتر را برای اه ترامپ در افغانستان فراهم خواهند کرد.

واکنش های منطقه ای : در مقابل موضع انتقادی چین، روسیه، پا تان و ایران نسبت به راهبرد نوین وجود دارد. هر چند ترامپ مستقیما به نام این سه کشور اشاره مستقیمی نداشت امایقینایکی از اه پنهان این راهبرد نظارت و کنترل این کشورها نیز میباشد.

روسیه: تمرکز سیاست جدید ترامپ در افغانستان را برقراری نظم با استفاده از نیروی نظامی خواند وان را تکراری و بی فایده دانست .قبلا مقامات امریکایی روسیه را به حمایت از متهم کرده بودند و استدلال میکنند که روسها می خواهند ان ناکامی را که حدود چهل سال پیش در افغانستان داشته اند به نوعی دیگر نه از طریق نظامی بلکه از طریق افزایش نفوذ شان جبران کنند. به گفته اگاهان روسیه همواره می کوشد از بحران های بین المللی و بویژه از تنگ ناهای ایالات متحده بهره برداری کند وان را در راه اه و منافع خودش مورد استفاده قرار دهد. ت روسیه در انتظار است که ببیند این جریانات چطور تحول پیدا می کند. پا تان: اعلام این راهبرد که همزمان شد با دعوت از هند به گسترش نفوذ در افغانستان بشدت موجب خشم مقامات پا تان خواهد بود. با توجه به ساختار قدرت پا تان و حضور قدرتمند ژنرال هاى پا تانى در قدرت و اینکه تداوم وضعیت بحرانى میان هند و افغانستان با پا تان از سرچشمه هاى اصلى مشروعیت و بهانه حضور و نفوذ ژنرال هاى پا تانى در قدرت است، به نظر نمى رسد با این تشر رئیس جمهور شاهد تغییر چشمگیر سیاست آباد نسبت به بحران افغانستان باشیم. چین: هر چند ت چین به این راهبرد واکنش منفی نشان داده و پا تان را خط مقدم جبهه مبارزه با تروریسم دانست. اما آنچه که واضح است اگر پا تان از دور شود خبر خوبى براى چین خواهد بود و چین سعی مى کند جای خالی امریکا را پر کند. چین اساسا به پا تان و راه دریایى اش نیاز داره تا از آن حصاری که و متحدانش در اطرافش کشیده اند خارج شود. چین از طریق پا تان و بندر گواتر می تواند هند و متحدین شرق آسیاى را دور بزند و چه خبرى بهتر از اینکه کلا مناسبات آباد - واشنگتن شکر آب بشود.
چشم انداز:اساس و محور راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال افغانستان همانند دو ت گذسته امریکا، منافع و اه استراتژیک ست نه امنیت، ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان. پیش بینی میشود که اولین پیامد این استراتژی احتمال شکل گیری یک ائتلاف منطقه ای علیه راهبرد جدید امریکا در افغانستان باشد و پا تان می تواند در این میان نقش عمده ای داشته باشد. از آنجا که بحث اعمال فشار بر پا تان یکی از شرایط جدی این راهبرد است طبیعتا پا تان بیکار نخواهد نشست و احتمالا به سمت ایجاد ائتلافی از کشورهای همسایه افغانستان که مخالف با این راهبرد امریکا می باشند، خواهد رفت این چهار قطب عبارتند از مسکو، پکن و تهران و اباد می باشد که با محوریت روسیه اقدام می کنند. دومین پیامد اینکه امریکا –افغانستان و هند در یک جبهه قرار گیرند و دیگر چهار کشور ذکر شده در بالا در تقابل با آنها در سوی دیگر میدان و این دو قطبی شدن می تواند افغانستان را بستر تقابل و جنگ و منازعه بیشتر سازد و در نهایت اینکه امریکایی ها فراموش د که اگر پا تان پناهگاه شد، اگر امارات و عربستان ت را رسما پذیرفتند و اگر قطر دفتر سیاسى را در دوحه گشود، همه به درخواست و زیر نظر بود. امروز می خواهد مقصر عدم کامیابى ۲۸ ساله خود در جنگ افغانستان را به طور کامل پا تان معرفى کند و سیاست هاى متناقض و ریاکارانه خود را، که از عوامل اصلى تداوم جنگ بود را انکار کند. اینکه سیاست تازه ترامپ در افغانستان و در برابر موفق خواهد شد یا نه را نه اکنون بلکه حداقل باید تا پائیز سال آینده دید، اما تا همین جا و همین به جان هم انداختن پا تان و هند در سرزمین و میدان رزم افغانستان توسط کاخ سفید چندان جاى خوشبینى نمى گذارد.پای نوشت ها: ۱.استراتژی جدید ایالات متحده ی امریکا در قبال افغانستان: فرصت ها و چالش هاhttp://۸am.af/۱۳۹۶/۰۶/۰۱/a-new-strategy-for-the-united-states-of-america-opportunities-and-challenges/. guardian (۲۰/۰۸/۲۰۱۷),”donald trump to announce new strategy on afghanistan in major speech2”https://www.theguardian.com/us-news/۲۰۱۷/aug/۲۰/donald-trump-to-announce-new-strategy-on-afghanistan-in-major-speech.۳.cnbc(۲۱/۰۸/۲۰۱۷)”trump's new afghanistan strategy is likely to focus on counter terrorism efforts”https://www.cnbc.com/۲۰۱۷/۰۸/۲۱/trumps-new-afghanistan-strategy-is-likely-to-focus-on-counter-terrorism-efforts .۴.daily mil(۲۲/۰۸/۲۰۱۷),”us strategy in afghanistan will require more troops | daily mail online”www.dailymail.co.uk/news/article.../u-s-strategy-afghanistan-require-troops-general.ht.۵.eurasian times (august ۲۲, ۲۰۱۷),”what is the new us strategy in afghanistan?”https://eurasiantimes.com/us-strategy-afghanistan/.۶. aljazeera(۲۲ august ۲۰۱۷)”world reacts to trump's new strategy on afghan war”. http://www.aljazeera.com/news/۲۰۱۷/۰۸/world-reacts-trump-strategy-afghan-war-۱۷۰۸۲۲۱۰۲۸۲۶۸۳۴ . *قدرت الله بهبودی نژاد - دانشجوی ا در هندوستان