انیمیشن کوکو رستاخیز دوباره برای پی ار

برترین ها: کوکو سبزی غذایی بسیار پر طرفدار و خوشمزه است که بسیار سریع و آسان هم تهیه می شود و معمولا غذای متداولی در سفره های ایرانیست. درماه مبارک رمضان هم می توانید این کوکوی خوشمزه را برای سفره افطار تهیه کنید و از آن لذت ببرید.مواد لازم برای 4 نفرسبزی کوکو ( تره ، جعفری ، شوید ، گشنیز و کمی شنبلیله ) 500 گرمتخم مرغ ( سفیده و زرده با هم ) 2 عددنمک و فلفل و زردچوبه به مقدار لازمبیکینگ پودر نصف قاشق چایخوریشیر یک قاشق غذا خوریزرشک و مغز گردو (درصورت تمایل ) روی هم نصف فنجان کوچکبرگ کاهو 1 عدد در صورت تمایل برای طعم بهترسیر 2 پرروغن مخصوص سرخ به میزان لازمدستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنطرز تهیه1. سبزی کوکو را بعد از شستن کنار بگذارید تا کاملا خشک شود و بعد به همراه برگ کاهو و سیر ریز و یکدست د کنید سبزی کوکو می بایست از سبزی پلویی ریزتر د شود.2. در دو قاشق روغن خوب سرخ کنید. توجه داشته باشید که سبزی شما در این مرحله باید خوب سرخ شود ، وگرنه در هنگام پخت نهایی در تاوه روی کو بزی شما سیاه شده در صورتیکه مغز آن خام می باشد .3. وقتی سبزی کاملا سرد شد در یک پیاله کوچک تخم مرغ ها را یکی یکی ش ته و پس از اطمینان از سالم بودن آنها ظرف مناسبی تهیه کرده و سبزی و تخم مرغها را در آن خوب مخلوط نمایید تا خوب پف نماید.4. نمک ، فلفل ،زرد چوبه و بیکینگ پودر را به مواد اضافه نمایید . در صورت تمایل از نصف فنجان مخلوط زرشک و مغز گردو هم داخل مواد استفاده کنید.5. و در آ یک قاشق غذا خوری شیر را به مواد اضافه کنید و خوب هم بزنید تا مواد یک دست شوند .6. سپس روغن مخصوص سرخ ی را در تابه بریزید و بگذارید کاملاً داغ شود، در غیر این صورت کوکو به تابه می چسبد و موقع برگرداندن د می شود . بعد مواد را آهسته داخل تابه بریزید و کف تابه پخش کنید و با پشت قاشق آنرا صاف نموده و درب تابه را بگذارید تا کوکو مغز پخت شود . حرارت را ابتدا کمی زیاد کنید تا مواد خودشان را بگیرند و بعد زیر تابه را کم کنید تا یک روی مواد کاملا برشته شود ( حدود 15 دقیقه ) وقتی یک روی مواد کاملا برشته شد آنرا به شکل دلخواه برش داده کوکو را برگردانید طوری که د نشود . و دوباره حرارت را کمی زیاد کنید تا مواد خودشان را بگیرند و بعد اجازه دهید تا با حرارت ملایم روی دیگر کوکو هم برشته شود.*میتوانید کوکو سبزی را در فر هم آماده کنید . در این صورت فر را از قبل با 350 درجه فارنهایت گرم کنید و کوکو را به مدت 40 دقیقه داخل آن قرار دهید تا کاملا برشته شود .مدل های تزئین کوکو سبزیبرای تزیین کوکو سبزی باید کمی خلاقیت و ابتکار به ج دهید و بدین طریق به سفره خود جلوه خاصی ببخشید. برای این منظور می توانید از نان باگت، نان تست و یا قالب هایی به اشکال مختلف استفاده کنید. استفاده از سبزیجات رنگارنگ مختلف، یکی دیگر از مواردی است که می توانید از آن نیز استفاده نمائید.تزیین کوکو سبزی به شکل پروانهبرای این تزئین، کوکو را در قالب دایره ای درست کنید، آن را به دو نیمه تقسیم کرده و به شکل پروانه تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را در قالب دایره ای درست کنید، به چهار قسمت تقسیم کرده و به شکل پروانه تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را در دستگاه اسنک ساز درست کنید و با مثلث های حاصل به شکل یک پروانه زیبا تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را با یک چاقوی نوک تیز، به شکل بال های پروانه برش زده و با سس مایونز یا ماست چکیده تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را به شکل بال های پروانه برش زده و با سس مایونز، سس دل، سس فرانسوی و زرشک تزیین کنید. به جای استفاده از سس های رنگی می توانید از رنگ های طبیعی مانند آب لبو، آب کلم قرمز و آب هویج برای رنگ ماست چکیده یا سس مایونز استفاده کرده و رنگ دلخواه را تهیه کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را در یک قالب دایره ای تهیه کنید، آن را به دو نیم تقسیم کرده و به شکل پروانه تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آن
تزیین کوکو سبزی به شکل گلدستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنمایه کوکو را در قالب های سیلی ی به شکل گل ریخته و به مدت 30 دقیقه در طبقه وسط فر قرار دهید و برای سرخ شدن روی آن، 5 دقیقه دیگر در طبقه پایین فر قرار دهید. سپس آن را از فر خارج کرده، در ظرف مورد نظر قرار دهید و به سلیقه خود تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را با قالب کاتر برش زده و به شکل گل تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو را در قالب مستطیلی یا مربعی درست کرده، به چهار قسمت تقسیم کنید و آن را به شکل یک گل زیبا تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنمی توانید برای درست کوکو از یک قالب دایره ای استفاده کرده، سپس آن را برش زده و با سبزیجات مختلف تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنکوکو سبزی را در قالب هایی با اشکال مختلف درست کنید. برای این منظور قالب را در روغن داغ داخل ماهیتابه قرار داده تا داغ شود و سپس از مایه کوکو در آن بریزید، وقتی یک طرف سرخ شد طرف دیگر را سرخ کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آن
تزیین کوکو سبزی به شکل ماهیکوکو سبزی را در قالب دایره ای درست کرده و به شکل ماهی تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آن
تزیین کوکو سبزی در نان باگت و با نان تستکوکو را به قطعات مربعی تقسیم کرده، روی تکه های نان تست قرار دهید و با یک خلال آن را فی کنید. سپس با یک تکه پنیر چدار و گوجه فرنگی تزیین کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آنوسط نان تست را با یک قالب کاتر به شکل دلخواه درآورده و سپس در روغن قرار دهید و از مواد کوکو وسط آن بریزید. زمانی که یک طرف کوکو سرخ شد پشت و رو کرده و طرف دیگر را سرخ کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آندستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آننان باگت را به صورت حلقه های 3-2 سانتیمتری برش زده، وسط آن را خالی کنید، حلقه های نان باگت را در روغن قرار داده و از مواد کوکو وسط آن بریزید. زمانی که یک طرف کوکو سرخ شد پشت و رو کرده و طرف دیگر را سرخ کنید.دستور پخت کوکو سبزی و مدل های تزئین آن
سبزی کو بزی کوکو طرز تهیه سبزی کوکو با سبزی خشک طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی آموزش سبزی کوکو خوشمزه سبزی کوکو ساده آموزش سبزی کوکو دو رنگ آموزش سبزی کوکو در فر کوکو سبزی یکی از خوشمزه ترین و اصیل ترین غذاهای ایرانی هست که به صورت سنتی در بسیاری از نقاط کشور با روش های مختلف درست میشه . در این مطلب قصد داریم روش تهیه این غذای خوشمزه رو برای شما قرار بدیم. سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه مواد لازم سبزی 2 لیوان تخم مرغ 4 عدد زرشک یک قاشق غذاخوری گردو 4 قاشق غذاخوری نمک ، فلفل ، زردچوبه به میزان لازم روغن حیوانی 1 قاشق چایخوری سبزی کوکو متشکل از گشنیز، ترخون، ریحان، تره، پیازچه، جعفری و شوید است  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه طرز تهیه برای تهیه کوکو سبزی ساده ابتدا سبزی های معطرتان را پاک کنید و بشورید و و در آبکش قرار دهید تا آب آن کاملا خارج شود سپس روی تخته با چاقو سبزی ها را ریز و یک دست د کنید و یا در د کن آنها را بریزید تا د شود و در کاسه ای بریزید سپس تخم مرغ ها را یک به یک در کاسه ای بشکنید و اگر سالم بودن به کاسه ای که سبزی کوکویی در آن است اضافه کنید و با همزن و یا یک چنگال خوب سبزی و تخم مرغ ها را هم بزنید بعد زرشک و گردوی د شده و نمک،فلفل،زردچوبه نیز به روی مواد بپاشیدو مجددا مواد را هم بزنید  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه روغن مایع مخصوص سرخ را در تابه بریزید(اگر تابه شما تفلون یا رژیمی است کمی روغن بریزید و مایع را در آن بریزید) و زیر شعله را کم کنید تا روغن داغ شود سپس به آرامی مایع کوکو را در تابه بریزید تا در تمام تابه پخش شود و با قاشق اگر نیاز بود مایع را صاف کنید و درب تابه را بگذارید و زیر شعله را کم کنید تا بمرور مغز پخت شود و برشته شود سپس بعد از گذشت 5الی6دقیقه سری بزنید و کمی از کوکو را بلند کنید اگر برشته و سرخ شده بود با کفگیر به هر اندازه ای که تمایل دارید به کوکو برش دهید و آن را برگردانید تا طرف دیگر آن نیز برشته شود  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه در آ زمانی که طرف دیگر کوکو در حال سرخ شدن است شما میتوانید گوجه فرنگی و یا خیارشور ،ترب،فلفل،پیاز و یا لیمو، هر کدام را که در اختیار دارید بشورید و برش دهید برای تزئین روی کوکوی سبزی و با نان سنگک و دوغ تازه نوش جان کنید در کوکو سبزی از بکینگ پودر و جوش شیرین استفاده نکنید اگر خواستار غذایی سالم هستید زیرا بکینگ پودر در عملکرد معده و کبد و کلیه اختلال ایجاد میکند و باعث جذب آمونیک در خون میشود و جوش شیرین معده را ت یب میکند  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه و ما در انواع شیرینی ها و بیسکویت ها ناخودآگاه آنها را مصرف میکنیم پس بهتر است دیگر در غذاهای منزلمان از آنها صرف نظر کنیم. برای تزیین کوکو سبزی می توانیم از گوجه فرنگی و پیاز حلقه حلقه شده استفاده کنیم. کوکو سبزی در کنار کوکو سیب زمینی از پر طرفدران ترین کوکوها در کشورمان است که می توانید به راه های مختلف و مواد مختلفی انرا تهیه کنید. مثلا کوکو سبزی با کالباس یا کوکو سبزی با مخلوط سیب زمینی که بستگی به ذائقه شما دارد
توجه کنید که شما می توانید دستگاه را فقط با کلید گریل و کانوکشن بدون غذا روشن کنید در غیر این صورت اگر دستگاه خالی روشن شود آسیب می بیند. در صورتی که بخواهید که روی کوکو کاملاً برشته شود دکمه گریل را 5 تا 3 دقیقه روشن کنید بهتر است اگر این کوکو را با روغن سرخ میکنید از تخم مرغ بیشتری استفاده کنید برای آنکه کوکو شما بیشتر پف کرده و پوکتر شود بهتر است سفیده تخم مرغ را جدا و بسیار خوب بزنید و بعد بقیه مواد را با آن مخلوط کنید  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه سبزی کوکو ,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه سبزی کوکو ,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه سبزی کوکو ,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه سبزی کوکو ,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه  سبزی کوکو,طرز تهیه سبزی کوکو مجلسی,آموزش سبزی کوکو خوشمزه
انیمیشن coco، جدیدترین اثر استودیوی پی ار که پیرامون جشن روز مردگان مکزیک می چرخد، در حد و اندازه ی این استودیوی پرآوازه نیست. همراه نقد زومجی باشید.مقاله مرتبطبعضی وقت ها از بعضی ها نه به خاطر اینکه های بدی هستند، که به خاطر اینکه های بهتری نیستند شاکی می شوم. استودیوی پی ار با جدیدترین ش «کوکو» (coco)، من را در چنین موقعیتی قرار داده است. موقعیتی که شخصا آن را یکی از وحشتناک ترین موقعیت هایی که یک منتقد می تواند در آن قرار بگیرد می دانم. تقریبا اکثر اوقات احساس و واکنشِ واضحی به اکثر ها دارم. طوری می توانم آدرسِ احساسی را که دارم بدهم که حتی انی که آن شهر و محله را نمی شناسند هم با کمی حوصله می توانند آن را پیدا کرده و پس از پشت سر گذاشتن چندین کوچه پس کوچه ی تودرتو و سردرگم کننده، یکراست خودشان را جلوی در خانه ی مدنظر پیدا کنند. مهم نیست احساسم بهشان منفی است، مثبت است یا ترکیبی از این دو. مهم نیست چقدر در تبدیل حسم به کلماتِ دیجیتالی و انتقال آن به دیگران حرفه ای هستم. مهم این است که احساس می کنم حداقل می توانم تکلیف را برای خودم روشن کنم. بنابراین همه چیز با منظم افکارم و کوبیدن انگشتانم روی کیبورد ختم به خیر می شود. این جور مواقع آدم از بیان افکارش درباره ی فلان چنان احساس و آرامشی می کند که به طرز غیرقابل توصیفی لذت بخش است. اما هر از گاهی سروکله ی های «چغر و بد بدنی» پیدا می شوند که کوبیدن آنها به زمین و ضربه فنی شان همچون کارِ غیرممکنی به نظر می رسد. نوشتن درباره ی آنها نه لذت بخش و جذاب، که چیزی جز کلنجار رفتن و سر و کله زدن با خودم نیست. این جور مواقع از هر بهانه ای برای عقب انداختنِ تحویل دادن نقد آنها استفاده می کنم. این ها مثل بسته شدن تله ی سی به دور ساق پای آدم و فرو رفتن تیغ های ف ی آن در عمقِ استخوان خسته و یخ زده تان در وسط برف و کولاک می ماند. هرچه آرواره های تله را برای فرار از هم جدا می کنم، زورم قد نمی دهد و کار به بسته شدن دوباره و دوباره تله به دور پای زخمی و سرخ شدن برف های اطرافم بر اثر خونریزی کشیده می شود.معمولا این اتفاق زمانی می افتد که اگرچه تمام تلاشم را می کنم تا ی را دوست داشته باشم، اما خود دلیلی برای این کار بهم نمی دهد. اگرچه با لبخند و اشتیاق و خوش بینی تمام دستم را برای دست دادن با دراز می کنم، اما او آن قدر سرد و نچسب دستم را می فشارد که ضدحال می خورم. راستش بعدا که فکر می کنم به این نتیجه می رسم که نباید چندان تعجب کنم. به این نتیجه می رسم که در ضمیر ناخودآگاهم انتظار چنین چیزی را داشتم. بنابراین با اینکه برای تماشای «کوکو» هیجان زده بودم، اما در پایان همان حسی را نسبت به داشتم که در پایانِ «شجاع» داشتم. «کوکو» مثل «شجاع» کاملا خوش ساختی است که یک سر و گردن بالاتر از دیگر انیمیشن های جریان اصلی هالیوودی قرار می گیرد، اما فاقد جادوی سحرآمیز و طلسم کننده ی بهترین های پی ار است. فقط سوال این است که چرا منتقدان و مردم این قدر عادی با «شجاع» برخورد د، در حالی که «کوکو» طوری مورد ستایش قرار گرفته است که انگار پی ار به دستاوردی در حد و اندازه ی «داستان اسبا ب بازی» و «راتاتویی» دست پیدا کرده است. این حرف ها اصلا و ابدا به این معنی نیست که «کوکو» بدی است. به این معنی نیست که هیچ ویژگی تازه و تحسین برانگیزی ندارد. بلکه فقط به این معناست که «کوکو» برخلاف چیزی که دنیا فریاد می زند، نه تنها سیر سقوط پی ار را متوقف نمی کند، بلکه آن را ادامه می دهد. یا حداقل در بهترین ح تبدیل به هشداری می شود که پی ار باید هرچه زودتر سر عقل آمده و برای جلوگیری از تبدیل شدن به استودیوهای تنبل و حوصله سربری مثل ایلومینیشن، دست به تغییرات جدی ای در فرمول همیشگی اش بزند.cocoحقیقت این است که شاید های پی ار کماکان باقدرت می فروشند، اما روند آنها از لحاظ کیفی بعد از «پشت و رو» (inside out) که حکم آ ین شا ار بی حرف و حدیثشان را داشت در مسیر پرسنگ و کلوخی قرار گرفته است. «دایناسور خوب» (the good dinosaur)، «در جستجوی دوری» (finding dory) و «ماشین ها ۳» (cars 3) هر سه هایی هستند که بدون شک با فاصله ی بسیاری بالاتر از افتضاح های احمقانه ای مثل دنباله ها و اسپین آف «من نفرت انگیز» و امثال «بچه رییس» ها قرار می گیرند، اما در حد کلاس و شخصیت پی ار هم نیستند. راستش اگر «پشت و رو» را هم فراموش کنیم، «ماشین ها ۲»، «شجاع» و « هیولاها» را نیز به عنوان های سطح پایین تر پی ار داریم. حالا اگر «داستان اسباب بازی ۳» را نیز به عنوان یک دنباله حذف کنیم، با استودیویی روبه رو می شویم که خیلی وقت است تمرکزش از روی روایت قصه های اورجینال، به بازگشت به دنیاهای قدیمی اش معطوف شده است. زمانی هرکدام از آثار پی ار نه یک سری های سینمایی عالی معمولی، بلکه حکم رویدادهای سینمایی و فرهنگی انقل و حیرت انگیزی را داشتند که با شا ارهای استودیو جیبلی مقایسه می شدند. روندی که پی ار با ساخت «داستان اسباب بازی» تا «داستان اسباب بازی ۳» طی کرد در یک کلام خارق العاده است. واقعا باورن ی است که چطور یک استودیو می تواند در طول ۱۱ ، نه تنها کیفیت کارش را در بالاترین سطح حفظ کند، بلکه به روی دست خودش بلند شده و طرفدارانش را از دوباره و دوباره غافلگیر کند. پس طبیعی است که وقتی داریم درباره ی استودیوی پی ار صحبت می کنیم، داریم از استودیویی می گوییم که انتظار متفاوتی نسبت به آثارشان داریم. خود پی ار بد عادت مان کرده است. خود پی ار کاری کرده تا ازشان نه انتظار بهترین ها، بلکه انتظارِ بهتر از بهترین ها را داشته باشیم. طبیعتا چنین انتظاری درباره ی دنباله های «ماشین ها» صدق نمی کند. آن ها همین که در حد آبرومندانه ای ظاهر شوند شاخ غول را ش ته اند. اما وقتی سروکله ی اورجینالی مثل «کوکو» پیدا می شود که قرار است بعد از دنیای اسبا ب بازی ها و دنیای هیولاها و دنیای موش های شکمو و دنیای ماهی های اقیانوس، دنیای کاملا جدید دیگری را معرفی کند و وقتی کارگردانی این برعهده ی لی آنکریچ، سازنده ی «داستان اسب بازی ۳» است، انتظارات خود به خود بالا می روند.«کوکو» شاید در اسم اورجینال باشد، اما آن قدر به های قبلی این استودیو نزدیک است که گویی دنباله ی معنوی یا بازسازی مستقیم آنهاستسوالی که اینجا ذهنم را مشغول کرده بود این بود که آیا پی ار هم مثل امثال ایلومینیشن حالا که به برند مطمئنی تبدیل شده است شور و اشتیاق گذشته اش را از دست داده است و دیگر علاقه ای به بیشتر تلاش ندارد؟ یا آیا آنها دوباره می خواهند به داستان های اورجینال جسورانه و تازه نفسی بپردازند که پی ار را به نام قدرتمندی که امروز است تبدیل کرده یا می خواهند داستان های قدیمی شان را در قالب دنباله هایی که کارخانه شان را فعال نگه می دارند بازیافت کنند؟ «کوکو» غافلگیرم کرد. معلوم شد «کوکو» ترکیبی از این دو است. ی که شاید در اسم اورجینال باشد، اما آن قدر به های قبلی این استودیو نزدیک است که گویی دنباله ی معنوی یا بازسازی مستقیم آنها است. ی که در عین تازگی، کهنه است. در عین پرانرژی بودن، خسته کننده است. در عین سرحال بودن، بیمار است. در عین ناخنک زدن به پیشرفت، عقب افتاده است. و مهم تر از همه، در عین هویت یگانه اش، بی هویت است. این در عین به نمایش گذاشتن بهترین های پی ار، بدترین چیزی را که پی ار به آن تبدیل شده است نیز تر از همیشه می کند. به عبارت دیگر به قول جوک های تلگرامی، «کوکو» در مقایسه با «راتاتویی ها» و «بالا»ها، مثل فرق بین چای کیسه ای و چای بهار نارنج دار آتیشی می ماند. هر دو چای هستند، اما این کجا و آن کجا. هر دو های پی ار هستند. اما این کجا و آن کجا. در رابطه با «کوکو» با نامیزانی طرف هستیم. برخلاف بهترین های پی ار که مثال بارز درهم تنیدگی داستانگویی و دنیاسازی هستند، «کوکو» هرچه در زمینه ی دنیاسازی در جمع خیره کننده ترین و پتانسیل دارترین دنیاهای پی ار قرار می گیرد، در زمینه ی داستانگویی روایتگر همان ماجرایی است که نه تنها قبلا نمونه ی بهترش را در های قبلی خود این استودیو دیده ایم، بلکه نمونه های بسیاری از آن را در انیمیشن های غی ی اری هم دیده ایم.coco«کوکو» نقطه ای است که بالا ه فرمول پی ار نشانه های جدی ای از قابل پیش بینی شدن را از خود بروز می دهد. فرمول داستانگویی پی ار که آنها را به اینجا رسانده خیلی معروف است. برخلاف کارتون های دیزنی که موضوع هایشان تقریبا بلااستثنا به عشق و عاشقی در دنیاهای فانتزی قرون وسطایی خلاصه شده بود، یکی از دلایلی که پی ار به جایگاه امروزش رسیده به خاطر این بود که با هر ش به موضوع جدیدی می پرداخت که معمولا کمتر از های ک نه ی غربی سراغ داشتیم. از «داستان اسباب بازی» (toy story) که به جای یک جادوگر تماما سیاه، وودی را به شخصیت منفی اصلی اش تبدیل می کند تا «وال-ایی» (wall-e) که مباحث جامعه شناسی عمیقی را در خود گنجانده است و «شگفت انگیزان» (the incredibles) که شاید بهترین ابرقهرمانی سینما و بهترین خانوادگی سینما باشد. همه ی این ها دنیاهای منحصربه فرد و سوژه های خاص خودشان را دارند. حتما دلیلی دارد که هایی که می خواهند از روی دست پی ار کپی کنند همیشه به طرز فاحشی لو می روند (البته مگر اینکه «زوتوپیا» باشند!). «کوکو» اگرچه اولی را دارد، اما در فراهم دومی که از قضا عنصر اصلی نیز است ناامیدکننده ظاهر می شود. اگرچه دنیایی دارد که شاید شخصا دوست دارم بیشتر از دیگر دنیاهای پی ار در آن وقت بگذرانم، اما از داستان و شخصیت های قوی ای برای بهره بردن از این دنیا و است اج پتانسیل هایش بهره نمی برد. مشکل این نیست که «کوکو» از لحاظ داستانگویی مرتکب اشتباهات نابخشودنی و بزرگی می شود. مشکل این است که شاید برای اولین بار در تاریخ پی ار، در حال تماشای «کوکو» می توانستم پشت صحنه ی آن را ببینم. می توانستم مرحله به مرحله ی تغییر و تحول های داستانی را از مدت ها قبل پیش بینی کنم. همه می دانیم که پی ار از فرمول خاص خود برای سازی استفاده می کند. فرمولی که گرچه در معرض دید عموم است، اما هر ی جز خودشان توانایی اجرای دقیق آن را ندارد. اگرچه این فرمول در تک تک های آنها تکرار شده است و ستون فقرات تمام داستان هایشان را تشکیل می دهد، ولی پی ار همیشه با ظرافت به ج دادن، راهی برای مخفی ستون فقرات ی ان هایش پیدا می کند. شاید تنه ی درخت همه ی ها یکی باشد، اما هرکدام شاخ و برگ ها و میوه های متفاوتی دارند که آنها را از هم متمایز می کند. «کوکو» اما درختی است که شاخ و برگ های درختانِ کهن تر را قرض گرفته است و میوه ی جدیدی نمی دهد. نتیجه این شده که تماشای «کوکو» مثل تماشای نسخه ی اولیه ی نامه ای نیمه کاره می ماند. نامه در حالی که شکل واقعی اش را پیدا کرده، اما هنوز جزییات خاص خودش برای تبدیل شدن به اثری متفاوت از آثار قبلی استودیو را کم دارد.«کوکو» نقطه ای است که بالا ه فرمول پی ار نشانه های جدی ای از قابل پیش بینی شدن را از خود بروز می دهداگر از کیفیت انیمیشن و دنیاسازی فاکتور بگیریم که فقط از استودیویی مثل پی ار برمی آید، «کوکو» از لحاظ داستانگویی بیشتر از اینکه ی از پی ار باشد، ی از استودیویی است که می خواهند ادای پی ار را در بیاورند. خب، «کوکو» به عنوان یک غی ی اری که می خواهد به استانداردهای بالای این استودیو نزدیک شود نمره ی قبولی را می گیرد. شاید خیلی بیشتر از قبولی. اما به عنوان ی از خود پی ار، چنین کلیشه زده ای غیرقابل قبول است. شاید بهترین سکانسی که وضعیت «کوکو» را به بهترین شکل ممکن توصیف می کند، سکانس های افتتاحیه اش است. مونتاژ آغازین که قصه ی پنج نسل از خانواده ای مکزیکی را از طریق ریسه های کاغذی دکوری روایت می کند گرچه از لحاظ دیداری آن قدر خلاقانه است که شخصا دوست داشتم کل به همین شکل روایت می شد، اما از لحاظ محتوا، از الگوی تکراری ای ضربه خورده است. داستان حول و حوش پسربچه ی ۱۲ ساله ای به اسم میگل ریوریا جریان دارد که را با روایت داستان ماجرای اصلی آبا و اجدادی اش که به یک بحران چندنسلی منتهی شده است شروع می کند. این بحران وقتی آغاز می شود که پدرِ پدر مادربزرگش که یک موزیسین معروف بوده است زن و بچه اش را تنها گذشته و آنها را برای پیشرفت در موسیقی ترک می کند. این اتفاق به شکل گرفتن افه ای در خانواده ی میگل منجر می شود که بعد از ده ها سال هنوز با قدرت ادامه دارد: موسیقی ریشه ی تمام مشکلات است و این خانواده باید از آن دوری کند. مادربزرگ میگل حتی فکر به ایده ی موسیقی را هم در خانه شان ممنوع کرده است. حالا خیلی وقت است خاندان ریوریا شغل کفاشی را برای خود انتخاب کرده است و آن را نسل به نسل به بچه هایشان آموزش می دهند. فقط مشکل این است که میگل علاقه مندی متفاوتی دارد. او می خواهد مثل بقیه ی هم وطنانش با گیتاری در دست در میدان اصلی شهر نشسته، سر انگشتانش را روی تارهای گیتار کشیده و زیر آواز بزند. فکری که مادربزرگش همچون بیماری واگیردارِ مرگباری با آن رفتار می کند که باید هرچه زودتر هر ی که با آن ارتباط داشته ضدعفونی شده و هرچیزی که با آن تماس داشته با آتش نابود شود. با این حال میگل بعد از اتفاقاتی به این نتیجه می رسد که پدر پدر مادربزرگش همان ارنستو دلا کروزِ، نوازنده و خواننده ی معروفِ فقید است که او تمام ها و رکوردهای موسیقی اش را دارد. افشای این موضوع میگل را بیشتر از قبل برای موزیسین شدن هیجان زده و مصمم می کند. اما این چیزی از مخالفت خانواده اش با او کم نمی کند. میگل از روی ناچاری تصمیم به سرقت گیتارِ ارنستو دلا کروز از مقبره اش می گیرد، اما از آنجایی که در روز مردگان به سر می بریم، ی از مردگان باعث نفرینِ میگل و فرستادن او به دنیای مردگان و در میان آدم های اسکلتی می شود.در رابطه با «کوکو» با همان داستان تکراری ای که بارها و بارها شنیده ایم سروکار داریم. داستان شورش و طغیان بچه ی نوجوانی در مقابل خانواده ی سفت و سخت و سنتی اش و رویارویی با قهرمانش که اگرچه از آن در ذهنش به عنوان یک الگوی تمام عیار یاد می کند، اما او در واقعیت با قهرمان بودن خیلی فاصله دارد. این همان قصه ای است که قبلا نمونه های آن را در انیمیشن هایی مثل «راتاتویی» و اخیرا «موآنا» دیده بودیم. مشکل این نیست که «کوکو» از قصه ی آشنایی پیروی می کند. بالا ه حتما دلیلی دارد که قصه ی بچه های طغیانگر در مقابل والدینِ سرکوبگرشان و تقلایشان برای اثبات خودشان در زمینه ای به غیر از چیزی که والدینش موفقیت می دانند یکی از قصه های تکرارشونده در مدیوم های مختلف است. چون این بحران چیزی است که کمتر ی است که آن را از نزدیک لمس نکرده باشد. مشکل این است که «کوکو» ابدا کاری برای منحصربه فرد این قصه انجام نمی دهد. اینکه با یک تمام یی طرفیم که به یک عید خارجی می پردازد، از گروه کاراکترهای تماما مکزیکی بهره می برد و صداپیشگان تماما مکزیکی برای آنها انتخاب کرده است چیزی است که کمتر در فضای سینمای جریان اصلی اتفاق می افتد، اما این مسئله برای مخفی ِ قابل پیش بینی بودن قصه اش کافی نیست. در دورانی که اکثر بلاک باسترهای هالیوودی برای پُز و شعار دادن، بازیگران اقلیتی را برای یکی-دوتا از کاراکترهای فرعی شان انتخاب می کنند که معمولا خیلی هم زورکی از آب در می آیند، «کوکو» کل استخوان بندی ش را براساس یک فرهنگ غیر یی شکل داده است. از رنگ در های خانه ها تا غذاهایی که در پس زمینه ی صحنه ها به چشم می خورند تا پرداختن به یکی از جشن های سالانه ی مشهور مکزیکی ها. تا آنجایی که می دانم خیلی از مکزیکی ها از دیدن «کوکو» کف و خون قاطی کرده اند. من هم این کار را تحسین می کنم و آن را یکی از نقاط قوت بزرگ می دانم، ولی احساس می کنم پی ار به جای اینکه توجه به فرهنگِ مکزیک را با روایت یک داستان تازه نفس به اوج خود برساند، فکر کرده بازیافت این ماجرای قدیمی در فضایی جدید کافی است که نیست. البته قابل ذکر است که اگرچه «کوکو» به فرهنگی غیر یی می پردازد، اما حس و حال شدیدا یی یا حداقل جهان شمولی دارد. بیشتر از اینکه به دلِ این فرهنگ شیرجه بزند، حکم بازتاب فوق العاده ی آن توسط دیگران را دارد. همان طور که اگر های استودیو جیبلی توسط افرادی به جز ژاپنی ها ساخته شوند نمی توانند به نهایت پتانسیل هویتِ ژاپنی شان دست پیدا کنند، طبیعتا ساخته شدن ی درباره ی فرهنگ مکزیک توسط جهان بینی یک خارجی، هرچقدر هم خوب باشد، باز خود جنس نیست. این حرف ها به معنی گله و شکایت نیست. این حرف ها ایراد گرفتن از نیست. فقط می خواهم بگویم با وجود اینکه «کوکو» نسبت به های بزرگ دیگری که ادعای پرداختن به اقلیت ها را دارند دستاورد بزرگی حساب می شود، ولی در هنگام تماشای آن احساس می به جای نسخه ی واقعی ی درباره ی روز مردگان، در حال تماشای نسخه ی و دستکاری شده ای از آن هستم.cocoجدا از این حرف ها، اولین مشکل «کوکو» این است که دیر راه می افتد. قبل از ورود میگل به دنیای مردگان در بدترین ح ش به سر می برد. یعنی حدود ۲۰ دقیقه ی آغازین در مقایسه با دیگر های پی ار، جزو بدترین چیزهایی که پی ار تاکنون ساخته است. در ۲۰ دقیقه ی آغازین این خبری از هیچ گونه حس کنجکاوی و تنشی وجود ندارد. در خط استارت طوری از دیگر ماشین ها عقب می افتد که شاید در ادامه اشتباهی ازش سر نزند، اما همان شروع بد کافی است تا هیچ وقت شانسی برای پیروزی نداشته باشد. یکی از ویژگی های دست کم گرفته شده ی های پی ار افتتاحیه های هنرمندانه شان است. افتتاحیه هایی که به جای اینکه همچون روخوانی سه صفحه توضیحات برای شیرفهم تماشاگران از چیزی که قرار است ببینند باشند، همچون پرتاب تماشاگران بدون هشدار قبلی به دل ماجرا و آشنا باطمانینه و غیرعلنی مخاطب با شخصیت ها و درگیری هایشان است. مثلا «داستان اسباب بازی» با صحنه های تقریبا کاملا بی کلامی از بازی سید با وودی آغاز می شود. اگرچه در ابتدا به نظر می رسد که درباره ی بچه ای که با عروسک هایش بازی می کند است، اما به مرور تمرکز دوربین روی وودی و نگاه دنیا از نقطه نظر او بهمان سرنخ می دهد که شخصیت اصلی فرد دیگری است. شک مان با بیدار شدن وودی روی تخت سید به حقیقت تبدیل می شود. برای خیلی از ما که را در بچگی دیدیم، این صحنه حکم جایی را داشت که «داستان اسباب بازی» در عرض یک ثانیه به مهم ترین چیزی که آن لحظه باید تا انتها تماشا می کردیم تبدیل شد. این وسط ترانه ی «منو دوستت حساب کن» از رندی نیومن که در این سکانس پخش می شود به خوبی بحران اصلی که رابطه ی شکرآب وودی و باز لایت یر است و در نهایت به دوستی عمیقی منتهی می شود را زمینه چینی می کند. یا مثلا «داستان اسبا ب بازی ۳» با سکانس افتتاحیه ای آغاز می شود که اتحاد و اعتماد محکمی که در طول دو قبلی بین اسباب بازی ها شکل گرفته بود را از طریق سکانسِ سرقت از قطار نشان می دهد. آنها آن قدر دارند با هم خوش می گذرانند که آدم دوست دارد کل درباره ی خیال پردازی های این اسباب بازی ها باشد. وودی، باز لایت یر و بقیه هیچ غم دیگری در دنیا ندارند. بلافاصله ضدحال واقعی از راه می رسد. معلوم می شود این صحنه نه در زمان حال، که بخشی از تاریخ قدیمی اسباب بازی ها با بوده است. معلوم می شود اسباب بازی ها نه تنها در بهترین ح شان قرار ندارند، بلکه در ابتدای راه یکی از ناشناخته ترین و وحشتناک ترین مراحل زندگی شان قرار گرفته اند. جایی که دیگر صاحبشان آنها را لازم ندارد.ببینید پی ار چگونه با ایجاد چنین تضاد فوق العاده ای، بحران مرکزی کاراکترهایش را از همان سکانس افتتاحیه برای تماشاگرانش تا سر حد مرگ مهم می کند. همچنین در پایان این سکانس جایی است که وودی، باز و جسی در شرف مرگ توسط آقای سیب زمینی هستند که ناگهان به داخل اتاق کات زده و متوجه می شویم که در حال تماشای خیال پردازی های بی خطرِ یک بچه بوده ایم. اهمیت این نکته جایی است که قهرمانان در پایان خود را در سکانسِ دستگاه سوزاندن زباله در مقابل مرگ واقعی پیدا می کنند و اینجا خبری از «کات به اتاق » و «همه چیز خیال پردازی یه پسربچه بود» هم وجود ندارد که آنها را از سُر خوردن به آغوش آتش نجات بدهد. اما شاید بهترین سکانس افتتاحیه ای که با اشاره به آن بهتر بتوان بد بودنِ ی اول «کوکو» را توصیف کرد، سکانس افتتاحیه ی «راتاتویی» است. هر دو با مونولوگ شخصیت های اصلی شان شروع می شوند که خواسته ها، اختلافاتی که با خانواده شان دارند و تهدیدهای زندگی شان را توضیح می دهند. اما تفاوت اصلی شان این است که اگر «راتاتویی» در وسط حادثه (فرار رِمی با ش تن شیشه پنجره) آغاز می شود و بعد به قبل تر از آن فلش بک زده و اتفاقات منجر به فرار از خانه را به تصویر می کشد، ۲۰ دقیقه ی ابت «کوکو» در حد روخوانی یک شجرنامه ی خانواد گی توسط میگل و روخوانی صفحه ی ویکیپدیای روز مردگان از لحاظ دراماتیک توخالی است. افتتاحیه ی «راتاتویی» در حالی تمام می شود که رمی از خانواده اش جدا می شود. از اینجا به بعد خوب می دانیم رِمی چه ی است و در چه مخصمه ای قرار گرفته است. اما «کوکو» ۲۰ دقیقه طول می کشد تا موتورش را روشن کند. یکی از دلایلش به خاطر این است که میگل مجبور به معرفی کاراکترهای زیادی می شود که نقش پررنگی در قصه ندارند و یکی دیگر از دلایلش هم به خاطر این است که پی ار طوری جشن روز مردگان را با جزییات از زبان کاراکترهایش توضیح می دهد که انگار با یکی از ناشناخته ترین جشن های روی زمین سروکار داریم. روز مردگان شاید بعد از کریسمس، شناخته شده ترین عید فرهنگی دنیا باشد و نیازی به این همه توضیحات ندارد. یا حداقل این همه توضیحات کلامی. این همان پی اری بود که بخش قابل توجه ای از دنیاسازی و قصه گویی «وال-ایی» را فقط و فقط از طریق تصویر انجام داده بود. اما حالا از تکرار این کار در «کوکو» می ترسد.coco از لحظه ای که میگل قدم به دنیای مردگان می گذارد، انرژی واقعی اش را رو می کند. شوخی هایی که با اسکلت ها و ساز و کار اداری دنیای مردگان می کند جذاب هستند. اصلا خود طراحی بصری این دنیا آن قدر حیرت انگیز است که به تنهایی مسئولیتِ بخش قابل توجه ای از جذ ت را به دوش می کشد. مشکل از وقتی پدیدار می شود که دقیقا می دانستم این داستان چه مسیری را دنبال خواهد کرد. تک تک نقاط داستانی از صد کیلومتری مشخص است. می دانستم میگل استعداد خوانندگی و نوازندگی اش را روی استیج اثبات خواهد کرد. می دانستم ارنستو دلا کروز آن قهرمان ایده آلی که میگل آرزو می کند از آب در نخواهد آمد. یکی از دلایلی که «در جستجوی دوری» را بهتری نسبت به «کوکو» می دانم این است که اگرچه آنجا هم با روایت قابل پیش بینی ای طرفیم، اما حوادث و موانعی که نویسندگان جلوی روی کاراکترها می گذارند کاری می کنند تا در یتشان غرق شویم. تماشای «در جستجوی دوری» مثل تماشای نسخه ی کارتونی بازی مخفی کاری ای مثل «هیتمن» می ماند. شخصیت اصلی در دل دشمن و مرگ قرار دارد (ماهی ها در وسط یک پارک شلوغ از بازدیدگنندگان قرار دارند) و نویسندگان مطمئن می شوند که فرار از این مکان به آن سادگی ها که از یک کارتون ک نه انتظار داریم نباشد. یا مثلا «هشت نفرت انگیز»، به نویسندگی کوئنتین تارانتینو از مسیر آشنایی پیروی می کند. یک سری خلافکار و کله اب و هفت تیرکش در وسط برف و بوران در یک کلبه ی بین راهی دور هم جمع می شوند. می دانیم که قرار گرفتن این آدم ها در کنار یکدیگر منجر به مرگ و میرهای زیادی می شود و می دانیم که طبق معمول نامه های تارانتینو یک غافلگیری بزرگ هم در انتها انتظارمان را می کشد. اما آیا این به این معنی است که در هنگام تماشای «هشت نفرت انگیز» می دانستم که صحنه به صحنه چه چیزی انتظارم را می کشد و چه اتفاقی خواهد افتاد؟ معلومه که نه. حوادثی که میگل با آنها روبه رو می شود معمولا به فرار او از دست اسکلت های اجدادش و گربه ی بالدارشان که می خواهند او را به دنیای زنده ها برگردانند خلاصه شده است.برخلاف «پشت و رو» که همچون یک کتاب روانشناسی، به موضوعاتی مثل اهمیت غم و اندوه و دوستان خیالی دوران کودکی پرداخته بود، «کوکو» با ایده ی مرکزی اش گلاویز نمی شودشاید بزرگ ترین کمبود به عدم شخصیت پردازی کاراکترهای فرعی مربوط می شود. ما سه شخصیت داریم که حتی از خود میگل هم اهمیت بیشتری دارند. چون بحران اصلی حول و حوش داستان شخصی هرکدام از آنها می چرخد. مادربزرگ میگل که مخالف نوازندگی او است. تور، اسکلت بی و تنهایی که میگل با او در دنیای مردگان همراه می شود و کوکو، مادرِ مادربزرگ میگل که نقش پررنگی در گره گشایی نهایی ایفا می کند. هر سه کاراکترهایی هستند که یا بار احساسی را تامین می کنند یا حکم موانع انسانی جلوی راه میگل را بازی می کنند. مخالفت مادربزرگ میگل با نوازندگی او چنان شرارت آمیز و بی رحمانه است که او به جای یک شخصیت خا تری و همدلی برانگیز در زمینه ی اعتقاد اشتباهش، به شخصیت تماما سیاه و تنفربرانگیزی تبدیل می شود. این را مقایسه کنید با س صورتی، آنتاگونیستِ «داستان اسباب بازی ۳» که گرچه به قهرمانان مان بد می کند، اما می دانیم ظلم و ستمی که در روحش زبانه می کشد از کجا سرچشمه می گیرد. یا در مثالی غیرانیمیشنی می توانم به کاراکتر سم راک ول از «سه بیلبورد خارج از نگ، میزوی» (three billboards) اشاره کنم. شخصیتی که گرچه رفتار نفرت انگیزی در طول نیمه ی اول دارد، اما مارتین مک دانا هیچ وقت اشاره به انسانیت نهفته پشتِ ظاهر عصبانی و دیوانه ی او را فراموش نمی کند. ممنوع موسیقی به خاطر اینکه جد خانواده برای موزیسین شدن، خانواده اش را ترک کرده یکی از آن ترس های افه ای است که با عقل جور در نمی آید، اما باید با پرداخت عمیق تر به آن، طرز فکر مادربزرگ میگل را قابل درک تر کرد که این اتفاق نمی افتد. برای اینکه بهتر ببینید «کوکو» دقیقا در چه بخش هایی کم کاری کرده، «بیمار بزرگ» (the big sick) را تماشا کنید. در آن هم با درگیری کاراکتر کمیل نانجیانی با خانواده اش طرفیم. از یک طرف کمیل می خواهد که خودش عشق زندگی اش را پیدا کرده و خودش سبک زندگی اش را انتخاب کند، اما از طرف دیگر با خانواده ای سنتی سروکار داریم که به ازدواج با دخترانی که خودشان برای پسرشان در نظر می گیرند اعتقاد دارند و او را برای اجرای باورهای خودشان تحت فشار قرار می دهند. در رابطه با هر دو می دانیم که این قصه چگونه به پایان می رسد. می دانیم کمیل بالا ه موفق می شود جس را جمع کند تا حرفش را به والدینش بزند و دختر موردعلاقه اش را به دست بیاورد. می دانیم که میگل بالا ه موفق می شود به تعادل درستی بین علاقه ی شخصی اش و احترام به خانواده برسد. شاید اولین و بزرگ ترین دلیلی که اولی به داستان درگیرکننده ای تبدیل می شود و دومی نمی شود این است که نویسندگان «بیمار بزرگ» ظرافت های درگیری درونی کمیل را درک کرده اند. ما متوجه می شویم که کمیل به مصاف با سنت و اعتقادات دور و درازی رفته است که ریشه ی قوی و تنومندی دارد. می فهمیم که والدینِ کمیل هم حق دارند. نویسندگان طوری لایه های مختلف این درگیری را کالبدشکافی می کنند که حتی انی که هیچ وقت چنین مشکلی را تجربه نکرده باشند هم با کمیل همدلی می کند.یا اصلا چرا راه دور برویم. مقایسه ی «کوکو» و «لیدی برد» (lady bird) به بهترین شکل ممکن فرق یک قابل ستایش و یک معمولی را مشخص می کند. هر دو به بحران ی انی می پردازند. لیدی برد می خواهد به های نیویورک برود و مادرش اجازه نمی دهد. میگل می خواهد موزیسین شود و خانواده اش اجازه نمی دهند. اما یکی از بزرگ ترین غافلگیری های «لیدی برد» این است که اگرچه ما را به عنوان داستانِ لیدی برد شروع می کنیم، اما از یک جایی به بعد متوجه می شویم این قصه به همان اندازه که درباره بلوغ فکری این دختر است، به همان اندازه هم درباره ی مادر و پدرش به عنوان موجوداتی که بچه ها آنها را به عنوان انسان هایی درب و داغان دست کم می گیرند است. به همین سادگی با ی روبه رو می شویم که تحول بزرگی در فرمول های هم تیر و طایفه اش ایجاد می کند. لطفا نگویید که «کوکو» به خاطر انیمیشن بودن با «لیدی برد» به عنوان یک مستقل قابل مقایسه نیست. اول اینکه «انیمیشن» یک مدیوم سطح پایین تر نیست که نباید با های لایو اکشن مقایسه شود و دوم اینکه پی ار با بهترین هایش ثابت کرده که ما اجازه ی چنین کاری را داریم. چطور در هنگام انتخاب بهترین های ابرقهرمانی، «شگفت انگیزان» را با «شوالیه ی تاریکی» مقایسه می کنیم، اما وقتی نوبت «کوکو» می شود این کار اشتباه است؟!coco«کوکو» اما برخلاف بهترین های پی ار خیلی سطحی به این درگیری نزدیک می شود. هیچ گونه ظرافتی وجود ندارد. همه چیز خیلی پرسروصدا و تابلو است. میگل از یک طرف فریاد می زند که «من موسیقی رو دوست دارم» و مادربزرگش از طرف دیگر فریاد می زند که «با این کارت به خانوادت بی احترامی می کنی». از یک طرف میگل فریاد می زند که «خانواده ام منو نمی فهمه. من چشم دیدنتون رو ندارم» و از طرف دیگر مادربزرگش فریاد می زند که «تو به خونواده ات بی احترامی می کنی. حق نداری گیتار دستت بگیری». از سوی دیگر تور به عنوان جد اصلی میگل و رابطه اش با دخترش کوکو قلب تپنده ی احساسی اصلی را تشکیل می دهد. رابطه ای که یک جورهایی یادآور رابطه ی کارل، پیرمرد ۷۰ و ساله ی up «بالا» با همسرش است. فقط اگر این رابطه ی تراژیک در «بالا» به طرز بی نظیری صورت گرفته بود، در اینجا به هوای داستان میگل برای اثبات استعداد نوازندگی اش به گوشه رانده شده است و در حد یک فلش بک کوتاه سرسری گرفته شده است. مشکل هم این است که «کوکو» بیشتر از اینکه علاقه ای به روایت یک داستان خوب داشته باشد، قصد اجرای فرمول پی ار را دارد. خیلی وقت است که پایان بندی های غم انگیزی که بی به مسائل بزرگسالانه ای می پردازند و اشک تماشاگران را در می آورند به سنت های پی ار تبدیل شده است. دلیل کارکرد این لحظات که قهرمانان را در آسیب پذیرترین وضعیتشان قرار می دهند این است که پی ار قصد ادا و اطوربازی ندارد، بلکه این لحظات به طور طبیعی در پی روند داستانگویی از راه می رسند. ولی هر از گاهی با هایی برخورد می کنیم که بیشتر از اینکه روند طبیعی داستان به لحظات غم انگیزی منجر شود، این سازندگان هستند که با خود می گویند «خب، اینجا باید یه صحنه ی بزرگسالانه ی اشک آور داشته باشیم». این طوری با صحنه ی به قتل رسیدن تور توسط ارنستو دلا کروز روبه رو می شویم. صحنه ای که بیشتر از اینکه در تار و پود قصه بافته شده باشد، زورکی و و «کارتونی» احساس می شود.همچنین یکی از دلایلی که همراه شدن با داستان میگل را سخت می کند این است که او هیچ وقت استعدادش را حداقل برای من اثبات نکرد. هیچ وقت در طول احساس ن که استعداد این بچه در حال هدر رفتن است. البته که میگل گیتار نواختن را از آن سن پایین بلد است، اما صداپیشه ی او که صدایش به درد آوازخوانی نمی خورد و ترانه هایی که خیلی فراموش شدنی تر از چیزی هستند از یک موزیکال انتظار داریم باعث شد برای موفقیت او در رشته ی موردعلاقه اش هیجان زده نباشم. «کوکو» جاه طلبی پی ار در پرداخت به موضوعاتی را که اندک انیمیشن های جریان اصلی سراغشان می روند دارد. آنها در های قبلی شان به مرگ پرداخته اند، اما «کوکو» شاید تنها شان باشد که براساس مرگ و معنای زندگی غیرجاویدان بنا شده است. «کوکو» درباره ی مرگ دومی است که بعد از مرگ اول اتفاق می افتد که از نگاه حکم مرگ واقعی را دارد. می گوید دو نوع مرگ داریم. یکی نابودی جسم فیزیکی است، اما بعدی نابودی خاطراتی است که از فرد باقی مانده است. شاید جسم فیزیکی هیچ وقت جاویدان نباشد، اما خاطره چنان قدرتی دارد که می تواند فرد را به یک ن ا تبدیل کند. مهم نیست به دنیای پس از مرگ اعتقاد دارید یا ندارید. مهم این است به نیکی یاد ِ بازماندگان و آشنایان فرد مُرده از او خود یک جور دنیای پس از مرگ است. جایی که اگرچه جسم فیزیکی او دیگر وجود ندارد، اما یاد و خاطره اش همیشه سر زبان هاست. اینجاست که زنده ها نقش پررنگی در این ماجرا ایفا می کنند. در مُرده هایی که توسط خانواده هایشان فراموش شده اند برای همیشه از بین می روند. مرگ واقعی آنها نه با فرو رفتنشان در زیر خاک، که با فراموش شدنشان توسط خانواده شان رخ می دهد. نتیجه این است که «کوکو» از ایده ی مرکزی ترسناک و تامل برانگیزی به عنوان یک ک نه بهره می برد: اینکه از بین بُردن خاطرات عواقب طولانی مدتی برای نسل های آینده در پی دارد. حتی اگر با خاطرات دردناکی سروکار داشته باشیم. به یاد آوردن آنها خوب است. حتی اگر همه ی آنها خاطرات خوشحال کنند ه ای نباشند. همچنین «کوکو» یادآوری می کند که همیشه باید در نظر بگیریم که چه انی سزاوار به یاد آوردن هستند. خاطرات حکم واحد پول دنیای مردگان را دارد. از یک طرف افرادی مثل ارنستو دلا کروز را داریم که آ ن قدر در دنیای زنده ها مشهور هستند که زنده نگه داشتن خاطراتش در قالب کوه هایی از گیتارها و غذاهای اه سر از کاخش در دنیای مردگان می آورند و از طرف دیگر ی مثل تور که به خاطر اینکه نامش لای صفحات تاریخ فراموش شده است، آه ندارد که با ناله سودا کند.cocoاما همه چیز ایده نیست. مهم این است که چقدر در ایده اش عمیق می شود. بعضی ها ایده های پیش پاافتاده ای دارند، اما از زاویه ی غیرمنتظره ای به آن ایده ها می پردازند که مخاطبانشان را به درک تازه ای درباره ی آنها می رسانند و بعضی ها هم ایده های سنگینی را انتخاب می کنند، اما آن قدر سطحی به آنها می پردازند که در بهترین ح به پتانسیل های هدر رفته تبدیل می شوند. «کوکو» در گروه دوم قرار می گیرد. برخلاف «پشت و رو» که همچون یک کتاب روانشناسی، به موضوعاتی مثل اهمیت غم و اندوه و دوستان خیالی دوران کودکی پرداخته بود، «کوکو» با ایده ی مرکزی اش گلاویز نمی شود. بنابراین ایده مرکزی «کوکو» به جای بهره بردن از ظرافت ها و پیچیدگی های غیرمنتظره ای که از بهترین آثار پی ار سراغ داریم، در حد یک پیام اخلاقی برای بچه ها باقی می ماند و وارد مرحله ای نمی شود که بتواند نظر بزرگسالان را به خود جلب کند. یکی از دلایلی که این قدر به پی ار سخت می گیرم به خاطر این است که های پی ار فقط یک سری انیمیشن عالی نیستند، بلکه جزو بهترین های سینمایی حوزه ی خودشان قرار می گیرند. سه گانه ی «داستان اسباب بازی» شا ار زیرژانر دوران بلوغ است که نمونه اش در بین های لایو اکشن وجود خارجی ندارد. «شگفت انگیزان» یکی از بهترین های ابرقهرمانی سینماست. «کوکو» هم می توانست با پرداخت عمیق تری به موضوع مرکزی اش به یکی دیگر از رویدادهای فرهنگی به یادماندنی پی ار تبدیل شود، اما داستانگویی قابل پیش بینی کار دستش داده است. ن تی داریم درباره ی ی حرف می زنیم که یکی از نخ نماشده ترین پایان بندی های سینما را دارد. جایی که بدمن قصه بدون اینکه بداند صدا و تصویرش در حال پخش شدن برای هزاران هزار نفر است، خودش را لو می دهد و این طوری همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود. وقتی پی ار این قدر غیرخلاقانه ظاهر می شود، آدم چه انتظاری از دیگران دارد!قابل پیش بینی بودن خیلی خیلی حیف و ناراحت کننده است. چون این تمام ویژگی های لازم برای بدل شدن به یک اثر بی نقص را داشته است. مخصوصا از لحاظ کارگردانی زیباشناسانه ی بصری و فضاسازی. سازندگان با الهام آشکاری از روی بازی «گریم فندنگو» که آن هم در دنیای مردگانِ مکزیکی ها جریان دارد، دنیای رنگارنگ و باطراوتی خلق کرده اند. فقط اگر دنیای «گریم فندنگو» به خاطر ژانر نوآر و واقع گرایی اش کمی کنترل شده تر و خلوت تر بود، پی ار در طراحی دنیای «کوکو» به سیم آ زده است. اگر «گریم فندنگو» سوت و کور نوآورهای دهه ی ۵۰ را به یاد می آورد، دنیای «کوکو» همچون ای بندری مدیترانه ای است. جایی که تازه در شب است که شهر بیدار شده و کافه ها و رستوران ها و و پایکوبی ها و خوش گذرانی ها و مهمانی ها در شلوغ ترین ح شان قرار دارند. «کوکو» شاید اولین دنیا در میان های پی ار را دارد که آدم راستی راستی دوست دارد در خیابان هایش قدم زده و به خانه های پله ای اش که روی سقف یکدیگر ساخته شده و به سوی آسمان سر دراز کرده اند زل بزند. یا همراه با اسکلت های دیگر سوار بر قطارهای هوایی اش که بیشتر حکم نمونه ی ملایم تری از ترن هوایی های شهربازی را دارند شده و شب تا صبح از این سوی شهر به آنسو سواری کرده و وزش باد را روی صورت مان احساس کنیم. آیا «کوکو» بدی است؟ نه وما. آیا «کوکو» بهتر از دیگر انیمیشن های جریان اصلی اخیر هالیوود است؟ بله حتما. اما برای بزرگسالانی که به هوای تماشای بمب بعدی پی ار سراغش می روند حداقل از لحاظ داستانی چیز تازه ای برای عرضه ندارد. استودیویی که زمانی یکی از سردمدارانِ ساخت بلاک باسترهای عامه پسندِ فراموش ناشدنی بود، ح بی اشتیاق و روتینی به خود گرفته است و این نگران کننده است.برای تماشای آنلاین انیمیشن coco به وب سایت فیلیمو مراجعه کنید
کوکو سبزیکوکو سبزی طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو روش تهیه کوکو سبزی با گوشت چرخ کرده آموزش کوکو سبزی خوشمزه طرز تهیه کوکو سبزی مچلسی در فر کوکو ها انواع مختلفی دارند و معمولا نیز پر طرفدار هستند در این مطلب هم طرز تهیه یکی از این کوکو های خوشمزه را برای شما قرار داده ایم که به راحتی می توانید این غذا را در منزل تهیه کنید. کوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو مواد لازم مقدار سبزی کوکو 500 گرم تخم مرغ 2 عدد زرشک یک قاشق چایی خوری گردو 2 قاشق غذا خوری روغن مایع به میزان لازم زردچوبه به میزان لازم فلفل سیاه به میزان لازم نمک به میزان لازم اضافه شود کوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو دستور پخت کوکو سبزی ابتدا سبزی کوکویی را پاک می کنیم. سپس آنرا می شوییم و در آبکش قرار می دهیم تا آب اضافی روی سبزی ها خارج شود. حالا سبزی را به صورت ساطوری د می کنیم. ( می توانید سبزی کوکویی د شده آماده از فروشگاه ها تهیه نمایید ) سبزی را پس از د باید تفت دهیم به همین منظور سبزی را به همراه مقدار کمی روغن مایع در تایه تفت می دهیم . پس از اینکه سبزی را به مقدار دلخواه خودتان سرخ کردید آنرا کنار بگذارید تا دمایش کمی پایان بیاید. حالا تخم مرغ ها را در یک کاسه بزرگ به صورت جداگانه می شکنیم. حالا وقت اضافه ادویه هاست. برای این منظور مقدار کمی نمک به همراه فلفل سیاه و زردچوبه به تخم مرغ ها اضافه می کنیم. اضافه گردو و زرشک به کوکوی سبزی اختیاری است.توصیه ما این است برای داشتن طعم بهتر از گردو و زرشک استفاده کنید. در اینجا زرشک و گردوی د شده را به تخم مرغ اضافه می کنیم و خوب مواد را هم می زنیم تا کاملا یکدست و صاف شوند. حالا باید سبزی کوکویی را اضافه کنیم. کوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو اگر دمای سبزی کوکویی با دمای محیط ی ان شده است آن را به ظرف تخم مرغ ها اضافه می کنیم و با قاشق مواد را کمی می زنیم تا سبزی و مواد دیگر به صورت یکدست و منسجم شوند. حالا زمان سرخ کوکوی سبزی است. یک تابه بزرگ انتخاب می کنیم و مقدار کمی روغن مایع درونش می ریزیم. مایه کوکوی سبزی را کف تابه می ریزیم و با پشت قاشق آنرا صاف می کنیم. اجازه می دهیم قسمت زیرین کوکوی سبزی کاملا برشته شود سپس آنرا بر می گردانیم تا سمت دیگرش نیز سرخ شود. حتما بخوانید : رب انار خانگی + طرز تهیه رب انار غلیظ بهتر است قبل از برگداندن کوکو آن را به ۴ قسمت مساوی تقسیم کنید تا در زمان برگرداندن آن به مشکل بر نخورید. پس از اینکه دو طرف کوکو سرخ شد آن را در دیس می کشیم و با گوجه فرنگی ، پیاز سفید ، لیمو و در صورت تمایل خیارشور سرو می کنیم. مهم ترین جزء کوکو سبزی ، سبزی است که برای تهیه این نوع کوکو باید از سبزی مخصوص استفاده کرد. سبزی کوکو متشکل از سبزی های معطر گشنیز ، ریحان ، ترخون ، پیازچه ، تره ، جعفری و شوید است. این کامل ترین نوع سبزی کوکویی است. البته در برخی موارد اگر یک یا دو مورد از سبزی های ذکر شده موجود نباشد مشکلی ندارد. کوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو این غذا در مقایسه با فست فودها که عامل چاقی و ابتلا به بیماری های قلبی – عروقی هستند، ارزش غذایی بالایی دارد و در مدت زمانی نسبتا کوتاه تهیه می شود. با توجه به اینکه در طول روز هر فرد باید ۳ تا ۵ واحد سبزی مصرف کند، خوردن غذاهایی مانند کو بزی که متشکل از انواع سبزی هاست به خصوص برای انی که در هضم انواع خام آنها مشکل دارند، برای دریافت موادمغذی موجود در این گروه غذایی مناسب است. برای حفظ مواد مغذی موجود در کو بزی بهتر است آن را در دمای پایین و در مقدار کمی روغن که مخصوص سرخ است، بپزید زیرا ویتامین های موجود در سبزی ها در حرارت بالا آسیب پذیرند. در کل، زمانی که غذایی را به شکل سرخ کرده تهیه می کنیم، دمای پخت می تواند تا حدود ۱۹۰ درجه سانتی گراد بالا رود و وقتی غذا را به صورت آبپز یا در دمای ملایم تر می پزیم حداقل دما تا حدود ۹۰ درجه سانتی گراد است. افزایش دما می تواند باعث ت یب اسیدفولیک موجود شود. از سوی دیگر، اگرچه ویتامین c در برابر حرارت تا حدودی مقاوم است، اما وقتی در معرض هوا قرار می گیرد، ا ید می شود بنابراین هنگام تهیه این غذا در ظرف را حتما بگذارید تا ویتامین موجود در آن (تا حدودی) حفظ شود کوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوطرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه , آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوکوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوطرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه , آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوکوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوطرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه , آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوکوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوطرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه , آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردوکوکو سبزی,طرز تهیه کوکو سبزی خوشمزه,آموزش کوکو سبزی با زرشک و گردو
طرح های خاص و منحصر به فرد برند ال کوکو با طراحی خانم فروغ پیشوایی برای روزهای گرم تابستان 96فروغ پیشوایی فارغ حصیل رشته تصویرسازی مد در زمینه طراحی لباس و تصویرسازی مد در مزون ماهو مشغول به کار می باشد. کل یون مانتوهای تابستانی او را ببینید.طرح های خاص و منحصر به فرد برند ال کوکو با طراحی خانم فروغ پیشوایی برای روزهای گرم تابستان 96جهت هماهنگی : 02122429531 - 09105954872مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 1مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 1مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 2مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 2مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 3مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 3مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 4مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 4مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 5مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 5مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 6مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 6مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 7مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 7مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 8مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 8مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 9مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 9مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 10مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 10مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 11مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 11مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 12مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 12مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 13مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 13مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 14مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 14مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 15مدل مانتو برند ال کوکو برای تابستان 1396 - مدل شماره 15تهیه و تدوین : گروه سبک زندگی سیمرغ
seemorgh.com/lifestyle
اختصاصی سیمرغloading...loading...
اخیرا، سید عباس صالحی، فرهنگ و ارشاد ی ت دوازدهم برای نخستین بار مقابل خبرنگاران نشست. او درباره بخش های مختلف کاری وزارت تحت مدیریت خود حرف زد و از ساختارها و کلیات گفت. وقتی هم که آقای به بحث درباره سینما رسید، درباره های توقیفی و ساختارهای تازه وزارت برای جلوگیری از به وجود آمدن های توقیفی جدید سخن گفت، اما با همه این اوصاف، گویا آقای و سایر مسئولان وزارت، زمانی که مشغول برنامه ریزی برای این نشست خبری بودند به این نکته توجه نداشتند که برگزار نشست خبری در ماه محرم، مساوی خواهدبود با سوالاتی درباره «رستاخیز».
«رستاخیز» آ ین ساخته احمدرضا درویش است و از زمانی که در سی و دومین جشنواره فجر در سال 92 اکران شد، انواع و اقسام اتفاقات را تجربه کرد تا اینکه سیدعباس صالحی، تازه فرهنگ و ارشاد ی در حاشیه نشست خبری خود با سوالات متعدد خبرنگاران مجبور به صحبت درباره سرنوشت این شد؛ ی که در ایران جز در اکران های جشنوراه، چند اکران محدود در جشنواره هایی چون جشنواره های دینی «رویش»، اکران های خصوصی و یک اکران عمومی یک روزه، دیگر رنگ را به خود ندید.
این در حالی است که در سینما همیشه جای خالی هایی که با موضوع عاشورا احساس می شود. در همه این سال ها «روز واقعه» با نامه ای از بهرام بیضایی تنها داشته عاشورایی سینمای ایران بوده است. بخشی از این مساله به حساسیت های موضوع بر می گردد؛ حساسیت هایی که مستقیم و غیرمستقیم گریبان رستاخیز را نیز گرفت. حالا سیدعباس صالحی از پایان احتمالی سرنوشت این در ایران خبر داده است. در حالی که این سرنوشت احتمالی برای درویش رقم می خورد که اکران آن در خارج از ایران ادامه دارد.زمانی برای «رستاخیز» باقی نماند
فرهنگ و ارشاد ی در حاشیه این نشست رسانه ای به اصرار اهالی رسانه و با توجه به مناسبت ماه محرم درباره سرنوشت «رستاخیز» اظهارنظر کرد و عملا گفت که فعلا این در ایران اکران نخواهدشد: «سازمان سینمایی گفت و گویی با تهیه کننده داشته و به جمع بندی رسیده اند. الان هم مثل هر قراردادی که امضا می کنند بر آن مبنا عمل می کنند. درواقع آن چه اتفاق می افتد براساس این گفت و گو میان سازمان سینمایی و تهیه کننده در ماه های اخیر ت یازدهم است و این قرارداد در حال اجراست. به عنوان مشارکتی که از قبل داشتند، مبلغی به تهیه کننده پرداخت شده و اکنون هم نمایش خارجی اش را انجام می دهد، ولی برای نمایش داخلی هنوز اقدامی انجام نمی شود. با این حال تفصیل ماجرا را سازمان سینمایی ارائه خواهدکرد.»با این جملات ارشاد و انجام نشدن اقدامی برایاکران این در ایران به نظر می رسد پرونده یکی از مهم ترین آثار سینمایی ایران در حال س شدن به دست سرنوشت است؛ سرنوشتی که بازخوانی چگونگی رقم خوردن آن داستانی بند به درازای هایی است که اساس درباره واقعه عاشورا در ایران ساخته شده است.رستاخیز چگونه ساخته شد؟
احمدرضا درویش پس از آن که در سال 1382 «دوئل» را ساخت، مطالعات ساخت جدیدی را آغاز کرد که به نظر می رسید می تواند ییک از بزرگ ترین پروژه های مذهبی کشور باشد. خود درویش درباره چگونگی نوشته شدن نامه این در سی و دومین جشنواره فجر گفت: «حدود 14 سال قبل به اتفاق دوست گرامی ام احمد مسجدجامعی (عضو شورای شهر تهران) سفری به دمشق داشتم که در حین برگشت از زیارت مزار حضرت معصومه در یک بارانی غم انگیز، گفت و گوی دو ساعته ای با او داشتم. در آنجا پس از بحث درباره سینمای ایران و تاریخ صدر گفتم که یکی از آرزوهای من این است که اثری درباره عاشورا در کارنامه ام باشد.»
تهیه کننده ، تقی علیقلی زاده است و سرمایه گذاران آن موسسه فرهنگ تماشا، شرکت دلتا مدیا و شرکت آکو افا از کشورهای ایران، کویت و انگلستان هستند. پس از یک سال پیش تولید از شانزدهم بهمن 1388 همزمان با اربعین حسینی، برداری در شهرستان بم آغاز شد و پس از پشت سر گذاشتن بیش از 250 جلسه برداری در ایی چون بم و د، کرمان، شاهرود، اصفهان، رباط کریم، کاشان، فومن و تهران در تاریخ 12 دی ماه 1389 برداری به پایان رسید و در سال 1391 آماده نمایش شد.
تدوین این توسط طارق انور، تدوینگری که نامزدی اسکار را در کارنامه داشت، صورت گرفت. تمام مراحل فنی و تکنیکی این در استودیو مولینار در لندن انجام شد. همچنین موسیقی توسط استفن واربک، آهنگساز برجسته و برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی «ش پیر عاشق» نوشته شد و اجرای آن را ار تر فیلارمونیک بلژیک برعهده داشت. «رستاخیز» قرار بود به سه زبان و با سه نام متفاوت (به عربی: القربان) و (به انگلیسی: hussein who said no) به نمایش درآید؛ اتفاقی که امروز تقریبا مطمئن هستیم برای نسخه زبان فارسی نخواه تاد.زمانی برای «رستاخیز» باقی نماند

«رستاخیز»ی پر از سیمرغ
نخستین اکران این ، روز 16 بهمن 1392 و در سی و دومین جشنواره فجر اتفاق افتاد. در نسخه ای سه ساعته آماده شده بود و در نخستین جشنواره فجر که ت یازدهم آن را برگزار می کرد، به نمایش در می آمد. با این اوصاف اما تماشای واکنش های متفاوتی را به بار آورد. درویش در خود چهره حضرت ابوالفضل (ع) را نورانی نکرده بود و این می توانست آغاز اتفاقات بعدی برای باشد.
این نکته از آنجا بود که داوود میرباقری در سریال مختارنامه به همین دلیل مجبور شده بود بخشی از بزرگ ترین و مهم ترین سکانس های سریال را حذف کند، نشان می داد که روزهای سختی در انتظار درویش برای اکران عمومی «رستاخیز» خواهدبود. درویش در همان نشست خبری پس از پخش در جشنواره فجر درباره نشان دادن چهره حضرت ابوالفضل گفت: «بعد از گفت و گوهای زیاد به شخصیت حضرت عباس (ع) رسیدم و گفتم او جزو معصومین نیست و چرا نباید تصویر او را نشان دهیم؟! چون مخالفم با اینکه هاله نور استفاده شود یا دوربین به جای او قرار گیرد.» آ ین روزهای خوب درویش در همان جشنواره اتفاق افتاد و «رستاخیز» که در 11 رشته نامزد شده بود، در هشت رشته موفق به دریافت سیمرغ شد.آغاز اکران عمومی و حاشیه ها
اکران «رستاخیز» آن گونه که درویش ابراز امیدواری کرده بود نه تنها پیش از محرم سال 93 انجام نشد، بلکه کار اکران آن به سال 94 کشید. در این مدت رایزنی های فراوانی از سوی نهادهای مختلف برای انجام تغییراتی در این انجام شد که درویش به بخشی از آن ها تن داد. در اسفند سال 93 در جشنواره دینی «رویش» حوزه هنری اکران شد و درویش در نسخه جدید، بخش های زیادی از موارد انتقاد شده در برابر نسخه جشنواره را حذف کرده بود. هرچند که همچنان چهره حضرت ابوالفضل (ع) بدون هاله نور به نمایش درآمد، اما باز هم تازه که حدود دو ساعت و 40 دقیقه بود بامشکلاتی رو به رو شد.
با همه این اوصاف در اردیبهشت سال 1394 تکلیف اکران «رستاخیز» مشخص و قرار شد این همزمان با عید فطر آن سال اکران شود. روز 22 تیر 1394 اکران افتتاحیه این در باغ موزه دفاع مقدس آغاز شد. نسخه ای که در برای اکران جشنواره در نظر گرفته شده بود، دو ساعت و 20 دقیقه و عملا 40 دقیقه آن کوتاه شده بود، اما از همان مراسم رونمایی مشخص بود که این مشکلات فراوانی برای اکران خواهدداشت. در این مراسم که ابتدا قرار بود نمایش داده شود، دقایقی پس از شروع ، مسئولان محل ب ایی مراسم از ادامه نمایش، جلوگیری و نمایش «رستاخیز» را متوقف د. این جلوگیری که بیش از 20 دقیقه به طول انجامید سرانجام با پادرمیانی درویش و دیگر دست اندرکاران و پخش آن و نشان دادن مجوزهای اکران ، ختم به خیر و هنر نمایش از سر گرفته شد، اما درحالی که روز 23 تیر قرار بود اکران عمومی آغاز شود با اعتراض مراجع و برگزاری اتی در مقابل برخی از سینماهای کشور این از پایین کشیده شد. این در حالی بود که در همان روز جشنواره بین المللی بغداد با «رستاخیز» افتتاح شد. در این میان درویش در پاسخ به انتقاد درباره به تصویر کشیدن چهره حضرت ابوالفضل (ع) تاکید می کرد که در این باره موظف است به نظر مرجع تقلید خود دقت کند و همین کار را هم کرده است. فردای آن روز هم سازمان سینمایی طی اطلاعیه ای اعلام کرد که اکران سینمایی «رستاخیز» تا تامین نظر برخی از مراجع بزرگوار تقلید به تعویق می افتد. تصمیمی شتابزده در شرایط بحرانی از سوی سازمان سینمایی به ریاست حجت الله ایوبی که پش از آن نیز نشان داده بود که در شرایط بحرانی بهترین راه حل را پایین کشیدن از می داند.زمانی برای «رستاخیز» باقی نماند

حواشی بعدی و سال هایی که می گذشت
عوامل «رستاخیز» از همان روز اول معتقد بودند که توقف اکران این اقدامی غیرقانونی بوده و از راه های متفاوتی تلاش د تا این موضوع را پیگیری کنند. صف بندی موافقان و مخالفان در روزهای پس از توقف اکران این نیز باعث شده که به تدریج «رستاخیز» نیز در فهرست های توقیفی دسته بندی شود؛ البته با این تفاوت که عوامل رستاخیز چندان خود را وابسته به تصمیمات وزارت ارشاد نمی دیدند. پس از توقف اکران «رستاخیز» تا زمانی که علی جنتی به عنوان فرهنگ و ارشاد ی حضور داشت معمولا حواشی اتفاقات پیراموناین از حرف های حسین نوش آبادی، سخنگوی وقت فرهنگ و ارشاد ی و واکنش های عوامل نسبت به آن نشأت می گرفت.
نوش آبادی در نخستین واکنش به توقف اکران ، گذاشتن هاله نور روی صورت بازیگر حضرت ابوالفضل (ع) را راه حل مشکل می دانست؛ مسئله ای که درباره این ، گاهی مطرح می شد و ضمن دادن تمام حق ها به کارگردان این نکته نیز مطرح بود که راه اکران عمومی «هاله نور» خواهدبود. در همین زمان علی جنتی نیز در گفت و گویی با اشاره به این مسئله که «رستاخیز» را بهانه کرده اند تا به ت حمله کنند، بحث را از سویه فرهنگی به سویه نیز گسترش داد. جنتی در اظهارنظر دیگری یک ماه پس از توقف اکران «رستاخیز» ملاک وزارت را درباره موضوعاتی این چنینی مشخص کرد: «در مورد هایی مانند «رستاخیز»... ملاک ما فتوای ی است، اما در عین حال خود را م م می دانیم تا به فتوای سایر مراجع که با این موضوع مخالف هستند، احترام بگذاریم.» قول ها برای اکران این و اتفاقات پس از آن سرنوشت مبهم «رستاخیز» را به میانه سال 96 کشاند.شکایت عوامل از وزارت ارشاد
اما آنچه «رستاخیز» را دوباره به صدر اخبار در انتهای سال 94 بازگرداند، صحبت های نوش آبادی بود. او در یکی از نشست های رسانه ای خود با اشاره به این مسئله که «رستاخیز» در بسیاری از کشورهای منطقه اکران شده و با جاذبه های خود، مخاطبانش را پیداک رده، گفت: «حالا توپ در زمین کارگردان و تهیه کننده «رستاخیز» است که همکاری کنند تا این در ایران هم اکران شود.»
این حرف ها با واکنش تند احمدرضا درویش رو به رو شد: «وقتی یک تیم وارد بازی می شود مسئولان باید در نظر بگیرند که آنان مجوزها را صادر کرده اند و این مجوزها تبعات قانونی دارد و هر نوع تصمیم گیری برخلاف مفاد مجوز صادره می تواند خسارت و تبعات معنوی و مادی داشته باشد. تمام فرصت های نمایش «رستاخیز» در داخل و خارجاز کشور با تصمیم وزارت ارشاد نابود شده است.»
در میانه سال 96 اتفاق مهمی به وقوع پیوست. عوامل از وزارت فرهنگ و ارشاد ی به دلیل خسارتی که به این وارد کرده اند، شکایت د؛ شکایتی که به دلیل مشارکت بنیاد سینمایی فار در این شکل گرفته بود.
این شکایت اما در شهریور 1395 با واکنش تند علی جنتی رو به رو شد: «عوامل این از ابتدا به وزارت فرهنگ و ارشاد ی اعلام د که در مورد این ، نظریه تمام مراجع را ب کرده اند، در حالی که بعدا مشخص شد که این صحبت آن ها صحت نداشت و تنها نظر چند نفر اخذ شده بود... عوامل این می گویند شورا مجوز داده و بعد در چند سینما اکران شده و شما آن را لغو کرده اید که ادعای خس ان در مورد این ماجراست.»اما این حرف ها چندان تغییری در حکم دیوان عد اداری ایجاد نکرد و برخی رسانه ها مدعی شدند که وزارت م م به جبران سارت 40 میلیارد تومانی شده است. فردای همان روز روابط عمومی در بیانیه ای مشخص کرد «حکم شماره 1114 دادگاه دیوان عد اداری در مورد شکایت تهیه کننده «رستاخیز» از وزارت فرهنگ و ارشاد ی» صادر شده و مصاحبه جنتی نیز به این دلیل بوده است.تشکیل کمیته حکمیت برای رستاخیز
با روی کار آمدن رضا صالحی ی به نظر می رسید وزارت ارشاد رویکرد تازه ای در برابر «رستاخیز» دارد. نخستین اتفاق نیز خبر درباره تشکیل کمیته حکمیت برای رستاخیز بود: « «رستاخیز» را به یک کمیته حکمیت سپردیم تا پس از بررسی ابعاد آن را به ما گزارش دهند. در این راستا سه نفر از اصحاب مطرح سینما انتخاب شدند و در حال بررسی نحوه اقدام ما برای چگونگی برخورد با «رستاخیز» هستیم.»
این شرایط تا پایان داد امسال پیرامون این ادامه داشت تا این که بنیاد سینمایی فار در اطلاعیه ای مفصل از حل و فصل موضوع خبر داد: «در فرآیند تولید سینمایی «رستاخیز» که در دهه 80 و در بخش خصوصی آغاز شد، بنیاد سینمایی فار طی توافقنامه ای در سال 1385 را در ازای 45 درصد مشارکت (مالکیت و همه حقوق )، در دستور کار خویش قرار دهد.»
گفته شده که وزارت ارشاد بابت این 45 درصد، 13 میلیارد تومان برای صاحبان «رستاخیز» در نظر گرفته است. به نظر می رسد با حرف های روز گذشته سید عباس صالحی همان اتفاق به وقوع پیوسته و اکنون می توان گفت «رستاخیز» به این زودی ها در ایران اکران نخواهدشد. چرا که سهم آن از اکران ایران توسط بنیاد سینمایی فار یداری شده است و به قول سید عباس صالحی «برای نمایش داخلی هنوز اقدامی انجام نمی شود.»
سرویس سینمایی هنرآنلاین: سینمای کودک و نوجوان در سینمای ایران سال ها از جایگاه خاص و والایی برخوردار بود و حتی باعث معرفی سینمای ایران به جهان شد، اما حالا چند سالی است که این سینما از رونق افتاده است و دیگر مانند گذشته آن شور و هیجان را در خود نمی بیند.در واقع به نظر می رسد قطار سینمای کودک بسیار آهسته و آرام در حال حرکت است. در همین وانفسا چند سالی است که یک تیم جوان مشغول ساخت های انیمیشن با داستان های ایرانی ی هستند که هم تجربه نخست آن ها "شاهزاده روم" و هم تجربه بع ان"فیلشاه" بسیار موفقیت آمیز بود و نشان داد که جوانان ایرانی می توانند این قطار از نفس افتاده را بار دیگر به روزهای اوج و سرعت خود نزدیک کنند. در حالی که این روزها انیمیشن "فیلشاه" با استقبال خوب مخاطبان مواجه است به سراغ هادی محمدیان کارگردان و حامد جعفری تهیه کننده این انیمیشن رفتیم و در گپ و گفتی خودمانی از روند تولید این آثار و سختی های پیش رویشان سخن گفتیم که ماحصل این گفت وگو را می خوانید.آقای جعفری، در آ ین گفت وگویی که با هم داشتیم گفتید که با "فیلشاه" رکورد فروش انیمیشن قبلی خودتان را می زنید که این اتفاق افتاد. به نظر می آید این رکوردشکنی ها مسئولیت شما را بیشتر می کند. چه برنامه ای برای آینده دارید که این روند موفقیت را ادامه بدهید؟حامد جعفری: در مورد این گفته باید نکاتی را عرض کنم. فضای تولید انیمیشن فضای جمع محور است، یعنی وقتی حرف از سینمایی انیمیشن می زنیم، ذهن همه به سمت کمپانی ها می رود، مثل کمپانی دیزنی یا کمپانی های مشابه آن. دلیلش هم این است که در انیمیشن، جمع به فرد مقدم است. نه این که فرد مهم نیست ولی فردها در کنار هم معنی پیدا می کنند تا یک انیمیشن سینمایی ساخته شود. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم؛ یعنی سینمایی انیمیشن نمی شود ساخت مگر این که قبل از آن یک کمپانی وجود داشته باشد. مجموعه "هنر پویا" که بیش از 10 سال سابقه در تولید انیمیشن دارد، مبنایش را بر این سمت گذاشته که تبدیل به یک کمپانی شود و تمام ابعاد یک کمپانی را در خودش ایجاد کند. "شاهزاده روم" اولین انیمیشنی بود که ما ساختیم و آن را بر محور همین کمپانی بودن پیش بردیم. به همین خاطر هم "شاهزاده روم" تا قبل از "فیلشاه" پرفروش ترین انیمیشن تاریخ سینمای ایران بود و جزو سه پرفروش سال 94 قرار گرفت. "فیلشاه" هم بر اساس همان قاعده تولید شد و اتفاقات مثبتی برایش رخ داد. ما سعی کردیم نقاط قوتی که در "شاهزاده روم" داشتیم را تقویت کنیم و نقاط ضعف را هم به حداقل برسانیم تا یک قدمی جلوتر از "شاهزاده روم" برداریم که فکر می کنم همین اتفاق هم افتاد ولی "فیلشاه" هم اتمام کار ما نیست. کارهایی مثل "شاهزاده روم" و "فیلشاه" که توسط مجموعه "هنر پویا" ساخته شدند تازه قدم های ابت این راه هستند. در واقع "هنر پویا" قرار است مثل یک منظومه عمل کند و ما برنامه مان این است که طی ده سال خودمان را به نقطه ای برسانیم که هر سال یک سینمایی انیمیشن برای عرضه در سینماها داشته باشیم. آن چیزی که من در مورد فروش ها گفتم هم در مورد انیمیشن بعدی مجموعه "هنر پویا" بود که گفتم ان شاءالله رکورد فروش "فیلشاه" و "شاهزاده روم" را می زند.هادی محمدیان حامد جعفریبا این توضیح احتمالاً استارت انیمیشن جدیدتان را هم زده اید؟حامد جعفری: بله. تقریباً 30 درصد از کار تاکنون پیش رفته است.اگر تمایلی دارید بیشتر در موردش توضیح بدهید.حامد جعفری: کار جدیدی که ما می خواهیم انجام بدهیم بر خلاف کارهای قبلی، لوکیشن آن در ایران امروز می گذرد. قصه این انیمیشن محورهای محیط زیستی دارد و سعی کرده به این مقوله مغفول مانده در سینما توجه بیشتری کند. جزئیاتش بنا است بعد از ماه رمضان اعلام شود.باز هم قرار است به موضوعات قرآنی بپردازید؟هادی محمدیان: ما در "هنر پویا" قصه های مان، مخصوصاً در مورد دو کار اخیر که اقتباسی بودند به دنبال قهرمان هایی هستیم که خودمان ابداع شان نکنیم؛ یعنی دوست داریم قصه آدم هایی را روایت کنیم که قبلاً در طول تاریخ قصه آن ها روایت شده است چون فضای اجتماعی و فرهنگی کشور ما حساس است و خانواده ها هم از ما می خواهند الگوهایی را معرفی کنیم که الگوهای قابل اتکایی هستند. به همین خاطر ما براساس سیاست "هنر پویا" فعلاً به سراغ اقتباس رفته ایم و کار بعدی هم تا حدی به همین شکل است. حالا این که دقیقاً چه قصه ای است را نمی توانم بگویم تا جذ ت هایش باقی بماند. ما برای همه کارهای مان برنامه ریزی کرده ایم و از قبل می دانیم که قرار است چه کاری انجام بدهیم؛ یعنی ما حتی قبل از "شاهزاده روم" به کارهای بعدی فکر می کردیم. الآن که در حال پیش تولید یک انیمیشن جدید هستیم هم به کارهای بعدی فکر می کنیم. "هنر پویا" یک نقشه راه در نظر دارد و ما به دنبال پیدا قطعاتی هستیم که بتوانند این پازل را کامل کنند و آن پازل بخشی از فرهنگ ایرانی- ی خودمان است. آداب و رسوم خودمان را دارد و مناسب بچه های ایرانی است. حالا این که قصه می خواهد چه چیزی را روایت کند و سرانجامش چه می شود را باید صبر کنیم تا برویم جلوتر.به نوعی می توانیم بگوییم شما به سراغ قصه هایی می روید که پیش از این امتحان خودشان را پس داده اند؟ یعنی برای انتخاب قصه ها ریسک کمتری می کنید...هادی محمدیان: بله. دلیلش می تواند ریسک هم باشد ولی فکر می کنم دلایل عمده تری دارد. در واقع مجموعه ما دوست دارد قصه هایی را روایت کند که برای ک ن و نوجوانان تازگی داشته باشد و در عین حال به بزرگسالان هم یک حس نوستالژیک بدهد. اولویت اول ما ک ن و نوجوانان هستند ولی به مخاطبان بزرگسال هم فکر می کنیم چون ک ن و نوجوانان با پدر و مادرشان به دیدن کارهای ما می آیند. این دو نوع مخاطب برای ما مهم هستند و دوست داریم وقتی بچه ها با خانواده به دیدن انیمیشن می آیند، هر دو گروه با هم لذت ببرند.در بخش قصه گویی، شما هسته اولیه قصه را دارید ولی آن را بهم می ریزید تا در کنارش بتوانید قصه های دیگری را هم روایت کنید که برای مخاطب امروزی جذ ت بیشتری داشته باشد. این پروسه در هر کدام از کارهای شما چقدر طول می کشد؟هادی محمدیان: "هنر پویا" یک شورای ایده و طرح دارد که در مرحله اول کار بررسی ایده ها و ایده ی را انجام می دهد و بعد هم برنامه ریزی می کند که این ایده را چه زمانی بسازیم. این شورا متشکل از اعضای ثابتی از بچه های خود گروه "هنر پویا" و اعضای متغیری است که به فراخور موضوعات مختلف دعوت می شوند. شورا جلسات مداومی دارد و بعد که به صورت جمعی به توافقی در مورد تولید یک ایده رسیده شود، کارگاه نامه نویسی توسط شورا تشکیل داده می شود و شروع به کار می کند تا سناریو آماده شود. در واقع یک کارگروه نامه نویسی داریم و یک شورا که در طول مراحل کار بر کارگاه نظارت می کند. این کارگروه نامه هم مثل شورای ایده و طرح متشکل از اعضای ثابت و متغیر است. کارگروه نامه نویسی ابتدا طرح را کامل می کند و بعد از گرفتن تایید از شورا، به صورت سکانس به سکانس شروع به نوشتن می کند و شورا نیز حواسش هست که ببینند متن منطبق با اه گروه "هنر پویا" باشد. ضمن این که ما یک گروه مشاورین هم داریم که اعضای آن از حوزه های مختلفی هستند؛ از نامه نویسان سینما گرفته تا مختصصین حوزه های دینی، مذهبی و تاریخی و همین طور متخصصین روان شناسی و جامعه شناسی. در عین حال به طور مداوم از جامعه اطراف مان بازخورد می گیریم تا همه چیز به صورت اصولی پیش برود. ممکن است از زمانی که طرح داده می شود تا زمانی که تبدیل به نامه می شود یک سال طول بکشد ولی از آن جایی که بنا داریم هر سال یک انیمیشن بسازیم، سعی می کنیم فرآیندهای مان به طور موازی پیش برود؛ یعنی همزمان که طرح و قصه نوشته می شود، به شخصیت پردازی ها و فضاسازی ها هم فکر می کنیم. حدوداً 13 نفر هستند که با عناوین مختلف روی نامه وقت می گذارند.حامد جعفری: البته ممکن است این تعداد در کارهای مختلف تغییر کند؛ و این تعداد مربوط به کار فیلشاه بوده است.اشاره کردید در گروه مشاورین تان روان شناس هم دارید. شما دقیقاً برای چه رنج سنی از ک ن و نوجوانان می سازید و نکات روانشناختی را در نظر می گیرید؟حامد جعفری: های ما برای رده های سنی ک ن و نوجوانان است که معمولاً در تقسیم بندی ها دسالان هم جزو آن محسوب می شوند. ولی "فیلشاه" مناسب دسالان نیست و ما آن را برای مخاطبان 5 سال به بالا در نظر گرفته ایم. دسالان در اولیت ما نبودند چون سینما مدیای مناسب دسال نیست و اساسا سینما فضایی نیست که دسال بخواهد آنجا از استفاده کند. فضا تاریک و بزرگ است و سر و صدای زیادی دارد. در واقع دسالان ممکن است خود فضای سینما را هم نپسندند که حالا بخواهند به هم توجه کنند.هادی محمدیان حامد جعفریبچه های امروز شاید نسبت به گذشته با قوم عرب آشنایی نداشته باشند و ندانند که عرب ها یک زمانی دختران شان را زنده به گور می د. به هر حال این می تواند برای بچه ها هول آور باشد. شما در "فیلشاه" سکانسی دارید که به این موضوع می پردازد. برای تلطیف فضای آن سکانس چه تد ری در نظر گرفتید؟هادی محمدیان: قصه ای که ما در "فیلشاه" به عنوان یک معجزه الهی در نظر گفته ایم قصه اعراب نیست بلکه قصه ای بوده که بین چند جامعه آن دوران وجود داشته است. ما از آفریقا (اتیوپی امروزی) شروع می کنیم و بعد به سرزمین های عربی می آییم؛ بنابراین قصه "فیلشاه" یک قصه بین المللی است که بین چند جامعه روایت می شود. آن سکانس هایی که شما اشاره کردید را به عنوان بخشی از تاریخ در انیمیشن گنجانده ایم ولی چون انیمیشن برای گروه سنی کودک و نوجوان است، سعی کرده ایم سکانس ها تلطیف شده باشند. به طور کلی انیمیشن ما در مقایسه با انیمیشن های روز دنیا خیلی تلطیف شده است و اتفاقات را با ح خیلی ملایم و مناسب روایت می کند. یک انیمیشن مطرح جهانی مثل "کوکو" حتی به دنیای مردگان می پردازد و صحنه های اغراق شده ای دارد ولی ما صحنه های خشونت آمیز نداریم و فقط یک قصه جذاب را برای مخاطب روایت می کنیم.به هر حال ک ن و نوجوانان ما با بچه های اروپایی و یی به لحاظ تربیتی کاملا متفاوت هستند و نوع روحیه، علایق و درک شان هم فرق دارد.حامد جعفری: بله. علومی مثل روان شناسی و پزشکی مبتنی بر تجربه هستند و به همین خاطر ما بیماری های ناشناخته زیادی داریم چون هنوز تجربه نشده اند. سینمای ما هم در یک بخش هایی مبتنی بر تجربه است و باید با همین رویکرد پیش برود. به هر حال ما خیلی از اتفاقات را تجربه نکرده ایم؛ اما در مورد مسئله ای که مطرح شد من باید بگویم که اتفاقاً یکی از شخصیت های مشهور سینما به ما می گفت که خشونت انیمیشن شما کم است. ی که این جمله را گفت، یک کارگردان و نامه نویس قوی است که چندین پرفروش ساخته است. می خواهم بگویم نگاه های متفاوتی نسبت به این موضوع وجود دارد. در نتیجه ما مجبوریم یک مسیری را پیش برویم و تصمیم گیری کنیم. مجموعه "هنر پویا" اتفاقاً دارد روی این موضوع کار آماری می کند و با یک گروهی از علامه طباطبایی قرارداد بسته و آن ها را مأمور کرده که با مخاطبین ما در سینماها مصاحبه کنند و یک تحلیلی از علایق و سلایق مخاطبین و تأثیرات انیمیشن ما روی آن ها به ما بدهد؛ بنابراین ما از وجی تحقیقات آماری مان می توانیم متوجه شویم که اگر بعضی صحنه ها به مخاطبان مان لطمه زده، در کارهای بعدی جلوی آن صحنه ها را بگیریم ولی چون کاری که ما انجام دادیم یک کار تجربی بود، به هر حال باید این تجربه را می کردیم تا بتوانیم بر اساس آن تجزیه و تحلیل کنیم و برای کارهای بعدی مشکلات را به حداقل برسانیم.بچه های نسل جدید خیلی باهوش و بی پروا هستند و به راحتی هر چیزی را نمی پذیرند و گول نمی خورند. باید روی آن ها خیلی تحقیق و پژوهش شود تا بتوان آن چیزی که دوست دارند را برای شان تهیه کرد. شما خودتان چقدر با مخاطبان کودک و نوجوان در ارتباط هستید و در مدتی که "فیلشاه" روی است به سینماها رفته اید و را با مخاطبان تان تماشا کرده اید؟حامد جعفری: ما با مخاطبان به سینما می رویم و را می بینیم. سر اکران "شاهزاده روم" هم به کرات این کار را انجام دادیم و به ای مختلف رفتیم. البته مسیر و راهبرد ما را مجموعه "هنر پویا" مشخص می کند که داریم کار کودک انجام می دهیم ولیکن دغدغه شخصی خودمان هم کار کودک بوده است که وارد این حوزه شده ایم وگرنه انی دیگر امروز جای ما در "هنر پویا" این کار را انجام می دادند. پس دلیل این که ما وارد کار کودک شده ایم این است که علاوه بر اینکه استراتژی "هنر پویا" کار برای کودک است، خودمان هم کودک داریم و این حوزه را کاملاً درک می کنیم. به عنوان مثال فرزند خود من هیچ وقت قبول نمی کند که من برایش قصه تکراری تعریف کنم اما از من میخواهد بارها برایش قصه فیلشاه را بگویم و وقتی "فیلشاه" را برایش می گویم، جاهایی که جا می اندازم و یا اشتباه می گویم را به من تأکید می کند. پس خود ما هم از نزدیک با مخاطبانمان ارتباط داریم و علاوه بر آن براساس برنامه ریزی مجموعه "هنر پویا" مکررا من به همراه آقای محمدیان به سینماها می رویم و با بچه ها گفت وگو می کنیم و از آن ها برای کارهای بعدی فیدبک چهره به چهره می گیریم. اگر قبل از ما تجربه ای در این حوزه وجود داشت، منطقی بود که از آن تجربیات استفاده کنیم و جایی پا بگذاریم که محکم باشد ولی می بینید که قبل از ما تجربه ای در این زمینه نبوده است و ما باید خودمان تجربه و تحلیل کنیم و بر اساس این تحلیل ها گام های بعدی را برداریم. لذا یک مقدار حرکت ما در این حوزه کند است چون در حوزه ای فعالیت می کنیم که قبلاً در آن تجربه ای صورت نگرفته است.محمدیان: مخاطب کودک ایرانی ذائقه پیچیده ای پیدا کرده و به خاطر کارهای مختلفی که از کشورهای مختلف به ایران می آید و می بیند، از لحاظ محتوایی سردرگم است. خیلی از انیمیشن ها بدون هیچ گونه ملاحظه و رنج گذاری سنی به دست کودک و نوجوان ایرانی می رسد و مخاطب چیزی از فرهنگ خودش نمی بیند. این کارها هر چقدر ذائقه بصری مخاطب را رشد داده ولی به لحاظ محتوایی او را سردرگم کرده است. به همین خاطر "هنر پویا" یک سبک و سیاق قصه گویی را برای خودش انتخاب کرده و بر اساس آن جلو می رویم. کار سختی است که همه را همراه خودمان کنیم ولی مطمئن هستیم با این روشی که الآن در پیش گرفته ایم، در آینده اتفاقات خوبی خواهد افتاد.ما در "فیلشاه" می بینیم که شما یک بخش هایی از کودکی فیلشاه را نشان می دهید و بعد انگار قصه از کودکی فیلشاه به نوجوانی اش پرش می کند و ما خیلی در برهه کودکی این شخصیت قرار نمی گیریم. این پرش ها به چه دلیلی است و چرا نخواستید بیشتر در برهه کودکی فیلشاه بمانید؟هادی محمدیان: در این مورد دو نکته وجود دارد؛ یکی پروسه فنی کار است و دیگری پروسه محتوایی. از ابتدا که سیناپس نامه نوشته شد، تلاش می کنیم برای شخصیت هایی که مد نظرمان است مابه ازاهای واقعی پیدا می کنیم که این خیلی به ما کمک می کند. یک بخشی از شخصیت پردازی ها را با این ترفند جلو می بریم و داریم در این حوزه هم تجربه های خودمان را افزایش می دهیم. "هنر پویا" بعد از انیمیشن "شاهزاده روم" تصمیم گرفت روی رده سنی بیشتر دقت کند در حقیقت رده سنی شاهزاده روم نوجوان و جوان بود و ما باید به روی مخاطب کودک و نوجوان برمیگشتیم. از این رو کودکی که شاید فقط 7-8 دقیقه اول "شاهزاده روم" را می توانست ببیند، حالا تبدیل به مخاطبی شده که می تواند 80 دقیقه "فیلشاه" را ببیند. این یک مزیت خوب برای است. همان طور که خودتان اشاره کردید، مخاطب کودک و نوجوان خیلی پیچیده است و ملاحظه ندارد، یعنی چه از کار خوشش بیاید و چه خوشش نیاید، احساسش را کاملاً بروز می دهد. به همین خاطر "هنر پویا" دارد در قصه نویسی دقت بیشتری به ج میدهد و از الگوهایی استفاده می کند که در دنیا استفاده می شود. الگوی سفر یک قهرمان که برای "فیلشاه" استفاده شد را خیلی از انیمیشن ها استفاده می کنند؛ اما حالا اگر بخواهم به سؤال شما برگردم باید بگویم "فیلشاه" نسخه بلندتری داشت که در جشنواره فجر اکران شد که آن جا احساس مجموعه تصمیم گیر در "هنر پویا" این شد که باید تایم را 7-8 دقیقه کوتاه کنیم تا در حوصله مخاطب بگنجد. علت این که ما خیلی زود از مقطع کودکی فیشاه عبور می کنیم هم این است که شما کلاً در سینما و به خصوص در سینمای کودک و نوجوان حدود ده دقیقه فرصت دارید که بتوانید بچه ها را در سالن نگه دارید؛ یعنی اگر بخواهید در آن ده دقیقه ابت خیلی کند عمل کنید و کار برای مخاطب جذاب نباشد، مخاطب کودک و نوجوان خیلی زود حوصله اش سر می رود و ادامه روند انیمیشن را دنبال نمی کند. در نهایت فکر می کنم همه این مسائل به همان بحثی برمی گردد که من و آقای جعفری اشاره کردیم که ما در مسیر تجربه هستیم و باید کم کم پخته شویم.هادی محمدیان به نظر می رسد کاراکترهایی که شما در "فیلشاه" چینش کرده اید خیلی به کاراکترهای انیمیشن های خارجی شباهت دارند و این شباهت ها ممکن است به جذب بچه ها خیلی کمک کند و آن ها را در آن ده دقیقه طلایی ابت در سالن نگه دارد چون احتمالاً 90 درصد بچه ها آن انیمیشن های خارجی را در تلویزیون یا از هر طریق دیگری دیده اند. خودتان در این مورد چطور فکر می کنید؟هادی محمدیان: واقعاً این طور نبوده که ما بخواهیم کاراکترهایی شبیه کاراکترهای انیمیشن های خارجی خلق کنیم. تعمداً هم چنین کاری را انجام نداده ایم. پروسه طراحی های ما کاملاً مستقل بوده است و ما تمام مراحل را به صورت مستند انجام داده و پیش برده ایم؛ اما من فکر می کنم همان قدری که ذائقه بچه های ایرانی با کارهای خارجی تربیت شده، این اتفاق برای هنرمندان ایرانی هم افتاده است و طبیعتاً هنرمندان ما هم خیلی وقت ها نگاه شان به انیمیشن های خارجی است چون تا قبل از "شاهزاده روم" و "فیلشاه"، انیمیشن کودک و نوجوانی در حوزه سینما نداشته ایم و هنرمندان ما تجربه ای در این زمینه نداشته اند. از طرفی هم شاید در های ما هم این مباحث به طور جدی حضور ندارد و کاملاً آکادمیک نیستند، بنابراین نگاه هنرمندان ما تماماً به کارهای خارجی کمپانی هایی مثل دیزنی و پی ار بوده و حتی سبک و سیاق کارشان هم با آن ها تعریف شده است. "هنر پویا" سعی می کند به اه ی که در زمینه طراحی دارد نزدیک شود ولی فعلاً یک مقدار سخت است بخواهیم طراحان مان را از آن فضا جدا کنیم. ما در کار قبلی مان از خطوط منحنی استفاده کردیم و پیکرها کاملاً شبیه انسان بود ولی در "فیلشاه" با استفاده از خطوط ش ته پیش رفتیم و کار را فانتزی کردیم. کار جدیدی که می خواهیم انجام بدهیم هم تلفیقی از دو کار قبلی است. ما برای این که بتوانیم ذائقه سازی کنیم و تجربیات جدیدتری را رقم بزنیم نیاز به زمان داریم. همه باید تحمل بیشتری داشته باشیم تا کم کم به آن نقطه ای که می خواهیم برسیم.آقای جعفری، گفته می شود دنیای انیمیشن دنیای جذاب و رنگارنگی است. برای انی که در بطن این کار هستند و انیمیشن تولید می کنند هم همین طور است؟حامد جعفری: اگر ی به انیمیشن علاقه نداشته باشد وارد این کار نمی شود. قدیمی ها می گفتند بعضی کارها کفش آهنی می خواهد که به نظرم انیمیشن سازی یکی از همین کارها است. جنس تهیه، تولید و کارگردانی انیمیشن متفاوت از کارهای رئال است. انیمیشن کاملاً مثل یک ار تر است که اگر یک ساز ناکوک باشد، به کل کار صدمه می زند. فارغ از بحث کمپانی "هنر پویا" این که من و آقای محمدیان کار سخت انیمیشن سازی را دنبال می کنیم بخشی هم به علاقه مان به انیمیشن در دوران کودکی برمی گردد که این علاقه همچنان هم با ما مانده است. در دوران کودکی ما، همه انیمیشن ها قهرمان خارجی داشت و این برای ما به عنوان یک بغض باقی ماند که چرا یک قهرمان در سبک زندگی خودمان نداریم؟ الآن داریم تلاش می کنیم که این اتفاق بیفتد و حداقل بچه های خود ما قهرمانهای انیمیشنهایی که میبینند ایرانی باشند و به شخصیتهایی افتخار کنند که توسط هنرمندان کشور خودشان خلق شده اند.یکی از بحث هایی که می تواند به بیشتر دیده شدن کار شما کمک کند تبلیغات و عرضه محصولات جانبی انیمیشن ها است که در انیمیشن سازی جهانی خیلی به آن توجه می شود. شما برنامه ای در این زمینه ندارید؟حامد جعفری: ما در حال حاضر به دنبال عرضه محصولات جانبی انیمیشن "فیلشاه" مثل دفتر، کتاب و عروسک های "فیلشاه" هستیم. در مورد انیمیشن "فیلشاه" در زمینه تبلیغات هم خیلی فعال عمل کردیم. در طول فرآیند تولید هر آن چیزی که از پشت صحنه می شد منتشر کرد، منتشر کردیم. بخشی از آن در زمان اکران عمومی منتشر شد و بخشی هم در زمان اکران در جشنواره فجر. ما سعی کردیم مخاطب به طور کامل از ت موسیقی، طراحی، تدوین و صداگذاری مطلع شود. این کار برای ما هزینه های قابل توجهی داشته است ولی از همان ابتدا روی این موضوع تاکید داشتیم و ویدئوهایی تبلیغاتی را در صفحات تلگرام و اینستاگرام "هنر پویا" منتشر کردیم. کارهای تبلیغاتی نیاز به هزینه های بالا دارد که شرکت های انیمیشن سازی در جهان این هزینه ها را به راحتی تامین می کنند ولی ما در این زمینه به عنوان یک شرکت خصوصی واقعا مشکل داریم. دستگاه های فرهنگی به ما کمک که نمی کنند هیچ، صدمه هم می زنند. ما خیلی از امکاناتی که شرکت های انیمیشن سازی در دنیا دارند را نداریم ولی من می خواهم بگویم در بخشی از کارها از آن ها موفق تر هستیم چون بدون داشتن امکانات داریم موفق عمل می کنیم. برای نمونه، کتاب نقاشی "فیلشاه" همزمان با اکران چاپ شد و در نمایشگاه کتاب تهران به پرفروش ترین کتاب حوزه کودک و نوجوان انتشارات سوره مهر تبدیل شد. ما بسته های تبلیغاتی را جدی تر گرفته ایم و انشاءالله در مرداد و شهریور بخش زیادی از محصولات مان عرضه می شود و تا پایان سال هم عروسک های "فیلشاه" را خواهیم داشت. از طرفی وقتی تجربه موفق انیمیشنی مثل "پاندای گ فوکار" را دیدیم که بعداً سریالش ساخته شد، ما هم تصمیم گرفتیم از آن الگو استفاده کنیم و سریال "فیلشاه" را برای مخاطبان مان بسازیم و مشغول برنامه ریزی برای این حوزه هستیم.از آن جایی که در کشور ما قانون کپی رایت رعایت نمی شود، برای حفظ کپی رایت محصولات جانبی "فیلشاه" چه تدبیری شیده اید؟حامد جعفری: ما سر "شاهزاده روم" این مشکل را داشتیم لذا با کمک برخی دوستان در حوزه برخی محصولات جانبی مثل دفتر و کتاب، توانستیم اسپانسر بگیریم تا بتوانیم این حوزه را پابلیک کنیم چون ناشرین ما عادت به پرداختن هزینه لایسنس ندارند؛ بنابراین "هنر پویا" در تلاش است با عمومی برخی اقلام کمک کند تا انتشاراتی ها بتوانند بدون پرداخت هزینه از این حوزه استفاده کنند و ما هزینه اش را از محل اسپانسرینگ تأمین کنیم. به نظرم با یک مقدار خلاقیت در همه حوزه ها می شود را اری پیدا کرد که آن مسیر هم برای ما و هم برای مخاطبان به صرفه و مفید باشد.حامد جعفریبرای عروسک ها چه می شود کرد؟ چون ما در این سال ها دیده ایم که خیلی از عروسک ها مثل کلاه قرمزی و جناب خان به راحتی کپی می شوند.حامد جعفری: وقتی یک عروسکی محبوب می شود، ما باید خودمان اصل آن را به بازار عرضه کنیم وگرنه بازار احساس خلأ می کند و نسخه های تقلبی آن را عرضه می کند. مهمترین نکته این است که ما تلاش کنیم خودمان بازار را پر کنیم و اگر ی آمد به بازار صدمه زد، آن جا مراجع قانونی طبق قانون وارد عمل می شوند. این موضوع قابل پیگرد است.شما در بخش دوبله از آقای شیخ زاده به عنوان مدیر دوبلاژ استفاده کرده اید. در انتخاب گویندگان هم خودتان نظارت داشتید؟هادی محمدیان: ما از ابتدا و از زمانی که سیناپس نامه را می نوشتیم برای مان معلوم بود که صدای شخصیت های اصلی را چه انی قرار است بگویند و از قبل برای تمام گزینه های اصلی مان فکر کرده بودیم؛ یعنی نامه بر اساس محوریت و ذهنیتی که ما از صداپیشه ها داشتیم نوشته می شد. مرحوم بهرام زند از همان اول جزو گزینه های ما بودند و ما به هیچ دیگر فکر نمی کردیم. من فکر می کنم اگر این همکاری شکل نمی گرفت ما واقعا ضربه می خوردیم. آقای حامد عزیزی که صداپیشه فیلشاه بودند هم جزو گزینه اول ما بودند. آقای شیخ زاده هم ویژگی ای که دارند این است که جوان هستند و انگیزه و انرژی زیادی دارند. ما "فیلشاه" را مثل انیمیشن های مرسوم دوبله نکردیم. ما در ابتدا دوبله را روی استوری برد اولیه اجرا کردیم و نیاز به مدیر دوبلاژی داشتیم که انگیزه و انرژی بالایی داشته باشد. در انتخاب صدا و تونالیته ها دو ویژگی مد نظرمان بود؛ یکی این که بزرگترها هم با صدا ارتباط بگیرند و دیگری این که گویندگان توانایی لارم را داشته باشند تا به جای شخصیت ها سخن بگویند. خوشبختانه فکر می کنم گزینه های درستی را انتخاب کردیم و گویندگان ما تا حد زیادی موفق بودند و دوبله ها موفق از آب در آمد. ما ابتدا به صداها فکر می کنیم و در کار جدیدی که قرار است انجام بدهیم هم طبق راهبرد "هنر پویا" کار صدابرداری قبل از تولید انجام خواهد شد. در های رئال هم نویسنده ها دست آویزشان بازیگرها هستند و اول به بازیگرها فکر می کنند. کارگاروه نامه "هنر پویا" هم در بعضا به بازیگرها فکر کرده و حتی برای طراحی شخصیت ها هم گاهی چند گزینه داریم که به طراح می گوییم دوست داریم شخصیت شان شبیه به فلانی باشد. در مورد صداهای شان هم همین اتفاق می افتد.این کار را برای شما سخت می کند یا آسان؟هادی محمدیان: هم سخت می کند و هم آسان. گرفتن صدا قبل از این که تصویر کامل کار وجود داشته باشد خیلی سخت و دشوار است و کار را برای هماهنگی بین تیم تولید، تهیه کننده و کارگردان سخت و پیچیده می کند. حتی تا یک درصدی هم ریسک کار را بالا می برد. ما در کارمان استوری برد هم داریم ولی چون پرسپکتیو ندارد و تخت است، ممکن است درصدی خطا داشته باشیم. مثلاً دو تا دوبلور در کنار هم می نشینند و از فاصله ۳۰ سانتی متری با هم حرف می زنند ولی در اصل در باید ۳۰ متر از هم فاصله داشته باشند. من فکر می کنم این حس اگر تصویری باشد خیلی راحت تر منتقل می شود منتها وقتی تصویر عمق ندارد کار خیلی پیچیده می شود. ما در "هنر پویا" قبل از "شاهزاده روم" هم این تجربه را داشتیم و در سریال ها و های کوتاه مان این کار را انجام دادیم. از یک جهاتی هم دوبله بدون تصویر کار ما را آسان تر می کند چون آن وقت محرک سازهای ما جان می گیرند. اگر این اتفاق صورت نگیرد دیگر آن حس نفس نفس زدن ها، تونالیته صدا و مدل های خاص خندیدن و گریه ایجاد نخواهد شد. همه این ها باعث می شود که در زمان محر ک سازی، انرژی و حس بیشتری به دست انیماتور برسد و بر اساس همان صداها انیمیت بگذارند؛ بنابراین از این جهت کار روان تر خواهد شد چون هم سیگنال ها درست تر می شود و هم صداها.حامد جعفریپردازش انیمیشن "فیلشاه" علاوه بر ایران در یک کشور دیگر هم انجام شد. از این تجربه بگویید؟حامد جعفری: بله متأسفانه این اتفاق افتاد. ما به این افتخار نمی کنیم که بخشی از کارمان در خارج از کشور انجام شده است. از آن جایی که زیرساخت های لازم برای پردازش کامپییوتری کاری در حد فیلشاه در ایران وجود نداشت ما مجبور شدیم بخشی از پردازش کار را به کشور اوکراین ببریم. تنها ۳ مرکز شریف، سازمان سراج و یک بخش خصوصی امکان پردازش کامپیوتری انیمیشن "فیلشاه" با این حجم کیفیت را در ایران داشتند. بقیه مراکزی هم که وجود داشتند یا برای کارهای تلویزیونی تهیه شده بودند و یا با عجله شکل گرفته بودند که فقط به افتتاح برسند. در هر صورت برای ی شبکه آن ها دقت لازم صورت نگرفته بود. به همین خاطر حدود ۴۰ درصد کار پردازش مان را در سازمان سراج انجام دادیم و ۱۵-۱۰ درصد کار هم در مجموعه خودمان رندر شد و همچنین برای حدود ۵۰ درصد باقی مانده کار مجبور شدیم به کشور اوکراین برویم. ما فقط کارهای سخت افزاری کار را آن جا انجام دادیم و در هیچ مرحله ای از این پروژه از نیروهای انسانی خارج از کشور استفاده نکردیم. البته در حوزه نامه از م بعضی افراد خارجی که فضای خارج از کشور را می شناختند استفاده کردیم چون م آن ها به ما کمک زیادی می کرد.در چند سال اخیر بخش انیمیشن ایران در جهان خوب دیده شده است و همیشه عنوان می کنند که انیمیتورهای خوبی در ایران فعالیت دارند؛ یعنی ما در واقع نیروهای انسانی خوبی داریم که چه بسا بهتر از آن وری ها هم باشند ولی در بخش سخت افزاری هنوز به حد جهانی نرسیده ایم و در این زمینه با مشکل روبرو هستیم. شما برای حل این مشکلات چه کارهایی انجام داده اید و در این مسیر با چه مشکلاتی دست به گریان هستید؟حامد جعفری: ما حاکمیت و ت نیستیم که بتوانیم برای رفع این معضل انیمیشن کشور چاره شی انجام بدهیم. البته ما در حد بضاعت یک شرکت خصوصی برای حل مشکلات خودمان یک سری زیرساخت ها را ایجاد کرده ایم ولی در این زمینه ت می تواند کارهای بزرگتری انجام دهد تا مشکل همه شرکتهای بخش خصوصی برطرف شود.برای انیمیشن "فیلشاه" از حمایت های تی هم بهره مند شدید؟حامد جعفری: فضای حمایت به این شکل است که ت می گوید این پول را بگیر و کار کن. در این فضا یک تجربه موفق وجود دارد و به همین خاطر بعضی ها می خواهند خودشان را در این تجربه موفق شریک کنند. ما در انیمیشن "فیلشاه" و حتی در انیمیشن "شاهزاده روم" انی را داشتیم که آمدند و سهام پروژه ما را یداری د. آن ها از تجربه موفق ما در کارهای قبلی مطلع بودند و به همین دلیل این کار را انجام دادند. اخیراً نقل قول های متفاوتی شنیده ام که به غلط می گویند بنیاد سینمایی فار انیمیشن "فیلشاه" را حمایت کرده است. پروانه ساخت انیمیشن "فیلشاه" و زمان ورود بنیاد فار به این پروژه موجود است. بنیاد سینمایی فار تقریباً ۶ ماه بعد و موسسه تصویری "شهر" هم یک سال پس از شروع فرآیندهای تولید به جمع سهام داران نسخه فارسی انیمیشن " فیلشاه" پیوستند. به نظرم اسم این کار حمایت نیست چون هیچ کجای دنیا اسم ید سهام یک پروژه را حمایت نمی گذارند. بنیاد فار و موسسه شهر هر کدام ۲۵ درصد از نسخه فارسی "فیلشاه" را یداری د. در مورد "شاهزاده روم" هم بنیاد فار ۲۰ درصد سهام نسخه فارسی را در روز اکران یداری کرد اما به پرداخت پول نرسید چون فروش موفقی داشت و عددی که قرار بود پرداخت کنند کمتر از فروش بود. بنیاد فار برای این که این فضا را جبران کند، گفت در بعدی شما هم می خواهیم شرکت کنیم و سهامش را ب یم. مؤسسه تصویری شهر هم به جهت علاقه ای که برای حضور در انیمیشن سینمایی داشت وارد این حوزه شد و بخشی از سهام را ید. من فکر می کنم هم انیمیشن "شاهزاده روم" و هم انیمیشن "فیلشاه" جزو سرمایه گذاری های موفق بنیاد فار بوده اند. ما پس از هر پروژه ای به سهام داران مان گزارش دقیقی از هزینه ها می دهیم و من می توانم بگویم گزارشی که ما پس از "شاهزاده روم" به بنیاد فار دادیم، در طول این سال ها هیچ به بنیاد فار نداده است. انشاءالله برای انیمیشن "فیلشاه" هم همین اتفاق صورت میگیرد.هادی محمدیانتدوین انیمیشن "فیلشاه را آقای حسن ایوبی بر عهده داشتند. آقای ایوبی از یک دید دیگری به کار نگاه می کنند و ممکن است آن چیزی که مدنظر شماست را نپسندند و بخواهند حذفش کنند. کار با آقای ایوبی و سخت گیری های ایشان در کار تدوین برایتان سخت نبود؟هادی محمدیان: خیر. به نظرم معنی کار تدوین هم همین است. ما در بطن تولید هستیم و ممکن است به خیلی چیزها علاقه پیدا کنیم و یا خیلی چیزها برای مان عادی شوند. به همین خاطر دل کندن از آن ها برای ما سخت است، به خصوص در کار انیمیشن که هر پلانش هزینه زیادی برای ما در بر دارد منتها آقای ایوبی از ابتدای پروژه در کنار ما بودند و کار تدوین را انجام می دادند که ما در تولید به ح ی برسیم که هر چیزی را تولید نکنیم. با این حال باز هم نیاز است تا عواملی مانند نو ردازی ها و عمق تصویر را در انتها هم تدوین کنیم. آقای ایوبی در این حوزه خیلی موفق بودند و خیلی زود توانستند با ما هماهنگ شوند. حوزه کودک و نوجوان و یا انیمیشن، حوزه های حساسی محسوب می شوند و این ها همه عواملی هستند که می توانند در تدوین کار موثر باشند.حامد جعفری: انی هم بودند که ما برای این کار به سراغ شان رفتیم ولی متوجه شدیم از پس کار در حوزه کودک و نوجوان بر نمی آیند و ما از آن ها فاصله گرفتیم. این فضا به گونه ای است که شاید هر ی نتواند خودش را تطبیق بدهد. خصوصاً با مجموعه ما که یک تیم جوان هستند و همه کار می کنند. شاید رسیدن به سرعت و رشد آن ها برای هر ی مقدور نباشد ولی آقای ایوبی جزو معدود نفراتی بودند که توانستند خودشان را سریع با این شرایط تطبیق بدهند. ایشان تعامل خوبی با تیم کارگردانی و تهیه کنندگی داشتند و همان اتفاقی که انتظارش را داشتیم افتاد.در بخش موسیقی از ستار اورکی به عنوان آهنگساز استفاده کرده اید. موسیقی کار کودک نیازمند این است که فضای شاد و ریتم داری داشته باشد. در فضای موسیقی انیمیشن "فیلشاه" برای جذب مخاطبان کودک و نوجوان چقدر روی موسیقی ایرانی فکر کردید و چقدر روی موسیقی های خارجی؟هادی محمدیان: آقای اورکی در طول مدت فعالیت شان های خوبی را آهنگسازی کرده اند و جزو آهنگسازان زبده در این کار محسوب می شوند. به طور کل موسیقی در های سینمایی ایران خیلی دیده نمی شود انگار ها اصلاً به موسیقی نیازی نداشته اند. در چند سال اخیر اکثر ها آپارتمانی شده اند و فضای شان به یک فضای بسته، شهری و با پروداکشن های محدود تبدیل شده است؛ بنابراین در این فضا موسیقی کار نمی کند و آهنگسازان ما هم خودشان را به آن فضا عادت داده اند و هماهنگ کرده اند. از آن جایی که انیمیشن "فیلشاه" ۸۰ دقیقه نفس گیر دارد و سکانس های پر زد و خورد، پر ریتم و شلوغی در آن اتفاق می افتد، موسیقی در آن نقش مهمی دارد. های رئال یا واقعی ما یمم با ۲۰ دقیقه موسیقی تمام می شوند ولی ما به خاطر فضای کارمان به ۸۰ دقیقه موسیقی نیاز داشتیم. این حجم از کار برای ما و آقای اورکی دشوار بود ولی آقای اورکی از همان مرحله اول حضور داشتند و خیلی با مجموعه ما هماهنگ بودند. ایشان برای موسیقی "فیلشاه" بارها کار نوشتند، اتود زدند و ضبط و تست های مختلف انجام دادند. من فکر می کنم اصولاً سینمای انیمیشن یا سینمای کودک و نوجوان خط شکن است؛ یعنی زمانی که پای انیمیشن به سینما باز شد، جلوه های ویژه آمد و به های تخیلی، پر و بال زیادی داد. کاری که حتی دوربین های برداری هم از آن عاجز بودند. متعاقباً موجب پیشرفت موسیقی، صداگذاری و تدوین ها هم شد. وقتی با یکی دو دوربین و ۴-۳ بازیگر در یک فضای بسته دیالوگ می گویید، کاملاً آن ظرفیت هایی که هنرهای دیگر می توانند به سینما اضافه کنند از بین خواهد رفت. "فیلشاه" پر تنشی بود و همین اتفاق برای بخش صداگذاری آن هم افتاد. در های رئال صداها از سر صحنه ضبط می شوند ولی ما این جا باید صداهایی را خلق کنیم که قبلا وجود نداشتند. همه این ها دست به دست هم داد که کار را سخت تر کنند ولی آقای اورکی و آقای ایوبی بیشترین توان شان را گذاشتند تا این اتفاق به خوبی شکل بگیرد. البته یک نکته مهم تری هم وجود دارد، ظرفیت پخش سینماهای ما عموما به لحاظ کوالیتی و کیفیت پایین است. سیستم های صوتی و سینما اصلاً برای های پر تنش و پر رنگ و لعاب طراحی نشده اند. رنگ و لعاب برای انیمیشن خیلی مهم است. واقعا سیستم های صوتی و تصویری سینماهای ما نمی توانند صداها را درست پخش کنند و تصاویر را با آن رنگ و نوری که طراحی و ساخته شده اند نشان بدهند. تمام این مشکلات به خاطر نبود سینمای انیمیشن و از بین رفتن سینما کودک و نوجوان در ایران است. خداراشکر که بعد از انیمیشن "شاهزاده روم" یک سری تغییرات ایجاد شد. امیدوارم سینماها رفته رفته به این فکر بیفتند که قرار است بچه ها هم به سینما بیایند و انیمیشن ببینند. این ها ظرفیت هایی هست که وجود دارد و امیدواریم مسئولین سینماها هم برای مجهز و بالا بردن کیفیت سینماها تلاش کنند.هادی محمدیان حامد جعفریچه برنامه هایی برای اکران خارج از کشور "فیلشاه" در نظر گرفته اید؟حامد جعفری: "فیلشاه" قبل از این که در ایران اکران شود، در کشور لبنان اکران شد و تا الآن به مرز ۹۰ هزار مخاطب در لبنان رسیده است. خیلی از کشور ها به خاطر تفاوت قیمت بلیت ها، تعداد مخاطببین را می شمارند و ما اگر متوسط قیمت بلیت در سینماهای لبنان را که حدودا ۶ دلار است در نظر بگیریم، متوجه میشویم که "فیلشاه" در لبنان بیش از پانصد هزار دلار فروش کرده است. ما در کشورهای اردن و عراق هم انیمیشن "فیلشاه" را نمایش داده ایم و حالا از کشور ترکیه به ما پیشنهاد داده اند که را در آن جا هم اکران کنیم. البته ما نسبت به اکران در کشور ترکیه نگرانی هایی داریم چون فایل یکی از های منتشر شده ایرانی از سینماهای ترکیه لو رفت. علاوه بر این با کشور کره جنوبی هم مذاکره کردیم و آن ها هم علاقه مند هستند که این انیمیشن را اکران کنند. هفته بعد برای مذاکرات اکران به روسیه می رویم و سه هفته بعد هم به بازار مشهوری که در حاشیه جشنواره انسی در فرانسه برگزار میشود خواهیم رفت. ما داریم تلاش مان را می کنیم که حداکثر مخاطب را در دنیا جذب کنیم چون مخاطب کار کودک و نوجوان مخاطب جهانی است؛ یعنی کشورهای دیگر در حوزه کودک و نوجوان همان ممیزی های ما را دارند و بلکه سخت گیرانه تر از ما هم عمل می کنند؛ بنابراین ادبیات ما در این حوزه به ادبیات جهانی خیلی نزدیک است. به لحاظ قصه هم با توجه به م هایی که از فعالین حوزه بین الملل در طول کار گرفته شده است، به نظر می رسد ما بتوانیم گام های خوبی برداریم. البته نمی دانم چقدر می توانیم موفق باشیم چون بضاعت ما در این حوزه محدود است. مثل نهادهای دیگر نیستیم که در همه بازارها شرکت کنیم و در این حوزه هزینه نامحدود کنیم ولی داریم تلاش خودمان را انجام می دهیم که حداقل اتفاقات خوبی در این حوزه بیفتد. ما در اکران "شاهزاده روم" هم با همین تلاش های محدودی که اتفاق افتاد از خیلی ها جلوتر افتادیم. ما "شاهزاده روم" را شبیه اکران هنر و تجربه خودمان در برخی از کشورها مثل انگلیس و آلمان اکران کردیم و در کشورهای فرانسه، کانادا، استرالیا، کویت و عراق هم نمایشهای محدودی داشتیم. امیدوارم بتوانیم از آن تجربه ها برای "فیلشاه" هم استفاده کنیم و اتفاقات بهتری برای این انیمیشن رقم بزنیم.در سال های اخیر بنیاد سینمایی فار با همکاری آموزش و پرورش یک طرحی با نام "سام" را راه اندازی د که فکر می کنم شما هم در این طرح حضور داشت. به نظرتان این طرح چقدر می تواند به جذب مخاطب بیشتر در سینماها کمک کند؟حامد جعفری: در واقع بنیاد سینمایی فار با همکاری ﻣﺮﮐﺰ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ به یک تفاهمی رسیدند که دانش آموزان شهر تهران را در سئانس های صبح به سینما ببرند. قبل از آن هم یک طرحی بود که تمام های سئانس صبح برای دانش آموزان به صورت نیم بها اکران می شد، اما ما از آن طرح که گفتید استفاده نکردیم، چون ما در اکران " شاهزاده روم" خودمان مشابه همین تجربه را داشتیم و اتفاقاً بنیاد فار به ما گفت بیایید این حوزه را به عهده بگیرید و از همین کانال کارهای تان را انجام بدهید ولی ما تمایلی به انجام این کار نداشتیم. ما خودمان در تمام ای کشور یک تیمی را سازماندهی کرده ایم که بتوانیم از تخفیف سئانس صبح سینماها که برای همه هاست و اختصاصی به کودک ندازد، استفاده کنیم و مدارس علاقه مند را به صورت گروهی و برنامه ریزی شده به سینما ببریم تا " شاهزاده روم" را ببینند. ما این تجربه را دوباره در اکران "فیلشاه" استفاده کردیم و همان اتفاق در اکران ها صورت گرفت منتها در فیلشاه این اتفاق به دلیل محدودیت زمانی بسیار محدودتر از شاهزاده روم اتفاق افتاد. مجموعه "هنر پویا" به فکر این است که در همین زمینه یک شرکت پخش با تمرکز ویژه بر حوزه کودک و نوجوان راه اندازی کند. برنامه ریزی هایی صورت گرفته و انشالله به زودی این کار را انجام خواهیم داد و اخبارش را هم اعلام می کنیم.
کوکو شنل coco chanel یکی از طراحان معروف دنیای مد است. آپارتمانی که کوکو شنل در ان زندگی می کرده در طبقه بالای فروشگاه شنل در پاریس بوده و هنوز هم به همان صورت مانده است. در این مقاله دکوراسیون داخلی آپارتمان کوکو شنل را گردآوری کرده ایم.آپارتمان کوکو شنل در پاریس تجسم تمام رویاها است. این آپارتمان هنوز هم در پاریس به همان شکل اولیه اش حفظ و نگهداری شده است، زیرا نشان دهنده روحیه خلاق کوکو شانل است.
این آپارتمان در شماره 31 واقع در خیابان rue bon در پاریس و در بالای فروشگاه شنل قرار دارد. گشت و گذار در این آپارتمان یک سفر برای عاشقان مد و طرفداران شنل است که می تواند شما را با روحیات این طراح مد آشنا کند.گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanelگابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel
دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 1دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 1این پله ها نمادین است و گابریل شنل دوست داشته که روی این پله های بنشیند و مد و فشن را تماشا کند. همچنین او روی این پله ها می نشست و ع العمل خبرنگاران را در مورد مد و فشن می دید در حالی که اونها گابریل رو نمی دیدند.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 2دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 2نمای همان راه پله ها از بالا.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 3دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 3گابریل شنل به کریستال و آینه علاقه بسیاری داشت و در طراحی دکوراسیون داخلی خانه اش هم از ادغام این دو بسیار استفاده می کرد.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 4دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 4کوکو شنل برای میز ناهار خوری اش از سمبل های زودیاک ( سمبل ماه تولد در طالع بینی چینی ) که شیرهای طلایی بود استفاده می کرد.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 5دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 5شنل برای طراحی مبلمان اتاق مطالعه اش از ترکیب مخمل ابریشم استفاده کرد. یک کاناپه راحتی با روکش مخمل و ن های ابریشمی.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 6دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 6اتاق نشیمن او میزبان بسیاری از مهمانان شناخته شده از جمله الیزابت تیلور و پابلو پیکاسو است.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 7دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 7این صندلی سفید رنگی است که شنل چندین بار برای عکاسی و مصاحبه روی آن نسشته بود.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 8دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 8لوستر این اتاق توسط خوده گابریل کوکو شنل و به صورت سفارشی ساخته شد.دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 9دکوراسیون داخلی آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel - ع شماره 9گندم برای شانل نماد موفقیت و از چیزهایی است که پایه ثابت در دکوراسیون خانه کوکو شنل بود.نمای بیرونی فروشگاه و آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanelنمای بیرونی فروشگاه و آپارتمان گابریل کوکو شنل gabrielle coco chanel تهیه و ترجمه : گروه سبک زندگی سیمرغ
seemorgh.com/lifestyle
اختصاصی سیمرغloading...loading...
کوکو سبزی آموزش طرز تهیه کوکو سبزی مجلسی و راز خوشمزه شدن کوکو سبزی رولتی
کوکو سبزی با سبزی غذاهای بسیاری خوبی می شود تهیه کرد. یکی از این غذاها کوکو است. معمولا این غذا را در وعده شام می پزند، چرا که به آن صورت سنگین نیست و در شب معده را نیز اذیت نمی کند. کوکو نیز به شکل های مختلفی درست می شود. کوکو سیب زمینی یکی از اشکال آن است. ما در این مطلب قصد داریم با انواع سبزی برای تان تهیه کوکو را توضیح دهیم. امیدواریم بتوانید به نحو احسنت آن را برای اهل خانه آماده کنید. طرز تهیه کوکو سبزی ساده و خوشمزه,کوکو سبزی پف دار,کوکو سبزی با سیب زمینیکوکو سبزی با سبزی خشک
کوکو سبزی را می توانید با مواد زیر آماده کنید، لذا می بایست مواد اولیه ج زیر را تهیه کنید. موادی که براحتی قابل دسترسی است. پس از تهیه آنها به سراغ آموزش بروید. سبزی کوکو (تره، جعفری، گشنیز، شوید) 400 گرم تخم مرغ 2 عدد سیر رنده شده 1 ق مربا خوری زرشک و گردو در صورت تمایل برای تزیین در صورت تمایل برای تزیین نمک فلفل و زرچوبه به مقدار لازم به مقدار لازم طرز تهیه کوکو سبزی ساده و خوشمزه,کوکو سبزی پف دار,کوکو سبزی با سیب زمینیطرز تهیه کوکو سبزی ساده و خوشمزه

1) تخم مرغ ها را بردارید و بشکنید و بهم بزنید. بهم زدنتان در حدی باشد که از گی خارج شوند. نیاز به بهم زدن زیاد و له آنها نیست. حال اقدام به اضافه سبزی ها به تخم مرغ کنید. سبزی هایی مانند تره، جعفری، گشنیز و شوید. 2) پشت بند آن نیز به سیر، فلفل، نمک و زردچوبه را به دیگر مواد اضافه کنید. وقتی همگی را اضافه کردید. شروع به بهم زدن کنید. آنقدر بهم بزنید تا به خوبی با یکدیگر ترکیب شوند. باید یکدست ِ یکدست شوند. حال به ماهیتابه نیاز دارید. طرز تهیه کوکو سبزی ساده و خوشمزه,کوکو سبزی پف دار,کوکو سبزی با سیب زمینیکوکو سبزی پف دار
3) ماهیتابه به را روی شعله گاز قرار دهید و درونش کمی روغن بریزید. وقتی کف ماهیتابه به خوبی چرب شد اقدام به ریختن مایه کوکو در آن کنید. باید اجازه دهید که کوکو با حرارات متوسط بپزد. توصیه می کنیم در ماهیتابه را در این مرحله باز نگذارید. 4) منتظر بمانید تا ته کوکو خوب سرخ شود. وقتی احساس کردید که این اتفاق افتاده است، اقدام به برع کوکو کنید که رویش هم بپزد و سرخ شود. وقتی کوکو را برگرد د دیگر ا امی به گذاشتن در ماهیتابه ندارید. منتظر بمانید تا طرف دیگر هم سرخ شود. طرز تهیه کوکو سبزی ساده و خوشمزه,کوکو سبزی پف دار,کوکو سبزی با سیب زمینیکوکو سبزی با سیب زمینی
5) زمانی که طرف دوم کوکو سرخ شد. کار تمام است. می توانید از روی گاز بردارید و از داخل ماهیتابه به ظرف دلخواه منتقل کنید. کمی صبر کنید تا خنک شود و بعد اقدام به برش زدن کنید. همچنین با سلیقه ی خود می توانید آن را تزئین کنید. مثلا با زرشک و یا گردو تزئینش عالی می شود. آموزش طرز تهیه کوکو سبزی مجلسی و راز خوشمزه شدن کوکو سبزی رولتی5 (100%) 1 vote
وقتی اسم کمپانی انیمیشن سازی دیزنی در میان باشد، سه چیز به ذهن بسیاری از بینندگان قدیمی ترش می افتد. میکی ماوس، دامبو و بمبی. این هر سه به تصاویر جذاب ک نه و رنگ های درخشان و البته حیوان های بانمک داخلش معروفند و دامبو و بمبی به تراژدی های عمیق شان.به گزارش صد خبر وقتی اسم کمپانی انیمیشن سازی دیزنی در میان باشد، سه چیز به ذهن بسیاری از بینندگان قدیمی ترش می افتد. میکی ماوس، دامبو و بمبی. این هر سه به تصاویر جذاب ک نه و رنگ های درخشان و البته حیوان های بانمک داخلش معروفند و دامبو و بمبی به تراژدی های عمیق شان. امروز هم اگر بخواهیم جذاب ترین انیمیشن های دیزنی را مطالعه کنیم، به همان شوخ و شنگی و خوش رنگی قبل هستند با داستان هایی نه چندان سنگین. اما سیاست استودیو دیزنی هرگز برخورد کاهشی با های ساخته شده برای ک ن نبوده است.
هر یک از آثار دیزنی را می توان اثری قابل قبول از نظر شخصیت پردازی و داستان سرایی دانست. بسیاری از آثار دیزنی را باید شا ارهایی دانست که نقاشی بودنشان نباید هیچ چیز از ارزششان کمک کند. درست است که همکاری های اخیر با استودیو پی ار داد طرفداران دیزنی را درآورده است، اما نباید از کارنامه درخشان دیزنی غافل بود.
در این میان چند اثر دیزنی شاخص وجود دارند که حتی از سیاست های این شرکت که توضیح داده شد مبارزه با نگاه کاهشی به های کودک است، پا را فراتر می گذارد. این آثار که به طور معمول در ژانر ع.ت.ف هستند، گاهی به اقتضای ژانرشان اصلا تناسبی با مخاطبانشان یعنی ک ن ندارند. بگذارید نگاهی به این آثار شاخص بیندازیم.دیگ سیاه the black cauldron، فانتزی و وحشت- 1985
خلاصه داستان: در افسانه ها آمده که در سرزمین جادویی پریدین، شاهی فرمانروایی می کرد که چنان غاصب و ظالم بود که حتی خدایان هم از او در هراس بودند. چون هیچ زندانی برای نگه داشتنش کافی نبود، او را در درون برکه ای از آهن مذاب انداختند و روحش به صورت دیگ سیاهی باقی ماند. قرن ها این دیگ از نظرها مخفی بود و مردان شرور به دنبالش بودند. آن ها می دانستند اگر دیگ به دستشان بیفتد، می توانند بر ی از جنگجویان مرده فرمانروایی کنند و جهان را فتح کنند... 10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها
از همان مونولوگ ابتدای داستان می توان حدس زد که با انیمیشنی در مورد حیوانات سخن گو طرف نیستیم. البته هر قدر جلوتر برویم و با شخصیت ها رو به رو شویم، از این موضوع مطمئن تر می شویم. داستان در مورد شاه شاخداری است که حتی سربازانش از او می ترسند و قصدش این است که دیگ سیاه را پیدا کند و مردگان را زنده کند. یک پسربچه لاغر به نام تاران و خوکش هن وین، شاهزاده خانم ایلونوی و گوی جادویی اش، آوازه خوانی ترسو به نام فلودوور فِلَم و موجودی پشمالو به نام گورگی تنها انی هستند که در برابر او می ایستند و سعی می کنند سد راهش بشوند. داستان براساس مجموعه ای فانتزی اثر لوید آل اندر ساخته شده است. این مجموعه حکایت های پریدین است که خود ملهم از اسطوره ها و افسانه های ولشی است.

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: فضاهای تاریک، سایه های بلند، جمجمه های ای که در جای جای تصاویر دیده می شوند و هیولاهایی که یادآور نزگول های سائرون هستند. داستان این انیمیشن خود از اثر نویسنده ای چون لوید آل اندر گرفته شده است که مناسب کودک و نوجوان است و البته دیدن این عناصر غریب نخواهدبود. اما تیرگی مصرانه فضا این اثر را برای بینندگان بزرگسال به خصوص طرفداران ژانری جذاب تر می کند. داستان تا حدی برای ک ن بیگانه است که در نسخه های جدید بسیاری از صحنه های بیش از حد ترسناک و با محتوای حذف شده اند تا مناسب کودک شود.
شاهزاده خانم داستان هر چند لباس سفیدبرفی را به تن کرده است و شبیه آرورای زیبای ه است، اما مثل آن ها منتظر شاهزاده با اسب سفیدش نیست و می تواند از پس دشمنانش برآید. فلودوور فلم نوازنده ای دورگرد است که صاحب یک چنگ جادویی است، اما چنگ به دروغ حساس است و هر بار نوازنده پیر غلو می کند یکی از تارهای چنگ می شود. گورگی موجودی پشمالوست که دقیقا مشخص نیست به چه رسته ای از موجودات جادویی تعلق دارد، اما بی شباهت به گالوم ارباب حلقه ها نیست.
شخصیت تاران اما آن قدری که دیگر شخصیت ها پرداخته شده اند، پرداخته نشده است و در حد قهرمان تیپیک داستان های فانتزی نوجوانان باقی می ماند. پسی لاغر و یتیم که به نظر نمی رسد جز قلب پاک و ساده اش و عشقش به شاهزاده خانم، بعد شخصیتی دیگری داشته باشد.
این انیمیشن اثری فانتزی/ ماجراجویی است که نظیرش در کارهای دیزنی کمتر دیده می شود و البته اولین اثر دیزنی است که رنکینگ pg به آن تعلق گرفته است.

آلیس در سرزمین عجایب alice in wonderland، فانتزی و کمدی- 1951
خلاصه داستان: این انیمیشن براساس اثر معروف لوییس کارول، آلیس در شگفتزار، ساخته شده است. آلیس در ملک پدری اش به همراه خواهرش در حال خواندن تاریخ فتوحات ویلیام است که رویایی به سراغش می آید. او به دنبال گوش سفیدی وارد جهانی می شود که هیچ چیز آن چیزی نیست که باید باشد. او با دودو و توویدل دی و توویدل دام و کلاهدوز دیوانه و گربه چِشایر و ملکه قلب ها و کرم پروانه دیدار می کند و در نهایت از رویا بر می خیزد.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: از هر ی که بپرسید چرا باید کتاب لوییس کارول را خواند، به شما می گوید که کت است سمبولیک در نقد مذهب یا سلطنت یا فلان و بهمان ایده و فرهنگی. پس احتمالا اگر از 1984 خوشتان آمده، از این کتاب هم خوشتان خواهدآمد. هر چند شاید در حقیقت کتاب نقدی بر جامعه ویکتوریایی زمان خودش باشد.
اما چرا باید این انیمیشن را دید؟ ممکن است تصور کنید مخاطب این انیمیشن ک ن هستند و در نتیجه اثر از زبان طنز کارول و یا طعنه های گاه و بی گاهش خالیست. اما حقیقت این است که این انیمیشن را باید جدی گرفت. همه شخصیت های داستان با دقت تمام شکل گرفته اند و همه چیز از صدایشان تا طراحی شان اشاره به کنه مطالب کتاب دارد. این موضوع را می توان از این حقیقت نیز فهمید که بخش عمده ای از دیالوگ های انیمیشن به طور مستقیم از کتاب برداشت شده اند.
یکی از جذاب ترین قسمت های این اثر، شعر شیر دریایی و نجار است. بسیاری از منتقدین ادبی این بخش از داستان آلیس را نمایش کاپیتالیسم در برابر کمونیسم یا یت در برابر بو سم دانسته اند. البته مهم نیست چقدر این گمانه زنی ها را جدی بگیریم و بر آن دامن بزنیم، تصویری که انیمیشن از ماجرای شیر دریایی و نجار و صدف های کنجکاو نشان می دهد طنزی بی نظیر دارد و از سویی راه را برای تامل عمیق تر در باب پیام داستان باز می کند.
به طور کلی طراحی این انیمیشن و دیالوگ ها به نحوی هستند که توجه بیننده را هر چه بیشتر به مفهومی که لوییس کارول قصد بیانش را دارد، جلب کنند. این اثر با طراحی های خارق العاده و نقش های سالوادور دالی وار، پس زمینه ای از آن جنون ویکتوریایی به نمایش می گذارد که در اثر لوییس بیان می شود. می توان به راحتی ادعا کرد هرگز اقتباسی بهتر و درخشان تر از این کتاب صورت نگرفته است.

شمشر در سنگ the swordin the stone، فانتزی- 1963
خلاصه داستان: داستان این انیمیشن از کتاب اول مجموعه شاه گذشته و آینده اثر تی. اچ وایت الهام گرفته شده است.
داستان درباره جادوگری به نام مرلین است که با جغد سنخگویی به نام ارشمیدوس در کلبه ای در وسط جنگل زندگی می کند. مرلین به تمام دوران ها از جمله آینده سفر کرده و از تمامی اختراعات بشر از جمله لوکوموتیو و هواپیما مطلع است. مرلین پیشگویی می کند که به زودی با پسری رو به رو خواهدشد که سرنوشت عظیمی دارد. این پسر آرتور است. 10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها
مرلین آموزش آرتور را که پسری بی سواد است، به دست می گیرد و با تبدیل او به ماهی و پرنده و سنجاب به او در مورد چیزهایی مثل برتری عقل بر جثه، جاذبه و عشق آموزش می دهد. مرلین بدین ترتیب سعی می کند آرتور را برای پادشاهی انگلستان آماده کند.

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: داستان های آرتوری همیشه جذاب هستند. چه نوشته مارک تواین باشند و چه سریال های قدیم و جدیدی که در موردش ساخته شده اند. اقتباسات بسیاری از داستان آرتور صورت گرفته است. ولی این اقتباس خاص از داستان آرتور بیشتر در مورد مرلین است و بردن دستاوردهای قرن بیستم به عصر تاریکی.
البته آن چیزی که بیشتر از هر چیز نظر بیننده را به خودش جلب می کند، هنر طراحی انیماتورهاست. این انیمیشن از تم های رنگی و اسکلت بندی های متعددی برخوردار است که حتی در آثار امروزی کمتر دیده می شوند.
جذ ت دیگر این اثر موسیقی آن است. موسیقی های این اثر توسط سازندگان موسیقی آثاری چون مری پاپینز و جارودستی ها و تخت های پرنده ساخته شده است.
هم چنین این اثر یک کمدی اسلپ استیکِ پیشرو برای زمان خودش است. شوخی ها بسیار بازیگوشانه هستند و طنز سیالی در تمام لحظات داستان در جریان است. بد نیست خاطرنشان شویم که این انیمیشن یکی از معدود آثار دیزنی است که شخصیت منفی اصلی ندارد.

کارآگاه موشِ بزرگ the great mouse detective، معمایی- 1986
خلاصه داستان: درست حدس زدید؛ این یکی پارودی ماجراهای شرلوک هولمز است.
باسیل موش کارآگاهی نابغه است که در بیکر استریت زندگی می کند، آن هم در سوراخی در خانه جناب هولمز. همکارش داوسن هم به تازگی از خدمتش در افغانستان بازگشته است. این دو متوجه می شوند که پروفسور رتیگان شرور قصد دارد حکومت موشستان را با نقشه ای زیرکانه به دست بگیرد و سر ملکه موش ها را زیر آب کند. برای همین این دو سر از کثیف ترین جاهان لندن در می آورند تا جلوی رتیگان را بگیرند.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: البته اگر از طرفداران پر و پا قرص شرلوک هستید که دلیل خاصی نیاز ندارید. ولی بگذارید این طور برایتان بگویم که نباید گول ظاهر این انیمیشن را خورد. ما با اثری نوآر سر و کار داریم. با فضایی رازآلود و تاریک و پارودی های عجیب و غریب. اسباب بازی فروشی پر از صورتک های مرموز و کافه ای ویکتوریایی با رقاصه های زیبا. و البته شرلوک هولمزی که حتی با این که تنها پارودی ای موشانه از هولمز واقعی است، همان تغییر ح های ناگهانی شخصیت هولمزِ آرتور کانن دویل را دارد و همان بازیگوشی هایش را و حس هم حرص واتسون داستان را در می آورد و موریارتی قصه را تا سر حد سکته قبلی عصبانی می کند.

هیکل جدید امپراتور the emperor’s new groove، فانتزی و طنز- 2000
خلاصه داستان: اسم داستان از روی لباس جدید امپراتور برداشته شده است و داستان در ح کلی می تواند اقتباسی از داستان هانس کریستین اندرسن در نظر گرفته شود. ولی داستان بسیار فراتر از این قصه پریان می رود.
کو پادشاهی آزتک است که قصد دارد قصری تابستانی برای خود بسازد؛ اما برای این کار باید د ده ای را ویران کند. اما این وسط مشاور اعظمش ایزما به خاطر از کار برکنار شدنش، او را به یک لاما تبدیل می کند. کو هم سعی می کند باز آدم بشود و در این راه به معنی واقعی کلمه «آدم» می شود.
10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها
چرا باید این انیمیشن را ببینیم: پرواضح است که سال هاست شوخی های انیمیشن ها تر و تازگی خودشان را از دست داده اند و تکراری شده اند. برخلاف انیمه های ژاپنی که هم پلات های بهتری دارند و هم اجراهای بهتری و شوخی هایشان هم به روزتر است، انیمیشن های یی به یک خانه تکانی نیاز دارند و به طور خاص در بخش طنز.
شاید بشود گفت این انیمیشن مثال نقض است. طنز جنون آمیز این انیمیشن از حدود یک انیمیشن عادی بیرون است. طنزی که در داستان کو شاهدش هستیم، آن قدر تر و تازه و در عین حال بالغ و جاافتاده است که هر آدمی را میخکوب می کند و در عین حال به قهقهه وا می دارد.
از سویی شخصیت ها از تیپ شخصیتی فراتر می روند و به شخصیت هایی کامل تبدیل می شوند که بعد و عمق دارند و هر کدام به خودی خود می توانند داستان را به جلو ببرند. یکی از این شخصیت ها هم البته کرانک است که اسپین آف خود به نام هیکل جدید کرانک kronk’s new groove را دارد. شخصیت دیگر ایزما است که به جرات می توان گفت یکی از بهترین شخصیت منفی های تاریخ دیزنی است، با به یاد داشتن این حقیقت که شخصیت های منفی دیزنی چیزی در حد بی نظیر هستند.
البته بد نیست این را هم اضافه کنیم که دو ترانه این انیمیشن که یکی با صدای ون جان و دیگری با صدای استینگ است، نامزد اسکار شده اند.

گوژپشت نتردام the hunchback of notre dame، موزیکال- 1996
خلاصه داستان: مطمئنا همه داستان گوژپشت نتردام را شنیده اید و می دانید اثر ویکتور هوگو است و این که هیچ بخش فانتزی خاصی ندارد اقتباس و دیزنی اما این داستان هوگو را به یک فانتزی خوش آب و رنگ و البته خوش آهنگ تبدیل کرده است. کوآزی مودو گوژپشتی است که عاشق ازمیرالدای کولی می شود و این در زمانی اتفاق می افتد که مفتش اعظم پاریس در حال پا ازی پاریس از کولی های کافر است.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: در این که این انیمیشن یکی از زیباترین طراحی های تاریخ دیزنی را دارد، شکی نیست. کلیسای نتردام پاریس به همان زیبایی و عظمت واقعی اش به تصویر درآمده و داستان هوگو که یک جورهایی در ستایش پاریس است، به خوبی در این اثر استحاله شده است.
اما بگذارید برویم سر اصل داستان و به موسیقی حیرت انگیز اثر بپردازیم. موسیقی این اثر حاصل همکاری آلن مِنکن و استفن شوارتس است. این دو در کنار یکدیگر اوپرایی جادوان را پی ریزی می کنند که فراتر از یک کار کودک است و شانه به شانه موزیکال های برادوی می ساید. از همین رو تئاتر موزیکال این اثر بارها در خود برادوی روی صحنه می رود.
اما ارزشمندی این اثر از حدود موسیقی فراتر می رود. این اثر تصاویری جاویدان از پاریس در محاصره شعله ها را به نمایش می گذارد و از تیرگی و هراس تفتیش عقاید و البته سقوط ل ش حرف می زند. این اثر پیامی انسانی و فراملیتی در باب دارد و از این رو است که باید به عنوان یک اثر جاودانه و کلاسیک در کنار دیگر کلاسیک ها دیده شود.

پیتر پن peter pan، فانتزی و کمدی- 1954
خلاصه داستان: داستان اقتباسی بسیار موفق از اثر جی. ام بَری نمایشنامه نویس اسکاتلندی است. پیتر پن البته آن قدری که باید در ایران شناخته شده نیست، اما یکی از جذاب ترین داستان های انگلیسی است.
شخصیت اصلی داستان- پیتر- پسری است که در سرزمین هرگز زندگی می کند؛ جایی که هیچ هرگز پیر نمی شود و همه همیشه در هر سنی که هستند باقی می مانند. سرزمینی که تویش پری های دریایی و سرخپوست ها و های دریایی وجود دارند.
شخصیت منفی داستان، کاپیتان هوک، رییس ان دریایی است و قصد دارد پیتر پن را بکشد. آمدن وندی و جان و مایکل از لندن به سرزمین هرگز باعث می شود موقعیت برای نقشه های خبیثانه هوک محیا شود.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: بهترین دلیل برای دیدن این انیمیشن شخصیت منفی آن است. کاپیتان هوک را می شود در صدر جذاب ترین و خنده دارترین شخصیت های دیزنی قرار داد. شخصیت هوک به قدری خوش ساخت است که تصور این که در سال 1953 به وجود آمده کمی سخت است. آن هم در زمانی که شخصیت های منفی بیش از حد تک بعدی و کاملا سیاه بودند. مخصوصا در کمیک های مارول و دی سی.
هوک دستیاری دارد به نام آقای اسمی که بیشترِ طنز انیمیشن در دیالوگ های دینامیک این دو است. دیالوگ هایی که آدم را یاد دیالوگ های پینگ پونگی جاس ودون می اندازد. جذ ت دیگر اثر تصویری است که از پیتر پن به دست می دهد. پیتر پن در این اثر رسما یک کازانووا و دون ژوان است و دخترهای داستان برایش غش و ضعف می کنند. از پری های دریایی گرفته تا تایگرلیلی، دختر رییس قبیله سرخپوستان.
و راستی، از تینکربل داستان هم نباید غافل شد که چهره اش از روی مرلین مونرو طراحی شده است.

علاءالدین aladdin، فانتزی- 1992
خلاصه داستان: داستان از روی آن داستان معروف هزار و یک شب، یعنی علاءالدین و غول چراغ جادو اقتباس شده است که جالب است بدانید نه در نسخه فارسی موجود است و نه در نسخه عربی! شاید تصور کنید با یک استریوتایپ سازی عادی طرف هستید و دید یک یی از فضای شرقی. اما واقعیت این است که این اثر دیزنی نه توهین آمیز است و نه شرقی ها را بد نشان می دهد. خیلی ساده، همان داستان هزار و یک شب را که همه در یاد داریم تعریف می کند.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: علاءالدین را نباید فقط به خاطر ر ن ویلیامزش دید. هرچند بخش عظیمی از موفقیت این اثر مدیون تغییراتی است که ویلیامز شخصا در این انیمیشن اعمال می کند. ویلیامز شخصیت صبح بخیر ویتنام خود را به یک انیمیشن کودک می کشاند و به طرز عجیبی موفق هم هست. جنِ آبی داستان آن قدر خوب است و آن قدر طبیعی است و طنزش آن قدر منحصر به فرد است که شاید باید گفت تکرارناپذیر است و دیگر شبیهش نیست.
اما خوبی واقعی این انیمیشن، قالیچه پرنده است. هر انیمیشن سازی می داند شخصیت دادن به یک قالیچه که نه صورت دارد و نه صدا چقدر سخت است! خنده دارش این است که شخصیت قالیچه یکی از محبوب ترین شخصیت های دیزنی است.

سیاره گنج treasure planet، علمی تخیلی- 2002
خلاصه داستان: داستان اقتباسی از رمان محبوب رابرت لویی استیونسون، یعنی جزیره گنج است.
داستان پسر جوانی که نقشه گنجی پیدا می کند و به همراه گروهی از ملوانان به دنبال گنج می رود ولی... البته بگذارید داستان انیمیشن را این طور تعریف کنیم که یک عده موجود فضایی سوار کشتی فضاپیما می شوند در جست و جوی گنج گم شده کاپیتان فلینت هستند. یعنی همان بزرگ ترین فضایی تمام اعصار.
10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها
چرا باید این انیمیشن را ببینیم: اپرای فضایی چیز غریبی است. خیلی ها دوستش دارند و خیلی ها هم ازش متنفرند. اما این انیمیشن فقط یک اپرای فضایی نیست. این انیمیشن به طرز غریبی المان های استیم پانک را با اپرای فضایی مخلوط می کند و اثری با حال و هوای ویکتوریایی در فضایی تکنولوژیک تحویل بیننده می دهد.
لانگ جان سیلور داستان، درواقع یک سایبورگ است که نصف بدنش بهبود یافته و کاپیتان کشتی یک خانم گربه سان است که از دکان کشتی به چشم بر هم زدنی بالا می رود. اما جذ ت حقیقی داستان در ترکیب شدن همه این المان ها با شوق پروازی میازاواکی وار است.
اگر بخواهیم یک روز یک انیمیشن از هالیوود را به جنگ ساخته های آقای میازاکی بفرستیم و امیدوار باشیم که پیروز خواهیم شد، آن اثر سیاره گنج خواهدبود. این اثر همان قدر خوب و دلچسب است که سرزمین اشباح و همان قدر درباره روح پرواز است که نائوسیکا و همان قدر اقتباس خوبی است که قلعه متحرک هاول.
انیمیشن از طراحی تحسین برانگیز و چشم گیری برخوردار است. تصاویر و چینش ها سحرانگیزند و یک بار دیگر نشان می دهند که انیمیشن های طراحی شده از انیمیشن های کامپیوتری با آن حجم های سردستی، سرتر هستند و شاید دیزنی دارد راه را به خطا می رود و باید به انیمیشن های طراحی دستی بازگردد.

آتلانتیس: امپراتوری گمشده atlantis: the lost empire، علمی تخیلی، 2001
خلاصه داستان: داستان این انیمیشن برخلاف دیگر انیمیشن های این لیست، اقتباسی نیست.
داستان در مورد مایلو تِچ است. نوه مکتشف معروف- ت تچ- که معتقد است آتلانتیس حقیقت دارد و راه رسیدن به آن در کتاب شِفرد نوشته شده است. اما ی حرفش را باور نمی کند. جز آقای ویتمور که یک میلیونر است و کتاب شفرد را پیدا کرده. این طور می شود که مایلو با گروه کاشفان تحت استخدام آقای ویتمور همراه می شود تا آتلانتیس را پیدا کند.10 انیمیشن دیزنی برای خیال بازها

چرا باید این انیمیشن را ببینیم: بسیار خوب، قبول دارم خیلی غریب است که انیمیشنی که نمره اش 5.5 از 10 است را در صدر این ج قرار دهیم. اما حقیقت این است که اثر به شدت سوءتعبیر شده است و باید یک بار دیگر با دقت بیشتر دیده شود. پس بگذارید به شما پنج دلیل مهم برای دیدن این انیمیشن بدهم و به شما ثابت کنم این انیمیشن به واقع یک شا ار است.
یک. تم اصلی داستان استیم پانک است. داستان به واقع همه آن جذ ت های بصری استیم پانک را دارد. ماشین آلات غول آسایی که با هزاران چرخ دنده کار می کنند و یوینفرم ها و لباس های جذاب ویکتوریایی/ مدرن.
دو. شخصیت پردازی و داستان های پس زمینه شخصیت ها در حد یک اثر شونن ژاپنی هستند. به خصوص شخصیت وینی، مسئول مواد منفجره ترک که در استانبول یک مغازه گل فروشی داشته و یک روز بر اثر انفجار گاز، هدف اصلی زندگی اش را کشف می کند: منفجر چیزها.
سه. نقاشی این اثر بسیار متفاوت است و جنب و جوش نرم و خوش فرم کمیک های سطح بالای یی را دارد. اما در عین حال سبک متفاوت آن و ناموزونی و عدم تقارن ها هستند که این انیمیشن را به اثری هنری تبدیل می کنند. یک بار دیگر به نظر می رسد انیمیشن طراحی دستی بر انیمیشن کامپیوتری پیروز می شود.
چهار. ایده داستان بی نظیر است. آتلانتیس به خودی خود پتانسیل بالایی دارد و رو به رو شدن با تمدنی گمشده با معماری و فرهنگ بیگانه اش برای هر ی جذاب است. و البته تصویری که انیمیشن از آتلانتیس نشان می دهد، راه را برای تخیلی افسارگسیخته و بی حد و مرز می گشاید.
پنج. پیام داستان این است: جنگ بد است. در برخورد با تمدن های دیگر باید از سد زبانی و فرهنگی گذاشت و به آن چیزی رسید که بین همه آدم ها مشترک است. این پیام بسیار هوشمندانه پردازش می شود و به واقع باید گفت پردازش ایده های این انیمیشن فراتر از حد انتظار و بسیار هوشمندانه است. اما شاید سرعت بالای روایت در انتقال پیام خدشه وارد کند.