احمدی و یوسفی گزارشگران امشب سرخ ها

گروه ت خبرگزاری فارس-حبیب ترکاشوند، رضا اعر : این روزها با بررسی فضای کشور شاهد اقدامات جسته و گریخته محمود رئیس ت های نهم و دهم و جمعی از یاران نزدیک وی هستیم که در واکنش به دستگیری دوتَن از نزدیکان خود، یعنی اسفندیار رحیم و حمید بقایی تقریبا از هیچ اقدامی برای فشار به افکار عمومی و قوه قضائیه کوتاه نیامده اند.برای بررسی و آشنایی بیشتر با اقدامات برخی از یاران از روزهای پیروزی در سوم تیرماه 1384 تا به امروز به سراغ مجتبی اعلایی معاون تشریفات و مراسم نهاد ریاست جمهوری و استاندار ایلام در ت و از نزدیکترین یاران رفتیم. او که خود با افتخار حضور در ت نهم و دهم را یک لطف الهی می داند علی رغم عُلقه قلبی، انتقاداتی هم به شخص محمود دارد. در این گفت وگو وی همزمان با طرح تفکرات اولیه گفتمان سوم تیر به بیان معضلات و علل ج اعضای فعلی « ت بهار» با بدنه انقل می پردازد.آنچه در زیر می خوانید ماحصل گفت وگوی تفصیلی 3 ساعته خبرنگاران گروه خبرگزاری فارس با مجتبی اعلایی از نزدیکان در ت های نهم و دهم است. لازم به ذکر است برخی مواضع آقای اعلایی اگر چه مورد تایید خبرگزاری فارس نیست لیکن به منظور امانتداری و با اصرار ایشان در این مصاحبه آمده است.فارس: حضرتعالی به عنوان یکی از اعضای ت نهم و افرادی که به عناصر اصلی آقای نزدیک بودید کمی در مورد تخلفات آقایان بقایی و که متأسفانه به رئیس جمهور سابق هم تسری پیدا کرده است توضیح دهید؟اعلایی: من صحبت در مورد تخلفات و فساد این افراد و به طور کل این نوع رویکرد را قبول ندارم و در آن ایراد دارم، از دلایلی که خواستم بیایم و مصاحبه کنم این بود که دیدگاه خودم را بیان کنم، ضمن آنکه اساساً با روندی که آقای طی کرده کاملاً مخالف هستم و به نفع ایشان و انقلاب نمی بینم ولی این رویکرد که ما بگردیم و حتماً ثابت کنیم که افراد فاسد هستند نیز روش قشنگی نیست آن هم افرادی در رده رئیس جمهور. اجازه دهید به سیاق خودم یک ورودی کنم و بحث جامعی را مطرح می کنم و انتقادات و نقد خود را می گویم. در بحث آقای در طرفداری و انتقاد به شدت افراط و تفریط می شود فکر می کنم رویکرد ی هم همین طور باشد که اعتدال را در برخوردها سفارش می کنند. اولین بحثی که دارم این است که ما راجع به چه ی می خواهیم صحبت کنیم که همان آقای است و ببینیم ایشان چه ی بود و دیدگاه هایش چه بوده است.*ماجرای دفترچه ای برای یادآوری من دفترچه ای در زمانی که روابط عمومی شهرداری تهران در سال 82 و 83 بودم داشتم که مطالبم را آنجا می نوشتم. بخشی از مواضع آقای در آن زمان است که از روی آن می خوانم تا بدانید اساساً دیدگاه های ایشان چه بوده است و ببینیم چه تغییراتی اتفاق افتاده است. این سخنانی که از می خوانم در تاریخ 14 دیماه 83 در نشست جامعه ی ادواری نمایندگان مجلس شورای ی است؛ ایشان در آن نشست می گوید «بیست و پنج سال از انقلاب گذشته است، این انقلاب بزرگترین دستاوردها را داشته است که صدها ساعت سخنرانی لازم دارد. عزت، استقلال، وحدت ملی، قدرت بی نظیر. برخی از دستاوردها می ارزید که انقلاب شود، پس چرا رضایت عمومی حاصل نشده است.»«از شما سؤال کنند که آیا روند را به سمت مطلوب می بینید، چرا شما جواب منفی خواهید داد. چرا این احساس نیست. ی در تمام این دوران 25 سال وظایف خود را به نحو احسن انجام داده است، آیا مردم در دفاع از انقلاب کوتاهی کرده اند؟ مردم را بهترین می دانستند، پس گیر کجاست. به نظر می رسد آنجا که ساز و کار اداره کشور قابل بحث است گیر آنجاست. این وسط سه قوه به علاوه قوای نظامی است. قوای نظامی و انتظامی که دخ ی در فرهنگ و اقتصاد نخواهند داشت. قوه قضائیه هم ابتدای به ن در این حوزه ورودی ندارد. قوه مقننه هم نمی تواند ابتدا به ن برنامه ای تنظیم کند که مسائل اقتصادی را حل کند. بیش از چهل اصل در قانون اساسی تعریف شده برای حل مسائل کشور که عمده آن در دست قوه مجریه است.»«امسال 120 هزار میلیارد بودجه ت دارد که چهار یا چهل هزار میلیارد آن متعلق به قوای دیگر و نیروهای انتظامی و نظامی است، مابقی دست ت است. ت فرهنگ ساز است و صرف نظر از فعالیت هایی که می کند رفتار آن هم فرهنگ ساز است. ریشه انقلاب نهضت انبیاء است که به و ائمه اطهار رسیده و در دوران غیبت به دست ما است. این ریشه آینده آن چیست» اینجا آقای می گوید ریشه انقلاب به و ائمه(ع) رسیده و الان هم دست ما است و ادامه می دهد «ما انقلاب کردیم که یک حکومت ی انقل توسعه یافته ب ا کنیم که مقدمه حکومت جهانی شویم. تمرین حکومت زمان(عج) است، اگر آرمان حکومت جهانی را از ما بگیرید چه می ماند. انقلاب ما مقدمه است و ما ادامه یک نهضت هستیم و مقدمه یک نهضت هستیم و بدون این طاغوتیم. ی ما چه می گفتند، برای چه چیز رفتند. اگر این را برداریم چه می ماند، آیا برای زمان نگفته اند. برای چه دنیا را پشت سر انداختید، برای چه شکنجه های را تحمل کردید. دستگاه اجرایی ما چون این آرمان را رها کرده حیران است. یک روز دنبال کره یک روز دنبال ژاپن؛ متأسفانه رسوب این تفکرات در دستگاه های اجرایی به این رسید که اصل حکومت دینی را رد د. زاویه انحراف ایجاد شد، تنها یک دوره کوتاه در زمان شهید رجایی داشتیم». *دیدگاه در سال 83 در مورد احترام به قوا و این دیدگاه از تحلیل انقلاب نسبت به قدرت قوه اجرایی کشور، احترام به قوای دیگر، در سال 83 است. دیدگاه ایشان نسبت به یک دیدگاه ریشه دار و انقل است. یک نامه ای در تاریخ 25 آذر 83 دارد. در آن مقطع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که شامل آقای لاریجانی، باهنر، ناطق نوری، ولایتی و چند نفر دیگر هستند ظاهراً جلسه ای گذاشته بودند که تصمیم گیری در مورد انتخابات داشته باشند و از آقای هم دعوت کرده بودند اما او نمی رود، لذا نامه ای به این شورا می دهد که نکاتی در آن وجود دارد. در آن نام آقای می نویسد «با عرض سلام و احترام و عطف به دعوت به سخنرانی در نشست ارزشمند بزرگواران و مسئولین محترم شورای هماهنگی نیروهای انقل به استحضار می رساند از آنجا که حدود 6 ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است و برادر کوچک شما مسئولیت سنگین اداره شهر تهران و اجرای پروژه های مهمی را برعهده دارد خوف آن دارم که حضور زودهنگام و رسمی به عرصه انتخابات و تبلیغات انتخاباتی به روند خدمتگزاری در تهران آسیب برساند، بنابراین علی رغم اشتیاق فراوان به دیدار دوستان گرانقدر از حضور در این جلسه معذورم.»در ادامه این نامه آقای می نویسد«با پشتوانه نهضت انبیاء(ع) و با رس تشکیل یک جامعه پیشرفته قدرتمند ی به عنوان مقدمه حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، این سرزمین مقدس نیازمند تحقق یک ت مکتبی است که تحول گرایی، کارآمدی و سلامت از ویژگی های اصلی آن و تواضع و خدمتگزاری در برابر مردم مؤمن، صبور و سربلند ایران عزیز راه و رسم آن باشد. این آرزوی تاریخی ملت ما است که به لطف الهی زمینه های تحقق آن آشکارا مشاهده می شود. امروز ترویج این تفکر و تبیین چنین تی به عنوان مقدمه آن امر مهم، ضروری و لازم است و همه باید با اغتنام فرصت باقی مانده تا انتخابات و درایت به انجام آن همت گمارند و با هوشمندی از انتقال رقابت های بی حاصل و ت یبی توسط بدخواهان به درون جبهه یاران انقلاب ی جلوگیری نمایند. با ارج نهادن به زحمات کلیه عزیزان و تقدیر از حسن اعتماد آن ها و با اذعان به اهمیت سرنوشت ساز انتخابات آتی ریاست جمهوری و با تأکید مجدد بر وحدت و اصولگرایی در لحظه ضرورت همه باید با همه وجود در خدمت ب ایی چنین تی باشند.» این دیدگاه های آقای است به همگرایی نیروهای داخلی مشهود بوده است. *ارتباط با شهرداری که رئیس جمهور شدمن از سال 82 تنگاتنگ با آقای کار کرده ام. در شهرداری مدیرکل روابط عمومی بودم و برنامه های ایشان دست من بود. البته وارد ستاد انتخاباتی ایشان نشدم، حتی به دوستان شهرداری سفارش که وارد فضای انتخاباتی نشوند و در آن زمان به شرکت پیام رسا که زیرمجموعه اداره کل روابط عمومی بود سپردم که اگر از ستاد آقای خدماتی خواستند فاکتور کنید و پولش را بگیرید. من از سال 62 نهاد ریاست جمهوری بودم؛ خدمت ی 6 سال، در خدمت آقای هاشمی رفسنجانی 8 سال و ت آقای خاتمی سه سال اولش را بودم که بعد به صدا و سیما رفتم و در واقع مواضع رؤسای جمهور را از نزدیک دیده ام. *خصوصیات چیست؟آقای چند خصوصیت ویژه داشتند و این را باید بدانیم ما یک سرمایه عظیمی ( ) داشتیم که این سرمایه را از ما گرفتند. ایشان در استکبارستیزی بسیار بی نظیر و شجاع بود. در اجلاس های بین المللی همراه ایشان بودم و تقریباً 18 کشور خارجی را همراه آقای رفته ام. صحنه هایی دیدم که نشان می داد او چقدر باصلابت بود و با اقتدار از دفاع و استفاده می کرد. اساساً رویکرد ایشان این بود که تمام ظرفیت های را فعال کند و اگر بخواهم در این بخش او را با ت های قبل مقایسه کنم باید بگویم که تمام ظرفیت های خارجی را فعال کرد. در هر اجلاسی مثل d8 یا شانگهای می رفت و آنجا را در جهت آرمان های انقلاب زنده می کرد. یادم می آید در اولین سال حضور در اجلاس سازمان ملل، یک جوان ایرانی مقیم که کارمند سازمان ملل بود آمد و گفت آقای اعلایی از قول ما از آقای رئیس جمهور تشکر کنید گفتم چرا، گفت من 14 سال است که کارمند سازمان ملل هستم تا حالا ندیدم یک رئیس جمهور آنقدر قشنگ، شجاع و مسئول بیاید اینجا علیه و سخنرانی کند. عین این قضیه را در برخی کشورهای ی مثل اندونزی و ما ی دیدم در ما ی وقتی می رفتیم داخل ل هتل شدیم نمایشگاهی بود که تشکیل داده بودند و تا دیدند وارد می شود دور او جمع شدند و ایشان هم نیم ساعت خونسرد ایستاد و امضاء یادگاری می داد، آ سر هم یک مرد اروپایی کاغذی به آقای برای امضاء داد، ایشان از وی پرسید که کجایی هستی، او گفت آلمانی هستم. بعد آن مرد آلمانی به گفت که آقای رئیس جمهور شما مسیرتان را ادامه دهید که مردم پشت سر شما هستند. صحنه ها از این ویژگی زیاد است. در اجلاس کشورهای ی یک هفته بعد از حمله 33 روزه به لبنان در ضیافت ناهار آقای آنقدر قوی به خارجه وقت سعودی که آنجا بود هشدار داد و گفت شما فکر نکنید از این جنگ مصون هستید اگر لبنان را بگیرد قطعاً مدینه و مکه را هم درمی نوردد. ایشان وقتی در اجلاس های بین المللی صحبت می کرد، آنقدر قوی و محکم بود که مقامات شرکت کننده بلافاصله دور ایشان جمع می شدند و ابراز احساسات و عاطفه می د، چون آن ها معمولاً خیلی ترسو هستند و از قدرت های بزرگ می ترسند، لذا استکبارستیزی یک خصوصیت بی نظیر ( ) بود. خصوصیت دیگری که را از دیگران متمایز می کرد عشق و علقه او به مردم بود. اگر بخواهم وارد این موضوع شوم یک دنیایی است و بسیار بی نظیر بود. آنقدر به مردم علاقه داشت، وقتی بیکار می شد سعی می کرد عاشقانه بخشی از نامه های مردم را بخواند و آن را عبادت می دانست.*زنی که توانست اشک شهردار را در بیاورد در شهرداری تهران که بودیم به مناطق شهری جهت دیدارهای مردمی می رفتیم. همسر شهیدی بود که خواسته غیرمنطقی داشت. این خانم عادت داشت پشت درب می آمد و چند منطقه شهرداری هم داخل اتاق آقای شد و چند بار هم ( ) به او گفت که خواسته شما غیرمنطقی و غیرقانونی است و من شهردار هستم و نمی توانم خلاف کنم. یکبار در منطقه 2 مجدداً این خانم آمد و مجدد آقای همان پاسخ را به وی دادند. خانم برگشت چیزی به شهردار وقت ( ) گفت و رفت و ما هم به همراه محل را ترک کردیم. در ماشین تلفنی صحبت می کرد و آدرس یک پرونده ای را می داد، سپس به منزل شهیدی رفتیم و مداحی هم آمده بود و مجلس خوبی بود. تقریباً همه گریه می د و هم گریه می کرد. دیدم باز هم که مجلس تمام شد آقای تلفنی صحبت می کند و گریه می کند. من فکر یکی از فامیل های ایشان مرحوم شده است. رفتم گفتم طوری شده آقای ( ) گفت «برویم منزل همان خانم! چیزی به من گفت که مرا آتش زد»، گفتم چه گفت که جواب داد «لحظه ای که می خواست از اتاق خارج شود با لحن مظلومانه و کنایه آمیز گفت رفتید؟ یعنی من بی هستم.» نمی خواست خلاف قانون کند و نه می خواست آن خانم را هم ناراحت کند، از آنجا به منزل او (آن خانم) رفتیم؛ گفت سکه هم همراه بیاورید، من چیزی همراهم نبود لذا به شهردار منطقه هم گفتم اگرسکه همراه هست بیاورد. همراه ما «حبیب کاشانی» هم آمد که با توجه به روحیه شوخ طبعی کاشانی فضا را در خانه آن خانم عوض کرد. اقای آنجا آن زن را راضی کرد و از خانه بیرون آمد. چنین آدمی را دیگر نداریم از خود هم اتفاقی دیگر نمی افتد.*بارها خدا را شکر که ما را سوار کاروانی کرد که دغدغه آنها خدمت به مردم استدر ت نهم و دهم بارها خدا را شکر که ما را سوار کاروانی کردی که دغدغه آنها خدمت به مردم است. همین الان هم علی رغم این فضاها افتخار می کنم خدا به ما توفیق داد چهار قدم در مسیر مردم برداریم البته هزاران اشتباه هم داشتیم که خدا را برای آنها استغفار می کنیم. *حس معنوی در سیدمهدی هاشمییادم است در شهرداری وقتی سیدمهدی هاشمی جلو می خواند، یک حس معنوی به من دست داده بود، بعدش گفتم خدایا شکر، ما را کجا آوردی چقدر این آدم ها خوب هستند. در سال 83 یک موضوعی(تذکری) به اقای گفتم که الان هم بر آن دیدگاه تأکید دارم وهمان هم باعث شد آقای در این چاه افتاد. از افتتاح یک پروژه در شهرداری تهران به همراه آقای و برمی گشتیم و های ریاست جمهوری بود. من به آقای گفتم آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی یک اشتباه د و مردم حذفشان د، گفت چه اشتباهی گفتم آقایان وقتی می رفتند در استان ها و جمعیت به استقبال آنها می رفت، آن رئیس جمهور حس می کرد که مردم برای او آمدند و سیاست های او را پذیرفته اند و می گویند قربان سیاست های تو بروم، در حالی که معنای حرف مردم این نیست، وقتی این حجم جمعیت به استقبال رئیس جمهور می آیند، نه اینکه آن ها سیاست های تو را پذیرفته اند.*ادامه راه هاشمی و خاتمی توسط هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی در صحبت هایشان ذکر د که مردم سیاست های ما را پذیرفته اند! یک جلسه ای زمان آقای هاشمی که معاونان وزرا با ایشان دیدار داشتند مسئولین از فشار به فقرا و مردم صحبت می د، اما آقای هاشمی گفت نگران نباشید مردم سیاست های ما را پذیرفته اند. این یک خبط بزرگ است که ی اینگونه تصور کند که اگر مردمی برای استقبال رئیس جمهور می آیند مفهومش این است که او را پذیرفته اند، همین الان هم همینطور است مردم خواسته های خودشان را که حتی امکان دارد خواسته هایشان باطل هم باشد، در بیانات یک نفر متجلی می بینند و به او رای می دهند و به استقبالش می روند. اما به ما یاد داد اینکه مردمی که دنبال ما می آیند، را می خواهند نه ما را، ما را هم به طبع می خواهند و لذا این اشتباه را رؤسای جمهور انجام دادند و بعد از انتخابات و ریاست جمهوریشان مردم آنها را کنار گذاشتند و نتوانستند دیگر وارد عرصه شوند، عین این اتفاق راجع به هم اتفاق افتاد. یکی این موضوع باعث شد به این سمت حرکت کند و یک موضوع دیگر هم فضای ساختمان سفید در ریاست جمهوری است که هر به آن فضاها می رود خیلی باید تقوایش زیاد باشد، در آن ساختمان چون همه نیازهای مردم به آنجا متمرکز می شود، همه باید به آنجا بیایند و اجازه بگیرند، باعث می شود در روحیه انسان اثر بگذارد.یکی از هایی که از دوران آقای هاشمی تا در ریاست جمهوری بود، به من گفت می خواهم دیگر به وزارتخانه ای بروم، گفتم خب خودت به وزرایی که با آنها راحت تری بگو، گفت نه من نمی توانم زیر دست باشم، چون اینجا وقتی تلفن را برمی دارم یک طرف رئیس جمهور و یک طرف است نمی توانم در وزارتخانه زیردست معاون و مدیرکل باشم. *مخالفت رئیس جمهور سابق با فردگراییفارس: به این موضوع اشاره نکردید که چطور شد آقای به این سمت و سیاقی که امروز شاهد هستیم گرایش پیدا کرد؟اعلایی: دو تای آن را گفتم، یکی تفکر اشتباه رؤسای جمهور و دوم، فضای ساختمان سفید ریاست جمهوری است. آقای یک بحثی را همیشه در شهرداری و ریاست جمهور مورد نقد داشت و ان این بود که به شدت با قبیله گرایی، فردگرایی، خویش گرایی، حزب گرایی و قوم گرایی مخالف بود و آن را مردود می دانست، اما در ت دهم به شدت در این دام افتاد. وقتی شما همه چیزت می شود یک فرد، این یعنی خویش گرایی، مسئله ای است که شما ( ) در مورد دیگران رد می کردید. فارس: می توانید مثالی برای نفی تفکر خویش گرایی و فردگرایی از سوی آقای بزنید؟ اعلایی: این موضوع در تکه کلام های آقای مستمر بود که همیشه حزب گرایی، فامیل گرایی و قبیله گرایی را رد می کرد، از این دست صحبت ها زیاد در تع رش داشت. متأسفانه ایشان هم خودش در همین دام افتاد. من بیان آقای که می گوید «آرزویم این است که خودم را فدای آقایان و بقایی کنم» را سقوط می دانم، به لحاظ معرفتی، دیدگاهی و تحلیلی خیلی سقوط است، شما در چه جایگاهی بودید (آقای ). *گردش از استکبار به لاریجانی هااساساً ایشان یک گردشی کرده است، مرد استکبارستیز شماره یک جهان که به شدت مسلمانان به ایشان تمایل داشتند و این تمایل به خاطر همان خصیصه استکبارستیزی، صراحت و شجاعتش بود، اما بعد از انتخابات 96 و از چند ماه قبلش دشمن شماره یک آقای کاملاً لاریجانی ها شدند، یعنی لاریجانی ها جای استکبارستیزی را در میدان ایشان گرفتند و جای انقلاب، دوستان انقل ، و حزب اللهی ها را آقای و بقایی گرفتند. البته نمی خواهم آقایان و بقایی را تحلیل کنم، انسان های قابل احترام و خوبی هستند، منتهی خود شما ( ) این بنیان را غلط می دانستید که ما خویش گرایی، حزب گرایی و قبیله گرایی کنیم. ما آرمان داریم و متأسفانه شما همه آنها را به هم ریختید. در این میدانی که دشمنش به جای استکبار می شود لاریجانی ها و دوستش به جای انقلاب، حزب الله و ، و بقایی می شوند، منتقدش هم من می شوم. فارس: اگر شما می گویید این آقایان و بقایی انسان های خوبی هستند، پس باید به آقای حق بدهیم که پای آنها بایستد.اعلایی: نه، من می خواهم بگویم اینها هم مثل بقیه مردم هستند، اینکه می گویم خوب هستند، نه اینکه قابل دفاع باشند، خوب بودن با قابل دفاع بودن فرق می کند، من آقای را به لحاظ اخلاقی سالم می دانم، این چیزی است که من دیدم. نکته ای که در مورد فساد مالی گفتید، باعث می شود یک خاطره ای برای شما تعریف کنم که آیا با این دیدگاه من می توانم بپذیرم آقای در وضعیت فعلی اهل فساد باشد؟ در زمان شهرداری آقای در تهران روزی از سمت ولنجک به سمت شهرداری می رفتم، از چهارراه پارک وی دیدم که کنار پل در ایستگاه تا ی غرفه های چادری زدند که باعث مشکلاتی شده بود، پنج شنبه آن هفته که ملاقات مردمی بود، از آقای محمدزاده که آن موقع معاون خدمات شهری بود سؤال که شما در چهارراه پارک وی می دانید که چادر زده اند، گفت نه، ما این کار را نکردیم، من به آقای بمانیان شهردار منطقه هم زنگ زدم، پس از پرس و جو به من زنگ زد و گفت، آقای اعلایی این برای ما نیست، اما خود آقای نامه داده است، من گفتم این حرف را نزن اگر بفهمد ناراحت می شود، گفت نه این برای پسر ( ) است و او نامه اش را آورده.چهارشنبه هفته بعد در جلسه شورای شهرداران این موضوع را به آقای گفتم، به من گفت برو بگو آن ها را جمع کنند، لذا من هم به آقای بمانیان زنگ زدم و گفتم آقای گفته آن را جمع کنید. شب هنگام زمانی که داشتم شام می خوردم در منزل، آقای شیخ ال که آن موقع رئیس دفتر بود زنگ زد و مجدداً این موضوع را پرس و جو کرد و تأکید کرد که آقای گفته است آنها را جمع کنید. فردا آقای بمانیان شهردار منطقه به من گفت ساعت یک نصفه شب خود آقای به چهارراه پارک وی آمده و به من زنگ زدند و من نیروهایم را آوردم و آن را جمع و خودش در تمام این مدت حضور داشته است. * چگونه زندگی می کندفارس: آیا واقعاً آن نامه توسط پسر آقای به شهرداری داده شده بود؟ اعلایی: حالا یک ی این کار را کرده بود. من به خانه آقای رفته ام، یک خانه تقریباً دویست متری که چهار طبقه ساخته و هر واحدش تقریباً کمی بیش از 100 متر می شود که منزل خودش است و بچه هایش در طبقات دیگر زندگی می کنند، این کل دارایی اش است، انسان نمی تواند بپذیرد که این فرد مرد فساد است. احتمال خطا و تصمیم گیری اشتباه وجود دارد.*از فساد بقایی و چیزی ندیدمفارس: منظور ما فساد آقایان و بقایی و همچنین اعتماد بیش از حد آقای به این دو نفر است. اعلایی: من چیزی ندیدم، به خصوص آقای را سالم دیدم و نمی توانم بگویم اینها دستشان کج بوده، مثلا آقای رحیمی را برای چی آنگونه برخورد د که همه موضوعش 5 میلیارد می شود آن را هم خودش استفاده نکرد، بعد بیایند و بگویند با دانه درشت ها برخورد کرده ایم، کل چیزی که از مجموعه درآوردند این موضوع(رحیمی) بوده که مصرف شخصی هم نکرده بلکه گرفته و به برخی نمایندگان مجلس داده تا هزینه کنند، البته خطا است و این را بد می دانم، اما اینکه شما آن را بردارید و دار دار کنید، چیز دیگری است، نیست. آقای در مسیری افتاد که به نظرم در این شش ماه اخیر پاسخ رد شدن در انتخابات را دارد می دهد. فارس: یعنی از نظر شما آقای شخصیتاً انسان لجبازی هستند؟ اعلایی: من نمی خواهم این واژه را به کار ببرم، ایشان در واقع دارند بر مواضع شان سماجت می کنند، در واقع دارند کاری می کنند که پاسخی بر رد شدن در شورای نگهبان باشد، چرا؟ مصداق هایی می گویم(قوه قضائیه) برای چه به خاطر آقای به آنها مصداق ها برای عد خواهی ورود پیدا نکرد؟ بعد از ت دهم، در ت یازدهم ده ها و صدها نیروی انقل را که در دوران آقای وارد سیستم شده بودند و خیلی از آنها قانونی و با آزمون وارد شده بودند، همه آنها را از ادارات و دستگاه ها و به ویژه از نهاد ریاست جمهوری بیرون د، حتی رسمی های آنها را نیز آواره د، دستگاه های دیگر نیز ی نمی توانست مطرودین و مغضوبین ت را تحویل بگیرد، نمونه این اتفاق در ت آقای بر سر بی تدبیری ها و لجبازی های آقای سعیدلو اتفاق افتاد و یک تعدادی از افراد را بیرون د و همین بلا را سرشان آوردند، آنها به دیوان عد رفتند و سه چهار ماهه حکم بازگشت گرفتند و حقوق باقیمانده خود را نیز گرفتند، اما این بیچاره های انقل ( در ت یازدهم) به همین دیوان عد مراجعه د، چند سال است دارند دوندگی می کنند، یک نفر از آنها نتوانسته برگردد و یک پاسخ مناسب از دیوان عد نگرفته است.*ظلم به 3هزار بورسیه بخاطر جذب در دوران 3 هزار نفر بورسیه وزارت علوم را که در دوره ت نهم و دهم مجوز گرفته بودند و رسماً وارد سیستم شده بودند و حتی ی هم دستور اکید پیگیری دادند، اما آب از آب تکان نخورد، حتی پاسخ آقا را ندادند، یک نفر از آنها هم کارش را درست ن د، اینها ظلم های بَیِّن است. چرا در این عرصه ها دوستان حاضر از عد خواهی دفاع کنند؟ من ی الی پس از ت دهم در جایی که آقای بر روی تبیین خط کار می کرد، کمک شان می ، آنجا آقای اصرار داشت که ما اصلا بر روی انتخابات کار نمی کنیم، به خود من گفتند بر روی تبیین خط و ی متمرکز شدم و دارم این مواضع را کار می کنم، منتهی یک مرتبه در انتخابات حاضر شدند آقای که چنین موضعی را نسبت به ما داشت، یک مرتبه همه ما دور زده شدیم و در حوزه انتخابات یک مرتبه آقای بقایی طرح شد و بعد خود ایشان هم آمد. این یعنی اینکه نه تنها به انتخابات فکر می کنند، بلکه به را ارهایی فکر می کنند که نتوانند آنها را حذف کنند، این کار برای ما اصلاً قشنگ نبود و من این را فریب خود ما می دانم.* و بقایی ابزار رئیس جمهور سابق هستندفارس: به نظر شما حضور آقای تنها برای تأیید صلاحیت گرفتن آقای بقایی بود یا نه، رویکرد دیگری هم داشت؟ اعلایی: نه فقط تأیید بقایی نبود بلکه فراتر از اینها است، من یک نکته ای را می گویم که به نظرم خودم یک حقیقت است و نمی دانم چقدر به صلاح است، خودش را فدای این دو نفر نکرد، این دو نفر را فدای خودش کرد. فارس: با چه مستنداتی این مسئله را مطرح می کنید؟اعلایی: موضع گیری ها نشان می دهد اینها ابزارند. فارس: خب این موضوع که بسیار هزینه دارد.اعلایی: بله متأسفانه. فرایند آرام اتفاق می افتد، آرام آرام انسان به خاطر نقاط منفی ای که در شخصیت وجودی اش دارد و شروع به رشد می کند باعث می شود آن فرد اساساً مواضع اش را حق بداند، می خواهم آقای را متوجه کنم که شما یک سرمایه ای بودید برای انقلاب، ولی اولین ظلم را به خودت کردی، آن نستوه دشمن شکن را پشت در مجلس آوردید تا مثلاً علیه لاریجانی ها شعار بدهد، این را تا این حد پایین آوردید، این اولین ظلم به خود شماست. شما ( ) چرا آرایش خود را به هم زدید؟ شما زمانی اینقدر بیان لطیف و عاطفی به دیگران داشته و علاقمند به کمک همه بودید، چرا یک مرتبه همه را حذف کردید و متمرکز بر روی دو نفر شدید؟ حتی ما را هم حذف کردید، دومین ظلم را به ماها کردید. آقای نیکزاد و بسیاری از افرادی که تا آ ین روزها در کنار آقای بودند و از مواضع و شخصیت شان دفاع می د، خودشان نیز تعجب د چرا با این عزیزان م ی نشده است، این کار قشنگ و زیبنده چنین شخصیتی نیست. من احساس می کنم که من فریب خوردم، حتما دوستان من هم چنین احساس می کنند که کنار خالی شده است. از این رو می گویم که ما همه فریب خوردیم، البته عذر من را نخواستند، ولی ما خودمان نرفتیم، حقوق هم نمی گرفتیم و فقط کمک می کردیم، چون ما این اقدامات خوب را در مسیر انقلاب می دانستیم و فکر می کردیم تحلیل دیگران نسبت به شخصیت آقای اشتباه است، اما الان که این حرفها را می زنم، نه اینکه مواضع دیگران درست است و یا نه اینکه قوه قضائیه خوب عمل می کند.گروهی در قوه قضائیه با انقلاب قرائت ی مخالفند، اگر بهشان بگویید انقلاب را قبول دارند می گویند بله اما در عمل...، من معتقدم قیچی ای که دارد انقلاب را می برد، یک سرش مواضع آقای است، یک سرش در قوه است، این دو با هم حرکت می کنند. فارس: مواضع اخیر آقای را تأثی ذیری از بقایی و می دانید یا مواضع خود ایشان است؟ اعلایی: نه، من فکر می کنم مواضع خود آقای است، البته نه اینکه بی تأثیر نیستند، تحلیل ها با هم هماهنگ هستند. عمدتاً تحلیل های آقای و هماهنگ تر است، چون آقای بقایی از منظر خودش می خواهد با ظلم مبارزه کند، از این منظر هم به او حق می دهم، این مسائل را به لحاظ شخصی می گویم نه به لحاظ .*نمی خواهم از آقای بقایی دفاع کنمفارس: احتمالاً شما رأی قوه قضائیه در مورد آقای بقایی را دیده اید، در بخشی که مربوط به واگذاری پول هایی از سوی قدس به او است قید شده که با اقرار صریح ذیحساب وقت نهاد ریاست جمهوری آقای جزء اسانی بوده است و دقیقاً آقای جزء اسانی پس از بازداشت موقت آقای بقایی دستگیر شد و احتمالا این اقرارها مربوط به آن زمان است. اعلایی: من نمی خواهم از آقای بقایی دفاع کنم، اما می خواهم بگویم آقای بقایی از منظر خودش دارد با ظلم مبارزه می کند، اگر من خودم جای او بودم و چنین جسارت و شجاعتی داشتم، شاید این کار را می ، اما آقای بقایی نمی داند، این بقایی؛ بقایی کوچه بازار نیست، بقایی معاون رئیس جمهور بوده است و شخصیتی در تراز بوده است و لذا باید مواضعش را محتاطانه بگیرد و حفظ باید برایش اصل باشد، حفظ را بر اصل می دانست، من می خواهم بگویم خطا اینجا اتفاق افتاده است، اینها برای اینکه به اصطلاح با ظلم مبارزه کنند، به چاهی افتادند که به نبرد طلبیده می شود. من راجع به آقایان و بقایی و موضوع فساد آنها نمی گویم چیزی نیست، بلکه می گویم من ندیدم، من نمی توانم صحبت ندیده انجام دهم. *موضع گیری مثل ون زمان شاه استفارس: آقای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اگر بخواهیم به مواضع ایشان در همین مجمع رجوع کنیم، تقریباً با سکوت همیشگی ایشان مواجه می شویم، چرا در مجمع تشخیص به ریاست آیت الله هاشمی شاهرودی که اتفاقاً آقای به ایشان علاقمند است مواضعش را مطرح نمی کند و چرا علاقه دارند مواضع خود را رسانه ای کنند؟اعلایی: من بیان شما را اینگونه عرض کنم که آقای موضع گیری که می کنند مثل موضع گیری ون زمان شاه است.ما زمانی که دانشجو بودیم، اگر در آشپزخانه عدس هم پخته نبود، بشقاب ها را به هم می ریختیم، در حالی که می خواستیم یک حرف بزنیم و عدس بهانه بود، آقای یکی از پایه های بودند، رئیس قوه مجریه بودند، با همان دیدگاهی که در ابتدا خواندم و تحلیل کرده بود که عدم درستی مملکت به همین قوه مجریه برمی گردد. اینکه چرا آقای نامه سرگشاده می دهد، معنایش این است که وقتی سرگشاده نامه می دهید، مفهومش این است که قصدم حل مشکل نیست، بلکه افکار عمومی است. اینها تبدیل می شود که بشویم یک سیاستمدار معمولی، می شویم مثل صادق زیباکلام که نه مسئولیت اجرایی دارد، نه سمتی دارد و به همه می تواند دهد. مواضع اخیر آقای مثل ونی است که هیچ گاه در دستگاه های اجرایی سمتی نداشته اند، لذا آزادند به هر ی نامه دهند و هر طور می خواهند رفتار کنند، اولین ایراد این است که مگر ما ( ت های آقای ) در قوه مجریه نبودیم و طبق تحلیل آقای ت ها مگر تأثیرات فرهنگی و اقتصادی ندارند؟ این چه معنا دارد که رؤسای جمهور ما وقتی رئیس جمهور می شوند ابتدا آن شعارهای خوب را می دهند. وقتی دوره ریاست جمهوری شان تمام می شود تبدیل به اپوزیسیون می شوند و همه چیز را تقصیر ی می اندازند و می گویند 10 الی 15 درصد کشور دست ماست، اگر 15 درصد کشور دست شما است غلط کردید به ریاست جمهوری رفتید، شما که ابتدا چیز دیگری به مردم می گفتید، همه ریاست جمهوری ها بعد از آقا را عرض می کنم، همه آنها ابتدا می گفتند مشکلات را حل می کنیم، سپس همه تبدیل به اپوزیسیون می شوند.* فکر بازگشت به قدرت یک عارضه بد استیک خصوصیت در شخصیت سیاستمداران ما است که یک عارضه بد و اپیدمی است و آن اینکه همیشه به بازگشت به قدرت فکر می کنند و اصلاً حاضر نیستند خود را پایین ببینند. نلسون ماندلا پس از این همه سال مبارزه بعد از یکی دو دوره ریاست جمهوری، خودش می گوید دیگر برایم کافی است، شخص دیگری بیاید و این مسئولیت را برعهده بگیرد. این ایراد اساسی است که هیچ کدام از سیاستمداران ما قائل به این مسئله نیستند و همیشه سعی می کنند به قدرت برگردند و یا سهمی در قدرت داشته باشند. این عارضه باعث می شود که چنین رفتار را داشته باشند. در بین نمایندگان مجلس هم چنین مسئله ای است که پس از یک یا چند دوره حضور در مجلس، اگر رأی نیاورند، در تشکیلاتی مثل حزب و نمایندگان ادواری را می سازند تا دوباره به قدرت برگردند، اگر ما این روحیه را اصلاح کنیم که آسیاب به نوبت است، توان و جوانی داشتیم، حالا باید در فضای دیگری در فعالیت کنم و حضوری در وزارت و وک نداشته باشم. اصلاً ی این باور را ندارد.همینطور که جلو می رویم، در هر عرصه انتخاباتی با گروه های جدید خودساخته مواجه می شویم، اینها همان ونی هستند که می خواهند به قدرت برگردند. فارس: علی رغم اینکه در ابتدای ت نهم شاهد بودیم دیدگاه های آقای مخالف جریان آقای هاشمی و اصلاحات بود، اما نزدیک شدن به این دو جریان را توسط آقایان و بقایی شاهد هستیم، نظر شما در این مورد چیست؟اعلایی: اگر چنین اتفاقی رخ دهد، خیلی مواضع بدتری را خواهید دید «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأیٰ أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ »اگر این مواضع اصلاح نشود و به خودمان توجه نکنیم و خود را مسئول جریانات اتفاق افتاده ندانیم، به جلو برویم اتفاقات بدتری می افتد، اینکه خود را عاقل بدانیم و همه را باطل بدانیم، تازه اول ماجرا است. *هاشمی نامه های اعتراضی مردم از کرباسچی را به خودش می دادفارس: شما صحبت از سلامت آقای بقایی و کردید، در حالی که فردی چون مهدی جهانگیری که چندی پیش بازداشت شده بود، در همین ت نهم و دهم توانست دست به اقدامات زیادی بزند که با کمک آن دو نفر بود.اعلایی: منش مدیریتی افراد متفاوت است. خود من همان موقع به این منش نقد داشتم، در زمان آقای هاشمی رفسنجانی هم همین طور. یادم است که در دوره ایشان هر نامه ای علیه کرباسچی می آمد، برای خود کرباسچی می فرستاد. بالا ه مردم پناه آورده بودند که شما (هاشمی رفسنجانی) رسیدگی کنید نه اینکه برای خود همان فرد بفرستید، این فرستادن بدون پرس وجو از آقای کرباسچی بود. اساساً منش مدیریت برخی این است که باعث می شود افرادی با روحیه آرسن لوپن از این فرصت استفاده می کنند، این مفهومش این نیست که آن مدیر فاسد است. نه، دلایل مختلف مدیریتی دارد و شاید روش شان این است که باید به ی که سرمایه و هوش دارد، میدان دهند. مفهومش این نیست که آن فرد فاسد بوده و از درونش مهدی جهانگیری بیرون آمده است. من از آقای بقایی و چیزی ندیدم. آقای همین روش باز را با هنرمندان نیز داشت، لذا نمی توانیم بگوییم حتماً این فرد، فسادی داشته است، بلکه اعتقادش این است که باید با هنرمند مدارا کنیم. فارس: آیا های فساد آقای بقایی را که توسط قوه قضائیه منتشر شده است را دیده اید؟ اعلایی: نه، من ندیده ام، چون اطلاعاتم ناقص است در مورد آن نمی توانم اظهارنظر کنم، اما می دانم در این قضیه به آقایان ( و بقایی) ظلم زیادی د. فارس: به نظر می رسد در نیروهای اولیه گفتمان سوم تیر در سال 84 نامی از آقای بقایی دیده نمی شود، چه اتفاقاتی افتاد که این فرد تا به این حد به آقای نزدیک شد و توانست مناصب مهمی را در ت نهم و دهم داشته باشد؟ اعلایی: آقای بقایی از مدیران آقای بودند. در شهرداری هم در کنار ایشان بود. آقای از همان سال آ شهرداری دیدگاه های خود را مطرح کرد. ایشان بسیار خوش فکر هستند. دیدگاه های او با دیدگاه های آقای جفت و جور شدند، لذا ارتباط این دو بزرگوار با هم عاطفی و برقرار شد. اعتماد آقای به آقای بیش از دیگران بود. این اعتماد هر چه در ت جلوتر رفتند بیشتر شد. وقتی اعتماد بیشتر شد هماهنگی برای انتصابات بیشتر شد. من از زمان آقای هاشمی رفسنجانی سیستمی را در نهاد ریاست جمهوری ایجاد تحت عنوان «سامانه مدیران ارشد» که تمام مدیران عالی رتبه از استانداران و رؤسای سازمان ها و سفرا، سازوکاری داشت که اطلاعات آنها طی فرمتی جمع آوری شود و اگر رئیس جمهور فردی را در پستی خواست منصوب کند، خودش بتواند از این سیستم انتخاب کند که متأسفانه از همان زمان آقای هاشمی یک مورد هم ی به آن مخزن رجوع نمی کند. فارس: الان بر خلاف سال 84 میانه ای با بدنه حزب اللهی جامعه ندارد. تحلیلی شما از این موضوع چیست؟اعلایی: اتفاق نامیمونی افتاده است، بدنه طرفدار آقای بچه های حزب اللهی بودند، بعضی از این بچه ها اعتقادات قوی دارند و به محض اینکه تغییر را دیدند جدا شدند، اما بعضی متأسفانه چون تحلیل های ضعیفی داشتند، از این طرف مسئله دار شدند و حتی در مقابل ی نیز گارد گرفتند. یک موضوع پیش آمد و من با یکی از افراد که هنوز با آقای ارتباط دارد تماس گرفتم و به آنها گفتم که آقای صحبتی کرده اند که می گویند هر در هر مقامی در که مردم نمی خواهندش باید کنار برود، خب سؤال می کنم این راجع به چه ی است؟ راجع به آقای لاریجانی مجلس است؟ که ایشان رأی مردم را دارد و طبق قانون انتخاب شده است. راجع به آقای است؟ که ایشان هم انتخاب شده از سوی مردم است. آقای آملی لاریجانی هم از سوی ی طبق قانون انتخاب شده است. می ماند ی، و این مخاطب شما در این بیان چه ی است؟ نکته دیگر اینکه چهار نفر اگر دفتر شما جمع می شوند نشان آن است که مردم شما را می خواهند، انتخابات این موضوع را نشان می دهد. هر آدم که نظر مخالف دارد اشکالی ندارد صبر کند و بایستد تا در انتخابات شرکت کند. آقای توسط مردم انتخاب شد، یعنی همین مردم دیگران را نپسندیدند، اگر قرار باشد بگویم مردم طرفدار من هستند، باید صندوق رأی این را نشان دهد. *مدیریت ی توانست کمک کند تا ت به آ برسداین نظر آقای که طی آن خواستار ابطال ریاست جمهوری در سال 96 شد در اوا دوره آقای نیز همین اتفاق را رقبای ایشان دنبال د. مدیریت ی توانست کمک کند تا ایشان سالم از این گذر رد شوند و ت خود را به آ برساند. چگونه می شود که انسان بیاید و این نظر را تکرار کند؟ شما ( ) هم دارید همین کار می کنید. آنها که از شما دفاع د و نگذاشتند آن اتفاق برای شما بیفتد، می بینند که شما نیز همین مواضع را گرفته اید. شما چند سال صبر می کردید و بعد می آمدید در انتخابات شرکت می کردید. را اگر ی طرفدارش است، باید در همه ابعادش بخواهد. این را می خواهم بگویم که رد مواضع صحت مواضع دیگران نیست. آقایان همه کمک د که به اینجا برسد، اصلاً این را می خواستند و دنبال همین موضوع بودند که بگویند دیدید ما راست می گفتیم، در حالی که اینطور نبود، آقای این مواضع را نداشت، اصلاً جریانی به نام جریان انحرافی وجود نداشت، بلکه آن را ساختند تا جریان را بزنند و به شدت یی ها و ی ها با این رویه موافق بودند و ما رفتیم در این زمین بازی کردیم. فارس: اما در سال های آ ت دهم حتی در شهرستان ها اگر مدیری خلاف مواضع آقای اظهارنظری می کرد ا اج می شد. اعلایی: بله من قبول دارم، این را رد نمی کنم، اما می گویم این یک جریان نیست، بلکه در ظاهر وابستگی یک رئیس جمهور به آقای بود، این رابطه بین دو شخص است و نمی توان نام جریان بر آن گذاشت. در حالی که آقای تنها یک نفر بود و این طرف و آن طرف سخنرانی می کرد. شاید خیلی از مواضعش هم غلط بود، اما جریان فکری نبود و اتفاقی هم رخ نداده بود که ایشان بگوید طرفدارانی هم پیدا کرده است، منتهی از همان ت نهم می خواستند رئیس جمهور را بزنند، متأسفانه سراغ آقای رفتند. فارس: یک بحثی در مجلس قبل مطرح بود که آقای 90 سفر خارجی رفته است که حتی وزارت امور خارجه نیز در جریان آن نبوده است، آیا چنین مسئله ای صحت دارد؟ اعلایی: در زمان من چنین اتفاقی نیفتاد، من یک سال مدیر تشریفات بودم، اصلاً از این مسائل ندیدم. این مسئله را داریم که رئیس جمهور پیام هایی می فرستد و افرادی را برای ارسال پیام تعیین می کند، شاید از این اتفاق ها افتاده باشد، اما از اینکه آقای مستقلاً رفته باشد خبر ندارم. آنقدر کار در تشریفات برای ما سخت بود، چون آقای یک نفر اضافی را اجازه نمی داد بیاید، حتی از فرودگاه برمی گرداند.فارس: اصلاح طلبان مدعی هستند در سفر آ آقای به سازمان ملل 200 نفر ایشان را همراهی می د، نظر شما در این باره چیست؟اعلایی: اولاً در این سفر من نبودم، اما اینگونه هم نبوده است. علتش این است که سفر در سطح رئیس جمهور چیزی حدود 45 نفر حداقل نیروی حفاظتی می رود، 10 الی 15 نفر خبرنگار معمولاً برده می شد، در زمان من 7 الی 8 نفر هم مقامات می رفتند، من به شما می گویم در زمان آقای هاشمی رفسنجانی سفر به چین و سنگال بالای 250 نفر آدم رفت، من مسئول تشریفات این سفرها بودم، با تمام فامیل ها و خانواده، البته در ابتدای دوران آقای خاتمی این تعداد کمتر بود، اما در اوا به همین درد دچار شد.در مورد اینکه خانواده همراه ایشان بوده، پس از چند سال ریاست جمهوری، حال در یک سفر خانمش را هم با خود برده است. در یک سفر که همسر ایشان به ما ی آمده بودند، برخلاف سفر دیگران، مانند یک مقام دارای برنامه بود و بازدیدهایی از مراکز مخصوص بانوان و خیریه داشت و تفریحی و رها نبودند. فارس: شاید این تفکر اشتباه باشد که همه مسائل این روزهای آقای مربوط به بازی در پازل آقای هاشمی و جریان اصلاحات است، اولین نفری که به صورت مستقیم با انتصاب آقای در ت دهم مقابله کرد، ی بود، مرداد 88 ی نامه ای نوشتند به آقای که ایشان را معاون اول نگذارید، این صراحت در بیان شاید قبل از این وجود نداشت. اعلایی: مطلب معظم انقلاب را ملاحظه کنید. ایشان در بیاناتشان هیچ گاه راجع به آقای حتی در این نامه وارد مواضع و رد شخصیت ایشان نشدند و یک جمله کوتاه گفتند و فرمودند که انتخاب ایشان به عنوان معاون اولی به مصلحت شما و دوستدارانتان نیست. آقا دارد هشدار می دهد که بر روی این فرد سماجت نکن، شما اگر این فرد را انتخاب کنید، بین خودت و دیگران ج ایجاد می شود. آقا نمی گوید که رد است یا قبول است. اگر یادتان باشد، زمانی که آقای را به عنوان رئیس دفتر انتخاب کرد، آقا در سخنرانی بعدی شان به آقای گفتند که اگر گفتیم ی در این مسئولیت نباشد، معنایش این نیست که از ایشان استفاده نشود. ایشان آیه قرآن را تلاوت می کنند «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا» دشمنی ی شما را وادار نکند که از عد خارج شوید.* خوبی و بدی هایی داردآن ی که این جریان را بزرگ کرد دشمن بود و ما رفتیم در آن زمین بازی کردیم. در انتهای ت دهم هم گفتم اینکه می گویند جریان انحرافی اصلا چنین چیزی وجود ندارد. آقای یک مدیر مثل خیلی از مدیرها، یک خوبی و یک بدی هایی دارد. نقد منطقی داشته باشیم یک مس?
بسیاری از گزارشگران اعتقاد دارند که کار گزارشگری ورزشی، کاری تجربی در میدان عمل است. بسیاری از گزارشگران با آزمون و خطاهای بسیار به جایگاه های امروزی رسیده اند و گزارشگران محبوبی هم هستد که با مطالعه و تجربه به مراتب بالایی در این حوزه دست یافته اند. حمید قاسمی ـ مدیر رادیو ورزش ـ در مقاله ای تحقیقی به ارزی و تحلیل گزارشگران ورزشی تلویزیون و رادیو پرداخته است.وی در این تحقیق که به طور اختصاصی در اختیار ایسنا قرار داده است، با گزارشگران ورزشی مطرح تلویزیون و رادیو درباره ی تجارب و دیدگاه هایشان گفت وگو کرده است؛ گزارشگرانی از جمله زنده یاد عطاءالله بهمنش پدر گزارشگری ورزشی در ایران، عادل فردوسی پور، عنایت الله آتشی، مسعود اسکویی، عباس بهروان، غلامعلی پیرایرانی، اکبر ارمنده، علی شاکری، هادی عامل و علیرضا علیفر در این تحقیق به پنج نکته کلیدی برای گزارشگر شدن اشاره کرده اند.در این گزارش با برخی از گزارشگران رادیو و تلویزیون و تجارب و دیدگاه های کلی آنها آشنا خواهید شد.زنده یاد بهمنش: گزارشگر باید وسعت نظر داشته باشدبهمنش نخستین گزارشگری زنده ورزشی در ایران از رادیو را برای رقابت دو و میدانی میان تیم ملی ایران و عراق از صدای ایران انجام داد. در دوران کاری اش به سرعت به گزارشگر برتر رادیو و اولین انتخاب این رسانه برای گزارش مهمترین رقابت های ورزشی تبدیل می شود. در دوران ۲۱ ساله همکاری با رادیو، بهمنش بسیاری از رقابت های ملی و بین المللی را با صدای گرم و گزارش های جذابش پوشش می دهد. طی آن دوران طولانی، اغلب موفقیت های ورزشی ایران در آسیا و المپیک با گزارش های او همراه است و به این ترتیب صدای بهمنش نزد مردم ایران صاحب شناسنامه می شود.چند نمونه از گزارش های خاطره انگیز و جملات قصار او در آن سال ها دهان به دهان میان مردم می چرخد که برخی از آنها هنوز هم در خاطر علاقمندانش باقی است. نمونه ای جالب از این کلام شیرین را می توان در جام جهانی ۱۹۷۰ مشاهده کرد. در گزارش بازی آلمان و مراکش و زمانی که هنوز طنّازی و تکه پرانی به سبک گزارشگران امروزی مد نشده است. او درباره اینکه از چه زمانی و چگونه وارد کار گزارشگری شده است؟ توضیح داده بود: یک روز صبح، خبر رادیو را گوش می کردیم، نوبت به اخبار ورزشی رسید. دیدم همه اش غلط است! ثانیه را دقیقه می گفت، کیلوگرم را کیلومتر می گفت. حسن را حسین، تقی را نقی و ...!! دیدم رادیو خیلی از مطبوعات عقب است. یک نامه نوشتم به مسئول وقت رادیو و گفتم شما تغییراتی در رادیو داشته اید اما برنامه های ورزشی تان چنگی به دل نمیزند. آن نوشته را به رئیس دادم و ۵۱ درصدش درست از آب درآمدمسئولان رادیو، نامه را این طور جواب دادند که بفرما! این گوی و این میدان! یک تیم کشتی قرار بود از شوروی سابق به ایران بیاید. من دست به کار شدم و وزن به وزن به بررسی اوضاع و احوال کشتیگیران حریف پرداختم.بهمنش پنج نکته کلیدی از منظر خود برای گزارشگر شدن را باریک بینی و نکته سنجی، تسلط بر چندین زبان خارجی، اطلاع از رویدادهای دنیای ورزش، نداشتن غرور و مطالعه کافی عنوان می کند.این گزارشگر درباره ی مهمترین نقدی که به گزارشگران داشته، نیز مطرح کرده است: گزارشگران ورزشی ما، چون فکر می کنند نابغه اند و در دنیا بهترین هستند، درجا زده اند و پیش نمی روند؛ در حالی که هر می خواهد جلو برود باید وسعت نظر داشته باشد.هادی عامل: جایگاه صداقت در گزارشگریاو که استعداد ویژه ای در کشتی داشت و در سن ۲۱ سالگی به دلیل آسیب دیدگی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد، به جرگه مربیان و داوران کشتی پیوست.عامل درباره اینکه چگونه وارد کار گزارشگری شده است، می گوید: مشهد گزارشگر کشتی نداشت و به طور اتفاقی از مشهد کار خود را آغاز . سپس با شبکه یک و شبکه ۹ همکاری .وی عاشق بودن، صداقت داشتن، خدا را در نظر داشتن، مغرور نشدن و به مردم احترام گذاشتن را مهم ترین عامل کلیدی در گزارشگری می داند.این گزارشگر درباره مهمترین نقدی که به گزارشگران فعلی دارد، می گوید: بعضی از گزارشگران خودشان نیستند و از دیگران تقلید می کنند. توصیه ام برای انی که می خواهند گزارشگر شوند این است که به خاطر خدمت به مردم گزارشگر شوند. اگر گزارشگری را پلی برای اه دیگری مثل شهرت و پول انتخاب کنند، موفق نخواهند شد.نکات کلیدی از زبان علیرضا علیفرعلیفر که از گزارشگران قدیمی در فوتبال است، درباره اینکه چگونه وارد عرصه گزارشگری شده است، می گوید: از تاریخ تأسیس شبکه سه سیما یعنی ۲۲ سال قبل کار گزارش و تحلیل مسابقات فوتبال را آغاز . قبول شدنم در سه دقیقه اتفاق افتاد، یعنی با سه دقیقه تست گزارش بازی منچستر لیو ول شدم.علیفر نکات کلیدی در گزارشگری را صدای جذاب و گیرا که زیر نباشد ترجیحا تا حدودی بم، توانایی تلفظ صحیح حروف و کلمات، آشنایی کامل کلاسیک به زبان مادری،داشتن تحصیلات ی حداقل لیسانس، آشنایی به زبان انگلیسی، تخصص در رشته ورزشی، داشتن مدرک مربیگری یا سابقه بازیگری در سطح اول کشور می داند.او همچنین می گوید: یک گزارشگر حداقل باید دو سال فقط گزارشگر بازی های ضبط شده در رادیو و حداقل شش ماه در کنار گزارشگران شاغل هنگام پخش مستقیم بنشیند.این گزارشگر فوتبال مهمترین نقدی که به گزارشگران فعلی دارد را اینگونه مطرح می کند: برخی گزارشگران فعلی خصوصاً در فوتبال شرایط مورد اشاره را ندارند و کارشان را به درستی بلد نیستند. توصیه من کاملاً مشخص است؛ اگر شرایط مورد اشاره را ندارند، دنبال شغل دیگری باشند.عادل فردوسی پور: با عشق و علاقه به این کار نگاه کن!او از محبوب ترین مجریان و گزارشگران فوتبال در دو دهه اخیر است. فردوسی پور تهیه کننده تلویزیونی است و سال هاست که تهیه و اجرای برنامه «نود» را بر عهده دارد.این گزاشگر درباره اینکه چگونه وارد عرصه گزارشگری شده است، می گوید: بعد از تست های متوالی، وارد کار گزارشگری شدم. از اطلاعات دادن در حین مسابقات فوتبال و گزارش تنیس کارم را شروع و کم کم به من میدان داده شد.فروسی پور داشتن علاقه به کار گزارشگری، مسلط بودن به رشته ورزشی، صدای قابل تحمل! آشنایی با زبان انگلیسی، فن بیان مناسب و تسلط به زبان و ادبیات فارسی را مهمترین نکات کلیدی در گزارشگری عنوان می کند.وی همچنین عدم علاقه به این کار، نداشتن زبان انگلیسی و فقدان تسلط لازم به این حرفه را مهمترین نقدی می داند که به برخی گزارشگران فعلی وارد است.فردوسی پور برای انی که می خواهند گزارشگر شوند چنین توصیه می کند: با عشق و علاقه به این کار نگاه کنن!کیومرث کُرده: گزارشگر باید توان بداهه گویی خوبی داشته باشداین گزاشگر درباره اینکه چگونه وارد عرصه گزارشگری شده است، می گوید: گروه ورزش تلویزیون آزمون گزارشگری در رشته های مختلف را اعلام کرد و بنده در رشته تخصصی ام یعنی والیبال آزمون دادم که به لطف خدا مورد قبول واقع شد.وی داشتن علاقه، استعداد که وقتی صحبت از استعداد می شود، مراد داشتن صدای مطلوب، فن بیان، لحن مناسب و توان بداهه گویی است، آشنا بودن با فنون و مهارتهای گزارشگری و تجربه و تمرین پیوسته آنها، بهره مندی از اطلاعات به روز و خوب، در ابتدا تقلید چیز بدی نیست ولی به مرور باید سبک خاص خود را داشته باشد و یادگیری پیوسته را از جمله نکات کلیدی گزارشگر حرفه ای می داند و می گوید: اگر گزارشگر در یادگیری و رعایت آن تلاش نکند، خود را متوقف و نابود خواهد کرد.او همچنین مهمترین نقدی که به گزارشگران فعلی وارد می داند را بی توجهی به اخلاق و ادب حرفه ای و نداشتن سواد کافی در زمینه ورزش و رسانه عنوان می کند.کیومرث کرده توصیه می کند: اگر به درستی فکر می کنند مایه گزارشگری را دارند، با عشق و علاقه باشند و سعی کنند دامنه تحمل خود را بالا ببرند و قبل از اینکه شروع به گزارشگری کنند، شنونده خوبی باشند. شنیدن از مقدمات گزارشگری است به قول مولانا مدتی می بایدش لب دوختن، از سخنگویان سخن آموختن.عنایت الله آتشی: گزارشگر باید مورد اعتماد مخاطب باشداین گزارشگر درباره ی اینکه از چه زمانی و چگونه وارد کار گزارشگری شده است، توضیح داد: به دعوت یکی از مسؤولان وقت ورزش تلویزیون وارد حرفه گزارشگری شدم. اولین گزارشم را در همان سال و دیدار پرسپولیس گرگان و پهلوی تهران در سالن هفتم تیر فعلی انجام دادم و از آن روز تا به حال به صورت مستمر در رادیو و تلویزیون به صورت زنده و یا تولیدی مشغول به کار گزارشگری رقابت های مختلف هستم. مسابقات داخلی و خارجی سطوح مختلف شامل تیم های ملی، باشگاهی و ی داخلی، nba ،ncaa، یورو لیگ یور بسکت، جهانی، المپیک و لیگ های کشورهای مختلف را گزارش و کارشناسی کرده ام.نکات کلیدی از نظر او برای گزارشگر شدن بدین شرح است:در رشته تخصصی خود دارای کلام و تن صدای دلنشین باشد، مورد احترام و اعتماد مخاطب باشد، به احساسات بیننده و شنونده لطمه وارد نکند، از اظهارنظرهای شخصی در رسانه ملی خودداری کند، به فنون و اصول رشته مورد گزارش مسلط باشد. برای تیم ها، بازیکنان، کادر فنی و تماشاچیان احترام قائل باشد، حد انصاف را رعایت کند، از سخنان تبعیض آمیز و غلوآمیز خودداری کند، در مسابقات ملی احترام ویژه برای پرچم و کشور قائل شود، نقد منصفانه را در زمان مناسب تفسیر، انجام دهد، ضمن داشتن اطلاعات و دانش به روز، اخلاق مدار باشد، از منابع و مأخذهای موثق و با صلاحیت استفاده کند.مجید احتشام زاده: از صدای دیگران تقلید نکنیدمجید احتشام زاده در پاسخ به اینکه از چه زمانی و چگونه وارد کار گزارشگری شده است؟ توضیح می دهد: با پیشنهاد اکبر محمدی خانی وارد رادیو ورزش شدم و ضمن همکاری با برنامه های مختلف در این شبکه به گزارش مسابقات تنیس روی میز پرداختم.او درباره ی نکات کلیدی برای گزارشگر شدن می گوید: برخورداری از صدای رسا و خوب، داشتن اطلاعات کامل از رشته هایی که باید گزارش شود، داشتن ارتباط خوب با مخاطب، داشتن فن بیان، داشتن مقبولیت از سوی مخاطب، داشتن قدرت انتقال صحیح موضوع گزارش، تسلط به زبان رسانه ای و گزارش، ویژگی هایی هستند که یک گزارشگر باید به آن تسلط داشته باشد.احتشام زاده درباره ی مهمترین نقدی که به گزارشگران دارد، می گوید: تقلید از دیگر گزارشگران به جای استفاده از صدا و الگوی خودشان و در مواردی به روز نبودن اطلاعات عمومی و تخصصی آنها مشکل برخی گزارشگران است.این گزارشگر توصیه ای برای انی که می خواهند گزارشگر شوند، دارد و می گوید: از داشتن صدای رسا و جذاب خود مطمئن شوند و دوره های آموزشی تخصصی گزارشگری و فن بیان را طی کنند و با مطالعه به افزایش سطح اطلاعات عمومی و تخصصی خود بپردازند.اکبر ارمنده: گزارشگری باید معشوقه گزارشگر باشداکبر ارمنده گزارشگر رادیویی است. وی درباره اینکه چگونه وارد کار گزارشگری شده است، می گوید: به دلیل علاقه بیش از حد و توصیه یکی از پیش وتان رادیو مرحوم حیدر صارمی کار گزارشگری را در رادیو شروع ؛ البته بعد از ۹ مرحله تست دادن!این گزارشگر کلیدی ترین نکته برای گزاشگر شدن را صدای مناسب و رادیویی می داند و می گوید، متاسفانه برخی از دوستان اصلا به این نکته مهم سال هاست توجهی نمی کنند. و اصولا گزارشگری که فاقد این ویژگی باشد، نباید به این حرفه روی بیاورد؛ چرا که شدیدا باعث اذیت و آزار شنونده می شود. علاقه مندی و عشق به کار گزارشگری و توجه به این نکته که کار گزارشگری به تنهایی نمی تواند راه گذران زندگی باشد. قدرت بیان قوی، آشنایی نسبی با رشته هایی که گزارشگر آن را انجام می دهد و اینکه گزارشگر باید یک و یا حداکثر دو رشته ورزشی را گزارش کند.وی در نقدی که به گزارشگران فعلی دارد، نداشتن صدای مناسب که باعث آزار شنونده گان می شود در برخی رشته ها گزارشگر توان این که شنوده را در فضای مسابقه قرار دهد ندارد. توصیه من به انی که علاقه مند به این حرفه پول ساز!!!! هستند این است که گزارشگری را برای گذارن امورات زندگی انتخاب نکنند و تنها خود را عاشق و گزارشگری را معشوقه خود بدانند و عاشقانه عشق خود را دوست بدارند.عباس بهروان: تفاوت بین گزارشگری، مجری گری و مفسری را نمی دانندعباس بهروان هم خدمت در صداوسیماست که سابقه گزارشگری، مفسری، مجری گری ورزشی و نویسندگی در مطبوعات را در کارنامه خود دارد.او درباره اینکه از چه زمانی وارد حرفه گزارشگری شده است، می گوید: ابتدا فعالیت هنری از دبیرستان شروع شد و پس از آن مجری برنامه های هنری و ورزشی در رادیو شدم. از دهه ۶۰ گزارشگر فوتبال بود و از همان زمان در تهران حضور یافتم و بعد مجری و مفسر و در ادامه در سایر شبکه ها به جز شبکه چهار سیما دعوت به همکاری شدم؛ البته از سوی برخی از شبکه های ای دعوت به همکاری شدم که نپذیرفتم.بهروان صدای دلنشین و رسا، داشتن اطلاعات کافی از ورزش ایران و جهان در رشته های مختلف ورزشی، داشتن علم و سواد کافی، تسلط نسبی به زبان انگلیسی، داشتن سابقه ورزشی را از جمله نکات کلیدی برای گزارشگر شدن عنوان می کند و در عین حال درباره نقدی که به گزارش برخی از گزارشگران فعلی وجود دارد اشاره می کند و می گوید: اشتباه اکثر گزارشگران فعلی این است که تفاوت بین گزارشگری، مفسری و کارشناسی را رعایت نمی کنند؛ ضمن اینکه اغلب دیده شده که اطلاعات می دهند و گاهی هم بیش از اندازه اسیر احساست خود می شوند.این گزارشگر درباره توصیه اش به انی که می خواهند گزارشگر شوند اینگونه می گوید: اولین توصیه این است که قبل از ورود به این حرفه با اهل فن و پیش وتان بهتر است وارد مذاکره شوند که آیا برای گزارشگری مستعد هستند یا نه. دوم اینکه مطالعه قوی داشته باشند و سوم اینکه جوانب عد و بی طرفی را رعایت کنند و نهایتا اینکه اسیر غرور نشوند و توجه داشته باشند که چه وظیفه خطیری بر عهده آنها است.مسعود اسکویی: گزارش چرا بیشتر حاشیه شده؟مسعود اسکویی نیز شغل اصلی اش گزارشگری و گویندگی ورزشی رادیو است. او درباره اینکه چگونه وارد عرصه گزارشگری شده است می گوید: از همان ابتدای ورودم به رادیو و تلویزیون در انواع رویدادهای ورزشی حضور داشتم و به امر گزارش انواع رشته های ورزشی و به ویژه والیبال پرداختم.این گزارشگر پیش وت، تحصیلات، مطالعه، صدای خوب، قدرت بیان، برداشت به موقع از اتفاقا پیش روی و از همه مهم تر عشق و علاقه به گزارشگری را از جمله نکات کلیدی برای گزارشگر شدن می داند.وی در نقدی که به برخی گزارشگران فعلی دارد، می گوید: برخی گزارشگران بیشتر به حاشیه می پردازند تا به وقایعی که اتفاق می افتد که این مساله شنونده و بیننده را نه تنها عصبانی می کند بلکه از روند مسابقات دور می شود.اسکویی درباره توصیه اش به افرادی که می خواهند گزارشگر شوند، نیز می گوید حتما عشق به این کار داشته باشند و از این طریق به دنبال مسائل مالی نباشند. برخورداری از صدای خوب، تحصیلات بالا و داشتن مطالعه در ارتباط با کار گزاشگری از جمله مسائلی است که گزارشگر خوب باید به آن توجه کند.غلام علی پیرایرانی: دندان های سالم در گزاشگری موثر استغلامعلی پیرایرانی کارش را از رادیو اردبیل شروع کرد و پس از آن در گروه ورزش شبکه یک به همراه مجید وارث عطاالله بهمنش، اکبر دودانگه و رضا خادم ادامه داد. وی درباره نکات کلیدی که درباره گزارش گر شدن موثر است به ویژگی داشتن صدای خوب، تخصص در رشته هایی که باید گزارش شود، آشنایی با زبان فارسی، آماده بودن درباره مسابقاتی که باید گزارش شود، دندان های سالم با تلفظ کامل کلمات، آمادگی جسمانی لازم برای بهره گیری از دم و بازدم را مطرح می کند.این گزارشگر قدیمی غرور بی جا، حاشیه پردازی، دادن هیجان کاذب و طرفداری محرز از تیم مورد علاقه، عدم آشنایی لازم از قوانین و مقررات رشته و بازیکنان در ورزش های جمعی را در نقد به گزارشگران فعلی عنوان می کند و در عین حال درباره توصیه اش به انی که می خواهند گزارشگر شوند، می گوید: عشق و علاقه، مطالعه کافی، پرهیز از حضور به خاطر مادیات، صدای قابل قبول، آشنایی با ریشه های ورزشی و زبان های خارجی از ویژگی های گزارشگر حرفه ای است.راه گزارشگری رادیویی از زبان مجید ندیریاو در باره اینکه از چه زمانی وارد حرفه گزارشگری شده است، می گوید: ابتدا به عنوان کارمند خبر در واحد مرکزی خبر به فعالیت خبری پرداختم. اولین کار گزارشی ام در حوزه و پوشش مراسم روز قدس در و لبنان بود. پس از آن با پذیرفتن مسئولیت در اخبار ورزشی صدا و سیما، اولین کار گزارش خبر ورزشی را در مسابقات جام صلح و دوستی کویت انجام دادم. طی خدمت در واحد مرکزی خبر و اخبار ورزشی و سپس حضور در رادیو، دوره های مختلف آموزشی حین خدمت را در زمینه خبر، گزارش و تهیه کنندگی رادیویی سپری . با انتقال به شبکه رادیویی ورزش و بعد از مدتی پذیرش مسئولیت این شبکه به دلیل کثرت رشته های بازیهای آسیایی و المپیک و
تعداد کم خبرنگار و گزارشگر اعزامی در رشته های وزنه برداری و رزمی به طور خاص و در سایر رشته ها به ارایه گزارش پرداختم. در طول خدمت رشته های شنا، بو ، تکواندو، وزنه برداری، جودو، کاراته، دوومیدانی و برخی رشته های دیگر را در بازی های آسیایی و المپیک گزارش کرده ام. ندیری آشنایی با اصول و قواعد خبرنویسی و گزارش، تسلط بر اصول فن بیان و قدرت تصویرسازی (به ویژه در گزارشگری رادیویی)، استفاده از زبان رسانه و بکارگیری کلمات و لغات مناسب در گزارش، خودداری از گزافه گویی و پرداختن به موضوع گزارش و تنظیم مناسب زمان انتقال حواشی مورد نیاز و علاقه مخاطب، تعهد و رعایت اصول بیطرفی در گزارش را از جمله نکات کلیدی برای گزارشگری حرفه ای مطرح می کند. مدیر سابق رادیو ورزش درباره ی نقد خود نسبت به عملکرد برخی گزارشگران نیز می گوید: احساسی شدن گزارشگران در حین گزارش که باعث می شود وظیفه اصلی یا تصویرسازی ذهنی در گزارش رادیویی را فراموش کنند و کمتر به تکرار موقعیت و نتیجه موضوع گزارش بپردازند. رسانه و به ویژه رادیو، هر لحظه مخاطب جدید دارد و این مخاطب باید نتیجه، زمان و موضوع را بفهمد. این مسأله وم تکرار مناسب در فاصله های مناسب درباره موضوعات مورد اشاره را افزایش میدهد.علی شاکری: یک شبه نمی توان گزارشگر شدعلی شاکری همکاری خود را با رادیو تهران و رادیو ورزش و سپس تلویزیون آغاز کرد. این گزارش گر درباره اینکه چگونه وارد حرفه گزارشگری شد می گوید: ماجرای وردم به عرصه گزارشگری به دوره نوجوانی در اواسط دهه ۴۰ و علاقه به کار گزارشگری از طریق رادیو و صدای بهمنش بازمی گردد. انجام گزارش مسابقات مدارس شروع کارم بود که بعدها این رویا با پیوستن به رادیو در اواسط دهه ۷۰ با گزارش بازی های والیبال و سپس هندبال محقق شد و هم اکنون نزدیک به ۲۱ سال است که در کنار کار مطبوعاتی در امر گزارشگری تخصصی این دو رشته فعالیت دارم.این گزارشگر علاقه، استعداد، پشتکار، آموزش و الگوبرداری، مطالعه در حوزه مورد نظر و ب دانش فنی در حوزه های مربوطه را از جمله نکات کلیدی برای گزارشگر شدن می داند.وی همچنین در نقد برخی گزارشگران فعلی می گوید: خیلی از گزارشگران بدون ب اطلاعات لازمه بدون رنج و زحمت به دنبال موفقیتی یک شبه در این حوزه هستند.شاکری درباره توصیه اش به انی که می خواهند گزارشگر شوند، گفت: توصیه می کنم دوستان جوان با مطالعه و آگاهی قدم در این راه بگذارند و برای نیل به این موفقیت تذکرات دلسوزانه پیش وتان را سرلوحه راهشان قرار بدهند و صداقت در گفتار را فراموش نکنند.مهدی شکری: گزاشگران نیازمند سواد رسانه ای هستند مهدی شکری که سابقه فعالیت رسانه ای دارد، در حال حاضر از مدیران، گویندگان و گزارشگران شبکه رادیویی ورزش است.وی به نکات کلیدی که درباره گزارش گر شدن اشاره می کند و می گوید: به روز بودن و آگاهی و اطلاعات کافی داشتن از ورزش روز دنیا در هر رشته ای که گزارش می کند، انتقاد پذیر بودن، توانایی کافی برای انتقال حس به مخاطب از طریق لحن گزارش، دارا بودن ص که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و یا حداقل برای گزارش مناسب باشد و شنونده را آزار ندهد و او را مجبور به بستن صدای رادیو یا تلویزیون نکند! تسلط به اسامی بازیکنان و تا حدودی اطلاعات کارشناسی داشتن جهت تحلیل جریان آنی بازی در مواردی که نیازی به صحبتهای کارشناس برنامه نیست، بدون غرض و طرفداری گزارش ... در مواردی که به عنوان گزارشگر یک ارگان ملی فعالیت می کنند وگرنه گزارشگرهایی که برای شبکه های اختصاصی تیم ها مثل رئال و رم گزارش می کنند قاعدتاً طرفدار تیم خودشان هستند و در حین گزارش این جانبداری را نشان می دهند، تمرکز روی بحث فنی گزارش و نه صرفاً آمار و ارقام و برخورداری از حافظه های قوی تا از اطلاعات ذخیره شده بجا و به موقع استفاده کند.وی داشتن اطلاعات کافی برخی ازگزارشگران از فوتبال روز دنیارا به عنوان نکات مثبت و از بین رفتن ملاک خاص بودن صدا و یا نحوه گزارش در عرصه ی گزارشگری را مهمترین نقدی می داند که به برخی گزارشگران وارد است.شکری در توصیه ای برای انی که می خواهند گزارشگر شوند نیز می گوید: آنهایی که می خواهند در این عرصه تأثیرگذار، ماندنی و متفاوت شوند و با گزارش خود سطح بینش و آگاهی مخاطب را نیز افزایش دهند، با سواد رسانه ای و گذراندن دوره های آکادمیک وارد این حرفه شوند.محمد سیانکی: برخی گزارشگران فاقد اطلاعات فنی هستندمحمد سیانکی هم اکنون در شبکه ورزش سیما مشغول است. وی سابقه گویندگی، گزارشگری، نویسندگی و تهیه کنندگی در شبکه های رادیویی تهران، ورزش، صدای آشنا، اقتصاد و ایران را دارد. او درباره اینکه از چه زمانی وارد حرفه گزارشگری شده است می گوید: با توجه به فعالیت در رشته ورزشی فوتبال از همان بدو فعالیت به عنوان گزارشگر فوتبال شروع به کار .این گزارشگر تماشای مداوم مسابقات لیگ های فوتبال مختلف، مطالعه تخصصی رشته مربوطه، ب اطلاعات بروز، بهرمند بودن از شخصیت حرفه ای مربوطه، برخورداری از اطلاعات فنی را از جمله نکات کلیدی می داند که برای گزارشگر شدن لازم است.وی در نقد خود به برخی گزارشگران اظهار می کند: متأسفانه گزارشگران فعلی از اطلاعات فنی و محتوایی خوبی برخوردار نیستند.انتهای پیام-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد.به گزارش شفاف به نقل از «شرق» در ادامه نوشت: کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می کند. مجلس یکدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را بازهم افزایش داده و تازه ت را از برخی محدودیت ها معاف کرده بود. همان نمایندگان حامی، مانند این روزها، مدعی اند در جرگه مخالفان آن بودجه بوده اند و حتی پیش تر عامل رأی نیاوردن چهار شده اند؛ افرادی مانند محمدرضا باهنر.این دو اتفاق یعنی مخالفتش با بودجه و نقشش در افتادن آن وزرا را نشانه این می داند که حمایتش از رئیس ت سابق که عامل برآمدنش بود، دربست نبوده است. این در حالی است که همان مجلس در نهایت به همان بودجه ای که به ادعای باهنر با انتقاد همراه بود، رأی داد؛ آن هم درحالی که باهنر تأکید دارد محال بوده رخدادی در مجلس بدون نقش و اثرگذاری او رخ بدهد. پس شاید بتوان گفت مخالفت هایش با آن بودجه نیز چندان جدی نبوده است. باهنر گویا حرف های آن روزهای خودش را که گفته بود «هر می خواهد با این ت کار کند، باید رفتار و افکارش را با هماهنگ کند»، فراموش کرده است. این روزها که رئیس ت نهم و دهم توپخانه حمله خود را به سمت یکی از قوا نشانه رفته است، اصولگرایان ترجیح می دهند به جای تحلیل رفتار او از همان ابتدا و پذیرش مسئولیت خود در همه اتفاقات گذشته، به راحتی بگویند: « رایانه ای است که نرم افزارش را نداریم و می ترسیم به دکمه هایش دست بزنیم». اما همان است؛ یک زمانی بودن و حمایت از او برای اصولگرایان انتفاع داشت، از زمانی به بعد ضرر . آنها کاری به این ندارند که تصمیمات غلط - اقتصادی در آن هشت سال تا چه اندازه کشور را با خسران روبه رو کرده؛ در دوران ماه عسلشان، او رئیس ت مهرورز و عد محور بود. بعدا با طرح «جریان انحرافی» بهانه ای جستند تا ی را که دیگر باب میلشان رفتار نمی کرد، از دایره خودی ها بیرون کنند و حالا هم ی نباید طلبکارشان باشد!با محمدرضا باهنر درباره ی که آنها می شناختند و ی که امروز می شناسند، علت شانه خالی اصولگرایان از پذیرش مسئولیت و شریک بودن در رفتارهای ت گذشته گفت وگو کرده ایم.سؤالم را با این جمله آیت الله آملی لاریجانی آغاز می کنم. ایشان درباره گفته اند: «آ می شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوا دور شود؟». آیا اصولگرایان به تازگی متوجه شده اند که آقای دروغ هم می گوید؟ شما گفته اید که نزدیک به ٢٣ یا ٢٤ سال سابقه آشنایی و دوستی با آقای داشته اید. چه طور متوجه این خصلت آقای نشده بودید؟ آیا این خصلت یکباره در ایشان ایجاد شده است؟ تا جایی که شما جایی حتی به صداقت گفتار هم اشاره کرده بودید.فکر می کنم باید این سؤال را به شکلی دیگر پاسخ دهم. چون در کشورمان جریان های تعریف شده حزبی نداریم یا خیلی کم رنگ هستند، گروه ها، جریانی و جناحی تعریف می شوند و این یک معضل اساسی برای همه فعالان است. شما درباره صحبت آیت الله صادق لاریجانی درباره سؤال می کنید. من بخواهم ساده پاسخ بدهم، می توانم خیلی ساده بگویم چه ربطی به من دارد؟ از خود ایشان سؤال کنید.یعنی شما این وجه یا خصلت آقای را قبول ندارید؟عرض می کنم؛ یک زمانی است ما در یک مجموعه متشکل تعریف شده کار می کنیم؛ آن وقت قاعدتا باید مسئولیت کارهای همدیگر را بپذیریم؛ اما این مشکل الان برای اصلاح طلبان نیز وجود دارد. یک فردی یک زمانی اصلاح طلب بوده، بعد می رود یک گوشه ای یک حرفی می زند، آن وقت همه دوستان اصلاح طلب باید پاسخ گوی صحبت های او باشند. این یکی از معضلات و مشکلات نبود وجود احزاب تعریف شده قانونی و چارچوب دار است. در رابطه با اینکه ایشان در یک جمله چند دروغ گفته است، ١٠ تا گفته ١٢ تا گفته، کمتر گفته یا بیشتر گفته، واقعیتش این است که من احصاء نکرده ام. آیت الله آملی لاریجانی لابد احصاء کرده اند و گفته اند و خودشان هم پاسخ گو هستند. درباره شخص هم زمانی شما نظر آقایان را می پرسید، زمانی دیگر نظر من را می پرسید که آیا عوض شده یا نشده، چرا نشناخته بودیدش و ... اینها سؤالات خوبی است که من هم باید به آن پاسخ دهم و من هم کاملا موافقم اما اینکه دیگران چه اظهارنظری درباره آقای می کنند یا چه اظهارنظری درباره دیگران می کند، به علت نبود همان چارچوب، مسئولیت پاسخ گویی اش بر عهده من نیست. درباره شخص آقای من بارها گفته ام و الان هم تکرار می کنم که در نخستین سالی که ایشان رئیس جمهور شد و لایحه بودجه را به مجلس آورد، اختلاف های کارشناسی مان با ایشان شروع شد.بله شما بارها به این مسئله اشاره کرده اید ولی نکته ای که وجود دارد، این است که گاهی شما حامی سیاست های کلی اقتصادی، و فرهنگی یک نفر هستید ولی به او در برخی موارد انتقاد هم دارید. درست مثل الان اصلاح طلبان. در عین حال که به انتقاد دارند که مثلا نتوانسته به برخی مطالبات پاسخ دهد یا در مواردی کوتاه آمده ولی همچنان اعلام می کنند که حامی او هستند. آنچه شما هم درباره انتقاد از مطرح می کنید، درست مانند همین است. پس شما هم حامی ایشان شناخته می شدید؛ به ویژه آنکه در مجلس هم حضور داشتید. حتی می توان گفت که نسبت به عملکرد آن ت مسئول هم بوده اید.پس باید برگردم و تاریخچه ای را بگویم.من چند جمله از خود شما را می خواستم همین جا یادآوری کنم. شما سال ٨٤ گفته بودید « انی که می خواهند با این ت کار کنند، باید رفتارشان را با رئیس ت هماهنگ کنند» یا «من اولین ی بودم که بحث ریاست جمهوری را مطرح »، «صداقت و گفتار باعث نفوذ او در قلب های مردم شده است». شما می گویید که با نخستین بودجه مخالفت کردید ولی این جمله ها هم از شما وجود دارد.زمانی شما روند یک فرایند را می خواهید بدانید که خب آن زمان من به شما می گویم ما چه زمانی از ایشان حمایت کردیم، چه زمانی منتقد شدیم و چه زمانی فاصله گرفتیم ولی زمانی یک تک خبر یا تک جمله ای را در یک گوشه انتخاب می کنید؛ مثلا درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی هم شما اگر بگردید، در مقاطع مختلف جملات متفاوتی را از من پیدا می کنید. ما زمانی در فهرست تبلیغاتی انتخابات مجلس پنجم نوشته بودیم «اطاعت از ی و حمایت از هاشمی» یا در مجلس ششم هم همین طور. اگر سؤال شما درباره رابطه من و آقای است، من باید تاریخچه ای برای شما بگویم. سال ٨٤ که ایشان نامزد شد، من رئیس ستاد آقای لاریجانی بودم.بله، گفته اید که دور نخست به آقای لاریجانی رأی داده اید.دور دوم هم جالب است. من، هم مسئول جامعه ی ین بودم، هم قائم مقام جبهه پیروان خط و ی. در هر دو بیانیه دادیم که هر دو این افراد نقاط ضعف و مثبتی دارند و آتش به اختیار عمل شود.شما دور دوم به چه ی رأی دادید؟به آقای هاشمی فکر کنم رأی دادم. یادم نیست. سال ٨٨ را که بارها و بارها گفتم به محسن رضایی رأی دادم.مگر می شود یادتان نباشد که به چه ی رأی داده اید!یک زمانی است که آدم یک رأی دارد که یک جایی می دهد، این خیلی متفاوت است. بالا ه بنده به اندازه ٥٠ یا صد هزار نفر نفوذ رأی دارم. شما باید موضع بیرونی ما را تحلیل کنید. اینکه من روی یک کاغذ یادداشت اسم چه ی را نوشتم، هیچ فرقی نمی کند که اسم هاشمی را نوشته باشم یا را.ولی کمی عجیب است اگر به آقای هاشمی رأی داده باشید ولی چند ماه بعد آن طور از آقای تعریف و تمجید و حمایت کنید.اینها تحلیل دارد. من سال ٨٨ مطمئن بودم محسن رضایی رأی نمی آورد اما به او رأی دادم؛ چون نه را می توانستم بپذیرم و نه را اما وظیفه خودم می دانستم که در انتخابات شرکت کنم. اولین اختلاف من با آقای بر سر همان بودجه بود. من یک خاطره را برای چندمین بار تعریف کنم که در اولین سال ت آقای خاتمی من رئیس کمیسیون تلفیق مجلس پنجم بودم که بودجه را بررسی و تصویب کردیم. شب دیدم در اخبار آقای مهاجرانی گفت که قانون بودجه ای که مجلس تصویب کرده، بهتر از لایحه ای است که ما تحویل مجلس داده ایم و ما از کل مجلس به ویژه آقای محمدرضا باهنر تشکر می کنیم. من تعجب و بلافاصله تماس گرفتم با آقای مهاجرانی و گفتم من را دست انداخته اید؟ چون سابقه نداشته است. آقای مهاجرانی گفت که این نکته در ت تصویب شد و من مکلف شدم که به اسم از تو تشکر کنم. اولین بودجه آقای هم که به مجلس آمد، من و آقای احمد توکلی بودیم که بحث بیماری هلندی و ... را مطرح کردیم. ما فقط به یک نفر از ک نه نخست آقای خاتمی که مخالف ما بود، رأی ندادیم ولی در مقابل، به چهار نفر از ک نه اول رأی ندادیم. نگویید اینها همه اش هیچ چیزی نیست. اینها همه اش موضع است.با وجود اینکه می گویید ما به چهار نفر از ک نه نخست رأی ندادیم یا بر سر بودجه اول آقای به آن انتقاد کردیم اما همه اینها باعث نشد که شما در زمره مخالفان منتقد قرار بگیرید. همین الان هم قطعا خیلی از های حامی ت در مجلس انتقاداتی کارشناسی به برخی سیاست های ت دارند اما حامی سیاست های کلی ت هستند. برخی از اصولگرایان هم حتی اگر انتقادهایی به داشتند اما در کل حمایت می د.من نمی خواهم اعلام برائت کنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از ت آقای نداشتم. من از ایشان حمایت می اما می خواهم بگویم بالا ه من در مجلس یک نفوذ رأیی داشتم و استفاده که به چهار نفر از وزرای رأی ندهم؛ درحالی که مثلا به اکثریت وزرای آقای خاتمی رأی دادیم. اصلا سابقه نداشت که یک تی در همان ابتدای کار چهار نفر از وزرایش رأی نیاورند؛ حتی ت هایی که کاملا به لحاظ با مجلس مخالف بودند. من همان زمان یادم هست که گفتم حضور دو نفر ما در یک جناح یعنی من و آقای مانع از فدا منافع ملی نخواهد شد. نمونه هم می خواهید دو مورد برایتان گفتم.آقای باهنر اگر با این روند بخواهیم جلو برویم قطعا تک تک اصولگراها استدلالاتی شبیه شما خواهند آورد. در نهایت به این نتیجه می رسیم که اصلا آقای هیچ حامی اصولگرایی نداشته و مقصر همه رخدادها و اتفاقاتی که در آن هشت سال افتاد، خودش بوده و خودش!اولا آقای در سال ٨٤ نامزد جامعه اصولگرایی نبود. ما آن زمان یک جبهه پیروان خط و ی داشتیم، یک جامعه ی ین داشتیم، مؤتلفه را داشتیم. اینکه یکدفعه آقای کف خیابان توانست ١٨ میلیون رأی جمع کند، این موج را آقای خاتمی هم توانست ایجاد کند.ولی در نهایت وقتی شما متوجه این رأی کف خیابانی شدید، بعدا رفتید پشت .ولی ما برای ایشان ستاد تشکیل نداده بودیم. اینکه می گویم ممکن است هم حزبی من این کار را کرده باشد اما ما به عنوان یک تشکیلات معرفی شده نبودیم. ما با اینکه می دانستیم رأی می آورد اما از او حمایت نمی کنیم و بیانیه آتش به اختیار می دهیم، معلوم می شود که یک سری ارزش های دیگر در ذهن ما بیش از آنکه آقای در نظر داشت، وجود دارد.پس با این وصف شما دارید این سخن خودتان را تکذیب می کنید که گفته بودید شهرداری برای آقای دست گرمی است و ما او را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته ایم!نه؛ من این را گفته ام اما ببینید آن زمان آقای را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد کرده بودند که صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت ، گفت یک سری مشکلات مثل فروش نفت و ... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی رفسنجانی داشتند. نکته دوم این بود که گفتم آقای که استاندار بوده و ا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین که فوق دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشکل از است. بعد برای اینکه یک تیکه هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو که شهرداری برای دست گرمی است والا او رئیس جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی زدم که دو سال بعد رئیس جمهور است؛ فکر می حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد کند.ولی ایشان را در نظر داشتید دیگر؟ در ناصیه ایشان می دیدید؟وقتی ایشان رئیس جمهوری شد ما خیلی هم خوشحال شدیم.ولی به طور مشخص اصولگرایان زمانی با مشکل پیدا د که این ماجرای جریان انحرافی را مطرح د. یعنی از سال ٨٩ به بعد و نه بر سر شیوه اشتباه ایشان در کشورداری. من جایی با داماد آقای صحبت می ، ایشان می گفتند من هم قانع نشدم که ٧٠٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی چطور در ت پدرخانمم هزینه شد. می خواهم بگویم مواردی از این دست که حتی داماد ایشان را هم قانع نکرده یا مثلا انحلال سازمان برنامه یا ماجراجویی های ایشان در سیاست خارجی و... هیچ وقت با اعتراضات جدی شما و کل اصولگرایان روبه رو نشد.اختلافات ما از همان بودجه اول شروع شد. این به معنای این نبود که از او برگشته بودیم. البته به مرور اختلافات بیشتر شد. میزان تحقیق وتفحص ها و شکایات و نامه هایی که ما نسبت به تخلفات بودجه ای آقای داشتیم و به قوه قضائیه و دیوان محاسبات ارائه کردیم، موجود است. یا آقای حاضر نبود قانون وزارت ورزش و جوانان را اجرا کند. من معاون نظارت مجلس بودم. رئیس جمهور را که نمی شد دادگاهی کرد که چرا قانون را اجرا نمی کنی. باید راهی پیدا می . من یک نامه نوشتم به خزانه دار کل کشور و مسئول سازمان تربیت بدنی و مسئول سازمان جوانان که یک ریال تخصیص دادن بودجه به این دو سازمان خلاف قانون است و قابل تعقیب قضایی. دیگر آنجا بود که ت فهمید قضیه جدی است و از صبح که نامه را دریافت د، کات شد و بودجه تخصیص ندادند و آقای مجبور شد قانون را اجرا کند. البته اینکه می گویید جامعه اصولگراها از حمایت می کرد، مشکل حقوقی دارد. چون این کلیت یک حزب که نیستند. این مشکل را اصلاح طلبان هم دارند و بخشی هم تقصیر خود ما سیاست مداران است چون ما منافع حزب را می خواهیم اما هزینه های حزب را حاضر نیستیم بپذیریم. برای انتخابات ما هرچه خواهش، تمنا و استدلال می کردیم از نامزدها که شما رأیتان پایین است و نظرسنجی ها این را می گوید، تبعیت نمی د. می گفتیم این یعنی شما یک شرکت تشکیل دادید که رقیبتان برنده شود؛ ی گوش نمی کرد.شورای نگهبان که ظاهرا به ضرر شما کار می کرد اما در نهایت عملکردش گاهی به نفعتان می شد چون در یک حوزه یک اصلاح طلب تأیید می شد با شش اصولگرا. یک نامزد اصلاح طلب. هرچه به آن پنج نفر می گفتیم به صلاح شما نیست چون باعث تشتت آرا می شوید، گوش نمی دادند. این مشکل را هم اصلاح طلبان دارند. الان ١٤٥ نفر با لیست امید وارد مجلس شده اند اما در رأی گیری ها ١٠٣ نفر با لیست امید همراه می شوند.اگر معتقد بودید این همه تخلف داشته چرا هیچ وقت کار به استیضاح او کشیده نشد؟این سؤال خوبی است. من هنوز هم می گویم آن زمان هم می گفتم که ما در یک بار رأی به عدم کفایت ریاست جمهوری دادیم که بنی صدر بود؛ حقش بود و نوش جانش اما من آرزو می کنم تا زمانی که در قید حیات هستم، دیگر از این اصل هیچ مجلسی استفاده نکند چون خیلی هزینه های بالایی دارد. اما در عین حال نخستین سؤال از رئیس جمهوری توسط مجلس اصولگرا از شد. این را هم شما هنوز یک مورد نمی دانید؟ ممکن است شما بگویید باهنر در مجلس رأی نداشته است. خب این نظر شخصی شماست و من هم که اهل منم منم نیستم، ولی بالا ه در مجلس یک نفوذرأیی داشتم. از هر ی می خواهید بپرسید؛ از اصلاح طلبان تا اصولگرایان. یعنی باورتان این است که در مجلس چهار بیفتند و این خارج از اراده من باشد؟ واقعا باورتان این است؟ خیلی عجیب است. هیچ این تحلیل را ندارد، مگر شما داشته باشید که اشکالی هم ندارد.یعنی فکر می کنید هزینه های ابقای کمتر از برکناری اش بود؟اصلا. بعد از عزل بنی صدر می دانید چه هزینه هایی به کشور وارد شد؟ هفت تیر، هشت شهریور و ... بسیاری از آنها بعد از عزل بنی صدر بودند.الان که ماجراهای اصولگرایان و به اینجا رسیده است، پشیمان نیستید که ای کاش برای شهردارشدنش تلاش نمی کردید و عامل برآمدنش نمی شدید؟بله، من منکر این نیستم که در رشد ایشان نقش داشتیم اما یک نفر سؤال زیباتری از من کرد؛ گفت سال ٨٤ و ٨٨ چه فرقی داشت که دیگر از او حمایت نکردید؟ من گفتم که او فرقی نکرد، من اطلاعاتم درباره او بیشتر شد. روی یک کرسی ای نشست که ما او را در این کرسی تجربه نکرده بودیم.خب این به نظر شما خبط بزرگی نیست؟ ی که به قول شما ناشناخته یا کمترشناخته شده بوده را حمایت کردید تا شهردار شد و بعد هم رئیس جمهور؟ایشان اگر استاندار هاشمی نشده بود، شهردار هم نشده بود.او مدتی استاندار یک استان تازه تأسیس بوده، بعد هم برکنار شد و به کار ی اش رسید. ی ایشان را نمی شناخت. تا پیش از اینکه شهردار شود، یک فرد ناشناخته برای مردم ایران بود.ما مسائل دیگری هم داریم. اول انقلاب، حضرت آقایی به نام قطب زاده را مدیرعامل صداوسیما کرد. ما در سر قطب زاده کلی با منافقین، همدیگر را می زدیم. ما دفاع می کردیم، آنها می دادند. بعد از دو سال، قطب زاده در جریان کودتایی شد. منافقین می گفتند دیدید که دفاع می کردید؟ ما می گفتیم آن زمان درست دفاع می کردیم، الان هم که شد درست شد. الان خود من شاید ظرفیت این صندلی را داشته باشم اما فردا اگر بلایی سر ملت نازل شود و من رئیس جمهور شوم، شاید ظرفیت آن صندلی را نداشته باشم. در نظاممان اینقدر از این بالا و پایین رفتن ها بوده است. نمی خواهم بگویم خوب بوده. جاهایی باعث تأسف است.آ ین بار کی را دیدید؟ در جلسات مجمع بوده؟ صحبت و گفت وگویی هم با هم دارید؟بله، در مجمع این اوا او را بیشتر می بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. اینقدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و ... صحبت کنیم.بقیه اعضا هم همین طور؟بله، کم وبیش. البته در یکی از جلسات قبل از دستور، آقای توکلی یک اعتراضی کرد، هم بود. گفت کجا را می خواهد بزند؟ کجا دارد می رود که بحث ادامه پیدا نکرد و خود هم پاسخی نداد. ما هم خیلی موافق بودیم که بحث ادامه پیدا نکند.شما قبل از انتخابات گفته بودید که ما هنوز به نیاز داریم.فکر می کنم اسفندماه بود. من حضرت آیت الله جنتی را در یکی از جلسات مجمع تشخیص دیدم. بعد از این بود که حضرت آقا سفارش کرده بودند که آمدن به مصلحت نیست. به آقای جنتی گفتم ک دا می شود. گفت واقعا ک دا می شود؟ گفت خبر داری؟ گفتم به هیچ وجه، فقط تحلیل دارم. آیت الله جنتی خیلی تعجب کرد و گفت اگر نامزد بشود یعنی به دنبال فتنه است. یادم هست آن زمان به ی دیگر نگفتم.
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد. ۵۵آنلاین :پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه ت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه ت عد محور را به شدت انبساطی، تورم زا، ضدتولید و اشتغال و بحران زا توصیف د. ت از مجلس بودجه ای ١٢ هزار و ٥٠٠ میلیاردی طلب کرده بود اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی ت را به ١٤ هزار و ٥٠٠ میلیارد تومان افزایش داد.به گزارش ایسنا، «شرق» در ادامه نوشت: کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می کند. مجلس یکدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را بازهم افزایش داده و تازه ت را از برخی محدودیت ها معاف کرده بود. همان نمایندگان حامی، مانند این روزها، مدعی اند در جرگه مخالفان آن بودجه بوده اند و حتی پیش تر عامل رأی نیاوردن چهار شده اند؛ افرادی مانند محمدرضا باهنر.این دو اتفاق یعنی مخالفتش با بودجه و نقشش در افتادن آن وزرا را نشانه این می داند که حمایتش از رئیس ت سابق که عامل برآمدنش بود، دربست نبوده است. این در حالی است که همان مجلس در نهایت به همان بودجه ای که به ادعای باهنر با انتقاد همراه بود، رأی داد؛ آن هم درحالی که باهنر تأکید دارد محال بوده رخدادی در مجلس بدون نقش و اثرگذاری او رخ بدهد. پس شاید بتوان گفت مخالفت هایش با آن بودجه نیز چندان جدی نبوده است. باهنر گویا حرف های آن روزهای خودش را که گفته بود «هر می خواهد با این ت کار کند، باید رفتار و افکارش را با هماهنگ کند»، فراموش کرده است. این روزها که رئیس ت نهم و دهم توپخانه حمله خود را به سمت یکی از قوا نشانه رفته است، اصولگرایان ترجیح می دهند به جای تحلیل رفتار او از همان ابتدا و پذیرش مسئولیت خود در همه اتفاقات گذشته، به راحتی بگویند: « رایانه ای است که نرم افزارش را نداریم و می ترسیم به دکمه هایش دست بزنیم». اما همان است؛ یک زمانی بودن و حمایت از او برای اصولگرایان انتفاع داشت، از زمانی به بعد ضرر . آنها کاری به این ندارند که تصمیمات غلط - اقتصادی در آن هشت سال تا چه اندازه کشور را با خسران روبه رو کرده؛ در دوران ماه عسلشان، او رئیس ت مهرورز و عد محور بود. بعدا با طرح «جریان انحرافی» بهانه ای جستند تا ی را که دیگر باب میلشان رفتار نمی کرد، از دایره خودی ها بیرون کنند و حالا هم ی نباید طلبکارشان باشد!با محمدرضا باهنر درباره ی که آنها می شناختند و ی که امروز می شناسند، علت شانه خالی اصولگرایان از پذیرش مسئولیت و شریک بودن در رفتارهای ت گذشته گفت وگو کرده ایم.سؤالم را با این جمله آیت الله آملی لاریجانی آغاز می کنم. ایشان درباره گفته اند: «آ می شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوا دور شود؟». آیا اصولگرایان به تازگی متوجه شده اند که آقای دروغ هم می گوید؟ شما گفته اید که نزدیک به ٢٣ یا ٢٤ سال سابقه آشنایی و دوستی با آقای داشته اید. چه طور متوجه این خصلت آقای نشده بودید؟ آیا این خصلت یکباره در ایشان ایجاد شده است؟ تا جایی که شما جایی حتی به صداقت گفتار هم اشاره کرده بودید.فکر می کنم باید این سؤال را به شکلی دیگر پاسخ دهم. چون در کشورمان جریان های تعریف شده حزبی نداریم یا خیلی کم رنگ هستند، گروه ها، جریانی و جناحی تعریف می شوند و این یک معضل اساسی برای همه فعالان است. شما درباره صحبت آیت الله صادق لاریجانی درباره سؤال می کنید. من بخواهم ساده پاسخ بدهم، می توانم خیلی ساده بگویم چه ربطی به من دارد؟ از خود ایشان سؤال کنید.یعنی شما این وجه یا خصلت آقای را قبول ندارید؟عرض می کنم؛ یک زمانی است ما در یک مجموعه متشکل تعریف شده کار می کنیم؛ آن وقت قاعدتا باید مسئولیت کارهای همدیگر را بپذیریم؛ اما این مشکل الان برای اصلاح طلبان نیز وجود دارد. یک فردی یک زمانی اصلاح طلب بوده، بعد می رود یک گوشه ای یک حرفی می زند، آن وقت همه دوستان اصلاح طلب باید پاسخ گوی صحبت های او باشند. این یکی از معضلات و مشکلات نبود وجود احزاب تعریف شده قانونی و چارچوب دار است. در رابطه با اینکه ایشان در یک جمله چند دروغ گفته است، ١٠ تا گفته ١٢ تا گفته، کمتر گفته یا بیشتر گفته، واقعیتش این است که من احصاء نکرده ام. آیت الله آملی لاریجانی لابد احصاء کرده اند و گفته اند و خودشان هم پاسخ گو هستند. درباره شخص هم زمانی شما نظر آقایان را می پرسید، زمانی دیگر نظر من را می پرسید که آیا عوض شده یا نشده، چرا نشناخته بودیدش و ... اینها سؤالات خوبی است که من هم باید به آن پاسخ دهم و من هم کاملا موافقم اما اینکه دیگران چه اظهارنظری درباره آقای می کنند یا چه اظهارنظری درباره دیگران می کند، به علت نبود همان چارچوب، مسئولیت پاسخ گویی اش بر عهده من نیست. درباره شخص آقای من بارها گفته ام و الان هم تکرار می کنم که در نخستین سالی که ایشان رئیس جمهور شد و لایحه بودجه را به مجلس آورد، اختلاف های کارشناسی مان با ایشان شروع شد.بله شما بارها به این مسئله اشاره کرده اید ولی نکته ای که وجود دارد، این است که گاهی شما حامی سیاست های کلی اقتصادی، و فرهنگی یک نفر هستید ولی به او در برخی موارد انتقاد هم دارید. درست مثل الان اصلاح طلبان. در عین حال که به انتقاد دارند که مثلا نتوانسته به برخی مطالبات پاسخ دهد یا در مواردی کوتاه آمده ولی همچنان اعلام می کنند که حامی او هستند. آنچه شما هم درباره انتقاد از مطرح می کنید، درست مانند همین است. پس شما هم حامی ایشان شناخته می شدید؛ به ویژه آنکه در مجلس هم حضور داشتید. حتی می توان گفت که نسبت به عملکرد آن ت مسئول هم بوده اید.پس باید برگردم و تاریخچه ای را بگویم.من چند جمله از خود شما را می خواستم همین جا یادآوری کنم. شما سال ٨٤ گفته بودید « انی که می خواهند با این ت کار کنند، باید رفتارشان را با رئیس ت هماهنگ کنند» یا «من اولین ی بودم که بحث ریاست جمهوری را مطرح »، «صداقت و گفتار باعث نفوذ او در قلب های مردم شده است». شما می گویید که با نخستین بودجه مخالفت کردید ولی این جمله ها هم از شما وجود دارد.زمانی شما روند یک فرایند را می خواهید بدانید که خب آن زمان من به شما می گویم ما چه زمانی از ایشان حمایت کردیم، چه زمانی منتقد شدیم و چه زمانی فاصله گرفتیم ولی زمانی یک تک خبر یا تک جمله ای را در یک گوشه انتخاب می کنید؛ مثلا درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی هم شما اگر بگردید، در مقاطع مختلف جملات متفاوتی را از من پیدا می کنید. ما زمانی در فهرست تبلیغاتی انتخابات مجلس پنجم نوشته بودیم «اطاعت از ی و حمایت از هاشمی» یا در مجلس ششم هم همین طور. اگر سؤال شما درباره رابطه من و آقای است، من باید تاریخچه ای برای شما بگویم. سال ٨٤ که ایشان نامزد شد، من رئیس ستاد آقای لاریجانی بودم.بله، گفته اید که دور نخست به آقای لاریجانی رأی داده اید.دور دوم هم جالب است. من، هم مسئول جامعه ی ین بودم، هم قائم مقام جبهه پیروان خط و ی. در هر دو بیانیه دادیم که هر دو این افراد نقاط ضعف و مثبتی دارند و آتش به اختیار عمل شود.شما دور دوم به چه ی رأی دادید؟به آقای هاشمی فکر کنم رأی دادم. یادم نیست. سال ٨٨ را که بارها و بارها گفتم به محسن رضایی رأی دادم.مگر می شود یادتان نباشد که به چه ی رأی داده اید!یک زمانی است که آدم یک رأی دارد که یک جایی می دهد، این خیلی متفاوت است. بالا ه بنده به اندازه ٥٠ یا صد هزار نفر نفوذ رأی دارم. شما باید موضع بیرونی ما را تحلیل کنید. اینکه من روی یک کاغذ یادداشت اسم چه ی را نوشتم، هیچ فرقی نمی کند که اسم هاشمی را نوشته باشم یا را.ولی کمی عجیب است اگر به آقای هاشمی رأی داده باشید ولی چند ماه بعد آن طور از آقای تعریف و تمجید و حمایت کنید.اینها تحلیل دارد. من سال ٨٨ مطمئن بودم محسن رضایی رأی نمی آورد اما به او رأی دادم؛ چون نه را می توانستم بپذیرم و نه را اما وظیفه خودم می دانستم که در انتخابات شرکت کنم. اولین اختلاف من با آقای بر سر همان بودجه بود. من یک خاطره را برای چندمین بار تعریف کنم که در اولین سال ت آقای خاتمی من رئیس کمیسیون تلفیق مجلس پنجم بودم که بودجه را بررسی و تصویب کردیم. شب دیدم در اخبار آقای مهاجرانی گفت که قانون بودجه ای که مجلس تصویب کرده، بهتر از لایحه ای است که ما تحویل مجلس داده ایم و ما از کل مجلس به ویژه آقای محمدرضا باهنر تشکر می کنیم. من تعجب و بلافاصله تماس گرفتم با آقای مهاجرانی و گفتم من را دست انداخته اید؟ چون سابقه نداشته است. آقای مهاجرانی گفت که این نکته در ت تصویب شد و من مکلف شدم که به اسم از تو تشکر کنم. اولین بودجه آقای هم که به مجلس آمد، من و آقای احمد توکلی بودیم که بحث بیماری هلندی و ... را مطرح کردیم. ما فقط به یک نفر از ک نه نخست آقای خاتمی که مخالف ما بود، رأی ندادیم ولی در مقابل، به چهار نفر از ک نه اول رأی ندادیم. نگویید اینها همه اش هیچ چیزی نیست. اینها همه اش موضع است.با وجود اینکه می گویید ما به چهار نفر از ک نه نخست رأی ندادیم یا بر سر بودجه اول آقای به آن انتقاد کردیم اما همه اینها باعث نشد که شما در زمره مخالفان منتقد قرار بگیرید. همین الان هم قطعا خیلی از های حامی ت در مجلس انتقاداتی کارشناسی به برخی سیاست های ت دارند اما حامی سیاست های کلی ت هستند. برخی از اصولگرایان هم حتی اگر انتقادهایی به داشتند اما در کل حمایت می د.من نمی خواهم اعلام برائت کنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از ت آقای نداشتم. من از ایشان حمایت می اما می خواهم بگویم بالا ه من در مجلس یک نفوذ رأیی داشتم و استفاده که به چهار نفر از وزرای رأی ندهم؛ درحالی که مثلا به اکثریت وزرای آقای خاتمی رأی دادیم. اصلا سابقه نداشت که یک تی در همان ابتدای کار چهار نفر از وزرایش رأی نیاورند؛ حتی ت هایی که کاملا به لحاظ با مجلس مخالف بودند. من همان زمان یادم هست که گفتم حضور دو نفر ما در یک جناح یعنی من و آقای مانع از فدا منافع ملی نخواهد شد. نمونه هم می خواهید دو مورد برایتان گفتم.آقای باهنر اگر با این روند بخواهیم جلو برویم قطعا تک تک اصولگراها استدلالاتی شبیه شما خواهند آورد. در نهایت به این نتیجه می رسیم که اصلا آقای هیچ حامی اصولگرایی نداشته و مقصر همه رخدادها و اتفاقاتی که در آن هشت سال افتاد، خودش بوده و خودش!اولا آقای در سال ٨٤ نامزد جامعه اصولگرایی نبود. ما آن زمان یک جبهه پیروان خط و ی داشتیم، یک جامعه ی ین داشتیم، مؤتلفه را داشتیم. اینکه یکدفعه آقای کف خیابان توانست ١٨ میلیون رأی جمع کند، این موج را آقای خاتمی هم توانست ایجاد کند.ولی در نهایت وقتی شما متوجه این رأی کف خیابانی شدید، بعدا رفتید پشت .ولی ما برای ایشان ستاد تشکیل نداده بودیم. اینکه می گویم ممکن است هم حزبی من این کار را کرده باشد اما ما به عنوان یک تشکیلات معرفی شده نبودیم. ما با اینکه می دانستیم رأی می آورد اما از او حمایت نمی کنیم و بیانیه آتش به اختیار می دهیم، معلوم می شود که یک سری ارزش های دیگر در ذهن ما بیش از آنکه آقای در نظر داشت، وجود دارد.پس با این وصف شما دارید این سخن خودتان را تکذیب می کنید که گفته بودید شهرداری برای آقای دست گرمی است و ما او را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته ایم!نه؛ من این را گفته ام اما ببینید آن زمان آقای را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد کرده بودند که صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت ، گفت یک سری مشکلات مثل فروش نفت و ... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی رفسنجانی داشتند. نکته دوم این بود که گفتم آقای که استاندار بوده و ا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین که فوق دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشکل از است. بعد برای اینکه یک تیکه هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو که شهرداری برای دست گرمی است والا او رئیس جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی زدم که دو سال بعد رئیس جمهور است؛ فکر می حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد کند.ولی ایشان را در نظر داشتید دیگر؟ در ناصیه ایشان می دیدید؟وقتی ایشان رئیس جمهوری شد ما خیلی هم خوشحال شدیم.ولی به طور مشخص اصولگرایان زمانی با مشکل پیدا د که این ماجرای جریان انحرافی را مطرح د. یعنی از سال ٨٩ به بعد و نه بر سر شیوه اشتباه ایشان در کشورداری. من جایی با داماد آقای صحبت می ، ایشان می گفتند من هم قانع نشدم که ٧٠٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی چطور در ت پدرخانمم هزینه شد. می خواهم بگویم مواردی از این دست که حتی داماد ایشان را هم قانع نکرده یا مثلا انحلال سازمان برنامه یا ماجراجویی های ایشان در سیاست خارجی و... هیچ وقت با اعتراضات جدی شما و کل اصولگرایان روبه رو نشد.اختلافات ما از همان بودجه اول شروع شد. این به معنای این نبود که از او برگشته بودیم. البته به مرور اختلافات بیشتر شد. میزان تحقیق وتفحص ها و شکایات و نامه هایی که ما نسبت به تخلفات بودجه ای آقای داشتیم و به قوه قضائیه و دیوان محاسبات ارائه کردیم، موجود است. یا آقای حاضر نبود قانون وزارت ورزش و جوانان را اجرا کند. من معاون نظارت مجلس بودم. رئیس جمهور را که نمی شد دادگاهی کرد که چرا قانون را اجرا نمی کنی. باید راهی پیدا می . من یک نامه نوشتم به خزانه دار کل کشور و مسئول سازمان تربیت بدنی و مسئول سازمان جوانان که یک ریال تخصیص دادن بودجه به این دو سازمان خلاف قانون است و قابل تعقیب قضایی. دیگر آنجا بود که ت فهمید قضیه جدی است و از صبح که نامه را دریافت د، کات شد و بودجه تخصیص ندادند و آقای مجبور شد قانون را اجرا کند. البته اینکه می گویید جامعه اصولگراها از حمایت می کرد، مشکل حقوقی دارد. چون این کلیت یک حزب که نیستند. این مشکل را اصلاح طلبان هم دارند و بخشی هم تقصیر خود ما سیاست مداران است چون ما منافع حزب را می خواهیم اما هزینه های حزب را حاضر نیستیم بپذیریم. برای انتخابات ما هرچه خواهش، تمنا و استدلال می کردیم از نامزدها که شما رأیتان پایین است و نظرسنجی ها این را می گوید، تبعیت نمی د. می گفتیم این یعنی شما یک شرکت تشکیل دادید که رقیبتان برنده شود؛ ی گوش نمی کرد.شورای نگهبان که ظاهرا به ضرر شما کار می کرد اما در نهایت عملکردش گاهی به نفعتان می شد چون در یک حوزه یک اصلاح طلب تأیید می شد با شش اصولگرا. یک نامزد اصلاح طلب. هرچه به آن پنج نفر می گفتیم به صلاح شما نیست چون باعث تشتت آرا می شوید، گوش نمی دادند. این مشکل را هم اصلاح طلبان دارند. الان ١٤٥ نفر با لیست امید وارد مجلس شده اند اما در رأی گیری ها ١٠٣ نفر با لیست امید همراه می شوند.اگر معتقد بودید این همه تخلف داشته چرا هیچ وقت کار به استیضاح او کشیده نشد؟این سؤال خوبی است. من هنوز هم می گویم آن زمان هم می گفتم که ما در یک بار رأی به عدم کفایت ریاست جمهوری دادیم که بنی صدر بود؛ حقش بود و نوش جانش اما من آرزو می کنم تا زمانی که در قید حیات هستم، دیگر از این اصل هیچ مجلسی استفاده نکند چون خیلی هزینه های بالایی دارد. اما در عین حال نخستین سؤال از رئیس جمهوری توسط مجلس اصولگرا از شد. این را هم شما هنوز یک مورد نمی دانید؟ ممکن است شما بگویید باهنر در مجلس رأی نداشته است. خب این نظر شخصی شماست و من هم که اهل منم منم نیستم، ولی بالا ه در مجلس یک نفوذرأیی داشتم. از هر ی می خواهید بپرسید؛ از اصلاح طلبان تا اصولگرایان. یعنی باورتان این است که در مجلس چهار بیفتند و این خارج از اراده من باشد؟ واقعا باورتان این است؟ خیلی عجیب است. هیچ این تحلیل را ندارد، مگر شما داشته باشید که اشکالی هم ندارد.یعنی فکر می کنید هزینه های ابقای کمتر از برکناری اش بود؟اصلا. بعد از عزل بنی صدر می دانید چه هزینه هایی به کشور وارد شد؟ هفت تیر، هشت شهریور و ... بسیاری از آنها بعد از عزل بنی صدر بودند.الان که ماجراهای اصولگرایان و به اینجا رسیده است، پشیمان نیستید که ای کاش برای شهردارشدنش تلاش نمی کردید و عامل برآمدنش نمی شدید؟بله، من منکر این نیستم که در رشد ایشان نقش داشتیم اما یک نفر سؤال زیباتری از من کرد؛ گفت سال ٨٤ و ٨٨ چه فرقی داشت که دیگر از او حمایت نکردید؟ من گفتم که او فرقی نکرد، من اطلاعاتم درباره او بیشتر شد. روی یک کرسی ای نشست که ما او را در این کرسی تجربه نکرده بودیم.خب این به نظر شما خبط بزرگی نیست؟ ی که به قول شما ناشناخته یا کمترشناخته شده بوده را حمایت کردید تا شهردار شد و بعد هم رئیس جمهور؟ایشان اگر استاندار هاشمی نشده بود، شهردار هم نشده بود.او مدتی استاندار یک استان تازه تأسیس بوده، بعد هم برکنار شد و به کار ی اش رسید. ی ایشان را نمی شناخت. تا پیش از اینکه شهردار شود، یک فرد ناشناخته برای مردم ایران بود.ما مسائل دیگری هم داریم. اول انقلاب، حضرت آقایی به نام قطب زاده را مدیرعامل صداوسیما کرد. ما در سر قطب زاده کلی با منافقین، همدیگر را می زدیم. ما دفاع می کردیم، آنها می دادند. بعد از دو سال، قطب زاده در جریان کودتایی شد. منافقین می گفتند دیدید که دفاع می کردید؟ ما می گفتیم آن زمان درست دفاع می کردیم، الان هم که شد درست شد. الان خود من شاید ظرفیت این صندلی را داشته باشم اما فردا اگر بلایی سر ملت نازل شود و من رئیس جمهور شوم، شاید ظرفیت آن صندلی را نداشته باشم. در نظاممان اینقدر از این بالا و پایین رفتن ها بوده است. نمی خواهم بگویم خوب بوده. جاهایی باعث تأسف است.آ ین بار کی را دیدید؟ در جلسات مجمع بوده؟ صحبت و گفت وگویی هم با هم دارید؟بله، در مجمع این اوا او را بیشتر می بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. اینقدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و ... صحبت کنیم.بقیه اعضا هم همین طور؟بله، کم وبیش. البته در یکی از جلسات قبل از دستور، آقای توکلی یک اعتراضی کرد، هم بود. گفت کجا را می خواهد بزند؟ کجا دارد می رود که بحث ادامه پیدا نکرد و خود هم پاسخی نداد. ما هم خیلی موافق بودیم که بحث ادامه پیدا نکند.شما قبل از انتخابات گفته بودید که ما هنوز به نیاز داریم.فکر می کنم اسفندماه بود. من حضرت آیت الله جنتی را در یکی از جلسات مجمع تشخیص دیدم. بعد از این بود که حضرت آقا سفارش کرده بودند که آمدن به مصلحت نیست. به آقای جنتی گفتم ک دا می شود. گفت واقعا ک دا می شود؟ گفت خبر داری؟ گفتم به هیچ وجه، فقط تحلیل دارم. آیت الله جنتی خیلی تعجب کرد و گفت اگر نامزد بشود یعنی به دنبال فتنه است. یادم هست آن زمان به ی دیگر نگفتم. منبع : ایسنا
محمود و رفقایش در سال ۹۶ دچار سرنوشت عجیبی شدند، آن ها در این سال هم ردصلاحیت شدند، هم به دادگاه رفتند و هم پایشان به زندان باز شد. البته شخص فقط دچار یکی از این سه مورد شد و در انتخابات ردصلاحیت شد. با این حال با روندی که دارد ممکن است آنچه که برای دو یار غارش یعنی و بقایی رقم خورده است، در انتظار او نیز باشد. و یارانش در هفت به گزارش امروز آنلاین، محمود که از سال ۹۲ تا ۹۶ در برابر تمام اتفاقات در کشور سکوت اختیار کرده بود در "بهار" ۹۶ به فضای کشور بازگشت. بازگشت او مثل تمام کارنامه اش پر سروصدا و چالش برانگیز بود. بازگشت او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و چند ماه بعد از در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. سیاستمداری که سال ها او را رقیب و حتی دشمن خود می دانست. حالا با درگذشت هاشمی وضعیت تازه ای برای رییس جمهور پیشین به وجود آمده بود. در سال های اوج موفقیتش هویت اش را در تقابل با آیت الله هاشمی و طیف نزدیک به او تعریف کرده بود. حالا باید در هویت خود تجدید نظر می کرد و یا آن را با شرایط تازه وفق می داد. در همین راستا او به دنبال یافتن حریف و رقیب در فضای بود تا دوگانه ای یا دوگانه های جدید را شکل دهد. از چند ماه قبل از آن با روش های خاص خود وارد فعالیت انتخاباتی شده بود. سفر های استانی پیاپی اش در سال ۹۵ های نامزدی او در انتخابات را تقویت کرده بود. اما این بار او با مخالفت علنی معظم انقلاب برای حضور در انتخابات روبه رو شد. که از این مخالفت آشکارا ناراحت بود تاکتیک جدیدی را در پیش گرفت. او در حالی که دربیانیه های مختلف اعلام کرده بود که در انتخابات نامزد نخواهد شد، همچنین از هیچ نامزدی حمایت نمی کند اما در عمل از نامزدی حمید بقایی دوست و یار غارش حمایت می کرد. آغاز ۹۶ برای با همین رویکرد بود او نقش آفرینی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ریاست جمهوری را در حرف رد می کرد، اما در عمل تلاش داشت بازیگر مهم آن باشد. در آغاز سال ۹۶ اتفاقی رخ داد که شاید نشان دهنده سالی پرهیاهو برای او ویارانش بود. فایل سخنرانی منتسب به او در مسجدی در اهواز منتشر شد که بازتاب گسترده ای یافت. در آن سخنرانی اظهاراتی تند مطرح کرد که بسیاری آن سخنان تند را علیه انقلاب دانستند. از جمله حسام الدین آشنا در توئیتر خود این جمله را به نظرسنجی گذاشت: "سخنرانی محمود در اهواز را بیشتر علیه چه ی می دانید؟ " او به عنوان پاسخ های احتمالی این سوال، سه گزینه ، انقلاب و اصولگرایان را پیشنهاد کرد. از طرف دیگر حمید ابوطالبی، معاون وقت دفتر رئیس جمهور نیز، سخنان آقای در اهواز را "ساختارشکنانه" و ضد "امنیت ملی" دانست. اما این روایت نزدیکان به ت بود، طیف دیگری از تحلیلگران و ناظران معتقد بودند که مخاطب سخنان ، است. این طیف معتقد بودند که به دنبال جایگزینی برای آیت الله هاشمی است تا با تقابل با او هویت اش را تدام دهد. به هر صورت این آغاز فعالیت پرتنش و جنجالی در سال ۹۶ بود. و یارانش در هفت دوم؛ انتخابات و رای باطلهاستارت جنجالی در اهواز نشان دهنده ورود او به فاز جدیدی از فعالیت است. این فاز جدید ۲۳ فروردین ماه رونمایی شد. یعنی روزی که او به همراه حمید بقایی و اسفندیار رحیم به وزارت کشور رفت و در کمال ناباوری به همراه حمید بقایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد.آنها با شعار "زنده باد بهار" وارد انتخابات شدند. بسیاری از تحلیلگران این اقدام را انتحار خواندند، ولی ظاهرا تحلیل او و یارانش این بود که از بین او و بقایی حداقل یک نفر تائید صلاحیت می شود. به نوعی تصور می کرد که با نامزدی خودش در انتخابات، شورای نگهبان فقط می تواند فقط یک نفر؛ یا او و یا بقایی را ردصلاحیت کند. احتمالا او و همراهانش معتقد بودند که نظام نمی تواند ریسک رد صلاحیت هردو را قبول کند. اما در عمل اتفاق دیگری رخ داد. و بقایی هر دو ردصلاحیت شدند. بسیاری تصور می د با این ردصلاحیت دست به افشاگری خواهد زد. اما او کاری نکرد و سعی کرد که با پذیرش این اتفاق در بازی بماند. با این حال علاقمندان به او تلاش د که بر گفتمان عدم شرکت و یا تحریم انتخابات حرکت کنند. در روز انتخابات نیز محمود و حمید بقایی در ساعات پایانی رای گیری به یکی از شعب اخذ رای رفتند و رای خود را به صندوق انداختند. حداقل در مورد حمید بقایی با اطمینان می توان گفت رای باطل به صندوق انداخت. او برگه رای اش را مقابل دوربین ها به نمایش گذاشت. برگه ای که نام محمود در آن نوشته شده بود. و یارانش در هفت سوم؛ فعالیت گسترده رسانه ای علیه ت وقوه قضائیهپس از پیروزی ، و رفقایش وارد فاز تبلیغات رسانه ای گسترده شدند. تبلغاتی که ابتدا با این بهانه آغاز شد که ت بار ها در سال های اخیر علیه ت سخن گفته است، حالا زمان پاسخگویی به آن ادعاهاست.محمود شخصا دست به انتشار ویدئو ها و گزارش هایی با عنوان عملکرد ت های نهم و دهم زد. این گزارش ها آرام آرام وارد فاز های دیگری نیز شد و از گزارش عملکرد خارج و به گزارش نقد عملکرد ت و دستگاه های دیگر بدل شد. در همین راستا حمید بقایی نیز همگام با فعالیت های رسانه ای خود را افزایش داد. به گونه ای که او نیز به نقد عملکرد ت و انتقاد از قوه قضائیه پرداخت. اظهارات و ادعا های مختلفی از سوی و رفقایش در این فاز از فعالیت های رسانی ایشان صورت گرفت که واکنش هایی از سوی ت و قوای دیگر در پی داشت. این مرحله در واقع ورود و همراهانش به فاز دو گانه سازی جدید بعد از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. و یارانش در هفت چهارم؛ فرقه زنبیله و بست نشینیدر پاییز ماجرا شکل تازه ای به خود گرفت. پرونده های قضایی برخی از یاران از جمله حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء اسانی (ذی حساب نهاد ریاست جمهوری در ت دهم) وارد مرحله حساس شد. حمید بقایی در یکی از جلسات دادگاه در مهرماه با زنبیل قرمز به دادگاه رفت. زنبیلی که به ادعای بقایی اسناد مهمی در آن قرار داشت. این اقدام بقایی بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت و پس از آن اصولگرایان از و یارانش با عنوان "فرقه زنبیلیه" یاد می د. روند پرونده یاران در دادگاه به نفع این افراد نبود، همین وضعیت باعث شد که این سه نفرآبان ماه در اقدامی نادر به نشانه اعتراض در حرم عبدالعظیم حسنی تحصن کنند. محمود هم در جمع تحصن کنندگان حاضر شد و با قاطعیت از اقدام آن ها حمایت کرد. او علیه قوه قضائیه و برادران لاریجانی سخن گفت. بست نشینی یاران با حاشیه هایی همراه بود از جمله در یک مورد عده ای از منتقدان آن ها در حرم عبدالعظیم با بست نشینان درگیر شدند. و یارانش در هفت پنجم؛ تقابل با لاریجانی ها و تذکر انقلابپس از این ماجرا حکم حمید بقایی صادر شد او مدعی شد به ۶۳ سال زندان محکوم شده است. همزمان با صدور حکم بقایی با انتشار نامه ای با الفاظ بسیار تندی به آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضائیه حمله کرد و مدعی شد او "فاقد مشروعیت" است. او ۴۸ ساعت به رییس قوه قضائیه مهلت داد استعفا دهد. اتفاقی که رخ ندهد و پس از پایان ضرب الاجل ۴۸ ساعته نیز کاری نکرد.با اوج گیری اختلافات معظم انقلاب در اظهار نظری گفتند: «نمی شود که انسان یک دهه همه کاره کشور باشد، بعد یک دهه بعدی تبدیل شود به مخالف خوان کشور. بنده ای که امکانات در اختیارم هست نمی توانم مدعی باشم، من باید پاسخگو باشم که با این امکانات چه کرده ام.» قاعدتا یکی از مخاطبان بیان ی محمود بود. با این حال او از مواضع خود عقب نشینی نکرد و در دی ماه با انتشار نامه ه ای ده ها ایراد رفتاری و ساختاری به عملکرد قوه قضائیه گرفت. ششم؛ سکوت در قبال اعتراض های دی ماه و درخواست برگزاری انتخابات در زمستان مخاطب خود را تغییر داد. او در تابستان با مردم سخن گفت، در پاییز به قوای سه گانه حمله کرد در زمستان مخاطب خود را ی قرارداد و با نگارش نامه هایی درخواست هایی مطرح کرد. دوم اسفند ماه در نامه ای به انقلاب از ایشان خواست که انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری و مجلس شورای ی به صورت آزاد و بدون دخ شورای نگهبان و نهاد های نظامی برگزار شود و از طرف دیگر رییس قوه قضائیه نیز برکنار گردد. او از ی درخواست کرد اصلاحات در ارگان ها و نهاد های مختلف به ویژه دفتر ی صورت گیرد.این اتفاق پیش از ناآرامی ها و اعتراضات گسترده در دی ماه بود. او و یارانش در اوج اعتراضات سکوت اختیار د. پیش از آن نیز در نامه ای به ی از رییس قوه قضائیه انتقاد کرده بود. نامه واکنش های فراوانی را برانگیخت که جنجالی ترین آن پاسخ عباسعلی کدخ سخنگوی شورای نگهبان بود. کدخ را متهم به تلاش برای ی انتخابات در سال ۸۸ کرد. کدخ در کانال تلگرام خود نوشته که روز ۲۵ داد ۱۳۸۸ در دفتر ریاست جمهوری از او پرسیده چرا شورای نگهبان "نتیجه انتخابات را اعلام نمی کند." منظور ، تائید صحت انتخابات بوده است. سخنگوی شورای نگهبان نوشت "اصرار" کرده که نتیجه انتخابات زودتر اعلام شود و او "مقاومت" کرده و گفته است "تا زمانی که شکایات رسیدگی نشود، امکان اعلام صحت انتخابات نیست. " کدخ تاکید کرد: "حالا باید دید چه انی دنبال ی انتخابات بودند؟ شورای نگهبان و یا ی در وت مقام اجرایی. " و یارانش در هفت هفتم؛ یاران در زنداناما آ ین موقعیت محمود و یارانش در یک هفته اخیر رقم خورده است. ۲۲ اسفند دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که حمید بقایی، برای اجرای حکم خود به زندان منتقل شده است. براساس گزارش ها بقایی به پانزده سال حبس، ۴۳ میلیارد تومان جزای نقدی و شلاق محکوم شده است. رسانه های نزدیک به می گویند بقایی به محض انتقال به زندان اعتصاب غذا کرده است.محمود در واکنش به زندانی شدن بقایی باز هم به تندی به قوه قضائیه حمله کرد؛ و از بقایی به عنوان "فرزندی پاک، مومن، فداکار و انقل " یاد کرد و روند دادرسی را "نمایش سخیف" خواند. اتهامات بقایی مالی و پاسداران از جمله شاکیان بقایی بوده است. پس از آن در نامه ای به سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس از او خواست "شریک ظلم" نشود. همچنین نامه ای نیز به قاضی تجدید نظر بقایی نوشت. اما واکنش اسفندیار رحیم که رسانه های اصولگرا او را جریان انحرافی می خوانند در نوع خود عجیب بود. روز پنج شنبه با حضور در مقابل سفارت انگلیس حکم دادگاه برای بقایی را به آتش کشید. پس از این اتفاق شب گذشته نیز با دستور قاضی بازپرس برای "انجام تحقیقات" بازداشت شد. ، در واکنش با انتشار اطلاعیه ای گفت که مسئولیت سلامت برعهده مقام های قضایی است و باید هرچه زودتر آزاد شود. این بود سرنوشت و یارانش در سال ۹۶٫ او حالا آینده مبهمی دارد، سال ۹۵ در روز های آ سال او نوید آمدن بهار را می داد حالا در پایان سال ۹۶ که یاران بهاری اش در زندان به سر می برند به چه می شید و در انتظار چه چیزی است؟ آیا باید منتظر بود که در سال ۹۷ با سرنوشتی مشابه سرنوشت یارانش روبه رو شود؟ باید دید حرکت بعدی او چیست؟منبع: fararu.com
تا سال های می شنیدیم «گل...» بعدش شد «توی دروازه». حالا هم می شنویم «توی دروازه» منتها نه همیشه. لحن بیان آن هم عوض شده و فقط یک نفر هست که «توی دروازه» را دوباره می گوید؛ اولی را شمرده و دومی را شمرده تر.به گزارش صدخبرتا سال های می شنیدیم «گل...» بعدش شد «توی دروازه». حالا هم می شنویم «توی دروازه» منتها نه همیشه. لحن بیان آن هم عوض شده و فقط یک نفر هست که «توی دروازه» را دوباره می گوید؛ اولی را شمرده و دومی را شمرده تر. سرهنگ علیفر افتخار می کند که به چنین کشفی رسیده؛ فوتبال دوست ها اما عاشق جمله های جدید هستند؛ کاری که در دهه اخیر عادل فردوسی پور کرد و جواب گرفت.
فراموش نکنیم؛ منظورمان تک جمله های گزارش ها مثل «غزال تیزپای آسیا»، «چقدر خوبیم ما»، «طارمی هتریک می کنه یا پاس می ده؟» و... نیست. دقیقا لحظه به ثمر رسیدن گل ها مد نظر است. برای این که بدانیم هر گزارشگر بعد از گل چه می گوید به طور رندوم دست به انتخاب زدیم و گزارش های آن ها را آنالیز کردیم. ابتدا شرح مختصری از شرایط مسابقه نوشته و عین جمله ها را بعد از به ثمر رسیدن گل ها روایت کره ایم. چه بسا خواندن جمله ها برای اطلاع از عیار عادل فردوسی پور، جواد خیابانی، مزدک میرزایی، محمدرضا احمدی، علیرضا علیفر، پیمان یوسفی و محمد سیانکی کافی باشد اما نظرمان را در قالب نکته ها بیان کرده ایم تا نظر شما چه باشد.جواد خیابانی؛ ایتالیا- اسپانیا
اهمیت بازی: هر دو تیم برای صعود مستقیم به جام جهانی به پیروزی نیاز داشتند.
گل اول: حالا ضربه زده می شه و توی دروازه. چه گلی هم می زنه. حالا این جا بازیکن مادریدی ایسکو و ورزشگاه سانتیاگو برنابئو در اوج شادمانی قرار می گیرد. پرچم های اسپانیا رو می بینید در ورزشگاه و مربی این تیم رو. تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس
گل دوم: فرصت خوب برای آسانسیو. فرصت خوب. یه ضربه و باز هم توی دروازه. باز هم ایسکو. نتیجه رو دو بر صفر می کنه. حالا مادریدی ها در مادرید غوغا می کنن و پرچم های اسپانیا در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو به اهتزاز درمیاد.
گل سوم: گل سوم. تمام. دیگه کار ایتالیا تمام شد واقعا. عالی کار . راموس مثل یه فوروارد مثل یه پاس و واقعا مثل یه مهاجم پا به توپ کار کرد و کلافگی مربی تیم ملی ایتالیا.
نکته ها: جواد خیابانی بعد از گل اول و دوم از کلیشه «توی دروازه» استفاده کرد. پس از سومین گل اما ق عادت کرد: «گل سوم. تمام. دیگه کار ایتالیا تمام شد.» جمله های بعد از گل اول و دوم اشاره به شادی هواداران اسپانیا در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو دارد و جمله بعد از گل سوم کمی گنگ است! از آن هاست که فقط خود خیابانی معنایش را می داند. ایسکو که گل دوم را زد.

مزدک میرزایی؛ ایران -
اهمیت بازی: ایران به جام جهانی صعود کرده ولی برای تکمیل شادی به این برد نیاز دارد. از آن طرف می خواهد رکورد گل نخوردن را حفظ کند.
گل اول: موقعیت برای تیم و دروازه ما باز می شه. متاسفانه رکورد ما از دست رفت در گل نخوردن. شروع تیم فعلا خوب بوده اما ما فرصت زیادی داریم جبران کنیم. حیف شد رکورد رو از دست دادیم. تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس
گل دوم: حالا ضربه کرنر زده می شه. فرصت. توپ به تیر دروازه می خورده. حالا گل، گل برای ایران. گل مساوی رو تیم ایران به ثمر می رسونه. یک یک مساوی.
گل سوم: پرتاب بلند از حاج صفی، بازم فرصت برای ایران و توی دروازه. گل برای ایران. بازم آزمون. بازی می شه دو بر یک. بالا ه فشار بی امان حملات ایران نتیجه می ده. ایران دو یک.
گل چهارم: سوما، حالا ضربه رو می زنه توی دروازه. چقدر بد خورد بیرانوند در نود و دومین دقیقه. حیف شد این پیروزی را ما از دست دادیم. روی یه حرکت ساده دروازه ما باز شد.
نکته ها: مزدک میرزایی در این بازی موقع گل، از جمله هایی استفاده کرد که همیشه در گزارش هایش به کار می برد: «دروازه باز می شه»، «گل» و «توی دروازه». اگر او این جمله ها را فاکتور بگیرد و یکراست سراغ جمله هایی که بعد از گل می گوید برود، از دام کلیشه نجات پیدا می کند.

عادل فردوسی پور؛ استقلال- پدیده
اهمیت بازی: استقلال تهران تا پیش از مسابقه با پدیده مشهد از چهار مسابقه تنها موفق به ب چهار امتیاز شده بود و برای فرار از بحران باید این مسابقه را برنده می شد. حساسیت و نیز شرایط آبی ها مواد اولیه خوبی در اختیار فردوسی پور می گذاشت تا در گزارش خود از آن ها استفاده کند.
گل اول: پشت محوطه جریمه. قاضی ضربه رو می زنه (صدا بالا می رود) چه گلی زد. (سکوت پنج ثانیه ای) چه ژست قشنگی هم داشت بعد از گل؛ خوشحالی فروخورده. تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس
گل دوم: میندازه در عمق... چه پاسی... مهربان... ضربه او و گل؟ بله گل. گل دوم رو مهربان می زنه. دو بر صفر برای تیم پدیده. دوربین رفت روی علیرضا منصوریان...
نکته ها: مهم ترین ویژگی فردوسی پور پایبند نبودن به کلمات کلیشه ای در گزارش هاست و موقع به ثمر رسیدن گل ها سعی می کند از اصطلاحات رایج مثل «توی دروازه» استفاده نکند. این بار هم با چشم باز کنش و واکنش های بعد از گل را به خدمت گزارش درآورد. بعد از این که گفت «چه گلی زد» سکوت قاضی را به «خوشحالی فروخورده» تعبیر کرد. خودش هم مثل قاضی ت ماند تا بهت ورزشگاه بهتر نمایان شود. گل دوم در شرایط نامتعادل وارد دروازه استقلال شد و فردوسی پور با طرح سوال، خود را در مقام یک بیننده قرار داد که آیا توپ مهربان گل می شود یا نه؟

علیرضا علیفر؛ هلند- بلغارستان
اهمیت بازی: هلند بار نجات از حذف زودهنگام و صعود به مسابقات جام جهانی 2018 روسیه به پیروزی در کشور خودش نیاز داشت.
گل اول: باز هم هلند، به درون محوطه جریمه، فرصت مقابل دروازه، توی دروازه، توی دروازه. دقیقه هفت دروازه بلغارستان باز می شه. ببینید جزییات کار رو و ضربه تمام کننده از پروپر. تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس
گل دوم (در حالی که موقعیت جدی بود، داشت از سقوط فوتبال حرف می زد و موقع ضربه صدایش بالا رفت): یه موقعیت، یه ضربه و توی دروازه، توی دروازه. به نظر می رسه روبن کار را برای بلغارستان تمام کرده. هلند دو بلغارستان صفر.
گل سوم: این موقعیت و توی دروازه توی دروازه. حادثه ای که هلند از آن می ترسید، اتفاق می افته و استرس بر هلندی ها حاکم می شه.
گل چهارم: بلافاصله این طرف. این فرصت و توی دروازه توی دروازه. حساب کار به سه یک تبدیل می شه و باز هم نفسی به راحتی می کشه دیک ادووکات (مربی هلند)
نکته ها: توی دروازه توی دروازه. علاقه مندان فوتبال می دانند علیرضا علیفر جز این دو کلمه چیز دیگری برای اعلام به ثمر رسیدن گل ها ندارد. با صدای بلند این دو کلمه را بیان می کند که دومی کش دارتر است. بعد از آن هم چگونگی شکل گیری گل را تشریح می کند. با این مقدمه: «ببینید جزییات کار رو». عیب دیگر او جایی است که لحظه پیش از گل را نادیده می گیرد و به حواشی می پردازد.

محمدرضا احمدی؛ بارسلونا- رئال مادرید
اهمیت بازی: حتی بازی های دوستانه رئال مادرید و بارسلونا حیثیتی است، چه برسد به این که مسابقه رفت جام اسپانیا باشد. چه مسابقه ای به اندازه ال کلاسیکو به یک گزارشگر سوژه می دهد؟
گل اول: فرصت برای رئال (صدا بالا می رود) و توی دروازه. جرار پیکه گل به خودی می زنه و دروازه بارسا باز می شه... رئال مادرید یک بارسلونا صفر- و حالا کاملا سوژه رئالی ها جور می شه تا بتوانند برای پیکه داستان جدیدی ایجاد ند.تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس

گل دوم: (کمی قبل از این که مسی پن ی بزند): به دنبال بیست و چهارمین گلش در برابر رئاله؛ می زنه و توی دروازه. بازی یک یک مساوی شد. زننده گل لیونل مسی.
گل سوم: عالی می زنه کریس رونالدو. چه گلی می زنه و بازی رو دو یک می کنه (با صدای بلند)
گل چهارم: محکم می زنه و توی دروازه. گل سوم برای رئال مادرید توسط اسانسیو (با صدای بلند). رئال سه بارسلونا یک.
نکته ها: محمدرضا احمدی جزء گزارشگران خوب است ولی موقع گل، غالبا از «توی دروازه» استفاده می کند. در این مسابقه سه بار این کار را کرد ولی حواسش به جملات قبل و بعد بود. بهترینش جایی رقم خورد که به شرایط پیکه بعد از گل به خودی اشاره کرد. در گل سوم هم ضریه زیبای رونالدو او را سر ذوق آورد و به جای «توی دروازه» از جمله «عالی می زنه» استفاده کرد.

پیمان یوسفی؛ پرسپولیس- الاهلی
اهمیت بازی: تیم پرسپولیس امید زیادی به قهرمانی در آسیا دارد و مسابقه اش برابر الاهلی سرنوشت ساز بود. پیمان یوسفی این را می دانست و باید گزارشش منطبق بر حساسیت و جذ ت مسابقه باشد.
گل اول: ع العمل بیرانوند و به همین سادگی دروازه باز می شه. هنوز اجازه ندادند ببینیم چی می شه که عمر سوما، مهاجم سوری و زهردار تیم الاهلی حساب کار را یک بر صفر کرد.تکیه کلام های گزارشگران فوتبال، در لحظات حساس

گل دوم: سمت چپ یه موقعیت؛ یه بار دیگر عجمان... (صدایش بالا می رود): پشت م عین، تک به تک و توی دروازه. گل دوم. یه آب سردی رو روی همه ما می ریزه و لئوناردو دسوزا حساب کار را دو بر صفر می کنه.
گل سوم: بشار می فرسته روی دروازه (صدایش بالا می رود) یه فرصت هست برای پرسپولیس، توی دروازه. گل اول برای پرسپولیس به دست میاد. اختلاف به حداقل می رسه. انگیزه ها حداکثر می شه.
گل چهارم: یه فرصت، پرتعداد، گادوین منشا. روی پای چپش (صدایش را بالا می برد) ضربه رو می زنه و توی دروازه. چیزی که هم گادوین منشا لازم داشت تا تو دل هواداران بیشتر جا بشه؛ هم پرسپولیس در این دقایق؛ گل مساوی.
نکته ها: برگ برنده یوسفی به کارگیری این جمله است: «به همین سادگی دروازه باز می شه.» برای سه گل دیگر «توی دروازه» گفت: افزوده هایی به آن داشت اما آن قدر خاص نیستند که بتوان آن ها را برای یوسفی امتیاز دانست.
• محمد سیانکی نسبت به چند سال قبل پیشرفت قابل ملاحظه ای در گزارشگری داشته اما هنوز شش دانگ نشده. او در بازی پرسپولیس و نفت تهران سعی کرد با انرژی گزارش کند و موقع به ثمر رسیدن گل ها جملات غیرکلیشه ای به کار ببرد. برای گل اول «توی دروازه» را استفاده کرد که اگر نمی کرد امتیازش بالاتر می رفت. اتفاقا قبل و بعد از «توی دروازه» جمله هایی به کار برد که اشاره مستقیم به حال و هوای مسابقه داشت. برای گل دوم و سوم از کلیشه رایج فرار کرد و مجموع جمله هایش گویای شرایط و مشخص های بازیکن هاست.
• بازی ایران و کره جنوبی که شب عاشورا در ورزشگاه برگزار شد، به لحاظ گزارش برای گزارشگر آن یک چالش اساسی بود. او باید این بازی حساس را در صورت به ثمر رسیدن گل توسط ایران طوری گزارش می کرد که بیشتر وجه حماسی گل پررنگ می شد تا وجه شادی بخش آن؛ کاری که البته محمدرضا احمدی آن را به بهترین شکل ممکن انجام داد و توانست لحظه به ثمر رساندن گل ایران توسط آزمون را با حس و حالی درست گزارش کند.تک جمله های به یادماندنی مسابقه استقلال و پرسپولیس
دربی بازها
نیاز به توضیح نیست که دربی استقلال و پرسپولیس همیشه حساس و جذاب بوده. تا جایی که حتی غیرفوتبالی ها هم جذب آن می شوند. دوآتیشه های سرخ و آبی برایشان خیلی مهم است چه ی مسابقه را گزارش کند. آن ها می خواهند عیششان از یک بازی حساس کامل شود. در این مسابقه ها همیشه اتفاقات جالب رخ داده؛ برای تکمیل گزارش اصلی سراغ تک جمله های به یادماندنی گزارشگرها رفته ایم.دربی 68
«یک گل دیدنی از کریم باقری و دیگه از شر این بازی یک یک خلاص شدیم.» پیگیران فوتبال می دانند چرا این جمله عادل فردوسی پور مهم است، شش بازی متوالی بود که دربی پایتخت با یک تساوی به پایان می رسید و رقابت شصت و هشتم بالا ه برنده داشت.دربی 71
«تعویض طلایی پرویز مظلومی». این جمله را جواد خیابانی بعد از گل دوم استقلال بیان کرد و اشاره اش به حرکت موثر محسن یوسفی بود که منجر به گل دوم این تیم در دربی 71 شد. استقلال این مسابقه حساس را با پیروزی دو یک به پایان رساند.دربی 74
«یک بازی دراماتیک برای پرویز مظلومی. او چند لحظه پیش برنده بود و پرسپولیس که ش ت نمی خوره و مصطفی دنزلی باز هم در دربی ش ت نمی خوره. ضعف در دفاع استقلال و سانترهای نابودکننده مهدی مهدوی کیا.» این ها جمله های مزدک میرزایی در مسابقه ای است که پرسپولیس دو گل عقب بود و سه گل زد!دربی 79
«بالا ه گل دیدیم توی دربی. چه اتفاقی! سجاد شهباززاده کاری می کنه که چهارصد و ده ای ی انجام نداده بود.» علاقه مندان به فوتبال می دانند که 404 دقیقه گلی در دربی به ثمر نرسیده بود و بازیکن استقلال طلسم را ش ت. فردوسی پور هم این طور واکنش نشان داد.دربی 81
«دقیقه 90 و nام پرسپولیس به گل می رسه.» فردوسی پور برای نشان دادن اهمیت زمان به ثمر رسیدن گل پرسپولیس چاره ای نداشت جز به کارگیری n. این بازی یک یک مساوی شد.دربی 82
«طارمی هتریک می کنه یا پاس می ده؟ گل سوم [برای طارمی؟]... نه چهارتا می شه حالا [پرسپولیس].» این جمله محمدرضا احمدی در شرایطی بیان شد که پرسپولیس در دقیقه 85 سه بر یک از استقلال جلو بود. آبی ها برای جبران جلو کشیده بودند که اسیر ضدحمله شدند. توپ به مهدی طارمی رسید و در حالی که می توانست آن را وارد دروازه کند، ریسک نکرد و به محسن مسلمان پاس داد.منبع: برترینهاانتهای پیام/
گروه - رجانیوز: حجت ال میرتاج الدینی در دوره های هفتم و هشتم مجلس شورای ی به عنوان مردم آذرشهر، اسکو و تبریز در خانه ملت حضور یافت و پیش از آن هم رئیس سازمان تبلیغات ی شهر تبریز بوده است. وی که در ت دهم، معاونت پارلمانی ک نه را بر عهده داشته، انتقادات زیادی را نسبت به رفتارهای اخیر وارد دانسته و معتقد است که مردم با ی عهد اخوت نبسته اند و هر ی از انقلاب فاصله بگیرد، آنها نیز از او فاصله خواهند گرفت؛ این طور نیست که اگر ی را مدتی قبول داشته اند، برای همیشه او را بپذیرند.
در ادامه بخشی از گفتگوی خواندنی این عضو ت دهم با باشگاه خبرنگاران جوان را می خوانید که طی آن میرتاج الدینی، ضمن بیان ناگفته هایی از دوران حضور در ک نه ، مواردی از بی اعتنایی های رئیس جمهور سابق به قانون را برشمرده است:
با وجود اینکه دو دوره مجلس بوده اید اما در سابقه شما، معاونت پارلمانی ت دهم پر رنگ تر است. چگونه وارد ت دهم شدید و نمایندگی را رها کردید؟
اینکه عده ای از نمایندگان، از مجلس به ت می روند، امری مرسوم و در همه دوره ها این چنین بوده است. در آن دوره هم بنده و آقای حاجی بابایی به ت رفتیم؛ معمولا حضور در ت فرصت جدیدی برای خدمت به جامعه را فراهم می کند و از نظر ابعاد کاری و اجرایی، گسترده تر از دوره نمایندگی است. در نیمه راه مجلس هشتم، پیشنهاد حضور در ت به من داده شد. آن موقع اولین سوال برای خودم این بود که با توجه به بودنم، نظر مردم درباره رفتنم به ت چیست؟ عده ای بر این نکته تاکید د که مردم علاقمندند یک نفر از شهرشان و یا استانشان در ت حضور داشته باشد؛ حتی برخی به من گفتند اگر به ت بروم، همچنان مردم هستم چرا که ت و مجلس همه خادم مردم هستند و جدای از آنان نیستند. افراد زیادی در حوزه انتخ ه و برخی علما، حضور در ت را برایم فرصتی دانستند تا بتوانم خدمت بیشتری کنم. وقتی از ت به مجلس رفتم از مجلس فاصله نگرفتم، ت در مجلس بودم و کارهای نمایندگی را رها نکرده بودم. حتی دفترم را در تبریز حفظ و در خود ت هم مُعین استان آذربایجان شرقی شدم.
پیشنهاد معاونت پارلمانی چگونه با شما مطرح شد؟
پس از انتخابات سال 88، در سفر به نیویورک که 8 نفر از نمایندگان مجلس از جمله بنده همراه رئیس جمهور بودیم در حین سفر درباره تعامل بهتر مجلس و ت صحبت هایی با رئیس جمهور شد، پس از بازگشت، مدتی از این مسئله گذشته بود که از دفتر رئیس جمهور با بنده تماس گرفتند و گفتند، آقای با شما کار دارد. به یاد دارم آن روز بعدازظهر بود که به نهاد ریاست جمهوری رفتم. آقای پیشنهاد معاونت پارلمانی را داد و دو هفته بعد به پیشنهادشان پاسخ دادم.
چرا دو هفته بعد؟
در این دو هفته م هایی انجام دادم. عده ای هم نگران بودند و می گفتند اگر به ت بروید، معلوم نیست که چقدر بمانی! مثلا روزی که نمایندگان به استعفای من رای دادند، باهنر به شوخی به گفت میرتاج الدینی را که از مجلس بردید شش ماه بعد عزلش نکنید!
فضای آن روزهای مجلس و ت چگونه بود؟
در آن دوره حساسیت خاصی درباره ارتباط مجلس و ت وجود داشت. در آن دوره اولین بار سوال از رئیس جمهور مطرح شد همچنین بحث هدفمندی یارانه ها که بسیار مهم بود در آن دوره مطرح شد. حتی ادغام چند وزارتخانه و برنامه پنجم را هم داشتیم. در مجموع دوره پرکاری بود و مباحث جنجالی بسیاری هم داشت.
رابطه شما در ت با آقای چگونه بود؟
رابطه کاری بود. سعی می روابط فی م ن دو قوه یعنی مجلس و ت را تا آنجا که می توانم، سازنده و مثبت کنم. بنده معتقدم که اگر دستگاه های اجرایی و قوای سه گانه با هم هماهنگ باشند و تعامل درستی داشته باشند، مشکلات مردم حل می شود. هر چه قوا در تعارض با هم باشند، دودش به چشم مردم می رود. این رس را برای خودم احساس می که باید تعامل میان مجلس و ت را بهبود ببخشم.
آیا به طور مشخص مواردی از اختلاف ت و مجلس وقت را به یاد دارید؟
بله؛ بحث های کارشناسی مطرح بود. مواقعی هم بود که ت و مجلس نظرات مختلفی نسبت به موضوعات خاص همچون انتصاب ها در ت داشتند. یکی از موارد اختلاف برانگیز، انتصاب های آقای بود که مجلس نسبت به آن حساس می شد و اعتراض می کرد. اگر این حساسیت ها در مورد وزرا بود، سعی می با آنها صحبت کنم تا حساسیت ها را کاهش دهند، حتی چندین مورد استیضاح هم پیش آمد. حتی موارد را با خود آقای مطرح می ؛ به یاد دارم در انتصاب یکی از معاونان وزارت خارجه، مجلس حساس شده بود و اعتراض د، وقت آقای صالحی بود، زمانی که می خواستند معاون را معارفه کنند به وی زنگ زدم و گفتم مجلس حساس است این معارفه را انجام ندهید. صالحی گفت باید با رئیس جمهور صحبت کنیم و صالحی با صحبت کرد و از دفتر رئیس جمهور با من تماس گرفتند و خود رئیس جمهور پشت خط آمد ابراز ناراحتی کرد و گفت من یک معاون انتخاب ، مجلس چرا دخ می کند. شما چرا گفتید، معارفه انجام نشود! من به جو داخل مجلس را منع .در همه دوره ها رابطه میان مجلس و ت از دو جهت قابل بررسی است. یکی رابطه شخص رئیس مجلس با رئیس جمهور و دیگری همفکری نمایندگان با ت است. در هر دوره ای که روسای مجلس و ت رابطه خوبی داشته باشند، هماهنگی میان ت و مجلس هم بهتر انجام می شود. در عین حال نمایندگان چون هر کدام یک فرد هستند، شخصیت حقیقی دارند و بیشتر به صورت انفرادی بروز و ظهور دارند و گاهی این تعامل هم به رفتار خود نمایندگان برمی گردد. مثلا در استیضاح سه ت آقای دیدیم که برخی سردمداران استیضاح، افرادی همچون آقای تاجگردون از فرا یون امید و حامیان ت بودند.
باید بگویم که در اوایل تعامل و ارتباط ت دهم و مجلس وقت خوب بود. ما در این دوره برنامه پنجم را تصویب کردیم، 7 وزارتخانه هم ادغام شدند و تعامل خوبی برقرار بود. مثلا در ت اصلاحات بنا بود که یک وزارتخانه را کم کنند اما چهار، پنج سال گذشت و نتوانستند این کار را انجام دهند اما ما در آن دوره 7 وزارتخانه را در 3 وزارتخانه ادغام کردیم. بحث اقتصادی مهم یعنی هدفمندی یارانه ها را داشتیم. این طرح بیست ساله شده بود و در همه دوره ها، درباره آن صحبت کرده بودند اما کار پیش نرفته بود ولی با تعامل بین مجلس و ت قانون آن تصویب شد البته برای اجرایش چالش هایی داشتیم.
چه چالش هایی؟
برای روشن شدن پاسخ مثالی می زنم، بعد از آنکه قانون هدفمندی تصویب شد، باید ت آن را برای اجرایی شدن در برنامه بودجه ذکر می کرد تا مجلس دوباره در لایحه آن را تصویب کند. آنچه ت در لایحه آورده بود، مورد پذیرش مجلس واقع نشد. ت برای اجرای هدفمندی 40 هزار میلیارد تومان پول لازم داشت و مجلس با نصف این مبلغ موافقت کرده بود، در جلسات غیر علنی در این باره گفت وگو و مذاکره کردیم. آقای و اقتصاد هم در جلسه غیر علنی حضور یافتند و چند ساعت بحث شد و ت استدلال هایش را مطرح کرد، در آن جلسه ما امیدوار شدیم که مجلس استدلال ها را می پذیرد، بعد در یک جلسه علنی دوباره بحث شد اما مجلس نپذیرفت یعنی عملا اجرای هدفمندی یارانه ها به بن بست رسید.هفته دوم تعطیلات عید بنا بر تماسی از طرف دفتر رئیس جمهور وقت به نهاد ریاست جمهوری رفتم. آقای در مورد هدفمندی یارانه ها دو نامه نوشته بود. یکی خطاب به ی و دیگری هم به آقای لاریجانی رئیس مجلس. مضمون هر دو نامه این بود که با مصوبه مجلس، قادر به اجرای هدفمندی نیستیم. نامه آقای لاریجانی را من آوردم و آقای لاریجانی نامه را خواند. به وی گفتم این مسئله عمومی است و قانونِ آن را مجلس تصویب کرده و در اجرایش هم باید کمک کند، ت دست نیاز به سوی شما دراز کرده است اگر کمک کنید این موضوع حل می شود. آقای لاریجانی گفت، پیشنهاد شما چیست، گفتم کمیته ای مشترک تشکیل دهیم و راه حلی پیدا کنیم. آقای لاریجانی دستور تشکیل کمیته مشترک را داد و از طرف مجلس آقای باهنر، ابوتر فرد و عبداللهی و از ت هم چند نفر در کمیته حضور یافتند چندین جلسه مشترک تشکیل شد و راه حلی یافتیم. یعنی میان مجلس و ت تعامل های اینچنینی هم بود. ولی از آن طرف هم حاشیه هایی در ت ایجاد می شد مثلا قضیه آقای ملک زاد، مرتضوی و ... تعارض میان این دو قوه را بیشتر کرد.
مشخصا رابطه آقایان و لاریجانی به چه صورت بود؟
اوایل رسمی و محترمانه بود و همکاری هم داشتند ولی در اوا ت دهم تعارض میانشان بیشتر شده بود.
بعد از معاونت پارلمانی، معاون رییس جمهور در اجرای قانون اساسی شُدید. چرا از معاونت پارلمانی تغییر کردید؟ این معاونت رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی برای چه بود؟
علت تغییر بنده از معاونت پارلمانی خیلی معلوم نشد. تغییراتی در چند معاونت ایجاد و معاونت جدید تحت عنوان معاون اجرایی قانون اساسی ایجاد د و مسئولیتش را به اینجانب دادند. در واقع روسای جمهور معمولا از دوره دوم خود، توجه شان به قانون اساسی بیشتر می شود. آن موقع هم آقای رئیس جمهور توجهش به قانون اساسی بیشتر شده بود و دنبال این بود که قانون اساسی را در قوای دیگر پیگیری کند. مثلا اینکه مجلس و قوه قضائیه تا چه حد به قانون اساسی عمل می کنند البته آقای مدعی بود که خودمان به قانون اساسی عمل می کنیم.
مواردی پیش می آمد و گاهی شخص رئیس جمهور به مصوبات مجلس اعتراض داشت و آنجایی که اعتراض داشت، امضا نمی کرد. وقتی هم که رئیس جمهور امضا نکند، قانون گفته است که رئیس مجلس می تواند، خودش مصوبات را ابلاغ کند. آقای اعتقاد داشت که مجلس در قالب قانونگذاری در حیطه کاری ت دخ می کند حتی برای این مواردی را برشمرد و نامه ای هم به ی نوشت. ی این نامه را به شورای نگهبان ارجاع دادند. برای حل این موضوع آن زمان مجموعا 18 جلسه چهار جانبه با حضور ت، مجلس، شورای نگهبان و نمایندگانی از بیت ی به ریاست آیت الله جنتی تشکیل شد. در آن جلسات آقایان باهنر، ابوتر و توکلی از طرف مجلس و خانم بداغی، بنده و آقای عزیزی از طرف ت حضور یافتیم؛ بعد هم که شورای عالی حل اختلاف تشکیل شد.
اشاره کردید که ت ها در دوره دوم خود بیشتر به قانون اساسی توجه می کنند، دلیل این مسئله چیست؟
احساس ت ها این است که نتوانستند همه اختیارات را پیاده کنند. من معتقدم اختیارات قانونی ت و رئیس جمهور در حوزه اجرایی بسیار گسترده است. اگر آنها را خوب پیگیری کنند، بسیاری از مشکلات جامعه حل می شود. اما احساس می کنند باید در سایر حوزه ها هم حضور بیشتری داشته باشند، بنابراین به سراغ اینچنین بحث هایی می روند.
آیا این حضور بیشتری که گفتید به نوعی دخ در دیگر قوا محسوب نمی شود؟ مگر حوزه فعالیت ها مشخص نیست؟
قانون وظیفه همه را تعیین کرده است اگر براساس آن پیش بروند، تعارضی رخ نمی دهد. اما گاهی برداشت های شخصی صورت می گیرد که افراد را به آن طرف سوق می دهد. مثلا اصل 49 قانون اساسی می گوید، ت مکلف است، اموالی که از راه های نامشروع بدست آمده را بررسی و مصادره کند در این ماده، عبارت ت ذکر شده است. برداشت این بود که منظور از ت، قوه مجریه و رئیس جمهور است. در حالی که در اینجا ت به معنی نظام است و در تقسیم کار نظام، بحث های حقوقی و قضایی را به قوه قضاییه س اند و دستگاه قضا باید این اصل را اجرا کند نه اینکه ت برای خود هیئتی تشکیل دهد و تصمیم بگیرد.
ی ری از اقدامات ت دهم آن روزها حاشیه ای ایجاد کرد و گفته می شد مغایر با قانون است، انتصاب آقای الهام که رئیس نهاد ریاست جمهوری و عضو شورای نگهبان بود و یا انتصاب آقای زری بافان در جایگاه دبیر هیئت ت که عضو شورای شهر هم بود.
زمانی که بحث مسئولیت آقای الهام و زریبافان مطرح شد، بنده مجلس بودم. آن انتصاب ها مغایرتی با قانون اساسی نداشت. اما مجلس قانونی تصویب کرد تا مثلا شخصی که عضو حقوق دانان شورای نگهبان است، نمی تواند در ت باشد و براساس همان قانون عمل شد و آقای الهام و سایر دوشغله ها هم استعفا د.
گفتید که ت وقت اعتقاد داشت مصوبات مجلس دخ در کار ت بود؛ آیا همه اعضای ک نه این اعتقاد را داشتند؟
خیر؛ بیشتر نظر شخص آقای بود.
اکنون که چند سالی است که راه شما از آقای جدا شده است، در نامه شما به آقای این مطلب ذکر شده که "چرا بسیاری از دوستان، همکاران و حامیان اولیه شما کنار رفتند و یا شما آنها را کنار گذاشتید که این مسئله در ت های قبلی بی سابقه بوده است" به نظرتان علت این کنار رفتن ها چیست؟
اکنون تعداد کمی از اعضای ت چه ت نهم و چه دهم در کنار هستند و این به حاشیه ها و حلقه نزدیک برمی گردد. اعضای ت با این افراد و حلقه مخالفت می د و در نتیجه ادامه همکاری از بین می رفت و دلیل دوم به روحیه باز می گردد، ما این انتقادها را از قبل به وی داشتیم و در جلسات ت هم آنها را مطرح می کردیم.اینکه در حال حاضر خیلی ها با نیستند، به خاطر رفتارهای اوست. حاشیه های ت هم در این موضوع بی تاثیر نبود از جمله زمانی که ، را به عنوان معاون اول انتخاب کرد، عده ای از اعضای ت آن را بر نت دند و با آن مخالفت د و چند نفر به همین خاطر از ت کنار گذاشته شدند.
شما در همین نامه گفته بودید که ک نه به 3 یا 4 نفر خلاصه شده است ؛ آیا شما این مورد را قبلا به صورت حضوری به گفتید؟
آن موقع موضوع به این صورت نبود بکه به این شکل گفتیم که آقای احمد نژاد شما ک نه 74 میلیونی را مطرح کردید و شاهد هستیم که از ک نه خودتان هم افرادی دفع می شوند و این اگر نسبت به انی که از اول با ایشان نبودند چندان مهم نبود. ولی رفتن انی که از اول با ایشان بودند ولی بعدا جدا شدند، معنی دار است. این موضوعات را در جلسات ت هم صحبت کرده بودیم و در مذاکرات ثبت است.
برخی ها در مسیر 40 ساله انقلاب راه خود را جدا د؛ به نظر شما در مورد هم اینگونه شده است؟
ما دوست نداریم ی از قطار انقلاب پیاده شود اما بعضی از تفکرات و بعضی از رفتارها افراد را از مسیر انقلاب جدا می کند. خاستگاه رای اولیه آقای ، تفکرات انقل ، آرمان های راحل و ولایت پذیری بود. همه شاهد بودیم در انتخابات سال 84 آقای در مرحله اول بیشترین رای را از قم و اصفهان آورد. در واقع رای آنان بود که وی را به مرحله دوم رساند و بعد در سراسر کشور نیروهای انقل از حمایت د. متاسفانه در سال های آ ت و مواضع اخیرشان، با گذشته فرق کرده است.گاهی هم عده ای بعضی شعارهای انقلاب را تکرار می کنند. لکن به فرمایش معظم انقلاب، بیان مقلوب از شعارهای انقلاب را دارند؛ یعنی ظاهر را حفظ می کنند و محتوا و معنی را عوض می کنند، کما اینکه در فتنه سال 88 چنین شد و آنها خواستند تقلید تحریف شده از انقلاب سال ۵۷ را نمایش دهند. شب ها در پشت بام ها تکبیر می گفتند ولی روزها در تظاهرات آشوب برانگیز به نمادهای مذهبی و انقل حمله می د.اینکه سخن حقی را با باطل آمیخته کنی یا با انگیزه شخصی عجین کنی، موجب گمراهی در جامعه می شود و فتنه چنین وقتی شکل می گیرد. بعضی با شعار مقدس عد چنین می کنند. ما باید در همه موضع گیری ها و رفتارها منافع ملی و مصالح کشور، مردم و انقلاب را بر منافع فردی و گروهی مقدم کنیم. انی که دلسوز به انقلاب هستند، مثل مادر تنی هستند، گاهی از حقوق شخصی خود باید گذشت کرد تا آسیبی به انقلاب و مردم نخورد؛ اینکه حرف بزنیم و رفتارهایی در جامعه داشته باشیم، بدون اینکه لحاظ کنیم آیا موجب تضعیف انقلاب است یا نه؟ دچار خطا و اشتباه خواهیم شد و چه بسا چنین افرادی از مسیر انقل ون اصیل جدا خواهند شد. کما اینکه در موضوع عزل قائم مقام ی مساله از اینجا آغاز شد. رضوان الله تعالی علیه بارها نصیحت د که اطرافیان خود را اصلاح کنید. طوری حرف نزنید و موضع گیری نکنید که لیبرال ها و منافقین از آن خوششان بیاید. در واقع راحل وقتی دیدند آقای منتظری رفتارشان را اصلاح نکرد و مواضعش موجب تضعیف نظام می شود و مخالفان و منافقین را خوشحال می کند، اقدام د.
یعنی معتقد هستید که رفتار اینگونه است؟
باید در این رفتارها تجدید نظر کند و با چند فرد منصف صحبت کند و ببیند که آیا این موضع گیری هایش به تقویت نظام کمک می کند یا تضعیف آن، که به نظر من به تضعیف نظام منجر می شود. ی بیان بسیار زیبایی را اخیرا فرمودند که شامل همه می شود. به این مضمون که برخی ها وقتی از مسئولیت ها کنار می روند، اپوزیسیون می شوند یا ادای آن را در می آورند. در حالی که وقتی فردی 8 یا 10 سال در رده های بالا مسئول بوده است باید از عملکردها دفاع کند و نقش اپوزیسیونی ایفا نکند. سعی کند از راه های درست نقش مثبت در جامعه ایفا کند مشکلی از مشکلات را حل کند نه اینکه خود به مشکلی در جامعه تبدیل شود و همه اینها بر می گردد به انگیزه های صحیح و رفتارهای منطقی و سالم و توجه مصالح کلان انقلاب و مردم، اگر این مولفه ها رعایت شود مشکلی پیش نخواهد آمد.
برخی ها وقتی از مسئولیت کنار می روند فقط نقش مخالف را بازی می کنند؛ راحل در این مورد بارها تذکر دادند که ما باید خودمان و خواسته های شخصی را در ارتباط با انقلاب فراموش کنیم. اصل، باید انقلاب و نظام ی باشد. حالا چه من در رأس کار باشم یا نباشم؛ مثلا اگر من رئیس جمهور نشدم، همه چیز به هم خورده است؛ این رفتارها و اعتقادها خطرناک است. بعد از دوره ریاست جمهوری مسیری را طی کرد تا دوباره به این پست بازگردد؛ وقتی این مسیر را بسته می دید، باید برای خدمت به جامعه راه دیگری را پیدا می کرد. من در آن نامه هم به نوشتم که این مسیری را که می روید، امکان و فرصت خدمت را از شما می گیرد.
شما در نقد یک خط کش خاصی دارید؟
وقتی فردی به مسیری می رود که رفتارهای بعدی او ایراد و اشکال دارد، نباید دوره خدمت وی را نیز صفر کنیم و بگوییم هیچ خدمتی نکرده است. چنانچه ی از خدمات ت نهم و بخشی از ت دهم تجلیل د.در هیچ دوره ای نه فقط در ایران بلکه در سایر جهان هم 2 میلیون خانه برای مردم و به صورت تی ساخته نشده است؛ مثلا چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در بین مردم بسیار محبوب بود، یکی از دلایلش استکبار ستیزی و دیگری این بود که در حاشیه ا برای محرومان چند ده هزار خانه ساخته بود. آنچه در مورد خدمات ت نهم و دهم اشاره مخصوص ت نیست بلکه متعلق به نظام است و از این بابت نباید نادیده گرفت.
ما از خدمات ت دفاع کردیم، چون آن را محصول کار یک نفر نمی دانیم. بلکه مجموعه نیروهای انقل و ارزشی در آن نقش داشتند. معتقدم که می توانستند این خدمات را حفظ کنند و مردم هم رضایت داشتند. اما وارد حاشیه شدند و خواستند برای بازگشت به ت، همه جناح ها را کنار بزنند و بکوبند که این مسیر درست نیست.
برخی ها معتقدند که پس از اقدامات در یک سال گذشته، بخش اعظمی از هوادارانش را از دست داد.
بله، نیروهای انقل ، ولایی و اصول گرا کنار رفتند و بعدها هم وقتی آن مواضع را گرفت، ریزش طرفدارانش بیشتر شد. در مورد هواداران هم، هر فردی که رئیس جمهور بوده و گرایش خاصی داشته است، طرفداران خود را دارد و صرفا این موضوع مختص نیست.
این روزها مخالفین وقتی می خواهند رفتار این روزهای او را نقد کنند، به پیوند او با اصولگرایان گریز می زنند.
ما از اشتباهات انتقاد کردیم و با صراحت گفتیم که این موارد را قبول نداریم؛ این امتیاز جریان انقل و اصول ت که در میان خود، اگر ی رفتارش را عوض کند با وی برخورد می شود. این گونه نیست که فرد هر کجا برود، جریان هم با وی برود؛ اما ما در جریان اصلاح طلب این رفتار را ندیدیم. مثلا فتنه 88 موضوع کوچکی نبود اما خیلی از نیروهای جریان اصلاح طلب درباره آن سکوت د یا همچنان با آنها باقی ماندند، در حالی که انتظار می رفت، آنها هم با شهامت فتنه 88 را رد می د و مواضع خود را شفاف می گفتند.
یعنی باید پاسخ این سوال را به دو بخش تقسیم کنیم. بخش اول که در مسیر انقلاب بود و بخش دوم زمانی بود که رفتاری دیگر را نشان داد.
بله درست است؛ اصولگراها زمانی از حمایت د که در مسیر ولایت بود.
اگر می دانستید که چنین رفتارهایی را از خود بروز می دهد، آیا جریان اصولگرا باز هم از وی حمایت می کرد؟
جریان اصولگرا از به خاطر مواضع و رفتارهایش حمایت کرد و تا زمانی که وی در مسیر درست گام برداشت، به پشتیبانی او پرداخت.
در تغییر مسیر یک نام زیاد به چشم می خورد؛ اسفندیار رحمی . واقعا او آن قدر نقش داشته است؟
کاملا مشخص است که این دو نفر با هم هستند و تحت تأثیر متقابل یکدیگر قرار دارند.
در تی بود که الان اصلاح طلبان آنرا اصولگرا می دانند، اما همین بعد از این جریانات نامه ای به رئیس ت اصلاحات می نویسد.
می خواست این نکته را برجسته کند که با اصولگرایان نیستند و به اصلاح طلبان نزدیکترند؛ البته در آنجا خاستگاه رای را هم تحریف د و گفته بودند مردم اصلاحات بیشتری می خواستند؛ در واقع می خواستند بگویند شما مسیر اصلاحات را دنبال می کردید و ما آمدیم از این اصلاحات، اصلاحاتی تر عمل کنیم.
اصولگرایان از مدت ها قبل با زاویه پیدا د و می دانستند که وی خط مشی دیگری برای خود برگزیده است؛ یعنی ت نهم با ت دهم فرق کرده بود. جا دارد اینجا یک خاطره بگویم؛ زمانی که در ت مسئولیت داشتم، مرحوم آیت الله خزعلی بیمار شده بود و بنا شد به عیادتشان برویم در تماسی که با وی داشتیم، گفت اگر آقای میرتاج الدینی تنها می آید به ملاقاتم بیاید. اما اگر از دفتر بعضی دیگر هم قصد دارند به ملاقات بیایند، نیایند. به دیدارشان رفتم و آیت الله خزعلی مطلبی را صریح گفت که به بگویید ما سال 84 را قبول داریم نه الان را. باید رفتارش را تغییر دهد؛ هر چه زمان می گذشت رفتار و سیاست های تغییر می کرد و امروز هم که دیگر آشکارتر از گذشته شده است.
برخی می گفتند م پذیر نبود و اجازه تصمیم گیری حتی به وزرا نمی داد.
همه روسای جمهور علاقه دارند تا وزرای ک نه آنها حرف شنوی داشته باشند. اگر چنین نباشد آن را کنار خواهند گذاشت. اما این مسئله در بعضی ت ها برجسته تر بوده و در برخی ت های دیگر کمرنگ تر است. برخی روسای جمهور بیشتر وقت می گذارند و به تمامی مسائل عملکرد وزارتخانه ها رسیدگی می کنند؛ برخی دیگر، کمتر این مسائل را مورد توجه قرار می دهند. آقای از روسای جمهوری بود که بیشتر به عملکردها ورود پیدا می کرد اگر در جایی می دید که ی با وی همراه نیست، درباره او تصمیم می گرفت.
این مسئله به معنای کم شدن استقلال نیست؟
من معتقدم که اختیار یک مدیر و نباید مخدوش شود. همچنین در انتخاب اولیه باید، با یک آمادگی و آگاهی نسبت به توانایی و صلاحیت فرد اقدام کرد. زمانی که شخص انتخاب شد، دیگر نباید روال به این گونه باشد که ی با خود بین د که اگر فلان اقدام را انجام دهم برکنار خواهم شد. لذا مدیریت عالی و درست این است که به مدیران میانی اختیارات کامل داده شود البته وقتی بحث حساسی پیش می آید در نهایت رئیس جمهور باید تصمیم گیری کند.
رویکرد اطرافیان آقای در این اوا را چگونه ارزی می کنید؟
این همان حاشیه سازی ها و رفتارهای نادرست است، همه گرایش های باید در جامعه فعال باشند اما باید رفتارهای درستی از خود بروز دهند. اتفاقات اخیر و رفتارهای این جریان، سعه صدر نظام و انقلاب را نشان می دهد که این مسائل را تحمل می کند.
آینده این گروه چگونه خواهد بود؟
گروه های اگر در مسیر درستی حرکت کنند، امکان فعالیت شان وجود دارد. ما این مسئله را از ابتدای انقلاب تجربه کرده ایم؛ گروه های بسیاری بودند که از روند فعالیت های درست خارج شده و در نهایت منزوی شدند و نتوانستند حیات شان را ادامه بدهند. جریان اطرافیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و اگر رفتارهای درستی در چارچوب نظام و انقلاب بروز دهند، حیات خواهند داشت. اگرچه ما آنها را قبول نداریم و خودشان به عنوان مجموعه ای به فعالیت می پردازند. اما اگر بخواهند برای نظام چالش ایجاد کنند و از حیطه قانون و چارچوب فاصله بگیرند، خودشان را از انقلاب کنار زده اند. مردم با ی عهد اخوت نبسته اند، و ی چنان این مردم را تربیت کرده اند که هر ی از انقلاب فاصله بگیرد، آنها نیز از او فاصله خواهند گرفت. این طور نیست که اگر ی را مدتی قبول داشته اند برای همیشه او را بپذیرند. لذا ملاک و معیار برای ما آرمان های انقلاب است؛ تعبیری دارند که بسیار تاریخی است، ایشان فرمودند که اگر من هم پایم را کج بگذارم، مردم بنده را نیز کنار خواهند گذاشت ی که بنیانگذار بوده و مسیر را مشخص کرده است، این مسئله را تشخیص داده اند که اگر راه را اشتباه بروم، مردم من را نیز کنار خواهند زد. حمایت ما از رجال همیشه مشروط بوده و تا زمانی که در خط ولایت، انقلاب و مردم هستند از آنان حمایت می کنیم هر زمانی که از اینها فاصله بگیرند ما هم از آنان فاصله می گیریم.این مسئله درباره نیز صدق می کند؟بله درباره او نیز صادق است.
تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتشییع پیکر حجت ال احمد احمدیتصاویر تشییع پیکر حجت ال احمد احمدی-----------------------------------------------------------------------------
تذکر:کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز وما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.i_like_it+ 0i_dont_like_it- 0
منبع: https://www.mehrnews.com/p o/4317428/تشییع-پیکر-حجت-ال -احمد-احمدی
به گزارش خبرنگاردفاع پرساز یزد، شهیدان «اکبر یاو ناه»، «حسین ابهت»، «حسین رشیدی فر»، «حسین صابری حسین آباد»، «سیدابوالفضل مشهدی بافان»، «سیدجلیل ساداتی»، «عباسعلی صوت داودی»، «علی رضا رحیمی ساغند»، «محمد پور تفت»، «محمد دهقانی محمدآبادی»، «محمدکاظم ابوتر زارچی»، «محمدحسین رضایی صدرآبادی»، «محمدرضا زینل نیا طوسی»، «محمدرضا فرقانی الله آبادی»، «محمدرضا مسلمان بافقی»، «محمدعلی فرقانی الله آبادی»، «محمود جعفری می»، «محمود صابری حسین آباد»، «مهدی صادقیان»، «ناصر دهقان قطرمی»، «ناصر منتظری»، «محمود مقیمی فیروزآباد»، «نصرالله میرجلیلی»، «بیژن پورجعفرآبادی»، «عبدالحمید عاشق ابوالفضل یزدی»، «علی اصغر شیرسلیمیان»، «علی بمان کارگران حاجی آبادی»، «علی محمد فتاحی حسن آباد»، «علی محمد فتاحی حسن آباد»، «محمد لازمی سخویدی»، «محمدجلیل همتی»، «سید اکبر سیدرضائی خورمیزی»، «علی اصغر پاریزی خبر»، «غلامرضا عزیزی نژاد»، «ناصر آچوری» و «رامین حکم اللهی» یی از استان یزد هستند که از 16 مردادماه تا 21 این ماه به خیل کاروان شهیدان پیوستند.در ادامه به طور خلاصه این را معرفی می کنیم.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید اکبر یاو ناه پانزدهم اردیبهشت 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس، بنا و معمار بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت مسئول دسته در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسید. پیکر وی را در گ ار ی محله نعیم آباد زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید: ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید. به ذکر خدا و توسل جویید که خدا یاور صابران است.ای برادران بیایید این مسجدها و پایگاه ها و ها را پر کنید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید حسین ابهت پنجم شهریور 1342، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش محمدصادق، نساج بود و مادرش رباب نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد اجتماعی درس خواند و دیپلم گرفت. کشتی گیر بود. از سوی بسیج به جبهه رفت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت ت یب چی در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:از شماها می خواهم که همواره را را ادامه بدهید.همیشه دنباله رو امت باشید. را تنها نگذارید و مو به مو دستوراتشان را عمل کنید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید حسین رشیدی فر یکم فروردین 1349، در شهرستان تهران دیده به جهان گشود. پدرش داوود (شهادت 1365) و مادرش بتول خانم نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. کاریکاتوریست بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:هوشیار باشید که این دشمن و منافقین می خواهند شما را از بیگانه کنند. هیچ گاه از یاد خدا غافل نشوید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید حسین صابری حسین آباد پانزدهم فروردین 1345، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش احمد، کارگر بود و مادرش زهرا نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته تجربی بود. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:به و جماعت اهمیت بدهید که نمایش وحدت و قدرت تمام امت مسلمان است. صبررا پیشه خود سازید تا بتوانید در برابر ناملایمات مقاومت کنید.جبهه ها را گرم نگهدارید و درس را هم به نحو احسن بخوانید چون هرد و برای ما مهم است.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید سید ابوالفضل مشهدی بافان پنجم تیر 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش سیدعلی، میوه فروش بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت جانشین فرمانده گروهان در هورالعظیم بر اثر اصابت گلوله به سر و ، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است. او را حسین آقا نیز می نامیدند. فرازی از وصیتنامه شهید:تا می توانیم باید در دنیا عمل صالح و خیر انجام دهیم که در آ ت توشه ای داشته باشیم برای گذر از پل صراط. دنیا محل گذر است و دنیای که مادی باشد به مشتی نمی ارزد.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید سید جلیل ساداتی بیستم تیر 1337، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش سیدرضا، در آموزش و پرورش کار می کرد و مادرش صغری نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ف کاری درس خواند و دیپلم گرفت. کارمند آموزش و پرورش، ساز، آهنگ ساز و کارگردان تئاتر بود. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت معاون فرمانده گروهان در پاسگاه الیج هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار وی در گ ار ی خلدبرین زادگاهش قرار دارد. فرازی از وصیت نامه شهید:ضد انقلاب می خواهد با شایعه پراکنی از عظمت و قداست این نهضت بکاهد. در مقابل هر نوع ضدانقلاب موضعی محکم بگیرید.صبر و تقوا را سفارش می کنم.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید عباسعلی صوت داوودی نوزدهم دی 1343، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، راننده تا ی بود و مادرش لیلا نام داشت. تا چهارم ابت درس خواند. کارگر کارخانه بود. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1363، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر توسط گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:از شما ملت رزمنده می خواهم را پایدار و زنده نگهدارید که خون شهیدان پایمال نشود. در این دنیای فانی هیچ چیز بهتر از مرگ با عزت نیست.در راه باشید و سنگر را حفظ نمایید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید علی رضا رحیمی ساغند دهم فروردین 1336، در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، در کارخانه ذوب آهن کار می کرد و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره ابت درس خواند. نقاش ساختمان و کارگر کارخانه پارچه بافی بود. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد. مزار در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:در زندگیتان همیشه به یاد خدا باشید و تمام کارهایتان به یاد خدا باشید. با آن انی که با این ت مخالفت می کنند و با دشمن همکاری می کنند مبارزه کنید.به این دنیا و چیزهایی که به آن رنگ فریب می دهد دل مبندید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمد پور تفت یکم اردیبهشت 1348، در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، در کارگاه آهنگری کار می کرد و مادرش بیگم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگر آهنگری بود. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت آ ی جی زن در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد واقع است. او را محمدحسن نیز می نامیدند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمد دهقانی محمدآبادی یکم داد 1346، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش میرزامحمد، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. طلبه فلسفه و کلام ی در سطح یک بود. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر ترکش به گردن، شهید شد. مزار او در گ ار ی روستای محمدآباد زادگاهش واقع است.فرازی از وصیتنامه شهید:سفارشی که به خواهران دینی دارم هر چه کردید حجاب و عفت ی را حفظ کنید. صبر را پیشه سازید که خداوند با صابران است.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمدکاظم ابوتر زارچی یکم اردیبهشت 1343، در شهر زارچ از توابع شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش زین العابدین، کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار کمیته انقلاب ی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت فرمانده دسته و غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و دست، شهید شد. مزار او در گ ار ی باغ رضوان زادگاهش قرار دارد. فرازی از وصیتنامه شهید:برادران و خواهران عزیزم در خط اسلم باشید.از سنگرهای خونین انقلاب ی دفاع کنید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند
شهید محمدحسین رضایی صدرآبادی دهم فروردین 1348، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش علی، کشاورز بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا سوم ابت درس خواند. بنایی می کرد. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به قلب، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است.
آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدندشهید محمدرضا زینل نیا طوسیهفتم آذر 1338، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسین، خواروبارفروش بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. برق کار ساختمان بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1362، در مهران هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کمر و کتف، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ما در مقابل تمام ملت ایران مسئول هستیم. باید با خون خود این همه حقی که ملت بردوش ها دارند را جبران کنیم.ما باید برویم تا و قرآن را حمایت کنیم.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمدرضا فرقانی الله آبادی
بیست و سوم اردیبهشت 1348، در تهران به دنیا آمد. پدرش هادی، بنا و معمار بود و مادرش بی بی صدیقه نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه در رشته بهداشت بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت معاون فرمانده دسته در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی در گ ار ی حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) خیرآباد شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:خواهرانم با حفظ حجاب خود مشت محکمی باشید بر دهان دشمنان .کشته شدن با عزت بر زندگی با ظالمان ترجیح دارد.خداوند با صابران است.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمدرضا مسلمان بافقی بیست و یکم مرداد 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسن، در کارخانه کارگری می کرد و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته مکانیک درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ما از مرگ نمی هراسیم چه رسد مرگی که در راه خدا باشد. ما شیعه مولایی هستیم که گفت مرگ سرخ را بر زندگی با ذلت ترجیح می دهم.آنان که دنیا را محل ماندن می دانند چه تنگ نظرند زیرا دنیا فانی است.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمدعلی فرقانی الله آبادی پانزدهم داد 1347، در شهر زارچ از توابع شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. دانش آموز سوم راهنمایی بود. نقاشی ساختمان می کرد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت خدمه توپ 107 در هورالعظیم بر اثر اصابت گلوله آ ی جی به شهادت رسید. پیکر وی را در گ ار ی باغ رضوان زادگاهش به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمود جعفری میچهارم فروردین 1345، در شهرستان یزد دیده به جهان گشود. پدرش محمدعلی، بنا بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. او نیز بنا بود. در رشته ورزشی کاراته فعالیت می کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت فرمانده گروهان در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به ، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:به شما توصیه می کنم تا وقت هست از خدا طلب مغفرت کنید. ای مردم به هر نحوی که شده در راه پیشرفت انقلاب کوشا باشید.به شما توصیه می کنم که پیروزی های پی در پی شما را از خدا غافل نکند که خداوند دست رحمتش را از سر شما بر می دارد.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمود صابری حسین آباد پنجم داد 1348، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش علی بمان، کارگر بافندگی بود و مادرش خدیجه نام داشت تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. او نیز کارگر کارخانه بود. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تیربارچی در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به کتف و ، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:شما بکوشید و این انقلاب را به ثمر برسانید. نگذارید منافقین و ضد انقلاب های از خدا بی خبر به و انقلاب لطمه ای وارد کنند.پرچم «لا اله الا الله» را در تمام نقاط جهان برافراشته کنید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید مهدی صادقیانیکم فروردین 1342، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش غلامرضا، کشاورز بود و مادرش سلطنت نام داشت. دانشجوی دوره کارشناسی بود. در رشته ورزشی فوتبال فعالیت می کرد. به عنوان در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گ ار ی محله نعیم آباد زادگاهش واقع است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید ناصر دهقان قطرمی بیستم آذر 1346، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش رمضان، کارگری می کرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابت درس خواند. نانوا و جوشکار بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:به دوستان من بگویید راه شهیدان راادامه دهند. ای برادرم راه من را ادامه دهید و اسلحه من را از زمین بردارید.سنگر مدرسه را حفظ کنید که این درس خواندن این عزیزان مشت محکمی بر دهان ابرقدرت های مستکبر جهانآلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید ناصر منتظری یکم فروردین 1345 در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس، خواروبارفروش و عطار بود و مادرش شمسی نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته الکترونیک بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت به شهادت رسید. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمود مقیمی فیروزآباد یکم دی 1344، در روستای فیروزآباد از توابع شهرستان اشکذر به دنیا آمد. پدرش حاجی حسن، مقنی بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت مسئول تیم شناسایی در هور بر اثر اصابت ترکش به سر و ، شهید شد. مزار او در گ ار ی زادگاهش واقع است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدندشهید نصرالله میرجلیلی دوم فروردین 1341، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش شکرالله، کشاورز بود و مادرش بی بی فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. کشاورز بود. به عنوان سربار در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گ ار ی روستای ابرندآباد تابعه زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:امید آن دارم که با ریخته شدن این خون ناقابل یکی از وظایف کوچکم را انجام داده باشم. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید بیژن پورجعفرآبادی پانزدهم آبان 1341، در شهرستان اصفهان به دنیا آمد. پدرش غلام عباس، راننده بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته راه و ساختمان درس خواند و دیپلم گرفت. تعمیرکار لوازم خانگی بود. به عنوان سرباز در جبهه حضور یافت. هفدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در شرهانی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خم به ، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی زاده جعفر شهرستان یزد به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید عبدالحمید عاشق ابوالفضل یزدیبیست و چهارم شهریور 1337 در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش احمدآقا، راننده بود و مادرش بی بی فاطمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. راننده اتوبوس بود. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان در جبهه حضور یافت و سی و یکم تیر 1367، در اهواز بر اثر بمباران هوایی و اصابت ترکش به سر، مجروح شد. هفدهم مرداد 1382، در یزد بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین همان شهرستان به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید علی اصغر شیرسلیمیان چهاردهم اسفند 1350، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش غلامحسین، کارمند مخابرات بود و مادرش زهرا نام داشت. دانش آموز سوم راهنمایی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفدهم مرداد 1366، با سمت معاون فرمانده دسته در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش خم به سر، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. برادرش احمد نیز شهید شده است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید علی بمان کارگران حاجی آبادی نوزدهم بهمن 1349، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس، میوه و تره بار فروش بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابت درس خواند. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. هفدهم مرداد 1369، با سمت تک تیرانداز در بانه بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش آن به ، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین شهرستان زادگاهش خاک سپردند. او را حاجی نیز می نامیدند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید علی محمد فتاحی حسن آباد هفدهم مرداد 1341، در شهرستان یزد دیده به جهان گشود. پدرش محمدعلی، بزاز بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته برق درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز در جبهه حضور یافت و هفدهم شهریور 1362، در ایلام هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به چشم، مجروح شد. دوم شهریور 1362، در بیمارستان سینای تهران بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. پیکر وی در گ ار ی سید جعفرمحمد زادگاهش به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمد لازمی سخویدی یکم فروردین 1348، در روستای سخوید از توابع شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش معصومه نام داشت. تا سوم ابت درس خواند. کارگری و بنایی می کرد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. هفدهم مرداد 1366، با سمت تیربارچی در بانه هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:در ها شرکت کنید و مسجدها را پرجمعیت کنید. دیر یا زود همگی باید برویم پس چه بهتر که در راه خدا کشته شویم. را دعا کنید.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید محمدجلیل همتی یکم آبان 1348، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسن، مغازه لوازم یدکی خودرو داشت و مادرش را مرضیه می نامیدند. تا اول راهنمایی درس خواند. صافکار خودرو بود. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و ششم مرداد 1367، با سمت خدمه مینی کاتیوشا در شلمچه بر اثر عوارض ناشی از مسمومیت شیمیایی مجروح شد. هفدهم مرداد 1367، در یکی از بیمارستان های تهران بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. مزار وی در گ ار ی حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) خیرآباد زادگاهش واقع است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید سید اکبر سیدرضائی خورمیزی دهم مرداد 1334، در روستای خورمیز از توابع شهرستان مهریز به دنیا آمد. پدرش سید مصطفی، کشاورزی می کرد و مادرش نسیمه نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. نقاش ساختمان بود. سال 1356 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم مرداد 1362، با سمت فرمانده دسته در مهران هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به پهلو و دست، شهید شد. پیکر وی را در گ ار ی روستای تنگ چنار زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:فرزندم انی هستند که می خواهند تو را منحرف سازند و از راه دور سازند. حواست باید جمع باشد. دخترم در راه خدا قدم بردار و همچو زینب (س) در راه و برای دین کوشا باش.آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید علی اصغر پاریزی خبر دوازدهم تیر 1342، در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش غلامحسین، در شهرداری کار می کرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان در جبهه حضور یافت. هجدهم مرداد 1360، با سمت تک تیرانداز در دارخوین بر اثر اصابت ترکش خم به گردن، شهید شد. مزار او در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد واقع است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید غلامرضا عزیزی نژاد بیست و پنجم اسفند 1347، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، کشاورزی می کرد و مادرش نصرت نام داشت. دانشجوی دوره کاردانی در رشته برق بود. در رشته ورزشی کاراته و باستانی فعالیت می کرد. به عنوان در جبهه حضور یافت و چهاردهم فروردین 1367، با سمت تک تیرانداز دچار مصدومیت شیمیایی شد. هجدهم مرداد 1372، در زادگاهش بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. پیکر او را در گ ار ی خلدبرین همان شهرستان به خاک سپردند. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید ناصر آچوری هفدهم بهمن 1337، در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش محمود (فوت 1360) بافنده بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند. استوار دوم بود. سال 1360 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. نوزهم مرداد 1361، در روستای ده بید آباده به شهادت رسید. مزار او در گ ار ی خلدبرین شهرستان یزد واقع است. آلاله ها سرخ یزدی که در مردادماه پ ر شدند شهید رامین حکم اللهینوزدهم شهریور 1348، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عزیزالله، در کارخانه ذوب آهن کار می کرد و مادرش زهرا نام داشت. دانش آموز دوره متوسطه در رشته اتومکانیک بود. به عنوان در جبهه حضور یافت و هجدهم مرداد 1366، با سمت آ ی جی زن بر اثر اصابت ترکش خم به سر و شکم، مجروح شد. یک روز بعد نوزدهم مرداد 1366 در سردشت بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. پیکر او را در گ ار ی خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:هرگز از دست نکشید و او را تنها نگذارید زیرا او بود که شما را از ظلم و ستم رها ساخت. هرگز در راه و انقلاب ی هیچگونه کوتاهی نکنید.در شرکت کنید.انتهای پیام/
در حالی مردم بیش از ۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکی به حساب مشترک - بقایی پول واریز د، یک کارشناس بانکی می گوید که ت می تواند از رییس ت نهم و دهم ۲۵درصد مبلغ دریافتی مالیات بگیرد.»جمهوریت؛مردم به - بقایی چقدر پول دادند؟« ی» حالا چند سالی است که به عنوان اصطلاحی در توصیف یک وضعیت، یا حتی همچون مفهومی نظری به ادبیات « -رسانه ای» ما راه یافته است. حالا مدتی است وقتی مدیریت در وضعیت بلاتکلیف و بی سروسامانی قرار می گیرد، می گویند اوضاع « ی» است.وضعیتی که زمانی بهترین توصیف برای آن واژگانی نه چندان مودبانه همچون «هردنبیل» بود و حالا چند سالی است به لطف «معجزه هزاره سوم» دیگر نیازی نیست ی خج بکشد که خ ناکرده واژه ای نامتعارف به زبان آورده یا ناچار به استفاده از ادبیات بی ادبانه شده است! حالا البته چهار سالی است سایه از سیاست کشور برداشته شده اما رییس جمهور سابق از حدود شش، هفت ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بار دیگر و پس از حدود چهار سال سکوت وارد میدان شد و این بار هم تا توانست اوضاع را « ی» کرد.جمع آوری اعانه برای ایرانیان؛ اولین تز « » پس از ریاست جمهوری که در جریان ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری و حتی پس از منع ی نسبت به حضور در این انتخابات، ناگهان شناسنامه اش را از جیب کُت بیرون آورد و اعلام ک داتوری کرد، پس از رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان هم چند بمب خبری آن هم از نوع « ی»اش منفجر کرد که آ ین نمونه آن وقتی بود که پس از رای دادن به خودش در انتخابات ریاست جمهوری به همراه حمید بقایی که از او به عنوان ک دای مورد حمایش در انتخابات نام می برد و ازقضا او هم همچون خودش رد صلاحیت شد، با اعلام شماره حس خواستار دریافت کمک های مردمی شد! اتفاقی بی سابقه در عالم سیاست و البته مسبوق به سابقه در زندگی و سیاست « ی».ماجرای ایرانیان در ابتدای ت یکی از این نمونه هاست؛ زمانی که پس از پایان کار ت دهم مدعی شد که قصد دارد فعالیت خود را در مسیر پژوهشی و ی ادامه دهد و بعد مشخص شد « » می خواهد خودش را تاسیس کند و در گام بعد نیز معلوم شد که برای تامین هزینه های دست به دامان کمک های مردمی شده ‎اند. چند روز بعد هم گفته بودند ۶۰۰ میلیون تومان از این دامان پُر مِهر عایدی حاصل شده و این چنین بود که کلنگِ ایرانیان یا همان بر زمین فرود آمد.ماجرای ساختمان محافظان روزهای اولیه دادماه امسال اتفاقی مشابه ماجرای ایرانیان کلید خورد. پس از تخلیه ساختمان محافظان که در پی یک دعوای حقوقی سه ساله و با حکم قضایی انجام شد، کانال « ت بهار» ابتدا مدتی پیام های شهروندان را منتشر کرد که می گفتند برای تامین هزینه اسکان محافظان آماده اند! ساعاتی پس از انتشار پیام ها، این کانال تلگرامی متعلق به رییس جمهور سابق همزمان با سایت « ت بهار» و دیگر رسانه های نزدیک به ، اطلاعیه مشترک او و حمید بقایی را منتشر د که در آن با اعلام شماره حس از مردم خواسته بودند کمک های مالی خود را به این شماره حساب دونفره واریز کنند.هزار سوال بی جوابهمزمان در حالی که « ت بهار» هر روز تعدادی از فیش های بانکی اینترنتی و غیر اینترنتی ارسالی مردم، مبالغ پرداختی آنها و البته پیام های محبت ان را منتشر می کرد، ی نمی دانست این پول ها از کجا آمده، مردمی که این مبالغ را به حساب - بقایی حواله می کنند، چه ی هستند، مجموع مبالغ و حساب و کتاب این پول ها در دست چه ی است و چه ی قرار است پاسخگوی نحوه هزینه کرد این اموال باشد. آیا و بقایی مالیات آن را پرداخت می کنند و اساساً میزان پرداخت مالیات چقدر خواهد بود. آیا اعلام شماره حساب از سوی رییس جمهور سابق قانونی است؟ آیا دیگر شهروندان نیز می توانند برای حل مشکلات شان گلریزان ب ا کنند و شماره حساب بدهند؟ و شاید مهم تر از همه این سوالات این که تا چه میزان به خوداظهاری کانال « ت بهار» اطمینان کرد. چه طور می توان مطمئن شد که تمام مبالغ دریافتی همینی بوده که این کانال تلگرامی، فیش های بانکی و مدارکش را منتشر کرده و می کند؟یک کارشناس بانکی: ت می تواند ۲۵ درصد این پول را مالیات بگیردبا این همه برای یافتن پاسخ برخی ابعاد مالی و بانکی این ماجرا سراغ «احمد خاتمی یزد» کارشناس امور بانکی رفتیم. خاتمی اما درباره حدود قانونی این اقدام به لحاظ بانکی گفت: میزان مبالغ واریز شده در این حساب ها قابل ردی است. این کارشناس امور بانکی به ایلنا گفت: تنها در یک شرایط این مسئله قابل ردی نیست و آن هم این که پول نقد را به حس واریز اما اطلاعات خود را به درستی اعلام نکنند.مدیرعامل سابق بانک صادرات همچنین نحوه محاسبه مالیات مبالغ دریافتی گفت: بانک ها و ممیزهای مالیاتی بنابر مقرراتی که حدود ۵ تا ۶ ماه پیش ایجاد شده، اجازه دارند به صورت آن لاین وارد حساب افراد شده و جزئیات آن را بررسی کنند و می توانند محاسبه کنند که به این پول ها چه میزان مالیات تعلق می گیرد.او ادامه داد: اگر آقای این پول را به عنوان خیریه دریافت کند و مجوزهای لازم را گرفته و به ثبت وزارت کشور رسانده باشد، مشمول پرداخت مالیات نمی شود و در غیر این صورت مسئولان مالیاتی می توانند ۲۵ درصد این پول را به ‎عنوان مالیات از او بگیرند.اطلاعیه ت یازدهم درباره ساختمان محافظان رییس ت دهمدر این میان اما ت یازدهم که سخت مورد هجمه و رسانه هایش قرار گرفته بود، با انتشار اطلاعیه ای به بیان توضیحاتی در این رابطه پرداخت و اعلام کرد: «تخلیه و تحویل این ملک که مورد استفاده تیم حفاظت رییس جمهوری سابق در مدت زمان ریاست جمهوری او بود، پس از پایان دوره دهم ریاست جمهوری و به استناد مصوبه مراجع قانونی مسوول در امور حفاظتی و نیز اخطار دیوان محاسبات کشور، انجام گرفت.»نهاد ریاست جمهوری ت یازدهم همچنین اطلاع داد: «در پی مقاومت در برابر حکم قانونی، عدم تحویل ملک و تصرف عدوانی آن به مدت سه سال، این موضوع در مراجع قضایی پیگیری اما با وجود صدور حکم تخلیه، باز هم به این بهانه که این ساختمان در اختیار واحد ارتباط مردمی رییس جمهوری سابق است، تخلیه ملک مذکور انجام نگرفت. در نهایت با پیگیری بخش حقوقی نهاد ریاست جمهوری در راستای استیفای حقوق ت و بیت المال و صدور دستور قضایی، این ملک طی صورتجلسه با حضور عوامل انتظامی تخلیه و قفل ها تعویض شد.»یک کارشناس حقوقی: کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!مهرداد قربانی سر ، حقوق دان اما با آن که می گوید بعد از این که رییس جمهور از شغل خود منفک می شود، حفاظت از حفظ جان او بر عهده ت حاضر است، تاکید دارد استفاده از امکانات تی باید در حد متعارف باشد. این دادگستری درباره ابعاد این ماجرا به ایلنا گفت: تا آن جا که ما می دانیم آقای و بقایی در یک ساختمان تی مستقر هستند و مهم تر از آن، بنابر اعلام آقای جهانگیری، معاون اول رییس جمهور فعلی در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری، رییس ت دهم و یازدهم نباید آن چنان مشکل مالی خاصی داشته باشد.او گفت: در صورتی که ادعای آقای جهانگیری صحیح باشد، در زمان صدرات و زمام داری آقای و همکاران ایشان از جمله بقایی، ۷۰۰ میلیارد دلار از دارایی های کشور نابوده شده است و چنا ‎چه این ادعا محمول بر صحت نبود نیز قطعاً از جانب آقای و سایر همکاران ایشان مورد ایراد و شکایت قرار می گرفت.این حقوقدان همچنین درباره ابعاد حقوقی اقدام اخیر و بقایی در اعلام شماره حساب گفت: این که ی به منظور انجام امری شماره حساب اعلام و وجوهی دریافت کند اما نیت و قصدش کار دیگری باشد، می تواند مصداق کلاهبردی باشد؛ چرا که کلاهبرداری عبارت است از یک سلسله مانور متقلبانه به قصد ربایش مال غیر!قربانی اما در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به جایگاه خاص تفاوتی میان اعلام شماره حساب برای دریافت پول از سوی او و یک شهروند عادی وجود دارد، اعلام کرد: آقای کار عجیبی نکرده است. در واقع این اقدام چیزی شبیه به بسیاری از اقدامات قبلی ایشان است.او درباره این که آیا می توان زیر سوال بردن جایگاه ریاست جمهوری را به عنوان جرم در نظر گرفت نیز گفت: البته این اقدام وجهه جایگاه ریاست جمهوری را زیر سوال می برد اما ایشان قبلاً هم بارها مرتکب چنین اعمالی شده و اگر دفعات قبل، جرمی مرتکب شده، این بار هم مجرم است.بقایی مدعی شد: ادامه حمایت مالی ت یازدهم از سیدمحمد خاتمیبا این همه اطلاعیه ت یازدهم به جای آن که پایانی باشد بر مدعیات ی منجر به واکنش بقایی شد. او در فایلی صوتی که باز هم توسط کانال « ت بهار» منتشر شد، مدعی شد که امکاناتی که از دریغ شده، همچنان در اختیار سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور ت های هفتم و هشتم بوده و استفاده از این ساختمان را حق قانونی دانست. اظهاراتی که فضا را بیش از پیش « ی» کرد و اگر بر حجم کمک های مردمی بی تاثیر بود، بر تعداد پیام های حامیان در « ت بهار» و میزان عصبانیت شان از ت یازدهم تاثیر افزود.همزمان در حالی که این کانال تلگرمی از حدود ۱۰ روز قبل و مدتی پیش از حمله تروریستی به ساختمان مجلس، روند انتشار فیش های بانکی کمک های مردمی را متوقف کرد، با وقوع این حادثه ماجرا را از ابعادی دیگر مورد توجه قرار داد. آنها با اتکا به این حمله تروریستی، نسبت به در خطر افتادن جان ابراز نگرانی کرده و در آ ین اقدام نیز با انتشار تصاویری مدعی شدند ساختمان جدید «بنیاد باران» با کمک های ت یازدهم ساخته شده است.مدیرعامل بنیاد باران: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است«جواد » اما در واکنش به این ادعای بقایی گفت: ت هیچ ساختمانی در اختیار آقای خاتمی قرار نداده است. مدیرعامل بنیاد باران به ایلنا گفت: پس از پایان کار ت اصلاحات، صرفاً یک دفتر در اختیار آقای خاتمی بود که آقای ابتدا آب و برق آن را قطع کرد و بعد از آن هم کل ساختمان را پس گرفت و در حال حاضر هیچ امکانات تی خاصی در اختیار آقای خاتمی نیست.او تاکید کرد که بحث محافظان ربطی به ت ندارد و این هزینه ها بر اساس مصوبه شورای امنیت کشور تامین می شود. این فعال اصلاح طلب اعلام کرد: بنابر این مصوبه امنیت تمام شخصیت ها بعد از صدارت باید ادامه داشته باشد و تقویت و تنزل آن مربوط به شورای امنیت است و ربطی به ت ندارد. مسلح محافظان آقای نیز بنا بر همین مصوبات شورای امنیت انجام می شود و حقوق شان را نیز خود پرداخت نمی کند.جشن گلریزان پرابهام ادامه دارددر این میان، روند انتشار فیش های بانکی هم متوقف نشده بود و همزمان با انتشار پیام هایی حاوی الطاف بی دریغ مردم به ، هر از گاه یک فیش بانکی دیگر نیز منتشر می شد تا این نگرانی در خصوص نحوه جمع آوری کمک های مردمی بالا بگیرد و بر حجم ابهامات در این رابطه افزوده شود؛ ابهاماتی همچون مواردی که پیش تر عنوان شد و البته هزاران سوال و اما و اگر دیگر!مردم به « - بقایی» چقدر پول دادند و چه گفتند؟از طرفی مبالغ واریز شده از سوی مردم و همچنین پیام های مردمی نیز در نوع خود جالب بود که شاید بتواند سوژه ای باشد برای گزارشی دیگر. آن جا که یکی ۵۰۰ تومان و دیگری ۸ میلیون تومان به حساب - بقایی واریز کرده بود و نیز در حالی که شهروندی مدعی شده بود کامیونش را به عنوان تمام دارایی اش به قیمت ۱۰۰ میلیون برای فروش و کمک به به مزایده گذاشته، دیگری می گفت با آن که تنها ۵۰ هزار تومان پرداخت کرده اما قصد دارد هر روز همین مبلغ به حساب اعلام شده پول بریزد! ادعایی که به اشکال مختلف تکرار می شد و بر ابهامات ماجرا می افزود.پیشنهادات مردمی؛ از معاملات ملکی تا آرزوی «پودر شدن» برای آرمان ی و «واریز عشق»در میان پیام ها حتی تقاضای همکاری های غیر قانونی هم مطرح می شد؛ آن چنان که یکی از کاربران در پیامش مدعی شده بود زمین وسیعی دارد که سال هاست به دلیل مشکلات مربوط به مدارک آن بلااستفاده مانده و در ادامه گفته بود اگر دوستان آقای به او کمک کنند، این زمین را به فروش برساند، حاضر است بخش قابل توجهی از مبلغ دریافتی از فروش زمین را به ی ها بدهد.در این میان پیام های خشونت آمیز هم کم نبود. آن جا که یکی از آرزوی خود مبنی بر «پودر شدن» در راستای آرمان ها سخن گفته بود و دیگری در واکنش به استفاده از کلمه «عجیب» در متن خبر یکی از خبرگزاری های اصولگرا برای توصیف اقدام و بقایی در اعلام شماره حساب برای دریافت کمک های مردمی، نوشت: «فعلاً که به درخواست خودمان در حال واریز عشق به حساب مالی دفتر خادم ملت هستیم. وای بر روزی که جان هایمان را طلب کند. ریشه تان را قطع خواهیم کرد!»... و اما یوم الحساب « ی»اما شاید مهم ترین مسئله در مورد این وضعیت « ی» مجموع مبالغی بود که در پی این اقدام جمع آوری شده بود. معمایی که البته امکان پاسخ گویی به آن میسر نیست و صرفاً می توان به نتیجه محاسبات عددی بر اساس آن چه تا این لحظه از سوی کانال « ت بهار» اعلام شده، اتکا کرد.۱۱۵ میلیون تومان در حدود ۸۰۰ فیش بانکیکانال « ت بهار» طی روزهای گذشته یعنی از تاریخ هشتم تا بیست وشش دادماه امسال، حدود ۸۰۰ فیش بانکی حاوی مبالغی از ۵۰۰ تومان تا چند میلیون تومان منتشر کرده که با محاسبه مبالغ این فیش ها مشخص می شود، در مجموع بالغ بر ۱۱۵ میلیون تومان به این حساب بانکی مشترک پول واریز شده است! بماند که حالا حدود ۱۰-۱۵ روزی است که این کانال دیگر همچون روزهای نخستِ گلریزانی « ی»، رسید بانکی منتشر نمی کند و به ویژه در روزهای اخیر و در پی حادثه تروریستی در مجلس و حرم (ره) روند انتشار این اسناد مالی متوقف شده است.این در حالی است که از دو، سه روز اخیر کانال « ت بهار» در چند نوبت آگهی و بنر تبلیغاتی شماره حساب مشترک - بقایی را بازنشر کرده و به صورت موردی نیز اقدام به انتشار رسید، بانکی کمک های مردمی کرده است. تا آن جا که تقریباً تعداد فیش های بانکی منتشر شده با تعداد بنرهای تبلیغاتی برابری می کند!پایان وضعیت « ی» یا آغازی دوبارهبا این همه سوال اینجاست که آیا ی ها در تمام این مدت همچنان مشغول واریز کمک های مردمی برای و بقایی بوده اند یا بعد از چند روز بریز و بپاش « ی» این آ ین حربه ی هم به پایان کار خود رسیده و در این صورت، احتمالاً فضای کشور می تواند برای مدتی به سر و وضع « ی» این روزهای خود سروسامان دهد و البته همزمان خود را برای بازگشت اوضاع « ی» آماده کند که هر آینه با سر و شکلی نو هویدا شود.»