بمباران توسط مایه شرمساری و برخلاف اصول انسانی است

به گزارش خبرگزاری فارس، نخستین قسمت برنامه گفتگو محور «گستره شریعت» با موضوع «علوم انسانی و ایران» پنج شنبه شب،20 مهرماه با حضور حجت ال والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، صادق زیباکلام، تهران، مهدی گلشنی، مدیرگروه فلسفه علم صنعتی شریف و با اجرای قاسم پورحسن، دانشیار علامه طباطبایی روی آنتن رفت. در شب پنج شنه 28 مهرماه در ادامه برنامه گذشته با حضور همین کارشناسان بحث ادامه یافت.در ابتدای این برنامه پورحسن، به عنوان مجری کارشناس گفت: بحثی که امشب، در ادامه بحث هفته گذشته خواهیم داشت بحثی درباره علوم انسانی ی است. حجم زیادی از نشستها، کتابها، مقالات و در ده سال اخیر در در باب علوم انسانی ی بوده است. شاید مهمترین مشکل این نشستها و سخنرانی ها و مقالات این بود که اساسا فارغ از انسان و امتناع ما در جست و جوی چه امر بنیادین و گوهری درباب علوم انسانی هستیم . یعنی می توانیم از ابتدا علومی را شکل دهیم و تاسیس کنیم که مطابق نیازهای ماست یا خیر؟! امکان تاسیس علوم انسانی ی نیست. حداکثر می توانیم دست به اصلاح و تکمیل علوم انسانی بزنیم که مطابق با واقعیتهایی باشد که در جامعه ی انتظارش می رود.اگر اجازه دهید بحث را با آقای زیباکلام آغاز کنیم، در برنامه اول ما سعی کردیم مبانی تعریف علوم انسانی را مطرح کنیم و تقریبا به این جمع بندی دست پیدا کردیم که آن مرزبندی های خطی که درباره علوم تجربی و علوم انسانی وجود دارد و الان هم وجود دارد آن نمی تواند بیان کننده حقیقت علوم انسانی باشد. زیباکلام! فکر می کنم نزدیک به 50 سال است که متفکران مسلمان این مسئله را مطرح کرده اند که با علوم انسانی مغرب زمین چه کنیم؟ صدها نشست در دهه 80 در کشورهای ی ب ا شده بود به اینکه ما اساسا می توانیم تغییرات گوهری را شکل دهیم در ماهیت علوم انسانی غربی؟ مناقشاتی هم بوجود آمد از اسماعیل فاروقی و العطاس و دیگران. در ایران هم فکر می کنم به واسطه انقلاب ی، کمی ورود به بحثهای علوم انسانی داشته ایم و زمانی هم که ورود کردیم مقداری مناقشات حاشیه ای مانع ورود دقیق به بحث های علوم انسانی و ی شد؟ آقای ! شما از مخالفان علوم انسانی ی هستید فکر می کنم در برنامه امروز با توجه به جامعه ایرانی کمی انضمامی تر بحث کنیم اگر ممکن است دلایلی که به نظر شما وجود دارد را ارائه دهید، ما اساسا نیازی نداریم که علوم انسانی را تغییر داده و جوهره ی به آن بیافزاییم؟چیزی به نام علوم انسانی ی نمی تواند وجود داشته باشدزیباکلام: با نام و یاد حضرت حق و با تقدیم سلام و ادب به همه بینندگان شبکه 4 و همه مهمانان و شما. این بار هم تشکر می کنم که دعوت کردید در خدمت تان باشم. پورحسن! نمی دانم بینندگان چقدر یادشان مانده است. من در جلسه پیش اصرار داشتم که بحث تاریخی داشته باشم؛ دقیقا برای برنامه امشب. هر ی کو دور ماند از اصل خویش/بازجوید روزگار وصل خویش. برای اینکه آن تاریخ به ما کمک می کند که چرا من دچار این وسوسه نشوم که بیائیم علوم انسانی ی درست کنیم و برای انجام این کار یک کمیته درست کنیم؛ ما چه از غربیها کم داریم. من سه دلیل اصلی مبنایی دارم برای اینکه چرا چیزی به نام علوم انسانی ی نمی تواند وجود داشته باشد و بوجود بیاید؟ دلیل اصلی آن هم معرفت شناسی است، یعنی چه؟ بر می گردد به اینکه اگر شما بگوئید علوم انسانی ی شما به همان دلایلی که چیزی به نام علوم انسانی ی دارید یا می توانید داشته باشید یا باید داشته باشید علوم انسانی ی هم می توانید داشته باشید زرتشتی، مار یستی، سوسیالیستی، بو و ... هم می توانید داشته باشید که چنین چیزی ممکن نیست. علم به ما هو علم، ذات و گوهر بیشتر ندارد و این نکته اول چون اگر گفتید علوم انسانی ی نمی توانید بگوئید ی، بو و غیره نه!پورحسن: یعنی شما ذات علم را اصولا غیردینی می دانید؟زیباکلام: من وارد دین نمی شوم، اما دلیل دومم برگرفته از آن استدلالی بود که می گفتم چه شد پوزیتیویست به وجود آمد؟ آگوست کنت و شاگردانش چی را درست د که گفتند این علوم انسانی جدید است ؟ اگر آن را بپذیریم که من آن را فعلا به عنوان شروع می پذیرم شما نمی توانید علوم انسانی ی داشته باشید چون علم به ما هو علم، یکی از اساس و بنیانهای تعریف علمی این بود که علم و دانش علمی و تجربه و تاسیس یک علم جدید مستقل از فاعل است. در این صورت ما باید به نتیجه واحد برسیم.پورحسن: در همه علوم این گونه است؟زیباکلام: اجازه دهید وقتی شما می گوئید ی، ی، شیعه، سنی، اخباری، اصولی شما کلی فاعل دارید. این دلیل دومم است که علوم انسانی ی نمی تواند وجود داشته باشد. دلیل سومم هم اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب، 40 سال است که شما می خواهید علوم انسانی ی را ایجاد کنید 4 خط هم نتوانستید ایجاد کنید. ها و شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم هم در دست تان بوده است.پورحسن: ما مدعیات اصلی مان درباره علوم انسانی ی واقعا مساله قید احترازی نیست، یعنی این قید تبیینی است یعنی دارد بیان می کند، این علم از سوی چه انی بوجود آمده و با چه صبغه ای است همچنان که مادر حوزه غرب وقتی می گوییم علوم غربی یا فرض کنید فلسفه آلمانی و یا امریکایی به این معنا نیست که ما بگوییم به تعداد فاعل و شما فهم تان از علوم انسانی ی چیست؟نمی توانیم علوم انسانی ی نداشته باشیمخسروپناه: اجازه دهید علوم انسانی را محدود تا علوم اجتماعی کنم، زیرا بنده تعریف واحدی برای همه علوم انسانی به واحد گسترده ای سراغ ندارم و اما علوم اجتماعی علومی هستند ماننده روانشناسی، اقتصاد، و مدیریت و غیره، آنچه به عنوان علوم اجتماعی امروزه در غرب مطرح است؛ در جلسه قبل هم عرض مبانی و مت وژی خاصی دارد، الان می خواهم نکته دیگری را اضافه کنم مبنی بر اینکه این علوم همگی سه فعالیت مهم را انجام می دهند یعنی چه اقتصاد و سیاست و سایر علوم. یکی از آن فعالیتها توصیف انسان مطلوب است و جامعه مطلوب و مبانی آن. اصلا می بینید در حوزه این علوم بحث اص فرد و جامعه و جامعه مطلوب مطرح است. فعالیت دوم این علوم توصیف انسان تحقق یافته است. هر بحثی مهمی که مطرح می شود، خواه اقتصادی و یا آلودگی محیط زیست یا غیره باشد یک دفعه می شود و این ناهنجاری است و می خواهیم یک تحقیقی در این باره انجام دهیم که چرا این طور می شود؟ فعالیت سوم تغییر انسان محقق و جامعه محقق به جامعه مطلوب است. اگر علوم اجتماعی غرب این است که هست، در بخش دوم که توصیف انسان تحقق یافته می کنید آنجا نیاز به دانش تجربی دارید اما اگر می خواهید ببینید تعریف ما از عد چیست؟ اص از فرد یا جامعه یا هر دوست که اینجا هم باید کار فلسفی انجام دهیم.دقیقا به همین معنا ی می تواند تعریفی از اص جامعه داشته باشد و سوسیالیستها و دیگران هم هر کدام اعتقاد خود را دارند. سوسیالیستها معتقد به اص جامعه هستند و لیبرالیستها قائل به اص فرد هستند. من سؤالم این است بحث لیبرالیستها درباره اص فرد و اص جامعه سوسیالیستها و اص لیبرالیستها و اص عد سوسیالیتها آیا در حوزه علوم اجتماعی هست یا خیر؟! هست.پس ما به این معنا علوم انسانی و علوم اجتماعی سوسیالیستی و مار یستی و لیبرالیستی داریم و به این معنا علوم اجتماعی ی و بو داریم و ممکن نیست نداشته باشیم. نه تنها ممکن است بلکه محقق است.پورحسن: چون تخصص شما در حوزه علم است می خواهم از این منظر به علوم انسانی نگاه کنیم ما بعید است که دیگر بپذیریم سرنوشت علم با قطعیتی توأم است، یکی از خاصیت علم در دوره جدید این است که خطاپذیر است و تغیی ذیر است چر این وضعیت را در باب علوم انسانی نباید بدانیم یعنی فارغ از واژه ی که قابل بحث است، چه ایرادی وجود دارد که بگوئیم ماهیت بحث علم اساسا یعنی دگرگونی. این در علوم انسانی هم می تواند بوجود بیاید با توجه به گستردگی که در علوم انسانی وجود دارد.جهان بینی ی در تولید علم اثر داردگلشنی: نکته ای که من می خواهم عرض کنم تمرکزش روی همین است قبل از اینکه سه تا سؤال در نکته آقای زیباکلام را جواب دهم، می خواستم این نکته را مورد بحث قرار دهم، شما هر علمی را بگیرید مثلا هندسه را، چند اصل را در نظر می گیریم که آنها با تجربه حاصل نشده اند؛ به همین دلیل هندسه های غیراقلیدسی بوجود آمد و تمام علوم را با ی ری اصول شروع می کنند؛ اصول گفته شده یا ناگفته.مهمترین تحول قرن بیستم این بود که برخلاف پوزیتیویستها ما با ذهن خالی با همه چیز روبرو نمی شویم و تمام تع رمان را در قالب ذهنیات قبلی مان تعبیر می کنیم. قضیه مهمی که در فیزیک اتفاق افتاد و علوم انسانی هم حاکم است متوجه شدند ی ری دانشمندان همه علوم را روی ی ری اصول قبول کنند، زیرا اگر یک نظریه ای ریاضیانتش اشکال داشت آن را باطل کنند. متاسفانه ی ری اصول علمی را تنها در تجربه خلاصه می کنند، ولی یک تجربه راههای مختلف تعبیر دارد و این طور نیست. ما دسترسی به اطلاعات آن زمان نداریم. ما براساس فرضیات قبلی مان یا این و یا یک چیز دیگر را می پسندیم. چه علوم انسانی و چه بقیه علوم مبتنی بر پیش فرض هستند و یکی از بزرگترین تکامل گرایان و داروینیستها که در دادگاه یان را متهم کرد که گفتند باید کتاب مقدس هم با کتاب تکامل بایستی درس داده شود، ولی می دانید این شمند چه گفت؟ این شخص در انجمن یی پیشرفت علم که بزرگترین انجمن علمی در ست یک سخنرانی کرد و گفت: من باید یک اقرار کنم که کل این تکامل مبتنی بر طبیعت گرایی است، یعنی این چیزی است که ظاهر و حواس آن را می بینند. علوم همه مبتنی بر اصول است، لذا علم ی چه علوم اجتماعی و غیره آنهایی که جهان بینی حاکم بر آنها ی است. جهان بینی شامل چه مواردی می شود هیچ نمی گوید وقتی فیزیک ی انجام دهید تجربه را کنار بگذارید آنها افراط گریان هستند. هیچ هم نمی گوید بروید قرآن را بردارید و ببینید چه مطالبی دارد؟ البته از آن هم ممکن است الهام بگیرید ولی دانشمندان مثل خواجه نصیر و این هیثم تجربه د و رویکرد علمی شامل تجربه است و نظریه پردازی، ولی نظریه پردازی که می کنید در یک حوزه ای و ما آن حوزه را محدود نمی کنیم بعد می خواهیم آن را به کل عالم تعمیم دهیم. در این تعمیم های یا به این اصل و یا به آن اصل متوسل می شویم .علم ی آن علمی است که اصول حاکم بر آن، که جهان بینی را تشکیل می دهد با متافیزیک ی می خواند و جهان قاعده و نظام مند است و فقط جهان منحصر به مادیات نیست. ما می توانیم جهان را بفهمیم.به طور خلاصه به سه موردی که زیباکلام فرمودند اشاره کنم: علم یک ماهیت بیشتر ندارد و ما می توانیم علم ی، ی داشته باشیم. آقای پلانتینگا صحبت از آگوستین می کند ولی نکته ای که من کشف و در یک کنفرانس بسیار عظیم در برکلی عرضه شد این بود که ساینس را می توانیم طوری تعریف کنیم که بین ادیان ابراهیمی متکی بر وحی مشترک باشد. بنده یک سخنرانی داشتم در یک جلسه ای خیلی از بزرگان علم هم در آن حضور داشتند و قرار بود یک نفر فیزیکدان کلیمی از من انتقاد کند که در ی در لندن تدریس می کرد. در پایان سخنرانی ایشان گفت: من هیچ حرف مخالفی ندارم. 70 فیلسوف، فیزیکدان و شمند خارجی که به سؤالات ما جواب داده اند عده ای از آنها همان تعریف ما را از علم دینی ارائه د. علم دینی، علمی است که جهانی بینی دینی در آن رآس به عنوان خط قرمز عمل می کند نه اینکه مانع تحقیق علمی شود. اما اینکه فرمودید چه شد که پوزیتیویست بوجود آمد و غیره. آقای ! من واقعا خواهش می کنم جناب عالی کمی تحولات و تحقیقات در این زمینه را مطالعه بفرمائید. پوزیتیویست بود تا دهه 50. درست است که پوپر در سال 1934کت بر ضد حلقه وین نوشت ولی مهمترین مخالفتها با این مولفه از طرف برخی افرادی بود که خودشان پوزیتیویست بودند و هایزنبرگ در مقاله اولش نوشت فقط به کمیتهایی اکتفا می کنیم که قابل مشاهده باشند. هایزنبرگ در دهه 80 در مصاحبه ای با تلویزیون سوئیس یا فرانسه گفت: خوشبختانه پوزیتیویست از محیط علمی جمع شده است. بنابراین پوزیتیویست یک مسیری را طی کرد، بعد فهمیدند سد علم و پیشرفت است و نکته آ اینکه 40 سال است درباره ی سازی علوم انسانی صحبت می شود، اولا 40 سال، چیز زیادی نیست و خیلی جاها راه را درست نرفته اند و برخی تعریفها از علم دینی شد که اینها مانع بود و گفتند: باید فقط سراغ قرآن برویم و روایات و اینها و هیچ کاری دیگری نداشته باشیم، اینها مانع بوده است. بله! بنده به جنابعالی عرض می کنم در حدود 75 سال است که عده ای منتظر انقلاب در کوانتوم هستند و سال 2015 یکی از بزرگترین فیزیکدانها گفت: باید با این نظریه خداحافظی کنیم. این تاریخ مهم نیست، البته اگر راه را درست رفته بودند اگر محققین بدون سروصدا بحثهای جدی کرده بودند خیلی زودتر به ثمر می نشست.پورحسن: ما این بحث را داریم که در تاریخ 30-40 ساله ایران چه اشتباهاتی داشتیم. همین که می گوئیم علوم انسانی ی این قید ی، قدری سبب شده تا بحثهای زیادی را که تا حدودی نامرتبط بود در ایران مطرح کنیم و مانع از این شود تا حقیقت علوم انسانی را دری م، ما می توانیم ادعا کنیم از یک جامعه شناسی پوزیتیویستی آمدیم به جامعه شناسی تفهمی انتقادی. مشکل چیست؟ اصلا مشکلی نیست و خاصیت علم همین است یعنی نمی توانیم در علم ایستا باشیم و بگوئیم که این نسخه پایانی یک علم است. انی که با علوم انسانی ی مخالفت می کنند و د این بود که آنها می خواستند علوم الهی را به علوم بشری تبدیل کنند. آیا اگر ما ی را برداشته و درباره علوم انسانی ای که متفکران ی و ایرانی در آن سهیم باشند، الان در جامعه شناسی و علوم یک نظریه ندارم که متعلق به متفکران ایرانی باشد و در های دنیا نیز تدریس شود! وقتی سهم نداریم؛ چه علوم انسانی ی باشد، چه اصلا علوم در ایران باشد؟ مشکل مسئله دیگر است و چون ما تولید علم نمی کنیم شاید مسئله علوم انسانی در جامعه ما مقداری ناکارآمد جلوه می کند.می خواهند عقب ماندگی علوم انسانی در کشور را بپوشانندزیباکلام: من نمی خواهم به تاریخ رجوع کنند، گلشنی مرتب می گویند پوزیتیویست با اشکالات زیادی مواجه شده است. من نمی گویم نشده است پوزیتیویستی که در سال 1850 توسط کنت و شاگردانش تاسیس شد با چیزی که الان هست فرق دارد، الان دیگر مورد توجه نیست. منتها من که نمی گویم که آن پوزیتیویست را دوباره احیا کنیم! من می گویم چگونه شد که علوم انسانی جدید متولد شد و به این دلیل اصرار دارم بگویم که دست ما نیست که علوم انسانی را جداسازی کنیم و روندی را طی کرده است. پوزیتیویست با چندین مشکل مواجه شد و خیلی از آن پیش فرضها اصلا و ابدا مطرح نیست. اما شما کاملا درست می گویید بنده می گویم اساسا دعوای اینکه علوم انسانی ی تاسیس کنیم نیست و خیلی هایی که برای علوم انسانی ی تلاش می کنند خودآگاه یا ناخودآگاه می خواهند عقب ماندگی علوم انسانی در ایران را بپوشانند.بنابراین آمده اند این یت را مطرح کرده اند و از زمانی که این یت مطرح شده است ی نمی گوید با علوم انسانی در ایران چقدر عقب مانده است. ما ی ری نشریات معتبر بین المللی داریم بیاییم آمار بگیریم که ظرف 50 سال گذشته در این فصلنامه های بین المللی علوم انسانی چند مقاله از علما و اساتید علوم انسانی ایرانی بوده است و چه بعد و . معتقدم این ی علم انسانی حج شده است که ضعف و عقب ماندگی اساتید علوم انسانی را پنهان کنیم.پورحسن: اصلا فرض را بر این بگیریم که ما به دنبال علوم انسانی دیگری هستیم جدید نه به معنای مطلق، ی که به اساتید ما می گوید هر سال باید دو و نیم مقاله بنویسید و خیلی کمیت گرا شده اند، درد اصلی ما هم اکنون این است. چرا ی نمی خواهیم که بنشیند و تولید شه داشته باشد؟ اگر قبول داریم منطق علم می گوید مانعی ندارد در علوم انسانی می توانید تحقیق کنید .زیباکلام: من می گویم ببینید چرا می آئیم ی اش می کنیم و چرا به واقعیتها نمی پردازیم. اساسا نگاهی که به های ما و آموزش عالی بوده است نگاه خیلی عجیبی است و بارها این را شنیده ایم که در ایران لیسانسیه های زیادی وجود دارند که اینها فایده ای ندارند. این رشته ها وجود دارد که بازار کار ندارند درست مثل اینکه انگار خواروبار فروشی است و کالاها باید سود دهند، کارش تولید علم است و معرفت جامعه را باید بالا ببرد. های کمبریج و آ فورد هم این تضمین را نمی دهند که هر ی از آنها فارغ حصیل شد حتما برایش کار پیدا کنند.پورحسن: قائل به این هستیم که سهمی در علوم انسانی داشته باشیم. من اسمش را می گذارم پیشرفت در علوم انسانی، منتها این یک مسئله است و ما هر وقت می گوئیم بیائیم درباره علوم انسانی صحبت کنیم بخشی از صحبتهایی که شده عین همین مطالبی که گلشنی گفتند، عده ای مدعی شدند ما نگاه مان نظام مند است، نگاه نظام مندی به هستی دارد،زیباکلام: مگر علمای علوم انسانی غربی می گویند بیابان، جنگل و در توحش هستند. من هفته پیش خدمت تان عرض که در نگاه جدید دارند به جهان به عنوان یک ساعت بزرگ نگاه می کنند که همه چیز روی قاعده و قانون است.پورحسن: من می خواهم این مساله را از خسروپناه بپرسم، ما عج ا قید ی را برداریم، درباره علوم انسانی صحبت کنیم. من معتقدم گلشنی نکته مثبتی را گفتند ما اشتباهات مان در این حوزه در 20 سال اخیر زیاد است، چرا؟ به جای اینکه متمرکز شویم تا در علوم جهانی سهمی داشته باشیم! مشکل کجاست؟! چرا ما علوم انسانی را اینقدر بی اهمیت و کم قدر می دانیم؟ از آن طرف هم این همه ثمرات از آن می خواهیم؟در زمینه علوم انسانی تولید نداشته استخسروپناه: ی سازی علوم انسانی مدرن، با حفظ مبانی اش نه ممکن است نه مطلوب و نه محقق است. اگر ی بگوید ما می خواهیم علوم اجتماعی که گیدنز و هابرماس را ی کنیم این ممکن و مطلوب و محقق نیست، ما اگر مقصود این باشد که ما می خواهیم علوم انسانی ای تولید کنیم که تولید شه است و مبتنی بر مبانی خودش که البته از نظریه شروع می شود تا به علم برسد. اگر این باشد بله این حرف ممکن و مطلوب است. من معتقدم در نظریه ها تحقق یافته است ولو ما نتوانیم نظام علمی در ی سازی علوم انسانی نشان دهیم. اما ناظر به سؤالی که گفتید مشکل کار کجاست؟ ما هر گاه با یک آسیب اجتماعی روبرو می شویم عوامل مختلفی برای وقوع آن وجود دارد. این عوامل همین قصه است سال هاست که از 1313تا الان این ها به سبک مدرن علوم انسانی داشته اند و چند سالی است در ایران علوم انسانی ی تدریس می شود، من سؤالم این است اینها چه کرده اند؟ یعنی این همه و انی که کتاب نوشتند چقدر توانسته اند نظریه پردازی کنند؟ این که گفته می شود یک عقب ماندگی در علوم انسانی داریم، اصلا علوم انسانی ی نداریم! چرا افراد این حوزه نظریه پردازی نمی کنند و در مجلات و نشریات داخلی چرا نظریه پردازی نمی کنند؟ چند عامل از خود بیگانگی است یا باورن خویش است. وقتی بعد از دو سال پروژه ای را با 170 دنبال کردیم و از این تعداد 50-60 نفر هم در خارج از ایران تحصیل کرده بودند وقتی شروع به نقد د، گفتند: ما در این زمینه تاکنون فکر نکرده ایم که بخواهیم نقد داشته باشیم. فقط درس داده ایم، لذا نیاز به روش شناسی هم داریم. ما مشکل ساختاری و مدیریتی هم در این راستا داریم، همین نکته ای که شما گفتید. ساختار آئین نامه ارتقا علمی، مقاله می خواهد و اگر یک ی 10 سال بین د و در این زمان یک صفحه حرف نو بزند، برای ساختار مدیریت کشور اهمیتی ندارد. فن چه اهمیت دارد اینکه باید مقاله علمی و تحقیقی بنویسد؟!پورحسن: چرا به علوم انسانی بی فاتی می شود؟علوم انسانی در بسیار مهم استگلشنی: نکته مهم از اینجا منشأ می گیرد که ما به علوم بعد از صفویه که همزمان با دکارت و ملاصدراست به علوم توجهی نداشتیم و تنها الهیات و مباحثی از این دست در ایران ادامه یافت. وقتی که ایران در جنگ با روسها ش ت خورد و اسلحه های گرم آنها را دیدند، فهمیدند چقدر عقب افتاده ایم. بنابراین کبیر دارالفنون را تاسیس کرد نه دارالعلم. بعد تهران و غیره تأسیس شد. از اول که تهران و غیره تاسیس شد علوم ی و مانند آن زبانزد بوده و خانواده ها مجبور بوده اند بچه هایشان یا به رشته پزشکی و یا به ی و یک درصدی هم به علوم پایه بفرستند. این روند ادامه داشت اما در انتخاب ششم دانش آموزان، ی بود ولی در ایران انتخاب اول، ی بود. ما الان در فلسفه با این روبرو هستیم دانشجوی ی برق صنعتی شریف می خواهد فوق لیسانس بیاید و تغییر رشته دهد به فلسفه و یا علوم اجتماعی چرا برای اینکه تحت فشار خانوادهاش رشته خود را انتخاب کرده است. پس یکی اینکه علوم انسانی اهمیتی نداشته است و دیگر اینکه عمده مسئولان کشور از ان بوده اند و برنامه ریزی ها از آنها بوده است. پس مسئولان اهمیتی به علوم انسانی نمی دهند و خانواده ها گوششان پر شده که در پزشکی و ی است که فرزندانشان تامین رشته می شوند.در اینجا وظیفه بوده که ت به فکر باشد و رسانه ها باید برای علوم انسانی تبلیغ می د تا مشخص شود شأن علوم انسانی چیست. در اساتید های mit آمدند مقاله ای نوشتند که فارغ حصیلانmit در جامعه موفق نیستند. رئیس آمد جلسه ای بین دانشجویان ی وعلوم انسانی تشکیل داد و قرار شد بعد از این دانشجویان رشته های فنی و پایه، تعدادی از دروس علوم انسانی را بگذرانند. متاسفانه ایده نوآوری در کشورما وجود ندارد، البته یک مسئله ای هم به این موضوع کمک کرده آن هم مقالات، دانشجو پیش من می آید سوژه رساله می خواهد می گویم این موضوع محور جنگ و دعواست در بین فیزیکدانان می گوید نه یک مسئله ای را به من بدهید که سریعا منجر به جواب شود. پس دنبال نوآوری نیست در علوم انسانی که هیچ در علوم دیگر هم اوضاع به همین شکل است. دنبال رفع نیازها هم نیستند یعنی نقش مهمی که علوم انسانی می تواند ایفا کند رفع نیازهاست و ببینند جامعه چه مشکلاتی دارد علوم و اقتصادی مااصلا به این کار ندارند که در جامعغه چه می گذرد ؟ همه اینها هست و من توصیه می کنم این است که نمی بینم ت در مقام حل این مشکل باشد. خود اساتید علوم انسانی در رسانه ها حرف نمی زنند و مقاله ای هم نمی نویسند.پورحسن: فکر می کنید وضع علوم پایه بهتر از علوم انسانی است؟حوزه در زمینه علوم انسانی چه کار کرده استزیباکلام: ما از علوم انسانی در دو برنامه به علوم پایه رسیدیم این هم چهارمین دلیل که در این علوم ضعف داریم. آقای خسروپناه پرسیدند که ها چه د؟ من هم می توانم از ایشان بپرسم که حوزوی ها چه کار د؟ من معتقدم که نمی شود در یک مملکتی وضع حوزه ها عالی باشد ولی وضع ها بد باشد خیر! سر و ته یک کرباس هستیم ولی اصل بحت درست است و اصلا ما علوم انسانی فوق العاده عقب مانده ایم. در علوم کاربردی نتیجه عقب ماندگی را می توان دید. الان سروصدا در آمده است که آب بزرگترین مشکل این مملکت است؟! اگر بگوئیم دیروز و امروز فهمیده ایم که وای به حال ما؟! اگر بگوئیم 10 سال پیش فهمیدیم پس چرا تا امروز کاری نکردیم! علم اگر پیشرفته بود باید انی از یک جاهایی می نشستند و برنامه ریزی و فکر می د. مشکل فقط علوم انسانی نیست که چرا نتوانستیم نظریه پردازی کنیم. بزرگترین تحولات در این مملکت رخ داده دانشکده های علوم انسانی ما را خواب برده است و بالا ه یک انتخاباتی می شود و یک فردی رأی بالایی می آورد. صورت مسئله را بگوییم فقط خود ما اینجا هستیم، نگوئیم خارجی ها اینجا هستند و ابرویمان می رود. ما نمی خواهیم قبول کنیم که عقب مانده هستیم. ما راجع به مسائل مهمی که در کشور خودمان رخ داده است کشورهای دیگر کلی مقاله نوشتند، ما چند تا نوشتیم؟!بنده چندین سال است علوم تدریس می کنم ی از مسئولان نیامد در را بزند بگوید تو مرده ای یا زنده؟ چرا در جامعه ما خودکشی در بین دانشجویان زیاد شده است؟از ما نمی خواهند در این باره صحبت کنیم. در نظامی که همه مسئولان آن عالم هستند و همه چیز را می دانند در را باید بست. های خارجی اگر علمایی داشته باشند برای علمشان مخاطب و یدار وجود دارد ولی در ایران این گونه نیست.پورحسن: وظیفه یک و نخبه این است. مشکل ما این ست که وقتی یک ت استقرار می یابد اصلا اساسا با نخبگان قهر می کند و این مشکل کشور ماست.زیباکلام: در زمان انتخابات هم قهر هستند و قبل آن نیز قهرند.پورحسن: چه هراسی از نخبگان و اهل فکر وجود دارد و از آن طرف هم نخبگان فکر می کنند که باید برایشان دعوتنامه فرستاده شود.زیباکلام: من این را قبول دارم نخبه نباید بنشیند تا دنبالش بیایند و راجع به فلان مساله کار کن. مسئولان ما می دانند و مشکل این است که چون فکر می کنند، می دانند شما چند بار شنیدید رئیس تهران، یا رئیس جمهور ما بگویند که می طلبد راجع به این مساله کار شود؟خسروپناه: آقای زیباکلام یک حرف درست و حس زد که چون همیشه ایشان تا ما چیزی می گوییم ایشان شه ها را می خواند و تقابل درست می کند، چون من می گویم علوم انسانی غربی دست ها بود چرا عقب مانده است و چرا کاری نمی کنند ایشان می گوید حوزه ها چه د؟ اصلا بحث من تقابل حوزه و نیست. بحث ما این است که همه روی یک کشتی سواریم. من در هم وقت زیادی گذاشتم ما با درد بزرگی روبرو هستیم و باید راه چاره ای برای آن بین یم.نکته مهمی که در بیان آقای زیباکلام بود اینکه مسئولان نظام در سه قوا و دیگر ساختارهای آن این را باید بدانند که وقتی ما در کشور با مشکلی روبرو می شویم بدون مطالعه و تحقیق کارشناسانه علمی نمی توان آن را حل کرد و کارشناسان باید روی آن کار کنند و این موضوع اتفاق نمی افتد یکی از دلایلی که ها و حوزه ها ما ناکارآمد هستند این است که رئیس می داند بودجه ای را که به آنها می دهند هر سال قطع که نمی شود، بیشتر هم می شود بودجه ها براساس نیازها تقسیم نمی شود.پورحسن: یکی از دانشگا ها حاضر بوده تا بودجه پژوهشی اش را برگرداند.گلشنی: چیزی که در این مملکت مورد غفلت واقع شده شایسته سالاری است و اگر واقعا در ها و وزارت علوم و آموزش و پرورش افراد خبره و کاربلد بودند، نتیجه کار با الان خیلی فرق می کرد و نکته دیگر اینکه هیئت علمی ها خیلی منفعل عمل می کنند.انتهای پیام/
فرهنگ ترافیک در شهر کرج با نقص و اشکال مواجه است و رعایت ن قوانین و بسیاری موارد دیگر منجر به بی نظمی و هرج و مرج در شهر می شود و گاهی کار سازمان های خدمات رسان را با مشکل مواجه می کند.به گزارش گروه استانی "تیتریک"؛ فرهنگ ترافیک در شهر کرج با نقص و اشکال مواجه است و رعایت ن حقوق یکدیگر، رد شدن بی ملاحظه از خطوط عابر پیاده، پارک خودرو در مکان های ممنوع و به ویژه محل تردد سازمان های خدمات رسان مانند آتش نشانی و بسیاری موارد دیگر منجر به بی نظمی و هرج و مرج در شهر می شود و گاهی کار سازمان های خدمات رسان را با مشکل مواجه می کند.
آموزش عملی از دوران کودکی می تواند تاثیر بالایی در فرهنگسازی و نهادینه قوانین و مقررات داشته باشد. از طرفی ک ن از ابتدا با قوانین آشنا می شوند وبا بیان این قوانین در جمع خانواده و تذکر به والدین در زمان لازم می توانند در بهبود وضعیت رانندگی تاثیرگذار باشند از طرف دیگر در آینده به قوانین پایبندتر خواهند بود. در هفته نیروی انتظامی یکی از اقدامات و برنامه های پلیس آموزش فرهنگ ترافیک در شهرک ترافیک «پارک شهیدچمران » کرج بود. شهرک ترافیک، شهرک کوچکی است با حال و هوایی متفاوت از ای واقعی امروزی. شهری که برخلاف ماهیتش از سروصدای خودروها و آلودگی هوا، همچنین استرس شهروندانش خبری نیست. در این شهرک ذوق و شوق ک نه و اشتیاق فراگیری، حسادتی در انسان ایجاد می کند که کاش زندگی واقعی هم اینطور بود. این شهرک با شروع هفته نیروی انتظامی شور و نشاط خاصی پیدا کرد. دراین شهرک ترافیکی تمام معابرکرج در مقیاس کوچک طراحی شده است و پلیس در کنار علائم راهنمایی و رانندگی به دانش آموزان و ک ن قوانین راهنمایی و رانندگی را آموزش می داد. دانش آموزان و ک ن سوار بر سه چرخه یا ماشین های برقی با توجه به آموزش و کمک های نیروهای پلیس راهنمایی و رانندگی حاضر در محل و همچنین علائم اخباری و خطری راهنمایی و رانندگی نصب شده در شهرک به طور محسوس با رانندگی و قوانین آن آشنا می شدند. در این شهرک ک ن با شادی و لبخند می رانند و در صورت برخورد با وسیله نقلیه یکدیگرو یا مشکلات جانبی، با آرامش با آن مواجهه می شوند و به یکدیگر راحت اجازه تردد می دهند. برع برخی بزرگسالان که به دلیل مشغله و فشار زندگی در چنین مواقعی سریع از کوره در رفته و به یکدیگر پرخاش می کنند و گاهی این برخوردها منجر به درگیری یا حتی قتل می شود.
ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودآموخته های یک کودک در این شهرکیکی از ک نی که به همراه مسئولان پیش دبستانی به این پارک ترافیک آمده با اشتیاق زیادی می راند ودر پاسخ به اینکه آیا از قوانین رانندگی که توسط پلیس برایشان توضیح داده شد در خاطر دارد، بعد از توقف جلوی خط کشی عابر پیاده می گوید: الان باید بایستم تا عابران پیاده عبور کنند. علی سیف حین عبوراز محدوده ایستگاه آتش نشانی می گوید: نباید هیچ وقت جلوی آتش نشانی یا اورژانس و یا بیمارستان ماشین را پارک کنیم که اگر اتفاقی برای یکی از مردم افتاد مسئولان بتوانند برای کمک به موقع برسند. این کودک می افزاید: باید به پدرم بگویم که دیگر زمان رانندگی نباید با تلفن همراهش صحبت کند تا تصادف نکند.
ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودتاثیرگذاری آموزش عملی یک مربی که دانش آموزان را در این شهرک همراهی می کند می گوید: آموزش در سنین کودکی تاثیرگذارتر از سنین بالاست و زمانیکه این آموزش عملی باشد و با قراردادن ک ن در شرایط موضوع آموزش باشد نهادینه می شود و در بزرگسالی به آن پایبند خواهند بود. منیر صداقت می افزاید: با توجه به اینکه ترافیک و رانندگی یکی از معضلات فرهنگی جامعه است، لازم است با آموزش ک ن و فرهنگسازی آنها را برای آینده فرهنگسازی کرد.ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودشرکت روزانه 3 مدرسه در پارک ترافیکرئیس اداره فرهنگ ترافیکپلیس راهور استانالبرز با بیان اینکه از اولین روز هفته ناجا پارک ترافیک د ارک چمران کرج افتتاح شد تصریح می کند: این پارک به منظور آگاهی و آشنایی ک ن با فرهنگ ترافیک در این ایام به صورت رایگان فعال بود و با معاونت فرهنگی شهرداری هماهنگ کردیم تا هیچ وجهی از مراجعه کنندگان شهرک دریافت نکنند. سروان علیدوستانی می گوید: حدود100نفراز ک ن و دانش آموزان به صورت نمادین در روز افتتاحیه به همراه خانواده خود شرکت داشتند و به منظور تشویق آنها جوایزی به شرکت کنندگان اهدا شد. سروان دوستانی در ادامه می افزاید: علاوه بر شرکت کنندگان روز افتتاحیه، روزانه حدود سه مدرسه دانش آموزان را برای بازدید و آموزش فرهنگ ترافیک به این مجموعه می آورند. وی با اشاره به اینکه این پارک دائمی است می گوید: شهروندان می توانند در طی سال در این پارک حضور پیداکنند و با فرهنگ و قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا شوند. دوستانی می افزاید: محل این پارک ترافیک متعلق به نیروی انتظامی نیست و شهرداری متولی آن است وبا توجه به اینکه هزینه های نگهداری و جانبی برای شهرداری دارد از مراجعه کنندگان وجه دریافت می شود و نمی توان رایگان انجام داد و پلیس در این زمینه نقشی ندارد. وی در ادامه می گوید: فضا و تابلوهای نصب شده و وسایل غیرمنقول این مجموعه متعلق به شهرداری است و راهنمایی و رانندگی نیز ابزاری دیگر اعم از ماکت ایستگاه آتش نشانی و پلیس و موتورهای پدالی را به این مجموعه اضافه کرده است.ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شوداحساس مسئولیت ک نرئیس اداره فرهنگ ترافیکپلیس راهور استانالبرز با تاکید بر اینکه ذوق و اشتیاق بچه ها در امور فرهنگی در حوزه ترافیک بیشتر از بزرگترهاست می گوید: یکی از سنینی که بیشترین تاثی ذیری را دارد و می تواند اصلاحی بر رفتار رانندگی درآینده داشته باشد سنین کودکی و دانش آموزی است. سروان دوستانی می گوید: ک ن با علاقه در این پارک ترافیک شرکت می کنند و سوال های مختلفی می پرسند و با گرفتن کارت همیار پلیس احساس مسئولیت می کنند که این امر در فرهنگسازی ترافیک بسیار تاثیر گذار است.وی اظهار می کند: وقتی فردی از کودکی به زشتی و تخلفات رانندگی آگاه می شود و متوجه می شود که رعایت ن قوانین راهنمایی و رانندگی مانند عبور از چراغ قرمز یا صحبت با تلفن همراه زرنگی نیست سعی می کند از انجام آن دوری کند.
ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودشرمساری مانع ارتکاب تخلف می شوددوستانی می گوید: یکی از نظریاتی که در علوم رفتار جنایی وجرم شناسی به آن پرداخته می شود بحث شرمساری بازپذیرنده است که فرد نسبت به رفتار غلط احساس شرم کند و بچه ها نیز با آگاهی از تخلفات رانندگی متوجه می شوند که رفتار غلط باعث شرمساری است و باید از آن پرهیز کنند و از ناهنجاریها و کارهای زشت دوری کنند مشروط بر اینکه قباحت و زشتی کار به درستی برایش تعریف شده باشد.وی در ادامه اظهار می کند: در این برنامه هم در صدد این هستیم که بچه ها اهمیت این موضوع را درک کنند که یک تخلف رانندگی چقدر می تواند زشت و در تضییع حقوق دیگران موثر باشد و از این سنین یاد می گیرند باید به حقوق دیگران احترام بگذارند و یکی از مهمترین حقوقی که در جامعه باید به آن احترام گذاشته شود نیز حقوق رانندگی است.
ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودتعامل با آموزش وپرورشسروان دوستانی در پاسخ به این پرسش که آیا این آموزش را می توان به مدرسه کشاند، با تاکید بر اینکه بین پلیس و مسئولان آموزش وپرورش تعامل نزدیک وجود دارد می گوید: طی سال تحصیلی برنامه های آموزشی مختلفی در راستای آگاهی دانش آموزان در مقاطع مختلف سنی برگزار می شود و در این مورد نیز می توان آموزش های لازم را برای آنها ارائه کرد.وی می افزاید: در آموزشها سن دریافت کننده آموزش را درنظر گرفته و متناسب با آن مقطع آموزش ارائه می شود که این آموزشها در قالب نمایش و طنز و یا آموزش تئوری توسط نیروهای پلیس که قوه بیان خوبی دارند ارائه می شود. رئیس اداره فرهنگ ترافیکپلیس راهور استانالبرز می گوید: برای ترویج فرهنگ ترافیک و رانندگی می توان با همکاری مدارس آموزش هایی در قالب نمایش و تئاتر و یا دعوت آنها به شهرک ترافیکی ارائه کرد.وی در پایان می افزاید: مدارس می توانند با مسئول فرهنگسرای پارک « با شماره 32241078-32250622» تماس بگیرند و برای شرکت دادن دانش آموزان در این مجموعه هماهنگ کنند. خدیجه ستارزاده
ک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شودک ن امروز راننده های قانونمند فردا/شرمساری مانع ارتکاب جرم می شود
به گزارش خبرگزاری «حوزه» از تهران، نخستین قسمت برنامه گفتگو محور «گستره شریعت» با موضوع «علوم انسانی و ایران» چندی قبل با حضور حجت ال والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، مهدی گلشنی، مدیرگروه فلسفه علم صنعتی شریف، صادق زیباکلام، تهران و با اجرای قاسم پورحسن، دانشیار علامه طباطبایی، از شبکه چهارم سیما به روی آنتن رفت.قسمت دوم این برنامه نیز شب پنج شنه 28 مهرماه در ادامه برنامه گذشته با حضور همین کارشناسان بحث ادامه یافت و کارشناسان پیرامون موضوع، به مناظره پرداختند که گزارش کامل آن در ادامه می آید. پورحسن، در ابتدای این برنامه به عنوان مجری کارشناس گفت: بحثی که در ادامه بحث هفته گذشته خواهیم داشت بحثی درباره علوم انسانی ی است. حجم زیادی از نشستها، کتابها، مقالات و در ده سال اخیر در در باب علوم انسانی ی بوده است. شاید مهمترین مشکل این نشست ها و سخنرانی ها و مقالات این بود که اساسا فارغ از انسان و امتناع ما در جست و جوی چه امر بنیادین و گوهری درباب علوم انسانی هستیم . یعنی می توانیم از ابتدا علومی را شکل دهیم و تاسیس کنیم که مطابق نیازهای ماست یا خیر؟! امکان تاسیس علوم انسانی ی نیست. حداکثر می توانیم دست به اصلاح و تکمیل علوم انسانی بزنیم که مطابق با واقعیتهایی باشد که در جامعه ی انتظارش می رود.اگر اجازه دهید بحث را با آقای زیباکلام آغاز کنیم، در برنامه اول ما سعی کردیم مبانی تعریف علوم انسانی را مطرح کنیم و تقریبا به این جمع بندی دست پیدا کردیم که آن مرزبندی های خطی که درباره علوم تجربی و علوم انسانی وجود دارد و الان هم وجود دارد آن نمی تواند بیان کننده حقیقت علوم انسانی باشد. زیباکلام! فکر می کنم نزدیک به 50 سال است که متفکران مسلمان این مسئله را مطرح کرده اند که با علوم انسانی مغرب زمین چه کنیم؟ صدها نشست در دهه 80 در کشورهای ی ب ا شده بود به اینکه ما اساسا می توانیم تغییرات گوهری را شکل دهیم در ماهیت علوم انسانی غربی؟ مناقشاتی هم بوجود آمد از اسماعیل فاروقی و العطاس و دیگران. در ایران هم فکر می کنم به واسطه انقلاب ی، کمی ورود به بحث های علوم انسانی داشته ایم و زمانی هم که ورود کردیم مقداری مناقشات حاشیه ای مانع ورود به دقیق به بحث های علوم انسانی و ی شد؟ آقای ! شما از مخالفان علوم انسانی ی هستید فکر می کنم در برنامه امروز با توجه به جامعه ایرانی کمی انضمامی تر بحث کنیم اگر ممکن است دلایلی که به نظر شما وجود دارد را ارائه دهید، ما اساسا نیازی نداریم که علوم انسانی را تغییر داده و جوهره ی به آن بیافزاییم؟چیزی از غربی ها کم نداریمزیباکلامزیباکلام: با نام و یاد حضرت حق و با تقدیم سلام و ادب به همه بینندگان شبکه 4 و همه مهمانان و شما. این بار هم تشکر می کنم که دعوت کردید در خدمت تان باشم. پورحسن! نمی دانم بینندگان چقدر یادشان مانده است. من در جلسه پیش اصرار داشتم که بحث تاریخی داشته باشم؛ هر ی کو دور ماند از اصل خویش/بازجوید روزگار وصل خویش. برای اینکه آن تاریخ به ما کمک می کند که چرا من دچار این وسوسه نشوم که بیائیم علوم انسانی ی درست کنیم و برای انجام این کار یک کمیته درست کنیم؛ ما چه از غربی ها کم داریم. من سه دلیل اصلی مبنایی دارم برای اینکه چرا چیزی به نام علوم انسانی ی نمی تواند وجود داشته باشد و بوجود بیاید؟ دلیل اصلی آن هم معرفت شناسی است، یعنی چه؟ بر می گردد به اینکه اگر شما بگوئید علوم انسانی ی شما به همان دلایلی که چیزی به نام علوم انسانی ی دارید یا می توانید داشته باشید یا باید داشته باشید علوم انسانی ی هم می توانید داشته باشید زرتشتی، مار یستی، سوسیالیستی، بو و ... هم می توانید داشته باشید که چنین چیزی ممکن نیست. علم به ما هو علم، ذات و گوهر بیشتر ندارد و این نکته اول چون اگر گفتید علوم انسانی ی نمی توانید بگوئید ی، بو و غیره نه!پورحسن: یعنی شما ذات علم را اصولا غیردینی می دانید؟زیباکلام: من وارد دین نمی شوم، اما دلیل دومم برگرفته از آن استدلالی بود که می گفتم چه شد پوزیتیویست به وجود آمد؟ آگوست کنت و شاگردانش چی را درست د که گفتند این علوم انسانی جدید است ؟ اگر آن را بپذیریم که من آن را فعلا به عنوان شروع می پذیرم شما نمی توانید علوم انسانی ی داشته باشید چون علم به ما هو علم، یکی از اساس و بنیانهای تعریف علمی این بود که علم و دانش علمی و تجربه و تاسیس یک علم جدید مستقل از فاعل است. در این صورت ما باید به نتیجه واحد برسیم.پورحسن: در همه علوم این گونه است؟زیباکلام: اجازه دهید وقتی شما می گوئید ی، ی، شیعه، سنی، اخباری، اصولی شما کلی فاعل دارید. این دلیل دومم است که علوم انسانی ی نمی تواند وجود داشته باشد. دلیل سومم هم اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب، 40 سال است که شما می خواهید علوم انسانی ی را ایجاد کنید 4 خط هم نتوانستید ایجاد کنید. ها و شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم هم در دست تان بوده است.پورحسن: ما مدعیات اصلی مان درباره علوم انسانی ی واقعا مساله قید احترازی نیست، یعنی این قید تبیینی است یعنی دارد بیان می کند، این علم از سوی چه انی بوجود آمده و با چه صبغه ای است همچنان که مادر حوزه غرب وقتی می گوییم علوم غربی یا فرض کنید فلسفه آلمانی و یا امریکایی به این معنا نیست که ما بگوییم به تعداد فاعل و شما فهم تان از علوم انسانی ی چیست؟نمی توانیم علوم انسانی ی نداشته باشیمخسروپناه: اجازه دهید علوم انسانی را محدود تا علوم اجتماعی کنم، زیرا بنده تعریف واحدی برای همه علوم انسانی به واحد گسترده ای سراغ ندارم و اما علوم اجتماعی علومی هستند ماننده روانشناسی، اقتصاد، و مدیریت و غیره، آنچه به عنوان علوم اجتماعی امروزه در غرب مطرح است؛ در جلسه قبل هم عرض مبانی و مت وژی خاصی دارد، الان می خواهم نکته دیگری را اضافه کنم مبنی بر اینکه این علوم همگی سه فعالیت مهم را انجام می دهند یعنی چه اقتصاد و سیاست و سایر علوم. یکی از آن فعالیت ها توصیف انسان مطلوب است و جامعه مطلوب و مبانی آن. اصلا می بینید در حوزه این علوم بحث اص فرد و جامعه و جامعه مطلوب مطرح است. فعالیت دوم این علوم توصیف انسان تحقق یافته است. هر بحثی مهمی که مطرح می شود، خواه اقتصادی و یا آلودگی محیط زیست یا غیره باشد یک دفعه می شود و این ناهنجاری است و می خواهیم یک تحقیقی در این باره انجام دهیم که چرا این طور می شود؟ فعالیت سوم تغییر انسان محقق و جامعه محقق به جامعه مطلوب است. اگر علوم اجتماعی غرب این است که هست، در بخش دوم که توصیف انسان تحقق یافته می کنید آنجا نیاز به دانش تجربی دارید اما اگر می خواهید ببینید تعریف ما از عد چیست؟ اص از فرد یا جامعه یا هر دوست که اینجا هم باید کار فلسفی انجام دهیم.دقیقا به همین معنا ی می تواند تعریفی از اص جامعه داشته باشد و سوسیالیستها و دیگران هم هر کدام اعتقاد خود را دارند. سوسیالیستها معتقد به اص جامعه هستند و لیبرالیستها قائل به اص فرد هستند. من سؤالم این است بحث لیبرالیستها درباره اص فرد و اص جامعه سوسیالیستها و اص لیبرالیستها و اص عد سوسیالیتها آیا در حوزه علوم اجتماعی هست یا خیر؟! هست.پس ما به این معنا علوم انسانی و علوم اجتماعی سوسیالیستی و مار یستی و لیبرالیستی داریم و به این معنا علوم اجتماعی ی و بو داریم و ممکن نیست نداشته باشیم. نه تنها ممکن است بلکه محقق است.پورحسن: چون تخصص شما در حوزه علم است می خواهم از این منظر به علوم انسانی نگاه کنیم ما بعید است که دیگر بپذیریم سرنوشت علم با قطعیتی توأم است، یکی از خاصیت علم در دوره جدید این است که خطاپذیر است و تغیی ذیر است چر این وضعیت را در باب علوم انسانی نباید بدانیم یعنی فارغ از واژه ی که قابل بحث است، چه ایرادی وجود دارد که بگوئیم ماهیت بحث علم اساسا یعنی دگرگونی. این در علوم انسانی هم می تواند بوجود بیاید با توجه به گستردگی که در علوم انسانی وجود دارد.جهان بینی ی در تولید علم اثر داردگلشنی: نکته ای که من می خواهم عرض کنم تمرکزش روی همین است قبل از اینکه سه تا سؤال در نکته آقای زیباکلام را جواب دهم، می خواستم این نکته را مورد بحث قرار دهم، شما هر علمی را بگیرید مثلا هندسه را، چند اصل را در نظر می گیریم که آنها با تجربه حاصل نشده اند؛ به همین دلیل هندسه های غیراقلیدسی بوجود آمد و تمام علوم را با ی ری اصول شروع می کنند؛ اصول گفته شده یا ناگفته.مهمترین تحول قرن بیستم این بود که برخلاف پوزیتیویستها ما با ذهن خالی با همه چیز روبرو نمی شویم و تمام تع رمان را در قالب ذهنیات قبلی مان تعبیر می کنیم. قضیه مهمی که در فیزیک اتفاق افتاد و علوم انسانی هم حاکم است متوجه شدند ی ری دانشمندان همه علوم را روی ی ری اصول قبول کنند، زیرا اگر یک نظریه ای ریاضیانتش اشکال داشت آن را باطل کنند. متاسفانه ی ری اصول علمی را تنها در تجربه خلاصه می کنند، ولی یک تجربه راههای مختلف تعبیر دارد و این طور نیست. ما دسترسی به اطلاعات آن زمان نداریم. ما براساس فرضیات قبلی مان یا این و یا یک چیز دیگر را می پسندیم. چه علوم انسانی و چه بقیه علوم مبتنی بر پیش فرض هستند و یکی از بزرگترین تکامل گرایان و داروینیستها که در دادگاه یان را متهم کرد که گفتند باید کتاب مقدس هم با کتاب تکامل بایستی درس داده شود، ولی می دانید این شمند چه گفت؟ این شخص در انجمن یی پیشرفت علم که بزرگترین انجمن علمی در ست یک سخنرانی کرد و گفت: من باید یک اقرار کنم که کل این تکامل مبتنی بر طبیعت گرایی است، یعنی این چیزی است که ظاهر و حواس آن را می بینند. علوم همه مبتنی بر اصول است، لذا علم ی چه علوم اجتماعی و غیره آنهایی که جهان بینی حاکم بر آنها ی است. جهان بینی شامل چه مواردی می شود هیچ نمی گوید وقتی فیزیک ی انجام دهید تجربه را کنار بگذارید آنها افراط گریان هستند. هیچ هم نمی گوید بروید قرآن را بردارید و ببینید چه مطالبی دارد؟ البته از آن هم ممکن است الهام بگیرید ولی دانشمندان مثل خواجه نصیر و این هیثم تجربه د و رویکرد علمی شامل تجربه است و نظریه پردازی، ولی نظریه پردازی که می کنید در یک حوزه ای و ما آن حوزه را محدود نمی کنیم بعد می خواهیم آن را به کل عالم تعمیم دهیم. در این تعمیم های یا به این اصل و یا به آن اصل متوسل می شویم .علم ی آن علم ای است که اصول حاکم بر آن، که جهان بینی را تشکیل می دهد با متافیزیک ی می خواند و جهان قاعده و نظام مند است و فقط جهان منحصر به مادیات نیست. ما می توانیم جهان را بفهمیم.حجت ال خسروپناهبه طور خلاصه به سه موردی که زیباکلام فرمودند اشاره کنم: علم یک ماهیت بیشتر ندارد و ما می توانیم علم ی، ی داشته باشیم. آقای پلانتینگا صحبت از آگوستین می کند ولی نکته ای که من کشف و در یک کنفرانس بسیار عظیم در برکلی عرضه شد این بود که ساینس را می توانیم طوری تعریف کنیم که بین ادیان ابراهیمی متکی بر وحی مشترک باشد. بنده یک سخنرانی داشتم در یک جلسه ای که بزرگان علم هم در آن حضور داشتند و قرار بود یک نفر فیزیکدان کلیمی از من انتقاد کند که در ی در لندن تدریس می کرد. در پایان سخنرانی ایشان گفت: من هیچ حرف مخالفی ندارم. 70 فیلسوف، فیزیکدان و شمند خارجی که به سؤالات ما جواب داده اند عده ای از آنها همان تعریف ما را از علم دینی ارائه د. علم دینی، علمی است که جهانی بینی دینی در آن رآس به عنوان خط قرمز عمل می کند نه اینکه مانع تحقیق علمی شود. اما اینکه فرمودید چه شد که پوزیتیویست بوجود آمد و غیره. آقای ! من واقعا خواهش می کنم جناب عالی کمی تحولات و تحقیقات در این زمینه را مطالعه بفرمائید. پوزیتیویست بود تا دهه 50. درست است که پوپر در سال 1934کت بر ضد حلقه وین نوشت ولی مهمترین مخالفتها با این مولفه از طرف برخی افرادی بود که خودشان پوزیتیویست بودند و هایزنبرگ در مقاله اولش نوشت فقط به کمیتهایی اکتفا می کنیم که قابل مشاهده باشند. هایزنبرگ در دهه 80 در مصاحبه ای با تلویزیون سوئیس یا فرانسه گفت: خوشبختانه پوزیتیویست از محیط علمی جمع شده است. بنابراین پوزیتیویست یک مسیری را طی کرد، بعد فهمیدند سد علم و پیشرفت است و نکته آ اینکه 40 سال است درباره ی سازی علوم انسانی صحبت می شود، اولا 40 سال، چیز زیادی نیست و خیلی جاها راه را درست نرفته اند و برخی تعریفها از علم دینی شد که اینها مانع بود و گفتند: باید فقط سراغ قرآن برویم و روایات و اینها و هیچ کاری دیگری نداشته باشیم، اینها مانع بوده است. بله! بنده به جنابعالی عرض می کنم در حدود 75 سال است که عده ای منتظر انقلاب در کوانتوم هستند و سال 2015 یکی از بزرگترین فیزیکدانها گفت: باید با این نظریه خداحافظی کنیم. این تاریخ مهم نیست، البته اگر راه را درست رفته بودند اگر محققین بدون سروصدا بحثهای جدی کرده بودند خیلی زودتر به ثمر می نشست.پورحسن: ما این بحث را داریم که در تاریخ 30-40 ساله ایران چه اشتباهاتی داشتیم. همین که می گوئیم علوم انسانی ی این قید ی، قدری سبب شده تا بحثهای زیادی را که تا حدودی نامرتبط بود در ایران مطرح کنیم و مانع از این شود تا حقیقت علوم انسانی را دری م، ما می توانیم ادعا کنیم از یک جامعه شناسی پوزیتیویستی آمدیم به جامعه شناسی تفهمی انتقادی. مشکل چیست؟ اصلا مشکلی نیست و خاصیت علم همین است یعنی نمی توانیم در علم ایستا باشیم و بگوئیم که این نسخه پایانی یک علم است. انی که با علوم انسانی ی مخالفت می کنند و د این بود که آنها می خواستند علوم الهی را به علوم بشری تبدیل کنند. آیا اگر ما ی را برداشته و درباره علوم انسانی ای که متفکران ی و ایرانی در آن سهیم باشند، الان در جامعه شناسی و علوم یک نظریه ندارم که متعلق به متفکران ایرانی باشد و در های دنیا نیز تدریس شود! وقتی سهم نداریم؛ چه علوم انسانی ی باشد، چه اصلا علوم در ایران باشد؟ مشکل مسئله دیگر است و چون ما تولید علم نمی کنیم شاید مسئله علوم انسانی در جامعه ما مقداری ناکارآمد جلوه می کند.می خواهند عقب ماندگی علوم انسانی در کشور را بپوشانند زیباکلام: من نمی خواهم به تاریخ رجوع کنند، گلشنی مرتب می گویند پوزیتیویست با اشکالات زیادی مواجه شده است. من نمی گویم نشده است پوزیتیویستی که در سال 1850 توسط کنت و شاگردانش تاسیس شد با چیزی که الان هست فرق دارد، الان دیگر مورد توجه نیست. منتها من که نمی گویم که آن پوزیتیویست را دوباره احیا کنیم! من می گویم چگونه شد که علوم انسانی جدید متولد شد و به این دلیل اصرار دارم بگویم که دست ما نیست که علوم انسانی را جداسازی کنیم و روندی را طی کرده است. پوزیتیویست با چندین مشکل مواجه شد و خیلی از آن پیش فرضها اصلا و ابدا مطرح نیست. اما شما کاملا درست می گویید بنده می گویم اساسا دعوای اینکه علوم انسانی ی تاسیس کنیم نیست و خیلی هایی که برای علوم انسانی ی تلاش می کنند خودآگاه یا ناخودآگاه می خواهند عقب ماندگی علوم انسانی در ایران را بپوشانند.بنابراین آمده اند این یت را مطرح کرده اند و از زمانی که این یت مطرح شده است ی نمی گوید با علوم انسانی در ایران چقدر عقب مانده است. ما ی ری نشریات معتبر بین المللی داریم بیاییم آمار بگیریم که ظرف 50 سال گذشته در این فصلنامه های بین المللی علوم انسانی چند مقاله از اساتید علوم انسانی ایرانی بوده است و چه بعد و . معتقدم این ی علم انسانی حج شده است که ضعف و عقب ماندگی اساتید علوم انسانی را پنهان کنیم.پورحسن: اصلا فرض را بر این بگیریم که ما به دنبال علوم انسانی دیگری هستیم جدید نه به معنای مطلق، ی که به اساتید ما می گوید هر سال باید دو و نیم مقاله بنویسید و خیلی کمیت گرا شده اند، درد اصلی ما هم اکنون این است. چرا ی نمی خواهیم که بنشیند و تولید شه داشته باشد؟ اگر قبول داریم منطق علم می گوید مانعی ندارد در علوم انسانی می توانید تحقیق کنید .زیباکلام: من می گویم ببینید چرا می آئیم ی اش می کنیم و چرا به واقعیتها نمی پردازیم. اساسا نگاهی که به های ما و آموزش عالی بوده است نگاه خیلی عجیبی است و بارها این را شنیده ایم که در ایران لیسانسیه های زیادی وجود دارند که اینها فایده ای ندارند. این رشته ها وجود دارد که بازار کار ندارند درست مثل اینکه انگار خواروبار فروشی است و کالاها باید سود دهند، کارش تولید علم است و معرفت جامعه را باید بالا ببرد. های کمبریج و آ فورد هم این تضمین را نمی دهند که هر ی از آنها فارغ حصیل شد حتما برایش کار پیدا کنند.پورحسن: قائل به این هستیم که سهمی در علوم انسانی داشته باشیم. من اسمش را می گذارم پیشرفت در علوم انسانی، منتها این یک مسئله است و ما هر وقت می گوئیم بیائیم درباره علوم انسانی صحبت کنیم بخشی از صحبتهایی که شده عین همین مطالبی که گلشنی گفتند، عده ای مدعی شدند ما نگاه مان نظام مند است، نگاه نظام مندی به هستی دارد،زیباکلام: مگر علمای علوم انسانی غربی می گویند بیابان، جنگل و در توحش هستند. من هفته پیش خدمت تان عرض که در نگاه جدید دارند به جهان به عنوان یک ساعت بزرگ نگاه می کنند که همه چیز روی قاعده و قانون است.پورحسن: من می خواهم این مساله را از خسروپناه بپرسم، ما عج ا قید ی را برداریم، درباره علوم انسانی صحبت کنیم. من معتقدم گلشنی نکته مثبتی را گفتند ما اشتباهات مان در این حوزه در 20 سال اخیر زیاد است، چرا؟ به جای اینکه متمرکز شویم تا در علوم جهانی سهمی داشته باشیم! مشکل کجاست؟! چرا ما علوم انسانی را اینقدر بی اهمیت و کم قدر می دانیم؟ از آن طرف هم این همه ثمرات از آن می خواهیم؟ در زمینه علوم انسانی تولید نداشته استخسروپناه: ی سازی علوم انسانی مدرن، با حفظ مبانی اش نه ممکن است نه مطلوب و نه محقق است. اگر ی بگوید ما می خواهیم علوم اجتماعی گیدنز و هابرماس را ی کنیم این ممکن و مطلوب و محقق نیست، اما اگر مقصود این باشد که ما می خواهیم علوم انسانی ای تولید کنیم که تولید شه است و مبتنی بر مبانی خودش که البته از نظریه شروع می شود تا به علم برسد. اگر این باشد بله این حرف ممکن و مطلوب است. من معتقدم در نظریه ها تحقق یافته است ولو ما نتوانیم نظام علمی در ی سازی علوم انسانی نشان دهیم. اما ناظر به سؤالی که گفتید مشکل کار کجاست؟ ما هر گاه با یک آسیب اجتماعی روبرو می شویم عوامل مختلفی برای وقوع آن وجود دارد. این عوامل همین قصه است سال هاست که از 1313تا الان این ها به سبک مدرن علوم انسانی داشته اند و چند سالی است در ایران علوم انسانی ی تدریس می شود، من سؤالم این است اینها چه کرده اند؟ یعنی این همه و انی که کتاب نوشتند چقدر توانسته اند نظریه پردازی کنند؟ این که گفته می شود یک عقب ماندگی در علوم انسانی داریم، اصلا علوم انسانی ی نداریم! چرا افراد این حوزه نظریه پردازی نمی کنند و در مجلات و نشریات داخلی چرا نظریه پردازی نمی کنند؟ چند عامل از خود بیگانگی است یا باورن خویش است. وقتی بعد از دو سال پروژه ای را با 170 دنبال کردیم و از این تعداد 50-60 نفر هم در خارج از ایران تحصیل کرده بودند وقتی شروع به نقد د، گفتند: ما در این زمینه تاکنون فکر نکرده ایم که بخواهیم نقد داشته باشیم. فقط درس داده ایم، لذا نیاز به روش شناسی هم داریم. ما مشکل ساختاری و مدیریتی هم در این راستا داریم، همین نکته ای که شما گفتید. ساختار آئین نامه ارتقا علمی، مقاله می خواهد و اگر یک ی 10 سال بین د و در این زمان یک صفحه حرف نو بزند، برای ساختار مدیریت کشور اهمیتی ندارد. فن چه اهمیت دارد اینکه باید مقاله علمی و تحقیقی بنویسد؟!پورحسن: چرا به علوم انسانی بی فاتی می شود؟علوم انسانی در بسیار مهم استگلشنی: نکته مهم از اینجا منشأ می گیرد که ما به علوم بعد از صفویه که همزمان با دکارت و ملاصدراست به علوم توجهی نداشتیم و تنها الهیات و مباحثی از این دست در ایران ادامه یافت. وقتی که ایران در جنگ با روسها ش ت خورد و اسلحه های گرم آنها را دیدند، فهمیدند چقدر عقب افتاده ایم. بنابراین کبیر دارالفنون را تاسیس کرد نه دارالعلم. بعد تهران و غیره تأسیس شد. از اول که تهران و غیره تاسیس شد علوم ی و مانند آن زبانزد بوده و خانواده ها مجبور بوده اند بچه هایشان یا به رشته پزشکی و یا به ی و یک درصدی هم به علوم پایه بفرستند. این روند ادامه داشت اما در انتخاب ششم دانش آموزان، ی بود، ولی در ایران انتخاب اول، ی بود. ما الان در فلسفه با این روبرو هستیم دانشجوی ی برق صنعتی شریف می خواهد فوق لیسانس بیاید و تغییر رشته دهد به فلسفه و یا علوم اجتماعی چرا برای اینکه تحت فشار خانوادهاش رشته خود را انتخاب کرده است. پس یکی اینکه علوم انسانی اهمیتی نداشته است و دیگر اینکه عمده مسئولان کشور از ان بوده اند و برنامه ریزی ها از آنها بوده است. پس مسئولان اهمیتی به علوم انسانی نمی دهند و خانواده ها گوششان پر شده که در پزشکی و ی است که فرزندانشان تامین رشته می شوند.در اینجا وظیفه بوده که ت به فکر باشد و رسانه ها باید برای علوم انسانی تبلیغ می د تا مشخص شود شأن علوم انسانی چیست. در اساتید های mit آمدند مقاله ای نوشتند که فارغ حصیلانmit در جامعه موفق نیستند. رئیس آمد جلسه ای بین دانشجویان ی وعلوم انسانی تشکیل داد و قرار شد بعد از این دانشجویان رشته های فنی و پایه، تعدادی از دروس علوم انسانی را بگذرانند. متاسفانه ایده نوآوری در کشورما وجود ندارد، البته یک مسئله ای هم به این موضوع کمک کرده آن هم مقالات، دانشجو پیش من می آید سوژه رساله می خواهد می گویم این موضوع محور جنگ و دعواست در بین فیزیکدانان می گوید نه یک مسئله ای را به من بدهید که سریعا منجر به جواب شود. پس دنبال نوآوری نیست در علوم انسانی که هیچ در علوم دیگر هم اوضاع به همین شکل است. دنبال رفع نیازها هم نیستند یعنی نقش مهمی که علوم انسانی می تواند ایفا کند رفع نیازهاست و ببینند جامعه چه مشکلاتی دارد علوم و اقتصادی مااصلا به این کار ندارند که در جامعغه چه می گذرد ؟ همه اینها هست و من توصیه می کنم این است که نمی بینم ت در مقام حل این مشکل باشد. خود اساتید علوم انسانی در رسانه ها حرف نمی زنند و مقاله ای هم نمی نویسند.پورحسن: فکر می کنید وضع علوم پایه بهتر از علوم انسانی است؟حوزه در زمینه علوم انسانی چه کار کرده است مهدی گلشنیزیباکلام: ما از علوم انسانی در دو برنامه به علوم پایه رسیدیم این هم چهارمین دلیل که در این علوم ضعف داریم. آقای خسروپناه پرسیدند که ها چه د؟ من هم می توانم از ایشان بپرسم که حوزوی ها چه کار د؟ من معتقدم که نمی شود در یک مملکتی وضع حوزه ها عالی باشد، ولی وضع ها بد باشد خیر! اصل بحت درست است و اصلا ما علوم انسانی فوق العاده عقب مانده ایم. در علوم کاربردی نتیجه عقب ماندگی را می توان دید. الان سروصدا در آمده است که آب بزرگترین مشکل این مملکت است؟! اگر بگوئیم دیروز و امروز فهمیده ایم که وای به حال ما؟! اگر بگوئیم 10 سال پیش فهمیدیم پس چرا تا امروز کاری نکردیم! علم اگر پیشرفته بود باید انی از یک جاهایی می نشستند و برنامه ریزی و فکر می د. مشکل فقط علوم انسانی نیست که چرا نتوانستیم نظریه پردازی کنیم. بزرگترین تحولات در این مملکت رخ داده دانشکده های علوم انسانی ما را خواب برده است و بالا ه یک انتخاباتی می شود و یک فردی رأی بالایی می آورد. صورت مسئله را بگوییم فقط خود ما اینجا هستیم، نگوئیم خارجی ها اینجا هستند و ابرویمان می رود. ما نمی خواهیم قبول کنیم که عقب مانده هستیم. ما راجع به مسائل مهمی که در کشور خودمان رخ داده است کشورهای دیگر کلی مقاله نوشتند، ما چند تا نوشتیم؟!بنده چندین سال است علوم تدریس می کنم ی از مسئولان نیامد در را بزند بگوید تو مرده ای یا زنده؟ چرا در جامعه ما خودکشی در بین دانشجویان زیاد شده است؟از ما نمی خواهند در این باره صحبت کنیم. در نظامی که همه مسئولان آن عالم هستند و همه چیز را می دانند در را باید بست. های خارجی اگر علمایی داشته باشند برای علمشان مخاطب و یدار وجود دارد ولی در ایران این گونه نیست.پورحسن: وظیفه یک و نخبه این است. مشکل ما این ست که وقتی یک ت استقرار می یابد اصلا اساسا با نخبگان قهر می کند و این مشکل کشور ماست.زیباکلام: در زمان انتخابات هم قهر هستند و قبل آن نیز قهرند.پورحسن: چه هراسی از نخبگان و اهل فکر وجود دارد و از آن طرف هم نخبگان فکر می کنند که باید برایشان دعوتنامه فرستاده شود.زیباکلام: من این را قبول دارم نخبه نباید بنشیند تا دنبالش بیایند و راجع به فلان مساله کار کن. مسئولان ما می دانند و مشکل این است که چون فکر می کنند، می دانند شما چند بار شنیدید رئیس تهران، یا رئیس جمهور ما بگویند که می طلبد راجع به این مساله کار شود؟خسروپناه: آقای زیباکلام یک حرف درست و حس زد که چون همیشه ایشان تا ما چیزی می گوییم، شه ها را می خواند و تقابل درست می کند، چون من می گویم علوم انسانی غربی دست ها بود چرا عقب مانده است و چرا کاری نمی کنند ایشان می گوید حوزه ها چه د؟ اصلا بحث من تقابل حوزه و نیست. بحث ما این است که همه روی یک کشتی سواریم. من در هم وقت زیادی گذاشتم ما با درد بزرگی روبرو هستیم و باید راه چاره ای برای آن بین یم.نکته مهمی که در بیان آقای زیباکلام بود اینکه مسئولان نظام در سه قوا و دیگر ساختارهای آن این را باید بدانند که وقتی ما در کشور با مشکلی روبرو می شویم بدون مطالعه و تحقیق کارشناسانه علمی نمی توان آن را حل کرد و کارشناسان باید روی آن کار کنند و این موضوع اتفاق نمی افتد یکی از دلایلی که ها و حوزه ها ما ناکارآمد هستند این است که رئیس می داند بودجه ای را که به آنها می دهند هر سال قطع که نمی شود، بیشتر هم می شود بودجه ها براساس نیازها تقسیم نمی شود.پورحسن: یکی از دانشگا ها حاضر بوده تا بودجه پژوهشی اش را برگرداند.گلشنی: چیزی که در این مملکت مورد غفلت واقع شده شایسته سالاری است و اگر واقعا در ها و وزارت علوم و آموزش و پرورش افراد خبره و کاربلد بودند، نتیجه کار با الان خیلی فرق می کرد و نکته دیگر اینکه هیئت علمی ها خیلی منفعل عمل می کنند.انتهای پیامhkjihd \dhl
دومین قسمت برنامه گستره شریعت با موضوع علوم انسانی و ایران با حضور حجت ال خسروپناه، صادق زیبا کلام و مهدی گلشنی برگزار شد.جمهوریت؛ تاکنون دو قسمت برنامه گفتگو محور «گستره شریعت» با موضوع «علوم انسانی و ایران» با حضور حجت ال عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، صادق زیباکلام، تهران، مهدی گلشنی، مدیرگروه فلسفه علم صنعتی شریف و با اجرای قاسم پورحسن، دانشیار علامه طباطبایی روی آنتن رفت. پنج شنبه 4 آبان ماه در ادامه برنامه گذشته با حضور همین کارشناسان بحث ادامه یافت. پورحسن: در جلسه سوم سعی می کنیم مباحث جلسه قبلی را ادامه دهیم و هم نگاهی به معضلات و حوزه ظهور و شکل دادن علوم انسانی ی داشته باشیم. امشب در خدمت گلشنی شریف هستیم که بحث های قابل توجهی درباره علوم دینی داشتند، جناب آقای زیبا کلام در حوزه علوم صاحب نظر هستند که علاقه مندی خاصی به بحث علوم انسانی دارند، خسروپناه که ایشان در حوزه علوم انسانی سالها تحقیق می کنند و کتابهایی در این زمینه نگاشه اند و نگاه نقادانه ای به رویکرد هایی که درباره علوم انسانی وجود دارد دارند. جناب گلشنی من فکر می کنم شاید در جلسه 2 درست شروع کردیم که موضوع ما علوم انسانی ی بود ولی ناظر به دغدغه ها و رویکردهای انتزاعی جامعه بحث کردیم. گاهی ما بحثهای انتزاعی می کنیم که ثمره اش کم است و نمی دانیم که در چه ساحتی باید آنها را به کار بگیریم. من می خواهم با این بحث شروع کنم که وقتی ما می گوییم علوم انسانی ی، شاید به ذهن برسد که ما 50 تا 100 سال سابقه فات به علوم انسانی را در ایران داریم و حالا می خواهیم با سابقه دیگری شروع کینم اما حقیقت این است که ما با دید فاتی در ایران رو به رو هستیم حداقل نسبت به مسئولینی که باید توجه شایسته تری به حوزه علوم انسانی در مراکز ی و علمی به این علوم داشته باشند. بحث را از همین جا شروع می کنیم. گلشنی: به نظر من علوم انسانی انسان ساز و فرهنگ ساز است. فرهنگ نقش بسیار مهمی در پیشرفت علمی ایفا می کند. متاسفانه ما در محیطمان توجهی به این مطلب نداریم و به همین جهت فرهنگ ما یک فرهنگ اصیل ی نیست بلکه معجونی است و هر چیزی را از یک جایی گرفتیم. فرهنگ خیلی مهم است و درمحیط ما یکی از ابزارهای فرهنگ همین علوم انسانی است. از طریق آثار تمدن غربی، تاریخ و بقیه فعالیتها وارد فرهنگ ما شده است. بنابراین علوم انسانی در محیط ما شأن لازم را ندارد و نداشته است. آن چیزی که جوانها را متوجه اهمیت استقلال مملکت می کند علوم انسانی است. علوم تخصصی فقط با چیزهای خاص سر و کار دارد و آدم آنقدر غرقش می شود که فکر می کند چیز دیگری وجود ندارد. به همین جهیت یکی از بزرگترین فیزیکدانان قرن بیستم بنام هایزنبرگ می گوید: جهان را با عینک تخصص خودتان نبینید، فراتر ببینید. علوم انسانی یکی از آن چیزهایی است که این کار را می کند. چند فعالیت باید انجام شود که مقدمه همه آنها روشنگری هیئت های علوم انسانی است و باید بگویند این علوم چه نقشی را ایفا می کند و بگویند: در های خارج چه اتفاقی افتاده است که ما اینجا شبیه آن را نداریم.من دقیقاً به رئیس صنعیت شریف همین را گفتم که ببنید چرا صنعتی شریف نباید بر اساس الگوی mit باشد، mit الان بخش فلسفی دارد، mit دانشجویان را مجبورکرده تا حداقل تعدادی از آنها واحدهای علوم انسانی أخذ کنند. در داخل های ما آنقدر مقاومت درباره علوم انسانی و رشته هایی مانند فلسفه علم وجود دارد که قایل تصور نیست! واقعیت این است که تفکر ابزاری بر های ما حاکم است و توجه ندارند که علوم تخصصی در خلأ انسانی نیست و علوم در محیط انسانی کارمی کنند و در جامعه رشد می کنند و به همین دلیل هم مهم هستند. من برنامه های مهم و انگلیس را دیدم، کلنک که مهمترین ست بخش فلسفه علم دارد.پورحسن: آقای گلشنی! مقصر وضع موجود کیست؟گلشنی: اولاً مسئولان هستند که با فکر ی و پزشکی بزرگ شده اند، البته از چیزهای جالب برایتان بگویم در ما با اینکه خود اساتید ی توجهی به علوم انسانی و فلسفه علم ندارند دانشجویان ی چون تیزهوش هستند توجه زیادی به این علوم دارند. درسهایی ارائه می دهیم که 90 نفر از دانشجویان رشته های ی در آن ثبت نام می کنند. هر سال دانشجوی کارشناسی ارشد یا ا برخی از ین به عنوان دانشجوی فلسفه علم ثبت نام می کنند.پورحسن: در فلسفه هم همین است. وقتی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد می پرسیم رشته لیسانس شما چه بوده عمدتاً در رشته های غیر فلسفه هستند.گلشنی: بنابراین باید موقعیت را غنیمت بشماریم. در درجه اول خود اساتید روشنگری کنند، به طوری که ت مجبور شود به این موضوع عنایت کند. من این خاطره را فراموش نمی کنم زمان شاه یک دانشجوی فیزیک پیش ما می آمد و می دید که امتیازات دانشجویان ی را ندارند خدا می داند چقدر به مجلس رفت و آمد کرد تا قانوین به نفع خودشان را به تصویب رساند، البته بعد از اینکه عنایتی به علوم انسانی شد آن وقت باید جهت گیری علوم انسانی هم مشخص شود. جهت گیری آن، دو کار می تواند انجام دهد: یکی روشن جامعه نسبت به وضع جهانی است، یکی هم رفع نیازهای جامعه و یکی هم اینکه اصلا خود افراد را بسازد و آن گاه است که علوم انسانی و ی می تواند نقش مهم را ایفا کند.پورحسن: زیباکلام! ما وقتی هم اکنون از علوم انسانی ی صحبت می کنیم با واقعیت تلخی مواجه هستیم، یعنی معمولا دانش آموزانی که نمره های کمتر دارند وارد این رشته ها می شوند. اساتید را را هم که نگاه می کنیم نسبت به سایر رشته ها همین وضعیت را دارند، یک مجموعه پیچیده ای دست به دست هم داده اند مایی که الان این ادعا را داریم که می خواهیم در علوم انسانی سهمی داشته باشیم نمی خواهیم تغییری بدهیم، در باب علوم انسانی نه تنها سهمی نداریم بلکه شراکتی هم نداریم عین ما دائماً داریم نظریه های غربی را حالا ممکن است به معارف قرآنی مسلط و به جامعه ایرانی علاقمند باشد و بخواهد تطبیقی انجام دهد من این را در علوم انسانی از ابتدا تا انتها به همین وضعیت می بینیم. جالب اینکه اگر خاطرتان باشد در داوری یک رساله که شرکت کرده بودیم که بحث آن مرد سالاری دینی بود ما متوجه شدیم که دائما منابع غربی ها را بیان می کند و علت آن می تواند روانشناختی باشد ولی علت آن شالوده های علم است یعنی وضعیت ما در وزارت علوم، ها و بی توجهی این گونه مسائل قابل بحث است. زیباکلام: من دشمن نیستم حالا ممکن است یک عده بگویند هستی، ولی خودم که می دانم نیستم. علت اینکه می گویم علوم انسانی ی وجود ندارد این است که من می بینم به جای اینکه ما بیاییم به ی ری بدبختی ها و مشکلات جامعه مان در حوزه علوم انسانی بپردازیم آمدیم به یک ناکجاآبادی به اسم علوم انسانی ی که این را وصل کنیم و مال غربی ها اب است و ناقص و نادرست است آنگاه من می بینیم که ما 1+8 مشکل در علوم انسانی داریم.پورحسن: این را با یک نظریه می توانیم حل کنیم؟زیباکلام: اجازه دهید فرض کنیم که ما آمدیم و به جای زیباکلام یک انسان متدین با خدا آوردیم و نشستیم در اتاق بسته علوم ی و روانشناسی ی و ... و گفتیم این را نشان زیباکلام بدهید که می گفت نشدنی است. ببینید مشکل حل نمی شود. چرا؟ برای اینکه همان طور که ی در اتاق زیباکلام غربی را نزد تا بگوید آقا راجع به فلان مسئله برای ما تحقیق کن ببین چه شده و نشده؟ اگر معجزه شود و صادق زیبا کلام تبدیل به علوم ی انسانی باز هم ی نمی آید در اتاق 368 دانشکده حقوق و علوم تهران را بزند تا بگوید تو چون تا دیروز غربی بودی الان که ی فکر می کنم تو را به رسمیت می شناسیم، حال بیا ببینیم باید چه کار کنیم.گلشنی: شما پس امید به اصلاح ندارید؟زیباکلام: اجازه دهید آقای گلشنی صورت مسئله را می گوید منتهی آن جایی که باید بگوید چه کنیم، آنجا؟ ببینید ما باید کاری کنیم که آن چیزی که در غرب اتفاق افتاده در غرب نظام ، اجتماعی، حکومتی و از اساتید و هایشان می خواهند که یعنی اگر درباره این مسئله کار کند یک جایی یدار دارد. آقای پورحسن من هفته پیش هم اشاره یک پدیده ای به وجود آمده به نام فلسفی قبلا هم بوده است اما الان خیلی مورد توجه قرار گرفته و این چرا به وجود آمده است؟ این هر چه هست مربوط به غربی ها است. آنها کار کرده و ترجمه کرده اند من شرمنده شما و بینندگان هستم. من صادق زیباکلام یکی از درسهای که در تهران در حوزه علوم می دهم، درس انقلاب ی است. انقلاب ی در سوئیس و فنلاند نبوده که در ایران بوده است و آن وقت باورمی کنید کتبی که من به دانشجو معرفی می کنم تمام برای غربی ها است. خب جواب دارم برای شما آدم وطن فروش و خائن نیستم ولی چرا شما را عطف نمی دهم شما را به کتبی که آقای خسروپناه نوشته و یا زیبا کلام نوشته اند برای اینکه این کتابها به اصطلاح دوزار نمی ارزد. رودربایستی را کنار بگذاریم چرا من به دانشجویم می گویم کتابهای نیکی کدی را بخوان یا آبراهامیان و فوکو را بخوان، برای اینکه باز یک چیزهایی راجع به موضوع گفته است. اینجا کتاب نوشتند که فقط مجوز بگیرند که به رتبه علمیشان افزوده شود و دانشیار و یار شوند و همان بحثی که ایشان جلسه قبلی گفتند که درباره مقالات isi و چیزهای دیگر باشد. مشکل ما این نیست که چرا علوم انسانی، ما ی نیست.پورحسن: پس نمی پذیرید که نیازمند تغییر اساسی در علوم انسانی هستیم؟!زیباکلام: اصولا خیلی چیزها باید عوض شود. ببینید من که می گویم فرض کنیم معجزه شود و 135 واحد علوم انسانی ی هم شود ی یدار علوم شما نیست.گلشنی: من اول گفتم زمینه را آماده کنیم برای اینکه یدار باشد. شما فکر می کنید هرگز یدار نیست اما من معتقدم تا زمینه را آماده نکنیم یدار نیست.پورحسن: کوشش علمی می خواهد. روشمند هم باید باشد.زیباکلام: شما چرا وحشت دارید از اینکه واقعیت ها را بیان کنیم. برای اینکه رئیس تهران، علوم و سایرین می دانند هر چه از آنها بپرسیم، می دانند و وقتی همه چیز را می دانند چه دلیلی دارد که دیگر به ها روند و از اساتید تحقیق بخواهند. می دانند چرا به وجود آمده یا چرا جنگ و صلح شده است. یکبار از زبان مسئولان ما شنیدید که بگویند این مسئله را یان ما باید حل کنند یا حوزه ها.پورحسن: آقای خسروپناه من فکر می کنم خیلی خوش بینانه باشد بدون یک فرضیه ای بیاییم علمی که الان مسلط است بگوییم تغییر کند و آنچه ما می خواهیم ارائه کند این فرض خیلی غیر مسلمی است و یکی از اشکالاتی که به علوم انسانی می گیرند من فکر می کنم همین که زیباکلام می گویند منتهی ع آن و من میگویم واقعیت جامعه ایرانی و ایش است. ما که نمی توانیم بدون داشتن یک پشتوانه علمی بیائیم دست به تحول علمی بزنیم یعنی اولین پرسش این است که برای چه می خواهیم و چه فرضیه ای داریم؟ طبیعی است که آن فرض مسلط بر تلاش علمی است من فکر می کنم این مخالفت که علوم انسانی ی با سرشت علم مخالفت می کند، چون علم بشری است؛ نه ی و نه دینی است. وقتی ی شد یعنی محدود به جامعه مسلمانان می شود این خود مسئله را دچار پیچیدگی می کند. ما می توانیم بدون داشتن رهیافت بنیادین سراغ علوم انسانی به این مهمی برویم؟ من فکر می کنم همین بحث علوم انسانی را ما هنوز با روش علمی و وضعیت علوم انسانی با روش علمی فهم نکردیم و بعد اظهار نظر می کنیم یعنی اینکه وقتی داریم از موانع تحول علوم انسانی و یا آسیب های آن صحبت می کنید ی سوال کند شما برای این سوال و جواب کار تحقیقاتی انجام داده اید و یا خیر، صرفاً یک کار مثل همین ارتباط شخصی که با دانشجوها دارید و بر اساس استحصاء می گوئید و نه براساس استیصال اظهار نظر می کنید.خسروپناه: من جلسه قبل نکته ای را عرض حالا اضافه کنم به نظر من دو قشر در جامعه داریم که شاید با تحقیقی که بنده انجام داده ام و در کتاب در جستجوی علوم انسانی ی ام نوشته ام، دو قشرند که شاید از موانع علوم انسانی در کشور ما به شمار بیایند؛ یکی به اصطلاح روشنفکران و دومی هم اهل منبر هستند. آقای روشنفکر و منبری این کار نیاز به تحقیقات و پژوهش دارد. استقلال کشور به علوم انسانی مربوط است و فقر و ثروت، عقب ماندگی و پیشرفت، امنیت و ناامنی به علوم انسانی مربوط می شود. شما به هر چیزی دست بگذارید هنجارها و ناهنجارها به این علوم ربط دارد و نیاز دارد که این مقوله ها با کار پژوهشی روشمند مبنامحور ناظر به نیازها انجام شود تا بگوئیم حل این مسئله چگونه است، البته با قاطعیت هم نمی توانیم بگوییم. تازه براساس آمار و تحقیقات میدانی به نتیجه ای می رسیم البته بهتر از این است که روشنفکرانه یا منبرگونه بخواهند یک مسئله را حل کند؛ این که من عرض می کنم نمونه های متعدد میدانی است. اولاً من اصلاً اعتقادم این نیست که باید منتظر باشیم که مسئولان از ان علوم انسانی بخواهند که کاری انجام دهند و اساتید علوم انسانی باید غیرت علوم انسانی داشته باشند، یعنی اینکه دغدغه این علوم را داشته باشد و ببیند در جامعه چه مشکلاتی هست و بعد با تز پایان نامه ای دانشجویان را کمک و مسائل را حل کند؛ درحدی که در توان دارد. ما وقتی می گوییم علوم انسانی ی منظورمان این نیست که علوم غرب تعطیل شود و رشته ها کنار رود و این حرف غلطی است و من این حرف را نمی زنم و برای اینکه معتقدم تا چالش بین دیدگاه ها مطرح نشود، علم رشد نمی کند. ما وقتی از علوم انسانی ی صحبت می کنیم معنای آن تعطیلی تعقل نیست، لذا وقتی در مقابل یک غول بزرگ علوم انسانی مدرن می ایستیم که در این دو قرن رشد کرده است. ما اگر بخواهیم اظهار نظری درباره علوم انسانی و ی داشته باشیم، همان طور که شما فرمودید باید پشتوانه تئوریک داشته باشیم.پشتوانه تئوریک و نظر هم لازم است. بنده بارها گفته ام تا تحول در فلسفه اتفاق نیفتد ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم تحول در روانشناسی و جامعه شناسی اتفاق بیفتد. اگر بخواهیم همین فلسفه حکمت متعالی ملاصدرا یا حکمت فار را بگوئیم در همان وضعیتی که بوده بعد بخواهیم تحول در علوم انسانی اتفاق بیفتد، من این را معتقد نیستم.پورحسن: البته این تفسیر غالب می تواند در علوم انسانی ی نباشد. گاهی وقتها افراطهایی شکل گرفت، همین ترس را به وجود آورد که علوم نقلی یا صرفاً الهیاتی جانشین علوم بشری می شود.خسروپناه: ببینید اولین جایی که در ایران رسماً به دغدغه علوم انسانی و ی سازی آن پرداخت مؤسسه پژوهشی (ره) به ریاست حضرت آیت الله مصباح بوده است که بحث تحول علوم انسانی را به ستاد انقلاب فرهنگی دادند و در موسسه شان به بررسی این موضوع پرداختند. شما اساسنامه ها را بخوانید اصلا نمی گویید علوم انسانی ی، آنجا نوشته علوم انسانی با رویکرد ی. تمام دانشجویان ارشد و ی آنجا در رشته های علوم انسانی درس می خوانند اولاً باید زبان دانسته و آ ین نظریه ها و دستاوردها در آن رشته را بدانند. بعضی از اعضای هیئت علمی این موسسه رفته اند و اروپا تحصیلاتشان را در آنجا گذرانده اند.پورحسن: آقای گلشنی! ببینید یک دلیل مهم مخالفت علوم انسانی ی این است که علم یونیورسال است، یعنی علم به طور کلی جنبه بشری و جهانی دارد و اگر ما علم را صبغه دینی خاص بدهیم، ثمره علم نمی تواند بشری و جهانی شود، در حالی که ماهیت علم همین است و همه می توانند ما وقتی می گوییم علوم انسانی ی شاید مهمترین نمونه اش همین بود که درتمدن ی اتفاق افتاد، یعنی در این تمدن آلبرتوس و دیگران نگفتند چون فار مسلمان است ما اساسا مطالب آنها را چون وجه یونیورسال ندارد نمی خوانیم ولی ما این اشکال را هم اکنون داریم. من دیدم آقای خسروپناه به یکی از مراکز که نامه نوشته بودند آنها جواب داده بودند که ما اصلا مرادمان نیست تنها بگوییم آموزه ها حاکم باشد. ما اصلا می گوییم کشاورزی یا ریاضی ی! این افراط کار را مقداری مشکل هم می کند. آقای ! ما وقتی می گوئیم ی چه چیزی غیر از آن نگاه های هستی شناسانه و معرفت شناسانه مراد است، یعنی ما می توانیم روش آن راعوض کنیم. غایب را عوض کنیم؟من یکبار برنامه رادیویی در ایران را گوش می دادم سه کارشناس بودند و مجری پرسید: وقتی شما می گویید ی مرادتان هواپیما، دوچرخه و ماشین ی نیست؟ یکی گفت: چرا مراد من همین است. مجری پرسید با دوچرخه ی می خواهیم چه کار کنیم؟!همین مسئله مشکل ساز شده است و ما الان تلقی نادرستی در این باره وجود دارد که ما در این برنامه می خواهیم بگوییم خیر! مرادمان این نیست که می خواهیم کل دستاوردهای علم بشری را کنار بگذاریم و سامان دیگری به علم بدهیم.خسروپناه: البته به او هم باید اجازه داد حرفش را بزند. من نقد دارم به این موضوع برای اینکه انی را که علوم انسانی و ی را قبول ندارند نمی گذارند حرف بزنند من این حرف را قبول ندارم ولو ما مخالف این تلقی از علم دینی هستیم که افراطی است، ولی باید بگذاریم حرفشان را بزنند و در این چارچوبها و چالشها است که علم رشد می یابد.گلشنی: وقتی در دین ما گفته شده «العِلمُ ضالَّةُ المُؤمِنِ فَخُذوهُ ولَو مِن أیدِی المُشرِکینَ»، علی(ع) این را گفته اند و تکلیف را روشن کرده است. از همین جا می توانیم دری م عقل معیار است این را بپذیرید یا خیر. در تاریخ ما و هم غرب افراد مقلد بودند. یک انیشتین بود که تا قانع نمی شد چیزی را نمی پسندید ولی برخی هم بودند که طوطی وار همه چیز را می پذیرفتند. 2- 3 تا چیز است که باعث شده درباره علم ی اختلاف نظر بوجود بیاید. یکی اینکه فکر می کنند که صرفا به قرآن و روایات تکیه کنید بعد دیگر این است که تجربه را ترک کنید و این هم هست ولی یک عده ای از افاضل در سراسر دنیا از مسلمانان و یان، روششان این است که شما علم با روش تجربی را انجام می دهید نظریه پردازی می کنید همه آن بزرگان هم به الهام اند که اسمش را می گذارند شهود، معتقدند یک مرتبه جرقه ای می پرد و یک چیزی برایشان روشن می شود. روش علم را نمی خواهند تغییر دهند و نمی گویند علمی که از غرب می آید را کنار بگذاریم. مطهری در کتاب تعلیم و تربیت، یک نکته بسیار مهمی را دارند. می گویند ائمه(ع) نسبت به خلفای عباسی انواع ایرادها را داشتند، اما یک مورد، یک حدیث نداریم که روی ترجمه متون یونانی به عربی و یا زبانهای دیگر ایراد گرفته باشند و تلقی آنها این بود که علم را از هر جا که بخواهند بگیرند. بحثی که ابوریحان با ابن سینا برای چند جهانی می کنند، می گوید ارسطو گفته باشد، اما این دلیل قانع کننده نیست. تفکر شمندان و دانشمندان ما این بود که این کار علمی که من می کنم، عبادت است. می خواهم خلقت را بفهمم و تفکرشان بسیار عمیق بود، شما بیایید کتاب نجوم ابوریحان و یا جواهر شناسی آن را بخوانید یا دیگر کتابهای او را. یک ذره انحراف از عقلانیت می بینید؟! در کتاب ماللهند که درباره سفرش به هند است، می گوید من این عقاید را دارم و باید آنها را به درستی منتقل کنم. این تفکر حاکم بوده، این طور نبود که علمش این باشد اما دینش چیز دیگری. دانشمندان مسلمان کار علمی را عبادت دینی تلقی می د. مخترع لیزر و برنده جایزه نوبل می گفت: من این کار علمی خود را عبادت تلقی می کنم. نامه ای به یک دانشمند روس نامه نوشتم که رئیس تئودیکال فیزی در سن پطرزبورگ روسیه بود و پرسیدم نظر شما راجع به علم دینی چیست؟ گفت: کاملاً موافقم. بعد این مثال را در نامه برایم نوشت که وقتی هرتز، امواجی را که م ل پیش بینی کرده بود کشف کرد، گفت: خدایا دارم آثار تو را می بینم. می خواهم بگویم تلقی اش این بود نه اینکه بیایند تجربه را کنار بگذارند، نظریه پردازی را کنار بزنند. من یک مثال واضح از این قضایا برایتان بزنم. آقای نهاوندیان برای من نقل می د که ایشان سال 54 دانشجوی اقتصاد تهران بودند. رفتیم پیش مشکات گفتیم می خواهیم یک درس اقتصاد ی بگذاریم، گفت بروید ش را پیدا کنید، رفتند و با مرحوم بهشتی صحبت د، قبول نکرد. رفتند با مرحوم علامه جعفری صحبت د، قبول نکرد. رفتند با مطهری صحبت د، ایشان گفتند اول یک جلسه ای با اساتید اقتصاد بگذاریم از جمله با اساتید مار یست ببینیم چه بحث هایی مطرح است بعد من می آیم این درس را حاضر می کنم. ببینید آنهایی که صحبت از علم دینی می کنند منظورشان این است نه اینکه بیایند رهاوردهای غرب را کنار بگذاریم. این هم یک مسئله تاریکی نیست شما می بینید ابولاعلی مودودی، 90 سال پیش می دید در مازلم کالج هند فارغ حصیلان که بیرون می آیند یا مارکیست هستند یا بی دین و غیره. ایشان تحلیل عاقلانه ای برای آن زمان مطرح کرد.می گویند روسیه و یی وجود ندارد. بله علم از دو بخش تشکیل شده است؛ یک بخش آن آزمایش است (روسی و یی ندارد) یک بخش دیگر است که می خواهند تحلیل کنند. این هم پرتو مفروضات عامتان می کنید. آن وقت اینجا می توانید روسیه و داشته باشید. صریحاً روس ها اجازه نداند، تئوری کوانتوم با تعبیر بور و مسائلی از این دست وارد روسیه شود تا 1962. برای اینکه تحلیل بور و مکانیسم تحلیل بور تعبیرش غیرعادی بود. بنابراین به خاطر این بدفهمی ها و مکاتب دیگر قضیه بد مطرح شده است.پورحسن: مسئله مهم این است که اگر تلقی ما این باشد که علوم انسانی ی همین علوم متداول بشری است ما داعیه ای نداریم که اسم آنها را ی بگذاریم.گلشنی: نه نداریم، اتفاقاً یک فیلسوف سوئد برای مقاله من چنین حرفی را نوشت که من جوابش را در مجله یی دادم. نه! مجبور نیستیم بگذاریم. اگر آن کیهان شناس بزرگ یی که نظریه پرداز است به معادلات انیشتین می رسید، نمی نوشت به خاطر اینکه از خدا بپرهیزم این جواب را می پسندم. این به اسم علم به فروش می رود، یعنی نتیجه علم این است که واقعاً جهان ماندگار را باید گرفت در صورتی که هیچ مشکلی با الهیات ندارند آن طرفی و نه طرف دیگرش، ولی وقتی که چیزهایی به اسم علم به فروش می رود، وقتی که به اسم علم فروخته می شود. تکامل یعنی اینکه همه چیز مادی است. این است که آمده اند این اسم را بگذارند. خیر! آن دانشمند سوئدی چه پیشنهادی کرد؟ گفت: بیایند ذکر کنند وقتی که جمع بندی می کنند بگویند که اینجا و جایی یت را وارد می کنم اگر این کار را می د اشکال نداشت، ولی بسیاری از این کتاب هایی که در زیست شناسی و فیزیک و اینها قرار دارد به اسم علم روز در حال فروش است، اگر به این اسم نبود اشکال نداشت کما اینکه آن موقع هم هرگز این کار را ن د.پورحسن: آقای زیباکلام شما همچنان فکر می کنید ما هیچ دستاوردی در علوم انسانی و ی نداشتیم؟!زیباکلام: نه نداشتیم، چون امکان ندارد.پورحسن: علتش این بود که ما تأکید بر ی بودن این علم کردیم، یا نه واقعاً ما در علوم ی هنوز سهم جدی نداریم.زیباکلام: دو مسئله را نباید خلط کنید.خسروپناه: قبل از اینکه جواب دهید من نکته ای را عرض کنم. من می پرسم تلقی شما از علوم انسانی چیست؟ بعد بگویید چه می شود، چون حکم بلاتصور که نمی توان داد. ما گفتیم شما بگوئید.زیباکلام: من دو هفته پیش گفتم، شما باید بگویید منظورتان چیست، اگر منظورتان این است که ما می خواهیم جهان و انسان و هستی را از منظر ی نگاه کنیم و بگوییم جامعه را از منظر ی این گونه باید اداره کنیم، اگر مقصودتان این است دست نیافتنی است چون در غرب هم چنین چیزی نداریم. ما در غرب که شمند بنام توماس هابز داریم که معتقد است ذات انسان، شرور است و به حق خود قانع نیست و غیره که شه هایش در کتاب معروف لویاتان منع شده است. در همان مقطع ما یک فیلسوف و شمند دیگری به نام جان لاک داریم که او معتقد است انسان وماً ذاتش شرور و بد نیست. سوال: علوم انسانی کدام است؟ هابز که می گوید ذات انسان شرور است به حقش قانع نیست یا لاک که می گوید انسان مدنی تر است که هر دوی آنها متعلق به غرب هستند. شما هر دو را تقسیم بندی کرده اید در حالی که هر کدام از اینها یک چیزی را می گویند. مار هم می گوید اساس و بنیاد حرکت جامعه اقتصاد است، فرد دیگری بنام وبر می گوید نه اساس جامعه درک فرد است.همه اینها با هم 180 درجه تفاوت دارند. شما هم اینها را غربی می نامید.پورحسن: شما به اینها غربی نمی گویید؟زیباکلام: می گویم ولی نه به این معنی، ولی به نام ایدئولوژی می گویم.پورحسن: ما به لحاظ تاریخی می گوئیم.زیباکلام: در هم دقیقاً اینگونه است یک عالم دین است که می گوید فرد این طور است و دیگری چیز دیگری می گوید و جواب می دهند یکی شیعه و دیگری اخباری و یکی تحت تأثیر غرب است و ما در جهان چه می گوییم؟ ما می گوییم تفکر آقای گلشنی! در هم ما تفکر انسان های مختلف را داریم. آیا از یک آیه ما یک تفسیر می کنیم؟!پورحسن: شما به بینندگان و دانشجویانتان بگویید من با علوم انسانی ی مخالفم و تعریفم از علوم انسانی ی این است.زیباکلام: من می گویم علوم انسانی ی یک ایده من درآوردی است که در عالم واقعیت نمی تواند موجودیت پیدا کند.خسروپناه و گلشنی: این من درآوردی چیست؟زیباکلام: برای اینکه در جلسه اول 3 دلیل آوردم و این هم یک دلیل 4 است.پورحسن: آنها نشدنی بود.زیباکلام: شما رد کردید.خسروپناه: حکم شما درست است. علوم انسانی ی ناشدنی و محال است شما که حکم می رانید یک بار بگوئید، تلقی من این است. اصلاً یک زحمتی بکشید و بگوئید که مدام می گویی قدر شمندان ما را نمی دانی، این نظریه های که اسماعیل فاروتی، نقیب العطاس، گلشنی، نصر و جواد آملی داده اند چیست و بعد براساس آن بگویید من تلقی ام این است که نمی شود؛ به این دلایل.زیباکلام: آقای خسروپناه من اصلاً و ابداً احتیاجی ندارم آن نظریات را بخوانم چرا؟ چون می آیم عملکرد 40 ساله شما را نگاه می کنم عملکرد 100 ساله و 70 ساله او را نگاه می کنم و به اقتصاد جوامع ی و نگاه می کنم. شما می گوئید اقتصاد ی بخوان. من می گویم وجود ندارد. اگر دارد چرا نتوانستیم پیاده کنیم. شماها که می گویید هست باید تعریف کنید شما به جز کلی گویی و حرف های قشنگ چیزی نمی گوئید.خسروپناه: شما هم به عنوان یک حرف قشنگ می توانید این حرف ها را بخوانید و مطالعه کنید.خسروپناه: این نقدهایی که دارید، علمی است؟!زیباکلام: نه علمی نیست. من می گویم که شما وقتی راجع به علوم انسانی و ی صحبت می کنید؛ یک سری شعارهای قشنگ می دهید و یک سری عبارات قشنگ.خسروپناه: اگر بینندگان توجه کرده باشند متوجه می شوند که دقیقاً فرمایشات ذیل آقای زیباکلام، صدر کلامشان را نقض می کند. ایشان می گوید ما علوم انسانی و ی نداریم بعد مثال زد دیدگاه انسان شناسی هابز این گونه است و لاک چیز دیگری می گوید. در هم تفسیرهای مختلفی است و هر چیزی می گوید که با دیگری متفاوت است.پورحسن: ما در جلسه اول گفتیم تلقی ها و نظرات مختلف از علوم انسانی داریم. الان در جامعه شناسی یک نظریه داریم.زیباکلام: من می گویم چیزی به اسم غربی هم وجود ندارد.خسروپناه: ما در جلسه اول گفتیم. هابز و یا لاک وقتی مبنای انسان شانسی را می گیرند و بعد کاربست می دهند اگر این مبانی در عرصه سیاست را از دین گرفته باشند، می شود دینی و ... . صحبت همین جاست و سوماً تلقی ایرانی شیعی اثنا عشری مان از متفاوت باشد. این دو تلقی یک نظریه در حوزه سیاست می دهیم اگر هر دو متخصص این علم داشته باشیم ما می گوئیم این ریشه در همان جهان بینی و مبانی دارد و اصلاً معنای علوم انسانی و ی این نیست.زیباکلام: دیدگاه ما نسبت به انسان، طبیعت و جامعه 180 درجه با هم متفاوت هستندو اینها را با هم جمع کرده و روی آن یک برچسب بزنید؛ علوم انسانی غربی یا ی.خسروپناه: اصلاً غربی نمی گوییم. من می گویم علوم انسانی مبتنی بر فلسفه یونانی و غیره. من می گویم علوم انسانی مبتنی بر فلسفه حکمت متعالیه.زیباکلام: شما می توانید به تعداد متفکران ی علوم انسانی داشته باشید.خسروپناه: اشتباه شما همین جاست. به تعداد مکاتب بسط پیدا می کند ولی نه به تعداد آدمها. شما چطور می پذیرید نظریه هابز غیر از نظریه جان لاک است و اشکالی ندارد.زیباکلام: برای اینکه هابز می پذیرد این علوم انسانی غربی است و می گوید نظر من است.خسروپناه: ولی نمی گوید براساس مکتب دیگری است.پورحسن: حتی اگر هم نگویند تفاوت دارد ما تفاوت هابز و لاک را می فهمیم. او دارد به قرارداد اجتماعی نگاه می کند. ما اصلاً فرض بر این بگیریم ما اصلاً اسم این را تحت عنوان علوم انسانی ی نگذاریم، علوم انسانی ی که متفکران ایرانی ی در آن مشارکت دارند مانند حوزه تمدن ی که فار در آن مشارکت دارد تا خواجه نصیر. سخنم این است شما در آن حرکت تاریخ کم کم به قهقرا رفتید. ما برویم به 50 سال آینده، ما اگر از الان شروع کنیم همه اساتید 50 سال زحمت بکشیم در مرزهای دانش تلاش کنیم گسترش دهیم در 2060 ی آنها را با نام ما نمی خواند؟ این نام متعلق به حوزه ی ایرانی نیست؟ما دعوایی در واژه نداریم آقای ، دعوای در واژه این طور می شود که اگر سریع بگوییم ی که الهیات فقه و حدیث و اصول که داریم، چرا دوباره آنها را تأسیس کنیم. متأسفانه وقتمان کم است روی این فکر کنیم که ما که تا الان تلاش نکرده ایم همه متفکران ما 50 تا 100 سال زحمت مثل مغرب زمین زحمت بکشند، می توانیم مانند مغرب زمین ادعا کنیم سهمی در دانش جهانی داریم این هم محال است؟زیباکلام: شما هم می توانید سهم در دانش جهانی داشته باشید، شما اگر 50 تا 100 سال دیگر اگر علوم انسانی تان پیشرفت کند از این عقب ماندگی دربیایید، شما می توانید بگویید 10 تا 20 درصد ما در تولید علم جهانی سهم داشتیم.پورحسن: به چه نامی می شناسند؟ چطور ما الان جامعه شناسی گیدنز می گوییم یعنی می گوییم یی.زیباکلام: ی نمی گوید جامعه شناسی یی یا فرانسوی است. ببینید شما می خواهید و اصرار دارید که یک علوم انسانی غربی به وجود بیاید که یک علوم انسانی ی هم بار بگذارید. شما می توانید اسم مکاتب و شمند بگذارید اما هابز و مار خود را غربی یا علوم انسانی غربی می دانید. شما می توانید بگویید مار در فلان جایی که امروزه آلمان نامیده می شود به دنیا آمده است. هابز در انگلستان و هگل در کجا متولد شده اینها در یک کلی بنام قاره اروپا بوده اند ولی اینها از زمین تا آسمان نگاهشان به همه پدیده ها متفاوت بوده است و اساساً در غرب اینها را به عنوان غربی و علوم انسانی غربی نمی شناسند اینها را به اسم هابز، لاک و افلاطون و جابر بن حیان می شناسند.خسروپناه: آقای زیباکلام دچار مغالطه است، ایشان می گوید مار ، آلمانی نمی شناسد. مار را در مکتب نوهگلی می شناسد و اگر مار از این مکتب بیرون نمی آمد مار ، نمی شد. اصولاً می گوییم در حزوه علوم و اجماعی دیدگاه ها و نظریات علوم مبتنی بر مبانی فلسفی و حکمی اند و ما هم دارای حکمتیم.زیباکلام: شما می توانید بگویید مبانی فکری خسروپناه این و آن است.خسروپناه: این را نمی توانید بگویید. یک عده ای حکمت متعالیه را قبول کرده اند.زیباکلام: در غرب هم این را داریم و عده ای می گویند مارکیست است.گلشنی: فار ، کندی، ملاصدرا در خیلی چیزها اختلاف دارند اما در سلسله اصول مشترک دارند که آنها را شما در متن می بینید این به عنوان جهان بینی می شود.زیباکلام: این را هم در عالم نداریم.گلشنی: چه ی می گوید نداریم، متن آیه قرآن است.زیباکلام: شما یک عالم دارید که به معتقد است و ی نیست.گلشنی: نخیر!، شما اصلاً سطوح را متوجه نیستید.پورحسن: آن تفاوت استنباط و فهم است.خسروپناه: مثالی که گلشنی می زنند روی اصول و فهم است و توحید و مبدأ معاد است.گلشنی: الان اختلاف برخی اساتید بر هدفداری عالم است. شما یک فیلسوف ی به من نشان بده که به من بگوید عالم، هدف ندارد و این متن آیه قرآن است که هیچ چیز عبث نیست. بنابراین وقتی شما صحبت می کنید می گویید به این اعتقاد دارد و نه این جهان ّبینی ی که می گوییم فصل مشترک همه اینهاست.زیباکلام: حالا یک فیزیکدانی که معتقد است عالم هدف ندارد و در اصفهان و تهران پیدا شد و مسلمان هم باشد. شما چه کارش می کنید این قانون تان را به هم می زند؟گلشنی: قانون ما را به هم نمی زند. می گذاریم بحث خود را د، با او استدلال می کنیم همان طور که در غرب هم فیلسوف و فیزیکدان موحد داریم.پورحسن: هاتف رازی با زکریای رازی این بحث را می کند. زکریای رازی بسیاری از این اصول که بنیاد مشترک است را مورد نقد قرار می دهد. در پایتخت آل بویه می گذارند مناظره شکل بگیرد و همه گوش می دهند در محلی که شیعه هم هست. اینکه اختلاف سلیقه مشخصی باشد محلی ندارد.زیباکلام: مبنا هم متفاوت است.پورحسن: در عالم ی اتفاق افتاده است. بین غزالی و ف رازی این اتفاق افتاده.خسروپناه: آقای زیباکلام اختلافشان روی ی است، حالا به خاطر کلام مبارک شما از آن صرف نظر می کنیم.زیباکلام: حساسیت من این است که ی برای شما شده یک پوشش که درگیر و گرفتاری هایتان خود را زیر آن قایم می کنید.گلشنی: در این مملکت به اسم علم روز کتاب هاوکینگ را منتشر می کنند که می گوید خدا وجود ندارد حرفی در استدلال های فیزیکی اش هم مشکل دارد. غالب فیزیکدان های درجه اول جوابش را دادند، اما این پاسخها را منتشر نمی کنند.خسروپناه: ترجمه هدف دار می کنند تا به اسم علم در های ما نیز برود.پورحسن: از همه متشکرم.
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از پژوهشگاه فرهنگ و شه ی، آیت‏ الله علی اکبر رشاد، موسس و رئیس پژوهشگاه در درس فلسفه‏ ی اصول روز شنبه، ۲۵ آذرماه جاری که در حوزه رضا(ع) برگزار شد، نسبت فلسفه‏ ی اصول و فلسفه‏ ی فقه را مطرح د.متن کامل سخنان ایشان به شرح زیر است:«بسمه تعالیاز آنجا که برخی مباحث در هر دو دانش نوظهور فلسفه‏ ی اصول و فلسفه‏ ی فقه قابل طرح است، مثلاً بحث از مبادی احکامیه بخش عمده‏ای از فلسفه‏ی فقه را تشکیل می‏دهد. این درحالی است که همین مبحث، یعنی مبادی احکامیه، در فلسفه‏ ی اصول هم مطرح می‏ شود. باید هم در فلسفه‏ ی اصول و هم در فلسفه‏ ی فقه باید مشخص کنیم که «حکم» چیست؟ اقسام حکم کدام است؟ حکم دارای چند مرتبه است؟ حکم دارای چند مرحله است؟ غایت حکم چیست؟ و…. از این جهت برخی تصور کرده‏ اند این دو دانش یکی هستند، و احیاناً و گه گاه میان مباحث این دو دانش جدید یا بین مباحث آنها با علم اصول آمیخته می‏ شود. حتی در این خصوص بعضی اعاظمِ از معاصران فرموده ‏اند که این مباحث باید در خود اصول مطرح شود؛ چرا که مثلاً حکم و اعتبار محور دانش اصول است.فقیه فذّ و اصولی عظیم الشأن آیت‏ الله سیستانی (حفظه الله) درخصوص ساختاربندی علم اصول دو نظر و فرضیة دارند؛ در یک فرضیه می‏گویند که کانون و گرانیگاه علم اصول «حجت» یا حجیت است و دانش اصول را باید حول محور حجت سازماندهی کرد و «نظریة الحجة» را محور علوم اصول قرار داد. این نظر آیت‏ الله سیستانی، تقریباً همان نظری است که قبل از ایشان نیز از سوی فقیه و اصولی مجدد آیت‏ الله بروجردی طرح شده است و پیش از ایشان محقق اصفهانی (قدس سرهما) نیز چنین نظری داشته ‏اند. آیت‏ الله بروجردی فرمودند که موضوع علم اصول «حجت» است، و هنگامی که موضوع حجت باشد، مسائل که بحث از اعراض آن موضوع است، پیرامون حجت تنظیم می ‏شود، به این ترتیب علم اصول حول محور حجت سامان می‏ گیرد. مرحوم محقق اسانی نیز قبل از مرحوم مجدد بروجردی فرموده است که موضوع علم اصول «حجت» است. البته این دو بزرگوار هیچ‏یک همانند آیت الله سیستانی (دام ظله) به این مسئله تصریح نکرده ‏اند که بنابراین باید مسائل علم اصول را حول محور «حجت» صورت‏بندی و سازماندهی کنیم. ولی آیت الله سیستانی (دام ظله) در کتاب «الرافد فی اصول الفقه» تصریح کرده‏اند که علم اصول را باید حول محور «حجت» سازماندهی کرد.پیشنهاد دوم آیت ‏الله سیستانی این است که علم اصول را باید حول محور «اعتبار» سازماندهی کرد. اعتبار به ‏معنای «جعل» است و جعل نیز یعنی «تشریع»، و تشریع نیز به یک معنا همان «حکم» است. علم اصول روش ‏شناسی کشف اعتبار شارع است. علم اصول می‏خواهد روش کشف اعتبارات شارع را که مشتمل بر مجموعه ای از قواعد و ضوابط است مشخص کند، تا از آنها در فقه استفاده شود و اعتبارات کشف شوند. بنابر این در علم اصول باید «اعتبار» را محور قرار بدهیم. آیت الله سیستانی (دام ظله) براساس همین نظر در کتاب الرافد ساختار جدیدی برای علم اصول پیشنهاد داده ‏اند. ایشان براساس محور اعتبار چهارده فصل را برای سازماندهی علم اصول پیشنهاد داده‏ اند و علم اصول باید به این چهارده محور بپردازد. اگر پیشنهاد ایشان پذیرفته شود علم اصول کلاً زیر و رو می‏ شود و ساختار و مباحث آن طور دیگری خواهد شد.البته هنگامی که در سلسله مباحث فلسفه‏ ی اصول، موضوع علم اصول را بحث می‏ کردیم، این نظر ایشان را نقد کردیم و بعد هم به‏صورت مکتوب برای ایشان ارسال کردیم. به نظر ما اشکالات متعددی بر این نظریه وارد است که حداقل به دوازده مورد می‏ رسد. اما فارغ از اشکالات وارد بر این نظریه، مشخص می ‏شود که مسئله ‏ی «اعتبار»، «جعل» و «حکم» در اصول جایگاه فوق‏ العاده‏ ای دارد. تا جایی که فقیه بزرگی همچون آقای سیستانی می‏ فرمایند که اصلاً علم اصول باید حول محور «اعتبار» صورت‏بندی و سازماندهی شود.حال سؤال ما این است که اگر «اعتبار» گرانیگاه علم اصول است، آیا در فلسفه‏ ی اصول نباید راجع به آن بحث شود؟ قطعاً باید بخش مهمی از فلسفه‏ ی اصول مسئله‏ ی اعتبار باشد. ولذا در ادامه و پس از اتمام این مبحث به سراغ مبحث اعتباریات خواهیم رفت.شاید سرّ این مسئله که بعضی از آقایان گفته‏ اند فلسفه ی اصول همان فلسفه‏ ی فقه است همین باشد که مشاهده کرده ‏اند در هر دو علم مطالب مشترکی، مانند مباحث حکم و اعتبار مطرح است؛ بنابراین نتیجه گرفته‏‏ اند که اینها یک دانش اند. از این جهت باید این بحث را بررسی کنیم که بین مسائل فلسفه‏ ی اصول و مسائل فلسفه ‏ی فقه چه تفاوتی وجود دارد. با جستجویی که انجام داده ‏ام تا حدی اطمینان دارم که هنوز ی به این بحث نپرداخته است؛ حتی تا حد زیادی اطمینان دارم که این پرسش که چه تفاوتی بین مسائل فلسفه ‏ی اصول و مسائل فلسفه‏ ی فقه وجود دارد، اصلاً مطرح نیست. لهذا این بحث کاملاً بدیع و بکر است و باید روی آن تأمل کرد. باید بحث شود که مسائل علم فلسفه‏ ی اصول چه نسبتی با مسائل علم فلسفه‏ ی فقه دارند. شاید به تناسب سلسله بحث‏ هایی که ما در اینجا طرح کرده ‏ایم بتوان گفت که این پرسش در مسئله ‏پژوهی از اهمیت ویژه ‏ای برخوردار است؛ زیرا تناسب و ربط بیشتری با فلسفه‏ ی اصول دارد.ما در اینجا طبق روالی که در همه‏ ی مباحث داریم عرض می‏کنیم که ابتدا باید «روش ‏شناسی» را بررسی کنیم. به نظر ما در هر مطلب و موضوعی ابتدا باید چند موضوع بحث و بررسی و مشخص شود، سپس وارد بحث اصلی شد. ازجمله این مباحث نیز «روش‏ شناسی» است. به‏ نظر ما در ابتدای هر بحث، ابتدا باید روش ‏شناسی آن‏را مطرح کرد. پرسش ما در اینجا به این شکل است که «چه تفاوت و یا چه تناسبی بین مسائل فلسفه ‏ی اصول و مسائل فلسفه‏ ی فقه وجود دارد؟» با چه روشی قصد داریم به این پرسش که درواقع یک پرسش فلسفی است و در هر دو فلسفه ‏ی مضاف مورد نظر قابل طرح است، پاسخ دهیم؟به‏ نظر بنده برای پاسخگویی به این پرسش از چند روش می‏ توان استفاده کرد:ابتدا باید دو دانش را تعریف کنیم. مشخص کنیم که فلسفه‏ ی فقه و فلسفه ‏ی اصول چه هستند؛ زیرا مسائل هر علمی از عناصر تشکیل‏ دهنده ‏ی آن علم است و بارها نیز تأکید کرده‏ ایم که مسائل یکی از مؤلفه‏ های رکنی پنج‏گانه‏ ی علم قلمداد می‏ شود و آن‏گاه که مجموعه‏ ی مؤلفه‏ های خمسه (مبادی، موضوع، منطق، غایت و مسائل) با هم تلائم کنند و متناسق و سازگار شوند یک علم شکل می‏ گیرد. اگر قصد داشته باشیم «مسائل» را تشخیص دهیم باید به تعریف رجوع کنیم. پرسش ما نیز در حال حاضر «مسئله ‏پژوهی» است؛ به این معنا که فلسفه‏ ی اصول چیست؟ و فلسفه ‏ی فقه کدام است؟ تا مشخص شود مسئله ‏های این دو دانش چه هستند. هنگامی که مسائل این دو دانش مشخص شود، تشابه، تناسب، تباین، ترابط و تعامل این دو علم با یکدیگر آشکار می‏ شود. هنگامی که از نسبت دو علم سؤال می‏ شود در نهایت باید به این مسئله برسیم که این دو علم با یکدیگر چه نسبتی دارند؛ آیا نسبت تساوی دارند؟ نسبت تباین دارند؟ نسبت عام و خاص دارند؟ عام و خاص من‏وجه هستند؟ عام و خاص مطلق هستند؟ و در نهایت باید به پاسخ درست برسیم.در اینجا باید ببینیم که فلسفه‏ ی فقه چیست و فلسفه‏ ی اصول چیست؛ تا مشخص شود مسائل آنها کدام است. ما فهرست مسائل فلسفه‏ ی اصول را داریم که در حال بررسی آنها هستیم و حدود بیست مسئله‏ ی‏ کلان را در این خصوص در نظر گرفته‏ ایم که تقریباً نیمی از آنها مسائل فراعلمی و فرادانشی هستند و نیمی دیگر مسائل و مباحث فرامسئله ‏ای. همچنین درخصوص فلسفه‏ ی فقه نیز دو فهرست براساس بعضی از تلقی‏ ها مطرح کرده‏ ایم. در فلسفه‏ ی فقه، بسته به اینکه فقه را چه بدانیم و مرادمان از کلمه‏ ی فقه چه باشد، باید تعریف ارائه کنیم. یک‏بار از عبارت «فقه» معنای لغوی آن مراد است که در این صورت با مسئله‏ ی ما کاملاً بیگانه است. فلسفه‏ ی فقه به این معنا، یعنی فلسفه‏ ی فهم و درواقع همان هرمنوتیک فلسفی در مقام تحلیل فهم خواهد بود. بار دیگر مراد ما از فقه «شریعت» است. درواقع فقه را به‏ معنای شریعت بالمعنی الاخص (فقه اصغر) در نظر می ‏گیریم. شریعت در یک‏جا به‏ معنای کل دین است و بخش عقاید و اخلاق را هم شامل می‏ شود، در جای دیگر نیز می‏گوییم فقه و منظور ما شریعت است که در اینجا فلسفه ‏ی فقه معنای خاصی پیدا می‏کند و درواقع فلسفه‏ ی حکم و فلسفه‏ ی احکام می‏شود؛ یعنی احکام الهیه چه فلسفه‏ ای دارند؟ مطالبی مانند علل الشرایع، در ذیل این مبحث قرار می‏گیرد؛ همچنین مباحثی همچون مقاصدالشریعه که امروزه رایج شده است نیز در ذیل این مبحث قرار می ‏گیرد. چون راجع به شریعت بحث می‏ کنیم، بنابراین باید فلسفه و مبانی شریعت را مورد بررسی قرار بدهیم. البته این معنا محدودتر از معانی بعدی است که راجع به فلسفه‏ ی فقه مطرح خواهیم کرد.بار دیگر نیز مراد ما از فلسفه‏ ی فقه مستنبطات فقهاست؛ فارغ از اینکه مستنبطات فقها به یک دستگاه معرفتی و یک دانش تبدیل شده ‏اند. فرض کنیم شریعت آن است که رأساً از ساحت الهی صادر شده است، اما در معنای رایج‏تر فقه به ‏معنای تلاشی است که فقها برای کشف شریعت کرده‏ ا ند و آن چیزی است که از این تلاش فراچنگ آورده ‏اند. حال آنچه را فراچنگ آورده ‏اند ممکن است مطابق با نفس ‏الامر شریعت باشد و ممکن است در جایی هم خطا کرده باشند. پس فقه به این معنا با فقه به‏ معنای قبلی که معطوف به شریعت بود تفاوت دارد. آنجا شریعت در مقام ثبوت است، حال چه ما کشف کرده باشیم و چه نکرده باشیم و در اینجا شریعت در مقام اثبات و بعد از کشف و مقام معرفت است. در مورد اخیر فلسفه‏ ی فقه به‏ معنای فلسفه‏ ی مستنبطات فقهاست.اینجاست که مطلبی همانند تقسیم حکم به واقعی و ظاهری مطرح می‏شود؛ زیرا در استنباط است که بحث حکم ظاهری طرح می‏شود. حکم ظاهری نتیجه‏ی استنباط و تلاش فقیه است که نتوانسته به حکم واقعی دست پیدا کند و تکلیف مکلف حکم ظاهری است.یک‏بار دیگر از فلسفه ی فقه صحبت می‏کنیم و فقه را عبارت می‏دانیم از معرفت دستگاه واری که بر اثر کوشش فقها تولید شده و تبدل به دانش فقه شده است. در مبحث قبلی ساختار مطرح نبود، ولی در اینجا ساختار معینی دارد، یعنی باید از طهارات شروع شود و با حدود و دیات پایان یابد. در خود شریعت نیز ساختار مطرح نیست و گرچه باطن آن دارای ساختار است، ولی شارع در ظاهر ساختارمند ارائه نکرده است. بنابراین دانش فقه همانند هر دانش دیگری ابتدا و انتهایی دارد و از سرفصل ‏هایی سامان یافته و به یک معرفت دستگاه وار تبدیل شده است. درواقع «فلسفه‏ ی فقه»، می‏ شود «فلسفه‏ ی علم فقه» و یا «فلسفه ‏ی دانش فقه»؛ یعنی فلسفه ‏ی دستگاه. چنانکه فلسفه‏ ی فقه در معنای چهارم عبارت بود از فلسفه ‏ی مستنبطات، بدون لحاظ دستگاه وارگی و در نظرداشتن دستگاه ‏بودگی آن. این دو با هم تفاوت زیادی دارند؛ شباهت‏ های فلسفه‏ ی فقه به‏ معنای چهارم و پنجم در این است که هر دو معرفت‏ اند؛ هر دو معرفت درجه ‏ی دو هستند، زیرا هر دو نوعی از معرفت را مطالعه می‏ کنند. مستنبطات فقها، معرفت فقهاست و دانش فقه نیز معرفت حاصل از مطالعات فقهاست. به این ترتیب مطالعه‏ ی هریک از اینها معرفت درجه دو است و ما در اینجا معرفت به معرفت پیدا می‏ کنیم. اینها هر دو معرفت هستند؛ حال یکی را چونان دانش دیده ‏ایم و به ‏مثابه معرفت دستگاه وار لحاظ کرده‏ ایم و نام آن‏را دانش فقه گذاشته‏ ایم؛ در دیگری دستگاه وارگی لحاظ نکرده ایم، ولی هر دو معرفت هستند و معرفت به آن معرفت درجه‏ ی دو و معرفت به معرفت خواهد بود. بنابراین ‏ ای از مطالب معطوف و متناسب با نگاه معرفت درجه ‏دویی، در هر دو لحاظ می‏ شود.همچنین این دو از بعضی جهات با هم تفاوت دارند؛ مثلاً پرسش از اینکه دانش فقه، به‏ مثابه یک دانش، دارای چه ساختاری است، قابل طرح است؛ اما درخصوص مستنبطات فقها ممکن است پرسش از ساختار قابل طرح نباشد، زیرا در تعریف و تلقی از این معنا، ساختاری لحاظ نشده است. نیز می‏توان مطالبی را که یک نفر در معنای پنجم ـ که به‏ مثابه دانش لحاظ می ‏شود ـ طرح می‏کند به دو دسته تقسیم کرد. همان تقسیم‏بندی کلانی که مباحث و مطالب فلسفه‏ های مضاف را شامل می شود؛ یعنی «پیرادانش» و «پیرامسئله». یک‏بار از موضوع، غایت، ساختار و منطق سؤال می‏کنیم. غایت و ساختار این چیزی که دانش فقه می ‏نامیم کدام است؟ راجع به کلیت این دانش ـ با فرض دانش‏ بودن آن ـ پرسش‏ هایی را مطرح می‏ کنیم؛ اما اگر مستنبطات مد نظر باشد ممکن است این سؤال‏ ها را نتوان مطرح کرد و ‏ ای از پرسش ‏ها مطرح شود که به مسائل آن دانش و نه خود دانش بما هو دانش، و یک علم و دستگاه معرفتی، مربوط می‏ شود.بنابراین تلقی ما از ترکیب فلسفه‏ ی فقه، تابع تلقی از کلمه‏ ی «فقه» است؛ هرچند که در تعریف فلسفه‏ های مضاف باید معنای «فلسفه» را نیز مد نظر داشته باشیم؛ زیرا فلسفه ممکن است به معانی مختلف به‏ کار رود. فلسفه یک‏بار در معنایی محدود به‏ کار می ‏رود؛ هنگامی که پرسش می‏ شود فلسفه‏ ی این کار چیست، به این معناست که غایت این کار چیست. در اینجا بحث‏ های معرفت‏ شناختی و روش شناختی مطرح نمی‏ شود. علل‏ الشرایع نیز به همین صورت است و در آن غایات شرایع محل بحث است و حکمت و علت شریعت و فروع شرعی مطرح ‏اند. در آنجا دیگر بحث معرفت‏ شناسی مطرح نیست. همچنین در مقاصدالشریعه، اگر یکی نباشند، سریعاً گفته می ‏شود مقاصدالشریعه، یعنی غایات شریعت چیست؟ در آنجا دیگر چندان وارد بحث‏ های معرفت‏ شناسی، هستی‏ شناسی و امثال اینها نمی‏ شوند. اصلاً در کلمه‏ ی مقاصدالشریعه و یا در ترکیب علل‏ الشرایع هستی ‏شناسی قضایای شریعتی مطرح نیست که آیا این قضایا اعتباری‏اند یا حقیقی؟ لهذا کلمه‏ ی فلسفه نیز باید در اینجا مورد توجه باشد و یا اینکه تصور کنیم که کلمه‏ ی فلسفه در ترکیب فلسفه‏ های مضاف عیناً به همان معنایی است که در فلسفه به‏ معنای علم کلی به‏ کار می‏ رود ـ که البته به آن معنا نیز نیست. کلمه‏ ی فلسفه در فلسفه‏ های مضاف به ‏معنای هستی ‏شناسی و متافیزیک نیست و شاید بین معنای فلسفه در فلسفه‏ های مضاف و فلسفه در معنای مطلق آن نسبت عام و خاص من‏وجه وجود داشته باشد.پس توجه داریم که تعبیر و تفسیر ما از فلسفه در تعریف ما از فلسفه‏ های مضاف تأثیر می‏گذارد. ولی در تمامی فلسفه‏ های مضاف به علوم و امور فرض بر آن است که روشن کرده ‏ایم فلسفه به چه معناست. همانند ترکیب فلسفه‏ ی فقه نیست که باید معانی «فقه» را مشخص می‏کردیم؛ گو اینکه در آنجا نیز معنای کلمه‏ ی فلسفه در بعضی ترکیب ‏ها فرق می‏کرد. وقتی گفته می‏ شود فلسفه‏ ی فقه را به علل‏ الشرایع اطلاق کنید، به ‏معنای غایات شرایع بود و فلسفه معنای محدودی پیدا می‏ کند؛ اما هنگامی فلسفه‏ ی فقه را به‏ معنای دانشی که امروز اسم آن «فقه» است منظور کنید، فلسفه در آن به همان معنایی است که در ترکیب فلسفه‏ ی اصول است. پس این دو دانش از این حیث با هم اختلافی نخواهند داشت.در اینجا می‏توانیم «فلسفه‏ ی اصول» را با یک‏ یک تلقی‏ها و تع ر پنج گانه که مطرح کردیم مقایسه کنیم و مشخص کنیم که فلسفه‏ ی اصول با یک‏ یک آنها چه نسبتی دارد. مثلاً می‏توانیم بپرسیم نسبت فلسفه ‏ی اصول با فلسفه‏ ی فقه به‏ معنای علل ‏الشرایع چیست؟ جواب می‏دهیم که علل ‏الشرایع بسا بخشی از فلسفه‏ ی اصول باشد؛ زیرا در علل ‏الشرایع راجع به احکام بحث می‏شود و آن‏را باید به ‏نحوی در اصول بررسی کرد. به این ترتیب می‏توان پرسید که فلسفه‏ ی فقه به فلان معنا چه نسبتی با فلسفه‏ ی اصول دارد. ولی در اینجا بنا نداریم این دو دانش را با هم مقایسه کنیم، بلکه می‏خواهیم در مبحث تفاوت و یا تناسب مسائل فلسفه ‏ی فقه با فلسفه‏ ی اصول تکلیف را روشن کنیم. بنابراین باید همان‏طور که فلسفه‏ ی اصول را چونان یک دانش نوپیدا فرض می‏کنیم و به‏ مثابه یک دانش که ناظر به کل اصول است در نظر می‏گیریم، که شامل دو دسته مسائل فرادانشی و فرامسئله‏ ای می‏شود، فلسفه‏ ی فقه را نیز باید به همین صورت در نظر بگیریم؛ یعنی معانی اول تا چهارم مد نظر ما نباشد؛ بلکه باید معنای پنجم از ترکیب فلسفه‏ ی فقه را منظور کنیم و آن‏را با فلسفه‏ ی اصول مقایسه کنیم. فلسفه‏ ی فقه به‏‏ معنای فلسفه‏ ی دانش فقه با فلسفه‏ ی اصول به ‏معنای فلسفه‏ ی دانش اصول با یکدیگر مقایسه می‏ شوند. با توجه به این نکته، مسائل این دو دانش باید فهرست شود و مشخص شود که مسائل فلسفه‏ ی فقه چیست، چگونه است و کدام‏ها هستند؟ و مسائل فلسفه چیست، چگونه است و کدام‏ها هستند؟ به این ترتیب می‏توانیم پرسشی را که امروز مطرح کرده ‏ایم پاسخ بدهیم. بنابراین یک روش این‏گونه است که دو دانش را تعریف کنیم، سپس آنها را با هم بسنجیم و در لایه‏ی مسائل آنها مشخص کنیم مسائل هریک از این دو چگونه است.همچنین با تنزل از این شیوه، می‏توان مسائل را با شیوه ‏ی دیگری بررسی کرد؛ یعنی براساس غایت این دو دانش. غایت فلسفه‏ی فقه چیست؟ غایت فلسفه‏ی اصول چیست؟ زیرا غایت فلسفه‏ی فقه به‏مقدار زیادی روشن می‏کند که چه مطالبی را باید در فلسفه‏ی فقه بحث کرد و همین‏طور غایت فلسفه‏ی اصول به ما املاء می‏کند که در فلسفه‏ی اصول چه مطالبی باید مطرح شود.همچنین برای پاسخگویی به این سؤال ممکن است از روش های دیگری نیز استفاده کنیم. مثلاً از طریق مبادی دو دانش، این پرسش را طرح کنیم و کوشش کنیم به آن پاسخ بدهیم.بنابراین، روش اول در پاسخ به این پرسش، تعریف دو دانش بود؛ روش دوم نیز به مطلب نظریه‏ی «تناسق ارکان» بازمی‏گردد. ما می‏گوییم هویت و ماهیت هر علمی از رهگذر تشخیص تناسق ارکان و مؤلفه‏های رکنی آن به‏دست می‏آید. سپس می‏گوییم باید پنج عنصر رکنی با یکدیگر تناسق داشته باشند. نتیجه نیز آن می‏شود که مسائل فلسفه‏ی اصول باید با سایر مؤلفه‏های رکنی دانش فلسفه‏ی اصول تناسق داشته باشد و مسائل فلسفه‏ی فقه نیز باید با دیگر مؤلفه‏های دانش فلسفه‏ی فقه تناسق داشته باشد و از این رهگذر مسائل را از یکدیگر تفکیک کنیم و مشخص کنیم که چه نوع مسائلی با سایر مؤلفه‏های رکنی فلسفه‏ی اصول نسبت تناسب و تلائم دارند و چه دسته و چه نوع مسائلی با سایر مؤلفه‏های رکنی علم فلسفه‏ی فقه تناسب و تلائم دارند. درواقع در اینجا با اتکاء به نظریه‏ی تناسق می‏خواهیم مسائل این دو دانش را تفکیک و بررسی کنیم. این روش ازجمله روش‏هایی بود که در مسئله‏شناسی دانش‏ها مطرح کردیم. در گذشته توضیح دادیم از چه راه‏هایی می‏توان مسئله‏های علم‏ها را تشخیص داد. به‏تعبیری می‏توان گفت که باید به‏دنبال روش‏شناسی و روش‏هایی برویم که برای کشف و تشخیص مسائل علوم پیشنهاد داده‏ایم، سپس مسائل دو دانش را با هم مقایسه کنیم.یکی از مسائلی که در اینجا باید پاسخ پیدا کند، آن نکته‏ای است که موجب شده برخی تصور کنند فلسفه‏ی فقه همان فلسفه‏ی اصول است، یا بالع . همان طور که در آغاز بحث عرض شد عده‏ای تصور کرده‏اند بسیاری از مسائلی که در اینجا مورد بحث قرار می‏گیرد، هم در فلسفه‏ی اصول بحث می‏شود و هم در فلسفه‏ی فقه. پس دلیلی ندارد که اینها را دو دانش بدانیم، زیرا مسائل آنها مشترک اند. هنگامی که مسائل اینها با هم مشترک است و مؤلفه‏ی مسئله نیز در یک علم، بسیار تعیین‏کننده است، تا جایی که گفته‏اند «لیس العلم الا مسائله»؛ یعنی یک علم عبارت از مسائل آن است؛ اگر بنا باشد مسائل این دو دانش مشترک باشد، پس خودشان نیز یکی هستند.در اینجا لازم است به‏صورت مختصر به این مشکل پاسخ بدهیم و ان‏شاءالله تفصیل آن‏را در جلسه‏ی بعد مطرح خواهیم کرد. پاسخ به اشکال فوق به این صورت است که می‏توان گفت بسیاری از مسائل مطرح‏شده در ذیل این دو دانش با هم متفاوت هستند. بسیاری از مسائل در فلسفه‏ی اصول مطرح می‏شود که در فلسفه‏ی فقه مطرح نیست و بسیاری از مباحث در فلسفه‏ی فقه مطرح است و در فلسفه‏ی اصول مطرح نیست. پس این‏گونه نیست که بتوان گفت تمام مسائل مشابه است. البته آن قسمتی از مسائل که در آن تداخل زیادی وجود دارد همین مسئله‏ی حکم و اعتبار است و در مطالب دیگر ممکن است چندان تداخلی بین مسائل دو دانش وجود نداشته باشد. پس از حیثی می‏توان گفت ـ البته با اندکی مسامحه ـ که نسبت بین مسائل علم فلسفه‏ی اصول و مسائل علم فلسفه‏ی فقه عام و خاص من‏وجه است، یعنی یک دایره‏ی اشتراک دارند که مثلاً بحث راجع به احکام و فلسفه‏ی حکم است و هرکدام نیز یک حوزه‏ی مستقل دارند، پس نسبت مسائل این دو دانش عام و خاص من‏وجه است. فلسفه‏ی اصول از وجهی وسیع‏تر است و ازجمله شامل مباحثی می‏شود که در فلسفه‏ی فقه مطرح است و از وجهی دیگر بالع است.اگر در اینجا بخواهیم دقیق‏تر سخن بگوییم باید مطلب دیگری را هم مطرح کنیم و آن اینکه در همان مسائلی که به‏عنوان مسائل مشترک مطرح می‏شوند چندان مشخص نیست که بتمامها مشترک باشند و از نظر حیثی ممکن است فرق داشته باشند. هم در فلسفه‏ی فقه و هم در فلسفه‏ی اصول راجع به ماهیت و مراتب و اقسام حکم بحث می‏شود؛ اما آیا حیث بحث و غایتی که از بحث در نظر داریم یکی است؟ هنگامی که در فلسفه‏ی اصول از ماهیت حکم بحث می‏کنید درصدد هستید ماهیت را کشف کنید تا بتوانید خود حکم را کشف کنید. در واحدهای روش‏شناسی که گفتیم اصول عهده‏دار تولید آنهاست، این نکته را باید در نظر گرفت که واحدهای روش‏شناختی ای را برای استنباط و کشف حکم تأسیس کنیم که ماهیت حکم اقتضاء می‏کند. مثلاً هنگامی‏که بدانیم حکم به دو دسته‏ی واقعی و ظاهری تقسیم می‏شود، روش‏شناسی را به ما دیکته می‏کند و می‏گوید حکم واقعی یک روش می‏خواهد و باید از روش‏های کاشف استفاده کنید؛ زیرا برای کشف حکم واقعیه نمی‏توان از اصول عملیه استفاده کرد، چون آنها کاشف نیستند و باید از روش‏های کاشف و روش‏های عقلی استفاده کرد؛ اما برای به‏دست‏آوردن حکم ظاهری لازم نیست از روش‏های کاشف استفاده کنیم و تنها اصول عملیه را به‏کار می‏بریم. اصول علمیه همان وحدات منهجیه می‏شوند که با کاربست آنها تکلیف مکلف روشن می‏شود. هنگامی که بدانیم چند نوع حکم داریم و نیز بدانیم که ماهیت حکم چیست؛ به عنوان مثال، اگر بدانیم حکم اعتبار است، قهراً در عناصری که از آنها به قواعد و ضوابط استنباط تعبیر می‏کنیم باید آن را لحاظ کنیم. هنگامی که پیرامون حکم بحث می‏کنیم، ماهیت و اقسام و مراتب حکم بیشتر بناست به ما روش‏شناسی القاء کند و کمک کند که مبنا طراحی و تأسیس کنیم که اصحاب علم اصول با اتکاء به آن مبانی وحدات منهجیه را تولید کنند. بنا نیست که اصحاب اصول قضایای شرعیه و فروع را استنباط کنند. کار اصول استنباط فروع نیست، بلکه تولید وحدات منهجیه است ورای اینکه فقیه با کاربست آنها بتواند احکام را استنباط کند. اما در فلسفه‏ی فقه بنا نیست واحدهای روش‏شناختی را تأسیس کنیم، بلکه بناست که در مقام کاربرد آن واحدها لحاظ این مطلب را داشته باشیم. واحدهای روش‏شناختی براساس ماهیت و یا اقسام و مراتب حکم در اصول تولید شده است، در علم اصول تبدیل به واحدهای روش‏شناختی شده است و در علم فقه این واحدها برای استنباط فروع به‏کار می‏روند. بنابراین در فلسفه‏ی فقه دغدغه‏ی تولید وحدات منهجیه را نداریم، بلکه در آنجا در لایه‏ی ضوابط کاربرد قواعد اصولی باید معطوف و ناظر به ماهیت حکم و اقسام و مراتب آن عمل کنیم.در گذشته مسائل اصول را تقسیم کردیم و یکی از تقسیمات نیز تقسیم مسائل اصول به قاعده و پیراقاعده بود و از پیراقاعده به‏عنوان «ضوابط» یاد کردیم. همچنین گفتیم که ضوابط سه دسته هستند: «ضوابط پیشینی» که براساس آن ضوابط، قاعده را می‏سازیم؛ «ضوابط پسینی» که پساقاعده هستند و برای کاربرد قاعده استفاده می شوند، یعنی آن ضوابط را حین به‏کاربستن قاعده‏ی اصولیه رعایت می‏کنیم. همچنین ضوابطی که متعلق به مابعد الاستنباط است. پس سه دسته به این صورت شد: ۱٫ ضوابط ماقبل الاستنباط؛ ۲٫ ضوابط حین الاستعمال (مقدمات) ۳٫ ضوابط مابعد الاستنباط؛ یعنی معرفت تولید شده را با ضوابطی می‏سنجیم که این معرفت چقدر صحیح و سقیم است، تا اطمینان پیدا کنیم که معرفت تولیدشده با کاربست وحدات منهجیه، به واقع اصابت کرده است. این ضوابط همگی پیرا و یا فراقاعده‏ هستند و حول قاعده قرار دارند؛ زیرا بعضی از اینها قاعده را می‏سازند، بعضی از اینها طرز کاربرد قاعده را به ما می‏گویند و بعضی دیگر قاعده را می‏سنجند که درست به‏کار بسته‏ایم و معرفتی که تولید شده درست است یا خیر؟ ما در اینجا می‏گوییم مسائلی که در علم اصول باید بحث شود، و نمی‏گوییم همه‏ی آنچه الان مطرح می‏شود باید بحث شود؛ شاید ما باید مسائلی را وارد علم اصول کنیم که الان نیست و ازجمله قسمت‏هایی که در علم اصول ما جایش خالی است همین دسته‏ی سوم از ضوابط است، یعنی در علم اصول هیچ‏گاه بحث نمی‏شود که چگونه بفهمیم معرفت تولیدشده اصابت کرده و معرفت صائب است یا خطاست. نمی‏گوییم اگر اقدام به تشخیص معرفت صائب از غیرصائب کردیم همه‏جا به تشخیص خواهیم رسید. ما فی‏الجمله قبول داریم که در جاهایی خطا می‏کنیم و هرچه هم تلاش کنیم باز هم این احتمال باقی است که در بعضی استنباطات خود خطا کنیم؛ اما به این معنا نیست که یقین داشته باشیم تمام استنباطات ما خطاست و یا اگر صد تا استنباط کردیم حتماً چندتایی خطاست، و بسا ممکن است هر صدتای آنها درست باشند. در اینجا ا امی نیست و می‏گوییم احتمال دارد که به خطا رفته باشیم. مخطئه‏بودن به‏معنانی حتماً خطابودن نیست، بلکه مخطئه‏بودن احتمال خطاست و نه قطعیت آن.به هر حال، در آنجا توضیح دادیم مسائل علم اصول را باید از حیثی تقسیم کنیم به قاعده و پیراقاعده و نام پیراقاعده را «ضابطه»، در مقابل «قاعده» گذاشتیم و ضابطه را به سه دسته‏ی پیشینی، حینی و پسینی تقسیم کردیم. حال در مباحثی که در فلسفه‏ی فقه طرح می‏کنیم نباید چندان کاری به قواعد استنباط داشته باشیم؛ فلسفه‏ی فقه یک معرفت تولیدشده است و گفتیم یک دانش است و در دسته‏ی فلسفه‏های مضافی قرار می‏گیرد که از نوع معرفت درجه دو هستند؛ زیرا متعلق و مضافٌ‏الیه آن نیز معرفت است؛ ولی متعلق فلسفه‏ی فقه آن دانش تولیدشده است که شامل گزاره‏ها و قضایای فقهی نیز هست.سنجش و تفکیک معرفت سره از ناسره برعهده چه دانشی است؟ برعهده‏ی دانش دیگری است که ما از آن به فلسفه‏ی معرفت دینی تعبیر می‏کنیم. این دانش نیز دانش بالفعلی نیست، بلکه ما مطرح کردیم که باید دانشی به‏عنوان دانش فلسفه‏ی معرفت دینی تولید شود. در این خصوص نیز بعضی بحث‏ها را داشته‏ایم و نظریه‏ی ابتناء را به این عنوان که دست‏کم دارای دو کاربرد است مطرح کردیم. یک کاربرد پیشینی دارد که براساس آن منطق تولید می‏شود و نیز یک کاربرد پسینی دارد که معرفتی که تولیدشده تحلیل می‏شود. اینجا مبنای ت دانشی است به‏نام دانش فلسفه‏ی معرفت دینی. در کاربرد اول عبارت می‏شود از مبنای تأسیس دانشی به‏نام دانش منطق فهم دین.فلسفه‏ فقه از آن جهت که متعلق و مضافٌ‏الیه آن معرفت فقهی است، باید بحث کند که کدامیک از این قضایای تولیدشده سره هستند و کدام ناسره و یا کدامیک صائب هستند و کدامیک صائب نیستند. بحث‏ در این مبحث، اختصاصی فلسفه‏ی فقه خواهد بود. گفتیم که در اصول باید سه دسته از ضوابط را به‏اضافه‏ی قواعد بیاوریم. در اینجا مسامحتاً مطرح می‏کنم که اگر دانش دیگری به‏نام فلسفه‏ی معرفت دینی تولید کرده باشیم، بحث از قواعد پسینی برعهده‏ی دانش فلسفه‏ی معرفت دینی خواهد بود و بحث از قواعد حین الاستنباط و پیشینی برعهده‏ی دانش اصول و فلسفه‏ی آن خواهد بود. فلسفه‏ی معرفت دینی بالمعنی الاعم، شامل فلسفه‏ی فقه، فلسفه‏ی کلام و فلسفه‏ی علم اخلاق می‏شود و اینها شاخه‏های فلسفه‏ی معرفت دینی را تشکیل می‏دهند و در این صورت ضوابطی که بناست ناظر به فروع تولیدشده مورد بررسی قرار گیرد، در فلسفه‏ی فقه باید بررسی شود و نه در فلسفه‏ی اصول.بنابراین اگر در مسائل، حوزه‏ اشتراکی بین فلسفه اصول و فلسفه‏ فقه داریم این‏گونه نیست که اولاً این حوزه‏ اشتراک، وسیع باشد و ثانیاً تماماً مشترک باشد و گاهی به لحاظ حیثی و نیز جهات دیگر تفاوت می‏ کنند.مطالبی که امروز مطرح کردیم اجمال بحثی است که می‏توان در فلسفه‏ی اصول و فلسفه‏ی فقه طرح کرد، ولی این بحث همچنان جای تأمل و تبیین توضیح افزون‏تر دارد. مثلاً گفتیم که مسائل دو دانش را می‏توان فهرست و با هم مقایسه کرد و دقیقاً مشخص کرد که در کجا مشترک هستند و اختصاصات هریک کدام است. در این صورت قهراً باید فهرست فلسفه‏ی اصول و فلسفه‏ی فقه را بررسی کنیم و به نقاط اشتراک و افتراق اشاره کنیم. ازجمله معیارهایی که در اینجا مطرح کردیم نیز این بود که فلسفه‏ی اصول در مقام تمهید مقدمات و تولید مبادی و مبانی برای تولید وحدات منهجیه است و فلسفه‏ی فقه عهده‏دار بحث از نحوه‏ی کاربرد آن وحدات است و مهم‏تر از همه عهده‏دار بررسی فروعی است که تولید شده و دستگاهی معرفتی به‏نام دانش فقه را تولید کرده است که سنجه‏هایی را ارائه کند تا ما بتوانیم معرفت فقهی تولیدشده را بسنجیم و صحت و سقم و سره و ناسره را از یکدیگر بازشناسیم. جای اصلی این بحث در جایی است که نسبت فلسفه‏ی اصول را به فلسفه‏ی فقه بحث می‏کنیم. درواقع در یک بخش لازم است پرسش‏هایی را از بالا راجع به این دو دانش طرح کنیم که درواقع فلسفه‏ی فلسفه‏ی فقه و فلسفه‏ی فلسفه‏ی اصول خواهد بود. در آنجا مشخص می‏کنیم که این دو دانش چه نسبتی با یکدیگر دارند. درست است که امروز مختصری در این خصوص بحث کردیم ولی تفصیل این مسئله در آنجاست و در مسئله‏شناسی نیست.والسلام. پایان پیام/9
غلامی: استمرار حرکت علوم انسانی ی مست م حضور اساتید نخبه در صحنه است/ مظفر اقبال: تعاملات حوزه و را جدی بگیرید به گزارش تهران پرس به نقل از فارس؛حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس شورای سیاست گذاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی سخنرانی کرد. متن سخنرانی وی به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین سلام و عرض ادب دارم خدمت برادران و خواهران گرامی، اساتید و پژوهشگران ارجمند حوزه و و جا دارد در بدو کلام از حضور و تشریک مساعی شما عزیزان در چهارمین کنگره علوم انسانی ی صمیمانه سپاسگزاری نمایم. از باب وظیفه، در مراسم شروع به کار این کنگره عظیم، لازم می دانم ضمن بیان برخی دغدغه ها، گزارشی هر چند مختصر از روند برگزاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی حضورتان ارائه کنم. در شرایطی آغازگر این کنگره مهم هستیم که بحران ناشی از افول و غروب تفکر و دورزی، روز به روز شرایط سخت تری را به جهان تحمیل می کند. شاید امروز کم تر ی منکر این واقعیت باشد که سلطه مستبدانه مدرنیسم بر بخش مهمی از حیات جمعی بشر، جان و روح تفکر آزاد و انتقادی را گرفته، و با تبدیل علم به یک خط راست و ممتد و همچنین یکدست سازی نهادهای علمی، علم انسانی و اجتماعی را به سود عمل زدگی، به مجموعه ای از کلیشه ها تبدیل ساخته است که برآیند آن، نگاهی یکنواخت به مسائل، و راه حل های آن از سوی دانشمندان علوم انسانی می باشد. شاید بیان این حقیقت برای همه آسان نباشد که علوم انسانی مدت هاست به نام فلسفه گریزی با عمق بینی و درک گوهری مقولات و پدیده ها وداع کرده و با انتقال و حاکم ساختن روش های رایج سایر علوم بر علوم انسانی، علوم انسانی را به یک موجود تک چشم بدل ساخته که قادر به مشاهده و تفسیر بخش مهمی از واقعیت های عالم نیست. اگر در گذشته، شعار اصلی علم، گشودن مستمر پنجره های جدید به روی دنیا بود، امروز به اذعان بسیاری از شمندان غربی، علم مدرن، خود پای عالمان را به زنجیر کشیده و توان برداشتن قدم های بلند و گشودن پنجره های نو به سوی عالم را از آنها گرفته است، به طوری که هم اکنون اصل پویایی و تکامل علم با چالش رو برو شده و علم از یک جریان وشان به یک مرداب بزرگ تنزل پیدا کرده است که قانون های یکنواخت و تکراری آن برای فهم و حل مسائل، دانشمندان این علوم را هم با یأس روبرو ساخته است. قانون های علمی جدید گرچه در ظاهر امر خود را ابطال پذیر یا نقد پذیر معرفی می کنند لکن در عمل چنان از خود در برابر نقدها و به تبع آن، تحول، سرسختی نشان می دهند که بیش از اینکه در قامت یک قانون علمی در حال تطور و تکامل جلوه گر شوند، در قامت تابوهایی جلوه گر می شوند که علوم انسانی باید مستمراً به سمت آن ها تعظیم کند. آنچه مسلم است، علوم انسانی ی ذاتاً به سمت تفکر و دورزی آزاد گرایش دارد. توجه به روند شکوفایی تمدن ی در دو قرن 4 و 5 هجری قمری، این واقعیت را روشن می کند که نه تنها سیاست یکدست سازی علم و نهادهای علمی و تبدیل دانش به کلیشه رواج نیافت بلکه بر ع ، آنچه موجب شد تا در این مقطع طلایی، باب های تازه ای به روی علوم انسانی و اجتماعی باز شود، تابوشکنی و مهیاسازی بسترهای مساعد برای ظهور تفکرات متنوع و متکثری بود که تنها راه ماندگاری آن ها مقاومت در برابر نقدهای عقلانی آن روزگار تلقی می شد. چیزی که امروز باید در عمق تفکر حاکم بر علوم انسانی ی نهادینه شود و علوم انسانی ی را به جریان پر وشی تبدیل کند که قادر است در ذیل جهان بینی الهی و ظرفیت های منحصربفردی که باز شدن چتر جهان بینی الهی بر سر علوم انسانی ایجاد می کند، دائماً جامعه ی را با گشایش های علمی تازه روبرو کند. این یک واقعیت است که باز شدن چتر جهان بینی الهی بر سر علوم انسانی، نه فقط چشم دوم علوم انسانی را بر می گرداند، بلکه با گشودن راه اتصال زمین به آسمان، میدان تنگ علوم انسانی سکولار را به میدانی باز و بی نهایت مبدل می کند که بر خلاف تصورات بی مبنا، این گشایندگی در قلمرو علم، به بهبود کارکرد روش شناسی تجربی در متن علوم انسانی نیز کمک های بزرگی خواهد کرد. برادران و خواهران گرامی، خوشوقتم از اینکه خدمتتان عرض کنم، هر چند هنوز بخش مهمی از ظرفیت های منحصربفرد علوم انسانی ی ظهور و بروز لازم را پیدا نکرده و تا رسیدن به نقاط مورد نظر، چند دهه فاصله قابل برآورد می باشد، لکن علوم انسانی ی امروز با عبور از مراحل ابت و تقویت لایه های زیرین تفکر بنیادی خود، هر روز در عرصه ای جدید به عنوان رقیبی جدی برای علوم انسانی سکولار و غربی رخ نمایی می کند. هرچند روند تقویت و تکامل علوم انسانی سقفی ندارد، اما مهم این است که طی دهه اخیر ساخت و تقویت تفکر بنیادی علوم انسانی ی سرعتی چشمگیر پیدا کرده و ده ها دیدگاه و نظریه در این زمینه ارائه و سپس در معرض نقد قرار گرفته است. البته نباید از نظر دور داشت که استمرار حرکت علوم انسانی ی مست م سرمایه گذاری مناسب و همچنین حضور جدی تر اساتید نخبه در صحنه است. نمی توانم پنهان کنم که سرمایه گذاری کشور چه مادی و چه معنوی در زمینه تحول بنیادی در علوم انسانی در حد صفر است و عملاً آنچه امروز در کشور رخ می دهد محصول حرکت خودجوش اساتید و محققانی است که شرایط را برای ایجاد یک تغییر تاریخی در علوم انسانی مساعد دانسته و با بضاعت خود وارد صحنه شده اند؛ لکن نباید انکار کرد که برای ادامه این حرکت، سرمایه گذاری های صحیح و هدفمند ضروری است. از سوی دیگر، غلبه بر پیچیدگی های حاکم بر روند نوسازی علوم انسانی و عبور از بن بست های نظری و یا کاربردی، چیزی نیست که بتوان بدون بهره گیری حداکثری از قوه نخبگی و حتی ظهور نوعی نبوغ فکری توأم با شجاعت، بر آن فائق آمد چیزی که در ماه های اخیر ذهن مسئولین کنگره علوم انسانی ی را به خود مشغول ساخته است. دغدغه دیگر کنگره علوم انسانی ی هموار سازی مسیر حضور علوم انسانی ی در ساحت عمل است. نباید از نظر دور داشت که علوم انسانی ی در عین باور به عمق نگری و فاصله گرفتن از عمل زدگی و سطحی گرایی، حضور راهگشای خود در ساحت عمل- به ویژه نقش آفرینی در پیشرفت همه جانبه کشور- را یک مفروض اساسی می داند. در این میان، از یک طرف، رسیدن به یک شه قوی برای اتصال تئوری به عمل و ورود علوم انسانی به ساحت قاعده گذاری های خُرد و جزئی در عرصه های گوناگون آن هم در پوشش یک نظم نو، و از طرف دیگر، اقناع مدیران کشور به بهره گیری حقیقی از نسخه های علوم انسانی ی، یکی از سرفصل های کاری جدی کنگره برای آینده می باشد که به لطف الهی برخی مقدمات آن در حال فراهم سازی است. چهارمین کنگره علوم انسانی ی مانند کنگره های قبلی، علاوه بر رونق گفتمان علوم انسانیِ ی و ایجاد یک اتمسفر علمی جدید در ها، وظیفه خود را در هموارسازی و جهت بخشی صحیح به مسیر تحقیق و پژوهش در عرصه علوم انسانی ی جستجو می کند. البته پوشیده نیست که کنگره در هر دوره، با انتشار نزدیک به یکصد مقاله علمی و پژوهشی در رشته های گوناگون، سهم مهمی را به خود در روند تولید علم اختصاص داده است، لکن مهم تر از تولید این مقالات، اقداماتی است که در قالب رساله های ی یا پژوهش های مستقل در ها و مراکز علمی به این ساحت اختصاص می یابد و حتی تدریجاً راه را برای تأسیس رشته های جدید علوم انسانی ی و تربیت مدرسین این علوم در نظام آموزش عالی باز می کند. مایلم خدمتتان عرض کنم که کنگره علوم انسانی ی در فاصله کنگره سوم تا چهارم، با راه اندازی و تداوم انتشار کتاب «نظریه»- به عنوان کت در عالی ترین سطح علم و تحقیق برای انتخاب و معرفی نظریه های برتر در عرصه علوم انسانی ی- و همچنین با استمرار اختصاص جایزه علوم انسانی ی به نظریه پردازان و نوآوران برجسته، در پی الگوسازی و گسترش نظریه پردازی و ابداع در علوم انسانی ی- نه فقط در ایران بلکه در جهان - می باشد و آنچه در این دو روز(یعنی امروز و پنج شنبه در قم) ملاحظه خواهید کرد، اثربخشی تلاش های کنگره در این میدان را تا حدی معرفی می کند. همان طور که در سال های قبل هم عرض شد، کنگره علوم انسانی ی یک حرکت کاملاً مشارکتی است و به هیچ نهاد و دستگاهی تعلق ندارد. آنچه ملاحظه می کنید، نتیجه فعالیت 10 کمیسیون تخصصی است که هر یک از این کمیسیون ها با محوریت یکی از ها و مراکز تحقیقاتی حوزوی یا ی و البته با کمترین هزینه اداره می شود؛ از این روست که شایسته می دانم به عنوان خادم شما در این کنگره، از تک تک مجموعه هایی که در فراهم سازی زمینه ب ایی چهارمین کنگره علوم انسانی ی نقش آفرینی نمودند و ذکر نام آنها میسر نیست و همچنین از دبیر علمی و کارکنان دبیرخانه دائمی کنگره به خاطر کوشش های عالمانه و مجدانه خود در مسیر برگزاری چهارمین کنگره تشکر و قدردانی نمایم. از خداوند متعال مسألت می کنم، ما را در ادامه این حرکت، به ویژه ابتکارات و سرمایه گذاری های تازه و انشاالله برگزاری پنجمین کنگره در سال 1398 موفق بدارد. مجدداً از حضور گرم و صمیمی شما اساتید و پژوهشگران گرامی خصوصاً اساتید پیش وت که با حضورشان به این حرکت معنا بخشیدند، سپاسگزاری می کنم. و آ دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.*قائمی نیا: ی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیست حجت ال والمسلمین علیرضا قائمی نیا عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی در چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی گفت: معماری علم دینی به طور تدریجی صورت می گیرد، علم یک فرایند تاریخی تدریجی است، هیچ گاه نباید انتظار داشت که علم دینی به نحو مطلق و یکجا صورت گیرد، ی علم جزء به جزء و تدریجی صورت می گیرد. وی با بیان اینکه ی علم به طور مطلق و یکجا امکان پذیر نیست، افزود: شکل گیری پارادایم ها، فرضیات، مدل ها و غیره هم تدریجی هستند، ما همواره با علم های دینی رو به رو می شویم. فی المثل، اقتصاد ی یا انسان شناسی ی واحد ـ بر فرض تحقق این قبیل علوم ـ نخواهیم داشت، بلکه اقتصادهای ی و انسان شناسی های ی داریم و همواره باید در انتظار باشیم که اقتصادهای ی و انسان شناسی های دیگری ظهور کنند. تکثر در علم اجتناب ناپذیر است. حجت ال قائمی نیا ابراز داشت: دین و علم رابطه مکانیکی و جبری ندارند. بلکه خلاقیت آدمی و روش های بشری در این میان فاصله افکنده اند. سرشت علم با تکثر عجین شده است. آن گونه که رئالیست های خام می گفتند، علم آینه تمام نمای واقع نیست، بلکه علم آمیزه ای از کاشفیت و خلاقیت است و خلاقیت عالم نیز در علم تأثیر دارد. دانشمند تلاش می کند تا عالمی نزدیک به عالم واقع بسازد. عالم او هرگز انطباق کامل با عالم واقع نخواهد داشت. وی ادامه داد: سخن فوق معنای « ی» بودن علم را نشان می دهد. ی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیست؛ چرا که علم، هر چه باشد، تا حدی حاصل خلاقیت عالم بوده، آمیزه ای از کاشفیت و خلاقیت است. دینی بودن بیشتر حدود علم را نشان می دهد تا انطباق کامل محتوا را. عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی با بیان اینکه علم در چارچوبش از حدودی فراتر نمی رود و علم دینی به مثابه شبکه ای است که دین در مرزهای آن قرار دارد، گفت: دانشمند درون این شبکه را با خلاقیت خود و از ترکیب اطلاعاتی که از زمینه های دیگر حاصل می آید، پر می کند. وی افزود: بسیاری از انی که در باره علم دینی سخن گفته اند، رویکردی کلامی به مسأله داشته اند و از این باب وارد بحث شده اند که ببینند از دین چه انتظاری باید داشت. اگر دین را پدیده ای حداکثری در نظر بگیریم، به طور طبیعی باید انتظار داشته باشیم که دین جامعه شناسی و اقتصاد و طب و غیره هم به ما بدهد. اگر هم دین پدیده ای حداقلی باشد نباید انتظار داشته باشیم که علومی از این قبیل در دین باشد. حجت ال قائمی نیا تصریح کرد: به اعتقاد نگارنده، رویکرد کلامی در تبیین وضعیت علم دینی از نوعی مغالطه ناشی می شود. برای ایضاح این مغالطه باید به رویکرد بدیل توجه کرد. رویکردی که در این اثر برای تعیین تکلیف علم دینی مبنا قرار گرفته رویکرد معرفت شناختی است. معرفت علمی باید مورد تحلیل معرفت شناختی قرار بگیرد. وی با طرح این سؤال که این نوع معرفت چه مؤلفه هایی دارد؟ و چگونه پیدا می شود؟ تحلیل ساز وکار معرفت علمی و اینکه علم چیست و چگونه شکل می گیرد، گفت: پاسخ به این سؤالات می تواند سرنوشت علم دینی را روشن سازد، پر واضح است که در رویکرد معرفت شناختی وارد حوزه فلسفه علم، به معنای وسیع که شامل علوم طبیعی و انسانی است، می شویم و با انبوهی از مباحث پیرامون سرشت علم جدید و کالبد شکافی آن رو به رو می شویم. عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی در پایان ابراز داشت: برای تبیین علم دینی باید به سرشت علم جدید و مباحث فلسفه علم توجه کرد. خود علم دینی هم مشمول مباحث فلسفه علم می شود و باید به سرشت آن و نحوه شکل گیری اش توجه کرد. فلسفه در این چارچوب ابزاری برای حل مسائل مفهومی بنیادی راجع به علم است. ** سیدمحمدرضا تقوی شیراز با موضوع «تولید مفاهیم پایه گامی اساسی برای تأسیس روانشناسی ی» به ارائه مقاله خود در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی پرداخت. وی با بیان اینکه برای تحول در علوم انسانی نیازمند تغییرات اساسی در کلیات هستیم که کار ساده ای نیست، افزود: در پیش فرض های انسان شناسی باید انسان را یک مجموعه بسیط بینیم تا عملکردهای آن را تحلیل کنیم، آنچه فلاسفه در بعد معرفت شناسی و روانشناسان در بعد روان شناسی مورد بررسی قرار دادند نشان می دهد که نفس قوای متعددی دارد که هر لحظه با هم در تعامل هستند. تقوی با اشاره به مراحل شکل گیری نفس انسان گفت: نفس انسان در نشئه مادی حیات وقتی به نطفه رسیده جنین و سپس متولد می شود با طبیعت اجتماع و خالق خود در تعامل است و از آن تأثیر می پذیرد، قوای وجودی او با عوالم وجودی هماهنگی می کند قوه حس او با طبیعت قوه مثال او با برزخ و فوق عقل با عالم قییامت و قوع فوق عقل با عالم عرش هماهنگی می کند. ما باید این هماهنگی را دری م و ببینیم که چه عاملی وجی رفتار انسان را شکل می دهد. وی با بیان اینکه ارسطو و افلاطون بررسی د که دستگاه های ادارکی بشر به چه شکل عمل می کند، ادامه داد: در واقع آن ها دیدگاه تجربه گرایی، عقل گرایی و اراده گرایی را مورد بررسی قرار دادند، طبق آیه قرآن وقتی کودک متولد می شود چیزی را نمی داند، مشخص است که منظور علم زیرساختهای دانشی و فطری در انسان وجود دارد، اما در تصادم با واقعیت و اجتماع به منصه ظهور می رسد، اما در این حال که از صفر شروع می کند. روانشناسی شیراز با اشاره به اینکه شناخت، حس و اراده به تنهایی کار نمی کنند و همه در تعامل با هم مطرح می شوند، خاطرنشان کرد: حس، عقل و قلب با یکدیگر درگیر بوده و با یکدیگر اشتداد جوهری دارند، البته باز هم نمی توانیم رفتار انسان را توجیه کنیم، عوامل دیگر مانند هیجانات درگیر هستند که قوای ادارکی ما را تحت تأثیر قرار دهند که احادیث در این زمینه زیاد هستند. وی افزود: وقتی گفته می شود که هنگام خشم تصمیم نگیرید، تصمیم فعالیت شناختی است و این نشان می دهد که هیجان درگیر فرآیند شناخت می شود، نمی توان رفتار انسان را تبدیل کرد، بدون اینکه بعد هیجانی انسان را در آن دخ داد، همچنین ژنتیک، نطفه پاک و لقمه حلال این سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد و آموزش های غلط، نظام تعلیم و تعلیم، خانواده و گذشته فرد، فرهنگ درست و نادرست جامعه، امراض روحی و نوع تعامل شخص با طبیعت، خود و خالقش همه درگیر هستند، نکته کلیدی این است. تقوی با تأکید بر اینکه مکاتب در تبیین شناخت، رفتار و نفس انسان از طریق تجربه گرایی و دگرایی به بن بست رسیده اند، بیان داشت: این کار بسیار دشوار است و نیاز به وساطت دارد، ما به کمک فلاسفه و دروس معرفت نفس می توانیم به این اداراکات برسیم و اینجاست که این تعامل بسیار سازنده بین فلسفه و روان شناسی ایجاد می شود، تفاوت اساسی ما با روان شناسی معاصر این است که هنجار مدار است و ملاک سلامت را عملکرد متوسط افراد می داند، در حالی که در معیار سلامت، رفتار معصوم(ع) است که به ما می گوید سلامتی و انحراف کجاست. وی ادامه داد: پس علاقه مند می شویم که رفتار را بررسی کرده، الگوها را شناسایی کنیم، همچنین کنش، بینش و رفتار را مورد بررسی قرار دهیم که دنبال چه هدف و آرزوهایی است یا با گروه های مختلف مردم و جامعه چگونه برخورد می کند، مسیر حق را چگونه هدایت می کند، بنابراین حوزویان باید این الگوها را است اج کنند و یان باید با توجه به وضعیت موجود جامعه این الگوهای نظری را عملیاتی کنند و تا ما به این الگوها نزدیک شویم و علم نافع را از همین اینجا می توانیم است اج کنیم که هستی برای آن به وجود آمده است و دنبال آن است.*تببین «رفتار » بهترین الگوی برای حیات بشر است سیدمحمدرضا تقوی شیراز با موضوع «تولید مفاهیم پایه گامی اساسی برای تأسیس روانشناسی ی» به ارائه مقاله خود در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی پرداخت. وی با بیان اینکه برای تحول در علوم انسانی نیازمند تغییرات اساسی در کلیات هستیم که کار ساده ای نیست، افزود: در پیش فرض های انسان شناسی باید انسان را یک مجموعه بسیط بینیم تا عملکردهای آن را تحلیل کنیم، آنچه فلاسفه در بعد معرفت شناسی و روانشناسان در بعد روان شناسی مورد بررسی قرار دادند نشان می دهد که نفس قوای متعددی دارد که هر لحظه با هم در تعامل هستند. تقوی با اشاره به مراحل شکل گیری نفس انسان گفت: نفس انسان در نشئه مادی حیات وقتی به نطفه رسیده جنین و سپس متولد می شود با طبیعت اجتماع و خالق خود در تعامل است و از آن تأثیر می پذیرد، قوای وجودی او با عوالم وجودی هماهنگی می کند قوه حس او با طبیعت قوه مثال او با برزخ و فوق عقل با عالم قییامت و قوع فوق عقل با عالم عرش هماهنگی می کند. ما باید این هماهنگی را دری م و ببینیم که چه عاملی وجی رفتار انسان را شکل می دهد. وی با بیان اینکه ارسطو و افلاطون بررسی د که دستگاه های ادارکی بشر به چه شکل عمل می کند، ادامه داد: در واقع آن ها دیدگاه تجربه گرایی، عقل گرایی و اراده گرایی را مورد بررسی قرار دادند، طبق آیه قرآن وقتی کودک متولد می شود چیزی را نمی داند، مشخص است که منظور علم زیرساختهای دانشی و فطری در انسان وجود دارد، اما در تصادم با واقعیت و اجتماع به منصه ظهور می رسد، اما در این حال که از صفر شروع می کند. روانشناسی شیراز با اشاره به اینکه شناخت، حس و اراده به تنهایی کار نمی کنند و همه در تعامل با هم مطرح می شوند، خاطرنشان کرد: حس، عقل و قلب با یکدیگر درگیر بوده و با یکدیگر اشتداد جوهری دارند، البته باز هم نمی توانیم رفتار انسان را توجیه کنیم، عوامل دیگر مانند هیجانات درگیر هستند که قوای ادارکی ما را تحت تأثیر قرار دهند که احادیث در این زمینه زیاد هستند. وی افزود: وقتی گفته می شود که هنگام خشم تصمیم نگیرید، تصمیم فعالیت شناختی است و این نشان می دهد که هیجان درگیر فرآیند شناخت می شود، نمی توان رفتار انسان را تبدیل کرد، بدون اینکه بعد هیجانی انسان را در آن دخ داد، همچنین ژنتیک، نطفه پاک و لقمه حلال این سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد و آموزش های غلط، نظام تعلیم و تعلیم، خانواده و گذشته فرد، فرهنگ درست و نادرست جامعه، امراض روحی و نوع تعامل شخص با طبیعت، خود و خالقش همه درگیر هستند، نکته کلیدی این است. تقوی با تأکید بر اینکه مکاتب در تبیین شناخت، رفتار و نفس انسان از طریق تجربه گرایی و دگرایی به بن بست رسیده اند، بیان داشت: این کار بسیار دشوار است و نیاز به وساطت دارد، ما به کمک فلاسفه و دروس معرفت نفس می توانیم به این اداراکات برسیم و اینجاست که این تعامل بسیار سازنده بین فلسفه و روان شناسی ایجاد می شود، تفاوت اساسی ما با روان شناسی معاصر این است که هنجار مدار است و ملاک سلامت را عملکرد متوسط افراد می داند، در حالی که در معیار سلامت، رفتار معصوم(ع) است که به ما می گوید سلامتی و انحراف کجاست. وی ادامه داد: پس علاقه مند می شویم که رفتار را بررسی کرده، الگوها را شناسایی کنیم، همچنین کنش، بینش و رفتار را مورد بررسی قرار دهیم که دنبال چه هدف و آرزوهایی است یا با گروه های مختلف مردم و جامعه چگونه برخورد می کند، مسیر حق را چگونه هدایت می کند، بنابراین حوزویان باید این الگوها را است اج کنند و یان باید با توجه به وضعیت موجود جامعه این الگوهای نظری را عملیاتی کنند و تا ما به این الگوها نزدیک شویم و علم نافع را از همین اینجا می توانیم است اج کنیم که هستی برای آن به وجود آمده است و دنبال آن است.* مظفر اقبال: تعاملات حوزه و را جدی بگیرید بخش بین الملل چهارمین کنگره علوم انسانی ی، شب گذشته اول آبان ماه به منظور بازخوانی اه اصلی برگزارکنندگان کنگره با حضور مهمان ویژه این کنگره مظفر اقبال رئیس مرکز و علوم کانادا و حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس کنگره، رفیعی آتانی و جهان بین و تنی چند از اساتید علوم انسانی در سالن همایشهای مسجد حضرت خدیجه(س) برگزار شد. در ابتدای این نشست، حجت ال والمسلمین رضا غلامی، رئیس شورای سیاستگذاری کنگره ضمن ارائه گزارش کوتاهی از روند برگزاری این کنگره که دو سالانه برگزار می شود، در سخنانی گفت: این گردهمایی علمی و صمیمی پیش از برگزاری کنگره که انشاء الله دوم آبان با حضور صاحب نظران و اساتید برجسته حوزه و برگزار می شود؛ بیش از هر چیز به بهانه خوش آمدگویی و تشکر از حضور بزرگ علوم ی مظفر اقبال و آشنایی بیشتر با افقهای فکری و فلسفی این برنامه ریزی شده است. در اینجا ضمن سپاس از حضور ایشان باید گفت: جای سندی است که آثار علمی ارزشمند این برجسته حوزه علوم انسانی ی پس از انقلاب ی و در سالهای متمادی در ایران ترجمه و مورد بهره برداری علمی علاقه مندان و نظریه پردازان علوم ی بوده است. دبیرخانه کنگره در این مجال آمادگی خود را در صورت علاقه برای ترجمه و انتشار اثر جدیدشان اعلام می کند. غلامی در ادامه سخنانش ابراز کرد: طی روزهای اخیر که حضور اقبال در کنگره قطعی شد؛ دوستان زیادی در حوزه علوم ی در ها به دنبال فرصت سخنرانی ایشان در ها بودند که به خاطر ملاحظه حال فقط یک سخنرانی در صنعتی شریف برای ایشان هماهنگ شده است. رئیس شورای سیاستگذاری کنگره بین المللی علوم انسانی ی با اشاره به حضور اقبال در دومین کنگره بیان کرد: با توجه به اینکه در دوره پیش متاسفانه فرصت بهره مندی مطلوب و مؤثر از نظرات و دیدگاه های ارزنده برای ما حاصل نشد، تمام تلاشمان در این دوره بر آن است که از این حضور استفاده هایی برای بهبود روابط در حوزه بین الملل به وجود آوریم. غلامی تصریح کرد: این کنگره به پنجمین سال فعالیت خود نزدیک می شود و خوشبختانه باید بگوییم در حال حاضر وضعیت پیشرفت در علوم انسانی ی در کشور با رشد قابل توجهی مواجه است. در ایران علمی برای تکمیل و گسترش این علوم شکل گرفته است. گردهمایی عظیم اساتید حوزه و که فردا در کنگره شاهد آن خواهیم بود حضور معمول و عادی ای در این زمینه نیست. بهتر بگوئیم این حجم همراهی و حضور یان و حوزویان در کنگره ای داخلی کمتر رخ می دهد که به حمد خدا این کنگره توانسته است با هم افزایی این دو نهاد مهم حوزه علوم انسانی و ی یعنی حوزه و به تعامل این دو در کنار هم و همراه هم نزدیک شود. وی افزود: ویژگی مهم این کنگره در همت چند ۱۰ مؤسسه، نهاد و مرکز ی و حوزوی در برگزاری آن است و انتظار می رود با شرایط تعاملی که بین این نهادها به وجود آمده است در سالهای آینده شاهد شتاب فزاینده تولید علم و محتوا در علوم انسانی ی در سطح کشور و حوزه بین الملل باشیم. غلامی در ادامه سخنانش گفت: موضوع علم دینی و علوم انسانی ی در دنیا موضوع باسابقه و پراهمیتی بوده و هست و حتی ی ایران در خیلی از کشورها سابقه داشته است. با این وصف برگزارکنندگان این کنگره از آغاز راه روی سرمایه های علمی جهان حساب ویژه ای باز د و البته باید اذعان کنیم که در این زمینه توفیق چندانی نداشته ایم. از این باب از اقبال خواهشمندیم که در زمینه ایجاد ارتباط و تعاملات سازنده ایران و جهان و به منظور هم افزایی با اساتید علوم ی ما را یاری رسانند. امیدواریم در دوره های بعدی شاهد حضور چشمگیر شمندان فلسفه علم دینی و علوم انسانی جهان در این کنگره باشیم. رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی ی صدرا در پایان سخنانش از انتشار نشریه علمی علوم انسانی ی به زبان انگلیسی به همت این مجموعه خبر داد و گفت: یکی از برنامه های در دستور کار این دبیرخانه انتشار منظم نشریه علمی به زبان انگلیسی است. این اقدام با توجه به دو ضرورت دنبال می شود؛ اول آنکه ما معتقدیم مطالبی که در حوزه علوم انسانی در ایران تولید می شود به گوش جهان نمی رسد و از سوی دیگر مطالب و علومی که در این حوزه در جهان محل تحقیق و تولید شمندان است در ایران به خوبی منع نمی شود و انتشار مجله ای با زبان انگلیسی به معرفی دو سویه این علوم کمک خواهد کرد. در ادامه این نشست، عطاءالله رفیعی آتانی، رئیس دبیرخانه دائمی کنگره بین المللی علوم انسانی ی ضمن خیر مقدم به اقبال گفت: پیش از انقلاب ی ایران مناسبات علم و دین در ایران مطرح بود و پس از آن نیز با جدیت بیش از پیش دنبال شد. واقعیت این است که علم ترجمه شده از غرب، توان مساعدت و همراهی جامعه ی را برای تصمیم گیری های درست در زندگی انسانی ندارد و ما در این مسیر با ناتوانی علوم غربی روبرو هستیم. با کالبدشکافی علوم غرب از حیث مبانی فکری و نظری با مغایرت های فراوان میان این دو یعنی علوم ی و علوم غربی روبرو می شویم و این تضادها همه و همه دلیلی است برای تلاش برون رفت از این وضعیت. رفیعی ادامه داد: فعالیت هایی که در کنگره علوم انسانی ی در حال انجام آن هستیم، با تجمیع سرمایه های علمی انسانی عظیم که شکوفه های آن پس از انقلاب ی در ایران رشد و نمو پیدا کرد؛ امروز می توان به دستاورد بزرگی چون پیوند حوزه و در ایران اشاره کرد. هدف گفتمان سازی علمی و بهره گیری از علوم انسانی در تشکیلات تی و خصوصی از اه ما در این کنگره است. وی تصریح کرد: جریان سازی عمومی میان تولیدکنندگان علم و بهره گیران از علم یکی دیگر از اه مهم ماست. تولید علم یکی از فعالیت های ارزنده است و این در ایران امروز یعنی جریان انقلاب ی را مدیریت کنیم. امروز که برگزاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی را دنبال می کنیم مجموعه فضای تولید علم در واقع زمینه مناسبی است برای اینکه مدیران و تصمیم گیران کلان کشور برای سیاست گذاری با آن روبرو شوند. رفیعی ادامه داد: ما برای تحقق این مهم تلاش های مستمری کردیم که مؤسسات علمی را در این زمینه درگیر کار کنیم. موضوعات علمی اجتماعی این کنگره در ۱۰ کمیسیون تخصصی با محوریت علوم ی در دو فاز فلسفه و روش شناسی و تمدن ی پایه و پایان می گیرد، یعنی در بخش نخست روش شناسی که به پایه های ماجرا می پردازد را داریم و در بخش دوم ماجرا دنبال می شود و به پایان می رسد. دبیر علمی کنگره در ادامه دستاوردهای مختلف این کنگره را برشمرد و گفت: انتشار ۳۰ جلد کتاب، ۳ عنوان مجله در قالب فصلنامه که به صورت منظم منتشر می شود و کت که از نظر علمی سطح بالای نظریه پردازی در این حوزه را معرفی در خود دارد، برگزاری نشست های علمی – تخصصی، اعطای جایزه علوم انسانی ی که به قله های این رشته اختصاص می یابد و هدف آن معرفی نمادها و نمودهای موفق علمی در این حوزه به جامعه علمی جوان است و فرصت خوبی است برای شناساندن افکار و شه ها با نگاه ماندگاری و استمرار؛ از جمله محصولات این کنگره است. وی ادامه داد: مسلم است که این روند به طور طبیعی و با استمرار و تلاش چشمگیر، رشد خواهد کرد و به مرکزی برای نوآوری و خلاقیت جامعه جوان در زمینه تولید علم هموار، تبدیل خواهد شد. همچنین از نظر بین المللی تلاش هایی کردیم برای برقراری ارتباطات سازنده با جهان که البته نتایج خوبی را در بر نداشته است و این تلاش ها به تحول نگری با کمک اساتیدی چون اقبال نیازمند است. رفیعی در بخش دیگری از سخنان خود با ابراز تآسف از ترجمه های نامطلوب از دستاوردهای علمی ایران در سطح جهان گفت: متأسفانه دستاوردهای علمی ایران حتی فلسفه های کهنی چون مکتب فلسفه صدرایی ترجمه های خوبی در دنیا از آن ارائه نشده است. بهتر است بگوییم در سطح جهان ایران علمی با دستاوردهای علمی را کمتر می شناسیم و این ضرورت می طلبد که دستاوردهای علوم انسانی ی به جهانیان بهتر و بیشتر معرفی شود. ما در این کنگره تلاش را آغاز کرده ایم و علاقه مندیم که شمندان جهان در این راه یاری کنند و ارتباطات بهتری را شکل و گسترش دهیم. رفیعی در پایان سخنان خود از مظفر اقبال درخواست کرد برای آشنایی بهتر و دقیق تر حضار در بیاناتی پروژه فکری و علمی خود را ارائه دهند. بنابراین گزارش، در ادامه این نشست هم شی سخنرانان کنگره و مدیران کمیسیون های علمی تخصصی هر یک ضمن معرفی کوتاهی از خود و فعالیتشان در کنگره از حضور اقبال، صاحب نظر علوم ی انسانی تشکر و قدردانی د. سیدسعید زاهدزاهدانی، رئیس کمیسیون ارتباطات و جامعه شناسی ی این کنگره در سخنانی که به زبان انگلیسی ارائه کرد ضمن ابراز سندی از ایجاد تعاملات مؤثر در های جهان گفت: شمندان علوم انسانی در ایران بسیار علاقه مند هستند که دانش خود را در حوزه روش شناسی توسعه دهند. در این مجال چند مکتب فکری را دنبال می کنند. اولین روش در مؤسسه علمی پژوهشی (ره) مطرح شده است که روش معمول مدرن است و سعی می کند از نتیجه هایی که به دست می آید در راه توسعه علم استفاده کند. دومین روش به فلسفه ملاصدرا برمی گردد که با این تئوری ها انطباق برقرار می کند هرچند آن در بخش فلسفی خود قرار می گیرد و نیاز است روش توسعه آن کاربردی شود و شمندانی که توجه زیادی به این قسمت مبذول داشته اند اما آمدند از روش های خاص خود استفاده د که از جامعه سناسی ی استفاده کنند در کل این زمینه روانشناسی ی در ایران وضعیت خوبی دارد و علاقه مندان زیادی را با خود همراه کرده است. تعاملات بین المللی و ایجاد نشست های تخصصی در سطح جهان به توسعه این دانش کمک شایانی می کند. ما به لحاظ منطقی باید فرصتهای بیشتری ایجاد کنیم تا جامعه شناسی ی در دنیا به خوبی معرفی شود و در این زمینه نیازمند تعاملات سازنده بین المللی هسیتم و با کشورهایی که در این زمینه صاحب نظر هستند تا شاخه جامعه شناسی ی توسعه پیدا کند. در ادامه این نشست مهدی حمزه پور، مدیریت ی صادق(ع) ضمن بیان چند دیدگاه تئوریک در زمینه علم مدیریت گفت: تحول آفرینی و کاربردی سازی تصمیم گیری با رویکرد ی از جمله نیازهای جامعه ی در حوزه مدیریت کلان است. در علم مدیریت تعاریفی وجود دارد که مبنای آن با علوم ی در تضاد به سر می برد، یعنی مبانی فلسفه مدیریت، کنترل و اداره سازمان ها، نظریه های رفتار در سازمان و … با مبانی فلسفه ی تفاوتهای اساسی دارد و این تفاوتها وظیفه ما معلمان را برای تربیت دانشجویان مدیر برای جامعه ی سخت تر کرده است. وی ادامه داد: مدیریت دانش در غرب و تفاوت آن با و مدل های ذهنی موجود در دنیا و از سوی دیگر فلسفه ی؛ این مسایلی است که باید به آن پاسخ داد اینکه آیا می توان این دو فلسفه متفاوت را با هم مطابق و همراه کرد یا نه؟ این مدیریت صادق(ع) در پایان از اقبال پرسید: ما در به دنبال رشد انسان ها در سازمان هستیم و یا به دنبال کنترل آنها؟ و اینکه با توجه به قلب مدیریت که تصمیم گیری است در و در علم مدیریت هر کدام تصمیم گیری چگونه صورت می گیرد؟ این سئوالاتی هستند که باید برای همراه این علم با علوم انسانی ی به آن، پاسخ دقیق و روشنی دهیم. فرزاد جهان بین، دبیر شورای سیاست گذاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی ضمن تشکر از حضور اقبال و ابراز سندی از ترجمه آثار ارزشمند ایشان در ایران گفت: ما در این کنگره به دنبال نهادسازی در تمام زمینه های انسانی هستیم. اینکه آموزه ها و معارفی که در داریم نظام های عملی – نظری هستند که ما را به نهادسازی در جامعه ی می رسانند و ما باید در این زمینه تلاش های مستمری را با کمک جهان دنبال کنیم. بنابراین گزارش، مظفر اقبال، شمند پا تانی مقیم کانادا و رئیس مرکز و علوم کانادا پس از شنیدن سخنان اساتید و برگزارکنندگان کنگره در سخنانی ضمن ابراز سندی از اینکه دوباره به ایران سفر کرده است، گفت: من اولین بار سال ۱۹۸۵ به ایران آمدم، آن روزها روزهای سختی را پشت سر می گذاشتید. برهه جنگ تحمیلی عراق بر شما بود و من به خوبی خاطرم هست که وقتی در خیابان های تهران قدم می زد احساس ناامنی و ناآرامی را کاملا احساس می . فشارها و تحریم های بین المللی که به ایران می شد واقعا ناراحت کننده بود. برای کنگره دوم که به ایران آمدم نیز هنوز تحریم هایی در سطح جهانی برای ایران وجود داشت و اینها همه از مسایلی است که در حوزه بین الملل ناراحت کننده است. از آن زمان تا امروز تعاملات خیلی خوبی با ایران داشته ام و خوشحالم که امسال نیز به این کنگره دعوت شدم. اقبال ادامه داد: تمدن ی آمد و بحث تعارض ایده ها را مطرح کرد که از مسلمانان و جوامع غیر مسلمان مطرح می شود. همانطور که سئوالاتی که راجع به خلقت مطرح می شود و اتم به عنوان فلسفه کلی جهان ماده و تشکیل دهنده همه اجزا مطرح است. مسلمانان این جهان دائمی که وجود دارد را به این معنا قبول دارند و هیچ چیز دیگر غیر از مکاتب ی به این دائمی بود جهان اعتقاد ندارند. در فلسفه خلقت گفته می شود ما همه چیز را خلق کردیم همین طور انسان ها را، ما با جهان هستی و جهانی که به وجود خودش ادامه می دهد معنا پیدا می کنیم و این تلقی اولین چالش بود. این علوم ی کانادا تصریح کرد: امروز رنسانسی در حال وقوع است و ایران و حتی اسان که در منطقه خیلی مهمی است نقطه ای است که دوباره فلسفه ی را پس از چالشهای سده های مختلف احیاگر. چالش زمانی ایجاد شد که کل جامعه ی در خواب عمیقی فرو رفته بود و هنگام این خواب عمیق جهان در ایران بزرگانی چون ابوعلی سینا و غزالی و…به تحقیق و توسعه فلسفه و دانش ی همت گماردند. یکی از نکات مثبتی که اتفاق افتاد تمدن ی آن را توسعه داد و وجی های را در تکنولوژی وارد کرد و نتایج آن به جامعه ی برمی گشت. وی افزود: بعد از آن بحث مستعمره سازی (۱۹۷۹ در مصر) کشتی های زیادی به مصر رسیدند و شروع د به توسعه مکاتب فکری خودشان و این خیلی عجیب است خیلی زیاد! چنین عظیمی می آید چنین می کند و جهان در خواب عمیق است! استفاده منفی از قدرت دانش در هند و مصر و دیگر مستعمره ها به شکل قریبی رخ داد! در این داستان ایران هم قربانی شد. در اینجا می گویم تمدن ی و دوره رنسانس خیلی بحث پیچیده ای است. بحث و ارتباط آن با مکاتب فکری انسانی خود مبحثی است که مجال گفتن آن کلاس درس به همراه تامل و تدبر است. اقبال در ادامه سخنانش گفت: در قلمرو خداوند، انسان با خالق خود ارتباط واقعی دارد ولی در قلمرو انسانها ما خودمحور عمل می کنیم. ما نیاز داریم که انسانها طبق قوانین ی و به مکاتب فکری خود برگردند، چون مرکز د و انسانیت همان مکتب فکری ی است. تمدن همه چیز دارد ولی ما باید به آنها که شه استعمار در سر دارند بگوئیم چگونه زندگی کنند. من به ایران آمده ام که راجع به آزاد بودن امت ی صحبت کنم. امت ی باید از قید و بند آموزشهای غربی رها شود. یادآوری می کنم بین سالهای( ۱۹۵۰ – 1960 ) دوره احیای ۵۷ کشور در جهان بود و امروز این امیدواری بزرگ را باید دوباره احیا کنیم و آن سده که توسعه های بزرگ ی در آن رخ داد را زندگی کنیم. این با اشاره به د و آگاهی معمار کبیر انقلاب ی ایران (ره) گفت: راحل(ره) از روی د و آگاهی ی کمک کرد که این انقلاب ی در ایران به صورت روشمند و بنیادی مسیر خود را طی کند. خاطرم هست یک بار به صادق(ع) رفتم و در مباحثه با دانشجویان آن دیدم که چقدر استعدادهای ناب و زنده در زمینه علوم انسانی ی در این کشور وجود دارد. من به عنوان یک علوم ی به یان ایرانی توصیه می کنم تعاملات حوزه و را جدی بگیرید. تمام مکاتب فکری در زمان مستعمره سازی آمده است و ایران تنها کشور ی است که حوزه و شکاف انسانی را می تواند در آن پر کند و این یک فرآیند طولانی مدت است چون ما احاطه شده ایم توسط پارادایم های غیر ی. مظفر اقبال در پایان سخنان خود گفت: علوم انسانی ی را به چه روش هایی می خواهیم پیش ببریم؟ باید نیک بدانیم این راه دشواری های خود را دارد. مثل زندگی در شب و تاریکی که می خواهیم به سپیده صبح برسم. این مهم نیاز به تفکر، تدبر، تعامل، همکاری و ارتباط مؤثر دارد. چالش ما چالش قابل تأملی است و برای اینکه فرد را به منظر عموم بگذاریم باید یقین داشته باشیم و یقین چیزی است که از حضرت رسول اکرم(ص) به ما رسیده است و ما می توانیم در خود بپروانیم وگرنه به عنوان انسان در وجود ما نیست. ما در این راه باید از خدا یاری بخواهیم. ما باید کاری کنیم. مهم نیست شب چقدر تاریک است مهم است که باید به روشنی برسیم. ما باید برای فرزندان جهان تغییر انسانی ایجاد کنیم. در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی که صبح امروز( دوم آبان ماه) در مرکز همایش های بین المللی صداوسیما برگزار شد از تازه ترین منشورات این کنگره رونمایی شد. مراسم رونمایی حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس کنگره، عطاءالله رفیعی آتانی رئیس دبیرخانه کنگره، محمدرضا نقدی معاون فرهنگی و اجتماعی پاسداران انقلاب ی، حجت ال سیدعباس ان و مسعود درخشان برنده دومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی و حجت ال مهدی شریعت تبار رئیس بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی حضور داشتند. محتوای این منشورات شامل مجموعه مقالات سومین کنگره بین المللی علوم انسانی ی و دو جلد فصلنامه تحقیقات کاربردی علوم انسانی و سه جلد کتاب تحلیل محتوای کنگره اول، دوم و سوم است. چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی صبح امروز ۲ آبان ماه با حضور اساتید برجسته این حوزه در سالن همایش های بین المللی صدا و سیما آغاز شد و اختتامیه آن ۴ آبان ماه در قم برگزار می شود.منبع : فارسپخش زنده اخبارتلگرام-2
به گزارش خبرگزاری«حوزه»، دوره آموزشی طرح ملی گفتمان نخبگان علوم انسانی نیمه ی دوم مردادماه ۱۳۹۶ با حضور اساتید حوزه و و به همت دفتر تبلیغات ی حوزه علمیه قم با حضور نخبگانی از حوزه و در مجتمع فرهنگی وسف قم برگزار می گردد.معرفی گفتمان نخبگان علوم انسانی هدف اصلی دورۀ آموزشی گفتمان ایجاد ظرفیت علمی ‎لازم در دانشجویان نخبه علوم انسانی برای ورود فعال به عرصۀ گفتمان سازی، آموزش، پژوهش و نظریه پردازی در مطالعات انتقادی علوم انسانی و علوم انسانی ی ‎می ‎باشد.هدف و ضرورت شکل گیری گفتمان بنیادهای علوم انسانی مدرن، مطالعات انتقادی علوم انسانی، فلسفه علم، ارزی انتقادی تاریخ تحول شکل گیری علوم انسانی، نسبت علوم انسانی با سایر لایه های فرهنگی و تمدنی مدرنیته، نسبت دین و علوم انسانی، علم دینی و علوم انسانی ی و ... از جمله موضوعاتی هستند که در برنامه های آموزشی معمول علوم انسانی در های ما چندان مورد توجه نیستند.از طرف دیگر در هر یک از رشته های تخصصی علوم انسانی نیز برنامه آموزشی به نحوی طراحی نشده است که دانشجو را با نگاه فرهنگی تمدنی به علوم انسانی آشنا نماید یا وی را با یک رویکرد انتقادی به گونه ای آموزش دهد که توانمندی نقد و نظریه پردازی در وی ارتقا دهد. دانشجویان علوم انسانی حتی نخبگان آنها در نام آموزشی فعلی بدون آشنایی و آگاهی از بسترهای فرهنگی تمدنی و مبانی و مبادی فلسفی علوم انسانی مدرن با لایه های سطحی تر این علوم آشنا می شوند و به هیچ عنوان توانایی تحلیل و ارزی و همچنین نسبت سنجی این علوم بابسترهای معرفتی بومی و ی را ندارند. بنابراین خلأ فهم عمیق و بنیادین علوم انسانی هم به طور کلی و هم در هر یک از رشته های علوم انسانی کاملاً محسوس است.آشنایی با لایه های عمیق تر علوم انسانی مدرن که در واقع چارچوب و غایت آن را تعیین و روشن می نماید، به اشراف بر برخی معارف فکری و فلسفی نیازمند است که آموزش آنها در دیسیپلین فعلی آموزش رسمی در شرایط فعلی غیر ممکن می نماید. بنابراین نیاز است که این موضوعات به شکل موازی به نخبگان علوم انسانی آموزش داده شوند. از آنجا که پراکندگی در آموزش این اولویت ها به لحاظ معرفتی مشکلاتی را ایجاد می نماید، آموزش نظام مند، منسجم و مرحله مرحلة این آموزه ها ضروری است و چنین آموزشی به یک برنامة آموزشی جامع و واجد استانداردهای کیفی نیازمند است. همچنین در بسیاری از رشته های علوم انسانی با توجه به فضای شکل گرفته در دانشکده های علوم انسانی، رویکردهای نظری قدیمی تر به دانشجویان آموزش داده می شود و دانشجو از آشنایی با آ ین دست آوردهای رشته تخصصی خود محروم است. فرهنگ ایرانی ی علاوه بر موارد فوق ضرورت تناسب علوم انسانی با بستر فرهنگ ی - ایرانی از مسائل جدی است که به خصوص در دهه اخیر اذهان علمی و مدیریتی جامعه را به خود مشغول نموده است، به گونه ای که تحول در علوم انسانی یکی از اولویت های اول جامعه علمی کشور تلقی می گردد. بر این اساس، خلأ آموزش متناسب با هدف تحول در علوم انسانی برای دانشجویان علوم انسانی کاملاً محسوس است.موارد بالا به خوبی روشن می کند که آموزش موضوعات و مسائل بیان شده در یک قالب منسجم برای دانشجویان نخبه علوم انسانی کاملاً ضروری است، اما با توجه به برنامه مفصل آموزشی در هر یک از رشته های علوم انسانی، نیاز است که این برنامه به صورت موازی و هماهنگ با برنامه آموزش رسمی ارائه گردد. از طرف دیگر لازم به ذکر است که آموزش این موضوعات قبل از متصلب شدن نظام فکری دانشجویان باید انجام گیرد، چرا که بعد از آن، قدرت نقد و ارزی پارادایم حاکم در دانشجو ضعیف یا حتی غیرممکن می گردد. بنابراین بهتر است از ابتدای دوران کارشناسی، آموزش نظام مند این موضوعات دنبال گردد. همچنین لازم است طراحی سرفصل ها و نظام محتوایی آموزش موازی، کاملاً مدبرانه باشد تا دانشجویان ضمن آموزش جامع و کیفی رشته های تحصیلی خود به آموزش موازی بپردازند. چرا که یکی از مهم ترین ملاحظات قدرت تحلیل و نظریه پردازی فهم مسلط و دقیق آموزش های رسمی است. یکی از آسیب های جدی آموزش های انتقادی علوم انسانی این است که انگیزه فراگیری علوم انسانی مدرن را در مخاطب کاهش بدهد. لذا برای گرفتار نشدن به این آسیب باید برنامه آموزش موازی به گونه ای تدوین گردد که هم به لحاظ انگیزشی و هم به لحاظ معرفتی، ضرورت فراگیری آموزش های رسمی علوم انسانی مدرن به دانشجویان نخبه القا گردد.یک نخبه علوم انسانی باید هم به مسائل و موضوعات علوم انسانی مدرن اشراف کامل داشته باشد و هم با رویکردهای انتقادی این علوم آشنا باشد. از طرف دیگر، چنین دانشجویی باید با تسلط نسبی بر معارف دینی و سنت ی، ظرفیت بازخوانی و نقد شه های مدرن را از منظر ی دارا باشد.آشنایی نخبه علوم انسانی با شه ی نباید محدود به معارف اولیه و اصول عقاید باشد، بلکه وی باید از زاویه علوم تخصصی به واکاوی و فهم شه ی بپردازد. لذا آموزش مجازی باید به گونه ای طراحی گردد که ظرفیت های علمی و معرفتی گفته شده به تدریج در مخاطبین ایجاد گردد. برنامه های آموزشی بدون تردید آموزش موازی باید با جنبه های انگیزشی کافی همراه باشد، چرا که برنامه آموزشی جدید نیاز به تلاش مضاعف دانشجویان دارد و این تلاش به تقویت دائمی انگیزه مخاطبین نیازمند است. از طرف دیگر در فاز اول برنامه باید انی مخاطب طرح باشند که از توان هوشی و ظرفیت علمی بیشتری برخوردار هستند.این برنامه آموزشی برای رسیدن به اه گفته شده باید حداقل در یک افق 6 ساله تعریف گردد و شامل دوره های آموزشی تابستان و دوره های آموزشی در طول سال تحصیلی باشد. افق 6 ساله متناسب با تحصیل یک دانشجوی علوم انسانی در نظر گرفته می شود که تا پایان مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل خود ادامه می دهد. آموزش موازی باید تا این زمان، ظرفیت لازم برای انجام فعالیت های جدی پژوهشی و پایان نامه را در موضوعات انتقادی و با جهت گیری بومی و دینی در رشته های تخصصی علوم انسانی، برای وی فراهم نماید. همچنین این آموزش موازی باید زمینه بهتر و کیفی تر ورود شمندانه به دوره ی را برای مخاطبین طرح فراهم نماید.نظام محتوایی برنامة آموزشی، هم شامل موضوعات مبنایی و عمومی ناظر به کلیة رشته های علوم انسانی خواهد بود، و هم موضوعات و مسائل تخصصی هر یک از رشته های علوم انسانی را در بر خواهد گرفت. لذا از سال اول تا سال ششم به تدریج موضوعات عمومی کمتر می شود و موضوعات تخصصی معطوف به رشته های تحصیلی بیشتر می گردد.علاوه بر موارد فوق برخی از عناوین آموزشی به صورت پیش نیاز و درازمدت ارائه خواهد شد.موضوعاتی چون حکمت و عرفان ی، فلسفه غرب، مطالعات کلامی-روایی ی و فلسفه علم از این دست هستند.تسلط بر این موضوعات برای ورود جدی در نقد و ارزی و همچنین تولید علوم انسانی ی ضروری است. پرواضح است که این موضوعات را نمی توان به صورت خلاصه آموزش داد و نیاز به آموزش تدریجی و بلند مدت دارد.گفتمان نخبگان علوم انسانی، طرحی است که برای پوشش فقدان آموزش موازی با دغدغه های ذکرشده ارائه گردیده است. هدف اصلی این طرح، آموزش نظام مند،منسجم و تدریجی موضوعاتی است که به مخاطب خود قدرت فهم عمیق و چند لایه ای و بازخوانی انتقادی علوم انسانی مدرن و همچنین آشنایی عمیق با ظرفیت های معارف و شه های ی برای شکل گیری علوم انسانی متناسب با فرهنگ ایرانی- ی را ارائه می نماید. این طرح در فاز اول خود برای یک دانشجوی نخبة علوم انسانی در سال اول کارشناسی تنظیم می گردد و قطعا هدف تدوین فازهای تکمیلی را نیز خواهد داشت. منظور از فازهای تکمیلی برنامه های غلمی،آموزشی و پژوهشی است که متناسب و موازی با دورة ی مخاطبین و حتی بعد از آن، قابل ارائه می باشد.در واقع یکی از اه درازمدت این طرح تربیت نخبگانی است که به عنوان اساتید و پژوهشگرانی برجسته،تحلیلگر و نظریه پرداز، آینده علوم انسانی را در این جامعه با جهت گیری های بومی و با تکیه بر سنت غنی ی، دگرگون سازند.بنابراین چشم انداز این طرح در خصوص مخاطبین نباید به 6 سال تحصیلی یا مقطع کارشناسی ارشد محدود گردد، بلکه این طرح باید در فازهای بعدی خود به افق های بلند مدت تری برای مخاطبین بین د و زمینه ایجاد شبکه های علمی بین نخبگانی علوم انسانی را در سراسر کشور ایجاد نماید. شبکه ای که هدف آن تولید علوم انسانی، متناسب با شه های ی و هماهنگ با فرهنگ بومی باشد.هر چند به نظر می رسد که آموزش موضوعات و مسائل ذکرشده باید به صورتی مطلوب در عناوین درسی و سرفصل های رشته های تحصیلی علوم انسانی در تنظیم و تدوین گردد و طرح آموزش موازی در چنان شرایط مطلوبی ضرورت نداشت، ولی با توجه به جهت گیری متفاوت نظام آموزش رسمی، طرح آموزش موازی به عنوان طرحی در دورة گذار به هدف افق گشایی برای وضع مطلوب مفید خواهد بود. بنابراین امید است که این طرح در بلند مدت زمینه های برخی از تحولات بنیادین وساختاری در آموزش علوم انسانی، متناسب با فرهنگ و معرفت ی-ایرانی ایجاد نماید. بدون تردید این نیروی انسانی تحول خواه است که چنین زمینه ای را فراهم خواهد نمود و هدف اصلی گفتمان تربیت چنین نیروی انسانی است.چشـم انـداز طرح گفتـمان هدف اصلی دورۀ آموزشی گفتمان ایجاد ظرفیت علمی ‎لازم در دانشجویان نخبه علوم انسانی برای ورود فعال به عرصۀ گفتمان سازی، آموزش، پژوهش و نظریه پردازی در مطالعات انتقادی علوم انسانی و علوم انسانی ی ‎می ‎باشد. به تعبیر دقیق تر هدف اصلی این است که دانشجویان سال اول رشته های اصلی علوم انسانی که دارای استعداد برتر و نخبگی هستند، با طی یک برنامۀ علمی ‎و آموزشی درازمدت که طی چند فاز ارائه می ‎گردد، بتوانند به عنوان پژوهشگران، صاحبه نظران و اساتید آینده، در عرصه های انتقادی علوم انسانی و همچنین در زمینه رویکردهای ی به علوم انسانی فعال باشند.بنابراین در چشم انداز گفتمان حداقل سه فاز اصلی مدنظر است که هر کدام از فازها به مقاطعی تقسیم می ‎گردند.فــاز اول: در این مرحله که 5 سال به طول خواهد انجامید، دانشجوی دورۀ کارشناسی علوم انسانی، از تابستان سال اول تحصیلی تا اتمام 3 نیمسال از دورۀ کارشناسی ارشد خود که در آستانة انجام پایان نامۀ کارشناسی ارشد خود قرار می گیرد، باید به اتکای ظرفیت هایی که در این دورة آموزشی ب نموده است، انگیزه و توان علمی کافی برای انجام فعالیت پژوهشی پایان نامه ارشد خود را در چارچوب گفتمان انتقادی علوم انسانی و رویکردهای علوم انسانی ی داشته باشد. برنامه های آموزشی در این مقطع، هم جنبه بنیادین و عمومی خواهد داشت و هم جنبه تخصصی و در راستای هر یک از رشته های علوم انسانی خواهد بود.از طرف دیگر در این مرحله ، زیربناهای فکری لازم در حوزه آشنایی با لایه های معرفتی عمیق علوم انسانی مدرن، آشنایی عمیق با سنت ی و منابع دینی و حوزوی وهمچنین آشنایی با مطالعات و رویکردهای دینی و بومی به علوم انسانی در نظام معرفتی دانشجویان مخاطب به صورتی نظام مند شکل خواهند یافت. فــاز دوم: این مرحله نیز که به مدت 5 سال به طول خواهد انجامید، دورۀ انجام پایان نامة ارشد و تمام دورۀ تحصیلی ی مخاطب را در بر خواهد گرفت. به گونه ای که در خاتمه این فاز ، پس از گذراندن یک دورۀ درازمدت آموزشی، اولاً به ارائه یک پژوهش جدی و کارآمد، به عنوان پایان نامه ی خود می پردازد، به گونه ای که در رشته تحصیلی خود به عنوان یک صاحب نظر و منتقد جدی در جامعه علمی رشتة تحصیلی اش معرفی می گردد و ثانیاً در خاتمه این فاز به عنوان یک جوان و فعال در حوزۀ آموزش، پژوهش، گفتمان سازی و نظریه پردازی مطالعات انتقادی علوم انسانی و مطالعات علوم انسانی ی در رشتة تخصص خود به جامعه ی معرفی خواهد شد. نتیجه این فاز از گفتمان می تواند به تولید منابع علمی مفید و جریان سازی در افق آینده علوم انسانی کشور با رویکرد بومی و دینی و از میان پایان نامه های ی منجر گردد.فــاز سوم: شکل گیری شبکه ملی اساتید و نخبگان علوم انسانی. در این مرحله پس از این که مخاطبین گفتمان طی گذراندن یک دورۀ ده ساله علاوه بر ارتقای در دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد و ی در یک رشته تخصصی علوم انسانی، به اتکای دوره های آموزشی گفتمان، بر موضوعات بنیادین و انتقادی علوم انسانی مدرن، علوم و منابع حوزوی و ی، رویکردهای علوم انسانی ی و ... نیز تسلط یافتند، با توجه به طبقه بندی رشته های تخصصی علوم انسانی در یک شبکه علمی ملی با سایر اساتید جوان و هم فکر و هم دغدغه مرتبط بوده و به شکل گروهی به تعمیق و توسعه علوم انسانی متناسب با رویکردهای دینی و بومی خواهد پرداخت.شکل گیری این شبکه ملی در هر یک از رشته های علوم انسانی به تجمیع ظرفیت نخبگان دغدغه مند علوم انسانی، در راستای جهت دهی بومی و ی به علوم انسانی خواهد انجامید. این گروه های علمی می توانند در یک حجم وسیع به بازخوانی انتقادی علوم انسانی مدرن بپردازند و راه را برای تحول علوم انسانی از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب باز نمایند. همچنین صرفاً با وجود چنین شبکه ای می توان در یک فرآیند چند ساله به تغییر شرایط گوه های علمی در ها هم در عرصه آموزش و هم در عرصه پژوهش امیدوار بود.بدون تردید یکی از نقص های اصلی کشور در حوزه آموزش علوم انسانی این است که نظام آموزشی فعلی، به هیچ عنوان ظرفیت تربیت نیروی انسانی فعال در حوزۀ گفتمان سازی و نظریه پردازی علوم انسانی ی ‎را ندارد. حتی می ‎توان ادعا نمود که این نظام آموزش عالی ظرفیت تربیت نیروی انسانی فعال در زمینۀ نقد و تحلیل عمیق و چند لایه ای علوم انسانی مدرن را نیز ندارد. بنابراین این نقصان عمده باید به گونه ای پوشش یابد. دروۀ آموزشی گفتمان به هدف پوشش همین کمبود ناامیدکننده باید بتواند نیروی انسانی ای را تربیت نماید که ضمن تسلط علمی ‎بر رشته های تخصصی علوم انسانی موجود، ظرفیت نقد و تحلیل جدی بنیادین آن و حتی بالاتر از آن ظرفیت نسبت سنجی آن را با شه های ی، و همچنین گفتمان سازی و نظریه پردازی در علوم انسانی ی را داشته باشد.بنابراین چشم انداز بیان شده در گفتمان از طریق تحقق یک آموزش موازی با آموزش های ی دنبال می گردد. بر این اساس بدیهی است که جمع نمودن این آموزش های موازی مست م حضور نخبگان در این طرح می باشد.
به گزارش خبرنگار آیین و شه خبرگزاری فارس، حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس شورای سیاست گذاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی سخنرانی کرد. متن سخنرانی وی به شرح ذیل است:بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعینسلام و عرض ادب دارم خدمت برادران و خواهران گرامی، اساتید و پژوهشگران ارجمند حوزه و و جا دارد در بدو کلام از حضور و تشریک مساعی شما عزیزان در چهارمین کنگره علوم انسانی ی صمیمانه سپاسگزاری نمایم.از باب وظیفه، در مراسم شروع به کار این کنگره عظیم، لازم می دانم ضمن بیان برخی دغدغه ها، گزارشی هر چند مختصر از روند برگزاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی حضورتان ارائه کنم. در شرایطی آغازگر این کنگره مهم هستیم که بحران ناشی از افول و غروب تفکر و دورزی، روز به روز شرایط سخت تری را به جهان تحمیل می کند. شاید امروز کم تر ی منکر این واقعیت باشد که سلطه مستبدانه مدرنیسم بر بخش مهمی از حیات جمعی بشر، جان و روح تفکر آزاد و انتقادی را گرفته، و با تبدیل علم به یک خط راست و ممتد و همچنین یکدست سازی نهادهای علمی، علم انسانی و اجتماعی را به سود عمل زدگی، به مجموعه ای از کلیشه ها تبدیل ساخته است که برآیند آن، نگاهی یکنواخت به مسائل، و راه حل های آن از سوی دانشمندان علوم انسانی می باشد.شاید بیان این حقیقت برای همه آسان نباشد که علوم انسانی مدت هاست به نام فلسفه گریزی با عمق بینی و درک گوهری مقولات و پدیده ها وداع کرده و با انتقال و حاکم ساختن روش های رایج سایر علوم بر علوم انسانی، علوم انسانی را به یک موجود تک چشم بدل ساخته که قادر به مشاهده و تفسیر بخش مهمی از واقعیت های عالم نیست.اگر در گذشته، شعار اصلی علم، گشودن مستمر پنجره های جدید به روی دنیا بود، امروز به اذعان بسیاری از شمندان غربی، علم مدرن، خود پای عالمان را به زنجیر کشیده و توان برداشتن قدم های بلند و گشودن پنجره های نو به سوی عالم را از آنها گرفته است، به طوری که هم اکنون اصل پویایی و تکامل علم با چالش رو برو شده و علم از یک جریان وشان به یک مرداب بزرگ تنزل پیدا کرده است که قانون های یکنواخت و تکراری آن برای فهم و حل مسائل، دانشمندان این علوم را هم با یأس روبرو ساخته است.قانون های علمی جدید گرچه در ظاهر امر خود را ابطال پذیر یا نقد پذیر معرفی می کنند لکن در عمل چنان از خود در برابر نقدها و به تبع آن، تحول، سرسختی نشان می دهند که بیش از اینکه در قامت یک قانون علمی در حال تطور و تکامل جلوه گر شوند، در قامت تابوهایی جلوه گر می شوند که علوم انسانی باید مستمراً به سمت آن ها تعظیم کند.آنچه مسلم است، علوم انسانی ی ذاتاً به سمت تفکر و دورزی آزاد گرایش دارد. توجه به روند شکوفایی تمدن ی در دو قرن 4 و 5 هجری قمری، این واقعیت را روشن می کند که نه تنها سیاست یکدست سازی علم و نهادهای علمی و تبدیل دانش به کلیشه رواج نیافت بلکه بر ع ، آنچه موجب شد تا در این مقطع طلایی، باب های تازه ای به روی علوم انسانی و اجتماعی باز شود، تابوشکنی و مهیاسازی بسترهای مساعد برای ظهور تفکرات متنوع و متکثری بود که تنها راه ماندگاری آن ها مقاومت در برابر نقدهای عقلانی آن روزگار تلقی می شد.چیزی که امروز باید در عمق تفکر حاکم بر علوم انسانی ی نهادینه شود و علوم انسانی ی را به جریان پر وشی تبدیل کند که قادر است در ذیل جهان بینی الهی و ظرفیت های منحصربفردی که باز شدن چتر جهان بینی الهی بر سر علوم انسانی ایجاد می کند، دائماً جامعه ی را با گشایش های علمی تازه روبرو کند.این یک واقعیت است که باز شدن چتر جهان بینی الهی بر سر علوم انسانی، نه فقط چشم دوم علوم انسانی را بر می گرداند، بلکه با گشودن راه اتصال زمین به آسمان، میدان تنگ علوم انسانی سکولار را به میدانی باز و بی نهایت مبدل می کند که بر خلاف تصورات بی مبنا، این گشایندگی در قلمرو علم، به بهبود کارکرد روش شناسی تجربی در متن علوم انسانی نیز کمک های بزرگی خواهد کرد.برادران و خواهران گرامی، خوشوقتم از اینکه خدمتتان عرض کنم، هر چند هنوز بخش مهمی از ظرفیت های منحصربفرد علوم انسانی ی ظهور و بروز لازم را پیدا نکرده و تا رسیدن به نقاط مورد نظر، چند دهه فاصله قابل برآورد می باشد، لکن علوم انسانی ی امروز با عبور از مراحل ابت و تقویت لایه های زیرین تفکر بنیادی خود، هر روز در عرصه ای جدید به عنوان رقیبی جدی برای علوم انسانی سکولار و غربی رخ نمایی می کند.هرچند روند تقویت و تکامل علوم انسانی سقفی ندارد، اما مهم این است که طی دهه اخیر ساخت و تقویت تفکر بنیادی علوم انسانی ی سرعتی چشمگیر پیدا کرده و ده ها دیدگاه و نظریه در این زمینه ارائه و سپس در معرض نقد قرار گرفته است. البته نباید از نظر دور داشت که استمرار حرکت علوم انسانی ی مست م سرمایه گذاری مناسب و همچنین حضور جدی تر اساتید نخبه در صحنه است.نمی توانم پنهان کنم که سرمایه گذاری کشور چه مادی و چه معنوی در زمینه تحول بنیادی در علوم انسانی در حد صفر است و عملاً آنچه امروز در کشور رخ می دهد محصول حرکت خودجوش اساتید و محققانی است که شرایط را برای ایجاد یک تغییر تاریخی در علوم انسانی مساعد دانسته و با بضاعت خود وارد صحنه شده اند؛ لکن نباید انکار کرد که برای ادامه این حرکت، سرمایه گذاری های صحیح و هدفمند ضروری است.از سوی دیگر، غلبه بر پیچیدگی های حاکم بر روند نوسازی علوم انسانی و عبور از بن بست های نظری و یا کاربردی، چیزی نیست که بتوان بدون بهره گیری حداکثری از قوه نخبگی و حتی ظهور نوعی نبوغ فکری توأم با شجاعت، بر آن فائق آمد چیزی که در ماه های اخیر ذهن مسئولین کنگره علوم انسانی ی را به خود مشغول ساخته است. دغدغه دیگر کنگره علوم انسانی ی هموار سازی مسیر حضور علوم انسانی ی در ساحت عمل است. نباید از نظر دور داشت که علوم انسانی ی در عین باور به عمق نگری و فاصله گرفتن از عمل زدگی و سطحی گرایی، حضور راهگشای خود در ساحت عمل- به ویژه نقش آفرینی در پیشرفت همه جانبه کشور- را یک مفروض اساسی می داند.در این میان، از یک طرف، رسیدن به یک شه قوی برای اتصال تئوری به عمل و ورود علوم انسانی به ساحت قاعده گذاری های خُرد و جزئی در عرصه های گوناگون آن هم در پوشش یک نظم نو، و از طرف دیگر، اقناع مدیران کشور به بهره گیری حقیقی از نسخه های علوم انسانی ی، یکی از سرفصل های کاری جدی کنگره برای آینده می باشد که به لطف الهی برخی مقدمات آن در حال فراهم سازی است. چهارمین کنگره علوم انسانی ی مانند کنگره های قبلی، علاوه بر رونق گفتمان علوم انسانیِ ی و ایجاد یک اتمسفر علمی جدید در ها، وظیفه خود را در هموارسازی و جهت بخشی صحیح به مسیر تحقیق و پژوهش در عرصه علوم انسانی ی جستجو می کند. البته پوشیده نیست که کنگره در هر دوره، با انتشار نزدیک به یکصد مقاله علمی و پژوهشی در رشته های گوناگون، سهم مهمی را به خود در روند تولید علم اختصاص داده است، لکن مهم تر از تولید این مقالات، اقداماتی است که در قالب رساله های ی یا پژوهش های مستقل در ها و مراکز علمی به این ساحت اختصاص می یابد و حتی تدریجاً راه را برای تأسیس رشته های جدید علوم انسانی ی و تربیت مدرسین این علوم در نظام آموزش عالی باز می کند.مایلم خدمتتان عرض کنم که کنگره علوم انسانی ی در فاصله کنگره سوم تا چهارم، با راه اندازی و تداوم انتشار کتاب «نظریه»- به عنوان کت در عالی ترین سطح علم و تحقیق برای انتخاب و معرفی نظریه های برتر در عرصه علوم انسانی ی- و همچنین با استمرار اختصاص جایزه علوم انسانی ی به نظریه پردازان و نوآوران برجسته، در پی الگوسازی و گسترش نظریه پردازی و ابداع در علوم انسانی ی- نه فقط در ایران بلکه در جهان - می باشد و آنچه در این دو روز(یعنی امروز و پنج شنبه در قم) ملاحظه خواهید کرد، اثربخشی تلاش های کنگره در این میدان را تا حدی معرفی می کند.همان طور که در سال های قبل هم عرض شد، کنگره علوم انسانی ی یک حرکت کاملاً مشارکتی است و به هیچ نهاد و دستگاهی تعلق ندارد. آنچه ملاحظه می کنید، نتیجه فعالیت 10 کمیسیون تخصصی است که هر یک از این کمیسیون ها با محوریت یکی از ها و مراکز تحقیقاتی حوزوی یا ی و البته با کمترین هزینه اداره می شود؛ از این روست که شایسته می دانم به عنوان خادم شما در این کنگره، از تک تک مجموعه هایی که در فراهم سازی زمینه ب ایی چهارمین کنگره علوم انسانی ی نقش آفرینی نمودند و ذکر نام آنها میسر نیست و همچنین از دبیر علمی و کارکنان دبیرخانه دائمی کنگره به خاطر کوشش های عالمانه و مجدانه خود در مسیر برگزاری چهارمین کنگره تشکر و قدردانی نمایم.از خداوند متعال مسألت می کنم، ما را در ادامه این حرکت، به ویژه ابتکارات و سرمایه گذاری های تازه و انشاالله برگزاری پنجمین کنگره در سال 1398 موفق بدارد. مجدداً از حضور گرم و صمیمی شما اساتید و پژوهشگران گرامی خصوصاً اساتید پیش وت که با حضورشان به این حرکت معنا بخشیدند، سپاسگزاری می کنم.و آ دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.*قائمی نیا: ی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیستحجت ال والمسلمین علیرضا قائمی نیا عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی در چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی گفت: معماری علم دینی به طور تدریجی صورت می گیرد، علم یک فرایند تاریخی تدریجی است، هیچ گاه نباید انتظار داشت که علم دینی به نحو مطلق و یکجا صورت گیرد، ی علم جزء به جزء و تدریجی صورت می گیرد.وی با بیان اینکه ی علم به طور مطلق و یکجا امکان پذیر نیست، افزود: شکل گیری پارادایم ها، فرضیات، مدل ها و غیره هم تدریجی هستند، ما همواره با علم های دینی رو به رو می شویم. فی المثل، اقتصاد ی یا انسان شناسی ی واحد ـ بر فرض تحقق این قبیل علوم ـ نخواهیم داشت، بلکه اقتصادهای ی و انسان شناسی های ی داریم و همواره باید در انتظار باشیم که اقتصادهای ی و انسان شناسی های دیگری ظهور کنند. تکثر در علم اجتناب ناپذیر است.حجت ال قائمی نیا ابراز داشت: دین و علم رابطه مکانیکی و جبری ندارند. بلکه خلاقیت آدمی و روش های بشری در این میان فاصله افکنده اند. سرشت علم با تکثر عجین شده است. آن گونه که رئالیست های خام می گفتند، علم آینه تمام نمای واقع نیست، بلکه علم آمیزه ای از کاشفیت و خلاقیت است و خلاقیت عالم نیز در علم تأثیر دارد. دانشمند تلاش می کند تا عالمی نزدیک به عالم واقع بسازد. عالم او هرگز انطباق کامل با عالم واقع نخواهد داشت.وی ادامه داد: سخن فوق معنای « ی» بودن علم را نشان می دهد. ی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیست؛ چرا که علم، هر چه باشد، تا حدی حاصل خلاقیت عالم بوده، آمیزه ای از کاشفیت و خلاقیت است. دینی بودن بیشتر حدود علم را نشان می دهد تا انطباق کامل محتوا را.عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی با بیان اینکه علم در چارچوبش از حدودی فراتر نمی رود و علم دینی به مثابه شبکه ای است که دین در مرزهای آن قرار دارد، گفت: دانشمند درون این شبکه را با خلاقیت خود و از ترکیب اطلاعاتی که از زمینه های دیگر حاصل می آید، پر می کند. وی افزود: بسیاری از انی که در باره علم دینی سخن گفته اند، رویکردی کلامی به مسأله داشته اند و از این باب وارد بحث شده اند که ببینند از دین چه انتظاری باید داشت. اگر دین را پدیده ای حداکثری در نظر بگیریم، به طور طبیعی باید انتظار داشته باشیم که دین جامعه شناسی و اقتصاد و طب و غیره هم به ما بدهد. اگر هم دین پدیده ای حداقلی باشد نباید انتظار داشته باشیم که علومی از این قبیل در دین باشد.حجت ال قائمی نیا تصریح کرد: به اعتقاد نگارنده، رویکرد کلامی در تبیین وضعیت علم دینی از نوعی مغالطه ناشی می شود. برای ایضاح این مغالطه باید به رویکرد بدیل توجه کرد. رویکردی که در این اثر برای تعیین تکلیف علم دینی مبنا قرار گرفته رویکرد معرفت شناختی است. معرفت علمی باید مورد تحلیل معرفت شناختی قرار بگیرد.وی با طرح این سؤال که این نوع معرفت چه مؤلفه هایی دارد؟ و چگونه پیدا می شود؟ تحلیل ساز وکار معرفت علمی و اینکه علم چیست و چگونه شکل می گیرد، گفت: پاسخ به این سؤالات می تواند سرنوشت علم دینی را روشن سازد، پر واضح است که در رویکرد معرفت شناختی وارد حوزه فلسفه علم، به معنای وسیع که شامل علوم طبیعی و انسانی است، می شویم و با انبوهی از مباحث پیرامون سرشت علم جدید و کالبد شکافی آن رو به رو می شویم.عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی در پایان ابراز داشت: برای تبیین علم دینی باید به سرشت علم جدید و مباحث فلسفه علم توجه کرد. خود علم دینی هم مشمول مباحث فلسفه علم می شود و باید به سرشت آن و نحوه شکل گیری اش توجه کرد. فلسفه در این چارچوب ابزاری برای حل مسائل مفهومی بنیادی راجع به علم است.**سیدمحمدرضا تقوی شیراز با موضوع «تولید مفاهیم پایه گامی اساسی برای تأسیس روانشناسی ی» به ارائه مقاله خود در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی پرداخت.وی با بیان اینکه برای تحول در علوم انسانی نیازمند تغییرات اساسی در کلیات هستیم که کار ساده ای نیست، افزود: در پیش فرض های انسان شناسی باید انسان را یک مجموعه بسیط بینیم تا عملکردهای آن را تحلیل کنیم، آنچه فلاسفه در بعد معرفت شناسی و روانشناسان در بعد روان شناسی مورد بررسی قرار دادند نشان می دهد که نفس قوای متعددی دارد که هر لحظه با هم در تعامل هستند.تقوی با اشاره به مراحل شکل گیری نفس انسان گفت: نفس انسان در نشئه مادی حیات وقتی به نطفه رسیده جنین و سپس متولد می شود با طبیعت اجتماع و خالق خود در تعامل است و از آن تأثیر می پذیرد، قوای وجودی او با عوالم وجودی هماهنگی می کند قوه حس او با طبیعت قوه مثال او با برزخ و فوق عقل با عالم قییامت و قوع فوق عقل با عالم عرش هماهنگی می کند. ما باید این هماهنگی را دری م و ببینیم که چه عاملی وجی رفتار انسان را شکل می دهد.وی با بیان اینکه ارسطو و افلاطون بررسی د که دستگاه های ادارکی بشر به چه شکل عمل می کند، ادامه داد: در واقع آن ها دیدگاه تجربه گرایی، عقل گرایی و اراده گرایی را مورد بررسی قرار دادند، طبق آیه قرآن وقتی کودک متولد می شود چیزی را نمی داند، مشخص است که منظور علم زیرساختهای دانشی و فطری در انسان وجود دارد، اما در تصادم با واقعیت و اجتماع به منصه ظهور می رسد، اما در این حال که از صفر شروع می کند. روانشناسی شیراز با اشاره به اینکه شناخت، حس و اراده به تنهایی کار نمی کنند و همه در تعامل با هم مطرح می شوند، خاطرنشان کرد: حس، عقل و قلب با یکدیگر درگیر بوده و با یکدیگر اشتداد جوهری دارند، البته باز هم نمی توانیم رفتار انسان را توجیه کنیم، عوامل دیگر مانند هیجانات درگیر هستند که قوای ادارکی ما را تحت تأثیر قرار دهند که احادیث در این زمینه زیاد هستند.وی افزود: وقتی گفته می شود که هنگام خشم تصمیم نگیرید، تصمیم فعالیت شناختی است و این نشان می دهد که هیجان درگیر فرآیند شناخت می شود، نمی توان رفتار انسان را تبدیل کرد، بدون اینکه بعد هیجانی انسان را در آن دخ داد، همچنین ژنتیک، نطفه پاک و لقمه حلال این سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد و آموزش های غلط، نظام تعلیم و تعلیم، خانواده و گذشته فرد، فرهنگ درست و نادرست جامعه، امراض روحی و نوع تعامل شخص با طبیعت، خود و خالقش همه درگیر هستند، نکته کلیدی این است.تقوی با تأکید بر اینکه مکاتب در تبیین شناخت، رفتار و نفس انسان از طریق تجربه گرایی و دگرایی به بن بست رسیده اند، بیان داشت: این کار بسیار دشوار است و نیاز به وساطت دارد، ما به کمک فلاسفه و دروس معرفت نفس می توانیم به این اداراکات برسیم و اینجاست که این تعامل بسیار سازنده بین فلسفه و روان شناسی ایجاد می شود، تفاوت اساسی ما با روان شناسی معاصر این است که هنجار مدار است و ملاک سلامت را عملکرد متوسط افراد می داند، در حالی که در معیار سلامت، رفتار معصوم(ع) است که به ما می گوید سلامتی و انحراف کجاست.وی ادامه داد: پس علاقه مند می شویم که رفتار را بررسی کرده، الگوها را شناسایی کنیم، همچنین کنش، بینش و رفتار را مورد بررسی قرار دهیم که دنبال چه هدف و آرزوهایی است یا با گروه های مختلف مردم و جامعه چگونه برخورد می کند، مسیر حق را چگونه هدایت می کند، بنابراین حوزویان باید این الگوها را است اج کنند و یان باید با توجه به وضعیت موجود جامعه این الگوهای نظری را عملیاتی کنند و تا ما به این الگوها نزدیک شویم و علم نافع را از همین اینجا می توانیم است اج کنیم که هستی برای آن به وجود آمده است و دنبال آن است.*تببین «رفتار » بهترین الگوی برای حیات بشر است سیدمحمدرضا تقوی شیراز با موضوع «تولید مفاهیم پایه گامی اساسی برای تأسیس روانشناسی ی» به ارائه مقاله خود در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی پرداخت.وی با بیان اینکه برای تحول در علوم انسانی نیازمند تغییرات اساسی در کلیات هستیم که کار ساده ای نیست، افزود: در پیش فرض های انسان شناسی باید انسان را یک مجموعه بسیط بینیم تا عملکردهای آن را تحلیل کنیم، آنچه فلاسفه در بعد معرفت شناسی و روانشناسان در بعد روان شناسی مورد بررسی قرار دادند نشان می دهد که نفس قوای متعددی دارد که هر لحظه با هم در تعامل هستند.تقوی با اشاره به مراحل شکل گیری نفس انسان گفت: نفس انسان در نشئه مادی حیات وقتی به نطفه رسیده جنین و سپس متولد می شود با طبیعت اجتماع و خالق خود در تعامل است و از آن تأثیر می پذیرد، قوای وجودی او با عوالم وجودی هماهنگی می کند قوه حس او با طبیعت قوه مثال او با برزخ و فوق عقل با عالم قییامت و قوع فوق عقل با عالم عرش هماهنگی می کند. ما باید این هماهنگی را دری م و ببینیم که چه عاملی وجی رفتار انسان را شکل می دهد.وی با بیان اینکه ارسطو و افلاطون بررسی د که دستگاه های ادارکی بشر به چه شکل عمل می کند، ادامه داد: در واقع آن ها دیدگاه تجربه گرایی، عقل گرایی و اراده گرایی را مورد بررسی قرار دادند، طبق آیه قرآن وقتی کودک متولد می شود چیزی را نمی داند، مشخص است که منظور علم زیرساختهای دانشی و فطری در انسان وجود دارد، اما در تصادم با واقعیت و اجتماع به منصه ظهور می رسد، اما در این حال که از صفر شروع می کند. روانشناسی شیراز با اشاره به اینکه شناخت، حس و اراده به تنهایی کار نمی کنند و همه در تعامل با هم مطرح می شوند، خاطرنشان کرد: حس، عقل و قلب با یکدیگر درگیر بوده و با یکدیگر اشتداد جوهری دارند، البته باز هم نمی توانیم رفتار انسان را توجیه کنیم، عوامل دیگر مانند هیجانات درگیر هستند که قوای ادارکی ما را تحت تأثیر قرار دهند که احادیث در این زمینه زیاد هستند.وی افزود: وقتی گفته می شود که هنگام خشم تصمیم نگیرید، تصمیم فعالیت شناختی است و این نشان می دهد که هیجان درگیر فرآیند شناخت می شود، نمی توان رفتار انسان را تبدیل کرد، بدون اینکه بعد هیجانی انسان را در آن دخ داد، همچنین ژنتیک، نطفه پاک و لقمه حلال این سیستم را تحت تأثیر قرار می دهد و آموزش های غلط، نظام تعلیم و تعلیم، خانواده و گذشته فرد، فرهنگ درست و نادرست جامعه، امراض روحی و نوع تعامل شخص با طبیعت، خود و خالقش همه درگیر هستند، نکته کلیدی این است.تقوی با تأکید بر اینکه مکاتب در تبیین شناخت، رفتار و نفس انسان از طریق تجربه گرایی و دگرایی به بن بست رسیده اند، بیان داشت: این کار بسیار دشوار است و نیاز به وساطت دارد، ما به کمک فلاسفه و دروس معرفت نفس می توانیم به این اداراکات برسیم و اینجاست که این تعامل بسیار سازنده بین فلسفه و روان شناسی ایجاد می شود، تفاوت اساسی ما با روان شناسی معاصر این است که هنجار مدار است و ملاک سلامت را عملکرد متوسط افراد می داند، در حالی که در معیار سلامت، رفتار معصوم(ع) است که به ما می گوید سلامتی و انحراف کجاست.وی ادامه داد: پس علاقه مند می شویم که رفتار را بررسی کرده، الگوها را شناسایی کنیم، همچنین کنش، بینش و رفتار را مورد بررسی قرار دهیم که دنبال چه هدف و آرزوهایی است یا با گروه های مختلف مردم و جامعه چگونه برخورد می کند، مسیر حق را چگونه هدایت می کند، بنابراین حوزویان باید این الگوها را است اج کنند و یان باید با توجه به وضعیت موجود جامعه این الگوهای نظری را عملیاتی کنند و تا ما به این الگوها نزدیک شویم و علم نافع را از همین اینجا می توانیم است اج کنیم که هستی برای آن به وجود آمده است و دنبال آن است.* مظفر اقبال: تعاملات حوزه و را جدی بگیریدبخش بین الملل چهارمین کنگره علوم انسانی ی، شب گذشته اول آبان ماه به منظور بازخوانی اه اصلی برگزارکنندگان کنگره با حضور مهمان ویژه این کنگره مظفر اقبال رئیس مرکز و علوم کانادا و حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس کنگره، رفیعی آتانی و جهان بین و تنی چند از اساتید علوم انسانی در سالن همایشهای مسجد حضرت خدیجه(س) برگزار شد.در ابتدای این نشست، حجت ال والمسلمین رضا غلامی، رئیس شورای سیاستگذاری کنگره ضمن ارائه گزارش کوتاهی از روند برگزاری این کنگره که دو سالانه برگزار می شود، در سخنانی گفت: این گردهمایی علمی و صمیمی پیش از برگزاری کنگره که انشاء الله دوم آبان با حضور صاحب نظران و اساتید برجسته حوزه و برگزار می شود؛ بیش از هر چیز به بهانه خوش آمدگویی و تشکر از حضور بزرگ علوم ی مظفر اقبال و آشنایی بیشتر با افقهای فکری و فلسفی این برنامه ریزی شده است. در اینجا ضمن سپاس از حضور ایشان باید گفت: جای سندی است که آثار علمی ارزشمند این برجسته حوزه علوم انسانی ی پس از انقلاب ی و در سالهای متمادی در ایران ترجمه و مورد بهره برداری علمی علاقه مندان و نظریه پردازان علوم ی بوده است. دبیرخانه کنگره در این مجال آمادگی خود را در صورت علاقه برای ترجمه و انتشار اثر جدیدشان اعلام می کند.غلامی در ادامه سخنانش ابراز کرد: طی روزهای اخیر که حضور اقبال در کنگره قطعی شد؛ دوستان زیادی در حوزه علوم ی در ها به دنبال فرصت سخنرانی ایشان در ها بودند که به خاطر ملاحظه حال فقط یک سخنرانی در صنعتی شریف برای ایشان هماهنگ شده است.رئیس شورای سیاستگذاری کنگره بین المللی علوم انسانی ی با اشاره به حضور اقبال در دومین کنگره بیان کرد: با توجه به اینکه در دوره پیش متاسفانه فرصت بهره مندی مطلوب و مؤثر از نظرات و دیدگاه های ارزنده برای ما حاصل نشد، تمام تلاشمان در این دوره بر آن است که از این حضور استفاده هایی برای بهبود روابط در حوزه بین الملل به وجود آوریم.غلامی تصریح کرد: این کنگره به پنجمین سال فعالیت خود نزدیک می شود و خوشبختانه باید بگوییم در حال حاضر وضعیت پیشرفت در علوم انسانی ی در کشور با رشد قابل توجهی مواجه است. در ایران علمی برای تکمیل و گسترش این علوم شکل گرفته است. گردهمایی عظیم اساتید حوزه و که فردا در کنگره شاهد آن خواهیم بود حضور معمول و عادی ای در این زمینه نیست. بهتر بگوئیم این حجم همراهی و حضور یان و حوزویان در کنگره ای داخلی کمتر رخ می دهد که به حمد خدا این کنگره توانسته است با هم افزایی این دو نهاد مهم حوزه علوم انسانی و ی یعنی حوزه و به تعامل این دو در کنار هم و همراه هم نزدیک شود.وی افزود: ویژگی مهم این کنگره در همت چند ۱۰ مؤسسه، نهاد و مرکز ی و حوزوی در برگزاری آن است و انتظار می رود با شرایط تعاملی که بین این نهادها به وجود آمده است در سالهای آینده شاهد شتاب فزاینده تولید علم و محتوا در علوم انسانی ی در سطح کشور و حوزه بین الملل باشیم.غلامی در ادامه سخنانش گفت: موضوع علم دینی و علوم انسانی ی در دنیا موضوع باسابقه و پراهمیتی بوده و هست و حتی ی ایران در خیلی از کشورها سابقه داشته است. با این وصف برگزارکنندگان این کنگره از آغاز راه روی سرمایه های علمی جهان حساب ویژه ای باز د و البته باید اذعان کنیم که در این زمینه توفیق چندانی نداشته ایم. از این باب از اقبال خواهشمندیم که در زمینه ایجاد ارتباط و تعاملات سازنده ایران و جهان و به منظور هم افزایی با اساتید علوم ی ما را یاری رسانند. امیدواریم در دوره های بعدی شاهد حضور چشمگیر شمندان فلسفه علم دینی و علوم انسانی جهان در این کنگره باشیم.رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی ی صدرا در پایان سخنانش از انتشار نشریه علمی علوم انسانی ی به زبان انگلیسی به همت این مجموعه خبر داد و گفت: یکی از برنامه های در دستور کار این دبیرخانه انتشار منظم نشریه علمی به زبان انگلیسی است. این اقدام با توجه به دو ضرورت دنبال می شود؛ اول آنکه ما معتقدیم مطالبی که در حوزه علوم انسانی در ایران تولید می شود به گوش جهان نمی رسد و از سوی دیگر مطالب و علومی که در این حوزه در جهان محل تحقیق و تولید شمندان است در ایران به خوبی منع نمی شود و انتشار مجله ای با زبان انگلیسی به معرفی دو سویه این علوم کمک خواهد کرد.در ادامه این نشست، عطاءالله رفیعی آتانی، رئیس دبیرخانه دائمی کنگره بین المللی علوم انسانی ی ضمن خیر مقدم به اقبال گفت: پیش از انقلاب ی ایران مناسبات علم و دین در ایران مطرح بود و پس از آن نیز با جدیت بیش از پیش دنبال شد. واقعیت این است که علم ترجمه شده از غرب، توان مساعدت و همراهی جامعه ی را برای تصمیم گیری های درست در زندگی انسانی ندارد و ما در این مسیر با ناتوانی علوم غربی روبرو هستیم. با کالبدشکافی علوم غرب از حیث مبانی فکری و نظری با مغایرت های فراوان میان این دو یعنی علوم ی و علوم غربی روبرو می شویم و این تضادها همه و همه دلیلی است برای تلاش برون رفت از این وضعیت.رفیعی ادامه داد: فعالیت هایی که در کنگره علوم انسانی ی در حال انجام آن هستیم، با تجمیع سرمایه های علمی انسانی عظیم که شکوفه های آن پس از انقلاب ی در ایران رشد و نمو پیدا کرد؛ امروز می توان به دستاورد بزرگی چون پیوند حوزه و در ایران اشاره کرد. هدف گفتمان سازی علمی و بهره گیری از علوم انسانی در تشکیلات تی و خصوصی از اه ما در این کنگره است.وی تصریح کرد: جریان سازی عمومی میان تولیدکنندگان علم و بهره گیران از علم یکی دیگر از اه مهم ماست. تولید علم یکی از فعالیت های ارزنده است و این در ایران امروز یعنی جریان انقلاب ی را مدیریت کنیم. امروز که برگزاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی را دنبال می کنیم مجموعه فضای تولید علم در واقع زمینه مناسبی است برای اینکه مدیران و تصمیم گیران کلان کشور برای سیاست گذاری با آن روبرو شوند. رفیعی ادامه داد: ما برای تحقق این مهم تلاش های مستمری کردیم که مؤسسات علمی را در این زمینه درگیر کار کنیم. موضوعات علمی اجتماعی این کنگره در ۱۰ کمیسیون تخصصی با محوریت علوم ی در دو فاز فلسفه و روش شناسی و تمدن ی پایه و پایان می گیرد، یعنی در بخش نخست روش شناسی که به پایه های ماجرا می پردازد را داریم و در بخش دوم ماجرا دنبال می شود و به پایان می رسد.دبیر علمی کنگره در ادامه دستاوردهای مختلف این کنگره را برشمرد و گفت: انتشار ۳۰ جلد کتاب، ۳ عنوان مجله در قالب فصلنامه که به صورت منظم منتشر می شود و کت که از نظر علمی سطح بالای نظریه پردازی در این حوزه را معرفی در خود دارد، برگزاری نشست های علمی – تخصصی، اعطای جایزه علوم انسانی ی که به قله های این رشته اختصاص می یابد و هدف آن معرفی نمادها و نمودهای موفق علمی در این حوزه به جامعه علمی جوان است و فرصت خوبی است برای شناساندن افکار و شه ها با نگاه ماندگاری و استمرار؛ از جمله محصولات این کنگره است.وی ادامه داد: مسلم است که این روند به طور طبیعی و با استمرار و تلاش چشمگیر، رشد خواهد کرد و به مرکزی برای نوآوری و خلاقیت جامعه جوان در زمینه تولید علم هموار، تبدیل خواهد شد. همچنین از نظر بین المللی تلاش هایی کردیم برای برقراری ارتباطات سازنده با جهان که البته نتایج خوبی را در بر نداشته است و این تلاش ها به تحول نگری با کمک اساتیدی چون اقبال نیازمند است. رفیعی در بخش دیگری از سخنان خود با ابراز تآسف از ترجمه های نامطلوب از دستاوردهای علمی ایران در سطح جهان گفت: متأسفانه دستاوردهای علمی ایران حتی فلسفه های کهنی چون مکتب فلسفه صدرایی ترجمه های خوبی در دنیا از آن ارائه نشده است. بهتر است بگوییم در سطح جهان ایران علمی با دستاوردهای علمی را کمتر می شناسیم و این ضرورت می طلبد که دستاوردهای علوم انسانی ی به جهانیان بهتر و بیشتر معرفی شود. ما در این کنگره تلاش را آغاز کرده ایم و علاقه مندیم که شمندان جهان در این راه یاری کنند و ارتباطات بهتری را شکل و گسترش دهیم. رفیعی در پایان سخنان خود از مظفر اقبال درخواست کرد برای آشنایی بهتر و دقیق تر حضار در بیاناتی پروژه فکری و علمی خود را ارائه دهند.بنابراین گزارش، در ادامه این نشست هم شی سخنرانان کنگره و مدیران کمیسیون های علمی تخصصی هر یک ضمن معرفی کوتاهی از خود و فعالیتشان در کنگره از حضور اقبال، صاحب نظر علوم ی انسانی تشکر و قدردانی د. سیدسعید زاهدزاهدانی، رئیس کمیسیون ارتباطات و جامعه شناسی ی این کنگره در سخنانی که به زبان انگلیسی ارائه کرد ضمن ابراز سندی از ایجاد تعاملات مؤثر در های جهان گفت: شمندان علوم انسانی در ایران بسیار علاقه مند هستند که دانش خود را در حوزه روش شناسی توسعه دهند. در این مجال چند مکتب فکری را دنبال می کنند. اولین روش در مؤسسه علمی پژوهشی (ره) مطرح شده است که روش معمول مدرن است و سعی می کند از نتیجه هایی که به دست می آید در راه توسعه علم استفاده کند. دومین روش به فلسفه ملاصدرا برمی گردد که با این تئوری ها انطباق برقرار می کند هرچند آن در بخش فلسفی خود قرار می گیرد و نیاز است روش توسعه آن کاربردی شود و شمندانی که توجه زیادی به این قسمت مبذول داشته اند اما آمدند از روش های خاص خود استفاده د که از جامعه سناسی ی استفاده کنند در کل این زمینه روانشناسی ی در ایران وضعیت خوبی دارد و علاقه مندان زیادی را با خود همراه کرده است. تعاملات بین المللی و ایجاد نشست های تخصصی در سطح جهان به توسعه این دانش کمک شایانی می کند. ما به لحاظ منطقی باید فرصتهای بیشتری ایجاد کنیم تا جامعه شناسی ی در دنیا به خوبی معرفی شود و در این زمینه نیازمند تعاملات سازنده بین المللی هسیتم و با کشورهایی که در این زمینه صاحب نظر هستند تا شاخه جامعه شناسی ی توسعه پیدا کند.در ادامه این نشست مهدی حمزه پور، مدیریت ی صادق(ع) ضمن بیان چند دیدگاه تئوریک در زمینه علم مدیریت گفت: تحول آفرینی و کاربردی سازی تصمیم گیری با رویکرد ی از جمله نیازهای جامعه ی در حوزه مدیریت کلان است. در علم مدیریت تعاریفی وجود دارد که مبنای آن با علوم ی در تضاد به سر می برد، یعنی مبانی فلسفه مدیریت، کنترل و اداره سازمان ها، نظریه های رفتار در سازمان و … با مبانی فلسفه ی تفاوتهای اساسی دارد و این تفاوتها وظیفه ما معلمان را برای تربیت دانشجویان مدیر برای جامعه ی سخت تر کرده است.وی ادامه داد: مدیریت دانش در غرب و تفاوت آن با و مدل های ذهنی موجود در دنیا و از سوی دیگر فلسفه ی؛ این مسایلی است که باید به آن پاسخ داد اینکه آیا می توان این دو فلسفه متفاوت را با هم مطابق و همراه کرد یا نه؟این مدیریت صادق(ع) در پایان از اقبال پرسید: ما در به دنبال رشد انسان ها در سازمان هستیم و یا به دنبال کنترل آنها؟ و اینکه با توجه به قلب مدیریت که تصمیم گیری است در و در علم مدیریت هر کدام تصمیم گیری چگونه صورت می گیرد؟ این سئوالاتی هستند که باید برای همراه این علم با علوم انسانی ی به آن، پاسخ دقیق و روشنی دهیم. فرزاد جهان بین، دبیر شورای سیاست گذاری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی ضمن تشکر از حضور اقبال و ابراز سندی از ترجمه آثار ارزشمند ایشان در ایران گفت: ما در این کنگره به دنبال نهادسازی در تمام زمینه های انسانی هستیم. اینکه آموزه ها و معارفی که در داریم نظام های عملی – نظری هستند که ما را به نهادسازی در جامعه ی می رسانند و ما باید در این زمینه تلاش های مستمری را با کمک جهان دنبال کنیم.بنابراین گزارش، مظفر اقبال، شمند پا تانی مقیم کانادا و رئیس مرکز و علوم کانادا پس از شنیدن سخنان اساتید و برگزارکنندگان کنگره در سخنانی ضمن ابراز سندی از اینکه دوباره به ایران سفر کرده است، گفت: من اولین بار سال ۱۹۸۵ به ایران آمدم، آن روزها روزهای سختی را پشت سر می گذاشتید. برهه جنگ تحمیلی عراق بر شما بود و من به خوبی خاطرم هست که وقتی در خیابان های تهران قدم می زد احساس ناامنی و ناآرامی را کاملا احساس می . فشارها و تحریم های بین المللی که به ایران می شد واقعا ناراحت کننده بود. برای کنگره دوم که به ایران آمدم نیز هنوز تحریم هایی در سطح جهانی برای ایران وجود داشت و اینها همه از مسایلی است که در حوزه بین الملل ناراحت کننده است. از آن زمان تا امروز تعاملات خیلی خوبی با ایران داشته ام و خوشحالم که امسال نیز به این کنگره دعوت شدم. اقبال ادامه داد: تمدن ی آمد و بحث تعارض ایده ها را مطرح کرد که از مسلمانان و جوامع غیر مسلمان مطرح می شود. همانطور که سئوالاتی که راجع به خلقت مطرح می شود و اتم به عنوان فلسفه کلی جهان ماده و تشکیل دهنده همه اجزا مطرح است. مسلمانان این جهان دائمی که وجود دارد را به این معنا قبول دارند و هیچ چیز دیگر غیر از مکاتب ی به این دائمی بود جهان اعتقاد ندارند. در فلسفه خلقت گفته می شود ما همه چیز را خلق کردیم همین طور انسان ها را، ما با جهان هستی و جهانی که به وجود خودش ادامه می دهد معنا پیدا می کنیم و این تلقی اولین چالش بود.این علوم ی کانادا تصریح کرد: امروز رنسانسی در حال وقوع است و ایران و حتی اسان که در منطقه خیلی مهمی است نقطه ای است که دوباره فلسفه ی را پس از چالشهای سده های مختلف احیاگر. چالش زمانی ایجاد شد که کل جامعه ی در خواب عمیقی فرو رفته بود و هنگام این خواب عمیق جهان در ایران بزرگانی چون ابوعلی سینا و غزالی و…به تحقیق و توسعه فلسفه و دانش ی همت گماردند. یکی از نکات مثبتی که اتفاق افتاد تمدن ی آن را توسعه داد و وجی های را در تکنولوژی وارد کرد و نتایج آن به جامعه ی برمی گشت.وی افزود: بعد از آن بحث مستعمره سازی (۱۹۷۹ در مصر) کشتی های زیادی به مصر رسیدند و شروع د به توسعه مکاتب فکری خودشان و این خیلی عجیب است خیلی زیاد! چنین عظیمی می آید چنین می کند و جهان در خواب عمیق است! استفاده منفی از قدرت دانش در هند و مصر و دیگر مستعمره ها به شکل قریبی رخ داد! در این داستان ایران هم قربانی شد. در اینجا می گویم تمدن ی و دوره رنسانس خیلی بحث پیچیده ای است. بحث و ارتباط آن با مکاتب فکری انسانی خود مبحثی است که مجال گفتن آن کلاس درس به همراه تامل و تدبر است. اقبال در ادامه سخنانش گفت: در قلمرو خداوند، انسان با خالق خود ارتباط واقعی دارد ولی در قلمرو انسانها ما خودمحور عمل می کنیم. ما نیاز داریم که انسانها طبق قوانین ی و به مکاتب فکری خود برگردند، چون مرکز د و انسانیت همان مکتب فکری ی است. تمدن همه چیز دارد ولی ما باید به آنها که شه استعمار در سر دارند بگوئیم چگونه زندگی کنند. من به ایران آمده ام که راجع به آزاد بودن امت ی صحبت کنم. امت ی باید از قید و بند آموزشهای غربی رها شود. یادآوری می کنم بین سالهای( ۱۹۵۰ – 1960 ) دوره احیای ۵۷ کشور در جهان بود و امروز این امیدواری بزرگ را باید دوباره احیا کنیم و آن سده که توسعه های بزرگ ی در آن رخ داد را زندگی کنیم.این با اشاره به د و آگاهی معمار کبیر انقلاب ی ایران (ره) گفت: راحل(ره) از روی د و آگاهی ی کمک کرد که این انقلاب ی در ایران به صورت روشمند و بنیادی مسیر خود را طی کند. خاطرم هست یک بار به صادق(ع) رفتم و در مباحثه با دانشجویان آن دیدم که چقدر استعدادهای ناب و زنده در زمینه علوم انسانی ی در این کشور وجود دارد. من به عنوان یک علوم ی به یان ایرانی توصیه می کنم تعاملات حوزه و را جدی بگیرید. تمام مکاتب فکری در زمان مستعمره سازی آمده است و ایران تنها کشور ی است که حوزه و شکاف انسانی را می تواند در آن پر کند و این یک فرآیند طولانی مدت است چون ما احاطه شده ایم توسط پارادایم های غیر ی. مظفر اقبال در پایان سخنان خود گفت: علوم انسانی ی را به چه روش هایی می خواهیم پیش ببریم؟ باید نیک بدانیم این راه دشواری های خود را دارد. مثل زندگی در شب و تاریکی که می خواهیم به سپیده صبح برسم. این مهم نیاز به تفکر، تدبر، تعامل، همکاری و ارتباط مؤثر دارد. چالش ما چالش قابل تأملی است و برای اینکه فرد را به منظر عموم بگذاریم باید یقین داشته باشیم و یقین چیزی است که از حضرت رسول اکرم(ص) به ما رسیده است و ما می توانیم در خود بپروانیم وگرنه به عنوان انسان در وجود ما نیست. ما در این راه باید از خدا یاری بخواهیم. ما باید کاری کنیم. مهم نیست شب چقدر تاریک است مهم است که باید به روشنی برسیم. ما باید برای فرزندان جهان تغییر انسانی ایجاد کنیم.در مراسم افتتاحیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی که صبح امروز( دوم آبان ماه) در مرکز همایش های بین المللی صداوسیما برگزار شد از تازه ترین منشورات این کنگره رونمایی شد.مراسم رونمایی حجت ال والمسلمین رضا غلامی رئیس کنگره، عطاءالله رفیعی آتانی رئیس دبیرخانه کنگره، محمدرضا نقدی معاون فرهنگی و اجتماعی پاسداران انقلاب ی، حجت ال سیدعباس ان و مسعود درخشان برنده دومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی و حجت ال مهدی شریعت تبار رئیس بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی حضور داشتند.محتوای این منشورات شامل مجموعه مقالات سومین کنگره بین المللی علوم انسانی ی و دو جلد فصلنامه تحقیقات کاربردی علوم انسانی و سه جلد کتاب تحلیل محتوای کنگره اول، دوم و سوم است.چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی صبح امروز ۲ آبان ماه با حضور اساتید برجسته این حوزه در سالن همایش های بین المللی صدا و سیما آغاز شد و اختتامیه آن ۴ آبان ماه در قم برگزار می شود.انتهای پیام/و
هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎تصاویر هیروشیما بعد از بمباران اتمی‎موافقم+ 0مخالفم- 0sn_facebooksn_googleplussn_telegramsn_vibersn_whatsappsn_whatsappsn_whatsapp
گروه معارف- رجانیوز:چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی با اهدای سومین جایزه جهانی علوم انسانی ی به کار خود پایان داد.به گزارش رجانیوز، مراسم اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی با قرائت پیام آیت الله سبحانی و همچنین معرفی حجج حمید پارسانیا، عبدالحسین خسروپناه و حسن سبحانی به عنوان برترین نظریه پردازان این عرصه و تکریم از طاها عبدالرحمن متخصص فلسفه از کشور مراکش، در مدرسه کاظم(ع) شهر مقدس قم به کار خود پایان داد.قرائت پیام آیت الله سبحانی در اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی محمد محمدرضایی تهران در مراسم اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی و سومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی که ۴ آبان ماه در مدرسه کاظم (ع) قم برگزار شد، پیام آیت الله العظمی سبحانی را قرائت کرد.متن پیام به شرح زیر است:«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ: ما به زودی آیات و نشانه های خود را در آفاق و اطراف جهان و همچنین در درون جان خود آنها به آنان نشان می دهیم تا برای آنها روشن شود که خدا حق است».(فصلت/۵۳)خداوند از انسان می خواهد که در آیات آفاقی به عنوان نشانه های حکمت در تبین خداوند تفکر و تدبر کنند تا از این طریق حق و حقیقت را بشناسند و بدانند که این جهان باطل بنا نشده است، بلکه خلقت آن هدفمند است.همچنین خداوند همه مخلوقات را در نهایت اطمینان افریده است و نظم و قانون مشخص به عنوان سنت های الهی بین آنها قرار داده است «قالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»، البته اینکه خداوند خالق همه هستی است منافاتی با اصل سببیت در نظام هستی ندارد که بعضی از موجودات علت وجود بعضی دیگر هستند.خداست که به خورشید و ماه گرمی و درخشندی عطا کرده ، یعنی آنها را علت گرمی و درخشندگی قرار داده و باد را علت حرکت دانسته است.اگر در دانش بشری ثابت شد که باد علت حرکت ابر یا خورشید روشنایی است و یا علت رفع فلان مرض فلان دارو است، این به معنای انکار ماوراطبیعت نیست، بلکه کشف رابطه بین موجودات عالم است و در واقع کشف سنتها و قوانینی است که خداوند در خلقت قرار داده است.اما متاسفانه ازبعد از رنسانس در جهان غرب به دلیل تسلط تجربه گرایی و مادی گرایی برخی علوم تجربی را چه در علوم طبیعت و چه در علوم انسانی در مقابل ارتباط با ماورا طبیعت دانستند.به گونه ای که اگوست کنت، فیلسوف فرانسوی و مؤسس مکتب پوزیتیویسم اعلام داشت که اکنون دوران تجربه است و دوران اعتقاد به خدا سپری شده است.برخی دیگر برای خوشنودی الاهیون نظریه دیگری مطرح د و آن اینکه خدا معاد، وحی و عالم غیب را بر اساس نگاه مادی و تجربه گرایانه بنا کرده است، از این جهت خسارت های زیان باری مورد توجه جامعه بشری و ی قرار گرفته است که باید مورد بازنگری قرار بگیرد.علوم ی و انسانی یعنی حقایق و قوانین انسان آنچنان که وجود دارد مورد مطالعه قرار بگیرد نه به گونه تحریف شده آن، بر اساس منابع ، انسان خلیفه خدا بر روی زمین است که با حجت الهی آفریده شده است و باید در آیات الهی و انفسی به تفکر بپردازد تا روشن گردد که همه موجودات آیات و مخلوقات خداوند حکیم تواناست.امیدوارم همه شما عالمان در انجام مسئولیت محوله موفق و موید باشید.اینجانب از همه دست اندرکاران برگزاری این همایش عظیم و همه اساتید و فرهیختگان حاضر تشکر کرده و از اینکه به دلیل فوت همشیره نتوانستم در بین شما حضور پیدا کنم معذرت می خواهم.خداوند به همه ما توفیق فهم آیات الهی را عنایت کند، از همه مسئولان مراکز محترم علمی و ی می خواهم که مساله علوم ی و انسانی را جدی گرفته، تا متفکران و دانشمندان بر اساس مبانی درست به نظریه پردازی بپردازند تا علوم انسانی در جایگاه صحیح و درست خود قرار گیرد.عطاءالله رفیعی آتانی: خلأ دردناک ترجمه علوم انسانی ی برای جهان قابل مشاهده است/ علوم انسانی متعارف از محصولات پرقدرت دوران جدید حیات غرب استهمچنین عطاءالله رفیعی دبیر علمی این کنگره به ارائه گزارش از روند برگزاری آن پرداخت.عطاءالله رفیعی آتانی با اعلام این خبر که چاپ مقالات متعدد در قالب دو جلد کتاب و مجلات تخصصی تحقیقات بنیادین و تحقیقات کاربردی علوم انسانی انجام شده است گفت: ماهیت این نهاد و جریان علمی با یک روند و تکامل طبیعی در حال رشد است. کنگره چهارم در حالی برگزار می شود که مطالعات انجام شده نشان می دهد سهم حوزه های علمیه و ها در عرصه علوم انسانی رو به افزایش بوده است.وی با اشاره به دستاوردهای سه دوره قبل کنگره اظهار داشت: انتشار مجموعه مقالات کنگره اول در ۵ جلد حاوی ۹۰ مقاله برگزیده، مجموعه مقالات گنگره دوم در ۷ جلد حاوی ۱۱۴ مقاله تایید شده و کنگره سوم از ۹۷ مقاله در قالب ۶ جلد از جمله دستاوردهای دوره های گذشته این مجموعه است.رفیعی با بیان اینکه مقالات برگزیده و در سطحی بالاتر در مجله تحقیقات بنیادی و تحقیقات کاربردی علوم انسانی منتشر شده است، عنوان کرد: ماهیت این نهاد و جریان علمی در حال تکامل و رشد است کنگره چهارم در حالی برگزار شده که مطالعات انجام شده نشان می دهد سهم اساتید حوزه ها، هیئت علمی ها و سهم مقالات نظریه پردازانه رو به افزایش بوده است.وی با تاکید براینکه ارتباط ما با جامعه علمی نهادینه شده است، تصریح کرد: برای کنگره پنجم علاوه بر تداوم فرایند قبلی، انجام اموری همچون کمک به نقش آفرینی جوانترهای علمی در این عرصه ضروری است. از همین رو به دنبال تأسیس مرکز جوانان نخبه علمی در قلمرو علوم انسانی ی خواهیم بود.رفیعی آتانی با اشاره به اینکه در عرصه بین المللی با خلأ عدم تبدیل و ترجمه علوم انسانی ی در جهان علم و مواجه هستیم، خاطرنشان کرد: که ضمن تداوم ارتباط علمی با خارج از ایران مجله یک هیومنیتز islamic humanitiesمنتشر خواهد شد، علاوه بر آن ارتباط با پیش وتان در این حوزه علمی ادامه خواهد داشت.دبیر علمی چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی ادامه داد: باید باور کنیم علوم انسانی متعارف از محصولات پرقدرت دوران جدید حیات غرب است. بنابراین جامعه شناسی، اقتصاد و سایر علوم انسانی تحققی از فلسفه غربی در زندگی انسان غربی است است که دستاورد زندگی غربی را نمایان ساخته و علوم انسانی متعارف به مثابه فلسفه دین و ایدئولوژی ایفای نقش می کند.وی با تاکید براینکه راه حل اساسی تولید علوم انسانی مبتنی بر معارف قرآن کریم است، گفت: این درسها زمانی برای ما مفید است که نخواهیم همیشه شاگرد بمانیم. از همین رو نظریات علوم انسانی باید از فلسفه ی فراوری شود.رفیعی آتانی با تأکید بر اینکه ظرفیت بی بدیلی در فلسفه و علم اخلاق ی وجود دارد، عنوان کرد: تولید علوم انسانی مبتنی بر قرآن راهی است که در این دوره حیات انسان و و با استفاده از فرصت ضرورتی انکارناپذیر است.همچنین در این نشست سومین جایزه جهانی علوم انسانی ی هم به سه تن از نظریه پردازان علوم انسانی ی در حوزه های مختلف اعطا شد. نشست اصلی کنگره چهارم با مشارکت حدود ۴۰ مرکز علمی حوزوی و ی با ارائه حدود هشتاد مقاله از میان ۴۷۳ چکیده مقاله و مقاله رسیده و نیز مقالات نظریه پردازانه برگزار شد. در این نشست که به عنوان آیین اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی است، سومین جایزه جهانی علوم انسانی ی به سه تن از شخصیت هائی که دارای تجربه علمی و عملی طولانی و برجسته در این حوزه علمی بوده اند تقدیم شد:- حجت ال والمسلمین حمید پارسانیا که در رشته فلسفه علوم اجتماعی با ارائه دیدگاهی پیشرو و راهگشا درباره تأمین مناسبات و علوم اجتماعی مدل مشخصی را برای پیوند میان این دو ارائه کرده است، موفق شد به عنوان نخستین نظریه پرداز شایسته تقدیر در این مراسم معرفی شود.- دومین نظریه پرداز شایسته تقدیر حسن سبحانی از اساتید برجسته در رشته اقتصاد ی بود که با تقویت و بسط گفتمان اقتصاد ی در ایران و ارائه نقدهای قوی نسبت به اقتصاد لیبرال و پایه گذاری رشته اقتصاد ی و پرورش شاگردان متعدد به پیشرفت اقتصاد ی کمک شایانی کرده است.- حجت ال والمسلمین عبدالحسین خسروپناه به سبب ترویج گفتمان علوم انسانی ی و تألیف آثار علمی مفید و ممتاز در زمینه فلسفه علوم انسانی ی که در تقویت و تکمیل لایه های زیرین تفکر علوم انسانی ی و تدوین آن برای جامعه علمی دیدگاه های برجسته ای را ارائه کرده است سومین نظریه پرداز شایسته تقدیر در این مراسم بود که معرفی شد.کمیته اعطای جایزه جهانی علوم انسانی ی همچنین در این مراسم با تقدیر از طاها عبدالرحمن از کشور مراکش به سبب ارائه دیدگاه های ممتاز و تحول آفرین در معرفت زبان، لوح سپاس خود را به وی تقدیم کرد.آیت الله رشاد: تولید علوم انسانی ی تکلیف عینی گروهی اصحاب حوزه است/ چالش اصلی دین در مواجهه با معارف تولیدی انسان نقطه تماس دین با علوم انسانی استعضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه امروز در آغاز راهیم و در آینده شاهد دستاوردهای ارزشمندی در این زمینه خواهیم بود اظهار داشت: علوم انسانی در ۳ دسته مجموعه قضایای توصیفی، گزارهای تجویزی همراه با بایدها و نباید های علوم انسانی و قضایای شایدها و نشایدها می گنجد.آیت الله رشاد در مراسم اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی با اشاره به اینکه مجموعه معارفی که از آن به عنوان علوم انسانی تلقی می شود با تلقی کنونی پیشینه دیرینه ای ندارد و مجموعه معارف تمام خواه است افزود: این مجموعه معارف فراگیر است و بشر امروز آگاه و ناآگاه سخت اسیر دستاوردهای این حوزه معرفتی گسترده است.رئیس پژوهشگاه فرهنگ و شه ی ادامه داد: علوم انسانی به مجموعه ای از آموزه ها برای تدبیر شئون اجتماعی و کنش انسان بسنده نمی کند و به حوزه های دانش های دیگر نیز ورود می کند، امروز علوم انسانی ناظر به فلسفه و معرفت شناسی هم ورود می کند.به گفته وی، علوم انسانی به حوزه حکمت، معرفت شناسی و طبیعیات نیز ورود کرده، اگرچه بخشی از این قلمرو گستری ناشی از بازگشتی است که بشر به کل یقین آغاز کرده و که مرزهای علوم آرام آرام از بین می رود و دوره ای آغاز می شود که به صورت فرارشته ای به مباحث نگاه می شود.وی با اشاره به اینکه علوم انسانی دین دنیای مدرن است خاطرنشان کرد: به موازات دین عمده چیزی که دین مدعی است علوم انسانی هم برای بشر مدعی است، حیات انسان در سیطره علوم انسانی قرار گرفته و علوم انسانی با شاخه های گوناگون به موازات ابعاد دین مدعی حیات بشر شده است.رئیس پژوهشگاه فرهنگ و شه ی گفت: چالش اصلی دین در مواجهه با معارف تولیدی انسان نقطه تماس دین با علوم انسانی است، ولی با این تفاوت که در دوره رنسانی و آغاز دوره جدید حیات بشر غربی علوم طبیعی به صحنه آمد و با دین روبرو شد و علم مخالفت با دین را به دوش کشید از همین رو احساس شد علم در مبنا با دین رقیب و مواجه است.وی با تاکید براینکه چالش علوم انسانی چالش خاموش است، افزود: عرصه هایی که علوم انسانی با دین مواجهه می کند وسیع تر از تماس علوم طبیعی با دین است اما این تفاوت در این دو جبهه مواجهه وجود دارد که علوم انسانی به صورت خاموش با دین مواجهه می کند و از جنس جنگ نرم است.رشاد با اشاره به تاثیرگذاری فوق العاده و شگرف علوم انسانی بر حیات انسان امروز گفت: علوم انسانی سکولار حیات جوامع را ی می کند از همین رو با معضلات خسارت بار بسیاری مواجهیم و دست و پنجه نرم می کنیم، سیطره علوم انسانی وارداتی بر زندگی مسلمانان تا حد چشمگیری فقه و اخلاق ی را به حاشیه رانده است.رئیس پژوهشگاه فرهنگ و شه ی با بیان اینکه همه آنچه فقه و اخلاق ی ادعا می کند علوم انسانی هم ادعای آن را دارد، اظهار داشت: ما موظفیم برای حفظ هویت ی و دیانت و استقلال، همچنین مصون ماندن از یوغ فکری جریانات قدرت و ثروت جهان به تولید علوم انسانی ی بپردازیم.وی خاطرنشان کرد: تولید علوم انسانی ی جز از حوزه بر نمی آید و این رس ی بر دوش حوزه های علمیه است، تولید علوم انسانی از سنخ نظریه پردازی دینی است و این نظریه پردازی در گرو اجتهاد نظریه پردازان است. جز انی که از قوه اجتهاد برخوردار، دیگران قادر نخواهند بود علوم انسانی ی تولید کنند، فن اجتهاد و مهارت استنباط منحصرا در اختیار اصحاب حوزه است.رشاد با بیان اینکه مجتهد باید متخصص تربیت شود، افزود: حوزه های علمیه نیز باید به این امر مهم روی بیاورند.سیدسعید زاهد زاهدانی: پارسانیا، پیشتاز مکتب جامعه شناسی براساس تفکر آیت الله جوادی است شیراز در معرفی شخصیت و شه حجت ال والمسلمین حمید پارسانیا دریافت کننده سومین جایزه جهانی علوم انسانی ی به عنوان نظریه پرداز برجسته فلسفه علوم اجتماعی اظهار کرد: وی از شاگردان درجه یک آیت الله جوادی آملی بوده و بر آثار این عالم بزرگوار تسلط کامل دارد. زاهدانی رئیس کمیسیون جامعه شناسی چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی در مراسم اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی با اشاره به تحصیلات ی وی، افزود: ایشان از اولین دانشجویان جامعه شناسی بعد از انقلاب در تهران است و یکی از خصوصیات متمایز کننده ایشان علوم دوگانه ای است که به آن پرداخته اند. جامعه شناسی شیراز تصریح کرد: ریاست باقر العلوم(ع)، عضو شورای سیاست گذاری حوزه علمیه، رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ازجمله سمتهایی است که حجت ال پارسانیا در آن ایفای نقش کرده اند.زاهدانی تاکید کرد: نکته با اهمیت تسلط ایشان بر نحله های مختلف فکری و فلسفی است، تقریباً تمام جریان های فکری تاریخ ایران را مورد ارزی قرار داده و در کتاب های خود معرفی کرده اند.وی تصریح کرد: پارسانیا به خوبی فلسفه مدرنیزم را می شناسد و از جمله شخصیت هایی است که به دنیای جدید و قدیم آگاهی داشته و برای جهت گیری به سمت فلسفه ی به خوبی می تواند دانش خود به بهره بگیرد.به گفته زاهدانی مجموعه کتب پارسانیا نشان دهنده اشراف و آگاهی وی به حکمت و شه غرب است، «حدیث پیمانه» که ریشه های فکری انقلاب ی را بیان می کند و تاریخ فلسفه و افکار ی و آثار اجتماعی آن را بیان می کند یکی از آثار بسیار ارزشمند این دانشمند است.وی افزود: «هستی هبوط» و «جهان های اجتماعی» از جمله کتاب های بسیار شاخص وی است، که در این کتاب به فلسفه اجتماعی غرب و امکان شه های اجتماعی ی و فلسفه اجتماعی ی پرداخته و آنها را در قالب حکمت متعالیه بیان می کنند.زاهدانی افزود: در بین شمندان ی جامعه شناسی ۳ نوع طرز تفکر را ملاحظه می کنیم که یکی از آنها به پیروی از شه های آیت الله مصباح یزدی نشئت گرفته بر اساس فلسفه ی و علوم وحیانی مساله جامعه ی را مورد تجزیه تحلیل قرار داده نظریه پردازی و فرضیه سازی می کنند. جامعه شناسی و برنامه ریزی اجتماعی ادامه داد: حرکت دیگری مبتنی بر شه آیت الله جوادی آملی است که پیشتاز این طرز تفکر حجت ال پارسانیا است و کار این مکتب این است که گزاره هایی علمی که در حکمت متعالیه وجود دارد را طبق وضعیت فعلی اجتماع بازتعریف کنند.زاهدانی تأکید کرد: این روش در جامعه شناسی امروزی هم کار رایجی است و پارسانیا انطباق اجتماعی را کامل در کار خود رعایت می کند. حسن سبحانی: رویکرد فقهی به اقتصاد فرد در کنار جمع باید موضوع مطالعه باشد تهران با اشاره به مطالعات اقتصاد ی آغاز شده از نیم قرن قبل به منظور دفاع از آموزه های ی اظهار داشت: در این ایام حداقل آن است که پارادایم اقتصاد متعارف از سوی شمندان جوامع ی مورد نقد واقع گرفته است و برخی از نظریه ها و مفاهیم مشمول رد و بازبینی واقع شده اما این رویداد به اندازه ای نیست که بتوان از آن به عنوان پارادایم یاد کرد. حسن سبحانی برگزیده سومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی در مراسم اختتامیه چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی ی و سومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی با بیان اینکه بررسی نوع رویکردها در ادبیات اقتصاد ی نشان دهنده تفکراتی در روند اقتصاد ی است که تا رسیدن به مرز پارادایم علمی فاصله زیادی ندارد، افزود: در کشورهای ی مکتوبات و تحقیقات زیادی در زمینه اقتصاد ی کار می شود که در مجموع نشانه های عملیاتی جدید در زمینه اقتصاد ی است.این سابق مجلس شورای ی با تأکید براینکه تحقیقا می توان گفت اقتصاد ی در محیط علمی متاثر از پارادایم دموکراسیک را تجربه می کند، تصریح کرد: در محیطی که پارادایم ها عمری طولانی تجربه می کند وفضای دیگری برای موضوعات اقتصادی بوجود آورده اینکه چه زمانی پارادایم غالب می شود به زمان طولانی تری نیاز دارد.سبحانی ادامه داد: در مجموع در فاصله حدود ۶۰ سالی که از مطالعات اقتصاد ی گذشته ۴ رویکرد متمایز رویکرد فقهی، رویکرد نئوکلاسیکی، رویکرد تلفیقی و رویکرد سیستمی یا وحدتی در این عرصه شاهدیم.برگزیده سومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی با اشاره به اینکه در مجموع این پژوهشها پاردایمی از یا مسلمانهاست، گفت: وقتی فرد و جامعه متدین را متصور می شویم به اجتماعاتی پی می بریم که شکوفایی علمی و تکنولوژی شکل گرفته و اخلاق عالم و دانشمند متجلی می شود، جامعه ای که چون مراحل توسعه عد محور محدود به آموزه های دینی طی کرده از فقر و کاستی خبری نیست. تهران ادامه داد: چنانچه تدین انسان ها سنجش شود می توان برای یک انسان یا جامعه در لحظه بررسی و مطالعه نقاطی بر طیف تدین مشخص کرد که بر هم منطبق نیستند، از آنجا که زمینه محقق احکام دین را نداریم بنابراین می توان برای هر جامعه ای در هر برهه ای وضعیتی را مطالعه کنیم که انسان ها ضمن کامل نبودن اما عیاری از تدین و یت در رفتار آن ها وجود دارد، در این راستا نمی توان به خاطر اینکه دسترسی نداریم اقتصاد ی را در وضعیتی بگذاریم که فهم می کنیم، اما احساس نمی کنیم.عبدالحسین خسروپناه: توسعه علوم انسانی ی نیاز به اجتهاد حوزه و دارد/ در علوم انسانی ی تنها نباید به توصیف انسان مطلوب بپردازیم و نیاز به نهادسازی داریمریاست مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه با اشاره به تجربه ۲۰ ساله خود در علوم ی و انسانی، اظهار کرد: باید یک تعریف و ساختار و روش جدیدی از حکمت ی ارائه شود.خسروپناه افزود: فلسفه رایج به فلسفه هستی، فلسفه نفس، خدا و دین پرداخته است، در حالی که فلسفه های تاریخ و فلسفه های اجتماعی و فلسفه های بسیار دیگری هست که باید به آنها پرداخته شود.این محقق و نویسنده کشورمان با اشاره به روند مطالعاتی خود افزود: یک نگاه درجه دوم به خود علوم انسانی در روش مطالعاتی خود لحاظ کردیم که وقتی می گویم علوم انسانی مقصود چیست و این علوم در غرب چه کاری انجام می دهد.خسروپناه تأکید کرد: فسلفه علوم انسانی در غرب توصیف انسان مطلوب، انسان محقق و تغییر انسان محقق به انسان مطلوب را برعهده دارد.برگزیده سومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی ی با اشاره به اهمیت نقش ایدئولوژی های اجتماعی بر علوم اجتماعی موجود، تصریح کرد: بر این مبنا به این نتیجه رسیدیم که باید به دنبال یک مت وژی جدید در علوم انسانی ی باشیم.وی افزود: روش اجتهادی فعلی نقص دارد و به همین دلیل روش حکمی و روش اجتهادی را تدوین کردیم، اجتهاد معارف در حوزه های علمیه تنها می تواند در توصیف انسان مطلوب و آن هم بخشی از انسان مطلوب کمک کند.ریاست مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ادامه داد: روش مورد نیاز، غیر از توصیف انسان محقق نهادسازی و ساختارسازی از جمله نهاد و سازمان هایی همچون بیمه، مالیات و سایر نهادهای اجتماعی را تولید می کند، ما در علوم انسانی ی تنها نباید به توصیف انسان مطلوب بپردازیم واضح است که این کامل نیست و نیاز به نهادسازی داریم.خسروپناه با بیان اینکه نیاز به اجتهاد قسم چهارمی برای نهادسازی نیز وجود دارد، تصریح کرد: برای تولید علوم انسانی ی لازم است که حتما شخص مجتهد باشد اما این وظیفه تنها برعهده حوزویان نیست و این روش رایج امروزی در حوزه ها کامل نیست.وی افزود: این تنها بخشی از نیاز علوم انسانی ی را تامین می کند، برای نمونه جایی که می خواهیم در مورد ازدواج و طلاق بپردازیم نیاز به تحقیقات میدانی داریم و روش رایج حوزه جواب نمی دهد و اینجاست که یان باید ورود پیدا کنند.مترجم آثار طه عبدالرحمن: هدف پروژه فکری طه عبدالرحمن پاسخ ی به مسائل عصر است/ مدرنیته غرب در برهه کنونی هم ظالم و هم ناقص است و امت باید به آن فکر کندمترجم آثار طه عبدالرحمن در توصیف شخصیت و شه طه عبدالرحمن شمند مراکشی و نظریه پرداز علوم انسانی ی اظهار داشت: ایشان متولد ۱۹۴۴ در کشور مغرب هستند و تحصیلات خود تا مقطع لیسانس ادامه و بعد به سوربن می رود و دو مدرک ی اخذ می کند.وی با بیان اینکه پس از آن به کشور خود برگشته و در های کشورش تدریس می کند افزود: طه عبدالرحمن در بسیاری از های جهان عرب شناخته شده و جوانان زیادی جذب شه های وی شده اند و در سن ۹۰ سالگی همچنان پویا و پرتلاش است.بیگی ادامه داد: طه عبدالرحمن متفکر امت است، دغدغه اساسی وی دغدغه مندی برای کل امت است و به سمت فرقه گرایی و جغرافیا گرایی کشیده نمی شود، این در حالی است که دیگر شخصیت های مشابه وی به سمت و سوی فرقه گرایی و جغرافیاگرایی کشیده شده اند.وی با بیان اینکه هدف اصلی پروژه فکری طه عبدالرحمن را پاسخ ی به مسائل عصر دانست و تصریح کرد: او در مدرنیته ی تفکر خود را تجمیع می کند و ضمن ایمان عمیق به مسایل ی در برابر تفکر غرب رویه ت عی نداشته بلکه تهاجمی بوده است.بیگی در ادامه با اشاره به اینکه طه عبدالرحمن در برابر تاریخ غرب و انحلال ما در غرب وادادگی ندارد و این نقطه عطفی در تفکر وی است، اظهار داشت: او با نیروی خارق العاده بازی منطق را کنترل می کند و در نهایت انسان را مبهوت می گذارد. از نگاه او اکنون زمان اخلاق است و ما در برابر مدرنیته مسئول هستیم و باید نقص های آن را برطرف کنیم.این مترجم با تاکید بر اینکه طه عبدالرحمن بین روح مدرنیته و واقعیات تفکیک قائل می شود، افزود: از نگاه او روح مدرنیته در تملک هیچ ملتی نیست بلکه برای همه است اما در زمان های مختلف تحققهای تاریخی به مدرنیته داده می شود که مدرنیته غرب در برهه کنونی هم ظالم و هم ناقص است و امت باید به آن فکر کند.بیگی با اشاره به اینکه طه عبدالرحمن تاسیس مدرنیته ی را تفکر خود اعلام می کند گفت: امت هم حق دارد به روح مدرنیته تحقق ببخشد، این در حالی است روشنفکران روح تمدن را در نیافته اند.وی با تأکید بر اینکه طه عبدالرحمن ۳۰ سال پیش قضیه بیداری ی را مورد توجه قرار داد، عنوان کرد: از نگاه وی برخی سنت و تمدن را لاشه ای می کنند و حول مفاهیم آن حرف می زنند بلکه روح این تمدن عمل به احکام دینی است.