امضای سند را ارهای اجرایی تفاهم نامه همکاری صداوسیما و راشاتودی

سرنوشت نامعلوم ار تری که ی از آن تعریف کرد/به نوازنده ها گفته بودند فعلا پولی در کار نیست اما شما به فعالیت تان ادامه بدهید/فقط ۸ روز بیمه در ماه ار تر سمفونیک صداوسیما که در دهه هفتاد به دستور ی تاسیس شد؛ این روزها وضعیتی را تجربه می کند که صحبت از تعطیل شدن یا نشدن آن است. برخی از نوازندگان ار تر می گویند ار تر تا اطلاع ثانویه تعطیل است اما مدیر مرکز موسیقی این سازمان تمام مسائل مطرح شده را تکذیب می کند. به گزارش خبرنگار ایلنا، در دوران طلایی فعالیت ار ترهای صداوسیما (بعداز انقلاب57) یعنی دهه هفتاد؛ اکثر اهالی موسیقی گمان می د که بعدها مهمترین جریان های ار ترال از درون این سازمان شکل خواهد گرفت. مهمترین ار تر آن سال ها ا تر سمفونیک صداوسیما بود که با حضور موزیسین های توانمندی کار می کرد؛ اما کمتر ی فکر می کرد تنها دو دهه بعد از شکل گیری ار ترهای توانمند صداوسیما، این روند رو به اوفول خواهد نهاد.امروز آنچه از ار ترهای این سازمان عریض و طویل باقی مانده تنها نامی کم رمق از ار تر سمفونیک صداوسیماست. دیگر نه خبری از ابهت و هیمنه پیشین است و نه اثری از آثار فا و تاثیرگذار آن. تا آنجا که در سال های اخیر به ویژه در 5 ماه گذشته روایت های تلخی از موزیسین های قدیمی و جوان تر ار تر سمفونیک صداوسیما شنیده می شود که نشان از پایانِ تلخ ار ترها در تلویزیون دارد.همایون رحیمان که خود از بنیان گذاران ار تر سمفونیک صداوسیما محسوب می شود، درباره نحوه شکل گیری این ار تر به خبرنگار ایلنا گفت: من و آقایان بیگلری پور، نادر مرتضی پور و حسن ریاحی جزو بنیان گذاران ار تر سمفونیک صداوسیما بودیم. شروع کار ار تر بسیار خوب بود. بهترین نوازنده های ار تر به تلویزیون می آمدند؛ فعال ترین ار تر برای اجرای آثار فا و کلاسیک همین ار تر بود. در زمان مهدی کلهر اوج کار ار تر بود. تا زمان علی معلم دامغانی هم کارهای ار تر خوب بود؛ اما بعد از علی معلم؛ مدیرانی در راس مرکز موسیقی قرار گرفتند که به آن لطمه زدند. به مرور زمان نیز وقتی نوازنده ها دیدند که ار تر مانند گذشته فعالیت نمی کند از آن جدا شدند. تشکیل ار تر سمفونیک صداوسیما با دستور آشنایی ی با شوستاکویچ و ف ما را شگفت زده کردرحیمیان درمورد نحوه شکل گیری ار تر سمفونیک صداوسیما به خبرنگار ایلنا گفت: اگر اشتباه نکنمسال 1373 بود که ی به سازمان صداوسیما آمدند و ما سرود ملی را در فضای باز تلویزیون اجرا کردیم و ایشان هم از اجرا خوش شان آمد. آن زمان مدیر مرکز موسیقی صداوسیما آقای مهدی کلهر بود و نوازنده های خوبی در تلویزیون فعالیت می د. بودجه این ار تر را نیز خود ی درنظر گرفتند. ایشان چند سال بعد بازهم به صداوسیما آمدند و تنها جایی که حدود یک ساعت نیم در آن حضور داشتند همین ار تر سمفونیک صداوسیما و استودیو 103 بود. جالب اینکه در آن بازدید ی درباره شوستاکویچ و ف صحبت د که ما بسیار از این موضوع شگفت زده شدیم. در آن دیدار، ار تر سمفونیک و ار تر ملی صداوسیما به اجرا پرداختند. بعد از اجرا، نوازنده ها روی زمین نشستند و ی؛ جناب آقای ؛ برای اعضای ار تر شروع به صحبت د. آن زمان صداوسیما حدود 14 ار تر مختلف داشت. بعدها که آقای بیگلری پور فوت شد، ار تر سمفونیک صداوسیما آرام آرام رونق خود را از دست داد. در این مدت هم که آقای سهراب کاشف به عنوان یک توانمند به ار تر آمد؛ در واقع یک ار تر نصف و نیمه را تحویل گرفت و درنهایت امروز دیگر شاهد تعطیلی این ار تر هستیم.آیا ار تر سمفونیک صداوسیما تعطیل شده است؟چند ماهی است که حرف حدیث های بسیاری پیرامون تعطیل شدن ار تر سمفونیک صداوسیما شنیده می شود؛ به خصوص طی یک ماه نیم اخیر. آیا واقعا این ار تر تعطیل شده؟ این سوالی ست که بسیاری از اهالی موسیقی درباره آن با تردید می شند.یکی از اعضای ار تر سمفونیک صداوسیما که نمی خواست نامش فاش شود، در گفتگو با خبرنگار ایلنا، در این باره گفت: ار تر سمفونیک صداوسیما از میانه های اسفند ماه 1395 به دلیل نزدیک شدن به عید نوروز تعطیل شد و پس از عید به دلیل مشکلاتی که بیشتر پیرامون مسائل مالی بود، نوازندگان ار تر را به ح تعلیق درآوردند. متاسفانه در ار ترهای ایرانی اعم از تی و خصوصی مشکلات اصلی پیرامون مسائل مالی است.وی در ادامه افزود: آ ین حقوقی که مرکز موسیقی صداوسیما به اعضای ار تر سمفونیک خود پرداخت کرده؛ به اسفند ماه ۱۳۹۵ بازمی گردد. البته ما هنوز حقوق بهمن و اسفند ماه را دریافت نکرده ایم و بعد از آن هم ار تر تعطیل بوده است. در اردیبهشت امسال نیز ار تر سمفونیک صداوسیما سه جلسه تمرین برگزار کرد منتهی بسیاری از نوازندگان ار تر به نشانه اعتراض به سطح بسیار نازل دستمزدهایشان اعلام د تا زمانی که این شرایط بهبود پیدا نکند در تمرینات شرکت نخواهند کرد.اینکه گفته اند از بهمن ماه حقوق نگرفته اند، صحت ندارداما محمدباقر معلم (رییس مرکز موسیقی صداوسیما) چیز دیگری می گوید. او به خبرنگار ایلنا گفت: حقیقت این است که ار تر سمفونیک صداوسیما در اسفند ماه در سالن اجلاس سران نیز اجرا داشته است. در فروردین ماه نیز طبق عرف همه ساله، ار تر تعطیل بوده است. در واقع تعطیلات ار تر همواره در دو بخش بوده که یک بخش آن تعطیلات زمستانی بوده و بخش دیگر نیز در ماه رمضان قرار دارد که هیچ وقت ار تر کار نمی کرده است. اینکه گفته اند از بهمن ماه حقوق نگرفته اند، صحت ندارد. سیستم حقوق نوازنده ها به این صورت است که معمولا نوازنده هایی که قرارداد دارند به تعداد دفعاتی که تمرین می کنند حقوق دریافت می کنند. حتی اگر تعطیلات بدون پیش بینی اتفاق بیفتد، پول این تعطیلات نیز پرداخت می شود. نوازنده ها در کل دو ماه حقوق معوقه داشتند که یک ماه آن در ابتدای اردیبهشت امسال پرداخت شد و ماه دیگر نیز در این ماه پرداخت می شود.ار تر فعلا تعطیل شده، ظاهرا منتظر تصویب بودجه هستندبه دلیل سطح بسیار پایین دستمزدهای ار تر؛ قصد همکاری با آن را ندارمشهرام رکوعی، یکی از اعضای باسابقه ار تر سمفونیک صداوسیما نیز در این باره به ایلنا گفت: ما تا اواسط اسفند 1395 فعالیت داشتیم که از آن زمان به دلیل تعطیلات نورزوی، ار تر نیز تعطیل شد. این تعطیلات در فروردین ماه نیز ادامه داشت. در سال جدید هم دو یا سه جلسه تمرین در اریبهشت برگزار شد و از آن زمان تاکنون ار تر تعطیل شده و ظاهرا منتظر تصویب بودجه هستند تا دوباره فعالیت ار تر را دوباره راه اندازی کنند. البته خود من به دلیل سطح بسیار پایین دستمزدهای این ار تر؛ دیگر قصد همکاری با آن را ندارم.به نوازنده ها گفته بودند فعلا پولی در کار نیست اما شما به فعالیت تان ادامه بدهیدوی در ادامه افزود: در اردیبهشت ماه امسال دو یا سه جلسه تمرین برگزار شده که طی آن عده ای به نوازنده ها گفته بودند که فعلا پولی در کار نیست اما شما به فعالیت تان ادامه بدهید تا بودجه سال 96 هم برسد. به هر حال گمان نمی کنم چنین شیوه ای درست باشد. به طور طبیعی اعضای ار تر هم این مسئله را نپذیرفته اند و فعالیت ار تر به زمانی موکول شده که بودجه ای برای این کار تصویب بشود و دست اندرکاران نیز بتوانند بودجه را به ار تر تخصیص بدهند و قرارداد ببندند.دستمزدها در ار تر سمفونیک صداوسیما بسیار شرم آور استمنِ سرگروه 700 هزار و بسیاری از نوازنده ها 400 – 450 هزار تومان می گرفتنداین موزیسین همچنین عنوان کرد: دستمزدها در ار تر سمفونیک صداوسیما بسیار شرم آور است؛ من به عنوان سرگروه یکی از گروه های سازی ار تر ماهیانه حدود هفتصد هزار تومان دستمزد دریافت می . البته من به عنوان سرگروه چنین دستمزدی می گرفتم و بسیاری از نوازنده ها حقوق هایشان در حد 400 – 450 هزار تومان بود.البته رییس مرکز موسیقی صداوسیما در این باره عنوان کرد: اعضای ار تر به خاطر اینکه سه اجرای بیرونی در ایام پایانی سال 1395 و شب سال نو داشتند؛ بیش از حقوق شان حق ا حمه دریافت کرده اند.تنها هشت روز بیمه در ماه برای نوازندگان ار تر لحاظ می شودمسله بیمه اعضای ار تر نیز یکی دیگر از موضوعات مورد اعتراض نوازندگان ار تر سمفونیک صداوسیماست که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.یکی دیگر از اعضای ار تر سمفونیک صداوسیما که او نیز نخواست نامش فاش شود، در این باره گفت: ما تنها در روزهایی که تمرین داریم بیمه هستیم؛ یعنی در هر هفته دو روز بیمه برایمان محاسبه می شود که به هیچ دردی نمی خورد.وی در ادامه افزود: مشکل اصلی ار تر سمفونیک صداوسیما مشکل بودجه است و با گذشت سه ماه از سال هنوز اعضای ار تر قراردادی ندارند. این در حالی است که ما از سال گذشته دو ماه حقوق طلب داریم که هنوز پرداخت نشده است. در اسفند سال گذشته زمانی که قرار بود ار تر را تعطیل کنند؛ گفتند ان شاء الله در سال جدید مشکل بودجه حل می شود اما عملا این اتفاق نیفتاد. از اواسط اردیبهشت نیز بعد از چند جلسه تمرین دوباره اعضای ار تر به وضعیت موجود اعتراض د که درنهایت ار تر تا اطلاع ثانوی و تخصیص بودجه تعطیل شده است.این موزیسین همچنین عنوان کرد: چند مشکل جدی در موضوع ار تر سمفونیک صداوسیما وجود دارد؛ اول اینکه میزان دستمزد بسیار ناچیزی برای اعضای ار تر سمفونیک صداوسیما درنظر گرفته شده است؛ دوم اینکه همین دستمزدهای ناچیز نیز بسیار بدون نظم و با تاخیر پرداخت می شود. خود من آ ین حقوقی که دریافت کرده ام مربوط به بهمن ماه بوده که مبلغی کمتر از دویست هزار تومان است. قطعا ی که دستمزد پایین گرفته؛ دیگر هیچ تمایلی برای ادامه این شرایط نخواهد داشت. از این رو بسیاری از نوازندگان در تمرینات ار تر سمفونیک صداوسیما حضور پیدا نمی کنند و ادامه کار ار تر را منوط به حل این مشکلات کرده اند. اما محمدباقر معلم درباره نحوه بیمه نوازندگان ار تر سمفونیک صداوسیما روایت دیگری دارد. او به خبرنگار ایلنا گفت: سازمان صداوسیما با مشکل ر بودجه کلی مواجه است. تمرینات ار تر سمفونیک صداوسیما نیز به این صورت است که ما در هر ماه، 8 جلسه تمرین برگزار می کنیم. در ایام محرم، هفته پایانی اسفند و فروردین و ماه رمضان نیز ار تر تعطیل است و از آنجا که قبل از پایان سال ۹۵ این ار تر سه اجرای بیرونی داشت؛ میزان حقوقی بیشتر از دستمزدشان به آنها پرداخت شده است.معلم در ادامه افزود: به این نوازنده ها بابت ۲ جلسه تمرین در هر هفته، یا ۸ جلسه تمرین در ماه طبق قرارداد حقوقی پرداخت می شود و بیمه در نظر گرفته می شود. علاوه بر این اگر اجرایی در بیرون از سازمان انجام شود، درآمد حاصل از آن نیز به عنوان دستمزد به نوازنده ها تعلق می گیرد. تمام قراردادها و بیمه های ما طبق قوانین وزارت کار بسته می شود و اگر خارج از این قوانین عمل شود مشمول جریمه خواهیم شد. از این رو قراردادها و بیمه ها مو به مو قانون تنظیم شده است. لذا پرداختن به چنین بحثی مدخلیت ندارد. ضمن اینکه نوازنده ها معمولا چند جای مختلف فعالیت می کنند همین باعث می شود که این مسئله از چند بعد قابل بررسی باشد.سرانجام ار تر سمفونیک صداوسیما در هاله ای از ابهامبا روندی که ار تر سمفونیک صداوسیما طی سال های اخیر طی کرده و مسیری که این روزها ادامه دارد، نگرانی های بسیاری درمورد ادامه حیات این ار تر وجود دارد و بسیاری معتقدند اگر بازنگری جدی در این زمینه صورت نگیرد حاصل سال ها تلاش و اعتبار ار تر از بین خواهد رفت.اگر ار تر برلین را هم بیاورند نمی تواند کاری از پیش ببرد نوازنده های ار تر پراکنده شده اند و ار تر به وضعیت اسفناکی دچار شده همایون رحیمیان در بخش دیگری از سخنانش درباره سرنوشت این ار تر گفت: ار تر سمفونیک صداوسیما از زمانی که مدیریت های ناآشنا به موسیقی در راس مرکز موسیقی قرار گرفتند؛ اثرگذاری اش کمتر شد. آقای معلم انسان بسیار شریفی هستند منتهی دیگر شرایط به جایی رسیده که هیچ کاری نمی شود کرد. به هر حال مشکل جدی در بحث بودجه برای ار تر وجود دارد. حتی این او آقای سهراب کاشف که توانمندی است را به ار تر سمفونیک صداوسیما آوردند منتهی با شرایط موجود اگر ار تر برلین را هم بیاورند نمی تواند کاری از پیش ببرد. متاسفانه بسیاری از نوازنده های این ار تر پراکنده شده اند و ار تری که در روزگاری بسیار خوب اجرا می کرد به وضعیت اسفناکی دچار شده است. از بین رفتن چنین ار تری باعث تاسف بسیار است.یکی دیگر از اعضای ار تر صداوسیما که او هم خواهان آن بود که نامش ذکر نشود با بیان این مطلب که ار تر سمفونیک افغانستان وضعیت بهتری از ار تر ما دارد، گفت: چند وقت پیش اجرایی از ار تر سمفونیک ونزوئلا دیدم واقعا باور ی نبود. همه جای دنیا به دلیل توجهی که به فرهنگ و موسیقی کشورشان دارند؛ همگی رو به جلو حرکت می کنند به غیر از ما در عرصه هنر ایران.بودجه ار تر چه شده؟فقط در مجلس یا سالن سران؛ سرود ملی اجرا می کنیموی این طور ادامه داد: ار تر سمفونیک صداوسیما در سال ۱۳۷۳ به دستور ی تاسیس شد. در آن دوره که آقای لاریجانی رئیس صداوسیما بودند بهترین دوره ار تر صداوسیما محسوب می شد چراکه بهترین شرایط برای فعالیت اعضای ار تر فراهم شده بود و فعالیت های بسیاری انجام می دادیم. اما در این دوران؛ همواره گفته می شود بودجه نیست و سوال ما این است که بودجه ار تر چه شده؟ نکته مهم دیگر این است که صداوسیما دیگر اجراهای بیرونی ندارد؛ در صورتی که در دوره مرحوم بیگلری پور ار تر سمفونیک صداوسیما یکی از فعال ترین ار ترها بود و ما هم در جشنواره موسیقی فجر و هم در مناسبت های مختلف اجراهای مختلفی داشتیم. بعد از زنده یاد بیگلری پور این روند تغییر کرد و ما دیگر به آن معنا اجراهای بیرونی نداریم. اجراهایی هم که در خارج از سازمان ترتیب داده می شود به اجرا در مجلس یا سالن سران و اجرای سرود ملی محدود می شود. دیگر رتوار معنایی ندارد.وی در ادامه افزود: من از اوا دهه شصت در صداوسیما فعالیت کرده ام. متاسفانه بحث نظم بودجه ای یکی از مشکلات موسیقی صداوسیما محسوب می شود. برای مثال ما در حدود سال های 1368 تا 1373-74 به همراه گروه کر حدود 220 تا 230 کار با همکاری آقای اخوان (س رست گروه کر) ضبط کردیم منتهی هرگز دستمزد این آثار به ما پرداخت نشد و پیگیری های بعدمان نیز به نتیجه نرسید. من قبول دارم که هیچ دوست ندارد افراد زیر دستش با مشکل روبرو شوند اما به هر حال؛ بودجه ار تر سمفونیک تهران مسئله ای است که باید تکلیفش مشخص شود.این نوازنده عنوان کرد: آنچه صداوسیما به عنوان دستمزد ماهیانه نوازندگان ار تر اعلام می کند با آن چیزی که پرداخت می کند؛ تفاوت دارد. برای مثال دستمزد خود من ماهیانه ۶۰۰ هزار تومان است که در نهایت ۵۰۰ هزار تومان به من پرداخت می شود. البته این نکته را باید عنوان کنم که آ ین دریافتی ما به دی ماه ۱۳۹۵ مربوط می شود و از آن زمان تاکنون هیچ دستمزدی دریافت نکرده ایم. یکی از دلایل اصلی تعطیلی امروز این ار تر همین اتفاقات مالی است که باعث ناراحتی اعضای ار تر شده تا دیگر تمرین نکنند.پرداخت نشدن مطالباتش اعضای ار تر اصلا صحت نداردهمیشه دستمزد اهل فرهنگ پایین بوده؛ این روال کلی فقط مختص سازمان صداوسیما نیستو اما پاسخ مدیر مرکز موسیقی صداوسیما در مورد ترک ار تر ازسوی نوازندگان به دلیل پرداخت نشدن مطالباتشان گفت: این مسئله اصلا صحت ندارد. اولا که چنین رفتاری دون شان هنرمندان است. ار تر سازمان صداوسیما درحالیکه باقی ار ترها به شکل موسمی و فصلی کار می کنند آهسته و پیوسته کارش را انجام داده است. لذا هیچیک از دوستان اساسا چه در نگاه فرهنگی و صرفه اقتصادی این درآمد مستمر را رها نمی کنند؛ البته همواره دستمزد اهل فرهنگ دستمزد پایینی است؛ این روالی کلی محسوب می شود که فقط مختص سازمان صداوسیما نیست در حقیقت اهل فرهنگ مظلوم ترین هستند.دون شان نوازندگان است که به خاطر عدد و رقم از ار تر کناره گیری کنندهنوز اتفاقی نیفتاده که نشود آن را کنترل کردوی افزود: ما در ار تر در اردیبهشت فکر می کنم ۵ یا ۶ جلسه تمرین برگزار کردیم؛ در فروردین هم از هفته دوم تا یک هفته منتهی به انتخابات نوازندگان دعوت شدند و در تمرینات ار تر حاضر شدند. اساسا دون شان نوازندگان است که به خاطر عدد و رقم از ار تر کناره گیری کنند و این مطلب صحت ندارد. مشکل مالی نیز در زمینه حقوق نوازندگان ار تر وجود داشت که دو ماه از حقوق شان عقب افتاده بود که یک ماه آن در اردیبهشت پرداخت شد و ماه دوم نیز در حال پرداخت است و شکرخدا هنوز اتفاقی نیفتاده است که نشود آن را کنترل کرد.ار تر سمفونیک صداوسیما به امید خدا برای عید فطر اجرا خواهد داشتمحمدباقر معلم در ادامه افزود: ار تر سمفونیک صداوسیما به امید خدا برای عید فطر اجرایی خواهد داشت که روی شعار سال کار انجام می شود و روی "کار آوا" یا "موسیقی های کار" در ایران کار می کنند که تعدادی از آنها جمع آوری شده تا اجرایی داشته باشند. وی همچنین در مورد قراردادهای اعضای ار تر عنوان کرد: معمولا قراردادها از تیر ماه به بعد امضا می شود. دلیل اش هم این است که معمولا ابلاغ بودجه تا داد ماه به طول می انجامد. قراردادها هر سال با درصدی افزایش بسته می شود. از این رو وقتی بودجه در داد ابلاغ می شود افزایش دستمزدها محاسبه می شود و امضای قراردادها به صورت یک ساله تا پایان اسفند در تیر ماه صورت می گیرد. قراردادها یک ساله هستند منتهی بعد از امضا، مابه فاوت آن به اعضای ار تر پرداخت می شود. ار ترها چیزی با عنوان کارمند ندارند به این دلیل که اساسا هنر یک مسئله رقابتی محسوب می شود تا هنرمند همواره بتواند صندلی را که در ار تر روی آن می نشیند با کیفیت حفظ کند.معلم افزود: در ماه رمضان معمولا ار تر تعطیل است مگر اینکه به صورت موردی کار وجود داشته باشد. ما به دو شکل از ار تر بهره می گیریم؛ در واقع یا در راستای تولید آثار ار ترال و یا برای اجراهای بیرونی از ار تر بهره گرفته می شود. در ماه رمضان کارهای مربوط به تولید آثار ار ترال متوقف نمی شود؛ اما به شکل معمول تمرین ار تر تعطیل است.سخنان معلم درحالی مطرح شد که یکی از نوازندگان ار تر صداوسیما به ایلنا چنین گفت: در سال های گذشته معمولا در دهه آ ماه مبارک رمضان که مصاف با در و شهادت علی (ع) است تمرینات ار تر تعطیل شده اما در باقی ماه مبار رمضان تمرینات مان برقرار است. ضمن اینکه ار تر از نیمه های اردیبهشت تعطیل شده درحالیکه ماه رمضان از 4 داد شروع شده است. یعنی از اواسط اسفند تا امروز تنها سه جلسه تمرین در اردیبهشت داشته ایم.وی تاکید کرد: موضوع این است که بچه ها همگی علاقمند هستند کار کنند و این هم حرفه ماست ولی باید فضا جوری باشد که بشود کار کرد.
به گزارش تراز ، در سپتامبر 2015 (شهریور 94)، اه دستور کار مبانی توسعه پایدار 2030 که 17 هدف اصلی و 169 هدف فرعی دارد برای اقدام عملی همه کشورها در راستای تحقق حکومت یک پارچه در سازمان ملل ارائه شد. ایران نیز از کشورهای شرکت کننده در این نشست بود که متعهد به اجرای این سند شد و پس از آن، سند ملی آموزش 2030 ایران با مدیریت و برنامه ریزی دفتر یونسکو در ایران با تشکیل 30 کارگروه تخصصی تدوین و آماده و در تاریخ 20 آذر 95 رونمایی شد و 12 اردیبهشت96 انقلاب درجمع معلمان از این سند انتقاد د و پس از چند روز بحث های داغ در رسانه ها و فضای مجازی، سرانجام شورای عالی انقلاب فرهنگی درجلسه23 داد96 به لغو آن رای داد. مجتبی همتی فر دانشجوی ای علوم تربیتی، مدیر شکده تعلیم و تربیت دالّ و پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش طی روزهای گذشته در نشستی با اعضای گروه اجتماعی رو مه اسان به بیان دیدگاه هایش در نقد و بررسی این سند پرداخت. آن چه در ادامه می آید نقد همتی فر به محتوای این سند است که او نیز همچون بسیاری از منتقدان معتقد است سند 2030 با فرهنگ بومی ما همخوان و متناسب نبود.همتی فر گفت: درمجموعه مسائلی که در سال های اخیر مطرح شده معدود مواردی بوده است که در یک بازه زمانی کوتاه به اندازه سند 2030 جامعه را درگیر خودش کرده باشد و این موضوع قابل تحلیل و بررسی است .
سؤالاتی که در باب سند 2030مطرح بود:
1- سند 2030 چیست؟ 2- در مفاد آن به چه مواردی اشاره شده بود؟ 3- چه فایده و چه ضرری برای ما داشت؟ 4- نحوه ا ام به اجرای آن چگونه بود؟ 5- ت ایران چگونه با آن مواجه شده بود؟
در مواجهه و نقد سند 2030 می توان چند رویکرد را انتخاب کرد:
الف: 1- درون متنی 2-برون یا فرا متنی ( باتوجه به شواهد و نشانه ها)
که در نقد حاضر با شواهد بیرونی به نقد متن می پردازیم.
ب: 1- نحوه بررسی سازوکارهای آن
2- حقوقی( که در این حیطه نقد کمی انجام شده است)
3-تخصصی(حوزه کشاورزی ،سلامت ، آب ،آموزشی و ... که در دیگر بخش های سند2030 به این موارد اشاره شده است.)
4- تحلیل مفهومی
5- اجرا ( که بیشتر نقدها به این موضوع برمی گردد.)
ج: رویکردها دربررسی وتحلیل سند 2030 :
1-خوش بینانه
2-محتاطانه
منتقدان ترکیبی از نقدها را انجام دادند در حالی که برای این سند باید به صورت مجزا و جزء به جزء و با توجه به موارد بالا، نقدها انجام می شد.وی با بیان این که قبل از تصویب سند 2030 نیز در حوزه تعلیم و تربیت سندهایی وجود داشت که به پشتوانه آن این سند تصویب شد، گفت: در سال 1990 در تایلند سندی 10 ساله در این حوزه تصویب شد و بعد از آن سند داکار بود که سال های 2000 تا 2015 را پوشش می داد و بعد از آن سندی در سال 2015 در کره جنوبی تصویب شد که در ایران به عنوان سند 2030 مشهور شده است.همتی با اشاره به این که این سند برای حوزه های مختلف اجتماعی، بهداشت و سلامت، انرژی، آب، کشاورزی و آموزش اه ی را تعیین کرده است، گفت: این اه در راستای رسیدن به توسعه پایدار در چارچوبی است که خود تعیین کرده است.وی با اشاره به این که از جمله موارد این سند حوزه آموزش است، گفت: سند در این حوزه چهار هدف را دنبال می کرد؛ تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر، ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه.به گفته وی این سند را از دو منظر می توان نقد و بررسی کرد؛ یک مسئله که به صورت کلی تر بررسی می شود، نحوه رویارویی با اسناد بین المللی است و صورت دوم، مفاد آن است که سبک زندگی برای کشورها مشخص کرده و کشورهای توسعه یافته عهده دار تربیت معلم برای کشورهای در حال توسعه شده اند.
ابهام های سند2030
او گفت: سندی که ما به اسم سند 2030 می شناسیم یک بخش بیانیه و یک بخش چارچوب عملی دارد که بنابر تاکید ان حقوق بین الملل یکی از نقاط مورد اشکال این سند، ابهام هایی است که در این سند وجود دارد و حتی در این سند واژه ها در بعضی از موارد کاملا همدیگر را نقض می کنند. در ابتدای دستور کار 2030 ما با یک بیانیه روبه رو می شویم و در ادامه به اصول ،مرام نامه و اه و اجرا برخورد می کنیم لذا از نظر حقوقی ما را م م به رعایت یک سری موارد و به عبارتی برای ما بار حقوقی تعریف می کند. در این سند واژه هایی به کار رفته که از «تکلیف» و «ا ام» سخن می گوید.در این سند 11 بند به حوزه آموزشی اختصاص پیدا کرده بود که بسیاری از نهادهای بین المللی در سازو کارهای آن نقش داشتند اما این سوال وجود داشت که چرا از 17 را ار آن، فقط برای یک را ار، زیرمجموعه تعریف شده که آن سند را ارهای آموزشی برای پیش دبستانی تا بزرگسالی است.
2030 از محتوای آموزشی تا کشاورزی و محیط زیست
این پژوهشگر به بخش های دیگر این سند هم اشاره و عنوان کرد: سند2030 دارای جنبه های مختلفی بود که رسانه ها و افراد تنها به جنبه آموزشی آن پرداختند و آن را مورد نقد و بررسی قرار دادند. درواقع شناخت مردم نیز از این سند بر اساس اطلاعات دریافتی از رسانه ها به همین سمت سوق پیدا کرد و بسیاری از مردم این سند را یک سند آموزشی محض می دانند در صورتی که موضوع این گونه نیست و این سند شامل مسائلی از قبیل ،کشاورزی، آب، حقوقی، سلامت، آموزش و... می شد که مورد غفلت قرار گرفت.
در این سند واژه ها و مفاهیمی به کار رفته است که بار حقوقی و معنایی خاص خود را دارد و به طور قطع این مفاهیم را باید با مفاهیمی که در عرف بین المللی مطرح است، سنجید نه آن چه که به ذهن ما می رسد.
نگاه خوش بینانه به 2030!
نسبت به این سند در نگاه مقابل منتقدان، نگاه تی ها بود؛ نگاهی که تا حدودی خوش بینانه بود در حالی که با توجه به نگاه برون متنی باید این نگاه به نگاه محتاطانه تغییر می یافت و به طور قطع در برخورد با این سند باید آگاهانه عمل می شد، چیزی که در فرایند آن کمتر به چشم خورد.
نقشه راه 15 ساله برای کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه
این سند برنامه ای برای رسیدن به یک توسعه پایدار و نقشه راه 15 ساله ای است برای کشورهای جهان به ویژه کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه. این سند حوزه هایی از قبیل محیط زیست،کشاورزی و آب،انرژی،آموزش،مسائل ن وخانواده،سلامت،اقتصاد و حقوق را دربر می گیرد.فرایند تولید این سند، هدف گذاری یونسکو برای تمام کشورها بود که ابتدا در سند، اه هزاره برای سال های 2000 تا 2015 تعریف شده بود. البته این سند به اندازه سند 2030 جامع نبود و درواقع این سند ادامه اه هزاره ای است که قرار است آن اه را تکمیل کند وبخش دیگر آن، بررسی چالش ها و کمبودهای موجود در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه است که نتیجه بحث و بررسی ها در تنظیم سند 2030 است . سند 2030 مدعی است که طی همایش ها و کارهای کارشناسی انجام شده، چالش های مقابل توسعه پایدار را شناسایی و متناسب با آن ها تعهداتی پیش بینی کرده است. این سند دارای 17 هدف اصلی و169 هدف فرعی است که تأکید شده این اه به هم پیوستگی دارند و هدف 4 دستورکار 2030 به طور مستقیم به حوزه آموزش و پرورش مربوط است: «توسعه آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر.»
این سند با همیاری و حمایت سازمان ملل متحد، بانک جهانی، یونسکو، آژانس پناهندگان سازمان ملل، برنامه توسعه سازمان ملل و ... تهیه شده است.
نوع رویارویی ت با سند2030
همتی فر افزود: کشورهای عضو یونسکو موظف شدند که متناسب با این سند آموزش طراحی های خودشان را انجام دهند که ذیل این موضوع در شهریور 1395 با مصوبه هیئت ت، کارگروهی تشکیل و طی دو یا سه ماه این سند آماده شد. در اولین گام یکی از نقد هایی که بر این سند وارد بود، نوع رویارویی ت با این سند و سندهای بومی کشور بود. به عنوان مثال تدوین سند تحول آموزش و پرورش از سال 1383 شروع شد و در سال 1390 تصویب شد. سند تحول 6سال در مرحله تدوین بود و حدود یک سال و نیم هم مراحل تصویب آن به طول انجامید که حالا این جای بحث خود را دارد که چرا از آذر 1390 که این طرح تصویب شد تا امروز، دستورالعمل های زیر مجموعه سند تحول آموزش و پرورش هنوز آماده نشده است.این سند 6 سال طول کشید و در طول این مدت از شش زیر نظام این سند دو یا سه مورد آن نوشته و در سال 1395 پیش نویس آن ارائه شد و با این فرایند طولانی حدود 6 ساله، هنوز وجی ها به طور دقیق مشخص نیست و در عین حال این سند در بسیاری از این مفاد به مرحله اجرایی نرسیده است. با توجه به مواردی که در مورد سند تحول که یک سند بومی است، مطرح بود ی از سال 1390 هر سال در دیدار با معلمان به ضرورت اجرای سند تحول اشاره و تاکید می د.حالا شاهد ظهور یک سند بین المللی هستیم که جامعیت سند تحول را ندارد و با تاکید بر این که باید به طور کامل محقق شود در بازه زمانی حدود سه ماهه تمام مراحل را طی می کند.آیا می توانیم سند 2030 را با نگاه حکمرانی تحلیل کنیم که چه انی و با چه هدفی تنظیم د؟ و نحوه مواجهه ما با این سند به چه شکلی است ؟
یک پرسش جدی
یکی از سوال های جدی این بود که این سند قصد دارد به چه سمتی سوق پیدا کند و چه کارهایی می خواهد انجام دهد. البته را ارهایی هم در آن وجود دارد که بد نیست، مثل آموزش رایگان و برابر برای همه، توسعه آموزش پیش دبستانی، آموزش فنی و حرفه ای، آموزش های مهارتی؛ این موارد جزو مواردی هستند که ما با آن ها موافقیم و از ت درخواست داشته ایم و داریم که این کارها را انجام دهد اما در ادامه یک سری جهت گیری هایی را تعریف می کند.
واژه هایی با جهت گیری های خاص
برای نمونه در هدف 7می گوید: برای رسیدن به توسعه پایدار باید یک سری آموزش ها و مهارت ها را تقویت کنیم از جمله «عدم خشونت» ، «صلح» ، «شهروند جهانی» و «توسعه» که بعضی از مسئولان بدون در نظر گرفتن بسیاری از واقعیت ها، جهت این سند را همراه با سند تحول می دانند در حالی که تعریف سند 2030 از موضوع عدم خشونت، جهت گیری هایی متفاوت نسبت به فرهنگ جهاد و شهادت دارد.
ماجرای حق تحفظ
یکی دیگر از وجوهی که در این سند کمتر به آن توجه شد، نحوه اجرای سند است. نکته این جاست که «حق تحفظ» که تی ها از آن با افتخار یاد می کنند که ما نسبت به این سند حق تحفظ ارائه کردیم، در مورد سند های ا ام آور اجرا می شود، در حالی که انی که از این سند دفاع می کنند بر این باورند که این سند ا ام آور نیست. امروز دنیا به سمت حکمرانی نرم پیش می رود بدین معنی که به صورت مستقیم کشورها را به انجام کاری اجبار نمی کنند ولی با تصویب آیین نامه ها و قوانین، طوری رفتار می شود که کشورها خودشان به صورت داوطلبانه کاری را انجام دهند.سند 2030 ، 244 شاخص دارد و یونسکو برای این که از نحوه عملکرد مطلع شود، طبق سامانه ای که راه اندازی کرده این عملکردها را پایش می کند و هر کشور برای نشان دادن عملکرد مثبت در این سامانه اقدام به انجام شاخص ها می کند.
واژه های کلیدی در 2030
ما در این سند با واژه های زیادی روبه رو هستیم که تقریبا تعداد زیادی از آن ها تعریف دقیق و روشنی ندارد، واژه هایی مثل توسعه ،برابری ، (برابری تی،تبعیض )خشونت ،صلح ، شهروند جهانی ، جنس، ت ،مهارت های زندگی و... برای نمونه واژه «فراگیری» 40 بار در این سند تکرار شده که در برخی موارد با مفاهیم دینی و اجتماعی ما تضاد دارد و از سوی دیگر بعضی از مسائل از قبیل سبک زندگی از جمله موارد چالشی این سند است که به طور اساسی تعریف آن با فرهنگ ما سنخیتی ندارد.
وی با اشاره به این که عمده مباحث تعلیم و تربیت ذیل هدف چهارم با عنوان «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های آموزش مادام العمر برای همه» در قالب راهبردها و اه ی تعیین شده است، گفت: مواردی همچون افزایش کیفیت دوره ابت و متوسطه و رایگان بودن آن در نگاه نخست، حساسیت زا نیست، اما برخی از را ارهای سند آموزش 2030 با چارچوب الگوی ایرانی و ی پیشرفت، منافات دارد. به طور ویژه در بند سوم ذیل هدف چهارم، بحث تضمین دسترسی برابر ن و مردان به آموزش عالی و فنی و حرفه ای تا سال 2030 مورد تاکید قرار گرفته است که این سیاست ذیل ارزش «برابری تی» جای می گیرد. این در حالی است که در سیاست گذاری های کشور به دنبال این نیستیم که زن را به هر قیمتی با عنوان نیروی انسانی وارد هر حوزه شغلی کنیم. در سیاست گذاری ها ما روی «عد تی» تأکید داریم که بر اساس آن زن و مرد بنا به شرایط خاص تی در ابعاد مربوطه، باید متمایز شوند و البته در وجوهی که ارتباطی با ت ندارد، با فرض ی ان بودن سایر مؤلفه ها، احتمالاً به برابری تی برسیم اما برابری تی را نمی توانیم به صورت کلی و فراگیر بپذیریم.محمود سعیدی رضوانی دانشیارعلوم تربیتی فردوسی و پژوهشگر حوزه های تربیتی و آموزشی در بررسی این پرسش که سند2030 چرا آمد و چرا لغو شد، ضمن اشاره به فرایند تولید و اهمیت سند تحول آموزش و پرورش که اکنون مورد غفلت ت واقع شده است، تاکید می کند که وقتی برای حوزه های آموزشی و تربیتی به سمت و سوی اسنادی هم چون سند2030 می رویم، نشانه آن است که توجه ویژه ای به سندهای داخلی نداریم.
این می گوید: یکی از نکات مهمی که در سند 2030 همواره باید مورد توجه باشد مقایسه این سند با سندهای داخلی کشور است مثل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش.
در مورد سند بنیادین آموزش و پرورش باید گفت این سند در شورای انقلاب فرهنگی حداقل ده جلسه مورد نقد و بررسی قرار گرفت و نکته قابل توجه این است که هیچ موردی نه در گذشته و نه در آینده این سند نمی تواند عنوان شود که با این سند مغایرت داشته باشد.
نکته قابل تامل دیگر در سند تحول بنیادین این است که این سند شش ده نظام داشته و قرار بوده در این ده نظام ها، سندهایی تولید شود، این ده نظام ها در مجموع می تواند این سند را عملی کند که ده نظام ها عبارتند از نیروی انسانی و... .
وقتی برای حوزه های آموزشی و تربیتی به سمت و سوی اسنادی هم چون سند2030 می رویم، نشانه آن است که ما توجه ویژه ای به سندهای داخلی نداریم. در سند های خارجی به دلیل فشارهای بین المللی فرایند تصویب و اجرا سریع تر انجام می شود و مثل سند تحول به روند فرسایشی مبتلا نمی شود. از سوی دیگر متاسفانه در مورد اسناد آموزشی که توسط کارشناسان ومتخصصان داخلی تولید می شود، انگار نگاه مناسبی نسبت به موثربودن آن وجود ندارد و همین نوع نگرش موجب طولانی شدن روند تایید این اسناد می شود.
ما اگر بخواهیم وارد نقد چارچوب عملی 2030 شویم باید به میزان هماهنگی این سند با سند تحول بنیادین آموزش اشاره کنیم. خوشبختانه یا متاسفانه این سند مدعی است که با اسناد داخلی آموزشی ما هماهنگی دارد. مسئولان مربوطه در حدود 36 صفحه توضیحاتی در زمینه انطباق این سند با اسناد بالا دستی ارائه داده اند. ما گاهی یک سند را از خارج کشور می گیریم و بعد سندهای داخلی را متهم به خیلی از موارد می کنیم.
همخوانی و هماهنگی سند 2030 با اسناد فرهنگی و آموزشی داخلی و سند تحول آموزش و پرورش امری غیر قابل پذیرش است .
لذا بنده پیشنهاد می کنم انی که قصد دارند در مورد سند 2030 فعالیت داشته باشند، اسم چارچوب عمل ملی آموزش2030 را به عنوان سند بعد از تحفظ در نظر داشته باشند . این سند چه در صورت ملغی شدن و چه نشدن، نیاز به کار زیادی داشت و معتقدم همچنان باید روی آن کار شود زیرا ریشه های فمینیستی و رادیکالی در این سند وجود دارد که باعث شده ی وارد عرصه شوند .
2030تعریف عملیاتی
سعیدی به یکی دیگر از نقدهایش به2030 اشاره می کند: یکی دیگر از مشکلات این سند این است که اصلا تعریف عملیاتی ندارد و فقط در قالب کلمات کلی بیان شده است بدون آن که به منظور و مفهوم دقیق آن اشاره شود کلماتی مثل تبعیض تی، که تنها به صورت یک واژه کلی بیان شده و از این دست کلمات به وفور در این سند به چشم می خورد .
وقتی ما ،در این سند از آموزش صحبت می کنیم اگر تعریف دقیقی از آن ارائه نکنیم، مشخص نیست که دقیقا چه چیزی را قرار است آموزش دهیم .
ما معتقدیم «تربیت » با محتوای صحیح خودش امری سازنده است که مهم ترین موضوع آن، مفهوم حیاست که در کشورهای دیگر شاید این مفهوم وجود نداشته باشد.
اگر بخواهیم بدبینانه با این موضوع برخورد کنیم باید بگوییم این سند با اخلاق دینی و مفاهیم ملی و بومی ما اختلاف دارد و در صورت نگاه خوش بینانه در نهایت می توانیم بگوییم که سندی که مفهوم واژه ها را به روشنی بیان نکند قابلیت اجرایی ندارد و در مواجهه با آن در زمینه عملیاتی سند با مشکلاتی برخورد خواهیم کرد.
از سعیدی این نکته را می پرسم که چرا کارشناسان آموزشی و تربیتی و نهادهای مسئول از ابتدای امر به نقد این سند وارد نشدند؟ آیا آن ها در جریان چنین اسنادی قرار نمی گیرند؟
وی چنین می گوید: درمورد این که چرا نهادهای مسئول ما پیش از این به این حیطه ورود پیدا نکرده اند و با تصویب این سند مخالفت ن د، باید گفت: از همان ابتدا آقای رحیم پور و خانم کبری خزعلی و بعضی ان دیگر مخالفت هایی را به همراه دلایلشان ارائه دادند.
اما در مراکز ی نیز که نه در دفاع و نه در نقد سند2030 هیچ بیانیه و اظهارنظری ن د، این واقعیت وجود دارد که اساسا های ما در چنین مواردی هیچ فعالیت جریان سازی ندارند . حتی گروه های تخصصی ها هم به سرعت از این نوع اسناد خبر دار نمی شوند و همین بی اطلاعی ها موجب می شود که ما هم موضعی در این زمینه ها نداشته باشیم.
برخی مسئولان خواستند یک کار محرمانه انجام دهند
سعیدی یادآور می شود: طرز عمل مسئولان مرتبط با این سند طوری بوده که نگاهی بدبینانه ایجاد کرده به طوری که احساس می شود خواسته اند یک کار محرمانه انجام دهند .موضوع جالب توجه این است که تمام نقاط مثبت سند2030 در اسناد قبل آمده است.
برای نمونه موضوع رسیدگی به مهاجران که ی در مورد مهاجران و ادامه تحصیل فرزندان آن ها بارها تاکید کرده اند و در دستور کار نیز قرار گرفته است. چنان که درحال حاضر نیز براساس همین تاکید ی، فرزندان مهاجران در مدارس تحصیل می کنندو به عبارتی نکات مثبت 2030 در اسناد قبلی ما به صورت کامل مشهود است و همین موارد را به عنوان همخوانی این سند با اسناد داخلی ذکر کرده اند.
خبرگزاری مهر، گروه دین و شه: سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همه حوزه های آموزشی کشورها، در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. ایران نیز از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس بود که متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ را امضا کرد. اما این سند در روزهای اخیر توسط انقلاب و بسیاری از دلسوزان مورد نقد و اعتراض قرار گرفت و درباره آفت های آن هشدارهایی داده شد. خبرگزاری مهر بنا بر رس رسانه ای خود با تنی چند از مسئولان و صاحب نظران منتقد این سند، گفتگوهایی انجام داده است.برای بررسی بیشتر این مسأله به سراغ مهدی فیض، معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش رفتیم تا نظرات وی را به عنوان یک مقام مسئول، جویا شویم؛*در موضوع اجرای سند ۲۰۳۰ گفته می شود یک سری آموزش های خلاف عرف و خلاف اسناد بالادستی انجام شده است. اصولاً این سند اجرایی شده است یا نه؟همانطور که قبلا هم گفته شده این سند، یک سند تعهدآور نیست و یک بیانیه آرمانی است که کشورهای مختلف در تنظیم آن سهم داشته اند که ایران هم سهم داشته است. در هر کشوری قرار است که یک کارگروهی، اجرایی شدن سند را بر عهده بگیرند، چون این سند توسعه پایدار است، لذا ۱۷ هدف در آن لحاظ شده که یکی از آن اه مربوط به حوزه آموزش و پرورش است. برای تحقق آن اه در آموزش و پرورش و اجرایی شدن آن هیئت ان در ۲۵ شهریور ماه کارگروهی را تعریف کرد که آن کارگروه باید شکل بگیرد و بعد از شکل گیری آن باید فعالیت های مربوط به اجرایی شدن سند با لحاظ مسائل فرهنگ ملی و دینی خودمان مورد تأمل قرار بگیرد.آنچه تا حالا رخ داده این است که فعلا ما ترکیب کارگروه ۲۳ نفره را تعیین کرده ایم و هنوز این کارگروه شکل نگرفته و نمایندگان دستگاه های مختلف باید در این کارگروه حضور داشته باشند. دستگاه ها هنوز نمایندگان خود را معرفی نکرده اند. بنابراین سند عملاً اصلاً آغاز نشده و اگر بحث توقف مطرح است، توقف مربوط به تشکیل همین کارگروهی است که باید اجرایی شدن سند را پیگیری د.*به جز آموزش و پرورش باید چند دستگاه و ارگان دیگر سند را اجرا کنند؟۱۶ دستگاه دیگر در این سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ سهم دارند؛ مثل سازمان محیط زیست، وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت نیرو، سازمان هایی که به نوعی فعالیت مرتبط با حوزه انرژی و محیط زیست دارند و آموزش هایی که می تواند کمک کند به اینکه کشورها در وضعیت توسعه پایدار قرار بگیرند، همه در آن دخیل شدند که برای ۱۷ هدف، ۱۶ دستگاه مشخص شده که هر کدام سهمی در تحقق آن اه به عهده خواهند داشت.*این سند چه مقدار زمان برده است و از چه زمانی ایران اجرای آن را پذیرفته است؟یک سال زمان برد تا سند به شکل نهایی تدوین شد و از شهریور سال ۹۵ موجودیت این سند در ایران معنا پیدا کرد که دبیرکل یونسکو در ایران مسئولیت تضمین نسخه فارسی این سند را بر عهده داشت و هنوز هم قضیه از طریق یونسکو دنبال می شود و آنچه که به هیئت ت ارائه شده از طریق یونسکو ارائه شده و بر اساس آن نسخه یونسکو که شهریور ۹۵ ارائه شده، فعالیت سند آغاز شده.*از منظر شما نسبت به این سند چه نقدهایی می توان وارد کرد؟این سند از چند جهت قابل تأمل است؛ اولاً در سند توسعه پایدار همه اه به صورت متوازن و همزمان باید دنبال شود و آنجا در ۵ نقطه از سند تاکید شده که اجرایی شدن این سند متناسب با اقتضائات فرهنگ و شرایط بومی آن کشور باید صورت بگیرد. یک اشکالی که به نظر من وجود دارد، این است که ما باید در ابتدا آن ویرایش مناسب کشور خودمان را از این سند تهیه می کردیم و قبل از اینکه این سند بخواهد به دستگاه های مختلف ابلاغ شود، آن نسخه مناسب کشور خودمان را بازتولید می کردیم. چون زمان هم برای ۱۵ سال است و طولانی است و ما نباید عجله می کردیم.یک اشکالی که به نظر من وجود دارد، این است که ما باید در ابتدا آن ویرایش مناسب کشور خودمان را از این سند تهیه می کردیم و قبل از اینکه این سند بخواهد به دستگاه های مختلف ابلاغ شود، آن نسخه مناسب کشور خودمان را بازتولید می کردیم. چون زمان هم برای ۱۵ سال است و طولانی است و ما نباید عجله می کردیمدر نقطه پایانی سند هم تحت عنوان حق تحفظ ایران این جمله در متن آمده که ایران خود را متعهد به بخش هایی از چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰ که در هر شکلی در تعارض با اولویت های ملی و باورهای دینی و ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی تفسیر شود، نمی داند.به اعتقاد من بهتر بود که ما متن سند را متناسب با فرهنگ بومی خود بازنویسی می کردیم و آن متن مبنای مصوبه هیئت ان قرار می گرفت که تبعاتی که احساس می شود اجرایی شدن سند در پی داشته ایجاد نمی شد و فضای جامعه نسبت به این قضیه دچار نگرانی نمی شد.*الان شرایط به این گونه است که اصل سند به دستگاه ها ارسال شده که خود دستگاه ها این را تفسیر کنند و تفسیر خودر ا اجرایی کنند. شما معتقدید که آن تفسیر ابتدا باید انجام می گرفت و بعد به سازمان ها ابلاغ می شد؟به اعتقاد من بهتر بود خود نمایندگی یونسکو در ایران که مسئولیت کلی آن با وزارت علوم است، یک نسخه ایرانی سند را بازتولید می کرد و در همه آن ۱۷ هدف هم می توانست بحث های فرهنگی لحاظ شود. مثلا یکی از آن اه ، بحث کنترل جمعیت است؛ در حالی که رویکرد کلی سند کنترل به معنی کاهش است ولی ما در کشور کنترل، به معنی تنظیم داریم و تنظیم به معنی افزایش جمعیت است. لذا در بازتولید آن سند اگر همه ۱۷ هدف، متناسب با اه بومی ما بازنویسی می شد و بعد به دستگاه ها ابلاغ می شد که نیاز نباشد خود دستگاه ها مجدداً روی آن کار کنند بهتر بود. الان هر دستگاهی این کار را به طور مستقل انجام می دهد و هماهنگ دستگاه ها با هم برای اینکه این نسخه ای که در ایران در حال تولید است یک نسخه یکپارچه شود مقداری سخت می شود.*نحوه ارتباط این سند ۲۰۳۰ با سند تحول بنیادین به چه شکل است؟سند ۲۰۳۰ سندی است که کشور را در فهرست بقیه کشورهایی که علاقمند به توسعه پایدار هستند، قابل مقایسه می کند. بودن این دست سندها از این جهت مهم اند که ایران می تواند توفیقات خود را در عرصه بین المللی مورد نمایش قرار دهد. وقتی ما خود را وارد چنین فضای بین المللی می کنیم، داریم به دیگران این ادعا را اثبات می کنیم که آنچه در کشور اتفاق می افتد، در راستای آن چیزی است که در کل دنیا به عنوان موضوعات مهم مورد توجه است. البته به صورت عمده عرض می کنم نه تمام بندها؛ مثلا اگر در سند در مورد کاهش آلودگی آب ها و حفظ آب های قابل شرب بحث شده است، ایران هم می تواند ادعا کند که ما این اقدامات را کرده ایم. یا اگر بحث سواد آموزی در آنجا مطرح است که چه درصدی از افراد لازم علیم باید با سواد شوند، ایران می تواند ادعای خود را آنجا مطرح کند که من فراتر از آنچه مورد انتظار سند است انجام داده ام.اگر ما می توانستیم همان سرعت عملی که در اجرای سند ۲۰۳۰ به دلیل وجود یک فشار روانی بین المللی داشتیم، در اجرای سند تحول هم از خود نشان دهیم فکر می کنم سند تحول خیلی زودتر از اینها می توانست وارد فرآیند اجرایی شوداین یک میدانی است که می توانیم در آن توفیقات خود را در عرصه بین المللی مطرح و اینکه ما وارد چنین فرآیندهایی شویم در کل مقوله مثبتی است. ی تاکید کرده اند که ما علاقمند به تعاملات بین المللی هستیم و نمی خواهیم خود را از این فضا دور نگه داریم. بنابراین اصل قضیه می تواند یک جنبه مثبت باشد، اما ما در آموزش و پرورش باید دقت داشته باشیم. شاید در بقیه اه ۱۷ گانه سند ۲۰۳۰، ما به اندازه هدف چهارم پیشینه کار مطالعاتی و کار فرهنگی درونی نداشته باشیم. در مورد هدف چهارم که آموزش و پرورش است با وجود سند تحول بنیادین ما خیلی بیشتر باید نسبت به اجرایی شدن هدف شماره چهار تامل . به عبارت دیگر وقتی هدف شماره ۴ سند ۲۰۳۰ می خواهد مورد توجه قرار بگیرد، همان نکته ای که در مصوبه هیئت ان است و در ابلاغیه آقای جهانگیری در ۲۵ شهریور ماه تاکید شده اجرایی شدن بند مربوط به آموزش و پرورش با لحاظ سیاست های ابلاغی ی و سند بنیادین آموزش و پرورش و برنامه ششم توسعه باید صورت بگیرد و به نظر من ما اگر بخواهیم سند ۲۰۳۰ را اجرایی یکی از بهترین کارها این است که سند ۲۰۳۰ و سند تحول در قیاس با هم مورد تأمل قرار بگیرد؛ یعنی اگر سند تحول را بخواهیم عملیاتی چه اقدامات اجرایی باید انجام دهیم و سند ۲۰۳۰ چطور؟ و اشتراک و اختلاف بین اینها چیست؟ قطعا اگر اختلافی وجود داشته باشد مبنای ما سند تحول خواهد بود و اگر اشتراکی باشد آن اشراکات می تواند مورد عرضه بین المللی قرار بگیرد. هر چند که اگر سند ۲۰۳۰ هم نبود همان اقدامات را انجام می دادیم.بودن سند تحول خیلی کمک می کند که ما در انتخاب فعالیت هایی که می خواهیم در اجرای سند ۲۰۳۰ انجام دهیم یک کار تطبیقی انجام دهیم. ۲۰۳۰ چارچوب اقدام و عمل است که تجمیع تجارب کشورهاست و ا ام آور نیست و اقدامات عملی به این معناست که هر کشوری بداند که در کشورهای دیگر چه اقدامات موثری انجام شده است. در سند تحول هم ی ری را ارهای عملیاتی برای تحقق اه آن داریم. یک کار مطالعات تطبیقی باید بین اینها صورت بگیرد. برخی از بندهای سند ۲۰۳۰ که با سند تحول اختلاف دارد باید کنار گذاشته شود و این کنار گذاشتن هیچ مشکلی با عضویت ایران در بیانیه سند ۲۰۳۰ وجود ندارد و آنجا حق تحفظ برای ما وجود دارد.اگر ما می توانستیم همان سرعت عملی که در اجرای سند ۲۰۳۰ به دلیل وجود یک فشار روانی بین المللی داشتیم، در اجرای سند تحول هم از خود نشان دهیم فکر می کنم سند تحول خیلی زودتر از اینها می توانست وارد فرآیند اجرایی شود. الان یک مقدار فرآیند پیاده سند تحول، کند است.*چرا فرایند پیاده شدن سند تحول کند است؟ فرایند نهایی شدن سند تحول خود طولانی بود. چند ت در تدوین سند تحول نقش داشتند. چرخش ت ها باعث شد که تیم هایی که روی این سند کار می د دچار تغییر و تحول شود و آن رویکرد تیم اول و دوم و سوم متفاوت است و این تفاوت رویکردها سند را از یکدستی و انسجام صددرصدی دور کرده است. بنابراین هر بخواهد این سند را اجرا کند، اجرای آن کار دشورای است. فاصله بین سند و آنچه در آموزش و پرورش رخ می دهد، فاصله زیادی است و چرخش های زیادی باید صورت بگیرد.برای اینکه کار ساده تر شود در سند تحول ۶ زیرنظام تعیین شده که آنها باید تدوین شوند و در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شوند و بر اساس آن ۶ زیر نظام فرآیند پیاده سازی سند تحول تحقق پیدا د.تا به حال سه بحش از این شش زیرنظام تدوین شده است اما خود این زیرنظام ها با هم قابل پیاده شدن است. بنابراین این ۶ زیرنظام باید تصویب شود و همزمان وارد چرخه اجرایی آموزش و پرورش شود که اینها یک مقدار کار را کند کرده است. بخشی از این کندی طبیعت یک سند تحول است ولی بخشی هم به تغییر تیم ها و تغییر ها بر می گردد. اجرایی شدن سند تحول هم در دوره ثبات مدیریتی وزارتخانه قابل پیگیری است و هیچ ی نمی تواند از ابتدای مدیریت سند تحول را اجرا کند.در دوره آقای دانش اجرایی شدن سند تحول مورد خواست ایشان بود و تصویب زیرنظام ها متوقف بود و سرعت بیشتری پیدا کرده است. یک کارگروه به نام تربیت در سند تحول تشکیل شده که به دنبال این است که اگر بخواهد سند تحول در حوزه تربیتی تحقق پیدا کند چه اقداماتی باید صورت بگیرد.فرآیند، فرآیند زمان بری است. امیدواریم ثبات مدیریتی در وزارت آموزش و پرورش کمک کند که سند تحول با قدرت و سرعت بیشتری اجرا شود.*با همه این توضیحات حال با واکنش های پیش آمده و فرمایشات انقلاب اجرای سند ادامه یافته است؟فرمایشات ی برای همه دستگاه ها لازم الاتباع است و باید اجرا شود. کمااینکه بلافاصله بعد از اینکه ی بحث سند ۲۰۳۰ را مطرح د، آقای جهانگیری ابلاغیه ای دادند که همه دستگاه ها بحث سند ۲۰۳۰ را متوقف ند و هم محترم آموزش و پرورش گفت که فرمایشات ی فصل الخطاب است و هر گونه اقدام تازه ای در مورد سند ۲۰۳۰ نخواهیم داشت تا بحث مطرح شود و ببینیم مصلحت کشور چیست.فرمایشات ی فرمایشاتی در سطح کارشناسی و مدیران ارشد نظام بوده است و نه موضوعی که بخواهد در کف خیابان با آن برخورد شود. وقتی ما موضوع را کف خیابانی می کنیم، بی دقتی های زیادی در آن اتفاق می افتد. بعضی ها که در عرصه کف خیابان در مورد سند ۲۰۳۰ اظهار نظر می کنند، اطلاعات کارشناسی ندارند. اینکه در کشور چه اتفاقی در مورد سند ۲۰۳۰ بیفتد فصل الخطاب فرمایشات ی خواهد بود و ما جز فرمایشات ایشان چیزی را اجرا نخواهیم کرد.این اصطلاح کف خیابانی هم اشاره دارد به سخنان ی در سال ۸۸ که انتخابات فرایند قانونی دارد و سازوکاری دارد و پای صندوق های رأی تعیین می شود و نه در کف خیابان و سرنوشت کشور کف خیابان رقم نمی خورد بلکه پای صندوق های رأی تعیین می شود.شاید حتی ما در مورد سند ۲۰۳۰ چیزهایی را ببینیم و ی چیزهای دیگری را ببینند. ضرب المثلی است که می گوید آنچه جوان در آینه نبید پیر در خشت خام بیند. شاید واقعا ما در سند ۲۰۳۰ و مسائل سند چیزهایی را نبینیم و ی ببیند. لذا اگر ی بفرماید که این سند باید متوقف شود، ملاک ما فرمایشات ی خواهد بود.نکته ای را در پایان می خواستم تأکید کنم و آن هم اینکه در به کار بردن عنوان سند ۲۰۳۰ بعضاً سبق لسان صورت می گیرد و بیست و سی به زبان میاد. خود بنده هم بارها این خطا را سهوا انجام دادم و آن را بیست و سی گفتم. در جلسه ای بنده صحبت می و فایل صوتی از بنده در فضای مجازی منتشر شده، بنده در آن جلسه برای تلطیف فضای جلسه گفتم که برخی عنوان سند را بیست و سی تلفظ می کنند، برخی متاسفانه نسبتی به بنده دادند. این اتهامات در دنیا و آ ت بی پاسخ نخواهد بود. امیدوارم این اتهامات را پس بگیرند.ارادت بنده به ی بر ی پوشیده نیست. ی جز معدود شخصیت هایی است که از نظر هم بینش و هم تیزبینی معرفتی و ساختارمندی که برای شناخت و معرفی در پیشینه و حال ایشان دیده می شود در کمتر ی دیده می شود. بحث هایی که ایشان در حوزه قران و تدبر در قرآن دارند و کتاب سیری در شه ی که ی بر اساس آیات قرآن تدوین کرده اند، جز بهترین منابع شناسی است. ایشان جز نوادر شخصیت هایی هستند که ما در دوره معاصر داریم ایشان را درک می کنیم.
رئیس اسبق صداوسیما را درخیابان پاستور شرقی بعد از گیت اول بازرسی ملاقات می کنم. بنایی قدیمی که طبق گفته کارمندانش شناسنامه ای ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان اعلم بوده، صاحب همان بیمارستان معروف و حالا دفتر کار عزت الله ضرغامی، رئیس سابق صداوسیما و عضو فعلی شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی است. ۵۵آنلاین :رئیس اسبق صداوسیما را درخیابان پاستور شرقی بعد از گیت اول بازرسی ملاقات می کنم. بنایی قدیمی که طبق گفته کارمندانش شناسنامه ای ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان اعلم بوده، صاحب همان بیمارستان معروف و حالا دفتر کار عزت الله ضرغامی، رئیس سابق صداوسیما و عضو فعلی شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی است. می گوید برای این دو سمت از ی حکم دارد و این محل هم بابت مأموریت های محوله و مرتبط با همین دو سمت، در اختیار او گذاشته شده است. پنجره اتاقش درست رو به همان بالکنی باز می شود که محل صبحانه های معروف او با چهره های مشهور است. از هن یشه ها تا ون راست و چپ. او این روزها به واسطه حضور فعالش در فضای مجازی و برخی اظهارنظرهای متفاوتش در مقایسه با سایر اصولگراها در مرکز توجه است. یک مشاور رسانه ای هم دارد. نوجوانی که بین مصاحبه داخل می شود و متن ویرایش شده و آماده برای توییت را با او چک می کند. می گوید: «همه مطالبم را در شبکه های اجتماعی خودم می نویسم. همه کامنت ها را هم می بینم. وقت کنم جواب هم می دهم. هم کامنت ها را و هم دایرکت ها را. فقط توییتر را نمی رسم که پاسخ بدهم». گفت وگوی ما با رئیس اسبق صداوسیما نزدیک به دوساعت ونیم طول کشید و محور گفت وگو عملکرد صداوسیما بود. بخش اول این گفت وگو را امروز می خوانید. ماجرای صبحانه های شما خیلی معروف شده است.
گفته بودم اگر این صبحانه ها را خبری کنیم، مشکل درست می کند...(باخنده).
به تازگی میهمانی صبحانه ای با آقای ابطحی داشتید. آقای ابطحی در زمان ریاست شما بر صداوسیما به تلویزیون آمد و اعتراف کرد.
لطف کرد.
آیا در این میهمانی صبحانه صحبتی یا اشاره ای به ماجرای اعترافات ایشان شد؟ آقای ابطحی گلایه ای نداشت؟
آقای ابطحی از دوستان قدیم ماست که از زمان وزارت ارشاد با هم محشور بودیم. ایشان چون شیرین و خوش مصاحبت است و یکی اگر مثل خودش کنارش بنشیند که راحت و بی دغدغه حرف بزند واقعا حرف هایش شنیدنی است.
خوش اعتراف هم هستند؟
(خنده...) بله صحبت من با ایشان لذت بخش بود... به ایشان گفتم از اینکه پیشگام شده اید تشکر می کنم؛ اما درباره اعترافات ایشان، پاسخ شما هم یک خطی نیست. ممکن است آقای ابطحی در حین صحبت با من درباره برخی رویه ها و روش ها یا فرایند زندان و بازجویی و اعترافات تجربه ای را طرح و منتقل کرده باشند. این حرف ها همیشه هست. ایشان می گفت اصلا من برانداز نبودم. به همین علت زندان آن لذت حداقلی را که برای مبارزان دارد، برای من نداشت، چون من اصلا با ی قصد مبارزه نداشتم. برای همین زندان برای من سخت بود، اما بحثی جدی راجع به اعترافات ایشان نداشتیم.
از همین جا به خود بحث اعترافات و دادگاه های ٨٨ اشاره می کنم. اصلا چرا صداوسیما دادگاه متهمانی را که هنوز اتهامشان ثابت نشده و حکمی برایشان صادر نشده بود، پوشش داد؟ صداوسیما معمولا دادگاه ها را به این شکل پوشش نمی دهد چهره افراد را نشان نمی دهد و نام افراد را تا پیش از صدور حکم به صورت اختصاری پخش می کند. در ماجرای اعترافات هم قبل از صدور حکم افراد آمدند و در صداوسیما اعتراف د. چه شد که صداوسیما به این ماجرا ورود کرد؟
سؤال خوبی کردید. من درباره این رویه که دستگاه قضائی افراد را با حروف اول اسم اعلام می کند انتقاد دارم و به نظرم یک جور شوخی شده است. درباره مسائل امنیتی در کشور اصلا ربطی هم به صداوسیما ندارد... .
آقای ضرغامی من خیلی دوست دارم که مصداقی صحبت کنیم؛ یعنی پاسخ مشخص به همین سؤال.
درباره مسائل امنیتی تصمیم با شورای عالی امنیت ملی است. آنجا با اشراف به قوانین و مقررات تعیین تکلیف می کنند. آقایان رؤسای سه قوه هم هستند. مسئله فتنه و حوادث ٨٨ یک مسئله امنیتی بسیار مهم بود که دشمن با هدف براندازی خیلی تلاش کرد. آبروی نظام به مخاطره افتاد. شورای عالی امنیت ملی در اینجا مدیریت می کرد و جلسات مکرر داشت. حصر هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی را داشت. حصر تصمیم قضائی نبود. به لحاظ قضائی نمی شود برای ی چنین حکمی صادر کرد. درباره پخش آن دادگاه ها و اعترافات، شورای عالی امنیت ملی تشخیص می داد که پخش آنها به لحاظ مدیریت ناامنی های موجود در کشور و کنترل امنیت به نفع مردم کمک می کند.
یعنی پخش دادگاه ها با آن شکل و شرایط با مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود؟
همه اینها براساس مصوبات امنیتی کشور است. برخی ممکن است مصوبه خاص شورای امنیت را داشته باشند، برخی دیگر به این شکل است که دبیرخانه براساس مصوبات شورای عالی امنیت، تصمیمات و رویه هایی را دنبال و براساس آن عمل می کند. خلاف آن باشد در شورا متعرض او می شوند.
یعنی به صداوسیما ابلاغ می شد که شما باید مثلا اعترافات را پخش کنید.
بالاتر از ابلاغ بود. همکاری بسیار با ما داشتند. ما هم همکاری می کردیم برای اینکه بتوانیم امنیت را در کشور حفظ کنیم.
آقای محمدرضا تاجیک بعد از از زندان در یک گفت وگوی خبری شرکت د و صحبت هایی د که خیلی عجیب بود. ماجرای ایشان چه بود؟
درباره ایشان واقعا یادم نیست؛ ولی آنهایی که آمدند گفت وگو د، خودشان می خواستند؛ مگر اینکه بعدا بگویند که نه یک جور دیگر بوده است. البته من خیلی کارهای دیگر در حوادث ٨٨ انجام دادم که درواقع تصمیم گیری های خودم بود. اینکه من آن اغت زیر پل کالج را در عصر عاشورا نشان دادم، تصمیم خود من است. شورای امنیت به من نگفت. شاید هم اگر می گفتم، فکر می د پخش نشود بهتر است. البته چیزی به ما ابلاغ نشد یا پخش ع شده در تظاهرات، تصمیم خود سازمان بود و ربطی به شورای امنیت ملی نداشت.
سازمان یا خود شما؟
هر دو.
همین جا می خواستم درباره آن ٢٠ دقیقه وقت اضافه ای که به آقای بعد از مناظره ها اختصاص داده شد، سؤال کنم. شما گفته اید که به خود گفته بودید بهتر است از این زمان استفاده نکند؛ اما او گفته بود که حق قانونی من است و استفاده می کنم؛ اما ماجرای مهم تر این است که آقای دری نجف آبادی، دادستان وقت کل کشور، بعدا در این باره گفت: «کمیسیون تبلیغات صداوسیما با حضور صداوسیما، شورای نگهبان و دادستان کل کشور تشکیل می شود که محوریت جلسه ها بر عهده دادستان است. در جلسه اخیر کمیسیون تبلیغات صداوسیما که با هدف بررسی مناظره های صورت گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شده بود، دادستان حضور نداشته و به همین دلیل نه تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست؛ بلکه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است».
من صحبت ایشان را ندیدم؛ اما همه صورت جلسات هست. این کمیسیون پنج نفره یک کمیسیون دائمی بود. همین کمیسیون تصویب کرد که نوار آقای خلاف قانون است و نباید پخش شود. این طرفش را هم شما ببینید؛ چون همه مواضعش خلاف قانون بود. آن را من شخصا از ی سؤال و ی به خاطر یک مصلحت بالاتر تشخیص من را درست دیدند که همکاری تان را داشته باشید تا بهانه دست ی داده نشود که بگویند نوار ما را نگذاشتند پخش نشود؛ چون آقای گفته بود اگر یک فریم از آن پخش شود، من می گویم این نوار مال من نیست. چطور آنجایی را که خود کمیسیون می گوید این نوار نباید پخش شود؛ اما من از ی اجازه می گیرم و پخش می کنم، نمی بینند؛ اما یک جلسه دیگر را می بینند.
چون آقای دری گفته بودند چون دادستان حضور نداشته، مصوبه جنبه قانونی ندارد.
آنجا رأی گیری می شود. بالا ه یک کمیسیون است. می توان اسامی آن پنج نفر را درآورد و شما با آنها صحبت کنید. اگر دادستان نبوده؛ اما بقیه بودند و اکثریت داشتند. من به عنوان رئیس صداوسیما دوست نداشتم آن ٢٠ دقیقه پخش شود؛ حتی به ایشان زنگ زدم و گفتم استفاده نکن و آن را ول کن، تمام شد مناظرات. این قدر به آقای پورحسین فشار آمده بود که خیلی برایش سخت بود دوباره برود در آن دکور که من گفتم حتما باید خودت بروی.
شاید منظور آقای دادستان این بوده که به ایشان اطلاع داده نشده بوده.
نه، آن کمیسیون از صبح تا شب فعال بود. دائم مسئله پیش می آمد. در اتاق دفتر ما نشسته بودند. از روزی که ما تصمیم گرفتیم تا زمانی که این ٢٠ دقیقه متعلق به آقای پخش شد، یک مدت طول کشید. حداقل ٢٤ ساعت و من یادم نمی آید که آقای دری به من گفته باشد که خلاف قانون بوده است. چرا به ما نگفته؟ آن هم در زمان حساسی مانند مناظره ها.
چرا به آقای ناطق نوری و هاشمی در همان سال ٨٨ اجازه ندادید که بیایند در صداوسیما و پاسخ گفته های را بدهند؟ در جایی شما گفته بودید اگر می خواستیم اجازه بدهیم، تعداد افراد خیلی زیاد بود؛ حتی وزرای هم می خواستند بیایند پاسخ بدهند و ماجرا جمع نمی شد. به نظرم گفته های شما کمی توجیه بود برای اینکه آن دو نفر خاص امکان پاسخ گویی نداشته باشند؛ چون به طور مشخص به آن دو نفر اشاره شده بود. آقای هاشمی بالا ه آن زمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت بودند. آیا اجازه ندادن به آقای هاشمی هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود.
بر اساس مصوبات کمیسیون تبلیغات، تنها نامزدهای انتخابات حق پاسخ گویی موارد اتهامی در مناظره ها را داشتند و ما دقیقا بر اساس قانون عمل کردیم. من در این باره بارها با آقای ناطق صحبت . خیلی تماس گرفتم و گفتم تلویزیون در اختیار شماست. بیایید سخنرانی کنید؛ اما ایشان خودشان در شرایطی بودند که نمی آمدند. حتی من گفتم در مراسم احیا شرکت کنید، ما پخش می کنیم؛ اما باز هم نمی رفتند. اصلا در فضاهای عمومی نمی رفتند. لازم نبود من بگویم مردم منتظر باشید آقای ناطق می خواهد بیاید درباره پسرش توضیح بدهد؛ چون این خودش ضد تبلیغ بود. ما صد برنامه دیگر می توانستیم ترتیب بدهیم که آقای ناطق بیاید صحبت کند. حتی بعد برای ٢٥ بهمن خودم به آقای ناطق گفتم حتما شما مصاحبه کنید که اتفاقا آمدند مصاحبه هم د؛ اما درباره آقای هاشمی اصلا رفتارهای شان در راستای فتنه ادامه داشت. هم که رفتند، مراسم خوبی نشد.
پس تشخیص شما این بود که ایشان نباید بیاید در صحبت کند.
نه! به من ربطی نداشت و ایشان کامل هم پخش شد؛ اما اینکه ایشان یا آقای ناطق یا حتی خود آقای و و چه بقیه معترضان بیایند دائما توضیح بدهند، اصلا چنین چیزی امکان نداشت.
شما که گفتید به آقای ناطق گفته بودید بیایند، خودشان نیامدند.
منظورم گفت وگو به بهانه دیگر بود. اصلا برای آقای ناطق خوب نبود بیاید بنشیند، بگوید من درباره پسرم می خواهم صحبت کنم. من برای ایشان دلسوزی .
این تصمیم را شما شخصا می گرفتید؟ بر چه اساسی شما این تصمیم را می گرفتید که برای طرف خوب است بیاید یا خوب نیست؟
سؤال خوبی است. زمانی رئیس صداوسیما چون رسانه را می شناسد، به مسئولی زنگ می زند می گوید مصاحبه کردید این تکه از مصاحبه شما چنین شائبه ای ایجاد کرده. او هم تشکر می کند و ما حذف می کنیم. بارها پیش آمده، در بالاترین سطوح. رئیس صداوسیما زنده و فعال است. صداوسیما را هدایت می کند. من خیلی از اوقات به آدم ها توصیه می و حرف من را گوش می د. من می توانم یک مصاحبه م و درباره توصیه هایی که به بزرگان داشته ام و گوش کرده اند پنج ساعت صحبت کنم. آقای هاشمی هم اگر قرار بود بیاید درباره مناظره ها و بحث ها دوباره شروع کند به صحبت، یعنی اینکه بقیه هم بیایند؛ اما ایشان همه حرف هایی که می خواست بزند آیا بالاتر از این چیزهایی بود که در گفت؟ همه را گفت.
پس شما تشخیص دادید که همان کفایت می کرد.
می توانست پخش نشود. هیچ به من نگفت پخش نشود. ضرغامی می توانست کل آقای هاشمی را پخش نکند، چون اصلا در جهت آرامش دادن و مسیر حل فتنه و حوادث و رهنمودهای ی نبود.
برسیم به نحوه اداره صداوسیما و نقش رئیس سازمان. آقای عبدالله ناصری به جلسه ای اشاره کرده اند که با حضور چند نفر دیگر به نمایندگی از شورای اصلاح طلبان و با دعوت شما برای همفکری و صحبت درباره رویکرد صداوسیما تشکیل شده بود. ایشان تعریف می کنند که شما وعده های زیادی برای تغییر نگرش صداوسیما داده بودید و درعین حال در برابر صحبت های آنها و انتقاداتشان که معتقد بودند جریانی خارج از صداوسیما در تعیین رویکردهای این سازمان نقش دارد و ریاست سازمان بیشتر ح شکلی دارد ناراحت و عصبانی شده بودید.
اینکه ایشان یک قرائتی از آن جلسه دارند، مربوط به خودشان است. من خیلی محتوای آن جلسه در خاطرم نمانده است، اما حتی اگر بگوییم که روایت ایشان هم درست باشد نشان می دهد که ایشان یا آقای مرعشی را من به حضور پذیرفتم و علاقه مند بودم که با آنها گفت وگو کنم. یکی از گمشده های ما گفت وگوست. ما وقتی با هم حرف می زنیم به شناخت بهتری می رسیم.
آقای ناصری می گوید شما در آن جلسه می گویید چند روز است به شما فشار می آورد که خبر عزل آقای لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی را منتشر کنید، اما شما مقاومت می کردید و گفته اید که امشب در خبر ساعت ٩ قرار است آن را پخش کنید، در همین حین آقای ناصری به شما می گوید که خبر ساعت ١٠ صبح به نقل از آقای الهام از رادیو پخش شد. آقای ناصری می گوید که شما خیلی تعجب می کنید و از اتاق بیرون می روید و وقتی بازمی گردید، خیلی بی حوصله و ناراحت بودید. آقای ناصری این را نشانه این می داند که ریاست صداوسیما بر همه حوزه های سازمان مسلط نبوده یا حداقل بخش خبر و معاونت کاملا تحت نظر ریاست سازمان نبوده است.
من به روایت و قرائت افراد از یک جلسه واحد احترام می گذارم، ولی معمولا برخی ناهماهنگی ها در پخش اتفاق می افتد که عادی است.
این اهمیتی که شما برای گفت وگو قائل هستید و این منش را در ملاقات های شما با چهره های مختلف هم شاهد هستیم، آیا شما بعد از وج از صداوسیما پیدا کردید؟ یا همان زمان هم اعتقاد داشتید که صداوسیما محل گفت وگو و تعامل همه جریان های فکری و سلایق مختلف است؟ در حقیقت ما چنین تصوری از شما در دوران ریاست بر صداوسیما نداریم، چراکه وجی صداوسیما چنین چیزی را نشان نمی داد و نمی بینیم.
من در صداوسیما هم همین جریان را راه انداختم. هم خودم با افراد مختلف صحبت می و هم جلساتی می گذاشتم و تقریبا مشروح آن را از صداوسیما پخش می کردیم؛ مثلا من اگر برای سیاست گذاری های کلان با ٢٠ نفر از زن های برجسته حوزه ن و سیاست جلسه داشتم، از خانم ها کولایی، راکعی و رهنورد در این جلسه بودند تا خانم های دیگری که مجلس یا عضو نهادهای دیگری بودند. نوار آن هست و اینها از صداوسیما پخش شده است. حرف های نی که متعلق به جریان اصلاحات بودند و دیدگاه هایشان مشخص است. من این جلسات را با ون و احزاب و گروه ها هم گذاشتم. حدود ٣٠ نشست بود که در شروع کار من خیلی فضا را باز کرد؛ مثلا در جلسه ای که من با جامعه شناسان داشتم، آقای جلایی پور خیلی حرف های خوبی زدند یا مثلا در جلسه کارگردانان دعوای بین آقای نوری زاد و آقای شاه حاتمی یادم نمی رود، چون آقای فخیم زاده کارگردان نظراتی داد و آقای نوری زاد خیلی آن زمان حزب اللهی بود و حرف های تندی علیه کارگردانان زد و تع ر بسیار بدی به کار برد که جلسه را متشنج کرد که آقای شاه حاتمی پاسخ های محکمی به آقای نوری زاد داد که اگر شما می خواهید این طور بحث کنید، ما جلسه را ترک می کنیم یا در برنامه ای به مناسبت تسخیر سفارت من از آقای اصغر زاده و خانم ابتکار دعوت ، اما آنها در صحبت هایشان بحث را به وقایع ٨٨ کشیدند و من بعدا بر سر آن خیلی انتقاد شنیدم که چرا آنها را دعوت کرده ام. وقتی دوستان خودشان رعایت نمی د، دست من هم برای ادامه دادن این روند بسته بود. من نشان دادم که می خواهم با همه کار کنم و بهترین دلیلش هم این است که از آقای خاتمی در انتهای دوره ریاست جمهوری شان دعوت و از ایشان تجلیل کردیم. ایشان بالا ه در سال های ریاست جمهوری شان یک قضاوتی نسبت به این سازمان داشتند، اما در یک سال و ده ای بعد از مسئولیت من صراحتا قضاوت و بهترین تع ر را در مورد عملکرد سازمان مطرح د.
البته آقای خاتمی خیلی مأخوذ به حیا هستند و احتمالا قضاوت میانه رویی هم داشته اند.
اگر مبتنی بر عقلانیت باشیم، می توانیم انتقاداتمان را بهداشتی و در قالب کلمات زیبا بگوییم اما اصل سخن را تحریف نمی کنیم.
شما گفت وگو و نشست هایی را که با افراد و جریان های مختلف داشتید، مطرح کردید اما من می خواهم بگویم وجی صداوسیما چه زمان شما چه قبل و بعد از آن هیچ وقت منع کننده چند ص نبوده است. مقصودم این است که چند جلسه گفت وگو، نمادی از روند کلی و سیاست های حاکم بر همه برنامه های صداوسیما نبوده و نیست؛ به ویژه برنامه های خبری و . ما این عد ی را که شما از آن صحبت می کنید و معتقدید در صداوسیما سلایق و نگاه های مختلف حضور داشته اند، نمی بینیم. در واقع به نظر ما همین روند است که صداوسیما را در افواه به «رسانه میلی» و نه «رسانه ملی» معروف کرد.در بحث مدیریت علمی که همه دنیا پذیرفته اند، یک رفتار فردی داریم یک رفتار سازمانی. انی که در دوره مدیریتشان این دو را باهم خلط کنند، حتما سازمان را به انحراف می برند. سازمان اه روشنی دارد که بر اساس آن برنامه ریزی می شود. من ٢٠ سال است درس مدیریت می دهم. سازمان را با محیطش می شناسم. حالا ممکن است یک نفر رئیس سازمانی بشود و هر روز که از خواب بلند شد، یک نظر فردی بدهد و بگوید هوس یا عشقم کشیده می خواهم فلان کار را انجام بدهم.
بهتر است همین صحبت های شما را مصداقی روی خود صداوسیما طرح کنیم. مثلا کجا و چرا صداوسیما با این ویژگی خلقی شما که معتقدید اهل گفت وگو و تعامل با همه جریان ها هستید، تضاد و تعارض دارد و چرا اصلا باید متعارض باشد؟ مگر جز این است که صداوسیمای ملی باید منع کننده چند ص باشد؟
صداوسیما زمین بازی من است و اگر وارد آن بشوم، آن قدر مثال دارم که شما را قانع کند اما شما مثال ها را کنار بگذارید و اول استدلال من را گوش کنید. رئیس سازمان صداوسیما نمی تواند رفتار شخصی نشان دهد. مثلا وقتی قرار است یک خبر حساس پخش شود، باید به شورای عالی امنیت ملی پاسخ گو باشد. در همه بحث های جدی مصوبات شورای عالی امنیت ملی و دبیر شورا برای رئیس سازمان صداوسیما لازم الاجرا است.
مثلا در باره همین پاسارگاد و روزی که می گویند روز کوروش است و عده کثیری از مردم هم می روند. شاید سه تا چهار هزار نفر هم باشند که بخواهند اوضاع را به هم بزنند و در شبکه های خارجی پخش کنند و هیمنه نظام را از بین ببرند. ت می خواهد ماجرا را کنترل کند. انصافا امسال ت ماجرا را خوب کنترل کرد. یک کار امنیتی قوی و دقیق که نگذاشتند کوچک ترین تحرکی شود اما اشکال آنجا بود که گفتند نگویید به فلان دلیل ما آنجا محدودیت عبور و مرور ایجاد کرده ایم بلکه تابلو گذاشته بودند که جاده در دست تعمیر است. من از دو روز قبل که می دیدم این تابلو دست به دست در شبکه های مجازی می چرخد، از خودم خج می کشیدم. موارد بسیار مهمی بوده که من خبری را در صداوسیما منتشر و در شورای امنیت شدیدا توبیخ شدم و کارت قرمز گرفتم؛ حتی مجلس. گاهی یک خبر علیه مجلس منتشر می کردیم، در طول دوره های مختلف چه هجمه ای علیه صداوسیما می شد. اما حال برگردیم سر سؤال شما که چرا افراد و چهره های از طیف های مختلف در صداو سیما حضور ندارند.
و برع حتی اینکه صداوسیما به طور علنی علیه یک جریان یا علیه چهره های آن جریان برنامه سازی می کند، به ویژه در بخش های خبری و به ویژه برنامه خبری ٢٠:٣٠ که توپخانه اش همواره علیه جریان اصلاحات روشن بود. ببینید ماجرای صداوسیما تا جایی پیش رفته که به نظر می رسد اعتماد عمومی به آن از دست رفته، تاجایی که در برخی ات و ها وقتی دوربین صداوسیما را می بینند، علیه آن شعار می دهند. به نظرم اینها مواردی نیست که صداوسیما بتواند از آن عبور کند و نادیده بگیرد. دیگر اینکه شما معتقدید که رئیس یک سازمان نباید تعلقات فردی و شخصی اش را با اه سازمانی اش یکی یا مخلوط کند. اتفاقا سؤال من حالا این است که وقتی طبق قانون اساسی ما انحصارا یک صداوسیمای ملی داریم و مجاز به داشتن شبکه های تلویزیونی خصوصی نیستیم، پس قاعدتا صداوسیمای ما باید ملی باشد، نه بلندگوی یک جریان خاص. پس از قضا اگر تعلقات شخصی شما هم که تعامل با همه جریان هاست، با اه واقعی سازمان صداوسیما هم پوشانی دارد، این یک نکته مثبت باید باشد نه منفی؛ ولی ما اثر آن را ندیدیم.
افکار متفاوت در عرصه های مختلف هم در سیما و هم صدا فراوان مطرح می شود. شما بیشتر حوزه ، آن هم شخصیت های جناحی را رصد می کنید؛ درحالی که چند ص و بیان نظرات مختلف و حوزه های متنوع موضوعی و تخصصی به وفور اتفاق می افتد.
ادامه دارد... منبع : شرق
امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانامضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تانتصاویر امضای بیانیه همکاری مشترک بین وزرای دفاع ایران و پا تان-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.i_like_it+ 0i_dont_like_it- 0
منبع: https://www.mehrnews.com/p o/4202930/امضای-بیانیه-همکاری-مشترک-بین-وزرای-دفاع-ایران-و-پا تان
رو مه شرق نوشت: رئیس اسبق صداوسیما را درخیابان پاستور شرقی بعد از گیت اول بازرسی ملاقات می کنم. بنایی قدیمی که طبق گفته کارمندانش شناسنامه ای ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان اعلم بوده، صاحب همان بیمارستان معروف و حالا دفتر کار عزت الله ضرغامی، رئیس سابق صداوسیما و عضو فعلی شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی است. می گوید برای این دو سمت از ی حکم دارد و این محل هم بابت مأموریت های محوله و مرتبط با همین دو سمت، در اختیار او گذاشته شده است. پنجره اتاقش درست رو به همان بالکنی باز می شود که محل صبحانه های معروف او با چهره های مشهور است. از هن یشه ها تا ون راست و چپ. او این روزها به واسطه حضور فعالش در فضای مجازی و برخی اظهارنظرهای متفاوتش در مقایسه با سایر اصولگراها در مرکز توجه است. یک مشاور رسانه ای هم دارد. نوجوانی که بین مصاحبه داخل می شود و متن ویرایش شده و آماده برای توییت را با او چک می کند. می گوید: «همه مطالبم را در شبکه های اجتماعی خودم می نویسم. همه کامنت ها را هم می بینم. وقت کنم جواب هم می دهم. هم کامنت ها را و هم دایرکت ها را. فقط توییتر را نمی رسم که پاسخ بدهم». گفت وگوی ما با رئیس اسبق صداوسیما نزدیک به دوساعت ونیم طول کشید و محور گفت وگو عملکرد صداوسیما بود. بخش اول این گفت وگو را امروز می خوانید. ماجرای صبحانه های شما خیلی معروف شده است.گفته بودم اگر این صبحانه ها را خبری کنیم، مشکل درست می کند...(باخنده). به تازگی میهمانی صبحانه ای با آقای ابطحی داشتید. آقای ابطحی در زمان ریاست شما بر صداوسیما به تلویزیون آمد و اعتراف کرد. آیا در این میهمانی صبحانه صحبتی یا اشاره ای به ماجرای اعترافات ایشان شد؟ آقای ابطحی گلایه ای نداشت؟آقای ابطحی از دوستان قدیم ماست که از زمان وزارت ارشاد با هم محشور بودیم. ایشان چون شیرین و خوش مصاحبت است و یکی اگر مثل خودش کنارش بنشیند که راحت و بی دغدغه حرف بزند واقعا حرف هایش شنیدنی است. خوش اعتراف هم هستند؟(خنده...) بله صحبت من با ایشان لذت بخش بود... به ایشان گفتم از اینکه پیشگام شده اید تشکر می کنم؛ اما درباره اعترافات ایشان، پاسخ شما هم یک خطی نیست. ممکن است آقای ابطحی در حین صحبت با من درباره برخی رویه ها و روش ها یا فرایند زندان و بازجویی و اعترافات تجربه ای را طرح و منتقل کرده باشند. این حرف ها همیشه هست. ایشان می گفت اصلا من برانداز نبودم. به همین علت زندان آن لذت حداقلی را که برای مبارزان دارد، برای من نداشت، چون من اصلا با ی قصد مبارزه نداشتم. برای همین زندان برای من سخت بود، اما بحثی جدی راجع به اعترافات ایشان نداشتیم.از همین جا به خود بحث اعترافات و دادگاه های ٨٨ اشاره می کنم. اصلا چرا صداوسیما دادگاه متهمانی را که هنوز اتهامشان ثابت نشده و حکمی برایشان صادر نشده بود، پوشش داد؟ صداوسیما معمولا دادگاه ها را به این شکل پوشش نمی دهد چهره افراد را نشان نمی دهد و نام افراد را تا پیش از صدور حکم به صورت اختصاری پخش می کند. در ماجرای اعترافات هم قبل از صدور حکم افراد آمدند و در صداوسیما اعتراف د. چه شد که صداوسیما به این ماجرا ورود کرد؟سؤال خوبی کردید. من درباره این رویه که دستگاه قضائی افراد را با حروف اول اسم اعلام می کند انتقاد دارم و به نظرم یک جور شوخی شده است. درباره مسائل امنیتی در کشور اصلا ربطی هم به صداوسیما ندارد... . آقای ضرغامی من خیلی دوست دارم که مصداقی صحبت کنیم؛ یعنی پاسخ مشخص به همین سؤال.درباره مسائل امنیتی تصمیم با شورای عالی امنیت ملی است. آنجا با اشراف به قوانین و مقررات تعیین تکلیف می کنند. آقایان رؤسای سه قوه هم هستند. مسئله فتنه و حوادث ٨٨ یک مسئله امنیتی بسیار مهم بود که دشمن با هدف براندازی خیلی تلاش کرد. آبروی نظام به مخاطره افتاد. شورای عالی امنیت ملی در اینجا مدیریت می کرد و جلسات مکرر داشت. حصر هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی را داشت. حصر تصمیم قضائی نبود. به لحاظ قضائی نمی شود برای ی چنین حکمی صادر کرد. درباره پخش آن دادگاه ها و اعترافات، شورای عالی امنیت ملی تشخیص می داد که پخش آنها به لحاظ مدیریت ناامنی های موجود در کشور و کنترل امنیت به نفع مردم کمک می کند.یعنی پخش دادگاه ها با آن شکل و شرایط با مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود؟همه اینها براساس مصوبات امنیتی کشور است. برخی ممکن است مصوبه خاص شورای امنیت را داشته باشند، برخی دیگر به این شکل است که دبیرخانه براساس مصوبات شورای عالی امنیت، تصمیمات و رویه هایی را دنبال و براساس آن عمل می کند. خلاف آن باشد در شورا متعرض او می شوند.یعنی به صداوسیما ابلاغ می شد که شما باید مثلا اعترافات را پخش کنید.بالاتر از ابلاغ بود. همکاری بسیار با ما داشتند. ما هم همکاری می کردیم برای اینکه بتوانیم امنیت را در کشور حفظ کنیم. آقای محمدرضا تاجیک بعد از از زندان در یک گفت وگوی خبری شرکت د و صحبت هایی د که خیلی عجیب بود. ماجرای ایشان چه بود؟درباره ایشان واقعا یادم نیست؛ ولی آنهایی که آمدند گفت وگو د، خودشان می خواستند؛ مگر اینکه بعدا بگویند که نه یک جور دیگر بوده است. البته من خیلی کارهای دیگر در حوادث ٨٨ انجام دادم که درواقع تصمیم گیری های خودم بود. اینکه من آن اغت زیر پل کالج را در عصر عاشورا نشان دادم، تصمیم خود من است. شورای امنیت به من نگفت. شاید هم اگر می گفتم، فکر می د پخش نشود بهتر است. البته چیزی به ما ابلاغ نشد یا پخش ع شده در تظاهرات، تصمیم خود سازمان بود و ربطی به شورای امنیت ملی نداشت.سازمان یا خود شما؟هر دو.همین جا می خواستم درباره آن ٢٠ دقیقه وقت اضافه ای که به آقای بعد از مناظره ها اختصاص داده شد، سؤال کنم. شما گفته اید که به خود گفته بودید بهتر است از این زمان استفاده نکند؛ اما او گفته بود که حق قانونی من است و استفاده می کنم؛ اما ماجرای مهم تر این است که آقای دری نجف آبادی، دادستان وقت کل کشور، بعدا در این باره گفت: «کمیسیون تبلیغات صداوسیما با حضور صداوسیما، شورای نگهبان و دادستان کل کشور تشکیل می شود که محوریت جلسه ها بر عهده دادستان است. در جلسه اخیر کمیسیون تبلیغات صداوسیما که با هدف بررسی مناظره های صورت گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شده بود، دادستان حضور نداشته و به همین دلیل نه تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست؛ بلکه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است».من صحبت ایشان را ندیدم؛ اما همه صورت جلسات هست. این کمیسیون پنج نفره یک کمیسیون دائمی بود. همین کمیسیون تصویب کرد که نوار آقای خلاف قانون است و نباید پخش شود. این طرفش را هم شما ببینید؛ چون همه مواضعش خلاف قانون بود. آن را من شخصا از ی سؤال و ی به خاطر یک مصلحت بالاتر تشخیص من را درست دیدند که همکاری تان را داشته باشید تا بهانه دست ی داده نشود که بگویند نوار ما را نگذاشتند پخش نشود؛ چون آقای گفته بود اگر یک فریم از آن پخش شود، من می گویم این نوار مال من نیست. چطور آنجایی را که خود کمیسیون می گوید این نوار نباید پخش شود؛ اما من از ی اجازه می گیرم و پخش می کنم، نمی بینند؛ اما یک جلسه دیگر را می بینند. چون آقای دری گفته بودند چون دادستان حضور نداشته، مصوبه جنبه قانونی ندارد.آنجا رأی گیری می شود. بالا ه یک کمیسیون است. می توان اسامی آن پنج نفر را درآورد و شما با آنها صحبت کنید. اگر دادستان نبوده؛ اما بقیه بودند و اکثریت داشتند. من به عنوان رئیس صداوسیما دوست نداشتم آن ٢٠ دقیقه پخش شود؛ حتی به ایشان زنگ زدم و گفتم استفاده نکن و آن را ول کن، تمام شد مناظرات. این قدر به آقای پورحسین فشار آمده بود که خیلی برایش سخت بود دوباره برود در آن دکور که من گفتم حتما باید خودت بروی.شاید منظور آقای دادستان این بوده که به ایشان اطلاع داده نشده بوده.نه، آن کمیسیون از صبح تا شب فعال بود. دائم مسئله پیش می آمد. در اتاق دفتر ما نشسته بودند. از روزی که ما تصمیم گرفتیم تا زمانی که این ٢٠ دقیقه متعلق به آقای پخش شد، یک مدت طول کشید. حداقل ٢٤ ساعت و من یادم نمی آید که آقای دری به من گفته باشد که خلاف قانون بوده است. چرا به ما نگفته؟ آن هم در زمان حساسی مانند مناظره ها. چرا به آقای ناطق نوری و هاشمی در همان سال ٨٨ اجازه ندادید که بیایند در صداوسیما و پاسخ گفته های را بدهند؟ در جایی شما گفته بودید اگر می خواستیم اجازه بدهیم، تعداد افراد خیلی زیاد بود؛ حتی وزرای هم می خواستند بیایند پاسخ بدهند و ماجرا جمع نمی شد. به نظرم گفته های شما کمی توجیه بود برای اینکه آن دو نفر خاص امکان پاسخ گویی نداشته باشند؛ چون به طور مشخص به آن دو نفر اشاره شده بود. آقای هاشمی بالا ه آن زمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت بودند. آیا اجازه ندادن به آقای هاشمی هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود.بر اساس مصوبات کمیسیون تبلیغات، تنها نامزدهای انتخابات حق پاسخ گویی موارد اتهامی در مناظره ها را داشتند و ما دقیقا بر اساس قانون عمل کردیم. من در این باره بارها با آقای ناطق صحبت . خیلی تماس گرفتم و گفتم تلویزیون در اختیار شماست. بیایید سخنرانی کنید؛ اما ایشان خودشان در شرایطی بودند که نمی آمدند. حتی من گفتم در مراسم احیا شرکت کنید، ما پخش می کنیم؛ اما باز هم نمی رفتند. اصلا در فضاهای عمومی نمی رفتند. لازم نبود من بگویم مردم منتظر باشید آقای ناطق می خواهد بیاید درباره پسرش توضیح بدهد؛ چون این خودش ضد تبلیغ بود. ما صد برنامه دیگر می توانستیم ترتیب بدهیم که آقای ناطق بیاید صحبت کند. حتی بعد برای ٢٥ بهمن خودم به آقای ناطق گفتم حتما شما مصاحبه کنید که اتفاقا آمدند مصاحبه هم د؛ اما درباره آقای هاشمی اصلا رفتارهای شان در راستای فتنه ادامه داشت. هم که رفتند، مراسم خوبی نشد. پس تشخیص شما این بود که ایشان نباید بیاید در صحبت کند.نه! به من ربطی نداشت و ایشان کامل هم پخش شد؛ اما اینکه ایشان یا آقای ناطق یا حتی خود آقای و و چه بقیه معترضان بیایند دائما توضیح بدهند، اصلا چنین چیزی امکان نداشت. شما که گفتید به آقای ناطق گفته بودید بیایند، خودشان نیامدند.منظورم گفت وگو به بهانه دیگر بود. اصلا برای آقای ناطق خوب نبود بیاید بنشیند، بگوید من درباره پسرم می خواهم صحبت کنم. من برای ایشان دلسوزی .این تصمیم را شما شخصا می گرفتید؟ بر چه اساسی شما این تصمیم را می گرفتید که برای طرف خوب است بیاید یا خوب نیست؟سؤال خوبی است. زمانی رئیس صداوسیما چون رسانه را می شناسد، به مسئولی زنگ می زند می گوید مصاحبه کردید این تکه از مصاحبه شما چنین شائبه ای ایجاد کرده. او هم تشکر می کند و ما حذف می کنیم. بارها پیش آمده، در بالاترین سطوح. رئیس صداوسیما زنده و فعال است. صداوسیما را هدایت می کند. من خیلی از اوقات به آدم ها توصیه می و حرف من را گوش می د. من می توانم یک مصاحبه م و درباره توصیه هایی که به بزرگان داشته ام و گوش کرده اند پنج ساعت صحبت کنم. آقای هاشمی هم اگر قرار بود بیاید درباره مناظره ها و بحث ها دوباره شروع کند به صحبت، یعنی اینکه بقیه هم بیایند؛ اما ایشان همه حرف هایی که می خواست بزند آیا بالاتر از این چیزهایی بود که در گفت؟ همه را گفت.پس شما تشخیص دادید که همان کفایت می کرد.می توانست پخش نشود. هیچ به من نگفت پخش نشود. ضرغامی می توانست کل آقای هاشمی را پخش نکند، چون اصلا در جهت آرامش دادن و مسیر حل فتنه و حوادث و رهنمودهای ی نبود.برسیم به نحوه اداره صداوسیما و نقش رئیس سازمان. آقای عبدالله ناصری به جلسه ای اشاره کرده اند که با حضور چند نفر دیگر به نمایندگی از شورای اصلاح طلبان و با دعوت شما برای همفکری و صحبت درباره رویکرد صداوسیما تشکیل شده بود. ایشان تعریف می کنند که شما وعده های زیادی برای تغییر نگرش صداوسیما داده بودید و درعین حال در برابر صحبت های آنها و انتقاداتشان که معتقد بودند جریانی خارج از صداوسیما در تعیین رویکردهای این سازمان نقش دارد و ریاست سازمان بیشتر ح شکلی دارد ناراحت و عصبانی شده بودید.اینکه ایشان یک قرائتی از آن جلسه دارند، مربوط به خودشان است. من خیلی محتوای آن جلسه در خاطرم نمانده است، اما حتی اگر بگوییم که روایت ایشان هم درست باشد نشان می دهد که ایشان یا آقای مرعشی را من به حضور پذیرفتم و علاقه مند بودم که با آنها گفت وگو کنم. یکی از گمشده های ما گفت وگوست. ما وقتی با هم حرف می زنیم به شناخت بهتری می رسیم.آقای ناصری می گوید شما در آن جلسه می گویید چند روز است به شما فشار می آورد که خبر عزل آقای لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی را منتشر کنید، اما شما مقاومت می کردید و گفته اید که امشب در خبر ساعت ٩ قرار است آن را پخش کنید، در همین حین آقای ناصری به شما می گوید که خبر ساعت ١٠ صبح به نقل از آقای الهام از رادیو پخش شد. آقای ناصری می گوید که شما خیلی تعجب می کنید و از اتاق بیرون می روید و وقتی بازمی گردید، خیلی بی حوصله و ناراحت بودید. آقای ناصری این را نشانه این می داند که ریاست صداوسیما بر همه حوزه های سازمان مسلط نبوده یا حداقل بخش خبر و معاونت کاملا تحت نظر ریاست سازمان نبوده است.من به روایت و قرائت افراد از یک جلسه واحد احترام می گذارم، ولی معمولا برخی ناهماهنگی ها در پخش اتفاق می افتد که عادی است. این اهمیتی که شما برای گفت وگو قائل هستید و این منش را در ملاقات های شما با چهره های مختلف هم شاهد هستیم، آیا شما بعد از وج از صداوسیما پیدا کردید؟ یا همان زمان هم اعتقاد داشتید که صداوسیما محل گفت وگو و تعامل همه جریان های فکری و سلایق مختلف است؟ در حقیقت ما چنین تصوری از شما در دوران ریاست بر صداوسیما نداریم، چراکه وجی صداوسیما چنین چیزی را نشان نمی داد و نمی بینیم.من در صداوسیما هم همین جریان را راه انداختم. هم خودم با افراد مختلف صحبت می و هم جلساتی می گذاشتم و تقریبا مشروح آن را از صداوسیما پخش می کردیم؛ مثلا من اگر برای سیاست گذاری های کلان با ٢٠ نفر از زن های برجسته حوزه ن و سیاست جلسه داشتم، از خانم ها کولایی، راکعی و رهنورد در این جلسه بودند تا خانم های دیگری که مجلس یا عضو نهادهای دیگری بودند. نوار آن هست و اینها از صداوسیما پخش شده است. حرف های نی که متعلق به جریان اصلاحات بودند و دیدگاه هایشان مشخص است. من این جلسات را با ون و احزاب و گروه ها هم گذاشتم. حدود ٣٠ نشست بود که در شروع کار من خیلی فضا را باز کرد؛ مثلا در جلسه ای که من با جامعه شناسان داشتم، آقای جلایی پور خیلی حرف های خوبی زدند یا مثلا در جلسه کارگردانان دعوای بین آقای نوری زاد و آقای شاه حاتمی یادم نمی رود، چون آقای فخیم زاده کارگردان نظراتی داد و آقای نوری زاد خیلی آن زمان حزب اللهی بود و حرف های تندی علیه کارگردانان زد و تع ر بسیار بدی به کار برد که جلسه را متشنج کرد که آقای شاه حاتمی پاسخ های محکمی به آقای نوری زاد داد که اگر شما می خواهید این طور بحث کنید، ما جلسه را ترک می کنیم یا در برنامه ای به مناسبت تسخیر سفارت من از آقای اصغر زاده و خانم ابتکار دعوت ، اما آنها در صحبت هایشان بحث را به وقایع ٨٨ کشیدند و من بعدا بر سر آن خیلی انتقاد شنیدم که چرا آنها را دعوت کرده ام. وقتی دوستان خودشان رعایت نمی د، دست من هم برای ادامه دادن این روند بسته بود. من نشان دادم که می خواهم با همه کار کنم و بهترین دلیلش هم این است که از آقای خاتمی در انتهای دوره ریاست جمهوری شان دعوت و از ایشان تجلیل کردیم. ایشان بالا ه در سال های ریاست جمهوری شان یک قضاوتی نسبت به این سازمان داشتند، اما در یک سال و ده ای بعد از مسئولیت من صراحتا قضاوت و بهترین تع ر را در مورد عملکرد سازمان مطرح د. البته آقای خاتمی خیلی مأخوذ به حیا هستند و احتمالا قضاوت میانه رویی هم داشته اند.اگر مبتنی بر عقلانیت باشیم، می توانیم انتقاداتمان را بهداشتی و در قالب کلمات زیبا بگوییم اما اصل سخن را تحریف نمی کنیم. شما گفت وگو و نشست هایی را که با افراد و جریان های مختلف داشتید، مطرح کردید اما من می خواهم بگویم وجی صداوسیما چه زمان شما چه قبل و بعد از آن هیچ وقت منع کننده چند ص نبوده است. مقصودم این است که چند جلسه گفت وگو، نمادی از روند کلی و سیاست های حاکم بر همه برنامه های صداوسیما نبوده و نیست؛ به ویژه برنامه های خبری و . ما این عد ی را که شما از آن صحبت می کنید و معتقدید در صداوسیما سلایق و نگاه های مختلف حضور داشته اند، نمی بینیم. در واقع به نظر ما همین روند است که صداوسیما را در افواه به «رسانه میلی» و نه «رسانه ملی» معروف کرد.در بحث مدیریت علمی که همه دنیا پذیرفته اند، یک رفتار فردی داریم یک رفتار سازمانی. انی که در دوره مدیریتشان این دو را باهم خلط کنند، حتما سازمان را به انحراف می برند. سازمان اه روشنی دارد که بر اساس آن برنامه ریزی می شود. من ٢٠ سال است درس مدیریت می دهم. سازمان را با محیطش می شناسم. حالا ممکن است یک نفر رئیس سازمانی بشود و هر روز که از خواب بلند شد، یک نظر فردی بدهد و بگوید هوس یا عشقم کشیده می خواهم فلان کار را انجام بدهم.بهتر است همین صحبت های شما را مصداقی روی خود صداوسیما طرح کنیم. مثلا کجا و چرا صداوسیما با این ویژگی خلقی شما که معتقدید اهل گفت وگو و تعامل با همه جریان ها هستید، تضاد و تعارض دارد و چرا اصلا باید متعارض باشد؟ مگر جز این است که صداوسیمای ملی باید منع کننده چند ص باشد؟صداوسیما زمین بازی من است و اگر وارد آن بشوم، آن قدر مثال دارم که شما را قانع کند اما شما مثال ها را کنار بگذارید و اول استدلال من را گوش کنید. رئیس سازمان صداوسیما نمی تواند رفتار شخصی نشان دهد. مثلا وقتی قرار است یک خبر حساس پخش شود، باید به شورای عالی امنیت ملی پاسخ گو باشد. در همه بحث های جدی مصوبات شورای عالی امنیت ملی و دبیر شورا برای رئیس سازمان صداوسیما لازم الاجرا است. مثلا در باره همین پاسارگاد و روزی که می گویند روز کوروش است و عده کثیری از مردم هم می روند. شاید سه تا چهار هزار نفر هم باشند که بخواهند اوضاع را به هم بزنند و در شبکه های خارجی پخش کنند و هیمنه نظام را از بین ببرند. ت می خواهد ماجرا را کنترل کند. انصافا امسال ت ماجرا را خوب کنترل کرد. یک کار امنیتی قوی و دقیق که نگذاشتند کوچک ترین تحرکی شود اما اشکال آنجا بود که گفتند نگویید به فلان دلیل ما آنجا محدودیت عبور و مرور ایجاد کرده ایم بلکه تابلو گذاشته بودند که جاده در دست تعمیر است. من از دو روز قبل که می دیدم این تابلو دست به دست در شبکه های مجازی می چرخد، از خودم خج می کشیدم. موارد بسیار مهمی بوده که من خبری را در صداوسیما منتشر و در شورای امنیت شدیدا توبیخ شدم و کارت قرمز گرفتم؛ حتی مجلس. گاهی یک خبر علیه مجلس منتشر می کردیم، در طول دوره های مختلف چه هجمه ای علیه صداوسیما می شد. اما حال برگردیم سر سؤال شما که چرا افراد و چهره های از طیف های مختلف در صداو سیما حضور ندارند.و برع حتی اینکه صداوسیما به طور علنی علیه یک جریان یا علیه چهره های آن جریان برنامه سازی می کند، به ویژه در بخش های خبری و به ویژه برنامه خبری ٢٠:٣٠ که توپخانه اش همواره علیه جریان اصلاحات روشن بود. ببینید ماجرای صداوسیما تا جایی پیش رفته که به نظر می رسد اعتماد عمومی به آن از دست رفته، تاجایی که در برخی ات و ها وقتی دوربین صداوسیما را می بینند، علیه آن شعار می دهند. به نظرم اینها مواردی نیست که صداوسیما بتواند از آن عبور کند و نادیده بگیرد. دیگر اینکه شما معتقدید که رئیس یک سازمان نباید تعلقات فردی و شخصی اش را با اه سازمانی اش یکی یا مخلوط کند. اتفاقا سؤال من حالا این است که وقتی طبق قانون اساسی ما انحصارا یک صداوسیمای ملی داریم و مجاز به داشتن شبکه های تلویزیونی خصوصی نیستیم، پس قاعدتا صداوسیمای ما باید ملی باشد، نه بلندگوی یک جریان خاص. پس از قضا اگر تعلقات شخصی شما هم که تعامل با همه جریان هاست، با اه واقعی سازمان صداوسیما هم پوشانی دارد، این یک نکته مثبت باید باشد نه منفی؛ ولی ما اثر آن را ندیدیم.افکار متفاوت در عرصه های مختلف هم در سیما و هم صدا فراوان مطرح می شود. شما بیشتر حوزه ، آن هم شخصیت های جناحی را رصد می کنید؛ درحالی که چند ص و بیان نظرات مختلف و حوزه های متنوع موضوعی و تخصصی به وفور اتفاق می افتد.
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، پژوهشگر عرصه مباحث اجتماعی در مقاله ای با عنوان «بررسی انتقادی سند توسعه پایدار 2030یونسکو؛ آثار و پیامدهای آن» به بررسی این مقوله پرداخته است .چکیدهاین پژوهش با رویکرد تحلیلی، توصیفی، انتقادی، و با هدف بررسی سند آموزش 2030 یونسکو، به عنوان پروژه جهانی ی ان سازی نظام های آموزشی تدوین یافته است؛ پروژه ای که پس از هسته ای، به عنوان پرژوه عملی نفوذ فرهنگی غرب در ایران و به عنوان « فرهنگی» از آن یاد شده است. این پروژه توسط کارگروه ملی آموزش 2030، توسط ت یازدهم با همکاری یونسکو تصویب و در اردیبهشت 95 توسط ت برای اجرا ابلاغ گردید. نهیب فرزانه انقلاب مبنی بر گلایه از شورای عالی انقلاب فرهنگی و تصویب و اجرای بی سر و صدای آن، گفتمان جدیدی در این عرصه و بیان چالش ها و ناسازگاری این گونه اسناد بین اللملی با آموزه های دینی و معارف ناب اهل بیت‰، شکل گرفت. یافته های پژوهش حاکی از این است که پذیرش این سند دارای پیامدهای است. از جمله پذیرش سند به عنوان سند بالادستی در کشور، پذیرش سلطه فرهنگی غرب، حذف بسیاری از ارزش های دینی از متون آموزشی، پذیرش رسمی سلطه غرب در ارکان نظام ی، تعارض سند با مبانی شه ی، چالش های حقوقی و امنیتی، تعارض با فلسفه تشکیل حکومت ی.کلیدواژه ها: سند 2030، رویکردهای راهبردی، اه سند، رویکرد تی، حق شرط، چالش های حقوقی و امنیتی.مقدمهبرنامه آموزش 2030، برنامه ای فراملی و نسخه ای واحد جهانی برای تحقق آرمان چهارم از مجموعه آرمان های اه توسعه پایدار یونسکو می باشد؛ توسعه ای شامل کلیت نظام آموزشی در تمامی سطوح آموزش، اعم از رسمی، غیررسمی و ساختار نایافته، برای دستی به جامعة یادگیرنده و پایدار. آرمان برنامة آموزش 2030، «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه» است. از سوی یونسکو، برای تحقق این آرمان، هفت هدف ویژه طراحی شده است. این اه عبارتند از: آموزش ابت و متوسطة فراگیر؛ توسعة مراقبت آوان کودکی و آموزش پیش دبستانی و فراگیر؛ دسترسی برابر به آموزش عالی و آموزش فنی و حرفه ای؛ مهارت های مختلف برای کار شایسته و شرافتمندانه؛ فراگیری و دسترسی برابر ن و مردان به فرصت های آموزشی؛ سوادآموزی فراگیر جوانان؛ و آموزش شهروندی برای توسعة پایدار. اما ابزارهای لازم برای تحقق آرمان های فوق، عبارتند از: 1. توسعة فضای مناسب یادگیری؛ 2. افزایش بورس ها و تربیت معلم؛ 3. توسعة همکاری های بین المللی (جفری، 1384،ص13).سند و یا برنامه آموزشی 2030، توسط کمیسیون ملی یونسکو تدوین و در کشورهای مختلف از جمله ایران بومی سازی شده است. سند بومی سازی شده در ایران، به عنوان «سند ملی آموزش» مطرح و مشتمل بر هفت بخش می باشد: 1. پیش گفتار؛ 2. مروری بر شاخص های اقتصادی- اجتماعی و جمعیت شناختی ایران و ارتباط آن با آموزش؛ 3. معرفی ساختار آموزشی ایران (از پایه تا عالی)؛ 4. ساختار و راهبردهای کلان ملی برنامة آموزش 203 در ایران؛ 5. اه هفت گانة آموزش؛ 6. عوامل مؤثر در تحقق اه آموزش 2030؛ 7. نظام نظارت و ارزی برنامه آموزش 2030.[2]بر اساس اه اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال 2015 تا 2030، همه کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش کنند تا به اه و شاخص های توسعه پایدار با همکاری و تعامل با یکدیگر، در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی دست یابند.[3]این مقاله، به بررسی سند 2030 و اه ، چالش ها و پیامدهای آن می پردازد. اجمالاً، آنچه درباره این سند گفتی است، ناهمخوانی آن با روح فرهنگ ی و آموزه ها و معارف دینی است. از یک سو، تعارض آشکار این سند با آموزه های ی و هنجارها و فرهنگ ایرانی و از سوی دیگر، ناسازگاری جدی آن با سیاست های کلی ابلاغی از سوی ی و اسناد بالادستی این حوزه از جمله چالش های جدی این سند است. معظم انقلاب در این زمینه تأکید دارند: «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوانِ ملت ها، به ویژه ملتِ ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی ها کاری غلط است. آموزش و پروش در قانون اساسی، مسئله «حاکمیتی» است و ت باید نقش آفرینی کند» (12/2/1395). ازاین رو، این مقاله به بررسی انتقادی کم و کیف این سند و میزان سازگاری و همسویی آن با اسناد بالادستی نظام آموزشی ما، بخصوص آموزه ها و معارف ی و آثار و پیامدهای آن می پردازد.پیشینه شکل گیری سند آموزش 2030برنامه آموزش 2030، اولین بار در سال 1990 (1369ش)، در شهر جامتین تایلند، کنفرانسی جهانی با عنوان «آموزش برای همه» و با هدف فراگیر ساختن آموزش در کشورهای جهان، با همکاری پنج سازمان بین المللی (یونسکو، یونیسف، صندوق جمعیت سازمان ملل، بانک جهانی برنامه عمران سازمان ملل متحد) برگزار شد. ده سال پس از این کنفرانس و در آوریل 2000 (اردیبهشت 1379)، در شهر داکار سنگال، کنفرانسی دیگر برگزار شد که طی آن، سندی با عنوان «چارچوب عمل داکار» طراحی، و برنامه ای 15 ساله برای «آموزش برای همه» ارائه شد. از سوی دیگر، سران کشورهای جهان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در آغاز هزاره جدید (سال 2000)، توافق د تا برای دستی به توسعه پایدار در کشورهای جهان و پایان دادن به فقر و کاهش شکاف طبقاتی، تا سال 2015 برای تحقق هشت هدف مشترک تلاش کنند.پس از گذشت 15 سال از این دو واقعه، توافق بر «اه توسعه هزاره» و برنامه «آموزش برای همه»، دست اندرکاران معتقد بودند که هر چند از زمان اجرای این دو برنامه، پیشرفت های خوبی حاصل شده، اما دستی به اه این برنامه ها تا مهلت مقرر آن، یعنی تا سال 2015 تحقق نیافته است. ازاین رو، برای اتمام کارهای ناتمام آنها، اقداماتی تکمیلی لازم است. به همین دلیل، وزرای آموزش و پرورش برخی کشورهای جهان (از جمله ایران) و نمایندگان عالی رتبه آنها در اردیبهشت 1394 (ماه مه 2015)، در اینچئون کره جنوبی گرد آمدند و بر یک برنامه 15 ساله جهانی دیگر توافق د. نتیجه این توافق، بیانیه ای به نام «بیانیه اینچئون» در 20 بند بود که ضمن آن، شرکت کنندگان خود را متعهد به اجرای اه آموزشی مورد توافق دانستند.از سوی دیگر، در مهرماه 1394 (سپتامبر 2015)، سندی به نام «دستور کار 2030 برای توسعه پایدار» به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید که یک برنامه 15 ساله دیگر را برای تحقق توسعه پایدار در کشورهای جهان ارائه نمود. این برنامه، که دربردارندة 17 هدف در عرصه های مختلف فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است، هدف چهارم خود را به «آموزش» اختصاص داده است. این هدف عبارت است از: «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه». ازاین رو، در راستای بیانیه اینچئون، با توجه به نتایج دستور کار 2030 برای توسعه پایدار و با استفاده از تجارب کشورها در اجرای برنامه های پیشین درباره «آموزش برای همه»، «چارچوب عمل برنامه آموزش 2030» تهیه شد و در کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس در آبان (نوامبر) سال 1394 به تصویب رسید (آموزش 2030، 1395، ص13). این «چارچوب عمل»، به همراه «بیانیه اینچئون»، مشترکاً توسط یونسکو در قالب سندی با عنوان «آموزش 2030: بیانیه اینچئون و چارچوب عمل برای اجرای هدف چهارم توسعه پایدار» منتشر شد.کمیسیون ملی یونسکو در ایران، که متولی اجرای چارچوب عمل های جهانی در ایران است، پس از تصویب نهایی «برنامه آموزش 2030» در یونسکو در سال 1394، تهیه چارچوب عملی آموزش 2030 را در دستور کار خود قرار داد و در این راه، اقداماتی را بدین شرح انجام داد:1. تشکیل 30 کارگروه ملی با هدف تهیه چارچوب عمل ملی که نتیجه آن در قالب یک سند 368 صفحه ای با نام «چارچوب عمل ملی آموزش 2030 ایران» آماده و در 20 آذر 95 از آن رونمایی شد.2. پیگیری اخذ مصوبه از هیئت ت: به موازات تشکیل کارگروه های فوق، و طرح تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030»، در نهایت، هیئت ت تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030» را تصویب و 25 شهریور 95 ابلاغ کرد.اه سندسند 2030، دارای اه آشکار و پنهان فراوانی است. در یک نگاه، این سند پروژه عمیق و بلندمدت جهانی سازی فرهنگ غربی است. برخی اه ی که به صراحت در این سند مطرح شده است، عبارتند از:[4]1. هرچند هدف چهارم یعنی آموزش 2030، دستور کار سند توسعه پایدار بود، اما بیانیه اینچئون با صراحت اعلام کرد که صرفاً به اه آموزشی محدود نمی شود، بلکه در تحقق اه دیگر از جمله امور بهداشتی، اقتصادی و الگوهای تولید و مصرف و تغییر اقلیم، نقش اساسی ایفا می کند. این بیانیه بر این باور است که آموزش قادر است تحقق هر یک از اه توسعه پایدار، از جمله برابری تی (هدف پنجم) را تسریع کند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 37).2. یونسکو به عنوان متولی و راهبر رویداد مهم آموزش 2030 می باشد. اجلاس یونسکو، ارادۀ منع شده در پیمان نامه های متعدد بین المللی در زمینة را که حق آموزش و ارتباط و پیوند آن با سایر را تصریح می کند، تأئید می کند.3. کشورهای مختلف باید گزارش جامع و اطلاعات لازم را برای تدوین اه آموزشی در اختیار کارگروه 2030 قرار دهند. این گزارش با هدف هم افزایی منطق های آموزش و سازی فرهنگی و آموزشی برای همه کشورها می باشد.4. از دیگر اه این سند، بررسی چالش های پیش روی نظام های آموزشی و دادن اولویت ها و راهبردهای لازم برای رفع این چالش ها می باشد.5. حمایت همه جانبه از تلاش ها و برنامه ریزی برای ایجاد فضاهای یادگیری ت محور، اتخاذ رویکردی واحد در حوزۀ مسائل تی در متون درسی و در آموزش معلمان و ریشه کنی خشونت و تبعیض ت محور در مدارس.[5]6. حمایت از اجرای برنامۀ اقدام جهانی در حوزۀ آموزش برای توسعه پایدار و سازی فرهنگی. از این موضوع، در کنفرانس جهانی آموزش برای توسعۀ پایدار آیچی ناگویا در سال 2014 رونمایی شد.[6]7. مسئولیت اجرای موفقیت آمیز این الگو بر عهده ت هاست. ترویج پاسخ گویی، شفافیت و حاکمیت مشارکت محور در همه سطوح و ایجاد چارچوب های حقوقی و سیاست گذاری.8. حمایت همه جانبه یونسکو از کشورها برای تداوم تعهد برای تدوین سیاست ها، برنامه ریزی ها در جهت تحقق اه ویژه سند آموزشی 2030 است (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 12).ازاین رو، با توجه به آنچه گذشت، اه این سند بسیار بیش از آن چیزی است که به ظاهر به عنوان «سند آموزشی» مطرح شده است. در عین حال، در کلیات این سند، گروه های هدف، محتوا، هدف و اصول کلی سند چنین بیان شده است:ـ گروه های هدف: همه افراد صرف نظر از ت، سن، نژاد، رنگ، قومیت، زبان، مذهب، عقیده یا غیره، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی یا محل تولد، افراد مهاجر و بومی، ک ن و نوجوانان به ویژه آنها که در شرایط آسیب پذیر قرار دارند.ـ محتوای آموزش: آموزش به عنوان ابزاری جامع و حیاتی است که باید محتوای آن ترویج مردم سالاری و باشد و به ارتقای حقوق شهروندی جهانی، بردباری و مشارکت مدنی و توسعۀ پایدار کمک می کند.ـ هدف آموزش: آموزش: ابزار دستی به برابری میان ن و مردان، توانمندسازی ن و دختران برای مشارکت کامل و اجتماعی و نیز توانمندسازی آنان از منظر اقتصادی است (همان، ص 37). هدف آموزش باید ترویج متقابل بردباری، دوستی و صلح باشد (همان، ص 50).ـ یادگیری مادام العمر و اینکه باید فرصت های یادگیری گسترده، انعطاف پذیر و غیررسمی از طریق روش های مختلف و با اختصاص منابع کافی و ایجاد سازوکارهای مناسب و از طریق تشویق افراد یه یادگیری آزاد ... صورت گیرد (ر.ک: همان، ص 41).رویکردهای راهبردی [7]در سند 2030، رویکردهای راهبردی بسیاری وجود دارد که اجمالاً می توان به موارد زیر اشاره کرد:1. پاسخگویی و اقدام تبرای ارزی و اجرای تعهدات و تضمین استقرار چارچوب های سیاست گذاری مستحکم و قانونی که زیربنای تحقق آموزش 2030 است، ت ها باید در زمینه بازبینی فعالیت ها در نظام آموشی خود، فعالانه و به طور مشارکتی اقدام کنند. همچنین، ت ها متعهد به بومی سازی اه جهانی آموزش، در چارچوب این سند و طراحی روش های ارزی در چارچوب فرایندی فراگیر، شفاف و کاملاً پاسخگو می باشند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395،ص19).2. جذب افراد در حاشیه ماندهحذف تلاش نظام های آموزشی برای جذب افراد طرد شده یا در معرض خطر و در حاشیه مانده (همان، ص 175). عبارت «افراد دارای سایر عقاید»؛ «افراد آسیب پذیر» و «در حاشیه مانده»، در تفاسیر نهادهای ی، شامل بهائیت و فرق انحرافی و گروه های دارای گرایشات گرایانه می شود.3. رویکرد تیـ تلاش ت برای تضمین برابری تی: نظام های آموزشی باید برای حذف تعصب مبتنی بر ت و تبعیض ناشی از سوگیری های فرهنگی و اجتماعی و وضعیت اقتصادی تلاش کنند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 36).ـ تدوین سیاست هایی برای رعایت حقوق ن و مردان: ت ها باید در زمینه تدوین سیاست هایی که حقوق ن و مردان در آن به درستی رعایت شده باشد و نیز فضاهای آموزشی و برنامه ریزی مرتبط با این سیاست ها اقدام کنند.ـ حذف تبعیض و کلیشه های تی: باید در مسائل مربوط به ت در حوزۀ آموزش ... تبعیض های مبتنی بر ت و خشونت در مؤسسات آموزشی را حذف کرد تا ضمانتی برای تأثیر برابر آموزش و یادگیری بر دختران، پسران، ن و مردان و حذف کلیشه های مبتنی بر ت و کمک به ترویج و پیشبرد برابری میان ن و مردان باشد (همان، ص 37).- سیاست گذاری و برنامه ریزی ... از طریق استفاده زودهنگام از آموزش، به ویژه توسط ن و دختران و یادگیری بزرگسالان و همچنین ترویج فرصت هایی برای آموزش و تربیت جوانان و بزرگسالان در همۀ رده های سنی و از هر قشری، با هدف توانمندسازی آنان با عنایت ویژه به مسئلۀ تساوی تی و حذف موانع تی و نیز با توجه به اقشار آسیب پذیر (هدف 3-4؛ کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص 26-28).ـ هدف از آموزش، ریشه کنی نابرابری های تی و تضمین دسترسی برابر به همۀ مقاطع آموزشی برای اقشار آسیب پذیر تا سال 2030 (هدف 5-4).– توجه ویژه به هنجارهای تی، به عنوان ابزاری برای اندازه گیری پیشرفت، لازم است تا تلاش بیشتری برای دستی به آن انجام شود. دختران نوجوان و ن جوانی که ممکن است در برابر خشونت مبتنی بر ت، ازدواج در سنین کودکی، بارداری زودرس و بارِ سنگین کارهای منزل قرار گیرند، و همچنین دختران نوجوان و نی که در نواحی فقیرنشین و دورافتادۀ روستایی ن هستند، به توجه ویژه نیاز دارند (همان، ص 161).- اتخاذ سیاست های مقابله با خشونت های تی: برای تضمین تساوی تی در برنامه ها و نظام های آموزشی، نیازمند ظرفیت سازی و سرمایه گذاری در اجرا، پایش، ارزی و پیگیری برنامه ها و نظام های آموزشی هستیم. به همین منظور، تضمین امنیت شخصی ن و دختران در مسیر رفت و برگشت آنها از مدرسه و مؤسسات آموزشی به منزل و... حذف خشونت ت محور در مدارس، لازم است سیاست هایی برای مقابله با همۀ اشکال خشونت و سوءاستفادۀ تنظیم شود (همان، ص 30-31-29 و 268).4. اصلاح و بازبینی نظام آموزشی، محتوای کتب درسی و تربیت معلم- تضمین بازبینی کتاب های درسی ...، همچنین آموزش معلمان و نظارت بر فعالیت های آنان توسط ت ها، به نحوی که موارد یاد شده باید عاری از هرگونه کلیشۀ تی باشند و در ترویج تساوی تی، عدم تبعیض، و آموزش بین فرهنگی مؤثر واقع شوند(کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص26-28-29-59).- ازآنجاکه معلمان از پایه های اساسی تحقّق و تضمین آموزش با کیفیت به شمار می آیند، لازم است برای توانمندسازی، استخدام نیروهای کافی، تأمین حقوق مناسب و مکفی، ارتقای مهارت های آ نها و نیز حمایت از آنان در قالب نظام های آموزشی مؤثر، کارآمد و مجهز تلاش شود (همان، 349؛ هدف: 4ج).- تدوین راهبردهای ت محور برای جذب و جلب با انگیزه ترین افراد علاقه مند به حرفۀ معلمی و تضمین انتقال معلمان به مناطقی که به وجودشان نیاز بیشتری وجود دارد. لازمۀ این کار، سیاست گذاری و وضع قوانینی است که حرفۀ معلمی را برای نیروهای انسانی موجود و آینده جذاب می کند. این کار، از طریق بازبینی، واکاوی و بهینه سازی کیفیت آموزش معلمان میسر است (همان).ـ بازنگری مواد درسی، با هدف تضمین کیفیت و ارتباط آن با محتوا، مهارت ها، ظرفیت ها، ارزش ها، فرهنگ ها و ت (همان، ص 29 و 59).ـ سیاست گذاری ها باید در راستای دگرگون ساختن نظام های آموزشی انجام شوند (همان).-ارائۀ بورس در بین المللی سازی آموزش عالی و نظام های پژوهشی در کشورهای در حال توسعه، به منظور فراهم آمدن امکان ادامۀ تحصیل ن و دختران در حوزه های علم، فناوری، ی و ریاضیات لازم است که توجه ویژه ای در این زمینه به عمل آید (همان، ص 34؛ هدف: 4ب).ـ افزایش قابل توجه معلمان واجد شرایط، از جمله از طریق تقویت همکاری های بین المللی برای تربیت معلم در کشورهای در حال توسعه تا سال 2030 (هدف 4- ج).5. ایجاد محیط آموزشی امن- تدوین و اجرای سیاست های جامع، چندوجهی و منسجم ت محور... و ترویج هنجارها و نظام هایی برای تضمین امنیت مدارس و به دور ماندن آنها از خشونت (هدف 4- الف).- باید ت ها محافظت از مؤسسات آموزشی را به عنوان یک محل آرام و به دور از خشونت تضمین کنند. ضمن اینکه حفاظت از مدارس به عنوان یک فضای آزاد و عاری از هرگونه خشونت تی علیه دختران و پسران ا امی است (همان، ص 296؛ هدف: 4 الف).پیامدهای پذیرش سندبرخی منتقدان سند 2030 بر این باورند که امضای این سند، به مثابه « فرهنگی» است و پیامدهای خسارت باری برای نظام ایران دارد.[8] با نگاهی منصافانه، به نظر می رسد، پذیرش این سند و میثاق بین المللی، پیامدهایی به دنبال دارد که با مبانی فکری نظام ی و آموزه های دینی به شدت در تضاد و تعارض می باشد. برخی از این پیامدها عبارتند از:1. پذیرش میثاق بین المللی 2030، به عنوان سند بالادستیبا پذیرش سند 2030 یونسکو، این سند مقدم و به عنوان اسناد بالادستی کشورها تلقی شده است؛ یعنی اسناد کشور ما باید در همسویی با سند توسعه یونسکو اجرا شود. بر اساس تعهدی که داده شده است: ما باید sdg4 را به عنوان یک سند و میثاق بین المللی اصل قرار دهیم و سیاست های کلان و برنامه های خود را همسو و مطابق آن تغییر دهیم و اجرای برنامه ها را هم بر اساس شاخص های آنها پیاده کنیم. بر اساس عبارات متعدد در متن سند جهانی «آموزش 2030» و سایر بیانیه ها و اسناد پیشین مرتبط (همانند «توافق نامه مسقط»)، کشورهای پذیرنده این اسناد، «متعهد» و «موظف» شده اند «تا اه جهانی را در اه ، سیاست ها، طرح ها و اقدامات ملی چرخه سیاست گذاری و برنامه ریزی، سازمان دهی نظام های آموزشی و آماده سازی منابع خود ادغام کند» و ضمن حفظ ساختارهای موجود خود، آنها را با برنامه آموزش 2030 انطباق دهند. در متن آموزش 2030 حداقل 23 بار در صفحات 8، 9، 10، 11، 12، 13، 24 57، 63، 67، 72 و 73 از تعهد کشورها به انجام اقدامات مختلف یاد شده است. شاهد این نکته بند نخست مصوبه هیئت ت در تاریخ 25/6/95 است که تصریح می کند «به منظور هماهنگی و ارائه راه کارهای تحقق اه و تعهدات برنامه آموزش 2030، همسو با اه و تعهدات برنامه اه توسعه پایدار، کارگروه ملی آموزش 2030 تشکیل می گردد». ازاین رو، برای نمونه، اگر در متن قرآن مسئله ای در مغایرت با سند 2030 وجود داشت، باید کنار گذاشته شود؛ چراکه قانون پیوستن به یک معاهده بین المللی این است که آن اصل قرار می گیرد و قوانین دیگر در تطابق با آن تغییر کنند.افزون بر این، ت ها مجری و متولی بومی سازی سند 2030 هستند؛ زیرا بن مایۀ آموزش2030 در درون کشورها قرار دارد. ت ها، نقش مهمی در تحقق حق آموزش دارند. ضمن اینکه به عنوان متولیان و مجریان، تأمین کننده های مالی این نوع آموزش نیز هستند. ت ها باید بر فرایند آموزش، نظارت راهبردی داشته باشند و در حفظ و تقویت این نظارت بکوشند. ت ها باید در فرایند بومی سازی و اجرای اه اصلی و ویژۀ آموزش2030، بر مبنای تجارب و اولویت های ملی دخیل باشند. ازاین رو، ازآنجا که مسئولیت اصلی این پایش، بر عهدۀ ت هاست، این کشورها باید در زمینۀ ایجاد سازوکازهای مؤثر برای پایش و پاسخ گویی اقدام کنند. این سازوکارها باید در مشاوره با جامعۀ مدنی ایجاد شوند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص36).این در حالی است که در نظام ج.ا.ا. افزون بر بخش مربوط به امور فرهنگی، علمی و فناوری در سند چشم انداز ایران در افق 1404، اسناد بالادستی کاملاً مرتبطی نیز در این حوزه وجود دارد که در تعارض با سند 2030 قرار دارد. برخی از این اسناد عبارتند از:1. سیاست های کلی علم و فناوری (نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری)؛2. سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ابلاغی ی؛3. سیاست های کلی نظام برای رشد و توسعة علمی و تحقیقاتی کشور در بخش آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی؛4. نقشة جامع علمی کشور؛ ابلاغی 9/4/1393 توسط فرزانه انقلاب.5. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب 14/10/1389 در شورای عالی انقلاب فرهنگی).2. پذیرش سلطه فرهنگی غربپذیرش سند 2030 یونسکو، مست م دور شدن از آموزه های ی، معارف قرآنی و بسیاری از ارزش های ی است؛ چرا که روح حاکم بر سند 2030، جهانی سازی فرهنگ غرب و توسعه سلطه فرهنگی غرب بر کشورها است. طبق این سند، یونسکو به عنوان مرکزی ذی صلاح برای تدوین و اجرای برنامه جهانی آموزش، در تحقق توسعه پایدار جهانی پذیرفته شده است. به گونه ای که این سند جهانی، تعهدات و ا اماتی را برای کشورهایی که آن را بپذیرند، به دنبال خواهد داشت و عدم پایبندی به آنها، پیامدهای ناگواری به دنبال دارد. افزون بر این، آموزش شهروندی جهانی، مست م گذر از بسیاری از ارزش های ی و اخلاقی در سطح خانواده، مدرسه و جامعه و پذیرش حاکمیت فرهنگ لیبرالی غرب است. هدف سند 2030، که به صراحت در متن آن آمده است، جهانی سازی فرهنگ غربی، و دگرگون سازی جامعه بشری بر اساس فرهنگ اومانیستی غربی است.سند 2030 با استفاده از عناوینی مانند «ترویج شیوه های زندگی پایدار»، «تساوی تی»، «ترویج ‏فرهنگ صلح و نبود خشونت»، «شهروندیِ جهانی»، «احترام به تنوع فرهنگی» و «همکاری های بین المللی برای تربیت ‏معلم» در کشورهای در حال توسعه (ر.ک: اهدا: 1-5-16)، در پی رواج فرهنگ و سبک زندگی غربی و کم رنگ نمودن دین در مدارس ‏است. این هدف با شیوه تغییر محتوای کتب آموزشی مدارس و آموزش معلمان زیر نظر سازمان غربی یونسکو ‏اجرا می شود.‏در حالی در منطق قرآن، سلطه بیگانگان بر مسلمین مردود است. افزون بر اینکه، آیات قرآنی مسلمانان را از دوستی با کفار نهی کرده است. برخی آیات در این باب، عبارتند از:ـ «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (توبه: 33)؛ او ى است که ش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.ـ «لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُومِنِینَ سَبِیلاً» (نساء: 141)؛ و خداوند هرگز بر [زیان] مؤمنان براى کافران راه [تسلطى] قرار نداده است.همچنین، برخی آیات قرآنی که به استقلال و عدم اعتماد و اتکاء بر کفار تأکید می کند عبارتند از:ـ «لایَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شی إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیرُ» (آل‏عمران: 28)؛ افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و س رست خود انتخاب کنند و هر چنین کند، هیچ رابطه‏اى با خدا ندارد (و پیوند او به کلى از خدا گسسته مى‏شود) مگر اینکه از آنها بپر د (و به خاطر هدف هاى مهم ترى تقیّه کنید). خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست.ـ «الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (نساء: 139)؛ همان ها که کافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى‏کنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان مى‏جویند؟ با اینکه همه عزت ها از آن خداست؟!ـ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبیناً» (نساء: 144)؛ اى انى که ایمان آورده‏اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولّى و تکیه‏گاه خود قرار ندهید! آیا مى‏خواهید (با این عمل،) دلیل آشکارى بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟!ـ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لایَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ» (مائده: 51)؛ اى انى که ایمان آورده‏اید! یهود و نصارى را ولّى (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یکدیگرند و انى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمى‏کند.ـ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» (مائده: 57)؛ اى انى که ایمان آورده‏اید! افرادى که آیین شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گیرند- از اهل کتاب و مشرکان- ولىّ خود انتخاب نکنید و از خدا بپر د اگر ایمان دارید.ـ «وَ لَوْ کانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِیِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیاءَ وَ لکِنَّ کَثیراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ» (مائده: 81)؛ و اگر به خدا و ˆ و آنچه بر او نازل شده، ایمان مى‏آوردند، (هرگز) آنان [کافران‏] را به دوستى اختیار نمى‏ د ولى بسیارى از آنها فاسقند.3. حذف بسیاری از ارزش های دینی، فرهنگی و ملی از متون آموزشیتأکید بسیاری از بندهای این سند، از جمله پذیرش «برابری»، «تفکیک» و «آموزش» ، مست م حذف بسیاری از قوانین ی از متون درسی نظام آموزشی و گنجاندن آموزش های غربی است. فرهنگ تی غرب و شیوه های آموزش غربی، مغایر با ارزش های ی است. برای نمونه، مراد از «کودک» در اسناد، میثاق و کنوانسیون های بین المللی، نه کودک 5، 6 ساله در منابع و آموزه های دینی، بلکه افراد زیر 18 سال می باشد. این اختلاف برداشت، ما را موظف می کند که اختلاط دختر و پسر را در همه سطوح آموزشی بپدیریم. افزون بر این، پذیرش گرایی، برابری تی در همه عرصه ها، و حتی آموزش را در نظام آموزش رسمی پذیرا باشیم.با نگاهی اجمالی، در رویه نهادهای بین المللی مصادیقی از حذف ارزش های دینی عبارتند از:1. مخالفت کمیته منع تبعیض علیه ن، با واژه «عد تی» و منع کشورهای عضو از کاربرد این اصطلاح (پیوست 2، ص 4).2. جرم ز از جرایم : و... (پیوست 1، ص 17).3. توسعه قلمرو اصل تبعیض به گرایان (پیوست 2، ص 7 و ص8).4. جرم ز و منع تبعیض علیه ن گرا و شاغل در ا و (پیوست 3، ص 42).5. منع مداخله شوهر در امر باروری و فرزندآوری (پیوست 2، ص 23).6. منع مداخله شوهر در سقط جنین (پیوست 2، ص 23).7. نسخ و ملغی نمودن قوانین محدود کننده سقط جنین (پیوست 1، ص 20 و 22).8. منع وم اذن شوهر برای دریافت گذرنامه (پیوست 2، ص 9).9. اعتراض به وم اذن شوهر در وج از منزل (پیوست 1، ص 21).10. تأکید بر افزایش سن دختران به 18 سال در ازدواج (پیوست 1، ص 23).11. جرم انگاری و مجازات برای ازدواج دختران زیر هجده سال (پیوست 1، ص 23 و 24).12. اعتراض به عدم برابری زن و شوهر در طلاق، حضانت فرزند، ارث (پیوست 1، ص 21).13. نهادینه شویی در روابط زوجین (پیوست 1، ص 18 و 19).با اندک تأمل در بندها و گزاره های فوق، که در سند 2030 و یا در میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی مطرح می باشد، تضاد و تعارض جدی آنها با مبانی دینی به دست می آید.افزون بر این، واژه «نفی خشونت»، و توصیه به پذیرش «تنوع فرهنگی» در اسناد بین المللی، کلیدواژه ای در غرب برای زدودن همه آثار و نمادها و ارزش های دین است. از این جمله، کنار گذاشتن حق دفاع مشروع مظلوم، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، آمادگی برای دفاع از کیان دین و نظام ی، حذف بسیج دانش آموزی، دانشجویی و کاهش عنصر مقاومت و... است. ازاین رو، حذف روز ملی مبارزه با ، روز قدس، هفته دفاع مقدس، درس شهید فهمیده، و... از فرهنگ جامعه دینی و متون آموزشی امری عادی است. افزون بر این، پذیرش «تسهیل پایش پدیده حذف اجتماعی در آموزش»، به معنای تسلیم در برابر گروه های غیرقانونی و پیروان فرق ضاله و انحرافی و تسلیم شدن در برابر خواسته های آنهاست. با سند2030 حتی باید عقاید انحرافی مانند بهائیت و بازان و رفتار انحرافی آنان را، که قرآن کریم با آن برخورد شدید کرده مانند قوم لوط، تحت عنوان «تنوع فرهنگی»، به رسمیت شناخت.4. پذیرش رسمی نفوذ غرب در ارکان نظام یواژه «آموزش بین فرهنگی» در سند 2030، به دنبال ترویج تساهل و تسامح فرهنگی غربی است. در واقع، این سند ابزاری برای تحقق و روان سازی پروژه «نفوذ» غربی در ارکان نظام ی است؛ چرا که از یک سو، در این سند، نظارت جهانی بر توسعه پایدار نظام آموزشی پذیرفته شده است. پذیرش «نظارت جهانی»، یعنی دخ در امور داخلی و کاپیتولاسیون فرهنگی. این، یکی از بزرگترین پروژه های سازمان ملل متحد برای ی فرهنگی و تغییر در سطح جهان است که در امتداد پروژه هایی جهانی سازی و نفوذ نرم صورت می گیرد. از سوی دیگر، ا ام ت ها به «راهبرد پاسخگویی و اقدام ت»، شناسایی منافذ ورود دشمن از سوی سازمان های جهانی است.در نظام حقوق بین الملل بشر معاصر، گزارش دهی دوره ای ت ها، به عنوان یکی از سازوکارها و شیوه های «نظارتی» عملکرد ت ها در اهتمام به اجرای مفاد کنوانسیون ها و معاهدات ی مورد تأکید قرار دارد. گزارش ت، توسط نهاد نظارتی ذیربط مورد بررسی و ارزی قرار می گیرد و گزارشی با عنوان concluding observations یا «ملاحظات نهائی» از سوی آن منتشر می گردد که حاوی نقطه نظرات نهاد ی در مورد عملکرد همان ت می باشد. این موضوع حائز اهمیت است؛ چرا که تا حدودی جنبه الگودهی دارد و به منزله نقشه راه مطلوب برای نهاد مربوط، مورد توجه قرار می گیرد. نکته بسیار مهم، استناد و ارجاع مستقیم نهادهای بین المللی نظارتی، به نظریات تفسیری خود، علی رغم تصریح به ماهیت غیرا ام آور آنها است. برخی از این مراکز مهم، افزون بر سند و معاهده بین المللی 2030، عبارتند از:1. کمیته حقوق کودک (crc): نهاد نظارتی بر اجرای کنوانسیون حقوق کودک؛2. کمیته (hrc): نهاد نظارتی بر اجرای میثاق حقوق مدنی و ؛3. کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (icescr): نهاد نظارتی بر اجرای میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛4. کمیته منع تبعیض علیه ن (cedaw): نهاد نظارتی بر اجرای کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه ن؛در همین زمینه فرزانه انقلاب می فرمایند:من محاسبه می با خودم، دیدم شاید حدود ده راه مهم را برای نفوذ در کشور پیدا کرده اند و دارند عمل می کنند. همین حالا دارند عمل می کنند. یکی، راه علمی است. از طریق ارتباط با ها، ارتباط با دانشمندان، ارتباط با ، ارتباط با دانشجو، کنفرانس های به ظاهر علمی، ولی در باطن برای نفوذ. افراد امنیتی را اینجا می فرستند. این یکی از راه هاست. یکی از راه ها، راه های فرهنگی و هنری است. مأمور مستقیم دستگاه های امنیتی را به عنوان یک فرد صاحب هنر برای فرض کنید، جشنواره موسیقی معیّن می کنند که بفرستند... . یعنی به عنوان حضور در یک جشنواره هنری ی را انتخاب می کنند که این آدم، صددرصد و امنیتی است. به عنوان فرد هنری اینجا می فرستند. خب، برای چه می فرستند؟ (دیدار با خبرگان ی، 20/12/ ۱۳۹۴).موارد بسیاری از دخ صریح در کشورها در جای جای سند 2030 تصریح شده است. برخی از اینها عبارتند از:ـ «ایجاد نظام های حفاظتی، اجتماعی و برنامه های اجرایی نهادهای بین ‏المللی در کشورها»؛ـ «ایجاد بانک های ژنوم گیاهی و حیوانی (ترویج محصولات ‏تراریخته) در کشورهای در حال توسعه و به دست گرفتن قوانین صادرات کشاورزی کشورها توسط سازمان ‏تجارت جهانی»؛ـ «اجرای برنامه های بهداشتی» (هدف: 2 و 6). مانند بهداشت باروری با سیاست کاهش جمعیت در ‏کشورهای در حال توسعه، ترویج ‏آموزش میان ک ن و نوجوانان و جُرم دانستن ازدواج زیر 18 سال و... .ـ «ترویج رشد اقتصادی پایدار و کار شایسته» (هدف: 8)، از بین بردن استقلال اقتصادی و اجتماعی کشورها.ـ «ارتقای زیرساخت های تاب آور و صنعتی فراگیر» و «بازبینی و پیگیری» (هدف: 9)، که لازمه آن، ‏نظارت سازمان های بین المللی است. این امر موجب نفوذ کامل سازمان های بین المللی تحت نفوذ کشورهای ‏غربی، و دسترسی آسان غربی ها، به اطلاعات صنعتی کشورها می باشد.ـ «تبدیل ا به مکان ‏های همه شمول، امن و مقاوم» (هدف: 11)، اجرای طرح ها و اتخاذ سیاست های یکپارچه، برگرفته از اسناد بین المللی، موجب تسلط سازمان های بین المللی تحت نفوذ غرب بر ساخت و ساز ا و جوامع و آگاهی کامل بر ‏اطلاعات جغرافیایی آنها می شود.‏ـ دستی به اطلاعات کشورها و دست اندازی به بسیاری از مناطق با عنوان «ارتقای بوم سازگان های زمینی و ‏مدیریت جنگل ها و جلوگیری از ت یب تنوع زیستی» (هدف:12 و 11)، بیانگر نفوذ سازمان های بین المللی و استعمارگران در کشورها ‏است.‏ـ رواج روحیه تسلیم در مقابل بیگانگان، و اطاعت پذیری وانفعال کشورها در برابر سلطه استعمارگران غربی با عنوان «ایجاد جوامع صلح‏جو و فراگیر» (هدف: 16)‏، «ترویج حاکمیت قانون بین المللی»، در حقیقت بهانه ای برای تسلط کشورهای ‏استعمارگر است.ـ تضمین تسلط کامل سازمان های بین المللی وابسته به استعمارگران بر کشورها با عنوان «تقویت ابزار اجرا و ‏احیای همکاری های جهانی برای توسعه پایدار» (هدف:17)، بیانگر تسلط کامل بر کشورها است که ‏را ارهایی هم برای آن ارائه شده است. از جمله: در اختیار گذاشتن ‏کامل اطلاعات همه کشورها به سازمان های بین المللی و الکترونیکی آنها به بهانه کم بار گزارش ‏دهی ت ها؛ و تعهد به بازبینی و پیگیری سازمان های بین المللی از روند اجرای سند 2030.نفی حاکمیت ملی و وابستگی در تصمیم گیری های کلان، از جمله پیامد پذیرش این سند است. هر جند در این سند، از واژه «حاکمیت مستقل» استفاده می کند، اما بلافاصله چند خط بعد، با عنوان واژه هایی مانند «تعهد به حقوق بین الملل» و «دستور کار»، به طور کامل واژه حاکمیت مستقل را نفی و نقض می کند.*نقد و بررسی سند 20301. چالش با مبانی شه یچالش با مبانی ی از جمله لوازم پذیرش سند 2030 است؛ زیرا بر اساس این سند، تحول و نوسازی نظام آموزشی کشور، نه بر اساس فلسفه تربیت ی، بلکه باید مبتنی بر فلسفه تربیتی غرب شکل گیرد. افزون بر اینکه مطابق این سند، ابتنای شاخص های پایش و ارزی تحول و نوسازی نظام آموزش کشور، باید بر اساس شاخص ها و استانداردهای بین المللی باشد. این به معنای این است که شاخص ها و استاندارهای ملی و بومی بی معنا و نامعتبرند.ـ مفهوم «برابری تی» و «ضرورت توجه به برابری تی»، علاوه بر اینکه نباید موجب نقض شود، فوایدی و مزایای اجتماعی و اقتصادی در زمینه آموزش دختران و ن... دارد (هدف: 4-5)، از نظر انطباق با موازین شرعی و قوانین داخلی، محل بحث و تأمل جدی است.ـ در این سند به عناوینی مانند «پایان دادن به همه اشکال تبعیض علیه ن و دختران در همه ‏جا»، «ریشه کنی انواع خشونت علیه ن و دختران»، «در اختیار قرار دادن فرصت های برابر با مردان و دسترسی به ‏بهداشت باروری و »، اشاره شده است. کمیته رفع تبعیض، که بر روند اجرای اسناد بین المللی نظارت می ‏کند، مصداق های تبعیض را موارد زیر می داند: حجاب، جُرم انگاری روابط ، جُرم انگاری و عدم ‏ گرایی، مخالفت با س رستی شوهر در زندگی، قوانین محدود کننده سقط جنین و بسیاری دیگر (کمیته رفع تبعیض...، 2013، پاراگراف 4). این امور جملگی مخالف صریح ‏احکام قطعی است.ـ این گزاره در سند 2030 که «تفکیک تی در محیط آموزش مصداق خشونت تی است» و تأکید بر حنسیت محور بودن فضاهای آموزشی، ناظر بر اختلاط است. درحالی که در نظام تعلیم و تربیت ی، با توجه به تفاوت های تی، باید به دختران و پسران برای نقش پذیری بهینه در آینده در خانواده آموزش های لازم و مستقل جداگانه داده شوند. در حالی که از منظر اسناد و نهادهای بین المللی، تفکیک تی یکی از مصادیق اعمال تبعیض تی و خشونت محسوب می شود. به نظر می رسد، هدف از آموزش ن و دختران برای تحقق برابری تی، نگاه ابزاری به زن و ابزار شدن ن برای ذاذ مردان است. درحالی که در نظام تعلیم و تربیت ی، باید به تناسب تفاوت ها و ویژگی های طبیعی دختران و پسران، امکانات آموزشی متناسب ارائه شود و جداسازی آموزش دختران و پسران، یکی از اقدامات مؤثر در جهت تضمین برخورداری دختران از حقوق و نیز پیشگیری از ارتکاب اشکال مختلف خشونت علیه دختران توسط گروه همسالان پسر می باشد. برای نمونه، در رویۀ نهادهای بین المللی، مفهوم «کلیشه های تی»، ناظر بر هرگونه نقش پذیری متفاوت ن و مردان در خانواده می باشد. درحالی که در نظام تعلیم و تربیت ی، اساساً یکی از شاخصه ها و ملاک ها، آموزش ک ن و نوجوان متناسب با ویژگی های طبیعی و خلقتی است که بتواند زمینه سازی نقش پذیری بهینه آنان در آینده در عرصه خانواده و اجتماع شود. این نوع نگرش اساساً در مفهوم سازی «کلیشه های تی»، در رویه نهادهای بین المللی، قابل پذیرش نیست. در سند «تحول بنیادین آموزش و پرورش»، بر وم آموزش دختران و پسران با توجه به ویژگی های طبیعی و خلقتی تأکید شده است (همان). ازاین رو، هرگونه سیاست گذاری و برنامه ریزی در نظام آموزشی باید بر مبنای فلسفه تعلیم و تربیت ی و مفاد سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش صورت گیرد.ـ در خصوص «آموزش » هم قطعاً باید هرگونه آموزش در چارچوب موازین اخلاقی، شرعی و قانونی صورت گیرد. در این میان، نباید نقش و جایگاه خانواده را نادیده گرفت و این نقش بر عهده والدین است. اما آموزش در چارچوب آموزش رسمی، در عمل منجر به گرفتن ابتکار عمل از والدین در این عرصه است. در سند تحول بنیادین، بر وم آموزش دختران و پسران با کارکردهای خانواده و وظایف آن و زمینه سازی ایفای بهینه نقش های خانوادگی در آینده، توسط آنان تأکید شده است. در حالی که مفهوم آموزش و تنظیم خانواده در رویه نهادهای بین المللی، ناظر بر به رسمیت شناختن حقوق و های نامشروع برای نوجوانان است. این امر، قطعاً در تعارض با مفاد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است.ـ گزاره «هنجارها و ارزش های فرهنگی مانع تحصیل دختران می شود» (ر.ک: هدف 4-5)؛ با فرض صحت، در مقابل ادعای احترام به فرهنگ ها و تکثر فرهنگ ها و ارزش های حاکم چگونه معنادار است؟ جز اینکه مقصود این است که قائل به فرهنگ واحد جهانی باشیم، فرهنگ ها زمانی قابل احترام هستند که زیر چتر فرهنگ جهانی غربی باشند. به عبارت دیگر، باید ارزش های برخی فرهنگ ها متناسب با ارزش های جهانی و در راستای توسعه پایدار معنادار باشد.ـ عبارت «ممانعت از ازدواج زودرس، به دلیل دورماندن از تحصیل و آموزش» (ر.ک: کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص 29 و 75)، تداوم سناریوی افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ باروری ن و خا تری جمعیت است که در تعارض مستقیم با سیاست های کلی نظام در خصوص رویکرد جمعیتی است.2. چالش های حقوقی و امنیتیتبادلات و تعاملات اطلاعاتی و انسانی بر اساس پروتکل های بین المللی، خطر ایجاد نفوذ عناصر بیگانه و افشای نظام مند اطلاعات حساس نظام های آموزشی و علم و فناوری کشور برای بیگانگان را به دنبال دارد. تسلط بیگانگان بر مرزهای آبی کشورها، با عنوان «تضمین دسترسی به آب و مدیریت پایدار آب و بهداشت» (هدف: 6)، از جمله چالش های امنیتی است. «مدیریت پایدار منابع آب مشترک یا بین مرزی» (همان)، عنوانی در سند می باشد که نتیجه آن تسلط بر ‏مرزهای آبی کشورها است. پرداختن و ارجاعات به اسناد بالادستی و سیاست های کلان ملی به صورت نمادین و نمایشی، در مقابل مبنای عمل قرار گرفتن اسناد و توافقات بین المللی در برنامه ها، از جمله چالش های حقوقی در سند آموزش 2030 است.ـ عبارت «تربیت مربی» و انطباق این بحث بر مبنای رویه نهادهای بین المللی، با قوانین و سیاست های کلی داخلی تردید وجود دارد. تربیت معلمان و مربیان کارآمد، قطعاً یکی از بنیان های اصلی اصلاح و تحول در نظام آموزش و پرورش است، اما نکته مهم این است که هرگونه آموزش و توان افزایی، به لحاظ شکلی و ماهوی، باید در چارچوب قوانین و مقررات صورت گیرد. هرگونه تحمیل تعهد قابل پذیرش نیست. این مهم دارای پیامدهای ناگواری و حفره های امنیتی است؛ چرا که تمرکز بسیار دقیق بر پاشنه آشیل نظام تعلیم و تربیت یعنی «تربیت معلم» (هدف: 4-ج) و «رقابتی تربیت معلم» (همان)، به منزله «برون سپاری» این امر است و برای غلبه بر چالش فقدان زیرساخت مدیریت دانش، ما نیازمند جذب معلم از خارج از کشور خواهیم شد.ـ «بازبینی محتوا و کتب درسی» مطابق با رهیافت این سند محل تأمل جدی قرار دارد. محتوای آموزش در نظام آموزش و پرورش ج.ا.ا. باید تضمین کننده تحقق وضع مطلوب زندگی بشر باشد. البته این وضعیت مطلوب، با محتوای مدنظر نهادهای بین المللی بسیار فاصله داشته، و با مبانی سکولاری نهادهای های بین المللی در تعارض می باشد.ـ عبارت «راهبرد پاسخگویی و اقدام ت» در سند هرگز قابل پذیرش نیست؛ اینکه همة ت ها یکپارچه در قبال معاهدات ی از جمله کنوانسیون ها، میثاق ها و توافق نامه ها و پروتکل ها ملتزم و متعهد به پاسخگویی شده اند. افزون بر اینکه، مبنای تعهد و پاسخگویی ت ج.ا.ا. به طور شفاف و دقیق مشخص نمی باشد؟ در سند 2030، از ت ها درخواست شده است که برای تحقق برابری تی، در کلیه برنامه ها و نظام های آموزشی، تضمین داده، ظرفیت سازی و سرمایه گذاری لازم را اتخاذ نمایند. این امر، نهادینه سازی پروژه نفوذ است که از نظر امنیتی قابل پذیرش نیست.ـ تحقق اجرای سند 2030، مست م همکاری و زام پذیری ت ها است. هر چند سند به لحاظ حقوقی، اساساً واجد خصیصۀ ا ام آور بودن نمی باشد و صرفاً نهادهای بین المللی با ایجاد یک جریان سازی خلاف واقع، درصدد تحمیل تعهدات بین المللی بر ت ها هستند، اما این تعبیر که «لازم است تا ت ها از همسو بودن سیاست گذاری های انجام شده با تعهدات قانونی خود برای رعایت حق آموزش، حفظ و تحقّق این حق اطمینان حاصل نمایند»، حکایت از ا ام ت به سند 2030 دارد. افزون بر این، در عهدنامه 1969 وین در خصوص معاهدات که حاکم بر همه معاهدات است، در بند 1 ماده 2 تصریح می کند: «معاهده عبارت است از: یک توافق بین المللی که بین کشورها به صورت کتبی منعقد شده باشد». ماده 7 کنوانسیون وین نیز می گوید: صرف یک عمل و رفتار در پذیرش مفاد یک قرارداد، دال بر رضایت در یک معاهده بین المللی است و مسئولیت های حقوقی به همراه خواهد داشت. در واقع «عمل به جای رضایت مکتوب مسموع» است. بر اساس ماده 25 معاهده وین نیز این سند دارای خصیصه ا ام آوری است. این موضوع، از نظر حقوقی قابل پذیرش نیست و با استقلال ت ها در تعارض می باشد.ـ «ارسال گزارشات دقیق از مجاری متفاوت به یونسکو»، دقیقاً تکمیل پازل پروژه نفوذ می باشد و از نظر بعد امنیتی، موجب گسل و گسست در ارکان نظام ج.ا.ا. است.3. چالش با فلسفه ارسال رسل و تشکیل حکومتافزون بر اشکالات فوق، سند 2030 با روح ، رس انبیاء و فلسفه تشکیل حکومت در در تعارض است. با نگاهی اجمالی و مقایسه ای
واقعیت ماجرا را بخواهید من این سخنرانی ی را که شنیدم خیلی دلم به حال رئیس صداوسیما سوخت. چون حساب که تابه حال مردم، کارمندان، تهیه کنندگان و کارگردان های داخل سازمان ناراضی بودند و الان انقلاب هم به آن ها اضافه شدند. دیگر خیلی ناراحت کننده شد؛ می خواهم این را بگویم که اگر جای رئیس سازمان صداوسیما بودم، همان بعد از سخنرانی ی کلید سازمان را در نگهبانی می گذاشتم، می رفتم و دیگر باز نمی گشتم. آفتاب نیوز : یک فعال رسانه ای اصولگرا درباره عملکرد صداوسیما و انتقاداتی که درباره آن وجود دارد، گفت: اگر جای رئیس سازمان صداوسیما بودم، همان بعد از سخنرانی ی کلید سازمان را در نگهبانی می گذاشتم، می رفتم و دیگر باز نمی گشتم.به گزارش آفتاب‎نیوز؛ اعتماد آنلاین نوشت: عملکرد سازمان صداوسیما به عنوان ارگانی که باید حمایت همه جانبه افکارعمومی را با خود همراه داشته باشد، مورد انتقاد بیشتر قشرهای کشور است؛ سال ها است که منتقدان عملکرد این سازمان تاکید می کنند صدا وسیما کارایی و کیفیت لازم را با توجه به بودجه اش ندارد. کار به جایی کشیده که چند روز پیش زمانی که دانشجویان با انقلاب دیدار داشتند نسبت به عملکرد این سازمان و اختصاص داشتن آن به یک جریان خاص انتقاد د و البته ی هم از انتقادهای خود نسبت به صداوسیما گفتند.به خاطر همین انتقاد ی است که محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا می گوید که اگر به جای رییس سازمان صداوسیما بود می رفت و دیگر هم بازنمی گشت. او معتقد است که معاونت صداوسیما تحت نفوذ اصولگرایان تندرو است و تا وقتی که این سازمان صرفا تریبون یک جریان خاص باشد، اوضاع برای آن بهتر نمی شود.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد مهاجری با را بخوانید؛*آقای مهاجری، انتقادها درباره عملکرد صداوسیما نه تنها از طرف ون، هنرمندان و عامه مردم مطرح است بلکه ی هم در نشست اخیرشان با دانشجویان گفتند که خودشان هم نسبت به برخی از عملکردهای این سازمان انتقاد دارند. ارزی شما از این موضوع چیست؟واقعیت ماجرا را بخواهید من این سخنرانی ی را که شنیدم خیلی دلم به حال رئیس صداوسیما سوخت. چون حساب که تابه حال مردم، کارمندان، تهیه کنندگان و کارگردان های داخل سازمان ناراضی بودند و الان انقلاب هم به آن ها اضافه شدند. دیگر خیلی ناراحت کننده شد؛ می خواهم این را بگویم که اگر جای رئیس سازمان صداوسیما بودم، همان بعد از سخنرانی ی کلید سازمان را در نگهبانی می گذاشتم، می رفتم و دیگر باز نمی گشتم.فکر می کنم سازمانی در این حد انتقاد برانگیز حتماً اشکالاتی در ساختار، ارتباط با جامعه دارد. سازمانی که ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی درست کرده و این اتفاقات نشان می دهد که همه این ها ناکارآمد است. اگر انتقاد همه افراد از صداوسیما را هم مغرضانه را بدانیم اما قطعاً بیانات معظم انقلاب مغرضانه نیست.*برای بهبود وضعیت صداوسیما از نظر شما چه را اری وجود دارد؟خیلی ساده است؛ هر کاری که تابه حال انجام داده اند را انجام ندهند و کارهایی که تابه حال انجام نداده اند را انجام دهند. به نظر من بهترین را ار نجات این سازمان همین است. بزرگ ترین زحمتی هم که آقای رئیس صداوسیما می تواند بکشد این است که صداوسیما را خود اداره کند.در واقع زمانی که سازمان صداوسیما از بیرون و به وسیله افراد و سازمان های ذی نفوذ اداره می شود و بخواهد به همین روال هم ادامه پیدا کند، این قافله تا به قیامت لنگ است. اینکه رئیس سازمان صداوسیما هر از گاهی نظرسنجی درست کند، حالا یا واقعی یا غیرواقعی که 80 یا 90 درصد مردم ما را می بینند این قطعاً با آن چیزهایی که ما در جامعه می بینیم انطباق ندارد. به نظر می آید باید روش هایی را که مردم صاحب صداوسیما باشند پیش بگیرند.*چطور می توان کاری کرد که به قول شما مردم صاحب صداوسیما شوند؟باید از نخبگان متعددی در جامعه استفاده شود. نخبگانی که تابه حال پایشان به صداوسیما باز نشده و اگر هم باز شده خیلی محدود است یا این تریبون هایی که در اختیار افراد تندرو هست در اختیار دیگران هم قرار بگیرد. صداوسیما چاره ای جز این ندارد که اعتماد مردم را جلب کند. ممکن است مردم بنشینند و یک سریال تلویزیونی را هم ببینند این منافاتی با اینکه از صداوسیما خوششان نمی آید، ندارد. انگار که یک سی دی ب ند و ببینند.بنابراین این آمارها نشان دهنده این نیست که مردم صداوسیما را دوست یا به آن اعتماد دارند. صداوسیما چاره ای ندارد جز اینکه در حوزه سراغ افرادی هم که تابه حال در سازمان صداوسیما جایگاهی نداشتند برود و به همان راحتی که دانشجویان خدمت ی انتقاد می کنند این افراد هم بیایند و از سازمان های مختلف حاکمیتی انتقاد کنند.زمانی که تلویزیون می آید از یک قوه انتقاد می کند و برای بقیه سوت و کف می زند و به به و چه چه می کند، طبیعی است که بعد از مدتی این سازمان از درون منفجر می شود. من دوستان متعددی در خود صداوسیما دارم، حتی در حوزه های و خبر که واقعاً ناراحت هستند؛ یعنی صداوسیمایی که نه در داخل از او راضی هستند، نه مردم و نه ی به نظر من باید برای رهاییدن خود باید خیلی کارها انجام دهد.*فکر می کنید این مشارکت ن همه گروه ها و استفاده صرف از یک جریان خاص به چه دلیل اتفاق می افتد؟بخشی از آن به ساختار صداوسیما برمی گردد؛ بخشی هم به ساختار معاونت صداوسیما مربوط می شود که به نظر من به وسیله رئیس صداوسیما اداره نمی شود. اگر رئیس صداوسیما خود شخصاً سازمان را اداره کند قطعاً متوجه اشتباهات و اشکالات می شود. به نظر می رسد این معاونت تحت نفوذ جریانات خارج از صداوسیما است. اگر رئیس سازمان رشادتی به ج دهد و برای یک بار هم که شده آن را از این وضعیتی که در گرفتار است برهاند، اوضاع بهتر می شود.صداوسیما تبدیل به پاتوق یک عده خاص و غلام حلقه به گوش یک جریان خاص شده است. اگر بتوانند این وضعیت را تغییر دهند صداوسیما نجات پیدا می کند. فکر می د که اگر تعداد شبکه ها را زیاد کنند و از پنج شبکه به ده و بالاتر برسانند، مخاطبانشان هم افزایش می یابد، اما دیدیم که چنین نبود. اما خوش شانسی سازمان صداوسیما در واقع این است که به هیچ روشی نمی توان فهمید که چند نفر تلویزیون را نگاه می کنند. بنابراین هر عددی می گویند ادعایی است که نه قابلیت اثبات و نه قابلیت رد دارد.بنابراین با افزایش کمی و این حرف ها سازمان صداوسیما نجات پیدا نمی کند. به نظرم اگر به سال 58 برگردیم و دو شبکه داشته باشیم اما این دو شبکه حس باشند، صداوسیما نجات پیدا می کند.*این درحالی است که یکی از انتقادهای همیشگی به این سازمان تعداد نیروهای مشغول به کار در آن است. به نظر شما این تعداد نیرو با عملکرد این سازمان مطابقت دارد؟دقیقا یکی از موضوعات مورد بحث همین است؛ یکی دیگر از کارهایی که صداوسیما باید انجام دهد این است که دست و بال خودش را جمع کند. حدود 40 تا 50 هزار نفر در این سازمان کار می کنند در حالیکه در تلویزیون های مشابه این در دنیا یقین دارم که یک دهم این هم افراد مشغول به کار نیستند. همین الان اگر صداوسیما می خواهد واقعاً کارآمدی خود را نشان دهد بیاید و هر کدام از این شبکه ها را به یک بخش خصوصی واگذار کند، آن وقت خواهد دید که چگونه می توان به راحتی سازمان را اداره کرد و سلیقه های مختلف را در آن دخیل کرد.*به نظر شما مشارکت دادن صرفاً یک جریان خاص در صداوسیما می تواند به دلیل تغییر در سیاست کشور باشد؟یک بخش تندروی جریان اصولگرا حاکمیت مسائل صداوسیما را به دست گرفته اند. آن ها می خواهند هر تی که می آید خود را در کنار ت بدانند؛ اگر احیاناً آن ت با آن ها همراه باشد کاری با آن ندارند، همان طور که حداقل در ت اول آقای صداوسیما فقط یک ارگان تبلیغاتی بود و کار دیگری نمی کرد. به هر حال صداوسیما تا وقتی که حیاط خلوت احزاب است و در واقع چکش، تبر و بوق آن ها است همین وضعیتی که می بینید ادامه خواهد داشت.
روز گذشته خشت کج برنامه ثریا در شبکه اول سیما و تولید برنامه ای با رویکرد تضعیف ت و توافق ، باعث شد وزارت امور خارجه به آنچه در این برنامه که در سالروز اجرای از سوی کارشناس منتقد و مجری برنامه بیان شد، واکنش نشان دهد.جمهوریت؛روزی که ضرغامی از رودست خوردبرای بررسی رویکرد صداوسیما نسبت به ت یازدهم و دوازدهم و به خصوص ، به سراغ عبدالله ناصری فعال و رسانه ای اصلاح طلب رفتیم. ناصری که سابقه حضور در صداوسیما را نیز در کارنامه دارد، معتقد است که مدیریت صداوسیما در انحصار یک جریان تندرو خارج از صداوسیماست. آقای ناصری! به طور کلی رویکرد صداوسیما را نسبت به ت یازدهم و دوازدهم و در دو دوره اخیر مدیریتی این سازمان چگونه تحلیل می کنید؟من صداوسیما را از سال 92 تا به امروز بسیار تحریک کننده در حوزه های مختلف اجتماعی دیده ام. معتقدم این تشنج ها و بحران ها و اعتراضات مدنی که در روزهای اخیر در بسیاری از ا به وجود آمد، ناشی از برنامه ریزی انباشته شده غلط و نمایش میزگردها، سریال ها و برنامه های مستندی است که مردم را عصبانی و ناامید کرد. صداوسیما می تواند نقش تعادلگر بین انتظارات و مطالبات بین بخش مدنی و حکومتی جامعه داشته باشد که متأسفانه هیچ گاه از این نقش خود در سال های اخیر استفاده نکرده و به جای آن به تحریک جامعه پرداخته است. علت این مسأله هم این است که اغلب مدیران صداوسیما دارای گرایش های غلیظ جناحی بوده و کارشناس رسانه و اطلاع رسانی حرفه ای نیستند.در راستای همین انتقادات، صداوسیما هفته گذشته در یک برنامه تلویزیونی و در سالروز تولد برنامه ای را با حضور دو کارشناس مخالف و موافق روی آنتن برد. کارشناس مخالف صحبت هایی را در این برنامه تلویزیونی مطرح کرد که وزارت خارجه روز گذشته با صدور بیانیه ای به صحبت های این کارشناس رسانه ای واکنش نشان داد. شما رویکرد صداوسیما را در این دو سالی که از اجرای توافقنامه می گذرد، چگونه دیدید؟من همین ابتدا بگویم که اگر به جای وزارت خارجه بودم، اصلاً بیانیه نمی دادم. چون برای همه تمردان و حتی بسیاری از چهره های حکومتی خارج از ت ماهیت صداوسیما و نقش اپوزیسیونی صداوسیما علیه ت آقای مشخص شده است. یک افتخار است که در ت آقای رقم خورد و در تاریخ معاصر ایران خلق و ماندگار شد. اگر چه این توافق به خاطر نوع سیاست هایی که نهادهای موازی ت در مقابل این توافق به کار گرفته اند و بسیاری از تصمیم گیری ها در اختیار ت نیست، مشکلاتی برای و فضای ایجاد شده از این توافق به وجود آورده و شاهد این کارشکنی در مقابل هستیم. شما ببینید تیم مذاکره کننده ایران طی دو سال به گونه ای مذاکره کرد که بیشترین توفیق نصیب ایران شود و حتی تا دقایق آ مذاکرات شاهد بودیم که سرنوشت مذاکرات مشخص نبود. اینکه صداوسیما و کارشناسش به دروغ را از پیش نوشته شده می داند، نشان دهنده این موضوع است که رویکرد صداوسیما با آمدن و رفتن مدیران تغییری نکرده است. این روند البته سابقه هم داشته و در دو دهه گذشته صداوسیما این رویکرد را داشته است.علت این رویکرد ی ویه صداوسیما که باید رسانه ای ملی باشد چیست؟ببینید، مدیریت صداوسیما یک مدیریت سمبلیک و تشریفاتی است که در 10 سال اخیر همیشه از بین اصولگرایان انتخاب می شده است. اما حوزه کلیدی و جریان ساز صداوسیمایی که روز به روز به خاطر همین ماهیت کم بیننده تر می شود، در دست یک جریان افراطی رادیکال در خارج از صداوسیماست. اگرچه ظاهراً دفتر هم در صداوسیما نداشته باشند که من معتقدم در درون صداوسیما نیز این جریان دفتر دارد. در زمان رفتن آقای ضرغامی و آمدن آقای سرافراز و بعد از آن، آقای علی عسگری، من بارها نوشتم و گفتم که هیچ تغییری در روند صداوسیما صورت نخواهد گرفت. در دوره اصلاحات نیز این روند بود. ما خودمان در سال 86 با آقای ضرغامی جلسه گذاشتیم و از ایشان خواستیم که در صداوسیما تغییراتی را در سیاستگذاری ها ایجاد کند اما ایشان با وجود وعده هایی که به ما داد، نتوانست این رویکرد را تغییر دهد؛ چون مدیریت او نیز بر صداوسیما تشریفاتی بود. ت اصلاحات در سال 84 پایان یافت. دلیل جلسه شما با آقای ضرغامی در سال 86 چه بود؟در انتخابات مجلس هشتم، من به عنوان سخنگوی شورا، آقای بیطرف به عنوان رئیس کمیته برنامه ریزی و آقای مرعشی به عنوان رئیس ستاد تهران به نمایندگی از شورای اصلاح طلبان و با دعوت آقای ضرغامی برای همفکری به صداوسیما رفتیم. در آن زمان صداوسیما به صورت و در برنامه های خبری و تلویزیونی علیه اصلاح طلبان برنامه سازی می کرد. در آن جلسه آقای ضرغامی وعده وعیدهای زیادی برای تغییر نگرش صداوسیما داد. ما اما حرفمان به آقای ضرغامی این بود که مدیریت شما بر صداوسیما تشریفاتی است و مدیریت سازمان در جای دیگری است. آقای ضرغامی از این صحبت ما خیلی ناراحت و برافروخته شد و ادعا کرد که مدیریت صداوسیما با اوست و برای اثبات صحبتش مثالی زد و گفت که اصولگرایان هم از دست من ناراحت هستند اما کار خدا بود که در همان جلسه به ایشان ثابت شد که این گونه که می گویند، نیست.ماجرا چه بود؟از حسن تصادف در همان ایام آقای برخلاف توصیه ی که توصیه کرده بودند با آقای لاریجانی همکاری کند، اما آقای لاریجانی را از دبیری شورای عالی امنیت ملی عزل کرده بود. آقای ضرغامی در آن جلسه به ما گفت که دو روز است که ت به من فشار آورده که خبر برکناری آقای لاریجانی را اعلام کنم اما من مقاومت و امشب می خواهم که در خبر ساعت 9 شب در لابه لای اخبار این موضوع را به این گونه که آقای لاریجانی از سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی استعفا داده اند، به شکل کوتاه منتشر کنم. همانجا بود که من به ایشان گفتم ساعت 10 صبح آقای الهام، سخنگوی ت در برنامه خبر رادیو این خبر را که لاریجانی عزل شده است اعلام کرده و ثابت شد که ایشان هیچ کاره اند. آقای ضرغامی از این خبر تعجب کرد و از اتاق بیرون رفت و یک ربع بعد به اتاق برگشت و خبری را که به او داده بودم تأیید کرد و تا آ جلسه خیلی بی حوصله و ناراحت بود. واقعیت این است که حوزه خبری و تحلیل ساز صداوسیما در حوزه اختیارات و نظارت رئیس سازمان صداوسیما نیست.در دوران آقای لاریجانی هم که همزمان با ت اصلاحات بود، مدیریت سازمان در خارج از مجموعه نبود؟خیر. در آن دوره به دلیل شخصیتی که آقای لاریجانی در صداوسیما داشت، او توانسته بود مدیریتش بر صداوسیما را تثبیت کند اما در دوره آقایان ضرغامی، سرافراز و علی عسگری مدیریت صداوسیما از کنترل مدیران خارج و به جریان های تندرو و افراطی خارج از صداوسیما واگذار شد. من به بسیاری از مدیران صداوسیما که در دهه 60 کارمندان من در صداوسیما بوده اند و بسیار هم آدم های محترمی هستند، گفته ام که شما در صداوسیما هیچ کاره اید.سیستم کار صداوسیما و نفوذ این افراد بر صداوسیما چگونه است؟در صداوسیما چند نفر هستند که در گلوگاه های خاص منصوب شده اند و بر اساس تحلیل ها و نظرات جریان های افراطی خارج از صداوسیما شه های این گروه را بر صداوسیما تحمیل می کنند. افرادی هم که در صداوسیما منصوب می شوند، جرأت و قدرت تغییر این افراد را ندارند.
یک فعال رسانه ای اصولگرا درباره عملکرد صداوسیما و انتقاداتی که درباره آن وجود دارد، گفت: اگر جای رئیس سازمان صداوسیما بودم، همان بعد از سخنرانی ی کلید سازمان را در نگهبانی می گذاشتم، می رفتم و دیگر باز نمی گشتم.اعتماد آنلاین نوشت: عملکرد سازمان صداوسیما به عنوان ارگانی که باید حمایت همه جانبه افکارعمومی را با خود همراه داشته باشد، مورد انتقاد بیشتر قشرهای کشور است؛ سال ها است که منتقدان عملکرد این سازمان تاکید می کنند صدا وسیما کارایی و کیفیت لازم را با توجه به بودجه اش ندارد. کار به جایی کشیده که چند روز پیش زمانی که دانشجویان با انقلاب دیدار داشتند نسبت به عملکرد این سازمان و اختصاص داشتن آن به یک جریان خاص انتقاد د و البته ی هم از انتقادهای خود نسبت به صداوسیما گفتند.به خاطر همین انتقاد ی است که محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا می گوید که اگر به جای رییس سازمان صداوسیما بود می رفت و دیگر هم بازنمی گشت. او معتقد است که معاونت صداوسیما تحت نفوذ اصولگرایان تندرو است و تا وقتی که این سازمان صرفا تریبون یک جریان خاص باشد، اوضاع برای آن بهتر نمی شود.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد مهاجری با را بخوانید؛*آقای مهاجری، انتقادها درباره عملکرد صداوسیما نه تنها از طرف ون، هنرمندان و عامه مردم مطرح است بلکه ی هم در نشست اخیرشان با دانشجویان گفتند که خودشان هم نسبت به برخی از عملکردهای این سازمان انتقاد دارند. ارزی شما از این موضوع چیست؟واقعیت ماجرا را بخواهید من این سخنرانی ی را که شنیدم خیلی دلم به حال رئیس صداوسیما سوخت. چون حساب که تابه حال مردم، کارمندان، تهیه کنندگان و کارگردان های داخل سازمان ناراضی بودند و الان انقلاب هم به آن ها اضافه شدند. دیگر خیلی ناراحت کننده شد؛ می خواهم این را بگویم که اگر جای رئیس سازمان صداوسیما بودم، همان بعد از سخنرانی ی کلید سازمان را در نگهبانی می گذاشتم، می رفتم و دیگر باز نمی گشتم.فکر می کنم سازمانی در این حد انتقاد برانگیز حتماً اشکالاتی در ساختار، ارتباط با جامعه دارد. سازمانی که ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی درست کرده و این اتفاقات نشان می دهد که همه این ها ناکارآمد است. اگر انتقاد همه افراد از صداوسیما را هم مغرضانه را بدانیم اما قطعاً بیانات معظم انقلاب مغرضانه نیست.*برای بهبود وضعیت صداوسیما از نظر شما چه را اری وجود دارد؟خیلی ساده است؛ هر کاری که تابه حال انجام داده اند را انجام ندهند و کارهایی که تابه حال انجام نداده اند را انجام دهند. به نظر من بهترین را ار نجات این سازمان همین است. بزرگ ترین زحمتی هم که آقای رئیس صداوسیما می تواند بکشد این است که صداوسیما را خود اداره کند.در واقع زمانی که سازمان صداوسیما از بیرون و به وسیله افراد و سازمان های ذی نفوذ اداره می شود و بخواهد به همین روال هم ادامه پیدا کند، این قافله تا به قیامت لنگ است. اینکه رئیس سازمان صداوسیما هر از گاهی نظرسنجی درست کند، حالا یا واقعی یا غیرواقعی که 80 یا 90 درصد مردم ما را می بینند این قطعاً با آن چیزهایی که ما در جامعه می بینیم انطباق ندارد. به نظر می آید باید روش هایی را که مردم صاحب صداوسیما باشند پیش بگیرند.*چطور می توان کاری کرد که به قول شما مردم صاحب صداوسیما شوند؟باید از نخبگان متعددی در جامعه استفاده شود. نخبگانی که تابه حال پایشان به صداوسیما باز نشده و اگر هم باز شده خیلی محدود است یا این تریبون هایی که در اختیار افراد تندرو هست در اختیار دیگران هم قرار بگیرد. صداوسیما چاره ای جز این ندارد که اعتماد مردم را جلب کند. ممکن است مردم بنشینند و یک سریال تلویزیونی را هم ببینند این منافاتی با اینکه از صداوسیما خوششان نمی آید، ندارد. انگار که یک سی دی ب ند و ببینند.بنابراین این آمارها نشان دهنده این نیست که مردم صداوسیما را دوست یا به آن اعتماد دارند. صداوسیما چاره ای ندارد جز اینکه در حوزه سراغ افرادی هم که تابه حال در سازمان صداوسیما جایگاهی نداشتند برود و به همان راحتی که دانشجویان خدمت ی انتقاد می کنند این افراد هم بیایند و از سازمان های مختلف حاکمیتی انتقاد کنند.زمانی که تلویزیون می آید از یک قوه انتقاد می کند و برای بقیه سوت و کف می زند و به به و چه چه می کند، طبیعی است که بعد از مدتی این سازمان از درون منفجر می شود. من دوستان متعددی در خود صداوسیما دارم، حتی در حوزه های و خبر که واقعاً ناراحت هستند؛ یعنی صداوسیمایی که نه در داخل از او راضی هستند، نه مردم و نه ی به نظر من باید برای رهاییدن خود باید خیلی کارها انجام دهد.*فکر می کنید این مشارکت ن همه گروه ها و استفاده صرف از یک جریان خاص به چه دلیل اتفاق می افتد؟بخشی از آن به ساختار صداوسیما برمی گردد؛ بخشی هم به ساختار معاونت صداوسیما مربوط می شود که به نظر من به وسیله رئیس صداوسیما اداره نمی شود. اگر رئیس صداوسیما خود شخصاً سازمان را اداره کند قطعاً متوجه اشتباهات و اشکالات می شود. به نظر می رسد این معاونت تحت نفوذ جریانات خارج از صداوسیما است. اگر رئیس سازمان رشادتی به ج دهد و برای یک بار هم که شده آن را از این وضعیتی که در گرفتار است برهاند، اوضاع بهتر می شود.صداوسیما تبدیل به پاتوق یک عده خاص و غلام حلقه به گوش یک جریان خاص شده است. اگر بتوانند این وضعیت را تغییر دهند صداوسیما نجات پیدا می کند. فکر می د که اگر تعداد شبکه ها را زیاد کنند و از پنج شبکه به ده و بالاتر برسانند، مخاطبانشان هم افزایش می یابد، اما دیدیم که چنین نبود. اما خوش شانسی سازمان صداوسیما در واقع این است که به هیچ روشی نمی توان فهمید که چند نفر تلویزیون را نگاه می کنند. بنابراین هر عددی می گویند ادعایی است که نه قابلیت اثبات و نه قابلیت رد دارد.بنابراین با افزایش کمی و این حرف ها سازمان صداوسیما نجات پیدا نمی کند. به نظرم اگر به سال 58 برگردیم و دو شبکه داشته باشیم اما این دو شبکه حس باشند، صداوسیما نجات پیدا می کند.*این درحالی است که یکی از انتقادهای همیشگی به این سازمان تعداد نیروهای مشغول به کار در آن است. به نظر شما این تعداد نیرو با عملکرد این سازمان مطابقت دارد؟دقیقا یکی از موضوعات مورد بحث همین است؛ یکی دیگر از کارهایی که صداوسیما باید انجام دهد این است که دست و بال خودش را جمع کند. حدود 40 تا 50 هزار نفر در این سازمان کار می کنند در حالیکه در تلویزیون های مشابه این در دنیا یقین دارم که یک دهم این هم افراد مشغول به کار نیستند. همین الان اگر صداوسیما می خواهد واقعاً کارآمدی خود را نشان دهد بیاید و هر کدام از این شبکه ها را به یک بخش خصوصی واگذار کند، آن وقت خواهد دید که چگونه می توان به راحتی سازمان را اداره کرد و سلیقه های مختلف را در آن دخیل کرد.*به نظر شما مشارکت دادن صرفاً یک جریان خاص در صداوسیما می تواند به دلیل تغییر در سیاست کشور باشد؟یک بخش تندروی جریان اصولگرا حاکمیت مسائل صداوسیما را به دست گرفته اند. آن ها می خواهند هر تی که می آید خود را در کنار ت بدانند؛ اگر احیاناً آن ت با آن ها همراه باشد کاری با آن ندارند، همان طور که حداقل در ت اول آقای صداوسیما فقط یک ارگان تبلیغاتی بود و کار دیگری نمی کرد. به هر حال صداوسیما تا وقتی که حیاط خلوت احزاب است و در واقع چکش، تبر و بوق آن ها است همین وضعیتی که می بینید ادامه خواهد داشت.