برنامه نویس

برنامه نویسی برای استارت آپ ها یا بهتر بگوییم اپلیکیشن نوشتن برای ب وکارهای اینترنتی، این روزها یک شغل پردرآمد اما غیرجذاب در ا یستم استارت آپی محسوب می شود. پردرآمد است چون آدم های همه چیزتمام این حوزه انگشت شمارند، غیرجذاب است، چون همه سودای راه اندازی استارت آپ دارند و ی اپ نویسی را شغل جدی به حساب نمی آورد. از طرفی اپلیکیشن نوشتن آنقدر درآمد دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت و از طرف دیگر آنقدر ارج و قرب ندارد که بتوان با آن خوش درخشید و دیده شد و به شهرت رسید. این همان موقعیت پارادو یکالی است که این روزها ا یستم استارت آپی ایران را در موقعیت بلاتکلیفی قرار داده است. بلاتکلیف از این نظر که پاسخ دقیقی برای این سوال ندارد که آیا کمبود برنامه نویس داریم یا خیر.
این همان سوالی است که میلاد نوری یکی از باسابقه ترین و البته موفق ترین برنامه نویس های این ا یستم برای آن جواب هوشمندانه ای دارد. او می گوید ا یستم نمی داند که به اندازه کافی برنامه نویس دارد یا نه! چون ممکن است فردا بسیاری از انی که امروز برنامه نویس هستند، به کار استارت آپ داری یا مدیریت در یک شرکت بزرگ مشغول باشند و ردای برنامه نویسی را از تن به در کرده باشند! و این احتمال از نظر او یعنی ا یستم با کمبود برنامه نویس خوب مواجه است. با او که تجربه فراوانی در این حوزه دارد و تعداد قابل توجهی از موفق ترین اپلیکیشن های فارسی را نوشته، در مورد دنیای این روزهایش، زیروبم اپلیکیشن نویسی در ا یستم استارت آپی و البته چالش های بزرگش، به گفت وگو نشسته ایم. حالا که به گذشته نگاه می کنی ا یستم چه تغییرات مهمی کرده است؟سرعت تغییر ا یستم و تکامل آن بسیار زیاد است. این خصیصه مزایا و معایب خاص خودش را دارد، این روند باعث شده که روز به روز به سمت حرفه ای شدنِ بیشتر پیش برویم و همچنین آدم های این حرفه و سیستم ها پیچیده تر شوند و تکامل سریع تر رخ دهد. این روند فزاینده و رو به رشد باعث عقب افتادن خیلی از ما شده است که نتوانیم همزمان با سرعت این تغییر، بزرگ شویم، حتی قبول این موضوع برای خیلی از ما سخت است. عدم پذیرش این موضوع باعث می شود که دنبال یادگیری مطالب جدید نباشیم. برای مثال قریب به ۱۴ سال است که در این حرفه مشغول به کار هستم و در هفت هشت سال اول در جواب پرسش «حرفه شما چیست؟» پاسخم به دانشجوی ی مکانیک خلاصه می شد اما در حال حاضر افرادی هستند که با شرکت در یک ورک شاپ خود را برنامه نویس می خوانند و یا برنامه نویسی که در همایشی برنده لوح تقدیر می شود، همین که رابطه هایش با شبکه برنامه نویسان تقویت می شود، پس از آن دیگر خود را در مقام مشاورفنی و یا منتور می بیند و همین باعث می شود که غروری خاص پیدا کند و روند یادگیری اش کُند یا متوقف شود. از معایب شرکت در این رویدادها و همایش ها این است که برنامه نویسانی با سابقه حتی در حدود یک سال نیز با استفاده از رابطه هایی که به دست می آورند، جذب شرکت های نسبتا بزرگی می شوند و چون این شرکت ها معمولا بیشتر از میزان لازم نیرو جذب می کنند تا در صورت نیاز از آنها استفاده کنند، به طور معمول برنامه نویس از تمام ظرفیت خودش استفاده نمی کند و به اصطلاع دچار چالش خاصی نمی شود و این روند باعث عدم تحرک و پویایی برنامه نویس و در نهایت ضعف فنی اش می شود ولی این روند در کشورهای توسعه یافته نظیر فنلاند و استرالیا که بعضی از دوستانم مشغول به کار هستند، برع است. علت اینکه شرکت ها بیشتر از میزان مورد نیاز برنامه نویس جذب می کنند، چیست؟باتوجه به سرعت ا یستم و رشد دائمی آن، ما هر روز به تعداد بیشتری برنامه نویس نیاز داریم و کمبود نیروی فنی کاملا مشهود است و چون سرمایه در گردش شرکت ها بالاست، برای آنها صرفه اقتصادی دارد که نیروی ذخیره برای کارهای ضروری و فورس ماژور احتمالی جذب کنند. پس در حقیقت شرکت ها نگران منابع انسانی هستند و به خاطر آنکه در کارشان دچار وقفه و مشکل نشوند، به جذب نیروی انسانی اضافه روی می آورند؟قسمتی از این مشکل به تفکر خود برنامه نویس ها هم بر می گردد. در خارج کشور برنامه نویس ها دائما به دنبال رشد شغلی می گردند و سعی می کنند اگر برای مثال پنج سال در شرکت گوگل کار کرده اند، شغل مهم تری را در شرکت آمازون برای خود پیدا کنند. در ایران این تفکر وجود ندارد و برنامه نویس ها یک حد مشخصی از زمان را برای خود تعریف می کنند و خود را تنها در این بازه برنامه نویس می بینند. دلایل این تفکر، یک مورد این است که فکر می کنند پس از سنین ۲۸، ۲۹ سالگی دیگر مغز انسان توان پردازش و نوشتن برنامه های خوب را ندارد و دلیل دیگر، این که با شرکت در رویداد ها و همایش ها و دیدن آدم های موفق استارت آپی، شروع به خیال پردازی کرده و سودای یک استارت آپ گسترده را در ذهن می پرورانند که خودشان بنیانگذار آن هستند. در حقیقت فقط نیمه پر لیوان را می بینند و ش ت ها، هزینه ها و تمام جوانب را با هم نمی بینند. برای مثال، برای راه اندازی سیستمی مثل اسنپ نیاز به تعداد زیادی اتومبیل و راننده داوطلب، سرمایه گذار، تیم فنی و لجستیک داریم و فقط با داشتن ایده، کاری نمی توان از پیش برد. اما چون برنامه نویس خودش را اهل فن این حرفه می داند، موفقیتش را تضمینی می بیند. برای مثال، وقتی که متوجه می شود برنامه ای که خودش نوشته است برای صاحب شرکت چه مقدار سودآوری دارد، با خود می گوید چرا من خودم برنامه را برای خودم ننویسم و ب و کار خودم را راه نیندازم؟! با شرکت در استارت آپ ویکندها و رویداد های مختلف این حس تقویت می شود. دلیل دیگر آن این است که شرکت های کوچک برع شرکت های بزرگ توانایی زیادی را از یک برنامه نویس انتظار دارند و این باعث می شود که این حس در برنامه نویس القا شود که این شغل، حرفه کم اهمیتی است و باید این فرصت کوتاه را مغتنم بشمارد و با ب دانش لازم و جمع آوری سرمایه در پایان این فرصت و زمان تعریف شده برای خود ب و کار جدیدی راه بیندازد. البته فی نفسه ایجاد ب و کار جدید مذموم نیست اما این ب و کار باید تا حدودی با شرایط فردی که آن را شروع می کند، هم خوانی داشته باشد و تنها تفکر سودآوری از ب و کار جدید، ملاک عمل نباشد. برای من این نکته عجیب است که وقتی بهترین اَپ های ایران را نوشته ای، چرا به خودت نگفتی که من چرا باید برای دیگران بنویسم و استارتاپ خودم را نداشته باشم؟(می خندد) در سال های گذشته دو، سه مورد استارت آپ راه انداخته ایم ولی در کنار جاه طلبی و ریسک پذیری با دید منطقی به قضیه نگاه که حتی مثلا فردی که یک ب و کار فروشگاهی به راه انداخته با یک سرمایه نسبتا زیاد این کار را شروع کرده است.
در سال های ۸۷، ۸۸ یک سیستم نیازمندی ها تحت وب نوشته بودیم که در زمان خودش معروف شده بود و درآمد آن نسبتا خوب بود اما در طول زمان ذائقه مردم عوض شد و به گوشی های هوشمند روی آوردند و ما ناچار به توقف فعالیت های آن شدیم. اشتباه ما این بود که خیلی دیر وارد حوزه برنامه نویسی گوشی های همراه شدیم. بعد از آن هم شرکت توکان را راه اندازی کردیم، توکان شرکتی بود که خدمات فنی به ب و کار ها ارائه می داد. بعد از آن هم یک شرکت کاری راه انداختیم اما همه اینها معمولا پس از طی ۳۰، ۴۰ درصد راه، با ش ت روبه رو می شدند.برنامه نویس خوب بودن ا اما به معنای مدیر موفق یک استارتاپ بودن نیست. آدم باید ژنتیکی مدیر باشد. با این اوصاف میلاد در حرفه برنامه نویسی باقی می ماند یا اینکه معتقدی به صورت ژنتیکی توانایی خلق استارت آپ را داری و می توانی موفق شوی؟ من هیچ وقت به برنامه نویس ماندن به صورت دائمی نگاه ن ، بلکه با نگرش مالی و ب درآمد به آن نگاه .حالا هم بیزنس موفق خودم را دارم.
من در حال حاضر سیستمی به نام پونز به راه انداخته ام که در راستای همان سیستم نیازمندی های قبلی ام است. این اپلیکیشن مکان محور و با دامنه فعالیت در کل ایران است که به کاربر باتوجه به موقعیت او، اماکن مورد نیازش را پیشنهاد می دهد. پس تو هم همچنان درصدد هستی که استارت آپ خودت را راه اندازی کنی؟بله، من همیشه به دنبال راهی برای ایجاد یک استارت آپ هستم. حتی پس از توقف سایت توکان چون سلیقه مردم به سمت اپلیکیشن های تلفن همراه رفته بود، با وجود آنکه من در زمینه برنامه نویسی و طراحی وب کاملا شناخته شده بودم و پیشنهاد های خوبی داشتم، ریسک دوم خودم را انجام دادم و برنامه نویسی وب را کنار گذاشتم و برنامه نویسی برای گوشی های هوشمند را شروع . ریسک اولم تغییر حیطه کاری از ی مکانیک به برنامه نویسی بود و در نهایت کار را به جایی رس م که به صاحبان وب سایت های معتبر و معروف پیشنهاد می دادیم که تولید نسخه اپلیکیشن وب سایت خود را برای گوشی های هوشمند، به ما بسپارند. البته تعداد زیادی از آنها راضی به این امر نمی شدند. در آن زمان اپلیکیشنی به نام پیامستان نوشتم که در ۶ ماه دومین برنامه پرفروش و جزو ۱۰ برنامه ای بود که توانست در بازار بالای یک میلیون بار نصب داشته باشد. می خواهم بگویم که همیشه دنبال خلق محصول برای ب درآمد نسبت به توانم در زمان خودش بوده ام. اکثر افراد به دنبال ب درآمد های هنگفت و جهان شمول از استارت آپ ها هستند اما واقعیت آن است که با برنامه هایی با مارکت کوچک تر هم می شود درآمد خوبی ب کرد. موردی داشتیم که با نوشتن یک ربات تلگرامی توانسته است چند صدمیلیون تومان به دست آورد. اما واقعا در ابتدا کمتر ی به یک ربات تلگرامی به چشم ب و کار نگاه می کند و اصولا تعریف ب وکار سخت شده است. تعریف تو از استارت آپ چیست؟هر فکر و ایده ای که با اجرای آن بتوانید تولید ثروت کنید. پس فرقی نمی کند که بنیانگذار آن باشی یا برنامه نویس آن؟ دقیقا. یک برنامه نویس توانایی خلق دارد. برای مثال، بنیانگذاران دیجی کالا و آپارات خودشان آدم های فنی بودند و این واقعا یک مزیت بزرگ است. یکی از مشکلات فعلی این است که برنامه نویسانی که توانایی مدیریت استارت آپ را ندارند، سعی می کنند استارت آپ بزنند. آیا به مدیران استارت آپ ها توصیه می کنی که خودشان برنامه نویسی یاد بگیرند؟بله، صددرصد و به نظر من خیلی هم اهمیت دارد. اصلا با این فرض که شما هیچ نیازی به برنامه نویسی پیدا نخواهیدکرد، ولی با یادگیری برنامه نویسی می توان سیستمی که تحت نظارت خود دارید را بهتر بشناسید. افراد تیم را ارزی بهتری کنید، بعضی اوقات برخی از برنامه نویس ها سعی می کنند امکانات جدیدی که به یک پلتفرمی اضافه می شود را از مدیران خود مخفی کنند. بدین علت که در غیراین صورت حجم کار خودشان زیاد تر خواهد شد. معمولا این مشکل در شرکت های کوچک کمتر شایع است و مخصوص شرکت های بزرگ تر است. حتی اگر برنامه نویسی قصد این را هم داشته باشد که به مدیرش اطلاع دهد، عملا حجم کار سایر برنامه نویس ها را در شرکت زیادتر می کند و همین عامل، باعث می شود منصرف شود. به همین خاطر دانش فنی حداقلی در مورد امکانات سیستم عامل ها برای مدیران ضروری به نظر می رسد. چرا برنامه نویس کم داریم؟نه برنامه نویس کم نداریم. برنامه نویسی که علاقه مند به کار در یک شرکت باشد، کم است. برنامه نویس های ما چهار گروه شده اند. یک گروه، در شرکت ها مشغول به کار هستند که از نظر من کار درستی است. گروه دیگر معتقدند با توجه به داشتن دانش فنی کافی و همچنین با وجود مارکت خوبی مانند کافه بازار دلیلی برای کار برای اشخاص حقیقی یا حقوقی وجود ندارد و به تنهایی به تولید اپلیکیشن و فروش آن روی می آورند که این دقیقا همان کاری بود که من هم انجام می دادم و با نوشتن برنامه ای مانند پیامستان در مدت یک ماه در سال ۹۲ مبلغ قابل توجه ۶۰ میلیون تومان فروش داشتم. این برنامه را در شهریور ماه به بازار عرضه و از ابتدای شهریور تا انتهای آن ماه تنها ۷۰۰ هزار تومان فروش داشتم ولی ماه بعد یعنی مهرماه ۶۰ میلیون تومان فروش داشتم و این روند در ماه های بعد به صورت ۳۰ میلیون تومان و ۲۰ میلیون تومان ادامه یافت. درآن زمان برای جلب توجه و ایجاد حس کنجکاوی در اطرافیانم نمودارهای فروش را با مخفی اعداد در توییتر قرار می دادم. آنطور که به خاطر می آورم در های عید نوروز در یک لحظه ۱۰ هزار نفر آنلاین بودند. برای مثال، اگر من این مدت زمان که به صورت گروهی کار را برای خودم برنامه می نوشتم، شاید به لحاظ مالی از وضعیت درآمد بهتری برخوردار می شدم اما باید در نظر گرفت که این کار مقطعی است و ممکن است در مدت زمانی سود نداشته باشد. البته وضعیت زمانی که اپلیکیشن شما قابلیت تبدیل به ب و کار را داشته باشد، متفاوت خواهد بود. برای مثال، اپلیکیشن هایی مانند کوییز آو کینگز و دیوار که به صورت فزاینده شروع به بزرگ شدن می کند و وارد مسیر استارت آپی می شود. در این صورت شما دیگر به یک تیم احتیاج خواهید داشت و معمولا خودتان هم وارد فضایی خواهید شد که دیگر تمایلی به برنامه نویسی در آینده ندارید و عملا وارد فضای تجارت می شوید. دسته آ هم انی هستند که به صورت موقت وارد همکاری با شرکتی می شوند و بعد از مدتی و با جمع آوری سرمایه به دنبال مدیر شدن برای ب و کار خود هستند.
یک دسته هم انی هستند که موقتا جذب می شوند ولی دنبال این هستند که خودشان ب وکار راه بیندازند. برخی هم دنبال راه انداختن ب وکار نیستند، دنبال مدیر شدن هستند. این بد است وگرنه برنامه نویس کارش حل مشکلات است و مشکلاتی را که بخواهد حل کند با تولید یک محصول حل می کند. آن پروداکت هم مورد استقبال قرار می گیرد و خود به خود می شود یک ب وکار منتها مشکل این است که طرف دنبال مدیر شدن است. ببینید، مثل این است که من بروم دنبال علم بعد خود به خود بشوم ابوعلی سینا. این خیلی خوب است. مشکل این است که الان آدم هایی که دارند این کار را می کنند، دنبال ابوعلی سینا شدن هستند و دنبال این نیستند که ریاضی بخوانند که بشوند ابوعلی سینا. یعنی منظورت این است که شاید مدیر شدن در ا یستم خیلی پررنگ شده است؟ بله، به خاطر اینکه مدیران همه جا دیده می شوند. مثلا جشنواره وب به چه ی جایزه می دهد، چه ی می رود بالای سن و جایزه را می گیرد؟ معمولا مدیر . رو مه یا تلویزیون با چه ی مصاحبه می کند؟ معمولا مدیر. همیشه آدم های فنی کمتر دیده می شوند. واقعا آدم های فنی نقش خیلی پررنگی دارند و خودشان هم این نقش را می دانند. به نظر من شاید اشکال داشته باشد شاید هم نداشته باشد. مثلا مدیر بخش دیجی کالا، اسنپ یا بامیلو اینها فنی هستند و نمی دانم در افکار عمومی کشورهای دیگر جهان هم اینها را می شناسند یا نه؟ اینجا ما جابز را می شناسیم! ببینید، ما الان پی پال را می شناسیم ، ولی مثلا دروید کنف یک کنفرانس اندروید خیلی بولد است در دنیا و تیم پی پال مدیر فنی اش را می فرستد، برنامه نویس اش را می فرستد که آنجا سخنرانی کند و وقت سخنرانی برایش می گیرد. اما به من که در یک شرکتی برنامه نویس هستم وقت سخنرانی نمی دهند ولی به مدیرم که شرکت خیلی معروفی است و اسپانسر شده وقت سخنرانی می دهند. این مدیر همیشه به آنجا می رود و یک سری آمار و ارقام تکراری می دهد. این مدیر می تواند برنامه نویس اش را بفرستد آنجا اما این کار را نمی کند و از این می ترسد که برنامه نویسشان برود آنجا و شناخته بشود و از فردا پیشنهاد کار داشته باشد. میلاد قبلا تعریف خودت از استارت آپ را گفتی. تعریف ا یستم از استارت آپ موفق چیست؟ امکان دارد یک فرد ماهی یک میلیون تومان در یک شرکت حقوق بگیرد، یک کار هم راه می اندازد که ماهی دو میلیون درآمد داشته و علاوه بر آن برای چند نفر دیگر هم شغل ایجاد کرده باشد. خب مسلما این آدم در جایگاه خودش موفق است، اما ما فکر می کنیم چون به دیجی کالا نرسیده یعنی ناموفق است. انتظارات را عجیب بالا برده ایم. یعنی همه باید یا دیچی کالا باشند یا اسنپ. در صورتی که تعریف استارت آپ این است که پارکینگی و با هزینه خیلی کم شروع کند. در ایران مثال استارت آپ، شرکتی است که ماهی ۱۵ میلیون اجاره دفتر و ماهی ۵ میلیون حقوق ابدارچی و خدمات می دهد! به نوعی اکثرا می خواهند ویترینی جذاب بسازند برای جذب سرمایه. خب سرمایه گذار حرفه ای هم نمی آید به ی پول بدهد که ویترین می سازد!شما فرض کنید من به تنهایی در خانه یک سیستم راه اندازی که واقعا ارزش دارد. ولی چون دفتر کار ندارم باید بروم در یک کافی شاپ با این سرمایه گذار قرار بگذارم. این سرمایه گذار وقتی به شرکتی می رود که ۱۰ نفر پرسنل دارد و آبدارچی از او پذیرایی می کند و اتاق های شیک و مجزا دارد، دید مثبت تری نسبت به آن شرکت خواهد داشت. خود سیستم را نمی بیند بلکه بیشتر چشمش به دنبال حاشیه هاست. درست است که سرمایه گذار هم هرجایی اقدام به سرمایه گذاری و ج پولش نمی کند اما در عمل چیز دیگری می بینیم.
وضعیت خیلی بدی است که به عنوان ی که سال ها در این ا یستم کار کرده ای و کارهای فنی خیلی خوبی هم داشته ای، به این نتیجه برسی که برخی از سرمایه گذاران ما عقل شان به چشم شان است.
واقعیت همین است و به خاطر همین است که خیلی ها اصلا اقدام به راه اندازی بیزینس می کنند تا آن را به سرمایه گذار بفروشند. در واقع لم سرمایه گذاران را پیدا کرده اند. یعنی کاملا بلد هستند که چطور اسلاید درست کنند و به سرمایه گذار ارائه دهند یا اینکه پول به رسانه ها بدهند تا ویدیوی تبلیغاتی از او بسازند به عنوان مصاحبه و یا اینکه می داند کجا و چطور با سرمایه گذاران قرار بگذارد تا چه تاثیری داشته باشد. یا حتی اینکه می دانند در کدام رستوران قرار بگذارند تا سرمایه گذار دید مثبت تری پیدا کند. یعنی در این حد جزئیات مشخص است. به شکلی است که آدم به یاد نتورک مارکتینگ می افتد! مثل همان جلساتی که برای گلدکوییست می رفتند و به آنها آموزش داده می شد که مثلا برای تاثیرگذاری بیشتر خودنویس را به این شکل قرار بده تا بازتاب برق لامپ که به خودنویس می خورد چشم مخاطب را بگیرد! به این صورت تعداد ش ت هایی که اتفاق می افتد زیاد می شود.خب همیشه سوال همین است که الان سرمایه گذاران ما چند بیزینس موفق داشته اند؟ مسئله ای که وجود دارد این است که تعریف ها از موفقیت متفاوت است. شما یک نفره یا سه نفره شرکتی راه انداختید، بعد سرمایه گذاری آمده و روی شرکت شما سرمایه گذاری کرده و یک دفعه شما تبدیل می شوید به یک شرکت ۲۰ نفره و ماشین شاسی بلند می ید و... خب به نظر من این تعریف موفقیت نیست. در این مورد می توان گفت آن شخص خاص موفق شده و پول دار شده است و بیزینسش موفق نشده است. مثلا من خیلی دیده ام ی در یک شهرستان استارت آپی داشته، سرمایه گذار در تهران دفتری داده و او هم در تهران مشغول و شده مدیر یک شرکت ۲۰ نفره با یک ماشین چندصد میلیونی! خب این شخص مشخص است که موفق شده ولی صحبتمان این است که ب وکارش هم موفق شده یا خیر. در الکامپ استارز از یکی از تیم هایی که ارائه می داد پرسیدند تا حالا چقدر درآمد داشته ای گفت ۵۰ میلیون تومان.
گفتند این مبلغ را چطوری به دست آورده ای؟ گفت سرمایه گذار به ما داده! یعنی پولی که سرمایه گذار داده را به عنوان درآمد می بینند. در واقع قبلا جذب سرمایه از سرمایه گذار وسیله ای بود برای رسیدن به هدف، اما الان خودش تبدیل به هدف شده است. یعنی ما استارت آپ هایی داریم که کارشان جذب سرمایه است؟بله الان داریم. اشخاصی که می گویند من ۶ماه روی استارت آپم وقت می گذارم تا از یک سرمایه گذار جذب سرمایه داشته باشم و حتی اگر ش ت هم بخورد برای من مهم نیست.من پول خودم را درآورده ام و در این خلال که استارت آپم با پول سرمایه گذار به سمت جلو حرکت می کند من ارتباطات بیشتری می گیرم و موقعیت برای زدن یک استارت آپ جدید برایم فراهم می شود. یعنی با پول سرمایه گذار خودشان را بورسیه می کنند. در ابتدای صحبتت در مورد ا یستم گفتی ا یستم رشد کرد و دیوار ها اب شد.این دیوار چه سالی فروریخت ؟کم کم فرو ریخت، به نظرم سال های ۸۷، ۸۸ شروع شده بود. ببینید، مثلا من سال های قدیم از دیجی کالا و رقیب آن موقعش به نام شاپ دات آی آر، اینترنتی گوشی می یدم و دوستانم می گفتند مگر عقلت کم شده، ۲۰۰هزار تومان پول گوشی می دهی اینترنتی و هیچ چیزی هم دستت نیست. آن سال ها خب واقعا نمی شد ب و کار راه انداخت. نه پرداخت آنلاین داشتیم، نه سیستم های این مدلی وجود داشت. دیجی کالا که برای من گوشی می آورد، من ۲۰۰هزارتومان به پیکش می دادم. آن موقع حتی سیستم پوز هم در درسترس نبود. ولی از سال های ۸۸ یا ۸۹ مردم شروع د به پرداخت اینترنتی قبض ها. سیستم ها شروع د به راه اندازی سایت شرکت های قدیمی. سیستم هایی مثل دیجی کالا و و اینها به درآمد زایی بزرگ رسیدند و از آن طرف مردم دیدند که می شود به فضای آنلاین اعتماد و پول پرداخت کرد. از سوی دیگر انی که بیزینس داشتند، دیدند که از این راه می شود پول در آورد. آن موقع همه، ایستگاه را مثال می زدند، همه سایتی مثل ایستگاه می خواستند؛ سایتی مثل دیجی کالا. یعنی موقعی بود که مردم فهمیده بودند می شود از آن فضا پول در آورد، حالا هرچقدر کمتر و از آن به بعد دیگر قدم به قدم رفت جلو و در دو سه سا ل گذشته با وجود شتاب دهنده ها اعداد و ارقام این فضا نجومی شد.
یک نکته ای که من می خواستم اشاره کنم این است که شاید در بحث فنی هنوز زمانش نشده، یعنی دیوار نریخته است.
خب دیگر، ما همه چیزمان با هم رشد نکرده. ببینید، مثلا شما فرض کنید سیلی آمده است. شما یک روستایی را در نظر بگیرید، وقتی بارندگی زیاد می شود، سیل به راه می افتد، ولی اگر از قبل یک مسیر برای این آب مشخص شده باشد، می شود یک رودخانه که برای آنها قابل استفاده است. ما بستر ها و زیرساخت ها و نیروهای فنی مان خیلی آمادگی این شرایط را نداشتند. بر می گردم به سوال قبلی ام. ما الان بحران برنامه نویس داریم؟اگر بگویم بحران برنامه نویس داریم، شاید فکر کنید خیلی بدبینانه دارم نگاه می کنم، ولی فکر می کنم که داریم. اما بحران را باید تعریف کنیم. خیلی ها از اینکه آگهی می زنند رو مه با حقوق ۵برابر و فردا هم برنامه نویس می گیرند، می گویند ما بحران نداریم و هروقت بخواهیم نیرو می گیریم. بحران برنامه نویس داریم به خاطر اینکه برنامه نویسانی که الان داریم هم ممکن است سال دیگر برنامه نویس نباشند. به خاطر عمر کوتاه برنامه نویسی که متاسفانه برنامه نویسان برای خودشان قائلند، در ایران برنامه نویس با سابقه خیلی کمتر داریم. مثلا الان بیزینس بزرگی چه خارجی و چه ایرانی می خواهد در ایران راه بیفتد یا اینکه خارجی ها می خواهند در اینجا سیستم بومی راه بیندازند مثلا یک تا ی داخل ایران یا یک سیستم بزرگ شکل بگیرد. یکی از ارزش هایی که در تیمشان نیاز دارند تجربه تیم فنی است. خب، در اعلام نیازشان می نویسند ۵ برنامه نویس با سابقه ۱۰ سال می خواهیم چون قصد رقابت با سیستم های بزرگ دنیا را دارند و یک لحظه هم نباید سیستم شان به خاطر مسائل فنی دان شود. خب در ایران این ۵ تا برنامه نویس با ۱۰ سال سابقه را از کجا می خواهند پیدا کنند؟! چون همه مدیر شدند دیگر . یک نکته ای که وجود دارد، این است که شما گفتید عمر برنامه نویسی در ایران کوتاه شده. این عمر کوتاه الان چند سال است؟بحث چندسالش نیست، بحث این است که مثلا در چند وقت پیش آماری منتشر شد و اگر اشتباه نکنم میانگین سن برنامه نویسان، ۳۹ تا ۴۰ سال بود؛ یعنی آنجا برنامه نویس ۵۰ ساله داریم، ۲۰ ساله هم داریم، ولی در ایران خیلی ها من را می بینند می گویند هنوز کد می زنی! نمی دانند کد زدن علاقه من است. میلاد برای حل چالش های فنی،چقدر اهمیت دارد که همه کارکنان از مسائل فنی آگاهی داشته باشند.ببینید، برای حل مشکل فنی اولا در کل تیم باید یک دید فنی خیلی کم ایجاد کرد مثلا یک همایش دیجیتال مارکتینگ هست اما مدیر شرکت ی هم که این حوزه به او ربطی ندارد را با خودش می برد. اصلا طرف ممکن است آدم فنی اش را هم ببرد همایش دیجیتال مارکتینگ. ولی موقعی که یک همایش فنی هست و خیلی قرار نیست راجع به کد نویسی حرف زده شود، بلکه حرف های نیمه فنی زده می شود اما آنجا نمی آید مدیر تیم مارکتینگ اش را ببرد یا مدیر اچ آرش را نمی برد. بلکه باید اینها را ببرد تا شناختشان بیشتر شود یا ۱۰ درصد مثلا دید فنی پیدا کنند. اصلا مدیر اچ آر وقتی با یک برنامه نویس برای استخدام دارد سروکله می زند باید بداند چه چیزی را بپرسد و چه چیزی را باید بلد باشد. متاسفانه مدیرعاملان شرکت های بزرگ در ایران، مشاوران فنی شان همان برنامه نویسان خودشان هستند و این به نظرم درست نیست. میلاد بعضی استارت آپ ها معتقدند باید سریع محصولی بیرون بدهند و بعد آن را آپدیت کنند. بعضی ها هم معتقدند باید حتی چند ماه ویا چند سال وقت بگذارند تا محصول آماده و بعد لانچ شود. راه درست و زمان درست لانچ یک برنامه چه موقعی است؟ باز هم برمی گردیم به حرف اولی که زدم. این موضوع برای انی رخ می دهد که چون تجربه کاملی نداشته اند و سیکل تجربه شان کامل نشده، یک دفعه وسط کار آمده اند کارآفرین شده اند. بنابراین در خیلی از زمینه ها به خودشان اطمینان ندارند، خود باوری ندارند و این باعث می شود حرف هر ی را گوش بدهند. طرف می خواهد یک بیزینسی را راه بیندازد می آید با من و شما م می کند ما می گوییم فقط ام وی پی . او هم سرو ته کار را می زند تا فقط ام وی پی و وارد بازار شود، اصطلاحا می گویند دهن بین است و خیلی راحت به حرف من و شما گوش می دهد. اما ی که تجربه داشته باشد به او می گوید خب این امکاناتی که می گویی را رقیب شما هم دارد مزیت رقابتی ات چیست؟ برو مزیت رقابتی ات را اضافه کن. اگر مزیت رقابتی و ایده آل گرایی باشد دوست دارد محصولش را به ۱۰۰ درصد برساند. آن اولی خیلی زود و ناقص لانچ می کند و این دومی خیلی دیر لانچ می کند و رقیب می آید جایگاهش را می گیرد. این عجله ها و تاخیرها بیشتر به خاطر این است که این آدم ها از خودشان چیزی ندارند و یک دفعه آمده و شده اند کارآفرین و چون تجربه ندارند هر ی هرچیزی گفته را گوش می کنند. همین می شود که ما یک سری از اپلیکیشن ها را می بینیم که اینقدر ضعیف هستند اما مالک آن می گوید اگر اپ من گرفت، بعد روی آن هزینه می کنم. خب، همین ضعیف بودن اپ باعث می شود کارت نگیرد. مثلا ۵، ۶ تا تا ی آنلاین داریم، حالا درست است که خیلی هایشان قدیمی تر هستند و کاربر از آن استفاده می کند ولی کاربر به این نگاه می کند که کار با کدامش راحت تر است. کدام کمتر باگ دارد کدام تر و تمیزتر طراحی شده است. در ایران واقعا به آن شکلی که فکر می کنیم وفاداری کاربر معنی ندارد. کاربر نگاه می کند هر فروشگاهی موبایل در آن ارزان تر باشد از همان می د. پس یکی از راه حل ها این است که در کنار مسائل فنی، شرکت ها باید روی مسائل فرهنگی هم کار و پروموت کنند و ارزش و احترام بگذارند برای برنامه نویسشان که احساس ارزشمندی داشته باشد و در آن شرکت ماندگار شود.شرکت ها به عنوان مسئولت اجتماعی شان، بستری برای آموزش افراد فراهم کنند. برای مثال بسیاری از شرکت های بزرگ وجود دارند که به هیچ وجه کارآموز نمی گیرند. اگر این شرکت ها کارآموز بگیرند و در امر آموزش فعال باشند ممکن است این کارآموز در سه سال آینده یکی از برنامه نویسان خوب ایران باشد. حتی جدیدا می بینیم که افراد فنی کمتر تدریس می کنند که علت این امر را نمی دانم واقعا چیست. البته خود من هم همینطور هستم! نمی دانم چرا. شاید بیشتر به این دلیل که خیلی درگیر کار هستیم. البته تا جایی که من توانستم ورک شاپ برگزار و وجی های خوبی هم داشتیم. مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که خیلی از مدرسین که اقدام به برگزاری کلاس های آموزشی می کنند، افراد فنی نیستند. یک مسئله ای در رابطه با افراد فنی، مثل برنامه نویسان و طراحان، این است که در جایگاه خودشان دیده نمی شوند. تیم فنی سهم خیلی زیادی از موفقیت شرکت دارد. نه می توان گفت تمام سهم کارشرکت نه می توان گفت قسمت کمی از کار شرکت.مسلما افرادی که اپ می نویسند، سرور را مدیریت می کنند و کارهای دیگر مربوط به بخش فنی را انجام می دهند، سهم خیلی زیادی از موفقیت آن شرکت دارند.
در اصل پلتفرم را آنها آماده کرده اند ولی هیچ وقت دیده نمی شوند. حداقل در مصاحبه ها، بارها دیده شده وقتی از رسانه ای برای مصاحبه به یک شرکت می روند، با تمام افراد شرکت مصاحبه می کنند غیر از بخش فنی. برای مثال خود من احساس می که خیلی کار مهمی بوده که اپ شرکتی را نوشتم ولی در مصاحبه ها با تیم مارکتینگ و مدیریت و با همه ع گرفتند و مصاحبه د و رفتند اما انگار اصلا برنامه نویسی وجود نداشته است!
بیوگرافی میلاد از زبان خودش:جاه طلبم اما به شیوه خودم!من متولد ۱۹ اسفند سال ۱۳۶۴ هستم. در سال ۸۳ وارد شدم و در رشته ی مکانیک گرایش جامدات آزاد مشغول به تحصیل شدم. یک سال قبل از طراحی وب را شروع و حین تحصیل به صورت تفریحی این کار را ادامه می دادم. در آن زمان مثل حالا مفاهیم و کلماتی به اسم ا یستم وجود نداشت و در بین هم رشته ای های من هم ی با برنامه نویسی آشنایی نداشت. حتی در آن زمان دانشجویان رشته های فناوری اطلاعات و نرم افزار هم به صورت عملی مهارت چندانی که در بازار کار قابل استفاده باشد را نداشتند و منابع یادگیری این دانش هم برخلاف حالا که به وفور در اینترنت یافت می شود، مانند یوتیوب، اِستک اُور فلو و فروم ها ... خیلی محدود بودند.
از آشنایی در بام تهران تا جشنواره وب
در سایت های اندکی مثل پرشین تو و مجیدآنلاین فروم هایی وجود داشت که امکان تبادل اطلاعات به صورت محدود را امکان پذیر می ساخت و با توجه به اینترنت های دایل آپ آن زمان فقط امکان اشتراک گذاری متن از این طریق وجود داشت. از ویدئو های آموزشی و همایش های تخصصی نیز بی بهره بودیم و تنها گردهمایی هایی که وجود داشت به صورتی بود که مثلا برای تفریح که به بام تهران می رفتیم، با گروهی از دوستان برنامه نویس آشنا شدیم مانند شایان شلیله، محسن ملایری، پویا رجامند، نیما نورمحمدی و ... جامعه ای نبود که در آن به صورتی که حالا مرسوم است، تبادل و اشتراک گذاری اطلاعات انجام شود. ابتدای سال ۸۲ شروع به راه اندازی سایتی به نام جزیره . در آن زمان دانش فنی به قدری پایین بود که به علت عدم تمدید، دامین آن سایت را از دست دادم. بعد از این سایت، سایتی به نام نیمرو دات کام را راه انداختم، این سایت قسمت های پیچیده تری را دارا بود اعم از مجله، سرویس خبری و سیستم نیازمندی ها مانند سایت دیوار، که در آن کاربران قادر به ایجاد تبلیغات شخصی بودند و هر مطلب تازه ای که یاد می گرفتم را در این سایت امتحان می . تعداد کاربران این سایت تا سال ۸۶ به ۵۰۰۰۰ کاربر هم رسید اما به علت اینکه منبع درآمدی حتی برای پوشش هزینه های حفظ خودش هم نداشت و در آن زمان بابت تبلیغات در اینترنت درآمدی هم نداشتیم، تصمیم به توقف فعالیت سایت گرفتم. مثلا با شایان به این صورت آشنا شدم که خبرهای سایت نیمرو را در سایت وبنا قرار می دادند. از طریق او نیز در یکی از برنامه های تفریحی خودمان با پویا رجامند که در آن زمان سایت وبز را در اختیار داشت و با نیما نورمحمدی که در آن زمان صاحب سایت آی هوم بودند، آشنا شدم. شبکه ما گسترش پیدا کرد و کم کم جشنواره وب شکل گرفت. در ابتدا این جشنواره به صورت غیرحضوری و آنلاین برای چند دوره برگزار شد. در سال های بعد جشنواره به صورت حضوری بود. در آنجا با جمع کثیری از هم صنفان خودم آشنا شدم. در آن زمان سایت های معروفی مثل ایستگاه، و دیجی کالا هنوز ساخته نشده بودند و امکان ارتباط با آدم های بزرگ این حوزه برای استفاده از تجربیاتشان به راحتی حالا که به لطف تلگرام و توییتر میسر شده، امکان پذیر نبود و هر دو سه سال یک بار امکان داشت مصاحبه تلویزیونی با آدم های موفق این حوزه پخش شود. در آن زمان به غیر از جشنواره وب، همایش کوچکی به نام روز کاربردپذیری هم برگزار می شد که اهمیت زیادی داشت. همه این رویدادها باعث می شد که آدم های درگیر ا یستم را بتوان پیدا کرد. در آن زمان در دو سه هزار نفری، فقط دو سه نفر را می شناختم که ا یستم برای آنها اهمیت داشت.
آدم جاه طلبی هستم
آدم جاه طلبی هستم اما تعریف خودم را از جاه طلب بودن دارم. همیشه دوست داشتم اپلیکیشن های من سهم زیادی از این بازار را در اختیار بگیرد و اینکه می بینم مجموع اپلیکیشن هایی که نوشتم در حدود ۹ میلیون بار نصب شده است، لذت می برم و تا حدودی این حس را می کند. برنامه نویس ها معمولا فکر می کنند تنها با برنامه نویسی نمی شود به موقعیت درخشانی رسید و آن را صرفا وسیله ای برای رسیدن به هدف خود که در نهایت مدیریت یک ب و کار است، می بینند. یک نکته که در برنامه نویسی وجود دارد این است که در صورت ترک آن برای مدت زمانی نسبتا طولانی، بازگشت به کار خیلی مشکل خواهد بود به این علت که دنیای برنامه نویس تغییر می کند و دیدگاهش عوض می شود.
انگار اپل این بار بد جور بر حرفش پا سفت کرد ه و امید چند انی به بازشد ن د روازه اپل به روی اپ های ایرانی نیست. اپ های زیاد ی یا د ر مرحله ریویو ماند ه اند یا کاملا حذف شد ه اند و د رخواست های آپد یت یا پذیرفته نمی شود یا ی جرات ند ارد د رخواستی ارسال کند که مباد ا اپ روی اپ استور ماند ه اش حذف شود . اما برنامه نویسی فقط آی اواس نیست! از این رو«شنبه» سعی کرد ه با برگزاری میزگرد با حضور مهد ی بهرامی بنیانگذار شرکت فرد اد ، میلاد نوری بنیانگذار استارت آپ پونز، علی ناد علیزاد ه بنیانگذار استود یو تاد ، شاهین کاتبی از بنیانگذاران سیب و حسین ناطقی توسعه د هند ه بازی کویینز آف کینگ به بررسی بازار برنامه نویسی د ر ایران و وضعیت شغلی برنامه نویسان به ویژه آیند ه توسعه د هند گان ios بپرد ازد . شما به طور تخصصی د ر حوزه ios کار می کنید ؛ با شنید ن خبر حذف اپ های ایرانی از اپ استور چه ع العملی د اشتید ؟میلاد : تصور نخست من این بود که به مانند د فعات قبل حتما مشکل مربوط به د رگاه های پرد اخت است و به زود ی حل می شود . بنابراین این حس خوش بینی را د اشتم.
شاهین: من هم فکر نمی کرد م که خیلی جد ی باشد و این مشکل حتما رفع می شود . احتمال می د اد م مانند مشکلاتی که د ر بهمن ماه سال گذشته برای بعضی از نرم افزارها پیش آمد ه حتما حل می شود . اما الان اپ هایی حذف شد ند که ارتباطی با بانک ها یا بحث پرد اخت را خیلی پنهانی و امن شد ه انجام می د اد ند . ما الان اپی را به اپ استور ارسال کرد ه ایم و یک ماه است که د ر ح «این ریویو» ماند ه است. د ر حالی که قبلا یک هفته د ر این ریویو بود و یکی د و روز بعد روی اپ استور قرار می گرفت.
علی: البته فرایند نگرانی اپ استور د ر مورد اپ های ایران به این اوا یا شش هفت ماه اخیر برنمی گرد د . بلکه نگرانی شان از بانک ها شروع شد . اولین برخورد را با خود ما د ر ارتباط با سیبچه ۲ انجام د اد ند ؛ یعنی هفت هشت ماه قبل از اینکه جلوی فعالیت سیستم اینت رایز سیبچه ۲ را بگیرند ، روی بانک ها تمرکز کرد ه بود ند و بانک هایی مانند ملت، سامان و... را از روی اپ استور حذف کرد ند . بانک به سراغ را ار ما آمد ند و ما خد مات مورد نیازشان را ارائه د اد یم. بعد از آن بود که اپل روی سیبچه تمرکز کرد . البته این مسئله تنها مربوط به ایران نیست و قبل از ایران، چین با همین مسائل د ست به گریبان بود ه. د ر چین با استورهای متفرقه برخورد کرد ند . بعد از قضیه سیبچه ۲ استراتژی را تغییر د اد یم؛ یعنی قرار شد همه د ولوپرها اپ شان روی اپ استور باشد و ما فقط نقش تسهیل کنند ه د ریافت اپ را د اشته باشیم؛ یعنی هر ی می خواهد اپ ایرانی ها را ب د و امکان پرد اخت د لاری را ند ارد ، به صورت اتوماتیک، اینجا ریالی پول بد هد . سیبچه مد ت هاست فعالیت می کند و امنیت ید هم د ارد ، اما ممکن است اپل با همین استراتژی هم جلویش را بگیرد . د ر کنار سیبچه، استود یو بازی سازی تاد را د اریم. یکی از بازی های ما الان حد ود د و هفته است که د ر ح ریویو ماند ه و با اینکه مشخص نیست ایرانی است، اما مشخص است که د ر خاورمیانه می خواهد کار کند .
حسین: ما بازی کویینز آف کینگ را د اریم. منتظر ماند ه ایم تا تکلیف اپلیکیشن های د یگر مشخص شود و جرات نکرد ه ایم که آپد یت بازی را به اپ استور ارسال کنیم چون خطر حذف کلی تهد ید ش می کند . با اینکه تنها ۱۰د رصد از کاربران ما ios هستند ، اما یک پنجم د رآمد مان از نسخه ios است و حذفش از اپ استور ریسک زیاد ی برای ب وکارمان ایجاد می کند اما خوش بین نیستیم.
مهد ی: اپل فقط روی اپلیکیشن های مربوط به بیزینس های ایران تمرکز نکرد ه است. من با ارتباطی که با یکی از د وستانم که د ر یکی از شرکت های اپل کار می کند ، برقرار کرد م، متوجه شد م بیشترین ترس اپل این است که آد م هایی که پشت بیزینس های ایرانی هستند ، د ر لیست تحریم های باشند ؛ یعنی موضوع اصلی تنها تحریم نرم افزاری ایران نیست و موضوع اصلی آد م هایی است که از این بیزینس ها سود می برند . الان اپل همه اپ ها و سرویس های رایگان و غیر رایگان را برمی د ارد . اپلیکیشن خود ما هم بعد از هفت روز ماند ن د ر ح این ریویو و با وجود مکاتبات زیاد ی مبنی بر اینکه اصلا ارتباطی به ایران ند ارد بلاتکلیف است. حتی استارت آپ هایی که با آنها همکاری می کنیم با اینکه نسخه های آپد یت شد ه شان آماد ه است اما چون هنوز اپ شان د ر اپ استور حضور د ارد ، از ترس حذف شد ن، نسخه آپد یت را ارسال نمی کنیم. چقد ر می شود د ر این ح استند بای ماند و تنها د لخوش به این نکته بود که چون هنوز اپلیکیشن حذف نشد ه، از آپد یت کرد ن و اضافه کرد ن فیچرهای جد ید خود د اری کرد ؟میلاد : ما خود مان را استند بای می د انیم اما د ر واقع شات د ان هستیم.
شاهین: ما هنوز امید واریم و به همین د لیل ترجیح می د هیم صبر کنیم.
حسین: با اینکه محصول ما از اپ استور ریجکت نشد ه اما چون نسخه اند روید آن د ر حال به روزرسانی است، بعد از مد تی آپد یت نسخه ios را هم کاربران می خواهند . اگر آپد یت انجام نشود ، د ر واقع چنین اپی مرد ه و کاربر ios را از د ست می د هیم. بنابراین چنین ح ی نه تنها پاید ار نیست بلکه عملا بی فاید ه است.
علی : اپل اپ را نگه می د ارد . میلیون ها اپ د ر اپ استور حضور د ارند که بخش اعظمی از آنها خاک می خورند و اصلا به چشم هم نمی آیند . اما اپل معمولا برخورد ش با اپ هایی است که اسم و رسمی د ارند و د ر رسانه های خارج از ایران هم شناخته شد ه هستند و د رآمد زایی د ارند .
شاهین: صفر تا صد ایرانی بود نشان و د اشتن سرمایه گذار ایرانی هم د ر حذف شان تاثیر د اشته است.
میلاد : سه چهار سال پیش هم که د ر اپل اکانت د ولپمنت باز می کرد یم، ایران را به رسمیت نمی شناخت. ولی ما با هویت خارجی اپل را د ور می زد یم. اپل اجازه نمی د اد که د رگاه پرد اخت د اشته باشیم و بعد ما باز با د ورزد ن اپل و با ترفند هایی د رگاه را هم اضافه می کرد یم. اپل الان با د ید ن این اوضاع که بعضی از اپ های ایرانی د رگاه د ارند و بعضی ند ارند و ناشناخته کار می کنند ، همه را با هم حذف کرد ه است.
حسین: اپل حتی با د اشتن بیش از ۶ میلیون کاربر د ر ایران که حجم د رآمد آن میلیارد د لاری است، ریسک نمی کند و می خواهد براساس قوانین حرکت کند .
شاهین: د ر همین شرایط هم گوشی های اپل د ر ایران به فروش می رسد . بنابراین وقتی بازارش را از د ست نمی د هد ، د ستش برای هر برخورد ی باز است.
حسین: البته بازار فروش گوشی اپل هم د ر د رازمد ت آسیب خواهد د ید .
مهد ی: تحریمی که برای اپل د ر نظر خواهد گرفت، بسیار بیشتر از رقمی است که از بازار ایران به د ست می آورد . اپل سه ماه اخیر د ر سطح جهان، حد ود ۴۲میلیون آیفون فروخته که کمترین میزان فروشش هم بود ه است. بنابراین ۵ یا ۶ میلیون کاربر ایرانی را می تواند ناد ید ه بگیرد .
حسین: البته اینکه اپلیکیشن ها را د ر ح این ریویو نگه می د ارد می تواند امید وارکنند ه باشد که شاید اوضاع عوض شود ، چون می توانست د رجا ریجکت کند .
علی: از طریق یکی از د وستان مان د ر اپل خبرد ار شد یم که از حد ود یک سال و نیم پیش واحد بازاری اپل بسیار مشتاق بود ه برای ورود به بازار ایران؛ یعنی به این صورت نیست که بازار کوچک باشد و برای اپل جذاب نباشد چون د ر ایران و خاورمیانه، مرد م برای د ستگاه های الکترونیکی پول زیاد ی ج می کنند . اما تحریم های و ترس از ممنوعیت فعالیت موجب شد ه که د ست به عصا حرکت کنند . به نظر شما چرا اپل د ر تحریم اپ ها و سرویس های ایرانی پیشقد م شد ه و هماهنگی بیشتری با سیاست های ترامپ د ارد ؟علی: این تحریم ها مختص اپل نیست. ما یک ماه پیش د ر جشنواره ای تحت عنوان imga خاورمیانه شرکت کرد یم که برای بازی های مستقل است. ۱۶ بازی ایرانی کاند ید ا شد ند و این اسامی را روی سایت شان هم قرار د اد ند اما عصر همان روز همه بازی ها و ایران را از لیست حذف کرد ند و د یگر حتی نمی توانیم شرکت . بنابراین این تحریم ها کم کم به حوزه های د یگر می رسد .
شاهین: یا مثلا کنفرانس gsma که بزرگ ترین کنفرانس د ر زمینه موبایل است و د ر اسپانیا برگزار می شود ، از امسال به شرکت های ایرانی اجازه حضور نمی د هد .
حسین: این اخبار نگران کنند ه از گوگل هم به گوش می رسد . بعضی از اکانت ها بسته شد ه و این روند احتمالا شد ت می گیرد .
میلاد : گوگل پلی سیستم ریویو د ستی ند ارد و اپ را که وارد کنید ، اتوماتیک روی گوگل پلی قرار می گیرد و ممکن است بعد از یک سال متوجه شود که یک اپ ایرانی است. همچنین سیستم ترکینگ گوگل پلی به نحوی است که اپ هایی را که از خود ش تِرِک شد ه، نصب می کند . به همین د لیل مثلا ما می بینیم که اسنپ د ر کافه بازار، یک میلیون نصب د ارد اما د ر گوگل پلی ۱۰هزار نصب را نشان می د هد و به همین د لیل توجهی را جلب نمی کند . مسئله د یگری هم الان وجود د ارد ؛ به این صورت که نمی د انیم چه تعد اد اپ ایرانی را حذف کرد ه اند و آیا فقط اپ های اسم و رسم د ار حذف شد ه اند یا اپ های کوچک هم حذف شد ه اند و به د لیل گمنام بود ن، خبری از آنها منع نشد ه است؟
بنابر صحبت هایی که د ارید ، به نظر می رسد که زنگ خطری جهانی برای ا سیتم ایران به صد ا د رآمد ه است؛ یعنی اگر جشنواره ها و نمایشگاه ها د ر سایر کشورها هم بخواهند به صف تحریم کنند گان بپیوند ند ، احتمالا مشکلات جد ی تری ایجاد می شود .
مهد ی: د قیقا. همانطور که بچه ها هم اشاره کرد ند ، برخورد با اپ های ایرانی مربوط به چند ماهه اخیر نیست و اپل چند سالی است که د ر حال بررسی و تحقیق است تا بتواند برخورد ی قاطع با اپ های ایرانی د اشته باشد . بنابراین اگر گوگل هم هنوز برخورد ی مانند اپل نکرد ه است، چه بسا که د ر حال تحقیق است و برخورد ش را یکی د و سال آیند ه نشان می د هد . با این شرایط راه حل چیست و چه باید کرد ؟ حتی اگر اپل این مشکل را حل کند ، باز هم ممکن است چنین اتفاقی رخ د هد یا سیستم های د یگری چون گوگل چنین برخورد ی د اشته باشند . حسین: وقتی اقد امات اپل تابعی از سیاست ها و تصمیمات د ولت ست، از د ست توسعه د هند گان کاری برنمی آید . مگر اینکه د ولت وارد مذاکره شود .
بیشتر منظورم این است که به د لیل وجود کافه بازار، تحریم های گوگل کمتر به چشم می آیند . آیا برای د ستگاه های ios هم می توان به جایگزینی چون کافه بازار فکر کرد ؟ اما سیبچه یا فراسیب الان خد ماتی می د هند تحت عنوان سیستم های اینت رایز که چون لایسنس شان را اپل می د هد و اگر متوجه شود که خد مات جایگزینی می د هند ، آنها را هم مسد ود می کند .
میلاد : حتی اگر جایگزینی هم برای اپ استور ایجاد کنیم، ما د ر نهایت تنها به کاربران ایرانی توجه کرد ه ایم. اما نمی توانیم به توریست های خارجی بگوییم از کافه بازار یا سیستم جایگزین اپ استور، نرم افزارهای گرد شگری، خد مات حمل و نقل و نقشه را د انلود کنند . بنابراین، این گرد شگران را هم از د ست می د هیم. ما اپلیکیشن پونز را سه زبانه کرد یم و یکی از زبان هایش عربی است و د ر صحبت با یک کشور عربی قرار است د ر جیت از نسخه عربی که مخصوص د وبی است، رونمایی کنیم اما این اپ از اپ استور ریجکت شد ه و ما نمی توانیم به کاربر عربی بگوییم که از اپ استور حذف شد ه ایم چون برای شان قابل د رک نیست.
ایرانی ها باید اپل را فراموش کنند ؟
علی: همه ما محصولات اپل را د وست د اریم و آن را ید اری می کنیم اما با شرایط کشوری مانند ایران، همیشه مسائلی وجود د ارد . بنابراین را ارهای متن باز بیشتر برای ایران مناسب است؛ یعنی اگر اپل بخواهد استراتژی ویژه ای د ر نظر بگیرد ، باید آن را فراموش کنیم. الان یک هفتم د رآمد بازی های من هم از اپل است و البته این بازار را خود ما ایجاد کرد ه ایم؛ یعنی بازاری به وجود آورد ه ایم که هیچ کنترلی رویش ند اریم.
به هر حال باید منتظر چنین روزی می بود یم و همیشه چنین ریسکی وجود د ارد . وقتی شرکتی ۶میلیون د ستگاه د ر یک کشور به فروش می رساند و هیچ خد مات مشتریانی هم ارائه نمی د هد شاید د ولت باید با قانونگذاری و رگوله کرد ن این بازار، جلوی رشد چنین بازاری را بگیرد ؛ یعنی د ستگاه های اپل را به مرور زمان از بازار ایران حذف کند . چون برای من توسعه د هند ه فرقی نمی کند که مشتری من د ستگاه اند روید د ارد یا ios. مهم برای من د سترسی به مشتری است. وقتی ios د ر بازار نباشد ، مشتری از اند روید استفاد ه خواهد کرد . البته حرف میلاد د رست است و این بازار محلی و د ر سطح ایران خواهد ماند و مثلا برای گرد شگران خارجی کارایی ند ارد . اما من بیشتر د ر جهت حق مشتری صحبت می کنم. چون وقتی محصولی را ید اری می کند باید خد مات پس از فروش هم د ریافت کند . هر چند اگر مسائل د ر میان نبود ، شاید اپل به ایران می آمد و خد مات پس از فروش هم ارائه می کرد اما ظاهرا فشارهای تنها متوجه ایران تحریم شد ه نیست و کشورهای د یگری هم مشکلاتی با اپل د ارند . مهد ی: کشورهایی مانند روسیه و چین هم سال هاست که چنین مسائلی را د ارند اما آنها برای حل این مشکل، سیستم های محلی راه اند ازی کرد ه اند البته نه اپ استور محلی بلکه سیستم هایی ویژه کشورشان. الان د ر چین ی از گوگل مپ استفاد ه نمی کند بلکه از نقشه ای محلی استفاد ه می کند که به جرات می توان گفت از نقشه گوگل هم بهتر است. تمام امکانات و اطلاعات موجود با همکاری د ولت د ر اختیار یک شرکت برای تولید اپلیکیشن قرار گرفته و این مشکل حل شد ه است. اما د ولت چین از چند سال قبل از اینکه اپل بین مرد مش محبوب بشود و بازار بزرگی ایجاد کند و بتواند محد ود یتی به وجود آورد ، چاره اند یشی کرد ه و الان اینقد ر د ست بالا را د ارد که حتی اپل را م م کرد ه که د سترسی کاربران چینی را به بعضی از اپلیکیشن ها محد ود کند اما د ر ایران برنامه ای وجود ند اشته و به راه حلی فکر نکرد ه اند .
علی: البته بعضا فکر هم شد ه. مثلا موتور جست وجوی د اخلی از طرف چند د انشگاه پیش می رفت اما حوزه های زیاد ی هم فراموش شد ند و د ستگاه های اپل به صورت چراغ خاموش د ر بازار ایران به فروش رسید ه اند و محبوب هم شد ه اند اما هیچ را اری برای مد یریت بازارش ند اریم. حتی اپل این فیچر را د ارد که به صورت ریموت یک اپ را حذف کند . هر چند تاکنون از این امکان استفاد ه نکرد ه اما ممکن است این کار را هم د و باز ما را اری برایش ند اریم. یا فرض کنید یک ارگان نظامی ایرانی بخواهد از سیستم عامل ویند وز که محصول یک شرکت یی است، استفاد ه کند ، باید بپذیرد که این شرکت ممکن است هر اطلاعاتی را که بخواهد به د ست بیاورد . یا حتی استفاد ه از یک پرینتر اچ پی هم همین مسائل را د ارد چون این قابلیت را د ارد که اطلاعات را ارسال کند .
حسین: البته موتور جست وجوی د اخلی بی هد ف بود و به همین د لیل نتیجه ای هم ند اشت. برای اینکه این بحث را ببند یم و چند سوال د یگر را هم مطرح کنیم، سوال مشخصی د ارم که می خواهم جواب کوتاه و مشخصی به آن بد هید . الان را ار پیشنهاد ی شما برای حل چنین مسئله ای چیست؟میلاد : به نظر من الان برای حل مشکل ios را اری ند اریم. راه اند ازی اکانت اینت رایزی مانند کافه بازار هم امکان پذیر نیست و غیرقانونی است.
حسین: چنین را اری هم به بن بست می رسد .
شاهین: اصلا به سراغ اینت رایزها رفتن، راه حل قانونی نیست. د ولت هم نمی تواند مقرراتی برایش د اشته باشد و تنها راه حل کنار گذاشتن د ستگاه های اپل است. من واقعا نمی د انم چقد ر می توان مرد م را از اپل د ور کرد و به سمت اند روید برد .
علی: د ولت تجربه وایبر را د ارد . وایبر را مسد ود کرد و سریع ترین رشد ، نصیب تلگرام شد .
مهد ی: کوچ کرد ن مرد م از یک نرم افزار به یک نرم افزار د یگر، هزینه ای برای شان ند ارد اما از یک د ستگاه به د ستگاه د یگر هزینه د ارد . همین الان مرد م منتظر آیفون ۱۰ هستند که به بازار بیاید و ید اری اش کنند .
حسین: کناررفتن آیفون از بازار، د ر د رازمد ت اتفاق می افتد .
شاهین: استفاد ه از د ستگاه های اپل د ر ایران تا حد ود ی بحث های مربوط به برند و فرهنگ را هم د ر خود د ارد و به نوعی طبقه اجتماعی را هم نشان می د هد .
میلاد : مشکل این است که مرد م هنوز نمی د انند که چنین مسئله ای وجود د ارد و نباید اپل ب ند ؛ یعنی آگاه سازی صورت نگرفته است.
مهد ی: قشری که الان اپل د ست شان است، قشر تاثیرگذاری است که ید می کنند و از خد مات و کالاهای استارت آپ ها استفاد ه می کنند . من خود م تجربه کار با چند استارت آپ را د ارم و طی یکی د وسال اخیر همیشه کاربران ios آنها بیشتر از اند روید بود . با این مشکلات بخش زیاد ی از کاربران و مشتریان استارت آپ ها از د ست می رود .
حسین: شاید اگر ترامپ عوض شود ، کل سیاست اپل هم تغییر کند . د ر هر صورت د ولت باید د ر این زمینه تصمیم مهمی بگیرد .
میلاد : به هر حال این ریسک همیشه وجود د ارد . ب وکارهایی که الان می خواهند کارشان را شروع کنند ، اصلا ios را جزو سبد شان قرار نمی د هند . جد ا از مشکلاتی که از خارج از مرزهای ایران ممکن است ایجاد شود ، برنامه نویس ها د ر روند ب وکارشان با چه مسائلی مواجه هستند ؟میلاد : یکی از مشکلاتی که الان وجود د ارد این است که ا یستم جذ ت هایی ایجاد کرد ه است و افراد زیاد ی می خواهند د ر این زمینه سرمایه گذاری کنند . این افراد بد ون اطلاعات هستند و سوالات عجیبی می پرسند ؛ مثلا می گویند اپی مانند اسنپ، چند ؟! هستند برنامه نویس هایی که د ر خانه نشسته اند برای برنامه ای ۲۰میلیون تومانی تنها ۴ میلیون می گیرند و چون صاحب ب وکار هم شناختی ند ارد ، فکر می کند آن ۴ میلیون د رست است و ما به او گران می گوییم. حتی بعضا افراد ی به ما می گویند تضمین می کنید که این اپ باعث شود ، پولد ار شویم؟!
علی: افراد ی هم هستند که از بخش های صنعتی و سنتی بازار به ا یستم آمد ه اند و اصلا شناختی از قیمت ها و د ستمزد ها ند ارند و نمی د انند که اگر قرار است یک میلیارد سرمایه گذاری کنند باید مثلا ۵۰ میلیون تومان هم برای طراحی اپلیکیشن ب وکارش هزینه کنند . من به این افراد می گویم توریست استارت آپی که تنها د وری می زنند و می روند .
مهد ی: یک موضوع مهم این است که شرکت های برنامه نویسی معمولا شرکت های کوچک و تازه کاری هستند که از مالیات ها و بیمه ها اطلاع د قیقی ند ارند و بد ون اینکه قواعد بازی این حوزه ها را بد انند ، جریمه های سنگینی بعضا برای شان د ر نظر می گیرند . موضوع د یگر هم مربوط به سلیقه ای بود ن حمایت ها و سرمایه گذاری های د ولتی د ر این بخش است. چون افراد معد ود ی معمولا تسهیلاتی د ریافت می کنند یا پروژه هایی به آنها سپرد ه می شود و صلاحیت انجامش را ند ارند . بچه ها به موتورهای جست وجو اشاره کرد ند . به نظر من ب وکارهای زیاد ی د ر این حوزه ها می تواند شکل بگیرد ؛ ب وکارهایی که می توانند جایگزین هایی برای موتورهای جست وجوی خارجی باشند . د ولت باید وارد این گود شود و حمایت د تا شرکت های برنامه نویسی بتوانند جایگزین ها را طراحی و تولید کنند .
میلاد : همین الان هم افراد ی برای انجام چنین پروژه هایی انتخاب شد ه اند اما به نظر نمی رسد که د انش این فن را د اشته باشند و شاید امید ی به طراحی و تولید محصول خوبی وجود ند اشته باشد . چهار پنج سال پیش راه اند ازی و تولید سیستم عامل بومی مد شد ه بود . میلیارد ها تومان به شرکت های بد ون صلاحیت پرد اخت شد اما وجی ند اشت و سیستم عامل بومی تنها د ر حد حرف باقی ماند .
مهد ی: روی موضوع جست وجوگرهای بومی هم تاکنون چند ین میلیارد تومان به شرکت های د ارای رانت و ارتباط پرد اخت شد ه اما اهل فن و بچه های آگاه به این د انش به این منابع مالی د سترسی ند ارند و د ر نهایت هم محصولی تولید نخواهد شد .
حسین: سرمایه گذاری برای راه اند ازی جست وجوگرهای بومی تنها از طریق د ولت باید باشد چون سرمایه گذار بخش خصوصی فکر می کند که هیچگاه نمی تواند با گوگل رقابت کند . البته وقتی پای د ولت د ر مورد ایجاد پیام رسان ها و سایر سیستم های بومی د ر میان باشد ، کاربران ایرانی با نوعی بی اعتماد ی برخورد می کنند و حس می کنند قرار است محد ود شوند یا...
علی: د ر چین و روسیه موتورهای جست وجوی قد رتمند و سرویس های ایمیل با حمایت د ولت ایجاد شد ه اند چون شرکتی مانند گوگل به راحتی از بازاری کنار نمی رود . شرکت هایی هم هستند که وارد این حوزه شد ه اند و سرمایه گذاری کرد ه اند .
مهد ی: باید از این به بعد به فکر باشیم و د ر د رازمد ت به فکر جایگزین هایی باشیم.
میلاد : مشکلی هم سر پیام رسان های بومی د اریم؛ ما طبق قانون ایران کار می کنیم یعنی هر کاربری که کوچک ترین خطایی د ، به اصطلاح یقه صاحب ب وکار را می گیرند و سیستم حقوقی ایران هنوز د رک نکرد ه که این خطای کاربر است نه طراح اپ یا صاحب ب وکار. همچنین هایی باید برای کاربران د ر نظر بگیریم؛ هایی که د ر پیام رسان های خارجی وجود ند ارد و کاربر هر پیام و... را همان لحظه ارسال می کند و با تاخیری مواجه نیست. مجموعه ای از این مشکلات مانع از انجام بسیاری از کارها و خد ماتی می شود که اپ نویس های ایرانی می توانند د ر ایران راه اند ازی و ایجاد کنند .
شاهین: با اینکه شاید محد ود شد ن بازار به اپ های بومی و جایگزین کرد ن سیستم ها و پیام رسان ها ی د اخلی به نفع برنامه نویس های بومی باشد اما با زور امکان پذیر نیست. الان این مشکلات را د ر بخش خود رو د اریم، چون اتومبیل هایی به بازار آمد ه اند که بیشتر جان مرد م را می گیرند تا اینکه آسایشی ایجاد کنند .
کمی جزئی تر بپرد ازیم به حوزه کاری شما. چرا برنامه نویس ها د ر ا یستم خیلی د ید ه نمی شوند و معمولا برای اشاره به استارت آپ های موفق به مد یرعامل آنها اشاره می شود ؟
میلاد : بعضی از ب وکارها براساس اپی که د ارند کار می کنند و حتی گاه توسط یک نفر طراحی و تولید می شوند اما ب وکارهایی هم هستند که از اول توسط یک تیم ایجاد می شوند هر چند نام همه اعضای تیم ممکن سر زبان ها نیفتد .
شاهین: برنامه نویس ها مانند عوامل پشت صحنه ها هستند و معمولا کمتر د ید ه می شوند .
حسین: اما مد یر هیچ استارت آپی نمی تواند مد عی باشد که تنها روند موفقیت را طی کرد ه است چون پشت هر ب وکار موفق یک تیم موفق حضور د ارد .
میلاد : البته یکی از مشکلات بزرگی که ما برنامه نویس ها د ر ایران د اریم این است که به هر شرکتی که برای مذاکره و بستن قرارد اد می رویم و لیستی از ب وکارهایی که نرم افزارشان را نوشته ایم پیش روی شان می گذاریم، معمولا انتظار د ارند که چند د ه نفر را ملاقات کنند . از ما می پرسند که چند نفر هستید و د وست د ارند که مثلا ۵۰نفر باشیم. الان رقیب فوراسکوئر د ر ایران ۷۰ کارمند د ارد . خود فوراسکوئر که د ر سطح جهان کار می کند ، تیمی ۳۰نفره د ارد یا تلگرام تیمش هشت نفر است اما ایرانی ها فکر می کنند که باید تیم شان را شاخ و برگ های زیاد ی بد هند و هر چه بزرگ تر به چشم بیایند یعنی موفق تر هستند .
مهد ی: بسیاری از مجموعه های بزرگی که د ر ایران فعالیت می کنند ، خیلی از نیروهای شان معلوم نیست د قیقا چه وظیفه ای را انجام می د هند . چون مجموعه از یک جایی که بزرگ تر می شود ، کنترلش سخت می شود . د ر حالی که تیم فنی کوچک، کمک های بزرگ تری می تواند د .
میلاد : الان هستند برنامه نویس هایی که وقتی به شرکت ما برای بستن قرارد اد می آیند ، می گویند ۸ساعت حضور د اریم و تنها ۴ساعت می توانیم کار کنیم. د ر ایران مد یران استارت آپی ع هایی د ر شبکه های اجتماعی منتشر می کنند که مثلا ۱۰۰نفره شد یم. یا ۱۰ نفر تنها صفحه اول سایت شان را کنترل و اد اره می کند د ر حالی که برنامه نویس های شرکت باید نرم افزاری تولید کنند که کارهای روتین را انجام د هند . عمر همکاری برنامه نویس های ایرانی با استارت آپ ها و شرکت ها به یک سال رسید ه است چون برنامه نویس مثلا اسنپ د نبال این نیست که رشد کند و د ر اسنپ بشود cto بلکه مد تی کار می کند و با پیشنهاد بهتر به شرکت د یگری می رود .
علی: الان د ر سیلی ولی هم عمر همکاری برنامه نویس ها به هفت تا هشت ماه رسید ه و شاید خیلی نتوان ایراد اساسی به برنامه نویس ها وارد کرد . اما سلوشنی هم د ارند ؛ یعنی سیستم مد یریت د انشی هم شرکت ها برای همکاری های بلند مد ت د ر نظر می گیرند .
حسین: ماند گاری آد م ها تنها د ر گرو پول نیست و رشد و پیشرفت شخصی اش هم مهم است که د ر قاموس یک تیم کامل عملیاتی می شود .
مهد ی: همیشه شرکت های موفق از کاد ر مد یریتی پاید اری برخورد ار بود ه اند . استارت آپ ها هم باید به د نبال حفظ نیروهای فنی خود باشند اما د ر ایران نیروهای اصلی استارت آپ های موفق د ائما جابه جا می شوند و هم با خود شان د انش را می برند و هم سیستمی که ترکش می کنند ، معلق می ماند .
میلاد : الان شرکت هایی هستند که به جای یک برنامه نویس، سه برنامه نویس استخد ام می کنند . هر چند د و نفر بیکار هستند اما د ر کنار نفر اصلی کار را یاد می گیرند تا د رصورتی که نفر اصلی شرکت را ترک کرد ، د و نفر د یگر جایگزینش شوند . این روش هزینه زیاد ی برای استارت آپ ها ایجاد می کند .
علی: به نظر من این کار هزینه کرد نامناسب نیست بلکه به فکر جایگزین کرد ن به موقع نیروی مناسب است. مشکل بزرگ تر این است که اپ نویس های ایرانی همگی می خواهند از ایران بروند . اما بحثی وجود د ارد که ا یستم ایرانی سال هاست که اپ نویس برجسته ای تربیت نکرد ه که مثلا گوگل یا اپل خواهانش باشد ؟علی: همین الان چنین مهاجرت هایی از ایران وجود د ارد و به ویژه بچه هایی که خارج از ایران د رس خواند ه اند ، پیشنهاد های زیاد ی از شرکت های بزرگ اروپایی و یی د ارند .
میلاد : د انش برنامه نویس های ایرانی از د انش روز د نیا عقب نیست. اما مد یران استارت آپ ها همیشه از کمبود نیروی انسانی د ر حوزه برنامه نویسی می گویند . حسین: باید از بنیانگذارهای استارت آپ ها پرسید که چقد ر برای تربیت برنامه نویس خوب هزینه می کنند ؟!
میلاد : بسیاری از برنامه نویس ها بعد از مد تی همکاری می خواهند ب وکار خود شان را راه اند ازی کنند که اغلب هم ش ت می خورند .
علی: البته باید توجه کرد که یکی از بهترین نیروهایی که می تواند د ر این شرکت استخد ام شود ، ی است که یک بار ش ت خورد ه است. الان د ر ایران شتاب د هند ه هایی وجود د ارند که روی راه اند ازی استارت آپ ها سرمایه گذاری می کنند ؛ به نظر شما می توان شرکت هایی راه اند ازی کرد که برنامه نویس تربیت کنند ؟علی: الان د ر سطح د نیا کشورهایی هستند که کمپ های برنامه نویسی راه اند ازی کرد ه اند و نیروی تخصصی تربیت می کنند . چون د ر کشورهای د یگر هم د انشجویان د انشگاهی د انش زیاد ی ند ارند اما د ر یک کمپ شش ماهه می توان نیروهای حرفه ای تربیت کرد .
حسین: حتی شتاب د هند ه ها می توانند بخش منتورینگ قوی برای تربیت برنامه نویس د اشته باشند . اما الان همه منتور شد ه اند بد ون اینکه تجربه خاصی د اشته باشند .
میلاد : الان د ر ایران هر فرد ی که روید اد برگزار می کند ، منتورهای آن روید اد ، شرکت کنند ه های د ور قبلش هستند . چه د ستمزد هایی برای برنامه نویس ها د ر ا یستم کارآفرینی ایران وجود د ارد ؟ حسین: به نظر من د ستمزد ها زیاد و حباب وار رشد کرد ه است.
میلاد : د ر ایران کف د ستمزد ها بالا آمد ه و سقف د ستمزد ها پایین آمد ه است؛ یعنی ی که هشت سال سابقه د ارد د ر یک شرکت ۷ میلیون تومان می گیرد و ی که یک سال و نیم سابقه د ارد ، ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. د ر حالی د ر کشورهای د یگر افراد ی با این سابقه حد اقل ۵برابر فرد کم سابقه د ستمزد می گیرند .
مهد ی: رشد استارت آپ ها و راه اند ازی شرکت های زیاد ی د ر این زمینه هم د لیل شد ه تا افراد از این شرکت به آن شرکت بروند و د ستمزد های مختلفی را طلب کنند و حباب ایجاد شود .
شاهین: برنامه نویس های زیاد ی هم هستند که می خواهند ره صد ساله را یک شبه بروند . د لیل رشد حباب وار د ستمزد برنامه نویس ها چه بود ؟میلاد : حباب د ستمزد برنامه نویس ها از زمانی آغاز شد که شرکت هایی مانند شیپور، اسنپ و راکت اینترنت و... وارد بازار شد ند . چون تا آن زمان د ستمزد ها بین ۳ میلیون تا ۳ میلیون و ۵۰۰هزار تومان بود . اما این شرکت ها د ستمزد های ۸میلیونی را باب کرد ند و بسیاری از برنامه نویس ها توهم رشد ایجاد کرد ند .
شاهین: به خاطر همین حباب د ستمزد ها د ر شرکت خود مان سعی کرد یم که از وجی د انشگاه ها د ر د وره های مختلف ثبت نام کنیم و نیرو تربیت کنیم تا هزینه های گزافی بابت برنامه نویس ها نپرد ازیم. د ر ایران برنامه نویس خیلی خوب، زیاد ند اریم. شرکت های استارت آپی هم به جای اینکه نیروی کار تربیت کنند ، نیروی برنامه نویس د یگر شرکت ها را با د ستمزد های حب استخد ام می کنند . با توجه به اینکه می گویید برنامه نویس خوب زیاد ند اریم، آیا می توانیم رقمی برای تعد اد برنامه نویس های خوب بیان کنیم؟علی: به تعد اد استارت آپ هایی که د رآمد ماهانه بالای ۱۵میلیون تومان د ارند ، برنامه نویس خیلی خوب د اریم.
حسین: تعد اد این شرکت ها کم نیست و برنامه نویس خوب د اریم اما ا یستم ایران به برنامه نویس های خیلی خوب بیشتری نیاز د ارد . د ر مورد برنامه نویس می گویند که می تواند ارزآوری د اشته باشد ، یعنی از جمله بخش های ا یستم است که اپ نویس ها می توانند با تولید اپ هایی برای کشورهای اروپایی و یی ارز وارد کشور کنند . خود شما تجاربی د ر این زمینه د ارید و اینکه با توجه به محد ود یت هایی که برای هویت ایرانی وجود د ارد ، چقد ر این کار شد نی است؟ الان هند ی ها با د ستمزد پایین این کار را انجام می د هند . حسین: این کار الان د ر حال انجام است و بچه های زیاد ی برای خارج از کشور اپ می نویسند . البته هند ی ها به این د لیل د ستمزد پایین د ریافت می کنند که تعد اد توسعه د هند گان شان زیاد است.
شاهین: عد د هایی که شرکت های ایرانی اعلام می کنند هم سطح شرکت های روسی است. ما خود مان برنامه نویسی کرد ه ایم و رقم هایی چون ۵۰هزار د لار برای یک اپ د ریافت کرد ه ایم اما هند ی ها برای همین اپ با همین امکانات تا ۵هزار د لار د ریافت می کنند . البته ما با رمززد ن های بسیار و با هویت های غیرایرانی توانسته ایم برای خارجی ها اپ تولید کنیم.
میلاد : هند ی ها اپ های بی کیفیتی تولید می کنند . اپ قبلی نت برگ را هند ی ها نوشته بود ند و وقتی گفتند که برای شان بنویسیم، می د انستند که باید هزینه بالاتری بپرد ازند .
علی: د و نکته اینجا وجود د ارد . یکی اینکه بازاری وجود د ارد اما د ر قیمت با هند ی ها به سختی می توان رقابت کرد چون سفارش د هند ه اول قیمت را می بیند . نکته د یگر این است که با تولید اپ های ایرانی و د اخلی از وج ارز هم می توان جلوگیری کرد . مثلا د ر حوزه پیام رسان ها د رست است که تلگرام هزینه ای از کاربر ایرانی مستقیما د ریافت نمی کند اما همین ترافیکی که به خارج از ایران می رود ، هزینه بزرگی روی د وش کاربر ایرانی می گذارد چون هزینه را به isp می د هند و از آن به زیرساخت و از زیرساخت به شرکت خارجی پرد اخت می شود و ارز از ایران خارج می شود . بنابراین اگر یک استارت آپ ایرانی یک پیام رسان موفق د اخلی می د اشت، این ارز خارج نمی شود .
مهد ی: موضوع خیلی مهمی که وجود د ارد این است که بستر کار برای هند ی ها بسیار باز است و همه شرکت ها از همه کشورهای جهان مشکلی برای همکاری با هند ی ها ند ارند اما ایرانی ها با موانع زیاد ی مواجه هستند . من با صحبت هایی که با کارفرماهای خارجی د اشته ام، از هند ی ها راضی نیستند و ترجیح می د هند با خارجی هایی کار کنند که کیفیت خوبی تحویل شان بد هند اما مشکل این است که نمی توانند با ایرانی ها کار کنند اگر هم کار کنند ، نخستین شرط شان این است که برنامه نویس حق ند ارد جایی بگوید که اپ آن شرکت را توسعه د اد ه است. حتی برای اینکه پول ما را بد هند باید راه های زیاد ی را طی کنند و میانبرهایی بزنند . حتی بعضا می گویند باور نمی کنند که یک ایرانی می تواند چنین اپ هایی تولید کند . اما مشکلات زیاد ی برای همکاری با ایرانی ها د ارند .
میلاد : هستند شرکت هایی د ر هند که کارشان کلون سازی است؛ یعنی کلون اوبر را می سازند و این کلون را به شرکت های د یگری می فروشند . د ر ایران هم مثلا کلون د یوار را می سازند و آن را به چند ین نفر می فروشند و این هم شد ه ب وکاری که الان د ر ایران هم رواج د ارد . افراد ناآشنا هم نمی د انند که این کلون د ست ۵۰ نفر د یگر هم هست و امکان بزرگ شد ن و رشد شاید برایش فراهم نشود . یا شرکت هایی هستند که می گویند تو که این اپلیکیشن را یک بار نوشته ای، چرا د یگر بابتش پول می گیری؟! به طور کلی این مشکلات وجود د ارد و هند ی ها این مسائل را د ر سطح جهان هم ایجاد کرد ه اند اما اپ های ایرانی چون کیفیت خوبی د ارند ، می توانند د ر بازار جهانی، رقابت کنند .
یکی از کاربران تستا ایمیل زدند که:با سلام. آیا امکان اینکه بخش کاربری تستا ، نمرا و جوملا ادغام گردد هست. ایا برنامه نویسی این کار را انجام میدهید ؟
از این نوع درخواست ها تقریباً روزی دو یا بیشتر داریم. خیلی ها می خواهند تستا یا نمرا یا تیکفا و بوکفا را سفارشی کنند (یعنی با محیط سایت و شرایط محل کار خود ی ان کنند). می توانم همین الان قریب به بیست درخواست را که در جلو چشمانم هست اینجا قرار دهم.
اکثراً انتهای ایمیل ها اینطور تمام می شود: هر چقدر هزینه اش بشود قبول می کنیم!
حقیقت این است که در این چند سال، ما آب بندی شده ایم و متوجه می شویم که شخص فکر می کند مثلاً ۵ هزار تومان نهایت نهایت ۱۰۰ هزار تومان می گیرند و فلان کار را انجام می دهند!
بنابراین، به محض دریافت این نوع ایمیل ها، قیمت تقریبی (حتی خیلی کمتر از آن چیزی که باید بگیریم) را با کلمه «حداقل» به شخص می گویم. مثلاً در جواب به ایمیل بالا ارسال شد:سلام،
بله، حداقل هزینه براى انجام این کار: ٥٠٠ هزار تومان.
در صورت موافقت، اعلام فرمایید...خیلی از اوقات جو که دریافت می کنیم، شبیه به این است:
سلام. خسته نباشید
چه خبره 500 تومان
کل پروژش مگه چقدر ارزش داره که بخوام 500 تومن جشم م
خوش باشیدخوب، قصد دارم برای یک بار هم که شده در مورد اینکه چرا هزینه های برنامه نویسی بالاست توضیحاتی بدهم و در موارد مشابه، لینک این مطلب را بدهم که افراد بخوانند.- برنامه نویسی، زمان بر است.
از بس خیلی از برنامه ها آماده بوده است، خیلی از افراد گمان می کنند مثلاً اگر به من گفتند تستا را با نمرا هماهنگ کن، من در چند دقیقه یا ساعت می توانم این کار را انجام دهم! گاهی اوقات الگوریتم ها و مشکلاتی که سر راه پیاده سازی آن هاست آنقدر زمان بر است که در نگاه اول حتی برای برنامه نویس هم قابل تشخیص نبوده! مثلاً من زمان پیاده سازی الگوریتم گروه بندی آزمون ها در تستا فکر می کار پیچیده ای نباشد. اما وقتی وارد پیاده سازی آن شدم، دیدم چقدر این کار مشکل است! پیچیده ترین الگوریتمی که تا به حال به آن برخورده بودم الگوریتم گروه بندی (همراه با زیرمجموعه هایش) بود!!- شما مو می بینید و برنامه نویس پیچش مو!
گاهی اوقات بیان یک مسأله به کوتاهی یک جمله است، اما پیاده سازی آن از نگاه برنامه نویس، یک عمر تجربه و کلی تحقیق و ساعت ها زمان برای برنامه نویسی و پیاده سازی لازم دارد!مثلاً یکی از افراد ایمیل زده بود و نوشته بود: من یک ماژول ساده برای واریز اینترنتی شهریه در نمرا می خواهم. همین!
کلمه «ساده» در این جمله برایم جالب بود! ایشان اگر می دانستند پیاده سازی سیستم شهریه در نمرا چقدر پیچیده است، هرگز چنین کلمه ای را در آن جمله به کار نمی بردند. در سایت sharja.ir ما یک ماه درگیر اتصال آن درگاه به بانک و پیاده سازی پرداخت آنلاین بودیم! یک بانک پورت سرورهای خارجی را بسته، یکی برای زبان php برنامه ندارد، یکی مستنداتش کامل نیست، یکی ۶۰ صفحه مستندات نوشته و فکر کرده برنامه نویس بیچاره بیکار است که بخواهد مستندات را مطالعه کند. خلاصه چهار بانک را آزمون و خطا کردیم تا نهایتاً به یک بانک رسیدیم!
از این ها گذشته، اصلاً هر وقت کلمه شهریه و پرداخت وسط می آید، آنقدر سیستم پیچیده می شود که به نظر من نمی توان قبل از پیاده سازی قیمت داد. (انصافاً آنقدر مسائل جانبی دارد که من دلم نمی آید حتی چند مثال بزنم که مبادا از ابهت سیستم کاسته شود)
یا مثلاً یکی گفته بود: من می خواهم دو تا فیلد به فرم ثبت نام تستا اضافه کنید. همین!
کلمه «همین» هم نشان می دهد این دوستمان تصور کرده اضافه فیلد به فرم ثبت نام یعنی کشیدن دو تا فیلد روی فرم، همین! او نمی داند که باید دیت س، بخش ثبت نام در طرف مدیریت، بخش ثبت نام در طرف کاربری، ویرایش پروفایل در هر دو طرف کاربری و مدیریت، لیست اعضا و خلاصه تقریباً همه جای سیستم باید تغییر کند تا همین جمله تحقق یابد!- کار هر بز نیست من کوفتن! از هر ۱۰۰۰ نفر یک نفر برنامه نویس می شود!
از زمان و زحمت برنامه نویسی که بگذریم، شما باید دقت کنید که برنامه نویسی چیز ساده ای نیست. طبق بررسی های من در مورد دوستان و دانشجویانم، می توانم بگویم از هر ۱۰۰۰ دانشجوی رشته کامپیوتر فقط یک نفر برنامه نویس می شود. (توجه: منظور از برنامه نویس ی نیست که بتواند یک برنامه بنویسد که دو عدد را بگیرد و جمع آن ها را نمایش دهد!! برنامه نویس ی است که بتواند یک پروژه را طراحی و تحویل دهد) اگر بخواهیم زبان خاصی را مد نظر داشته باشیم (یعنی مثلاً فقط زبان php را تصور کنیم) این آمار خیلی کمتر می شود.
اگر بدانید کشف الگوریتم و پیاده سازی آن چه تخصص بالایی نیاز دارد، به برنامه نویسان به خاطر ذهن باز و استعدادشان تبریک می گویید و دیگر سر قیمت ها چانه نمی زنید!- یک برنامه نویس، برای همیشه برنامه نویس نیست!
دقت کنید که یک برنامه نویس مثل یک بنا و کاسب نیست که بتواند تا آ عمرش برنامه نویسی کند! یادش بخیر، ترم اول ، یک داشتیم که برنامه نویسی را درس می داد، می گفت: اگر خدای نکرده برنامه نویس شدید، باید بتوانید در عرض ۵ سال بارتان را ببندید (یعنی کل درآمد عمرتان را ب کنید)، چون بعد از ۵ سال برنامه نویسی، دیگر توانایی و حوصله نوشتن برنامه جدید را ندارید. (البته ایشان می گفت سلول های خا تری مغز همراهی نمی کنند، اما من فعلاً در مورد سلول های خا تری تحقیق نکرده ام) شاید آن زمان می گفتیم شوخی می کند، اما الان که حدود ۵ سال است که من تقریباً هر روز با برنامه نویسی درگیرم (البته سال ۸۳ اولین پروژه ام را تحویل مشتری داده ام) متوجه می شوم که دیگر اشباع شده ام! یعنی بعید است با هزینه های اندک بتوانید من را راضی کنید که دست به کد بشوم! دیگر حوصله درگیر شدن با کدها را ندارم و همانطور که می بینید ترجیح می دهم مدیر پروژه باشم و دانشجویانم را درگیر کدنویسی کنم. (پروژهای تیکفا و بوکفا و محسوب نمونه هایی از آن ها هستند)
پس وقتی مثلاً یک قرارداد با شما می بندیم و می گوییم ۶ میلیون تومان، طی دو ماه پروژه را تحویل می دهیم، شما نباید بگویید: عجب آدم بی رحمی است، می خواهد ماهی ۳ میلیون از ما بگیرد!!!!
برنامه نویس دارد پول چندین سال از عمرش را از شما می گیرد.- پروژه های برنامه نویسی برای برنامه نویس، مثل فرزندان یک مادر هستند
این شباهت، شباهت بسیار زیبا و به جایی است (که من خودم در کلاس های برنامه نویسی برای دانشجوها بیان می کنم). پروژه برای ما برنامه نویس ها دقیقاً مثل فرزند برای یک مادر است.
- یک مادر چقدر سختی برای به دنیا آوردن فرزندش متحمل می شود؟
شبیه به او، یک برنامه نویس زحمت بسیاری برای پروژه هایش متحمل می شود.
- یک مادر نهایتاً چند فرزند می تواند تحویل جامعه دهد؟
شاید مهم ترین نکته اش همین باشد که همانطور که در بالا هم گفتم برنامه نویس مثل یک مادر تا یک مدت محدودی می تواند برنامه تولید کند و تعداد برنامه هایی که در این مدت تولید می کند شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسد. (نسبت به بزرگ بودن پروژه فرق می کند)
- یک مادر بعد از تولد فرزندش کارش تمام می شود؟
این نکته بسیار مهمی است: خیلی ها فکر می کنند اگر از یک برنامه نویس بخواهند برنامه شان را تولید کند، برنامه نویس، مثلاً یک ماه یا یک سال درگیر پروژه است و تمام! در حالی که بعد از تحویل پروژه، تازه کار برنامه نویس شروع می شود!! من سال ۸۳ برنامه برای یک مؤسسه زبان نوشته ام، هنوز که هنوز است هفته ای چند ساعت حق پشتیبانی می گیرم و آنجا می روم که آن را در اصطلاح نگهداری کنم. (یعنی به مرور و بسته به مقتضیات زمان باید چیزهایی کم و زیاد شود و یا برخی مشکلات ممکن است سال ها بعد کشف شود که باید رفع شود و...)
پس وقتی فرضاً هزینه برنامه نویسی به شما گفته می شود، برنامه نویس می داند تا مدت ها درگیر آن کار است و مثلاً من امروز وسط طراحی تستا ۳ مجبورم به خاطر قرارداد پشتیبانی، کار را تعطیل کنم و یک سرویس به سرویس های فلان مشتری ام اضافه کنم و این یعنی کلی عقب افتادن از کارها و تعهدات... این هزینه ها باید از جایی تأمین شود.
به هر حال، گاهی اوقات هزینه های پشتیبانی های احتمالی هم محاسبه می شود و روی قیمت گفته می شود...- برنامه نویس به جای کار روی پروژه شما می توانست روی یک پروژه عمومی کار کند!
اگر همه دلایل بالا را در زیاد بودن هزینه های برنامه نویسی کنار بگذاریم، این یکی مهم ترین دلیلی است که هزینه ها را گاهی سرسام آور می کند. دقت کنید: فرض کنید شما به من می گویید یک ماژول اختصاصی برای ما به نمرا اضافه کن. خوب، من قبول می کنم و مثلاً یک هفته یا یک ماه درگیر آن می شوم. می دانید من می توانستم در این یک ماه چه کار کنم؟ می توانستم مثلاً روی تستا ۳ کار کنم و آن را به صدها نفر بفروشم. پس حالا که وقتم را برای شما صرف کرده ام، شما باید هزینه آن صدها نفر را بدهید. (البته نه تمام آن هزینه را اما به هر حال به آن نسبت، هزینه بالا می رود)
یعنی مثلاً اگر من ۵۰۰ هزار تومان از شما گرفتم و یک هفته درگیر کار شما شدم، می توانستم همین یک هفته ها را روی تستا۳ وقت بگذارم و تا عمر دارم و تستا عمر دارد، از درآمد آن سودمند شوم.
یا مثلاً شما یک برنامه نویس را استخدام می کنید تا روی پروژه شما کار کند. وقتی من می گویم ماهیانه حداقل ۲ میلیون تومان دستمزد می گیرم، یعنی تمام این موضوعات را در نظر گرفته ام...- خطرات جسمی و روحی برنامه نویسی:
به نظر من یک برنامه نویس از جان خودش برای نوشتن برنامه مایه می گذارد. برخی از مشکلات را دقت کنید:
- معمولاً چشمان برنامه نویسان به دلیل ریز بودن کدها و زوم روی آن ها خیلی سریع ضعیف می شود. (مثل طراحی گرافیکی نیست که با اشیای بزرگ طرف باشید)
- من خودم وقتی کدنویسی می کنم معده دردم تشدید می شود و پلک راستم به خاطر عصبی شدن می زند. دلیل آن هم این است که گاهی اوقات حواس شما چندین جای مختلف هست که مثلاً الان که این کد را اینجا تغییر می دهید، در آن بخش ها چه تغییراتی ایجاد می شود؟ معمولاً طی روال یک برنامه (trace آن) آنقدر ذهن را درگیر می کند که شما اضطراب دارید نکند الان یادتان برود مقدار این متغیر چه بود و همین اضطراب ها باعث مشکلات عصبی می شود.
- برنامه نویسان می دانند که برنامه نویسی اینطور نیست که شما مثلاً ده خط کد امروز بنویسید و فردا آن ده خط را ادامه بدهید! خیر، اگر فردا (یا معمولاً روزهای دیگر) به سراغ برنامه بروید اصلاً یادتان نیست که موضوع از چه قرار بود!؟ یک جورهایی باید آن بخش از برنامه را از اول بنویسید! بنابراین نمی توان برنامه نویسی را به محض پایان ساعت کاری رها کرد مگر اینکه به انتهای برنامه نویسی یک بخش خاص برسید. مثلاً اگر من الان کار روی بخش «لیست اعضا» را شروع باید تا انتهایش بروم و بعد که به بخش ویرایش عضو یا حذف آن رسیدم بگذارم برای فردا. خوب، خیلی از اوقات ساعت ۲ نیمه شب است و من همچنان در حال کار روی بخش لیست اعضا هستم چون نمی توانم رهایش کنم! همین ها باعث مشکلات جسمی مختلف می شود.
- در کل، بیش از هر چیز استرس های برنامه نویسی برنامه نویس را اذیت می کند. مثلاً در پروژه sharja.ir یک روز من خبردار شدم که مدیر سایت بدون هماهنگی با من، یک کاربر که من ساخته بودم را حذف کرده. از آن لحظه به بعد هر کارت شارژ یده بود کد به او داده شده بود، اما ثبت نشده بود که این کد فروخته شده و دوباره به یداران بعدی کدهای تکراری داده می شد!
دلیل آن هم این بود که آن کاربر را من به عنوان یدار مهمان تعریف کرده بودم و وقتی حذف شده بود، تمام دیت س به نقض برمی خورد و باور کنید دو روز درگیر بودم که اصلاً بفهمم سیستم چه ایرادی پیدا کرده (ابتدا نگفته بود که من آن کاربر را حذف ) و بعد هم که کشف ، کلی زمان برد که بفهمم چه انی ید کرده اند و کد تکراری گرفته اند، یکی یکی باید در دیت س اصلاح می شد! همین ها چند بار که اتفاق بیفتد انسان را دیوانه می کند! برنامه-نويسی-بالاست؟.889037/styles/default/xenforo/clear.png" cl ="mcesmiliesprite mcesmilie1" alt=":)" title="smile :)" />- برخی نکات که ممکن است مشتری فکر کند برنامه نویسی ارزان است:
-- نظرهای غیرکارشناسانه:
یادم هست یک بار در جستجوهایم در مورد تستا وارد یک انجمن شدم، یک نفر (که به نظر می رسید تازه برنامه نویسی را شروع کرده) در مورد تستا نوشته بود: پروژه را بررسی ، در عرض ۲ روز می شود آن را پیاده سازی کرد!! وقتی خواندم شاخ درآوردم! فقط یک بحث « وجی گرفتن از آزمون و ایمپورت در تستای دیگر» را اگر تصور کنیم، چندین روز از من وقت گرفته، این شخص چطور به خودش اجازه می دهد چنین حرفی را بزند؟ وقتی فقط به الگوریتم محاسبه رتبه افراد در یک آزمون نگاه می کنم اشکم درمی آید که چند روز داشتم با این الگوریتم دست و پنجه نرم می ! حالا یک جوجه دانشجو با آن حرف، ذهن همه را منحرف می کند.یک بار به یکی از مشتریان که سفارش طراحی سایت داشت، یک قیمت نسبتاً بالا گفتم. دیدم چقدر راحت قبول کرد! بعداً گفت: من پیش از شما به یک نفر گفتم، گفت من با ۵۰ هزار تومان این کار را برای شما طی چند روز انجام می دهم. از آن تاریخ یک ماه می گذرد، من هر روز تماس می گیرم و sms می فرستم، هر روز می گوید: همین روزها آماده است! حاضرم الان ۵۰ هزار تومان دیگر به او بدهم که فقط خیالم را راحت کند و بگوید من نمی توانم انجام دهم، به شخص دیگری بگویید!!-- قیمت پایین نرم افزارهای عمومی:
ببینید دوستان، ما یک «سفارشی سازی» داریم و یک «برنامه نویسی پروژه های عمومی». شما نگاه می کنید مثلاً برنامه حسابداری ای با آن عظمتش نهایتاً ۱۰۰ هزار تومان است. خیلی از افراد با خودشان اینطور محاسبه می کنند: خوب، من اگر برنامه مدیریت مؤسسه ام را به یک برنامه نویس سفارش دهم، از آن برنامه که سنگین تر نیست، نهایتاً همان ۱۰۰ هزار تومان را می خواهد از من بگیرد!! برنامه-نويسی-بالاست؟.889037/styles/default/xenforo/clear.png" cl ="mcesmiliesprite mcesmilie1" alt=":)" title="smile :)" />
عزیز من! برنامه ای ، ۱۰۰ هزار تومان نیست، آن برنامه به هزاران نفر فروخته شده برای به دست آوردن قیمتش باید ضرب در تعداد مشتری ها کنی!
سفارشی سازی یعنی نوشتن یک برنامه، خاص شما. من برنامه خاص شما را به چه ی می توانم بفروشم؟-- نگاه به زمان صرف شده:
خیلی ها اینطور قیمت را محاسبه می کنند: برنامه نویس، یک ماه درگیر کار من شد، خوب، دستمزد یک کارگر طی یک ماه نهایتاً چقدر می شود؟ مثلاً ۷۰۰ هزار تومان! پس چرا از من ۴ میلیون تومان گرفت؟ که در بالا جواب چنین طرز فکری را داده ام... فقط در یک جمله: اگر همین قیمت را به یک کارگر که پشت دستگاه می ایستد یا بسته بندی انجام می دهد دادید و آن برنامه را برایتان نوشت، مشکلی نیست همان قدر به برنامه نویس بدهید!-- نگاه به ساعات کدنویسی:
در یکی از پروژه ها مدیر پروژه متوجه شده بود که من فرضاً گفته ام چهار ماه زمان می برد اما یک ماهه آ کدنویسی را انجام داده ام. گلایه مند شده بود که: شما گفتید چهار ماه اما یک ماه بیشتر کار نکردید!
دوست عزیز، در برنامه نویسی، «کدنویسی» که مهم نیست! همه دانشجویان رشته کامپیوتر می توانند «کدنویسی» کنند اما خیلی ها نمی توانند برنامه سازی کنند. چون بخش عظیمی از برنامه سازی، کشف الگوریتم است. من شخصاً دو سوم زمان پروژه ها را فقط به فکر و یادداشت الگوریتم ها اختصاص می دهم و در نهایت در یک سوم باقیمانده کدنویسی می کنم. شما به این نگاه نکنید که تایپ کدها چقدر طول کشید! برنامه نویس ممکن است سه ماه، در حین راه رفتن و خواندن و غذا خوردن به برنامه شما و کشف الگوریتم هایش فکر کند و در ماه آ سریعاً افکارش را به کد تبدیل کند.
امیدوارم متوجه حساسیت کار برنامه نویسی و اینکه هزینه های بیان شده، چرا بالا و واقعاً ناچیزتر از واقعیت هستند شده باشید.اگر برنامه نویسان دیگر نظر یا تجربه ای دارند، خوشحال می شویم در بخش نظرات شاهد باشیم.موفق باشید؛
به نقل از سایت aftab.cc
با سلام به همه کاربران عزیز جزیره برنامه نویسی وب سایت توسینسو ، یکی از سئوالاتی که ذهن خودم را این روزها درگیر کرده بود و تصمیم گرفتم در مورد آن در توسینسو مطلب بنویسم این مورد است که تفاوت یک برنامه نویس و یک توسعه دهنده در چیست ؟ در واقع این روزها هر ی که کدنویسی کامپیوتر را بلد باشد اسم برنامه نویس یا توسعه دهنده را بر روی خودش می گذارد اما واقعا تفاوت این دو کلمه در چیست ؟ چه تخصص هایی در این بین وجود دارند که تفاوت های برنامه نویس و توسعه دهنده نرم افزار را تعریف می کنند ؟ اگر بخواهیم ساده توضیح بدهیم ، یک برنامه نویس ، برنامه می نویسد و یک توسعه دهنده توسعه می دهد !! این واژگان آنقدر در صنعت کامپیوتر دارای پیچیدگی هستند که از لحاظ شغلی و جایگاه تخصصی نیز از جمله پیچیده ترین طبقه بندی های شعلی محسوب می شوند . اما ابتدا بیایید با شباهت های بین این دو عنوان شغلی شروع کنیم و سپس به تفاوت ها برسیم . در هر دو سمت شغلی برنامه نویس و توسعه دهنده نرم افزار کامپیوتر ، متخصص ما باید بتواند کدهای یک یا چند زبان برنامه نویسی را بنویسد ، آنها را تست کند و به قول برنامه نویس ها دیباگ ( debug ) یا رفع اشکال کند . در هر دو سمت شغلی متخصص یه درخواست ها و نیازهای مشتری اهمیت می دهند و آنها را به خوبی درک می کند . پس از این دو نظر می توان تا اینجا برنامه نویس و توسعه دهنده را یک شخص دانست اما تفاوت از اینجا شروع می شود که زمانیکه صحبت از توسعه دادن می شود ، ا اما صحبت از شخص نیست ، بلکه ممکن است ما صحبت از یک شرکت توسعه دهنده نرم افزار نیز داشته باشیم ، زمانیکه صحبت از توسعه دادن می شود یعنی شخص یا شرکت همیشه در حال ارائه ایده ها و را ارهای جذاب و جدید برای حل مشکلات تجارت های مختلف است و هیچوقت یک محصول و کار تکراری انجام نمی دهد ، همانطور که از نامش هم پیداست توسعه دهنده است یعنی یک یا چند محصول دارد که همیشه در حال پیشرفت و توسعه هستند . یک توسعه دهنده نرم افزار علاوه بر اینکه ویژگی های یک برنامه نویس حرفه ای را دارد از طرفی یک سری استعدادها و مهارت ها مثل نحوه ارتباط گیری با کاربران ، تجزیه و تحلیل نیازمندی های تجاری پروژه ، طراحی و معماری سیستم ، مهارت های متنوع فنی ، مهارت های ارتباطی و بیانی ، مستند سازی ، آزمایش ، مدیریت پروژه و بسیاری دیگر از مهارت ها را نیز دارد . در واقع یک توسعه دهنده یا developer مهارت هایش محدود نیست و می تواند این مهارت ها را هر روز گسترده تر کند و طبیعتا دیدگاه بسیار بسیار وسیع تری نسبت به پروژه های نرم افزاری به نسبت یک برنامه نویس دارد . برای مثال یک برنامه نویس ممکن است بلد باشد کد یک نرم افزار حسابداری را بنویسد اما هیچ دیدی نسبت به بازار هدف ، نحوه انتشار نرم افزار در تجارت های مختلف ، بازاری ، خدمات پس از فروش ، رابط کاربری ، تجربه کاربری و ... نداشته باشد . توسعه دهنده ا اما نباید یک برنامه نویس خبره نیز باشد ، اما قطعا می تواند کدنویسی کند ، نکته مهم این است که یک توسعه دهنده قدرت تجزیه و تحلیل کدهای نوشته شده توسط یک برنامه نویس و ارائه گزارش های مربوط به مشکلات و بهبود های یک نرم افزار را می تواند داشته باشد ، به زبان ساده تر یک توسعه دهنده قدرت debug بهتری به نسبت یک برنامه نویس از این لحاظ دارد . توسعه دهنده می تواند قسمت تجاری مسئله نرم افزار را به درستی بررسی کند و مشکلاتی که در این حوزه وجود دارند را مشاهده و برطرف کند ، اگر ی قرار است در سمت شغلی توسعه دهنده در یک شرکت استخدام شود حتما باید مباحثی مثل برنامه ریزی و مدیریت پروژه نرم افزاری ، نوشتن خاصیت های پروژه ، نحوه ایجاد بسته نرم افزاری ، پروتکل رفع اشکالات موجود در نرم افزار چه در زمان نوشته شدن و چه در زمان نصب نرم افزار و بسیاری دیگر از مهارت های از این دست را داشته باشد . بصورت خلاصه توسعه دهنده یعنی طراح ، تجریه و تحلیل گر ، پیاده ساز ، کدنویس ، تست کننده ، نگهداری کننده و مستند ساز یک پروژه نرم افزاری و یک برنامه نویس طبیعتا بصورت خلاصه قسمت کدنویسی ، تست و کامپایل نرم افزار را بیشتر بر عهده دارد . توسعه دهنده نرم افزار را می توان به چاقوی سوئیس ( چاقوی همه کاره ) تشبیه کرد که توانایی استفاده از انواع و اقسام ابزارها و دانش برای رسیدن پروژه به مقصد را بر عهده دارد . برنامه نویس بیشتر از اینکه همه کاری بتواند انجام بدهد توانایی نوشتن کدهای خوب دارد ، مهمترین وظیفه یک برنامه نویس نوشتن یک کد بدون باگ و بدون مشکل برای اجرا است و قسمت های غیرمرتبط با کدنویسی بیشتر بر عهده توسعه دهنده است. لیست وظایف یک برنامه نویس نوشتن کدها ، تست کدها و رفع اشکال یا debug کدهاست ، در خصوص تست و debug در این قسمت کارشان با توسعه دهنده تداخل کاری دارند . در سطوح کلان وظیفه یک توسعه دهنده و یک برنامه نویس تفکیک شده است و در سازمان ها دو نفر در این پست ها قرار می گیرند ، برنامه نویس کدها را می نویسد و تست می کند و رفع اشکال می کند و توسعه دهنده را ارهای تجاری ، مشکلات رابط کاربری ، مسائل مالی و تجاری ، ارائه پیشنهادات و انتقادات برای بهبود وضعیت کد نوشته شده و بصورت کلی ارائه را ار نهایی را بر عهده دارد . از نظر فنی و حتی مالی یک توسعه دهنده یک یا چند لایه بالاتر از یک برنامه نویس است زیرا برنامه نویس به عنوان یک پیشنیاز برای تبدیل شدن به یک توسعه دهنده در نظر گرفته می شود. اگر بخواهیم بصورت خلاصه عنوان کنیم : برنامه نویس ها و توسعه دهندگان نرم افزارهای کامپیوتری هر دو وظیفه نوشتن ، تست و debug کدها را برعهده دارندتوسعه دهندگان نرم افزار مهارت هایی به نسبت بسیار بیشتر از یک برنامه نویس کامپیوتر دارند که حتی محدود به کامپیوتر نمی شودتوسعه دهندگان نرم افزار کارهای بسیار زیادی انجام می دهند از جمله تجزیه و تحلیل ، طراحی ، پیاده سازی ، نگهداری ، مستند سازی و سایر مشکلات مربوط به آن ... را می توانیم ذکر کنیمبرنامه نویس ها نیز مهارت های ویژه ای برای خودشان دارند که نوشتن ، تست و debug نرم افزارها از جمله آنها است ، از یک برنامه نویس بیشتر از این نباید انتظار داشتسطح کاری یک توسعه دهنده نرم افزار بسیار بالاتر از یک برنامه نویس است و طبیعتا یک توسعه دهنده قبلا در لایه برنامه نویس باید فعالیت کرده باشد و تجربه برنامه نویسی داشته باشد نویسنده : محمد نصیری منبع : programming.tosinso.com هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد
به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، سمینار علمی و آیین پایانی پنجمین همایش ملی رادی شناسی با معرفی پژوهش و نمایشنامه برگزیده و نیز قدردانی از پژوهشگران و نمایشنامه نویسان و با حضور هنرمندان و پژوهشگران عصر روز چهارشنبه 16 اسفندماه 96 توسط بنیاد اکبر رادی در تالار مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزارشد.بهزاد صدیقی، دبیر پنجمین همایش ملی رادی شناسی در آغاز مراسم این همایش ضمن خوش آمد به مدعوین و شرکت کنندگان این مراسم و نیز ارائه گزارش کوتاهی از برگزاری این دوره گفت: پنجمین همایش ملی رادی شناسی در دو بخش مسابقه نمایش نامه نویسی و بخش مسابقه مقالات پژوهشی رادی شناسی مورد ارزی هیئت داوران قرارگرفت. تعداد شرکت کنندگان این همایش در هر دو بخش نسبت به دوره های قبل بیش تر بوده و این نشان می دهد که این همایش به لحاظ کمی سیر صعودی داشته و به لحاظ کیفی نیز این رشد هم در بخش نمایشنامه نویسیو هم در بخشمقالات پژوهشی دیده می شود.بر اساس این گزارش، وی سپس ضمن سپاسگزاری از کلیه شرکت کنندگان دو بخش نمایشنامه نویسی و مقالات رادی شناسی تشکر کرد و همچنین از همکاری اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای فرهنگی هنری در برگزاری این دوره سپاسگزاری کرد و در این باره گفت: پنجمین همایش ملی رادی شناسی با همکاری مرکز هنرهای نمایشی، انجمن هنرهای نمایشی ایران، جشنواره تئاتر ی ایران، پردیس هنرهای زیبای تهران و مجموعه تئاتر به مرحله پایانی کار خود رسید و همین جا دارد که از آقای مهدی شفیعی، مدیر محترم مرکز هنرهای نمایشی سپاس ویژه خودم را اعلام کنم.در ادامه فریندخت زاهدی، دبیر علمی سمینار پنجمین همایش ملی رادی شناسی در خصوص اهمیت و جایگاه پژوهش سخنانی ایراد کرد و سپس درخصوص پژوهش های رادی شناسی و حمایت بنیاد اکبر رادی از پژوهشگران جوان گفت: خیلی خوشحال هستیم که پژوهشگران جوان به مطالعه و بررسی آثار و شه های اکبر رادی می پردازند و اساساًبه امر پژوهش روی می آورند.او هم چنین در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد: در طول این چند دوره از همایش ملی رادی شناسی بنیاد اکبر رادی کوشش کرد به تربیت و حمایت از پژوهشگران جوان بپردازد و همچنان حامی این دسته از پژوهشگران هستیم. امروزه در پژوهش، روش نقد نو با رویکردهای جدید و از منظر زیبایی شناسی و دیدگاه های تازه انجام می شود و در حوزه پژوهش درباره آثار اکبر رادی نیز از همین منظر مورد بررسی قرار می گیرد و پژوهشگران نیز با چنین روش هایی، آثار و نمایشنامه های رادی را مورد بررسی و واکاوی قرار می دهند.این گزارش در ادامه می افزاید: پس از سخنان دبیر علمی سمینار، هیئت داوران و علمی بخش مقالات رادی شناسی بهروز محمودی بختیاری، آرش رادی و روح الله جعفری در پنل گفت وگو قرار گرفتند و دیدگاه های خود را درباره پژوهش و پژوهش های رادی شناسی این همایش پرداختند. هر یک از پنج پژوهشگر منتخب بخش سمینار این همایش یک به یک به ارایه و سخنرانی درباره مقالات علمی خود درباره نمایشنامه های اکبر رادی پرداختند. مصطفی لعلیان و جواد ربیعی که پژوهش خود را به حمیده بانو عنقا، همسر اکبر رادی تقدیم کرده بودند، به عنوان نخستین نفر در جایگاه سخنرانی قرارگرفتند و با عنوان بررسی زبان در نمایشنامه "پایین گذر سقاخانه" با توجه به نظریه ادب شناختی پنلوپه پراون و استفان لوینسن مقاله خود را ارائه دادند. دوگانه مذهب / سکولاریسم در "ملودی شهر بارانی" اکبر رادی و روزمرسهُلم هنریک ایبسن نوشته فضه خاتمی نیا عنوان مقاله دیگری بود که پس از مقاله نخست در این سمینار ارائه شد. عنوان مقاله سوم، مقایسه تطبیقی نمایش نامه "سوء تفاهم" اثر آلبر کامو با "مرگ در پاییز" اثر اکبر رادی بر مبنای مفهوم مرگ در الگوی روان درمانی اگزیستانسیال بود که اکبر احمدی شیخ زاده در این باره به سخن پرداخت.بر اساس این گزارش، پس از 15 دقیقه تنفس و پذیرایی، بخش دوم سمینار علمی با مقاله فرهاد امینی آغاز شد که با عنوان سیمای پسااستعماری یک نمایش نامه؛ سازوکار ترجمان فرهنگی "ملودی شهر بارانی" اثر اکبر رادی به ایراد سخن پرداخت و مقاله خو درا ارائه داد. عسل عصری ملکی با مقاله بررسی کنش شخصیت های نمایش نامه "مرگ در پاییز" (اپیزود محاق) بر اساس نظریه کنش پیر بوردیو به عنوان آ ین سخنران سمینار علمی پنجمین همایش ملی رادی شناسی در جایگاه قرار گرفت و در این باره به ایراد سخن پرداخت.این گزارش هم چنین اضافه می کند: در پایان سمینار علمی این همایش از کتاب رویکردهای نوین در خوانش آثار اکبر رادی تألیف فریندخت زاهدی با حضور ایشان، حمیده بانو عنقا (رئیس هیئت مدیره ی بنیاد اکبر رادی)، مهدی شفیعی (مدیر مرکز هنرهای نمایشی) و بهزاد صدیقی (دبیر پنجمین همایش ملی رادی شناسی) و مدیر نشر نودا (ناشر این کتاب) رونمایی شد. زاهدی در هنگام رونمایی این کتاب گفت: من این کتاب را به حمیده بانو عنقا همسر اکبر رادی تقدیم کرده ام و در آغاز کتاب هم نوشته ام: همسری که با تلاش و پایداری نه اش آثار بزرگ مرد ادبیات نمایشی ایران اکبر رادی را به خوانش های نوین و زایشی جاودانه پیوند داده است.بر اساس این گزارش ایوب آقاخانی (نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر) که به عنوان مجری آیین پایانی این همایش انتخاب شده بود، در پشت تریبون قرار گرفت و به اجرای این آیین پرداخت و در آغاز این آیین گفت: اکبر رادی نه فقط با آثارش بلکه با زندگی خودش به ما آموخت که چگونه می توان برای انسان بهتربودن تئاتر کار کرد. آثار اکبر رادی در هر دهه که اجرا می شود، نفس تازه ای به مخاطبان می دهد و چه خوب که ما این هنرمند را داریم و چه بد که تمردان ما این قدر توانایی فرهنگی ندارند که به اندازه کشوری مثل نروژ که می توان گفت فقط "ایبسن" را دارد و او را آن قدر بزرگ می کند که هرگز جایی و ملتی حق فراموش او را نداشته باشد، اقدام کنند. ما مدام باید خودمان یادآوری کنیم که ما رادی و بیضایی و دیگرانی چند داریم و این از ضعف مدیریت کلان کشور ما است.وی سپس از حمیده بانو دعوت کرد که به عنوان سخنران آغاز این آیین در جایگاه سخنرانی قرارگیرد. حمیده بانو عنقا، رئیس هیئت مدیره بنیاد اکبر رادی با اشاره به اینکه ما در بنیاد رادی حدود نه سال است که فعالیت می کنیم، گفت: زمانی یکی از هنرمندان بزرگ که همه او را می شناسید در یک جلسه پرسش د که ما چگونه می توانیم برنامه هایمان را پی بگیریم درحالی که دستمان خالی است؟ ایشان گفتند که شما اول مجوز بگیرید بعد احقاق حق کنید! ولی ما حدود سه سال است که مجوز داریم اما دریغ از این که ی بخواهد ما را همراهی کند و دست ما را بگیرد.عنقا در ادامه گفت: بنیاد اکبر رادی متعلق به همه است و خوشحال می شوم که نظری به ما ابلاغ می شود زیرا احساس می کنم که این بنیاد را می بینید و بی تفاوت نیستید و مثبت و منفی نظر فرقی نمی کند. این بنیاد مشکلات فراوانی را پشت سر گذاشت و حتی برای برگزاری این برنامه تا آ ین لحظه این دغدغه را داشتیم که چگونه به وعده و وعیدهایی که به هنرمندان و جوانان هنرمند و پژوهشگر دادیم، انجام دهیم و بعضی وقت ها به استناد و قول هایی که به ما داده می شود، قول هایی می دهیم و بعد انجام نمی شود که درآ بنیاد بدقول می شود و ما شرمنده آنان می شویم.همسر اکبر رادی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز وقتی با یکی از انی که مسئولیت این کار را برعهده داشت، صحبت می گفت اگر انی که حضور پیدا می کنند، هنرمند تئاتر باشند، وضعیت ما را می دانند و متوجه این اتفاقات هستند و از ما دلگیر نمی شوند.محمد رحمانیان، کارگردان و نمایشنامه نویس با حضور در جایگاه به عنوان دومین سخنران این آیین با بیان این که اکبر رادی کمترین کاری که می کرد، نمایشنامه نویسی بود و متأسفانه فقط به این کار معروف است، گفت: من او را بیش از هر چیزی در قاب یک معترض همه جانبه به یاد می آورم. معترض به همه چیز. همیشه آماده بود که مانند معلمان افراد را تنبیه کند.این نمایش نامه نویس همچنین یادآورشد: اکبر رادی از جمله انی بود که ایستاد و از کیان نمایشنامه نویسی ایران حمایت کرد. او یک معلم هم بود که نهال هایی کاشت و الان باغستان او رشد کرده و حدود سی چهل نمایشنامه بسیار خوب که تحتتأثیر ساختمان فکری او، نوشته شده. او اعتماد به نفس زیادی به همه می بخشید و اجازه برداشتن گام های بزرگ را به ما دانشجویانش می داد.داور بخش مسابقه نمایشنامهنویسی پنجمین همایش ملی رادی شناسی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: من به شدت عاشق نمایش "پلکان" هستم و اینکه چطور ممکن است که همه چیز در دستان رادی نرم شده و این اثر درخشان خلق شده است. امیدوارم بنیاد اکبر رادی کاری را که این نمایشنامه نویس انجام داده است، از نظر ساختاری این نمایشنامه را توضیح دهد و به آن سوی مرزها هم معرفی کند؛ زیرا فکر نمی کنم در جهان نمایشنامه ای این چنین وجود داشته باشد.بخش دیگری از این آیین اجرای دو قطعه موسیقی با نام قوهای دیوانه و ویوز آف دِ بلوز با سازهای کلارینت باس و کلارینت توسط حسین صادق زاده و ری مقدراتی بود که مورد توجه موعوین قرارگرفت.حسین کیانی، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر پس از اجرای این دوقطعه موسیقی در جایگاه سخنرانی قرارگرفت و در آغاز سخنان خود با اشاره به اینکه عذرخواهی می کنم زیرا صحبت هایی که می خواهم بگویم کمی تلخ است، گفت: اکبر رادی هیچ کار ادبی دیگری به غیر از نمایشنامه نویسی و برخی مقالات مرتبط با نمایشنامه نویسی نکرد. او تا جایی که توان داشت به ادبیات نمایشی ایران فداکار و وفادار ماند. وفاداری او به سنت نمایشنامه نویس بودن از او نویسنده ای ساخت که الگوی نمایشنامه نویسی ایرانی شد و لقب آقای نمایشنامه نویس ایران می تواند اندکی از شأن او را پاس بدارد.کیانی در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد: اگر مملکت ما هم الق تحسین برانگیز مثل شوالیه در امور فرهنگ سازی داشت، بدون شک اکبر رادی بالاترین این القاب بود. البته اگر کار به دست کاردان بود.این نمایشنامه نویس هم چنین افزود: تعهد اکبر رادی به نمایشنانه نویسی و سپس انسان ایرانی و طرح و بیان دغدغه های انسان قابل توجه است. هیچ آدم ریز و درشتی در نمایشنامه های او یافت نمی شود که پرسشی را درباره مسائل اطراف و روزمره ایجاد نکند. بی تفاوتی و بی اعتنایی و گریز از نقد شرایط تلخ موجود و کمبود نمایشنامه نویسی که بیماری عصر بعد از رادی شده، در قاموس نمایشنامه های او جایی ندارد. او برای خودنمایی و طلب محبوبیت و دستمزد چرب، نمایشنامه ننوشت بلکه برای او عملی انسان دوستانه بود. رادی عصر خودش را نوشته ولی نوشته هایش هم عصر ما هم هست.وی در ادامه سخنان خود با بیان این که این حرف های پسا رادی شعار شده است و زدنش در این وانفسای تئاتر فروشی، خنده ناک است، تصریح کرد: تئاتر مشتری مدار امروز همچون کارت خوان ها تنها یک رمز را می شناسد که آن هم رونق گیشه و سیاه شدن پیشاپیش صندلی های مجازی است. در تئاتر مشتری مدار تماشاگر نمی پرسد که نمایش نامه را چه ی نوشته است و هندسه فکری نویسنده چیست؟ نمی پرسد کارگردان چه ی است؟ و تئاتری که به اندازه دستمزد دو سه روز یک کارگر باید بهای یک صندلی اش را پرداخت، چگونه تئاتری است؟ در تئاتر مشتری مدار تجارت پیشه، تماشاگر فقط می خواهد زنده بازیگر محبوب خود را ببیند؛ ولو برای دقیقه ای. او به صرف سلبریتی و امضا و ع می آید و می خواهد در هوایی نفس بکشد که هنرمند محبوبش نفس کشیده. او دنبال کننده جهان مجازی سلبریتی محبوبش است و این یعنی کشتار تعهد و پرسشگری.این نمایشنامه نویس در پایان سخنان خود گفت: تئاتر ما مسلخ دغدغه مندان و بهشت بی مسأله های مشتری مدار شده است! کاش می دانستم بعد از یک دهه از فقدان رادی اگر او در جامه حیات بود، وضعیت امروز را چگونه تحلیل می کرد. امروزه سعی می کنند نیاز و خواستی جعلی را به تئاتر وارد کنند و وا اسفا به حال تئاتر و درام نویسانی که نه نتها دغدغه مسائل بنیادین را از یاد می برند بلکه نیازهای جعلی را جایگزین می کنند. من نمی دانم اکبر رادی با مسائل سانسور و ممیزی چگونه و چه مقدار مواجهه داشتند اما می دانم سانسور دیگر آن نیست که ممیزی چشم در چشم شما بدوزد و در حالی که نمایش نامه شما را می ستاید و از ممیزی بودن خود اظهار تأسف می کند، از شما بخواهد کلمه ای یا صحنه ای یا تمام نمایشنامه را دور بریزید. الآن این گونه نیست. سانسور اکنون از پشت میز نمایشنامه نویس آغاز می شود؛ درست زمانی که طرحی در ذهنش شکل می گیرد.پس از سخنان این نمایشنامه نویس، لوح سپاس بنیاد اکبر رادی به رسم یادبود توسط حمیده بانو عنقا به حسین کیانی تقدیم شد. سخنرانی کوتاه بهروز محمودی بختیاری یکی از هیئت داوران بخش پژوهش درباره پژوهش های رادی شناسی به عنوان آ ین سخنران این آیین در پیش از اهدای لوح سپاس و دیپلم افتخار این بخش به منتخبان مقالات رادی شناسی در جایگاه قرار گرفت و درباره نقش و اهمیت پژوهشگر و پژوهش و جایگاه نمایشنامه نویسی اکبر رادی سخن گفت.بخش دیگر این آیین که با حضور بهروز محمودی بختیاری، روح الله جعفری، آرش رادی، (هیئت داوران بخش نقالات رادی شناسی) و حمیده بانو عنقا و فریندخت زاهدی در صحنه تالار مشاهیر تئاتر ایران برگزارشد و پژوهشگران قدرادانی شده این همایش جوایز نقدی و لوح سپاس و پژوهشگر برگزیده این بخش دیپلم افتخار و جایزه نقدی خود را از این هنرمندان به شرح زیر دریافت د:1-لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و کارت هدیه 2500000 ریالی به فرهاد امینی به عنوان پژوهشگر قدردانی شده.2- لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و کارت هدیه نقدی 2500000 ریالی به احمد اکبری شیخ زاده به عنوان پژوهشگر قدردانی شده.3-لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و کارت هدیه نقدی 2500000 ریالی به مصطفی لعلیان و جواد ربیعی (پژوهشگران مشترک) به عنوان پژوهشگران قدردانی شده.4-لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و هدیه نقدی 2500000 ریالی به فضه خاتمی نیا به عنوان پژوهشگر قدردانی شده.5- دیپلم افتخار بنیاد اکبر رادی و جایزه نقدی 10000000 ریالی به عسل عصری ملکی به عنوان پژوهشگر برگزیده بخش مسابقه مقالات رادی شناسی.قرائت بیانیه بخش مسابقه نمایشنامه نویسی پنجمین همایش ملی رادی شناسی توسط محمد رحمانیان به عنوان هئیت داوران این بخش، آ ین بخش آیین پایانی این همایش بود که پس از آن دو نمایشنامه نویس قدردانی شده و یک نمایشنامه نویس برگزیده لوح سپاس، دیپلم افتخار و جوایز نقدی خود را از هیئت داوران این بخش دریافت د.در بخشی از این بیانیه که محمد رحمانیان قرائت کرد، آمده است: در میانِ این همه دلتنگی شادمانیم. شادمانیم که نهال های جوانِ باغی که شما باغبانش بودید امروز به درختانِ تناوری بدل شده اند با تنه ای بلند و استوار، و شاخه هایی پر بار و همیشه سبز. جوانانی که افتخار داشتیم به میمنت نام بلند شما، آثارشان را بخوانیم و یاد بگیریم و حظ ببریم و... لیکن، چه چاره از بخت گمراه، در پایان داوری کنیم. و این سخت ترین آزمون ما بود که از میان بیش از صد و ده اثر که به بخش نمایشنامه نویسی پنجمین همایش ملی رادی شناسی راه یافته بودند تنها سه نمایشنامه را برای تقدیر و سپاس انتخاب کنیم. اما این جا هم روحِ بزرگ شما ، چراغ راه ما بود و در تنگنای انتخ سخت، چون کوکب هدایت، راه مقصود را به ما نشان داد.در ادامه بیانیه هیئت داوران بخش مسابقه نمایش نامه نویسی این همایش (محمد رحمانیان، بهزاد صدیقی و رحمت امینی) هم چنین نوشته شده است: یقین داریم با داورانی دیگر و نگاهی دیگر، بسیاری از آثار راه یافته به این بخش، میتوانستند جایگزین این سه اثر شوند، و این بزرگ ترین آسیب داوری هایی از این دست است که خودِ داوران بیش از هر بدان واقفند.این بیانیه در آ این گونه به سمع حضار آیین پایانی پنجمین همایش ملی رادی شناسی به پایان رسید: پنجمین همایش ملی رادی شناسی با یاد و نام و خاطره آغاز شد و با اعلام اسامی شاگردانی از به پایان می رسد و در این میان، کدام کلام زیباتر از سوگسرود بهرام بیضایی در تسلای پرواز اکبر رادی؟بر اساس این گزارش، سپس ایوب آقاخانی با اشاره به این که در بخش مسابقه نمایشنامه نویسی این همایش ۱۱۰ نمایشنامه توسط سه داور این بخش توسط محمد رحمانیان، بهزاد صدیقی و رحمت امینی بررسی و ارزی شد، اسامی هشت نمایشنامه ک دا شده این بخش را به شرح ذیل قرائت کرد:"آپ. آرت. مان." نوشته سپیده قربانی، "اعتراف ها و دروغ ها" نوشته مهدی میرباقری، "بالستیک زخم" نوشته پیام لاریان، "جهنم روی میز ناهارخوری" نوشته لادن شیرمرد، " مگس" نوشته علی عابدی، " " نوشته رضا بهاروند، "غلامرضا لبخندی" نوشته کهبد تاراج و "یخ کف دست بخار" می شود نوشته ابراهیم پشتکوهی که با تشویق مدعوین و مهمانان حاضر در سالن همراه بود.اقاخانی در پایان از محمد رحمانیان، بهزاد صدیقی به عنوان هیئت داوران این بخش و حاضر در سالن و هم چنین از حسین کیانی دعوت کرد برای اهدای جایزه به منتخبان این بخش در جایگاه قرارگیرند. سپس دو نمایشنامه نویس قدر دانی شده و یک نمایشنامه نویس برگزیده این بخش، جوایز نقدی، لوح سپاس و دیپلم افتخار بنیاد اکبر رادی را از این سه نمایشنامه نویس به شرح ذیل دریافت د:ا- لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و هدیه نقدی 5000000 ریالی به سپیده قربانی برای نگارش نمایشنامه "آپ آرت مان" به عنوان نمایشنامه نویس قدردانی شده.2- لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و هدیه نقدی 5000000 ریالی به پیام لاریان برای نگارش نمایشنامه "بالستیک زخم" به عنوان نمایشنامه نویس قدردانی شده.3- دیپلم افتخار بنیاد اکبر رادی و هدیه نقدی 20000000 ریالی به مهدی میرباقری برای نگارش "اعتراف ها و دروغ ها" به عنوان نمایشنامه نویس برگزیده.بر اساس این گزارش، در این آیین دو نمایشنامه ی بالستیک زخم نوشته ی پیام لاریان و آپ. آرت. مان. نوشته ی سپیده قربانی به عنوان دو اثر قدردانی دانی شده و نمایشنامه ی اعتراف ها و دروغ ها نوشته ی مهدی میرباقری به عنوان نمایشنامه ی برگزیده ی این بخش معرفی شد و به هر یک از نویسندگان قدردانی شده لوح سپاس بنیاد اکبر رادی و هدیه نقدی 5000000 ریالی و به نمایشنامه نویس برگزیده، دیپلم افتخار بنیاد اکبر رادی و جایزه 20000000 ریالی اهدا شد.لازم به یادآوری است در سمینار علمی و آیین پایانی پنجمین همایش ملی رادی شناسی، هنرمندانی و مهمانانی همچون حمیده بانو عنقا، مهدی شفیعی، مریم معترف، محمد رحمانیان، رحمت امینی، محمد متوسلانی، حسین کیانی، بهروز محمودی بختیاری، آرش رادی، روح الله جعفری، مهری محمدی، منوچهر اکبرلو، علی عابدی، سلما سلامتی، صحرا رمضانیان، مهدی میرباقری، فرهاد امینی، ویدا دانشمند، رحیم رشیدی تبار، رسول نظرزاده، رضا چوبینه، علی نقوی، سپیده قربانی، پیام لاریان و ... حضور داشتند.گفتنی است آیین پنجمین همیش ملی رادی شناسی با ع یادگاری برگزیدگان، داوران، مدعوین و هنرمندان شرکت کننده به پایان رسید.
نسل چهارم زبانهای این نسل برنامه نویس را قادر می سازند تا کارهای سطح بالاتر و بیشتری را توسط کد کمتری انجام دهد. هر دستور از زبانهای این نسل معادل صدها دستور از زبانهای نسل سوم است. برنامه هایی که توسط این زبانهای نوشته می شوند، نیاز به یک محیط سخت افزاری خاص و امکانات خاص برای اجرا شدن دارند. در دهه ۱۹۹۰ درخواست ها برای استفاده از این زبانها بسیار زیاد شد و کمپانی هایی مانند oracle و sun تلاشهایی در این زمینه انجام دادند. نسل پنجم این نسل از زبانهای برنامه نویسی هنوز در مرحله تئوری هستند و تا به امروز نمونه عملی از آنها ساخته نشده است. بسیاری از تلاشها به دلیل محدودیت سخت افزارها، عملیاتی نشده اند. استفاده از زبان طبیعی و روزمره برای تفهیم کارها به کامپیوترها از ویژگی های بارز این نسل به شمار می رود. استفاده از شبکه های عصبی و هوش و همچنین استفاده از agent ها به منظور انجام کارها در کامپیوتر از دیگر ویژگی های این نسل از زبان ها هستند. زبانهای برنامه نویسی از دیرباز تا کنون توسعه یافته اند. از سیم کشی کامپیوترها تا زبانهای سطح بالای نسل سوم و چهارم. این گامها هر کدام ابزارها و امکانات جدیدتر و بهتری را در اختیار برنامه نویسان قرار دادند و به طبع آن نرم افزارهای کامپیوتری نیز بهتر و پیشرفته تر شدند. برنامه نویسی و تولید نرم افزارهای امروزی حاصل دسترنج ساعتها تفکر و تلاش این اشخاص است. همانطور که قبلا توضیح داده شد کامپیوترهای امروزی از لحاظ سخت افزاری بسیار ساده طراحی می شوند و این نرم افزار است که با ترکیب این اعمال می تواند کارهای بزرگتر و پیچیده تری را به انجام برساند. به موازات بهبود زبان و ابزارهای برنامه نویسی، توقع از نرم افزارها نیز بالاتر رفته است. امروزه نرم افزارها خدمات بسیاری را باید ارائه دهند. هر یک از خدمات باید به صورت کامل، با دقت بالا و سریع ارائه گردد تا بتواند توقع مخاطب را تامین کند. هر نرم افزار امروزی برای انجام یک کار ممکن است به صدها یا هزاران خط دستورات نیاز داشته باشد. قدیمیترین نمونه عملی از برنامه نویسی به سال ۱۸۰۱ در کشور فرانسه توسط شخصی بنام جکارد برمی گردد. او یک دستگاه بافندگی طراحی کرده بود که می توانست اعمال خاصی از بافندگی را که روی کارتهای سوراخ شده (punched card) ثبت شده بودند به ترتیب انجام دهد. این تکنولوژی اجازه تولید بافت های پیچیده و با کیفیت تر را به کارگران معمولی می داد. اکنون به جای کارگران متعدد و ماهر، فقط یک نفر برای مدیریت کل دستگاه کافی بود. روند تقریبا مشابهی نیز در خلال انقلاب صنعتی در انگلیس به وقوع پیوست. به دنبال استفاده از ماشینهای خ ر و کاهش نیروی کار انسانی، ی تحت عنوان لودیت ها به راه افتاد. این متشکل بود از افرادی که مخالف توسعه تکنولوژی بودند و برای جایگاه شغلی، نان و رزق و روزی خود با تکنولوژی می جنگیدند. در این دوره، برنامه نویسی به موازات ساخت ماشین های جدید توسط پاسکال، ب ج، شو ز و … توسعه می یافت. برای حل هر مشکلی یک ماشین جدید ساخته می شود که چرخ دنده ها، سیم ها، میله ها و دستورات جدیدتری نسبت به قبل داشت. در سال ۱۸۴۷ یک ریاضیدارن انگلیسی بنام george boole با ارائه جبر منطقی، ارتباط میان علم ریاضیات و منطق را اثبات کرد. برای اولین بار او اثبات کرد که علم منطق بیشتر بخشی از ریاضیات است تا فلسفه! این عمل که یک گام بزرگ در تفکر بشریت به حساب می آید تقریبا صد سال (تا سال ۱۹۴۰) طول کشید تا در محاسبات کامپیوتری به کار گرفته شود. در دهه ۱۹۴۰ اولین کامپیوتر الکترونیکی ساخته شد. حافظه محدود و سرعت بسیار پایین (به نسبت سرعت کامپیوترهای امروزی) از ویژگی های بارز کامپیوترهای الکترونیکی اولیه بودند. در این سالها که به عصر اطلاعات معروف بود، اجرای برنامه ها در کامپیوترها مست م تنظیم کلیدها، سوییچ ها و اتصال سیم های مختلف بود که منطق برنامه را مشخص می د. زبانهای برنامه نویسی موجود در دنیا بیش از ۶۰۰ زبان می باشد؛ که در زیر برخی از این زبان ها، به ترتیب حروف الفبا مشاهده می کنید. ای شا ، a-0 system،آ+، آ++، آباپ، ای بی سی، ای بی سی الگول، ای بی ال ای، ای سی سی (زبان برنامه نویسی) ، accent، ace dasl، act-iii، اکشن! ، اکشن اسکریپت، ایدا، adenine، agda، agora، aimms، alef، alf، الگول ۵۸، الگول ۶۰، الگول ۶۸، alice، alma-0، ambienttalk، amiga e، amos، ampl، ای پی ال، applescript، arc، arden syntax، arexx، argus، aspectj، اسمبلی، ats، ateji px ، auto key، autocoder ، autoit، averest، awk ،axum، babbage، بش ، بیسیک، bc، بی سی پی ال، beanshell، batch (windows/dos) ، bertrand، beta، bigwig، bistro، bitc، bliss، blue، bon، boo، boomerang، bourne shell ، brew، bpel، bugsys، buildprofessional، زبان برنامه نویسی سی، سی ماینس ماینس، سی++ ، سی شا ، c/al، caché objectscript، c shell، l، candle، casual ، cayenne، cduce، cecil، cel، cesil، کلد فیوژن، cg، chapel، chain، charity، charm، chef، chill، chip-8، chomski، oxygene (formerly chrome) ، chuck، cics، cilk، cl ، claire، clarion، clean، clipper، clist، کلوژر، سی ال یو، cms-2، کوبول، cobolscript، cobra، code، کافی اسکریپت، کولا، coldc، کلد فیوژن، cool، comal، سی پی ال (cpl) ، زبان میانی مایکروسافت (cil) ، لیسپ معمولی (also known as cl) ، comp ، component pascal، comit، chr (chr) ، converge، coral 66، corn، corvision، coq، cowsel، cpl، csh، csp، csound، curl، curry، cyclone، cython و … زبان برنامه نویسی c: در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی ، زبان c ، توسط دنیس ریچی و به عنوان زبان برنامه نویسی سیستم ها طراحی شد. این زبان از دو زبان قدیمی تر بنام های bcpl و b حاصل شده است. زبان c تا سال ۱۹۷۸ منحصر به استفاده در لابراتوار کمپانی bell بود تا این که توسط دو تن بنام های ریچی و کرنیه نسخه نهایی این زبان منتشر شد. به سرعت کامپایلر ها و مفسر های متعددی از c توسعه یافت اما برای جلو گیری از ناسازگاری های ایجاد شده و نیز حفظ قابلیت حمل زبان، تعاریف متحد الشکلی توسط استاندارد (ansi (american national standard institute موسسه استاندارد ملی ارائه گردید.مفسر خود برنامه ای کامپیوتری است که برنامه ی سطح بالا، داده ی ورودی آن و برنامه ی ایجاد شده به زبان ماشین، وجی آن را تشکیل می دهد. به طور کلی ویژگی های مهم زبان c به اختصار به شرح زیر است: زبان سی به طور گسترده ای در دسترس است. مفسر های تجاری آن در بیشتر کامپیوتر های شخصی، مینی کامپیوتر ها و نیز در کامپیوتر های بزرگ قابل استفاده اند. سی زبانی است همه منظوره، ساخت یافته سطح بالا (مانند زبان پاسکال و فرتون . …) و انعطاف پذیر که برخی از خصوصیات زبانهای سطح پایین را نیز که معمولا در اسمبلی یا زبان ماشین موجود است داراست. در عین حال این زبان برای کاربردهای ویژه طراحی نشده و می توان از آن در همه ی زمینه ها، بخصوص به دلیل آن به زبان ماشین در برنامه نویسی سیستم، استفاده کرد. بنابراین سی بین زبان های سطح بالا و سطح پایین قرار دارد و در نتیجه اجازه می دهد که برنامه نویس خصوصیات هر دو گروه زبان را به کار برد. از این رو در بسیاری از کابردهای ی به طور انحصاری زبان سی به کار می برند. (زبان های سطح بالا، دستور العمل هایی شبیه زبان انسان و پردازش فکری او داردند، همچنین یک دستور العمل زبان سطح بالا معادل چند دستور العمل به زبان ماشین است). برنامه های نوشته شده به زبان c به طور کلی مستقل از ماشین یا نوع کامپیوتر است و تقریباً تحت کنترل هر سیستم عاملی اجرا می شود. کامپایلرهای سی معمولا فشرده و کم حجم اند و برنامه های هدف ایجاد شده با آنها در مقایسه با سایر زبانهای برنامه سازی سطح بالا، خیلی کوچک و کار آمدند. برنامه های سی در مقایسه با سایر زبانهای برنامه سازی سطح بالا، به راحتی قابل انتقال اند. دلیل آن این است که سی خیلی از ویژگی های وابسته به نوع کامپیوتر را در توابع کتابخانه ای خود منظور داشته است. بنابراین هر نسخه ازسی با مجموعه ای از توابع کتابخانه ای مخصوص به خود همراه است که بر اساس ویژگی های کامپیوتر میزبان مربوط نوشته شده است. این توابع کتابخانه ای تا حدودی استاندارد است و معمولا هر تابع کتابخانه ای در نسخه های متعدد سی به شکل ی ان در دسترس است. سی روش برنامه نویسی ماژولار را پشتیبانی می کند. همچنین از نظر عملگر ها نیز زبانی قوی است که عملگرهای گوناگونی برای دستکاری روی داده ها در سطح، بیت داراست. به طور کلی جامعیت ، عمومیت، خوانایی، سادگی ، کارآیی، و پیمانه ای بودن که همگی از مشخصات برنامه ای ایده آل اند در زبان c پیاده سازی می شوند. ویژگی های فوق موجب شده زبان c یکی از قویترین و محبوب ترین زبان های برنامه سازی دنیا مطرح شود. زبان برنامه نویسی ++c: استراس تروپ کار بر روی زبان «c با کلاس» را در سال ۱۹۷۹ آغاز کرد.ایده ساخت این زبان جدید در زمان کار بر روی تز ای خود به ذهن استراس تروپ خطور نمود. او متوجه شد که سیمولا دارای ویژگی های مناسب برای ساخت برنامه های بسیار بزرگ است اما برای استفاده عملی بسیار کند است اما bcpl با وجود سرعت بسیار زیاد برای ساخت برنامه های بزرگ بسیار سطح پایین است. زمانی که استراس تروپ کار خود را در آزمایشگاه های بل (bell labs) آغاز نمود با مشکل تحلیل هسته unix با توجه به محاسبات توزیع شده روبرو شده بود. با یادآوری تجربیات خود در دوران ا، او زبان c را با استفاده از ویژگی های سیمولا گسترش داد. c به این دلیل انتخاب شد که c یک زبان عمومی، سریع، قابل حمل، و بصورت گسترده در حال استفاده بود. علاوه بر c و سیمولا زبان های دیگری مانند algol 68، ada، clu، ml نیز بر ساختار این زبان جدید اثر گذاشت. در ابتداویژگی های کلاس، کلاس های مشتق شده، کنترل نوع قوی، توابع درون خطی، و آرگومان پیش فرض از طریق cfront به c اضافه شد. اولین نسخه تجاری در سال ۱۹۸۵ ارائه شد. در سال ۱۹۸۳ نام زبان از «c با کلاس» به ++c تغییر یافت. ویژگی های دیگر شامل توابع مجازی، سربارگزاری عملگر و نام تابع، ارجاعات، ثوابت، کنترل حافظه توسط کاربر بصورت آزاد، کنترل نوع بهتر، و توضیحات یک خطی به صورت bcpl با استفاده از «//» نیز به آن اضافه شد. در سال ۱۹۸۵ اولین نسخه زبان برنامه نویسی ++c انتشار یافت و مرجع مهمی برای این زبان فراهم شد در حالی که هیچ استاندارد رسمی وجود نداشت. در سال ۱۹۸۹ ویرایش ۲۰ از زبان ++c ارائه شد. ویژگی های جدیدی مانند ارث بری چندگانه، کلاس های انتزاعی، اعضای ایستای توایع، اعضای ثابت تابع، و اعضای حفاظت شده به آن اضافه شد. در سال ۱۹۹۰ «راهنمای مرجع ++c » منتشر شد. این کار بنیان استانداردهای بعدی شد. آ ین ویژگی های اضافه شده شامل موارد زیر بودند: قالب توابع، استثناها، فضاهای نام، تبدیلات جدید، و یک نوع داده منطقی. در حین تکامل ++c کتابخانه استاندارد نیز بوجود آمد. اولین نسخه کتاب استاندارد شامل کتابخانه جریانات i/o بود که جایگزین printf و scanf شد. در ادامه مهم ترین ویژگی اضافه شده standard template library بوده است. اه به وجود اومدن ++c: در کتاب «طراحی و تکامل ++c» استراستروپ قوانین مورد استفاده در طراحی ++c را بیان می نماید. دانستن این قوانین به فهمیدن نحوه عملکرد ++c و چرایی آن کمک می کند. جزئیات بیشتر در کتاب قابل دسترسی است: ++c طراحی شده است تا یک زبان عمومی با کنترل نوع ایستا و همانند c قابل حمل و پربازده باشد. ++c طراحی شده است تا مستقیما و بصورت جامع از چندین شیوه برنامه نویسی (برنامه نویسی ساخت یافته، برنامه نویسی شی گرا، انتزاع داده، و برنامه نویسی جنریک) ++c طراحی شده است تا به برنامه نویس امکان انتخاب دهد حتی اگر این انتخاب اشتباه باشد. ++c طراحی شده است تا حداکثر تطابق با c وجود داشته باشد و یک انتقال راحت از c را ممکن سازد. ++c از بکاربردن ویژگی های خاص که مانع از عمومی شدن است خودداری می نماید. ++c از ویژگی هایی که بکار برده نمی شوند استفاده نمی کند. ++c طراحی شده است تا بدون یک محیط پیچیده عمل نماید. زبان برنامه نویسی java: جاوا یک زبان برنامه نویسی است که در ابتدا توسط شرکت sun microsystems ایجاد شده است و در سال ۱۹۹۵ به عنوان مولفه اصلی java platform منتشر شد.این زبان قسمت های بسیاری از گرامر خود را از c و ++c گرفته اما دارای مدل شی گرایی ساده ای است و امکانات سطح پایین کمی دارد. کاربرد جاوا در کامپایل به صورت بایت کد است که قابلیت اجرا روی تمامی ماشین های شبیه سازی جاوا را داشته باشد صرف نظر از معماری و خصوصیات آن کامپیوتر. اجرای اصلی کامپایلرهای جاوا، ماشین های پیاده سازی و کتابخانه های آن توسط این شرکت از سال ۱۹۹۵ منتشر شد. در ۲۰۰۷ may این شرکت، نرم افزار رایگان این زبان را فراهم کرد. دیگران هم کاربردهای دیگری از این زبان را منتشر د مثل کامپایلر gnu برای جاوا. games gosling پروژه زبان برنامه نویسی جاوا را در ۱۹۹۱ june آغاز کرد. این زبان در ابتدا oak، سپس green و در آ هم جاوا نامیده شد. gosling قصد داشت یک ماشین مجازی و یک ماشینی به کار برد که شبیه c و ++c باشد. این شرکت نسخه اول جاوا را تحت عنوان java1.0 در سال ۱۹۹۵ منتشر ساخت. جستجوگرهای اصلی وب، به هم پیوستند تا به طور مطمئن java applet را بدون صفحات وب اجرا کنند و به این صورت جاوا خیلی زود معروف و محبوب شد. با پیدایش java2، نسخه جدید توانست ترکیب های جدیدی را برای نوع های مختلف پلت فرم ها ایجاد کند. به عنوان مثال j2ee، باهدف کاربرد برای تشکیلات اقتصادی، و نسخه j2me برای موبایل منتشر شد. در سال ۲۰۰۶ با هدف بازاری ، این شرکت نسخه جدید j2 را با نام های javaee ،javame و javase منتشر کرد. در سال ۱۹۹۷ شرکت سان میکروسیستمز،iso/iec jtc1 standards body و ecma international را به فرمول جاوا تغییر داد. شرکت sun بسیاری از کاربردهای جاوایش را بدون هیچ هزینه ای فراهم آورد. شرکت sun با فروش مجوز برای بعضی از کاربردهای خاصش مثل java enterprise system درآمدی را بدست آورد. اولین تمایزی که بین sdk و jre داد شامل فقدان کامپایلر برای jre و سرفایل ها بود. در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۶ شرکت sun نرم افزار جاوا را به صورت رایگان و با مجوز عمومی برای همه منتشر کرد. اه اولیه ساخت و طراحی جاوا: این زبان باید ساده، شی گرا و مشهور باشد. مطمئن و بدون خطا باشد. وابسته به معماری کامپیوتر نبوده و قابل انتقال باشد. باید با کارایی بالا اجرا شود. باید به صورت پویا و نخ کشی شده باشد. زبان برنامه نویسی c#‎‎‎: در سال ۱۹۹۹، شرکت سان اجازه استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا را در اختیار ماکروسافت قرار داد تا در سیستم عامل خود از آن استفاده کند.جاوا در اصل به هیچ پلت فرم یا سیستم عاملی وابسته نبود، ولی ماکروسافت برخی از مفاد قرار داد را زیر پا گذاشت و قابلیت مستقل از سیستم عامل بودن جاوا را از آن برداشت.شرکت سان پرونده ای علیه ماکروسافت درست کرد و ماکروسافت مجبور شد تا زبان شی گرای جدیدی با کامپایل جدید که به ++c شبیه بود را درست کند. در طول ساخت دات نت، کلاس های کتابخانه ای با زبان و کامپایلر smc نوشته شدند.در سال ۱۹۹۹ آندرس ه برگ گروهی را برای طراحی زبانی جدید تشکیل داد که در آن زمان نامش cool بود و همانند c بود با خواص شی گرایی. ماکروسافت در نظر داشت اسم این زبان را تا آ cool قرار دهد، ولی به دلیل مناسب نبودن برای اه تجاری این کار را نکرد. در ارائه و معرفی رسمی .net در pdc در سال ۲۰۰۰ این زبان به c سی شا تغییر نام یافت و کتابخانه کلاس ها و runtime در asp.net به#c منتقل شدند. مدیر و س رست طراحان در ماکروسافت آندرس ه برگ بود که تجربه قبلی او در طراحی framework و زبان های برنامه سازی++borland , delphi, turbo pascal, visual c به آسانی در دستورالعمل های سی شا قابل رویت است و به همان خوبی در هسته clr. سی شا دارای یک سیستم نوع یکپارچه است که به آن cts می گویند.این بدان معناست که تمام انواع،شامل موارد اصلی مانند integerها، مشتق شده از system.object هستند.به عنوان مثال، هر نوع یک متد به نام tostring() را به ارث می برد.بخاطر کارائی،انواع اولیه (و انواع مقداری) به طور داخلی فضایی برای آنها بر روی پشته در نظر گرفته می شود. زبان برنامه نویسی visual basic: زبان ویژوال بیسیک در واقع حاصل توسعه و ارتقای زبان بیسیک است. بیسیک اولیه حدود سال ۱۹۶۴ کالج دارت موث (darth mouth )به وسیله آقایان توماس کورتز ( thomas kurtz) و جان کمنی (john kemeny) با هدف گسترش برنامه نویسی بیش دانش آموزان و دانش آموزان و دانشجویان طراحی و ساخته شد.از آن زمان نسخه های متعدد و متفاوتی از آن مانند (gwbasic quick basic وturbobasic) ارایه گردید و هموراه سعی در افزایش توانمندیهای آن به عنوان یک زبان سطح بالای ساخت یافته شده است . با ظهور سیستم عامل ویندوز ۹۵ و ۹۸ فقدان یک زبان برنامه نویسی آسان و قدرتمند برای استفاده در سیستم عامل های مذکور کاملاً مشهود بود . از این رو مایکروسافت در سال ۱۹۹۱ نسخه اول ویژوال بیسیک را با امکانات یک زبان برنامه نویسی قدرتمند و حرفه ای برای برنامه نویسی در ویندوز ارایه کرد. آ ین نسخه تکامل یافته آن برای استفاده در سیستم عامل جدید مایکروسافت نیز با نام visual basic.net طراحی و ارایه شده است. یکی از مهم ترین ویژگی های زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیک رابط گرافیکی آن است. رابط گرافیکی (gui) در ویژوال بیسیک یکی از کارآمدترین رابط های گرافیکی در زمینه برنامه نویسی است که به وسیله آن می توان به آسانی برنامه های تحت سیستم عامل ویندوز را ایجاد کرده و حتی قبل از اجرا , شکل ظاهری آن را مشاهده کرد با این که برنامه را به صورت یک مفسر یعنی به صورت خط به خط اجرا نموده و ع العمل برنامه را بررسی کرد. البته این موارد گوشه ای از ویژگی های متعدد رابط گرافیکی ویژوال بیسیک است. طراحی سریع برنامه (rad) یکی دیگر از ویژگی های این زبان است. منظور از طراجی سریع برنامه یا rad در ویژوال بیسیک این است که طراحی و تولید برنامه ها در ویژوال بیسیک به دلیل وجود ابزارهای مناسب به سرعت انجام می شود . بنابراین هزینه های تولید نرم افزار به طور قابل توجهی کاهش می یابد. ویژگی دیگر زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیک ویژگی مدیریت رویداد ها و اتفاقات می باشد ویژوال بیسیک یکی از زبن های برنامه نویسی رویدادگر است . مزیتی که این گونه زبان ها دارند در این است که برنامه نویس می تواند از قبل فرامین لازم را برای وقایع و اتفاقاتی که ممکن است در هنگام اجرای برنامه توسط کاربر رخ دهد سازمان دهی کند. وجود محیط ide نیز یکی از ویژگی های مهم این زبان است . محیط ide به برنامه نویس اجازه می دهد تا برنامه های خود را به سهولت و سرعت , طراحی ,تولید ,خطای و اجرا کند . این امکانات به وسیله ابزارهای متعددی که به صورت مجتمع در رابط گرافیکی ویژوال بیسیک قرار داده شده است. قابل دسترسی است. علاوه بر مواردی که گفته شد دسترسی به برنامه های کاربردی ویندوز به وسیله توابع (api) یکی دیگر از ویژگی این زبان است. توابع api , توابع داخلی ویندوز هستندکه ویژوال بیسیک را قادر می سازد تا با استفاده از فرامین خاصی بتواند به امکانات داخلی موجود در ویندوز دستی پیدا کند و برنامه نویس را نیز قادر می سازد تا در صورت نیاز با استفاده از این توابع , برنامه هایی را با توانایی های مورد نظر ایجاد کند. یکی دیگر از جنبه هایی که تفاوت شگرفی بین ویژوال بیسیک و سایر نسخه های قبلی بیسیک ایجاد می کند امکان استفاده از برنامه نویسی به روش شی ت . این ویژگی سبب می شود تا ویژوال بیسیک بتواند توقعات برنامه نویس در رابطه با تعریف و به کارگیری اشیا و کلاس های جدید را که سبب راحت تر شدن برنامه نویسی می گردد,برطرف کند. در برنامه نویسی ساخت یافته ,برنامه ها با استفاده از رویه ها به بخش های مختلف تقسیم می شوند که به صورت مجزا از هم قرار می گیرند . دربرنامه نویسی شی گرا با استفاده از اشیا می توان مجموعه ای از دستورالعمل ها و داده ها را در عنصر واحدی به نام شی قرار داد و در زمان مورد نظر از هر یک از بخش های شی مربوطه استفاده کرد. ویژگی دیگر که در نحوه کار با یک زبان برنامه نویسی مد نظر قرار می د نحوه کشف , تصحیح و برخورد با اشتباهات و خطاهایی است که در هنگام طراحی یا اجرای برنامه رخ می دهدویژوال بیسیک علاوه بر اینکه امکانات بسیار مناسبی در زمینه کشف خطاهای نوشتاری و منطقی برنامه در اختیار برنامه نویس می گذارد .به وی امکان می دهد با استفاده از فرامین مناسب ,خطاهای غیر قابل پیش بینی را نیز در هنگام اجرا تشخیص داده و نحوه ارایه راه حل مناسب را برای راهنمایی کاربران در اختیار آنان قرار دهد. از آغاز ارایه اولین نگارش ویژوال بیسیک , نسخه های متفاوتی از این زبان ارایه شده است. نگارش آموزشی ویژوال بیسیک که برای مصارف آموزشی ارایه شده است. امکان ایجاد برنامه های اجرایی از نوع exe و dll را به همراه استفاده از کنترل های متعدد فراهم می آورد. نگارش حرفه ای این زبان علاوه بر ویژگی های نگارش آموزشی ,امکان استفاده از کنترل های مربوط به بانک های اطلاعاتی ,طراحی کنترل های activex و هم چنین به کارگیری ویزاردهای مناسب برای تسهیل امر برنامه نویسی را نیز در اختیار برنامه نویسان قرار می دهد و به عنوان کامل ترین نگارش , نگارش نهایی ارایه شده است که در آن امکان برنامه نویسی در شبکه های محلی و اینترنت همراه با ویژگی های سایر نسخه ها فراهم شده است و دارای توانایی استفاده از زبان sql و تولید و طراحی برنامه های کاربردی با حجم زیاد نیز می باشد. زبان برنامه نویسی پایتون: پایتون یک زبان برنامه نویسی سطح بالا، شیءگرا و تفسیری است که توسط گیدو ون روسوم (guido van rossum) در سال ۱۹۹۰ طراحی شد.این زبان از زبان های برنامه نویسی تفسیری بوده و به صورت کامل یک زبان شی گرا است که در ویژگی ها با زبانهای تفسیری پرل، روبی، اسکیم، اسمال تاک و تی سی ال مشابهت دارد و از مدیریت خ ر حافظه استفاده می کند. پایتون پروژه ای بازمتن توسعه یافته است و توسط بنیاد نرم افزار پایتون مدیریت می گردد. پایتون در یک محیط آموزشی ایجاد و توسعه یافته است . یعنی در کریسمس سال ۱۹۹۸ در موسسه ملی تحقیقات ریاضی و رایانه (cwi) در شهر آمستردام. در آن زمان گیدو یک پژوهشگر در cwi بود و در زمان بیکاری خود بر روی پروژه شخصی خود یعنی پایتون کار می کرد . اولین نسخه عمومی از پایتون در ماه فوریه سال ۱۹۹۱ منتشر شد . برای مدتی نسبتاً طولانی پایتون توسط موسسه ملی تحقیقات و ابتکارات (cnri) واقع در رستون ایالات متحده امریکا توسعه می یافت . تا اینکه در سال ۲۰۰۰ تیم توسعه دهنده پایتون به آزمایشگاه های پایتون منتقل شدند . نام پایتون از برنامه مورد علاقه سازنده آن یعنی مونتی پایتون که یک برنامه کمدی انگلیس بود گرفته شده است. تقسیم بندی زبان های برنامه نویسی : زبان های برنامه نویسی را می توان از چهار دیدگاه متفاوت مورد بررسی قرار داده و تقسیم بندی کرد: الف)روش های برنامه نویسی ۱-زیر روالی ۲-ساخت یافته ۳-م ار ۴-شئ گرا ب) به زبان ماشین ۱-سطح پایین ۲-سطح میانی ۳-سطح بالا ج)نوع ترجمه ۱-مفسری ۲-کامپایلری د)رابط برنامه نویسی ۱-مبتنی بر متن ۲-مبتنی بر گرافیک (ویژوال) کاربرد برنامه نویسی: زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده ها، و عملیات یا تبدیل هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده ترین عناصر موجود بیان می شوند(مفاهیم ابت نامیده می شوند). زبان های برنامه نویسی با غالب زبان های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان ها، نویسندگان و گویندگان می توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه ها دقیقا آنچه که به آنها گفته شده را انجام می دهند. و نمی توانند بفهمند که نویسنده دقیقا چه کدی مد نظر نویسنده بوده است البته امروزه برنامه هایی برای انجام این کار تولید شده اند و تلاش های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار وجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می کند. برنامه های یک رایانه ممکن است در یک فرآیند ناپیوسته بدون دخ انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این ح “دستور”ها همان برنامه ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند. به زبانی که برای دستور دادن به برنامه ای استفاده می شود، زبان اسکریپت می گویند. بسیاری از زبان ها کنار گذاشته شده اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده اند، با برنامه های دیگر ترکیب شده اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده است. با وجود اینکه تلاش هایی برای طراحی یک زبان رایانه” کامل” شده است که تمام اه را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان های رایانه ای گسترده از گستردگی زمینه هایی که زبان ها استفاده می شوند، ناشی می شود: محدوده برنامه ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است توانایی برنامه نویس ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه ای هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می آیند. برنامه ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه ها متناسب نگه دارند. برنامه ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند. در نهایت، برنامه نویس ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند. یک سیر رایج در گسترش زبان های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان های برنامه نویسی اولیه به سخت افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده اند، ویژگی هایی به برنامه ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده اند، برنامه های آنها می تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. “پردازنده های زبان طبیعی” به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. “ادسگر دیجسترا” موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان “احمقانه” رد کرد، “آلن پرلیس” نیز مشابها این ایده را رد کرد. منابع: http://118file.com
نمایش نتایج 1 تا 1 از 1 چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 17:23 بعد از ظهر#1mng520521 کاربر جدید تاریخ عضویتاردیبهشت 1396پست1تشکر 00 بار تشکر شده در 0 پستیک شرکت معتبر نرم افزاری برای کار در پروژه های بزرگ سفارش مشتری (عمدتاً سازمان های بزرگ تی) در محیطی پویا با حقوق مناسب و پرداخت منظم از افراد واجد شرایط زیر دعوت به همکاری می نماید:برنامه نویس وب c# .net .برنامه نویس وب angular .آشنا با بانک های اطلاعاتی (ترجیحا oracle).برنام ه نویس موبایل (android وios). ن تهران صبور دارای روحیه کار گروهی.افراد تمام وقت با سابقه کار مفید در اولویت خواهند بود.متقاضیان می توانند رزومه کاری خود را به آدرس [email protected] ارسال نمایند. پاسخ با نقل قول«استخدام برنامه نویس phpتاپیک های مشابه نوشته شده توسط ali_kolahdoozan در بخش آگهی های استخدام پاسخ: 0 آ ین پست: 14 اردیبهشت 1395 17:58 بعد از ظهر نوشته شده توسط a.hoseini در بخش آگهی های استخدام پاسخ: 0 آ ین پست: چهارشنبه 30 فروردین 1391 09:23 قبل از ظهر نوشته شده توسط a.hoseini در بخش آگهی های استخدام پاسخ: 0 آ ین پست: 29 فروردین 1391 13:18 بعد از ظهر نوشته شده توسط کامرانی در بخش آگهی های استخدام پاسخ: 0 آ ین پست: 13 دی 1390 15:02 بعد از ظهر نوشته شده توسط srayaneh در بخش
تجربه اجرائی جدید «محمد مساوات» می تواند موافقان و مخالفان بسیاری داشته باشد اما هیچ یک نمی توانند حضور این نویسنده و کارگردان جوان تئاتر را به عنوان یکی از نشانه های تئاتر دهه ٩٠ ایران انکار کنند. او که تلاش می کند در ورای بازی های سوداگرانه تئاتر امروز ایران صدا و بازنمودی از جهان ذهنی خودش باشد، باز هم با بازیگوشی تازه ای بر صحنه ظاهر شده و تئاتر غریزی و خلاقانه اش را این بار بر بستری از گزاره های فلسفی و هستی شناسانه در حوزه روایتگری تئاتر استوار کرده است. «این یک پیپ نیست» با تأثیر عمیقی که از زیبایی شناسی آثار «رنه ماگریت»، نقاش شهیر بلژیکی دارد، باید در امتداد دو اثر دیگر مساوات یعنی «خانه- واده» و «بی پدر» مورد خوانش قرار گیرد؛ کوششی در جهت رسیدن به نوعی بازنمایی اضطراب بر صحنه. هرچند مساوات در تمام طول این گفت وگو هوشمندانه سعی می کند از هرگونه اظهارنظر معناشناختی درباره آثارش دوری کرده و کلِ فرایند حاضر در آنها را برآمده از ی یک ذهن اجراگر معرفی کند، اما در پس این جهان ِ عینی، واکنشی پرسشگرانه و گاه ویرانگرانه به اقتدار الگوهای زیبایی شناسانه رسمی تئاتری از طریق ترکیب و قاط شیوه ها و رویکردهای گوناگون قابل مشاهده است؛ او در پسِ بازی با تمام چارچوب های تثبیت شده، می کوشد همچون هر کارگردان خلاق دیگری به واسطه واکاوی و انهدام از درون الگوها، به شکل های بدیع اجرائی دست یابد. گفت وگوی پیش ِرو می تواند به عنوان کوششی جهت یافتن وجوه معناشناختی و ادراک لایه های زیرین اجرای «این یک پیپ نیست» مورد توجه قرار گیرد.تئاترِ وانموده ها: بیگانگی، بازیگوشی و اضطراب

عنوانی که برای این اجرا انتخاب کرده اید یادآور دو اثر مشهور «رنه ماگریت»، نقاش بلژیکی، با عنوان «این یک پیپ نیست» (١٩٢٦) و «دو راز» (١٩٦٦) است؛ آثاری که بر پایه شرح خلاقانه «میشل فوکو»، فیلسوف نامدار فرانسوی، بر آنها با اتکا به مفاهیمی همچون «همگونی» (resemblance) و « ی» (similitude) که پیش تر در کتاب «واژگان و اشیاء» تبیین کرده بود، جایگاه یگانه ای در حوزه مطالعات پست مدرنیسم و زیبایی شناسی برآمده از آن دارد. آیا باید این اجرا را نوعی تلاش در جهت بیان چنین مفاهیمی در چارچوب صحنه دانست؟
«ماگریت» چندان نقاش مورد علاقه من نیست و همواره «فرانسیس بیکن» را ترجیح داده ام. من از مسیر دیگری به این اجرا رسیدم. همه چیز با طراحی صحنه شروع شد: ایده یک با تدوین با تمام پنجره هایش در ذهنم آمد که در ابعاد بزرگ ساخته شود. در مرحله بعد نیاز به دو بازیگر برای هر نقش داشتم. چون اتفاقات در دو طبقه رخ می دهد و پر فاصله زمانی برای پیوندِ این فضاها و اعمال شخصیت ها به جز این ممکن نبود. بعد از آن بود که سراغ متن رفتم.همیشه روند کار را از یک فرم اجرائی یا تصویر آغاز می کنی و بعد سراغ متن می روی؟
نه وما. به طور مثال در اجرای «بی پدر» کار دیگری . آنجا متنی داشتم که مفهوم روشنی داشت و قبلش نوشته شده بود و بازیگوشی ای بر پایه قصه شنگول ومنگول بود. اما در اینجا متنی نداشتم. عموما یا از طریق یک عنوان به یک نمایش نامه می رسم یا از طریق دیالوگ یا با شعر. اما اینجا همه چیز با طراحی صحنه کلید خورد. به ویژه در مقابل جریانی که در تئاتر امروز ما مدام به دنبال کوچک صحنه و حذف همه وجوه آن به نفع میدان دادن به بازیگر است. اما در اینجا تلاش داشتم در امتداد مسیری که در طراحی صحنه «بی پدر» ایجاد شده بود حرکت کنم.
در اینجا هم فضای صحنه همچون اجرای «بی پدر» به شدت محدود شده است و به گونه ای مکان بر بازیگران غلبه دارد و آنها را از لحاظ حسی تحت فشار گذاشته است...
دقیقا. این روند کمک می کند تا ویژگی های میزانسنی در نسبت با محدوده حرکت بازیگر برایم ایجاد شود. از طرفی نمی خواستم ویژگی های بدنی بازیگران شبیه آن چیزی شود که در اجرای «خانه-واده» یا «بی پدر» داشتم و توقع اکت های عجیب و غریب هم از بازیگرانم نداشتم.
ژست های بازیگران در این اجرا بیشتر به فرم های «بدن روزمره» نزدیک شده و طبیعتا تابعی از رویکرد ساز با امر واقعی است.
بله. رئالیستی تر و حتی سینمایی تر است. شکل دکور به گونه ای است که بازیگران امکانی ندارند تا رفتارهای اغراق آمیز داشته باشند و این خواسته من بود. اگر یکی از آنها دستانش را دراز کند یا با دیوارها برخورد می کند یا با پل ی حائل صحنه که به طور مشخص جایگاه مخاطبان از بازیگران را جدا کرده است.
این نوع برخورد با فرایند اجرا بیشتر یادآور رویکرد و نگاه هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی است. ساختن اثر، مشخص چارچوب ها به صورت دقیق و روشن به گونه ای که در اساس با یک تجسم و محصول تمام شده هنری روبه روییم که وما حضور مخاطب در سالن برای دیدن و شکل دادن به آن از لحاظ معنایی ضرورتی ندارد. حتی و ماهیت انسانی بازیگران نیز در این شکل از دست رفته است. آنها به ابژه هایی تبدیل شده اند که به عنوان بخشی از معماری صحنه عمل می کنند و با تجلی همان ماهیت تجسمی و پلاستیک ایده شما هستند. این امر سبب نمی شود که هرگونه عمل در نسبت زمانی و مکانی اجرا از مخاطب گرفته شود؟ او تنها در مقابل خوانشی قطعی قرار گرفته که پیش از حضورش خلق شده و «با/ بی حضورش» ادامه می یابد و پیکره ای صلب و غیرقابل نفوذ همچون یک مجسمه، معماری یا تابلوی نقاشی می سازد؟
شاید این اتفاق رخ بدهد. تماشاگر دوست دارد صدای نفس کشیدن بازیگر را بشنود. هیچ حجاب و ای میان بازیگر و اجراگر نباشد. فارغ از اینکه این رویکرد چه معنایی پیدا کرده است، این شرایط ناگزیر بود هم به دلیل اینکه در این سالن نمایش های دیگری هم روی صحنه است و ما ناچار بودیم به انتهای این فضا برویم و هم اینکه قصد داشتم دکوری پانورامایی داشته باشم. در شکل فعلی ما به دایره دید گسترده تری هم رسیده ایم که سعی داشتم مخاطب را دچار نوعی بیگانگی با تمامی ابعاد صحنه کند.
یعنی تلاشی آگاهانه وجود دارد تا حداقل گروهی از مخاطبان نتوانند با اجرا همراه شوند و با آن احساس همدلی داشته باشند؟
بله. من در جست وجوی تماشاگری هستم که به اجرا اعتماد می کند. البته نکته ای که اشاره کردید بسیار درست است. در ترکیب معماری صحنه و استفاده از پل ی ها ذهن من به سمت «اینستالیشن» های «دمیان هرست» (damien hirst) هم رفت. ه هایی که در آکواریوم هستند. در آنجا هم نگاهی قهری حاکم است در مورد زوال و مانایی مرگ. تلاشم این بود که در اجرایم چنین فضایی شکل بگیرد و استفاده از پل ی هم در این زمینه بسیار مؤثر بود. ضمن اینکه سعی داشتم فضاهای اجرا، مثلا اتاق پذیرایی درست مثل بوتیک هایی باشد که اشیای درون آن برای آدم ها دست نیافتنی و بیگانه شده است. تئاترِ وانموده ها: بیگانگی، بازیگوشی و اضطراب
این بیگانگی که یکی، دو بار به آن اشاره کردی هم در اجرای «بی پدر» و « این یک پیپ نیست» نوعی تجلی جهانی دارد. نیروهای انسانی در این اجراها در یک تنگنای ناگسستنی و بی پایان قرار دارند و هویت مکانی و نسبت شخصیت ها با مکان در این زمینه بسیار تعیین کننده است. در«بی پدر» گویی نیرویی قهری، گرگ و بز را ناچار به تداوم بقا برخلاف ذاتشان کرده است و آن فاجعه دهشتناک برایند ِ ناگریزِ این ناهمگونی است. در «این یک پیپ نیست» این امر از لحاظ مضمونی ناظر بر مواجهه عینیت ها و ذهنیت هاست بی آنکه بتوانیم یک مصداق روشن برای هر شخصیت یا کنشی در نظر آوریم و در نهایت شکلی خشونت بار پیدا می کند. همچنان که فضای محدودشده حرکت شخصیت ها در صحنه، تولیدکننده نوعی اضطراب و ترس با منبعی نامشخص است. در اجرای «بی پدر» چرایی توافق معناباخته و مرگ بار گرگ و بز برایمان نامشخص است، در اینجا هم نمی دانیم چه چیزی این آدم ها را در این موقعیت قرار داده، آن ماشین جگوار سیاه از کجا آمده؟ و... بیگانگی ای که اشاره کردید گویی بیگانگی آدم های نمایش نسبت به موقعیت و جهانی است که در آن قرار دارند و شبیه آدم های حاضر در نقاشی های «فرانسیس بیکن» در وضعیتی مسخ شده هستند...
تعبیری که از فرانسیس بیکن کردی درباره «بی پدر» بیشتر صادق است. تنگنایی که بدون گشایش است و با شکلی از دفرماسیون که فیگورها پیدا می کنند حتی فراتر هم می رود. در اجرای اخیرم اتفاقا تلاش شده است منافذ بیشتری روی صحنه وجود داشته باشد. تقریبا در تمامی لوکیشن ها پنجره وجود دارد.
ولی این منافذ راه به هیچ کجا نمی برند. شاید نوعی توهم و رهایی را ایجاد کنند اما در عمل آنها گرفتار محدودیت حاکم بر فضای حیات خودشان هستند.
اینجا نمی خواستم هیچ قطعیتی صادر کنم یا ترکیب جهان مردگان و زندگان جذ ت خاصی برای من نداشت. شاید برایم «ماگریت» است که مهم است؛ فضاهای منفی و فضاهای مثبت...
ماگریت و نقاشی هایش از کجا وارد اجرا شد؟ چون در ابتدای گفت وگویمان اشاره به فرم اجرائی کردی و اینکه انگار «ماگریت» از ابتدا در ذهنت نبود.
وقتی عنوان به ذهنم رسید: «این یک پیپ نیست». طرح صحنه را داشتم، ی اجرا را هم همین طور. به مجرد اینکه عنوان هم به ذهنم رسید متن در عمل شکل گرفت. اینکه سینمایی بودن این اجرا یا تئاترماندنش چه شکلی می تواند داشته باشد! اگر سینما بود یک بازیگر پلانی را بازی می کرد و بعد کات داشتیم تا پلانی دیگر و آنجا با عینک یا گریم چهره اش را عوض می کردیم. اما اینجا این امکان نیست.
به دلیل پیوستگی فضای تئاتر...
من باید دو بازیگر می داشتم که اتفاقا از لحاظ فیزیکی از هم متفاوت می بودند. آنها هم زمان روی صحنه اند و هر دو یک کاراکتر را بازی می کنند و بعد این ایده آمد که آنها می توانند پیراهن های متفاوتی داشته باشند و در ادامه تمامی عناصر با یکدیگر پیوند پیدا د. مثل ماجراهای جان و جیم و پیراهن آبی و زرد که هیچ کدام نمی توانند ثابت کنند پیراهن شان واقعا زرد است یا آبی.
بر این مبنا ایده صحنه و فضای اجرا را می توانیم همان طور که در ابتدا اشاره در نهایت ترجمانی تئاتریکال از مفاهیم جاری در نقاشی ماگریت بدانیم... شبکه ای از وانموده ها که ماگریت در نسبتِ ترکیبِ تصویر، کلمات و انگاره های ذهنی از یک پدیده مرئی در آثارش جست وجو می کرد. اگر با پدیده ای در تابلوی نقاشی ماگریت مواجه می شویم، وما با فرایندی «بازنمایانه» طرف نیستیم. الگو یا واقعیتی در این میان وجود ندارد. اینها «وانموده» هایی از اشیا، شخصیت ها یا مکان های « » هستند که در برابر اقتدار خوانش کلاسیک ایستادگی می کنند. در حقیقت از طریق شکلی از ی، وانموده ها در روندی وارونه شده از یک رونوشت به رونوشتی دیگر در گردش اند و متن و تصویر بار دیگر تعریف می شوند.
بله...
حالا در بافت روایی اجرای «این یک پیپ نیست» با فرایندی شبیه منطق حاکم بر نقاشی های ماگریت روبه روییم. در اینجا رابطه جان، جیم و ماری در چرخه ای از « ی» ها قرار دارد. جان(ها)، جیم(ها)، ماری(ها) و در نهایت تجلی نامرئی «پلیس» و «مامی» بافتی روایی را می سازند که در آن هرگونه نظام هویت دهنده به واقعیتِ(روایی) و بازنموده هایش مخدوش شده و جریان بازیگوشانه وانموده ها جایگزین آن شده است. روند حاکم بر منطق ساختاری اثر هم الگویی تصاعدی و برآمده از تکرارها پیدا کرده و این نگاه در لایه های مختلف اجرا جاری است. عنصر دیگری که به این روند یاری رسانده بهره گیری از میان نویس است که به طور عینی یادآور کارکرد نوشتار در نقاشی «این یک پیپ نیست» است. در اینجا هم بازی و رابطه ای وجود دارد میان ١- آنچه به وسیله بازیگرها انجام می شود و مخاطب شاهد آن است،٢- توضیحاتی که درباره کنش ها، شخصیت ها و حتی دیالوگ هایشان از طریق میان نویس انتقال پیدا می کند و ٣- ارتباط و ماهیت ارجاعی که میان تصاویر، واقعیات ذهنی مخاطب و میان نویس ها به مثابه عنصر بصری وجود دارد و تماشاگر را بر مبنای دیالکتیک «بیننده/خواننده» بازتعریف می کند. با این حال نوعی از تناقضِ بازیگوشانه دراین میان نیز شکل گرفته است. از آنجایی که تئاتر برخلاف نقاشی ماگریت، پدیده ای زمان مند و مکان مند است، ارتباطی پیوسته میان اراده قطعی و متعین مؤلف اثر با میان نویس ها ایجاد شده و کارکرد وانموده ها را به نفع خودش تضعیف می کند. دراین میان مخاطب هدایت می شود تا میان آنچه ازسوی بازیگران عرضه می شود و آنچه از طریق ویدئوپروجکشن در قالب میان نویس عرضه می شود، اص و سندیت را به نوشتار بدهد! آیا این امر سبب نمی شود زنجیره وانموده ها در اجرا متوقف شود؟
موافقم که میان نویس در واقع به نوعی حکم صادر می کند. ولی یک بازی هم اتفاق می افتد. سعی در بخش هایی از اجرا نوعی جن زدگی به میان نویس بدهم که انگار آن هم به عنوان یکی از شخصیت ها می تواند تناقض هایی در خودش داشته باشد.
یعنی به گونه ای در میان نویس هم با ترکیبی از ی ها به تعبیر فوکو طرف هستیم ولی از آنجایی که ما آن را به عنوان صدای مؤلف می شناسیم نوعی محدودیت را نیز با خودش می آورد. همچنان که فوکو ناظر بر تابلوی «دو راز» ماگریت از آن به مثابه نوعی صدای معلم یاد می کند! مثل یک دست اشاره گر. طبیعتا هرچه دامنه بازیگوشی و نقض و استفاده خلاقانه از میان نویس در اجرا بیشتر شود و مخاطب نتواند به آن اعتماد کند در عمل به نوعی انسجام و ارتباط پویاتر با لایه های دیگر اجرای دست پیدا می کنی.
بله. ایده میان نویس از ابتدا چیز دیگری بود. قرار بود از طریق آن هم به سمت جعل بروم. من از چیزی نمی ترسم ولی این هراس هست که اگر مخاطب چیزی دریافت نکند چه؟ به هرحال میان نویس در اینجا پناهگاه تماشاگر است و می خواستم از این طریق جلوی عدم اطمینان او را بگیرم و با او حرکت کنم. برای همین مجبور بودم اعتماد تماشاگر را به آن جلب کنم. مثلا در جایی که نشان می دهیم جیم، ماری را روی زمین می گذارد، میان نویس هم دقیقا با آن یکی است و نوعی اعتماد ایجاد می شود تا من بتوانم بعدتر لحظه ای را مثل شنای ماری در است از طریق میان نویس عرضه کنم که در اجرا، جیم آن را می بیند اما جان آن را انکار می کند و مخاطب در این میان معلق است که به میان نویس هم نمی توان به صورت قطعی اعتماد کرد. چیزی در متن وجود دارد که در ظاهر پارانویای جان است و شاید به نظر برسد می شود آن را بسیار پیش برد و انگار این اجرا از پایان «باشگاه مشت زنی» (فینچر) شروع می شود. برایم سؤال بود که دوگانه بودن این شخصیت را تا چه حد می توان دراماتیک کرد؟ الان این دو شخصیت بر پایه ترجمه هم زمان تنها یک صدا دارند برخلاف فینچر. من می خواستم اینجا بازی دوگانگی را متوقف کنم و به همین خاطر منجر شد به ورود پلیس. جان و جیم در این روایت دو نفرند. ماریا یک نفر است و دیگری اش را میان نویس معین می کند. وقتی ماریا وارد اتاق می شود، وانموده او از طریق شرحی که در میان نویس ها هست نقش او را بازی می کند. ضمن اینکه ایده هایی هم از کتاب خلق مدام (توشیهیکو ایزوتسو) گرفته ام. همچنین مباحث مربوط به ادراکات یک مربع که پدیدارشناس ها از آن حرف می زنند و در نهایت تابلوی نقاشی ماگریت و اجرای من در حقیقت ترکیبی از تمامی این ایده هاست.
نتیجه اش یک بازیگوشی ماهرانه است بی آنکه بخواهم کلمه بازی را در معنایی منفی یا کوچک کننده به کار ببرم. فارغ از جنبه بصری اجرا، در حوزه نشانه های صوتی هم با جهانی وانمایی شده روبه روییم. دیالوگ های شخصیت ها بر پایه زبانی جعلی ادا می شود که آوایش شبیه گویش نان کشورهای اروپای شرقی است. اما مخاطب از طریق صدای بازیگرانی که به صورت ترجمه هم زمان دیالوگ های آنها را به فارسی برگردانده اند با شخصیت ها و حوادث اجرا ارتباط می گیرد. در اینجا هم نظام ارتباطی میان دیالوگ های بازیگران و صداهای ترجمه شده ماهیت ارجاعی و استنادی ندارد. می توان ارتباطی میان کنش ها و زیرمتن دیالوگ ها تصور کنیم اما این ارتباط هم مبتنی بر فرایندی « ساز» و دروغین است. تئاترِ وانموده ها: بیگانگی، بازیگوشی و اضطراب
سعی داشتم از امکاناتی که در سینما و تلویزیون هست استفاده کنم. جریان ترجمه هم زمان هم در راستای آن بیگانه سازی است که اشاره . اینکه من بتوانم فاصله تماشاگر و اثرم را بیش از آنچه هست باز هم افزایش دهم. درست است که ترجمه هم زمان نوعی دوگانگی به وجود می آورد اما در عین حال نوعی یگانگی هم ایجاد می شود. شبیه همان ادراکات مربعی که از آن حرف زدم. یا آن تعریف پیکاسو از کارش: من اشیا را همان طور که هستند، می کشم نه آن طور که دیده می شوند. برای همین تلاش جاهایی رابطه صدای ترجمه و دیالوگ بازیگرها از لحاظ حسی متفاوت از همدیگر باشند. شبیه دوبله های مستند.
نوعی خام بودن آگاهانه...
دقیقا. این امر جنبه هایی کمیک هم ایجاد می کند که به نقش و گسترش کارکرد میان نویس بازمی گردد. مثلا در مورد جان و جیم همان طور که گفتم دو بازیگر و یک صدا هست. چون نقشِ ماریا یک بازیگر دارد، پس احتیاج به یک مترجم دارد که میان نویس به جای صدا عمل می کند. پلیس چون نامرئی است و فقط صدایش هست و در مرتبه آ مامی که نه صدایش هست و نه فیزیکش. من از این بازی و ی بود که می توانستم یک شخصیت کاملا نامرئی مثل مامی را بسازم. آن نقطه ای که تجسد مامی را می پذیریم حظ کاملی برای من رخ می دهد.
در تمامی ارکان و عناصر اجرا در حال به هم زدن نسبت میان پدیده ها، اشیا، آدم ها با بازنمایی شان هستی. کاری که با صدا و نوشتار انجام می دهی، حسی که از تکثیرشدن این شخصیت ها به وجود می آید و... همه و همه در حال به هم زدن نظم مولد این تصاویر و الگوی روایتشان است. یا آن طور که فوکو اشاره می کند از طریق «آشفته ساختن مناسبتِ میانِ واژه ها و چیزها»؛ با این حال کل این فرایند بیشتر شبیه به کارگرفتن منطق های بازیگوشانه است که در خود چارچوب اجرا انعکاس می یابد، به یک پدیده مصرفی بدل می شود، شعبده می کند و همان جا بدون هیچ ماهیت اجتماعی به پایان می رسد. حتی حضور پلیس با آن شمایل ذهنی، بیشتر کیفیتی فانتزی از مجری قانون است.
من در اجراهای قبلی ام همچون «بازیخانه...»، «خانه-واده» و حتی «بی پدر» نگاه های و اجتماعی داشتم؛ به ویژه با توجه به زمانه اجرای آثار. اما در «این یک پیپ نیست» من هیچ قصد اجتماعی یا را دنبال نمی و می خواستم کمی در حوزه مفاهیم فلسفی یا انگاره هایی فراتر از مباحث اجتماعی حرکت کنم. خودم را هم درگیر نشانه های فرامتنی مثل پلیس و... هم ن . پلیس در اینجا کارکرد روایی دارد و می تواند به گونه ای زمینه ساز حضور مامی در انتهای اثر شود.
گروه برهان/ محسن اسانی؛ (رحمت الله علیه) در سال 1348 در درس های خارج از فقه خود در نجف، نظریه ی را مطرح د. از آن زمان تا پیروزی انقلاب هرچند این نظریه در بین مسلمانان مبارز مطرح و تبدیل به منشور مبارزاتی آن ها شد، اما به دلیل تسلط رژیم پهلوی در کشور، مجالی برای تجلی این نظریه وجود نداشت. با این حال، پیروزی انقلاب ی در بهمن ماه 57 فرصتی فراهم کرد تا این مسئله در سطح عمومی مطرح شود.بر این اساس، بر خلاف ادعاهایی که در چند سال اخیر از سوی برخی از گروه های ضدانقلاب و لیبرال ها مطرح شده است که مدعی هستند تا پیش از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی در جامعه بحثی در خصوص مطرح نبوده است، مروری بر اتفاقات اوایل پیروزی انقلاب ی نشان می دهد که گنجاندن اصل یکی از مهم ترین مطالبات جامعه از منتخبان مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی بوده است.ایده ی تدوین قانون اساسی در هنگام اقامت (رحمت الله علیه) در پاریس به وجود آمد. بر این اساس، پیش نویس اولیه در همان جا تهیه شد و پس از آن در ایران مورد بررسی های متعدد قرار گرفت. متن پیش نویس شده توسط (رحمت الله علیه) در فرانسه برای اظهار نظر مراجع و مدرسین قم فرستاده شد.با این حال، بعد از پیروزی انقلاب ی، ت موقت اقداماتی در خصوص اصلاح پیش نویس قانون اساسی انجام داد و سپس پیش نویس را به تصویب شورای انقلاب رساند. شورای انقلاب نیز پیش نویس را برای بررسی و اظهار نظر برای حضرت (رحمت الله علیه) ارسال کرد. نیز ضمن بررسی، پیش نویس را در اختیار صاحب نظران و علما برای اظهار نظر قرار دادند. قبل از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسیدر زمانی که پیش نویس قانون اساسی برای علما و صاحب نظران برای اظهار نظر فرستاده شده بود، یکی از مواردی که در آن زمان از سوی این افراد مطرح شد ضرورت درج در قانون اساسی بود. در همین رابطه، آیت الله گلپایگانی تأکید د تا مسئله ی اتکای حکومت به نظام ت و روشن نشود، حکومت بر اساس طاغوت و ظالمانه خواهد بود. همچنین نظریه ی در کنفرانس ها و گردهمایی هایی که از سوی حزب جمهوری برای بررسی پیش نویس تشکیل می شد و از جمله در کنگره ی حقوق دانان مسلمان به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفت و بر آن تأکید شد.(1)آیت الله مرعشى نجفى نیز اصولى را براى اضافه شدن به قانون اساسى پیشنهاد د؛ از جمله اینکه « جامع الشرایط در هر عصرى معتبر است.»(2) انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در 29 تیرماه 58 برگزار گردید و 72 نفر به این مجلس راه یافتند. با اینکه اجتهاد جزء شرایط مجلس خبرگان قانون اساسی نبود، حدود 40 نفر از منتخبان این مجلس دارای اجتهاد بودند و برخی دیگر نیز دارای تحصیلات حوزوی کمتر از سطح اجتهاد بودند.مجلس خبرگان قانون اساسی در 28 مرداد 58 با پیام (رحمت الله علیه) شروع به کار کرد. در جلسه ی سوم مجلس خبرگان قانون اساسی، بحث گنجاندن اصل از سوی برخی از نمایندگان مجلس مطرح شد و این افراد خواهان گنجاندن اصل در قانون اساسی شدند.بعد از تصویب اصل در قانون اساسی توسط مجلس خبرگان، ت موقت که اعضای آن از جمله مخالفان تصویب اصل محسوب می شدند، در صدد برآمد تا با انحلال مجلس خبرگان با این بهانه که این مجلس باید ظرف یک ماه بررسی قانون اساسی را به اتمام می رساند، مانع از گنجاندن اصل در قانون اساسی بشود. با این حال، این طرح با مداخله ی (رحمت الله علیه) با ش ت مواجه شد. پیشنهاد اصل در این جلسه، آیت الله عبدالرحمان حیدری، ی مردم ایلام پیشنهاددهنده ی بررسی اصل بود. به دنبال این مسئله، حجت ال ضیایی، ی مردم گیلان نیز خواهان گنجاندن اصل در قانون اساسی شد و گفت: «قدرت مافوق رئیس جمهور، فقیه است و او باید ناظر بر امور ت باشد.» آیت الله طاهری م آبادی، ی استان لرستان نیز با اشاره به ارسال یک طومار پنجاه متری فقط از شهر م آباد برای گنجاندن اصل ، این مسئله را مطالبه ی مردمی دانست که باید مجلس خبرگان قانون اساسی به آن جواب دهد.(3)پس از بحث و گفت وگوهایی که مطرح اصل در جامعه ایجاد کرده بود، در جلسه ی سوم مجلس خبرگان قانون اساسی، بررسی تصویب این اصل در دستور کار مجلس قرار گرفت. در ابتدای جلسه، مقدم مراغه ای، ی آذربایجان، به عنوان مخالف تصویب این اصل در پشت تریبون قرار گرفت و گنجاندن این اصل را در اختیار دادن به یک طبقه ی خاص از جامعه عنوان کرد.(4)با این حال، بعد از مراغه ای، شهید بهشتی به عنوان م ع گنجاندن اصل در قانون اساسی، سخنرانی کرد و گفت: «اصل پنجم با آن عوارضی که آقای مراغه ای می شمارند ارتباط ندارد. آیا اصل پنجم می خواهد بیاید نقش آرای عمومی را انکار کند؟ آیا اصل پنجم می خواهد بیاید ها را از بین ببرد؟ آیا اصل پنجم می خواهد حکومت را در اختیار قشر خاصی قرار دهد؟ خیر. اصل پنجم قانون اساسی یعنی مرکز ثقل و ی بر عهده ی فقیه. فقیه یعنی چه؟ یعنی شناس، مطلع ورزیده، متخصص، فقیه یعنی دانا و شناساننده، یعنی دانای به ، فقیه یعنی ی بتواند احکام را از روی کتاب و سنت به عنوان یک صاحب نظر بفهمد.»(5)شهید بهشتی در ادامه ی صحبتش با برشمردن دیگر صفات ، نظیر عدل، آگاهی و مدیر و مدبر بودن، امکان انحصاری حکومت به دست یک طبقه ی خاص را رد کرد و تأکید نمود که گنجاندن اصل ، ریشه در شعارهای مردم در قبل از پیروزی انقلاب ی دارد؛ زمانی که شعار استقلال، و سر می دانند و همچنین زمانی که به رأی می دانند. به عبارتی وی در این جلسه، را از ا امات تحقق عنوان می نماید و تأکید می کند اراده ی ملت از طریق تصویب این اصل محقق می شود.در همین زمان، افرادی در داخل و بیرون مجلس خبرگان، با ایجاد جنگ روانی، در صدد جلوگیری از تصویب این اصل برآمدند. جبهه ی ملی اعلام کرد مجلس خبرگان در انحصار گروه های مذهبی و انحصارطلبان قرار دارد و به آرمان های انقلاب خیانت کرده است. فدایان خلق نیز را بدعت عنوان د. حزب توده نیز اعلام کرد که تصویب این اصل بعد از دشواری های زیادی به وجود خواهد آورد. انقل مردم مسلمان ایران نیز در خصوص تصویب اصل اعلام کرد: «روشی که مجلس خبرگان در مورد تنظیم اصول قانون اساسی در پیش گرفته و مجموع اصولی را که تدوین و تصویب کرده است، موجب تسلط قشر مذهبی بر جامعه و برقراری استبداد دینی خواهد شد.»(6)با این حال، با وجود مخالفت های که لیبرال ها و کمونیست ها بر ضد اتخاذ د، این اصل با حمایت قاطع اعضای مجلس خبرگان به تصویب رسید؛ به طوری که از بین 65 رأی مأخوذه در خصوص اصل پنجم قانون اساسی، 53 نفر به این اصل رأی مثبت و فقط 4 نفر رأی منفی دادند.(7) در این زمان، در جواب افرادی که در صدد ت یب تصویب اصل بودند، فرمودند: «من به همه ی قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر ت اگر با نظارت فقیه و باشد، آسیبی به این مملکت وارد نمی آید. به ی صدمه نمی زند. دیکتاتور به وجود نمی آورد. کاری که بر خلاف مصالح مملکت باشد انجام نمی دهد... نگویید ما را قبول داریم لکن تباه می شود. این معنایش تکذیب ائمه است. تکذیب است.»(8)بعد از تصویب اصل در قانون اساسی توسط مجلس خبرگان، ت موقت که اعضای آن از جمله مخالفان تصویب اصل محسوب می شدند، در صدد برآمد تا با انحلال مجلس خبرگان، با این بهانه که این مجلس باید ظرف یک ماه بررسی قانون اساسی را به اتمام می رساند، مانع از گنجاندن اصل در قانون اساسی شود. با این حال، این طرح با مداخله ی (رحمت الله علیه) با ش ت مواجه شد. در همین رابطه، در زمانی که طرح انحلال مجلس خبرگان مطرح شده بود، فرمودند: «مگر می توانید مجلس خبرگانی که ملت با آن آرای زیاد این مجلس را درست کرده با یک کلمه ای که شما بگویید، منحل شود. هر چه بر خلاف قدم بردارید، این جمعیت مصمم تر می شود. بی خود آبروی خود را نبرید. بی خود مقاله ننویسید. ملت همان ملت است و راه همان راه. ضد دیکتاتوری است، نه دیکتاتوری.»(9)در زمانی که پیش نویس قانون اساسی برای علما و صاحب نظران برای اظهار نظر فرستاده شده بود، یکی از مواردی که در آن زمان از سوی این افراد مطرح شد ضرورت درج در قانون اساسی بود. در همین رابطه، آیت الله گلپایگانی تأکید د تا مسئله ی اتکای حکومت به نظام ت و روشن نشود، حکومت بر اساس طاغوت و ظالمانه خواهد بود. و پیش نویس قانون اساسیطی سال های اخیر، یکی از انتقاداتی که همواره از سوی جریان های ضدانقلاب مطرح می شود، عدم درج اصل در پیش نویس قانون اساسی است. این افراد با پیش کشیدن این موضوع، به این نکته اشاره می کنند که در ابتدا نظر خاصی در خصوص درج در قانون اساسی نداشته است. جالب اینجاست که پاسخ این انتقاد در همان زمان توسط شیبانی، عضو مجلس خبرگان، به منتقدانی که این مسئله را مطرح می د داده شده بود.شیبانی گفته بود: «در پیش نویس قانون اساسى که قبلاً تهیه شده، در آنجا ذکرى از این موضوع [ ] نشده بود. خوب این اصل، اصل مسلمى بوده، زیرا آن پیش نویس هم مربوط به زمانى بوده که حکومت طاغوت مستقر بوده و چون حاکم، حاکم مبسوط الید نبوده، ذکر از او نشده است، ولى در این موقعیت فعلى، وظیفه ی ما مسلمانان این است که حق را به حق دار بدهیم.»(10)در واقع شیبانی در اینجا به دو نکته اشاره می کند؛ اول اینکه اصل یک اصل مسلمی در بوده که از زمان آغاز مبارزات تا پیروزی انقلاب جریان داشته است. از این رو، اگر در پیش نویس نیامده است، نه به معنی حذف آن، بلکه به معنی مسلم بودن این اصل است. به عبارتی تمامی مبارزان بر ی (رحمت الله علیه) به عنوان ولی زمان اجماع داشته اند. از این رو، درج نشدن در پیش نویس به منزله ی نادیده گرفتن نقش در تحقق انقلاب نیست. دوم اینکه پیش نویس در شرایطی نوشته شده است که هنوز انقلاب پیروز نشده بود. برای همین، افراد در آن زمان، هنوز احتمال تحقق شرایط اجرای این اصل را در کشور نمی دانند. از این رو، به اصل اشاره ی صریحی نکرده اند.فرجام سخنبا وجود اینکه از اول انقلاب ی تا کنون همواره گروه های ضدانقلاب و لیبرال سعی کرده اند که نشان دهند اصل در پیش نویس نبوده و بدون هیچ مقدمه ای در قانون اساسی گنجانده شده است و حتی در این بین به افسانه سرایی در خصوص نقش بقایی در گنجاندن اصل پرداخته اند، باید اذعان کرد که بحث ضرورت گنجاندن اصل در قانون اساسی از همان ابتدای پیروزی انقلاب ی در محافل علمی و در بین علما مطرح و پیگیری می شده است؛ به طوری که مردم با جمع آوری طومارهایی از منتخبان خود در خبرگان درخواست می د که این اصل را در قانون اساسی بگنجانند.در نهایت باید این مسئله را در نظر گرفت که اگر از ابتدای انقلاب (رحمت الله علیه) بر روی گنجاندن اصل در قانون اساسی تأکید می د، همین جریانات به اصطلاح روشن فکر ایشان را متهم به اعمال نظر شخصی در قانون اساسی می د. اما (رحمت الله علیه) اجازه دادند تا این اصل به عنوان یک مطالبه ی مردمی در جامعه مطرح و توسط علما در مجلس خبرگان قانون اساسی پیگیری شود تا دیگر در طول دهه های آینده، افراد ایرادگیر نتوانند راه ی این اصل به قانون اساسی را فقط نظر شخص ایشان جلوه دهند و بگویند این مسئله مطالبه ی مردمی نبوده است.(*)منابع:1- سید محمدعلی حسینی زاده، در ایران، انتشارات مفید، 1386، ص 380.2- حسن بیارجمندى، و پیش نویس قانون اساسى، علوم ، باقرالعلوم (ع)، پاییز 1384، شماره ی 31، ص 9.3- محمدرضا سماک امانی، اصل در مجلس خبرگان قانون اساسی، فرهنگ کوثر، آبان 1377، شماره ی 20، ص 24.4- مجلس خبرگان، صورت مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی ، اداره ی کل امور فرهنگی مجلس شورای ی، 1364، جلد اول، ص 375 و 376.5- همان، ص 377 و 378.6- سید محمدعلی حسینی زاده، همان، ص 299.7- محسن خلیلی، بایستگی های پدیداری قانون اساسی ایران در دیدگاه (رحمت الله علیه)، پژوهشنامه ی متین، شماره ی یک، ص 251.8- صحیفه ی نور، جلد دهم، ص 58.9- همان، ص 28.10-مجلس خبرگان، همان، ص 510.*گروه شکده برهان/انتهای متن/ کد مطلب: 10162 | تاریخ: ۱۳۹۶/۹/۱۲ | ساعت: ۸ : ۹
حجت ال و المسلمین محمدجواد حجتی کرمانی از مبارزین و ون دوران انقلاب ای پر از حرف درباره جریانات و تحولات انقلاب ی دارد. وی در گفت و گو با خبرگزاری حوزه به برخی سوالات درباره «پیش نویس قانون اساسی » پاسخ داد به ویژه که اخیرا کت با عنوان «نخستین پیش نویس قانون اساسی » در بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب ی منتشر شده که در آن، از پیش نویس قانون اساسی در سال 54، رونمائی شده است. این پیش نویس در اسناد ساواک وجود داشت و پیش تر در بخش ضمائمِ کتاب «نهضت » نوشته حجت ال والمسلمین سید حمید منتشر شده بود و اکنون به عنوان اثری مستقل در اختیار محققان قرار گرفته است.به گزارش خبرگزاری حوزه متن گفتگو با حجت ال والمسلمین حجتی کرمانی تقدیم می شود: حضرتعالی در متن مبارزات نهضت (ره) حضور پر رنگ داشته و با بسیاری از جریان ها و افراد انقل مرتبط بوده اید. با توجه به اینکه پیش تر کتاب «نخستین پیش نویس قانون اساسی » را ملاحظه و مطالعه فرموده اید، به نظر شما متن این پیش نویس به قلم و شه کدام یک از انقل ون نزدیک است؟این کت که منتشر شده و من دیدم، همانطور که نویسنده احتمال داده، ی که می توانست یک چنین چیزی را بنویسد، و توی این حال و هوا بود، آقای ربانی بود. هیچ دیگر از آقایانی که من می شناسم، [این چنین نبودند]، ممکن است من اشتباه کنم. با سابقه ای که آقای ربانی در شیراز و در حزب برادران داشت. [حزبی] که مرحوم سید نورالدین تأسیس کرده بودند، که پیشرفته ترین حزب آن زمان بود البته به زبانِ امروزی گرایشاتِ راست و ضدِ مصدقی داشت. مثلاً فا حکمت که عضو حزب برادران بود، رئیس مجلس بود. آقا سید نورالدین یک چنین قدرت در شیراز داشت. آقای ربانی در آن زمان اهلِ سیاست و اهلِ اطلاعات بود. اهلِ گوش دادن رادیو و رو مه بود. البته آقای طالقانی حسابش جداست، ولی من در حوزه علمیه از میانِ این آقایانی که در رأس بودند، ی را مثلِ آقای ربانی نمی دانم و نبود. واقعاً ی [مثل او ] نبود.آقای ربانی ممکن است باشد. ایشان از همه ما [ مبارزین]، پیشرفته تر و فعال تر بود. به نظرم می رسد ایشان این متن را نوشته باشد.در کتاب«نخستین پیش نویس قانون اساسی » نیز، احتمال انتسابِ این متن به آیت الله ربانی مطرح شده است، اما برخی اساتید با اتکا به برخی ادله حدسی، در این مسئله تشکیک و تردید کرده اند، مثلاً گفته می شود ادبیات این پیش نویس به یک مجتهد حوزوی نمی خورد. نظر شما چیست؟خب آنها آقای ربانی را نمی شناسند! من نظرِ نویسنده کتاب [مبنی بر احتمال نگارش پیش نویس سال 54 توسط آیت الله ربانی ] را می پسندم. اینهایی که این موضوع را رد کرده اند، آقای ربانی را که نمی شناسند. آقای ربانی از زمانِ سید نورالدین [حسینی الهاشمی]، که در شیراز حزب برادران را داشت، از آن زمان بود. در میانِ ون هم من ی را مثلِ او ندیدم؛ حتی آقای منتظری را. آقای منتظری در سیاست پیشرو بود ولی فهم و انضباطِ فکریِ آقای ربانی را نداشت.آیا این درست است که آیت الله منتظری از آیت الله ربانی متأثر بوده است؟بله، بله، آقای ربانی بسیار قوی بود. همان جلسه ای که برای ختم آقا مصطفی در قم گرفته شد [در سال 56] و من هم در آن سخنرانی ، مبتکرش آقای ربانی بود! شب در منزل آقای ربانی املشی جلسه ای بود؛ من بودم، آقای ربانی املشی، آقای خلخالی، آقای ربانی و برخی دیگر بودند. ما در آن جلسه طرح ریختیم که فردا چکار کنیم. بنا شد من و ربانی املشی و خلخالی سخنرانی کنیم. این سه نفر. طراحِ اصلِ این جلسه، آقای ربانی بود. من زیاد به منزل ایشان می رفتم چون یکی از پسرانش (محمد علی) هم مدتی با ما زندان بود. ما شب منزلِ آقای ربانی خو دیم و فردا با هم به مسجد اعظم آمدیم.ارزی حضرتعالی از مفاد و محتوای این پیش نویس چیست و با وجود نقدهایی که به متن آن وارد است، آیا ارزش انتشار دارد؟البته این پیش نویس از نظر فکری، مایه چندانی ندارد و صرفاً یک پیش زمینه ذهنی است که به نگارش درآمده است. متنش خیلی قوی نیست، لذا از نظر فکری ارزش انتشار نداشت ولی از نظر اسنادِ انقلابِ ی، و در واقع، از نظرِ تاریخِ تحولِ فکریِ انقل ون، خیلی خوب است. از این نظر، یک سندِ بسیار خوبی است، ولی اگر بخواهید این سند را به عنوانِ یک افتخاری که ما در سالِ 54 به فکر تأسیس بودیم، مطرح کنید، [از این منظر] ارزش مطرح شدن ندارد. ولی به عنوانِ مرحله ابت خیلی مهم است. اگر به قانون اساسی خودمان رتبه ی بدهیم، این پیش نویس رتبه اش متوسطه است.حال آیا یک فقیهی در سطحِ آیت الله ربانی که از اطلاعاتِ گسترده و مطالعات روز هم برخوردار بود، ممکن است یک پیش نویس در این سطح بنویسد؟ یعنی از نظر شما استبعادی ندارد؟بله، ممکن است. اطلاعاتِ ما در آن زمان، بیش از اینها نبود. این منتقدین از این نظر که شاید فکر کرده اند یک نمی تواند اینگونه بنویسد این را بعید می شمارند یا از نظر سادگی متن می گویند.شما حتماً این مطلب را از طریقِ بنده منتقل کنید که به احتمال 90 درصد این پیش نویس مربوط به آقای ربانی است. این استنباطِ خودِ من است. چون من هیچ از این افرادی که در جلسات [مربوط به مبارزات انقلاب] شرکت می د را فعال تر و روشن تر از آقای ربانی سراغ ندارم.می دانیم که مفاد و موادش نسبت به قانون اساسی فعلی ما از نظر قوام، قابل قیاس نیست اما انتشار این پیش نویس از نظر منتشرکنندگان، دو هدف عمده داشته است: نخست آنکه به انقل ون این اتهام زده می شود که از بعد ایج فکری نداشته اند و تنها به براندازی فکر می کرده اند. این مطالب در برخی خاطرات تصریحاً آمده است. دوم آنکه برخی از آقایان مدعی شده اند که مفهومِ « » را آنها در پاریس به القاء کرده اند! نظر شما در مورد این دو مدعا چیست؟ببینید، این حرف منافاتی ندارد؛ ممکن است برای تأسیس حکومتی که در آینده [و بعد از پیروزی نهضت] تأسیس خواهد شد، چند اسم پیشنهاد شود، یکی قبول شود و یکی قبول نشود. مثلاً [در ابتدای پیروزی انقلاب]، جمهوری دمکراتیک [مطرح] بود، حکومت ی بود، بود، جمهوری دمکراتیک ی بود، و یکی از اینها را پسندید که ممکن است سابقه هم داشته باشد.برخی از آقایان هم می گویند اصولی مانند « » در این پیش نویس نیست، پس نمی تواند چنین چیزی از یک فقیه صادر شده باشد. در حالی که در پیش نویس سال 57 و حتی برخی پیش نویس های پیشنهادی حوزوی نیز بسیاری از اصول فعلی مورد فات افراد نبوده است. انی که در مبارزات حضور داشتند هیچ وقت در فکرشان نبود که یک مرجع تقلید، فرمانده کل قوا بشود. اصلاً در ذهن شان چنین چیزی نبود. این قانونِ اساسیِ فعلی به این شکل، در ذهنِ هیچ نبود؛ نه و نه ی. حتی هم وقتی به ایران آمدند، بعد از مدتی به قم رفتند و گفتند می خواهم درس بخوانم! شرایط طوری شد که را [به تهران] برگرداند و این شرایط پیش آمد. مقداری زیادی از این ماجرا هم به اعتقاد من تقصیرِ روشن فکران بود. یعنی اینها طوری بد عمل د که [ مجبور شوند به تهران بازگردند]. مثلاً خودِ بنی صدر. شما خاطراتِ بنی صدر را بخوانید؛ خاطرات نشان می دهد که این آدم یک آدمِ زاده متعین و متشخص و پولدار بود. پدرش آقا سید نصرالله بنی صدر، از نظر اموال و شخصیت، نمونه بود. ابوالفتح بنی صدر هم از همین خانواده است که مدتی دادستان کل کشور بود. اینها خانواده مهمی بودند و هستند. منتها این بنی صدر ها را قبول نداشت و خودش را هم از همه ها بالاتر و تر می دانست! عیبش غرورش بود! من در آن نامه ای که (بعد از 14 اسفند) برایش نوشته ام، این را گفته ام. منظورم این است که از پیش از پیروزی انقلاب ی یک چنین شکافی بین روشنفکران و ان بود.من اسم از ی نمی برم، ولی عده ای نه اطلاعاتِ زیادی دارند، نه مطالعه زیادی دارند، یک تحجر خاصی دارند، و یک مقامی هم گرفته اند. حرفهای شان اصلاً قابلِ بحث نیست، چون اجتهادی نیست. اینها مجتهد نیستند. یک آدم های سطحی هستند که همین چیزی که دست شان هست را قبول دارند، آنهم مقلدانه.